﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:04,001
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:04,087 --> 00:00:05,588
‫میخوای یکی امتحان کنی؟‬

3
00:00:06,006 --> 00:00:07,340
‫- چی میگی؟ - شروع کنیم. آره.‬

4
00:00:07,590 --> 00:00:08,633
‫-بریم. -آره. بریم.‬

5
00:00:08,675 --> 00:00:10,093
‫جان، شروع کن.‬

6
00:00:12,470 --> 00:00:13,638
‫بزن بریم.‬

7
00:00:14,097 --> 00:00:15,932
‫کیانو رو دوباره بیارید بالا. .‬

8
00:00:15,974 --> 00:00:17,017
‫خب، بریم سر کار.‬

9
00:00:19,310 --> 00:00:20,687
‫بزن بریم.‬

10
00:00:28,653 --> 00:00:29,696
‫خیلی خب. بزن که بریم.‬

11
00:00:29,738 --> 00:00:31,114
‫لطفاً ساکت.‬

12
00:00:33,783 --> 00:00:35,535
‫و بزن که بریم.‬

13
00:00:35,702 --> 00:00:39,039
‫داره ضبط میشه. لطفاً همه جا ساکت.‬

14
00:00:39,205 --> 00:00:41,583
‫-ب. -ویکتوری ۸۸ چارلی، برداشت ۱. آ-مارک.‬

15
00:00:41,791 --> 00:00:44,002
‫بچه هایی که پوکه جمع می کنن، از این طرف میاد.‬

16
00:00:44,169 --> 00:00:46,337
‫یه خط دید خوب اینجا چیه که بهشون نگاه کنیم؟‬

17
00:00:46,546 --> 00:00:47,839
‫ببینیم. خوبه.‬

18
00:00:48,006 --> 00:00:49,215
‫از اینجا تا اینجا تا اینجا؟‬

19
00:00:49,382 --> 00:00:51,092
‫نه، اِ... یکم بیارش این طرف تر.‬

20
00:00:51,259 --> 00:00:52,635
‫خوبه.‬

21
00:00:53,011 --> 00:00:54,971
‫بهتره. خوشت اومد؟‬

22
00:00:55,055 --> 00:00:57,098
‫خب، من از اینجا شروع می کنم. سه، دو، یک، و من فقط میگم، "لعنتی."‬

23
00:00:57,182 --> 00:00:59,434
‫-آماده باش. -آماده ایم. بزن بریم.‬

24
00:00:59,601 --> 00:01:02,687
‫آره، ببینیم چی میشه. ولی اگه بتونیم کشش رو بگیریم و...‬

25
00:01:02,854 --> 00:01:05,315
‫لطفاً ساکت. خیلی خب، خیلی خوبه.‬

26
00:01:05,482 --> 00:01:09,944
‫و ممنونم. خیلی خب. آماده، حرکت.‬

27
00:01:35,095 --> 00:01:37,097
‫-خوبه. کات. -کات.‬

28
00:01:37,263 --> 00:01:38,932
‫-بفرمایید. -خوشت اومد؟‬

29
00:01:39,099 --> 00:01:40,975
‫یه کم عصبانیت خوبه.‬

30
00:01:42,852 --> 00:01:45,688
‫وقتی میگیم، "جان ویک درد است"،‬

31
00:01:45,855 --> 00:01:50,068
‫یه جورایی مثل یه "اره لعنتیه"، میدونی؟‬

32
00:01:50,276 --> 00:01:53,029
‫مثل یه "اره لعنتی. ویک درد است."‬

33
00:01:53,238 --> 00:01:55,573
‫مثل اینه که، "انقدر خوبه که درد میگیره."‬

34
00:01:55,782 --> 00:01:57,158
‫یا، "انقدر درد داره که خوبه."‬

35
00:01:58,368 --> 00:01:59,285
‫ام...‬

36
00:02:01,162 --> 00:02:02,163
‫و فکر کنم...‬

37
00:02:03,832 --> 00:02:07,710
‫فکر کنم برای همینه که تماشاچی ها هم خوششون میاد.‬

38
00:02:09,212 --> 00:02:11,548
‫فکر کنم میشه اونو روی پرده دید،‬

39
00:02:11,714 --> 00:02:15,426
‫و یه جور فیلم درجه ب، اکشن درجه ب توش هست،‬

40
00:02:15,635 --> 00:02:20,807
‫که به یه جورایی، سطح هنری فوق‌العاده بالا برده شده.‬

41
00:02:20,974 --> 00:02:25,145
‫اما لذت در اینه  که مردم با ماشین زده میشن‬

42
00:02:25,311 --> 00:02:28,481
‫و از ارتفاعات غیرممکن میفتن... انگار که، "نمیشه از این جون سالم به در برد."‬

43
00:02:28,648 --> 00:02:33,319
‫و-- و بعد جان ویک یه جورایی دوباره بلند میشه یا تقلا میکنه.‬

44
00:02:33,486 --> 00:02:36,447
‫مثل یه دعوته، میدونی؟‬

45
00:02:36,656 --> 00:02:40,743
‫و یه جورایی ازت مراقبت میکنه، و حس واقعی بودن میده.‬

46
00:02:40,910 --> 00:02:45,498
‫من معتقدم که این حس توی فیلم ها هست،‬

47
00:02:45,707 --> 00:02:50,753
‫و وقتی تماشاشون میکنی، میگی، "آره، این مثل..."‬

48
00:02:50,962 --> 00:02:54,632
‫همونطور که جان ویک در جان ویک میگه،‬

49
00:02:54,841 --> 00:02:56,843
‫"مسئله شخصیه."‬

50
00:03:00,000 --> 00:03:20,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

51
00:04:11,542 --> 00:04:15,755
‫میدونی، من همیشه بهش با حسادت هنری نگاه کردم،‬

52
00:04:15,922 --> 00:04:19,634
‫با، میدونی، اسکورسیزی و دنیرو.‬

53
00:04:19,801 --> 00:04:23,513
‫میدونی، مثلاً، دنیرو کارگردان خودشو داشت، میدونی؟‬

54
00:04:23,680 --> 00:04:26,808
‫خب، وقتی به اون فکر می کنم، همون به ذهنم میاد.‬

55
00:04:27,016 --> 00:04:31,896
‫مثلاً، با نقش جان ویک، من-- من کارگردان خودمو اونجا داشتم.‬

56
00:04:48,037 --> 00:04:49,998
‫اینجا ‌87eleven‌ هست.‬

57
00:04:50,206 --> 00:04:52,083
‫سعی می کنم هر روز صبح ساعت ‌6‌ صبح اینجا روزمو شروع کنم،‬

58
00:04:52,250 --> 00:04:53,710
‫قبل از اینکه برم دفتر.‬

59
00:05:00,300 --> 00:05:03,261
‫اینجاست که همه بازیگران بدلکار میان تمرین کنن.‬

60
00:05:03,469 --> 00:05:05,555
‫ما برای همه فیلم های جان ویک اینجا تمرین کردیم.‬

61
00:05:05,722 --> 00:05:10,101
‫اینجا جایی هم هست که من باید بیام و سعی کنم مفصل هامو سرپا نگه دارم.‬

62
00:05:10,268 --> 00:05:11,728
‫آره، بدنم خیلی کار کرده.‬

63
00:05:11,894 --> 00:05:14,188
‫فرسودگی و پارگی نه فقط کار بدلکاری،‬

64
00:05:14,355 --> 00:05:17,400
‫بلکه همه هنرهای رزمی و فعالیت بدنی که انجام دادم.‬

65
00:05:17,567 --> 00:05:20,528
‫من دستام، هر دو مچ پام، هر دو زانوم، هر دو لگنم، هر دو شونم، شکسته،‬

66
00:05:20,695 --> 00:05:24,365
‫هر دو آرنج، هر دو بازو، چندین ضربه مغزی.‬

67
00:05:24,532 --> 00:05:27,744
‫اما اگه به چیزی علاقه داشته باشی، درد بخشی از اونه.‬

68
00:05:27,910 --> 00:05:30,038
‫فکر نمی کنم بتونی یکی رو بدون دیگری داشته باشی.‬

69
00:05:30,079 --> 00:05:32,081
‫همه چیز به انتخاب برمیگرده.‬

70
00:05:32,161 --> 00:05:34,208
‫اینکه حاضری چه کار کنی تا به چیزی که می خوای برسی.‬

71
00:05:34,250 --> 00:05:36,127
‫عالیه.‬

72
00:05:36,627 --> 00:05:37,920
‫وقتی بزرگ می شدم، پدرم خیلی ورزشکار بود. مامانم خیلی ورزشکار بود.‬

73
00:05:37,962 --> 00:05:39,839
‫همه توی خونه ساعت ‌6‌ بیدار می شدن.‬

74
00:05:40,048 --> 00:05:43,051
‫قبل از اینکه بریم مدرسه، با مامان تو استخر دور می زدیم،‬

75
00:05:43,259 --> 00:05:46,429
‫یا برای پیاده روی می رفتیم، با سگا می دویدیم یا یه همچین چیزی.‬

76
00:05:46,596 --> 00:05:49,223
‫اونها این انضباط رو داشتن که پاشو، برو یه کار فیزیکی انجام بده.‬

77
00:05:49,432 --> 00:05:52,352
‫این حس از همون موقع توی وجودم نهادینه شده بود.‬

78
00:05:52,518 --> 00:05:55,396
‫یادمه چد گفت: "داری چیکار می‌کنی؟ می‌خوای تمرین کنی؟"‬

79
00:05:55,563 --> 00:05:59,484
‫من گفتم: "امشب شب کریسمسه." اونم گفت: "عصر کریسمس."‬

80
00:05:59,692 --> 00:06:02,820
‫"میتونی صبح تمرین کنی." یه همچین چیزایی.‬

81
00:06:02,987 --> 00:06:05,656
‫من، به دلیلی، هیچ وقت جذب ورزش های تیمی نشدم.‬

82
00:06:05,823 --> 00:06:07,325
‫بچه خجالتی‌ای بودم.‬

83
00:06:07,533 --> 00:06:09,452
‫ولی وقتی که احتمالاً فقط ده سالم بود،‬

84
00:06:09,660 --> 00:06:11,579
‫یه فیلم بروس لی دیدم. با خودم گفتم: "من میخوام این کارو بکنم."‬

85
00:06:11,746 --> 00:06:14,207
‫برای همین وقتی ده یازده سالم بود شروع کردم به جودو کار کردن.‬

86
00:06:14,415 --> 00:06:16,000
‫همین مسئله منو به سمت حرفه هنرهای رزمی سوق داد‬

87
00:06:16,167 --> 00:06:18,961
‫که وقتی برای تحصیل به دانشگاه ‌USC‌ به کالیفرنیا رفتم شروعش کردم.‬

88
00:06:21,089 --> 00:06:24,008
‫تو دانشگاه، با یه دانشجویی آشنا شدم که یکی از مربیانِ‬

89
00:06:24,175 --> 00:06:25,593
‫آکادمی اینوسانتو در مارینا دل ری بود.‬

90
00:06:27,011 --> 00:06:28,930
‫دن اینوسانتو با بروس لی تمرین کرده بود،‬

91
00:06:29,097 --> 00:06:31,516
‫و یکی از بزرگترین مربیان هنرهای رزمی اون زمان بود.‬

92
00:06:33,226 --> 00:06:35,561
‫آکادمی اینوسانتو تقریباً فضای آکادمیک داشت.‬

93
00:06:35,728 --> 00:06:37,355
‫فقط یه رشته رزمی نبود.‬

94
00:06:37,399 --> 00:06:38,732
‫اون مربی‌ها رو از سراسر دنیا می‌آورد.‬

95
00:06:38,773 --> 00:06:39,941
‫مربی‌های فوق‌العاده‌ای.‬

96
00:06:41,901 --> 00:06:44,946
‫راستش رو بخواین، اگه قرار نبود برم دانشگاه، یا چهار مایل رو می‌دویدم‬

97
00:06:45,113 --> 00:06:48,324
‫یا با اتوبوس شهری از مرکز شهر لس‌آنجلس می‌رفتم مارینا دل ری‬

98
00:06:48,491 --> 00:06:50,368
‫و کلاس می‌گرفتم یا آخر هفته‌هام رو اونجا می‌گذروندم.‬

99
00:06:50,535 --> 00:06:52,829
‫روی زمین می‌خوابیدم یا هر چیزی شبیه به این.‬

100
00:06:52,995 --> 00:06:56,582
‫چد احتمالاً بهترین کیک‌بوکسور اون مدرسه بود.‬

101
00:06:56,749 --> 00:06:58,709
‫من همیشه این یارو رو می‌دیدم که همه رو لت و پار می‌کرد.‬

102
00:07:01,254 --> 00:07:03,548
‫یادم میاد، اگه کیک‌بوکسینگ تمرین می‌کردیم،‬

103
00:07:03,756 --> 00:07:06,134
‫سعی می‌کرد بهترین تمرین‌ها رو برای کیک‌بوکسینگ پیدا کنه،‬

104
00:07:06,342 --> 00:07:08,010
‫بهترین تمرین‌های کیک‌بوکسینگ.‬

105
00:07:08,177 --> 00:07:10,346
‫همه چیز برای این بود که تو کاری که انجام می‌دادیم بهترین باشیم.‬

106
00:07:10,513 --> 00:07:11,597
‫این همیشه هدفش بوده.‬

107
00:07:14,392 --> 00:07:17,895
‫سال آخرم تو کالج، چند بدلکار رو از طریق آکادمی اینوسانتو ملاقات کردم،‬

108
00:07:18,062 --> 00:07:20,231
‫مثل جف ایمادا و براندون لی.‬

109
00:07:21,899 --> 00:07:23,443
‫براندون داشت روی حرفه بازیگری‌اش کار می‌کرد،‬

110
00:07:23,609 --> 00:07:25,570
‫تلاش می‌کرد، می‌دونید، جای پای پدرش بذاره.‬

111
00:07:26,195 --> 00:07:28,322
‫خیلی با انگیزه بود.‬

112
00:07:28,388 --> 00:07:30,950
‫بهترین خنده رو تو دنیا داشت. واقعاً تو هنرهای رزمی با استعداد بود.‬

113
00:07:32,618 --> 00:07:34,912
‫آخر هفته‌ها، با هم جمع می‌شدیم،‬

114
00:07:35,037 --> 00:07:37,206
‫و کاری رو می‌کردیم که فکر می‌کردیم، امیدوار بودیم، طراحی هنرهای رزمی باشه،‬

115
00:07:37,373 --> 00:07:39,709
‫ولی یه مشت آدم بودیم که فقط سعی می‌کردیم یاد بگیریم چطوری یه مشت رو بفروشیم‬

116
00:07:39,834 --> 00:07:41,836
‫و یاد بگیریم چطوری بدلکار باشیم.‬

117
00:07:41,877 --> 00:07:45,256
‫یه دوربین وی‌اچ‌اس بزرگ قدیمی داشتیم، سعی می‌کردیم زاویه‌ها رو بفهمیم.‬

118
00:07:45,298 --> 00:07:47,341
‫هنوز چند تا از اون نوارها رو دارم.‬

119
00:07:47,508 --> 00:07:50,344
‫برمی‌گردم و نگاهشون می‌کنم و می‌گم، "چطوری همدیگه رو نکشتیم؟"‬

120
00:07:50,511 --> 00:07:53,306
‫یادمه براندون یه شب قبل تمرین اومد تو باشگاه،‬

121
00:07:53,473 --> 00:07:56,893
‫گفت، می‌دونید، "بالاخره گرفتمش."‬

122
00:07:57,101 --> 00:07:59,979
‫ما گفتیم: "چی رو گرفتی؟" و اون گفت: "ببینید، می‌خوان فیلم کلاغ رو بسازن.‬

123
00:08:00,146 --> 00:08:02,064
‫من نقش اریک دراون رو گرفتم."‬

124
00:08:02,273 --> 00:08:05,359
‫خیلی خیلی باحال بود. انگار خیلی خوشحال بودیم براش.‬

125
00:08:05,438 --> 00:08:09,113
‫خیلی مهم بود. خیلی مهم بود که براندون اون نقش رو گرفت.‬

126
00:08:09,280 --> 00:08:13,618
‫و این، امم، اینطوری شد که من اولین کار بزرگم رو تو هالیوود گرفتم.‬

127
00:08:16,326 --> 00:08:20,041
‫من هنوز در آن زمان رقابت می‌کردم و برای یک مسابقه بزرگ در ژاپن آماده می‌شدم،‬

128
00:08:20,208 --> 00:08:23,169
‫و براندون تازه به کارولینای شمالی رفته بود به استودیو کارولکو،‬

129
00:08:23,377 --> 00:08:25,171
‫جایی که داشتند فیلم‌برداری فیلم "کلاغ" را انجام می‌دادند.‬

130
00:08:25,379 --> 00:08:30,718
‫و یک تماس تلفنی داشتیم که گفتند یک تصادف رخ داده است.‬

131
00:08:30,927 --> 00:08:32,762
‫ما گفتیم: "حالش خوب میشه. اون براندونه."‬

132
00:08:32,970 --> 00:08:34,388
‫می‌دانید، ما به چیزی فکر نکردیم.‬

133
00:08:34,555 --> 00:08:36,641
‫و او، فکر می‌کنم، ۱۴ ساعت بعد فوت کرد.‬

134
00:08:40,394 --> 00:08:45,358
‫و بعد فیلمبرداری تعطیل شد. هنوز چند هفته تا پایان کار باقی مانده بود.‬

135
00:08:45,525 --> 00:08:49,278
‫بین الکس پرویاس، کارگردان، استودیو، و لیندا لی، مادر براندون،‬

136
00:08:49,445 --> 00:08:50,863
‫آن‌ها تصمیم گرفتند فیلم را تمام کنند.‬

137
00:08:52,357 --> 00:08:55,701
‫جف ایمادا با من تماس گرفت، و او می‌دانست چقدر به براندون نزدیک بودیم.‬

138
00:08:55,868 --> 00:08:57,995
‫او می‌دانست که من در آن زمان کمی بدلکاری انجام می‌دهم.‬

139
00:08:58,162 --> 00:09:01,749
‫و من و براندون تیپ بدنی بسیار مشابهی داشتیم.‬

140
00:09:01,916 --> 00:09:03,138
نمیدونی چه فکری بکنی.‬

141
00:09:03,305 --> 00:09:06,879
‫خودخواهانه، یک بخش از من می‌گوید، "وای، این می‌تواند واقعاً جالب باشد که تمامش کنیم، مرد."‬

142
00:09:07,046 --> 00:09:09,215
‫چیز دیگر این است که، "داری در مورد چی مزخرف میگی؟"‬

143
00:09:09,423 --> 00:09:11,384
‫، "دوستت مرده."‬

144
00:09:11,592 --> 00:09:15,054
‫من - من نمی توانم به خاطر بیاورم که حالت ذهنی یا طرز فکر من در آن زمان چه بود،‬

145
00:09:15,221 --> 00:09:17,223
‫اما تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم.‬

146
00:09:17,390 --> 00:09:19,892
‫و الکس من را به یک زیرزمین کوچک در استودیو برد،‬

147
00:09:20,059 --> 00:09:23,479
‫و ما حدود دو روز پشت سر هم هر صحنه ای که از براندون داشتیم را تماشا کردیم.‬

148
00:09:23,646 --> 00:09:26,607
‫و او من را وادار می‌کرد راه رفتن، صحبت کردن، نشستن را تقلید کنم،‬

149
00:09:26,774 --> 00:09:28,568
‫فقط هر رفتاری که براندون داشت.‬

150
00:09:28,776 --> 00:09:31,237
‫و از آنجایی که من او را برای چند سال می شناختم،‬

151
00:09:31,404 --> 00:09:34,156
‫این یکی از سورئال ترین تجربه هایی بود که تا به حال از سر گذرانده اید.‬

152
00:09:35,324 --> 00:09:38,369
‫شروع حرفه‌ات به خاطر اون بود.‬

153
00:09:45,751 --> 00:09:47,712
‫چاد، وقتی اولین بار دیدمش،‬

154
00:09:47,878 --> 00:09:51,299
‫یه همچین موهای بلند و زیبایی تا اینجا داشت.‬

155
00:09:52,383 --> 00:09:53,843
‫دیوانه کننده بود. فوق العاده بود.‬

156
00:09:54,093 --> 00:09:56,804
‫شبیه دانیل دی-لوییس در آخرین موهیکان بود.‬

157
00:09:58,107 --> 00:10:03,894
‫ما در واقع از طریق یه دوست مشترک در یکی از اولین مسابقات یواف‌سی آشنا شدیم.‬

158
00:10:04,061 --> 00:10:07,732
‫یکی داشت توی خونه تماشا می‌کرد، و همه‌مون توی خونه‌ی یکی آشنا شدیم،‬

159
00:10:07,898 --> 00:10:10,318
‫و من و چاد همدیگه رو ملاقات کردیم، و شروع کردیم به صحبت درباره هنرهای رزمی.‬

160
00:10:10,359 --> 00:10:11,686
‫خیلی زود صمیمی شدیم.‬

161
00:10:11,764 --> 00:10:13,931
‫و من گفتم: «هی، من برای ساختن دنباله‌ی ‌Bloodsport‌ هستم.»‬

162
00:10:14,197 --> 00:10:17,533
‫اون گفت: «من عاشق ‌Bloodsport‌ هستم. خیلی دوست دارم توش باشم.»‬

163
00:10:17,700 --> 00:10:19,619
‫پس اون ملحق شد.‬

164
00:10:19,785 --> 00:10:22,038
‫اون یکی از مبارزها شد. یکی از مبارزه‌ها رو با من انجام داد.‬

165
00:10:22,204 --> 00:10:23,664
‫و چاد در واقع اون مبارزه رو طراحی کرد.‬

166
00:10:23,831 --> 00:10:26,125
‫و در اون زمان، چاد خیلی به تله‌گذاری علاقه‌مند بود.‬

167
00:10:26,292 --> 00:10:27,835
‫ما خیلی تله‌گذاری می‌کردیم.‬

168
00:10:28,002 --> 00:10:30,630
‫چاد از تمام ضربات من استفاده کرد. من یه آدم تکواندوکارم.‬

169
00:10:30,796 --> 00:10:33,966
‫و معلوم شد که بهترین مبارزه‌ی من توی فیلم شد.‬

170
00:10:34,175 --> 00:10:35,797
‫پس وقتی ‌Bloodsport‌ ‌III‌ به وجود اومد،‬

171
00:10:35,852 --> 00:10:38,429
‫ازش پرسیدم: «دوست داری هماهنگ‌کننده‌ی مبارزه باشی؟»‬

172
00:10:38,596 --> 00:10:39,680
‫پس اون ملحق شد.‬

173
00:10:39,847 --> 00:10:41,724
‫این بار، نوبت منه.‬

174
00:10:41,891 --> 00:10:45,102
‫و من واقعاً فکر می‌کنم مبارزه‌هایی که چاد در اون زمان انجام داد، فوق‌العاده بودن.‬

175
00:10:45,269 --> 00:10:47,188
‫حتی اگه الان هم تماشاش کنی،‬

176
00:10:47,396 --> 00:10:49,523
‫هنوز هم یه کم مثل، می‌دونی، دهه‌ی ۹۰، مثل...‬

177
00:10:49,690 --> 00:10:51,609
‫اما تکنیک‌ها از قبل عالی هستند.‬

178
00:10:51,817 --> 00:10:53,611
‫بعدش یه فیلم بازی کردم به اسم هدف بی‌نقص.‬

179
00:10:53,778 --> 00:10:56,197
‫فیلم کوچیک‌تری بود. توی مکزیک فیلم‌برداریش کردیم.‬

180
00:10:56,364 --> 00:10:58,783
‫بعد چد بهم گفت، «هی، گوش کن. یه رفیق دارم‬

181
00:10:58,949 --> 00:11:01,285
‫که قراره بیاد ملاقات کنه و بخواد بچرخه و شاید یه سری حرکات نمایشی انجام بده.»‬

182
00:11:01,452 --> 00:11:02,411
‫منم گفتم، «حتما.»‬

183
00:11:02,578 --> 00:11:04,163
‫و با دیوید لیچ آشنا شدم.‬

184
00:11:06,499 --> 00:11:08,876
‫من شروع کردم به تمرین توی یه مدرسه هنرهای رزمی در کالج‬

185
00:11:09,043 --> 00:11:10,503
‫به اسم گروه مینه‌سوتا کالی،‬

186
00:11:10,711 --> 00:11:13,047
‫و اونا وابسته بودن به دن اینوسانتو.‬

187
00:11:13,214 --> 00:11:14,965
‫وقتی با اون هنرهای رزمی آشنا شدم‬

188
00:11:15,299 --> 00:11:18,636
‫و اون جور اجتماع هنرهای رزمی، دیگه وسواس پیدا کردم.‬

189
00:11:18,678 --> 00:11:21,639
‫و اونجا بود که خیلی از دوستامو برای اولین بار دیدم‬

190
00:11:21,806 --> 00:11:24,225
‫که هنوزم دوستای منن. و یکی از اونا چد بود.‬

191
00:11:24,392 --> 00:11:27,311
‫یه روز همینجوری داشت میگفت که خیلی دلش میخواد بازیگر بشه.‬

192
00:11:27,478 --> 00:11:30,398
‫منم گفتم، «خب، اگه میخوای انتخاب بشی، چرا نمیای بیرون؟‬

193
00:11:30,564 --> 00:11:33,192
‫تو رو توی فیلم میذاریم. یادت میدیم چطوری بدلکار باشی.»‬

194
00:11:33,401 --> 00:11:35,611
‫میدونی، میخواستم برای تعطیلات برم لس آنجلس.‬

195
00:11:35,820 --> 00:11:38,656
‫و اون گفت، «چرا نمیای مکزیک و سر یه فیلم‌برداری نمیری؟»‬

196
00:11:38,823 --> 00:11:41,450
‫منم گفتم، «خب، من که قرار نیست کار کنم. یه کم عجیب میشه.»‬

197
00:11:41,617 --> 00:11:44,120
‫اون گفت، «فقط بیا. باحال میشه. میتونی ببینی.»‬

198
00:11:44,328 --> 00:11:47,289
‫آره، پولی رو که میخواستم برای اون سفر خرج کنم برداشتم و پرواز کردم به مکزیک.‬

199
00:11:47,456 --> 00:11:48,791
‫تجربه فوق‌العاده‌ای بود.‬

200
00:11:51,460 --> 00:11:53,421
‫ما فقط اون رو به عنوان سیاهی لشکر به کار گرفتیم‬

201
00:11:53,629 --> 00:11:55,673
‫و بعد شروع کردیم به آموزش حرکات نمایشی بهش.‬

202
00:11:55,840 --> 00:11:57,466
‫و بعدش شبیه یکی از بچه ها شد.‬

203
00:11:57,633 --> 00:11:59,552
‫خب، "هی، مابارزات این یارو رو دوبرابر کن."‬

204
00:11:59,719 --> 00:12:00,886
‫اون میگه، "من باید چیکار کنم؟"‬

205
00:12:01,053 --> 00:12:02,388
‫"فقط سرتو اینجوری بچرخون."‬

206
00:12:02,555 --> 00:12:05,725
‫یه روز سر کار روی اون [صحنه] رفتم.‬

207
00:12:05,891 --> 00:12:09,437
‫برایان تامپسون منو از توی یه صندلی حصیری پرت میکنه.‬

208
00:12:09,645 --> 00:12:11,480
‫من خیلی هیجان زده بودم. لحظه شماری میکردم.‬

209
00:12:11,647 --> 00:12:13,754
‫فقط دوباره انجامش بده. برداشت ۲. برداشت ۳. بیا انجامش بدیم.‬

210
00:12:13,799 --> 00:12:16,694
‫خوشبختانه فیلم کم بودجه بود، بنابراین فقط میتونستند از پسِ یه برداشت بر بیان،‬

211
00:12:16,861 --> 00:12:18,195
‫پس یه صندلی شکستنی، و کار من تموم شد.‬

212
00:12:19,405 --> 00:12:21,365
‫دیو اصلا متظاهر نبود،‬

213
00:12:21,532 --> 00:12:23,325
‫پس قضیه باحال به نظر رسیدن مثل بچه های بدلکار که سعی میکنن باحال به نظر برسن نبود.‬

214
00:12:23,492 --> 00:12:26,829
‫او هر نقشی را بازی میکرد. او نقشی را بازی میکرد که گریه میکرد.‬

215
00:12:26,996 --> 00:12:28,831
‫او نقش مرد بی خانمان را بازی میکرد. او نقش پلیس را بازی میکرد.‬

216
00:12:29,039 --> 00:12:30,666
‫خیلی از بدلکارها فقط میخواستند بدلکاری را انجام دهند.‬

217
00:12:30,708 --> 00:12:32,042
‫آنها نمی خواستند بازی کنند.‬

218
00:12:32,418 --> 00:12:33,794
‫دیو می گفت، "من این نقش رو بازی میکنم."‬

219
00:12:33,919 --> 00:12:36,797
‫بنابراین، خیلی سریع، حرفه اش یه جورایی اوج گرفت.‬

220
00:12:37,006 --> 00:12:40,176
‫بعد از اون چند سال، در نهایت اجرای برنامه ای در تلویزیون رو بدست آوردیم.‬

221
00:12:40,384 --> 00:12:42,803
‫چاد داشت نقش اصلی در سریال "فریبکار" رو دوبله میکرد،‬

222
00:12:42,970 --> 00:12:45,473
‫و من داشتم یه عالمه آدم مختلف رو دوبله میکردم.‬

223
00:12:45,639 --> 00:12:47,266
‫یه اتفاق دیگه هم داشت می افتاد.‬

224
00:12:47,433 --> 00:12:51,228
‫هنرهای رزمی کم کم داشت از نظر اکشن به آمریکا میومد.‬

225
00:12:52,730 --> 00:12:57,276
‫برنامه هایی مثل بافی قاتل خون آشام یا قانون رزمی.‬

226
00:12:57,485 --> 00:13:02,031
‫و دنیای بدلکاری در اون زمان خیلی کابویی بود،‬

227
00:13:02,198 --> 00:13:04,063
‫مربوط به ماشین و موتورسیکلت.‬

228
00:13:04,108 --> 00:13:09,371
‫اما حالا وقتی این نیاز خاص به بدلکاران هنرهای رزمی رو داشتید،‬

229
00:13:09,413 --> 00:13:11,165
‫ما به کالاهای داغ تبدیل شدیم.‬

230
00:13:11,373 --> 00:13:14,585
‫و اون موقع بود که چد اولین فرصتش رو توی ماتریکس اول گرفت.‬

231
00:13:17,546 --> 00:13:19,673
‫اوه، خدای من. اون اولین باری بود که تو رو دیدم.‬

232
00:13:19,882 --> 00:13:21,091
‫ماتریکس.‬

233
00:13:21,116 --> 00:13:23,219
‫واقعاً نمیشه درباره هیچ کدوم از جان ویک‌ها صحبت کرد‬

234
00:13:23,427 --> 00:13:24,637
‫بدون صحبت کردن درباره ماتریکس.‬

235
00:13:24,804 --> 00:13:26,375
‫-آره. -همونجا همدیگه رو دیدیم.‬

236
00:13:26,431 --> 00:13:29,391
‫یه تماسی داشتم که میگفت دنبال بدلکار هنرهای رزمی برای‬

237
00:13:29,600 --> 00:13:31,602
‫کیانو برای یک فیلم علمی تخیلی میگردن.‬

238
00:13:31,769 --> 00:13:34,188
‫-یه فیلم علمی تخیلی! -یه فیلم علمی تخیلی بود.‬

239
00:13:34,355 --> 00:13:37,191
‫تماس گرفتم و من فقط برای تست بازیگری رفتم،‬

240
00:13:37,358 --> 00:13:39,401
‫و اونجا بود که یوئن وو پینگ و همه بچه‌ها رو ملاقات کردم.‬

241
00:13:39,568 --> 00:13:41,082
‫بعد اونا منو به تایگر چن معرفی کردن.‬

242
00:13:41,107 --> 00:13:43,948
‫دو دوره قهرمان ملی ووشو چین.‬

243
00:13:44,114 --> 00:13:47,203
‫آره. راستش خیلی شوکه کننده بود.‬

244
00:13:47,228 --> 00:13:50,371
‫ایشون چن هو هستن. تایگر چن صداش کنید.‬

245
00:13:50,579 --> 00:13:53,249
‫اون مسئول آموزش کیانو ریوز برای تمام فیلم های ماتریکس بود.‬

246
00:13:53,415 --> 00:13:54,959
‫اون مربیمم هست.‬

247
00:13:55,167 --> 00:13:58,045
‫یکی از بهترین اجرا کننده‌ها در ووشیا.‬

248
00:13:58,212 --> 00:14:01,215
‫بنابراین، وقتی برای تست بازیگری در بربنک با من تماس گرفتن،‬

249
00:14:01,382 --> 00:14:05,386
‫تنها چیزی که به من گفته شد این بود که این یه فیلم علمی تخیلی کیانو ریوز هست‬

250
00:14:05,553 --> 00:14:07,471
‫-و به یه آدم کونگ فو کار نیاز دارن. -فیلم علمی تخیلی.‬

251
00:14:07,638 --> 00:14:09,181
‫من گفتم: "به کونگ فو نیاز دارید؟"‬

252
00:14:09,348 --> 00:14:11,475
‫گفت: "فقط برو اون پایین و تست بده."‬

253
00:14:11,642 --> 00:14:16,397
‫وو-پینگ رو ملاقات کردم، واچوفسکی‌ها رو ملاقات کردم، و اونا گفتن: "باشه، دنبالش برو."‬

254
00:14:16,564 --> 00:14:20,109
‫و اون مثل وایل ای. کایوت میشه و فقط مثل شیطان تاسمانی عمل میکنه.‬

255
00:14:20,276 --> 00:14:22,528
‫بعضی از بهترین حرکات رزمی که تا حالا دیدم.‬

256
00:14:22,736 --> 00:14:25,948
‫و من میگم، "دنبالش برم؟"‬

257
00:14:26,115 --> 00:14:29,326
‫هر حرکت چرخشی، هر لگد، هر فرم، همه چیز.‬

258
00:14:29,493 --> 00:14:31,912
‫من، مثلاً، با شلوار جین و تی‌شرت، غرق در عرق، میگم،‬

259
00:14:32,079 --> 00:14:34,248
‫"خب، این یه جور تست دادن متفاوته."‬

260
00:14:34,415 --> 00:14:37,710
‫اون داشت میپرید، لگد میزد، مشت میزد. وو-پینگ میگه: "این خوبه.‬

261
00:14:37,918 --> 00:14:39,378
‫شبیه کیانو هم هست."‬

262
00:14:39,795 --> 00:14:43,549
‫از همون روز اول، اون تمام مدت تمرین میکنه.‬

263
00:14:43,591 --> 00:14:45,801
‫هر روز، حتی آخر هفته.‬

264
00:14:45,968 --> 00:14:47,553
‫هر آخر هفته فقط به من زنگ میزنه.‬

265
00:14:47,761 --> 00:14:50,264
‫من مثلاً، میدونی، سعی میکردم برم بیرون و بازی کنم،‬

266
00:14:50,431 --> 00:14:52,975
‫میدونی، برم یه جایی بازی کنم، اون داشت به من زنگ میزد، مثلاً--‬

267
00:14:53,142 --> 00:14:54,727
‫-نه، لطفا. لطفا. -"میتونیم تمرین کنیم؟ میتونیم تمرین کنیم؟"‬

268
00:14:54,894 --> 00:14:56,746
‫لطفا نرو کارائوکه.‬

269
00:14:56,801 --> 00:14:58,898
‫فقط نمیخواستم بد باشم.‬

270
00:14:58,923 --> 00:15:01,108
‫چون کیانو رو دیدم، و چقدر بهش تمرین داده بودن،‬

271
00:15:01,317 --> 00:15:03,360
‫و اون مثل اینکه شش ماه جلوتر بود، و از قبل، مثلاً، خیلی خوب بود.‬

272
00:15:04,957 --> 00:15:07,781
‫من مجبور شدم خیلی تمرین کنم تا یاد بگیرم، مثلاً، کونگ فو و این چیزا رو.‬

273
00:15:07,948 --> 00:15:10,826
‫به سبک هنگ کنگی. همه بدلکاری‌های دیوانه‌وار با سیم.‬

274
00:15:11,035 --> 00:15:14,622
‫و بدلکاری با سیم حتی در بدلکاری‌های معمولی هم اون موقع خیلی رایج نبود،‬

275
00:15:14,830 --> 00:15:16,999
‫بنابراین من تقریباً خیلی وقت‌ها از کیانو یاد میگیرم.‬

276
00:15:17,333 --> 00:15:20,044
‫اون حداقل دو ماه قبلش طراحی رقص رو انجام داده بود، درسته؟‬

277
00:15:20,085 --> 00:15:22,129
‫و بعضی از کونگ فوهای تو فوق العاده بود.‬

278
00:15:22,296 --> 00:15:23,964
‫خب، نه. کونگ فو فیلمی.‬

279
00:15:24,131 --> 00:15:26,050
‫-کونگ فو فیلمی خیلی-- -کونگ فو فیلمی.‬

280
00:15:26,258 --> 00:15:27,801
‫تو قبلاً فرم‌ها رو درست انجام داده بودی، همه‌چی خوب به نظر می‌رسید.‬

281
00:15:28,010 --> 00:15:29,178
‫-انعطاف پذیری‌اش رو هم داشتی. -آره.‬

282
00:15:29,345 --> 00:15:30,971
‫اوه، آره. اینجا داری به من کمک می‌کنی.‬

283
00:15:32,473 --> 00:15:34,350
‫آره، این تویی. آره. لعنتی عالیه.‬

284
00:15:35,476 --> 00:15:36,894
‫این چاد توی دیواره.‬

285
00:15:37,603 --> 00:15:39,396
‫این چاد توی دیواره.‬

286
00:15:40,110 --> 00:15:42,274
‫این چاد توی سقفه.‬

287
00:15:42,483 --> 00:15:45,402
‫اوه، آره. بعد زانوش می‌شکنه وقتی از اونجا میاد پایین.‬

288
00:15:45,527 --> 00:15:47,363
‫درسته. آره.‬

289
00:15:47,391 --> 00:15:49,615
‫اینم اون، با عصا.‬

290
00:15:49,782 --> 00:15:51,659
‫-قبل و بعد. -قبل و بعد.‬

291
00:15:51,867 --> 00:15:54,411
‫آره. ما خیلی چیزا تو اون برنامه یاد گرفتیم. وای خدا.‬

292
00:15:55,434 --> 00:15:56,945
‫چاد از ماتریکس برگشت،‬

293
00:15:57,156 --> 00:15:59,625
‫و گفت، "بچه ها، این چیزیه که داره اتفاق می افته.‬

294
00:15:59,750 --> 00:16:02,127
‫مثلاً، خودشون فیلم‌برداری و ویرایش می‌کنن.‬

295
00:16:02,294 --> 00:16:04,380
‫طراحی رقص می‌کنن، و همه‌اش رو با هم تدوین می‌کنن.‬

296
00:16:04,546 --> 00:16:07,967
‫و داستان‌های خودشون رو در سکانس‌های خودشون تعریف می‌کنن."‬

297
00:16:08,133 --> 00:16:09,510
‫و اونا هم گفتن، "ما باید این کار رو بکنیم.‬

298
00:16:09,718 --> 00:16:11,470
‫این روشیه که باید به همه این چیزا نگاه کنیم."‬

299
00:16:11,637 --> 00:16:12,721
‫و اکشن.‬

300
00:16:19,690 --> 00:16:21,188
‫شروع کردیم خودمون انجامش بدیم،‬

301
00:16:21,379 --> 00:16:23,440
‫و همه‌ی بدلکارهای هنرهای رزمی رو جمع می‌کردیم،‬

302
00:16:23,482 --> 00:16:25,359
‫و ما طراحی رقص و صحنه‌های مبارزه رو تدوین می‌کردیم‬

303
00:16:26,902 --> 00:16:29,279
‫به عنوان تمرین، اما همچنین چون عاشقش بودیم.‬

304
00:16:29,488 --> 00:16:31,949
‫ما می‌رفتیم و صحنه‌ای از جکی چان رو برمی‌داشتیم،‬

305
00:16:32,116 --> 00:16:33,701
‫و ما اون صحنه رو بازسازی می‌کردیم.‬

306
00:16:33,909 --> 00:16:35,577
‫و خیلی زود مشخص شد که چاد و دیو‬

307
00:16:35,744 --> 00:16:36,829
‫مثل کارگردان‌ها فکر می‌کردند.‬

308
00:16:37,079 --> 00:16:38,455
‫مثلاً، چرا دوربین اونجا رفت؟‬

309
00:16:38,706 --> 00:16:41,375
‫چرا از این لنز استفاده کردیم؟ چند تا نما؟‬

310
00:16:41,458 --> 00:16:43,288
‫چند حرکت رو اینجا نگه می‌داریم قبل از اینکه به اینجا حرکت کنیم؟‬

311
00:16:43,313 --> 00:16:46,380
‫پیش‌نمایش یک تحول بود. حالا کارگردان‌ها می‌دیدند چه کار می‌توانیم بکنیم.‬

312
00:16:46,505 --> 00:16:48,132
‫به زودی به این معروف شدیم.‬

313
00:16:48,340 --> 00:16:50,467
‫مردم درخواست می‌کردند. کارگردان‌ها درخواست می‌کردند.‬

314
00:16:50,634 --> 00:16:52,428
‫یه جایی تو همین مسیر، یه تیم بدلکاری راه انداختیم.‬

315
00:16:52,594 --> 00:16:53,679
‫بعد یه شرکت بدلکاری راه انداختیم.‬

316
00:16:56,056 --> 00:16:58,851
‫اونا اون دوربین رو دوست ندارن.‬

317
00:16:59,018 --> 00:17:02,271
‫-دوستش ندارن؟ -نه. می‌تونم بفهمم.‬

318
00:17:04,369 --> 00:17:06,900
‫ایده پشت ‌87eleven‌ این بود که یک فروشگاه همه‌کاره باشه.‬

319
00:17:07,109 --> 00:17:09,862
‫اونا یه شرکت طراحی اکشن بودن.‬

320
00:17:10,029 --> 00:17:12,531
‫شما اینجا میای و یک تیم مبارزه، یک هماهنگ‌کننده مبارزه،‬

321
00:17:12,740 --> 00:17:16,076
‫هماهنگ‌کننده بدلکاری، کارگردان واحد دوم، کل پکیج رو یکجا می‌گیرید.‬

322
00:17:17,286 --> 00:17:18,871
‫هوو!‬

323
00:17:19,038 --> 00:17:20,122
‫همه‌مون یه جورایی با این تیم بودیم،‬

324
00:17:20,414 --> 00:17:21,623
‫با هم کار می‌کردیم، با هم تمرین می‌کردیم.‬

325
00:17:21,707 --> 00:17:23,500
‫چاد و من ازدواج کردیم.‬

326
00:17:23,667 --> 00:17:25,419
‫بنابراین دوران خیلی خوشی بود.‬

327
00:17:25,586 --> 00:17:27,963
‫به سلامتی.‬

328
00:17:28,172 --> 00:17:29,827
‫-یه کم دیگه باهات حرف می‌زنم. خداحافظ. -بعداً می‌بینمت. خداحافظ.‬

329
00:17:29,939 --> 00:17:31,884
‫حتی اگه پروژه‌ای هم نداشتیم،‬

330
00:17:31,994 --> 00:17:34,178
‫چد باز هم مجبورمون می‌کرد تمرین‌هایی مثل این‌که پروژه داریم انجام بدیم.‬

331
00:17:34,219 --> 00:17:36,638
‫ما رو تو موقعیت‌هایی قرار می‌داد، مثل "این رو طراحی کنید.‬

332
00:17:36,847 --> 00:17:39,725
‫شماها باید این هنر رزمی رو یاد بگیرید. بزن بریم. مبارزه کنیم.‬

333
00:17:39,892 --> 00:17:41,935
‫یه چاقو تو دست بذاریم. ببینیم وقتی این کارو می‌کنیم چی میشه."‬

334
00:17:42,102 --> 00:17:43,520
‫شرکت ما شروع کرد به بزرگ‌تر شدن،‬

335
00:17:43,687 --> 00:17:46,190
‫و من کسی بودم که بیشتر هماهنگ‌کننده بودم،‬

336
00:17:46,356 --> 00:17:48,176
‫برای همین دیو خیلی برای من کار می‌کرد.‬

337
00:17:48,242 --> 00:17:51,737
‫دیو و چد. خب، بیاید یه لحظه بریم بیرون و این رو روایت کنیم، باشه؟‬

338
00:17:51,945 --> 00:17:53,363
‫خیلی خب...‬

339
00:17:53,572 --> 00:17:56,033
‫دو تا شریک. دو تا صمیمی‌ترین دوست. بزن بریم.‬

340
00:17:56,200 --> 00:17:59,036
‫اوه، ببین، بغل کردن. اوه.‬

341
00:17:59,203 --> 00:18:00,913
‫اونا صمیمی‌ترین دوست بودن، جونشون به هم بسته بود.‬

342
00:18:01,413 --> 00:18:03,499
‫می‌دونی، همیشه با هم تمرین می‌کردن، همیشه با هم کار می‌کردن.‬

343
00:18:04,875 --> 00:18:06,835
‫ولی بعدش خیلی خوش‌شانس بودیم، پیشنهادهای کاری زیادی داشتیم،‬

344
00:18:06,919 --> 00:18:08,837
‫برای همین دیو شروع کرد کار خودشو انجام دادن.‬

345
00:18:09,296 --> 00:18:11,423
‫و اون بدل‌کار و طراح رقص صحنه‌ها هم شد.‬

346
00:18:11,465 --> 00:18:14,510
‫جای پاتون رو به پای راست تغییر بدید.‬

347
00:18:14,676 --> 00:18:18,806
‫تا اون موقع، اونا مثل یه زوج قدیمی شده بودن‬

348
00:18:19,014 --> 00:18:22,810
‫که با هم دعوا و بحث می‌کردن، ولی در عین حال، خیلی هم صمیمی بودن.‬

349
00:18:23,018 --> 00:18:25,229
‫ما معمولاً بهشون می‌گفتیم بابا و عمو بابا.‬

350
00:18:25,437 --> 00:18:27,898
‫قبل از جان ویک، من و چد کارگردانی‬

351
00:18:28,065 --> 00:18:29,483
‫تیم دوم رو با هم زیاد انجام داده بودیم.‬

352
00:18:29,858 --> 00:18:31,902
‫و بعد شرکت ما تماس‌های خیلی زیادی دریافت می‌کرد‬

353
00:18:31,944 --> 00:18:33,529
‫که شروع کردیم جداگانه کار کنیم.‬

354
00:18:33,695 --> 00:18:36,323
‫من مشغول واحدهای دوم بزرگ بودم. او هم مشغول واحدهای دوم بزرگ بود.‬

355
00:18:36,490 --> 00:18:38,408
‫حرکت.‬

356
00:18:38,433 --> 00:18:40,452
‫هر روز همدیگر را می‌دیدیم و هر روز صحبت می‌کردیم.‬

357
00:18:40,619 --> 00:18:42,704
‫ایده‌های مختلف برای طراحی رقص را بررسی می‌کردیم.‬

358
00:18:42,913 --> 00:18:45,833
‫او مثلاً درگیر فیلم ترون بود و می‌گفت: "چطور حرکات لیزر دیسکی انجام بدم؟"‬

359
00:18:45,999 --> 00:18:48,961
‫و من می‌گفتم: "ایده‌هایی دارم" و با هم تبادل نظر می‌کردیم.‬

360
00:18:52,712 --> 00:18:56,135
‫کم کم متوجه می‌شوی، "من دارم یک سوم داستان را تعریف می‌کنم.‬

361
00:18:56,301 --> 00:18:58,720
‫بهتر است کل داستان را تعریف کنم."‬

362
00:18:58,887 --> 00:19:00,556
‫دیو زودتر از من در مسیر کارگردانی واحد اول قرار گرفت.‬

363
00:19:00,597 --> 00:19:02,391
‫قبل از اینکه من واقعاً وارد این کار شوم.‬

364
00:19:02,891 --> 00:19:05,018
‫من هنوز از انجام تمام کارهای واحد دوم راضی بودم.‬

365
00:19:05,060 --> 00:19:07,312
‫واقعاً داشتم وسوسه می‌شدم،‬

366
00:19:07,337 --> 00:19:11,358
‫و دنبال فیلمنامه‌ها بودم تا پیداشون کنم و توسعشون بدم،‬

367
00:19:11,400 --> 00:19:13,610
‫ولی خیلی موفق نبودم.‬

368
00:19:14,820 --> 00:19:16,947
‫فیلم‌ها پشت سر هم بهشون پیشنهاد می‌شد،‬

369
00:19:17,114 --> 00:19:19,908
‫ولی همه‌شون فیلم‌های ویژه پنج میلیون دلاری بودند،‬

370
00:19:20,075 --> 00:19:21,243
‫و اون‌ها همه رو رد کردند.‬

371
00:19:21,410 --> 00:19:23,620
‫اون‌ها منتظر پروژه مناسب، مناسب بودند.‬

372
00:19:27,124 --> 00:19:29,042
‫در اون زمان،‬

373
00:19:29,209 --> 00:19:33,255
‫من بالاخره اولین فیلمنامه‌ام را به ولتیج پیکچرز فروختم.‬

374
00:19:33,422 --> 00:19:36,550
‫۱۵۰۰ دلار بود که آن موقع اجاره دو ماه من بود.‬

375
00:19:36,717 --> 00:19:38,677
‫و داشتم سعی می‌کردم بفهمم بعدش چی کار کنم.‬

376
00:19:38,844 --> 00:19:41,430
‫یادمه که با خودم گفتم: "من فیلم انتقامی نساختم."‬

377
00:19:41,597 --> 00:19:42,890
‫و همسایه‌هامون داشتن از شهر می‌رفتن،‬

378
00:19:43,056 --> 00:19:45,184
‫و اونها تازه یه چورگی به فرزندی قبول کرده بودن،‬

379
00:19:45,350 --> 00:19:48,187
‫که یه چی‌واوا-کورگی، توله سگی به اسم موس بود.‬

380
00:19:48,353 --> 00:19:53,859
‫و من همیشه قوز کرده تو صندلیم با یه بالش روی سینه‌م می‌نویسم،‬

381
00:19:54,026 --> 00:19:56,278
‫و توله سگ روی بالش می‌خوابید.‬

382
00:19:57,613 --> 00:19:59,573
‫و شروع کردم به نوشتن، و با خودم می‌گفتم،‬

383
00:19:59,740 --> 00:20:03,660
‫"اگه یه نفر این توله سگ لعنتی رو بکشه چی؟"‬

384
00:20:03,869 --> 00:20:07,289
‫ما درک رو توی یه جلسه عمومی ملاقات کردیم. یه فیلمنامه دیگه ازش خونده بودم.‬

385
00:20:07,497 --> 00:20:11,460
‫و اون اینو پیشنهاد داد. گفت: "من این فیلمنامه اکشن رو نوشتم به اسم 'تحقیر'."‬

386
00:20:11,668 --> 00:20:15,339
‫به وضوح یادمه اون آخر هفته خوندمش و به باسیل ایمیل زدم.‬

387
00:20:15,505 --> 00:20:18,091
‫هنوز اون ایمیل رو دارم، و نوشته بودم: "یه چیزی تو این فیلمنامه هست.‬

388
00:20:18,258 --> 00:20:19,635
‫فکر کنم به خاطر اینه که من عاشق سگم.‬

389
00:20:19,843 --> 00:20:21,011
‫آدم بده خیلی سطحی‌ه،‬

390
00:20:21,345 --> 00:20:23,013
‫و به هیچ وجه بی عیب و نقص نیست،‬

391
00:20:23,055 --> 00:20:24,848
‫ولی فکر می‌کنم باید امتحانش کنیم."‬

392
00:20:25,057 --> 00:20:27,017
‫و اون در جواب نوشت، "موافقم."‬

393
00:20:27,226 --> 00:20:29,561
‫یه ایده جذاب و دیوانه وار وجود داشت.‬

394
00:20:29,728 --> 00:20:32,648
‫"سگ من رو کشتی، و حالا من انتقام می‌گیرم."‬

395
00:20:32,814 --> 00:20:35,108
‫من اینو با در نظر داشتن پل نیومن نوشتم.‬

396
00:20:35,275 --> 00:20:38,237
‫یعنی، اون اوایل دهه ۷۰ زندگیش بود. یه چیزی مثل رابرت دنیرو بود.‬

397
00:20:38,403 --> 00:20:40,781
‫زنش می‌میره، سگ رو می‌گیره، و ماشین دزدیده می‌شه،‬

398
00:20:40,948 --> 00:20:42,491
‫و حسابی آدم می‌زنه.‬

399
00:20:42,658 --> 00:20:46,662
‫سگ آخرین ارتباط ضعیفی بود که اون با زنش داشت.‬

400
00:20:46,828 --> 00:20:51,124
‫ولی تعداد کشته‌ها، می‌دونین، کمتر از دو دوجین بود.‬

401
00:20:51,250 --> 00:20:53,210
‫ولی خیلی زود بعدش فهمیدم‬

402
00:20:53,627 --> 00:20:56,797
‫شاید به خاطر سن خودم را در گوشه‌ای گیر انداخته باشم.‬

403
00:20:56,838 --> 00:20:59,174
‫و بعد فکر کردم، "خب، آیا سراغ یک کمی جوان‌تر برویم؟"‬

404
00:20:59,341 --> 00:21:01,260
‫می‌دونی، اون سن زیرش چیه؟"‬

405
00:21:01,343 --> 00:21:03,595
‫بعد شروع کردیم به فکر کردن درباره کیانو.‬

406
00:21:04,096 --> 00:21:07,057
‫ایجنت کیانو بهترین دوست باسیل از دوران کودکی و اولین رئیس من است.‬

407
00:21:07,099 --> 00:21:10,852
‫و او گفت، می‌دونی، "کیانو دنبال یه چیزی می‌گرده."‬

408
00:21:11,061 --> 00:21:16,358
‫او به تازگی ۴۷ رونین را بازی کرده بود و تازه فیلم‌برداری مرد تای چی را تمام کرده بود.‬

409
00:21:16,525 --> 00:21:20,153
‫او آماده بود تا روی ستاره سینمایی بودنش تکیه کند.‬

410
00:21:20,320 --> 00:21:22,698
‫چون قضیه کیانو اینه، و خیلی از بازیگرها هم مثل اینن،‬

411
00:21:22,864 --> 00:21:25,534
‫مخصوصاً کیانو، وقتی حس می‌کنه داره خودش رو تکرار می‌کنه،‬

412
00:21:25,701 --> 00:21:27,452
‫فرار می‌کنه.‬

413
00:21:27,619 --> 00:21:29,913
‫و بعضی وقتا باید یه بازیگر رو گیر بندازی‬

414
00:21:30,080 --> 00:21:33,917
‫وقتی که او آماده است که به تماشاچی چیزی رو بده که می‌خوان.‬

415
00:21:34,084 --> 00:21:36,295
‫و کیانو در لحظه‌ای بود که انگار می‌گفت،‬

416
00:21:36,461 --> 00:21:38,964
‫"من آماده‌ام که دوباره یه ستاره اکشن باشم."‬

417
00:21:39,131 --> 00:21:43,051
‫و این‌طوری همدیگه رو دیدیم، و کمی بعدش، اون خودش رو به این پروژه متصل کرد.‬

418
00:21:45,554 --> 00:21:48,181
‫حدود شش ماه صرف توسعه فیلم‌نامه کردیم‬

419
00:21:48,390 --> 00:21:50,892
‫با یادداشت‌های کیانو با درک کولستاد.‬

420
00:21:51,059 --> 00:21:52,978
‫ما زمان زیادی رو با هم گذروندیم روی اون اولی،‬

421
00:21:53,145 --> 00:21:56,857
‫و خیلی آهسته پیش می‌رفت، صفحه به صفحه، خط به خط.‬

422
00:21:57,024 --> 00:22:00,485
‫به اندازه دیالوگ‌های خودش، روی دیالوگ بقیه هم وقت می‌ذاشت.‬

423
00:22:00,652 --> 00:22:04,573
‫در یه مقطعی، انگار این‌طوری بود، "خب، تا کی می‌تونه این ادامه پیدا کنه؟"‬

424
00:22:04,698 --> 00:22:06,950
‫ما می‌تونیم این رو تا ابد توسعه بدیم.‬

425
00:22:07,409 --> 00:22:09,411
‫و بعد، همیشه-- همیشه یه نقطه عطف تو این فیلما هست، درسته،‬

426
00:22:09,453 --> 00:22:11,830
‫تو توسعه، وقتی با یه بازیگر توسعه می‌دی، جایی که می‌گی،‬

427
00:22:11,997 --> 00:22:13,707
‫"خب، میشه یه کارگردان بیاریم؟"‬

428
00:22:13,915 --> 00:22:17,002
‫و او گفت بله.‬

429
00:22:17,169 --> 00:22:20,464
‫متاسفانه، در دوره توسعه ما، چند اتفاق افتاد.‬

430
00:22:20,672 --> 00:22:23,175
‫فیلم ۴۷ رونین اکران شد، و خوب عمل نکرد.‬

431
00:22:23,383 --> 00:22:26,303
‫فیلم مرد تای چی اکران شد و ناامید کننده بود.‬

432
00:22:26,470 --> 00:22:30,974
‫بنابراین این باور که کیانو ریوز یک ستاره اکشن است از بین رفت.‬

433
00:22:31,141 --> 00:22:34,478
‫و ناگهان، لیست کارگردانان ما از اینجا به اینجا رسید.‬

434
00:22:34,644 --> 00:22:38,857
‫باید خیلی سخت تلاش کنیم تا یک کارگردان مناسب برای این کار پیدا کنیم.‬

435
00:22:39,066 --> 00:22:41,234
‫کیانو گفت: "گوش کن، من این فیلم را می‌دهم‬

436
00:22:41,401 --> 00:22:44,237
‫به چاد و دیو برای گروه دوم. اونا کارگردان اکشن هستن.‬

437
00:22:45,030 --> 00:22:46,948
‫اگه اونا کارگردانی کنن چی؟"‬

438
00:22:47,157 --> 00:22:51,953
‫خب، از یادداشت های من از یک ایمیل، در بررسی دقیق جان ویک،‬

439
00:22:52,037 --> 00:22:53,830
تو با باسیل ملاقات کردید.‬

440
00:22:54,331 --> 00:22:57,084
‫من میخواستم تو و دیو ایده خودتون رو برای کارگردانی به اونا ارائه بدید‬

441
00:22:57,125 --> 00:23:00,545
‫در ۲۹ آوریل ۲۰۱۳.‬

442
00:23:00,712 --> 00:23:02,672
‫یک هفته قبلش، تو فیلمنامه رو برای من فرستاده بودی.‬

443
00:23:02,881 --> 00:23:04,216
‫-آره. -و ما صحبت کرده بودیم.‬

444
00:23:04,508 --> 00:23:06,051
‫-و ما صحبت کرده بودیم. -خب، تو اون رو برای من فرستاده بودی‬

445
00:23:06,093 --> 00:23:08,553
‫-برای اکشن. -برای اکشن. آره.‬

446
00:23:08,720 --> 00:23:10,764
‫-من گفتم، "آره"-- -خب، نه، من برای اکشن تماس گرفتم،‬

447
00:23:10,931 --> 00:23:13,600
‫ولی بعدش فکر کنم رو کردی بهم و گفتی،‬

448
00:23:13,767 --> 00:23:16,103
‫"دیو و من دوست داریم کارگردانیش کنیم."‬

449
00:23:16,311 --> 00:23:18,480
‫اوه، نه. فکر کنم لبخند زدید و گفتید: "آره، برای همین اینجایی..."‬

450
00:23:18,688 --> 00:23:20,774
‫آره. و بعدش، من گفتم، باسیل...‬

451
00:23:20,941 --> 00:23:23,777
‫-تو داشتی ما رو دس مینداختی. -من...‬

452
00:23:23,944 --> 00:23:25,278
‫امیدوار بودم.‬

453
00:23:25,695 --> 00:23:28,949
‫و بعد دیدم از ایمیل باسیل به من،‬

454
00:23:28,990 --> 00:23:33,120
‫نوشته بود، "بهترین جلسه کارگردان‌هایی که داشته."‬

455
00:23:33,328 --> 00:23:36,081
‫ما این دفترچه تصویری فوق‌العاده رو آماده کردیم،‬

456
00:23:36,289 --> 00:23:41,628
‫و شروع کردیم به ساختن دنیاهای جان ویک، اونطوری که ما تصورش می‌کردیم.‬

457
00:23:41,837 --> 00:23:45,966
‫خیلی بیشتر از اون چیزی بود که فکر کنم کسی روی کاغذ دیده بود.‬

458
00:23:46,133 --> 00:23:48,844
‫-صلح. او دنبال صلح می‌گرده. -اون نمای کلوزآپ کیانو رو ببین.‬

459
00:23:49,010 --> 00:23:50,929
‫ارتباط احساسی.‬

460
00:23:51,138 --> 00:23:52,889
‫می‌بینی، ما همه حرف‌های درست رو زدیم.‬

461
00:23:53,056 --> 00:23:54,724
‫ما صحبت کردیم که این یک افسانه‌ی مدرن باشه.‬

462
00:23:54,933 --> 00:23:57,519
‫ما در مورد این نوع مینیمالیسم بصری صحبت کردیم.‬

463
00:23:57,686 --> 00:24:00,313
‫او می‌دونست که  نیاز به وابستگی داره.‬

464
00:24:00,480 --> 00:24:04,067
‫آره. و یه هفته کامل دنبال بازیگر برای دیزی گشتیم.‬

465
00:24:04,234 --> 00:24:06,945
‫ما می‌خواستیم یه دنیایی مثل ماشین‌های باحال داشته باشیم.‬

466
00:24:07,112 --> 00:24:12,117
‫ما می‌خواستیم یه جورایی اکتشاف خودمون رو از اکشن و گان‌فو داشته باشیم.‬

467
00:24:12,284 --> 00:24:15,120
‫آره، و دوباره، یه جورایی نامه‌ای عاشقانه به رمان‌های گرافیکی‬

468
00:24:15,287 --> 00:24:17,372
‫و انیمه و تمام چیزهایی که دوست داریم.‬

469
00:24:17,539 --> 00:24:21,168
‫دگرگونی. تفنگ، کلی تفنگ.‬

470
00:24:21,376 --> 00:24:25,338
‫لولوخورخوره. دنیا. نیویورک. کانتیننتال.‬

471
00:24:25,547 --> 00:24:26,715
‫اون‌ها فقط درباره اکشن صحبت نکردند.‬

472
00:24:26,756 --> 00:24:28,425
‫درباره احساسات صحبت کردند.‬

473
00:24:28,925 --> 00:24:30,677
‫درباره اینکه دنیا چطور به نظر می‌رسید و درباره همه چیز.‬

474
00:24:30,719 --> 00:24:32,512
‫من تحت تاثیر قرار گرفتم.‬

475
00:24:32,633 --> 00:24:35,711
‫این... این یه دفترچه تصویری خیلی خوبه.‬

476
00:24:35,778 --> 00:24:39,352
‫باید یادت باشه، ما جان ویک رو یه چیز کوچیک می‌دیدیم.‬

477
00:24:39,519 --> 00:24:42,189
‫دو بدلکار کارگردانی می‌کردند، انگار که "هیچ‌کس این فیلم رو نمی‌بینه، پس بیخیال."‬

478
00:24:42,355 --> 00:24:45,901
‫"فقط چند تا ایده‌ی عجیب رو امتحان می‌کنیم. ازش مثل یه تمرین آموزشی استفاده می‌کنیم."‬

479
00:24:46,067 --> 00:24:49,571
‫و، می‌دونی، بعدش اون‌ها گفتند بله.‬

480
00:24:49,738 --> 00:24:52,199
‫و حالا ما می‌گیم، "بهتره بدونیم داریم چیکار می‌کنیم."‬

481
00:24:52,407 --> 00:24:55,535
‫یادمه فکر کردم، "خدای من، ما این دوتا بدلکار حرفه‌ای رو گیر آوردیم‬

482
00:24:55,702 --> 00:24:57,496
‫قبل از اینکه کس دیگه‌ای بتونه اون‌ها رو بگیره.‬

483
00:24:57,537 --> 00:24:59,414
‫چه برد بزرگی."‬

484
00:24:59,466 --> 00:25:01,958
‫و هیچوقت یادم نمیره، حدود سه هفته بعد از اینکه استخدامشون کردیم،‬

485
00:25:02,000 --> 00:25:04,586
‫اد پرسمن، اد پرسمن معروف که از اون موقع فوت کرد،‬

486
00:25:04,753 --> 00:25:07,088
‫درباره‌ی یه چیز دیگه بهم زنگ زد.‬

487
00:25:07,255 --> 00:25:10,425
‫و گفت، "شما کارگردان‌های منو دزدیدی." گفتم، "منظورت چیه؟"‬

488
00:25:10,592 --> 00:25:13,386
‫"آره، ما داشتیم آماده می‌شدیم برای فیلمی که من تهیه‌کننده‌ش بودم.‬

489
00:25:13,553 --> 00:25:14,846
‫اون‌ها قرار بود کارگردانیش کنن."‬

490
00:25:15,013 --> 00:25:16,139
‫گفتم، "چه فیلمی؟"‬

491
00:25:16,181 --> 00:25:17,807
‫و اون‌ها مثل...‬

492
00:25:18,391 --> 00:25:20,852
‫یه فیلم مثل ‌Midnight‌ ‌Run‌ با ژان کلود ون دام بود‬

493
00:25:20,894 --> 00:25:23,271
‫و ‌PSY‌ از ‌"Gangnam‌ ‌Style".‌‬

494
00:25:23,296 --> 00:25:25,899
‫و من می‌گم، "اونا کارگردان‌هایی بودن که من گرفتم؟ اون یکی گزینه بود؟"‬

495
00:25:28,985 --> 00:25:32,405
‫ام، هرچی ریش کوتاه‌تر باشه، سخت‌تره که واقعی به نظر برسه.‬

496
00:25:32,572 --> 00:25:33,907
‫خب، ما می‌خوایم که یه ریش پرپشت باشه.‬

497
00:25:34,074 --> 00:25:35,408
‫باشه. درسته، درسته.‬

498
00:25:35,617 --> 00:25:39,538
‫منظورم اینه که، ما باید تصمیم‌های سختی بگیریم.‬

499
00:25:39,704 --> 00:25:42,165
‫منظورم اینه، من فقط داشتم می‌کشیدم، مثل اینکه چی هست--‬

500
00:25:42,374 --> 00:25:44,668
‫دقیقاً نمی‌دونستم چی.‬

501
00:25:44,834 --> 00:25:47,295
‫آیا اون‌ها بیشتر در این خوشحالی هستن؟‬

502
00:25:47,462 --> 00:25:48,838
‫بله، این بیشتر در خوشحالی آنهاست.‬

503
00:25:49,005 --> 00:25:50,257
‫-امیدواریم همینطور بشه. -باشه، باشه.‬

504
00:25:50,423 --> 00:25:51,925
‫و البته، چیزی که من نگرانشم اینه،‬

505
00:25:52,092 --> 00:25:55,220
‫میشه این طرف دید، اینکه ریش چقدر ناهمواره.‬

506
00:25:55,387 --> 00:25:56,972
‫منظورم اینه، این منو اذیت نمی‌کنه.‬

507
00:25:57,138 --> 00:25:59,140
‫اگه شماها می‌تونید باهاش کنار بیاین، چون اگه اونقدر کوتاه بشه،‬

508
00:25:59,307 --> 00:26:00,600
‫نمی‌تونم مو اضافه کنم تا اون قسمت رو پر کنم.‬

509
00:26:00,767 --> 00:26:02,352
‫این منو اذیت نمی‌کنه. این منو اذیت می‌کنه.‬

510
00:26:02,769 --> 00:26:03,979
‫هر کاری کنیم، ازش عکس گرفته میشه‬

511
00:26:04,020 --> 00:26:05,730
‫و برای کسایی فرستاده میشه که تصمیم‌گیرنده هستن.‬

512
00:26:05,897 --> 00:26:06,731
‫اونا تایید می‌کنن و ما یه جوری حلش می‌کنیم.‬

513
00:26:06,898 --> 00:26:08,358
‫ما ریش رو می‌خوایم.‬

514
00:26:08,525 --> 00:26:10,235
‫پخش‌کننده می‌خواد ریش نداشته باشه.‬

515
00:26:10,527 --> 00:26:13,488
‫انگار قراره کیانو ریوز ماتریکس باشه.‬

516
00:26:13,530 --> 00:26:16,157
‫و ما می‌ترسیم بزنیمش چون، می‌دونید،‬

517
00:26:16,324 --> 00:26:19,619
‫اون قیافه رو یه میلیون بار داشته.‬

518
00:26:19,786 --> 00:26:22,539
‫متاسفانه، اونا دارن فیلم رو پخش می‌کنن و حق پخش خارجیش رو فروختن،‬

519
00:26:22,747 --> 00:26:25,125
‫و اونا می‌دونن مردمشون چی می‌خوان، پس...‬

520
00:26:25,292 --> 00:26:27,669
‫-فکر کنم هیچکس اهمیت نمی‌ده ما چی می‌خوایم. -آسیا از ریش بدش میاد.‬

521
00:26:27,877 --> 00:26:29,754
‫می‌دونم.‬

522
00:26:29,963 --> 00:26:31,256
‫-آسیا از-- -این چیزیه که اونا گفتن.‬

523
00:26:31,423 --> 00:26:32,591
‫اگه ریش بذاریم، هیچ‌کس فیلم رو نمی‌بینه.‬

524
00:26:32,757 --> 00:26:34,175
‫فیلم شکست می‌خوره.‬

525
00:26:34,342 --> 00:26:36,261
‫نمیشه که یه کارگردان بار اولی--‬

526
00:26:36,428 --> 00:26:39,264
‫"کارگردان‌های بار اولی، می‌خواید ریسک کنید و ریش داشته باشید؟ باشه."‬

527
00:26:41,308 --> 00:26:43,059
‫خداحافظ، جان ویک.‬

528
00:26:44,853 --> 00:26:46,730
‫خداحافظی نسبی. هنوز کاملاً خداحافظی نمی‌کنیم.‬

529
00:26:46,896 --> 00:26:48,648
‫آره، نه. بیشتر شبیه اینه که، "سلام، جان ویک جدید."‬

530
00:26:55,322 --> 00:26:57,741
‫خب، این دومین کوتاه اومدنه.‬

531
00:26:58,950 --> 00:27:01,119
‫هنوز شبیه ریش به نظر میاد.‬

532
00:27:01,328 --> 00:27:03,163
‫نگرانی منم همینه، و اینکه اونا چی فکر میکنن.‬

533
00:27:03,288 --> 00:27:06,625
‫دقیقا شبیه یه ریشه.‬

534
00:27:06,650 --> 00:27:08,752
‫-بریم مرحله بعد؟ -باید بریم مرحله بعد.‬

535
00:27:09,461 --> 00:27:10,962
‫یه مرحله دیگه بریم جلو؟‬

536
00:27:11,129 --> 00:27:12,297
‫خب، این که ریشه.‬

537
00:27:14,424 --> 00:27:16,176
‫-همه‌مون فقط داریم تحمل می‌کنیم. -می‌دونم.‬

538
00:27:16,343 --> 00:27:19,179
‫اونا کاملاً صادقانه درباره...‬

539
00:27:19,387 --> 00:27:20,555
‫-ریش نباشه. -آره.‬

540
00:27:20,722 --> 00:27:21,723
‫آره.‬

541
00:27:31,697 --> 00:27:33,568
‫می‌خوایم از موها یه حرکتی بگیریم.‬

542
00:27:33,735 --> 00:27:35,236
‫باید یکم پُف‌دارش کنیم.‬

543
00:27:36,988 --> 00:27:37,656
‫یکم...‬

544
00:27:41,598 --> 00:27:42,702
‫باشه.‬

545
00:27:47,332 --> 00:27:48,667
‫بندازش دور! بندازش دور! بندازش دور!‬

546
00:27:52,462 --> 00:27:54,214
‫کت و شلوار قطعاً کمک می‌کنه.‬

547
00:27:54,422 --> 00:27:55,674
‫همه‌چیز به کت و شلواره.‬

548
00:27:57,342 --> 00:27:58,677
‫همه‌چیز به کت و شلواره.‬

549
00:28:04,974 --> 00:28:06,434
‫فردا روز اول خواهد بود، درسته؟‬

550
00:28:06,601 --> 00:28:08,186
‫فردا روز اول خواهد بود.‬

551
00:28:08,353 --> 00:28:10,230
‫فردا روز اول فیلمبرداری خواهد بود.‬

552
00:28:10,397 --> 00:28:13,692
‫داریم خونه جان ویک رو نگاه می‌کنیم،‬

553
00:28:13,900 --> 00:28:16,861
‫و تقریباً سه چهارمش آماده‌ست.‬

554
00:28:17,028 --> 00:28:19,572
‫و قراره اینجا چند تا صحنه رو تمرین کنیم‬

555
00:28:19,739 --> 00:28:22,325
‫و امیدوارم فردا برای فیلمبرداری آماده باشیم.‬

556
00:28:22,492 --> 00:28:23,785
‫داریم کار رو پیش می‌بریم.‬

557
00:28:28,623 --> 00:28:30,792
‫چی نوشته؟‬

558
00:28:31,751 --> 00:28:33,128
‫دوشنبه فیلمبرداری داریم؟‬

559
00:28:35,171 --> 00:28:36,464
‫اوه. پیتر لاسون.‬

560
00:28:39,831 --> 00:28:40,582
‫پیت.‬

561
00:28:43,346 --> 00:28:44,723
‫من عالیم. تازه ایمیلش رو گرفتم.‬

562
00:28:46,641 --> 00:28:50,103
‫ما به طور موقت تعطیل شدیم تا اطلاع ثانوی.‬

563
00:28:50,311 --> 00:28:52,856
‫به نظر میاد سرمایه‌گذار سهامیمون‬

564
00:28:53,022 --> 00:28:57,026
‫که باید ۶.۵ میلیون جور می‌کرد تا کمبود رو جبران کنه،‬

565
00:28:57,235 --> 00:29:00,196
‫ام، پنج و نیم میلیون کم داره.‬

566
00:29:02,699 --> 00:29:06,453
‫ما یه سری سرمایه‌گذار برای تامین مالی کوتاه مدت داشتیم‬

567
00:29:06,661 --> 00:29:09,789
‫چون لاینزگیت حق پخش بین‌المللی رو پیش‌فروش کرده بود،‬

568
00:29:09,956 --> 00:29:12,792
‫ولی باز هم یه اختلافی وجود داشت برای ساخت فیلم.‬

569
00:29:12,959 --> 00:29:15,837
‫هیچ‌کس حاضر نبود برای پخش داخلی سرمایه‌گذاری کنه.‬

570
00:29:16,045 --> 00:29:18,131
‫بنابراین واقعاً یه جورایی این‌طور بود که، می‌دونید،‬

571
00:29:18,298 --> 00:29:19,966
‫باید یه راهی پیدا می‌کردیم که پول رو جور کنیم.‬

572
00:29:21,551 --> 00:29:23,636
‫یعنی، شاید اگه لاینزگیت رو با خودمون همراه کنیم،‬

573
00:29:23,803 --> 00:29:27,348
‫و اونا حق پخش داخلی رو بگیرن، اون‌وقت بتونیم به کارمون ادامه بدیم،‬

574
00:29:27,515 --> 00:29:29,809
‫ولی بعید می‌دونم دیگه.‬

575
00:29:29,976 --> 00:29:31,853
‫فکر کنم همه قراره یه ضد حال بخورن،‬

576
00:29:32,061 --> 00:29:33,980
‫و احتمالاً همه‌چی از هم بپاشه.‬

577
00:29:35,148 --> 00:29:36,816
‫این چیزیه که فکر می‌کنم.‬

578
00:29:36,983 --> 00:29:42,655
‫فکر کنم این، امم، آخر خطه. خب...‬

579
00:29:42,822 --> 00:29:45,241
‫- واقعا اینطور فکر می‌کنی؟ - آره، فکر می‌کنم.‬

580
00:29:45,408 --> 00:29:47,702
‫-صبر کن، یه لحظه. -نه، منظورم اینه که فکر می‌کنم.‬

581
00:29:47,911 --> 00:29:49,871
‫نمی‌خوام برای، می‌دونی، خیلی دراماتیکش کنم،‬

582
00:29:50,079 --> 00:29:52,332
‫به خاطر مسائل ویراستاری برای مستندمون،‬

583
00:29:52,499 --> 00:29:56,586
‫ولی نمی‌دونم چطور تا دوشنبه باید شش و نیم میلیون دلار جور کنی.‬

584
00:30:02,081 --> 00:30:05,887
‫تا جایی که از باسیل می‌دونم، می‌دونم آدم بازنده ای نیست، پس...‬

585
00:30:06,095 --> 00:30:08,389
‫یکم اهل مبارزه است، پس هنوز نباختیم.‬

586
00:30:10,058 --> 00:30:13,061
‫محکوم به فناییم. منظورم اینه که، کاملاً به گا رفتیم.‬

587
00:30:14,517 --> 00:30:17,816
‫یه مشکل خیلی بزرگ داشتیم. فقط... پول نمی‌رسید.‬

588
00:30:17,982 --> 00:30:22,320
‫و با وکیلم صحبت کردم و گفتم: "خب، فرض کن این فیلم به هم بخوره،‬

589
00:30:22,403 --> 00:30:23,947
‫کی ازم شکایت می‌کنه؟"‬

590
00:30:23,981 --> 00:30:28,451
‫و اون گفت: "آی‌اِی‌تی‌اِس‌ئی، سَگ، دبلیو‌جی‌اِی، دی‌جی‌اِی." این...‬

591
00:30:28,493 --> 00:30:30,203
‫خیلی افتضاح بود.‬

592
00:30:30,703 --> 00:30:32,413
‫و اون گفت: "گوش کن، باید این فیلم رو بسازی."‬

593
00:30:32,455 --> 00:30:33,915
‫فرض کن اگه من بهت حدود شش میلیون بدم...‬

594
00:30:34,123 --> 00:30:35,750
‫عزیزم؟ میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟‬

595
00:30:35,959 --> 00:30:38,044
‫کیانو پشت خطه، باید باهاش حرف بزنم.‬

596
00:30:39,170 --> 00:30:40,839
‫ممنون عزیزم. خداحافظ.‬

597
00:30:41,047 --> 00:30:43,842
‫یه لحظه صبر کن. اون پشت تلفنه.‬

598
00:30:44,425 --> 00:30:45,677
‫سلام.‬

599
00:30:48,930 --> 00:30:50,431
‫چه خبر؟ حالت چطوره؟‬

600
00:30:53,601 --> 00:30:55,854
‫خوبه. باسیل بهت زنگ زد؟‬

601
00:30:58,731 --> 00:31:01,860
‫نزد؟ با هیچ‌کس تو دفتر صحبت نکردی؟‬

602
00:31:04,362 --> 00:31:06,906
‫عالیه. احتمالا دارن وقت‌کشی میکنن سرش.‬

603
00:31:09,951 --> 00:31:12,203
‫-این... آره، من... -لعنتی...‬

604
00:31:12,745 --> 00:31:16,082
‫یه کم دلخورم، واسه همین فکر کنم خودم بهت بگم.‬

605
00:31:16,124 --> 00:31:17,876
‫اونا یه مشکلی با تأمین مالیشون داشتن.‬

606
00:31:18,042 --> 00:31:19,961
‫دارن میان تو.‬

607
00:31:20,253 --> 00:31:22,255
‫همه رو فراخوندیم، و اونا دوباره ما رو تحت فشار گذاشتن.‬

608
00:31:24,382 --> 00:31:26,467
‫مطمئنم دارن دست و پا میزنن تا یه راهی پیدا کنن.‬

609
00:31:26,634 --> 00:31:29,012
‫چندتا گزینه داریم.‬

610
00:31:29,262 --> 00:31:32,473
‫خوشبختانه چند نفرو می‌شناسیم، پس سعی می‌کنیم هرچه زودتر این کمبود رو جبران کنیم.‬

611
00:31:32,599 --> 00:31:37,395
‫پس احتمالا تا ۴۵ دقیقه‌ی دیگه برمی‌گردیم دفتر،‬

612
00:31:37,604 --> 00:31:40,273
‫سریع وارد دفتر میشیم و سعی می‌کنیم دوباره کنترل اوضاع رو به دست بگیریم.‬

613
00:31:42,901 --> 00:31:44,068
‫کیانو چی گفت؟‬

614
00:31:46,446 --> 00:31:49,908
‫می‌دونی، کیانو یه کم فرق داره.‬

615
00:31:50,074 --> 00:31:51,910
‫وقتی داد و فریاد می‌کنه، یعنی اوضاع خوبه.‬

616
00:31:54,203 --> 00:31:56,122
‫وقتی خیلی، خیلی، خیلی ساکت میشه...‬

617
00:31:56,289 --> 00:31:57,790
‫خیلی ساکت شده بود؟‬

618
00:31:57,999 --> 00:32:00,919
‫اون ساکت‌ترین حالتی بود که تا حالا ازش دیده بودم.‬

619
00:32:11,042 --> 00:32:13,598
‫فکر می‌کنم حدودا ۲۰٪ از عوامل رو از دست بدیم.‬

620
00:32:14,682 --> 00:32:16,809
‫بعضی‌ها همین الان هم رفتن.‬

621
00:32:17,018 --> 00:32:18,686
‫بخش بزرگی از دفتر تولید‬

622
00:32:18,853 --> 00:32:20,438
‫دیگه سر کار نیومدن.‬

623
00:32:20,647 --> 00:32:22,398
‫ولی بعدش یه بخش دیگه‌ای از دفتر تولید اومدن،‬

624
00:32:22,565 --> 00:32:23,942
‫و اونا می‌اومدن تو دفتر من، و مثلاً،‬

625
00:32:24,108 --> 00:32:26,402
‫"مطمئنی پول می رسه؟"‬

626
00:32:26,569 --> 00:32:28,571
‫و منم میگم، "آره، مطمئنم."‬

627
00:32:28,738 --> 00:32:34,327
‫راستش را بخواهید، من دروغ می‌گفتم چون اصلاً نمی‌دانستم.‬

628
00:32:35,607 --> 00:32:38,164
‫آنقدر اوضاع خراب بود که مجبور شدم کارت اعتباری‌ام را به طراح لباس بدهم‬

629
00:32:38,331 --> 00:32:42,377
‫تا لباس بخرد، و این واقعاً خیلی پردردسر بود.‬

630
00:32:42,543 --> 00:32:48,049
‫امکانش هست بودجه را شش و نیم میلیون دلار کاهش دهیم‬

631
00:32:48,091 --> 00:32:49,425
‫و فیلم را بسازیم؟‬

632
00:32:49,801 --> 00:32:51,678
‫آن فیلمنامه به شکل اساسی فرق می‌کرد،‬

633
00:32:51,803 --> 00:32:54,764
‫و بعد باید برمی‌گشتید پیش همه‌ی خریداران بین‌المللی‌تان‬

634
00:32:54,931 --> 00:33:00,979
‫و می‌گفتید: «هی، شما برای حق پخش در آلمان ۲۵۰ هزار تا پرداخت کردید،‬

635
00:33:01,145 --> 00:33:03,189
‫ولی فیلمنامه‌ای که الان می‌گیرید اینه.»‬

636
00:33:03,398 --> 00:33:06,234
‫و بعد همه می‌تونن بگن: «من اون فیلمنامه رو نمی‌خوام.‬

637
00:33:06,401 --> 00:33:08,194
‫-من همون فیلمنامه‌ای رو می‌خواستم که خریدم.» -درسته.‬

638
00:33:08,361 --> 00:33:10,321
‫و این‌طوری، یه جورایی باید اصالت رو حفظ کنید.‬

639
00:33:10,488 --> 00:33:12,031
‫می‌تونید تغییرش بدید.‬

640
00:33:12,198 --> 00:33:13,866
‫کمی، ولی نه --‬

641
00:33:14,075 --> 00:33:16,035
‫-آره. -شش میلیون دلار.‬

642
00:33:19,992 --> 00:33:23,084
‫کیانو پول پس داد، چد و من پول پس دادیم.‬

643
00:33:23,251 --> 00:33:26,462
‫همه‌مون از حقوق‌هامون پول پس دادیم تا اون شکاف رو پر کنیم.‬

644
00:33:27,922 --> 00:33:29,841
‫فکر کنم کیانو مجبور شد پرداخت رو به تعویق بندازه و یه چک بکشه...‬

645
00:33:30,008 --> 00:33:31,676
‫آره. یه همچین چیزهایی.‬

646
00:33:31,843 --> 00:33:33,344
‫...فقط برای اینکه رئیس بخش‌هامون رو نگه داریم.‬

647
00:33:34,595 --> 00:33:36,139
‫یادمه پیاده تا هُتلم می‌رفتم‬

648
00:33:36,347 --> 00:33:39,851
‫از دفتر تولید، ساعت‌ها، چون فکر می‌کردم:‬

649
00:33:40,018 --> 00:33:43,730
‫"باید انقدر خسته بشم که وقتی برگردم هتل، بیهوش بشم."‬

650
00:33:43,938 --> 00:33:46,232
‫چون اگه این کارو نکنم، می‌شینم اونجا و با خودم می‌گم:‬

651
00:33:46,399 --> 00:33:48,443
‫"گند زدم، گند زدم، گند زدم، گند زدم."‬

652
00:33:48,609 --> 00:33:49,986
‫لعنتی باید شروع کنیم.‬

653
00:33:50,194 --> 00:33:52,447
‫اگر تا دوشنبه آدم تو هواپیما نداشته باشیم،‬

654
00:33:52,572 --> 00:33:54,699
‫بهتره سکانس پایانی رو کات کنی. قراره یه درگیری مسلحانه بشه.‬

655
00:33:56,701 --> 00:33:58,911
‫ما الان هفت روزه داریم فشار میاریم‬

656
00:33:59,078 --> 00:34:03,332
‫و این یعنی نیم میلیون دلار پول‬

657
00:34:03,499 --> 00:34:05,835
‫که همینطوری رفت به فنا‬

658
00:34:06,002 --> 00:34:10,423
‫وقتی... وقتی اول کار ۶۰۰ تا کم داشتیم.‬

659
00:34:11,924 --> 00:34:12,967
‫چه وضعیه.‬

660
00:34:16,476 --> 00:34:20,600
‫و بعد، یهویی، پول جور شد.‬

661
00:34:27,982 --> 00:34:30,610
‫باید تا فردا تامین مالی بشه.‬

662
00:34:32,653 --> 00:34:34,238
‫جمعه آماده فیلمبرداری.‬

663
00:34:35,448 --> 00:34:37,533
‫خیلی شانس آوردیم.‬

664
00:34:37,700 --> 00:34:40,620
‫باورنکردنی بود که تو این مدت تونستیم این کارو انجام بدیم.‬

665
00:34:40,787 --> 00:34:42,747
‫قراره... این فیلم درباره انتقامه.‬

666
00:34:42,955 --> 00:34:44,582
‫نه انتقام جان ویک.‬

667
00:34:44,749 --> 00:34:46,292
‫انتقام ما.‬

668
00:34:46,459 --> 00:34:48,044
‫و بعد موقع فیلمبرداری میفهمیم‬

669
00:34:48,211 --> 00:34:49,921
‫که پول از طرف اون یارو نبوده،‬

670
00:34:50,088 --> 00:34:52,006
‫بلکه پول اوا لونگوریا بوده.‬

671
00:34:52,215 --> 00:34:57,261
‫و من به کیانو نگفتم تا فیلمبرداری تموم شد‬

672
00:34:57,428 --> 00:34:59,472
‫چون نمیخواستم اون بگه، "این دیگه چه وضعیه؟"‬

673
00:34:59,680 --> 00:35:02,600
‫آره دیگه، اگه جان ویک ۱ رو ببینی،‬

674
00:35:02,767 --> 00:35:06,104
‫اوا لونگوریا، خدا رو شکر، تقریباً فیلم رو نجات داد.‬

675
00:35:07,939 --> 00:35:09,982
‫ازش رد شدیم،‬

676
00:35:10,525 --> 00:35:12,693
‫اما فکر کنم یه کم روحیه چد و دیو رو شکست.‬

677
00:35:12,735 --> 00:35:15,154
‫چون اولین تجربه‌شون به عنوان کارگردان بود،‬

678
00:35:15,321 --> 00:35:18,282
‫و متوجه نبودن که بعضی وقتا این جوریه.‬

679
00:35:18,449 --> 00:35:20,827
‫اتفاق میفته، مخصوصاً تو فیلم‌های مستقل.‬

680
00:35:20,993 --> 00:35:25,248
‫و اینجوری شد که شروع کردیم به فیلمبرداری. از همون اولش خسته بودیم.‬

681
00:35:27,250 --> 00:35:28,876
‫آخه، یادمه وقتی رسیدم نیویورک، و من...‬

682
00:35:29,043 --> 00:35:30,920
‫می‌دونی، من دوست دارم یه سری به دفتر تولید بزنم.‬

683
00:35:31,003 --> 00:35:32,964
‫-ببینم چه خبره. -آره.‬

684
00:35:33,464 --> 00:35:37,844
‫و من جان ساندرز رو بردم، که دستیار اول کارگردان بود، و گفتم:‬

685
00:35:37,885 --> 00:35:40,221
‫"جان، بیا یه نگاهی به تخته بندازیم،" می‌دونی، برنامه فیلمبرداری.‬

686
00:35:40,388 --> 00:35:42,348
‫یادمه. می‌خواستی برنامه رو ببینی.‬

687
00:35:42,515 --> 00:35:44,392
‫-آره. -تو معتاد برنامه‌ای.‬

688
00:35:44,559 --> 00:35:47,019
‫و من فقط گفتم، "چطور می‌تونیم... نمی‌تونیم اینو فیلمبرداری کنیم.‬

689
00:35:47,228 --> 00:35:48,563
‫یعنی، چطوری می‌خوایم این کارو انجام بدیم؟"‬

690
00:35:48,729 --> 00:35:49,939
‫یادمه که فقط داشتی سرتو تکون می‌دادی.‬

691
00:35:50,106 --> 00:35:52,275
‫من گفتم، "نه، به روزهای بیشتری نیاز داریم."‬

692
00:35:52,733 --> 00:35:54,819
‫و اون گفت: "می‌دونم." گفتم: "باید روزهای بیشتری بگیریم."‬

693
00:35:55,582 --> 00:35:58,990
‫نمی‌تونستیم تصور کنیم چی رو می‌شه حذف کرد.‬

694
00:35:59,157 --> 00:36:00,867
‫چطوری این کارو بکنیم؟ چطوری اینو انجام بدیم؟‬

695
00:36:01,075 --> 00:36:03,911
‫و کیانو نمی‌تونست، و نویسنده نمی‌تونست،‬

696
00:36:04,078 --> 00:36:06,205
‫و تهیه‌کننده‌ها هم نمی‌تونستن.‬

697
00:36:06,277 --> 00:36:08,916
‫برای همین گفتیم: "قراره فیلمو با زمان کمتری بسازیم."‬

698
00:36:10,293 --> 00:36:12,295
‫می‌دونی، می‌خندیم و شوخی می‌کنیم که فقط یه فیلمه،‬

699
00:36:12,503 --> 00:36:15,423
‫ولی همه می‌دونیم، هر کدوم از عوامل می‌دونن که شما خیلی جدی می‌گیریدش.‬

700
00:36:15,590 --> 00:36:17,675
‫می‌خوای بهترین کاری رو که می‌تونی انجام بدی.‬

701
00:36:17,884 --> 00:36:19,552
‫نمی‌خوای کسایی رو ناامید کنی که به خاطر تو ریسک کردن،‬

702
00:36:19,677 --> 00:36:21,721
‫پس فشار زیادی روی خودت میذاری که انجامش بدی.‬

703
00:36:21,888 --> 00:36:25,558
‫منظورم اینه که در نهایت، ما کیانو رو حدود ده سال بود که میشناختیم،‬

704
00:36:25,766 --> 00:36:28,186
‫هشت سال در اون زمان از تمام ماتریکس‌ها.‬

705
00:36:28,352 --> 00:36:30,176
‫ولی بازم کیانو ریوزـه.‬

706
00:36:30,201 --> 00:36:31,772
‫نمیخوای این آدم رو ناامید کنی. اون یه حرفه‌ایه، مرد.‬

707
00:36:31,939 --> 00:36:33,691
‫این کیانو فاکینگ ریوزـه.‬

708
00:36:33,858 --> 00:36:35,276
‫نباید ناامیدش کنی‬

709
00:36:35,443 --> 00:36:38,487
‫مهم نیست فکر میکنی فیلم چی از آب درمیاد.‬

710
00:36:38,654 --> 00:36:41,365
‫پس تصمیم گرفتیم تمام تلاشمون رو بکنیم و فشار زیادی به خودمون وارد کنیم.‬

711
00:36:41,532 --> 00:36:43,576
‫بچه‌ها، باید به حرکت ادامه بدیم. باید به حرکت ادامه بدیم.‬

712
00:36:43,743 --> 00:36:45,203
‫-داره ضبط میشه! -داره ضبط میشه!‬

713
00:36:46,704 --> 00:36:47,580
‫حرکت!‬

714
00:36:50,208 --> 00:36:53,419
‫مشکلات به ما هجوم آوردن.‬

715
00:36:53,586 --> 00:36:54,754
‫برو، برو، برو.‬

716
00:36:54,921 --> 00:36:56,255
بگیر ، بگیر

717
00:37:01,594 --> 00:37:03,596
‫مشکلات از بخش‌های مختلف‬

718
00:37:03,763 --> 00:37:05,014
‫و بعد مشکلات بودجه.‬

719
00:37:05,181 --> 00:37:07,183
‫باید بفهمیم چه صحنه‌هایی رو میتونیم حذف کنیم.‬

720
00:37:09,352 --> 00:37:11,771
‫مثل همیشه سر جان ویک، چه صحنه‌هایی رو میتونیم حذف کنیم.‬

721
00:37:13,147 --> 00:37:14,398
‫چون هیچوقت وقت نداریم همه‌شون رو فیلمبرداری کنیم.‬

722
00:37:16,150 --> 00:37:18,653
‫در فیلمسازی کم‌هزینه، باید توی فیلم‌های خودت باشی.‬

723
00:37:18,861 --> 00:37:21,614
‫دوست دارم بگم این یه انتخاب خلاقانه بود، ولی به خاطر بودجه بود.‬

724
00:37:21,781 --> 00:37:24,158
‫و بعد از اون مشکلات فیلمبرداری در نیویورک از نظر لجستیکی.‬

725
00:37:24,367 --> 00:37:26,786
‫ببخشید، باید به حرکت ادامه بدید. مسیر پیاده‌روی فعاله.‬

726
00:37:29,332 --> 00:37:32,333
‫فکر کنم فقط خدای سینما از ما متنفر بودن.‬

727
00:37:32,541 --> 00:37:35,962
‫پس ما امروز روی جلد نیویورک پست هستیم.‬

728
00:37:35,987 --> 00:37:40,258
‫کار عالی وینی در بخش وسایل صحنه به نمایش گذاشته شده.‬

729
00:37:41,425 --> 00:37:43,261
‫کار عالی گریم. کار عالی مو.‬

730
00:37:45,295 --> 00:37:47,848
‫-همه دست به دست هم... -این واقعاً کمک میکنه.‬

731
00:37:48,057 --> 00:37:50,601
‫...روی جان ویک ۱ فوق العاده بود.‬

732
00:37:50,810 --> 00:37:54,605
‫وقتی رفتیم شروع کنیم به استخدام نیرو، منظورم اینه که، ما یه فیلم کوچیک بودیم.‬

733
00:37:54,814 --> 00:37:58,567
‫هیچ کس مطمئن نبود که قراره بریم جلو یا نه. بنابراین، ما واقعاً نتونستیم خدمه زیادی رو رزرو کنیم.‬

734
00:37:58,776 --> 00:38:00,528
‫بنابراین، استخدام خدمه به صورت اتفاقی بود.‬

735
00:38:00,695 --> 00:38:02,738
‫ما فقط مصاحبه می‌کردیم و هر کسی که یه جورایی در دسترس بود،‬

736
00:38:02,905 --> 00:38:04,448
‫هر چی که ما... می‌دونید.‬

737
00:38:04,615 --> 00:38:05,950
‫مردم مجبور بودند نرخ‌های خودشون رو کم کنند.‬

738
00:38:06,117 --> 00:38:08,244
‫و بعد برای بخش وسایل صحنه‬

739
00:38:08,411 --> 00:38:12,373
‫بدون شوخی، وینی مازارلا و جویی رو پیدا کردیم.‬

740
00:38:12,456 --> 00:38:14,333
‫-آره، جویی کوپولا. -جویی کوپولا.‬

741
00:38:14,358 --> 00:38:17,670
‫منظورم اینه که وینی مازارلا و جویی کوپولا، اونها مسئول وسایل صحنه ما بودند.‬

742
00:38:17,712 --> 00:38:21,507
‫و اونها باحال‌ترین آدم‌ها بودند و قضیه رو می‌فهمیدند.‬

743
00:38:21,674 --> 00:38:25,720
‫منظورم اینه که وینی، مثلاً، متوقف کرد... مثلاً، ما به یه کامیون زباله نیاز داشتیم.‬

744
00:38:25,886 --> 00:38:29,724
‫و او داره تو خیابون می‌دوئه. داره تو خیابون می‌دوئه.‬

745
00:38:29,932 --> 00:38:32,435
‫ساعت ‌2:00‌ صبح در محله چینی‌ها در نیویورک در جان ویک ‌2،‌‬

746
00:38:32,643 --> 00:38:35,938
‫تصمیم گرفتیم یه کامیون زباله بخوایم که بیاد تو کوچه و دنده عقب بیاد مثل...‬

747
00:38:36,105 --> 00:38:37,982
‫آره، جان ویک رو پشتیبانی کنه.‬

748
00:38:38,149 --> 00:38:40,067
‫وینی فقط گفت، "چی تو جیباتون دارید؟"‬

749
00:38:40,234 --> 00:38:41,527
‫-ما بهش چند تا اسکناس بیست‌دلاری دادیم. -آره.‬

750
00:38:41,694 --> 00:38:43,738
‫اون پنج دقیقه بعد با یه کامیون زباله برگشت.‬

751
00:38:43,904 --> 00:38:45,531
‫با یه کامیون زباله.‬

752
00:38:45,698 --> 00:38:47,700
‫او صد دلار به راننده ماشین حمل زباله شهر داد.‬

753
00:38:50,494 --> 00:38:52,413
‫منظورم اینه که، تو فیلما ارتباط برقرار می‌کنی،‬

754
00:38:52,456 --> 00:38:54,832
‫اما ارتباطاتی که در این فیلم برقرار شد، واقعاً خاص بود.‬

755
00:38:54,874 --> 00:38:56,417
‫خیلی خوب بودند. آره، ما خوش شانس بودیم.‬

756
00:38:56,625 --> 00:38:58,544
‫-شخصی و خلاقانه. -بله.‬

757
00:38:58,711 --> 00:39:00,588
‫-میدونی؟ -آدمهای خوبی.‬

758
00:39:00,755 --> 00:39:03,716
‫دوست داشتنی، کسانی که عاشق کارشون هستن، کسانی که در کاری که انجام میدن فوق العاده اند.‬

759
00:39:03,883 --> 00:39:05,718
‫و اونها عاشق دردن.‬

760
00:39:05,885 --> 00:39:07,595
‫و اونا-- و کسانی که عاشق دردن.‬

761
00:39:07,762 --> 00:39:09,347
‫اونا عاشق رنج کشیدن هستن.‬

762
00:39:22,014 --> 00:39:23,944
‫دقیقا روز قبل از اینکه شروع به فیلمبرداری کنیم،‬

763
00:39:24,692 --> 00:39:28,282
‫چاد رو یه گوشه دیدم انگار اخمو و عصبانی بود.‬

764
00:39:28,491 --> 00:39:30,284
‫رفتم پیش دیو، گفتم، "چاد از چی ناراحته؟‬

765
00:39:30,493 --> 00:39:32,536
‫مثلا، کسی از فیلم؟" گفت: "نه، زنش."‬

766
00:39:32,703 --> 00:39:34,830
‫و اینا. گفتم: "منظورت چیه؟"‬

767
00:39:34,997 --> 00:39:36,665
‫گفت: "آره، فکر کنم دارن جدا میشن."‬

768
00:39:36,874 --> 00:39:39,043
‫گفتم: "حالا؟" تو این فیلم؟‬

769
00:39:39,210 --> 00:39:42,213
‫ما به سختی تونستیم هزینه فیلم رو تامین کنیم.‬

770
00:39:42,380 --> 00:39:43,464
‫من دستمزد نگرفتم.‬

771
00:39:43,672 --> 00:39:45,174
‫نه تنها دستمزد نگرفتم،‬

772
00:39:45,341 --> 00:39:48,052
‫از پول خونه برداشت کردم تا یه جاهایی رو پر کنم.‬

773
00:39:48,219 --> 00:39:50,137
‫و با خودم میگم، "چطور ممکنه؟‬

774
00:39:50,304 --> 00:39:52,348
‫این فیلم دیگه چقدر میتونه ضربه بخوره؟"‬

775
00:39:53,557 --> 00:39:55,142
‫-سلام. -سلام. حالت چطوره؟‬

776
00:39:55,351 --> 00:39:57,228
‫و من در موردش با چاد صحبت کردم.‬

777
00:39:57,395 --> 00:39:58,604
‫من فقط گفتم، "برام مهم نیست چه چیزی رو داری تجربه می‌کنی.‬

778
00:39:58,979 --> 00:40:01,357
‫فقط باید تحمل کنی و از این شرایط عبور کنی."‬

779
00:40:01,399 --> 00:40:03,052
‫و اون گفت، "حتماً، نگران نباش."‬

780
00:40:03,097 --> 00:40:05,611
‫اون گفت، "من در خفا تاریک و متنفر از خودم خواهم بود."‬

781
00:40:07,655 --> 00:40:10,366
‫ما یه جدایی وحشتناک رو پشت سر گذاشتیم.‬

782
00:40:10,533 --> 00:40:12,618
‫بنابراین من تمام فیلم رو جدا از هایدی کار کردم.‬

783
00:40:14,203 --> 00:40:16,330
‫وقتی روی چیزی قفل می‌شه،‬

784
00:40:16,539 --> 00:40:20,209
‫وقتی تمرکز می‌کنه، نفوذ به این دیوار خیلی سخته، درسته؟‬

785
00:40:20,376 --> 00:40:24,004
‫بنابراین، فکر می‌کنم در یک رابطه، می‌دونی، سخته،‬

786
00:40:24,171 --> 00:40:26,924
‫چون وقتی دنبال یک ارتباط عاطفی می‌گردی،‬

787
00:40:27,133 --> 00:40:30,553
‫یا دنبال یک نوع چیزی هستی، می‌دونی،‬

788
00:40:30,761 --> 00:40:33,180
‫و اون فقط روی چیزی متمرکزه، نمی‌تونی وارد شی.‬

789
00:40:33,347 --> 00:40:35,141
‫او حس کرد به چیز بیشتری نیاز داره،‬

790
00:40:35,307 --> 00:40:37,518
‫و خوشبختانه من باهاش موافق بودم.‬

791
00:40:37,726 --> 00:40:39,395
‫و بعد موفق شدیم دوباره با هم باشیم،‬

792
00:40:39,562 --> 00:40:42,857
‫البته بعد از پُست وقتی این همه وقت دارم،‬

793
00:40:43,065 --> 00:40:47,570
‫فقط برای اینکه در جان ویک ۲ طلاق بگیریم.‬

794
00:40:47,778 --> 00:40:50,906
‫بنابراین، می‌تونید ببینید که دارم به بی‌کفایتی کامل خودم می‌خندم‬

795
00:40:51,073 --> 00:40:52,491
‫برای حل کردن این مسئله و ایجاد تعادل در زندگی‌ام.‬

796
00:40:55,786 --> 00:40:58,164
‫چیزی که واقعاً من رو ناامید می‌کرد این بود که،‬

797
00:40:58,189 --> 00:41:00,291
‫وقتی ما تنها فرصت لعنتی‌مون رو به دست آوردیم‬

798
00:41:00,458 --> 00:41:03,586
‫که من شخصاً شاید خیلی سخت‌تر از تو روش کار کرده بودم‬

799
00:41:03,794 --> 00:41:07,465
‫تا وارد دنیای کارگردانی بشم، و تو می‌خوای خرابش کنی.‬

800
00:41:09,091 --> 00:41:12,136
‫همدلی کردن برام سخت بود چون حس نمی‌کردم عادلانه باشه.‬

801
00:41:12,261 --> 00:41:14,430
‫دو هفته بعد، باسیل یکشنبه بهم زنگ زد و گفت،‬

802
00:41:14,631 --> 00:41:18,350
‫"باید نیویورک باشی. این دو نفر با هم حرف نمی‌زنند."‬

803
00:41:18,392 --> 00:41:20,686
‫راستش فکر می‌کردم دو کارگردان بار اولی‬

804
00:41:20,853 --> 00:41:23,355
‫بهتر از یک کارگردان بار اولی باشه، چون،‬

805
00:41:23,522 --> 00:41:26,650
‫می‌دونی، دو جفت دست، کار بیشتری انجام میدی تا یه جفت دست.‬

806
00:41:26,817 --> 00:41:28,694
‫به نظر می‌رسید اختلاف نظرهاشون مثل پیشرفتی بود‬

807
00:41:28,861 --> 00:41:31,113
‫در طول فیلمبرداری.‬

808
00:41:31,280 --> 00:41:35,367
‫انگار دشمن بیرونیِ تولید فیلم از بین رفته بود،‬

809
00:41:35,576 --> 00:41:37,620
‫و حالا دعواهای داخلی شروع شد.‬

810
00:41:37,828 --> 00:41:41,707
‫یادمه یه ساعت سر رنگ ملحفه ها دعوا می‌کردند.‬

811
00:41:41,874 --> 00:41:44,793
‫لعنتی، قرار بود یه جای باحال و مدرن باشه که دلت بخواد اونجا باشی.‬

812
00:41:45,002 --> 00:41:49,340
‫و انگار یه چیز بنفش اسطوخودوسی لعنتیه.‬

813
00:41:49,507 --> 00:41:51,759
‫می‌دونی، حالا که فکر می‌کنم، ساده لوح بودم که تعجب کردم.‬

814
00:41:51,926 --> 00:41:53,594
‫فکر کنم ما احتمالا هر روز بحث می‌کردیم.‬

815
00:41:53,802 --> 00:41:55,429
‫ولی فکر نمی‌کنم بحث واقعی بود.‬

816
00:41:55,471 --> 00:41:57,389
‫فکر کنم هر دومون استرس داشتیم،‬

817
00:41:57,414 --> 00:41:59,683
‫و یه جورایی سر هم خالی می‌کردیم چون وقتی همدیگه رو دوست دارید،‬

818
00:41:59,725 --> 00:42:01,352
‫اونا اولین کسایی هستن که سرشون خالی می‌کنید.‬

819
00:42:01,519 --> 00:42:03,229
‫می‌دونی چیه، گورتو گم کن کارت رو انجام بده.‬

820
00:42:03,254 --> 00:42:06,524
‫فیلم ساختن مثل این بود که طلاق پدر و مادرم رو تماشا کنم.‬

821
00:42:06,565 --> 00:42:10,069
‫معمولا ساعت ۳ نصف شب کار تموم می‌شد، و من گریه کنان تا خونه می‌رفتم،‬

822
00:42:10,236 --> 00:42:12,029
‫و با خودم می‌گفتم، "این دیگه چیه؟"‬

823
00:42:12,238 --> 00:42:14,615
‫افتضاحه، مرد.‬

824
00:42:14,782 --> 00:42:18,035
‫انگار مامان و بابا همش دارن دعوا می‌کنن. به مشاوره نیاز دارم.‬

825
00:42:18,202 --> 00:42:19,954
‫اونا مشغول فکر کردنن.‬

826
00:42:20,120 --> 00:42:21,956
‫فکر کنم دارن اطلاعات رو برای اون روز مرتب می‌کنن.‬

827
00:42:22,122 --> 00:42:23,650
‫تو ذهنشون، شاید.‬

828
00:42:23,675 --> 00:42:26,384
‫حداقل امیدوارم تو اون سکوت دارن این کارو می‌کنن.‬

829
00:42:26,409 --> 00:42:29,838
‫مسئله سر خلاقیت نبود. مسئله سبک‌های مدیریتی بود.‬

830
00:42:29,922 --> 00:42:31,507
‫و من فکر می‌کنم که چاد،‬

831
00:42:31,532 --> 00:42:34,760
‫خیلی حال می‌کنه که برای یه لحظه همه‌چیو منفجر کنه‬

832
00:42:34,802 --> 00:42:37,805
‫و بعد بقیه بدوئن تیکه هاشو جمع کنن و بچسبونن.‬

833
00:42:37,972 --> 00:42:40,140
‫و من اینطوری کار نمی‌کنم.‬

834
00:42:41,475 --> 00:42:43,769
‫اینو دوست داری یا اونو دوست داری؟‬

835
00:42:43,936 --> 00:42:47,982
‫اون چیزی توی... قهوه‌اش میریزه؟ قهوه‌اش رو تلخ می‌خوره؟‬

836
00:42:48,148 --> 00:42:50,067
‫-تلخ مثل دماغش. -مثل روحش.‬

837
00:42:50,359 --> 00:42:51,485
‫مثل روحش.‬

838
00:42:51,694 --> 00:42:53,612
‫عجب چیزیه.‬

839
00:42:53,676 --> 00:42:55,155
‫آیا اون از اون آدم های یه بار مصرفه؟‬

840
00:42:55,406 --> 00:42:58,784
‫تناقض جان ویک ۱ این بود که چاد و دیو با صحنه‌های اکشن خیلی‬

841
00:42:58,909 --> 00:43:01,036
‫خیلی خیلی راحت بودن.‬

842
00:43:01,203 --> 00:43:03,497
‫صحنه‌های دراماتیک و صحنه‌های بازیگری،‬

843
00:43:03,664 --> 00:43:05,583
‫کمتر راحت بودن، چون قبلاً هیچ‌وقت انجام نداده بودن.‬

844
00:43:05,749 --> 00:43:08,502
‫و این یه تناقض عجیب بود نسبت به چیزی که معمولاً باهاش سر و کار داری‬

845
00:43:08,669 --> 00:43:10,504
‫از کارگردان‌های بار اولی.‬

846
00:43:10,713 --> 00:43:12,631
‫معمولاً کارگردان‌های بار اولی با صحنه‌های اکشن دستپاچه می‌شن،‬

847
00:43:12,798 --> 00:43:15,592
‫و مسائل مربوط به بازیگری طبیعی پیش میره. تو این فیلم برعکس بود.‬

848
00:43:15,625 --> 00:43:18,637
‫فکر کنم داخل اون خونه حدود نه روز یا هفت روز فیلمبرداری کردیم.‬

849
00:43:18,804 --> 00:43:21,223
‫-آره. نه، اونجا چادر زدیم. -خیلی جان ویک اون اطراف پلاس بود،‬

850
00:43:21,390 --> 00:43:23,309
‫و ما می‌گفتیم، "این خودِ کاراکتره."‬

851
00:43:23,434 --> 00:43:25,019
‫-یادته چقدر کار کردیم؟ -آره.‬

852
00:43:25,352 --> 00:43:27,980
‫چون داره شما دو تا رو از هم جدا می‌کنه، درسته؟‬

853
00:43:28,022 --> 00:43:29,231
‫داره جداتون می‌کنه...‬

854
00:43:29,607 --> 00:43:30,983
‫دیو و من خیلی مضطرب بودیم‬

855
00:43:31,025 --> 00:43:33,027
‫که اونا فقط ما رو به عنوان بدلکار ببینن.‬

856
00:43:33,193 --> 00:43:34,945
‫ما نمی‌تونیم روی اکشن تمرکز کنیم. باید روی بازیگری تمرکز کنیم،‬

857
00:43:35,112 --> 00:43:37,448
‫و احساس، و دردی که این مرد داره می‌کشه.‬

858
00:43:37,615 --> 00:43:41,452
‫بنابراین ما نه روز رو با بودجه خیلی کم گذروندیم،‬

859
00:43:41,619 --> 00:43:44,856
‫فیلمی با برنامه زمانی خیلی کم از کیانو که افسرده بود،‬

860
00:43:44,881 --> 00:43:48,250
‫از کیانو که داشت کمد رو تمیز می‌کرد و لباس‌های زنش رو جمع می‌کرد،‬

861
00:43:48,417 --> 00:43:51,337
‫و اونجا نشسته بود و به تاریکی و پرتگاه خیره شده بود.‬

862
00:43:51,545 --> 00:43:55,674
‫یادمه مثلاً روز سوم، کیانو سه روز هیچی نگفت.‬

863
00:43:55,841 --> 00:43:57,301
‫بیدار می‌شد،‬

864
00:43:57,509 --> 00:43:58,677
‫دندون‌هاش رو مسواک می‌زد،‬

865
00:43:58,844 --> 00:44:00,012
‫به آینه نگاه می‌کرد،‬

866
00:44:00,179 --> 00:44:01,096
‫از عرض اتاق رد می‌شد،‬

867
00:44:01,305 --> 00:44:02,514
‫کاسه سگ رو پر می‌کرد،‬

868
00:44:02,723 --> 00:44:03,766
‫می‌گفت: «بیا اینجا،»‬

869
00:44:03,932 --> 00:44:05,517
‫بیدار می‌شد،‬

870
00:44:05,684 --> 00:44:08,020
‫و فیلم به طرز عجیبی خسته‌کننده بود.‬

871
00:44:08,187 --> 00:44:09,772
‫و بی‌پایان بود.‬

872
00:44:09,938 --> 00:44:12,066
‫شما صحنه‌های زیادی از جان ویک دارید که تنهایی داره سریال می‌خوره.‬

873
00:44:12,232 --> 00:44:14,526
‫کتاب‌سازی، درسته؟ یادتونه مرمت کتاب انجام می‌داد؟‬

874
00:44:14,693 --> 00:44:17,488
‫اونو یادم رفته بود. می‌خواستیم نشون بدیم یه چیزی رو، اینکه اون خیلی دقیق...‬

875
00:44:17,655 --> 00:44:19,323
‫-دقیق. -منظم.‬

876
00:44:19,490 --> 00:44:22,868
‫بنابراین ما حدود دو روز فیلمبرداری کردیم از کیانو که داشت صحافی می‌کرد.‬

877
00:44:23,035 --> 00:44:26,205
‫اینقدر میترسیدیم که به عنوان آدم های اکشن شناخته بشیم.‬

878
00:44:26,372 --> 00:44:28,666
‫آخ، لگد توی سر.‬

879
00:44:30,209 --> 00:44:32,503
‫-از این واکنش خوشم میاد. -منم همینطور.‬

880
00:44:32,670 --> 00:44:35,964
‫این واکنش رو زیاد نمی بینید، می دونید، مثل اون حالت تشنجی.‬

881
00:44:36,173 --> 00:44:38,676
‫میدونی، وقتی درد میکشی انگار مغزت قفل میکنه.‬

882
00:44:40,719 --> 00:44:41,845
‫-آهان، کشتن سگ. -آره.‬

883
00:44:44,014 --> 00:44:44,964
‫اوف.‬

884
00:44:44,997 --> 00:44:48,102
‫باید صدای تماشاگرای آزمایشی رو دفعه اول میشنیدین. اوف.‬

885
00:44:48,268 --> 00:44:49,770
‫دیگه نتونستیم نظر تماشاگرا رو جلب کنیم.‬

886
00:44:49,978 --> 00:44:51,438
‫-اوه، واقعا؟ -اوه، آره.‬

887
00:44:51,605 --> 00:44:53,565
‫اولین نمایش آزمایشی ما...‬

888
00:44:53,732 --> 00:44:55,359
‫-چطور پیش رفت؟ -اون سگ... اون سگ رفت.‬

889
00:44:55,567 --> 00:44:57,361
‫تماشاگرا ساکت شدن،‬

890
00:44:57,569 --> 00:44:59,947
‫و مردم شروع کردن به رفتن.‬

891
00:45:00,114 --> 00:45:02,491
‫فیلم هنوز خیلی خام بود. هنوز خیلی طولانی بود.‬

892
00:45:02,658 --> 00:45:04,201
‫ولی آره، اوضاع عجیب شد.‬

893
00:45:04,410 --> 00:45:09,164
‫یکی از معروف ترین اصول هالیوود اینه که‬

894
00:45:09,331 --> 00:45:10,749
‫هیچوقت یه سگ رو نکش.‬

895
00:45:10,916 --> 00:45:13,210
‫به محض اینکه یه سگ کشته میشه،‬

896
00:45:13,419 --> 00:45:18,340
‫تقریباً همیشه بخش بزرگی از تماشاگرا رو از دست میدی.‬

897
00:45:18,507 --> 00:45:21,510
‫-اوه آره، نمای خون پاشی. -آره، خون پاشی.‬

898
00:45:21,677 --> 00:45:24,722
‫توله سگ خزید تا قبل از اینکه بمیره خودشو به صاحبش برسونه.‬

899
00:45:26,098 --> 00:45:27,599
‫وقتی این صحنه های فیلمبرداری شده برگشت،‬

900
00:45:27,808 --> 00:45:30,144
‫در واقع یه توبیخ جدی شدیم بخاطر اینکه،‬

901
00:45:30,310 --> 00:45:33,772
‫"اوه، لعنتی، شماها. دارید چیکار می کنید-- مثلاً، چه غلطی دارید می کنید؟"‬

902
00:45:33,939 --> 00:45:35,149
‫نمیتونی سگو بکشی.‬

903
00:45:36,358 --> 00:45:39,570
‫"داری فیلم  توله سگ میسازی، مثلا، خشن."‬

904
00:45:39,737 --> 00:45:42,823
‫من میگم، "نه بابا، ما لنز بچه رو گذاشتیم. خیلی هنری میشه."‬

905
00:45:42,990 --> 00:45:45,951
‫اونا میگن، "روده های توله سگ ریخته رو زمینه."‬

906
00:45:46,118 --> 00:45:47,703
‫من میگم، "اون روده نیست. فقط خونه."‬

907
00:45:47,870 --> 00:45:49,621
‫سر اون برداشت یه عالمه بحث داشتیم.‬

908
00:45:49,788 --> 00:45:53,125
‫یادمه داشتم صحنه مرگ سگ رو فیلم میگرفتم،‬

909
00:45:53,292 --> 00:45:57,212
‫و کیانو رو زمین داشت با یه بیگل عروسکی گریه میکرد.‬

910
00:45:58,964 --> 00:46:00,257
‫و تو اون لحظه، فکر میکنی،‬

911
00:46:00,424 --> 00:46:02,843
‫"این یا یه نبوغِ، یا‬

912
00:46:03,051 --> 00:46:04,720
‫بدترین چیزیه که تا حالا ساختم."‬

913
00:46:04,887 --> 00:46:06,180
‫همیشه میدونستیم که میخوایم این کارو بکنیم.‬

914
00:46:06,346 --> 00:46:07,931
‫اوه، آره. منظورم اینه که فیلم همینه.‬

915
00:46:08,098 --> 00:46:09,433
‫بقیه هم بودن که هی میخواستن منصرفمون کنن،‬

916
00:46:09,516 --> 00:46:10,768
‫ولی ما میگفتیم، "نه، باید بکشیم"--‬

917
00:46:11,268 --> 00:46:12,936
‫باید-- فیلم کو پس؟‬

918
00:46:12,978 --> 00:46:15,272
‫آره، ما بدون توله سگ فیلمی نداشتیم.‬

919
00:46:15,522 --> 00:46:17,941
‫نه، باید توله سگ رو بکشی تا وابستگی رو از بین ببری.‬

920
00:46:18,066 --> 00:46:20,360
‫ولی فکر کنم بحثای بیشتری سر این موضوع بود.‬

921
00:46:20,527 --> 00:46:22,154
‫هم اون بود و هم کشتن آلفی تو آخرش.‬

922
00:46:22,321 --> 00:46:24,615
‫نمیتونی آلفی آلن رو به این خونسردی بکشی، مثل ما که کردیم،‬

923
00:46:24,782 --> 00:46:26,366
‫چون این خیلی بی رحمانه س.‬

924
00:46:26,533 --> 00:46:29,369
‫-یوسف، باید برم. -نمیتونی توله سگ رو بکشی.‬

925
00:46:29,536 --> 00:46:30,788
‫-و زنش-- -توله سگ باید بره.‬

926
00:46:30,954 --> 00:46:32,956
‫و زنش باید-- باید بفهمیم‬

927
00:46:33,123 --> 00:46:34,833
‫اینکه همسرش توسط آدم بده‌ها مسموم شده بود.‬

928
00:46:35,000 --> 00:46:36,794
‫نه، همسر باید بمیره.‬

929
00:46:36,960 --> 00:46:39,713
‫این‌ها سه یادداشتی بودند که از افراد خاصی دریافت کردیم.‬

930
00:46:39,922 --> 00:46:43,592
‫حتی شبی که داشتیم صحنه توله سگ رو می‌گرفتیم، می‌دونستیم یه چیز خوبی داریم وقتی که...‬

931
00:46:43,759 --> 00:46:45,761
‫فکر می‌کنم به این خاطر که اول اون تصویر زوم روی خون رو گرفتیم.‬

932
00:46:45,928 --> 00:46:47,262
‫آره.‬

933
00:46:47,513 --> 00:46:48,847
‫و بعدش، فقط داری توله سگ رو نوازش می‌کنی.‬

934
00:46:48,972 --> 00:46:50,057
‫آره.‬

935
00:46:50,224 --> 00:46:51,183
‫ما گفتیم، "این عالیه.‬

936
00:46:51,350 --> 00:46:52,851
‫این باید توی فیلم باشه."‬

937
00:46:53,018 --> 00:46:54,895
‫و پشت مانیتورها خیلی حرف‌ها در این مورد زده شد که،‬

938
00:46:55,062 --> 00:46:58,232
‫مثلاً، "اوه، نه، باید یه برداشت دوم... یه نسخه دوم بگیریم."‬

939
00:46:58,257 --> 00:47:00,442
‫اون موقع‌ها چد زیاد آدم سگ‌بازی نبود.‬

940
00:47:00,609 --> 00:47:02,820
‫الان سگ داره، و آدم سگ‌بازیه،‬

941
00:47:02,986 --> 00:47:04,822
‫و اون‌ها رو پذیرفته، و با سگ‌ها فیلم ساخته،‬

942
00:47:04,988 --> 00:47:06,740
‫و از وقتی توله بودن تربیتشون کرده،‬

943
00:47:06,949 --> 00:47:09,535
‫و اونا گردن و تخم و اینجور جاها رو گاز می گیرن.‬

944
00:47:09,743 --> 00:47:12,037
‫ولی اون موقع ها تو جان ویک سگ نداشت.‬

945
00:47:12,204 --> 00:47:14,039
‫مثلاً، اون نمی رفت که بگه:‬

946
00:47:14,206 --> 00:47:16,667
‫"چد می‌خواد این فیلم دلگرم‌کننده درباره یه سگ رو کارگردانی کنه،‬

947
00:47:16,834 --> 00:47:18,335
‫یه مرد و سگش."‬

948
00:47:18,544 --> 00:47:20,921
‫این انتخاب اول چد نمی‌بود.‬

949
00:47:21,088 --> 00:47:23,841
‫که یه بخشیش شاید به این دلیل بود که کشتن سگ خیلی آسون بود.‬

950
00:47:24,007 --> 00:47:26,593
‫اون فقط گفت: "فقط از شر سگ خلاص میشیم،‬

951
00:47:26,802 --> 00:47:28,303
‫بعد مجبور نیستم یه سگ رو کارگردانی کنم."‬

952
00:47:28,512 --> 00:47:29,638
‫و حالا خنده‌داره.‬

953
00:47:29,766 --> 00:47:32,057
‫همه‌اش درباره سگه است.‬

954
00:47:32,099 --> 00:47:34,142
‫اگر این سفریه که چد از بین برده،‬

955
00:47:34,393 --> 00:47:37,479
‫انگار که عاشق سگ‌ها شده، خوشحالم که جان ویک رو خلق کردیم.‬

956
00:47:37,604 --> 00:47:40,774
‫چون برای من خیلی مهمه.‬

957
00:47:40,983 --> 00:47:44,152
‫یه نفر ممکنه داره تو رو زیر نظر میگیره.‬

958
00:47:44,361 --> 00:47:46,071
‫به همین دلیله که داری با سرعت میری...‬

959
00:47:46,238 --> 00:47:48,740
‫-باشه. -بیشتر شبیه اینه: "اوه، لعنتی."‬

960
00:47:48,991 --> 00:47:53,287
‫بعضی وقتا مردم ازمون میپرسن: "کدوم شات تو جان ویک ۱ کار دیوه و کدوم شات کار توئه؟"‬

961
00:47:53,412 --> 00:47:56,456
‫میگم: "نمیدونم لعنتی." همه‌چی یه مکالمه بود.‬

962
00:47:56,623 --> 00:47:58,750
‫اون دوربین ‌A‌ رو تنظیم می‌کرد، من دوربین ‌B‌ رو تنظیم می‌کردم.‬

963
00:47:58,917 --> 00:48:01,503
‫فقط یه فرایند خیلی طبیعی بود. خیلی وقت بود با هم کار کرده بودیم.‬

964
00:48:01,670 --> 00:48:03,839
‫فقط میدونستیم این کاریه که باید انجام بدیم. باید اینو تموم کنیم. بزن بریم.‬

965
00:48:04,006 --> 00:48:05,007
‫بیاین به یه بهترین ایده برسیم.‬

966
00:48:09,136 --> 00:48:12,306
‫دیو یه حس واقعی‌تری داشت.‬

967
00:48:12,472 --> 00:48:16,143
‫من بیشتر تحت تاثیر تالکین و انیمه و مانگای ژاپنی بودم.‬

968
00:48:16,310 --> 00:48:19,354
‫و دیو میخواست واقعی‌تر، خشن‌تر و احساسی‌تر باشه.‬

969
00:48:19,563 --> 00:48:20,772
‫باید دردناک‌اش کنیم.‬

970
00:48:20,939 --> 00:48:22,608
‫بنابراین ما هر دو فیلم رو به روش‌های مختلفی می‌دیدیم‬

971
00:48:22,816 --> 00:48:24,610
‫و در اون نقطه مطلوب فرود اومدیم.‬

972
00:48:24,818 --> 00:48:27,279
‫مخصوصاً توی اون دوره‌ای که همه چی با دوربین لرزان فیلمبرداری میشد.‬

973
00:48:27,487 --> 00:48:29,156
‫برای همینه که جان ویک موفق شد.‬

974
00:48:31,033 --> 00:48:34,953
‫دیو و چد اون رو خلق کردن-- ما بهش میگفتیم سبک جان ویک،‬

975
00:48:35,162 --> 00:48:37,831
‫که شامل برداشت‌های طولانی و صحنه‌های مبارزه سی ضربی بود‬

976
00:48:38,040 --> 00:48:41,293
‫که توش جودو/جوجیتسو رو با یه اسلحه تو دستت انجام میدی.‬

977
00:48:41,460 --> 00:48:43,128
‫این چیزی بود که از روی ضرورت ایجاد شد‬

978
00:48:43,295 --> 00:48:45,714
‫به دلیل کمبود وقت و پول.‬

979
00:48:45,881 --> 00:48:47,966
‫وقتی مشت و لگد می‌زنی، به پوشش نیاز داری، درسته؟‬

980
00:48:48,175 --> 00:48:50,218
‫به نمای پشت‌سری نیاز داری. باید ضربه رو نشون بدی.‬

981
00:48:50,427 --> 00:48:52,095
‫و ما اونقدرها وقت نداشتیم.‬

982
00:48:52,262 --> 00:48:54,598
‫پس همه با هم صحبت کردیم که، "خب، چطور این کار رو انجام بدیم؟"‬

983
00:48:54,765 --> 00:48:56,808
‫خب، ما جودو رو برمیداریم و آیکیدو و اینا...‬

984
00:48:56,975 --> 00:48:58,644
‫ویک یه جورایی همون کسیه که قراره بگیرتت.‬

985
00:48:58,852 --> 00:49:00,979
‫-اگه یقه تو بگیرم... -آره، گرفتت.‬

986
00:49:01,146 --> 00:49:02,356
‫-...کارِت تمومه. -آره، گرفتت.‬

987
00:49:02,522 --> 00:49:04,107
‫کارِت تمومه.‬

988
00:49:04,316 --> 00:49:05,943
‫-ولی ما همون حس رو می‌خواستیم. -کارِت تمومه.‬

989
00:49:06,276 --> 00:49:09,446
‫انگار که اگه من یقه رو بگیرم، داخل، هر جا،‬

990
00:49:09,488 --> 00:49:12,950
‫اگه یقه رو بگیرم... دیگه انگار "خداحافظ، رفتیم."‬

991
00:49:13,116 --> 00:49:15,744
‫هیچ انتخابی نداری. توی دستگاهی.‬

992
00:49:15,911 --> 00:49:19,456
‫داری میری پایین. داری می‌چرخی. داری پیچونده میشی.‬

993
00:49:19,665 --> 00:49:22,000
‫ولی قبل از اینکه جان ویک رو بسازی، به استفاده از اون فکر کرده بودی...‬

994
00:49:22,125 --> 00:49:24,044
‫آره، ولی ما هیچوقت واقعاً شخصیت مناسبش رو نداشتیم.‬

995
00:49:24,503 --> 00:49:27,839
‫یه جورایی من رو واردش کردین، "ببینیم این جواب میده یا نه."‬

996
00:49:27,881 --> 00:49:29,967
‫-آره، خب ما... -یه بازیگر بردار.‬

997
00:49:30,133 --> 00:49:32,761
‫-و آزمایش کن. -و آزمایش کن.‬

998
00:49:32,928 --> 00:49:35,389
‫"اوه آره، اون انجامش میده. من اون یارو رو میشناسم. میاد تمرین."‬

999
00:49:35,555 --> 00:49:38,976
‫ما طراحی رقص مبارزه نزدیک رو با سلاح‌ها تا حدودی درآورده بودیم.‬

1000
00:49:39,142 --> 00:49:41,895
‫-فقط نمی‌تونستیم سوژه آزمایش رو پیدا کنیم. -آره.‬

1001
00:49:42,104 --> 00:49:45,023
‫به محض اینکه جان ویک مطرح شد، چد و دیو بلافاصله گفتن،‬

1002
00:49:45,232 --> 00:49:47,609
‫تصاویر سیف رو بیار. کانسپت‌های سیف رو بیار.‬

1003
00:49:47,776 --> 00:49:48,860
‫اینجا ویک هست، درست همینه.‬

1004
00:49:57,828 --> 00:50:00,080
‫اون قدیما،  انجام می‌دادیم... خب، هنوزم انجام می‌دیم.‬

1005
00:50:00,288 --> 00:50:01,999
‫ما خیلی فیلم از جیسون استاتهام کار می‌کنیم.‬

1006
00:50:02,207 --> 00:50:04,084
‫یادمه یه فیلمی بود به اسم سیف ‌(Safe).‌‬

1007
00:50:04,292 --> 00:50:06,545
‫و ما داشتیم کانسپت‌ها رو برای اون فیلم طراحی می‌کردیم.‬

1008
00:50:06,712 --> 00:50:12,300
‫و چد همه رو به چالش کشید که جوجیتسو و جودو رو با حرکات اسلحه ترکیب کنن.‬

1009
00:50:12,509 --> 00:50:14,928
‫و اگه به پیش‌نمایش‌های سیف نگاه کنید،‬

1010
00:50:15,137 --> 00:50:19,016
‫همه حرکات و همه استایل جان ویک ۱ هست.‬

1011
00:50:22,394 --> 00:50:24,896
‫برای گان‌فو، شما ترکیبی از ایرسافت‌ها رو انجام دادید‬

1012
00:50:25,063 --> 00:50:28,150
‫و از جلوه‌های ویژه برای شعله‌های سر لوله و پاشیدن خون استفاده کردید.‬

1013
00:50:28,358 --> 00:50:31,236
‫چون اون قدیما، ما از فشنگ مشقی و اسلحه‌های واقعی برای فیلمبرداری استفاده می‌کردیم.‬

1014
00:50:31,403 --> 00:50:33,405
‫پس نمیشه حرکات نزدیک انجام داد. خطرناکه.‬

1015
00:50:33,572 --> 00:50:35,741
‫در یه فاصله مشخص، بازم کُشنده‌ست.‬

1016
00:50:35,949 --> 00:50:37,492
‫معمولاً اینطوریه که، وقتی شلیک می‌کنی، کات می‌دی.‬

1017
00:50:37,659 --> 00:50:39,703
‫و نشون می‌دی طرف داره شلیک می‌کنه،‬

1018
00:50:39,870 --> 00:50:42,372
‫و بعد میری روی نمای معکوس، که بدونی تو منطقه امن هستی.‬

1019
00:50:42,581 --> 00:50:44,791
‫پس ما داریم صحنه‌هایی رو می‌گیریم که مستقیماً پشت سر هم کات نمی‌خورن،‬

1020
00:50:44,958 --> 00:50:46,877
‫و همدیگه رو از فاصله نزدیک می‌زنیم.‬

1021
00:50:47,044 --> 00:50:49,254
‫وقتی اون‌ها ادیتش کردن و شعله سر لوله رو گذاشتن‬

1022
00:50:49,463 --> 00:50:51,798
‫و پاشیدن خون رو روش اضافه کردن، همه‌مون گفتیم، "اوه، شِت."‬

1023
00:50:51,965 --> 00:50:54,134
‫خیلی باحال‌تر از هر چیزی بود که تو هیچ فیلمی که داشتیم روش کار می‌کردیم، انجام می‌دادیم.‬

1024
00:50:54,342 --> 00:50:56,887
‫فرستادیمش برای چد و اون حسابی از خود بی‌خود شد.‬

1025
00:50:57,012 --> 00:50:58,138
‫و من داشتم بهش نگاه می‌کردم و می‌گفتم،‬

1026
00:50:58,555 --> 00:51:00,098
‫"رفیق، باید اینو تو یه فیلم لعنتی بذاریم.‬

1027
00:51:00,140 --> 00:51:02,434
‫این دیوانگیه. این عالیه."‬

1028
00:51:02,642 --> 00:51:05,145
‫چیزی که خنده‌داره اینه که همه ما فکر می‌کردیم جیسون از پسش برمیاد.‬

1029
00:51:05,312 --> 00:51:07,355
‫آخه اون توی اکشن خیلی خوبه، این کار باید براش آسون باشه.‬

1030
00:51:07,564 --> 00:51:10,192
‫و به سبک همیشگی جیسون،‬

1031
00:51:10,400 --> 00:51:13,278
‫خیلی دوسش دارم، نکته داشت، ایده داشت.‬

1032
00:51:13,445 --> 00:51:15,655
‫می‌دونی، شاید اون اینو نمی‌خواست. شاید یه کم زیادی سبک‌پردازی شده بود.‬

1033
00:51:15,822 --> 00:51:17,949
‫نمی‌دونم چی بود، ولی به یه دلیلی،‬

1034
00:51:18,116 --> 00:51:19,993
‫استاتهام با این سبک جور درنیومد.‬

1035
00:51:20,202 --> 00:51:23,997
‫من یکم به این شکل بودم که، "داری منو دست میندازی الان؟‬

1036
00:51:24,206 --> 00:51:26,875
‫این باحال‌ترین چیزاییه که تو این مدت دیدم."‬

1037
00:51:27,042 --> 00:51:29,419
‫با این وجود، در نهایت یه تیکه های کوچیکی ازش رو انجام دادن.‬

1038
00:51:29,628 --> 00:51:32,923
‫اگه فیلم ‌Safe‌ رو ببینید، یه کم مبارزه تن به تن داره.‬

1039
00:51:33,090 --> 00:51:36,760
‫معرفی اون سبکه، می‌دونی، توی اون یه مبارزه توی رستوران.‬

1040
00:51:36,927 --> 00:51:41,515
‫فقط چند لحظه هست که انگار می‌بینی گان‌فو زنده می‌شه.‬

1041
00:51:41,681 --> 00:51:44,309
‫ولی فکر کنم اون موقع، چد گفت، می‌دونی، "گورش رو گم کنه.‬

1042
00:51:44,476 --> 00:51:46,728
‫ما اینو نگه می‌داریم تا وقتی که فرصتمون برسه.‬

1043
00:51:46,895 --> 00:51:49,106
‫نمی‌ذاریم کسی دیگه اینو ببینه، چون..."‬

1044
00:51:49,272 --> 00:51:51,274
‫حق با اون بود. قرار بود همه رو حیرت‌زده کنه.‬

1045
00:51:51,483 --> 00:51:53,610
‫منظورم اینه، ما خیلی هیجان‌زده بودیم که اینو توی جان ویک بذاریم.‬

1046
00:51:53,777 --> 00:51:56,196
‫نمی‌تونستیم صبر کنیم.‬

1047
00:51:56,363 --> 00:51:59,950
‫خنده‌داره چون با اینکه هردوشون اسطوره‌های اکشن بزرگی هستن،‬

1048
00:52:00,117 --> 00:52:02,619
‫جیسون هم یه نمونه فیزیکی خفن هست،‬

1049
00:52:02,828 --> 00:52:05,122
‫ولی وقتی ریوز انجامش می‌داد، متفاوت به نظر می‌رسید.‬

1050
00:52:17,843 --> 00:52:20,387
‫اگه بگی گان‌فو، ناخودآگاه یاد کیانو ریوز می‌افتی.‬

1051
00:52:20,554 --> 00:52:22,013
‫این سبک خودشه.‬

1052
00:52:24,307 --> 00:52:29,146
‫نکته عالی در مورد کیانو اینه که، منظورم اینه که، اون خیلی جذاب بود.‬

1053
00:52:29,312 --> 00:52:33,775
‫او حدود ‌98‌ درصد از مبارزاتش رو خودش انجام میده.‬

1054
00:52:33,984 --> 00:52:37,612
‫بدلکارش فقط زمانی میاد که یه چیز واقعاً خطرناک باشه،‬

1055
00:52:37,779 --> 00:52:40,365
‫مثلاً من بخوام اونو از بالکن پرت کنم.‬

1056
00:52:40,532 --> 00:52:43,660
‫اون خیلی خوبه. شگفت انگیزه.‬

1057
00:52:43,869 --> 00:52:46,454
‫اول، اینجا برو. بگیر.‬

1058
00:52:46,663 --> 00:52:48,623
‫یادمه چاد و دیو اومدن پیشم و گفتن،‬

1059
00:52:48,832 --> 00:52:50,000
‫"دنیل، محافظ بپوش."‬

1060
00:52:50,292 --> 00:52:51,626
‫من گفتم، "منظورت چیه؟"‬

1061
00:52:51,668 --> 00:52:53,295
‫ما داریم برداشت های کامل میگیریم، میدونی،‬

1062
00:52:53,753 --> 00:52:56,173
‫جایی که مبارزه رو از اول تا آخر بدون کات انجام میدی.‬

1063
00:52:56,214 --> 00:52:57,883
‫و من خیلی وقته که این کار رو نکردم.‬

1064
00:52:58,091 --> 00:52:59,718
‫و اونا میگن، "ما وقت نداریم. محافظ بپوش."‬

1065
00:52:59,885 --> 00:53:01,428
‫برو، برو، برو، برو.‬

1066
00:53:07,893 --> 00:53:11,980
‫ما یه برداشت کامل میگیریم، و یادمه من و بدل کیانو، جکسون،‬

1067
00:53:12,147 --> 00:53:14,232
‫هر دومون خیلی خسته بودیم.‬

1068
00:53:17,986 --> 00:53:20,030
‫ولی در نهایت یه مبارزه خیلی خوب از آب دراومد.‬

1069
00:53:21,573 --> 00:53:23,283
‫بچه ها، داریم ضبط میکنیم.‬

1070
00:53:23,450 --> 00:53:25,368
‫فکر کنم از اون چیزی که تصور میکردیم بهتر شد.‬

1071
00:53:25,535 --> 00:53:26,661
‫چون شما اون رو به یک شخصیت تبدیل کردین.‬

1072
00:53:26,828 --> 00:53:28,038
‫-حالا انگار... -درسته.‬

1073
00:53:28,205 --> 00:53:29,581
‫اینجاست که جان ویک اینطوری شد که،‬

1074
00:53:29,748 --> 00:53:30,916
‫باشه، اون متخصص اسلحه است.‬

1075
00:53:31,082 --> 00:53:33,084
‫-آره. -انگار، وای خدای من، جواب داد.‬

1076
00:53:33,251 --> 00:53:36,922
‫آره، ولی منظورم اینه که، فکر کنم این به فلسفه تو برمیگرده.‬

1077
00:53:37,130 --> 00:53:39,132
‫و فلسفه دیوید لیچ‬

1078
00:53:39,341 --> 00:53:43,887
‫که از مکتب واچوفسکی‌ها با ماتریکس بیرون آمده،‬

1079
00:53:44,054 --> 00:53:46,681
‫این بود که شخصیت، محرک عمل است.‬

1080
00:53:46,848 --> 00:53:48,642
‫داستان اکشن،‬

1081
00:53:48,667 --> 00:53:52,896
‫شخصیت اکشن باید خیلی به داستان مرتبط باشه.‬

1082
00:53:58,610 --> 00:54:02,239
‫آخرین برداشت از فیلمبرداری اصلی جان ویک.‬

1083
00:54:08,036 --> 00:54:11,706
‫خیلی خب، فیلمبرداری اصلی و اضافی تموم شد.‬

1084
00:54:11,873 --> 00:54:12,832
‫خیلی ممنون از همه.‬

1085
00:54:14,626 --> 00:54:16,419
‫آفرین...‬

1086
00:54:16,628 --> 00:54:18,713
‫هِی، دیو، تو اولین فیلمت رو کارگردانی کردی.‬

1087
00:54:18,880 --> 00:54:20,090
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟‬

1088
00:54:20,257 --> 00:54:23,051
‫مواد بزنم.‬

1089
00:54:23,218 --> 00:54:25,762
‫تقدیم به همه کسانی که می‌گفتن نمی‌تونیم انجامش بدیم.‬

1090
00:54:25,929 --> 00:54:28,765
‫فکر می‌کردیم سخت‌ترین بخش، آموزش دادن به کیانو باشه‬

1091
00:54:28,974 --> 00:54:30,477
‫و ترکوندن با اکشن‌های باحال.‬

1092
00:54:30,502 --> 00:54:33,561
‫وقتی تموم شد، گفتیم، "وای خدا، انجامش دادیم. خطری نیست."‬

1093
00:54:33,770 --> 00:54:36,231
‫و بعد یه چیزی رو فهمیدیم به اسم پس‌تولید،‬

1094
00:54:36,398 --> 00:54:38,692
‫که توش باید خود فیلم رو پیدا کنی.‬

1095
00:54:38,858 --> 00:54:41,695
‫اگه فاصله می‌خوای، همین‌جاست. نگاه کن.‬

1096
00:54:41,861 --> 00:54:44,781
‫به نظرم مرحله پس‌تولید جایی بود که بیشترین چیزها رو یاد گرفتم،‬

1097
00:54:44,990 --> 00:54:47,242
‫چون به عنوان کارگردان واحد دوم انجامش نمیدی.‬

1098
00:54:51,288 --> 00:54:54,374
‫و بعد کات به نمای بیرونی سریع، مثل...‬

1099
00:54:54,541 --> 00:54:56,918
‫نسخه اولیه رو تدوین کردیم و فکر کردیم، "وای خدا، انجامش دادیم."‬

1100
00:54:57,085 --> 00:55:00,130
‫نسخه اولیه رو دیدیم و گفتیم، "چه گندی زدیم؟ خیلی بده.‬

1101
00:55:00,297 --> 00:55:02,340
‫انگار که دیگه هیچ وقت کار پیدا نمی‌کنیم."‬

1102
00:55:02,507 --> 00:55:04,592
‫به چند تا دوست و فامیل نشونش دادیم، و اونا فقط میگفتن، "آره."‬

1103
00:55:04,801 --> 00:55:06,845
‫میزدن به شونه‌مون، "دمتون گرم، بچه‌ها. آره، آره.‬

1104
00:55:07,012 --> 00:55:08,388
‫اولین فیلم‌تون رو ساختین."‬

1105
00:55:08,596 --> 00:55:10,515
‫فکر کنم این نابودشون کرد. انگار که،‬

1106
00:55:10,682 --> 00:55:12,767
‫"بچه‌ها، خیلی طولانیه. خیلی طولانیه. خیلی طولانیه."‬

1107
00:55:12,976 --> 00:55:17,022
‫اولین نسخه جان ویک، اون داشت تو خونه‌اش افسردگی می‌کرد.‬

1108
00:55:17,188 --> 00:55:19,399
‫انگار یه فیلم نوآر سوئدی بود.‬

1109
00:55:19,566 --> 00:55:22,569
‫خیلی غمگین بود. داره گریه میکنه، قهوه درست میکنه.‬

1110
00:55:22,736 --> 00:55:25,447
‫و تو میگی، "خب. من نمی--"‬

1111
00:55:25,655 --> 00:55:28,325
‫فکر کنم مردم میخوان بدونن کی قراره شروع کنه به آدم کشتن.‬

1112
00:55:28,491 --> 00:55:30,535
‫ما سعی می‌کردیم فیلم‌نامه رو خیلی محکم نگه داریم‬

1113
00:55:30,702 --> 00:55:32,912
‫که فکر کنم با همه برای چهار، پنج هفته اول دعوا کردیم.‬

1114
00:55:33,288 --> 00:55:35,707
‫بعضی وقتا سخت‌تره وقتی میگی، "نه، ولی من اینجوری دیدمش،‬

1115
00:55:35,749 --> 00:55:39,044
‫و فقط باید همینجوری ببینمش تا وقتی که دیگه اونجوری نبینمش. بعدش میتونم..."‬

1116
00:55:39,252 --> 00:55:41,588
‫میدونی، و من میگم، من کلا اون مدلی رو فراموش کردم‬

1117
00:55:41,755 --> 00:55:43,214
‫چون این مدلی خیلی خفنه.‬

1118
00:55:43,381 --> 00:55:45,216
‫باسیل، از دست ما عصبانی شد که اینقدر افسرده بودیم.‬

1119
00:55:45,383 --> 00:55:49,220
‫میگه، "چه غلطی دارین میکنین؟ پاشین برین سر کارتون."‬

1120
00:55:49,387 --> 00:55:51,306
‫ما میگیم، "خب، خیلی بده. ما شکست خوردیم."‬

1121
00:55:51,473 --> 00:55:52,807
‫میگه، "این نسخه اولیتونه.‬

1122
00:55:52,974 --> 00:55:54,601
‫حالا باید برین فیلم رو بسازین، بچه‌ها.‬

1123
00:55:54,768 --> 00:55:58,063
‫مثلا ۲۰ هفته وقت دارین. زود باشین. برین."‬

1124
00:55:58,271 --> 00:56:00,857
‫ما میگیم، "فکر کنم این کارگردانیه، ها؟"‬

1125
00:56:01,066 --> 00:56:04,027
‫میدونی، اونا مجبور بودن فیلم رو تو تدوین در بیارن،‬

1126
00:56:04,194 --> 00:56:06,780
‫و بعدش جنگ‌هایی که باید با قسمت بیزینسی‌ش بکنی.‬

1127
00:56:06,946 --> 00:56:08,656
‫میدونی، بقیه مردم درباره فیلم چی فکر میکنن؟‬

1128
00:56:08,865 --> 00:56:10,533
‫که فکر میکردی خودت ساختی؟‬

1129
00:56:10,658 --> 00:56:12,744
‫"اکشنش خیلی زیاده." "اکشنش کافی نیست."‬

1130
00:56:12,769 --> 00:56:15,872
‫"نمیشه واقعا سگ رو بکشی." "صبر کن، چی؟ آخرش چیه؟"‬

1131
00:56:15,914 --> 00:56:18,458
‫"پایانش خوب نیست." باید دوباره درستش کنیم، میدونی.‬

1132
00:56:18,625 --> 00:56:24,214
‫مطمئنم خیلی چیزها گفتن، میدونی، "این افتضاح نیست؟"‬

1133
00:56:24,381 --> 00:56:27,175
‫ما فیلم رو به آرامی پیدا کردیم.‬

1134
00:56:27,342 --> 00:56:29,219
‫خیلی کند بود. ولی آره، وحشت کرده بودیم.‬

1135
00:56:29,386 --> 00:56:31,888
‫میدونی، اون موقع، یادت باشه، همه چیز درباره تدوین سریع بود‬

1136
00:56:32,055 --> 00:56:34,849
‫و دوربین لرزان و اینجور چیزها. و ما حتی یه دونه دوربین لرزان هم نداشتیم.‬

1137
00:56:35,016 --> 00:56:38,228
‫کار ما خیلی آهسته و بدون جلوه‌های ویژه بود.‬

1138
00:56:38,395 --> 00:56:39,979
‫آره، فکر میکردیم فیلم افتضاحه.‬

1139
00:56:40,146 --> 00:56:41,856
‫همه به جز کیانو.‬

1140
00:56:41,881 --> 00:56:43,441
‫کیانو و باسیل فقط میگفتن، "نه، فقط به کوبیدن ادامه بده.‬

1141
00:56:43,608 --> 00:56:45,193
‫به کارت ادامه بده. چند هفته دیگه میبینیمت."‬

1142
00:56:45,360 --> 00:56:46,569
‫بخشی ازش مثل بچه خودت میمونه، میدونی؟‬

1143
00:56:46,736 --> 00:56:48,279
‫هنریه که خلقش کردی‬

1144
00:56:48,696 --> 00:56:50,573
‫و واقعا درگیرشی و هیجان زده ای.‬

1145
00:56:50,615 --> 00:56:53,743
‫ولی بعدش حس خودآگاهی بهت دست میده،‬

1146
00:56:53,910 --> 00:56:57,288
‫"آیا این لحظه خیلی چیپ میشه؟ و آیا مردم ازش خوششون میاد؟"‬

1147
00:56:57,455 --> 00:57:00,667
‫و میدونم که خودم دوستش دارم، ولی باید بفرستمش به دنیا.‬

1148
00:57:00,834 --> 00:57:05,130
‫و این تمام اون اعتماد به نفس و ناامنیه که با هم برخورد میکنن.‬

1149
00:57:05,338 --> 00:57:07,590
‫باید به خودم باور داشته باشم، اما باید این رو هم تحویل بدم‬

1150
00:57:07,757 --> 00:57:09,342
‫به مخاطب و باید جواب بده.‬

1151
00:57:09,551 --> 00:57:11,553
‫ما فیلم رو برای اولین بار پیش‌نمایش کردیم.‬

1152
00:57:11,719 --> 00:57:13,721
‫و تماشاچی‌ها نمی‌دونستند از این فیلم چی برداشت کنند.‬

1153
00:57:14,180 --> 00:57:17,725
‫اونا میگفتن، "این چیه؟ مثل اینه که کیانو افسرده‌ست و گریه می‌کنه."‬

1154
00:57:17,767 --> 00:57:20,603
‫و اینجا چه اتفاقی داره میفته؟ قرار بود یه فیلم اکشن باشه."‬

1155
00:57:20,812 --> 00:57:22,730
‫و هیچوقت فراموش نمی‌کنم، اون مهم‌ترین لحظه بود‬

1156
00:57:22,939 --> 00:57:24,691
‫در کل تاریخ فرانچایز جان ویک‬

1157
00:57:25,066 --> 00:57:27,944
‫-جایی که مایکل نیکویست به جان لگویزمو زنگ میزنه... -آئورلیو صحبت می‌کنه.‬

1158
00:57:27,986 --> 00:57:29,904
‫-...و میگه... -شنیدم پسرم رو زدی.‬

1159
00:57:30,113 --> 00:57:31,614
‫-و جان میگه... -بله، قربان، زدم.‬

1160
00:57:31,781 --> 00:57:33,825
‫چون ماشین جان ویک رو دزدید، قربان،‬

1161
00:57:33,992 --> 00:57:37,120
‫و، آم، سگش رو کشت.‬

1162
00:57:37,287 --> 00:57:38,746
‫و مایکل نیکویست فقط میگه...‬

1163
00:57:38,830 --> 00:57:40,498
‫آه.‬

1164
00:57:40,999 --> 00:57:44,085
‫-و کل تماشاچی‌ها خندیدند. -خب، جذبشون کردیم.‬

1165
00:57:44,127 --> 00:57:49,048
‫این بهترین بازیه تاریخ سینماست جایی که یه نفر میگه...‬

1166
00:57:49,215 --> 00:57:50,508
‫آه.‬

1167
00:57:50,675 --> 00:57:53,511
‫و فهمیدم، خب، بالاخره متوجه شدند.‬

1168
00:57:53,678 --> 00:57:56,306
‫قراره خوش بگذرونیم. این فیلم دیوونه‌کننده‌ست.‬

1169
00:57:56,473 --> 00:57:58,308
‫و از اون لحظه به بعد، خیلی خوب پیش رفت.‬

1170
00:57:58,475 --> 00:58:00,101
‫اولین نمایش رو یادمه،‬

1171
00:58:00,268 --> 00:58:02,103
‫این پرسشنامه‌های کوچیک رو میدن که پر کنید.‬

1172
00:58:02,270 --> 00:58:03,938
‫و اولین سوال این بود که،‬

1173
00:58:04,105 --> 00:58:06,858
‫"آیا فکر می‌کنید کشتن سگ این همه مرگ رو توجیه می‌کنه؟"‬

1174
00:58:07,025 --> 00:58:08,651
‫و ما اون رو بر اساس گروه‌های جمعیتی تقسیم کردیم.‬

1175
00:58:08,818 --> 00:58:11,321
‫و یادمه مردها فقط حدود ‌60‌ درصد موافق بودند.‬

1176
00:58:11,488 --> 00:58:15,783
‫اما حدود ‌98‌ درصد زن‌ها می‌گفتند، "همه‌شون رو بکش."‬

1177
00:58:15,992 --> 00:58:18,453
‫چون می‌دونستند که موضوع سرِ یک سگ نیست.‬

1178
00:58:26,836 --> 00:58:28,213
‫ما یه فیلم خیلی باحال داشتیم.‬

1179
00:58:28,421 --> 00:58:30,089
‫ما یه فیلم داشتیم که فکر می‌کنم همه‌مون می‌گفتیم،‬

1180
00:58:30,256 --> 00:58:32,592
‫"وای، یه دنیایی اونجاست که ما هیچ‌وقت متوجه‌ش نشدیم."‬

1181
00:58:32,759 --> 00:58:34,802
‫و ایان مک‌شین و لنس ردیک واقعاً درخشیدند.‬

1182
00:58:35,011 --> 00:58:37,680
‫و ویلم دفو هم خیلی خفن بود. ما از پسش براومدیم.‬

1183
00:58:37,889 --> 00:58:40,725
‫و باید پیشنهادات متعددی از استودیوهای داخلی داشته باشیم‬

1184
00:58:40,808 --> 00:58:42,852
‫چون این فیلم واقعاً خوب از آب دراومده.‬

1185
00:58:43,353 --> 00:58:48,858
‫و بعد، نمایشش رو برای استودیوها شروع کردیم، و همه رد کردند.‬

1186
00:58:48,900 --> 00:58:51,945
‫-دقیقاً همه رد کردند. -نفروختیمش؟ یعنی هیچ‌کس نمی‌خوادش؟‬

1187
00:58:52,111 --> 00:58:56,908
‫انگار که این از خیلی فیلم‌هایی که ازم خواستن درستشون کنم، بهتره.‬

1188
00:58:57,116 --> 00:58:58,326
‫خیلی دلسرد کننده بود.‬

1189
00:58:58,493 --> 00:59:00,203
‫من بازار رو اشتباه ارزیابی کردم،‬

1190
00:59:00,370 --> 00:59:02,413
‫و این آدما رو تو یه موقعیت خیلی سخت گذاشتم‬

1191
00:59:02,580 --> 00:59:04,791
‫چون من طرفداری ساختن این فیلم رو کردم‬

1192
00:59:04,958 --> 00:59:08,670
‫و این فیلمی رو سر هم کردم که هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی بینه.‬

1193
00:59:08,836 --> 00:59:11,589
‫ولی یه نفر توی لاینزگیت گفت، "می‌دونی چیه؟ گور باباش.‬

1194
00:59:11,756 --> 00:59:14,050
‫بهتره که لااقل حق پخش داخلی رو برداریم‬

1195
00:59:14,259 --> 00:59:17,262
‫چون که ما قبلاً حق پخش منطقه‌های بین‌المللی رو گرفتیم."‬

1196
00:59:17,470 --> 00:59:19,806
‫اون موقع بین امور شرکتی و دولتی در لاینزگیت جدایی بود.‬

1197
00:59:19,973 --> 00:59:21,766
‫یه بخش داخلی و یه بخش خارجی بود.‬

1198
00:59:21,933 --> 00:59:25,645
‫لاینزگیت فقط حق پخش خارجی فیلم رو فروخته بود.‬

1199
00:59:25,812 --> 00:59:29,399
‫و این‌طوری لاینزگیت خریدش، ولی بدون پیش‌پرداخت، با صفر دلار،‬

1200
00:59:29,607 --> 00:59:31,734
‫که خب، می‌دونید، معامله‌ی خوبی نیست.‬

1201
00:59:31,859 --> 00:59:33,234
‫من گفتم، "خب، این از هیچی بهتره."‬

1202
00:59:33,457 --> 00:59:36,447
‫آنها به آن اعتقاد ندارند. آنها سالن‌های سینما را برای ما تضمین نمی‌کنند.‬

1203
00:59:36,489 --> 00:59:39,117
‫اما ناگهان، رئیس بازاریابی‌شان این تریلر را می‌فرستد‬

1204
00:59:39,284 --> 00:59:40,618
‫که فوق‌العاده است.‬

1205
00:59:43,079 --> 00:59:44,205
‫نه!‬

1206
00:59:45,582 --> 00:59:47,041
‫و اون میگه: "من میتونم این رو بفروشم."‬

1207
00:59:47,208 --> 00:59:49,377
‫انگار این یک فیلم ‌Lionsgate‌ است.‬

1208
00:59:49,544 --> 00:59:50,587
‫دوباره داری کار می‌کنی؟‬

1209
00:59:50,753 --> 00:59:53,047
‫نه، فقط دارم یه کم چیزا رو مرتب می‌کنم.‬

1210
00:59:53,256 --> 00:59:54,799
‫بیاین بفهمیم چطوری این فیلم رو بسازیم، و ما اکران گسترده خواهیم داشت.‬

1211
00:59:55,133 --> 00:59:57,302
‫و بعد اتفاق دیگری افتاد که مثل یک معجزه بود،‬

1212
00:59:57,343 --> 00:59:59,763
‫اما یک جای خالی در اکتبر وجود داشت. یک فیلم کنسل شد.‬

1213
01:00:00,007 --> 01:00:03,391
‫این فیلم اکشن با اکران گسترده‌ای به اسم کینگزمن بود،‬

1214
01:00:03,558 --> 01:00:08,618
‫و به هر دلیلی، آنها تاریخ را به بهار سال بعد منتقل کردند.‬

1215
01:00:08,643 --> 01:00:11,899
 تو ماه اکتبر یک فرصت هست. بیاین پخشش کنیم.‬

1216
01:00:12,108 --> 01:00:13,651
‫بعدش ما گفتیم، "خیلی خب،‬

1217
01:00:13,818 --> 01:00:17,113
‫باید یه جوری به مردم در مورد این فیلم خبر بدیم‬

1218
01:00:17,322 --> 01:00:18,781
‫که قراره دو ماه دیگه بیرون بیاد."‬

1219
01:00:18,948 --> 01:00:20,950
‫و بنابراین، تیم بازاریابی می‌گوید، "می‌دونید چیه؟‬

1220
01:00:21,159 --> 01:00:25,204
‫می‌تونیم اونو در جشنواره فیلم فنتستیک فست در آستین به نمایش دربیاریم،‬

1221
01:00:25,371 --> 01:00:28,815
‫و این تقریبا یک هفته یا دو هفته قبل از آخر هفته افتتاحیه ما خواهد بود."‬

1222
01:00:28,981 --> 01:00:31,502
‫ما قبلاً روی فیلم‌های اکشن بزرگ بسیاری کار کرده‌ایم،‬

1223
01:00:31,669 --> 01:00:34,088
‫و ما زیر نظر بسیاری از کارگردانان بزرگ آموزش دیده‌ایم.‬

1224
01:00:34,255 --> 01:00:37,133
‫و این بوده... واقعاً فوق‌العاده است که فرصتی پیدا کنیم،‬

1225
01:00:37,342 --> 01:00:40,637
‫که به مردم نشون بدیم چه کارهایی می‌تونیم در زمینه داستان‌سرایی و اکشن انجام بدیم.‬

1226
01:00:43,139 --> 01:00:45,516
‫فیلم رو نشون می‌دیم، و حسابی غوغا به پا می‌کنیم.‬

1227
01:00:45,683 --> 01:00:47,810
‫مردم از کوره در رفتند. فضای توییتر دیوانه شد.‬

1228
01:00:47,977 --> 01:00:50,688
‫طرفدارها براش وحشی شدند. خیلی دوستش داشتند.‬

1229
01:00:50,855 --> 01:00:53,024
‫بعد ناگهان، نقدها شروع به رسیدن کردند.‬

1230
01:00:53,191 --> 01:00:55,943
‫نقدها فوق العاده بودند. همه می گفتند:‬

1231
01:00:56,152 --> 01:01:00,657
‫"این فقط یک فیلم اکشن معمولی نیست. این الهام بخش است."‬

1232
01:01:02,408 --> 01:01:06,954
‫بیشتر تعجب کردم که چرا هیچ کس در آن نمایش خریداران آن را نخواست‬

1233
01:01:07,163 --> 01:01:10,124
‫تا وقتی که اون رو برای طرفداران نشون دادیم،‬

1234
01:01:10,291 --> 01:01:13,795
‫که ته دلم می دونستم خوششون می آید چون خودم هم یکی از اونا هستم.‬

1235
01:01:14,003 --> 01:01:17,340
‫و بنابراین، یک دقیقه، ما حتی واقعاً اکران سینمایی نداشتیم.‬

1236
01:01:17,507 --> 01:01:19,967
‫قرار بود فقط مستقیم به ویدیو برود.‬

1237
01:01:20,134 --> 01:01:22,845
‫و دقیقه بعد، انگار ۱۲۰۰ پرده سینما دارد. خیلی عالیه.‬

1238
01:01:23,012 --> 01:01:26,182
‫این یک برد بزرگ برای همه ما بود، خیلی بزرگ.‬

1239
01:01:26,349 --> 01:01:29,560
‫اما یک چیز در مورد آن فیلم اول بود که خیلی خوشحال شدم.‬

1240
01:01:29,727 --> 01:01:32,522
‫به تماشاگران یادآوری کرد که چرا عاشق کیانو هستند.‬

1241
01:01:32,689 --> 01:01:34,691
‫و به آنها یادآوری کرد که او یک ستاره سینما بود.‬

1242
01:01:34,899 --> 01:01:36,693
‫مردم مدام می پرسند که آیا برگشته ام.‬

1243
01:01:38,861 --> 01:01:41,656
‫آره، فکر کنم برگشتم.‬

1244
01:01:41,823 --> 01:01:44,492
‫و حالا، شما فرصتی برای ساخت دنباله دارید.‬

1245
01:01:44,701 --> 01:01:49,747
‫اما اگر جان ویک ‌2‌ را بسازیم و شش سال دیگر اکران شود،‬

1246
01:01:49,914 --> 01:01:53,751
‫همان ارزش را در مخاطب ندارد.‬

1247
01:01:53,918 --> 01:01:58,548
‫در این لحظه فهمیدم، نباید سرعت خود را کم کنیم‬

1248
01:01:58,756 --> 01:02:00,925
‫با این ایده که آیا در حال ساخت جان ویک ‌2‌ هستیم یا نه.‬

1249
01:02:01,092 --> 01:02:03,010
نتونستیم ایده ای پیدا کنیم،‬

1250
01:02:03,219 --> 01:02:06,764
‫و چاد و من به پروژه دیگری متصل شدیم‬

1251
01:02:06,931 --> 01:02:08,641
‫که واقعاً عاشقش شده بودم،‬

1252
01:02:08,850 --> 01:02:11,475
‫شهر سردترین، که الان بلوند اتمی نامیده میشه.‬

1253
01:02:11,500 --> 01:02:14,105
‫فکر کردم میتونیم اول با هم انجامش بدیم.‬

1254
01:02:14,689 --> 01:02:17,567
‫و نمی دونم، چاد حس میکرد که واقعا میخواد اول جان ویک ‌2‌ رو انجام بده.‬

1255
01:02:17,608 --> 01:02:20,903
‫و یه بخشی از من میگفت، من میخوام جان ویک ‌2‌ رو انجام بدم.‬

1256
01:02:21,112 --> 01:02:25,283
‫ولی میدونم کسی رو نمیتونن استخدام کنن که بتونه جان ویک ‌2‌ رو بسازه.‬

1257
01:02:25,450 --> 01:02:29,203
‫ما فقط... یه چیز خیلی منحصر به فرد بود که با هم خلقش کرده بودیم.‬

1258
01:02:29,370 --> 01:02:31,093
‫یا چاد یا من، یا هیچکس دیگه.‬

1259
01:02:31,118 --> 01:02:34,371
‫مثلا، میخوان کیو استخدام کنن جان ویک رو بسازه؟ و من گفتم، ما وقت داریم جان ویک رو بسازیم.‬

1260
01:02:35,166 --> 01:02:37,462
‫این شارلیز داره. آماده است.‬

1261
01:02:37,670 --> 01:02:40,673
‫و میتونیم بریم یه فیلم دیگه بسازیم، میدونی، و برگردیم‬

1262
01:02:40,882 --> 01:02:43,593
‫و جان ویک ‌2‌ رو بسازیم وقتی یه ایده عالی داشتیم.‬

1263
01:02:43,760 --> 01:02:48,431
‫و اون یه مدت میگفت، "آره، آره، آره." و بعد شروع کرد به ترسیدن.‬

1264
01:02:48,639 --> 01:02:50,767
‫و فکر میکنم واقعا میخواست تو دنیای جان ویک بمونه.‬

1265
01:02:50,933 --> 01:02:52,852
‫و او... و با اینکه فیلمنامه نداشتیم،‬

1266
01:02:53,060 --> 01:02:56,063
‫اون میگفت، فکر کنم واقعا میخواست منم بمونم.‬

1267
01:02:56,230 --> 01:02:58,274
‫فکر کنم دیو میخواست خودش کارگردانی کنه. همه مون میخوایم خودمون کارگردانی کنیم.‬

1268
01:02:58,483 --> 01:03:00,401
‫کارگردانیه دیگه. همه مون میخوایم خودمون باشیم.‬

1269
01:03:00,568 --> 01:03:02,945
‫کارگردانی مشترک، اگه سه تا فیلم با هم اینجوری میساختیم،‬

1270
01:03:03,112 --> 01:03:04,655
‫آره، سه تا فیلم با هم اینجوری ساخته بودیم.‬

1271
01:03:04,864 --> 01:03:06,866
‫خلاصه بگم، من رفتم پیش چاد،‬

1272
01:03:07,074 --> 01:03:10,661
‫و بهش گفتم، "میخوام شهر سردترین رو کارگردانی کنم."‬

1273
01:03:10,828 --> 01:03:14,123
‫ام، و اون گفت، "کیانو یه فرصت داره. من دارم همزمان این کارو میکنم.‬

1274
01:03:14,332 --> 01:03:17,460
‫پس، باید انتخاب کنی." و من گفتم، "شهر سردترین."‬

1275
01:03:17,627 --> 01:03:20,379
‫اون فقط گفت، "چی؟ میخوای این کارو بکنی؟‬

1276
01:03:20,546 --> 01:03:23,090
‫میخوای فرنچایز ما رو جا بذاری؟" فکر کنم اون این حسو داشت.‬

1277
01:03:23,299 --> 01:03:26,677
‫فکر کنم احتمالا اون حرفا رو زد.‬

1278
01:03:26,844 --> 01:03:30,473
‫خیلی ضربه بزرگی بود. مثل این بود که، وای خدای من.‬

1279
01:03:30,556 --> 01:03:32,266
‫اون موقع، خیلی عصبانی بودم.‬

1280
01:03:32,767 --> 01:03:36,103
‫گفتم: "مغزت تکون خورده؟ انگار این یه فرنچایزه.‬

1281
01:03:36,145 --> 01:03:38,022
‫انگار ما خوش شانس ترین آدم های روی زمینیم. داری چیکار میکنی؟"‬

1282
01:03:38,189 --> 01:03:39,690
‫خیلی دراماتیک بود.‬

1283
01:03:40,066 --> 01:03:42,944
‫و این دیگه آخرش بود. انگار دیگه، اوکی.‬

1284
01:03:42,985 --> 01:03:46,239
‫به نظر من، انگار مردم طرفدار دیو یا طرفدار چد شدن.‬

1285
01:03:46,405 --> 01:03:48,950
‫اینطور نبود که چد بگه، "با دیو کار نکنید."‬

1286
01:03:49,158 --> 01:03:52,453
‫دیو هنوز یه بخش خیلی مهم از وجود همه ما بود،‬

1287
01:03:52,620 --> 01:03:55,915
‫چون برای ما، اون دیو بود، مهم نبود برای چد چی بود.‬

1288
01:03:56,082 --> 01:03:58,835
‫وقتی رفت، بیشتر اینطوری بود که "آخ، دلم برای عمو دیو تنگ شده.‬

1289
01:04:00,253 --> 01:04:01,712
‫اون باحال ترین بود."‬

1290
01:04:01,921 --> 01:04:03,256
‫آره، یه کم حس میکنی،‬

1291
01:04:03,422 --> 01:04:04,924
‫"مشکل از منه؟ از اوناست؟ از اینه؟" میدونی.‬

1292
01:04:05,132 --> 01:04:07,093
‫حس میکردم آدم عوضی ای هستم.‬

1293
01:04:07,260 --> 01:04:11,722
‫آره، خب، معلومه. هیچکی الکی که نمیره.‬

1294
01:04:11,889 --> 01:04:14,934
‫غرورت میگه مشکل از اوناست، ولی امیدوارم مغزت بگه مشکل از توئه.‬

1295
01:04:15,101 --> 01:04:16,936
‫یه جورایی... شاید یه چیزی بین این دوتاست.‬

1296
01:04:17,144 --> 01:04:19,105
‫تا اون موقع، اونا فقط راهشون رو جدا کردن.‬

1297
01:04:19,272 --> 01:04:22,149
‫با هم یه کسب و کار رو اداره میکردن، و دوستای خیلی صمیمی بودن.‬

1298
01:04:22,316 --> 01:04:27,029
‫ولی تو یه کابین خلبان خلاق بودن، فکر کنم برای دیو زیادی بود،‬

1299
01:04:27,196 --> 01:04:29,824
‫و فکر کنم دیو گفت، "میخوام برم کارای خودمو بکنم."‬

1300
01:04:29,991 --> 01:04:33,703
‫این برام منطقی بود، میدونی؟‬

1301
01:04:33,870 --> 01:04:37,164
‫هیچوقت این حس رو نداشتم که، "چی؟ دیو نمیخواد این کار رو بکنه؟"‬

1302
01:04:37,331 --> 01:04:40,376
‫اون موقع گفتم، "آره، درسته. شما هر دو کارگردان هستید،‬

1303
01:04:40,585 --> 01:04:45,548
‫و یکی قراره اون کار رو انجام بده، و یکی دیگه قراره این کار رو انجام بده."‬

1304
01:04:45,715 --> 01:04:49,760
‫فقط خوشحال بودم که چاد گفت، "آره، بیا انجامش بدیم."‬

1305
01:04:49,927 --> 01:04:52,847
‫چون اگه اون اینو نمیگفت، نمیدونم چی میشد.‬

1306
01:04:53,556 --> 01:04:54,682
‫نمیدونم.‬

1307
01:04:54,891 --> 01:04:56,309
‫میدونم که برای جان ویک ۲ باهات تماس گرفتن.‬

1308
01:04:56,475 --> 01:04:57,643
‫"میخوای انجامش بدی؟"‬

1309
01:04:57,810 --> 01:04:59,562
‫من گفتم، "به چی فکر میکنی؟"‬

1310
01:04:59,729 --> 01:05:00,897
‫و اون گفت، "ببین، تنها چیزی که میدونم اینه که باید بفهمیم‬

1311
01:05:01,063 --> 01:05:03,024
‫-چرا میخوایم دوباره این کار رو انجام بدیم." -آره.‬

1312
01:05:03,232 --> 01:05:05,026
‫ولی فیلمنامه نداشتیم. هیچ ایده‌ای نداشتیم.‬

1313
01:05:05,051 --> 01:05:08,487
‫واقعاً نمیدونستیم چرا فیلم اول جواب داد.‬

1314
01:05:08,654 --> 01:05:11,198
‫میدونم احمقانه به نظر میرسه، ولی علم نیست، درسته؟‬

1315
01:05:11,407 --> 01:05:12,742
‫اونا برگشتن و گفتن،‬

1316
01:05:12,797 --> 01:05:13,897
‫"فکر میکنید خیلی باهوش هستید.‬

1317
01:05:13,922 --> 01:05:16,913
‫-ببینیم برای جان ویک ۲ چی دارید." -میدونم، درسته؟‬

1318
01:05:16,954 --> 01:05:18,915
‫معمولاً وقتی مردم درباره جان ویک ۱ حرف میزدن،‬

1319
01:05:19,081 --> 01:05:21,500
‫میگفتن، "آره، سگه. منظورم اینه، عالی بود."‬

1320
01:05:21,667 --> 01:05:23,002
‫و ما میگفتیم، "دیگه سگ نداریم."‬

1321
01:05:23,169 --> 01:05:24,670
‫میخوای چیکار کنی؟ دوباره میخوای سگ رو بکشی؟‬

1322
01:05:24,837 --> 01:05:26,797
‫-یه گربه رو بکشیم؟ -مرغ عشق رو بکشیم؟‬

1323
01:05:26,964 --> 01:05:29,383
‫-داریم چیکار میکنیم؟ -اگه دوباره این کار رو میکردیم خنده دار میشد.‬

1324
01:05:29,550 --> 01:05:31,886
‫و ما گفتیم، "خب، چی... لعنتی. اینجا میخوایم چیکار کنیم؟"‬

1325
01:05:32,053 --> 01:05:34,388
‫و بنابراین، از نظر خلاقیت، یه چالش بزرگ بود‬

1326
01:05:34,597 --> 01:05:38,100
‫که چطور مخاطب رو از نظر احساسی با اتفاقی که داره میفته مرتبط کنیم.‬

1327
01:05:38,225 --> 01:05:40,770
‫ما یه جورایی خودمون رو کشتیم روی دومی‬

1328
01:05:40,978 --> 01:05:44,690
‫چون نمی‌خواستیم بشه جان ویک ۱ و ۲ و تمام.‬

1329
01:05:44,857 --> 01:05:49,236
‫وقتی به فرنچایزهایی فکر می‌کنید که به ۳ و ۴ و فراتر می‌رسند، اونا دنباله رو درست انجام دادن.‬

1330
01:05:49,403 --> 01:05:52,907
‫یه فیلم تا وقتی فیلم دوم رو نساختید فرنچایز نیست‬

1331
01:05:53,074 --> 01:05:56,118
‫و فیلم دوم کار کرد، درسته؟‬

1332
01:05:56,143 --> 01:05:59,747
‫وقتی دو تا فیلم خوب داشته باشی، حالا یه فرنچایز داری.‬

1333
01:05:59,914 --> 01:06:01,540
‫اون احتمالاً استرس‌زاترین بود.‬

1334
01:06:01,707 --> 01:06:05,127
‫انگار که "شانس آوردیم یا خوبیم؟"‬

1335
01:06:05,294 --> 01:06:08,464
‫ما بررسی کردیم، می‌خوام بگم صدها ایده.‬

1336
01:06:08,673 --> 01:06:12,259
‫جهان‌سازی‌های عظیم، مافیای نیجریه‌ای، ترایاد،‬

1337
01:06:12,468 --> 01:06:14,345
‫هر تعداد تکرار.‬

1338
01:06:14,553 --> 01:06:17,390
‫اینطور نیست که ما در موردش صحبت کنیم، فیلمنامه رو به نویسنده بدیم،‬

1339
01:06:17,556 --> 01:06:20,559
‫و بعد، "شش ماه دیگه می‌بینمت." مثلاً، نوشتن کیانو اینجوریه که،‬

1340
01:06:20,726 --> 01:06:24,397
‫یهویی یه صحنه رو برام پیامک می‌کنه، و بعد من یه سکانس اکشن دارم.‬

1341
01:06:24,563 --> 01:06:26,148
‫بهم پیامک می‌کنه، "داشتم فکر می‌کردم، جان ویک باید..."‬

1342
01:06:26,315 --> 01:06:28,359
‫و انگار که دو صفحه دیالوگه.‬

1343
01:06:28,526 --> 01:06:30,403
‫هنوز نمی‌دونیم کجا بذاریمش ولی می‌دونیم یه صحنه‌ست.‬

1344
01:06:30,569 --> 01:06:32,571
‫می‌دونی، من برای وینستون می‌نویسم.‬

1345
01:06:32,738 --> 01:06:35,616
‫من می‌نویسم برای بووری کینگ.‬

1346
01:06:35,783 --> 01:06:38,619
‫من برای جان می‌نویسم. من صحنه می‌نویسم. می‌دونی، من طرح‌های صحنه می‌فرستم.‬

1347
01:06:38,786 --> 01:06:41,831
‫صحنه‌های کامل. ولی همه‌شون یه جورایی اینو دارن، "می‌خوایم اینو بگه، موضوع اینه."‬

1348
01:06:41,998 --> 01:06:43,457
‫-آره. درسته. -"صحنه باید درباره‌ی این باشه."‬

1349
01:06:43,624 --> 01:06:45,209
‫و بعد، چطوری به اونجا برسیم؟‬

1350
01:06:45,376 --> 01:06:47,503
‫به یه شکل خیلی تصادفی با هم جور می‌شه،‬

1351
01:06:47,712 --> 01:06:49,588
‫و یه جورایی این شکلیه حدود شش ماه.‬

1352
01:06:49,755 --> 01:06:51,507
‫فقط، "ما نمی‌دانیم! ما نمی‌دانیم!"‬

1353
01:06:51,716 --> 01:06:54,427
‫برای اولی، فقط یک مشت آدم در سنگرها بودند.‬

1354
01:06:54,593 --> 01:06:58,222
‫و دومی، هزار نفر در مرکز فرماندهی بودند.‬

1355
01:06:58,389 --> 01:07:01,350
‫و سومی، آدم فقط می‌گه، این چه جهنمیه؟‬

1356
01:07:01,559 --> 01:07:04,103
‫ولی سخت‌ترین کاری که تا حالا داشتم، جان ویک ۲ بود.‬

1357
01:07:04,270 --> 01:07:10,276
‫هیچ کس بدون عواقب بیرون نمیره و برنمی‌گرده.‬

1358
01:07:12,194 --> 01:07:14,530
‫دو چیز بود که سد پیشرفت را شکست.‬

1359
01:07:14,739 --> 01:07:16,907
‫یکی نشان بود، و بعد ایده، مثلاً،‬

1360
01:07:16,932 --> 01:07:18,451
‫می‌خواستیم به رم برویم.‬

1361
01:07:21,579 --> 01:07:23,122
‫یادم می‌آید چند بار با هم صحبت کردیم و گفتیم،‬

1362
01:07:23,330 --> 01:07:24,957
‫"چه می‌شد اگر در هر شهری یک کانتیننتال وجود داشت؟"‬

1363
01:07:25,166 --> 01:07:26,333
‫گفتم، "کجا می‌خواهی بروی؟" و تو گفتی،‬

1364
01:07:26,542 --> 01:07:28,044
‫"کجاست یکی از قدیمی‌ترین-- چی باحاله؟"‬

1365
01:07:28,210 --> 01:07:30,254
‫-رم. -بعد گفتیم،‬

1366
01:07:30,421 --> 01:07:31,839
‫خب، چطور دوباره احضار می‌شه؟ خب، باید یک نشان داشته باشه.‬

1367
01:07:32,006 --> 01:07:33,632
‫-یه نفر... -فکر کنم...‬

1368
01:07:33,799 --> 01:07:35,134
‫نشان، فکر کنم، درک--‬

1369
01:07:35,342 --> 01:07:37,762
‫درک؟ نه، درک ایده نشان رو داد.‬

1370
01:07:37,928 --> 01:07:40,890
‫و بعد، درک و من نشستیم و گفتیم، خب، چه می‌شد اگر نشان مثل یک چک باشه؟‬

1371
01:07:41,057 --> 01:07:43,893
‫-آره. -می‌تونی چیزی بخری. باهاش معامله می‌کنی.‬

1372
01:07:44,060 --> 01:07:49,315
‫اگر این کار را نکنی، عواقبش را می‌دانی.‬

1373
01:07:49,482 --> 01:07:51,942
‫من دیگه اون آدم نیستم.‬

1374
01:07:55,488 --> 01:07:57,448
‫تو همیشه اون آدم هستی، جان.‬

1375
01:07:58,866 --> 01:08:01,243
‫وقتی به کسی نشان می‌دهی، باید بهش احترام بگذاری.‬

1376
01:08:01,410 --> 01:08:04,246
‫وگرنه، ریسک قرار گرفتن در بازار آزاد را می‌کنی.‬

1377
01:08:04,413 --> 01:08:06,040
‫این یک دنیای بسیار مرموز و خاص است.‬

1378
01:08:06,331 --> 01:08:06,987
‫بازار.‬

1379
01:08:07,153 --> 01:08:10,044
‫یه جور مزخرفات جالب و عجیبیه، می‌فهمی؟ خیلی جالبه.‬

1380
01:08:11,323 --> 01:08:14,890
‫ما انگار همه‌مون زیر میزی هستیم توی این دنیای عجیب و غریب.‬

1381
01:08:14,923 --> 01:08:17,802
‫آره، منظورم اینه که، یه جورایی مثل توسعه‌اش میمونه، درسته؟‬

1382
01:08:18,010 --> 01:08:21,097
‫منظورم اینه که، میز بالا هم توی قسمت دوم معرفی شد.‬

1383
01:08:21,263 --> 01:08:23,682
‫قسمت دوم بود که فکر کنم واقعاً جای پامونو پیدا کردیم.‬

1384
01:08:23,849 --> 01:08:25,392
‫-آره. -با کل دنیا.‬

1385
01:08:25,601 --> 01:08:27,603
‫دنیای جان ویک که تبدیل بهش شد.‬

1386
01:08:27,770 --> 01:08:30,815
‫وقتی داری سعی می‌کنی ایده جدید یا تازه‌ای رو ارائه کنی،‬

1387
01:08:31,023 --> 01:08:32,525
‫یه تصویر به اندازه هزار کلمه ارزش داره.‬

1388
01:08:32,691 --> 01:08:35,569
‫برای همین معمولاً قبل از اینکه صحنه‌ای رو بنویسم، استوری‌بوردش رو می‌کشم.‬

1389
01:08:35,694 --> 01:08:37,321
‫نکته کار کردن با چاد اینه،‬

1390
01:08:37,780 --> 01:08:39,573
‫مثل کار کردن روی فیلم دانشگاهی با دوستات می‌مونه،‬

1391
01:08:39,615 --> 01:08:40,908
‫و بیشتر وقتتونو صرف این می‌کنین که‬

1392
01:08:41,283 --> 01:08:42,827
‫فیلم‌های کونگ فو و انیمه رو با هم تماشا کنین.‬

1393
01:08:42,868 --> 01:08:45,121
‫و یهو، باید یه پروژه انجام بدین.‬

1394
01:08:45,287 --> 01:08:48,290
‫برای همین اونجوری بود، چون سر یه چیزهایی با هم خیلی ذوق‌زده می‌شدیم.‬

1395
01:08:48,457 --> 01:08:51,127
‫تاد بخشی از حلقه خلاقانه درونی منه.‬

1396
01:08:51,293 --> 01:08:53,879
‫اون کسیه که دوست دارم باهاش فکر کنم، نه فقط درباره تصاویر،‬

1397
01:08:54,088 --> 01:08:56,340
‫بلکه درباره داستان‌ها و شخصیت‌ها.‬

1398
01:08:56,507 --> 01:09:00,886
‫علاوه بر این، او فوق‌العاده با استعداده و دیدگاه و چشم انداز عالی‌ای داره.‬

1399
01:09:01,095 --> 01:09:04,014
‫اونا یه سری ایده به من میدن. منم یه سری به اونا میدم یا با نویسنده در میون میذارم،‬

1400
01:09:04,223 --> 01:09:06,809
‫اون ایده‌ها رو برمی‌دارم، میذارم توی فیلمنامه.‬

1401
01:09:06,976 --> 01:09:09,395
‫من یه کم تغییر میدم، اون یه کم تغییر میده، دوباره میریم و میایم و همینطور ادامه داره.‬

1402
01:09:09,562 --> 01:09:11,772
‫و دور و دور. و تا روزی که شلیک کنیم، متوقف نمیشه.‬

1403
01:09:11,981 --> 01:09:15,401
‫به تخیل همه کمک می کنه تا مقیاس کاری که می خوای انجام بدی رو ببینن،‬

1404
01:09:15,568 --> 01:09:17,778
‫عمق، رنگ، الگو، قاب بندی.‬

1405
01:09:17,945 --> 01:09:21,448
‫همیشه در مورد وارد شدن به روانشناسی جان ویک بود،‬

1406
01:09:21,615 --> 01:09:25,035
‫چه نوع شخصیتیه، چه چیزی از نظر بصری نشون میده که این آدم کیه‬

1407
01:09:25,244 --> 01:09:26,203
‫و چه چیزی اون رو متفاوت می کنه.‬

1408
01:09:26,370 --> 01:09:28,205
‫این خیلی نوآره‬

1409
01:09:28,372 --> 01:09:31,584
‫که از نوعی زیبایی شناسی دیجیتال ‌MTV‌ فیلتر شده.‬

1410
01:09:31,750 --> 01:09:33,502
‫ما یه جورایی تصمیم گرفتیم، مثلاً، چی رو دوست داریم؟‬

1411
01:09:33,711 --> 01:09:35,337
‫و اون رو نوشتیم روی... "ما فیلم های ووشیا رو دوست داریم.‬

1412
01:09:35,546 --> 01:09:37,882
‫ما فیلم های چامبارا رو دوست داریم. ما وسترن ها رو دوست داریم.‬

1413
01:09:38,090 --> 01:09:39,800
‫ما جان فورد رو دوست داریم. ما سرجیو لئونه رو دوست داریم.‬

1414
01:09:39,967 --> 01:09:42,136
‫ما برناردو برتولوچی رو دوست داریم. ما تارکوفسکی رو دوست داریم.‬

1415
01:09:42,303 --> 01:09:46,348
‫ما وونگ کار وای رو دوست داریم. ما ژانگ ییمو رو دوست داریم، می دونی، آکیرا کوروساوا.‬

1416
01:09:46,515 --> 01:09:48,058
‫ما استیون اسپیلبرگ رو دوست داریم."‬

1417
01:09:48,225 --> 01:09:50,603
‫همه این کارگردان های بزرگ اکشن در اون زمان،‬

1418
01:09:50,769 --> 01:09:53,439
‫یا داستان سرایی، و ما فقط گفتیم، "خب، به جهنم.‬

1419
01:09:53,606 --> 01:09:55,191
‫ما فقط می خوایم همه چیزهایی که دوست داریم رو ترکیب کنیم‬

1420
01:09:55,357 --> 01:09:56,924
‫و فرنچایز خودمون رو بسازیم."‬

1421
01:09:56,991 --> 01:09:58,944
‫من فکر می کنم یکی از بهترین چیزها در مورد جان ویک اینه که‬

1422
01:09:59,153 --> 01:10:00,487
یه ای پی قبلی نبود

1423
01:10:00,696 --> 01:10:03,991
‫-آره. -می دونی، بنابراین، هیچ قانونی وجود نداشت.‬

1424
01:10:04,158 --> 01:10:05,492
 ‫-آره. -ما می تونستیم...‬

1425
01:10:05,701 --> 01:10:06,952
‫ما می تونستیم جان ویک رو هر جا که می خواستیم هدایت کنیم.‬

1426
01:10:07,119 --> 01:10:08,454
‫ما می تونستیم هر کاری که می خواستیم انجام بدیم.‬

1427
01:10:08,621 --> 01:10:10,497
‫ما انگار، نمی‌دونم، اون همون آدمه؟‬

1428
01:10:10,664 --> 01:10:12,249
‫آره، همون آدمه. عاشق موستانگه. همون آدمه.‬

1429
01:10:12,416 --> 01:10:14,501
‫اون این آدمه؟ آیا دوست داره... آها، همون آدمه.‬

1430
01:10:14,668 --> 01:10:16,444
‫مثلاً، اون به همه این زبونا حرف می‌زنه.‬

1431
01:10:16,522 --> 01:10:18,589
‫انگار تو هر فیلم می‌تونیم یه کم دوباره بسازیمش.‬

1432
01:10:18,614 --> 01:10:20,174
‫می‌دونم، عاشقشم.‬

1433
01:10:20,549 --> 01:10:23,844
‫آماده، و سه، دو، یک. حرکت!‬

1434
01:10:26,001 --> 01:10:28,849
‫همه‌ی فیلم‌های ویک خیلی خیلی سخته فیلم‌برداری‌شون.‬

1435
01:10:29,016 --> 01:10:30,976
‫هیچ‌کدومشون آسون نیست، اصلاً.‬

1436
01:10:31,143 --> 01:10:32,313
‫لعنتی.‬

1437
01:10:32,338 --> 01:10:34,737
‫ولی ۲ سخت بود، ولی فکر کنم همه‌مون می‌گفتیم،‬

1438
01:10:34,782 --> 01:10:37,160
‫"این مزخرفات رو باور می‌کنی؟ دوباره اینجاییم. این باورنکردنیه."‬

1439
01:10:37,204 --> 01:10:38,609
‫جان ویک: فصل ۲.‬

1440
01:10:38,776 --> 01:10:39,985
‫انگار هیچ‌وقت نرفته.‬

1441
01:10:40,152 --> 01:10:42,449
‫و کیانو خیلی خوشحال بود.‬

1442
01:10:42,474 --> 01:10:45,866
‫چهار پنج ماه قبل از شروع فیلمبرداری شروع می‌کنه به ورزش و تمرین.‬

1443
01:10:45,891 --> 01:10:47,603
‫و منظورم این نیست که مثلاً هر چند روز یک بار.‬

1444
01:10:47,681 --> 01:10:50,829
‫منظورم اینه که پنج، شش روز در هفته. این یه کار تمام وقته براش.‬

1445
01:10:50,996 --> 01:10:53,040
‫اما برای کیانو، این جاییه که خوشحال‌ترینه.‬

1446
01:10:53,207 --> 01:10:54,541
‫تقصیر من بود.‬

1447
01:10:54,750 --> 01:10:56,085
‫خوب بود، خوب بود، خوب بود.‬

1448
01:10:56,710 --> 01:10:58,087
‫دوباره می‌گیریم.‬

1449
01:10:58,128 --> 01:10:59,208
‫فکر کنم دوست داشته باشی که،‬

1450
01:10:59,233 --> 01:11:01,298
‫منظورم اینه، منم خوشم میاد وقتی جان ویک رنج می‌کشه،‬

1451
01:11:01,423 --> 01:11:03,509
‫ولی فکر کنم تو دوست داری وقتی ریووز هم رنج می‌کشه.‬

1452
01:11:03,676 --> 01:11:04,677
‫اوم...‬

1453
01:11:04,843 --> 01:11:06,136
‫نه نميگم.‬

1454
01:11:08,385 --> 01:11:12,935
‫وقتى كيانو رو روى پرده در حال درد كشيدن ميبينيد، احتمالا واقعيه.‬

1455
01:11:13,143 --> 01:11:14,270
‫زانو درد دارم‬

1456
01:11:15,020 --> 01:11:16,230
‫زانو درد دارم‬

1457
01:11:16,397 --> 01:11:17,828
‫زانوش كار نميكنه،‬

1458
01:11:17,961 --> 01:11:20,985
‫شونه راستش كار نميكنه، و گردنش جوش خورده.‬

1459
01:11:21,193 --> 01:11:24,488
‫پس وقتى جان ويك رو لنگان ميبينيد، اون كيانوئه كه ميلنگه.‬

1460
01:11:27,492 --> 01:11:29,868
‫چد زود به كيانو گفت،‬

1461
01:11:30,035 --> 01:11:32,037
‫"من تو رو فراتر از منطقه امنت هل ميدم."‬

1462
01:11:32,204 --> 01:11:33,789
‫و کیانو گفت، "انجامش بده."‬

1463
01:11:33,998 --> 01:11:36,500
‫حالا تو قسمت ۱ و ۲، یه جورایی سالم بود.‬

1464
01:11:36,709 --> 01:11:39,003
‫تو قسمت ۳ و ۴، تقریباً داشت وحشیانه میشد.‬

1465
01:11:39,253 --> 01:11:43,924
‫اما کیانو هرگز، هرگز، هرگز، هرگز، هرگز در میلیون ها سال تسلیم نمیشد.‬

1466
01:11:45,206 --> 01:11:49,513
‫اخلاق کاری کیانو و برنامه تمرینی‬

1467
01:11:49,680 --> 01:11:53,392
‫که میخواست برای این فیلم ها انجام بده واقعا تاثیر گذار بود.‬

1468
01:11:53,559 --> 01:11:55,227
‫اولین چیزی که میبینی کیانو وارد صحنه میشه.‬

1469
01:11:55,436 --> 01:11:57,855
‫به سختی میتونه حرکت کنه. سرش پایینه.‬

1470
01:11:58,105 --> 01:12:02,568
‫انگار دو ماهه که کتک خورده چون واقعا همینطوره.‬

1471
01:12:02,693 --> 01:12:08,615
‫ام، فکر کنم میتونیم از اینجا شروع کنیم. و بعد اونجا.‬

1472
01:12:08,824 --> 01:12:10,367
‫و بعد اضافه میکنیم، این باحاله.‬

1473
01:12:11,493 --> 01:12:12,767
اونقدر بد نیست

1474
01:12:13,401 --> 01:12:15,331
‫-یه کم ساییدگی فرش گرفتم. -اون ساییدگی های فرش؟‬

1475
01:12:15,497 --> 01:12:16,912
‫-اره. -تو همین الان کار رو گرفتی.‬

1476
01:12:17,333 --> 01:12:18,709
‫همونجا، یه کم اونجا گرفتم.‬

1477
01:12:18,876 --> 01:12:20,377
‫ستاره اکشن.‬

1478
01:12:21,920 --> 01:12:23,088
‫جان ویک.‬

1479
01:12:23,297 --> 01:12:24,128
‫برای ویک ۱،‬

1480
01:12:24,153 --> 01:12:27,176
‫واقعاً انگار از صفر شروع کردیم.‬

1481
01:12:27,343 --> 01:12:28,427
‫از هیچ چیز ساختن.‬

1482
01:12:31,722 --> 01:12:33,849
‫قرار نبود یه مشت و لگد معمولی باشه.‬

1483
01:12:34,058 --> 01:12:37,019
‫قرار بود خشن‌تر، سخت‌تر و آشفته‌تر باشه.‬

1484
01:12:38,366 --> 01:12:40,981
‫بنابراین، مجبور بودیم یه کم کتکش بزنیم.‬

1485
01:12:41,106 --> 01:12:42,691
‫عادتش بدیم به برخورد. میدونی،‬

1486
01:12:43,108 --> 01:12:44,902
‫فقط یکی از بچه ها رو بگیره و بکشه سمت خودش.‬

1487
01:12:44,943 --> 01:12:46,278
‫این فقط یه تمرین بود.‬

1488
01:12:46,487 --> 01:12:48,822
‫اون فقط همین کار رو برای ۲۰، ۳۰ دقیقه انجام می‌داد.‬

1489
01:12:48,947 --> 01:12:52,785
‫و بعد، بکشش داخل، یه قدم، بکشش داخل، یه قدم.‬

1490
01:12:52,951 --> 01:12:56,372
‫ما میشینیم و برای ۱۵ دقیقه غلت می‌زنیم‬

1491
01:12:56,538 --> 01:12:59,416
‫و بعد برای ۱۵ دقیقه دیگه غلط زدن رو تمرین می‌کنیم.‬

1492
01:12:59,583 --> 01:13:02,544
‫همین به تنهایی برای هر کسی طاقت فرساست.‬

1493
01:13:02,711 --> 01:13:05,089
‫کاش میتونستم یه حمام یخ بگیرم.‬

1494
01:13:05,297 --> 01:13:06,965
‫- من میارمش. -هنوز غلت می‌زنیم.‬

1495
01:13:07,132 --> 01:13:09,176
‫-حمام یخ. -به حمام یخ احتیاج دارم.‬

1496
01:13:12,930 --> 01:13:16,767
‫تو اتاق تمرین، من به چهار ماه از زمین خوردنش عادت کرده بودم‬

1497
01:13:16,934 --> 01:13:19,353
‫، و ده دقیقه سرفه کردن پشت سر هم.‬

1498
01:13:22,469 --> 01:13:26,443
‫انگار داره بین هر برداشت تمرین میمیره.‬

1499
01:13:26,610 --> 01:13:28,987
‫دیدم که مستقیم رفته دستشویی.‬

1500
01:13:29,154 --> 01:13:32,616
‫انگار این کارو کرده. مطمئناً در طول تمرین بالا آورده.‬

1501
01:13:32,783 --> 01:13:35,202
‫میرفت تو دستشویی، برمیگشت بیرون،‬

1502
01:13:35,369 --> 01:13:37,830
‫فقط یه چهره سفید و فقط اینجوری باش،‬

1503
01:13:37,996 --> 01:13:41,458
‫"خیلی خب، بعدی چیه؟ کجا میریم؟"‬

1504
01:13:41,625 --> 01:13:45,045
‫که فکر می‌کنم برای همه‌مون مثل "لعنتی آره" بود.‬

1505
01:13:52,719 --> 01:13:54,638
‫چد یه دوربین برمی‌داشت و می‌گفت،‬

1506
01:13:54,805 --> 01:13:57,391
‫"می‌خوام ریوز قبل از رفتن ۵۰ تا پرتاب پشت سر هم انجام بده."‬

1507
01:13:59,843 --> 01:14:03,063
‫اون نیویورکه و من لس آنجلس، ولی اون یه دوربین اونجا گذاشته.‬

1508
01:14:03,230 --> 01:14:04,940
‫پس من دارم به ریوز تمرین میدم.‬

1509
01:14:05,149 --> 01:14:07,609
‫و بعد، انگار، یه برداشت می‌زنه... ۳۰ تا می‌زنه.‬

1510
01:14:10,362 --> 01:14:13,240
‫و داره می‌میره. انگار داره از حال میره.‬

1511
01:14:13,407 --> 01:14:14,992
‫و من میگم، "آه، باید بذاریم بره."‬

1512
01:14:15,117 --> 01:14:16,660
‫چون هر چی که بشه، درسته؟‬

1513
01:14:16,685 --> 01:14:20,122
‫بعد یه پیام میاد. انگار، "نه، این شماره..." انگار می‌شماره.‬

1514
01:14:20,164 --> 01:14:21,607
‫"این انگار شماره ۳۱ ئه."‬

1515
01:14:21,763 --> 01:14:24,626
‫می‌فهمی چی میگم؟ دارم نگاه می‌کنم. درسته؟ اون داره تماشا می‌کنه.‬

1516
01:14:25,441 --> 01:14:28,255
‫خب، انگار، اون مجبور بود... اون مجبور بود انجامش بده.‬

1517
01:14:28,422 --> 01:14:29,798
‫عجیبه، مرد.‬

1518
01:14:32,468 --> 01:14:35,679
‫اون کیانو رو خیلی خوب می‌شناسه. می‌دونه تا چه حد می‌تونه انجام بده.‬

1519
01:14:35,846 --> 01:14:39,516
‫من میگم، "داداش، اون نمی-- اون داره می‌میره، درسته؟"‬

1520
01:14:39,683 --> 01:14:43,020
‫انگار بیشتر مردم اینجورین... اونا قطعا متوقف میشن.‬

1521
01:14:43,187 --> 01:14:46,648
‫پس اون می‌دونه تا چه حد می‌تونی بهش فشار بیاری، نه فقط جسمی، بلکه ذهنی.‬

1522
01:14:49,138 --> 01:14:52,196
‫وقتی می‌دونی یه نفر رو به عنوان بازیگر اصلی داری که این راه‌ها رو میره،‬

1523
01:14:52,404 --> 01:14:54,656
‫یه سطح کاملا متفاوتی از فرصت‌ها داری‬

1524
01:14:54,823 --> 01:14:56,325
‫که خیلی از کارگردان‌ها ندارن.‬

1525
01:14:56,350 --> 01:14:58,869
‫بازیگرهایی هستن که کارگردان‌ها سر صحنه ملاقات می‌کنن.‬

1526
01:14:59,036 --> 01:15:01,371
‫می‌دونی، من کیانو رو سال‌ها قبل از اینکه کارگردانیش کنم می‌شناختم.‬

1527
01:15:01,538 --> 01:15:04,374
‫نمیدونم متوجه هستی چه مزیتیه.‬

1528
01:15:04,541 --> 01:15:07,878
‫هیچ اتحادی بهتر از این در صنعت فیلم نمیتونست رخ بده‬

1529
01:15:08,045 --> 01:15:09,213
‫تا چاد و کیانو.‬

1530
01:15:09,379 --> 01:15:12,174
‫کیانو سخت‌کوش‌ترین بازیگر در تمرین هست‬

1531
01:15:12,341 --> 01:15:14,384
‫که تا حالا باهاش کار کردم، درسته؟‬

1532
01:15:14,551 --> 01:15:17,012
‫اون خیلی متعهده، ولی مثل چاده.‬

1533
01:15:17,179 --> 01:15:18,138
‫هردو عین همن.‬

1534
01:15:18,472 --> 01:15:20,766
‫اونا یه چیزی رو توی ذهنشون میبینن،‬

1535
01:15:20,807 --> 01:15:25,542
‫و هردو تا پای خون دادن برای رسیدن بهش میرن.‬

1536
01:15:25,953 --> 01:15:29,024
‫یادته ریشه ی "ویک درده" از کجا اومد؟‬

1537
01:15:29,191 --> 01:15:31,735
‫-روز اول؟ -نه.‬

1538
01:15:31,944 --> 01:15:34,947
‫"ویک درده" تا جان ویک... رواج پیدا نکرد‬

1539
01:15:37,407 --> 01:15:38,534
‫۳.‬

1540
01:15:39,910 --> 01:15:41,995
‫فکر کنم مال موقع مبارزه توی عتیقه فروشی بود.‬

1541
01:15:42,162 --> 01:15:44,353
‫-زانو‌م آسیب دید. -وای خدا، یادمه.‬

1542
01:15:44,442 --> 01:15:47,125
‫هفته اول فیلمبرداری و من اونجا نشسته بودم،‬

1543
01:15:47,292 --> 01:15:49,753
‫و با خودم میگفتم... فکر کنم،‬

1544
01:15:49,962 --> 01:15:53,715
‫تو اون حالت... توی اون حال و هوای ویک،‬

1545
01:15:53,757 --> 01:15:55,551
‫فکر کنم من اونجا نشسته بودم و بعد تو...‬

1546
01:15:56,093 --> 01:15:58,971
‫یعنی، من اونجا بودم و شاید گفتم "هی، اوضاع چطوره؟"‬

1547
01:15:59,012 --> 01:16:02,349
‫و تو به من نگاه کردی و گفتی: "ویک درده."‬

1548
01:16:02,516 --> 01:16:04,560
‫و بعد تو...‬

1549
01:16:04,726 --> 01:16:06,311
‫انگار چیزی بود که یه کارگردان میگه.‬

1550
01:16:06,478 --> 01:16:08,188
‫آره، آره، آره.‬

1551
01:16:08,355 --> 01:16:10,607
‫یادمه. زانو‌ت خیلی ورم کرده بود.‬

1552
01:16:10,774 --> 01:16:13,235
‫خیلی بد نبود، اما کمی متورم بود.‬

1553
01:16:13,360 --> 01:16:15,320
‫ما سعی می‌کردیم پاتریک و دکتر را بیاوریم.‬

1554
01:16:15,737 --> 01:16:19,241
‫آره، آره، آره، و من اون چیز رو داشتم و یه جورایی وضعیت خاصی بود.‬

1555
01:16:19,283 --> 01:16:21,577
‫-ولی این چیزیه که من یادمه وقتی که... -این ریشه‌شناسیِ...‬

1556
01:16:21,785 --> 01:16:25,247
‫...زمانی که عبارت "ویک یعنی درد" رسمیت پیدا کرد.‬

1557
01:16:25,414 --> 01:16:27,082
‫به نظرم در مورد چد،‬

1558
01:16:27,291 --> 01:16:29,418
‫باید یه مقدار مناسبی رنج و سختی وجود داشته باشه‬

1559
01:16:29,585 --> 01:16:33,422
‫که رابطه مستقیمی با موفقیت فیلم داشته باشه.‬

1560
01:16:33,630 --> 01:16:36,174
‫وقتی که داشتیم روی اولین جان ویک کار می‌کردیم‬

1561
01:16:36,341 --> 01:16:39,136
‫و داشتیم صحنه مبارزه رو در محوطه نیروی دریایی در انتهای فیلم می‌گرفتیم،‬

1562
01:16:39,303 --> 01:16:40,804
‫و هوا یخ‌بندون بود‬

1563
01:16:40,971 --> 01:16:43,682
‫و بارون می‌اومد و هوا افتضاح بود،‬

1564
01:16:43,890 --> 01:16:45,475
‫اون-- اون خیلی--‬

1565
01:16:45,500 --> 01:16:47,102
‫فکر نمی‌کنم تا اون موقع اونقدر خوشحال دیده بودمش.‬

1566
01:16:47,144 --> 01:16:48,770
‫اون عاشقش بود، می‌فهمی؟‬

1567
01:16:48,937 --> 01:16:50,897
‫و مطمئنم ریوز هم دقیقا باهاش هم‌نظر بود.‬

1568
01:16:51,106 --> 01:16:53,442
‫اونا هردو از رنج کشیدن لذت میبرن.‬

1569
01:16:53,609 --> 01:16:55,652
‫هر چیز سختی همیشه یه کم دردناک هم هست.‬

1570
01:16:55,819 --> 01:16:57,261
‫-خوبه. -آره، خوبه.‬

1571
01:16:57,286 --> 01:17:01,283
‫راستش، اگه درد نداشت، اگه ازش استرس نمی‌گرفتیم...‬

1572
01:17:01,450 --> 01:17:04,244
‫منظورم اینه، فقط بدلکاری نیست. مثلا داشتیم روی فیلمنامه کار می‌کردیم.‬

1573
01:17:04,411 --> 01:17:06,288
‫-آره. -سعی می‌کردیم بفهمیم...‬

1574
01:17:06,455 --> 01:17:09,625
‫و خب، اون یه نوع درد دیگه‌ایه.‬

1575
01:17:09,791 --> 01:17:10,917
‫وقتی که داری سعی می‌کنی این صحنه‌ها رو دربیاری،‬

1576
01:17:11,126 --> 01:17:13,211
‫احساس می‌کنی که یه چیز باحال توش هست،‬

1577
01:17:13,378 --> 01:17:15,568
‫میتونستیم یه کار خیلی باحال بکنیم، ولی خب... نمیشه دقیقا بهش رسید.‬

1578
01:17:16,079 --> 01:17:19,718
‫و فکر می کنم این گاهی اوقات دردناک تره از...‬

1579
01:17:19,926 --> 01:17:22,415
‫خب، تقریبا به اندازه دردناک بودن زیر اتوبوس رفتنه.‬

1580
01:17:22,759 --> 01:17:26,016
‫میشه یه چیزی برای آخر شب پیشنهاد بدید؟‬

1581
01:17:26,183 --> 01:17:28,352
‫یه چیز بزرگ و جسورانه؟‬

1582
01:17:28,518 --> 01:17:31,772
‫میتونم ‌Benelli‌ ‌M4‌ رو پیشنهاد کنم؟‬

1583
01:17:36,825 --> 01:17:39,029
‫اینجا جایی بود که میخواستیم یه کم اکشن رو بیشترش کنیم،‬

1584
01:17:39,196 --> 01:17:40,864
‫واسه همین کیانو تمرین با تارن باتلر رو شروع کرد،‬

1585
01:17:41,031 --> 01:17:42,407
‫قهرمان سه دوره  اسلحه ی دنیا.‬

1586
01:17:52,334 --> 01:17:55,837
‫نمی دونستم که تو جان ویک ۱ دارم دستای اسلحه ای می گیرم،‬

1587
01:17:56,046 --> 01:18:00,676
‫ولی تو قسمت ۲، با خودم گفتم، "دستکاری ها. اوه، آره."‬

1588
01:18:04,012 --> 01:18:05,555
‫ما از جان ویک ۱ رفتیم،‬

1589
01:18:05,722 --> 01:18:08,431
‫جایی که حدود ۱۰۰ تا گلوله تو هر جلسه شلیک می شد،‬

1590
01:18:08,456 --> 01:18:12,062
‫تا وقتی رسیدیم به تارن تو شماره دو، حدود ۳۰۰۰ تا گلوله بود.‬

1591
01:18:12,229 --> 01:18:13,647
‫بله.‬

1592
01:18:21,697 --> 01:18:23,073
‫-من نزدم؟ -نه.‬

1593
01:18:24,324 --> 01:18:26,535
‫چد وسواس اسلحه و سلاح داره،‬

1594
01:18:26,702 --> 01:18:28,412
‫و من فکر می کنم همیشه دنبال جدیدترین هاست‬

1595
01:18:28,620 --> 01:18:30,455
‫از اینکه چی بعدی می تونه باشه و چه کاری می تونیم انجام بدیم.‬

1596
01:18:33,083 --> 01:18:36,169
‫اون موقع فکر می کردیم ایرسافت ها چیز انقلابی ای نیستن،‬

1597
01:18:36,211 --> 01:18:37,879
‫ولی با خودمون گفتیم، "این فوق العاده است."‬

1598
01:18:38,046 --> 01:18:40,006
‫ولی حدود ۷۰ درصد چیزی بود که می خواستیم.‬

1599
01:18:40,215 --> 01:18:43,675
‫همینطور که پیچیدگی سلاح ها رو بیشتر کردیم،‬

1600
01:18:43,753 --> 01:18:46,847
‫چد می گفت، "می خوام بتونم یه عالمه تیراندازی انجام بدم.‬

1601
01:18:47,013 --> 01:18:49,099
‫هیچوقت نخوام نگرانش باشم، و از ایرسافت ها متنفرم."‬

1602
01:18:49,224 --> 01:18:51,268
‫و من گفتم: "خب، این ما رو به هیچ جا نمی‌رسونه."‬

1603
01:18:51,685 --> 01:18:54,896
‫چون نمی‌تونیم جای خالی داشته باشیم، معلومه. نمی‌تونه تفنگ پلاستیکی باشه.‬

1604
01:18:55,652 --> 01:18:58,900
‫یادتون باشه، چد بدلکار براندون لی در فیلم کلاغ بود،‬

1605
01:18:59,067 --> 01:19:00,944
‫بنابراین چد بیشتر از هر فرد دیگه‌ای به نظرم‬

1606
01:19:01,111 --> 01:19:02,779
‫که از دنیای بدلکاری هالیوود میاد‬

1607
01:19:02,988 --> 01:19:06,324
‫نسبت به ایمنی اسلحه در صحنه فیلمبرداری خیلی هوشیار و آگاهه.‬

1608
01:19:06,450 --> 01:19:07,100
‫- این بده. - آره، آره.‬

1609
01:19:07,125 --> 01:19:09,990
‫و خیلی از تیراندازی‌ها درگیری نزدیکه.‬

1610
01:19:10,123 --> 01:19:12,789
‫خب، چطور این کار رو با یه تفنگی که واقعی به نظر می‌رسه انجام می‌دید؟‬

1611
01:19:12,956 --> 01:19:14,958
‫خب، شما سرعت نور هستید.‬

1612
01:19:15,125 --> 01:19:16,418
‫می‌خوام اسم تفنگ رو این بذارم.‬

1613
01:19:16,626 --> 01:19:18,545
‫- سرعت نور. - باشه.‬

1614
01:19:18,628 --> 01:19:20,172
‫بعدش چد، تارن رو پیدا کرد،‬

1615
01:19:20,672 --> 01:19:23,714
‫و اونها در واقع راز اصلی مسدود کردن تفنگ‌ها رو پیدا کردن.‬

1616
01:19:24,470 --> 01:19:29,765
‫چد دوست داره اینقدر درگیری نزدیک داشته باشه که همه چیز رو محکم مسدود می‌کنه.‬

1617
01:19:29,931 --> 01:19:32,768
‫معنیش اینه که یه تفنگ مشقی معمولی توی فیلم،‬

1618
01:19:32,934 --> 01:19:34,978
‫وقتی شلیکش می‌کنی، زبانه آتش از جلوش میاد بیرون.‬

1619
01:19:35,145 --> 01:19:37,647
‫وقتی اون رو محکم مسدود می‌کنه، دیگه اون اتفاق نمی‌افته.‬

1620
01:19:37,814 --> 01:19:40,442
‫پرتاب شدن پوکه خالی رو دارید،‬

1621
01:19:40,609 --> 01:19:42,736
‫پر کردن دوباره رو دارید، دود رو دارید، همه اینا رو دارید.‬

1622
01:19:42,903 --> 01:19:45,989
‫عملکرد اسلحه کار می‌کنه، ولی امنه.‬

1623
01:19:46,156 --> 01:19:48,074
‫می‌تونی بری درست کنار یه نفر و ماشه رو بکشی.‬

1624
01:19:48,283 --> 01:19:48,977
‫بهش آسیبی نمی‌زنه.‬

1625
01:19:49,155 --> 01:19:51,787
‫به محض اینکه یه مشقی با یه تفنگ مشقی بذارید،‬

1626
01:19:51,953 --> 01:19:53,555
‫اساساً دارید یه اسلحه‌ای شلیک می‌کنید که برای فشنگ مشقی تنظیم شده.‬

1627
01:19:53,733 --> 01:19:56,625
‫میتونی له بشی. من هزار بار با پنبه اسپری شدم.‬

1628
01:19:56,792 --> 01:19:58,376
‫من تیر خوردم و سوختم.‬

1629
01:19:58,543 --> 01:20:00,045
‫هیچکس نمیتونه با یه تفنگ پلاستیکی محکم کشته بشه.‬

1630
01:20:00,212 --> 01:20:01,630
‫چیزی از جلوش بیرون نمیاد.‬

1631
01:20:04,365 --> 01:20:06,468
‫و حالا تفنگ کار می‌کنه. کاملاً امنه.‬

1632
01:20:06,635 --> 01:20:08,845
‫میتونی دستت رو جلوی تفنگ بذاری. هیچ کاری نمیکنه.‬

1633
01:20:09,012 --> 01:20:13,642
‫یه فایده خیلی بزرگ هم از نظر صوتی برای بدلکارها داشت.‬

1634
01:20:13,809 --> 01:20:15,185
‫اتفاقاتی داره میفته.‬

1635
01:20:15,352 --> 01:20:16,686
‫صد نفر هستند که کیانو داره باهاشون میجنگه،‬

1636
01:20:16,853 --> 01:20:18,313
‫برای همین مردم دارن داد میزنن، صداهای کونگ فو در میارن.‬

1637
01:20:18,522 --> 01:20:20,315
‫خب، این حقیقت که ما یه تفنگ مسدود داشتیم‬

1638
01:20:20,524 --> 01:20:22,692
‫که در واقع صدای یه تفنگ واقعی رو میداد،‬

1639
01:20:22,859 --> 01:20:24,486
‫میدونی، این برای بدلکاران ما راحت‌تر بود‬

1640
01:20:24,653 --> 01:20:27,447
‫تا از صداهای تفنگ‌ها سرنخ بگیرن.‬

1641
01:20:30,659 --> 01:20:32,244
‫خیلی عالی بود.‬

1642
01:20:32,410 --> 01:20:33,703
‫این فشار رو دوست دارم.‬

1643
01:20:33,912 --> 01:20:36,373
‫آه. خیلی باحاله.‬

1644
01:20:36,540 --> 01:20:39,459
‫-حالا فقط میخوایم بنلی رو وصل کنیم. -بهتره اون شاتگان رو بیاریم.‬

1645
01:20:45,257 --> 01:20:47,676
‫-اوه، آره. ذخیره کننده مهمات. -ذخیره کننده مهمات.‬

1646
01:20:47,843 --> 01:20:50,846
‫وقتی مهماتش تموم میشه، به این میگن ذخیره کننده مهمات.‬

1647
01:20:51,012 --> 01:20:53,807
‫به روش قدیمی، باید دستت رو میبردی پایین تا کمربندت،‬

1648
01:20:55,058 --> 01:20:57,811
‫یه پوکه برداری، بندازی توش، و گلنگدن رو رها کنی.‬

1649
01:20:57,978 --> 01:21:01,022
‫و این تقریباً دو ثانیه طول میکشه.‬

1650
01:21:01,189 --> 01:21:03,483
‫اینطوری، من شلیک میکنم، خالی میکنم،‬

1651
01:21:03,650 --> 01:21:04,860
‫فوری متوجه میشم.‬

1652
01:21:05,068 --> 01:21:06,695
‫میندازمش تو و ضامن رو میزنم.‬

1653
01:21:09,210 --> 01:21:13,243
‫-یه چیز دیگه هم بود، کشیدن ژاکت. -کشیدن ژاکت. آره.‬

1654
01:21:13,410 --> 01:21:15,078
‫-کشیدن ژاکت. -کشیدن ژاکت.‬

1655
01:21:15,245 --> 01:21:18,874
‫-خیلی باحال بود. -خیلی خوب بود. کشیدن ژاکت.‬

1656
01:21:22,836 --> 01:21:25,881
‫خیلی از دی‌ان‌ای، همونطور که می‌گیم، همیشه تو قسمت اوله، درسته؟‬

1657
01:21:26,047 --> 01:21:28,466
‫ولی من همیشه قسمت دوم رو به عنوان آزمایش اصلی در نظر می گیرم.‬

1658
01:21:34,648 --> 01:21:36,474
‫جان ویک کنسرت راک.‬

1659
01:21:36,641 --> 01:21:38,476
‫ببین، دیو الان کجاست؟ این دقیقا کار خودشه.‬

1660
01:21:38,685 --> 01:21:40,145
‫دیو اون بالا داشت رپ میکرد.‬

1661
01:21:41,943 --> 01:21:44,524
‫وقتی توی رم بودیم و داشتیم کارهای مربوط به کنسرت رو انجام می‌دادیم،‬

1662
01:21:44,691 --> 01:21:47,235
‫اونجا بود که تصمیم گرفتیم، باشه، ما این جمعیت عظیم از مردم رو داریم.‬

1663
01:21:47,444 --> 01:21:50,322
‫موسیقی در حال پخش شدنه، خب، تا چه حد میخوایم دیوونه بازی در بیاریم؟‬

1664
01:21:50,488 --> 01:21:52,574
‫مثلا، جان ویک واقعاً میخواد روی صحنه بدوه و یه نفرو بزنه؟‬

1665
01:21:52,782 --> 01:21:53,867
‫-ما گفتیم، آره. -آره.‬

1666
01:21:58,330 --> 01:22:00,123
‫اینجا بود که گفتیم، باشه، ما داریم میریم جلو.‬

1667
01:22:00,290 --> 01:22:02,083
‫جمعیت دارن برای شلیک به سر مردم تشویق میکنن.‬

1668
01:22:02,250 --> 01:22:04,628
‫خب، یه جورایی مثل رد سرکل قسمت اوله.‬

1669
01:22:04,836 --> 01:22:06,087
‫ما یه صحنه کلاب رو دوست داریم.‬

1670
01:22:06,296 --> 01:22:09,174
‫کل اون کنسرت، برای من، خیلی خوب از آب دراومد‬

1671
01:22:09,299 --> 01:22:11,551
‫خیلی بزرگ و فراتر از حد معمول، و وقتی صدای موسیقی رو شنیدیم‬

1672
01:22:11,718 --> 01:22:14,012
‫گفتیم: "خیلی خب، باید یه کم بیشتر بهش پمپاژ بدیم."‬

1673
01:22:14,179 --> 01:22:16,640
‫بعدش تو گفتی: "میخوام از پله ها بپرم پایین. ما فقط میریم جلو.‬

1674
01:22:16,848 --> 01:22:18,141
‫میخوام توی جمعیت بدوم."‬

1675
01:22:18,308 --> 01:22:20,435
‫این یه نوع انرژی متفاوت از قسمت اول بود.‬

1676
01:22:20,644 --> 01:22:21,686
‫خیلی تهاجمی تر بود.‬

1677
01:22:21,853 --> 01:22:22,938
‫آره.‬

1678
01:22:25,023 --> 01:22:26,107
‫بنگ، بنگ! بنگ! بنگ!‬

1679
01:22:26,989 --> 01:22:29,194
‫بنگ! باید برم تو.‬

1680
01:22:29,361 --> 01:22:30,946
‫اوه، نه. بنگ، بنگ!‬

1681
01:22:31,529 --> 01:22:32,989
‫بنگ!‬

1682
01:22:34,824 --> 01:22:35,951
‫لعنتی! بنگ!‬

1683
01:22:37,369 --> 01:22:39,704
‫ما این رقص رو شبانه اختراع کردیم.‬

1684
01:22:39,871 --> 01:22:41,539
‫دقیقا همون شب این کار رو کردیم.‬

1685
01:22:41,706 --> 01:22:44,417
‫فِلیک. ببینید. این معتبره.‬

1686
01:22:44,584 --> 01:22:47,420
‫-جان ویک فقط تعداد زیادی بازوی خشمگین داره. -آره، ببینید.‬

1687
01:22:47,629 --> 01:22:49,756
‫من عاشق اونم، عقب کشیدن.‬

1688
01:22:49,923 --> 01:22:51,967
‫من فقط میخوام ببینم سرها منفجر بشن. فقط میخوام یه کم از اون رو ببینم.‬

1689
01:22:55,553 --> 01:22:57,389
‫آره، تقریبا همش رو همون شب ساختیم.‬

1690
01:22:57,555 --> 01:22:59,808
‫ولی فکر کنم این معرفی کرد، همینطور، ایده جعبه ابزار رو،‬

1691
01:22:59,849 --> 01:23:01,810
‫طوری که شماها منو آموزش دادید.‬

1692
01:23:01,835 --> 01:23:05,689
‫جادوی کاری که کیانو انجام داد اینه که ما یه جعبه ابزار بزرگ براش ساختیم...‬

1693
01:23:05,730 --> 01:23:06,643
‫تو حذف شدی.‬

1694
01:23:06,668 --> 01:23:10,777
‫...که هر لحظه، میتونیم ابزارها رو بیرون بکشیم و وصل کنیم و بازی کنیم.‬

1695
01:23:10,819 --> 01:23:12,946
‫-ثانویه. -من آموزش رو خیلی شبیه ساختم‬

1696
01:23:13,113 --> 01:23:14,280
‫به روشی که رقص رو طراحی می کنیم.‬

1697
01:23:14,489 --> 01:23:15,949
‫من یه گلوله مشقی داخل خشاب میذاشتم‬

1698
01:23:16,116 --> 01:23:17,659
‫تا مجبور شه یه نقص رو اصلاح کنه.‬

1699
01:23:17,909 --> 01:23:19,828
‫بنابراین، من مشکلاتی در وسط این ایجاد می کردم‬

1700
01:23:19,953 --> 01:23:21,371
‫که اون مجبور بود حلشون کنه.‬

1701
01:23:21,538 --> 01:23:23,039
‫این همه آمادگی به شما این تجمل رو میده که، مثلاً،‬

1702
01:23:23,206 --> 01:23:25,375
‫میتونیم منعطف باشیم و در لحظه،‬

1703
01:23:25,542 --> 01:23:27,919
‫و تقریباً بداهه عمل کنیم‬

1704
01:23:28,086 --> 01:23:30,255
‫چون اون دیگه خیلی خوب شده.‬

1705
01:23:30,422 --> 01:23:32,465
‫چی؟ کات کن!‬

1706
01:23:32,632 --> 01:23:34,009
‫این کاریه که ریوز میتونه انجام بده.‬

1707
01:23:34,217 --> 01:23:36,511
‫و ببین، این منو برای بقیه فیلم لوس کرد.‬

1708
01:23:36,678 --> 01:23:39,305
‫خب، حالا میدونم تو هر کاری میتونی بکنی. من میگم، "میتونم تو همون روز همه چیو عوض کنم."‬

1709
01:23:39,514 --> 01:23:42,017
‫تو بیشتر فیلم‌های اکشن، نمیتونی رقص طراحی شده رو عوض کنی.‬

1710
01:23:42,183 --> 01:23:44,894
‫-آره. -نمیخوای "اسم مورد نظر" رو ناراحت کنی.‬

1711
01:23:45,061 --> 01:23:46,938
‫-آره. -بعد از این، انگار اینجوری شد، "اوه، نه،‬

1712
01:23:47,188 --> 01:23:49,482
‫میتونیم همه چیز رو با کیانو عوض کنیم. اون عالیه."‬

1713
01:23:49,607 --> 01:23:52,068
‫همه تیم های بدلکاری میگن، "پس هنوزم میتونیم چیزها رو تغییر بدیم؟‬

1714
01:23:52,110 --> 01:23:53,278
‫-این عالیه." -هنوزم میتونیم چیزها رو تغییر بدیم.‬

1715
01:23:53,903 --> 01:23:56,614
‫-ببخشید. -دوباره از اول. ریست.‬

1716
01:23:56,656 --> 01:23:58,054
‫-لعنتی! -مشکلی نیست.‬

1717
01:23:58,079 --> 01:23:59,999
‫این چیزیه که من در مورد اکشن جان ویک دوست دارم.‬

1718
01:24:00,024 --> 01:24:01,953
‫جان ویک همیشه یه کم احساس میکنه تحت فشاره.‬

1719
01:24:02,162 --> 01:24:03,788
‫انگار همون روز رقص طراحی شده رو یاد گرفته.‬

1720
01:24:03,955 --> 01:24:05,331
‫-آره، آره. -که خیلی عالیه.‬

1721
01:24:05,540 --> 01:24:07,792
‫و بعد از این، حالا این یه چالش برای ما بود.‬

1722
01:24:08,001 --> 01:24:10,462
‫چطور پا به پای کیانو پیش بریم؟‬

1723
01:24:10,628 --> 01:24:14,382
‫هرکی بیاد، هر کی که هست،‬

1724
01:24:15,550 --> 01:24:16,843
‫اونا رو میکشم.‬

1725
01:24:18,011 --> 01:24:19,721
‫همه‌شون رو میکشم.‬

1726
01:24:19,929 --> 01:24:23,892
‫وقتی جان ویک ‌2‌ داشت ساخته میشد،‬

1727
01:24:24,059 --> 01:24:27,228
‫بعضی از بازیگرها می‌گفتن که، مثلاً،‬

1728
01:24:27,437 --> 01:24:28,813
‫"خیلی دوست داریم توی جان ویک ۲ باشیم."‬

1729
01:24:30,356 --> 01:24:32,567
‫شب خوبی رو سپری نمی‌کنی، اینطور نیست، جان؟‬

1730
01:24:32,817 --> 01:24:36,988
‫وقتی اسم رم سر زبون‌ها افتاد، همه میگفتن: "من باید توی جان ویک ۲ باشم."‬

1731
01:24:37,113 --> 01:24:40,408
‫چد، رفیق، من باید توش باشم. من باید تو اون دنیا باشم.‬

1732
01:24:40,575 --> 01:24:43,328
‫با کیانو تماس گرفتم، گفتم: "رفیق، همه‌ی دوستامون،‬

1733
01:24:43,536 --> 01:24:45,914
‫همه‌ی اونایی که روی فیلم‌های ماتریکس کار کردن،‬

1734
01:24:46,081 --> 01:24:48,708
‫مثلاً، همه توی فیلم هستن. باید یه کاری برام جور کنی."‬

1735
01:24:48,875 --> 01:24:52,545
‫آقای ویک یادشون نمیاد، ولی ما سال‌ها پیش همدیگه رو دیدیم.‬

1736
01:24:52,712 --> 01:24:54,798
‫و بعد بازیگرهای دیگه‌ای هم بودن که فکر کردیم،‬

1737
01:24:55,006 --> 01:24:56,466
‫"اونا عالی میشن. بیاید سعی کنیم بیاریمشون."‬

1738
01:24:56,674 --> 01:25:02,514
‫و در اون زمان، هنوز همه از بزرگی جان ویک خبر نداشتن‬

1739
01:25:02,680 --> 01:25:05,141
‫که قراره یه اتفاق خیلی بزرگ بیفته.‬

1740
01:25:08,603 --> 01:25:09,854
‫تو یه حرومزاده‌ای.‬

1741
01:25:10,105 --> 01:25:12,774
‫وقتی میرسی به جان ویک ۳،‬

1742
01:25:12,899 --> 01:25:16,319
‫حالا یه تغییری ایجاد شده‬

1743
01:25:16,528 --> 01:25:20,949
‫که تقریباً همه از جان ویک خبر دارن.‬

1744
01:25:21,116 --> 01:25:23,535
‫ما رسماً میتونیم بهش بگیم یه فرانچایز‬

1745
01:25:23,701 --> 01:25:27,997
‫چون قسمت یک جواب داد، قسمت دو حتی بهتر هم جواب داد،‬

1746
01:25:28,206 --> 01:25:29,749
‫و ما داریم برای ساختن قسمت سه برنامه‌ریزی میکنیم.‬

1747
01:25:31,751 --> 01:25:35,171
‫حالا بازیگرهای فوق‌العاده‌ای رو داریم، بازیگرهای برنده‌ی جایزه‌ی اسکار،‬

1748
01:25:35,338 --> 01:25:39,259
‫مثل هالی بری و آنجلیکا هیوستون،‬

1749
01:25:39,467 --> 01:25:42,720
‫که واقعاً درک می‌کنن جان ویک چیه،‬

1750
01:25:42,887 --> 01:25:47,559
‫میخوان با کیانو باشن، میخوان با ‌87eleven‌ باشن.‬

1751
01:25:47,725 --> 01:25:52,188
‫من یکی از طرفدارهاش بودم. یعنی، یه لحظه‌ی خسته کننده هم تو فیلم نیست.‬

1752
01:25:52,355 --> 01:25:53,940
‫نیازی نیست فیلمنامه رو ببینم. فقط منو ثبت نام کن.‬

1753
01:25:54,107 --> 01:25:56,025
‫باید بهت بگم،‬

1754
01:25:56,192 --> 01:25:59,028
‫خیلی وقته منتظر دیدار با شما هستم.‬

1755
01:25:59,237 --> 01:26:02,866
‫من یکی از طرفداران بزرگتونم، جان ویک.‬

1756
01:26:03,074 --> 01:26:04,576
‫ما یه دفعه ای شدیم بخشی از تشکیلات.‬

1757
01:26:04,742 --> 01:26:06,286
‫وقتی نبودیم،‬

1758
01:26:06,494 --> 01:26:08,288
‫جان ویک ۱ خیلی دور از تشکیلات بود.‬

1759
01:26:08,580 --> 01:26:12,083
‫حتی جان ویک ۲ هم انگار یه پا تو بود و یه پا بیرون.‬

1760
01:26:12,167 --> 01:26:17,630
‫و اینو به کیانو گفتم، گفتم: "گوش کن، چه بهتر چه بدتر،‬

1761
01:26:17,797 --> 01:26:22,719
‫ما الان جایی هستیم که تو اقتصاد فیلم و تلویزیون و استودیوها،‬

1762
01:26:22,886 --> 01:26:24,596
‫باید این دنیا رو گسترش بدیم."‬

1763
01:26:24,804 --> 01:26:29,434
‫انگار هیچ جوری نمیشه که بگیم: "آه، بچه ها، ما دیگه خوبیم."‬

1764
01:26:29,559 --> 01:26:33,062
‫میدونی، سهامداران لاینزگیت میگن: "نه، ما بیشتر می خوایم."‬

1765
01:26:33,229 --> 01:26:36,983
‫و من فکر می کنم همه ما یه جورایی به طور جمعی به این نتیجه رسیدیم که،‬

1766
01:26:37,192 --> 01:26:41,112
‫و حالا میگیم: "خیله خب، چطوری چیزها رو یه کم باحال تر، یه کم متفاوت تر کنیم؟"‬

1767
01:26:41,321 --> 01:26:44,782
‫خیلی خب. تصویر بالاست. قفلش کنید. بریم که رفتیم.‬

1768
01:26:46,409 --> 01:26:47,994
‫لوکیشن باحالیه، مگه نه؟‬

1769
01:26:48,203 --> 01:26:49,412
‫-خیلی عالیه. -ممنون.‬

1770
01:26:51,164 --> 01:26:55,877
‫لعنتی. جان ویک ۳. منهتن. کتابخانه شهر نیویورک.‬

1771
01:27:00,548 --> 01:27:04,302
‫حس می کنم هر فیلم جان ویک یه "چی" و یه "چرا" داشته.‬

1772
01:27:04,510 --> 01:27:05,970
‫ولی شخصیت چیه؟ دلیلش چیه؟‬

1773
01:27:06,763 --> 01:27:08,056
‫و بعد در کنار اون،‬

1774
01:27:08,223 --> 01:27:10,183
‫هر فیلم دو سه تا داشته،‬

1775
01:27:10,350 --> 01:27:13,269
‫مثلاً اکشن، حتی نه سکانس‌ها،‬

1776
01:27:13,436 --> 01:27:16,105
‫ولی، مثلاً، دلم می خواد اینجا باشم. این یه اتاق آینه‌ست.‬

1777
01:27:19,859 --> 01:27:22,028
‫این میشه مبارزه در کتابخانه با بوبان.‬

1778
01:27:22,237 --> 01:27:25,448
‫این میشه راه پله ها در فصل ۴.‬

1779
01:27:25,615 --> 01:27:29,744
‫همیشه این انگیزه های عمل یا سکانس های اکشن وجود داشته،‬

1780
01:27:29,911 --> 01:27:33,706
‫و به نحوی داستان باید از اینجا و اینجا عبور کنه، میدونی،‬

1781
01:27:33,873 --> 01:27:36,834
‫و اون نوع سماجت برای اینکه چطور میشه این رو فهمید.‬

1782
01:27:39,796 --> 01:27:42,298
‫سگ‌ها، اسب‌ها، کبوترها، گراند سنترال.‬

1783
01:27:42,465 --> 01:27:45,510
‫گراند سنترال. گراند سنترال.‬

1784
01:27:45,677 --> 01:27:48,304
‫خیلی خب، برو بیرون. باید برم سر کار.‬

1785
01:27:48,471 --> 01:27:52,600
‫اینجا سرزمین باله است. این خانم‌ها اونجا هستند. الان داریم چی فیلمبرداری می‌کنیم؟‬

1786
01:27:52,809 --> 01:27:55,561
‫-بهشون بگو. -جان ویک ۳.‬

1787
01:27:55,770 --> 01:27:57,647
‫همین کافیه، مگه نه؟‬

1788
01:27:57,814 --> 01:28:00,525
‫-ما داریم میریم مراکش. -به نظر خوب میاد.‬

1789
01:28:00,692 --> 01:28:03,319
‫داریم میریم مراکش. هلی بری در صحرا با چند تا سگ.‬

1790
01:28:03,486 --> 01:28:06,447
‫این یکی از سخت ترین کارهاییه که تا حالا انجام دادم.‬

1791
01:28:06,614 --> 01:28:10,243
‫من خودم رو به حد نهایی رسوندم. من چند تا استخوان شکسته داشتم.‬

1792
01:28:12,161 --> 01:28:13,329
‫ولی من جون سالم به در بردم.‬

1793
01:28:15,456 --> 01:28:17,709
‫سگ ها. ما به سگ ها در فیلم نیاز داریم.‬

1794
01:28:17,875 --> 01:28:19,544
‫میخوای چیکار کنی؟ خب، ما قراره به سگ‌ها آموزش بدیم که به کشاله‌ی ران حمله کنن.‬

1795
01:28:24,001 --> 01:28:27,552
‫این یکی از ایده ها بود. این یکی از ایده ها بود.‬

1796
01:28:27,760 --> 01:28:29,721
‫-جان ویک ۳. -اگه میدونستید چه بودجه‌ای برای سگ‌ها خرج کردیم.‬

1797
01:28:29,887 --> 01:28:30,763
‫این ایده بود.‬

1798
01:28:34,642 --> 01:28:36,060
‫ما قراره به هلی بری با سگ‌ها آموزش بدیم.‬

1799
01:28:36,227 --> 01:28:37,979
‫یه بازیگر داریم که میخواست بگه،‬

1800
01:28:38,146 --> 01:28:40,857
‫"آره، من میخوام به مدت هفت، هشت ماه به سگ‌ها آموزش بدم."‬

1801
01:28:41,024 --> 01:28:44,360
‫و این از یک سری کتاب نیست. این از یک رمان گرافیکی نیست.‬

1802
01:28:44,527 --> 01:28:46,738
‫از اونجا شروع شد که گفتیم، "هی، رفیق، سگ دوست داری؟"‬

1803
01:28:46,904 --> 01:28:49,198
‫من سگ دوست دارم. تو سگ دوست داری؟ من سگ دوست دارم. بیا یه کار باحال با سگ‌ها انجام بدیم.‬

1804
01:28:49,365 --> 01:28:51,659
‫ما با اسلحه و ماشین کار کردیم. بیا با سگ‌ها کار کنیم. آره، من سگ دوست دارم."‬

1805
01:28:54,517 --> 01:28:56,664
‫-فو سگ. -آره، فو سگ.‬

1806
01:28:58,341 --> 01:29:01,210
‫و بعد، کیانو میگه، "جان ویک باید سوار اسب بشه."‬

1807
01:29:01,377 --> 01:29:03,713
‫و من میگم، "جان ویک سوار اسب خیلی باحال به نظر میرسه."‬

1808
01:29:08,092 --> 01:29:10,428
‫اما خیلی از افراد دیگه که فیلمنامه رو خوندن گفتن،‬

1809
01:29:10,470 --> 01:29:13,639
‫"آره، این... چطور میخواد باحال باشه؟"‬

1810
01:29:13,848 --> 01:29:15,808
‫-چون از پارک مرکزی فرار کرد. -و ما میگیم،‬

1811
01:29:15,975 --> 01:29:18,019
‫"ما واقعاً مطمئن نیستیم، ولی قراره سعی کنیم بفهمیم."‬

1812
01:29:18,186 --> 01:29:20,396
‫کنار پارک مرکزی اسب هست.‬

1813
01:29:20,563 --> 01:29:23,566
‫اگر حاضر باشی تحمل کنی اون کمی ترس از ناشناخته رو‬

1814
01:29:23,733 --> 01:29:25,651
‫و اون کمی درد فهمیدن رو...‬

1815
01:29:25,860 --> 01:29:27,737
‫کی نمیخواد جان ویک رو سوار اسب ببینه؟‬

1816
01:29:27,904 --> 01:29:29,697
‫-آره. -با کت و شلوار.‬

1817
01:29:29,864 --> 01:29:31,616
‫منظورم اینه که چطوری...‬

1818
01:29:31,783 --> 01:29:34,035
‫و فکر میکنم بیشتر مردم از این موضوع حس غریبی میگیرن‬

1819
01:29:34,202 --> 01:29:35,995
‫چون نمیدونن چطور توی داستان جا میگیره‬

1820
01:29:36,162 --> 01:29:38,539
‫یا نمیدونن چطور با شخصیت جور درمیاد،‬

1821
01:29:38,748 --> 01:29:40,833
‫و این زیبایی چیزیه که ما با جان ویک داریم.‬

1822
01:29:41,042 --> 01:29:42,752
‫-این ‌IP‌ خودمونه. -آره.‬

1823
01:29:43,002 --> 01:29:45,671
‫پس، هیچ... هیچ قانون خاصی وجود نداره.‬

1824
01:29:45,755 --> 01:29:48,132
‫مثلاً، افرادی بودن که اومدن پیش ما و به کیانو و من گفتن،‬

1825
01:29:48,341 --> 01:29:49,384
‫"خب، این خیلی به جان ویک نمیخوره."‬

1826
01:29:49,550 --> 01:29:51,302
‫و ما میگیم، "نمیدونم،‬

1827
01:29:51,511 --> 01:29:52,637
‫این جان ویکه، و اون میگه که با اسب میاد."‬

1828
01:29:52,804 --> 01:29:54,472
‫-میخوای اسب سواری کنی؟ -آره، رفیق.‬

1829
01:29:54,680 --> 01:29:55,390
‫خیلی خب، پس این خیلی جان ویک طوریه، مگه نه؟‬

1830
01:29:59,352 --> 01:30:02,313
‫آشنا شدن با جکی چان و دانی ین و جت لی،‬

1831
01:30:02,480 --> 01:30:03,856
‫و کار کردن با همه اون آدما.‬

1832
01:30:04,023 --> 01:30:07,110
‫یه بار داشتم با جکی صحبت میکردم...‬

1833
01:30:07,318 --> 01:30:09,987
‫این بعد از این بود که خیلی وقت صرف تماشای نحوه کارش کردم.‬

1834
01:30:10,154 --> 01:30:12,740
‫و میدونی، یه کم داشتم سر به سرش میذاشتم.‬

1835
01:30:12,949 --> 01:30:15,660
‫میدونی، مثلا، اگه کیانو و من اینجا نشسته بودیم و من داشتم به جکی میگفتم،‬

1836
01:30:15,827 --> 01:30:18,413
‫"میدونی، اگه دو نفر اونجا نشسته باشن و یه میز بینمون باشه،"‬

1837
01:30:18,579 --> 01:30:20,581
‫ما میگیم، "خب، میدونی، اون یه چیزی میگه، من یه چیزی میگم.‬

1838
01:30:20,748 --> 01:30:22,291
‫من از روی میز میپرم، شروع میکنیم به جنگیدن،‬

1839
01:30:22,458 --> 01:30:24,043
‫و بعد مشت میزنیم و مشت میزنیم و مشت میزنیم،‬

1840
01:30:24,210 --> 01:30:26,129
‫و بعد اون یکی یارو میره بیرون و یه جمله باحال میگه."‬

1841
01:30:26,337 --> 01:30:30,216
‫جکی دقیقا برعکس هر طراح رقص دیگه ای عمل میکرد.‬

1842
01:30:30,383 --> 01:30:32,802
‫میگفت، "خیلی خب، تو چیزی نگو. من یه جوک میگم.‬

1843
01:30:32,969 --> 01:30:36,222
‫من قراره سعی کنم برم بیرون، ولی تو منو از بیرون رفتن منع کن.‬

1844
01:30:36,389 --> 01:30:39,725
‫بعد اتاق آتیش میگیره، در قفل میشه،‬

1845
01:30:39,934 --> 01:30:42,311
‫با دستبند به هم وصل میشیم و... چی، راست دستی؟‬

1846
01:30:42,520 --> 01:30:44,480
‫خب، پس نمیتونی از دست راستت استفاده کنی.‬

1847
01:30:44,647 --> 01:30:46,399
‫و باید از شکستن این گلدون محافظت کنی‬

1848
01:30:46,566 --> 01:30:48,359
‫چون این همون چیزیه که واقعا میخواستی.‬

1849
01:30:48,568 --> 01:30:50,695
‫و نمیتونی کسی رو بکشی، اگرچه همه یه اسلحه دارن."‬

1850
01:30:50,862 --> 01:30:54,699
‫و به جکی نگاه میکردی و میگفتی، "خب، من چطور باید این کارو انجام بدم؟"‬

1851
01:30:54,866 --> 01:30:56,993
‫و اون بهترین جواب رو داشت.‬

1852
01:30:57,160 --> 01:30:59,579
‫نگاه کرد و گفت: "هیچ ایده‌ای ندارم چطوری می‌خوای انجامش بدی،‬

1853
01:30:59,787 --> 01:31:02,540
‫ولی اگه بفهمی چجوری، بهترین مبارزه فیلم میشه."‬

1854
01:31:02,748 --> 01:31:05,168
‫یکی از سکانس‌هایی که به نظرم همیشه به عنوان‬

1855
01:31:05,376 --> 01:31:10,715
‫یکی از بزرگترین لحظات در تمام چهار فیلم جان ویک ثبت میشه، مبارزه با چاقوئه.‬

1856
01:31:10,882 --> 01:31:14,969
‫داره از تمام چیزهایی که معمولاً مشکل‌ساز میشن استفاده می‌کنه.‬

1857
01:31:15,178 --> 01:31:20,224
‫جان توی یه اتاق راست و باریک گیر افتاده و اسلحه نداره.‬

1858
01:31:20,391 --> 01:31:24,145
‫و همه این آدمکش‌هایی که اسلحه دارن دارن میان سراغش و اون نمیتونه قایم بشه.‬

1859
01:31:24,312 --> 01:31:28,900
‫پس الان باید اسلحه‌هایی که میتونن بهش شلیک کنن و بکشنش رو خنثی کنه، درسته؟‬

1860
01:31:29,066 --> 01:31:30,318
‫این شماره یک.‬

1861
01:31:30,526 --> 01:31:34,614
‫شماره دو، اون به سمت شیشه پرتاب میشه.‬

1862
01:31:34,822 --> 01:31:37,867
‫و چیزی که حس میشه قراره یه مشکل باشه، تبدیل به یه مزیت میشه.‬

1863
01:31:38,034 --> 01:31:39,160
‫فوق‌العاده‌ست.‬

1864
01:31:45,666 --> 01:31:48,419
‫-خیلی خوبه. -ما همیشه بهش میگفتیم مبارزه گلوله برفی.‬

1865
01:31:48,628 --> 01:31:51,297
‫تو و برادرهات گلوله برفی رو برمیدارید و فقط اونارو به سمت همدیگه پرت میکنید.‬

1866
01:31:51,464 --> 01:31:53,299
‫ما داشتیم میگفتیم توی هر فیلم اکشن،‬

1867
01:31:53,466 --> 01:31:55,092
‫مهم نیست کی باشه، همیشه یه چاقو برمیداره،‬

1868
01:31:55,426 --> 01:31:57,178
‫و اون رو پرت میکنن، و فرو میره و یارو میمیره.‬

1869
01:31:57,220 --> 01:31:58,971
‫و ما میگیم، "این هیچوقت واقعاً اتفاق نمیوفته."‬

1870
01:31:59,138 --> 01:32:01,432
‫پس بیاین یه کاری کنیم که همه اشتباه بزنن.‬

1871
01:32:01,599 --> 01:32:03,017
‫ما مدام تمرینش می‌کردیم و تمرینش می‌کردیم.‬

1872
01:32:03,226 --> 01:32:04,352
‫ما مدام داشتیم تکه‌های مختلف رو عوض می‌کردیم.‬

1873
01:32:04,519 --> 01:32:06,145
‫ولی هنوزم درست جا نمی‌افتاد.‬

1874
01:32:06,312 --> 01:32:08,314
‫به خودم گفتم: "خب، یه مبارزه قابل قبول میشه."‬

1875
01:32:08,481 --> 01:32:10,358
‫میدونی، من بیشتر منتظر صحنه‌های اسب سواری و اون چیزا بودم.‬

1876
01:32:10,525 --> 01:32:12,693
‫-آره. -تقریباً روز سوم انجام این کار بود.‬

1877
01:32:12,860 --> 01:32:15,821
‫وقتی به سمتش میای، فقط یک، دو، سه میری.‬

1878
01:32:15,988 --> 01:32:19,242
‫نظرم تو این مبارزه کاملا عوض شد، دقیقا همین جا. همینجا.‬

1879
01:32:26,123 --> 01:32:27,500
‫-چیکار کنم؟ -خم شو.‬

1880
01:32:27,667 --> 01:32:29,877
‫-خم شم؟ خم شم؟ -بهتره که این کارو بکنی.‬

1881
01:32:32,129 --> 01:32:33,381
‫خم شم؟‬

1882
01:32:34,715 --> 01:32:36,384
‫این سرعت واقعیه.‬

1883
01:32:36,551 --> 01:32:39,512
‫این... آره، این شین و چن هستن.‬

1884
01:32:39,679 --> 01:32:41,639
‫وای! عجب چیزیه.‬

1885
01:32:41,806 --> 01:32:43,808
‫ما داشتیم همون روز این چیزا رو سر هم می کردیم.‬

1886
01:32:43,975 --> 01:32:44,725
‫حرکت!‬

1887
01:32:47,353 --> 01:32:50,773
‫یادته، مثلا، وقتی اون برداشت لعنتی رو تو فیلم داشتیم؟‬

1888
01:32:50,940 --> 01:32:52,024
‫آره.‬

1889
01:32:52,358 --> 01:32:53,609
‫خیلی طول کشید.‬

1890
01:32:53,651 --> 01:32:55,236
‫-نه اینکه... -می دونم.‬

1891
01:32:55,403 --> 01:32:58,948
‫شین هم خیلی فوق العاده ست، ولی من خیلی کندم.‬

1892
01:32:59,115 --> 01:33:01,701
‫ولی یه چیزی در مورد اون برداشت بود که انگار...‬

1893
01:33:01,909 --> 01:33:04,829
‫آره، اون برداشت، می دونی، خیلی خوبه. خیلی خوبه.‬

1894
01:33:14,848 --> 01:33:19,515
‫بهشون گفتم: "بچه ها، فکر نکنم بتونم از این سریع تر انجامش بدم."‬

1895
01:33:19,670 --> 01:33:21,887
‫و شین هم گفت: "منم همینطور."‬

1896
01:33:22,096 --> 01:33:24,265
‫-رسیدیم به یه سطح بالا. -دقیقا.‬

1897
01:33:24,432 --> 01:33:27,059
‫-خیلی خوب بود ولی خیلی خسته کننده. -درسته؟‬

1898
01:33:28,728 --> 01:33:30,605
‫خیلی سریع بود. خیلی زیاد.‬

1899
01:33:31,147 --> 01:33:32,231
‫خدای من.‬

1900
01:33:32,523 --> 01:33:34,567
‫چیزی که تو جان ویک ۱ یاد گرفتم،‬

1901
01:33:34,609 --> 01:33:36,652
‫که تو همه شون ادامه‌ش دادی،‬

1902
01:33:36,819 --> 01:33:40,489
‫-فیلم مبارزه بود با کسی که باهاش تمرین کردی. -آره.‬

1903
01:33:40,656 --> 01:33:43,242
‫همه زمان‌بندی تو رو می‌فهمن، می‌دونی؟‬

1904
01:33:43,409 --> 01:33:47,288
‫اونا می‌دونن من چقدر کندم، پس می‌تونن یه کارایی بینش انجام بدن.‬

1905
01:33:47,496 --> 01:33:48,914
‫-زود باش، ریوز! -جبرانش می‌کنن.‬

1906
01:33:49,123 --> 01:33:50,583
‫فکر می‌کنی همه همین کارو می‌کنن.‬

1907
01:33:50,916 --> 01:33:52,543
‫-نمی‌دونم چرا فیلما این کارو نمی‌کنن. -نمی‌کنن.‬

1908
01:33:55,755 --> 01:33:56,497
‫-کات! -کات.‬

1909
01:33:56,564 --> 01:33:58,466
‫کیانو، می‌دونی، یه کمال‌گراست.‬

1910
01:33:58,507 --> 01:33:59,800
‫افتضاح بودم.‬

1911
01:33:59,967 --> 01:34:01,588
‫و اون خیلی به خودش سخت می‌گیره.‬

1912
01:34:01,613 --> 01:34:03,137
‫واضحه، بزرگ‌ترین فیلم‌های اکشنش غیر از جان ویک‬

1913
01:34:03,387 --> 01:34:05,431
‫فیلم‌های ماتریکس بودن. و واچوفسکی‌ها،‬

1914
01:34:05,556 --> 01:34:08,100
‫می‌دونی، هیچ‌وقت کافی نبود.‬

1915
01:34:08,267 --> 01:34:10,436
‫و حتی اگه عالی هم باشه، ده بار دیگه هم می‌گیریمش‬

1916
01:34:10,603 --> 01:34:12,438
‫و مطمئن می‌شیم که عالیِ عالیه، می‌دونی، فوق‌العاده عالی.‬

1917
01:34:12,605 --> 01:34:13,800
‫فوق‌العاده عالی.‬

1918
01:34:13,911 --> 01:34:16,651
‫-این یه کلمه ریوزی‌ـه، فوق‌العاده عالی. -آره، این--‬

1919
01:34:16,817 --> 01:34:19,028
‫-اینجاست که گندهای فاکی رو می‌زنیم. -آره.‬

1920
01:34:19,195 --> 01:34:22,073
‫همه متوجه خودت هستن، که خیلی تحسین‌برانگیزه.‬

1921
01:34:24,450 --> 01:34:26,577
‫لعنت! لعنت!‬

1922
01:34:26,744 --> 01:34:28,954
‫-کات. دوباره می‌گیریم. -لعنت!‬

1923
01:34:29,163 --> 01:34:30,956
‫نمی‌تونم اون قفل کوفتی رو انجام بدم.‬

1924
01:34:31,165 --> 01:34:34,502
‫قفل کوفتی، کوفتی، کوفتی قفل، قفل کوفتی، لعنت.‬

1925
01:34:34,669 --> 01:34:37,630
‫لعنت! لعنت!‬

1926
01:34:37,797 --> 01:34:39,757
‫لعنتی. کوفتی، کوفتی، لعنت به کوفتی.‬

1927
01:34:39,965 --> 01:34:43,052
‫لعنتی. تقصیر من بود. لعنت!‬

1928
01:34:43,219 --> 01:34:45,471
‫خیلی خب، حالا بیا این کارو بکنیم.‬

1929
01:34:45,638 --> 01:34:46,555
‫لعنت!‬

1930
01:34:48,933 --> 01:34:49,809
‫لعنت.‬

1931
01:34:51,936 --> 01:34:53,020
‫لعنت!‬

1932
01:34:53,187 --> 01:34:54,146
‫لعنت!‬

1933
01:34:54,355 --> 01:34:56,816
‫لعنت. لعنت.‬

1934
01:35:02,196 --> 01:35:04,740
‫لعنت بهش. گند زدم. لعنت!‬

1935
01:35:04,865 --> 01:35:05,866
‫کات.‬

1936
01:35:06,117 --> 01:35:07,159
‫-گرفتی؟ -لعنت!‬

1937
01:35:07,284 --> 01:35:09,286
‫-بله. -لعنت!‬

1938
01:35:09,453 --> 01:35:10,287
‫دوباره بریم.‬

1939
01:35:10,454 --> 01:35:13,560
‫خب، این لعنت‌ها از اینجا میان که،‬

1940
01:35:14,116 --> 01:35:17,420
‫شماره یک، میخوای خوب انجامش بدی. میخوای درست انجامش بدی.‬

1941
01:35:17,628 --> 01:35:20,923
‫و همینطور، وقتی داشتم بهش فکر میکردم، انگار...‬

1942
01:35:23,969 --> 01:35:28,305
‫...وقتی باید یه سیم وصل کنی، یا وارد یه سکانس اکشن میشی،‬

1943
01:35:28,472 --> 01:35:31,323
‫اساساً مثل یه فنر داری.‬

1944
01:35:31,348 --> 01:35:34,401
‫میدونی، یه تنشی داری که منتظره آزاد بشه.‬

1945
01:35:34,523 --> 01:35:38,072
‫و حس میکنم این لعنت‌ها یه راهیه برای اینکه...‬

1946
01:35:38,205 --> 01:35:41,944
‫-مثل یه کیای (فریاد) میمونه. -آره. مثل یه کیای میمونه. مثل "لعنت!"‬

1947
01:35:42,069 --> 01:35:44,196
‫مثل "لعنت".‬

1948
01:35:44,613 --> 01:35:47,867
‫و بعد، دوباره جمعش میکنی و میگی، "خیلی خب، دوباره امتحان کنیم."‬

1949
01:35:47,908 --> 01:35:50,536
‫سه، دو، یک، حرکت.‬

1950
01:35:52,413 --> 01:35:53,789
‫آره.‬

1951
01:35:56,207 --> 01:36:00,087
‫ریوز همواره یکی از مهربان‌ترین و سخت‌کوش‌ترین،‬

1952
01:36:00,296 --> 01:36:05,176
‫مهربان‌ترین و سخاوتمندترین افرادی که تا به حال در این کار یا بیرون از آن دیده‌ام.‬

1953
01:36:05,342 --> 01:36:08,220
‫اما وقتی شروع می‌کند و تمام تلاشش را برای چیزی می‌گذارد،‬

1954
01:36:08,387 --> 01:36:10,765
‫کاملاً جدی است و باید برای آن آماده باشید.‬

1955
01:36:10,931 --> 01:36:12,391
‫او می‌داند چه کار می‌کند،‬

1956
01:36:12,683 --> 01:36:14,935
‫و وقتی شما را می‌گیرد تا پرتاب کند یا بچرخاند،‬

1957
01:36:14,977 --> 01:36:17,062
‫مثل یک گیره است.‬

1958
01:36:17,271 --> 01:36:21,007
‫اگر به اینستاگرام من نگاه کنید، یک عکس کوچک گذاشته‌ام.‬

1959
01:36:21,151 --> 01:36:23,986
‫بازوهای من انگار می‌گن، چی؟‬

1960
01:36:24,153 --> 01:36:27,114
‫اما من به آن‌ها افتخار می‌کردم. آن‌ها را به دست آوردم، می‌دانید؟‬

1961
01:36:27,323 --> 01:36:30,326
‫جان ویک، چد و کیانو همین جا، همه جا.‬

1962
01:36:36,203 --> 01:36:40,211
‫نمی‌توانم بگویم چند بار در صحنه جان ویک، تلفنم را برداشته‌ام‬

1963
01:36:40,377 --> 01:36:44,215
‫و از بدلکاری‌ها و صحنه‌های مبارزه فیلم گرفته‌ام.‬

1964
01:36:44,381 --> 01:36:48,219
‫نه به هیچ دلیل دیگری جز اینکه بگویم، "ببینید، این واقعاً انجام شد."‬

1965
01:36:51,305 --> 01:36:53,432
میدونی، من دیده‌ام کیانو و بدلکارش‬

1966
01:36:53,599 --> 01:36:56,811
‫در این فیلم‌ها آسیب‌های جسمی باورنکردنی‌ای را تحمل می‌کنند.‬

1967
01:37:14,662 --> 01:37:17,957
‫فرصت بدلکاری کیانو را پیدا کردن خیلی سورئال بود.‬

1968
01:37:18,165 --> 01:37:21,836
‫رابطه او با چد به عنوان بدلکارش در ماتریکس،‬

1969
01:37:22,002 --> 01:37:24,046
‫که زندگی من را تغییر داد...‬

1970
01:37:24,255 --> 01:37:28,425
‫بنابراین، تحویل مشعل توسط چد افتخار بزرگی بود.‬

1971
01:37:28,551 --> 01:37:32,805
‫و فقط ملاقات با ریوز و ایجاد آن رابطه.‬

1972
01:37:34,322 --> 01:37:38,018
‫خب، آن‌ها هم نقش شخصیتت رو بازی می‌کنند، میدونی؟‬

1973
01:37:41,105 --> 01:37:46,610
 ‫و کارهایی انجام میدن که ممکنه  آسیب ببینن.‬

1974
01:37:47,570 --> 01:37:49,196
‫خیلی آسیب ببینن.‬

1975
01:37:50,920 --> 01:37:53,284
‫نمی‌دانم جکسون چند بار با ماشین تصادف کرد.‬

1976
01:37:57,204 --> 01:37:59,999
‫منظورم این است، اگر کسی آن‌ها را بشمارد، حداقل ۲۰ تا می‌شود.‬

1977
01:38:01,375 --> 01:38:03,252
‫و این، خب، توی یک نسخه تدوین شده هست.‬

1978
01:38:09,967 --> 01:38:11,510
‫و بعد همه ی زمین خوردن هایی که او انجام داد...‬

1979
01:38:11,677 --> 01:38:12,887
‫...یک، برو!‬

1980
01:38:15,723 --> 01:38:16,891
‫تصادف کردن، ضربه زدن...‬

1981
01:38:18,934 --> 01:38:22,146
‫برخورد‌هایی که شبیه اینه: "اوه، نه. چی؟"‬

1982
01:38:24,762 --> 01:38:28,402
‫و بعد تمام طراحی رقصی که اون میتونست انجام بده و من نمیتونستم،‬

1983
01:38:28,569 --> 01:38:29,904
‫میدونی، فقط از لحاظ فیزیکی.‬

1984
01:38:33,115 --> 01:38:35,451
‫همچنین مهارت، حرکت،‬

1985
01:38:35,659 --> 01:38:39,121
‫نحوه حرکتش، نحوه ای که او، میدونی، به شخصیت توجه می کرد،‬

1986
01:38:39,288 --> 01:38:40,664
‫به من در این نقش.‬

1987
01:38:40,789 --> 01:38:42,750
‫و یک استعدادی در این کار هست.‬

1988
01:38:43,208 --> 01:38:45,586
‫این فقط این نیست که، خب، محافظ ها رو بپوشی و بزنه یه ماشین بهت.‬

1989
01:38:45,628 --> 01:38:47,296
‫میدونی، او داره نقش جان ویک رو بازی می کنه.‬

1990
01:38:47,713 --> 01:38:49,256
‫و او باید حرکت کنه... تو میخوای یکم طبیعی جلوه بدی.‬

1991
01:38:50,716 --> 01:38:53,552
‫بنابراین، فکر میکنم شما در هنر و با هم پیوند خورده و متصل هستید،‬

1992
01:38:53,719 --> 01:38:56,055
‫و شما در جنبه فیزیکی آن با هم ارتباط دارید.‬

1993
01:39:04,284 --> 01:39:06,973
‫همه ما به نوعی مازوخیست هستیم.‬

1994
01:39:07,373 --> 01:39:10,694
‫فقط اینطوریه که، "درد داره." یه جور "ممنون آقا. میشه یکی دیگه بزنید؟"‬

1995
01:39:12,437 --> 01:39:17,910
‫بزرگترین درد فیزیکی من از افتادن از ارتفاع زیاد در ویک ‌3‌ بود.‬

1996
01:39:23,803 --> 01:39:28,545
‫بنابراین، من می افتم فکر کنم ‌12‌ فوت روی این سایه بان کوچیک،‬

1997
01:39:28,712 --> 01:39:30,673
‫که لکسان هست، که مثل پلاستیکه.‬

1998
01:39:30,881 --> 01:39:33,801
‫سر میخورم پایین، قرار هست پاهامو به لبه گیر بندازم‬

1999
01:39:33,968 --> 01:39:37,346
‫و، خب، مثل مداد بچرخم، مثل جسد،‬

2000
01:39:37,513 --> 01:39:41,141
‫بچرخم تا نصف کمرم روی نصفش بیرون پله فرار فرود بیاد.‬

2001
01:39:41,308 --> 01:39:43,102
‫قراره خراب شه و من قراره بیفتم.‬

2002
01:39:47,856 --> 01:39:48,941
‫- قراره که... - بله. قربان.‬

2003
01:39:49,108 --> 01:39:49,984
‫خیلی خب.‬

2004
01:39:53,203 --> 01:39:55,239
‫خب، ما اون وسیله رو امتحان کردیم،‬

2005
01:39:55,406 --> 01:39:59,827
‫ولی هیچوقت تا حالا لباس رو روی اون لکسانی که ازش سر میخورم امتحان نکرده بودیم.‬

2006
01:39:59,994 --> 01:40:03,872
‫من فقط یه جورایی، لباس ورزشی یا یه همچین چیزی پوشیده بودم.‬

2007
01:40:04,039 --> 01:40:08,252
‫و خب، الکتریسیته ساکن از یه لباس اصطکاک کمتری ایجاد میکنه...‬

2008
01:40:11,070 --> 01:40:13,966
‫فکر کنم وقتی که افتادم، خیلی سریع سر خوردم‬

2009
01:40:14,133 --> 01:40:17,177
‫که تا زمانی که فهمیدم کجام،‬

2010
01:40:17,386 --> 01:40:19,888
‫پاهام از جایی که قرار بود بگیره رد شده بود.‬

2011
01:40:20,055 --> 01:40:23,600
‫برای همین باسنم لب پرید.‬

2012
01:40:23,809 --> 01:40:27,229
‫و من داشتم کج میرفتم، پس داشتم یه بلایی سر خودم می آوردم.‬

2013
01:40:27,396 --> 01:40:32,067
‫خوشبختانه، خودمو گرفتم و اساسا روی پسِ سرم فرود اومدم.‬

2014
01:40:33,986 --> 01:40:35,612
‫راه پله فرار نشکست،‬

2015
01:40:35,779 --> 01:40:38,198
‫که میذاشت من بیفتم و صحنه ادامه پیدا کنه‬

2016
01:40:38,365 --> 01:40:40,367
‫تا جایی که باید توی یه جعبه می افتادم.‬

2017
01:40:43,435 --> 01:40:45,914
‫اولین چیزی که بهش فکر کردم فقط این بود، "پاتو تکون بده."‬

2018
01:40:47,374 --> 01:40:49,668
‫پام تکون خورد، و من گفتم، "اوه، خدا رو شکر."‬

2019
01:40:49,877 --> 01:40:52,129
‫"قراره اون یکی رو امتحان کنیم." اون یکی رفت... گفتم، "خب، عالیه."‬

2020
01:40:53,794 --> 01:40:56,717
‫اینجوری فهمیدم که توی ویدیو ویلیج بد به نظر میرسه.‬

2021
01:40:56,884 --> 01:40:58,779
‫یکی گفت چاد گفت، "لعنتی!"‬

2022
01:40:59,123 --> 01:41:00,929
‫میتونم یه کاندور بیارم یا میتونی از راه خودت بیای پایین.‬

2023
01:41:01,138 --> 01:41:02,598
‫-فقط می پرم. -باشه.‬

2024
01:41:03,640 --> 01:41:05,184
‫سه، دو، یک، بپر!‬

2025
01:41:07,227 --> 01:41:09,521
‫فقط نگاه کردم پایین و دستای چاد تو جیبش بود.‬

2026
01:41:11,231 --> 01:41:14,068
‫"حالت چطوره؟" من گفتم، "افتضاح بود."‬

2027
01:41:14,943 --> 01:41:16,779
‫اون... لعنتی.‬

2028
01:41:16,945 --> 01:41:19,156
‫- خوبی؟ - آره.‬

2029
01:41:19,615 --> 01:41:21,867
‫من گفتم، "باید دوباره بریم؟" اون گفت، "دوست دارم برم."‬

2030
01:41:21,909 --> 01:41:24,286
‫اون گفت: "میتونی؟" من گفتم: "آره، ولی اگه دوباره بریم،‬

2031
01:41:24,453 --> 01:41:26,038
‫باید الان بریم،‬

2032
01:41:26,205 --> 01:41:28,791
‫چون یه حسی دارم که حدود ده دقیقه دیگه،‬

2033
01:41:28,999 --> 01:41:32,503
‫مثل بتمن میشم چون با سر فرود اومدم."‬

2034
01:41:32,669 --> 01:41:35,589
‫اون گفت: "خیلی خب. خب، بیا ببینیم باید چیکار کنیم درستش کنیم،‬

2035
01:41:35,798 --> 01:41:39,009
‫و بریم. خیلی خب. خوشحالم که حالت خوبه."‬

2036
01:41:39,176 --> 01:41:42,304
‫چرا اینقدر لیز بود؟ خیلی لیز بود، لامصب.‬

2037
01:41:42,471 --> 01:41:45,182
‫برای همین دوباره رفتم و انجامش دادم.‬

2038
01:41:45,349 --> 01:41:50,104
‫اینم یه جور دیگه نشون میده چقدر کارمون چرت و پرته.‬

2039
01:41:50,270 --> 01:41:52,689
‫چد رو دیدم داشت مانیتور رو نگاه میکرد و من گفتم:‬

2040
01:41:52,856 --> 01:41:54,149
‫"خب، چطور بود؟" اون گفت:‬

2041
01:41:55,484 --> 01:41:57,152
‫"خب، نمیتونیم اولی رو بزنیم."‬

2042
01:41:57,361 --> 01:41:59,321
‫اون گفت: "انگار فقط داری میمیری."‬

2043
01:41:59,488 --> 01:42:01,115
‫و من گفتم: "خب، آره."‬

2044
01:42:03,784 --> 01:42:08,956
‫خب، میدونی، داری یه نفر دیگه رو میبینی که سلامتیشو به خطر میندازه.‬

2045
01:42:09,123 --> 01:42:11,208
‫میدونی؟ ولی اینم میدونی که عاشق این کارن.‬

2046
01:42:11,416 --> 01:42:12,334
‫چه پرش خوبی.‬

2047
01:42:12,501 --> 01:42:13,961
‫و این رو هم میدونی که‬

2048
01:42:14,336 --> 01:42:16,421
‫وقتی خوب از آب در میاد و حال همه خوبه،‬

2049
01:42:16,463 --> 01:42:18,465
‫انگار میگی: "عجب چیزی شد!"‬

2050
01:42:18,674 --> 01:42:21,093
‫و برای من، مثل اینه که داری تحسین میکنی کاری که انجام میدن.‬

2051
01:42:21,260 --> 01:42:23,011
‫همه‌مون داریم لباس مخصوص رو پوشیدیم.‬

2052
01:42:23,178 --> 01:42:25,180
‫وقتی که به عنوان یک بدلکار شروع می کنی،‬

2053
01:42:25,347 --> 01:42:27,432
‫اگر دنبال اعتبار و شهرت هستی،‬

2054
01:42:27,641 --> 01:42:29,059
‫جای اشتباهی در این کار ایستاده‌ای.‬

2055
01:42:29,268 --> 01:42:30,769
‫این بخش کوچیک رو انجام میدی. تو این فرصت رو داری که...‬

2056
01:42:30,936 --> 01:42:34,606
‫گمنامی‌ای رو داری که همیشه ازش لذت بردم.‬

2057
01:42:34,773 --> 01:42:37,568
‫و بعدش، می‌دونی، فرصت این رو پیدا می‌کنی که با بهترین‌های هالیوود کار کنی،‬

2058
01:42:37,734 --> 01:42:39,862
‫و این شانس رو داری که یه نینجا باشی.‬

2059
01:42:40,070 --> 01:42:42,239
‫هیچ کس نمی‌دونست تو کی هستی، اما باز هم می‌تونستی توی سینما بشینی‬

2060
01:42:42,447 --> 01:42:44,158
‫و بگی، "آره، اون منم."‬

2061
01:42:44,324 --> 01:42:46,535
‫و بعضی از بزرگترین لحظات هالیوود رو رقم می‌زنی.‬

2062
01:42:46,827 --> 01:42:50,747
‫تقریباً مطمئنم که من بیشتر از هر کس دیگه‌ای توی سری جان ویک مردم.‬

2063
01:42:53,542 --> 01:42:57,004
‫ویک ۲، توی تونل‌ها، فقط ضربه‌های شاتگان می‌خوردم.‬

2064
01:43:00,716 --> 01:43:02,926
‫ویک ۳، هلی هم من رو کشت.‬

2065
01:43:05,721 --> 01:43:08,140
‫نقش نگهبان‌ها داخل کانتیننتال رو بازی کردم.‬

2066
01:43:10,809 --> 01:43:12,519
‫من دو بار توی صحنه کلاب می‌میرم...‬

2067
01:43:14,771 --> 01:43:16,607
‫یه بار داخل خونه،‬

2068
01:43:16,773 --> 01:43:18,692
‫دو بار توی خانه آینه‌ها،‬

2069
01:43:18,901 --> 01:43:21,236
‫یه عالمه بار داخل تونل،‬

2070
01:43:21,403 --> 01:43:22,654
‫احتمالاً حدود چهار بار اونجا.‬

2071
01:43:25,966 --> 01:43:28,619
‫من بدل مایکل نیکویست هم بودم، پس حدس می‌زنم اونجا هم مردم.‬

2072
01:43:31,163 --> 01:43:34,208
‫یه صحنه مبارزه توی جان ویک ۱ هست که کیانو من رو خفه می‌کنه.‬

2073
01:43:35,959 --> 01:43:40,214
‫بعدش توی ۲، یه صحنه بزرگ توی لینکلن اسکوئر گرفتیم، فکر کنم،‬

2074
01:43:40,380 --> 01:43:42,674
‫ولی هیچ وقت به فیلم راه پیدا نکرد.‬

2075
01:43:42,883 --> 01:43:46,470
‫بعدش توی جان ویک ۳، من همون کسی هستم که زیر آب بهش لگد می‌زنه،‬

2076
01:43:46,637 --> 01:43:48,055
‫خیلی آهسته،‬

2077
01:43:48,222 --> 01:43:50,682
‫بعدش کیانو میاد، مغزم رو متلاشی میکنه.‬

2078
01:43:50,849 --> 01:43:53,518
‫تو تریدر جوز، یه جوون بود که یه جورایی اینطوری بود،‬

2079
01:43:53,727 --> 01:43:56,021
‫"تو تو یه فیلم بودی. من دیدمت. دیدمت."‬

2080
01:43:56,230 --> 01:43:58,523
‫منم گفتم، "آره، تو چند تا فیلم بودم مثل جان ویک."‬

2081
01:43:58,732 --> 01:44:00,525
‫گفت: "تو تو جان ویک بودی؟" منم گفتم: "آره." گفت: "باحال."‬

2082
01:44:00,692 --> 01:44:03,320
‫و بعدش روز بعدش اومدم، و از اون سر داد زد،‬

2083
01:44:03,528 --> 01:44:06,198
‫"هی، هی، اون یارو اسپییدو هست."‬

2084
01:44:17,668 --> 01:44:18,669
‫بررسی، بازبینی.‬

2085
01:44:20,963 --> 01:44:22,130
‫کات!‬

2086
01:44:24,549 --> 01:44:26,885
‫شماره ۳ سخت بود چون همه چیز رو فیلمبرداری کردیم‬

2087
01:44:27,052 --> 01:44:30,180
‫ولی نه مراکش رو به خاطر آب و هوا،‬

2088
01:44:30,389 --> 01:44:34,726
‫و هلی دنده‌اش شکسته بود و نیاز داشت خوب بشه.‬

2089
01:44:34,893 --> 01:44:37,229
‫و اینطوری یه لحظه زمانی داشتیم که داشتیم فیلم رو ادیت می‌کردیم،‬

2090
01:44:37,396 --> 01:44:38,772
‫ولی وسط فیلم اونجا نبود.‬

2091
01:44:38,981 --> 01:44:40,232
‫هنوز نمی‌تونستیم حلش کنیم.‬

2092
01:44:40,269 --> 01:44:42,859
‫پول کافی نداشتیم که اون قسمت رو انجام بدیم.‬

2093
01:44:44,647 --> 01:44:49,074
‫و بعدش رفتیم مراکش، و مراکش افتضاح بود.‬

2094
01:44:49,241 --> 01:44:52,119
‫منظورم اینه، همه‌چیش.‬

2095
01:44:52,286 --> 01:44:54,538
‫قرار بود تو یه جا فیلمبرداری کنیم. تهش سر از صویره درآوردیم.‬

2096
01:44:54,705 --> 01:44:57,291
‫نتونستیم هیچ کاری رو مجوز بگیریم.‬

2097
01:44:57,457 --> 01:45:01,753
‫و بعدش، سگ‌ها رو داشتیم، که اونها رو هم مجبور بودیم از آمریکا بیاریم.‬

2098
01:45:01,920 --> 01:45:03,922
‫پنج تا سگ هست. رسیدیم اونجا، و یکی از سگ‌ها کارش رو انجام نمیداد‬

2099
01:45:04,006 --> 01:45:05,299
‫چون که کلا از مراکش خوششون نمیومد.‬

2100
01:45:05,799 --> 01:45:08,302
‫اونجا یه دهکده ماهیگیری هم بود،‬

2101
01:45:08,343 --> 01:45:10,220
‫و اینطوری  همه جا ماهی مرده بود.‬

2102
01:45:12,222 --> 01:45:14,599
گربه های لعنیت همه جا بودن

2103
01:45:14,808 --> 01:45:16,768
بیا اینجا

2104
01:45:18,854 --> 01:45:21,982
باید روی سگ ها تمرکز میکردیم که گربه ها رو نکشن

2105
01:45:22,149 --> 01:45:25,110
گوشه صحنه یه هتل برا گربه ها ساختیم

2106
01:45:25,319 --> 01:45:27,279
این جمله رو نفهمیم !!!

2107
01:45:27,362 --> 01:45:29,573
لعنت

2108
01:45:30,073 --> 01:45:34,036
‫Когда мы заканчиваем, у всех всегда одно и то же эмоция, которая «Никогда больше».‬

2109
01:45:34,077 --> 01:45:36,913
‫Типа: «К черту это. Никогда больше». Особенно Киану.‬

2110
01:45:37,122 --> 01:45:39,916
‫В конце каждого Джона Уика мы говорим: «Больше никогда не будет другого»,‬

2111
01:45:40,083 --> 01:45:42,085
‫потому что мы так мертвы и мы ненавидим друг друга,‬

2112
01:45:42,294 --> 01:45:44,212
‫и Киану буквально наполовину мертв.‬

2113
01:45:44,379 --> 01:45:46,381
‫На полпути Киану говорит: «В конце этого фильма...»‬

2114
01:45:46,548 --> 01:45:49,217
‫Я не преувеличиваю. Он говорит: «Я хочу, чтобы мне отрубили голову.‬

2115
01:45:49,426 --> 01:45:51,762
‫Я хочу увидеть парня держа мою голову."‬

2116
01:45:51,928 --> 01:45:55,223
‫И я просто такой: «Во-первых, нет, и во-вторых, хорошая попытка,‬

2117
01:45:55,390 --> 01:45:56,600
‫потому что ты никогда не сможешь вернуться снова."‬

2118
01:45:56,808 --> 01:45:59,561
‫После ‌3‌ мы сказали: «Хорошо.‬

2119
01:45:59,728 --> 01:46:01,229
‫-Вот и все. Этого достаточно." -Это хорошо.‬

2120
01:46:01,438 --> 01:46:02,814
‫«Мы сделали это. У нас все хорошо».‬

2121
01:46:02,981 --> 01:46:04,858
‫И это просто продолжало грызть меня, грызть меня.‬

2122
01:46:05,067 --> 01:46:07,069
‫Типа, мы не успели сделать наша японская часть.‬

2123
01:46:07,277 --> 01:46:09,863
‫Мы не успели сделать нашу версию самурая. Осталось так много.‬

2124
01:46:10,030 --> 01:46:14,159
‫Я помню, как сидел с тобой и говорил: «Хорошо, На этот раз у меня есть довольно хорошее «почему».‬

2125
01:46:14,326 --> 01:46:15,660
‫فقط حس می‌کردی کارهای بیشتری هست که باید انجام بدی.‬

2126
01:46:15,827 --> 01:46:17,120
‫آره.‬

2127
01:46:21,958 --> 01:46:24,419
‫فکر می‌کنی آماده‌ای که حرکت ‌180‌ درجه رو با یه دست انجام بدی؟‬

2128
01:46:24,586 --> 01:46:26,713
‫-بله. -و با دست راستت؟‬

2129
01:46:28,590 --> 01:46:29,966
‫-امتحانش کنیم. -امتحانش کنیم.‬

2130
01:46:30,133 --> 01:46:31,635
‫تفنگ رو الان می‌خوای یا تو حرکت بعدی؟‬

2131
01:46:31,802 --> 01:46:33,261
‫-تو حرکت بعدی انجامش بدیم. -باشه، فهمیدم.‬

2132
01:46:42,145 --> 01:46:44,398
‫به ما گفته شد که جان ویک ۳ خیلی صحنه‌های اکشن داره،‬

2133
01:46:44,564 --> 01:46:46,316
‫-برای همین مجبور شدیم کمش کنیم. -نه.‬

2134
01:46:46,525 --> 01:46:49,361
دوباره تو شماره 4 اوردیمش

2135
01:46:57,640 --> 01:47:00,205
‫چیزی که تو شماره ۴ سخت بود اینه که تو نیویورک نبودیم،‬

2136
01:47:00,372 --> 01:47:02,791
‫برای همین دی‌ان‌ای فیلم تغییر کرده بود.‬

2137
01:47:03,041 --> 01:47:06,128
‫یهو داشتیم یه جورایی نسخه بین‌المللی ویک رو می‌ساختیم،‬

2138
01:47:06,253 --> 01:47:08,839
‫که یکم برامون سخت بود که خودمونو جمع و جور کنیم.‬

2139
01:47:09,047 --> 01:47:10,424
‫و دانی ین رو داشتیم...‬

2140
01:47:13,343 --> 01:47:16,304
‫که عالیه، ولی یه بازیگر ستاره دیگه هم تو صحنه بود.‬

2141
01:47:18,103 --> 01:47:21,226
‫و یه جورایی عقب شروع کردیم. داشتیم پول زیادی خرج می‌کردیم.‬

2142
01:47:21,393 --> 01:47:25,397
‫بعد از همه‌گیری بود، همه‌ی ماسک‌ها و اون مزخرفات.‬

2143
01:47:25,564 --> 01:47:26,898
‫و فیلم خیلی بزرگی بود.‬

2144
01:47:30,152 --> 01:47:31,820
‫و همچنین تقریباً ۱۰۰ روز طول کشید.‬

2145
01:47:31,987 --> 01:47:33,447
‫می‌دونی، وقتی به فیلم اول فکر می‌کنی، انگار ۴۰ روز بود.‬

2146
01:47:33,613 --> 01:47:35,157
‫وای کمرم.‬

2147
01:47:35,365 --> 01:47:37,409
‫میشه یه نفر رو خیلی بیشتر از حدش تحت فشار گذاشت‬

2148
01:47:37,576 --> 01:47:39,077
‫وقتی داری ۴۰ یا ۵۰ روز فیلمبرداری می‌کنی.‬

2149
01:47:39,244 --> 01:47:41,538
‫وقتی روز ۹۲ هستی، باید مراقب باشی.‬

2150
01:47:41,705 --> 01:47:43,081
‫-کات! -لعنتی.‬

2151
01:47:43,540 --> 01:47:46,585
‫چرا نمی‌تونم اون پرتاب لعنتی رو انجام بدم؟‬

2152
01:47:46,626 --> 01:47:48,545
‫اونا هیچوقت آسون‌تر نشدن، حتی جان ویک ۴،‬

2153
01:47:48,712 --> 01:47:50,547
‫می‌دونی، حالا ما بالای صد میلیون دلار داریم،‬

2154
01:47:50,714 --> 01:47:53,216
‫چون حالا ما داریم سعی می کنیم ۱۲۰ میلیون دلار‬

2155
01:47:53,383 --> 01:47:54,468
‫رو شبیه ۲۰۰ میلیون دلار نشون بدیم.‬

2156
01:47:58,221 --> 01:48:00,098
‫ما همچنین اون تیم اصلی خودمونو هم نداشتیم، مثل...‬

2157
01:48:00,265 --> 01:48:02,559
‫اون گروهی که برای سه فیلم دیگه داشتیم،‬

2158
01:48:02,767 --> 01:48:04,186
‫و حسش فرق داشت.‬

2159
01:48:04,603 --> 01:48:05,562
‫یه دفعه، انگار تو برلین مستقر شده بودیم.‬

2160
01:48:05,604 --> 01:48:07,481
‫تیم‌های مختلف زیادی داشتیم.‬

2161
01:48:07,647 --> 01:48:11,860
‫و به همین خاطر، هماهنگ شدن سخت بود.‬

2162
01:48:12,027 --> 01:48:13,528
‫اونم یه ماشین دیگه است؟‬

2163
01:48:13,695 --> 01:48:15,989
‫نه. اینطوری می‌شه... خب، اون می‌زنه به...‬

2164
01:48:16,156 --> 01:48:18,992
‫اون به ماشین می‌زنه، نمی‌دونه به ماشین زده، بعدش ناک‌اوت می‌شه؟‬

2165
01:48:19,201 --> 01:48:22,579
‫آره. و پشت اون ماشین، بروس از ته دره میاد بیرون.‬

2166
01:48:22,787 --> 01:48:25,290
‫چد گفت، "باید بیای ویک ۴ رو انجام بدی."‬

2167
01:48:25,457 --> 01:48:29,002
‫من گفتم، "عالیه. قراره تیم دور هم جمع بشیم."‬

2168
01:48:29,169 --> 01:48:33,131
‫نه. جکسون نیست چون داره هماهنگ کننده مبارزه، هماهنگ کننده بدلکاری می‌شه.‬

2169
01:48:33,298 --> 01:48:35,133
‫جوجو داره روی نمایش‌های خودش کار می‌کنه.‬

2170
01:48:37,294 --> 01:48:42,349
‫پس من زیر ذره‌بین چد بودم و برادر بزرگ‌تری نداشتم که پشتم باشه.‬

2171
01:48:42,516 --> 01:48:44,120
‫خوبه.‬

2172
01:48:44,243 --> 01:48:48,146
‫چد فقط گفت، "نوبت توئه. گند نزنی."‬

2173
01:48:48,271 --> 01:48:51,358
‫به جای بلاک کردن، تو شلیک می‌کنی. و من شلیک می‌کنم. و اون می‌گه، من شلیک می‌کنم.‬

2174
01:48:51,525 --> 01:48:53,902
‫خیلی... به نظر بچه‌گانه میاد.‬

2175
01:48:54,069 --> 01:48:56,571
‫دانی یه موجودیت کاملاً متفاوت بود برای کار کردن باهاش.‬

2176
01:48:58,573 --> 01:49:00,260
‫با توجه به اینکه اون یه کمال‌گراست،‬

2177
01:49:00,294 --> 01:49:04,538
‫اون طراحی رقص مبارزه معمولی رو میگیره و فاکتور دانی خودشو بهش اضافه میکنه،‬

2178
01:49:04,579 --> 01:49:07,415
‫و یه عالمه چیز غیرمنتظره اضافه میکنه که ما باید براش آماده می بودیم.‬

2179
01:49:07,624 --> 01:49:10,168
‫این... هیچ تکنیکی وجود نداره.‬

2180
01:49:10,335 --> 01:49:12,963
‫باید یه مقدار فیلیپینی مثلاً یه کم کالی توش میذاشتیم.‬

2181
01:49:13,129 --> 01:49:16,007
‫پاپ، پاپ، پاپ، پاپ. می‌دونی، پاپ... می‌دونی، از اون تکنیک استفاده کن.‬

2182
01:49:16,174 --> 01:49:20,136
‫بنابراین، فشار زیاد بود، اما او فقط بهترین را می خواست.‬

2183
01:49:25,684 --> 01:49:27,561
‫-کات! -خیلی عالی بود.‬

2184
01:49:27,727 --> 01:49:29,729
‫و اینطوری من چاد رو توصیف می کنم.‬

2185
01:49:29,896 --> 01:49:31,982
‫چاد بهترین رو می خواد.‬

2186
01:49:32,148 --> 01:49:34,568
‫به قول چاد، "بهترین خودت رو انجام نده. بهترین من رو انجام بده."‬

2187
01:49:37,946 --> 01:49:41,199
‫یه چیزی بهت میگم، چون چاد خیلی چیزها رو تغییر میده.‬

2188
01:49:41,366 --> 01:49:45,829
‫مبارزه نانچیکو تقریباً صحنه به صحنه مثل پیش‌نمایشه.‬

2189
01:49:45,996 --> 01:49:47,205
‫بنابراین، یه چیزی هست که بهش افتخار می کنم.‬

2190
01:49:53,211 --> 01:49:53,985
‫خوبه، کات. کات.‬

2191
01:49:54,018 --> 01:49:57,465
‫کیانو در طول مبارزه با نانچیکو فشار زیادی رو تحمل می کرد‬

2192
01:49:57,549 --> 01:50:01,136
‫چون اولین چیزی که وقتی نانچیکو می بینی بهش فکر می کنی بروس لی هست.‬

2193
01:50:01,177 --> 01:50:04,222
‫نانچیکو همیشه یکی از اون چیزهایی هست که عالی به نظر می رسه‬

2194
01:50:04,389 --> 01:50:07,642
‫تا اینکه متوجه بشی چقدر کار باید روش انجام بشه، همونطور که فهمیدیم.‬

2195
01:50:07,809 --> 01:50:10,270
‫و در زمان اون، اونا همه نرم درست نمی کردن...‬

2196
01:50:10,437 --> 01:50:11,896
‫-طرف نرم نداشت. -...لاستیکی.‬

2197
01:50:12,105 --> 01:50:14,232
‫-آره، آره، آره. همش چوبه. -نه. چوب.‬

2198
01:50:14,399 --> 01:50:17,819
‫وقتی من و تایگر داشتیم امتحانشون می کردیم، اونا... یه جور جریمه داشت.‬

2199
01:50:18,028 --> 01:50:19,112
‫پیامد داشت.‬

2200
01:50:19,154 --> 01:50:20,572
‫خیلی وقتا.‬

2201
01:50:20,597 --> 01:50:22,991
‫توی جان ویک ۴ خیلی جریمه داشتیم.‬

2202
01:50:23,033 --> 01:50:25,201
‫من جفت اصلی رو برمی‌داشتم و می‌گفتم: "اوه، نه."‬

2203
01:50:25,368 --> 01:50:26,579
‫نه، نه.‬

2204
01:50:26,604 --> 01:50:29,998
‫به معنای واقعی کلمه، هر کسی که جفت اصلی رو برمی‌داشت، ده ثانیه بعد،‬

2205
01:50:30,165 --> 01:50:31,791
‫آره، می‌ذاشتش پایین و می‌گفت: "لعنتی."‬

2206
01:50:33,043 --> 01:50:34,169
‫و حرکت!‬

2207
01:50:45,680 --> 01:50:48,141
‫احتمالا باید میتونستیم اون مبارزه رو تو نصف روز فیلمبرداری کنیم.‬

2208
01:50:48,350 --> 01:50:50,060
‫دست لعنتی اشتباه، ریوز.‬

2209
01:50:50,226 --> 01:50:52,729
‫ولی کیانو عفونت گوش وحشتناکی داشت. هیچی نمیشنید.‬

2210
01:50:52,937 --> 01:50:54,689
‫میدونم که حتما حالش خیلی بد بود.‬

2211
01:50:54,856 --> 01:50:56,274
‫لعنت بهش.‬

2212
01:50:56,441 --> 01:50:57,609
‫فکر کنم طول کشید،‬

2213
01:50:57,776 --> 01:50:59,194
‫حداقل یه روز کامل، شاید یه روز و نصفی.‬

2214
01:50:59,402 --> 01:51:02,280
‫ولی، میدونی، اون هیچوقت دست نکشید.‬

2215
01:51:02,447 --> 01:51:04,658
‫چرا هی دارم این کارو میکنم، مرد؟‬

2216
01:51:05,075 --> 01:51:08,787
‫کیانو، در طول کل فیلم ویک ۴، یه جورایی آنفولانزا داشت.‬

2217
01:51:08,828 --> 01:51:12,540
‫و اخلاق کاری برای کار کردن با وجود اون، خیلی شدید بود‬

2218
01:51:12,707 --> 01:51:14,626
‫چون ما فیلمبرداری رو شروع کرده بودیم.‬

2219
01:51:14,709 --> 01:51:16,211
‫داشت چندتا مبارزه دیگه رو انجام میداد.‬

2220
01:51:16,586 --> 01:51:18,963
‫ولی تو وقت استراحتش، وقتی جلوی دوربین نبود،‬

2221
01:51:19,005 --> 01:51:20,507
‫داشت نانچیکو تمرین میکرد.‬

2222
01:51:20,840 --> 01:51:22,592
‫بهش میگفتیم: "تو مریضی. یه روز مرخصی بگیر."‬

2223
01:51:22,717 --> 01:51:25,512
‫اون میگفت: "مرخصی تعطیل. من چند روز دیگه نانچیکو بازی میکنم."‬

2224
01:51:25,679 --> 01:51:28,139
‫اون یه دیوار داره؟ ما هیچوقت پیداش نکردیم.‬

2225
01:51:28,306 --> 01:51:29,891
‫آماده و شروع!‬

2226
01:51:34,020 --> 01:51:36,189
‫خیلی از جان ویک‌ها مثل نامه‌های عاشقانه به چیزهایی هستند که دوست داریم.‬

2227
01:51:36,398 --> 01:51:38,233
‫مثل فیلم‌های اکشن کم‌هزینه‌ای که با عشق دیدیم و بزرگ شدیم.‬

2228
01:51:38,441 --> 01:51:40,985
‫برای همین مارک داکاسکوس رو در جان ویک ۳ داشتیم.‬

2229
01:51:41,152 --> 01:51:43,613
‫منظورم اینه که گری دنیلز رو در شماره دو داشتیم، دنیل برنهارت،‬

2230
01:51:43,822 --> 01:51:46,491
‫می‌دونید، یایان و سِسِپ از فیلم "یورش".‬

2231
01:51:46,658 --> 01:51:48,493
‫منظورم اینه، ببینید چه کسی رو در شماره چهار داریم.‬

2232
01:51:48,660 --> 01:51:50,203
‫این یکی از اون چیزها بود. فیلمنامه رو نمی‌دونیم،‬

2233
01:51:50,412 --> 01:51:52,455
‫ولی می‌دونم اسکات ادکینز قراره لباس چاق‌کننده بپوشه.‬

2234
01:51:52,664 --> 01:51:54,582
‫چد، من می‌خوام در جان ویک ۴ باشم.‬

2235
01:51:54,791 --> 01:51:56,334
‫-آره. -اون تماس تلفنی...‬

2236
01:51:56,501 --> 01:51:58,253
‫ممنون بابت این فرصت. واقعا قدردانی می‌کنم.‬

2237
01:51:58,420 --> 01:51:59,671
‫اون تماس تلفنی رو یادمه...‬

2238
01:51:59,879 --> 01:52:01,673
‫ولی دیگه نمی‌خوام با تو فیلم دیگه‌ای بازی کنم.‬

2239
01:52:01,798 --> 01:52:04,926
‫راستش رو بخواید، دیگه خسته شدم.‬

2240
01:52:05,093 --> 01:52:07,178
‫هیچی برام بهتر از این نیست که به مارکو زارور زنگ بزنم،‬

2241
01:52:07,345 --> 01:52:10,014
‫کسی که قبل از همکاری نمی‌شناختم، و بگم:‬

2242
01:52:10,181 --> 01:52:12,559
‫"هی، مرد، من واقعا عاشق همه‌ی فیلم‌هات هستم." اونم میگه: "شوخی می‌کنی، درسته؟"‬

2243
01:52:12,726 --> 01:52:14,525
‫منم گفتم: "نه، جدی میگم. ما همیشه اونارو تماشا می‌کنیم. محشرن."‬

2244
01:52:14,603 --> 01:52:17,038
‫من مارک داکاسکوس رو کشتم.‬

2245
01:52:17,063 --> 01:52:18,773
‫من اسکات ادکینز رو کشتم. حالا می‌خوام مارکو زارور رو بکشم.‬

2246
01:52:19,937 --> 01:52:23,111
‫دیگه کی مونده؟ سینتیا روتراک؟‬

2247
01:52:23,153 --> 01:52:26,322
‫شیمیر، وقتی وارد میشی، یه یک هزارم بده،‬

2248
01:52:26,489 --> 01:52:28,158
‫-بعدش اون میتونه ظاهرش رو بسازه. -باحال.‬

2249
01:52:28,324 --> 01:52:29,743
‫ضرب، یک هزارم، برو.‬

2250
01:52:29,909 --> 01:52:31,161
‫- این اولین باره. - باحال بود.‬

2251
01:52:31,327 --> 01:52:33,788
‫باید صبر کنم تا ببینمش بعد جاخالی بدم؟‬

2252
01:52:33,955 --> 01:52:36,916
‫فکر کنم همزمان می‌تونی انجامش بدی. شامیر تا ۱۰۰۰ می‌شماره.‬

2253
01:52:37,083 --> 01:52:39,085
‫-اگه به محض ضربه زدن نگاه کنی... -اوکی.‬

2254
01:52:39,252 --> 01:52:40,628
‫...بهش برخورد می‌کنی و اون میشه "وای، چه غلطی کردم."‬

2255
01:52:40,795 --> 01:52:42,881
‫اوکی. یکی بگه "اکشن".‬

2256
01:52:43,089 --> 01:52:45,133
‫آماده، و اکشن.‬

2257
01:52:45,341 --> 01:52:47,302
‫بوم. برگرد. بوم.‬

2258
01:52:47,469 --> 01:52:48,386
‫بنگ.‬

2259
01:52:48,553 --> 01:52:49,637
‫بنگ.‬

2260
01:52:49,846 --> 01:52:53,433
‫بنگ. اسلحه رو بنداز. در آر. بنگ، بنگ.‬

2261
01:52:56,561 --> 01:52:59,230
‫باحال بود. قهرمان اکشن.‬

2262
01:53:08,843 --> 01:53:12,076
‫ما این ایده رو برای  فیلم از بالا دادیم و چیزی که اینجا می‌بینید...‬

2263
01:53:12,243 --> 01:53:14,245
‫-چرا هی میگی "ما"؟ -خب، منظورم گروه بود. همه.‬

2264
01:53:14,412 --> 01:53:16,414
‫چون ببین، اوکی، ایده از من بود، این فکر من بود...‬

2265
01:53:16,581 --> 01:53:18,458
‫منظورت چیه؟ این یکی از اولین چیزهاست،‬

2266
01:53:18,625 --> 01:53:21,669
‫این یکی از ایده‌ها بود، مفاهیمی که دنبالمون اومد،‬

2267
01:53:21,878 --> 01:53:23,546
‫-دوئل، تاپ شات... -دقیقا.‬

2268
01:53:23,755 --> 01:53:26,591
‫اسب‌های بیشتر، اینم جزو برنامه‌ها بود.‬

2269
01:53:26,758 --> 01:53:29,219
‫-خب، ما همه این چیزا رو ساختیم. -چرا؟ "ما" کجاست؟‬

2270
01:53:29,385 --> 01:53:30,678
‫خب... ...میتونی دروغ بگی؟‬

2271
01:53:30,887 --> 01:53:32,931
‫-تو! تو! -نه. نه.‬

2272
01:53:33,139 --> 01:53:35,183
‫-تو! -اونا نمی‌بیننش چون تاپ شات‌ها--‬

2273
01:53:35,391 --> 01:53:38,311
‫نه. ما کسی رو نداشتیم که بگه، "من یه تاپ شات تو جان ویک ۴ می‌بینم."‬

2274
01:53:38,353 --> 01:53:40,230
‫ما می‌خواستیم یه تاپ شات انجام بدیم--‬

2275
01:53:40,814 --> 01:53:42,565
‫مثل این بود که، "من چادم و، آره، این چیزیه که تو سرم می‌بینم."‬

2276
01:53:42,607 --> 01:53:44,901
‫خب، یه کارگردان عجیب و غریب یه همچین ایده‌ای به ذهنش می‌رسه.‬

2277
01:53:45,068 --> 01:53:47,612
‫-ممنون. -منم بچگی‌ها با اسباب بازی "جادویی تصویری" بازی می‌کردم.‬

2278
01:53:47,779 --> 01:53:50,323
‫خب، من انگار دارم همه‌چیو تو دنیای "جادویی تصویری" می‌بینم.‬

2279
01:53:50,490 --> 01:53:54,494
‫و یکی از چیزایی که همیشه از فیلم‌های اکشن بدم میومد، تدوین برای پنهان‌کاری بود،‬

2280
01:53:54,661 --> 01:53:56,204
‫فیلمبرداری برای پنهان‌کاری.‬

2281
01:53:56,621 --> 01:53:58,289
‫چون بیشتر وقتا، شما کیانو ریوز رو ندارید،‬

2282
01:53:58,331 --> 01:53:59,791
‫شما شش ماه تمرین ندارید،‬

2283
01:54:00,166 --> 01:54:01,835
‫شما بهترین تیم‌های بدلکاری دنیا رو ندارید.‬

2284
01:54:02,043 --> 01:54:04,003
‫پس، دارید سیم‌ها رو پنهان می‌کنید، دارید پرده سبز رو پنهان می‌کنید،‬

2285
01:54:04,045 --> 01:54:05,880
‫دارید بدلکارها رو پنهان می‌کنید، دارید پنهان می‌کنید، پنهان می‌کنید، پنهان می‌کنید، پنهان می‌کنید.‬

2286
01:54:05,964 --> 01:54:09,437
‫خب، چی می‌شد اگه لازم نبود هیچی رو پنهان کنید؟‬

2287
01:54:09,548 --> 01:54:11,637
 ‫ما می‌خواستیم بگیم، "هی، بچه‌ها، اینو ببینید.‬

2288
01:54:11,693 --> 01:54:14,472
‫ما می‌خوایم کیانو ریوز رو ببینیم که داره همه‌ی این کارا رو می‌کنه، تا یه نمای بالاسری بریم‬

2289
01:54:14,597 --> 01:54:16,307
‫و بعد همه‌ی آدم بدهای پشت دیوار رو نشون بدیم،"‬

2290
01:54:16,474 --> 01:54:19,435
‫طوری که تماشاچی‌ها از حقه‌ها باخبر بشن، حتی قبل از اینکه بازیگر اصلیمون باخبر بشه،‬

2291
01:54:19,602 --> 01:54:21,271
‫چون اونا می‌تونن اومدن آدم بدهارو ببینن.‬

2292
01:54:21,354 --> 01:54:22,605
‫یه جورایی مثل "جادویی تصویری".‬

2293
01:54:22,981 --> 01:54:24,899
‫ولی فکر نمی‌کنم تا حالا زمانی بوده باشه‬

2294
01:54:24,983 --> 01:54:27,485
‫که با مخالفت روبه‌رو نشده باشیم، چون مردم اون [ایده] رو نمی‌بینن.‬

2295
01:54:27,652 --> 01:54:31,573
‫خب، بدون اینکه به کسی گفته باشیم، شروع کردیم به ساختن صحنه.‬

2296
01:54:31,781 --> 01:54:33,533
‫پس ما از قبل داشتیم پول خرج می‌کردیم.‬

2297
01:54:33,700 --> 01:54:35,952
‫پس وقتی که جواب "نه"ی اصلی برگشت،‬

2298
01:54:36,160 --> 01:54:38,162
‫ما تقریباً سه چهارم صحنه رو ساخته بودیم.‬

2299
01:54:38,371 --> 01:54:43,251
‫پس، استدلال این بود، "خب، بهتره فیلمبرداریش کنیم،‬

2300
01:54:43,418 --> 01:54:45,003
‫ولی شما باید این کار را در دو روز انجام دهید."‬

2301
01:54:45,253 --> 01:54:47,547
‫شما به هیچ وجه از استودیو دستور نمی‌گیرید،‬

2302
01:54:47,672 --> 01:54:49,549
‫اما سعی می‌کنید یک نقطه میانی پیدا کنید.‬

2303
01:54:49,716 --> 01:54:52,176
‫به عنوان کسی که باید بین بخش خلاقانه‬

2304
01:54:52,343 --> 01:54:56,306
‫و بخش مالی و، می‌دانید، استودیو و چاد، زندگی کند، سخت است.‬

2305
01:54:56,472 --> 01:55:01,436
‫منظورم این است که او هرگز جواب "نه" را نمی‌پذیرد. و زیبایی و جادو از همین‌جا می‌آید.‬

2306
01:55:01,603 --> 01:55:04,564
‫ولی واقعاً موهات سفید می‌شه.‬

2307
01:55:07,358 --> 01:55:09,569
‫فکر می‌کنم نتیجه کار خودش گویای همه چیز است، درسته؟‬

2308
01:55:09,777 --> 01:55:11,195
‫شماره یک خیلی خوب بود.‬

2309
01:55:11,404 --> 01:55:13,197
‫امیدوارم شماره دو بهتر باشد، شماره سه بهتر باشد،‬

2310
01:55:13,406 --> 01:55:15,825
‫شماره ۴... بیشتر از همه به آن افتخار می‌کنم، چون فکر می‌کنم‬

2311
01:55:16,034 --> 01:55:20,079
‫از نظر قاب‌بندی، ترکیب‌بندی، عمق میدان، بیشتر از همه انیمه است.‬

2312
01:55:20,246 --> 01:55:22,332
‫چاد همیشه خیلی آگاه بوده‬

2313
01:55:22,540 --> 01:55:26,586
‫که جان ویک فرنچایزی است که سرشار از لحن است.‬

2314
01:55:26,753 --> 01:55:32,717
‫و این سبک سرجیو لئونه است، مثل اینکه آرام باش، در صحنه حرکت کن،‬

2315
01:55:32,884 --> 01:55:34,594
‫با شخصیت همراه باش.‬

2316
01:55:34,761 --> 01:55:38,765
‫چاد خیلی موافق این بود که زیاد جزئیات را قطع نکند.‬

2317
01:55:38,932 --> 01:55:40,934
‫او می‌خواهد تا حد امکان صحنه را بازتر بگیرد،‬

2318
01:55:41,100 --> 01:55:43,436
‫از نماهای ریلی و نماهای کرین و استدی‌کم استفاده کند.‬

2319
01:55:43,645 --> 01:55:46,105
‫بنابراین سعی می‌کردیم تا جایی که می‌توانیم دوربین را حرکت دهیم‬

2320
01:55:46,272 --> 01:55:50,193
‫تا حماسی‌تر و کلاسیک‌تر شود.‬

2321
01:55:50,360 --> 01:55:52,528
‫و بنابراین، حتی در اولین بحث‌ها،‬

2322
01:55:52,695 --> 01:55:53,947
‫همیشه مطمئن می‌شویم که، مثلاً،‬

2323
01:55:54,238 --> 01:55:56,824
‫آیا این حس مهم بودن را می‌دهد و آیا حس خاص بودن را می‌دهد؟‬

2324
01:55:56,908 --> 01:56:01,204
‫آیا حس این را می‌دهد که داریم تصویری ارائه می‌دهیم که ارزش مکث کردن داشته باشد؟‬

2325
01:56:05,416 --> 01:56:06,584
‫خیلی باحاله.‬

2326
01:56:06,751 --> 01:56:07,961
‫ساکره‌کر.‬

2327
01:56:08,920 --> 01:56:10,838
‫صحنه پایانی جان ویک.‬

2328
01:56:13,257 --> 01:56:14,634
‫اینجا قراره اتفاق بیفته؟‬

2329
01:56:14,842 --> 01:56:15,760
‫دوئل.‬

2330
01:56:15,927 --> 01:56:17,762
‫باید خیلی باحال بشه.‬

2331
01:56:17,929 --> 01:56:19,389
‫فقط اگه بتونیم بفهمیم چطوری نورش رو تنظیم کنیم و چطوری فیلم‌برداری کنیم‬

2332
01:56:19,555 --> 01:56:21,474
‫و چطوری اجراش کنیم و چطوری تدوینش کنیم‬

2333
01:56:21,683 --> 01:56:24,435
‫و چطوری موسیقی روش بذاریم، و خیلی باحال به نظر برسه، حله.‬

2334
01:56:26,524 --> 01:56:30,984
‫مخصوصاً که فیلم‌برداری رو تا... ۳۴ دقیقه دیگه شروع می‌کنیم.‬

2335
01:56:31,901 --> 01:56:33,569
‫و این‌چنین آغاز می‌کنیم.‬

2336
01:56:42,161 --> 01:56:44,998
‫بعد از قسمت سوم، انگار سوال بود که چرا؟‬

2337
01:56:45,164 --> 01:56:48,835
‫و من می‌گفتم، مثلاً، "چراش اینه که اون باید بمیره."‬

2338
01:56:49,002 --> 01:56:50,420
‫و فکر می‌کنم به محض اینکه این رو گفتم،‬

2339
01:56:50,712 --> 01:56:53,047
‫-تو-- تو انگار-- -نه، انگار "من هستم."‬

2340
01:56:53,131 --> 01:56:54,882
‫وقتی اینو میگی، دیگه تمومه، درسته؟‬

2341
01:56:55,049 --> 01:56:56,592
‫-و بعد باید بفهمی چطوری. -آره. چطوری؟‬

2342
01:56:56,759 --> 01:56:58,761
‫اگه قراره بمیره، باید یه جوری بسازیمش که ارزش داشته باشه.‬

2343
01:57:00,555 --> 01:57:02,890
‫و فکر می‌کنم این سخت‌ترین بخش بود، درسته؟‬

2344
01:57:03,057 --> 01:57:06,477
‫چون می‌دونستیم، یکی از اولین کارهایی که می‌خواستیم انجام بدیم، این بود که یه دوئل داشته باشیم.‬

2345
01:57:06,644 --> 01:57:08,896
‫در جای خود قرار گیرید، آقایان.‬

2346
01:57:09,188 --> 01:57:11,524
‫بعدش، می‌گی، "خب، ولی باید یه معنی داشته باشه، مثلاً..."‬

2347
01:57:11,607 --> 01:57:14,110
‫-آره. -دوئل من این بود که، "خب، اون می‌بره."‬

2348
01:57:14,277 --> 01:57:16,529
‫و تو می‌گی، "نه، نه، نه. اون باید ببازه.‬

2349
01:57:16,738 --> 01:57:18,823
‫ولی برنده میشه و به چیزی که میخواد میرسه."‬

2350
01:57:18,990 --> 01:57:20,533
‫خب، چطوری اونو از این زندگی بیرون بیاریم؟‬

2351
01:57:20,742 --> 01:57:23,077
‫-چطوری از همه چی خلاص شیم؟ -اوم.‬

2352
01:57:23,244 --> 01:57:27,874
‫و اینجاست که ما کل پیشینه داستانی شخصیت دانی رو درست کردیم‬

2353
01:57:28,041 --> 01:57:29,125
‫-در مورد نجات یک دختر. -آره.‬

2354
01:57:29,333 --> 01:57:30,793
‫و شخصیت هیرویوکی‬

2355
01:57:30,960 --> 01:57:32,879
‫دختری که از او زنده می‌مونه.‬

2356
01:57:33,046 --> 01:57:35,715
‫پس یه دوست رو از دست میدی و یه دوست مجبوره تو دوئل باهات بجنگه.‬

2357
01:57:35,882 --> 01:57:37,759
‫چون در اصل می‌خواستیم مارکیز باهات دوئل کنه--‬

2358
01:57:37,967 --> 01:57:39,844
‫-درسته، آره. -یه کم طول کشید.‬

2359
01:57:40,011 --> 01:57:43,014
‫مثل یه ساعتی بود که داشتیم مکانیسم درستش رو پیدا می‌کردیم.‬

2360
01:57:43,039 --> 01:57:45,683
‫-چطوری زمان جان ویک رو بگیم؟ -آره، دقیقا.‬

2361
01:57:48,938 --> 01:57:52,106
‫چد همیشه میگه که چقدر ایده‌ی دشمنان صمیمی رو دوست داره.‬

2362
01:57:52,315 --> 01:57:54,108
‫تو همه‌ی فیلم‌ها هست، مخصوصا تو جان ویک ۴، درسته؟‬

2363
01:57:54,275 --> 01:57:56,069
‫مثل رابطه‌ی کین و ویک‬

2364
01:57:56,235 --> 01:57:58,654
‫و این ایده که می‌تونی برادرت رو دوست داشته باشی،‬

2365
01:57:58,821 --> 01:57:59,906
‫ولی در عین حال بخوای برادرت رو بکشی.‬

2366
01:58:00,073 --> 01:58:01,407
‫دلم برات تنگ شده بود، جان.‬

2367
01:58:03,761 --> 01:58:06,079
‫خیلی خوبه که با یه دوست بشینی.‬

2368
01:58:07,663 --> 01:58:10,583
‫من عاشق مفهوم ژاپنی رازها و نجواهای پنهان هستم،‬

2369
01:58:10,792 --> 01:58:13,377
‫یعنی فقط یه جنگجو یه جنگجو رو می‌شناسه، فقط یه سرباز...‬

2370
01:58:13,544 --> 01:58:16,380
‫انگار که باید تو سنگرها با یه نفر باشی تا واقعا بشناسیش.‬

2371
01:58:16,589 --> 01:58:18,800
‫و فقط، منظورم اینه، فقط اون صحنه، دو تا مرد اونجا نشستن‬

2372
01:58:19,008 --> 01:58:21,094
‫هر دو می‌دونن که باید روز بعدش با هم روبرو بشن، فکر کردم که--‬

2373
01:58:21,260 --> 01:58:23,304
‫-تو یه کلیسا. -تو یه کلیسا.‬

2374
01:58:24,597 --> 01:58:26,099
‫ما نفرین شده‌ایم...‬

2375
01:58:28,017 --> 01:58:29,268
‫من و تو.‬

2376
01:58:30,812 --> 01:58:32,730
‫در این مورد توافق داریم.‬

2377
01:58:32,939 --> 01:58:34,357
‫کاری که همه ما سعی کردیم در جان ویک انجام دهیم‬

2378
01:58:34,524 --> 01:58:37,110
‫این است که جان ویک را به همه افراد در فیلم مرتبط کنیم،‬

2379
01:58:37,276 --> 01:58:39,737
‫تا او همیشه یک ارتباط داشته باشد، تا هیچ کس دور ریختنی نباشد.‬

2380
01:58:39,904 --> 01:58:43,533
‫و فکر می‌کنم به همین دلیل جان بسیار محبوب است، حتی اگر یک آدمکش باشد.‬

2381
01:58:43,699 --> 01:58:45,952
‫منظورم حتی ردیابی است که به معنای واقعی کلمه تازه او را ملاقات کرده است.‬

2382
01:58:46,119 --> 01:58:48,955
‫زیرا ما کلیشه‌های آدم خوب و آدم بد را نداریم،‬

2383
01:58:49,122 --> 01:58:52,041
‫ما می‌توانیم با روابطی از این قبیل بازی کنیم.‬

2384
01:58:52,250 --> 01:58:55,294
‫مثل دانی و او احتمالا در یک مقطعی بهترین دوست بودند.‬

2385
01:58:55,461 --> 01:58:58,339
‫در زندگی بعدی می‌بینمت، برادر.‬

2386
01:58:58,506 --> 01:59:00,883
‫مثلا، هیرویوکی بهترین دوست است، اما جان او را در خطر می‌اندازد،‬

2387
01:59:01,050 --> 01:59:02,635
‫و هیرویوکی از او دفاع می‌کند.‬

2388
01:59:02,927 --> 01:59:05,847
‫وقتی دوستی به صرفه باشد، ارزش کمی دارد.‬

2389
01:59:05,930 --> 01:59:09,016
‫بازی کردن با دوستی و پیوند و وفاداری این‌گونه، یک تجمل واقعی است.‬

2390
01:59:09,225 --> 01:59:10,476
‫آتش!‬

2391
01:59:15,940 --> 01:59:19,193
‫شما جان ویک ۱ را با افتادن جان ویک به پهلو شروع کردید.‬

2392
01:59:19,360 --> 01:59:20,653
‫بله.‬

2393
01:59:20,862 --> 01:59:22,029
‫و بعد، اینجا ست.‬

2394
01:59:24,657 --> 01:59:25,992
به فیض خودش میرسه

2395
01:59:32,123 --> 01:59:33,624
‫-ما این فوکوس کوچک را انجام می‌دهیم. -بله.‬

2396
01:59:33,791 --> 01:59:35,543
‫بنابراین من از شما می‌خواهم که به سنگ قبر نگاه کنید.‬

2397
01:59:35,751 --> 01:59:38,004
‫وقتی می‌گویم "لارنس"، آنها به سمت شما می‌چرخند. شما بچرخید--‬

2398
01:59:38,171 --> 01:59:39,130
‫-و بعد من بچرخم. -دقیقا.‬

2399
01:59:39,297 --> 01:59:41,757
‫بسیار خوب.‬

2400
01:59:41,924 --> 01:59:43,885
‫این آخرین... نه آخرین برداشت نیست.‬

2401
01:59:44,093 --> 01:59:46,804
‫تو داری آخرین برداشت فیلم رو می‌گیری.‬

2402
01:59:46,829 --> 01:59:49,140
‫فکر کنم. هرچند، ممکنه نظرم عوض شه.‬

2403
01:59:49,212 --> 01:59:50,433
‫احتمالا فردا.‬

2404
01:59:50,534 --> 01:59:53,186
‫یا الان. همین الان نظرم عوض شد.‬

2405
01:59:53,227 --> 01:59:55,021
‫پس آخرین برداشت نیست؟‬

2406
01:59:56,272 --> 01:59:57,523
‫چرا؟ کی می‌خواد بدونه؟‬

2407
01:59:59,192 --> 02:00:01,360
‫یه برداشت دیگه چقدر هزینه داره؟‬

2408
02:00:03,156 --> 02:00:06,449
‫ما هنوزم خیلی درباره‌ی جان ویک و دنیای جان ویک حرف می‌زنیم.‬

2409
02:00:06,474 --> 02:00:09,118
‫ولی اینکه دقیقا جان ویک ۵ ساخته بشه یا نه، نمی‌دونم.‬

2410
02:00:09,327 --> 02:00:11,662
‫فکر می‌کنی الان کجاست، بهشت یا جهنم؟‬

2411
02:00:14,415 --> 02:00:16,000
‫کی می‌دونه؟‬

2412
02:00:16,375 --> 02:00:18,711
‫فکر کنم این فیلم‌ها خیلی، می‌دونی، فراواقعی هستن.‬

2413
02:00:18,753 --> 02:00:20,671
‫و ما ثابت کردیم که، می‌دونی،‬

2414
02:00:20,838 --> 02:00:23,633
‫آدم‌ها می‌تونن از همه‌جور چیزای دیوونه‌وار جون سالم به در ببرن.‬

2415
02:00:23,799 --> 02:00:25,509
‫پس، هر چی که ما بخوایم می‌شه.‬

2416
02:00:25,718 --> 02:00:27,762
‫-هنوز ایده‌هایی داریم... -می‌دونم. هنوز داریم...‬

2417
02:00:27,803 --> 02:00:29,680
‫...ایده‌هایی که هنوز انجام ندادیم، مرد!‬

2418
02:00:29,795 --> 02:00:34,602
‫یه کم عجیبه که بعد از یه دهه جان ویک بی‌وقفه،‬

2419
02:00:34,644 --> 02:00:37,188
‫یه استراحت داشته باشیم و چد بره یه فیلم دیگه بسازه.‬

2420
02:00:37,355 --> 02:00:39,273
‫من خودخواهانه امیدوارم که اون بره و بگه،‬

2421
02:00:39,440 --> 02:00:41,692
‫"کارگردانی یه فیلم معمولی این شکلیه.‬

2422
02:00:41,819 --> 02:00:44,111
‫می‌خوام برگردم به جان ویک، جایی که هر غلطی دلم بخواد می‌کنم‬

2423
02:00:44,153 --> 02:00:45,613
‫و کیانو هر کاری ازش بخوام انجام می‌ده."‬

2424
02:00:45,780 --> 02:00:47,365
‫از نظر خلاقیت، حتی اگه...‬

2425
02:00:47,531 --> 02:00:49,450
‫منظورم اینه که اگه من و تو فقط مثلاً هفت دقیقه‬

2426
02:00:49,617 --> 02:00:52,370
‫وقت بذاریم و بفهمیم چه کارهایی نکردیم،‬

2427
02:00:52,578 --> 02:00:54,705
‫و بتونیم برای ۵ ایده پیدا کنیم‬

2428
02:00:54,872 --> 02:00:57,625
‫و اینطوری بشه که... میدونی، بد نمیشه.‬

2429
02:00:57,833 --> 02:00:59,752
‫ویک دردسره. فقط یه دردسر متفاوت در یه روز متفاوته.‬

2430
02:00:59,961 --> 02:01:02,046
‫آره. ولی شاید بتونیم یه داستان دیگه برای گفتن پیدا کنیم‬

2431
02:01:02,213 --> 02:01:03,547
‫و یه غذای دیگه بپزیم.‬

2432
02:01:09,238 --> 02:01:13,349
‫بی صبرانه منتظرم ببینم بعدش چه اتفاقی میفته.‬

2433
02:01:13,516 --> 02:01:16,769
‫مثل مده. تغییر میکنه. نسل ها میان. تکامل پیدا میکنه.‬

2434
02:01:16,978 --> 02:01:19,313
‫بخشی از این جنبش بودن خیلی هیجان انگیزه.‬

2435
02:01:19,480 --> 02:01:21,534
‫مردم همیشه کلیپ‌هایی از فیلم‌های مختلف برام می‌فرستن.‬

2436
02:01:21,589 --> 02:01:24,068
‫"هی، ببین، دارن از جان ویک کپی میکنن" یا "دارن سعی میکنن گان‌فو کار کنن."‬

2437
02:01:24,151 --> 02:01:25,653
‫از این خوشم میاد.‬

2438
02:01:25,820 --> 02:01:26,779
‫میدونی، وقتی یه فیلمنامه میخونی و فقط نوشته،‬

2439
02:01:26,988 --> 02:01:28,030
‫"اکشن جان ویکی اتفاق میفته."‬

2440
02:01:28,197 --> 02:01:29,532
‫یه جورایی... لبخند میزنی.‬

2441
02:01:29,699 --> 02:01:31,701
‫انگار میگی، خب، این خیلی...‬

2442
02:01:31,726 --> 02:01:33,661
‫یه جورایی بی اهمیت جلوه اش میدم. ولی ته دلم میگم، "خیلی باحاله."‬

2443
02:01:33,786 --> 02:01:37,206
‫این الهام بخشه، چون رقابتی بودن چیزیه که ما رو به جلو میبره.‬

2444
02:01:37,415 --> 02:01:41,377
‫و اون رقابت با کارهاییه که قبلاً انجام شده، از جمله کارهای خودمون.‬

2445
02:01:41,402 --> 02:01:45,381
‫من هیچ رقابتی با چد تو ذهنم ندارم.‬

2446
02:01:48,050 --> 02:01:49,343
‫فکر نمی‌کنم هیچ رقابتی داشته باشم.‬

2447
02:01:49,510 --> 02:01:51,887
‫منظورم اینه که، اون کار خودشو میکنه.‬

2448
02:01:52,054 --> 02:01:53,806
‫داره... خب، اون تو دنیای خودشه.‬

2449
02:01:54,015 --> 02:01:55,516
‫اون ویک رو انجام میده. مثلاً، عاشق ویکه.‬

2450
02:01:55,766 --> 02:01:58,936
‫ویک داره چاد رو به فنا میده. چاد و کیانو، اونها ویک هستن.‬

2451
02:01:58,961 --> 02:02:01,981
‫اونها ویک رو خونریزی میکنن. ویک میمیرن. اونها مثل ویک هستن، میدونی؟‬

2452
02:02:02,148 --> 02:02:04,775
‫و به خاطر همینه که خیلی خوبه، میدونی؟‬

2453
02:02:04,984 --> 02:02:06,319
‫چون ویک درده.‬

2454
02:02:07,278 --> 02:02:09,572
‫ام... شاید ویک درده.‬

2455
02:02:09,613 --> 02:02:11,657
‫شاید اسم خیلی خوبیه برای این مستند.‬

2456
02:02:11,727 --> 02:02:15,786
‫فکر میکنم اگه یه چیزی باشه که فرایند ویک به من یاد داده،‬

2457
02:02:15,828 --> 02:02:17,538
‫فقط با تماشای کیانو و همه چی،‬

2458
02:02:17,687 --> 02:02:20,750
‫اینه که درد لزوماً چیز بدی نیست، میدونی منظورم چیه؟‬

2459
02:02:20,791 --> 02:02:25,129
‫درد فقط نتیجه نهایی‌ه، اغلب، از انتخاب‌های شجاعانه‬

2460
02:02:25,296 --> 02:02:27,214
‫یا خودتو نشون دادن یا تلاش برای برنده شدن.‬

2461
02:02:27,381 --> 02:02:30,051
‫آره، همه ما باید رنج بکشیم. همه ما باید سخت تمرین کنیم.‬

2462
02:02:30,259 --> 02:02:33,637
‫اما به نظر من، نه، راستش، من اینو دوست دارم.‬

2463
02:02:33,846 --> 02:02:35,473
‫اینه کاریه که من هر روز انجام میدم.‬

2464
02:02:35,681 --> 02:02:37,641
‫باید یه کم رنج بکشی تا بهتر بشی، میدونی؟‬

2465
02:02:37,850 --> 02:02:41,020
‫منظورم اینه که بدن‌هامون رنج میکشه. ذهن‌هامون رنج میکشه.‬

2466
02:02:41,677 --> 02:02:42,772
‫و من اینو دوست دارم.‬

2467
02:02:42,877 --> 02:02:44,122
‫ما میخوایم بهترینش کنیم.‬

2468
02:02:44,422 --> 02:02:48,277
‫و برای اینکه بهترینش کنیم، باید هر کاری که لازمه انجام بدی.‬

2469
02:02:48,319 --> 02:02:50,514
‫و بعضی وقتا درد داره. درد داره.‬

2470
02:02:50,903 --> 02:02:53,436
‫و به تو آسیب میزنه، و به آدمای اطرافت آسیب میزنه،‬

2471
02:02:53,914 --> 02:02:56,077
‫شاید به آدمایی که بهت نزدیکن.‬

2472
02:02:56,410 --> 02:02:58,412
‫اما ویک درد نیست. منظورم اینه که، ویک یه نعمته.‬

2473
02:02:58,454 --> 02:03:00,831
‫منظورم اینه، مثل جادوی فیلمه.‬

2474
02:03:00,998 --> 02:03:06,212
‫میدونی... همه ما به یه جایزه بزرگ خلاقانه و مالی رسیدیم.‬

2475
02:03:06,379 --> 02:03:10,424
‫میدونی، روزی نیست که نگذره و من نگم،‬

2476
02:03:10,633 --> 02:03:12,885
‫"لعنت به خدا که ویک بخشی از زندگیمه."‬

2477
02:03:13,094 --> 02:03:16,180
‫آیا این درد ارزشش رو داره؟ آره.‬

2478
02:03:16,347 --> 02:03:17,848
‫فقط درد زیادیه.‬

2479
02:03:21,268 --> 02:03:22,686
‫تبریک میگم.‬

2480
02:03:22,895 --> 02:03:23,813
‫عالیه.‬

2481
02:03:26,857 --> 02:03:28,776
‫آفرین. ممنون، بچه ها.‬

2482
02:03:28,966 --> 02:03:31,737
‫مثل یکی از بزرگترین هدایاییه که تو زندگیم داشتم.‬

2483
02:03:33,739 --> 02:03:35,032
‫خسته نباشی.‬

2484
02:03:35,057 --> 02:03:38,285
‫من یک دهه جان ویک داشتم، دهه ۵۰ زندگیم.‬

2485
02:03:38,828 --> 02:03:40,538
‫لعنت بهش.‬

2486
02:03:40,955 --> 02:03:44,250
‫نمیدونم میتونستم یه دهه دیگه مثل اون داشته باشم یا نه.‬

2487
02:03:44,291 --> 02:03:45,418
‫اوم...‬

2488
02:03:46,335 --> 02:03:49,004
‫آره، خیلی خیلی خوش شانس خواهم بود.‬

2489
02:03:50,589 --> 02:03:52,425
‫ولی، آره.‬

2490
02:03:53,890 --> 02:03:57,388
‫ویک درده. ویک جشنه.‬

2491
02:03:57,596 --> 02:04:00,850
‫ویک زنده موندنه. ویک تلاش برای آزاد بودنه.‬

2492
02:04:01,696 --> 02:04:03,394
‫ویک عزاداریه.‬

2493
02:04:04,562 --> 02:04:06,856
‫در برابر همه احتمالات، زنده موندن.‬

2494
02:04:08,063 --> 02:04:12,486
‫ویک دوستیه. ویک عشقه.‬

2495
02:04:13,610 --> 02:04:14,477
‫میدونی؟‬

2496
02:04:14,955 --> 02:04:18,242
‫همه‌ی اون ایده های بزرگ‬

2497
02:04:18,409 --> 02:04:22,621
‫تو این... فیلم اکشن.‬

2498
02:04:31,461 --> 02:04:35,634
‫و ویک بامزه‌ست. و جان ویک بامزه‌ست.‬

2499
02:04:35,658 --> 02:04:45,658
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2500
02:04:45,682 --> 02:04:55,682
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

