﻿1
00:00:00,824 --> 00:00:10,824
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,848 --> 00:00:16,848
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:17,143 --> 00:00:18,810
‫آنچه گذشت...

4
00:00:18,811 --> 00:00:20,311
‫اینجا داره با ذهنت بازی می‌کنه

5
00:00:20,312 --> 00:00:22,939
‫چون می‌دونه چقدر دلت
‫برای بابات تنگ شده!

6
00:00:22,940 --> 00:00:25,275
‫توی دو روز دو بار
‫جلوی چشم‌هام تشنج کردی!

7
00:00:25,276 --> 00:00:28,237
‫فقط بخاطر این الان از دستم عصبانی هستی
‫چون می‌دونی درست میگم

8
00:00:29,572 --> 00:00:32,115
‫وقتی مامان رو کنار
‫ درخت بطری‌ها پیدا کردم، دیدمش

9
00:00:33,409 --> 00:00:35,285
‫داشت مامان رو می‌خورد

10
00:00:35,286 --> 00:00:40,248
‫♪ سوار یه هواپیمای جت میریم ♪

11
00:00:40,249 --> 00:00:42,542
‫چته تو؟!

12
00:00:42,543 --> 00:00:45,170
‫- نشونش بده چیکار کرده!
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

13
00:00:45,171 --> 00:00:47,881
‫این عروسک‌ها...

14
00:00:47,882 --> 00:00:49,482
‫حس می‌کنم قبلاً دیدمشون

15
00:00:55,765 --> 00:00:57,307
‫نـه! نـه!

16
00:00:57,308 --> 00:00:58,808
‫- باید بریم...
‫- دانا!

17
00:00:58,809 --> 00:01:00,409
‫- دانا!
‫- دانا!

18
00:01:06,233 --> 00:01:07,776
‫چی شد یهو؟

19
00:01:07,777 --> 00:01:10,028
‫یادم اومد

20
00:01:10,029 --> 00:01:11,905
‫یادم اومد چطوری بکشیمشون

21
00:01:11,906 --> 00:01:13,239
‫بوید

22
00:01:13,240 --> 00:01:14,908
‫فکر کنم قارچ‌ها اثر کردن

23
00:01:16,243 --> 00:01:17,577
‫اوه

24
00:01:17,578 --> 00:01:19,204
‫نشونم بده قبلاً چی می‌دونستم

25
00:01:20,456 --> 00:01:22,624
‫منم. وقتی 12 سالم بود

26
00:01:22,648 --> 00:01:25,848
‫باید مسیر رو باز کنی
‫تا راه رو ببینی

27
00:01:31,175 --> 00:01:33,384
‫بچه‌ها اینجا قربانی شدن

28
00:01:33,385 --> 00:01:36,154
‫بگو چطور می‌تونیم نجاتشون بدیم
‫وقتی که قبلاً سعی کردیم و نتونستیم!

29
00:01:37,056 --> 00:01:38,264
‫سلام جید

30
00:01:38,265 --> 00:01:39,865
‫نـه! نـه!

31
00:01:41,101 --> 00:01:42,701
‫آنگکویی

32
00:01:43,479 --> 00:01:44,729
‫جید! جید! آروم! آروم!

33
00:01:44,730 --> 00:01:46,356
‫چطوری سر از اینجا درآوردیم؟

34
00:01:46,357 --> 00:01:48,566
‫جید، اصلاً جایی نرفتی

35
00:01:48,567 --> 00:01:51,444
‫می‌دونم برای برگشتن به خونه
‫باید چیکار کنیم

36
00:01:51,445 --> 00:01:53,614
‫می‌دونم چطوری می‌تونیم
‫بچه‌ها رو نجات بدیم

37
00:01:55,616 --> 00:01:57,033
‫جدی که نمیگی

38
00:01:57,034 --> 00:01:58,868
‫جدی میگم، این تنها راهه

39
00:01:58,869 --> 00:02:00,328
‫تنها راه برای چی؟
‫به کشتن دادن همه؟

40
00:02:00,329 --> 00:02:02,413
‫می‌خوای بری توی اون تونل‌ها

41
00:02:02,414 --> 00:02:04,707
‫که اون موجودات توش زندگی می‌کنن
‫چون فکر می‌کنی

42
00:02:04,708 --> 00:02:06,584
‫استخون‌های اون بچه‌ها اونجا دفن شدن؟

43
00:02:06,585 --> 00:02:08,185
‫آره!

44
00:02:09,171 --> 00:02:11,130
‫دیگه دیروقته، خب؟

45
00:02:11,131 --> 00:02:12,882
‫بهتره یکم بخوابیم

46
00:02:12,883 --> 00:02:16,344
‫ببین... می‌دونم به‌نظر میاد
‫چیزهایی که دیدم چندان قابل‌اطمینان نیست...

47
00:02:16,345 --> 00:02:17,929
‫چندان قابل‌اطمینان نیست؟

48
00:02:17,930 --> 00:02:19,973
‫اینطوری توصیفش می‌کنی؟
‫چندان قابل‌اطمینان نیست؟

49
00:02:19,974 --> 00:02:22,267
‫از همون اول که این‌کارو امتحان کردیم
‫می‌دونستیم تلاش غیرمعمولیه

50
00:02:22,268 --> 00:02:23,817
‫اگر می‌خوای تمام چیزهایی که فهمیدم رو

51
00:02:23,841 --> 00:02:25,854
‫همینطوری بر اساس اینکه
‫چطوری فهمیدمشون رد کنی

52
00:02:25,855 --> 00:02:27,647
‫پس اصلاً چرا همچین غلطی کردم؟

53
00:02:27,648 --> 00:02:30,817
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب...

54
00:02:30,818 --> 00:02:32,735
‫خیلی‌خب

55
00:02:32,736 --> 00:02:35,113
‫بیا یه لحظه فراموش کنیم
‫که تمام این‌ها رو...

56
00:02:35,114 --> 00:02:39,410
‫توی یه توهم ناشی از
‫قارچ‌های روان‌گردان فهمیدی، بیا...

57
00:02:40,953 --> 00:02:45,081
‫بیا یه لحظه اینو بذاریم کنار

58
00:02:45,082 --> 00:02:47,333
‫حتی اگر حق با تو باشه، خب؟

59
00:02:47,334 --> 00:02:51,004
‫و استخون‌ها اون پایین باشن...

60
00:02:51,005 --> 00:02:53,131
‫خب که چی؟

61
00:02:53,132 --> 00:02:56,217
‫پیدا کردن استخون‌ها
‫چطور بهمون کمک می‌کنن برگردیم خونه؟

62
00:02:57,261 --> 00:02:58,861
‫هنوز کامل مطمئن نیستم

63
00:03:00,848 --> 00:03:02,448
‫صحیح

64
00:03:09,106 --> 00:03:11,149
‫استخون

65
00:03:11,150 --> 00:03:12,984
‫خیلی‌خب، گوش کن چی میگم

66
00:03:12,985 --> 00:03:16,321
‫در سراسر تاریخ موارد بی‌شماری

67
00:03:16,322 --> 00:03:19,741
‫از فرهنگ‌ها و ادیان وجود داره
‫که برای بقایای انسان...

68
00:03:19,742 --> 00:03:24,580
‫اجساد مُرده‌ها...
‫ارزش و احترام خیلی زیادی قائلن

69
00:03:26,874 --> 00:03:29,792
‫فکر می‌کنی چرا مصری‌ها
‫فرمانرواهاشون رو مومیایی می‌کردن؟

70
00:03:29,793 --> 00:03:33,087
‫اینجا، این کابوس کوفتی
‫که توش گیر افتادیم

71
00:03:33,088 --> 00:03:36,424
‫بر پایه‌ی...

72
00:03:36,425 --> 00:03:38,025
‫یه قربانی بنا شده

73
00:03:41,513 --> 00:03:43,640
‫نکنه استخون‌ها...

74
00:03:43,641 --> 00:03:46,267
‫ارواح اون بچه‌ها رو اینجا گیر انداخته؟

75
00:03:46,268 --> 00:03:48,519
‫اصلاً برات سوال نشده
‫چرا اون موجودات

76
00:03:48,520 --> 00:03:50,396
‫در طول روز از تونل‌ها نمیان بیرون؟

77
00:03:50,397 --> 00:03:52,690
‫نکنه اونجان و دارن از چیزی محافظت می‌کنن

78
00:03:52,691 --> 00:03:55,109
‫که وجود اینجا رو امکان‌پذیر می‌کنه؟

79
00:03:55,110 --> 00:03:57,779
‫بازم می‌رسیم به اون حرفم
‫که گفتم همه‌ رو به کشتن میدی

80
00:03:57,780 --> 00:04:00,657
‫نه. نه اگر درست انجامش بدیم

81
00:04:00,658 --> 00:04:02,700
‫آها، صحیح

82
00:04:02,701 --> 00:04:05,079
‫بگو ببینم نسخه‌ی درست
‫این نقشه چجوریاست

83
00:04:09,750 --> 00:04:11,794
‫خب، این دیگه کار توئه

84
00:04:14,797 --> 00:04:17,340
‫ببین، می‌دونم الان افکار زیادی
‫توی ذهنت هست

85
00:04:17,341 --> 00:04:20,134
‫که ممکنه آخرش مهم از آب دربیان

86
00:04:20,135 --> 00:04:23,930
‫ولی از دید من بهش نگاه کن

87
00:04:23,931 --> 00:04:28,017
‫ازم می‌خوای بخاطر یه سری چیزها
‫که توی توهمات ناشی از قارچ روان‌گردان دیدی

88
00:04:28,018 --> 00:04:31,604
‫کمک کنم نقشه‌ی
‫یه عملیات انتحاری رو بریزیم

89
00:04:31,605 --> 00:04:33,106
‫باید چیکار کنم...

90
00:04:33,107 --> 00:04:36,067
‫باید چیکار کنم
‫که بهت اثبات بشه این‌ها که میگم واقعیه؟

91
00:04:36,068 --> 00:04:37,668
‫نمی‌دونم والا

92
00:04:39,488 --> 00:04:42,365
‫- دره
‫- چی؟

93
00:04:42,366 --> 00:04:45,410
‫من و تو رفتیم زیرزمین خونه‌ی گروهی

94
00:04:45,411 --> 00:04:47,161
‫بهت که گفتم، هیچ‌جا نرفتیم

95
00:04:47,162 --> 00:04:49,622
‫آره، درسته، نرفتیم

96
00:04:49,623 --> 00:04:51,666
‫و تابحال نرفتم زیرزمین خونه‌ی گروهی

97
00:04:51,667 --> 00:04:53,084
‫پس امکان نداره بدونم

98
00:04:53,085 --> 00:04:54,460
‫اون پایین چه شکلیه

99
00:04:54,461 --> 00:04:57,171
‫جید، توصیف کردن زیرزمین خونه‌ی گروهی

100
00:04:57,172 --> 00:04:58,172
‫بهم اثبات نمی‌کنه...

101
00:04:58,173 --> 00:04:59,773
‫یه در مخفی اونجا بود

102
00:05:01,552 --> 00:05:03,052
‫یادت میاد توی زیرزمین خونه‌ی گروهی

103
00:05:03,053 --> 00:05:05,972
‫هیچ دری دیده باشی؟

104
00:05:05,973 --> 00:05:07,573
‫نـه

105
00:05:08,809 --> 00:05:11,436
‫پس اگر بریم اونجا

106
00:05:11,437 --> 00:05:13,037
‫و اون در رو پیدا کنیم

107
00:05:15,315 --> 00:05:16,941
‫میشه حداقل فرض کنی

108
00:05:16,942 --> 00:05:19,219
‫حرف‌هایی که در مورد
‫استخون‌ها بهت میزنم حقیقت دارن؟

109
00:05:24,033 --> 00:05:25,633
‫شروع خوبیه

110
00:05:28,329 --> 00:05:30,873
‫یالا. بیا. خیلی‌خب

111
00:05:31,874 --> 00:05:34,333
‫میشه توضیح بدی نسل شما
‫چرا با همچین چیزی حال می‌کردین؟

112
00:05:34,334 --> 00:05:36,794
‫- گوشی نداشتیم
‫- جالبه

113
00:05:36,795 --> 00:05:39,005
‫عین شبکه‌های مجازی عصر حجره

114
00:05:39,006 --> 00:05:42,300
‫همین‌جاست! همون زیرزمینیه که دیدم

115
00:05:42,301 --> 00:05:43,634
‫یکم مرتب‌تره

116
00:05:43,635 --> 00:05:45,845
‫آره، داریم سعی می‌کنیم
‫ روایتی از زندگی افرادی

117
00:05:45,846 --> 00:05:47,388
‫که قبلاً اینجا بودن بسازیم

118
00:05:47,389 --> 00:05:48,598
‫ببینیم چیزی رو از قلم انداختیم یا نه...

119
00:05:48,599 --> 00:05:50,141
‫بوید فقط می‌خوام مشغول نگهم داره

120
00:05:50,142 --> 00:05:52,018
‫چون می‌دونه می‌خوام خودمو بکشم

121
00:05:52,019 --> 00:05:53,811
‫عه، چطور پیش میره؟

122
00:05:53,812 --> 00:05:55,313
‫هنوز مچ دست‌هامو نبریدم

123
00:05:55,314 --> 00:05:56,689
‫پس داره خوب پیش میره

124
00:05:56,690 --> 00:05:58,191
‫چی لازم داری؟

125
00:05:58,192 --> 00:06:00,409
‫دنبال یه در مخفی می‌گردم
‫که بعد از خوردن قارچ‌هایی

126
00:06:00,410 --> 00:06:02,329
‫که توی جنگل پیدا کردم دیدم

127
00:06:03,781 --> 00:06:05,381
‫صحبت‌های مردم اینجا واقعاً عجیب‌غریبه

128
00:06:09,953 --> 00:06:11,553
‫یافتم!

129
00:06:19,254 --> 00:06:21,047
‫بجنب! بیا کمکم کن!

130
00:06:21,048 --> 00:06:22,423
‫باشه

131
00:06:22,424 --> 00:06:24,024
‫بجنب!

132
00:06:25,177 --> 00:06:27,012
‫بیا کمکم کن! بیا!

133
00:06:37,022 --> 00:06:40,191
‫نه، نه، نه. نه، نه، نه
‫قرار بود همین‌جا باشه

134
00:06:40,192 --> 00:06:41,859
‫- جید...
‫- قرار بود همین‌جا باشه!

135
00:06:41,860 --> 00:06:44,070
‫همه‌چی... همه‌چی دقیقاً
‫همونجوریه که دیدم!

136
00:06:44,071 --> 00:06:45,906
‫خیلی‌خب. جید...

137
00:06:48,408 --> 00:06:50,327
‫قرار بود همین‌جا باشه

138
00:06:51,954 --> 00:06:56,934
‫♪ Que Sera Sera by Pixies ♪

139
00:07:01,672 --> 00:07:06,635
‫♪ وقتی پسربچه بودم ♪

140
00:07:06,636 --> 00:07:09,012
‫♪ از پدرم پرسیدم ♪

141
00:07:09,013 --> 00:07:10,613
‫♪ "قراره در آینده چی بشم؟" ♪

142
00:07:12,683 --> 00:07:15,143
‫♪ "قراره خوشتیپ بشم؟" ♪

143
00:07:15,144 --> 00:07:17,604
‫♪ "قراره پولدار بشم؟" ♪

144
00:07:17,605 --> 00:07:21,650
‫♪ این جوابیه که بهم داد ♪

145
00:07:21,651 --> 00:07:24,487
‫♪ که سرا، سرا ♪

146
00:07:25,821 --> 00:07:29,033
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

147
00:07:30,701 --> 00:07:34,829
‫♪ نمیشه آینده رو پیش‌بینی کرد ♪

148
00:07:34,830 --> 00:07:37,583
‫♪ که سرا، سرا ♪

149
00:07:39,877 --> 00:07:42,755
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

150
00:07:52,181 --> 00:07:57,102
‫♪ حالا خودم بچه دارم ♪

151
00:07:57,103 --> 00:07:59,562
‫♪ اونا از پدرشون می‌پرسن ♪

152
00:07:59,563 --> 00:08:03,233
‫♪ "قراره در آینده چی بشم؟" ♪

153
00:08:03,234 --> 00:08:05,777
‫♪ "قراره خوشگل بشم؟" ♪

154
00:08:05,778 --> 00:08:08,154
‫♪ "قراره پولدار بشم؟" ♪

155
00:08:08,155 --> 00:08:10,533
‫♪ منم با محبت بهشون میگم ♪

156
00:08:12,201 --> 00:08:14,745
‫♪ که سرا، سرا ♪

157
00:08:16,330 --> 00:08:19,500
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

158
00:08:21,335 --> 00:08:25,338
‫♪ نمیشه آینده رو پیش‌بینی کرد ♪

159
00:08:25,339 --> 00:08:27,758
‫♪ که سرا، سرا ♪

160
00:08:30,428 --> 00:08:33,305
‫♪ هرچی بخواد پیش بیاد، پیش میاد ♪

161
00:08:35,599 --> 00:08:38,436
‫♪ که سرا، سرا ♪

162
00:08:51,014 --> 00:08:54,014
‫تـرجـمـه: حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

163
00:08:59,039 --> 00:09:02,960
‫شاید دره... شاید...
‫شاید استعاره بوده

164
00:09:04,169 --> 00:09:06,128
‫شاید استخون‌ها هم استعاره بودن

165
00:09:06,129 --> 00:09:10,841
‫نه! نه! گوش کن، ببین

166
00:09:10,842 --> 00:09:12,468
‫می‌دونم شک داری

167
00:09:12,469 --> 00:09:15,263
‫اگر جامون برعکس بود
‫منم شک می‌کردم

168
00:09:15,264 --> 00:09:17,807
‫و می‌دونم کاری که میگم انجام بدیم
‫به‌شدت خطرناکه...

169
00:09:17,808 --> 00:09:19,684
‫خودکشیه بابا

170
00:09:19,685 --> 00:09:21,102
‫شاید... شاید برای بعضیا باشه، آره

171
00:09:21,103 --> 00:09:23,313
‫عه، با این مشکلی نداری؟

172
00:09:23,314 --> 00:09:25,273
‫که چند نفر رو از دست بدیم؟

173
00:09:25,274 --> 00:09:27,859
‫شاید ده دوازده نفر؟
‫ چند نفر دیگه زیادیه، جید؟

174
00:09:27,860 --> 00:09:29,527
‫اگر همینطوری دست روی دست بذاری

175
00:09:29,528 --> 00:09:31,488
‫و هیچ غلطی نکنی چند نفر می‌میرن؟

176
00:09:31,489 --> 00:09:32,989
‫تا الان چند نفر زیر نظر خودت مُردن؟

177
00:09:32,990 --> 00:09:35,074
‫چه زری زدی لعنتی؟

178
00:09:35,075 --> 00:09:37,952
‫دوباره بگو! یالا! دوباره تکرار کن!

179
00:09:37,953 --> 00:09:42,280
‫بوید، نمی‌تونی فقط با اراده و نیت خیر

180
00:09:42,304 --> 00:09:46,044
‫تا همیشه اینجا رو سرپا نگه داری

181
00:09:46,045 --> 00:09:47,587
‫بالاخره یه چیزی باید عوض بشه

182
00:09:47,588 --> 00:09:49,547
‫یه چیزی باید تغییر کنه

183
00:09:49,548 --> 00:09:51,548
‫وگرنه کل مردم
‫این شهر لامصب رو از دست میدی

184
00:10:00,434 --> 00:10:04,187
‫نرو رو اعصابم، جید

185
00:10:04,188 --> 00:10:05,788
‫این تنها فرصت‌مونه، بوید

186
00:10:07,316 --> 00:10:10,485
‫رفتم دنبال جواب گشتم
‫و جواب پیدا کردم

187
00:10:10,486 --> 00:10:12,086
‫این تنها شانس‌مونه

188
00:10:21,580 --> 00:10:23,958
‫قضیه چی بود؟

189
00:10:25,501 --> 00:10:27,545
‫بیا بریم بیرون

190
00:10:35,261 --> 00:10:38,429
‫پس... جید فکر می‌کنه
‫درآوردن اون استخون‌ها

191
00:10:38,430 --> 00:10:42,100
‫یجورایی کمک‌مون می‌کنه برگردیم خونه؟

192
00:10:42,101 --> 00:10:45,979
‫اگر اصلاً اون استخون‌ها اونجا باشن... آره

193
00:10:45,980 --> 00:10:48,857
‫فرضیه‌ش اینه

194
00:10:48,858 --> 00:10:52,193
‫و جید و تابیتا بخاطر این
‫اون خاطرات رو دارن چون...؟

195
00:10:52,194 --> 00:10:53,653
‫تناسخ پیدا کردن

196
00:10:53,654 --> 00:10:55,254
‫آره

197
00:10:56,574 --> 00:10:58,174
‫بوید، نظر خودت چیه؟

198
00:11:00,327 --> 00:11:04,789
‫اگر قبل از اینکه زیر پوستم
‫پر از کرم بشه ازم می‌پرسیدی

199
00:11:04,790 --> 00:11:07,584
‫یا قبل از اینکه توی جنگل
‫سنگ‌های جادویی پیدا کنم

200
00:11:07,585 --> 00:11:10,587
‫که در مقابل هیولاها
‫ازمون محافظت می‌کنن، آخه...

201
00:11:10,588 --> 00:11:12,338
‫ببین، نمی‌خواستم...

202
00:11:12,339 --> 00:11:15,216
‫نمی‌خواستم این قضایا رو
‫ازت مخفی کنم

203
00:11:15,217 --> 00:11:16,759
‫- فقط...
‫- می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

204
00:11:16,760 --> 00:11:20,305
‫و می‌دونم این اواخر
‫اوضاع چندان بی‌دردسر پیش نرفته

205
00:11:20,306 --> 00:11:22,223
‫نه نرفته

206
00:11:23,934 --> 00:11:26,687
‫قدیما رو یادته؟
‫که تعداد شب‌هایی

207
00:11:26,688 --> 00:11:29,647
‫که هیچ اتفاق بدی نمیفتاد رو می‌شمردیم؟

208
00:11:29,648 --> 00:11:31,524
‫اگر اون‌موقع بهم می‌گفتی
‫اون بهترین دورانه...

209
00:11:33,986 --> 00:11:36,321
‫یه چیز دیگه هست
‫که باید در موردش حرف بزنیم

210
00:11:36,322 --> 00:11:37,922
‫ببین

211
00:11:43,871 --> 00:11:45,496
‫وای خدا، داره چیکار می‌کنه؟

212
00:11:47,708 --> 00:11:49,334
‫هی. قضیه چیه؟

213
00:11:49,335 --> 00:11:51,253
‫- ویکتور رفته روی سقف
‫- چی؟

214
00:11:54,214 --> 00:11:57,216
‫- گندش بزنن
‫- یعنی چی...؟

215
00:11:57,217 --> 00:11:59,053
‫خدا لعنتش نکنه

216
00:12:03,599 --> 00:12:05,199
‫ویکتور!

217
00:12:17,029 --> 00:12:18,822
‫منظره‌ی خیلی قشنگیه

218
00:12:21,241 --> 00:12:22,841
‫این بالا چیکار می‌کنی؟

219
00:12:29,041 --> 00:12:32,211
‫وقتی بچه بودم
‫یه آقایی از اینجا پرید پایین

220
00:12:33,796 --> 00:12:37,590
‫اونقدر از اینجا متنفر بود

221
00:12:37,591 --> 00:12:40,386
‫و اونقدر تمام مدت می‌ترسید
‫که یه روز پرید

222
00:12:43,180 --> 00:12:45,349
‫چندین روز طول کشید تا بمیره

223
00:12:49,979 --> 00:12:54,900
‫می‌خواست اوضاع رو بهتر کنه
‫ولی فقط بدترش کرد

224
00:13:01,115 --> 00:13:03,951
‫بخاطر حرفی که به بابام زدم اومدی؟

225
00:13:05,911 --> 00:13:07,511
‫آره

226
00:13:11,583 --> 00:13:14,627
‫نباید اصلاً بهش می‌گفتم

227
00:13:14,628 --> 00:13:16,228
‫هی، ویکتور

228
00:13:17,381 --> 00:13:20,091
‫مردی که کت‌وشلوار تنش بود...

229
00:13:20,092 --> 00:13:22,886
‫درست مثل بقیه اومد اینجا

230
00:13:25,848 --> 00:13:28,350
‫چیز دیگه‌ای در موردش یادت نمیاد؟

231
00:13:30,686 --> 00:13:32,646
‫هی، هی ویکتور

232
00:13:40,529 --> 00:13:42,129
‫می‌تونم سعی کنم یادم بیاد

233
00:13:43,407 --> 00:13:45,007
‫باشه

234
00:13:46,368 --> 00:13:47,968
‫میای بریم داخل؟

235
00:14:15,355 --> 00:14:17,440
‫سارا

236
00:14:17,441 --> 00:14:18,691
‫جولی

237
00:14:18,692 --> 00:14:21,069
‫سلام

238
00:14:21,070 --> 00:14:23,654
‫این رنگه واسه چیه؟

239
00:14:23,655 --> 00:14:27,408
‫می‌خواستم یه کار قشنگ
‫برای سوفیا بکنم

240
00:14:27,409 --> 00:14:29,535
‫تا بیشتر اینجا احساس راحتی کنه

241
00:14:29,536 --> 00:14:31,704
‫نیتن همیشه می‌گفت
‫"یه دست رنگ تازه"

242
00:14:31,705 --> 00:14:33,497
‫"تمام ناراحتی‌های آدمو از بین می‌بره"

243
00:14:33,498 --> 00:14:37,960
‫نمی‌دونم چه رنگی توی قوطی‌هاست

244
00:14:37,961 --> 00:14:42,049
‫ببین، فقط می‌خواستم عذرخواهی کنم

245
00:14:43,759 --> 00:14:46,345
‫درک نمی‌کردم چی از سر گذروندی

246
00:14:47,888 --> 00:14:50,139
‫ولی فکر کنم حالا درک می‌کنم

247
00:14:50,140 --> 00:14:53,060
‫آره دیگه، فقط خواستم معذرت خواهی کنم

248
00:14:54,394 --> 00:14:55,994
‫می‌خوای کمک کنی؟

249
00:14:58,357 --> 00:15:00,984
‫یه قلم‌موی اضافی دارم. بیا بریم داخل

250
00:15:13,330 --> 00:15:15,873
‫اون مرد زردپوش...

251
00:15:15,874 --> 00:15:17,625
‫به بابات گفتی درست مثل بقیه

252
00:15:17,626 --> 00:15:19,226
‫اومد به شهر

253
00:15:20,504 --> 00:15:23,131
‫فکر می‌کردیم کت‌وشلوارش بامزه‌ست

254
00:15:23,132 --> 00:15:26,384
‫به‌نظر آدم خوبی میومد

255
00:15:26,385 --> 00:15:28,219
‫وقتی اومد اینجا تنها بود؟

256
00:15:28,220 --> 00:15:30,138
‫آره. فکر...

257
00:15:30,139 --> 00:15:31,681
‫نمی‌دونم. مطمئن نیستم

258
00:15:31,682 --> 00:15:34,434
‫یادته با چه ماشینی اومد؟

259
00:15:36,353 --> 00:15:39,523
‫گنده بود. قهوه‌ای بود

260
00:15:41,775 --> 00:15:43,276
‫گنده و قهوه‌ای

261
00:15:43,277 --> 00:15:45,194
‫یکی از اون ماشین‌هاییه
‫که بردی توی جنگل؟

262
00:15:45,195 --> 00:15:46,904
‫نمی‌خواستم ببینمش

263
00:15:46,905 --> 00:15:48,505
‫باشه

264
00:15:49,575 --> 00:15:52,493
‫میگم، به‌نظرت می‌تونی
‫ بیای بریم اونجا

265
00:15:52,494 --> 00:15:54,621
‫و بهمون نشون بدی کدومه؟

266
00:15:58,542 --> 00:16:00,293
‫ویکتور، هی، هی، ویکتور

267
00:16:00,294 --> 00:16:02,170
‫مجبورت نمی‌کنم کاری کنی

268
00:16:02,171 --> 00:16:03,754
‫که خودت دلت نمی‌خواد، باشه؟

269
00:16:03,755 --> 00:16:07,592
‫فقط باید تا جایی که می‌تونیم
‫اطلاعات پیدا کنیم

270
00:16:07,593 --> 00:16:10,678
‫باید بفهمیم اون یارو، اون آدم...

271
00:16:10,679 --> 00:16:12,930
‫حالا هرچی که هست...

272
00:16:12,931 --> 00:16:15,308
‫لازمه نگرانش باشیم یا نه

273
00:16:15,309 --> 00:16:17,768
‫فقط می‌خوام مراقب همه باشم

274
00:16:17,769 --> 00:16:19,369
‫بهم کمک می‌کنی؟

275
00:16:20,522 --> 00:16:22,064
‫- هی، چیزی...
‫- چیزی نیست

276
00:16:22,065 --> 00:16:24,108
‫- چیزی نیست
‫- بوید؟

277
00:16:24,109 --> 00:16:25,860
‫اینجایی؟

278
00:16:25,861 --> 00:16:27,778
‫چی...؟

279
00:16:27,779 --> 00:16:31,365
‫سلام. چرا اینقدر زود برگشتی؟

280
00:16:31,366 --> 00:16:34,161
‫یه سر بیا بریم آلونک

281
00:16:43,712 --> 00:16:45,087
‫سلام، خوبی؟

282
00:16:45,088 --> 00:16:46,714
‫ویکتور رو دیدی؟

283
00:16:46,715 --> 00:16:48,592
‫آره. توی اتاقشه

284
00:16:51,970 --> 00:16:53,429
‫الیس کجاست؟

285
00:16:53,430 --> 00:16:56,349
‫خوبه. رفت داخل
‫یه سر به فاطیما بزنه

286
00:16:56,350 --> 00:16:58,935
‫پتی توی درمونگاهه
‫وضعش خیلی خرابه

287
00:16:58,936 --> 00:17:00,536
‫چرا؟

288
00:17:01,772 --> 00:17:04,233
‫بیاین... بریم داخل

289
00:17:13,659 --> 00:17:16,827
‫یعنی چی دانا! این دیگه کیه؟

290
00:17:16,828 --> 00:17:20,581
‫راجر بود

291
00:17:20,582 --> 00:17:22,750
‫نمی‌دونم چطور باید اینو بگم

292
00:17:22,751 --> 00:17:26,921
‫پس فقط میگم تموم بشه بره

293
00:17:26,922 --> 00:17:31,134
‫عروسک‌های گنده‌ای که از توی دریاچه
‫اومدن بیرون بهمون حمله کردن

294
00:17:33,929 --> 00:17:36,974
‫و این‌ها تزئینی نیستن

295
00:17:38,517 --> 00:17:43,312
‫تابیتا باهاشون یکی از عروسک‌ها رو کشت

296
00:17:43,313 --> 00:17:44,939
‫مستقیم فرو کرد توی یکی از اون حرومیا

297
00:17:44,940 --> 00:17:46,817
‫بقیه‌شون زدن به چاک

298
00:17:49,152 --> 00:17:52,154
‫متاسفانه...

299
00:17:52,155 --> 00:17:55,284
‫بعد از این بود که
‫راجر رو گیر آوردن

300
00:17:59,162 --> 00:18:03,124
‫جسدش رو امروز صبح پیدا کردیم

301
00:18:03,125 --> 00:18:05,669
‫یا خدا

302
00:18:09,381 --> 00:18:11,674
‫یکم از غذاها رو توی اقامتگاه ول کردیم

303
00:18:11,675 --> 00:18:14,760
‫که بتونیم توتم‌ها رو برگردونیم

304
00:18:14,761 --> 00:18:18,598
‫حس کردیم ارزششون
‫ از چند تا کیسه شلغم بیشتره

305
00:18:22,769 --> 00:18:26,315
‫کس دیگه‌ای مشروب می‌خوره؟
‫من که مشروب‌لازمم

306
00:18:30,777 --> 00:18:32,028
‫یه چیزی بگو

307
00:18:32,029 --> 00:18:33,947
‫آخه هضمش سخته

308
00:18:36,158 --> 00:18:37,616
‫دیوونه نشدم

309
00:18:37,617 --> 00:18:39,785
‫نه... نه، می‌دونم

310
00:18:39,786 --> 00:18:42,288
‫می‌دونم، منظورم...

311
00:18:42,289 --> 00:18:45,624
‫بعد از تمام بلاهایی که اینجا سرت آورده...

312
00:18:45,625 --> 00:18:48,586
‫با تمام بلاهایی که اینجا
‫هنوزم داره سرت میاره...

313
00:18:48,587 --> 00:18:52,256
‫فقط درک نمی‌کنم قضیه چیه، خب؟

314
00:18:52,257 --> 00:18:55,217
‫و حس... حس می‌کنم باید خیلی...

315
00:18:55,218 --> 00:18:57,178
‫بیشتر از این کمک کنم

316
00:18:57,179 --> 00:19:00,222
‫و حس می‌کنم... حس می‌کنم
‫منم که دارم در حقت کوتاهی می‌کنم

317
00:19:00,223 --> 00:19:01,891
‫- نه...
‫- نه، می‌دونم

318
00:19:01,892 --> 00:19:04,268
‫منظورم... و همینطوری...
‫همینطوری الکی اینو نمیگم

319
00:19:04,269 --> 00:19:06,063
‫که تو...

320
00:19:07,773 --> 00:19:10,942
‫ببین، فقط...

321
00:19:12,402 --> 00:19:14,279
‫فقط کمکم کن درک کنم

322
00:19:16,581 --> 00:19:18,209
‫خب...

323
00:19:19,910 --> 00:19:21,869
‫وقتی بچه بودم، خیلی اوقات...

324
00:19:21,870 --> 00:19:23,746
‫می‌ترسیدم

325
00:19:23,747 --> 00:19:27,124
‫خیلی اوقات احساس عجز و ناتوانی می‌کردم

326
00:19:27,125 --> 00:19:31,045
‫ولی اون داستان‌هایی
‫که در مورد جن...

327
00:19:31,046 --> 00:19:34,466
‫ویشنو و کریشنا
‫و گولم پراگ ‌شنیدم...

328
00:19:37,052 --> 00:19:40,138
‫حالا متوجه شدم چرا بابام
‫اون داستان‌ها رو برام تعریف کرد

329
00:19:41,723 --> 00:19:44,767
‫دنیای کوفتی خیلی ترسناک بود

330
00:19:44,768 --> 00:19:47,603
‫ولی اگر می‌تونستم
‫به چیزهای جادویی باور داشته باشم

331
00:19:47,604 --> 00:19:52,109
‫اینو دیگه هیچکس نمی‌تونست ازم بگیره

332
00:19:54,069 --> 00:19:56,821
‫ببین، پلیدی‌های زیادی به‌چشم دیدیم

333
00:19:56,822 --> 00:20:00,491
‫با ترس بی‌اندازه‌ای زندگی کردیم

334
00:20:00,492 --> 00:20:03,161
‫نیاز دارم به چیزهای جادویی باور داشته باشم

335
00:20:09,876 --> 00:20:11,476
‫ویکتور؟

336
00:20:13,588 --> 00:20:15,756
‫سلام

337
00:20:15,757 --> 00:20:17,174
‫چیکار داری می‌کنی؟

338
00:20:17,175 --> 00:20:21,595
‫دارم سعی می‌کنم
‫یه چیزایی یادم بیاد

339
00:20:21,596 --> 00:20:23,196
‫چیزهای بد

340
00:20:24,099 --> 00:20:26,518
‫در مورد اون کت‌وشلواریه
‫که توی جنگل پیدا کردیم؟

341
00:20:30,355 --> 00:20:32,274
‫چرا اونقدر ترسیدی؟

342
00:20:34,192 --> 00:20:36,068
‫نمی‌خوام بهت بگم

343
00:20:36,069 --> 00:20:37,778
‫چرا نمی‌خوای؟

344
00:20:37,779 --> 00:20:38,946
‫چون به بابام گفتم

345
00:20:38,947 --> 00:20:42,032
‫و اون... خیلی ناراحت شد

346
00:20:42,033 --> 00:20:43,617
‫چرا؟

347
00:20:43,618 --> 00:20:47,164
‫همین الان بهت گفتم
‫نمی‌خوام بهت بگم!

348
00:20:50,208 --> 00:20:52,418
‫خب پس، منم بهت نمیگم

349
00:20:52,419 --> 00:20:54,019
‫توی اقامتگاه چی شد

350
00:20:56,840 --> 00:20:58,440
‫باشه

351
00:21:01,595 --> 00:21:03,195
‫میشه باهات نقاشی بکشم؟

352
00:21:08,685 --> 00:21:10,285
‫آره

353
00:21:36,754 --> 00:21:38,354
‫هیولا توی دریاچه بود

354
00:21:40,842 --> 00:21:42,801
‫چجور هیولایی؟

355
00:21:42,802 --> 00:21:44,402
‫عروسک‌های گنده

356
00:21:46,305 --> 00:21:47,905
‫واقعاً؟

357
00:21:53,396 --> 00:21:55,105
‫مامانت... مامانت چیکار کرد؟

358
00:21:55,106 --> 00:21:56,706
‫مامانم یکیشون رو کشت

359
00:21:59,444 --> 00:22:02,155
‫مامانت... مامانت خیلی سرسخته‌ها

360
00:22:05,116 --> 00:22:06,533
‫آره

361
00:22:06,534 --> 00:22:10,996
‫خب، مامان منم سرسخت بود

362
00:22:10,997 --> 00:22:14,249
‫می‌دونی، همیشه...
‫همیشه لبخند میزد، حتی وقتی...

363
00:22:14,250 --> 00:22:16,543
‫حتی وقتی می‌ترسید

364
00:22:16,544 --> 00:22:20,006
‫چون می‌دونست اگر لبخند نزنه
‫ما می‌ترسیم

365
00:22:23,509 --> 00:22:25,511
‫فکر نکنم بابام اونقدر قوی باشه

366
00:22:48,993 --> 00:22:52,537
‫ببخشید؟ کلانتر رو ندیدین؟

367
00:22:52,538 --> 00:22:54,790
‫نه...

368
00:22:54,791 --> 00:22:57,375
‫یه سر برو خونه‌ی گروهی
‫شاید اونجا باشه

369
00:22:57,376 --> 00:22:59,212
‫ممنون

370
00:23:02,548 --> 00:23:04,257
‫اسمت "هنری"ـه، آره؟

371
00:23:04,258 --> 00:23:05,858
‫آره

372
00:23:07,136 --> 00:23:08,736
‫به‌نظر پریشون میای، هنری

373
00:23:10,181 --> 00:23:14,518
‫خب... امروز روز سختی بوده

374
00:23:14,519 --> 00:23:16,270
‫ببخشید

375
00:23:32,662 --> 00:23:35,081
‫بازم تویی، ها؟

376
00:23:37,416 --> 00:23:42,087
‫چرا توی یه پمپ‌بنزین مشروب‌فروشی دارین؟

377
00:23:42,088 --> 00:23:44,548
‫سوال بهتر اینه که
‫چرا توی شهری که

378
00:23:44,549 --> 00:23:47,259
‫هیچکس نمی‌تونه ازش بره
‫پمپ‌بنزین داریم

379
00:23:47,260 --> 00:23:48,860
‫نکته‌ی خوبی بود

380
00:23:52,181 --> 00:23:53,781
‫کی الکل درست می‌کنه؟

381
00:23:55,184 --> 00:23:56,810
‫تا جایی که می‌دونم

382
00:23:56,811 --> 00:23:59,980
‫قبلاً یه کافه‌چی اینجا داشتن

383
00:23:59,981 --> 00:24:01,816
‫البته حالا دیگه مُرده

384
00:24:04,318 --> 00:24:05,918
‫میشه منم کنارت بشینم؟

385
00:24:10,908 --> 00:24:13,243
‫ببخشید، نمی‌خوام مزاحمت بشم

386
00:24:13,244 --> 00:24:15,620
‫نه، لطفاً بفرما بشین

387
00:24:15,621 --> 00:24:17,248
‫نمی‌خواستم... نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم

388
00:24:21,961 --> 00:24:24,171
‫درکت می‌کنم. باور کن

389
00:24:24,172 --> 00:24:27,258
‫واقعاً حیرت‌آوره که اصلاً کسی...

390
00:24:27,259 --> 00:24:29,885
‫می‌تونه اینجا کار مفیدی انجام بده...

391
00:24:29,886 --> 00:24:33,431
‫به سلامتی سرسختی روحیه‌ی انسان‌ها

392
00:24:35,057 --> 00:24:36,933
‫بیا با همدیگه سرسخت باشیم

393
00:24:36,934 --> 00:24:38,534
‫خوشحال میشم

394
00:24:39,937 --> 00:24:41,537
‫چند سالته؟

395
00:24:42,940 --> 00:24:45,525
‫اونقدر هست که بابام رو خاک کرده باشم

396
00:24:45,526 --> 00:24:47,126
‫اونقدر هست که عزادار باشم

397
00:24:48,154 --> 00:24:49,754
‫حرف حق جواب نداره

398
00:24:58,456 --> 00:25:02,417
‫خیلی‌خب، یعنی میگی اون موجودات

399
00:25:02,418 --> 00:25:04,044
‫که بهتون حمله کردن، خب؟

400
00:25:04,045 --> 00:25:05,587
‫یعنی میگی...

401
00:25:05,588 --> 00:25:08,423
‫ببخشید، ببخشیدا
‫اصلاً چی داری میگی؟

402
00:25:08,424 --> 00:25:10,175
‫عروسک‌های من بودن

403
00:25:10,176 --> 00:25:12,052
‫دختربچه بودم

404
00:25:12,053 --> 00:25:14,095
‫مردی که اونا رو ازم گرفت
‫ازشون می‌ترسید

405
00:25:14,096 --> 00:25:16,806
‫گفت باعث میشن کابوس ببینه

406
00:25:16,807 --> 00:25:18,225
‫برای همین پرتشون کرد توی دریاچه

407
00:25:18,226 --> 00:25:21,853
‫ولی وقتی آقاهه مُرد...

408
00:25:21,854 --> 00:25:24,022
‫یجوری زنده شدن

409
00:25:24,023 --> 00:25:25,623
‫ترس‌هامون بخشی از جنگل میشن

410
00:25:27,402 --> 00:25:28,861
‫یعنی... چی؟

411
00:25:28,862 --> 00:25:31,780
‫وقتی زنجره‌ها به شهر حمله کردن
‫(جیرجیرک دشتی)

412
00:25:31,781 --> 00:25:33,742
‫سارا بهم گفت
‫نیتن همیشه ازشون می‌ترسید

413
00:25:35,493 --> 00:25:37,828
‫فکر می‌کرد شاید کسایی که اینجا می‌میرن

414
00:25:37,829 --> 00:25:40,414
‫ترس‌هاشون، کابوس‌هاشون

415
00:25:40,415 --> 00:25:42,015
‫بخشی از جنگل میشه

416
00:25:46,421 --> 00:25:48,046
‫فکر کنم درست فکر می‌کرده

417
00:25:48,047 --> 00:25:51,550
‫- خدا لعنتش کنه!
‫- دانا...

418
00:25:51,551 --> 00:25:54,386
‫حالا چطوری به مردم بگیم؟

419
00:25:54,387 --> 00:25:56,805
‫چطوری بهشون بگیم
‫که نه تنها باید نگران

420
00:25:56,806 --> 00:25:59,767
‫اون آشغال‌های خوش‌خنده باشن...

421
00:25:59,768 --> 00:26:01,143
‫که شب‌ها سروکله‌شون پیدا میشه

422
00:26:01,144 --> 00:26:05,230
‫بلکه الان با کابوس‌های واقعی طرفیم

423
00:26:05,231 --> 00:26:07,316
‫که حتی نمی‌تونیم در مقابلشون
‫ازشون محافظت کنیم!

424
00:26:07,317 --> 00:26:09,818
‫مردم چقدر دیگه تحمل دارن تا اینکه...

425
00:26:09,819 --> 00:26:11,278
‫بیا بگیر بشین

426
00:26:11,279 --> 00:26:15,158
‫نه، ببین، باید برم
‫یه آبی به سر و صورتم بزنم

427
00:26:16,993 --> 00:26:19,036
‫دانا؟

428
00:26:19,037 --> 00:26:21,914
‫دانا! هی، دانا!
‫دانا! دانا، دانا؟

429
00:26:21,915 --> 00:26:24,875
‫هی! دانا؟ هی، دانا!

430
00:26:24,876 --> 00:26:26,335
‫دانا!

431
00:26:26,336 --> 00:26:29,254
‫دانا، باهام صحبت کن!
‫دانا، باهام صحبت کن!

432
00:26:29,255 --> 00:26:30,506
‫زود باش برو کریستی رو بیار!

433
00:26:30,507 --> 00:26:31,840
‫باشه

434
00:26:31,841 --> 00:26:33,258
‫- با ون برو!
‫- باشه!

435
00:26:33,259 --> 00:26:35,093
‫دانا! هی، بلدی نبض رو بگیری؟

436
00:26:35,094 --> 00:26:36,694
‫آره، آره، آره

437
00:26:40,308 --> 00:26:41,934
‫بلند شو، دانا! بلند شو!

438
00:26:43,812 --> 00:26:44,770
‫پماد رو پیدا کردم

439
00:26:44,771 --> 00:26:46,021
‫عه، عالیه

440
00:26:46,022 --> 00:26:47,899
‫- چندان توش نمونده
‫- باشه

441
00:26:49,567 --> 00:26:51,527
‫خیلی‌خب

442
00:26:51,528 --> 00:26:52,778
‫این می‌سوزه، باشه؟

443
00:26:52,779 --> 00:26:55,197
‫ولی زخمت رو تمیز نگه می‌داره، باشه؟

444
00:26:58,868 --> 00:27:00,494
‫می‌دونم، ببخشید. فقط نفس بکش

445
00:27:00,495 --> 00:27:05,082
‫می‌دونم. خیلی خوب داری تحمل می‌کنی. خوبه

446
00:27:05,083 --> 00:27:07,709
‫چیزی نیست. نفس بکش
‫می‌دونم. نفس عمیق بکش

447
00:27:07,710 --> 00:27:09,310
‫اینو می‌ذاریم اینجا

448
00:27:10,421 --> 00:27:11,755
‫اینم از این

449
00:27:11,756 --> 00:27:14,758
‫کریستی! دانا سکته کرده!

450
00:27:14,759 --> 00:27:16,218
‫چی؟

451
00:27:16,219 --> 00:27:18,011
‫یالا، دانا! دووم بیار!

452
00:27:20,682 --> 00:27:22,766
‫هی، برید کنار! راهو باز کنین! برین عقب!

453
00:27:22,767 --> 00:27:24,268
‫نبض داره؟

454
00:27:24,269 --> 00:27:25,894
‫- چی؟
‫- نه، نه، نه

455
00:27:25,895 --> 00:27:27,062
‫نداره، نداره!

456
00:27:27,063 --> 00:27:28,564
‫- چقدر گذشته؟
‫- نمی‌دونم

457
00:27:28,565 --> 00:27:29,731
‫پنج یا هفت دقیقه، نمی‌دونم

458
00:27:29,732 --> 00:27:31,692
‫خیلی‌خب. از همون لحظه
‫ماساژ قلبی رو شروع کردی؟

459
00:27:31,693 --> 00:27:33,151
‫- اوهوم
‫- بیا

460
00:27:33,152 --> 00:27:34,278
‫خیلی‌خب

461
00:27:34,279 --> 00:27:35,571
‫برین کنار

462
00:27:35,572 --> 00:27:37,172
‫باشه

463
00:27:40,660 --> 00:27:42,244
‫خیلی‌خب. ماساژ قلبی رو ادامه بده

464
00:27:42,245 --> 00:27:43,845
‫باشه

465
00:27:45,498 --> 00:27:47,583
‫یالا، دانا، بیدار شو!

466
00:27:47,584 --> 00:27:49,252
‫خیلی‌خب، ببین نبض داره یا نه

467
00:27:51,087 --> 00:27:52,170
‫نبض نداره

468
00:27:52,171 --> 00:27:54,506
‫خیلی‌خب

469
00:27:57,969 --> 00:28:00,095
‫خیلی‌خب. ماساژ قلبی رو ادامه بده

470
00:28:00,096 --> 00:28:02,432
‫خیلی‌خب. یالا دانا

471
00:28:03,808 --> 00:28:05,810
‫خیلی‌خب، ببین نبض داره یا نه

472
00:28:08,521 --> 00:28:10,121
‫نـه

473
00:28:10,732 --> 00:28:12,332
‫برید کنار

474
00:28:14,694 --> 00:28:16,294
‫خیلی‌خب، ادامه بده

475
00:28:18,031 --> 00:28:19,631
‫یالا دانا

476
00:28:21,492 --> 00:28:24,537
‫- خیلی‌خب، ببین نبض داره یا نه
‫- یالا

477
00:28:25,788 --> 00:28:27,388
‫نـه

478
00:28:28,750 --> 00:28:30,459
‫- چیه؟
‫- نه، نه، نه

479
00:28:30,460 --> 00:28:33,170
‫چیه خب؟ دوباره بهش شوک بزن!

480
00:28:33,171 --> 00:28:35,714
‫دوباره بهش شوک بزن!

481
00:28:39,510 --> 00:28:41,428
‫بوید. بوید، جواب نمیده

482
00:28:41,429 --> 00:28:44,097
‫گفتم دوباره بهش شوک بزن! هی!

483
00:28:44,098 --> 00:28:47,184
‫اینطوری نکن!

484
00:28:47,185 --> 00:28:50,771
‫تا من نگفتم حق نداری بمیری! فهمیدی؟

485
00:28:50,772 --> 00:28:54,399
‫تا من نگفتم حق نداری بمیری!

486
00:28:54,400 --> 00:28:56,444
‫چشم‌هاتو باز کن لعنتی!

487
00:28:59,781 --> 00:29:01,448
‫این چی بود؟ دیدین؟

488
00:29:01,449 --> 00:29:02,783
‫- آره
‫- دیدین؟

489
00:29:02,784 --> 00:29:04,660
‫نبضش برگشته. ضعیفه، ولی برگشته

490
00:29:04,661 --> 00:29:06,203
‫دانا؟ هی!
‫دانا، صدامو می‌شنوی؟

491
00:29:06,204 --> 00:29:07,704
‫حالش خوبه؟ چرا...؟

492
00:29:07,705 --> 00:29:09,998
‫نمی‌دونم، ولی مانیتور
‫توی آمبولانس رو لازم داریم

493
00:29:09,999 --> 00:29:12,376
‫- باشه، باشه، باشه، الان میارمش
‫- خیلی‌خب

494
00:29:12,377 --> 00:29:13,877
‫چطوری این بالا به برق وصلشون کنیم؟

495
00:29:13,878 --> 00:29:15,587
‫به برق؟ نگران اینش نباشین

496
00:29:15,588 --> 00:29:17,089
‫خودم حلش می‌کنم. خودم...

497
00:29:17,090 --> 00:29:18,423
‫شما فقط مراقبش باشین، باشه؟

498
00:29:18,424 --> 00:29:20,217
‫دانا، صدامو می‌شنوی؟

499
00:29:20,218 --> 00:29:22,719
‫سال‌هاست از اینا ندیده بودم. اینو ببین

500
00:29:22,720 --> 00:29:24,680
‫جید! هی، سیم‌ها کجان؟

501
00:29:24,681 --> 00:29:26,139
‫- چیا؟
‫- ببخشید

502
00:29:26,140 --> 00:29:28,350
‫همون سیم‌هایی که برای برج مخابرات
‫جمع کردیم! کجان؟

503
00:29:28,351 --> 00:29:30,644
‫- قضیه چیه؟
‫- دانا سکته کرده

504
00:29:30,645 --> 00:29:31,895
‫- یا خدا!
‫- چی؟!

505
00:29:31,896 --> 00:29:33,397
‫جید، سیم‌های کوفتی کجان؟

506
00:29:33,398 --> 00:29:35,817
‫توی آلونکن! بیا بریم! بجنب! برو!

507
00:29:41,114 --> 00:29:42,781
‫یعنی چی...؟ چی...؟
‫این دیگه چه کوفتیه؟

508
00:29:42,782 --> 00:29:44,700
‫توی اقامتگاه یه مسئله‌ای پیش اومد

509
00:29:44,701 --> 00:29:46,368
‫- این... این کیه؟
‫- جید! سیم‌ها!

510
00:29:46,369 --> 00:29:47,536
‫زیر این چیزه‌ست!

511
00:29:47,537 --> 00:29:49,287
‫خیلی‌خب، کمک... کمک کن جابه‌جاش کنیم

512
00:29:49,288 --> 00:29:52,916
‫بجنب. آره، آماده‌ای؟
‫آره، یک، دو، سه

513
00:29:52,917 --> 00:29:55,877
‫یا خود خدا! لعنتی!

514
00:29:55,878 --> 00:29:57,254
‫جید، هی

515
00:29:57,255 --> 00:30:00,841
‫قول میدم بعداً همه‌چی رو توضیح میدم

516
00:30:00,842 --> 00:30:02,592
‫جید! به کمکت احتیاج دارم

517
00:30:02,593 --> 00:30:05,429
‫دانا به کمکت احتیاج داره
‫خودتو جمع‌و‌جور کن

518
00:30:05,430 --> 00:30:07,180
‫- خیلی‌خب! باشه
‫- ممنون!

519
00:30:07,181 --> 00:30:08,781
‫سیم‌ها رو بردار بریم

520
00:30:10,018 --> 00:30:11,618
‫بجنب

521
00:30:12,729 --> 00:30:16,523
‫مراقب باشین. برین کنار

522
00:30:16,524 --> 00:30:19,444
‫اون داخل چه خبره؟ حالش خوب میشه؟

523
00:30:26,409 --> 00:30:29,411
‫مامان؟ چی شده؟

524
00:30:29,412 --> 00:30:31,456
‫فکر می‌کردم بیرونی

525
00:30:33,499 --> 00:30:35,459
‫چرا همه دم اتاق دانا وایسادن؟

526
00:30:39,630 --> 00:30:41,230
‫دانا سکته کرده

527
00:30:43,676 --> 00:30:46,845
‫ولی حالش خوبه، مگه نه؟ حالش خوبه؟

528
00:30:46,846 --> 00:30:49,431
‫هنوز مطمئن نیستیم

529
00:30:49,432 --> 00:30:52,684
‫همه دارن تمام تلاششون رو می‌کنن. هی...

530
00:30:52,685 --> 00:30:56,063
‫حالش که خوب بود
‫بخاطر اتفاقات اقامتگاهه؟

531
00:30:56,064 --> 00:30:57,647
‫- نه
‫- بخاطر عروسک‌هاست؟

532
00:30:57,648 --> 00:31:00,609
‫نه، نه، نه...

533
00:31:00,610 --> 00:31:04,279
‫عزیزم، گاهی اوقات
‫اینجور اتفاقات برای آدما میفته

534
00:31:04,280 --> 00:31:06,281
‫- می‌خوام برم ببینمش!
‫- ایتن...

535
00:31:06,282 --> 00:31:08,033
‫می‌خوام قبل از مرگش ببینمش

536
00:31:08,034 --> 00:31:11,078
‫هی. از این حرفا نزن
‫قرار نیست بمیره

537
00:31:11,079 --> 00:31:14,039
‫آره، قراره بمیره
‫اینجا همه می‌میرن

538
00:31:14,040 --> 00:31:16,291
‫پس... خواهش می‌کنم

539
00:31:16,292 --> 00:31:19,253
‫فقط بذار باهاش خداحافظی کنم. خواهش می‌کنم

540
00:31:30,556 --> 00:31:34,060
‫خیلی‌خب. دیگه... دیگه آخراشه

541
00:31:36,479 --> 00:31:38,355
‫خیلی‌خب، وصل شد

542
00:31:38,356 --> 00:31:39,773
‫خیلی‌خب، چطوره؟

543
00:31:39,774 --> 00:31:42,609
‫خب، علائم طبیعیش که خیلی پایداره

544
00:31:42,610 --> 00:31:45,070
‫که... که چیز خوبیه

545
00:31:45,071 --> 00:31:48,157
‫خیلی‌خب. پس چرا به‌هوش نمیاد؟

546
00:31:49,700 --> 00:31:51,452
‫هی، نه، به من بگو

547
00:31:53,412 --> 00:31:54,830
‫نمی‌دونیم چند دقیقه

548
00:31:54,831 --> 00:31:56,541
‫اکسیژن به مغزش نرسیده

549
00:31:58,417 --> 00:32:00,336
‫ولی قراره به‌هوش بیاد...؟

550
00:32:02,171 --> 00:32:04,089
‫کریستی؟

551
00:32:04,090 --> 00:32:05,690
‫نمی‌دونم

552
00:32:09,971 --> 00:32:12,806
‫سلام

553
00:32:12,807 --> 00:32:16,268
‫تابیتا می‌پرسه می‌تونه یه لحظه

554
00:32:16,269 --> 00:32:17,352
‫ایتن رو بیاره اینجا؟

555
00:32:17,353 --> 00:32:18,937
‫آخه خیلی ناراحته

556
00:32:18,938 --> 00:32:20,522
‫آره، ولی فقط چند لحظه

557
00:32:20,523 --> 00:32:22,123
‫باشه

558
00:32:28,239 --> 00:32:29,839
‫دانا؟

559
00:32:33,828 --> 00:32:36,247
‫حرفت رو فراموش نمی‌کنم

560
00:32:38,499 --> 00:32:40,626
‫که ترس باعث میشه قهرمان باشیم

561
00:32:45,673 --> 00:32:48,009
‫قول میدم همیشه تمام تلاشمو می‌کنم
‫که شجاع باشم

562
00:32:55,641 --> 00:32:57,241
‫دوستت دارم، دانا

563
00:33:14,243 --> 00:33:15,827
‫هرچقدرم بخوری طعمش بهتر نمیشه، مگه نه؟

564
00:33:15,828 --> 00:33:17,454
‫نـه

565
00:33:17,455 --> 00:33:19,581
‫نمیشه

566
00:33:19,582 --> 00:33:23,711
‫و ظاهراً دیگه تموم شد رفت

567
00:33:28,799 --> 00:33:32,385
‫به‌نظرم بریم سراغ بطری دوم

568
00:33:32,386 --> 00:33:36,057
‫عزیزم، اصلاً نمی‌تونم
‫باهات مخالفت کنم

569
00:33:37,558 --> 00:33:39,158
‫خودم... خودم میارمش

570
00:34:04,293 --> 00:34:06,044
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

571
00:34:06,045 --> 00:34:07,922
‫بفرما

572
00:34:13,970 --> 00:34:17,765
‫چرا به اون کت‌وشلواری
‫که توی کلانتری بود خیره شده بودی؟

573
00:34:23,020 --> 00:34:25,689
‫ببخشید. نمی‌خواستم...
‫نمی‌خواستم فضولی کنم

574
00:34:25,690 --> 00:34:28,651
‫نه، مشکلی نیست، فقط...

575
00:34:31,237 --> 00:34:33,656
‫کسی که اون کت‌وشلوار رو می‌پوشیده...

576
00:34:35,283 --> 00:34:38,869
‫بلاهایی سر خانواده‌م آورده

577
00:34:40,329 --> 00:34:42,331
‫بلاهای وحشتناکی سرشون آورده

578
00:34:43,791 --> 00:34:46,084
‫کسی رو اینجا داری؟

579
00:34:46,085 --> 00:34:49,921
‫خب... الان دیگه فقط پسرم هست

580
00:34:49,922 --> 00:34:53,633
‫با زن و دخترم اومدن اینجا...

581
00:34:53,634 --> 00:34:55,886
‫چهل سال پیش

582
00:34:57,805 --> 00:35:01,349
‫و اون یارو... الان کجاست؟

583
00:35:01,350 --> 00:35:03,394
‫امیدوارم توی قعر جهنم باشه

584
00:35:09,483 --> 00:35:11,083
‫بیا به یاد خانواده‌ت بنوشیم

585
00:35:12,528 --> 00:35:14,279
‫و به یاد پدرت

586
00:35:14,280 --> 00:35:16,406
‫و به یاد بابام

587
00:35:21,537 --> 00:35:23,413
‫وایسا

588
00:35:23,414 --> 00:35:26,207
‫حتماً یه چیزی این اطراف پیدا میشه

589
00:35:26,208 --> 00:35:27,709
‫که تحمل طعمش رو آسون‌تر کنه

590
00:35:27,710 --> 00:35:30,713
‫نه نیست. از من بشنو
‫همه‌جا رو گشتم

591
00:35:32,465 --> 00:35:36,426
‫خب، شاید بقدر کافی نگشتی...

592
00:35:36,427 --> 00:35:38,346
‫آخ!

593
00:35:39,638 --> 00:35:41,557
‫چی شد؟

594
00:35:43,517 --> 00:35:45,602
‫یه لیوان شکسته بود

595
00:35:45,603 --> 00:35:48,730
‫اوه، بذار ببینم

596
00:35:48,731 --> 00:35:50,815
‫به‌نظر خیلی ناجور نمیاد. بذار ببینم

597
00:35:50,816 --> 00:35:54,904
‫باید یه پارچه‌ی تمیزی این اطراف باشه

598
00:36:03,579 --> 00:36:06,206
‫داری می‌بندی؟ داری چیکار می‌کنی؟

599
00:36:06,207 --> 00:36:08,500
‫می‌خوام برم خونه‌ی گروهی
‫برای همه غذا درست کنم

600
00:36:08,501 --> 00:36:10,168
‫چرا؟

601
00:36:10,169 --> 00:36:11,378
‫دانا

602
00:36:11,379 --> 00:36:13,838
‫سکته کرده

603
00:36:13,839 --> 00:36:15,507
‫گندش بزنن

604
00:36:15,508 --> 00:36:18,885
‫حالش خوبه؟

605
00:36:18,886 --> 00:36:20,486
‫هنوز مطمئن نیستیم

606
00:36:21,931 --> 00:36:24,224
‫کمک می‌خوای؟

607
00:36:24,225 --> 00:36:25,809
‫اگر کمک کنی که خوب میشه

608
00:36:25,810 --> 00:36:27,410
‫بده برات میارمش

609
00:36:33,817 --> 00:36:37,111
‫انجام یه کار عادی
‫خیلی حس عجیبی داره

610
00:36:37,112 --> 00:36:39,071
‫تقریباً یادم رفته بود چه حسی داره

611
00:36:41,283 --> 00:36:43,326
‫بیشتر از همه دلتنگ چی هستی؟

612
00:36:43,327 --> 00:36:46,246
‫منظورم چیزهای واضح نیست...
‫منظورم چیزهای ساده‌ست

613
00:36:49,625 --> 00:36:53,544
‫شیرینی. دلم... دلم برای شیرینی تنگ شده

614
00:36:53,545 --> 00:36:56,088
‫خیلی عاشق شیرینی بودم

615
00:36:57,841 --> 00:36:59,717
‫چیه؟

616
00:36:59,718 --> 00:37:02,011
‫هیچی

617
00:37:02,012 --> 00:37:03,971
‫دارم تصور می‌کنم
‫یه جا روی مبل نشستی

618
00:37:03,972 --> 00:37:06,307
‫و داری یه بسته میلک‌داد می‌خوری

619
00:37:06,308 --> 00:37:10,061
‫بیشتر پاستیک کرمی دوست داشتم

620
00:37:10,062 --> 00:37:11,979
‫و پاستیل خرسی

621
00:37:11,980 --> 00:37:13,439
‫کلاً هرچیزی که پاستیل باشه

622
00:37:13,440 --> 00:37:15,441
‫من دونات دوست دارم

623
00:37:15,442 --> 00:37:19,362
‫وای، دونات

624
00:37:19,363 --> 00:37:22,866
‫آره، دونات یادم رفته بود

625
00:37:24,826 --> 00:37:26,285
‫یه... مغازه‌ای بود

626
00:37:26,286 --> 00:37:28,829
‫که بابام منو می‌برد اونجا...
‫یه دونات‌فروشی بود...

627
00:37:28,830 --> 00:37:31,082
‫وقتی کوچولو بودم

628
00:37:31,083 --> 00:37:34,460
‫خودم و خودش دو نفری می‌رفتیم

629
00:37:34,461 --> 00:37:37,339
‫یه عادت مسخره‌ی پدر دختری بود

630
00:37:39,883 --> 00:37:42,885
‫ولی یه روز...

631
00:37:42,886 --> 00:37:45,763
‫بهش گفتم دیگه نمی‌خوام برم

632
00:37:45,764 --> 00:37:47,364
‫می‌خواستم با دوست‌هام بگردم

633
00:37:50,686 --> 00:37:52,479
‫ای‌کاش...

634
00:38:06,660 --> 00:38:09,454
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

635
00:38:11,206 --> 00:38:12,806
‫آره

636
00:38:14,543 --> 00:38:16,460
‫یکم پیش گفتی...

637
00:38:16,461 --> 00:38:18,588
‫درک می‌کنی چی از سر گذروندم

638
00:38:21,133 --> 00:38:22,733
‫چطوری؟

639
00:38:25,470 --> 00:38:28,055
‫یه چیزی اینجا قانعم کرده که...

640
00:38:28,056 --> 00:38:31,226
‫هنوزم می‌تونم به بابام کمک کنم

641
00:38:33,854 --> 00:38:38,691
‫یعنی می‌تونم برگردم
‫به روزی که اون اتفاق افتاد و...

642
00:38:38,692 --> 00:38:40,292
‫می‌تونم... می‌تونم نجاتش بدم

643
00:38:45,741 --> 00:38:49,619
‫ولی نمی‌تونم این‌کارو بکنم، مگه نه؟

644
00:39:07,387 --> 00:39:10,098
‫واقعاً بهت تسلیت میگم

645
00:39:28,867 --> 00:39:30,467
‫سلام

646
00:39:31,828 --> 00:39:32,828
‫خبری نشد؟

647
00:39:32,829 --> 00:39:35,956
‫نه. نه، خبری نیست
‫هنوز خبری نیست

648
00:39:35,957 --> 00:39:38,459
‫با... با فاطیما حرف زدی؟

649
00:39:38,460 --> 00:39:39,960
‫آره

650
00:39:39,961 --> 00:39:41,561
‫خب؟

651
00:39:43,548 --> 00:39:46,550
‫خب، زنم توی یه اتاق پر از خاک و گل
‫داره یه هیولا می‌سازه

652
00:39:48,220 --> 00:39:51,972
‫با این‌حال... حس می‌کنم
‫دقیقاً به همچین چیزی نیاز داره

653
00:39:51,973 --> 00:39:53,724
‫آره

654
00:39:59,064 --> 00:40:00,981
‫به‌هوش اومد؟

655
00:40:00,982 --> 00:40:02,582
‫نه، هنوز نه

656
00:40:07,364 --> 00:40:08,964
‫اگر خواستی می‌تونی بری کنارش بشینی

657
00:40:19,876 --> 00:40:21,837
‫- سلام
‫- سلام

658
00:40:24,256 --> 00:40:27,049
‫می‌ذارم یکم باهاش تنها باشی

659
00:40:27,050 --> 00:40:28,650
‫باشه

660
00:40:30,470 --> 00:40:32,429
‫اگر چیزی عوض شد، خبرم کن

661
00:40:32,430 --> 00:40:33,889
‫باشه

662
00:40:33,890 --> 00:40:37,310
‫- من بیرون درم
‫- باشه

663
00:40:48,280 --> 00:40:51,116
‫خیلی‌خب، دیگه این مسخره‌بازیا رو بس کن
‫و چشم‌هاتو وا کن

664
00:40:58,874 --> 00:41:03,461
‫خوب گوش کن چی میگم

665
00:41:04,880 --> 00:41:06,480
‫باشه؟

666
00:41:08,216 --> 00:41:09,968
‫بدون...

667
00:41:14,973 --> 00:41:18,602
‫بدون تو از پسش برنمیام

668
00:41:20,187 --> 00:41:25,107
‫پس بلند شو دیگه لعنتی، شنیدی چی گفتم؟

669
00:41:25,108 --> 00:41:27,611
‫یه عالمه کار مونده
‫که باید با هم انجام بدیم

670
00:41:29,654 --> 00:41:33,158
‫حاضر نیستم خداحافظی کنم، فهمیدی؟

671
00:41:35,285 --> 00:41:37,787
‫حاضر نیستم خداحافظی کنم لعنتی

672
00:41:40,916 --> 00:41:43,460
‫اگر به‌هوش نیومد چیکار می‌خوای بکنی؟

673
00:41:45,086 --> 00:41:47,546
‫این دیگه چه سوالیه لعنتی؟

674
00:41:47,547 --> 00:41:49,299
‫یه سوال واقع‌گرایانه

675
00:41:53,136 --> 00:41:55,763
‫حواست باشه
‫قشنگ و نازک برششون بدی

676
00:41:55,764 --> 00:41:57,473
‫گفتم کمک می‌کنم

677
00:41:57,474 --> 00:41:59,516
‫نه اینکه بابت خورشتت
‫انگشت‌هامو می‌برم

678
00:41:59,517 --> 00:42:01,018
‫خورشت خیلی خوشمزه‌ایه

679
00:42:01,019 --> 00:42:02,619
‫اوهوم

680
00:42:04,856 --> 00:42:07,025
‫یکم ضخیم‌تر برششون بده

681
00:42:08,693 --> 00:42:10,152
‫چرا اون گوشه وایسادی نگاه می‌کنی؟

682
00:42:10,153 --> 00:42:11,737
‫بیا یکم سبزیجات خرد کن

683
00:42:11,738 --> 00:42:14,032
‫- نه، داشتم...
‫- ازت خواهش نکردم

684
00:42:15,659 --> 00:42:17,259
‫باشه

685
00:42:30,006 --> 00:42:32,008
‫عجب خوشتیپ‌هایی هستیما، مگه نه؟

686
00:42:37,472 --> 00:42:39,348
‫اون شب رو یادته...

687
00:42:39,349 --> 00:42:44,270
‫که من، اَبی و الیس رسیدیم به شهر؟

688
00:42:44,271 --> 00:42:48,691
‫آره. کمابیش مطمئنم
‫اَبی می‌خواست بهم شلیک کنی

689
00:42:48,692 --> 00:42:51,360
‫زهره‌ترکمون کردی بابا!

690
00:42:51,361 --> 00:42:55,197
‫عین روانی‌ها پریدی وسط جاده!

691
00:42:55,198 --> 00:42:59,535
‫بعدش ما رو بردی
‫به یه پناهگاه زیرزمینی...

692
00:42:59,536 --> 00:43:03,038
‫و دانا اونجا بود

693
00:43:03,039 --> 00:43:05,542
‫و دیل... دیل هم اونجا بود، می‌دونی؟

694
00:43:07,127 --> 00:43:09,587
‫یادته اولین سوالی
‫که دانا ازم پرسید چی بود؟

695
00:43:11,256 --> 00:43:13,132
‫نـه

696
00:43:13,133 --> 00:43:15,093
‫"هیچکدومتون خروپف نمی‌کنین؟"

697
00:43:18,763 --> 00:43:21,598
‫نمی‌دونستم چی داره میگه واسه خودش

698
00:43:21,599 --> 00:43:25,561
‫تازه صدای جیغ‌وداد هیولاها رو
‫از توی جنگل شنیده بودیم

699
00:43:25,562 --> 00:43:27,021
‫و رفتیم توی یه سوراخ

700
00:43:27,022 --> 00:43:29,024
‫و این خانمه داشت در مورد
‫خروپف کردن حرف می‌زد

701
00:43:30,942 --> 00:43:33,278
‫بعد با خونسردی و آرامش
‫بهم نگاه کرد و گفت:

702
00:43:34,821 --> 00:43:36,906
‫"اگر خروپف کنین، پیدامون می‌کنن"

703
00:43:38,783 --> 00:43:41,285
‫بین اون همه ترس و وحشت

704
00:43:41,286 --> 00:43:44,789
‫ناباوری، هرج‌و‌مرج وحشتناک

705
00:43:46,416 --> 00:43:49,502
‫یه چیزی ته دلم گفت "این یکی..."

706
00:43:51,671 --> 00:43:53,673
‫"آره، این یکی بلده چطوری زنده بمونه"

707
00:43:55,675 --> 00:43:57,385
‫"شاید جون سالم به‌در ببریم"

708
00:43:59,763 --> 00:44:01,363
‫اون شب بخاطر همین
‫تونستم تا صبح سر کنم

709
00:44:03,433 --> 00:44:05,392
‫تیره‌و‌تارترین و ترسناک‌ترین شب زندگیم بود

710
00:44:05,393 --> 00:44:06,993
‫و اون کمکم کرد تا صبح تحمل کنم

711
00:44:09,105 --> 00:44:10,982
‫فکر نکنم هیچوقت اینو بهش گفته باشم

712
00:44:13,068 --> 00:44:16,653
‫اون اوایل خیلی با هم درگیر می‌شدیم

713
00:44:16,654 --> 00:44:21,742
‫خیلی واضح نشون می‌داد
‫که اصلاً ازم خوشش نمیاد

714
00:44:21,743 --> 00:44:23,343
‫به هیچ عنوان

715
00:44:24,204 --> 00:44:27,122
‫خب چی عوض شد؟

716
00:44:27,123 --> 00:44:29,376
‫نمی‌دونم، دوست دارم اینطور فکر کنم...

717
00:44:30,919 --> 00:44:32,962
‫که یکم بیشتر همدیگه رو شناختیم

718
00:44:38,343 --> 00:44:42,012
‫ولی راستش خودمم نمی‌دونم
‫چه جوابی به سوالت بدم

719
00:44:42,013 --> 00:44:43,430
‫کدوم سوالم؟

720
00:44:43,431 --> 00:44:44,848
‫پرسیدی اگر به‌هوش نیومد

721
00:44:44,849 --> 00:44:46,767
‫می‌خوام چیکار کنم

722
00:44:46,768 --> 00:44:48,520
‫پس وقتشه این مردم رو برگردونی خونه

723
00:44:50,230 --> 00:44:52,147
‫ببین، شاید الان وقت خوبی
‫برای پیش کشیدن این قضیه نباشه

724
00:44:52,148 --> 00:44:55,484
‫ولی جید بهت گفته باید چیکار کنی

725
00:44:55,485 --> 00:44:59,154
‫واقعاً می‌خوای بخاطر نبودن یه در
‫حرف‌هاش رو نادیده بگیری؟

726
00:44:59,155 --> 00:45:01,323
‫همین که دانا الان اینجا دراز کشیده...

727
00:45:01,324 --> 00:45:03,993
‫حق با توئه. الان اصلاً وقتش نیست لعنتی

728
00:45:08,498 --> 00:45:10,098
‫بوید؟

729
00:45:14,754 --> 00:45:17,548
‫هی، هی، هی، هی
‫چیزی نیست، چیزی نیست

730
00:45:17,549 --> 00:45:18,924
‫چیزی نیست

731
00:45:18,925 --> 00:45:21,635
‫نه، نه، نه، نه. حالت خوبه

732
00:45:21,636 --> 00:45:23,679
‫- بوید؟
‫- هی... حالت خوبه

733
00:45:23,680 --> 00:45:25,973
‫حالت خوبه... کریستی!

734
00:45:25,974 --> 00:45:27,808
‫حالت خوبه، حالت خوبه

735
00:45:27,809 --> 00:45:29,560
‫- چیه؟
‫- بیا تو، بیا تو

736
00:45:29,561 --> 00:45:32,729
‫حالت خوبه، حالت خوبه

737
00:45:32,730 --> 00:45:34,064
‫- هی
‫- چیزیت نیست

738
00:45:34,065 --> 00:45:36,233
‫دانا؟ هی، دانا

739
00:45:36,234 --> 00:45:37,443
‫وای خدا

740
00:45:37,444 --> 00:45:38,902
‫می‌دونم. میشه منو نگاه کنی؟ دانا

741
00:45:38,903 --> 00:45:40,821
‫- هی، هی
‫- نفس عمیق بکش

742
00:45:40,822 --> 00:45:42,322
‫خوبه

743
00:45:42,323 --> 00:45:46,994
‫آره

744
00:45:46,995 --> 00:45:49,788
‫دست‌هام رو فشار بده، باشه؟

745
00:45:51,249 --> 00:45:52,849
‫خیلی‌خب

746
00:45:56,087 --> 00:45:57,629
‫- بابا؟
‫- بله؟

747
00:45:57,630 --> 00:45:59,047
‫به‌هوش اومد

748
00:45:59,048 --> 00:46:00,966
‫وای خدا

749
00:46:00,967 --> 00:46:03,343
‫حالش... میگم، میشه...؟

750
00:46:03,344 --> 00:46:05,262
‫- خیلی‌خب
‫- میشه بری به همه بگی؟

751
00:46:05,263 --> 00:46:06,863
‫ممنون

752
00:46:07,765 --> 00:46:09,365
‫آره

753
00:46:10,018 --> 00:46:11,477
‫هی بچه‌ها، به‌هوش اومد!

754
00:46:11,478 --> 00:46:12,936
‫آره. هی، شنیدی؟

755
00:46:12,937 --> 00:46:14,188
‫آره

756
00:46:14,189 --> 00:46:15,689
‫بچه‌ها، به‌هوش اومد!

757
00:46:15,690 --> 00:46:18,400
‫هی، حالش خوبه؟

758
00:46:18,401 --> 00:46:20,486
‫آره. آره، خوبه

759
00:46:20,487 --> 00:46:22,738
‫- خیلی‌خب
‫- حالش... آره

760
00:46:22,739 --> 00:46:23,906
‫خیلی‌خب

761
00:46:23,907 --> 00:46:25,700
‫الان... الان برمی‌گردم

762
00:46:27,744 --> 00:46:30,787
‫اینم از این. مثل روز اولش شد

763
00:46:30,788 --> 00:46:32,206
‫کمابیش

764
00:46:32,207 --> 00:46:34,625
‫به سلامتی خودم بخوریم؟

765
00:46:34,626 --> 00:46:36,226
‫چرا که نه؟

766
00:46:43,676 --> 00:46:46,887
‫اوف، این یکی خیلی سنگین بود

767
00:46:48,932 --> 00:46:50,849
‫هنری، می‌دونی داشتم به چی فکر می‌کردم؟

768
00:46:50,850 --> 00:46:52,684
‫نه نمی‌دونم

769
00:46:52,685 --> 00:46:56,396
‫ولی کمابیش مطمئنم
‫الان بهم میگی

770
00:46:56,397 --> 00:47:00,150
‫فکر خیلی عجیبیه
‫ولی از ذهنم نمیره

771
00:47:00,151 --> 00:47:04,530
‫می‌دونی، توی شهری گیر افتادیم
‫که نمی‌تونیم ازش فرار کنیم

772
00:47:04,531 --> 00:47:07,742
‫اطرافمون رو هیولاهایی گرفتن
‫که شب‌ها از جنگل میان بیرون

773
00:47:09,577 --> 00:47:11,913
‫هیچکدومش واقعی به‌نظر نمیاد، مگه نه؟

774
00:47:14,040 --> 00:47:17,669
‫تابحال به این فکر کردی
‫که شاید تمام این‌ها یه خوابه؟

775
00:47:31,683 --> 00:47:34,226
‫خوشحالم دانا بهتر شد

776
00:47:34,227 --> 00:47:38,021
‫ولی حیف که راجر مُرد

777
00:47:38,022 --> 00:47:42,192
‫نمی‌تونی بذاری یه دقیقه
‫آروم باشم، مگه نه؟

778
00:47:43,528 --> 00:47:45,696
‫عه، ببخشید

779
00:47:45,697 --> 00:47:49,741
‫هرچقدر دلت می‌خواد آروم بشین
‫مطمئنم چیزی نمیشه

780
00:47:49,742 --> 00:47:52,244
‫عروسک‌های قاتل که از دریاچه درنیومدن

781
00:47:52,245 --> 00:47:55,205
‫و به مردمت حمله نکردن

782
00:47:55,206 --> 00:47:57,666
‫خیلی‌خب

783
00:47:57,667 --> 00:48:00,127
‫حرفی که تابیتا
‫در مورد ترس‌های مردم گفت

784
00:48:00,128 --> 00:48:02,337
‫اینکه کابوس‌هاشون بعد از مرگشون

785
00:48:02,338 --> 00:48:04,339
‫ بخشی از جنگل میشن، حقیقت داره؟

786
00:48:04,340 --> 00:48:06,216
‫فکر کنم امکانش هست، آره

787
00:48:06,217 --> 00:48:09,011
‫"تازه اولشه"

788
00:48:09,012 --> 00:48:10,612
‫چی؟

789
00:48:11,848 --> 00:48:13,348
‫یکی به اسم مارتین یه بار بهم گفت

790
00:48:13,349 --> 00:48:14,975
‫اون موجوداتی که شب‌ها میان بیرون

791
00:48:14,976 --> 00:48:16,576
‫تازه اولش هستن

792
00:48:18,396 --> 00:48:19,855
‫استخون‌ بچه‌ها اون پایینن؟

793
00:48:19,856 --> 00:48:21,607
‫- توی تونل‌هان؟
‫- نمی‌دونم

794
00:48:21,608 --> 00:48:23,275
‫پس چه کوفتی می‌دونی؟!

795
00:48:23,276 --> 00:48:24,943
‫که وقتت داره تموم میشه

796
00:48:24,944 --> 00:48:26,862
‫وقتی حتی نمی‌دونم

797
00:48:26,863 --> 00:48:29,114
‫چیزی که جید دیده حقیقت داره یا نه

798
00:48:29,115 --> 00:48:30,907
‫چطوری مردم رو ببرم توی اون تونل‌ها؟

799
00:48:30,908 --> 00:48:33,285
‫به بعضی چیزها فقط باید باور داشت

800
00:48:33,286 --> 00:48:34,886
‫من...

801
00:48:50,803 --> 00:48:52,639
‫سر همچین مسئله‌ای نمیشه

802
00:49:28,216 --> 00:49:30,635
‫می‌خوای سربه‌سر من بذاری؟ ها؟

803
00:49:40,144 --> 00:49:42,479
‫می‌خوای منو محک بزنی؟ آره؟

804
00:49:47,318 --> 00:49:49,178
‫چه خبره؟

805
00:49:53,408 --> 00:49:55,242
‫می‌خوای سربه‌سر من بذاری؟

806
00:49:59,831 --> 00:50:02,791
‫می‌خوای برم توی اون تونل‌ها؟

807
00:50:04,836 --> 00:50:07,379
‫می‌خوای جون مردم رو به‌خطر بندازم؟

808
00:50:07,380 --> 00:50:10,173
‫پس در کوفتی رو نشونم بده!

809
00:50:31,070 --> 00:50:32,670
‫یا خدا

810
00:50:34,991 --> 00:50:36,743
‫باید یه نقشه‌ای بریزیم

811
00:50:36,767 --> 00:50:46,767
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

812
00:50:46,791 --> 00:50:56,791
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

