﻿1
00:00:13,575 --> 00:00:15,934
‫[ یتیم‌خانه‌ی پسران سنت لوک ]

2
00:00:16,037 --> 00:00:22,701
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:22,702 --> 00:00:30,631
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:33,010 --> 00:00:35,930
‫بار چندمتـه؟ از خاک و خل بیرون بیا.

5
00:00:36,430 --> 00:00:37,510
‫ببخشید خواهر.

6
00:00:37,511 --> 00:00:41,763
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

7
00:00:41,890 --> 00:00:45,980
‫یه روزی کنجکاویت تو رو به مسیری می‌کشونه که
‫دیگه نمی‌تونی ازش خارج بشی.

8
00:00:55,660 --> 00:00:58,660
‫«و به هنگام شب در آنی خواهی مرد.

9
00:00:59,830 --> 00:01:05,420
‫چشمانش بر منش انسان‌های فانیست.
‫تمام قدم‌هایشان را می‌بیند.»

10
00:01:07,460 --> 00:01:11,590
‫و این یک امتیاز منفی برای دیر اومدن
‫ کلوین اونز.

11
00:01:13,880 --> 00:01:16,220
‫خب، کجا بودیم؟

12
00:01:16,220 --> 00:01:17,760
‫«هیچ سایه‌ی عمیقی نیست،

13
00:01:17,760 --> 00:01:20,850
‫هیچ تاریکی مطلقی که
‫بدکاران بتوانند در آن مخفی شوند.

14
00:01:20,850 --> 00:01:24,310
‫خداوند نیازی به بررسی بیشتر انسان‌ها ندارد، که

15
00:01:20,918 --> 00:01:22,518
‫{\an8}[ درس انجیل ]

16
00:01:22,574 --> 00:01:23,774
‫{\an8}[ جزوه‌ی شیمی ]

17
00:01:24,310 --> 00:01:26,770
‫ آن‌ها برای قضاوت نزد او خواهند آمد.»

18
00:01:27,810 --> 00:01:29,440
‫لطفاً به تخته نگاه کنید.

19
00:01:29,440 --> 00:01:33,990
‫در آیه آمده که «خداوند خالق همه‌چیز است.»

20
00:01:34,570 --> 00:01:36,280
‫ببخشید مزاحم کلاس می‌شیم خواهر بث ان.

21
00:01:37,110 --> 00:01:38,110
‫بچه‌ها.

22
00:01:38,110 --> 00:01:40,620
‫همین الان جلسه‌مون با اسقف تموم شد.

23
00:01:40,620 --> 00:01:42,990
‫آقا و خانم اسمیت آماده‌ن که ببرنش خونه.

24
00:01:42,990 --> 00:01:43,950
‫جرمایا،

25
00:01:43,950 --> 00:01:47,830
‫دو تا آدم خاص دوباره اومدن که ببیننت.

26
00:01:52,500 --> 00:01:53,550
‫سلام کن.

27
00:01:53,550 --> 00:01:56,510
‫جرمایا. سلام. بیا بیرون قدم بزنیم.

28
00:01:56,510 --> 00:01:57,590
‫- ممنونم.
‫- رحمت خدا بر شما.

29
00:02:00,260 --> 00:02:01,850
‫به انجیل‌هاتون نگاه کنید.

30
00:02:08,640 --> 00:02:11,860
‫«خداوند خالق همه‌چیز است.»

31
00:03:14,757 --> 00:03:17,290
‫« درس‌های شیمی »
‫« فصل اول: قسمت هفتم »

32
00:03:27,686 --> 00:03:30,200
‫{\an8}[ ستون‌های امید، شمع عبادت ]

33
00:03:28,100 --> 00:03:30,060
‫خیلی‌خب پسرا. پرش کنید.

34
00:03:34,980 --> 00:03:36,400
‫همین سفارش برای هفته‌ی بعد؟

35
00:03:36,400 --> 00:03:38,900
‫اگه بتونید کار رو دوبرابر کنید،
‫مطمئن میشم براتون بصرفه باشه.

36
00:03:38,900 --> 00:03:39,940
‫ممنونم.

37
00:03:40,860 --> 00:03:43,740
‫مراقب باش. مشروب رو نریزی.
‫اسقف ما رو می‌کشه.

38
00:03:45,530 --> 00:03:47,490
‫- هی، یه ظرف خالی دیگه بده.
‫- باشه.

39
00:03:48,410 --> 00:03:49,410
‫اینو به عنوان صافی استفاده کن.

40
00:03:50,290 --> 00:03:51,750
‫بطری‌ها رو وقتی پر شدن می‌ذاریم اونجا.

41
00:03:54,710 --> 00:03:57,210
‫اوه، کلوین. اینجایی.

42
00:03:57,710 --> 00:04:00,550
‫همه از کاری که این پایین می‌کنی
‫حسابی خوش‌شون اومده.

43
00:04:01,300 --> 00:04:03,340
‫فکر می‌کنم وقتشه که تولید رو زیاد کنیم.

44
00:04:03,340 --> 00:04:04,510
‫نشانگر دمائـه که اوردین؟

45
00:04:04,510 --> 00:04:05,850
‫آره، همون که گفتی.

46
00:04:06,510 --> 00:04:07,510
‫عالیـه.

47
00:04:08,430 --> 00:04:10,140
‫خب، دیگه چی می‌خوای؟

48
00:04:13,560 --> 00:04:15,270
‫اونو بذار اینجا. مراقب باش.

49
00:04:17,110 --> 00:04:18,650
‫از دستت درش بیار.

50
00:04:44,930 --> 00:04:46,590
‫بذارش روی اجاق دومی.

51
00:04:53,850 --> 00:04:56,480
‫- داریم جا کم میاریم.
‫- آره، جعبه‌های بیشتری می‌خوایم.

52
00:05:02,530 --> 00:05:04,950
‫- لعنتی، لیموزینـه!
‫- با ادب باش.

53
00:05:08,370 --> 00:05:09,490
‫کادیلاکـه!

54
00:05:10,290 --> 00:05:13,620
‫شرط می‌بندم بازیکن حرفه‌ای بیسبالـه
‫یا ستاره‌ی سینما‌.

55
00:05:30,720 --> 00:05:32,020
‫فکر می‌کنی برای چی اینجاست؟

56
00:05:32,600 --> 00:05:35,140
‫خودت رو گول نزن.
‫شرط می‌بندم به خاطر من اومده.

57
00:05:35,140 --> 00:05:36,480
‫تو خواب ببینی.

58
00:06:16,100 --> 00:06:17,100
‫کلوین.

59
00:06:21,520 --> 00:06:25,610
‫کلوین، می‌خواستم چند لحظه وقت بذاریم که
‫در مورد آینده‌ت صحبت کنیم.

60
00:06:25,610 --> 00:06:28,860
‫تو برای من خیلی با ارزش شدی و
‫به خاطر این باید پاداش بگیری.

61
00:06:29,410 --> 00:06:32,870
‫برای همینـه که از
‫ بار کار‌های روزانه آزادت می‌کنم.

62
00:06:35,910 --> 00:06:36,910
‫چیزی شده؟

63
00:06:40,040 --> 00:06:41,790
‫اون مردی که امروز اومد کی بود؟

64
00:06:42,880 --> 00:06:47,130
‫حس می‌کردم که به خاطر من اومده.

65
00:06:49,010 --> 00:06:51,760
‫تو باعث شدی که بیاد اینجا.

66
00:06:51,760 --> 00:06:55,390
‫می‌دونستم. اون پدرمـه، مگه نه؟

67
00:06:55,390 --> 00:06:56,470
‫متاسفم کلوین.

68
00:06:58,180 --> 00:07:01,150
‫همه‌چی رو درباره‌ت بهش گفتم و اون دیدت.

69
00:07:03,270 --> 00:07:04,480
‫ولی تو رو نمی‌خواد.

70
00:07:06,860 --> 00:07:08,030
‫ببخشید کلوین.

71
00:07:09,740 --> 00:07:12,570
‫ولی اگه باهاش حرف بزنم چی؟

72
00:07:12,570 --> 00:07:13,740
‫- می‌فهمه که من...
‫- نه.

73
00:07:14,660 --> 00:07:17,370
‫ببین، برای من با ارزش‌تر از اینی که

74
00:07:18,040 --> 00:07:23,130
‫بذارم پیش اون آدم‌های خودخواه و سنگ‌دل باشی.

75
00:07:25,040 --> 00:07:28,760
‫همین که خرابی اون‌ها رو در درونت داری،
‫به اندازه‌ی کافی بد هست.

76
00:07:29,618 --> 00:07:31,164
‫این که بارش رو قراره به دوش می‌کشی.

77
00:07:31,165 --> 00:07:33,930
‫مهم نیست که چقدر کارت خوب باشه،
‫یا این‌که چقدر سخت تلاش کنی.

78
00:07:47,110 --> 00:07:49,860
‫سعی کنید طبیعی ولی برجسته باشید.

79
00:07:49,860 --> 00:07:51,610
‫چقدر قراره طول بکشه؟

80
00:07:51,610 --> 00:07:53,160
‫خوب نمیشه یکی با کل آزمایشگاه بگیریم؟

81
00:07:53,160 --> 00:07:55,780
‫تو فقط کاری کن که جلوی اون حرومزاده‌ها

82
00:07:55,780 --> 00:07:58,330
‫تو تیم جی‌پی‌ال مدال تنیس بگیریم.

83
00:07:59,040 --> 00:08:01,210
‫- بذار دکتر اونز کارش رو بکنـه.
‫- چشم جناب.

84
00:08:01,210 --> 00:08:03,960
‫سیم‌های اون دستگاه الکتروفورز جابه‌جاست.

85
00:08:03,960 --> 00:08:05,380
‫نه. فکر نمی‌کنم...

86
00:08:05,380 --> 00:08:07,840
‫دکتر اونز یکم به چپ خم شید.
‫تو عکس داره سایه میوفته.

87
00:08:07,840 --> 00:08:09,210
‫مطمئنم که چک کردم.

88
00:08:09,210 --> 00:08:10,300
‫لعنت بهتون!

89
00:08:12,930 --> 00:08:16,140
‫این نمونه‌ها بدرد نخورن.
‫این جوری نمیشه کار کرد.

90
00:08:16,140 --> 00:08:19,850
‫خیلی آدم اینجاست، خیلی سر و صدا،
‫خیلی حواس‌پرتی هست که لازم نیست اینجا باشن.

91
00:08:19,850 --> 00:08:22,060
‫- دکتر اونز بهتون اطمینان میدم...
‫- کاملاً حق با توئـه.

92
00:08:22,890 --> 00:08:23,900
‫بهم بگو چی می‌خوای.

93
00:08:23,900 --> 00:08:26,270
‫من فضای خودم رو می‌خوام.
‫نه شیمیستی باشه، نه متخصص آزمایشگاهی.

94
00:08:26,270 --> 00:08:30,030
‫هیچکدوم از این چیزا رو نمی‌خوام.
‫من سکوت می‌خوام.

95
00:08:30,030 --> 00:08:32,780
‫تا وقتی که از بوستون برگردی،
‫همه‌ی این چیز‌ها حل میشه.

96
00:08:33,400 --> 00:08:34,660
‫رابرت مطمئن شو که انجام بشه.

97
00:08:34,660 --> 00:08:35,700
‫بله جناب.

98
00:08:36,200 --> 00:08:39,290
‫هیستینگز رو سربند کن و بعد سریع برگرد.

99
00:08:39,290 --> 00:08:42,450
‫شهرت فقط تا زمانی ادامه داره که
‫بهشون چیزی برای نوشتن بدی.

100
00:08:46,710 --> 00:08:49,880
‫پس می‌بینید که تمام موجودات زنده‌ی کره‌ی ما،

101
00:08:49,880 --> 00:08:54,470
‫از گلسنگ‌ها گرفته تا موش‌ها و تا دانشجویان هاروارد،

102
00:08:54,970 --> 00:08:59,350
‫پروتئین‌هاشون رو از
‫ 20 مجموعه آمینو اسید مشخص تشکیل میدن.

103
00:09:00,350 --> 00:09:04,310
‫آر‌ان‌ای و دی‌ان‌ای شاید
‫ فقط شامل 4 نوکلئوتید بشن،

104
00:09:04,310 --> 00:09:11,230
‫ولی پروسه‌های پرهرج و مرج‌شون نشون میده که

105
00:09:11,230 --> 00:09:16,360
‫زندگی از جایگشت‌های تصادفی بی‌نهایت ساخته میشه،
‫نه از مجموعه‌ی ثابت و موثر آمینو.

106
00:09:21,450 --> 00:09:22,450
‫ممنونم.

107
00:09:28,880 --> 00:09:29,880
‫ممنونم.

108
00:09:30,460 --> 00:09:31,460
‫ممنون.

109
00:09:54,070 --> 00:09:57,110
‫دکتر اونز عزیز،
‫من پیش‌زمینه‌ای در شیمی ندارم.

110
00:09:57,110 --> 00:10:00,740
‫و با این حال بعد از شنیدن سخنرانی‌تون،
‫احساس کردم که باید براتون نامه بنویسم.

111
00:09:58,994 --> 00:10:00,994
‫{\an8}[ آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگز
‫دکتر کلوین اونز ]

112
00:10:01,240 --> 00:10:05,290
‫به نظر من کار شما شگفت‌انگیزه.
‫در واقعاً حتی شورانگیز.

113
00:10:06,040 --> 00:10:08,960
‫ولی فکر می‌کنم در تحقیقات‌تون از راز‌های الهی

114
00:10:08,960 --> 00:10:10,040
‫چشم پوشی کرده.

115
00:10:13,050 --> 00:10:16,550
‫اگه خدا زایش بی‌اختیار باشه چی؟

116
00:10:16,550 --> 00:10:20,430
‫اگه ارتباط نوکلئوتید‌ها و پیداش هستی،

117
00:10:20,430 --> 00:10:24,640
‫نیرویی باشه که علم قادر به توصیفش نیست، چی؟

118
00:10:24,937 --> 00:10:26,530
‫{\an8}[ آزمایشگاه شیمی ]

119
00:10:25,230 --> 00:10:28,560
‫من هم در علاقه‌ به زیر سوال بردن
‫ باور‌های عمومی با شما شریکم.

120
00:10:28,560 --> 00:10:30,560
‫با احترام، کرتیس ویکلی.

121
00:10:30,560 --> 00:10:32,940
‫اونو می‌تونید بذارید رو میز اونجا. ممنون.

122
00:10:42,620 --> 00:10:45,250
‫جناب ویکلی عزیز، کشیش ویکلی؟

123
00:10:44,382 --> 00:10:45,350
‫{\an8}[ مدرسه‌ی الهیات هاروارد ]

124
00:10:45,250 --> 00:10:48,290
‫مطمئن نیستم که لقب کشیش
‫کی به شما تعلق می‌گیره.

125
00:10:48,290 --> 00:10:51,330
‫برای شفافیت بحث نیازه بگم که
‫من یک آتئیست قاطع هستم.

126
00:10:52,040 --> 00:10:56,170
‫ولی بدون درنظر گرفتن دیدگاه‌های شخصی،
‫فقط یک انسان نابکار می‌تونه

127
00:10:56,170 --> 00:10:59,880
‫پس‌چهره‌ی تقسیم سلولی یک کروموزوم رو ببینه و

128
00:10:59,880 --> 00:11:02,510
‫هنوز باور داشته باشه که مرد ریشوی قدرتمندی در

129
00:11:02,510 --> 00:11:04,390
‫آسمان به این شکل طراحیش کرده.

130
00:11:05,970 --> 00:11:08,100
‫ولی لطفاً، می‌تونید منو متقاعد کنید.

131
00:11:08,100 --> 00:11:10,440
‫من هیچوقت از مباحثه‌ها‌ی خوب فراری نبودم.

132
00:11:11,020 --> 00:11:12,560
‫با احترام، کلوین اونز.

133
00:11:15,480 --> 00:11:18,700
‫دکتر اونز عزیز، از پاسخ‌تون متشکرم.

134
00:11:19,320 --> 00:11:22,030
‫من هیچوقت فرصت لذت بردن از
‫مشاهده‌ی تقسیم سلولی کروموزوم رو نداشتم،

135
00:11:22,030 --> 00:11:24,080
‫پس بر تعصب خودم اعتراف می‌کنم.

136
00:11:26,830 --> 00:11:28,750
‫ولی من باور دارم که مواضع عرفانی و

137
00:11:28,750 --> 00:11:31,790
‫طبیعی از نظر اساس با هم مغایرت ندارن.

138
00:11:32,670 --> 00:11:38,420
‫جوری که من می‌بینمش،
‫علم، چگونگیـه و دین چرایی.

139
00:11:47,350 --> 00:11:48,980
‫به جای بحث کردن در مورد این موضوع،

140
00:11:48,980 --> 00:11:51,690
‫فکر کردم بهتره که کار رو
‫به چارلز داروین بسپرم،

141
00:11:51,232 --> 00:11:54,190
‫{\an8}[ خاستگاه گونه‌ها و تبار انسان ]

142
00:11:51,690 --> 00:11:55,860
‫کسی که ثابت کرد علم هم چگونگی
‫و هم چراییـه.

143
00:11:59,900 --> 00:12:02,320
‫صدا رو می‌شنوی؟ صدای آهنگ چارلی پارکره؟

144
00:12:02,320 --> 00:12:06,410
‫آره، دشمن خونی من.
‫اون یکی چارلی زندگیت.

145
00:12:06,410 --> 00:12:08,830
‫عشقم، اصلاً مسابقه‌ای در کار نیست.

146
00:12:10,870 --> 00:12:12,370
‫اینا هم سلیقه‌شون خوبه.

147
00:12:17,710 --> 00:12:19,130
‫احتمالاً صدای آهنگ نمی‌ذاره بشنون.

148
00:12:27,890 --> 00:12:29,810
‫هر، باید برگردیم.

149
00:12:29,810 --> 00:12:30,890
‫مزخرف نگو.

150
00:12:30,890 --> 00:12:32,350
‫نه، اون سفید پوستـه...

151
00:12:33,390 --> 00:12:35,650
‫آره سفید‌پوستم. چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

152
00:12:36,730 --> 00:12:38,440
‫به شوگر هیل خوش اومدی همسایه.

153
00:12:41,070 --> 00:12:42,070
‫مرسی.

154
00:12:44,320 --> 00:12:45,320
‫بیاین تو.

155
00:12:53,790 --> 00:12:55,830
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

156
00:12:58,130 --> 00:12:59,130
‫خب...

157
00:13:02,130 --> 00:13:03,630
‫پارکر بود که گذاشته بودی؟

158
00:13:04,220 --> 00:13:07,350
‫اوه آره، گوشات خوب کار می‌کنن.
‫راستش رو طرف دوم دیسکـه.

159
00:13:08,100 --> 00:13:12,480
‫تک آهنگ دان بایس. بیا. بگیرش. گوشش بده.

160
00:13:13,560 --> 00:13:14,770
‫نمی‌تونم قبول کنم.

161
00:13:14,770 --> 00:13:16,900
‫فقط وقتی اینو میگه که
‫قراره قطعاً اون کار رو بکنـه.

162
00:13:18,940 --> 00:13:23,900
‫نمی‌خوام دخالت کنم، ولی
‫چطور شده که اینجایی؟

163
00:13:24,650 --> 00:13:27,950
‫اینجا رو وقتی داشتم می‌دویدم پیدا کردم.

164
00:13:28,870 --> 00:13:29,950
‫برای چی می‌دویدی؟

165
00:13:31,490 --> 00:13:36,040
‫معمولی می‌دویدم. برای ورزش.

166
00:13:38,080 --> 00:13:39,790
‫احتمالاً ادا اصول سفید‌پوست‌هاست.

167
00:13:41,420 --> 00:13:44,880
‫از اینجا تا محل کارم 8 کیلومتر فاصله‌ست، پس...

168
00:13:44,880 --> 00:13:48,720
‫این کاری که 8 کیلومتر فاصله داره،
‫آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگزه؟

169
00:13:48,720 --> 00:13:50,430
‫آره. من اونجا شیمیستم.

170
00:13:51,640 --> 00:13:53,810
‫شما چیکار می‌کنید؟

171
00:13:53,810 --> 00:13:55,770
‫من توی بیمارستان کایزر کارآموز پزشکیم.

172
00:13:56,850 --> 00:13:57,850
‫آره.

173
00:14:00,020 --> 00:14:03,610
‫منم تو دفتر هالیس، موریسون و
‫ داگلاس کمک‌یار حقوقی‌ام.

174
00:14:05,700 --> 00:14:07,280
‫این عالیـه.

175
00:14:07,280 --> 00:14:11,160
‫عالیه. من... آره. می‌دونید من...

176
00:14:11,740 --> 00:14:15,250
‫درباره‌ی من یه خبر نوشتن،
‫و از اون موقع،

177
00:14:15,250 --> 00:14:17,080
‫و از اون موقع کلی نامه دریافت کردم..

178
00:14:17,080 --> 00:14:20,960
‫تهدید‌های مذهبی، پیشنهادات ازدواج.

179
00:14:20,960 --> 00:14:25,050
‫مردمی که تظاهر می‌کنن خانوادمن،
‫با این‌که پدر مادرم مردن.

180
00:14:25,970 --> 00:14:30,470
‫انگار شیمیست بودن رو
‫ با راکفلر بودن اشتباه گرفتن.

181
00:14:31,550 --> 00:14:34,600
‫چه کاری...می‌تونی... نمی‌دونم.
‫می‌تونی کمک کنی تو این موضوع؟

182
00:14:34,600 --> 00:14:37,190
‫اول از همه بگم،
‫ من کمک‌یار قانونیم، وکیل نیستم.

183
00:14:37,190 --> 00:14:39,190
‫باهوش‌ترین وکیلی که به عمرت قراره ببینی.

184
00:14:40,100 --> 00:14:42,820
‫ولی به نظر من که پیشنهاد حقوقی نیست،

185
00:14:44,070 --> 00:14:47,320
‫خب، می‌تونیم نامه‌های جداگانه توقف و
‫ انصراف بنویسیم.

186
00:14:48,200 --> 00:14:49,110
‫آره!

187
00:14:49,610 --> 00:14:53,830
‫کاملاً مایلم که متوقف بشن و
‫بعد انصراف بدن.

188
00:14:55,410 --> 00:14:56,410
‫باشه.

189
00:14:57,660 --> 00:14:59,620
‫دوست دارم با منشی جدیدم آشنا بشید...

190
00:14:59,620 --> 00:15:01,710
‫- خب، سلام همگی.
‫- سلام گریسی.

191
00:15:03,630 --> 00:15:06,670
‫پس تو دختری هستی که
‫هری مورتون دنبالشـه.

192
00:15:07,670 --> 00:15:09,260
‫گریسی، ایشون منشی هریـه.

193
00:15:09,840 --> 00:15:12,220
‫جدی؟ خب خیلی احمقی که دنبالشی.

194
00:15:12,220 --> 00:15:13,300
‫این خیلی خوشگل‌تره.

195
00:15:25,190 --> 00:15:26,990
‫- جدی؟
‫- یه‌هفته‌ست که

196
00:15:26,990 --> 00:15:27,900
‫باهات صحبت نکرده،

197
00:15:27,900 --> 00:15:29,650
‫احتمالاً فکر کرده که مُردی.

198
00:15:30,450 --> 00:15:32,160
‫اون زن رفتاراش همینـه.

199
00:15:32,160 --> 00:15:35,490
‫وقتی آماده باشم بهش زنگ می‌زنم. ببخشید.

200
00:15:35,490 --> 00:15:36,540
‫جواب پیش منـه.

201
00:15:36,540 --> 00:15:38,580
‫- جواب پیش منـه.
‫- منم همینطور.

202
00:15:41,170 --> 00:15:42,170
‫جواب رو گرفتم.

203
00:15:42,170 --> 00:15:44,250
‫به دکتر زنگ بزن.

204
00:15:44,750 --> 00:15:47,260
‫می‌بینی. نه!

205
00:15:54,720 --> 00:15:57,470
‫دکتر اونز عزیز، از هدیه‌تون متشکرم.

206
00:15:58,180 --> 00:15:59,310
‫من از مطالعه کتاب لذت بردم و

207
00:15:59,310 --> 00:16:02,770
‫دخترم دائم از من می‌دزدتش که
‫تصاویر پرنده‌ها رو رنگ کنه.

208
00:16:04,060 --> 00:16:07,110
‫با این‌که فکر نمی‌کنم داروین قصد نداشته که

209
00:16:07,129 --> 00:16:08,610
‫{\an8}[ علم ]

210
00:16:07,110 --> 00:16:09,440
‫بزرگترین اثرش به
‫ عنوان کتاب رنگ‌آمیزی استفاده بشه،

211
00:16:09,440 --> 00:16:11,610
‫خوش‌حالم که کل خانواده دارن ازش استفاده می‌کنن.

212
00:16:12,950 --> 00:16:14,870
‫شما خودتون بچه دارید؟

213
00:16:14,870 --> 00:16:18,200
‫عصبانیت‌های جزئی و آسیب به وسایل به کنار،

214
00:16:18,200 --> 00:16:19,120
‫من بچه‌دار شدن رو پیشنهاد می‌کنم.

215
00:16:20,040 --> 00:16:21,330
‫در جواب سوال‌تون،

216
00:16:21,330 --> 00:16:25,250
‫من همسر، کودک و هیچ تعهدی ندارم.

217
00:16:25,250 --> 00:16:27,880
‫من با شغلم ازدواج کردم و همین رو ترجیح میدم.

218
00:16:30,010 --> 00:16:32,380
‫اگه یه موضوع باشه که درش من و
‫داروین توافق نظر داریم،

219
00:16:32,380 --> 00:16:34,720
‫اینه که انسان برای تنها زیستن آفریده نشده.

220
00:16:35,220 --> 00:16:37,640
‫اطلاع دارید که در کتاب تبار انسان

221
00:16:37,640 --> 00:16:39,680
‫95 بار به عشق اشاره کرده؟

222
00:16:39,680 --> 00:16:40,680
‫اوه-اوه.

223
00:16:40,680 --> 00:16:43,650
‫در معرض قرار دادن آزمایش زندگی‌تون به
‫متغیر‌های خارجی،

224
00:16:43,650 --> 00:16:47,270
‫می‌تونه نتیجه‌ای رو داشته باشه که
‫شما رو شگفت زده و خوش‌حال کنه.

225
00:16:48,780 --> 00:16:54,200
‫پس ازتون می‌خوام هیچ‌چیز و هیچ‌کس رو
‫فعلا از زندگی‌تون حذف نکنید.

226
00:16:55,240 --> 00:16:56,240
‫فقط غذایی برای ذهن بود رفیق.

227
00:16:57,950 --> 00:16:59,410
‫ببخشید یکم طول کشید.

228
00:16:59,910 --> 00:17:04,370
‫توی دستشویی به یه همکار برخوردم.
‫چه اتفاق بامزه‌ای.

229
00:17:04,370 --> 00:17:05,830
‫چه اتفاقی؟

230
00:17:06,670 --> 00:17:09,250
‫خب منظورم اینه‌ که
‫ دنیا بعضی وقت‌ها خیلی کوچیک میشه.

231
00:17:09,920 --> 00:17:13,470
‫این که ببینمش، وقتی منو تو امشب اینجاییم.

232
00:17:13,470 --> 00:17:17,510
‫بیشتر شبیه یه احتمال عادی آماریـه، نه؟

233
00:17:17,510 --> 00:17:19,350
‫خب، اکثر افراد،

234
00:17:19,350 --> 00:17:21,270
‫بین ساعت 6 و 8 شام می‌خورن،

235
00:17:21,270 --> 00:17:23,690
‫و تو این منطقه فقط چهارتا رستوران هست.

236
00:17:23,690 --> 00:17:26,020
‫اگه تو و دوستت این دور و بر زندگی کنید،‌ پس...

237
00:17:26,600 --> 00:17:29,400
‫احتمال تقریباً زیادی هست که بهم بربخورید.

238
00:17:29,400 --> 00:17:32,650
‫این‌که امشب دیدیش به خاطر کوچک بودن دنیا نیست،

239
00:17:32,650 --> 00:17:33,990
‫به خاطر قابل پیش‌بینی بودنشـه.

240
00:17:34,990 --> 00:17:35,990
‫درستـه.

241
00:17:36,700 --> 00:17:38,450
‫ببخشید. فکر کنم گستاخ بودم.

242
00:17:38,450 --> 00:17:40,740
‫نه، اصلاً.

243
00:17:44,580 --> 00:17:47,250
‫خیلی مشتاق بودم وقتی بالاخره زنگ زدی.

244
00:17:48,040 --> 00:17:50,170
‫لباس معرکه‌ای انتخاب کرده بودم.

245
00:17:50,170 --> 00:17:52,710
‫ولی خب روش لاک ریختم.

246
00:17:53,670 --> 00:17:55,930
‫پس این لباس کهنه رو تن کردم.

247
00:17:56,510 --> 00:17:58,720
‫توی پارچه نمک جوهر سرکه بوده؟

248
00:18:00,600 --> 00:18:01,560
‫مطمئن نیستم.

249
00:18:01,560 --> 00:18:03,850
‫چون اگه داشته باشه،
‫نباید از استون و آب استفاده کنید.

250
00:18:03,850 --> 00:18:06,350
‫پارچه رو خراب می‌کنه.
‫همیشه از یه واحد روغن نارگیل،

251
00:18:06,350 --> 00:18:08,020
‫و یه واحد حلال استفاده کن.

252
00:18:10,230 --> 00:18:11,440
‫خیلی تاثیرگذار بود.

253
00:18:12,690 --> 00:18:14,610
‫شاید تو این منطقه 5 تا رستوران باشه.

254
00:18:17,530 --> 00:18:20,700
‫تاریخچه شخصی ثابت کرده که
‫آزمایش زندگی من با متغیر‌های خارجی

255
00:18:20,700 --> 00:18:23,370
‫ ترکیب خوبی نمیشه، و

256
00:18:24,370 --> 00:18:27,540
‫نتایج همیشه بی‌فایده هستن.

257
00:18:29,290 --> 00:18:31,420
‫یه روزی یکی بهم گفت که من خرابم.

258
00:18:32,000 --> 00:18:34,840
‫شاید حق با اون‌ها بوده. بهتره تنها باشم.

259
00:18:38,220 --> 00:18:39,970
‫من رنج رو توی صدات می‌شنوم،

260
00:18:39,970 --> 00:18:41,140
‫حتی از روی کاغذ.

261
00:18:41,140 --> 00:18:43,390
‫خیلی متاسفم که کسی همچین چیزی بهت گفته.

262
00:18:43,390 --> 00:18:44,390
‫من مخالفم.

263
00:18:45,060 --> 00:18:48,270
‫ولی نمیشه انکار کرد که عشق،
‫این‌که درهای دل‌مون رو براش باز کنیم،

264
00:18:48,270 --> 00:18:52,070
‫از دست دادنش، کمبودش...
‫همگی ما رو آسیب‌پذیر می‌کنه.

265
00:18:52,070 --> 00:18:52,980
‫پدر.

266
00:18:52,980 --> 00:18:55,111
‫در شرایط عادی،
‫ ممکن بود اصرار کنم که ارزشش رو داره.

267
00:18:55,112 --> 00:18:58,320
‫ولی متاسفانه در این لحظه، در موقعیتی نیستم که
‫در مورد ایمان برای کسی سخنرانی کنم.

268
00:18:58,320 --> 00:19:00,910
‫دکتر گفت ژاکتت رو بپوشی.

269
00:19:00,910 --> 00:19:02,240
‫آره.

270
00:19:02,240 --> 00:19:04,120
‫پدرم سرطان کیسه صفرا داره و

271
00:19:04,120 --> 00:19:05,160
‫نمی‌خواد که درمان بشه.

272
00:19:05,790 --> 00:19:08,960
‫تصمیم گرفته با دعا کردن بیماری رو
‫از بدنش دور کنه.

273
00:19:09,620 --> 00:19:12,880
‫دوست ندارم اینو بگم ولی من از خدا عصبانی‌م.

274
00:19:13,550 --> 00:19:17,300
‫چطور می‌تونه خدپرست‌ترین بنده‌هاش رو
‫برای حتی نفس کشیدن دچار مشکل کنه؟

275
00:19:17,300 --> 00:19:19,630
‫در معصومیت او، و برای سوال‌هایی که چرا خدا...

276
00:19:25,640 --> 00:19:28,770
‫من واقعاً برای شرایط پدرت ناراحت شدم.

277
00:19:29,810 --> 00:19:31,980
‫من کاغدی از دانشگاه پزشکی ییل پیوست کردم که

278
00:19:31,980 --> 00:19:35,190
‫یک عامل شیمیایی پیدا کردن که
‫برای بعضی از بیمار‌هایی لنفوم هاجکین،

279
00:19:35,190 --> 00:19:37,320
‫می‌تونه درمانی موقت باشه.

280
00:19:40,950 --> 00:19:42,620
‫متاسفم اگه از حدم فراتر رفتم.

281
00:19:46,120 --> 00:19:47,790
‫از مهربونیت متشکرم.

282
00:19:48,540 --> 00:19:53,880
‫باید بگم، هرچقدر که من شک داشته باشم، و
‫هرچقدر که تو دربرابر ایمان مقاومت داشته باشی،

283
00:19:54,960 --> 00:19:57,960
‫نمی‌تونم دوستی‌مون رو به عنوان
‫مدرکی از موجودیت خدا نبینم.

284
00:19:59,590 --> 00:20:05,510
‫این ارتباط غیرمنتظره؟ خدا همینـه.

285
00:20:07,560 --> 00:20:10,980
‫امیدوارم که همچنان متغیر‌های ناشناخته رو
‫به زندگیت راه بدی،

286
00:20:11,900 --> 00:20:13,150
‫چون کلوین،

287
00:20:13,150 --> 00:20:14,940
‫هیچکس بهتر نیست تنها باشه.

288
00:20:32,620 --> 00:20:35,080
‫کرتیس، حقیقت رو بگم،

289
00:20:35,080 --> 00:20:37,500
‫تا الان حرف‌هات رو باور نکرده بودم.

290
00:20:39,590 --> 00:20:40,920
‫می‌تونم کنارتون بشینم؟

291
00:20:42,180 --> 00:20:43,260
‫بله می‌تونید.

292
00:20:44,300 --> 00:20:46,140
‫من کسی رو دیدم.

293
00:20:46,850 --> 00:20:50,270
‫کسی که انتظارش رو نداشتم.

294
00:20:53,480 --> 00:20:57,230
کسی ‫که خوشحالی اون بر
‫ اهداف زندگی قبلیم اولویت دارن.

295
00:21:05,370 --> 00:21:07,740
‫می‌خوام بهش همه‌چی رو بدم.

296
00:21:07,740 --> 00:21:09,790
‫براش همه‌چی باشم.

297
00:21:13,960 --> 00:21:17,420
‫اون چطور و چرایی منـه.

298
00:21:23,170 --> 00:21:25,890
‫کلوین از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال شدم و

299
00:21:26,550 --> 00:21:29,100
‫اینقدر هم متواضع نیستم که
‫نگم مقداریش به خاطر من بوده.

300
00:21:29,890 --> 00:21:32,600
‫راستی، من هم خبر خوب برای گفتن دارم.

301
00:21:33,230 --> 00:21:35,480
‫پدرم با درمان موافقت کرده.

302
00:21:41,320 --> 00:21:43,780
‫ عید تو و فرد خاصت مبارک باشه.

303
00:21:53,450 --> 00:21:54,910
‫می‌تونم کمک‌تون کنم جناب؟

304
00:21:55,920 --> 00:21:58,630
‫مطمئن نیستم. فقط دارم قدم می‌زنم.

305
00:22:00,420 --> 00:22:02,630
‫آره، راستش نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

306
00:22:02,630 --> 00:22:04,090
‫خب، دوست‌دخترتون چطوریـه؟

307
00:22:04,670 --> 00:22:09,640
‫دوست‌دخترم نیست. کاملاً یک چیز دیگه‌ست.

308
00:22:10,760 --> 00:22:13,140
‫خیلی‌خب. این یکی رو ببینید.

309
00:22:19,400 --> 00:22:22,280
‫این چیزیـه که همه‌ی خانم‌ها
‫ این روز‌ها می‌خوان. بهم اعتماد کنید.

310
00:22:26,280 --> 00:22:29,030
‫نه، الیزابت چیزی که همه بخوان رو نمی‌خواد.

311
00:22:29,030 --> 00:22:33,160
‫اون حتی به ازدواج اعتقاد هم نداره.
‫یا حداقل نداشت.

312
00:22:33,160 --> 00:22:34,250
‫ولی اون برای قبل بود.

313
00:22:34,250 --> 00:22:36,580
‫خب الان اوضاع فرق داره.

314
00:22:36,580 --> 00:22:38,500
‫همه‌چی از وقتی هم رو دیدیم متفاوتـه.

315
00:22:42,880 --> 00:22:45,420
‫ببخشید. نباید این چیز‌ها رو به یه غریبه بگم.

316
00:22:45,420 --> 00:22:47,180
‫نه، اصلاً اشکالی نداره.

317
00:22:47,800 --> 00:22:51,220
‫اکثر مرد‌هایی که میان اینجا فقط می‌خوان بدونن
‫ارزون‌ترین و گرون‌ترین حلقه چیه.

318
00:22:51,220 --> 00:22:53,220
‫احساس می‌کنم شما این طور نیستید.

319
00:22:56,310 --> 00:22:57,690
‫اون ساده‌‌ست.

320
00:22:59,020 --> 00:23:00,940
‫نه، چی دارم میگم. ساده نیست.

321
00:23:00,940 --> 00:23:05,860
‫اون از سادگی لذت می‌بره. از کاربردی بودن.

322
00:23:07,240 --> 00:23:09,360
‫معمولاً جواهر نمی‌ندازه.

323
00:23:09,360 --> 00:23:14,410
‫ولی اگه بندازه، چیزی می‌ندازه که
‫پیچیده‌ست ولی واضحـه.

324
00:23:24,710 --> 00:23:26,130
‫سنگ بزرگی نیست،

325
00:23:26,130 --> 00:23:29,300
‫ولی این واضح‌ترین الماس مغازه‌مونـه.

326
00:23:29,300 --> 00:23:30,720
‫بیشترین بند رو هم داره.

327
00:23:31,220 --> 00:23:33,970
‫بچرخونیدش. می‌بینید که
‫چطور نور رو جذب می‌کنـه.

328
00:23:36,220 --> 00:23:37,230
‫آره.

329
00:23:40,690 --> 00:23:41,770
‫آره، این خودشـه.

330
00:23:50,660 --> 00:23:52,570
‫به این زودی کریسمس رو داری جشن می‌گیری؟

331
00:24:00,330 --> 00:24:01,460
‫اون چیزه رو...

332
00:24:02,880 --> 00:24:06,050
‫الان جا خوردی؟
‫امروز خیلی عجیب شدی.

333
00:24:06,050 --> 00:24:10,590
‫فکر کنم عجیبـه که
‫فکر می‌کنی عجیبم.

334
00:24:10,590 --> 00:24:14,600
‫خیلی‌خب، خیلی خیلی عجیبی.

335
00:24:15,600 --> 00:24:17,220
‫زود باشید دیگه اسکروج‌ها.
‫(شخصیت خسیس داستان سرود کریسمس)

336
00:24:17,220 --> 00:24:20,600
‫اگه تو مراسم سرود وقت ناهار نبینم‌تون،
‫گزارش‌تون رو به بالاسری‌ها میدم.

337
00:24:24,060 --> 00:24:26,270
‫- بفرمایید.
‫- ترسو.

338
00:24:38,907 --> 00:24:39,840
‫{\an8}[ شیش و نیم ]

339
00:24:39,540 --> 00:24:42,040
‫فکر کردم شاید شش و نیم
‫بتونه رفیق خوبی برای دویدن‌هات باشه.

340
00:24:43,040 --> 00:24:44,920
‫چونکه من یکی که عمراً باهات بیام بدوم.

341
00:24:48,840 --> 00:24:50,050
‫معرکه‌ست.

342
00:24:54,840 --> 00:24:58,350
‫من یه چیز دیگه دارم. چیز کوچیکیـه.

343
00:25:07,070 --> 00:25:09,150
‫باید بیای پیش من زندگی کنی.

344
00:25:23,790 --> 00:25:25,880
‫- سلام؟
‫- یه لحظه.

345
00:25:25,880 --> 00:25:27,040
‫با کلیدم در رو باز کردم.

346
00:25:31,670 --> 00:25:34,880
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- تمیز کاری می‌کنم.

347
00:25:35,840 --> 00:25:40,720
‫- تمیز‌کاری؟ چیز خاصی شده؟
‫- یکی داره میاد یه مدت بمونـه.

348
00:25:40,720 --> 00:25:41,930
‫یه مدت؟

349
00:25:41,930 --> 00:25:44,350
‫نباید بغلت کنم بیارمت تو خونه؟

350
00:25:44,350 --> 00:25:46,270
‫نه، اون برای ازدواجـه.

351
00:25:47,650 --> 00:25:49,690
‫من چنگال خریدم.

352
00:25:50,400 --> 00:25:52,240
‫معرکه‌ست. چند تا خریدی؟

353
00:25:52,240 --> 00:25:54,280
‫اونقدری هست که
‫ دو نفر غذای بیرون‌برشون رو بخورن.

354
00:25:54,280 --> 00:25:56,110
‫- پس، دو تا.
‫- دو تا.

355
00:25:56,950 --> 00:25:58,370
‫قاشق و چاقو هم خریدی؟

356
00:25:59,870 --> 00:26:00,870
‫لعنتی.

357
00:26:02,620 --> 00:26:04,620
‫مشتاق اینم که کتاب‌خونه‌مون رو بزرگ کنیم.

358
00:26:05,710 --> 00:26:08,330
‫مگه یه آدم چندبار می‌تونه
‫ آرزو‌های بزرگ رو بخونه؟

359
00:26:08,330 --> 00:26:12,300
‫تو تا الان 79 بار لازانیا درست کردی.

360
00:26:12,300 --> 00:26:13,760
‫این مقایسه‌ی منصفانه‌ای نیست.

361
00:26:13,760 --> 00:26:16,470
‫- غذا هردفعه یه مقدار فرق داره.
‫- کتاب خوب هم همینطوره.

362
00:26:16,470 --> 00:26:19,260
‫- چطور همچین چیزی ممکنه؟
‫- چون کتاب یکسان می‌مونه،

363
00:26:19,260 --> 00:26:20,180
‫ولی خواننده نه.

364
00:26:21,310 --> 00:26:23,850
‫خب بهم نگفته‌ بودی کتاب جادوییـه.

365
00:26:23,850 --> 00:26:26,980
‫- راز‌هات رو بهم بگو کتاب جادویی.
‫- نه، فقط با من صحبت می‌کنه.

366
00:26:26,980 --> 00:26:28,560
‫کتاب منـه.

367
00:26:30,520 --> 00:26:32,730
‫یه سوال جدید ازت دارم.

368
00:26:33,400 --> 00:26:36,070
‫چطور جرئت اینو پیدا کردی که خواستگاری کنی؟

369
00:26:36,070 --> 00:26:39,700
‫من تا الان تو زندگیم درباره‌ی چیزی
‫اینقدر مطمئن نبودم، و

370
00:26:39,700 --> 00:26:43,240
‫با این حال از ترس فلج شدم.

371
00:26:43,240 --> 00:26:46,040
‫ترس از این‌ که به درست لحظه‌ای که

372
00:26:46,040 --> 00:26:49,040
‫ازش بخوام بقیه‌ی عمرش رو با من باشه،
‫طلسم شکسته بشه و

373
00:26:49,040 --> 00:26:50,630
‫متوجه بشه من براش
‫ به اندازه کافی خوب نیستم.

374
00:26:50,630 --> 00:26:51,710
‫صبحونه؟

375
00:26:53,420 --> 00:26:57,430
‫شاید کلیسا بهتر از چیزی که
‫فکرش رو می‌کردم عشق و ترس رو

376
00:26:57,430 --> 00:26:58,590
‫در وجود من تنیده.

377
00:26:59,550 --> 00:27:03,470
‫کلوین عزیز، بهترین توصیه‌ اینه که
‫خیلی درباره‌ش فکر نکن.

378
00:27:03,970 --> 00:27:06,560
‫تمام کاری که می‌تونیم تو این کره‌ انجام بدیم
‫اینه که با دست و دل‌بازی عشق بورزیم و

379
00:27:06,560 --> 00:27:08,900
‫امیدوار باشیم که همون عشق رو به ما بدن.

380
00:27:08,900 --> 00:27:09,900
‫هیچ‌کدوم‌مون کامل نیستیم.

381
00:27:09,900 --> 00:27:14,070
‫برای همینـه توی سوگند‌های ازدواج میگن که
‫«در شرایط خوب و شرایط بد.»

382
00:27:14,610 --> 00:27:17,990
‫کتاب مقدس بهمون میگه که
‫«بیش از همه‌چیز، عمیقاً یک‌دیگر را دوست بدارید.»

383
00:27:17,990 --> 00:27:20,780
‫چون عشق تعداد زیادی از گناهان رو پوشش میده.»

384
00:27:21,320 --> 00:27:23,080
‫ولی شاید یه چیزی رو جا انداخته.

385
00:27:23,080 --> 00:27:28,670
‫برای دادن یا گرفتن عشق واقعی،
‫باید تمام یک نفر رو دوست داشته باشی،

386
00:27:29,670 --> 00:27:35,550
‫که شامل سخت‌ترین حقایق درباره‌ی اون‌ها میشه.
‫شاید حتی مخصوصا اون حقایق رو.

387
00:27:35,550 --> 00:27:36,670
‫داری روی خطبه‌ت کار می‌کنی؟

388
00:27:38,680 --> 00:27:41,970
‫بیشتر خطبه‌ی شخصی‌ برای یه نفره.
‫دارم برای یه دوستی نامه می‌نویسم.

389
00:27:43,430 --> 00:27:47,680
‫بذار حدس بزنم. مرد بی‌خدای علم؟

390
00:27:48,230 --> 00:27:50,310
‫همونی که شیمی‌درمانی رو با جمله‌ی

391
00:27:51,230 --> 00:27:55,530
‫« این روش خداست برای مرمت خلق اصلیش
‫با نابود کردن سلول‌های نافرمان.»

392
00:27:55,530 --> 00:27:57,440
‫- تو پاچه‌ی من کرد؟
‫- «سلول‌های نافرمان.» آره خودشه.

393
00:28:03,450 --> 00:28:04,780
‫عجب اتفاقی بود...

394
00:28:07,000 --> 00:28:09,120
‫زمان‌بندی این دوستی‌تون.

395
00:28:10,040 --> 00:28:12,000
‫خب «وقتی اتفاقات رخ میدن،

396
00:28:12,000 --> 00:28:15,210
‫به خارق‌العاده‌ترین روش‌ها رخ میدن.»

397
00:28:15,920 --> 00:28:17,170
‫خودت اینو گفتی؟

398
00:28:17,170 --> 00:28:20,340
‫نه، جمله‌ی آگاتا کریستیـه.

399
00:28:20,340 --> 00:28:22,680
‫پسر باید این کارات رو بس کنی.

400
00:28:25,260 --> 00:28:26,430
‫کرتیس عزیز.

401
00:28:27,020 --> 00:28:31,560
‫باور به این که عشق بر همه‌چیز
‫چیره میشه، چیز قشنگی برای رویا پردازیـه.

402
00:28:31,560 --> 00:28:32,940
‫همچین چیزی رو ازت می‌پذیرم.

403
00:28:34,310 --> 00:28:37,650
‫متاسفانه، برای من، اوضاع متفاوتـه.

404
00:28:39,360 --> 00:28:42,860
‫من تمام عمرم رو صرف پنهان کردن
‫بدترین جنبه‌های خودم کردم.

405
00:28:44,280 --> 00:28:47,740
‫از تصور این‌که کس دیگه‌ای
‫شاهد نواقص من باشه، وحشت دارم.

406
00:28:47,741 --> 00:28:48,918
‫[ کلوین اونز ]

407
00:28:48,988 --> 00:28:51,330
‫مخصوصاً کسی که عمیقاً بهش اهمیت میدم.

408
00:29:02,380 --> 00:29:03,550
‫پمپ سوختش خراب شده.

409
00:29:04,090 --> 00:29:05,430
‫به تعمیرکار زنگ بزنم؟

410
00:29:05,430 --> 00:29:08,180
‫ازمون انتظار دارن با این شرایط برای
‫بنیاد رمسن آماده شیم؟

411
00:29:08,930 --> 00:29:10,430
‫واقعاً مسخره‌ست.

412
00:29:12,440 --> 00:29:13,350
‫ممنونم.

413
00:29:15,440 --> 00:29:16,690
‫چندبار باید بگم؟

414
00:29:17,400 --> 00:29:20,030
‫من مخصوصاً این مکاتبات رو
‫به وکیلم ارجاع دادم.

415
00:29:20,030 --> 00:29:26,160
‫من وقتی که غرق این دروغ‌های تموم‌نشدنی و
‫تجاوز‌کننده شدم نمی‌تونم کار کنم.

416
00:29:26,160 --> 00:29:27,370
‫متاسفم دکتر اونز.

417
00:29:27,370 --> 00:29:31,000
‫- به من نگفتن که چیزی رو مرتب...
‫- غیرقابل قبوله! سرپرستت کیـه؟

418
00:29:31,000 --> 00:29:32,080
‫کلوین.

419
00:29:32,660 --> 00:29:33,830
‫ممنون.

420
00:29:37,000 --> 00:29:38,000
‫چرا همچین کاری کردی؟

421
00:29:38,000 --> 00:29:39,590
‫فقط می‌خوام که بس کنن.

422
00:29:41,880 --> 00:29:44,970
‫انگار هیچکس قدردان چیزی که
‫دارم تلاش می‌کنم بهش برسم نیست.

423
00:29:49,140 --> 00:29:52,390
‫باشه. خب، می‌ذارم به کار مهمت برسی.

424
00:30:32,390 --> 00:30:33,890
‫فکر نمی‌کردم اینجا باشی.

425
00:30:35,230 --> 00:30:36,230
‫البته که اینجام.

426
00:30:41,820 --> 00:30:43,570
‫هنوز می‌خوای کنارم باشی؟

427
00:30:44,440 --> 00:30:45,610
‫آره می‌خوام.

428
00:30:46,570 --> 00:30:47,660
‫من از کوره در رفتم.

429
00:30:48,870 --> 00:30:53,700
‫آدم‌ها از کوره در میرن.
‫بیشتر می‌خوام بدونم چرا؟

430
00:31:00,460 --> 00:31:03,300
‫کلوین جوری نیست که
‫بگیم منو توی شرایط بدم ندیدی.

431
00:31:04,710 --> 00:31:06,470
‫باعث نمیشه کمتر دوستت داشته باشم.

432
00:31:08,260 --> 00:31:11,220
‫خب، اگه بگم منم همچین حسی بهت دارم چی؟

433
00:31:15,810 --> 00:31:16,810
‫امتحانم کن.

434
00:31:19,060 --> 00:31:22,110
‫همه‌ی این چیزا درنهایت مشخص میشه،
‫چه بخوایم چه نخوایم.

435
00:31:32,660 --> 00:31:34,120
‫نمی‌دو... نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

436
00:31:36,750 --> 00:31:39,870
‫آهسته شروع کن. بهم بگو امروز چیشد.

437
00:31:52,970 --> 00:31:57,390
‫پدر مادرم قبل از مرگ‌شون من رو طرد کردن.

438
00:32:02,060 --> 00:32:07,820
‫اون نامه‌ها، این که مردم تظاهر می‌کنن
‫براشون مهمم، ادعا می‌کنن خانواده‌من...

439
00:32:11,360 --> 00:32:15,370
‫فقط مثل نمک روی زخمم می‌مونن.

440
00:32:20,870 --> 00:32:22,630
‫خوشحالم که پدر مادرم مردن.

441
00:32:28,760 --> 00:32:31,050
‫گذر کردن رو راحت‌تر می‌کنـه.

442
00:32:36,970 --> 00:32:41,230
‫بلند گفتن چیز‌هایی که
‫به زحمت می‌تونیم به خودمون بگیم سختـه.

443
00:32:48,400 --> 00:32:50,450
‫خیرِ سرم قرار بود آهسته شروع کنم.

444
00:33:34,160 --> 00:33:35,160
‫ویکلی عزیز،

445
00:33:35,820 --> 00:33:38,200
‫متاسفم که یه مدتی نامه ننوشتم.

446
00:33:41,580 --> 00:33:44,870
‫حس می‌کنم از زمان نامه‌ی قبلیم
‫چندین زندگی رو پشت سر گذاشتم.

447
00:33:45,790 --> 00:33:47,710
‫دست چپ بالای دست راست. خوبـه.

448
00:33:48,670 --> 00:33:52,420
‫همیشه چپ بالای راست. چطوره؟
‫خوبـه. آفرین.

449
00:33:52,420 --> 00:33:54,800
‫غریضه‌ت بهت میگـه که شصتت رو ته پارو بذاری.

450
00:33:57,430 --> 00:33:59,060
‫می‌دونی چرا؟ آره.

451
00:34:02,180 --> 00:34:03,060
‫فردی.

452
00:34:03,060 --> 00:34:06,650
‫سلام. می‌خواستم به خاطر اون روز عذزخواهی کنم.

453
00:34:09,400 --> 00:34:10,400
‫بازم میگم، متاسفم.

454
00:34:13,780 --> 00:34:17,280
‫نمی‌خوام ازدواج کنم و بچه‌دار بشم.

455
00:34:18,030 --> 00:34:21,490
‫مرسی که گفتی. حالا می‌دونم.

456
00:34:22,830 --> 00:34:23,830
‫چیو می‌دونی.

457
00:34:26,170 --> 00:34:27,170
‫که چی می‌خوای.

458
00:34:30,300 --> 00:34:34,260
‫تا وقتی که دارمت و خوش‌حالی،
‫همین کافیه برای من.

459
00:34:42,970 --> 00:34:46,190
‫سلام رفیق، آماده‌ای بریم قدم بزنیم؟ خوبـه.

460
00:34:49,560 --> 00:34:50,570
‫الان دیگه می‌ریم.

461
00:34:52,280 --> 00:34:53,820
‫می‌خوای این تمبر رو لیس بزنی؟

462
00:34:54,650 --> 00:34:56,030
‫خیلی‌خب.

463
00:34:56,235 --> 00:34:58,672
‫[ کرتیس ویکلی ]

464
00:34:58,950 --> 00:35:00,490
‫خیلی‌خب. بریم. بریم.

465
00:35:03,040 --> 00:35:05,410
‫همونطور که می‌دونی، من ازدواج نمی‌خواستم.

466
00:35:05,410 --> 00:35:10,130
‫و بعد یهو دیدم که حلقه‌ی نامزدی گرفتم.

467
00:35:11,170 --> 00:35:12,500
‫- فکر می‌کنم...
‫- خیلی نزدیک.

468
00:35:12,500 --> 00:35:14,840
‫داشتم چیزی که
‫ در درونم خراب بود رو جبران می‌کردم.

469
00:35:14,840 --> 00:35:17,380
‫- آره، داریم می‌ریم.
‫- برای چیزی کامل و

470
00:35:17,380 --> 00:35:18,930
‫بی‌نقصی که بهش بدم، دست و پا می‌زدم.

471
00:35:19,550 --> 00:35:22,810
‫چون با تمام وجود می‌خواستم براش کامل باشم.

472
00:35:28,440 --> 00:35:32,730
‫خیلی‌خب، شیش و نیم. آماده‌ای؟
‫بیا بریم. یالا.

473
00:35:34,320 --> 00:35:36,900
‫ولی مثل همیشه، منو شگفت‌زده کرد.

474
00:35:37,490 --> 00:35:40,490
‫اون بدترین قسمت‌های من رو دیده و
‫هنوز دوستم داره.

475
00:35:41,450 --> 00:35:44,240
‫ازدواج، اون همه اقدام سنتی،

476
00:35:45,250 --> 00:35:47,790
‫شاید مناسب ما نباشن، ولی
‫ما مناسب هم‌دیگه‌ایم.

477
00:36:02,140 --> 00:36:03,970
‫ما برای همدیگه هستیم.

478
00:36:05,350 --> 00:36:07,980
‫همین خلاصه‌ی کل جهان میشه،
‫به نظرت این‌طور نیست؟

479
00:36:22,370 --> 00:36:23,450
‫کلوین عزیز،

480
00:36:24,370 --> 00:36:26,040
‫چطور می‌تونی بگی
‫ به معجزه اعتقاد نداری وقتی که

481
00:36:26,040 --> 00:36:30,460
‫مردی مثل تو که اینقدر به تنهایی مطمئن بود،
‫عشقی مثل عشق خودت پیدا می‌کنه؟

482
00:36:31,170 --> 00:36:33,630
‫به نظر من که فلسفه‌ی خودت رو نقض کردی.

483
00:36:35,210 --> 00:36:36,710
‫من برات خیلی خوشحالم.

484
00:36:37,800 --> 00:36:41,130
‫خانواده‌م دارن آماده میشن که
‫همراه پدرم به کالیفرنیا برگردن.

485
00:36:41,130 --> 00:36:43,050
‫و شاید بتونیم حضوری جشن بگیریم.

486
00:36:47,930 --> 00:36:49,890
‫یالا. هی. زود باش.

487
00:36:51,020 --> 00:36:52,810
‫شیش و نیم. چیزی نیست.

488
00:36:53,520 --> 00:36:57,440
‫هی، شیش و نیم. یالا. هی، بس کن.

489
00:37:18,460 --> 00:37:20,880
‫ نامه‌های دکتر اونز رو باید چیکار کنم؟

490
00:37:35,270 --> 00:37:37,320
‫عزیزم یچیزی برات اومده.

491
00:37:41,678 --> 00:37:45,116
‫[ بازگشت به فرستنده ]

492
00:37:56,630 --> 00:37:58,630
‫مامان! اون اومده!

493
00:38:01,210 --> 00:38:02,670
‫- آقای ویکیلی.
‫- سلام.

494
00:38:04,050 --> 00:38:07,220
‫به یتیم‌خانه‌ی پسران مودستو زنگ زدیم و
‫هفته‌ی بعد می‌ریم می‌بینم‌شون.

495
00:38:07,220 --> 00:38:08,300
‫باورت میشه؟

496
00:38:09,720 --> 00:38:11,430
‫سلام. خوشحالم دوباره می‌بینمت.

497
00:38:12,020 --> 00:38:16,060
‫وای. اصلاً نمی‌دونستم تو الیزابتِ کلوینی.

498
00:38:17,810 --> 00:38:21,780
‫فوق‌العاده‌ست. اینا رو هم آوردم،
‫نامه‌هایی که برام نوشته بود.

499
00:38:21,780 --> 00:38:22,820
‫ممنون.

500
00:38:23,950 --> 00:38:24,950
‫باهام بیا.

501
00:38:32,500 --> 00:38:34,580
‫خب. برنامه‌ت چیه؟

502
00:38:35,160 --> 00:38:38,330
‫حقیقتاً این قضایای مربوط به گذشته‌ی کلوین،

503
00:38:38,330 --> 00:38:40,210
‫زیر و رو کردن گذشته‌ش...

504
00:38:41,210 --> 00:38:43,010
‫من هیچوقت سوال‌های مد رو بی‌جواب نمی‌ذارم،

505
00:38:43,010 --> 00:38:47,300
‫ولی از این‌که آدم‌هایی رو بیارم تو زندگیش که
‫نمی‌تونم بهشون اعتماد کنم می‌ترسم.

506
00:38:49,260 --> 00:38:52,470
‫می‌فهمم. از متغیر‌های نامعلوم می‌ترسی.

507
00:38:53,640 --> 00:38:56,230
‫کلوین جدی روت تاثیر گذاشته، نه؟

508
00:38:56,230 --> 00:38:59,860
‫- شاید هم من روش تاثیر گذاشتم.
‫- حالا خیلی منطقی‌تر شد.

509
00:39:02,030 --> 00:39:05,320
‫حقیقت‌ اینه که، جفت‌مون همدیگه‌ رو
‫تبدیل به آدم بهتری کردیم.

510
00:39:08,490 --> 00:39:12,240
‫خب، یه کشیش و یه شیمیست.

511
00:39:12,870 --> 00:39:14,700
‫فکر می‌کنی چی شما رو بهم رسوند؟

512
00:39:15,330 --> 00:39:16,710
‫جفت‌مون می‌دونستیم که هیچی نمی‌دونیم و

513
00:39:16,710 --> 00:39:18,500
‫سوال پرسیدن رو به جواب دادن ترجیح می‌دادیم.

514
00:39:20,130 --> 00:39:21,380
‫شما دو تا چطور؟

515
00:39:22,880 --> 00:39:26,800
‫فکر می‌کنم درون همدیگه ایمان رو پیدا کردیم.

516
00:39:27,470 --> 00:39:29,510
‫کلمه‌ی جالبیـه که ازت می‌شنوم.

517
00:39:29,510 --> 00:39:30,550
‫چطور؟

518
00:39:31,550 --> 00:39:34,220
‫می‌دونی که دین برپایه ایمانـه؟

519
00:39:34,220 --> 00:39:36,730
‫و شما می‌دونی که ایمان بر پایه‌ی دین نیست، آره؟

520
00:39:39,190 --> 00:39:42,820
‫بله قطعاً. شما دو تا برای هم ساخته شدید.

521
00:39:47,070 --> 00:39:48,740
‫مدت زیادی نبود که می‌شناختمش.

522
00:39:50,620 --> 00:39:51,570
‫نه نبود.

523
00:39:59,021 --> 00:40:01,388
‫[ یتیم‌خانه‌ی پسران سنت لوک ]

524
00:40:03,562 --> 00:40:06,898
‫[ خدا روزی رسان است‌ ]

525
00:40:12,470 --> 00:40:15,060
‫می‌دونی انتظارات رو سرکوب کردن یعنی چی؟

526
00:40:15,060 --> 00:40:16,140
‫یعنی اندازه‌شون بگیرم؟

527
00:40:16,770 --> 00:40:21,690
‫نزدیک بود. یعنی این‌که پایین نگه‌شون داری،
‫شاید نشد چیزی که خواستیم رو بدست بیاریم.

528
00:40:21,690 --> 00:40:23,690
‫باشه، سرکوب می‌کنم.

529
00:40:25,530 --> 00:40:29,990
‫این موضوع هرجور که تموم بشه،
‫من دوستت دارم، و پدرتم همینطور.

530
00:40:29,990 --> 00:40:32,200
‫مامان، همیشه همین رو میگی.

531
00:40:32,700 --> 00:40:35,575
‫ولی وقتی بابا تا الان منو ندیده،
‫ چطور می‌تونه دوستم داشته باشه،

532
00:40:36,120 --> 00:40:40,290
‫خانم مدلین اونز زات، چون بعضی‌چیز‌ها
‫شواهد تجربی رو رد می‌کنن.

533
00:40:49,470 --> 00:40:51,180
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم خانم زات؟

534
00:40:51,970 --> 00:40:56,430
‫دوشیزه زات، نه خانم.
‫پدر و مادرم ازدواج نکردن.

535
00:40:58,140 --> 00:41:00,270
‫شما اینجا پسری به نام کلوین اونز داشتید.

536
00:41:01,690 --> 00:41:03,060
‫اون پدر من بود.

537
00:41:04,020 --> 00:41:07,400
‫و پدرت می‌دونه که امروز اومدی اینجا؟

538
00:41:07,400 --> 00:41:08,940
‫فوت شده.

539
00:41:10,820 --> 00:41:14,120
‫که اینطور. خیلی متاسف شدم از شنیدنش.

540
00:41:14,870 --> 00:41:16,780
‫دختر من در وسایل شخصی پدرش متوجه

541
00:41:16,780 --> 00:41:19,660
‫چندین ناشایستگی در این موسسه شد.

542
00:41:26,710 --> 00:41:28,300
‫اسمش برام آشنا نیست.

543
00:41:29,210 --> 00:41:34,180
‫حتماً اینجا یه سیستمی دارید.
‫گزارش‌ها یا پرونده‌هایی که بهش سر بزنید.

544
00:41:34,180 --> 00:41:37,060
‫خوش‌حال میشم بررسی کنم.
‫گفتی چه سالی پدرت اینجا بوده؟

545
00:41:37,680 --> 00:41:42,230
‫1921 تا تقریباً 1939،
‫چند سالی اینور اونور.

546
00:41:44,440 --> 00:41:45,730
‫قبل از آتش‌سوزی بوده.

547
00:41:46,940 --> 00:41:52,490
‫متاسفانه باید بگم که
‫خیلی از پرونده‌های قدیمی‌مون سوختن.

548
00:41:53,450 --> 00:41:55,370
‫مطمئنید که یادتون نمیاد کی بوده؟

549
00:41:56,120 --> 00:42:00,290
‫اون عاشق علم و کتاب بوده.
‫خیلی باهوش و دونده‌ی سریعی بوده.

550
00:42:00,290 --> 00:42:04,290
‫می‌تونم پیشنهاد کنم که
‫ به پدر مقدس مراجعه کنید تا

551
00:42:04,870 --> 00:42:07,000
‫مرهمی برای غم از دست‌رفته‌تون باشه؟

552
00:42:09,460 --> 00:42:13,220
‫مد. خیلی متاسفم خرگوشم.

553
00:42:13,220 --> 00:42:18,390
‫- خرگوش من، می‌دونم چقد ناامیدکننده...
‫- اصلاً منطقی نیست! داره دروغ میگه!

554
00:42:18,390 --> 00:42:19,470
‫مد.

555
00:42:50,380 --> 00:42:51,380
‫خرگوش.

556
00:42:52,340 --> 00:42:54,010
‫یه بن‌بست دیگه نمی‌خوام.

557
00:42:54,880 --> 00:42:57,010
‫- ببخشید خرگوشم، من...
‫- می‌دونم که اینجا بوده.

558
00:42:57,010 --> 00:42:58,720
‫باید یه مدرکی باشه.

559
00:43:00,390 --> 00:43:01,930
‫خیلی‌خب. بهت کمک می‌کنم.

560
00:43:01,954 --> 00:43:18,954
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

561
00:43:18,978 --> 00:43:27,978
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

562
00:43:28,830 --> 00:43:29,830
‫مامان، ببین.

563
00:43:33,026 --> 00:43:35,995
‫[ جویی سوریانو، کلوین اونز، کریستوفر شوت...]

564
00:43:44,964 --> 00:43:48,604
‫[ کتاب اهدایی بنیاد حمایتی رمسن ]

565
00:43:49,480 --> 00:43:50,440
‫این چیه؟

566
00:43:51,810 --> 00:43:54,940
‫یه سرنخ. حق با تو بود.

567
00:43:56,563 --> 00:43:58,923
‫[ بنیاد حمایتی رمسن ]

568
00:44:05,330 --> 00:44:07,290
‫- من دارم میرم.
‫- شبت بخیر.

569
00:44:07,290 --> 00:44:09,080
‫- خیلی نمونی‌ها.
‫- باشه.

570
00:44:11,615 --> 00:44:19,349
‫[ مجله‌ی علمی آمریکایی ]

