﻿1
00:00:00,169 --> 00:00:05,769
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:05,793 --> 00:00:10,793
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

3
00:00:10,793 --> 00:00:17,853
‫« فــــارگــــو »

4
00:00:21,439 --> 00:00:26,068
‫« خوش‌برخوردی مینه‌سوتایی: »

5
00:00:26,068 --> 00:00:28,404
‫« حالتی از خوش‌رویی بیش از حد »

6
00:00:28,404 --> 00:00:30,800
‫« غالباً زورکی، که در آن شخص شاد و متواضع است »

7
00:00:30,800 --> 00:00:33,075
‫« بدون توجه به وخامت اوضاع »

8
00:00:33,075 --> 00:00:36,704
‫« کمیته‌ی برنامه‌ریزی فستیوال پاییزی »

9
00:00:36,728 --> 00:00:44,728
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

10
00:00:44,729 --> 00:00:52,729
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

11
00:01:09,678 --> 00:01:12,289
‫دستتو بکش کنار!

12
00:01:15,553 --> 00:01:16,989
‫بیا بریم، اسکاتی

13
00:01:16,989 --> 00:01:18,556
‫اگر کسی سعی کرد
‫جلومون رو بگیره

14
00:01:18,556 --> 00:01:20,756
‫مچ پاش رو گاز بگیر، باشه؟

15
00:01:31,917 --> 00:01:34,117
‫کسی گوش نمیده چی میگم!

16
00:01:37,967 --> 00:01:40,167
‫- هی، هی، هی!
‫- یا خدا!

17
00:01:41,797 --> 00:01:43,997
‫اوه!

18
00:01:45,235 --> 00:01:47,063
‫اوه، اوه! نه!

19
00:01:47,063 --> 00:01:49,065
‫- نه! نه! اشتباه شد!
‫- صبر کنین

20
00:01:49,065 --> 00:01:52,329
‫می‌تونم توضیح بدم... عمدی نبود!
‫خطای انسانی بود. اوه خدا!

21
00:01:52,329 --> 00:01:53,678
‫اسکاتی، صبر کن، اسکاتی

22
00:01:53,678 --> 00:01:55,071
‫- مامان!
‫- اسکاتی! نگران نباش، باشه؟

23
00:01:55,071 --> 00:01:56,812
‫- دخترم کجاست؟
‫- مامان!

24
00:01:56,812 --> 00:01:59,075
‫اسکاتی!

25
00:01:59,075 --> 00:02:01,730
‫اوه... اوه، چیزی نیست عزیزم

26
00:02:01,730 --> 00:02:03,930
‫نگران نباش، پلیس داره
‫به مامانی کمک می‌کنه

27
00:02:04,472 --> 00:02:05,647
‫مامان!

28
00:02:05,647 --> 00:02:07,083
‫نه، من...

29
00:02:07,083 --> 00:02:09,283
‫- مامان!
‫- اسکاتی!

30
00:02:10,913 --> 00:02:14,177
‫<i>!جلسه‌ی مدرسه‌ی راهنمایی "اسکندیا" تمام شد</i>

31
00:02:18,573 --> 00:02:21,010
‫<i>جلسه تمام شد</i>

32
00:02:40,327 --> 00:02:44,248
‫« این یک داستان واقعی‌ست »

33
00:02:49,712 --> 00:02:52,057
‫« این اتفاقات در سال 2019 »

34
00:02:52,081 --> 00:02:54,425
‫« در مینه‌سوتا رخ دادند »

35
00:02:56,135 --> 00:02:58,613
‫« طبق خواسته‌ی بازمانده‌ها »

36
00:02:58,637 --> 00:03:01,048
‫« اسامی تغییر یافته‌اند »

37
00:03:01,849 --> 00:03:04,059
‫« برای احترام به یاد و خاطره‌ی کشته شده‌ها »

38
00:03:04,083 --> 00:03:07,104
‫« بقیه‌ی وقایع
‫مو به مو به تصویر کشیده شده است »

39
00:03:04,706 --> 00:03:06,906
‫آزادی! {\an8}

40
00:03:09,667 --> 00:03:11,060
‫گندش بزنن

41
00:03:15,543 --> 00:03:17,719
‫عجب اوضاعی

42
00:03:25,117 --> 00:03:28,947
‫خانم، ببخشید
‫میشه... میشه لطفاً...

43
00:03:30,732 --> 00:03:32,429
‫نگران دخترمم

44
00:03:32,429 --> 00:03:35,302
‫که الان دید مادرشو دستبند زدن و بردن

45
00:03:35,302 --> 00:03:37,042
‫خب، باید قبل از اینکه افسر پلیس رو

46
00:03:37,042 --> 00:03:39,654
‫- با شوکر می‌زدی به این فکر می‌کردی
‫- باید فکر می‌کردم

47
00:03:39,654 --> 00:03:41,438
‫"اوه، پسر، امیدوارم دخترم"

48
00:03:41,438 --> 00:03:43,638
‫"نبینه مادرشو دستبند می‌زنن و می‌برن"؟

49
00:03:47,314 --> 00:03:49,751
‫فقط میگم ببین دنیا داره به کجا می‌ره

50
00:03:50,969 --> 00:03:53,169
‫همسایه افتاده به جون همسایه

51
00:03:53,842 --> 00:03:56,932
‫این... توی این مورد باهات موافقم

52
00:03:58,412 --> 00:04:01,458
‫من و دخترم فقط داشتیم سعی می‌کردیم
‫از اونجا بیایم بیرون

53
00:04:01,458 --> 00:04:04,461
‫خیر سرشون این کجاش
‫جلسه‌ی هیئت امنای مدرسه بود؟

54
00:04:04,461 --> 00:04:07,421
‫و یهویی آقای "ابرنتی"، معلم ریاضی

55
00:04:07,421 --> 00:04:10,293
‫مثل زامبی‌های توی فیلم‌ها بهم حمله‌ور شد

56
00:04:10,293 --> 00:04:13,949
‫وقتی یه شیرزن داره از بچه‌ش محافظت می‌کنه
‫نباید اینطوری بیای سراغش

57
00:04:13,949 --> 00:04:17,213
‫متوجه منظورم میشی؟

58
00:04:17,213 --> 00:04:19,413
‫ولی افسره... اون...

59
00:04:21,609 --> 00:04:24,873
‫در زمان اشتباه در مکان اشتباه بود

60
00:04:24,873 --> 00:04:27,179
‫خب، من فقط اینو می‌دونم

61
00:04:27,179 --> 00:04:30,444
‫امروز روز زیباییه

62
00:04:30,444 --> 00:04:33,142
‫و می‌دونی به یک گله‌ شیر چی میگن؟

63
00:04:33,142 --> 00:04:35,342
‫پراید (تکبر)

64
00:04:36,232 --> 00:04:38,432
‫حالا بشین بهش فکر کن

65
00:04:55,730 --> 00:04:58,298
‫کیف لوازم آرایشی

66
00:05:04,074 --> 00:05:06,574
‫« دوروتی لاین (شیر) » {\an8}

67
00:05:05,174 --> 00:05:07,374
‫میشه حداقل موهامو درست...

68
00:05:18,013 --> 00:05:20,193
‫اثر انگشت‌هام رو...

69
00:05:21,059 --> 00:05:23,235
‫مرکز داده‌ی کشوری هست
‫که اینا رو واردش کنین؟

70
00:05:23,235 --> 00:05:25,755
‫چرا؟ مگه فراری‌ای چیزی هستی؟

71
00:05:29,024 --> 00:05:32,114
‫نه، فقط...

72
00:05:32,114 --> 00:05:35,138
‫- نمی‌خوام قضیه زیاد بیخ پیدا کنه
‫- خیلی‌خب

73
00:05:49,131 --> 00:05:52,482
‫اوه خدا، عزیزم. انگار خیلی بهت بد گذشته

74
00:05:52,482 --> 00:05:54,702
‫تا آخر عمرم دیگه
‫ جلسه‌ی هیئت امنای مدرسه‌ نمیرم

75
00:05:54,702 --> 00:05:58,227
‫- بیا بپوش
‫- خیلی‌خب

76
00:05:58,227 --> 00:06:00,316
‫اوه خدا، چقدر دستبندهاشون رو محکم می‌بندن

77
00:06:00,316 --> 00:06:02,405
‫آره

78
00:06:02,405 --> 00:06:03,885
‫- بده من
‫- خیلی‌خب

79
00:06:03,885 --> 00:06:05,713
‫چرا اینقدر خوشتیپ کردی؟

80
00:06:05,713 --> 00:06:08,150
‫اوه، داریم برای گرفتن
‫عکس کارت کریسمس میریم خونه‌ی مامان

81
00:06:08,150 --> 00:06:10,152
‫- امشب؟
‫- آره

82
00:06:10,152 --> 00:06:11,936
‫اسکاتی الان اونجاست

83
00:06:11,936 --> 00:06:14,136
‫با جروم رفت، پیشکار مامان

84
00:06:14,983 --> 00:06:16,680
‫خب، عزیزم، ببین چه سر و وضعی دارم

85
00:06:16,680 --> 00:06:18,682
‫افتاده بودم هلفدونی

86
00:06:18,682 --> 00:06:20,728
‫احتمالاً شپش هم دارم

87
00:06:20,728 --> 00:06:23,121
‫آره، خب، باور کن

88
00:06:23,121 --> 00:06:25,311
‫پرسیدم میشه بندازیم یه‌وقت دیگه

89
00:06:25,335 --> 00:06:27,169
‫ولی خودت مامان رو می‌شناسی

90
00:06:27,169 --> 00:06:30,781
‫خب، لباس و وسایل آرایش موهات توی ماشینه

91
00:06:30,781 --> 00:06:33,262
‫تمام لوازم آرایشیت رو ریختم توی کیف

92
00:06:33,262 --> 00:06:34,785
‫به‌جز پنکیک برنزه‌ت

93
00:06:34,785 --> 00:06:37,745
‫- چون گفته بودی باعث میشه کهیر بزنی
‫- همم

94
00:06:37,745 --> 00:06:39,945
‫ببین، امروز با این ماشین اجاره‌ای میریم

95
00:06:42,532 --> 00:06:45,709
‫تا... دلت بخواد جای پا داره

96
00:06:45,709 --> 00:06:49,191
‫- خیلی‌خب
‫- آره. بفرما

97
00:06:49,191 --> 00:06:52,063
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب

98
00:06:53,021 --> 00:06:55,458
‫اسکاتی...؟

99
00:06:57,721 --> 00:06:59,921
‫ناراحت بود؟

100
00:07:01,072 --> 00:07:03,292
‫می‌دونی...

101
00:07:03,292 --> 00:07:05,337
‫چیزی نبود که یکم باب اسفنجی

102
00:07:05,337 --> 00:07:08,079
‫- و آتاری دستیش از دلش درنیاره
‫- همم

103
00:07:12,344 --> 00:07:15,438
‫آشوب به‌پا شده بود، عزیزم
‫یه‌چی میگم یه‌چی می‌شنوی

104
00:07:15,957 --> 00:07:17,698
‫شانس آوردم شوکر همراهم بود

105
00:07:17,698 --> 00:07:19,743
‫البته، حالا که فکرشو می‌کردم

106
00:07:19,743 --> 00:07:22,942
‫شاید بهتر بود اونقدر با بی‌خیالی
‫ازش استفاده نمی‌کردم

107
00:07:24,400 --> 00:07:26,968
‫خب احضاریه‌ای چیزی بهت دادن؟

108
00:07:26,968 --> 00:07:28,970
‫تمام مراحل دستگیری رو طی کردن

109
00:07:28,970 --> 00:07:32,234
‫اثر انگشت، عکس

110
00:07:32,234 --> 00:07:34,543
‫یا خدا

111
00:07:34,567 --> 00:07:35,716
‫همم

112
00:07:35,716 --> 00:07:38,996
‫شانس آوردی نخواستن
‫سوراخ باسنم رو بگردن

113
00:07:42,549 --> 00:07:44,725
‫خب...

114
00:07:44,725 --> 00:07:47,945
‫مامان قضیه رو سپرده
‫به "دینیش گریوز"، پس...

115
00:07:50,687 --> 00:07:52,887
‫به مامانت گفتی؟

116
00:07:55,039 --> 00:07:58,434
‫خب، آره، آخه...

117
00:07:58,434 --> 00:08:00,741
‫دیگه چیکار باید...؟

118
00:08:00,741 --> 00:08:02,525
‫اون یه عالمه پارتی داره

119
00:08:02,525 --> 00:08:06,355
‫وکلا و قضات

120
00:08:06,355 --> 00:08:09,358
‫وقتی زنگ زدن، پلیس گفت...

121
00:08:09,358 --> 00:08:12,013
‫به یک پلیس شوکر زدی، برای همین...

122
00:08:12,013 --> 00:08:14,537
‫البته اشتباهی زدم

123
00:08:14,537 --> 00:08:16,583
‫آره. خب...

124
00:08:16,583 --> 00:08:18,933
‫دینیش میگه پلیس‌ها
‫وقتی حالشون رو می‌گیری...

125
00:08:18,933 --> 00:08:20,804
‫خیلی کفری میشن، برای همین...

126
00:08:20,804 --> 00:08:24,852
‫مطمئن نیستم حل‌وفصل کردنش
‫چقدر براش آسون باشه

127
00:08:24,852 --> 00:08:27,289
‫شاید مجبور بشی
‫یکم خدمات اجتماعی انجام بدی

128
00:08:27,289 --> 00:08:30,300
‫همم. منظورت علاوه بر 50 ساعتیه
‫که در هفته صرف جمع‌آوری اعانه

129
00:08:30,300 --> 00:08:31,989
‫برای انجمن اولیا و مربیان

130
00:08:31,989 --> 00:08:35,079
‫دختران  پیشاهنگ
‫و کتابخونه‌ی جدید می‌کنم؟

131
00:08:36,777 --> 00:08:38,977
‫آره

132
00:08:40,781 --> 00:08:42,981
‫باورم نمیشه به مادرت گفتی

133
00:08:58,276 --> 00:09:00,476
‫بگو

134
00:09:01,671 --> 00:09:03,871
‫میرم یه نگاهی بندازم

135
00:09:06,067 --> 00:09:08,504
‫- به این زودی کریسمس شده؟
‫- نه، خانم

136
00:09:08,504 --> 00:09:11,594
‫اول هالووین از راه می‌رسه
‫بعدش عید شکرگزاری

137
00:09:11,594 --> 00:09:13,596
‫این فقط برای عکس کارت تبریکه

138
00:09:13,596 --> 00:09:17,339
‫میریم روی کوه
‫و از وسط... حلقه رد میشیم

139
00:09:19,341 --> 00:09:21,343
‫بدک نشد، ها؟

140
00:09:21,343 --> 00:09:23,301
‫مطمئنی نمی‌خوای لباس دخترونه بپوشی؟

141
00:09:23,301 --> 00:09:24,781
‫اوه، گندش بزنن

142
00:09:24,781 --> 00:09:27,436
‫- کت‌وشلوار رسمی‌تره
‫- آره راست میگی

143
00:09:27,436 --> 00:09:29,003
‫فکر کنم تونستم سر و وضعم رو درست کنم

144
00:09:29,003 --> 00:09:30,744
‫عالی شدی، عزیزم

145
00:09:30,744 --> 00:09:33,485
‫- ممنون
‫- مگه نه، بابا؟

146
00:09:33,485 --> 00:09:35,879
‫اوه... خدای من

147
00:09:35,879 --> 00:09:37,925
‫حرف نداره

148
00:09:37,925 --> 00:09:40,667
‫خیلی‌خب، آماده‌ایم
‫لطفاً خانم "لاین" رو خبر کنید

149
00:09:40,667 --> 00:09:43,060
‫- هی، بیا اینجا
‫- بابا برعکس بستش؟

150
00:09:43,060 --> 00:09:45,541
‫هی، عزیزم، آجیل نداری؟

151
00:09:45,541 --> 00:09:47,238
‫دلم داره ضعف میره

152
00:09:47,238 --> 00:09:49,850
‫بعدش قراره شام بخورن
‫البته شاید برای ما نباشه

153
00:09:49,850 --> 00:09:52,050
‫اوه

154
00:09:55,682 --> 00:09:57,292
‫اومدم

155
00:09:57,292 --> 00:09:59,207
‫- داری لحظه‌ی ورودم رو خراب می‌کنی
‫- چی؟

156
00:09:59,207 --> 00:10:02,210
‫- داری...
‫- اوه. خب...

157
00:10:03,951 --> 00:10:06,151
‫اومدم

158
00:10:11,872 --> 00:10:13,830
‫خانم لاین، جای شما رو گذاشتم اینجا
‫ جلوی درخت

159
00:10:13,830 --> 00:10:15,832
‫امیدوارم قابل‌ قبول باشه

160
00:10:15,832 --> 00:10:17,355
‫نوه‌م کجاست؟

161
00:10:17,355 --> 00:10:19,401
‫- اینجام، مامان‌بزرگ
‫- کجا؟

162
00:10:19,401 --> 00:10:22,186
‫- اینجام
‫- همم

163
00:10:22,186 --> 00:10:24,232
‫چه تیپ به‌روزی

164
00:10:24,232 --> 00:10:27,148
‫دختر پسرپوش‌مون رو بذاریم وسط

165
00:10:27,148 --> 00:10:29,672
‫"وین"، تو و خانم خلافکارت
‫می‌تونین روی نیمکت بشینین

166
00:10:29,672 --> 00:10:31,413
‫"وینک" و من دو طرف می‌ایستیم

167
00:10:31,413 --> 00:10:32,980
‫خیلی‌خب

168
00:10:32,980 --> 00:10:35,417
‫و من...

169
00:10:35,417 --> 00:10:37,617
‫فقط اعضای خانواده

170
00:10:40,291 --> 00:10:42,491
‫جروم

171
00:10:48,256 --> 00:10:50,650
‫یعنی چی؟

172
00:10:50,650 --> 00:10:52,695
‫هدف نشون دادن قدرته

173
00:10:52,695 --> 00:10:56,298
‫که نشون بدیم ارزش‌های خانوادگی‌مون چیا هستن

174
00:10:58,048 --> 00:10:59,659
‫یکیش رو انتخاب کن، عزیزم

175
00:11:04,446 --> 00:11:06,013
‫عالیه

176
00:11:06,013 --> 00:11:07,579
‫خیلی‌خب

177
00:11:07,579 --> 00:11:11,758
‫آره، همه توی دوربین رو نگاه کنین

178
00:11:11,758 --> 00:11:14,238
‫و روحیه‌ی کریسمسی‌تون رو نشونم بدین

179
00:11:19,374 --> 00:11:22,072
‫وین، دادستان کل رو که یادت میاد

180
00:11:22,072 --> 00:11:23,421
‫آره

181
00:11:23,421 --> 00:11:26,207
‫دو بار بهت رای دادم

182
00:11:28,775 --> 00:11:30,515
‫از اون جک‌های انتخاباتی بود

183
00:11:30,515 --> 00:11:33,214
‫اینجور حرف‌ها چندان بامزه نیست، مگه نه؟

184
00:11:33,214 --> 00:11:35,433
‫اونم حالا که خطر کشورمون رو تهدید می‌کنه؟

185
00:11:35,433 --> 00:11:38,785
‫سر میز حرف‌های سیاسی نزنیم

186
00:11:38,785 --> 00:11:40,917
‫داشتم به میک می‌گفتم

187
00:11:40,917 --> 00:11:42,614
‫زنت خودشو توی چه دردسری انداخته

188
00:11:42,614 --> 00:11:45,922
‫- صبر کن ببینم، فکر می‌کردم...
‫- همم؟

189
00:11:45,922 --> 00:11:47,881
‫تصمیم گرفتیم فعلاً درموردش صحبت نکنیم تا...

190
00:11:47,881 --> 00:11:49,883
‫- مامان به یه پلیس شوکر زد
‫- اوه

191
00:11:49,883 --> 00:11:53,451
‫نیازی نیست الان
‫در موردش صحبت کنیم، هست؟ نه

192
00:11:54,844 --> 00:11:57,151
‫خب، همونطور که داشتم
‫به مادرشوهرت می‌گفتم

193
00:11:57,151 --> 00:11:58,979
‫یه نگاهی به پرونده می‌اندازم

194
00:11:58,979 --> 00:12:01,155
‫اعتراض دارم. فقط می‌خوام واضح و روشن بگم

195
00:12:01,155 --> 00:12:02,983
‫که هیچکدوم از حرف‌هایی که سر این میز

196
00:12:02,983 --> 00:12:05,115
‫سر هر غذایی، از جمله دسر زده میشه

197
00:12:05,115 --> 00:12:07,117
‫نباید به عنوان اعتراف به...

198
00:12:07,117 --> 00:12:08,858
‫خب، قضیه هرچی که بوده، می‌دونین...

199
00:12:08,858 --> 00:12:10,817
‫نیازی به گفتن نیست
‫که وقتی قضیه رو شنیدم

200
00:12:10,817 --> 00:12:12,949
‫بدجوری نگران شدم

201
00:12:12,949 --> 00:12:14,777
‫البته، حمله به افسر پلیس، واقعاً...

202
00:12:14,777 --> 00:12:16,910
‫حمله‌ی ادعایی

203
00:12:16,910 --> 00:12:18,302
‫اتفاقی بود

204
00:12:18,302 --> 00:12:20,502
‫جانم؟

205
00:12:21,218 --> 00:12:23,418
‫فقط میگم...

206
00:12:26,658 --> 00:12:28,530
‫هیچی مهم نیست

207
00:12:28,530 --> 00:12:32,316
‫اصلاً رفته بودی اونجا چیکار؟

208
00:12:32,316 --> 00:12:35,493
‫خب، جلسه‌ی هیئت امنای مدرسه بود

209
00:12:35,493 --> 00:12:38,279
‫- من عضو کمیته‌ی کتابخونه‌ی جدیدم
‫- همم

210
00:12:38,279 --> 00:12:41,456
‫داریم سعی می‌کنیم بودجه جمع کنیم
‫تا بخش کتاب‌های دلهره‌آور و معمایی رو گسترش بدیم

211
00:12:41,456 --> 00:12:44,676
‫- همم
‫- کتاب‌های "لی چایلد" و امثال اون

212
00:12:44,676 --> 00:12:48,855
‫نمی‌تونی مثل آدمای عادی
‫پول اهدا کنی؟

213
00:12:48,855 --> 00:12:51,466
‫بیخیال، مامان. نیازی نیست...

214
00:12:51,466 --> 00:12:53,860
‫خب، درآمد خوبی دارم، ولی...

215
00:12:53,860 --> 00:12:56,123
‫یه صندوق سرمایه داری

216
00:12:56,123 --> 00:12:58,168
‫کافیه با دینیش صحبت کنی

217
00:12:58,168 --> 00:13:00,562
‫البته نه برای کارهای بیهوده

218
00:13:00,562 --> 00:13:02,782
‫که... کتاب‌های دلهره‌آور...

219
00:13:02,782 --> 00:13:05,045
‫شاید بهتر باشه تجدیدنظر کنین

220
00:13:05,045 --> 00:13:08,483
‫یا یه فکری به ذهنم رسید

221
00:13:08,483 --> 00:13:10,485
‫داستان عامه‌پسند خودتو بنویس

222
00:13:10,485 --> 00:13:12,792
‫حالا که خودتم خلافکار شدی

223
00:13:14,750 --> 00:13:17,100
‫اوه

224
00:13:19,146 --> 00:13:21,713
‫<i>می‌دونی، رامل مرد قدبلندی نبود</i>

225
00:13:25,717 --> 00:13:28,633
‫<i>دندونت رو مسواک زدی؟</i>

226
00:13:28,633 --> 00:13:30,374
‫همم

227
00:13:30,374 --> 00:13:32,574
‫خیلی‌خب

228
00:13:35,597 --> 00:13:37,599
‫- مامان؟
‫- بله؟

229
00:13:37,599 --> 00:13:39,644
‫قراره بری زندان؟

230
00:13:39,644 --> 00:13:43,170
‫ منظورت دوباره‌ست؟ نه

231
00:13:43,170 --> 00:13:45,912
‫قضیه رو حل و فصل می‌کنیم

232
00:13:45,912 --> 00:13:48,436
‫و صبح که بلند شدی همینجا کنارتم

233
00:13:48,436 --> 00:13:50,525
‫مثل همیشه

234
00:13:50,525 --> 00:13:52,440
‫میشه بیسکوییک بخوریم؟

235
00:13:52,440 --> 00:13:55,182
‫پنکیک‌های سکه‌ایش، از همونا که دوست داری

236
00:13:56,183 --> 00:13:58,402
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

237
00:13:58,402 --> 00:13:59,792
‫خیلی‌خب

238
00:13:59,816 --> 00:14:02,407
‫دزدان دریایی

239
00:14:05,801 --> 00:14:08,001
‫<i>شروران فرومایه‌</i>

240
00:14:14,462 --> 00:14:17,595
‫می‌خوای یه عشق و حالی بکنیم؟

241
00:14:17,595 --> 00:14:19,795
‫اوه، عزیزم، من...

242
00:14:20,947 --> 00:14:22,513
‫امشب وقت خوبی نیست

243
00:14:22,513 --> 00:14:24,864
‫روز سختی داشتم

244
00:14:24,864 --> 00:14:26,648
‫مجبور شدم مثل زن‌های فرانسوی

245
00:14:26,648 --> 00:14:28,998
‫توی دستشویی مادرت
‫زیر بغلم رو دستمال بکشم

246
00:14:28,998 --> 00:14:31,566
‫اوه، آره
‫شاید از همین خوشم میاد

247
00:14:31,566 --> 00:14:33,873
‫زندانی شدنت جذابت کرده

248
00:14:35,787 --> 00:14:38,181
‫خوشحالم اینطور حس می‌کنی، جدی میگم

249
00:14:38,181 --> 00:14:39,791
‫ولی اگر الان سعی کنی بهم دست بزنی

250
00:14:39,791 --> 00:14:41,991
‫مجبور میشم به توام شوکر بزنم

251
00:14:43,360 --> 00:14:45,560
‫شیرفهم شدم

252
00:14:49,192 --> 00:14:51,455
‫اگر "بلو بلادز" نگاه کنم اذیت میشی؟

253
00:14:52,456 --> 00:14:54,656
‫راحت باش

254
00:16:04,746 --> 00:16:07,096
‫- ببین چه می‌کنه
‫- بهش قول پنکیک دادم

255
00:16:07,096 --> 00:16:09,098
‫اوه. من نمی‌خورم، عزیزم

256
00:16:09,098 --> 00:16:10,926
‫قراره مدل‌های جدید بیان

257
00:16:10,926 --> 00:16:12,319
‫می‌خوام وقتی میان توی سالن باشم

258
00:16:12,319 --> 00:16:14,974
‫- اوه
‫- اسکاتی، اتوبوس بابایی داره راه میفته

259
00:16:14,974 --> 00:16:17,174
‫اوه، خودم می‌تونم ببرمش

260
00:16:17,802 --> 00:16:19,543
‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم

261
00:16:19,543 --> 00:16:21,241
‫شاید بهتر باشه چند روزی
‫نزدیک مدرسه نشی

262
00:16:21,241 --> 00:16:24,287
‫- ولی آخه...
‫- تا اوضاع آروم بشه، ها؟

263
00:16:24,287 --> 00:16:25,419
‫بزن بریم، بچه‌جون

264
00:16:25,419 --> 00:16:26,942
‫وسایلت رو جمع کن

265
00:16:26,942 --> 00:16:29,118
‫- هنوز بیسکوییکش رو نخورده
‫- اوه

266
00:16:29,118 --> 00:16:30,728
‫نظرت چیه توی راه دونات بگیریم؟

267
00:16:30,728 --> 00:16:33,470
‫- دونات؟
‫- دونات... دیدی؟

268
00:16:33,470 --> 00:16:34,863
‫دیر برمی‌گردم

269
00:16:34,863 --> 00:16:36,473
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

270
00:16:36,473 --> 00:16:38,040
‫- بیا
‫- خیلی‌خب. اوه، ممنون

271
00:16:38,040 --> 00:16:39,476
‫بشقاب غذات رو برات می‌ذارم توی اجاق

272
00:16:39,476 --> 00:16:41,676
‫- باشه
‫- خداحافظ دخترجون

273
00:16:50,226 --> 00:16:51,706
‫<i>بفرمایید بشینید</i>

274
00:16:51,706 --> 00:16:54,013
‫<i>بیاین شروع کنیم</i>

275
00:16:54,013 --> 00:16:56,189
‫<i>ممنون. عجب</i>

276
00:16:56,189 --> 00:16:58,669
‫<i>بیننده‌های سه‌شنبه‌ای
‫که مثل بیننده‌های جمعه سرحالن</i>

277
00:16:58,669 --> 00:17:00,236
‫<i>چه عالی. آره</i>

278
00:17:00,236 --> 00:17:02,108
‫همم

279
00:17:02,108 --> 00:17:03,848
‫<i>خانم‌ها و آقایون، لطفاً یه سلام گرم</i>

280
00:17:03,848 --> 00:17:06,286
‫<i>به دوست خوبم بکنین</i>
‫<i>شی ولز" که اونجا ایستاده"</i>

281
00:17:06,286 --> 00:17:09,202
‫<i>سلام، شی -</i>
‫<i>سلام -</i>

282
00:17:09,202 --> 00:17:11,421
‫<i>کندال امروز نیومده، هنوزم داره</i>

283
00:17:11,421 --> 00:17:12,988
‫<i>استراحت می‌کنه</i>

284
00:17:12,988 --> 00:17:14,555
‫<i>...به‌خاطر عمل زانوش، برای همین</i>

285
00:17:14,555 --> 00:17:16,470
‫<i>الان برای سگ‌هاش
‫بهترین مامان دنیا شده</i>

286
00:17:16,470 --> 00:17:18,341
‫<i>بهش گفتم</i>
‫<i>"وقتی برگشتی سرکار سگ‌هات"</i>

287
00:17:18,341 --> 00:17:20,561
‫<i>"اونقدر ناراحت بشن که نگو" -</i>
‫<i>اوه، خـیـلـی ناراحت میشن -</i>

288
00:17:20,561 --> 00:17:22,519
‫ <i>الان داره لوسشون می‌کنه -</i>
‫<i>دارن عادت می‌کنن -</i>

289
00:17:22,519 --> 00:17:25,522
‫<i>که مدام خونه‌ست
‫و ازشون مراقبت می‌کنه و... آره</i>

290
00:17:25,522 --> 00:17:27,307
‫<i>دکستر که خوشش میاد
‫می‌دونی، شنیدین میگن</i>

291
00:17:27,307 --> 00:17:29,135
‫<i>بعد از یه مدت سگ‌ها شبیه </i>

292
00:17:29,135 --> 00:17:31,335
‫<i>صاحب‌هاشون می‌شن؟</i>

293
00:17:33,835 --> 00:17:35,837
‫<i>خب، حالا که حرف از سگ شد</i>

294
00:17:35,837 --> 00:17:38,448
‫<i>امروز، توی استودیو
‫خیلی خوش‌شانس هستیم</i>

295
00:17:38,448 --> 00:17:41,669
‫<i>...که روانشناس حیوانات مشهور مهمان ماست</i>

296
00:18:30,370 --> 00:18:32,570
‫با این دارم حسابی عرق می‌کنم

297
00:19:57,935 --> 00:20:00,155
‫دیگه ازش خسته شدم

298
00:20:02,201 --> 00:20:04,681
‫این زنیکه کجاست؟

299
00:21:51,701 --> 00:21:54,965
‫اوه

300
00:21:54,965 --> 00:21:57,228
‫مرده؟

301
00:22:48,802 --> 00:22:51,370
‫خانم...

302
00:22:51,370 --> 00:22:53,570
‫گفت زنده بیاریمت

303
00:22:54,242 --> 00:22:56,287
‫ولی اصلاً نگفت

304
00:22:56,287 --> 00:22:58,768
‫"همه‌ی دندون‌هاش سالم باشن"

305
00:22:58,768 --> 00:23:01,075
‫می‌گیری چی میگم؟

306
00:23:31,627 --> 00:23:33,847
‫مطمئنم زمان از دستش در رفته، عزیزم

307
00:23:41,855 --> 00:23:45,358
‫هی، رفیق، میشه ببینی کیفم رو
‫توی ماشین جا گذاشتم یا نه؟

308
00:23:58,959 --> 00:24:01,483
‫- بیارمش؟
‫- نه! من...

309
00:24:01,483 --> 00:24:03,683
‫همونجا بمون، باشه؟

310
00:24:22,417 --> 00:24:24,617
‫عزیزم؟

311
00:24:42,785 --> 00:24:44,985
‫یا خدا

312
00:25:07,157 --> 00:25:08,507
‫آقای لاین؟

313
00:25:08,507 --> 00:25:10,944
‫توی دستشویی طبقه‌ی پایین بالا آوردم

314
00:25:10,944 --> 00:25:12,946
‫خواستم بدونین که وقتی پیداش کردین

315
00:25:12,946 --> 00:25:14,730
‫بدونین کار منه

316
00:25:14,730 --> 00:25:16,689
‫گفتین اومدین خونه و در ورودی...

317
00:25:16,689 --> 00:25:20,388
‫چهارطاق باز بود
‫آره، و روی زمین... خون ریخته

318
00:25:20,388 --> 00:25:21,824
‫بری داخل می‌بینی، و...

319
00:25:21,824 --> 00:25:25,001
‫و خبری از دوروتی نیست. خبری...
‫فکر می‌کنی حالش...

320
00:25:25,001 --> 00:25:27,090
‫- ازت می‌خوام همین بیرون بمونی، آقای لاین
‫- باشه

321
00:25:27,090 --> 00:25:28,788
‫- وانت پزشکی قانونی به‌زودی می‌رسه. بهشون بگو
‫- باشه. اوه

322
00:25:28,788 --> 00:25:30,354
‫دارم یه نگاهی به داخل می‌اندازم
‫و بیان داخل

323
00:25:30,354 --> 00:25:33,749
‫آخه... اسکاتی رو فرستادم
‫خونه‌ی همسایه، برای همین...

324
00:25:33,749 --> 00:25:35,664
‫کار خوبی کردین

325
00:25:35,664 --> 00:25:37,623
‫- با گوشی خانمت تماس گرفتی؟
‫- آره. اولین کارم همین بود

326
00:25:37,623 --> 00:25:39,668
‫روی پیشخون آشپزخونه‌ست...

327
00:25:39,668 --> 00:25:43,324
‫آخه... اگر اتفاقی براش افتاده باشه...

328
00:25:45,326 --> 00:25:47,154
‫بیاین فعلاً فکر و خیال نکنیم

329
00:25:47,154 --> 00:25:49,354
‫میرم یه نگاهی به خونه بندازم

330
00:25:51,854 --> 00:25:54,553
‫اوه! یجور کلاه سوخته هم هست

331
00:25:54,553 --> 00:25:56,753
‫طبقه‌ی بالاست

332
00:26:36,246 --> 00:26:38,248
‫یعنی چی؟

333
00:26:38,248 --> 00:26:40,555
‫<i>خب، به‌نظرم باید فرض رو بر این بذاریم
‫که آدم‌ربایی بوده</i>

334
00:26:40,555 --> 00:26:42,949
‫- یعنی زنده‌ست؟
‫- فعلاً

335
00:26:46,126 --> 00:26:48,302
‫داری گریه می‌کنی؟

336
00:26:48,302 --> 00:26:50,652
‫- نه
‫- خب، فکر کنم تا 48 ساعت آینده

337
00:26:50,652 --> 00:26:52,611
‫درخواست باج بکنن

338
00:26:52,611 --> 00:26:55,831
‫- احتمالاً مبلغ بالایی هم بخوان
‫- اوه

339
00:26:55,831 --> 00:26:57,920
‫می‌دونین، با هزینه‌ی مدرسه‌ی اسکاتی
‫و خودروهای جدیدمون

340
00:26:57,920 --> 00:27:00,488
‫حقیقتش الان چندان پول ندارم

341
00:27:00,488 --> 00:27:02,969
‫وین. پولدار خانواده منم

342
00:27:04,274 --> 00:27:06,059
‫ولی اینکه چرا فکر کردن
‫حاضرم به‌خاطر...

343
00:27:06,059 --> 00:27:08,304
‫یه زنیکه‌ی بی‌ارزش
‫که پسرم حامله کرده پول هنگفت بدم...

344
00:27:08,304 --> 00:27:09,889
‫هی، این حرفت...

345
00:27:09,889 --> 00:27:13,109
‫مامان، داری در مورد زنم صحبت می‌کنی

346
00:27:13,109 --> 00:27:16,156
‫بچه‌بازی درنیار
‫توی جمع آدم‌ بزرگ‌ها نشستی

347
00:27:16,156 --> 00:27:20,639
‫چقدر پول نقد می‌تونیم جمع کنیم؟
‫اگر مجبور شدیم؟

348
00:27:20,639 --> 00:27:22,815
‫خب، مشکل پولش نیست

349
00:27:22,815 --> 00:27:24,555
‫به‌خاطر نوسانات قیمت بازار

350
00:27:24,555 --> 00:27:26,601
‫شرکت الان سرمایه‌ی زیادی داره

351
00:27:26,601 --> 00:27:28,821
‫و بیمه‌ی آدم‌ربایی هم دارین

352
00:27:28,821 --> 00:27:30,518
‫- اوه
‫- نداره؟

353
00:27:30,518 --> 00:27:32,172
‫هم داخلی هم خارجی

354
00:27:32,172 --> 00:27:33,782
‫داریم بررسی می‌کنیم

355
00:27:33,782 --> 00:27:35,218
‫شامل عروس هم میشه یا نه

356
00:27:35,218 --> 00:27:37,134
‫نه، مشکل اصلی روندیه که در پیش می‌گیریم

357
00:27:38,134 --> 00:27:40,136
‫بریم به اف‌بی‌آی خبر بدیم

358
00:27:40,136 --> 00:27:42,617
‫یا یک تیم مذاکره‌ کننده‌ی
‫گروگان‌گیری خصوصی بیاریم؟

359
00:27:42,617 --> 00:27:44,706
‫می‌خوام قضیه رو مسکوت نگه دارم

360
00:27:44,706 --> 00:27:47,883
‫به‌قدر کافی کارمندهای مسخره‌ی دولت
‫ اطراف‌مون می‌چرخن

361
00:27:47,883 --> 00:27:50,146
‫و برامون رئیس‌بازی درمیارن

362
00:28:14,475 --> 00:28:16,675
‫من برگشتم

363
00:28:33,279 --> 00:28:37,241
‫« فروشگاه "سیرز" »
‫« بدهی معوقه »

364
00:28:48,252 --> 00:28:51,255
‫« بدهی معوقه »

365
00:28:54,466 --> 00:28:57,636
‫« بدهی معوقه‌ی قبوض »

366
00:29:02,218 --> 00:29:05,439
‫خب، عزیزم، میرم بخوابم

367
00:29:05,439 --> 00:29:07,963
‫باید فردا صبح زود بیدار بشم
‫چون پرونده‌ی مهمی دستمه

368
00:29:07,963 --> 00:29:10,096
‫فکر می‌کنیم قضیه آدم‌ربایی باشه

369
00:29:10,096 --> 00:29:12,272
‫پزشکی قانونی دو گروه خونی متفاوت پیدا کرده

370
00:29:12,272 --> 00:29:13,752
‫که مال قربانی نیستن

371
00:29:13,752 --> 00:29:16,711
‫- عجب
‫- آره

372
00:29:17,668 --> 00:29:19,061
‫بازم توپ میره سمت راست

373
00:29:19,061 --> 00:29:22,111
‫فکر کنم دارم شونه‌م رو پایین می‌گیرم

374
00:29:23,413 --> 00:29:25,613
‫برای مسابقات منطقه نام‌نویسی کردی؟

375
00:29:26,112 --> 00:29:28,312
‫دو هزار و پونصد دلار

376
00:29:29,202 --> 00:29:30,551
‫نه بابا

377
00:29:30,551 --> 00:29:31,944
‫آره خیلیه

378
00:29:31,944 --> 00:29:33,467
‫خب، عزیزم
‫لازم نیست بهت بگم که...

379
00:29:33,467 --> 00:29:36,086
‫- می‌دونم
‫- سیرز برامون اخطار نهایی پرداخت بدهی فرستاده

380
00:29:36,086 --> 00:29:37,210
‫و وام مسکن...

381
00:29:37,210 --> 00:29:39,410
‫گفتم می‌دونم

382
00:29:39,952 --> 00:29:42,258
‫لطفاً جبهه نگیر

383
00:29:42,258 --> 00:29:45,000
‫فقط یخورده زیادی خرج کردیم

384
00:29:45,000 --> 00:29:46,262
‫- بابت این شبیه‌ساز و اینا
‫- بهت که گفتم

385
00:29:46,262 --> 00:29:47,698
‫برای ماه‌های زمستون بهش نیاز دارم

386
00:29:47,698 --> 00:29:49,570
‫البته

387
00:29:49,570 --> 00:29:52,747
‫نمیگم خرج اضافی بوده

388
00:29:52,747 --> 00:29:56,359
‫فقط... شاید بهتر باشه
‫دوباره توی "رد اپل"

389
00:29:56,359 --> 00:29:58,361
‫چند تا شیفت برداری

390
00:29:58,361 --> 00:30:00,059
‫یا همونطور که در موردش صحبت کردیم

391
00:30:00,059 --> 00:30:02,061
‫شاید بتونی رشته‌ی رادیولوژی رو ادامه بدی

392
00:30:02,061 --> 00:30:04,541
‫می‌دونی، محض احتیاط

393
00:30:06,587 --> 00:30:08,763
‫نیازی به احتیاط ندارم

394
00:30:08,763 --> 00:30:10,765
‫تو به شغل رویایی خودت رسیدی

395
00:30:10,765 --> 00:30:13,507
‫و من... من خیلی به مال خودم نزدیک شدم

396
00:30:13,507 --> 00:30:16,118
‫می‌دونی، توی هیلتون‌هد دوم شدم

397
00:30:16,118 --> 00:30:18,904
‫خب، همونطور که گفتم
‫باید فردا صبح زود بیدار بشم

398
00:30:20,775 --> 00:30:22,975
‫بهت افتخار می‌کنم

399
00:30:23,560 --> 00:30:26,825
‫ممنون. تو نمیای؟

400
00:30:26,825 --> 00:30:30,176
‫چند دقیقه دیگه میام
‫می‌خوام چند دست دیگه بزنم

401
00:31:10,172 --> 00:31:13,175
‫هیس. خفه‌خون بگیر دیگه

402
00:31:13,175 --> 00:31:15,482
‫صورتم. اوه...

403
00:31:15,482 --> 00:31:17,614
‫صورتت سرجاشه. اینقدر آه و ناله نکن

404
00:31:17,614 --> 00:31:19,355
‫چرا ماشین اینقدر مه‌آلوده؟

405
00:31:19,355 --> 00:31:21,555
‫چشمم

406
00:31:26,840 --> 00:31:28,887
‫می‌ترسم نگاه کنم

407
00:31:29,975 --> 00:31:31,203
‫جفت

408
00:31:31,227 --> 00:31:32,669
‫چشمات

409
00:31:32,694 --> 00:31:34,736
‫سرجاشه

410
00:31:34,936 --> 00:31:37,852
‫میشه منو ببری پیش دام‌پزشک؟

411
00:31:42,422 --> 00:31:44,119
‫چی؟

412
00:31:44,119 --> 00:31:46,600
‫می‌دونی، مثل توی فیلم‌ها

413
00:31:46,600 --> 00:31:49,603
‫چون اونا هم دکترن، ولی دکتر حیواناتن

414
00:31:49,603 --> 00:31:52,475
‫باید بری بیمارستان

415
00:31:55,652 --> 00:31:57,611
‫همچین جای سوختگی

416
00:31:57,611 --> 00:32:00,222
‫جاش عفونت می‌کنه

417
00:32:01,267 --> 00:32:02,485
‫شاید حتی به مغزت هم برسه

418
00:32:02,485 --> 00:32:04,685
‫- خفه‌شو
‫- مغزمو لازم دارم

419
00:32:05,488 --> 00:32:07,908
‫من که بعید می‌دونم

420
00:32:45,833 --> 00:32:48,033
‫قضیه چیه؟

421
00:32:51,099 --> 00:32:53,449
‫وانت رو از کجا آوردی؟

422
00:32:54,711 --> 00:32:57,366
‫دزدیدمش، همونطور که خودت گفتی
‫از "سنت‌کلاود"

423
00:32:57,366 --> 00:32:59,281
‫از کی دزدیدیش؟

424
00:32:59,281 --> 00:33:02,118
‫چه می‌دونم. از دم خونه‌ی یه یارویی

425
00:33:14,035 --> 00:33:15,598
‫یا خدا

426
00:33:15,622 --> 00:33:17,082
‫چیکار کنیم؟

427
00:33:17,082 --> 00:33:18,648
‫- خفه‌شو
‫- چیکار کنیم؟

428
00:33:18,648 --> 00:33:20,848
‫خفه‌شو

429
00:33:54,162 --> 00:33:57,122
‫یه کالیبر 38 توی داشبورد هست

430
00:33:58,427 --> 00:34:00,627
‫و تو... فکری به سرت نزنه...

431
00:34:02,040 --> 00:34:04,240
‫یا خدا

432
00:34:05,913 --> 00:34:07,045
‫- هی...
‫- اوه خدا

433
00:34:07,045 --> 00:34:09,245
‫حالت خوبه، خانم؟

434
00:34:17,968 --> 00:34:20,168
‫گندش بزنن! اوه...

435
00:34:24,671 --> 00:34:28,109
‫افسر تیر خورده!
‫تکرار می‌کنم، افسر تیر خورده!

436
00:34:34,985 --> 00:34:37,466
‫یا قمر بنی هاشم

437
00:34:47,650 --> 00:34:49,850
‫بیا دیگه

438
00:35:15,896 --> 00:35:17,202
‫<i>معاون کلانتر</i>

439
00:35:17,202 --> 00:35:19,334
‫"ویت فار" هستم، دارم فرار می‌کنم

440
00:35:19,334 --> 00:35:21,945
‫مظنونین دنبالم هستن

441
00:35:21,945 --> 00:35:23,904
‫دو تیرانداز سوار...

442
00:35:23,904 --> 00:35:26,472
‫یک وانت اف250 سبز تیره

443
00:35:41,965 --> 00:35:43,706
‫هی، هی، هی، هی
‫وایسا، وایسا، وایسا

444
00:35:43,706 --> 00:35:46,056
‫نه

445
00:35:47,275 --> 00:35:49,475
‫اوه...

446
00:36:45,507 --> 00:36:48,945
‫پسر، بخواب زمین تا کله‌ت نترکیده

447
00:36:50,904 --> 00:36:52,514
‫- در پشتی دارین؟
‫- نه

448
00:36:52,514 --> 00:36:54,168
‫تف توش

449
00:36:54,168 --> 00:36:56,823
‫جعبه‌ی کمک‌های اولیه چی؟

450
00:36:58,912 --> 00:37:01,112
‫اوه...

451
00:37:02,263 --> 00:37:04,396
‫- باز شو دیگه!
‫- بذار بهت کمک کنم

452
00:37:04,396 --> 00:37:05,745
‫چیزی نیست، چیزی نیست

453
00:37:05,745 --> 00:37:07,945
‫چیزی نیست

454
00:37:08,791 --> 00:37:10,991
‫بذار بهت کمک کنم

455
00:37:14,841 --> 00:37:17,841
‫خونسردیت رو حفظ کن
‫نیروی کمکی به‌زودی از راه می‌رسه

456
00:37:22,414 --> 00:37:24,546
‫زخم پات رو ببند
‫من میرم یه نگاهی به درها می‌اندازم

457
00:37:24,546 --> 00:37:26,461
‫فروشنده گفت در پشتی ندارن

458
00:37:26,461 --> 00:37:27,593
‫اون پشت یه دستشویی هست

459
00:37:27,593 --> 00:37:28,985
‫حتماً پنجره داره

460
00:37:28,985 --> 00:37:31,849
‫آها، آره. آره، فکر خوبی بود

461
00:37:53,096 --> 00:37:55,296
‫همم...

462
00:38:07,807 --> 00:38:09,983
‫زنده می‌مونی؟

463
00:38:09,983 --> 00:38:12,202
‫آره، دووم میارم

464
00:38:12,202 --> 00:38:14,402
‫دووم میارم. اوه

465
00:39:36,069 --> 00:39:38,269
‫خدایا

466
00:39:51,606 --> 00:39:53,806
‫اوه...

467
00:40:02,922 --> 00:40:06,012
‫هی، هی

468
00:40:06,012 --> 00:40:08,101
‫اونجا اسلحه‌ای نداری؟

469
00:40:08,101 --> 00:40:11,626
‫شات‌گان؟ لوله‌ی آهنی؟

470
00:40:11,626 --> 00:40:13,846
‫بوق دستی دارم

471
00:40:13,846 --> 00:40:17,110
‫- چی داری؟
‫- بوق دستی؟ از اونا...

472
00:40:17,110 --> 00:40:19,199
‫که یه قوطی پر از باده
‫و دکمه‌ش رو فشار میدی

473
00:40:19,199 --> 00:40:21,399
‫و...

474
00:43:35,743 --> 00:43:36,962
‫اوه!

475
00:43:36,962 --> 00:43:39,162
‫گندش بزنن

476
00:44:02,335 --> 00:44:04,835
‫دارم خون زیادی از دست میدم

477
00:44:23,835 --> 00:44:26,098
‫حتماً خورده به شاهرگ

478
00:44:35,498 --> 00:44:38,066
‫گمونم یکی از مظنون‌ها توی دستشویی بوده؟

479
00:44:45,813 --> 00:44:49,251
‫اینو می‌ذارم اینجا. خب؟ باشه؟

480
00:44:50,949 --> 00:44:52,167
‫خیلی‌خب

481
00:44:52,167 --> 00:44:54,256
‫حالا می‌پیچونمش

482
00:44:54,256 --> 00:44:56,911
‫باشه؟

483
00:44:56,911 --> 00:45:00,045
‫خیلی‌خب
‫چیزی نیست. چیزی نیست

484
00:45:00,045 --> 00:45:02,245
‫- می‌تونی نگهش داری؟ آره؟
‫- آره

485
00:45:07,182 --> 00:45:09,402
‫این کارها رو از کجا یاد گرفتی؟

486
00:45:11,317 --> 00:45:14,017
‫اولین باری نیست فرار می‌کنم

487
00:45:14,799 --> 00:45:17,236
‫اوه، شرمنده

488
00:45:19,542 --> 00:45:22,197
‫میشه حداقل اسمت رو بهم بگی؟

489
00:45:22,197 --> 00:45:25,157
‫خیلی‌خب. حالت خوب میشه

490
00:45:27,768 --> 00:45:30,205
‫یارو دومیه کجاست؟

491
00:45:30,205 --> 00:45:32,599
‫دم در ورودیه

492
00:45:32,599 --> 00:45:34,799
‫زنده‌ست؟

493
00:46:17,383 --> 00:46:20,125
‫سواره‌نظام اومد

494
00:46:20,125 --> 00:46:22,823
‫بیا کنارم تا بهت...

495
00:46:25,957 --> 00:46:29,699
‫اوه

496
00:46:29,699 --> 00:46:31,963
‫وقتی قضیه تمام شد
‫میگم بهت مدال بدن

497
00:46:31,963 --> 00:46:33,486
‫اوه

498
00:46:33,486 --> 00:46:35,880
‫یجور تقدیرنامه‌ای چیزی، می‌دونی؟

499
00:46:38,796 --> 00:46:41,807
‫نشان شجاعت شهروندی و از این حرفا

500
00:47:56,917 --> 00:47:59,117
‫مامانتو برمی‌گردونیم

501
00:50:23,237 --> 00:50:25,437
‫اوه. سلام، عزیزم

502
00:50:26,762 --> 00:50:28,895
‫می‌خواستم مطمئن بشم اسکاتی...

503
00:50:28,895 --> 00:50:31,419
‫خب، دیروز نتونست بیسکوییک بخوره

504
00:50:31,419 --> 00:50:33,619
‫اوه، عزیزم

505
00:50:35,162 --> 00:50:37,362
‫اوه، خدایا، داری خونریزی می‌کنی

506
00:50:37,556 --> 00:50:38,948
‫واقعاً؟

507
00:50:38,948 --> 00:50:42,169
‫اوه، اینجا رو باش

508
00:50:42,169 --> 00:50:45,651
‫چقدر من خنگولم

509
00:50:45,651 --> 00:50:49,089
‫خب، چه اتفاقی افتاد؟

510
00:50:49,089 --> 00:50:50,221
‫کسی به‌زور وارد خونه شد؟

511
00:50:50,221 --> 00:50:52,658
‫اون... اون خون‌هایی که ریخته بود...

512
00:50:52,658 --> 00:50:55,530
‫و اون موها؟

513
00:50:55,530 --> 00:50:57,837
‫اوه، عزیزم، حالت... حالت خوبه؟

514
00:50:57,837 --> 00:51:00,318
‫اینقدر شلوغش نکن

515
00:51:00,318 --> 00:51:01,623
‫حتماً چند ساعت پیش

516
00:51:01,623 --> 00:51:04,670
‫پام اشتباهی زخم شده، همین

517
00:51:04,670 --> 00:51:06,324
‫و، خب...

518
00:51:06,324 --> 00:51:09,675
‫می‌دونی، دیروز روز سختی بود

519
00:51:09,675 --> 00:51:11,981
‫برای همین گفتم
‫بهتره برم یه جایی

520
00:51:11,981 --> 00:51:14,481
‫که اعصابم آروم بشه

521
00:51:14,767 --> 00:51:17,987
‫ولی، آخه...

522
00:51:17,987 --> 00:51:19,554
‫دو گروه خونی پیدا کردن

523
00:51:19,554 --> 00:51:23,254
‫- آره
‫- گروه خونی "او منفی" و...

524
00:51:23,254 --> 00:51:25,865
‫خب، اون یکی یادم رفته
‫ولی گروه خونی تو نبود

525
00:51:25,865 --> 00:51:29,042
‫و اون... اون ماسک اسکیه

526
00:51:29,042 --> 00:51:31,653
‫- که سوخته بود و اینا؟
‫- آره

527
00:51:31,653 --> 00:51:33,438
‫بعضی از لباس‌های زمستونی رو آوردم بیرون

528
00:51:33,438 --> 00:51:35,222
‫چون زمستون داره از راه می‌رسه

529
00:51:35,222 --> 00:51:37,311
‫- خب؟
‫- و گمونم زیادی

530
00:51:37,311 --> 00:51:40,271
‫به اتوی مو نزدیکش کردم و...

531
00:51:40,271 --> 00:51:42,055
‫اوه...

532
00:51:42,055 --> 00:51:44,318
‫حتماً فکر می‌کنی خیلی خنگم

533
00:51:44,318 --> 00:51:47,408
‫اوه، نه. نه، معلومه...

534
00:51:47,408 --> 00:51:48,540
‫معلومه که نه، فقط...

535
00:51:48,540 --> 00:51:50,455
‫منظورت...

536
00:51:50,455 --> 00:51:53,327
‫منظورت چیه؟ آخه پلیس اومده بود اینجا

537
00:51:53,327 --> 00:51:57,418
‫اون خانم هندیه، گفت...

538
00:51:57,418 --> 00:52:00,073
‫"به‌زور ربوده شده"
‫اینو گفت... و بعد...

539
00:52:00,073 --> 00:52:01,770
‫رفتم خونه‌ی مامانم
‫که ببینیم چطوری پول بدیم...

540
00:52:01,770 --> 00:52:03,642
‫به مامانت گفتی؟

541
00:52:03,642 --> 00:52:07,428
‫آره، عزیزم، آخه...

542
00:52:07,428 --> 00:52:08,908
‫تو رو دزدیده بودن

543
00:52:08,908 --> 00:52:11,108
‫اینقدر اینو نگو

544
00:52:11,867 --> 00:52:13,130
‫روز بدی داشتم

545
00:52:13,130 --> 00:52:15,436
‫نیاز داشتم اعصابم آروم بشه

546
00:52:16,524 --> 00:52:18,918
‫مگه وقتی رفتم خونه به‌هم ریخته بود؟

547
00:52:18,918 --> 00:52:21,118
‫خاک بر سرم

548
00:52:23,879 --> 00:52:27,448
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫زن بی‌نقص، همسر بی‌نقص...

549
00:52:27,448 --> 00:52:30,103
‫مادر بی‌نقصی هستم...

550
00:52:30,103 --> 00:52:33,672
‫ولی، می‌دونی
‫حتی منم یه‌جا طاقتم طاق میشه

551
00:52:56,085 --> 00:52:58,827
‫خب، می‌خوای میز صبحونه رو بچینی؟

552
00:52:58,827 --> 00:53:01,178
‫باید مطمئن بشیم اسکاتی
‫ویتامین‌ها و مواد مغذی کافی

553
00:53:01,178 --> 00:53:04,137
‫برای مدرسه به‌دست میاره
‫صبحونه مهم‌ترین غذای روزه

554
00:53:04,161 --> 00:53:21,161
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

555
00:53:21,185 --> 00:53:35,185
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

