﻿1
00:00:16,064 --> 00:00:24,097
‫« آینه‌ی سیاه، فصل هفتم »
‫« قسمت سوم: هتل روِری »

2
00:00:24,121 --> 00:00:32,121
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:33,205 --> 00:00:35,159
‫« اگه به دنبال یک داستان مهیج و عاشقانه‌ای،

4
00:00:35,184 --> 00:00:37,168
‫پس حتماً یه سری به...

5
00:00:37,309 --> 00:00:40,775
‫«هتل روِری» بزن »

6
00:00:40,800 --> 00:00:44,319
‫کی‌ورث پیکچرز شما رو
‫به هتل روِری دعوت می‌کنه

7
00:00:44,320 --> 00:00:46,319
‫دکتر برجسته، الکس پالمر،

8
00:00:46,320 --> 00:00:49,119
‫با وارث ثروتمند مصیبت‌زده،
‫کلارا رایس، روبرو میشه

9
00:00:49,120 --> 00:00:51,359
‫پیشخدمت، یه اسکاچِ دیگه بیار، لطفاً

10
00:00:51,360 --> 00:00:54,000
‫- شما چی میل دارید؟
‫- ممنون. بلک‌رُز

11
00:00:54,600 --> 00:00:55,965
‫یک رُز برای رُز

12
00:00:57,060 --> 00:00:59,575
‫« شروع یک عاشقانه »

13
00:00:59,600 --> 00:01:03,119
‫وقتی سکوت پیانو رو می‌بینم
‫تمام غم‌های دنیا توی دلم تلنبار میشه

14
00:01:03,322 --> 00:01:04,521
‫احمقانه‌ست، می‌دونم

15
00:01:04,546 --> 00:01:07,946
‫شما دستور بده
‫تا قطعه‌ی «مهتاب» رو اجرا کنم

16
00:01:08,600 --> 00:01:10,439
‫با این حال، حتی با وجود اینکه
‫علاقه‌ی اون‌ها به هم بیشتر میشد،

17
00:01:10,440 --> 00:01:11,671
‫از این ماجرا بی‌خبر بودن که

18
00:01:11,696 --> 00:01:15,239
‫همسر شیطان‌صفت کلارا، کلاود،
‫نقشه‌ی قتل اون رو در سر داره

19
00:01:15,240 --> 00:01:18,679
‫همسر ملعون من
‫سگ‌جون‌تر از این حرف‌هاست

20
00:01:18,680 --> 00:01:20,439
‫ولی امشب می‌میره

21
00:01:20,464 --> 00:01:21,514
‫تکون نخور

22
00:01:21,539 --> 00:01:23,698
‫وای، خدای من

23
00:01:24,497 --> 00:01:27,094
‫« عشق ممنوعه »

24
00:01:27,791 --> 00:01:29,979
‫« رالف ردوِل در نقش دکتر الکس پالمر »

25
00:01:30,789 --> 00:01:34,242
‫« دوروثی چمبرز در نقش کلارا رایس لِشر »

26
00:01:34,575 --> 00:01:40,358
‫« هتل روِری »

27
00:01:42,654 --> 00:01:48,852
‫خب، استودیوی شما، کی‌ورث پیکچرز،
‫هیچ آرشیوی رو دستش نیست

28
00:01:48,877 --> 00:01:50,239
‫فیلم‌های تریلرِ نوآر

29
00:01:50,240 --> 00:01:52,519
‫عاشقانه‌های جنگی، کمدی‌های سرقت

30
00:01:52,520 --> 00:01:55,159
‫یه مجموعه‌ی بی‌همتا از رسانه‌های تاریخی

31
00:01:55,160 --> 00:01:57,359
‫منظورت از تاریخی، عهد بوقـه؟

32
00:01:57,360 --> 00:01:58,920
‫منظورم آنتیکـه

33
00:01:59,800 --> 00:02:01,596
‫شُهرت‌تون زبان‌زد خاص و عامـه

34
00:02:01,621 --> 00:02:03,050
‫اون واسه پنجاه سال پیش بود، آره

35
00:02:03,075 --> 00:02:05,255
‫ببین، می‌دونم می‌خوای خرم کنی،

36
00:02:05,280 --> 00:02:06,519
‫ولی بیا واقع‌بین باشیم

37
00:02:06,544 --> 00:02:09,274
‫سر صحنه‌هامون سگ پر نمی‌زنه و
‫تا خرخره توی بدهی‌ایم

38
00:02:09,299 --> 00:02:10,639
‫هفته‌ی پیش رفته بودم کَن تا

39
00:02:10,640 --> 00:02:14,192
‫آرشیو فیلم‌هامون رو به یه سرویس
‫پخش زنده بفروشم ولی گفتن «ع. ن.»

40
00:02:14,560 --> 00:02:16,288
‫ع. ن.؟ منظورت همون عنـه...

41
00:02:16,313 --> 00:02:18,135
‫علاقه‌ای نداریم

42
00:02:18,160 --> 00:02:20,839
‫نام تجاری کی‌ورث دیگه مثل گذشته نیست

43
00:02:20,840 --> 00:02:23,159
‫داریم از بین می‌ریم و اینو همه می‌دونن

44
00:02:23,160 --> 00:02:26,319
‫خب، من معتقدم که
‫با محتوای فاخر شما...

45
00:02:26,320 --> 00:02:29,312
‫تو رو خدا نگو محتوا.
‫حالم رو به هم می‌زنه.

46
00:02:29,337 --> 00:02:30,736
‫باشه، باشه

47
00:02:30,761 --> 00:02:32,402
‫من... معذرت می‌خوام

48
00:02:32,427 --> 00:02:34,015
‫فیلم‌های فاخر

49
00:02:34,360 --> 00:02:36,381
‫رؤیاها، کارهای کلاسیک

50
00:02:36,406 --> 00:02:38,845
‫مثل همین هتل روِری

51
00:02:39,979 --> 00:02:42,215
‫«تا ابد باهات می‌مونم»

52
00:02:42,680 --> 00:02:44,199
‫پدرم عاشقش بود

53
00:02:44,286 --> 00:02:45,470
‫منم همینطور

54
00:02:45,680 --> 00:02:47,479
‫ولی اگه بخوای به ملت اینو بگی

55
00:02:47,480 --> 00:02:49,239
‫- احتمالاً بهت بگن...
‫- ع. ن.

56
00:02:49,240 --> 00:02:50,239
‫خب، می‌دونی...

57
00:02:50,240 --> 00:02:53,519
‫تماشای یه فیلم قدیمی
‫با هنرنمایی رالف ردوِل به چه دردی می‌خوره

58
00:02:53,520 --> 00:02:58,799
‫وقتی می‌تونی یه فیلم جدید
‫با بازی رایان گاسلینگ یا رایان...

59
00:02:58,800 --> 00:02:59,894
‫رینولدز ببینی؟

60
00:02:59,919 --> 00:03:03,239
‫خودشه. ولی من از پس دستمزدشون بر نمیام

61
00:03:03,896 --> 00:03:05,895
‫خب، اگه بهت بگم که

62
00:03:05,920 --> 00:03:08,679
‫شرکت من با هزینه‌ی معقولی می‌تونه

63
00:03:08,680 --> 00:03:11,359
‫فیلم کلاسیکی مثل هتل روِری رو بگیره و

64
00:03:11,360 --> 00:03:15,504
‫بازیگر نقش اولش رو با یکی از
‫ستاره‌های معاصر هالیوود جایگزین کنه چی؟

65
00:03:15,529 --> 00:03:16,531
‫- ما که نمی‌تونیم...
‫- واو، واو، واو

66
00:03:16,556 --> 00:03:18,957
‫یکی که بتونی دستمزدش رو بدی

67
00:03:18,982 --> 00:03:22,336
‫چون فقط قراره که
‫‏۹۶ دقیقه مصدع اوقاتش بشی

68
00:03:22,361 --> 00:03:25,039
‫می‌خوای از یکی از اون
‫نرم‌افزارهای هوش مصنوعی استفاده کنی و

69
00:03:25,040 --> 00:03:27,039
‫رایان رو با دیپ‌فِیک (=جعل عمیق)
‫جای رالف قالب...

70
00:03:27,040 --> 00:03:28,898
‫پیشنهاد ما جعلی نیست

71
00:03:28,923 --> 00:03:30,668
‫« ری‌دریم »

72
00:03:30,753 --> 00:03:31,833
‫واقعیـه

73
00:03:33,509 --> 00:03:35,981
‫وسوسه‌ام کردی

74
00:03:36,006 --> 00:03:38,006
‫حالا به کدوم رایان زنگ بزنیم؟

75
00:03:38,101 --> 00:03:46,701
‫« ترجمه از محیا مبین مقدم و امیر فرحناک »
<font color="#ffff00">‫.:: FarahSub & Mahya14 ::.</font>

76
00:03:47,013 --> 00:03:48,439
‫سلام، برندی

77
00:03:48,440 --> 00:03:50,479
‫گوش کن، استودیو ول‌کن معامله نیست

78
00:03:50,480 --> 00:03:54,279
‫این خط و این نشون،
‫این پروژه واسه تو بهترین گزینه‌ست

79
00:03:54,280 --> 00:03:55,425
‫همه باهم هم‌نظریم

80
00:03:55,450 --> 00:03:57,479
‫تازه از دستمزدش نگم برات

81
00:03:57,480 --> 00:04:01,080
‫هر وقت تونستی یه تماس باهام بگیر.
‫من دیگه رفتم، خداحافظ.

82
00:04:06,120 --> 00:04:07,079
‫نه

83
00:04:07,080 --> 00:04:10,182
‫دیگه چرا؟ فیلمنامه رو خوندی؟
‫لولا تقریباً توی تمامی سکانس‌ها هست

84
00:04:10,207 --> 00:04:12,719
‫- نقش بزرگیـه
‫- بزرگـه ولی مکملـه!

85
00:04:12,720 --> 00:04:15,195
‫باز هم مکمل جناب نقش اول

86
00:04:15,220 --> 00:04:16,337
‫هی

87
00:04:17,880 --> 00:04:19,159
‫به تو هم نقش اول می‌رسه

88
00:04:19,160 --> 00:04:21,046
‫آره، واسه فیلم‌های بی‌محتوا و
‫پورنِ جشنواره‌ی ساندنس

89
00:04:21,071 --> 00:04:22,815
‫قید اون نقش‌ها هم زدی؟

90
00:04:22,840 --> 00:04:26,719
‫منظورم اینـه که دیگه خسته شدم
‫از بس تنها پیشنهادهای بازیگریم

91
00:04:26,720 --> 00:04:31,241
‫یا یه قربانی نجیب بوده
‫یا یه معشوقه‌ی سکسی

92
00:04:31,266 --> 00:04:34,426
‫اینکه مردم می‌خوان تو رو
‫توی چه نقشی ببینن که دست من نیست

93
00:04:34,960 --> 00:04:37,489
‫هر چی هست یه عمره همونـه و
‫دیگه ازش خسته شدم

94
00:04:38,640 --> 00:04:40,719
‫می‌دونی که من واسه
‫هدف‌های دیگه‌ای وارد این کار شدم

95
00:04:40,720 --> 00:04:42,934
‫تا جنبه‌های دیگه‌ای از خودم رو بروز بدم

96
00:04:42,959 --> 00:04:44,159
‫مثلاً چی؟

97
00:04:46,520 --> 00:04:48,479
‫مثلاً یه کار عاشقانه

98
00:04:48,480 --> 00:04:50,708
‫این هم عاشقانه‌ست

99
00:04:50,733 --> 00:04:53,453
‫ولی نقش اول باشم.
‫نمی‌خوام کسی دنبالم باشه.

100
00:04:53,840 --> 00:04:56,099
‫چرا من نتونم دنبال معشوقه‌ی خودم باشم؟

101
00:04:56,606 --> 00:04:57,634
‫هان؟

102
00:04:59,320 --> 00:05:02,694
‫من فقط یه کار... جادویی می‌خوام

103
00:05:03,000 --> 00:05:04,634
‫جاویدان. یه چیزی که...

104
00:05:05,960 --> 00:05:07,747
‫بتونم بهش پناه ببرم

105
00:05:07,772 --> 00:05:10,440
‫الان منظورت حرفه‌ی کاریتـه
‫یا زندگی خصوصیت؟

106
00:05:11,079 --> 00:05:12,426
‫جفتش

107
00:05:13,280 --> 00:05:14,988
‫کازابلانکای من کوش؟

108
00:05:15,400 --> 00:05:18,754
‫برخورد کوتاهِ من کوش؟

109
00:05:19,200 --> 00:05:22,959
‫بیخیال! عاشقانه‌ی بریتانیایی.
‫محصول دهه‌ی ۴۰. کلاسیک.

110
00:05:22,960 --> 00:05:24,675
‫یه چیزی مثل هتل روِری

111
00:05:24,700 --> 00:05:26,855
‫دقیقاً! هتل روری

112
00:05:26,880 --> 00:05:28,639
‫«تا ابد باهات می‌مونم»

113
00:05:28,664 --> 00:05:30,735
‫این جمله واسه همین فیلمـه؟

114
00:05:30,760 --> 00:05:33,055
‫همون دیالوگ به‌یادموندنیِ پایانی؟ آره

115
00:05:33,080 --> 00:05:34,863
‫دیالوگه رو بلد بودم،
‫ولی فیلمش رو نمی‌دونستم

116
00:05:34,888 --> 00:05:37,599
‫جالب اینجاست که امروز صبح
‫این دومین باریـه که بحثش پیش میاد

117
00:05:37,600 --> 00:05:40,617
‫- منظورت چیـه؟
‫- استودیوی کی‌ورث... نمی‌دونم چی‌چی

118
00:05:40,642 --> 00:05:43,682
‫- قراره اون فیلم رو بازسازی کنه
‫- می‌خوان هتل روری رو بازسازی کنن؟

119
00:05:43,707 --> 00:05:47,235
‫آره، با یه سبک فیلمبرداری جدید.
‫واسه نقش اول مرد دنبال یه ستاره می‌گردن.

120
00:05:47,260 --> 00:05:50,000
‫- واسه نقش الکس؟ دکتر پالمر؟ خودم می‌خوامش
‫- آره، حتماً

121
00:05:50,400 --> 00:05:51,639
‫نقش اول مرد می‌خوان

122
00:05:51,640 --> 00:05:54,479
‫خب... نمیشه عوضش کنن
‫یه نقش اول زن به جاش بازی کنه؟

123
00:05:54,480 --> 00:05:56,319
‫دنبال رایان می‌گردن.
‫یکی از رایان‌ها.

124
00:05:56,320 --> 00:05:58,340
‫بهشون بگو من می‌خوامش

125
00:05:58,941 --> 00:06:01,420
‫- متأسفانه رایان کنسلـه
‫- کدوم‌شون؟

126
00:06:01,445 --> 00:06:02,655
‫جفت‌شون

127
00:06:02,680 --> 00:06:06,619
‫ببخشید، بهشون گفتی لهجه‌ی بریتانیایی
‫نمی‌خواد و می‌تونن آمریکایی حرف بزنن؟

128
00:06:06,644 --> 00:06:08,015
‫به اون جاها نکشید

129
00:06:08,040 --> 00:06:09,959
‫تیموتی شالامِی هم در دسترس نیست

130
00:06:09,960 --> 00:06:11,919
‫کریس همسورث هم جذب فیلمنامه نشد و

131
00:06:11,920 --> 00:06:14,039
‫دونالد گلاور هم
‫از اینکه به یادش بودید تشکر کرد،

132
00:06:14,040 --> 00:06:16,399
‫ولی مسئولیت خانوادگی داره

133
00:06:16,400 --> 00:06:18,279
‫- پس هیچ کدوم علاقه‌ای نداشتن؟
‫- شرمنده

134
00:06:18,280 --> 00:06:21,620
‫یعنی هیچ کدوم از این ستاره‌ها
‫کنجکاو نشدن؟

135
00:06:21,645 --> 00:06:24,554
‫خب، باورت نمیشه، ولی

136
00:06:24,579 --> 00:06:27,636
‫تیم برندی فرایدِی گفته که اون مشتاقـه

137
00:06:29,200 --> 00:06:31,356
‫پشمام! برندی فرایدی؟

138
00:06:31,381 --> 00:06:32,615
‫معروفـه؟

139
00:06:32,640 --> 00:06:34,959
‫اون... خیلی گنده‌ست.
‫پس در دسترسـه؟

140
00:06:34,960 --> 00:06:37,481
‫سعی کردم بهش توضیح بدم که
‫قرار نیست نقش کلارا رو بازی کنه، ولی

141
00:06:37,506 --> 00:06:39,935
‫خب، نمیشه نقش کلارا رو بهش داد؟

142
00:06:39,960 --> 00:06:40,919
‫مسئله همینـه

143
00:06:40,920 --> 00:06:43,799
‫اونا گفتن که
‫فقط حاضره نقش اول رو بازی کنه

144
00:06:43,800 --> 00:06:45,720
‫- خب، اینجوری که...
‫- عالی شد

145
00:06:50,727 --> 00:06:53,080
‫« رالف ردوِل در نقش دکتر الکس پالمر »

146
00:06:53,904 --> 00:06:57,373
‫« دوروثی چمبرز در نقش کلارا رایس لِشر  »

147
00:06:59,464 --> 00:07:03,082
‫« دوروثی چمبرز »

148
00:07:05,527 --> 00:07:07,602
‫« تست بازیگری دوروثی چمبرز (۱۹۴۹) »

149
00:07:12,560 --> 00:07:13,560
‫آماده

150
00:07:14,280 --> 00:07:16,487
‫تظاهر کنم که یه تماس عادیـه؟

151
00:07:16,512 --> 00:07:18,355
‫- آره
‫- خیلی‌خب

152
00:07:18,380 --> 00:07:19,420
‫برو بریم

153
00:07:21,400 --> 00:07:25,439
‫منتظر بودم زنگ بخوره،
‫ولی اصلاً وصل نیست، مگه نه؟

154
00:07:25,440 --> 00:07:26,639
‫نه، نیست

155
00:07:28,320 --> 00:07:30,542
‫خدایا، چه خنگی‌ام

156
00:07:30,960 --> 00:07:33,955
‫خیلی‌خب، فرضاً داره زنگ می‌خوره

157
00:07:36,520 --> 00:07:39,194
‫سلام، منزل رایس لشر

158
00:07:39,653 --> 00:07:41,173
‫شما؟

159
00:07:43,693 --> 00:07:44,806
‫من...

160
00:07:47,233 --> 00:07:49,073
‫خدا لعنتت کنه

161
00:07:49,098 --> 00:07:52,124
‫وقتی کسی پشت خط نیست
‫ادا در آوردن خیلی سختـه

162
00:07:52,149 --> 00:07:53,748
‫از اول

163
00:07:53,773 --> 00:07:54,853
‫برداشت دوم

164
00:07:55,320 --> 00:07:57,640
‫سلام، منزل رایس لشر

165
00:07:59,606 --> 00:08:00,645
‫شما...

166
00:08:00,670 --> 00:08:02,973
‫« سوگواری دنیای بازیگری
‫به یاد دوروثی چمبرز »

167
00:08:03,560 --> 00:08:05,079
‫انگلیس، باکینگهام‌شر

168
00:08:05,080 --> 00:08:06,439
‫سیلانِ اشک و ماتم

169
00:08:06,440 --> 00:08:10,039
‫پس از یافتن پیکر بی‌جان
‫بازیگر دوروثی چیمبرز در خانه‌اش

170
00:08:10,040 --> 00:08:13,559
‫علت مرگ،
‫مصرف بیش از حدِ قرص خواب‌آور

171
00:08:13,560 --> 00:08:16,059
‫این چهره‌ی زیبای دوری‌گزین
‫هیچ‌گاه همسر اختیار نکرد و

172
00:08:16,084 --> 00:08:18,679
‫به دلیل شایعات مخرب
‫پیرامون زندگی شخصی‌اش،

173
00:08:18,680 --> 00:08:20,480
‫آشکارا آزرده‌خاطر بود

174
00:08:26,200 --> 00:08:27,617
‫- سلام
‫- سلام

175
00:08:27,642 --> 00:08:29,599
‫- این برای شماست
‫- ممنون

176
00:08:29,600 --> 00:08:32,200
‫- باید اینجا رو امضا کنید
‫- حتماً

177
00:08:33,540 --> 00:08:35,913
‫ببخشید، می‌دونم اینجا جاش نیست، ولی...

178
00:08:36,200 --> 00:08:39,159
‫عاشق اون فیلم‌تونم که راجع‌به
‫مأمور مخفی سازمان سیاهـه

179
00:08:39,160 --> 00:08:41,959
‫- ممنون
‫- بازی نقش اول بی‌نظیر بود

180
00:08:41,960 --> 00:08:43,999
‫- ممنون
‫- هنوز هم با ایشون هستید؟ جیمز...

181
00:08:44,000 --> 00:08:45,788
‫نه، دیگه توی رابطه نیستیم

182
00:08:45,813 --> 00:08:49,455
‫توی اون فیلمی که راجع‌به
‫یه خلبان بود بازیش خیلی...

183
00:08:49,480 --> 00:08:51,439
‫- باید جواب بدم
‫- باشه

184
00:08:51,440 --> 00:08:53,199
‫مراقب باش موقع رفتن به دروازه نخوری

185
00:08:55,102 --> 00:08:56,151
‫سلام

186
00:08:56,280 --> 00:08:57,999
‫برات خبر خوش دارم. گرفتیش

187
00:08:58,000 --> 00:08:58,919
‫چی رو؟

188
00:08:58,920 --> 00:09:01,639
‫نقش اول هتل روری رو.
‫گمونم قراره عوضش کنن.

189
00:09:01,640 --> 00:09:03,359
‫- ایول!
‫- خیلی‌خب، ببین...

190
00:09:03,360 --> 00:09:06,359
‫پیشنهادشون بی‌واسطه‌ست،
‫خودشون جزئیات رو برات می‌فرستن

191
00:09:06,360 --> 00:09:08,639
‫آره، گمونم الان به دستم رسید

192
00:09:08,640 --> 00:09:12,096
‫گفتن دوشنبه‌ی دیگه باید بیای استودیو

193
00:09:12,121 --> 00:09:15,039
‫- استودیو توی انگلیسـه
‫- دوشنبه‌ی دیگه فیلمبرداری رو شروع می‌کنن؟

194
00:09:15,040 --> 00:09:17,355
‫نه، گفتن فیلمبرداری نیست.
‫یه جور تستـه.

195
00:09:17,380 --> 00:09:18,891
‫کی قراره نقش کلارا رو بازی کنه؟

196
00:09:19,200 --> 00:09:21,119
‫انگاری محرمانه‌ست.
‫ولی تمام توضیحات رو

197
00:09:21,120 --> 00:09:22,440
‫توی اون بسته دادن

198
00:09:23,120 --> 00:09:24,873
‫په‌په از استریم‌بری اومده

199
00:09:24,898 --> 00:09:26,039
‫- مرسی
‫- وایسا

200
00:09:26,040 --> 00:09:27,126
‫کجا توضیح دادن؟

201
00:09:27,151 --> 00:09:30,961
‫آره، بازم تبریک میگم. خیلی‌خب،
‫من دیگه باید برم. بای بای، ما رفتیم

202
00:09:30,986 --> 00:09:32,226
‫باشه، ممنون

203
00:09:34,628 --> 00:09:36,647
‫« هتل روری »

204
00:09:37,600 --> 00:09:38,800
‫اسلحه‌ات رو بنداز

205
00:09:40,680 --> 00:09:43,039
‫بزنیدش! می‌خواست منو بکشه

206
00:09:43,040 --> 00:09:45,824
‫وایسید. من اون مرد رو می‌شناسم

207
00:09:45,849 --> 00:09:47,368
‫حساسیتم رو تشخیص داد

208
00:09:47,393 --> 00:09:48,993
‫اون یکی رو دستگیر کنید

209
00:09:49,480 --> 00:09:50,560
‫نه!

210
00:09:51,360 --> 00:09:53,239
‫نه! ولم کنید!

211
00:09:53,720 --> 00:09:55,049
‫ولم کنید!

212
00:10:00,920 --> 00:10:02,080
‫با من بمون

213
00:10:02,760 --> 00:10:04,600
‫قول بده که می‌مونی

214
00:10:06,920 --> 00:10:10,240
‫تا ابد باهات می‌مونم

215
00:10:10,657 --> 00:10:13,024
‫« پایان »

216
00:10:24,240 --> 00:10:26,506
‫تا ابد باهات می‌مونم

217
00:10:30,560 --> 00:10:32,923
‫تا ابد باهات می‌مونم

218
00:10:36,160 --> 00:10:37,639
‫پرینتر چه مرگشـه؟

219
00:10:39,880 --> 00:10:41,840
‫فقط باید راه بندازمش

220
00:10:42,480 --> 00:10:43,359
‫بفرما

221
00:10:43,360 --> 00:10:45,639
‫- تا چند دقیقه‌ی دیگه روشن میشه
‫- جک

222
00:10:45,640 --> 00:10:47,639
‫یه لحظه وایسا

223
00:10:47,835 --> 00:10:49,307
‫- جک
‫- بله؟

224
00:10:49,332 --> 00:10:51,793
‫«دور و ور دستگاه نوشیدنی نباشه.»
‫مگه این وِرد زبونت نبود؟

225
00:10:53,080 --> 00:10:54,120
‫شرمنده

226
00:10:55,400 --> 00:10:58,600
‫- دیر کرده
‫- راننده‌اش گفته توی ترافیکـه

227
00:10:59,240 --> 00:11:01,319
‫فقط دو ساعت صحنه در اختیارتـه

228
00:11:01,320 --> 00:11:04,359
‫به یه تیم سوئدی اجاره‌اش دادن که
‫قراره تبلیغ دستمال توالت ضبط کنن

229
00:11:04,360 --> 00:11:06,479
‫مگه نگفتی سه ساعت؟

230
00:11:06,480 --> 00:11:08,422
‫گفتم ازشون درخواست می‌کنم سه ساعت بدن

231
00:11:08,447 --> 00:11:09,407
‫سلام

232
00:11:09,960 --> 00:11:13,200
‫- سلام
‫- خانم فرایدی

233
00:11:14,200 --> 00:11:15,705
‫اسم من جودث کی‌ورثـه

234
00:11:17,080 --> 00:11:18,519
‫خدای من، بذار بگم که

235
00:11:18,520 --> 00:11:21,042
‫چقدر هیجان‌زده‌ام که
‫شما قراره این نقش رو بازی کنید

236
00:11:21,073 --> 00:11:22,552
‫مایه‌ی مباهاتـه

237
00:11:22,693 --> 00:11:24,468
‫من عاشق فیلم‌های قدیمی‌ام

238
00:11:24,493 --> 00:11:25,973
‫حتماً همینطوره

239
00:11:26,520 --> 00:11:31,064
‫ایشون خانم جوانی هستن که
‫سرنوشت استودیوم رو به دست‌شون سپردم

240
00:11:31,320 --> 00:11:33,679
‫کیمی هستم. مدیر پروژه

241
00:11:33,680 --> 00:11:36,942
‫راستش رو بخوای، من از زمان
‫«مجموعه‌ی زودیاک» طرفدارتونم

242
00:11:37,720 --> 00:11:39,319
‫مجموعه‌ی زودیاک رو تماشا کردی؟

243
00:11:39,320 --> 00:11:42,039
‫آره. از سالن برادوِی، وقتی که
‫دانشجوی دانشگاه نیویورک بودم

244
00:11:42,040 --> 00:11:43,648
‫- واو
‫- تازه عاشق بـ...

245
00:11:44,938 --> 00:11:45,946
‫- بله
‫- بگذریم

246
00:11:45,971 --> 00:11:46,999
‫بگذریم. آره

247
00:11:47,000 --> 00:11:49,799
‫بیاید... دست‌به‌کار شیم

248
00:11:49,800 --> 00:11:50,799
‫خیلی‌خب

249
00:11:50,800 --> 00:11:53,879
‫می‌دونی که کار با «ری‌دریم» چطوره؟
‫(= تعبیر دوباره‌ی رؤیا)

250
00:11:53,880 --> 00:11:54,799
‫چی‌چی؟

251
00:11:54,800 --> 00:11:57,392
‫ری‌دریم. سیستمی که ازش استفاده می‌کنیم

252
00:11:59,680 --> 00:12:01,359
‫بسته‌ی توضیحات به دستت رسیده دیگه؟

253
00:12:01,360 --> 00:12:02,720
‫بسته‌ی توضیحات؟

254
00:12:03,240 --> 00:12:06,441
‫- فیلمنامه و فیلم؟
‫- فیلمنامه رو خوندم. فیلم هم تماشا کردم

255
00:12:06,466 --> 00:12:10,866
‫یه فلش هم توش بود که
‫جزئیات رو توضیح داده بودیم

256
00:12:12,400 --> 00:12:13,944
‫یعنی فلش رو چک نکردی؟

257
00:12:14,313 --> 00:12:15,417
‫نه

258
00:12:16,280 --> 00:12:17,559
‫بهم توضیح بده ببینم

259
00:12:17,560 --> 00:12:19,400
‫این الان دقیقاً چیـه؟

260
00:12:20,560 --> 00:12:22,733
‫دیالوگ‌هات رو بلدی دیگه؟

261
00:12:24,200 --> 00:12:25,280
‫معلومـه

262
00:12:27,080 --> 00:12:28,080
‫باهام بیا

263
00:12:29,200 --> 00:12:31,679
‫همین الان، زنده،
‫داریم فیلم رو می‌سازیم

264
00:12:31,680 --> 00:12:32,919
‫عینهو تئاتر

265
00:12:32,920 --> 00:12:34,724
‫ری‌دریم سیستمیـه که
‫داریم ازش استفاده می‌کنیم

266
00:12:34,749 --> 00:12:37,446
‫این سیستم یه فیلم و تمام داده‌های
‫مرتبط با اون رو می‌گیره و تحلیل می‌کنه

267
00:12:37,471 --> 00:12:40,719
‫از فیلمنامه بگیر، تا انتخاب بازیگر،
‫برداشت‌های روزانه و همه چی

268
00:12:40,720 --> 00:12:44,728
‫ یه فضای داستانیِ کاملاً مستقل می‌سازه که
‫تو رو توش فرو می‌بریم

269
00:12:44,753 --> 00:12:47,353
‫- میشه شمرده‌شمرده توضیح بدی؟
‫- آره

270
00:12:47,640 --> 00:12:49,321
‫می‌دونم واقعاً طاقت‌فرساست

271
00:12:49,346 --> 00:12:52,386
‫نظرت چیـه که دراز بکشی؟
‫دراز بکش و استراحت کن

272
00:12:53,360 --> 00:12:57,399
‫تکون نخور، می‌خوام این
‫هیپنوتیزم‌کننده رو بهت وصل کنم

273
00:12:57,400 --> 00:12:58,719
‫هیپنوتیزم‌کننده؟

274
00:12:58,720 --> 00:13:02,124
‫آره، یه‌جور لقب
‫برای یه رابط سیناپسی خیالیـه

275
00:13:02,149 --> 00:13:03,108
‫چیز مهمی نیست

276
00:13:03,133 --> 00:13:05,535
‫- یه کلوم از حرف‌هات هم نفهمیدم
‫- می‌دونم

277
00:13:05,560 --> 00:13:10,340
‫وقتی رفتی اون تو، همه‌چیز و همه‌کس،
‫به غیر از تو، تا زمان پخش تیتراژ

278
00:13:10,365 --> 00:13:13,062
‫توی حالت تعلیق می‌مونن، که این بهت
‫یه دقیقه فرصت میده تا خودتو وفق بدی

279
00:13:13,087 --> 00:13:14,287
‫با چی وفق بدم؟

280
00:13:14,840 --> 00:13:15,999
‫تو خودت این‌کاره‌ای

281
00:13:16,225 --> 00:13:18,424
‫فقط دیالوگ‌هات رو بگو و
‫طبق داستان پیش برو

282
00:13:18,456 --> 00:13:20,601
‫اگه خیلی از قوس شخصیتی خودت دور شدی،
‫می‌کشیمت بیرون

283
00:13:20,626 --> 00:13:22,946
‫هر چند همچین اتفاقی نمیفته، می‌دونی؟

284
00:13:28,240 --> 00:13:29,281
‫باشه

285
00:13:29,306 --> 00:13:31,126
‫می‌ریم برای پخش

286
00:13:34,406 --> 00:13:37,445
‫و حالا... هماهنگ‌سازی دنیاها

287
00:14:06,680 --> 00:14:08,040
‫خدای من

288
00:14:28,120 --> 00:14:32,679
‫خیلی‌خب، اوضاع و احوال چطوره؟
‫خودم راهنماییت می‌کنم. برندی؟

289
00:14:32,680 --> 00:14:34,424
‫باورنکردنیـه!

290
00:14:34,840 --> 00:14:37,399
‫این همون دکوریـه که توش
‫فیلم اصلی رو ساختن؟

291
00:14:37,400 --> 00:14:40,839
‫آره، اولش یکم پرتنشـه

292
00:14:40,926 --> 00:14:42,224
‫جون من؟

293
00:14:42,760 --> 00:14:44,639
‫دنیام سیاه و سفیده

294
00:14:44,876 --> 00:14:47,359
‫ما ۹۰ ثانیه تا شروع تیتراژ فرصت داریم

295
00:14:47,360 --> 00:14:50,839
‫پس برو سر میز بشین،
‫همونی که روش روزنامه‌ست،

296
00:14:50,840 --> 00:14:51,839
‫پشت پیانو

297
00:14:51,840 --> 00:14:53,880
‫- مثل سکانس آغازین
‫- دقیقاً

298
00:14:54,720 --> 00:14:56,879
‫- این آدما خشک‌شون زده؟
‫- آره

299
00:14:56,880 --> 00:14:58,839
‫وقتی تیتراژ شروع شه،
‫اونا هم حرکت می‌کنن

300
00:14:58,840 --> 00:15:03,215
‫و وقتی حرکت کردن، فقط یادت باشه که
‫واسه اونا، این اتفاقات واقعیـه

301
00:15:03,680 --> 00:15:07,080
‫اونا فکر می‌کنن یه مشت آدم واقعی‌ان که
‫دارن توی یه دنیای واقعی زندگی می‌کنن

302
00:15:07,600 --> 00:15:12,239
‫- پس، فکر می‌کنن که من کی‌ام؟
‫- الکس پالمر، متخصص پزشکی گرمسیری

303
00:15:12,240 --> 00:15:15,060
‫همونی که یه مرد بریتانیایی میانسالـه؟

304
00:15:15,085 --> 00:15:17,204
‫خب، اونا تو رو اینجوری نمی‌بینن

305
00:15:17,229 --> 00:15:19,809
‫همون شکلی که هستی
‫صدات رو می‌شنون و می‌بیننت و

306
00:15:19,834 --> 00:15:22,994
‫قبول می‌کنن که تو الکس پالمری،

307
00:15:23,360 --> 00:15:24,799
‫شخصیتی که توی داستانـه

308
00:15:24,800 --> 00:15:28,126
‫خیلی‌خب، پس واسه اونا
‫دکتر پالمر زن سیاه‌پوستیـه که

309
00:15:28,151 --> 00:15:32,126
‫یهو سر و کله‌اش توی دهه‌ی ۴۰ و خرده‌ای
‫پیدا شده و مشکلی هم باهاش ندارن؟

310
00:15:32,151 --> 00:15:33,175
‫مشکلی ندارن

311
00:15:33,200 --> 00:15:34,199
‫هیچ مشکلی؟

312
00:15:34,200 --> 00:15:35,788
‫آره، هیچی

313
00:15:35,813 --> 00:15:36,935
‫بسیارخب

314
00:15:36,960 --> 00:15:39,280
‫اونا هوش مصنوعی هستن.
‫شخصیت‌های ساختگی‌ان.

315
00:15:39,776 --> 00:15:42,975
‫فقط چارچوب‌های کلی داستان و
‫اسم شخصیت‌ها رو می‌دونن

316
00:15:43,000 --> 00:15:46,168
‫می‌دونم با عقل جور در نمیاد.
‫حتی به مغزشون هم خطور نمی‌کنه

317
00:15:46,193 --> 00:15:47,459
‫باشه

318
00:15:47,460 --> 00:15:49,656
‫فقط داستان رو پیش ببر

319
00:15:49,681 --> 00:15:51,982
‫دیالوگ‌هات رو میگی و
‫همه چی به خیر و خوشی تموم میشه

320
00:15:52,007 --> 00:15:53,007
‫موفق باشی

321
00:15:58,583 --> 00:16:00,022
‫برو سراغ روزنامه

322
00:16:00,166 --> 00:16:01,206
‫باشه

323
00:16:06,020 --> 00:16:07,301
‫خط داستانی آماده‌ست

324
00:16:07,740 --> 00:16:08,939
‫آماده برای دریافت بازخورد

325
00:16:08,940 --> 00:16:10,179
‫آماده برای نظارت

326
00:16:10,180 --> 00:16:11,499
‫آماده برای پیش‌بینی

327
00:16:11,500 --> 00:16:14,414
‫- تیتراژ رو آماده کنید
‫- آماده‌ست. شبیه‌سازی پخش میشه

328
00:16:20,620 --> 00:16:24,260
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

329
00:16:24,700 --> 00:16:25,899
‫و حرکت!

330
00:16:26,539 --> 00:16:28,939
‫تیتراژ پخش میشه

331
00:16:29,460 --> 00:16:32,260
‫نمای خارجی، هتل، شب

332
00:16:34,340 --> 00:16:35,919
‫کلارا وارد میشه

333
00:16:50,700 --> 00:16:53,557
‫اگه هنوز شک داری، دوروثی چمبرزه.
‫انقدر زل نزن.

334
00:16:59,140 --> 00:17:02,499
‫تا سه ثانیه‌ی دیگه
‫کلارا دیالوگش رو میگه

335
00:17:02,500 --> 00:17:03,740
‫ببخشید

336
00:17:04,300 --> 00:17:06,099
‫بله؟ چیکار دارید؟

337
00:17:06,100 --> 00:17:08,099
‫می‌تونم سر میزتون بشینم؟

338
00:17:08,100 --> 00:17:10,299
‫اینجا غلغله‌ست. امیدوار بودم که...

339
00:17:10,300 --> 00:17:12,138
‫متوجه نمی‌شم

340
00:17:12,580 --> 00:17:15,259
‫- کجا می‌خواید بشینید؟
‫- روزنامه رو بالا بگیر، برندی

341
00:17:15,260 --> 00:17:16,779
‫شاید اون یکی

342
00:17:16,804 --> 00:17:20,043
‫اون جای بون‌بون کوچولوئه

343
00:17:21,140 --> 00:17:25,580
‫بون‌بون زمین نمی‌شینه. مگه نه، بون‌بون؟

344
00:17:26,180 --> 00:17:27,499
‫خیلی‌خب، برندی. نوبت توئه

345
00:17:27,500 --> 00:17:29,180
‫دیالوگِ زنده تا سه ثانیه‌ی دیگه

346
00:17:31,173 --> 00:17:32,339
‫خانم؟

347
00:17:33,580 --> 00:17:35,003
‫من یه جای خالی دارم

348
00:17:35,220 --> 00:17:37,059
‫خیال‌تون راحت
‫چون بون‌بونی در کار نیست

349
00:17:37,060 --> 00:17:38,339
‫قصد مزاحمت ندارم

350
00:17:38,340 --> 00:17:39,761
‫مراحمید

351
00:17:39,786 --> 00:17:43,266
‫سبک و سیاق متفاوتی با رالفیِ قدیم داره

352
00:17:44,619 --> 00:17:47,518
‫- الکس پالمر
‫- کلارا رایس لشر

353
00:17:48,085 --> 00:17:51,099
‫رایس لشر؟ خودش یه جمله‌ست

354
00:17:51,906 --> 00:17:53,335
‫همه چی هماهنگـه

355
00:17:54,060 --> 00:17:55,379
‫دیالوگ‌هاش بی‌نقصـه

356
00:17:55,380 --> 00:17:57,939
‫لِشِر رو شوهرم که فرانسویـه،
‫برام انتخاب کرده

357
00:17:57,940 --> 00:17:58,979
‫مسیر داستانی درستـه

358
00:17:58,980 --> 00:18:00,388
‫پیِر لشر؟

359
00:18:00,413 --> 00:18:02,355
‫کلاود. متأسفم که ناامیدتون کردم

360
00:18:02,380 --> 00:18:04,059
‫کلاود هم بهمون ملحق میشه؟

361
00:18:04,060 --> 00:18:06,939
‫نه، نه. کلاود درگیر کارشـه

362
00:18:06,940 --> 00:18:08,819
‫سِمت مهمی سر کارش داره

363
00:18:08,820 --> 00:18:12,179
‫- چه کاری؟
‫- کار و کاسبی پدرم، رایس هولدینگز

364
00:18:12,180 --> 00:18:16,419
‫خدای من.
‫نمی‌دونستم شما کلارا رایسِ معروفید.

365
00:18:16,420 --> 00:18:19,619
‫بله، کلارا رایس معروف،
‫وارث امپراتوری رایس

366
00:18:19,620 --> 00:18:22,140
‫- پیش‌زمینه‌ی داستانی منتقل شد
‫- چی شما رو به کایرو کشونده؟

367
00:18:22,660 --> 00:18:25,179
‫قراره توی دانشکده‌ی پزشکی
‫یه سخنرانی داشته باشم

368
00:18:25,180 --> 00:18:27,540
‫- جراح هستید؟
‫- یه دکتر ساده‌ام

369
00:18:28,060 --> 00:18:30,859
‫البته یکی که دانش بی‌اندازه و اغراق‌آمیزی
‫در مورد بیماری‌های استوایی داره

370
00:18:30,860 --> 00:18:33,979
‫پیشینه‌ی شخصیتی وارد شد.
‫مو به مو طبق داستان پیش میره.

371
00:18:33,980 --> 00:18:36,059
‫ترسناک بود، آره، ولی
‫فکر نکنم دستاورد بزرگی بوده باشه

372
00:18:36,060 --> 00:18:38,757
‫پیشخدمت، یه اسکاچِ دیگه بیار، لطفاً

373
00:18:38,782 --> 00:18:41,754
‫- شما چی میل دارید؟
‫- ممنون. بلک‌رُز

374
00:18:41,779 --> 00:18:44,234
‫یک رُز برای رُز

375
00:18:45,580 --> 00:18:47,899
‫- در حال ایجاد کشش
‫- عادت کردم

376
00:18:48,062 --> 00:18:50,475
‫یه اسکاچ و یه بلک‌رُز

377
00:18:50,500 --> 00:18:51,739
‫برای خانم وارث؟

378
00:18:51,740 --> 00:18:54,084
‫- اولین اقدام قریب‌الوقوع به قتل
‫- بله

379
00:18:58,140 --> 00:19:01,579
‫بلک‌رز ساخته شد.
‫تکرار می‌کنم، بلک‌رز ساخته شد

380
00:19:01,580 --> 00:19:03,221
‫- اِی وای، خدایا
‫- چی شده؟

381
00:19:03,246 --> 00:19:05,526
‫چیزی نیست، پیانو رو میگم

382
00:19:06,233 --> 00:19:09,035
‫وقتی سکوت پیانو رو می‌بینم
‫تمام غم‌های دنیا توی دلم تلنبار میشه

383
00:19:09,060 --> 00:19:10,235
‫احمقانه‌ست، می‌دونم

384
00:19:11,940 --> 00:19:15,379
‫تصور کن که یه پیانیست بیاد.
‫دوست داری چه قطعه‌ای بنوازه؟

385
00:19:15,380 --> 00:19:16,779
‫«مهتاب»

386
00:19:16,780 --> 00:19:19,019
‫چه سؤال آسونی، قطعه‌ی مهتاب

387
00:19:19,020 --> 00:19:20,939
‫- پدرم عاشقش بود
‫- از دبوسی؟

388
00:19:20,940 --> 00:19:23,706
‫می‌شناسیش؟ زیباترین قطعه‌ی دنیاست

389
00:19:23,731 --> 00:19:26,339
‫منو با خودش به
‫بشاش‌ترین مکان‌های ممکن می‌بره

390
00:19:26,340 --> 00:19:29,835
‫ولی در عین حال،
‫پر از اندوه و حسرتـه

391
00:19:31,020 --> 00:19:33,420
‫شما دستور بده...

392
00:19:33,940 --> 00:19:36,098
‫تا قطعه‌ی «مهتاب» رو اجرا کنم

393
00:19:53,380 --> 00:19:55,214
‫داره... چیکار می‌کنه؟

394
00:19:55,820 --> 00:19:57,179
‫برندی؟

395
00:19:57,180 --> 00:19:58,179
‫چه غلطی می‌کنی؟

396
00:19:58,180 --> 00:20:00,499
‫تو که نگفتی پیانوش واقعیـه

397
00:20:00,500 --> 00:20:02,419
‫فکر کردم بلدی پیانو بزنی!

398
00:20:02,420 --> 00:20:03,339
‫نه!

399
00:20:03,340 --> 00:20:06,939
‫- ولی توی «مجموعه‌ی زودیاک» که زدی!
‫- اون از پیش ضبط شده بود

400
00:20:08,301 --> 00:20:09,660
‫نمی‌تونه اجرا نکنه

401
00:20:09,685 --> 00:20:11,859
‫اجرای پیانو جرقه‌ای برای اتفاقات بعدیـه

402
00:20:11,860 --> 00:20:15,522
‫برندی، باید به اجرا ادامه بدی.
‫هدف از این سکانس همینـه.

403
00:20:15,547 --> 00:20:17,906
‫خدایا، رفت سراغ قطعه‌ی چاپستیکز

404
00:20:17,931 --> 00:20:19,930
‫یکپارچگی داستان دچار مشکل شده

405
00:20:19,955 --> 00:20:21,499
‫داریم به سمت رنگ زرد می‌ریم

406
00:20:21,500 --> 00:20:23,544
‫گمونم یعنی داره بد پیش میره

407
00:20:23,569 --> 00:20:25,851
‫اگه اون یکی به زرد برسه،
‫از هم می‌پاشه

408
00:20:25,876 --> 00:20:27,003
‫عالی شد

409
00:20:27,028 --> 00:20:29,315
‫میکا، چقدر با روند عادی فاصله داریم؟

410
00:20:29,360 --> 00:20:30,946
‫توی داستان اصلی،

411
00:20:30,971 --> 00:20:33,699
‫کلارا از زیبایی موسیقی
‫لبریز از احساسات میشه

412
00:20:33,700 --> 00:20:36,342
‫بلند میشه و بیرون میره.
‫الکس میره دنبالش و باهم صحبت می‌کنن.

413
00:20:36,367 --> 00:20:38,902
‫همین ملاقاتـه که داستان رو پیش می‌بره

414
00:20:39,460 --> 00:20:41,779
‫میشه جور دیگه‌ای به اون بخش برسیم؟

415
00:20:41,780 --> 00:20:44,219
‫شاید، ولی یه مشکل بزرگ‌تری داریم

416
00:20:44,220 --> 00:20:45,419
‫از این بزرگ‌تر؟

417
00:20:45,420 --> 00:20:48,022
‫کوکتل سمی. بلک‌رزی که سفارش داد

418
00:20:48,047 --> 00:20:49,487
‫گندش بزنن

419
00:20:50,085 --> 00:20:53,244
‫کلارا قرار بود قبل از اینکه
‫نوشیدنی برسه، بلند شه و بره، ولی الان...

420
00:20:53,269 --> 00:20:54,629
‫هنوز از جاش تکون نخورده

421
00:20:55,259 --> 00:20:57,018
‫و اگه کوکتل رو بخوره، می‌میره

422
00:20:57,500 --> 00:20:59,179
‫- درسته
‫- اونوقت همه‌چی به فنا میره

423
00:20:59,180 --> 00:21:00,859
‫تنش داستانی رو به افزایشـه، بچه‌ها

424
00:21:00,860 --> 00:21:03,244
‫برندی، برندی، چیزی نگو

425
00:21:03,269 --> 00:21:05,942
‫می‌خوام واسه برگشتن به روایت اصلی،
‫دستوراتی که میدم رو اجرا کنی

426
00:21:05,967 --> 00:21:07,339
‫دیگه پیانو نزن

427
00:21:07,340 --> 00:21:09,779
‫برو کنار کلارا بشین.
‫همین الان. برو. یالا!

428
00:21:15,100 --> 00:21:17,935
‫بخاطر ضعفت توی نواختن پیانو عذرخواهی کن

429
00:21:18,300 --> 00:21:20,299
‫متأسفانه خیلی وقت بود
‫دست‌به‌کلاویه نشده بودم

430
00:21:20,300 --> 00:21:21,980
‫به وضوح مشخص بود

431
00:21:22,700 --> 00:21:26,123
‫ولی نکته‌ی مثبتش اینـه که لاأقل
‫کاری کردی مادامِ سگ‌دوست‌مون سردرد بشه

432
00:21:26,859 --> 00:21:28,219
‫چقدر حیف شد

433
00:21:29,300 --> 00:21:30,580
‫یه اسکاچ

434
00:21:33,460 --> 00:21:34,664
‫و یه بلک‌رز

435
00:21:34,689 --> 00:21:36,203
‫چه به موقع. نیاز داشتم

436
00:21:36,228 --> 00:21:38,339
‫نذار نوشیدنی رو بخوره.
‫سمیـه. بداهه‌پردازی کن.

437
00:21:38,340 --> 00:21:40,259
‫- خدای من، اونجا رو
‫- چی شده؟

438
00:21:40,260 --> 00:21:42,259
‫- اون... غاز گنده رو
‫- نه

439
00:21:42,260 --> 00:21:44,219
‫شر نوشیدنی رو کم کن

440
00:21:44,220 --> 00:21:47,379
‫- من که چیزی نمی‌بینم
‫- همون‌جاست. دیدی؟ نگاه

441
00:21:47,380 --> 00:21:49,259
‫- واقعاً غاز بود؟
‫- آره

442
00:21:49,260 --> 00:21:50,739
‫نه. غازی در کار نبود

443
00:21:50,740 --> 00:21:51,979
‫نه، غازی در کار نبود

444
00:21:52,060 --> 00:21:54,540
‫- داشتم شوخی می‌کردم
‫- که اینطور

445
00:21:56,480 --> 00:21:58,413
‫لابد خالی کردن گیلاس هم
‫یه شوخیِ دیگه بود

446
00:21:59,265 --> 00:22:00,518
‫لو رفتم!

447
00:22:00,860 --> 00:22:02,739
‫دوست ندارم کسی دستم بندازه، دکتر پالمر

448
00:22:02,740 --> 00:22:05,539
‫توی دوران مدرسه
‫به اندازه‌ی کافی باهاش سر و کله زدم

449
00:22:05,564 --> 00:22:08,084
‫- توی سخنرانی‌تون موفق باشید
‫- کاهش میزان کشش، بچه‌ها

450
00:22:09,300 --> 00:22:10,380
‫نذار بره

451
00:22:11,526 --> 00:22:12,553
‫برو دنبالش

452
00:22:14,313 --> 00:22:15,313
‫وایسا

453
00:22:15,700 --> 00:22:16,740
‫برگرد!

454
00:22:17,780 --> 00:22:19,140
‫وایسا! من...

455
00:22:20,180 --> 00:22:21,460
‫دوروثی!

456
00:22:24,100 --> 00:22:26,499
‫کلارا! اسمش کلاراست!

457
00:22:26,500 --> 00:22:27,819
‫واگرایی در حال افزایشـه

458
00:22:27,820 --> 00:22:29,300
‫کلارا

459
00:22:40,100 --> 00:22:41,739
‫چرا دوروثی صدام کردی؟

460
00:22:41,806 --> 00:22:43,166
‫خدایا

461
00:22:43,976 --> 00:22:46,895
‫منو یاد کسی انداختی

462
00:22:46,920 --> 00:22:49,080
‫یکی که اسمش دوروثیـه؟

463
00:22:50,220 --> 00:22:51,340
‫آره

464
00:22:52,380 --> 00:22:54,020
‫چرا تو رو یاد اون انداختم؟

465
00:22:54,740 --> 00:22:57,060
‫- به‌کل از خط داستانی دور شدن
‫- هیس!

466
00:22:58,620 --> 00:22:59,700
‫اون...

467
00:23:01,220 --> 00:23:04,540
‫کسی بود که وقتی دنیا نگاهش می‌کرد

468
00:23:05,940 --> 00:23:08,380
‫فکر می‌کرد که همه چی داره، ولی...

469
00:23:09,969 --> 00:23:12,159
‫از درون...

470
00:23:13,420 --> 00:23:14,694
‫پژمرده بود

471
00:23:16,793 --> 00:23:17,977
‫نمی‌دونم

472
00:23:19,060 --> 00:23:20,460
‫ولی گمونم

473
00:23:23,300 --> 00:23:25,820
‫پس جای تعجبی نداره که
‫من تو رو یاد اون میندازم

474
00:23:29,100 --> 00:23:30,780
‫باهاش برو توی باغ

475
00:23:32,220 --> 00:23:33,299
‫کنارش بشین

476
00:23:33,300 --> 00:23:34,636
‫منم همین قصد رو داشتم

477
00:23:34,760 --> 00:23:36,129
‫چه قصدی؟

478
00:23:36,860 --> 00:23:40,179
‫می‌خواستم بپرسم که
‫دوست داری راجع‌بهش صحبت کنی؟

479
00:23:40,413 --> 00:23:41,813
‫نه

480
00:23:42,499 --> 00:23:45,298
‫آدم سفره‌ی دلش رو
‫پیش غریبه که باز نمی‌کنه

481
00:23:45,323 --> 00:23:46,715
‫مشکلی نداره

482
00:23:46,740 --> 00:23:48,459
‫بهم اعتماد کن، من یه دکترم و

483
00:23:48,484 --> 00:23:51,363
‫قید رؤیای پیانو زدن رو زدم

484
00:23:51,806 --> 00:23:53,765
‫خب، به نظرم کار هوشمندانه‌ای کردی

485
00:23:55,820 --> 00:23:58,700
‫دوست داشتم با همسرم راجع‌بهش حرف بزنم،
‫ولی راستش رو بخوای،

486
00:23:59,020 --> 00:24:01,980
‫یه مدتی میشه که کلاود
‫به حال و روز من اهمیتی نمیده

487
00:24:03,180 --> 00:24:05,180
‫خودش رو عرق کار و کاسبی کرده

488
00:24:05,700 --> 00:24:09,259
‫بابا قدیم‌ها به شوخی می‌گفت
‫کلاود جای اینکه با من ازدواج کرده باشه

489
00:24:09,260 --> 00:24:11,138
‫با شرکت ازدواج کرده

490
00:24:11,492 --> 00:24:13,692
‫اگه اینطور باشه، کلاود دیوونه‌ست

491
00:24:16,340 --> 00:24:17,460
‫خیلی مهربونی

492
00:24:22,300 --> 00:24:24,100
‫میزان احساس عاشقانه رو به افزایشـه

493
00:24:26,180 --> 00:24:28,505
‫این دوروثی خانمی که گفتی،

494
00:24:29,060 --> 00:24:31,260
‫حال و روزش
‫در مورد من هم صدق می‌کنه

495
00:24:32,820 --> 00:24:34,417
‫می‌دونی، شاید احمقانه به نظر برسه، ولی

496
00:24:34,477 --> 00:24:37,943
‫بعضی وقت‌ها یه حس
‫بیچارگی عجیبی بهم دست میده

497
00:24:38,460 --> 00:24:41,700
‫انگار که به یه غم بی‌انتها
‫از دل زمان گره خوردم

498
00:24:44,100 --> 00:24:46,419
‫شاید توی یه زندگی دیگه،
‫سرنوشت غم‌انگیزی داشتم

499
00:24:46,420 --> 00:24:49,020
‫فکر کردم گفتی خودآگاهی ندارن

500
00:24:49,540 --> 00:24:50,660
‫ندارن

501
00:24:51,139 --> 00:24:54,218
‫تنها واقعیتی که ازش آگاهـه همین داستانـه

502
00:24:54,243 --> 00:24:56,796
‫راستش، فکر می‌کنم یه بازتابی از
‫دوروثی اصلی رو حس می‌کنه

503
00:24:58,460 --> 00:25:00,179
‫کلارای هوش مصنوعی ما

504
00:25:00,204 --> 00:25:03,847
‫ساخته شده از روی
‫اجرای اصلی دوروثی چمبرزه و

505
00:25:04,316 --> 00:25:06,955
‫اجرای خود چمبرز
‫الهام‌گرفته‌شده از زندگی شخصیشـه

506
00:25:06,980 --> 00:25:10,379
‫اون تا جایی که می‌تونست
‫عرقِ نقش کارلا شد

507
00:25:10,380 --> 00:25:12,921
‫بازتاب‌هایی سراسر مجموعه‌ی داده‌ها
‫ازش جریان داره

508
00:25:12,946 --> 00:25:16,346
‫ولی وقتی اسمش رو شنید،
‫با جوهره‌ی وجودش ارتباط برقرار کرد و

509
00:25:17,393 --> 00:25:19,132
‫یه بُعد جدیدی پیدا کرده

510
00:25:19,740 --> 00:25:22,779
‫و سیستم واقعاً واسه
‫پذیرش این ساخته نشده

511
00:25:22,780 --> 00:25:25,339
‫سکانس تا ۳۰ ثانیه‌ی دیگه
‫به اتمام می‌رسه، بچه‌ها

512
00:25:25,340 --> 00:25:27,380
‫چه اتفاقی برای دوروثی افتاد؟

513
00:25:29,540 --> 00:25:31,900
‫با هم قطع ارتباط کردیم

514
00:25:33,580 --> 00:25:35,540
‫امیدارم هر جایی که هست،
‫خوشحال باشه

515
00:25:36,453 --> 00:25:37,614
‫منم همینطور

516
00:25:39,460 --> 00:25:41,469
‫ببین چطور از زندگیم شِکوه و گله می‌کنم

517
00:25:41,529 --> 00:25:43,299
‫حتماً میگی چه آدم نمک‌کوری‌ام

518
00:25:43,300 --> 00:25:45,260
‫نه، می‌گیرم چی میگی

519
00:25:46,373 --> 00:25:48,847
‫- می‌گیری؟
‫- یعنی درکت می‌کنم

520
00:25:49,540 --> 00:25:50,659
‫آهان، درک می‌کنی

521
00:25:50,684 --> 00:25:52,667
‫آره. زندگی همین گوهیـه که می‌بینی

522
00:25:52,791 --> 00:25:56,299
‫- کی آخه توی این فیلم «گوه» میگه؟
‫- خدای من. منظورم اینـه که...

523
00:25:56,300 --> 00:25:57,739
‫زندگی همین گوهیه که می‌بینم؟

524
00:25:57,740 --> 00:25:59,099
‫الان که داره میگه

525
00:25:59,100 --> 00:26:01,695
‫از... دهنم در رفت

526
00:26:01,720 --> 00:26:04,160
‫نه، من... ناراحت نشدم

527
00:26:04,700 --> 00:26:06,500
‫برام تازگی داره

528
00:26:07,780 --> 00:26:09,823
‫تا به حال ندیده بودم یکی...

529
00:26:10,580 --> 00:26:12,083
‫انقدر سرزنده باشه

530
00:26:14,220 --> 00:26:16,180
‫میزان احساس عاشقانه رو به افزایشـه

531
00:26:19,220 --> 00:26:20,820
‫شب بخیر، دکتر پالمر

532
00:26:22,328 --> 00:26:23,460
‫شب بخیر

533
00:26:33,580 --> 00:26:35,844
‫طبق انتظار داره پیش میره.
‫برگشتیم به روال عادی.

534
00:26:35,980 --> 00:26:37,539
‫تنش داستانی رو به کاهشـه

535
00:26:37,540 --> 00:26:39,219
‫نمای داخلی، لابی هتل

536
00:26:39,220 --> 00:26:40,340
‫نمای پیوسته

537
00:26:41,060 --> 00:26:42,580
‫کلاودِ جذاب

538
00:26:45,673 --> 00:26:46,793
‫عزیزدلم

539
00:26:47,780 --> 00:26:49,060
‫کلاود

540
00:26:49,660 --> 00:26:51,179
‫این سکانس کلاوده

541
00:26:51,180 --> 00:26:54,179
‫برندی تا دو دقیقه‌ی دیگه نمیاد،
‫با خیال راحت صحبت کن

542
00:26:54,204 --> 00:26:56,164
‫منم همینطور. منم خسته‌ام

543
00:26:56,953 --> 00:26:59,192
‫فکر کنم خوب پیش رفتیم.
‫ممنون، برندی.

544
00:26:59,260 --> 00:27:01,900
‫دوربین روی تو نیست فعلاً

545
00:27:01,925 --> 00:27:03,459
‫یه چند دقیقه می‌تونی استراحت کنی

546
00:27:03,460 --> 00:27:05,339
‫شما هم دیدید چی شد دیگه؟

547
00:27:05,340 --> 00:27:07,339
‫باورنکردنی بود

548
00:27:07,340 --> 00:27:10,178
‫مطمئنی یه شخصیت کامپیوتریـه؟

549
00:27:10,203 --> 00:27:12,059
‫چون... رسماً بهم دست زد

550
00:27:12,060 --> 00:27:14,179
‫خیلی عجیب بود

551
00:27:14,180 --> 00:27:17,779
‫همسرم رو دیدم،
‫انگاری مرگ ازش رو برگردونده

552
00:27:17,780 --> 00:27:20,134
‫قرار بود اون بلک‌رز مخصوص رو به خوردش بدی

553
00:27:20,159 --> 00:27:21,198
‫وای، نه

554
00:27:21,223 --> 00:27:23,499
‫همین کارو کردم، رئیس،
‫ولی لب به نوشیدنی نزد

555
00:27:23,500 --> 00:27:24,739
‫لب بهش نزد؟

556
00:27:24,740 --> 00:27:27,565
‫بچه‌ها؟ هوی!

557
00:27:28,140 --> 00:27:29,099
‫چی شده؟

558
00:27:29,100 --> 00:27:31,100
‫بون‌بون داره کوکتل مسموم رو می‌خوره

559
00:27:31,453 --> 00:27:32,453
‫وای

560
00:27:33,340 --> 00:27:34,459
‫گوه توش

561
00:27:34,460 --> 00:27:36,127
‫یه لحظه وایسا، برندی

562
00:27:36,233 --> 00:27:37,280
‫نه!

563
00:27:38,140 --> 00:27:39,059
‫بون‌بون!

564
00:27:39,060 --> 00:27:40,900
‫مُرده!

565
00:27:41,500 --> 00:27:42,859
‫مرگ سگ تأیید میشه

566
00:27:42,860 --> 00:27:45,540
‫تکرار می‌کنم،
‫مرگ سگ تأیید میشه

567
00:27:47,500 --> 00:27:49,179
‫یه حفره‌ی داستانی داریم

568
00:27:49,180 --> 00:27:50,419
‫میشه درستش کرد؟

569
00:27:50,420 --> 00:27:55,163
‫خب، مادام روبن قرار بود که
‫کوکتل رو برداره و سم رو بخوره

570
00:27:55,900 --> 00:27:57,379
‫زن بیچاره مُرده

571
00:27:57,380 --> 00:27:59,859
‫که باعث میشه بازرس لوین
‫به هتل فراخونده بشه و

572
00:27:59,860 --> 00:28:02,179
‫از الکس بخواد تا گواهی مرگ رو امضا کنه

573
00:28:03,100 --> 00:28:05,059
‫بعدش الکس می‌بینه
‫بازرس لوین عطسه می‌کنه و

574
00:28:05,060 --> 00:28:07,591
‫تشخیص میده که
‫به ادکلن خودش حساسیت داره

575
00:28:07,616 --> 00:28:11,099
‫که داستان رو برای سکانس پایانی
‫آماده می‌کنه، جایی که پلیس هجوم میاره

576
00:28:11,100 --> 00:28:14,139
‫لوینْ الکس رو به یاد میاره و
‫به نیروهاش میگه که شلیک نکنن

577
00:28:14,140 --> 00:28:15,539
‫حساسیتم رو تشخیص داد

578
00:28:15,540 --> 00:28:18,939
‫- ولی اینجوری همدیگه رو ملاقات نمی‌کنن
‫- اونوقت پلیس بهش شلیک می‌کنه

579
00:28:18,940 --> 00:28:20,088
‫وحشتناکـه

580
00:28:20,113 --> 00:28:21,657
‫آره، پیش‌بینیش رو آماده کردم

581
00:28:25,406 --> 00:28:27,833
‫پس فیلم به‌کل از هم می‌پاشه

582
00:28:30,260 --> 00:28:31,659
‫پس کار تمومـه، نه؟

583
00:28:31,660 --> 00:28:34,259
‫نه. می‌تونیم فیلم رو ری‌ست کنیم.
‫می‌تونیم یه بار دیگه امتحان کنیم.

584
00:28:34,260 --> 00:28:35,419
‫از اول؟

585
00:28:35,420 --> 00:28:36,579
‫نه، نمیشه

586
00:28:36,580 --> 00:28:38,186
‫وقتی نمونده

587
00:28:38,211 --> 00:28:42,355
‫باید تا قبل از ظهر برن داخل و
‫یه توالت عظیم‌الجثه رو علم کنن

588
00:28:42,453 --> 00:28:43,505
‫متأسفم

589
00:28:44,420 --> 00:28:46,220
‫جک، بیارش بیرون

590
00:28:48,735 --> 00:28:51,774
‫خیلی‌خب، دوستان.
‫متأسفانه کارمون اینجا تمومـه.

591
00:28:51,799 --> 00:28:54,999
‫- همچنان داره پخش میشه
‫- جک، فقط بیارش بیرون، لطفاً

592
00:28:56,439 --> 00:28:59,790
‫راستش، ممکنه سر بیرون آوردنش
‫یه جور مشکل اجرایی داشته باشیم

593
00:29:00,940 --> 00:29:01,979
‫چی؟

594
00:29:01,980 --> 00:29:04,499
‫خب، به نظر می‌رسه که
‫گسترش شخصیت کلارا...

595
00:29:04,500 --> 00:29:09,059
‫ باعث سرریز شدن حافظه‌ی پشته شده و
‫در نتیجه کد خروج یه جورایی قاتی کرده

596
00:29:09,060 --> 00:29:11,019
‫قاتی کرده؟ یعنی چی؟

597
00:29:11,020 --> 00:29:13,219
‫فرایند استخراج این لحظه از کار افتاده

598
00:29:13,220 --> 00:29:14,899
‫- چی؟
‫- یعنی نمی‌تونید بیرون بکشیدش؟

599
00:29:14,900 --> 00:29:18,019
‫نه تا وقتی که به تیتراژ پایانی برسه.
‫البته اگه تا اون موقع زنده بمونه.

600
00:29:18,020 --> 00:29:21,419
‫خب، داستان که بهرحال خراب شده.
‫چرا دستگاه رو خاموش نمی‌کنید؟

601
00:29:21,420 --> 00:29:23,419
‫نه! نه، نه. قطع کردن شبیه‌سازی

602
00:29:23,420 --> 00:29:25,219
‫در حالی که ذهنش اونجا گیر افتاده،

603
00:29:25,220 --> 00:29:29,179
‫می‌تواند باعث ایجاد
‫اختلال عصبی فاجعه‌باری توی فرد بشه

604
00:29:29,180 --> 00:29:32,059
‫منظورش اینـه که برندی هوشیاریش رو
‫از دست میده و می‌میره

605
00:29:32,060 --> 00:29:33,099
‫چی؟

606
00:29:33,100 --> 00:29:35,701
‫منظورتون برندی فرایدی واقعیـه؟

607
00:29:35,726 --> 00:29:39,086
‫احتمال مرگ ۹۸ درصده، آره

608
00:29:40,220 --> 00:29:41,380
‫از این بهتر نمیشد

609
00:29:41,900 --> 00:29:44,859
‫کی‌ورث پیکچرز
‫با جذب ستارگان هالیوودی،

610
00:29:44,860 --> 00:29:46,579
‫و کشتن اون‌ها،

611
00:29:46,580 --> 00:29:48,099
‫جون تازه‌ای به فیلم‌های آنتیک بخشید

612
00:29:48,100 --> 00:29:50,699
‫تا ۹۰ ثانیه‌ی دیگه برمی‌گرده جلوی دوربین

613
00:29:50,700 --> 00:29:51,979
‫شاید بهتر باشه که...

614
00:29:51,980 --> 00:29:55,139
‫حفره‌ی داستانی لوین رو چیکار کنیم؟
‫اینجوری توی سکانس پایانی الکس رو می‌کشن

615
00:29:55,140 --> 00:29:56,259
‫خدایا

616
00:29:56,260 --> 00:29:58,939
‫اون آخر فیلمـه.
‫۹۰ دقیقه فرصت داریم درستش کنیم.

617
00:29:58,940 --> 00:30:01,407
‫- کریستال، نمی‌تونی یه راه‌حلی پیدا کنی؟
‫- آره، شاید

618
00:30:01,432 --> 00:30:03,505
‫اسمم رو به عنوان نویسنده میارید؟

619
00:30:04,820 --> 00:30:08,273
‫نه. خب، بعداً راجع‌بهش حرف می‌زنیم.
‫مشکلی نیست. میرم یه فکریش بکنم.

620
00:30:08,980 --> 00:30:10,659
‫برندی، باید باهم یه گپی بزنیم

621
00:30:10,660 --> 00:30:13,819
‫آره، باید صحبت کنیم. می‌دونم طبق
‫فیلمنامه پیش نرفتم، ولی اونم همین کارو کرد

622
00:30:13,820 --> 00:30:15,699
‫می‌دونم نباید می‌گفتم «گوه»

623
00:30:15,700 --> 00:30:17,339
‫- ولی یه جورایی خندید
‫- برندی

624
00:30:17,340 --> 00:30:19,059
‫من... انتظارش رو نداشتم

625
00:30:19,060 --> 00:30:21,859
‫انتظار نداشتم انقدر واقعی باشه و

626
00:30:21,884 --> 00:30:23,275
‫- حس کردم...
‫- برندی!

627
00:30:23,300 --> 00:30:25,740
‫- داریم می‌ریم سراغ سکانس بعدی
‫- خیلی‌خب

628
00:30:26,660 --> 00:30:29,539
‫سکانس بعدی همون
‫سکانسِ لوین و یارو پلیسه‌ست

629
00:30:29,540 --> 00:30:32,659
‫- واو، واو، واو
‫- که میاد امضای گواهی فوت اون خانمه رو بگیره

630
00:30:32,660 --> 00:30:35,059
‫ولی عطسه می‌کنه و بعدش قراره که من...

631
00:30:35,060 --> 00:30:36,763
‫برندی، برنامه عوض شده

632
00:30:36,788 --> 00:30:37,899
‫یعنی چی که عوض شده؟

633
00:30:37,900 --> 00:30:38,900
‫آمم...

634
00:30:39,860 --> 00:30:42,979
‫مادام روبن کوکتل رو نخور.
‫سگش خورد.

635
00:30:42,980 --> 00:30:44,700
‫جای خودش، سگش مُرده

636
00:30:45,500 --> 00:30:48,499
‫- پس اون پیرزن فرانسوی هنوز زنده‌ست؟
‫- آره

637
00:30:48,500 --> 00:30:52,219
‫- وایسا ببینم، پس پلیس دیگه نمیاد؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم

638
00:30:52,220 --> 00:30:54,322
‫نه، باید فیلم رو ری‌ست کنیم

639
00:30:54,347 --> 00:30:56,427
‫باید از نو شروع کنیم.
‫باید داستان رو درست پیش ببریم.

640
00:30:56,452 --> 00:30:59,852
‫مسئله اینجاست که... نمی‌تونیم

641
00:31:00,300 --> 00:31:01,379
‫یعنی چی که نمی‌تونید؟

642
00:31:01,380 --> 00:31:05,619
‫یه مشکل فنی جزئی پیش اومده که

643
00:31:05,620 --> 00:31:10,419
‫به این معنیـه که نمی‌تونیم تا
‫پایان خط داستانی بیرون بکشیمت

644
00:31:10,420 --> 00:31:11,619
‫منظورم تا خود تیتراژ پایانیـه

645
00:31:11,620 --> 00:31:14,539
‫- اینجا گیر افتادم؟
‫- تا زمانی که داستان رو به پایان برسونی

646
00:31:14,540 --> 00:31:16,539
‫یعنی باید فیلم رو تا تهش بازی کنم؟

647
00:31:16,540 --> 00:31:20,219
‫آره. دیالوگ پایانی خودت به کلارا رو میگی:
‫«تا ابد باهات می‌مونم»

648
00:31:20,220 --> 00:31:22,160
‫تیتراژ پخش میشه و می‌کشیمت بیرون

649
00:31:22,185 --> 00:31:25,915
‫- اگه تا اونجا نرسم چی؟
‫- بیا روی زمان حال تمرکز کنیم

650
00:31:25,940 --> 00:31:27,779
‫روز دومـه. زمان داره می‌گذره

651
00:31:27,780 --> 00:31:29,139
‫روز دوم؟ منظورت چیـه؟

652
00:31:29,140 --> 00:31:30,419
‫کلارا میره واسه گشت‌وگذار

653
00:31:30,420 --> 00:31:31,819
‫ازش می‌خوای تا همراهیش کنی

654
00:31:31,820 --> 00:31:33,739
‫خیلی‌خب، آره. می‌دونم...

655
00:31:33,740 --> 00:31:36,379
‫ده ثانیه تا تعویض سکانس

656
00:31:36,380 --> 00:31:38,059
‫داستان روز جدید شروع میشه

657
00:31:38,060 --> 00:31:40,899
‫برندی، قراره یه
‫پرش زمانی‌ای رو حس کنی

658
00:31:40,900 --> 00:31:43,499
‫- حس کنم؟ چطور؟
‫- شاید یکم شوکه‌ات کنه

659
00:31:43,500 --> 00:31:47,219
‫زمان و مکان با تدوین عوض میشن.
‫انگار که داری دورنوردی می‌کنی.

660
00:31:47,220 --> 00:31:49,619
‫- منظورت چیـه که «دورنوردی می‌کنی»؟
‫- داستان روز جدید شروع شد

661
00:31:49,620 --> 00:31:51,794
‫نمای داخلی، لابی هتل، صبح

662
00:31:51,819 --> 00:31:54,515
‫سکانس شروع شده. توش پر آدمـه

663
00:31:54,540 --> 00:31:57,460
‫خیلی‌ها دارن تماشات می‌کنن.
‫اگه متوجه شدی دو بار پلک بزن.

664
00:31:59,100 --> 00:32:00,180
‫کلارا داره میاد

665
00:32:02,940 --> 00:32:05,060
‫بهش برخورد کن. طبیعی باشه

666
00:32:07,660 --> 00:32:08,940
‫شرمنده

667
00:32:09,500 --> 00:32:11,259
‫- سلام، کلارا
‫- دکتر پالمر

668
00:32:11,260 --> 00:32:13,379
‫دیگه عذرخواهی کردن از شما شده ورد زبونم

669
00:32:13,380 --> 00:32:15,460
‫مشکلی نیست. چیزیم نشد

670
00:32:16,260 --> 00:32:17,459
‫بیرون میری؟

671
00:32:17,460 --> 00:32:20,259
‫خب، قصد داشتم یه گشت‌وگذاری برم

672
00:32:20,260 --> 00:32:22,459
‫ولی واسه کلاود یه مسئله‌ی کاری پیش اومد،

673
00:32:22,460 --> 00:32:25,732
‫واسه همین به ناچار قراره تنها برم

674
00:32:25,757 --> 00:32:27,219
‫- ازش بخواه باهم برید
‫- مگه اینکه...

675
00:32:27,220 --> 00:32:31,420
‫شما که احیاناً نمی‌خواید
‫همراهیم کنید، دکتر پالمر؟

676
00:32:33,066 --> 00:32:35,425
‫- پالمر قرار بود که از اون بخواد
‫- به‌خشکی

677
00:32:35,673 --> 00:32:37,953
‫ببخشید که انقدر رُک صحبت می‌کنم

678
00:32:38,063 --> 00:32:39,499
‫داره خودمختار عمل می‌کنه

679
00:32:39,500 --> 00:32:42,260
‫مگه چه ایرادی داره؟
‫بازیگرها عاشق خودمختاری‌ان

680
00:32:43,580 --> 00:32:45,939
‫آره، به نظرم بازی‌شون پُربارتر میشه

681
00:32:45,940 --> 00:32:48,339
‫- پس چرا گفتی «به‌خشکی»؟
‫- من گفتم: «به‌خشکی، ایول!»

682
00:32:48,340 --> 00:32:50,860
‫نه، خوشحال شدم پرسیدی

683
00:32:52,140 --> 00:32:53,979
‫حالا قراره کجا بریم؟

684
00:32:53,980 --> 00:32:55,900
‫گوشه به گوشه‌ی کایرو

685
00:32:57,060 --> 00:32:59,539
‫قراره یه سری تغییرات تدریجی رو تجربه کنی

686
00:32:59,540 --> 00:33:03,019
‫یه مونتاژ در پیشـه.
‫ممکنه یکم حالت تهوع بهت دست بده.

687
00:33:05,660 --> 00:33:08,860
‫- خیلی مشتاقم کایرو رو ببینم
‫- دل تو دلم نیست

688
00:33:12,420 --> 00:33:13,619
‫دَووم بیار

689
00:33:13,620 --> 00:33:16,779
‫نه، چون اونوقت دیگه
‫زمانی واسه اون سکانس که توش

690
00:33:16,780 --> 00:33:20,507
‫الکس اتفاقی می‌شنوه کلاود
‫داره با اُتو صحبت می‌کنه نیست

691
00:33:20,532 --> 00:33:21,552
‫گندش بزنن!

692
00:33:21,853 --> 00:33:23,834
‫کاش این تا ابد ادامه داشت

693
00:33:33,020 --> 00:33:35,059
‫امروز یه روز باورنکردنی رو تجربه کردم

694
00:33:35,060 --> 00:33:37,374
‫آره، چه سفری بود!

695
00:33:37,399 --> 00:33:39,439
‫چه حرف‌های بامزه‌ای می‌زنی

696
00:33:39,900 --> 00:33:42,240
‫امکان نداشت همسفری به خوبی تو پیدا کنم

697
00:33:42,265 --> 00:33:44,235
‫- مخالفم
‫- منظورت اینـه که موافقی؟

698
00:33:44,260 --> 00:33:45,779
‫ولی گفتم «مخالفم»

699
00:33:45,780 --> 00:33:47,688
‫انقدر سر دستور زبان جروبحث نکن

700
00:33:47,713 --> 00:33:49,971
‫ممنون که ازم خواستی همراهیت کنم

701
00:33:49,996 --> 00:33:51,788
‫لازم نیست ازم تشکر کنی

702
00:33:52,300 --> 00:33:53,580
‫کاری نکردم

703
00:33:55,972 --> 00:33:58,146
‫اینجا همون جاییـه که پاش پیچ می‌خوره

704
00:33:59,500 --> 00:34:00,700
‫وای، خدایا!

705
00:34:01,940 --> 00:34:03,539
‫- خدایا
‫- خدای من. حالت خوبـه؟

706
00:34:03,540 --> 00:34:05,179
‫لعنت به این پاشنه‌ها

707
00:34:05,180 --> 00:34:06,299
‫تا اتاق همراهیش کن

708
00:34:06,300 --> 00:34:07,510
‫خودم می‌دونم!

709
00:34:07,535 --> 00:34:11,174
‫می‌دونم باید کمکت کنم تا به اتاقت بری

710
00:34:11,199 --> 00:34:12,380
‫- اوه...
‫- بیا بریم

711
00:34:12,580 --> 00:34:14,300
‫سکانس بعدی سکانسیـه که
‫باید دلش رو ببری

712
00:34:14,325 --> 00:34:16,117
‫کاری نکردم که

713
00:34:18,740 --> 00:34:21,859
‫خب، اینجا اون جاییـه که
‫ازش می‌خوای تا پاش رو معاینه کنی و

714
00:34:21,860 --> 00:34:24,721
‫اوضاع یکم... ملتهب میشه

715
00:34:25,700 --> 00:34:27,780
‫چقدر بد زمین خوردی

716
00:34:29,220 --> 00:34:31,250
‫یه نگاه بندازم ببینم ورم کرده یا نه؟

717
00:34:32,400 --> 00:34:35,200
‫خب، فقط آروم

718
00:34:35,225 --> 00:34:37,228
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

719
00:34:38,234 --> 00:34:49,234
SaberFun
صابرفان

720
00:34:59,860 --> 00:35:01,700
‫الان چه حسی داری؟

721
00:35:02,380 --> 00:35:04,260
‫اونقدرها هم بد نیست

722
00:35:05,220 --> 00:35:06,860
‫نشونه‌ی خوبیـه

723
00:35:07,479 --> 00:35:10,008
‫همچنان می‌تونم به تئاتر بولشوی برم؟

724
00:35:13,126 --> 00:35:14,164
‫گمونم بتونی

725
00:35:14,189 --> 00:35:17,571
‫شاید بهتر باشه جهت اطمینان
‫یکم بالاترش رو معاینه کنی

726
00:35:23,160 --> 00:35:25,184
‫مثلاً اینجا رو؟

727
00:35:26,860 --> 00:35:27,900
‫خوبـه

728
00:35:30,900 --> 00:35:32,540
‫اینجا چطور؟

729
00:35:35,126 --> 00:35:36,559
‫اینجا...

730
00:35:36,719 --> 00:35:37,991
‫درد داره؟

731
00:35:38,299 --> 00:35:39,647
‫خیلی زیاد

732
00:35:40,000 --> 00:35:42,950
‫اوضاع از نسخه‌ی اصلی هم ملتهب‌تر شد

733
00:35:46,460 --> 00:35:49,320
‫حتماً یخی که برای
‫ورم پا سفارش دادم رو آوردن

734
00:35:53,413 --> 00:35:55,839
‫دومین اقدام قریب‌الوقوع به قتل

735
00:35:57,020 --> 00:35:59,475
‫باور کن فقط یخ سفارش داده بودم

736
00:36:00,499 --> 00:36:03,412
‫خب، حیفـه حرومش کنیم

737
00:36:03,864 --> 00:36:04,914
‫مطمئنی؟

738
00:36:04,939 --> 00:36:08,618
‫از شامپاین خوردن با یه غریبه توی اتاقم؟
‫از این رسوایی جون سالم به در نمی‌برم

739
00:36:09,820 --> 00:36:12,420
‫خدایا، چقدر دلم آزادی می‌خواست!

740
00:36:14,087 --> 00:36:15,846
‫این همون سکانس عقربـه

741
00:36:16,060 --> 00:36:17,859
‫تکون نخور

742
00:36:17,860 --> 00:36:18,779
‫هوم؟

743
00:36:21,220 --> 00:36:23,140
‫وای، خدایا!

744
00:36:24,700 --> 00:36:28,283
‫اگه تو نبود،
‫خدا می‌دونست چه بلایی سرم می‌اومد

745
00:36:29,220 --> 00:36:30,396
‫الکس

746
00:36:44,106 --> 00:36:46,426
‫میزان احساس عاشقانه رو به افزایشه

747
00:36:46,700 --> 00:36:49,686
‫آره، خب... کور که نیستیم

748
00:36:58,580 --> 00:37:01,220
‫رالفی رو اینجوری نمی‌بوسید

749
00:37:02,277 --> 00:37:03,374
‫نه

750
00:37:04,740 --> 00:37:05,780
‫گندش بزنن

751
00:37:07,941 --> 00:37:10,019
‫- ارسال داده متوقف شد
‫- تصویر رو از دست دادیم

752
00:37:10,020 --> 00:37:12,099
‫- کدِ زمانی به هم ریخت
‫- ارسال زنده‌ی داده متوقف شد

753
00:37:12,100 --> 00:37:13,219
‫نه! نه، نه، نه! گوه توش!

754
00:37:13,220 --> 00:37:15,979
‫- متأسفم
‫- گفتم قهوه رو بردار، جک. ریدی...

755
00:37:20,660 --> 00:37:22,380
‫قلبم توی سینه‌ام می‌کوبه

756
00:37:23,780 --> 00:37:26,660
‫انگار زمین دست از چرخیدن برداشته

757
00:37:27,780 --> 00:37:28,940
‫منم همین احساس رو دارم

758
00:37:30,800 --> 00:37:32,026
‫ولی چی شده؟

759
00:37:32,820 --> 00:37:33,820
‫می‌شنوی؟

760
00:37:35,980 --> 00:37:37,300
‫سکوت محضـه

761
00:37:38,620 --> 00:37:39,580
‫دقیقاً

762
00:37:40,540 --> 00:37:44,100
‫- شرمنده، قهوه‌ام رو ریختم
‫- برندی! برندی، صدام رو می‌شنوی؟

763
00:37:45,100 --> 00:37:45,980
‫برندی!

764
00:37:46,580 --> 00:37:47,819
‫خدا لعنتت کنه

765
00:37:49,780 --> 00:37:51,700
‫- وای
‫- اون کیـه؟

766
00:37:55,660 --> 00:37:56,660
‫اُتوئه

767
00:37:57,700 --> 00:38:00,460
‫نوچه‌ی همسرتـه. وایسا ببینم

768
00:38:00,980 --> 00:38:04,019
‫قرار نبود اینو بدونی. نشنیده بگیر

769
00:38:04,020 --> 00:38:05,900
‫کلاود که نوچه نداره

770
00:38:09,460 --> 00:38:11,259
‫چرا تکون نمی‌خوره؟

771
00:38:11,260 --> 00:38:12,780
‫حتماً دارن ری‌ست می‌کنن

772
00:38:13,820 --> 00:38:14,659
‫کی‌ها؟

773
00:38:14,660 --> 00:38:16,779
‫- نه، نه...
‫- می‌تونی درستش کنی؟

774
00:38:16,780 --> 00:38:19,602
‫- یکی یه حوله بهم میده؟
‫- گفتم قهوه‌ی وامونده رو بردار، رفیق

775
00:38:19,627 --> 00:38:21,507
‫متوجه نمیشم

776
00:38:23,140 --> 00:38:24,180
‫کیمی؟

777
00:38:25,140 --> 00:38:26,980
‫- الکس؟
‫- کیمی؟

778
00:38:28,660 --> 00:38:29,700
‫الکس، من...

779
00:38:33,060 --> 00:38:34,220
‫وایسا ببینم

780
00:38:44,580 --> 00:38:46,994
‫- چه‌خبر شده؟
‫- ارتباط‌‌مون رو از دست دادیم

781
00:38:47,019 --> 00:38:48,207
‫ولی فیلم داره جلو میره

782
00:38:48,232 --> 00:38:50,965
‫آره، اما برندی توی شبیه‌سازی گیر افتاده

783
00:38:51,446 --> 00:38:54,165
‫پس ممکنـه بمیره؟ راستش رو بگو

784
00:38:54,190 --> 00:38:55,481
‫- نه
‫- شاید

785
00:38:57,220 --> 00:38:59,511
‫اگه از یک تا صد بخوای احتمال بدی چی؟

786
00:38:59,536 --> 00:39:01,315
‫پنجاه پنجاهـه

787
00:39:01,340 --> 00:39:03,017
‫خودش گفت راستش رو بگم!

788
00:39:07,900 --> 00:39:08,986
‫آهای!

789
00:39:09,580 --> 00:39:10,774
‫بچه‌ها؟

790
00:39:12,780 --> 00:39:13,854
‫آهـای!

791
00:39:13,879 --> 00:39:15,479
‫کیمی، صدای منو داری؟

792
00:39:21,100 --> 00:39:22,312
‫بچه‌ها؟

793
00:39:23,326 --> 00:39:24,377
‫کیمی!

794
00:39:24,820 --> 00:39:26,500
‫کیمی کیـه؟

795
00:39:28,260 --> 00:39:31,814
‫مادام روبن. هنوز زنده‌ست

796
00:39:31,839 --> 00:39:35,499
‫قرار بود بمیره و
‫الان هم گند زده شد به داستان

797
00:39:35,500 --> 00:39:37,619
‫- دیگه داری منو می‌ترسونی
‫- بچه‌ها؟

798
00:39:37,887 --> 00:39:39,367
‫بچه‌ها؟

799
00:39:40,106 --> 00:39:43,910
‫کیمی، اصلاً جالب نیست که
‫منو اینجوری آلاخون‌والاخونِ شبیه‌ساز کنی

800
00:39:44,380 --> 00:39:46,780
‫- خواهش می‌کنم بگو چه خبر شده
‫- بچه‌ها؟

801
00:39:49,600 --> 00:39:52,325
‫- الکس؟
‫- الکسِ گوربه‌گورشده من نیستم!

802
00:39:56,436 --> 00:39:58,248
‫باید با کیمی صحب کنم، خب؟

803
00:39:58,273 --> 00:40:01,353
‫دلم می‌خواست توضیح بدم،
‫ولی می‌دونم متوجه نمیشی

804
00:40:02,860 --> 00:40:04,152
‫تو از کجا می‌دونی
‫من چی رو متوجه نمی‌شم؟

805
00:40:04,177 --> 00:40:06,985
‫دنیا از هم پاشیده و

806
00:40:07,261 --> 00:40:09,347
‫باید ری‌ستش کنن و تو هم...

807
00:40:09,372 --> 00:40:11,875
‫احتمالاً هیچکدوم از اینا رو یادت نمی‌مونه

808
00:40:11,900 --> 00:40:15,299
‫فیلم تموم شده.
‫تکرار می‌کنم، فیلم تموم شده.

809
00:40:15,300 --> 00:40:16,859
‫کدوم فیلم؟

810
00:40:17,060 --> 00:40:20,620
‫کل این دنیا یه فیلمـه

811
00:40:21,919 --> 00:40:23,999
‫نخیرم، نیست

812
00:40:25,700 --> 00:40:27,060
‫یه نگاهی به دور و ورت بنداز

813
00:40:27,680 --> 00:40:29,782
‫آره، حتی رنگی هم نیست

814
00:40:30,500 --> 00:40:32,122
‫نمی‌فهمم چی میگی

815
00:40:37,327 --> 00:40:38,622
‫این موز رو می‌بینی؟

816
00:40:39,773 --> 00:40:41,102
‫زرد نیست

817
00:40:43,300 --> 00:40:44,443
‫پرتقال رو می‌بینی؟

818
00:40:45,260 --> 00:40:46,419
‫نارنجی نیست

819
00:40:46,420 --> 00:40:48,419
‫اتفاقاً یه پرتقال طبیعیـه

820
00:40:51,460 --> 00:40:53,059
‫پس این سیب چه رنگیـه؟

821
00:40:53,060 --> 00:40:54,939
‫رنگ همیشگی خودشـه

822
00:40:54,940 --> 00:40:56,460
‫قرمزه یا سبز؟

823
00:40:59,740 --> 00:41:02,500
‫دیدی؟ هیچ کدوم از اینا واقعیت نداره

824
00:41:03,500 --> 00:41:04,740
‫تو هم واقعی نیستی

825
00:41:06,100 --> 00:41:08,419
‫من... نه، من... منم مثل خودت واقعی‌ام

826
00:41:11,860 --> 00:41:13,700
‫بچگیت رو یادتـه؟

827
00:41:14,220 --> 00:41:16,700
‫هیچ خاطره‌ای از دوران کودکیت داری؟

828
00:41:17,460 --> 00:41:18,299
‫من...

829
00:41:18,300 --> 00:41:20,076
‫دیروز راجع‌به بابات گفتی

830
00:41:20,580 --> 00:41:22,580
‫می‌تونی بگی چه شکلیـه؟

831
00:41:22,933 --> 00:41:24,518
‫چیزی ازش یادت میاد؟

832
00:41:26,500 --> 00:41:27,700
‫- نمی‌تونی
‫- من...

833
00:41:28,620 --> 00:41:31,620
‫حتی چهره‌اش هم به خاطر نداری
‫چون اون اصلاً توی فیلم نیست

834
00:41:32,500 --> 00:41:35,339
‫من... اصلاً از این بازی خوشم نمیاد

835
00:41:35,340 --> 00:41:37,300
‫نه، ولی دقیقاً همینـه

836
00:41:37,820 --> 00:41:38,739
‫یه بازیـه

837
00:41:38,740 --> 00:41:41,179
‫یه جور... تظاهره. بازیگریـه

838
00:41:41,180 --> 00:41:42,810
‫خودت هم داری بازی می‌کنی

839
00:41:44,129 --> 00:41:45,146
‫نه

840
00:41:46,340 --> 00:41:47,219
‫تمومش کن. من...

841
00:41:47,220 --> 00:41:50,300
‫دیروز که دوروثی صدات کردم،
‫منظورم یکی از آشناهام نبود

842
00:41:50,940 --> 00:41:52,179
‫منظورم تو بودی

843
00:41:52,180 --> 00:41:53,540
‫خود واقعیت

844
00:41:54,500 --> 00:41:56,017
‫دوروثی بازیگره

845
00:41:56,042 --> 00:41:58,460
‫یا... بهتره بگیم که بود!

846
00:42:00,013 --> 00:42:01,622
‫دوروثی چمبرز؟

847
00:42:03,973 --> 00:42:05,422
‫تو نقشی هستی که اون بازی کرده

848
00:42:09,860 --> 00:42:10,820
‫نه

849
00:42:11,580 --> 00:42:13,260
‫نه، نه

850
00:42:20,020 --> 00:42:21,286
‫گندش بزنن

851
00:43:07,340 --> 00:43:08,260
‫هی

852
00:43:11,020 --> 00:43:14,955
‫ببخشید اونجا سرت داد و بی‌داد کردم

853
00:43:14,986 --> 00:43:19,626
‫این ماجرا رو
‫به این راحتی‌ها نمیشه توضیح داد

854
00:43:21,903 --> 00:43:24,014
‫همه‌ی اینا یه داستانیـه که

855
00:43:24,980 --> 00:43:26,260
‫توی کامپیوتره

856
00:43:26,780 --> 00:43:27,780
‫یا...

857
00:43:29,260 --> 00:43:32,940
‫یا... فکر کن یه جور تئاتر

858
00:43:33,940 --> 00:43:36,580
‫توی دل یه دستگاهـه

859
00:43:37,820 --> 00:43:41,060
‫الان فقط فیلم واسه چند لحظه...

860
00:43:42,873 --> 00:43:43,995
‫متوقف شده

861
00:43:44,020 --> 00:43:45,289
‫خودم هم نمی‌دونم چرا

862
00:43:46,540 --> 00:43:48,420
‫شاید به یه مشکل فنی خورده

863
00:43:53,500 --> 00:43:56,420
‫می‌دونم گفتم واقعی نیستی

864
00:43:59,340 --> 00:44:01,020
‫ولی منم یه جورایی واقعی نیستم

865
00:44:05,780 --> 00:44:08,900
‫اسمم الکس نیست. برندیـه

866
00:44:09,740 --> 00:44:11,700
‫منم مثل خودت...

867
00:44:12,653 --> 00:44:14,012
‫بازیگرم

868
00:44:15,780 --> 00:44:17,500
‫اونا واسه...

869
00:44:19,306 --> 00:44:22,306
‫بازسازی این فیلم استخدام کردن

870
00:44:26,860 --> 00:44:28,318
‫نمی‌دونم این حرف‌هام برات...

871
00:44:29,300 --> 00:44:32,260
‫معنا و مفهومی داره یا نه

872
00:44:44,620 --> 00:44:45,900
‫ولی...

873
00:44:48,900 --> 00:44:50,060
‫واقعاً متأسفم

874
00:45:21,420 --> 00:45:24,379
‫صبر کن. پس داستان متوقف شده،
‫ولی زمان داره پیش میره؟

875
00:45:24,380 --> 00:45:26,779
‫آره، ضرب‌آهنگ زمانی به‌کل به هم ریخته

876
00:45:26,780 --> 00:45:27,859
‫یعنی چی؟

877
00:45:27,860 --> 00:45:31,660
‫یعنی اون تو، زمان خیلی سریع‌تر از
‫دنیای ما داره سپری میشه

878
00:45:32,957 --> 00:45:34,219
‫سریع‌تر یعنی چقدر؟

879
00:45:34,220 --> 00:45:37,626
‫یعنی هر شیش هفت ساعت
‫معادل یک ثانیه‌ست

880
00:45:37,940 --> 00:45:40,780
‫الان یعنی باید دستمزد اون روزها رو بدیم؟

881
00:45:51,020 --> 00:45:53,739
‫- کلارا؟
‫- فکر کردم گفتی اسمم دوروثیـه

882
00:45:53,740 --> 00:45:56,019
‫آدم که توی لابی می‌خوابه
‫عینهو دوره‌گردها میشه

883
00:45:56,020 --> 00:45:58,223
‫تمام درها رو امتحان کردم،
‫ولی هیچکدوم باز نمی‌شدن

884
00:45:58,248 --> 00:46:00,739
‫چون اون اتاق‌ها جزئی از داستان نیستن.
‫تو کجا میری؟

885
00:46:00,740 --> 00:46:02,379
‫میرم یه راه خروج پیدا کنم

886
00:46:02,380 --> 00:46:04,260
‫- منم باهات میام
‫- نخیر، نمیای

887
00:47:04,980 --> 00:47:07,255
‫یه چیزی از محدودیه‌ی شناخته‌شده رد شد

888
00:47:07,700 --> 00:47:08,749
‫چی؟

889
00:47:27,746 --> 00:47:29,234
‫خودشه بازم

890
00:47:29,820 --> 00:47:31,059
‫برندیـه؟

891
00:48:07,487 --> 00:48:09,977
‫حس می‌کنم شاید کلارا باشه

892
00:48:10,780 --> 00:48:12,420
‫- کلارا؟
‫- آره

893
00:48:13,780 --> 00:48:16,299
‫اینجوری به تمام
‫داده‌های موجود دسترسی پیدا می‌کرد

894
00:48:16,300 --> 00:48:17,380
‫گمونم

895
00:48:18,380 --> 00:48:20,580
‫به نظرت این بده؟

896
00:48:21,660 --> 00:48:23,540
‫آره. آره، بده

897
00:48:24,873 --> 00:48:25,940
‫نه

898
00:48:27,346 --> 00:48:29,946
‫- جون عزیزت درستش کن
‫- اگه اجازه بدی می‌کنم!

899
00:48:39,819 --> 00:48:41,275
‫« رالف ردول و دوروثی چمبرز
‫بر روی صحنه می‌درخشند »

900
00:49:26,045 --> 00:49:27,847
‫« راز پنهان دوروثی چیست؟ »

901
00:49:27,872 --> 00:49:30,454
‫« داستان عاشقانه‌ی زوج روِری
‫تا چه اندازه جدیست؟ »

902
00:50:12,215 --> 00:50:14,081
‫« دوروثی چمبرز
‫جان به جان‌آفرین تسلیم کرد »

903
00:50:53,420 --> 00:50:54,460
‫بس کن

904
00:50:57,420 --> 00:51:01,139
‫شاید من واقعی نباشم و تو هم
‫اونی که ادعا می‌کنی نباشی و

905
00:51:01,140 --> 00:51:06,467
‫شاید تمام این هستی
‫یه بازی صامت پوچ باشه، ولی...

906
00:51:07,820 --> 00:51:10,528
‫اگه من و تو قراره اینجا
‫ورِ دل هم باشیم، پس...

907
00:51:10,553 --> 00:51:13,974
‫نمی‌ذارم واسه یه ثانیه‌ی دیگه
‫به اون پیانو بی‌احترامی کنی

908
00:51:14,873 --> 00:51:16,226
‫یالا، برو کنار

909
00:51:16,860 --> 00:51:18,997
‫اونطرف بشین. تماشا کن و یاد بگیر

910
00:51:22,780 --> 00:51:24,619
‫یالا، یالا، یالا

911
00:51:25,464 --> 00:51:26,955
‫فکر کنم به یه جایی رسیدم

912
00:51:28,020 --> 00:51:29,939
‫- خدای من
‫- واو، اون دیگه چیـه؟

913
00:51:29,940 --> 00:51:30,859
‫- کلارا...
‫- خیلی‌خب

914
00:51:30,860 --> 00:51:33,059
‫چرا کلارا پشت پیانوئه؟

915
00:51:33,780 --> 00:51:36,099
‫- توی فیلمنامه چیزی ازش ننوشته
‫- اون چیـه دیگه؟

916
00:51:36,100 --> 00:51:37,540
‫داره چیکار می‌کنه؟

917
00:51:38,180 --> 00:51:39,419
‫اِی بابا

918
00:51:39,420 --> 00:51:42,165
‫- چی شد؟
‫- چی؟ خدایا

919
00:51:44,100 --> 00:51:46,180
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

920
00:53:13,323 --> 00:53:18,823
‫« ماه مِی »

921
00:53:55,236 --> 00:54:00,736
‫« ماه ژوئن »

922
00:54:48,180 --> 00:54:50,340
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

923
00:54:58,540 --> 00:54:59,540
‫دوستت دارم

924
00:55:02,420 --> 00:55:03,420
‫اوهوم

925
00:55:04,820 --> 00:55:05,979
‫«اوهوم»؟

926
00:55:08,186 --> 00:55:09,841
‫می‌دونی که منم دوستت دارم. من...

927
00:55:09,866 --> 00:55:11,225
‫خیالم راحت شد!

928
00:55:13,133 --> 00:55:14,363
‫فقط...

929
00:55:15,620 --> 00:55:16,984
‫برام سؤالـه...

930
00:55:17,009 --> 00:55:18,169
‫چی برات سؤالـه؟

931
00:55:19,933 --> 00:55:23,692
‫به نظرت واسه این دوستم داری چون...

932
00:55:25,340 --> 00:55:27,477
‫فیلمنامه ایجاب می‌کنه که

933
00:55:27,700 --> 00:55:29,280
‫کلارا همچین حسی داشته باشه؟

934
00:55:30,260 --> 00:55:32,580
‫نسبت به کسی که دیده، شخصیت...

935
00:55:34,980 --> 00:55:36,220
‫الکس پالمر

936
00:55:41,140 --> 00:55:42,820
‫ولی تو الکس پالمر نیستی

937
00:55:43,647 --> 00:55:45,712
‫« قابلیت اشکال‌زدایی جدید »

938
00:55:57,260 --> 00:56:00,082
‫- یه بک‌آپ از وضعیت داشتیم
‫- خدا رو شکر

939
00:56:00,740 --> 00:56:02,699
‫ضرب‌آهنگ زمانی به حالت اول برگشت

940
00:56:02,700 --> 00:56:04,419
‫فکر کنم بتونیم مجدداً ارتباط هم برقرار کنیم

941
00:56:04,420 --> 00:56:06,059
‫- می‌تونم باهاش صحبت کنم؟
‫- فقط صوتی

942
00:56:06,060 --> 00:56:08,180
‫تا ری‌ست نکنیم تصویر نداریم

943
00:56:08,546 --> 00:56:09,698
‫برندی؟

944
00:56:10,906 --> 00:56:12,017
‫برندی؟

945
00:56:12,540 --> 00:56:14,259
‫- کیمی؟
‫- خدا رو شکر

946
00:56:14,260 --> 00:56:16,099
‫برندی؟ چی شده؟

947
00:56:16,100 --> 00:56:17,384
‫خودشونن

948
00:56:18,060 --> 00:56:19,820
‫- خودشون؟
‫- همون‌ها دیگه

949
00:56:20,580 --> 00:56:22,659
‫منظورت آدمای بیرونـه؟

950
00:56:22,660 --> 00:56:24,659
‫یه مشکل سخت‌افزاری داشتیم

951
00:56:24,660 --> 00:56:27,231
‫مجبوریم از همون سکانس آخر
‫فیلم رو پیش ببریم

952
00:56:27,860 --> 00:56:29,419
‫سکانس آخر؟ منظورت...

953
00:56:29,420 --> 00:56:31,619
‫همون سکانسی که
‫توی سوییت کلارا توی هتل بودی

954
00:56:31,620 --> 00:56:33,175
‫از همون بوسه‌ی بعد از گرفتن عقرب

955
00:56:33,200 --> 00:56:34,971
‫زمان زیادی براش گذشته

956
00:56:35,231 --> 00:56:37,322
‫صبر کن ببینم، قراره دوباره...

957
00:56:37,347 --> 00:56:39,467
‫سکانس عقرب رو از نو می‌گیریم، آره

958
00:56:42,020 --> 00:56:47,034
‫صبر کن، کلارا اینجاست و
‫اسم واقعیم و همه چی رو می‌دونه، ما...

959
00:56:47,191 --> 00:56:48,739
‫نه، نگرانش نباش

960
00:56:48,740 --> 00:56:52,099
‫به محض اینکه سکانس رو ری‌ست کنیم،
‫از لحظه‌ی ذخیره‌سازی به بعد رو یادش نمیاد

961
00:56:52,100 --> 00:56:53,633
‫خیلی‌خب، نسخه‌ی بک‌آپ حاضره

962
00:56:54,500 --> 00:56:55,779
‫چیزی رو یادش نمیاد؟

963
00:56:55,780 --> 00:56:58,219
‫نه، برمی‌گردیم سر فیلم،
‫نه خانی اومده نه خانی رفته

964
00:56:58,220 --> 00:56:59,744
‫چی رو یادم نمیاد؟

965
00:57:00,100 --> 00:57:01,699
‫حاضری؟

966
00:57:01,700 --> 00:57:05,454
‫بارگزاری نسخه‌ی پشتیبان.
‫چهار...

967
00:57:05,479 --> 00:57:07,319
‫- اتصال مجدداً برقرار شد
‫- سه

968
00:57:08,393 --> 00:57:09,432
‫دو

969
00:57:09,780 --> 00:57:11,954
‫- یک
‫- وایسا! نه، نه، نه، نه!

970
00:57:14,600 --> 00:57:16,520
‫قلبم توی سینه‌ام می‌کوبه

971
00:57:17,120 --> 00:57:18,319
!خودشه -
عالیـه -

972
00:57:18,344 --> 00:57:19,584
خدا رو شکر

973
00:57:25,840 --> 00:57:27,520
 اینجا دیالوگ داره

974
00:57:29,380 --> 00:57:30,499
برندی؟

975
00:57:31,286 --> 00:57:33,386
:باید بگی
«قلب من هم همینطور»

976
00:57:34,840 --> 00:57:35,920
برندی؟

977
00:57:37,080 --> 00:57:38,320
قلب من هم همینطور

978
00:57:39,640 --> 00:57:42,000
‫حس می‌کنم زمین دست از چرخیدن برداشته

979
00:57:42,393 --> 00:57:43,582
«من هم همینطور»

980
00:57:44,000 --> 00:57:45,440
:دیالوگ اینـه
«من هم همینطور»

981
00:57:48,120 --> 00:57:49,399
من هم همینطور

982
00:57:49,766 --> 00:57:51,046
وای بر من

983
00:57:55,040 --> 00:57:56,400
من یه زن متأهلم

984
00:57:58,040 --> 00:58:00,040
.نباید اینطوری رفتار کنم
...نمی‌تونم

985
00:58:01,360 --> 00:58:02,859
همچین احساسی داشته باشم

986
00:58:07,520 --> 00:58:08,908
«چه احساسی؟»

987
00:58:10,800 --> 00:58:12,181
چه احساسی؟

988
00:58:14,360 --> 00:58:15,935
مجبورم نکن به زبون بیارمش

989
00:58:22,000 --> 00:58:23,559
،خیلی‌خب
...دیالوگ اینجات اینـه که

990
00:58:23,560 --> 00:58:26,081
‫مجبور نیستی چیزی که
‫خودت نمی‌خوای رو به زبون بیاری

991
00:58:27,226 --> 00:58:28,544
دیالوگ این نیست

992
00:58:28,920 --> 00:58:30,760
چی؟ -
چه خبر شده؟ -

993
00:58:32,320 --> 00:58:33,400
تو باید بری

994
00:58:36,640 --> 00:58:38,480
.شنیدی که چی گفت
باید بری

995
00:58:39,800 --> 00:58:40,879
دلم نمی‌خواد

996
00:58:40,880 --> 00:58:42,719
!پناه بر خدا

997
00:58:42,720 --> 00:58:44,119
ولی باید بری

998
00:58:44,120 --> 00:58:46,320
‫آره، برندی. واقعاً باید بری!

999
00:58:46,840 --> 00:58:48,280
این بخشی از داستانـه

1000
00:58:50,200 --> 00:58:53,270
خیلی متأسفم، دکتر پالمر

1001
00:58:57,447 --> 00:58:58,704
من هم همینطور

1002
00:59:05,560 --> 00:59:06,919
اوضاع چطوره؟

1003
00:59:08,966 --> 00:59:10,166
برندی؟

1004
00:59:10,640 --> 00:59:12,145
می‌تونی... می‌تونی باهام حرف بزنی

1005
00:59:13,680 --> 00:59:14,763
من اینجام

1006
00:59:15,160 --> 00:59:16,468
باید تمرکز کنی

1007
00:59:16,493 --> 00:59:18,013
می‌تونی تمرکز کنی؟

1008
00:59:19,560 --> 00:59:21,759
ببین، فقط باید
خط داستانی رو پیش ببری

1009
00:59:21,760 --> 00:59:24,039
،و در زمان مناسب
دیالوگ آخر رو بگی

1010
00:59:24,040 --> 00:59:25,711
کاری کنی تیتراژ پایانی شروع بشه

1011
00:59:25,880 --> 00:59:28,230
،با شروع تیتراژ
می‌تونیم تو رو خارج کنیم

1012
00:59:28,255 --> 00:59:29,519
متوجه شدی؟

1013
00:59:30,280 --> 00:59:32,040
اگه... اگه نگم چی؟

1014
00:59:33,160 --> 00:59:33,999
چی؟

1015
00:59:34,266 --> 00:59:37,226
اگه دیالوگ پایانی رو نگم، چی میشه؟

1016
00:59:37,640 --> 00:59:41,040
خب، اونجا گیر میفتی

1017
00:59:41,960 --> 00:59:42,968
تا چند وقت؟

1018
00:59:42,993 --> 00:59:44,174
‫تا ابد

1019
00:59:45,174 --> 00:59:46,459
هوم

1020
00:59:48,040 --> 00:59:51,200
،گوش کن برندی
...اگه این اتفاق بیفته

1021
00:59:51,826 --> 00:59:54,206
...جسم واقعیت که اینجاست

1022
00:59:55,233 --> 00:59:56,473
می‌میره

1023
00:59:57,160 --> 00:59:59,431
...ولی... ولی روحم

1024
01:00:00,360 --> 01:00:02,480
،ضمیر خودآگاهم
...یا هر اسمی که داره، اون

1025
01:00:03,840 --> 01:00:05,080
اون همین‌جا می‌مونه؟

1026
01:00:05,799 --> 01:00:07,039
‫کنار اون؟

1027
01:00:10,313 --> 01:00:11,913
برندی، منظورت چیـه؟

1028
01:00:16,200 --> 01:00:17,148
هیچی

1029
01:00:17,173 --> 01:00:19,848
‫خوبـه. الان وقتِ رد دادن نیست

1030
01:00:20,160 --> 01:00:22,120
‫نمیدم. اتفاق بعدی چیـه؟

1031
01:00:22,720 --> 01:00:23,815
سکانس حیاط

1032
01:00:23,839 --> 01:00:25,359
میری بیرون سیگار بکشی

1033
01:00:25,360 --> 01:00:28,320
اتفاقی می‌شنوی که اُتو با کلاود
در مورد عقرب حرف می‌زنه‌

1034
01:00:28,920 --> 01:00:30,599
مشکلی نیست؟ -
نه -

1035
01:00:30,600 --> 01:00:32,413
میرم بیرون، سیگارم رو روشن می‌کنم

1036
01:00:32,438 --> 01:00:34,205
اتفاقی حرف‌های آدم بدها رو می‌شنوم

1037
01:00:36,920 --> 01:00:38,480
‫چه مرگش شده؟

1038
01:00:39,000 --> 01:00:40,639
من... نمی‌دونم

1039
01:00:40,640 --> 01:00:42,110
سکانس ۶۳

1040
01:00:42,134 --> 01:00:43,780
الکس توی باغ سیگار می‌کشه

1041
01:00:44,200 --> 01:00:46,759
‫خب، به مسئله رسیدگی کردی؟

1042
01:00:46,760 --> 01:00:48,039
نه، رئیس

1043
01:00:48,064 --> 01:00:49,335
‫« نسخه‌ی اصلی »
‫« پخش زنده »

1044
01:00:49,360 --> 01:00:52,279
‫دکتر عقرب رو
‫توی یه گیلاس به دام انداخت

1045
01:00:52,280 --> 01:00:53,728
وایسا ببینم. کدوم دکتر؟

1046
01:00:53,753 --> 01:00:55,633
دکتری که به خانم رسیدگی می‌کنه

1047
01:00:56,080 --> 01:00:58,399
یکم قبل‌تر، خورد زمین و
مچ پاش پیچ خورد

1048
01:00:58,400 --> 01:01:00,679
کاش گردنش می‌شکست

1049
01:01:00,680 --> 01:01:02,880
،در حالی که صداشون رو می‌شنوی
غافلگیر به نظر بیا

1050
01:01:02,904 --> 01:01:04,881
یادت نره، این اطلاعات برات تازگی داره

1051
01:01:04,906 --> 01:01:07,106
اون امشب می‌میره

1052
01:01:07,600 --> 01:01:10,199
‫عالیـه. حالا قبل از اینکه اون عوضی

1053
01:01:10,200 --> 01:01:12,959
‫در مورد نقشه‌ی پشت‌بوم حرف بزنه،
‫سریع برو اتاق کلارا

1054
01:01:12,960 --> 01:01:14,440
بیا نقشه‌ی سوم رو امتحان کنیم

1055
01:01:16,240 --> 01:01:18,679
،همونطور که توافق کردیم
نرده‌ها رو خراب کردی؟

1056
01:01:18,680 --> 01:01:20,719
قشنگ لق شدن، رئیس

1057
01:01:20,744 --> 01:01:21,944
عالیـه

1058
01:01:22,600 --> 01:01:25,759
دعوتش می‌کنم این بالا
تا منظره رو ببینه

1059
01:01:25,760 --> 01:01:27,799
...بعدش یه هل سریع میدم و

1060
01:01:27,800 --> 01:01:30,319
مشکلاتم به پایان می‌رسه

1061
01:01:32,840 --> 01:01:34,639
سلام -
الکس -

1062
01:01:34,640 --> 01:01:36,025
شوهرت می‌خواد تو رو بکشه

1063
01:01:36,049 --> 01:01:38,300
‫اگه اینم یکی از شوخی‌های مضحکتـه...

1064
01:01:39,187 --> 01:01:41,617
شوهرم ایرادات زیادی داره، دکتر پالمر

1065
01:01:41,654 --> 01:01:43,295
ولی قاتل نیست

1066
01:01:43,841 --> 01:01:45,187
‫عزیزدلم

1067
01:01:46,320 --> 01:01:47,519
شما کی هستی؟ -
...برن -

1068
01:01:47,520 --> 01:01:49,359
الکس پالمر -
کریستال، وضعیت چطوره؟ -

1069
01:01:49,360 --> 01:01:52,359
خیلی‌خب. واسه پرده‌ی سوم یه پیشنهادی دارم -
آهان -

1070
01:01:52,360 --> 01:01:55,279
،خب، در پایان این صحنه
الکس اتاق رو ترک می‌کنه

1071
01:01:55,280 --> 01:01:56,919
‫میره دنبال اُتو، تهدیدش می‌کنه

1072
01:01:56,920 --> 01:01:59,399
بعدش اُتو در مورد نرده‌های لق‌شده
به الکس میگه

1073
01:01:59,400 --> 01:02:01,279
ولی الکس از قبل می‌دونه
اونا قراره برن روی پشت‌بوم

1074
01:02:01,280 --> 01:02:03,374
پس اون قسمت یه جورایی اضافه‌کاریـه

1075
01:02:03,399 --> 01:02:04,359
درستـه

1076
01:02:04,720 --> 01:02:07,319
...پس چطوره به جای تعقیب اُتو

1077
01:02:07,320 --> 01:02:09,959
‫الکس بره اونطرف خیابون،
‫به طرف کلانتری

1078
01:02:09,960 --> 01:02:11,222
در مورد کلاود بهشون هشدار بده

1079
01:02:11,246 --> 01:02:12,639
بعدش می‌تونه با لوین ملاقات کنه

1080
01:02:12,640 --> 01:02:15,519
و اونجا حساسیتش رو تشخیص بده -
عالیـه -

1081
01:02:15,520 --> 01:02:16,940
‫اسمم رو به عنوان نویسنده میارید؟

1082
01:02:17,360 --> 01:02:18,239
اگه جواب بده

1083
01:02:18,240 --> 01:02:19,400
خیلی‌خب

1084
01:02:20,080 --> 01:02:22,479
جواب میده؟ -
از من نپرس. خودت گفتی عالیـه -

1085
01:02:22,480 --> 01:02:23,759
وقت نداریم نظرات‌شون رو نقد کنیم که

1086
01:02:23,760 --> 01:02:26,347
کمکی از دستم برمیاد، دکتر عزیز؟

1087
01:02:26,372 --> 01:02:28,182
دکتر داشت می‌رفت

1088
01:02:28,207 --> 01:02:30,459
بدرقه‌تون می‌کنم، دکتر پالمر

1089
01:02:34,200 --> 01:02:36,639
قسم می‌خورم همین صدا رو شنیدم -
کافیـه -

1090
01:02:36,640 --> 01:02:38,719
...خواهش می‌کنم، من -
می‌خوام این اتاق رو ترک کنی -

1091
01:02:38,720 --> 01:02:41,320
‫اصلاً از این هتل خراب‌شده برو.
‫برام مهم نیست.

1092
01:02:41,960 --> 01:02:43,600
دیگه هرگز نمی‌خوام ببینمت

1093
01:02:49,240 --> 01:02:50,240
عزیزم

1094
01:02:53,680 --> 01:02:56,359
خیلی‌خب، معمولاً اینجا رو
میری سمت چپ

1095
01:02:56,360 --> 01:02:58,569
‫آره. اُتو رو پیدا کنم، تعقیبش کنم

1096
01:02:58,594 --> 01:02:59,999
‫ته و توی نقشه‌ی پشت‌بوم رو دربیارم. فهمیدم

1097
01:03:00,024 --> 01:03:03,211
.نه، نه، نه. بازنویسی کردیم
یه داستان جدیده

1098
01:03:04,056 --> 01:03:04,895
خیلی‌خب

1099
01:03:04,920 --> 01:03:08,039
‫باید بری راست، به سمت کلانتری

1100
01:03:08,040 --> 01:03:09,039
اونطرف خیابون؟

1101
01:03:09,040 --> 01:03:10,839
‫و تقاضا کنی با
‫بالاترین درجه‌دارشون صحبت کنی

1102
01:03:10,840 --> 01:03:12,679
لوین رو میگی -
درستـه -

1103
01:03:12,680 --> 01:03:15,439
فقط کافیـه بهش بگی شوهر کلارا
داره یه نقشه‌ای می‌کشه

1104
01:03:15,440 --> 01:03:17,020
...حرفت رو باور نمی‌کنه، ولی

1105
01:03:17,045 --> 01:03:18,413
ولی حدس می‌زنم عطسه می‌کنه

1106
01:03:18,438 --> 01:03:20,161
حساسیتش به ادکلن رو تشخیص میدم

1107
01:03:20,185 --> 01:03:22,199
،اونم به موقع برای پایان داستان
منو به یاد میاره

1108
01:03:22,200 --> 01:03:23,679
آره، جواب میده -
ولی عجله کن، باشه؟ -

1109
01:03:23,680 --> 01:03:25,479
خیلی‌خب، داره یه سکانس جدید
خلق می‌کنه

1110
01:03:25,900 --> 01:03:28,939
‫نمای داخلی. کلانتری. شب

1111
01:03:31,200 --> 01:03:33,119
فقط یه سگ؟

1112
01:03:33,366 --> 01:03:35,686
بون‌بون فقط یه سگ نبود

1113
01:03:36,120 --> 01:03:37,879
و اون به قتل رسید

1114
01:03:37,880 --> 01:03:39,679
!وای نه، مادام روبن

1115
01:03:39,680 --> 01:03:41,429
یادم نبود هنوز داخل نمایشـه

1116
01:03:41,454 --> 01:03:42,479
اوه -
!لعنتی -

1117
01:03:42,480 --> 01:03:45,800
.برندی، خانم فرانسوی رو نادیده بگیر
صف رو بشکن

1118
01:03:46,480 --> 01:03:49,519
‫باید با عالی‌رتبه‌ترین بازرس‌تون صحبت کنم

1119
01:03:49,520 --> 01:03:51,799
.لطفاً صبر کنید نوبت‌تون بشه
مادام اول اینجا بودن

1120
01:03:51,800 --> 01:03:54,252
و من دارم گزارش یک قتل رو میدم

1121
01:03:54,440 --> 01:03:57,375
بله، قتل سگ بینوای نازنین‌تون

1122
01:03:57,400 --> 01:03:59,159
درستـه -
منم برای همین اینجام -

1123
01:03:59,160 --> 01:04:00,119
واقعاً؟

1124
01:04:00,120 --> 01:04:01,159
نخیر

1125
01:04:01,160 --> 01:04:04,961
بله، من مرد مسئولِ
 به قتل رسوندن بون‌بون رو می‌شناسم

1126
01:04:05,240 --> 01:04:07,039
بون‌بون؟ -
سگ مادام -

1127
01:04:07,040 --> 01:04:08,119
می‌شناسی؟

1128
01:04:08,120 --> 01:04:11,239
بله. خطرناک‌ترین روانی

1129
01:04:11,240 --> 01:04:12,679
و این روانی کیـه؟

1130
01:04:12,680 --> 01:04:15,439
‫فقط به عالی‌رتبه‌ترین بازرس اینجا میگم

1131
01:04:15,440 --> 01:04:17,800
قضیه چیـه؟
رفتارت رو توضیح بده

1132
01:04:20,360 --> 01:04:21,480
چهار دقیقه مونده

1133
01:04:22,160 --> 01:04:23,959
‫برندی، فقط خلاصه‌اش کن و بزن به چاک

1134
01:04:23,960 --> 01:04:26,319
سگ این زن توسط
کلاود رایس ‌لشر به قتل رسیده

1135
01:04:26,320 --> 01:04:28,880
.به زودی زنش رو می‌کشه
چند روزه داره تلاش می‌کنه

1136
01:04:29,560 --> 01:04:31,399
در مورد چی حرف می‌زنی؟

1137
01:04:32,640 --> 01:04:34,879
.در ضمن، من یه دکترم
به بوی ادکلنت حساسیت داری

1138
01:04:34,880 --> 01:04:36,759
،عوضش کن
اونوقت دیگه عطسه نمی‌کنی

1139
01:04:36,760 --> 01:04:39,359
خیلی‌خب، منتظر
صدای شلیک باشید، باشه؟

1140
01:04:39,360 --> 01:04:40,880
و این چهره رو یادتون باشه

1141
01:04:43,213 --> 01:04:45,693
آخرین اقدام قریب‌الوقوع به قتل

1142
01:04:48,920 --> 01:04:49,800
اوه، کلاود

1143
01:04:50,340 --> 01:04:51,820
خیلی عاشقانه‌ست

1144
01:04:52,600 --> 01:04:54,039
همه چی مرتبـه؟

1145
01:04:54,040 --> 01:04:56,440
...بله، فقط اینکه

1146
01:04:57,160 --> 01:04:58,760
این روزا خیلی سرت شلوغ بوده

1147
01:04:59,976 --> 01:05:03,295
فکر کردم دیگه وقتشـه
به چیزی که لایقشی برسی

1148
01:05:03,320 --> 01:05:04,360
عزیزم

1149
01:05:09,480 --> 01:05:10,319
کافی بود؟

1150
01:05:12,200 --> 01:05:14,446
فکر کنیم -
مطمئن نیستید؟ -

1151
01:05:14,471 --> 01:05:15,648
سه دقیقه باقی مونده

1152
01:05:15,673 --> 01:05:16,873
فقط برو سمتِ پشت‌بوم

1153
01:05:19,000 --> 01:05:20,520
چقدر خاطرجمع هستیم؟

1154
01:05:21,663 --> 01:05:23,062
۴.۵

1155
01:05:23,087 --> 01:05:24,327
از چند؟

1156
01:05:25,320 --> 01:05:26,699
بعداً بهت میگم

1157
01:05:27,800 --> 01:05:29,359
...این نقطه رو انتخاب کردم

1158
01:05:29,360 --> 01:05:34,119
تا بتونی از بهترین
چشم‌انداز کل قاهره لذت ببری

1159
01:05:34,120 --> 01:05:35,520
‫واقعاً فکر همه‌جاش رو کردی

1160
01:05:35,545 --> 01:05:36,745
قطعاً همینطوره

1161
01:05:37,113 --> 01:05:38,221
خدای من

1162
01:05:38,640 --> 01:05:42,000
چراغ‌نفتی‌های زیبای
دست‌فروش‌های خیابونی رو ببین

1163
01:05:43,080 --> 01:05:44,520
من پیداشون نمی‌کنم

1164
01:05:44,902 --> 01:05:46,268
بیا یکم نزدیک‌تر

1165
01:05:46,292 --> 01:05:47,644
از روی نرده خم شو

1166
01:05:47,680 --> 01:05:50,280
...من
یکم کثیف به نظر میاد

1167
01:05:50,640 --> 01:05:51,760
فکر نکنم

1168
01:05:53,200 --> 01:05:56,119
ولی... ولی خیلی خطرناک به نظر میاد

1169
01:05:56,120 --> 01:05:58,315
‫این حرف‌ها چیـه؟ بهش تکیه بده

1170
01:05:58,340 --> 01:06:00,759
من... من واقعاً دوست ندارم -
!گفتم تکیه بده -

1171
01:06:00,760 --> 01:06:02,626
کلاود، تو چت شده؟

1172
01:06:06,880 --> 01:06:09,235
فقط به حرفم گوش کن

1173
01:06:09,260 --> 01:06:12,300
!نه، خواهش می‌کنم، نه -
!از روی نرده خم شو. خم شو -

1174
01:06:12,760 --> 01:06:13,679
چی؟

1175
01:06:13,680 --> 01:06:14,763
!ازش دور شو

1176
01:06:14,787 --> 01:06:16,137
یک قدم هم جلوتر نیا

1177
01:06:16,162 --> 01:06:18,239
کلانتری اونطرف خیابونـه

1178
01:06:18,240 --> 01:06:20,435
،اگه ماشه رو بکشی
اونا دوان‌دوان خودشون رو می‌رسونن

1179
01:06:20,460 --> 01:06:24,300
خب، این ریسکیـه که حاضرم بپذیرم

1180
01:06:25,280 --> 01:06:26,919
!الکس، نه

1181
01:06:32,680 --> 01:06:35,200
بیا ببینم

1182
01:06:37,720 --> 01:06:40,636
‫می‌دونستم یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌تـه

1183
01:06:40,661 --> 01:06:42,439
مگه نه؟ دکتر عزیز

1184
01:06:42,440 --> 01:06:44,160
...خب

1185
01:06:45,160 --> 01:06:47,079
خط داستانی واقعاً
از این وضعیت خوشش نمیاد

1186
01:06:47,080 --> 01:06:49,708
اینجا پایان کارِ هر دوی شماست

1187
01:06:57,816 --> 01:06:59,206
تو؟

1188
01:07:01,073 --> 01:07:02,513
چرا اینطوری کرد؟

1189
01:07:02,920 --> 01:07:05,456
‫- من نمی‌دونـ...
‫- کلاود قرار نیست بمیره

1190
01:07:06,240 --> 01:07:07,519
نه، قرار نیست

1191
01:07:07,953 --> 01:07:09,673
پلیس درحال نزدیک شدن

1192
01:07:10,280 --> 01:07:12,079
لعنتی، کلارا رو بازداشت می‌کنن

1193
01:07:12,080 --> 01:07:13,639
،اگه این کار رو بکنن
چه اتفاقی میفته؟

1194
01:07:13,640 --> 01:07:15,676
...خب به کلارا دستبند می‌زنن و

1195
01:07:15,900 --> 01:07:18,039
به اتهام قتل، کشان‌کشان می‌برنش

1196
01:07:18,040 --> 01:07:20,599
ولی الکس هنوزم می‌تونه در حالی که
کلارا رو می‌برن، دیالوگ پایانی رو بگه

1197
01:07:20,600 --> 01:07:22,347
همین باید برای شروع تیتراژ کافی باشه

1198
01:07:22,371 --> 01:07:24,335
پس یه داستانِ پر اشک و آه میشه؟

1199
01:07:24,360 --> 01:07:27,439
‫عشق جوانی که
‫با زندانی شدن یکی‌شون نابود میشه؟

1200
01:07:27,440 --> 01:07:29,600
.من نمی‌دونم
فرق کرده، ولی جواب میده

1201
01:07:30,153 --> 01:07:31,604
یکم از زمان خودش جلوتره

1202
01:07:31,629 --> 01:07:33,639
‫مهم‌تر از همه اینـه که
‫برندی رو میاره بیرون

1203
01:07:33,664 --> 01:07:35,101
من کشتمش

1204
01:07:35,279 --> 01:07:36,879
برندی، پایان جدید -
من کشتمش -

1205
01:07:36,880 --> 01:07:39,559
پلیس داره میاد -
پلیس داره میاد -

1206
01:07:39,560 --> 01:07:41,199
دستگیرش می‌کنن -
دستگیرت می‌کنن -

1207
01:07:41,200 --> 01:07:43,319
بذار بکنن -
آره، بذار بکنن -

1208
01:07:43,320 --> 01:07:44,679
بعدش چی میشه؟

1209
01:07:44,680 --> 01:07:46,454
میفته زندان. خب که چی؟

1210
01:07:46,479 --> 01:07:48,919
تا کی؟ -
از دیدگاه اون، تا ابد -

1211
01:07:48,920 --> 01:07:51,261
.ولی اون وجود خارجی نداره
پس چه اهمیتی داره، برندی؟

1212
01:07:51,286 --> 01:07:53,661
.من توی قفس متولد شدم
باید توی قفس هم بمیرم

1213
01:07:54,240 --> 01:07:55,239
...من

1214
01:07:55,240 --> 01:07:56,359
!نه

1215
01:08:01,130 --> 01:08:02,855
چیکار می‌کنی؟

1216
01:08:02,880 --> 01:08:04,879
به پلیس می‌گیم من به شوهرت شلیک کردم -
نه -

1217
01:08:04,880 --> 01:08:05,799
منو دستگیر می‌کنن

1218
01:08:05,800 --> 01:08:07,578
نه -
حرفم رو باور کن. این بهترین راهـه -

1219
01:08:07,603 --> 01:08:08,722
من بهشون اجازه نمیدم

1220
01:08:08,747 --> 01:08:10,053
خط داستانی در وضعیت بحرانی قرار داره

1221
01:08:14,440 --> 01:08:15,480
دوستت دارم

1222
01:08:17,920 --> 01:08:19,040
منم تو رو دوست دارم

1223
01:08:32,840 --> 01:08:33,840
منو ببخش

1224
01:08:35,480 --> 01:08:37,120
!کلارا، نه

1225
01:08:37,960 --> 01:08:39,600
چیکار می‌کنی؟ -
!ایست -

1226
01:08:40,520 --> 01:08:42,137
جُم نخور، وگرنه شلیک می‌کنم

1227
01:08:42,480 --> 01:08:43,628
اسلحه‌ات رو بنداز

1228
01:08:43,653 --> 01:08:45,985
‫وایسید. من اون زن رو می‌شناسم

1229
01:08:46,520 --> 01:08:47,640
...اون یه دکتره. اون

1230
01:08:49,160 --> 01:08:50,400
!نه

1231
01:08:51,040 --> 01:08:52,092
خدایا

1232
01:09:00,200 --> 01:09:01,519
!نه

1233
01:09:08,039 --> 01:09:09,622
نه. نه

1234
01:09:13,360 --> 01:09:14,720
‫برای من اشک نریز

1235
01:09:19,440 --> 01:09:20,560
‫فراموشم نکن

1236
01:09:26,280 --> 01:09:27,793
خط داستانی داره بسته میشه؟

1237
01:09:29,720 --> 01:09:30,974
« ضربان قلب افزایش یافته »

1238
01:09:32,560 --> 01:09:34,200
بدنش داره وارد شوک میشه

1239
01:09:34,880 --> 01:09:37,840
.تا وقتی تیتراژ رو نیاره نمی‌تونم خارجش کنم
باید دیالوگ رو بگه

1240
01:09:39,160 --> 01:09:40,428
دیالوگ رو بگو، برندی

1241
01:09:41,420 --> 01:09:42,557
دیالوگ رو بگو

1242
01:09:44,227 --> 01:09:45,400
!نه

1243
01:09:55,640 --> 01:09:57,000
برندی

1244
01:09:58,560 --> 01:09:59,960
برندی، دیالوگ رو بگو

1245
01:10:01,600 --> 01:10:02,959
دیالوگ رو بگو، برندی

1246
01:10:06,840 --> 01:10:08,040
...تا ابد

1247
01:10:09,640 --> 01:10:10,960
باهات می‌مونم

1248
01:10:28,240 --> 01:10:30,240
یه پایان داریم -
در حال خارج‌سازی -

1249
01:10:31,360 --> 01:10:33,519
‫به نظرت موفقیت‌آمیز بود؟
‫پایان رو میگم

1250
01:10:33,520 --> 01:10:35,040
برای من که بود

1251
01:10:36,560 --> 01:10:37,695
تیتراژ رو بیارید

1252
01:10:47,126 --> 01:10:48,886
« پایان »

1253
01:11:03,920 --> 01:11:05,945
‫چشم همه‌ی اهالی استودیو رو تر کردی

1254
01:11:24,560 --> 01:11:25,879
...در قرن گذشته

1255
01:11:25,880 --> 01:11:29,120
کی‌ورث پیکچرز، مهمانان رو
 به «هتل روِری» دعوت کرد

1256
01:11:29,640 --> 01:11:33,199
حالا، به کمک ری‌دریم و
...دوستان ما در استریم‌بری

1257
01:11:33,200 --> 01:11:35,492
مایلیم که بازگشت شما رو خوش‌آمد بگیم

1258
01:11:36,440 --> 01:11:39,599
شاید متوجه‌ی چند تغییر
در این مکان قدیمی بشید

1259
01:11:39,600 --> 01:11:41,533
...دکتر برجسته، الکس پالمر

1260
01:11:41,557 --> 01:11:44,764
‫با وارث ثروتمند مصیبت‌زده،
‫کلارا رایس، روبرو میشه

1261
01:11:44,789 --> 01:11:47,599
.پیشخدمت، یه پیک اسکاچِ دیگه بیار، لطفاً
شما چی میل دارید؟

1262
01:11:47,600 --> 01:11:49,400
ممنون. بلک‌رُز

1263
01:11:50,000 --> 01:11:51,409
یک رُز برای رُز

1264
01:11:52,659 --> 01:11:54,784
« شروع یک عاشقانه »

1265
01:11:54,809 --> 01:11:58,144
وقتی سکوت پیانو رو می‌بینم
تمام غم‌های دنیا توی دلم تلنبار میشه

1266
01:11:58,680 --> 01:11:59,719
احمقانه‌ست، می‌دونم

1267
01:11:59,720 --> 01:12:03,319
،اگه بخواید قطعه‌ی «مهتاب» رو بشنوید
براتون اجرا می‌کنم

1268
01:12:03,320 --> 01:12:05,799
‫با این حال، حتی با وجود اینکه
‫علاقه‌ی اون‌ها به هم بیشتر میشد،

1269
01:12:05,800 --> 01:12:09,159
‫از این ماجرا بی‌خبر بودن که
‫همسر شیطان‌صفت کلارا، کلاود،

1270
01:12:09,160 --> 01:12:10,639
‫نقشه‌ی قتل اون رو در سر داره

1271
01:12:10,640 --> 01:12:14,079
‫همسر ملعون من
‫سگ‌جون‌تر از این حرف‌هاست

1272
01:12:14,080 --> 01:12:15,839
‫ولی امشب می‌میره

1273
01:12:15,840 --> 01:12:16,759
تکون نخور

1274
01:12:16,760 --> 01:12:18,919
‫وای، خدایا!

1275
01:12:19,960 --> 01:12:21,439
« عشق ممنوعه »

1276
01:12:21,440 --> 01:12:23,672
،تولد دوباره‌ی هتل روری »
« به استریم‌بری رنگ‌ورو بخشید

1277
01:12:23,697 --> 01:12:25,885
« برندی فرایدی در نقش دکتر الکس پالمر »

1278
01:12:26,814 --> 01:12:29,960
« دوروثی چمبرز در نقش کلارا رایس لشر »

1279
01:12:30,353 --> 01:12:33,644
« هتل روری »
« تولد دوباره »

1280
01:12:40,560 --> 01:12:42,120
« هتل روری »
« تولد دوباره »

1281
01:12:54,280 --> 01:12:58,120
« از طرف کیمی »

1282
01:13:09,280 --> 01:13:12,400
« به جک گفتم یه هدیه واست جور کنه »
« !خوش بگذره » « کیمی »

1283
01:13:21,880 --> 01:13:25,280
« ری‌دریم »
« شروع »

1284
01:13:26,560 --> 01:13:29,400
‫تظاهر کنم که یه تماس عادیـه؟

1285
01:13:30,640 --> 01:13:31,759
خب، بله

1286
01:13:31,760 --> 01:13:34,559
حق با شماست، کاپیتان کی‌ورث

1287
01:13:35,880 --> 01:13:38,319
‫منتظر بودم زنگ بخوره،

1288
01:13:38,320 --> 01:13:39,999
‫ولی اصلاً وصل نیست، مگه نه؟

1289
01:13:40,000 --> 01:13:41,252
نه

1290
01:14:00,520 --> 01:14:03,440
سلام، منزل رایس ‌لشر

1291
01:14:06,207 --> 01:14:07,377
سلام

1292
01:14:07,680 --> 01:14:08,680
شما؟

1293
01:14:10,640 --> 01:14:12,501
یه... دوست؟

1294
01:14:13,920 --> 01:14:14,960
شما رو می‌شناسم؟

1295
01:14:17,400 --> 01:14:19,440
بله و خیر

1296
01:14:22,400 --> 01:14:24,113
چه پاسخِ کنجکاوکننده‌ای

1297
01:14:24,553 --> 01:14:25,953
خب، بیشتر برام بگو

1298
01:14:27,840 --> 01:14:29,440
چقدر وقت داری؟

1299
01:14:30,560 --> 01:14:32,320
...چون صدای پرمحبتی داری

1300
01:14:34,480 --> 01:14:36,280
‫هر چقدر که بخوای وقت دارم

1301
01:14:36,304 --> 01:14:46,304
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1302
01:14:46,328 --> 01:14:56,328
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

