﻿1
00:00:06,486 --> 00:00:09,279
.درمانگاه واسه همچین چیزی برنامه‌ریزی نشده
.باید خودمون انجامش بدیم

2
00:00:09,280 --> 00:00:10,948
ردیفش می‌کنم -
اون چیـه؟ -

3
00:00:10,949 --> 00:00:14,117
.سیم‌های ماژول کنترل
.باید درشون بیاریم

4
00:00:14,118 --> 00:00:17,079
گمونم علیرغم تلاش‌هام هنوز زنده‌ام

5
00:00:17,080 --> 00:00:20,624
برش می‌گردونیم -
خب، چی شد رسیدم اینجا؟ -

6
00:00:20,625 --> 00:00:22,292
‫- باید من رو بکشید
‫- نه

7
00:00:22,293 --> 00:00:23,377
ما همچین کاری نمی‌کنیم

8
00:00:23,378 --> 00:00:25,921
‫- تا چند ثانیه‌ی دیگه همتون رو می‌کشم
تمومش کنید -

9
00:00:25,922 --> 00:00:27,881
این کار رو نکن -
!نه، نه -

10
00:00:27,882 --> 00:00:28,967
متأسفم

11
00:00:30,635 --> 00:00:32,387
‫- نه!
‫- نه!

12
00:00:33,429 --> 00:00:34,722
آها

13
00:00:39,477 --> 00:00:42,479
...واحد امنیتی؟ اون

14
00:00:42,480 --> 00:00:45,607
.باید ببریمش توی سکونتگاه
.ببینیم می‌تونیم درستش کنیم یا نه

15
00:00:45,608 --> 00:00:49,069
درستم کنید؟
پس چرا به خودم شلیک کردم؟

16
00:00:49,070 --> 00:00:50,904
باشه. ببریمش -
آره، آره، آره -

17
00:00:50,905 --> 00:00:53,407
این لامصب چقدر سنگینـه -
بهش نگو «این». آدمـه -

18
00:00:53,408 --> 00:00:55,158
آره، می‌دونم -
شرمنده. نمی‌تونم -

19
00:00:55,159 --> 00:00:57,077
این... خیلی مزخرفـه

20
00:00:57,078 --> 00:01:00,664
آرادا، یه اسحله بردار. نمی‌دونیم هنوز
چه خطراتی ممکنـه تهدیدمون کنه

21
00:01:00,665 --> 00:01:03,792
خیلی‌خب -
باید از اینجا بریم -

22
00:01:03,793 --> 00:01:05,294
بکِشید

23
00:01:06,796 --> 00:01:08,298
یکی داره میاد

24
00:01:12,594 --> 00:01:15,137
چیکار می‌کنی؟
!یونیفرم دلت‌فال تنشـه

25
00:01:15,138 --> 00:01:17,598
نه. متأسـ... خوبی؟

26
00:01:17,599 --> 00:01:20,476
شلیک نکنید. تو رو خدا کمکم کنید -
خیلی‌خب -

27
00:01:23,730 --> 00:01:25,607
خدا رو شکر یکی‌شون هنوز زنده‌ست

28
00:01:26,649 --> 00:01:29,277
ببخشید. ببخشید

29
00:01:29,819 --> 00:01:32,654
اون... واحد امنیتی که الان لهش کردید

30
00:01:32,655 --> 00:01:36,743
دوتا از واحدهامون رو کُشت و
یه بلایی سر اون یکی آورد

31
00:01:37,827 --> 00:01:40,705
بعدش به همه شلیک کرد

32
00:01:42,665 --> 00:01:45,000
واحد امنیتی‌مون یاغی شد

33
00:01:45,001 --> 00:01:46,001
وایسا ببینم

34
00:01:46,002 --> 00:01:48,462
وایسید، اون... اون زنده‌ست؟

35
00:01:48,463 --> 00:01:49,713
زنده‌ست؟

36
00:01:49,714 --> 00:01:53,300
نمی‌دونم، ولی بهت صدمه نمی‌زنه

37
00:01:53,301 --> 00:01:54,801
مگر اینکه اونقدر احمق باشید که

38
00:01:54,802 --> 00:01:57,305
من رو برگردونید کابینِ تعمیرم و
دوباره سرپام کنید

39
00:01:58,514 --> 00:02:00,558
کسخل‌ها

40
00:02:00,582 --> 00:02:10,582
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

41
00:02:10,606 --> 00:02:20,606
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

42
00:03:07,631 --> 00:03:10,506
« ربات قاتل »
« فصل اول »
« قسمت پنجم: نبرد یاغی‌ها: جستجوی بی‌انتها »

43
00:03:21,347 --> 00:03:24,475
داشتن تمام زورشون رو می‌زدن تا
دوباره من رو فعال کنن و

44
00:03:26,019 --> 00:03:27,854
این کارشون حماقت محض بود

45
00:03:29,022 --> 00:03:31,316
،به محض اینکه چشم باز می‌کردم
همشون رو می‌کُشتم

46
00:03:32,567 --> 00:03:34,818
به خاطر سیم‌ها و رشته‌هایی که
از ماژول کنترل نبرد توی

47
00:03:34,819 --> 00:03:37,363
بدنم جا مونده بود، سیستمم ریبوت نمیشد

48
00:03:38,072 --> 00:03:39,532
آره، همونا

49
00:03:40,450 --> 00:03:41,992
می‌تونم خارج‌شون کنم

50
00:03:41,993 --> 00:03:44,494
‫- موفق باشی
‫- مطمئنی؟

51
00:03:44,495 --> 00:03:45,622
آره

52
00:03:46,414 --> 00:03:48,248
پشمام

53
00:03:48,249 --> 00:03:50,752
وایسا. اون کیـه؟

54
00:03:52,629 --> 00:03:53,922
اسمت چیـه؟

55
00:03:55,465 --> 00:03:56,673
لیبیبی

56
00:03:56,674 --> 00:03:58,675
لیبی؟ -
لیبیبی -

57
00:03:58,676 --> 00:04:02,180
لیبیبی. چه اسم قشنگی

58
00:04:06,643 --> 00:04:07,644
اهل کجایی؟

59
00:04:08,269 --> 00:04:10,522
تقاطع صنعتی ۱۵۱۵۲۳

60
00:04:12,106 --> 00:04:13,315
چقدر عالی

61
00:04:13,316 --> 00:04:15,901
شرمنده می‌پرسم، ولی می‌دونی

62
00:04:15,902 --> 00:04:19,112
واحد امنیتی‌ای که به سکونتگاه‌تون
حمله کرد مال کی بود؟

63
00:04:20,031 --> 00:04:21,366
نه. نمی‌دونم

64
00:04:22,242 --> 00:04:24,827
پس، واحد امنیتی‌تون برای اینکه

65
00:04:25,411 --> 00:04:28,121
نجات‌تون بده، به خودش شلیک کرد؟

66
00:04:28,122 --> 00:04:30,374
آره، خیلی کار قهرمانانه‌ای بود

67
00:04:30,375 --> 00:04:32,710
...واحد امنیتی ما کلاً رَد داد و

68
00:04:40,158 --> 00:04:42,886
:مثل یه قسمت از سریال «نبرد یاغی‌ها
جستجوی بی‌انتها: دوران سخت» بود

69
00:04:42,887 --> 00:04:44,346
سریال کسشعریـه

70
00:04:44,347 --> 00:04:46,014
سریال فوق‌العاده‌ایـه

71
00:04:46,015 --> 00:04:49,060
.تقصیر واحد امنیتی نبوده
.یاغی نشده

72
00:04:49,936 --> 00:04:55,817
.مجبور شده به سکونتگاه‌تون حمله کنه
سؤال اینـه که چرا؟

73
00:04:57,277 --> 00:04:58,486
نمی‌دونم

74
00:05:04,242 --> 00:05:06,493
نمی‌دونستم چهره دارن

75
00:05:06,494 --> 00:05:07,579
آره

76
00:05:08,162 --> 00:05:09,788
عجب

77
00:05:09,789 --> 00:05:13,918
راستش، همچین قیافه‌ی بدی هم نداره

78
00:05:14,752 --> 00:05:15,753
آها

79
00:05:17,338 --> 00:05:19,007
به نظرت شوشول هم داره؟

80
00:05:21,301 --> 00:05:25,053
.نمی‌دونم
.گمونم الان تو شوک باشی

81
00:05:25,054 --> 00:05:26,972
گمون نکنم لازمش باشه

82
00:05:26,973 --> 00:05:28,390
ولی تصور کن داشته باشه

83
00:05:28,391 --> 00:05:31,978
سایزش هم قابلیت تنظیم داشته باشه

84
00:05:32,729 --> 00:05:34,980
تخم‌هاشون که فشار بدی بلرزه

85
00:05:34,981 --> 00:05:40,361
بتونه بچرخه و مثل یه کِرم بزرگ
توی هر جهتی حرکت کنه

86
00:05:41,279 --> 00:05:43,363
تا هر جا دلت بخواد فرو بره. نمی‌دونم

87
00:05:43,364 --> 00:05:47,201
من که راحت تصورش می‌کنم ولی
گمونم نکنم بهش فکر کرده باشی

88
00:05:47,202 --> 00:05:49,161
ولی شایدم کرده باشی. نمی‌دونم

89
00:05:49,162 --> 00:05:51,163
نه. گمون نکنم تابحال بهش فکر کرده باشم

90
00:05:51,164 --> 00:05:54,334
خدا رو شکر واسه این صحبت‌ها بی‌هوش بودم

91
00:05:55,418 --> 00:05:58,420
مثل همیشه، آدم‌ها حسابی به هم ریخته و
احساساتی بودن

92
00:05:58,421 --> 00:06:00,590
،گمونم اگه بچه‌دار بشیم
باید اسمش رو از روی همین بذاریم

93
00:06:00,615 --> 00:06:01,717
چی بذاریم؟

94
00:06:01,835 --> 00:06:03,169
واحد امنیتی؟

95
00:06:05,345 --> 00:06:08,430
واحد امنیتی؟ -
آره. برای ادای احترام -

96
00:06:08,431 --> 00:06:10,807
کی گفت قراره بچه‌دار شیم؟

97
00:06:10,808 --> 00:06:13,518
خیلی‌خب. این بخشش یکم جالب بود

98
00:06:13,519 --> 00:06:17,105
خفن میشه. شما دوتا حس‌تون
در مورد بچه‌دار شدن چیـه؟

99
00:06:17,106 --> 00:06:20,275
به خاطر تمام اتفاقاتی که افتاده میگم، خب؟

100
00:06:20,276 --> 00:06:21,485
آدم رو به فکر فرو می‌بره

101
00:06:21,486 --> 00:06:25,989
آره، من رو هم به فکر فرو برده فقط
نه در مورد تشکیل خانواده

102
00:06:25,990 --> 00:06:28,867
،منظورم اینـه، کاری که واحد امنیتی کرد

103
00:06:28,868 --> 00:06:30,661
به نظرم باید بهش احترام بذاریم

104
00:06:30,662 --> 00:06:32,330
واحد امنیتی چیزیش نمیشه

105
00:06:34,332 --> 00:06:35,542
برو که رفتیم

106
00:06:36,751 --> 00:06:40,171
شاید این هیپی واقعاً این‌کاره بود

107
00:06:44,592 --> 00:06:48,220
سؤال. فکر خوبیـه؟ اگه تعمیرش کنید و
بعدش هممون رو بکُشه چی؟

108
00:06:48,221 --> 00:06:51,890
.باید خطرش رو به جون بخریم
.واحد امنیتی دوستِ ماست

109
00:06:51,891 --> 00:06:53,308
جای بحث داره

110
00:06:53,309 --> 00:06:56,312
.آره، درستـه
.من دوستِ واحد امنیتی‌ام

111
00:06:57,146 --> 00:07:00,233
تو اهل کمربند شرکتی‌ای پس
احتمالاً درک نمی‌کنی، می‌دونی؟

112
00:07:01,901 --> 00:07:04,104
‫مطمئنید کاری که داریم می‌کنیم، کارِ درستیـه؟

113
00:07:04,129 --> 00:07:05,880
چرا که نه؟

114
00:07:06,072 --> 00:07:08,240
فقط دارید خطرِ سلاخی شدن رو به جون می‌خرید

115
00:07:12,161 --> 00:07:13,579
شماها اهل کجایید؟

116
00:07:13,580 --> 00:07:15,372
ائتلاف نگهبانان

117
00:07:15,373 --> 00:07:17,833
ما یه سیاره مستقلیم با
یه سیستم حکومتی همگانی

118
00:07:17,834 --> 00:07:20,127
چه خفن

119
00:07:20,128 --> 00:07:21,963
روی این سیاره‌ی مزخرف چیکار می‌کنید؟

120
00:07:22,463 --> 00:07:25,257
منابع معدنی و اطلاعات مفیدی
از این اقلیم داریم

121
00:07:25,258 --> 00:07:28,386
آها. رئیس‌هام توی دلت‌فال
«بهتون می‌گفتن «بی‌تجربه‌ها

122
00:07:29,345 --> 00:07:31,598
چقدر بی‌ادب، ولی اشتباه نمی‌کردن

123
00:07:32,181 --> 00:07:35,142
فقط آدمای بی‌تجربه جون‌شون رو به خطر
میندازن تا یه واحد امنیتی رو نجات بدن

124
00:07:35,143 --> 00:07:36,810
بیا اینجا، عزیزم

125
00:07:36,811 --> 00:07:38,605
خودشـه -
آخریشـه -

126
00:07:41,399 --> 00:07:42,399
درش آوردم

127
00:07:42,400 --> 00:07:43,775
عالیـه

128
00:07:43,776 --> 00:07:48,113
حالا یادتون باشه قبل از اینکه دوباره
من رو فعال کنید، سیستمم رو ریبوت کنید

129
00:07:48,114 --> 00:07:49,448
آماده برای ریبوت

130
00:07:49,449 --> 00:07:53,118
گوراتین، می‌خوام وارد سیستمش بشی

131
00:07:53,119 --> 00:07:54,494
ببین کد معیوبی نداشته باشه

132
00:07:54,495 --> 00:07:57,164
نـ... اون قراره وارد بشه؟

133
00:07:57,165 --> 00:07:58,582
کیر توش

134
00:07:58,583 --> 00:08:00,501
بدجوری قفلی زده

135
00:08:07,300 --> 00:08:09,134
وظیفه‌ی من اینـه که از شما
در برابر خطرات محافظت کنم

136
00:08:09,135 --> 00:08:12,013
حس می‌کنم یه جای کار می‌لنگه -
آروم باش -

137
00:08:15,565 --> 00:08:17,697
« حالتِ آماده‌باش »

138
00:08:19,979 --> 00:08:21,314
یه لحظه وایسا

139
00:08:21,898 --> 00:08:25,777
من از درمانگاه اومدم بیرون و
همه هنوز زنده‌ان. ایول

140
00:08:26,986 --> 00:08:28,029
بیدار شد

141
00:08:29,656 --> 00:08:33,618
،قیافه‌های امیدوارشون رو ببین
خدا رو شکر نکشتم‌شون

142
00:08:34,577 --> 00:08:35,578
بیشترشون رو

143
00:08:37,079 --> 00:08:39,790
چر... چرا تکون نمی‌خوره؟

144
00:08:39,791 --> 00:08:44,419
چون به سیستم مرکزی گفتم که
از کمر به پایینش رو از کار بندازن

145
00:08:44,420 --> 00:08:46,380
چرا؟ خطری نیست که

146
00:08:46,381 --> 00:08:48,048
چی شده، گوراتین؟

147
00:08:48,049 --> 00:08:49,841
،همونطور که می‌دونید

148
00:08:49,842 --> 00:08:52,719
من متوجه یه سری رفتارهای غیرعادی
از سمتِ واحد امنیتی شدم

149
00:08:53,805 --> 00:08:56,306
...بعدش که وارد سیستمش شدم

150
00:08:56,307 --> 00:08:59,018
فهمیدم از قبل از کنترل خارج شده

151
00:09:02,397 --> 00:09:03,857
ماژول کنترلش رو هک کرده

152
00:09:05,066 --> 00:09:06,066
یاغی شده؟

153
00:09:06,067 --> 00:09:07,943
،توی صنعت سرگرمی

154
00:09:07,944 --> 00:09:10,529
این از اون لحظه‌هاست که
«همه میگن «پشمام

155
00:09:10,530 --> 00:09:13,449
خیلی‌خب -
قراره ما رو بکشه. هممون رو می‌کُشه -

156
00:09:14,325 --> 00:09:17,369
آروم باش. نمی‌تونه تکون بخوره

157
00:09:17,370 --> 00:09:21,833
احتمالاً الان ما رو زیر نظر گرفته و
داره نقشه‌ی حرکت بعدیش رو می‌ریزه

158
00:09:22,792 --> 00:09:24,501
درستـه

159
00:09:24,502 --> 00:09:25,752
بگی‌نگی

160
00:09:25,753 --> 00:09:27,714
نه، نه، نه. کیر توش. کیر توش

161
00:09:29,215 --> 00:09:30,216
من که میرم

162
00:09:31,050 --> 00:09:33,594
خیلی‌خب. این دقیقاً یعنی چی، گورا؟

163
00:09:33,595 --> 00:09:36,013
بهتون میگم یعنی چی

164
00:09:36,014 --> 00:09:37,973
یا من می‌میرم، یا شما

165
00:09:37,974 --> 00:09:39,850
مجبور نیست از دستورات‌مون پیروی کنه

166
00:09:39,851 --> 00:09:42,603
روی رفتارش کنترلی نداریم

167
00:09:42,604 --> 00:09:46,899
تمام اطلاعاتم رو در اختیار باردواج گذاشتم و
اون هم کاملاً باهام موافقـه

168
00:09:46,900 --> 00:09:49,651
باردواج. بعد از تمام کارهایی که برات کردم؟

169
00:09:49,652 --> 00:09:51,028
من با گوراتین موافق نیستم

170
00:09:51,029 --> 00:09:52,571
!بخورش

171
00:09:52,572 --> 00:09:54,198
پس یعنی ماژول کنترل کار می‌کنه؟

172
00:09:54,199 --> 00:09:57,784
.نه، اون که هک شده
.الان یه مأمور آزاده

173
00:09:57,785 --> 00:09:59,453
یا به قول معروف، یاغیـه

174
00:09:59,454 --> 00:10:03,165
با اینحال، داره تمام تلاشش رو می‌کنه تا
ازمون محافظت کنه

175
00:10:03,166 --> 00:10:06,168
اینم دلیل بیشتر برای اینکه بهش اعتماد کنیم

176
00:10:06,169 --> 00:10:09,213
مگه از اول به همین اعتراض نداشتیم؟
که از خودش اختیار نداره؟

177
00:10:09,214 --> 00:10:12,674
صد درصد -
اختیار برای انجام چه کاری دقیقاً؟ -

178
00:10:12,675 --> 00:10:14,968
از زمانی که رسیدیم تو کارهامون
اختلال پیش اومده

179
00:10:14,969 --> 00:10:18,597
.گزارش‌های خطرِ گمشده
.قسمت‌های گمشده‌ی نقشه

180
00:10:18,598 --> 00:10:22,559
‫بهتون تضمین میدم که
‫مظنون شماره‌ی یک‌مون واحد امنیتیـه

181
00:10:22,560 --> 00:10:23,895
چقدر بی‌انصافی

182
00:10:24,604 --> 00:10:28,315
احتمالاً یه جورایی با بلایی که سر دلت‌فال
اومد هم مرتبطـه

183
00:10:28,316 --> 00:10:30,485
کسشعر نگو

184
00:10:31,152 --> 00:10:35,030
،یکی داره تو کارمون اختلال ایجاد می‌کنه
آره، ولی ربطی به واحدی‌جون نداره

185
00:10:35,031 --> 00:10:36,114
واحدی‌جون؟

186
00:10:36,115 --> 00:10:38,825
.در مورد ماژول کنترل نبرد بهمون گفت
.بهمون گفت بکُشیمش

187
00:10:38,826 --> 00:10:41,245
چرا؟ اگه می‌خواست بهمون صدمه بزنه
چرا باید همچین کاری می‌کرد؟

188
00:10:41,246 --> 00:10:44,331
،اگه شرکت می‌خواست واحد امنیتی ما رو بکُشه
الان زنده نبودم

189
00:10:44,332 --> 00:10:46,918
شرکت نمی‌خواد شما رو بکُشه

190
00:10:47,680 --> 00:10:51,020
.چشمم روشن
‫ببین کی بالاخره زبون باز کرده.

191
00:10:51,100 --> 00:10:52,900
‫باید یه سری چیزها رو
‫بهمون توضیح بدی

192
00:10:52,980 --> 00:10:54,320
‫واحد امنیتی، این رو از کجا می‌دونی؟

193
00:10:54,400 --> 00:10:57,190
‫چون اگه می‌خواستن شما رو بکشن،
‫از طریق سیستم بازیافت

194
00:10:57,280 --> 00:10:58,700
‫آذوقه‌تون رو مسموم می‌کردن

195
00:10:58,780 --> 00:11:02,320
‫شرکت از زنده نگه داشتن شما
‫از لحاظ مالی سود می‌بره

196
00:11:02,410 --> 00:11:05,240
‫مرگ شما براشون هزینه‌ی گزافی داره

197
00:11:05,330 --> 00:11:08,739
‫گوراتین، بگو چطور وقتش رو سپری می‌کنه

198
00:11:09,040 --> 00:11:12,290
‫از اولش هم نگران همین بودی، مگه نه؟

199
00:11:13,420 --> 00:11:17,010
‫هزاران ساعت
‫برنامه‌های سرگرم‌کننده دانلود کرده

200
00:11:17,800 --> 00:11:22,472
‫اکثراً سریال هستن و عنوان بیشترشون
‫سریالی به اسم پناهگاه ماهـه

201
00:11:23,050 --> 00:11:25,405
‫تابحال پناهگاه ماه رو ندیدی؟

202
00:11:25,430 --> 00:11:27,345
‫من اون زباله رو تماشا نمی‌کنم

203
00:11:27,720 --> 00:11:31,007
‫احتمالاً داره با استفاده ازش پیام‌های
‫رمزگذاری‌شده واسه شرکت می‌فرسته

204
00:11:31,032 --> 00:11:33,787
‫امکان نداره بدون اینکه باخبر بشیم
‫اونقدر این سریال رو تماشا کرده باشه

205
00:11:34,078 --> 00:11:36,125
‫راستی، اون قسمتی که
‫مشاور حقوقی کلونی

206
00:11:36,150 --> 00:11:39,388
‫ناظر زمین‌سازی که اهداکننده‌ی ثانویه‌ی
‫بچه‌ی کاشته‌شده‌اش بود رو کُشت؟

207
00:11:39,413 --> 00:11:41,020
‫این دروغ محضـه. اون رو نکُشت

208
00:11:41,045 --> 00:11:43,282
‫اون دفترداره، ویتن‌مارک،
‫براش پاپوش دوخت

209
00:11:43,307 --> 00:11:44,562
‫مار خوش خط و خال

210
00:11:44,587 --> 00:11:45,715
‫واقعاً سریاله رو می‌بینه!

211
00:11:45,740 --> 00:11:47,900
‫- واقعاً سکانس تأثیرگذاریـه
‫- واقعاً تأثیرگذاره

212
00:11:47,925 --> 00:11:49,635
‫فصل ۱۹اُم، قسمت چهارم

213
00:11:49,660 --> 00:11:53,130
‫بگذریم، مهم نیست بهش اعتماد کنیم یا نه

214
00:11:53,155 --> 00:11:55,220
فقط باید تو همین وضعیت نگهش داریم

215
00:11:55,723 --> 00:11:57,313
‫اینجوری کار به جایی نمی‌برید

216
00:11:57,460 --> 00:11:58,550
‫واقعاً؟

217
00:11:59,170 --> 00:12:01,090
‫- چرا اونوقت؟
‫- وایسا!

218
00:12:01,180 --> 00:12:03,510
‫وایسا! نکن!

219
00:12:03,535 --> 00:12:05,042
‫- ولش کن!
‫- واحد امنیتی

220
00:12:05,067 --> 00:12:07,655
‫چون از سیستم مرکزی
‫بخش دستورات رو هک کردم

221
00:12:07,680 --> 00:12:10,981
‫واحد امنیتی، گوراتین رو ولش کن. لطفاً

222
00:12:12,810 --> 00:12:14,020
‫ازت خوشم نمیاد

223
00:12:16,319 --> 00:12:17,787
‫دیدید؟ دیدید؟

224
00:12:19,530 --> 00:12:21,280
‫دیگه به اینجام رسیده بود

225
00:12:24,110 --> 00:12:29,580
‫طبق چیزی که متوجه شدم،
‫لازم نیست از ما یا هر کسی اطاعت کنی

226
00:12:29,660 --> 00:12:33,142
‫ولی از اولش که باهامون اومدی
‫همینجوری بودی

227
00:12:41,420 --> 00:12:43,590
‫می‌خوام همچنان عضوی از گروه بمونی

228
00:12:44,220 --> 00:12:47,100
‫لاأقل تا وقتی که از این سیاره
‫خارج بشیم و به یه جای امن بریم

229
00:12:47,180 --> 00:12:51,367
‫بعدش می‌تونیم راجع‌به خواسته‌هات صحبت کنیم

230
00:12:54,100 --> 00:13:00,175
‫همچنین قسم می‌خورم چیزی به شرکت
‫یا کسی خارج از این جمع نمیگم

231
00:13:00,200 --> 00:13:03,813
‫نه راجع‌به تو و
‫نه ماژول کنترل هک‌شده‌ات

232
00:13:05,580 --> 00:13:07,538
‫البته که باید این حرف‌ها رو میزد

233
00:13:10,450 --> 00:13:11,963
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشت

234
00:13:14,160 --> 00:13:16,120
‫من هم حرفی رو زدم که مجبور بودم

235
00:13:17,670 --> 00:13:18,710
‫باشه

236
00:13:19,750 --> 00:13:21,420
‫فقط همین، هان؟

237
00:13:22,090 --> 00:13:24,568
‫پس اون توافق همگانی‌مون چی میشه، منسا؟

238
00:13:25,720 --> 00:13:28,180
‫در نهایت بهش می‌رسیم

239
00:13:30,890 --> 00:13:33,880
‫واحد امنیتی،
‫ازت می‌خوام بهم قول بدی که

240
00:13:33,905 --> 00:13:37,035
‫همونقدر که حاضری از جون ما محافظت کنی،
‫از جون گوراتین هم محافظت می‌کنی

241
00:13:37,060 --> 00:13:38,690
‫من به محافظت اون نیازی ندارم

242
00:13:39,610 --> 00:13:43,995
‫چرا؟ مگه سیستم مرکزی همه چی رو ندیده؟

243
00:13:44,020 --> 00:13:46,294
‫سیستم مرکزی
‫هیچ کدوم از اینا رو ضبط نکرده

244
00:13:46,950 --> 00:13:49,929
‫بهش یه ساعت فعالیت پیش‌پاافتاده از
‫ورودی‌ها و خروجی‌ها دادم

245
00:13:51,580 --> 00:13:54,470
‫سیستم مرکزی ممکنـه توسط یه
‫عامل خارجی دستکاری شده باشه

246
00:13:54,690 --> 00:13:56,293
‫نمیشه بهش اعتماد کرد

247
00:13:58,330 --> 00:14:00,840
‫به نظرم دیگه وقتشـه که
‫فرستنده‌ی اضطراری رو فعال کنید

248
00:14:02,883 --> 00:14:05,705
‫آره. آره، آره، موافقم

249
00:14:10,470 --> 00:14:13,560
‫بازمونده‌ی دلت‌فال همینجوری بهم زل زده بود

250
00:14:13,640 --> 00:14:15,730
انگار داشت سریالی چیزی می‌دید

251
00:14:15,810 --> 00:14:17,115
‫اینقدر به من زل نزن

252
00:14:17,140 --> 00:14:18,561
‫چی؟ زل نمی‌زدم

253
00:14:18,586 --> 00:14:20,828
‫زل نزده بودم.
‫خودت اینقدر بهم زل نزن.

254
00:14:20,899 --> 00:14:22,735
‫ربات از خود راضی

255
00:14:23,190 --> 00:14:26,108
‫لیبیبی، دلت‌فال می‌خواست
‫فرستنده‌ی خودش رو راه‌اندازی کنه؟

256
00:14:26,133 --> 00:14:28,473
‫دلت‌فال؟ نمی‌دونم

257
00:14:28,950 --> 00:14:30,410
‫خیلی چیزی بهم نگفتن

258
00:14:30,435 --> 00:14:32,579
‫حتماً حسابی کلافه شدی

259
00:14:32,604 --> 00:14:34,644
‫توی دلت‌فال چه مسئولیتی داشتی؟

260
00:14:34,676 --> 00:14:38,610
‫بیشتر تعمیر و نظافت، می‌دونی؟

261
00:14:38,635 --> 00:14:39,635
‫رخت‌شویی

262
00:14:39,660 --> 00:14:41,184
‫یکی رو آوردن که
‫رخت‌چرک‌هاشون رو بشوره؟

263
00:14:41,209 --> 00:14:43,065
‫- حالم به هم خورد
‫- تو هم؟

264
00:14:43,090 --> 00:14:45,170
‫با شرکت «راهکارهای معدنی اینترتراو»
‫هفت سال قرارداد کار اجباری دارم

265
00:14:45,195 --> 00:14:47,000
‫واسه همین اگه مدرکی ندارم
‫تقصیر خودم نیست

266
00:14:47,025 --> 00:14:48,815
‫- من نگفتم تو حال به هم زنی
‫- نه

267
00:14:48,840 --> 00:14:51,010
‫منظور کمربند شرکتی بود

268
00:14:51,035 --> 00:14:53,535
‫با اون قراردادهای کار اجباری‌شون.
‫اونـه که حالم رو به هم می‌زنه.

269
00:14:53,560 --> 00:14:55,310
‫اون رو میگی چندش؟

270
00:14:55,390 --> 00:14:57,940
‫- لطفاً سکوت کنید
‫- ممنون

271
00:14:58,020 --> 00:15:00,100
‫نمی‌تونم به فرستنده دسترسی پیدا کنم

272
00:15:01,310 --> 00:15:04,470
‫من هم همینطور و این خبر بدی بود

273
00:15:04,495 --> 00:15:06,295
‫باز تلاشت رو بکن، گورا.
‫باز تلاشت رو بکن.

274
00:15:06,320 --> 00:15:08,259
‫فرستنده چطور کار می‌کنه؟

275
00:15:08,650 --> 00:15:11,530
‫میره توی مدار و یه پالس الکترومغناطیسی
‫از طریق کرم‌چاله می‌فرسته تا

276
00:15:11,555 --> 00:15:14,033
‫درخواست کمک کنه.
‫توی این مورد، سفینه‌ی شرکت.

277
00:15:14,058 --> 00:15:16,568
‫خب، چقدر زمان می‌بره که اینجا بیان؟

278
00:15:17,000 --> 00:15:18,160
‫معمولاً پنج روز

279
00:15:18,250 --> 00:15:21,665
‫پنج روز؟ اگه اونی که توی دلت‌فال
‫واحد امنیتی رو فرستاد سراغ‌مون

280
00:15:21,690 --> 00:15:22,975
‫موقعیت مکانی‌مون رو پیدا کنه چی؟

281
00:15:23,000 --> 00:15:25,670
‫دلت‌فال کیلومترها اونطرف‌تره.
‫اتفاقی واسه‌مون نمیفته.

282
00:15:25,695 --> 00:15:26,990
‫- جات اینجا امنـه
‫- باشه

283
00:15:27,015 --> 00:15:29,605
‫- همچنان سیگنالی ارسال نمیشه
‫- من با سفینه میرم سمت فرستنده و

284
00:15:29,630 --> 00:15:31,065
‫دستی سیگنال رو ارسال می‌کنم

285
00:15:31,590 --> 00:15:34,760
‫تنهایی جایی نمیری.
‫عمراً اگه سفینه رو دست تو بسپریم.

286
00:15:34,785 --> 00:15:36,445
‫- من هم باهاش میرم
‫- آیدا

287
00:15:36,470 --> 00:15:37,948
‫خلبان بهتر از من پیدا نمی‌کنی

288
00:15:38,599 --> 00:15:40,099
‫حقیقتـه دیگه

289
00:15:40,124 --> 00:15:42,212
‫همگی واسه یه هفته
‫لوازم ضروری و آذوقه بردارید و

290
00:15:42,237 --> 00:15:45,707
‫وقتی که برگشتیم، پیشنهاد می‌کنم
‫بریم یه جایی که کمتر تو چشم باشیم

291
00:15:49,360 --> 00:15:53,100
‫هر وسایلی که می‌خواید رو
‫با خودتون ببرید، فقط زیاد نباشه

292
00:15:53,125 --> 00:15:55,885
‫واقعاً نمی‌دونیم سفینه‌ی نجات
‫چقدر می‌تونه بار حمل کنه

293
00:15:55,910 --> 00:15:58,015
‫از همون اولش هم اجازه نداشتیم
‫چیز خاصی با خودمون بیاریم

294
00:15:58,040 --> 00:16:00,454
‫ببین، به نظرت این کار واقعاً عاقلانه‌ست؟

295
00:16:01,870 --> 00:16:03,825
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، درستـه؟

296
00:16:09,300 --> 00:16:10,300
‫هی

297
00:16:11,130 --> 00:16:12,380
‫چطوری؟

298
00:16:14,010 --> 00:16:16,220
‫فقط می‌خواستم بگم که...

299
00:16:19,180 --> 00:16:23,363
‫داشتیم با اعضای گروه حرف می‌زدیم و
‫تو واقعاً ربات خوبی به نظر میای

300
00:16:24,230 --> 00:16:25,730
‫و...

301
00:16:26,730 --> 00:16:31,219
‫ببخشید که گفتم قراره هممون رو بکشی

302
00:16:32,650 --> 00:16:35,230
‫بعضی‌وقت‌ها اعتماد به بقیه کار سختیـه

303
00:16:35,255 --> 00:16:38,095
‫چرا اینقدر بهم نزدیک شده بود؟

304
00:16:38,120 --> 00:16:39,160
‫بگذریم...

305
00:16:41,790 --> 00:16:43,750
‫چیزی نیست. ببخشید

306
00:16:45,993 --> 00:16:47,965
‫بوسه‌ی اقبال بود یا حالا هر چی

307
00:16:51,495 --> 00:16:54,130
‫خمیر سیلیکونی‌هام از خجالت آب شدن
‫(درصد کارایی: ۹۲)

308
00:16:58,810 --> 00:17:02,390
‫اگه به هر دلیلی برنگشتم،

309
00:17:02,480 --> 00:17:03,480
‫خواهش می‌کنم این رو نگو

310
00:17:03,560 --> 00:17:09,113
‫اگه به هر دلیلی برنگشتم،
‫پین‌لی نفر اول گروهـه

311
00:17:11,650 --> 00:17:12,860
‫مفهومـه

312
00:17:13,530 --> 00:17:17,990
‫من هم داده‌های ماژول کنترل نبرد رو بررسی و

313
00:17:18,015 --> 00:17:19,965
‫سیستم مرکزی رو مجدداً راه‌اندازی می‌کنم

314
00:17:19,990 --> 00:17:23,163
‫شاید بفهمیم دلیل تمام این اتفاقات چیـه

315
00:17:24,790 --> 00:17:26,250
‫مرسی، گورا

316
00:17:27,210 --> 00:17:30,847
‫خوشحالم اینجایی

317
00:17:30,872 --> 00:17:32,073
‫من هم همینطور

318
00:17:33,380 --> 00:17:34,380
‫فکر می‌کنم که...

319
00:17:34,405 --> 00:17:36,405
‫- وقت رفتنـه
‫- بیخیال

320
00:17:36,430 --> 00:17:37,622
‫باید بریم

321
00:17:38,260 --> 00:17:39,680
‫آره. باشه

322
00:17:58,320 --> 00:17:59,726
‫دلمون براشون تنگ میشه، نه؟

323
00:18:10,090 --> 00:18:12,454
‫- کمکی ازم ساخته‌ست؟
‫- بعید بدونم

324
00:18:13,373 --> 00:18:16,543
‫منظور این بود محرک یا چیزی از
‫جعبه‌ی کمک‌های اولیه می‌خوای؟

325
00:18:16,575 --> 00:18:18,385
‫- اگه بازش کنی...
‫- نه

326
00:18:18,490 --> 00:18:21,326
‫نه، نه، ممنون

327
00:18:24,912 --> 00:18:26,455
‫این همه داده چیـه؟

328
00:18:26,480 --> 00:18:27,741
‫اجازه میدی به کارم برسم؟

329
00:18:28,276 --> 00:18:29,603
‫مشکلی نیست

330
00:18:44,476 --> 00:18:46,609
‫راستش، خیلی بهشون افتخار می‌کنم که

331
00:18:46,634 --> 00:18:50,390
چقدر بزرگ شدن و به کجا رسیدن

332
00:18:51,290 --> 00:18:53,710
‫مخصوصاً اون کوچیکه
‫بیشتر از همه دلم رو می‌بره...

333
00:18:53,800 --> 00:18:57,300
‫نمی‌دونم چرا، ولی آدم‌ها
‫عاشق این هستن که از بچه‌هاشون بگن

334
00:18:58,476 --> 00:19:00,316
‫حتی وقت‌هایی که ازشون چیزی نپرسیدی

335
00:19:00,510 --> 00:19:04,850
‫جونم برات بگه که... اون...
‫اونا... البته که دلِ خوشی ازشون ندارم،

336
00:19:04,930 --> 00:19:06,600
‫همشون رو دوست دارم و
‫یه روزی همگی قراره...

337
00:19:06,680 --> 00:19:08,807
‫دو دقیقه و ۳۰ ثانیه تا فرستنده

338
00:19:13,820 --> 00:19:17,950
‫می‌دونی چیـه؟ اگه شرکت
‫آدم‌های دلت‌فال رو نکشته،

339
00:19:18,650 --> 00:19:20,880
‫حتماً پای یه گروه سومی هم وسطـه

340
00:19:21,280 --> 00:19:22,530
‫درستـه

341
00:19:23,200 --> 00:19:26,080
‫ولی چطور ممکنـه بدون اینکه
‫شرکت خبردار بشه اینجا باشن؟

342
00:19:26,105 --> 00:19:28,775
‫شرکت هرگز ترتیب قتل مشتری‌ها رو نمیده

343
00:19:29,250 --> 00:19:31,562
‫مشتری‌های مُرده لکه‌ی ننگی
‫روی برندشون به حساب میان

344
00:19:32,250 --> 00:19:34,920
‫ولی یکی شاید رشوه بگیره تا وجود

345
00:19:35,000 --> 00:19:36,920
‫گروه سوم توی سیاره رو پنهون کنه

346
00:19:36,945 --> 00:19:38,065
‫چرا؟

347
00:19:38,963 --> 00:19:41,713
‫چون اغلب آدم‌ها یه مشت حریص حرومزاده‌ان

348
00:19:43,600 --> 00:19:45,150
‫حرف حساب جوابی نداره

349
00:19:45,560 --> 00:19:47,310
‫اینجور گفتگوها که

350
00:19:47,409 --> 00:19:51,681
‫فقط مختص به ارائه‌ی اطلاعات،
‫دریافت و تأیید دستورات نبود برام عجیب بود

351
00:19:51,706 --> 00:19:56,496
‫همیشه این کار رو توی سریال‌ها می‌کردن.
‫فقط خودم تابحال این کار رو نکرده بودم.

352
00:19:58,280 --> 00:20:01,819
‫توی دلت‌فال نشونی از ورود زوری نبود

353
00:20:02,610 --> 00:20:05,830
‫شاید اونایی که اومدن رو می‌شناختن،
‫وگرنه چرا باید راهشون می‌دادن؟

354
00:20:08,393 --> 00:20:10,111
‫اگه تو هم بودی همین کار رو می‌کردی

355
00:20:11,080 --> 00:20:13,750
‫اگه یه گروه دیگه‌ای از دانشمندها
‫توی سکونتگاه پیداشون میشد،

356
00:20:14,420 --> 00:20:17,800
‫اگه می‌گفتن تازه وارد سیاره شدن و
‫تجهیزات‌شون خراب شده،

357
00:20:18,920 --> 00:20:23,340
‫بدون اینکه سؤالی بپرسی،
‫اونا رو راه می‌دادی

358
00:20:23,986 --> 00:20:25,764
‫حتی اگه بهت می‌گفتم این کار رو نکن

359
00:20:27,850 --> 00:20:32,100
‫آره. ممکنـه بعضی‌وقت‌ها ساده‌لوح باشیم

360
00:20:33,730 --> 00:20:35,562
‫حتماً حسابی آزاردهنده‌ست

361
00:20:40,400 --> 00:20:43,068
‫وقتی رفتن دلت‌فال،
‫خودشون رو جای ما زدن

362
00:20:43,860 --> 00:20:48,830
‫اعضای دلت‌فال فکر کردن دارن...
بهمون کمک می‌کنن

363
00:20:51,910 --> 00:20:53,040
‫درستـه

364
00:20:53,620 --> 00:20:57,042
‫خودشون رو جای شما زدن ‫تا
بتونن برن داخل و همه رو بکشن

365
00:20:58,266 --> 00:20:59,932
‫من هم بودم همین کار رو می‌کردم

366
00:21:10,273 --> 00:21:11,780
‫به فرستنده رسیدیم

367
00:21:16,190 --> 00:21:18,514
‫سعی می‌کنم با یه پرتاب سریع
‫سیگنال رو ارسال کنم

368
00:21:18,539 --> 00:21:20,579
‫همین حدِ فاصل رو حفظ کن

369
00:21:29,700 --> 00:21:33,385
‫کار نمی‌کنه. باید به صورت دستی
‫از نو راه‌اندازیش کنیم

370
00:21:33,825 --> 00:21:35,170
‫میشه همچین کاری کرد؟

371
00:21:35,250 --> 00:21:36,290
‫آره

372
00:21:37,170 --> 00:21:38,722
‫برو نزدیکش فرود بیا

373
00:21:38,747 --> 00:21:40,942
‫من وصل میشم و
‫راه‌اندازی رو شروع می‌کنم

374
00:21:40,967 --> 00:21:43,790
‫خیلی‌خب. میریم واسه فرود

375
00:21:43,815 --> 00:21:45,032
درضمن گوش به زنگ باش

376
00:21:46,329 --> 00:21:49,751
‫چهار دقیقه زمان داریم تا
‫محل رو قبل از راه‌اندازی ترک کنیم

377
00:21:53,302 --> 00:21:58,335
‫واحد امنیتی، می‌خوام راجع‌به اتفاقی که
‫امروز بین تو و گوراتین افتاد صحبت کنم

378
00:22:00,820 --> 00:22:03,240
‫- تابحال به هیچ مشتری‌ای آسیب زدی؟
‫- صبر کن

379
00:22:03,320 --> 00:22:04,530
‫می‌تونیم راجع‌بهش حرف بزنیم

380
00:22:04,555 --> 00:22:06,249
‫فوراً سفینه رو برگردون!

381
00:22:06,273 --> 00:22:16,273
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

382
00:22:16,297 --> 00:22:26,297
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

