﻿1
00:00:12,990 --> 00:00:14,320
‫جدی؟

2
00:00:30,550 --> 00:00:33,840
‫موفق شدی! تانجیرو، موفق شدی!

3
00:00:33,840 --> 00:00:35,970
‫لعنتی! شکستـم دادی!

4
00:00:38,470 --> 00:00:40,510
‫هنوز تموم نشده!

5
00:00:40,510 --> 00:00:43,810
‫اگه حتی برای یه ثانیه بایستم،
‫شُل می‌شم و پام لیز می‌خوره!

6
00:00:45,770 --> 00:00:49,230
‫باید شده حتی برای یه ثانیه هم
‫بیشتر این سنگ رو هول بدم!

7
00:00:50,110 --> 00:00:51,650
‫نه فقط با دستام!

8
00:00:51,650 --> 00:00:52,860
‫باید با پایین تنه‌امـم
‫هولـش بدم!

9
00:00:52,860 --> 00:00:54,610
‫با استفاده از پایین تنه‌ات هولـش بده!

10
00:00:54,610 --> 00:00:58,740
‫تو پایین تنه‌ات ماهیچه‌های بیشتری
‫نسبت به بالا تنه‌ات داری!

11
00:01:07,250 --> 00:01:08,210
‫تمپورا!

12
00:01:08,460 --> 00:01:09,420
‫تمپورا!

13
00:01:09,420 --> 00:01:12,050
‫دارم میام!

14
00:01:22,390 --> 00:01:25,230
‫اینوسکه هم موفق شد
‫سنگـش رو هول بده!

15
00:01:25,230 --> 00:01:26,640
‫افتضاحه!

16
00:01:26,940 --> 00:01:28,770
‫فقط من موندم!

17
00:01:28,770 --> 00:01:30,440
‫کاملاً افتضاحه!

18
00:01:34,030 --> 00:01:35,400
{\an8}‫چونتارو؟

19
00:01:35,400 --> 00:01:36,900
{\an8}‫چی می‌خوای؟

20
00:01:36,900 --> 00:01:41,830
{\an8}‫من هنوز سنگـم رو هول ندادم،
‫پس نمی‌تونم به تمرین بعدی برم.

21
00:01:41,830 --> 00:01:43,660
{\an8}‫میشه هولم نکنی؟

22
00:01:44,750 --> 00:01:46,290
‫آخ! چیه؟

23
00:01:48,830 --> 00:01:49,830
‫ها؟

24
00:01:49,830 --> 00:01:51,130
‫چی؟

25
00:01:51,130 --> 00:01:53,000
‫یه نامه؟

26
00:01:53,024 --> 00:02:03,024
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

27
00:02:03,048 --> 00:02:13,048
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

28
00:02:13,072 --> 00:02:23,072
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

29
00:03:23,830 --> 00:03:29,000
{\an1}‫قسمت 7:
‫هاشیرای سنگ هیمه‌جیما گیومه

30
00:03:50,310 --> 00:03:51,860
‫یک چو!

31
00:03:52,190 --> 00:03:53,940
‫موفق شدم تکونش بدم!

32
00:03:55,190 --> 00:03:56,240
‫که یعنی...

33
00:03:56,240 --> 00:03:59,990
‫تمریناتـم با... آقای هیمه‌جیما...

34
00:04:00,700 --> 00:04:02,740
‫تموم شد!

35
00:04:05,410 --> 00:04:06,410
‫ها؟

36
00:04:07,410 --> 00:04:08,370
‫اوه اوه...

37
00:04:09,170 --> 00:04:12,040
‫بدنم به شدت کم آب شده!

38
00:04:12,380 --> 00:04:17,590
‫چون یه‌دفعه کُلی عرق ریختم
‫و حتی یه قطره هم آب نخوردم!

39
00:04:19,630 --> 00:04:22,390
‫زنیتسو...

40
00:04:22,680 --> 00:04:24,100
‫اینوسکه...

41
00:04:24,430 --> 00:04:26,430
‫آقای موراتا...

42
00:04:27,350 --> 00:04:29,890
‫دارم همینجا جون می‌دم!

43
00:04:29,890 --> 00:04:33,020
‫یه نفر...

44
00:04:35,900 --> 00:04:36,610
‫چی...

45
00:04:38,110 --> 00:04:39,650
‫آقای هیمه‌جیما!

46
00:04:39,990 --> 00:04:41,490
‫نجات پیدا کردم!

47
00:04:41,780 --> 00:04:44,120
‫نامو آمیدا بوتسو

48
00:04:44,450 --> 00:04:46,490
‫نامو آمیدا بوتسو.

49
00:04:47,160 --> 00:04:49,210
‫نامو آمیدا بوتسو.

50
00:04:49,210 --> 00:04:51,620
‫ها؟ رفتم اون دنیا؟

51
00:04:52,130 --> 00:04:53,790
‫نه، زنده‌ام!

52
00:04:54,420 --> 00:04:56,800
‫خیلی ازتون ممنونـم!

53
00:04:59,630 --> 00:05:02,720
‫تمرین تخته سنگ رو پشت سر گذاشتی.

54
00:05:03,260 --> 00:05:07,350
‫علاوه بر اون، انتخاب‌های درستی
‫تو دهکده انجام دادی.

55
00:05:07,770 --> 00:05:10,310
‫من تو رو تصدیق می‌کنم.

56
00:05:11,900 --> 00:05:14,230
‫دهکده؟ آب...

57
00:05:14,860 --> 00:05:16,570
‫خوبه کافیه!

58
00:05:19,190 --> 00:05:21,990
‫تو دهکده شمشیر ساز ها...

59
00:05:21,990 --> 00:05:27,700
‫تو نجات انسان‌های دهکده رو
‫نسبت به نجات خواهرت در اولویت قرار دادی.

60
00:05:27,700 --> 00:05:28,910
‫اوه...

61
00:05:28,910 --> 00:05:30,410
‫در واقع...

62
00:05:30,410 --> 00:05:32,420
‫نیازی به خجالت نیست.

63
00:05:32,830 --> 00:05:35,250
‫تو یک شمشیرزن نمونه هستی.

64
00:05:36,250 --> 00:05:39,920
‫تو باید به اعمال با فضیلت خودت افتخار کنی.

65
00:05:43,010 --> 00:05:44,090
‫نه.

66
00:05:44,090 --> 00:05:45,350
‫اصل ماجرا این نیست.

67
00:05:45,680 --> 00:05:47,810
‫نزوکو بود که اون تصمیم رو گرفت.

68
00:05:47,810 --> 00:05:49,520
‫تصمیم من نبود.

69
00:05:49,930 --> 00:05:51,770
‫من بلاتکلیف بودم...

70
00:05:51,770 --> 00:05:54,770
‫و چیزی نمونده بود که اهالی دهکده کُشته بشن.

71
00:05:55,860 --> 00:05:57,820
‫درست نیست که منو تصدیق کنید.

72
00:06:09,490 --> 00:06:11,450
‫این موجودات که
‫بهشون «فرزندان» می‌گیم...

73
00:06:11,450 --> 00:06:13,620
‫پاک و معصوم...

74
00:06:13,620 --> 00:06:15,460
‫و ضعیف هستند.

75
00:06:15,460 --> 00:06:18,920
‫آن‌ها مستعد دروغگویی هستن
‫و هیچ ابایی از ظالم بودن ندارن.

76
00:06:18,920 --> 00:06:21,630
‫آن‌ها شخصیتی خودخواه دارن.

77
00:06:22,380 --> 00:06:24,880
‫هر چند، همانطور که فکر می‌کردم...

78
00:06:24,880 --> 00:06:27,180
‫این بچه متفاوتـه.

79
00:06:28,220 --> 00:06:33,100
‫من همیشه تلاش می‌کنم
‫تا در مسیر درستی قرار بگیرم...

80
00:06:33,440 --> 00:06:35,400
‫ولی نمی‌دونم چه چیزی
‫پیش روی من قرار داره.

81
00:06:36,270 --> 00:06:42,610
‫همیشه یه نفر بهم کمک می‌کنه، بنابراین
‫در نهایت از مسیرم منحرف نمی‌شم، فقط همین.

82
00:06:42,900 --> 00:06:44,110
‫اون روز هم
‫همین اتفاق افتاد.

83
00:06:44,110 --> 00:06:46,320
{\an8}‫واقعاً خطر از بیخ گوشم رد شد.

84
00:06:50,450 --> 00:06:51,660
‫پس...

85
00:06:51,660 --> 00:06:54,580
‫ازتون می‌خوام که برای تصدیق کردن من
‫عجله نکنید.

86
00:06:54,580 --> 00:06:56,330
{\an8}‫پسری لجباز و انعطاف ناپذیر

87
00:06:57,380 --> 00:06:59,500
‫بابت آب بسیار سپاس گزارم.

88
00:06:59,920 --> 00:07:02,510
‫و از اینکه تا به امروز
‫منو تمرین دادی خیلی خیلی ممنونم.

89
00:07:02,510 --> 00:07:03,970
‫چیز های زیادی یاد گرفتم!

90
00:07:05,630 --> 00:07:08,050
‫تو شک و تردید من رو برطرف کردی.

91
00:07:08,050 --> 00:07:10,180
‫مهم نیست بقیه آدم‌ها چی بگن...

92
00:07:10,180 --> 00:07:12,600
‫من تو رو تصدیق می‌کنم...

93
00:07:13,100 --> 00:07:15,230
‫کامادو تانجیرو.

94
00:07:15,230 --> 00:07:16,230
‫چی؟

95
00:07:16,230 --> 00:07:18,480
‫متوجه نمی‌شم.

96
00:07:18,480 --> 00:07:20,230
‫دلیلش چیه؟

97
00:07:21,070 --> 00:07:23,070
‫سال‌ها پیش...

98
00:07:23,490 --> 00:07:28,030
‫بچه‌های یتیم رو داخل معبد بزرگ می‌کردم.

99
00:07:29,490 --> 00:07:31,160
‫کازونوری!

100
00:07:31,160 --> 00:07:32,330
‫دیر اومدی!

101
00:07:32,330 --> 00:07:33,450
‫ببخشید!

102
00:07:33,450 --> 00:07:35,750
‫باید می‌رفتم دستشویی!

103
00:07:36,790 --> 00:07:38,000
‫استاد...

104
00:07:38,290 --> 00:07:40,250
{\an8}‫کاملاً یه ضیافت برگزار کردید!

105
00:07:40,540 --> 00:07:41,800
{\an8}‫بله.

106
00:07:41,800 --> 00:07:44,840
{\an8}‫اتفاقی با یه فروشنده ماهی خشک‌شده
‫برخورد کردم.

107
00:07:45,340 --> 00:07:48,970
{\an8}‫راضی شد تا جنس‌های فروخته نشده‌اش رو
‫با قیمت خیلی کمی به من بفروشه.

108
00:07:49,800 --> 00:07:52,350
‫بیاید از این فرد مهربان تشکر کنیم.

109
00:07:52,760 --> 00:07:57,640
‫و همچنین از ریوتارو و آسامی،
‫که امروز وظیفه پخت و پز رو بر عهده داشتن تشکر می‌کنیم.

110
00:07:57,640 --> 00:07:59,230
‫به نفعتونه قدر دست‌پختـم رو بدونید!

111
00:07:59,230 --> 00:08:01,190
‫هی! ریوتارو!

112
00:08:04,860 --> 00:08:05,740
‫سایو؟

113
00:08:09,410 --> 00:08:10,660
‫این چیه؟

114
00:08:11,070 --> 00:08:14,290
‫دارم ماهی خودم رو
‫بهتون می‌دم، استاد.

115
00:08:14,660 --> 00:08:17,500
‫چون شما خیلی لاغر هستید، استاد!

116
00:08:17,500 --> 00:08:19,290
‫بیشتر غذا بخورید، باشه؟

117
00:08:21,580 --> 00:08:23,170
‫اوه، که اینطور.

118
00:08:23,170 --> 00:08:25,300
‫چه بچه ناز و مهربونی هستی.

119
00:08:25,300 --> 00:08:27,550
‫بابت نگرانیـت ممنونم...

120
00:08:27,550 --> 00:08:32,100
‫ولی از اون‌جایی که تمرینات سختی رو
‫پشت سر گذاشتم، گرسنگی اذیتـم نمی‌کنه.

121
00:08:32,890 --> 00:08:35,810
‫حالا اینو ببر و کامل غذاتو بخور.

122
00:08:35,810 --> 00:08:36,770
‫باشه!

123
00:08:38,480 --> 00:08:41,860
{\an8}‫شاید در ظاهر نشون ندم،
‫ولی از همه‌تون قوی‌تر هستم!

124
00:08:41,860 --> 00:08:43,860
{\an8}‫باشه، پس، من می‌خورمـش!

125
00:08:43,860 --> 00:08:47,440
{\an8}‫نخیر، به تو نمی‌شه!
‫فقط برای استاده!

126
00:08:55,910 --> 00:08:57,370
‫ما متواضعانه این غذا را میل می‌کنیم.

127
00:08:57,700 --> 00:08:59,370
‫ما متواضعانه این غذا را میل می‌کنیم!

128
00:09:00,250 --> 00:09:03,630
‫با اینکه هیچکدام از ما نسبت خونی نداشتیم...

129
00:09:04,290 --> 00:09:08,130
‫همه با هم خوب بودیم، به هم کمک می‌کردیم...

130
00:09:08,380 --> 00:09:11,180
‫مثل یه خانواده زندگی می‌کردیم.

131
00:09:12,470 --> 00:09:14,260
‫فکر می‌کردم که...

132
00:09:14,550 --> 00:09:18,020
{\an8}‫قراره تا آخر عمر به همین منوال زندگی کنم.

133
00:09:19,850 --> 00:09:22,270
‫اگر چه یک شب...

134
00:09:32,110 --> 00:09:37,410
{\an8}‫یکی از بچه‌ها که قانون‌شکنی کرده بود
‫و نتونسته بود که قبل از تاریکی خودش رو معبد برسونه...

135
00:09:37,410 --> 00:09:39,370
{\an8}‫با یک شیطان مواجه شد.

136
00:09:39,830 --> 00:09:42,000
{\an8}‫برای نجات جون خودش...

137
00:09:42,000 --> 00:09:48,630
{\an8}‫به شیطان گفت که می‌تونه من و بقیه
‫هشت بچه‌ای که تو معبد هستند رو بخوره.

138
00:09:50,920 --> 00:09:53,680
‫شب بخیر!

139
00:10:00,640 --> 00:10:03,690
‫جایی که من زندگی می‌کردم...

140
00:10:03,690 --> 00:10:07,860
‫افسانه‌های قدیمی راجع به 
‫حضور شیاطین هنوز روایت می‌شد...

141
00:10:07,860 --> 00:10:12,740
‫و وقتی شب می‌شد، من همیشه
‫عود چوب گلیسین می‌سوزوندم.

142
00:10:14,700 --> 00:10:16,870
‫اون بچه...

143
00:10:16,870 --> 00:10:20,290
‫بخور رو خاموش کرد
‫و عود سوزان رو از بین بُرد...

144
00:10:20,620 --> 00:10:24,540
‫بعدش شیطان رو به داخل معبد راهنمایی کرد.

145
00:10:36,590 --> 00:10:38,680
‫کی اون‌جاست؟

146
00:10:42,640 --> 00:10:45,100
‫چهار تا از بچه‌ها درجا کُشته شدن.

147
00:10:46,020 --> 00:10:49,570
‫تمام تلاشـم رو کردم
‫تا از چهارتای باقی مونده محافظت کنم...

148
00:10:49,570 --> 00:10:52,570
‫ولی سه تا از بچه‌ها...

149
00:10:52,860 --> 00:10:55,200
‫به حرف من گوش نکردن.

150
00:11:03,040 --> 00:11:06,080
‫به جای اینکه به من تکیه کنن، فرار کردن.

151
00:11:06,370 --> 00:11:09,590
‫گلو‌هاشون بُریده شد،
‫و جون‌شون رو از دست دادن.

152
00:11:10,420 --> 00:11:18,090
‫در اون زمان، غذای کمی برای خوردن داشتم،
‫و لاغر و ترسو بودم.

153
00:11:18,930 --> 00:11:22,430
‫حتی صدایم رو هم بلند نکرده بودم.

154
00:11:22,720 --> 00:11:28,730
‫علاوه بر اون، یه فرد بالغ نابینا
‫چه فایده‌ای می‌تونه داشته باشه؟

155
00:11:28,730 --> 00:11:31,940
‫همه این دلایل باعث شد تا
‫اون بچه‌ها فرار کردن رو انتخاب کنن.

156
00:11:32,230 --> 00:11:33,690
‫آقای هیمه‌جیما...

157
00:11:33,690 --> 00:11:35,030
‫نابیناـست؟

158
00:11:35,360 --> 00:11:41,790
‫فقط کوچک‌ترین بچه، سایو،
‫به حرفی که بهم زدم گوش کرد.

159
00:11:42,620 --> 00:11:46,540
‫سایو به تنهایی پشت من قایم شد.

160
00:11:49,540 --> 00:11:50,960
‫من...

161
00:11:51,960 --> 00:11:56,720
‫جنگیدم، با این باور که باید
‫از سایو محافظت کنم، مهم نیست که چی بشه.

162
00:12:30,920 --> 00:12:35,800
‫حمله به یک موجود زنده
‫برای من مثل جهنم بود.

163
00:12:36,760 --> 00:12:41,510
‫تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم که
‫چقدر حال بهم زن بود.

164
00:12:41,930 --> 00:12:47,810
‫برای اولین بار در زندگیم، مُشتم رو
‫گره می‌کردم تا با تمام قدرت ضربه بزنم،

165
00:12:47,810 --> 00:12:50,770
‫و قدرتـم حتی برای خودم
‫چیز وحشتناکی بود.

166
00:12:51,560 --> 00:12:53,690
{\an8}‫اگه اون شیطان
‫بهم حمله نکرده بود،

167
00:12:53,690 --> 00:12:59,400
{\an8}‫تمام عمرم رو بدون اینکه
‫بفهمـم چقدر قوی هستم سپری می‌کردم.

168
00:12:59,740 --> 00:13:06,750
‫تا صبح به مُشت زدن
‫تو سر شیطان ادامه دادم.

169
00:13:07,080 --> 00:13:12,250
‫اون شب، خیلی از آدم‌ها
‫و خیلی چیز ها رو از دست دادم.

170
00:13:12,250 --> 00:13:14,170
‫زخمی بودم...

171
00:13:14,170 --> 00:13:17,420
‫و جونم رو برای محافظت از سایو
‫به خطر انداخته بودم...

172
00:13:18,050 --> 00:13:22,930
‫و وقتی بقیه به صحنه رسیدن
‫شروع به گفتن این حرف‌ها کرد.

173
00:13:23,600 --> 00:13:26,140
‫«اون یه هیولاـست.

174
00:13:26,140 --> 00:13:27,970
‫قاتل اونه.

175
00:13:28,480 --> 00:13:31,190
‫اون کسیـه که همه رو کُشته.»

176
00:13:31,190 --> 00:13:33,270
‫امکان نداره...

177
00:13:33,560 --> 00:13:36,860
‫ترس و وحشتِ اون اتفاق
‫باعث گیج شدن اون شده بود.

178
00:13:37,190 --> 00:13:39,780
‫اون فقط یه بچه چهار ساله بود.

179
00:13:39,780 --> 00:13:41,780
‫کی میتونه اون رو سرزنش کنه؟

180
00:13:42,110 --> 00:13:45,240
‫بچه‌ها چنین آفریده‌هایی هستن.

181
00:13:45,950 --> 00:13:48,200
‫ولی من...

182
00:13:48,200 --> 00:13:52,920
‫با این حال، می‌خواستم سایو، حداقل،
‫به‌خاطر کاری که انجام دادم ازم تشکر کنه.

183
00:13:53,420 --> 00:13:56,380
‫می‌خواستم بهم بگه...

184
00:13:56,380 --> 00:13:59,880
‫«ممنون که به‌خاطر من جنگیدی.»

185
00:14:02,130 --> 00:14:06,260
‫فقط شنیدن اون حرف‌ها
‫می‌تونست من رو نجات بده.

186
00:14:06,930 --> 00:14:11,730
‫ولی تمام کاری که بچه‌ها می‌تونن بکنن
‫اینه که به فکر خودشون باشن.

187
00:14:12,440 --> 00:14:15,610
‫جسد شیطان به خاکستر تبدیل شد
‫و ناپدید شد...

188
00:14:16,020 --> 00:14:19,690
‫و کُل چیزی که باقی مونده بود
‫جسد اون بچه‌ها بود.

189
00:14:20,440 --> 00:14:24,610
‫به جُرم قتل به زندان افتادم.

190
00:14:25,530 --> 00:14:30,830
‫اگه ارباب مداخله نمی‌کردن،
‫من اعدام می‌شدم.

191
00:14:31,200 --> 00:14:36,420
‫بعد از اون اتفاق، به نظرم
‫من تبدیل شدم به آدمی که نمی‌تونه اعتماد کنه.

192
00:14:37,040 --> 00:14:40,510
‫نیازی به گفتن نیست،
‫به تو هم مشکوک بودم.

193
00:14:40,510 --> 00:14:43,880
‫مهم نیست که آدم‌ها چقدر
‫با فضیلت به نظر میان...

194
00:14:43,880 --> 00:14:47,010
‫وقتی تحت فشار قرار می‌گیرن،
‫ماهیت واقعی اونا آشکار می‌شه.

195
00:14:47,350 --> 00:14:51,600
‫ولی تو... هرگز جا نزدی.
‫هیچوقت نگاهـت رو برنگردوندی.

196
00:14:51,600 --> 00:14:53,100
‫هرگز دروغ نگفتی.

197
00:14:53,100 --> 00:14:55,440
‫تو پاک و مصمم بودی.

198
00:14:56,350 --> 00:15:02,650
‫شاید مسئله ساده‌ای باشه، ولی
‫آدم‌هایی که می‌تونن در این شرایط باقی بمونن خیلی کم هستن.

199
00:15:03,780 --> 00:15:06,530
‫تو یه بچه خاص هستی.

200
00:15:06,950 --> 00:15:12,330
‫به عنوان کسی که آدم‌های زیادی رو
‫با چشمان روحـم مشاهده کردم،

201
00:15:12,330 --> 00:15:14,620
‫قضاوتـم نمی‌تونه اشتباه باشه.

202
00:15:21,130 --> 00:15:25,340
‫همه ما نسبت به آینده
‫بدبین هستیم.

203
00:15:25,680 --> 00:15:32,560
‫از حالا به بعد،من هم بهت کمک می‌کنم
‫تا تو هرگز از مسیرت منحرف نشی.

204
00:15:38,100 --> 00:15:39,520
‫تمام تلاشـم رو می‌کنم!

205
00:15:40,110 --> 00:15:41,780
‫خیلی ازتون ممنونـم!

206
00:16:01,210 --> 00:16:04,210
‫تمرینات من حالا به پایان رسید.

207
00:16:05,510 --> 00:16:07,930
‫خوشحالم که ازشون عبور کردی.

208
00:16:23,820 --> 00:16:27,780
‫هر چی که دلت می‌خواد بگو،
‫ولی آقای هیمه‌جیما انسان خوبیه.

209
00:16:29,280 --> 00:16:33,790
‫بهم گفت چون استعدادی ندارم
‫قرار نیست منو سوگوکوی خودش کنه،

210
00:16:33,790 --> 00:16:38,210
‫ولی وقتی حس کرد که شیاطین رو می‌خوردم
‫بهم اجازه داد که شاگردش باشم.

211
00:16:38,920 --> 00:16:43,670
‫و منو به خانم کوچو معرفی کرد
‫تا وضعیت بدنی منو بررسی کنه.

212
00:16:44,130 --> 00:16:46,380
‫هی، که اینطور؟

213
00:16:46,380 --> 00:16:49,090
‫خانم کوچو نگاه بدی بهم انداخت.

214
00:16:49,430 --> 00:16:51,590
‫هر بار که می‌بینمـش
‫واسم می‌ره بالای منبر.

215
00:16:54,180 --> 00:16:55,520
‫اینوسکه!

216
00:16:55,520 --> 00:16:57,850
‫اون سهم زنیتسوئه، 
‫پس تو نمی‌تونی بخوریش!

217
00:16:57,850 --> 00:17:01,730
‫ها؟ اگه تا الآن پیداش نشده
‫یعنی نمی‌خواد بخوره دیگه، درسته؟

218
00:17:01,730 --> 00:17:05,400
‫شرط می‌بندم اون عوضی
‫تا الآن قرار کرده باشه!

219
00:17:05,400 --> 00:17:09,950
‫نه، در واقع، به نظر من که
‫خیلی هم گرسنه می‌اومد.

220
00:17:10,820 --> 00:17:12,660
‫تُف!

221
00:17:12,660 --> 00:17:15,370
‫جدی می‌گم، شما کلاً
‫کارتون شده این که نگران آدم‌های دیگه باشید!

222
00:17:15,660 --> 00:17:20,250
‫تو خودت هم سرسخت به نظر میای،
‫فکر کردم که به تو هم یه سری بزنه.

223
00:17:20,250 --> 00:17:23,130
‫ولی اصلاً بهت سخت نگرفت، ها؟

224
00:17:23,130 --> 00:17:28,670
‫خب، اگه منـم نمی‌تونستم از تکنیک تنفس
‫استفاده کنم مطمئنم که رفتارش با منم همینجوری می‌شد.

225
00:17:28,970 --> 00:17:31,430
‫ولی... وضعیت جسمانیـت چطوره؟

226
00:17:31,430 --> 00:17:35,890
‫شینوبو احتمالاً بهت سخت گرفته
‫چون نگران سلامتیت بوده.

227
00:17:35,890 --> 00:17:37,350
‫اینطور فکر می‌کنی؟

228
00:17:37,350 --> 00:17:39,060
‫مطمئنم که نگرانـته!

229
00:17:39,350 --> 00:17:42,270
‫بعد از غذا، می‌خوام
‫به سراغ آقای گیو برم.

230
00:17:42,270 --> 00:17:43,770
‫تو هم میای، گنیا؟

231
00:17:43,770 --> 00:17:45,860
‫نه، نمی‌تونم.

232
00:17:45,860 --> 00:17:48,650
‫هنوز اون سنگ رو به اندازه
‫یک چو هول ندادم.

233
00:17:48,650 --> 00:17:51,070
‫من تقریباً انجامـش دادم!

234
00:17:51,070 --> 00:17:53,530
‫خب، به‌خاطر اینه که
‫نمی‌تونم از تکنیک تنفس استفاده کنم.

235
00:17:55,530 --> 00:17:57,990
‫چی، نمی‌تونی از تکنیک‌های تنفس استفاده کنی؟

236
00:17:57,990 --> 00:17:59,120
‫عجب بدبختی هستی تو!

237
00:17:59,120 --> 00:18:01,040
‫هی، الآن به من گفتی «بدبخت»؟

238
00:18:01,040 --> 00:18:02,120
‫مُرده خور!

239
00:18:02,120 --> 00:18:03,830
‫لعنت بهت!

240
00:18:03,830 --> 00:18:05,130
‫هی، هی، بیخیال!

241
00:18:03,830 --> 00:18:05,130
{\an4}‫نابود کن

242
00:18:06,380 --> 00:18:07,380
{\an8}‫از رو من بلند شو!

243
00:18:10,380 --> 00:18:14,140
{\an8}‫اگه باهام می‌اومدی
‫می‌خواستم تو راه باهات حرف بزنم.

244
00:18:14,140 --> 00:18:15,260
{\an8}‫درباره چی؟

245
00:18:15,640 --> 00:18:17,350
‫در مورد هاشیرای باد...

246
00:18:17,350 --> 00:18:19,520
‫برادر بزرگترت.

247
00:18:21,140 --> 00:18:22,640
‫ببین، راجع به اون...

248
00:18:34,070 --> 00:18:35,780
‫هی، زنیتسو!

249
00:18:35,780 --> 00:18:37,330
‫پس، اینجا تشریف داری!

250
00:18:38,200 --> 00:18:39,990
‫سنگـت رو تکون دادی؟

251
00:18:41,290 --> 00:18:42,460
‫نه.

252
00:18:42,460 --> 00:18:43,830
‫هنوز نه.

253
00:18:44,080 --> 00:18:45,210
‫که اینطور.

254
00:18:45,580 --> 00:18:48,710
‫دارم سراغ تمرینات بعدیم می‌رم.

255
00:18:48,710 --> 00:18:50,000
‫حالت خوبه؟

256
00:18:50,000 --> 00:18:53,840
‫چند روز گذشته زیاد حرف نزدی،
‫و این منو نگران می‌کنه.

257
00:18:54,800 --> 00:18:56,050
‫که اینطور؟

258
00:18:56,680 --> 00:18:57,970
‫خوش به حالت.

259
00:18:58,600 --> 00:18:59,850
‫تمام تلاشت رو بکن.

260
00:19:01,730 --> 00:19:03,060
‫در مورد من...

261
00:19:05,100 --> 00:19:06,730
‫کاری که قراره انجام بدم...

262
00:19:07,360 --> 00:19:10,280
‫کاری که باید انجام بدم، مهم نیست چی باشه...
‫دیگه همه چیز برام روشن شده، فقط همین.

263
00:19:11,690 --> 00:19:13,700
‫اتفاقی افتاده؟

264
00:19:14,280 --> 00:19:16,070
‫اگه کاری هست که
‫من بتونم انجام بدم...

265
00:19:16,070 --> 00:19:17,370
‫تانجیرو...

266
00:19:19,200 --> 00:19:21,410
‫فقط کاری که لازمه رو بکن، تانجیرو.

267
00:19:22,870 --> 00:19:24,870
‫ولی... ولی...

268
00:19:25,080 --> 00:19:26,750
‫من خیلی نگرانـم!

269
00:19:35,090 --> 00:19:37,890
‫تو واقعاً پسر خوبی هستی، مگه نه؟

270
00:19:38,510 --> 00:19:39,640
‫ممنونـم.

271
00:19:42,720 --> 00:19:43,770
‫ولی...

272
00:19:47,690 --> 00:19:51,940
‫یه کاری هست که باید انجام بدم،
‫مهم نیست چی بشه.

273
00:20:06,710 --> 00:20:09,710
‫یعنی حال زنیتسو خوب می‌شه؟

274
00:20:12,840 --> 00:20:14,510
‫نزوکو رو هم که نگم برات...

275
00:20:14,880 --> 00:20:17,590
‫کار درستیه که برای مدت طولانی
‫پیش یه نفر دیگه گذاشتمش تا مراقبش باشه؟

276
00:20:20,140 --> 00:20:22,310
{\an8}‫امیدوارم احساس غریبی نکنه!

277
00:20:23,470 --> 00:20:32,230
{\an4}‫هزار سال
‫بیشه بامبو

278
00:20:23,810 --> 00:20:27,940
‫ها؟ بذار ببینم، خب الآن اینجام...

279
00:20:27,940 --> 00:20:32,230
‫منزل آقای گیو باید همین اطراف باشه، درسته؟

280
00:20:57,880 --> 00:20:59,260
‫خیلی سریعن!

281
00:21:00,930 --> 00:21:02,510
‫تنفس باد...

282
00:21:02,510 --> 00:21:03,890
‫فرم اول...

283
00:21:03,890 --> 00:21:05,850
‫گرداب برش گرد و غبار!

284
00:21:06,140 --> 00:21:07,060
‫ولی...

285
00:21:11,560 --> 00:21:12,560
‫می‌تونم ببینم!

286
00:21:13,190 --> 00:21:14,860
‫می‌تونم حرکات‌شون رو دنبال کنم!

287
00:21:17,190 --> 00:21:17,860
{\an4}‫بکش

288
00:21:19,780 --> 00:21:21,820
‫هی، زودباش، چی شد پس؟

289
00:21:22,160 --> 00:21:25,660
‫فکر می‌کردم شبیه ما نیستی!

290
00:21:26,040 --> 00:21:27,910
‫من شبیه شما نیستم.

291
00:21:28,290 --> 00:21:31,540
‫اوه، هی... اون حرف...
‫منظورش این نبود!

292
00:21:32,250 --> 00:21:33,290
‫تنفس آب...

293
00:21:34,380 --> 00:21:35,550
‫فرم چهارم...

294
00:21:35,960 --> 00:21:37,460
‫جذر و مد زننده.

295
00:21:37,460 --> 00:21:39,170
‫از این کُند تر هم می‌تونی باشی؟

296
00:21:41,720 --> 00:21:43,180
‫فرم هفتم...

297
00:21:43,180 --> 00:21:45,010
‫قطرات موج دار منحنی.

298
00:21:45,010 --> 00:21:46,180
‫فرم پنجم...

299
00:21:46,180 --> 00:21:47,600
‫باد سرد کوهستان!

300
00:21:53,400 --> 00:21:54,690
‫خیلی خب...

301
00:21:55,070 --> 00:21:57,610
‫بیا حالا با دستای خالی
‫همدیگه رو بکشیم، ها؟

302
00:21:57,610 --> 00:21:59,240
‫وایسا، وایسا، وایسا!

303
00:21:59,650 --> 00:22:01,450
‫یه لحظه وایسا!

304
00:22:01,450 --> 00:22:03,320
‫نمی‌تونید همدیگه رو بکشید!

305
00:22:03,320 --> 00:22:05,740
‫چرا خفه خون نمی‌گیری، لعنتی؟

306
00:22:05,740 --> 00:22:08,330
‫پس حکم منع تعقیبـت چی شد؟

307
00:22:08,330 --> 00:22:11,830
‫داشتی جاسوسی‌مون رو می‌کردی، شپش!

308
00:22:12,170 --> 00:22:14,460
‫دارید سرِ موچی لوبیا قرمز دعوا می‌کنید؟

309
00:22:14,460 --> 00:22:18,590
‫اگه سر اینه که، من انقدری 
‫موچی درست می‌کنم تا سیر بشی، باشه؟

310
00:22:18,920 --> 00:22:21,670
‫داری سر به سرم می‌ذاری، مگه نه؟

311
00:22:21,670 --> 00:22:22,340
‫ها؟

312
00:22:22,590 --> 00:22:23,340
‫چی؟

313
00:22:23,340 --> 00:22:25,300
‫نه، جدی می‌گم!

314
00:22:25,300 --> 00:22:28,260
‫تو عاشق موچی لوبیا قرمزی،
‫درسته، شینازوگاوا؟

315
00:22:28,560 --> 00:22:31,430
{\an8}‫وقتی تو مکان خودت 
‫تمرینات رو انجام می‌دادی...

316
00:22:29,020 --> 00:22:30,140
‫آشغالا!

317
00:22:30,140 --> 00:22:33,020
‫برید آزمون انتخابی نهایی رو دوباره بگذرونید!

318
00:22:31,430 --> 00:22:35,190
{\an8}‫همیشه بوی برنج موچی
‫و سس لوبیای قرمز به مشامـم می‌خورد.

319
00:22:35,650 --> 00:22:37,020
{\an8}‫بوی خوشمزه‌ای داشت!

320
00:22:40,110 --> 00:22:43,910
‫هر بار که برمی‌گشتی، عطرِ خوشمزه لوبیا قرمز
‫و چای ماچا همه جا رو برمی‌داشت...

321
00:22:43,910 --> 00:22:45,030
‫بنابراین فرض کردم که...

322
00:22:46,830 --> 00:22:48,370
‫شینازوگاوا...

323
00:22:49,200 --> 00:22:51,290
‫تو موچی لوبیا قرمز دوس داری؟

324
00:22:51,620 --> 00:22:54,080
‫خیلی خوشمزه‌ان، مگه نه؟
‫موچی لوبیا قرمز؟

325
00:22:54,080 --> 00:22:56,420
‫لوبیای نرم دوس داری؟
‫یا لوبیای درشت؟

326
00:22:56,750 --> 00:22:59,800
‫می‌دونی، من واقعاً عاشق
‫موچی لوبیا قرمزی بودم که مادربزرگم درست می‌کرد!

327
00:23:01,630 --> 00:23:02,590
‫اوف!

328
00:23:09,100 --> 00:23:11,020
‫اوه خدای... ها؟

329
00:23:11,470 --> 00:23:12,770
‫آقای گیو؟

330
00:23:13,600 --> 00:23:17,860
‫شینازوگاوا عصبانی شد و 
‫با داد و بیداد گذاشت رفت.

331
00:23:17,860 --> 00:23:19,730
‫که اینطور.

332
00:23:19,730 --> 00:23:21,940
‫برای چی دعوا می‌کردید؟

333
00:23:22,440 --> 00:23:25,990
‫دعوا نمی‌کردیم.
‫بخشی از تمرینات هاشیرا بود.

334
00:23:25,990 --> 00:23:29,160
‫با هم مبارزه می‌کنیم،
‫هاشیرا در مقابل هاشیرا.

335
00:23:29,490 --> 00:23:31,370
‫اوه، که اینطور؟

336
00:23:31,700 --> 00:23:33,870
‫اوه، درسته، فهمیدم!

337
00:23:33,870 --> 00:23:35,500
‫از شمشیرهای چوبی
‫استفاده می‌کردید!

338
00:23:35,500 --> 00:23:37,170
‫فهمیدم! که اینطور!

339
00:23:37,500 --> 00:23:39,250
‫ببخشید که مزاحم مبارزه‌تون شدم!

340
00:23:39,670 --> 00:23:41,800
‫نه، تو مزاحم نشدی.

341
00:23:42,130 --> 00:23:44,550
‫یعنی، نمی‌دونستم که
‫چه‌جوری باهاش حرف بزنم...

342
00:23:44,550 --> 00:23:47,680
‫و شینازوگاوا تمام مدت عصبانی بود.

343
00:23:48,090 --> 00:23:52,060
‫ولی خوشحالم که فهمیدم
‫غذای مورد علاقه شینازوگاوا چیه.

344
00:23:52,430 --> 00:23:55,520
‫از الآن به بعد، یه موچی لوبیا قرمز
‫تو آستینم قایم می‌کنم،

345
00:23:55,520 --> 00:23:58,400
‫و هر موقع که شینازوگاوا رو ببینم
‫بهش می‌دم.

346
00:23:58,400 --> 00:24:00,940
‫هی، فکر عالی‌ایه!

347
00:24:01,480 --> 00:24:04,860
‫اگه اینکارو بکنم، به نظرم
‫می‌تونیم دوستای خوبی برای هم بشیم.

348
00:24:04,860 --> 00:24:06,200
‫گمون کنم منم همین کارو بکنم!

349
00:24:06,490 --> 00:24:09,200
‫مزاحم نشو، کله پوک.

350
00:24:14,750 --> 00:24:16,040
‫لعنت بهشون!

351
00:24:16,040 --> 00:24:18,210
‫اصلاً کجا دارن می‌پلکن؟

352
00:24:18,540 --> 00:24:23,210
‫کی فکرش رو می‌کرد که ایگورو و توکیتو
‫همزمان بیرون رفته باشن؟

353
00:24:23,880 --> 00:24:26,720
‫اگه تمام تمریناتم بشه
‫به زمین کوبیدن اون بازنده‌ها...

354
00:24:26,720 --> 00:24:28,470
‫نمی‌تونم آمادگی کاملـم رو به دست بیارم!

355
00:24:28,470 --> 00:24:30,640
{\an8}‫دارید سر موچی لوبیای قرمز دعوا می‌کنید؟

356
00:24:31,810 --> 00:24:36,640
‫کامادو تانجیرو! اگه اون بی شرف
‫مبارزه رو زهر مار من نمی‌کرد!

357
00:24:37,600 --> 00:24:39,150
‫لعنت بهش!

358
00:24:39,730 --> 00:24:41,820
{\an8}‫اصلاً فازش چیه؟

359
00:24:42,190 --> 00:24:45,650
{\an8}‫عجب آدم بیخود و درب و داغونیه
‫این بچه! جدی!

360
00:25:07,220 --> 00:25:10,260
‫این دیگه چه کوفتیه؟

361
00:25:20,730 --> 00:25:22,860
{\an8}‫بهمون نفوذ کردن!

362
00:25:22,884 --> 00:25:42,884
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

363
00:25:42,908 --> 00:25:59,908
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

364
00:30:46,970 --> 00:30:48,470
‫خب، سلام.

365
00:30:48,470 --> 00:30:49,930
‫پس، اومدی؟

366
00:30:54,020 --> 00:30:56,360
‫باید بگم از آشناییت خوشبختم...

367
00:30:58,400 --> 00:31:00,110
‫کیبوتسوجی...

368
00:31:00,490 --> 00:31:01,950
‫موزان.

369
00:31:04,200 --> 00:31:06,070
‫تو...

370
00:31:06,070 --> 00:31:09,370
‫مطمئناً چهره شنیعی داری...

371
00:31:09,370 --> 00:31:11,370
‫اوبویاشیکی.

372
00:31:15,000 --> 00:31:15,920
{\an9}‫بخش 7

373
00:31:16,880 --> 00:31:19,590
‫امروز می‌خواهیم
‫درباره آقای شینازوگاوا حرف بزنیم!

374
00:31:20,130 --> 00:31:21,510
‫چه غلطا؟

375
00:31:21,880 --> 00:31:24,930
‫با من کار و باری داشتی، کامادو؟

376
00:31:24,930 --> 00:31:27,390
‫عه، بیا اسمش رو این نذاریم.

377
00:31:27,800 --> 00:31:30,220
‫اگه کاری نداری، پس از جلوی چشمام گم شو!

378
00:31:33,520 --> 00:31:35,980
‫خیلی خب، اینم از راز دوره تایشو.

379
00:31:36,310 --> 00:31:39,730
‫سرگرمی آقای شینازوگاوا
‫پرورش سوسک کرگدنی ژاپنیه.

380
00:31:39,730 --> 00:31:42,190
‫و شنیدم که غذای مورد علاقه‌اش هم
‫موچی لوبیای قرمزه!

381
00:31:42,190 --> 00:31:44,530
‫- موچی لوبیای قرمز؟
‫- ها؟

382
00:31:44,900 --> 00:31:47,530
‫تو دوباره اسم موچی لوبیای قرمز آوردی؟

383
00:31:48,910 --> 00:31:52,000
‫قسمت بعد، قسمت پایانی،
‫«یکی شدن هاشیرا ها»!

384
00:31:52,000 --> 00:31:53,580
‫تن لشـت رو برگردون اینجا!

385
00:31:53,580 --> 00:31:55,040
‫ادامه دارد

