﻿1
00:00:09,155 --> 00:00:10,990
‫رزمری نگفت قضیه چیه؟

2
00:00:11,073 --> 00:00:13,659
‫همون که بهت گفتم:
‫«سریع خودتون رو برای جلسه اضطراری برسونید»

3
00:00:13,743 --> 00:00:14,994
‫جلسه بین بخش‌هاست؟

4
00:00:15,077 --> 00:00:17,055
‫ظاهراً محرمانه بوده و ما در جریانش نبودیم

5
00:00:17,079 --> 00:00:19,498
‫یا اینه یا یکی پروتکل و
‫حوزه اختیاراتش رو فراموش کرده

6
00:00:19,582 --> 00:00:21,208
‫حالا شلورات رو خیس نکنی، سالی

7
00:00:21,292 --> 00:00:23,353
‫وقتی کارمندهات خرابکاری کنن
‫ما جمعش می‌کنیم

8
00:00:23,377 --> 00:00:24,628
‫صورتحساب رو بفرست برای لانگلی
(مقر سازمان سیا)

9
00:00:24,712 --> 00:00:26,505
‫آره. توی ویتنام که واقعاً گل کاشتین

10
00:00:26,589 --> 00:00:28,340
‫برو درت رو بذار بابا

11
00:00:28,424 --> 00:00:30,634
‫قربان، در اسرع وقت خودمون رو رسوندیم

12
00:00:31,635 --> 00:00:32,636
‫آقایون...

13
00:00:33,220 --> 00:00:35,306
‫یه مشکل خیلی بزرگ داریم

14
00:00:35,330 --> 00:00:45,330
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

15
00:00:45,354 --> 00:00:55,354
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

16
00:01:27,358 --> 00:01:29,151
‫یه محموله‌ی فوق‌العاده ارزشمند

17
00:01:29,235 --> 00:01:30,736
‫خاص و منحصر به‌فرد

18
00:01:30,820 --> 00:01:33,905
‫ساخته‌ی یه نابغه‌ی میلیاردر و
‫دیوونه‌ی پارانوئیدی

19
00:01:33,989 --> 00:01:35,866
‫و تو گذاشتی از چنگت درش بیارن

20
00:01:35,950 --> 00:01:38,536
‫- ساکس، گوش کن...
‫- صرفاً یه ماشین گرون قیمت نبود

21
00:01:38,619 --> 00:01:40,830
‫دستمزد معامله با روس‌ها بود

22
00:01:41,413 --> 00:01:42,998
‫از طرف هاوارد هیوزِ لعنتی

23
00:01:43,082 --> 00:01:45,167
‫اصلاً می‌دونی اون ماشین

24
00:01:45,250 --> 00:01:47,086
‫- چقدر میارزید؟
‫- خیلی

25
00:01:47,169 --> 00:01:49,255
‫چشم بسته غیب گفتی کسکش!
‫سوالم برای تأکید بود

26
00:01:49,338 --> 00:01:50,840
‫اشتباه کردن یه چیزه، مأمور هیز

27
00:01:50,923 --> 00:01:52,567
‫ولی وقتی عادت بشه،
‫اسمش بی‌مبالاتیه

28
00:01:52,591 --> 00:01:54,760
‫یعنی من دو هفته نباشم،
‫این اداره به گوه کشیده میشه

29
00:01:54,844 --> 00:01:56,696
‫مأمور ابوت میگه شما از دستورات ایشون

30
00:01:56,720 --> 00:01:58,222
‫و بقیه مأموران باتجربه‌تر سرپیچی کردی

31
00:01:58,304 --> 00:02:02,601
‫بدون مجوز وارد یه مرکز درمانی شدی
‫و اونم برای چی؟

32
00:02:02,685 --> 00:02:05,771
‫واسه آزارِ یه مأمور سابق و
‫محترم مثل برین که الانم مُرده؟

33
00:02:05,855 --> 00:02:07,189
‫پیگیر یه سرنخ موثق بودم

34
00:02:07,273 --> 00:02:08,690
‫مگه من بهت اجازه‌ی صحبت دادم؟

35
00:02:08,773 --> 00:02:10,066
‫خیر قربان. اجازه ندادین

36
00:02:10,151 --> 00:02:12,319
‫پس جنابعالی مشغول شاشیدن بودی

37
00:02:12,403 --> 00:02:15,739
‫درحالی‌که پسرم داشت زیر مشت و لگد
‫دوتا بی‌سروپا له می‌شد

38
00:02:16,448 --> 00:02:20,202
‫برو خدات رو شکر کن که بچه‌م هنوز سالمه

39
00:02:20,786 --> 00:02:23,664
‫نزدیک بود هم بچه‌م و هم یه ماشین
‫یه میلیون دلاری رو از دست بدم

40
00:02:25,499 --> 00:02:26,584
‫یه میلیون دلار؟

41
00:02:26,667 --> 00:02:28,752
‫صریحاً بهت دستور داده شده بود
‫که کاری با برین نداشته باشه

42
00:02:28,836 --> 00:02:30,021
‫چون تعادل روانی نداشت...

43
00:02:30,045 --> 00:02:32,590
‫ازرا ساکستون داره با
‫روس‌ها یه نقشه‌ای می‌ریزه

44
00:02:32,673 --> 00:02:35,843
‫چیزِ کمی نیست. می‌خواین
‫به اطلاعات اسنوبیرد دسترسی داشته باشین؟

45
00:02:35,926 --> 00:02:38,971
‫خب من خیلی نزدیکم قربان.
‫فقط چند سانت باهاش فاصله دارم

46
00:02:41,974 --> 00:02:43,309
‫دقیقاً چند سانت؟

47
00:02:44,560 --> 00:02:45,871
‫- قربان، این...
‫- خدا به دادت برسه

48
00:02:45,895 --> 00:02:47,605
‫اگه بیشتر از هشت سانت باشه!

49
00:02:47,688 --> 00:02:49,814
‫پنج سانت فاصله دارم، قربان

50
00:02:51,400 --> 00:02:53,861
‫این نقشه‌ای که توی ذهنم دارم، نتیجه میده.
‫مطمئنم

51
00:02:53,944 --> 00:02:56,071
‫فقط ازتون 48 ساعت وقت می‌خوام، قربان

52
00:02:58,240 --> 00:02:59,325
‫تو روسی بلدی؟

53
00:02:59,408 --> 00:03:02,411
‫چون مترجمم رو به خاطر
‫فرار مالیاتی دستگیر کردن

54
00:03:02,494 --> 00:03:04,413
‫برو جلو چشمم نباش. برو بیرون.
‫دیگه باهات کاری ندارم

55
00:03:04,496 --> 00:03:05,581
‫ساکس، گوش کن، می‌تونم کمکت کنم

56
00:03:05,664 --> 00:03:07,833
‫من دیگه به کمکِ کوفتیت نیاز ندارم

57
00:03:07,917 --> 00:03:11,003
‫گمشو از خونه‌ی من برو بیرون.
‫دیگه اینجا کاری نداری

58
00:03:23,891 --> 00:03:27,019
‫صدای داد و هوار تا خودِ گرند کنیون رفت!

59
00:03:27,102 --> 00:03:28,646
‫تو دیگه خفه شو!

60
00:03:28,729 --> 00:03:32,358
‫این عید چهارم جولای،
‫زمان مناسبی برای هر آمریکاییه تا

61
00:03:32,441 --> 00:03:36,362
‫در مورد معنای عمیق‌تر
‫رویدادهای مهم فیلادلفیا تأمل کنه

62
00:03:36,445 --> 00:03:39,490
‫دقیقاً 196 سال پیش در چنین روزی

63
00:03:39,573 --> 00:03:42,743
‫جان آدامز این معنا رو در نامه‌ای به همسرش
‫به طور خلاصه توضیح داد

64
00:03:43,369 --> 00:03:47,414
‫او نوشت: «من به خوبی
‫از زحمت، خون و ثروتی که

65
00:03:47,498 --> 00:03:50,626
‫حفظ این اعلامیه برای ما
‫در پی خواهد داشت، آگاهم

66
00:03:50,709 --> 00:03:55,756
‫اما با وجود این همه تاریکی،
‫پرتوی درخشان و شکوه‌مندی می‌بینم

67
00:03:55,838 --> 00:03:59,969
‫می‌فهمم که نتیجه نهایی
‫ارزشِ این سختی‌ها رو داره»

68
00:04:00,052 --> 00:04:03,639
‫همه‌چی تموم شد. اخراج شدم بالتیموری،
‫من دیگه نیستم

69
00:04:04,390 --> 00:04:06,225
خب، برگرد داخل تشکیلاتش

70
00:04:06,308 --> 00:04:08,852
‫به رئیسم قول دادم تا 48 ساعت دیگه
‫نتیجه کار رو بهش نشون بدم

71
00:04:08,936 --> 00:04:11,063
‫یه نقشه حسابی ریختم که اون مترجم روس...

72
00:04:11,146 --> 00:04:12,982
‫نقشه‌ت رو فراموش کن

73
00:04:13,065 --> 00:04:15,359
‫چون مترجمه رو به خاطر فرار مالیاتی گرفتن

74
00:04:15,442 --> 00:04:17,528
‫آره می‌دونم. خودم گفتم بگیرنش

75
00:04:18,612 --> 00:04:21,073
‫حالا واسه ما مأمور مالیات شدی؟
‫واسه چی گفتی دستگیرش کنن؟

76
00:04:21,865 --> 00:04:23,826
‫چون من قراره مترجم جدید ساکستون بشم

77
00:04:25,202 --> 00:04:28,414
‫برو بابا! مگه تو روسی بلدی؟!

78
00:04:35,045 --> 00:04:36,964
‫از کجا روسی یاد گرفتی زنیکه؟

79
00:04:37,047 --> 00:04:39,758
‫مامانم استاد ادبیات تطبیقی
‫توی دانشگاه ایالتی مورگانـه

80
00:04:39,842 --> 00:04:42,970
‫تخصصش ادبیات گوتیگ
‫جنوبی آمریکایی و اسلاوشناسیـه

81
00:04:43,053 --> 00:04:45,930
‫من با کتابای زورا نیل هرستون
‫که رو میز آشپزخونه کنار

82
00:04:45,955 --> 00:04:47,819
‫داستایوفسکی و تولستوی
‫تلنبار شده بودن، بزرگ شدم.

83
00:04:47,844 --> 00:04:50,019
‫روسی و آلمانی یاد گرفتم

84
00:04:50,102 --> 00:04:52,146
‫و خلاصه باید منو وارد تشکیلات ساکستون کنی

85
00:04:52,980 --> 00:04:55,500
‫آخه وقتی ساکس اصلاً باهام حرف نمی‌زنه،
‫چطوری ضمانتِ تو رو بکنم؟

86
00:04:56,817 --> 00:04:58,110
‫بابات چی؟

87
00:05:01,488 --> 00:05:03,782
‫اگه ساکستون بهش اعتماد داشته باشه،
‫می‌تونه کمکمون کنه

88
00:05:03,866 --> 00:05:06,201
‫می‌خوای بابام سفارشت رو بکنه؟

89
00:05:06,285 --> 00:05:08,245
‫ساکس قدیمی‌ترین دوستشه

90
00:05:08,329 --> 00:05:10,581
‫در ضمن از چیزهایی که ما از
‫مرگِ جوئی می‌دونیم، خبر نداره

91
00:05:10,664 --> 00:05:12,624
‫خب شاید وقتشه بهش بگی

92
00:05:15,127 --> 00:05:17,129
‫بابام طاقتِ این همه غصه رو نداره

93
00:05:18,172 --> 00:05:20,299
‫تا وقتی مطمئن نشم چیزی بهش نمیگم

94
00:05:20,382 --> 00:05:22,092
‫فقط همین یه راه رو داریم

95
00:05:23,010 --> 00:05:25,763
‫دو روز وقت دارم تا توی این پرونده
‫یه پیشرفت چشمگیر داشته باشم

96
00:05:26,680 --> 00:05:31,101
‫پس یا پدرت رو راضی می‌کنی
‫کمکمون کنه یا جفت‌مون به‌گا میریم

97
00:05:37,274 --> 00:05:39,544
‫حالا گیریم جیم راضیش کنه، به نظرت
‫کمکی از دست پدره برمیاد؟

98
00:05:39,568 --> 00:05:42,279
‫آره، وید الیس چندین
‫سال مشاور ساکستون بوده

99
00:05:42,363 --> 00:05:45,282
‫- مشاور؟
‫- آره، مثل تام هیگن برای ویتو کورلئونه

100
00:05:45,366 --> 00:05:46,575
‫صبر کن، نفهمیدم...

101
00:05:46,658 --> 00:05:48,535
‫- مگه پدرخوانده رو ندیدی؟
‫- نه

102
00:05:48,619 --> 00:05:50,764
‫مأمور فدرالی و پدرخوانده رو ندیدی؟

103
00:05:50,788 --> 00:05:53,707
‫- نینا، دارم سربه‌سرت می‌ذارم
‫- خب پس خدا رو شکر

104
00:05:53,791 --> 00:05:56,418
‫- پنج بار دیدمش
‫- فکر کردم باید یه همکار دیگه پیدا کنم

105
00:05:56,502 --> 00:05:59,546
‫- شنیدم براداک صبح از خجالتت در اومده
‫- خم به ابرو نیاوردم

106
00:05:59,630 --> 00:06:00,672
‫حالا می‌بینیم

107
00:06:00,756 --> 00:06:01,775
‫صبح بخیر. میگما، استرس نگیری‌ها

108
00:06:01,799 --> 00:06:04,343
‫ولی متوجه شدم هنوز برای آی‌اس‌اوبی‌ال
‫ثبتنام نکردی

109
00:06:05,177 --> 00:06:06,428
‫لیگ سافت‌بال اداره

110
00:06:06,512 --> 00:06:08,722
‫دفترمون هفته آینده
‫با دفتر یوما بازی داره

111
00:06:08,806 --> 00:06:10,641
‫آهان، راستش زیاد با بیسبال حال نمی‌کنم

112
00:06:10,724 --> 00:06:12,267
‫سافت‌باله و در ضمن کلی خوش می‌گذره

113
00:06:12,351 --> 00:06:14,603
‫و خیلی خوب می‌شد که خانم‌ها هم ثبت‌نام کنن

114
00:06:14,686 --> 00:06:16,664
‫فعلاً فقط من و لوئلا از بخش حسابداری
‫اسم نوشتیم

115
00:06:16,688 --> 00:06:18,333
‫و اون اصلاً مهارتی توی توپ‌گرفتن نداره

116
00:06:18,357 --> 00:06:20,109
‫- بهش فکر می‌کنم
‫- خیلی هم عالی

117
00:06:20,192 --> 00:06:22,253
‫راستی گزارش آنالیز داروهای برین
‫دستِ مأمور تالیوره

118
00:06:22,277 --> 00:06:23,404
‫الان توی اتاق کنفرانسه

119
00:06:23,487 --> 00:06:25,197
‫مکس! بالاخره! ایول

120
00:06:25,280 --> 00:06:26,280
‫مرسی

121
00:06:27,783 --> 00:06:30,160
‫کلی خوش می‌گذره و هوای تازه می‌خوری،
‫بهت قول میدم

122
00:06:32,371 --> 00:06:35,416
‫یعنی میگی بیمارستان بهش ال‌اس‌دی می‌داده؟

123
00:06:35,499 --> 00:06:38,293
‫- بهش اسید می‌دادن؟
‫- تازه با دُز بالا

124
00:06:38,377 --> 00:06:40,796
‫هیچ توجیه درمانی‌ای براش وجود داره؟

125
00:06:40,879 --> 00:06:42,256
‫من که چیزی پیدا نکردم

126
00:06:42,339 --> 00:06:45,259
‫ولی باعث می‌شده دائم
اختلال گریز تجزیه‌ای رو تجربه کنه

127
00:06:45,342 --> 00:06:47,261
‫تا جوری نشونش بدن که انگار
‫خل‌وچل شده

128
00:06:47,344 --> 00:06:50,097
‫اصطلاح پزشکی‌ای نیست که
‫من استفاده کنم ولی ظاهرا بله

129
00:06:50,680 --> 00:06:53,976
‫هیز، ای کاش به حرفم گوش می‌دادی

130
00:06:54,643 --> 00:06:56,353
‫نمی‌تونم قید این پرونده رو بزنم

131
00:06:56,937 --> 00:06:59,481
‫به نظرم داریم به یه چیزِ مهم نزدیک میشیم

132
00:06:59,565 --> 00:07:00,858
‫نگرانیِ منم از همینه

133
00:07:00,941 --> 00:07:02,651
‫هر کسی این بلا رو سر برین آورده...

134
00:07:03,694 --> 00:07:05,779
‫اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم سرِ تو هم بیاره

135
00:07:14,329 --> 00:07:15,329
‫خب؟

136
00:07:15,372 --> 00:07:17,875
‫کلاید میگه نصفِ بیمارهای کرک‌بریج
‫از جمله برین، داروهاشون رو از

137
00:07:17,958 --> 00:07:19,960
‫پزشک‌های خارج از مرکز می‌گیرن

138
00:07:20,043 --> 00:07:22,838
‫که یعنی یه دکتر خارج از
‫بیمارستان بهش دارو می‌داده

139
00:07:22,921 --> 00:07:24,131
‫دکتره کی بوده؟

140
00:07:24,214 --> 00:07:26,091
‫روی پرونده نوشته بوده دکتر بن ویسیلی

141
00:07:27,050 --> 00:07:28,050
‫بزن بریم

142
00:07:31,805 --> 00:07:33,765
‫یه چیزی که خیلی مهمه گم شده

143
00:07:34,391 --> 00:07:35,809
‫باید پیداش کنیم

144
00:07:36,810 --> 00:07:39,980
‫هر چه زودتر و قبل از اینکه فاجعه‌ای رخ بده

145
00:07:43,734 --> 00:07:45,194
‫جالبه

146
00:07:45,277 --> 00:07:47,613
‫امروز صبح با سالیوان و...

147
00:07:49,448 --> 00:07:50,866
‫یه شخص ثالث جلسه داشتم

148
00:07:52,242 --> 00:07:53,242
‫آدمِ کله‌گنده‌ای بود؟

149
00:07:53,785 --> 00:07:57,789
‫در این حد بگم که توی یه اتاق بیضی‌شکل
‫برگزار شد

150
00:07:58,624 --> 00:07:59,666
‫گندش بزنن

151
00:08:03,295 --> 00:08:04,379
‫خب بگو ببینم...

152
00:08:06,340 --> 00:08:07,591
‫حالا چی گم شده؟

153
00:08:13,305 --> 00:08:15,724
‫این آدرسِ به اسم دکتر بن ویسیلی
‫ثبت شده؟

154
00:08:17,059 --> 00:08:18,143
‫عجیبه

155
00:08:19,228 --> 00:08:20,270
‫بن ویسیلی

156
00:08:21,813 --> 00:08:23,065
‫ویس...

157
00:08:23,732 --> 00:08:25,442
‫ویس... ویسی...

158
00:08:26,360 --> 00:08:27,444
‫بن ویس...

159
00:08:29,196 --> 00:08:31,323
‫ویسی‌-بن، ویس...

160
00:08:32,366 --> 00:08:34,743
‫آناگرامـه

161
00:08:37,788 --> 00:08:40,082
‫کلماتش رو ببین. نگاه کن، میشه اینویزبل
‫(نامرئی)

162
00:08:41,333 --> 00:08:42,834
‫برین دیوونه نشده بود

163
00:08:43,544 --> 00:08:47,297
‫هر قضیه‌ای که هست،
‫پایِ اف‌بی‌آی و سیا

164
00:08:47,965 --> 00:08:54,263
‫و روس‌ها و هوارد هیوز و
‫ساکستون و جوئی و خاویر هم وسطه

165
00:08:55,389 --> 00:08:58,684
‫و هر کوفتی که هست،
‫کاملاً برنامه‌ریزی شده‌ست

166
00:09:00,769 --> 00:09:04,940
‫نیکسون با قاطعیت می‌گوید کاخ سفید هیچ نقشی

167
00:09:05,023 --> 00:09:08,485
‫در ماجرای دزدی و شنود گذاری
‫در دفتر حزب دموکرات، ندارد

168
00:09:08,569 --> 00:09:10,904
‫و اعلام کرده دیگه در این باره
‫اظهار نظری نمی‌کند

169
00:09:10,988 --> 00:09:12,197
‫آقای نیکسون...

170
00:09:12,281 --> 00:09:14,074
‫حالا دیگه شارلوت بهت گفته ماشین
‫تزئین کنی؟

171
00:09:14,157 --> 00:09:16,493
‫می‌خواد توی رژه آزادی شرکت کنیم

172
00:09:16,577 --> 00:09:18,996
‫ولی این چسب کوفتی اصلاً نمی‌چسبه

173
00:09:19,079 --> 00:09:20,163
‫رژه آزادی؟

174
00:09:20,247 --> 00:09:22,124
‫یه مراسمیه که سازمان لژیون برای
‫کهنه‌سربازها برگزار می‌کنه

175
00:09:22,207 --> 00:09:24,543
‫شاید ساکس هم همراه‌مون بیاد

176
00:09:26,503 --> 00:09:29,673
‫پسرجون، بیکار واینستا. کمک کن قشنگ‌ترش کنیم

177
00:09:33,343 --> 00:09:35,063
‫بابا، باید یه قضیه‌ای رو بهت بگم

178
00:09:35,679 --> 00:09:36,679
‫راجع به جوئیه

179
00:09:38,432 --> 00:09:40,752
‫دنبال این بودم که بفهمم اون شب
‫چه اتفاقی افتاد

180
00:09:41,059 --> 00:09:42,686
‫به یه نتیجه‌ای رسیدم که اصلاً
‫باب میلم نیست

181
00:09:44,646 --> 00:09:45,772
‫رک و پوست کنده حرفت رو بزن

182
00:09:47,941 --> 00:09:49,901
‫ظاهراً قتل بوده

183
00:09:52,654 --> 00:09:53,905
‫کی دستورش رو داده؟

184
00:09:56,742 --> 00:09:57,993
‫گمونم ساکس

185
00:09:59,536 --> 00:10:02,164
‫ببین، می‌دونم باورت نمیشه ولی
‫تمام شواهد علیه‌شه

186
00:10:02,247 --> 00:10:04,333
‫پاریس گیلفورد سی4 رو به ساکس فروخته بود

187
00:10:04,416 --> 00:10:05,751
‫امکان نداره

188
00:10:05,834 --> 00:10:08,211
‫آخه چرا... دلیلی نداشت بخواد جوئی رو بکشه

189
00:10:08,295 --> 00:10:10,964
‫چه‌می‌دونم. حتماً جوئی از یه
‫قضیه‌ای بو برده که ساکس خوشش نمیومده

190
00:10:11,048 --> 00:10:12,466
‫ولی من خودم با پاریس حرف زدم

191
00:10:12,549 --> 00:10:13,550
‫برام مهم نیست!

192
00:10:13,634 --> 00:10:15,844
‫همه‌چی رو قاطی کردی.
‫همش تقصیرِ اون مأمورِ عوضیه

193
00:10:15,927 --> 00:10:18,055
‫داره بازیت میده جیمی.
‫بدجوری رفته رو مُخت

194
00:10:18,138 --> 00:10:19,723
‫نه بابا. انگار یه سرنخی پیدا کرده

195
00:10:19,806 --> 00:10:21,933
‫نمی‌دونم تهش به کجا می‌رسه
‫ولی جوئی توش نقش داشته

196
00:10:22,017 --> 00:10:23,685
‫داره به اصل ماجرا نزدیک میشه. فقط...

197
00:10:24,436 --> 00:10:26,355
‫به کمک‌مون نیاز داره تا بتونه به ساکس
‫نزدیک بشه

198
00:10:26,438 --> 00:10:28,940
‫«کمک‌مون»؟ زده به سرت؟

199
00:10:29,024 --> 00:10:31,360
‫خودم این کار رو می‌کردم ولی ساکس
‫امروز صبح بیرونم کرد

200
00:10:31,443 --> 00:10:33,563
‫- بیرونت کرد؟ واسه چی؟
‫- اینش مهم نیست

201
00:10:34,154 --> 00:10:35,906
‫ازت می‌خوام بری دیدنش

202
00:10:36,740 --> 00:10:38,718
‫بهش بگو از من شنیدی
‫دنبال مترجم روسیه

203
00:10:38,742 --> 00:10:40,327
‫بگو یه مترجمِ سراغ داری

204
00:10:40,410 --> 00:10:44,289
‫ازرا ساکستون منو با بدنِ خون‌آلود
‫ده متر از وسط گل و لای و کثافت و

205
00:10:44,373 --> 00:10:45,558
‫خمپاره و انفجار بیرون کشید، جیمی

206
00:10:45,582 --> 00:10:47,417
‫فکر کردی من خوشم میاد به ساکس
‫تهمت بزنم؟

207
00:10:47,501 --> 00:10:48,960
‫اون عضوی از خانواده‌مونه!

208
00:10:49,795 --> 00:10:51,588
‫محال بود بلایی سر پسرم بیاره

209
00:10:52,255 --> 00:10:54,758
‫به اون زنیکه آشغالم بگو بره به جهنم

210
00:10:56,051 --> 00:10:58,553
‫خودت گفتی باید ته و توی
‫ماجرای اون شب رو در بیاریم

211
00:10:58,637 --> 00:11:01,677
‫خب من یه سرنخ پیدا کردم و تا به نتیجه نرسم
‫ول‌کنش نیستم

212
00:11:03,392 --> 00:11:06,019
‫لیاقت جوئی بهتر از اینا بود.
‫حقشه حقیقت مرگش مشخص بشه

213
00:11:08,647 --> 00:11:11,483
‫این کار رو به خاطر جوئی بکن

214
00:11:16,488 --> 00:11:18,448
‫اصلاً نمی‌تونم ریختت رو تحمل کنم

215
00:11:27,457 --> 00:11:30,961
‫برین یه چیزایی می‌دونسته و اونا برای
‫ساکت نگه داشتنش، دست به هر کاری زدن

216
00:11:31,044 --> 00:11:32,504
‫و حالا اینایی که میگی کی هستن؟

217
00:11:32,587 --> 00:11:35,340
‫و چرا باید برین کمک می‌کرد قضیه‌ی
‫مرگ جوئی الیس رو لاپوشونی کنن؟

218
00:11:35,424 --> 00:11:37,342
‫- شاید براشون کار می‌کرده
‫- برای کی‌ها؟

219
00:11:37,426 --> 00:11:39,594
‫نمی‌دونم. مثلا خاویر؟

220
00:11:39,678 --> 00:11:42,097
‫وایت هیت به تاپ داگ، جواب بده

221
00:11:42,180 --> 00:11:44,975
‫- به‌گوشم وایت هیت
‫- بابا زیر بار نرفت

222
00:11:45,559 --> 00:11:47,644
‫تیر آخرت هم به سنگ خورد و
‫فاتحه‌ی نقشه‌ت خونده‌ست. تمام

223
00:11:47,728 --> 00:11:49,938
‫این که اصلاً خوب نیست. تمام

224
00:11:50,021 --> 00:11:51,314
‫دیگه کاری از دستم برنمیاد

225
00:11:51,398 --> 00:11:53,918
‫اگه اتفاقی بیفته خودت خبردار میشی.
‫تا اون موقع حرفی ندارم، تمام

226
00:11:58,530 --> 00:11:59,531
‫حالا چیکار کنیم؟

227
00:12:00,282 --> 00:12:02,659
‫اگه الیس نمی‌تونه ردیفش کنه،
‫خودم دست‌به‌کار میشم

228
00:12:06,747 --> 00:12:08,623
‫و هر چی بیشتر با زن‌های راننده‌ی دیگه
‫صحبت می‌کنم

229
00:12:08,707 --> 00:12:11,126
‫بیشتر می‌فهمم با چه سیستم گوهی طرفیم

230
00:12:11,209 --> 00:12:12,377
‫همینو بگو

231
00:12:13,170 --> 00:12:15,881
‫خلاصه داریم راجع به حرکتِ بعدی‌مون
‫بحث می‌کنیم

232
00:12:17,132 --> 00:12:19,217
‫چه‌ت شده؟

233
00:12:19,301 --> 00:12:21,219
‫- سلام عمو جیم
‫- سلام

234
00:12:21,303 --> 00:12:23,180
‫امشب مهمونیِ کبابِ تریزا میای؟

235
00:12:25,140 --> 00:12:27,476
‫عزیزم، دیوید امشب میاد

236
00:12:27,559 --> 00:12:29,895
‫می‌دونم ولی عمو جیم هم می‌تونه بیاد

237
00:12:29,978 --> 00:12:33,231
‫- همین ته خیابونه
‫- آخه باید سرش شلوغ باشه

238
00:12:33,315 --> 00:12:36,234
‫راستش یهویی سرم خلوت شد

239
00:12:36,318 --> 00:12:38,028
‫نظرت چیه وسایل آتیش‌بازی بیارم؟

240
00:12:38,111 --> 00:12:39,279
‫فشفشه و منور میاری؟

241
00:12:39,362 --> 00:12:40,405
‫- چرا که نه
‫- وایسا ببینم

242
00:12:40,489 --> 00:12:42,574
‫ام-80، بمب گیلاسی، بمب هوایی

243
00:12:42,657 --> 00:12:45,285
‫هر چی که بزرگ باشه و سر و صدا کنه،
‫امشب توی بساط‌مونه

244
00:12:45,368 --> 00:12:46,536
‫خیلی هم عالی!

245
00:12:48,789 --> 00:12:50,832
‫تو تنها کسی هستی که دلم می‌خواد باهاش
‫آتیش‌بازی رو تماشا کنم

246
00:12:54,225 --> 00:13:02,225
SaberFun

247
00:13:25,283 --> 00:13:28,453
‫وید الیس. مأمور نینا هیز
‫هستم. پسرت مدتیه با من همکاری می‌کنه

248
00:13:29,454 --> 00:13:31,873
‫- نباید تو رو می‌فرستاد اینجا
‫- جیم از اومدنم خبر نداره

249
00:13:31,957 --> 00:13:34,167
‫- وید، کیه؟
‫- خودم ردیفش می‌کنم

250
00:13:35,669 --> 00:13:38,088
‫ببین اگه حکم نداری،
‫پیشنهاد می‌کنم بری ردِ کارت

251
00:13:38,171 --> 00:13:41,550
‫تو منو نمی‌شناسی ولی من
‫ازرا ساکستون رو می‌شناسم

252
00:13:42,384 --> 00:13:43,718
‫از قدیما که توی فیلادلفیا زندگی می‌کرد

253
00:13:44,302 --> 00:13:47,973
‫دیدم چطور خانواده‌م رو نابود کرد.
‫دقیقاً همون کاری که با خانواده‌ی تو کرد

254
00:13:49,140 --> 00:13:50,600
‫محاله ساکستون به خانواده‌م آسیب بزنه

255
00:13:50,684 --> 00:13:52,143
‫پدرِ منم همین‌جوری فکر می‌کرد

256
00:13:52,811 --> 00:13:56,314
‫ولی ساکستون واسه اینکه به اینجا برسه

257
00:13:56,398 --> 00:14:00,819
‫رقبا، شرکا و حتی دوست‌های
‫قدیمیش مثل پدرِ من رو نابود کرد

258
00:14:00,902 --> 00:14:02,028
‫صمیمی بودن

259
00:14:02,112 --> 00:14:05,282
‫تا اینکه پدرم به ساکستون
‫گفت می‌خواد بکشه کنار

260
00:14:05,365 --> 00:14:07,033
‫ساکستون هم خوشش نیومد

261
00:14:07,117 --> 00:14:10,453
‫تهدیدش کرد ولی پدرم کوتاه نیومد

262
00:14:10,537 --> 00:14:11,705
‫پس ساکستون هم کُشتش

263
00:14:11,788 --> 00:14:14,583
‫- چرت میگی
‫- اگه دروغ بود، میومدم اینجا؟

264
00:14:14,666 --> 00:14:16,751
‫من از کوانتیکو با یه مأموریت بیرون اومدم:

265
00:14:16,835 --> 00:14:18,920
‫تا قاتل پدرم رو دستگیر کنم

266
00:14:19,004 --> 00:14:22,632
‫آقای الیس، شاید من از دیدِ شما دشمن باشم

267
00:14:23,383 --> 00:14:27,304
‫ولی اگه پسرتون رو کشته باشه،
ساکستون چی حساب میشه؟

268
00:14:40,734 --> 00:14:42,611
‫فکر می‌کردم تا حالا از شهر رفته باشی

269
00:14:42,694 --> 00:14:44,946
‫عجب! خبرای بد چقدر زود پخش میشه

270
00:14:45,030 --> 00:14:48,325
‫وقتی بابا جوش میاره همه باخبر میشن

271
00:14:48,408 --> 00:14:50,577
‫ظاهراً توی حرص‌دادنِ باباها
‫تخصص دارم

272
00:14:50,660 --> 00:14:51,661
‫تخصص جفت‌مونه

273
00:14:53,872 --> 00:14:55,916
‫بلک‌استاکِ اسکاتلندی

274
00:14:55,999 --> 00:14:57,375
‫بهترین مشروبی که دارم

275
00:14:59,426 --> 00:15:02,672
‫فقط تو نیستی که الان اوضاع زندگیش داغونه

276
00:15:09,512 --> 00:15:10,805
‫چی شده مگه؟

277
00:15:17,145 --> 00:15:19,648
‫دخترِ گریگ ساله. توی مهمونی الویس دیدمش

278
00:15:19,731 --> 00:15:21,024
‫داره ازدواج می‌کنه، خب که چی؟

279
00:15:21,733 --> 00:15:22,943
‫دوست‌دخترمـه

280
00:15:24,152 --> 00:15:26,947
‫- یه زمانی بود
‫- دخترِ گریک سال دوست‌دخترِ توئه؟

281
00:15:27,030 --> 00:15:28,448
‫18 ماه با هم بودیم

282
00:15:28,531 --> 00:15:30,283
‫پشمام! بابات می‌دونه؟

283
00:15:30,367 --> 00:15:31,409
‫نه بابا!

284
00:15:31,910 --> 00:15:34,204
‫اینقدر از گریک سال بدش میاد
‫که جرئت نکردم چیزی بهش بگم

285
00:15:35,205 --> 00:15:37,165
‫در واقع قبلاً هم منو با زن‌های دیگه دیده

286
00:15:37,248 --> 00:15:42,587
‫ولی فکر می‌کنه اینا یه دوره‌ی گذراست
‫و بالاخره تموم میشه، مثل دانشگاه

287
00:15:42,671 --> 00:15:46,383
‫ولی عزیزم من توی دانشگاه دکترا گرفتم

288
00:15:47,801 --> 00:15:52,597
‫گریک سال مجبورش کرده با پسر یه
‫عوضیِ شرکت کشتیرانی ازدواج کنه

289
00:15:53,640 --> 00:15:56,685
‫از همون روش‌های قدیمی
‫واسه قدرت‌گرفتن

290
00:15:56,768 --> 00:15:58,436
‫دفنی به ازدواج راضی نیست

291
00:15:58,520 --> 00:16:00,480
‫نه بابا. از پیش تعیین‌شده‌ست

292
00:16:00,563 --> 00:16:04,609
‫گریک سال فقط دنبال نفوذ
‫به امپراتوری کشتیرانی‌شونه

293
00:16:04,693 --> 00:16:08,697
‫و البته این‌جوری لازم نیست
‫گرایشِ واقعی دخترش رو بپذیره

294
00:16:10,615 --> 00:16:13,827
‫باباها همه‌چی رو به گوه می‌کشن

295
00:16:18,873 --> 00:16:20,709
‫می‌فهمم چی ازم می‌خوای

296
00:16:21,501 --> 00:16:22,711
‫ولی به صلاحت نیست

297
00:16:23,753 --> 00:16:27,257
‫گوش کن عزیزم، ساکس
‫یه نگاه بهت می‌اندازه

298
00:16:27,340 --> 00:16:29,551
‫و قشنگ می‌فهمه کی هستی

299
00:16:30,218 --> 00:16:31,428
‫می‌فهمه

300
00:16:32,053 --> 00:16:34,931
‫و اگه خودش بو نبره،
‫بیلی، سگ شکاریش بو می‌کشه

301
00:16:37,517 --> 00:16:39,602
‫تا حالا مأمور مخفی بودی؟

302
00:16:40,811 --> 00:16:42,480
‫توی آکادمی عملکردِ خوبی داشتم

303
00:16:42,564 --> 00:16:44,232
‫منم زیست کلاس ششم رو با نمره خوب پاس کردم

304
00:16:44,315 --> 00:16:46,901
‫ولی این باعث نمیشه جراح مغز باشم

305
00:16:50,363 --> 00:16:52,657
‫سال 1957 یه پلیسی بود که

306
00:16:53,700 --> 00:16:55,660
‫فکر می‌کرد می‌تونه ساکس رو گیر بندازه

307
00:16:56,995 --> 00:16:58,705
‫در عوض ناپدید شد

308
00:16:59,289 --> 00:17:03,668
‫بعدِ یه مدت هم اعضای بدنش
‫از نیومکزیکو تا لوئیزیانا پیدا شد

309
00:17:07,129 --> 00:17:08,882
‫من ضمانتت رو می‌کنم ولی اگه گند بزنی

310
00:17:08,965 --> 00:17:11,842
‫من و هر چی که از خانواده‌م مونده رو
‫به فنا میدی

311
00:17:15,680 --> 00:17:17,307
‫از پسش برمیام

312
00:17:23,605 --> 00:17:26,273
‫باید بهترین نمایش زندگیت باشه

313
00:17:27,609 --> 00:17:30,028
‫اگه بخوای زل بزنی تو
‫چشم‌های ساکس و دروغ بگی

314
00:17:32,530 --> 00:17:34,657
‫باید آموزش حرفه‌ای ببینی

315
00:17:37,077 --> 00:17:39,412
‫خیال می‌کنیم کنترل زندگی‌مون
‫دست خودمونـه

316
00:17:40,038 --> 00:17:42,165
‫ولی زندگی راهِ خودشو میره

317
00:17:42,707 --> 00:17:44,250
‫کاری از دستِ ما برنمیاد

318
00:17:45,960 --> 00:17:50,673
‫به سلامتی دفنی که قراره با پسرِ
‫کسخل یه عوضیِ کشتیران ازدواج کنه

319
00:17:50,757 --> 00:17:53,343
‫سلامتی خودم که بابات از دستم کفریه

320
00:17:55,178 --> 00:17:57,722
‫میگما باید بریم توی عروسی مشروب بخوریم

321
00:17:57,806 --> 00:18:00,183
‫قبل از اینکه کل اون خراب‌شده رو
‫با خاک یکسان کنیم

322
00:18:05,313 --> 00:18:08,233
‫اصلاً پاشو بیا بریم عروسی. یواشکی میریم تو

323
00:18:08,316 --> 00:18:10,735
‫- دهنت رو ببند، مو طلایی
‫- دفنی رو دوست داری دیگه، مگه نه؟

324
00:18:11,778 --> 00:18:14,072
‫- آره
‫- پس باید بری پسش بگیری

325
00:18:14,155 --> 00:18:16,074
‫و اگه بتونم کاری کنم معامله‌ی گریک سال
‫بهم بخوره،

326
00:18:16,157 --> 00:18:17,784
به نفع خودمم هست

327
00:18:18,660 --> 00:18:20,662
‫بدون کت‌وشلوار نمی‌تونی بری عروسی

328
00:18:20,745 --> 00:18:21,955
‫یه دست کت و شلوار هم دارم

329
00:18:22,831 --> 00:18:24,541
‫میرم می‌پوشمش و میام دنبالت

330
00:18:24,624 --> 00:18:26,543
‫تا موقع آتیش‌بازی برمی‌گردیم

331
00:18:27,627 --> 00:18:32,966
‫می‌خوام سه اصل کلیدی که

332
00:18:33,049 --> 00:18:34,551
‫هر بازیگر حرفه‌ای باید بدونه رو بهت بگم

333
00:18:34,634 --> 00:18:39,222
‫نیت، باور و گوش دادن

334
00:18:39,305 --> 00:18:41,724
‫بدون که شخصیتت چه هدفی داره

335
00:18:41,808 --> 00:18:44,644
‫بعد باور کن که تو اون آدمی

336
00:18:44,727 --> 00:18:47,147
‫اگه خودت باورت نشه، اونا هم باورشون نمیشه

337
00:18:47,230 --> 00:18:49,482
‫و مثل شب‌پره گوش کن

338
00:18:51,401 --> 00:18:52,443
‫فهمیدی؟

339
00:18:53,111 --> 00:18:54,111
‫شب‌پره؟

340
00:18:55,113 --> 00:18:57,157
‫شب‌پره‌ها شنوایی فوق‌العاده‌ای دارن

341
00:18:59,242 --> 00:19:01,578
‫ترس از صحنه چی؟

342
00:19:01,661 --> 00:19:05,290
‫وای. این واقعیه و خیلی وحشتناکه

343
00:19:05,373 --> 00:19:09,794
‫توی نمایش مینسکی در دونز
‫یه نقشی داشتم... با فرانکی وان

344
00:19:13,089 --> 00:19:16,134
‫شب افتتاحیه بود، رفتم روی صحنه

345
00:19:16,759 --> 00:19:18,011
‫و خشکم زد

346
00:19:18,094 --> 00:19:19,762
‫وحشت کرده بودم

347
00:19:19,846 --> 00:19:21,181
‫چیکار کردی؟

348
00:19:21,264 --> 00:19:24,058
‫یه ترفند کوچیکی اجرا کردم که
‫کارول چنینگ بهم یاد داده بود

349
00:19:25,351 --> 00:19:26,394
‫با یه دستم

350
00:19:27,312 --> 00:19:28,563
‫انگشت‌هامو ضربدری کردم

351
00:19:29,439 --> 00:19:32,233
‫به خودم یادآوری کردم که حالم خوبه

352
00:19:32,942 --> 00:19:35,195
‫چند ثانیه روش تمرکز کردم

353
00:19:36,070 --> 00:19:37,697
‫و از اون حالت اومدم بیرون

354
00:19:39,824 --> 00:19:41,326
‫اون شب ترکوندم

355
00:19:50,585 --> 00:19:51,628
‫این دیگه چه وضعیه؟

356
00:19:53,129 --> 00:19:54,923
‫واکنش نشون میدی... وای تف توش

357
00:19:55,006 --> 00:19:56,633
‫- این دیگه...
‫- گوش کن پسرم

358
00:19:56,716 --> 00:20:00,511
‫- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- این خانم مهمون‌مونه، عوضی

359
00:20:00,595 --> 00:20:01,596
‫چی شد این‌جوری شد؟

360
00:20:03,765 --> 00:20:06,893
‫نظرم عوض شد

361
00:20:07,936 --> 00:20:10,021
‫و شارلوت داره کمکم می‌کنم
‫برای مأموریت مخفیم آماده بشم

362
00:20:10,104 --> 00:20:11,272
‫یا خدا!

363
00:20:11,356 --> 00:20:14,108
‫ستاره نمایش غذاخوری سال ‫1933
داره بهت درس بازیگری میده؟

364
00:20:14,192 --> 00:20:16,736
‫1941، عوضی

365
00:20:16,819 --> 00:20:19,405
‫- کلی فوت‌وفن بلده
‫- آره البته اگه بخوای با کارگردان بخوابی

366
00:20:20,766 --> 00:20:23,243
‫نمی‌تونم باهاش صحبت کنم. نمی‌تونم

367
00:20:23,326 --> 00:20:26,287
‫عزیزم، یه دقیقه صبر کن.
‫خدا لعنتت کنه، جیم

368
00:20:37,006 --> 00:20:39,467
‫- کت و شلوار می‌خوای چیکار؟
‫- به تو چه

369
00:20:39,550 --> 00:20:40,927
‫به بابامم ربطی نداره

370
00:20:41,010 --> 00:20:42,730
‫باید قبل از صحبت کردن باهاش
‫با من مشورت می‌کردی

371
00:20:42,762 --> 00:20:44,347
‫نقشه‌م رو بهت گفتم

372
00:20:44,430 --> 00:20:46,891
‫ولی نگفته بودی میای سر وقتش

373
00:20:47,517 --> 00:20:49,357
‫اگه یهو سر و کله ساکس پیدا بشه چی؟

374
00:20:49,435 --> 00:20:51,813
‫اگه خرابکاری نمی‌کردی،
‫من الان اینجا نبودم

375
00:20:51,896 --> 00:20:53,439
‫اگه ساکس دستور قتل جوئی رو داده باشه

376
00:20:53,523 --> 00:20:55,900
‫باور کن منم مثل تو می‌خوام
‫تاوانش رو پس بده

377
00:20:56,526 --> 00:20:58,569
‫ولی نه به قیمتِ جون پدرم

378
00:21:00,613 --> 00:21:03,074
‫فقط سعی کن دوباره نظر ساکستون رو جلب کنی

379
00:21:03,157 --> 00:21:05,076
‫تا نیاز نباشه خرابکاری‌هات رو جمع‌وجور کنم

380
00:21:05,159 --> 00:21:06,577
‫دارم روش کار می‌کنم

381
00:21:22,635 --> 00:21:25,013
‫چشمم روشن! رفیق شفیقم!‏

382
00:21:25,638 --> 00:21:27,974
‫خاطرات کوه سوریباچی

383
00:21:28,057 --> 00:21:29,600
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت

384
00:21:29,684 --> 00:21:30,684
‫آره

385
00:21:31,269 --> 00:21:33,771
‫بهت زنگ زدم ببینم
‫قراره توی رژه باشی یا نه

386
00:21:33,855 --> 00:21:36,024
‫مارسی گفت یکم دلت گرفته

387
00:21:36,107 --> 00:21:38,568
‫گمونم نمیری مراسم سازمان لژیون؟

388
00:21:39,235 --> 00:21:40,987
‫ذهنم مشغولـه

389
00:21:43,114 --> 00:21:44,407
‫جیم قضیه‌ی صبح رو بهت گفت؟

390
00:21:45,700 --> 00:21:47,201
‫آره، تا حدودی

391
00:21:48,369 --> 00:21:50,705
‫اینطور که شنیدم،
‫این حالت رو جا میاره...

392
00:21:51,289 --> 00:21:54,042
‫وایسا، لعنتی... نیاوردمش...

393
00:21:54,125 --> 00:21:55,335
‫اوه...

394
00:21:58,629 --> 00:22:00,048
‫حالا شد یه چیزی

395
00:22:00,757 --> 00:22:04,177
‫تونستم پوششت رو ردیف کنم.
‫اسمت شد نینا سینت جیمز.

396
00:22:04,260 --> 00:22:07,263
‫پشمام. تا دلت بخواد کارت شناسایی
‫جعلی دیدم. ولی این مو لای درزش نمیره.

397
00:22:07,347 --> 00:22:09,140
‫توی دانشگاه از این راه نون در میاوردم

398
00:22:09,223 --> 00:22:11,559
‫حرف ندارن، با اصلش مو نمی‌زنه

399
00:22:11,642 --> 00:22:13,603
‫چند تا مدرک جعلی و
‫کارت ویزیت درست کردم،

400
00:22:13,686 --> 00:22:15,813
‫یه خط تلفن هم روی
‫آخرین شماره‌مون راه انداختم.

401
00:22:16,397 --> 00:22:17,523
‫آوان، نه حرف داری نه حریف

402
00:22:17,607 --> 00:22:20,044
‫من نقش منشی‌ات رو بازی می‌کنم.
‫اسم کاراکترم رو هم انتخاب کردم.

403
00:22:20,068 --> 00:22:21,861
‫- جدی؟ اسمش چیه؟
‫- تیفانی

404
00:22:21,944 --> 00:22:24,072
‫تیفانی راکل پترسون هستم.
‫دل توی دلم نیست که کمک کنم.

405
00:22:24,155 --> 00:22:25,656
‫فقط یه شرطی دارم

406
00:22:25,740 --> 00:22:27,658
‫جفت‌تون هم باید
‫به لیگ سافت‌بال ملحق بشید

407
00:22:27,742 --> 00:22:30,411
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- جدی؟

408
00:22:30,495 --> 00:22:32,246
‫عالیه! مرسی!

409
00:22:38,920 --> 00:22:41,422
‫اوه

410
00:22:42,882 --> 00:22:46,552
‫جنسیس و رویس عین شب و روز می‎‌مونن.
‫یکی‌شون خیلی کله‌شقـه

411
00:22:46,636 --> 00:22:48,221
‫اون یکی هم همیشه یه کار احمقانه می‌کنه

412
00:22:48,304 --> 00:22:50,264
‫امان از دست بچه‌ها.
‫دستِ خودشون نیست که.

413
00:22:50,348 --> 00:22:53,351
‫جنسیس همیشه تیز و بُز بود،
‫مثل پسرم جوئی

414
00:22:55,728 --> 00:22:57,563
‫- چقدر دلم واسه جوئی تنگ شده
‫- آره

415
00:22:58,564 --> 00:23:01,484
‫دو سال آزگار گذشته.
‫لعنتی، هنوز از یادم نرفته.

416
00:23:02,318 --> 00:23:05,196
‫چطوری زندگی کرد، چطوری مُرد.
‫اون حادثه.

417
00:23:07,156 --> 00:23:08,658
‫اگه حادثه بوده باشه

418
00:23:12,703 --> 00:23:15,498
‫هر کسی که حتی نگاهش هم
‫به جوئی افتاده بود رو سین‌جیم کردیم

419
00:23:16,707 --> 00:23:17,708
‫چیزی دستمون رو نگرفت

420
00:23:19,544 --> 00:23:21,003
‫نمی‌تونم بیخیالش بشم

421
00:23:22,964 --> 00:23:24,924
‫پس با خودم گفتم بیشتر روش تحقیق کنم

422
00:23:26,634 --> 00:23:27,927
‫ببینم چی دستگیرم میشه

423
00:23:31,055 --> 00:23:33,500
‫وقتی جوئی رو از دست دادیم،
‫تو رو از همه‌ی بارهای اینجا گرفته

424
00:23:33,501 --> 00:23:35,226
‫تا لاس کروسس جمع کردم

425
00:23:35,309 --> 00:23:38,187
‫مجبور شدم دست و پات رو ببندم
‫تا به زور یه لقمه غذا بریزم توی حلقت

426
00:23:38,729 --> 00:23:40,314
‫فقط یه بار بدتر از این دیدمت،

427
00:23:41,065 --> 00:23:43,651
‫وقتی که سر تا پات پر از ترکش
‫ژاپنی‌ها بود توی اون جزیره‌ی لعنتی

428
00:23:45,111 --> 00:23:46,612
‫باز کردنِ اون زخم کهنه...

429
00:23:48,448 --> 00:23:49,490
‫مطمئن نیستم

430
00:23:56,622 --> 00:23:59,292
‫آره. آره، شاید حق با توئـه

431
00:24:02,545 --> 00:24:06,132
‫اگه می‌خوای ذهنت رو خالی کنی،
‫هر وقت بخوای می‌تونی برگردی

432
00:24:06,215 --> 00:24:07,675
‫شارلوت ناراحت میشه...

433
00:24:07,758 --> 00:24:10,553
‫ولی الان بیشتر از هر وقتی
‫به کارم میای

434
00:24:11,846 --> 00:24:13,723
‫جیمی گفت وارد تجارت بین‌المللی شدی

435
00:24:14,390 --> 00:24:16,058
‫دیگه مترجم استخدام می‌کنی

436
00:24:16,767 --> 00:24:19,061
‫یه معامله‌ی مهم با دزدهای شوروی دارم

437
00:24:19,145 --> 00:24:22,315
‫ولی مترجم وامونده‌ام رو به خاطر
‫فرار مالیاتی گرفتن،

438
00:24:22,398 --> 00:24:23,483
‫باورت میشه؟

439
00:24:26,944 --> 00:24:28,946
‫من هنوز اون دفتر تلفن جادویی‌ام رو دارم

440
00:24:31,115 --> 00:24:32,115
‫پس تو...

441
00:24:32,825 --> 00:24:34,285
‫مردِ این کار رو سراغ داری؟

442
00:24:36,120 --> 00:24:37,330
‫گمونم آره

443
00:24:38,039 --> 00:24:41,459
‫ولی در این مورد، مردِ این کار
‫شاید یه خانم باشه

444
00:24:52,929 --> 00:24:54,472
‫دفتر نینا سینت جیمز بفرمایید

445
00:24:54,555 --> 00:24:56,557
‫تیفانی هستم.
‫تیفانی راکل پترسون.

446
00:24:56,641 --> 00:24:58,226
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

447
00:25:59,078 --> 00:26:00,518
‫تیپ زدی کجا تشریف می‌بری؟

448
00:26:01,122 --> 00:26:02,915
‫جلسه دارم. چطور؟

449
00:26:02,999 --> 00:26:05,126
‫چون این مدت حواسم به تو و همکارت بوده

450
00:26:05,668 --> 00:26:07,548
‫حدس می‌زنم قراره یه کاری بکنید که
‫به مذاق من خوش نمیاد

451
00:26:07,628 --> 00:26:09,005
‫مذاقت برام مهم نیست

452
00:26:09,088 --> 00:26:10,298
‫من دارم کارم رو می‌کنم،

453
00:26:10,381 --> 00:26:12,883
‫و دارم واقعاً از این که دائم
‫بالای سرم هستی

454
00:26:12,967 --> 00:26:15,344
‫تهدیدم کنی و به توانایی‌هام
‫شک کنی، خسته میشم

455
00:26:15,428 --> 00:26:16,596
‫پس قشنگ این حرفم رو آویزه‌ی گوشت کن

456
00:26:16,679 --> 00:26:18,931
‫جواب سؤالِ «کجا دارم میرم»

457
00:26:19,015 --> 00:26:21,726
‫همیشه اینـه: دارم سعی می‌کنم
‫این پرونده رو به یه جایی برسونم

458
00:26:21,809 --> 00:26:23,978
‫چون قبل از اومدنِ من به جایی نرسیده

459
00:26:24,645 --> 00:26:25,896
‫حالا با اجازه

460
00:26:36,000 --> 00:26:37,782
‫« اسنوبیرد »

461
00:26:37,783 --> 00:26:40,328
‫نینا سینت جیمز

462
00:26:42,705 --> 00:26:44,957
‫رو چه حساب واجد شرایط
‫کار کردن با ما هستی؟

463
00:26:45,916 --> 00:26:48,127
‫به نظرم رزومه‌ام جای حرفی باقی نمی‌ذاره

464
00:26:51,213 --> 00:26:52,590
‫احتیاط چی؟

465
00:26:54,800 --> 00:26:57,470
‫خب، توصیه می‌کنم از اونی که توی
‫سازمان ملل براش کار می‌کردم بپرسید

466
00:26:58,137 --> 00:27:00,056
‫ولی اون مذاکرات فوق محرمانه بودن

467
00:27:00,139 --> 00:27:02,600
‫من هم عمراً اسمشون رو بهتون بگم

468
00:27:04,310 --> 00:27:06,228
‫باید مهارت‌های زبانی‌ات رو آزمایش کنیم

469
00:27:16,489 --> 00:27:17,907
‫پرسیدم اگه بلدی روسی حرف بزنی،

470
00:27:17,990 --> 00:27:19,367
‫مترجم واسه چی می‌خوای؟

471
00:27:29,627 --> 00:27:31,879
‫سلام. اینجاست

472
00:27:35,841 --> 00:27:37,426
‫یکی از رفقام از لنینگراد

473
00:27:46,227 --> 00:27:47,395
‫الو؟

474
00:28:15,297 --> 00:28:17,717
‫دوستت می‌خواد باهات حرف بزنه

475
00:28:17,800 --> 00:28:20,136
‫به لهجه‌اش می‌خوره اهل پارگولووا باشه

476
00:28:25,933 --> 00:28:27,435
‫آره، منم

477
00:28:27,518 --> 00:28:28,644
‫چی دستگیرت شد؟

478
00:28:29,270 --> 00:28:30,563
‫دو تا مشکل داریم

479
00:28:30,646 --> 00:28:33,190
‫کدومش رو اول بگم؟ بد یا بدتر؟

480
00:28:33,274 --> 00:28:34,358
‫بدتر

481
00:28:35,192 --> 00:28:37,194
‫تریکی‌دیک می‌دونه چی دزدیده شده

482
00:28:37,278 --> 00:28:38,612
‫کیر توش. چطور؟

483
00:28:39,196 --> 00:28:40,197
‫نمی‌دونم

484
00:28:40,281 --> 00:28:43,701
‫امروز صبح با سالیوان و ایووینگ
‫حرف زده، حالا اونا هم می‌دونن

485
00:28:43,784 --> 00:28:46,537
‫یا خدا. قضیه‌ی کاکاروف رو می‌دونن؟

486
00:28:46,620 --> 00:28:47,788
‫انگار نه

487
00:28:47,872 --> 00:28:49,790
‫وگرنه ایووینگ می‌اومد سراغم

488
00:28:50,374 --> 00:28:51,834
‫بده چیه؟

489
00:28:52,543 --> 00:28:54,170
‫توی فینیکس یکی موی دماغ‌مون شده

490
00:28:54,879 --> 00:28:57,000
‫چند بار بهم زنگ زدن و
‫گفتن یه مأمور فدرال جدید

491
00:28:57,001 --> 00:28:58,425
‫رفته توی نخ تشکیلاتِ ساکستون،

492
00:28:58,507 --> 00:29:00,843
‫مطمئن هم نیستم وقت داشته باشیم
‫طرف رو بخریم

493
00:29:00,926 --> 00:29:02,094
‫نه، وقت نداریم

494
00:29:03,137 --> 00:29:05,848
‫فوراً برو اونجا و ترتیبش رو بده

495
00:29:06,474 --> 00:29:08,517
‫فهمیدی؟

496
00:29:09,894 --> 00:29:12,146
‫خاویر، من یه قدم جلوترم

497
00:29:13,105 --> 00:29:14,940
‫بلیتم رو واسه فینیکس گرفتم

498
00:29:32,458 --> 00:29:34,502
‫چه خوشگل شدی

499
00:29:35,044 --> 00:29:36,378
‫عجب کفش‌هایی

500
00:29:36,462 --> 00:29:40,382
‫عروسیـه دیگه. رنگ آبی خوش‌یُمنـه

501
00:30:18,462 --> 00:30:20,339
‫- خوشحالم تونستی بیای
‫- آره

502
00:30:20,881 --> 00:30:23,759
‫اون کاری که ازت خواستم رو یادت نره.
‫می‌خوام ردیف بشه.

503
00:30:24,343 --> 00:30:25,343
‫خوبه

504
00:30:25,970 --> 00:30:27,763
‫راستی اون یکی‌ مشکل‌مون

505
00:30:28,722 --> 00:30:29,723
‫به التماس افتاد؟

506
00:30:29,807 --> 00:30:31,642
‫مثل سگ

507
00:30:35,312 --> 00:30:38,190
‫اون مادرخونده‌اشـه که
‫اونجا وایستاده، ان‌مارگارت

508
00:30:38,274 --> 00:30:39,817
‫سومین مادرخونده

509
00:30:39,900 --> 00:30:41,878
‫قراره چندتا دیگه کوفت کنی؟
‫بسه دیگه

510
00:30:41,902 --> 00:30:43,696
‫هر چند تا که بخوام.
‫هر چند تا که بخوام.

511
00:30:43,779 --> 00:30:45,739
‫- سلام
‫- اون بابیـه

512
00:30:45,823 --> 00:30:48,492
‫دفنی گفت اون مسئول کل این مراسمـه،

513
00:30:48,576 --> 00:30:52,121
‫پس قاعدتاً اون میشه ساقدوش عروس

514
00:30:52,204 --> 00:30:54,044
‫چقدر طول می‌کشه دفنی رو پیدا کنی؟

515
00:30:54,874 --> 00:30:57,251
‫اینجا تا خرخره پر از نگهبانـه

516
00:30:58,252 --> 00:30:59,420
‫ده دقیقه؟

517
00:31:04,758 --> 00:31:06,927
‫مثل آب خوردن. توی ماشین می‌بینمت

518
00:31:07,011 --> 00:31:08,262
‫دیر نکن

519
00:31:16,437 --> 00:31:17,563
‫سلام عرض شد

520
00:31:19,023 --> 00:31:20,024
‫سلام

521
00:31:20,107 --> 00:31:22,484
‫پس خواهر عروس بدون نوشیدنی
‫وایستاده اینجا؟

522
00:31:22,568 --> 00:31:23,944
‫اینطوری که نمیشه

523
00:31:24,028 --> 00:31:25,988
‫خوردم، ولی لطف داری

524
00:31:26,572 --> 00:31:28,532
‫ترجیح میدم شیطون باشم

525
00:31:28,616 --> 00:31:30,326
‫بهتره یه جای خلوت پیدا کنیم

526
00:31:31,827 --> 00:31:32,827
‫انتهای سالن

527
00:31:55,726 --> 00:31:57,353
‫هنوز چند دقیقه وقت می‌خوام

528
00:31:58,729 --> 00:32:00,272
‫چه آماده باشی چه نباشی، من اومدم

529
00:32:02,066 --> 00:32:03,651
‫- جنسیس؟
‫- دفنی

530
00:32:07,404 --> 00:32:08,739
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

531
00:32:08,822 --> 00:32:10,199
‫اگه پدرم تو رو ببینه...

532
00:32:10,282 --> 00:32:12,576
‫دزدکی اومدم داخل
‫تا دزدکی ببرمت بیرون

533
00:32:17,081 --> 00:32:19,300
‫خب... چه کار مهمی داشتی که نمی‌شد

534
00:32:19,307 --> 00:32:21,168
‫جلوی اون‌همه آدم بگی؟

535
00:32:21,961 --> 00:32:23,045
‫قول بده نخندی

536
00:32:23,128 --> 00:32:26,340
‫شاید خیلی کارها بکنم،
‫ولی خنده جزوشون نیست

537
00:32:26,423 --> 00:32:28,300
‫وقتی دیدمت، حس کردم...

538
00:32:28,384 --> 00:32:30,177
‫اوه!

539
00:32:33,931 --> 00:32:35,849
‫ازت نمی‌خوام منو انتخاب کنی

540
00:32:37,851 --> 00:32:39,645
‫ازت می‌خوام خودت رو انتخاب کنی

541
00:32:40,980 --> 00:32:42,690
‫امیدوارم یه راه خلاصی پیدا کنی

542
00:33:11,385 --> 00:33:13,971
‫دیگه وقتشـه، قربان.
‫دیگه داریم صندلی‌ها رو می‌چینیم.

543
00:33:14,054 --> 00:33:17,975
‫لازمـه کسی رو بفرستیم
‫یه سری به عروس بزنه؟

544
00:33:18,058 --> 00:33:19,476
‫مگه همسرم نرفته سراغ همین کار؟

545
00:33:22,271 --> 00:33:23,981
‫نمی‌دونیم ایشون کجان، قربان

546
00:33:27,109 --> 00:33:29,278
‫امیل، خاویر، بیاید اینجا

547
00:33:30,863 --> 00:33:33,323
‫یکی رو بفرستید ببینه
‫چرا دفنی اینقدر طولش داده

548
00:33:33,407 --> 00:33:35,701
‫- همه بی‌قرارن
‫- چشم، آقای سالواتوره

549
00:33:39,163 --> 00:33:43,125
‫لئون. آنجلو. برید سوئیت دفنی.
‫ببینید چه خبره.

550
00:33:43,208 --> 00:33:44,209
‫ردیفـه

551
00:33:50,382 --> 00:33:52,092
‫همسرم کدوم گوریـه؟

552
00:33:58,515 --> 00:34:00,476
‫شاید زیاد فکر خوبی نباشه

553
00:34:00,559 --> 00:34:02,311
‫خفه شو شلوارت رو در بیار

554
00:34:02,394 --> 00:34:04,104
‫- بمونه یه وقت دیگه
‫- نه، نه، نه

555
00:34:08,941 --> 00:34:10,621
‫میرم به دفنی سر بزنم.
‫برو الان میام.

556
00:34:14,406 --> 00:34:15,407
‫خانم سالواتوره

557
00:34:17,325 --> 00:34:18,952
‫جیم الیس کونده

558
00:34:19,035 --> 00:34:20,621
‫رفیق، قضیه اونطوری که فکر می‌کنی نیست...

559
00:34:33,175 --> 00:34:34,301
‫کیر توش

560
00:34:51,360 --> 00:34:52,443
‫چه غلطا...

561
00:35:22,307 --> 00:35:24,226
‫باید از اینجا بزنیم بیرون،
‫افتادن دنبال کون‌مون!

562
00:35:24,309 --> 00:35:25,394
‫سفت بشینید

563
00:35:35,529 --> 00:35:37,156
‫- پشمام
‫- دارن به چرخ‌ها شلیک می‌کنن

564
00:35:37,239 --> 00:35:38,282
‫می‌خوان بگیرنت

565
00:35:48,417 --> 00:35:49,918
‫کیر توش، پدرت چه راننده‌های
‫خوبی استخدام کرده

566
00:35:51,086 --> 00:35:53,005
‫- اسلحه داری؟
‫- توی داشبورده

567
00:36:01,471 --> 00:36:02,723
‫مادرسگ!

568
00:36:02,806 --> 00:36:05,559
‫گویا چرخ‌های کوفتی رو هدف نمی‌گیرن

569
00:36:05,642 --> 00:36:07,686
‫تن لشت رو از پنجره ببر بیرون و
‫شلیک کن

570
00:36:07,769 --> 00:36:09,329
‫رانندگی با تو، شلیک کردن با من

571
00:36:09,354 --> 00:36:11,190
‫- آره، کسخل...
‫- تو برون، من شلیک می‌کنم

572
00:36:16,653 --> 00:36:17,946
‫لعنتی، تیر تموم کردم

573
00:36:19,406 --> 00:36:21,533
‫- اینا چی؟
‫- مُنورها نه

574
00:36:21,617 --> 00:36:23,785
‫- لازمشون دارم
‫- گاییدمشون، دارن بهمون می‌رسن!

575
00:36:23,869 --> 00:36:25,120
‫بیاید کورشون کنیم

576
00:36:25,204 --> 00:36:26,580
‫اون الیس کونده رو بزن

577
00:36:27,289 --> 00:36:28,665
‫مگه نگفتی به چرخ‌ها شلیک کنم؟

578
00:36:28,749 --> 00:36:30,589
‫نباید با دختر سالواتوره فرار کنه.
‫کون لقش.

579
00:36:54,358 --> 00:36:56,193
‫یوهو!

580
00:36:56,276 --> 00:36:57,945
‫خیلی‌خب. ادامه میدیم

581
00:37:06,745 --> 00:37:09,289
‫- نمی‌تونم ببینم. نمی‌بینم
‫- بابا یه بار هم جاخالی بده خب!

582
00:37:09,373 --> 00:37:10,958
‫- کیر توش!
‫- جاخالی بده

583
00:37:12,125 --> 00:37:13,210
‫صندلی‌هامو نسوزون

584
00:37:15,420 --> 00:37:16,797
‫بیا، بگیرش

585
00:37:19,967 --> 00:37:21,677
‫وای، اون مُنور مورد علاقه‌ی لونا بود

586
00:37:23,887 --> 00:37:25,847
‫هنوزم دنبالمون هستن و
‫دیگه تقریباً منوری برامون نمونده

587
00:37:27,432 --> 00:37:28,432
‫اون گنده‌هه رو بردار

588
00:37:47,035 --> 00:37:48,495
‫هورا!

589
00:38:00,000 --> 00:38:01,500
‫اینو بخوری مشتریش میشی

590
00:38:01,502 --> 00:38:03,000
‫خیلی ممنون

591
00:38:11,893 --> 00:38:13,270
‫انگار یه نسخه‌ی مینیاتوری از خودتـه

592
00:38:14,354 --> 00:38:15,772
‫چقدر باهاش خوب رفتار می‌کنه

593
00:38:16,690 --> 00:38:17,690
‫تو هم باهاش خوب رفتار می‌کنی

594
00:38:19,234 --> 00:38:22,446
‫پس کِی عمو جیم
‫ترقه‌ها و منورها رو میاره؟

595
00:38:22,529 --> 00:38:25,449
‫الان‌هاست که دیگه باید برسه

596
00:38:28,076 --> 00:38:29,161
‫باشه

597
00:38:35,000 --> 00:38:37,711
‫آره

598
00:38:57,773 --> 00:38:59,775
‫- مرسی
‫- قابلی نداشت

599
00:39:01,360 --> 00:39:03,028
‫چه دست‌فرمونی، مو طلایی

600
00:39:03,111 --> 00:39:04,946
‫عجب پرتابی، «تام سیور»
‫(بازیکن بیسبال)

601
00:39:05,030 --> 00:39:07,157
‫به بابایی سفارشت رو می‌کنم

602
00:39:47,114 --> 00:39:48,198
‫آهای، لونا

603
00:39:49,324 --> 00:39:51,243
‫یه چیزی پیدا کردم که
‫گمونم دوست داشته باشی

604
00:39:51,326 --> 00:39:53,745
‫محشره! میشه چندتاشو روشن کنیم؟

605
00:39:53,829 --> 00:39:55,705
‫معلومه. کدومش رو اول روشن کنیم؟

606
00:39:56,373 --> 00:39:57,833
‫بزرگه. یالا

607
00:40:02,170 --> 00:40:03,923
‫اگه با اون خانواده وصلت می‌کردن

608
00:40:04,006 --> 00:40:06,967
‫نصف بندرهای کشتی‌رانی اروپا
‫میفتاد دستِ گریک سال

609
00:40:07,801 --> 00:40:10,804
‫اون عوضی خیلی از من کش رفته

610
00:40:10,887 --> 00:40:14,433
‫حالا به خاطر تو بزرگترین
‫معامله‌ی زندگیش از چنگش پرید

611
00:40:14,516 --> 00:40:16,476
‫کارما، مادرسگ

612
00:40:16,560 --> 00:40:18,520
‫فقط به خاطر تو این کار رو نکردم

613
00:40:18,603 --> 00:40:21,273
‫- به خاطر دفنی هم بود
‫- نمی‌خوام بشنوم

614
00:40:21,356 --> 00:40:22,816
‫- حقیقتـه
‫- خب...

615
00:40:26,486 --> 00:40:27,612
‫کاری که امشب کردی،

616
00:40:28,822 --> 00:40:30,532
‫کاریـه که یه ساکستون باید بکنه

617
00:40:32,409 --> 00:40:33,702
‫قطعاً واکنش نشون میدن،

618
00:40:33,785 --> 00:40:36,037
‫ولی بابت کاری که امشب کردی
‫ازت ممنونم دخترکم

619
00:40:37,789 --> 00:40:38,957
‫ممنون

620
00:40:42,586 --> 00:40:45,589
‫صرفاً جهت اطلاع، اگه جیم نبود
‫موفق نمی‌شدم

621
00:40:45,672 --> 00:40:48,884
‫می‌دونم چه اتفاقی واسه ماشین هیوز افتاد؛
‫ولی باید بیخیالش بشی

622
00:40:48,967 --> 00:40:50,528
‫هنوز دارم زور می‌زنم
‫اون ضرر رو جبران کنم

623
00:40:50,552 --> 00:40:52,929
‫- بابایی
‫- بهش فکر می‌کنم

624
00:40:57,000 --> 00:40:59,102
‫- چه ماه شدی
‫- مرسی، بیلی

625
00:41:00,270 --> 00:41:02,551
‫مترجم جدید توی اتاق کنفرانسـه و
‫منتظر شماست

626
00:41:12,824 --> 00:41:14,326
‫چهارم جولای مبارک

627
00:41:19,247 --> 00:41:20,247
‫ازرا ساکستون هستم

628
00:41:20,916 --> 00:41:22,375
‫نینا سینت جیمز

629
00:41:28,006 --> 00:41:30,634
‫می‌بینم که از جلسه‌ی مقدماتی
‫جون سالم به در بردی

630
00:41:32,010 --> 00:41:34,179
‫ایشالا از این یکی هم سربلند بیرون میام

631
00:41:36,097 --> 00:41:37,724
‫- اهل کجایی؟
‫- همه‌جا

632
00:41:38,308 --> 00:41:40,435
‫پدرم توی نیروی هوایی بود،

633
00:41:40,519 --> 00:41:43,230
‫توی پایگاه‌های اروپایی
‫بزرگ شدم، اکثراً اروپا

634
00:41:44,564 --> 00:41:45,565
‫- جدی؟
‫- اوهوم

635
00:41:47,025 --> 00:41:49,694
‫من توی نیروی دریایی بودم.
‫گردان 36.

636
00:41:51,029 --> 00:41:53,490
‫برام سؤالـه تابحال گذرم
‫به پدرت خورده یا نه

637
00:41:56,284 --> 00:41:57,327
‫ممکنه

638
00:41:58,245 --> 00:41:59,246
‫دنیای کوچیکیـه

639
00:42:01,331 --> 00:42:03,333
‫چطوری روسی یاد گرفتی؟

640
00:42:03,416 --> 00:42:05,645
‫کمتر مترجمی با شکل و ظاهرِ تو پیدا میشه

641
00:42:05,669 --> 00:42:08,922
‫پدرم به یه پایگاه
‫حومه‌ی هامبورگ منتقل شد

642
00:42:09,005 --> 00:42:10,465
‫رمزگشا بود

643
00:42:10,549 --> 00:42:14,302
‫و فکر می‌کرد که اگه زبان دشمن رو
‫یاد بگیرم، ممکنه به درد بخوره

644
00:42:15,303 --> 00:42:16,846
‫پس منو فرستاد کلاس

645
00:42:26,273 --> 00:42:28,358
‫چه حسی نسبت به خشونت داری؟

646
00:42:30,277 --> 00:42:32,362
‫- ترجیح میدم ازش دوری کنم
‫- منظورم تهدید و خطرشـه

647
00:42:33,238 --> 00:42:35,115
‫وحشت‌زده میشی؟ خودت رو گم می‌کنی؟

648
00:42:35,782 --> 00:42:40,078
‫اگه بگم کاری که انجام میدم گاهی
‫حسابی به‌هم نمی‌ریزه، دروغ گفتم

649
00:42:41,830 --> 00:42:43,456
‫اگه همچین اتفاقی بیفته...

650
00:42:44,791 --> 00:42:45,875
‫چیکار می‌کنی؟

651
00:42:49,671 --> 00:42:52,507
‫بچه که بودم با خانواده‌ام اومدم آمریکا

652
00:42:52,591 --> 00:42:55,802
‫19 سالم که بود،
‫یه مرد منو کشید توی کوچه،

653
00:42:55,885 --> 00:42:57,053
‫یه چاقو گذاشت زیر گلوم

654
00:42:58,138 --> 00:42:59,514
‫ولی فهمیدم

655
00:43:00,098 --> 00:43:02,559
‫وقتی اوضاع به‌هم می‌ریزه،
‫من بهتر میشم

656
00:43:03,393 --> 00:43:05,812
‫آرامشم رو حفظ می‌کنم و
‫درست فکر می‌کنم

657
00:43:09,566 --> 00:43:11,026
‫توی کوچه چی شد؟

658
00:43:13,778 --> 00:43:14,778
‫باهاش جنگیدم

659
00:43:16,072 --> 00:43:17,324
‫در رفت

660
00:43:18,742 --> 00:43:21,119
‫الان هم اینجام و دارم
‫داستانش رو براتون تعریف می‌کنم

661
00:43:21,911 --> 00:43:22,911
‫که...

662
00:43:23,788 --> 00:43:26,207
‫که می‌تونم مثل بلبل
‫به روسی براتون تعریفش کنم

663
00:45:05,682 --> 00:45:07,934
‫داستی کلاچ، هستی؟

664
00:45:10,228 --> 00:45:11,229
‫آره، می‌شنوم

665
00:45:11,730 --> 00:45:14,441
‫رئیس توی مقر فرماندهی می‌خواد. سریع

666
00:45:16,943 --> 00:45:18,027
‫دریافت شد

667
00:45:40,091 --> 00:45:41,259
‫منو خواسته بودید؟

668
00:45:43,303 --> 00:45:44,554
‫ماجرای عروسی رو شنیدم

669
00:45:45,305 --> 00:45:46,931
‫انگار حسابی داستان داشتید

670
00:45:49,601 --> 00:45:50,935
‫آره خدایی

671
00:45:52,771 --> 00:45:54,689
‫هفته‌ی بعد یه جلسه با روس‌ها دارم

672
00:45:55,607 --> 00:45:57,108
‫همه رو لازم دارم

673
00:45:59,319 --> 00:46:00,361
‫خوش برگشتی

674
00:46:04,157 --> 00:46:06,117
‫بذار با یکی آشنات کنم

675
00:46:07,285 --> 00:46:08,285
‫جیم الیس

676
00:46:09,662 --> 00:46:11,122
‫با نینا سینت جیمز آشنا شو

677
00:46:30,000 --> 00:46:40,000
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

678
00:46:45,490 --> 00:46:46,741
‫خب نقشه چیه؟

679
00:46:47,700 --> 00:46:49,452
‫این گندکاری رو تمیزش می‌کنیم

680
00:46:51,538 --> 00:46:52,538
‫راه بیفت

681
00:47:05,000 --> 00:47:15,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

