﻿1
00:00:04,630 --> 00:00:06,381
‫« آنچه در خاندان داوود گذشت...»

2
00:00:06,662 --> 00:00:08,330
‫قدرت زیادی در تو هست.

3
00:00:09,093 --> 00:00:11,094
‫این دیدار سلطنتی یه حواس‌پرتیه.

4
00:00:11,095 --> 00:00:13,263
‫برادرت دخترم رو بی‌عفتش کرد.

5
00:00:13,264 --> 00:00:16,015
‫یا باید باهاش ازدواج
‫کنی یا سنگسار میشی.

6
00:00:16,016 --> 00:00:17,684
‫- این چیه؟
‫- یه احضاریه‌ست.

7
00:00:17,685 --> 00:00:19,310
‫- برای داوود.
‫- دوباره می‌بینمت.

8
00:00:19,311 --> 00:00:21,479
‫- ازش محافظت کن.
‫- اینو برات ساختم.

9
00:00:21,480 --> 00:00:22,898
‫روش نوشته داوود.

10
00:00:23,733 --> 00:00:25,108
‫ملکه‌ی من، چرا اون اینجاست؟

11
00:00:25,109 --> 00:00:26,860
‫مشتاقم نوازندگیت رو بشنوم.

12
00:00:26,861 --> 00:00:30,447
‫یه نقشه‌ی جدید برای به دست گرفتن
‫قدرت هست که از قبیله‌ی یهودا میاد.

13
00:00:30,448 --> 00:00:31,782
‫داوود...

14
00:00:37,710 --> 00:00:43,017
‫[قلعه جبعه]
‫[پایتخت جدید اسرائیل]

15
00:00:43,041 --> 00:00:53,041
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

16
00:00:53,065 --> 00:01:03,065
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

17
00:02:00,246 --> 00:02:01,412
‫آدریل.

18
00:02:01,413 --> 00:02:02,498
‫آه.

19
00:02:03,165 --> 00:02:04,624
‫ اوضاع قبیله چطوره؟

20
00:02:04,625 --> 00:02:07,502
‫قبیله‌ی یهودا راضیه.

21
00:02:07,503 --> 00:02:09,879
‫پسرام تو شمشیرزنی بهتر شدن.

22
00:02:10,113 --> 00:02:13,276
‫ولی تو دیوونه کردن من خیلی ماهرترن.

23
00:02:16,053 --> 00:02:19,305
‫فصل قبل که تو قلعه بودم برام جالب بود.

24
00:02:19,306 --> 00:02:23,352
‫دیدن رهبر اسرائیل،
‫پادشاه برگزیده‌ی خدا،

25
00:02:23,894 --> 00:02:28,064
‫در میان حکاکی‌های خدایان بت‌پرست.

26
00:02:28,065 --> 00:02:29,148
‫اوف.

27
00:02:29,149 --> 00:02:32,777
‫صورت‌هایی که از روی دیوارها تراشیدیم

28
00:02:32,778 --> 00:02:35,363
‫تا یه دژ فلسطینی رو خونه‌مون کنیم.

29
00:02:35,364 --> 00:02:36,949
‫من نمی‌تونستم اونجا زندگی کنم.

30
00:02:37,575 --> 00:02:39,618
‫ولی دلت می‌خواست که می‌تونستی.

31
00:02:40,953 --> 00:02:42,788
‫فکر نکن متوجه نشدم.

32
00:02:43,706 --> 00:02:45,915
‫و فکر می‌کنی متوجه نشدم

33
00:02:45,916 --> 00:02:51,005
‫که منو جلوی پادشاه بیمار به رژه
‫بردی تا حمایتت رو نشون بدی؟ هان؟

34
00:02:51,589 --> 00:02:55,300
‫وفاداری تو چیزیه که اون خیلی قدردانشه.

35
00:02:55,301 --> 00:02:58,052
‫خب، به عنوان بزرگترین قبیله‌ی اسرائیل،

36
00:02:58,053 --> 00:02:59,388
‫مطمئنم که هست.

37
00:03:00,723 --> 00:03:05,895
‫خیلی کنجکاوم بدونم سموئیل
‫چطور تو جشن حاضر شد.

38
00:03:06,478 --> 00:03:09,898
‫و از روزی که جلوی چشم همه
‫پادشاه عمالقه رو قصابی کرد،

39
00:03:09,899 --> 00:03:14,945
‫به جاهای زیادی سفر کرده
‫به دلایلی که در پرده‌ی رازه.

40
00:03:16,572 --> 00:03:18,240
‫تو سرزمینت دیدیش؟

41
00:03:19,408 --> 00:03:21,952
‫آه. جالبه.

42
00:03:22,536 --> 00:03:24,622
‫پس این موضوع برات مهمه.

43
00:03:27,082 --> 00:03:29,835
‫آره، آره. اومد و قربانی کرد.

44
00:03:30,544 --> 00:03:31,544
‫با کی؟

45
00:03:31,545 --> 00:03:35,340
‫ابنیر، اطلاعات مسلماً یه
‫جور ارز محسوب میشه.

46
00:03:35,341 --> 00:03:37,259
‫باید تضمین‌هایی بهم بدی.

47
00:03:37,885 --> 00:03:39,219
‫هوم.

48
00:03:41,347 --> 00:03:46,018
‫و این دفعه چی تو ذهنته؟ هوم؟

49
00:03:50,522 --> 00:03:52,274
‫به ملکه خبر بده که برگشتم.

50
00:03:54,485 --> 00:03:55,986
‫ دیگه چی گفت؟

51
00:03:57,571 --> 00:03:59,322
‫چیز دیگه‌ای نگفت که
‫بخواد به اشتراک بذاره.

52
00:03:59,323 --> 00:04:01,741
‫ولی مطمئناً، اگه سموئیل کس
‫دیگه‌ای رو تدهین کرده باشه،

53
00:04:01,742 --> 00:04:04,578
‫قبیله‌ی یهودا هم وفاداریش
‫رو عوض می‌کنه.

54
00:04:05,537 --> 00:04:09,624
‫آدریل فعلاً وفادار
‫می‌مونه، چون به نفعشه،

55
00:04:09,625 --> 00:04:10,750
‫حداقل فعلاً.

56
00:04:10,751 --> 00:04:14,545
‫ولی حضور پیامبر به تنهایی، بوی
‫فرصت رو به مشامش می‌رسونه.

57
00:04:14,546 --> 00:04:16,506
‫باید جلوی این رو بگیریم.

58
00:04:16,507 --> 00:04:21,720
‫پیشنهاد می‌کنم به یادآوری حاکمیت
‫خدا در سراسر پادشاهی فکر کنیم.

59
00:04:22,388 --> 00:04:23,805
‫یه نمایش قدرت؟

60
00:04:23,806 --> 00:04:26,016
‫ملکه‌ی من، ببخشید ولی این راهش نیست.

61
00:04:27,851 --> 00:04:31,312
‫مردم به یه جور نمایش نیاز دارن
‫که قدرت پادشاه رو نشون بده.

62
00:04:31,313 --> 00:04:33,648
‫تو حق نداری تو این مورد نظر بدی.

63
00:04:33,649 --> 00:04:35,733
‫دلیلی نداری که از من بترسی، ابنیر.

64
00:04:35,734 --> 00:04:37,276
‫باور کن، این ترس نیست.

65
00:04:37,277 --> 00:04:38,861
‫ نه، حق با اونه.

66
00:04:38,862 --> 00:04:41,782
‫شکوه پیروزی از بین میره.

67
00:04:42,282 --> 00:04:45,494
‫ما به یه حواس‌پرتی دیگه نیاز داریم
‫تا دل و ذهن مردم رو جذب کنیم.

68
00:04:46,620 --> 00:04:47,705
‫و اون چیه؟

69
00:04:48,706 --> 00:04:49,707
‫عشق.

70
00:04:54,795 --> 00:04:56,005
‫یه وصلت.

71
00:04:59,747 --> 00:05:08,145
‫« خاندان داوود »
‫« قسمت پنجم: گرگ و شیر »

72
00:05:11,228 --> 00:05:14,898
‫احترام به پادشاه از چشم‌ها شروع میشه.

73
00:05:17,026 --> 00:05:18,818
‫مطمئن شو همه‌ی فلزات برق بزنن.

74
00:05:18,819 --> 00:05:19,903
‫چشم، ملکه‌ی من.

75
00:05:25,617 --> 00:05:26,702
‫بزرگتر.

76
00:05:28,871 --> 00:05:32,832
‫همه چیز باید وقتی
‫مهمون‌هامون میان آماده باشه.

77
00:05:32,833 --> 00:05:33,959
‫ بله، ملکه‌ی من.

78
00:05:39,048 --> 00:05:40,256
‫ هنوز تموم نشده؟

79
00:05:40,257 --> 00:05:42,259
‫ تقریباً تموم شده، ملکه‌ی من.

80
00:05:47,765 --> 00:05:48,891
‫خوبه.

81
00:05:51,518 --> 00:05:55,396
‫«در اون روزها،
‫اسرائیل پادشاهی نداشت.»

82
00:05:55,397 --> 00:05:56,731
‫ اوهوم.

83
00:05:56,732 --> 00:05:59,192
‫خب. این خیلی وقت پیش نبود، نه؟

84
00:05:59,193 --> 00:06:01,195
‫درست قبل از اینکه تو به دنیا بیای، آره.

85
00:06:01,862 --> 00:06:07,117
‫آه. چه حسی داره اولین
‫شاهدخت اسرائیل بودن؟

86
00:06:07,659 --> 00:06:09,536
‫اولین نفر در همه چیز سلطنتی.

87
00:06:10,370 --> 00:06:11,789
‫یه امتیازه.

88
00:06:14,374 --> 00:06:16,668
‫ولی انگار حرف بیشتری داری که بزنی.

89
00:06:17,336 --> 00:06:18,378
‫اوهوم.

90
00:06:19,630 --> 00:06:21,923
‫رازها سنگینن، داوود.

91
00:06:23,057 --> 00:06:24,975
‫ تو رازی داری؟

92
00:06:26,178 --> 00:06:27,512
‫نه چیز مهمی.

93
00:06:27,513 --> 00:06:32,643
‫اوم. راز من اینه که گاهی
‫هیچ کدوم از اینا رو نمی‌خوام.

94
00:06:33,393 --> 00:06:34,603
‫نه این زندگی رو.

95
00:06:35,270 --> 00:06:37,523
‫نه مسئولیت‌هایی که باهاش میاد رو.

96
00:06:39,108 --> 00:06:42,820
‫به دهکده‌ی تو فکر می‌کنم،
‫جایی که همدیگه رو دیدیم.

97
00:06:44,613 --> 00:06:47,198
‫شاید اونجا می‌تونستم
‫فقط یه دختر معمولی باشم.

98
00:06:47,199 --> 00:06:48,951
‫تو هیچوقت یه دختر معمولی نخواهی بود.

99
00:06:51,703 --> 00:06:56,208
‫بعد این همه مدت، هنوزم
‫خیلی مرموزی، داوود.

100
00:06:57,584 --> 00:06:59,461
‫من هیچی درباره‌ت نمی‌دونم.

101
00:07:00,420 --> 00:07:05,634
‫فقط می‌دونم که به خاطر
‫تو، پدرم دوباره لبخند می‌زنه.

102
00:07:06,260 --> 00:07:08,303
‫نه. این به خاطر توئه.

103
00:07:09,513 --> 00:07:12,015
‫وقتی وارد اتاق میشی، حالش بهتر میشه.

104
00:07:12,641 --> 00:07:14,560
‫با چشمای خودم می‌بینم.

105
00:07:16,395 --> 00:07:19,939
‫و دیگه چی می‌بینی...

106
00:07:19,940 --> 00:07:21,150
‫...وقتی به من نگاه می‌کنی؟

107
00:07:28,740 --> 00:07:29,950
‫می‌بینم...

108
00:07:30,868 --> 00:07:33,787
‫ستاره‌ها رو می‌بینم. همه‌شون رو.

109
00:07:35,856 --> 00:07:36,857
‫و دریا رو.

110
00:07:37,916 --> 00:07:43,005
‫مهربونی و ظرافت و خرد رو می‌بینم.

111
00:07:45,549 --> 00:07:47,342
‫تو واقعاً یه شاعری، نه؟

112
00:07:52,556 --> 00:07:53,932
‫منم رازهایی دارم.

113
00:07:56,018 --> 00:07:57,227
‫رازهای سنگین.

114
00:07:58,896 --> 00:08:00,230
‫ولی می‌تونی به من بگی.

115
00:08:09,823 --> 00:08:10,991
‫این چیه؟

116
00:08:11,575 --> 00:08:12,992
‫اوم. من...

117
00:08:12,993 --> 00:08:15,495
‫داشتم بهش خوندن یاد می‌دادم.

118
00:08:19,750 --> 00:08:21,334
‫برو به اتاقت.

119
00:08:21,335 --> 00:08:25,047
‫کزیا برات یه لباس آماده
‫کرده. لطفاً موهاتم ببافش.

120
00:08:25,923 --> 00:08:28,175
‫بعدش من و پدرت
‫می‌خوایم باهات حرف بزنیم.

121
00:08:29,384 --> 00:08:30,385
‫چشم، مادر.

122
00:08:47,527 --> 00:08:51,615
‫دیگه نمی‌خوام تو
‫رو تنها با دخترم ببینم.

123
00:08:53,200 --> 00:08:54,451
‫بدون جایگاهت کجاست.

124
00:08:55,619 --> 00:08:56,911
‫می‌دونم جایگاهم کجاست.

125
00:08:56,912 --> 00:08:59,414
‫ تنها وظیفه‌ت آرامش دادن به پادشاهه.

126
00:09:00,999 --> 00:09:03,042
‫امروز، نیاز داره که بهتر
‫از همیشه براش بنوازی.

127
00:09:03,043 --> 00:09:04,920
‫می‌تونی این کار رو براش بکنی؟

128
00:09:05,963 --> 00:09:07,089
‫بله.

129
00:09:13,887 --> 00:09:16,056
‫روبن، تو قرار بود حواست باشه.

130
00:09:22,354 --> 00:09:24,355
‫ عصای سلطنتیم کجاست؟

131
00:09:24,356 --> 00:09:26,565
‫این تمام کاریه که بدون
‫جادو می‌تونم انجام بدم،

132
00:09:26,566 --> 00:09:29,944
‫ولی داروی آرامبخشی که بهش دادم قویه.

133
00:09:29,945 --> 00:09:32,154
‫...باید به وسایلم احترام بذارن.

134
00:09:32,155 --> 00:09:35,032
‫...غیب شده. یه جایی
‫همین اطراف گذاشتمش.

135
00:09:35,033 --> 00:09:37,410
‫یه کم طول می‌کشه تا آروم بشه.

136
00:09:37,411 --> 00:09:40,871
‫امیدوارم که بشه.

137
00:09:40,872 --> 00:09:42,958
‫کنار آتیشه، عزیزم.

138
00:09:44,418 --> 00:09:45,419
‫یادته؟

139
00:09:48,310 --> 00:09:50,090
‫من به جادو اعتماد ندارم.

140
00:09:50,757 --> 00:09:51,758
‫می‌دونم.

141
00:09:53,302 --> 00:09:55,136
‫و به آدریل هم اعتماد ندارم.

142
00:09:55,137 --> 00:09:57,179
‫آدم کلافه‌کننده‌ایه.

143
00:09:57,180 --> 00:09:59,432
‫پشت سرم غیبت می‌کنه.

144
00:09:59,433 --> 00:10:01,309
‫و حرفم رو قطع می‌کنه.

145
00:10:01,310 --> 00:10:03,020
‫یه احمقه.

146
00:10:03,520 --> 00:10:04,979
‫ولی یه احمق قدرتمند.

147
00:10:04,980 --> 00:10:06,939
‫و رهبر بزرگترین قبیله‌ست.

148
00:10:06,940 --> 00:10:08,984
‫یه ازدواج وفاداریشون رو تضمین می‌کنه.

149
00:10:16,408 --> 00:10:17,743
‫کمکم کن اینو بپوشم.

150
00:10:36,053 --> 00:10:37,346
‫خوشت میاد؟

151
00:10:40,182 --> 00:10:41,224
‫آره.

152
00:10:42,184 --> 00:10:44,436
‫بیشتر از هر چیزی که تا حالا بهم دادی.

153
00:10:51,860 --> 00:10:55,030
‫احمقیم که اونو به خونه‌مون راه می‌دیم؟

154
00:10:56,990 --> 00:10:57,991
‫نه.

155
00:10:59,034 --> 00:11:00,202
‫این کار باید انجام بشه.

156
00:11:04,915 --> 00:11:07,167
‫قدرتت رو به آدریل نشون بده.

157
00:11:12,422 --> 00:11:14,091
‫نذار تو رو بلرزونه.

158
00:11:16,426 --> 00:11:18,887
‫تمام مدت کنارت می‌مونم.

159
00:11:27,938 --> 00:11:29,064
‫ پدر؟

160
00:11:31,233 --> 00:11:33,068
‫می‌خواستین منو ببینین.

161
00:11:35,946 --> 00:11:37,239
‫نفس گیره.

162
00:11:39,408 --> 00:11:40,409
‫چی؟

163
00:11:48,917 --> 00:11:50,710
‫مثل یه ملکه شدی.

164
00:11:54,673 --> 00:11:56,842
‫یه چیزی هست که می‌خوایم بهت بگیم.

165
00:12:06,643 --> 00:12:08,728
‫ الیاب. خوش برگشتی.

166
00:12:11,398 --> 00:12:12,606
‫خوشحالم می‌بینم هنوز زنده‌ای.

167
00:12:12,607 --> 00:12:14,275
‫خب، از وقتی رفتی
‫خیلی چیزا اتفاق افتاده.

168
00:12:14,276 --> 00:12:15,484
‫امیدوارم که نه.

169
00:12:15,485 --> 00:12:19,530
‫یوآب، دیگه چی می‌خوای ببینی؟ ده
‫تا روستای مرزی دیگه حمله ببینن؟

170
00:12:19,531 --> 00:12:21,657
‫چه خبر از روستاهای مرزی؟

171
00:12:21,658 --> 00:12:24,202
‫بازم نابود شدن. بازم
‫سؤال‌هایی درباره چگونگیش.

172
00:12:25,370 --> 00:12:27,621
‫روبن میگه تو خواب‌هاش غول می‌بینه.

173
00:12:27,622 --> 00:12:28,706
‫کی؟

174
00:12:28,707 --> 00:12:30,292
‫پسره از روستا.

175
00:12:31,418 --> 00:12:32,502
‫آها.

176
00:13:07,412 --> 00:13:10,539
‫آماده‌ای که پنج وحشت
‫آدریل بهت حمله کنن؟

177
00:13:10,540 --> 00:13:12,000
‫فقط باید سرگرمشون کنیم.

178
00:13:13,126 --> 00:13:14,377
‫اونقدرام بد نیستن.

179
00:13:20,383 --> 00:13:21,384
‫ حالت خوبه؟

180
00:13:28,767 --> 00:13:33,169
‫شائول، پادشاه اسرائیل.
‫و خانواده سلطنتیش.

181
00:13:55,752 --> 00:13:59,172
‫آدریل، پسر برزیلای رو معرفی می‌کنم.

182
00:14:00,215 --> 00:14:02,759
‫رهبر قبیله بزرگ یهودا.

183
00:14:03,426 --> 00:14:04,427
‫همسرش تامار.

184
00:14:04,928 --> 00:14:11,726
‫و پسرانش، عاموس، حزقیا،
‫فینحاس، شمعون و یوردان.

185
00:14:13,603 --> 00:14:16,815
‫ شائول. پادشاه باشکوه ما.

186
00:14:18,400 --> 00:14:21,528
‫من و خانواده‌ام روزهای
‫زیادی سفر کردیم.

187
00:14:22,195 --> 00:14:25,198
‫اما بی‌خطر نبوده.

188
00:14:25,740 --> 00:14:31,329
‫یه چرخ شکست، یه اسب مُرد، و
‫صاعقه دو بار نزدیک بود بهمون بزنه.

189
00:14:32,080 --> 00:14:35,416
‫دو بار!

190
00:14:35,417 --> 00:14:37,668
‫حیف شد صاعقه بهتون نخورد.

191
00:14:37,669 --> 00:14:41,131
‫خیلی وقته که خانواده‌هامون
‫با هم غذا نخوردن.

192
00:14:41,673 --> 00:14:42,674
‫درسته، شائول.

193
00:14:43,300 --> 00:14:44,509
‫افتخار بزرگیه.

194
00:14:45,010 --> 00:14:48,096
‫و خوشحالم که حالت اونقدر خوب
‫شده که می‌تونی مهمون داشته باشی.

195
00:14:48,597 --> 00:14:50,222
‫آه، آدریل.

196
00:14:50,223 --> 00:14:55,854
‫تو رهبر محترم یکی از
‫بزرگترین قبیله‌های ما هستی.

197
00:14:56,479 --> 00:14:58,314
‫از وقتی سموئیل تاج رو روی سرم گذاشت

198
00:14:58,315 --> 00:15:01,651
‫برای این پادشاهی جنگیدی.

199
00:15:02,485 --> 00:15:04,863
‫و پسرات هنوزم برام می‌جنگن.

200
00:15:05,488 --> 00:15:08,658
‫بالاخره وقتش رسیده،

201
00:15:09,576 --> 00:15:13,830
‫که خانواده‌هامون متحد بشن.

202
00:15:14,581 --> 00:15:16,583
‫بنیامین و یهودا.

203
00:15:17,584 --> 00:15:20,462
‫گرگ و شیر.

204
00:15:22,213 --> 00:15:26,342
‫امروز دخترم رو برای
‫ازدواج پیشنهاد می‌کنم.

205
00:15:46,279 --> 00:15:51,201
‫یه وصلت سلطنتی بین دخترم،
‫میخال، و یکی از پسرات.

206
00:15:53,328 --> 00:15:54,287
‫پادشاه من.

207
00:15:54,913 --> 00:15:55,913
‫ بیاید جشن بگیریم.

208
00:15:58,249 --> 00:15:59,793
‫چوپان. بنواز.

209
00:16:17,894 --> 00:16:20,813
‫عمالقی رو تا بالای تپه دنبال کردم

210
00:16:20,814 --> 00:16:24,608
‫و از گلو تا ناف و دوباره
‫برگشتم اون حیوون رو بریدم.

211
00:16:24,609 --> 00:16:25,818
‫ داستان خوبیه، عاموس،

212
00:16:25,819 --> 00:16:28,028
‫ولی اون موقع که انگشت‌های
‫اون یارو رو بریدم چی...

213
00:16:28,029 --> 00:16:29,655
‫- آه، باز این داستان.
‫- ساکت باش.

214
00:16:29,656 --> 00:16:32,449
‫- نه، نه، نه. تو نمی‌تونی...
‫- تو پشت یه بوته بالا آوردی.

215
00:16:32,450 --> 00:16:33,576
‫نه نه. بالا آوردم؟

216
00:16:34,160 --> 00:16:36,954
‫- تو وقتی نوبت به انگشت‌ها می‌رسه نازک نارنجی میشی.
‫- شما بچه‌این.

217
00:16:36,955 --> 00:16:39,498
‫ برادرم از اون شب بی‌مهتاب گفت

218
00:16:39,499 --> 00:16:42,459
‫که شما یکی از رهبراشون رو
‫تو کمین گرفتین و اسیر کردین.

219
00:16:42,460 --> 00:16:47,673
‫لطفاً بیشتر از قهرمانی‌هاتون
‫بگین. خیلی برام الهام‌بخشه.

220
00:16:47,674 --> 00:16:52,678
‫شنیدم اخیراً به خاطر یه
‫بیماری مرموز بستری بودی.

221
00:16:52,679 --> 00:16:56,807
‫اوهوم. آره. مریض بودم.

222
00:16:56,808 --> 00:16:57,892
‫ هوم.

223
00:16:58,643 --> 00:17:01,896
‫من فقط یه انسانم. تدهین
‫شده توسط خدا، ولی انسان.

224
00:17:02,480 --> 00:17:04,733
‫- هوم.
‫- پادشاه من.

225
00:17:06,693 --> 00:17:08,111
‫- عذر می‌خوام.
‫-  اوهوم.

226
00:17:13,992 --> 00:17:15,743
‫ببخشید. من میرم...

227
00:17:15,744 --> 00:17:17,412
‫- ببین چیکار کردی.
‫- تو کردی.

228
00:17:17,996 --> 00:17:20,123
‫شاهدخت. میخال.

229
00:17:20,957 --> 00:17:22,291
‫ میخال.

230
00:17:22,292 --> 00:17:24,209
‫آه.

231
00:17:24,210 --> 00:17:29,548
‫چه لحظه مهمی برای یه دختر جوون.

232
00:17:30,837 --> 00:17:33,013
‫حتماً احساس افتخار می‌کنی.

233
00:17:33,386 --> 00:17:36,972
‫البته. من، اوم، تمام عمرم
‫منتظر این لحظه بودم.

234
00:17:36,973 --> 00:17:38,141
‫هوم.

235
00:17:39,309 --> 00:17:42,561
‫عزیزم، تو واقعاً، واقعاً
‫دوست‌داشتنی هستی.

236
00:17:42,562 --> 00:17:46,190
‫ پادشاه من. شاهدخت به کمک نیاز داره.

237
00:17:46,191 --> 00:17:49,651
‫می‌دونی اگه، اوم، اگه زنم مرده بود،

238
00:17:49,652 --> 00:17:51,695
‫خودم باهات ازدواج می‌کردم و، اوم،

239
00:17:51,696 --> 00:17:55,866
‫آه، هر روز یه مرد خوشحال
‫از خواب بیدار می‌شدم. لطفاً...

240
00:17:55,867 --> 00:17:57,409
‫ آدریل.

241
00:17:57,410 --> 00:17:59,870
‫اگه وقت دخترم رو بگیری،

242
00:17:59,871 --> 00:18:03,291
‫چطور می‌تونه با پسرات آشنا بشه؟

243
00:18:05,126 --> 00:18:08,629
‫بهتره... بهتره شرایط رو
‫بررسی کنیم، پادشاه من؟

244
00:18:08,630 --> 00:18:11,632
‫مطمئنم سخاوتمند خواهید بود
‫و وفاداریم پاداش خواهد گرفت.

245
00:18:11,633 --> 00:18:15,219
‫من وفاداری نمی‌خرم، آدریل.

246
00:18:15,220 --> 00:18:17,972
‫- اوهوم.
‫- مطمئناً نه با دخترم.

247
00:18:18,723 --> 00:18:20,517
‫حتماً یه خانواده مناسب‌تر هست.

248
00:18:21,392 --> 00:18:22,811
‫به پسراش نگاه کن.

249
00:18:23,520 --> 00:18:26,313
‫احمق‌های بی‌مصرف و از خود راضی.

250
00:18:26,314 --> 00:18:28,483
‫به زور یه جنگجو بینشون پیدا میشه.

251
00:18:30,652 --> 00:18:32,569
‫نمی‌فهمم این چه فایده‌ای
‫برای خانواده سلطنتی داره.

252
00:18:32,570 --> 00:18:35,281
‫وظیفه تو نیست که بفهمی یا نفهمی.

253
00:18:37,075 --> 00:18:39,369
‫چون پادشاه دستور داده.

254
00:18:40,286 --> 00:18:43,414
‫علاقه‌ت به شاهدخت
‫همین‌جا تموم میشه. فهمیدی؟

255
00:18:47,210 --> 00:18:50,630
‫در ضمن، اون پسرای یهودا
‫نیستن که باید نگرانشون باشی.

256
00:18:58,972 --> 00:19:00,056
‫میخال.

257
00:19:10,024 --> 00:19:11,149
‫میخال.

258
00:19:11,150 --> 00:19:12,526
‫دیوونه شدی؟

259
00:19:12,527 --> 00:19:14,653
‫خودت دیوونه شدی؟
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

260
00:19:14,654 --> 00:19:16,822
‫چاره‌ای ندارم. حالا برو،
‫قبل از اینکه کسی ببینه.

261
00:19:16,823 --> 00:19:18,532
‫لطفاً به پدرت بگو این رو نمی‌خوای.

262
00:19:18,533 --> 00:19:22,328
‫این زندگی منه، داوود.
‫همیشه قرار بود اینطوری باشه.

263
00:19:23,079 --> 00:19:26,123
‫تو لایق خیلی بهتر از اینی.
‫حتماً یه کاری می‌تونیم بکنیم.

264
00:19:26,124 --> 00:19:27,208
‫ما؟

265
00:19:27,750 --> 00:19:31,087
‫داوود، ما همینیم که هستیم.
‫هیچی نمی‌تونه اینو عوض کنه.

266
00:19:31,880 --> 00:19:33,339
‫من یه وظیفه‌ای دارم.

267
00:19:34,048 --> 00:19:35,508
‫تو هم همینطور. حالا برو بنواز.

268
00:19:38,511 --> 00:19:39,553
‫نه، داوود، دنبالش نرو.

269
00:19:39,554 --> 00:19:40,971
‫برگرد اونجا و موسیقیت رو بنواز.

270
00:19:40,972 --> 00:19:42,139
‫- باید بهش بگم.
‫- چی رو بگی؟

271
00:19:42,140 --> 00:19:45,475
‫حقیقت رو. اینکه واقعاً کی
‫هستم، که تدهین شدم، که من...

272
00:19:45,476 --> 00:19:48,395
‫تو نباید...

273
00:19:48,396 --> 00:19:50,397
‫تو نباید یه کلمه حرف بزنی.

274
00:19:50,398 --> 00:19:51,565
‫نمی‌تونم به دروغ گفتن ادامه بدم.

275
00:19:51,566 --> 00:19:53,484
‫پس امروز زنده نمی‌مونی.

276
00:19:54,777 --> 00:19:59,073
‫الیاب، اگه من عضوی از خانواده
‫بشم، خونریزی‌ای در کار نخواهد بود.

277
00:19:59,574 --> 00:20:00,949
‫نمی‌بینی؟

278
00:20:00,950 --> 00:20:02,492
‫ولی باید الان بهش بگم
‫قبل از اینکه ازدواج کنه.

279
00:20:02,493 --> 00:20:05,412
‫داوود، پادشاه‌ها از نسل خودشون
‫محافظت می‌کنن و تهدیدها رو از بین می‌برن.

280
00:20:05,413 --> 00:20:07,456
‫جون همه‌مون اینجا در خطره.

281
00:20:07,457 --> 00:20:08,957
‫تو تنها برادر من نیستی.

282
00:20:08,958 --> 00:20:11,335
‫مجبورم نکن بین اونا و
‫تو یکی رو انتخاب کنم.

283
00:20:11,336 --> 00:20:13,796
‫حالا برگرد اونجا و موسیقیت رو بنواز.

284
00:20:14,297 --> 00:20:15,423
‫باشه.

285
00:20:27,226 --> 00:20:28,728
‫خواهش می‌کنم، خیلی لطف دارین.

286
00:20:29,646 --> 00:20:31,856
‫به نظر میاد اینجا خیلی
‫بیشتر خوش می‌گذره.

287
00:20:33,858 --> 00:20:35,276
‫شاهزاده میراب.

288
00:20:36,653 --> 00:20:38,905
‫چه حسی داره اون یکی شاهزاده بودن؟

289
00:20:39,405 --> 00:20:40,823
‫در واقع، اولی.

290
00:20:43,034 --> 00:20:44,452
‫تو کدوم برادری؟

291
00:20:46,454 --> 00:20:48,706
‫اون بی‌اهمیته. یوردان.

292
00:20:49,707 --> 00:20:51,208
‫- یوردان.
‫- اوهوم.

293
00:20:51,209 --> 00:20:53,460
‫از تلاش برای تحت تأثیر قرار
‫دادن خواهرم دست کشیدی؟

294
00:20:53,461 --> 00:20:56,213
‫ از اولش هم قرار نبود من باشم.

295
00:20:56,214 --> 00:20:58,758
‫من پسر وسطی‌ام. همیشه فراموش شده.

296
00:20:59,926 --> 00:21:01,761
‫من اون سرکش ناامیدکننده‌ام.

297
00:21:04,013 --> 00:21:05,644
‫به سلامتی مورد علاقه هیچکس نبودن.

298
00:21:10,645 --> 00:21:13,648
‫الان عاموس داره با خواهرت
‫درباره شمشیر بزرگش حرف می‌زنه.

299
00:21:14,273 --> 00:21:16,024
‫تأثیرگذارترین تو کل اسرائیل.

300
00:21:16,025 --> 00:21:18,778
‫و بعد برادرام درباره
‫شمشیراشون نظر میدن.

301
00:21:19,737 --> 00:21:22,906
‫تا اینکه همشون پیشنهاد می‌دن
‫از غلاف دربیارن و مقایسه کنن.

302
00:21:25,827 --> 00:21:28,829
‫و خواهرم سرش رو تکون میده، تشویق‌کنان.

303
00:21:28,830 --> 00:21:31,874
‫اون یه شاهدخت کاملاً
‫مؤدب و بی‌نقص خواهد بود.

304
00:21:32,583 --> 00:21:35,128
‫و همه برادرات فکر
‫می‌کنن دارن برنده میشن.

305
00:21:35,837 --> 00:21:37,213
‫و بعد یکیشون واقعاً برنده میشه.

306
00:21:37,839 --> 00:21:39,632
‫و اون تا ابد گیر می‌افته.

307
00:21:41,009 --> 00:21:42,010
‫ اوهوم.

308
00:21:43,928 --> 00:21:44,928
‫عالیه.

309
00:21:50,435 --> 00:21:52,936
‫خب، می‌خوای بذاری پدرت تو رو بفروشه

310
00:21:52,937 --> 00:21:55,606
‫به پسر هر رهبر قبیله پولداری؟

311
00:21:56,691 --> 00:21:58,234
‫چرا که نه؟ همشون یه جورن.

312
00:21:59,610 --> 00:22:02,487
‫بعضی‌هاشون یه کم خوش‌تیپ‌ترن.

313
00:22:02,488 --> 00:22:04,657
‫اوهوم.

314
00:22:16,753 --> 00:22:18,411
‫ تو عجیبی.

315
00:22:21,632 --> 00:22:22,675
‫خودت عجیبی.

316
00:22:25,011 --> 00:22:26,012
‫دقیقاً.

317
00:22:28,890 --> 00:22:29,891
‫بیا.

318
00:22:31,059 --> 00:22:33,727
‫چطوره یکی از متن‌های
‫مقدس رو با خودم ببرم یهودا؟

319
00:22:33,728 --> 00:22:35,645
‫فکر نمی‌کنم سفر کردن با...

320
00:22:35,646 --> 00:22:38,565
‫«عصای سلطنت از یهودا دور نخواهد شد.»

321
00:22:38,566 --> 00:22:40,025
‫آه.

322
00:22:40,026 --> 00:22:42,819
‫اون سخنرانی. اون کلمات. شروع همه چیز.

323
00:22:42,820 --> 00:22:44,321
‫برکت یعقوب برای فرزندانمون

324
00:22:44,322 --> 00:22:47,366
‫تا میراثشون رو به یاد داشته باشن.

325
00:22:49,118 --> 00:22:50,119
‫می‌دونم کجا باید بریم.

326
00:22:54,832 --> 00:22:58,585
‫شیر بهت خیانت می‌کنه.

327
00:22:58,586 --> 00:23:00,587
‫به حرفاش گوش کن.

328
00:23:00,588 --> 00:23:03,423
‫حتماً. حتماً. حتماً.

329
00:23:03,424 --> 00:23:05,259
‫ غاصب.

330
00:23:19,148 --> 00:23:22,901
‫پدر در حال مرگ به 12
‫پسرش چندین و چند نسل پیش،

331
00:23:22,902 --> 00:23:28,282
‫- خیلی عزیز و گرامی خواهد بود...
‫-  زمان یهودا فرا رسیده.

332
00:23:28,866 --> 00:23:34,622
‫پس، اوم، پادشاه من، اگه می‌شد
‫فقط اون یه طومار رو به من هدیه بدید.

333
00:23:35,498 --> 00:23:39,919
‫ شائول، شیر رو بکش.

334
00:23:41,170 --> 00:23:44,381
‫شائول، اوم، حالت خوبه؟

335
00:23:52,431 --> 00:23:56,221
‫ شاید هنوز کاملاً قوای
‫خودت رو به دست نیاوردی.

336
00:24:03,317 --> 00:24:06,654
‫می‌دونی، شاید الان این
‫بحث برات زیادی باشه.

337
00:24:07,238 --> 00:24:09,030
‫ اگه در وضعیت ضعف هستی...

338
00:24:09,031 --> 00:24:12,702
‫عاقلانه نیست که متون مقدس رو جدا کنیم.

339
00:24:13,411 --> 00:24:16,873
‫همچنین عاقلانه نیست که
‫پادشاهی رو تقسیم کنیم. موافقی؟

340
00:24:18,541 --> 00:24:20,603
‫واقعاً چی می‌خوای، آدریل؟

341
00:24:21,460 --> 00:24:22,961
‫از این بازی‌ها خسته شدم.

342
00:24:22,962 --> 00:24:27,340
‫یه چیز دیگه ازم التماس کن، شاید بهت بدم.

343
00:24:27,540 --> 00:24:30,293
‫یه جایگاه دائمی تو شورات.

344
00:24:30,803 --> 00:24:35,140
‫پادشاه من، هیچ راه بهتری
‫برای خدمت به منافع شما نیست

345
00:24:35,486 --> 00:24:37,434
‫که من رئیس بزرگان باشم.

346
00:24:37,575 --> 00:24:41,479
‫قبوله. بعداً جزئیات رو نهایی می‌کنیم.

347
00:24:41,480 --> 00:24:45,859
‫حالا بیا بنوشیم و به افتخار
‫بچه‌هامون جشن بگیریم.

348
00:24:45,860 --> 00:24:47,486
‫ بله.

349
00:24:48,112 --> 00:24:50,614
‫بله. الان برمی‌گردم.

350
00:24:50,615 --> 00:24:52,325
‫- باشه.
‫- یه لحظه ببخشید.

351
00:24:58,998 --> 00:25:00,498
‫من پیشتم.

352
00:25:00,499 --> 00:25:03,252
‫کنارتم. تمام مدت.

353
00:25:10,051 --> 00:25:11,135
‫تموم شد؟

354
00:25:11,677 --> 00:25:13,179
‫اون مرد یه شغاله.

355
00:25:14,738 --> 00:25:16,115
‫به زودی شغال تو میشه.

356
00:25:19,644 --> 00:25:20,853
‫یه فکری دارم.

357
00:25:21,437 --> 00:25:24,805
‫چوپان، آماده باش یه چیز شاد بنوازی.

358
00:25:27,405 --> 00:25:28,569
‫دخترا رو آماده کن.

359
00:25:29,487 --> 00:25:30,738
‫باشه. ممنون.

360
00:25:35,868 --> 00:25:37,786
‫پدرت به کمکت نیاز داره.

361
00:25:37,787 --> 00:25:40,873
‫نشون بده که تو جواهر تاجشی.

362
00:25:49,507 --> 00:25:51,509
‫عشق بین شما و ملکه.

363
00:25:52,009 --> 00:25:53,427
‫دیدنش خیلی زیباست.

364
00:25:54,595 --> 00:25:56,639
‫از لحظه‌ای که دیدمش فهمیدم.

365
00:25:57,640 --> 00:25:59,725
‫آه، ازدواج از روی عشق.

366
00:26:01,102 --> 00:26:02,477
‫داشتن این انتخاب.

367
00:26:03,011 --> 00:26:04,596
‫چه چیز ارزشمندی.

368
00:26:05,231 --> 00:26:07,942
‫معلومه خوب نگاه کردی.

369
00:26:08,526 --> 00:26:11,279
‫کدوم یکی از پسرای
‫آدریل رو انتخاب می‌کردی؟

370
00:26:12,738 --> 00:26:13,948
‫هیچکدوم.

371
00:26:15,116 --> 00:26:16,117
‫اوه.

372
00:26:19,829 --> 00:26:21,080
‫اون باید با من ازدواج کنه.

373
00:26:29,171 --> 00:26:33,592
‫تو خیلی بامزه‌ای، چوپان.

374
00:26:48,316 --> 00:26:50,568
‫عالیه. زیباست.

375
00:27:03,080 --> 00:27:06,625
‫- روغن زیتون ریختی رو لباسم.
‫- رقصش رو تماشا کن.

376
00:27:08,336 --> 00:27:11,629
‫از این رقص متنفره.

377
00:27:21,474 --> 00:27:25,102
‫همه. یه اظهاری دارم.

378
00:27:29,315 --> 00:27:30,815
‫بعد از بررسی طولانی...

379
00:27:30,816 --> 00:27:32,109
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

380
00:27:33,527 --> 00:27:38,240
‫تصمیم گرفتم که این
‫ازدواج، که نادر و زیباست،

381
00:27:38,741 --> 00:27:43,537
‫بین دختر دوست‌داشتنیم میراب...

382
00:27:47,792 --> 00:27:49,752
‫و... و...

383
00:27:52,338 --> 00:27:54,339
‫- اون یکی.
‫- یوردان.

384
00:27:54,506 --> 00:27:55,590
‫میراب و یوردان.

385
00:27:57,176 --> 00:28:00,763
‫خدا این پیوند مقدس رو برکت بده.

386
00:28:02,139 --> 00:28:05,351
‫خب. آره، فکر کنم یکی
‫به اندازه اون یکی خوبه.

387
00:28:06,018 --> 00:28:07,477
‫به سلامتی زوج خوشبخت.

388
00:28:19,907 --> 00:28:20,908
‫میخال.

389
00:28:24,578 --> 00:28:26,579
‫این یه حقه‌ست؟

390
00:28:26,580 --> 00:28:29,333
‫نمی‌دونم. فکر کنم باید لبخند بزنیم.

391
00:28:31,627 --> 00:28:34,421
‫اون غیرقابل پیش‌بینیه. مطمئنی؟

392
00:28:34,422 --> 00:28:35,714
‫مطمئنم.

393
00:28:36,382 --> 00:28:37,675
‫ممنون.

394
00:28:39,844 --> 00:28:41,220
‫از این راضی هستی؟

395
00:28:41,804 --> 00:28:45,141
‫اگه پادشاه اینطور می‌خواد
‫من کی باشم که نه بگم؟ نه؟

396
00:28:45,341 --> 00:28:52,540
SaberFun
صابرفان

397
00:29:25,723 --> 00:29:26,557
‫اوم...

398
00:30:07,765 --> 00:30:10,558
‫- برو. باید بری. داوود. داوود.
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

399
00:30:10,559 --> 00:30:11,977
‫باید بری. برو.

400
00:30:33,374 --> 00:30:35,334
‫امروز پر از سورپرایزی.

401
00:30:36,544 --> 00:30:38,128
‫من بودم که سورپرایز شدم.

402
00:30:41,423 --> 00:30:43,258
‫اینکه اون طرف سالن نگاه کنم،

403
00:30:43,259 --> 00:30:45,261
‫ببینم تو با یه مرد خوشحالی.

404
00:30:45,886 --> 00:30:47,220
‫می‌خندی.

405
00:30:47,221 --> 00:30:50,391
‫مثل وقتی که یه دختر کوچولو بودی.

406
00:30:51,141 --> 00:30:54,186
‫فکر نمی‌کردم هنوز برات
‫مهم باشه که من خوشحالم یا نه.

407
00:30:55,646 --> 00:30:57,397
‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟

408
00:30:57,747 --> 00:31:00,958
‫پنهون نیست که میخال مورد علاقه‌ته.

409
00:31:02,194 --> 00:31:05,114
‫اون نور چشم توئه. هوم.

410
00:31:05,823 --> 00:31:07,157
‫می‌فهمم.

411
00:31:08,367 --> 00:31:10,827
‫اون همیشه دقیقاً همونطور
‫که باید رفتار می‌کنه.

412
00:31:10,828 --> 00:31:12,496
‫و تو هر جور که دلت می‌خواد رفتار می‌کنی.

413
00:31:12,997 --> 00:31:14,373
‫درست مثل مادرت.

414
00:31:17,459 --> 00:31:18,752
‫میراب.

415
00:31:20,879 --> 00:31:22,798
‫تو دختر اول منی.

416
00:31:23,591 --> 00:31:26,010
‫و برخلاف ظاهر قضیه،

417
00:31:27,052 --> 00:31:29,346
‫من همیشه به فکر خوشحالی تو هستم.

418
00:31:30,139 --> 00:31:31,307
‫همیشه.

419
00:31:32,766 --> 00:31:35,603
‫تو آدریل رو سر جاش می‌نشونی.

420
00:31:42,860 --> 00:31:46,405
‫خاندان شائول تقسیم نخواهد شد.

421
00:31:48,032 --> 00:31:49,366
‫قول میدم.

422
00:32:19,938 --> 00:32:21,065
‫پایین رو نگاه کن، داوود.

423
00:32:24,652 --> 00:32:26,737
‫استخون‌ها و لباس‌های پاره رو می‌بینی؟

424
00:32:27,903 --> 00:32:31,657
‫تو اولین مردی نیستی که به خاطر
‫مخالفت با خاندان شائول اینجا انداخته میشه.

425
00:32:32,868 --> 00:32:35,161
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی بیای به این قصر،

426
00:32:35,162 --> 00:32:37,914
‫چند تا آهنگ بزنی و شاهزاده
‫خانم رو اینجوری فاسد کنی؟

427
00:32:37,915 --> 00:32:39,916
‫تو منو آوردی اینجا، به دستور پادشاه!

428
00:32:39,917 --> 00:32:42,835
‫برای آرامش دادن به
‫اون، نه فاسد کردن دخترش.

429
00:32:42,836 --> 00:32:46,506
‫هر لحظه‌ای که با شاهدخت گذروندم
‫به درخواست خودش بوده، پسرعمو!

430
00:32:46,507 --> 00:32:51,469
‫تو از زمان تولدت یه بلا
‫برای اسم خانواده ما بودی

431
00:32:51,470 --> 00:32:54,389
‫و برادرت خیلی باهات نرم رفتار کرده.

432
00:32:54,390 --> 00:32:56,724
‫بذار یه درسی بهت بدم.

433
00:32:56,725 --> 00:33:00,436
‫از این لحظه به بعد، با
‫شاهدخت ملاقات نمی‌کنی،

434
00:33:00,437 --> 00:33:03,189
‫به شاهدخت نگاه نمی‌کنی،
‫و حتی بهش فکر هم نمی‌کنی.

435
00:33:03,190 --> 00:33:05,626
‫روشنه، حرومزاده؟

436
00:33:06,944 --> 00:33:10,447
‫قسم بخور! وگرنه همین
‫الان میندازمت پایین.

437
00:33:18,163 --> 00:33:19,248
‫امتحان کن.

438
00:33:21,959 --> 00:33:23,085
‫چی؟

439
00:33:24,285 --> 00:33:27,414
‫یوآب، من اینجا یه هدفی دارم.

440
00:33:29,258 --> 00:33:31,093
‫خدا اینو بهم نشون داده.

441
00:33:32,386 --> 00:33:33,429
‫یه سرنوشت.

442
00:33:37,307 --> 00:33:38,434
‫تو سرنوشت خودت رو می‌دونی؟

443
00:34:29,985 --> 00:34:33,155
‫پدرت امروز یه هدیه بهت داد.

444
00:34:34,573 --> 00:34:37,735
‫ولی اشتباه نکن، به زودی ازدواج می‌کنی.

445
00:34:38,994 --> 00:34:39,995
‫می‌دونم.

446
00:34:43,290 --> 00:34:45,541
‫آبروی خانواده‌مون زیر سؤال رفته.

447
00:34:45,542 --> 00:34:52,132
‫آخرین چیزی که نیاز داریم شایعه
‫دنبال یه پسر چوپون افتادن توئه.

448
00:34:55,052 --> 00:34:57,888
‫مردم چیزایی می‌بینن و پچ‌پچ می‌کنن.

449
00:35:00,390 --> 00:35:02,184
‫خب چه اشکالی داره اگه چوپون باشه؟

450
00:35:04,645 --> 00:35:07,189
‫پدر یه الاغ‌چرون فقیر بود.

451
00:35:07,856 --> 00:35:10,274
‫پدرت تدهین شده‌ست.

452
00:35:10,275 --> 00:35:11,860
‫وقتی باهاش ازدواج کردی نبود.

453
00:35:12,861 --> 00:35:15,280
‫من دختر یه کشاورزم.

454
00:35:15,864 --> 00:35:17,866
‫تو دختر یه پادشاهی.

455
00:35:21,078 --> 00:35:23,121
‫اصلاً می‌دونی این پسره کیه؟

456
00:35:25,249 --> 00:35:28,836
‫آره. می‌دونم.

457
00:35:29,711 --> 00:35:30,712
‫اون...

458
00:35:33,507 --> 00:35:34,758
‫اون فروتنه.

459
00:35:36,451 --> 00:35:40,596
‫و پرشور و شجاعه.

460
00:35:42,474 --> 00:35:44,810
‫منو فراتر از یه جایزه می‌بینه.

461
00:35:49,566 --> 00:35:51,650
‫و اسم داره.

462
00:35:52,150 --> 00:35:53,318
‫داوود.

463
00:35:55,404 --> 00:36:02,274
‫و می‌دونی چرا داوود تنها
‫روی یه تپه زندگی می‌کنه؟

464
00:36:05,439 --> 00:36:07,149
‫چون حرومزاده‌ست.

465
00:36:08,750 --> 00:36:09,834
‫یه طردشده.

466
00:36:10,377 --> 00:36:12,546
‫هر جا میره شرمسار میشه.

467
00:36:18,427 --> 00:36:21,763
‫این پسر دلت رو برده. می‌فهمم.

468
00:36:23,015 --> 00:36:26,018
‫ولی یه سال دیگه اسمش رو هم یادت نمیاد.

469
00:36:26,810 --> 00:36:33,317
‫اما آسیبی که به این خاندان
‫می‌زنه می‌تونه نسل‌ها طول بکشه.

470
00:36:38,921 --> 00:36:40,131
‫سربلند باش.

471
00:36:40,824 --> 00:36:42,576
‫چون وقتی ازدواج کنی،

472
00:36:43,076 --> 00:36:48,373
‫پیوندت خیلی بزرگتر از
‫این عشق زودگذر خواهد بود.

473
00:36:49,499 --> 00:36:54,004
‫برای محافظت از خانواده
‫و این پادشاهی خواهد بود.

474
00:36:55,047 --> 00:36:59,843
‫می‌بینی، عزیزم، اون پسره حق داره.

475
00:37:00,819 --> 00:37:02,571
‫تو یه جایزه نیستی.

476
00:37:04,890 --> 00:37:06,516
‫تو یه سپری.

477
00:37:14,816 --> 00:37:17,444
‫روبن. کجا بودی؟

478
00:37:17,986 --> 00:37:20,405
‫چرا اینقدر چیز حمل
‫می‌کنی؟ بذار کمکت کنم.

479
00:37:24,493 --> 00:37:25,910
‫قصر تمام شب ازت کار می‌کشه؟

480
00:37:26,327 --> 00:37:27,995
‫دوست دارم کار کنم.

481
00:37:28,288 --> 00:37:30,835
‫اگه بیدار بمونم کابوس نمی‌بینم.

482
00:37:31,333 --> 00:37:32,334
‫می‌فهمم.

483
00:37:33,335 --> 00:37:35,587
‫غول‌ها دوباره بهمون حمله می‌کنن؟

484
00:37:36,630 --> 00:37:38,507
‫همونی که تو خوابم دیدم.

485
00:37:41,176 --> 00:37:42,177
‫هرگز.

486
00:37:43,303 --> 00:37:44,805
‫من ازت محافظت می‌کنم.

487
00:37:46,305 --> 00:37:47,306
‫قول میدم.

488
00:37:48,141 --> 00:37:49,351
‫تو خیلی کوچیکی.

489
00:37:55,941 --> 00:37:57,859
‫ به سلامتی پادشاه اسرائیل

490
00:37:59,611 --> 00:38:02,864
‫و این پیوند خوشایند خاندان‌هامون.

491
00:38:03,448 --> 00:38:09,496
‫من به عنوان مشاور و رئیس بزرگان
‫اسرائیل با وفاداری خدمت خواهم کرد.

492
00:38:10,330 --> 00:38:14,543
‫قبل از اینکه برگردی،
‫می‌خوام یه نوش جان بگم.

493
00:38:19,089 --> 00:38:20,465
‫به سلامتی میراب...

494
00:38:22,592 --> 00:38:24,219
‫دختر پرشور من.

495
00:38:24,886 --> 00:38:27,430
‫امیدوارم شوهر جدیدت ازت محافظت کنه،

496
00:38:27,431 --> 00:38:28,598
‫الهام‌بخشت باشه،

497
00:38:29,182 --> 00:38:32,310
‫و همیشه یادت بیاره کی هستی.

498
00:38:39,693 --> 00:38:41,194
‫و به سلامتی آدریل،

499
00:38:42,195 --> 00:38:46,533
‫خیلی افتخار می‌کنم که
‫خانواده‌هامون رو به هم پیوند می‌دیم.

500
00:38:48,201 --> 00:38:54,374
‫به عنوان هدیه این طومار رو آوردم.

501
00:38:56,585 --> 00:39:03,258
‫از کاتب ارشدمون خواستم برکت
‫یعقوب برای پسرانش رو پیدا کنه.

502
00:39:04,793 --> 00:39:06,253
‫کلمات مقدس.

503
00:39:07,312 --> 00:39:11,233
‫این ارزشمندترین چیزیه
‫که تا حالا تو دستام گرفتم.

504
00:39:12,434 --> 00:39:16,353
‫اجازه میدی برکت یعقوب
‫رو برای فرزندانمون بخونم

505
00:39:16,354 --> 00:39:18,690
‫تا میراثشون رو به یاد داشته باشن؟

506
00:39:22,527 --> 00:39:23,587
‫اوم...

507
00:39:26,573 --> 00:39:30,159
‫قبل از اینکه این کلمات
‫معجزه‌آسا رو بخونم،

508
00:39:30,160 --> 00:39:33,537
‫می‌خوام یه نوش جان بگم و بگم که واقعاً...

509
00:39:33,538 --> 00:39:35,933
‫آدریل، فقط طومار رو بخون.

510
00:39:41,978 --> 00:39:46,051
‫«و اسرائیل پسرانش را فراخواند و گفت،

511
00:39:47,594 --> 00:39:51,139
‫'جمع شوید تا به شما بگویم در
‫روزهای آینده چه بر سرتان خواهد آمد.'

512
00:39:52,474 --> 00:39:53,766
‫و اسرائیل گفت...»

513
00:39:53,767 --> 00:39:56,477
‫ شائول،

514
00:39:56,478 --> 00:40:01,525
‫همه چیز رو از دست میدی.

515
00:40:02,234 --> 00:40:03,235
‫ساکت.

516
00:40:03,860 --> 00:40:08,489
‫- اون همه چیز رو ازت می‌دزده.
‫- «یهودا...»

517
00:40:08,490 --> 00:40:12,786
‫ شیر بهت خیانت می‌کنه.

518
00:40:13,286 --> 00:40:16,248
‫صداش رو نمی‌شنوی؟

519
00:40:17,749 --> 00:40:19,959
‫«...برادرانت تو را ستایش خواهند کرد.

520
00:40:19,960 --> 00:40:23,420
‫دستت بر گردن دشمنانت خواهد بود.»

521
00:40:23,421 --> 00:40:27,092
‫ نمی‌بینی؟

522
00:40:27,676 --> 00:40:31,680
‫ غاصب. دزد.

523
00:40:34,432 --> 00:40:38,144
‫«عصای سلطنت از
‫یهودا دور نخواهد شد...»

524
00:40:38,145 --> 00:40:39,562
‫به حرفاش گوش کن.

525
00:40:39,563 --> 00:40:42,690
‫«...و نه چوبدستی
‫فرمانروایی از میان پاهایش...»

526
00:40:42,691 --> 00:40:45,901
‫زمان یهودا فرا رسیده.

527
00:40:45,902 --> 00:40:48,028
‫«...تا آنکه صاحب اصلی‌اش بیاید...»

528
00:40:48,029 --> 00:40:52,158
‫- شیر حکومت خواهد کرد!
‫- «...و اطاعت...»

529
00:40:52,159 --> 00:40:53,702
‫بس کن!

530
00:40:54,244 --> 00:40:56,412
‫من هنوز برکت رو تموم نکردم.

531
00:40:56,413 --> 00:40:58,081
‫من تمومش می‌کنم.

532
00:40:59,082 --> 00:41:02,210
‫«بنیامین گرگی درنده است.

533
00:41:02,878 --> 00:41:05,796
‫صبح شکار را می‌درد.

534
00:41:05,797 --> 00:41:09,842
‫- شب غنیمت را تقسیم می‌کند.»
‫- پادشاه من،

535
00:41:09,843 --> 00:41:11,218
‫شما حافظه خوبی دارید.

536
00:41:11,219 --> 00:41:12,637
‫من درونت رو می‌بینم، آدریل.

537
00:41:13,972 --> 00:41:15,765
‫می‌دونم چرا اومدی.

538
00:41:17,851 --> 00:41:18,809
‫منظورت چیه؟

539
00:41:18,810 --> 00:41:23,522
‫از همون لحظه اول داشتی

540
00:41:23,523 --> 00:41:26,526
‫برای تصاحب تخت من نقشه می‌کشیدی.

541
00:41:27,110 --> 00:41:29,195
‫- تو اومدی...
‫- پادشاه من.

542
00:41:29,196 --> 00:41:32,574
‫این حقیقت نداره.

543
00:41:33,533 --> 00:41:36,202
‫تمام چیزی که می‌خوام خدمت به شماست،
‫و شما منو اینجا آوردید که توهین کنید؟

544
00:41:36,203 --> 00:41:40,789
‫- دروغگو. هر کلمه‌ای که میگی دروغه.
‫- شائول.

545
00:41:40,790 --> 00:41:42,833
‫- این پیشنهاد ازدواج تمومه.
‫-  نه، شائول.

546
00:41:42,834 --> 00:41:45,252
‫- خاندان‌های ما به هم نمی‌پیوندن.
‫- شائول.

547
00:41:45,253 --> 00:41:47,880
‫شائول، تو خسته‌ای. بیا
‫صبح در موردش حرف بزنیم.

548
00:41:47,881 --> 00:41:51,133
‫منو آروم نکن، زن!

549
00:41:51,134 --> 00:41:53,802
‫من پادشاهتم!

550
00:41:53,803 --> 00:41:57,974
‫پسرای تو هرگز لایق
‫دخترای من نخواهند بود.

551
00:41:59,267 --> 00:42:03,396
‫و دست‌های حریص تو به تخت من نمی‌رسه.

552
00:42:04,189 --> 00:42:06,899
‫- هرگز.
‫- پس راسته که میگن.

553
00:42:06,900 --> 00:42:08,400
‫تو دیوونه شدی.

554
00:42:08,401 --> 00:42:12,404
‫از خونه من برو بیرون!

555
00:42:12,405 --> 00:42:14,490
‫- بیرون! بیرون!
‫-  بریم بیرون قبل از اینکه همه‌مون رو قتل عام کنه!

556
00:42:14,491 --> 00:42:17,368
‫پسرام!

557
00:42:20,664 --> 00:42:23,208
‫هرگز به تخت من دست نزن.

558
00:42:47,774 --> 00:42:48,900
‫میراب.

559
00:42:51,301 --> 00:42:52,444
‫من... خیلی متأسفم.

560
00:42:52,445 --> 00:42:54,781
‫این خانواده یه نفرینه.

561
00:42:55,907 --> 00:42:57,584
‫یه نفرینه.

562
00:43:08,695 --> 00:43:11,948
‫ شیر بهت خیانت می‌کنه.

563
00:43:13,675 --> 00:43:16,219
‫از من دور شو.

564
00:43:17,554 --> 00:43:18,388
‫دور شو.

565
00:43:30,984 --> 00:43:33,611
‫چرا این شیاطین هنوز آزارش میدن؟

566
00:43:34,738 --> 00:43:35,989
‫نمی‌تونی کمکش کنی؟

567
00:43:36,698 --> 00:43:38,158
‫روحش در جنگه.

568
00:43:39,409 --> 00:43:42,746
‫به نیروهای قوی‌تری برای درمانش
‫نیاز داره و تو منو محدود کردی.

569
00:43:43,955 --> 00:43:45,957
‫اگه آزادی مطلق داشتی چی؟

570
00:43:47,751 --> 00:43:50,753
‫- از جادوی سیاه استفاده می‌کردم...
‫- نه.

571
00:43:50,754 --> 00:43:52,338
‫- ...جادوگری...
‫- نه.

572
00:43:52,339 --> 00:43:56,216
‫...تا معجونی قوی بسازم که شر
‫رو از اعماق وجودش بیرون بکشه...

573
00:43:56,217 --> 00:43:57,426
‫- نه.
‫- ...و روحش رو آزاد کنه.

574
00:43:57,427 --> 00:43:59,053
‫اون به جادوی سیاه اعتقاد نداره.

575
00:43:59,054 --> 00:44:03,016
‫شوهرت تحت تأثیر نیروهای تاریک‌تر
‫از هر چیزی که تا حالا دیدم قرار گرفته.

576
00:44:04,267 --> 00:44:06,310
‫اون کسیه که نمیشه بهش اعتماد کرد.

577
00:44:09,856 --> 00:44:11,316
‫قانون اجازه نمیده.

578
00:44:12,650 --> 00:44:14,527
‫اون قانون رو تغییر نمیده.

579
00:44:15,861 --> 00:44:18,780
‫بدون مُهر پادشاه همچنان ممنوعه.

580
00:44:18,907 --> 00:44:20,658
‫پادشاه تو خواب عمیقیه.

581
00:44:22,077 --> 00:44:23,912
‫عاقلانه نیست که صبر کنیم.

582
00:44:25,872 --> 00:44:27,874
‫اگه اون قانون رو تغییر نمیده...

583
00:44:30,168 --> 00:44:31,711
‫شاید تو مجبور بشی این کار رو بکنی.

584
00:45:25,974 --> 00:45:27,016
‫چوپان؟

585
00:45:28,476 --> 00:45:29,811
‫منو ببخشید، پادشاه من.

586
00:45:30,937 --> 00:45:32,063
‫خوابم نمی‌برد.

587
00:45:33,980 --> 00:45:36,316
‫منم همینطور.

588
00:45:40,613 --> 00:45:41,948
‫به این نگاه کن.

589
00:45:43,825 --> 00:45:48,329
‫این قصر قبل از اینکه ما
‫فتحش کنیم، یه دژ فلسطینی بود.

590
00:45:48,997 --> 00:45:55,913
‫حالا داریم صورت پادشاهان
‫و خدایانشون رو می‌تراشیم،

591
00:45:56,337 --> 00:45:59,549
‫تا حکاکی‌های خودمون رو بسازیم.

592
00:46:02,260 --> 00:46:06,055
‫هر دوره جدیدی میاد و
‫قدیمی رو از بین می‌بره.

593
00:46:09,392 --> 00:46:13,615
‫پس عجبم که از من چی به یاد خواهد موند.

594
00:46:15,398 --> 00:46:17,817
‫معتقدم نام شائول هرگز نمی‌میره.

595
00:46:23,114 --> 00:46:25,825
‫خانواده‌م فکر می‌کنن
‫اشتباه وحشتناکی کردم.

596
00:46:28,495 --> 00:46:30,455
‫میراب هرگز منو نمی‌بخشه.

597
00:46:31,581 --> 00:46:35,751
‫ولی می‌تونستم حس کنم
‫داره از دستم در میره،

598
00:46:35,752 --> 00:46:38,254
‫همه چیزی که براش خون دل خوردم.

599
00:46:39,506 --> 00:46:41,341
‫از دستم ربوده شده توسط کی؟

600
00:46:42,258 --> 00:46:43,968
‫آدریل از یهودا.

601
00:46:45,261 --> 00:46:47,764
‫خانواده‌م فکر می‌کنن
‫دارم دیوونه میشم.

602
00:46:48,431 --> 00:46:54,979
‫ولی اون شغال تخت منو می‌خواست،
‫و لایق نشستن روش نیست.

603
00:46:56,464 --> 00:47:03,007
‫این صندلی که هر مردی آرزوشو داره.

604
00:47:06,908 --> 00:47:09,369
‫وقتی روش می‌شینی، تغییرت میده.

605
00:47:10,319 --> 00:47:13,238
‫پادشاه بودن یعنی اینکه درکت نکنن.

606
00:47:14,874 --> 00:47:16,376
‫اینکه تدهین بشی،

607
00:47:17,710 --> 00:47:19,212
‫نه به انتخاب خودت.

608
00:47:22,298 --> 00:47:25,635
‫فقط کاش اینقدر به
‫خانواده‌م آسیب نمی‌زد.

609
00:47:28,972 --> 00:47:30,098
‫اونا تو رو می‌بخشن.

610
00:47:34,185 --> 00:47:36,312
‫دیدم چقدر برات اهمیت قائلن.

611
00:47:39,983 --> 00:47:41,192
‫می‌خوای بشینی؟

612
00:47:42,318 --> 00:47:43,778
‫ببینی چه حسی داره؟

613
00:47:46,531 --> 00:47:48,324
‫این برای تدهین شده خداونده.

614
00:47:56,874 --> 00:48:00,628
‫باید برم بخوابم تا قبل از
‫خشم فردا استراحت کنم.

615
00:48:01,337 --> 00:48:02,780
‫باهاتون میام.

616
00:48:02,880 --> 00:48:05,758
‫نه، خودم می‌تونم برم.

617
00:48:05,782 --> 00:48:15,782
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

618
00:48:15,806 --> 00:48:25,806
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

