﻿1
00:00:02,132 --> 00:00:04,692
‫دیگه داری سربه‌سرم می‌ذاری!

2
00:00:04,900 --> 00:00:08,279
‫خیلی‌خب. بیا بیرون. برو بریم.
‫لعنتی!

3
00:00:08,946 --> 00:00:13,200
‫لعنتی. بیا بیرون! تو روحت! بیا بیرون دیگه!

4
00:00:13,868 --> 00:00:17,455
‫لامصب چقدر سنگینه!
‫خدا بگم چیکارت کنه!

5
00:00:17,479 --> 00:00:27,479
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

6
00:00:27,503 --> 00:00:37,503
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

7
00:00:43,231 --> 00:00:47,235
‫ای تو روحت! نـه!

8
00:01:17,181 --> 00:01:18,265
‫تو دیگه چی می‌خوای؟

9
00:01:34,156 --> 00:01:35,073
‫تف توش!

10
00:01:37,411 --> 00:01:42,036
‫[۱۵ ساعت قبـل]

11
00:02:02,601 --> 00:02:08,107
‫یه شب توی بچگی که توی تختم
‫دراز کشیده بودم، خدا اومد سراغـم

12
00:02:08,274 --> 00:02:10,276
‫قضیه‌ش مفصله، نه؟
‫آخه من فقط اومد یه نصف باک بزنم و برم

13
00:02:10,860 --> 00:02:15,197
‫همون حرفایی رو بهم زد که توی
‫کلیسای جنوب غرب شنیده بودم

14
00:02:16,615 --> 00:02:18,783
‫از حضور خدا لذت ببر، وسن

15
00:02:18,784 --> 00:02:21,036
‫و خدا هرچی بخوای رو بهت میده

16
00:02:21,495 --> 00:02:24,206
‫یعنی خدا به اسم صدات زد؟

17
00:02:24,498 --> 00:02:25,583
‫آره

18
00:02:25,708 --> 00:02:27,208
‫گفتی توی تخت بودی پس شاید
‫داشتی خواب می‌دیدی

19
00:02:27,209 --> 00:02:28,710
‫خواب نبود، رفیق

20
00:02:28,711 --> 00:02:31,046
‫و من از اون روز به حرفش گوش دادم

21
00:02:32,298 --> 00:02:36,634
‫توی ماشینِ گشت همراهمـه
‫و تو خیابون‌های فینیکس مراقبمه.

22
00:02:36,635 --> 00:02:40,055
‫همیشه منو در مکان و زمانِ مناسب قرار میده

23
00:02:41,307 --> 00:02:44,518
‫اون شب هم خدا منو فرستاد مرکز شهر و دیدمت

24
00:02:45,519 --> 00:02:47,396
‫داشتی با دوستِ جدیدت خوش‌وبش می‌کردی،

25
00:02:48,314 --> 00:02:49,607
‫همون دختر سیاهـه

26
00:02:50,316 --> 00:02:55,196
‫وای از بخت بدت من دختره رو می‌شناسم، جیمبو

27
00:02:56,238 --> 00:02:57,656
‫می‌دونم چیکاره‌ست

28
00:02:58,741 --> 00:02:59,992
‫زنیکه مأمورِ اف‌بی‌آیه

29
00:03:04,246 --> 00:03:05,788
‫حتماً اشتباه گرفتی

30
00:03:05,789 --> 00:03:07,373
‫خدا می‌دونه ساکس چقدر قاطی کنه

31
00:03:07,374 --> 00:03:10,211
‫وقتی بفهمه با اف‌بی‌آی سَر و سِرّی داری

32
00:03:10,920 --> 00:03:13,088
‫در بهترین حالت، قانع کردنش خیلی سخته

33
00:03:16,425 --> 00:03:20,387
‫خب چقدر می‌خوای تا دهنت بسته بمونه؟

34
00:03:20,512 --> 00:03:25,016
‫گمونم برات خیلی حیاتیـه که ساکس بویی نبره

35
00:03:25,017 --> 00:03:26,685
‫رقمِ نهایی رو بگو

36
00:03:28,854 --> 00:03:31,064
‫- ده هزارتا!
‫- ده هزارتا؟!

37
00:03:31,065 --> 00:03:33,358
‫- رقم نهایی اینه
‫- اینم خدا پیشنهاد داده؟

38
00:03:33,359 --> 00:03:37,028
‫ساعت پنجِ عصر با ده هزار
‫دلار بیا انبار قدیمی بنسِن.

39
00:03:37,029 --> 00:03:38,822
‫وگرنه همه‌چی رو می‌ذارم کفِ دستِ ساکس

40
00:03:39,782 --> 00:03:43,869
‫پدرت تا همین‌جای کار هم یه پسرش رو خاک
‫کرده. یا هرچی که از جسدش باقی مونده بود

41
00:03:45,412 --> 00:03:47,915
‫حیفه بخواد پسرِ دومشم خاک کنه

42
00:04:44,346 --> 00:04:45,888
‫ساکس نگفت قضیه چیه؟

43
00:04:45,889 --> 00:04:48,809
‫نه، فقط گفت اولِ وقت می‌خواد تو رو ببینه

44
00:04:49,018 --> 00:04:52,354
‫- عـه؟!
‫- آره، منم همین فکر رو کردم

45
00:04:56,400 --> 00:04:58,568
‫خب یه جعبه اسلحه‌ی دایموندبک

46
00:04:58,569 --> 00:05:01,405
‫دوتا رمینگتون. کالیبر ۴۴. آره

47
00:05:01,780 --> 00:05:04,699
‫و پنج‌تا ای‌آر-۱۸۰

48
00:05:04,700 --> 00:05:08,828
‫تا ساعت پنج ۱۲۵ هزار دلار رو واریز
‫کن تا برات یه جعبه شراب شاتو زین بفرستم

49
00:05:08,829 --> 00:05:09,912
‫باشه

50
00:05:17,421 --> 00:05:18,464
‫می‌خواستی منو ببینی؟

51
00:05:19,381 --> 00:05:20,549
‫شنیدم که...

52
00:05:24,011 --> 00:05:25,054
‫چیکار کردی

53
00:05:27,639 --> 00:05:28,848
‫گوش کن، ساکس...

54
00:05:28,849 --> 00:05:31,560
‫واقعاً با دست‌های خودت قلبش رو ماساژ دادی؟

55
00:05:32,686 --> 00:05:34,312
‫اول که با سرعت برق و باد
‫قلب رو برامون آوردی

56
00:05:34,313 --> 00:05:37,107
‫بعدم پسرم رو زنده نگه داشتی
‫تا پیوند انجام بشه

57
00:05:38,275 --> 00:05:39,735
‫نمی‌دونم چه‌جوری لطفت رو جبران کنم

58
00:05:41,570 --> 00:05:43,822
‫ولی یه هدیه‌ی کوچولو پیشم داری

59
00:05:43,989 --> 00:05:45,657
‫رئیس، نیازی به این کارها نیست

60
00:05:45,824 --> 00:05:47,034
‫کُس نگو

61
00:05:48,660 --> 00:05:50,661
‫همه‌مون یه وقتایی به
‫یه چیزِ اضافی نیاز داریم

62
00:05:50,662 --> 00:05:53,873
‫راستی شرمنده بابت این بند و
‫بساط، داریم سقف رو تعمیر می‌کنیم

63
00:05:53,874 --> 00:05:56,585
‫بیا، این مالِ توئه

64
00:05:59,421 --> 00:06:00,714
‫این هم واسه کارلو

65
00:06:02,341 --> 00:06:06,762
‫و اینم واسه ماجرای دوستِ جدیدمون
‫باب تمپل. امروز صبح زنگ زد

66
00:06:07,554 --> 00:06:09,348
‫ظاهراً می‌خواد همکاری کنه

67
00:06:09,515 --> 00:06:11,474
‫عه، جدی؟
‫پس دیگه به عکس‌ها نیاز نیست؟

68
00:06:13,977 --> 00:06:15,270
‫نگه‌شون می‌داریم واسه روزِ مبادا

69
00:06:15,896 --> 00:06:18,440
‫ببین، من الان یه قرار صبحونه دارم.
‫بازم ممنون

70
00:06:26,365 --> 00:06:27,574
‫سلام، موطلایی

71
00:06:28,659 --> 00:06:29,718
‫اوضاع خوبه؟

72
00:06:30,160 --> 00:06:32,663
‫می‌سوزم و می‌سازم. تو چی؟

73
00:06:32,830 --> 00:06:35,082
‫اومدم یه سری به رئیس بزنم

74
00:06:35,249 --> 00:06:36,624
‫کی میای بار؟

75
00:06:36,625 --> 00:06:39,085
‫حداقل دوتا شیشه ویسکیِ مفتی گیرت میاد

76
00:06:39,086 --> 00:06:40,378
‫اگه خوش‌شانس باشی، همین آخرهفته

77
00:06:40,379 --> 00:06:41,838
‫خودت می‌دونی خوش‌شانسم

78
00:06:46,343 --> 00:06:48,344
‫نباید از پنکیک‌هاشون بگذری

79
00:06:48,345 --> 00:06:50,430
‫- من هوکیک رو ترجیح میدم
‫- هوکیک دیگه چیه؟

80
00:06:50,431 --> 00:06:54,225
‫همون پنکیکه ولی با آرد
‫ذرت و یکم چاشنی جنوبی

81
00:06:54,226 --> 00:06:55,435
‫هوم

82
00:06:55,436 --> 00:06:58,271
‫طبق گزارش پلیس فینیکس،
‫جیم الیس موقع مرگ جوئی

83
00:06:58,272 --> 00:07:00,649
‫سر صحنه بوده، ولی خودش چیزی نگفته بود

84
00:07:01,567 --> 00:07:04,152
‫- نگران‌کننده‌ست
‫- اون شاهدِ ماجرا بود

85
00:07:04,153 --> 00:07:08,072
‫پنهون‌کاریش باعث میشه
‫اعتمادم بهش کم بشه

86
00:07:08,073 --> 00:07:11,492
‫تازه تموم پرونده‌های مأمور برین
‫درباره‌ی ساکس هم گم شدن

87
00:07:11,493 --> 00:07:13,579
‫این دیگه چه وضعیـه؟

88
00:07:14,204 --> 00:07:16,414
‫بفرما. بفرما تو. منتظرت بودم

89
00:07:16,415 --> 00:07:18,041
‫- نینا
‫- چیه؟

90
00:07:18,792 --> 00:07:19,667
‫برنگرد

91
00:07:19,668 --> 00:07:21,752
‫- چرا؟ آوان، چی شده؟
‫- نه، نه، نه

92
00:07:21,753 --> 00:07:23,547
‫ازرا ساکستون اومده

93
00:07:36,018 --> 00:07:37,895
‫اولین باره از نزدیک می‌بینمش

94
00:07:38,729 --> 00:07:40,105
‫کاش منم اولین بارم بود

95
00:07:41,815 --> 00:07:43,066
‫کی دیدیش؟

96
00:07:44,568 --> 00:07:47,863
‫خیلی وقت پیش توی جنوب فیلادلفیا.
‫اون موقع بچه بودم

97
00:07:48,780 --> 00:07:49,781
‫جدی؟

98
00:07:51,325 --> 00:07:54,995
‫آره. اون موقع فعالیتش این‌قدر
‫گسترده نبود. اصلاً شبیه اسنوبیرد نبود

99
00:07:56,330 --> 00:07:58,039
‫ولی همیشه آدمِ خطرناکی بود

100
00:07:58,040 --> 00:07:59,458
‫قبلاً می‌شناختیش؟

101
00:08:01,418 --> 00:08:02,752
‫چطوری؟

102
00:08:02,753 --> 00:08:05,046
‫نمیشه یهو همچین موضوع مهمی رو بگی و...

103
00:08:05,047 --> 00:08:07,966
‫الان فقط باید حسابِ این مادرجنده رو برسیم

104
00:08:12,012 --> 00:08:14,597
‫صدامو داری؟ تاپ داگ صحبت می‌کنه،
‫وایت هیت جواب بده

105
00:08:14,598 --> 00:08:15,849
‫گوشِت با منه؟

106
00:08:16,683 --> 00:08:18,018
‫به گوشم، تاپ داگ

107
00:08:18,894 --> 00:08:22,814
‫پارکینگ پشتِ سینما توی خیابون دان‌لپ.
‫اونجا منتظرتم

108
00:08:35,452 --> 00:08:39,247
‫صلاح ندونستی بهم بگی شبِ
‫کشته شدنِ جوئی سر صحنه بودی

109
00:08:39,248 --> 00:08:40,749
‫چه فرقی می‌کنه کجا بودم؟

110
00:08:42,000 --> 00:08:43,793
‫جیم، فرقش اینه که
‫اگه بخوایم همکاری کنیم

111
00:08:43,794 --> 00:08:46,462
‫باید این چیزها رو بهم بگی.
‫چی دیدی اون شب؟

112
00:08:46,463 --> 00:08:48,798
‫اصلاً چرا اونجا بودی؟
‫نمی‌دونم می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه

113
00:08:48,799 --> 00:08:50,300
‫الان مشکلاتِ بزرگ‌تری داریم

114
00:08:50,968 --> 00:08:54,053
‫- یه پلیسِ فاسد مذهبی‌نما ما رو باهم دیده
‫- مذهبی‌نما؟

115
00:08:54,054 --> 00:08:56,390
‫می‌دونه مأمور اف‌بی‌آی هستی
‫تهدید کرده همه‌چی رو به ساکس میگه

116
00:08:57,558 --> 00:08:58,809
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری؟

117
00:08:59,393 --> 00:09:01,060
‫یه نگاه به قیافه‌م بنداز.
‫وقتی دارم کسی رو دست می‌اندازم

118
00:09:01,061 --> 00:09:03,688
‫- رگ پیشونیم نمی‌زنه بیرون
‫- حالا چی می‌خواد؟

119
00:09:03,689 --> 00:09:05,482
‫ده هزار دلار و همین امشب

120
00:09:08,235 --> 00:09:11,153
‫- بالتیموری، به دادم برس
‫- به نظرت من همچین پولی دارم؟

121
00:09:11,154 --> 00:09:13,489
‫- اداره‌تون نداره؟
‫- ما هنوز کمکی به اداره نکردیم

122
00:09:13,490 --> 00:09:17,118
‫تا وقتی بهم اطلاعات ندی،
‫تو اداره حرفم خریدار نداره

123
00:09:17,119 --> 00:09:18,287
‫اطلاعات بدم؟

124
00:09:19,121 --> 00:09:20,913
‫به خاطر همکاریم با جنابعالی، تا صد سال دیگه

125
00:09:20,914 --> 00:09:22,873
‫می‌تونن تیکه‌های جنازه‌م رو توی
‫بیابون پیدا کنن. مرسی از کمکت

126
00:09:22,874 --> 00:09:26,127
‫دارم کمک می‌کنم.
‫تا حقیقت رو بفهمم

127
00:09:26,128 --> 00:09:27,838
‫ساکستون قابل‌اعتماد نیست

128
00:09:29,798 --> 00:09:31,800
‫و الان باید به من کمک کنی

129
00:09:32,384 --> 00:09:35,595
‫سوابق مالی. دارایی‌ها. اطلاعات ارتباطی

130
00:09:35,596 --> 00:09:37,973
‫گیریم که اینا رو برات جور کردم
‫و مُچِ ساکس رو گرفتی

131
00:09:39,141 --> 00:09:41,476
‫از کجا بدونم منو ول نمی‌کنی
‫همراهِ ساکس نابود بشم؟

132
00:09:42,102 --> 00:09:43,477
‫بهم اعتماد نداری؟

133
00:09:43,478 --> 00:09:45,731
‫بالتیموری، منم بهت اعتماد ندارم

134
00:09:48,317 --> 00:09:50,652
‫تا وقتی دهنِ این پلیسه رو نبندم،
‫بقیه چیزها اهمیتی نداره

135
00:09:52,070 --> 00:09:54,864
‫جیم، من مدرک می‌خوام

136
00:09:54,865 --> 00:09:56,158
‫یه چیزی برام بیار

137
00:09:59,077 --> 00:10:00,411
‫کجا میری؟

138
00:10:00,412 --> 00:10:01,829
‫دلت نمی‌خواد بدونی

139
00:10:01,830 --> 00:10:04,832
‫باور کن، خوشت نمیاد

140
00:10:15,135 --> 00:10:16,345
‫تف توش!

141
00:10:30,400 --> 00:10:32,986
‫خانمه توی کتاب‌فروشی گفت این بهترین اثرشه

142
00:10:33,570 --> 00:10:35,697
‫امکان نداره بهتر از «نژاد آندرومدا» باشه

143
00:10:39,576 --> 00:10:40,494
‫مرسی

144
00:10:43,789 --> 00:10:45,581
‫تیپ زدی کجا بری؟

145
00:10:45,582 --> 00:10:48,710
‫با دوستای جدیدم قرار دارم.
‫یه فرصت کاری پیش اومده

146
00:10:49,795 --> 00:10:52,130
‫بهتره به گوش بابا نرسه

147
00:10:52,297 --> 00:10:54,548
‫من یه زن تاجرم.
‫هر کاری عشقم بکشه انجام میدم

148
00:10:54,549 --> 00:10:57,927
‫تو یه زنِ تاجری چون بابا برات
‫بار خریده و می‌ذاره اداره‌ش کنی!

149
00:10:57,928 --> 00:10:59,970
‫و از اون موقع تا حالا فقط سود داشته برامون

150
00:10:59,971 --> 00:11:01,306
‫حالا قاطی نکن، جی

151
00:11:01,890 --> 00:11:03,933
‫حرفم اینه که عصبانیش نکن

152
00:11:03,934 --> 00:11:06,894
‫که چی؟ مثل تو نوچه‌ی بابا باشم؟

153
00:11:06,895 --> 00:11:08,521
‫تو اینقدر ازش می‌ترسی

154
00:11:08,522 --> 00:11:11,232
‫که حتی حاضر نیستی به مادرت
‫زنگ بزنی بگی جراحی کردی

155
00:11:11,233 --> 00:11:14,402
‫- چی میگی؟! اصلاً هم این‌جوری...
‫- به مامان زنگ زدی؟

156
00:11:14,403 --> 00:11:18,155
‫دیدی؟ عمل پیوند قلب انجام دادی
‫ولی هنوز بهش زنگ نمی‌زنی

157
00:11:18,156 --> 00:11:21,409
‫چون بابا هنوز بعد از این همه سال
‫از دستِ مامان عصبانیه که ترکش کرده

158
00:11:21,410 --> 00:11:23,160
‫منم قبلاً خیلی از دستش
‫عصبانی می‌شدم

159
00:11:23,161 --> 00:11:25,413
‫- اصلاً نمی‌فهمم
‫- چرا عصبانیتت رو سرِ من خالی می‌کنی؟

160
00:11:25,414 --> 00:11:27,665
‫تقصیرِ من نیست که
‫کارِ اسنوبیرد رو به تو نمیده

161
00:11:27,666 --> 00:11:30,376
‫و به نظرت چرا نمیده؟

162
00:11:30,377 --> 00:11:31,627
‫چون طرز فکرش قدیمیه

163
00:11:31,628 --> 00:11:34,131
‫چون من دخترشم، نه پسـرش

164
00:11:34,840 --> 00:11:37,425
‫همینقدر ساده و مسخره

165
00:11:37,426 --> 00:11:38,969
‫دیگه از این مسخره‌بازیاش خسته‌م

166
00:11:40,303 --> 00:11:42,221
‫- و همینطور از تو
‫- مرسی بابت کتاب

167
00:11:42,222 --> 00:11:43,724
‫به مادرت هم زنگ بزن لامصب

168
00:12:05,954 --> 00:12:07,664
‫عینکی هست؟ کارش دارم

169
00:12:11,501 --> 00:12:13,252
‫منتظر چی هستی؟ باید ازت خواهش کنم؟

170
00:12:13,253 --> 00:12:14,296
‫همین‌جا وایسا

171
00:12:34,691 --> 00:12:37,319
‫اولین باره همدیگه رو می‌بینیم ولی
‫خیلی تعریفت رو شنیدم

172
00:12:38,612 --> 00:12:41,114
‫شکارچی جایزه‌بگیرِ فلگستفی،
‫آرایشگر مکزیکالی

173
00:12:41,823 --> 00:12:44,284
‫عضو شورای شهر سونورا که آبروریزی کرد
‫و استعفا داد

174
00:12:46,818 --> 00:12:48,370
‫هیچ‌کدومش رو گردن نمی‌گیرم

175
00:12:48,371 --> 00:12:49,955
‫آره، نکته‌شم همینـه

176
00:12:49,956 --> 00:12:53,000
‫یکی داره اذیتم می‌کنه و باید
‫شرش رو بی‌سروصدا کم کنم

177
00:12:53,001 --> 00:12:56,796
‫الیس، تو از راننده‌های ساکستونی، درسته؟

178
00:12:56,797 --> 00:12:58,339
‫خودش واسه این کارها آدم داره

179
00:12:58,340 --> 00:13:00,925
‫نمی‌تونم از اون راه اقدام کنم.
‫نباید بو ببره

180
00:13:00,926 --> 00:13:02,385
‫با کی مشکل داری؟

181
00:13:03,887 --> 00:13:06,722
‫یه مأموره از پلیس فینیکس. اسمش وسن گرومسه

182
00:13:06,723 --> 00:13:08,891
‫آهان، همون بچه‌بازه

183
00:13:08,892 --> 00:13:10,768
‫پدرسگ پدوفیلـه

184
00:13:10,769 --> 00:13:12,270
‫با همین مدرک دهنش رو ببندین

185
00:13:13,021 --> 00:13:14,356
‫چقدر زمان داری؟

186
00:13:15,148 --> 00:13:17,233
‫گفته ساعت پنج برم انبار بنسن دیدنش

187
00:13:18,235 --> 00:13:21,529
‫بهش بگین اگه دست از سرم
‫برنداره، موضوع رو علنی می‌کنین

188
00:13:21,530 --> 00:13:23,114
‫هشت ساعت خیلی کمـه

189
00:13:24,032 --> 00:13:27,910
‫اگه یه عملیات فوری بخوای و پای مأمور پلیس
‫هم وسط باشه برات گرون در میاد. سه هزارتا

190
00:13:27,911 --> 00:13:28,829
‫فکرش رو می‌کردم

191
00:13:29,830 --> 00:13:31,873
‫پس دوتا گزینه داریم. گزینه اول:

192
00:13:32,749 --> 00:13:35,668
‫پونصدتاشو الان میدم
‫و بقیه‌شو قسطی

193
00:13:35,669 --> 00:13:38,755
‫مگه اینجا نمایشگاه ماشینه؟
‫قسطی کار نمی‌کنیم

194
00:13:39,464 --> 00:13:41,550
‫پس میریم سراغ گزینه‌ی دوم

195
00:13:44,386 --> 00:13:45,512
‫الویس پرسلی

196
00:13:46,763 --> 00:13:49,266
‫اسمِ سلطان رو آوردی،
‫پس یا با احترام حرف بزن یا دهنتو ببند!

197
00:13:50,225 --> 00:13:53,143
‫یه دختر جوون رو می‌شناسم که
‫وارد خونه‌ی پالم اسپرینگزش شده

198
00:13:53,144 --> 00:13:57,274
‫توی اون خونه یه جفت کفش جیر آبی هست
‫که مال پرسلی بوده

199
00:13:57,983 --> 00:13:59,109
‫اون کفش‌ها مثل گنجـن

200
00:13:59,943 --> 00:14:01,695
‫و می‌تونم برات جورشون کنم

201
00:14:05,407 --> 00:14:06,700
‫می‌دونم کدوم کفش‌ها رو میگی

202
00:14:08,034 --> 00:14:09,953
‫می‌دونی چی روشون حک شده؟

203
00:14:11,496 --> 00:14:12,372
‫نه

204
00:14:13,415 --> 00:14:14,374
‫من می‌دونم

205
00:14:16,126 --> 00:14:17,877
‫اگه همون کفش‌ها نباشه، می‌فهمم

206
00:14:17,878 --> 00:14:20,338
‫اصلِ جنسه، خیالت راحت

207
00:14:21,381 --> 00:14:23,133
‫اگه کفش‌های پرسلی رو می‌خوای فقط لب تر کن

208
00:14:24,551 --> 00:14:26,052
‫خب، وقتِ زیادی نداری

209
00:14:26,803 --> 00:14:28,805
‫نمی‌تونی تا پنج بری پالم اسپرینگز و برگردی

210
00:14:30,932 --> 00:14:32,851
‫گیر کارمون همین‌جاست

211
00:14:34,019 --> 00:14:36,187
‫تنها راهش اینه که
‫جفتمون به همدیگه اعتماد کنیم

212
00:14:37,022 --> 00:14:38,690
‫من تا جایی که بتونم سریع خودمو می‌رسونم

213
00:14:39,441 --> 00:14:41,109
‫تو هم رأس ساعت پنج برو سراغِ گرومس

214
00:14:52,037 --> 00:14:54,080
‫برادرت هیچ‌وقت راجع به
‫مأموریت آخر چیزی بهت گفت؟

215
00:14:55,248 --> 00:14:56,166
‫چی؟

216
00:14:59,419 --> 00:15:00,420
‫مأموریتش با تو بود؟

217
00:15:01,254 --> 00:15:03,048
‫فقط به این دلیل بحثش رو پیش کشیدم
‫که ازش خوشم میومد

218
00:15:03,965 --> 00:15:06,885
‫من آدم بد زیاد دیدم ولی آدمِ
‫خوب هم دیدم. جوئی آدمِ خوبی بود

219
00:15:10,096 --> 00:15:11,139
‫آره، خوب بود

220
00:15:13,725 --> 00:15:14,976
‫تا نیمه‌شب وقت داری

221
00:15:16,436 --> 00:15:19,605
‫و وقتی با کفش‌های جیر آبیم برگشتی

222
00:15:19,606 --> 00:15:21,775
‫شرِ گرومس از سرت کم شده

223
00:15:28,031 --> 00:15:29,324
‫ولی اگه دست خالی برگردی...

224
00:15:30,825 --> 00:15:31,951
‫دیگه با من طرفی

225
00:15:52,389 --> 00:15:55,557
‫- باز این مادرجنده پیداش شد!
‫- نامادریم جنده‌ست!

226
00:15:55,558 --> 00:15:56,934
‫می‌دونم چیکار کردی

227
00:15:56,935 --> 00:15:59,687
‫زنگ زدی به مأمورها که بیان
‫منو بگیرن. یادم نمیره‌ها!

228
00:15:59,688 --> 00:16:01,188
‫سلام بابا.

229
00:16:01,189 --> 00:16:03,358
‫جیمی؟ سلام. یه لحظه صبر کن

230
00:16:04,067 --> 00:16:06,527
‫شوهرم همین دردسرِ تو رو کم داره فقط!

231
00:16:06,528 --> 00:16:08,821
لابد یه پتیاره‌ی پول‌دوست دوای دردشـه!‏

232
00:16:08,822 --> 00:16:10,030
‫وید!

233
00:16:10,031 --> 00:16:12,616
‫سلام پسرم. فکر کردم از شهر رفتی

234
00:16:12,617 --> 00:16:14,827
‫شرایط عوض شده. فعلاً هستم.
‫شانس آوردی

235
00:16:14,828 --> 00:16:18,539
‫- بهمون زنگ نزد
‫- پسرم، جدی باید بهمون زنگ بزنی

236
00:16:18,540 --> 00:16:19,707
‫قبل از اومدنش

237
00:16:19,708 --> 00:16:22,251
‫قبل از اومدنت.
‫اگه امکان داشت، از چند روز قبل

238
00:16:22,252 --> 00:16:23,585
‫شیشه‌برت رو کجا گذاشتی؟

239
00:16:23,586 --> 00:16:25,505
‫توی گاراژ

240
00:16:27,674 --> 00:16:28,758
‫خودم درستش می‌کنم

241
00:16:30,802 --> 00:16:31,844
‫لاشی

242
00:16:31,845 --> 00:16:33,262
‫میگما، ساکس چی شد؟

243
00:16:33,263 --> 00:16:36,098
‫دفعه پیش گفتی یه مأمور زن
‫دنبالشه

244
00:16:36,099 --> 00:16:37,141
‫دارم باهاش سر و کله می‌زنم

245
00:16:37,142 --> 00:16:41,020
‫رائولِ دیوانه چی؟
‫با دمِ شیر بازی نکن

246
00:16:41,021 --> 00:16:42,981
‫آره، هر مشکلی به وقتِ خودش

247
00:16:44,357 --> 00:16:46,692
‫توی یکی از اون جعبه‌هاست

248
00:16:46,693 --> 00:16:48,110
‫شیشه‌بُر می‌خوای چیکار؟

249
00:16:48,111 --> 00:16:50,363
‫میرم دزدی.
‫نمی‌خوام دزدگیر صدا بده

250
00:16:51,281 --> 00:16:53,032
‫ایولا!

251
00:16:53,033 --> 00:16:56,827
‫ایولا، اون حس و حالِ قبل از دزدی رو یادمه

252
00:16:56,828 --> 00:17:00,247
‫اون لحظه که شیشه می‌شکنه
‫و صدای باز شدن قفل گاوصندوق...

253
00:17:00,248 --> 00:17:03,459
‫وقتی همه‌چی جفت‌وجور میشه و
‫حس نابِ خطر میاد سراغت!

254
00:17:03,460 --> 00:17:06,420
‫پیرم کرد ولی راستش دلم برای اون حس تنگ شده

255
00:17:06,421 --> 00:17:08,172
‫بابا، زیاد وقت ندارم‌ها

256
00:17:08,173 --> 00:17:11,426
‫راستی چرا همچین مأموریتی بهت
‫دادن؟ اینا توی حوزه کاریِ شانـه

257
00:17:12,218 --> 00:17:13,802
‫برای ساکس نیست

258
00:17:13,803 --> 00:17:15,888
‫یه بده‌بستونی با عینکی دارم

259
00:17:15,889 --> 00:17:19,308
‫وای پناه بر خدا، پسر. رفتی سراغِ عینکی؟

260
00:17:19,309 --> 00:17:21,602
‫عینکی آخه؟ داری با آدمای ناجوری
‫در میفتی‌ها

261
00:17:21,603 --> 00:17:23,145
‫به نفعته عصبانیش نکنی

262
00:17:23,146 --> 00:17:25,273
‫عصبانیش نمی‌کنم.
‫دارم کارهام رو سر و سامون میدم

263
00:17:26,524 --> 00:17:27,734
‫چه کمکی از دستِ من برمیاد؟

264
00:17:28,526 --> 00:17:30,486
‫- شارلوت رو طلاق بده
‫- وای از دستِ تو، جیم

265
00:17:30,487 --> 00:17:31,988
‫اوضاع از چیزی که فکر می‌کنی وخیم‌تره

266
00:17:33,698 --> 00:17:36,450
‫فکر نکن من صرفاً راننده‌م، خب؟

267
00:17:36,451 --> 00:17:37,701
‫همیشه منو دست کم می‌گرفتی

268
00:17:37,702 --> 00:17:39,536
‫جوئی برات همه‌کاره بود و
‫من هیچی سرم نمی‌شد

269
00:17:39,537 --> 00:17:40,580
‫کُس نگو

270
00:17:41,331 --> 00:17:44,166
‫فقط بین عملیات‌های سنگین و

271
00:17:44,167 --> 00:17:45,584
‫پشت فرمون نشستن، فرق زیادی هست

272
00:17:45,585 --> 00:17:47,503
‫بابا، نیومدم اینجا نصیحتم کنی

273
00:17:47,504 --> 00:17:50,799
‫همه کارها رو نمیشه تنهایی انجام داد، پسرم

274
00:17:52,133 --> 00:17:53,426
‫فقط بگو چه کمکی از دستم برمیاد

275
00:17:54,928 --> 00:17:57,638
‫وید الیس،
‫اگه با این مرتیکه خلافکار همدست بشی

276
00:17:57,639 --> 00:17:59,807
‫باید قیدِ منو بزنی

277
00:17:59,808 --> 00:18:03,060
‫- عزیزم، من خودم درستش می‌کنم
‫- دهن گشادت رو ببند، شارلوت

278
00:18:03,061 --> 00:18:04,895
‫از خونه‌ی من گمشو بیرون، کیری

279
00:18:04,896 --> 00:18:06,606
‫اگه کمک خواستم بهت زنگ می‌زنم

280
00:18:10,735 --> 00:18:12,861
‫یه نفر از کارکنان پرونده‌ها رو برداشته

281
00:18:12,862 --> 00:18:15,531
‫شاید خودِ برین قبل از رفتنش بُرده‌شون

282
00:18:15,532 --> 00:18:17,658
‫یه چیزی بخور، خب؟
‫با شکم گرسنه، کاری از دستت برنمیاد

283
00:18:17,659 --> 00:18:20,077
‫به مخبر هم داریم که تا حالا
‫هیچ اطلاعات خاصی بهمون نداده

284
00:18:20,078 --> 00:18:21,579
‫و بعید می‌دونم قابل‌اعتماد باشه

285
00:18:22,163 --> 00:18:24,456
‫به نظرم... این چه‌جور تاکویی‌ـه؟

286
00:18:24,457 --> 00:18:25,624
‫نوپالز

287
00:18:25,625 --> 00:18:26,959
‫- چی هست؟
‫- کاکتوس داره

288
00:18:26,960 --> 00:18:28,544
‫- همون که دوست داری!
‫- وای بی‌خیال!

289
00:18:28,545 --> 00:18:31,004
‫- چون گشنه‌ته بداخلاقی
‫- من فقط پنکیک می‌خوام

290
00:18:31,005 --> 00:18:33,465
‫مأمور هیز، طبقه بالا جلسه دارین

291
00:18:33,466 --> 00:18:35,509
‫با همون افسر پلیسی که
‫گزارش جوزف الیس رو نوشته بود

292
00:18:35,510 --> 00:18:36,594
‫آهان، خوبه

293
00:18:39,097 --> 00:18:42,016
‫اینم بگیر. تاکوی کاکتوس. نوشِ جون

294
00:18:51,192 --> 00:18:52,359
‫- ایز، یه دقیقه وقت داری؟
‫- جیم

295
00:18:52,360 --> 00:18:54,027
‫درست به موقع اومدی که معمولاً ازت بعیده

296
00:18:54,028 --> 00:18:56,072
‫- ایزی، به کمکت نیاز دارم
‫- منم همین‌طور. بیا تو

297
00:18:56,239 --> 00:18:57,447
‫خب من به دیوید هم گفتم

298
00:18:57,448 --> 00:18:59,324
‫- ولی امروز باید دو شیفت وایسه
‫- دیوید؟

299
00:18:59,325 --> 00:19:00,701
‫- مگه هنوز باهاش در ارتباطی؟
‫- آرامشت رو حفظ کن و مراقبِ لونا باش

300
00:19:00,702 --> 00:19:02,369
‫چی؟ ایز، نمی‌تونم. کار دارم

301
00:19:02,370 --> 00:19:04,746
‫پس اون حرفا که می‌گفتی هر وقت
‫بهت نیاز داشتم، روت حساب کنم

302
00:19:04,747 --> 00:19:06,081
‫- همه‌ش کشک بود؟
‫- نه ولی...

303
00:19:06,082 --> 00:19:07,833
‫خب الان بهت نیاز دارم

304
00:19:07,834 --> 00:19:09,751
‫نیم ساعت دیگه باید مطب دکتر باشم...

305
00:19:09,752 --> 00:19:11,212
‫دکتر واسه چی؟ حالت خوبه؟

306
00:19:12,005 --> 00:19:14,381
‫اگه کمکم کنی، حالم بهتر هم میشه

307
00:19:14,382 --> 00:19:17,301
‫ببین می‌دونم دقیقه نودیه
‫ولی لونا تب کرده

308
00:19:17,302 --> 00:19:18,594
‫و یه نفر باید مراقبش باشه

309
00:19:18,595 --> 00:19:20,304
‫- سلام عمو جیم
‫- سلام قند عسل

310
00:19:20,305 --> 00:19:23,265
‫ایز، گوش کن. واقعاً دلم می‌خواد کمک کنم
‫ولی خودم الان گیرم

311
00:19:23,266 --> 00:19:24,517
‫عمو جیم، اینو گوش کن

312
00:19:24,851 --> 00:19:27,187
‫باید استراحت کنی، دخترم

313
00:19:27,979 --> 00:19:30,063
‫اگه باز دوباره سرفه زد،
‫عسل توی کابینته

314
00:19:30,064 --> 00:19:32,482
‫یادته رفته بودی خونه‌ی
‫الویس توی پالم اسپرینگز؟

315
00:19:32,483 --> 00:19:35,777
‫یادمـه؟!
‫حالا چرا اینقدر غیرتی شده بودی سر این قضیه؟

316
00:19:35,778 --> 00:19:37,196
‫این قضیه مال یه سال قبل از آشنایی‌مونه

317
00:19:37,197 --> 00:19:39,364
‫خوشم نمیومد جلوی زن‌های
‫رهگذر رو توی خیابون می‌گرفتن

318
00:19:39,365 --> 00:19:40,741
‫و دعوت‌شون می‌کردن مهمونی الویس

319
00:19:40,742 --> 00:19:43,327
‫جیم، با واقعیت کنار بیا.
‫زن‌های بالغ حق انتخاب دارن

320
00:19:43,328 --> 00:19:44,746
‫می‌دونی چه آهنگیه؟

321
00:19:47,207 --> 00:19:49,042
‫آره، آره، آره.
‫ترانه‌ی «این سرزمین، سرزمین توئه»

322
00:19:49,876 --> 00:19:51,627
‫نه. خوب گوش کن

323
00:19:51,628 --> 00:19:54,714
‫لونا، گیتار رو بذار کنار و برو استراحت کن

324
00:19:55,673 --> 00:19:58,550
‫ایز، نقشه‌ی خونه‌ی الویس رو می‌خوام، خب؟

325
00:19:58,551 --> 00:20:02,095
‫می‌خوام بدونم دفترش، ورودی خونه، اتاق‌‌خواب‌ها
‫و محل دقیق اون کفش‌های جیر آبی کجاست

326
00:20:02,096 --> 00:20:04,389
‫آره، اتاق‌خواب‌هاش رو دیدم!

327
00:20:04,390 --> 00:20:06,017
‫دست بردار. نقشه رو بکش

328
00:20:06,684 --> 00:20:08,602
‫اگه بمونی، می‌کِشم

329
00:20:08,603 --> 00:20:10,854
‫یه ساعت و نیمِ دیگه برمی‌گردم

330
00:20:10,855 --> 00:20:12,690
‫باشه. بِکِش

331
00:20:13,233 --> 00:20:16,235
‫خب، اینجا ورودیه. اینجا اتاق نشیمنه

332
00:20:16,236 --> 00:20:18,612
‫دفتر الویس هم اینجا ته راهروئه

333
00:20:18,613 --> 00:20:20,364
‫- کفش‌ها اونجاست
‫- ممنون

334
00:20:20,365 --> 00:20:21,532
‫تا ظهر برمی‌گردم

335
00:20:22,000 --> 00:20:30,000
SaberFun

336
00:20:31,251 --> 00:20:33,336
‫ممنون که تشریف آوردین، مأمور هیز هستم

337
00:20:35,213 --> 00:20:37,589
‫گروهبان گرومس هستم. خوشوقتم

338
00:20:37,590 --> 00:20:39,050
‫ایشون هم مأمور بیتسوئی هستن

339
00:20:39,842 --> 00:20:40,918
‫بیتسوئی؟

340
00:20:42,053 --> 00:20:43,887
‫- همون اسپانیاییه؟
‫- اهل قبیله ناواهو هستم

341
00:20:45,083 --> 00:20:47,849
‫سرخپوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها شدن مأمور دولت؟!

342
00:20:47,850 --> 00:20:49,351
‫عجب روزگاری شده!

343
00:20:49,352 --> 00:20:50,603
‫خدا عاقبتِ آمریکا رو به‌خیر کنه

344
00:20:52,814 --> 00:20:54,940
‫میشه یه نگاهی به این گزارش پلیس که

345
00:20:54,941 --> 00:20:56,442
‫چند سال قبل تنظیم کردی، بندازی؟

346
00:20:59,904 --> 00:21:00,989
‫جوزف الیس

347
00:21:01,739 --> 00:21:02,739
‫می‌شناختیش؟

348
00:21:02,740 --> 00:21:04,742
‫شبِ ناجوری بود. یه آشنایی مختصری باهاش داشتم

349
00:21:06,035 --> 00:21:07,412
‫برای ازرا ساکستون کار می‌کرد

350
00:21:08,204 --> 00:21:09,998
‫الیس یه برادر داشته، می‌دونستی؟

351
00:21:10,832 --> 00:21:13,334
‫جیم الیس. اسمش رو شنیده بودی؟

352
00:21:14,752 --> 00:21:19,090
‫برای من گزارش مهم‌تر از نظر تو
‫درباره‌ی اعضای خانواده‌ست

353
00:21:20,341 --> 00:21:22,987
‫آره، جیم یه آشغال به تمام معناست

354
00:21:23,011 --> 00:21:25,263
‫حرفاش هیچ ارزشی ندارن

355
00:21:26,514 --> 00:21:31,644
‫«دل از همه چیز فریب‌کارتر است و به‌شدت شرور»

356
00:21:32,395 --> 00:21:33,895
‫از انجیل بود؟

357
00:21:33,938 --> 00:21:35,438
‫کلام مقدسـه، پسرم

358
00:21:41,154 --> 00:21:42,798
‫حرف از کلام مقدس شد،

359
00:21:42,822 --> 00:21:46,593
‫توی گزارش شما نوشته شده که جوزف الیس
‫در یک حادثه‌ی انفجار پروپان کشته شده

360
00:21:46,617 --> 00:21:50,538
‫اما بین گزارش شما و شواهد موجود
‫در محل، تناقض‌هایی هست

361
00:21:51,205 --> 00:21:53,809
‫به من میگی؟
‫این زیر سر دفتر شماست

362
00:21:53,833 --> 00:21:56,895
‫یکی از آدمای خودتون بود که به ما گفت
‫توی گزارش چی باید نوشته بشه

363
00:21:56,919 --> 00:21:58,796
‫من فقط کاری رو کردم که بهم گفتن

364
00:21:59,630 --> 00:22:01,130
‫کی بود از دفتر ما؟

365
00:22:02,550 --> 00:22:05,178
‫اسم اون مأمور لیلند برین بود

366
00:22:07,680 --> 00:22:10,767
‫اون مأمور پرونده‌ی ساکستون بود،
‫قبل از تو، درسته؟

367
00:22:13,144 --> 00:22:15,730
‫اتفاقی که واسش افتاد واقعاً تأسف‌باره

368
00:22:18,441 --> 00:22:21,211
‫همچنان دارم سعی می‌کنم
‫بهترین استراتژی رو پیدا کنم

369
00:22:21,235 --> 00:22:25,049
‫خب، اگه نردبون داشته باشی،
‫آسون‌تر میشه دیگه؟

370
00:22:25,073 --> 00:22:27,426
‫شاید. ولی...

371
00:22:27,450 --> 00:22:28,951
‫به نظرم بهترین حرکت اینـه

372
00:22:29,744 --> 00:22:31,384
‫- وارد شدن از دستشویی
‫- ها؟

373
00:22:32,455 --> 00:22:33,955
‫پنجره رو می‌شکونی؟

374
00:22:34,207 --> 00:22:35,708
‫از اونم بهتر، شیشه‌بُر دارم

375
00:22:36,250 --> 00:22:37,561
‫چه خفن. از کجا گرفتیش؟

376
00:22:37,585 --> 00:22:39,420
‫از پدرم قرض گرفتمش

377
00:22:44,050 --> 00:22:46,135
‫تو پدرم رو می‌شناختی، درسته؟

378
00:22:48,262 --> 00:22:52,183
‫آره. آدم خوبی بود.
‫مامانت در موردش چی میگه؟

379
00:22:53,601 --> 00:22:55,478
‫میگه آدم محترمی بود

380
00:22:56,145 --> 00:22:58,499
‫از جبهه جنگ نامه می‌فرستاده

381
00:22:58,523 --> 00:23:01,566
‫اونجا قهرمان بوده،
‫ولی زنده برنگشت

382
00:23:03,486 --> 00:23:05,405
‫میگه منو خیلی دوست داشته

383
00:23:07,448 --> 00:23:08,991
‫بدجور دوستت داشت

384
00:23:12,245 --> 00:23:14,848
‫همه‌ی پرونده‌های برین گم شدن و
‫تناقض دارن

385
00:23:14,872 --> 00:23:16,372
‫اون دختره «شرلی چیزم»

386
00:23:16,666 --> 00:23:18,666
‫نظرت چیه اگه نامزد ریاست‌جمهوری بشه؟

387
00:23:19,335 --> 00:23:22,356
‫به نظرم اون باهوش، کاربلـد و لایقـه

388
00:23:22,380 --> 00:23:23,923
‫با توپ پُر اومده وسط

389
00:23:25,341 --> 00:23:28,070
‫مدام حرف از تغییر و رفع موانع می‌زنه

390
00:23:28,094 --> 00:23:30,138
‫واسه اکثر مردم حس بی‌ثباتی داره

391
00:23:30,972 --> 00:23:33,808
‫مخصوصاً وقتی یه زن اینا رو بگه.
‫تازه سیاهپوست هم باشه؟

392
00:23:34,809 --> 00:23:37,562
‫اون داره وارد چیزی میشه که از توانش خارجـه

393
00:23:39,939 --> 00:23:41,899
‫شاید باهاش یه حس
‫هم‌ذات‌پنداری داشته باشی؟

394
00:23:44,360 --> 00:23:47,881
‫توی گزارشات پلیس برای
‫مرگ جوئی الیس، تناقضاتی هست

395
00:23:47,905 --> 00:23:50,676
‫در عین حال، همه‌ی پرونده‌های برین
‫گم شدن. باید باهاش حرف بزنم.

396
00:23:50,700 --> 00:23:53,512
‫معاون ویژه اصرار داره که
‫پای مأمور برین رو به این قضیه باز نکنی

397
00:23:53,536 --> 00:23:56,390
‫شاید بدونه پرونده‌های گم‌شده کجان.
‫از ماجرای گزارش پلیس یه چیزی می‌دونه.

398
00:23:56,414 --> 00:23:58,500
‫برین مدت‌ها قبل از اینکه به مؤسسه‌ی
‫روان‌پزشکی کرک‌بریج فرستاده بشه،

399
00:23:58,501 --> 00:23:59,835
‫یه تخته‌اش کم بود

400
00:24:01,878 --> 00:24:02,896
‫متأهل بود؟

401
00:24:02,920 --> 00:24:05,506
‫- شاید بتونم با همسرش حرف بزنم...
‫- بهش نزدیک نشو

402
00:24:08,176 --> 00:24:11,262
‫به نظر من، چیزم هیچ‌وقت
‫نمی‌تونه رئیس‌جمهور شه

403
00:24:12,472 --> 00:24:14,783
‫و اگه بدون اینکه همه‌ی قوانین رو زیر پا بذاری

404
00:24:14,807 --> 00:24:16,934
‫راهی برای پیشبرد این پرونده پیدا نکنی،

405
00:24:19,270 --> 00:24:21,147
‫اینجا توی فینیکس هیچ‌وقت موفق نمیشی

406
00:24:24,525 --> 00:24:26,402
‫ده دقیقه زودتر اومدی، ایزی،
‫دمت گرم

407
00:24:27,236 --> 00:24:28,736
‫چطور پیش رفت؟

408
00:24:30,114 --> 00:24:31,614
‫خوب

409
00:24:31,657 --> 00:24:33,157
‫مطمئنی؟

410
00:24:34,452 --> 00:24:36,430
‫بیمه‌ی اتحادیه اصلاً کافی نیست

411
00:24:36,454 --> 00:24:38,974
‫این رئیس‌ جدید داره
‫همه‌چی رو به گوه می‌کِشه

412
00:24:38,998 --> 00:24:40,498
‫باب تمپل نیست؟

413
00:24:40,958 --> 00:24:42,458
‫آره. تو از کجا می‌شناسیش؟

414
00:24:43,628 --> 00:24:45,128
‫اسمش رو شنیدم

415
00:24:46,172 --> 00:24:47,715
‫مرسی که مراقب لونا بودی

416
00:25:04,000 --> 00:25:07,000
‫« پالم اسپرینگز »
‫« ۴۳۴ کیلومتر »

417
00:25:08,986 --> 00:25:10,005
‫بله؟

418
00:25:10,029 --> 00:25:12,591
‫خانم بری، بنده مأمور نینا هیز هستم،
‫از پلیس فدرال

419
00:25:12,615 --> 00:25:15,135
‫خب، من دارم میرم بیرون

420
00:25:15,159 --> 00:25:16,845
‫میشه سر پایی دو کلمه باهاتون حرف بزنم؟

421
00:25:16,869 --> 00:25:18,263
‫متأسفانه نه

422
00:25:18,287 --> 00:25:20,182
‫من تازه به دفتر میدانی فینیکس منتقل شدم و

423
00:25:20,206 --> 00:25:22,351
‫یکی از پرونده‌های شوهرتون اومده زیر دستم

424
00:25:22,375 --> 00:25:23,936
‫می‌خواستم در مورد...

425
00:25:23,960 --> 00:25:26,438
‫باید برم جایی، ببخشید

426
00:25:26,462 --> 00:25:29,191
‫خانم، فقط سعی دارم بفهمم
‫پرونده‌هاش کجا رفتن

427
00:25:29,215 --> 00:25:31,425
‫- شاید بتونید ازش بپرسید...
‫- بسه

428
00:25:33,219 --> 00:25:34,655
‫کاری که می‌کنی چندش‌آوره

429
00:25:34,679 --> 00:25:35,656
‫خانم، من...

430
00:25:35,680 --> 00:25:37,473
‫خجالت بکش که اومدی با من حرف بزنی

431
00:25:38,766 --> 00:25:40,351
‫مخصوصاً امثال تو

432
00:25:53,823 --> 00:25:55,323
‫خب، افتضاح بود

433
00:25:57,660 --> 00:25:59,160
‫خوبی؟

434
00:25:59,787 --> 00:26:01,287
‫آره

435
00:26:01,831 --> 00:26:05,334
‫نمی‌دونم چرا اینقدر حالم رو گرفت

436
00:26:06,836 --> 00:26:08,336
‫چون خیلی رو مخ بود

437
00:26:08,588 --> 00:26:10,065
‫چون تازه مشغول این کار شدی

438
00:26:10,089 --> 00:26:11,316
‫چون نژادپرست‌ها آدمای بدی هستن...

439
00:26:11,340 --> 00:26:13,610
‫آوان، نیازی نیست کل دلایل رو لیست کنی

440
00:26:13,634 --> 00:26:15,134
‫حله

441
00:26:17,555 --> 00:26:19,640
‫چرا باید برین بخواد
‫گزارش پلیس عوض بشه؟

442
00:26:20,308 --> 00:26:21,618
‫بهترین راه برای تشخیص تفاوت

443
00:26:21,642 --> 00:26:23,579
‫بین یک انفجار تصادفی و
‫یه قتل برنامه‌ریزی‌شده،

444
00:26:23,603 --> 00:26:25,521
‫فرستادنش برای بررسی‌های جرم‌شناسیه

445
00:26:26,897 --> 00:26:28,397
‫جرم‌شناسی

446
00:26:29,400 --> 00:26:31,336
‫پارکینگ توقیفی‌های پلیس کجاست؟

447
00:26:31,360 --> 00:26:33,988
‫- ما بهش دسترسی نداریم
‫- آوان، هدف ما چیه؟

448
00:26:35,323 --> 00:26:36,866
‫- هدف‌مون برنده شدنـه
‫- آره لامصب

449
00:27:18,574 --> 00:27:20,074
‫لعنتی

450
00:28:01,075 --> 00:28:02,575
‫ممنون

451
00:28:51,417 --> 00:28:53,687
‫همینو میگم دیگه لامصب

452
00:28:53,711 --> 00:28:55,772
‫برنامه رو از هاوایی اجرا می‌کنیم،

453
00:28:55,796 --> 00:29:00,050
‫توی تلویزیون پخشش می‌کنیم تا
‫اونایی که نمی‌تونن هم ببیننش

454
00:29:00,801 --> 00:29:02,738
‫آره. حالا بهش بگو که سرهنگ پارکر گفت

455
00:29:02,762 --> 00:29:04,990
‫هشتم کنفرانس مطبوعاتی بذارید و

456
00:29:05,014 --> 00:29:06,074
‫به من خبر بدید

457
00:29:06,098 --> 00:29:10,912
‫کنسرت الویس، پخش زنده جهایی از هاوایی

458
00:29:10,936 --> 00:29:13,915
‫آسمون آبی، درخت‌های نخل و
‫اون دخترهای رقاص هولا؟

459
00:29:13,939 --> 00:29:17,026
‫فکرش رو بکن، کیرت رو بکنی
‫توی باسنِ لرزون‌شون

460
00:29:19,570 --> 00:29:22,865
‫این می‌تونه برای الویس همون کاری رو بکنه
‫که چین برای نیکسون کرد، درسته؟

461
00:29:23,000 --> 00:29:25,510
‫اگه قرار باشه کسی هم بدونه،
‫مردی که کشفش کرده می‌دونه

462
00:29:25,534 --> 00:29:27,596
‫آره لامصب. تو کی هستی؟

463
00:29:27,620 --> 00:29:31,332
‫سلام، ببخشید.
‫اینجا سرویس بهداشتیِ دیگه‌ای هست؟

464
00:29:31,957 --> 00:29:33,769
‫چند نفر توی این یکی هستن و

465
00:29:33,793 --> 00:29:37,355
‫با این صداهایی که میاد، بعید می‌دونم
‫به این زودی‌ها بیان بیرون

466
00:29:37,379 --> 00:29:39,024
‫انتهای سالن، دست چپ،

467
00:29:39,048 --> 00:29:41,717
‫اولین در سمت راستت

468
00:29:42,218 --> 00:29:44,345
‫وای خدا، بدجور می‌خوام تقه‌شو بزنم

469
00:29:45,471 --> 00:29:47,157
‫- می‌شناسیش؟
‫- باید بشناسم؟

470
00:29:47,181 --> 00:29:51,161
‫بازیگره، آدرین باربو. قراره
‫توی یه سریال جدید بازی کنه.

471
00:29:51,185 --> 00:29:54,539
‫می‌تونم به تهیه‌کننده
‫سفارشش رو بکنم، نورمن لیر

472
00:29:54,563 --> 00:29:56,357
‫ولی اصلاً منو آدم حساب نمی‌کنه

473
00:29:57,900 --> 00:30:01,087
‫پارکر، رفیق، آره!
‫بزن به چاک

474
00:30:01,111 --> 00:30:02,964
‫آره، باهاش حرف زدم

475
00:30:02,988 --> 00:30:06,408
‫کِی برمی‌گردی؟
‫عجب مهمونی خفنی از کفت رفت

476
00:30:06,742 --> 00:30:09,012
‫الان وارن بیتی رو توی آشپزخونه دیدم

477
00:30:09,036 --> 00:30:12,206
‫شنیدم واسه فیلم بعدیش
‫دنبال تهیه‌کننده می‌گرده

478
00:30:12,498 --> 00:30:14,500
‫متنوع‌سازی...

479
00:30:15,209 --> 00:30:18,396
‫اگه درست انجامش بدیم،
‫صد درصد می‌تونیم مجبورش کنیم...

480
00:30:18,420 --> 00:30:20,047
‫سلام عرض شد، یه لحظه وقت داری؟

481
00:30:20,840 --> 00:30:22,340
‫سلام، جیم!

482
00:30:24,093 --> 00:30:26,095
‫ببخشید، الان برمی‌گردم

483
00:30:29,139 --> 00:30:31,576
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

484
00:30:31,600 --> 00:30:33,912
‫این چه سؤالیـه؟
‫اون دختر گریک سالـه

485
00:30:33,936 --> 00:30:35,455
‫اسمش دفنی‌ـه

486
00:30:35,479 --> 00:30:38,166
‫اقلاً یکی از اون آقایون برای سال
‫مواد مخدر قاچاق می‌کنن

487
00:30:38,190 --> 00:30:40,359
‫می‌دونم، ولی اونطوری که فکر می‌کنی نیست

488
00:30:41,569 --> 00:30:42,921
‫اگه پدرت تو رو اینجا می‌دید
‫چه فکری می‌کرد؟

489
00:30:42,945 --> 00:30:46,383
‫به عنم! نمی‌تونم تحمل کنم که
‫به تو گفتی دنبالم بیای اینجا

490
00:30:46,407 --> 00:30:47,759
‫اون نگفته

491
00:30:47,783 --> 00:30:50,119
‫راستش، ترجیح میدم
‫اون ندونه که من اینجا بودم

492
00:30:50,661 --> 00:30:53,431
‫پس باید توی کار بقیه دخالت نکنی، جیم

493
00:30:53,455 --> 00:30:55,666
‫- برو پی کار خودت
‫- کلی کار دارم

494
00:30:56,584 --> 00:30:57,853
‫نگرانتم

495
00:30:57,877 --> 00:30:59,938
‫الان وقتش نیست که
‫درگیر چیزی بشی، باور کن

496
00:30:59,962 --> 00:31:01,714
‫لطف داری، مو طلایی

497
00:31:02,590 --> 00:31:05,134
‫ولی هر کسی راه خودش رو میره.
‫متوجهی؟

498
00:31:15,728 --> 00:31:18,814
‫آدرین باربو.
‫شنیدم خیلی بااستعدادی.

499
00:31:19,398 --> 00:31:23,128
‫خب، ممنون.
‫کدوم بلبلی اینو گفته؟

500
00:31:23,152 --> 00:31:25,487
‫همون بلبلی که گفت
‫قراره توی یه سریال بازی کنی

501
00:31:26,864 --> 00:31:29,158
‫آره، اسمش «ماد»ـه

502
00:31:29,617 --> 00:31:31,344
‫قراره نقش بئا، دختر آرتور رو بازی کنم

503
00:31:31,368 --> 00:31:33,245
‫- تبریک میگم
‫- هنوز نه

504
00:31:33,662 --> 00:31:35,162
‫چشم نزنش

505
00:31:35,247 --> 00:31:37,434
‫رقابت بین من و یه دختر دیگه‌ست

506
00:31:37,458 --> 00:31:39,418
‫شاید بتونم کمکت کنم

507
00:31:40,252 --> 00:31:41,396
‫چطوری؟

508
00:31:41,420 --> 00:31:44,548
‫اگه یه کاری برام بکنی،
‫یه توصیه‌ای بهت می‌کنم

509
00:31:45,633 --> 00:31:47,760
‫بستگی به کارش داره

510
00:31:49,845 --> 00:31:51,430
‫توصیه‌ام اینـه

511
00:31:52,514 --> 00:31:54,600
‫سرهنگ با تهیه‌کننده‌ی اون سریال صمیمیـه

512
00:31:55,184 --> 00:31:56,852
‫دیگه حالا چیکار می‌کنی،
‫به خودت بستگی داره

513
00:31:57,561 --> 00:31:59,581
زن‌های بالغ حق انتخاب دارن

514
00:31:59,605 --> 00:32:01,607
‫خب آره، همینطوره

515
00:32:02,566 --> 00:32:05,569
‫چه عجب یه مرد فرهیخته دیدیم

516
00:32:06,362 --> 00:32:08,364
‫خب چه کاری برات بکنم؟

517
00:32:11,033 --> 00:32:12,802
‫سرهنگ رو از اون اتاق بکشون بیرون

518
00:32:12,826 --> 00:32:15,788
‫بیارش بیرون.
‫یکم باهاش حرف بزن.

519
00:32:17,373 --> 00:32:20,376
‫ازش بپرس نیکسون رو توی چین
‫دیده یا نه، همین کفایت می‌کنه

520
00:32:50,948 --> 00:32:52,448
‫آقای گرومس

521
00:32:53,158 --> 00:32:55,786
‫من از طرف دوست مشترک‌مون اینجام

522
00:32:57,830 --> 00:32:59,330
‫قضیه چیه؟

523
00:33:01,041 --> 00:33:03,085
‫خیابون 147 اِتاپلیس

524
00:33:05,337 --> 00:33:06,837
‫رفیق؛ عجب خونه‌ی قشنگی داری

525
00:33:07,172 --> 00:33:09,925
‫رفتیم یه سری زدیم.
‫دیدنی‌ها رو دیدیم.

526
00:33:11,593 --> 00:33:13,095
‫اون‌وقت چی پیدا کردیم؟

527
00:33:14,179 --> 00:33:16,724
‫پشت اون تابلوی مریم و مسیح؟

528
00:33:20,060 --> 00:33:21,560
‫چیزی که فساد و انحراف ازش می‌بارید

529
00:33:23,439 --> 00:33:26,442
‫محض احتیاط چندتا عکس گرفتیم

530
00:33:30,738 --> 00:33:31,965
‫اینجا رو نگاه

531
00:33:31,989 --> 00:33:35,093
‫نمی‌تونم تصور کنم رئیس‌تون
‫وقتی ببینه یکی از افسرهای پلیسش

532
00:33:35,117 --> 00:33:37,745
‫همچین کارهای شنیعی انجام میده، چی میگه

533
00:33:41,123 --> 00:33:43,309
‫دست از سر دوست مشترک‌مون
‫جیم الیس بردار

534
00:33:43,333 --> 00:33:47,713
‫تا هیچکس نفهمه چقدر توی
‫کثافت غرق شدی

535
00:34:03,479 --> 00:34:04,979
‫وای خدا!

536
00:34:05,481 --> 00:34:07,066
‫یا عیسی مسیح!

537
00:34:07,775 --> 00:34:09,275
‫خدایا

538
00:34:09,943 --> 00:34:12,488
‫- وای خدا!
‫- آخه چرا مجبورمون کردی همچین کاری کنیم؟

539
00:34:13,489 --> 00:34:15,866
‫حقشـه، مرتیکه‌ی منحرف آشغال...

540
00:34:26,502 --> 00:34:28,002
‫چارلی

541
00:34:29,421 --> 00:34:32,609
‫هر چی راجع به نیکسون می‌خوای بگو،
‫ولی اون توجه همه رو جلب می‌کنه

542
00:34:32,633 --> 00:34:33,735
‫آره صد درصد

543
00:35:20,094 --> 00:35:22,158
‫داریم دزدکی وارد
‫پارکینگ توقیفی‌های پلیس می‌شیم

544
00:35:22,182 --> 00:35:25,435
‫آروم باش، اینجا فقط اسقاطی و اوراقی هست.
‫زندان فورت ناکس که نیست.

545
00:35:27,020 --> 00:35:28,123
‫قفل چی شد؟

546
00:35:28,147 --> 00:35:31,358
‫آسون‌تر از دفتر ریاست دانشگاه میشیگانـه

547
00:35:31,984 --> 00:35:33,503
‫پس دزدکی وارد دفتر ریاست دانشگاه شدی

548
00:35:33,527 --> 00:35:35,964
‫داریم وارد قلمرویی می‌شیم که
‫حسابی مشکوک،

549
00:35:35,988 --> 00:35:39,008
‫شاید خطرناک و قطعاً غیرقانونیـه

550
00:35:39,032 --> 00:35:40,176
‫دلیل خوبی داریم

551
00:35:40,200 --> 00:35:41,910
‫باید بدونم چه خبره

552
00:35:42,536 --> 00:35:45,016
‫- گفتم که می‌خوایم یه نمونه...
‫- نه، منظورم قصه‌ی خودتـه

553
00:35:46,373 --> 00:35:47,873
‫اگه قراره این کار رو بکنم،

554
00:35:49,501 --> 00:35:51,128
‫باید بدونم چی به چیه

555
00:35:52,880 --> 00:35:54,380
‫کسشعر هم تفت نده

556
00:36:00,888 --> 00:36:03,473
‫بچه که بودم، پدرم
‫واسه ساکستون کار می‌کرد

557
00:36:04,558 --> 00:36:06,058
‫یه باند شرط‌بندی غیرقانونی رو
‫براش می‌چرخوند

558
00:36:06,435 --> 00:36:08,270
‫مادرم می‌خواست که پدرم بزنه بیرون

559
00:36:08,979 --> 00:36:10,479
‫سرش دعوا می‌کردن

560
00:36:11,190 --> 00:36:14,651
‫اون تا کمر توی قرض بود و
‫باید خانواده‌اش رو حمایت می‌کرد،

561
00:36:15,777 --> 00:36:18,155
‫ولی با این‌حال، به ساکستون گفت که
‫دیگه نیست

562
00:36:19,698 --> 00:36:21,950
‫یه روز، داشتم توی مغازه
‫به پدرم کمک می‌کردم و

563
00:36:22,910 --> 00:36:24,410
‫ساکستون اومد داخل

564
00:36:25,287 --> 00:36:26,787
‫یه بسته سیگار خرید

565
00:36:27,164 --> 00:36:28,664
‫نیشش باز بود

566
00:36:29,082 --> 00:36:31,477
‫ولی می‌تونستم حس کنم که
‫پدرم مضطرب شده

567
00:36:31,501 --> 00:36:33,295
‫می‌تونستم... ترسش رو حس کنم

568
00:36:34,087 --> 00:36:37,799
‫اون موقع نمی‌دونستم، ولی
‫ساکستون اومده بود زهر چشم بگیره

569
00:36:39,176 --> 00:36:42,947
‫یه مدت بعد از اون ماجرا
‫پدرم داشت سوار کادیلاکش می‌شد

570
00:36:42,971 --> 00:36:46,016
‫که بیرون مغازه‌اش بود، یهویی منفجر شد

571
00:36:47,267 --> 00:36:50,354
‫ترکید، شیشه‌ی نصف
‫مغازه‌های خیابون رو شکست

572
00:36:51,939 --> 00:36:55,651
‫بخشی از وجودم، هنوز همون
‫دختر کوچولوی توی مغازه‌ست،

573
00:36:57,069 --> 00:36:58,862
‫که به اون مرد خیره شده بود،

574
00:37:00,322 --> 00:37:02,532
‫کسی که یه روز میشه قاتل پدرم

575
00:37:04,743 --> 00:37:06,495
‫خیلی هم از دستش عصبانی‌ میشم که

576
00:37:08,080 --> 00:37:09,580
‫از جاش تکون نخورد

577
00:37:11,291 --> 00:37:13,627
‫بابت ترسیدنش، بابت... بابت...

578
00:37:15,796 --> 00:37:17,631
‫لبخند زدنش به ساکستون

579
00:37:19,758 --> 00:37:21,760
‫که کاری نکرد تا جلوش رو بگیره

580
00:37:24,471 --> 00:37:25,971
‫واسه سردرگم بودنش

581
00:37:28,183 --> 00:37:30,435
‫20 سال واسه جبرانش صبر کردم

582
00:37:32,187 --> 00:37:34,690
‫نمی‌ذارم هیچ چیزی سد راهم بشه

583
00:37:54,418 --> 00:37:55,918
‫سلام

584
00:37:57,004 --> 00:37:59,381
‫کفش سایز ۱۱ الویس رو آوردم

585
00:38:01,216 --> 00:38:02,527
‫کسی اینجاست؟

586
00:38:12,394 --> 00:38:15,188
‫تا حالا چیزی از داداش دوقلوی الویس
‫چیزی شنیدی؟

587
00:38:16,982 --> 00:38:18,482
‫بعید می‌دونم

588
00:38:18,734 --> 00:38:20,652
‫بیرون از رَحم مادرش ندیدش

589
00:38:22,237 --> 00:38:23,965
‫دوقلوش مُرده به دنیا اومد

590
00:38:23,989 --> 00:38:27,159
‫مادرش هم نیم ساعت
‫قبل از الویس به دنیا آوردش

591
00:38:28,744 --> 00:38:30,329
‫دوقلوهای هم‌سان بودن

592
00:38:31,079 --> 00:38:35,500
‫همچین مصیبت و شادی‌ای،
‫اونم توی یه روز

593
00:38:38,003 --> 00:38:39,503
‫بیا روی شادی تمرکز کنیم

594
00:38:40,005 --> 00:38:41,505
‫قیمت رفته بالا

595
00:38:42,507 --> 00:38:45,260
‫شاید یکم دیر اومده باشم،
‫ولی سر قولم موندم

596
00:38:46,428 --> 00:38:48,180
‫رفتیم سراغ گرومس

597
00:38:49,389 --> 00:38:50,889
‫اون دخل چارلی رو آورد

598
00:38:51,308 --> 00:38:52,808
‫کی؟ گرومس؟!

599
00:38:53,268 --> 00:38:55,270
‫گرومس چارلی رو کُشت؟

600
00:38:56,938 --> 00:38:58,607
‫من هم گرومس رو کُشتم

601
00:38:59,608 --> 00:39:01,360
‫یه پلیس رو کُشتی لامصب؟

602
00:39:03,111 --> 00:39:04,988
‫مشکل حل شد

603
00:39:06,406 --> 00:39:09,576
‫حالا، هم کفش‌ها رو می‌خوام،
‫هم سه هزار دلار

604
00:39:10,243 --> 00:39:11,843
‫بیخیال رفیق.
‫قرارمون این نبود.

605
00:39:13,914 --> 00:39:15,308
‫این شغل خطرات خودش رو داره

606
00:39:15,332 --> 00:39:19,145
‫"اون خطرات رو می‌تونم بپذیرم و تحمل کنم،

607
00:39:19,169 --> 00:39:21,338
‫اما اتفاقی که برای چارلی رو
‫نمی‌تونم قبول کنم

608
00:39:22,130 --> 00:39:24,317
‫گوش کن رفیق،
‫تسلیت میگم بابت مرگ رفیقت

609
00:39:24,341 --> 00:39:27,386
‫اون دوستم نبود.
‫برادرم بود.

610
00:39:28,720 --> 00:39:31,765
‫از دست دادنِ برادر، انگار
‫تو، من و الویس یه وجه اشتراکی داشتیم

611
00:39:32,766 --> 00:39:34,309
‫کفش‌‌های کوفتی رو بده من

612
00:39:38,021 --> 00:39:40,190
‫کفش‌‌های کوفتی رو بده من!

613
00:39:56,123 --> 00:39:57,624
‫بس کن، رفیق!

614
00:40:00,710 --> 00:40:02,021
‫مادرسگ!

615
00:40:49,759 --> 00:40:50,653
‫وای، لعنتی!

616
00:41:01,700 --> 00:41:03,332
‫یه چیزی که یاد گرفتم اینه که

617
00:41:03,356 --> 00:41:05,501
آدم بی‌دردسر به جایی نمی‌رسه

618
00:41:05,525 --> 00:41:08,004
‫از الان می‌تونم تصور کنم که
‫از داخل سلول زندان همین رو بگی

619
00:41:08,028 --> 00:41:10,572
‫دلیل نمیشه حرفم غلط باشه

620
00:41:14,159 --> 00:41:15,094
‫خب، این اثباتش می‌کنه

621
00:41:15,118 --> 00:41:17,621
‫ببین چطوری از بیرون ترکیده

622
00:41:22,834 --> 00:41:24,187
‫چاقوی ضامن‌دار توی چکمه؟

623
00:41:24,211 --> 00:41:26,296
‫بهت که گفته بودم من
‫کلی سورپرایز توی آستینم دارم

624
00:41:29,174 --> 00:41:30,842
‫مامانم میگه من مثل چکش می‌مونم

625
00:41:31,801 --> 00:41:33,428
‫محکم ضربه می‌زنم...

626
00:41:34,137 --> 00:41:36,866
‫قدرت خالص...
‫ولی تو اهل جزئیاتی

627
00:41:36,890 --> 00:41:38,390
‫ته و توی همه‌چی رو در میاری

628
00:41:39,017 --> 00:41:40,517
‫این خوبه

629
00:41:40,810 --> 00:41:42,310
‫فقط واسه تو شاید

630
00:41:42,979 --> 00:41:45,398
‫تا وقتی تو نیومده بودی،
‫کسی توی دفتر آدم حسابم نمی‌کرد

631
00:41:46,274 --> 00:41:48,127
‫ولی هر کاری لازم باشه می‌کنم

632
00:41:48,151 --> 00:41:53,198
‫من سخت‌تر و هوشمندانه‌تر از ۹۰ درصد
‫اون مادرسگ‌های توی دفتر کار می‌کنم

633
00:41:54,449 --> 00:41:55,949
‫کارم رو بلدم

634
00:41:57,702 --> 00:41:59,202
‫و بر خلاف اونا،

635
00:42:00,497 --> 00:42:01,997
‫از آشناییت خوشحالم و

636
00:42:03,416 --> 00:42:05,210
‫باعث افتخارمـه که باهات کار می‌کنم

637
00:42:06,253 --> 00:42:08,755
‫این قسمت افتخارش دوطرفه‌ست

638
00:42:12,008 --> 00:42:13,508
‫بیا اینو ببریم آزمایشگاه جرم‌شناسی

639
00:42:40,620 --> 00:42:42,120
‫افسر تیر خورده

640
00:42:43,623 --> 00:42:45,250
‫افسر تیر خورده

641
00:42:48,211 --> 00:42:50,839
‫بیا بیرون. تو روحت! بیا بیرون دیگه

642
00:42:51,798 --> 00:42:53,425
‫لامصب چقدر سنگینه!

643
00:43:06,104 --> 00:43:07,164
‫گوه توش!

644
00:43:07,188 --> 00:43:09,357
‫آشغال. نه

645
00:43:11,651 --> 00:43:13,151
‫مادرجنده...

646
00:43:39,763 --> 00:43:41,699
‫تو دیگه چی می‌خوای؟

647
00:43:41,723 --> 00:43:43,308
‫پسرم، چه غلطی داری می‌کنی؟

648
00:43:43,933 --> 00:43:45,433
‫پدر؟

649
00:43:46,186 --> 00:43:48,414
‫آره، داشتم به اون جر و بحث‌مون فکر می‌کردم

650
00:43:48,438 --> 00:43:50,899
‫- اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- اون کیه؟

651
00:43:52,067 --> 00:43:53,294
‫اون همون عینکی‌ـه؟

652
00:43:53,318 --> 00:43:54,986
‫آره...

653
00:43:55,820 --> 00:43:57,320
‫داستانش مفصلـه

654
00:43:58,365 --> 00:43:59,865
‫گمونم حقش بود

655
00:44:00,367 --> 00:44:01,868
‫بیل کوفتیم شکست

656
00:44:02,827 --> 00:44:04,327
‫نه بابا!

657
00:44:04,829 --> 00:44:06,623
‫من همیشه یکی توی ماشین دارم

658
00:44:12,837 --> 00:44:15,674
‫وقتی گفتی میری پیش عینکی،
‫دلم شور زد

659
00:44:16,424 --> 00:44:18,319
‫حدس زدم یکی آخر و عاقبش این میشه

660
00:44:18,343 --> 00:44:20,404
‫فقط نمی‌دونستم اون یا تو

661
00:44:20,428 --> 00:44:21,930
‫چیزی نمونده بود من به گا برم

662
00:44:24,933 --> 00:44:26,494
‫رفتم سالن بولینگ

663
00:44:26,518 --> 00:44:28,746
‫می‌خواستم خودم با عینکی حرف بزنم.
‫رسیدم اونجا.

664
00:44:28,770 --> 00:44:30,498
‫دیدم گاز داسترت رو گرفتی و رفتی

665
00:44:30,522 --> 00:44:33,459
‫تعقیبت کردم، محض احتیاط
‫یه وقت توی هچل نیفتاده باشی

666
00:44:33,483 --> 00:44:35,127
‫دمت گرم، یکی طلبت

667
00:44:35,151 --> 00:44:37,171
‫هیچ دِینی بهم نداری. ببین...

668
00:44:37,195 --> 00:44:38,673
‫منظورم اینـه که من...

669
00:44:38,697 --> 00:44:42,867
‫من... داره جریان تغییر می‌کنه

670
00:44:44,285 --> 00:44:46,305
‫واسه تو و زندگیت

671
00:44:46,329 --> 00:44:49,684
‫انگار فصل جدیدیـه.
‫نمی‌تونم توضیح بدم.

672
00:44:49,708 --> 00:44:52,293
‫فقط حس کردم که...

673
00:44:53,044 --> 00:44:54,963
‫یه چیزیت هست

674
00:44:55,839 --> 00:44:57,340
‫من هم می‌خوام کنارت باشم

675
00:44:58,633 --> 00:45:00,133
‫می‌خوام کمکت کنم

676
00:45:02,887 --> 00:45:04,387
‫طوری که هیچ‌وقت کنار جوئی نبودم

677
00:45:10,478 --> 00:45:12,856
‫این اواخر جوئی فکر و ذکرم بوده

678
00:45:15,191 --> 00:45:16,691
‫آره، من هم همینطور

679
00:45:19,696 --> 00:45:22,699
‫می‌دونم چند سالی گذشته،

680
00:45:24,951 --> 00:45:26,619
‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنم...

681
00:45:29,038 --> 00:45:30,538
‫انگار همین دیروز بود

682
00:45:39,466 --> 00:45:40,651
‫من نمی‌تونم...

683
00:45:40,675 --> 00:45:42,886
‫نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم، پسرم

684
00:45:59,903 --> 00:46:02,197
‫می‌دونی کی بهتر
‫از پس این کار بر می‌اومد؟

685
00:46:02,822 --> 00:46:04,322
‫آره

686
00:46:04,699 --> 00:46:06,199
‫آقای عینکی

687
00:46:21,424 --> 00:46:22,818
‫دو تا زخم گلوله،
‫از بدنش خارج شده

688
00:46:22,842 --> 00:46:23,861
‫داره خونریزی می‌کنه

689
00:46:23,885 --> 00:46:26,572
‫تنفسش ضعیفـه،
‫احتمالاً ریه‌اش پر شده

690
00:46:26,596 --> 00:46:29,390
‫همینطور فشار بده و
‫عینکش رو در بیار

691
00:46:30,517 --> 00:46:33,895
‫نگران نینا هیزم، این مأمور جدیده

692
00:46:34,521 --> 00:46:36,021
‫سراغ لیلند رو می‌گرفت...

693
00:46:36,981 --> 00:46:39,025
‫و تحقیقات جو الیس

694
00:46:40,109 --> 00:46:41,609
‫چی پرسید؟

695
00:46:42,153 --> 00:46:44,030
‫داره دنبال پرونده‌های گمشده می‌گرده

696
00:46:45,198 --> 00:46:47,450
‫نمی‌دونم هدفش چیه

697
00:46:48,368 --> 00:46:49,868
‫ولی داره سرک می‌کشه

698
00:46:50,829 --> 00:46:54,332
‫ازم خواسته بودی اگه کسی
‫دوباره اومد فضولی کرد، بهت خبر بدم

699
00:46:56,751 --> 00:46:58,294
‫نگرانش نباش، اِوِلین

700
00:46:59,337 --> 00:47:00,837
‫ترتیبش رو میدم

701
00:47:00,861 --> 00:47:10,861
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

702
00:47:10,885 --> 00:47:20,885
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

