﻿1
00:00:07,020 --> 00:00:08,890
احتمالاً قتله

2
00:00:08,920 --> 00:00:11,130
‫پزشکی قانونی رو خبر می‌کنم

3
00:00:11,160 --> 00:00:13,430
‫آنچه در «رودخانه لانگ برایت» گذشت...

4
00:00:13,460 --> 00:00:15,000
‫شاید یه سری مواد مخدر بد
‫بیرون اومده باشه

5
00:00:15,030 --> 00:00:18,470
‫متوجه افزایش اوردوزها
‫در سراسر شهر شدیم

6
00:00:18,500 --> 00:00:20,700
‫از کجا می‌دونیم اوردوز بودن؟

7
00:00:20,740 --> 00:00:23,570
‫توی بدنش از هیچ ماده‌ای
‫اونقدری نبود که بشه گفت اوردوز کرده

8
00:00:23,610 --> 00:00:25,410
‫- پس چی بود؟
‫- انسولین

9
00:00:25,440 --> 00:00:26,580
‫می‌خوای بدونی چیز عجیبش چیه؟

10
00:00:26,610 --> 00:00:28,180
‫هیچ مدرکی ندارم که
‫نشون بده اون زن دیابتی بوده

11
00:00:28,210 --> 00:00:29,810
‫فکر می‌کنی کسی اونو کشته؟

12
00:00:31,710 --> 00:00:34,580
‫رسیدی که همراه دختره
‫توی راه‌آهن خیابون اِی پیدا کردی

13
00:00:34,620 --> 00:00:36,490
‫از یه پمپ بنزین بیرون فرودگاهه

14
00:00:36,520 --> 00:00:40,020
‫دختری که این هفته اوردوز کرد
‫یه دستمال کاغذی از هفت‌برادر داشت

15
00:00:40,060 --> 00:00:43,590
‫الیزابت دلیلی داشته که بخواد بره فرودگاه؟

16
00:00:43,630 --> 00:00:45,830
‫- هیچ دلیلی نداشته که اونجا باشه
‫- کمک!

17
00:00:45,860 --> 00:00:47,000
‫تازگی با ترومن صحبت کردی؟

18
00:00:47,030 --> 00:00:48,360
‫نه. چرا؟

19
00:00:48,400 --> 00:00:51,900
‫بعضی از بچه‌ها
‫درباره‌ی همکار قبلیت صحبت می‌کردن

20
00:00:51,930 --> 00:00:53,670
‫- شما دو تا هنوز با هم حرف می‌زنین؟
‫- نه

21
00:00:53,700 --> 00:00:57,670
‫- چرا؟
‫- همین‌طوری. چرا اینقدر گیر میدی؟

22
00:00:57,710 --> 00:01:01,140
‫گوش کن، اتفاقی که برای این دخترها افتاده،
‫تقصیر خودشون نیست

23
00:01:01,180 --> 00:01:03,410
‫ولی نمی‌تونیم همه‌شونو ول کنیم

24
00:01:03,950 --> 00:01:05,580
‫اون خواهرمه

25
00:01:10,220 --> 00:01:12,050
‫نگران چیزی‌ام که قراره پیدا کنی

26
00:01:12,090 --> 00:01:13,690
‫منم همینطور

27
00:01:13,714 --> 00:01:23,714
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

28
00:01:23,738 --> 00:01:33,738
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

29
00:01:48,560 --> 00:01:50,160
‫خوابه؟

30
00:01:52,160 --> 00:01:53,760
‫یه کم استراحت کن

31
00:01:54,130 --> 00:01:55,830
‫صبح صحبت می‌کنیم. من...

32
00:01:56,500 --> 00:01:58,130
‫کاناپه رو برات آماده کردم

33
00:01:58,170 --> 00:01:59,770
‫ممنون

34
00:02:00,900 --> 00:02:02,500
‫ترومن...

35
00:02:06,910 --> 00:02:08,510
‫متاسفم

36
00:02:09,880 --> 00:02:11,650
‫اون روز پشتتو خالی کردم

37
00:02:12,880 --> 00:02:14,620
‫فکر کنم خشکم زد

38
00:02:14,650 --> 00:02:17,750
‫و... واقعاً متاسفم که آسیب دیدی

39
00:02:20,290 --> 00:02:21,890
‫عذرخواهی اشتباهیه، میک

40
00:02:23,690 --> 00:02:28,030
‫همه اشتباه می‌کنن.
‫ولی بعدش پیدات نشد

41
00:02:28,060 --> 00:02:29,970
‫نیومدی بیمارستان

42
00:02:30,730 --> 00:02:31,600
‫هیچی

43
00:02:31,630 --> 00:02:32,630
‫ماه‌ها گذشته،

44
00:02:32,670 --> 00:02:35,670
‫و تا الان ازت خبری نشنیدم

45
00:02:39,580 --> 00:02:41,180
‫و فکر می‌کردم دوستیم

46
00:02:43,310 --> 00:02:44,910
‫از این باید عذرخواهی کنی

47
00:03:45,910 --> 00:03:48,640
‫میک، زود باش!

48
00:03:51,380 --> 00:03:54,120
‫خدایا، به این زودی خوابت برده بود؟
‫تازه ساعت ۹ شده

49
00:03:54,150 --> 00:03:57,220
‫فردا شیفت صبح‌ام. می‌خواستم برم باشگاه
‫[جولای ۲۰۱۴]

50
00:03:57,250 --> 00:03:59,190
‫سایمون کجاست؟

51
00:03:59,220 --> 00:04:00,920
‫رفته آتلانتیک‌سیتی

52
00:04:01,360 --> 00:04:03,230
‫غذای چینی؟

53
00:04:03,260 --> 00:04:04,930
‫مناسبتش چیه؟

54
00:04:09,870 --> 00:04:11,470
‫یه سال شد

55
00:04:19,880 --> 00:04:22,040
‫میک، می‌خوای دست بدی؟

56
00:04:22,080 --> 00:04:25,010
‫- خیلی متاسفم. نه
‫- داشتی دست می‌دادی

57
00:04:26,420 --> 00:04:29,020
‫کیس...

58
00:04:31,020 --> 00:04:32,920
‫بهش گفتم، وقتی موقع رفتنه، باید بری

59
00:04:32,960 --> 00:04:35,390
‫باور نمی‌کرد این کارو می‌کنی

60
00:04:35,420 --> 00:04:37,020
‫وای خدا.
‫خیلی از دستم عصبانی شد

61
00:04:37,030 --> 00:04:39,260
‫باید به جی بگی.
‫باید بهش بگی

62
00:04:39,290 --> 00:04:40,900
‫به جی چی رو بگم؟

63
00:04:42,400 --> 00:04:44,000
‫درباره‌ی نشانت

64
00:04:45,470 --> 00:04:48,140
‫خیلی مهمه، کیس

65
00:04:49,240 --> 00:04:50,410
‫اهمیت نمیده

66
00:04:50,440 --> 00:04:52,370
‫- اینطور نیست
‫- چرا، هست

67
00:04:52,410 --> 00:04:54,640
‫تو تنها کسی هستی
‫که هنوز بهم باور داره

68
00:05:03,190 --> 00:05:04,790
‫اون مال مامانه؟

69
00:05:05,350 --> 00:05:06,950
‫آره

70
00:05:11,890 --> 00:05:13,800
‫فکر نمی‌کنم هیچ وقت
‫دیده‌باشم از گردنت بازش کنی

71
00:05:14,260 --> 00:05:15,860
‫قفلش خراب شده

72
00:05:16,930 --> 00:05:19,030
‫- اوه
‫- یه بار دیگه هم این اتفاق افتاد

73
00:05:19,070 --> 00:05:20,040
‫چهار سالم بود

74
00:05:20,070 --> 00:05:22,755
‫و وقتی بغلم کرد،

75
00:05:22,756 --> 00:05:25,441
‫ناخواسته از گردنش کشیدمش

76
00:05:25,470 --> 00:05:27,380
‫عصبانی شد؟

77
00:05:27,410 --> 00:05:30,680
‫نه. هیچ وقت عصبانی نمی‌شد

78
00:05:32,820 --> 00:05:34,420
‫یادت نمیاد؟

79
00:05:37,320 --> 00:05:38,920
‫دلت براش تنگ شده

80
00:05:43,130 --> 00:05:44,730
‫مگه نه؟

81
00:05:55,340 --> 00:05:57,040
‫نمی‌تونم اونو به یاد بیارم، میک

82
00:06:00,010 --> 00:06:02,180
‫- آره، حتی یه چیز کوچیک هم یادم نیست
‫- چی؟

83
00:06:05,980 --> 00:06:07,950
‫چرا، یادت میاد.
‫مامانو یادت میاد

84
00:06:07,980 --> 00:06:09,850
‫همیشه درباره‌ش داستان تعریف می‌کنی

85
00:06:09,890 --> 00:06:11,820
‫آره، ولی همه‌شون داستان‌های تو هستن

86
00:06:11,850 --> 00:06:13,790
‫داستان‌هایی که تو برام تعریف کردی

87
00:06:17,030 --> 00:06:18,990
‫می‌خوام به یاد بیارم. فقط نمی‌تونم

88
00:06:30,910 --> 00:06:32,810
‫می‌تونم امشب توی اتاقت بخوابم؟

89
00:06:32,840 --> 00:06:35,280
‫فقط امشب،
‫فقط وقتی سایمون بیرونه

90
00:06:37,280 --> 00:06:38,250
‫لطفاً

91
00:06:38,280 --> 00:06:39,480
‫- باشه
‫- آره!

92
00:06:39,520 --> 00:06:41,280
‫ممنون

93
00:06:56,570 --> 00:06:58,170
‫میکی؟

94
00:07:00,040 --> 00:07:01,640
‫چیه؟

95
00:07:03,040 --> 00:07:05,040
‫ممنون که دوباره راهم دادی

96
00:07:08,010 --> 00:07:10,180
‫دفعه‌ی بعد، کلیداتو یادت نره

97
00:07:12,410 --> 00:07:14,010
‫منظورم این نبود

98
00:07:28,600 --> 00:07:31,430
‫خب، پس یادت باشه

99
00:07:31,470 --> 00:07:33,070
‫شکر...

100
00:07:34,200 --> 00:07:35,470
‫آرد

101
00:07:35,500 --> 00:07:37,100
‫دیگه چی؟

102
00:07:37,270 --> 00:07:38,440
‫اوه، تخم‌مرغ

103
00:07:38,470 --> 00:07:40,280
‫تخم‌مرغ. چند تا تخم‌مرغ؟

104
00:07:41,310 --> 00:07:43,180
‫دو تا. سه تا

105
00:07:44,410 --> 00:07:46,010
‫خب...

106
00:07:46,150 --> 00:07:49,180
‫بیکینگ پودر، یه ذره نمک...

107
00:07:49,220 --> 00:07:50,990
‫یه کم شیر

108
00:07:51,020 --> 00:07:53,580
‫خب، همه‌شو مخلوط می‌کنی،
‫اینجوری مایه‌ی پنکیک درست میشه

109
00:07:53,581 --> 00:07:55,990
‫خب، نکته‌ی مهم
‫وقتی می‌خوای توی تابه بریزی،

110
00:07:56,030 --> 00:07:57,360
‫اینه که خیلی بزرگشون نکنی،

111
00:07:57,390 --> 00:08:00,960
‫چون اگه بکنی،
‫مایه‌ی پنکیک کامل پخته نمیشه

112
00:08:05,200 --> 00:08:06,800
‫اینم از این

113
00:08:08,400 --> 00:08:10,000
‫اسم این کوچولو چیه؟

114
00:08:10,010 --> 00:08:11,610
‫اوه، این... این دون‌دونه

115
00:08:11,640 --> 00:08:13,880
‫دون‌دون، ها؟

116
00:08:13,910 --> 00:08:16,250
‫دون‌دون امروز صبح
‫برای صبحونه چی می‌خواد؟

117
00:08:18,310 --> 00:08:20,980
‫شکلات چیپسی، بلوبری؟

118
00:08:21,020 --> 00:08:23,950
‫- فکر کنم دون‌دون ساده می‌خواد
‫- ساده، باشه

119
00:08:26,290 --> 00:08:29,020
‫صبح بخیر، مامان

120
00:08:29,060 --> 00:08:32,230
‫این پنکیک‌ها عالی‌ان، توماس.
‫خیلی خوب درست کردی

121
00:08:32,260 --> 00:08:33,860
‫ممنون

122
00:08:36,700 --> 00:08:39,940
‫از پنکیک‌های سادت خوشت میاد، دون‌دون؟

123
00:08:39,970 --> 00:08:43,010
‫اون... اون حرف نمی‌زنه

124
00:08:43,040 --> 00:08:44,940
‫یعنی چی حرف نمی‌زنه؟

125
00:08:45,440 --> 00:08:47,040
‫صداشو نمی‌شنوی؟

126
00:08:47,240 --> 00:08:48,840
‫گوش کن

127
00:08:51,450 --> 00:08:53,120
‫باشه

128
00:08:53,150 --> 00:08:55,650
‫خب، می‌تونیم با هم
‫اختلاف نظر داشته باشیم...

129
00:08:55,680 --> 00:08:58,090
‫ولی من... بلوبری‌ها رو دوست دارم

130
00:09:06,030 --> 00:09:07,660
‫خیلی بزرگ شده

131
00:09:07,700 --> 00:09:10,500
‫آره، خیلی

132
00:09:10,530 --> 00:09:12,970
‫دخترها رو توی اون سن
‫به سختی یادم میاد

133
00:09:13,000 --> 00:09:14,070
‫می‌دونی، چشم به هم بزنی...

134
00:09:14,100 --> 00:09:16,310
‫آره. این روزها زیاد می‌بینیشون؟

135
00:09:16,340 --> 00:09:20,140
‫آره. وقتی از مدرسه میان خونه، گاهی اوقات

136
00:09:20,180 --> 00:09:21,780
‫ولی نه...

137
00:09:22,010 --> 00:09:23,610
‫نه به اندازه‌ای که دوست دارم

138
00:09:28,220 --> 00:09:30,190
‫می‌خوای بگی چه خبره؟

139
00:09:31,520 --> 00:09:33,120
‫قضیه کیسیه

140
00:09:35,720 --> 00:09:38,290
‫این بار چند وقته که رفته؟

141
00:09:38,330 --> 00:09:39,930
‫حدود شش هفته

142
00:09:42,130 --> 00:09:43,970
‫انگار همین دیروز بود،

143
00:09:44,000 --> 00:09:46,240
‫تو صف شام مهمانسرای
‫سنت فرانسیس ایستاده بود

144
00:09:47,600 --> 00:09:50,570
‫و این قربانی‌ها،
‫هیچ ارتباطی با کیسی دارن؟

145
00:09:50,610 --> 00:09:53,080
‫به جز اینکه همه‌شون
‫توی خیابون کار می‌کردن...

146
00:09:54,310 --> 00:09:57,010
‫پس کیسی
‫شش هفته‌ست که ناپدید شده

147
00:09:57,050 --> 00:10:01,080
‫و جسد بیشتر این دخترها چند روز بعد از
‫ناپدید شدنشون پیدا شده، درسته؟

148
00:10:02,250 --> 00:10:05,320
‫- خب؟
‫- خب شاید بی‌ربط باشه

149
00:10:05,350 --> 00:10:07,360
‫- کیسی قبلاً هم غیبش زده
‫- می‌دونم

150
00:10:07,390 --> 00:10:11,230
‫ولی توی ویدیوی آلونزو،
‫کیسی سوار وانت قرمز یه مشتری شد

151
00:10:11,260 --> 00:10:13,260
‫یه وانت قرمز بیرون خونه‌م دیدم،

152
00:10:13,300 --> 00:10:16,200
‫و فکر می‌کنم توی کنزینگتون هم
‫یه وانت قرمز دیدم

153
00:10:16,230 --> 00:10:18,430
‫- فکر می‌کنی تعقیبت می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم

154
00:10:18,470 --> 00:10:20,570
‫صاحبخونه‌م گفت
‫یه مرد از وانت پیاده شد،

155
00:10:20,600 --> 00:10:25,040
‫درباره‌ی من سوال می‌کرد،
‫و سعی کرد توصیفش کنه. نمی‌دونم کیه

156
00:10:25,070 --> 00:10:26,340
‫فکر کردم شاید سایمون باشه،

157
00:10:26,380 --> 00:10:28,540
‫ولی اون وانت قرمز نداره

158
00:10:29,780 --> 00:10:33,280
‫فرض کنیم یه مشتری بوده که
‫کیسی رو سوار اون وانت کرده

159
00:10:34,450 --> 00:10:37,420
‫- جلوی خونه‌ی تو چه غلطی می‌کرده؟
‫- نمی‌دونم

160
00:10:39,120 --> 00:10:41,590
‫- از این قضیه خوشم نمیاد، میک
‫- آره، منم خوشم نمیاد

161
00:10:43,230 --> 00:10:44,530
‫دیگه باید برم

162
00:10:44,560 --> 00:10:47,130
‫باید توماس رو قبل از رفتن به سر کار،
‫بذارم خونه‌ی جی

163
00:10:47,160 --> 00:10:49,260
‫گوش کن، من... ازش مراقبت می‌کنم

164
00:10:49,670 --> 00:10:51,370
‫- واقعاً؟
‫- آره

165
00:10:51,400 --> 00:10:55,000
‫اون و دون‌دون می‌تونن
‫موقع انجام کارهام باهام بیان

166
00:10:55,800 --> 00:10:57,110
‫ممنون

167
00:10:57,140 --> 00:10:59,480
‫آره. آره، مشکلی نداره

168
00:10:59,510 --> 00:11:01,680
‫من میرم نزدیک فرودگاه پرس‌وجو کنم،

169
00:11:01,710 --> 00:11:03,680
‫ببینم کسی قربانی‌ها رو می‌شناسه یا نه

170
00:11:03,710 --> 00:11:07,280
‫شاید توضیح بده چرا اون دخترها
‫قبل از کشته شدن اونجا بودن

171
00:11:07,320 --> 00:11:09,320
‫منم چند تا تماس می‌گیرم

172
00:11:09,350 --> 00:11:12,390
‫و ببینم آهرن پشت پرده چی میگه

173
00:11:12,420 --> 00:11:14,840
‫آهرن فکر می‌کنه همه‌شون
‫اوردوزهای تصادفی بودن

174
00:11:14,841 --> 00:11:16,661
‫اینجوری کار کمتری داره

175
00:11:16,690 --> 00:11:19,225
‫اگه فقط فنتانیل و ترانک
‫توی بدن قربانی‌ها بود،

176
00:11:19,226 --> 00:11:21,761
‫باهاش موافق بودم. ولی انسولین؟

177
00:11:21,800 --> 00:11:25,370
‫این یه موضوع کاملاً متفاوته.
‫حتی آهرن هم نمی‌تونه چشم‌پوشی کنه

178
00:11:27,300 --> 00:11:29,170
‫میرم با توماس خداحافظی کنم

179
00:11:29,540 --> 00:11:31,270
‫- میک
‫- بله

180
00:11:31,310 --> 00:11:34,040
‫نمی‌خوام تنها به اون خونه برگردی

181
00:11:35,280 --> 00:11:38,280
‫باید درباره‌ی اون وانت قرمز
‫به یکی توی اداره خبر بدی

182
00:11:40,580 --> 00:11:42,320
‫آهرن به حرفم گوش نمیده

183
00:11:42,790 --> 00:11:44,390
‫مجبورش کن

184
00:11:54,150 --> 00:11:56,650
‫[به پسرخانه بابی و دخترخاله هیلی]
‫[تازگی کیسی رو ندیدین؟]

185
00:12:08,840 --> 00:12:13,620
‫خب، آقایون، خانم‌ها، این کارآگاه دیویس دنجر-رت
‫از اداره‌ی کارآگاهان شرقه

186
00:12:13,650 --> 00:12:15,320
‫یه فلش مموری برای استفاده‌ی شما داره

187
00:12:15,350 --> 00:12:17,190
‫اجازه میدم صحبت کنه. کارآگاه

188
00:12:17,620 --> 00:12:19,520
‫دانجرات

189
00:12:19,560 --> 00:12:22,590
‫- ببخشید؟
‫- دانجرات تلفظ میشه

190
00:12:24,160 --> 00:12:25,660
‫باشه

191
00:12:25,690 --> 00:12:29,430
‫در چند روز گذشته، سه زن در اواخر نوجوانی
‫و اوایل بیست سالگی،

192
00:12:29,470 --> 00:12:33,449
‫مُرده پیدا شدن،
‫اینجا، اینجا و اینجا

193
00:12:33,450 --> 00:12:36,610
‫تیلور یون، الیزابت اوکانر و یه قربانی سوم
‫که هویتش مشخص نشده

194
00:12:36,640 --> 00:12:39,340
‫زمان مرگ، حدود آخر هفته‌ی هالووین

195
00:12:39,380 --> 00:12:40,880
‫احتمالاً هر سه نفرشون کارگر جنسی بودن،

196
00:12:40,910 --> 00:12:45,880
‫و در ابتدا تصور می‌شد همه‌شون
‫بر اثر اوردوز مواد افیونی فوت کردن

197
00:12:45,910 --> 00:12:48,180
‫با این حال، مشخص شد که

198
00:12:48,220 --> 00:12:51,220
‫مقادیر کشنده‌ای انسولین در بدنشون بوده

199
00:12:51,250 --> 00:12:52,550
‫دیابتی بودن؟

200
00:12:52,590 --> 00:12:55,890
‫نه. یا کسی این روزها
‫انسولین رو قاطی مواد می‌کنه،

201
00:12:55,920 --> 00:12:59,260
‫یا ممکنه یه قاتل زنجیره‌ای
‫در منطقه‌ی شما،

202
00:12:59,290 --> 00:13:00,830
‫داره ول می‌گرده

203
00:13:00,860 --> 00:13:02,300
‫شاید قاتل دیابتی بوده

204
00:13:02,330 --> 00:13:04,485
‫ممکنه. داریم بررسی می کنیم که اخیراً کسی

205
00:13:04,486 --> 00:13:06,641
‫به جرم درخواست رابطه جنسی دستگیر شده

206
00:13:06,670 --> 00:13:08,640
‫و سوابق پزشکیش هم
‫نشون‌دهنده‌ی دیابت باشه

207
00:13:08,670 --> 00:13:12,310
‫می‌دونم احتمال کمی داره،
‫ولی چیز دیگه‌ای نداریم

208
00:13:12,340 --> 00:13:14,240
‫فقط از این به بعد مراقب باشین

209
00:13:14,280 --> 00:13:17,180
‫هر شایعه‌ای شنیدین،
‫هر چیز مشکوکی دیدین،

210
00:13:17,210 --> 00:13:20,299
‫لطفاً مستقیماً به سرگروهبان ایهرن
‫یا خودم گزارش بدین

211
00:13:20,300 --> 00:13:22,220
‫آهرن

212
00:13:22,820 --> 00:13:24,490
‫آهرن

213
00:13:24,520 --> 00:13:27,390
‫ولی حالا، بیشتر از همیشه،
‫همه‌ی شما که در حال گشت‌زنی هستین

214
00:13:27,420 --> 00:13:29,490
‫باید چشم‌هاتونو باز نگه دارین

215
00:13:29,530 --> 00:13:32,900
‫تشخیص یه جسد از یه معتاد معمولی
‫توی خیابون آسون نیست

216
00:13:32,930 --> 00:13:34,930
‫به همین دلیل باید بیدارشون کنیم

217
00:13:34,960 --> 00:13:36,500
‫مطمئن بشیم نفس می‌کشن

218
00:13:36,530 --> 00:13:39,170
‫به نظر می‌رسه که در هر صورت
‫این باید جزء قوانینتون باشه

219
00:13:39,770 --> 00:13:40,770
‫ممنون

220
00:13:40,800 --> 00:13:42,470
‫خیلی خب، همه‌ش همین بود

221
00:13:44,440 --> 00:13:45,810
‫هی، هی. می‌تونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟

222
00:13:45,840 --> 00:13:48,780
‫- همین... همین الان؟
‫- لطفاً. آره. فقط یه سوال سریع دارم

223
00:13:48,810 --> 00:13:50,210
‫خب، منظورم بیشتر یه ایده‌ست

224
00:13:50,250 --> 00:13:51,780
‫آره، آره. فقط یه لحظه بهم فرصت بده

225
00:13:51,810 --> 00:13:53,280
‫من... الان برمی‌گردم

226
00:13:53,320 --> 00:13:55,620
‫کارآگاه دانجرات، سلام

227
00:13:55,650 --> 00:13:58,250
‫ببخشید. فقط...
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم

228
00:13:58,290 --> 00:14:00,390
‫اوه، چند تا از زن‌های خیابون

229
00:14:00,420 --> 00:14:03,290
‫درباره‌ی دیدن یه مرد
‫توی یه وانت قرمز صحبت می‌کردن،

230
00:14:03,330 --> 00:14:05,290
‫که می‌اومده و رفتارهای عجیبی می‌کرده

231
00:14:05,330 --> 00:14:06,700
‫- شما چیزی درباره‌ش شنیدین؟
‫- نه

232
00:14:06,730 --> 00:14:09,430
‫خب، پلاکشو برداشتن؟
‫مدل، نوع، چیزی از اینا؟

233
00:14:09,470 --> 00:14:11,630
‫نه، فقط یه... یه وانت قرمز

234
00:14:11,670 --> 00:14:14,640
‫باشه، خب، ممنون.
‫مراقب خواهیم بود

235
00:14:15,340 --> 00:14:17,840
‫پرسیدی شاید قاتل دیابتی بوده

236
00:14:17,870 --> 00:14:19,610
‫این اولین فکری بود که به ذهن منم رسید

237
00:14:20,310 --> 00:14:22,880
‫مراقب اون وانت خواهیم بود

238
00:14:22,910 --> 00:14:24,510
‫ممنون

239
00:14:32,060 --> 00:14:35,060
‫[ترومن: هنوز نرفتی فرودگاه؟]
‫[میکی: تمام روز سعی کردم. الان بازم سعی می‌کنم]

240
00:14:37,330 --> 00:14:40,730
‫احتمالاً درگیری خانگی در حال وقوعه.
‫خیابان ۳۱ جی

241
00:14:47,400 --> 00:14:50,310
‫احتمالاً درگیری خانگی در حال وقوعه.
‫خیابان ۳۱ جی

242
00:14:51,910 --> 00:14:53,510
‫بیخیال

243
00:14:56,810 --> 00:14:58,680
‫۵۶۲۰۱ در حال اعزام

244
00:15:10,630 --> 00:15:13,700
‫سلام خانم. تماسی درباره‌ی
‫احتمال درگیری دریافت کردم

245
00:15:14,260 --> 00:15:15,860
‫شما اون تماس رو گرفتین؟

246
00:15:17,000 --> 00:15:18,730
‫من نبودم.
‫کم تماس نگرفتم

247
00:15:19,740 --> 00:15:22,300
‫خب، یه نفر تماس گرفته

248
00:15:22,340 --> 00:15:25,440
‫شاید کسی داخل خونه با شما باشه.
‫شاید بچه‌هاتون

249
00:15:25,470 --> 00:15:27,070
‫نه

250
00:15:32,980 --> 00:15:36,550
‫اوه، بریدگی بالای چشمتون
‫خیلی بد به نظر می‌رسه،

251
00:15:36,590 --> 00:15:39,420
‫پس فکر می‌کنم باید معاینه بشه

252
00:15:39,460 --> 00:15:41,890
‫اگه بخواین می‌تونم بیام داخل
‫و از نزدیک نگاه کنم

253
00:15:43,590 --> 00:15:45,430
‫بریدگی؟

254
00:15:45,460 --> 00:15:47,330
‫کی اینطوری حرف می‌زنه؟
‫فقط بگو «زخم»

255
00:15:47,360 --> 00:15:48,460
‫ببخشید؟

256
00:15:48,500 --> 00:15:50,500
‫منو یادت نمیاد، درسته؟

257
00:15:50,530 --> 00:15:52,870
‫فکر می‌کنم منو
‫با شخص دیگه‌ای اشتباه گرفتین

258
00:15:53,740 --> 00:15:57,670
‫میکی فیتزپاتریک، درسته؟
‫دبیرستان کنزینگتون

259
00:15:57,710 --> 00:15:59,910
‫کلاس تاریخ خانم پاول؟
‫ردیف اول؟

260
00:15:59,940 --> 00:16:02,710
‫- آره
‫- آره، خب...

261
00:16:02,750 --> 00:16:05,650
‫گمشو میکی فیتزپاتریک.
‫من به کمک تو احتیاجی ندارم

262
00:16:06,680 --> 00:16:09,690
‫همیشه فکر می‌کردی از بقیه بهتری

263
00:16:16,730 --> 00:16:18,130
‫خب، یه لحظه دیگه، بهت یاد میدم که

264
00:16:18,160 --> 00:16:20,630
‫چطوری اینو فعال و غیرفعال کنی. باشه؟

265
00:16:21,130 --> 00:16:22,560
‫- باشه
‫- باشه

266
00:16:22,600 --> 00:16:26,370
‫ترومن،
‫اصلاً چرا به دزدگیر احتیاج داریم؟

267
00:16:26,400 --> 00:16:30,970
‫خب، واقعاً همه باید یکی داشته باشن

268
00:16:31,010 --> 00:16:35,010
‫ولی فقط یه چیزیه که
‫به افراد درست اجازه ورود میده

269
00:16:35,040 --> 00:16:37,650
‫و افراد اشتباه رو بیرون نگه می‌داره،
‫باشه؟ می‌فهمی؟

270
00:16:38,010 --> 00:16:39,610
‫تو خودت داری؟

271
00:16:40,050 --> 00:16:41,650
‫نه

272
00:16:41,920 --> 00:16:42,990
‫ولی یکی می‌گیرم

273
00:16:43,020 --> 00:16:45,750
‫ببخشید

274
00:16:45,790 --> 00:16:46,820
‫سلام خانم

275
00:16:46,860 --> 00:16:49,630
‫می‌تونم بپرسم شما کی هستین...

276
00:16:49,660 --> 00:16:54,060
‫و دقیقاً دارین چی رو
‫به دیواری که تازه رنگ کردم نصب می‌کنین؟

277
00:16:54,100 --> 00:16:55,700
‫اون دوست مامانمه

278
00:16:55,730 --> 00:16:58,030
‫داره سیستم امنیتی نصب می‌کنه

279
00:16:58,070 --> 00:17:01,500
‫به افراد درست اجازه ورود میده،
‫و افراد اشتباه رو بیرون نگه می‌داره

280
00:17:01,540 --> 00:17:02,710
‫خب، ممنون توماس

281
00:17:02,740 --> 00:17:05,710
‫و دقیقاً «افراد اشتباه» کیا هستن؟

282
00:17:07,080 --> 00:17:08,680
‫اسمم ترومنه

283
00:17:08,880 --> 00:17:10,450
‫سیسیلیا ماهون

284
00:17:10,480 --> 00:17:12,080
‫چه اسم قشنگی

285
00:17:12,920 --> 00:17:15,480
‫خب، ممنون

286
00:17:16,950 --> 00:17:19,560
‫به میکائلا گفتم
‫نمی‌خوام اینجا هیچ مشکلی پیش بیاد

287
00:17:19,590 --> 00:17:21,790
‫مشکلی نیست، خانم

288
00:17:21,820 --> 00:17:23,930
‫هی، توماس.
‫می‌خوای بری کار رو تموم کنی؟

289
00:17:23,960 --> 00:17:25,560
‫باشه؟

290
00:17:26,700 --> 00:17:29,030
‫یه دوربین بیرون نصب کردم

291
00:17:29,060 --> 00:17:31,130
‫کل ملک رو پوشش میده

292
00:17:31,170 --> 00:17:32,970
‫این روزها هر چقدر هم که مراقب باشی کمه

293
00:17:34,970 --> 00:17:37,070
‫فکر کنم حق با توئه، ترومن

294
00:17:37,110 --> 00:17:38,370
‫ولی یه چیزی بهت میگم

295
00:17:38,410 --> 00:17:41,510
‫متقاعد نشدم که
‫میکائلا توی دردسر نیست

296
00:17:42,040 --> 00:17:44,480
‫و اگه بخوام صادق باشم،

297
00:17:44,510 --> 00:17:46,650
‫نگران اون پسر کوچولو هستم

298
00:18:24,620 --> 00:18:26,220
‫اون میکیه؟

299
00:18:26,820 --> 00:18:29,890
‫- نه، اون نیست
‫- فران، اون میکیه؟

300
00:18:29,930 --> 00:18:32,700
‫شبیه اون نیست، توهی.
‫اون هیکلی‌تره

301
00:18:32,730 --> 00:18:36,170
‫فرض می‌کنیم چیز قوی‌تری نمی‌خوای

302
00:18:37,830 --> 00:18:40,840
‫- خب، هر کی هست، تشنه‌ست
‫- هوم

303
00:18:40,870 --> 00:18:43,740
‫- سلام آقای مک گیونی، آقای توهی. چطورین؟
‫- اون میکیه

304
00:18:43,770 --> 00:18:45,770
‫بهت گفتم، مک گیونی

305
00:18:45,810 --> 00:18:48,180
‫میکی، چرا دیگه این طرف‌ها نمیای؟

306
00:18:48,210 --> 00:18:50,850
‫- گاهی میام
‫- اوه، به ندرت

307
00:18:50,880 --> 00:18:53,820
‫میک، هنوزم ساز بادی می‌زنی؟
‫اون فوق‌العاده بود

308
00:18:53,850 --> 00:18:56,920
‫وقتی دختر کوچولویی بود،
‫اندازه‌ی همین بار،

309
00:18:56,950 --> 00:19:00,060
‫اومد اینجا، برامون کنسرت اجرا کرد.
‫لباس مجلسی پوشیده بود

310
00:19:00,090 --> 00:19:03,030
‫خودم اونجا بودم، مک گیونی.
‫لباس مجلسی نبود

311
00:19:03,060 --> 00:19:06,600
‫اون یه، می‌دونی، یه چی بود،
‫یه... یه سارافون

312
00:19:06,630 --> 00:19:08,830
‫احمق‌ها

313
00:19:09,930 --> 00:19:12,740
‫چیزی می‌خوای؟ توماس کجاست؟

314
00:19:12,770 --> 00:19:16,670
‫تازگی از پسرخاله بابی
‫یا دخترخاله هیلی خبری شنیدی؟

315
00:19:16,710 --> 00:19:19,070
‫نه. چرا می‌پرسی؟

316
00:19:19,110 --> 00:19:20,710
‫چون کیسی گم شده

317
00:19:20,740 --> 00:19:22,040
‫و من بهشون پیام دادم،

318
00:19:22,080 --> 00:19:24,080
‫و جوابی نگرفتم

319
00:19:24,110 --> 00:19:27,180
‫کیسی همیشه غیبش می‌زنه. این کارشه

320
00:19:27,950 --> 00:19:30,790
‫نگرانم

321
00:19:30,820 --> 00:19:32,220
‫درباره‌ی دخترهایی که

322
00:19:32,250 --> 00:19:34,090
‫توی خیابون کشته شدن چیزی شنیدی؟

323
00:19:34,120 --> 00:19:35,120
‫نه

324
00:19:35,160 --> 00:19:36,230
‫بیخیال

325
00:19:36,260 --> 00:19:38,560
‫فقط فکر می‌کنم شاید این بار

326
00:19:38,590 --> 00:19:40,560
‫اتفاقی براش افتاده باشه

327
00:19:40,600 --> 00:19:42,730
‫این بار هیچ فرقی با دفعات قبل نداره،

328
00:19:42,770 --> 00:19:45,000
‫یا با ۶۰۰ دفعه‌ی قبل از این

329
00:19:47,940 --> 00:19:51,640
‫نمی‌دونم چرا هنوز
‫از اون دختر ناامید نشدی

330
00:19:57,310 --> 00:20:01,080
‫خب دیگه باید برم. ولی ممنون بابت آب

331
00:20:01,120 --> 00:20:03,990
‫اگه ازشون خبری شنیدی،
‫می‌تونی بگی باهام تماس بگیرن؟

332
00:20:04,020 --> 00:20:05,620
‫و همینطور خاله لین؟

333
00:20:06,260 --> 00:20:07,860
‫ممنون

334
00:20:08,260 --> 00:20:09,860
‫میک

335
00:20:10,860 --> 00:20:15,030
‫وقتی تونستی بچه رو بیار.
‫شاید دوست داشته باشه اینجا رو ببینه

336
00:20:18,030 --> 00:20:19,630
‫یا نیار

337
00:20:19,940 --> 00:20:21,300
‫اوه، میکائلا

338
00:20:21,340 --> 00:20:23,740
‫یه وقتی بیا بشین گپ بزنیم، باشه؟

339
00:20:23,770 --> 00:20:25,670
‫- باشه
‫- می‌تونیم ساز بزنیم

340
00:20:25,710 --> 00:20:28,280
‫یکشنبه‌ها و چهارشنبه شب‌ها،
‫ساعت هشت،

341
00:20:28,310 --> 00:20:29,450
‫همینجا توی باشگاه

342
00:20:29,480 --> 00:20:33,120
‫حیفه که بیاد
‫آهنگ «دمپایی‌های طلا» رو بزنه، مک‌گیونی

343
00:20:33,150 --> 00:20:34,750
‫آموزش کلاسیک دیده

344
00:20:34,780 --> 00:20:36,650
‫اوه. آموزش کلاسیک دیده!

345
00:20:36,690 --> 00:20:38,150
‫واقعاً دوست دارم این کارو بکنم،

346
00:20:38,190 --> 00:20:39,790
‫ولی اون موقع‌ها سر کارم

347
00:20:40,320 --> 00:20:42,060
‫ولی ممنون که دعوت کردین

348
00:20:43,060 --> 00:20:44,930
‫مراقب خودت باش، میکی

349
00:20:49,800 --> 00:20:51,400
‫آخ

350
00:20:55,670 --> 00:20:57,670
‫وای

351
00:20:58,210 --> 00:20:59,880
‫یا خدا. این چیه؟

352
00:20:59,910 --> 00:21:02,910
‫دزدگیر جدیدمونه.
‫ترومن نصبش کرد

353
00:21:02,950 --> 00:21:04,980
‫خوشت میاد؟

354
00:21:14,320 --> 00:21:15,920
‫سلام میکائلا

355
00:21:16,790 --> 00:21:18,390
‫داریم یه کم چای می‌خوریم

356
00:21:19,060 --> 00:21:20,660
‫می‌بینم

357
00:21:21,200 --> 00:21:22,400
‫ترومن کجاست؟

358
00:21:22,430 --> 00:21:24,070
‫دستشوییه

359
00:21:24,530 --> 00:21:26,240
‫امیدوارم مزاحم نباشم

360
00:21:26,270 --> 00:21:30,740
‫توماس خیلی درباره‌ی
‫سرویس چای‌خوری من کنجکاو بود

361
00:21:30,770 --> 00:21:33,940
‫و بعدش می‌خواست
‫این پروژه‌ی فوق‌العاده‌ای که

362
00:21:33,980 --> 00:21:37,850
‫روش کار می‌کنه رو نشونم بده،
‫و خانواده‌تون رو بهم معرفی کنه

363
00:21:38,710 --> 00:21:40,310
‫می‌تونم ببینم؟

364
00:21:44,020 --> 00:21:47,290
‫خیلی... خیلی داره خوب پیش میره.
‫خوبه، پسرم

365
00:21:50,890 --> 00:21:52,360
‫- سلام
‫- سلام

366
00:21:52,390 --> 00:21:53,990
‫سلام

367
00:21:57,000 --> 00:21:58,370
‫خب...

368
00:21:58,400 --> 00:22:00,370
‫من دیگه مرخص میشم

369
00:22:00,400 --> 00:22:02,770
‫فکر کنم وقت شام شده

370
00:22:02,810 --> 00:22:07,380
‫ولی خیلی خوب بود که تونستم
‫یه کم بیشتر باهات آشنا بشم، توماس

371
00:22:07,410 --> 00:22:09,010
‫و...

372
00:22:10,250 --> 00:22:12,410
‫از دیدنت خوشحال شدم، میکائلا

373
00:22:12,450 --> 00:22:16,350
‫- و ممنون بابت چای
‫- خواهش می‌کنم

374
00:22:19,890 --> 00:22:22,320
‫- میری دست و صورتتو برای شام بشوری؟
‫- آره

375
00:22:24,430 --> 00:22:26,230
‫چیه؟

376
00:22:28,930 --> 00:22:31,030
‫- اون مهربونه
‫- فضوله

377
00:22:31,070 --> 00:22:31,870
‫اون...

378
00:22:31,900 --> 00:22:33,400
‫نباید دعوتش می‌کردی بیاد بالا،

379
00:22:33,440 --> 00:22:35,200
‫از این به بعد انتظار داره

380
00:22:36,770 --> 00:22:38,270
‫نرده‌های خوب، درسته؟

381
00:22:38,310 --> 00:22:39,880
‫- آره
‫- هی، مامان

382
00:22:39,910 --> 00:22:41,180
‫معلم دانا زنگ زد

383
00:22:41,210 --> 00:22:44,310
‫گفت باید فردا
‫قبل از مدرسه ببیندت

384
00:22:45,010 --> 00:22:46,380
‫باشه

385
00:22:46,420 --> 00:22:47,880
‫همه‌چی مرتبه؟

386
00:22:47,920 --> 00:22:50,420
‫آره. چرا نباشه؟

387
00:22:50,450 --> 00:22:51,720
‫چیزی درباره‌ی اون وانت پیدا کردی؟

388
00:22:51,750 --> 00:22:56,460
‫هنوز نه. به اون کارآگاه جدیدی که
‫روی پرونده کار می‌کنه گفتم،

389
00:22:56,490 --> 00:22:58,190
‫دیویس دانجرات. می‌شناسیش؟

390
00:22:58,590 --> 00:23:00,830
‫- نه
‫- آدم خوبیه

391
00:23:00,860 --> 00:23:04,270
‫به نظر میاد اهمیت میده.
‫داره پیگیری می‌کنه

392
00:23:04,300 --> 00:23:07,470
‫- امروز رفتی فرودگاه؟
‫- نه، نرفتم

393
00:23:07,500 --> 00:23:09,870
‫یه تماس اومد، مجبور شدم برم

394
00:23:10,640 --> 00:23:13,310
‫- معلومه که رفتی
‫- تقریباً نرفته بودم

395
00:23:13,340 --> 00:23:16,810
‫خواهرت گم شده.
‫تقریباً از همه‌چیز مهم‌تره، درسته؟

396
00:23:19,380 --> 00:23:21,180
‫من دیگه بهتره برم

397
00:23:21,220 --> 00:23:23,850
‫دستورالعمل‌های سیستم دزدگیر رو
‫برات گذاشتم

398
00:23:23,890 --> 00:23:28,190
‫یه دکمه‌ی اضطراری داره که
‫اگه به کمک نیاز داشتی با من تماس می‌گیره

399
00:23:28,220 --> 00:23:30,160
‫ممنون بابت...

400
00:23:30,190 --> 00:23:33,560
‫بابت مراقبت از توماس.
‫از وقت گذروندن باهات خوشش میاد

401
00:23:33,600 --> 00:23:36,000
‫منم از وقت گذروندن باهاش خوشم میاد

402
00:23:36,400 --> 00:23:38,000
‫و با مامانش

403
00:23:42,100 --> 00:23:43,840
‫میرم که شما دو تا غذاتونو بخورین

404
00:23:45,110 --> 00:23:46,710
‫ترومن

405
00:23:47,410 --> 00:23:49,010
‫حق با تو بود

406
00:23:49,950 --> 00:23:51,550
‫باید تماس می‌گرفتم

407
00:23:53,420 --> 00:23:55,020
‫دیر انجام دادن بهتر از هرگز انجام ندادنه

408
00:23:56,620 --> 00:23:58,390
‫- شب بخیر، میک
‫- شب بخیر

409
00:24:18,460 --> 00:24:20,460
‫[هشدار]
‫[تشخیص حرکت در دوربین جلوی ورودی]

410
00:25:30,064 --> 00:25:32,064
‫[نوامبر ۲۰۱۴]

411
00:25:42,690 --> 00:25:44,530
‫کلید؟ بازم؟

412
00:25:45,290 --> 00:25:46,890
‫ببخشید

413
00:25:57,610 --> 00:25:59,210
‫- کیسی
‫- بله

414
00:26:10,150 --> 00:26:11,750
‫نه

415
00:26:15,360 --> 00:26:16,960
‫سعی کردم، میکی

416
00:26:19,460 --> 00:26:21,060
‫واقعاً سعی کردم

417
00:26:25,030 --> 00:26:26,630
‫یه سال کامل

418
00:26:27,640 --> 00:26:29,240
‫چطوری؟

419
00:26:31,070 --> 00:26:33,280
‫تقصیر من نبود،
‫می‌دونی، سعی کردم

420
00:26:36,310 --> 00:26:37,680
‫سعی کردم

421
00:26:37,710 --> 00:26:39,380
‫خب، به اندازه‌ی کافی سعی نکردی

422
00:26:40,080 --> 00:26:42,420
‫می‌دونی قرارمون چیه

423
00:26:48,490 --> 00:26:50,090
‫می‌دونم

424
00:26:51,430 --> 00:26:53,030
‫یه شب دیگه

425
00:26:54,800 --> 00:26:56,400
‫لطفاً، میکائلا

426
00:26:58,400 --> 00:27:00,570
‫جای دیگه‌ای برای رفتن ندارم

427
00:27:00,600 --> 00:27:02,200
‫یه شب

428
00:27:04,570 --> 00:27:06,210
‫و بعدش باید بری

429
00:27:14,150 --> 00:27:15,750
‫آخرش مثل اون میشی

430
00:27:53,520 --> 00:27:56,130
‫لعنتی

431
00:28:20,550 --> 00:28:22,150
‫دارم میرم

432
00:28:30,330 --> 00:28:32,330
‫واقعاً متاسفم، میکی

433
00:28:37,570 --> 00:28:39,170
‫می‌دونم

434
00:28:43,410 --> 00:28:45,240
‫ولی هنوز باید بری

435
00:29:10,730 --> 00:29:13,400
‫خانم فیتزپاتریک،
‫فقط می‌خواستم درباره‌ی ایمیل‌هایی که

436
00:29:13,440 --> 00:29:15,740
‫برای شهریه فرستادم باهاتون صحبت کنم

437
00:29:16,510 --> 00:29:17,670
‫آره، من...

438
00:29:17,710 --> 00:29:20,540
‫من... دریافتشون کردم،
‫و... متاسفم، من...

439
00:29:20,580 --> 00:29:22,380
‫وسط اسباب‌کشی بودیم،

440
00:29:22,410 --> 00:29:24,450
‫برای همین می‌خواستم بهتون خبر بدم

441
00:29:25,080 --> 00:29:26,150
‫همونطور که می‌دونین،
‫ما در ولی‌گرین

442
00:29:26,180 --> 00:29:28,780
‫تلاش می‌کنیم در پذیرش‌هامون،

443
00:29:28,820 --> 00:29:30,390
‫همه‌ی گروه‌های جمعیتی رو در نظر بگیریم

444
00:29:30,420 --> 00:29:33,860
‫شخصاً معتقدم هیچ کودکی نباید
‫به خاطر مشکلات مالی از تحصیل باز بمونه

445
00:29:33,890 --> 00:29:36,690
‫تمام تلاشمونو کردیم که
‫بهترین بسته ممکن رو به توماس پیشنهاد بدیم

446
00:29:36,730 --> 00:29:40,230
‫ولی در حال حاضر،
‫قسط‌های شما چهار ماه عقب افتاده

447
00:29:49,859 --> 00:29:52,359
‫[بتانی، پرستار بچه]
‫[جمعه بعدی نمی‌تونم بیام، شرمنده]

448
00:29:53,240 --> 00:29:55,380
‫هی، درباره‌ی اون وانت حق با تو بود

449
00:29:55,410 --> 00:29:57,480
‫- ببخشید؟
‫- وانت قرمز

450
00:29:57,510 --> 00:29:59,580
‫با جرایم منطقه مطابقتش دادیم

451
00:29:59,620 --> 00:30:02,750
‫چند هفته پیش، پلیس یه خونه توزیع مواد رو
‫نزدیک اونجا پلمپ کرده

452
00:30:02,790 --> 00:30:04,620
‫گفتن یه وانت قرمز دیدن
‫که از صحنه فرار کرده

453
00:30:04,650 --> 00:30:08,490
‫اونا... پلاکشو نگرفتن.
‫ولی حواسمون هست

454
00:30:08,520 --> 00:30:09,890
‫می‌دونی خونه کجاست؟

455
00:30:09,930 --> 00:30:11,730
‫فکر کنم خیابان اوپال باشه

456
00:30:11,760 --> 00:30:15,630
‫و یه گزارش هم داریم
‫از شاهد عینی یه مظنون احتمالی،

457
00:30:15,660 --> 00:30:18,500
‫برای قتل یکی از اون سه تا دختر، تیلور یون

458
00:30:18,530 --> 00:30:20,769
‫یه زن گزارش داده که
‫یه مرد رو دیده که صحنه رو ترک می‌کرده

459
00:30:20,770 --> 00:30:22,910
‫و یه سویشرت وایلدوود تنش بوده

460
00:30:22,940 --> 00:30:24,540
‫برات معنی خاصی داره؟

461
00:30:26,480 --> 00:30:27,840
‫فقط اگه می‌تونی یه کم پرس‌وجو کن

462
00:30:27,880 --> 00:30:29,650
‫باشه. ممنون

463
00:30:29,680 --> 00:30:30,810
‫آره

464
00:30:30,850 --> 00:30:34,380
‫هی، شنیدم یه مدتی رو
‫توی غرب فیلادلفیا گذروندی؟

465
00:30:34,420 --> 00:30:36,390
‫چند تا از بچه‌ها گفتن رفتی دانشگاه پن

466
00:30:36,420 --> 00:30:38,790
‫من لیسانس گرفتم.
‫سال ۲۰۱۵ فارغ‌التحصیل شدم

467
00:30:38,820 --> 00:30:41,220
‫من... فقط یه سال رفتم

468
00:30:41,260 --> 00:30:43,890
‫بازم، می‌دونستم یه دلیلی هست
‫که ازت خوشم میاد

469
00:31:04,810 --> 00:31:06,410
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

470
00:31:10,850 --> 00:31:11,820
‫خب

471
00:31:11,850 --> 00:31:14,460
‫و این چه جور ساز مسخره‌ایه؟

472
00:31:14,490 --> 00:31:15,820
‫این کُر انگلیسیه

473
00:31:15,860 --> 00:31:19,260
‫توسط یکی از اعضای
‫ارکستر فیلادلفیا نواخته می‌شد

474
00:31:19,290 --> 00:31:21,660
‫زمانی که یوجین اورمندی رهبریش می‌کرد

475
00:31:21,700 --> 00:31:23,030
‫شصت سالشه

476
00:31:23,070 --> 00:31:24,700
‫مدرکی براش داری؟

477
00:31:24,730 --> 00:31:27,000
‫نه، یه هدیه بود

478
00:31:27,040 --> 00:31:29,670
‫از فریمنز وقتی مرکز شهر بودن

479
00:31:29,710 --> 00:31:31,870
‫رفتم اونجا.
‫سعی کردم از طریق اونا بفروشمش،

480
00:31:31,910 --> 00:31:33,010
‫ولی اونا گفتن

481
00:31:33,040 --> 00:31:35,079
‫بررسی اصالتش خیلی طول می‌کشه

482
00:31:35,080 --> 00:31:37,450
‫و من الان به پولش احتیاج دارم

483
00:31:37,480 --> 00:31:39,080
‫چقدر می‌خوای براش بگیری؟

484
00:31:45,390 --> 00:31:47,620
‫هشت هزار و پانصد دلار

485
00:31:47,660 --> 00:31:49,260
‫آره، باشه

486
00:31:50,030 --> 00:31:51,590
‫خب، ارزشش بیشتر از اینه

487
00:31:51,630 --> 00:31:53,860
‫مطمئنم. می‌دونی چیه؟

488
00:31:53,900 --> 00:31:57,570
‫بدون هیچ مدرکی،
‫بهترین قیمتی که می‌تونم بدم دو هزار دلاره

489
00:32:00,400 --> 00:32:02,840
‫این دو هزار دلاره

490
00:32:02,870 --> 00:32:05,470
‫- این کمتر از یک ماه شهریه معمولیه
‫- می‌دونم

491
00:32:05,510 --> 00:32:07,480
‫من... دارم تلاش می‌کنم بقیه رو جور کنم،

492
00:32:07,510 --> 00:32:10,080
‫ولی فقط به یه کم وقت بیشتر احتیاج دارم

493
00:32:10,110 --> 00:32:12,750
‫من بارها سعی کردم
‫با پدر توماس تماس بگیرم،

494
00:32:12,780 --> 00:32:15,750
‫ولی هیچ کدوم از تماس‌هام رو جواب نداده

495
00:32:15,780 --> 00:32:17,020
‫شاید شماره‌ی اشتباهی توی پرونده دارم...

496
00:32:17,050 --> 00:32:18,790
‫اوه، نه، شماره‌ی اشتباهی نداری

497
00:32:19,660 --> 00:32:21,260
‫می‌فهمم

498
00:32:22,060 --> 00:32:23,730
‫میکی، من...

499
00:32:24,130 --> 00:32:25,860
‫از یه جایی به بعد،

500
00:32:25,890 --> 00:32:28,560
‫شاید ارزشش رو داشته باشه که
‫بررسی کنی آیا ولی‌گرین

501
00:32:28,600 --> 00:32:30,370
‫هنوزم بهترین گزینه
‫برای شرایطت هست یا نه

502
00:32:30,400 --> 00:32:31,600
‫شرایط من؟

503
00:32:31,630 --> 00:32:34,440
‫منظورم اینه که
‫از وقتی وضعیت مالیت تغییر کرده

504
00:32:34,470 --> 00:32:36,070
‫من تمام تلاشمو می‌کنم، باشه؟

505
00:32:41,840 --> 00:32:43,440
‫یالا، بیا بریم

506
00:32:49,890 --> 00:32:52,590
‫مامان، چرا با معلم دانا حرف می‌زدی؟

507
00:32:52,620 --> 00:32:54,760
‫به بابا ربط داشت؟

508
00:32:59,530 --> 00:33:01,130
‫میکی...

509
00:33:01,660 --> 00:33:03,200
‫منم

510
00:33:03,230 --> 00:33:06,570
‫فکر کردم توافق کردیم که
‫الان تماس گرفتن توماس ایده خوبی نیست

511
00:33:07,000 --> 00:33:08,740
‫من به این زمان احتیاج دارم

512
00:33:08,770 --> 00:33:11,140
‫مسئولیت‌های زیادی دارم

513
00:33:11,170 --> 00:33:13,840
‫باید توماس رو متوجه کنی

514
00:33:16,980 --> 00:33:18,950
‫مامان، حالت خوبه؟

515
00:33:22,180 --> 00:33:23,780
‫به بابات زنگ زدی؟

516
00:33:27,420 --> 00:33:29,490
‫توماس. هی

517
00:33:31,430 --> 00:33:32,730
‫ترسیدم

518
00:33:32,760 --> 00:33:34,560
‫از چی ترسیدی؟

519
00:33:34,600 --> 00:33:36,470
‫شبی که رفتیم خونه‌ی ترومن

520
00:33:36,900 --> 00:33:39,070
‫- تو...
‫- من چی؟

521
00:33:39,100 --> 00:33:40,770
‫تو هم ترسیده بودی

522
00:33:41,670 --> 00:33:43,940
‫و ترومن داشت اون دوربین‌ها رو نصب می‌کرد،

523
00:33:43,970 --> 00:33:46,880
‫و خانم ماهون گفت توی دردسر افتادیم

524
00:33:46,910 --> 00:33:48,710
‫و فکر کردم شاید اگه به بابا زنگ بزنم،

525
00:33:48,740 --> 00:33:50,910
‫و بهش بگم توی دردسر افتادیم، اون وقت...

526
00:33:51,380 --> 00:33:52,580
‫توی دردسر افتادیم؟

527
00:33:52,610 --> 00:33:54,620
‫نه، توی دردسر نیفتادیم

528
00:33:55,480 --> 00:33:56,950
‫خیلی متاسفم که ترسوندمت

529
00:33:56,990 --> 00:34:02,120
‫اون دوربین‌های امنیتی
‫فقط برای احتیاط بیشتره

530
00:34:02,160 --> 00:34:03,590
‫بابا از اینکه بهش زنگ زدم عصبانی شد

531
00:34:03,630 --> 00:34:06,460
‫نه، عصبانی نشد.
‫فقط نگران بود

532
00:34:06,500 --> 00:34:09,730
‫برای همینه که
‫نمی‌تونیم همینطوری بهش زنگ بزنیم

533
00:34:09,770 --> 00:34:14,600
‫اون... ناراحت میشه،
‫و می‌دونی، فقط...

534
00:34:15,840 --> 00:34:17,940
‫مشغوله

535
00:34:40,730 --> 00:34:42,670
‫می‌دونی چقدر قوی هستی؟

536
00:34:46,600 --> 00:34:48,800
‫فکر نمی‌کنم اینو از اون به ارث برده باشم

537
00:34:52,210 --> 00:34:53,980
‫بیا یه کم استراحت کن

538
00:34:54,010 --> 00:34:55,680
‫دون‌دون رو یادت نره

539
00:34:56,080 --> 00:34:57,250
‫حالت خوبه؟

540
00:34:57,280 --> 00:34:58,880
‫آره

541
00:34:59,080 --> 00:35:01,650
‫باشه، شب بخیر، عزیزم

542
00:35:23,770 --> 00:35:26,040
‫نه، نه، نه، نه، نه

543
00:35:26,080 --> 00:35:28,280
‫هی، کیسی هستم. پیام بذارید

544
00:35:28,310 --> 00:35:29,650
‫یا نذارید

545
00:35:29,680 --> 00:35:34,680
‫خدایا. خواهش می‌کنم
‫نگو گردنبند مامان رو برداشتی، کیسی

546
00:35:34,720 --> 00:35:36,290
‫می‌تونی فقط برش گردونی؟

547
00:35:36,320 --> 00:35:38,020
‫می‌تونی فقط گردنبند رو برگردونی؟

548
00:35:38,050 --> 00:35:40,220
‫من... هر کاری می‌کنم.
‫هر چی بخوای بهت میدم

549
00:35:40,260 --> 00:35:43,960
‫فقط... واقعاً... فقط اون نه.
‫باید بهم پسش بدی

550
00:35:43,990 --> 00:35:45,830
‫باشه؟ خواهش می‌کنم

551
00:35:45,860 --> 00:35:48,560
‫اون تنها چیزیه که
‫از مامان برام مونده، باشه؟

552
00:36:08,780 --> 00:36:11,620
‫ببخشید.
‫شما اینجا زیاد کار می‌کنین؟

553
00:36:11,650 --> 00:36:13,250
‫شش روز در هفته

554
00:36:13,360 --> 00:36:14,620
‫کاری کردم؟

555
00:36:14,660 --> 00:36:17,060
‫این دخترها رو دیدی؟

556
00:36:18,660 --> 00:36:22,300
‫نمی‌تونم بگم دیدم. گم شدن؟

557
00:36:22,330 --> 00:36:25,270
‫- متاسفانه فوت کردن
‫- لعنتی

558
00:36:25,300 --> 00:36:27,170
‫خب، نه، من هیچ وقت ندیدمشون

559
00:36:27,200 --> 00:36:28,800
‫باشه. ممنون

560
00:36:40,220 --> 00:36:43,850
‫ببخشید.
‫هیچ کدوم از این دخترها رو می‌شناسین؟

561
00:36:43,890 --> 00:36:45,850
‫شاید اینجا مشتری بودن؟

562
00:36:47,760 --> 00:36:50,730
‫از فرانک بپرس.
‫اون تقریباً اینجا زندگی می‌کنه

563
00:36:50,760 --> 00:36:53,830
‫هی، فرانک.
‫هیچ کدوم از این دخترها رو دیدی؟

564
00:36:57,170 --> 00:36:59,070
‫نه

565
00:36:59,100 --> 00:37:01,299
‫آره، اون دختر رو می‌شناسم.
‫چند بار اینجا اومده

566
00:37:01,300 --> 00:37:03,810
‫اسم‌ها رو قاطی می‌کنم،
‫ولی همیشه چهره‌ها رو یادم می‌مونه

567
00:37:03,840 --> 00:37:05,210
‫یادتون میاد کی بود؟

568
00:37:05,240 --> 00:37:06,910
‫یه هفته، یه هفته و نیم پیش

569
00:37:06,940 --> 00:37:09,080
‫با یه مردی اینجا بود، جیمی اسکنلون

570
00:37:09,110 --> 00:37:10,750
‫همیشه اینجا میاد

571
00:37:10,780 --> 00:37:12,950
‫یادمه، چون خیلی بد با هم دعوا می‌کردن

572
00:37:12,980 --> 00:37:14,780
‫یادتون میاد سر چی دعوا می‌کردن؟

573
00:37:16,150 --> 00:37:18,720
‫ورود غیرقانونی به منزل در حال وقوع،
‫خیابان ۳۶ روث

574
00:37:18,750 --> 00:37:20,820
‫همه‌ی واحدها پاسخگو باشن

575
00:37:20,860 --> 00:37:22,860
‫- باید بری؟
‫- نه، مشکلی نیست

576
00:37:22,890 --> 00:37:24,690
‫یادم نمیاد چی می‌گفت

577
00:37:24,730 --> 00:37:26,830
‫فقط یادمه چقدر ناراحت بود

578
00:37:26,860 --> 00:37:28,130
‫یعنی از دست اون ناراحت بود

579
00:37:28,160 --> 00:37:30,130
‫می‌دونین این جیمی رو
‫کجا میشه پیدا کرد...

580
00:37:30,170 --> 00:37:31,170
‫- اسکنلون؟
‫- آره

581
00:37:31,200 --> 00:37:33,740
‫- مغازه بغلی
‫- همه‌ی واحدها پاسخگو باشن

582
00:37:38,870 --> 00:37:41,080
‫۲۶۶۴۳ در حال حرکت

583
00:37:52,760 --> 00:37:54,360
‫ببخشید

584
00:37:54,390 --> 00:37:56,730
‫باید با جیمی اسکنلون صحبت کنم

585
00:37:56,760 --> 00:37:58,360
‫منم همینطور

586
00:37:59,190 --> 00:38:00,830
‫چند روزه نیومده

587
00:38:00,860 --> 00:38:02,670
‫از پنجشنبه‌ی پیش خبری ازش نیست

588
00:38:02,700 --> 00:38:03,700
‫همسرش هم نمی‌دونه کجاست

589
00:38:03,730 --> 00:38:06,400
‫فکر می‌کنین اتفاقی براش افتاده؟

590
00:38:06,440 --> 00:38:08,170
‫مثلاً چی؟

591
00:38:08,200 --> 00:38:10,770
‫هیچ کدوم از این دخترها رو می‌شناسین؟

592
00:38:12,210 --> 00:38:14,340
‫نه. باید بشناسم؟

593
00:38:16,780 --> 00:38:19,820
‫می‌تونم بپرسم
‫جیمی اینجا چیکار می‌کنه؟

594
00:38:19,850 --> 00:38:22,350
‫یه ورق‌کاره، مثل همه‌ی ما

595
00:38:24,250 --> 00:38:25,990
‫خب، اگه برگشت...

596
00:38:26,720 --> 00:38:29,390
‫میشه لطفاً بهش بگین با من تماس بگیره؟

597
00:38:29,430 --> 00:38:31,060
‫آره، حتماً

598
00:38:34,860 --> 00:38:37,200
‫- ممنون
‫- باشه

599
00:38:37,230 --> 00:38:39,770
‫هنوزم درخواست نیروی کمکی
‫در خیابان ۳۶ روث

600
00:38:39,800 --> 00:38:41,400
‫لطفاً پاسخگو باشین

601
00:38:42,100 --> 00:38:44,970
‫هی. اینجا چیکار می‌کنی؟

602
00:38:45,410 --> 00:38:47,180
‫احتمالاً همون کاری که تو می‌کنی

603
00:38:47,210 --> 00:38:49,449
‫گوش کن، این همون چیزی بود
‫که دیروز تو اداره می‌خواستم بهت بگم

604
00:38:49,450 --> 00:38:50,980
‫ولی گذاشتی رفتی

605
00:38:51,010 --> 00:38:53,780
‫از وقتی اون دختر مُرده رو دیدیم،

606
00:38:53,820 --> 00:38:55,880
‫نمی‌تونستم از ذهنم بیرونش کنم

607
00:38:55,920 --> 00:38:59,090
‫فکر کردم شاید یکی اینجا چیزی بدونه

608
00:38:59,120 --> 00:39:00,760
‫درباره‌ی دستمال کاغذی به آهرن گفتم

609
00:39:00,790 --> 00:39:02,790
‫و بهم گفت بیام اینجا بررسی کنم

610
00:39:02,830 --> 00:39:04,930
‫هنوزم درخواست نیروی کمکی
‫در خیابان ۳۶ روث

611
00:39:04,960 --> 00:39:06,260
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- نه

612
00:39:06,300 --> 00:39:08,760
‫لطفاً پاسخگو باشید

613
00:39:08,800 --> 00:39:10,230
‫- هی، میکی
‫- چیه؟

614
00:39:10,270 --> 00:39:13,140
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫من به این دخترها اهمیت نمیدم،

615
00:39:13,170 --> 00:39:14,040
‫ولی میدم

616
00:39:14,070 --> 00:39:16,140
‫برای همینه که
‫بعد از شیفتم اومدم اینجا

617
00:39:16,170 --> 00:39:18,340
‫درباره‌ی حرفی که
‫اون روز زدی خیلی فکر کردم

618
00:39:19,240 --> 00:39:20,280
‫و حق با توئه

619
00:39:20,740 --> 00:39:22,340
‫اونا لیاقت بیشتری دارن

620
00:39:26,480 --> 00:39:28,220
‫هنوزم درخواست نیروی کمکی

621
00:39:28,250 --> 00:39:30,420
‫همه‌ی واحدها پاسخگو باشن

622
00:39:31,790 --> 00:39:33,960
‫امروز کدوم گوری بودی؟

623
00:39:33,990 --> 00:39:38,130
‫کدوم قسمت «همه واحدها پاسخگو باشن» رو
‫متوجه نمی‌شدی؟

624
00:39:39,800 --> 00:39:41,930
‫متاسفم. ناهار بودم،

625
00:39:41,960 --> 00:39:44,100
‫و زمان از دستم در رفت

626
00:39:44,130 --> 00:39:47,140
‫خب، نیاد اون روزی که
‫بخوام وسط استراحتت مزاحمت بشم

627
00:39:48,070 --> 00:39:49,370
‫اول، می‌خوای تنهایی گشت بزنی،

628
00:39:49,410 --> 00:39:52,010
‫بعد وسط شیفتت غیب میشی؟

629
00:39:52,040 --> 00:39:53,940
‫چه مرگت شده، فیتزپاتریک؟

630
00:39:57,110 --> 00:39:58,550
‫باید به آهرن می‌گفتی، میک

631
00:39:58,580 --> 00:39:59,850
‫بهش چی می‌گفتم؟

632
00:39:59,880 --> 00:40:02,480
‫درباره‌ی کیسی

633
00:40:02,520 --> 00:40:05,450
‫اگه ندونه،
‫نمی‌تونه از طرف اداره ازت حمایت کنه

634
00:40:05,490 --> 00:40:08,360
‫- اونا هیچ وقت ازم حمایت نکردن
‫- این توی ذهن خودته

635
00:40:08,390 --> 00:40:09,990
‫واقعاً؟

636
00:40:10,560 --> 00:40:11,760
‫گوش کن، تو پلیس خوبی هستی

637
00:40:11,790 --> 00:40:16,230
‫به محله اهمیت میدی،
‫همیشه از قوانین پیروی می‌کنی

638
00:40:16,270 --> 00:40:19,000
‫آهرن اینو می‌دونه.
‫اگه درباره‌ی کیسی می‌دونست،

639
00:40:19,030 --> 00:40:21,240
‫شاید می‌فهمید
‫چرا داری قوانین رو می‌شکنی

640
00:40:21,270 --> 00:40:24,340
‫روش آهرن توی زندگی اینه که
‫کمترین کار ممکن رو انجام بده

641
00:40:24,370 --> 00:40:27,040
‫بدون اینکه با اتحادیه بد بشه

642
00:40:27,080 --> 00:40:28,980
‫اشتباه میگم؟

643
00:40:32,580 --> 00:40:34,320
‫یه چیز دیگه برات دارم

644
00:40:35,180 --> 00:40:36,050
‫چی؟

645
00:40:36,090 --> 00:40:38,150
‫اسم کسی به نام داک مک‌لاچی رو شنیدی؟

646
00:40:39,220 --> 00:40:40,420
‫نه. چرا؟

647
00:40:40,460 --> 00:40:43,590
‫خب، شهرت بدی داره.
‫شایعه شده اسلحه‌فروشه،

648
00:40:43,630 --> 00:40:47,530
‫و توی چند تا عکس
‫توی صفحه‌ی فیس‌بوک کیسی تگ شده

649
00:40:47,560 --> 00:40:49,100
‫کیسی صفحه‌ی فیس‌بوک نداره

650
00:40:49,130 --> 00:40:51,300
‫سال‌هاست که نداره

651
00:40:52,400 --> 00:40:54,000
‫چرا، داره

652
00:40:57,210 --> 00:40:58,940
‫در مورد این نمی‌دونستی؟

653
00:41:02,010 --> 00:41:03,610
‫تو از کجا می‌دونی؟

654
00:41:06,150 --> 00:41:09,490
‫اون دفعه‌ی اول، بهم گفتی خواهرته،

655
00:41:11,120 --> 00:41:13,060
‫براش درخواست دوستی فرستادم

656
00:41:14,590 --> 00:41:17,260
‫می‌خواستم حواسم بهش باشه. برای تو

657
00:41:20,500 --> 00:41:22,360
‫بیا، یه نگاه بنداز

658
00:41:23,130 --> 00:41:26,100
‫گوش کن،
‫نمی‌خوام نگرانت رو بیشتر کنم،

659
00:41:26,140 --> 00:41:28,170
‫ولی اگه همون کسی باشه که فکر می‌کنم،

660
00:41:28,200 --> 00:41:30,970
‫کسی نیست که دوست داشته باشم
‫خواهرم باهاش قاطی بشه

661
00:41:31,370 --> 00:41:33,010
‫می‌شناسیش؟

662
00:41:34,680 --> 00:41:38,150
‫می‌دونستم با یکی قرار می‌ذاره،
‫ولی نمی‌دونستم کیه

663
00:41:46,260 --> 00:41:47,860
‫چیه؟

664
00:41:49,120 --> 00:41:52,160
‫بیا. یه کم زندگی کن!

665
00:41:53,160 --> 00:41:54,760
‫یالا

666
00:41:58,400 --> 00:42:00,000
‫بیا دیگه، میکی

667
00:42:00,570 --> 00:42:02,170
‫هیچی

668
00:42:06,280 --> 00:42:07,880
‫می‌تونی عکسشونو برام بفرستی؟

669
00:42:08,440 --> 00:42:10,450
‫آره، حتماً

670
00:42:12,610 --> 00:42:16,150
‫من باعث شدم دستگیر بشه.
‫برای همین منو از دوست‌هاش حذف کرد

671
00:42:17,950 --> 00:42:19,590
‫کی؟

672
00:42:19,620 --> 00:42:21,420
‫حدود ده سال پیش

673
00:42:21,460 --> 00:42:25,930
‫گزارشش کردم،
‫و پلیس اومد و بردش

674
00:42:25,960 --> 00:42:28,630
‫- برای چی دستگیر شد؟
‫- دزدی

675
00:42:28,660 --> 00:42:31,300
‫اولین باری نبود که از من و جی، دزدی می‌کرد

676
00:42:31,330 --> 00:42:34,340
‫پول نقد، جواهرات، نقره‌آلات

677
00:42:34,370 --> 00:42:36,440
‫ولی این بار فرق داشت

678
00:42:37,140 --> 00:42:39,480
‫مامانم یه گردنبند طلا بهم داده بود

679
00:42:40,580 --> 00:42:42,310
‫درست قبل از مرگش

680
00:42:42,340 --> 00:42:45,310
‫یه مدال کوچیک از سنت جود بود

681
00:42:45,350 --> 00:42:47,450
‫و کیسی می‌دونست چقدر برام مهمه

682
00:42:48,450 --> 00:42:50,050
‫با این حال دزدیدش

683
00:42:50,750 --> 00:42:53,290
‫برای خرید مواد فروختش. و من...

684
00:42:54,220 --> 00:42:55,990
‫نتونستم ببخشمش

685
00:42:58,490 --> 00:43:01,600
‫لطفاً، بذار بیام داخل!
‫خواهش می‌کنم، میکی!

686
00:43:02,630 --> 00:43:04,230
‫ما خانواده‌ایم

687
00:43:05,200 --> 00:43:07,400
‫لطفاً بذار بیام داخل، میکی

688
00:43:10,740 --> 00:43:12,540
‫لطفاً بذار بیام داخل

689
00:43:14,410 --> 00:43:17,250
‫خواهش می‌کنم، میکی!

690
00:43:24,250 --> 00:43:25,290
‫نباید به پلیس زنگ می‌زدم

691
00:43:25,320 --> 00:43:28,160
‫نباید موضوع رو
‫از خانواده بیرون می‌بردم. ولی...

692
00:43:29,530 --> 00:43:32,330
‫بردم

693
00:43:32,360 --> 00:43:34,430
‫و این شروع پایان بود...

694
00:43:34,800 --> 00:43:36,400
‫پایان ما

695
00:43:39,740 --> 00:43:41,500
‫پلیس بودن یه چیزه

696
00:43:43,610 --> 00:43:47,280
‫استفاده از پلیس علیه خواهرت
‫یه چیز دیگه ست

697
00:43:48,180 --> 00:43:49,780
‫ناراحت بودی

698
00:43:49,810 --> 00:43:52,280
‫حق داشتی ناراحت باشی

699
00:43:52,310 --> 00:43:54,750
‫امکان نداشت بدونی این اتفاق می‌افته

700
00:43:56,150 --> 00:43:58,550
‫بعد از اون دیگه هیچ وقت مثل قبل نشد

701
00:43:59,760 --> 00:44:02,120
‫از اون موقع باهاش حرف نزدی؟

702
00:44:02,160 --> 00:44:06,200
‫چند بار اومد با من و سایمون زندگی کنه

703
00:44:06,230 --> 00:44:08,230
‫هی می‌رفت کمپ ترک و دوباره برمی‌گشت

704
00:44:09,530 --> 00:44:12,530
‫وقتی اونجا بود،
‫خیلی با هم دعوا می‌کردیم

705
00:44:12,570 --> 00:44:14,700
‫و آخرین دعوا خیلی بد بود

706
00:44:16,770 --> 00:44:18,570
‫من اونو انتخاب نکردم

707
00:44:20,510 --> 00:44:22,410
‫و باید انتخابش می‌کردم

708
00:44:22,440 --> 00:44:25,180
‫و برای همین وقتی امروز
‫اون تماس از بی‌سیم اومد،

709
00:44:25,850 --> 00:44:27,450
‫رفتم

710
00:44:29,490 --> 00:44:31,590
‫و می‌خوام پیداش کنم تا بهش بگم

711
00:44:33,190 --> 00:44:34,790
‫بهش چی بگی؟

712
00:44:36,090 --> 00:44:38,230
‫که اون برام
‫بیشتر از یه گردنبند ارزش داشت

713
00:44:42,260 --> 00:44:43,860
‫پیداش می‌کنیم

714
00:44:56,610 --> 00:44:58,210
‫بیا

715
00:45:00,680 --> 00:45:03,290
‫توماس، تکالیفت تموم شد؟

716
00:45:03,320 --> 00:45:05,350
‫دارم ریاضیمو تموم می‌کنم

717
00:45:09,390 --> 00:45:11,630
‫می‌خوای بقیه رو
‫خونه‌ی بابابزرگ انجام بدی؟

718
00:45:11,660 --> 00:45:13,260
‫آره

719
00:45:16,230 --> 00:45:20,100
‫هی، توماس،
‫ماشین هنوز کامل واینستاده

720
00:45:20,140 --> 00:45:21,740
‫ببخشید، مامان

721
00:45:21,770 --> 00:45:23,470
‫- می‌تونم برم؟
‫- آره

722
00:45:27,240 --> 00:45:28,840
‫باباجون!

723
00:45:37,290 --> 00:45:40,690
‫دیدار با نتیجه‌م
‫توی یه شب مدرسه‌ای

724
00:45:40,720 --> 00:45:43,430
‫قرار مهمی چیزی داری؟

725
00:45:43,960 --> 00:45:46,900
‫- نه
‫- احتمالاً برات بدترین اتفاق دنیا نمی‌بود

726
00:45:46,930 --> 00:45:48,530
‫جی

727
00:45:49,200 --> 00:45:51,370
‫می‌خوای بری دنبالش بگردی، درسته؟

728
00:45:51,400 --> 00:45:54,140
‫هنوز از پسرخاله‌ها خبری نشده

729
00:45:54,170 --> 00:45:55,700
‫به نظرم که خوبه

730
00:45:55,740 --> 00:45:59,510
‫انگار ترجیح میدن
‫کیسی رو از دست بدن تا بهم کمک کنن

731
00:45:59,540 --> 00:46:00,640
‫بیخیالشون

732
00:46:00,680 --> 00:46:03,680
‫اون دو تا بی‌عرضه هیچی ندارن
‫که بخوان قضاوت کنن

733
00:46:04,210 --> 00:46:06,180
‫باباجون، میای؟

734
00:46:06,220 --> 00:46:08,480
‫آره، آره. دندون رو جیگر بذار، بچه

735
00:46:09,690 --> 00:46:11,790
‫کاملاً حق داشتی اون کاری که کردی رو بکنی

736
00:46:14,460 --> 00:46:16,460
‫گور بابای اون اوبرایان‌ها

737
00:46:16,490 --> 00:46:18,830
‫همیشه ضعیف‌ترین حلقه
‫توی این خانواده بودن

738
00:49:48,170 --> 00:49:49,770
‫سلام، میکی

739
00:49:49,794 --> 00:49:59,794
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

740
00:49:59,818 --> 00:50:09,818
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

