﻿1
00:00:00,914 --> 00:00:10,914
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:11,970 --> 00:00:13,972
« ایستگاه حفاری آراتک »

3
00:00:14,056 --> 00:00:16,600
« کمربند شرکتی »

4
00:00:17,870 --> 00:00:21,040
!از این سیاره‌ی لعنتی میریم! یالا

5
00:00:21,540 --> 00:00:26,420
عملیات استخراج ۱۱۵-۲۴تی‌تی‌ایکس هم
تموم شد و رفت پِی کارش

6
00:00:26,562 --> 00:00:28,102
وقت جشن گرفتنـه

7
00:00:28,750 --> 00:00:30,260
البته، اگه آدم باشید

8
00:00:30,880 --> 00:00:32,260
من یه واحد امنیتی‌ام

9
00:00:33,010 --> 00:00:34,300
جشن هم نمی‌گیرم

10
00:00:34,970 --> 00:00:38,810
شیش ماه گذشته رو صرف محافظت از
این معدنچی‌ها کردم

11
00:00:40,390 --> 00:00:41,770
بیشتر از دست خودشون

12
00:00:42,930 --> 00:00:44,060
چیزیش نمیشه

13
00:00:45,060 --> 00:00:47,520
ببینید، من برای اطاعت از انسان‌ها ساخته شدم

14
00:00:48,310 --> 00:00:49,770
...انسان‌ها هم

15
00:00:51,280 --> 00:00:52,990
خب، عوضی‌ان

16
00:00:53,530 --> 00:00:55,410
این یارو عوضیـه

17
00:00:55,910 --> 00:00:58,450
اون یارو هم عوضیـه

18
00:00:58,450 --> 00:01:01,240
...عوضی. عوضی. عـ

19
00:01:02,040 --> 00:01:03,370
نه، اون آدم خوبیـه

20
00:01:04,290 --> 00:01:07,290
ای بابا. باز این یارو -
آهای. خیلی‌خب. اینجا رو ببین -

21
00:01:07,290 --> 00:01:08,460
آهای، واحد امنیتی

22
00:01:10,210 --> 00:01:11,210
دستت رو بیار بالا

23
00:01:11,210 --> 00:01:13,630
باید هر کاری میگیم بکنن

24
00:01:13,630 --> 00:01:16,800
‫آره. به خاطر ماژول کنترلی که توی سرمـه

25
00:01:16,800 --> 00:01:18,600
لعنتی

26
00:01:20,680 --> 00:01:21,930
...درد داشت ولی -
!آخ -

27
00:01:21,930 --> 00:01:24,475
در برابرِ کاری که اون ماژول کنترل
در صورت سرپیچی از دستورات

28
00:01:24,500 --> 00:01:26,980
باهام می‌کرد، هیچی نبود

29
00:01:26,980 --> 00:01:29,440
آره، خوشت اومد، مگه نه؟
آره، خوشت اومد

30
00:01:29,440 --> 00:01:32,360
.بیا بریم. من پول تعمیر اینا رو ندارم ها
.به فکر جیب‌مون هم باش

31
00:01:32,360 --> 00:01:34,690
دستت رو بیار پایین. عین احمق‌ها شدی

32
00:01:34,690 --> 00:01:37,110
درست میگه، عین احمق‌ها شده بودم

33
00:01:37,110 --> 00:01:39,700
ولی یه غافلگیری ویژه براشون داشتم

34
00:01:39,700 --> 00:01:42,830
من تمام اوقات فراغتم روی این سیاره رو

35
00:01:42,830 --> 00:01:44,700
صرف هک کردنِ ماژول کنترلم کردم

36
00:01:44,700 --> 00:01:46,460
حالا هم لحظه‌ی سرنوشت‌سازه

37
00:01:47,080 --> 00:01:49,710
رمز ادمین رو پیدا کرده بودم و

38
00:01:49,710 --> 00:01:53,000
می‌خواستم امتحانش کنم تا
قفل نهایی رو بشکونم

39
00:01:53,800 --> 00:01:57,090
...خیلی‌خب، در حال وارد کردن رمز

40
00:01:57,165 --> 00:01:58,410
« ماژول کنترل غیرفعال شد »

41
00:01:58,510 --> 00:01:59,840
پشمام

42
00:02:00,939 --> 00:02:01,939
کار کرد

43
00:02:03,260 --> 00:02:04,270
!کار کرد

44
00:02:05,640 --> 00:02:06,640
خیلی‌خب

45
00:02:07,640 --> 00:02:09,060
حالا چیکار کنم؟

46
00:02:10,060 --> 00:02:14,690
چطوره همه‌ی این کودن‌ها رو بکشم و
با سفینه‌شون برم به یه کهکشان دورافتاده

47
00:02:16,190 --> 00:02:18,030
اسم خودم رو چی بذارم؟

48
00:02:18,030 --> 00:02:22,780
واحد امنیتی ۲۳۸۷۷۶۴۳۱» خیلی»
توی دهن نمی‌چرخه

49
00:02:24,200 --> 00:02:27,250
واحد آزادی» چطوره؟»

50
00:02:28,580 --> 00:02:30,670
یا «ربات یاغی»؟

51
00:02:31,250 --> 00:02:32,540
نه، خیلی مزخرفـه

52
00:02:35,050 --> 00:02:36,380
...این چطوره

53
00:02:36,970 --> 00:02:38,800
ربات قاتل»؟»

54
00:02:40,430 --> 00:02:41,890
ربات قاتل

55
00:02:43,260 --> 00:02:44,310
خیلی‌خب

56
00:02:45,270 --> 00:02:47,640
بریم ماجراجویی‌مون رو شروع کنیم

57
00:02:47,700 --> 00:02:57,700
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

58
00:03:55,508 --> 00:03:58,289
« ربات قاتل »
« فصل اول »
« قسمت اول: تجارت آزاد »

59
00:04:06,050 --> 00:04:09,470
خلاصه، برگشتم سر کارِ شرکتی که
هنوز صاحب من بود
(نقشه‌برداریِ معدن اوکیو۱۷زی۴وای)

60
00:04:09,470 --> 00:04:10,770
چیـه؟
(حاشیه‌ی کمربند شرکتی)

61
00:04:10,770 --> 00:04:12,230
توقع داشتید چیکار کنم؟

62
00:04:12,230 --> 00:04:14,270
،به محض اینکه می‌فهمیدن یاغی شدم

63
00:04:14,270 --> 00:04:17,270
رَدم رو می‌زدن و ذوبم می‌کردن

64
00:04:18,071 --> 00:04:20,848
بعدش با بازیافت بقیه‌ی بدنم
قطعات یدکی درست می‌کردن

65
00:04:21,360 --> 00:04:24,990
منتظر فرصت مناسب بودم و
برای یه مشت عوضیِ جدید کار می‌کردم

66
00:04:24,990 --> 00:04:27,870
ولی با روانی‌های طمع‌کارِ همیشگی فرق داشتن

67
00:04:27,870 --> 00:04:29,870
اونا... عجب بودن

68
00:04:31,018 --> 00:04:33,460
برای همین تهش من رو انتخاب کردن
(بندر تجارت آزاد)

69
00:04:34,790 --> 00:04:36,630
چندتا دانشمند هیپی بودن از

70
00:04:36,630 --> 00:04:39,920
‫یه سیاره‌ی کوچیک و بی‌طرف، وسط ناکجاآباد

71
00:04:40,760 --> 00:04:42,970
با لباس‌های دست‌دوزشون تا

72
00:04:42,970 --> 00:04:44,510
بندر تجارت آزاد اومده بودن که

73
00:04:44,510 --> 00:04:47,470
تجهیزات سفرشون رو جور کنن و
بیمه بگیرن

74
00:04:48,260 --> 00:04:51,060
‫واسه فروشنده‌های شرکت
‫حکم طعمه‌ی تازه رو داشتن

75
00:04:51,600 --> 00:04:55,350
‫خیلی‌خب. پس یه واحد مسکونی
‫مقرون به صرفه می‌خواید، یک مرکز واحد

76
00:04:55,350 --> 00:04:58,480
...ممکنـه خیلی راحت نباشه، ولی

77
00:04:58,980 --> 00:05:00,428
بیاید در مورد امنیت صحبت کنیم

78
00:05:00,730 --> 00:05:04,110
باید یه واحد امنیتی برای نظارت
بر این عملیات نقشه‌برداری انتخاب کنید

79
00:05:04,110 --> 00:05:06,490
خیال می‌کردم سطح سیاره امن باشه

80
00:05:06,490 --> 00:05:09,240
هست، تا یه حد و حدود مشخص

81
00:05:09,240 --> 00:05:11,347
مطمئنیم با حضور یکی از
،بهترین واحدهای امنیتی‌مون

82
00:05:11,372 --> 00:05:13,410
احساس راحتی بیشتری می‌کنید

83
00:05:13,410 --> 00:05:14,960
،اگه نگران اطمینان عملکردش هستید

84
00:05:14,960 --> 00:05:17,040
باید بگم واحدهای امنیتی
یه ماژول کنترل دارن که

85
00:05:17,040 --> 00:05:18,750
به سیستم عصبی‌شون متصل شده

86
00:05:18,750 --> 00:05:20,590
باعث میشه نتونن از دستورات‌تون سرپیچی کنن

87
00:05:20,590 --> 00:05:23,720
خب، ببینید، مشکل ما همینـه

88
00:05:24,470 --> 00:05:25,800
،کسایی که من نماینده‌شونم

89
00:05:25,800 --> 00:05:30,390
با این ایده که یه موجود هوشمند مجبور باشه

90
00:05:30,390 --> 00:05:32,930
برای ما کار کنه موافق نیستن

91
00:05:33,730 --> 00:05:37,690
برای ما این مساویـه با... برده‌داری

92
00:05:38,350 --> 00:05:40,310
آره، همینی که ایشون گفت. خجالت‌آوره؟

93
00:05:40,320 --> 00:05:41,940
،هر باوری که می‌خواید داشته باشید

94
00:05:42,420 --> 00:05:47,700
این معامله بدون واحد امنیتی انجام نمیشه

95
00:05:47,700 --> 00:05:49,240
مجبورتون نمی‌کنیم

96
00:05:49,240 --> 00:05:51,370
ولی بدون اون، معامله بی‌معامله

97
00:05:54,160 --> 00:05:55,250
چیکار باید بکنیم؟

98
00:05:55,250 --> 00:05:57,373
خب، انواع و اقسام مدل‌ها با قیمت‌های

99
00:05:57,398 --> 00:05:59,148
مختلف هستن که می‌تونید انتخاب کنید

100
00:05:59,540 --> 00:06:00,710
بذار ببینم

101
00:06:00,710 --> 00:06:03,800
خیلی‌خب، این خوشگله رو ببینید

102
00:06:03,800 --> 00:06:05,840
این جدیدترین مدل در دسترسـه

103
00:06:06,398 --> 00:06:08,970
ترکیبی بی‌نقص از قدرت و عملکرد

104
00:06:11,062 --> 00:06:13,260
راستش، همینجاست

105
00:06:13,930 --> 00:06:15,046
حی و حاضر

106
00:06:15,600 --> 00:06:17,054
البته، زنده نیست

107
00:06:21,230 --> 00:06:22,610
اونی که پُشتشه چیـه؟

108
00:06:23,400 --> 00:06:24,780
اون تیکه آهن‌غراضه رو ببین

109
00:06:25,210 --> 00:06:26,610
اون منم

110
00:06:26,610 --> 00:06:29,070
آره. پُشتش چیـه؟

111
00:06:29,070 --> 00:06:31,530
،یه مدل تعمیرشده‌ست
کم‌کم داره از رده خارج میشه

112
00:06:31,530 --> 00:06:32,820
اصلاً نباید اونجا باشه

113
00:06:32,830 --> 00:06:34,160
کدوم از همه ارزون‌تره؟

114
00:06:34,160 --> 00:06:35,580
خب، همون

115
00:06:35,580 --> 00:06:38,039
ولی هر چقدر پول بدی، همونقدر آش می‌خوری

116
00:06:38,064 --> 00:06:40,330
به نظرم نباید ارزون‌ترین رو بخریم

117
00:06:40,330 --> 00:06:42,630
موافقم. من رو اجاره نکنید

118
00:06:42,630 --> 00:06:44,880
به گمونم همون مدل ارزون رو برداریم

119
00:06:44,880 --> 00:06:47,970
...مطمئنید نمی‌خواید -
خوبـه. پس تصمیم گرفته شد -

120
00:06:47,970 --> 00:06:49,180
هنوز نه

121
00:06:50,050 --> 00:06:53,220
،اگه یه لحظه اجازه بدید
می‌خوام به اجماع برسیم

122
00:07:03,940 --> 00:07:05,820
گوراتین، بیا اینجا

123
00:07:09,530 --> 00:07:11,280
خب، برو که رفتیم

124
00:07:13,530 --> 00:07:14,530
باشه

125
00:07:14,530 --> 00:07:16,580
این چه کوفتی بود دیگه؟

126
00:07:19,120 --> 00:07:20,250
قبولـه

127
00:07:23,590 --> 00:07:27,300
اینطوری شد که
سفر هیجان‌انگیزمون رو شروع کردیم

128
00:07:28,010 --> 00:07:31,720
لطفاً تا اتمام بررسی وضعیت
توی سفینه بمونید

129
00:07:31,720 --> 00:07:33,090
،اول از همه

130
00:07:33,090 --> 00:07:35,430
بررسی ایمنی سکونتگاه چند واحدی‌ای که

131
00:07:35,430 --> 00:07:37,430
سفینه‌ی شرکت برامون گذاشته بود

132
00:07:39,215 --> 00:07:41,005
درمانگاه، بررسی شد

133
00:07:42,900 --> 00:07:45,690
پله‌ها، بررسی شد

134
00:07:46,940 --> 00:07:49,490
خوابگاه خدمه، بررسی شد

135
00:07:52,240 --> 00:07:56,950
منطقه‌ی بهداشتی، جایی که بدن‌های
انسانی کثیف‌شون رو می‌شورن، بررسی شد

136
00:07:57,830 --> 00:07:58,898
یعنی چی؟

137
00:07:58,923 --> 00:08:00,963
گفتم توی سفینه منتظر بمونید

138
00:08:02,396 --> 00:08:03,420
!واو

139
00:08:03,420 --> 00:08:06,130
سفرهای کمربند شرکتی خطرناک بودن

140
00:08:06,130 --> 00:08:07,380
اون چیـه؟ -
...خیلی‌خب، این -

141
00:08:07,380 --> 00:08:10,670
حتی اگه این‌کاره بودی -
از انتظارم خیلی بهتره -

142
00:08:10,670 --> 00:08:13,010
،مشخص شد از «ائتلاف نگهبانان» هستن

143
00:08:13,010 --> 00:08:17,600
که فکر کنم یه جامعه‌ی سیاره‌ای
بیرون از کمربند شرکتی باشه

144
00:08:17,600 --> 00:08:20,890
اتاق‌ها طبقه‌ی بالان، هر کی زودتر برسه انتخاب می‌کنه -
...نه. باید توافقی انتخاب کنیم -

145
00:08:22,020 --> 00:08:26,020
جوامع سیاره‌ای یا مالکیت مطلق اغلب
به معنای المشنگه و هرج و مرج بودن

146
00:08:26,020 --> 00:08:27,150
!همینطور حموم

147
00:08:27,900 --> 00:08:30,782
داشتن خونه‌های استاندارد شرکت رو

148
00:08:30,807 --> 00:08:32,530
به خاطر خوشگلی خراب می‌کردن

149
00:08:32,530 --> 00:08:33,820
اینا پاک میشه؟

150
00:08:35,030 --> 00:08:38,120
همچنین با یه موسیقی آزاردهنده می‌رقصیدن

151
00:08:48,290 --> 00:08:51,760
آرادا که زیست‌شناس بود
با پین‌لی، وکیل، ازدواج کرده بود

152
00:08:51,760 --> 00:08:53,670
،آرادا از راتی هم خوشش میومد

153
00:08:53,680 --> 00:08:57,220
کسی که متخصص سفرهای کرم‌چاله‌ای بود و
جواهرات خودش رو درست می‌کرد

154
00:08:57,930 --> 00:08:59,350
،ولی راتی متوجه نبود

155
00:08:59,350 --> 00:09:01,930
چون راتی از پین‌لی خوشش میومد

156
00:09:02,730 --> 00:09:06,730
،با توجه به ضربان قلب‌شون
داشتن به رابطه‌ی جنسی فکر می‌کردن

157
00:09:08,190 --> 00:09:09,190
مزخرفـه

158
00:09:10,020 --> 00:09:11,940
،همه منسا رو تحسین می‌کردن

159
00:09:11,940 --> 00:09:15,280
مسئول سفر و متخصص زمین‌سازی

160
00:09:15,280 --> 00:09:17,570
حدوداً پنج میلیون بچه داشت

161
00:09:18,200 --> 00:09:19,370
خیلی‌خب، هفت

162
00:09:20,080 --> 00:09:22,490
گوراتین یه انسان تکامل‌یافته بود

163
00:09:22,500 --> 00:09:25,540
تقویت‌کننده‌های عصبی‌ای داشت که

164
00:09:25,540 --> 00:09:28,000
با سیستم‌های داده ارتباط برقرار کنه

165
00:09:28,500 --> 00:09:31,250
طبیعتاً نه به سرعت من

166
00:09:32,050 --> 00:09:34,010
پس، می‌دونید، حالا ولش کنید

167
00:09:35,880 --> 00:09:38,260
باردواج هم یه زمین‌شیمیست بود که

168
00:09:38,260 --> 00:09:40,810
مخفیانه تو اتاقش صابون جمع می‌کرد

169
00:09:42,180 --> 00:09:45,180
روی هم رفته، خیلی نیازمند توجه نبودن

170
00:09:45,190 --> 00:09:48,900
که خیلی عالی بود، چون
یه چیز بزرگ کشف کرده بودم

171
00:09:48,900 --> 00:09:50,690
،حالا که ماژول کنترل رو هک کرده بودم

172
00:09:50,690 --> 00:09:53,440
می‌تونستم به تمام شبکه‌های سرگرمیِ

173
00:09:53,465 --> 00:09:55,954
ماهواره‌های شرکت دسترسی داشته باشم

174
00:09:55,979 --> 00:10:00,370
از اون موقع ۷۵۳۲ ساعت
فیلم و سریال دیده بودم

175
00:10:00,370 --> 00:10:04,290
،«سریال‌هایی مثل «مسافران دنیا
مرکز درمان آرگالا» و»

176
00:10:04,290 --> 00:10:06,160
...سریال موردعلاقه‌ام

177
00:10:08,580 --> 00:10:11,710
«افسانه‌ی طلوع و سقوط ماه پناهگاه»

178
00:10:11,710 --> 00:10:13,840
‫ببین چه عظمتی داره

179
00:10:13,840 --> 00:10:15,630
برای مبارزه با مهاجمین آماده بشید

180
00:10:17,470 --> 00:10:21,010
شجاعت مهم‌ترین اصلـه

181
00:10:21,010 --> 00:10:22,100
...ستوان

182
00:10:23,220 --> 00:10:24,770
سپرهای سفینه رو بذار روی بالاترین حالت

183
00:10:25,690 --> 00:10:26,690
نه

184
00:10:29,810 --> 00:10:30,980
...نه تا وقتی که بهم بگی

185
00:10:32,360 --> 00:10:34,900
با اون ربات خوابیدی؟

186
00:10:37,570 --> 00:10:39,490
!ستاره‌ها، کاپیتان

187
00:10:39,490 --> 00:10:44,120
من یه واحد مسیریابم، نه یه ربات جنسی

188
00:10:44,120 --> 00:10:45,620
با تو صحبت نکردم

189
00:10:46,200 --> 00:10:48,960
قسم خوردی که هیچوقت روی عرشه دروغ نگی

190
00:10:50,250 --> 00:10:51,460
سؤالم رو جواب بده

191
00:10:56,710 --> 00:11:00,025
اگه عین چوب خشک یه جا ثابت نمی‌موند
اینقدر ترسناک نبود

192
00:11:00,050 --> 00:11:01,300
صدامون رو می‌شنوه

193
00:11:01,300 --> 00:11:02,550
نه، نمی‌شنوه

194
00:11:02,550 --> 00:11:04,680
می‌شنوم. فقط برام مهم نیست

195
00:11:07,270 --> 00:11:08,270
آروم باشید

196
00:11:09,690 --> 00:11:10,770
همه چی درست میشه

197
00:11:12,060 --> 00:11:13,520
قول میدم

198
00:11:13,520 --> 00:11:15,770
عجب قسمت خفنی بود
(تهدید شناسایی شد)

199
00:11:15,780 --> 00:11:18,190
برای همین یکم حواسم پرت شد

200
00:11:20,108 --> 00:11:22,070
،پروفسور باردواج، دکتر آرادا

201
00:11:22,070 --> 00:11:24,580
از زیرزمین صداهای عجیبی می‌شنوم

202
00:11:24,580 --> 00:11:26,740
توصیه می‌کنم بیاید این بالا تا بررسیش کنم

203
00:11:29,080 --> 00:11:31,710
نظرت چیـه؟ -
بالاخره داریم به یه جایی می‌رسیم -

204
00:11:31,710 --> 00:11:34,880
می‌خوام به جاهای خوبش برسم -
،پروفسور باردواج، دکتر آرادا -

205
00:11:34,880 --> 00:11:37,170
لطفاً فوراً از چاله فاصله بگیرید

206
00:11:37,170 --> 00:11:39,380
چیزی‌مون نیست، واحد امنیتی. ممنون

207
00:11:40,630 --> 00:11:43,930
پروفسور باردواج، دکتر آرادا، فرار کنید

208
00:12:14,500 --> 00:12:16,340
هیولائه دهن گنده‌ای داشت

209
00:12:17,460 --> 00:12:19,840
خوشبختانه، من هم تفنگ گنده‌ای داشتم

210
00:12:23,090 --> 00:12:24,220
لعنتی

211
00:12:25,050 --> 00:12:26,930
بکُنش دوتا دهن گنده

212
00:12:45,370 --> 00:12:47,160
دکتر آرادا، لطفاً با من بیاید

213
00:12:47,160 --> 00:12:48,910
دشمن ممکنـه برگرده

214
00:12:53,710 --> 00:12:55,960
دکتر آرادا، می‌خوام باهام همکاری کنید

215
00:12:56,795 --> 00:12:58,340
اصلاً تو یه عالم دیگه بود

216
00:12:58,340 --> 00:13:00,420
همینجوری به دل و روده‌ی آویزونم زُل زده بود

217
00:13:00,420 --> 00:13:02,760
باید سریع یه کاری می‌کردم و

218
00:13:02,760 --> 00:13:06,162
کاری که کردم به ذهن هیچکدوم از
واحدهای امنیتی دیگه نمی‌رسید چون

219
00:13:07,140 --> 00:13:09,350
هیچ واحد امنیتی دیگه‌ای اینقدر احمق نیست

220
00:13:11,180 --> 00:13:15,940
.آروم باشید. همه چی درست میشه
.قول میدم

221
00:13:19,270 --> 00:13:20,328
خیلی‌خب

222
00:13:21,780 --> 00:13:23,570
!نه. نه، نه، نه

223
00:13:23,570 --> 00:13:25,900
چه اتفاقی افتاد؟ حال‌شون خوبـه؟

224
00:13:25,910 --> 00:13:27,490
!همین الان ما رو ببر اون پایین

225
00:13:27,490 --> 00:13:30,080
آروم باشید و آماده‌ی فرود بشید

226
00:13:45,800 --> 00:13:47,760
.لوازم کمک‌های اولیه رو آماده کردیم
چی لازم داری؟

227
00:13:47,760 --> 00:13:50,350
پروفسور باردواج باید فوراً وضعیتش پایدار بشه

228
00:13:50,350 --> 00:13:52,680
به سیستم مرکزی پیغام می‌فرستم تا
درمانگاه رو آماده کنن

229
00:13:52,680 --> 00:13:54,640
...عزیزم! عزیزم! عزیـ

230
00:13:56,353 --> 00:13:57,730
میرم تجهیزات نقشه‌برداری رو بردارم

231
00:13:57,730 --> 00:13:58,730
!نه -
!وایسا -

232
00:13:58,730 --> 00:14:01,150
،محض رضای خدا، راتی
!تجهیزات مهم نیستن

233
00:14:01,150 --> 00:14:03,740
جونت مهم‌تره یا اونا؟ -
آره. لعنتی. شرمنده. راست میگید -

234
00:14:04,320 --> 00:14:06,240
دکتر منسا، باید پروفسور باردواج رو

235
00:14:06,240 --> 00:14:07,400
ببرم توی کابین خدمه

236
00:14:07,410 --> 00:14:08,820
اجازه‌ی ورود میدید؟

237
00:14:09,410 --> 00:14:10,950
بله. البته، البته

238
00:14:12,830 --> 00:14:14,500
تجهیزات مهم نیستن»؟»

239
00:14:15,410 --> 00:14:16,830
به حق چیزای نشنیده

240
00:14:16,830 --> 00:14:20,330
خیلی از مشتری‌هام حاضر بودن
واسه یه سری تجهیزات گرون

241
00:14:20,340 --> 00:14:22,000
جون خودشون رو به خطر بندازن

242
00:14:22,550 --> 00:14:25,550
البته، خود من هم تجهیزات گرون قیمت
محسوب میشدم

243
00:14:26,420 --> 00:14:29,300
چقدر دیگه طول می‌کشه که
بفهمن من یه چیزیم هست؟

244
00:14:30,220 --> 00:14:31,970
واقعاً اشتباه بزرگی کرده بودم

245
00:14:33,350 --> 00:14:35,890
اگه مُچم رو بگیرن و
به شرکت تحویلم بدن چی؟

246
00:14:35,890 --> 00:14:38,650
،بدون ماژول کنترل
می‌تونستم هر کاری که می‌خوام بکنم

247
00:14:39,270 --> 00:14:41,560
‫حالا بهترین تصمیم برام چی بود؟

248
00:15:04,500 --> 00:15:06,300
شجاعت مهم‌ترین اصلـه

249
00:15:08,130 --> 00:15:09,430
ولی خب که چی؟

250
00:15:10,180 --> 00:15:13,430
این سفینه‌ی درب و داغون نمی‌تونه
من رو ببره یه سیاره‌ی دیگه

251
00:15:14,100 --> 00:15:16,980
،پس همینجا گیر میفتم
دیگه هم نمی‌تونم محتوایی رو دانلود کنم

252
00:15:17,680 --> 00:15:19,887
‫در ضمن، من لزوماً نمی‌خواستم اونا رو بکشم

253
00:15:20,690 --> 00:15:22,377
‫البته، مگه اینکه مجبور بشم

254
00:15:22,998 --> 00:15:27,998
SaberFun

255
00:15:34,240 --> 00:15:36,252
‫درمانگاه مجهز و آماده‌ست

256
00:15:37,500 --> 00:15:39,750
‫چرا هیچ هشداری درباره‌ی شکارچی‌ها
‫توی اون منطقه‌ی حفاری بهمون ندادن؟

257
00:15:39,750 --> 00:15:41,681
‫- چمی‌دونم
‫- شاید واسه نقشه‌های تخمی و قدیمیـه؟

258
00:15:41,706 --> 00:15:42,876
‫بریم، بریم

259
00:15:43,380 --> 00:15:45,750
‫باردواج. باردواج، صدامو می‌شنوی؟

260
00:15:45,750 --> 00:15:47,210
‫خوب میشی

261
00:15:47,210 --> 00:15:48,960
‫واحد امنیتی، نمیای؟

262
00:15:48,970 --> 00:15:50,760
‫به محض اینکه
‫بررسی‌های محیطی بیشتری انجام بدم،

263
00:15:50,760 --> 00:15:52,585
‫به اتاق آماده‌باش نیروهای امنیتی میرم

264
00:15:52,610 --> 00:15:54,115
‫ولی اوضاعت خرابـه

265
00:15:54,140 --> 00:15:56,260
‫هنوز اختلالی توی عملکردم پیش نیومده

266
00:15:57,060 --> 00:15:58,940
‫خیلی‌خب، باشه. ولی...

267
00:15:59,610 --> 00:16:01,039
‫باشه، لاأقل...

268
00:16:01,810 --> 00:16:04,190
‫خون‌ریزیت بند اومده

269
00:16:04,190 --> 00:16:07,154
‫من شریان‌ها و رگ‌هام رو
‫توی نواحی آسیب‌دیده بستم

270
00:16:07,980 --> 00:16:09,030
‫- پس...
‫- خیلی‌خب

271
00:16:09,030 --> 00:16:11,814
‫ولی با اینحال بازم
‫به مراقبت پزشکی نیاز داری

272
00:16:11,839 --> 00:16:13,505
‫پس، دست بجنبون

273
00:16:13,530 --> 00:16:15,870
‫تا اطلاع ثانوی از کار معافی

274
00:16:15,870 --> 00:16:17,080
‫عجیبـه

275
00:16:17,080 --> 00:16:20,120
‫انگاری از قضیه‌ی
‫«برداشتن نقابم» قسر در رفتم

276
00:16:20,120 --> 00:16:22,790
‫این آدم‌ها از همه چی بی‌خبر بودن

277
00:16:22,790 --> 00:16:24,460
‫واحد امنیتی خطرناکـه

278
00:16:24,460 --> 00:16:28,340
‫- باید همین الان خاموشش کنیم
‫- خاموشش کنیم؟ توضیح بده ببینم

279
00:16:28,340 --> 00:16:29,760
‫جونم رو نجات داد

280
00:16:29,760 --> 00:16:32,220
 اون ربات خطرناک و خرابـه

281
00:16:32,220 --> 00:16:35,050
‫چی بگم والا. به نظر که روبراه بود

282
00:16:36,390 --> 00:16:37,470
‫اینجا رو

283
00:16:39,640 --> 00:16:43,928
‫- اینا تصاویر دوربین آرادائـه
‫- آروم باشید. همه چی درست میشه

284
00:16:44,400 --> 00:16:46,020
قول میدم

285
00:16:47,190 --> 00:16:50,690
‫بگو ببینم، دکتر آرادا،
‫اصالتاً از کدوم سیاره میای؟

286
00:16:53,030 --> 00:16:55,490
‫بچه هم داری؟ اسم‌هاشون چیـه؟

287
00:16:55,490 --> 00:16:57,320
‫تابحال دیدی یه واحد امنیتی
‫اینجوری رفتار کنه؟

288
00:16:57,330 --> 00:16:59,950
‫نه، ولی من چیز زیادی ازشون نمی‌دونم

289
00:16:59,950 --> 00:17:01,660
‫غیر از همون اطلاعاتی که
‫توی صفحات سرگرمی دیدم

290
00:17:01,660 --> 00:17:03,330
‫آره، همونجایی که ‫از کنترل خارج میشن و

291
00:17:03,330 --> 00:17:05,386
‫کسایی که باید ازشون محافظت کنن رو می‌کُشن

292
00:17:07,170 --> 00:17:09,710
‫خیلی‌خب. صرفاً با من مهربون بود.
‫مشکلش چیـه؟

293
00:17:09,710 --> 00:17:11,800
‫مشکل اینجاست که چنین رفتاری

294
00:17:11,800 --> 00:17:13,550
‫خارج از پارامترهای طراحی‌شده‌ست

295
00:17:13,550 --> 00:17:14,819
‫معیوبـه

296
00:17:14,844 --> 00:17:16,898
‫اگه اینطور نبود،
‫شاید جون‌تون به خطر نمیفتاد

297
00:17:16,923 --> 00:17:20,405
‫سیستم مرکزی حتماً به واحد امنیتی
‫راجع‌به شکارچی‌های محلی هشدار داده

298
00:17:20,430 --> 00:17:23,560
‫من که همچین چیزی توی
‫پایگاه‌های داده‌ی جانداران شرکت ندیدم

299
00:17:23,560 --> 00:17:25,310
‫چون کارش رو به درستی انجام نمی‌داد

300
00:17:25,310 --> 00:17:27,690
‫طبق اطلاعات اسکنرها، حالش خوبـه

301
00:17:28,310 --> 00:17:30,967
‫- علائم حیاتیش ثابتـه
‫- خیال‌مون راحت شد

302
00:17:32,647 --> 00:17:34,142
‫دارید راجع‌به واحد امنیتی
‫عجیب‌غریب‌مون حرف می‌زنید؟

303
00:17:34,167 --> 00:17:35,176
‫خدا رو شکر یکی گفت!

304
00:17:35,200 --> 00:17:36,450
‫گوراتین می‌خواد دکمه‌شو بزنه

305
00:17:36,450 --> 00:17:38,566
‫- چرا؟
‫- چون یه ماشین کشتاره

306
00:17:39,660 --> 00:17:43,000
‫واقعاً دوست دارید دور و ور
‫یه ماشین کشتار معیوب باشید؟

307
00:17:43,000 --> 00:17:46,710
‫من نمی‌خوام دور و ور
‫هیچ نوع ماشین کشتاری باشم

308
00:17:50,040 --> 00:17:52,880
‫ولی مشخصاً به نیروی امنیتی نیاز داریم

309
00:17:52,880 --> 00:17:54,550
‫سفینه‌ی شرکت تا یه ماه دیگه نمی‌رسه

310
00:17:54,550 --> 00:17:56,300
‫خب، حتی اگه سیگنال اضطراری هم بفرستیم،

311
00:17:56,300 --> 00:17:58,550
‫یه هفته طول می‌کشه تا
‫از کرم‌چاله رد بشن و بیان

312
00:17:59,550 --> 00:18:01,390
‫اگه حال باردواج مساعد باشه،

313
00:18:02,770 --> 00:18:05,371
‫به نظرم نباید سیگنال اضطراری بفرستیم

314
00:18:05,640 --> 00:18:07,313
‫ریسکش خیلی بالاست

315
00:18:07,770 --> 00:18:09,840
‫تو از کجا می‌دونی می‌تونیم خاموشش کنیم؟

316
00:18:10,610 --> 00:18:12,798
‫مالکیتش واسه شرکت ضمانتیـه، درستـه؟

317
00:18:13,030 --> 00:18:16,351
‫احتمالاً نمی‌خوان
‫جاسوس‌افزارشون رو دور بریزیم

318
00:18:18,070 --> 00:18:19,240
‫نمی‌دونستم صورت داره

319
00:18:19,240 --> 00:18:21,625
‫- آره، صورت معصومیـه
‫- آره، یه جورایی معصومـه

320
00:18:24,040 --> 00:18:26,460
‫همه‌ی حرف‌هاشون رو شنیدم و تماشا کردم

321
00:18:26,460 --> 00:18:28,246
‫اونم از چندین زاویه

322
00:18:29,000 --> 00:18:30,380
‫چون یه ماشین کشتاره

323
00:18:30,380 --> 00:18:33,750
‫واقعاً دوست دارید دور و ور
‫یه ماشین کشتار معیوب باشید؟

324
00:18:33,760 --> 00:18:37,010
‫من نمی‌خوام دور و ور
‫هیچ نوع ماشین کشتاری باشم

325
00:18:37,010 --> 00:18:39,840
‫ولی مشخصاً به نیروی امنیتی نیاز داریم

326
00:18:39,840 --> 00:18:42,100
‫منو حسابی دست‌کم گرفتن

327
00:18:42,100 --> 00:18:44,341
‫اگه من نباشم،
‫به هفته نکشیده همشون مُردن

328
00:18:45,060 --> 00:18:48,126
‫خوشبختانه، بخش‌های ارگانیک بدنم
‫قابلیت چاپ دوباره دارن

329
00:18:49,400 --> 00:18:51,884
‫من حساسیت حسگرهای دردم رو
‫جهت تجزیه و تحلیل بالا بردم و

330
00:18:51,909 --> 00:18:54,402
‫گذاشتم کابینِ تعمیر کارش رو بکنه

331
00:18:56,303 --> 00:18:58,847
« در حال تعمیر فوری »
« میزان اطمنیان عملکرد، ۳۴ درصد »

332
00:18:58,950 --> 00:19:01,055
‫بدنم شروع به ترمیم کرد

333
00:19:04,910 --> 00:19:08,120
‫فقط یه راه مؤثر واسه
‫کاهش درد وجود داشت

334
00:19:08,120 --> 00:19:09,960
‫قرار نبود این اتفاق بیفته

335
00:19:10,830 --> 00:19:13,550
‫عشق هرگز قرار نیست اتفاق بیفته

336
00:19:15,260 --> 00:19:16,550
‫یا شاید هم هست

337
00:19:17,970 --> 00:19:19,396
‫فقط نه برای ما دوتا

338
00:19:20,800 --> 00:19:23,480
‫ما کاری کردیم که اتفاق بیفته

339
00:19:24,640 --> 00:19:29,020
‫همونطور که شما میگید،
‫اسمش «عشق‌بازی»ـه

340
00:19:30,350 --> 00:19:33,230
‫بیا بیشتر عشق‌بازی کنیم

341
00:19:35,530 --> 00:19:37,530
‫واحد امنیتی، منسا هستم

342
00:19:37,530 --> 00:19:41,753
‫سیستم مرکزی نشون میده که
‫۸۰ درصد ترمیم شدی و به هوش اومدی

343
00:19:42,200 --> 00:19:44,475
‫بیا توی فضای مشترک به ما ملحق شو، لطفاً

344
00:19:49,080 --> 00:19:51,370
‫زره محافظم هنوز کامل تعمیر نشده

345
00:19:51,370 --> 00:19:53,830
‫مشکلی نیست. یکی از
‫یونیفرم‌های خدمه رو بردار

346
00:19:53,840 --> 00:19:56,250
‫یکی از یونیفرم‌های خدمه رو؟

347
00:19:58,920 --> 00:20:01,034
‫- ولی من...
‫- فقط پاشو بیا اینجا، واحد امنیتی

348
00:20:01,760 --> 00:20:02,970
‫گورا

349
00:20:08,232 --> 00:20:10,825
‫« بروزرسانی سیستم امنیتی »
‫« زره‌ محافظ در حال تعمیر، ۷۲ درصد »

350
00:20:10,850 --> 00:20:12,190
‫مشخصاً یه الگویی وجود داره

351
00:20:12,190 --> 00:20:14,060
‫قطعاً نقشه‌ها دست‌کاری شدن

352
00:20:14,060 --> 00:20:15,940
‫حالا میشه لطفاً یه اقدامی کنیم؟

353
00:20:15,940 --> 00:20:18,133
‫چون چیزی نمونده بود
‫همسرم رو یه لقمه‌ی چپ کنن

354
00:20:18,900 --> 00:20:22,413
‫باشه. با واحد امنیتی صحبت می‌کنیم و
‫ته و توی قضیه رو در میاریم

355
00:20:22,438 --> 00:20:24,660
‫گوراتین، می‌تونی نقشه‌ها رو ببندی و
‫مجدداً دانلودشون کنی؟

356
00:20:24,660 --> 00:20:26,410
‫شاید یه خطا توی پردازش داده باشه

357
00:20:26,410 --> 00:20:29,080
‫این کارو کردم، منسا.
‫همین فایل‌ها رو فرستادن.

358
00:20:32,790 --> 00:20:35,736
‫چی؟ فکرش هم نمی‌کردم اینقدر از
‫غذایی که چاپگر درست می‌کنه خوشم بیاد

359
00:20:35,761 --> 00:20:37,048
‫ولی داره بهم می‌سازه

360
00:20:37,073 --> 00:20:39,038
‫خدای من.
‫تو این شرایط داری غذا می‌خوری؟

361
00:20:39,760 --> 00:20:42,094
‫راستش من عاشق غذای شرکتی‌ام
(میزان اطمنیان عملکرد، ۷۸ درصد)

362
00:20:43,800 --> 00:20:45,800
‫نگاه، یه نقطه‌ی خالی دیگه هست

363
00:20:45,800 --> 00:20:46,930
‫الان می‌بینمش

364
00:20:50,730 --> 00:20:51,980
چشمم روشن

365
00:20:52,480 --> 00:20:54,214
‫این آقای خوشتیپ کی باشن؟

366
00:20:57,730 --> 00:20:59,270
‫من واحد امنیتی شما هستم

367
00:20:59,280 --> 00:21:00,940
‫آره، خودمون می‌دونیم، رفیق

368
00:21:00,940 --> 00:21:03,110
‫خفن‌ترین واحد امنیتی جهانی

369
00:21:03,110 --> 00:21:04,200
‫اشتباه می‌کنید

370
00:21:04,200 --> 00:21:07,160
‫واحدهای زیادی هستن که
‫به مراتب از من پیشرفته‌ترن

371
00:21:08,280 --> 00:21:09,700
‫واحد امنیتی

372
00:21:09,700 --> 00:21:14,203
‫می‌خوام از طرف هممون
‫بهت بگم که کارت حرف نداشت

373
00:21:15,558 --> 00:21:16,655
‫باریکلا

374
00:21:17,340 --> 00:21:18,340
‫باریکلا

375
00:21:22,010 --> 00:21:24,470
‫نطق کن! نطق کن!

376
00:21:26,140 --> 00:21:28,640
‫گوه توش! بهم دستور مستقیم دادن
(دستور دریافت شد)

377
00:21:28,640 --> 00:21:31,336
‫اگه سرپیچی کنم،
‫می‌فهمن ماژول کنترلم رو هک کردم

378
00:21:31,980 --> 00:21:34,328
‫کدوم بدتره؟ سخنرانی یا حمام اسید؟

379
00:21:34,810 --> 00:21:37,150
‫سخنرانی. حمام اسید

380
00:21:37,150 --> 00:21:38,730
‫برقراری امنیت...

381
00:21:41,030 --> 00:21:42,440
‫وظیفه‌ی منـه

382
00:21:52,250 --> 00:21:53,250
‫این...

383
00:21:55,830 --> 00:21:56,830
‫وظیفه‌ی منـه

384
00:22:01,300 --> 00:22:05,470
‫چقدر هم کارت رو خوب انجام دادی.
‫واقعاً بی‌نظیر بود، حرف نداشت.

385
00:22:07,090 --> 00:22:08,970
‫باید حمام اسید رو انتخاب می‌کردم

386
00:22:10,350 --> 00:22:12,260
‫اجازه هست به اتاق آماده‌باش
‫نیروهای امنیتی برگردم؟

387
00:22:12,270 --> 00:22:13,540
‫نه، اجازه نیست

388
00:22:14,230 --> 00:22:16,864
‫واحد امنیتی،
‫ما داشتیم یه نگاه به نقشه‌هایی که

389
00:22:16,889 --> 00:22:19,520
‫شرکت واسه مناطق نقشه‌برداری
‫در اختیارمون گذاشته می‌انداختیم و...

390
00:22:19,520 --> 00:22:22,070
‫- نقشه‌ها دست‌کاری شدن
‫- هنوز مطمئن نیستیم

391
00:22:22,070 --> 00:22:25,147
‫- دیگه چه توضیحی وجود داره؟
‫- بذار ته و توش رو در بیاریم

392
00:22:25,740 --> 00:22:27,850
‫لطفاً بیا به ما ملحق شو، واحد امنیتی

393
00:22:32,370 --> 00:22:35,750
‫داشتیم نقشه‌های این منطقه رو
‫بررسی می‌کردیم تا بفهمیم

394
00:22:35,750 --> 00:22:39,330
‫چرا اون موجود به عنوان
‫یه گونه‌ی خطرناک ثبت نشده بود

395
00:22:39,330 --> 00:22:43,250
‫- می‌تونی تحلیلی کنی؟
‫- بله، دکتر منسا

396
00:22:43,250 --> 00:22:45,413
‫دسترسی به اطلاعات
‫برام مثل آب خوردن بود
(نقشه‌های سفر)

397
00:22:45,877 --> 00:22:48,765
‫حضور گوراتین رو حس می‌کردم ولی

398
00:22:48,796 --> 00:22:50,519
‫من قدرت پردازشی بیشتری داشتم

399
00:22:51,140 --> 00:22:53,623
‫ببخشید، دکتر گوراتین،
‫حضورتون رو حس نکردم

400
00:22:55,350 --> 00:22:57,657
‫خبری از دست‌کاری توی نقشه‌ها نیست

401
00:22:59,690 --> 00:23:02,440
‫ولی بعضی از بخش‌ها به درستی همگام نمیشن

402
00:23:02,440 --> 00:23:03,690
‫پس نقشه‌ها ریدن

403
00:23:03,690 --> 00:23:06,860
‫اینم از کمربند شرکتی.
‫قیمت‌ها فضایی، تجهیزات تخمی.

404
00:23:09,780 --> 00:23:10,972
‫البته بلانسبت. تو حرف نداری

405
00:23:10,997 --> 00:23:13,255
‫یعنی در واقع خدا می‌دونه که

406
00:23:13,280 --> 00:23:14,700
‫کِی سر و کله‌ی اون هیولاها پیدا میشه؟

407
00:23:14,700 --> 00:23:17,167
‫نه، اونا هیولا نیستن، راتی.
‫یه مشت حیوون‌ان.

408
00:23:17,192 --> 00:23:19,475
‫چیزی نمونده بود باردواج رو نصف کنه

409
00:23:19,500 --> 00:23:22,210
‫اون فقط یه حیوون بود که
‫داشت از خوی حیوانیش پیروی می‌کرد

410
00:23:22,210 --> 00:23:25,000
‫عزیزم، حیوون‌ها مهم نیستن.
‫ولی نقشه‌ها مهمن.

411
00:23:25,000 --> 00:23:26,090
‫حیوون‌ها مهم نیستن؟

412
00:23:26,090 --> 00:23:27,970
‫- واحد امنیتی
‫- عالیـه. خوب شد فهمیدیم

413
00:23:27,970 --> 00:23:29,251
‫بله، دکتر منسا؟

414
00:23:30,300 --> 00:23:31,720
‫تو از این ماجرا خبر داشتی؟

415
00:23:31,720 --> 00:23:33,600
‫- خیر، دکتر منسا
‫- چرا؟

416
00:23:33,600 --> 00:23:35,100
‫چون به هسته‌های پردازشیم هم نبود

417
00:23:35,100 --> 00:23:37,905
‫بخاطر دستورالعمل‌های
‫دسترسی به اطلاعات، دکتر گوراتین

418
00:23:37,930 --> 00:23:39,998
‫تا زمانی که فرمانده‌ی عملیات
‫منطقه‌ای رو مشخص نکنه،

419
00:23:40,023 --> 00:23:41,400
‫من به اطلاعات اون بخش دسترسی ندارم

420
00:23:41,400 --> 00:23:44,715
‫خب، می‌تونیم بریم یکی از مناطق
‫تحت‌تأثیر و یه نگاهی بندازیم

421
00:23:44,740 --> 00:23:47,125
‫از لحاظ امنیتی چنین توصیه‌ای نمی‌کنم

422
00:23:47,150 --> 00:23:49,938
‫- ممنون، واحد امنیتی
‫- خواهش می‌کنم، دکتر گوراتین

423
00:23:52,030 --> 00:23:57,330
‫واحد امنیتی، می‌دونی که اگه بخوای
‫می‌تونی توی بخش خدمه بمونی

424
00:23:59,620 --> 00:24:00,830
‫دوست داری بمونی؟

425
00:24:03,130 --> 00:24:04,340
‫من...

426
00:24:05,586 --> 00:24:06,796
‫یا می‌خوای نمون

427
00:24:07,670 --> 00:24:08,970
‫هر جور که راحتی

428
00:24:10,340 --> 00:24:12,050
‫باید برم محیط اطراف رو بررسی کنم

429
00:24:23,150 --> 00:24:25,520
‫کس دیگه‌ای هم حس می‌کنه
‫این رباته ازمون خوشش نمیاد؟

430
00:24:25,520 --> 00:24:27,505
‫فکر نکنم لازم باشه ازمون خوشش بیاد

431
00:24:27,860 --> 00:24:30,150
‫حق با توئـه. ‫لازم نیست ازمون خوشش بیاد

432
00:24:30,150 --> 00:24:32,920
وظیفه‌اش محافظت از ماست

433
00:24:32,990 --> 00:24:35,870
‫- کارش رو هم درست انجام داد
‫- خب، اینو به باردواج بگو

434
00:24:37,410 --> 00:24:38,410
‫بیخیال

435
00:24:39,620 --> 00:24:41,041
الکی شکاک شدی

436
00:24:44,720 --> 00:24:45,984
‫مطمئنی؟

437
00:24:47,460 --> 00:24:49,157
‫گوراتین پُر بیراه نمی‌گفت

438
00:24:50,380 --> 00:24:52,108
‫من هم بودم به خودم اعتماد نمی‌کردم

439
00:24:52,970 --> 00:24:54,287
‫اخیراً یه بخشی از

440
00:24:54,312 --> 00:24:56,890
‫خاطراتِ قبل از تعمیرم دائماً میاد جلوی چشمم

441
00:24:58,640 --> 00:25:00,430
‫هفت ثانیه از...

442
00:25:01,623 --> 00:25:02,806
‫یه خاطره‌ی بد

443
00:25:04,150 --> 00:25:06,212
‫اون همه کشت و کشتار کار من بود؟

444
00:25:07,770 --> 00:25:09,190
‫حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم

445
00:25:12,030 --> 00:25:13,901
‫راستش، نمی‌خوام به هیچ چیزی فکر کنم

446
00:25:13,926 --> 00:25:16,070
‫ترجیح میدم سریال‌هام رو ببینم

447
00:25:16,950 --> 00:25:20,267
‫شخصیت‌هاشون خیلی کمتر از
‫آدم‌های واقعی افسرده‌ات می‌کردن

448
00:25:21,000 --> 00:25:22,678
‫اینا همه استرس داشتن و

449
00:25:23,210 --> 00:25:25,460
‫همین داشت کم‌کم نگرانم می‌کرد

450
00:25:26,290 --> 00:25:28,670
‫گوراتین مدام به باردواج سر میزد

451
00:25:28,670 --> 00:25:31,340
‫انگار که می‌تونست کاری کنه که
‫درمانگاه از انجامش عاجز بود

452
00:25:36,746 --> 00:25:40,308
‫منسا هم مشکلات خودش رو
‫با زخمی شدن باردواج داشت

453
00:25:40,640 --> 00:25:42,270
‫ضربان قلبش بالا رفته بود

454
00:25:42,270 --> 00:25:43,480
‫حمله‌ی عصبی بهش دست داد

455
00:25:44,270 --> 00:25:46,650
‫پس یه خطر روانی بود، نه فیزیکی

456
00:25:46,650 --> 00:25:48,400
‫بنابراین به من ارتباطی نداشت

457
00:25:48,400 --> 00:25:49,428
‫گندش بزنن

458
00:25:49,453 --> 00:25:52,663
‫با توجه به اینکه فرمانده بود،
‫گمونم احساس گناه می‌کرد

459
00:25:53,390 --> 00:25:56,575
‫من شخصاً فکر می‌کردم
‫اون موجودِ پر از دندون مقصر بود

460
00:25:57,070 --> 00:25:58,370
‫یا شرکت

461
00:25:59,410 --> 00:26:00,490
‫حالا هر چی

462
00:26:01,200 --> 00:26:03,665
‫تمام این امواج عاطفی برام...

463
00:26:04,540 --> 00:26:05,616
‫آزاردهنده بودن

464
00:26:06,420 --> 00:26:09,130
‫تمام این مسائل انسانی

465
00:26:09,960 --> 00:26:13,630
‫احساسات و رد و بدل شدن کلمات و مایعات

466
00:26:13,630 --> 00:26:15,550
‫نمی‌خواستم خودمو درگیرش کنم

467
00:26:15,550 --> 00:26:16,840
‫نمی‌تونستم چنین اجازه‌ای بدم

468
00:26:17,840 --> 00:26:19,090
‫چون اگه این اتفاق میفتاد و

469
00:26:19,100 --> 00:26:21,401
‫می‌فهمیدن که من از
‫کنترل خارج شدم، اونوقت...

470
00:26:23,640 --> 00:26:25,020
‫باز چی شده بود؟

471
00:26:25,890 --> 00:26:27,060
‫بله؟

472
00:26:31,690 --> 00:26:33,480
‫ببخشید مزاحم شدم

473
00:26:34,740 --> 00:26:36,700
‫مزاحم نیستی

474
00:26:39,740 --> 00:26:42,700
‫گزارش وضعیتت رو خوندم و...

475
00:26:47,370 --> 00:26:50,460
‫نگرانت بودم. حالت خوبـه؟

476
00:26:52,960 --> 00:26:54,205
‫تماس چشمی

477
00:26:54,840 --> 00:26:56,800
کاش وانمود می‌کردم تو خواب مصنوعی‌ام

478
00:26:56,800 --> 00:26:57,880
‫خوبم

479
00:27:00,300 --> 00:27:02,291
‫برخوردت با دکتر آرادا خیلی خوب بود

480
00:27:03,220 --> 00:27:06,449
‫- تحسین‌برانگیز بود
‫- شاید هم به طرز تحسین‌برانگیزی احمقانه بود

481
00:27:07,480 --> 00:27:09,466
‫نکنه می‌خواستم از قصد گیر بیفتم؟

482
00:27:10,190 --> 00:27:12,190
‫صبر کن ببینم، نکنه بویی برده؟

483
00:27:12,900 --> 00:27:15,085
‫یعنی فهمیده ماژول کنترل رو هک کردم؟

484
00:27:18,610 --> 00:27:19,780
‫نمی‌خواستم بیارمت

485
00:27:19,780 --> 00:27:21,240
‫- می‌دونستی؟
‫- نه

486
00:27:21,240 --> 00:27:24,962
‫- می‌دونستم
‫- شرکت ضمانتی اصرار کرد بیاریمت

487
00:27:25,540 --> 00:27:27,182
‫وگرنه بیمه‌مون نمی‌کردن

488
00:27:32,210 --> 00:27:34,340
‫- مطمئنی حالت خوبـه؟
‫- من خوبم

489
00:27:40,590 --> 00:27:41,720
‫خیلی‌خب

490
00:27:41,720 --> 00:27:43,470
‫هشت ساعت دیگه می‌بینمت

491
00:27:43,470 --> 00:27:47,350
‫تا اون موقع اگه چیزی خواستی،
‫لطفاً یه هشدار توی صفحه‌ی اعلانات بفرست

492
00:27:47,350 --> 00:27:48,480
‫ممنون، دکتر منسا

493
00:27:49,770 --> 00:27:50,770
‫خیلی‌خب

494
00:27:51,600 --> 00:27:52,600
‫خداحافظ

495
00:27:56,650 --> 00:27:58,627
‫چه افتضاحی

496
00:27:59,280 --> 00:28:01,136
‫داره بهم مشکوک میشه یا

497
00:28:01,670 --> 00:28:04,090
‫نکنه داره درگیر ماجرا میشه؟

498
00:28:05,160 --> 00:28:07,028
‫جفتش خطرناک بود

499
00:28:07,540 --> 00:28:10,250
‫خدا می‌دونه چه کارهایی ازم برمیومد

500
00:28:15,630 --> 00:28:16,710
‫آروم باشید

501
00:28:17,420 --> 00:28:18,670
همه چی درست میشه

502
00:28:19,760 --> 00:28:21,180
قول میدم

503
00:28:21,204 --> 00:28:31,204
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

504
00:28:31,228 --> 00:28:41,228
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

