﻿1
00:00:17,040 --> 00:00:18,726
‫« آنچه گذشت… »

2
00:00:18,728 --> 00:00:22,330
‫میراندا هر جونوری که
‫این تو می‌دید رو می‌کِشید

3
00:00:22,595 --> 00:00:26,361
‫توی یکی از نقاشی‌هاش،
‫یه یارویی رو کشیده بود با کت‌شلوارِ زرد

4
00:00:29,530 --> 00:00:31,470
‫خیال می‌کردم مثل ماست

5
00:00:33,342 --> 00:00:35,092
‫ولی مثل ما نبود

6
00:00:35,501 --> 00:00:38,814
،وقتی مامان رو دم درختِ بطری پیدا کردم
اون رو دیدمش

7
00:00:40,892 --> 00:00:42,267
‫داشت مامان رو می‌خورد

8
00:00:46,174 --> 00:00:49,087
‫تابحال فکر کردی که شاید همش یه خوابـه؟

9
00:00:55,097 --> 00:00:58,001
‫همون چیزی که داخلم بود رو
‫هنوز حسش می‌کنم

10
00:00:58,032 --> 00:00:59,306
‫انگار به هم متصلیم

11
00:00:59,649 --> 00:01:02,431
‫بخشی از وجودم هر چی اون حس کنه رو حس می‌کنه

12
00:01:06,009 --> 00:01:07,783
‫این عروسک‌ها یه طوری‌ان…

13
00:01:07,785 --> 00:01:09,986
‫حس می‌کنم قبلاً دیدمشون

14
00:01:16,892 --> 00:01:18,392
‫یادم اومد

15
00:01:19,049 --> 00:01:21,025
‫یادم اومد چطوری بهشون صدمه بزنم

16
00:01:23,479 --> 00:01:25,657
‫بچه‌ها اینجا قربانی شدن

17
00:01:25,837 --> 00:01:28,494
‫بگو چطوری نجات‌شون بدم
‫وقتی قبلاً شکست خوردم!

18
00:01:28,501 --> 00:01:32,048
‫از من می‌خوای به خاطر توهماتی که
‫به واسطه‌ی اون قارچه دیدی،

19
00:01:32,050 --> 00:01:34,601
‫همه رو جمع کنم بریم توی شکم مرگ!

20
00:01:34,603 --> 00:01:37,306
‫آره!
‫یه در مخفی داشت

21
00:01:37,361 --> 00:01:40,179
‫یادت میاد اصلاً اونجا
‫هیچ درِ مخفی‌ای دیده باشی؟

22
00:01:40,181 --> 00:01:42,251
‫می‌خوای برم توی اون دالان‌ها؟

23
00:01:42,253 --> 00:01:44,712
‫پس اون در کوفتی رو نشونم بده!

24
00:01:46,512 --> 00:01:49,283
‫- پشمام
‫- باید یه نقشه بکِشیم

25
00:01:49,307 --> 00:01:59,307
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

26
00:01:59,331 --> 00:02:06,331
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

27
00:02:06,402 --> 00:02:08,634
‫- به جایی رسیدی؟
‫- نه هنوز

28
00:02:13,029 --> 00:02:14,321
‫می‌خوام بشکونمش

29
00:02:14,322 --> 00:02:15,408
‫نه. می‌دونی چرا؟

30
00:02:15,410 --> 00:02:19,003
حتماً دلیلی داشته که مُهر و مومش کردن

31
00:02:19,481 --> 00:02:21,358
‫- جدی؟
‫- آره

32
00:02:33,396 --> 00:02:35,003
‫واسه محکم‌کاری

33
00:02:36,281 --> 00:02:38,456
‫زندگی‌مون عجیب‌غریب تخمیـه، داداش

34
00:02:39,556 --> 00:02:41,031
‫آره خدایی

35
00:02:48,495 --> 00:02:49,495
‫بود؟

36
00:02:49,497 --> 00:02:51,040
‫طبقه‌ی بالا نیست

37
00:02:51,251 --> 00:02:52,863
‫نکنه رفته…

38
00:02:55,007 --> 00:02:56,132
‫هیچی، ولش

39
00:02:56,134 --> 00:02:57,511
‫عصر بخیر

40
00:03:00,206 --> 00:03:01,519
‫- مستـه
‫- بله

41
00:03:01,544 --> 00:03:02,995
‫به نظرت الان وقت مناسبیـه که…

42
00:03:02,996 --> 00:03:04,956
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

43
00:03:06,777 --> 00:03:08,053
‫خب، می‌خوای من هم باهات بیام؟

44
00:03:08,055 --> 00:03:09,417
‫نه، خودم حلش می‌کنم

45
00:03:12,433 --> 00:03:13,533
‫هنری

46
00:03:13,535 --> 00:03:15,285
‫امری داشتید؟

47
00:03:15,363 --> 00:03:19,565
‫میگما، میشه بیای بریم بالا
‫دو کلمه اختلاط کنیم؟

48
00:03:20,552 --> 00:03:21,594
‫چی شده؟

49
00:03:21,625 --> 00:03:22,640
‫هیچی، چیزی نشده

50
00:03:22,641 --> 00:03:23,807
‫ویکتور حالش خوبـه؟

51
00:03:23,808 --> 00:03:25,643
‫ویکتور خوبـه. ببین، من فقط…

52
00:03:25,644 --> 00:03:27,645
‫یه موضوعی هست که
‫باید به همه بگم

53
00:03:27,980 --> 00:03:29,150
‫منتها گمونم اول باید

54
00:03:29,152 --> 00:03:31,058
‫تو و ویکتور رو در جریان بذارم

55
00:03:31,128 --> 00:03:32,983
‫برای همین می‌خوام
‫با شما دوتا صحبت کنم، همین

56
00:03:33,081 --> 00:03:34,246
‫خیلی‌خب

57
00:03:34,681 --> 00:03:36,473
‫- یواش!
‫- نه، طوری نیست!

58
00:03:36,475 --> 00:03:37,558
‫مطمئنی؟

59
00:03:37,560 --> 00:03:39,003
لازمـه تکرار کنم؟

60
00:03:56,932 --> 00:03:58,580
‫لباس‌های باباست؟

61
00:03:59,649 --> 00:04:00,870
‫آره

62
00:04:01,817 --> 00:04:04,323
‫من هم گاهی دلم می‌خواد
‫به وسایلش نگاه کنم

63
00:04:08,441 --> 00:04:09,948
‫جولی برگشته

64
00:04:14,064 --> 00:04:15,175
‫خیلی‌خب

65
00:04:19,971 --> 00:04:21,370
‫بریم صحبت کنیم؟

66
00:04:24,481 --> 00:04:26,128
‫عروسک‌های غول‌پیکر؟

67
00:04:26,538 --> 00:04:28,292
‫مامان زد کُشتش

68
00:04:28,979 --> 00:04:31,050
‫توتم‌های سحرآمیز رو کرد تو شکمش

69
00:04:33,020 --> 00:04:34,730
‫از کجا می‌دونستی جواب میده؟

70
00:04:35,745 --> 00:04:37,839
‫خب، من…

71
00:04:42,535 --> 00:04:44,119
‫یادم اومد

72
00:04:44,784 --> 00:04:46,167
‫چی رو؟

73
00:04:48,862 --> 00:04:51,370
‫یه موضوعی هست که
‫باید به جفتتون بگم

74
00:04:51,440 --> 00:04:53,292
‫مسئله‌ایـه که

75
00:04:53,294 --> 00:04:56,418
‫خودم نتونستم به راحتی…

76
00:04:57,523 --> 00:04:58,767
‫هضمش کنم

77
00:04:59,057 --> 00:05:00,266
‫باور کنم

78
00:05:00,268 --> 00:05:03,771
‫مامان، مهم نیست چیـه… فقط بگو

79
00:05:08,950 --> 00:05:10,307
‫قبلاً هم اینجا بودم

80
00:05:11,331 --> 00:05:12,706
چندین و چند بار

81
00:05:13,556 --> 00:05:15,260
‫از همون نقطه‌ی شروع

82
00:05:19,308 --> 00:05:22,074
‫دفعه‌ی قبل، میراندا بودم

83
00:05:22,623 --> 00:05:24,315
‫مادرِ ویکتور

84
00:05:26,264 --> 00:05:28,508
‫عقلت رو از دست دادی؟

85
00:05:28,510 --> 00:05:29,664
‫هنری…

86
00:05:29,666 --> 00:05:32,760
‫من به این خزعبلات گوش نمیدم

87
00:05:32,762 --> 00:05:37,821
‫اصلاً می‌فهمی چی داری…
‫خجالت نمی‌کشی؟

88
00:05:37,823 --> 00:05:39,581
‫- چطوره…
‫- به نظرم بشین

89
00:05:39,583 --> 00:05:40,625
‫برو بابا!

90
00:05:40,737 --> 00:05:43,946
‫به من نگو چیکار کنم!

91
00:05:43,948 --> 00:05:45,815
‫پا شدی اومدی اینجا و

92
00:05:45,919 --> 00:05:49,205
‫این اراجیف رو تحویل من میدی؟

93
00:05:49,791 --> 00:05:53,557
‫که زنم… نه

94
00:05:54,010 --> 00:05:55,586
‫ویکتور، پاشو بریم

95
00:05:55,588 --> 00:05:58,463
‫این حرف‌ها سر و تَه نداره

96
00:05:58,533 --> 00:06:00,276
اشکال نداره، بابا

97
00:06:00,613 --> 00:06:02,586
‫اشکال نداره؟
‫خیلی هم اشکال داره!

98
00:06:02,588 --> 00:06:03,932
‫خیلی‌خب، اصلاً بیاید…

99
00:06:03,934 --> 00:06:05,182
‫نه!

100
00:06:06,565 --> 00:06:07,854
‫تمومش کن

101
00:06:11,663 --> 00:06:16,319
ویکتور، قشنگ فهمیدی چی گفتم؟

102
00:06:17,748 --> 00:06:19,671
‫هیچکس نمیگه که تابیتا…

103
00:06:19,897 --> 00:06:22,937
‫وقتی گفتم قبلاً اینجا بوده،
‫اینکه مادرِ تو بوده، ‫باید اینو بفهمی که…

104
00:06:22,939 --> 00:06:25,874
‫خواهش می‌کنم ادامه نده.
‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنی.

105
00:06:28,018 --> 00:06:29,273
‫باشه

106
00:06:31,108 --> 00:06:32,248
‫من…

107
00:06:33,593 --> 00:06:34,837
‫گمونم من…

108
00:06:34,839 --> 00:06:37,452
‫باید بفهمیم اون مردِ زردپوش ‫کیـه و
از کجا اومده

109
00:06:40,092 --> 00:06:42,584
‫این قضیه چه ارتباطی به
‫مردِ زردپوش داره؟

110
00:06:42,756 --> 00:06:46,343
‫خیلی ربط داره. اگه برگشته باشه…

111
00:06:48,635 --> 00:06:50,788
‫ممکنـه دوباره همه چی از نو شروع بشه

112
00:06:58,683 --> 00:07:02,683
<font color="#00f300">‫♪ Doris Day - Que Sera, Sera (Whatever Will Be, Will Be) ♪</font>

113
00:07:04,854 --> 00:07:07,265
‫« منشأ »
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت هفتم: رشته‌هایی که پنبه می‌شوند »

114
00:07:08,431 --> 00:07:13,310
‫♪ در آن دوران که طفلی خُرد بودم ♪

115
00:07:13,397 --> 00:07:15,795
‫♪ بپرسیدم ز بابایم سؤالی ♪

116
00:07:15,797 --> 00:07:17,952
‫♪ چه می‌سازد زِ من دستِ زمانه؟ ♪

117
00:07:19,622 --> 00:07:21,949
‫♪ رسد دستم به ثروت؟ ♪

118
00:07:21,983 --> 00:07:24,254
‫♪ یا کمالی؟ ♪

119
00:07:24,416 --> 00:07:28,285
‫♪ پدر گفت با لحنی عاری از امیدواری ♪

120
00:07:28,534 --> 00:07:31,590
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

121
00:07:32,687 --> 00:07:36,184
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

122
00:07:37,601 --> 00:07:41,598
‫♪ دویدن سمتِ فرداها سراب است ♪

123
00:07:42,086 --> 00:07:45,153
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

124
00:07:47,121 --> 00:07:50,004
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

125
00:07:59,043 --> 00:08:03,871
‫♪ کنون فرزندی از خود دارم و او ♪

126
00:08:03,996 --> 00:08:06,494
‫♪ بپرسد از منِ حیران همان را ♪

127
00:08:06,496 --> 00:08:08,738
‫♪ چه می‌سازد زِ من دستِ زمانه؟ ♪

128
00:08:10,113 --> 00:08:12,512
‫♪ رسد دستم به ثروت؟ ♪

129
00:08:12,514 --> 00:08:14,890
‫♪ یا جمالی؟ ♪

130
00:08:14,927 --> 00:08:18,270
‫♪ چنین پاسخ دهم کودکم را ♪

131
00:08:19,048 --> 00:08:22,324
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

132
00:08:23,183 --> 00:08:27,106
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

133
00:08:28,157 --> 00:08:31,988
‫♪ دویدن سمتِ فرداها سراب است ♪

134
00:08:32,668 --> 00:08:35,543
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

135
00:08:37,558 --> 00:08:40,481
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

136
00:08:42,457 --> 00:08:45,335
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

137
00:08:59,879 --> 00:09:04,941
‫اگه تو و تابیتا قبلاً اینجا بودید،
‫این یعنی…

138
00:09:05,149 --> 00:09:07,449
‫ماها هم قبلاً اینجا زندگی کردیم؟

139
00:09:09,393 --> 00:09:10,518
‫نه

140
00:09:11,089 --> 00:09:12,282
‫بعید می‌دونم

141
00:09:12,292 --> 00:09:14,127
‫پس ما اینجا چه گوهی می‌خوریم؟

142
00:09:15,623 --> 00:09:19,402
‫این بچه‌هایی که اینجا قربانی شدن…

143
00:09:21,082 --> 00:09:25,925
‫سال‌هاست که التماسِ من و تابیتا رو می‌کنن تا

144
00:09:26,251 --> 00:09:27,675
‫کمکشون کنیم،

145
00:09:27,750 --> 00:09:29,957
‫حس می‌کنم شما هم یه جورایی

146
00:09:29,959 --> 00:09:31,879
‫صدای ضجه‌هاشون رو شنیدید

147
00:09:31,881 --> 00:09:34,423
‫می‌خواید یه چند لحظه ترمز بگیریم و
‫به این بپردازیم که

148
00:09:34,425 --> 00:09:37,642
‫اینا همش یه مشت توهم ناشی از مصرفِ قارچـه؟

149
00:09:37,816 --> 00:09:40,183
‫آخه این توهمات با
‫مابقیِ فرضیه‌های مسخره‌ای که

150
00:09:40,184 --> 00:09:42,277
‫بقیه داشتن، چه فرقی داره؟

151
00:09:42,305 --> 00:09:44,269
‫فرقش همون درِ توی زیرزمینـه

152
00:09:44,819 --> 00:09:46,339
‫در مخفیِ پشتِ دیوار

153
00:09:46,519 --> 00:09:48,734
‫ببین، کریستی، من خودم
‫اولین نفری بودم که گفتم

154
00:09:48,735 --> 00:09:50,861
‫کسشعر محضـه، خب؟
‫منتها واقعیت اینـه که

155
00:09:50,862 --> 00:09:52,847
‫جید توی توهماتش چیزی دیده که

156
00:09:52,973 --> 00:09:54,419
‫هیچ‌جوره نمی‌تونسته بدونه

157
00:09:54,421 --> 00:09:56,333
‫اما از کجا معلوم که
‫این هم یکی از…

158
00:09:57,566 --> 00:10:00,119
‫خب آخه، این خراب‌شده
‫کم چرندیات به خوردمون نداده

159
00:10:00,121 --> 00:10:02,652
‫می‌دونم. ‫باور کنید من هم
از این زاویه بهش فکر کردم

160
00:10:02,663 --> 00:10:04,998
‫خب، پس فرقش چیـه؟

161
00:10:05,324 --> 00:10:06,933
‫به خاطر بلایی که سرِ جیم آوردن

162
00:10:08,511 --> 00:10:12,964
‫روی دیوار که پیغام گذاشتن برامون:
‫«آگاهی، تاوان داره»

163
00:10:13,878 --> 00:10:16,902
‫احتمالش هست که مرگِ جیم

164
00:10:16,904 --> 00:10:21,366
‫در نتیجه‌ی چیزایی باشه که
‫تابیتا و جید یادشون اومد

165
00:10:21,746 --> 00:10:24,261
‫ببینید، اون پیغام صرفاً برای ترسوندنِ ما بود

166
00:10:24,355 --> 00:10:28,105
‫ولی به نظرم اون پیغام
‫یه معنای دیگه‌ای هم داره

167
00:10:29,025 --> 00:10:30,394
‫که ما نزدیک شدیم

168
00:10:30,396 --> 00:10:34,089
‫برای اولین بار، داریم پرده از
‫راز و رمزِ اینجا درمیاریم

169
00:10:36,097 --> 00:10:38,464
‫وقتی دشمن برات خط و نشون می‌کشه، خب؟

170
00:10:38,636 --> 00:10:40,089
‫می‌خواد تهِ دلت رو خالی کنه،

171
00:10:40,988 --> 00:10:43,925
‫بدون که خودش ترسیده

172
00:10:44,097 --> 00:10:46,249
‫یعنی میگی اینجا از این می‌ترسه که

173
00:10:46,250 --> 00:10:48,785
‫ما استخون‌های اون بچه‌ها رو بکِشیم بیرون چون

174
00:10:48,855 --> 00:10:51,029
ممکنـه راه برگشت به خونه باشه؟

175
00:10:51,031 --> 00:10:52,240
‫آره

176
00:11:00,092 --> 00:11:01,714
‫مثلِ اینکه بهشون گفتی

177
00:11:02,066 --> 00:11:03,204
‫هنری…

178
00:11:03,300 --> 00:11:05,847
‫- نه… دروغ محضـه
‫- هنری

179
00:11:05,849 --> 00:11:08,630
‫هر… هر چرندی که درباره‌ی
‫زنم بهتون گفته،

180
00:11:08,632 --> 00:11:12,372
‫درباره‌ی تابیتا و این آقا،

181
00:11:13,040 --> 00:11:14,419
‫هیچکدوم صحت نداره!

182
00:11:14,716 --> 00:11:17,005
‫- این کارهات…
‫- خیلی‌خب

183
00:11:17,007 --> 00:11:18,341
‫اشتباهـه

184
00:11:23,234 --> 00:11:24,235
‫بسپارش به من

185
00:11:27,246 --> 00:11:28,926
‫هنری، وایسا

186
00:11:29,013 --> 00:11:30,583
‫حق با میراندا بود!

187
00:11:30,763 --> 00:11:33,573
‫تو یکی حق نداری
‫اسم زنم رو به زبون بیاری!

188
00:11:33,575 --> 00:11:35,716
‫گوش کن به من؛
‫نجاتِ این بچه‌ها

189
00:11:35,718 --> 00:11:38,184
‫- تنها راهِ برگشتمون به خونه‌ست
‫- نه!

190
00:11:38,186 --> 00:11:43,527
‫- می‌خوایم کارِ نیمه‌تمومش رو تموم کنیم!
‫- نه! نخیر، تو گوش کن

191
00:11:43,529 --> 00:11:45,475
‫شاید پیش خودت بگی
‫داری به بقیه کمک می‌کنی

192
00:11:45,476 --> 00:11:49,632
‫یحتمل فکر می‌کنی اونقدر زرنگی که
‫بتونی همه رو برگردونی خونه،

193
00:11:49,634 --> 00:11:51,474
‫ولی بهت قول میدم،

194
00:11:51,476 --> 00:11:55,224
‫جز مصیبت چیز دیگه‌ای عایدمون نمیشه

195
00:11:55,226 --> 00:11:58,914
‫کاری از دستِ آدم‌ها
‫برای مُرده‌ها برنمیاد!

196
00:11:58,916 --> 00:12:01,452
‫اصلاً مهم نیست چقدر فکر می‌کنی زرنگی

197
00:12:04,701 --> 00:12:05,913
‫هی

198
00:12:07,388 --> 00:12:08,866
‫بذار آروم شه

199
00:12:09,351 --> 00:12:10,686
سر عقل میاد

200
00:12:11,486 --> 00:12:12,741
‫کُلی کار داریم

201
00:12:13,503 --> 00:12:14,679
‫آره

202
00:12:37,294 --> 00:12:38,615
‫چیکار می‌کنی؟

203
00:12:39,139 --> 00:12:40,343
‫هیچ کار

204
00:12:41,416 --> 00:12:43,718
‫جولی، بوش از پنجره اومده تو

205
00:12:47,205 --> 00:12:49,915
‫صرفاً… کمکم می‌کنه
‫اتفاقاتِ اینجا رو هضم کنم

206
00:12:50,272 --> 00:12:51,476
‫خب؟

207
00:12:52,385 --> 00:12:53,677
‫شوخیت گرفته؟

208
00:12:53,679 --> 00:12:55,337
‫بعدِ تموم حرف‌هایی که دیشب زدی،

209
00:12:55,338 --> 00:12:56,897
‫الان گیرت رو اینـه؟

210
00:12:56,899 --> 00:12:58,708
‫دوست داری ایتن تو رو اینجوری ببینه؟

211
00:12:58,710 --> 00:12:59,929
‫چجوری؟

212
00:13:00,548 --> 00:13:01,897
‫هیچ جوری، هیچ جور

213
00:13:03,429 --> 00:13:05,739
‫پس یعنی ویکتور داداشمـه؟

214
00:13:05,741 --> 00:13:06,856
‫چی؟

215
00:13:06,866 --> 00:13:08,585
‫خب، اگه تو میراندایی،

216
00:13:08,960 --> 00:13:11,780
‫پس یعنی من و ویکتور هم برادریم دیگه، نه؟

217
00:13:12,422 --> 00:13:14,288
‫حقیقت نداره، ایتن

218
00:13:15,599 --> 00:13:16,685
‫چی؟

219
00:13:16,687 --> 00:13:19,333
‫ببین، مامان، می‌دونم
‫تو و جید خیال می‌کنید

220
00:13:19,335 --> 00:13:22,239
‫سر از رازِ بزرگِ اینجا درآوردید، ولی…

221
00:13:23,052 --> 00:13:24,386
‫واقعی نیست

222
00:13:25,201 --> 00:13:27,030
‫اینجا واقعیتی در کار نیست

223
00:13:27,561 --> 00:13:30,903
‫فقط یه مشت افکار مریض و
‫تخمی به خوردمون میده

224
00:13:30,905 --> 00:13:33,249
‫خیلی‌خب، باشه، جولی، گوش بده بهم

225
00:13:33,742 --> 00:13:37,506
‫اگه ذره‌ای شک و تردید داشتم،

226
00:13:38,132 --> 00:13:40,413
‫هیچوقت چیزی به زبون نمی‌آوردم

227
00:13:40,746 --> 00:13:43,599
‫جید و بوید هم نمی‌رفتن خونه‌ی اجتماعات
‫همه چیز رو به بقیه بگن

228
00:13:43,601 --> 00:13:45,436
‫- به بقیه گفتن؟
‫- آره!

229
00:13:45,554 --> 00:13:47,593
‫- دیوونه شدی؟
‫- تنها راهِ نجاتمون همینـه!

230
00:13:47,595 --> 00:13:50,231
‫مامان! تو رو خدا بیخیالِ
‫این کسشعرها بشید دیگه

231
00:13:50,233 --> 00:13:51,643
‫کجا داری میری؟

232
00:13:51,905 --> 00:13:53,364
‫یه جایی که ایتن نبینه

233
00:13:53,366 --> 00:13:55,647
‫- یعنی چی؟
‫- هیچی. جولی!

234
00:13:55,965 --> 00:13:57,091
‫چیـه؟

235
00:13:59,054 --> 00:14:00,663
‫باید بدونم که روبراهی

236
00:14:03,472 --> 00:14:04,960
‫روبراه که نیستم

237
00:14:08,504 --> 00:14:10,272
‫ولی بلایی هم سر خودم نمیارم

238
00:14:11,770 --> 00:14:12,770
‫پس…

239
00:14:25,349 --> 00:14:26,804
‫ویکتور اومده

240
00:14:33,206 --> 00:14:34,207
‫سلام

241
00:14:39,047 --> 00:14:40,429
‫سلام، ویکتور

242
00:14:40,932 --> 00:14:45,882
‫باید… بفهمم این مردِ زردپوش
‫کیـه و از کجا اومده

243
00:14:49,653 --> 00:14:52,579
‫یعنی چاره‌ای ندارم جز اینکه
‫دست به کارِ ترسناکی بزنم

244
00:14:52,635 --> 00:14:54,311
‫میشه تو هم باهام بیای؟

245
00:15:00,913 --> 00:15:04,067
‫حرفم اینـه که
‫ما یه فرصت بیشتر نداریم

246
00:15:04,069 --> 00:15:06,911
‫پس باید مو رو از ماست بکِشیم بیرون و

247
00:15:06,913 --> 00:15:09,387
‫دوباره همه چیز رو از اول زیر و رو کنیم

248
00:15:09,459 --> 00:15:12,420
‫خب، دیگه کی تا حالا غیر از
‫ما سه نفر رفته توی دالان‌ها؟

249
00:15:12,834 --> 00:15:14,418
‫صد درصد ویکتور

250
00:15:14,420 --> 00:15:16,215
‫تابیتا هم اون موقع که
‫خونه آوار شد سرش

251
00:15:16,217 --> 00:15:18,334
‫ایول. این هم از قدم اول

252
00:15:18,381 --> 00:15:20,781
‫هر چی بیشتر از نقشه‌ی اونجا
‫گیرمون بیاد، بهتره

253
00:15:20,873 --> 00:15:23,360
‫نقشه‌اش رو بکشید، بیارید روی کاغذ…
‫هر کاری که لازمـه

254
00:15:23,361 --> 00:15:25,787
‫برام مهم نیست.
‫می‌خوام تموم سوراخ‌سمبه‌های

255
00:15:25,789 --> 00:15:27,582
‫اون دخمه رو یاد بگیرم،

256
00:15:27,584 --> 00:15:30,014
‫بدونم چقدر باید بکَنیم و بعد

257
00:15:31,092 --> 00:15:33,678
‫بفهمیم چیکار کنیم که
‫خودمون رو به کشتن ندیم

258
00:15:35,417 --> 00:15:36,990
‫حلـه؟ با رندال حرف بزن

259
00:15:36,992 --> 00:15:38,074
‫درباره‌ی چی؟

260
00:15:38,076 --> 00:15:39,621
‫توی اتوبوسش قشنگ اون موجودات رو

261
00:15:39,623 --> 00:15:41,858
‫زیر نظر داشته که
‫چطوری از جنگل میان بیرون

262
00:15:42,139 --> 00:15:45,482
‫پس، باید تا میشه سر از
‫چم و خم رفتار‌شون دربیاریم،

263
00:15:45,484 --> 00:15:47,765
‫حداقل باید بدونیم چندتا هستن

264
00:15:48,068 --> 00:15:49,709
‫خیلی‌خب، اگه قراره بریم توی لونه‌شون،

265
00:15:49,745 --> 00:15:52,519
‫می‌خوام بدونم دقیقاً
‫با چندتا هیولا طرفیم. آره

266
00:15:52,521 --> 00:15:54,435
‫می‌دونی که این شهر باهامون راه نمیاد؟

267
00:15:54,544 --> 00:15:56,810
‫دست به کار بشیم،
‫بدجور تلافیش رو سرمون درمیاره

268
00:15:56,812 --> 00:15:58,814
‫آره. یه فکرهایی براش دارم، پس…

269
00:16:00,600 --> 00:16:01,809
‫دستت چشـه؟

270
00:16:03,168 --> 00:16:04,419
‫هیچی. چیزی نیست

271
00:16:04,873 --> 00:16:06,589
‫ببینید، ما یه مشت اراجیفِ تخمی

272
00:16:06,591 --> 00:16:08,099
‫تحویل این جماعت دادیم

273
00:16:08,101 --> 00:16:10,394
‫هر چی بیشتر بگذره و بهش شاخ و برگ بدن،
‫یکی ممکنـه

274
00:16:10,408 --> 00:16:12,912
‫از روی حماقت یه کاری دستمون بده

275
00:16:12,974 --> 00:16:17,451
‫پس، باید حساب‌شده پیش بریم،
‫ولی با سرعتِ بالا

276
00:16:18,965 --> 00:16:20,382
‫بریم که شروع کنیم

277
00:16:20,564 --> 00:16:21,927
‫چشم، قربان

278
00:16:30,350 --> 00:16:32,029
‫چه خوش بودیم، نه؟

279
00:16:35,844 --> 00:16:37,794
قصد نداشتی بفرستیم دنبالِ نخود سیاه، نه؟

280
00:16:38,063 --> 00:16:39,287
نه

281
00:16:39,781 --> 00:16:41,855
‫می‌خواستم ببینم چیزی از
‫تابیتا و جید

282
00:16:41,857 --> 00:16:43,310
‫دستگیرت میشه یا نه

283
00:16:44,204 --> 00:16:45,877
‫جدی خیال می‌کنی اونا…

284
00:16:45,974 --> 00:16:49,559
‫ببین، بحث، بحثِ تناسخـه ها، خب؟

285
00:16:49,561 --> 00:16:51,537
‫- این یه مقوله‌ی کاملاً…
‫- آره

286
00:16:52,678 --> 00:16:53,778
‫درستـه

287
00:16:53,927 --> 00:16:55,527
‫اگه قراره پا بذاری توی اون دالان‌ها،

288
00:16:55,529 --> 00:16:56,619
‫کمک‌لازمی

289
00:16:56,620 --> 00:16:58,824
‫آره، همینطوره. وقتش هم که برسه،

290
00:16:58,826 --> 00:17:00,248
‫با هم در این باره صحبت می‌کنیم

291
00:17:00,250 --> 00:17:03,888
‫- ولی فعلاً باید برگردی توی زیرزمین. ببین…
‫- نه، بوید، بذار…

292
00:17:03,890 --> 00:17:05,140
‫فقط تو… فقط تو نیستی

293
00:17:05,142 --> 00:17:07,312
‫یه تیم کامل باید برن اون زیر

294
00:17:07,421 --> 00:17:10,175
‫یه تیم دیگه هم توی انباریِ غذاخوری مستقر بشه

295
00:17:10,176 --> 00:17:11,578
‫دنبالِ چی؟

296
00:17:11,619 --> 00:17:14,271
‫هر چیزی که بشه درباره‌ی
‫اون مردِ زردپوش پیدا کرد

297
00:17:14,273 --> 00:17:15,592
‫مردِ…

298
00:17:16,416 --> 00:17:17,833
‫اون دیگه کدوم خریـه؟

299
00:17:17,835 --> 00:17:20,755
‫آره، امیدوارم جوابمون توی چیزایی باشه که
‫پیدا می‌کنی…

300
00:17:20,757 --> 00:17:22,645
‫مطمئنی فقط نمی‌خوای سرِ مردم رو گرم کنی

301
00:17:22,646 --> 00:17:24,280
‫بلکه یادشون بره اینجا چقدر کسشعره؟

302
00:17:24,282 --> 00:17:26,358
‫ببین، اگه بخوایم واردِ بازی بشیم،

303
00:17:26,564 --> 00:17:29,538
‫باید بدونیم طرف حسابمون کیـه و چیـه

304
00:17:39,510 --> 00:17:41,038
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونی؟

305
00:17:41,207 --> 00:17:42,640
‫جز مردِ زردپوش؟

306
00:17:42,675 --> 00:17:45,385
‫می‌دونیم که اواخر دهه‌ی ۷۰ اینجا بوده

307
00:17:45,530 --> 00:17:46,991
‫دوران بچگی‌های ویکتور

308
00:17:48,447 --> 00:17:50,038
‫گمونم از هیچی بهتره

309
00:17:54,594 --> 00:17:55,835
‫یادش بخیر

310
00:17:57,289 --> 00:17:58,289
‫آره

311
00:18:32,491 --> 00:18:33,763
‫در چه حالـه؟

312
00:18:33,765 --> 00:18:35,804
‫مغزش که ظاهراً آسیب ندیده

313
00:18:35,835 --> 00:18:39,005
‫در مورد صدمات داخلی هم،
‫سونوگرافیِش رو از درمانگاه آوردم

314
00:18:39,007 --> 00:18:40,106
‫خب؟

315
00:18:40,108 --> 00:18:42,093
‫موردِ فاجعه‌باری ندیدم،

316
00:18:42,351 --> 00:18:46,458
‫منتها بدون سی‌تی اسکن و امِ‌آرآی… آره،

317
00:18:46,460 --> 00:18:48,952
‫سخت‌ترین کار اینـه
‫راضیش کنیم یکم استراحت کنه

318
00:18:48,960 --> 00:18:50,233
‫آره

319
00:18:50,382 --> 00:18:52,302
‫- خب، می‌تونی بری دیدنش
‫- کریستی!

320
00:18:52,304 --> 00:18:54,458
‫- چیـه؟
‫- چی؟ بیخیال بابا

321
00:18:54,460 --> 00:18:56,935
‫باید قضیه‌ی جید و تابیتا رو بهم می‌گفتی

322
00:18:56,937 --> 00:18:58,405
‫قرارمون تک‌رَوی نبود

323
00:18:58,407 --> 00:19:00,165
‫همینطوریـه. تک‌روی نداریم

324
00:19:00,167 --> 00:19:01,702
‫ولی… نداریم

325
00:19:01,822 --> 00:19:02,948
‫با همیم

326
00:19:04,500 --> 00:19:05,626
‫پشتِ همیم

327
00:19:07,025 --> 00:19:09,060
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

328
00:19:09,261 --> 00:19:11,481
‫- لرزش‌هات چی؟
‫- دارم مدیریتشون می‌کنم

329
00:19:11,523 --> 00:19:13,036
‫هم‌چنان توهماتت رو داری؟

330
00:19:13,038 --> 00:19:15,426
‫نه. نه، فقط همون یک بار بود

331
00:19:17,218 --> 00:19:19,351
‫جون کلی آدم دستتـه، بوید

332
00:19:20,905 --> 00:19:22,021
‫آره

333
00:19:22,023 --> 00:19:23,358
‫بیا درمانگاه

334
00:19:23,670 --> 00:19:25,379
‫می‌خوام معاینه‌ات کنم

335
00:19:25,381 --> 00:19:28,108
‫باشه. باشه

336
00:19:34,737 --> 00:19:35,821
‫میام

337
00:19:38,080 --> 00:19:39,377
‫سلام

338
00:19:41,884 --> 00:19:43,220
‫چطوری؟

339
00:19:43,894 --> 00:19:45,752
‫از ریخت و قیافه‌ی تو که بهترم

340
00:19:46,315 --> 00:19:48,305
‫گمونم تو باید جایِ من خوابیده باشی

341
00:19:48,307 --> 00:19:49,959
‫آره، شاید

342
00:19:50,299 --> 00:19:52,854
‫شنیدم پایین جلسه‌ی مهمی راه انداختی

343
00:19:53,088 --> 00:19:54,464
‫آره، دقیقاً

344
00:19:54,643 --> 00:19:56,518
‫پس، به عقلت نرسید که نباید

345
00:19:56,520 --> 00:20:00,453
‫اون همه آدم به لحاظ روحی ضعیف رو
‫دور هم جمع کنی و

346
00:20:00,455 --> 00:20:02,619
‫کل شب براشون از تناسخ و

347
00:20:02,621 --> 00:20:04,664
‫استخون بچه‌های مُرده نگی؟

348
00:20:04,666 --> 00:20:07,060
‫- مجبور شدم
‫- صحیح

349
00:20:07,381 --> 00:20:10,259
‫چون با پُتک افتادی به جونِ دیوارِ زیرزمینم

350
00:20:12,487 --> 00:20:14,401
‫لازمـه نگرانِ اون در باشیم؟

351
00:20:14,403 --> 00:20:16,737
‫نه، سعی کردیم بازش کنیم.
‫مُهر و مومـه.

352
00:20:16,739 --> 00:20:18,323
‫جید میگه به دالان‌ها ختم میشه،

353
00:20:18,325 --> 00:20:21,885
‫محض احتیاط، یه طلسم دیگه گذاشتیم روش

354
00:20:24,128 --> 00:20:25,713
‫راجر رو دفن کردید؟

355
00:20:26,922 --> 00:20:28,166
‫هنوز توی انباره

356
00:20:28,168 --> 00:20:29,658
‫یا خدا، بوید…

357
00:20:29,660 --> 00:20:31,408
‫باید یه جای جدید پیدا کنیم

358
00:20:31,494 --> 00:20:33,503
‫- واسه‌ی چی؟
‫- واسه‌ی دفنِ بقیه!

359
00:20:33,698 --> 00:20:36,448
‫قبرستون… قبرستون پُر شده

360
00:20:36,450 --> 00:20:38,619
‫به زور واسه جیم و کشیش جا پیدا کردیم

361
00:20:39,065 --> 00:20:41,500
‫دیگه چه خبرِ خوشی توی دست و بالتـه؟

362
00:20:41,502 --> 00:20:42,679
‫ببین

363
00:20:42,979 --> 00:20:45,056
‫باید مو به مو هر چی درباره‌ی توتم‌هایی که

364
00:20:45,057 --> 00:20:47,850
‫از کلبه‌ها آوردید می‌دونی رو بهم بگی

365
00:20:48,182 --> 00:20:50,401
‫همونی که تابیتا باهاش عروسکه رو کُشت

366
00:20:50,809 --> 00:20:52,328
‫همه چی رو گفتم

367
00:20:52,861 --> 00:20:54,197
‫دوباره بگو

368
00:20:54,448 --> 00:20:55,566
‫چرا؟

369
00:20:55,838 --> 00:20:57,766
‫چون امشب می‌خوام امتحان کنم ببینم روی

370
00:20:57,768 --> 00:20:59,578
‫موجودات جنگل هم کارسازن یا نه

371
00:20:59,580 --> 00:21:01,752
خیلی فکر تخمی‌ایـه

372
00:21:02,691 --> 00:21:06,613
گیریم یکیشون رو کُشتی

373
00:21:07,745 --> 00:21:09,940
ظاهراً باز زنده میشن

374
00:21:11,667 --> 00:21:13,409
حاضری ریسکش رو بپذیری که

375
00:21:13,411 --> 00:21:15,917
،اون بلایی که سر فاطیما اومد
سر یکی دیگه هم بیاد؟

376
00:21:15,933 --> 00:21:19,730
من می‌خوام توی دالان‌ها از
مردم‌مون محافظت کنم

377
00:21:19,745 --> 00:21:22,863
پس، بیا یکی‌یکی به مشکل‌ها برسیم

378
00:21:22,933 --> 00:21:24,316
خب؟

379
00:21:24,691 --> 00:21:26,861
خیلی‌خب، می‌خوام سه نفر با الجین

380
00:21:26,863 --> 00:21:28,534
برن انباریِ توی غذاخوری و

381
00:21:28,536 --> 00:21:30,652
بقیه‌تون هم با من میاید زیرزمین

382
00:21:30,654 --> 00:21:32,831
یادتون نره، سریع باشید و دقیق، خب؟

383
00:21:32,833 --> 00:21:34,316
از پسش برمیایم

384
00:21:37,850 --> 00:21:39,100
تو با اون برو

385
00:21:39,102 --> 00:21:40,753
آقا، تو اینجایی

386
00:22:01,247 --> 00:22:02,847
واسه چی اومدی اینجا؟

387
00:22:06,760 --> 00:22:08,503
شناختی ازش داشتی؟

388
00:22:09,284 --> 00:22:10,761
از راجر؟

389
00:22:12,333 --> 00:22:13,480
آره

390
00:22:14,613 --> 00:22:15,760
باغبونی می‌کرد

391
00:22:16,771 --> 00:22:18,981
آره، کلاً جز باغچه‌ای که توی خونه‌شون داشته

392
00:22:18,984 --> 00:22:22,120
درباره‌ی چیز دیگه‌ای حرف نمی‌زد

393
00:22:23,356 --> 00:22:25,378
مامانم همیشه می‌گفت که

394
00:22:25,530 --> 00:22:27,989
وقتی آدما می‌میرن، میرن یه جای دیگه

395
00:22:28,277 --> 00:22:30,128
،به بهشت و جهنم اعتقادی نداشت

396
00:22:30,130 --> 00:22:32,019
،فقط معتقد بود که وقتی می‌میریم

397
00:22:32,021 --> 00:22:34,394
میریم یه جای دیگه که
از اینجا معلوم نیست

398
00:22:36,886 --> 00:22:38,728
یادمـه وقتی فوت کرد، همین حرفش چقدر

399
00:22:38,730 --> 00:22:40,847
باعث شد خاطرم آروم بگیره

400
00:22:41,965 --> 00:22:43,972
،ولی اونجا هر جا که هست

401
00:22:45,431 --> 00:22:47,225
راجر نمی‌تونه بره

402
00:22:49,379 --> 00:22:51,277
چون هنوز اینجاست

403
00:22:52,061 --> 00:22:53,871
همشون هنوز اینجان

404
00:23:01,330 --> 00:23:04,613
هر کاری می‌خوان برای پیدا کردنِ
اون استخون‌ها بکنن، باید کمکشون کنیم

405
00:23:12,472 --> 00:23:13,959
ببین، می‌دونیم که

406
00:23:13,961 --> 00:23:16,470
دوست دارن سراسرِ خیابون پخش شن، درستـه؟

407
00:23:16,472 --> 00:23:18,947
،به گفته‌ی رندال
،کارهاشون طبق الگوئـه

408
00:23:18,949 --> 00:23:20,798
بعضیاشون یه سری کارهای خاص می‌کنن و

409
00:23:20,800 --> 00:23:22,775
…می‌تونیم از همین قضیه استفاده کنیم، پس

410
00:23:22,808 --> 00:23:25,229
گیریم یکیشون رو اینجا گیر انداختیم

411
00:23:25,315 --> 00:23:27,010
خیلی‌خب، سریع و یهویی حمله می‌کنیم و

412
00:23:27,012 --> 00:23:29,929
فوراً برمی‌گردیم داخل کلانتری، خب؟ -
باشه -

413
00:23:29,930 --> 00:23:31,889
…حتی اگه

414
00:23:32,180 --> 00:23:34,070
،حتی اگه راهِ کلانتری بسته شده بود

415
00:23:34,336 --> 00:23:37,520
کلی مسیر خروج توی کل خیابون داریم

416
00:23:37,664 --> 00:23:39,188
خیلی‌خب، اگه یه مشکلی پیش اومد چی؟

417
00:23:39,250 --> 00:23:41,039
در لحظه تصمیم می‌گیریم

418
00:23:41,351 --> 00:23:45,148
ببین، اون موجودات عادت کردن
،ما توی خونه‌هامون پناه بگیریم

419
00:23:45,265 --> 00:23:47,453
،درها رو قفل کنیم
پرده‌ها رو بکِشیم و

420
00:23:47,455 --> 00:23:48,914
سعی کنیم بهشون توجه نکنیم

421
00:23:48,916 --> 00:23:50,162
اصلاً انتظار ندارن که

422
00:23:50,164 --> 00:23:52,594
یکیمون مستقیم بهشون حمله کنه

423
00:23:53,094 --> 00:23:55,898
مخلص کلام اینکه
،این چیزها بهشون آسیب می‌زنه

424
00:23:55,900 --> 00:23:58,485
.حتی سرعتشون رو کم می‌کنه
،اینجوری وقتی میریم توی دالان‌ها

425
00:23:58,487 --> 00:24:00,482
احتمال مُردن‌مون کمتره

426
00:24:00,484 --> 00:24:02,195
خیلی‌خب، اونوقت کی قراره با اون چوب‌دستی

427
00:24:02,197 --> 00:24:03,468
بهشون حمله کنه؟

428
00:24:03,494 --> 00:24:04,531
من

429
00:24:12,378 --> 00:24:13,703
آهای؟

430
00:24:14,556 --> 00:24:16,062
کسی خونه‌ نیست؟

431
00:24:22,466 --> 00:24:23,718
تابیتا؟

432
00:24:24,557 --> 00:24:26,187
باید باهات صحبت کنم

433
00:24:35,224 --> 00:24:36,225
آهای؟

434
00:25:10,850 --> 00:25:13,232
« مامان - ویکتور - الوئیز »

435
00:26:04,482 --> 00:26:07,380
همون ماشینیـه که مرد زردپوش
باهاش اومده توی شهر؟

436
00:26:07,788 --> 00:26:09,029
آره

437
00:26:09,248 --> 00:26:11,584
خب، دقیقاً دنبال چی هستیم؟

438
00:26:11,701 --> 00:26:12,925
نمی‌دونم

439
00:26:12,926 --> 00:26:14,662
بیاید با صندوق عقب شروع کنیم

440
00:26:35,091 --> 00:26:36,551
اونقدر ترسناک نیست

441
00:26:57,360 --> 00:26:59,123
ماشین میرانداست؟

442
00:27:00,872 --> 00:27:01,998
آره

443
00:28:06,482 --> 00:28:07,935
میشه بریم داخلش؟

444
00:28:08,125 --> 00:28:10,544
نه، عزیزم، به نظرم فکر خوبی نیست

445
00:28:11,687 --> 00:28:12,951
چرا؟

446
00:28:22,560 --> 00:28:23,802
مامان؟

447
00:28:25,330 --> 00:28:26,455
باید بریم

448
00:28:26,613 --> 00:28:27,863
چیزی پیدا کردی؟

449
00:28:27,865 --> 00:28:30,536
!باید بریم. همین الان -
ویکتور، چی پیدا کردی؟ -

450
00:28:30,732 --> 00:28:32,099
یه کیسه دندون

451
00:28:33,130 --> 00:28:34,778
چی؟ -
…یه -

452
00:28:36,427 --> 00:28:39,026
!باید ببینی‌شون. بیا -
!نه، نه -

453
00:28:39,028 --> 00:28:40,495
نه، باید آماده باشه

454
00:28:40,497 --> 00:28:42,378
خیلی‌خب، وایسا. آماده برای چی؟

455
00:28:42,380 --> 00:28:44,161
…باید آماده باشه چون -
!صبر کن -

456
00:28:44,592 --> 00:28:46,010
تو واقعاً مادرمی؟

457
00:28:47,888 --> 00:28:49,261
…ویکتور -
متوجه نیستی؟ -

458
00:28:49,263 --> 00:28:51,075
تو… دفعه‌ی قبل که اومدی شهر

459
00:28:51,077 --> 00:28:53,745
یه دختر و پسر همراهت بودن و
بعدش سر و کله‌ی مرد زردپوش پیدا شد

460
00:28:53,747 --> 00:28:55,567
!همه مُردن، به جز پسره

461
00:28:56,286 --> 00:28:57,606
پسره زنده موند

462
00:28:57,608 --> 00:29:00,378
بعدش هم در تنهایی و وحشت بزرگ شد

463
00:29:00,380 --> 00:29:02,887
آماده هم نبود

464
00:29:03,114 --> 00:29:05,014
حالا هم دوباره با یه پسر و دختر اومدی و

465
00:29:05,015 --> 00:29:06,815
مرد زردپوش هم دوباره پیداش شده

466
00:29:06,817 --> 00:29:08,231
مامان، یعنی چی؟ -
…نه، چیزی نیـ -

467
00:29:08,233 --> 00:29:10,180
باید آماده بشی، ایتن -
هی، ویکتور -

468
00:29:10,182 --> 00:29:12,461
باید بدونی چی در انتظارتـه -
نه، ویکتور. باید تمومش کنی -

469
00:29:12,463 --> 00:29:15,203
!تمومش کن
!بسـه! ایتن

470
00:29:19,193 --> 00:29:20,805
چه مرگتـه تو؟

471
00:29:23,603 --> 00:29:24,729
!ایتن

472
00:29:38,616 --> 00:29:41,195
سلام. بفرما داخل

473
00:29:41,453 --> 00:29:43,539
شرمنده، نمی‌خواستم مزاحم شم

474
00:29:43,621 --> 00:29:45,774
نه، نه. مراحمی

475
00:29:46,402 --> 00:29:48,111
چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

476
00:29:48,144 --> 00:29:49,672
…فقط

477
00:29:50,961 --> 00:29:53,145
داشتم به حرفای امروز صبحت فکر می‌کردم

478
00:29:53,146 --> 00:29:55,531
درباره‌ی اینکه می‌خواید برید توی دالان‌ها و

479
00:29:55,533 --> 00:29:57,360
استخون‌ها رو از خاک بکِشید بیرون

480
00:29:58,854 --> 00:30:00,355
خطرناک نیست؟

481
00:30:02,090 --> 00:30:04,945
خب، چرا

482
00:30:05,822 --> 00:30:07,296
چرا، هست

483
00:30:07,531 --> 00:30:10,063
ولی ممکنـه با این کار بتونیم بریم خونه

484
00:30:10,458 --> 00:30:11,625
چطوری؟

485
00:30:11,742 --> 00:30:13,742
خب، اونش رو هنوز نمی‌دونیم

486
00:30:14,063 --> 00:30:15,850
،ولی اون موجوداتی که شب‌ها میان بیرون

487
00:30:15,852 --> 00:30:17,881
مردم میگن که توی دالان‌ها زندگی می‌کنن

488
00:30:17,883 --> 00:30:19,305
درستـه، آره

489
00:30:19,578 --> 00:30:22,727
،پس، اگه اون استخون‌ها مهمن

490
00:30:22,729 --> 00:30:25,170
به همین راحتی نمی‌ذارن برید اون پایین و
برشون دارید

491
00:30:25,172 --> 00:30:27,094
…نه، نمی‌ذارن. ولی

492
00:30:27,096 --> 00:30:31,617
مثل اینکه یه برگ برنده‌ی جدید داریم

493
00:30:32,149 --> 00:30:33,611
یادتـه امروز صبح گفتم که

494
00:30:33,613 --> 00:30:35,280
تابیتا با یکی از اینا اون عروسکه رو

495
00:30:35,282 --> 00:30:36,548
توی اقامتگاه کُشته؟

496
00:30:36,688 --> 00:30:39,274
آره -
خب، امشب مشخص میشه  -

497
00:30:39,276 --> 00:30:41,986
روی موجوداتِ جنگل چه تأثیری داره

498
00:30:42,346 --> 00:30:43,469
واقعاً؟

499
00:30:50,485 --> 00:30:54,336
دلیلی داره که نمی‌تونیم نقشه رو
روی کاغذ بکِشیم؟

500
00:30:54,360 --> 00:30:56,008
با ماکت راحت‌ترم

501
00:30:57,544 --> 00:31:00,004
ترفندیـه که برای طراحیِ
شرکتم به کار می‌بردم

502
00:31:00,005 --> 00:31:01,820
خب؟ اگه بتونی ابعاد چیزی رو که

503
00:31:01,822 --> 00:31:03,826
،مد نظرتـه رو مجسم کنی

504
00:31:03,828 --> 00:31:05,756
،فضاهایی که می‌خوای از بین‌شون رد شی

505
00:31:05,758 --> 00:31:07,990
…اینجوری می‌تونی یه تصویر دقیق‌تر

506
00:31:07,992 --> 00:31:10,977
آره، ولی شرکت که طراحی نمی‌کنیم. بد میگم؟

507
00:31:11,233 --> 00:31:12,358
مهم نیست

508
00:31:12,360 --> 00:31:15,110
آدم از دانسته‌هاش استفاده می‌کنه -
خیلی‌خب -

509
00:31:15,112 --> 00:31:18,666
وایسا ببینم! قبل از اینجا چیکاره بودی؟

510
00:31:19,526 --> 00:31:21,729
چی؟ -
قبل از اینکه بیای شهر؟ -

511
00:31:21,768 --> 00:31:23,652
چیکاره بودی؟ شغلت چی بود؟

512
00:31:23,932 --> 00:31:25,227
میشه تمرکز کنیم؟

513
00:31:25,229 --> 00:31:27,033
یالا، شغل من رو می‌دونی

514
00:31:27,035 --> 00:31:28,549
آره. آره، می‌دونم چیکاره بودی

515
00:31:28,551 --> 00:31:30,711
…همه می‌دونن، چون

516
00:31:30,932 --> 00:31:32,719
یه‌بند دربارش فک می‌زنی

517
00:31:32,721 --> 00:31:34,320
حدس می‌زنم، بگو درستـه یا نه، خب؟ -
نه -

518
00:31:34,322 --> 00:31:35,741
آتش‌نشان -
نه -

519
00:31:35,743 --> 00:31:38,400
مدیر خُرده‌فروشی

520
00:31:38,402 --> 00:31:40,659
چرا… چرا دوتا حدس اولت اینا بود؟

521
00:31:40,698 --> 00:31:42,058
…خب، من

522
00:31:43,148 --> 00:31:45,128
چقدر سیم

523
00:31:45,527 --> 00:31:47,331
…خب، راستش ما مشغول یه کار

524
00:31:47,333 --> 00:31:49,081
خب، به کارتون برسید

525
00:31:49,101 --> 00:31:51,227
به نظرت کنی قبل از اینجا چیکاره بوده؟

526
00:31:51,485 --> 00:31:54,003
خیلی‌خب. به جوون‌ها ورزش یاد می‌دادم

527
00:31:54,542 --> 00:31:57,066
مربی بودی؟ -
نه. سرپرست بودم -

528
00:31:57,068 --> 00:31:59,175
مربی کنی. خوشم اومد -
،نه، بس کن -

529
00:31:59,177 --> 00:32:02,430
میشه روی نقشه تمرکز کنیم؟ -
سلام -

530
00:32:03,212 --> 00:32:04,566
در چه حالید؟ -
کنی مربی بوده -

531
00:32:04,568 --> 00:32:07,031
خدای من -
باید یه سوت برات جور کنیم -

532
00:32:07,345 --> 00:32:09,728
،عالیـه، میگم، کنی
میشه بیرون باهات صحبت کنم؟

533
00:32:09,730 --> 00:32:10,962
آره

534
00:32:20,806 --> 00:32:23,439
میگم، هنری. تو قبل از اینجا چیکار می‌کردی؟

535
00:32:24,237 --> 00:32:26,329
تقریباً همین کاری که الان می‌کنم

536
00:33:47,630 --> 00:33:49,012
الان میام

537
00:33:55,536 --> 00:33:56,662
سلام

538
00:33:59,433 --> 00:34:00,723
چیکار می‌کنید؟

539
00:34:00,841 --> 00:34:03,567
می‌خوایم وسایل داخل انبار رو بگردیم

540
00:34:04,805 --> 00:34:06,215
اجازه هست بشینم؟

541
00:34:08,403 --> 00:34:09,570
خیلی‌خب

542
00:34:15,450 --> 00:34:17,551
فرصت نشد که

543
00:34:17,856 --> 00:34:20,536
بابت مرگ پدرت تسلیت بگم

544
00:34:27,263 --> 00:34:28,723
چشمت چطوره؟

545
00:34:30,215 --> 00:34:33,387
…منظورم اینـه -
می‌دونم منظورت چیـه -

546
00:34:33,880 --> 00:34:36,833
کریستی میگه روند درمانش عالیـه

547
00:34:40,005 --> 00:34:41,934
نمیگی چی شده؟

548
00:34:43,289 --> 00:34:44,434
نه

549
00:34:50,132 --> 00:34:52,208
خب، مثل اینکه قضیه‌ی مامانم رو شنیدی

550
00:34:53,977 --> 00:34:55,176
به نظرت واقعیـه؟

551
00:34:56,788 --> 00:34:58,473
به نظر خودش که واقعیـه

552
00:34:58,934 --> 00:35:00,495
همین لرزه به تنم میندازه

553
00:35:00,497 --> 00:35:01,537
ولی چرا؟

554
00:35:01,934 --> 00:35:03,372
چون هر بار یکی به سرش می‌زنه که

555
00:35:03,373 --> 00:35:04,981
یه هدف والاتر داره یا

556
00:35:05,067 --> 00:35:06,856
،رازِ اینجا رو کشف کرده

557
00:35:07,502 --> 00:35:09,114
آخر سر یکی می‌میره

558
00:35:11,059 --> 00:35:12,942
ولی یه حقیقتی اینجا نهفته‌ست

559
00:35:12,944 --> 00:35:14,481
خب، باید باشه -
چرا؟ -

560
00:35:15,817 --> 00:35:18,422
!چرا اینقدر دنبال دلیل و منطق‌اید؟

561
00:35:18,424 --> 00:35:21,598
شاید ذات اینجا همینقدر بی‌رحم و پوچـه و

562
00:35:21,600 --> 00:35:23,636
هدفی جز زجر ما نداره

563
00:35:23,642 --> 00:35:25,393
ببین، می‌دونم دوست داری باور داشته باشی که

564
00:35:25,395 --> 00:35:27,120
…همه‌ی اینا حکم خداست و

565
00:35:27,122 --> 00:35:29,333
باور دارم -
،خیلی‌خب، عالیـه -

566
00:35:29,419 --> 00:35:31,338
پس توضیح بده چرا یه چشمت کور شده

567
00:35:32,973 --> 00:35:34,536
هممون داریم امتحان میشیم

568
00:35:34,538 --> 00:35:36,903
پس، اینکه کور بشی هم
بخشی از امتحانتـه؟

569
00:35:43,456 --> 00:35:44,582
…شرمنده

570
00:35:47,795 --> 00:35:48,921
خیلی بی‌شعورم

571
00:35:50,083 --> 00:35:53,005
یه حقیقتی پشت این ماجراها هست

572
00:35:56,276 --> 00:35:58,372
ولی می‌دونی اینجا چطوری
بهمون غلبه می‌کنه؟

573
00:35:58,676 --> 00:36:00,721
اونقدر دروغ به خوردمون میده که

574
00:36:00,723 --> 00:36:02,697
،حتی وقتی حقیقت جلوی چشم‌مون باشه

575
00:36:02,699 --> 00:36:04,701
باز هم نتونیم باورش کنیم

576
00:36:17,983 --> 00:36:20,699
کاری که می‌کنی درست نیست ها

577
00:36:22,452 --> 00:36:23,644
یه بار گفتی

578
00:36:23,646 --> 00:36:26,457
آره، مغز ملت رو با اراجیف پُر می‌کنی

579
00:36:26,492 --> 00:36:30,418
…برداشتی به پسرم گفتی مادرش

580
00:36:30,597 --> 00:36:33,066
خب، درست نیست

581
00:36:47,455 --> 00:36:49,293
با تابیتا صحبت نکردی؟

582
00:36:51,006 --> 00:36:54,091
،با زنی که ادعا داره تناسخ زن مرحوممـه

583
00:36:54,108 --> 00:36:55,879
صحبت کردم یا نه؟

584
00:36:57,760 --> 00:37:00,636
نه، فرصت نشده

585
00:37:01,345 --> 00:37:04,051
رفتم خونه‌اش ولی نبود

586
00:37:07,575 --> 00:37:09,659
…شاید بد نباشه که یکم کوتاه

587
00:37:11,777 --> 00:37:13,040
چیـه؟ چی شده؟

588
00:37:13,042 --> 00:37:14,590
می‌شنوی؟

589
00:37:18,777 --> 00:37:19,988
به هوش اومد

590
00:37:21,539 --> 00:37:26,168
هنری، اگه صدام رو می‌شنوی، دو بار پلک بزن

591
00:37:28,308 --> 00:37:29,463
…ویـ

592
00:37:29,465 --> 00:37:30,533
بابا؟

593
00:37:30,535 --> 00:37:31,618
چی؟

594
00:37:31,620 --> 00:37:33,518
بابا. بابا

595
00:37:35,130 --> 00:37:36,130
سلام

596
00:37:36,823 --> 00:37:39,120
…ویـ -
بابا. چشمات رو نبند -

597
00:37:39,170 --> 00:37:40,211
!هنری

598
00:37:40,237 --> 00:37:41,315
هنری

599
00:37:41,317 --> 00:37:44,097
آهای، هنری. چی شده؟
چی شد یهو؟

600
00:37:45,378 --> 00:37:46,714
هی، آروم، آروم

601
00:37:47,157 --> 00:37:48,268
چی شد یهو؟

602
00:37:51,429 --> 00:37:52,714
باید برم

603
00:38:05,683 --> 00:38:06,767
بذار من برم

604
00:38:06,769 --> 00:38:07,977
چی؟

605
00:38:07,979 --> 00:38:09,386
بذار امشب من برم بیرون

606
00:38:09,388 --> 00:38:11,058
نه، ببین، تو به قدر کافی زحمت کشیدی

607
00:38:11,060 --> 00:38:12,561
فقط باید مطمئن شم که

608
00:38:12,562 --> 00:38:14,479
پُشت هر در یه نفر هست که
من رو راه بده داخل

609
00:38:14,581 --> 00:38:15,712
محض اینکه اوضاع قاراشمیش بشه

610
00:38:15,714 --> 00:38:17,268
من برادرم رو کُشتم

611
00:38:17,597 --> 00:38:19,094
سعی کردم یه پسربچه رو بکُشم

612
00:38:19,096 --> 00:38:21,724
هر چقدر هم تلاش کنم باز هم جبران نمیشه

613
00:38:22,668 --> 00:38:25,659
خب، امشب رو مرخصی

614
00:38:25,970 --> 00:38:29,276
ولی توی دالان‌ها روی کمکت حساب می‌کنم

615
00:38:31,012 --> 00:38:32,502
مراقب باش، بوید

616
00:38:33,624 --> 00:38:36,440
فقط دم درِ منتظر باش، خب؟

617
00:39:34,711 --> 00:39:36,672
وقتِ بازیـه

618
00:40:06,844 --> 00:40:08,195
خیلی‌خب

619
00:40:09,365 --> 00:40:10,574
ایول

620
00:40:11,305 --> 00:40:13,423
آهای. چیکار می‌کنی؟

621
00:40:13,454 --> 00:40:16,180
یوگا. به نظر خودت چیکار می‌کنم؟

622
00:40:16,399 --> 00:40:18,032
بیا برگردیم توی تخت

623
00:40:19,036 --> 00:40:20,235
خواهش می‌کنم

624
00:40:22,370 --> 00:40:23,370
خیلی‌خب

625
00:40:25,249 --> 00:40:27,641
دارم روانی میشم دیگه

626
00:40:34,397 --> 00:40:36,157
اصلاً برای چی اومدی پایین؟

627
00:40:36,462 --> 00:40:37,727
مگه طبقه‌ی بالا روی

628
00:40:37,729 --> 00:40:39,548
پروژه‌ات کار نمی‌کردی؟

629
00:40:39,954 --> 00:40:41,548
نفر کم داریم

630
00:40:41,782 --> 00:40:44,141
الیس و کنی رفتن شهر کمکِ بوید

631
00:40:44,415 --> 00:40:45,641
صحیح

632
00:40:47,760 --> 00:40:50,313
دیگه خسته شدم از بس دراز کشیدم

633
00:40:50,352 --> 00:40:51,738
خب، مجبوری

634
00:40:52,266 --> 00:40:53,548
حداقل فعلاً

635
00:40:54,063 --> 00:40:55,128
متأسفم

636
00:40:55,149 --> 00:40:56,611
نه، نیستی

637
00:40:57,041 --> 00:40:59,259
دلداری دادنت بخوره توی سرت

638
00:41:01,313 --> 00:41:04,438
…دانا، اگه قضیه‌ی جید و تابیتا

639
00:41:04,440 --> 00:41:08,319
اگه راست باشه، بعد از تمام چیزایی که
،ازشون جون سالم به در بردی

640
00:41:08,321 --> 00:41:10,824
واقعاً می‌خوای به خاطر کله‌شق بازی و
،اینکه نتونستی دو دقیقه دراز بکِشی

641
00:41:10,826 --> 00:41:13,077
،قبل از اینکه هممون برگردیم خونه
بیفتی بمیری؟

642
00:41:13,079 --> 00:41:15,344
قبلاً اینقدر حاضرجواب نبودی

643
00:41:15,985 --> 00:41:19,122
آره، خب، یکی از اون
،هیولاهای تخمی رو زاییدم، پس

644
00:41:19,450 --> 00:41:20,535
آدما عوض میشن

645
00:41:24,276 --> 00:41:26,977
آره، همینطوره

646
00:41:34,847 --> 00:41:36,056
امشب اینجا می‌مونی؟

647
00:41:36,337 --> 00:41:37,766
مشکلی نیست؟

648
00:41:38,038 --> 00:41:40,421
شنیدم بوید توی شهر یه برنامه‌هایی داره و

649
00:41:40,423 --> 00:41:42,774
ترجیح دادم امشب اونجا نباشم

650
00:41:44,055 --> 00:41:45,937
خیلی از اون موجودات می‌ترسم

651
00:41:45,939 --> 00:41:47,106
خب، تنها نیستی

652
00:41:47,149 --> 00:41:48,342
به خونه‌ی اجتماعات خوش اومدی

653
00:41:48,344 --> 00:41:49,587
ممنون

654
00:41:52,968 --> 00:41:54,511
خب، نقشه رو برات گفت؟

655
00:41:55,912 --> 00:41:57,034
آره

656
00:41:57,036 --> 00:41:59,204
خیلی‌خب. با همه‌ی خونه‌ها صحبت کردم

657
00:41:59,415 --> 00:42:00,782
همه چی آماده‌ست

658
00:42:00,831 --> 00:42:02,438
خیلی‌خب -
بریم آماده شیم -

659
00:42:08,779 --> 00:42:09,947
خیلی‌خب

660
00:42:14,360 --> 00:42:18,212
به نظرم هوا که تاریک شد، یه ساعت صبر کنیم

661
00:42:18,635 --> 00:42:20,634
مهلت بدیم جاگیر بشن

662
00:42:21,411 --> 00:42:24,454
فکر کنن امشب هم مثل شب‌های دیگه‌ست

663
00:42:25,663 --> 00:42:26,663
بابا

664
00:42:29,125 --> 00:42:30,282
چی شده؟

665
00:42:31,899 --> 00:42:33,946
من امشب باید برم بیرون

666
00:42:34,016 --> 00:42:35,438
چی؟ نه

667
00:42:36,540 --> 00:42:38,977
ببین، منطقی‌تره -
چرا؟ -

668
00:42:38,979 --> 00:42:40,396
من معاونتم

669
00:42:40,837 --> 00:42:43,382
خب؟ من معاونتم و
باید این کارها رو انجام بدم تا

670
00:42:43,384 --> 00:42:44,837
تو مجبور نباشی. برای همین

671
00:42:44,839 --> 00:42:48,522
،نه. ممنون، ولی نقشه‌ی منـه
خودم خطرش رو به جون می‌خرم

672
00:42:48,524 --> 00:42:50,046
بابا، اگه اتفاقی بیفته چی؟

673
00:42:50,047 --> 00:42:51,339
نمی‌تونیم تو رو از دست بدیم

674
00:42:51,340 --> 00:42:53,016
اونوقت اگه کنی رو از دست بدیم مشکلی نیست؟

675
00:42:53,018 --> 00:42:54,594
منظورش این نیست. خودت می‌دونی

676
00:42:54,596 --> 00:42:57,358
ببینید، بحث نباشه

677
00:42:57,360 --> 00:43:00,483
…بابا -
!گفتم بحث نباشه -

678
00:43:00,485 --> 00:43:02,547
!بابا، نمی‌تونی این کار رو بکنی

679
00:43:02,914 --> 00:43:05,951
ببین، اون بیرون خطرناکـه

680
00:43:05,953 --> 00:43:07,304
مخصوصاً با این وضعت

681
00:43:07,314 --> 00:43:08,445
…وضـ

682
00:43:08,447 --> 00:43:12,632
خیلی‌خب، اگه پات بگیره چی؟

683
00:43:12,634 --> 00:43:14,937
مثل دفعه‌ی قبل؟
اگه این دفعه نتونی بلند شی چی؟

684
00:43:14,939 --> 00:43:18,210
!خوب گوش بدید چی میگم. با جفت‌تونم

685
00:43:18,710 --> 00:43:21,521
من یکی رو نمی‌فرستم اون بیرون که
،با جونش بازی کنه

686
00:43:21,523 --> 00:43:23,194
…بعدش خودم مثل ترسوها بشینم اینجا

687
00:43:23,196 --> 00:43:25,364
!کیر توش، بس کن دیگه

688
00:43:25,485 --> 00:43:27,851
!لعنتی! تمومش کن

689
00:43:38,350 --> 00:43:39,435
بابا، لطفاً؟

690
00:43:44,638 --> 00:43:46,007
خواهش می‌کنم

691
00:43:57,788 --> 00:43:59,179
چندتای دیگه دارن میان

692
00:43:59,181 --> 00:44:00,382
کجا؟

693
00:44:01,339 --> 00:44:02,530
اونجا

694
00:44:03,570 --> 00:44:04,850
می‌بینی‌شون؟

695
00:44:07,228 --> 00:44:08,499
آره. می‌بینم‌شون

696
00:44:09,898 --> 00:44:12,461
:ببین، یادت باشه

697
00:44:12,904 --> 00:44:14,975
،اگه نتونستی برگردی کلانتری

698
00:44:15,084 --> 00:44:17,467
کلِ خیابون پُر از مسیرِ فراره

699
00:44:17,608 --> 00:44:20,095
توی هر خونه یکی دمِ در منتظرتـه

700
00:44:20,334 --> 00:44:22,317
،اگر هم نتونستی برسی به خونه‌ها

701
00:44:22,319 --> 00:44:24,621
توی کلیسا، اتوبوس، غذاخوری و

702
00:44:24,623 --> 00:44:26,351
طویله طلسم گذاشتیم

703
00:44:26,677 --> 00:44:31,342
پس ایمن‌ترین مسیر رو پیدا می‌کنی و می‌دوئی

704
00:44:31,499 --> 00:44:32,499
گرفتم

705
00:44:33,859 --> 00:44:34,983
کنی، من رو ببین

706
00:44:39,794 --> 00:44:41,037
چیزیم نمیشه

707
00:44:42,141 --> 00:44:43,396
خیلی‌خب

708
00:44:44,182 --> 00:44:46,740
خیلی‌خب. خیلی‌خب

709
00:44:47,970 --> 00:44:50,390
هی، یکی دوتا دیگه دارن از جاده میان

710
00:45:38,822 --> 00:45:40,259
آره، گمونم یکی رو گیر انداختیم

711
00:45:41,525 --> 00:45:44,859
هنوز هم خیلی دوره. وایسا نزدیک‌تر شه

712
00:45:44,861 --> 00:45:46,361
!بوید، به قدر کافی نزدیک شده

713
00:45:46,439 --> 00:45:48,610
خیلی‌خب. بقیه‌شون پخش شدن

714
00:45:48,612 --> 00:45:50,173
!الان وقتشـه. بزنید بریم

715
00:45:51,054 --> 00:45:52,860
هی. من آماده‌ام

716
00:45:53,837 --> 00:45:55,235
سریع و ناغافل

717
00:45:55,493 --> 00:45:57,970
می‌زنی، فرار می‌کنی

718
00:45:58,049 --> 00:46:00,056
صبر نمی‌کنی ببینی چی میشه

719
00:46:03,776 --> 00:46:05,009
حاضری؟

720
00:46:06,262 --> 00:46:07,555
آره -
…سه، دو -

721
00:46:20,140 --> 00:46:22,314
!فکر کنم جواب داد -
…خیلی‌خب. یالا -

722
00:46:37,156 --> 00:46:38,267
اسکلت کردم

723
00:46:47,461 --> 00:46:49,118
!بزن به چاک

724
00:46:50,814 --> 00:46:52,218
!بابا، جلوی درها رو گرفتن

725
00:46:52,220 --> 00:46:53,321
!نه

726
00:46:53,965 --> 00:46:56,423
اوضاع اونقدرها خوب پیش نمیره، نه؟

727
00:47:53,715 --> 00:47:56,113
کنی، گمونم توی گِل گیر کردی

728
00:48:13,162 --> 00:48:14,246
ای وای

729
00:48:19,378 --> 00:48:21,301
من پدرت رو کُشتم ها

730
00:48:24,121 --> 00:48:26,848
صداهای بامزه‌ای در میاورد

731
00:48:27,717 --> 00:48:29,246
نه. نه. نه. نه

732
00:48:31,859 --> 00:48:33,879
تو هم صداهای بامزه در میاری؟

733
00:48:39,004 --> 00:48:40,621
!وایسا

734
00:48:40,645 --> 00:48:50,645
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

735
00:48:50,669 --> 00:49:00,669
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

736
00:49:15,816 --> 00:49:17,525
!در! در

737
00:49:27,793 --> 00:49:30,323
!راجر! لطفاً این کار رو نکن

738
00:49:30,472 --> 00:49:31,907
!می‌دونم صدام رو می‌شنوی

739
00:49:31,909 --> 00:49:33,964
!می‌دونم هنوز اون داخلی

740
00:49:34,785 --> 00:49:36,245
!می‌دونم هنوز کامل از دست نرفتی

741
00:49:46,722 --> 00:49:48,940
!چی شد یهو؟

742
00:49:49,901 --> 00:49:51,542
چی شد؟

