﻿1
00:00:08,770 --> 00:00:10,070
‫یارو رو پیدا کردیم

2
00:00:10,070 --> 00:00:11,970
‫- کیه؟
‫- شاون کِلی

3
00:00:11,970 --> 00:00:14,370
‫من این کاری که اونا میگن رو نکردم

4
00:00:14,370 --> 00:00:15,810
‫تیلور یون رفت باشگاه جوانان پلیس؟

5
00:00:15,810 --> 00:00:17,340
‫الیزابت اوکانر هم همینطور

6
00:00:17,340 --> 00:00:18,880
مشاور جفت‌شون سایمون بود

7
00:00:18,880 --> 00:00:23,310
‫اون دختر‌ها رو واسه خرید و فروش
‫ می‌آورد اینجا و حالا همشون مُردن.

8
00:00:23,310 --> 00:00:26,350
‫آره، این دختره رو می‌شناسم.
‫با این یارو اومده بود، جیمی اسکانلون.

9
00:00:26,350 --> 00:00:28,290
‫یادمه، چون داشتن یه دعوای حسابی می‌کردن

10
00:00:28,290 --> 00:00:30,090
‫پیامک‌های اسکانلون رو در آوردن

11
00:00:30,090 --> 00:00:32,820
‫آخرین پیامش رو واسه زنی
به اسم ملیسا فرستاده

12
00:00:32,820 --> 00:00:36,360
‫شرکتی که پول رو به حساب
‫جیمی اسکانلون واریز کرده

13
00:00:36,360 --> 00:00:38,330
‫زیرمجموعه‌ی یه شرکت مشاوره‌ی چینیـه

14
00:00:38,330 --> 00:00:42,430
‫مگه چه خبره که مشاورای چینی
‫ دارن به یه ورق‌کار باج میدن؟

15
00:00:42,430 --> 00:00:44,730
‫میک، بیا اینجا

16
00:00:48,900 --> 00:00:50,700
‫باباجون، چند وقته اون پنجره
‫خراب شده؟

17
00:00:50,700 --> 00:00:51,990
‫یه هفته اینا

18
00:00:51,990 --> 00:00:53,580
‫کار کیسی بود؟

19
00:00:53,580 --> 00:00:55,080
‫این نامه‌ها از طرف بابامونـه

20
00:00:55,080 --> 00:00:58,020
‫تاریخ بعضی از این نامه‌ها،
‫مال بعد مرگشه

21
00:00:58,020 --> 00:01:01,960
‫تمام این مدت، دنبالش می‌گشتم
‫می‌ترسیدم مُرده باشه

22
00:01:02,390 --> 00:01:04,150
‫و اون فقط مخفی شده بود

23
00:01:04,160 --> 00:01:05,460
‫اونم نمی‌خواد من رو ببینه

24
00:01:05,460 --> 00:01:08,390
‫خب، به‌نظر من که می‌خواد.
‫احتمالاً برای همین نامه‌ها رو گذاشته.

25
00:01:08,390 --> 00:01:10,960
‫مسئله تو نبودی، میکی.
‫به‌خاطر توماس بود.

26
00:01:10,960 --> 00:01:14,870
‫کاری که در حقِ کیسی کردم،
‫به‌خاطر توماس بود

27
00:01:14,870 --> 00:01:17,740
‫یه زنی از خیابون گفت باید
‫دنبال یه پلیس باشیم

28
00:01:17,740 --> 00:01:19,870
‫- خب، زنه کیه؟
‫- پائولا مالرونی

29
00:01:19,870 --> 00:01:21,870
‫به‌نظرم بهتره بیای دفترم

30
00:01:21,870 --> 00:01:24,780
‫- ظاهراً اوردوز کرده
‫- اوردوز نکرده

31
00:01:24,804 --> 00:01:34,804
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

32
00:01:34,828 --> 00:01:35,828
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

33
00:01:36,625 --> 00:01:38,426
« سردخانه‌ »

34
00:01:39,620 --> 00:01:42,030
‫اوردوز نکرده

35
00:01:42,030 --> 00:01:44,030
‫فکر می‌کنی پائولا کشته شده؟

36
00:01:44,030 --> 00:01:46,130
‫یعنی این قضیه به بقیه‌ی زن‌هایی که
‫کشته شدن ربط داره؟

37
00:01:46,130 --> 00:01:48,470
‫به‌نظرم مرگ‌ هیچ‌کدوم‌شون بی‌دلیل نبوده

38
00:01:48,470 --> 00:01:51,480
‫پائولا ۱۵ ساله که داره مصرف می‌کنه.
‫ممکنه اوردوز باشه.

39
00:01:51,480 --> 00:01:54,480
‫آره خب، جواب آزمایش سم‌شناسی که
‫اومد می‌فهمیم

40
00:01:55,620 --> 00:01:56,840
‫دستور گرفتنِ آزمایش رو ندادن

41
00:01:56,840 --> 00:01:59,720
‫- چی؟
‫- من سعیم رو کردم، اما آهرن جلوم رو گرفت

42
00:01:59,720 --> 00:02:03,900
‫گفتش که پرونده‌شون علیهِ
‫مظنون بازداشت شده،‌ مو لا درزش نمیره

43
00:02:05,440 --> 00:02:07,600
‫واقعاً شرمندم میک

44
00:02:09,200 --> 00:02:12,040
‫نزدیک من نشو.
‫به کشتنم میدی.

45
00:02:12,580 --> 00:02:14,490
‫می‌دونیم شماها خیلی نزدیک بودید

46
00:02:14,490 --> 00:02:17,330
‫می‌دونیم خیلی درگیر کارت بودی،

47
00:02:17,330 --> 00:02:18,800
‫مخصوصاً وقتی که کیسی غیبش زد...

48
00:02:18,800 --> 00:02:20,540
‫اون پیش‌مونـه

49
00:02:24,500 --> 00:02:26,180
‫پیداش کردیم

50
00:02:27,410 --> 00:02:29,340
‫حالش چطوره؟

51
00:02:29,340 --> 00:02:33,110
<i>‫حالش خوب نیست میک.
‫نمی‌دونستم دیگه به کی زنگ بزنم.</i>

52
00:02:37,607 --> 00:02:40,413
‫« سال ۲۰۱۶ »

53
00:02:52,560 --> 00:02:55,830
‫سلام خانم،
‫سیگار کشیدن داخل اتاق ممنوعـه.

54
00:02:55,830 --> 00:02:57,700
به‌نظرت این سیگار روشنـه؟

55
00:03:00,700 --> 00:03:03,110
‫فقط یه چنددقیقه با خودم می‌برمش

56
00:03:09,100 --> 00:03:11,280
‫درموردش که حرف زده بودیم خانم

57
00:03:15,920 --> 00:03:18,020
‫کجا داری می‌بریش؟

58
00:03:18,020 --> 00:03:20,990
‫بخش مراقبت ویژه نوزادان،
‫که فقط تا یه مدت تحت نظر باشه

59
00:03:20,990 --> 00:03:23,130
‫واسه چی؟
‫تحت نظر واسه چی؟

60
00:03:23,130 --> 00:03:25,100
‫من ترک می‌کنم

61
00:03:25,100 --> 00:03:27,160
‫به دکتر هم گفتم.
‫اون خبر داره، خب؟

62
00:03:28,030 --> 00:03:29,780
‫باشه

63
00:03:48,590 --> 00:03:51,540
‫میک؟ میکی، وایسا

64
00:03:52,090 --> 00:03:54,560
‫- میکی، خواهرت بهت نیاز داره
‫- ببخشید

65
00:03:54,560 --> 00:03:58,020
‫ببخشید. ببخشید.
‫حالش خوب میشه؟

66
00:04:01,540 --> 00:04:04,140
‫بدنش داره پاکسازی میشه، درسته؟

67
00:04:06,160 --> 00:04:09,310
‫از این که چه بلایی ممکن بود سرش بیاد،
‫می‌ترسیدم

68
00:04:15,320 --> 00:04:18,040
‫واسه همین این کار رو کردم

69
00:04:20,820 --> 00:04:25,100
‫واسه همین فک کردی اون شبی که
‫بتانی رفت، توماس رو هم بردن

70
00:04:32,180 --> 00:04:35,480
‫- باید بهم می‌گفتی، میک
‫- به هیچکس نگفتم

71
00:04:36,760 --> 00:04:40,480
‫نمی‌خواستم فکر کنی آدم مزخرفی‌ام

72
00:04:40,760 --> 00:04:42,210
‫آخه چرا باید همچین فکری کنم، میکی؟

73
00:04:42,210 --> 00:04:44,700
‫دوست‌پسرم با خواهرم خوابیده بود

74
00:04:44,700 --> 00:04:48,500
‫خیلیا شاید فکر کنن که من
‫از سر کینه توماس رو بردم

75
00:04:49,180 --> 00:04:51,200
‫از سر کینه بردیش؟

76
00:04:53,540 --> 00:04:57,160
‫سایمون بهم گفت که
‫کیسی بهش پیشنهاد داده

77
00:04:58,490 --> 00:05:03,220
اونم اون لحظه لغزیده و
‫تسلیمش شده

78
00:05:04,200 --> 00:05:09,630
‫من هم کلاً منکر کل ماجرا بودم

79
00:05:09,630 --> 00:05:11,900
‫نمی‌خواستم باور کنم

80
00:05:11,900 --> 00:05:13,670
‫نمی‌خواستم کاری که کیسی کرده رو باور کنم

81
00:05:13,670 --> 00:05:14,910
‫خواهر خودم

82
00:05:14,910 --> 00:05:19,210
‫نمی‌خواستم باور کنم مردی که عاشقش بودم،
‫اینطوری ازش سوءاستفاده کرده

83
00:05:19,210 --> 00:05:22,580
که وقتی کیسی عقلش سر جاش نبوده و
دست خودش نبوده، خودش رو بهش تحمیل کرده

84
00:05:22,580 --> 00:05:23,650
‫اما تو با سایمون موندی

85
00:05:23,650 --> 00:05:26,680
‫نه، وقتی که فهمیدم کیسی حامله‌ست،
‫تمومش کردم

86
00:05:31,800 --> 00:05:34,900
‫باید حرف کیسی رو باور می‌کردم

87
00:05:34,900 --> 00:05:39,740
‫فقط باورم نمی‌شد که
‫می‌تونه ترک کنه...

88
00:05:39,740 --> 00:05:41,400
‫واسه‌ی اون

89
00:05:43,230 --> 00:05:44,363
‫واسه‌ی توماس

90
00:05:58,720 --> 00:06:02,490
‫گوش کن... من همیشه خیلی کیسی رو دوست داشتم

91
00:06:03,640 --> 00:06:06,920
‫اون... آدم خوش‌قلبیـه

92
00:06:07,580 --> 00:06:10,540
‫اما وقتی تو رو با توماس می‌بینم...

93
00:06:10,820 --> 00:06:14,160
‫شطرنج بازی کردنش،

94
00:06:14,170 --> 00:06:16,730
‫موسیقی زدنش،
‫مشق نوشتنش،

95
00:06:16,730 --> 00:06:20,400
‫و... اوپرا و یوتیوب و...

96
00:06:20,400 --> 00:06:21,840
‫- این‌جور چیزا...
‫- بس کن

97
00:06:21,840 --> 00:06:23,710
‫جدی میگم

98
00:06:23,710 --> 00:06:26,980
‫خودت می‌دونی که وقتی نتونی
‫یه نون بذاری سر سفره که بچت بخوره،

99
00:06:26,980 --> 00:06:29,310
‫خوش‌قلب بودن به هیچ دردی نمی‌خوره

100
00:06:29,310 --> 00:06:31,940
‫وقتی بچه بترسه که
‫شاید صبح از خواب بیدار نشی

101
00:06:31,940 --> 00:06:35,460
‫آره، می‌دونم

102
00:06:38,620 --> 00:06:42,080
‫از وقتی که چهار سالم بود
‫این چیزا رو درک کردم

103
00:06:56,060 --> 00:06:59,740
‫خب، شاید بهتر بود به حرف خواهرت گوش می‌کردی

104
00:06:59,740 --> 00:07:03,760
‫نمی‌تونم واسه این قضیه بهت دلداری بدم.
‫فکر هم نمی‌کنم بخوای همچین کاری کنم.

105
00:07:04,920 --> 00:07:08,040
‫اما کیسی الان جاش امنـه.
‫می‌تونه درمان بشه.

106
00:07:08,040 --> 00:07:10,280
‫تو هم می‌تونی درمان بشی

107
00:07:23,980 --> 00:07:27,020
‫پس بقیه‌ی زن‌ها چی میشن؟

108
00:07:27,980 --> 00:07:31,480
‫نمی‌تونم بذارم اتفاقی که برای پائولا افتاد،
‫برای اونا هم بیفته

109
00:07:35,550 --> 00:07:39,080
‫پائولا گفت مجرم پلیس بوده و
‫حالا هم مُرده

110
00:07:39,080 --> 00:07:41,120
‫خیلی‌خب، با همین روش تو ادامه میدیم

111
00:07:41,120 --> 00:07:44,250
‫تو به آهرن میگی،
‫پائولا می‌میره

112
00:07:44,260 --> 00:07:47,660
‫حالا اصلاً میگیم گور بابای آهرن،
‫اما این اتهام بزرگیـه

113
00:07:47,660 --> 00:07:49,390
‫من نمیگم آهرن قاتلـه

114
00:07:49,390 --> 00:07:52,660
‫اما اگه مجرم پلیس باشه،
‫احتمالش هست بخواد ازشون محافظت کنه

115
00:07:52,660 --> 00:07:56,470
‫مسئله فقط این نیست که پائولا گفته باشه
مجرم پلیسه و تموم، طرز گفتنش یه‌جوری بود که

116
00:07:56,470 --> 00:07:59,470
‫فکر می‌کرد من اون پلیس رو می‌شناسم

117
00:07:59,470 --> 00:08:00,900
‫هنوز فکر می‌‌کنی سایمونـه؟

118
00:08:00,910 --> 00:08:04,610
‫ما فقط واسه این سایمون رو از لیست مظنونین
‫ خط زدیم، چون شاون کِلی دستگیر شد

119
00:08:04,610 --> 00:08:07,740
‫بهش فکر کن ترومن.
‫دوتا از قربانی‌ها رفتن باشگاه جوانان پلیس.

120
00:08:07,750 --> 00:08:11,550
‫پائولا گفت که اون پلیسه
‫درخواست رابطه جنسی کرده

121
00:08:11,550 --> 00:08:15,220
‫باید حقیقت رو بفهمم.
‫این رو به پائولا بدهکارم.

122
00:08:15,680 --> 00:08:19,160
‫به کیسی هم همینطور.
‫حتی به توماس.

123
00:08:20,320 --> 00:08:21,900
‫پیشنهاد میدی چی‌کار کنیم؟

124
00:08:21,900 --> 00:08:25,180
‫با توجه به مدارکی که داریم،
‫هیچ پلیس عاقلی سایمون رو زیر سوال نمی‌بره

125
00:08:25,180 --> 00:08:26,460
‫می‌دونم

126
00:08:27,340 --> 00:08:29,740
‫واسه همین من می‌خوام این کار رو بکنم

127
00:08:31,170 --> 00:08:36,664
« رودخانه لانگ برایت »

128
00:09:24,413 --> 00:09:26,413
« اداره‌ی پلیس ناحیه‌ی جنوبی فیلادلفیا »

129
00:09:30,490 --> 00:09:31,530
‫هی

130
00:09:34,060 --> 00:09:35,470
‫هی

131
00:09:42,270 --> 00:09:44,140
‫خیلی‌خب

132
00:09:45,240 --> 00:09:46,610
‫همینجا می‌مونم

133
00:09:57,800 --> 00:09:59,660
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

134
00:10:00,740 --> 00:10:04,230
‫- ببین، اگه به‌خاطر توماس امدی...
‫- به‌خاطر توماس نیومدم

135
00:10:08,700 --> 00:10:10,230
‫به‌خاطرِ...

136
00:10:11,220 --> 00:10:12,980
‫جایی که شب‌ها میری اومدم

137
00:10:12,980 --> 00:10:17,470
‫چی؟ می‌خوای درمورد جایی که
‫شب‌ها میرم حرف بزنی؟ خیلی‌خب...

138
00:10:17,480 --> 00:10:20,540
‫میشه بگی چه ربطی به تو داره؟

139
00:10:20,550 --> 00:10:24,450
‫خب، وقتی شروع به کشتن زن‌های خیابون کردی
‫به منم ربط پیدا کرد

140
00:10:25,020 --> 00:10:27,320
‫این دیگه چه چرت و پرتی بود که گفتی؟

141
00:10:27,540 --> 00:10:31,590
‫من دیدم.
‫تو کنزینگتون دیدمت.

142
00:10:31,590 --> 00:10:34,100
‫دیدم که داشتی با اون دختر
‫چی‌کار می‌کردی

143
00:10:35,580 --> 00:10:37,430
یعنی داری تعقیبم می‌کنی دیگه؟
‫همینطوریه؟

144
00:10:37,430 --> 00:10:39,730
‫خودت که می‌دونی مردم چی میگن، نه؟

145
00:10:39,730 --> 00:10:44,340
‫میگن قاتل یه پلیسه که
‫داره همین کار رو می‌کنه

146
00:10:47,160 --> 00:10:48,370
‫تو... پاک دیوونه شدی

147
00:10:48,370 --> 00:10:51,270
‫یه مریض روانی کودنی

148
00:10:51,270 --> 00:10:52,340
‫اولاش هم واسه همین ازت خوشم میومد

149
00:10:52,340 --> 00:10:54,850
‫یادمـه. یادمـه.
‫بهم می‌گفتی دیوونه.

150
00:10:54,850 --> 00:10:57,480
‫- وقتی این رو میگی که...
‫- گورت رو از اینجا گم کن

151
00:10:57,480 --> 00:10:59,850
‫- می‌دونی چیه...
‫- من تو رو می‌شناسم، سایمون

152
00:10:59,850 --> 00:11:01,220
‫می‌دونم چه کارهایی ازت برمیاد

153
00:11:01,220 --> 00:11:04,850
‫یادتـه وقتی با هم آشنا شدیم، چندسالم بود؟
‫وقتی که من رو جدا کردی؟

154
00:11:04,860 --> 00:11:07,360
‫۱۴ سالم بود

155
00:11:07,900 --> 00:11:11,260
‫چهارده.
‫اون دختره که الان پیشتـه چندسالشـه؟

156
00:11:11,260 --> 00:11:13,400
‫- جدات کردم؟
‫- آره

157
00:11:14,480 --> 00:11:16,930
‫بگو داری شوخی می‌کنی دیگه؟

158
00:11:16,930 --> 00:11:19,340
‫تو بودی که پاپیچ من شده بودی

159
00:11:19,340 --> 00:11:22,610
‫دست از سرم برنمی‌داشتی.
‫تو بودی که می‌اومدی دنبال من، میک.

160
00:11:22,610 --> 00:11:25,780
‫آره، به هرچیزی که می‌خواستی رسیدی

161
00:11:25,780 --> 00:11:27,710
‫کون لقت!
‫کون لقت!

162
00:11:27,710 --> 00:11:30,000
‫حالا شدی همون دختری که می‌شناختم

163
00:11:33,280 --> 00:11:34,890
‫می‌خوای بدونی چی من رو

164
00:11:34,890 --> 00:11:37,990
‫از اون مریض کثیفی که
‫دخترای توی خیابون رو می‌کُشه، جدا می‌کنه؟

165
00:11:37,990 --> 00:11:39,090
‫من واسه این چیزها، پول میدم

166
00:11:39,090 --> 00:11:41,490
‫به اون دختره که من رو تو کنزینگتون
‫باهاش دیدی، پول دادم

167
00:11:41,490 --> 00:11:43,330
‫وقتی خواهرت رو گاییدم،
‫بهش پول دادم

168
00:11:51,380 --> 00:11:54,600
‫به تو هم پول دادم.
‫بهت سرپناه دادم.

169
00:11:54,610 --> 00:11:57,040
‫بهت کار و زندگی دادم.
‫حالا هم به جیل پول میدم.

170
00:11:57,040 --> 00:12:00,410
‫پول لباسایی که می‌خواد رو میدم.
‫پول ماشینش رو میدم.

171
00:12:00,410 --> 00:12:02,900
‫حتی واسه سفرش به «سیلم» هم پول دادم

172
00:12:06,560 --> 00:12:09,990
‫واسه هالووین بردیش سیلم؟

173
00:12:09,990 --> 00:12:13,020
‫- کل آخر هفته‌ رو؟
‫- آره، خیلی خوش گذشت

174
00:12:13,020 --> 00:12:14,430
‫خیلی دوست داشت

175
00:12:15,230 --> 00:12:17,400
‫تو هم خیلی دوست داشتی

176
00:12:18,880 --> 00:12:23,000
‫وقتی ۱۸ سالم بود
‫خیلی چیزها رو دوست داشتم

177
00:12:23,000 --> 00:12:24,840
‫اون ۲۰ سالشـه

178
00:12:28,880 --> 00:12:30,910
‫تا مدت زیادی فکر می‌کردم...

179
00:12:31,720 --> 00:12:33,480
‫ازت متنفرم

180
00:12:34,150 --> 00:12:36,310
‫نزدیک به یه دهه از زندگیم

181
00:12:37,320 --> 00:12:39,460
‫اما می‌دونی بعدش چی رو فهمیدم؟

182
00:12:39,460 --> 00:12:41,580
‫این که حسم تنفر نبود

183
00:12:41,580 --> 00:12:42,820
‫فقط...

184
00:12:43,320 --> 00:12:45,120
احساس تاسف بود

185
00:13:01,380 --> 00:13:04,340
‫- حالت خوبـه؟
‫- سایمون قاتل نیست

186
00:13:04,620 --> 00:13:05,560
‫مطمئنی؟

187
00:13:05,560 --> 00:13:08,510
‫وقتی سه قربانی اول کشته شدن،
‫اون توی سیلم بوده

188
00:13:11,060 --> 00:13:13,480
‫کار اون نیست

189
00:13:20,660 --> 00:13:24,590
‫کیسی!
‫نه، بس کن!

190
00:13:24,600 --> 00:13:25,600
‫نه

191
00:13:28,680 --> 00:13:30,400
‫پائولا!

192
00:13:48,160 --> 00:13:50,320
‫حالت خوبـه؟

193
00:13:50,320 --> 00:13:51,890
‫آره

194
00:13:51,890 --> 00:13:53,240
‫آره، معلومـه

195
00:13:53,240 --> 00:13:55,960
‫نمی‌خوای برگردی سر کارت؟

196
00:13:56,780 --> 00:13:59,140
‫راستش...

197
00:14:00,220 --> 00:14:02,700
‫- نمی‌خوام
‫- میشی خونه بمونی؟

198
00:14:02,700 --> 00:14:05,170
‫چون خیلی از مامانا،
‫مثل مامانِ کارلوتا،

199
00:14:05,170 --> 00:14:07,800
‫از وقتی که کرونا اومده
‫تو خونه کار می‌کنه

200
00:14:07,810 --> 00:14:10,640
‫واسه بیشتر همچین شغل‌هایی،
‫مدرک دانشگاهی لازمـه

201
00:14:11,040 --> 00:14:13,880
‫تو می‌تونی مدرک دانشگاهی بگیری؟

202
00:14:13,880 --> 00:14:17,550
‫خب دیگه. ظرفات رو تمیز کن.
‫امروز خانم ماهون میاد پیشت.

203
00:14:21,580 --> 00:14:25,520
‫صورتت خوب شده.
‫تقریباً مثل قبل شده.

204
00:14:25,520 --> 00:14:26,990
‫ممنون رفیق

205
00:14:28,320 --> 00:14:30,230
‫واقعاً...

206
00:14:30,230 --> 00:14:31,960
‫اعتماد‌به‌نفسم رو بیشتر کردی

207
00:14:31,960 --> 00:14:33,460
‫قربونت

208
00:14:51,550 --> 00:14:56,550
‫میکی. هی. بهم گفتن که چه اتفاقی
‫برات افتاده. حالت چطوره؟

209
00:14:56,960 --> 00:14:59,160
‫- خوبم. بهترم
‫- خوبـه

210
00:14:59,160 --> 00:15:02,760
‫خب، آهرن گفت نتونستی قیافه‌ی کسی که رو
‫این کار رو کرده، واضح ببینی

211
00:15:05,440 --> 00:15:08,000
‫خب، خوشحال شدم که برگشتی

212
00:15:08,000 --> 00:15:10,020
‫- بله
‫- هی، دیویس

213
00:15:11,060 --> 00:15:15,310
‫خبر پائولا مالرونی به گوشت رسیده؟

214
00:15:15,310 --> 00:15:16,940
‫نه. قضیه چیه؟

215
00:15:22,750 --> 00:15:26,080
‫بیا. بهتر نیست بریم دفتر من؟

216
00:15:31,780 --> 00:15:32,960
‫آم...

217
00:15:36,120 --> 00:15:39,540
‫پائولا مالرونی...

218
00:15:39,540 --> 00:15:42,700
‫روز کریسمس مُرد

219
00:15:46,220 --> 00:15:49,800
‫اون بهترین دوست خواهرم بود

220
00:15:50,070 --> 00:15:52,680
‫مثل خونوادم بود

221
00:15:54,580 --> 00:15:59,400
‫توی کنزینگتون بزرگ شد.
‫توی خیابون کار می‌کرد و دختر سرسختی بود.

222
00:15:59,400 --> 00:16:00,750
‫اما...

223
00:16:02,960 --> 00:16:05,740
‫اما از درون اینطوری نبود

224
00:16:06,580 --> 00:16:09,940
‫علت مرگش هم اوردوز تشخیص دادن

225
00:16:10,300 --> 00:16:12,330
‫- مثل بقیه‌ی زن‌ها
‫- آره

226
00:16:12,330 --> 00:16:13,720
‫انسولین بود؟

227
00:16:13,720 --> 00:16:15,700
‫نمی‌دونم

228
00:16:15,700 --> 00:16:17,970
‫دستور کالبد شکافی ندادن

229
00:16:17,970 --> 00:16:21,040
‫اگه بتونیم به‌خاطر خونوادش سر در بیاریم،

230
00:16:21,040 --> 00:16:24,440
‫اگه به‌خاطر من این کار رو کنی...

231
00:16:25,280 --> 00:16:27,960
‫حتماً، همین حالا با پزشک قانونی تماس می‌گیرم

232
00:16:27,960 --> 00:16:30,200
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

233
00:16:30,720 --> 00:16:34,480
‫میکی، من...
‫خیلی به‌خاطر پائولا ناراحت شدم

234
00:16:34,480 --> 00:16:36,560
‫منم همینطور

235
00:16:36,560 --> 00:16:38,560
‫ممنونم

236
00:16:41,130 --> 00:16:45,020
‫هی، وقتی که اون مُرد
‫شاون بازداشت بود

237
00:16:45,280 --> 00:16:47,290
‫می‌دونم

238
00:16:54,020 --> 00:16:55,610
‫آهرن قاتل نیست

239
00:16:55,610 --> 00:16:59,340
‫درستـه که یه پفیوز تموم‌عیاره،
‫اما قاتل؟ امکان نداره

240
00:16:59,340 --> 00:17:01,610
‫خب شاید داره از یه ‌نفر دیگه محافظت می‌کنه

241
00:17:01,610 --> 00:17:05,360
‫میکی میگه پائولا مالرونی کسیـه که
‫می‌تونه پلیس فاسد رو لو بده

242
00:17:05,880 --> 00:17:07,050
‫بعدش پائولا می‌میره

243
00:17:07,050 --> 00:17:08,120
‫آره، اوردوز می‌کنه

244
00:17:08,120 --> 00:17:10,820
‫آره، همه‌ی زن‌های کشته‌شده
‫اوردوز کردن؟

245
00:17:10,820 --> 00:17:13,120
‫ببین، شاید یارو هنوز یه جایی اون بیرون باشه

246
00:17:13,120 --> 00:17:16,040
‫مگه این که طرف اون رو
‫از پشت میله‌ها کشته باشه

247
00:17:18,060 --> 00:17:21,970
‫- خب، یه بررسی می‌کنم
‫- ممنون

248
00:17:21,970 --> 00:17:26,080
‫اما این رو باید بپرسم.
‫این کارها واسه خودتـه یا واسه اون؟

249
00:17:26,080 --> 00:17:28,440
‫به‌گمونم جفت‌مون.
‫مگه مهمـه؟

250
00:17:31,380 --> 00:17:33,820
‫- ببین، ما خیلی وقته که با هم دوستیم
‫- آره

251
00:17:33,820 --> 00:17:36,280
‫پس باید یه چیزی رو بگم

252
00:17:36,280 --> 00:17:38,560
‫نمی‌دونم با این دختره می‌خوابی
‫یا چی‌کار می‌کنی

253
00:17:38,560 --> 00:17:41,020
‫- مایک، قرار نیست سرش بحث کنیم
‫- می‌کنیم

254
00:17:41,020 --> 00:17:43,290
‫اول میای پیش من و میگی که
‫سایمون کلیر مجرمـه

255
00:17:43,290 --> 00:17:45,640
‫حالا هم درمورد کوین آهرن سوال می‌کنی

256
00:17:45,640 --> 00:17:48,360
‫از نظر من، ما دیگه طرف رو گرفتیم

257
00:17:48,360 --> 00:17:51,860
‫تو پلیس ماهری هستی اما
رفتارت این رو نشون نمیده

258
00:17:51,860 --> 00:17:54,520
‫و انگار دلیلش هم این دختره‌ست

259
00:18:06,340 --> 00:18:09,910
‫یه زن از خیابون گفته که
‫باید دنبال یه پلیس بگردیم

260
00:18:09,910 --> 00:18:12,020
‫- کی گفته؟
‫- پائولا مالرونی

261
00:18:33,499 --> 00:18:38,605
« هیچ‌ دردی مانند از دست دادن فرزند نیست »

262
00:18:45,540 --> 00:18:50,060
‫بچه‌ی دیگه‌ای داشته یا
‫بچه‌ی دیگه‌ای رو از دست داده؟

263
00:18:50,290 --> 00:18:52,220
‫نه

264
00:18:52,220 --> 00:18:54,960
‫حدوداً چندوقته که مواد مصرف می‌کنه؟

265
00:18:55,630 --> 00:18:58,360
‫حداقل ۷ سال

266
00:18:58,360 --> 00:19:01,830
‫اطمینان داری که خواهرت
‫تو دوران حاملیگیش هم مصرف داشته؟

267
00:19:03,006 --> 00:19:06,015
« سال ۲۰۱۶ »

268
00:19:06,040 --> 00:19:09,110
‫تمایلی از خودش برای
ترکِ مواد نشون داده؟

269
00:19:10,580 --> 00:19:11,580
‫نه

270
00:19:20,420 --> 00:19:23,150
‫درصورتی که مشخص بشه
‫مادر صلاحیت نگهداری از بچه‌ رو نداره،

271
00:19:23,150 --> 00:19:26,890
‫عضوی از خونواده هست که
‫شرایط مراقبت از اون رو داشته باشه؟

272
00:19:29,530 --> 00:19:30,860
‫بله

273
00:19:31,380 --> 00:19:32,980
‫خودم

274
00:19:38,198 --> 00:19:40,678
« ترومن: جیمی اسکانیون رو پیدا کردن »

275
00:20:01,800 --> 00:20:03,700
‫ببخشید.
‫میشه یه نگاهی به قربانی بندازم؟

276
00:20:03,700 --> 00:20:05,660
‫ببخشید. شما کی باشید؟

277
00:20:05,660 --> 00:20:07,900
‫من میکی فیتزپاتریک هستم از
‫اداره پلیس منطقه ٣٠

278
00:20:07,900 --> 00:20:11,070
‫دارم یه سرنخ رو دنبال می‌کنم.
‫گروهبانم فکر می‌کنه که قربانی...

279
00:20:11,070 --> 00:20:15,140
‫جیمز اسکانلون ممکنه که به یه پرونده
‫تو حوزه‌ی ما مربوط باشه

280
00:20:15,140 --> 00:20:17,900
‫متاسفانه چیز زیادی برای دیدن باقی نمونده

281
00:20:22,250 --> 00:20:24,350
‫احتمالاً بیشتر از یک ماهـه که
‫توی آب بوده

282
00:20:24,350 --> 00:20:25,420
‫غرق شده؟

283
00:20:25,420 --> 00:20:29,660
‫بله. درست بعد از این که
‫از پشت تیر خورده.

284
00:20:30,320 --> 00:20:33,360
‫به‌نظرم آب تا مسیر زیادی
‫اون رو با خودش برده پایین

285
00:20:33,384 --> 00:20:36,944
« شرکت کشتیرانی ریوروی »

286
00:20:38,040 --> 00:20:40,030
‫ریوروی یه شرکت کشتیرانیـه

287
00:20:40,030 --> 00:20:44,830
‫اینجا نوشته که، تورهای مشروب‌خوری دارن
قایق هم اجاره میدن،

288
00:20:44,830 --> 00:20:47,800
‫شبیه یه کاپشن کارمندی بود،
انگار اسکانلون براشون کار می‌کرده

289
00:20:47,800 --> 00:20:52,000
‫یه ورق‌کار تو یه شرکت کشتیرانی
چی‌کار داره؟

290
00:20:52,000 --> 00:20:55,760
ظاهراً پلیس دیترویت هم مدرکی از این که
اون ‫از ریوروی پول گرفته، پیدا نکرده

291
00:20:56,980 --> 00:20:58,580
‫اما یه سری به اونجا می‌زنم

292
00:20:58,580 --> 00:21:00,550
‫- پرس و جو می‌کنم
‫- پزشکی قانونی گفته که جسد

293
00:21:00,550 --> 00:21:03,390
‫بیشتر از یه ماهـه که توی آب بوده.
‫از پشت بهش تیر خورده.

294
00:21:03,390 --> 00:21:07,060
‫احتمالاً از بالادست رودخونه اومده این پایین

295
00:21:07,060 --> 00:21:09,330
‫امیلی موریس هم بالادست رودخونه پیدا شد

296
00:21:09,330 --> 00:21:11,360
‫شاید همزمان تیر خوردن...

297
00:21:12,760 --> 00:21:14,430
‫و یه نفر بهشون شلیک کرده

298
00:21:14,430 --> 00:21:17,470
‫اما طبق آخرین پیامک جیمی،
‫اون با یکی به اسم ملیسا قرار داشته

299
00:21:17,470 --> 00:21:20,540
‫خیلی از زن‌ها رو به دوتا اسم صدا می‌زنن،
‫ مگه نه؟ خودت این رو بهم گفتی

300
00:21:20,540 --> 00:21:22,970
‫آره. امیلی شاید ملیسا هم باشه.

301
00:21:24,300 --> 00:21:26,110
‫همم

302
00:21:26,110 --> 00:21:28,080
‫خودش رو از لوتران مرخص کرده

303
00:21:28,080 --> 00:21:29,980
‫قرار نیست راحت پیدا بشه

304
00:21:30,680 --> 00:21:32,640
‫شاید...

305
00:21:34,620 --> 00:21:36,450
‫واسه مراسم خاکسپاری پائولا بیاد

306
00:21:39,940 --> 00:21:42,000
‫می‌خوای باهات بیام؟

307
00:21:42,920 --> 00:21:45,000
‫- واسه مراسم خاکسپاری؟
‫- آره

308
00:21:48,520 --> 00:21:51,860
‫اما فکر کنم...
‫بهتره تنها برم

309
00:22:15,840 --> 00:22:18,980
‫بیرون عجب سگ‌لرزِیـه

310
00:22:21,480 --> 00:22:23,580
‫می‌خوای بیای تو؟

311
00:22:25,680 --> 00:22:28,440
‫خواهرتـه دیگه، بدون این که یه کلمه بگه،
‫گذاشت و رفت

312
00:22:28,440 --> 00:22:30,040
‫گفتم که، نگفتم؟

313
00:22:30,710 --> 00:22:33,240
‫با این‌حال خوشحالم پیداش شد

314
00:22:33,240 --> 00:22:35,480
‫- واقعاً؟ خوشحالی؟
‫- معلومـه

315
00:22:35,480 --> 00:22:39,350
‫کیسی برام مهمـه. تو برام مهمی.
‫واسه همینه الان اینجام.

316
00:22:39,350 --> 00:22:42,650
‫واسه همین نذاشتم باباتون نزدیک‌تون شه...
‫بهش اعتماد نداشتم

317
00:22:44,290 --> 00:22:47,660
‫شما دخترا...
‫مامان‌تون رو که از دست داده‌ بودین

318
00:22:48,730 --> 00:22:50,430
‫یه دل‌شکستگی دیگه، نابودتون می‌کرد

319
00:22:52,600 --> 00:22:53,600
‫من رو هم همینطور

320
00:22:55,580 --> 00:22:57,130
‫درک می‌‌کنم که...

321
00:22:57,740 --> 00:23:01,400
‫چرا بهمون گفتی که اون مُرده

322
00:23:01,410 --> 00:23:05,480
‫اما... می‌دونی چه حسی داره که
‫یه بچه‌ی بدون پدر و مادر باشی؟

323
00:23:07,020 --> 00:23:08,610
‫و اونا همینطوری مُرده باشن؟

324
00:23:09,880 --> 00:23:13,350
‫حق‌مون بود حقیقت رو بدونیم

325
00:23:13,700 --> 00:23:16,460
‫باید بهمون می‌گفتی که زنده‌ست

326
00:23:19,060 --> 00:23:20,360
‫من...

327
00:23:27,420 --> 00:23:29,500
‫شرمنده‌ای؟

328
00:23:31,060 --> 00:23:34,200
‫خواستم بگم تشنمـه

329
00:23:34,210 --> 00:23:37,900
فکر نکنم چیزی سنگین‌تر از آب
‫واسه خوردن داشته باشی

330
00:23:45,920 --> 00:23:47,860
‫دیدیش؟
‫کیسی رو میگم

331
00:23:47,860 --> 00:23:51,120
‫فقط واسه دو ثانیه،
‫قبل این که در رو روم ببنده

332
00:23:51,120 --> 00:23:53,860
‫بعدش هم دنیل اومد بیرون

333
00:24:03,100 --> 00:24:04,440
‫چطور بود؟

334
00:24:04,440 --> 00:24:05,670
‫هوشیار و...

335
00:24:07,500 --> 00:24:10,600
‫حامله

336
00:24:17,460 --> 00:24:19,420
‫همم

337
00:24:19,420 --> 00:24:23,290
‫- بابای بچه کیه؟
‫- دوست‌پسرش. اسمش داکـه

338
00:24:24,820 --> 00:24:27,140
‫همونجا بود که غیبش زد

339
00:24:29,160 --> 00:24:31,040
‫داشت قایم می‌شد

340
00:24:31,040 --> 00:24:32,830
‫از من

341
00:24:32,830 --> 00:24:38,540
‫می‌ترسید که نکنه
‫این بچه‌ش رو هم ازش بگیرم

342
00:24:38,540 --> 00:24:40,820
‫تو برای کاری که کردی
‫کاملاً حق داشتی

343
00:24:40,820 --> 00:24:43,170
‫تو جور اون رو کشیدی، میکی

344
00:24:43,170 --> 00:24:44,940
‫چیزی رو می‌دونستی که
‫همه‌مون می‌دونستیم

345
00:24:44,940 --> 00:24:48,360
‫توماس هیچ شانسی نداشت...
‫اگه اون بزرگش می‌کرد.

346
00:24:49,180 --> 00:24:50,450
‫تقصیر کیسی نیست

347
00:24:51,250 --> 00:24:54,180
‫زمین و زمان علیه کیسی بود

348
00:24:54,190 --> 00:24:57,490
‫موقع ترک مواد به دنیا اومد.
‫این مثل نفرین می‌مونه.

349
00:25:04,500 --> 00:25:07,600
.این رو نمی‌دونستم
‫که کیسی معتاد به دنیا اومده.

350
00:25:10,130 --> 00:25:13,540
‫یادمـه مامان قبل این که بمیره،
‫زیاد می‌خوابید

351
00:25:15,640 --> 00:25:17,170
‫اما حتی بعدش فهمیدم دلیلش چی بود

352
00:25:17,170 --> 00:25:19,380
‫فکر می‌کردم...
‫همیشه فکر می‌کردم که...

353
00:25:20,280 --> 00:25:22,850
‫بعد از این که کیسی به دنیا اومد،
‫مصرف رو شروع کرد

354
00:25:22,850 --> 00:25:25,420
‫نه. درست بعد از تو بود.

355
00:25:32,890 --> 00:25:37,560
‫من همیشه کیسی رو واسه مصرف مواد و
‫تصمیم به این کار، مقصر می‌دونستم

356
00:25:38,260 --> 00:25:40,400
‫اما این اصلاً تصمیم خودش نبوده

357
00:25:45,200 --> 00:25:47,370
‫توماس...

358
00:25:49,910 --> 00:25:51,710
‫اون هم نفرین شده بود

359
00:25:51,710 --> 00:25:53,480
‫نه، نه

360
00:25:53,910 --> 00:25:56,550
‫نه، نه، تقصیر منـه

361
00:25:56,550 --> 00:26:00,350
‫این که کیسی اونطوری شد،
‫تقصیر من بود

362
00:26:00,350 --> 00:26:02,320
‫توماس مثل اون نمیشه

363
00:26:03,120 --> 00:26:05,160
‫چطوری اینقدر مطمئنی؟

364
00:26:05,160 --> 00:26:07,360
‫چون توماس تو رو داره که
‫بزرگش کنی

365
00:26:07,360 --> 00:26:10,660
‫اما کیسی... من رو داشت

366
00:26:18,744 --> 00:26:21,715
{\an8}« سال ۲۰۱۶ »

367
00:26:16,570 --> 00:26:19,370
‫اگه به توماس بگن چی؟

368
00:26:20,640 --> 00:26:21,640
‫که من...

369
00:26:21,640 --> 00:26:23,740
‫عمه لین و بقیه هیچی به هیچکس نمیگن

370
00:26:23,740 --> 00:26:28,380
‫به کل خونواده اوبرایان میگم که
‫قضیه از چه قراره، خب؟

371
00:26:28,380 --> 00:26:32,580
‫وقتی بزرگ‌تر شد،
‫تصمیم می‌گیری که بهش بگی یا نه

372
00:26:32,580 --> 00:26:36,100
‫وقتی داری کاری می‌کنی که آدم‌ها برای
‫خونواده‌شون می‌کنن، خودت رو الکی عذاب نده

373
00:26:36,100 --> 00:26:38,070
‫درسته که تو مادر واقعیش نیستی

374
00:26:38,080 --> 00:26:40,860
‫اما نزدیک‌ترین مادری هستی که
‫می‌تونه داشته باشه

375
00:27:09,520 --> 00:27:11,020
‫مامان؟

376
00:27:11,020 --> 00:27:13,040
بله

377
00:27:13,040 --> 00:27:14,740
‫واسه چی اینقدر ناراحتی؟

378
00:27:22,730 --> 00:27:27,720
‫توماس، یادتـه اون روز حالم رو پرسیدی؟

379
00:27:29,960 --> 00:27:33,140
‫خب، راستش من...

380
00:27:34,060 --> 00:27:36,960
‫به‌خاطر یه موضوعی
‫خیلی دارم سختی می‌کشم

381
00:27:39,500 --> 00:27:41,420
‫من یه اشتباهی کردم

382
00:27:42,920 --> 00:27:46,180
‫از اون اشتباهاتی که دیگه نمیشه جبرانش کرد

383
00:27:47,840 --> 00:27:50,790
‫هیچوقت واسه درست کردن اشتباهات دیر نیست

384
00:27:50,800 --> 00:27:53,330
‫فقط باید از کسی که بهش آسیب زدی
‫معذرت‌خواهی کنی

385
00:27:53,330 --> 00:27:55,370
‫اگه دیگه نتونم باهاشون حرف بزنم چی؟

386
00:27:56,780 --> 00:27:58,440
‫مُردن؟

387
00:28:01,540 --> 00:28:03,900
‫خانم دانا درمورد این قضیه حرف زده

388
00:28:04,680 --> 00:28:06,960
‫می‌دونی کوئیکرها چی میگن؟

389
00:28:06,960 --> 00:28:08,660
‫کوئیکرها چی میگن؟

390
00:28:09,380 --> 00:28:11,520
‫تو قلبت معذرت‌خواهی کن

391
00:28:12,040 --> 00:28:14,000
‫به معذرت‌خواهی فکر کن...

392
00:28:14,260 --> 00:28:16,020
‫اما بی‌صدا

393
00:28:19,000 --> 00:28:20,530
‫باشه

394
00:28:21,700 --> 00:28:23,940
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

395
00:29:39,120 --> 00:29:40,970
‫باهم دعا کنیم

396
00:29:40,970 --> 00:29:45,080
‫پروردگارا، تو صاحب رحمت و بخشش هستی

397
00:29:45,080 --> 00:29:48,110
‫دعاهای ما را برای بنده‌ات پائولا، بشنو

398
00:29:48,340 --> 00:29:51,040
‫ای تو که او را از این دنیا فرا خواندی

399
00:29:56,630 --> 00:30:00,920
‫و از آنجا که تنها امید و
‫دل‌بستگی او تو هستی،

400
00:30:00,930 --> 00:30:05,120
‫فرمان ده که او صحیح و سالم
‫به خانه‌اش در بهشت برود

401
00:30:05,120 --> 00:30:09,240
‫و به فیض ابدی‌اش برسد

402
00:30:13,100 --> 00:30:15,840
‫و ما با توسل بر نام عیسی مسیح
‫این درخواست را از تو داریم،

403
00:30:15,840 --> 00:30:18,880
‫فرزندت که که زندگی و حکمرانی او همراه توست

404
00:30:18,880 --> 00:30:23,750
‫و خداوندِ همیشه و تا ابد یکتا، روح‌القدس

405
00:30:23,750 --> 00:30:25,980
‫آمین

406
00:30:26,320 --> 00:30:29,120
‫لطفا بنشینید

407
00:30:29,120 --> 00:30:33,060
‫جملاتی چند از «کتاب حکمت» را
‫نقل قول می‌کنیم،

408
00:30:34,900 --> 00:30:38,850
‫«سرنوشت نیکوکاران، در دستان خداست

409
00:30:39,800 --> 00:30:42,640
‫هیچ رنج و عذابی به آنان نمی‌رسد

410
00:30:44,340 --> 00:30:48,500
‫به دید بی‌خردان، گویا که مُرده‌اند

411
00:30:49,940 --> 00:30:53,780
‫و مرگ آنان مصیبتی بزرگ تلقی می‌شود

412
00:30:55,610 --> 00:30:58,850
‫و هجران آنان به منزله‌ی فنای مطلق است

413
00:31:05,690 --> 00:31:07,690
‫اما آنان در آرامشند»

414
00:31:18,870 --> 00:31:22,770
‫جیمی یه سال به‌صورت پاره‌وقت
‫اینجا کار می‌کرد،

415
00:31:22,770 --> 00:31:27,740
‫تا حدوداً یک ماه پیش که
‫دیگه پیداش نشد

416
00:31:27,750 --> 00:31:29,650
‫جیمی براتون چی‌کار می‌کرد؟

417
00:31:30,920 --> 00:31:33,820
قایقش رو اجاره کردیم و
‫خودش روش کار می‌کرد

418
00:31:33,820 --> 00:31:36,750
‫تورهای مشروب‌خوری،
‫دورهمی‌های خونوادگی و از این‌چیزا؟

419
00:31:36,750 --> 00:31:39,090
‫آره خب، کار و کاسبی‌مون بود دیگه

420
00:31:39,090 --> 00:31:43,260
‫اما ما جیمی رو برای
‫«قایق‌های ارسالی» آوردیم

421
00:31:43,260 --> 00:31:44,430
‫قایق‌های ارسالی دیگه چی‌ان؟

422
00:31:44,430 --> 00:31:47,830
‫خب،‌ از سال ۲۰۲۰، حجمِ کار تو
‫بندرگاه‌های فیلی، خیلی زیاده شده

423
00:31:47,830 --> 00:31:50,800
‫بعضی‌وقتا اینقدر شلوغه که
‫کشتی‌های باربری بزرگ

424
00:31:50,800 --> 00:31:52,540
‫مجبور میشن یه چندروز لنگر بندازن تا

425
00:31:52,540 --> 00:31:53,870
‫یه جا تو بندر گیرشون بیاد

426
00:31:53,870 --> 00:31:56,040
‫قایق‌های ارسالی قایق‌های کوچیکی‌ان که

427
00:31:56,040 --> 00:31:59,610
موقع معطلی خدمه‌ها
‫بهشون تدارک می‌رسونن

428
00:31:59,610 --> 00:32:02,780
‫بعضی‌وقتا هم زباله‌هاشون رو می‌برن

429
00:32:02,780 --> 00:32:08,040
‫دلیل خاصی داشت که دستمزد جیمی واسه روندنِ
‫کشتی‌های ارسالی رو غیررسمی پرداخت می‌کردین؟

430
00:32:09,090 --> 00:32:10,420
‫اوم...

431
00:32:10,420 --> 00:32:14,090
‫آخه فقط آشغال‌ها رو می‌برد. فکر نمی‌کردم
‫ واسه این کار لازم باشه فرم مالیاتی پر کنیم.

432
00:32:14,090 --> 00:32:15,590
‫چرا این رو می‌پرسید؟

433
00:32:15,590 --> 00:32:18,260
‫خب، نمی‌خواستم من کسی باشم که
‫این رو بهتون میگه اما

434
00:32:18,260 --> 00:32:21,680
‫جسد جیمی رو از رود دلاور کشیدن بیرون

435
00:32:21,680 --> 00:32:23,600
‫بهش شلیک شده

436
00:32:23,920 --> 00:32:25,640
‫ای خدا

437
00:32:27,660 --> 00:32:30,340
‫احتمالش هست که فقط زباله جابجا نکرده باشه؟

438
00:32:30,340 --> 00:32:31,780
‫چی مثلاً؟

439
00:32:32,140 --> 00:32:33,760
‫مواد

440
00:32:35,310 --> 00:32:38,680
‫خب، اگه هم این کار رو کرده،
‫قطعاً من خبر نداشتم

441
00:32:41,680 --> 00:32:44,380
‫الان میام بیرون، خب؟

442
00:32:48,900 --> 00:32:51,940
‫سو... تسلیت میگم

443
00:32:51,940 --> 00:32:53,800
‫ممنونم میکی

444
00:32:54,240 --> 00:32:59,440
‫همیشه حس خوبی داشتم که تو، توی خیابون
‫گشت می‌زدی و حواست به پائولا بود

445
00:33:02,280 --> 00:33:03,940
‫خانم مالرونی؟

446
00:33:08,350 --> 00:33:13,980
‫دخترم!
‫می‌خوام دخترم برگرده

447
00:33:13,990 --> 00:33:15,090
‫منم همینطور

448
00:33:15,590 --> 00:33:17,950
‫می‌خوام برگرده

449
00:33:21,230 --> 00:33:22,690
‫بله، می‌دونم

450
00:33:26,460 --> 00:33:27,730
‫می‌دونم

451
00:33:30,880 --> 00:33:32,100
‫کیس

452
00:33:35,700 --> 00:33:37,110
‫سرحال به‌نظر میای

453
00:33:38,810 --> 00:33:41,080
‫بابا گفت مواد رو گذاشتی کنار

454
00:33:42,710 --> 00:33:44,080
‫این خیلی عالیـه...

455
00:33:45,680 --> 00:33:47,250
‫خیلی... عالیـه

456
00:34:02,540 --> 00:34:04,140
‫واقعاً معذرت می‌خوام

457
00:34:08,560 --> 00:34:10,500
‫بابت کدوم کارت؟

458
00:34:10,500 --> 00:34:12,980
‫همش.
‫کلش.

459
00:34:15,810 --> 00:34:18,050
‫بابت همه اتفاقاتی که با سایمون افتاد

460
00:34:20,780 --> 00:34:24,760
‫واسه این که فکر کردی باید
‫از من قایم بشی

461
00:34:25,220 --> 00:34:27,000
‫و...

462
00:34:29,380 --> 00:34:31,640
‫بابت پائولا

463
00:34:43,500 --> 00:34:46,980
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫با تو نه. الان نه.

464
00:34:52,680 --> 00:34:54,900
‫آره، من پاکم

465
00:34:57,360 --> 00:34:59,500
‫و بدون تو هم این کار رو کردم

466
00:35:01,780 --> 00:35:03,890
‫این یکی رو نگه می‌دارم

467
00:35:04,580 --> 00:35:06,750
‫خب می‌دونم

468
00:35:07,140 --> 00:35:08,880
‫فکر کردی نمی‌دونم؟

469
00:35:08,880 --> 00:35:10,900
‫نه

470
00:35:10,900 --> 00:35:12,500
‫نمی‌دونی

471
00:35:13,580 --> 00:35:16,440
‫هی، چرا اون نامه‌ها رو گذاشتی؟
‫کیس؟

472
00:35:16,440 --> 00:35:18,760
‫چرا اون نامه‌ها رو واسم گذاشتی؟

473
00:35:55,333 --> 00:35:56,953
« اورا »

474
00:35:57,350 --> 00:35:58,980
‫- سلام
<i>‫- سلام</i>

475
00:35:58,980 --> 00:36:00,940
<i>‫جواب آزمایش سم‌شناسی اومد</i>

476
00:36:00,940 --> 00:36:02,150
‫به این زودی؟

477
00:36:02,150 --> 00:36:04,220
<i>‫بازرس دانجرات گذاشتش تو اولویت</i>

478
00:36:05,240 --> 00:36:07,920
<i>‫مقدار انسولین تو رنج نرمالی بوده</i>

479
00:36:08,220 --> 00:36:10,410
<i>‫اوردوز کرده</i>

480
00:36:11,060 --> 00:36:13,280
<i>‫با مخدر مصنوعی</i>

481
00:36:15,480 --> 00:36:18,770
<i>‫- میکی، حالت خوبـه؟</i>
‫- آره

482
00:36:18,770 --> 00:36:21,470
‫فقط، حقش این نبود.
‫هیچکدوم از این چیزا حقش نبود.

483
00:36:21,470 --> 00:36:24,470
<i>‫می‌دونم. می‌خوام بیام اونجا؟
‫یه ساعت دیگه راه می‌افتم.</i>

484
00:36:24,480 --> 00:36:28,910
‫نه، ممنون. خیلی خستم.
‫باید برم یکم بخوابم.

485
00:36:29,550 --> 00:36:31,280
<i>‫باشه</i>

486
00:36:31,280 --> 00:36:34,050
<i>‫- اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن</i>
‫- ممنون

487
00:36:37,713 --> 00:36:40,273
« دانجرات »

488
00:36:54,010 --> 00:36:58,440
‫اون نامه‌ها رو واسه این گذاشتم چون
‫فکر می‌کردم حقتـه که بدونی بابا زنده بود

489
00:37:01,380 --> 00:37:03,600
‫فقط واسه همین؟

490
00:37:04,420 --> 00:37:06,200
‫نه

491
00:37:26,980 --> 00:37:29,240
‫چندوقته که پاکی؟

492
00:37:31,320 --> 00:37:33,290
‫چندماهی میشه

493
00:37:34,480 --> 00:37:36,940
‫از وقتی که قتل‌ها شروع شد

494
00:37:41,020 --> 00:37:43,400
‫ببخشید که نگرانت کردم.
‫من فقط...

495
00:37:45,390 --> 00:37:49,430
‫نمی‌دونستم چطوری با وجود رابطه‌مون
‫این کار رو بکنم

496
00:37:49,800 --> 00:37:54,100
‫حرفی هم که توی کلیسا زدی، خیلی...
‫ترسیدم

497
00:37:54,100 --> 00:37:56,270
‫فکر کردی این بچت رو هم ازت می‌گیرم؟

498
00:37:58,480 --> 00:38:00,400
به خودت حق بدی ‫ازم بگیریش

499
00:38:06,560 --> 00:38:09,420
‫می‌دونی بعد از این که زایمان می‌کنی...

500
00:38:09,420 --> 00:38:12,080
‫چه اتفاقی واسه بدنت می‌افته؟

501
00:38:12,080 --> 00:38:13,420
‫نه

502
00:38:15,020 --> 00:38:17,120
‫خب، خیلی داغون میشی

503
00:38:17,120 --> 00:38:20,160
‫کلی... خون‌ریزی داره

504
00:38:21,560 --> 00:38:24,660
‫همه‌جات درد می‌گیره.
‫کلی گریه می‌کنی.

505
00:38:24,660 --> 00:38:27,200
‫هورمون‌ها بهت دستور میدن

506
00:38:27,780 --> 00:38:30,030
‫بعدش هم شیر ازت میاد

507
00:38:30,840 --> 00:38:32,700
‫و سینه‌هات...

508
00:38:32,700 --> 00:38:36,640
‫میگن که آماس میشه و
‫خیلی خیلی درد می‌گیره

509
00:38:38,800 --> 00:38:42,950
‫بدنم زورش رو زد. داشتم همه‌ی
‫ تلاشم رو می‌کردم که بهش شیر بدم.

510
00:38:46,120 --> 00:38:49,090
‫وقتی به بچه شیر میدی،
‫مغزت یه ماده‌ی شیمیایی آزاد می‌کنه

511
00:38:49,090 --> 00:38:51,220
‫تا حس خوبی پیدا کنی

512
00:38:51,560 --> 00:38:53,290
‫هیچوقت همچین حسی نداشتم

513
00:38:55,380 --> 00:38:58,030
‫هیچوقت همچین حسی ازم نگرفت

514
00:38:58,030 --> 00:39:01,430
‫بعدش درخواست شیردوش کردم و
می‌دونی چی‌کارش کردن؟

515
00:39:01,430 --> 00:39:03,230
‫شیرم رو انداختن تو سطل آشغال

516
00:39:04,160 --> 00:39:07,040
‫چون اونا همون فکر تو رو می‌کردن

517
00:39:07,040 --> 00:39:09,240
‫که برای بچم سمی‌ام

518
00:39:11,300 --> 00:39:14,100
‫و اگه تو همچین فکری می‌کردی
‫لابد درست بوده دیگه

519
00:39:19,080 --> 00:39:21,390
‫نیاز داشتم که حرفم رو باور کنی میکی

520
00:39:22,580 --> 00:39:26,460
‫اگه فقط... حرفم رو باور می‌کردی

521
00:39:26,760 --> 00:39:28,290
‫ببخشید

522
00:39:30,880 --> 00:39:33,330
‫ببخشید که باور نکردم

523
00:39:33,330 --> 00:39:38,100
‫ببخشید که نتونستم کاری رو که
‫سایمون باهامون کرده، ببینم

524
00:39:41,370 --> 00:39:43,510
‫و واقعاً معذرت می‌خوام که
‫حرفت رو باور نکردم

525
00:39:49,150 --> 00:39:51,450
‫شاید باید یه فرصت دیگه بهت می‌دادم

526
00:39:55,620 --> 00:39:58,800
‫شاید می‌تونستیم باهمدیگه بزرگش کنیم

527
00:40:10,640 --> 00:40:14,070
‫شاید همه‌چیز جوری اتفاق افتاد که
‫باید می‌افتاد...

528
00:40:16,470 --> 00:40:17,540
‫برای اون،

529
00:40:18,340 --> 00:40:20,010
‫برای تو

530
00:40:20,010 --> 00:40:24,420
‫و برای من. شاید اگه این اتفاقات نمی‌افتاد،
‫الان اینجا نبودم

531
00:40:39,700 --> 00:40:41,570
‫می‌خوای ببینیش؟

532
00:41:11,720 --> 00:41:13,430
‫دون‌دون

533
00:41:13,940 --> 00:41:16,750
‫بدون اون هیچ‌جا نمیره

534
00:41:17,060 --> 00:41:19,180
‫منم نمی‌رفتم

535
00:41:20,400 --> 00:41:22,070
‫می‌دونم

536
00:41:48,830 --> 00:41:51,700
‫وای خدا.
‫تقصیر من بود که اون مُرد.

537
00:41:54,120 --> 00:41:56,470
‫آخه، ما که نمی‌دونیم

538
00:41:56,470 --> 00:41:58,310
‫اورا مگه نگفت اوردوز کرده؟

539
00:41:58,310 --> 00:42:01,780
‫- برام مهم نیست چی گفته
‫- نه، تو می‌خواستی کمکش کنی

540
00:42:01,780 --> 00:42:05,250
‫هنوزم می‌تونی میک.
‫مگه پائولا نگفته بود قاتل پلیسـه؟

541
00:42:05,250 --> 00:42:07,150
‫فکر می‌کرد من می‌شناختمش

542
00:42:09,340 --> 00:42:10,640
‫فکر می‌کرد سایمون بود

543
00:42:10,640 --> 00:42:12,920
‫اما نبود.
‫بررسی کردم.

544
00:42:13,520 --> 00:42:15,550
‫اما اگه بود هم با عقل جور در می‌اومد

545
00:42:21,120 --> 00:42:22,600
‫- ترومنـه
‫- جواب بده

546
00:42:23,820 --> 00:42:25,210
‫سلام

547
00:42:27,540 --> 00:42:29,070
‫الان وقت مناسبی نیست

548
00:42:30,040 --> 00:42:32,780
‫باشه. فردا اونجا می‌بینمت.
‫شب بخیر.

549
00:42:37,880 --> 00:42:40,380
‫- خب حالا چی‌کار کنیم؟
‫- مطمئن نیستم

550
00:42:40,380 --> 00:42:43,250
‫یه سرنخ دیگه داشتیم اما
‫نمی‌تونیم پیداش کنیم

551
00:42:43,250 --> 00:42:45,220
‫فکر کنم اونم توی خیابون کار می‌کرده

552
00:42:45,790 --> 00:42:47,160
‫اسمش چی بود؟

553
00:42:47,660 --> 00:42:49,460
‫امیلی موریس

554
00:42:50,130 --> 00:42:52,800
‫احتمالاً اسم دومش ملیسا بوده

555
00:42:55,160 --> 00:42:57,440
‫- لاغرمردنی و موسیاه؟
‫- آره

556
00:42:57,770 --> 00:42:58,770
‫اوم...

557
00:42:58,770 --> 00:43:00,870
‫شاید بدونم کجا میشه پیداش کرد

558
00:43:00,870 --> 00:43:02,370
‫نمی‌خوام تو رو درگیر کنم کیسی

559
00:43:02,370 --> 00:43:05,770
‫همین الانشم درگیر هستم.
‫دوستام دارن یکی یکی کشته میشن.

560
00:43:09,140 --> 00:43:11,300
‫فردا صبح می‌افتم دنبال ملیسا

561
00:43:11,300 --> 00:43:12,860
‫منم باهات میام

562
00:43:12,860 --> 00:43:14,120
‫نه

563
00:43:14,120 --> 00:43:17,290
‫کیسی، تو بارداری و
‫تازه پاک شدی

564
00:43:17,290 --> 00:43:19,600
‫- نمی‌ذارم تنها بری
‫- باید تنهایی برم میکی

565
00:43:19,600 --> 00:43:21,940
‫با پلیس که حرف نمی‌زنه

566
00:43:22,990 --> 00:43:25,330
‫خیلی‌خب...

567
00:43:25,330 --> 00:43:27,980
‫پس باید مدام باهام در ارتباط باشی

568
00:43:27,980 --> 00:43:30,590
‫باید بدونم که حالت خوبـه

569
00:43:33,860 --> 00:43:35,610
‫ممنون که اومدی

570
00:43:37,120 --> 00:43:39,780
‫ممنون که گذاشتی برگردم

571
00:43:40,500 --> 00:43:43,140
‫ممنون از خودت که گذاشتی
‫منم برگردم

572
00:44:19,679 --> 00:44:22,372
« کیسی »

573
00:44:27,340 --> 00:44:29,240
‫بردار دیگه کیس

574
00:44:32,000 --> 00:44:33,300
<i>‫سلام، من کیسی هستم</i>

575
00:44:33,300 --> 00:44:35,630
<i>‫لطفاً پیغام‌تون رو بذارید،
‫نخواستین هم نذارید</i>

576
00:44:36,487 --> 00:44:38,220
« ترومن »

577
00:44:40,440 --> 00:44:41,300
‫هی

578
00:44:41,310 --> 00:44:42,640
<i>‫قرارمون یادت رفت؟</i>

579
00:44:42,640 --> 00:44:44,070
‫گه توش.
‫واقعاً یادم رفت.

580
00:44:44,080 --> 00:44:47,580
‫اسکانلون غیررسمی استخدام میشه تا
قایق‌های ارسالی رو بِرونه

581
00:44:47,580 --> 00:44:49,640
‫و همزمان هم هم دریافتی‌های مشکوکی

582
00:44:49,640 --> 00:44:51,580
‫از یه شرکت مشاوره‌ی چینی می‌گیره

583
00:44:51,580 --> 00:44:54,650
‫معلومـه پولی که می‌گرفته
‫فقط واسه جابجا کردن آشغال نبوده

584
00:44:54,650 --> 00:44:57,550
‫همم. این زن‌ها چه ربطی به
‫این ماجرا پیدا می‌کنن؟

585
00:44:57,560 --> 00:44:59,900
‫امیدواریم کیسی بتونه سر در بیاره

586
00:45:01,160 --> 00:45:03,830
‫هی، چیشده؟

587
00:45:03,830 --> 00:45:06,830
‫قرار بود باهام در ارتباط باشه.
‫اما خبری ازش نیست.

588
00:45:07,370 --> 00:45:08,970
‫دیگه جواب پیام‌هام هم نمیده

589
00:45:08,970 --> 00:45:12,740
‫هی، شاید خواب مونده یا
‫نظرش عوض شده

590
00:45:14,610 --> 00:45:17,710
‫- نگرانشی
‫- همیشه نگرانشم

591
00:45:19,680 --> 00:45:21,340
‫انگار از وقتی بچه بودیم

592
00:45:21,350 --> 00:45:23,850
‫۲۵ درصد از ذهنم همیشه
‫درگیر یه مشکلی بود

593
00:45:23,850 --> 00:45:28,520
‫اگه کیسی مواد می‌زد،
‫می‌ترسیدم که بمیره

594
00:45:28,520 --> 00:45:32,490
‫اگه هم نمی‌زد، می‌ترسیدم که
‫نکنه دوباره مصرف رو شروع کنه

595
00:45:33,090 --> 00:45:34,690
‫هیچوقت آرامش نداشتم

596
00:45:36,660 --> 00:45:38,900
‫اصلاً نمی‌دونم آرامش داشتن...

597
00:45:40,430 --> 00:45:41,670
‫چطوریه

598
00:45:44,600 --> 00:45:48,000
‫اگه این دفعه دوباره برگرده سراغش

599
00:45:48,010 --> 00:45:49,710
‫نمی‌دونم چی‌کار باید بکنم

600
00:45:50,540 --> 00:45:53,880
‫هی. شاید قوی‌تر از اون‌چیزی باشه
‫که فکرش رو می‌کنی.

601
00:45:54,320 --> 00:45:55,710
‫آره، شاید

602
00:45:57,550 --> 00:45:59,620
‫واقعاً می‌خوام همچین فکری کنم

603
00:46:00,890 --> 00:46:04,890
‫برگرد منطقه‌ی گشتت.
‫من مسیر قایق‌ها رو از ریوروی گرفتم.

604
00:46:04,890 --> 00:46:07,790
‫وقتی جیمی سر شیفتش بوده،
‫از جایی می‌رفته که

605
00:46:07,790 --> 00:46:09,030
‫امیلی موریس اونجا بوده

606
00:46:09,030 --> 00:46:13,430
‫من برمی‌گردم ببینم دلیل این که
‫اونجا وایمیساده چی بوده

607
00:46:13,430 --> 00:46:15,470
‫انبار نزدیک اونجا رو یادتـه؟

608
00:46:15,470 --> 00:46:17,440
‫یادتـه روش چی نوشته بود؟

609
00:46:17,640 --> 00:46:19,000
‫محوطه‌ی بندرگاه ریچموند

610
00:46:19,000 --> 00:46:21,670
‫باباجون زمانی که کارگر اسکله بوده
‫اونجا کار می‌کرده

611
00:46:21,670 --> 00:46:23,610
‫روز کریسمس داشت درموردش حرف می‌زد

612
00:46:23,610 --> 00:46:25,880
‫ترمینال‌های دریایی قدیمی
‫ممکنه هنوز اسکله داشته باشن

613
00:46:25,880 --> 00:46:28,140
‫شاید.
اینجوری یه جای خیلی دنج

614
00:46:28,140 --> 00:46:32,460
‫برای انبارِ محموله‌هایی بوده که اسکانلون
‫از اون کشتی‌ها تخلیه‌ می‌کرده

615
00:46:36,620 --> 00:46:39,590
‫نگرانی درمورد کیسی دیوونم می‌کنه

616
00:46:41,420 --> 00:46:43,490
‫باهات میام

617
00:46:43,490 --> 00:46:44,830
‫ماشین گشت‌زنیت چی میشه پس؟

618
00:46:44,830 --> 00:46:46,400
‫چیش چی میشه؟

619
00:46:58,400 --> 00:47:00,640
‫هی، ملیسا رو می‌شناسی؟

620
00:47:00,650 --> 00:47:02,550
‫دختری به اسم ملیسا می‌شناسی؟

621
00:47:03,920 --> 00:47:05,520
‫شرمنده مزاحم شدم

622
00:47:14,990 --> 00:47:16,430
‫وای خدا

623
00:47:31,840 --> 00:47:33,840
‫هی! حالت خوبـه؟

624
00:47:34,250 --> 00:47:36,140
‫کجا میری مواد بزنی؟

625
00:47:46,990 --> 00:47:49,990
‫انگار وقتی پلیس دیترویت
‫درمورد اسکانلون بهم اطلاعات داد،

626
00:47:49,990 --> 00:47:51,700
‫جفت‌مون داشتیم یه سرنخ رو
دنبال می‌کردیم

627
00:47:51,700 --> 00:47:53,600
چقدر جنس اونجا هست

628
00:47:53,600 --> 00:47:56,070
‫پس یعنی درست فکر می‌کردیم که
‫اسکانلون با قایقش یه کارایی می‌کرده

629
00:47:56,070 --> 00:48:01,100
اگه جیمی جنس‌ها رو جور می‌کرده،
احتمالاً زن‌ها تو خیابون می‌فروختنش

630
00:48:01,110 --> 00:48:02,170
‫این رو مطمئن نیستم

631
00:48:02,170 --> 00:48:04,840
‫موادفروشی رو می‌شناسی که
‫واسه پخش مواد

632
00:48:04,840 --> 00:48:07,980
‫به یه معتاد اعتماد کنه؟

633
00:48:07,980 --> 00:48:10,510
‫- نمی‌تونید اینجا باشید
‫- با منـه

634
00:48:10,510 --> 00:48:12,980
‫- با منـه
‫- اون دوستم از پلیس دیترویتـه

635
00:48:13,280 --> 00:48:14,820
‫اسمش مارتینزه

636
00:48:16,850 --> 00:48:18,760
‫تو همینجا وایسا.
‫اول خودم باهاش حرف می‌زنم.

637
00:48:18,760 --> 00:48:21,560
‫- ترومن
‫- تو اصلاً نباید اینجا باشی میکی

638
00:48:21,560 --> 00:48:23,530
‫کلی پلیس اینجا هست

639
00:48:24,000 --> 00:48:25,630
‫تو هم که لباس فرم تنتـه

640
00:48:44,245 --> 00:48:46,098
‫« کیسی حالت خوبـه؟ کجایی؟
‫نگرانتم »

641
00:50:36,260 --> 00:50:38,630
‫بعد از این که از رابطه‌ با
ریوروی خبردار شدیم

642
00:50:38,630 --> 00:50:41,730
‫رفتیم خونه‌ی اسکانلون و
‫قایق توی پارکینگش رو گشتیم

643
00:50:41,730 --> 00:50:43,100
‫جی‌پی‌اسش آوردمون اینجا

644
00:50:43,100 --> 00:50:45,970
‫اگه بهش پول می‌دادن که
جنس‌ها رو خالی کنه

645
00:50:45,970 --> 00:50:48,440
‫و بیاره اینجا تا
...یه فروشنده برش داره

646
00:50:49,040 --> 00:50:50,970
‫...چی‌کار کرده که اونا کشتنش؟

647
00:50:50,980 --> 00:50:52,660
اصلاً چرا به وقتی می‌خوای کسی رو
بکشی، بهش پول بدی؟

648
00:50:52,660 --> 00:50:55,080
‫خب، مسئله همینـه.
‫اون دیگه حقوق نمی‌گرفته.

649
00:50:55,080 --> 00:50:59,220
‫دریافتی اسکانلون یه هفته قبل از این که
‫زنده دیده شده، قطع شده

650
00:51:01,350 --> 00:51:04,920
‫اون دختره که همین کنار
‫از دریاچه کشیدنش بیرون...

651
00:51:04,920 --> 00:51:07,080
‫اون چه ربطی به این ماجرا داره؟

652
00:51:07,360 --> 00:51:10,880
‫اون رو دیگه هنوز نمی‌دونیم

653
00:51:11,740 --> 00:51:13,100
<i>‫من فکر کنم بدونم</i>

654
00:51:13,100 --> 00:51:15,830
‫اسکانلون تو رستوران هفت برادر
‫میره به دیدن تیلور یون

655
00:51:15,830 --> 00:51:17,130
‫جر و بحث می‌کنن

656
00:51:17,130 --> 00:51:20,300
‫یکم بعدش، شرکت «اس‌او‌کی»
‫حقوق اسکانلون رو قطع می‌کنه، یعنی...

657
00:51:20,300 --> 00:51:23,970
‫یعنی اسکانلون بعد از ملاقات با تیلور
‫دیگه جنس‌ها رو نمی‌آورده

658
00:51:23,980 --> 00:51:27,410
‫چندروز بعدش هم،
‫دختره براثر اوردوز انسولین می‌میره

659
00:51:27,410 --> 00:51:30,680
‫بعدش هم اون پیامک‌ها بین اسکانلون و
‫ملیسا رد و بدل میشه

660
00:51:30,680 --> 00:51:32,120
‫جفت‌شون تیر می‌خورن

661
00:51:32,120 --> 00:51:35,390
‫پائولا هم میگه اون یارویی که
‫تو ویدیو بوده، یه پلیسه و

662
00:51:35,390 --> 00:51:36,850
‫تهش می‌میره

663
00:51:36,850 --> 00:51:40,060
‫ما رابطه‌ی اسکانلون رو با
‫همه‌ی زن‌های توی خیابون بررسی کردیم

664
00:51:40,060 --> 00:51:42,790
‫شاید باید رابطه‌ش با
پلیس‌ها رو بررسی می‌کردیم

665
00:51:49,330 --> 00:51:50,330
‫چیـه؟

666
00:51:51,540 --> 00:51:52,840
‫نمی‌دونم میک

667
00:51:52,840 --> 00:51:54,960
‫چی رو نمی‌دونی؟

668
00:51:56,140 --> 00:51:58,980
‫که باید این روند رو ادامه بدیم یا نه

669
00:51:58,980 --> 00:52:01,140
‫اگه پلیس پشت ماجرای
‫جنس‌های اون انبار باشه،

670
00:52:01,150 --> 00:52:02,880
‫قضیه از چیزی که فکر می‌کردیم
‫خیلی جدی‌تره

671
00:52:02,880 --> 00:52:06,450
‫و قاتل فقط یه روانی ولگرد نیست که
‫زن‌ها رو واسه سرگرمی بکشه

672
00:52:06,450 --> 00:52:07,750
‫ساز و کار بزرگیـه

673
00:52:07,750 --> 00:52:10,890
‫اگه یکی بفهمه که داری یه موادفروش مُرده رو

674
00:52:10,890 --> 00:52:13,490
‫به همکارهات ربط میدی،
یه کاری دستت میده

675
00:52:13,490 --> 00:52:17,230
‫نمی‌دونی پلیس‌ها واسه محافظت از خودشون
‫چه کارها که نمی‌کنن

676
00:52:17,230 --> 00:52:18,860
‫ظاهراً می‌دونم

677
00:52:23,070 --> 00:52:24,300
‫- بیخیال میکی
‫- وای خدا

678
00:52:24,300 --> 00:52:25,640
‫فقط میگم مراقب باشی

679
00:52:25,640 --> 00:52:27,900
‫نمی‌فهمم.
‫حالا که بالاخره داریم نزدیک‌تر میشیم

680
00:52:27,910 --> 00:52:29,070
‫یهو میگی جا بزنیم؟

681
00:52:29,070 --> 00:52:31,170
‫نمیگم جا بزنیم.
‫فقط گفتم مراقب باش.

682
00:52:31,180 --> 00:52:34,840
‫واقعاً می‌خوای اتفاقی که واسه پائولا افتاد
‫برای تو یا کیسی هم بیفته؟

683
00:52:34,850 --> 00:52:38,450
‫دقیقاً واسه همین باید همینطوری ادامه بدم.
‫حتی اگه شده خودم تنهایی.

684
00:52:38,450 --> 00:52:40,920
‫- میگی، دست بردار...
‫- واسه این کار وقت ندارم

685
00:52:40,920 --> 00:52:42,390
‫باید کیسی رو پیدا کنم

686
00:52:42,390 --> 00:52:45,400
‫- نباید می‌ذاشتم تنها بره
‫- میکی. میکی!

687
00:52:46,520 --> 00:52:48,700
‫شما ندیدینش؟

688
00:52:55,970 --> 00:52:58,570
‫ببخشید. شما این دختر رو ندیدین؟

689
00:52:58,570 --> 00:52:59,870
‫نه؟

690
00:53:04,820 --> 00:53:06,993
« سرِ خیابون جی و ثایر »

691
00:53:21,573 --> 00:53:23,332
« رسیدم »

692
00:53:43,450 --> 00:53:44,580
‫کیس

693
00:53:44,580 --> 00:53:47,450
‫وای خدا! خدایا!
‫هی، چیشده؟

694
00:53:48,440 --> 00:53:52,560
‫چیشده؟

695
00:53:52,560 --> 00:53:53,890
‫کیس...

696
00:53:53,890 --> 00:53:56,390
‫- باید از اینجا برم بیرون
‫- وایسا

697
00:53:57,600 --> 00:53:59,430
‫هی

698
00:53:59,430 --> 00:54:01,460
‫چیه؟ چیشده؟

699
00:54:01,470 --> 00:54:03,300
‫بهم بگو لطفاً.
‫خواهش می‌کنم.

700
00:54:04,440 --> 00:54:06,390
‫پیداش کردم.
‫ملیسا رو پیدا کردم.

701
00:54:09,880 --> 00:54:11,390
‫کجاس؟

702
00:54:12,920 --> 00:54:16,240
‫- در رفت
‫- منظورت چیه که در رفت؟

703
00:54:17,320 --> 00:54:20,740
‫اون... چی بهت گفت؟
‫گفت کی به اون شلیک کرده؟

704
00:54:20,740 --> 00:54:23,450
‫کیس؟ بهت گفت؟

705
00:54:26,290 --> 00:54:28,160
‫گفتش که قاتل، ترومن داوزه

706
00:54:28,184 --> 00:54:38,184
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

707
00:54:38,208 --> 00:54:48,208
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

