﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:17,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:19,410 --> 00:00:23,160
{\an7}‫بکش

4
00:00:23,500 --> 00:00:25,290
‫این دیگه چه کوفتیه؟

5
00:00:25,290 --> 00:00:28,170
‫بعد از فرسوده‌شدن قلعه‌ها
‫در اثر مرمت،

6
00:00:28,170 --> 00:00:32,090
‫این یکی که تو جای دورافتاده‌ایه
‫حتماً به حال خودش رها شده.

7
00:00:32,090 --> 00:00:33,840
‫من اینطور حدس می‌زنم.

8
00:00:34,130 --> 00:00:35,890
‫اعصابم رو خُرد می‌کنه...

9
00:00:36,220 --> 00:00:40,010
‫اینکه بدونم اون شیاطین حرومی
‫دارن مثل پادشاه‌ها زندگی می‌کنن.

10
00:00:40,850 --> 00:00:45,850
‫مطمئنی که یه نفر از دهکده ربوده شده
‫و به اینجا آوردنش؟

11
00:00:45,850 --> 00:00:46,850
‫بله!

12
00:00:46,850 --> 00:00:52,280
‫دیشب، ما رد اون رو تا داخل برج قلعه زدیم
‫ولی چیزی پیدا نکردیم.

13
00:00:52,570 --> 00:00:55,610
‫دود نشده بره هوا که، احمق!

14
00:00:55,610 --> 00:00:57,490
‫چطور اجازه دادی انقدر سریع
‫از دستت در برن؟

15
00:00:57,490 --> 00:00:58,950
‫واقعاً متاسفم!

16
00:00:59,240 --> 00:01:03,830
‫پس، امروز یه زنِ دیگه هم ناپدید شده.

17
00:01:04,210 --> 00:01:08,130
‫با وجود اینکه سپاه شیطان کش 
‫در آماده باش کامل قرار داره... درست بیخ گوشمون...

18
00:01:08,130 --> 00:01:11,210
‫کسی از امثال شما انتظاری نداره.

19
00:01:12,340 --> 00:01:13,460
‫مثل اینکه...

20
00:01:13,960 --> 00:01:16,760
‫شاید زیاد هم دیر خودمون رو
‫به اینجا نرسونده باشیم.

21
00:01:17,130 --> 00:01:18,140
‫حرومزاده!

22
00:01:36,860 --> 00:01:40,660
‫مثل اینکه باید همون دیشب
‫از شرشون خلاص می‌شدم!

23
00:01:54,670 --> 00:02:00,890
{\an6}‫نابود کن

24
00:02:38,670 --> 00:02:39,760
‫اینو بگیر!

25
00:02:46,810 --> 00:02:49,060
‫شما دو نفر، برگردید.

26
00:02:49,060 --> 00:02:52,060
‫من با هاشیرای باد پیشروی می‌کنیم.

27
00:02:52,060 --> 00:02:52,940
‫ولی...

28
00:02:52,940 --> 00:02:56,860
‫شما دوتا مانع راه ما هستید، خب؟
‫حالا ازینجا برید!

29
00:03:00,490 --> 00:03:02,240
‫شینازوگاوا...

30
00:03:02,240 --> 00:03:04,620
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.

31
00:03:04,620 --> 00:03:07,750
‫آره. منم ازین وضعیت خوشم نمیاد.

32
00:03:07,750 --> 00:03:11,580
‫تا حالا ندیده بودم شیاطین
‫اینطوری دور هم جمع بشن.

33
00:03:11,580 --> 00:03:13,040
‫کمکم کنید!

34
00:03:18,710 --> 00:03:20,260
‫تنفس باد...

35
00:03:20,260 --> 00:03:21,680
‫فرم دوم...

36
00:03:27,180 --> 00:03:29,390
‫پنجه پاک کننده طوفانی!

37
00:03:34,770 --> 00:03:36,610
‫تنفس مار...

38
00:03:36,610 --> 00:03:37,900
‫فرم پنجم...

39
00:03:46,330 --> 00:03:48,540
‫مار لغزنده!

40
00:03:49,330 --> 00:03:50,790
‫نزدیک بود.

41
00:03:50,790 --> 00:03:52,370
‫کی ازت کمک خواست؟

42
00:03:54,460 --> 00:03:56,130
‫چقدر قوین!

43
00:03:56,130 --> 00:03:58,340
‫اونا شیطان کش معمولی نیستن!

44
00:03:58,340 --> 00:03:59,420
‫نکنه هاشیرا هستن؟

45
00:03:59,420 --> 00:04:01,170
‫کمکم کنید!

46
00:04:01,170 --> 00:04:02,220
‫هی، شیطان!

47
00:04:02,510 --> 00:04:05,300
‫می‌تونی در کنار سرت اون زن رو هم 
‫واسم کنار بزاری!

48
00:04:06,350 --> 00:04:07,680
‫از سر راهم برید کنار!

49
00:04:08,850 --> 00:04:11,430
‫پشت سر هم میان!

50
00:04:11,430 --> 00:04:13,810
‫شما ها چی هستید، سوسک فاضلابی؟
‫اینو بگیر!

51
00:04:28,530 --> 00:04:30,200
‫دوباره؟

52
00:04:33,540 --> 00:04:36,830
‫از کدوم قبرستونی این موجودات پیداشون می‌شه؟

53
00:04:36,830 --> 00:04:40,130
‫اون زن رو نجات بده، شینازوگاوا.

54
00:04:40,130 --> 00:04:42,460
‫من به اینا رسیدگی می‌کنم.

55
00:04:44,010 --> 00:04:46,220
‫باشه، منم از سلاخی کردن اینا خسته شدم.

56
00:04:46,510 --> 00:04:48,300
‫اجازه می‌دم اینو خودت انجامش بدی!

57
00:04:51,970 --> 00:04:54,770
{\an8}‫تنفس مار، فرم سوم...

58
00:05:01,650 --> 00:05:03,110
‫انسداد مارپیچ.

59
00:05:11,040 --> 00:05:12,200
‫هی!

60
00:05:12,200 --> 00:05:15,040
‫با وجود تمام سربازهای پیاده‌ات
‫باز هم نمی‌تونی برنده بشی.

61
00:05:15,040 --> 00:05:16,500
‫فقط تسلیم شو و...

62
00:05:16,500 --> 00:05:17,500
‫بمیر.

63
00:05:29,600 --> 00:05:31,560
‫تنفس باد...

64
00:05:31,890 --> 00:05:33,310
‫فرم چهارم...

65
00:05:36,390 --> 00:05:38,900
‫طوفان گرد و غبار بالارونده!

66
00:05:40,480 --> 00:05:41,860
‫حالا اگه...

67
00:05:42,150 --> 00:05:44,740
‫تا این اندازه اونو می‌خوای...

68
00:05:44,740 --> 00:05:46,400
‫بس کن! داری چیکار می‌کنی؟

69
00:05:46,400 --> 00:05:48,490
‫...بگیرش!

70
00:06:03,960 --> 00:06:05,380
‫این چیه؟

71
00:06:25,730 --> 00:06:28,070
‫برگرد اینجا، حرومی!

72
00:06:41,500 --> 00:06:43,960
{\an8}‫چه اتفاق لعنتی‌ای داره می‌افته؟

73
00:06:44,250 --> 00:06:48,220
‫هی، شینوزوگاوا، اون چی بود؟

74
00:06:48,920 --> 00:06:51,840
‫شیطانه کجا رفت؟

75
00:06:53,550 --> 00:06:55,510
‫از کجا بدونم؟

76
00:07:13,740 --> 00:07:16,950
‫مطمئنی راحتی تو چهارراه بعدی پیادت کنم؟

77
00:07:36,510 --> 00:07:39,020
{\an3}‫کوچو

78
00:07:46,770 --> 00:07:47,860
‫خانم کانائو!

79
00:07:48,150 --> 00:07:50,690
‫از ماموریت‌تون خوش برگشتید!

80
00:07:50,690 --> 00:07:52,610
‫- خوش برگشتید!
‫- خوش اومدین!

81
00:08:10,970 --> 00:08:12,010
‫استاد...

82
00:08:12,010 --> 00:08:13,840
‫من برگشتم.

83
00:08:15,720 --> 00:08:18,220
‫حادثه دهکده شمشیرسازها...

84
00:08:18,220 --> 00:08:20,520
‫به مانند همون توضیحات چند روز قبلم هست.

85
00:08:20,930 --> 00:08:26,940
‫به لطف زحمات آقای توکیتو، خانم کانروجی
‫و همچنین کامادو و دیگران،

86
00:08:26,940 --> 00:08:30,320
‫ما تونستیم دو شیطان رده بالا رو شکست بدیم.

87
00:08:30,610 --> 00:08:31,940
‫نه تنها اون...

88
00:08:31,940 --> 00:08:35,160
‫بلکه نزوکو هم حالا
‫در برابر خورشید مقاومه.

89
00:08:35,610 --> 00:08:40,080
‫این نشون می‌ده تحولات عمده‌ای
‫در آینده پیش روی ما قرار داره.

90
00:08:40,660 --> 00:08:42,080
‫بله.

91
00:08:42,370 --> 00:08:46,210
‫به احتمال زیاد، کیبوتسوجی موزان
‫شیطاین خودش رو بفرسته...

92
00:08:46,210 --> 00:08:48,750
‫تا نزوکو رو از ما بگیره.

93
00:08:50,090 --> 00:08:54,880
‫تا بتونه قدرت شیطانی که
‫می‌تونه بر خورشید غلبه کنه رو تصاحب کنه.

94
00:09:00,180 --> 00:09:05,230
‫قراره یک جلسه اضطراری برای
‫هاشیرا ها برگزار بشه...

95
00:09:05,230 --> 00:09:07,560
‫من هم به سمت عمارت اوبویاشیکی می‌رم.

96
00:09:07,900 --> 00:09:13,240
‫می‌تونم وقتی اینجا نیستم
‫نزوکو رو به تو بسپارم، کانائو؟

97
00:09:17,360 --> 00:09:19,330
‫روت حساب می‌کنم!

98
00:09:20,660 --> 00:09:27,960
‫شیطان کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک تمرینات هاشیرا

99
00:09:31,630 --> 00:09:33,050
‫واقعاً؟

100
00:09:33,050 --> 00:09:35,050
‫پس، الآن دارن جابه‌جاش می‌کنن.

101
00:09:35,300 --> 00:09:37,550
‫حال همه افراد دهکده خوبه؟

102
00:09:37,970 --> 00:09:42,680
‫جزئیات رو نمی‌دونم، ولی ازونجایی که نگران هستن
‫نکنه تا شب شیاطین بیشتری بیرون بیان،

103
00:09:42,680 --> 00:09:45,640
‫دارن بی‌وقفه کار می‌کنن تا مکان رو بازسازی
‫و جابه‌جا کنن.

104
00:09:45,890 --> 00:09:47,310
‫که اینطور.

105
00:09:47,310 --> 00:09:51,480
‫این یه معجزه‌ست که بعد از حمله
‫دو شیطان رده بالا وضعیتش ازین بدتر نشده.

106
00:09:53,150 --> 00:09:55,740
‫اونا واقعاً دشمنایی باورنکردنی بودن.

107
00:10:02,620 --> 00:10:07,040
‫سپاه شیطان کش چندین دهکده خالی از سکنه
‫رو برای همچین موقعیت‌هایی از قبل ساخته.

108
00:10:07,040 --> 00:10:09,630
‫تا اگه اتفاقی بیفته بتونن به سرعت
‫به اونجا نقل مکان کنن.

109
00:10:09,630 --> 00:10:11,040
‫واقعاً؟

110
00:10:11,380 --> 00:10:15,380
‫خب، این نشون می‌ده که ارباب و بچه‌ها
‫چقدر دوراندیش بوده‌ان.

111
00:10:15,710 --> 00:10:16,720
‫ولی گوش‌کن.

112
00:10:16,720 --> 00:10:20,140
‫مطمئنی بعد از هفت روز بیهوش بودن
‫باید اینجوری پُر خوری بکنی؟

113
00:10:20,140 --> 00:10:24,140
‫کاکوشی

114
00:10:20,430 --> 00:10:24,140
{\an8}‫بله! چون بانو کانروجی گفت
‫همیشه زیاد غذا می‌خوره!

115
00:10:24,810 --> 00:10:28,390
{\an8}‫خب، اگه از من بپرسی می‌گم
‫اون همیشه تافته جدا بافته بوده.

116
00:10:29,480 --> 00:10:31,150
{\an8}‫خوشمزه‌ست!

117
00:10:31,560 --> 00:10:36,280
‫این درسته که هاشیرای عشق و هاشیرای مه
‫بعد از دو روز استراحت، روز سوم تقریباً به صورت کامل سرحال شدن؟

118
00:10:36,280 --> 00:10:38,030
‫بله! من بهشون احترام میزارم!

119
00:10:38,360 --> 00:10:40,610
‫خب، تو داری یواش یواش
‫به سطح اونا نزدیک می‌شی.

120
00:10:40,610 --> 00:10:41,780
‫ذره ذره.

121
00:10:42,620 --> 00:10:46,040
‫خب، اگه قراره زودتر حالت خوب بشه که عالیه.

122
00:10:46,040 --> 00:10:46,910
‫بله.

123
00:10:47,330 --> 00:10:49,210
‫خداروشکر همه زنده موندن، نه؟

124
00:10:49,210 --> 00:10:50,040
‫بله!

125
00:10:50,040 --> 00:10:53,090
‫هی، دارم می‌میرم از کنجکاوی
‫که این سوال رو ازت بپرسم!

126
00:10:53,090 --> 00:10:57,050
‫شنیدم که یه اتفاقی برای خواهرت افتاده که
‫مغز آدم رو میترکونه، حالش خوبه؟

127
00:10:57,050 --> 00:10:58,800
‫اوه، بله.

128
00:10:59,380 --> 00:11:03,050
‫اون داشت زیر نور آفتاب راه می‌رفت، مگه نه؟

129
00:11:04,930 --> 00:11:06,270
‫خیلی اتفاق بزرگیه، درسته؟

130
00:11:06,270 --> 00:11:08,520
‫این، یه اتفاق بزرگ نیست؟

131
00:11:08,850 --> 00:11:12,730
{\an8}‫ما یه نفر رو داریم که داره
‫این اتفاق رو بررسی می‌کنه ولی مشخص نیست.

132
00:11:13,060 --> 00:11:17,860
{\an8}‫اینکه داره دوباره به حالت انسان بودن برمی‌گرده
‫یا اینکه به عنوان یه شیطان داره تکامل پیدا می‌کنه.

133
00:11:18,150 --> 00:11:20,400
‫خانم کوچو داره این رو بررسی می‌کنه؟

134
00:11:20,400 --> 00:11:22,160
‫نه، بانو تامایو!

135
00:11:22,160 --> 00:11:23,740
‫خانم تامایو کیه دیگه؟

136
00:11:25,370 --> 00:11:28,750
‫هی، بیخیال! بهت گفتم،
‫نباید انقدر پر خوری کنی!

137
00:11:28,750 --> 00:11:31,170
‫هنوز داری مراحل درمانیت رو طی می‌کنی،
‫پس کمی خویشتن داری کن!

138
00:11:32,210 --> 00:11:34,040
‫از بیخ گوشم رد شد!

139
00:11:35,090 --> 00:11:39,550
‫ازونجایی که این اتفاق برای خواهر کوچیکت افتاده،
‫مطمئناً اتفاقات زیادی در راهه.

140
00:11:39,880 --> 00:11:43,050
‫سپاه شیطان کش در حالت آماده باش قرار گرفته،

141
00:11:43,050 --> 00:11:46,100
‫و بهم گفته شده که الآن
‫هاشیرا ها جلسه‌ای رو برگزار کردن.

142
00:11:46,100 --> 00:11:49,230
‫جدی جدی، چه اتفاقی قراره بیفته؟

143
00:12:05,070 --> 00:12:07,120
‫آخرین افرادی که به جلسه رسیدن ماییم؟

144
00:12:07,450 --> 00:12:10,580
‫می‌بینم که شما رو منتظر گذاشتیم.
‫ما رو ببخشید.

145
00:12:11,000 --> 00:12:15,710
{\an1}‫هاشیرای سنگ
‫گیومی هیمه‌جیما

146
00:12:11,580 --> 00:12:13,000
{\an8}‫اشکالی نداره.

147
00:12:13,370 --> 00:12:15,710
{\an8}‫ماموریتتون رو به خوبی
‫به پایان رسوندید.

148
00:12:16,210 --> 00:12:17,460
‫البته.

149
00:12:18,840 --> 00:12:23,590
{\an9}‫هاشیرای باد
‫سانمی شینازوگاوا

150
00:12:19,090 --> 00:12:20,840
‫کانروجی و توکیتو...

151
00:12:20,840 --> 00:12:23,590
‫شنیدم با با چندتا رده بالا مبارزه کردید.

152
00:12:23,590 --> 00:12:25,680
‫آره، خیلی سخت بود!

153
00:12:23,590 --> 00:12:29,770
{\an7}‫هاشیرای عشق
‫میتسوری کانروجی

154
00:12:25,680 --> 00:12:28,220
‫هر لحظه اینجوری بودم که:
‫"دیگه کارم تمومه!"...

155
00:12:28,220 --> 00:12:30,350
‫ولی همه‌مون باهم تلاش کردیم!

156
00:12:30,350 --> 00:12:31,930
‫درسته، موئیچیرو؟

157
00:12:32,100 --> 00:12:35,440
{\an9}‫هاشیرای مه
‫موئیچیرو توکیتو

158
00:12:33,020 --> 00:12:34,190
‫بله.

159
00:12:35,440 --> 00:12:39,020
‫ای بابا، ای کاش اونجا بودم.

160
00:12:39,020 --> 00:12:42,820
‫آخه چرا هیچ‌وقت به پست من
‫یه شیطان رده بالا نمی‌خوره؟

161
00:12:43,240 --> 00:12:45,360
‫فقط باید خودت رو به دست سرنوشت بسپاری.

162
00:12:43,240 --> 00:12:49,410
{\an7}‫هاشیرای مار
‫اوبانای ایگورو

163
00:12:45,360 --> 00:12:47,870
‫اگه اینکارو نکنی، هرگز
‫با اونا برخورد نمی‌کنی.

164
00:12:48,240 --> 00:12:49,950
‫کانروجی و توکیتو...

165
00:12:49,950 --> 00:12:52,450
‫از نظر بدنی حالتون چطوره؟

166
00:12:52,750 --> 00:12:54,160
‫اوه، درسته!

167
00:12:54,160 --> 00:12:56,540
‫ممنونم! حالم الآن خیلی بهتره!

168
00:12:56,830 --> 00:12:59,630
‫وای! نگران من شده!

169
00:12:59,630 --> 00:13:03,550
‫منم همینطور، اگرچه هنوز 
‫به آمادگی کامل و صد در صد نرسیدم.

170
00:13:03,880 --> 00:13:08,430
‫اگه باز هم هاشیرا از دست بدیم
‫سپاه شیطان کش رو تو خطر بزرگی می‌اندازه.

171
00:13:08,430 --> 00:13:12,810
‫شکست دادن دو شیطان رده بالا
‫بدون اینکه جونی از دست بره شرافتمندی شما رو نشون می‌ده.

172
00:13:13,230 --> 00:13:15,230
‫شما دو نفر...

173
00:13:13,230 --> 00:13:19,940
{\an7}‫هاشیرای حشره
‫شینوبو کوچو

174
00:13:15,230 --> 00:13:18,150
‫این‌دفعه زخم‌هاتون به طرز عجیبی
‫خیلی زود بهبود پیدا کردن.

175
00:13:18,150 --> 00:13:19,940
‫چه اتفاقی براتون افتاده؟

176
00:13:20,320 --> 00:13:24,570
‫ارباب حتماً خودشون درباره
‫این مسئله هم صحبت خواهند کرد.

177
00:13:20,320 --> 00:13:25,320
{\an9}‫هاشیرای آب
‫گیو تومیوکا

178
00:13:30,120 --> 00:13:32,830
‫ممنون که منتظر موندید.

179
00:13:33,120 --> 00:13:37,630
‫جلسه امروز رو به جای کاگایا اوبایاشیکی...

180
00:13:37,630 --> 00:13:41,090
‫بنده، آمانه اوبایاشیکی برگزار می‌کنم.

181
00:13:41,670 --> 00:13:44,720
‫و همچنین، با توجه به اینکه
‫ارباب حالشون بدتر شده،

182
00:13:44,720 --> 00:13:50,510
‫رئیس خانواده ما، کاگایا، دیگر
‫هرگز نمی‌تونه در مقابل شما حضور پیدا کنه.

183
00:13:50,510 --> 00:13:53,350
‫لطفاً اجازه بدید از صمیم قلب
‫ازتون عذرخواهی کنم.

184
00:14:08,860 --> 00:14:10,450
‫فهمیدیم.

185
00:14:10,780 --> 00:14:13,540
‫دعا می‌کنم که ارباب قدرت این رو پیدا کنه...

186
00:14:13,540 --> 00:14:18,670
‫که حتی یک روز هم که شده
‫شعله زندگیشون رو بیشتر روشن نگه داره.

187
00:14:18,670 --> 00:14:22,710
‫خانم آمانه، لطفاً خودتون هم قوی باشید.

188
00:14:24,840 --> 00:14:29,760
{\an8}‫از صمیم قلب از شما هاشیرا ها
‫تشکر می‌کنم.

189
00:14:31,010 --> 00:14:33,850
‫مطمئنم که تا الآن مطلع شدید...

190
00:14:33,850 --> 00:14:37,600
‫ولی حالا یه شیطانی که می‌تونه 
‫بر خورشید غلبه کنه بین ما ظهور کرده...

191
00:14:37,600 --> 00:14:42,690
‫این یه دلیل محکم به کیبوتسوجی موزان می‌ده
‫تا تلاش دیوانه‌واری برای گرفتن اون انجام بده.

192
00:14:42,690 --> 00:14:45,900
‫تا خودش هم بتونه، به خورشید غلبه کنه.

193
00:14:46,530 --> 00:14:49,530
‫یک جنگ همه‌جانبه در مقیاسی عظیم
‫قراره اتفاق بیفته.

194
00:14:50,070 --> 00:14:52,660
‫ارباب توکیتو و بانو کانروجی...

195
00:14:53,450 --> 00:14:55,160
‫وقتی داشتید با...

196
00:14:55,490 --> 00:14:57,160
‫رده بالای چهار و پنج مبارزه می‌کردید...

197
00:14:58,290 --> 00:15:04,420
‫به من گفته شده که یک نشان
‫منحصر به فرد رو هر دوی شما ظاهر شده.

198
00:15:04,750 --> 00:15:10,430
‫لطفاً به ما بگید که برای پدیدار کردن
‫اون علامت باید چه کارهایی انجام داد.

199
00:15:11,800 --> 00:15:13,300
‫نشان‌ها؟

200
00:15:14,470 --> 00:15:16,470
‫در دوران سنگوکو...

201
00:15:16,810 --> 00:15:20,770
‫چندین شمشیرزن تنفس اولیه
‫وجود داشتن که...

202
00:15:20,770 --> 00:15:23,610
‫تا یک قدمیِ شکست‌دادن
‫کیبوتسوجی موزان پیش رفتن...

203
00:15:24,520 --> 00:15:30,700
‫گفته شده که روی هر کدام از آنها
‫علامتی اهریمنی پدیدار شده.

204
00:15:32,870 --> 00:15:37,080
{\an8}‫کسانی که از این داستان خبر دارن،
‫روایتش رو دهان به دهان شنیدن.

205
00:15:37,660 --> 00:15:39,870
‫من که اولین باره می‌شنوم.

206
00:15:39,870 --> 00:15:42,330
‫چرا این رو مخفی نگه داشتید؟

207
00:15:42,920 --> 00:15:49,220
{\an8}‫افراد زیادی بودن که به خاطر
‫پدیدار نشدن علامت دلسرد شدن.

208
00:15:49,220 --> 00:15:50,340
{\an8}‫به همین دلیل.

209
00:15:51,380 --> 00:15:55,850
‫بسیاری از افسانه‌های مربوط به
‫داستان این علامت مبهم باقی موند.

210
00:15:56,510 --> 00:16:00,600
‫شاید در اون زمان، زیاد مهم دیده نشده
‫که در حفظ اون تلاش کنن.

211
00:16:00,600 --> 00:16:04,730
‫یا شاید هم به‌خاطر اینه که
‫کسی نموند تا اطلاعاتش رو منتقل کنه...

212
00:16:04,730 --> 00:16:08,780
‫با توجه به اینکه سپاه شیطان کش
‫چندین بار تا مرز نابودی کشیده شده.

213
00:16:09,190 --> 00:16:14,410
‫امروز فقط یک سند واضح ازش وجود داره.

214
00:16:14,910 --> 00:16:17,410
‫«وقتی علامت روی یک نفر پدیدار بشه،

215
00:16:17,410 --> 00:16:22,370
‫اگه این علامت طنین انداز بشه
‫اطرافیان اون نیز این علامت‌هارو آشکار می‌کنن.»

216
00:16:28,840 --> 00:16:34,840
‫یکی از شمشیرزن‌های تنفس اولیه
‫این اطلاعات رو در یادداشت‌های شخصی خودش نوشته.

217
00:16:35,890 --> 00:16:40,600
‫اولین نفری که در نسل ما
‫این نشان رو پدیدار کرده...

218
00:16:41,230 --> 00:16:44,350
‫گرچه که اون یه هاشیرا نیست...

219
00:16:45,020 --> 00:16:47,610
‫کامادو تانجیروئه.

220
00:16:47,610 --> 00:16:50,230
‫اون اولین شخصیه که
‫علامت رو آشکار کرده.

221
00:16:51,030 --> 00:16:54,740
{\an8}‫یه دفعه حس کردم بدنم داره
‫می‌ترکه! و بوم!

222
00:16:51,490 --> 00:16:57,490
‫با اینحال، خود کامادو نمی‌تونه دقیق توصیف کنه
‫که به چه دلیل اون علامت پدیدار شده...

223
00:16:54,740 --> 00:16:57,120
{\an8}‫یه دفعه حس کردم بدنم داره
‫می‌ترکه! و بوم!

224
00:16:57,120 --> 00:16:59,740
{\an8}‫شکمم بدجوری منقبض شده بود!

225
00:16:57,490 --> 00:16:59,740
‫تصمیم گرفتیم که دوباره با ایشون بعداً صحبت کنیم.

226
00:17:00,160 --> 00:17:05,120
‫و حالا، پشت سر کامادو، دو هاشیرا هم
‫تونستن این علامت رو ظاهر کنن.

227
00:17:06,500 --> 00:17:10,750
‫لطفاً برامون توضیح بدید،
‫بانو کانروجی، ارباب توکیتو.

228
00:17:12,630 --> 00:17:13,550
‫ها؟

229
00:17:13,550 --> 00:17:15,050
‫اوه، درسته!

230
00:17:15,050 --> 00:17:17,050
‫بانو آمانه خیلی خوشگله!

231
00:17:20,890 --> 00:17:24,060
‫خب، ببینید، وقتی اتفاق افتاد...

232
00:17:24,390 --> 00:17:25,560
‫می‌دونم که...

233
00:17:25,560 --> 00:17:28,730
‫بدنم به شدت سبک شده بود!

234
00:17:30,690 --> 00:17:32,400
‫بزارید ببینم.

235
00:17:32,900 --> 00:17:34,280
‫امم...

236
00:17:34,280 --> 00:17:35,700
‫و بعدش...

237
00:17:36,030 --> 00:17:37,570
‫و بعدش...

238
00:17:40,330 --> 00:17:42,700
‫حس کردم که بدنم داره می‌ترکه!

239
00:17:43,000 --> 00:17:44,210
‫ترکید و بوم!...

240
00:17:44,620 --> 00:17:46,290
‫و بعدش ترکوندیم!

241
00:17:46,290 --> 00:17:49,040
‫قلبم هزار تا می‌زد!

242
00:17:49,040 --> 00:17:51,550
‫و تو گوش‌هام صدای زنگ پخش می‌شد!

243
00:17:51,840 --> 00:17:54,170
‫بعدش، موجی، موجی، موجی شدن!

244
00:18:01,640 --> 00:18:03,100
‫ها؟

245
00:18:06,230 --> 00:18:08,150
‫خیلی ببخشید!

246
00:18:08,150 --> 00:18:10,900
‫ای کاش آب می‌شدم می‌رفتم تو زمین!

247
00:18:11,860 --> 00:18:13,230
‫مثل تانجیرو

248
00:18:15,530 --> 00:18:17,280
‫پس، اجازه بدید من توضیح بدم.

249
00:18:19,570 --> 00:18:23,330
‫اینطور نبود که خودم از وجود
‫اون علامت مطلع باشم...

250
00:18:23,330 --> 00:18:26,710
‫ولی حالا که دوباره
‫به اون نبرد فکر می‌کنم...

251
00:18:26,710 --> 00:18:28,370
‫چندین نکته به ذهنم اومد.

252
00:18:28,790 --> 00:18:32,000
‫مسائلی که با حالت عادی تفاوت داشت.

253
00:18:32,340 --> 00:18:35,210
‫اگه یک سری شرایط خاص رو
‫داشته باشیم...

254
00:18:35,210 --> 00:18:37,880
‫مطمئنم که اون علامت برای همه 
‫ظاهر می‌شه.

255
00:18:38,430 --> 00:18:41,600
‫حالا روشـش رو براتون توضیح می‌دم.

256
00:18:53,480 --> 00:18:59,070
‫در طول مبارزه قبلی،
‫مسموم شده بودم و نمی‌تونستم حرکت کنم.

257
00:18:59,070 --> 00:19:04,910
‫سعی کردم با استفاده از تکنیک تنفسم
‫سرعت پخش سم رو در بدنم به حداقل برسونم...

258
00:19:05,580 --> 00:19:08,660
‫ولی بعدش، پسری که در تلاش برای نجات من بود
‫نزدیک بود که کُشته بشه...

259
00:19:09,290 --> 00:19:11,330
‫که باعث شد من به خاطرات گذشته خودم برم.

260
00:19:11,920 --> 00:19:16,590
‫و خشم شدیدی به وجود اومد که باعث شد من
‫کنترل احساساتم رو از دست بدم.

261
00:19:17,010 --> 00:19:21,590
‫فکر می‌کنم ضربان قلبم در اون لحظه
‫به عدد 200 رسیده بود.

262
00:19:23,390 --> 00:19:26,350
‫نه تنها اون، بلکه بدنم انگار
‫در گرمای آتش می‌سوخت...

263
00:19:26,680 --> 00:19:31,350
‫و مطمئنم که دمای بدنم بیشتر از
‫102 درجه بود.

264
00:19:32,310 --> 00:19:34,650
‫تو اون وضعیت چطور تونستی حرکت کنی؟

265
00:19:34,650 --> 00:19:36,530
‫ممکن بود جونت رو از دست بدی!

266
00:19:36,940 --> 00:19:38,740
‫بله، درسته.

267
00:19:38,740 --> 00:19:42,780
‫پس، فکر می‌کنم نکته اصلی
‫همینه که برخی افراد موفق می‌شن.

268
00:19:43,530 --> 00:19:46,160
‫مردن یا زنده‌ موندن در اون لحظه...

269
00:19:46,160 --> 00:19:50,920
‫احتمالاً تفاوت بین آدمایی هست که
‫علامت رو نشون می‌دن یا نمی‌دن و موفق نمی‌شن.

270
00:19:54,500 --> 00:19:57,550
{\an8}‫ضربان قلب بیشتر از 200 بار در دقیقه...

271
00:19:58,050 --> 00:20:01,680
{\an8}‫و چطور می‌دونید که دمای بدنتون بالای 102 درجه بوده؟

272
00:20:02,010 --> 00:20:08,640
‫درسته. وقتی خانم کوچو داشت درمانم می‌کرد،
‫تبی داشتم که...

273
00:20:08,970 --> 00:20:12,140
‫با استفاده از دماسنج شدت اون رو اندازه گرفتیم...

274
00:20:12,140 --> 00:20:13,690
‫و 102 درجه بود...

275
00:20:13,690 --> 00:20:18,570
‫و اون به اندازه تبی بود که بدنم به هنگام
‫ظاهر شدن اون علامت تحمل می‌کرد.

276
00:20:21,240 --> 00:20:23,070
‫که اینطور؟

277
00:20:23,490 --> 00:20:27,160
‫هه! از این ساده تر هم می‌تونست باشه؟

278
00:20:27,490 --> 00:20:31,000
‫اینکه انقدر ساده‌لوحی که
‫به این شرایط پیچیده می‌گی ساده...

279
00:20:31,000 --> 00:20:32,790
‫بهت حسودی می‌کنم.

280
00:20:33,250 --> 00:20:35,000
‫چه زری زدی؟

281
00:20:35,000 --> 00:20:36,540
‫هیچی.

282
00:20:40,050 --> 00:20:41,050
‫خب...

283
00:20:41,050 --> 00:20:44,050
{\an8}‫اولویت اصلی هاشیراها
‫پدیدار کردن این علامته، درسته؟

284
00:20:44,800 --> 00:20:46,180
‫خیلی خب.

285
00:20:46,180 --> 00:20:48,600
‫یه راهی پیدا خواهیم کرد...

286
00:20:48,600 --> 00:20:53,190
‫پس لطفاً به ارباب بگید که
‫با خیال راحت استراحت کنن.

287
00:20:53,520 --> 00:20:55,400
‫خیلی ازتون ممنونم.

288
00:20:55,770 --> 00:21:02,820
‫هرچند، لازمه که یک نکته رو درباره تمرین این علامت به شما بگم.

289
00:21:02,820 --> 00:21:04,700
‫یعنی چیه؟

290
00:21:05,320 --> 00:21:11,450
‫کسانی که قبلاً علامت رو ظاهر کردن
‫چاره‌ای ندارن، ولی...

291
00:21:11,790 --> 00:21:17,330
‫تمام کسانی که در آینده علامت‌دار بشن
‫بدون استثنا...

292
00:21:37,900 --> 00:21:38,940
‫که اینطور.

293
00:21:39,570 --> 00:21:43,820
‫ولی در اینصورت، چه اتفاقی برای من می‌افته؟

294
00:21:43,820 --> 00:21:45,200
‫ارباب توانا...

295
00:21:45,700 --> 00:21:49,450
‫حالا که خانم آمانه رفتن،
‫من هم می‌رم.

296
00:21:49,450 --> 00:21:52,370
‫هی، صبر کن!
‫تو جایی نمی‌ری.

297
00:21:52,370 --> 00:21:56,830
‫باید درباره نقش‌های هر کدوممون
‫تصمیم بگیریم!

298
00:21:57,330 --> 00:21:59,790
{\an8}‫شما شش نفر باید
‫درباره‌اش حرف بزنید.

299
00:21:59,790 --> 00:22:01,500
{\an8}‫ربطی به من نداره.

300
00:22:01,840 --> 00:22:04,840
‫منظورت چیه که به تو ربطی نداره؟

301
00:22:04,840 --> 00:22:08,050
‫به نظر میاد فراموش کردی که
‫یه هاشیرا هستی.

302
00:22:08,340 --> 00:22:09,930
‫یا قضیه چیز دیگه‌ایه؟

303
00:22:09,930 --> 00:22:13,520
‫قصد داری زودتر از همه تمرینات رو شروع کنی؟

304
00:22:13,520 --> 00:22:15,640
‫که حتی این جلسه رو
‫به‌خاطرش ترک کنی؟

305
00:22:18,150 --> 00:22:19,310
‫اوه!

306
00:22:19,310 --> 00:22:21,400
‫هی، تو! برگرد اینجا!

307
00:22:21,730 --> 00:22:25,190
‫تومیوکا، لطفاً دلایل خودت رو توضیح بده.

308
00:22:25,530 --> 00:22:28,160
‫نمی‌تونیم بدون دلیل محکمی بیخیال
‫این موضوع بشیم.

309
00:22:31,410 --> 00:22:34,160
‫من شبیه شما نیستم.

310
00:22:34,450 --> 00:22:36,710
‫از حرفی که زدی هیچ خوشم نیومد.

311
00:22:36,710 --> 00:22:40,040
‫اینو قبلاً هم گفته بودی، مگه نه،
‫تومیوکا؟

312
00:22:40,040 --> 00:22:42,420
‫مارو در حد خودت نمی‌بینی؟

313
00:22:42,420 --> 00:22:44,840
‫دعوا نکنید، باشه؟

314
00:22:44,840 --> 00:22:46,170
‫آروم باشید!

315
00:22:48,510 --> 00:22:49,840
‫برگرد اینجا تن لش!

316
00:22:50,180 --> 00:22:52,260
‫اوه! نه، نه، نه!

317
00:22:52,720 --> 00:22:55,270
‫بس کن!

318
00:23:01,270 --> 00:23:02,730
‫بشینید.

319
00:23:04,230 --> 00:23:06,440
‫به بحث‌مون ادامه می‌دیم.

320
00:23:06,440 --> 00:23:08,820
‫یه پیشنهاد دارم.

321
00:23:10,570 --> 00:23:11,410
‫بفرما.

322
00:23:11,410 --> 00:23:12,280
‫وای!

323
00:23:12,280 --> 00:23:14,370
‫خیلی ممنونم!

324
00:23:14,870 --> 00:23:17,830
‫پشمام، عجب اشتهایی داری!

325
00:23:18,290 --> 00:23:21,540
‫هی، اون سه تا دختر کوچولو
‫و خواهرت کجان؟

326
00:23:21,540 --> 00:23:23,250
‫آئوی رو هم ندیدم.

327
00:23:23,630 --> 00:23:26,340
‫چون هیچ شمشیرزنی از سپاه شیطان کش
‫در وضعیت بدی قرار نداره،

328
00:23:26,340 --> 00:23:29,380
‫تمام مدت رو دارن با نزوکو بازی می‌کنن.

329
00:23:29,380 --> 00:23:32,890
‫به خاطر این، داره کم کم حرف زدن رو شروع می‌کنه!

330
00:23:32,890 --> 00:23:35,100
‫عه، که اینطور؟

331
00:23:35,100 --> 00:23:36,520
‫چه قدر عالی.

332
00:23:37,310 --> 00:23:39,350
‫مزه این کوفته برنجی هم عالیه!

333
00:23:39,350 --> 00:23:42,230
‫باشه بابا، فهمیدم، خب؟
‫ولی...

334
00:23:42,690 --> 00:23:46,820
{\an8}‫اگه اون پسره که کله‌زرده
‫پیداش بشه، دردسر درست می‌کنه، درسته؟

335
00:23:49,700 --> 00:23:50,570
‫آخ!

336
00:23:53,780 --> 00:23:55,700
‫اوه، خدایا، زنیتسو!

337
00:23:55,700 --> 00:23:58,410
‫از ماموریتت برگشتی؟

338
00:23:58,410 --> 00:24:00,540
‫کیو! من برگشتم!

339
00:24:00,540 --> 00:24:05,090
‫بچه‌ها! زنیتسو برگشته!

340
00:24:06,170 --> 00:24:07,460
‫اوه!

341
00:24:08,840 --> 00:24:12,050
‫زنیتسو!
‫ممنون که سخت تلاش کردی!

342
00:24:12,050 --> 00:24:13,680
‫- ممنون برای زحماتی که کشیدی!
‫- ممنون برای زحماتی که کشیدی!

343
00:24:14,010 --> 00:24:16,310
‫کیو! ناهو! سومی!

344
00:24:16,310 --> 00:24:18,970
‫فقط به‌خاطر من اینجا جمع شدید؟

345
00:24:19,350 --> 00:24:21,480
‫پسر، این یکی هم مثل جهنم بود...

346
00:24:21,480 --> 00:24:24,770
‫و همه‌اش اینجوری بودم که، "دارم می‌میرم!
‫قراره بمیرم!" پشت سر هم!

347
00:24:24,770 --> 00:24:28,480
‫ولی بعدش به این فکر کردم که اگه بمیرم
‫چقدر شما ها ناراحت می‌شید...

348
00:24:28,480 --> 00:24:29,900
‫پس تمام تلاشم رو کردم!

349
00:24:29,900 --> 00:24:32,320
‫آخه، اگه من نباشم خیلی غمگین میشید،
‫مگه نه؟

350
00:24:32,320 --> 00:24:33,740
‫نه راستش، نه!

351
00:24:33,740 --> 00:24:34,990
‫ها؟

352
00:24:35,410 --> 00:24:38,990
‫ولی خوشحالیم که سالم برگشتی!

353
00:24:39,580 --> 00:24:41,620
‫باشه.

354
00:24:45,500 --> 00:24:49,000
‫اوه، زنیتسو...
‫پس، برگشتید؟

355
00:24:49,000 --> 00:24:50,760
‫ممنون که کلی زحمت کشیدید.

356
00:24:50,760 --> 00:24:52,510
‫بانو آئویی!

357
00:24:52,510 --> 00:24:55,050
‫وقتی نبودم
‫دلت برام تنگ شده بود، مگه نه؟

358
00:24:55,050 --> 00:24:57,300
‫مگه نه؟ دلتنگ من شدی، مگه نه؟

359
00:24:57,850 --> 00:25:00,350
‫نمی‌دونم می‌شه اسمش رو این گذاشت.

360
00:25:09,900 --> 00:25:11,650
‫خوش برگشتی به خونه!

361
00:25:17,530 --> 00:25:18,910
‫گوشم کر شد!

362
00:25:19,450 --> 00:25:21,120
‫خوش برگشتی!

363
00:25:21,370 --> 00:25:23,080
{\an8}‫انقدر جذابی که می‌خوام برات بمیرم!

364
00:25:23,080 --> 00:25:24,620
{\an8}‫اوه خواهش می‌کنم بمیر!

365
00:25:25,830 --> 00:25:28,340
‫نزوکو چه اتفاقی برات افتاده؟
‫داری حرف می‌زنی!

366
00:25:28,340 --> 00:25:31,130
‫به‌خاطر منه؟
‫به‌خاطر من تلاش کردی حرف بزنی، درسته؟

367
00:25:31,130 --> 00:25:33,510
‫خیلی خوشحالم می‌کنه!

368
00:25:33,510 --> 00:25:35,130
‫برو یه جای دیگه لطفا!

369
00:25:35,130 --> 00:25:37,720
‫این یعنی من و تو بالاخره داریم
‫با هم ازدواج می‌کنیم؟

370
00:25:38,140 --> 00:25:39,640
‫ازش دور شو!

371
00:25:40,010 --> 00:25:42,140
‫زیر نور ماه خیلی دوست داشتنی بودی،

372
00:25:42,140 --> 00:25:45,560
‫ولی حالا تو نور آفتاب،
‫دیوانه‌وار خوشگلی! بی نظیری!

373
00:25:45,560 --> 00:25:48,560
‫وقتی ازدواج کنیم، هر روز واست سوشی و
‫مارماهی درست می‌کنم بخوری،

374
00:25:48,560 --> 00:25:51,400
‫پس بدونی هیچ دغدغه‌ای می‌اونی
‫با من ازدواج کنی!

375
00:25:52,070 --> 00:25:54,530
‫به خونه خوش اومدی، اینوسکه!

376
00:25:58,570 --> 00:26:01,290
‫ایــ... اینوسکه؟

377
00:26:01,290 --> 00:26:04,120
‫اینوسکه، خوش برگشتی!

378
00:26:05,920 --> 00:26:07,790
‫اون یارو کجاست؟

379
00:26:07,790 --> 00:26:09,500
‫به گمونم بخوام بکشمش!

380
00:26:09,500 --> 00:26:11,670
‫اینجوری حرف نزن!

381
00:26:11,960 --> 00:26:14,970
‫راستی یه چیزی،
‫اون پسر کله‌گرازی کجاست؟

382
00:26:14,970 --> 00:26:16,470
‫اینوسکه؟

383
00:26:16,470 --> 00:26:19,090
‫ها؟ امروز صبح همین طرفا بود.

384
00:26:19,470 --> 00:26:23,970
‫اون داره به خواهرت آموزش گفتن کلمات می‌ده.

385
00:26:23,970 --> 00:26:25,180
‫خب اشکالش کجاست؟

386
00:26:25,520 --> 00:26:26,730
‫اشکالش که چه عرض کنم؟

387
00:26:27,020 --> 00:26:29,690
‫اینوسکه، اینوسکه، اینوسکه، اینوسکه!

388
00:26:29,980 --> 00:26:31,440
‫ایموسکه، ایموفوکه!

389
00:26:31,860 --> 00:26:33,070
‫رئیس بزرگ اینوسکه!

390
00:26:33,070 --> 00:26:34,650
‫رئیس بزرگ ایموفوکه!

391
00:26:34,650 --> 00:26:37,070
‫اینوسکه، اینوسکه، اینوسکه، اینوسکه!

392
00:26:37,400 --> 00:26:40,570
‫و مصمم بود که خواهرت اسمش رو یاد بگیره.

393
00:26:40,570 --> 00:26:43,580
‫واقعاً؟ اصلاً از این ماجرا خبر نداشتم!

394
00:26:43,580 --> 00:26:46,750
‫راستی، بازم از این کوفته برنجی‌ها داری؟

395
00:26:47,040 --> 00:26:48,920
‫هنوز هم گرسنته؟

396
00:26:57,880 --> 00:26:58,930
‫هی!

397
00:26:59,220 --> 00:27:00,760
‫آقای هاگانزوکا!

398
00:27:02,100 --> 00:27:03,970
‫زحم‌هاتون خوب شدن؟

399
00:27:05,220 --> 00:27:06,930
‫خداروشکر!

400
00:27:11,900 --> 00:27:14,070
‫حالت اصلاً خوب نیست؟

401
00:27:16,150 --> 00:27:17,900
‫اوه، شمشیرم.

402
00:27:18,360 --> 00:27:19,910
‫خیلی ازتون ممنونم.

403
00:27:22,450 --> 00:27:24,330
‫این محافظ دستِ شمشیر آقای رنگوکوئه!

404
00:27:25,790 --> 00:27:28,040
‫خیلی ممنونم که...

405
00:27:28,040 --> 00:27:29,960
‫از کوتتسو محافظت کردی.

406
00:27:30,880 --> 00:27:32,750
‫چرا نمی‌شینید؟

407
00:27:32,750 --> 00:27:34,040
‫حالتون خوبه؟

408
00:27:39,800 --> 00:27:44,930
‫تــ... تـــ... تیـــ...

409
00:27:41,970 --> 00:27:44,930
{\an8}‫تیغه شمشیر؟ چشم، الآن یه نگاهی
‫به تیغه شمشیر هم میندازم!

410
00:27:48,600 --> 00:27:50,980
‫اوه!

411
00:27:55,770 --> 00:27:56,780
‫وای!

412
00:27:57,110 --> 00:28:00,030
‫عمق تاریکی سایه این شمشیر
‫از هر سیاهی‌ای بیشتره!

413
00:28:00,320 --> 00:28:02,450
‫از فولاد مرغوبی درست شده...

414
00:28:02,450 --> 00:28:06,410
‫پس شمشیرزنی که از اون
‫استفاده می‌کره حتما خیلی قوی بوده.

415
00:28:07,390 --> 00:28:10,200
{\an6}‫نابود کن

416
00:28:08,080 --> 00:28:10,120
‫کلمه "نابود کن"...

417
00:28:10,790 --> 00:28:16,750
‫شمشیرسازی که این شمشیر رو ساخته
‫هدفش این بوده که تمام شیاطین نابود بشن!

418
00:28:16,750 --> 00:28:22,260
‫حتی هیچ حروفی از اسمش رو به عنوان سازنده
‫روی شمشیر نزده! فقط این کلمه!

419
00:28:22,360 --> 00:28:31,040
{\an9}‫نابودگرِ شیاطین

420
00:28:22,550 --> 00:28:26,220
‫بهم گفته شده که بعد از ساخت این شمشیر
‫سلسله مراتب و رتبه‌بندی‌ها به وجود اومد،

421
00:28:26,220 --> 00:28:30,940
‫و فقط بر روی شمشیر یک هاشیرا "نابودگرِ شیاطین" نوشته میشه.

422
00:28:31,230 --> 00:28:34,060
‫نمی‌دونستم!
‫پس، این شمشیر بسیار فوق‌العاده‌ایه!

423
00:28:34,440 --> 00:28:39,320
‫ولی وقتی در مبارزه قبلی می‌جنگیدم،
‫یادم نمیاد که این حروف رو دیده باشم.

424
00:28:39,570 --> 00:28:40,860
‫ها!

425
00:28:41,280 --> 00:28:45,660
‫بهت گفتم... به‌خاطر این بود که حتی مرحله اول
‫صیغل دادن شمشیر رو هم تموم نکرده بودم...

426
00:28:45,660 --> 00:28:48,790
‫که شما بچه‌ها ازش استفاده کردین!

427
00:28:48,790 --> 00:28:51,870
‫زنگ‌زدگی‌هاشو هنوز نگرفته بودم، گرفتی چیشد؟

428
00:28:51,870 --> 00:28:53,210
‫خودم می‌کشمت!

429
00:28:53,210 --> 00:28:54,380
‫توروخدا ببخشید!

430
00:28:54,380 --> 00:28:58,800
‫زخم‌هام هنوز کامل خوب نشدن،
‫و من نمی‌تونم جلوی اشک‌هام رو بگیرم!

431
00:28:58,800 --> 00:29:00,970
‫پسر، خیلی درد می‌کنه،
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

432
00:29:01,260 --> 00:29:07,350
‫به‌خاطر پارازیت انداختن شما، مجبور شدم 
‫صیغل‌دادن شمشیر رو از اول شروع کنم، فهمیدی؟

433
00:29:07,930 --> 00:29:11,310
‫آره، ولی از نظر زحم و صدمه بخوایم بگیم،
‫اون بچه‌هم مثل خودت صدمه دیده.

434
00:29:11,310 --> 00:29:14,230
‫یعنی، استخوان‌های بدنش کاملاً پودر شده.

435
00:29:18,900 --> 00:29:20,690
‫می‌کشمت!

436
00:29:20,690 --> 00:29:21,990
‫نمی‌تونی با حرف حلش کنی؟

437
00:29:22,280 --> 00:29:23,780
‫گوش‌کن، تانجیرو!

438
00:29:23,780 --> 00:29:27,490
‫تا روز مرگت باید واسم کوفته برنجی بیاری!

439
00:29:27,490 --> 00:29:29,240
‫شنیدی چی گفتم؟
‫شیرفهم شدی؟

440
00:29:29,240 --> 00:29:32,000
‫بله! چشم براتون میارم!

441
00:29:32,500 --> 00:29:34,290
‫خیلی ازتون ممنونم!

442
00:29:34,290 --> 00:29:35,620
‫لطفاً مراقب خودت باش!

443
00:29:36,580 --> 00:29:39,750
‫شایعاتی درباره اون شنیده بودم،
‫ولی اون واقعاً آدم عجیبیه.

444
00:29:41,300 --> 00:29:43,760
‫امروز خیلی آروم بود.

445
00:29:43,760 --> 00:29:45,800
‫به نظر میاد درد زیادی رو تحمل می‌کنه.

446
00:29:45,800 --> 00:29:47,140
‫جدی؟

447
00:29:47,140 --> 00:29:49,260
‫میشه سر و صدا نکنید؟

448
00:29:49,260 --> 00:29:50,060
‫هی...

449
00:29:50,560 --> 00:29:51,810
‫ببخشید، گنیا.

450
00:29:52,180 --> 00:29:53,680
‫حرفامون تموم شد.

451
00:29:53,680 --> 00:29:55,440
‫ببخشید که اذیتت کردیم و ...

452
00:30:03,530 --> 00:30:05,450
‫وای! اینوسکه!

453
00:30:05,450 --> 00:30:07,820
‫آخه برای چی پنجره رو شکستی؟

454
00:30:09,120 --> 00:30:12,330
‫مگه خری چیزی هستی؟
‫بانو کوچو دخلت رو میاره!

455
00:30:14,290 --> 00:30:15,330
‫خفه‌شو!

456
00:30:15,330 --> 00:30:17,420
‫دارم رد می‌شم!

457
00:30:18,630 --> 00:30:21,210
‫کاش منو تو اتاق دیگه می‌ذاشتن.

458
00:30:21,550 --> 00:30:23,670
‫تمرین، تمرین، تمرین!

459
00:30:23,670 --> 00:30:26,550
‫برنامه تمرینات قدرتی گروهی
‫داره شروع می‌شه!

460
00:30:27,090 --> 00:30:28,550
‫تمرینات قدرتی گروهی؟

461
00:30:28,970 --> 00:30:32,180
‫قوی‌ترین‌ها دور هم جمع می‌شن 
‫و تمرین می‌دن...

462
00:30:32,180 --> 00:30:34,270
‫و یه همچین چیزایی، خلاصه اینجوری!

463
00:30:34,270 --> 00:30:36,190
‫ها؟ منظورت چیه؟

464
00:30:36,480 --> 00:30:38,150
‫روحمم خبر نداره!

465
00:30:38,440 --> 00:30:39,690
‫که اینطور.

466
00:30:44,030 --> 00:30:47,280
‫تا جایی که به تمرینات هاشیرا به منظور آماده‌سازی
‫سپاه شیطان کش مربوط می‌شه...

467
00:30:47,280 --> 00:30:50,910
‫گمون کنم رو بیشتر جزئیات استراتژی‌مون کار کردیم.

468
00:30:51,490 --> 00:30:54,910
‫کِی دوره رو شروع کنیم و مدت دوره چقدر باشه؟

469
00:30:55,500 --> 00:30:57,870
‫بیاید سه روز دیگه شروع کنیم.

470
00:30:57,870 --> 00:31:00,460
‫خیلی زوده. می‌تونیم انجامش بدیم؟

471
00:31:00,790 --> 00:31:03,500
‫زمانی برای تلف کردن نداریم.

472
00:31:03,500 --> 00:31:08,550
‫ازونجایی که هیچ راهی نداریم تا بفهمیم
‫حرکت بعدی کیبوتسوجی موزان چه خواهد بود...

473
00:31:08,550 --> 00:31:11,970
‫می‌خوام که از هر نظر آمادگی کامل 
‫داشته باشیم.

474
00:31:11,970 --> 00:31:16,020
‫اگه شیاطین باز هم از کنترل خارج بشن...

475
00:31:16,020 --> 00:31:20,150
‫کار سختی برای ما هاشیراها خواهد بود
‫که اونهارو کنترل کنیم.

476
00:31:20,150 --> 00:31:24,900
‫ولی اگه شیاطین هنگام تمرینات بهمون حمله کنن چی؟

477
00:31:25,570 --> 00:31:31,660
‫فرض می‌کنیم که تمرکز شیاطین روی 
‫تصاحب نروکو کامادوئه.

478
00:31:31,660 --> 00:31:35,080
‫این یه حقیقته که، بعد از مبارزه دهکده شمشیرسازان،

479
00:31:35,080 --> 00:31:38,500
‫به طور قابل توجهی شیاطین
‫از دیدگان ما خودشون رو مخفی کردن.

480
00:31:38,500 --> 00:31:39,830
‫اگه اینطور پیش بره...

481
00:31:40,420 --> 00:31:46,590
‫به عنوان هاشیرا، تا الآن فرصتی برای آموزش
‫به کسی جز سگوکوی خودمون نداشتیم...

482
00:31:46,590 --> 00:31:53,100
‫اما تو یک بازه زمانی کوتاه، فرصت خوبی داریم
‫تا سطح تمام سپاه شیطان کش رو بالا ببریم.

483
00:31:53,930 --> 00:31:56,770
‫این نیاز ضروری و حیاتی ماست.

484
00:31:57,180 --> 00:31:58,600
‫بسیار بسیار حیاتی.

485
00:31:58,600 --> 00:32:04,980
‫با توجه به این تفکرات،
‫من تمرینات هاشیرا رو پیشنهاد دادم.

486
00:32:05,320 --> 00:32:06,980
‫هیمه‌جیما...

487
00:32:07,230 --> 00:32:09,990
‫مجبور نیستی درباره این توضیح دیگه‌ای بدی.

488
00:32:10,280 --> 00:32:12,240
‫من موافقم.

489
00:32:12,530 --> 00:32:14,490
‫من هم هیچ مخالفتی ندارم.

490
00:32:15,700 --> 00:32:17,120
‫منم همینطور.

491
00:32:17,120 --> 00:32:19,460
‫منم با این تمرینات مشکلی ندارم!

492
00:32:20,290 --> 00:32:24,630
‫تمرینات باید حتماً توسط
‫هاشیراهای فعال فعلی برگزار بشه؟

493
00:32:25,170 --> 00:32:29,550
‫می‌خوام از هاشیراهای بازنشسته هم 
‫کمک بگیرم.

494
00:32:29,550 --> 00:32:31,470
‫در این مورد مخالفتی ندارین؟

495
00:32:31,470 --> 00:32:33,340
‫البته که نه.

496
00:32:33,930 --> 00:32:35,140
‫تنها چیزی که می‌مونه...

497
00:32:36,140 --> 00:32:38,100
‫نظر تومیوکاست، درسته؟

498
00:32:44,230 --> 00:32:48,110
‫بالاخره از ماموریتم برگشتم،
‫و حالا باید تمرین کنم.

499
00:32:48,110 --> 00:32:49,400
‫این ته بدبختیه.

500
00:32:49,690 --> 00:32:51,900
‫الآن داری به اونجا می‌ری، زنیتسو؟

501
00:32:51,900 --> 00:32:56,660
‫درسته. قراره زیر نظر همه هاشیراها
‫نوبتی تمرین کنیم!

502
00:32:56,660 --> 00:32:59,080
‫چی، واقعاً؟ عالیه!

503
00:32:59,580 --> 00:33:03,120
{\an8}‫اصلاً هم عالی نیست.
‫افتضاحه! خود جهنمه!

504
00:33:03,120 --> 00:33:05,710
{\an8}‫این فکر کی بوده؟
‫فقط بمیره، مگه نه؟

505
00:33:05,710 --> 00:33:06,500
{\an8}‫هی!

506
00:33:06,750 --> 00:33:11,760
‫وقتی با یکی که مهارت بیشتری نسبت به تو داره
‫تمرین کنی، راه میان‌بری می‌شه واسه پیشرفتت!

507
00:33:12,220 --> 00:33:14,090
‫وقتی با یکی قوی‌تر از خودت مبارزه می‌کنی...

508
00:33:14,430 --> 00:33:18,010
‫کلی چیز یاد می‌گیری،
‫و این تورو قوی‌تر می‌کنه!

509
00:33:23,520 --> 00:33:28,190
{\an8}‫اگه می‌خوای همچین انگیزه‌ مثبتی
‫ایجاد کنی، پس از امروز من و تو دیگه دوست نیستیم!

510
00:33:28,190 --> 00:33:29,570
{\an8}‫آخ، آخ، آخ!

511
00:33:29,570 --> 00:33:30,940
{\an8}‫برای تو که خوبه!

512
00:33:30,940 --> 00:33:34,200
{\an8}‫چون هنوز استخوان‌های شکسته‌ات خوب نشده
‫هر روز رو تختت دراز می‌کشی و عشق می‌کنی!

513
00:33:34,200 --> 00:33:36,280
{\an8}‫ولی من باید الآن به اونجا برم!

514
00:33:36,280 --> 00:33:38,780
{\an8}‫می‌فهمی چه حس و حالی داره؟

515
00:33:39,910 --> 00:33:41,540
{\an8}‫ببخشید!

516
00:33:41,870 --> 00:33:42,910
‫ها!

517
00:33:43,410 --> 00:33:44,790
‫هی، زنیتسو!

518
00:33:44,790 --> 00:33:46,750
‫حتی فکرش هم نکن که یه کلمه
‫با من حرف بزنی!

519
00:33:46,750 --> 00:33:48,170
‫نه، یه لحظه وایسا!

520
00:33:48,420 --> 00:33:50,090
‫یادم رفت که 
‫یه چیزی رو بهت بگم.

521
00:33:50,420 --> 00:33:51,630
‫ممنونم!

522
00:33:54,050 --> 00:33:56,260
‫وقتی داشتم با رده بالای چهار
‫مبارزه می‌کردم...

523
00:33:56,260 --> 00:33:58,720
‫وقتی قادر نبودم که دیگه
‫از یکی از پاهام استفاده کنم...

524
00:33:59,180 --> 00:34:03,230
‫از تنفس رعد و برقی که
‫بهم یاد دادی استفاده کردم...

525
00:34:03,230 --> 00:34:05,140
‫و با استفاده از اون تونستم
‫سر اون شیطان رو بزنم!

526
00:34:07,100 --> 00:34:10,610
‫البته که نتونستم به سرعت تو برسم...

527
00:34:10,940 --> 00:34:12,780
‫ولی واقعاً، ممنونم!

528
00:34:13,030 --> 00:34:17,530
‫می‌بینی، گاهی اوقات ارتباطت با بقیه می‌تونه
‫تورو از دردسر نجات بده...

529
00:34:17,910 --> 00:34:20,620
‫پس هرچیزی که موقع تمرینات هاشیرا یاد می‌گیری...

530
00:34:20,620 --> 00:34:24,160
‫احتمالاً تورو به سمت آینده‌ای روشن‌تر
‫هدایت می‌کنه.

531
00:34:29,210 --> 00:34:30,790
‫اوه، خیلی خری!

532
00:34:30,790 --> 00:34:34,090
‫فکر نکن با این حرفا می‌تونی حال منو بهتر کنی!

533
00:34:34,090 --> 00:34:35,510
‫هی، حالش خوب شد!

534
00:34:35,510 --> 00:34:36,760
‫خداروشکر!

535
00:34:37,050 --> 00:34:39,760
‫بعداً می‌بینمت، تانجیرو!
‫زود خوب شو!

536
00:34:39,760 --> 00:34:43,680
‫واقعاً می‌گما! اگه من نباشم
‫بقیه می‌خواستن چیکار کنن!

537
00:34:48,730 --> 00:34:50,520
‫واقعاً ازت ممنونم...

538
00:34:50,520 --> 00:34:51,690
‫زنیتسو.

539
00:34:56,200 --> 00:34:58,280
‫کُندین! شُلید! عین ماست می‌مونید!

540
00:35:02,160 --> 00:35:04,080
‫چه غلطی می‌کنید، اسگلا؟

541
00:35:04,080 --> 00:35:06,080
‫این وضعیت با عقل جور در نمیاد!

542
00:35:08,120 --> 00:35:10,750
‫برای شروع، استقامت بدن شماها خیلی پایینه!

543
00:35:10,750 --> 00:35:12,670
‫دویدن کار خیلی ساده‌ایه!

544
00:35:12,670 --> 00:35:16,470
‫سریع‌تر! یه‌جوری بدوید انگار
‫یه شیطان ردتون انداخته!

545
00:35:18,010 --> 00:35:20,300
‫خیلی خب، حالا!
‫هان چیه، زر نمی‌زنی؟

546
00:35:20,300 --> 00:35:22,140
‫کی بهت گفت با شکمت بخزی؟

547
00:35:22,140 --> 00:35:23,970
‫هنوز وقت استراحت نشده!

548
00:35:23,970 --> 00:35:25,980
‫یه دور دیگه بدوید!

549
00:35:26,310 --> 00:35:27,480
‫کارم تمومه.

550
00:35:27,480 --> 00:35:29,150
‫با شماها چیکار کنم من؟

551
00:35:29,150 --> 00:35:33,520
‫تمریناتی که هاشیراهای فعال بهتون می‌دن
‫از این خیلی سخت‌تره!

552
00:35:33,860 --> 00:35:37,900
‫ارباب تنگن تو خط مقدم خیلی سرحال‌تر
‫و زنده‌تر به نظر میاد.

553
00:35:37,900 --> 00:35:39,410
‫البته، چرا اینطور نباشه؟

554
00:35:39,410 --> 00:35:41,490
‫باید هرطوری که می‌تونیم بهش کمک کنیم!

555
00:35:41,490 --> 00:35:46,250
‫اونا خیلی گرسنه می‌شن،
‫پس بیاید کُلی کوفته برنجی درست کنیم!

556
00:35:46,250 --> 00:35:47,290
‫- باشه!
‫- باشه!

557
00:35:57,050 --> 00:35:58,550
‫ارباب تنگن!

558
00:35:58,550 --> 00:36:00,340
‫ناهار آماده‌ست!

559
00:36:00,840 --> 00:36:02,010
‫باشه!

560
00:36:02,010 --> 00:36:04,850
‫هی، بچه‌ها، وقت ناهاره!

561
00:36:05,140 --> 00:36:06,470
‫نمی‌تونم...

562
00:36:06,890 --> 00:36:08,770
‫حتی به خوردن ناهار
‫فکر هم نمی‌تونم بکنم!

563
00:36:10,350 --> 00:36:12,310
‫آخه چقدر رقت‌انگیزین؟

564
00:36:12,730 --> 00:36:16,320
‫ارباب تنگن، از دستشون عصبانی نباش.

565
00:36:16,320 --> 00:36:18,150
‫ای کاش می‌تونستم...

566
00:36:18,150 --> 00:36:23,280
‫ولی اگه با این وضعیت بفرستمشون 
‫پیش هاشیرای بعدی، همه تقصیرارو میندازن گردن من.

567
00:36:23,280 --> 00:36:24,580
‫ارباب تنگن، بفرمایید.

568
00:36:24,580 --> 00:36:25,280
‫صحیح!

569
00:36:25,280 --> 00:36:27,500
‫سوپ میسو با چاشنی نمک!

570
00:36:30,830 --> 00:36:34,460
‫این تمرینات در مقابل تمرینات اونا هیچی نیست!
‫جدی می‌گم!

571
00:36:35,750 --> 00:36:39,590
‫شما مسئول بالا بردن توانایی بدنی 
‫و استقامتشون هستی، درسته؟

572
00:36:39,590 --> 00:36:42,590
‫بعد از این چه مدل تمریناتی دارن؟

573
00:36:42,590 --> 00:36:44,260
‫خب، بعد از این...

574
00:36:44,600 --> 00:36:47,640
‫اول، تمرینات حرکات سریع توکیتو رو دارن.

575
00:36:47,640 --> 00:36:51,600
‫اون یارو ظاهرش ممکنه آروم باشه ولی 
‫میتونه رفتاری بسیار خشن داشته باشه.

576
00:36:51,600 --> 00:36:55,360
‫بعد از اون تمرینات جهنمی انعطاف پذیری 
‫کانروجی رو دارن.

577
00:36:55,360 --> 00:36:57,610
‫بعدش، میرن سراغ ایگورو.

578
00:36:57,610 --> 00:36:59,280
‫روی مهارتهای شمشیرزنی 
‫اونا کار می‌کنه.

579
00:36:59,280 --> 00:37:01,450
‫اون مار به شدت سخت‌گیریه!

580
00:37:01,450 --> 00:37:03,410
‫بعدش، شینازوگاواست.

581
00:37:03,410 --> 00:37:05,830
‫شنیدم که به تمریناتش
‫"تمرین بریدن بی‌نهایت" می‌گن...

582
00:37:05,830 --> 00:37:08,700
‫ولی درست مثل اسمش، به گمونم
‫هیچ پایانی برای تمرینش در کار نباشه.

583
00:37:08,700 --> 00:37:12,160
‫آخرین اما نه کم اهمیت ترین، تمرینات
‫تقویت عضلات آقای هیمه‌جیماست.

584
00:37:12,160 --> 00:37:14,750
‫چاره‌ای ندارن جز اینکه
‫برای اون تمرینات ابرانسان شده باشن.

585
00:37:15,040 --> 00:37:20,630
‫برای هاشیرا ها هم خوبه، از اونجایی که اونا
‫جریان بی‌پایانی از تمرینات شمشیرزنان شیطان کش رو در دست خواهند داشت

586
00:37:20,630 --> 00:37:24,090
‫می‌تونن روی تقویت استقامت بدنی خودشون کار کنن!

587
00:37:24,430 --> 00:37:26,430
‫چطوره؟ پر زرق و برقه، مگه نه؟

588
00:37:27,350 --> 00:37:31,600
‫منم مطمئناً دوست داشتم که
‫در تمرینات همه جانبه شرکت کنم.

589
00:37:32,230 --> 00:37:34,350
‫روی شما حساب می‌کنم، بچه ها.

590
00:37:36,440 --> 00:37:38,520
‫زود باشید!

591
00:37:40,530 --> 00:37:44,280
‫با این وضعیت،
‫دما بدنم بالا نمی‌ره!

592
00:37:44,280 --> 00:37:45,820
‫به طرز احمقانه‌ای ضعیفین!

593
00:37:48,080 --> 00:37:50,910
‫درسته! همینطوری ادامه بده!

594
00:37:50,910 --> 00:37:52,910
‫بیا یه کم بیشتر بازشون کنیم، باشه؟

595
00:37:54,960 --> 00:37:58,380
‫نمی‌شه گفت که دشمن
‫از کدوم طرف قراره حمله کنه.

596
00:38:00,880 --> 00:38:01,840
‫حسش کنید.

597
00:38:03,590 --> 00:38:08,390
‫نحوه ایستادنت پر از ایراده، اگه یه شیطان بود
‫تا الآن سه بار تورو بلعیده بود.

598
00:38:08,850 --> 00:38:12,350
‫برای حفظ وضعیت علامت‌دارم...

599
00:38:12,350 --> 00:38:14,310
‫دقت کن، از این طرف آسیب‌پذیری.

600
00:38:18,310 --> 00:38:21,230
‫همگی، تمام تلاش خودتون رو بکنید.

601
00:38:21,230 --> 00:38:24,450
‫تمام این تمرینات به‌خاطر
‫نابود کردن شیاطینه.

602
00:38:24,450 --> 00:38:25,650
‫ما این کار رو...

603
00:38:25,650 --> 00:38:27,620
‫به‌خاطر ارباب انجام می‌دیم.

604
00:38:27,950 --> 00:38:31,660
‫به‌خاطر شمشیرزنان شیطان کشی که
‫جون‌شون رو از دست دادن.

605
00:38:31,660 --> 00:38:34,750
‫به‌خاطر محافظت از مردمی که زنده هستن.

606
00:38:35,330 --> 00:38:38,380
‫باید این مسیر رو تا انتها پیش بریم.

607
00:38:38,830 --> 00:38:40,460
‫باید تلاش کنیم.

608
00:38:48,930 --> 00:38:50,100
‫چه خبر شده؟

609
00:38:55,770 --> 00:38:57,440
‫آخ! کلم خون اومد!

610
00:38:58,150 --> 00:39:00,270
‫چرا اینجوری می‌کنی؟
‫چت شده تو؟

611
00:39:02,780 --> 00:39:04,280
‫عجله کن! عجله کن!

612
00:39:04,570 --> 00:39:08,240
‫این یه نامه از طرف ابابه.
‫بدون وقفه بخونش.

613
00:39:08,240 --> 00:39:10,870
‫یه نامه؟ برای من؟ 
‫اون وقت گذاشته تا...

614
00:39:10,870 --> 00:39:11,780
‫ها؟

615
00:39:11,780 --> 00:39:13,080
‫این چیه؟

616
00:39:16,710 --> 00:39:18,370
‫تومیوکا...

617
00:39:18,370 --> 00:39:21,170
‫تو تمرینات هاشیرا شرکت نمی‌کنه؟

618
00:39:37,560 --> 00:39:38,940
‫ارباب کاگایا...

619
00:39:39,480 --> 00:39:43,190
‫به نظر میاد هاشیرا ها،
‫برای اینکه واسه نبرد پیش رو آماده بشن،

620
00:39:43,190 --> 00:39:46,820
‫برنامه تمرینی هاشیرا رو برای
‫شمشیرزنان شیطان کش آماده و شروع کردن.

621
00:39:48,360 --> 00:39:50,360
‫فرزندان شما...

622
00:39:50,700 --> 00:39:52,780
‫عزم و اراده شما رو با خودشون دارن...

623
00:39:53,120 --> 00:39:56,370
‫و مطمئن می‌شن که
‫امید شما زنده بمونه.

624
00:39:57,500 --> 00:40:00,880
‫به‌خاطر خواسته قلبی شما
‫برای شکست دادن کیبوتسوجی موزان...

625
00:40:00,880 --> 00:40:03,250
‫با تمام وجود به سراغ قدم بعدی رفتن.

626
00:40:09,130 --> 00:40:10,590
‫آمانه...

627
00:40:12,470 --> 00:40:13,640
‫بله؟

628
00:40:16,060 --> 00:40:17,770
‫برای تمام کارهایی که کردی...

629
00:40:18,140 --> 00:40:22,100
‫از صمیم قلبم... ازت ممنونم.

630
00:40:31,530 --> 00:40:32,700
‫چشم!

631
00:41:01,850 --> 00:41:07,190
{\an8}‫وضعیت پیشرفت

632
00:41:18,540 --> 00:41:21,460
‫عصر بخیر، خانم تامایو.

633
00:41:27,590 --> 00:41:29,380
‫می‌دونید که، خطرناکه.

634
00:41:29,380 --> 00:41:32,090
‫اینکه پنجره اتاق‌تون رو
‫شب‌ها باز بزارید.

635
00:41:36,600 --> 00:41:40,270
‫ولی امشب، ماه خیلی چشمگیر
‫و تماشایی شده.

636
00:41:41,230 --> 00:41:42,940
‫ملاقات با شما باعث افتخارمه.

637
00:41:42,940 --> 00:41:48,110
‫من یکی از پیغام‌رسان‌های
‫اوبایاشیکی کاگایا هستم.

638
00:41:48,980 --> 00:41:53,150
‫ولی واقعاً، در مخفی شدن
‫خیلی ماهر هستید.

639
00:41:53,530 --> 00:41:58,780
‫در مدت زمانی که طول کشید تا پیداتون کنم
‫اوبایاشیکی دیگه نمیتونه حرکت کنه.

640
00:41:59,410 --> 00:42:03,210
‫چطوری این مکان رو پیدا کردی؟

641
00:42:04,080 --> 00:42:06,750
‫با استفاده از روابط های انسانی.

642
00:42:06,750 --> 00:42:10,960
‫تونستم مالک قبلی این خونه رو
‫که ازش خریداری کردی پیدا کنم.

643
00:42:11,460 --> 00:42:17,760
‫نه تنها اون، بلکه در طول روز
‫یوشیرو رو زیر نظر گرفتم.

644
00:42:18,140 --> 00:42:20,890
‫شاید تمرین دیده باشم...

645
00:42:21,470 --> 00:42:23,270
‫ولی من صرفاً یه کلاغ هستم.

646
00:42:23,270 --> 00:42:26,600
‫هیچکس هیچ دلیلی برای توجه
‫و نگرانی بابت من نداره.

647
00:42:27,060 --> 00:42:32,030
‫از اونجایی که قصد آسیب زدن به شما رو ندارم،
‫خیال‌تون راحت باشه.

648
00:42:33,110 --> 00:42:36,780
‫پس، از من چی میخوای؟

649
00:42:37,320 --> 00:42:38,570
‫همم.

650
00:42:38,570 --> 00:42:41,200
‫تو پر از سوءظن هستی.

651
00:42:41,200 --> 00:42:42,750
‫سرزنشت نمی‌کنم.

652
00:42:43,080 --> 00:42:48,920
‫سخته که همونطور که به تانجیرو اعتماد کردی
‫به منم اعتماد کنی.

653
00:42:48,920 --> 00:42:50,380
‫همونطور که انتظارش رو داشتم.

654
00:42:51,130 --> 00:42:53,170
{\an8}‫قصد داره چی‌کار کنه؟

655
00:42:53,670 --> 00:42:55,090
{\an8}‫اوبویاشیکی...

656
00:42:55,420 --> 00:42:58,390
{\an8}‫یعنی می‌خواد از یه راهی
‫فریبم بده؟

657
00:42:59,140 --> 00:43:00,510
‫یوشیرو کجاست؟

658
00:43:00,930 --> 00:43:03,600
‫نیاز نیست نگران یوشیرو باشی.

659
00:43:04,890 --> 00:43:06,020
‫گوش کن.

660
00:43:06,020 --> 00:43:09,270
‫می‌تونی صدای دویدنش
‫به سمت خودمون رو بشنوی.

661
00:43:10,310 --> 00:43:11,360
‫و حالا...

662
00:43:12,320 --> 00:43:14,820
‫می‌تونم برم سر اصل مطلب؟

663
00:43:16,610 --> 00:43:19,780
‫دختری در سپاه شیطان کش هست...

664
00:43:19,780 --> 00:43:23,740
‫که مثل تو در فیزیولوژی شیاطین
‫و داروسازی تسلط زیادی داره.

665
00:43:23,740 --> 00:43:28,540
‫در کنار بررسی تغییرات فیزیکی نزوکو،
‫ازت می‌خوایم که با اون دختر همکاری کنی.

666
00:43:31,000 --> 00:43:35,510
‫برای شکست دادن کیبوتسوجی موزان
‫با ما همکاری می‌کنی؟

667
00:43:36,840 --> 00:43:39,930
‫لطفاً به عمارت اوبویاشیکی بیا.

668
00:43:40,760 --> 00:43:42,970
‫می‌خوای که من، که یه شیطان هستم...

669
00:43:43,310 --> 00:43:46,310
‫به مقر سپاه شیطان کش بیام؟

670
00:43:48,950 --> 00:43:51,960
{\an1}‫قسمت 1:
‫برای شکست دادن کیبوتسوجی موزان

671
00:43:51,984 --> 00:44:11,984
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

672
00:44:12,008 --> 00:44:29,008
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

673
00:47:55,030 --> 00:47:55,910
{\an8}‫بخش اول

674
00:47:56,680 --> 00:47:58,690
‫هر هفته در خلال تمرینات هاشیرا...

675
00:47:58,690 --> 00:48:03,020
‫قراره یه راز از دوره تایشو در مورد هر کدوم از 
‫هاشیراها بهتون بگم!

676
00:48:03,570 --> 00:48:05,320
‫اینوسکه؟

677
00:48:05,900 --> 00:48:08,610
‫می‌خوای با این شیشه شکسته چی‌کار کنی؟

678
00:48:08,950 --> 00:48:10,280
‫آره، ولی...

679
00:48:10,280 --> 00:48:11,370
‫پسر بد!

680
00:48:12,530 --> 00:48:16,620
‫تو همیشه مثبت‌اندیشی،
‫و من این ویژگی تورو دوست دارم...

681
00:48:16,620 --> 00:48:18,830
‫ولی یه کارهایی هست 
‫که نباید انجام‌شون بدی.

682
00:48:19,170 --> 00:48:21,330
‫خب حالا دستت رو بیار بالا.

683
00:48:21,330 --> 00:48:23,460
‫بزار زخمت رو درمان کنم.

684
00:48:23,920 --> 00:48:26,380
‫دیگه هرگز این کار رو تکرار نکن، خب؟

685
00:48:27,260 --> 00:48:29,590
‫واهایی...

686
00:48:30,010 --> 00:48:32,930
‫بانو شینوبو وقتایی که لازمه
‫خیلی سخت‌گیره...

687
00:48:33,260 --> 00:48:35,600
‫ولی به شدت دلسوزه و 
‫با همه مهربونه.

688
00:48:35,890 --> 00:48:37,980
‫مثل اون روز که جلسه هاشیراها برگزار شد.

689
00:48:39,940 --> 00:48:41,310
‫کانروجی؟

690
00:48:41,650 --> 00:48:43,690
‫ها؟ اوه، ممنون!

691
00:48:43,690 --> 00:48:45,820
‫خواهش می‌کنم.

692
00:48:46,030 --> 00:48:48,990
‫این هم از راز دوره تایشوی امروز!

693
00:48:49,360 --> 00:48:50,780
‫قسمت بعدی، قسمت 2...

694
00:48:50,780 --> 00:48:53,320
‫"درد و رنج هاشیرای آب تومیوکا گیو."

695
00:48:53,320 --> 00:48:54,830
‫ادامه دارد

