﻿1
00:00:35,024 --> 00:00:45,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:45,048 --> 00:00:55,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:58,019 --> 00:01:01,513
‫بارها و بارها تصورش کردم

4
00:01:01,600 --> 00:01:04,298
‫بین تمام سوالات دیگه‌ای که
‫قطعاً به ذهنت رسیده بودن،

5
00:01:04,385 --> 00:01:06,388
‫چطوری این سوال مطرح شد:

6
00:01:06,475 --> 00:01:09,173
‫«چه اتفاقی واسه سگه میفته؟»

7
00:02:04,055 --> 00:02:08,276
‫اون بالای تپه وایساده،

8
00:02:08,363 --> 00:02:09,688
‫بین اون دوتا پل،

9
00:02:09,712 --> 00:02:11,081
‫سایه‌ش افتاده رو آسمون شفاف

10
00:02:11,105 --> 00:02:12,169
‫داری از خودت می‌بافیش

11
00:02:12,193 --> 00:02:13,648
‫به هیچ وجه از خودم نمی‌بافم

12
00:02:13,672 --> 00:02:15,761
‫«شفاف» جزو کلماتیـه که میگی

13
00:02:15,848 --> 00:02:17,304
‫خب، شفاف ساختگیـه، آره

14
00:02:17,328 --> 00:02:18,653
‫ولی من نساختمش.
‫یکی دیگه ساخته.

15
00:02:18,677 --> 00:02:20,177
‫«شفاف»

16
00:02:20,201 --> 00:02:22,246
‫این اتفاق واقعاً افتاده. صبر کنید

17
00:02:22,333 --> 00:02:23,789
‫بفرما!

18
00:02:23,813 --> 00:02:25,313
‫انگار با جادو ظاهر شده بود اونجا

19
00:02:25,380 --> 00:02:26,903
‫مثل یکی از اون سگ‌های غول‌پیکر آندرسن

20
00:02:26,990 --> 00:02:28,774
‫- قلاده هم نداشت؟
‫- نه

21
00:02:28,861 --> 00:02:30,230
‫- پلاک هم نداشت
‫- هیچی

22
00:02:30,254 --> 00:02:31,952
‫وایسا. هانس کریستیان آندرسن...

23
00:02:32,039 --> 00:02:34,476
‫داستانش رو می‌دونید.
‫یه سربازی یه جعبه‌ی جادویی می‌دزده.

24
00:02:34,563 --> 00:02:35,844
‫بازش می‌کنه

25
00:02:35,868 --> 00:02:37,435
‫سه تا سگ غول‌پیکر ظاهر میشن

26
00:02:37,522 --> 00:02:39,698
‫تا هر آرزویی که می‌خواد رو
‫براش برآورده کنن

27
00:02:39,785 --> 00:02:42,310
‫والتر، اون قصه فانتزی تجاوزه

28
00:02:42,397 --> 00:02:45,182
‫- نه، نه، نه. بیخیال
‫- اون سرباز منحرف دل‌باخته‌ی

29
00:02:45,269 --> 00:02:48,185
‫دختر پادشاه بود،
‫واسه همین از سگ‌ها خواست بدزدنش

30
00:02:48,272 --> 00:02:50,187
‫به‌عنوان انتقام

31
00:02:50,274 --> 00:02:51,972
‫این یه نقد اجتماعی دانمارکیـه

32
00:02:52,059 --> 00:02:56,411
‫تا بتونه موقعی که خوابـه
‫باهاش سکس کنه

33
00:02:56,802 --> 00:02:58,369
‫خب، این زیادی دانمارکیـه!

34
00:02:58,456 --> 00:03:02,156
‫باشه. بی‌راه هم نگفتی

35
00:03:02,243 --> 00:03:04,680
‫- مرسی
‫- نکته اینـه که سگ به طرز جادویی ظاهر شد

36
00:03:04,767 --> 00:03:07,700
‫خب، باربارا نسبت به این سگ جادویی که
‫یهویی سر و کله‌اش پیدا شده،

37
00:03:07,701 --> 00:03:09,032
‫چه حسی داره؟

38
00:03:09,119 --> 00:03:12,122
‫باربارا با دخترِ بزرگم که
‫یهویی سر و کله‌اش پیدا شد،

39
00:03:12,209 --> 00:03:14,429
‫بهتر کنار اومد

40
00:03:14,516 --> 00:03:15,754
‫راستی دخترت چطوره؟

41
00:03:15,778 --> 00:03:16,973
‫فوق‌العاده‌ست

42
00:03:16,997 --> 00:03:18,200
‫الان داره با آیریس

43
00:03:18,201 --> 00:03:20,063
‫- روی «نامه‌ها» کار می‌کنه
‫- چطور پیش میره؟

44
00:03:20,087 --> 00:03:22,959
‫شریک داشتن خیلی خوبـه. آره

45
00:03:23,046 --> 00:03:24,328
‫یه نویسنده‌ی دیگه وارد خانواده شده؟

46
00:03:24,352 --> 00:03:25,852
‫مرسی

47
00:03:38,453 --> 00:03:40,672
‫این صدا رو می‌شناسی؟

48
00:03:41,934 --> 00:03:43,719
‫من که نمی‌شناسم

49
00:03:43,806 --> 00:03:45,547
‫منم والتر

50
00:03:46,591 --> 00:03:48,091
‫کجایی؟

51
00:03:49,203 --> 00:03:52,815
‫اون کامپیوتر قدیمی رو پیدا کردم،
‫ولی نمی‌تونم روشنش کنم

52
00:03:52,902 --> 00:03:55,470
‫یا بازش کنم یا هر کاری که
‫شماها باهاش می‌کنید

53
00:03:55,557 --> 00:04:00,083
‫اون عوضی توی بخش آی‌تی هم
‫به درد لای جرز دیوار نمی‌خوره

54
00:04:00,170 --> 00:04:01,824
‫لطفاً بهم زنگ بزن

55
00:04:05,132 --> 00:04:07,134
‫این صدا رو می‌شناسی؟

56
00:04:08,048 --> 00:04:09,832
‫خودم نمی‌شناسم

57
00:04:09,919 --> 00:04:11,573
‫منم والتر

58
00:04:12,704 --> 00:04:14,204
‫کجایی؟

59
00:04:15,272 --> 00:04:16,772
‫اون کامپیوتر...

60
00:04:21,017 --> 00:04:23,237
‫خیلی دوست داشتی که به دانش‌آموزانت بگی:

61
00:04:23,324 --> 00:04:26,588
‫«از جزئیات اجتناب‌ناپذیر برحذر باشید.

62
00:04:26,675 --> 00:04:30,244
‫در برابر پیش‌بینی مقاومت کنید.

63
00:04:30,331 --> 00:04:31,984
‫بی‌نظمی را در آغوش بگیرید.»

64
00:04:32,985 --> 00:04:35,597
‫با این‌حال، خیلی از داستانایی که
‫توی کارگاه‌های نویسندگی می‌خونم،

65
00:04:35,684 --> 00:04:39,514
‫ناگزیر با صحنه‌ای از بیدار شدن
‫کسی توی صبح آغاز میشن

66
00:04:40,341 --> 00:04:42,560
‫خیلی کم پیش میاد که یه داستان

67
00:04:42,647 --> 00:04:44,519
‫با خوابیدنِ کسی شروع بشه

68
00:04:45,824 --> 00:04:48,870
‫البته، آدم‌های واقعی خیلی کم
‫به اندازه‌ی شخصیت‌های داستانی

69
00:04:48,957 --> 00:04:50,612
‫قابل پیش‌بینی رفتار می‌کنن

70
00:04:52,135 --> 00:04:55,965
‫این یکی از اولین چیزهایی بود که
‫به عنوان نویسنده به من یاد دادی

71
00:04:56,052 --> 00:04:57,552
‫و به طرز عجیبی،

72
00:04:57,967 --> 00:04:59,467
‫یکی از آخرین چیزهایی بود که
‫در موردش حرف زدیم

73
00:04:59,534 --> 00:05:01,362
‫وقتی هنوز زنده بودی

74
00:05:02,493 --> 00:05:04,582
‫« به روی داس خم‌شده،

75
00:05:04,669 --> 00:05:08,282
‫بی‌حرکت و بی‌صدا گوش دادم

76
00:05:08,369 --> 00:05:10,240
‫همانطور که از تپه بالا می‌رفتم

77
00:05:11,633 --> 00:05:15,202
‫نوای موسیقی در قلبم

78
00:05:15,941 --> 00:05:19,815
‫مدت‌ها پس آنکه دیگر شنیده نمی‌شد»

79
00:05:24,515 --> 00:05:26,561
‫اوضاعم خیلی داغونـه، شرمنده

80
00:05:26,648 --> 00:05:29,651
‫فکر کردم چندتا از جملات والتر رو بخونم

81
00:05:30,608 --> 00:05:33,133
‫اینا رو سال 2010 نوشته بود

82
00:05:33,220 --> 00:05:36,266
‫در ضمن همون متنی‌ـه که انتخاب کردم
‫واسه مقدمه‌ی کتاب جدیدم

83
00:05:36,353 --> 00:05:38,181
‫درباره‌ی روزایی که با هم داشتیم

84
00:05:39,356 --> 00:05:41,576
‫سلام؟ سلام؟

85
00:05:46,233 --> 00:05:47,799
‫عصر بخیر

86
00:05:47,886 --> 00:05:50,280
‫شاگردها و همکارانِ شوهرم

87
00:05:50,367 --> 00:05:51,736
‫به اندازه‌ی

88
00:05:51,760 --> 00:05:53,544
‫نوشتنش براش مهم بودن

89
00:05:54,154 --> 00:05:56,112
‫البته، تقریباً به همون اندازه

90
00:05:58,158 --> 00:06:01,291
‫شما جمعِ دوستان، نویسنده‌ها و

91
00:06:01,378 --> 00:06:04,033
‫خواننده‌ها و گاهی حتی منتقدانی بودید که

92
00:06:04,120 --> 00:06:06,078
‫الهام‌بخشش بودید و
‫به جلو سوق می‌دادیدش

93
00:06:06,166 --> 00:06:09,734
‫به نوبه‌ی خودتون دوستش داشتید

94
00:06:29,058 --> 00:06:30,712
‫ببخشید

95
00:06:32,192 --> 00:06:35,804
‫- نمی‌دونستم قراره بیای
‫- قرار نبود بیام

96
00:06:35,891 --> 00:06:38,850
‫ولی با خودش گفتم،
‫بذار بیام تا پایانش رقم بخوره

97
00:06:38,937 --> 00:06:42,463
‫خدایا، آیریس، تقریباً 20 سال گذشته

98
00:06:42,550 --> 00:06:44,291
‫چطوری گذشت؟

99
00:06:44,378 --> 00:06:46,206
‫همیشه برگشتنم رو تصور می‌کردم

100
00:06:48,338 --> 00:06:50,210
‫واقعاً از دیدنت خوشحالم

101
00:06:51,341 --> 00:06:53,125
‫همسر شماره‌ی دومش الحق که سوژه‌ست، نه؟

102
00:06:53,213 --> 00:06:55,215
‫تازه کجاشو دیدی

103
00:06:55,302 --> 00:06:57,869
‫نقش بیوه‌ی داغدار رو قشنگ داره می‌دوشه

104
00:06:57,956 --> 00:06:59,610
‫یعنی واسه همسر شماره‌ی دو دیگه زیادیـه

105
00:07:00,481 --> 00:07:03,135
‫به زعم گوگل، ما
‫«زن‌های مطلقه‌ی نجات‌یافته‌ایم»

106
00:07:03,223 --> 00:07:05,137
‫- اوه
‫- فقط یه نفر می‌تونه بیوه باشه

107
00:07:05,225 --> 00:07:07,836
‫- حس می‌کنی سرت کلاه رفته؟
‫- بیشتر حس رهایی دارم

108
00:07:09,272 --> 00:07:10,772
‫ببخشید

109
00:07:11,492 --> 00:07:13,189
‫- مرسی
‫- ممنون

110
00:07:13,972 --> 00:07:15,583
‫به سلامتی...

111
00:07:16,236 --> 00:07:17,648
‫والتر

112
00:07:17,672 --> 00:07:19,172
‫والتر

113
00:07:22,938 --> 00:07:25,897
‫خدایا، عجب دیوثی بود

114
00:07:28,248 --> 00:07:30,250
‫خودت چی؟ اوضاع نویسندگیت چطوره؟

115
00:07:30,337 --> 00:07:32,556
‫کتاب «شمارش» رو خوندم. عالی بود

116
00:07:32,643 --> 00:07:34,993
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

117
00:07:35,080 --> 00:07:37,169
‫- الان روی چی کار می‌کنی؟
‫- هیچی

118
00:07:37,257 --> 00:07:39,476
‫البته، کار می‌کردم

119
00:07:39,563 --> 00:07:43,350
‫چند سال پیش یه رُمان رو
‫شروع کردم، ولی... آره

120
00:07:44,046 --> 00:07:46,657
‫بدترین قفل نویسندگی عمرمـه

121
00:07:46,744 --> 00:07:48,964
‫شاید چون اسمش رو گذاشتم «بلوک شرقی»
‫[هم‌آوایی با قفل، مانع]

122
00:07:49,051 --> 00:07:50,835
‫- آخی
‫- سلام

123
00:07:50,922 --> 00:07:52,335
‫سلام. وقتی اومدم

124
00:07:52,359 --> 00:07:53,423
‫- دنبالت گشتم
‫- خدایا. آره

125
00:07:53,447 --> 00:07:55,318
‫دیر کردم

126
00:07:55,405 --> 00:07:57,189
‫حس می‌کنم خرمگس معرکه‌ام

127
00:07:57,277 --> 00:07:59,453
‫یا انگار قراره اتفاق بدی بیفته

128
00:07:59,540 --> 00:08:02,020
‫همین الانش اتفاق بدی نیفتاده؟

129
00:08:02,107 --> 00:08:03,607
‫آ...

130
00:08:03,674 --> 00:08:05,174
‫شرمنده. من... الین هستم

131
00:08:05,241 --> 00:08:08,592
‫- همسر شماره‌ی یک
‫- اوه، الین. درسته. آره

132
00:08:08,679 --> 00:08:10,899
‫آیریس خیلی ازت تعریف کرده. سلام

133
00:08:10,986 --> 00:08:12,944
‫- سلام
‫- آره

134
00:08:13,031 --> 00:08:15,164
‫- وال. وال، الین
‫- سلام

135
00:08:15,251 --> 00:08:17,340
‫- این دختر والتره
‫- سلام

136
00:08:19,951 --> 00:08:21,451
‫دخترِ...

137
00:08:22,084 --> 00:08:23,607
‫والتر

138
00:08:23,694 --> 00:08:25,106
‫واو

139
00:08:25,130 --> 00:08:26,915
‫دختر تنی؟

140
00:08:27,002 --> 00:08:30,222
‫دختر ناتنی؟ دختر بیوه‌اش؟

141
00:08:30,310 --> 00:08:32,312
‫- چی؟
‫- سلام، وال

142
00:08:32,399 --> 00:08:33,965
‫- باربارا
‫- شما باید الین باشید

143
00:08:34,879 --> 00:08:36,838
‫- مراسم یادبود خیلی قشنگ بود
‫- ممنون

144
00:08:36,925 --> 00:08:39,754
‫ممنون که منو هم دعوت کردید

145
00:08:40,755 --> 00:08:43,758
‫آیریس، باید درمورد یه چیزی
‫باهات حرف بزنم

146
00:08:43,845 --> 00:08:45,673
‫امیدوار بودم یه سر بیای خونه

147
00:08:45,760 --> 00:08:47,631
‫مثلاً اوایل هفته؟

148
00:08:47,718 --> 00:08:49,851
‫- آره
‫- ببخشید، خانم‌ها

149
00:08:49,938 --> 00:08:51,394
‫سلام، آیریس

150
00:08:51,418 --> 00:08:53,158
‫- نصف شعرم رو نشنیدی
‫- اوه

151
00:08:53,245 --> 00:08:54,769
‫آره. طوری نیست

152
00:08:54,856 --> 00:08:56,466
‫سندرسون می‌خواد باهات حرف بزنه

153
00:08:56,553 --> 00:08:58,599
‫ممنون، جری. راستی من چهارشنبه

154
00:08:58,686 --> 00:09:00,252
‫- برمی‌گردم سر کار، پس...
‫- باشه

155
00:09:00,340 --> 00:09:01,863
‫- بهت زنگ می‌زنم. آره
‫- مرسی

156
00:09:01,950 --> 00:09:03,450
‫بهم زنگ بزن

157
00:09:04,822 --> 00:09:06,998
‫باید زودتر خودمو معرفی می‌کردم

158
00:09:07,085 --> 00:09:09,044
‫نه، کمکی نمی‌کرد. باور کن

159
00:09:09,958 --> 00:09:12,038
‫باربارا می‌خواد درمورد چی باهات حرف بزنه؟

160
00:09:13,222 --> 00:09:14,745
‫اصلاً نمی‌دونم

161
00:09:18,706 --> 00:09:20,229
‫توی یه روز قشنگ بهاری

162
00:09:20,316 --> 00:09:23,972
‫داشت با ساموئل بکت قدم می‌زد
‫که دوستی پرسید:

163
00:09:24,059 --> 00:09:27,889
‫«همچین روز قشنگی،
‫لذت زنده بودن رو برات بیشتر نمی‌کنه؟»

164
00:09:27,976 --> 00:09:29,760
‫بکت جواب داد...

165
00:09:29,847 --> 00:09:32,763
‫اونقدرها هم نمی‌تونم پیش برم

166
00:09:39,814 --> 00:09:42,425
‫یه جمله‌ی دیگه از قهرمانت، بکت

167
00:09:43,470 --> 00:09:47,474
‫روزی که بمیرم عین روزای دیگه‌ست،

168
00:09:48,910 --> 00:09:50,410
‫فقط کوتاه‌تره

169
00:09:53,610 --> 00:09:56,091
‫این جمله رو که گفتی
‫از خنده پاره شدیم:

170
00:09:56,178 --> 00:09:59,050
‫«هرچی آدمای بیشتری بخوان خودکشی کنن،

171
00:09:59,703 --> 00:10:02,358
‫آدمای کمتری خودکشی می‌کنن.»

172
00:10:08,973 --> 00:10:10,540
‫سلام، خانم آیریس

173
00:10:12,847 --> 00:10:15,458
‫- به این زودی کریسمس شد، نه؟
‫- آره

174
00:10:15,545 --> 00:10:18,418
‫بابانوئل داره میاد به شهر

175
00:10:20,811 --> 00:10:22,509
‫هو، هو، هو

176
00:10:31,909 --> 00:10:34,259
‫یه جا خونده بودم تقریباً همه‌ی کسایی که

177
00:10:34,346 --> 00:10:36,523
‫اقدام به خودکشی می‌کنن و زنده می‌مونن،

178
00:10:36,610 --> 00:10:38,525
‫از اینکه این کار رو کردن پشیمون میشن

179
00:10:40,744 --> 00:10:44,052
‫مثل کسایی که پریدن و
‫به‌محض اینکه توی هوا بودن

180
00:10:44,139 --> 00:10:46,663
‫فهمیدن واقعاً نمی‌خواستن بمیرن

181
00:10:50,188 --> 00:10:51,886
‫درباره‌ی تو کنجکاوم

182
00:10:52,452 --> 00:10:54,454
‫راجع به حسی که تو داشتی

183
00:10:58,022 --> 00:11:00,503
‫این فکر شب‌ها نمی‌ذاره بخوابم

184
00:11:06,000 --> 00:11:08,000
« بلوک شرقی »

185
00:11:46,244 --> 00:11:48,203
‫«مانسینی یه ماشین بیوک می‌روند

186
00:11:48,725 --> 00:11:51,119
‫که یهویی پیداش شده بود.

187
00:11:51,206 --> 00:11:53,295
‫هیچکس سؤالی نپرسید

188
00:11:53,382 --> 00:11:55,123
‫همگی یه مقدار پول گذاشتن واسه بنزین

189
00:11:55,210 --> 00:11:57,212
‫سه ساعت بعدش،

190
00:11:57,299 --> 00:11:58,798
‫اونا توی سالن «بلو هورایزن» بودن

191
00:11:58,822 --> 00:12:01,216
‫تا مسابقه‌ی «جرج بنتون» رو تماشا کنن،

192
00:12:01,303 --> 00:12:03,305
‫استاد سبکِ «فیلی شل»
‫[دفاع تک‌دستی]

193
00:12:04,611 --> 00:12:08,745
‫که با جاخالی دادن،
‫دفع ضربات و گریز از مشت‌ها

194
00:12:09,267 --> 00:12:11,313
‫یه نمایش فوق‌العاده رو ارائه می‌داد

195
00:12:12,800 --> 00:12:17,841
‫کاری کن ضربه‌هاشون خطا بره و
‫تاوانش رو پس بدن

196
00:12:17,928 --> 00:12:20,061
‫شاید سید بی‌ملاحظه بود،

197
00:12:20,148 --> 00:12:22,324
‫ولی عشقش این بود که جاخالی بده

198
00:12:22,411 --> 00:12:24,631
‫بیشتر از اینکه ضربه‌ی متقابل بزنه

199
00:12:24,718 --> 00:12:28,896
‫فلسفه‌اش همین بود،
‫چه داخل رینگ و چه بیرونش

200
00:12:29,723 --> 00:12:31,812
‫توی رینگ‌ راحت‌تر بود

201
00:12:31,899 --> 00:12:35,119
‫بیرون از رینگ، حتی اونایی که
‫دست‌نیافتنی بودن،

202
00:12:35,206 --> 00:12:37,165
‫یا یه جورایی موهبت غیب‌دانی

203
00:12:37,252 --> 00:12:39,907
‫یا نبوغ عجیب داشتن،

204
00:12:39,994 --> 00:12:41,648
‫نابود می‌شدن

205
00:12:42,431 --> 00:12:47,218
‫بیرون از رینگ، زندگی پر از آشوب بود و
‫هیچ ظرافتی نداشت

206
00:12:47,305 --> 00:12:51,483
‫و باید سه تا مشت می‌خوردی
‫تا بتونی یه مشت بزنی.»

207
00:13:00,275 --> 00:13:03,321
‫تیزی خیانت مثل چاقو به قلبش فرو رفت

208
00:13:03,408 --> 00:13:05,628
‫دیگه هیچ شکی باقی نمونده بود

209
00:13:05,715 --> 00:13:07,717
‫کار همسر سابقش بود»

210
00:13:11,329 --> 00:13:15,072
‫خوبه. بهتر از قبلـه

211
00:13:15,159 --> 00:13:16,528
‫از پایانش خوشم اومد

212
00:13:16,552 --> 00:13:18,554
‫ولی جین هنوز زیاد شباهتی

213
00:13:18,641 --> 00:13:20,295
‫به شخصیت توی داستان نداره

214
00:13:20,382 --> 00:13:23,254
‫بیشتر شبیه یه آدم واقعیـه

215
00:13:23,341 --> 00:13:25,300
‫از اون آدمایی که تو در موردشون
‫چیزی نمی‌نویسی

216
00:13:25,387 --> 00:13:27,650
‫- همچین داستانی
‫- نه. منظورم اینه که...

217
00:13:27,737 --> 00:13:29,237
‫یعنی خبری از اشباح بال‌دار و

218
00:13:29,304 --> 00:13:31,219
‫- مراسم گردن‌زنی نیست
‫- فقط به نظرم

219
00:13:31,306 --> 00:13:33,197
‫نوشتن راجع به آدم کاملاً عادی،
‫هیچ نکته‌ی خاصی نداره

220
00:13:33,221 --> 00:13:35,049
‫مخصوصاً با وضعیت فعلی دنیا

221
00:13:35,136 --> 00:13:37,027
‫- دنیا؟ شوخیت گرفته؟
‫- فقط دارم

222
00:13:37,051 --> 00:13:39,009
‫- یه نقد صادقانه بهت ارائه میدم
‫- کارتر، منظورت از

223
00:13:39,096 --> 00:13:40,291
‫«عادی» چیه؟

224
00:13:40,315 --> 00:13:43,535
‫یعنی، ظاهر و همه‌چیزش

225
00:13:44,275 --> 00:13:45,886
‫جین‌های زیادی توی زندگی دیدم

226
00:13:45,973 --> 00:13:50,586
‫خب، من که شنیدم موهای قرمز و
‫چشمای سبز داشته

227
00:13:50,673 --> 00:13:53,545
‫جزئیاتش از جزئیات گواهینامه‌ی من بیشتره

228
00:13:54,285 --> 00:13:57,593
‫شاید منظورت یه زن عادی بوده

229
00:14:00,204 --> 00:14:01,728
‫اون یکی دختره قدش بلنده؟

230
00:14:02,685 --> 00:14:05,819
‫نمی‌دونم چرا می‌ذاریم
‫کار همدیگه رو نقد کنن

231
00:14:05,906 --> 00:14:07,647
‫کوری عصاکِش کور دیگری

232
00:14:07,734 --> 00:14:09,431
‫اونم ته یه کوچه‌ی بن‌بست

233
00:14:09,518 --> 00:14:11,215
‫بابت والتر تسلیت میگم

234
00:14:11,302 --> 00:14:13,043
‫همدردی خالص

235
00:14:13,130 --> 00:14:16,612
‫داشت رد می‌شد گفت یه تسلیتی هم بگم

236
00:14:19,223 --> 00:14:21,661
‫- سلام
‫- سلام

237
00:14:25,055 --> 00:14:27,014
‫- چطوری؟
‫- خوب. تو چی؟

238
00:14:27,101 --> 00:14:28,601
‫آره. باشه

239
00:14:29,451 --> 00:14:30,907
‫آماده باش

240
00:14:30,931 --> 00:14:33,760
‫- یا خدا، این مال عهد بوقـه
‫- آره

241
00:14:33,847 --> 00:14:37,459
‫ولی همه‌ی ایمیل‌هاش تا
‫سال 2007 باید توش باشن

242
00:14:37,546 --> 00:14:39,809
‫- و دوستت...
‫- ریکو

243
00:14:39,896 --> 00:14:41,506
‫می‌تونه رمزش رو باز کنه

244
00:14:41,593 --> 00:14:42,919
‫آره، بازش می‌کنه.
‫گفت امشب ردیفش می‌کنه.

245
00:14:42,943 --> 00:14:44,988
‫خیلی‌خب. فردا ببینمت؟

246
00:14:45,075 --> 00:14:46,903
‫- آره. میام پیشت
‫- عالیه. مراقبت کن

247
00:14:46,990 --> 00:14:49,036
‫- نسخه‌ی پشتیبان نداره
‫- فهمیدم

248
00:14:49,123 --> 00:14:51,081
‫باارزشـه

249
00:14:51,168 --> 00:14:53,040
‫بکاپ هم ازش می‌گیریم، پس...

250
00:14:54,345 --> 00:14:56,696
‫احوال خودت چطوره؟

251
00:14:58,045 --> 00:15:01,309
‫نمی‌دونم. تو چی؟

252
00:15:01,396 --> 00:15:03,093
‫نمی‌دونم

253
00:15:04,138 --> 00:15:05,922
‫هنوز گریه نکردم

254
00:15:06,009 --> 00:15:08,925
‫خب، قرار نیست همه
‫حس یکسان داشته باشن

255
00:15:09,012 --> 00:15:12,189
‫ولی حس درستی نداره.
‫انگار یه چیزی رو از قلم انداختم.

256
00:15:12,276 --> 00:15:14,017
‫آخه وقتی صفحه‌ی گوشیم
‫تَرَک برداشت گریه کردم

257
00:15:15,018 --> 00:15:16,541
‫باربارا چی می‌خواست؟

258
00:15:16,628 --> 00:15:18,500
‫نمی‌دونم. الان دارم میرم پیشش

259
00:15:18,587 --> 00:15:20,328
‫به نظرت مربوط به منـه؟

260
00:15:20,415 --> 00:15:22,504
‫چرا باید مربوط به تو باشه؟

261
00:15:22,591 --> 00:15:24,332
‫سؤالت استفهام انکاری بود؟

262
00:15:28,728 --> 00:15:30,228
‫خداحافظ

263
00:15:40,130 --> 00:15:43,699
‫می‌خوام بهت بگم هر چقدر که می‌خوابم،

264
00:15:43,786 --> 00:15:45,309
‫بازم بدجور خسته‌ام

265
00:15:47,050 --> 00:15:49,487
‫حس می‌کنم انگار کنترل زندگیم
‫داره از دستم خارج میشه

266
00:15:51,054 --> 00:15:54,536
‫انگار قصه‌ی زندگیم رو
‫یکی دیگه داره می‌نویسه

267
00:16:09,681 --> 00:16:11,181
‫خیلی ممنون که اومدی

268
00:16:19,430 --> 00:16:20,712
‫چایی ارل گری

269
00:16:20,736 --> 00:16:23,173
‫- ایشالا که می‌خوری
‫- آره

270
00:16:23,260 --> 00:16:24,914
‫خب بگو ببینم. احوالت چطوره؟

271
00:16:25,001 --> 00:16:26,370
‫کتابت چطور پیش میره؟

272
00:16:26,394 --> 00:16:28,526
‫تو و وال هنوزم آب‌تون توی یه جوب میره؟

273
00:16:28,613 --> 00:16:32,008
‫آره. اون... عالیه. اون...

274
00:16:32,095 --> 00:16:35,533
‫یکم کُند پیش می‌ریم،

275
00:16:35,620 --> 00:16:37,448
‫ولی داریم حلش می‌کنیم

276
00:16:37,535 --> 00:16:40,321
‫و اون یکی رو...

277
00:16:40,408 --> 00:16:42,279
‫یه یارویی رو پیدا کرد که

278
00:16:42,889 --> 00:16:46,196
‫کمک‌ می‌کنه اون ایمیل‌ها رو

279
00:16:46,283 --> 00:16:48,938
‫از کامپیوتر عصر حَجرش در بیاریم

280
00:16:49,025 --> 00:16:52,115
‫وای خدا، درسته.
‫اون لپ‌تاپ باستانی.

281
00:16:53,334 --> 00:16:55,118
‫با جری حرف زدی

282
00:16:55,205 --> 00:16:57,251
‫واسه آوردن یه ویراستار احتمالی دیگه؟

283
00:16:57,338 --> 00:17:00,341
‫چرا می‌پرسی؟ نکنه چیزی گفته؟

284
00:17:00,428 --> 00:17:04,475
‫نه. خب، آره. فقط به قول خودت،
‫کار کُند پیش میره

285
00:17:04,562 --> 00:17:09,959
‫پس راجع به این می‌خواستی
‫باهام حرف بزنی؟

286
00:17:10,046 --> 00:17:12,309
‫نه. البته که نه

287
00:17:12,396 --> 00:17:14,746
‫من هیچی از انتشارات سرم نمیشه

288
00:17:15,617 --> 00:17:18,054
‫بین جری و خودتـه که چطوری
‫کتاب رو تمومش کنید

289
00:17:20,230 --> 00:17:22,058
‫فکر می‌کنم خودت می‌دونی که

290
00:17:22,145 --> 00:17:23,601
‫والتر چقدر از اینکه وقت گذاشتی و

291
00:17:23,625 --> 00:17:25,540
‫از نوشتنِ خودت فاصله گرفتی

292
00:17:25,627 --> 00:17:27,890
‫تا نامه‌هاش رو ویرایش کنی، قدردان بود

293
00:17:32,068 --> 00:17:34,201
‫به نظرم والتر اشتباه کرد که

294
00:17:34,288 --> 00:17:36,290
‫تدریس رو گذاشت کنار

295
00:17:37,247 --> 00:17:38,703
‫آ...

296
00:17:38,727 --> 00:17:40,772
‫عاشقش بود

297
00:17:40,860 --> 00:17:42,272
‫ولی اون مزخرفات مربوط به «تخلف»،

298
00:17:42,296 --> 00:17:43,796
‫روحیه‌اش رو خراب کرد

299
00:17:45,299 --> 00:17:49,042
‫البته، وقتی گذاشت کنار،
‫دلش تنگ شد

300
00:17:53,089 --> 00:17:54,699
‫یه لحظه...

301
00:18:07,060 --> 00:18:09,279
‫با شرایطی که الان هست،

302
00:18:09,758 --> 00:18:11,455
‫فکر کنم اکثر نویسنده‌های دنیا

303
00:18:11,542 --> 00:18:14,067
‫دارن به جایگاه خودشون فکر می‌کنن

304
00:18:15,068 --> 00:18:18,985
‫خب... احتمالاً برات سؤالـه که

305
00:18:19,072 --> 00:18:21,291
‫چرا گفتم بیای اینجا

306
00:18:23,032 --> 00:18:24,532
‫مربوط به سگه

307
00:18:25,426 --> 00:18:27,297
‫می‌خواستم ازت بپرسم که می‌تونی
‫سرپرستیش رو به‌عهده بگیری یا نه

308
00:18:28,820 --> 00:18:31,475
‫- آپولو؟ همون سگ؟
‫- آره

309
00:18:31,562 --> 00:18:32,583
‫نه

310
00:18:32,607 --> 00:18:34,019
‫نه

311
00:18:34,043 --> 00:18:35,610
‫نه. من... من... نمی‌تونم

312
00:18:35,697 --> 00:18:37,786
‫توی ساختمونم ورود سگ مجاز نیست

313
00:18:37,873 --> 00:18:39,744
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مطمئنم

314
00:18:39,831 --> 00:18:41,921
‫آره

315
00:18:42,008 --> 00:18:45,272
‫- نمیشه همینجا بمونه؟
‫- نه، نه، نه

316
00:18:45,359 --> 00:18:48,405
‫داشتم سعی می‌کردم همین رو بگم.
‫باید خونه‌ی جدیدی براش پیدا بشه.

317
00:18:49,232 --> 00:18:52,148
‫- خونه‌ی جدید؟
‫- این مدت اینجا عذاب کشیده

318
00:18:52,235 --> 00:18:53,734
‫طفلک غذا نخورده

319
00:18:53,758 --> 00:18:57,371
‫شب و روز چشمش به اون دره

320
00:18:57,458 --> 00:18:59,547
‫هر بار که تونستم خودم رو جمع و جور کنم،

321
00:18:59,634 --> 00:19:01,201
‫جلوی در دیدمش و

322
00:19:02,202 --> 00:19:04,421
‫دلم کباب شده

323
00:19:05,205 --> 00:19:06,705
‫وال چی؟

324
00:19:07,337 --> 00:19:08,532
‫آیریس

325
00:19:08,556 --> 00:19:10,862
‫یه عضو خانواده‌ی دیگه؟

326
00:19:11,820 --> 00:19:13,319
‫دیگه به جایی عقلم قد نمیده

327
00:19:13,343 --> 00:19:15,955
‫همه‌ی پناهگاه‌های حیوانات هم
‫لیست انتظارشون طولانیـه

328
00:19:16,564 --> 00:19:19,306
‫نباید باقی عمرش رو توی
‫لونه‌ی سگ‌ بگذرونه

329
00:19:20,698 --> 00:19:23,788
‫- گذاشتیش توی لونه‌ی سگ؟
‫- می‌گفتی چیکار کنم؟

330
00:19:24,572 --> 00:19:26,724
‫حالش نمی‌شد که بابایی
‫دیگه قرار نیست بیاد خونه

331
00:19:26,748 --> 00:19:28,880
‫چطوری...

332
00:19:28,968 --> 00:19:31,361
‫چطوری می‌تونی مرگ رو به یه سگ توضیح بدی؟

333
00:19:33,450 --> 00:19:35,539
‫چطوره فقط یه مدت کوتاه
‫با خودت ببریش؟

334
00:19:35,626 --> 00:19:37,541
‫حتی همین هم کمک خیلی بزرگیـه

335
00:19:37,628 --> 00:19:40,153
‫می‌بینی که چقدر حرف‌گوش‌کُنـه

336
00:19:40,240 --> 00:19:42,198
‫همه‌ی فرمان‌ها رو متوجه میشه.
‫واق‌واق نمی‌کنه.

337
00:19:42,285 --> 00:19:44,548
‫چیزی رو خراب نمی‌کنه.
‫آتیش نمی‌سوزونه.

338
00:19:44,635 --> 00:19:47,247
‫در ضمن بلده و نمیره روی تخت‌خواب

339
00:19:47,334 --> 00:19:48,988
‫آره، مطمئنم همه‌اش درستـه

340
00:19:49,075 --> 00:19:50,575
‫می‌دونم خواهش بزرگیـه

341
00:19:51,033 --> 00:19:53,688
‫ولی باید بهت بگم، راستش

342
00:19:53,775 --> 00:19:56,778
‫این خواسته‌ی والتر بوده

343
00:19:56,865 --> 00:20:00,564
‫تو واسه روز مباداش بودی

344
00:20:01,348 --> 00:20:02,848
‫چیش؟

345
00:20:03,480 --> 00:20:05,395
‫من از سگ‌ها خوشم نمیاد

346
00:20:05,482 --> 00:20:07,745
‫اون هم می‌دونست

347
00:20:07,832 --> 00:20:10,792
‫التماسش کردم که نگهش نداره،
‫ولی مرغش یه پا داشت

348
00:20:10,879 --> 00:20:15,057
‫و وسط بدترین دعوای عمرمون

349
00:20:15,144 --> 00:20:17,581
‫بهم اطمینان داد که

350
00:20:17,668 --> 00:20:20,845
‫اگه اتفاق بدی بیفته،

351
00:20:22,673 --> 00:20:24,545
‫سگه میاد با تو زندگی می‌کنه

352
00:20:27,113 --> 00:20:29,680
‫- چرا باید همچین چیزی بگه؟
‫- تو تنهایی زندگی می‌کنی،

353
00:20:29,767 --> 00:20:31,136
‫نه بچه‌ای داری نه پارتنری

354
00:20:31,160 --> 00:20:33,206
‫تازه عاشق حیواناتی

355
00:20:33,293 --> 00:20:36,078
‫- من عاشق حیواناتم، باربارا

356
00:20:36,165 --> 00:20:38,124
‫من حیوانات رو دوست دارم، آره

357
00:20:38,211 --> 00:20:41,866
‫گربه‌ها رو دوست دارم.
‫من... از سگ‌ها...

358
00:20:41,953 --> 00:20:43,825
‫آپولو؟ اون...

359
00:20:44,478 --> 00:20:46,958
‫روز مبادا؟ چرا باید همچین چیزی بگه

360
00:20:47,046 --> 00:20:48,830
‫ولی هیچی به خودم نگه؟

361
00:20:48,917 --> 00:20:50,417
‫از خودم در نمیارم که

362
00:20:51,746 --> 00:20:53,356
‫تو بهترین دوستش بودی

363
00:22:35,284 --> 00:22:36,784
‫وای خدا

364
00:22:37,330 --> 00:22:38,830
‫آهای

365
00:22:40,028 --> 00:22:41,528
‫یالا

366
00:22:44,250 --> 00:22:45,750
‫آپولو

367
00:22:46,077 --> 00:22:47,601
‫بیا دیگه

368
00:22:52,867 --> 00:22:54,367
‫شرمنده

369
00:23:09,188 --> 00:23:12,147
‫از این طرف. یالا. اینجاست

370
00:23:14,280 --> 00:23:15,780
‫یالا

371
00:23:17,761 --> 00:23:20,416
‫خدایا

372
00:23:21,461 --> 00:23:22,984
‫خیلی‌خب. دوباره

373
00:23:23,071 --> 00:23:24,571
‫اول من میرم. تو دنبالم میای

374
00:23:25,682 --> 00:23:27,182
‫آهای

375
00:23:27,249 --> 00:23:28,749
‫یالا. بیا بریم

376
00:23:29,251 --> 00:23:31,253
‫بیا بریم داخل. زود باش

377
00:23:31,340 --> 00:23:33,255
‫یالا. بیا بریم

378
00:23:33,342 --> 00:23:35,214
‫آپولو

379
00:23:35,301 --> 00:23:37,303
‫خیلی‌خب. لعنتی

380
00:23:38,260 --> 00:23:40,436
‫ببخشید

381
00:23:41,872 --> 00:23:43,372
‫می‌رید بالا؟

382
00:23:44,875 --> 00:23:47,574
‫- شما بفرمایید
‫- خیلی‌خب. ممنون

383
00:24:07,071 --> 00:24:08,571
‫دیگه رسیدیم

384
00:24:11,641 --> 00:24:13,252
‫یکی مونده

385
00:24:15,297 --> 00:24:18,082
‫خیلی‌خب. وایسا، رفیق

386
00:24:18,169 --> 00:24:20,781
‫آره... رسیدیم

387
00:24:21,434 --> 00:24:23,044
‫اینجا خونه‌ی منـه

388
00:24:31,661 --> 00:24:33,117
‫آپولو

389
00:24:33,141 --> 00:24:36,971
‫نه. نه. از رخت‌خواب بیا پایین

390
00:24:37,058 --> 00:24:38,668
‫بیا پایین

391
00:24:38,755 --> 00:24:39,863
‫ای دروغگو

392
00:24:39,887 --> 00:24:41,387
‫خونه‌ای؟

393
00:24:42,542 --> 00:24:46,720
‫وای! یه پاکوتاه روی تختتـه

394
00:24:46,807 --> 00:24:49,288
‫یه پاکوتاه خیلی غمگین

395
00:24:49,375 --> 00:24:51,333
‫مال والتر بود

396
00:24:51,420 --> 00:24:53,770
‫آره، یادمـه. فکر می‌کردم
‫گربه‌باز باشی

397
00:24:56,077 --> 00:24:57,992
‫موقتیـه

398
00:24:58,079 --> 00:25:01,778
‫آپولو، مارجری

399
00:25:01,865 --> 00:25:03,737
‫آپولو

400
00:25:05,347 --> 00:25:07,306
‫یه کوچولو حساسیت دارم

401
00:25:08,176 --> 00:25:10,047
‫موفق باشی، عزیزم

402
00:25:10,134 --> 00:25:12,702
‫اگه چیزی لازم داشتی، خونه‌ام

403
00:25:12,789 --> 00:25:15,531
‫آره، مرسی. بهم زنگ بزن

404
00:26:29,126 --> 00:26:30,626
‫زود باش، سگ کوچولو

405
00:26:36,569 --> 00:26:39,659
‫زود باش. باید گرسنه باشی، مگه نه؟

406
00:26:45,665 --> 00:26:47,165
‫بفرما

407
00:27:01,245 --> 00:27:02,745
‫باشه

408
00:27:02,812 --> 00:27:04,814
‫خب، همینجاست غذاست

409
00:27:06,000 --> 00:27:09,000
« نحوه‌ی مراقبت از سگ گرِیت دِین »

410
00:27:17,827 --> 00:27:19,829
‫شما با پناهگاه سگ‌های گریت دِین
‫سه‌گانه تماس گرفته‌اید

411
00:27:19,916 --> 00:27:21,416
‫لطفاً...

412
00:27:30,536 --> 00:27:32,036
‫چی می‌خوای؟

413
00:27:37,891 --> 00:27:39,391
‫موسیقی؟

414
00:27:44,332 --> 00:27:45,832
‫باشه. بذار ببینیم

415
00:27:46,769 --> 00:27:48,269
‫اوه

416
00:27:49,119 --> 00:27:50,991
‫این مورد علاقه‌ی پدرم بود

417
00:27:52,471 --> 00:27:54,037
‫ازش خوشت میاد

418
00:28:02,481 --> 00:28:03,981
‫نه؟

419
00:28:18,409 --> 00:28:19,909
‫شایدم نه

420
00:29:35,965 --> 00:29:39,142
‫بیخیال. این تخت‌خواب منـه!

421
00:29:48,151 --> 00:29:49,651
‫خداییش؟

422
00:29:58,945 --> 00:30:00,445
‫باشه

423
00:30:06,256 --> 00:30:08,563
‫باشه. تو همونجا بمون

424
00:32:01,502 --> 00:32:03,852
‫آره، می‎دونم. صد درصد

425
00:32:03,939 --> 00:32:06,072
‫شب باید با تاکسی اینترنتی برم

426
00:32:06,681 --> 00:32:08,204
‫الان نیویورک خطرناکـه

427
00:32:08,291 --> 00:32:10,946
‫- آهای. میشه...؟
‫- آره. شرمنده. ببخشید

428
00:32:11,033 --> 00:32:12,533
‫زود باش، روکو

429
00:32:12,818 --> 00:32:14,318
‫آره

430
00:32:15,385 --> 00:32:17,213
‫بیا بریم توی پارک

431
00:32:28,007 --> 00:32:29,704
‫اوه...

432
00:32:29,791 --> 00:32:31,532
‫سلام، خانم آیریس. سلام

433
00:32:31,619 --> 00:32:34,840
‫- سلام هکتور. چطوری؟
‫- خوبم. خوبم

434
00:32:34,927 --> 00:32:37,538
‫- شنیده بودم سگ آوردید
‫- آره

435
00:32:37,625 --> 00:32:40,497
‫این سگ...

436
00:32:40,584 --> 00:32:43,457
‫صاحبش یهویی فوت کرد

437
00:32:43,544 --> 00:32:45,241
‫- چه غم‌انگیز
‫- آره

438
00:32:45,328 --> 00:32:46,852
‫ولی ورود سگ مجاز نیست

439
00:32:46,939 --> 00:32:51,900
‫- فقط تا وقتی بتونم...
‫- نه. حتی موقتی هم نمیشه

440
00:32:53,336 --> 00:32:56,600
‫ولی هیچکس دیگه‌ای نیست نگهش داره

441
00:32:56,687 --> 00:32:59,778
‫ببخشید، خانم آیریس. سگ بی سگ

442
00:33:15,141 --> 00:33:17,578
‫خیلی‌خب. بیا. این چطوره؟

443
00:33:26,282 --> 00:33:27,782
‫خداحافظ

444
00:33:45,867 --> 00:33:49,044
‫هر کسی به روش خودش
‫با انتقاد کنار میاد

445
00:33:49,131 --> 00:33:51,786
‫آره، لابد اون میگه:
‫«بشین سر جات، عوضی»

446
00:33:51,873 --> 00:33:55,137
‫توی حرفای جنا چیز به درد بخوری شنیدی؟

447
00:33:55,572 --> 00:33:57,226
‫منظورت کاراکترهای زن هستن؟

448
00:33:57,313 --> 00:34:00,012
‫ببین من خیلی دوست دارم که
‫داستان‌های تخیلی آینده‌دار می‌نویسی

449
00:34:00,099 --> 00:34:01,599
‫من یه عالمه شخصیت زن
‫توی داستان‌هام داشتم

450
00:34:02,144 --> 00:34:03,644
‫همیشه و توی همه‌شون

451
00:34:04,277 --> 00:34:07,149
‫مجبورم قبلِ خوانش توی کلاس،
‫همه رو حذف کنم

452
00:34:07,236 --> 00:34:10,370
‫احیاناً اگه دقت نکردی،
‫اکثر اعضای کارگاهت دخترن

453
00:34:10,457 --> 00:34:12,328
‫بحث پیرامون جنسیت

454
00:34:13,329 --> 00:34:14,829
‫بیداد می‌کنه

455
00:34:14,896 --> 00:34:16,724
‫حرف بزنم منو به صلابه می‌کِشن

456
00:34:17,856 --> 00:34:19,356
‫ولی میدم شما بخونید

457
00:34:20,859 --> 00:34:23,339
‫آره، داریم به انتهای ترم می‌رسیم، پس...

458
00:34:23,426 --> 00:34:25,298
‫بهترین نوشته‌هامـه

459
00:34:25,385 --> 00:34:28,431
‫نسبتاً پرتنش ولی فوق‌العاده رومانتیک

460
00:34:28,518 --> 00:34:30,825
‫پورنوگرافیکش کمتر از «بازی تاج و تخت»ـه

461
00:34:30,912 --> 00:34:32,324
‫یا هر چی

462
00:34:32,348 --> 00:34:34,307
‫- بیا داخل
‫- شرمنده

463
00:34:34,394 --> 00:34:36,048
‫نه، نه. دیگه داشت
‫حرفمون تموم می‌شد

464
00:34:37,092 --> 00:34:39,007
‫نظرت چیه قبل فیلم یه چیزی بخوریم؟

465
00:34:39,094 --> 00:34:40,879
‫- اون یه سگ «گریت دین»ـه؟
‫- چی؟ کارتر...

466
00:34:40,966 --> 00:34:42,466
‫داری یه گریت دین به سرپرستی می‌گیری؟

467
00:34:42,532 --> 00:34:44,665
‫- نه
‫- اونا رسماً پادشاه سگ‌هان

468
00:34:44,752 --> 00:34:47,886
‫هر یکشنبه یه گردهمایی عجیب از سگ‌های
‫گریت دین توی سنترال پارک برگزار میشه

469
00:34:47,973 --> 00:34:49,428
‫گاهی فقط میرم تماشا

470
00:34:49,452 --> 00:34:51,193
‫- داری سگ می‌گیری؟
‫- نه، نمی‌گیرم

471
00:34:51,280 --> 00:34:53,500
‫خب، عاشق یه سگ دِین میشی

472
00:34:54,196 --> 00:34:55,696
‫ممنون بابت راهنمایی

473
00:34:58,287 --> 00:35:00,899
‫- قضیه چی بود؟
‫- میشه لطفاً فراموشش کنیم؟

474
00:35:01,638 --> 00:35:03,138
‫یه چیزی بخوریم؟

475
00:35:03,466 --> 00:35:04,704
‫اوه

476
00:35:04,728 --> 00:35:06,010
‫بلاسم، شرمنده

477
00:35:06,034 --> 00:35:07,818
‫باید برم خونه

478
00:35:11,800 --> 00:35:13,781
‫گمونم دلش واست تنگ شده

479
00:35:28,317 --> 00:35:29,817
‫چی...

480
00:35:32,191 --> 00:35:34,323
‫سگ بد!

481
00:35:35,107 --> 00:35:37,674
‫سگِ بد بد!

482
00:35:37,761 --> 00:35:39,415
‫ای سگ بد!

483
00:35:41,852 --> 00:35:43,352
‫لعنت بهش

484
00:35:52,080 --> 00:35:53,647
‫مرسی

485
00:35:53,734 --> 00:35:55,059
‫نظر والتر هم راجع به

486
00:35:55,083 --> 00:35:56,955
‫بلوک شرقی دقیقاً همین بود

487
00:36:00,088 --> 00:36:01,611
‫عالی شد

488
00:36:38,997 --> 00:36:41,129
‫زود باش، باید آخر یه چیزی بخوری

489
00:36:44,567 --> 00:36:47,266
‫شاید اونقدر روی بالش‌هام بودی که
‫اشتهات رو خراب کردی

490
00:36:47,353 --> 00:36:49,746
‫همینطور قفل نویسندگیم

491
00:36:54,012 --> 00:36:56,101
‫- الو؟
‫- سلام! منم

492
00:36:56,188 --> 00:36:57,688
‫لعنتی

493
00:36:59,713 --> 00:37:01,213
‫بیا بالا

494
00:37:02,759 --> 00:37:04,544
‫همش تقصیر توئـه

495
00:37:22,214 --> 00:37:23,911
‫- سلام
‫- سلام

496
00:37:26,566 --> 00:37:28,066
‫- یادت رفته بود
‫- نه

497
00:37:30,439 --> 00:37:32,180
‫یا خدا. این یارو؟

498
00:37:32,267 --> 00:37:33,766
‫آره

499
00:37:33,790 --> 00:37:35,290
‫سلام، گنده‌مُنده

500
00:37:35,444 --> 00:37:38,578
‫پس باربارا می‌خواست
‫درمورد این باهات حرف بزنه؟

501
00:37:38,665 --> 00:37:40,165
‫آره

502
00:37:40,971 --> 00:37:42,886
‫اصلاً اجازه داری اینجا باشی؟

503
00:37:42,973 --> 00:37:45,889
‫فقط تا وقتی که بتونم
‫یکی دیگه رو پیدا کنم

504
00:37:46,586 --> 00:37:48,196
‫اون‌وقت جاش رو عوض می‌کنی؟

505
00:37:48,283 --> 00:37:50,633
‫تازه اومده اینجا

506
00:37:50,720 --> 00:37:52,220
‫طفلکی

507
00:37:53,027 --> 00:37:54,942
‫تختم رو کنتورات برداشته

508
00:37:55,029 --> 00:37:57,858
‫حتی نگاهم هم نمی‌کنه. می‌بینی؟

509
00:37:57,945 --> 00:38:02,819
‫هر کسی هم که گفته موسیقی
‫جونور وحشی رو آروم می‌کنه...

510
00:38:02,906 --> 00:38:04,778
‫- درستش دلِ وحشیـه
‫- چی؟

511
00:38:05,605 --> 00:38:07,476
‫«موسیقی سینه‌ی وحشی رو آروم می‌کنه»

512
00:38:07,563 --> 00:38:09,826
‫عه. خب پس بفرما.
‫بگو چرا هیچی نشد.

513
00:38:11,176 --> 00:38:13,091
‫سینه‌ات نیاز به آرامش داره؟

514
00:38:13,961 --> 00:38:15,461
‫ها؟

515
00:38:16,181 --> 00:38:17,704
‫مطمئنم داره

516
00:38:18,705 --> 00:38:19,943
‫الان بدموقع‌ست؟

517
00:38:19,967 --> 00:38:22,100
‫- واقعاً یادت رفته بود؟
‫- نه

518
00:38:22,187 --> 00:38:23,840
‫خیلی‌خب، آره

519
00:38:23,927 --> 00:38:26,147
‫فکر می‌کردم بعد از دورهمی قایق
‫انجامش بدیم

520
00:38:26,234 --> 00:38:28,018
‫نه، گفتم ریکو درجا رمزش رو باز می‌کنه و

521
00:38:28,106 --> 00:38:29,890
‫تو گفتی همین امشب

522
00:38:29,977 --> 00:38:31,346
‫بعلاوه، من دورهمی قایق رو نمیام

523
00:38:31,370 --> 00:38:33,372
‫خب، گمونم حرفت رو باور نکردم

524
00:38:33,459 --> 00:38:34,784
‫خب، باید می‌کردی

525
00:38:34,808 --> 00:38:37,550
‫شاید کمکی بکنه

526
00:38:37,637 --> 00:38:39,160
‫واسه چی؟ احساساتم؟

527
00:38:40,205 --> 00:38:42,337
‫خب؛ گاهی اینجور مراسم‌ها...

528
00:38:42,424 --> 00:38:44,304
‫نه، مسئله احساساتم نیست. آخه...

529
00:38:44,383 --> 00:38:45,883
‫اصلاً اهلش نیستم

530
00:38:47,342 --> 00:38:48,798
‫اونا خوش‌شون میاد

531
00:38:48,822 --> 00:38:50,321
‫رفقای والتر

532
00:38:50,345 --> 00:38:51,868
‫تازه، دوست ندارن من اونجا باشم

533
00:38:51,955 --> 00:38:54,349
‫نه، به نظرم همه امیدوارن که تو رو ببینن

534
00:38:54,436 --> 00:38:55,936
‫دلشون نمی‌خواد. باور کن

535
00:38:56,438 --> 00:38:58,092
‫من فقط یادآور چیزهایی از والتر هستم که

536
00:38:58,179 --> 00:38:59,746
‫اونا از خداشونـه فراموش کنن

537
00:39:00,573 --> 00:39:03,402
‫نه. تو آدمی نیستی که
‫به فراموشی سپرده بشه

538
00:39:09,147 --> 00:39:11,497
‫می‌خوای هارد لپ‌تاپش رو نگاه کنیم؟
‫مجبور نیستیم ها

539
00:39:11,584 --> 00:39:14,891
‫آره. بیا بریم براش. چرا که نه؟

540
00:39:19,548 --> 00:39:21,420
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

541
00:39:22,203 --> 00:39:25,467
‫من... اون از تنها موندن خوشش نمیاد

542
00:39:27,208 --> 00:39:31,169
‫خب، ریکو همه‌چی رو بازیابی کرد

543
00:39:31,256 --> 00:39:32,822
‫گمونم 30 هزار تا ایمیل

544
00:39:32,909 --> 00:39:34,322
‫30 هزار؟

545
00:39:34,346 --> 00:39:36,348
‫سه تاش به مادرم بود

546
00:39:36,435 --> 00:39:38,219
‫که از رابطه‌شون هر چی که باید بدونی رو

547
00:39:38,306 --> 00:39:40,961
‫- بهت میگه
‫- متأسفم

548
00:39:41,048 --> 00:39:43,181
‫نه. متأسف نباش

549
00:39:43,833 --> 00:39:45,289
‫اوضاع بین‌شون اینطوری نبود. من...

550
00:39:45,313 --> 00:39:46,813
‫توقع نداشتم دنباله داشته باشه

551
00:39:47,315 --> 00:39:49,752
‫ولی بگذریم، حدوداً 300 نامه هست

552
00:39:49,839 --> 00:39:51,339
‫ولی من این یکی رو پیدا کردم

553
00:39:51,928 --> 00:39:53,713
‫«چه خوش‌شانسی بزرگی که

554
00:39:53,800 --> 00:39:56,324
‫هر دوی ما همزمان در برلین هستیم.

555
00:39:57,107 --> 00:39:59,762
‫فکر و ذکرم شده توده‌های
‫یخ شناور سبز-آبی

556
00:39:59,849 --> 00:40:01,851
‫توی رودخونه‌ی اسپری»

557
00:40:01,938 --> 00:40:03,438
‫وای خدا

558
00:40:05,681 --> 00:40:07,093
‫شرمنده

559
00:40:07,117 --> 00:40:09,294
‫نمی‌خوای بخونم...

560
00:40:09,381 --> 00:40:11,774
‫نه، نه، ادامه بده. مشکلی نیست

561
00:40:13,472 --> 00:40:15,038
‫«به‌طور ناهموار پیش‌بینی‌ناپذیر،

562
00:40:15,125 --> 00:40:18,303
‫شفاف‌تر، انگار که برای آسمان فولادی

563
00:40:18,955 --> 00:40:21,654
‫نفس‌گیر.» چی...

564
00:40:23,221 --> 00:40:24,721
‫اون چیکار می‌کنه؟

565
00:40:27,181 --> 00:40:29,966
‫نمی‌دونم

566
00:40:36,756 --> 00:40:38,279
‫خیلی‌خب

567
00:40:39,454 --> 00:40:41,195
‫«چه روز شادی برای با هم بودن

568
00:40:41,804 --> 00:40:43,458
‫این مدت خیلی دلم
‫برات تنگ شده بود، آیریس

569
00:40:43,545 --> 00:40:45,045
‫این چند ماه گذشته،

570
00:40:46,113 --> 00:40:49,899
‫حالا دوباره خودم رو غمگین و ناراحت می‌بینم

571
00:40:50,900 --> 00:40:55,165
‫ولی این صفحات جدیدت مجذوبم کردن

572
00:40:55,253 --> 00:40:56,753
‫یه کار فوق‌العاده،

573
00:40:57,167 --> 00:40:59,953
‫پُر کشش و شگفت‌انگیز.»

574
00:41:08,004 --> 00:41:09,615
‫به نظرت والتر براش کتاب می‌خونده؟

575
00:41:09,702 --> 00:41:12,487
‫آره، مطمئنم. اون...

576
00:41:13,053 --> 00:41:14,663
‫اون برای هر کسی که
‫گوش شنوا داشت، کتاب می‌خوند

577
00:41:18,798 --> 00:41:20,452
‫چیه؟

578
00:41:21,104 --> 00:41:24,282
‫فقط داشتم تصور می‌کردم
‫چطوری می‌تونسته باشه

579
00:41:25,761 --> 00:41:28,460
‫اینکه والتر برات کتاب بخونه

580
00:41:28,547 --> 00:41:31,680
‫بی‌حس‌کننده!

581
00:41:35,510 --> 00:41:38,600
‫بذار من برای تو و سگه بخونم

582
00:41:46,956 --> 00:41:48,610
‫«هدف این سفر اکتشافی،

583
00:41:48,697 --> 00:41:52,658
‫ترسیم نقشه‌ی شاخه‌ای از
‫شاخه‌ای از رود آمازون بود

584
00:41:52,745 --> 00:41:55,617
‫رودخانه‌ی تردید، نامی شاعرانه!

585
00:41:56,270 --> 00:41:57,770
‫و...»

586
00:41:59,012 --> 00:42:01,928
‫محشره. تو اینو دوست داری؟

587
00:42:02,015 --> 00:42:03,515
‫کلماتِ نوشته شده؟

588
00:42:04,452 --> 00:42:07,542
‫سینه‌ی وحشی‌ات رو این آروم می‌کنه؟

589
00:42:13,374 --> 00:42:17,204
‫باشه، باشه، باشه.
‫نمی‌خوام زیاده‌روی کنم.

590
00:43:47,120 --> 00:43:49,209
‫می‌خوام یه شعری بخونم

591
00:43:49,296 --> 00:43:54,083
‫به اسم «روح من تپه را تسخیر نخواهد کرد»
‫اثر توماس هاردی

592
00:43:54,736 --> 00:43:59,436
‫روح من تپه را تسخیر نخواهد کرد
‫بر فراز سینه‌ام،

593
00:43:59,523 --> 00:44:02,657
‫بلکه سفر خواهد کرد، خاطره‌مند

594
00:44:02,744 --> 00:44:04,485
‫به جایی که هستیِ لرزانم...

595
00:45:12,161 --> 00:45:13,661
‫آخه خیلی گنده‌ست،

596
00:45:13,685 --> 00:45:15,513
‫آپارتمان تو هم اندازه‌ی جعبه‌ی کفشـه

597
00:45:16,557 --> 00:45:18,298
‫تو که تابحال نیومدی آپارتمانم

598
00:45:18,385 --> 00:45:20,474
‫خب، از والتر که شنیدم

599
00:45:21,301 --> 00:45:23,564
‫شما دو نفر در مورد
‫اندازه‎‌ی آپارتمان من بحث می‌کردید؟

600
00:45:23,651 --> 00:45:25,348
‫در مورد خیلی چیزها حرف زدیم

601
00:45:26,175 --> 00:45:28,917
‫آخه خیلی بی‌رحمانه به نظر میاد، آیریس

602
00:45:29,004 --> 00:45:31,659
‫باربارا، حق با تو بود

603
00:45:32,312 --> 00:45:34,880
‫توی هیچ کدوم از پناهگاه‌های محلی
‫جا نیست

604
00:45:34,967 --> 00:45:37,186
‫نمیشه که همینطوری سگ والتر رو
‫بفرستید یه خونه‌ی جدید

605
00:45:37,273 --> 00:45:38,599
‫واقعاً کاش تجدید نظر می‌کردی

606
00:45:38,623 --> 00:45:39,904
‫می‌دونم این خواسته‌ی والتر بوده

607
00:45:39,928 --> 00:45:41,713
‫بیخیال، واقعاً به زبون آورد؟

608
00:45:41,800 --> 00:45:43,300
‫همین رو می‌خواسته؟

609
00:45:47,501 --> 00:45:48,826
‫آیریس

610
00:45:48,850 --> 00:45:50,350
‫مرسی

611
00:45:50,678 --> 00:45:52,178
‫باهام تا قطار میای؟

612
00:45:52,767 --> 00:45:54,639
‫آره. زود باش، گنده‌بک

613
00:45:58,991 --> 00:46:02,647
‫این سگ خیلی رنگ و بوی والتر رو میده

614
00:46:02,734 --> 00:46:04,474
‫منظورت تخمای آویزونشـه؟!

615
00:46:04,562 --> 00:46:06,955
‫اگه والتر بود از امروز بدش می‌اومد

616
00:46:08,304 --> 00:46:11,873
‫خاکستر. گل. شعر غمگین

617
00:46:11,960 --> 00:46:14,093
‫از دیدن سه همسرش با هم توی یه قایق

618
00:46:14,180 --> 00:46:16,661
‫خوشحال می‌شد

619
00:46:16,748 --> 00:46:18,314
‫باید دوست‌دختراش رو هم دعوت می‌کردیم

620
00:46:18,401 --> 00:46:20,578
‫«قایق بزرگتری لازم داری»

621
00:46:20,665 --> 00:46:22,928
‫وای خدا

622
00:46:26,409 --> 00:46:28,150
‫هیچوقت بهت نگفتم که من...

623
00:46:28,977 --> 00:46:31,937
‫از ماجرای شما دو نفر خبر داشتم.
‫که یه مدت با هم بودید.

624
00:46:34,374 --> 00:46:36,768
‫والتر بهت گفت؟

625
00:46:36,855 --> 00:46:40,859
‫حدس زدم. بعدش ازش پرسیدم و
‫اون هم گردن گرفت

626
00:46:41,642 --> 00:46:44,863
‫خیلی به خودش افتخار می‌کرد که
‫دوستی‌تون حفظ شده بود

627
00:46:44,950 --> 00:46:47,126
‫ولی هیچوقت وارد جزئیات نمی‌شد

628
00:46:50,303 --> 00:46:51,803
‫توی...

629
00:46:52,740 --> 00:46:54,240
‫اون تابستون بود،

630
00:46:54,612 --> 00:46:56,962
‫آخرین کلاسی که استادش بود

631
00:46:58,616 --> 00:47:00,400
‫مدام با هم وقت می‌گذروندیم

632
00:47:01,140 --> 00:47:03,316
‫می‌رفتیم قدم می‌زدیم. قهوه می‌خوردیم

633
00:47:03,403 --> 00:47:06,798
‫یه شب، یهویی...
‫مست کردیم

634
00:47:07,929 --> 00:47:09,975
‫یهویی بهم گفت:

635
00:47:11,367 --> 00:47:13,239
‫«بهتره با هم سکس کنیم»

636
00:47:14,544 --> 00:47:19,898
‫من هم توقعش رو نداشتم.
‫بعد از این‌همه مدت آشنایی.

637
00:47:19,985 --> 00:47:22,509
‫با بقیه‌ دانش‌آموزاش دیده بودم، ولی...

638
00:47:23,379 --> 00:47:25,338
‫- آره
‫- من هم بهش زل زدم و

639
00:47:25,425 --> 00:47:27,601
‫گفتم «چرا؟»

640
00:47:27,688 --> 00:47:30,517
‫- «چرا؟»
‫- آره. اون هم خندید

641
00:47:30,604 --> 00:47:34,956
‫بعدش گفت «بهتره بیشتر
‫با هم آشنا شیم.»

642
00:47:35,043 --> 00:47:38,481
‫- نه بابا!؟
‫- چرا. بعدش هم سکس کردیم

643
00:47:39,569 --> 00:47:43,617
‫امان از مردهای امثال والتر و زبون‌شون

644
00:47:43,704 --> 00:47:45,532
‫ناامیدکننده نیست که

645
00:47:46,141 --> 00:47:47,641
‫وقتی بحث مخ‌زنی میشه،

646
00:47:47,665 --> 00:47:49,120
‫همه‌شون عین هم میشن؟

647
00:47:50,537 --> 00:47:52,104
‫آخه اون برهه از زندگیم،

648
00:47:52,191 --> 00:47:54,062
‫نسبت به همه‌چی پر حرارت بودم

649
00:47:54,149 --> 00:47:56,630
‫می‌خواستم همه‌چی رو تجربه کنم و اون...

650
00:47:57,587 --> 00:48:00,852
‫لعنتی کارش رو بلد بود

651
00:48:00,939 --> 00:48:02,505
‫خب؟

652
00:48:02,592 --> 00:48:04,333
‫بعدش همین دیگه

653
00:48:04,420 --> 00:48:06,945
‫فرداش، گفت اشتباهـه که ما

654
00:48:07,032 --> 00:48:09,556
‫رابطه‌مون فرا تر از دوستی بره

655
00:48:09,643 --> 00:48:11,340
‫- چه بی‌نزاکت
‫- آره

656
00:48:11,427 --> 00:48:14,387
‫بدجور آزرده شدم و از کوره در رفتم

657
00:48:14,474 --> 00:48:18,652
‫در ضمن حتی یه لحظه هم فکر نمی‌کردم که
‫دوباره می‌تونیم دوست باشیم

658
00:48:18,739 --> 00:48:21,873
‫- بعدش پدرم مریض شد
‫- یادمـه

659
00:48:21,960 --> 00:48:24,310
‫آره، و اون اومد مراسم ختمش و

660
00:48:24,397 --> 00:48:25,896
‫خیلی قشنگ بود

661
00:48:25,920 --> 00:48:27,966
‫به طرز عجیبی خوب بود

662
00:48:28,836 --> 00:48:33,928
‫بعدش رابطه‌ی شما دو نفر شروع شد و
‫همه‌چی عادی شد

663
00:48:34,015 --> 00:48:36,670
‫چرا هیچوقت نم پس ندادی؟

664
00:48:38,237 --> 00:48:40,152
‫نمی‌دونم. انگار واسم مهم نبود

665
00:48:40,239 --> 00:48:41,739
‫همگی دوستیم دیگه

666
00:48:43,155 --> 00:48:46,071
‫آره. گمونم مهم نبود

667
00:48:47,550 --> 00:48:49,552
‫ولی بعدش من و والتر جدا شدیم

668
00:48:49,639 --> 00:48:51,424
‫من هم حسودیم می‌شد

669
00:48:51,903 --> 00:48:55,254
‫- به من؟
‫- به رابطه‌ای که باهاش داشتی

670
00:48:55,341 --> 00:48:56,864
‫آره...

671
00:48:56,951 --> 00:48:59,171
‫دوستی‌تون

672
00:48:59,258 --> 00:49:01,434
‫بهترین دوستی‌تون

673
00:49:01,521 --> 00:49:04,437
‫اینکه راهی پیدا کرده بود
‫تا باهات دوست بمونه

674
00:49:05,090 --> 00:49:07,788
‫که این دوستی رو بدون سکس می‌خواست

675
00:49:07,875 --> 00:49:12,271
‫محض رضای خدا، مَرکبِ مورد اعتمادش رو
‫به تو سپرده!

676
00:49:12,358 --> 00:49:13,858
‫وای خدا

677
00:49:14,882 --> 00:49:16,382
‫ببین

678
00:49:17,667 --> 00:49:19,167
‫بگو ببینم

679
00:49:19,582 --> 00:49:21,323
‫اون کلاسی که با والتر بودیم

680
00:49:22,629 --> 00:49:25,110
‫شانا رو هم بلند کرده بود، مگه نه؟
‫شانا مامانِ والـه دیگه؟

681
00:49:25,893 --> 00:49:27,939
‫- خدایا، حرف نداری
‫- آره

682
00:49:28,722 --> 00:49:30,942
‫همینکه از مراسم زدم بیرون،
‫به ذهنم خطور کرد

683
00:49:31,029 --> 00:49:32,900
‫اون و وال عین دوقلو می‌مونن

684
00:49:32,987 --> 00:49:35,381
‫نه، ولی درست بعد از جدایی‌تون بود

685
00:49:35,468 --> 00:49:37,992
‫می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم.
‫حساب‌کتابش رو کردم.

686
00:49:38,079 --> 00:49:40,778
‫می‌دونی چیه؟ مشکلی نیست

687
00:49:44,346 --> 00:49:45,846
‫نه، مشکلی هست

688
00:49:46,348 --> 00:49:47,848
‫کیر توش

689
00:49:54,095 --> 00:49:55,662
‫میشه این بار در ارتباط بمونیم؟

690
00:50:15,116 --> 00:50:17,815
‫خانم آیریس،
‫مگه بهتون نگفتم، این سگ...

691
00:50:17,902 --> 00:50:19,729
‫- کِی قراره از شرش خلاص شید؟
‫- آره

692
00:50:20,992 --> 00:50:22,492
‫هنوز نه

693
00:50:22,558 --> 00:50:24,082
‫- دارم روش کار می‌کنم
‫- نه

694
00:50:24,169 --> 00:50:26,089
‫روش کار می‌کنم چیه؟
‫باید بفرستیدش بره.

695
00:50:26,127 --> 00:50:27,868
‫هکتور، اون اسم داره

696
00:50:27,955 --> 00:50:29,652
‫- آپولو
‫- آره، می‌دونم

697
00:50:29,739 --> 00:50:30,804
‫آپولو، درسته

698
00:50:30,828 --> 00:50:33,482
‫آپولو. من هکتورم. باشه؟

699
00:50:33,569 --> 00:50:36,572
‫آپولو. هکـ... اوه. باشه، آره

700
00:50:36,659 --> 00:50:39,314
‫ببینید، اون نمی‌تونه بمونه، خانم آیرس

701
00:50:39,401 --> 00:50:40,857
‫شرکتِ مدیریت خیلی سختگیره

702
00:50:40,881 --> 00:50:42,970
‫اشکالی نداره. دارم روش کار می‌کنم

703
00:50:43,057 --> 00:50:44,842
‫- فقط چند روز مهلت می‌خوام
‫- عه...

704
00:50:44,929 --> 00:50:46,429
‫- و دارم روش کار می‌کنم
‫- خیلی خب

705
00:50:46,495 --> 00:50:48,019
‫- قول میدم
‫- قبلاً هم این رو گفتی

706
00:50:48,106 --> 00:50:50,282
‫ولی این... اون... باشه

707
00:51:07,777 --> 00:51:09,277
‫خوبی؟

708
00:51:22,401 --> 00:51:23,901
‫اوه، رفیق

709
00:51:29,147 --> 00:51:31,236
‫چیزی نیست. می‌دونم

710
00:51:32,106 --> 00:51:33,606
‫می‌دونم

711
00:51:53,301 --> 00:51:55,825
‫صد و پنجاه و یک

712
00:51:55,913 --> 00:51:58,654
‫وزنش تقریباً مناسبه.
‫مفاصل رون‌هاش یکم التهاب دارن،

713
00:51:58,741 --> 00:52:03,094
‫ولی غیر از این کاملاً سالمه.
‫نسبت به سنش.

714
00:52:03,181 --> 00:52:05,052
‫خب فکر می‌کنید چند سالشه؟

715
00:52:05,966 --> 00:52:08,882
‫پنج. شاید شش سالشه

716
00:52:08,969 --> 00:52:12,538
‫- به عنوان یه گریت دین سنی ازش گذشته
‫- شش سال پیره؟

717
00:52:12,625 --> 00:52:15,454
‫سگ‌های بزرگ مثل پروانه هستن.
‫ولی اون حالش خوبه.

718
00:52:15,541 --> 00:52:17,847
‫و حمله‌ای که دیشب
‫بهش دست داد چی؟

719
00:52:17,935 --> 00:52:19,458
‫خب، اون صاحبش رو از دست داده

720
00:52:19,545 --> 00:52:21,045
‫سوگواره

721
00:52:21,590 --> 00:52:24,854
‫قبل از اون، رها شده بود.
‫شما بودی چه حسی پیدا می‌کردی؟

722
00:52:27,379 --> 00:52:28,879
‫بشین

723
00:52:29,642 --> 00:52:31,687
‫- آفرین سگِ خوب
‫- وای

724
00:52:31,774 --> 00:52:33,559
‫تا حالا ندیده بودم این کارو بکنه

725
00:52:33,646 --> 00:52:35,146
‫خب، اون باهوشه

726
00:52:35,517 --> 00:52:37,017
‫یه توصیه‌ای بهت می‌کنم

727
00:52:37,084 --> 00:52:39,086
‫ترفند نگهداری سگ‌های بزرگی مثل این

728
00:52:39,173 --> 00:52:40,958
‫اینه که هرگز نذاری حقیقت رو بدونن

729
00:52:41,045 --> 00:52:42,326
‫و حقیقت اینه که،

730
00:52:42,350 --> 00:52:45,179
‫نمی‌تونی مجبورش کنی
‫کاری رو که نمی‌خواد انجام بده

731
00:52:45,266 --> 00:52:46,678
‫روی موضعت پافشاری کن

732
00:52:46,702 --> 00:52:47,853
‫و محض رضای خدا،

733
00:52:47,877 --> 00:52:49,377
‫خودت برگرد روی تخت

734
00:52:49,444 --> 00:52:50,726
‫و اون رو روی زمین بخوابون

735
00:52:50,750 --> 00:52:52,491
‫خب، توی حمله‌ی آخرش،

736
00:52:52,578 --> 00:52:54,232
‫وقتی داشتم می‌رفتم روی تخت،

737
00:52:54,319 --> 00:52:56,060
‫- گذاشت بشینم
‫- گذاشت؟

738
00:52:56,147 --> 00:52:58,279
‫نه، نه، نه. از روی تخت بیارش پایین

739
00:52:59,193 --> 00:53:00,760
‫این داروها رو برای مفاصلش نوشتم

740
00:53:02,675 --> 00:53:04,174
‫اون سگِ خوبیه

741
00:53:04,198 --> 00:53:06,026
‫به یه سگِ بد تبدیلش نکن

742
00:53:09,987 --> 00:53:12,511
‫هی. هی، آپولو

743
00:53:16,167 --> 00:53:18,299
‫هی. بشین

744
00:53:25,132 --> 00:53:26,632
‫چی...

745
00:53:26,656 --> 00:53:28,656
« دامپزشکی »

746
00:54:02,000 --> 00:54:04,000
« لوازم سگ‌های خانگی »

747
00:54:23,799 --> 00:54:25,299
‫از سگ‌های بزرگ خوشت میاد، مگه نه؟

748
00:54:33,418 --> 00:54:34,918
‫خیلی خب

749
00:54:40,990 --> 00:54:44,298
‫بفرما، رفیق. یه تختِ قشنگ برات

750
00:54:50,957 --> 00:54:52,457
‫واقعاً؟

751
00:54:54,613 --> 00:54:56,136
‫خیلی خب

752
00:54:57,137 --> 00:54:58,637
‫باشه

753
00:54:59,226 --> 00:55:01,098
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن

754
00:55:18,000 --> 00:55:20,000
« پناهگاه سگ‌های گریت دین میشیگان »

755
00:56:00,000 --> 00:56:10,000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

756
00:57:13,665 --> 00:57:16,494
‫رفیق، بیخیال

757
00:57:44,043 --> 00:57:46,263
‫سلام، عشقم. یه فکر بکر

758
00:57:46,350 --> 00:57:47,960
‫من سرپرستی آپولو رو قبول می‌کنم

759
00:57:48,047 --> 00:57:49,962
‫با هیئت مدیره و باربارا هماهنگ کردم،

760
00:57:50,049 --> 00:57:52,269
‫پس هیچ مشکلی نداریم

761
00:57:52,356 --> 00:57:54,488
‫بهم زنگ بزن. بوس

762
00:57:56,229 --> 00:57:59,363
‫حتی پیشنهاد دادنش هم
‫مشکوک به نظر میاد، نه؟

763
00:57:59,450 --> 00:58:01,234
‫شاید تیوزدی واقعاً سعی داره کمک کنه

764
00:58:01,321 --> 00:58:03,323
‫کمک کنه؟ اون ازم متنفره

765
00:58:03,410 --> 00:58:04,735
‫کج‌خیال شدی

766
00:58:04,759 --> 00:58:06,171
‫بگو که تا حالا نشنیدی مردم

767
00:58:06,195 --> 00:58:08,372
‫از بچه یا حیوون خونگی یه نفر انتقام بگیرن

768
00:58:08,459 --> 00:58:09,982
‫باشه. اولاً،

769
00:58:10,069 --> 00:58:12,593
‫اون بچه یا حیوونِ خونگی والتره، نه تو

770
00:58:12,680 --> 00:58:16,162
‫تنها چیزی که میگم اینه که
‫تو چاره‌ی دیگه‌ای نداری،

771
00:58:16,249 --> 00:58:18,329
‫و نمی‌خوای آپارتمان اجاره‌ای رو از دست بدی

772
00:58:18,382 --> 00:58:21,689
‫پس، شاید بهتره به حرفِ تیوزدی گوش بدی

773
00:58:21,776 --> 00:58:23,517
‫راستی کتاب چطور پیش میره؟

774
00:58:23,604 --> 00:58:25,171
‫کار روی ایمیلش رو شروع کردیم،

775
00:58:25,258 --> 00:58:29,436
‫ولی وقتی خودش اینجا نیست
‫یکم کُند پیش میره، می‌دونی؟

776
00:58:29,523 --> 00:58:31,873
‫آره، می‌تونم تصور کنم
‫این چطور شرایط رو عوض می‌کنه

777
00:58:31,960 --> 00:58:35,940
‫ولی اصلاً اون قبلاً چقدر باهات کار می‌کرد؟

778
00:58:35,964 --> 00:58:37,333
‫می‌دونی...

779
00:58:37,357 --> 00:58:40,186
‫- یه لحظه صبر کن
‫- آره، باشه

780
00:58:40,273 --> 00:58:42,057
‫آره، آره. دارم میام

781
00:58:44,973 --> 00:58:46,497
‫- سلام
‫- سلام، ببخشید

782
00:58:46,584 --> 00:58:48,281
‫- فقط...
‫- خوبی؟

783
00:58:48,368 --> 00:58:51,240
‫آره. می‌تونی به همسایه‌هات بگی...

784
00:58:51,328 --> 00:58:53,068
‫فقط درو باز کنن

785
00:58:53,155 --> 00:58:57,551
‫چون من خیلی وقته
‫که اون بیرون وایسادم

786
00:58:57,638 --> 00:58:58,789
‫سلام

787
00:58:58,813 --> 00:59:00,728
‫الهی، چه قشنگ

788
00:59:00,815 --> 00:59:02,556
‫دختر کو ندارد نشان از پدر

789
00:59:02,643 --> 00:59:04,384
‫هوم؟

790
00:59:04,471 --> 00:59:06,995
‫- سلام، وال
‫- اوه، سلام

791
00:59:07,082 --> 00:59:08,780
‫- خدافظ، وال
‫- آره. عه...

792
00:59:09,346 --> 00:59:10,846
‫خدافظ

793
00:59:11,826 --> 00:59:13,611
‫- سلام
‫- ببخشید. مزاحم شدم

794
00:59:13,698 --> 00:59:15,066
‫نه، چیزی نیست

795
00:59:15,090 --> 00:59:17,354
‫فقط این که متروی اِل
‫قرار بود 20 دقیقه تأخیر داشته باشه

796
00:59:17,729 --> 00:59:21,488
‫که بهم وقتِ کافی داد
‫که با اون دیوث تموم کنم

797
00:59:21,575 --> 00:59:22,901
‫پسره که باهاش بودم رو می‌شناسی؟

798
00:59:22,925 --> 00:59:24,075
‫لعنتی

799
00:59:24,099 --> 00:59:26,145
‫- مترو نیومد
‫- اوه

800
00:59:27,712 --> 00:59:29,278
‫می‌خوای اینجا بمونی؟

801
00:59:32,020 --> 00:59:33,848
‫باشه، یالا

802
00:59:33,935 --> 00:59:35,435
‫رفیق خودمی

803
00:59:36,547 --> 00:59:39,288
‫خب، زیاده روی کردی؟

804
00:59:40,028 --> 00:59:42,640
‫شاید فقط یه لیوان بیشتر خوردم

805
00:59:43,510 --> 00:59:46,818
‫خیلی اشتباه می‌کنی.
‫تیوزدی خیلی بیشتر ازم متنفره.

806
00:59:46,905 --> 00:59:50,343
‫مواظب باش. آره، خب، مسابقه نیست

807
00:59:50,430 --> 00:59:53,128
‫بین من و اون نفرتِ زیادی وجود داره

808
00:59:53,215 --> 00:59:56,305
‫فقط دارم میگم اون زن دیوونه‌ست

809
00:59:56,393 --> 00:59:58,264
‫پس، آره، باید نیتش رو زیر سؤال ببری

810
00:59:58,351 --> 01:00:02,703
‫یعنی، اصلاً چرا باید به این فکر کنی
‫که آپولو رو بهش بسپاری؟

811
01:00:02,790 --> 01:00:05,271
‫- به این سادگی نیست
‫- به همین سادگیه

812
01:00:05,358 --> 01:00:07,665
‫فقط نمی‌تونم اون رو اینجا نگه دارم

813
01:00:07,752 --> 01:00:11,146
‫و داره مانع کارم میشه. یعنی کارمون

814
01:00:11,233 --> 01:00:13,497
‫به نظرم زیاد فرق نمی‌کنه

815
01:00:16,195 --> 01:00:18,023
‫خدای من. این چیه؟

816
01:00:18,110 --> 01:00:20,373
‫اوه

817
01:00:20,460 --> 01:00:23,855
‫دوستِ من، اون کامبوچای دیروزه

818
01:00:26,858 --> 01:00:28,642
‫باید بریزیش دور

819
01:00:30,339 --> 01:00:32,341
‫به نظرم فرقِ چندانی نمی‌کنه

820
01:00:32,429 --> 01:00:35,170
‫ما الان بیشتر از یه ساله
‫که روی کتاب کار می‌کنیم

821
01:00:37,608 --> 01:00:39,063
‫یعنی چی؟

822
01:00:39,087 --> 01:00:42,439
‫یعنی خیلی قبل از این که بابام خودکشی کنه،

823
01:00:42,526 --> 01:00:45,050
‫یا قبل از این که آپولو بیاد، فقط...

824
01:00:45,137 --> 01:00:46,637
‫فکر نکنم مشکل از سگه باشه

825
01:00:47,835 --> 01:00:50,882
‫هی، من درست همون قدر
‫برای کتاب وقت میذارم که...

826
01:00:50,969 --> 01:00:53,580
‫نه، گلایه‌ای ندارم

827
01:00:53,667 --> 01:00:55,167
‫والتر بهم هشدار داد

828
01:00:56,017 --> 01:00:57,802
‫بهت هشدار داد؟

829
01:00:57,889 --> 01:00:59,301
‫در مورد سرعتت

830
01:00:59,325 --> 01:01:03,460
‫سرعتم... شما دوتا در مورد سرعتم حرف زدید؟

831
01:01:03,547 --> 01:01:05,507
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- شاید سرعتت نبود

832
01:01:06,158 --> 01:01:09,117
‫خب، پس چی؟
‫از چی حرف زدید؟

833
01:01:10,989 --> 01:01:14,427
‫آره، در مورد سرعتت بود

834
01:01:14,514 --> 01:01:15,926
‫نگران بود که خیلی یواش پیش میری،

835
01:01:15,950 --> 01:01:18,518
‫و می‌خواست بهت فشار بیاره تمومش کنی

836
01:01:20,955 --> 01:01:23,480
‫کتاب برام مهمه، می‌دونی.
‫منم می‌خوام تمومش کنم.

837
01:01:23,567 --> 01:01:25,307
‫و فکر می‌کنی من نمی‌خوام؟

838
01:01:27,614 --> 01:01:29,964
‫شرمنده، نباید چیزی می‌گفتم...

839
01:01:31,096 --> 01:01:32,596
‫سرم درد می‌کنه

840
01:01:36,188 --> 01:01:39,104
‫ولی باید این سگه رو یه کاریش بکنی

841
01:01:40,584 --> 01:01:42,977
‫نمی‌تونم هر بار که میری بیرون ازش مراقبت کنم

842
01:01:47,112 --> 01:01:48,853
‫درسته، آقا سگه؟ هان؟

843
01:01:51,203 --> 01:01:52,703
‫سلام، داداش بزرگ

844
01:01:56,774 --> 01:02:01,866
‫می‌خوای چیکار کنی؟

845
01:02:01,953 --> 01:02:04,651
‫اگه بابامون اینجا بود چی می‌خواست؟

846
01:02:07,175 --> 01:02:09,961
‫می‌خوای بری با یه زنِ دیوونه زندگی کنی؟

847
01:02:15,227 --> 01:02:16,727
‫به چی نگاه می‌کنی؟

848
01:02:29,937 --> 01:02:31,460
‫خب، بحث این نیست
‫که ازش خوشم نمیاد

849
01:02:31,548 --> 01:02:33,245
‫- اون مهربون و سرزنده‌ست
‫- پس چیه؟

850
01:02:33,332 --> 01:02:35,726
‫- می‌خوام تنها کار کنم
‫- اون خیلی سرزنده‌ست

851
01:02:35,813 --> 01:02:37,704
‫- من الان همین رو گفتم، نه؟
‫- شاید خوشت بیاد

852
01:02:37,728 --> 01:02:39,183
‫از دیدگاه یکی دیگه بهره ببری

853
01:02:39,207 --> 01:02:40,707
‫کسی که باهاش مشورت کنی

854
01:02:40,774 --> 01:02:43,226
‫- منظورم این نیست
‫- اون جَوون و پرانرژیه

855
01:02:43,250 --> 01:02:45,061
‫و دخترمه

856
01:02:45,300 --> 01:02:46,800
‫درسته، ولی به سختی می‌شناستت

857
01:02:46,867 --> 01:02:48,956
‫با کارت و روابطتت آشنایی نداره

858
01:02:49,043 --> 01:02:50,871
‫و این دقیقاً همون چیزیه
‫که سعی دارم درست کنم

859
01:02:50,958 --> 01:02:52,917
‫پس، من باید درستش کنم؟

860
01:02:53,004 --> 01:02:55,093
‫همه می‌دونن که تو همه چی رو درست می‌کنی

861
01:02:55,180 --> 01:02:56,374
‫اون اینجاست

862
01:02:56,398 --> 01:02:59,227
‫از کِی تا حالا من... چی؟

863
01:02:59,837 --> 01:03:02,230
‫چرا بهم نگفتی اونم میاد؟

864
01:03:02,317 --> 01:03:03,817
‫یعنی چی؟

865
01:03:05,190 --> 01:03:06,690
‫سلام

866
01:03:08,715 --> 01:03:10,282
‫سلام

867
01:03:13,067 --> 01:03:14,895
‫فکر می‌کنی این ایده‌ی بدیه، مگه نه؟

868
01:03:14,982 --> 01:03:16,177
‫نه. عالیه

869
01:03:16,201 --> 01:03:19,160
‫ایده‌ی بدیه چون هنوز قهوه نخوردیم

870
01:03:19,247 --> 01:03:21,772
‫به زودی همه چی عالی میشه

871
01:03:45,360 --> 01:03:47,362
‫فقط امتحان می‌کنیم

872
01:03:47,449 --> 01:03:49,451
‫باشه؟ یه روز. فقط همین

873
01:03:49,538 --> 01:03:51,628
‫که ببینیم باهم جور می‌شید یا نه

874
01:03:53,586 --> 01:03:59,461
‫و کی می‌دونه، شاید رفتارش با یه سگ
‫در اون حد آزاردهنده نباشه. برو تو

875
01:03:59,548 --> 01:04:02,943
‫سلام. تیوزدی چنگ، لطفاً

876
01:04:04,510 --> 01:04:07,295
‫کارت عالیه. آفرین پسرِ خوب.
‫آره، خودشه.

877
01:04:08,296 --> 01:04:10,081
‫دیدی؟ زیادم بد نبود

878
01:04:10,951 --> 01:04:13,475
‫چرا نمی‌تونی توی آسانسور خودمون
‫اینجوری باشی؟

879
01:04:14,172 --> 01:04:16,261
‫آسانسورِ من

880
01:04:16,348 --> 01:04:18,742
‫شاید این یه روزی آسانسورِ تو بشه

881
01:04:20,700 --> 01:04:22,200
‫باشه

882
01:04:24,704 --> 01:04:25,725
‫مشکلی پیش اومده بود؟

883
01:04:25,749 --> 01:04:28,316
‫عه... منظورت چیه؟

884
01:04:28,403 --> 01:04:31,382
‫معمولاً انقدر طول نمی‌کشه
‫که جماعت از آسانسور بالا بیان

885
01:04:31,406 --> 01:04:33,452
‫اوه، نه. مشکلی نبود

886
01:04:33,539 --> 01:04:35,038
‫صدای حرف زدن شنیدم

887
01:04:35,062 --> 01:04:36,562
‫نوچ

888
01:04:37,674 --> 01:04:39,284
‫باشه

889
01:04:39,371 --> 01:04:40,827
‫- خب، بیاید تو
‫- آره

890
01:04:40,851 --> 01:04:44,158
‫- خدای من. اون خیلی بزرگه
‫- آره. می‌دونم

891
01:04:44,245 --> 01:04:46,963
‫شاید فقط به خاطر اینه که توی خونه‌ست
‫یا توی این راهروئه

892
01:04:46,987 --> 01:04:48,095
‫نه

893
01:04:48,119 --> 01:04:50,338
‫ببین، یکم غذا آوردم

894
01:04:50,425 --> 01:04:52,384
‫- با خوراکی و اسباب‌بازی و وسایل
‫- آره

895
01:04:52,471 --> 01:04:54,386
‫ولی اون دوست نداره باهاشون بازی کنه

896
01:04:54,473 --> 01:04:57,041
‫گاهی، با این عروسکِ کونگ بازی می‌کنه

897
01:04:57,128 --> 01:05:00,740
‫ولی در کل همیشه غمگینه

898
01:05:00,827 --> 01:05:03,917
‫دوست داره بخوابه.
‫دوست داره براش کتاب بخونی.

899
01:05:04,004 --> 01:05:07,921
‫خب، پسرخونده‌ام وقتی اون رو ببینه
‫ذوق‌مرگ میشه

900
01:05:08,008 --> 01:05:10,054
‫من حوالی پنج برمی‌گردم،

901
01:05:10,141 --> 01:05:12,273
‫پس احتمالاً فقط یه بار بخواد بره دستشویی

902
01:05:12,360 --> 01:05:13,468
‫- حوالی ساعت 2
‫- ساعت 2

903
01:05:13,492 --> 01:05:16,079
‫معمولاً دوست داره
‫سه بار در روز بره دستشویی

904
01:05:16,103 --> 01:05:17,801
‫وای، نمی‌دونستم

905
01:05:18,453 --> 01:05:19,604
‫که بخواد بره دستشویی؟

906
01:05:19,628 --> 01:05:21,805
‫خب، منظورم سه بار در روزه

907
01:05:21,892 --> 01:05:23,347
‫- اوه، آره
‫- دوستم از یه چیزی

908
01:05:23,371 --> 01:05:25,199
‫- به اسم پدِ جیش استفاده می‌کنه
‫- بهم اعتماد کن

909
01:05:25,286 --> 01:05:26,786
‫نمی‌خوای امتحانش کنی

910
01:05:27,724 --> 01:05:30,683
‫اوه، نه، نه، نه.
‫نه، نه، بیا پایین.

911
01:05:30,770 --> 01:05:32,772
‫آپولو، بیا پایین...

912
01:05:33,294 --> 01:05:35,688
‫می‌تونی...؟

913
01:05:36,558 --> 01:05:38,256
‫این مبل تاچینی عتیقه‌ست

914
01:05:39,300 --> 01:05:43,522
‫نمی‌تونم تصور کنم والتر میذاشت
‫هر جا که دلش می‌خواست بره

915
01:05:43,609 --> 01:05:45,350
‫کاملاً مطمئنم که میذاشت

916
01:05:45,437 --> 01:05:48,309
‫این مسخره‌ست. باربارا بهم گفت
‫سگه کاملاً تعلیم‌دیده‌ست

917
01:05:48,396 --> 01:05:50,094
‫آره، خب، به منم همین رو گفت،

918
01:05:50,181 --> 01:05:51,681
‫ولی همینه که هست،

919
01:05:52,096 --> 01:05:55,577
‫دل بخواهی رفته نشسته روی مبل عتیقه‌ات

920
01:05:55,664 --> 01:05:57,164
‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟

921
01:05:57,449 --> 01:05:59,146
‫چی؟ نه. نه، معلومه که نه

922
01:05:59,233 --> 01:06:01,018
‫ببخشید

923
01:06:01,105 --> 01:06:02,125
‫باشه

924
01:06:02,149 --> 01:06:04,021
‫داره دیرم میشه. ولی...

925
01:06:04,108 --> 01:06:05,608
‫حوالی 5 برمی‌گردم

926
01:06:05,674 --> 01:06:07,174
‫ولی ازت ممنونم

927
01:06:07,720 --> 01:06:09,853
‫والتر چرا سگه رو به تو سپرد؟

928
01:06:10,462 --> 01:06:11,962
‫چی؟

929
01:06:12,377 --> 01:06:15,989
‫یعنی، اگه اون اینجوریه.
‫غیر قابل مدیریت.

930
01:06:16,076 --> 01:06:17,948
‫محض رضای خدا منظورم آپارتمانته

931
01:06:18,035 --> 01:06:19,558
‫حتی برای یه نفر...

932
01:06:19,645 --> 01:06:21,299
‫مگه آپارتمانم چشه؟

933
01:06:21,386 --> 01:06:25,433
‫فقط فکر می‌کنم
‫شاید باربارا اشتباه متوجه شده

934
01:06:25,520 --> 01:06:27,479
‫می‌دونی، چون والتر درخواستش رو مکتوب نکرده

935
01:06:27,566 --> 01:06:29,786
‫منظورت قبل از خودکشی کردنه؟

936
01:06:29,873 --> 01:06:32,484
‫مطمئنم توی لیستِ کارهاش بود

937
01:06:32,571 --> 01:06:34,965
‫باشه. خدایا. می‌دونی چیه؟ فقط...

938
01:06:35,052 --> 01:06:37,141
‫فقط بهم بگو دیگه چی باید بدونم

939
01:06:38,925 --> 01:06:41,406
‫در مورد آپولو یا در کل؟

940
01:06:43,887 --> 01:06:45,255
‫خیلی خب، اشتباه می‌کردم

941
01:06:45,279 --> 01:06:48,152
‫رفتارش با یه سگم
‫در همون حد آزاردهنده‌ست

942
01:07:35,155 --> 01:07:36,655
‫بیا بریم این طرف

943
01:07:40,073 --> 01:07:42,771
‫نه. اون طرف نه. اینجا. بیا بریم...

944
01:07:42,859 --> 01:07:45,731
‫- برو عقب. شرمنده، خانم
‫- نه، نه، نه!

945
01:07:45,818 --> 01:07:47,820
‫- ورود سگ ممنوعه، خانم
‫- چی؟

946
01:07:47,907 --> 01:07:49,691
‫- من...
‫- ورود سگ ممنوعه

947
01:07:49,778 --> 01:07:51,824
‫من قرار دارم. داره دیرم میشه

948
01:07:51,911 --> 01:07:53,280
‫پس، میشه فقط کمکم کنی؟

949
01:07:53,304 --> 01:07:54,958
‫- ورود سگ ممنوعه
‫- من قرار دارم

950
01:07:55,045 --> 01:07:56,370
‫میشه بذارید بیام داخل؟

951
01:07:56,394 --> 01:07:58,309
‫- نمی‌تونم. شرمنده
‫- آقا!

952
01:07:58,396 --> 01:08:01,616
‫- میشه لطفاً به رئیستون زنگ بزنید؟
‫- میشه لطفاً سگ رو ببرید؟

953
01:08:01,703 --> 01:08:02,767
‫- نه، نمی‌برمش

954
01:08:02,791 --> 01:08:04,291
‫فقط لطفاً بذارید بیام داخل

955
01:08:04,315 --> 01:08:05,838
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.
‫شغلم در خطره.

956
01:08:05,925 --> 01:08:07,622
‫خیلی خب. باشه. منم اینجا می‌شینم

957
01:08:08,319 --> 01:08:12,845
‫از 3-5 به پایگاه.
‫اینجا کمک لازم دارم.

958
01:08:12,932 --> 01:08:14,432
‫و یه سگِ بزرگ هم داره

959
01:08:16,805 --> 01:08:19,156
‫واقعاً بابتش متأسفم

960
01:08:19,808 --> 01:08:21,810
‫مأمورهای پذیرش می‌تونن خیلی عوضی باشن

961
01:08:21,898 --> 01:08:24,901
‫یعنی، خیلی عجیبه که
‫پای پلیس رو وسط کشیدن

962
01:08:28,295 --> 01:08:29,818
‫- از این طرف
‫- اوه

963
01:08:37,000 --> 01:08:38,500
‫بیا تو

964
01:08:48,446 --> 01:08:51,666
‫- آیرس و آپولو رو آوردم
‫- شرمنده

965
01:08:51,753 --> 01:08:53,712
‫- بیاید تو، بیاید تو
‫- سلام

966
01:08:53,799 --> 01:08:55,211
‫- وای!
‫- آره

967
01:08:55,235 --> 01:08:58,108
‫فکر کنم تیمِ امنیتی‌تون زیادی شلوغش کرد

968
01:08:58,195 --> 01:09:00,110
‫شنیدم. نیازی به نگرانی نیست

969
01:09:00,197 --> 01:09:02,503
‫- شرمنده. برنامه‌ام این نبود
‫- لطفاً بشین

970
01:09:02,590 --> 01:09:04,003
‫- باشه، مرسی
‫- آره

971
01:09:04,027 --> 01:09:05,942
‫خیلی خب، رفیق. بشین

972
01:09:08,379 --> 01:09:09,878
‫- احسنت
‫- کارت عالی بود

973
01:09:09,902 --> 01:09:11,358
‫تو این رو یادش دادی یا والتر؟

974
01:09:11,382 --> 01:09:13,819
‫فکر کنم از قبل بلد بوده

975
01:09:13,906 --> 01:09:15,275
‫تحسین‌برانگیزه

976
01:09:15,299 --> 01:09:16,953
‫چیزی لازم داره؟

977
01:09:17,040 --> 01:09:20,043
‫فکر کنم سوفی داشت براش یکم...

978
01:09:20,130 --> 01:09:22,697
‫- اوه. آب فیجی
‫- بفرمایید

979
01:09:22,784 --> 01:09:24,786
‫- وای، عالیه. عالیه
‫- بفرمایید

980
01:09:30,009 --> 01:09:32,098
‫- اون خیلی تشنه‌ست
‫- آره

981
01:09:32,838 --> 01:09:34,338
‫- من سرِ میزم هستم
‫- باشه

982
01:09:34,405 --> 01:09:36,059
‫بابتِ بهم ریختگی عذر می‌خوام

983
01:09:37,756 --> 01:09:43,066
‫خب، به نظر میاد نسبت به وقتی
‫که روی قایق بود حالش بهتره

984
01:09:44,458 --> 01:09:46,765
‫- کتاب چطور پیش میره؟
‫- عه...

985
01:09:48,158 --> 01:09:50,073
‫می‌دونم این چیزیه که
‫می‌خواستی در موردش حرف بزنی

986
01:09:50,160 --> 01:09:53,293
‫و روش کار می‌کردم،
‫وال هم همینطور، اما...

987
01:09:53,380 --> 01:09:55,295
‫باید دنبال یه ویراستار دیگه بگردم؟

988
01:09:55,382 --> 01:09:57,994
‫می‌دونم با سوگواری و احساساتت...

989
01:09:58,081 --> 01:10:00,344
‫نه، قطعاً نه. نه

990
01:10:00,431 --> 01:10:02,332
‫باشه، پس رُک میگم

991
01:10:02,356 --> 01:10:04,356
‫من این کتاب رو لازم دارم

992
01:10:04,380 --> 01:10:06,532
‫والترِ مُرده ناگهان
‫پرطرفدارتر از والترِ زنده شده

993
01:10:06,567 --> 01:10:08,613
‫علاقه‌ی قابل توجهی به نامه‌نگاری‌هاش هست،

994
01:10:08,700 --> 01:10:11,572
‫و باید همین الان ازش کسب درآمد کنیم

995
01:10:11,659 --> 01:10:13,072
‫- درک می‌کنم
‫- اگه کمک لازم داری،

996
01:10:13,096 --> 01:10:14,595
‫- یا نمی‌خوای...
‫- نه

997
01:10:14,619 --> 01:10:16,119
‫گفتم...

998
01:10:16,621 --> 01:10:18,121
‫درک می‌کنم

999
01:10:18,884 --> 01:10:20,384
‫باشه

1000
01:10:25,412 --> 01:10:27,110
‫سگه رو چیکار می‌کنی؟

1001
01:10:28,676 --> 01:10:31,027
‫باشه. بیا بریم، رفیق

1002
01:10:31,853 --> 01:10:35,553
‫واسه دانشگاه دیرم شده

1003
01:10:35,640 --> 01:10:37,294
‫و وال غیبش زده،

1004
01:10:37,381 --> 01:10:41,950
‫پس مجبوری دوباره تنها باشی، خب؟

1005
01:10:42,908 --> 01:10:44,823
‫فقط اونجا بمون

1006
01:10:44,910 --> 01:10:47,956
‫و قول میدی آپارتمانم رو نابود نکنی

1007
01:10:48,044 --> 01:10:49,544
‫باشه؟

1008
01:10:49,871 --> 01:10:51,525
‫خوبه. آفرین پسرِ خوب

1009
01:10:51,612 --> 01:10:53,397
‫پسرِ خوبی میشی

1010
01:10:53,484 --> 01:10:55,268
‫نظرت در مورد موسیقی چیه، هان؟

1011
01:10:59,664 --> 01:11:01,164
‫باشه، خوبه

1012
01:11:02,101 --> 01:11:03,601
‫خیلی خب

1013
01:11:06,627 --> 01:11:09,065
‫باشه، پسرِ خوبی باش. لطفاً

1014
01:11:09,152 --> 01:11:11,328
‫لطفاً، خواهش می‌کنم

1015
01:11:11,415 --> 01:11:12,938
‫آپارتمان رو داغون نکن

1016
01:11:13,504 --> 01:11:14,785
‫باشه

1017
01:11:14,809 --> 01:11:16,309
‫خدافظ

1018
01:11:55,415 --> 01:11:56,938
‫«جنوب برای او،

1019
01:11:57,025 --> 01:12:00,551
‫لهجه‌ای سکسی که او را
‫به بالای پله‌های کهنه‌ی چوبی دعوت می‌کرد

1020
01:12:00,638 --> 01:12:02,814
‫جنوب بی‌آزار و جذاب بود،

1021
01:12:02,901 --> 01:12:04,424
‫یه عتیقه‌ی تاریخی

1022
01:12:04,511 --> 01:12:09,429
‫مثل این پسر که با مداد شماره 2
‫و دفتر مولسکین یادداشت برمی‌داشت

1023
01:12:09,516 --> 01:12:11,866
‫در گوگل داک،
‫جایی که او و بهترین دوستش

1024
01:12:11,953 --> 01:12:13,868
‫لیست کارهای سال آخرشان را نگه می‌داشتند،

1025
01:12:13,955 --> 01:12:17,568
‫او در شماره 14 نوشته بود:
‫چاپ شدن در نیویورکر.»

1026
01:12:46,988 --> 01:12:48,555
‫آفرین پسرِ خوب

1027
01:12:49,948 --> 01:12:51,863
‫آفرین بهت، آپولو

1028
01:12:54,735 --> 01:12:56,235
‫پسرِ خیلی خوبی شدی

1029
01:13:00,437 --> 01:13:03,309
‫من صفحه‌های پدرم رو براش پخش می‌کردم

1030
01:13:03,396 --> 01:13:05,224
‫- واقعاً؟
‫- آره

1031
01:13:05,311 --> 01:13:08,880
‫بیشترشون آریای بیس هستن.
‫فکر کنم یه جورایی بهشون علاقه داره.

1032
01:13:08,967 --> 01:13:11,099
‫نه

1033
01:13:11,187 --> 01:13:13,493
‫کتاب‌های صوتی، نه زیاد

1034
01:13:13,580 --> 01:13:16,279
‫گفتگوی رادیویی، آهنگ‌های فیلم‌ها، نه

1035
01:13:17,018 --> 01:13:20,650
‫صادقانه میگم، به نظرم بیشتر از هر چیزی
‫دوست داره یکی براش کتاب بخونه

1036
01:13:20,674 --> 01:13:23,764
‫واقعاً عاشقشه. خیلی زیاد

1037
01:13:23,851 --> 01:13:25,766
‫تو که به نگه داشتنش فکر نمی‌کنی؟

1038
01:13:25,853 --> 01:13:27,507
‫نه. معلومه که نه

1039
01:13:29,640 --> 01:13:32,033
‫باشه. یالا

1040
01:13:32,120 --> 01:13:35,254
‫یکی دیگه. داریم ورزش می‌کنیم

1041
01:13:36,212 --> 01:13:39,650
‫- اوه. و مساوی شدیم
‫- مساوی

1042
01:13:39,737 --> 01:13:41,608
‫تادا! تقریباً

1043
01:13:41,695 --> 01:13:43,349
‫خیلی خب. مرسی

1044
01:13:43,436 --> 01:13:45,090
‫میای تو یه چایی بخوری؟

1045
01:13:45,177 --> 01:13:49,050
‫- نه، اون تو مثل چی عطسه می‌کنم
‫- آره

1046
01:13:49,137 --> 01:13:52,144
‫ای کاش در مورد اومدن به ووداستاک
‫برای کریسمس تجدید نظر کنی

1047
01:13:52,168 --> 01:13:53,403
‫گندش بزنن

1048
01:13:53,490 --> 01:13:54,990
‫چی شده؟

1049
01:13:55,753 --> 01:13:59,254
‫«شما با آوردن سگ به داخل آپارتمان
‫مرتکب تخلف شدید

1050
01:13:59,278 --> 01:14:03,978
‫و به هشدارهای مکرر سرایدار ساختمان
‫هکتور سپدا در این مورد بی‌توجهی کردید

1051
01:14:04,065 --> 01:14:06,329
‫اگه به نگهداری سگِ مذکور در آپارتمان

1052
01:14:06,416 --> 01:14:07,697
‫- ادامه دهید...»
‫- «سگِ مذکور»؟

1053
01:14:07,721 --> 01:14:10,028
‫باید بنویسن «سگِ غمگین»

1054
01:14:10,115 --> 01:14:11,812
‫- اونا بیرونم می‌کنن
‫- نه

1055
01:14:11,899 --> 01:14:14,946
‫نه، نه. تو خیلی وقته که اینجا هستی

1056
01:14:15,033 --> 01:14:16,774
‫و قبلش هم بابات اینجا بوده

1057
01:14:16,861 --> 01:14:18,360
‫اینجا خونه‌ی توئه

1058
01:14:18,384 --> 01:14:20,908
‫آیرس، تو نمی‌تونی این آپارتمان رو از دست بدی

1059
01:14:20,995 --> 01:14:23,389
‫هرگز جای دیگه‌ای پیدا نمی‌کنی
‫که از پس اجاره‌اش بربیای

1060
01:14:23,476 --> 01:14:25,261
‫توی این شهر پیدا نمی‌کنی

1061
01:14:25,348 --> 01:14:27,698
‫با این هم‌اتاقی هیچ‌جا پیدا نمی‌کنی

1062
01:14:27,785 --> 01:14:29,526
‫پناهگاه توی میشیگان چی؟

1063
01:14:29,613 --> 01:14:31,136
‫اوه، هنوز توی لیستِ انتظارم

1064
01:14:31,223 --> 01:14:33,225
‫باید مستقیم با صاحبخونه حرف بزنم

1065
01:14:33,312 --> 01:14:35,749
‫کی گفته اون مرد یه عوضیِ سنگدله؟

1066
01:14:35,836 --> 01:14:39,033
‫من. وقتی آشپزخونه‌ام رو بازسازی کردم
‫سعی کرد از خونه بیرونم کنه

1067
01:14:39,057 --> 01:14:41,973
‫- یه نقشه‌ی جایگزین لازم داری
‫- ولی...

1068
01:14:42,060 --> 01:14:44,671
‫فقط یکم دیگه وقت لازم دارم

1069
01:14:44,758 --> 01:14:47,718
‫تنها جایگزین اینه که
‫برش گردونم توی سگ‌دونی

1070
01:14:47,805 --> 01:14:49,981
‫نمی‌تونم بذارم این اتفاق بیفته

1071
01:14:55,421 --> 01:14:56,659
‫سلام. سلام، خانم آیرس

1072
01:14:56,683 --> 01:14:58,052
‫از این خبر داشتی؟

1073
01:14:58,076 --> 01:14:59,947
‫اونا قراره بیرونم کنن

1074
01:15:00,034 --> 01:15:02,515
‫اوه، خانم آیرس، فکر می‌کنی
‫منظورم چی بود وقتی گفتم

1075
01:15:02,602 --> 01:15:04,169
‫- «سگه»؟
‫- می‌دونی که دارم تلاش می‌کنم

1076
01:15:04,256 --> 01:15:06,345
‫- این رو می‌دونی
‫- تلاش نمی‌کنی

1077
01:15:06,432 --> 01:15:07,801
‫و می‌دونی از کجا می‌دونم تلاش نمی‌کنی؟

1078
01:15:07,825 --> 01:15:09,150
‫چون سگت هنوز اینجاست. نه؟

1079
01:15:09,174 --> 01:15:10,389
‫برای اونا سگ مهم نیست

1080
01:15:10,413 --> 01:15:12,327
‫می‌خوان تخلیه کنم تا بتونن
‫اجاره رو سه برابر کنن

1081
01:15:12,351 --> 01:15:13,720
‫این مشکلِ من نیست

1082
01:15:13,744 --> 01:15:15,528
‫بهم گفتن بهت بگم، خانم آیرس

1083
01:15:15,615 --> 01:15:17,400
‫پس دارم بهت میگم، باشه؟

1084
01:15:17,487 --> 01:15:18,987
‫ورود سگ ممنوعه

1085
01:15:22,056 --> 01:15:24,276
‫آره، می‌خوام با هاوارد حرف بزنم، لطفاً

1086
01:15:24,842 --> 01:15:27,540
‫نه، نمی‌خوام با یه سرپرست حرف بزنم

1087
01:15:29,194 --> 01:15:30,694
‫آره. خیلی خب، باشه. فقط...

1088
01:15:31,283 --> 01:15:34,112
‫بهش بگو بهم زنگ بزنه. لطفاً. فوریه.

1089
01:15:47,604 --> 01:15:49,257
‫کریسمس مبارک

1090
01:15:54,132 --> 01:15:57,918
‫سگ‌ها وقتی گریه‌ی آدم‌ها رو می‌بینن
‫چه فکری می‌کنن؟

1091
01:16:00,138 --> 01:16:02,445
‫چه برداشتی از اندوه انسان دارن؟

1092
01:16:05,578 --> 01:16:07,319
‫همش به تو فکر می‌کنم

1093
01:16:08,538 --> 01:16:10,449
‫چطور بین تمام سؤالات دیگه

1094
01:16:10,473 --> 01:16:13,369
‫که قطعاً برات پیش اومدن این بود که...

1095
01:16:14,631 --> 01:16:16,546
‫چه اتفاقی قراره برای سگه بیفته؟

1096
01:16:52,495 --> 01:16:54,801
‫حلقه‌ی گل رو آوردی؟

1097
01:16:54,888 --> 01:16:56,499
‫کدوم حلقه‌ی گل؟

1098
01:16:56,586 --> 01:16:58,196
‫حلقه‌ی گل تبریک کریسمس

1099
01:16:58,283 --> 01:16:59,652
‫- برای پنجره
‫- نه

1100
01:16:59,676 --> 01:17:01,131
‫کُت و کلاهت کجان؟

1101
01:17:01,155 --> 01:17:02,132
‫توی اداره جا گذاشتم

1102
01:17:02,156 --> 01:17:03,438
‫چی شده؟

1103
01:17:03,462 --> 01:17:05,508
‫چیزی نشده

1104
01:17:20,087 --> 01:17:23,177
‫- بیا تو. بیا تو
‫- سلام!

1105
01:17:23,264 --> 01:17:26,398
‫خیلی خوشحالم که اومدی.
‫می‌دونستم نمی‌خواستی بیای.

1106
01:17:26,485 --> 01:17:27,680
‫یه نوشیدنی بردار

1107
01:17:27,704 --> 01:17:29,159
‫- این رو بگیر
‫- و یه کلاه

1108
01:17:29,183 --> 01:17:31,098
‫- یه کلاه. باشه
‫- آره

1109
01:17:32,273 --> 01:17:33,773
‫سلام

1110
01:17:33,797 --> 01:17:35,122
‫آیرس

1111
01:17:35,146 --> 01:17:36,930
‫- اوه، بلاسم
‫- اوه

1112
01:17:37,017 --> 01:17:39,455
‫- سال نو مبارک
‫- سال نو مبارک

1113
01:17:39,542 --> 01:17:41,544
‫- تنها اومدی
‫- خیلی بامزه بود

1114
01:17:41,631 --> 01:17:44,242
‫- هم‌اتاقیت چطوره؟
‫- خوبه

1115
01:17:44,329 --> 01:17:45,852
‫مارجری ماجرای نامه رو بهم گفت

1116
01:17:45,939 --> 01:17:48,594
‫آره، خب، قرار نیست
‫از خونه بلندم کنن، باشه؟

1117
01:17:48,681 --> 01:17:50,683
‫آسونه. فقط پرسیدم

1118
01:17:50,770 --> 01:17:53,730
‫الان داشتم با شروین حرف می‌زدم.
‫با شروین آشنا شدی؟

1119
01:17:53,817 --> 01:17:55,098
‫- عه. نه. سلام
‫- سلام

1120
01:17:55,122 --> 01:17:56,789
‫- چه خبر؟
‫- خوشوقتم

1121
01:17:56,813 --> 01:17:58,307
‫شروین دوستِ مارجریه

1122
01:17:58,331 --> 01:18:00,693
‫اون مشاور املاکه.
‫و شروین الان داشت بهم می‌گفت

1123
01:18:00,780 --> 01:18:04,368
‫این روزها پیدا کردن آپارتمانِ سازگار
‫با حیوون خونگی توی نیویورک چقدر سخته

1124
01:18:04,392 --> 01:18:07,004
‫- دنبالش می‌گردی؟
‫- نه. واقعاً نه

1125
01:18:07,091 --> 01:18:08,614
‫- حیوونِ خونگیت چیه؟
‫- سگه

1126
01:18:08,701 --> 01:18:10,026
‫اوه، اون سگِ گریت دین

1127
01:18:10,050 --> 01:18:11,114
‫- عه، اون نمی...
‫- آیرس. آیرس

1128
01:18:11,138 --> 01:18:12,420
‫خیلی وقته ندیدمت

1129
01:18:12,444 --> 01:18:13,944
‫- هری. خدای من
‫- سلام

1130
01:18:14,011 --> 01:18:15,891
‫- سال‌های زیادی گذشته
‫- من به ندرت میام شهر

1131
01:18:15,926 --> 01:18:17,164
‫- خدای من
‫- این شوهرم، لریه

1132
01:18:17,188 --> 01:18:18,600
‫- سلام
‫- لری

1133
01:18:18,624 --> 01:18:19,775
‫شوهرت لری

1134
01:18:19,799 --> 01:18:21,298
‫هری، لری. خیلی قشنگه

1135
01:18:21,322 --> 01:18:23,237
‫آیریس همسایه بغلی ماست

1136
01:18:23,324 --> 01:18:26,216
‫پدرش گری باهام توی گروه سرود
‫مردان همجنس‌گرا آواز می‌خوند

1137
01:18:26,240 --> 01:18:27,740
‫تو صاحب اون سگه هستی

1138
01:18:27,764 --> 01:18:29,766
‫آره. داستان‌های عجیبی شنیدم

1139
01:18:29,853 --> 01:18:32,203
‫قراره آپارتمان رو از دست بدی؟

1140
01:18:32,290 --> 01:18:34,161
‫- نه
‫- من عاشق سگ‌های بزرگم،

1141
01:18:34,248 --> 01:18:35,902
‫ولی هرگز نمی‌تونستم
‫کاری رو که می‌کنی انجام بدم

1142
01:18:35,989 --> 01:18:40,167
‫من یه مرکزِ نجات سگ‌ها توی دلاور
‫به مارجری معرفی کردم. اونا محشرن

1143
01:18:40,254 --> 01:18:42,822
‫گریت دین پنج ساله
‫نسبتاً پیره، مگه نه؟

1144
01:18:42,909 --> 01:18:46,652
‫وقتی بی‌اختیار بشه
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1145
01:18:48,872 --> 01:18:49,936
‫- خدافظ
‫- خیلی ممنون

1146
01:18:49,960 --> 01:18:51,024
‫سال نو مبارک

1147
01:18:51,048 --> 01:18:52,155
‫سال نو مبارک، عزیزم

1148
01:18:52,179 --> 01:18:53,505
‫- خدافظ
‫- خدافظ

1149
01:18:53,529 --> 01:18:55,029
‫مواظب خودتون باشید

1150
01:19:01,275 --> 01:19:03,887
‫اوه، عزیزم، دیر وقته. برو خونه

1151
01:19:03,974 --> 01:19:06,063
‫نه، نه. اشکالی نداره

1152
01:19:07,455 --> 01:19:09,632
‫- عصبانی هستی
‫- نه

1153
01:19:09,719 --> 01:19:11,219
‫شاید فقط یه ذره؟

1154
01:19:18,684 --> 01:19:21,948
‫فکر می‌کردم این جشنِ سال نوئه،

1155
01:19:22,035 --> 01:19:25,125
‫نه یه پا در میونی

1156
01:19:27,563 --> 01:19:29,913
‫مردم نگرانن

1157
01:19:30,000 --> 01:19:31,500
‫من نگرانم

1158
01:19:32,132 --> 01:19:33,632
‫تو دوستِ منی

1159
01:19:34,091 --> 01:19:35,832
‫تو برام بیشتر از یه دوستی

1160
01:19:36,659 --> 01:19:38,182
‫وقتی پدرت مریض شد،

1161
01:19:38,269 --> 01:19:40,793
‫نمی‌دونم اگه تو نبودی چه اتفاقی می‌افتاد،

1162
01:19:40,880 --> 01:19:43,100
‫اگه باهاش هم‌خونه نمی‌شدی که کمکتش کنی

1163
01:19:44,580 --> 01:19:47,017
‫دلم خیلی براش تنگ میشه

1164
01:19:49,236 --> 01:19:51,412
‫نمی‌خوام تو رو هم از دست بدم

1165
01:19:56,592 --> 01:20:00,726
‫راستش از اون مرکزِ نجات میشیگان
‫باهام تماس گرفتن، پس...

1166
01:20:00,813 --> 01:20:02,467
‫حالا می‌تونن قبولش کنن؟

1167
01:20:05,775 --> 01:20:07,298
‫خب، این خبر خوبیه

1168
01:20:26,273 --> 01:20:27,773
‫سلام

1169
01:20:36,196 --> 01:20:37,696
‫حالت چطوره؟

1170
01:20:39,983 --> 01:20:41,483
‫سلام، رفیق

1171
01:20:47,207 --> 01:20:48,707
‫سلام

1172
01:21:54,535 --> 01:21:56,035
‫یالا، پسر

1173
01:22:08,767 --> 01:22:10,267
‫سوار شو

1174
01:22:13,859 --> 01:22:15,359
‫بمون

1175
01:22:16,383 --> 01:22:19,343
‫- خانم آیرس، من...
‫- میشه فقط...

1176
01:22:19,430 --> 01:22:21,040
‫حواست بهش باشه، لطفاً؟

1177
01:22:22,650 --> 01:22:24,150
‫حتماً. حتماً

1178
01:22:38,188 --> 01:22:39,687
‫ببخشید

1179
01:22:39,711 --> 01:22:43,715
‫می‌خواستم زودتر بیام.
‫ولی متروی اِل مثل جهنمه!

1180
01:22:45,282 --> 01:22:47,153
‫مارجری من رو در جریان گذاشت

1181
01:22:48,546 --> 01:22:50,046
‫بده من

1182
01:22:50,809 --> 01:22:52,309
‫مرسی

1183
01:22:52,463 --> 01:22:54,334
‫خوبی؟

1184
01:22:55,422 --> 01:22:58,164
‫می‌دونی. شنیدم زنِ شماره 3 توی چینه

1185
01:22:58,904 --> 01:23:00,688
‫یا توی ماکائوئه؟

1186
01:23:00,776 --> 01:23:02,276
‫ماکائو توی چینه؟

1187
01:23:05,128 --> 01:23:07,217
‫وای، نگاهش کن

1188
01:23:11,656 --> 01:23:13,156
‫سلام، پسرِ بزرگ

1189
01:23:16,661 --> 01:23:18,228
‫سگِ خوبیه

1190
01:23:18,315 --> 01:23:19,815
‫بده من

1191
01:23:21,884 --> 01:23:23,384
‫نزدیک بود یادم بره

1192
01:23:25,583 --> 01:23:27,083
‫بیا

1193
01:23:28,064 --> 01:23:29,979
‫دنبال گل زنبق گشتم، ولی...

1194
01:23:31,589 --> 01:23:33,089
‫مرسی

1195
01:23:37,551 --> 01:23:40,685
‫خدافظ، داداش بزرگ.
‫دلم برات تنگ میشه.

1196
01:23:44,645 --> 01:23:46,430
‫داری کارِ درستی می‌کنی

1197
01:23:49,302 --> 01:23:50,802
‫اینطور فکر می‌کنی؟

1198
01:23:52,436 --> 01:23:53,936
‫نمی‌دونم

1199
01:23:54,177 --> 01:23:55,677
‫شاید

1200
01:23:59,356 --> 01:24:00,856
‫آره

1201
01:24:01,706 --> 01:24:04,013
‫لطفاً وقتی برگشتی بهم زنگ بزن

1202
01:24:09,714 --> 01:24:11,455
‫باشه. خوبی؟

1203
01:24:12,151 --> 01:24:13,651
‫خدافظ

1204
01:24:30,735 --> 01:24:32,235
‫فعلاً

1205
01:24:32,606 --> 01:24:35,783
‫بارها تصورش کردم،

1206
01:24:35,871 --> 01:24:37,873
‫چطور بین تمام سؤالاتِ دیگه

1207
01:24:37,960 --> 01:24:41,528
‫که قطعاً به ذهنت رسیدن این بوده که...

1208
01:24:41,615 --> 01:24:44,009
‫«چه اتفاقی برای سگه می‌افته؟»

1209
01:24:47,621 --> 01:24:49,406
‫ما انتظار بدترین‌ها رو داریم

1210
01:24:51,060 --> 01:24:54,063
‫چیزیه که توی بچگی
‫از کتاب‌های کودکان یاد می‌گیریم

1211
01:24:55,281 --> 01:24:58,371
‫توی اون قصه‌ها، حیوانات اغلب می‌میرن

1212
01:24:59,024 --> 01:25:00,591
‫اغلب به طرز غم‌انگیزی

1213
01:25:00,678 --> 01:25:03,463
‫اُلد یلر. پونیِ قرمز

1214
01:25:04,900 --> 01:25:06,771
‫و حتی وقتی زنده می‌مونن،

1215
01:25:06,858 --> 01:25:08,816
‫حتی وقتی آخرش خوشحال هستن،

1216
01:25:08,904 --> 01:25:11,645
‫اغلب بدجوری عذاب کشیدن

1217
01:25:11,732 --> 01:25:13,343
‫اغلب جهنم رو از سر گذروندن

1218
01:25:14,083 --> 01:25:17,564
‫زیبای مشکی. فلیکا. سپیددندان. باک

1219
01:25:18,348 --> 01:25:19,848
‫خیلی خب. خیلی خب

1220
01:25:20,654 --> 01:25:22,154
‫باشه

1221
01:25:35,321 --> 01:25:37,933
‫سگ‌ها خودکشی نمی‌کنن

1222
01:25:39,064 --> 01:25:40,564
‫اونا اشک نمی‌ریزن

1223
01:25:43,808 --> 01:25:47,507
‫ولی می‌تونن دچار فروپاشی بشن

1224
01:25:47,594 --> 01:25:50,032
‫می‌تونن دلشکسته بشن

1225
01:25:51,816 --> 01:25:53,992
‫می‌تونن دیوونه بشن

1226
01:26:14,056 --> 01:26:15,753
‫اوه

1227
01:26:15,840 --> 01:26:17,122
‫آفرین پسر خوب

1228
01:26:17,146 --> 01:26:18,646
‫مرتل، هیس

1229
01:26:21,000 --> 01:26:24,000
« ورود سگ‌ها ممنوع »
« به جز سگ‌های خدماتی »

1230
01:26:31,116 --> 01:26:33,597
‫سلام. خب، می‌دونی بعضی‌ها میگن

1231
01:26:33,684 --> 01:26:35,244
‫سگشون یه حیوان حامیِ عاطفیه

1232
01:26:35,294 --> 01:26:37,209
‫تا بتونن اونا رو سوارِ هواپیما کنن؟

1233
01:26:38,732 --> 01:26:40,188
‫آره، می‌دونم، ولی برام سؤال بود...

1234
01:26:40,212 --> 01:26:41,779
‫می‌دونم جالب نیست،
‫ولی برام سؤال بود

1235
01:26:41,866 --> 01:26:45,130
‫همون قانون ممکنه
‫مانع این بشه که صاحبخونه...

1236
01:26:45,217 --> 01:26:49,265
‫آره. فقط سریع تحقیق کن
‫و بهم زنگ بزن، باشه؟

1237
01:26:49,352 --> 01:26:50,852
‫عالیه

1238
01:26:53,399 --> 01:26:55,227
‫چیپسِ گوشت می‌خوری؟

1239
01:26:57,273 --> 01:26:59,318
‫وال؟ وال؟

1240
01:27:00,145 --> 01:27:01,973
‫هی، وال؟ صدام رو می‌شنوی؟

1241
01:27:02,060 --> 01:27:04,019
‫مسیریابی به هرشیِ پنسیلوانیا

1242
01:27:04,106 --> 01:27:06,021
‫لعنتی. صبر کن

1243
01:27:07,283 --> 01:27:09,024
‫- وال؟ سلام
‫- اوه، سلام. صدات میاد

1244
01:27:09,676 --> 01:27:12,636
‫یکم تحقیق کردم و فکر کنم احتمالاً حدست

1245
01:27:12,723 --> 01:27:15,030
‫در مورد نگهداریِ سگ همیار توی آپارتمان
‫درست باشه

1246
01:27:15,117 --> 01:27:16,988
‫توی هر آپارتمانی

1247
01:27:17,075 --> 01:27:18,444
‫ولی باید ثبت شده باشه،

1248
01:27:18,468 --> 01:27:19,923
‫یعنی، واقعاً

1249
01:27:19,947 --> 01:27:21,601
‫نه توی یکی از اون مؤسسات قلّابی

1250
01:27:21,688 --> 01:27:23,516
‫یعنی یه روانپزشک باید ثبتش کنه

1251
01:27:24,865 --> 01:27:26,650
‫این کارو می‌کنی؟

1252
01:27:38,053 --> 01:27:39,880
‫اوه، ببخشید

1253
01:27:39,967 --> 01:27:43,295
‫سلام. من تلفنی با یکی در مورد
‫دیدن دکتر وارن صحبت کردم

1254
01:27:43,319 --> 01:27:45,886
‫- ببخشید، اسمت چیه؟
‫- آیرس

1255
01:27:45,973 --> 01:27:48,802
‫اوه، درسته. نمی‌تونستی زودتر بیای

1256
01:27:48,889 --> 01:27:53,807
‫می‌دونی، فکر می‌کردم
‫شاید بتونم بشینم و منتظر بمونم

1257
01:27:53,894 --> 01:27:56,332
‫اوه، نه. اینجوری نمیشه

1258
01:27:59,248 --> 01:28:03,078
‫می‌دونی چیه، من اینجا می‌شینم
‫و منتظر می‌مونم

1259
01:28:03,165 --> 01:28:04,620
‫عه...

1260
01:28:04,644 --> 01:28:06,516
‫اشکالی نداره

1261
01:28:07,169 --> 01:28:08,669
‫خانم

1262
01:28:11,434 --> 01:28:12,934
‫باشه

1263
01:28:22,358 --> 01:28:23,770
‫خانم

1264
01:28:23,794 --> 01:28:25,250
‫خانم، شما نمی‌تونید

1265
01:28:25,274 --> 01:28:28,233
‫سلام، دکتر وارن.
‫من رو یادتون میاد؟

1266
01:28:28,320 --> 01:28:30,322
‫- عه...
‫- چند سالی گذشته

1267
01:28:30,409 --> 01:28:32,281
‫ولی آیرس هستم. آیرس دیکسون

1268
01:28:32,368 --> 01:28:35,371
‫آره، آره، آیرس. البته

1269
01:28:36,415 --> 01:28:39,549
‫اوه. وقتِ قبلی داشتی؟

1270
01:28:39,636 --> 01:28:41,855
‫قبلاً زنگ زدم

1271
01:28:41,942 --> 01:28:43,442
‫- لیدیا؟
‫- عه...

1272
01:28:45,859 --> 01:28:48,688
‫آپولو غمگین بود.
‫یعنی واقعاً غمگین بود.

1273
01:28:50,429 --> 01:28:53,389
‫می‌تونستم احساس کنم
‫که مثل من دلتنگِ والتره

1274
01:28:54,651 --> 01:28:56,783
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- اوهوم

1275
01:28:56,870 --> 01:29:00,874
‫بگذریم، مجوز...

1276
01:29:00,961 --> 01:29:02,461
‫میشه...

1277
01:29:03,660 --> 01:29:05,966
‫خب، باید براش درخواست بدی، ولی آره،

1278
01:29:06,053 --> 01:29:10,033
‫می‌تونم یه ارزیابی بنویسم و توضیح بدم
‫که دچار افسردگی و استرس هستی

1279
01:29:10,057 --> 01:29:12,277
‫که توسط سوگواری تشدید شده،

1280
01:29:12,364 --> 01:29:15,498
‫و اون سگ حمایتِ عاطفی ضروری فراهم می‌کنه،

1281
01:29:15,585 --> 01:29:19,154
‫که از دست دادنش ممکنه
‫به سلامتِ روانت آسیب بزنه

1282
01:29:19,241 --> 01:29:20,938
‫یا حتی جونت رو تهدید کنه

1283
01:29:21,025 --> 01:29:23,897
‫این به نظرت خوب میاد؟

1284
01:29:23,984 --> 01:29:25,943
‫این خیلی زیاد به نظر میاد

1285
01:29:27,205 --> 01:29:29,338
‫این چیزیه که می‌خوای، مگه نه؟

1286
01:29:29,425 --> 01:29:33,429
‫آره، خب، گمونم فقط...
‫من برعکس به قضیه نگاه می‌کردم.

1287
01:29:33,516 --> 01:29:35,648
‫یعنی، من انسان حامیِ عاطفی هستم،

1288
01:29:35,735 --> 01:29:37,737
‫و سگه که نمی‌تونه کنار بیاد

1289
01:29:40,653 --> 01:29:42,525
‫فکر می‌کنی من داغونم

1290
01:29:42,612 --> 01:29:44,788
‫نه، نه. به هیچ وجه

1291
01:29:46,224 --> 01:29:47,724
‫چرا داغون باشی؟

1292
01:29:47,921 --> 01:29:52,448
‫خب، می‌دونم افرادی که واقعاً
‫حیوانِ حامی لازم دارن

1293
01:29:52,535 --> 01:29:54,145
‫از آدم‌هایی مثل من متنفر می‌شدن

1294
01:29:54,232 --> 01:29:57,583
‫منم بودم متنفر می‌شدم.
‫ولی من از اون دیوونه‌ها نیستم.

1295
01:29:57,670 --> 01:30:00,456
‫هیچوقت اون رو جایی نمی‌برم
‫که نباید بره

1296
01:30:00,543 --> 01:30:02,893
‫در واقع، الان گذاشتم توی ماشین مونده

1297
01:30:03,763 --> 01:30:05,176
‫قضیه اینه

1298
01:30:05,200 --> 01:30:08,638
‫نمی‌تونم بذارم از آپارتمانم بیرونم کنن

1299
01:30:10,944 --> 01:30:13,120
‫توی ماشین، اینجا؟

1300
01:30:23,261 --> 01:30:24,915
‫فکر می‌کنه باید بیای داخل

1301
01:30:33,489 --> 01:30:34,989
‫یالا، رفیق

1302
01:30:36,143 --> 01:30:37,797
‫اون خیلی مهربونه

1303
01:30:44,239 --> 01:30:46,023
‫به نظر میاد یه چیزهایی می‌دونن، مگه نه؟

1304
01:30:49,331 --> 01:30:50,831
‫اوه، رفیق

1305
01:30:57,817 --> 01:30:59,645
‫با آپولو حرف هم می‌زنی؟

1306
01:30:59,732 --> 01:31:02,692
‫آره، ولی دامپزشک گفت
‫باید باهاش حرف بزنم

1307
01:31:02,779 --> 01:31:04,563
‫طبیعی‌ترین چیز دنیاست

1308
01:31:06,217 --> 01:31:08,393
‫- شما دوتا از چی حرف می‌زنید؟
‫- نمی‌دونم

1309
01:31:09,046 --> 01:31:10,656
‫هر چیزی. مثلاً...

1310
01:31:11,614 --> 01:31:13,114
‫چه خبر، توله؟

1311
01:31:13,616 --> 01:31:16,619
‫گرسنته؟ التهاب مفصلت درد می‌کنه؟

1312
01:31:17,446 --> 01:31:19,099
‫این تاپ به این شلوار میاد؟

1313
01:31:19,186 --> 01:31:20,686
‫می‌تونی تشخیص بدی مشروب خوردم؟

1314
01:31:38,293 --> 01:31:42,079
‫گاهی اوقات، احساس خشم می‌کنم

1315
01:31:42,862 --> 01:31:44,057
‫می‌دونی

1316
01:31:44,081 --> 01:31:45,581
‫در مورد والتر

1317
01:31:47,258 --> 01:31:50,000
‫مخصوصاً توی جاهای شلوغ

1318
01:31:50,087 --> 01:31:52,089
‫مثلاً همش فکر می‌کنم،

1319
01:31:52,176 --> 01:31:54,918
‫تمام این مردمِ لعنتی کی هستن،

1320
01:31:55,005 --> 01:31:57,355
‫و چطور اونا می‌تونن زنده باشن

1321
01:31:58,225 --> 01:32:00,793
‫و اون فقط...

1322
01:32:02,795 --> 01:32:05,232
‫ولی والتر یه انتخاب کرد، مگه نه؟

1323
01:32:06,538 --> 01:32:08,279
‫- آره، ولی...
‫- و با این حال،

1324
01:32:08,366 --> 01:32:10,673
‫خشمت نسبت به اون نیست؟

1325
01:32:18,420 --> 01:32:23,033
‫پس بهم بگو ببینم فکر می‌کنی
‫والتر چرا خودکشی کرد؟

1326
01:32:23,120 --> 01:32:25,557
‫نمی‌دونم. روحمم خبر نداره

1327
01:32:26,123 --> 01:32:28,255
‫چون اون ضعیف بود و درد داشت؟

1328
01:32:28,343 --> 01:32:34,610
‫و انگار کله‌پا توی یه مخزن
‫پر از آب گیر افتاده بود؟

1329
01:32:43,967 --> 01:32:45,423
‫تو عاشقش بودی؟

1330
01:32:45,447 --> 01:32:49,494
‫نه. می‌دونم عاشق والتر نبودم

1331
01:32:50,190 --> 01:32:51,690
‫گاهی، اسم گذاشتن روی احساساتمون

1332
01:32:51,714 --> 01:32:53,169
‫می‌تونه به روند سوگواری کمک کنه

1333
01:32:53,193 --> 01:32:54,717
‫ببین، من می‌دونم سوگواری چجوریه

1334
01:32:54,804 --> 01:32:57,633
‫می‌دونم عشق چه احساسی داره
‫و همچین چیزی بین ما نبود

1335
01:32:58,373 --> 01:33:00,070
‫من امیدوار نبودم چیزِ بیشتری به دست بیارم

1336
01:33:00,157 --> 01:33:01,985
‫فقط دارم پیشنهاد میدم...

1337
01:33:02,072 --> 01:33:03,682
‫ما باهم دوست بودیم،
‫عاشق و معشوق نبودیم.

1338
01:33:03,769 --> 01:33:05,684
‫و آره، گاهی اوقات، باشه

1339
01:33:05,771 --> 01:33:08,470
‫گاهی اوقات حسود یا سلطه‌گر می‌شدم

1340
01:33:14,737 --> 01:33:18,305
‫ما می‌تونستیم ساعت‌ها باهم حرف بزنیم

1341
01:33:19,045 --> 01:33:20,545
‫در مورد هر چیزی

1342
01:33:24,050 --> 01:33:25,550
‫هنر. ولی...

1343
01:33:26,662 --> 01:33:31,101
‫موسیقی. کتاب‌ها. یه عالمه کتاب

1344
01:33:31,188 --> 01:33:33,059
‫هیچ زحمتی نداشت

1345
01:33:35,279 --> 01:33:36,779
‫مثل...

1346
01:33:39,501 --> 01:33:41,154
‫نفس کشیدن باهم

1347
01:33:42,286 --> 01:33:43,853
‫و حالا اون مُرده

1348
01:33:43,940 --> 01:33:45,811
‫آره. اون مُرده

1349
01:33:45,898 --> 01:33:48,031
‫اون لعنتی از دنیا رفته. اون...

1350
01:33:49,641 --> 01:33:52,165
‫خودکشی کرده و همینه که هست

1351
01:33:59,042 --> 01:34:01,305
‫اگه الان والتر اینجا بود،

1352
01:34:02,480 --> 01:34:04,221
‫دوست داشتی بهش چی بگی؟

1353
01:34:12,708 --> 01:34:14,884
‫اگه می‌تونستی هر چیزی بگی. هر چیزی

1354
01:34:29,202 --> 01:34:33,163
‫ببین، تو یه نویسنده‌ای

1355
01:34:33,250 --> 01:34:35,470
‫شاید اگه در موردش بنویسی کمکت کنه

1356
01:34:37,254 --> 01:34:38,754
‫در مورد والتر؟

1357
01:34:40,213 --> 01:34:41,713
‫در مورد اتفاقی که افتاد

1358
01:34:45,828 --> 01:34:47,328
‫چیه؟

1359
01:34:52,922 --> 01:34:55,577
‫این در باطنش دیوانگیه،

1360
01:34:56,403 --> 01:34:59,102
‫قصه‌ای خیالی که برای خودم زمزمه می‌کنم؟

1361
01:34:59,972 --> 01:35:03,323
‫که اگه آپولوی زیبا و پیر رو
‫دوست داشته باشم،

1362
01:35:03,846 --> 01:35:06,501
‫که اگه از خود گذشتگی کنم،

1363
01:35:07,240 --> 01:35:10,026
‫یک روز صبح بیدار میشم
‫و می‌بینم نیست

1364
01:35:10,113 --> 01:35:11,723
‫و تو جاش هستی،

1365
01:35:12,898 --> 01:35:15,161
‫از سرزمینِ مُردگان برگشتی؟

1366
01:35:21,690 --> 01:35:24,214
‫داستان چطور شروع میشه؟

1367
01:35:25,520 --> 01:35:27,020
‫با یه زن شروع می‌کنیم

1368
01:35:27,696 --> 01:35:29,524
‫اون سوارِ متروئه

1369
01:35:30,742 --> 01:35:32,242
‫تنهاست؟

1370
01:35:32,744 --> 01:35:34,244
‫نه

1371
01:35:34,485 --> 01:35:37,140
‫یه سگ با خودش آورده

1372
01:35:37,227 --> 01:35:38,727
‫یه داشهوند کوچیک

1373
01:35:39,272 --> 01:35:40,883
‫و یه دسته گل نرگس

1374
01:35:42,928 --> 01:35:44,428
‫کجا میره؟

1375
01:35:44,974 --> 01:35:48,804
‫به دیدن یه دوست قدیمی میره

1376
01:35:48,891 --> 01:35:52,523
‫دوستی که در آپارتمانی
‫در بروکلین زندگی می‌کنه

1377
01:35:54,157 --> 01:35:57,290
‫می‌بینیم که از پله‌های ساختمان بالا میره

1378
01:36:00,598 --> 01:36:02,644
‫می‌بینیم که زنگ رو می‌زنه

1379
01:36:05,603 --> 01:36:07,103
‫منتظر می‌مونه،

1380
01:36:08,040 --> 01:36:09,540
‫با تردید

1381
01:36:15,134 --> 01:36:16,634
‫سلام

1382
01:36:17,484 --> 01:36:18,984
‫سلام

1383
01:36:20,444 --> 01:36:21,944
‫بیا تو

1384
01:36:29,453 --> 01:36:31,107
‫دوستش تنها زندگی می‌کنه؟

1385
01:36:32,369 --> 01:36:37,026
‫نه. اون با همسرش زندگی می‌کنه،
‫ولی اون امروز خونه نیست.

1386
01:36:37,113 --> 01:36:39,245
‫همسرش سرِ کاره

1387
01:36:42,379 --> 01:36:46,383
‫باربارا در مورد اتفاقی که افتاد
‫دقیقاً بهت چی گفت؟

1388
01:36:46,470 --> 01:36:48,733
‫که رفته بود سفرِ کاری

1389
01:36:48,820 --> 01:36:51,954
‫ولی پرواز به خاطر توفان توی دنور لغو شد

1390
01:36:52,041 --> 01:36:53,366
‫و وقتی به اینجا برگشت،

1391
01:36:53,390 --> 01:36:56,132
‫سگ رو بیرون اتاق کار پیدا کرد،

1392
01:36:56,219 --> 01:36:58,961
‫و روی در یادداشتی
‫برای نظافتچی‌ات بود

1393
01:36:59,048 --> 01:37:01,006
‫که بهش هشدار می‌داد
‫به مرکز فوریت‌ها زنگ بزنه

1394
01:37:04,140 --> 01:37:09,383
‫نظافتچی قرار بود صبح فرداش بیاد

1395
01:37:09,449 --> 01:37:10,949
‫ولی حق با توئه

1396
01:37:11,016 --> 01:37:13,212
‫اگه یکی از دانشجوهام این رو
‫توی داستان به کار می‌برد،

1397
01:37:13,236 --> 01:37:16,369
‫می‌گفتم: «خدایا،
‫این یه ذره زیادی راحت نیست؟»

1398
01:37:18,284 --> 01:37:19,784
‫خب، الان چه احساسی داری؟

1399
01:37:19,851 --> 01:37:22,158
‫احساس می‌کنم تحقیر و رسوا شدم

1400
01:37:22,245 --> 01:37:24,334
‫واکنش‌های انسانی عادی

1401
01:37:24,421 --> 01:37:26,466
‫می‌دونم

1402
01:37:28,077 --> 01:37:30,383
‫در مورد خودکشی تحقیق می‌کردم

1403
01:37:30,906 --> 01:37:32,406
‫بهتره بس کنی

1404
01:37:33,082 --> 01:37:34,910
‫خودکشی واگیرداره

1405
01:37:34,997 --> 01:37:36,409
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داشتم؟

1406
01:37:36,433 --> 01:37:37,933
‫خیلی...

1407
01:37:38,783 --> 01:37:40,283
‫گیج‌کننده بوده

1408
01:37:40,698 --> 01:37:42,744
‫باشه. می‌فهمم

1409
01:37:51,840 --> 01:37:53,711
‫می‌خوای کتاب رو چیکار کنی؟

1410
01:37:55,060 --> 01:37:58,150
‫کتاب

1411
01:37:58,237 --> 01:38:00,675
‫تصمیم گرفتم از کتاب فاصله بگیرم

1412
01:38:01,719 --> 01:38:03,219
‫از کتابت

1413
01:38:03,503 --> 01:38:07,551
‫منظورت چیه که میگی کتابم؟
‫من به تو اختیارِ تام دادم.

1414
01:38:07,638 --> 01:38:12,164
‫در مورد نوشته‌ی خودم
‫با خودم کلنجار میرم

1415
01:38:12,251 --> 01:38:15,298
‫خب، تو قبل از کتاب چیزی نمی‌نوشتی

1416
01:38:15,385 --> 01:38:17,387
‫فکر می‌کردم این برات خوب باشه

1417
01:38:17,474 --> 01:38:19,955
‫نه. وقتی ازم خواستی
‫روی نامه‌نگاری‌هات کار کنم

1418
01:38:20,042 --> 01:38:21,541
‫به من فکر نمی‌کردی

1419
01:38:21,565 --> 01:38:23,741
‫به خودت و میراثت فکر می‌کردی

1420
01:38:23,828 --> 01:38:26,570
‫بحرانِ وجودیت تقصیر منه؟

1421
01:38:26,657 --> 01:38:28,026
‫من تو رو مقصر نمی‌دونم

1422
01:38:28,050 --> 01:38:32,228
‫ولی تو یه تصمیم گرفتی
‫و من رو توی یه موقعیتِ غیرممکن قرار دادی

1423
01:38:32,315 --> 01:38:33,814
‫- واقعاً؟
‫- و وال رو هم

1424
01:38:33,838 --> 01:38:35,338
‫ولی اون خوبه

1425
01:38:36,014 --> 01:38:37,842
‫می‌تونه کتاب رو بدونِ من تموم کنه

1426
01:38:37,929 --> 01:38:40,149
‫به نوشتنِ یه چیز دیگه فکر می‌کنم

1427
01:38:40,236 --> 01:38:41,736
‫خب، این فوق‌العاده‌ست

1428
01:38:41,803 --> 01:38:43,848
‫- در مورد چی؟
‫- تو

1429
01:38:49,593 --> 01:38:51,093
‫در مورد اتفاقی که افتاد

1430
01:38:51,464 --> 01:38:54,206
‫یه شب ناگهان به ذهنم خطور کرد

1431
01:38:54,293 --> 01:38:56,165
‫داشتم فیلم «زندگی شگفت‌انگیز» رو می‌دیدم

1432
01:38:56,252 --> 01:38:57,403
‫مطمئنم دیدیش

1433
01:38:57,427 --> 01:38:58,578
‫- بارها
‫- آره

1434
01:38:58,602 --> 01:39:01,910
‫و من اونجا نشسته بودم
‫و جیپ روی پام بود

1435
01:39:01,997 --> 01:39:06,741
‫و داشتم فکر می‌کردم خودکشی
‫چه چیزِ افتضاحیه

1436
01:39:06,828 --> 01:39:10,092
‫دردش برای تمام بازماندگان
‫و خرشانسیِ نهفته توش

1437
01:39:10,179 --> 01:39:12,572
‫این که یه فرشته بیاد پایین و نجاتت بده

1438
01:39:12,659 --> 01:39:14,159
‫یا نه

1439
01:39:15,314 --> 01:39:16,814
‫که یعنی مُردی

1440
01:39:20,667 --> 01:39:23,758
‫اینجا شاید محل مناسبی
‫برای استفاده از طنز باشه

1441
01:39:23,845 --> 01:39:25,345
‫طنز؟

1442
01:39:26,325 --> 01:39:27,892
‫تو خودکشی کردی

1443
01:39:27,979 --> 01:39:29,479
‫فکر می‌کنی این خنده‌داره؟

1444
01:39:30,025 --> 01:39:32,070
‫اوه، باید می‌گفتم،

1445
01:39:32,157 --> 01:39:34,943
‫- کتابم داستانیه
‫- می‌دونم یعنی چی

1446
01:39:35,030 --> 01:39:38,598
‫قراره اسمم رو به والی تغییر بدی،

1447
01:39:38,685 --> 01:39:40,185
‫یا...

1448
01:39:40,470 --> 01:39:41,926
‫- ویلبر؟
‫- نه

1449
01:39:41,950 --> 01:39:44,039
‫اصلاً از اسم استفاده نمی‌کنم

1450
01:39:44,126 --> 01:39:45,910
‫به جز برای سگه

1451
01:39:45,997 --> 01:39:47,497
‫خب، جیپ توشه

1452
01:39:48,173 --> 01:39:49,150
‫این خوشحالم می‌کنه

1453
01:39:49,174 --> 01:39:50,697
‫اوه

1454
01:39:51,394 --> 01:39:53,831
‫و شخصیتِ تو انگلیسیه

1455
01:39:54,397 --> 01:39:56,965
‫آره، فکر کردم این شاید یکم بهت بربخوره

1456
01:39:57,052 --> 01:39:58,552
‫می‌تونستم ایتالیایی باشم

1457
01:39:58,618 --> 01:40:01,317
‫همه می‌خوان ایتالیایی باشن

1458
01:40:01,404 --> 01:40:03,382
‫داری از زندگی‌ام سوءاستفاده می‌کنی.
‫کمترین کاریه که می‌تونی بکنی.

1459
01:40:03,406 --> 01:40:05,495
‫زندگی‌ات نه، مرگت

1460
01:40:06,888 --> 01:40:08,759
‫می‌بینی؟ اون از این کلمه متنفره

1461
01:40:09,716 --> 01:40:11,501
‫می‌دونی، دارم به قیافه‌ات نگاه می‌کنم

1462
01:40:12,545 --> 01:40:15,331
‫احساس پست بودن می‌کنی؟ باید بکنی

1463
01:40:15,418 --> 01:40:17,550
‫چجور دوستی این کارو با دوستش می‌کنه؟

1464
01:40:17,637 --> 01:40:18,919
‫بگو ببینم

1465
01:40:18,943 --> 01:40:20,727
‫تو تصمیم گرفتی همه چی رو تموم کنی

1466
01:40:20,815 --> 01:40:22,381
‫و اینا به خاطر اونه

1467
01:40:22,468 --> 01:40:26,429
‫اینا به خاطر اون نیست

1468
01:40:26,516 --> 01:40:28,474
‫برو از روانپزشکت بپرس

1469
01:40:28,561 --> 01:40:30,476
‫چی باعث میشه فکر کنی
‫میرم پیش روانپزشک؟

1470
01:40:32,000 --> 01:40:33,523
‫خب، تابلو نیست؟

1471
01:40:33,610 --> 01:40:37,135
‫وگرنه چرا باید این گفتگو رو می‌کردیم؟

1472
01:40:37,222 --> 01:40:41,139
‫باشه. من نیازهات رو برآورده نکردم،
‫به عنوان یه معلم،

1473
01:40:41,226 --> 01:40:43,838
‫به عنوان یه معشوق و یه دوست

1474
01:40:43,925 --> 01:40:49,017
‫یا هنوز با مسائلی که با بابات داشتی
‫سر و کله می‌زنیم؟ باشه

1475
01:40:49,104 --> 01:40:51,846
‫متأسفم که بابات خانواده رو ترک کرد

1476
01:40:51,933 --> 01:40:54,370
‫متأسفم که مریض شد

1477
01:40:54,457 --> 01:40:58,069
‫متأسفم که مُرد.
‫و جوری که مُرد.

1478
01:40:58,156 --> 01:41:01,203
‫پدرم برای زندگیش جنگید.
‫اون بهش چسبید. دوستش داشت.

1479
01:41:01,290 --> 01:41:02,900
‫تمام اطرافیانش رو دوست داشت

1480
01:41:02,987 --> 01:41:04,487
‫و اون...

1481
01:41:06,295 --> 01:41:08,688
‫اوه، فراموشش کن.
‫نباید این کارو بکنم.

1482
01:41:08,775 --> 01:41:10,299
‫نمی‌دونم چه فکری می‌کردم

1483
01:41:11,126 --> 01:41:14,303
‫چرا این رو به دکتر آبویس نمیگی؟

1484
01:41:16,958 --> 01:41:20,526
‫چه فکری می‌کردی؟

1485
01:41:20,613 --> 01:41:22,659
‫بهت میگم چه فکری نمی‌کردم

1486
01:41:23,312 --> 01:41:26,358
‫فکر نمی‌کردم تو یه هیولای خودخواه
‫و ننه من غریبم بازی

1487
01:41:26,445 --> 01:41:29,625
‫من ازت به خاطر دور انداختن
‫زندگی ارزشمندت متنفر نبودم

1488
01:41:29,649 --> 01:41:34,453
‫و فکر نمی‌کردم تو خودکشی رو انتخاب کردی
‫تا اطرافیانت رو که دوستت داشتن مجازات کنی

1489
01:41:38,022 --> 01:41:39,522
‫واضحه،

1490
01:41:40,895 --> 01:41:42,984
‫تو اصلاً به فکرِ ما نبودی

1491
01:41:45,595 --> 01:41:48,641
‫خب، در دفاع از خودم باید بگم،
‫من افکارِ خودکشی داشتم.

1492
01:41:50,295 --> 01:41:51,795
‫به معنای کلمه

1493
01:41:53,864 --> 01:41:56,214
‫این بی‌ملاحظگی

1494
01:41:56,301 --> 01:41:59,435
‫نسبت به من، نسبت به وال و آپولو

1495
01:41:59,522 --> 01:42:00,978
‫آپولو دیگه کیه؟

1496
01:42:01,002 --> 01:42:03,352
‫جیپ آپولوئه

1497
01:42:06,485 --> 01:42:07,985
‫اون یه سگه

1498
01:42:08,313 --> 01:42:13,840
‫و اون در لحظه‌ی مرگم حاضر نبود

1499
01:42:13,928 --> 01:42:16,060
‫آپولو به تو وفادار بود

1500
01:42:17,235 --> 01:42:19,585
‫بهترین دوستت بود.
‫تو مرکزِ دنیاش بودی.

1501
01:42:19,672 --> 01:42:23,652
‫و تو اون رو با جسدت توی خونه تنها گذاشتی

1502
01:42:23,676 --> 01:42:25,635
‫اون درو خراش داد

1503
01:42:25,722 --> 01:42:29,987
‫اون تمام مدتی که داشتی
‫جون می‌دادی گوش می‌کرد

1504
01:42:31,684 --> 01:42:35,950
‫توی اون لحظات صدای آپولو رو شنیدی؟

1505
01:42:38,300 --> 01:42:39,800
‫شنیدی؟

1506
01:42:40,911 --> 01:42:42,521
‫کمترین کاری که می‌تونستی بکنی...

1507
01:42:45,743 --> 01:42:48,092
‫این بود که اول براش خونه‌ی مناسبی پیدا کنی

1508
01:43:09,113 --> 01:43:10,613
‫اون تو رو داشت

1509
01:43:13,422 --> 01:43:14,922
‫اون همیشه تو رو داشت

1510
01:43:16,860 --> 01:43:18,905
‫واقعاً اینطور فکر می‌کردی؟

1511
01:43:20,907 --> 01:43:23,519
‫مگه مهمه که من چی فکر می‌کردم.
‫من مُردم.

1512
01:43:28,524 --> 01:43:31,005
‫و حالا با یه سگِ داشهوند اومدی سراغم

1513
01:43:39,796 --> 01:43:41,296
‫دیگه چی می‌خوای؟

1514
01:43:43,843 --> 01:43:45,343
‫دیگه چیزی نمی‌خوام

1515
01:43:48,239 --> 01:43:50,198
‫چیز دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه

1516
01:43:59,946 --> 01:44:02,732
‫چه اتفاقی برای سگه می‌افته؟

1517
01:44:19,879 --> 01:44:21,403
‫آره، می‌دونم

1518
01:44:21,490 --> 01:44:23,144
‫و قبلاً با شهرداری حرف زدم،

1519
01:44:23,231 --> 01:44:28,540
‫و اونا بهم گفتن مادامی که اسناد مناسب
‫از دکترم داشته باشم...

1520
01:44:31,413 --> 01:44:34,546
‫چرا فرآیند تخلیه رو ادامه دادید وقتی...

1521
01:44:35,286 --> 01:44:38,420
‫من تا الان دو یا سه بار سعی کردم
‫باهاش تماس بگیرم

1522
01:44:38,507 --> 01:44:40,007
‫و هیچکس جوابم رو نمیده

1523
01:44:41,379 --> 01:44:44,034
‫خب، این قضاوتِ شخصی شما نیست

1524
01:44:46,645 --> 01:44:48,145
‫یالا

1525
01:44:49,387 --> 01:44:52,173
‫اوه، خانم آیرس.
‫دنبالتون می‌گشتم.

1526
01:44:52,260 --> 01:44:53,783
‫- چرا؟
‫- اونا الان زنگ زدن

1527
01:44:53,870 --> 01:44:56,220
‫- یه مشکلی داریم
‫- کی؟ کی زنگ زد؟

1528
01:44:56,307 --> 01:44:58,111
‫مدیریت ساختمان. از فلوریدا زنگ زدن

1529
01:44:58,135 --> 01:44:59,634
‫- اونا خیلی راضی نیستن
‫- چی... من...

1530
01:44:59,658 --> 01:45:01,269
‫من تازه باهاشون حرف زدم.
‫و اونا...

1531
01:45:01,356 --> 01:45:02,594
‫بهم گفتن که باهاشون حرف زدی،

1532
01:45:02,618 --> 01:45:04,446
‫و بعدش به وکیل زنگ زدن، می‌دونید

1533
01:45:04,533 --> 01:45:06,187
‫- وکیل...
‫- آره

1534
01:45:06,274 --> 01:45:07,425
‫چی؟ چی گفتن؟

1535
01:45:07,449 --> 01:45:09,451
‫وکیل، خب، نمی‌دونم

1536
01:45:09,538 --> 01:45:12,062
‫اون... اون گفت...

1537
01:45:12,802 --> 01:45:14,456
‫نمی‌تونم...

1538
01:45:14,543 --> 01:45:16,458
‫گفتن چاره‌ای ندارن

1539
01:45:16,545 --> 01:45:18,808
‫- چاره‌ای ندارن؟
‫- چاره‌ای ندارن

1540
01:45:18,895 --> 01:45:22,266
‫- در مورد چی؟
‫- در مورد آپولو چاره‌ای ندارن

1541
01:45:22,290 --> 01:45:23,987
‫نمی‌تونن از خونه بیرونت کنن

1542
01:45:24,074 --> 01:45:26,598
‫چی؟

1543
01:45:26,685 --> 01:45:27,793
‫خب...

1544
01:45:27,817 --> 01:45:29,099
‫- شوخی...
‫- نه

1545
01:45:29,123 --> 01:45:30,622
‫- پس تموم شد؟
‫- تموم شد

1546
01:45:30,646 --> 01:45:32,256
‫- تمومه
‫- تمومه

1547
01:45:32,952 --> 01:45:34,016
‫تموم شد

1548
01:45:34,040 --> 01:45:35,651
‫- خدای من
‫- آره

1549
01:45:36,913 --> 01:45:39,959
‫می‌شنوی، آپولو؟
‫مجبور نیستی جایی بری.

1550
01:45:40,046 --> 01:45:41,154
‫اینجا می‌مونی

1551
01:45:41,178 --> 01:45:43,659
‫برای همیشه. باشه، پسر؟

1552
01:45:43,746 --> 01:45:46,314
‫تو پسرِ خیلی خوبی هستی،
‫به همین سادگی.

1553
01:45:46,401 --> 01:45:48,620
‫این چیز خوبیه

1554
01:45:48,707 --> 01:45:51,057
‫آره. آره، خیلی خوبه

1555
01:45:51,145 --> 01:45:52,842
‫خیلی خوبه. ممنون

1556
01:45:52,929 --> 01:45:54,844
‫باشه. اشکالی نداره

1557
01:45:54,931 --> 01:45:56,498
‫- باشه
‫- خدای من

1558
01:45:56,585 --> 01:45:59,022
‫آره. گوش کن، فقط...

1559
01:45:59,588 --> 01:46:02,808
‫معذرت می‌خوام... چون، می‌دونی

1560
01:46:03,548 --> 01:46:05,811
‫من... شغلم اینه، می‌دونی

1561
01:46:05,898 --> 01:46:08,031
‫- آره، نه. این...
‫- اون سگِ خیلی خوبیه

1562
01:46:08,118 --> 01:46:09,313
‫آره

1563
01:46:09,337 --> 01:46:11,556
‫- منطقیه
‫- خیلی خب

1564
01:46:11,643 --> 01:46:13,210
‫- باشه
‫- باشه، بعداً می‌بینمت

1565
01:46:13,784 --> 01:46:19,085
‫هکتور من یه بطری شامپاین
‫خیلی عالی توی یخچال دارم

1566
01:46:19,173 --> 01:46:21,218
‫- وای، نه. نه
‫- فقط یه جشن کوچیک می‌گیریم

1567
01:46:21,305 --> 01:46:23,283
‫- واقعاً نمی‌تونم. نمیشه
‫- تشریف میاری داخل؟

1568
01:46:23,307 --> 01:46:25,701
‫- فقط پنج دقیقه وقتت رو می‌گیریم
‫- ولی... باشه. پنج دقیقه

1569
01:46:25,788 --> 01:46:27,288
‫پنج دقیقه، باشه

1570
01:46:52,467 --> 01:46:55,426
‫ببخشید. اون آپولوئه؟

1571
01:46:57,167 --> 01:46:58,623
‫- آپولو رو می‌شناسی؟
‫- خب،

1572
01:46:58,647 --> 01:47:00,475
‫یعنی، یه مدته که ندیدمش،

1573
01:47:00,562 --> 01:47:02,564
‫ولی تقریباً یک سال هر روز می‌اومد اینجا

1574
01:47:02,651 --> 01:47:04,106
‫آپولو؟

1575
01:47:04,130 --> 01:47:06,176
‫آره، صاحبش... قدبلنده

1576
01:47:06,263 --> 01:47:08,004
‫فکر کنم نویسنده‌ست

1577
01:47:09,745 --> 01:47:11,245
‫والتر

1578
01:47:12,704 --> 01:47:14,315
‫اون پارسال فوت شد

1579
01:47:14,837 --> 01:47:16,337
‫از شنیدنش متأسفم

1580
01:47:16,404 --> 01:47:17,904
‫ممنون

1581
01:47:20,886 --> 01:47:22,671
‫خیلی به اون سگ افتخار می‌کرد

1582
01:47:23,976 --> 01:47:29,785
‫یعنی، من بارها داستانِ پیدا کردن
‫آپولو رو از زبونش شنیدم

1583
01:47:34,248 --> 01:47:35,771
‫اون حیوونِ زیباییه

1584
01:47:39,035 --> 01:47:40,535
‫البته که همینطوره

1585
01:48:30,521 --> 01:48:32,021
‫سلام...

1586
01:48:33,394 --> 01:48:34,894
‫مرد بزرگ

1587
01:48:38,703 --> 01:48:40,879
‫حالت چطوره؟ به چی نگاه می‌کنی؟

1588
01:48:42,141 --> 01:48:43,641
‫هان؟ صاحبت کیه؟

1589
01:48:46,276 --> 01:48:49,061
‫چطور سر از اینجا در آوردی؟

1590
01:48:52,587 --> 01:48:55,459
‫هی، می‌خوای بریم صبحونه بخوریم؟

1591
01:48:58,549 --> 01:48:59,874
‫به چی نگاه می‌کنی؟

1592
01:48:59,898 --> 01:49:01,006
‫غیرمعمول نیست

1593
01:49:01,030 --> 01:49:04,184
‫که برات سؤال شه عزیزت
‫قبل از این که باهاش آشنا شی چطور بوده

1594
01:49:04,250 --> 01:49:05,991
‫بذار ببینم. اوه، اینجا رو ببین

1595
01:49:06,078 --> 01:49:08,603
‫دو رنگِ متفاوت داری،
‫یه چشمِ آبی و یه چشم قهوه‌ای.

1596
01:49:08,690 --> 01:49:12,389
‫ندونستن این که اون شخص توی بچگی
‫چطور بوده تقریباً دردناکه

1597
01:49:12,476 --> 01:49:13,976
‫خیلی باحاله

1598
01:49:15,044 --> 01:49:17,481
‫من در مورد مردی که عاشقشم
‫چنین احساسی داشتم،

1599
01:49:17,568 --> 01:49:20,049
‫و در مورد خیلی از دوستانِ نزدیکم

1600
01:49:20,136 --> 01:49:22,617
‫و حالا در مورد تو چنین احساسی دارم

1601
01:49:23,879 --> 01:49:26,403
‫این که به عنوان یه سگِ جوان سرزنده نشناختمت،

1602
01:49:26,490 --> 01:49:29,537
‫و تمام تولگی‌ات رو از دست دادم،

1603
01:49:29,624 --> 01:49:33,323
‫فقط احساس ناراحتی نمی‌کنم.
‫احساس می‌کنم بهم خیانت شده.

1604
01:49:38,633 --> 01:49:42,264
‫به تو فکر می‌کنم وقتی سال‌ها قبل
‫نیمه شب بیدارم می‌کردی،

1605
01:49:42,288 --> 01:49:46,554
‫وقتی روی زمین دراز کشیده بودم
‫ذره ذره وجودم رو تنفس می‌کردی

1606
01:49:47,119 --> 01:49:49,252
‫من اون موقع برات کی بودم،

1607
01:49:49,339 --> 01:49:53,387
‫و حالا بعد از این همه وقت
‫برات تبدیل به چی شدم؟

1608
01:50:08,097 --> 01:50:10,186
‫بعد از پولی که واسه اینجا بهمون دادن،

1609
01:50:10,273 --> 01:50:12,493
‫- قطعاً خرابش می‌کنن
‫- خدای من

1610
01:50:12,580 --> 01:50:15,191
‫پس آپولو می‌تونه هر کاری دلش می‌خواد بکنه

1611
01:50:15,278 --> 01:50:19,064
‫ساحل، با جذر و مد میاد و میره

1612
01:50:19,151 --> 01:50:20,979
‫ولی بهش عادت می‌کنی. فکر کنم

1613
01:50:21,066 --> 01:50:22,807
‫می‌تونی بنویسی، مگه نه؟

1614
01:50:22,894 --> 01:50:26,158
‫- آره
‫- و آپولو می‌تونه توی خونه بچرخه

1615
01:50:26,245 --> 01:50:29,074
‫هر چقدر که می‌تونه

1616
01:50:32,991 --> 01:50:36,734
‫این... عالیه. ممنون

1617
01:50:36,821 --> 01:50:38,321
‫خواهش می‌کنم

1618
01:50:39,128 --> 01:50:41,391
‫مامانم رسماً اینجا بزرگ شده

1619
01:50:42,392 --> 01:50:43,892
‫گمونم منم اینجا بزرگ شدم

1620
01:50:46,004 --> 01:50:48,442
‫الان به پولش نیاز داره، پس...

1621
01:50:57,886 --> 01:51:00,062
‫اوه. سلام

1622
01:51:00,445 --> 01:51:02,445
‫{\an8}« نامه‌ها »

1623
01:51:00,802 --> 01:51:03,805
‫آره. چند روز پیش رسید

1624
01:51:03,892 --> 01:51:05,391
‫می‌خواستم یکی برات بذارم که پیدا کنی

1625
01:51:05,415 --> 01:51:07,635
‫بیخیال، وال

1626
01:51:09,201 --> 01:51:10,701
‫این...

1627
01:51:10,812 --> 01:51:13,945
‫این محشره. تبریک میگم

1628
01:51:14,032 --> 01:51:15,532
‫به تو هم تبریک میگم

1629
01:51:17,471 --> 01:51:21,257
‫همونطور که گفتم،
‫اونا تا آخر مِی خونه رو تصرف نمی‌کنن

1630
01:51:21,344 --> 01:51:22,911
‫پس، هر کاری دلت می‌خواد بکن

1631
01:51:23,912 --> 01:51:25,479
‫- شب رو بمون
‫- نه. نمی‌تونم

1632
01:51:25,566 --> 01:51:26,934
‫- تو رو خدا
‫- باید برگردم

1633
01:51:26,958 --> 01:51:28,743
‫و شماها باید جاگیر بشید

1634
01:51:32,486 --> 01:51:33,986
‫ممنون

1635
01:52:53,567 --> 01:52:55,067
‫یه تابستون دیگه

1636
01:52:57,309 --> 01:52:58,809
‫حداقل تو این رو به دست میاری

1637
01:53:00,269 --> 01:53:02,053
‫و من می‌تونم باهات خداحافظی کنم

1638
01:53:03,707 --> 01:53:06,754
‫دارم با تو حرف می‌زنم یا با خودم؟

1639
01:53:07,624 --> 01:53:10,279
‫اعتراف می‌کنم، مرزش تار شده

1640
01:53:14,196 --> 01:53:16,546
‫توی اوجت چه شکلی بودی؟

1641
01:53:18,330 --> 01:53:19,830
‫کجا می‌دویدی و بازی می‌کردی؟

1642
01:53:21,246 --> 01:53:22,813
‫با کی بازی می‌کردی؟

1643
01:53:26,295 --> 01:53:29,211
‫برای اولین بار اقیانوس رو می‌بینی؟

1644
01:53:30,604 --> 01:53:33,302
‫الان یه معجزه کافی نیست

1645
01:53:33,389 --> 01:53:35,565
‫از اون فاجعه جلوگیری شد،

1646
01:53:35,652 --> 01:53:38,394
‫که از هم جدا نشدیم
‫و از خونه بیرونمون نکردن

1647
01:53:39,177 --> 01:53:41,136
‫کافی نیست

1648
01:53:45,706 --> 01:53:48,709
‫حالا من مثل زنِ ماهی‌گیرم

1649
01:53:48,796 --> 01:53:50,449
‫من بیشتر می‌خوام

1650
01:53:53,670 --> 01:53:56,020
‫و نه فقط یک یا دو تابستون دیگه

1651
01:53:57,543 --> 01:54:01,373
‫می‌خوام به اندازه‌ی من عمر کنی

1652
01:54:03,375 --> 01:54:06,988
‫هر چیز کمتری منصفانه نیست

1653
01:54:34,232 --> 01:54:35,732
‫آپولو؟

1654
01:54:38,889 --> 01:54:40,389
‫آپولو؟

1655
01:54:47,332 --> 01:54:48,832
‫آپولو؟

1656
01:55:08,136 --> 01:55:09,636
‫سلام، دوستِ من

1657
01:55:28,286 --> 01:55:29,940
‫اوه

1658
01:55:45,608 --> 01:55:47,108
‫بیا اینجا

1659
01:55:47,132 --> 01:55:57,132
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1660
01:55:57,156 --> 01:56:07,156
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

