﻿1
00:00:07,000 --> 00:00:08,374
‫آنچه گذشت...

2
00:00:08,375 --> 00:00:10,610
‫جسد سه زن پیدا شده

3
00:00:10,710 --> 00:00:15,482
‫مشخص شد که مقدار کشنده‌ای انسولین
‫در بدن هر سه نفر وجود داشته

4
00:00:15,582 --> 00:00:16,916
‫چه خبره؟

5
00:00:17,017 --> 00:00:18,184
‫دانجرات ویدیویی از مجرم پیدا کرد که
‫در قتل اون دخترها دخیل بوده

6
00:00:18,284 --> 00:00:20,186
‫خب، این، همراه با شهادت شاهد

7
00:00:20,286 --> 00:00:22,188
‫از صحنه جرم قربانی دوم،

8
00:00:22,288 --> 00:00:24,290
‫یعنی ممکنه مظنون‌مون رو پیدا کرده باشیم

9
00:00:24,391 --> 00:00:26,993
‫آره، این دختره رو می‌شناسم.
‫چند باری اومده اینجا.

10
00:00:27,093 --> 00:00:29,462
‫با اون یارو جیمی اسکانلون
‫اینجا بود

11
00:00:29,562 --> 00:00:31,731
‫بریم با خانواده‌ی این جیمی اسکانلون
‫حرف بزنیم

12
00:00:31,831 --> 00:00:34,300
‫این زن رو می‌شناسید؟

13
00:00:34,401 --> 00:00:35,869
‫نه. چطور؟

14
00:00:35,969 --> 00:00:39,572
‫جفت‌شون هم تقریباً هم‌زمان
‫با شوهرتون ناپدید شدن

15
00:00:39,673 --> 00:00:41,441
‫- به چی فکر می‌کنی؟
‫- جشن تولدم

16
00:00:41,541 --> 00:00:43,209
‫- اوه
‫- امسال یه جشن تولد واقعی می‌خوام

17
00:00:43,309 --> 00:00:45,545
‫- باشه
‫- می‌خوام بابا رو دعوت کنم

18
00:00:45,645 --> 00:00:48,615
‫آتش‌سوزی درجه سه
‫در خیابان براداک شماره ۲۲۲

19
00:00:52,852 --> 00:00:53,887
‫پائولا!

20
00:00:53,987 --> 00:00:55,488
‫یه فیلم از مظنون پیدا کردم

21
00:00:56,623 --> 00:00:58,058
‫وای خدا، میکی. شوخیت گرفته؟

22
00:00:58,158 --> 00:00:59,659
‫- می‌شناسیش؟
‫- آره، می‌شناسمش

23
00:00:59,759 --> 00:01:00,894
‫تو هم می‌شناسیش

24
00:01:00,994 --> 00:01:02,605
‫چون پلیسـه

25
00:01:02,629 --> 00:01:12,629
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

26
00:01:12,653 --> 00:01:22,653
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

27
00:01:26,353 --> 00:01:27,921
‫پائولا فقط همینو گفت؟

28
00:01:28,321 --> 00:01:29,522
‫که طرف پلیس بوده؟

29
00:01:37,397 --> 00:01:39,366
‫- ممنون
‫- خواهش

30
00:01:39,466 --> 00:01:42,369
‫- میکی
‫- اینو هم گفت که اون پلیس

31
00:01:42,469 --> 00:01:45,605
‫با نشانِ پلیسش از زن‌ها
‫واسه سکس اخاذی می‌کرد

32
00:01:47,207 --> 00:01:48,742
‫اون‌وقت تو حرفشو باور می‌کنی؟

33
00:01:48,842 --> 00:01:51,578
‫یه عمره پائولا رو می‌شناسم.
‫دلیلی نداره بهم دروغ بگه.

34
00:01:56,049 --> 00:01:57,384
‫داک چی؟

35
00:01:57,484 --> 00:02:00,420
‫داک مدرک بی‌گناهی داره.
‫حین دو تا از قتل‌ها زندونی بوده.

36
00:02:08,561 --> 00:02:10,697
‫فقط واسه همین گفتی بیام اینجا؟

37
00:02:12,265 --> 00:02:14,167
‫فقط واسه نقل قول حرفای پائولا؟

38
00:02:16,636 --> 00:02:17,570
‫نه

39
00:02:22,442 --> 00:02:24,711
‫نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم

40
00:02:24,811 --> 00:02:28,415
‫چطوره از اینجا شروع کنیم که
‫چرا بدون من رفتی خونه‌ی داک؟

41
00:02:30,116 --> 00:02:32,285
‫من باید پیشت می‌بودم؛ میکی

42
00:02:38,792 --> 00:02:44,197
‫می‌ترسیدم کیسی به داک
‫چیزی درباره‌ی من گفته باشه که

43
00:02:44,297 --> 00:02:46,800
‫خودم بهت نگفته بودم

44
00:02:52,305 --> 00:02:53,506
‫مثلاً چی؟

45
00:02:58,244 --> 00:03:00,447
‫یالا دخترها. بریم

46
00:03:12,792 --> 00:03:14,761
‫ممنون که به باشگاه جوانان پلیس
‫ملحق شدید

47
00:03:17,030 --> 00:03:18,565
‫از دردسر دوری کن

48
00:03:20,700 --> 00:03:22,102
‫وایسا

49
00:03:22,202 --> 00:03:24,871
‫- چیه؟ باید برگردم سر کار
‫- می‌خوام برگردم سکونتگاه

50
00:03:24,971 --> 00:03:27,974
‫من هم می‌خوام با آن مارگرت
‫برم تعطیلات استوایی

51
00:03:28,074 --> 00:03:29,509
‫ولی شدنی نیست

52
00:03:31,044 --> 00:03:32,379
‫خواهرت قبول نشد

53
00:03:32,479 --> 00:03:34,881
‫ولی من تازه رهبر بخش
‫سازهای بادی چوبی شدم

54
00:03:34,981 --> 00:03:36,700
‫من واسه این سنم خیلی بالاست...

55
00:03:36,707 --> 00:03:39,243
‫بس کن. اون هر جا بره، تو هم میری.
‫تموم شد و رفت.

56
00:03:39,919 --> 00:03:42,722
‫برو گرگم به هوایی چیزی بازی کن

57
00:03:42,822 --> 00:03:43,950
‫بچگی کن

58
00:03:46,526 --> 00:03:49,262
‫به چشم درس زندگی
‫بهش نگاه کن، خب؟

59
00:03:49,362 --> 00:03:51,598
‫آدم همیشه به خواسته‌هاش نمی‌رسه

60
00:04:01,708 --> 00:04:05,412
‫زود باش. از خونه
‫نشستن که بهتره، نه؟

61
00:04:08,615 --> 00:04:11,818
‫کجا باید بریم؟
‫اعلام حضوری چیزی باید بکنیم؟

62
00:04:16,089 --> 00:04:17,957
‫پائولا!

63
00:04:19,559 --> 00:04:21,728
‫فکر کردم گفتی نمیای باشگاه
‫جوانان پلیس

64
00:04:21,758 --> 00:04:22,796
‫مامانم باید می‌رفت سر کار

65
00:04:22,896 --> 00:04:24,698
‫زود باش. می‌ریم بیرون

66
00:04:24,798 --> 00:04:26,566
‫- زود باش، میکی
‫- یالا

67
00:04:26,666 --> 00:04:27,701
‫مشکلی نیست

68
00:04:27,801 --> 00:04:28,635
‫شما برید

69
00:04:29,202 --> 00:04:30,470
‫زود باش، کیس

70
00:05:04,004 --> 00:05:05,405
‫چی می‌خونی؟

71
00:05:08,975 --> 00:05:09,876
‫جان استاین‌بک؟

72
00:05:11,144 --> 00:05:12,545
‫عاشق اون کتابم

73
00:05:14,147 --> 00:05:15,582
‫من سرکار کلیرم

74
00:05:17,283 --> 00:05:19,586
‫یه حسی بهم میگه که اینجا

75
00:05:19,686 --> 00:05:22,522
‫هیچکس دیگه‌ای
‫کتاب‌های استاین‌بک رو نمی‌خونه

76
00:05:24,891 --> 00:05:26,760
‫چه ربطی به داک داره؟

77
00:05:27,394 --> 00:05:28,595
‫هیچی

78
00:05:28,695 --> 00:05:30,530
‫باید به کیسی مربوط باشه

79
00:05:30,630 --> 00:05:33,299
‫اینکه چطوری گذاشتم
‫یکی بین‌مون فاصله بندازه

80
00:05:33,400 --> 00:05:35,435
‫ولی این کل قضیه نیست

81
00:05:41,975 --> 00:05:42,909
‫میشه بازم قهوه بیارید؟

82
00:06:11,071 --> 00:06:13,740
‫عالم و آدم ماینکرفت بازی می‌کنن

83
00:06:13,840 --> 00:06:14,774
‫من که بازی نمی‌کنم

84
00:06:18,845 --> 00:06:20,480
‫این بازی رو کجا دیدی؟

85
00:06:20,580 --> 00:06:22,182
‫لایلا داشتش

86
00:06:22,282 --> 00:06:23,283
‫لایلا گوشی داره؟

87
00:06:23,383 --> 00:06:24,884
‫خیلی از بچه‌ها دارن

88
00:06:27,420 --> 00:06:29,088
‫- عالیه
‫- خیلی آموزنده‌ست

89
00:06:29,089 --> 00:06:33,393
‫هندسه یادت میده و اینکه
‫چطوری خوب پی‌ریزی کنی

90
00:06:33,493 --> 00:06:34,627
‫اینو از کجا شنیدی؟

91
00:06:34,728 --> 00:06:36,563
‫موقعی که لگو بازی رو شروع کردم اینو گفت

92
00:06:37,364 --> 00:06:40,166
‫خیلی‌خب. حالا...

93
00:06:40,266 --> 00:06:42,168
‫- چیکار کنم؟
‫- دانلودش می‌کنم

94
00:06:42,268 --> 00:06:43,837
‫ممنون، مامان

95
00:06:43,937 --> 00:06:45,939
‫خیلی‌خب

96
00:06:47,040 --> 00:06:48,441
‫اوه

97
00:06:50,777 --> 00:06:51,845
‫توماس

98
00:06:53,713 --> 00:06:57,851
‫بعد شام هم می‌تونی نشونم بدی. خب؟

99
00:06:57,951 --> 00:06:58,985
‫همینـه

100
00:07:01,087 --> 00:07:02,522
‫خیلی‌خب

101
00:07:03,723 --> 00:07:05,859
‫اسم این آهنگ چیه؟

102
00:07:05,959 --> 00:07:08,294
‫ضرب‌آهنگ تند

103
00:07:08,395 --> 00:07:10,030
‫می‌تونی اینو با ساز بادی‌ات بزنی؟

104
00:07:12,065 --> 00:07:13,033
‫آ...

105
00:07:14,467 --> 00:07:16,636
‫فکر نکنم با ساز بادی
‫خوب بشه

106
00:07:18,071 --> 00:07:19,472
‫واسه جشن تولدت هیجان‌زده‌ای؟

107
00:07:19,572 --> 00:07:21,374
‫چطوره ماینکرفت بازی کنیم؟

108
00:07:21,474 --> 00:07:24,711
‫یا شاید بهتره چیزی بازی کنید که
‫واقعاً شما رو با هم پیوند بده

109
00:07:24,811 --> 00:07:26,446
‫خب؟ بدون نمایشگر و گوشی

110
00:07:26,546 --> 00:07:28,682
‫مامان، ماینکرفت رو میشه با بقیه بازی کرد

111
00:07:28,782 --> 00:07:30,550
‫نشونت میدم، خب؟

112
00:07:30,650 --> 00:07:32,519
‫باشه. باشه

113
00:07:32,619 --> 00:07:34,120
‫- منتظرم ببینم
‫- عاشقش میشی

114
00:07:34,220 --> 00:07:35,488
‫جدی؟

115
00:07:36,222 --> 00:07:38,358
‫میشه مار داشته باشم؟

116
00:07:38,458 --> 00:07:41,194
‫- چی؟
‫- واسه کیسه‌های هدیه‌ی بدرقه

117
00:07:41,294 --> 00:07:43,563
‫آره، سعیم رو می‌کنم

118
00:07:49,135 --> 00:07:50,537
‫چیه؟

119
00:07:51,137 --> 00:07:52,906
‫من... من...

120
00:07:53,940 --> 00:07:55,909
‫می‌دونم می‌خواستی پدرت
‫توی جشن تولدت باشه،

121
00:07:56,009 --> 00:07:59,346
‫ولی من چندین پیام براش گذاشتم و
‫اون جوابی نداد

122
00:07:59,446 --> 00:08:01,014
‫درموردش هم حرف زدیم

123
00:08:02,215 --> 00:08:04,818
‫این هیچ ربطی به تو نداره

124
00:08:08,555 --> 00:08:11,891
‫ولی پدربزرگ قراره بیاد و
‫کلی خوش می‌گذره

125
00:08:51,498 --> 00:08:52,966
‫خب، برو

126
00:08:55,101 --> 00:08:57,103
‫می‌دونی، اصولاً این
‫غیرقانونیـه، مگه نه؟

127
00:08:57,203 --> 00:08:59,072
‫بازداشتم کن

128
00:08:59,172 --> 00:09:02,642
‫فکر می‌کردم امثالِ شما
‫سراغ مستی و نشئگی نمی‌رید

129
00:09:03,076 --> 00:09:04,611
‫مواد مخدر حرامـه

130
00:09:04,711 --> 00:09:07,380
‫زنده نگه داشتن بقیه برای بهبودی‌شون...

131
00:09:07,480 --> 00:09:08,515
‫این قضیش فرق داره

132
00:09:08,615 --> 00:09:11,117
‫واسه من اقلاً

133
00:09:14,187 --> 00:09:15,188
‫حالت چطوره؟

134
00:09:15,288 --> 00:09:16,589
‫روزهای خوب هم دارم

135
00:09:16,690 --> 00:09:18,158
‫روزهای بد هم دارم

136
00:09:18,258 --> 00:09:19,626
‫هنوزم قمار می‌کنی؟

137
00:09:20,493 --> 00:09:22,395
‫نه

138
00:09:22,495 --> 00:09:23,930
‫خوبه

139
00:09:24,030 --> 00:09:28,835
‫راستی، شاید زودتر از موعد
‫درمورد داک حرف زده باشم

140
00:09:28,935 --> 00:09:31,571
‫انگار این یارو هر جا که میره
‫واسه خودش دشمن می‌تراشه

141
00:09:31,671 --> 00:09:32,839
‫جدی؟ منظورت چیه؟

142
00:09:32,939 --> 00:09:35,875
‫دیروز ساختمون متروکه‌اش
‫توی آتیش سوخت

143
00:09:35,975 --> 00:09:38,378
‫توی خیابون‌ها میگن که
‫کار ساقی قدیمیش بوده

144
00:09:38,478 --> 00:09:40,146
‫ساقی قدیمی یعنی یه ساقی جدیدی هم هست

145
00:09:40,246 --> 00:09:41,614
‫همیشه هست

146
00:09:44,718 --> 00:09:46,252
‫شنیدی که توی محله کسی
‫درباره پلیسی که

147
00:09:46,353 --> 00:09:49,456
‫از نشانش برای اخاذی از زنان
‫استفاده می‌کنه، چیزی گفته باشه؟

148
00:09:49,556 --> 00:09:50,990
‫البته که همچین چیزی هست

149
00:09:51,624 --> 00:09:53,693
‫- از این قضیه خبر داری؟
‫- اوهوم

150
00:09:53,793 --> 00:09:56,363
‫پلیس‌جماعت رو خوب می‌شناسم.
‫چیزی که می‌دونم اینـه.

151
00:09:56,463 --> 00:09:58,131
‫نمیشه بهشون اعتماد کرد

152
00:10:00,266 --> 00:10:01,167
‫تو فرق داری

153
00:10:02,135 --> 00:10:03,636
‫می‌دونی این پلیس ممکنه کجا باشه؟

154
00:10:03,737 --> 00:10:06,639
‫بهتره بپرسی کار کدوم پلیس نمی‌تونه باشه

155
00:10:12,379 --> 00:10:16,950
‫وقتی پسرهام رو از دست دادم، می‌دونی که
‫دو تا پلیس از کنارم رد شدن در حالی که من

156
00:10:17,050 --> 00:10:18,985
‫داد می‌زدم و کمک می‌خواستم

157
00:10:19,085 --> 00:10:22,122
‫موقعی که اون آمبولانس
‫به درد نخور هیچ‌وقت نیومد

158
00:10:25,759 --> 00:10:28,061
‫تو تنها پلیسی بودی که توقف کرد،

159
00:10:28,161 --> 00:10:31,398
‫تنها پلیسی که اون‌موقع می‌دونستم
‫نالوکسان همراهش داره،

160
00:10:31,498 --> 00:10:36,069
‫تنها پلیسی که اهمیت می‌داد

161
00:10:36,970 --> 00:10:40,540
‫نمی‌دونی هر روز چند تا پلیس رو می‌بینم که

162
00:10:40,640 --> 00:10:43,777
‫از کنار رنج انسان‌ها به‌سادگی رد میشن

163
00:10:47,180 --> 00:10:50,684
‫واسه همین اصلاً تعجب نمی‌کنم که

164
00:10:50,784 --> 00:10:54,020
‫بعضی‌هاتون باعث و بانی این رنج‌ها هستید

165
00:10:54,120 --> 00:10:55,188
‫گارسیا

166
00:10:55,789 --> 00:10:56,990
‫بروکس

167
00:10:59,459 --> 00:11:01,995
‫کاش فقط فراموش‌مون می‌کردن،

168
00:11:02,095 --> 00:11:05,765
‫ما رو نادیده می‌گرفتن،

169
00:11:05,865 --> 00:11:07,967
‫چون کاری که می‌کنن...

170
00:11:08,068 --> 00:11:12,605
‫رسماً دارن روی آتیش بنزین می‌ریزن و
‫اوضاع این جامعه رو بدتر می‌کنن

171
00:11:12,706 --> 00:11:15,108
‫ما نیازی به حفاظت در برابر همدیگه نداریم

172
00:11:15,208 --> 00:11:17,043
‫در برابر پلیس نیاز به محافظت داریم

173
00:11:36,663 --> 00:11:40,900
‫ببخشید، این فیلم از بیرون
‫مغازه‌ی شما گرفته شده؟

174
00:11:42,502 --> 00:11:43,703
‫گویا

175
00:11:43,733 --> 00:11:45,038
‫به من مأموریت دادن که
‫ازتون پرس و جو کنم

176
00:11:45,138 --> 00:11:48,174
‫خودت یا همکارات
‫این یارو رو دیدید یا نه

177
00:11:48,274 --> 00:11:51,444
‫فکر می‌کنیم احتمالاً یه ارتباطی با
‫قتل‌های کنزینگتون داشته باشه

178
00:11:51,544 --> 00:11:53,046
‫نه. نمی‌شناسمش

179
00:11:56,282 --> 00:11:59,686
‫- یه نگاهی به دوربین‌تون می‌ندازم
‫- هفته‌ی پیش یکی خرابش کرد

180
00:12:00,253 --> 00:12:02,022
‫گزارش دادید؟

181
00:12:03,556 --> 00:12:04,791
‫می‌خوای گزارش بدی؟

182
00:12:04,891 --> 00:12:08,661
‫حتماً، چه بهتر.
‫گزارشش رو ثبت کن.

183
00:12:08,762 --> 00:12:12,032
‫راستش، چه بهتر که نشونت بدم
‫چرا گزارش ندادیم

184
00:12:12,499 --> 00:12:13,867
‫خیلی‌خب

185
00:12:17,370 --> 00:12:20,607
‫یه پلیس اون طرف خیابون
‫بهمون زل زده بود

186
00:12:20,707 --> 00:12:22,876
‫چقدر خوش‌شانسیم که ایشون اونجا بود، نه؟

187
00:12:22,976 --> 00:12:25,512
‫بعدش این یارو سر و کله‌اش پیدا شد،
‫زد دوربین رو ترکوند

188
00:12:25,612 --> 00:12:27,781
‫بعد پلیس‌ها چیکار کردن؟ هیچی

189
00:12:27,881 --> 00:12:30,183
‫همونجا نشستن، سیگارشون رو دود کردن

190
00:12:33,820 --> 00:12:36,440
‫تنها چیزی که مردم ازش مطمئن هستن،

191
00:12:36,441 --> 00:12:39,060
‫اینـه که نمیشه به پلیس اعتماد کرد

192
00:13:37,217 --> 00:13:38,752
‫پس همینطوری اونجا نشسته بود؟

193
00:13:38,852 --> 00:13:40,987
‫حتی از ماشینش پیاده نشد.
‫خیلی خجالت‌آور بود.

194
00:13:41,087 --> 00:13:43,056
‫از پلیس بودنم خجالت کشیدم

195
00:13:43,156 --> 00:13:45,925
‫- شناختیش؟
‫- نه

196
00:13:46,026 --> 00:13:48,928
‫انگار این زن‌ها، تیلور یون،
‫الیزابت اُکانر،

197
00:13:49,029 --> 00:13:52,198
‫اون زن ناشناسی که
‫نزدیک ریل‌ها پیدا کردن...

198
00:13:52,298 --> 00:13:54,334
‫انگار همگی فراموش شده بودن

199
00:13:56,670 --> 00:13:58,271
‫حق با آقای وینتونـه

200
00:13:59,072 --> 00:14:01,474
‫یه چیزی توی این محله تغییر کرده

201
00:14:01,574 --> 00:14:03,309
‫منظورم اعتماده و

202
00:14:04,377 --> 00:14:06,046
‫احترام،

203
00:14:06,146 --> 00:14:08,448
‫اینکه قبلاً تا حدودی متقابل
‫اعتماد و احترام وجود داشت

204
00:14:10,517 --> 00:14:12,018
‫حالا اصلاً نیست

205
00:14:13,553 --> 00:14:14,921
‫وقتی بچه بودم،

206
00:14:15,021 --> 00:14:17,057
‫خیلی از پلیس‌ها دست‌پرورده‌ی
‫همین محله بودن،

207
00:14:17,157 --> 00:14:20,226
‫ولی الان حس می‌کنم که
‫فقط من موندم

208
00:14:20,326 --> 00:14:23,329
‫توی این فکر بودم که اگه من
‫توی خیابون‌ها زندگی می‌کردم و

209
00:14:25,865 --> 00:14:28,201
‫اتفاق بدی برام میفتاد...

210
00:14:28,301 --> 00:14:30,670
‫- همین الان، امروز...
‫- به کی زنگ می‌زدی؟

211
00:14:30,770 --> 00:14:32,272
‫کیسی به کی زنگ می‌زنه؟

212
00:14:33,740 --> 00:14:35,475
‫من تنها پلیسی‌ام که براش مونده

213
00:14:37,711 --> 00:14:38,978
‫فقط تو نموندی

214
00:14:41,381 --> 00:14:42,982
‫تمام واحدها

215
00:14:43,083 --> 00:14:46,219
‫یه مورد خشونت خانگی احتمالی داریم.
‫خیابان 31 جی.

216
00:14:47,887 --> 00:14:50,323
‫افسر 56201 به‌گوشم.
‫خب، من باید برم.

217
00:14:50,423 --> 00:14:51,391
‫خیلی‌خب

218
00:15:04,504 --> 00:15:06,406
‫افسر 56201 در موقعیتم

219
00:15:08,408 --> 00:15:10,510
‫دریافت شد

220
00:15:25,892 --> 00:15:27,694
‫سلام. سلام

221
00:15:27,794 --> 00:15:29,295
‫حالت خوبه؟

222
00:15:29,396 --> 00:15:31,564
‫پدر و مادرت خونه‌ان؟

223
00:15:32,499 --> 00:15:33,566
‫اونجان؟

224
00:15:34,634 --> 00:15:36,436
‫خیلی‌خب. صدمه دیدی؟

225
00:15:36,870 --> 00:15:38,438
‫خواهرم

226
00:15:41,307 --> 00:15:42,809
‫من میرم یه نگاهی به خواهرت بندازم

227
00:15:42,909 --> 00:15:45,345
‫میشه همینجا بشینی؟

228
00:15:45,445 --> 00:15:47,330
‫جایی هم نرو، خب؟

229
00:15:47,331 --> 00:15:49,406
‫میشه این کار رو برام بکنی؟ خیلی‌خب

230
00:15:59,592 --> 00:16:02,395
‫خیال کردی می‌تونی
‫اونطوری باهام حرف بزنی؟

231
00:16:02,495 --> 00:16:03,563
‫ببین چیکار کردی

232
00:16:06,766 --> 00:16:08,802
‫نه! نه!

233
00:16:08,902 --> 00:16:10,970
‫جناب، باید آروم باشید

234
00:16:10,971 --> 00:16:13,039
‫باید فاصله بگیرید. دور شید

235
00:16:28,922 --> 00:16:30,190
‫چیزیت نیست

236
00:16:32,025 --> 00:16:33,360
‫شماها خوبید؟

237
00:16:35,929 --> 00:16:37,263
‫یالا

238
00:16:49,843 --> 00:16:51,044
‫ممنون

239
00:16:51,144 --> 00:16:52,345
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

240
00:16:52,445 --> 00:16:54,781
‫یه تزریق وریدی براتون انجام میدم که
‫درد رو کمتر کنه

241
00:16:54,881 --> 00:16:56,383
‫نمی‌تونم از این کسشعرا بزنم

242
00:17:10,296 --> 00:17:13,299
‫نه، نمیذارم دخترام رو ببره

243
00:17:13,400 --> 00:17:17,103
‫وقتی خشونت خانگی صورت بگیره،
‫معمولاً یه دوره‌ی کوتاه

244
00:17:17,203 --> 00:17:20,140
‫جدایی و ارزیابی هست، خب؟

245
00:17:20,240 --> 00:17:22,542
‫- خانم کلی
‫- قرار نیست دخترام رو ببری

246
00:17:22,642 --> 00:17:26,146
‫من کلارا هستم، از بهزیستی،
‫هیچ جای نگرانی نیست

247
00:17:26,246 --> 00:17:27,781
‫ولی یه روند معمول و عادیـه

248
00:17:27,881 --> 00:17:30,784
‫- روندهاتون به کیرمم هم نیست
‫- کالین

249
00:17:30,884 --> 00:17:34,988
‫کالین، اگه قشقرق به پا نکنی،
‫واسه اونا هم راحت‌تر میشه، خب؟

250
00:17:35,088 --> 00:17:37,657
‫دیدم چطوری از دخترهات محافظت کردی

251
00:17:38,925 --> 00:17:40,226
‫باشه

252
00:17:40,326 --> 00:17:43,196
‫خیلی‌خب دخترها. طوری نیست

253
00:17:43,296 --> 00:17:45,398
‫با این خانم مهربونه برید، خب؟

254
00:17:45,498 --> 00:17:48,368
‫خب؟ ترس به دلتون راه ندید.
‫مامانی دوستتون داره.

255
00:18:03,016 --> 00:18:04,751
‫نه

256
00:18:04,851 --> 00:18:06,286
‫زود باش، عزیزم

257
00:18:08,488 --> 00:18:10,990
‫باید بریم، خب؟

258
00:18:11,458 --> 00:18:13,159
‫باید حرفش رو گوش بدی

259
00:18:48,661 --> 00:18:50,730
‫آهای. آهای

260
00:18:54,067 --> 00:18:55,602
‫منو یادت نمیاد، نه؟

261
00:18:58,972 --> 00:19:00,540
‫ولی من تو رو یادمـه

262
00:19:22,862 --> 00:19:24,397
‫سلام

263
00:19:24,497 --> 00:19:26,700
‫- شان کلی، میره بازداشتگاه
‫- آره، خودشـه

264
00:19:30,170 --> 00:19:31,671
‫- ممنون
‫- آره

265
00:19:34,107 --> 00:19:35,475
‫یالا

266
00:19:50,957 --> 00:19:52,492
‫- سلام
‫- سلام، منم

267
00:19:52,592 --> 00:19:55,662
‫رفیقم از پلیس دلاوِر بهم زنگ زد.
‫وقت داری؟

268
00:19:59,165 --> 00:20:01,468
‫میک، خوبی؟

269
00:20:01,568 --> 00:20:02,469
‫آره

270
00:20:03,436 --> 00:20:05,438
‫یه مواجهه‌ی عجیب
‫با یه ضارب داشتم

271
00:20:06,439 --> 00:20:08,341
‫- خوبی؟
‫- آ...

272
00:20:09,175 --> 00:20:11,111
‫خب پلیس دلاور، چی گفتن؟

273
00:20:11,211 --> 00:20:12,912
‫جیمی اسکانلون رو پیدا کردن؟

274
00:20:13,013 --> 00:20:14,781
‫نه هنوز

275
00:20:14,881 --> 00:20:17,217
‫ولی یه حساب بانکی داشته که
‫همسرش ازش بی‌اطلاع بوده

276
00:20:17,317 --> 00:20:19,019
‫یه سری واریزی‌های هنگفت از یه شرکتی

277
00:20:19,119 --> 00:20:21,054
‫به اسم هولدینگ اس‌اُ‌کِی به حسابش داشته

278
00:20:21,154 --> 00:20:22,822
‫چجور شرکتیـه؟

279
00:20:22,922 --> 00:20:25,725
‫نمی‌دونم، ولی واسه یه کارگر برش‌کاری
‫خیلی مشکوکـه، نه؟

280
00:20:25,825 --> 00:20:28,962
‫مخصوصاً که از زنش هم قایم کرده بوده

281
00:20:29,062 --> 00:20:32,298
‫شاید توی رستوران «هفت برادر» داشته
‫سر همین با تیلور یون بحث می‌کرده

282
00:20:32,399 --> 00:20:34,434
‫آره، یا هم که داشته
‫چیز دیگه‌ای رو مخفی می‌کرده

283
00:20:34,534 --> 00:20:37,270
‫پلیس دلاور پیامک‌های اسکانلون رو در آورده

284
00:20:37,370 --> 00:20:40,640
‫پیامک آخرش به زنی به اسم ملیسا بوده

285
00:20:40,740 --> 00:20:43,543
‫قرار بوده بعد از کار توی «همون
‫جای همیشگی» همدیگه رو ببینن،

286
00:20:43,643 --> 00:20:46,012
‫ولی همسرش هیچی از ملیسا نمی‌دونست

287
00:20:46,112 --> 00:20:47,347
‫شاید دوست‌دخترش بوده

288
00:20:47,447 --> 00:20:49,115
‫شاید با همدیگه غیب شدن

289
00:20:49,215 --> 00:20:50,316
‫شاید ملیسا اونو کَُشته باشه

290
00:20:50,417 --> 00:20:53,720
‫یا شاید ملیسا هم کارگر جنسیـه

291
00:20:54,821 --> 00:20:57,490
‫شاید اون بدونه چه بلایی
‫سر اون زن‌ها اومده...

292
00:20:58,925 --> 00:21:00,860
‫همینطور کیسی

293
00:21:00,960 --> 00:21:03,400
‫ببین اسکالنون تابحال به جرم
‫پیشنهاد سکس دستگیر شده یا نه

294
00:21:03,401 --> 00:21:04,699
‫شاید یه چیزی دستگیرمون شد

295
00:21:04,798 --> 00:21:08,201
‫من هم میرم از اون هولدینگ و
‫حساب بانکی اسکالنون

296
00:21:08,301 --> 00:21:10,970
‫- اطلاعات پیدا کنم
‫- خدایا

297
00:21:11,071 --> 00:21:12,205
‫- میک؟
‫- آره

298
00:21:12,305 --> 00:21:13,907
‫توی اداره حواست به خودت باشه، خب؟

299
00:21:15,375 --> 00:21:16,543
‫پیداش می‌کنیم

300
00:21:17,877 --> 00:21:18,992
‫خیلی‌خب. باید برم

301
00:21:44,705 --> 00:21:46,705
‫« جیمز اسکالنون، ایالت دلاور: بدون نتیجه »

302
00:21:46,706 --> 00:21:49,142
‫می‌خوای از فیلادلفیا بزنی بیرون؟

303
00:21:51,311 --> 00:21:52,812
‫شاید من هم باهات بیام

304
00:21:54,014 --> 00:21:56,249
‫دلاور و مالیات‌های منصفانه‌اش، نه؟

305
00:21:56,349 --> 00:21:59,452
‫این شغل بهت چطوری ساخته؟

306
00:22:00,820 --> 00:22:02,022
‫راستشو بخوای...

307
00:22:02,889 --> 00:22:06,593
‫نمی‌دونم. آهرن
‫کل روز موی دماغمـه

308
00:22:08,228 --> 00:22:09,963
‫انگار هیچ کاری رو نمی‌تونم درست انجام بدم

309
00:22:11,831 --> 00:22:14,834
‫یعنی، به خاطر آشنایی قدیمی‌مون
‫توقع پارتی‌بازی نداشتم،

310
00:22:14,934 --> 00:22:17,203
‫ولی توقع این رو هم نداشتم که
‫هر فرصتی دستش میاد

311
00:22:17,303 --> 00:22:18,972
‫بهم برینه، می‌دونی؟

312
00:22:22,409 --> 00:22:23,743
‫کم‌کم دارم...

313
00:22:24,377 --> 00:22:25,879
‫به خودم شک می‌کنم

314
00:22:27,080 --> 00:22:28,415
‫همه اشتباه می‌کنن

315
00:22:28,515 --> 00:22:30,884
‫سرت به کارت باشه و
‫دستورالعمل‌ها رو جدی بگیر

316
00:22:37,257 --> 00:22:40,593
‫دو تا جفت، سرباز و بی‌بی

317
00:22:40,694 --> 00:22:42,896
‫نگفتم، تقلب می‌کنه

318
00:22:42,996 --> 00:22:46,366
‫کسی تقلب نمی‌کنه.
‫فقط از قضا تو آدمی هستی که

319
00:22:46,466 --> 00:22:48,168
‫با بد شانسی می‌بازه

320
00:22:48,268 --> 00:22:49,969
‫کار اون پرنده‌ی وامونده‌ست

321
00:22:50,070 --> 00:22:53,306
‫بهش آموزش داده که اگه
‫دست بازنده داشتی، بهت علامت بده

322
00:22:53,406 --> 00:22:55,208
‫اگه می‌تونستم همچین چیزی رو
‫به کارمایکل آموزش بدم،

323
00:22:55,308 --> 00:22:57,944
‫با شما دوتا کله‌پوک
‫نمی‌نشستم اینجا سر بازی

324
00:22:58,044 --> 00:23:02,048
‫می‌رفتم آتلانتیک‌سیتی و
‫یه پول حسابی به جیب می‌زدم

325
00:23:04,150 --> 00:23:05,785
‫بیا داخل. بازه

326
00:23:06,720 --> 00:23:08,555
‫- سلام
‫- سلام میکی

327
00:23:13,293 --> 00:23:14,728
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

328
00:23:14,828 --> 00:23:17,130
‫می‌دونی که پدربزرگت جِرزنی می‌کنه دیگه؟

329
00:23:18,264 --> 00:23:19,366
‫- میشه باهات حرف بزنم...
‫- آره

330
00:23:19,466 --> 00:23:20,400
‫یه لحظه؟

331
00:23:20,500 --> 00:23:22,068
‫کارمایکل، دستِ منو بازی کن

332
00:23:22,168 --> 00:23:26,773
‫دیدی؟ اون پرنده یه چیزایی می‌دونه

333
00:23:26,873 --> 00:23:29,909
‫بعد از اون شب دیگه فکر نمی‌کردم
‫به این زودی‌ها ببینمت

334
00:23:31,378 --> 00:23:33,847
‫لازمـه سر کسی یا چیزی داد بزنی؟

335
00:23:33,947 --> 00:23:35,648
‫قراره واسه توماس جشن تولد بگیرم،

336
00:23:35,749 --> 00:23:37,550
‫دلم می‌خواد تو هم بیای

337
00:23:37,650 --> 00:23:40,453
‫سایمون توماس رو نمی‌بره
‫تماشای بازی تیم سیکسرز؟

338
00:23:40,553 --> 00:23:42,088
‫جواب تلفنم رو نمیده. پس نه

339
00:23:43,156 --> 00:23:44,758
‫خوبه

340
00:23:44,759 --> 00:23:46,600
‫توماس توی زندگیش به اون بی‌عرضه نیازی نداره

341
00:23:46,601 --> 00:23:47,601
‫خب میای؟

342
00:23:48,605 --> 00:23:50,730
‫مهمـه. باید خانواده‌ی توماس
‫کنارش باشن

343
00:23:50,830 --> 00:23:53,266
‫آره، البته. حتماً جشن تولدش رو میام

344
00:23:53,366 --> 00:23:54,701
‫ممنون

345
00:23:54,801 --> 00:23:58,838
‫نه، نیازی نیست ازم تشکر کنی.
‫خانواده یعنی همین دیگه، نه؟

346
00:23:58,938 --> 00:24:04,577
‫قبلاً هم بهت گفتم، توماس
‫فقط و فقط ما دو تا رو لازم داره

347
00:24:09,849 --> 00:24:11,818
‫هنوز خواهرت رو پیدا نکردی؟

348
00:24:14,688 --> 00:24:16,623
‫- نه
‫- بیخیالش

349
00:24:17,090 --> 00:24:18,604
‫نبودنش برات بهتره

350
00:24:30,000 --> 00:24:40,000
SaberFun
صابرفان

351
00:24:42,501 --> 00:24:44,501
‫« سال 2007 »

352
00:25:18,218 --> 00:25:20,153
‫میکی، خیلی کارشون درستـه

353
00:25:22,489 --> 00:25:23,757
‫تو خوبی؟

354
00:25:24,391 --> 00:25:26,226
‫کیسی قرار بود اینجا باشه

355
00:25:30,964 --> 00:25:33,433
‫کنسرت اختیاری بود

356
00:25:33,533 --> 00:25:35,669
‫احتمالاً برگشته باشگاه جوانان

357
00:25:41,274 --> 00:25:43,610
‫یه روز می‌خوام کل ارکست رو بشنوم

358
00:25:43,710 --> 00:25:44,744
‫صد درصد می‌شنوی

359
00:25:44,844 --> 00:25:48,314
‫«دورژاک» بی‌نظیره. اون تک‌نوازی...

360
00:25:48,415 --> 00:25:50,250
‫صداش خیلی...

361
00:25:51,351 --> 00:25:52,752
‫گوش‌نواز بود

362
00:25:53,286 --> 00:25:55,055
‫آرامش‌بخش بود

363
00:25:56,089 --> 00:25:57,657
‫طنین‌انداز

364
00:25:59,159 --> 00:26:00,460
‫بی‌هیاهو

365
00:26:00,560 --> 00:26:03,596
‫«بی‌هیاهو»؟

366
00:26:03,697 --> 00:26:06,032
‫- آره
‫- خوشحالم که ازش لذت بردی

367
00:26:06,132 --> 00:26:08,468
‫حال کردم

368
00:26:08,568 --> 00:26:12,439
‫وقتی هنوز توی اقامتگاه بودم، فکر می‌کردم
‫یه روز تو مؤسسه‌ی کرتیس درس بخونم

369
00:26:12,539 --> 00:26:14,441
‫هنوزم می‌تونی.
‫باید بری تست بدی.

370
00:26:14,541 --> 00:26:17,377
‫نه. نمی‌تونی وارد همچین
‫دانشگاهی بشی مگر اینکه

371
00:26:17,477 --> 00:26:20,313
‫پدر و مادرت از سه سالگی
‫گذاشته باشنت کلاس خصوصی

372
00:26:20,413 --> 00:26:23,483
‫اینکه توی ارکست دبیرستان
‫بهترین باشی دلیل بر صلاحیتت...

373
00:26:23,583 --> 00:26:25,085
‫نیست

374
00:26:25,185 --> 00:26:26,820
‫ببین نکته اینـه

375
00:26:27,320 --> 00:26:30,290
‫تو فرق داری

376
00:26:30,390 --> 00:26:34,861
‫یعنی، توضیحش سختـه،
‫ولی تو یه چیزی داری...

377
00:26:34,961 --> 00:26:37,797
‫استعداد، هر اسمی که می‌خوای روش بذاری

378
00:26:39,632 --> 00:26:42,002
‫همون روز اولی که دیدمت فهمیدم

379
00:26:42,569 --> 00:26:44,471
‫شاید اونا هم متوجهش بشن

380
00:26:47,173 --> 00:26:48,241
‫دوشنبه می‌بینمت

381
00:27:06,359 --> 00:27:08,061
‫- سلام
‫- سلام

382
00:27:10,530 --> 00:27:12,699
‫کدوم گوری بودی؟

383
00:27:12,799 --> 00:27:14,901
‫- رفته بود کنسرت
‫- کدوم کنسرت؟

384
00:27:15,001 --> 00:27:17,070
‫بهت که گفتم کنسرت بچه‌های باشگاه جوانانـه

385
00:27:17,170 --> 00:27:19,439
‫- یادتـه، گفتی...
‫- هر چی. به تخمم نیست

386
00:27:19,539 --> 00:27:23,410
‫وقتی با دوستت بیرون بودی،
‫خواهرت مست برگشت خونه،

387
00:27:23,510 --> 00:27:25,879
‫و زد پنجره‌ی کیری رو شکوند

388
00:27:26,346 --> 00:27:28,348
‫محض رضای خدا، اون 12 سالشـه

389
00:27:28,448 --> 00:27:30,250
‫من... باشه

390
00:27:30,350 --> 00:27:32,452
‫- آهای
‫- عه

391
00:27:32,552 --> 00:27:35,000
‫اگه اینقدر سر به هوا نباشی و بهتر

392
00:27:35,001 --> 00:27:36,556
‫حواست به خواهرت باشه،

393
00:27:36,656 --> 00:27:38,825
‫همچین کسشعری اتفاق نمیفته

394
00:27:38,925 --> 00:27:41,027
‫باشه. شرمنده. حق با توئـه

395
00:27:47,600 --> 00:27:48,702
‫بیا اینجا

396
00:27:48,802 --> 00:27:50,737
‫- ولم کن!
‫- بذار کمکت کنم

397
00:27:50,837 --> 00:27:52,272
‫به کمکت نیازی ندارم

398
00:27:53,506 --> 00:27:55,008
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

399
00:27:55,108 --> 00:27:58,645
‫چرا نمی‌تونی تصمیمات
‫عاقلانه‌تری بگیری، کیسی؟

400
00:27:58,745 --> 00:28:01,614
‫هر بار که توی هچل میفتی،
‫بابابزرگ از چشم من می‌بینه

401
00:28:01,715 --> 00:28:03,650
‫گمونم همیشه فقط حق باید با تو باشه

402
00:28:03,750 --> 00:28:06,152
‫- من که اینو نگفتم
‫- ولی منظورت همین بود

403
00:28:06,252 --> 00:28:09,122
‫چون همیشه کارِ درست رو می‌کنی

404
00:28:10,690 --> 00:28:12,325
‫فقط بذار کمکت کنم. من...

405
00:28:13,226 --> 00:28:14,894
‫کیس...

406
00:28:41,287 --> 00:28:42,188
‫کیس

407
00:28:45,859 --> 00:28:47,994
‫ما فقط همدیگه رو داریم، خب؟

408
00:28:49,029 --> 00:28:51,097
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

409
00:28:52,899 --> 00:28:54,834
‫ولی تو هوامو نداری، میکی

410
00:28:56,836 --> 00:28:58,238
‫همش اون بیرونی

411
00:29:00,907 --> 00:29:02,976
‫اگه با اون یارو باشی نمی‌تونی

412
00:29:20,493 --> 00:29:23,229
‫توی دوران بچگی من،
‫کیسه‌ی کادو نبود

413
00:29:23,329 --> 00:29:25,765
‫وقتی می‌رفتی جشن تولد کادو رو
‫می‌دادی، نه کادو بگیری

414
00:29:25,865 --> 00:29:27,367
‫زمان بچگی‌های دخترهات چی؟

415
00:29:27,467 --> 00:29:31,471
‫شیلا چندین ساعت براشون وقت می‌ذاشت

416
00:29:31,571 --> 00:29:33,540
‫کلوچه‌ها رو خودش می‌چید،

417
00:29:33,640 --> 00:29:36,009
‫دور همه چی روبان می‌پیچید

418
00:29:37,877 --> 00:29:39,512
‫ولی دیگه شورش رو در میاورد

419
00:29:40,513 --> 00:29:42,248
‫اینا عالی میشن

420
00:29:42,349 --> 00:29:45,618
‫از اون شرکت هولدینگی که به اسکالنون
‫پول می‌داده چیزی فهمیدی؟

421
00:29:45,719 --> 00:29:48,121
‫می‌دونی چی عجیبـه؟

422
00:29:48,221 --> 00:29:50,357
‫وبسایت وزارت امور خارجه رو نگاه کردم

423
00:29:50,457 --> 00:29:52,926
‫اس‌اُکِی یه کسب و کار
‫ثبت‌شده توی ایالت دلاوره،

424
00:29:53,026 --> 00:29:56,896
‫ولی هیچ اطلاعاتی از کارشون یا
‫صاحبانش نیست

425
00:29:56,996 --> 00:29:59,032
‫آدرس‌شون یه صندوق پستیـه و
‫شماره تلفن هم ندارن

426
00:29:59,132 --> 00:30:01,468
‫پس نمی‌دونیم اسکالنون واسه چی
‫پول می‌گرفته

427
00:30:03,203 --> 00:30:06,072
‫دوستم اورا رو یادتـه؟
‫همون پزشک قانونی

428
00:30:06,172 --> 00:30:08,274
‫شوهرش کارمند دادستانـه

429
00:30:08,375 --> 00:30:11,511
‫اون بیشتر روی پرونده‌های دعاوی شرکتی
‫کار می‌کرده، پس...

430
00:30:11,611 --> 00:30:14,681
‫شاید بتونه بفهمه اسکالنون چه دخلی
‫به اون زن‌های کُشته شده داشته

431
00:30:14,781 --> 00:30:18,418
‫مراقب باش، میک. قرار نبوده
‫توی این قضیه سرک بکشی

432
00:30:18,518 --> 00:30:22,322
‫دادستان عاشق گیر انداختن
‫پلیس‌هاییـه که تابع قانون نیستن

433
00:30:22,422 --> 00:30:23,323
‫اوهوم

434
00:30:24,958 --> 00:30:27,193
‫- مطمئنی میشه به این یارو اعتماد کرد؟
‫- آره

435
00:30:28,661 --> 00:30:30,363
‫به هر حال به اورا اعتماد دارم

436
00:30:30,463 --> 00:30:34,134
‫توی انتخاب مردها سلیقه‌اش خوبـه،
‫اقلاً از من بهتره

437
00:30:38,905 --> 00:30:42,676
‫می‌دونی، باید حواست باشه توی همه‌ی
‫این کیسه‌ها یه مدل اسباب‌بازی باشه،

438
00:30:42,776 --> 00:30:45,478
‫وگرنه دهنت رو سرویس می‌کنن

439
00:30:48,848 --> 00:30:50,417
‫آبنبات رنچر

440
00:30:51,117 --> 00:30:54,120
‫- بده؟
‫- نه. خیلی محبوبـه

441
00:31:00,293 --> 00:31:02,128
‫اگه ملیسا اصلاً اسم واقعیش نباشه چی؟

442
00:31:02,228 --> 00:31:06,099
‫اگه لقب یکی از قربانی‌ها بوده باشه چی؟

443
00:31:09,936 --> 00:31:12,005
‫بهتره از اقوام نزدیکش بپرسیم

444
00:31:12,105 --> 00:31:14,641
‫الیزابت اُکانر توی یه اردوگاه
‫در خیابون امرالد با

445
00:31:14,741 --> 00:31:17,143
‫دوست پسرش زندگی می‌کرد،
‫که هفته پیش تخلیه شد.

446
00:31:17,243 --> 00:31:19,245
‫پس نمی‌تونیم اونو پیدا کنیم

447
00:31:19,346 --> 00:31:20,747
‫ولی...

448
00:31:20,847 --> 00:31:25,118
‫شاید والدین تیلور یون بدونن چرا
‫تیلور با اسکالنون می‌پلکیده

449
00:31:25,618 --> 00:31:27,253
‫می‌تونم باهاشون صحبت کنم

450
00:31:27,354 --> 00:31:28,421
‫خوبه

451
00:31:32,258 --> 00:31:33,159
‫چیه؟

452
00:31:35,495 --> 00:31:36,463
‫چیه؟

453
00:31:36,896 --> 00:31:38,498
‫قرار بود منو هم دعوت کنی؟

454
00:31:43,269 --> 00:31:46,906
‫وای خدا، ترومن، خیلی متأسفم.
‫من... با این همه مشغله...

455
00:31:47,007 --> 00:31:49,209
‫آروم باش. دارم سر به سرت میذارم

456
00:31:51,444 --> 00:31:52,445
‫میای؟

457
00:31:56,149 --> 00:31:57,751
‫فکر نمی‌کردم بپرسی

458
00:32:01,788 --> 00:32:03,423
‫داری دقیقاً به نقطه‌ضعف جو می‌زنی

459
00:32:03,523 --> 00:32:06,826
‫اون تازه یه پرونده رو توی
‫دادگاه عالی پنسیلوانیا تموم کرد،

460
00:32:06,926 --> 00:32:08,795
‫موضوعش هم سوءاستفاده
‫از قدرت شرکتی

461
00:32:08,895 --> 00:32:12,198
‫به نظرت اهمیتی داره که اون هولدینگ
‫توی ایالت دلاور ثبت شده؟

462
00:32:12,298 --> 00:32:14,868
‫تخصص جو همین آشنا داشتنشـه

463
00:32:14,968 --> 00:32:16,202
‫امشب ازش می‌پرسم

464
00:32:16,302 --> 00:32:18,371
‫- ممنون
‫- یه لحظه قبل اینکه بری

465
00:32:19,539 --> 00:32:20,640
‫واسه توماس

466
00:32:20,740 --> 00:32:22,876
‫می‌تونی توی جشن تولدش بهش بدی

467
00:32:22,976 --> 00:32:25,578
‫میکی، با اینکه خیلی توماس رو دوست دارم،

468
00:32:25,679 --> 00:32:27,647
‫یکی از بزرگترین مزایای
‫این سبک زندگی بدون بچه‌ام،

469
00:32:27,747 --> 00:32:29,983
‫اینه که مجبور نیستم به
‫جشن تولدهای مهدکودکی برم

470
00:32:30,083 --> 00:32:32,819
‫باشه. آره، فهمیدم. حله

471
00:32:32,919 --> 00:32:33,953
‫باورم نمیشه به این زودی هشت سالش شده

472
00:32:34,054 --> 00:32:36,423
‫خیلی سریع قد می‌کشه

473
00:32:37,991 --> 00:32:39,192
‫سایمون هم میاد؟

474
00:32:40,627 --> 00:32:42,062
‫نه

475
00:32:42,162 --> 00:32:44,831
‫- خبر خوبیـه؟
‫- شاید

476
00:32:44,931 --> 00:32:47,167
‫ولی ترومن رو دعوت کردم

477
00:32:47,267 --> 00:32:48,234
‫عه

478
00:32:49,402 --> 00:32:51,705
‫- بس کن. فقط دوستیم
‫- باشه

479
00:32:52,639 --> 00:32:53,740
‫اون همکارم بود

480
00:32:53,840 --> 00:32:55,642
‫- باشه
‫- بابا تو دیگه کی هستی

481
00:32:55,742 --> 00:32:58,778
‫فقط میگم اینقدر به خودت سخت نگیر. خب؟

482
00:32:58,878 --> 00:33:00,146
‫وای خدا

483
00:33:00,246 --> 00:33:03,283
‫مگه اینکه بخوای واسه
‫این منظره‌ی زیبا بمونی...

484
00:33:03,383 --> 00:33:06,353
‫مطمئنم آدم باحالیـه، ولی کار دارم

485
00:33:56,269 --> 00:33:57,937
‫بفرما

486
00:33:58,038 --> 00:34:00,473
‫ولی من برگر و سیب‌زمینی می‌خوام

487
00:34:00,573 --> 00:34:03,109
‫قرار مدار داشتیم.
‫امروز غذا سبزیجاتـه، خب؟

488
00:34:03,209 --> 00:34:05,345
‫ولی اون مرد داره برگر می‌خوره

489
00:34:07,747 --> 00:34:10,383
‫اگه مدام سالاد به خورد اون بچه بدن،
‫آخرش خلافکار بار میاد

490
00:34:10,483 --> 00:34:12,519
‫باید براشون یه همچین گزینه‌ای
‫براشون تدارک می‌دیدم

491
00:34:12,619 --> 00:34:15,789
‫خب شهر بازیـه دیگه.
‫همه می‌دونن توش چیا هست.

492
00:34:18,024 --> 00:34:19,459
‫مشکلی ندارن

493
00:34:20,393 --> 00:34:22,696
‫بهتره بری باهاشون حرف بزنی

494
00:34:22,796 --> 00:34:26,599
‫برو، من حواسم هست که بچه‌ها
‫توی استخر توپ غرق نشن

495
00:34:33,773 --> 00:34:34,774
‫مرسی که اومدید

496
00:34:34,874 --> 00:34:37,177
‫کارلوتا یه بند از این جشن تولد می‌گفت

497
00:34:37,277 --> 00:34:39,412
‫- توماس رو خیلی دوست داره
‫- دل به دل راه داره

498
00:34:39,512 --> 00:34:41,948
‫عضو خانواده‌ی دیگه‌ای هم هست یا
‫فقط خودتون دو نفرید؟

499
00:34:42,048 --> 00:34:43,383
‫اون پدر پدربزرگشـه

500
00:34:43,883 --> 00:34:45,618
‫چه خوب

501
00:34:50,423 --> 00:34:54,461
‫- از رفتن توماس خیلی ناراحت می‌شیم
‫- جانم؟

502
00:34:54,561 --> 00:34:58,077
‫گمونم... توماس یه همچین چیزی
‫به لایلا گفته بوده

503
00:34:58,098 --> 00:34:59,833
‫می‌دونی...

504
00:34:59,933 --> 00:35:03,903
‫پارسال یه خانواده هم بود که
‫شرایط مشابه شما رو داشتن

505
00:35:04,004 --> 00:35:06,439
‫به خاطر شغلمـه

506
00:35:06,539 --> 00:35:12,445
‫من... ساعت کاریم غیرمعمولـه، واسه همین
‫می‌خوام توماس به محل کارم نزدیک‌تر باشه

507
00:35:12,545 --> 00:35:14,814
‫واسه همین باید بره یه مدرسه‌ی دیگه

508
00:35:15,949 --> 00:35:16,850
‫ببخشید

509
00:35:18,551 --> 00:35:21,388
‫الان از همه چی مهم‌تر تحصیلاتتـه

510
00:35:21,488 --> 00:35:23,223
‫پدربزرگ که نظرش این نیست

511
00:35:23,323 --> 00:35:24,657
‫تصمیمش با پدربزرگ نیست

512
00:35:24,758 --> 00:35:27,527
‫هم پدرم و هم مادرم مُردن
‫پس تصمیمش با اونـه

513
00:35:27,627 --> 00:35:29,529
‫فرم وام دانشجوییم رو امضاء نمی‌کنه. پس...

514
00:35:29,629 --> 00:35:32,298
‫من کمکت می‌کنم فرم‌هاش رو پر کنی

515
00:35:32,399 --> 00:35:35,235
‫- من...
‫- چیه، میکی؟

516
00:35:35,335 --> 00:35:38,271
‫- درموردش حرف زده بودیم
‫- نمی‌تونم همینطوری ولش کنم

517
00:35:40,473 --> 00:35:42,375
‫ببین، مدام توی هچل میفته

518
00:35:42,475 --> 00:35:44,377
‫دوستای نابابی داره

519
00:35:44,477 --> 00:35:47,347
‫اگه من کلاً نباشم اوضاعش چطوری میشه؟

520
00:35:49,482 --> 00:35:52,452
‫می‌دونم که خواهرت رو دوست داری

521
00:35:52,552 --> 00:35:54,754
‫ولی گاهی هم باید نگران خودت باشی

522
00:35:57,724 --> 00:35:59,025
‫اون فقط منو داره

523
00:35:59,125 --> 00:36:01,661
‫میکی، منو نگاه کن

524
00:36:01,761 --> 00:36:02,796
‫خوب می‌شناسمت

525
00:36:02,896 --> 00:36:04,464
‫خواهرت رو هم خوب می‌شناسم

526
00:36:04,564 --> 00:36:07,801
‫همیشه مسئولیت‌پذیر بودی،
‫ولی حالا نوبت توئـه

527
00:36:09,302 --> 00:36:11,638
‫باید به آینده‌ی خودت فکر کنی

528
00:36:13,773 --> 00:36:16,676
‫نمیشه که فقط به فکر کیسی باشی.
‫باید خودت رو هم در نظر بگیری.

529
00:36:18,078 --> 00:36:19,346
‫چی می‌خوای؟

530
00:36:32,792 --> 00:36:33,793
‫بابایی!

531
00:36:36,262 --> 00:36:37,597
‫سلام رفیق

532
00:36:40,734 --> 00:36:41,601
‫سایمون

533
00:36:45,372 --> 00:36:46,773
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

534
00:36:53,780 --> 00:36:55,815
‫فکر کردم گفتی نمیای

535
00:36:55,915 --> 00:36:59,119
‫من... فقط می‌خواستم کادو رو بدم و
‫از رو در رو بهت بگم که...

536
00:36:59,219 --> 00:37:00,954
‫بابایی، باهام بیا سرسره

537
00:37:01,054 --> 00:37:03,957
‫نه، نه، فقط اومدم تولدت رو تبریک بگم و
‫اینو بهت بدم

538
00:37:04,057 --> 00:37:06,359
‫- برگری چیزی نمی‌خوای؟
‫- نمی‌تونم بمونم

539
00:37:06,459 --> 00:37:07,794
‫فقط اینو میدم برم

540
00:37:07,894 --> 00:37:09,963
‫- بابا، باهام بیا سرسره
‫- توماس، نمی‌تونم

541
00:37:10,063 --> 00:37:12,032
‫- توماس. توماس. نمی‌تونم
‫- زود باش. باهام بیا سرسره

542
00:37:12,132 --> 00:37:13,533
‫نمی‌تونم. باید برم

543
00:37:13,933 --> 00:37:15,502
‫باید برم، خب؟

544
00:37:16,870 --> 00:37:18,038
‫خواهش می‌کنم، بابایی نه

545
00:37:18,138 --> 00:37:20,006
‫- توماس، خواهش می‌کنم
‫- لطفاً!

546
00:37:20,106 --> 00:37:21,141
‫- نه، بیخیال
‫- توماس، خواهش می‌کنم

547
00:37:21,241 --> 00:37:22,676
‫میکی، میشه کمک بدی؟

548
00:37:22,776 --> 00:37:24,511
‫- سایمون، خیال می‌کردی جز این میشه؟
‫- بابایی، نه

549
00:37:24,611 --> 00:37:26,880
‫- نه، نه، نه، نه. بس کن
‫- توماس. بیا اینجا

550
00:37:26,980 --> 00:37:30,016
‫مرتیکه‌ی لاشخور بی‌عرضه

551
00:37:30,116 --> 00:37:31,618
‫خیلی پر رویی که اومدی اینجا

552
00:37:31,718 --> 00:37:33,853
‫- می‌دونستم اشتباهـه
‫- آره که اشتباهـه

553
00:37:33,953 --> 00:37:36,356
‫سعی کردم کار درست رو بکنم و خوب تمومش
‫کنم، ولی اینطوری برخورد می‌کنید

554
00:37:36,456 --> 00:37:38,358
‫- بفرما، رفیق
‫- بابایی!

555
00:37:38,458 --> 00:37:39,626
‫تو بدترین اتفاق توی زندگی اون بچه‌ای!

556
00:37:39,726 --> 00:37:41,695
‫توماس، باید ولش که بره، خب؟

557
00:37:41,795 --> 00:37:42,529
‫بیا اینجا، عوضی!

558
00:37:42,629 --> 00:37:44,097
‫حق نداری از من فرار کنی!

559
00:37:46,266 --> 00:37:47,834
‫- بابایی!
‫- عزیزم

560
00:37:47,934 --> 00:37:49,569
‫- گوش کن. گوش کن
‫- توماس با من. برو سراغ بابابزرگ

561
00:37:52,939 --> 00:37:54,974
‫- توماس، توماس
‫- بابایی! بابایی! بابایی!

562
00:37:56,409 --> 00:37:58,578
‫نمی‌خوام...

563
00:37:58,678 --> 00:38:00,447
‫می‌خوای با من در بیفتی؟

564
00:38:00,547 --> 00:38:02,449
‫ولش کن!

565
00:38:03,083 --> 00:38:04,384
‫گمشو!

566
00:38:04,484 --> 00:38:06,553
‫- برو
‫- آهای

567
00:38:06,653 --> 00:38:09,589
‫«مودبانه» با تو و خانواده‌ات شدنی نیست

568
00:38:09,689 --> 00:38:12,592
‫هدیه‌ی کوفتی رو دادم و دیگه کاری ندارم

569
00:38:12,692 --> 00:38:15,161
‫دیگه هیچوقت به من زنگ نزن

570
00:38:15,261 --> 00:38:17,497
‫عزیزم، بیا بریم

571
00:38:24,170 --> 00:38:26,009
‫امان از دست اون روانی‌های تخمی

572
00:38:44,724 --> 00:38:48,261
‫آهای توماس، میشه یه لطفی بهم بکنی و

573
00:38:48,361 --> 00:38:49,863
‫باهام بیای بریم شیک شکلاتی بخوریم؟

574
00:38:49,963 --> 00:38:51,998
‫فکر نکنم بتونم تنهایی یکی‌شو بخورم

575
00:38:52,732 --> 00:38:53,843
‫یالا برو

576
00:39:08,448 --> 00:39:10,483
‫پسره حالش خوبه؟

577
00:39:10,583 --> 00:39:11,818
‫آره، چیزیش نمیشه

578
00:39:13,286 --> 00:39:14,654
‫خودت چی؟

579
00:39:16,122 --> 00:39:18,058
‫بذار بگم...

580
00:39:18,158 --> 00:39:22,228
‫اگه بیست سال پیش بود،
‫کونش رو پاره می‌کردم

581
00:39:22,328 --> 00:39:24,764
‫آره خوب می‌دونم؛ می‌دونم

582
00:39:33,707 --> 00:39:36,076
‫آخه مگه میشه اینجا آبجو نداشته باشن؟

583
00:39:36,609 --> 00:39:38,611
‫- من باید برم
‫- وایسا

584
00:39:39,646 --> 00:39:41,548
‫کیسه‌ی هدیه‌ات رو یادت نره

585
00:39:51,358 --> 00:39:53,460
‫تولدت مبارک، پسرجون

586
00:39:53,560 --> 00:39:56,463
‫امیدوارم همیشه مسیر همواری داشته باشی،

587
00:39:56,563 --> 00:39:59,366
‫اوضاع هم بر وفق مرادت باشه

588
00:39:59,466 --> 00:40:02,702
‫بخت همیشه یارت باشه،

589
00:40:02,802 --> 00:40:05,238
‫اونایی هم که خیرت رو نمی‌خوان،

590
00:40:05,338 --> 00:40:09,576
‫همگی برن درشون رو بذارن!

591
00:40:16,249 --> 00:40:17,817
‫چه پیراهن قشنگی

592
00:40:17,917 --> 00:40:20,620
‫اون حتی دیگه توی این تیم نیست، مامان.
‫با یه بازیکن دیگه عوضش کردن.

593
00:40:20,720 --> 00:40:22,155
‫مهم نیتـه

594
00:40:27,594 --> 00:40:29,596
‫بابت اتفاقی که توی جشن تولدت افتاد متأسفم

595
00:40:29,696 --> 00:40:31,598
‫تقصیر تو نبود

596
00:40:33,667 --> 00:40:35,869
‫چرا پدربزرگ از بابام بدش میاد؟

597
00:40:39,406 --> 00:40:40,974
‫خب، من هم از پدرم بدم میومد

598
00:40:43,476 --> 00:40:46,446
‫اون دوستمون داره و
‫می‌خواد ازمون محافظت کنه

599
00:40:46,546 --> 00:40:47,814
‫کم مونده بود دعوا کنه

600
00:40:48,915 --> 00:40:51,151
‫بعضی‌ها محبت‌شون رو از راه‌های غیرمعمولی...

601
00:40:52,419 --> 00:40:54,654
‫بروز میدن

602
00:40:56,022 --> 00:40:57,624
‫اینم روش بابابزرگـه

603
00:40:57,724 --> 00:40:59,626
‫ولی تو نباید این راه رو بری

604
00:41:07,033 --> 00:41:08,168
‫تولدت مبارک

605
00:41:08,268 --> 00:41:09,636
‫ممنون مامان

606
00:41:10,537 --> 00:41:12,038
‫- شبت خوش
‫- شب خوش

607
00:42:02,155 --> 00:42:03,089
‫الو؟

608
00:42:04,324 --> 00:42:05,959
‫بله، خودمم

609
00:42:07,627 --> 00:42:09,996
‫ممنون که باهام تماس گرفتید، خانم یون

610
00:42:11,498 --> 00:42:14,300
‫الان... موقع مناسبیـه؟

611
00:42:18,700 --> 00:42:20,700
‫- سلام
‫- فکر می‌کردم شیفتت روزهاست

612
00:42:20,706 --> 00:42:23,343
‫باید جای یکی وایستم.
‫به محض اینکه بتونم برمی‌گردم.

613
00:42:23,443 --> 00:42:24,711
‫باشه

614
00:42:28,915 --> 00:42:32,185
‫سلام، دارم میرم خونه‌ی خانواده‌ی یون.
‫می‌تونی بیای؟

615
00:42:32,285 --> 00:42:34,821
‫نمی‌تونم. دارم با دخترهام شام می‌خورم

616
00:42:34,921 --> 00:42:36,990
‫باشه، صبح بهت زنگ می‌زنم

617
00:42:37,624 --> 00:42:40,093
‫- میک
‫- بله

618
00:42:40,193 --> 00:42:43,063
‫یه شب بیخیال بشی دنیا به سر نمی‌رسه ها

619
00:42:43,163 --> 00:42:45,098
‫تو و توماس روز پر تنشی رو داشتید

620
00:42:46,499 --> 00:42:48,068
‫مشکلی نداره که خونه پیشش باشی

621
00:42:49,102 --> 00:42:50,103
‫آره، نمی‌تونم

622
00:42:50,904 --> 00:42:53,039
‫نه تا وقتی که خواهرم هنوز اون بیرونـه

623
00:42:54,874 --> 00:42:56,309
‫با دخترهات خوش بگذره

624
00:42:56,409 --> 00:42:57,277
‫مرسی میک

625
00:42:58,278 --> 00:42:59,346
‫شب بخیر

626
00:43:13,960 --> 00:43:16,896
‫نمی‌دونم چقدر می‌تونم کمک کنم

627
00:43:18,631 --> 00:43:19,866
‫تیلور...

628
00:43:22,168 --> 00:43:25,171
‫دیگه باهامون حرف نزد قبل اینکه...

629
00:43:28,475 --> 00:43:31,044
‫خیال می‌کرد من قضاوتش می‌کنم

630
00:43:33,780 --> 00:43:36,383
‫ولی من فقط می‌خواستم بیاد خونه

631
00:43:42,589 --> 00:43:46,993
‫آخرین باری که تیلور رو دیدید،
‫چیز غیرعادی‌ای به چشمتون نخورد؟

632
00:43:47,093 --> 00:43:51,064
‫اسم کسی رو نبرد که جدیداً
‫باهاش معاشرت می‌کرده؟

633
00:43:51,531 --> 00:43:52,999
‫یا باهاش صنمی داشته؟

634
00:43:53,700 --> 00:43:55,001
‫نمی...

635
00:43:56,169 --> 00:43:57,671
‫کاش می‌دونستم

636
00:43:57,771 --> 00:44:00,940
‫پیشم بود، ولی یهویی رفت

637
00:44:01,975 --> 00:44:06,813
‫یهویی ناپدید شد و
‫ما هم نمی‌دونستیم باید چیکار کنیم

638
00:44:07,847 --> 00:44:10,817
‫اسم جیمی اسکانلون معنی خاصی
‫براتون داره؟

639
00:44:12,419 --> 00:44:13,920
‫نه

640
00:44:14,020 --> 00:44:15,622
‫ملیسا؟

641
00:44:15,722 --> 00:44:17,791
‫تابحال این اسم رو از دهنش نشنیدید؟
‫یا احیاناً بقیه به این اسم نمی‌شناختنش؟

642
00:44:17,891 --> 00:44:19,659
‫نه. چرا باید همچین کاری بکنه؟

643
00:44:19,759 --> 00:44:20,994
‫فقط دارم تمام جوانب رو می‌سنجم

644
00:44:28,168 --> 00:44:32,238
‫کاش بیشتر سعیم رو می‌کردم، اون‌وقت...

645
00:44:34,741 --> 00:44:36,443
‫من مادرش بودم

646
00:44:42,882 --> 00:44:46,019
‫مثلاً باید ازش محافظت می‌کردم

647
00:44:55,528 --> 00:44:57,397
‫بچگی‌هاش حرف نداشت

648
00:44:58,264 --> 00:44:59,866
‫همیشه نیشش باز بود

649
00:45:03,470 --> 00:45:07,474
‫اینا رو نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم بفهمم
‫از کجا همه چی عوض شد

650
00:45:16,649 --> 00:45:18,018
‫میشه اینو ببینم؟

651
00:45:18,485 --> 00:45:19,452
‫اوهوم

652
00:45:20,353 --> 00:45:23,623
‫میشه از قاب درش بیارم؟
‫اجازه هست؟

653
00:45:23,723 --> 00:45:25,058
‫آره

654
00:45:33,033 --> 00:45:35,168
‫تیلور می‌رفته باشگاه جوانان پلیس

655
00:45:35,702 --> 00:45:37,303
‫آره. چطور؟

656
00:46:12,272 --> 00:46:13,807
‫از خونه نشستن که بهتره، نه؟

657
00:46:13,907 --> 00:46:16,109
‫تو برو. من داخل می‌مونم

658
00:46:23,983 --> 00:46:26,786
‫به چشم درس زندگی بهش نگاه کن، خب؟

659
00:46:26,886 --> 00:46:29,122
‫آدم همیشه به خواسته‌هاش نمی‌رسه

660
00:46:31,224 --> 00:46:33,426
‫یالا، میک. باهامون بیا

661
00:46:33,450 --> 00:46:43,450
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

662
00:46:43,474 --> 00:46:53,474
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

663
00:46:59,619 --> 00:47:03,056
‫شماها نباید این بیرون باشید و
‫قطعاً هم نباید سیگار بکشی

664
00:47:03,156 --> 00:47:05,325
‫«قطعاً هم نباید سیگار بکشی»

665
00:47:05,425 --> 00:47:08,028
‫پائولا، فقط نمی‌خوام توی دردسر بیفتید

666
00:47:08,128 --> 00:47:09,863
‫اینقدر پلیس‌بازی در نیار، میکی

667
00:47:09,963 --> 00:47:12,265
‫نه. دارم کار می‌کنم، کیسی

668
00:47:12,365 --> 00:47:14,501
‫یه بارم خوش بگذرونی به جایی برنمی‌خوره ها

669
00:47:15,802 --> 00:47:17,370
‫- باهامون بیا
‫- الان نمی‌تونم

670
00:47:18,004 --> 00:47:19,406
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی

671
00:47:19,506 --> 00:47:20,840
‫این درست نیست

672
00:47:20,940 --> 00:47:22,642
‫لطفاً بیاید داخل

673
00:47:23,677 --> 00:47:25,612
‫زود باش کیس. بیا بریم

674
00:47:25,712 --> 00:47:29,082
‫دارم بهتون میگم، توی دردسر میفتید

675
00:47:29,949 --> 00:47:32,419
‫کی قراره ما رو دستگیر کنه؟ تو؟

676
00:47:40,260 --> 00:47:42,162
‫یالا

677
00:47:44,130 --> 00:47:46,633
‫اون دوست‌پسر عزیزش

678
00:47:46,733 --> 00:47:48,068
‫طوری نیست. منو داری

679
00:47:48,168 --> 00:47:49,669
‫کجا بریم؟

680
00:48:53,466 --> 00:48:56,236
‫ترومن، سلام، باید بیای پیشم

681
00:49:08,748 --> 00:49:10,183
‫میک، خوبی؟

682
00:49:15,055 --> 00:49:16,423
‫اون تیلور یونـه

683
00:49:21,928 --> 00:49:23,229
‫تیلور می‌رفته باشگاه جوانان پلیس؟

684
00:49:26,232 --> 00:49:28,435
‫الیزابت اُکانر هم همینطور

685
00:49:32,238 --> 00:49:34,274
‫سایمون مشاورشون بوده

686
00:49:40,780 --> 00:49:42,515
‫جفت‌شون توی این انجمن بودن

687
00:49:42,516 --> 00:49:44,251
‫سایمون مشاور جفت‌شون بوده،

688
00:49:44,351 --> 00:49:47,287
‫پائولا هم گفت اون یارویی که
‫توی فیلم افتاده پلیس بوده

689
00:49:51,558 --> 00:49:53,643
‫به نظرت ممکنه سایمون همون قاتل باشه؟

