﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:02,550
‫به‌نظرت این میز از کِی اینجا هست؟

2
00:00:02,625 --> 00:00:03,842
‫- جانم؟
‫- آدم کنجکاو میشه

3
00:00:03,917 --> 00:00:06,258
‫موندم فیورلو لاگواردیا هم
‫پشت این میز نشسته؟

4
00:00:06,333 --> 00:00:07,666
‫اون این شهر رو ساخت

5
00:00:08,125 --> 00:00:09,833
‫« آنچه گذشت… »

6
00:00:10,750 --> 00:00:13,258
‫فاگی!

7
00:00:13,333 --> 00:00:17,292
‫شنیدم اون شب سعی کردی
‫بنجامین پویندکستر رو بکُشی

8
00:00:18,917 --> 00:00:21,508
‫کناراومدن با ذات خشن واقعاً سخته

9
00:00:21,583 --> 00:00:23,592
‫تنفر از افساری که به گردنمون داره

10
00:00:23,667 --> 00:00:24,883
‫آدام الان کجاست؟

11
00:00:24,958 --> 00:00:27,217
‫آزادم کن!

12
00:00:27,292 --> 00:00:30,217
‫امشب قراره از ثروتمندترین افراد نیویورک
‫پول بخوای

13
00:00:30,292 --> 00:00:32,833
‫دنبال قدرت و نفوذن،‌ درست،
‫ولی نیازی بهش ندارن

14
00:00:33,500 --> 00:00:35,883
‫من شهردار این شهرم

15
00:00:35,958 --> 00:00:40,258
‫برنمی‌تابم که ملت
‫با لباس‌های مسخره ول بچرخن

16
00:00:40,333 --> 00:00:42,958
‫قانون باید بر همه چی حاکم بشه

17
00:00:43,792 --> 00:00:45,291
‫اسم من میوزه

18
00:00:45,315 --> 00:00:55,315
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

19
00:00:55,339 --> 00:01:05,339
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

20
00:02:11,458 --> 00:02:12,457
‫بیا بیرون

21
00:02:14,208 --> 00:02:15,633
‫معمولاً خرت‌وپرت‌هاشون رو جمع می‌کنیم

22
00:02:15,708 --> 00:02:17,758
‫ولی نمی‌ذارن این حروم‌زاده چیزی نگه‌داره؛

23
00:02:17,833 --> 00:02:22,250
‫واسه همین انگار امروز سبک‌بالیم.
‫دست‌هاتو بیار جلو

24
00:02:28,042 --> 00:02:29,042
‫راه بیفت

25
00:02:31,792 --> 00:02:33,041
‫کجا داریم میریم؟

26
00:02:36,083 --> 00:02:37,750
‫می‌دونید که من تحت‌نظارت ویژه‌ام؟

27
00:02:38,250 --> 00:02:39,592
‫- تا زمان فرجام‌خواهیم…
‫- خبر داریم

28
00:02:39,667 --> 00:02:43,008
‫نظارت ویژه.
‫امان از این اصطلاحات جدید

29
00:02:43,083 --> 00:02:45,883
‫قدیم‌ها فقط می‌گفتیم
‫پلیس، آدم‌فروش و روانی

30
00:02:45,958 --> 00:02:47,917
‫تو کدومشی، پویندکستر؟

31
00:02:49,083 --> 00:02:50,592
‫من اصلاً نباید اینجا باشم

32
00:02:50,667 --> 00:02:52,958
‫آره، اینو که همیشه می‌شنویم

33
00:02:53,917 --> 00:02:54,917
‫پشت خط وایسا

34
00:02:57,292 --> 00:02:58,508
‫اینجا کجاست؟

35
00:02:58,583 --> 00:03:00,342
‫به خونه‌ی جدیدت خوش اومدی

36
00:03:00,417 --> 00:03:03,125
‫بهم گفته بودن… من قرار…

37
00:03:06,458 --> 00:03:09,332
‫به بند عمومی خوش اومدی،
‫مأمور پویندکستر

38
00:04:41,340 --> 00:04:47,340
‫« دردویل: تولدی دوباره »

39
00:04:58,167 --> 00:04:59,300
‫می‌خواستم بدونی که

40
00:04:59,375 --> 00:05:01,967
‫بودجه‌ی پروژه‌ی رد هوک من جور شده

41
00:05:02,042 --> 00:05:03,592
‫هم دولتی هم خصوصی

42
00:05:03,667 --> 00:05:06,042
‫تبریک میگم.
‫لیاقت خوشحالی رو داری

43
00:05:07,250 --> 00:05:12,050
‫می‌دونم احتمالاً اون‌قدری که باید
‫قدردان زحماتت و تمام چیزهایی

44
00:05:12,125 --> 00:05:15,083
‫که برامون ساختی نبودم. درجریانم

45
00:05:19,167 --> 00:05:21,967
‫واسه همین درکش واقعاً سخته که
‫چرا داری همه‌ش رو به باد میدی

46
00:05:22,042 --> 00:05:25,333
‫نه، متحولش می‌کنم، به بادش نمیدم

47
00:05:26,583 --> 00:05:28,958
‫نتیجه‌ی این پروژه

48
00:05:29,958 --> 00:05:33,408
‫ماحصلِ کاریه که تو
‫با سرمایه‌مون و با لوکا کردی

49
00:05:34,875 --> 00:05:37,250
‫اون یه پاپَتی بود که ادعای تاج‌وتخت داشت

50
00:05:38,083 --> 00:05:39,458
‫تماشاش عذاب محض بود

51
00:05:40,458 --> 00:05:42,158
‫واسه این نیاوردمت اینجا

52
00:05:43,292 --> 00:05:45,192
‫دلیلش چیز دیگه‌ایه

53
00:05:45,625 --> 00:05:47,125
‫همراهم بیا

54
00:06:01,125 --> 00:06:04,425
‫میگم، مدیسون یه جلسه با حضور همه
‫تو دفتر گذاشته

55
00:06:04,500 --> 00:06:05,900
‫برای شام برمی‌گردم

56
00:06:11,292 --> 00:06:12,292
‫من کُشتمش، مَت

57
00:06:13,208 --> 00:06:16,333
‫اصلاً می‌فهمی چه حسی داشت؟

58
00:06:17,417 --> 00:06:19,067
‫آره… فقط می‌تونم تصورش کنم

59
00:06:20,167 --> 00:06:23,300
‫فکر کنم بالاخره دارم می‌فهمم
‫که چطور اون خشونت

60
00:06:23,375 --> 00:06:27,175
‫از دردویل به میوز
‫و بعدش هم به من منتقل میشه

61
00:06:27,250 --> 00:06:29,467
‫شک دارم بشه میوز و دردویل رو یه‌کاسه کرد…

62
00:06:29,542 --> 00:06:31,300
‫اون‌قدرها نشدنی هم نیست

63
00:06:31,375 --> 00:06:34,258
‫اونها فقط یه مشت پسرن
‫که به بلوغ نرسیده‌ن،

64
00:06:34,333 --> 00:06:37,675
‫که پشت نقاب قایم شدن و می‌خوان
‫تظاهر کنن که کارشون خیلی پیچیده‌ست

65
00:06:37,750 --> 00:06:40,633
‫دیدگاه‌ت خیلی منفیه.
‫به‌نظرم این دوتا زمین تا آسمون فرق دارن

66
00:06:40,708 --> 00:06:43,008
‫- تو اونجا نبودی، مت
‫- نه، می‌دونم. حرفم اینه که…

67
00:06:43,083 --> 00:06:45,633
‫میوز قصد جونت رو کرده بود،
‫از اون سمت، دردویل نجاتت داد

68
00:06:45,708 --> 00:06:49,542
‫خودم خودم رو نجات دادم.
‫هردوشون فقط به فکر خودشون بودن

69
00:06:52,667 --> 00:06:53,925
‫می‌خوای من باز کنم؟

70
00:06:54,000 --> 00:06:55,124
‫نه، خودم باز می‌کنم

71
00:07:03,208 --> 00:07:06,000
‫صبح به‌خیر، آقای مرداک.
‫دکتر گلن هستن؟

72
00:07:29,208 --> 00:07:30,583
‫ونسا

73
00:07:32,000 --> 00:07:34,717
‫این دیگه چه بساطیه؟

74
00:07:34,792 --> 00:07:37,258
‫تو رو خدا به شوهرت بگو من… متأسفم.
‫نمی‌دونستم…

75
00:07:37,333 --> 00:07:38,458
‫حرف نزن

76
00:07:39,917 --> 00:07:43,675
‫بهت قول دادم که… نمی‌کُشمش.
‫سر قولم موندم

77
00:07:43,750 --> 00:07:47,166
‫من نباید اینجا باشم.
‫نمی‌دونستم!

78
00:07:50,292 --> 00:07:51,708
‫اون جزو ما نیست

79
00:07:53,000 --> 00:07:54,958
‫حق با اونه

80
00:07:55,667 --> 00:07:57,717
‫شما، با هردوتونم، خواهش می‌کنم

81
00:07:57,792 --> 00:08:00,592
‫به خدا قسم، به خدا…

82
00:08:00,667 --> 00:08:03,958
‫خـفـه شـو! نمی‌تونم

83
00:08:05,250 --> 00:08:06,250
‫ببخشید

84
00:08:07,833 --> 00:08:12,167
‫صداش تو گوشمه… دست‌هاش جلوی چشممه.
‫تحملش از توانم خارجه

85
00:08:13,917 --> 00:08:17,375
‫آقای کشمن، اینجا چیکار می‌کنید؟

86
00:08:18,375 --> 00:08:21,208
‫شهردار خواستن شخصاً این رو بهتون برسونم

87
00:08:22,333 --> 00:08:25,300
‫ایشون قدرت و شجاعتتون
‫در مقابله با اون روانی، میوز، رو

88
00:08:25,375 --> 00:08:27,208
‫به‌شدت تحسین کردن

89
00:08:28,750 --> 00:08:30,883
‫شهردار گفتن که:
‫«ایشون گنجینه‌ی شهر هستن»

90
00:08:30,958 --> 00:08:34,625
‫یه لحظه. شما یا شهردار فیسک
‫از کجا می‌دونستید خانم گلن اینجا می‌مونه؟

91
00:08:35,292 --> 00:08:38,042
‫شهردار عمیقاً نگران شهر و شهروندانش هستن

92
00:08:39,458 --> 00:08:42,583
‫روز خوش، جناب وکیل

93
00:08:48,167 --> 00:08:51,342
‫هدر، تو اون یارو رو از کجا می‌شناسی؟

94
00:08:51,417 --> 00:08:53,300
‫چرا تمام اینها رو ازم پنهون کردی؟

95
00:08:53,375 --> 00:08:56,208
‫من…

96
00:08:57,500 --> 00:09:01,500
‫من حالم بهتر از قبل شده. جدی میگم

97
00:09:02,833 --> 00:09:03,833
‫باور کن

98
00:09:05,083 --> 00:09:09,875
‫ونسا، اگه نتونم با تو باشم،

99
00:09:11,750 --> 00:09:13,542
‫از هم می‌پاشم

100
00:09:16,458 --> 00:09:20,125
‫خواهش می‌کنم. تو رو خدا

101
00:09:21,625 --> 00:09:23,542
‫آزادم کن

102
00:09:24,708 --> 00:09:26,550
‫هدر، جدی میگم.
‫از کجا می‌شناسیش؟

103
00:09:26,625 --> 00:09:29,583
‫- می‌خوای حواست به لحنت باشه؟
‫- لطفاً بهم بگو

104
00:09:31,458 --> 00:09:32,675
‫نمی‌تونم بگم؛ قضیه کاریه

105
00:09:32,750 --> 00:09:34,258
‫خواهشاً نگو که فیسک مراجعته

106
00:09:34,333 --> 00:09:35,508
‫جواب این سؤالت رو نمیدم، مت

107
00:09:35,583 --> 00:09:37,217
‫نه، تو… متوجه نیستی، خب؟

108
00:09:37,292 --> 00:09:40,133
‫اگه وارد زندگی تو شده،
‫پاش به زندگی ما هم باز شده

109
00:09:40,208 --> 00:09:41,300
‫این اصلاً اتفاق خوبی نیست

110
00:09:41,375 --> 00:09:44,217
‫اون شهرداره. تو زندگیِ همه هست

111
00:09:44,292 --> 00:09:48,208
‫خواهش می‌کنم. تو رو خدا، ونسا،

112
00:09:49,958 --> 00:09:51,458
‫لام تا کام حرف نمی‌زنم

113
00:09:53,000 --> 00:09:54,792
‫فقط میرم رد کارم

114
00:09:58,542 --> 00:10:00,875
‫نمی‌خواستم هیچ‌کدوم از اینها اتفاق بیفته

115
00:10:03,417 --> 00:10:04,758
‫نه، تو نخواستی

116
00:10:04,833 --> 00:10:08,258
‫شهردار فیسک و بانوی اول
‫صمیمانه از شما برای شرکت

117
00:10:08,333 --> 00:10:10,258
‫در مراسم افتتاحیه‌ی جشن سیاه‌وسفید،

118
00:10:10,333 --> 00:10:13,550
‫که عواید آن صرف پروژه‌ی احیای
‫بندر رد هوک می‌شود، دعوت می‌کنند.

119
00:10:13,625 --> 00:10:15,675
‫وای، لباس رسمی مشکی

120
00:10:15,750 --> 00:10:17,800
‫قصد رفتن که نداری؟

121
00:10:17,875 --> 00:10:20,175
‫خب، چرا نرم؟

122
00:10:20,250 --> 00:10:21,967
‫چون می‌خواد ماجرات رو
‫به نفع خودش تموم کنه

123
00:10:22,042 --> 00:10:24,300
‫می‌خواد از آسیب روحی تو استفاده کنه
‫تا حرف خودش رو به کرسی بشونه

124
00:10:24,375 --> 00:10:27,925
‫اگه حرفش اینه که عدالت‌جوها خطرناکن،
‫من طرفشم…

125
00:10:28,000 --> 00:10:30,300
‫هدر، باید بفهمی که
‫اون دنبال سوءاستفاده از توئه

126
00:10:34,625 --> 00:10:36,883
‫- متأسفم
‫- ونسا…

127
00:10:36,958 --> 00:10:39,583
‫- خواهش می‌کنم…
‫- چرا باهام نمیای؟

128
00:10:41,333 --> 00:10:43,217
‫بیا و نذار ماجرام رو به نفع خودش تموم کنه

129
00:10:43,292 --> 00:10:46,333
‫نه، به‌نظرم فکر خوبی نیست

130
00:10:46,958 --> 00:10:48,925
‫تازه، من دعوت نشدم

131
00:10:49,000 --> 00:10:50,292
‫ونسا…

132
00:10:51,167 --> 00:10:53,042
‫نوشته «خطاب به دکتر هدر گلن…

133
00:10:54,708 --> 00:10:55,708
‫و مهمانش»

134
00:10:59,083 --> 00:11:01,258
‫باشه، عالیه

135
00:11:01,333 --> 00:11:03,082
‫تو رو خدا، ونسا…

136
00:11:31,167 --> 00:11:34,133
‫من…

137
00:11:34,208 --> 00:11:36,583
‫قول میدم دیگه هیچ‌وقت ترکت نکنم

138
00:11:37,458 --> 00:11:38,458
‫می‌دونم

139
00:11:59,625 --> 00:12:00,625
‫آره

140
00:12:01,458 --> 00:12:03,250
‫باشه، ممنون که خبر دادی

141
00:12:04,542 --> 00:12:06,675
‫- دیر کردی
‫- شیک و مجلسی

142
00:12:06,750 --> 00:12:09,675
‫حالا ۱۰ دقیقه تأخیر شیکه،
‫ولی ۳۵ دقیقه زشته‌ها

143
00:12:09,750 --> 00:12:11,800
‫- من اومدم، چه خبره؟
‫- خیلی ممنون

144
00:12:11,875 --> 00:12:14,300
‫روبه‌راهی؟

145
00:12:14,375 --> 00:12:17,258
‫قیافه‌ت شده شکل اونهایی که تازه
‫از باشگاه مشت‌زنی نورث جرسی اومدن بیرون

146
00:12:17,333 --> 00:12:19,083
‫- ممنونم، کیرستن
‫- هوم

147
00:12:19,958 --> 00:12:22,358
‫حالم خوبه.
‫چرا مدیسون جلسه‌ی اضطراری گذاشته؟

148
00:12:22,625 --> 00:12:26,217
‫کریدی، لافلین و مک‌کیگن دارن
‫سر مسائل مالی مانع‌تراشی می‌کنن

149
00:12:26,292 --> 00:12:28,133
‫منظورت اسناد شرکتیه که مال موکلمونه؟

150
00:12:28,208 --> 00:12:29,217
‫خب

151
00:12:29,292 --> 00:12:33,175
‫میگن تمام پرونده‌های استیناف‌
‫به‌اندازه‌ی موکلمون، به اونها هم مربوط میشه

152
00:12:33,250 --> 00:12:34,925
‫- و چون ما درگیر دعوای حقوقی هستیم…
‫- نه…

153
00:12:35,000 --> 00:12:37,175
‫…اونها هیچ تعهد قانونی‌ای ندارن

154
00:12:37,250 --> 00:12:39,550
‫- که مدارک رو ارائه بدن
‫- به طرفِ بی‌گناه نمی‌خوره

155
00:12:39,625 --> 00:12:41,475
‫- همچین موضعی بگیره، مگه نه؟
‫- نه

156
00:12:42,792 --> 00:12:46,592
‫انگار رویکردِ نیش‌دارِ وکالتت
‫واقعاً داره جواب میده

157
00:12:46,667 --> 00:12:47,967
‫اومده اینجا؟

158
00:12:48,042 --> 00:12:50,542
‫آره، صبر کن. فقط…

159
00:12:52,000 --> 00:12:53,250
‫یه چیز دیگه هم هست

160
00:12:56,125 --> 00:12:57,375
‫پویندکستر

161
00:12:58,833 --> 00:13:00,675
‫- چی؟ چی شده مگه؟
‫- همین‌الان یکی از

162
00:13:00,750 --> 00:13:03,508
‫همکارهای سابقم تو حوزه‌ی جنوبی
‫باهام تماس گرفت

163
00:13:03,583 --> 00:13:08,175
‫گویا دو روز پیش دکس رو از بازداشت حفاظتی
‫منتقل کردن به بند عمومی

164
00:13:08,250 --> 00:13:10,500
‫چه شود! نمی‌تونیم بریم ردیف جلو بشینیم؟

165
00:13:11,833 --> 00:13:15,417
‫دلیل تماس دوستم این بود که
‫پویندکستر می‌خواد با تو…

166
00:13:16,208 --> 00:13:17,633
‫- حرف بزنه
‫- با من؟

167
00:13:17,708 --> 00:13:18,758
‫- آره
‫- چرا؟

168
00:13:18,833 --> 00:13:19,917
‫من…

169
00:13:20,875 --> 00:13:24,217
‫چه‌می‌دونم. برام هم مهم نیست.
‫برای تو هم نباید باشه

170
00:13:24,292 --> 00:13:25,708
‫کیرستن، کیرستن

171
00:13:27,375 --> 00:13:28,667
‫می‌دونیم کی منتقلش کرده؟

172
00:13:29,458 --> 00:13:31,758
‫- مطمئن بودم اینو می‌پرسی
‫- بهم بگو

173
00:13:33,958 --> 00:13:35,125
‫شهردار فیسک

174
00:13:36,708 --> 00:13:37,707
‫بیا

175
00:13:39,292 --> 00:13:40,416
‫مت، بیا

176
00:13:43,625 --> 00:13:45,800
‫قربان، با اینکه همیشه از

177
00:13:45,875 --> 00:13:47,925
‫جلسه‌های خارج‌ازبرنامه با شما
‫استقبال می‌کنم، ولی الان

178
00:13:48,000 --> 00:13:50,800
‫- وقتِ مصاحبه‌ی مطبوعاتیِ صبحگاهیه…
‫- لغوش کن

179
00:13:51,417 --> 00:13:54,967
‫امروز وقتِ روابط عمومی و دلقک‌بازی‌هایی مثل
‫بوسیدن سگ‌های ژاکت‌پوش تو بروکلین نیست

180
00:13:55,042 --> 00:13:56,217
‫این جزو برنامه‌مون بوده؟

181
00:13:56,292 --> 00:13:58,342
‫امروز، پیروزی‌هامون رو ارزیابی می‌کنیم

182
00:13:58,417 --> 00:14:00,508
‫تیم ویژه موفقیت‌آمیز بوده

183
00:14:00,583 --> 00:14:02,467
‫نمی‌دونم آخرین آمار رو دیدید یا نه،

184
00:14:02,542 --> 00:14:07,008
‫منتها جرائم عدالت‌جویان از زمان
‫برپایی تیم ویژه، ۳۰ درصد کاهش داشته

185
00:14:07,083 --> 00:14:08,903
‫اتحادیه‌ی آزادی‌های مدنی هم

186
00:14:08,979 --> 00:14:12,050
‫ درحال تنظیم ۱۳ تا شکایت مختلف
‫به‌خاطر روش‌های افراطیشونه

187
00:14:12,125 --> 00:14:15,167
‫بذار تنظیم کنن.
‫روش‌های افراطی جواب میده

188
00:14:15,750 --> 00:14:19,133
‫بماند که یه عالمه پوشش خبریِ مثبت هم داشتیم

189
00:14:19,208 --> 00:14:21,717
‫مثل اینکه صحبتت با بی‌بی یوریک…

190
00:14:21,792 --> 00:14:24,554
‫« فیسک ترمزِ میوز را کِشید! »
‫مثمرثمر واقع شده، دنیل

191
00:14:24,958 --> 00:14:27,358
‫- هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم، قربان
‫- شک ندارم

192
00:14:29,750 --> 00:14:31,550
‫به‌نظرم بیشتر از اینها هم ازت برمیاد

193
00:14:33,167 --> 00:14:34,208
‫خیلی بیشتر

194
00:14:35,292 --> 00:14:38,467
‫- ببخشید، قربان، من فقط…
‫- در مقام معاون ارتباطات رسانه‌ای شهردار

195
00:14:38,542 --> 00:14:41,917
‫- باورم نمیشه
‫- ببخشید قربان، ایشون؟

196
00:14:43,083 --> 00:14:46,258
‫با شورای شهر همکاری تنگاتنگی داشته باش

197
00:14:46,333 --> 00:14:49,333
‫مطمئن شو به برنامه‌هامون گوش میدن

198
00:14:51,792 --> 00:14:53,292
‫چشم، حتماً

199
00:14:53,917 --> 00:14:58,550
‫قربان، اگه جسارت نباشه،
‫البته واقعاً متأسفم، دنیل،

200
00:14:58,625 --> 00:15:02,967
‫ولی معتقدم کار با شورا
‫براش خیلی سنگینه…

201
00:15:03,042 --> 00:15:04,541
‫اتفاقاً جسارته

202
00:15:07,292 --> 00:15:10,217
‫دنیل آینده‌ی این شهره.
‫چرا باید سد راهش بشیم؟

203
00:15:10,292 --> 00:15:13,875
‫به خداوند قسم، قربان،
‫ناامیدتون نمی‌کنم

204
00:15:14,583 --> 00:15:18,383
‫من… شب و روز براتون کار می‌کنم.
‫قربان، براتون از جون مایه می‌ذارم

205
00:15:18,458 --> 00:15:21,250
‫مطمئنم که می‌کنی، مطمئنم که می‌ذاری

206
00:15:25,167 --> 00:15:27,708
‫شیلا، ونسا بررسی کرد

207
00:15:29,542 --> 00:15:33,750
‫این واقعاً میزِ فیورلو لاگواردیا هست. آره

208
00:15:38,125 --> 00:15:40,008
‫من باید شهادت بدم

209
00:15:40,083 --> 00:15:42,008
‫آقای مدیسون، ما به‌شدت با این کار مخالفیم

210
00:15:42,083 --> 00:15:43,092
‫نمی‌دونم

211
00:15:43,167 --> 00:15:46,342
‫شما دوتا، خانم سیاه‌پوست، آقای نابینا،
‫از ظاهر قضیه خوشم میاد

212
00:15:46,417 --> 00:15:48,633
‫حرفم اینه که باید دیده بشم

213
00:15:48,708 --> 00:15:51,508
‫- صدام باید شنیده بشه
‫- حرف حساب صدات دقیقاً چیه؟

214
00:15:51,583 --> 00:15:53,425
‫اینکه من روحم هم خبر نداشت، رفیق

215
00:15:53,500 --> 00:15:55,383
‫از ادغام اون مبالغ هیچ خبری نداشتم

216
00:15:55,458 --> 00:15:57,416
‫کل این ماجرا تقصیر من نیست

217
00:16:02,125 --> 00:16:03,124
‫دوباره بگو

218
00:16:05,083 --> 00:16:07,249
‫- جدی میگه؟
‫- آره، جدی میگم

219
00:16:13,833 --> 00:16:15,092
‫مادرم معلم بود

220
00:16:15,167 --> 00:16:17,842
‫مادربزرگم معلم بود.
‫دوست‌دخترم معلمه

221
00:16:17,917 --> 00:16:19,717
‫من عاشق معلم‌هام

222
00:16:19,792 --> 00:16:21,467
‫محاله من عمداً
‫کلاهبرداری کرده باشم…

223
00:16:21,542 --> 00:16:22,633
‫- کسشعر میگی
‫- مَت

224
00:16:22,708 --> 00:16:25,467
‫آقای مدیسون، تو این دنیا هر غلطی
‫دلت بخواد می‌کنی، خب؟

225
00:16:25,542 --> 00:16:27,050
‫خیر پیش، خودت راهت رو پیدا می‌کنی

226
00:16:27,125 --> 00:16:29,092
‫من قرار نیست قضاوتت کنم.
‫می‌خوام ازت دفاع کنم

227
00:16:29,167 --> 00:16:32,300
‫ما تو شرکت مرداک و مک‌دافی
‫کلی رویکرد برای این دفاع داریم

228
00:16:32,375 --> 00:16:35,092
‫اما تشویق‌ به‌ شهادت‌ دروغ‌ خط قرمز ماست

229
00:16:35,167 --> 00:16:37,008
‫چقدر کلمه میگی. متوجه حرف‌هات نمی‌شم

230
00:16:37,083 --> 00:16:40,092
‫یعنی اینکه برای من و شریکم
‫خلاف قانونه که

231
00:16:40,167 --> 00:16:42,675
‫موکلی رو به جایگاه شهود ببریم که
‫می‌دونیم دروغ میگه

232
00:16:42,750 --> 00:16:44,092
‫رفیق…

233
00:16:44,167 --> 00:16:47,208
‫تو از هر نفست داره دروغ می‌باره

234
00:16:48,542 --> 00:16:51,792
‫هر وقت خواستی سر تخفیف مجازات
‫با دادستانی چونه بزنی بهمون خبر بده

235
00:16:52,500 --> 00:16:53,592
‫آهای!

236
00:16:53,667 --> 00:16:55,633
‫آهای، آهای

237
00:16:55,708 --> 00:16:57,717
‫بهت گفتم فکر خوبی نیست که
‫وکالتش رو قبول کنیم

238
00:16:57,792 --> 00:17:00,175
‫آره، ولی قبولش کردیم؛
‫پس باید ازش دفاع کنیم

239
00:17:00,250 --> 00:17:03,050
‫- تو چت شده؟
‫- وجدانم به درد اومده

240
00:17:03,125 --> 00:17:05,133
‫- گند زدی به اصول وکالت
‫- باشه، قبوله، کیرستن،

241
00:17:05,208 --> 00:17:07,092
‫می‌خوای برگردم تو ازش عذرخواهی کنم؟

242
00:17:07,167 --> 00:17:10,508
‫نه. می‌خوام بدونم چه خبره.
‫به‌خاطر ماجرای پویندکستره؟

243
00:17:10,583 --> 00:17:12,300
‫نباید درجریانت می‌ذاشتم؟

244
00:17:12,375 --> 00:17:14,883
‫با تأخیر میای سر جلسه‌ها،
‫به موکلمون توهین می‌کنی…

245
00:17:14,958 --> 00:17:18,208
‫یا خدا، مَت،
‫انگار دیگه نمی‌شناسمت. چه خبره؟

246
00:17:21,292 --> 00:17:22,500
‫مَت

247
00:17:23,375 --> 00:17:25,008
‫می‌دونی، ما…

248
00:17:25,083 --> 00:17:28,008
‫ما پویندکستر رو انداختیم گوشه‌ی زندان،
‫ولی هیچی عوض نشد، خب؟

249
00:17:28,083 --> 00:17:30,425
‫از هکتور آیالا دفاع کردیم،
‫ولی باز به قتل رسید،

250
00:17:30,500 --> 00:17:34,258
‫احتمالاً به‌دست همون پلیس‌هایی که
‫دارن به شهروندها حمله می‌کنن

251
00:17:34,333 --> 00:17:39,050
‫خب؟ لیروی بردفورد سَرِ خوردنِ
‫یه جعبه پاپ‌کورن کاراملی می‌افته زندان

252
00:17:39,125 --> 00:17:41,342
‫میوز به هدر حمله می‌کنه،
‫ولی هدر میگه حق با فیسکه

253
00:17:41,417 --> 00:17:43,175
‫حالا این دیوث،
‫این جامعه‌ستیزِ ازدماغ‌فیل‌افتاده…

254
00:17:43,250 --> 00:17:44,342
‫- هیس
‫- …که کلاه معلم‌ها رو برداشته

255
00:17:44,417 --> 00:17:46,592
‫می‌تونه قسر دربره

256
00:17:46,667 --> 00:17:51,383
‫ما عدالت رو برقرار نمی‌کنیم، متوجهی؟
‫فقط داریم آب می‌ریزیم رو آتیشِ هرج‌ومرج

257
00:17:51,458 --> 00:17:54,958
‫اینجا، ما، کارمون…
‫انگار هیچ فایده‌ای نداره

258
00:17:57,708 --> 00:18:00,208
‫متوجهم، می‌فهمم

259
00:18:02,042 --> 00:18:04,458
‫بار سنگینیه، تو… تو…

260
00:18:06,083 --> 00:18:09,050
‫خیلی اذیت شدی.
‫ولی این‌طوری نمیشه

261
00:18:09,125 --> 00:18:11,833
‫می‌دونم، ببخشید، من… باید برم

262
00:18:15,000 --> 00:18:17,541
‫یا خدا، گوه توش

263
00:18:31,125 --> 00:18:33,800
‫مَت، می‌خوای همین‌جوری
‫مثل ولگردها وایسی بیرون،

264
00:18:33,875 --> 00:18:35,708
‫یا میای تو؟ یه چیزی بزن

265
00:18:44,125 --> 00:18:46,208
‫چشمم روشن. صفا آوردی، مَت

266
00:18:47,208 --> 00:18:48,875
‫آخرین باری که دیدمت…

267
00:18:49,667 --> 00:18:52,050
‫- مراسم خاکسپاری بود
‫- آره

268
00:18:52,125 --> 00:18:55,542
‫امیدوارم تلخی‌ها از خاطرِت برن

269
00:18:56,500 --> 00:18:59,800
‫و شیرینی‌ها تو خاطرت حَک بشن

270
00:18:59,875 --> 00:19:01,583
‫به‌سلامتی

271
00:19:04,458 --> 00:19:06,858
‫گمونم خوب شد که نمی‌تونم اینجا رو ببینم

272
00:19:07,583 --> 00:19:09,667
‫تو فکر بازگشاییش بودم

273
00:19:10,333 --> 00:19:13,625
‫ولی چشمم آب نمی‌خوره
‫اهالی محله همچین چیزی رو بخوان

274
00:19:14,667 --> 00:19:17,217
‫دفتر شهردار پیشنهاد وام داده

275
00:19:17,292 --> 00:19:19,792
‫بمیرم هم یه قرون از اون مردک نمی‌گیرم

276
00:19:22,792 --> 00:19:25,467
‫چری، چطور پیدام کردی؟

277
00:19:25,542 --> 00:19:26,667
‫کیرستن زنگ زد

278
00:19:27,542 --> 00:19:29,217
‫خواست حواسم بهت باشه

279
00:19:29,292 --> 00:19:31,083
‫خودم هم نگرانت بودم

280
00:19:32,250 --> 00:19:34,750
‫- در اختیار خودته، چری
‫- خوش به حالم

281
00:19:37,833 --> 00:19:39,467
‫باهام حرف بزن، مَت. چی شده؟

282
00:19:39,542 --> 00:19:42,392
‫خب، مثل اینکه غول از چراغ جادو دراومده

283
00:19:43,875 --> 00:19:45,833
‫خب، زمان‌بندیت یه کم بده

284
00:19:46,625 --> 00:19:49,900
‫فیسک داره با گرفتن عدالت‌جوها
‫برای خودش اسم‌ورسمی دست‌وپا می‌کنه

285
00:19:50,333 --> 00:19:52,133
‫شک ندارم دلش می‌خواد
‫سر تو رو هم بزنه سر نیزه

286
00:19:52,208 --> 00:19:53,292
‫بین سرهای بقیه

287
00:19:53,917 --> 00:19:56,342
‫می‌دونی که پویندکستر رو
‫منتقل کرده به بند عمومی

288
00:19:56,417 --> 00:19:59,083
‫این یعنی حکم اعدامش رو صادر کرده

289
00:20:02,792 --> 00:20:04,208
‫یه چیزی رو جا انداختیم، چری

290
00:20:04,958 --> 00:20:07,717
‫فیسک، پویندکستر، همه‌ش به هم ربط داره.
‫باید داشته باشه

291
00:20:07,792 --> 00:20:10,167
‫مت، قبلاً راجع‌بهش حرف زدیم

292
00:20:10,792 --> 00:20:14,508
‫خودمون کلی گشتیم،
‫دادستانی هم همین‌طور. باید قبول کنی

293
00:20:14,583 --> 00:20:16,883
‫پویندکستر فقط می‌خواست
‫یه حساب قدیمی رو تسویه کنه…

294
00:20:16,958 --> 00:20:19,758
‫- نه
‫- نه، با فاگی، و کارن، و تو

295
00:20:19,833 --> 00:20:22,133
‫چری، دارم بهت میگم قضیه
‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

296
00:20:22,208 --> 00:20:24,258
‫- مطمئنم
‫- می‌دونی، از دید من،

297
00:20:24,833 --> 00:20:27,008
‫تو شبیه آدمی هستی که
‫داره زندگیش رو به باد میده

298
00:20:27,083 --> 00:20:28,717
‫آره، شاید حق با تو باشه

299
00:20:28,792 --> 00:20:31,000
‫دنبال چی هستی، مَت؟
‫عذابِ بیشتر؟

300
00:20:32,208 --> 00:20:33,917
‫حالا که همه‌مون اینجاییم،

301
00:20:35,167 --> 00:20:37,542
‫بهتره رسمیش کنیم

302
00:20:38,500 --> 00:20:41,883
‫- نه، من نمی‌خورم، ممنون. ترک کردم
‫- اوه

303
00:20:41,958 --> 00:20:44,342
‫- ایولا
‫- منظورت چی بود «رسمیش کنیم»؟

304
00:20:44,417 --> 00:20:47,000
‫اوملونی، فاگی…

305
00:20:48,583 --> 00:20:51,925
‫هیچ‌وقت دور آخرش رو تموم نکرد

306
00:20:52,000 --> 00:20:54,542
‫- آره، ولی اون اوملونی نمی‌خورد
‫- چرا

307
00:20:55,417 --> 00:20:58,333
‫بی‌راه هم نیست، چون فاگی
‫آخرین مشتری‌ای بود که سفارش داد

308
00:20:59,583 --> 00:21:02,133
‫نه، نه، جوزی، به‌نظرم…
‫به‌نظرم در اشتباهی

309
00:21:02,208 --> 00:21:04,842
‫فکر می‌کنی من چند اقیانوس ویسکی ایرلندی
‫اینجا سرو می‌کنم؟

310
00:21:04,917 --> 00:21:06,708
‫می‌دونم مشتری‌هام چی می‌خورن

311
00:21:19,000 --> 00:21:20,875
‫داشت زودتر جشن می‌گرفت

312
00:21:22,333 --> 00:21:24,425
‫اون می‌دونست، فاگی می‌دونست

313
00:21:24,500 --> 00:21:27,633
‫شبی که مُرد، می‌دونست که
‫توی پرونده‌ش با بنی خُله برنده میشه

314
00:21:27,708 --> 00:21:30,342
‫مت، من واقعاً درتلاشم
‫درکت کنم، رفیق

315
00:21:30,417 --> 00:21:33,317
‫لعنتی، می‌دونست که برنده میشه.
‫ولی یکی دهنش رو بست

316
00:21:36,292 --> 00:21:37,292
‫من باید برم

317
00:21:40,083 --> 00:21:41,833
دست به عصا نشد

318
00:21:43,250 --> 00:21:44,624
‫متوجه نشدم

319
00:21:57,770 --> 00:21:59,315
‫اقدامات احتیاطی رو می‌دونید، آقای وکیل؟

320
00:21:59,390 --> 00:22:01,145
‫- بله
‫- دکمه‌ی فراخوان اضطراری

321
00:22:01,220 --> 00:22:02,720
‫- زیر میزه
‫- ممنون

322
00:22:14,060 --> 00:22:15,560
‫فکر نمی‌کردم بیای

323
00:22:17,180 --> 00:22:19,025
‫- برات احترام قائلم که…
‫- دهنت رو ببند

324
00:22:19,100 --> 00:22:20,645
‫احترامت بخوره تو سرت

325
00:22:20,720 --> 00:22:21,985
‫چرا فیسک می‌خواد سر به تنت نباشه؟

326
00:22:22,060 --> 00:22:24,560
‫اون اجیرت کرد تا فاگی نلسون رو بکُشی؟

327
00:22:28,430 --> 00:22:29,680
‫می‌شنوی؟

328
00:22:31,520 --> 00:22:32,600
‫صدای بیرون

329
00:22:35,560 --> 00:22:38,310
‫این صدای غرش جنگله، وکیل

330
00:22:43,020 --> 00:22:44,350
‫من برات همین حکم رو دارم؟

331
00:22:46,020 --> 00:22:47,020
‫حیوونم؟

332
00:22:48,390 --> 00:22:49,390
‫جزو اونام؟

333
00:22:51,680 --> 00:22:53,640
‫چون کل قضیه همینه، مگه نه؟

334
00:22:54,850 --> 00:22:58,140
‫کی شکارچیه و کی شکار؟

335
00:23:00,350 --> 00:23:01,970
‫خب، من هم سؤالاتی دارم

336
00:23:04,720 --> 00:23:08,315
‫همه خیال کردن که تو فقط یه تیرانداز روانی
‫هستی که افسار پاره کرده، مگه نه؟

337
00:23:08,390 --> 00:23:10,605
‫آره؟ تسویه‌حساب می‌کنی، انتقام می‌گیری

338
00:23:10,680 --> 00:23:12,020
‫ولی این‌طور نبود، مگه نه؟

339
00:23:13,680 --> 00:23:15,470
‫تو اون کار رو برای کسی کردی. نه؟

340
00:23:17,020 --> 00:23:19,220
‫برای فیسک اون کار رو کردی. مگه نه؟

341
00:23:20,430 --> 00:23:22,985
‫یه شب دیگه هم اینجا بمونم، شاید دیگه
‫نتونم هیچ‌وقت این سؤالت رو جواب بدم

342
00:23:23,060 --> 00:23:25,195
‫آخی، عزیزم، می‌خوای…
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

343
00:23:25,270 --> 00:23:27,560
‫می‌خوای درت بیارم؟
‫برات درخواست تجدیدنظر بدم؟

344
00:23:30,270 --> 00:23:31,680
‫توی یه دنیای دیگه،

345
00:23:32,850 --> 00:23:34,310
‫شاید تو وکیل‌مدافعم باشی

346
00:23:38,720 --> 00:23:40,970
‫چون آدمای خوب همین کار رو می‌کنن، نه؟

347
00:23:42,270 --> 00:23:43,920
‫از بدترین دشمن‌ها‌شون دفاع می‌کنن

348
00:23:50,810 --> 00:23:53,100
‫من دارم سر جونم چونه می‌زنم، وکیل

349
00:23:56,220 --> 00:23:58,810
‫می‌خوای بدونی فیسک اجیرم کرده بود یا نه؟

350
00:23:59,430 --> 00:24:02,140
‫می‌تونم بهت بگم…

351
00:24:03,470 --> 00:24:06,890
‫- ولی باید بیرون از اینجا باشم
‫- یه سر سوزن هم بهت اعتماد ندارم

352
00:24:08,390 --> 00:24:09,430
‫دروغ نمیگم

353
00:24:13,970 --> 00:24:16,775
‫آهای، نگهبان!

354
00:24:16,850 --> 00:24:18,525
‫داشت کله‌اش رو می‌کوبید به میز

355
00:24:18,600 --> 00:24:20,180
‫دیوونه‌ی عوضی

356
00:24:23,640 --> 00:24:24,815
‫ممنون، وکیل

357
00:24:24,890 --> 00:24:25,895
‫کون لقت!

358
00:24:25,970 --> 00:24:27,140
‫خداحافظ

359
00:25:07,350 --> 00:25:08,930
‫چه شیک شدی!

360
00:25:09,600 --> 00:25:11,390
‫سعی می‌کنم سطحم رو ببرم بالاتر دیگه

361
00:25:13,560 --> 00:25:15,600
‫دنیل، می‌خوام بدونی که

362
00:25:16,850 --> 00:25:20,220
‫من مخالف نیستم که معاون شهردار بشی،

363
00:25:20,810 --> 00:25:22,600
‫فقط به نظرم هنوز زوده

364
00:25:24,850 --> 00:25:26,720
‫می‌دونی وقتی تازه کارم رو شروع کردم…

365
00:25:27,350 --> 00:25:29,735
‫نمی‌دونم، خیلی نگران این بودم که

366
00:25:29,810 --> 00:25:32,195
‫با هم توی یه جبهه قرار می‌گیریم یا نه

367
00:25:32,270 --> 00:25:33,390
‫اوهوم

368
00:25:34,600 --> 00:25:35,770
‫باید بگم،

369
00:25:36,680 --> 00:25:38,470
‫دیگه اونقدر نگران نیستم

370
00:25:40,140 --> 00:25:41,680
‫باید برم با یکی حرف بزنم

371
00:25:53,180 --> 00:25:54,180
‫سلام

372
00:25:55,220 --> 00:25:56,220
‫سلام

373
00:25:57,770 --> 00:25:59,445
‫در جریانی که الان میونه‌مون شکرابه؟

374
00:25:59,520 --> 00:26:02,020
‫من خیلی پیگیر ماجرای تیم ویژه بودم

375
00:26:04,390 --> 00:26:05,390
‫بیش از حد

376
00:26:06,720 --> 00:26:07,930
‫ولی اقتضای کارمه و

377
00:26:08,770 --> 00:26:13,140
‫به لطف همین شدم
‫معاون ارتباطات رسانه‌ای شهردار

378
00:26:14,140 --> 00:26:15,850
‫- پشمام
‫- آره

379
00:26:17,600 --> 00:26:19,180
‫ببین، بی‌بی،

380
00:26:20,390 --> 00:26:24,100
‫نمی‌دونم چرا و چطور،

381
00:26:24,850 --> 00:26:28,770
‫ولی من یه‌جوری توی این بازی‌ام و

382
00:26:29,850 --> 00:26:34,060
‫مادامی‌که توی بازی باشم،
‫از جون و دل مایه میذارم تا وقتی که…

383
00:26:34,850 --> 00:26:37,100
‫نمی‌دونم، تا وقتی
‫یکی بهم بگه دست بردارم

384
00:26:38,520 --> 00:26:41,060
‫یعنی، ما رو نگاه

385
00:26:41,970 --> 00:26:44,180
‫اینجا چقدر خفنه

386
00:26:45,430 --> 00:26:49,020
‫نمی‌دونم، تابحال پا توی
‫همچین جایی نذاشته بودم

387
00:26:50,770 --> 00:26:51,770
‫من هم همین‌طور

388
00:26:53,770 --> 00:26:54,695
‫یه پیک بزنیم؟

389
00:26:54,770 --> 00:26:58,275
‫صد درصد!

390
00:26:58,350 --> 00:26:59,775
‫- آرتمیس!
‫- جک!

391
00:26:59,850 --> 00:27:02,895
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- سلام! تنها اومدی؟

392
00:27:02,970 --> 00:27:05,315
‫آره. همیشه تک و تنهام

393
00:27:05,390 --> 00:27:07,985
‫باید بگم غافلگیر شدم که اینجا دیدمت،

394
00:27:08,060 --> 00:27:10,735
‫با توجه به مواضعت نسبت به شهردارمون

395
00:27:10,810 --> 00:27:13,720
‫با خودم گفتم بهتره روش رو زمین ندازم و بیام

396
00:27:14,810 --> 00:27:18,195
‫شوهر گرامیت آرتور کجاست امشب؟

397
00:27:18,270 --> 00:27:20,930
‫من… نمی‌دونم

398
00:27:21,930 --> 00:27:22,930
‫تو می‌دونی؟

399
00:27:23,720 --> 00:27:27,025
‫ببخشید؟ آرتمیس، همه‌چی مرتبه؟

400
00:27:27,100 --> 00:27:30,775
‫اوه! آره، آره. منو جدی نگیر

401
00:27:30,850 --> 00:27:32,850
‫شرمنده، باید برم

402
00:27:39,600 --> 00:27:41,695
‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد

403
00:27:41,770 --> 00:27:43,945
‫پس از شنیدن صدای بوق،
‫پیغام خود را بگذارید

404
00:27:44,020 --> 00:27:46,270
‫سلام، بازم منم

405
00:27:47,770 --> 00:27:50,470
‫اگه قرار نبود بیای، درک می‌کنم…

406
00:27:51,850 --> 00:27:53,970
‫ولی اقلاً می‌تونستی زودتر بهم بگی

407
00:27:57,520 --> 00:28:00,105
‫خانم‌ها و آقایان، شهروندان ارجمند نیویورک،

408
00:28:00,180 --> 00:28:02,100
‫به جشن سیاه‌وسفید خوش آمدید

409
00:28:03,600 --> 00:28:06,195
‫میزبانان‌تون رو معرفی می‌کنم:
‫جناب شهردار ویلسون فیسک و

410
00:28:06,270 --> 00:28:09,500
‫بانوی اول نیویورک، ونسا فیسک

411
00:28:36,970 --> 00:28:39,025
‫یه بخیه هم بزنم

412
00:28:39,100 --> 00:28:40,720
‫تموم میشه

413
00:28:42,140 --> 00:28:43,220
‫کارش تموم شد

414
00:28:44,850 --> 00:28:47,600
‫بخیه‌ها تا یه هفته‌ی دیگه در میان،
‫اگه انگولکش نکنی

415
00:28:48,470 --> 00:28:50,100
‫خیلی‌خب

416
00:28:53,470 --> 00:28:55,310
‫خیلی‌خب، بیا برگردونیمت به…

417
00:29:04,470 --> 00:29:07,140
‫لعنتی!

418
00:29:08,180 --> 00:29:09,195
‫مادرسگ…

419
00:29:09,270 --> 00:29:10,850
‫خواهش می‌کنم!

420
00:29:36,180 --> 00:29:37,220
‫دکتر گلن

421
00:29:37,970 --> 00:29:39,270
‫خانم فیسک

422
00:29:39,890 --> 00:29:42,220
‫حال‌تون چطوره؟
‫خیلی خوشحالم که تشریف آوردید

423
00:29:42,970 --> 00:29:44,020
‫ممنونم

424
00:29:44,770 --> 00:29:47,445
‫من خوبم. خوب شد از دفتر زدم بیرون

425
00:29:47,520 --> 00:29:51,945
‫- که این‌طور
‫- این مراسم… حرف نداره

426
00:29:52,020 --> 00:29:53,720
‫نمایش و ژست آدمای پولدار

427
00:29:54,520 --> 00:29:55,775
‫ولی شامپاینش خوبه

428
00:29:55,850 --> 00:29:57,100
‫- آره
‫- نوش

429
00:29:58,850 --> 00:29:59,850
‫آره

430
00:30:00,600 --> 00:30:01,645
‫تنهایی؟

431
00:30:01,720 --> 00:30:04,430
‫خب، قرار نبود تنها باشم

432
00:30:06,060 --> 00:30:08,275
‫پس می‌تونیم یه کاریش بکنیم،
‫کافیه لب تر کنی…

433
00:30:08,350 --> 00:30:10,560
‫اتفاقاً به نظرم باید همین کار رو بکنیم. بیا

434
00:30:43,310 --> 00:30:44,720
‫روز سختی داشتی، نه؟

435
00:30:53,600 --> 00:30:55,235
‫من… می‌خواستم بابت

436
00:30:55,310 --> 00:30:59,100
‫کمکی که به من و
‫شوهرم کردی ازت تشکر کنم

437
00:31:00,640 --> 00:31:02,640
‫مشتاق ادامه‌ی جلسات‌مون هستم

438
00:31:03,350 --> 00:31:04,430
‫بله، خب…

439
00:31:07,350 --> 00:31:09,390
‫به نظرم حلش کردیم

440
00:31:11,310 --> 00:31:15,390
‫گناهان گذشته برای جفت‌مون
‫به خاک سپرده شدن

441
00:31:16,390 --> 00:31:18,430
‫چقدر عالی

442
00:31:19,600 --> 00:31:21,220
‫خب، از امشب لذت ببر

443
00:31:22,680 --> 00:31:23,680
‫شما هم همین‌طور

444
00:31:48,520 --> 00:31:50,310
‫- شرمنده، ببخشید
‫- خیلی شرمنده

445
00:31:51,100 --> 00:31:52,105
‫ببخشید

446
00:31:52,180 --> 00:31:55,060
‫- باعث افتخار بود
‫- ممنون. شب خوبی داشته باشی

447
00:31:56,350 --> 00:31:57,930
‫- شرمنده. ببخشید
‫- شرمنده

448
00:31:59,680 --> 00:32:00,970
‫شرمنده. عذر می‌خوام

449
00:32:01,520 --> 00:32:02,930
‫باعث افتخارمه

450
00:32:12,060 --> 00:32:13,060
‫مت

451
00:32:16,930 --> 00:32:17,985
‫سلام

452
00:32:18,060 --> 00:32:21,355
‫انگار جز تو کس دیگه‌ای هم
‫عطر شانل ۵ می‌زنه

453
00:32:21,430 --> 00:32:23,560
‫سلام

454
00:32:24,390 --> 00:32:25,430
‫من… دیر کردم؟

455
00:32:26,060 --> 00:32:28,695
‫دیر؟ اصلاً نمی‌دونستم قراره بیای

456
00:32:28,770 --> 00:32:31,025
‫پیامک دادم، زنگ زدم،
‫در ضمن بیشتر از یه بار

457
00:32:31,100 --> 00:32:33,195
‫آره، باید گوشیم رو تحویل می‌دادم

458
00:32:33,270 --> 00:32:36,270
‫رفته بودم زندان رایکرز.
‫بن پویندکستر می‌خواست منو ببینه

459
00:32:37,810 --> 00:32:39,605
‫- با خودت چه فکری می‌کردی، مت؟ آخه اون؟
‫- می‌دونم

460
00:32:39,680 --> 00:32:41,605
‫- آره. سخته که…
‫- اصلاً می‌دونی چیه؟

461
00:32:41,680 --> 00:32:44,275
‫برام مهم نیست. مشکلی نداره.
‫به من مربوط نیست

462
00:32:44,350 --> 00:32:46,195
‫شرمنده. عذر می‌خوام.
‫هدر، ببخشید…

463
00:32:46,270 --> 00:32:49,895
‫مت، این مدت ازم فاصله گرفتی،

464
00:32:49,970 --> 00:32:53,270
‫هم جسمی هم احساسی

465
00:32:53,850 --> 00:32:56,815
‫آقای شهردار، خیلی ممنونم که
‫دعوتم کردید

466
00:32:56,890 --> 00:32:58,390
‫باعث افتخارمه

467
00:32:59,390 --> 00:33:02,065
‫مایلید خصوصی صحبت کنیم؟

468
00:33:02,140 --> 00:33:03,605
‫- البته
‫- وای خدا

469
00:33:03,680 --> 00:33:05,985
‫- حتی گوشِت با من نیست، مگه نه؟
‫- من…

470
00:33:06,060 --> 00:33:07,140
‫چرا، گوش میدم

471
00:33:08,390 --> 00:33:09,565
‫- من…
‫- چی گفتم؟

472
00:33:09,640 --> 00:33:11,850
‫خوشحالم فرصتش پیش اومد که حرف بزنیم

473
00:33:12,430 --> 00:33:14,426
‫گمونم توی مراسم خیریه

474
00:33:14,501 --> 00:33:16,525
‫آشنایی‌مون شروع خوبی نداشت

475
00:33:16,600 --> 00:33:17,890
‫کدوم شروع؟

476
00:33:18,930 --> 00:33:21,720
‫خب، گمونم پشتکارت رو

477
00:33:22,520 --> 00:33:27,180
‫در پیش بردن پروژه‌ی رد هوک
‫دست‌کم گرفته بودم

478
00:33:28,140 --> 00:33:29,220
‫«دست‌کم»؟

479
00:33:30,220 --> 00:33:31,680
‫اینم یه نوع تعبیره

480
00:33:32,270 --> 00:33:35,890
‫شاید بعضی‌ها بگن توأم با طعنه و تحقیر بوده…

481
00:33:36,680 --> 00:33:38,560
‫حتی بی‌ادبی

482
00:33:39,680 --> 00:33:41,815
‫خب، معذرت می‌خوام

483
00:33:41,890 --> 00:33:43,220
‫نیازی به عذرخواهی نیست

484
00:33:43,850 --> 00:33:47,100
‫اتفاقاً به‌خاطر پروژه‌ی بندر
‫می‌خواستم باهات حرف بزنم

485
00:33:47,720 --> 00:33:48,895
‫خواهش می‌کنم، سراپا گوشم

486
00:33:48,970 --> 00:33:51,645
‫خب، نمی‌دونم می‌دونی یا نه،

487
00:33:51,720 --> 00:33:55,060
‫شرط لازم این پروژه
‫تطبیق سرمایه‌های عمومی

488
00:33:56,310 --> 00:33:59,775
‫با سرمایه‌گذاران خصوصیه.
‫چقدر می‌تونم روت حساب کنم؟

489
00:33:59,850 --> 00:34:02,145
‫جانم؟

490
00:34:02,220 --> 00:34:03,945
‫الان هیچ علاقه‌ای ندارم که…

491
00:34:04,020 --> 00:34:07,350
‫قبل اینکه ادامه بدی و
‫یکی‌مون شرمنده بشه…

492
00:34:10,640 --> 00:34:12,310
‫از شایعاتی که…

493
00:34:13,560 --> 00:34:15,520
‫درباره‌ات هست، خبر داری؟

494
00:34:16,180 --> 00:34:20,310
‫صدات کنم شمشیرزن، همون عدالت‌جو؟

495
00:34:31,770 --> 00:34:34,720
‫حتی اگه می‌دونستم
‫داری از چی حرف می‌زنی،

496
00:34:36,220 --> 00:34:38,520
‫همچین شایعه‌ای
‫یکی دوبار بیشتر به زبون نیومده

497
00:34:40,310 --> 00:34:43,815
‫با این‌حال دلیل موجهیه که
‫تیم ویژه‌ام بیاد یه سری بهت بزنه

498
00:34:43,890 --> 00:34:45,520
‫تهدید بود؟

499
00:34:46,220 --> 00:34:47,390
‫نه، البته که نه

500
00:34:48,600 --> 00:34:50,310
‫صرفاً یه هشداره

501
00:34:53,970 --> 00:34:58,270
‫به دفترم میگم صبح
‫با مدیر مالی‌تون تماس بگیره

502
00:35:01,680 --> 00:35:04,310
‫از باقی شب‌تون لذت ببرید

503
00:35:10,600 --> 00:35:11,930
‫پاول، ترتیبش رو بده

504
00:35:13,930 --> 00:35:14,930
‫مرسی

505
00:35:27,640 --> 00:35:29,100
‫آهای!

506
00:35:29,810 --> 00:35:31,195
‫این چیه؟ این چیه؟

507
00:35:31,270 --> 00:35:34,170
‫داخل مراسم عکس‌برداری ممنوعه،
‫ولی تو که خبر داشتی، مگه نه؟

508
00:35:35,720 --> 00:35:38,930
‫این چیه؟ حتی خبرنگارها هم
‫حق ورود ندارن

509
00:35:39,720 --> 00:35:41,565
‫ببین، من به حقوقم واقفم

510
00:35:41,640 --> 00:35:44,240
‫جدی؟ خیلی خوبه، من هم همین‌طور.
‫بذار برات بخونمشون

511
00:35:47,180 --> 00:35:49,426
‫تو این حق رو داری که تا آخر عمرت،

512
00:35:49,501 --> 00:35:51,895
‫- با بدبختی کونت رو تمیز کنی
‫- نه! نه!

513
00:35:51,970 --> 00:35:53,310
‫سرکار پاول!

514
00:35:54,140 --> 00:35:56,195
‫اون مرد رو ول کن وگرنه
‫به ضرب و شتم متهمت می‌کنم

515
00:35:56,270 --> 00:35:58,520
‫کمیسر، نه، این که ضرب و شتم نیست

516
00:36:08,770 --> 00:36:09,890
‫ضرب و شتم این بود

517
00:36:10,640 --> 00:36:12,195
‫هیچ اتهامی هم بهم نمی‌زنی

518
00:36:12,270 --> 00:36:14,605
‫چون احیاناً اگه هنوز نفهمیده باشی،
‫من دیگه به تو جواب پس نمیدم

519
00:36:14,680 --> 00:36:15,890
‫گوش کن، کاری که…

520
00:36:18,060 --> 00:36:21,220
‫کاری که تیم ویژه می‌کنه
‫قصور در انجام وظیفه‌ست

521
00:36:23,220 --> 00:36:25,140
‫برو یه دسر بزن توی رگ، کمیسر

522
00:36:25,970 --> 00:36:29,180
‫بلندش کنید، یالا.
‫بچه‌زرنگ آشغال.

523
00:36:33,100 --> 00:36:34,850
‫اونو می‌بینی؟ به اون میگن قدرت

524
00:36:35,720 --> 00:36:39,350
‫۵۰۰ نفر اینجان و همگی یا دل‌شون می‌خواد
‫توی اون اتاق باشن

525
00:36:39,970 --> 00:36:42,570
‫یا از ترس اینکه فیسک صداشون کنه اونجا،
‫ریدن به خودشون

526
00:36:43,600 --> 00:36:44,895
‫به این میگن قدرت مطلق ریاست

527
00:36:44,970 --> 00:36:46,310
‫یا فساد تمام‌عیار

528
00:36:47,140 --> 00:36:48,945
‫چرا این‌طوری می‌کنی؟

529
00:36:49,020 --> 00:36:50,945
‫هر بار که هیجان‌زده میشم این‌طوری می‌کنی

530
00:36:51,020 --> 00:36:53,815
‫عموم همیشه می‌گفت باید حقایق رو
‫تو روی افراد قدرتمند گفت

531
00:36:53,890 --> 00:36:56,485
‫تو داری همین کار رو می‌کنی؟
‫ما داریم همین کار رو می‎کنیم؟

532
00:36:56,560 --> 00:36:58,020
‫نمی‌دونم، بی‌بی، من…

533
00:36:59,430 --> 00:37:01,100
‫سعی می‌کنم لاشی نباشم

534
00:37:02,560 --> 00:37:04,270
‫باشه. من که راضی‎‌ام

535
00:37:07,560 --> 00:37:10,065
‫بریم مست کنیم و برقصیم؟

536
00:37:10,140 --> 00:37:13,520
‫صد درصد. من میرم دستشویی،
‫بعدش توی بار می‌بینمت

537
00:37:19,350 --> 00:37:20,520
‫کمیسر گالو؟

538
00:37:22,520 --> 00:37:23,850
‫بنده بی‌بی یوریک هستم

539
00:37:25,220 --> 00:37:26,275
‫آره، می‌شناسمت

540
00:37:26,350 --> 00:37:29,945
‫فقط می‌خواستم بپرسم وقتی شهردار
‫تیم ویژه‌ی ضد عدالت‌جویان رو تشکیل داد،

541
00:37:30,020 --> 00:37:31,565
‫باهاتون مشورت کرد؟

542
00:37:31,640 --> 00:37:33,850
‫امشب هم کار می‌کنی؟

543
00:37:34,390 --> 00:37:36,270
‫نمی‌دونم. شما چی؟

544
00:37:39,270 --> 00:37:43,770
‫مقاله‌ای رو که واسه
‫قتل میوز نوشته بودی خوندم

545
00:37:45,100 --> 00:37:48,145
‫خیلی تمیز پیچوندی، مدالش رو
‫انداختی گردنِ نیروی ویژه

546
00:37:48,220 --> 00:37:51,020
‫ولی هر کسی که یه جو عقل
‫داشته باشه می‌دونه کار دردویل بود

547
00:37:51,520 --> 00:37:54,720
‫از کِی شدی بلندگوی تبلیغاتی‌ فیسک؟

548
00:37:55,520 --> 00:37:58,560
‫گمونم از همون موقعی که شما شدید
‫فرمانده جوخه‌ی سرکوبش

549
00:37:59,470 --> 00:38:04,100
‫نه… نه، اون زیر نظر من نیست.
‫اختیار تام تیم ویژه دست اونه

550
00:38:04,770 --> 00:38:07,270
‫از شهردار عزیزمون چقدر می‌دونی؟

551
00:38:08,850 --> 00:38:11,890
‫- دلم می‌خواد بیشتر بدونم
‫- آره، زیاد مطمئن نباش

552
00:38:13,890 --> 00:38:19,100
‫می‌دونی ویلسون فیسک مظنون اصلی
‫پرونده‌ی قتل عموت بوده؟

553
00:38:21,560 --> 00:38:24,810
‫آره. می‌دونستم

554
00:38:27,720 --> 00:38:29,810
‫پس خیال می‌کنی چرا اینجام؟

555
00:38:31,890 --> 00:38:34,140
‫همه‌ی مقالاتم به اسم خودم منتشر نمیشه

556
00:38:37,350 --> 00:38:38,640
‫می‌فهمی منظورمو؟

557
00:38:40,470 --> 00:38:41,640
‫گمونم آره

558
00:38:43,850 --> 00:38:44,930
‫آ…

559
00:38:45,680 --> 00:38:47,930
‫پس اگه یه روز خواستی
‫مطلب واقعی منتشر کنی،

560
00:38:48,600 --> 00:38:51,390
‫چیزی که زره سفید اون عوض رو سوراخ کنه…

561
00:38:52,720 --> 00:38:55,060
‫یه ایمیل روی این کارت هست

562
00:39:01,140 --> 00:39:02,430
‫عرضم به حضورت که…

563
00:39:05,100 --> 00:39:09,520
‫من از همه‌ی مأمورهای فاسدی که فیسک
‫توی تیم ویژه‌ش جمع کرده پرونده و آتو دارم

564
00:39:11,770 --> 00:39:14,350
‫خیلی دلم می‌خواد
‫یه نگاهی بهشون بندازم، کمیسر

565
00:39:19,970 --> 00:39:23,350
‫اگه اجازه بدید، باید برگردم سر کار

566
00:39:25,560 --> 00:39:26,560
‫پیک‌ها بالا!

567
00:39:30,140 --> 00:39:32,640
‫مرسی! نوش

568
00:39:33,270 --> 00:39:34,895
‫نمی‌دونم امشب چه مرگته

569
00:39:34,970 --> 00:39:36,815
‫می‌دونم با شهردار فیسک مشکل داری

570
00:39:36,890 --> 00:39:39,275
‫- اون مراجع توئه؟
‫- بهت نمیگم

571
00:39:39,350 --> 00:39:42,065
‫توقع ندارم درک کنی،
‫ولی می‌خوام بدونی که

572
00:39:42,140 --> 00:39:44,270
‫اون عمداً اومده سراغت
‫تا از من زهر چشم بگیره

573
00:39:44,890 --> 00:39:47,355
‫- تا زاغ‌سیاهم رو چوب بزنه
‫- مت، کم‌کم داری

574
00:39:47,430 --> 00:39:49,565
‫به چشم بیمار نگرانم می‌کنی.
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

575
00:39:49,640 --> 00:39:52,220
‫خب، می‌‌دونی چیه؟
‫چطوره بریم علتش رو بفهمیم؟ بیا

576
00:39:52,890 --> 00:39:54,180
‫می‌خوای چیکار کنی؟

577
00:39:55,220 --> 00:39:57,605
‫- شهردار رو توی مهمونی خودش به چالش بکشی؟
‫- شاید

578
00:39:57,680 --> 00:39:58,735
‫واکنشت احساسیه، مت

579
00:39:58,810 --> 00:40:01,520
‫سلامت روان یعنی دونستنِ
‫زمان و مکان درست برای انجامش

580
00:40:02,930 --> 00:40:04,945
‫خواهش می‌کنم نکن. بیخیال

581
00:40:05,020 --> 00:40:08,680
‫ممنون، قولت رو هم یادت نره

582
00:40:18,350 --> 00:40:19,390
‫لطفاً، خواهش می‌کنم

583
00:40:25,930 --> 00:40:28,520
‫ببخشید. ببخشید

584
00:40:32,600 --> 00:40:35,945
‫عزیزم، وقته رقص اول رو کلید بزنیم

585
00:40:36,020 --> 00:40:37,315
‫جدی؟

586
00:40:37,390 --> 00:40:38,770
‫بیا

587
00:40:46,720 --> 00:40:52,930
‫♪ منهتن، برانکس و ♪
‫♪ استتن آیلند رو هم می‌گیریم ♪

588
00:40:54,020 --> 00:40:55,855
‫♪ قدم زدن توی باغ وحش ♪

589
00:40:55,930 --> 00:41:01,270
‫♪ خیلی دلنشینه ♪

590
00:41:04,430 --> 00:41:11,140
‫♪ توی خیابون قدیمی دلنسی، خیلی شیکه ♪

591
00:41:12,060 --> 00:41:16,525
‫متروی نیویورک ما رو محسور می‌کنه

592
00:41:16,600 --> 00:41:22,270
‫♪ نسیم‌های ملایم دائم می‌وزن ♪

593
00:41:22,850 --> 00:41:29,140
‫♪ بگو ببینم، توی ماه جولای کدوم خیابون ♪
‫♪ به پای خیابونِ مات می‌رسه؟ ♪

594
00:41:30,720 --> 00:41:37,520
‫♪ چرخ‌دستی‌ها به آرومی رد میشن… ♪

595
00:41:39,060 --> 00:41:40,235
‫من میرم

596
00:41:40,310 --> 00:41:41,680
‫نه، نمیری

597
00:41:42,520 --> 00:41:43,735
‫نمیذاره بری، الان نه

598
00:41:43,810 --> 00:41:45,445
‫پاک رد دادی

599
00:41:45,520 --> 00:41:47,395
‫بهت گفتم هدر. اون یه‌پا هیولاست

600
00:41:47,470 --> 00:41:50,470
‫در خطری. تا این تموم نشه همه در خطرن،

601
00:41:51,140 --> 00:41:52,775
‫من هم دیگه فرار نمی‌کنم

602
00:41:52,850 --> 00:41:55,060
‫باید منو شیرفهم کنی که اینجا چه خبره

603
00:41:56,220 --> 00:41:59,350
‫آره، چشم، قول میدم، ولی قبلش…

604
00:42:00,890 --> 00:42:02,310
‫ریش و قیچی دست خودته

605
00:42:15,470 --> 00:42:19,060
‫دنبال چی می‌گشتی، دِویل؟ [شیطان]

606
00:42:20,270 --> 00:42:21,315
‫چی شده؟

607
00:42:21,390 --> 00:42:23,525
‫بهت که گفتم عواقب داره

608
00:42:23,600 --> 00:42:26,065
‫اگه اتفاقی افتاد، سریع از اینجا
‫برو بیرون و زنگ بزن کیرستن

609
00:42:26,140 --> 00:42:27,445
‫زنگ بزن چری و

610
00:42:27,520 --> 00:42:30,430
‫- تا حد ممکن سر و صدا کن
‫- درمورد چی؟

611
00:42:32,100 --> 00:42:33,310
‫کش‌من، بفرمایید

612
00:42:33,890 --> 00:42:35,020
‫خبر جدید می‌خواستید

613
00:42:37,140 --> 00:42:38,430
‫لطفاً بگو که مُرده

614
00:42:39,100 --> 00:42:40,560
‫نه

615
00:42:41,970 --> 00:42:43,020
‫فرار کرده

616
00:43:27,390 --> 00:43:30,640
‫بن پویندکستر یه نگهبان زندان رو
‫کُشته و با نشانش فرار کرده

617
00:43:32,100 --> 00:43:33,680
‫به تیم حراست خبر دادم

618
00:43:35,140 --> 00:43:36,270
‫مرسی، باک

619
00:43:36,970 --> 00:43:38,770
‫سعی کن زیاد جلب توجه نکنی

620
00:43:43,430 --> 00:43:46,560
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

621
00:43:47,180 --> 00:43:49,220
‫نه، اینجا نه، الان نه

622
00:43:55,970 --> 00:43:57,390
‫- کار اون بود
‫- کی؟

623
00:44:00,310 --> 00:44:04,350
‫فیسک نبود و امورات دست زنش بود.
‫کار اون بود. زیر سر زنش بود.

624
00:44:05,020 --> 00:44:06,180
‫چیکار می‌کنی؟

625
00:44:07,850 --> 00:44:11,060
‫شرمنده. میشه بپرم وسط؟

626
00:44:12,560 --> 00:44:14,470
‫چه سورپرایز خوشایندی

627
00:44:15,640 --> 00:44:16,930
‫می‌دونم کار تو بود

628
00:44:18,060 --> 00:44:19,815
‫می‌دونم تو دستور دادی فاگی رو بکُشن

629
00:44:19,890 --> 00:44:22,105
‫انگار دوست‌پسرت امشب یکم…

630
00:44:22,180 --> 00:44:24,970
‫بیش از حد هیجان‌زده‌ست

631
00:44:26,140 --> 00:44:29,775
‫اولش عصبانی بودم،
‫ولی الان نگرانم

632
00:44:29,850 --> 00:44:31,220
‫ازش بعیده

633
00:44:32,060 --> 00:44:35,560
‫میگن حبس کردن راز توی سینه

634
00:44:36,390 --> 00:44:38,020
‫آدمو مریض می‌کنه

635
00:45:05,390 --> 00:45:07,100
‫می‌دونم کار تو بود

636
00:45:07,890 --> 00:45:09,145
‫فقط علتش رو نمی‌دونم

637
00:45:09,220 --> 00:45:11,195
‫اصلاً نمی‌دونم چی میگی

638
00:45:11,270 --> 00:45:12,430
‫چرا، می‌دونی

639
00:45:13,600 --> 00:45:15,520
‫شوهرت چی؟ اون خبر داره؟

640
00:45:16,810 --> 00:45:18,525
‫اون خبر داره که دادی فاگی رو بکُشن؟

641
00:45:18,600 --> 00:45:20,355
‫هدر می‌دونه تو دردویلی؟

642
00:45:20,430 --> 00:45:22,546
‫تابحال برات سؤال شده که چرا آقای مرداک

643
00:45:22,621 --> 00:45:24,737
‫اینقدر کُشته‌مُرده‌ی عدالت‌جوهاست، دکتر؟

644
00:45:24,812 --> 00:45:28,145
‫تقاص کاری رو که کردی پس میدی

645
00:45:28,220 --> 00:45:30,100
‫باید آروم باشی

646
00:45:57,270 --> 00:45:59,350
‫- مت!
‫- اسلحه! بالکن!

647
00:46:34,680 --> 00:46:36,100
‫مت!

648
00:46:41,520 --> 00:46:43,220
‫مت

649
00:46:43,244 --> 00:46:53,244
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

650
00:46:53,268 --> 00:47:03,268
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

