﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:15,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:15,100 --> 00:00:21,320
‫«نوجوانی»
‫«فصل یک، قسمت سوم»

4
00:00:23,340 --> 00:00:26,180
‫« ماه هفتم »

5
00:00:43,480 --> 00:00:44,560
‫اوه

6
00:00:51,360 --> 00:00:52,520
‫اینجا کار می‌کنی؟

7
00:00:53,040 --> 00:00:55,440
‫- اوم، من بازدیدکننده‌م
‫- درستـه

8
00:00:59,560 --> 00:01:02,200
‫درستـه. میشه یه لحظه بیای داخل؟

9
00:01:03,520 --> 00:01:05,150
‫شرمنده. یکم دیر کردم.

10
00:01:05,160 --> 00:01:09,030
‫اشکالی نداره.
‫توی دوربین‌ها دیدم داشتی می‌اومدی بالا.

11
00:01:09,040 --> 00:01:10,560
‫دارن میارنش پایین

12
00:01:11,480 --> 00:01:14,310
‫اوم، شنیدم با یکی دعواش شده

13
00:01:14,320 --> 00:01:17,230
‫- از کجا شنیدی؟
‫- گزارشش اومده بود

14
00:01:17,240 --> 00:01:20,310
‫- اگه ببینم خیلی به کارم میاد...
‫- توی کارت... تاثیری داره؟

15
00:01:20,320 --> 00:01:21,960
‫توی ارزیابیت؟

16
00:01:22,960 --> 00:01:24,470
‫می‌خوام ببینمش

17
00:01:24,480 --> 00:01:28,440
‫خیلی‌خب.
‫الان پورتش رو وصل می‌کنم.

18
00:01:37,520 --> 00:01:39,520
‫خب، این‌چندوقته خیلی ساکت بوده

19
00:01:40,720 --> 00:01:42,480
‫نمی‌دونم تاثیری داره یا نه

20
00:01:43,000 --> 00:01:47,640
‫نمی‌دونم چیزی که من فکر می‌کنم و می‌بینم
‫توی ارزیابیت تاثیری داره یا نه

21
00:01:48,280 --> 00:01:50,520
‫این هم از این

22
00:01:57,320 --> 00:01:59,990
‫- آره، فقط یه چندتا کبودی و خراش بوده
‫- گزارشش رو خوندم

23
00:02:00,000 --> 00:02:02,700
‫- جفت‌شون هم رو مقصر می‌دونن
‫- می‌دونم، گزارشش رو خوندم

24
00:02:05,440 --> 00:02:08,040
‫این... پنجمین باریـه که میای ملاقات؟

25
00:02:08,800 --> 00:02:10,070
‫بله

26
00:02:10,080 --> 00:02:11,960
‫می‌دونی می‌خوای تو گزارشت چی بگی؟

27
00:02:12,600 --> 00:02:14,360
‫اگه می‌دونستم که نمی‌اومدم اینجا

28
00:02:15,000 --> 00:02:18,070
‫خب، اون یکی همکارت.
‫فقط سه جلسه لازم داشت...

29
00:02:18,080 --> 00:02:19,390
‫چیز دیگه‌ای نگو

30
00:02:19,400 --> 00:02:22,230
‫مهمـه که ندونم بقیه‌ی روانشناس‌ها چی میگن،

31
00:02:22,240 --> 00:02:23,720
‫چی‌کار می‌کنن یا چه فکر می‌کنن

32
00:02:28,320 --> 00:02:31,430
‫مهم اینـه که مهم‌ترین ارزیابی انجام شه،
‫نه سریع‌ترین

33
00:02:31,440 --> 00:02:35,640
‫- ببخشید، یه لحظه حماقت کردم
‫- نه، من کردم... آخه فقط طرز کار من اینطوریـه

34
00:02:39,720 --> 00:02:42,510
‫درستـه.
‫جیمی رسید.

35
00:02:42,520 --> 00:02:43,760
‫می‌برمت اونجا

36
00:02:44,680 --> 00:02:47,270
‫باید از دستگاه یه هات‌چاکلت بگیرم

37
00:02:47,280 --> 00:02:48,560
‫یادم نرفته

38
00:03:32,040 --> 00:03:33,480
‫ولم کن!

39
00:03:34,000 --> 00:03:36,520
‫نه! تو ولم کن!

40
00:03:37,040 --> 00:03:39,680
‫خب، تو زیرزمین اتاق شکنجه داریم

41
00:03:40,200 --> 00:03:42,440
‫دولت هم تاییدش کرده.
‫همه‌چیز مخفیانه‌ست.

42
00:03:42,960 --> 00:03:44,030
‫اونا دیگه چی‌ان؟

43
00:03:44,040 --> 00:03:46,430
‫دوست داره که تو هات‌چاکلتش
‫مارشمالو باشه

44
00:03:46,440 --> 00:03:49,510
‫کارت رو خیلی جدی گرفتی.
‫تاحالا از این کارا نکردم.

45
00:03:49,520 --> 00:03:52,480
‫این واسه مارک بود فک کنم

46
00:03:53,320 --> 00:03:55,560
‫بیچاره کل بدنش با رادیاتور سوخته

47
00:03:56,400 --> 00:03:59,040
‫البته نمی‌دونم چی‌کار کرده که
‫آوردنش اینجا

48
00:03:59,840 --> 00:04:02,240
‫مثل جیمیِ تو خیلی معروف نیست

49
00:04:02,920 --> 00:04:05,520
‫- بجنبید!
‫- دونفرمون داریم میایم

50
00:04:07,920 --> 00:04:10,060
‫خب دیگه.
‫اگه کاری داشتی می‌دونی کجام.

51
00:04:14,920 --> 00:04:16,680
‫- حال‌تون خوبـه؟
‫- بله

52
00:04:19,440 --> 00:04:21,240
‫- سلام جیمی
‫- سلام

53
00:04:22,040 --> 00:04:24,240
‫- اگه باهامون کاری داشتید، همین نزدیکیم
‫- بله

54
00:04:24,240 --> 00:04:26,150
‫- تو هم همینطور جیمی
‫- باشه

55
00:04:26,160 --> 00:04:27,920
‫حواس‌مون هست، خب؟

56
00:04:34,160 --> 00:04:35,190
‫هات چاکلت

57
00:04:35,200 --> 00:04:36,710
‫با... با ترافل؟

58
00:04:36,720 --> 00:04:37,920
‫با کلی ترافل

59
00:04:39,280 --> 00:04:41,280
‫یادت موند.
‫مرسی.

60
00:04:41,800 --> 00:04:44,950
‫نصف ساندویچم هم برات نگه داشتم که
‫اگه گشنت شد بخوری

61
00:04:44,960 --> 00:04:46,040
‫چی هست؟

62
00:04:46,760 --> 00:04:48,000
‫پنیر و خیارشور

63
00:04:48,920 --> 00:04:50,350
‫بدون گوجه؟

64
00:04:50,360 --> 00:04:52,600
‫گوجه خیلی با خیارشور جور در نمیاد

65
00:04:53,120 --> 00:04:54,240
‫سالاد هم نیوردی؟

66
00:04:54,840 --> 00:04:56,480
‫یعنی همچین کاری باهات می‌کنم؟

67
00:05:00,040 --> 00:05:02,590
‫نه گوجه هست و نه سالاد.
‫فقط پنیره و خیارشور.

68
00:05:02,600 --> 00:05:06,110
‫- می‌خوای؟ می‌تونم برای بعدم نگهش دارم
‫- نه، می‌خورم

69
00:05:06,120 --> 00:05:09,920
‫البته خیارشور رو مطمئن نیستم ولی می‌خورم

70
00:05:13,200 --> 00:05:15,550
‫- خودت درستش کردی؟
‫- آره

71
00:05:15,560 --> 00:05:18,520
‫- زیاد ساندویچ درست می‌کنی؟
‫- چیه، برات عجیبـه؟

72
00:05:19,040 --> 00:05:21,430
‫نه. مامانم هم درست می‌کنه.

73
00:05:21,440 --> 00:05:23,320
‫خب، پس شدیم دونفر

74
00:05:26,000 --> 00:05:26,950
‫خوشمزس

75
00:05:26,960 --> 00:05:27,960
‫یکم داغـه

76
00:05:28,520 --> 00:05:29,760
‫داغ بودنش مشکلی نیست

77
00:05:35,760 --> 00:05:39,120
‫- از دفعه پیش خیلی بهتر شدی
‫- یعنی چی؟

78
00:05:39,640 --> 00:05:41,600
‫می‌بینم رنگ و روت باز شده

79
00:05:42,440 --> 00:05:45,030
‫- صدات مثل مامان‌بزرگا شد
‫- جدی؟

80
00:05:45,040 --> 00:05:47,720
‫«اوه، رنگ و روت باز شده.
‫حتماً اون‌قدر مریض نبودی.»

81
00:05:48,400 --> 00:05:50,560
‫- صدای خوبی بود
‫- نه

82
00:05:52,400 --> 00:05:54,960
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگت رو زیاد می‌بینی؟

83
00:05:54,960 --> 00:05:58,080
‫- خب، این اواخر که نه
‫- نه، منظورم قبل از این اتفاقاتـه

84
00:05:58,960 --> 00:06:00,510
‫آره، یکم

85
00:06:00,510 --> 00:06:03,880
‫مامان و بابای پدریم رو آره.
‫مامانم با مامان‌بابای خودش کنار نمی‌اومد.

86
00:06:03,880 --> 00:06:05,680
‫آره، درموردش حرف زدیم

87
00:06:06,520 --> 00:06:09,520
‫خب، مامان‌بابای بابات چجوری‌ان؟

88
00:06:10,560 --> 00:06:13,040
‫نمی‌دونم، مثل خودشون

89
00:06:13,560 --> 00:06:14,960
‫خب، یعنی چی؟

90
00:06:16,440 --> 00:06:20,310
‫دوست دارن همه‌چیز طبق میل خودشون باشه.
‫«آبکی نیست. خیلی حیف شد»

91
00:06:20,320 --> 00:06:23,830
‫یا مثلا، «اگه یه تیکه کنار شامم باشه،
«خوشحال میشم آماندا

92
00:06:23,840 --> 00:06:26,320
‫یه تیکه... یه تیکه از چی؟

93
00:06:26,840 --> 00:06:29,000
‫نون

94
00:06:29,560 --> 00:06:32,510
‫- تو باکلاسی، مگه نه؟
‫- نه، فقط اهل اونجایی که تو هستی نیستم

95
00:06:32,520 --> 00:06:35,110
‫خب اگه به نون نمیگید «تیکه»
‫پس چی بهش میگید؟

96
00:06:35,120 --> 00:06:36,480
‫همم، نون

97
00:06:38,840 --> 00:06:40,000
‫باکلاسی

98
00:06:40,400 --> 00:06:42,440
‫اگه به باکلاس بودن من راضی میشی
‫پس آره جیمی، باکلاسم

99
00:06:42,440 --> 00:06:45,510
‫خب، بابابزرگت رو چی صدا می‌زنی؟
‫شرط می‌بندم بهش میگی «پدربزرگ».

100
00:06:45,520 --> 00:06:47,070
‫- نه‌خیرم
‫- شرط می‌بندم

101
00:06:47,080 --> 00:06:48,590
‫بهش میگن «پدرجان»

102
00:06:48,600 --> 00:06:49,680
‫چی؟

103
00:06:50,240 --> 00:06:51,230
‫جداً؟

104
00:06:51,240 --> 00:06:54,110
‫- آره
‫- وای!

105
00:06:54,120 --> 00:06:57,470
‫- ای خدا، تاحالا نشنیده بودم
‫- نمی‌دونم چرا

106
00:06:57,480 --> 00:07:00,590
‫خیلی‌خب. شاید خودش ازم خواسته که
‫اینطوری صداش بزنم. مطمئن نیستم.

107
00:07:00,600 --> 00:07:02,800
‫خدایا، واقعاً‌ باکلاسی

108
00:07:05,280 --> 00:07:06,880
‫نمی‌خوای ساندویچ رو یه مزه بکنی؟

109
00:07:07,680 --> 00:07:10,160
‫بعداً می‌خورم.
‫آخه خیارشور...

110
00:07:11,160 --> 00:07:12,350
‫حالم ازش بهم می‌خوره

111
00:07:12,360 --> 00:07:13,600
‫حالت بهم می‌خوره؟

112
00:07:14,320 --> 00:07:16,390
‫- اوه،‌ پس بدجوری گند زدم
‫- آره، خیلی

113
00:07:16,400 --> 00:07:17,520
‫باشه

114
00:07:19,680 --> 00:07:21,440
‫خب، میشه درمورد خودت حرف بزنیم؟

115
00:07:22,080 --> 00:07:24,520
‫خیلی از اخلاق‌های بابات رو
‫توی بابابزرگت می‌بینی، آره؟

116
00:07:25,480 --> 00:07:26,520
‫آره خب، نمی‌دونم

117
00:07:27,280 --> 00:07:30,310
‫شباهت‌تون تو حرف زدن‌شونـه یا
‫کارهاشون هم شبیهـه؟

118
00:07:30,320 --> 00:07:32,360
‫بابا و باباش چه‌جور آدم‌هایی‌ان؟

119
00:07:33,160 --> 00:07:34,160
‫مَردن دیگه

120
00:07:35,400 --> 00:07:39,240
‫خب، یعنی می‌تونم از کلمه‌ی
‫«مردونه» استفاده کنم؟

121
00:07:39,760 --> 00:07:41,160
‫استفاده که کردی

122
00:07:42,000 --> 00:07:45,680
‫من وقتی کلمه‌ی «مردونه» رو می‌شنوم،
‫یاد تعمیرات و این چیزا می‌افتم

123
00:07:46,320 --> 00:07:47,830
‫دوست دارن وسیله درست کنن

124
00:07:47,840 --> 00:07:51,240
‫از ورزش خوش‌شون میاد.
‫دوست دارن برن مِی‌خونه.

125
00:07:52,200 --> 00:07:53,240
‫آره

126
00:07:53,840 --> 00:07:56,150
‫مِی‌خونه که نه، ولی آره

127
00:07:56,160 --> 00:07:57,800
‫بابات نمیره مِی‌خونه؟

128
00:07:58,360 --> 00:08:00,560
‫نه... نه راستش

129
00:08:01,200 --> 00:08:02,640
‫نه‌ به‌اندازه‌ی پدرجانم

130
00:08:03,160 --> 00:08:06,000
‫- نمی‌ذاری یادم بره دیگه، آره؟
‫- نه

131
00:08:07,560 --> 00:08:09,800
‫پس بابابزرگت بیشتر اهل مِی‌کده‌ست، آره؟

132
00:08:10,800 --> 00:08:14,310
‫نمی‌دونم. اون...
‫دیگه خیلی بهمون سر نمی‌زنه.

133
00:08:14,320 --> 00:08:15,280
‫چقدر می‌بینیش؟

134
00:08:17,600 --> 00:08:19,760
‫شاید دوهفته‌ یه بار، اونم یک‌شنبه‌ها

135
00:08:19,760 --> 00:08:21,550
‫بعضی‌وقتا هم وسط هفته،
‫روزایی که...

136
00:08:21,560 --> 00:08:25,000
‫مامان و بابام جفت‌شون سر کارن،
‫اما بیشتر مامان‌بزرگم رو می‌بینم

137
00:08:26,240 --> 00:08:27,680
‫تعطیلات هم بیشتر می‌بینم‌شون

138
00:08:28,240 --> 00:08:30,680
‫- یه بار باهاشون رفتیم «تنریفه»
‫- روز تعطیل؟

139
00:08:31,200 --> 00:08:33,440
‫نه، رفته بودیم موز بچینیم

140
00:08:35,320 --> 00:08:38,600
‫- معلومـه که روز تعطیلی بوده
‫- خیلی‌خب

141
00:08:39,120 --> 00:08:43,960
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم یه نفر
«تو جواب سوالم بگه «رفتم موز بچینم

142
00:08:48,160 --> 00:08:52,070
‫یه چیز دیگه هم که وقتی کلمه‌ی
‫«مردونه» رو می‌شنوم یادش می‌افتم،

143
00:08:52,080 --> 00:08:53,830
‫اون مردونگی مردهاست که...

144
00:08:53,830 --> 00:08:56,200
‫چون بهت گفتم صدات مثل مامان‌بزرگ‌ها شد
‫این حرفا رو شروع کردی

145
00:08:56,200 --> 00:08:58,080
‫چی؟

146
00:08:58,940 --> 00:09:01,840
‫چون بهت گفتم صدات مثل مامان‌بزرگ‌ها شد
‫این حرفا رو شروع کردی

147
00:09:01,840 --> 00:09:04,590
‫هی داری درمورد چیزای مردونه حرف می‌زنی

148
00:09:04,600 --> 00:09:05,750
‫آره

149
00:09:05,760 --> 00:09:08,230
‫دفعه‌ی اولی که اومدی،
‫سوالای واقعی می‌پرسیدی

150
00:09:08,240 --> 00:09:11,200
‫«درستـه جیمی؟
‫می‌دونی این اشتباهـه یا نه، جیمی؟»

151
00:09:11,720 --> 00:09:14,670
‫- حالا فقط داری چرت و پرت میگی
‫- امیدوارم اینطوری نباشه

152
00:09:14,680 --> 00:09:17,190
‫خب هست،
‫چون دفعه‌ی اول اینطوری حرف می‌زدی،

153
00:09:17,200 --> 00:09:20,390
‫«اگه یه خوچکه هندی بالغ یکی از
‫بچه‌‌هاش رو بخوره، طبیعیه یا عجیبـه؟»

154
00:09:20,400 --> 00:09:22,630
‫- اون‌وقت حالا میگی، «شما به نون چی میگید؟»
‫- بیخیال

155
00:09:22,630 --> 00:09:24,280
‫- برام جالب بود
‫- حس می‌کنم داری کلک می‌زنی

156
00:09:24,280 --> 00:09:26,280
‫کلک؟ کلک واسه چی؟

157
00:09:27,760 --> 00:09:29,160
‫بابام خوبه

158
00:09:30,360 --> 00:09:31,360
‫خب؟

159
00:09:32,440 --> 00:09:33,920
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونم.

160
00:09:34,440 --> 00:09:35,960
‫حرف زدن درموردش...

161
00:09:36,840 --> 00:09:38,120
‫لازم نیست

162
00:09:40,720 --> 00:09:44,240
‫باشه، هرجور تو بخوای.
‫اما من نمی‌خواستم بهت کلک بزنم.

163
00:09:47,760 --> 00:09:50,400
‫- حالا هم عصبانیت کردم
‫- نه

164
00:09:53,480 --> 00:09:56,550
‫میشه نوشته‌هات رو ببینم؟
‫چی درموردم نوشتی؟

165
00:09:56,550 --> 00:09:58,680
‫- مگه دیدی چیزی بنویسم؟
‫- حتماً یه چیزایی می‌نویسی

166
00:09:58,680 --> 00:09:59,950
‫آره

167
00:09:59,960 --> 00:10:02,720
‫میشه ببینم چی نوشتی؟
‫کلاً چی‌ها نوشتی؟

168
00:10:03,240 --> 00:10:04,440
‫البته که نمی‌تونی

169
00:10:05,160 --> 00:10:08,470
‫- وکیل‌ها گفتن تو واسه‌مون کار می‌کنی
‫- همچین چیزی نمیگن، جیمی

170
00:10:08,480 --> 00:10:11,880
‫و این رو می‌دونم چون آخرین بار که
‫این رو بهم گفتی،‌ ازشون پرسیدم

171
00:10:11,880 --> 00:10:13,200
‫باهاشون حرف می‌زنی؟

172
00:10:13,820 --> 00:10:16,600
‫توضیح دادم. تیم شما من رو استخدام کرده اما
‫من واسه تو کار نمی‌کنم

173
00:10:16,600 --> 00:10:19,110
‫- چی بهشون میگی؟
‫- دارم یه گزارش مستقل...

174
00:10:19,120 --> 00:10:23,760
‫- چی بهت میگن؟
‫- درمورد جرم قبل از حکم می‌نویسم

175
00:10:24,280 --> 00:10:26,790
‫که قاضی می‌خونتش تا به درکی از تو و

176
00:10:26,800 --> 00:10:29,270
‫درک تو از اتهاماتت برسه، خب؟

177
00:10:31,920 --> 00:10:35,920
‫من فقط می‌خوام باهات حرف بزنم جیمی و
‫تو رو وادار کنم که باهام حرف بزنی

178
00:10:38,180 --> 00:10:40,160
‫آره، قبلاً چندتا سوال بی‌شیه‌پیله پرسیدم

179
00:10:40,160 --> 00:10:41,310
‫اما فکر می‌کنم...

180
00:10:41,320 --> 00:10:42,640
‫حوصلت رو سر بردم؟

181
00:10:43,160 --> 00:10:44,800
‫- نه
‫- خیلی‌خب

182
00:10:49,760 --> 00:10:52,110
‫به‌نظرم تو و بقیه‌ی افراد مربوطه

183
00:10:52,120 --> 00:10:55,820
‫خیلی پیچیده‌تر از این هستین که
‫بشه با سوالات بی‌شیله‌پیله درک‌تون کرد

184
00:10:56,680 --> 00:11:00,100
‫دفعه‌ی پیش گفت‌وگوی خوبی داشتیم.
‫یه بار دیگه امتحانش کنیم؟

185
00:11:00,280 --> 00:11:01,640
‫دفعه‌ی پیش درمورد چی حرف زدیم؟

186
00:11:01,640 --> 00:11:04,510
‫درمورد دوستات حرف زدیم،
‫خواهرت، مامانت...

187
00:11:04,520 --> 00:11:06,950
‫- یادم نمیاد چیزی درموردشون گفته باشم
‫- خب، گفتی

188
00:11:06,950 --> 00:11:10,480
‫که چه حسی درموردشون داری. حال لیسا چطوره.
‫این که به‌نظرت مامانت چه فکری درموردت می‌کنه.

189
00:11:10,480 --> 00:11:14,480
‫- حالا می‌خوای درمورد بابام حرف بزنی؟
‫- می‌خوام درمورد خیلی چیزا حرف بزنم

190
00:11:18,580 --> 00:11:21,520
‫می‌تونم درمورد سوالاتی که نوشته بودم تا
‫امروز ازت بپرسم، حرف بزنم

191
00:11:21,520 --> 00:11:22,760
‫اگه فایده‌ای داشته باشه

192
00:11:23,600 --> 00:11:25,040
‫خیلی‌خب. باشه.

193
00:11:26,280 --> 00:11:29,710
‫خب، می‌خواستم درمورد اون دعوات حرف بزنم

194
00:11:29,720 --> 00:11:32,630
‫- چیز خاصی نبود
‫- برام جالبـه که چرا باهاش دعوات شده

195
00:11:32,640 --> 00:11:34,680
‫- اون اول من رو زد
‫- چرا؟

196
00:11:35,760 --> 00:11:37,960
‫چون سر یه مسائلی کَل‌کَل داشتیم

197
00:11:38,480 --> 00:11:40,280
‫مهم نیست.
‫دعوای درست‌حسابی‌ای نبود.

198
00:11:40,800 --> 00:11:42,550
‫- یعنی اونقدرا جالب نیست؟
‫- نه

199
00:11:42,560 --> 00:11:44,390
‫خیلی‌خب، بگذریم

200
00:11:44,400 --> 00:11:47,240
‫- چیـه؟ یعنی الان رئیس منم؟
‫- اوهوم، شاید

201
00:11:50,920 --> 00:11:54,960
‫این رو هم نوشته بودم که ازت بپرسم
‫حست درمورد مرد بودن چیـه

202
00:11:55,960 --> 00:11:57,840
‫دنبال کیر و تخمی؟

203
00:11:59,480 --> 00:12:02,680
‫دوست دارم بدونم حست درمورد مرد بودن چیه

204
00:12:03,560 --> 00:12:04,440
‫نمی‌دونم

205
00:12:04,960 --> 00:12:06,800
‫سوال خیلی بزرگیـه، نه؟

206
00:12:07,360 --> 00:12:09,280
‫ولی دعوا سوال خیلی کوچیکیـه

207
00:12:09,800 --> 00:12:13,150
‫واسه همین این که ببینم
‫گفت‌وگومون به کجا می‌رسه و

208
00:12:13,150 --> 00:12:17,440
‫یکم هلش بدم سمت این که مثلاً نظرت رو ‫درموردِ
بابا و بابابزرگت بدونم، بیشتر به دردم می‌خوره

209
00:12:17,440 --> 00:12:19,150
‫این که به‌نظرت اونا چه‌جور مردهایی‌ان

210
00:12:19,160 --> 00:12:23,080
‫به‌جای این که فقط بگم،
‫«خب جیمی، به‌نظرت مرد بودن چه حسی داره؟»

211
00:12:24,840 --> 00:12:27,470
‫«خب جیمی، به‌نظرت مرد بودن چه حسی داره؟»

212
00:12:27,480 --> 00:12:28,840
‫این کلک نیست

213
00:12:31,880 --> 00:12:33,600
‫فقط یه گفت‌‌وگوئـه

214
00:12:37,400 --> 00:12:40,320
‫پس به‌نظرت اشکالی نداره که
‫درمورد بابات حرف بزنیم؟

215
00:12:43,280 --> 00:12:46,750
‫میشه فقط نوشته‌هات رو ببینم؟
‫این که چی نوشتی، چطوری نوشتی‌شون؟

216
00:12:46,760 --> 00:12:47,680
‫نه‌خیر

217
00:12:48,320 --> 00:12:49,840
‫دیگه اونقدرا هم رئیس نیستی

218
00:12:52,760 --> 00:12:54,480
‫بابات از کارش خوشش میاد؟

219
00:12:55,240 --> 00:12:57,520
‫تعمیرکار توالتـه.
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

220
00:12:58,320 --> 00:12:59,240
‫خیلی زحمت می‌کشه

221
00:12:59,760 --> 00:13:04,000
‫چندین ساعت کار می‌کنه. اوج کارش هم وقت‌هاییـه که
تو ساعات تعطیل، لوله‌کشی اضطراری پیش میاد

222
00:13:04,000 --> 00:13:05,320
‫آدم بامزه‌ایـه؟

223
00:13:05,320 --> 00:13:06,390
‫بعضی‌وقتا آره

224
00:13:06,400 --> 00:13:07,360
‫بامحبتـه؟

225
00:13:07,960 --> 00:13:09,960
‫- نه، این حرفت عجیب بود
‫- عصبانی چی؟

226
00:13:10,800 --> 00:13:11,870
‫به‌گمونم

227
00:13:11,880 --> 00:13:13,320
‫تا چقدر عصبانی میشه؟

228
00:13:13,800 --> 00:13:14,990
‫هیچوقت کتکم نمی‌زنه

229
00:13:15,000 --> 00:13:16,400
‫خیلی‌خب، ادامه بده

230
00:13:17,120 --> 00:13:18,320
‫چی رو ادامه بدم

231
00:13:19,000 --> 00:13:21,550
‫- همین رو می‌خواستی بدونی؟
‫- چرا میگی عصبانیـه؟

232
00:13:21,560 --> 00:13:24,110
‫خب عصبانی میشه دیگه.
‫همه‌مون میشیم.

233
00:13:24,120 --> 00:13:27,800
‫خیلی‌‌خب. اشکالی نداره.
‫عصبانیتش معمولیـه.

234
00:13:29,400 --> 00:13:35,160
‫خب، یه بار که بدجوری عصبانی شده بود،
‫زد یه انباری رو ترکوند اما...

235
00:13:35,760 --> 00:13:37,870
‫...این دیگه اوج عصبانیتشـه

236
00:13:37,880 --> 00:13:39,240
‫ترسیده بودی؟

237
00:13:40,360 --> 00:13:43,760
‫نه، اون موقع به‌نظرم خیلی خنده‌دار بود

238
00:13:44,280 --> 00:13:47,520
‫نظر لیسا هم همین بود.
‫مامانم فرستادمون طبقه‌ی بالا.

239
00:13:49,200 --> 00:13:50,960
‫همیشه اینطوری نیست

240
00:13:51,840 --> 00:13:53,120
‫مگه این که چی بشه

241
00:13:54,520 --> 00:13:56,320
‫وقتایی که سر کار نیست،‌
‫چی‌کار می‌کنه؟

242
00:13:58,160 --> 00:13:59,910
‫حس می‌کنم داری آزمایشش می‌کنی

243
00:13:59,920 --> 00:14:02,560
‫نه، فقط دوست دارم دید تو رو
‫درمورد اون بدونم

244
00:14:03,320 --> 00:14:06,230
‫حضور پررنگی تو زندگیت داره.
‫بزرگسال قابل‌اعتمادت بوده.

245
00:14:06,240 --> 00:14:08,720
‫آره، چون... کسی رو قضاوت نمی‌کنه

246
00:14:09,560 --> 00:14:11,360
‫اون... آدم مهربونیـه

247
00:14:11,920 --> 00:14:13,120
‫از شنیدنش خوشحال شدم

248
00:14:14,400 --> 00:14:16,600
‫خب وقتایی که سر کار نیست،
‫چی‌کار می‌کنه؟

249
00:14:18,480 --> 00:14:20,960
‫در کل همه‌ی ورزش‌ها رو دوست داره

250
00:14:21,540 --> 00:14:25,040
‫مامانم همیشه میگه، اگه حتی بولینگ روی چمن هم
‫نگاه کنه، یه چیز خنده‌دار از توش در میاره

251
00:14:25,040 --> 00:14:27,000
‫تو حاضری باهاش بولینگ روی چمن تماشا کنی؟

252
00:14:27,520 --> 00:14:30,110
‫نه، من اهلش نیستم

253
00:14:30,120 --> 00:14:31,440
‫به ورزش علاقه نداری؟

254
00:14:31,920 --> 00:14:33,480
‫- نه
‫- هیچ ورزشی؟

255
00:14:34,680 --> 00:14:39,480
‫آره، خیلی ورزشم خوب نیست اما...
‫راحت کلاس‌های ورزش رو می‌پیچونم

256
00:14:40,040 --> 00:14:41,320
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟

257
00:14:42,680 --> 00:14:45,480
‫مثلاً میگم، سردرد دارم.
‫پام درد می‌کنه.

258
00:14:46,000 --> 00:14:46,920
‫دل‌پیچه دارم

259
00:14:47,600 --> 00:14:50,990
‫«آقا، سرم داره گیج میره.
‫میشه بشینم؟» از این‌جور بهونه‌ها

260
00:14:51,000 --> 00:14:53,160
‫نظرت بابات... درمورد این کار چیه؟

261
00:14:54,680 --> 00:14:56,240
‫خب... اون...

262
00:14:57,000 --> 00:14:59,080
‫اون... اون خبر نداره

263
00:15:00,560 --> 00:15:04,160
‫می‌دونست اهل ورزش و
‫این‌جور چیزا نیستم

264
00:15:08,000 --> 00:15:10,680
‫من... قبلاً...
‫قبلاً من رو می‌برد فوتبال

265
00:15:11,440 --> 00:15:12,680
‫این...

266
00:15:13,880 --> 00:15:17,160
‫قضیه‌ی فوتبال... واسه روزهای شنبه بود

267
00:15:18,560 --> 00:15:19,760
‫و اون...

268
00:15:23,960 --> 00:15:26,080
‫خیلی تشویقم می‌کرد و
...بهم روحیه می‌داد ولی

269
00:15:29,760 --> 00:15:31,760
‫ولی وقتی... مثلاً موقعیت خراب می‌کردم...

270
00:15:47,640 --> 00:15:49,560
‫اون... اون‌طرف رو نگاه می‌‌کرد

271
00:15:51,840 --> 00:15:53,480
‫وانمود می‌کرد که چیزی ندیده؟

272
00:15:56,280 --> 00:15:57,800
‫شاید، یا این که...

273
00:16:00,000 --> 00:16:03,240
‫شاید نمی‌خواست من...

274
00:16:03,760 --> 00:16:05,640
‫شرمندگیش رو ببینم

275
00:16:06,320 --> 00:16:07,440
‫شرمندگیش؟

276
00:16:09,160 --> 00:16:10,360
‫نمی‌دونم

277
00:16:11,480 --> 00:16:12,560
‫شرمساریش رو

278
00:16:16,720 --> 00:16:19,280
‫وقتی شرمساریش رو دیدی
‫چه حسی داشتی؟

279
00:16:21,240 --> 00:16:23,760
‫- باید بگی اون شرمنده نشده
‫- جدی؟

280
00:16:24,280 --> 00:16:25,280
‫آره

281
00:16:25,960 --> 00:16:28,550
‫باید بگی،
‫«مطمئنم شرمنده نبوده»

282
00:16:28,560 --> 00:16:30,110
‫«فقط پیش خودت این فکر رو کردی جیمی»

283
00:16:30,120 --> 00:16:33,990
‫یا مثلاً، ‌«واقعاً همچین فکری می‌کنی؟
‫تو که شرمنده‌ش نمی‌کنی»

284
00:16:34,000 --> 00:16:37,230
‫- بقیه این رو بهت گفتن؟
‫- حرف درست همینـه

285
00:16:37,240 --> 00:16:38,510
‫به این نمیگن دروغ گفتن؟

286
00:16:38,520 --> 00:16:39,600
‫نه

287
00:16:40,120 --> 00:16:42,240
‫نمی‌دونم.
‫من از دروغ خوشم نمیاد.

288
00:16:51,560 --> 00:16:53,640
‫منم اهل ورزشای مدرسه‌ نبودم

289
00:16:55,800 --> 00:16:59,240
‫آره خب، حتماً تو بقیه چیزا خوب بودی، آره؟

290
00:16:59,760 --> 00:17:01,040
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

291
00:17:02,760 --> 00:17:04,400
‫بهت می‌خوره...

292
00:17:04,920 --> 00:17:06,600
‫باهوشم که هستی، واسه همین...

293
00:17:06,600 --> 00:17:09,280
‫از نظر خودت، تو بقیه‌ چیزها خوب نبودی؟

294
00:17:10,880 --> 00:17:13,320
‫نه. برام مهم نبود که... خوب نباشم

295
00:17:14,240 --> 00:17:16,160
‫داشتن همچین حسی باید سخت باشه

296
00:17:16,680 --> 00:17:17,600
‫نه

297
00:17:18,820 --> 00:17:21,000
‫به‌نظرم بیشتر مردم اینطوری فکر می‌کنن

298
00:17:21,000 --> 00:17:23,080
‫بیشتر مردم فکر می‌کنن که
‫تو همه‌چیز بی‌استعدادن؟

299
00:17:23,080 --> 00:17:24,520
‫بیشتر مردم آره

300
00:17:25,200 --> 00:17:26,800
‫خواهرت هم همچین حسی داره؟

301
00:17:27,520 --> 00:17:28,440
‫نه

302
00:17:29,040 --> 00:17:30,120
‫لیسا باهوشـه

303
00:17:30,640 --> 00:17:31,800
‫بابات چی؟

304
00:17:33,520 --> 00:17:34,680
‫نمی‌دونم

305
00:17:35,840 --> 00:17:37,200
‫مامانم هم همچین فکری می‌کنه

306
00:17:37,720 --> 00:17:39,800
‫مامانت فکر می‌کنه تو همه‌چیز بی‌استعداده؟

307
00:17:40,760 --> 00:17:42,520
‫بلده کباب درست کنه ولی...

308
00:17:43,040 --> 00:17:44,720
‫آخه خودت باید ازش بپرسی

309
00:17:46,640 --> 00:17:47,630
‫هنوز ندیدی‌شون؟

310
00:17:47,640 --> 00:17:49,270
‫- خونوادت رو؟
‫- آره

311
00:17:49,280 --> 00:17:51,480
‫تلفنی... با بابات حرف زدم

312
00:17:52,000 --> 00:17:54,030
‫- جدی؟
‫- آره. به‌عنوان بخشی از ارزیابیم

313
00:17:54,040 --> 00:17:55,230
‫حالش چطوره؟

314
00:17:55,240 --> 00:17:58,350
‫بدک نیست. ناراحتـه که اینجایی.
‫بیشتر از این نمی‌تونم چیزی بگم.

315
00:18:05,160 --> 00:18:06,590
‫خب... اشتباهـه...

316
00:18:07,560 --> 00:18:08,680
‫که من اینجام

317
00:18:12,320 --> 00:18:14,240
‫میشه یه سوال ازت بپرسم؟

318
00:18:14,880 --> 00:18:15,960
‫معلومـه که می‌تونی

319
00:18:16,880 --> 00:18:20,640
‫- تو می‌تونی من رو از اینجا بیاری بیرون؟
‫- متاسفانه تو این زمینه به دردت‌ نمی‌خورم

320
00:18:20,640 --> 00:18:23,270
‫چرا نتونستن من رو تو یه زندان مناسب بذارن؟

321
00:18:23,280 --> 00:18:25,910
‫- مرکز بهتری دردسترس نبود
‫- پس گذاشتنم دیوونه‌خونه؟

322
00:18:25,920 --> 00:18:28,440
‫- اسمش مرکز آموزشی امنـه
‫- آموزشی؟

323
00:18:29,040 --> 00:18:31,110
‫واسه چه کاری بهمون آموزش میدن؟

324
00:18:31,120 --> 00:18:33,060
‫بقیه‌ی بچه‌ها که همش دارن جیغ و داد می‌زنن

325
00:18:33,060 --> 00:18:36,000
همش خودشون رو عقب و جلو می‌کنن و
‫سر سریال «خیابان کورونیشن» داد می‌زنن

326
00:18:36,000 --> 00:18:37,590
‫از اول تا آخر سریال

327
00:18:37,600 --> 00:18:41,070
‫یکی از بچه‌ها هروقت استیو مک‌دونالد رو
‫می‌بینه می‌زنه به سرش. اینجا دیوونه‌خونه‌ست.

328
00:18:41,080 --> 00:18:44,470
‫- اینجا بهترین جا برای تو بود
‫- چطور رایان تونست تا موقع دادگاهش خونه بمونه؟

329
00:18:44,480 --> 00:18:46,550
‫رایان متهم به همچین جرم سنگینی نیست

330
00:18:46,560 --> 00:18:49,270
‫متهم. همش میگید متهم.

331
00:18:49,280 --> 00:18:52,320
‫اگه اون کار رو کردم... اگه بهش صدمه زدم...
...فلان میشه اما من این کار رو نکردم پس

332
00:18:52,320 --> 00:18:56,070
‫- تا اونجایی که من می‌دونم...
‫- واسه دادگاه جابجا میشم؟

333
00:18:56,080 --> 00:18:57,510
‫هنوز تصمیمی گرفته نشده

334
00:18:57,520 --> 00:18:59,990
‫نمی‌دونی قراره کجا باشه؟
‫لندن یا همین اطراف؟

335
00:19:00,000 --> 00:19:03,150
‫باید بشینی جیمی.
‫اگه نشینی، مجبور میشم...

336
00:19:03,160 --> 00:19:05,310
‫نمی‌دونی یا به من نمیگی؟

337
00:19:05,320 --> 00:19:07,710
‫هنوز تصمیمی گرفته نشده.
‫باید بشینی!

338
00:19:07,720 --> 00:19:08,630
‫نمی‌خوام بشینم!

339
00:19:08,640 --> 00:19:10,750
‫اگه نشینی،
‫مجبور میشم بحث رو تموم کنم

340
00:19:10,760 --> 00:19:12,710
‫- شاید بخوام همچین کاری کنی!
‫- جداً؟

341
00:19:12,720 --> 00:19:15,910
‫عصبانیت می‌کنه. مجبور میشی بری خونه و
‫دوباره برگردی.

342
00:19:15,920 --> 00:19:17,590
‫جیمی، اگه نشینی...

343
00:19:17,600 --> 00:19:19,990
‫نمی‌خوام بتمرگم!

344
00:19:20,000 --> 00:19:23,110
‫نمی‌تونی بهم بگی کِی بشینم!

345
00:19:23,120 --> 00:19:25,510
‫کنترلی روی این که من چه گهی...

346
00:19:25,520 --> 00:19:27,870
‫به من نگاه کن!

347
00:19:27,880 --> 00:19:30,830
‫کنترلی روی این که من
‫تو زندگیم چی‌کار می‌‌کنم، نداری!

348
00:19:30,840 --> 00:19:33,030
‫این رو بکن تو اون مغز پوک تخمیت!

349
00:19:34,320 --> 00:19:35,550
‫لعنتی!

350
00:19:35,560 --> 00:19:37,080
‫همه‌چی مرتبـه؟

351
00:19:41,520 --> 00:19:43,200
‫- مشکلی نیست
‫- کیر توش

352
00:19:44,920 --> 00:19:45,840
‫جیمی

353
00:19:47,960 --> 00:19:50,520
‫داد زدم.
‫ببخشید.

354
00:19:52,480 --> 00:19:53,830
‫- می‌خوای ببرمش؟
‫- نه

355
00:19:53,840 --> 00:19:56,440
‫البته اگه اشکالی نداره،
‫من میرم یه لیوان چایی بخورم

356
00:19:58,200 --> 00:20:00,940
‫میشه یه لیوان هات چاکلت دیگه
برام بیاری لطفاً؟

357
00:20:01,560 --> 00:20:03,150
‫- حتماً
‫- لازم نیست

358
00:20:03,160 --> 00:20:04,190
‫حتماً

359
00:20:42,960 --> 00:20:44,440
‫دردسر درست کرد، آره؟

360
00:20:50,200 --> 00:20:51,880
‫میشه توی اتاق رو نگاه کنم؟

361
00:20:52,400 --> 00:20:54,630
‫- بی‌صداست
‫- اشکال نداره. میشه نگاه کنم؟

362
00:20:54,640 --> 00:20:58,750
‫معلومـه. «خونه‌ی من و تو نداره.»
‫یه همچین چیزی میگن.

363
00:21:04,680 --> 00:21:06,200
‫- اول شما
‫- ممنون

364
00:21:21,000 --> 00:21:22,120
‫چی می‌بینی؟

365
00:21:24,160 --> 00:21:28,120
‫منظورم اینـه که، دنبال چی می‌گردی؟
‫زبان بدن و این‌جور چیزا؟

366
00:21:30,600 --> 00:21:33,500
‫آخه درحال‌حاضر دارم یه کتاب
‫درمورد همین موضوع می‌خونم

367
00:21:36,880 --> 00:21:38,680
‫خواهرم بهم دادتش

368
00:21:41,200 --> 00:21:42,120
‫راستش...

369
00:21:43,880 --> 00:21:45,880
‫آدم‌ها مخفی‌کاری می‌کنن

370
00:21:45,880 --> 00:21:51,160
‫می‌دونم من لازم نیست این رو بهت بگم اما...
‫خیلی چیزها رو مخفی می‌کنن

371
00:21:53,040 --> 00:21:56,160
‫شاید با بدن‌شون راستش رو بگن، درستـه؟

372
00:21:57,480 --> 00:21:59,320
‫- با صورت‌هاشون...
‫- آره، شاید

373
00:22:03,280 --> 00:22:04,680
‫من کار شما رو نمی‌تونم بکنم

374
00:22:05,200 --> 00:22:07,080
‫منم مطمئنم که کار شما رو نمی‌تونم بکنم

375
00:22:07,600 --> 00:22:09,080
‫می‌خوای شغل‌هامون رو جابجا کنیم؟

376
00:22:09,760 --> 00:22:10,920
‫ساعت کاریت چطوریه؟

377
00:22:11,440 --> 00:22:13,390
‫حقوقت چقدره؟

378
00:22:13,400 --> 00:22:17,440
‫- حقوق تعطیلاتت چطوریـه؟
‫- نه، من بیشتر اوقات شغلم رو دوست دارم

379
00:22:18,640 --> 00:22:21,520
‫خب... من از کارم متنفرم

380
00:22:23,000 --> 00:22:25,000
‫پس احتمالاً همینطوری به‌نفعت باشه

381
00:22:27,480 --> 00:22:28,360
‫درستـه

382
00:22:29,080 --> 00:22:30,280
‫همین‌قدر لازم داشتم

383
00:22:30,800 --> 00:22:31,640
‫موفق باشی

384
00:22:32,520 --> 00:22:34,200
‫- خوشحال شدم که کمک کردم
‫- ممنونم

385
00:22:35,120 --> 00:22:36,080
‫ممنون

386
00:22:51,900 --> 00:22:53,880
‫اگه براتون راحت‌تره،
‫من هم داخل می‌مونم

387
00:22:53,880 --> 00:22:55,990
‫نه، اصلاً

388
00:22:56,000 --> 00:23:00,750
‫خب جیمی. من مامور پلیس نیستم.
‫نیومدم اینجا تا ازت اعتراف بگیرم.

389
00:23:00,760 --> 00:23:04,990
‫فقط اومدم اینجا تا درکت کنم.
‫می‌دونم فکر می‌کنی دارم بهت کلک می‌زنم.

390
00:23:05,000 --> 00:23:06,830
‫این رو... این رو یه قرن پیش گفتم

391
00:23:06,840 --> 00:23:10,480
‫فقط اومدم تا درکی از ادراک تو داشته باشم

392
00:23:13,160 --> 00:23:15,040
‫من هم درک می‌کنم که

393
00:23:16,080 --> 00:23:19,000
‫تو باید درکی از ادراک من داشته باشید

394
00:23:20,720 --> 00:23:21,880
‫ادامه بده

395
00:23:22,840 --> 00:23:23,960
‫سوالاتت رو بپرس

396
00:23:24,720 --> 00:23:26,280
‫الان دیگه بهترم

397
00:23:31,120 --> 00:23:32,640
‫خیلی‌خب...

398
00:23:36,440 --> 00:23:41,830
‫خب، به‌گمونم چیز دیگه‌ای که در رابطه با
‫کلمه‌ی «مردونه» به ذهنم میاد اینـه که

399
00:23:41,840 --> 00:23:45,000
‫مردهایی با ویژگی مردونه
‫چه حسی درمورد زن‌ها دارن؟

400
00:23:46,240 --> 00:23:48,600
‫- دوباره برگشتیم سر اون، آره؟
‫- آره. مشکلی هست؟

401
00:23:49,920 --> 00:23:51,520
‫نه

402
00:23:52,600 --> 00:23:55,720
‫باید درکی از ادراک من درمورد زن‌ها داشته باشی

403
00:23:56,200 --> 00:23:58,190
‫- هات‌چاکلتت یادم رفت
‫- نمی‌خواد

404
00:23:58,200 --> 00:24:01,280
‫- الان برات میارم
‫- نه، بشین لطفاً

405
00:24:03,880 --> 00:24:05,750
‫نمی‌خوام. لیاقتش رو ندارم.

406
00:24:05,760 --> 00:24:06,960
‫داد زدم

407
00:24:09,080 --> 00:24:11,680
‫درمورد مردها و زن‌ها و
هرچی که می‌خوای سوال بپرس

408
00:24:13,680 --> 00:24:16,320
‫خب، باید درمورد مردها و
‫زن‌ها دیدگاه‌هایی داشته باشی

409
00:24:17,440 --> 00:24:19,120
‫رفتار بابات با مامانت چطوره؟

410
00:24:20,720 --> 00:24:23,980
‫- دوباره می‌خوای مجبورم کنی از بابام ایراد بگیرم؟
‫- نه، ایراد نه

411
00:24:24,180 --> 00:24:25,720
‫راستش رفتار بابام با مامانم خوبه

412
00:24:25,720 --> 00:24:27,270
‫گفتی یه انباری رو داغون کرده

413
00:24:27,280 --> 00:24:30,350
‫آره، فقط از دست خودش عصبانی میشه اما
‫هیچوقت کتکش نمی‌زنه

414
00:24:30,360 --> 00:24:32,040
‫با بقیه زن‌ها هم حرف می‌زنه؟

415
00:24:32,560 --> 00:24:34,470
‫- چی؟
‫- رفتارش با بقیه‌ی زن‌ها هم دوستانه‌ست؟

416
00:24:34,480 --> 00:24:37,150
‫چی؟
‫نه، اون عاشق مامانمـه

417
00:24:37,160 --> 00:24:39,840
‫نه، منظورم اینـه که دوست زنی هم داره یا نه؟

418
00:24:40,440 --> 00:24:43,430
‫نه، رفقاش رفیق‌هاشن

419
00:24:43,440 --> 00:24:44,560
‫و مرد هم هستن؟

420
00:24:45,120 --> 00:24:46,870
‫اشتباهـه مگه؟
‫یعنی چی؟

421
00:24:46,880 --> 00:24:49,000
‫نه. نه، اشتباه نیست

422
00:24:50,540 --> 00:24:52,520
‫فکر کردم دیگه حرفامونو درباره بابام زدیم

423
00:24:52,520 --> 00:24:55,160
‫- جیمی، من می‌خوام درکی از...
‫- می‌خوای درک کنی

424
00:24:55,680 --> 00:24:58,720
‫می‌دونم اما... هیچ‌کدوم از حرفا
‫هیچ ربطی به اون ندارن

425
00:24:59,600 --> 00:25:01,590
‫باشه، خیلی‌خب

426
00:25:01,600 --> 00:25:04,680
‫- خودت رفیقی داری که زن باشه؟
‫- نه

427
00:25:06,000 --> 00:25:08,320
‫مثل بابات، رفقات مَردن؟

428
00:25:09,520 --> 00:25:13,480
‫اون یکی مشاور، سوالات معمولی‌تری
‫می‌پرسه، می‌دونستی؟

429
00:25:13,480 --> 00:25:15,070
‫- باشه
‫- می‌خوای بدونی چی می‌پرسه؟

430
00:25:15,080 --> 00:25:17,310
‫- نباید بدونم
‫- همینطوری میگم

431
00:25:17,320 --> 00:25:20,270
‫نباید بدونم جیمی.
‫نتیجه‌گیری‌های من باید مستقل باشن.

432
00:25:20,280 --> 00:25:22,400
‫باشه، خیلی‌خب.
‫هیچی نمیگم.

433
00:25:23,760 --> 00:25:25,600
‫نظرت درمورد زن‌ها چیه؟

434
00:25:26,680 --> 00:25:27,670
‫ازشون خوشم میاد

435
00:25:27,680 --> 00:25:30,480
‫اما همونطور که گفتی،
‫دوستی خاصی باهاشون نداری؟

436
00:25:30,900 --> 00:25:32,120
‫البته اسکل هم نیستم‌ها

437
00:25:32,120 --> 00:25:35,120
‫- به‌ زن‌ها علاقه اری؟
‫- آره، گی نیستم

438
00:25:35,680 --> 00:25:38,270
‫به این نتیجه رسیدیم که دوست‌دختر نداری

439
00:25:38,280 --> 00:25:40,590
‫- آره
‫- اما فکر نمی‌کنم قبلاً این رو پرسیده باشم

440
00:25:40,600 --> 00:25:42,230
‫دلت می‌خواد دوست‌دختر داشته باشی؟

441
00:25:42,240 --> 00:25:43,520
‫آره، کیه دلش نخواد؟

442
00:25:44,040 --> 00:25:46,430
‫اگه دوست‌دختر داشتی،
‫باهاش چی‌کار می‌کردی؟

443
00:25:46,440 --> 00:25:47,950
‫یعنی چی؟

444
00:25:47,960 --> 00:25:51,640
‫خب، می‌بردیش بیرون؟
‫اگه می‌بردیش، کجا می‌بردیش؟

445
00:25:54,400 --> 00:25:55,680
‫سینما

446
00:25:57,000 --> 00:25:58,520
‫برید سینما چه فیلمی ببینید؟

447
00:26:01,600 --> 00:26:02,440
‫فیلم ترسناک

448
00:26:03,600 --> 00:26:05,400
‫فیلمای مناسب بالای پونزده‌سال؟

449
00:26:05,680 --> 00:26:09,160
‫همم. آره، سخت‌گیر نیستن.
‫راحت میشه رفت داخل.

450
00:26:10,040 --> 00:26:11,880
‫بعد از سینما هم...

451
00:26:12,640 --> 00:26:14,830
‫می‌بردیش قدم بزنی یا
‫یه راست می‌بردیش خونه؟

452
00:26:14,840 --> 00:26:15,880
‫نه

453
00:26:16,600 --> 00:26:17,880
‫یه راست نمی‌بردمش خونه

454
00:26:19,240 --> 00:26:20,600
‫دلت می‌خواست بوسش کنی؟

455
00:26:21,560 --> 00:26:25,600
‫- اجازه داری همچین سوالاتی بپرسی؟
‫- مگه تو مدارس اجتماعی درموردش حرف نمی‌زنید؟

456
00:26:28,040 --> 00:26:29,670
‫به‌نظرت مقدار عادیِ

457
00:26:29,680 --> 00:26:33,680
‫انجام کارهای جنسی برای یکی هم‌سن تو
‫با یه دختر یا پسر چیـه؟

458
00:26:34,280 --> 00:26:37,280
‫- گفتم که، من گی نیستم
‫- من هم همچین اظهاری نکردم

459
00:26:38,560 --> 00:26:41,240
‫- واقعاً می‌خوای جواب بدم؟
‫- آره، اگه می‌تونی

460
00:26:42,640 --> 00:26:45,320
‫نمی‌دونم.
‫دست زدن. بوس کردن.

461
00:26:45,840 --> 00:26:47,630
‫خب، منظورت از دست زدن چیه؟

462
00:26:49,800 --> 00:26:51,640
‫دست زدن به...
‫دست زدن به جاهای شخصیش

463
00:26:52,160 --> 00:26:53,390
‫سینه‌ش

464
00:26:53,400 --> 00:26:55,240
‫- آره
‫- پشتش؟

465
00:26:55,840 --> 00:26:57,280
‫- آره
‫- فرجش؟

466
00:26:58,120 --> 00:26:59,420
‫واژنش؟

467
00:26:59,800 --> 00:27:01,080
‫نمی‌دونم، شاید

468
00:27:01,600 --> 00:27:03,280
‫- احتمالاً نه؟
‫- شاید

469
00:27:05,000 --> 00:27:07,190
‫مطمئنی اجازه داری همچین سوالاتی بپرسی؟

470
00:27:07,200 --> 00:27:11,550
‫یعنی فکر می‌کنی برای یه پسر ۱۳ ساله‌ی
‫دگرجنس‌گرا طبیعیه که

471
00:27:11,560 --> 00:27:15,040
‫به سینه و پشت یه دختر دست بزنه؟

472
00:27:16,360 --> 00:27:18,040
‫از رو یا زیر لباس؟

473
00:27:18,680 --> 00:27:21,560
‫زیر لباس... شاید

474
00:27:22,080 --> 00:27:24,200
‫بیشتر موارد، روی لباس

475
00:27:26,400 --> 00:27:29,360
‫راستش همه‌ی این کارها رو کردم.
‫بوس کردن و دست زدن.

476
00:27:30,280 --> 00:27:31,360
‫خیلی‌خب

477
00:27:32,840 --> 00:27:35,590
‫دوتا دختر هم ممه‌هاشون رو نشونم دادن.
‫سینه‌هاشون.

478
00:27:35,600 --> 00:27:37,800
‫اشکالی نداره.
‫لازم نیست مثل من حرف بزنی.

479
00:27:38,600 --> 00:27:40,040
‫بهشون هم دست زدم...

480
00:27:41,960 --> 00:27:42,800
‫خیلی‌خب

481
00:27:45,280 --> 00:27:48,120
‫یکی‌شون هم دست زد به...
‫چیزم

482
00:27:48,640 --> 00:27:49,920
‫از بین شلوارم

483
00:27:51,240 --> 00:27:52,080
‫خیلی‌خب

484
00:27:54,000 --> 00:27:55,510
‫و فکر کنم ازش خوشش اومد

485
00:27:55,520 --> 00:27:56,600
‫تو هم خوشت اومد

486
00:27:57,360 --> 00:27:58,200
‫معلومـه

487
00:28:04,120 --> 00:28:05,200
‫نه خیلی

488
00:28:06,120 --> 00:28:07,550
‫خوشت نیومد؟

489
00:28:10,560 --> 00:28:11,720
‫نمی دونم

490
00:28:14,160 --> 00:28:16,720
‫تو این اتاق جواب درست یا
غلطی وجود نداره جیمی

491
00:28:17,240 --> 00:28:20,400
‫این رو خوب می‌دونی.
‫فقط بیشترین تلاشت رو برای گفتن حقیقت بکن.

492
00:28:25,020 --> 00:28:26,900
باشه

493
00:28:27,080 --> 00:28:28,800
‫همچین... همچین اتفاقی نیفتاد

494
00:28:30,360 --> 00:28:33,840
‫- از رو شلوار بهت دست نزدن؟
‫- نه، نزدن

495
00:28:35,280 --> 00:28:37,950
‫اون دوتا دختری که جلوت لخت شدن چی؟

496
00:28:37,960 --> 00:28:38,880
‫نه، اما...

497
00:28:39,760 --> 00:28:43,670
‫- یه عکس‌هایی دیدم
‫- عکس‌های پورن دیدی؟

498
00:28:43,680 --> 00:28:45,760
‫نه، پورن نبودن

499
00:28:46,400 --> 00:28:47,920
‫همه پورن می‌بینن

500
00:28:48,520 --> 00:28:51,560
‫فقط دوتا از دخترای کلاس بودن که می‌شناختم.
‫یعنی... می‌شناسم

501
00:28:54,200 --> 00:28:56,920
‫عکس‌های بدون پیرهن دوتا از
‫دخترهای هم‌کلاسیت رو دیدی؟

502
00:28:57,440 --> 00:28:58,440
‫آره

503
00:28:59,280 --> 00:29:01,440
‫خوشحال شدن که عکس‌هاشون رو دیدی؟

504
00:29:01,960 --> 00:29:03,280
‫همه دیدن

505
00:29:09,920 --> 00:29:12,000
‫کیتی هم یکی از اون دخترها بود؟

506
00:29:14,720 --> 00:29:15,560
‫چی؟

507
00:29:16,240 --> 00:29:18,270
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چه حسی داشت که...

508
00:29:18,280 --> 00:29:21,230
‫- نه. چطوری این حدس رو زدی؟
‫- حدس نزدم. پرسیدم

509
00:29:21,240 --> 00:29:23,430
‫حالا هم می‌خوام بدونم که دیدنش
‫چه حسی بهت داد؟

510
00:29:23,440 --> 00:29:26,680
‫- منظورت اینه که شق کردم یا نه؟
‫- منظورم اینه که چه حسی داشت

511
00:29:27,840 --> 00:29:30,990
‫خوشم اومد.
‫اجازه داریم اینطوری حرف بزنیم؟

512
00:29:31,000 --> 00:29:34,230
‫دیدن عکس‌های لخت بقیه
‫چه حسی بهت میده؟

513
00:29:34,240 --> 00:29:35,150
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

514
00:29:35,150 --> 00:29:36,880
‫دیدن عکس‌های لخت کسایی که می‌شناسی

515
00:29:36,880 --> 00:29:39,440
‫چه حسی بهت میده؟

516
00:29:39,600 --> 00:29:40,760
‫نمی‌دونم.
‫حس خوب.

517
00:29:41,360 --> 00:29:42,190
‫حس قدرت؟

518
00:29:42,200 --> 00:29:44,200
‫- بهت حس قدرت میده؟
‫- نه

519
00:29:44,680 --> 00:29:45,880
‫فقط عجیبـه

520
00:29:47,960 --> 00:29:49,720
‫کیتی برات جذاب بود؟

521
00:29:52,440 --> 00:29:53,640
‫سلیقم نبود

522
00:29:54,480 --> 00:29:55,560
‫یعنی جذاب نبود؟

523
00:29:57,360 --> 00:29:59,190
‫اون یکم...

524
00:29:59,200 --> 00:30:01,000
‫...بهت برنخوره،
‫اما صاف بود

525
00:30:02,600 --> 00:30:03,440
‫درستـه

526
00:30:04,160 --> 00:30:07,600
‫بقیه هم همین رو گفتن... کسایی که دیدن.
‫فقط من نبودم.

527
00:30:09,560 --> 00:30:13,480
‫اون عکس تو کل مدرسه پخش شد.
‫توی اسنپ‌چت.

528
00:30:14,960 --> 00:30:16,120
‫فقط اون بود...

529
00:30:16,640 --> 00:30:18,320
‫...بالاتنه‌ش

530
00:30:19,000 --> 00:30:20,560
‫چیزِ... دیگه‌ای نبود

531
00:30:21,840 --> 00:30:24,000
‫فرستاد برای فیجت و
‫اون هم برای همه فرستاد

532
00:30:24,520 --> 00:30:26,600
‫چرا عکسش رو واسه فیجت فرستاد؟

533
00:30:27,440 --> 00:30:28,960
‫نمی‌دونم.
‫ازش خوشش می‌اومد.

534
00:30:29,520 --> 00:30:31,320
‫یعنی می‌خواست جذبش کنه؟

535
00:30:32,040 --> 00:30:34,000
‫به‌گمونم خود فیجت ازش خواسته بود

536
00:30:34,520 --> 00:30:36,600
‫البته دیگه عکسی گیرش نمیاد، مگه نه؟

537
00:30:37,240 --> 00:30:38,830
‫نه. اون مُرده.

538
00:30:44,560 --> 00:30:46,070
‫نه، من...

539
00:30:46,080 --> 00:30:47,680
‫منظورم از طرف اون نبود

540
00:30:49,520 --> 00:30:51,000
‫منظورم از بقیه‌ی دخترها بود

541
00:30:52,040 --> 00:30:53,280
‫کسی دیگه واسش عکس نمی‌فرسته

542
00:30:53,280 --> 00:30:57,070
‫چون مراقب اون یکی عکس نبود

543
00:30:57,080 --> 00:30:58,310
‫اسکل

544
00:30:58,310 --> 00:31:01,200
‫یعنی فکر می‌کنی باید عکسای بیشتری از
‫بقیه‌ی دخترها جمع می‌کرد و

545
00:31:01,200 --> 00:31:04,000
‫بعدش برای بقیه پسرها می‌فرستاد؟

546
00:31:05,160 --> 00:31:07,680
‫آره. نمی‌دونم.

547
00:31:18,080 --> 00:31:20,400
‫چرا... چرا اونطوری گفتی «اون مُرده»؟

548
00:31:21,600 --> 00:31:22,880
‫چون همینطوره

549
00:31:33,080 --> 00:31:35,630
‫جیمی، من پرسیدم که زن‌ها برات جذابن یا نه

550
00:31:35,640 --> 00:31:37,800
‫به‌نظرت تو هم برای زن‌ها جذابی؟

551
00:31:40,560 --> 00:31:41,870
‫این دیگه چه‌جور سوالیـه؟

552
00:31:41,880 --> 00:31:45,280
‫خب، چی فکر می‌کنی؟
‫به‌نظرت برای دخترها جذابی؟

553
00:31:47,200 --> 00:31:48,160
‫نه

554
00:31:49,760 --> 00:31:50,840
‫معلومـه که نه

555
00:31:51,880 --> 00:31:53,120
‫چرا میگی «معلومـه که نه؟»

556
00:31:56,040 --> 00:31:58,720
‫چون من... من زشتم

557
00:32:01,240 --> 00:32:02,840
‫این چه حسی بهت میده؟

558
00:32:04,840 --> 00:32:07,750
‫- نباید می‌گفتی که من زشت نیستم؟
‫- نظر من مهم نیست

559
00:32:07,750 --> 00:32:09,760
‫حرفایی رو که آدم‌های معمولی می‌زنن، نمی‌زنی

560
00:32:09,760 --> 00:32:11,470
‫خب اگه می‌گفتم، چه حسی بهت دست می‌داد؟

561
00:32:11,480 --> 00:32:13,710
‫نمی‌دونم چرا عین آدم‌های معمولی حرف نمی‌زنی

562
00:32:13,720 --> 00:32:16,710
‫وقتی گفتی بابات به‌خاطرت شرمنده شده
‫باید باهات مخالفت می‌کردم و

563
00:32:16,720 --> 00:32:20,670
‫فکر می‌کنی وقتی میگی که به‌نظر خودت زشتی
‫باهات باهات مخالفت کنم؟

564
00:32:20,680 --> 00:32:22,640
‫نمی‌دونم

565
00:32:23,400 --> 00:32:26,520
‫این که تو فکر می‌کنی زشتی برام جالبـه، جیمی

566
00:32:28,320 --> 00:32:29,310
‫آره، من...

567
00:32:30,800 --> 00:32:31,790
‫فوق‌العادم

568
00:32:31,800 --> 00:32:32,910
‫برام جالبـه چون

569
00:32:32,920 --> 00:32:37,000
‫برای من، چیزی که تو فکر می‌کنی
‫از چیزی که حقیقت داره مهم‌تره، خب؟

570
00:32:40,840 --> 00:32:43,440
‫خب، چه حسی درمورد زشت بودن داری؟

571
00:32:45,720 --> 00:32:47,740
‫خب، اگه خودت بودی چه حسی داشتی؟

572
00:32:48,400 --> 00:32:49,520
‫نمی‌دونی

573
00:32:50,360 --> 00:32:53,190
‫- تو زشت نیستی. خیلی خوشگلی
‫- من مهم نیستم،‌ جیمی

574
00:32:53,200 --> 00:32:56,590
‫- به‌نظرت خوشگل نیستی؟
‫- الان من آدم موردبحث نیستم

575
00:32:56,600 --> 00:32:58,660
‫فکر نمی‌کنی که خوشگل باشی و
‫فکر می‌کنی من زشتم؟

576
00:32:58,660 --> 00:33:02,350
‫درمورد هیچ‌کدومش قضاوتی نکردم.
‫دلیلم هم کاملاً موجهـه.

577
00:33:02,360 --> 00:33:04,590
‫- «دلیلم هم کاملاً موجهـه»
‫- می‌خوام درکت کنم

578
00:33:04,600 --> 00:33:07,390
‫که ادراک من از ادراکم از ادراکم رو درک کنی

579
00:33:07,400 --> 00:33:08,310
‫بله

580
00:33:09,720 --> 00:33:11,670
‫- کار با اون یکی خیلی راحت‌تره
‫- باشه

581
00:33:11,680 --> 00:33:14,000
‫این که بررسی می‌کرد من فهمیدم یا نه،
‫خیلی راحت‌تر بود

582
00:33:14,000 --> 00:33:17,240
‫- این که می‌فهمیدم چی‌کار کردم
‫- بی‌خود نیست که نظر دونفر رو می‌خوان

583
00:33:17,240 --> 00:33:20,110
‫ببین، نه، سیکتیر کن!
‫من همچین حرفی نزدم!

584
00:33:20,120 --> 00:33:21,910
‫تو این کلمات تخمی رو تو دهنم گذاشتی!

585
00:33:21,920 --> 00:33:25,390
‫- اینجا عین یه تله‌ی تخمی می‌مونه! تو...
‫- هی! جیمی!

586
00:33:36,800 --> 00:33:37,800
‫این دیگه چی بود؟

587
00:33:39,000 --> 00:33:39,840
‫هی؟

588
00:33:40,360 --> 00:33:41,920
‫این دیگه چه کار کسشری بود؟

589
00:33:43,640 --> 00:33:46,240
‫عین یه ملکه‌ی تخمی بهش علامت دادی که بره،‌ آره؟

590
00:33:59,440 --> 00:34:03,320
‫باید بگیری بشینی

591
00:34:19,200 --> 00:34:20,360
‫کیر توش

592
00:34:21,480 --> 00:34:22,640
‫کیر توش

593
00:34:24,440 --> 00:34:25,280
‫کیر توش

594
00:34:29,640 --> 00:34:30,760
‫ای کیر توش

595
00:34:32,320 --> 00:34:34,520
‫- می‌خوای بشینی؟
‫- سیکتیر کن!

596
00:34:37,520 --> 00:34:38,920
‫ای کیر توش

597
00:34:40,000 --> 00:34:42,880
‫کیر توش.
‫کیر توش.

598
00:34:53,760 --> 00:34:54,720
‫تموم شد؟

599
00:35:03,400 --> 00:35:04,280
‫خیلی‌خب

600
00:35:07,840 --> 00:35:09,320
‫می‌تمرگم

601
00:35:12,760 --> 00:35:13,680
‫حالا راضی شدی؟

602
00:35:17,600 --> 00:35:18,440
‫هی؟

603
00:35:22,240 --> 00:35:23,760
‫خب، حالا می‌خوای بری؟

604
00:35:25,920 --> 00:35:26,960
‫داری میری؟

605
00:35:28,160 --> 00:35:29,400
‫تو می‌خوای که برم؟

606
00:35:30,840 --> 00:35:32,320
‫دست من نیست، مگه نه؟

607
00:35:33,720 --> 00:35:35,760
‫جیمی، اگه می‌خوای برم،
‫میرم

608
00:35:56,480 --> 00:36:01,640
‫تو یکی از جلسات قبلی‌مون گفتی که‌
‫چندتا دوست داری، تامی و رایان

609
00:36:03,200 --> 00:36:05,560
‫اما خودت رو آدم محبوبی نمی‌دونی

610
00:36:08,400 --> 00:36:09,920
‫آره

611
00:36:10,520 --> 00:36:13,320
‫گفتی که اذیتت کردن.
‫هرسه‌تاتون رو اذیت کردن.

612
00:36:13,900 --> 00:36:15,960
‫آدم‌هایی مثل تو عاشق حرف زدن
‫درمورد اذیت و آزارن

613
00:36:15,960 --> 00:36:17,830
‫گفتی که به تامی می‌گفتن سکه یه پوندی

614
00:36:17,830 --> 00:36:20,280
‫چون مامانش خریدهاش رو
‫توی فروشگاه پوندلند می‌کرده

615
00:36:20,280 --> 00:36:21,750
‫آره، اما اونجا خرید نمی‌کنه

616
00:36:21,760 --> 00:36:23,310
‫به رایان هم می‌گفتن کودن

617
00:36:23,320 --> 00:36:24,640
‫رایان کودنـه

618
00:36:25,560 --> 00:36:26,750
‫این یه جورایی حقیقت داشت

619
00:36:26,750 --> 00:36:29,800
‫- سه‌تایی‌تون احساس طرد شدگی داشتید
‫- چه کلمات قلنبه‌سلنبه‌ای میگی

620
00:36:29,800 --> 00:36:31,990
‫می‌گفتی که بعضی‌اوقات برخوردها فیزیکی هم می‌شد

621
00:36:32,000 --> 00:36:34,270
‫بچه‌ها از پنجره‌ی کلاس‌ها
‫روتون تُف می‌کردن

622
00:36:34,280 --> 00:36:36,160
‫براتون لنگ می‌انداختن و هل‌تون می‌دادن

623
00:36:40,920 --> 00:36:41,790
‫آره

624
00:36:41,800 --> 00:36:46,630
‫- روتون لقب می‌ذاشتن و سوء‌استفاده‌ی فیزیکی می‌کردن
‫- نه. فقط برام لنگ می‌گرفتن و روم تف می‌کردن

625
00:36:46,640 --> 00:36:49,520
‫جیمی، سوال من اینـه که،
‫تو واسه چی اکانت اینستاگرام داری؟

626
00:36:50,040 --> 00:36:50,880
‫چی؟

627
00:36:51,560 --> 00:36:53,160
‫- خب لازم دارم
‫- واسه چی؟

628
00:36:53,920 --> 00:36:55,920
‫تا اکانت بقیه رو ببینم

629
00:36:56,560 --> 00:36:58,080
‫اگه نداشته باشی، نمی‌تونی ببینی

630
00:36:58,800 --> 00:37:03,440
‫درستـه. و خیلی از زن‌ها رو هم
‫توی‌ اینستاگرام فالو داری. خیلی از مدل‌ها.

631
00:37:04,080 --> 00:37:04,920
‫آره

632
00:37:06,040 --> 00:37:08,390
‫ولی مجبور نیستی خودت عکس بذاری.
‫چرا می‌ذاری؟

633
00:37:08,400 --> 00:37:10,520
‫منظورم عکس از خودتـه

634
00:37:11,480 --> 00:37:13,520
‫نمی‌دونم. اجازه ندارم؟

635
00:37:14,360 --> 00:37:15,200
‫آره

636
00:37:16,320 --> 00:37:20,550
‫می‌خوای با نشون دادن خوش‌گذرونی‌هات با تامی و
‫رایان، ثابت کنی که زورگوها اشتباه می‌کنن؟

637
00:37:20,560 --> 00:37:21,550
‫چی؟ نه

638
00:37:21,550 --> 00:37:23,560
‫تا خوش‌گذرونی‌هات با خونوادت رو نشون بدی؟

639
00:37:23,560 --> 00:37:25,560
‫امکان نداری عکسی از اونا بذارم

640
00:37:26,320 --> 00:37:28,790
‫اگه همچین چیزی دیدی،
‫واسه اینه که خواهرم تگم کرده

641
00:37:28,800 --> 00:37:31,590
‫چون فکر می‌‌کنی ممکنه کسی
‫از عکس‌هات خوشش بیاد؟

642
00:37:31,600 --> 00:37:34,630
‫ممکنه با یکی حرف بزنی،
‫دوست جدید پیدا کنی، با یه دختر آشنا شی؟

643
00:37:34,640 --> 00:37:36,680
‫چی؟ نه.
‫منظورت چیه؟

644
00:37:42,080 --> 00:37:46,440
‫کیتی تو مناسبت‌های مختلف
‫زیر عکس‌هات کامنت گذاشته

645
00:37:47,640 --> 00:37:48,560
‫آره

646
00:37:53,840 --> 00:37:56,200
‫چی‌کار می‌کنی؟

647
00:38:02,920 --> 00:38:05,040
‫- این... این چیه؟
‫- جا باز کن

648
00:38:09,080 --> 00:38:10,800
‫اون این رو نوشته

649
00:38:12,120 --> 00:38:15,350
‫نه... تو اجازه داری این سوالات رو بپرسی؟

650
00:38:15,360 --> 00:38:17,870
‫- دیلون اجازه‌ی این سوالات رو داده؟
‫- آره

651
00:38:21,040 --> 00:38:24,000
‫آره. اجازه دارم درمورد روابط سوال بپرسم، جیمی

652
00:38:25,000 --> 00:38:28,110
‫اما اگه این ناراحتت می‌کنه یا
‫اگه سوالی داری

653
00:38:28,120 --> 00:38:31,360
‫افرادی تو این مرکز هستن که
‫می‌تونن کمکت کنن. خب؟

654
00:38:37,360 --> 00:38:39,680
‫کیتی این رو تو قسمت فید فیسبوکت نوشته

655
00:38:40,600 --> 00:38:41,680
‫فیسبوک؟

656
00:38:43,040 --> 00:38:44,240
‫اینستاگرام

657
00:38:45,960 --> 00:38:47,080
‫حالت خوبه؟

658
00:38:48,080 --> 00:38:49,280
‫یکم قرمز شدی

659
00:38:49,800 --> 00:38:51,560
‫وقتی داد زدم ترسوندمت؟

660
00:38:53,520 --> 00:38:56,280
‫- این رو توی اینستاگرامت نوشته
‫- آخه‌، من فقط ۱۳ سالمـه

661
00:38:56,960 --> 00:38:58,800
‫فکر نکنم اونقدرا ترسناک باشم

662
00:39:03,840 --> 00:39:06,760
‫- می‌تونی بهم بگی این‌ها چه شکلک‌هایی‌ان؟
‫- خیلی خجالت‌آوره، نه؟

663
00:39:07,720 --> 00:39:09,760
‫که از یه بچه‌ی ۱۳ ساله بترسی

664
00:39:11,200 --> 00:39:12,280
‫وای

665
00:39:13,600 --> 00:39:15,560
‫معنی این شکلک‌ها چیه جیمی؟

666
00:39:20,960 --> 00:39:23,880
‫معنی این لوبیا قرمزها چیـه؟
‫لوبیا قرمزن دیگه؟

667
00:39:26,960 --> 00:39:30,560
‫وانمود می‌کنه من عضوی از اون
‫گروه‌های حقیقتم

668
00:39:31,520 --> 00:39:32,720
‫چه گروه‌های حقیقتی؟

669
00:39:34,440 --> 00:39:37,800
‫گروه‌هایی که توش میگن زن‌ها ما رو نمی‌خوان و
‫بهمون اهمیت نمیدن

670
00:39:39,200 --> 00:39:41,230
‫- تو عضو اون گروه‌هایی؟
‫- نه

671
00:39:41,240 --> 00:39:42,790
‫اما می‌دونی که توش چی میگن؟

672
00:39:42,800 --> 00:39:45,440
‫آره، چون همه درموردشون حرف می‌زدن

673
00:39:45,960 --> 00:39:49,400
‫چیزای مربوط به اینسل‌ها.
‫منم یه نگاه انداختم اما خوشم نیومد.

674
00:39:51,360 --> 00:39:54,960
‫و منظور اون از این حرف‌ها
‫این بود که تو یه اینسلی؟

675
00:39:57,080 --> 00:39:57,920
‫آر

676
00:39:58,800 --> 00:40:00,240
‫میشه همه‌شون رو توضیح بدی؟

677
00:40:09,360 --> 00:40:13,030
‫عشق می‌خوام، بهش نمی‌رسم

678
00:40:15,040 --> 00:40:16,630
‫گلوم داره می‌ترکه

679
00:40:16,640 --> 00:40:19,390
‫قرص قرمز، منفجر شدن

680
00:40:19,400 --> 00:40:21,600
‫این مثل همون قرص قرمزه

681
00:40:22,560 --> 00:40:24,480
‫این هم قضیه‌ی ۸۰-۲۰ـه

682
00:40:25,680 --> 00:40:27,000
‫قضیه ۸۰-۲۰ دیگه چیه؟

683
00:40:29,000 --> 00:40:33,040
‫این که ۸۰ درصد زن‌ها
‫فقط به ۲۰ درصد از مردها علاقه دارن

684
00:40:34,720 --> 00:40:37,720
‫البته فکر کنم در این مورد درست میگن

685
00:40:41,720 --> 00:40:44,480
‫و تقریباً تعداد زیادی هم
‫کامنت‌هاش رو لایک کردن

686
00:40:46,120 --> 00:40:48,600
‫آره، به‌نظرشون خیلی خنده‌دار بوده

687
00:40:50,040 --> 00:40:52,080
‫حتماً این برات خیلی بی‌رحمانه بوده

688
00:40:54,320 --> 00:40:55,510
‫به گمونم

689
00:40:55,520 --> 00:40:57,480
‫این کار رو با کس دیگه‌ای هم کرده بود؟

690
00:40:58,000 --> 00:41:00,200
‫- نه
‫- پس چرا با تو این کار رو کرد؟

691
00:41:03,720 --> 00:41:05,840
‫چون... چون من زشتم

692
00:41:06,760 --> 00:41:10,720
‫- فکر می‌کنی دلیل کارهاش این بوده؟
‫- خب، به گمونم زشت‌تر از من وجود نداره...

693
00:41:12,320 --> 00:41:13,840
‫درمورد این قضیه باهاش حرف زدی؟

694
00:41:14,360 --> 00:41:15,960
‫- آره
‫- چی گفتی؟

695
00:41:17,840 --> 00:41:21,230
‫نمی‌دونم.
‫«من اون چیزی نیستم که تو میگی» یا...

696
00:41:21,240 --> 00:41:22,640
‫اون‌وقت اون چی گفت؟

697
00:41:26,560 --> 00:41:27,520
‫اون فقط...

698
00:41:28,360 --> 00:41:32,320
‫لبخند زد و گفت «باشه» و
‫گذاشت و رفت

699
00:41:33,720 --> 00:41:35,470
‫به این هم فکر نکردی که به کسی بگی؟

700
00:41:35,480 --> 00:41:38,150
‫- واسه این قضیه یکم دیر شده
‫- حتماً خیلی برات دردناک بوده

701
00:41:38,160 --> 00:41:39,320
‫من اون رو نکشتم

702
00:41:40,400 --> 00:41:44,350
‫چون اون ویدیو رو دیدی فکر می‌کنی
‫این کار رو کردم. اما دیگه اعتمادی به ویدیوها نیست.

703
00:41:44,360 --> 00:41:45,590
‫همش اخبار جعلیـه

704
00:41:45,600 --> 00:41:48,040
‫- من نیومدم اینجا که قضاوت کنم
‫- من اون رو نکشتم

705
00:41:48,360 --> 00:41:50,550
‫اون جنده بود.
‫خودت هم می‌تونی ببینی.

706
00:41:50,560 --> 00:41:52,680
‫باید می‌کشتمش اما این کار رو نکردم.
‫من فقط...

707
00:41:54,680 --> 00:41:55,720
‫تنها کاری که...

708
00:41:59,240 --> 00:42:00,480
‫تنها کاری که کردم...

709
00:42:06,400 --> 00:42:07,590
‫نگاش کن

710
00:42:07,600 --> 00:42:10,280
‫یه جوری امیدواره که انگار قراره چیز مهمی بگم

711
00:42:15,680 --> 00:42:16,560
‫تنها کاری که کردم....

712
00:42:18,320 --> 00:42:21,000
‫این بود که بعد از اون عکس...
‫ازش خواستم با هم بریم بیرون

713
00:42:21,960 --> 00:42:24,780
‫رفتم پیشش و بهش گفتم ناراحت شدم که
‫این کار رو باهاش کردن

714
00:42:24,880 --> 00:42:27,080
‫که عکس ممه‌هاش رو به همه نشون دادن.
‫عکس سینه‌ش رو.

715
00:42:27,760 --> 00:42:30,040
‫و می‌خواستم بدونم که
‫باهام میاد جشنواره یا نه

716
00:42:31,480 --> 00:42:35,800
‫راستش، با خودم گفتم که شاید الان ضعیف باشه یا...

717
00:42:36,320 --> 00:42:38,240
‫گفتم شاید ضعیف باشه واسه همین...

718
00:42:40,480 --> 00:42:43,230
‫چون همه داشتن بهش می‌گفتن جنده و

719
00:42:43,240 --> 00:42:45,230
‫یا مثلاً می‌گفتن «صاف» و این‌جور چیزا

720
00:42:45,240 --> 00:42:47,760
‫واسه همین با خودم گفتم
‫حالا که ضعیف شده

721
00:42:48,440 --> 00:42:50,840
‫شاید... شاید ازم خوشش بیاد

722
00:42:53,440 --> 00:42:55,510
‫هوشمندانه‌ست، مگه نه؟

723
00:42:55,520 --> 00:42:58,080
‫که وقتی همه ریختن سرش
‫ازش بخوای باهاش بری بیرون؟

724
00:42:59,000 --> 00:43:01,720
‫خب، رفتم پیشش و بهش گفتم که
‫بابت اتفاقاتی که افتاده ناراحتم و

725
00:43:01,720 --> 00:43:03,720
‫فیجت عوضی بوده

726
00:43:03,720 --> 00:43:06,200
‫و گفتم که اگه دوست داره
‫با هم بریم جشنواره

727
00:43:06,960 --> 00:43:10,960
‫ضعف اون باعث شده بود که راحت‌تر
‫به‌دست بیاد، تئوریت همین بود؟

728
00:43:12,840 --> 00:43:14,000
‫اوهوم. آره.

729
00:43:16,960 --> 00:43:18,960
‫فکر می‌کردم گفتی که ازش خوشت نمیاد

730
00:43:19,560 --> 00:43:23,840
‫خب، اون صافه. این واقعیتـه.
‫اما برام مهم نیست. اشکالی نداره.

731
00:43:25,640 --> 00:43:28,420
‫بهترین گرم‌کنی که
‫می‌تونستم پیدا کنم رو پوشیدم و...

732
00:43:30,080 --> 00:43:33,030
‫اصلاً نمی‌دونم چرا دارم
‫این‌ها رو بهت میگم اما من فقط گفتم

733
00:43:33,040 --> 00:43:34,750
‫«می‌خوای با هم بریم جشنواره؟»

734
00:43:34,760 --> 00:43:36,080
‫اون چی گفت؟

735
00:43:40,520 --> 00:43:41,520
‫اون فقط...

736
00:43:43,160 --> 00:43:45,920
‫فقط خندید و گفت،
‫«هنوز اونقدر بدبخت نشدم»

737
00:43:47,400 --> 00:43:49,720
‫اون شکلک‌ها هم بعد از این قضیه بود؟

738
00:43:51,760 --> 00:43:52,720
‫آره

739
00:43:53,160 --> 00:43:57,200
‫یعنی به‌خاطر این که فکر کردی می‌تونی ازش
‫بخوای باهاش بری بیرون، بهت حمله کرده؟

740
00:43:57,200 --> 00:43:59,440
‫- این چیزاییـه که تو میگی
‫- به‌نظرت این نامردی بود؟

741
00:44:00,000 --> 00:44:03,600
‫به‌نظر تو هم اون جنده بود دیگه؟

742
00:44:04,120 --> 00:44:05,840
‫که همه‌ی این کارها رو کرده

743
00:44:05,840 --> 00:44:07,800
‫به‌نظرت یه جنده‌ی ظالمـه

744
00:44:11,040 --> 00:44:13,510
‫اون یه جنده‌ی ظالم بود، مگه نه؟

745
00:44:13,520 --> 00:44:15,990
‫اما قضیه همینـه دیگه، متوجهی؟

746
00:44:16,000 --> 00:44:18,200
‫اون شب من حتی دستم هم بهش نخورد

747
00:44:19,960 --> 00:44:21,960
‫می‌تونستم بهش دست بزنم
‫اما نزدم، فقط...

748
00:44:22,480 --> 00:44:25,560
‫چاقو داشتم. اونم ترسیده بود.
‫اما اون کار رو نکردم.

749
00:44:27,560 --> 00:44:31,720
‫می‌تونستم به‌ هرجایی از بدنش دست بزنم.
‫واقعاً هم دلم می‌خواست اما نزدم. فقط...

750
00:44:34,320 --> 00:44:36,540
‫بیشتر پسرها حاضر بودن بهش دست بزنن

751
00:44:40,360 --> 00:44:42,820
‫پس این باعث میشه من آدم بهتری باشم

752
00:44:46,240 --> 00:44:47,440
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

753
00:45:24,640 --> 00:45:26,950
‫منظوری از... حرفام نداشتم.
‫من فقط خستم.

754
00:45:26,960 --> 00:45:30,590
‫دارم زیادی حرف می‌زنم.
‫خستم. من فقط...

755
00:45:30,600 --> 00:45:33,040
‫خیلی خیلی خستم

756
00:45:35,520 --> 00:45:36,870
‫من نکشتمش

757
00:45:36,880 --> 00:45:39,280
‫جیمی، درکی از مرگ داری؟

758
00:45:40,120 --> 00:45:42,440
‫- چی؟
‫- درکی از مرگ داری؟

759
00:45:43,520 --> 00:45:44,510
‫آره

760
00:45:44,520 --> 00:45:47,070
‫متوجهی که کیتی مُرده و
‫دیگه هیچوقت برنمی‌گرده؟

761
00:45:47,080 --> 00:45:48,280
‫من اون کار رو نکردم

762
00:45:48,800 --> 00:45:50,830
‫هر ادعایی که درمورد شخصیتش داری...

763
00:45:50,840 --> 00:45:54,200
‫- جدی نگفتم که اون یه جنده‌ست
‫- هر ادعایی که بکنی، اون دیگه مُرده

764
00:45:55,280 --> 00:45:56,510
‫هرکسی که اون رو کشته،

765
00:45:56,520 --> 00:45:59,240
‫احتمالِ زندگی آینده‌ش رو ازش گرفته

766
00:46:03,040 --> 00:46:05,000
‫نمی‌خواستم درموردش حرفای بد بزنم.
‫اون فقط...

767
00:46:05,000 --> 00:46:08,360
‫- جیمی، گوش کن. متوجه هستی؟
‫- اون فقط از من خوشش نمی‌اومد

768
00:46:10,160 --> 00:46:12,040
‫آره، احمق که نیستم

769
00:46:13,560 --> 00:46:16,400
‫- متوجه هستی که قتل جرم محسوب میشه؟
‫- آره

770
00:46:17,040 --> 00:46:20,310
‫متوجهی که اگه گناهکار شناخته بشی،
‫بازداشت می‌مونی؟

771
00:46:20,320 --> 00:46:23,240
‫- کیه که ندونه؟
‫- متوجه هستی که کی این تصمیم رو می‌گیره؟

772
00:46:24,120 --> 00:46:26,360
‫- قاضی. هیئت منصفه
‫- خوبه

773
00:46:33,720 --> 00:46:35,640
‫جیمی، این آخرین جلسه‌مونـه

774
00:46:36,960 --> 00:46:37,790
‫چی؟

775
00:46:37,800 --> 00:46:39,830
‫- کاری که می‌خوام تشویقت کنم انجامش بدی...
‫- نه. چرا؟

776
00:46:39,840 --> 00:46:42,710
‫اینـه که از تموم خدمات روان‌درمانی‌ای که
‫بهت پیشنهاد میشه، استفاده کنی

777
00:46:42,720 --> 00:46:44,670
‫- نه. چرا؟
‫- به‌نظرم به نفعتـه

778
00:46:44,680 --> 00:46:47,110
‫- نه، این کار رو نمی‌کنم
‫- خب، این نظر من بود

779
00:46:47,120 --> 00:46:49,630
‫بعداً که برگشتی.
‫میای به دیدنم؟

780
00:46:49,640 --> 00:46:51,840
‫متاسفانه جای دیگه‌ای کار دارم

781
00:46:53,480 --> 00:46:57,430
‫- یعنی تموم شد؟ همه‌چیز تموم شد؟
‫- امیدوارم حرفایی که زدم رو جدی بگیری

782
00:46:57,430 --> 00:47:00,600
‫- ممنون بابت وقتی که گذاشتی. به فرانک میگم...
‫- ممنون بابت وقتی که گذاشتم؟

783
00:47:00,600 --> 00:47:04,270
‫- فرانک! خوشحالم که باهام حرف زدی...
‫- حرفام رو باور کردی؟

784
00:47:04,280 --> 00:47:07,390
‫- به قاضی میگی؟
‫- به‌نظرم تو با صداقت حرف زدی

785
00:47:07,400 --> 00:47:09,590
‫اما تنها توصیه‌ای که من به قاضی می‌کنم،
‫درک توئـه

786
00:47:09,600 --> 00:47:12,760
‫درک من، باشه

787
00:47:14,600 --> 00:47:16,710
‫- بهش نمی‌خوره خداحافظی مناسبی باشه
‫- چرا، هست

788
00:47:16,720 --> 00:47:18,870
‫- اما بهش نمی‌خوره
‫- دیگه کافیـه

789
00:47:18,880 --> 00:47:20,350
‫نه، هنوز کارمون تموم نشده

790
00:47:20,360 --> 00:47:22,630
‫- چرا، شده. ممنون فرانک
‫- نه، نه!

791
00:47:22,640 --> 00:47:24,160
‫میشه یه چیزی بپرسم؟

792
00:47:24,880 --> 00:47:25,800
‫آره

793
00:47:28,760 --> 00:47:31,160
‫از من خوشت میاد؟

794
00:47:42,080 --> 00:47:45,270
‫- جیمی، من به‌عنوان یه مقام رسمی اومدم اینجا
‫- یعنی اینطور فکر نمی‌‌کنی؟

795
00:47:45,280 --> 00:47:48,310
‫- شغل من ارزیابی تو بود
‫- چون من ازت خوشم میاد

796
00:47:48,320 --> 00:47:50,840
‫اونطوری نه. نه که برام جذاب باشی.
‫به‌عنوان یه آدم منظورمـه.

797
00:47:50,840 --> 00:47:53,670
‫- خب دیگه پسر. بیا بریم
‫- نه، یعنی حتی یه ذره هم از من خوشت نمیاد؟

798
00:47:53,680 --> 00:47:55,560
‫پس نظرت درموردم چیه؟

799
00:47:56,160 --> 00:47:58,670
‫- تصمیمت رو بگیر دیگه!
‫- این واقعاً کارآمد بود

800
00:47:58,680 --> 00:48:00,950
‫نری بهشون بگی من چی‌کار کردم‌ها!

801
00:48:00,960 --> 00:48:02,510
‫- جراتش رو نداری!
‫- هی، بیخیال

802
00:48:02,520 --> 00:48:05,790
‫نری اونجا بگی...
‫ولم کن! جراتش رو نداری!

803
00:48:05,800 --> 00:48:07,110
‫- هی!
‫- کیر توش!

804
00:48:07,120 --> 00:48:09,830
‫- بیخیال جیمی، رفیق. دست بردار
‫- حتی یه ذره هم از من خوشت نمیاد؟

805
00:48:09,840 --> 00:48:10,990
‫باشه جیمی؟
‫بیا بریم

806
00:48:11,000 --> 00:48:13,070
‫- پس نظرت درموردم چیه؟
‫- خب دیگه

807
00:48:13,080 --> 00:48:14,800
‫فقط به بابام بگو که چیزیم نیست!

808
00:48:15,480 --> 00:48:18,190
‫- بهش بگو حالم خوبـه!
‫- جیمی، داری به خودت آسیب می‌زنی

809
00:48:18,200 --> 00:48:20,510
‫- بهش بگو حالم خوبه!
‫- آروم باش

810
00:48:20,520 --> 00:48:21,830
‫بهش بگو که خوبم!

811
00:48:21,840 --> 00:48:24,670
‫بهش بگو که حالم خوبه،‌ تو رو خدا!

812
00:49:37,880 --> 00:49:39,400
‫وای خدا

813
00:49:39,424 --> 00:49:49,424
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

814
00:49:49,448 --> 00:49:59,448
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

