﻿1
00:00:00,981 --> 00:00:10,981
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:11,005 --> 00:00:16,005
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:16,640 --> 00:00:18,995
‫آنچه گذشت...

4
00:00:21,890 --> 00:00:23,480
‫باید تصمیم بگیریم

5
00:00:23,480 --> 00:00:24,560
‫از این به بعد کجا زندگی کنی

6
00:00:24,560 --> 00:00:26,160
‫فکر نکنم آدم بدی باشه

7
00:00:26,480 --> 00:00:28,780
‫اگر اشکال نداره
‫می‌خواد اینجا زندگی کنه

8
00:00:28,780 --> 00:00:31,030
‫- پیش تو
‫- باشه. حتماً

9
00:00:34,820 --> 00:00:38,490
‫اَبی! بس کن! نه، نه!

10
00:00:38,490 --> 00:00:41,160
‫سلام اَبز
‫بدجوری کمک لازم دارم

11
00:00:41,160 --> 00:00:42,870
‫نـه! هی! هی!

12
00:00:46,790 --> 00:00:49,090
‫الجین، دلم نمی‌خواد
‫ازت متنفر باشم

13
00:00:49,090 --> 00:00:51,420
‫اینجا از جفتمون سوءاستفاده کرد

14
00:00:51,420 --> 00:00:54,550
‫بابت یه کاری ازت کمک می‌خوام

15
00:00:54,550 --> 00:00:56,300
‫فکر کنم یکم دیگه لازم داریم

16
00:00:56,300 --> 00:00:59,310
‫پس همینطوری... میری داخل؟

17
00:00:59,310 --> 00:01:01,640
‫بعدش بابام رو پیدا می‌کنم
‫ایتن بهش میگه داستان‌گردی

18
00:01:01,640 --> 00:01:03,350
‫توی یکی از کتاب‌هاش
‫در موردش خونده

19
00:01:03,350 --> 00:01:05,140
‫و تمام کتاب‌هاش
‫الان زیر آوار خونه‌ست

20
00:01:05,140 --> 00:01:07,060
‫گندش بزنن!

21
00:01:07,060 --> 00:01:08,360
‫کیف رو دیدم

22
00:01:08,360 --> 00:01:09,650
‫عنوان‌هاشون چیه؟

23
00:01:09,650 --> 00:01:12,030
‫"گولیگاگ بزرگ"
‫"کرامناکل"

24
00:01:12,030 --> 00:01:13,740
‫جید، بگو یه راهی پیدا کردی

25
00:01:13,740 --> 00:01:16,110
‫بهترین کاری که ازم برمیاد

26
00:01:16,110 --> 00:01:18,570
‫اینه که یه راهی برای بیرون کشیدن
‫چیزایی که توی ذهنمه پیدا کنم

27
00:01:18,570 --> 00:01:21,080
‫هنری گفت میراندا
‫بعد از اینکه یه بار اسید مصرف کردن

28
00:01:21,080 --> 00:01:23,120
‫شروع کرد به دیدن اینجا

29
00:01:23,120 --> 00:01:25,830
‫اگر برای اون جواب داده
‫منطقیه که برای منم جواب بده

30
00:01:27,500 --> 00:01:30,300
‫شبی که رسیدیم اینجا
‫یه خوابی دیدی

31
00:01:30,300 --> 00:01:32,050
‫- دریاچه‌ی اشک‌ها؟
‫- همین‌جاست

32
00:01:32,050 --> 00:01:34,090
‫و ازت می‌خوام پیداش کنی

33
00:01:34,090 --> 00:01:35,930
‫- شاید جید بتونه کمک‌مون کنه
‫- جید؟

34
00:01:35,930 --> 00:01:37,470
‫دریاچه‌ی چی؟

35
00:01:37,470 --> 00:01:39,430
‫چرا داشتی مراقبه می‌کردی؟

36
00:01:39,430 --> 00:01:41,850
‫می‌خواستم یه چیزی که قبلاً می‌دونستم
‫یادم بیاد

37
00:01:41,850 --> 00:01:43,520
‫هی، ویکتور
‫باید بریم دریاچه رو پیدا کنیم

38
00:01:46,890 --> 00:01:48,100
‫ویکتور!

39
00:01:48,100 --> 00:01:49,860
‫هی، بگو ببینم چی شده پسرم

40
00:01:51,270 --> 00:01:52,921
‫به خودم گفتم واقعی نیست

41
00:01:52,921 --> 00:01:54,570
‫به خودم گفتم واقعی نیست

42
00:01:58,950 --> 00:02:01,660
‫زنم، میراندا

43
00:02:01,660 --> 00:02:05,790
‫چیزهایی که اینجا دیده بود رو کشید

44
00:02:05,790 --> 00:02:09,080
‫یکی از چیزایی که کشید
‫مردی با کت‌و‌شلوار زرد بود

45
00:02:09,080 --> 00:02:13,210
‫یعنی میگی ممکنه این
‫همون کت‌وشلوار باشه؟

46
00:02:13,210 --> 00:02:15,420
‫چندان کس دیگه‌ای
‫با کت‌وشلوار زرد روشن

47
00:02:15,420 --> 00:02:16,920
‫اینجا واسه خودش نمی‌گرده

48
00:02:16,920 --> 00:02:18,430
‫خب، مشخصه که ویکتور شناختش

49
00:02:18,430 --> 00:02:19,890
‫شناختن که هیچ

50
00:02:19,890 --> 00:02:21,600
‫به چشم دیدم یه مرد بالغ
‫شلوارش رو خیس کرد

51
00:02:21,600 --> 00:02:23,850
‫سوالم اینه که
‫اگر کت‌وشلوارش اینجاست

52
00:02:23,850 --> 00:02:26,560
‫پس کسی که اینو می‌پوشیده کجاست؟

53
00:02:26,560 --> 00:02:27,730
‫شاید مدت‌ها پیش مُرده

54
00:02:27,730 --> 00:02:29,440
‫از کجا معلوم؟ شاید کت‌وشلواره

55
00:02:29,440 --> 00:02:31,270
‫سال‌ها توی جنگل افتاده بوده

56
00:02:31,270 --> 00:02:32,860
‫اینقدر نزدیک شهر؟

57
00:02:32,860 --> 00:02:34,150
‫از صد متری مشخصه

58
00:02:34,150 --> 00:02:35,820
‫خب شاید اون موجوداتی
‫که شب‌ها میان بیرون

59
00:02:35,820 --> 00:02:37,280
‫گذاشتنش اونجا
‫که با ذهن‌مون بازی کنن

60
00:02:37,280 --> 00:02:39,740
‫- بیخیال بابا
‫- منظورم اینه که، چیزی نمی‌دونیم

61
00:02:39,740 --> 00:02:41,910
‫بهترین کاری که الان می‌تونیم بکنیم
‫اینه که با ویکتور صحبت کنیم

62
00:02:41,910 --> 00:02:43,620
‫خودم... خودم میرم
‫خودم باهاش حرف می‌زنم

63
00:02:43,620 --> 00:02:45,040
‫نه، شاید بهتر باشه همه‌مون...

64
00:02:45,040 --> 00:02:48,790
‫خودم... خودم با پسرم صحبت می‌کنم

65
00:02:48,790 --> 00:02:50,420
‫تنهایی

66
00:02:51,670 --> 00:02:53,210
‫باشه

67
00:02:53,210 --> 00:02:54,420
‫اگر حرف دیگه‌ای ندارین...

68
00:02:54,420 --> 00:02:56,020
‫- نه، بفرما
‫- خیلی‌خب

69
00:02:59,130 --> 00:03:02,350
‫اون پسربچه، که لباس سفید پوشیده بود

70
00:03:02,350 --> 00:03:06,850
‫بهمون گفت وقت‌مون داره تموم میشه

71
00:03:06,850 --> 00:03:09,100
‫چهل سال تمام...

72
00:03:09,100 --> 00:03:12,400
‫اون پسر چیزی جز یه نقاشی
‫توی زیرزمین خونه‌م نبود

73
00:03:12,400 --> 00:03:15,530
‫این کت‌وشلوار، اینجا...

74
00:03:15,530 --> 00:03:17,820
‫همه‌شون نقاشی‌هایی توی
‫زیرزمین خونه‌م بودن، و حالا...

75
00:03:22,030 --> 00:03:24,200
‫فکر کنم بخشی از وجودم

76
00:03:24,200 --> 00:03:27,950
‫هنوزم داشت سعی می‌کرد تظاهر کنه
‫این قضایا عادیه

77
00:03:35,340 --> 00:03:39,380
‫خبر داره؟ در مورد زنش؟

78
00:03:39,380 --> 00:03:40,980
‫در مورد تو؟

79
00:03:43,010 --> 00:03:44,640
‫خودمون هم نمی‌دونیم واقعیه یا نه

80
00:03:44,640 --> 00:03:46,720
‫واقعیه

81
00:03:46,720 --> 00:03:48,850
‫نه. نه، تابیتا درست میگه

82
00:03:48,850 --> 00:03:51,310
‫باید کاملاً مطمئن بشیم

83
00:03:51,310 --> 00:03:53,810
‫تو چیزی به فاطیما گفتی؟

84
00:03:53,810 --> 00:03:55,610
‫نه، همین الانشم بقدر کافی مشغله داره

85
00:03:55,610 --> 00:03:58,150
‫خیلی‌خب، پس تمام کسایی که می‌دونن
‫الان توی این اتاقن

86
00:03:58,150 --> 00:04:01,280
‫بیاین فعلاً به کس دیگه‌ای نگیم، باشه؟

87
00:04:01,280 --> 00:04:02,490
‫باشه

88
00:04:02,490 --> 00:04:04,280
‫مرد زردپوش...

89
00:04:04,280 --> 00:04:06,200
‫اگر میراندا تونسته نقاشی اونو بکشه...

90
00:04:06,200 --> 00:04:07,950
‫یعنی جواب اینکه کیه

91
00:04:07,950 --> 00:04:09,830
‫ممکنه یه جایی توی ذهنت باشه

92
00:04:09,830 --> 00:04:12,960
‫اگر باز بخاطر قارچ‌های کوفتیت میگی...

93
00:04:12,960 --> 00:04:16,790
‫بوید، واقعاً مشکلی نداری
‫که قارچ‌های روان‌گردانی

94
00:04:16,790 --> 00:04:19,090
‫که توی یه جنگل ترسناک پیدا کرده بخوره؟

95
00:04:19,090 --> 00:04:21,380
‫چرا، دانا، مشکل دارم

96
00:04:21,380 --> 00:04:23,680
‫با اینم مشکل دارم
‫که هر روز صبح از خواب بیدار بشم

97
00:04:23,680 --> 00:04:26,010
‫و اجساد جدید رو بشمارم

98
00:04:26,010 --> 00:04:29,310
‫تو مشکلی با این نداری؟
‫داریم می‌بازیم، خب؟

99
00:04:29,310 --> 00:04:30,640
‫این حرف رو اون بیرون نمی‌زنم

100
00:04:30,640 --> 00:04:34,400
‫ولی اینجا میگم...
‫این بازی هرچی که هست...

101
00:04:34,400 --> 00:04:36,980
‫داریم توش می‌بازیم

102
00:04:36,980 --> 00:04:38,730
‫و حالا اون پسره‌ی سفیدپوش عجیب‌غریب

103
00:04:38,730 --> 00:04:41,360
‫یهویی سروکله‌ش پیدا شده
‫و به تابیتا گفته وقت‌مون داره تموم میشه

104
00:04:41,360 --> 00:04:43,680
‫و هنوزم قوانین کوفتی بازی رو نمی‌دونیم

105
00:04:46,240 --> 00:04:49,200
‫اگر جوابی توی ذهنش باشه
‫هر جوابی...

106
00:04:49,200 --> 00:04:52,120
‫باید بکشیمشون بیرون، خب؟

107
00:04:52,120 --> 00:04:53,830
‫منم پیشش می‌مونم

108
00:04:53,830 --> 00:04:56,170
‫اگر مشکلی پیش اومد، من هستم

109
00:04:56,170 --> 00:04:58,040
‫خب، موفق باشین

110
00:04:58,540 --> 00:05:00,210
‫الیس، مردم منتظرن

111
00:05:00,210 --> 00:05:02,090
‫برن اقامتگاه غذا جمع کنن

112
00:05:02,090 --> 00:05:04,010
‫مردم هنوزم غذا لازم دارن

113
00:05:05,300 --> 00:05:08,350
‫و تو، اگر این‌کارو بکنی...

114
00:05:08,350 --> 00:05:11,680
‫اگر مواد بزنی...

115
00:05:11,680 --> 00:05:13,390
‫می‌دونی که ممکنه
‫مثل سابق نشی، مگه نه؟

116
00:05:14,600 --> 00:05:16,270
‫آره

117
00:05:18,440 --> 00:05:19,980
‫یالا. بزن بریم

118
00:05:19,980 --> 00:05:21,580
‫باشه

119
00:05:26,660 --> 00:05:30,660
‫بوید، میشه لطفاً یه دقیقه تنهامون بذاری؟

120
00:05:30,660 --> 00:05:32,620
‫چی؟ آره. حتماً

121
00:05:32,620 --> 00:05:34,460
‫حتماً. آره

122
00:05:48,220 --> 00:05:49,820
‫بیا تو

123
00:05:52,560 --> 00:05:54,560
‫امیدوارم بیدارت نکرده باشم

124
00:05:54,560 --> 00:05:56,310
‫چندان خواب نرفتم

125
00:05:56,310 --> 00:05:58,560
‫اوایلی که رسیدم
‫منم خواب نمی‌رفتم

126
00:05:59,560 --> 00:06:02,190
‫راستش...

127
00:06:02,190 --> 00:06:05,690
‫امیدوار بودم... بتونیم صحبت کنیم

128
00:06:05,690 --> 00:06:07,290
‫باشه

129
00:06:15,370 --> 00:06:18,710
‫گمونم... کنی در مورد من بهت گفته، آره؟

130
00:06:18,710 --> 00:06:20,380
‫اینکه چیکار کردم؟

131
00:06:20,380 --> 00:06:21,980
‫آره

132
00:06:25,170 --> 00:06:27,340
‫پس چرا خواستی اینجا زندگی کنی؟

133
00:06:27,340 --> 00:06:30,010
‫چون وقتی دیدمت
‫فهمیدم مهربونی

134
00:06:30,970 --> 00:06:32,640
‫می‌دونم کاری که کردی وحشتناک بوده

135
00:06:32,640 --> 00:06:34,560
‫ولی بابام همیشه می‌گفت

136
00:06:34,560 --> 00:06:36,180
‫فقط آدم‌های خوب

137
00:06:36,180 --> 00:06:37,940
‫بابت کارهای بدشون عذاب وجدان می‌گیرن

138
00:06:39,770 --> 00:06:41,940
‫بعلاوه، گفتم اینجا
‫یه اتاق مخصوص خودم گیرم میاد

139
00:06:45,320 --> 00:06:47,320
‫میرم برای خودمون صبحونه درست کنم

140
00:06:47,320 --> 00:06:48,920
‫منم الان میام پایین

141
00:07:23,480 --> 00:07:25,270
‫آخ

142
00:07:25,270 --> 00:07:28,530
‫آخ

143
00:07:28,530 --> 00:07:32,740
‫آخ! نه، نه، نه، نه، نه!
‫نـه! تو رو خدا!

144
00:07:32,740 --> 00:07:33,620
‫نـه!

145
00:07:33,620 --> 00:07:34,780
‫- سارا؟
‫- نـه!

146
00:07:34,780 --> 00:07:36,740
‫نه، نه، نه، تو رو خدا!

147
00:07:36,740 --> 00:07:38,540
‫چی شده؟

148
00:07:41,870 --> 00:07:46,631
‫♪ Que Sera Sera by Pixies ♪

149
00:07:51,470 --> 00:07:56,350
‫♪ وقتی پسربچه بودم ♪

150
00:07:56,350 --> 00:07:58,810
‫♪ از پدرم پرسیدم ♪

151
00:07:58,810 --> 00:08:00,940
‫♪ "قراره در آینده چی بشم؟" ♪

152
00:08:02,520 --> 00:08:04,940
‫♪ "قراره خوشتیپ بشم؟" ♪

153
00:08:04,940 --> 00:08:07,400
‫♪ "قراره پولدار بشم؟" ♪

154
00:08:07,400 --> 00:08:11,280
‫♪ این جوابیه که بهم داد ♪

155
00:08:11,280 --> 00:08:14,780
‫♪ که سرا، سرا ♪

156
00:08:15,490 --> 00:08:20,330
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

157
00:08:20,330 --> 00:08:24,630
‫♪ نمیشه آینده رو پیش‌بینی کرد ♪

158
00:08:24,630 --> 00:08:27,210
‫♪ که سرا، سرا ♪

159
00:08:29,630 --> 00:08:32,630
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

160
00:08:42,060 --> 00:08:46,900
‫♪ حالا خودم بچه دارم ♪

161
00:08:46,900 --> 00:08:49,360
‫♪ اونا از پدرشون می‌پرسن ♪

162
00:08:49,360 --> 00:08:53,030
‫♪ "قراره در آینده چی بشم؟" ♪

163
00:08:53,030 --> 00:08:55,570
‫♪ "قراره خوشگل بشم؟" ♪

164
00:08:55,570 --> 00:08:57,990
‫♪ "قراره پولدار بشم؟" ♪

165
00:08:57,990 --> 00:09:01,830
‫♪ منم با محبت بهشون میگم ♪

166
00:09:01,830 --> 00:09:05,330
‫♪ که سرا، سرا ♪

167
00:09:05,960 --> 00:09:10,170
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

168
00:09:10,960 --> 00:09:15,090
‫♪ نمیشه آینده رو پیش‌بینی کرد ♪

169
00:09:15,090 --> 00:09:18,430
‫♪ که سرا، سرا ♪

170
00:09:20,220 --> 00:09:22,930
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

171
00:09:25,060 --> 00:09:28,060
‫♪ که سرا، سرا ♪

172
00:09:43,580 --> 00:09:45,580
‫همراه ایتن توی جنگل چیکار می‌کردی؟

173
00:09:45,580 --> 00:09:48,080
‫بهتره از خود ایتن بپرسی

174
00:09:48,080 --> 00:09:49,880
‫دارم از تو می‌پرسم

175
00:09:51,420 --> 00:09:53,090
‫بهت گفته جیم رو توی جنگل دیده؟

176
00:09:55,380 --> 00:09:56,550
‫آره

177
00:09:56,550 --> 00:09:57,840
‫خب، ظاهراً جیم بهش گفته

178
00:09:57,840 --> 00:10:00,100
‫باید دریاچه‌ی اشک‌ها رو پیدا کنه

179
00:10:00,100 --> 00:10:01,560
‫اسمش برات آشنا نیست؟

180
00:10:01,560 --> 00:10:03,100
‫اون... اون که واقعی نیست

181
00:10:03,100 --> 00:10:05,850
‫نه، نیست. ولی برای اون واقعیه

182
00:10:05,850 --> 00:10:07,560
‫در جایگاهی نیستم که بتونم

183
00:10:07,560 --> 00:10:10,900
‫به کسی توصیه‌ای بکنم در مورد...

184
00:10:10,900 --> 00:10:13,400
‫خب، در مورد هرچیزی

185
00:10:13,400 --> 00:10:15,690
‫ولی اینو می‌دونم...

186
00:10:15,690 --> 00:10:17,150
‫که بعضی بچه‌ها

187
00:10:17,150 --> 00:10:20,030
‫اگر توی تخیلات خودشون زندگی کنن
‫راحت‌ترن، خب؟

188
00:10:20,030 --> 00:10:22,490
‫وقتی دنیا ترسناک میشه
‫غرق تخیلاتشون میشن

189
00:10:22,490 --> 00:10:25,910
‫چون گاهی اوقات
‫باور داشتن به چیزهای غیرممکن

190
00:10:25,910 --> 00:10:30,080
‫بهشون... بهشون کمک می‌کنه که...

191
00:10:31,420 --> 00:10:33,020
‫فقط کمک می‌کنه دیگه

192
00:10:38,680 --> 00:10:41,100
‫بابت حرفی که توی طویله زدم متاسفم

193
00:10:42,470 --> 00:10:44,390
‫نباش

194
00:10:46,020 --> 00:10:47,620
‫درست گفتی

195
00:10:54,230 --> 00:10:55,940
‫بابت اینا احتیاط کن

196
00:11:02,820 --> 00:11:05,290
‫همه‌چی مرتبه؟

197
00:11:05,290 --> 00:11:07,700
‫اگر تونستی بگی آخرین باری
‫که همه‌چی مرتب بود کی بود

198
00:11:07,700 --> 00:11:08,910
‫یه آب‌نبات بهت میدم

199
00:11:08,910 --> 00:11:10,670
‫خیلی‌خب، آماده‌ای؟

200
00:11:12,880 --> 00:11:14,480
‫نه بابا

201
00:11:20,180 --> 00:11:22,090
‫ایتن؟

202
00:11:33,270 --> 00:11:34,480
‫بابا؟

203
00:11:34,480 --> 00:11:36,480
‫صدام رو می‌شنوی؟

204
00:11:37,730 --> 00:11:40,280
‫لطفاً جواب بده

205
00:11:40,280 --> 00:11:42,320
‫بابا؟

206
00:11:44,070 --> 00:11:45,670
‫بله؟

207
00:11:59,630 --> 00:12:01,880
‫چرا در مورد دریاچه‌ی اشک‌ها بهم نگفتی؟

208
00:12:03,970 --> 00:12:06,930
‫چرا رفتی پیش جید و ویکتور
‫و نیومدی پیش خودم؟

209
00:12:08,770 --> 00:12:10,600
‫ایتن

210
00:12:10,600 --> 00:12:12,560
‫لطفاً باهام صحبت کن

211
00:12:19,150 --> 00:12:21,780
‫بخاطر این بهت نگفتم
‫چون می‌دونستم حرفم رو باور نمی‌کنی

212
00:12:26,070 --> 00:12:29,660
‫اون بهم گفت باید پیداش کنم

213
00:12:29,660 --> 00:12:31,260
‫خودش بهم گفت

214
00:12:32,830 --> 00:12:36,630
‫و وقتی پیداش کردم
‫اینطوری اثبات میشه واقعی بوده

215
00:12:38,960 --> 00:12:42,470
‫بابا نمُرده، هنوزم اینجاست

216
00:12:51,890 --> 00:12:53,730
‫باشه پس...

217
00:12:53,730 --> 00:12:55,650
‫وسایلت رو جمع کن

218
00:12:56,690 --> 00:12:57,770
‫چرا؟

219
00:12:57,770 --> 00:12:59,820
‫قراره بریم بگردیم

220
00:13:10,580 --> 00:13:11,870
‫چیزی پیدا نکردی؟

221
00:13:11,870 --> 00:13:13,460
‫نه، داستان‌های کودکانه‌ن، جولی

222
00:13:13,460 --> 00:13:15,370
‫اگر نمی‌خوای کمکم کنی
‫خودم تنهایی می‌تونم

223
00:13:15,370 --> 00:13:17,000
‫منظورم این نیست

224
00:13:17,000 --> 00:13:18,600
‫فقط...

225
00:13:22,800 --> 00:13:25,590
‫چیه؟

226
00:13:25,590 --> 00:13:27,430
‫فرد داستان‌گرد

227
00:13:29,970 --> 00:13:31,680
‫کی؟

228
00:13:31,680 --> 00:13:33,480
‫کیه؟

229
00:13:33,480 --> 00:13:37,560
‫از فامیل‌های دور گولیگاگ بزرگه

230
00:13:37,560 --> 00:13:39,520
‫ایناهاش

231
00:13:39,520 --> 00:13:41,400
‫"فرد داستان‌گرد تعمیرکار آسانسوری بود"

232
00:13:41,400 --> 00:13:43,610
‫"که آخرهفته‌ها واسه دل خودش"

233
00:13:43,610 --> 00:13:45,400
‫"در تمام داستان‌های شگفت‌انگیز"

234
00:13:45,400 --> 00:13:47,950
‫"و بزرگ‌ترین ماجراجویی‌های
‫دوران‌مون داستان‌گردی می‌کرد"

235
00:13:47,950 --> 00:13:49,450
‫جولی؟

236
00:13:49,450 --> 00:13:51,240
‫کتاب‌ها رو قایم کن

237
00:13:51,240 --> 00:13:53,080
‫بله؟ اینجاییم!

238
00:13:57,000 --> 00:13:58,830
‫لطفاً وسایلت رو جمع کن

239
00:13:58,830 --> 00:14:00,710
‫قراره بریم سمت اقامتگاه

240
00:14:00,710 --> 00:14:02,420
‫چرا؟

241
00:14:02,420 --> 00:14:05,670
‫ایتن فکر می‌کنه
‫باید دریاچه‌ی اشک‌ها رو پیدا کنه

242
00:14:06,550 --> 00:14:08,300
‫همون دریاچه‌ی جادویی
‫که قدیما در موردش می‌گفت؟

243
00:14:08,300 --> 00:14:09,900
‫آره

244
00:14:10,680 --> 00:14:11,930
‫میگه باباتون رو دیده

245
00:14:11,930 --> 00:14:15,560
‫و باباتون ازش خواسته پیداش کنه

246
00:14:15,560 --> 00:14:18,270
‫بابا... بابا رو دیده؟

247
00:14:18,270 --> 00:14:21,020
‫- یعنی چی؟
‫- نمی‌دونم

248
00:14:21,020 --> 00:14:22,620
‫فکر کنم عزاداره

249
00:14:24,150 --> 00:14:25,940
‫ولی اینو می‌دونم
‫که اگر سعی کنم جلوش رو بگیرم

250
00:14:25,940 --> 00:14:28,990
‫تنهایی یواشکی میره دنبالش می‌گرده

251
00:14:30,660 --> 00:14:32,950
‫اینطوری می‌تونم مراقبش باشم

252
00:14:34,540 --> 00:14:36,140
‫باشه

253
00:14:36,710 --> 00:14:38,460
‫خب، چرا من باید بیام؟

254
00:14:38,460 --> 00:14:40,830
‫خب، قرار نیست تنهایی اینجا بمونی

255
00:14:40,830 --> 00:14:43,420
‫قرار نیست تنها باشم
‫پیش رندالم

256
00:14:43,420 --> 00:14:46,590
‫- رندال
‫- مامان، قضیه چیزی نیست که فکر می‌کنی

257
00:14:46,590 --> 00:14:48,190
‫واقعاً نیست

258
00:14:48,930 --> 00:14:51,300
‫توی درمونگاه می‌خوابم
‫کریستی و ماریل اونجان

259
00:14:53,600 --> 00:14:56,060
‫میشه یه دقیقه باهات صحبت کنم؟

260
00:14:56,060 --> 00:14:57,770
‫- مامان!
‫- مشکلی نیست

261
00:15:08,530 --> 00:15:10,410
‫ببین، اولاً می‌خوام عذرخواهی کنم که...

262
00:15:10,410 --> 00:15:12,490
‫نه، نه، نه، چیزی نگو
‫فقط گوش کن

263
00:15:12,490 --> 00:15:13,870
‫باشه

264
00:15:13,870 --> 00:15:15,660
‫من نمی‌شناسمت، رندال

265
00:15:15,660 --> 00:15:17,540
‫نمی‌دونم کی هستی و چی می‌خوای

266
00:15:17,540 --> 00:15:19,250
‫جولی بهت اعتماد داره

267
00:15:19,250 --> 00:15:22,000
‫کنارت احساس امنیت می‌کنه
‫و الان به این حس نیاز داره

268
00:15:22,000 --> 00:15:24,170
‫پس توی چشمام نگاه کن و بهم بگو

269
00:15:24,170 --> 00:15:26,840
‫می‌دونی اگر کاری کنی
‫که اعتمادش از بین بره

270
00:15:26,840 --> 00:15:28,670
‫چه بلایی سرت میارم

271
00:15:30,010 --> 00:15:31,610
‫می‌دونم

272
00:15:32,220 --> 00:15:33,820
‫خیلی‌خب، خوبه

273
00:15:34,850 --> 00:15:36,350
‫مامان

274
00:15:36,350 --> 00:15:38,390
‫عزیزم

275
00:15:38,390 --> 00:15:39,990
‫چیه؟

276
00:15:40,850 --> 00:15:42,770
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

277
00:15:44,310 --> 00:15:46,320
‫- قول بده مراقبی
‫- قول میدم

278
00:15:46,320 --> 00:15:47,920
‫خیلی‌خب

279
00:15:49,190 --> 00:15:50,700
‫فردا برمی‌گردم

280
00:15:50,700 --> 00:15:52,300
‫باشه

281
00:15:54,620 --> 00:15:56,240
‫اینم آبت

282
00:15:56,240 --> 00:15:57,870
‫ببین، لازم نیست برم

283
00:15:57,870 --> 00:15:59,620
‫الیس، نوبت توئه

284
00:15:59,620 --> 00:16:02,250
‫آره، ولی مطمئنم دانا می‌تونه
‫یکی رو پیدا کنه که جام بره

285
00:16:03,790 --> 00:16:05,210
‫من خوبم

286
00:16:05,210 --> 00:16:07,170
‫و دانا نیاز داره کسایی باهاش برن

287
00:16:07,170 --> 00:16:09,170
‫که بدونه قابل اعتمادن

288
00:16:10,760 --> 00:16:12,840
‫عزیزم، حالم خوبه. قول میدم

289
00:16:14,640 --> 00:16:16,240
‫باشه

290
00:16:16,720 --> 00:16:18,320
‫خیلی‌خب

291
00:16:18,810 --> 00:16:20,410
‫خیلی‌خب

292
00:16:22,020 --> 00:16:24,900
‫مسئولیت قوطی‌های دم در با "تامی"ـه

293
00:16:24,900 --> 00:16:27,190
‫اِلا و جوردن پنجره‌ها رو چک می‌کنن

294
00:16:27,190 --> 00:16:29,860
‫و حدوداً 20 دقیقه قبل از غروب آفتاب...

295
00:16:29,860 --> 00:16:32,780
‫سرشماری کنم، می‌دونم
‫حواسم هست

296
00:16:32,780 --> 00:16:36,910
‫فقط... حواست به فاطیما باشه

297
00:16:36,910 --> 00:16:38,370
‫چون الیس داره میره

298
00:16:38,370 --> 00:16:39,740
‫باشه، حواسم هست

299
00:16:39,740 --> 00:16:40,750
‫خیلی‌خب

300
00:16:40,750 --> 00:16:42,350
‫- دانا؟
‫- خیلی‌خب

301
00:16:43,290 --> 00:16:44,890
‫برای دو نفر دیگه جا دارین؟

302
00:16:46,290 --> 00:16:47,890
‫هرچی بیشتر بهتر

303
00:16:51,840 --> 00:16:55,680
‫خیلی‌خب، بیاین بریم

304
00:16:55,680 --> 00:16:57,280
‫یالا

305
00:16:58,300 --> 00:16:59,900
‫بیاین بریم!

306
00:17:26,960 --> 00:17:28,790
‫این چطوره؟

307
00:17:28,790 --> 00:17:32,010
‫عالیه... ممنونم، الجین

308
00:17:32,010 --> 00:17:34,720
‫اگر بگی برای چیه
‫می‌تونم برای بقیه‌ش هم کمکت کنم

309
00:17:34,720 --> 00:17:36,320
‫باید بقیه‌ش رو خودم تنها انجام بدم

310
00:17:37,470 --> 00:17:39,070
‫دیگه برو

311
00:17:40,470 --> 00:17:42,070
‫باشه

312
00:17:51,270 --> 00:17:53,650
‫ویکتور. سلام

313
00:17:53,650 --> 00:17:56,910
‫سه، چهار...

314
00:17:56,910 --> 00:17:58,620
‫چیکار داری می‌کنی؟

315
00:17:58,620 --> 00:18:00,990
‫باید ببینم درخت‌ها جابه‌جا شدن یا نه

316
00:18:00,990 --> 00:18:03,540
‫چرا... چرا باید درخت‌ها جابه‌جا بشن؟

317
00:18:03,540 --> 00:18:05,160
‫چون همه‌چی داره تغییر می‌کنه

318
00:18:05,160 --> 00:18:08,250
‫اولش برف اومده بود
‫و حالا همه‌چی سبزه

319
00:18:08,250 --> 00:18:09,960
‫و همه‌چی داره خیلی سریع عوض میشه

320
00:18:09,960 --> 00:18:12,460
‫و قدیما مدام اندازه‌گیری می‌کردم و حالا...

321
00:18:12,460 --> 00:18:14,920
‫ولی این مدت حواسم نبوده

322
00:18:14,920 --> 00:18:17,680
‫و باید حواسم می‌بود

323
00:18:17,680 --> 00:18:20,180
‫باید حواسم می‌بود

324
00:18:20,180 --> 00:18:21,780
‫اندازه‌گیری می‌کردم...

325
00:18:26,350 --> 00:18:27,950
‫میشه منم کمک کنم؟

326
00:18:28,900 --> 00:18:30,860
‫برای اینکه ببینیم
‫درخت‌ها جابه‌جا شدن یا نه؟

327
00:18:37,860 --> 00:18:39,460
‫باشه

328
00:18:40,530 --> 00:18:42,450
‫خیلی‌خب، چیکار کنم؟

329
00:18:45,660 --> 00:18:49,210
‫با این پا این شکلی شروع می‌کنی

330
00:18:49,210 --> 00:18:52,210
‫- یک
‫- یک

331
00:18:52,210 --> 00:18:53,550
‫دو

332
00:19:31,170 --> 00:19:32,790
‫یعنی چی؟

333
00:19:45,890 --> 00:19:47,490
‫سلام

334
00:20:18,130 --> 00:20:20,010
‫می‌دونی که قدیما توی ارتش
‫بهم چی می‌گفتن، مگه نه؟

335
00:20:20,010 --> 00:20:21,970
‫- آقای ماهی و نون!
‫- اقای ماهی و نون! آره!

336
00:20:54,580 --> 00:20:55,630
‫عـه

337
00:20:55,630 --> 00:20:57,230
‫سلام

338
00:20:59,380 --> 00:21:00,980
‫بوید!

339
00:21:01,630 --> 00:21:03,840
‫چی شده؟

340
00:21:03,840 --> 00:21:06,890
‫کنی الان اینجاست؟

341
00:21:06,890 --> 00:21:09,600
‫چی...؟

342
00:21:09,600 --> 00:21:10,930
‫آره

343
00:21:10,930 --> 00:21:12,530
‫پس بیخیال

344
00:21:13,690 --> 00:21:14,890
‫چیز زده...؟

345
00:21:14,890 --> 00:21:16,810
‫قارچ زده، توی جنگل پیداشون کرده

346
00:21:18,020 --> 00:21:18,980
‫صحیح

347
00:21:18,980 --> 00:21:21,280
‫چیزی لازم داری؟

348
00:21:21,280 --> 00:21:22,880
‫بخاطر فاطیما اومدم

349
00:21:24,030 --> 00:21:26,410
‫فکر کنم بهتره بیای خونه‌ی گروهی

350
00:21:37,630 --> 00:21:38,670
‫بهتره برم

351
00:21:38,670 --> 00:21:40,710
‫نه. بمون

352
00:21:42,630 --> 00:21:44,230
‫لطفاً

353
00:21:46,720 --> 00:21:48,320
‫باشه

354
00:21:51,390 --> 00:21:54,180
‫یادته اولین بار اینجا دیدمت؟

355
00:21:56,890 --> 00:21:58,890
‫جالبه که دور گردون روزگار چطور می‌چرخه

356
00:22:05,030 --> 00:22:06,860
‫هنوزم می‌بینیش؟

357
00:22:08,870 --> 00:22:10,990
‫همون زن کیمونوپوش رو میگم

358
00:22:12,330 --> 00:22:14,540
‫نـه

359
00:22:14,540 --> 00:22:17,170
‫به‌نظرت بخاطر اینه که
‫کاری که می‌خواسته رو انجام دادی

360
00:22:17,170 --> 00:22:19,750
‫برای همین دیگه دست از سرت برداشته؟

361
00:22:19,750 --> 00:22:22,670
‫سارا، چیزی شده؟

362
00:22:25,920 --> 00:22:28,970
‫یه مدت فکر می‌کردم

363
00:22:28,970 --> 00:22:31,350
‫صداها دست از سرم برداشتن

364
00:22:31,350 --> 00:22:33,180
‫فکر می‌کردم دیگه کاری باهام ندارن

365
00:22:33,180 --> 00:22:36,060
‫ولی فهمیدم... که اینطور نیست

366
00:22:38,230 --> 00:22:41,360
‫ازت می‌خوان چیکار کنی؟

367
00:22:41,360 --> 00:22:43,360
‫اصلاً منطقی نیست

368
00:22:43,360 --> 00:22:46,030
‫میگن برم غذاخوری

369
00:22:46,030 --> 00:22:48,790
‫یه لیوان آب از پارچ بریزم تو لیوان

370
00:22:50,360 --> 00:22:53,200
‫یه قلپ بخورم و بقیه‌شو بریزم توی پارچ

371
00:22:54,540 --> 00:22:56,450
‫بعدش چی؟

372
00:22:57,580 --> 00:22:59,180
‫همین

373
00:23:02,380 --> 00:23:04,800
‫خب، این... این چه صدمه‌ای
‫به بقیه می‌زنه؟

374
00:23:04,800 --> 00:23:06,550
‫نمی‌دونم

375
00:23:06,550 --> 00:23:09,680
‫ولی همیشه یه عواقبی داره

376
00:23:09,680 --> 00:23:11,680
‫سارا، چیزی نیست که، آبه

377
00:23:12,720 --> 00:23:14,430
‫- آبی که من ازش خوردم
‫- خب که چی؟

378
00:23:17,730 --> 00:23:20,650
‫این مشکلی که دارم...

379
00:23:20,650 --> 00:23:24,610
‫نکنه یجور عفونت باشه؟

380
00:23:24,610 --> 00:23:26,570
‫نکنه از من سرایت پیدا کنه به دیگران

381
00:23:26,570 --> 00:23:28,650
‫و صداها اونا رو عذاب بدن؟

382
00:23:28,650 --> 00:23:32,200
‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای
‫این شکلی زندگی کنه

383
00:23:33,990 --> 00:23:35,590
‫باشه

384
00:23:37,410 --> 00:23:38,700
‫خب اگر انجامش ندی چی؟

385
00:23:38,700 --> 00:23:41,500
‫گفت اگر تا ظهر انجامش ندم

386
00:23:41,500 --> 00:23:45,250
‫یه بلایی سر یکی از عزیزانم میاد

387
00:23:45,250 --> 00:23:49,630
‫و اونقدر ادامه پیدا می‌کنه
‫تا اینکه انجامش بدم

388
00:23:58,060 --> 00:23:59,850
‫چند قدم بود؟

389
00:23:59,850 --> 00:24:01,450
‫بیست و سه تا؟

390
00:24:08,940 --> 00:24:12,530
‫ویکتور، می‌خوام در مورد
‫اتفاقی که دیروز افتاد باهات صحبت کنم

391
00:24:12,530 --> 00:24:14,160
‫دیروز که اتفاقی نیفتاد

392
00:24:14,160 --> 00:24:15,910
‫ویکتور، میشه...؟

393
00:24:15,910 --> 00:24:18,540
‫نه، بابا، نمیشه... نمیشه وسط کار وایساد

394
00:24:18,540 --> 00:24:23,420
‫آخه اینطوری... اینطوری
‫همه‌چی درهم برهم میشه

395
00:24:23,420 --> 00:24:28,250
‫ببخشید، ولی ازت می‌خوام
‫باهام صحبت کنی

396
00:24:29,460 --> 00:24:31,670
‫هرچی که بود...

397
00:24:31,670 --> 00:24:35,220
‫هرچی که ازش می‌ترسی
‫می‌تونی در موردش بهم بگی

398
00:24:35,220 --> 00:24:37,180
‫خب، فکر... فکر کنم درخت‌ها...

399
00:24:37,180 --> 00:24:39,560
‫فکر کنم یکم جابه‌جا شدن

400
00:24:39,560 --> 00:24:43,480
‫گفتی به خودت گفته بودی واقعی نیست

401
00:24:45,770 --> 00:24:47,730
‫منظورت کت‌وشلوار زردرنگه بود؟

402
00:24:52,400 --> 00:24:54,910
‫می‌تونی در مورد کسی
‫که اونو تنش می‌کرده بهم بگی؟

403
00:24:54,910 --> 00:24:59,580
‫اون... اون بهت... صدمه‌ای زده بود؟

404
00:25:06,540 --> 00:25:10,760
‫ببین ویکتور، خواهش می‌کنم

405
00:25:10,760 --> 00:25:12,220
‫هرچی که هست...

406
00:25:12,220 --> 00:25:14,760
‫با همدیگه باهاش روبه‌رو میشیم
‫می‌تونی بهم بگی

407
00:25:21,430 --> 00:25:23,890
‫ویکتور، چی... ویکتور!

408
00:25:23,890 --> 00:25:25,850
‫بیا. بیا بریم، بهت نشون میدم

409
00:25:30,980 --> 00:25:35,700
‫هی. بگیر بشین و جایی نرو

410
00:25:35,700 --> 00:25:37,300
‫بریم

411
00:25:40,740 --> 00:25:42,700
‫بیا تو

412
00:25:48,710 --> 00:25:52,050
‫به کنی گفتم مزاحم تو نشه

413
00:25:52,050 --> 00:25:53,650
‫آره

414
00:25:55,760 --> 00:25:57,550
‫خب، اون...

415
00:26:00,930 --> 00:26:02,530
‫چقدر خاک

416
00:26:03,520 --> 00:26:05,120
‫آره

417
00:26:06,230 --> 00:26:07,850
‫میشه بهم بگی قضیه چیه؟

418
00:26:10,270 --> 00:26:11,870
‫دارم یه هیولا درست می‌کنم

419
00:26:14,400 --> 00:26:16,240
‫ایناهاش. "گولیگاگ بزرگ"

420
00:26:16,240 --> 00:26:18,200
‫"در مورد داستان‌گردی از فرد پرسید"

421
00:26:18,200 --> 00:26:20,450
‫"پرسید چطور انتخاب می‌کنی
‫کجای داستان رو می‌خوای ببینی؟"

422
00:26:20,450 --> 00:26:21,950
‫خب؟

423
00:26:21,950 --> 00:26:24,410
‫"فرد جواب داد: باید یه نشان‌گر درست کنی"

424
00:26:24,410 --> 00:26:26,210
‫"فرد فهمیده بود با گذاشتن یک نشان‌گر"

425
00:26:26,210 --> 00:26:27,920
‫"در جایی از داستان، می‌تونه انتخاب کنه"

426
00:26:27,920 --> 00:26:30,380
‫"کدوم بخش از داستان رو ببینه"

427
00:26:30,380 --> 00:26:32,960
‫باید یه نشان‌گر درست کنیم

428
00:26:32,960 --> 00:26:34,760
‫جولی، اصلاً با عقل جور درنمیاد

429
00:26:34,760 --> 00:26:36,130
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی

430
00:26:36,130 --> 00:26:38,340
‫این داستان کودکانه‌ست، و مسخره‌ست

431
00:26:38,340 --> 00:26:39,940
‫خب هست دیگه

432
00:26:41,930 --> 00:26:43,970
‫اگر نباید اینطوری بهش نگاه کنیم چی؟

433
00:26:43,970 --> 00:26:46,310
‫اگر داستان‌گردی اول
‫اینجا وجود داشته چی؟

434
00:26:46,310 --> 00:26:48,270
‫چی داری میگی واسه خودت؟

435
00:26:48,270 --> 00:26:52,730
‫تمام چیزهایی که اینجاست غیرممکنه، خب؟

436
00:26:52,730 --> 00:26:54,150
‫ولی واقعی هم هست

437
00:26:54,150 --> 00:26:56,650
‫ما همین الان توی همچین جای غیرممکنی هستیم

438
00:26:56,650 --> 00:26:58,950
‫نکنه تمام اتفاقات غجیب‌غریبی
‫که اینجا میفتن

439
00:26:58,950 --> 00:27:01,320
‫داشتن... مثلاً...

440
00:27:01,320 --> 00:27:03,700
‫ذره‌ذره می‌رفتن بیرون و وارد...

441
00:27:08,120 --> 00:27:10,710
‫مامانم. مامانم وقتی بچه بود

442
00:27:10,710 --> 00:27:12,750
‫در مورد اینجا کابوس می‌دید
‫اون‌موقع نمی‌دونسته

443
00:27:12,750 --> 00:27:15,630
‫داره خواب اینجا رو می‌بینه
‫ولی همینطوری بوده، خب؟

444
00:27:15,630 --> 00:27:17,920
‫از کجا معلوم چند تا بچه یا بزرگسال دیگه

445
00:27:17,920 --> 00:27:19,800
‫یا نویسنده‌های داستان‌های
‫کودکانه‌ی کوفتی دیگه

446
00:27:19,800 --> 00:27:22,180
‫بدون اینکه بدونن
‫خواب اینجا رو می‌دیدن؟

447
00:27:22,180 --> 00:27:24,470
‫نکنه این نویسنده هم توی خواب دیده

448
00:27:24,470 --> 00:27:26,520
‫که کسی مثل من
‫کاری که من می‌کنم رو می‌کرده

449
00:27:26,520 --> 00:27:28,810
‫و بیدار شده، خوابش رو نوشته
‫و اسمشو گذاشته داستان‌گردی؟

450
00:27:28,810 --> 00:27:31,480
‫ولی خب هزاران کتاب دیگه هست

451
00:27:31,480 --> 00:27:33,020
‫که داستان‌ها و قوانین مختلف
‫در مورد سفر در زمان دارن

452
00:27:33,020 --> 00:27:34,110
‫نه، نه!

453
00:27:34,110 --> 00:27:35,480
‫چرا باید این کتاب...

454
00:27:35,480 --> 00:27:37,400
‫اینی که در مورد فرد داستان‌گرد کوفتیه

455
00:27:37,400 --> 00:27:39,650
‫چرا باید همچین کتابی
‫چیزی رو توضیح بده؟

456
00:27:39,650 --> 00:27:41,320
‫چون بین تمام اون کتاب‌ها

457
00:27:41,320 --> 00:27:43,570
‫این کتابیه که وقتی اومدیم
‫برادرم همراه خودش داشت

458
00:27:43,570 --> 00:27:46,080
‫خب؟ و شاید این معنای خاصی داره

459
00:27:46,080 --> 00:27:47,580
‫اوهوم

460
00:27:47,580 --> 00:27:49,040
‫شاید تقدیره. نمی‌دونم...

461
00:27:49,040 --> 00:27:50,410
‫تقدیر

462
00:27:50,410 --> 00:27:52,040
‫رندال، اگر حق با من باشه

463
00:27:52,040 --> 00:27:54,130
‫این می‌تونه دستورالعمل این باشه

464
00:27:54,130 --> 00:27:56,800
‫که چطور می‌تونم
‫بابام رو نجات بدم

465
00:27:56,800 --> 00:27:58,670
‫و جز این چیزی ندارم

466
00:28:01,050 --> 00:28:02,840
‫پس چه بهم کمک کنی چه نکنی
‫امتحانش می‌کنم

467
00:28:07,470 --> 00:28:09,350
‫خب، چجور نشان‌گری لازم داریم؟

468
00:28:11,890 --> 00:28:13,350
‫وقتی میگی هیولا...؟

469
00:28:13,350 --> 00:28:16,110
‫بوید، می‌دونم نگرانمی

470
00:28:16,110 --> 00:28:18,030
‫ولی لازم نیست باشی

471
00:28:18,030 --> 00:28:20,440
‫آره، آره، آره
‫حرفت رو می‌شنوم

472
00:28:20,440 --> 00:28:25,620
‫ولی فاطیما، مشکل اینه که
‫این اوضاع داره خلافش رو میگه

473
00:28:26,740 --> 00:28:29,540
‫به الیس گفتی
‫داری اینجا چیکار می‌کنی؟

474
00:28:29,540 --> 00:28:32,210
‫عمداً ازش مخفیش نکردم

475
00:28:32,210 --> 00:28:34,420
‫این... این اواخر خیلی نگران بوده

476
00:28:35,580 --> 00:28:38,500
‫با خودم گفتم
‫وقتی از سفر جمع‌آوری غذا برگشت

477
00:28:38,500 --> 00:28:40,050
‫وقتی دید دارم چیکار می‌کنم

478
00:28:40,050 --> 00:28:42,050
‫توضیح دادنش آسون‌تره

479
00:28:42,050 --> 00:28:43,650
‫خیلی‌خب، عالیه

480
00:28:44,260 --> 00:28:46,390
‫میشه برای من توضیح بدی؟

481
00:28:52,520 --> 00:28:56,900
‫جایی که توش بزرگ شدم
‫باورها خیلی خشک و سخت‌گیرانه بودن

482
00:28:56,900 --> 00:28:59,320
مردم توی باورهاشون خلاصه می‌شدن

483
00:28:59,320 --> 00:29:02,820
‫ولی بابام در مورد تمام
‫باورهای دیگه برام داستان می‌گفت

484
00:29:02,820 --> 00:29:04,610
‫مامانم خیلی عصبانی می‌شد

485
00:29:04,610 --> 00:29:07,580
‫چون می‌دونست این‌کار چقدر خطرناکه

486
00:29:08,660 --> 00:29:11,870
‫ولی بابام فقط لبخند میزد

487
00:29:11,870 --> 00:29:16,670
‫می‌گفت "فاطمه، بقیه اشتباه فهمیدن"

488
00:29:16,670 --> 00:29:19,500
‫"بقیه فکر می‌کنن
‫راه‌ خودشون تنها راهه"

489
00:29:19,500 --> 00:29:23,260
‫"چرا درک نمی‌کنن که تمام مسیرها
‫به خدا ختم میشه؟"

490
00:29:23,260 --> 00:29:26,010
‫"فقط دارن برای رسیدن بهش
‫راه‌های متفاوتی رو طی می‌کنن"

491
00:29:26,010 --> 00:29:27,390
‫فاطیما...

492
00:29:27,390 --> 00:29:31,430
‫بین تمام داستان‌هایی
‫که بابام تعریف می‌کرد

493
00:29:31,430 --> 00:29:35,520
‫تمام حکایت‌ها و اسطوره‌ها...

494
00:29:35,520 --> 00:29:39,060
‫یه داستان بود که این اواخر
‫خیلی بهش فکر کردم

495
00:29:41,230 --> 00:29:44,700
‫بوید، می‌دونی "گولم" چیه؟

496
00:29:56,670 --> 00:29:58,460
‫خب...

497
00:29:58,460 --> 00:30:00,340
‫داره...

498
00:30:02,880 --> 00:30:05,220
‫داره گولم درست می‌کنه

499
00:30:05,220 --> 00:30:06,510
‫چی درست می‌کنه؟

500
00:30:06,510 --> 00:30:09,680
‫موجودیه که توی
‫یه سری داستان‌های مذهبی هست

501
00:30:11,010 --> 00:30:13,310
‫یه غول از جنس گله

502
00:30:13,310 --> 00:30:16,020
‫از مردم محافظت می‌کنه. یجور مدافعه

503
00:30:16,020 --> 00:30:18,810
‫میگه یجورایی... نماد امیده

504
00:30:22,150 --> 00:30:25,070
‫شاید بهتر باشه فعلاً...
‫بذاریم به حال خودش باشه

505
00:30:25,070 --> 00:30:27,200
‫وایسا ببینم، راه‌حلت اینه؟

506
00:30:29,070 --> 00:30:30,700
‫که بذاریم به حال خودش باشه؟

507
00:30:30,700 --> 00:30:32,240
‫به کسی که صدمه نمی‌زنه

508
00:30:32,240 --> 00:30:33,790
‫خب که چی؟

509
00:30:33,790 --> 00:30:36,290
‫جفتمون دیدیم اینجا
‫چطور آدما رو عوض می‌کنه...

510
00:30:36,290 --> 00:30:37,920
‫ذره‌ذره تغییرشون میده...

511
00:30:37,920 --> 00:30:39,920
‫تا اینکه یه روز...

512
00:30:39,920 --> 00:30:41,540
‫به خودمون میایم و...

513
00:30:43,250 --> 00:30:44,380
‫می‌بینیم دیگه اون کسی...

514
00:30:44,380 --> 00:30:46,300
‫که می‌شناختیم... نیست

515
00:30:49,640 --> 00:30:54,850
‫بوید، کسی که اون بالاست
‫اون فاطیمایی نیست که می‌شناختم

516
00:30:54,850 --> 00:30:57,100
‫و به‌نظرم اگر قرار باشه
‫با خودت صادق باشی

517
00:30:57,100 --> 00:30:58,980
‫می‌دونی اون فاطیمایی نیست
‫که توام می‌شناختی

518
00:31:09,030 --> 00:31:11,120
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

519
00:31:11,120 --> 00:31:12,720
‫آره

520
00:31:13,870 --> 00:31:15,700
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

521
00:31:18,290 --> 00:31:19,890
‫نمی‌دونم

522
00:31:21,290 --> 00:31:23,540
‫نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم

523
00:31:24,880 --> 00:31:28,510
‫مدام با یه غده‌ی ترس توی وجودم
‫اینور اونور میرم

524
00:31:28,510 --> 00:31:31,590
‫که حس می‌کنم هر لحظه ممکنه بترکه

525
00:31:31,590 --> 00:31:34,430
‫و تمام مدت...

526
00:31:34,430 --> 00:31:37,770
‫یه سوالی مدام توی ذهنم می‌چرخه

527
00:31:40,640 --> 00:31:42,240
‫حالا باید چیکار کنم؟

528
00:31:43,270 --> 00:31:45,110
‫جیم مُرده...

529
00:31:45,110 --> 00:31:47,320
‫و مدام دنبالش می‌گردم، ولی دیگه نیست

530
00:31:49,990 --> 00:31:53,910
‫خاطراتی توی ذهنمه
‫که مال افراد دیگه‌ایه

531
00:31:54,990 --> 00:31:58,040
‫خاطراتی که شاید جوابی توش پیدا بشه
‫ولی از این وحشت دارم

532
00:31:58,040 --> 00:32:00,290
‫که چه هزینه‌ای داره اگر...

533
00:32:00,290 --> 00:32:03,460
‫اگر بیش از حد پیش برم
‫یا بیش از حد به‌یاد بیارم

534
00:32:05,210 --> 00:32:06,810
‫ولی اگر این‌‌کارو نکنم...

535
00:32:15,100 --> 00:32:16,700
‫می‌دونم دارم کم‌کاری می‌کنم

536
00:32:17,680 --> 00:32:19,520
‫وقتی ایتن فهمید

537
00:32:19,520 --> 00:32:23,810
‫دریاچه‌ی اشک‌ها واقعی نیست چی میشه؟

538
00:32:23,810 --> 00:32:25,730
‫اون‌موقع چیکارش کنم؟

539
00:32:25,730 --> 00:32:27,780
‫هی، بچه‌ها؟

540
00:32:27,780 --> 00:32:29,990
‫بیاین یکم استراحت کنیم، باشه؟

541
00:32:29,990 --> 00:32:31,200
‫خوبین؟

542
00:32:31,200 --> 00:32:32,610
‫آره خوبیم، فقط...

543
00:32:32,610 --> 00:32:33,700
‫یکم نیاز به استراحت داریم

544
00:32:33,700 --> 00:32:34,780
‫باشه

545
00:32:34,780 --> 00:32:36,380
‫بریم بشینیم

546
00:32:46,040 --> 00:32:48,250
‫نمی‌دونم چطوری تنهایی
‫از پس همه‌چی بربیام

547
00:32:48,250 --> 00:32:50,300
‫تنها نیستی

548
00:32:50,300 --> 00:32:52,050
‫همه مدام همینو میگن

549
00:32:52,050 --> 00:32:54,790
‫خب شاید بهتر باشه
‫به حرف‌هاشون گوش کنی لامصب

550
00:32:56,680 --> 00:32:59,010
‫نمی‌خوام دوباره یکی از اون یادداشت‌ها

551
00:32:59,010 --> 00:33:01,350
‫روی پاتختیم پیدا کنم

552
00:33:01,350 --> 00:33:03,730
‫حق نداری من رو توی شرایطی قرار بدی

553
00:33:03,730 --> 00:33:05,810
‫که مجبور باشم به بچه‌هات توضیح بدم

554
00:33:05,810 --> 00:33:07,560
‫چرا من هنوز زنده‌م و تو نیستی

555
00:33:07,560 --> 00:33:09,690
‫- دانا، من...
‫- نـه

556
00:33:09,690 --> 00:33:13,650
‫تو و اون بچه‌ها...

557
00:33:13,650 --> 00:33:18,700
‫برام دقیقاً عین خانواده‌م می‌مونین

558
00:33:19,330 --> 00:33:22,540
‫پس از الان به بعد...

559
00:33:22,540 --> 00:33:25,210
‫اگر قرار باشه کسی برای یه کار احمقانه

560
00:33:25,210 --> 00:33:27,960
‫جونش رو به‌خطر بندازه...

561
00:33:27,960 --> 00:33:31,380
‫اون شخص منم، نه تو

562
00:33:33,550 --> 00:33:35,150
‫فهمیدی؟

563
00:33:35,970 --> 00:33:38,680
‫دارم می‌پرسم فهمیدی یا نه؟

564
00:33:42,470 --> 00:33:44,980
‫- آره فهمیدم
‫- خیلی‌خب

565
00:33:44,980 --> 00:33:47,770
‫مامان! بیا اینجا رو ببین!

566
00:33:49,270 --> 00:33:50,870
‫بلند شو بریم

567
00:33:57,360 --> 00:33:59,580
‫انگار بالش شکسته

568
00:34:01,490 --> 00:34:03,370
‫حتماً از لونه‌ای جایی افتاده

569
00:34:03,370 --> 00:34:06,080
‫تابحال چیزی جز کلاغ اینجا ندیدیم

570
00:34:06,080 --> 00:34:07,500
‫باید با خودمون ببریمش

571
00:34:07,500 --> 00:34:09,170
‫ایتن...

572
00:34:10,290 --> 00:34:13,420
‫مامان، این یه نشونه‌ست

573
00:34:15,300 --> 00:34:16,880
‫اگر دریاچه‌ی دم اقامتگاه

574
00:34:16,880 --> 00:34:19,930
‫واقعاً دریاچه‌ی اشک‌ها باشه
‫خوبش می‌کنه

575
00:34:19,930 --> 00:34:22,720
‫اینطوری می‌فهمیم

576
00:34:22,720 --> 00:34:25,350
‫باید با خودمون ببریمش

577
00:34:32,400 --> 00:34:35,690
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫الان چه حسی داره

578
00:34:35,690 --> 00:34:39,780
‫حداقل وقتی من اومدم
‫تو رو پیدا کردم، می‌دونی؟

579
00:34:39,780 --> 00:34:42,530
‫ولی اون تنها کسی که
‫اینجا داشت رو از دست داد

580
00:34:42,530 --> 00:34:44,130
‫آره

581
00:34:44,910 --> 00:34:46,540
‫تشخیص نمیدم
‫خوب تونسته باهاش کنار بیاد

582
00:34:46,540 --> 00:34:49,330
‫یا... هنوز هضمش نکرده

583
00:34:51,290 --> 00:34:53,050
‫- خیلی دعا می‌کنه
‫- آره

584
00:34:53,920 --> 00:34:55,210
‫نمی‌دونم، شاید کمک می‌کنه؟

585
00:34:55,210 --> 00:34:58,510
‫آره، این...

586
00:34:58,510 --> 00:35:00,140
‫این تنها چیز جلسات معتادان گمنام بود

587
00:35:00,140 --> 00:35:01,970
‫که اصلاً تحملشو نداشتم

588
00:35:01,970 --> 00:35:04,220
‫اینکه خودت رو به دست خدا بسپاری

589
00:35:04,220 --> 00:35:06,020
‫اوهوم

590
00:35:06,020 --> 00:35:08,440
‫اگر مدرکی بود که اثبات کنه
‫کسی هوای ما رو نداره

591
00:35:08,440 --> 00:35:10,230
‫اینجاست

592
00:35:43,090 --> 00:35:44,860
‫سلام

593
00:35:45,760 --> 00:35:47,640
‫این اواخر زیاد نمیای اینجا

594
00:35:47,640 --> 00:35:50,100
‫زیاد نمی‌مونم

595
00:35:50,100 --> 00:35:52,440
‫سارا، می‌تونی هرچقدر خواستی بمونی

596
00:35:56,070 --> 00:35:59,070
‫به‌نظرم خیلی خوبه که دوباره
‫غذاخوری رو باز کردی

597
00:35:59,070 --> 00:36:02,160
‫خب، با خودم گفتم اینطوری
‫می‌تونم مشغول باشم

598
00:36:02,160 --> 00:36:05,160
‫قبلاً اینجا کار می‌کردی، آره؟

599
00:36:05,160 --> 00:36:07,910
‫حس می‌کنم یه عمر گذشته

600
00:36:07,910 --> 00:36:10,000
‫خب اگر خواستی برگردی...

601
00:36:10,000 --> 00:36:11,600
‫منم کمک لازم دارم

602
00:36:13,040 --> 00:36:16,630
‫ببین، من اینجا نبودم وقتی...
‫اون کار رو کردی

603
00:36:16,630 --> 00:36:20,080
‫ولی این کسی که توی این مدت
‫که می‌شناسمت بهش تبدیل شدی؟

604
00:36:20,970 --> 00:36:23,340
‫این دختر لایق یه فرصته

605
00:36:23,340 --> 00:36:24,940
‫بهش فکر کن

606
00:36:29,390 --> 00:36:30,560
‫بکتا؟

607
00:36:30,560 --> 00:36:32,160
‫بله؟

608
00:36:34,100 --> 00:36:36,270
‫میشه اینو برام بریزی دور؟

609
00:36:36,270 --> 00:36:37,900
‫آها، باشه

610
00:36:43,700 --> 00:36:45,530
‫گندش بزنن

611
00:36:45,530 --> 00:36:47,660
‫وایسا، ماریل، وایسا! وایسا!

612
00:36:47,660 --> 00:36:48,830
‫چی شده؟

613
00:36:48,830 --> 00:36:50,430
‫نمی... نمی‌دونم

614
00:36:52,040 --> 00:36:53,500
‫دارم میام!

615
00:36:53,500 --> 00:36:54,580
‫تکون نخور، باشه؟

616
00:36:58,090 --> 00:37:00,460
‫همون‌جا بمون
‫همون‌جا بمون

617
00:37:00,460 --> 00:37:01,760
‫کجات درد می‌کنه؟

618
00:37:01,760 --> 00:37:03,510
‫- دستم
‫- خیلی‌خب

619
00:37:03,510 --> 00:37:05,050
‫بذار ببینم. خیلی‌خب، منو نگاه کن

620
00:37:05,050 --> 00:37:07,180
‫یه نفس عمیق بکش. چی شد؟

621
00:37:07,180 --> 00:37:08,720
‫لب استخر وایساده بودم

622
00:37:08,720 --> 00:37:10,850
‫و یهویی حس کردم
‫یه چیزی هلم داد

623
00:37:12,480 --> 00:37:14,980
‫جای دیگه‌ایت درد می‌کنه؟

624
00:37:14,980 --> 00:37:17,270
‫نـه

625
00:37:51,930 --> 00:37:55,560
‫سلام، می‌تونیم بریم؟

626
00:37:55,560 --> 00:37:57,150
‫نه

627
00:37:57,150 --> 00:37:58,750
‫نه، هنوز نه

628
00:38:03,190 --> 00:38:05,650
‫چون فاطیما داره
‫یه هیولای گلی درست می‌کنه؟

629
00:38:07,410 --> 00:38:09,240
‫شرمنده، فالگوش وایساده بودم

630
00:38:12,950 --> 00:38:16,920
‫نمی‌دونم باید برم بالا جلوش رو بگیرم

631
00:38:16,920 --> 00:38:18,630
‫یا برم بالا کمکش کنم

632
00:38:22,340 --> 00:38:25,260
‫می‌دونی، اگر بخاطر اتفاقی
‫که برای من و تابیتا افتاد نبود

633
00:38:25,260 --> 00:38:27,010
‫با تمام چیزهایی که یادمون اومد...

634
00:38:27,010 --> 00:38:28,720
‫صد سال سیاه

635
00:38:28,720 --> 00:38:30,320
‫اون قارچ‌ها رو نمی‌خوردم

636
00:38:32,720 --> 00:38:34,320
‫منظورت چیه؟

637
00:38:35,850 --> 00:38:38,520
‫منظورم اینه که...

638
00:38:38,520 --> 00:38:40,860
‫یه چیزی عوض شد

639
00:38:40,860 --> 00:38:42,980
‫باعث شد متوجه بشم
‫تا دیر نشده

640
00:38:42,980 --> 00:38:44,940
‫باید یه کار جدی انجام بدم

641
00:38:44,940 --> 00:38:48,240
‫حتی اگر تمام اطرافیانم
‫فکر کنن دیوونه‌م

642
00:38:51,620 --> 00:38:53,620
‫پس شاید بهتره از فاطیما نپرسی...

643
00:38:53,620 --> 00:38:56,290
‫که چرا داره اونو درست می‌کنه

644
00:38:59,710 --> 00:39:02,750
‫شاید بهتره ازش بپرسی
‫چرا الان داره درستش می‌کنه

645
00:39:12,100 --> 00:39:13,700
‫یا خدا

646
00:39:15,970 --> 00:39:18,640
‫اینا از نزدیک‌ ترسناک‌تر هم هستن

647
00:39:18,640 --> 00:39:21,480
‫جید میگه برای دور کردن ارواح خبیثن

648
00:39:21,480 --> 00:39:23,900
‫خب...

649
00:39:26,610 --> 00:39:28,210
‫گمونم خیالم راحت‌تر شد

650
00:39:29,700 --> 00:39:33,030
‫خیلی‌خب، هرچقدر قبل از تاریک شدن هوا
‫غذای بیشتری جمع کنیم

651
00:39:33,030 --> 00:39:35,290
‫فردا صبح سریع‌تر می‌تونیم برگردیم

652
00:39:35,290 --> 00:39:37,500
‫پس کیف‌هاتون رو بذارین زمین
‫و شروع کنین

653
00:39:37,500 --> 00:39:40,960
‫مامان، باید ببریمش دم دریاچه

654
00:39:40,960 --> 00:39:42,560
‫بیا بریم

655
00:39:51,720 --> 00:39:52,800
‫جولی؟

656
00:39:52,800 --> 00:39:54,400
‫این بالام!

657
00:39:55,470 --> 00:39:57,070
‫چیزی که خواستی رو آوردم

658
00:40:01,230 --> 00:40:02,830
‫آوردمش...

659
00:40:03,610 --> 00:40:05,610
‫چیکار داری می‌کنی؟

660
00:40:05,610 --> 00:40:07,030
‫آخرین باری که رفتم

661
00:40:07,030 --> 00:40:09,320
‫یکی از اون موجودات
‫موهام رو گرفت

662
00:40:09,320 --> 00:40:11,530
‫دیگه نمی‌ذارم تکرار بشه

663
00:40:14,910 --> 00:40:16,330
‫خیلی‌خب

664
00:40:16,330 --> 00:40:17,660
‫آماده‌ای؟

665
00:40:17,660 --> 00:40:19,260
‫اوهوم

666
00:40:23,750 --> 00:40:27,630
‫خیلی‌خب، برای درست کردن یه نشان‌گر

667
00:40:27,630 --> 00:40:30,380
‫یه کاغذ رو تا می‌زنیم

668
00:40:30,380 --> 00:40:33,640
‫و وقتی داستان‌گردی می‌کنم
‫با خودم می‌برمش

669
00:40:33,640 --> 00:40:36,680
‫هرجای گذشته که رفتم
‫هر "فصلی" که بودم

670
00:40:36,680 --> 00:40:42,020
‫این علامت رو روی کاغذ می‌کشم

671
00:40:42,020 --> 00:40:43,600
‫و می‌ذارمش اونجا

672
00:40:43,600 --> 00:40:45,560
‫اگر جواب داد، وقتی منو کشیدی بیرون

673
00:40:45,560 --> 00:40:47,070
‫علامتی که در گذشته کشیدم

674
00:40:47,070 --> 00:40:49,110
‫در زمان حال هم روی کاغذ هست

675
00:40:54,780 --> 00:40:56,240
‫از وقتی از شهر دراومدیم

676
00:40:56,240 --> 00:40:57,780
‫منتظر بودی همین‌کارو بکنی، مگه نه؟

677
00:40:57,780 --> 00:40:58,950
‫آره، بودم

678
00:40:58,950 --> 00:41:00,550
‫اوهوم

679
00:41:01,620 --> 00:41:03,220
‫خیلی‌خب

680
00:41:05,830 --> 00:41:07,380
‫گیریم این‌کار جواب داد

681
00:41:07,380 --> 00:41:09,300
‫گیریم با یه نشان‌گری که جواب بده

682
00:41:09,300 --> 00:41:12,090
‫ازش دراومدی
‫این چه کمکی به ما می‌کنه؟

683
00:41:12,090 --> 00:41:14,180
‫خب از اون به بعد...

684
00:41:14,180 --> 00:41:16,050
‫هرجای داستان که خواستم برم

685
00:41:16,050 --> 00:41:19,060
‫مثلاً بخش قبل از مرگ بابام...

686
00:41:21,020 --> 00:41:23,310
‫اینجا لای کاغذ می‌نویسم

687
00:41:23,310 --> 00:41:25,270
‫دوباره تاش می‌کنم، رد میشم

688
00:41:25,270 --> 00:41:27,900
‫و نشان‌گر منو می‌بره همون‌جا

689
00:41:27,900 --> 00:41:30,070
‫داری ازم می‌خوای بشینم
‫و تشنج کردنت رو تماشا کنم

690
00:41:31,480 --> 00:41:35,450
‫ازت می‌خوام 5 ثانیه صبر کنی

691
00:41:35,450 --> 00:41:38,120
‫علامت رو می‌کشم بعد منو بکش بیرون

692
00:41:38,120 --> 00:41:40,370
‫رندال، اگر این‌کار جواب داد
‫همه‌چی عوض میشه

693
00:41:42,700 --> 00:41:44,300
‫خواهش می‌کنم

694
00:41:45,540 --> 00:41:47,140
‫فقط پنج ثانیه

695
00:41:48,170 --> 00:41:49,770
‫فقط پنج ثانیه

696
00:41:58,010 --> 00:41:59,180
‫یالا

697
00:41:59,180 --> 00:42:00,780
‫مراقب باش

698
00:42:03,770 --> 00:42:05,370
‫باشه

699
00:42:58,280 --> 00:43:00,200
‫هی. هی، هی، هی، هی

700
00:43:00,200 --> 00:43:01,620
‫هی، هی، منم

701
00:43:01,620 --> 00:43:03,120
‫منم، منم. حالت خوبه

702
00:43:03,120 --> 00:43:05,120
‫حالت خوبه. حالت خوبه

703
00:43:09,460 --> 00:43:10,830
‫نـه!

704
00:43:13,590 --> 00:43:15,190
‫لعنتی!

705
00:43:16,170 --> 00:43:18,590
‫جواب نداد! لامصب جواب نداد!

706
00:43:28,600 --> 00:43:29,810
‫ویکتور، بیخیال

707
00:43:49,000 --> 00:43:50,620
‫توی این هستن

708
00:44:13,100 --> 00:44:16,020
‫مثل بقیه‌مون سوار ماشین اومد

709
00:44:16,940 --> 00:44:19,690
‫فکر می‌کردم کت‌وشلوار زردش بامزه‌ست

710
00:44:19,690 --> 00:44:22,820
‫و فکر می‌کردیم دقیقاً عین ماهاست. ما...

711
00:44:24,530 --> 00:44:27,870
‫ما بهش پناه دادیم و باهاش دوست شدیم

712
00:44:27,870 --> 00:44:29,500
‫ولی مثل ماها نبود

713
00:44:29,500 --> 00:44:32,120
‫وقتی همه مُردن

714
00:44:32,120 --> 00:44:35,670
‫وقتی مامان رو کنار درخت بطری‌ها پیدا کردم
‫اونو دیدم

715
00:44:42,880 --> 00:44:44,340
‫داشت مامان رو می‌خورد

716
00:44:44,340 --> 00:44:46,850
‫وای خدا...

717
00:44:57,070 --> 00:45:00,820
‫خب قطعاً شکسته

718
00:45:00,820 --> 00:45:03,490
‫ولی صبر می‌کنیم
‫تا ورمش بخوابه

719
00:45:03,490 --> 00:45:05,030
‫بعدش استخون رو جا می‌اندازیم

720
00:45:05,030 --> 00:45:07,160
‫- باشه
‫- باشه؟

721
00:45:07,160 --> 00:45:09,870
‫می‌دونم این اوضاع ترسناکه

722
00:45:10,870 --> 00:45:15,000
‫همه‌ش یه آزمون الهی دیگه‌ست
‫برای همین اینجاییم

723
00:45:15,000 --> 00:45:18,060
‫خدا داره امتحان‌مون می‌کنه
‫و بهمون اجازه میده ایمان‌مون رو اثبات کنیم

724
00:45:19,300 --> 00:45:20,900
‫آره

725
00:45:21,920 --> 00:45:23,550
‫می‌دونم از نظرتون مسخره‌ست

726
00:45:23,550 --> 00:45:25,760
‫نه، نه نیست

727
00:45:25,760 --> 00:45:27,390
‫داستان ابراهیم رو می‌دونین؟

728
00:45:28,850 --> 00:45:31,180
‫نه، نه نمی‌دونم

729
00:45:31,180 --> 00:45:32,780
‫خب...

730
00:45:33,350 --> 00:45:34,770
‫مرد ساده‌ای بود

731
00:45:34,770 --> 00:45:37,060
‫که ایمان راسخ داشت
‫و فرمان‌بردار خداوند بود

732
00:45:42,150 --> 00:45:45,490
‫یه روز، خدا ابراهیم رو امتحان کرد

733
00:45:45,490 --> 00:45:48,200
‫بهش دستور داد تنها پسرش رو بکشه

734
00:45:48,200 --> 00:45:50,700
‫تا بتونه ایمانش رو اثبات کنه

735
00:45:53,710 --> 00:45:57,710
‫ولی لحظه‌ی آخری، خداوند مداخله کرد

736
00:45:57,710 --> 00:46:01,000
‫و یه قوچ بهش داد
‫که جای پسرش قربانی کنه

737
00:46:05,630 --> 00:46:07,260
‫آخه می‌دونین...

738
00:46:07,260 --> 00:46:11,060
‫خدا اصلاً نمی‌خواست
‫ابراهیم پسرش رو بکشه

739
00:46:14,020 --> 00:46:16,190
‫فقط می‌خواست بدونه
‫حاضره این‌کارو بکنه یا نه

740
00:46:30,490 --> 00:46:31,830
‫سلام

741
00:46:31,830 --> 00:46:33,910
‫اشکالی نداره کنی هم بیاد پیشمون؟

742
00:46:44,050 --> 00:46:46,590
‫ببینین بچه‌ها، می‌دونم
‫خیلی عجیب به‌نظر میاد، ولی...

743
00:46:46,590 --> 00:46:51,140
‫فاطیما، باید بدونم
‫چرا داری این‌کارو می‌کنی

744
00:46:51,140 --> 00:46:52,350
‫بهت که گفتم دلیلش چیه

745
00:46:52,350 --> 00:46:54,890
‫چرا داری الان انجامش میدی؟

746
00:46:54,890 --> 00:46:56,980
‫هرچی که هست
‫لطفاً بهم بگو

747
00:46:56,980 --> 00:46:59,060
‫نذار اینجا باعث بشه
‫از صحبت کردن با من بترسی

748
00:46:59,060 --> 00:47:00,980
‫هنوزم حسش می‌کنم

749
00:47:03,860 --> 00:47:06,440
‫اون چیزی که توی شکمم بود
‫هنوزم حسش می‌کنم

750
00:47:06,440 --> 00:47:08,320
‫- خیلی‌خب
‫- چجوری حسش می‌کنی؟

751
00:47:08,320 --> 00:47:10,200
‫جوری که انگار با هم مرتبطیم

752
00:47:11,200 --> 00:47:13,700
‫توی بخشی از وجودم
‫احساسات اون رو حس می‌کنم

753
00:47:14,910 --> 00:47:17,790
‫خیلی‌خب، و این چیزی
‫که داری درست می‌کنی، قراره...؟

754
00:47:17,790 --> 00:47:19,170
‫چیکار کنه؟ ارتباطتون رو قطع کنه؟

755
00:47:19,170 --> 00:47:20,500
‫ارتباطمون دو طرفه‌ست

756
00:47:20,500 --> 00:47:21,630
‫صحیح

757
00:47:21,630 --> 00:47:24,250
‫اونم حس منو حس می‌کنه

758
00:47:24,250 --> 00:47:27,050
‫حس می‌کنه که چقدر وحشت کردم
‫ازش لذت می‌بره

759
00:47:28,420 --> 00:47:31,220
‫ولی درست کردن این...

760
00:47:31,220 --> 00:47:33,430
‫باعث میشه احساس قدرت کنم

761
00:47:35,520 --> 00:47:37,270
‫باعث میشه ترسم کم بشه

762
00:47:37,270 --> 00:47:38,600
‫باشه

763
00:47:38,600 --> 00:47:40,830
‫تنها راهی که برای
‫مقابله باهاشون سراغ دارم همینه

764
00:47:41,520 --> 00:47:43,120
‫باشه

765
00:47:46,360 --> 00:47:48,070
‫یا خدا

766
00:47:48,070 --> 00:47:49,820
‫درست کردن این چیزه...

767
00:47:49,820 --> 00:47:52,200
‫به‌نظرت واقعاً می‌تونه کمک کنه؟

768
00:47:52,200 --> 00:47:53,950
‫نمی‌دونم

769
00:47:53,950 --> 00:47:57,250
‫ولی خب، با این اوضاع...

770
00:47:57,250 --> 00:47:59,500
‫اگر یه مدافع کنارمون داشته باشیم...

771
00:47:59,500 --> 00:48:01,580
‫چیز چندان بدی هم نیست

772
00:48:01,580 --> 00:48:02,920
‫به... همه میگم...

773
00:48:02,920 --> 00:48:04,000
‫خوبه

774
00:48:04,000 --> 00:48:05,590
‫که بذارن به حال خودش باشه

775
00:48:05,590 --> 00:48:07,090
‫تا کسی نره توی اتاقش

776
00:48:07,090 --> 00:48:08,690
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

777
00:48:41,160 --> 00:48:42,760
‫بوید؟

778
00:48:47,050 --> 00:48:48,650
‫باید بریم

779
00:48:49,800 --> 00:48:51,400
‫همین الان

780
00:48:53,380 --> 00:48:54,890
‫بوید، چی شده؟

781
00:48:54,890 --> 00:48:56,600
‫یه لحظه وایسا

782
00:49:18,700 --> 00:49:20,300
‫چی؟

783
00:49:24,210 --> 00:49:25,810
‫نه، این...

784
00:49:41,310 --> 00:49:44,060
‫خیلی‌خب، یه موضوع دیگه...

785
00:49:44,060 --> 00:49:47,980
‫کارتون‌های صبح شنبه
‫خیلی‌خب، اول من میگم

786
00:49:47,980 --> 00:49:49,440
‫خانواده‌ی جتسون

787
00:49:51,110 --> 00:49:52,780
‫خانواده‌ی فلینت‌استون

788
00:49:52,780 --> 00:49:54,380
‫ایول

789
00:49:55,240 --> 00:49:56,320
‫بیا

790
00:50:00,200 --> 00:50:01,800
‫آماده‌ای؟

791
00:50:02,950 --> 00:50:04,960
‫خیلی‌خب، بیا شروع کنیم

792
00:50:28,860 --> 00:50:30,520
‫راجر، خوبی؟

793
00:50:30,520 --> 00:50:32,120
‫این دیگه چه کوفتیه؟

794
00:50:44,790 --> 00:50:46,390
‫مامان؟

795
00:50:50,630 --> 00:50:52,340
‫گندش بزنن

796
00:50:52,364 --> 00:51:02,364
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

797
00:51:02,388 --> 00:51:12,388
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

