﻿1
00:00:02,985 --> 00:00:05,156
‫زمانـش رسیده که حقیقت رو بفهمـن.

2
00:00:06,387 --> 00:00:08,601
‫آنچه در «مورمور» گذشت...

3
00:00:09,937 --> 00:00:11,272
‫اسم مامانت سارا هست، درسته؟

4
00:00:11,356 --> 00:00:12,817
‫بابات گفت که مامانـت
‫اینجا رفته مدرسه.

5
00:00:12,901 --> 00:00:14,403
‫چند روز پیش داشتـم زیرزمینـم
‫رو تمیز می‌کردم

6
00:00:14,487 --> 00:00:16,909
‫و این آلبوم رو پیدا کردم.
‫واسه همین...

7
00:00:21,341 --> 00:00:23,171
‫- مامان؟
‫- هی، هارولد.

8
00:00:23,255 --> 00:00:26,512
‫بچه‌ها، مامانـم بیدل رو می‌شناخته.

9
00:00:26,826 --> 00:00:30,759
‫- وایسا، از کجا می‌دونی؟
‫- همه‌اش اینجا هست.

10
00:00:30,973 --> 00:00:32,011
‫اینطوری کار می‌کنـه که

11
00:00:32,022 --> 00:00:34,068
‫اگه تو موقعیتی باشم
‫که صفحه درمورد اونِ،

12
00:00:34,151 --> 00:00:36,532
‫تصوراتش رو می‌بینم.
‫گذشته رو خیلی واضح می‌بینم.

13
00:00:37,435 --> 00:00:38,650
‫من واقعاً ترسیدم.

14
00:00:38,661 --> 00:00:40,330
‫فکر می‌کنم یکی داره سعی می‌کنـه
‫بهم آسیب بزنه.

15
00:00:42,126 --> 00:00:43,504
‫آدم‌های دیگه‌ای هم توی خونه بودن.

16
00:00:45,007 --> 00:00:46,009
‫جعبه رو پیدا کردی.

17
00:00:46,092 --> 00:00:47,887
‫پیداش کردم.

18
00:00:56,572 --> 00:00:58,784
‫یعنی الان فهمیدمـیم که
‫والدین‌مون قاتل هستند؟

19
00:00:58,795 --> 00:01:00,526
‫داخل اون جعبه چی بوده؟

20
00:01:00,537 --> 00:01:02,625
‫گفتی می‌خوای بدونی
‫داخل جعبه چی هست؟

21
00:01:03,071 --> 00:01:05,434
‫بیایید داخل، بهتـون میگم.

22
00:01:05,434 --> 00:01:09,973
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

23
00:01:09,973 --> 00:01:12,478
‫ایول.
‫کل گروه اینجاست.

24
00:01:12,489 --> 00:01:14,325
‫بیایید، بیایید، درموردش بهتـون میگم.

25
00:01:14,336 --> 00:01:15,506
‫بیایید، بشینید.

26
00:01:15,735 --> 00:01:16,987
‫توام می‌تونی اینجا بشینی.

27
00:01:17,218 --> 00:01:19,263
‫- ممنون.
‫- مرسی.

28
00:01:19,701 --> 00:01:21,747
‫هی، اگه کارت با اون تمومـه
‫دیگه بدش به من.

29
00:01:22,832 --> 00:01:25,128
‫بله. با کمال میل.
‫دیگه این رو نمی‌خوام.

30
00:01:26,948 --> 00:01:29,250
‫- هی، آقای برت؟
‫- بله؟

31
00:01:29,261 --> 00:01:30,807
‫چطوری این جعبه دست شماست؟

32
00:01:30,818 --> 00:01:33,031
‫اوه، همه‌چیز رو توضیح میدم.
‫فقط... فقط بشینید.

33
00:01:33,186 --> 00:01:35,733
‫بشینید دیگه.
‫بشینید.

34
00:01:36,442 --> 00:01:37,486
‫ایول.

35
00:01:38,614 --> 00:01:39,741
‫چیزی میل دارید؟

36
00:01:39,752 --> 00:01:41,589
‫نوشیدنی‌ای چیزی؟
‫پودر کاکائو دارمـا.

37
00:01:41,745 --> 00:01:42,997
‫- نه، من...
‫- چیزی نمی‌خوایم.

38
00:01:43,081 --> 00:01:44,208
‫- میشه بریم سر موضوع اصلی؟
‫- اهل پودر کاکائو نیستیم.

39
00:01:44,291 --> 00:01:45,377
‫آره، البته.

40
00:01:45,880 --> 00:01:46,964
‫خیلی هم خوب.

41
00:01:46,975 --> 00:01:49,229
‫همه اینا از جد من

42
00:01:49,385 --> 00:01:51,055
‫در سال 1925 شروع شد.

43
00:01:51,139 --> 00:01:52,600
‫از این داستان طولانی‌هاست؟

44
00:01:52,684 --> 00:01:55,397
‫میشه فقط...
‫می‌خوام شروع کنم.

45
00:01:55,893 --> 00:01:57,001
‫شرمنده.

46
00:01:57,086 --> 00:01:58,434
‫داستان از...

47
00:01:58,445 --> 00:02:03,622
‫جد من در سال 1925 در
‫نیویورک سیتی شروع شد.

48
00:02:05,318 --> 00:02:06,529
‫بریم سراغ حقه‌ای

49
00:02:06,587 --> 00:02:07,922
‫که اسمـش رو گذاشتم...

50
00:02:06,587 --> 00:02:11,722
‫{\an8}[نیویورک سیتی، سال 1925]

51
00:02:08,006 --> 00:02:11,722
‫"کُند کبوتر تنها پرواز".

52
00:02:11,877 --> 00:02:15,092
‫اینجا یه پرنده داریم، که هروقت
‫اداره بکنـه می‌تونه پرواز کنـه،

53
00:02:15,175 --> 00:02:18,933
‫اما یه پرنده چطوری می‌تونـه
‫موقعی که توی قفسه پرواز کنـه؟

54
00:02:18,944 --> 00:02:22,785
‫برای چنین کاری، به کمک
‫قفس جادویی نیاز داره.

55
00:02:23,169 --> 00:02:28,889
‫اجی مجی لاترجی!

56
00:02:30,059 --> 00:02:33,023
‫طی الارض کن!

57
00:02:33,181 --> 00:02:35,603
‫حتی پرنده‌ها هم رنگ هم نیستن.

58
00:02:35,686 --> 00:02:37,481
‫من پولـم رو پس می‌خوام.

59
00:02:44,831 --> 00:02:46,958
[مغازه ابزار جادو]

60
00:02:54,891 --> 00:02:57,605
‫یه حقه جدید می‌خوام.
‫نه از اون قدیمی‌های معمولی.

61
00:02:58,010 --> 00:02:59,847
‫یه چیز گرون می‌خوام.

62
00:02:59,858 --> 00:03:01,644
‫از اونا که به کله گنده‌ها می‌فروشی.

63
00:03:01,727 --> 00:03:03,021
‫پولـت کافی نیست.

64
00:03:03,032 --> 00:03:05,830
‫اینطوری نکن. من زن و بچه دارم.
‫خواهش می‌کنـم.

65
00:03:05,986 --> 00:03:09,409
‫حتماً یه چیزی هست که
‫بتونـم بگیرم.

66
00:03:09,492 --> 00:03:11,454
‫فکر نمی‌کنـم.

67
00:03:11,465 --> 00:03:13,596
‫یه سر به فروشگاه‌های ارزون بزن.

68
00:03:29,893 --> 00:03:32,371
‫همینجا بود که...

69
00:03:37,673 --> 00:03:39,862
‫اون جعبه چطور؟

70
00:03:50,372 --> 00:03:52,191
‫برای نمایشـت پول گرفتی؟

71
00:03:52,202 --> 00:03:56,587
‫آره، اما سرمایه‌گذاریـش کردم...

72
00:03:56,804 --> 00:03:58,465
‫روی این.

73
00:03:58,476 --> 00:04:00,063
‫اسمـش اسپلی هست.

74
00:04:00,219 --> 00:04:02,808
‫اینجا رو ببین، کنار جلیقۀ کوچولوش...

75
00:04:02,819 --> 00:04:04,279
اسمـش ‫قلاب دوزی شده.

76
00:04:04,363 --> 00:04:06,868
‫یه عروسک؟
‫یه عروسک خریدی؟

77
00:04:07,817 --> 00:04:09,140
.باید یه کاری واقعی پیدا کنی

78
00:04:09,151 --> 00:04:10,780
‫این کاری هست که براش ساخته شدم.

79
00:04:10,844 --> 00:04:11,930
‫می‌دونـم.

80
00:04:15,196 --> 00:04:16,438
‫خب، تا آب گرمه

81
00:04:16,449 --> 00:04:18,203
‫من برم دوش بگیرم.

82
00:04:18,328 --> 00:04:21,375
‫بتسی. بتسی.
‫بتسی!

83
00:04:27,936 --> 00:04:29,563
‫شگفت انگیزه.

84
00:04:31,529 --> 00:04:33,031
‫نگران نباش رفیق.

85
00:04:41,156 --> 00:04:44,664
‫"کارانو. ماری. مولونو

86
00:04:44,819 --> 00:04:47,700
‫لوما. مولونو. کارانو."

87
00:04:51,574 --> 00:04:55,081
‫این دیگه یعنی چی؟

88
00:04:56,081 --> 00:05:03,081
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

89
00:05:03,081 --> 00:05:11,081
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

90
00:05:21,594 --> 00:05:26,594
‫« مـورمـور »
« قسمت شـش، فـصل اول »

91
00:05:27,454 --> 00:05:32,464
‫و حالا به افتخار دستیار جدیدم،
‫اسلپی، یه دست محکم بزنید.

92
00:05:32,574 --> 00:05:34,077
‫ممنونـم. متشکرم.

93
00:05:34,088 --> 00:05:39,474
‫خیلی هیجان دارم که با چندتا جادو
‫شما رو متعجب کنم.

94
00:05:39,628 --> 00:05:41,549
‫خیلی خب، عالیه.
‫خب، اسلپی...

95
00:05:41,560 --> 00:05:43,356
‫ازت می‌خوام که یه کارت...

96
00:05:43,645 --> 00:05:46,610
‫انتخاب کنی.
‫بزاریـش...

97
00:05:46,693 --> 00:05:49,699
‫خیلی بده.
‫مرتیکۀ نابلد.

98
00:05:49,710 --> 00:05:51,255
‫موافقـم.

99
00:05:51,276 --> 00:05:54,617
‫این مرد واقعاً احمق و هالو هست.

100
00:05:54,628 --> 00:05:57,676
‫یه کودن. یه نفهم.
‫یه آدم ساده.

101
00:05:59,625 --> 00:06:01,754
‫نه. وایسید.
‫کار من نیست.

102
00:06:01,765 --> 00:06:03,434
‫خودش داره میگه.

103
00:06:03,445 --> 00:06:05,198
‫عروسک داره خودش حرف می‌زنـه.

104
00:06:05,209 --> 00:06:08,048
‫- آره، درسته.
‫- من عروسک هستم.

105
00:06:08,059 --> 00:06:09,477
‫چه بدبختی.

106
00:06:11,241 --> 00:06:12,244
‫آه...

107
00:06:12,255 --> 00:06:15,219
‫تو که نمی‌خوای تمام زندگیـت
‫یه بازنده باشی، می‌خوای؟

108
00:06:15,375 --> 00:06:17,630
‫نه. معلومِ که نه.
‫اما تو، من نمی‌...

109
00:06:17,713 --> 00:06:20,970
‫بسته.
.نمایشـت رو انجام بده

110
00:06:21,126 --> 00:06:23,673
‫باشه؟
‫بهم اعتماد کن.

111
00:06:27,804 --> 00:06:30,348
[افرام بزرگ و اسلپی]

112
00:06:32,994 --> 00:06:34,079
‫ما خانواده تو هستیم

113
00:06:34,162 --> 00:06:36,543
‫و تو دیگه وقتی رو
‫با ما نمی‌گذرونی.

114
00:06:37,855 --> 00:06:40,289
افرام بزرگ و اسلپی، در عصر افسردگی]
[لذت را به ارمغان می‌آورند

115
00:06:37,855 --> 00:06:40,289
[سال 1932]{\an8}

116
00:06:40,289 --> 00:06:43,713
‫یا اون یا ما، افرام.
‫اون یا ما!

117
00:06:43,777 --> 00:06:46,365
‫من اون رو انتخاب... می‌کنـم.

118
00:06:47,323 --> 00:06:50,450
افرام و اسلپی: جادویی که]
[کاخ سفید را شگفت زده کرد

119
00:06:47,323 --> 00:06:50,450
[سال 1950]{\an8}

120
00:07:06,603 --> 00:07:08,899
‫باور نکردنیـه.
‫نصف سالن خالی بود.

121
00:07:11,387 --> 00:07:13,712
‫می‌دونی، اگه یه پیش‌نمایش

122
00:07:13,723 --> 00:07:16,790
‫مثلاً دلقکی چیزی اضافه کنیم

123
00:07:17,369 --> 00:07:19,377
‫فروش‌مون بیشتر میشه.

124
00:07:20,266 --> 00:07:23,374
‫نمایش مال ماست.

125
00:07:23,385 --> 00:07:26,726
‫قطعاً، مخاطب میاد
‫که شما رو ببینـه.

126
00:07:26,737 --> 00:07:29,784
‫اما خیلی وقت داری
‫این کار رو می‌کنی، افرام.

127
00:07:29,941 --> 00:07:31,569
‫اگه بخوای شبی رو نیای یا...

128
00:07:31,653 --> 00:07:33,698
‫چرا باید شبی رو نیام؟

129
00:07:33,709 --> 00:07:37,215
‫من فقط... دارم آینده رو میگم افرام.

130
00:07:37,299 --> 00:07:39,219
‫سلیقه‌ها عوض میشه.

131
00:07:39,376 --> 00:07:40,838
‫مسئول باجه فروش
‫می‌خواد شما رو ببینـه.

132
00:07:42,749 --> 00:07:44,961
‫الان برمی‌گردم.

133
00:07:47,852 --> 00:07:50,273
‫اون قراره همه نقشه‌هامون رو خراب کنـه.

134
00:07:50,284 --> 00:07:53,875
‫امشب تحویلـش میدن.
‫یه کاریـش بکن.

135
00:07:57,036 --> 00:07:59,816
‫فکر کردم صدای کسی رو شنیدم.

136
00:07:59,827 --> 00:08:03,835
‫وقتش هست، افرام.
‫از طلسم استفاده کن.

137
00:08:04,134 --> 00:08:08,392
‫آدانا. مینو.
‫سانارا. کوداراش.

138
00:08:10,340 --> 00:08:11,759
‫داری چیکار می‌کنی؟

139
00:08:11,770 --> 00:08:14,108
‫نه! نه!

140
00:08:21,405 --> 00:08:23,911
‫تاحالا مقبره دزدی نکرده بودم.

141
00:08:31,648 --> 00:08:34,486
‫سال‌ها به دنبال این بودیم.

142
00:08:34,497 --> 00:08:37,909
‫و حالا اینجاست و نوبت توئه
‫که برای من جبران کنی.

143
00:08:38,490 --> 00:08:40,111
‫هی ببین، در این مورد.

144
00:08:40,455 --> 00:08:42,523
‫دیگه دارم یه فکرای
‫دیگه‌ای می‌کنم.

145
00:08:42,534 --> 00:08:46,334
‫ما قراری داشتیم.
‫طبق نقشه عمل کن.

146
00:08:47,625 --> 00:08:49,551
‫خیلی خب.
‫باشه.

147
00:08:52,313 --> 00:08:53,646
‫حالا چی؟

148
00:08:53,716 --> 00:08:55,135
‫جیبـش رو بگرد.

149
00:08:59,650 --> 00:09:03,825
‫آره، خودشـه.
‫بخونـش.

150
00:09:03,909 --> 00:09:07,583
‫آلدو. مینودی.

151
00:09:13,480 --> 00:09:16,069
‫نه، نه.
‫نمی‌تونم بزارم همچین اتفاقی بیوفته.

152
00:09:16,153 --> 00:09:18,658
‫- بخونـش!
‫- نمی‌تونم بزارم این کار رو بکنی.

153
00:09:18,742 --> 00:09:21,159
‫- تو ازم استفاده کردی!
‫- داری چیکار می‌کنی؟ نه!

154
00:09:21,170 --> 00:09:23,508
‫هرچیزی که می‌خواستی رو بهت دادم.

155
00:09:23,699 --> 00:09:24,993
‫تمومـش کن!

156
00:09:24,993 --> 00:09:28,192
[پورت لارنس]
[دو هفتۀ بعد]

157
00:09:32,404 --> 00:09:34,617
‫ترتیب همه‌چی داده شده.

158
00:09:35,140 --> 00:09:37,896
‫حالا شما صاحب جدید
‫این خونه هستید.

159
00:09:38,113 --> 00:09:39,784
‫جعبه‌هام رسیدن؟

160
00:09:39,795 --> 00:09:42,341
‫بله، همونطور که خواسته بودید
‫داخل هستند.

161
00:09:42,397 --> 00:09:44,741
‫می‌خواید کسی رو استخدام کنم
‫که این کاراتون رو براتون انجام بده؟

162
00:09:44,752 --> 00:09:46,506
‫نه، کمکـی نمی‌خوام.

163
00:09:46,589 --> 00:09:49,219
‫درواقع، اصلاً نمی‌خوام
‫کسی این اطراف باشه.

164
00:09:49,302 --> 00:09:52,601
‫بسیار خب. خب، اگه چیزی خواستید

165
00:09:52,685 --> 00:09:55,732
‫بی معطلی بهم زنگ بزنید.
‫باشه؟

166
00:09:55,816 --> 00:09:58,320
‫میشه به دوستاتـون بگید؟

167
00:10:41,347 --> 00:10:44,478
‫این دیگه آخر خطه.

168
00:11:02,023 --> 00:11:06,741
مطمئن میشم که دیگه هیچ وقت
‫کسی تو رو پیدا نمی‌کنه.

169
00:11:10,032 --> 00:11:13,038
‫اوه، یکی پیدام خواهد کرد.

170
00:11:19,065 --> 00:11:20,986
‫ببخشید، من یکم گیج شدم.

171
00:11:21,069 --> 00:11:22,554
‫خب بزار ادامه بده.

172
00:11:22,565 --> 00:11:24,702
‫اگه تا آخرش گوش بدی،
‫ممکنِ همه‌چی برات روشن شه.

173
00:11:24,713 --> 00:11:28,428
‫خیلی خب، فقط...

174
00:11:28,657 --> 00:11:31,663
‫ببین گوشی و یوتیوب چه کرده
‫با بچه‌های این دوره زمونـه.

175
00:11:31,674 --> 00:11:33,553
‫اصلاً نمی‌تونید تمرکز کنید.

176
00:11:33,636 --> 00:11:36,391
‫نمی‌تونید روی یه داستان
‫خیلی خوب تمرکز کنید.

177
00:11:36,619 --> 00:11:37,748
‫داستان خوبیـه.

178
00:11:37,759 --> 00:11:39,512
‫- من داشتم گوش می‌کردم.
‫- ممنون.

179
00:11:39,576 --> 00:11:41,371
‫برگردیم سراغ داستان.

180
00:11:41,401 --> 00:11:43,030
‫همه آروم باشید،

181
00:11:43,041 --> 00:11:45,983
‫چون داریم می‌رسیم
‫به بهترین بخشـش، خب؟

182
00:11:49,094 --> 00:11:51,620
‫اوه سلام جورجیا بیدل.

183
00:11:51,631 --> 00:11:52,925
‫خوشحالـم که بلاخره شما رو می‌بینم.

184
00:11:53,008 --> 00:11:55,012
‫ببخشید انقد طول کشید
‫تا شما رو پیدا کنم.

185
00:11:55,155 --> 00:11:58,196
‫افرام برت هیچ اطلاعاتی
‫از خانوده‌اش بجا نگذاشته.

186
00:11:58,207 --> 00:12:01,547
‫معلومـه. ده سال طول کشیده تا
‫پیدامون کنید. سلام، من بری هستم.

187
00:12:01,776 --> 00:12:04,072
‫می‌دونی، من هیچ وقت حتی
‫پدربزرگم رو ندیدم.

188
00:12:04,083 --> 00:12:06,296
‫افرام زیاد اهل معاشرت نبود،

189
00:12:06,307 --> 00:12:08,479
‫یخورده عجیب بود.

190
00:12:08,706 --> 00:12:11,127
‫و این پسرمون هارولد هست.

191
00:12:11,198 --> 00:12:12,578
‫چی؟

192
00:12:14,705 --> 00:12:17,039
‫- چی داخل اونـه؟
‫- حیوون خونگیـم.

193
00:12:17,050 --> 00:12:19,179
‫یجورایی حیوون‌های خونگیـش.

194
00:12:19,582 --> 00:12:22,400
‫- کرم هستن.
‫- کرم؟

195
00:12:22,483 --> 00:12:23,695
‫- کرم.
‫- عجیبـه.

196
00:12:24,562 --> 00:12:26,815
‫اون رسید‌های امضا شده
‫که فکس کردیم رسیدن؟

197
00:12:26,826 --> 00:12:29,163
‫آره. تمام مشکلات انحصار وراثت
‫حل شدن.

198
00:12:29,406 --> 00:12:32,910
‫حالا شما کاملاً مالک خونه‌اید.
‫به پورت لارنس خوش اومدید.

199
00:12:32,921 --> 00:12:34,883
‫به بزرگی شهری که قبلاً
‫داخلـش بودید نیست.

200
00:12:34,894 --> 00:12:36,313
‫خوبـه.

201
00:12:36,469 --> 00:12:39,935
‫یه شروع تازه می‌خواستیم.
‫درسته؟

202
00:12:40,369 --> 00:12:42,345
‫- خب، بزارید خونه رو نشونـتون بدم.
‫- عالیـه.

203
00:12:42,356 --> 00:12:44,360
‫خونۀ قشنگی هست، نه؟

204
00:12:44,516 --> 00:12:48,232
‫از اینجا خوش‌مون میاد.
‫توام خوشت میاد.

205
00:12:48,243 --> 00:12:49,621
‫بچه‌ها همه‌جا یه جورن.

206
00:12:49,705 --> 00:12:51,792
‫نه، نیستن.

207
00:12:51,876 --> 00:12:54,338
‫قول میدم که نیستن.

208
00:13:07,741 --> 00:13:08,910
‫ها.

209
00:13:11,081 --> 00:13:15,089
‫وای خدای من.

210
00:13:18,787 --> 00:13:21,215
‫انگار باید یه حراج اثاثیۀ منزل بزاریم.

211
00:13:21,226 --> 00:13:24,190
.یا حراج یا باید خونه رو آتیش بزنیم

212
00:13:38,774 --> 00:13:42,070
‫هارولد عزیزم، بیا اینجا رو ببین.

213
00:13:42,865 --> 00:13:44,994
‫میای پایین مراقب باش.
‫لق به نظر می‌رسن.

214
00:13:45,232 --> 00:13:46,694
‫- نه، درواقع...
‫- چه خبره؟

215
00:13:46,705 --> 00:13:49,352
‫سفتـن. اوه وای.
‫خدای من.

216
00:13:49,929 --> 00:13:53,855
‫چقد کارا میشه اینجا کرد.

217
00:13:54,083 --> 00:13:55,670
‫می‌تونیم اینجا رو برای زمان گذروندن

218
00:13:55,681 --> 00:13:57,100
‫تو و دوستای جدیدت درست کنیم.

219
00:13:57,256 --> 00:14:00,178
‫رنگش می‌کنیم. فرشی چیزی هم می‌ندازیم.
‫یه ظبط صوت هم می‌زاریم.

220
00:14:00,421 --> 00:14:02,035
‫نظرت چیـه؟

221
00:14:02,046 --> 00:14:04,467
‫- خب قطعاً یه تلویزیون می‌خوام.
‫- قطعاً.

222
00:14:04,478 --> 00:14:06,149
‫می‌تونم کابل بکشیم پایین.

223
00:14:06,232 --> 00:14:08,069
‫بازم زدی تو خط تلویزیون.

224
00:14:08,153 --> 00:14:09,948
‫آره، و لامپ حرارتی برای کرم‌ها.

225
00:14:10,032 --> 00:14:12,787
‫می‌دونی، شاید حالا که
‫داخل یه خونۀ جدیدیم

226
00:14:13,342 --> 00:14:15,960
‫بتونیم درمورد گرفتن یه
‫حیوون خونگی دیگه حرف بزنیم.

227
00:14:16,116 --> 00:14:17,995
‫مثلاً یه سگ گلدن رتریور.

228
00:14:18,006 --> 00:14:19,760
‫گلدن رتریور‌ها احمقـن.

229
00:14:20,155 --> 00:14:22,796
‫کرم‌ها اصلاً مغز دارن؟

230
00:14:22,807 --> 00:14:24,352
‫معلومـه. مغز دارن.
‫پنج‌تا قلب دارن.

231
00:14:24,435 --> 00:14:26,064
‫گلدن رتریورها چندتا قلب دارن؟

232
00:14:26,147 --> 00:14:28,193
‫خب چرا نمیری

233
00:14:28,204 --> 00:14:29,708
‫اتاق جدید رو انتخاب کنی؟

234
00:14:29,969 --> 00:14:30,971
‫باشه.

235
00:14:33,085 --> 00:14:34,528
‫ناماستـه.

236
00:14:34,539 --> 00:14:35,833
‫ممنون.

237
00:14:38,213 --> 00:14:39,633
‫اینجا!

238
00:14:48,108 --> 00:14:49,569
‫صبح بخیر خرگوش کوچولو.

239
00:14:50,195 --> 00:14:52,282
‫پدر بس کن دیگه.
‫من دیگه دبیرستانی شدم.

240
00:14:52,293 --> 00:14:54,798
‫چیـه؟ بیخیال.
‫نازه کـه.

241
00:14:54,809 --> 00:14:57,731
‫تو همیشه خرگوش کوچولوی من می‌مونی.

242
00:14:57,961 --> 00:14:59,923
‫آره، اما میشه جلو مردم نگی؟

243
00:15:00,007 --> 00:15:01,510
‫خیلی خب. قبول.

244
00:15:02,177 --> 00:15:05,560
‫خب بچه‌جون، چه حسی

245
00:15:05,643 --> 00:15:07,438
نسبت به اولین روز مدرسه داری؟

246
00:15:07,522 --> 00:15:08,899
‫- صادقانه بگم؟
‫- آره.

247
00:15:10,444 --> 00:15:11,864
‫دلـم نمی‌خواد برم.

248
00:15:11,947 --> 00:15:14,076
‫هیچ کس قرار نیست اینجا
‫برات قلدری کنـه.

249
00:15:14,232 --> 00:15:15,484
‫مدرسۀ قبلیـت...

250
00:15:15,495 --> 00:15:16,874
‫اونا چیز بودن...

251
00:15:17,218 --> 00:15:18,616
‫بچه‌های خیلی بدی بودن.

252
00:15:18,627 --> 00:15:21,466
‫قرار نیست اینجا اینطوری بشه.
‫قول میدم.

253
00:15:21,550 --> 00:15:23,470
‫حتی یه چیزی برات گرفتم
‫که بهت کمک کنـه.

254
00:15:24,221 --> 00:15:26,267
‫یه شنل نامرئی کننده‌ست؟

255
00:15:26,350 --> 00:15:27,645
‫آره، این...
‫نه، نه.

256
00:15:27,729 --> 00:15:30,777
‫شاید تولدت از اونا بگیرم.
‫فقط بازش کن.

257
00:15:30,860 --> 00:15:32,530
‫یه دوربین چاپ سریع هست.

258
00:15:32,614 --> 00:15:34,826
‫نوار رو می‌زاری اینجاش.

259
00:15:34,910 --> 00:15:37,206
‫بعد سریع عکس میاد بیرون.

260
00:15:37,289 --> 00:15:39,335
‫قبلاً همیشه از این دوربین‌ها
‫می‌بردیم توی مهمونی‌ها.

261
00:15:39,418 --> 00:15:41,005
‫همه عاشق‌شون بودن.

262
00:15:41,089 --> 00:15:42,759
‫پدر، خودم می‌دونم این دوربین‌ها
‫چی هستن.

263
00:15:42,842 --> 00:15:47,184
‫فقط نمی‌دونم به چه درد
‫مدرسه‌ام می‌خوره.

264
00:15:47,412 --> 00:15:50,252
‫دوتا کلمه‌: باشگاه عکاسی.

265
00:15:50,263 --> 00:15:52,935
‫شاید این دوربین بهت کمک کنـه

266
00:15:52,946 --> 00:15:54,384
‫که چندتا دوست جدید پیدا کنی.

267
00:15:54,395 --> 00:15:56,594
‫- پدر، این بازی با کلمه‌ها جالب نیستن.
‫- کی گفته؟

268
00:15:56,605 --> 00:15:59,500
‫من.
‫همین الان.

269
00:15:59,644 --> 00:16:01,063
‫بگو سیب.

270
00:16:04,527 --> 00:16:05,863
‫آفرین.

271
00:17:07,034 --> 00:17:09,956
‫سلام، اینجا باشگاه عکاسیـه؟

272
00:17:11,641 --> 00:17:14,689
‫آره.
.خیلی برامون جدی هست

273
00:17:14,759 --> 00:17:16,602
‫چه مدتی هست عکاسی می‌کنی؟

274
00:17:16,686 --> 00:17:19,873
‫چون خودم چند وقتی هست
‫که شروع کردم.

275
00:17:19,884 --> 00:17:21,386
‫اوه، چند وقتـه؟

276
00:17:21,397 --> 00:17:23,233
‫از شروع تابستون گذشته.

277
00:17:24,633 --> 00:17:27,974
‫خب، من این دوربین رو دارم.

278
00:17:34,998 --> 00:17:36,417
‫خب، تو عضو باشگاه شدی.

279
00:17:36,838 --> 00:17:37,925
‫من نورا هستم.

280
00:17:37,936 --> 00:17:39,940
‫- من هارولدم.
‫- وای خدای من!

281
00:17:39,951 --> 00:17:42,164
‫یه اس‌ایکس-70؟
‫قدیمیـه؟

282
00:17:43,352 --> 00:17:46,495
‫نو هست. فقط ظاهرش رو قدیمی می‌کنن
‫که گرونتر بفروشن.

283
00:17:47,192 --> 00:17:49,174
‫- اجازه هست؟
‫- چی؟

284
00:17:49,185 --> 00:17:51,004
‫میشه دوربین رو ببینم؟

285
00:17:51,015 --> 00:17:52,685
‫اوه آره.
‫البته.

286
00:18:04,188 --> 00:18:05,483
‫من سارا هستم.

287
00:18:05,494 --> 00:18:07,540
‫قبلا ندیدمـت، جدیدی؟

288
00:18:07,770 --> 00:18:10,483
‫تازه اومدیم اینجا.
‫من هارولد هستم.

289
00:18:11,402 --> 00:18:13,508
‫توی جلسه بعدی می‌بینیمت.
‫سر تایم شروع می‌کنیم

290
00:18:13,519 --> 00:18:15,063
‫چون می‌خوایم زود بریم خونه
‫سریال "پرونده‌های ایکس" رو ببینیم.

291
00:18:15,074 --> 00:18:17,557
‫- خیلی اهلشیـم.
‫- خیلی هم خوب.

292
00:18:17,568 --> 00:18:20,073
‫این سریال رو ندیدم،
‫اما خوبه که گفتید.

293
00:18:33,839 --> 00:18:35,593
‫- چیـه؟
‫- چیه و مرگ.

294
00:18:35,604 --> 00:18:37,149
‫نه، خودت چیه و مرگ.

295
00:18:38,431 --> 00:18:41,354
‫- عمرا! همه‌شون زیادی تاریکـن.
‫- از کنتراست خوشم میاد.

296
00:18:41,437 --> 00:18:44,102
‫اینا فقط وسایل عجیب
‫زیرزمینـت هستن.

297
00:18:44,193 --> 00:18:46,156
‫نمی‌خوام عکس‌هام شبیه
‫مال بقیه بشن.

298
00:18:46,167 --> 00:18:48,505
‫گاهی فکر می‌کنم که
‫دنیا رو متفاوت می‌بینم

299
00:18:48,589 --> 00:18:50,467
‫و می‌خوام اینـا، نشان دهندۀ
.دنیای من باشن

300
00:18:51,762 --> 00:18:53,181
‫هرچقدم هم از این حرفای هنری بزنی

301
00:18:53,264 --> 00:18:55,435
‫عکس تارت درست نمیشه، آقا.

302
00:18:56,788 --> 00:18:57,832
‫خب چرا اینطوری شد؟

303
00:18:57,843 --> 00:18:59,369
‫چون تو نوار رو توی
‫دوربین نگذاشتی.

304
00:18:59,380 --> 00:19:02,887
‫- خودت نوار رو گذاشتی.
‫- فکر نمی‌کنم. تو گذاشتی.

305
00:19:03,189 --> 00:19:04,693
‫بزار از مولدر و اسکالی بپرسیم.
[شخصیت‌های پرونده‌های ایکس]

306
00:19:04,777 --> 00:19:06,196
تماشاش کردی؟

307
00:19:07,699 --> 00:19:09,118
‫هی، آخر این هفته تولد الایزاست،

308
00:19:09,129 --> 00:19:11,425
‫واسه همین داریم توی خونۀ
.بن تولد می‌گیریم. بیا

309
00:19:11,684 --> 00:19:13,586
‫اوه، نه ممنون.

310
00:19:13,597 --> 00:19:15,141
‫چرا نمی‌خوای بیای؟

311
00:19:15,297 --> 00:19:16,842
‫دوستات...

312
00:19:16,853 --> 00:19:19,149
‫- چیه؟
‫- باحالـن.

313
00:19:19,542 --> 00:19:21,852
‫- خب توام باحالی.
‫- من قطعاً باحال نیستم.

314
00:19:21,863 --> 00:19:24,034
‫آره، اما باحال نبودن هم
‫می‌تونه باحال باشه.

315
00:19:24,117 --> 00:19:26,623
‫ببین، بن یه بازیکن خط حمله‌ست.

316
00:19:26,706 --> 00:19:28,794
‫ویکتوریا هم قراره شاگرد اول بشه.

317
00:19:28,877 --> 00:19:33,804
‫الایزا هم سر گروه تشویق کننده‌هاست
‫و نورا... ترسناکـه.

318
00:19:33,815 --> 00:19:36,654
‫هیچ وقت این رو بهش نگو،
‫ذوق مرگ میشه.

319
00:19:39,418 --> 00:19:41,923
‫فقط بیا هارولد،
‫یه مهمونیِ دیگه.

320
00:19:42,057 --> 00:19:43,353
‫تازه می‌تونیم یه چیزایی

321
00:19:43,364 --> 00:19:46,287
‫درمورد دوستام بهت بگم
‫که اصلاً باحال نیستن.

322
00:19:46,336 --> 00:19:47,965
‫می‌بینمت.

323
00:20:49,166 --> 00:20:51,881
‫هی، مهمونی بزرگ چطور بود؟

324
00:20:52,157 --> 00:20:53,744
‫عالی بود.

325
00:20:53,986 --> 00:20:56,875
‫از همیشه محبوب‌ترم.
‫الان بهترین دوست همه شدم.

326
00:20:56,875 --> 00:20:58,474
‫- نرفتی.
‫- نمی‌خوام درموردش حرف بزنم.

327
00:20:58,993 --> 00:21:01,397
‫فکر کردم از اون دختره
‫سارا خوشت میاد.

328
00:21:01,552 --> 00:21:05,185
‫معلومه خوشم میاد، فقط...
‫اون هیچ وقت قرار نیست ازم خوشش بیاد.

329
00:21:05,268 --> 00:21:08,024
‫شرمنده، می‌دونم ناامید کننده ست

330
00:21:08,035 --> 00:21:09,246
‫که بدونی پسرت یه بازنده‌ست.

331
00:21:09,329 --> 00:21:12,419
‫هارولد، تو دبیرستانی هستی
‫همه توی این دوره بازنده‌ هستن.

332
00:21:12,471 --> 00:21:14,892
‫سارا ازت خوشـش میاد.

333
00:21:15,175 --> 00:21:17,220
‫اما یهویی و زود نه.

334
00:21:23,509 --> 00:21:25,764
‫هیچ وقت قرار نیست اتفاق بیوفته.

335
00:21:34,114 --> 00:21:35,340
‫اینـم ازاین.

336
00:22:09,186 --> 00:22:10,940
‫وای خدا.

337
00:22:11,203 --> 00:22:12,665
‫عزیزم؟

338
00:22:12,676 --> 00:22:15,490
‫توی زیرزمین پیداش کردم.

339
00:22:15,501 --> 00:22:16,715
‫چی هست؟

340
00:22:16,726 --> 00:22:19,187
‫از این عروسک‌هاست که میشه
‫جاش حرف زد. اسمش اسلپی هست.

341
00:22:19,198 --> 00:22:20,307
‫باحال نیست؟

342
00:22:20,318 --> 00:22:22,298
‫آره، معلومه.
‫انکارش نمی‌کنم.

343
00:22:22,469 --> 00:22:25,396
‫سلام، من اسلپی هستم.

344
00:22:26,164 --> 00:22:27,406
‫باز جای شکرش باقیه.

345
00:22:27,417 --> 00:22:29,466
‫این چیزا واقعاً من رو می‌ترسونـه.

346
00:22:29,477 --> 00:22:30,779
‫تقریباً سکتـم دادی.

347
00:22:31,883 --> 00:22:33,630
‫میرم روش تمرین کنم.

348
00:22:35,824 --> 00:22:38,746
‫بعداً می‌بینمت، مامان.

349
00:22:39,642 --> 00:22:41,347
‫هی، رفیق.

350
00:22:41,430 --> 00:22:42,583
‫همم.

351
00:22:56,484 --> 00:23:01,660
‫کارو، ماری. اودونا.
‫لومل. مولونا. کارونو.

352
00:23:07,435 --> 00:23:08,975
‫خب، جالب بود.

353
00:23:19,315 --> 00:23:21,697
‫- میرم سوار اتوبوس شم.
‫- هی وایسا، وایسا.

354
00:23:21,708 --> 00:23:23,169
‫داری عروسکه رو می‌بری مدرسه؟

355
00:23:23,180 --> 00:23:24,433
‫آره.

356
00:23:24,517 --> 00:23:26,563
‫شاید فقط باید

357
00:23:26,646 --> 00:23:28,650
‫بزاریش اینجا بمونـه، رفیق.

358
00:23:28,661 --> 00:23:30,246
‫که بچه‌های همسنـت نبیننـش.

359
00:23:30,558 --> 00:23:33,273
‫برای کلاس تائترمون این ترم
.باید یه چیزی اجرا کنیم

360
00:23:33,284 --> 00:23:34,746
‫فکر کردم شاید بتونم با اسلپی
‫انجامـش بدم.

361
00:23:34,902 --> 00:23:36,415
‫تو که صدات خیلی خوبـه.

362
00:23:36,426 --> 00:23:39,046
‫گروه کُر کلیسا رو یادتـه؟
‫تو نمایش بخونی بهتره.

363
00:23:39,057 --> 00:23:41,395
‫یا گیتار بزن.
‫همه گیتار دوست دارن...

364
00:23:41,623 --> 00:23:43,126
‫واقع هرچیز دیگه‌ای باشه بهتره.

365
00:23:43,137 --> 00:23:44,974
‫هیچکس نمایش عروسکی
‫اجرا نمی‌کنـه

366
00:23:45,284 --> 00:23:47,789
‫عزیزم دقیقاً این همون چیزی هست
‫که ما ازش می‌ترسیم.

367
00:23:49,543 --> 00:23:53,125
‫هیچکس اهمیت نمیده من
‫چیکار می‌کنم، بهم اعتماد کنید.

368
00:23:53,493 --> 00:23:55,359
‫داره مدرسه‌ام دیر میشه.
‫بعداً می‌بینمت‌تون.

369
00:23:55,370 --> 00:23:57,750
‫خیلی خب.
‫دوستت دارم.

370
00:23:57,761 --> 00:23:59,180
‫روز خوبی داشته باشی، خرگوش کوچولو.

371
00:23:59,191 --> 00:24:00,318
‫ممنون.

372
00:24:05,379 --> 00:24:08,468
‫ببین، اگه خوشحالـش می‌کنـه...

373
00:24:08,710 --> 00:24:12,237
‫این که عروسکه توی خونه
‫خوشحالـش کنـه اشکالی نداره،

374
00:24:12,465 --> 00:24:14,469
‫اما توی مدرسه انگشت نماش می‌کنـه.

375
00:24:14,634 --> 00:24:15,775
‫می‌خواستی چیکار کنم؟

376
00:24:15,786 --> 00:24:17,414
‫قبل از این که از خونه بره

377
00:24:17,425 --> 00:24:18,928
‫عروسک رو به زور ازش بگیرم؟

378
00:24:19,991 --> 00:24:22,204
بدتر نمیشد؟

379
00:24:27,098 --> 00:24:28,727
‫هروقت آماده بودید
‫شروع کنید، دخترا.

380
00:24:32,098 --> 00:24:34,228
‫امروز، ما یکی از صحنه‌های

381
00:24:34,312 --> 00:24:36,859
‫فیلم گلن‌گری گلن راس رو اجرا می‌کنیم.

382
00:24:36,942 --> 00:24:38,946
‫به دلیل دخالت بیش از حد

383
00:24:38,957 --> 00:24:40,293
‫هیئت امنای مدرسه

384
00:24:40,376 --> 00:24:43,215
‫بعضی از کلمه‌های بد
‫به "خاک تو سر" تغییر پیدا کرده اند.

385
00:24:43,538 --> 00:24:45,417
‫جلمۀ اعراضی‌ای بود.

386
00:24:51,251 --> 00:24:56,971
‫الف، ب، پ. الف مثل آفتاب.
‫ب مثل برادر، پ مثل پدر.

387
00:24:57,055 --> 00:24:59,769
‫همیشه همینطوریـه.
‫پرسیدی اسم من چیـه؟

388
00:24:59,780 --> 00:25:01,157
‫خاک تو سرت، اسم من اینـه.

389
00:25:01,168 --> 00:25:02,671
‫خاک تو سرت مادر خاک تو سره
‫خاک تو سر!

390
00:25:02,755 --> 00:25:05,384
‫من یه ماشین بی‌ام‌دبلیو
‫هشتاد هزار دلاری سوار میشم.

391
00:25:05,749 --> 00:25:07,377
‫اسم من این هست،
‫جیره‌های خاک تو سر!

392
00:25:07,388 --> 00:25:10,896
‫خیلی خب.
‫تشکر از الایزا و ویکتوریا.

393
00:25:19,246 --> 00:25:23,505
‫نفر بعدی... هارولد هست.

394
00:25:26,260 --> 00:25:30,101
‫اوه، یه نمایش عروسکی!
‫باحالـه.

395
00:25:41,456 --> 00:25:44,964
‫سلام به همگی.

396
00:25:45,120 --> 00:25:48,251
‫این دوست من هست، هارولد.

397
00:25:49,247 --> 00:25:50,647
‫سلام به همگی.

398
00:25:51,000 --> 00:25:53,011
.چقد بدی

399
00:25:53,022 --> 00:25:55,234
‫مامانـت هم همین رو گفت.

400
00:25:55,318 --> 00:25:56,403
‫من این رو نگفتم.

401
00:25:56,486 --> 00:25:58,115
‫نمی‌تونم دستـم رو

402
00:25:58,198 --> 00:25:59,451
‫ازش در بیارم.
‫گیر کرده.

403
00:25:59,535 --> 00:26:01,330
‫بکنـش توی کونت.

404
00:26:02,730 --> 00:26:04,942
‫این صدای من نیست.
‫خنده هم نداره.

405
00:26:05,218 --> 00:26:07,389
‫فکر کنم همه با این موافقیـم.

406
00:26:08,731 --> 00:26:09,858
‫من انجامـش نمی‌دم.

407
00:26:10,014 --> 00:26:11,643
‫"من انجامـش نمی‌دم."

408
00:26:11,654 --> 00:26:13,794
‫اگه عدالتی وجود داشت
‫و می‌گذاشتن من راه برم

409
00:26:13,805 --> 00:26:16,685
‫برای همیشه می‌گذاشتمـش توی یه جعبه.

410
00:26:24,084 --> 00:26:26,881
‫می‌بینی؟ با من، تو دیگه یه بازنده نیستی.

411
00:26:34,354 --> 00:26:35,857
بعد همین برمی‌گرده و بهم نگاه می‌کنـه

412
00:26:35,868 --> 00:26:39,064
‫یه لبخند بزرگ می‌زنه
‫و بهم میگه "منم همین رو گفتم."

413
00:26:41,769 --> 00:26:44,232
‫وای خدایا، نه.

414
00:26:44,641 --> 00:26:45,936
‫- می‌بینمت.
‫- می‌بینمت.

415
00:26:46,019 --> 00:26:47,063
‫- خدافظ.
‫- خدافظ.

416
00:26:49,426 --> 00:26:51,931
‫توی رقص زمستانی
‫شرکت می‌کنی؟

417
00:26:52,779 --> 00:26:55,785
‫واقعاً درموردش فکر نکردم.
‫با بن می‌ری؟

418
00:26:56,021 --> 00:26:58,820
‫نه، اون دوست پسرم نیست.

419
00:27:03,663 --> 00:27:05,792
‫بعداً می‌بینمت.
‫کلاسم داره دیر میشه.

420
00:27:21,741 --> 00:27:24,580
چطور می‌تونی انقد ساده‌لوح باشی؟

421
00:27:24,591 --> 00:27:26,720
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی.

422
00:27:26,876 --> 00:27:30,424
‫سارا ازت خوشش نمیاد.
‫دلـش برات می‌سوزه.

423
00:27:30,435 --> 00:27:32,897
‫من تنها کسی هستم که
‫می‌تونی بهش اعتماد کنی.

424
00:27:36,019 --> 00:27:38,608
‫یه چیز اون دختر فرق داره.

425
00:27:41,497 --> 00:27:43,231
‫نورا!
‫چه خبره؟

426
00:27:43,242 --> 00:27:44,494
‫عروسک هارولد.
‫شنیدم حرف می‌زد.

427
00:27:44,578 --> 00:27:46,666
‫خب کارش همینـه.

428
00:27:46,769 --> 00:27:48,815
‫نه سارا، شنیدم که
‫خودش حرف میزد، خب؟

429
00:27:48,951 --> 00:27:50,203
‫انگار جون داشت.

430
00:27:50,214 --> 00:27:52,667
‫چیزی نیست. فقط یه نفس
‫عمیق بگیر. فقط یه عروسکـه.

431
00:27:52,678 --> 00:27:55,057
‫نه! می‌دونم چی شنیدم.
‫من دیوونه نیستم.

432
00:27:55,649 --> 00:27:56,811
‫یه داستانی داره. خب؟

433
00:27:56,822 --> 00:27:59,076
‫یه داستان شیطانی‌ای چیزی داره.

434
00:27:59,429 --> 00:28:00,849
‫نمی‌دونم چطوری توضیح بدم.

435
00:28:02,823 --> 00:28:04,450
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم.

436
00:28:04,461 --> 00:28:06,172
‫خواهش می‌کنم، نرو.

437
00:28:06,329 --> 00:28:07,833
‫هارولد، داری چیکار می‌کنی؟

438
00:28:08,822 --> 00:28:09,933
‫دستـم رو ول کن.

439
00:28:09,944 --> 00:28:11,249
‫سارا!

440
00:28:14,772 --> 00:28:17,998
‫- داره دیرم میشه.
‫- یه لحظه صبر کن هارولد.

441
00:28:18,083 --> 00:28:21,558
‫- چیـه؟
‫- خب، ما شنیدیم تا دیر وقت

442
00:28:21,569 --> 00:28:23,906
‫داشتی با عروسکـت حرف می‌زندی.

443
00:28:23,990 --> 00:28:25,075
‫عروسک خیمه شب بازی.

444
00:28:25,086 --> 00:28:26,631
‫درموردش صحبت کردیم

445
00:28:26,787 --> 00:28:30,085
‫فکر می‌کنیم باید بزاریش توی خونه.

446
00:28:30,241 --> 00:28:33,331
‫اسمـش اسلپی هست و من باید
‫ببرمـش مدرسه. بهش نیاز دارم.

447
00:28:33,342 --> 00:28:36,975
‫درسته. به نظر میاد بیشتر
‫با سارا آشنا شدی.

448
00:28:36,986 --> 00:28:39,134
‫فکر می‌کنیم خوب میشه اگه
‫زمان بیشتری رو

449
00:28:39,145 --> 00:28:43,905
‫با دوست‌های واقعیـت بگذرونی
‫تا با عروسکـت.

450
00:28:43,916 --> 00:28:45,775
‫تا قبل از اسلپی، اونا دوست‌های
‫واقعیـم نبودن.

451
00:28:45,786 --> 00:28:47,025
‫حالا می‌فهمم.

452
00:28:47,036 --> 00:28:48,873
‫حتی بدون عروسکه هم
‫دوستات پیشـت می‌مونن.

453
00:28:48,956 --> 00:28:51,629
‫اسلپی! اسمـش اسلپی هست
‫زنکۀ عجوزه.

454
00:28:51,678 --> 00:28:53,348
‫- هی، چی رفته توی جلدت؟
‫- هارولد!

455
00:28:53,465 --> 00:28:56,806
‫اینطوری با مامانـت صحبت نکن.

456
00:29:00,134 --> 00:29:01,721
‫ازتون متنفرم.

457
00:29:05,280 --> 00:29:07,034
‫حق با اونـه.

458
00:29:07,118 --> 00:29:08,788
‫درمورد همه‌چیز حق با اونـه.

459
00:29:16,026 --> 00:29:19,115
‫می‌دونم شاید اغراق باشه، اما
‫این چیزا من رو می‌ترسونه.

460
00:29:19,578 --> 00:29:20,759
‫شاید خیالـم رسیده

461
00:29:20,770 --> 00:29:22,858
‫اما فکر می‌کنم دیدم که پلک می‌زد.

462
00:29:23,494 --> 00:29:25,707
‫- پلک؟
‫- خودش.

463
00:29:26,667 --> 00:29:30,465
‫به‌هر‌حال، هارولد از وقتی که
‫این پیداش شده فرق کرده.

464
00:29:32,602 --> 00:29:35,486
‫- قاطی می‌کنـه.
‫- می‌گیم که یه حادثه بوده.

465
00:29:35,497 --> 00:29:38,002
‫مثلاً این که زیادی گذاشتیم نزدیک آتیش

466
00:29:38,013 --> 00:29:40,643
‫و بعدش براش... ماشین می‌خریم.

467
00:29:40,727 --> 00:29:42,589
‫بخاطر خودشه.
‫نمی‌تونه دوباره

468
00:29:42,599 --> 00:29:44,275
‫اتفاق‌های سال گذشته رو
‫از سر بگذرونه.

469
00:29:44,286 --> 00:29:45,372
‫از بین می‌برتـش.

470
00:29:45,608 --> 00:29:46,777
‫آره.

471
00:29:48,691 --> 00:29:50,318
‫نمی‌سوزه.

472
00:29:50,329 --> 00:29:52,333
‫می‌دونم.
‫نمی‌فهمم چرا.

473
00:29:52,416 --> 00:29:54,420
‫آخه از چوب ساخته شده،
‫مگه میشه نسوزه؟

474
00:29:54,577 --> 00:29:55,662
‫دارید چیکار می‌کنید؟

475
00:29:55,673 --> 00:29:57,134
‫هارولد...

476
00:29:57,145 --> 00:29:59,002
‫- دارید می‌کشیدش!
‫- اون یه عروسکه، هارولد.

477
00:29:59,013 --> 00:30:00,683
‫نه، شما متوجه نیستید!
‫اون جادوئیـه!

478
00:30:00,767 --> 00:30:02,813
‫میشه فقط...
‫برای صلاح خودتـه!

479
00:30:02,896 --> 00:30:04,232
‫اون چیزی هست که به صلاحمـه!

480
00:30:04,315 --> 00:30:08,281
‫زمانش رسیده، هارولد.
‫از طلسم استفاده کن.

481
00:30:09,535 --> 00:30:14,545
‫ادانا. مینو.
‫سنارا. کوداراش.

482
00:30:15,337 --> 00:30:18,928
‫آدانا. مینو.
‫سانارا.

483
00:30:19,011 --> 00:30:20,932
‫- داره چه اتفاقی میوفته؟
‫- کوداراش.

484
00:30:21,355 --> 00:30:22,774
‫نه.

485
00:30:28,836 --> 00:30:31,035
‫اون والدینـش رو کُشته.

486
00:30:31,278 --> 00:30:33,902
‫پس اون قاتلـه.

487
00:30:34,031 --> 00:30:36,755
‫آره. آره، تو... کاملاً حق با تو بود.
‫آره.

488
00:30:36,797 --> 00:30:39,427
‫نه، درواقع کاملاً حق با اون نیست.

489
00:30:39,511 --> 00:30:41,599
‫- هارولد قاتل نیست.
‫- از کجا میگی؟

490
00:30:41,682 --> 00:30:44,020
‫- قطعاً پیچیده‌ست.
‫- چطوری پیچیده‌ست؟

491
00:30:44,103 --> 00:30:45,732
‫اگه خفه شید می‌فهمید!

492
00:30:47,224 --> 00:30:48,309
‫فقط بزارید داستان رو تموم کنم.

493
00:30:49,488 --> 00:30:51,326
‫خب، برگردیم سراغ داستان.

494
00:30:56,221 --> 00:30:58,768
‫ممنون خانما.
‫ممنونـم.

495
00:30:59,431 --> 00:31:01,722
‫و حالا دانش آموز سال آخر،
‫هارولد بیدل،

496
00:31:01,805 --> 00:31:03,391
‫و عروسکـش، اسلپی.

497
00:31:10,238 --> 00:31:12,535
‫بَه، اینجا رو می‌بینی؟

498
00:31:13,192 --> 00:31:16,323
‫زحمت یه اجرای دبیرستانی دیگه
‫افتاد به گردنـم.

499
00:31:16,407 --> 00:31:18,620
‫نه این که مخالف مدرسه باشم.

500
00:31:18,967 --> 00:31:20,958
‫اتفاقاً تحصیلات خوبی هم دارم.

501
00:31:20,969 --> 00:31:23,098
‫میشه یه مثال برامون بزنی، اسلپی؟

502
00:31:23,181 --> 00:31:26,187
‫می‌دونی سریع‌ترین حیوون جهان چیـه؟

503
00:31:26,343 --> 00:31:29,934
‫جواب میشه الایزا ایتن،
‫بعد از این که پارسال

504
00:31:29,945 --> 00:31:32,207
‫ماشین مدیر رو توی پارکینگ خط انداخت

505
00:31:32,218 --> 00:31:34,097
‫و داشت فرار می‌کرد.

506
00:31:37,042 --> 00:31:39,548
‫آه، اینـم از بن هووارد،

507
00:31:39,704 --> 00:31:41,833
‫بهترین بازکن خط حملۀ پورت لارنس.

508
00:31:41,844 --> 00:31:44,473
‫آره. رو کن ببینـم چی داری.

509
00:31:44,631 --> 00:31:46,968
‫سارا، بوس کی پر از تف تره،

510
00:31:47,186 --> 00:31:50,027
‫گلدن رتریورت یا بن؟

511
00:31:50,183 --> 00:31:51,519
‫بن.

512
00:31:52,276 --> 00:31:53,822
‫چی؟

513
00:31:53,833 --> 00:31:55,955
‫- هی، هارولد.
‫- بله، اسلپی.

514
00:31:56,039 --> 00:31:58,126
‫می‌خوام یه امتحان
‫چهارگزینه‌ای یهویی بگیرم.

515
00:31:58,423 --> 00:32:00,369
‫کدوم بیشتر رقت انگیزن؟

516
00:32:00,380 --> 00:32:04,430
‫ویکتوریا که فکر می‌کنه که مردن
‫هنوز باور می‌کنن که باکره‌ست

517
00:32:04,514 --> 00:32:08,522
‫یا نورا که داره سعی می‌کنه
‫باکره بودنـش رو پنهان کنـه؟

518
00:32:09,664 --> 00:32:11,130
‫دیگه کافیـه.

519
00:32:11,141 --> 00:32:12,644
‫سارا، تو واقعاً همه اینا رو بهش گفتی؟

520
00:32:12,688 --> 00:32:14,191
‫بعد از این سریع میری

521
00:32:14,241 --> 00:32:15,509
‫دفتر مدیر، جناب.

522
00:32:15,520 --> 00:32:18,568
‫تموم، حالا!

523
00:32:18,901 --> 00:32:20,529
‫خب، یه استراحت کوچولو می‌کنیم

524
00:32:20,546 --> 00:32:23,134
‫بعد برمی‌گردیم برای نمایش مادلین کلر.

525
00:32:25,556 --> 00:32:27,727
‫یعنی چی، هارولد؟
‫اونا راز بودن.

526
00:32:27,811 --> 00:32:29,146
‫پس چرا به من گفتی‌شون؟

527
00:32:29,230 --> 00:32:31,400
‫واقعاً سارا؟
‫ما بهت اعتماد کردیم.

528
00:32:31,484 --> 00:32:33,154
‫و محض اطلاع، من باکره‌ام.

529
00:32:33,238 --> 00:32:34,991
‫شاید نباید بهش اعتماد می‌کردید.

530
00:32:35,381 --> 00:32:37,886
‫می‌دونی که این معنیـش اینه
‫که دیگه نمی‌تونم دوستت باشم، نه؟

531
00:32:38,498 --> 00:32:40,766
‫فقط واسه این با من خوب بودی
‫چون به خودت حس خوبی می‌داد.

532
00:32:40,777 --> 00:32:42,499
‫چرا همچین چیزی میگی؟

533
00:32:42,715 --> 00:32:44,301
‫اون روز خودت گفتی که ترسیدی

534
00:32:44,385 --> 00:32:46,807
‫و به کمک نیاز داری.
‫چی شده؟

535
00:32:46,818 --> 00:32:48,247
‫فقط هنوز نفهمیده بودم.

536
00:32:48,258 --> 00:32:49,552
‫چی رو؟

537
00:32:49,563 --> 00:32:51,190
‫نقشه‌ای که در جریان هست رو.

538
00:32:57,233 --> 00:32:59,905
‫همش تقصیر توئه، سارا.

539
00:33:00,086 --> 00:33:03,120
‫کار عروسکه‌ست، خب؟
‫دیدم خودش داشت حرف می‌زد.

540
00:33:03,203 --> 00:33:05,249
‫دارم بهتون میگم بچه‌ها،
‫ما توی یه خطر جدی هستیم.

541
00:33:05,260 --> 00:33:07,222
‫از وقتی که عروسک رو پیدا کرده،
‫تغییر کرده.

542
00:33:07,411 --> 00:33:08,799
‫قبلاً بهم گفت که ترسیده.

543
00:33:08,810 --> 00:33:10,521
‫آره، چون عروسکه شیطانیـه.

544
00:33:11,439 --> 00:33:13,067
‫باید از هارولد دورش کنیم.

545
00:33:13,078 --> 00:33:15,857
‫من کاری با این داستان
‫ترسیدن و اینا ندارم،

546
00:33:15,868 --> 00:33:18,275
‫فقط می‌دونم عرسکه احتمالاً
‫هارولد رو روانی می‌کنـه.

547
00:33:18,498 --> 00:33:20,669
‫پس بیایید اینجامـش بدیم.

548
00:33:20,680 --> 00:33:22,684
‫آره، بیایید عروسکه رو بگیریم.

549
00:33:22,695 --> 00:33:23,989
‫فردا شب.

550
00:33:41,264 --> 00:33:42,642
‫کیـه؟

551
00:33:47,898 --> 00:33:49,233
‫آهای؟

552
00:33:53,649 --> 00:33:55,443
‫آهای؟

553
00:34:16,616 --> 00:34:20,174
‫- خداحافظ احمق کوچولو.
‫- خودت خداحافظ، احمق کوچولو.

554
00:34:34,021 --> 00:34:35,816
‫حق با نورا بود.

555
00:34:52,311 --> 00:34:56,102
‫بچه‌ها! بچه‌ها! حقیقت داره!
‫عروسکِ شیطانـیه.

556
00:34:56,113 --> 00:34:58,100
‫هنوز نمی‌تونیم بریم،
‫باید به هارولد کمک کنیم.

557
00:34:58,111 --> 00:34:59,906
‫هارولد!
‫می‌خوایـم کمک کنیم!

558
00:34:59,989 --> 00:35:01,158
‫هارولد!

559
00:35:01,169 --> 00:35:02,441
‫نزدیک من نشید!

560
00:35:02,452 --> 00:35:04,624
‫اون متوجه‌ نیست که ما
‫می‌خوایم کمکـش کنیم.

561
00:35:08,256 --> 00:35:10,218
‫- داره دود میاد!
‫- هارولد، می‌خوایم کمکـت کنیم.

562
00:35:10,301 --> 00:35:11,721
‫- زودباش! باید بریم!
‫- زودباش!

563
00:35:11,805 --> 00:35:13,892
‫زودباش، بیا بریم!

564
00:35:13,976 --> 00:35:17,065
‫نه، هارولد!

565
00:35:24,040 --> 00:35:25,418
‫باید بیاریمـش بیرون!

566
00:35:25,708 --> 00:35:30,383
‫هی! هی!

567
00:35:30,647 --> 00:35:31,866
‫اون مُرده.

568
00:35:36,563 --> 00:35:38,525
‫- هارولد مرده.
‫- نه.

569
00:35:44,542 --> 00:35:47,327
‫نه. این واقعیت نداره.

570
00:35:47,596 --> 00:35:50,142
‫بهت گفتم.
‫تو حرفـم رو باور نکردی.

571
00:35:50,340 --> 00:35:51,949
‫حالا چی؟
‫باید به یکی زنگ بزنیم؟

572
00:35:51,960 --> 00:35:53,702
‫نه، بیدل مُرده، خب؟

573
00:35:53,713 --> 00:35:55,467
‫این به این معنی نیست که
‫ما هم باید زندگی‌مون رو خراب کنیم.

574
00:35:55,478 --> 00:35:57,607
‫من‌ نمی‌تونم برم زندان، خب؟
‫جعبه رو بردار.

575
00:36:04,797 --> 00:36:07,260
‫فکر کردید به همین سادگیـه؟

576
00:36:19,856 --> 00:36:21,814
‫بیایید بندازیمـش توی آتیش.

577
00:36:22,263 --> 00:36:23,901
‫نمی‌سوزه.

578
00:36:23,912 --> 00:36:25,540
‫از کجا می‌دونی، نورا؟

579
00:36:25,700 --> 00:36:27,745
‫می‌دونم دیگه!

580
00:36:27,883 --> 00:36:31,056
‫فقط باید یه جایی خاکش کنیم
‫که کسی نتونه پیدا کنه، خب؟

581
00:36:31,139 --> 00:36:32,778
‫خب، کلبۀ خانواده من
‫توی کوهستان.

582
00:36:32,789 --> 00:36:34,918
‫نه، بیایید توی معدن قدیمی
‫پدر من خاکـش کنیم.

583
00:36:34,967 --> 00:36:36,906
‫خب بسته‌ست، کسی پیداش نمی‌کنـه.

584
00:36:36,917 --> 00:36:38,816
‫پس بعد از این دیگه هیچوقت

585
00:36:38,827 --> 00:36:40,956
‫دوباره درمورد اتفاقی که امشب
‫افتاد حرف نمی‌زنیم، باشه؟

586
00:36:43,290 --> 00:36:44,544
‫باشه؟

587
00:36:50,209 --> 00:36:51,816
‫بریم.

588
00:36:53,185 --> 00:36:57,151
‫پس والدین ما رفتن داخل
‫تا عروسک رو بردارن، چون شیطانیـه.

589
00:36:57,256 --> 00:36:59,260
‫- آره، دلیل خوبیـه، نه؟
‫- آره.

590
00:36:59,309 --> 00:37:01,234
‫آره. واقعاً خوبـه چون
‫معنیش این هست که

591
00:37:01,245 --> 00:37:02,542
‫اونا واقعاً قاتل نیستن.

592
00:37:02,553 --> 00:37:03,695
‫- آره.
‫- که این عالیه.

593
00:37:03,706 --> 00:37:05,960
‫آم... چی؟

594
00:37:06,430 --> 00:37:09,102
‫آره، اونا واقعاً قاتل‌های واقعی بودن.

595
00:37:09,206 --> 00:37:11,920
‫نکته داستان همینِ دیگه.

596
00:37:11,931 --> 00:37:14,144
‫شوخیـتون گرفته؟
‫والدین شما شیطان بودن.

597
00:37:14,299 --> 00:37:16,680
‫به همین دلیل هست که روح بیدل

598
00:37:16,763 --> 00:37:19,727
‫با تسخیر ما داره برمی‌گرده برای انتقام ازشون.

599
00:37:19,738 --> 00:37:22,685
‫- اون داره من رو مجبور می‌کنـه خانواده‌ام رو بکشم.
‫- بله.

600
00:37:22,696 --> 00:37:24,647
‫و لوکاس رو وادار می‌کنه
به کرم‌ها گوش کنه

601
00:37:24,658 --> 00:37:26,020
‫و جیمز رو ول کنه که بمیره.

602
00:37:26,031 --> 00:37:28,327
‫خب، فهمیدین.
‫ممنون.

603
00:37:28,338 --> 00:37:30,342
‫آره، اما این یارو هارولد بیدل

604
00:37:30,353 --> 00:37:32,023
‫به نظر اسکل میاد.

605
00:37:32,034 --> 00:37:35,110
‫چون والدین ما داشتن سعی می‌کردن
‫که کمکـش کنن.

606
00:37:35,473 --> 00:37:36,940
‫بیشتر والدین‌مون فکر می‌کنم.

607
00:37:36,951 --> 00:37:38,710
‫نه، گوش بدید.

608
00:37:38,721 --> 00:37:40,382
‫- این یعنی چی؟
‫- آره، منظورت چیـه؟

609
00:37:40,393 --> 00:37:41,395
‫- نه!
‫- هر برداشتی می‌خواید بکنید.

610
00:37:41,478 --> 00:37:44,777
‫- منظور خاصی نداشت.
‫- نه! نه! گوش کنید.

611
00:37:45,153 --> 00:37:48,451
‫والدین شما برای هارولد قلدری کردن.

612
00:37:48,475 --> 00:37:50,896
‫می‌فهمید؟
‫دائم براش قلدری کردن.

613
00:37:50,993 --> 00:37:53,247
‫دائم و دائم و دائم براش قلدری کردن.

614
00:37:53,377 --> 00:37:54,881
‫بعد دزدکی رفتن توی خونه‌اش

615
00:37:54,892 --> 00:37:56,947
‫و بهترین دوستـش رو دزدیدن.

616
00:37:56,958 --> 00:37:59,295
‫- بهترین دوست؟
‫- آره! بهترین‌ دوستـش!

617
00:37:59,379 --> 00:38:02,493
‫و پشت بندش اون رو کُشتن.

618
00:38:03,371 --> 00:38:06,711
‫پس آره، اونا قاتل هستن.

619
00:38:06,928 --> 00:38:08,785
‫آخه مگه گوش نمی‌کردید؟

620
00:38:08,999 --> 00:38:10,794
‫باید حتماً از زبونـم بشنوید؟

621
00:38:18,970 --> 00:38:20,643
‫خیلی خب.

622
00:38:23,927 --> 00:38:24,971
‫آقای برات؟

623
00:38:24,982 --> 00:38:25,984
‫چیـه؟

624
00:38:28,168 --> 00:38:30,546
‫شما اینا رو از کجا می‌دونید؟

625
00:38:32,630 --> 00:38:35,650
‫درسته.
‫پیچش داستانی همینجاست.

626
00:38:37,103 --> 00:38:41,862
‫من همه اینا رو می‌دونم
‫چون من آقای برات نیستم.

627
00:38:44,312 --> 00:38:45,966
‫من هارولد بیدل هستم.

628
00:38:45,990 --> 00:39:02,990
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

629
00:39:03,014 --> 00:39:17,014
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

