﻿1
00:00:01,021 --> 00:00:03,982
‫این مرحله‌ی بعدی کار درمانی منه

2
00:00:03,983 --> 00:00:06,818
‫و می‌تونه یه پیشرفت خیلی بزرگ باشه

3
00:00:06,819 --> 00:00:09,697
‫این اولین باره که من دوست‌هایی دارم

4
00:00:11,282 --> 00:00:13,324
‫اجازه میدی یه جای دیگه ببرمت؟

5
00:00:13,325 --> 00:00:15,952
‫در تمام عمرم هیچوقت
‫همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم

6
00:00:15,953 --> 00:00:17,746
‫آدمای بیشتری باید تجربه‌ش کنن

7
00:00:17,747 --> 00:00:21,124
‫اون در آستانه دستاوردیه که می‌تونه
‫دنیا رو عوض کنه

8
00:00:21,125 --> 00:00:25,128
‫اگه کمکش رو قبول کنیم،
‫باید تاوان کاری که کرده رو پس بده

9
00:00:25,129 --> 00:00:28,798
‫کی می‌خوای بهش بگی؟
‫نمیشه تا ابد اینجوری بمونه

10
00:00:28,799 --> 00:00:30,675
‫خوشبختانه، من تا ابد وقت ندارم

11
00:00:30,676 --> 00:00:32,844
‫می‌خوام برگردم به بچگی

12
00:00:32,845 --> 00:00:34,596
‫نمی‌خوام تنها بری اونجا

13
00:00:34,597 --> 00:00:36,556
‫می‌تونی تو این سفر با دخترت همراه بشی

14
00:00:37,557 --> 00:00:38,892
‫هی. هی، هی

15
00:00:38,893 --> 00:00:41,352
‫- اون ای‌ال‌اس داره
‫- چی؟

16
00:00:41,353 --> 00:00:43,938
‫مارتین بر خلاف دستورات من عمل کرد

17
00:00:43,939 --> 00:00:47,150
‫نباید این تمرین رو تنهایی مدیریت می‌کردم

18
00:00:47,151 --> 00:00:48,651
‫اتفاقی که افتاد توجیه‌ناپذیره

19
00:00:48,652 --> 00:00:50,149
‫وقتی اومدی سراغم درهم‌شکسته بودی

20
00:00:50,161 --> 00:00:52,072
‫ولی فکر می‌کردم درستت کردیم

21
00:00:52,073 --> 00:00:53,448
‫اشتباه می‌کردم

22
00:00:53,449 --> 00:00:55,993
‫بسه! بسه! بسه!

23
00:00:56,243 --> 00:00:58,953
‫هلنا، تنهام نذار

24
00:01:04,377 --> 00:01:06,211
‫خواسته‌ی من اینه که

25
00:01:06,212 --> 00:01:09,214
‫شما دو نفر مسئولیت‌های
‫اینجا رو با هم تقسیم کنید

26
00:01:09,215 --> 00:01:10,507
‫برات مفیده مارتین

27
00:01:10,508 --> 00:01:12,300
‫خب، برای اینجا مفید نیست

28
00:01:12,301 --> 00:01:16,722
‫بس کن.
‫بس کن و باهاش کنار بیا، باشه؟

29
00:01:26,941 --> 00:01:29,275
‫خوبی؟

30
00:01:29,276 --> 00:01:31,569
‫آره، آره، آره، خوبم

31
00:01:31,570 --> 00:01:33,530
‫نمی‌خواستم عصبانیت کنم

32
00:01:33,531 --> 00:01:35,740
‫من خوبم!

33
00:01:37,785 --> 00:01:39,286
‫مادر، من...

34
00:01:40,329 --> 00:01:42,707
‫ازش خوشم نمیاد

35
00:01:47,253 --> 00:01:49,003
‫بهش اعتماد ندارم

36
00:01:49,004 --> 00:01:51,089
‫میرم آمریکا

37
00:01:51,090 --> 00:01:52,173
‫میارمش اینجا

38
00:01:52,174 --> 00:01:54,093
‫ولی فقط یه چیز رو بهم بگو،
‫اگه موفق نشه چی؟

39
00:01:54,635 --> 00:01:56,470
‫اگه اون شکست بخوره،
‫ما هم شکست می‌خوریم

40
00:02:02,560 --> 00:02:06,355
‫شکست نمی‌خوره،
‫چون شکست تو کارش نیست!

41
00:02:07,648 --> 00:02:09,774
‫برخلاف بعضی‌ها

42
00:02:58,532 --> 00:03:01,577
‫- حالش چطوره؟
‫- خوشحاله که اومدی

43
00:03:01,601 --> 00:03:08,601
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

44
00:03:10,669 --> 00:03:13,380
‫خیلی به من لطف داری

45
00:03:13,381 --> 00:03:16,007
‫خیلی به من لطف داشتی

46
00:03:17,093 --> 00:03:20,763
‫و فقط خوشحالم که دوباره پیشتم...

47
00:03:21,931 --> 00:03:23,641
‫می‌تونم ازت مراقبت کنم

48
00:03:25,059 --> 00:03:28,728
‫می‌دونم دفعه پیش اینجا اینجوری نبود

49
00:03:28,729 --> 00:03:32,565
‫- منم اینجوری نبودم
‫- اینو بخور

50
00:03:34,735 --> 00:03:37,446
‫الانم بی‌نقصی

51
00:03:44,453 --> 00:03:46,247
‫می‌خوام دست تو باشه

52
00:03:47,665 --> 00:03:49,541
‫- چی؟
‫- زاوبروالد

53
00:03:49,542 --> 00:03:51,835
‫می‌خوام مال تو باشه

54
00:03:51,836 --> 00:03:54,671
‫ولی مارتین... پسرته

55
00:03:54,672 --> 00:03:56,924
‫- باید به اون برسه
‫- نه

56
00:03:58,300 --> 00:04:02,846
‫مارتین دانشمند بزرگیه،
‫منم بیشتر از جونم دوستش دارم

57
00:04:02,847 --> 00:04:04,305
‫- اینو می‌دونی
‫- البته

58
00:04:04,306 --> 00:04:07,016
‫و از نظر من نقص نداره

59
00:04:07,017 --> 00:04:11,479
‫ولی باید بی‌طرف هم باشم،
‫و وقتی بهش نگاه می‌کنم...

60
00:04:11,480 --> 00:04:14,357
‫راستش رو بخوای،
‫اینجا فرش‌هایی داریم که جذاب‌ترن

61
00:04:14,358 --> 00:04:17,402
‫این چه حرفیه آخه

62
00:04:17,403 --> 00:04:19,362
‫- نه
‫- ببخشید عزیزم

63
00:04:19,363 --> 00:04:23,658
‫ولی من دیگه برای مودب بودن وقت ندارم

64
00:04:23,659 --> 00:04:27,120
‫اینجا می‌مونه
‫و خیلی بهت کمک می‌کنه

65
00:04:27,121 --> 00:04:30,540
‫ولی الان در دوران سختی
‫از تاریخ درازِ زابروالد هستیم

66
00:04:30,541 --> 00:04:32,876
‫و یه رهبر نیاز داریم

67
00:04:32,877 --> 00:04:34,670
‫رهبری که بینش داشته باشه

68
00:04:36,589 --> 00:04:39,508
‫اگه یه نفر باشه که بتونه
‫اینجا رو دوباره زنده کنه...

69
00:04:40,468 --> 00:04:43,261
‫اون تویی ماشا. تو

70
00:05:15,294 --> 00:05:16,462
‫مارتین؟

71
00:05:19,507 --> 00:05:22,134
‫مارتین، حالت خوبه؟

72
00:05:27,765 --> 00:05:30,393
‫خیلی وقته که کسی ازم این سوال رو نپرسیده

73
00:05:40,111 --> 00:05:41,278
‫حالا خوبی؟

74
00:05:43,030 --> 00:05:44,198
‫خب...

75
00:05:48,619 --> 00:05:52,038
‫همین الان یکی از بیمارهام
‫رو در خطر جدی انداختم

76
00:05:52,039 --> 00:05:54,999
‫دوست دارم بگم به خاطر اینه که
‫تو موقعیتی قرار داده شدم که موفقیتی درش نبود

77
00:05:55,000 --> 00:05:56,293
‫ولی واقعا...

78
00:05:58,337 --> 00:06:00,464
‫بخاطر اینه که از دستورات پیروی می‌کنم

79
00:06:04,218 --> 00:06:07,471
‫فکر کنم با بزدل بودن...

80
00:06:08,889 --> 00:06:13,185
‫برای خودم یه جهنم کوچیک درست کردم

81
00:06:15,187 --> 00:06:16,564
‫تو درگیر...

82
00:06:18,107 --> 00:06:20,943
‫بحران ایمان بودی؟

83
00:06:22,319 --> 00:06:23,486
‫آره؟

84
00:06:23,487 --> 00:06:25,823
‫میشه گفت

85
00:06:27,074 --> 00:06:28,658
‫چه حسی داشت؟

86
00:06:29,659 --> 00:06:30,953
‫عه...

87
00:06:36,625 --> 00:06:39,794
‫انگار زمینی که روش راه می‌رفتی

88
00:06:39,795 --> 00:06:42,506
‫ناگهان تبدیل به هوا بشه

89
00:06:43,758 --> 00:06:47,177
‫می‌فهمی هیچوقت سرپا نیستی
‫و راه نمیری

90
00:06:47,178 --> 00:06:49,846
‫داری... سقوط می‌کنی

91
00:06:49,847 --> 00:06:51,708
‫فقط یه چیز توخالی هستی
‫که سقوط می‌کنه

92
00:06:51,720 --> 00:06:53,642
‫و مدام داره از خودش دورتر میشه

93
00:06:55,686 --> 00:06:58,814
‫فکر کنم دارم بحران ایمان
‫رو تجربه می‌کنم خواهر

94
00:07:02,276 --> 00:07:04,444
‫- من آدم بدی‌ام؟
‫- مارتین...

95
00:07:04,445 --> 00:07:06,780
‫حس می‌کنم از انجام هر کار خوبی ناتوانم

96
00:07:06,781 --> 00:07:09,158
‫- اینطور نیست
‫- خب هیچ کار خوبی نکردم

97
00:07:10,034 --> 00:07:11,243
‫اینو مطمئنم

98
00:07:13,120 --> 00:07:16,374
‫می‌خوام این رو بفهمم که
‫آیا توانایی ارتکاب به شَر رو دارم؟

99
00:07:21,337 --> 00:07:22,338
‫سلام

100
00:07:23,714 --> 00:07:25,673
‫حال ویکتوریا خوبه؟

101
00:07:25,674 --> 00:07:29,720
‫ولی چرا یه تیم پزشکی کامل بالاسرشه؟

102
00:07:30,554 --> 00:07:34,099
‫داروی ویکتوریا بهش نساخته
‫و حالش بد شده

103
00:07:34,100 --> 00:07:37,644
‫وایسا ببینم. همون دارویی که
‫ما هم داریم مصرف می‌کنیم؟

104
00:07:37,645 --> 00:07:39,187
‫بله

105
00:07:39,188 --> 00:07:41,648
‫یعنی ما هم به مراقبت‌های ویژه پزشکی
‫نیاز پیدا می‌کنیم؟

106
00:07:41,649 --> 00:07:43,274
‫نمی‌دونم. کسی از شما

107
00:07:43,275 --> 00:07:46,444
‫بیماری جدی‌ای داره که به من نگفته باشه؟

108
00:07:46,445 --> 00:07:47,862
‫- خدای من
‫- چه خبره؟

109
00:07:47,863 --> 00:07:50,240
‫خلاصه‌ش اینه که مارتین خان
‫به یه زن مبتلا به بیماری لاعلاج

110
00:07:50,241 --> 00:07:51,574
‫مواد روان‌گردان قوی داده

111
00:07:51,575 --> 00:07:53,827
‫وایسا ببینم، ویکتوریا بیماری لاعلاج داره؟

112
00:07:53,828 --> 00:07:57,831
‫جریان از این قراره که ماشا
‫دیوونه‌خونه راه انداخته

113
00:07:57,832 --> 00:08:00,125
‫- اینو که می‌دونستیم
‫- و داره من

114
00:08:00,126 --> 00:08:02,752
‫و همه شما رو به خطر میندازه

115
00:08:02,753 --> 00:08:04,087
‫منظورت چیه؟

116
00:08:04,088 --> 00:08:06,631
‫شاید بهتر باشه از شریک تجاری آینده‌ش بپرسیم

117
00:08:06,632 --> 00:08:08,383
‫تو از کجا می‌دونی؟

118
00:08:15,349 --> 00:08:16,850
‫ماشا

119
00:08:16,851 --> 00:08:20,021
‫پیتر، فکر کردم پیش ویکتوریایی

120
00:08:21,272 --> 00:08:23,065
‫بودم. داره استراحت می‌کنه

121
00:08:24,859 --> 00:08:26,568
‫شنیدم که قراره با هم شریک بشیم

122
00:08:26,569 --> 00:08:28,320
‫من و تو و بابا

123
00:08:29,447 --> 00:08:31,781
‫با زبونش خوب آدم رو متقاعد می‌کنه، نه؟

124
00:08:31,782 --> 00:08:34,951
‫حس می‌کنی دلش با این کار نیست

125
00:08:36,662 --> 00:08:39,664
‫- تو جاسوسی ما رو کردی مارتین؟
‫- بحث رو عوض نکنیم

126
00:08:39,665 --> 00:08:41,541
‫دیوید می‌خواد زابروالد رو بخره

127
00:08:41,542 --> 00:08:45,754
‫دیوید و ماشا می‌خوان از چنگ خانواده‌ام درش بیارن

128
00:08:45,755 --> 00:08:48,590
‫من رو یاد بچگی میندازه

129
00:08:48,591 --> 00:08:50,217
‫عاشق شعبده‌بازی بودم

130
00:08:51,552 --> 00:08:54,763
‫اونقدر که پدر و مادرم شعبده‌باز
‫موردعلاقه‌ام رو آوردن

131
00:08:54,764 --> 00:08:57,141
‫که توی یکی از جشن تولدهام اجرا کنه

132
00:08:59,477 --> 00:09:02,395
‫عاشقش بودم،
‫یه جورایی برام بت شده بود

133
00:09:02,396 --> 00:09:03,856
‫می‌تونست کار‌های غیرممکن بکنه

134
00:09:05,232 --> 00:09:07,275
‫اما بعد از اجرا، پدرم کشیدش کنار

135
00:09:07,276 --> 00:09:11,155
‫و متقاعدش کرد که دفترچه شعبده‌ش
‫رو بهش بفروشه

136
00:09:12,156 --> 00:09:15,033
‫گفت گرفته که به من هدیه بده، ولی...

137
00:09:15,034 --> 00:09:17,077
‫فکر می‌کنم بیشتر برای خودش بود

138
00:09:17,078 --> 00:09:19,372
‫چون از شگفتیش متنفر بود

139
00:09:20,956 --> 00:09:26,127
‫از اینکه ندونستن چیزی، باعث میشه
‫کس دیگه‌ای دست بالا رو داشته باشه متنفر بود

140
00:09:26,128 --> 00:09:28,506
‫برای همین تبدیلش کرد به یه چیز خریدنی

141
00:09:29,548 --> 00:09:31,383
‫چیزی که بتونه صاحبش باشه

142
00:09:31,384 --> 00:09:33,718
‫این به اصطلاح «خلوتگاه»...

143
00:09:33,719 --> 00:09:36,262
‫هدفش اغوا کردن یه سرمایه‌گذار بوده

144
00:09:36,263 --> 00:09:38,640
‫راست میگه؟

145
00:09:38,641 --> 00:09:40,809
‫می‌دونی، بنظرم بهتره
‫با دکترم صحبت کنیم

146
00:09:40,810 --> 00:09:43,436
‫که یکم بنزودیازپین ملایم برای اضطرابت بهت بده

147
00:09:43,437 --> 00:09:46,607
‫یه چند تا داروی ضدروان‌پریشی
‫هم بهش اضافه کنیم بد نیست

148
00:09:46,998 --> 00:09:48,039
‫چه حال‌بهم‌زن

149
00:09:48,040 --> 00:09:50,090
‫دوست داری آلمانی صحبت کنیم دوست من؟

150
00:09:51,290 --> 00:09:53,390
‫با کمال میل این کارو برات می‌کنم

151
00:09:53,406 --> 00:09:54,948
‫باورم نمیشه

152
00:09:54,949 --> 00:09:58,119
‫می‌دونی، در حال حاضر پدرم
‫رو تحت تأثیر قرار دادی

153
00:09:59,328 --> 00:10:03,081
‫الانم مونده اینجا تا بالاخره
‫بهش بگی قلق کارت چیه

154
00:10:03,082 --> 00:10:05,793
‫و در ازاش همه‌چی بهت میده

155
00:10:06,711 --> 00:10:10,464
‫پول، توجه، عذرخواهی، حتی عشق

156
00:10:12,591 --> 00:10:15,552
‫اما باید بدونی که ازش دقیقا چی می‌خوای

157
00:10:15,553 --> 00:10:19,598
‫چون مطمئن باش،
‫زیاد پیش کسی نمی‌مونه

158
00:10:27,690 --> 00:10:29,983
‫ببین، واقعاً وقت یا تمایلی ندارم

159
00:10:29,984 --> 00:10:32,193
‫که اینجا بایستم و با دستیار ماشا بحث کنم

160
00:10:32,194 --> 00:10:33,778
‫درسته، بله، دستیار

161
00:10:33,779 --> 00:10:35,947
‫ترجیح میدی همینجوری وایسم اینجا و لبخند بزنم؟

162
00:10:35,948 --> 00:10:38,533
‫- چون کل کارم همینه؟
‫- خب چیزی جز دستیار به ذهنم نمیاد

163
00:10:38,534 --> 00:10:41,036
‫چون حقیقتش رو بخوای
‫نمی‌دونم کاربردت دقیقا اینجا چیه

164
00:10:41,037 --> 00:10:42,329
‫من اینجا هستم!

165
00:10:43,330 --> 00:10:47,084
‫من اینجا هستم چون اینجا
‫نسل‌ها متعلق به...

166
00:10:48,461 --> 00:10:50,462
‫خانواده‌ام بوده!

167
00:10:50,463 --> 00:10:55,216
‫و اگه ماشا مادرم رو در بستر مرگ فریب نداده بود

168
00:10:55,217 --> 00:10:57,343
‫الان من مسئول اینجا بودم

169
00:10:57,344 --> 00:11:00,388
‫من از مادرم در تمام مدت بیماریش مراقبت کردم

170
00:11:00,389 --> 00:11:04,142
‫بردمش دکتر،
‫تو این خراب‌شده ویلچرش رو جابه‌جا کردم

171
00:11:04,143 --> 00:11:07,103
‫بعد این خانم تو آخرین روزهای مادرم با عشوه...

172
00:11:07,104 --> 00:11:10,274
‫وارد خونه‌مون شد و جای من رو گرفت...

173
00:11:11,859 --> 00:11:13,526
‫شد فرشته نگهبانش

174
00:11:13,527 --> 00:11:16,529
‫مادرم هم که عاشق عزای ماشا بود

175
00:11:16,530 --> 00:11:18,073
‫اما پسر خودش

176
00:11:18,074 --> 00:11:20,867
‫کسی که همیشه با جدیت
‫مسیرش رو دنبال کرده

177
00:11:20,868 --> 00:11:24,496
‫عمراً نمی‌تونستم با بیماری
‫که مادرم درمانش کرده بود رقابت کنم

178
00:11:24,497 --> 00:11:27,290
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم
‫- خب کافی نیست مارتین

179
00:11:27,291 --> 00:11:28,958
‫- حرفم اینه که...
‫- ساکت!

180
00:11:28,959 --> 00:11:31,128
‫که عذر می‌خوام مامان

181
00:11:36,509 --> 00:11:39,427
‫ماشا بعد از مرگ دخترش

182
00:11:39,428 --> 00:11:41,221
‫برای درمان به اینجا اومد

183
00:11:41,222 --> 00:11:43,056
‫مطلقاً خرد شده بود

184
00:11:43,057 --> 00:11:46,684
‫برای همین مادرم به خودش افتخار می‌کرد
‫وقتی فکر می‌کرد درمانش کرده

185
00:11:46,685 --> 00:11:48,353
‫اما مادرم باهاش کار نکرد

186
00:11:48,354 --> 00:11:50,751
‫من دارم باهاش کار می‌کنم، پس باید

187
00:11:50,763 --> 00:11:53,775
‫به این اشاره کنم که حالش اصلا بهتر نشده

188
00:11:53,776 --> 00:11:55,443
‫اصلا نظر من اینه که دیوونه‌ست

189
00:11:55,444 --> 00:11:56,514
‫و باید بهش اشاره کنیم که...

190
00:11:56,526 --> 00:11:57,862
‫مارتین، یه نفس بکش

191
00:11:57,863 --> 00:11:58,947
‫خیلی‌خب. شماها رو نمی‌دونم

192
00:11:58,948 --> 00:12:01,199
‫ولی من الان دقیقا می‌دونم چرا مادرت

193
00:12:01,200 --> 00:12:02,409
‫نمی‌خواسته تو اینجا رو اداره کنی

194
00:12:02,410 --> 00:12:04,953
‫- جانم؟
‫- من دکتر نیستم

195
00:12:04,954 --> 00:12:07,455
‫اما می‌دونم که یه متخصص
‫بهداشت روان واقعی

196
00:12:07,456 --> 00:12:10,208
‫هرگز یه زن داغدار رو دیوونه خطاب نمی‌کنه

197
00:12:10,209 --> 00:12:12,001
‫سابقه محرمانه بیمار رو هم

198
00:12:12,002 --> 00:12:13,837
‫که قطعا فاش نمی‌کنه

199
00:12:13,838 --> 00:12:15,839
‫اونم برای اینکه بی‌شرمانه بدنامش کنه

200
00:12:15,840 --> 00:12:18,759
‫بنظرم مادرت خوب می‌دونسته
‫داره چیکار می‌کنه

201
00:12:23,347 --> 00:12:25,515
‫تنها اشتباهش...

202
00:12:25,516 --> 00:12:27,935
‫اینه که بهت اجازه داده اینجا
‫به عنوان دستیار ماشا بمونی

203
00:12:29,019 --> 00:12:31,230
‫چون معلومه حتی این کارم
‫از سرت زیادیه

204
00:12:40,906 --> 00:12:42,574
‫خدایا

205
00:12:42,575 --> 00:12:44,660
‫پشمام

206
00:12:54,378 --> 00:12:56,546
‫- بهت که گفتم
‫- الان نه

207
00:12:56,547 --> 00:12:58,631
‫- باشه؟
‫- من نوستراداموس زمانه‌ام لامصب

208
00:12:58,632 --> 00:13:00,800
‫- ای خدا
‫- می‌دونستم

209
00:13:00,801 --> 00:13:02,302
‫چی می‌خوای؟
‫مدال می‌خوای الان؟

210
00:13:02,303 --> 00:13:04,220
‫خیلی دلم مدال می‌خواد.
‫بهم مدال بدن واقعا عالی میشه

211
00:13:08,434 --> 00:13:10,311
‫- مارتین
‫- هوم؟

212
00:13:13,898 --> 00:13:15,775
‫با خودت مهربون باش

213
00:13:18,235 --> 00:13:19,445
‫هوم

214
00:14:48,367 --> 00:14:50,160
‫چرا بهم نگفته؟

215
00:14:50,161 --> 00:14:51,828
‫ایموجن، مادرت رو می‌شناسی

216
00:14:51,829 --> 00:14:54,873
‫اینکه اعتراف کنه پرستار نیاز داره
‫یعنی مریضه

217
00:14:54,874 --> 00:14:56,791
‫چیزی که ازش متنفره

218
00:14:56,792 --> 00:14:59,711
‫باعث میشه براش دلت بسوزه

219
00:14:59,712 --> 00:15:01,796
‫از این که دیگه بیشتر هم بدش میاد

220
00:15:01,797 --> 00:15:04,133
‫برای همین میگیم که من معشوقشم...

221
00:15:05,426 --> 00:15:06,886
‫که حقیقتش هم همینه

222
00:15:08,512 --> 00:15:12,015
‫ولی اولش پرستارش بودم

223
00:15:12,016 --> 00:15:14,726
‫نه، فقط... نمی‌فهمم چرا به من نگفته

224
00:15:14,727 --> 00:15:16,686
‫سال گذشته چقدر با مادرت...

225
00:15:16,687 --> 00:15:18,563
‫حرف زدی؟

226
00:15:18,564 --> 00:15:20,358
‫چه‌می‌دونم، نمی‌شمرم که

227
00:15:22,610 --> 00:15:23,986
‫سه چهار بار

228
00:15:25,988 --> 00:15:28,490
‫اگه پیام دادن هم حساب کنی

229
00:15:28,491 --> 00:15:31,910
‫خب قطعا می‌تونست بحثش رو پیش بکشه

230
00:15:31,911 --> 00:15:34,996
‫«راستی، شاید بهتره بیشتر همدیگه رو ببینیم

231
00:15:34,997 --> 00:15:38,250
‫چون انگار دارم می‌میرم»

232
00:15:41,545 --> 00:15:42,838
‫گفتم که

233
00:15:44,382 --> 00:15:46,175
‫فکر کرده نمی‌تونم هضمش کنم

234
00:15:48,511 --> 00:15:51,097
‫نمی‌خواسته تصورت ازش عوض بشه

235
00:16:40,646 --> 00:16:43,190
‫نگران مارتینم

236
00:16:44,358 --> 00:16:47,360
‫- جدی؟
‫- یه چیزی بهم گفت

237
00:16:47,361 --> 00:16:49,904
‫براش سوال بود می‌تونه شرارت کنه یا نه

238
00:16:49,905 --> 00:16:50,990
‫چی؟

239
00:16:53,617 --> 00:16:55,535
‫خب، یعنی چی؟

240
00:16:55,536 --> 00:16:58,831
‫اصلا نمی‌دونم، ولی دوباره
‫حالم رو خراب کرد

241
00:16:59,749 --> 00:17:02,584
‫- منظورت چیه؟
‫- خیلی مراقب بودم

242
00:17:02,585 --> 00:17:04,547
‫که خودم رو در موقعیتی قرار ندم

243
00:17:04,559 --> 00:17:06,421
‫که کسی بهم تکیه کنه، و...

244
00:17:06,422 --> 00:17:08,548
‫اگی، گوش کن.
‫خیلی وقت نیست که تو رو می‌شناسم

245
00:17:08,549 --> 00:17:12,177
‫و ببخش اگه دارم پام رو از گلیمم دراز می‌کنم

246
00:17:12,178 --> 00:17:15,388
‫ولی من غریزه‌ام تو شناخت آدم‌ها قویه

247
00:17:15,389 --> 00:17:19,017
‫و حاضرم جونم رو به تو بسپرم

248
00:17:19,018 --> 00:17:21,853
‫چیه؟ حرف بدی زدم؟

249
00:17:21,854 --> 00:17:24,564
‫نه، نه، نه. خیلی لطف داری. ممنون

250
00:17:24,565 --> 00:17:26,941
‫- نه، نه، انگار حرف بدی زدم
‫- فقط اینکه افرادی

251
00:17:26,942 --> 00:17:29,904
‫جونشون رو به من سپردن،
‫و بعضی‌هاشون مردن

252
00:17:37,203 --> 00:17:39,038
‫فکر کنم نیاز دارم یکم تنها باشم

253
00:17:43,125 --> 00:17:45,001
‫- باشه. نه
‫- می‌خوام یکم تنها باشم که فکر کنم

254
00:17:45,002 --> 00:17:47,129
‫البته، البته

255
00:18:14,115 --> 00:18:16,826
‫اینم آب‌گرم‌درمانیه؟

256
00:18:25,209 --> 00:18:27,419
‫خب، برنامت چی بود؟

257
00:18:27,420 --> 00:18:30,213
‫می‌خواستی ماهی یه بار بهم زنگ بزنی
‫و بگی اروپاگردی

258
00:18:30,214 --> 00:18:33,426
‫چقدر خوبه، ولی در واقعیت داشتی
‫تو آسایشگاه جون می‌دادی؟

259
00:18:37,138 --> 00:18:38,681
‫چقدر وقت داری؟

260
00:18:40,891 --> 00:18:45,603
‫شاید چند سال،
‫اگه خوش‌شانس و خیلی مراقب باشم

261
00:18:45,604 --> 00:18:47,897
‫آره، دیدم چقدر با دقت شرابت رو انتخاب می‌کنی

262
00:18:47,898 --> 00:18:49,191
‫نشونه‌ی خوبیه

263
00:18:51,819 --> 00:18:53,237
‫متاسفم ایمی

264
00:18:55,197 --> 00:18:57,282
‫هیچوقت نتونستم صادق باشم

265
00:18:57,283 --> 00:18:58,367
‫من...

266
00:18:59,535 --> 00:19:02,329
‫آخه خیلی دردناک و سخته

267
00:19:04,540 --> 00:19:08,419
‫- هضمش خیلی سخته
‫- اوهوم. قطعا همینطوره

268
00:19:11,630 --> 00:19:14,884
‫من تو جلسه، برگشتم به روزی که بابا مُرد

269
00:19:16,260 --> 00:19:18,511
‫خیلی سخت بود

270
00:19:18,512 --> 00:19:21,681
‫و حقیقتاً نمی‌دونم
‫چطوری قراره تو رو هم از دست بدم

271
00:19:21,682 --> 00:19:26,062
‫عزیزم، گوش کن، گوش کن چی میگم

272
00:19:28,564 --> 00:19:31,649
‫بخش بزرگی از وجود من همینجاست

273
00:19:31,650 --> 00:19:34,111
‫همینجا، تو وجود تو

274
00:19:35,488 --> 00:19:38,573
‫بخوای نخوای،
‫هیچوقت منو از دست نمیدی

275
00:19:38,574 --> 00:19:39,991
‫تا وقتی که زنده‌ای

276
00:19:39,992 --> 00:19:41,951
‫خدایا، از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم

277
00:19:44,163 --> 00:19:47,040
‫عزیزم، ما زیاد زمان نداریم

278
00:19:47,041 --> 00:19:50,502
‫ولی یکم زمان رو داریم

279
00:19:50,503 --> 00:19:54,089
‫پس بیا ازش نهایت استفاده رو ببریم

280
00:19:54,090 --> 00:19:56,550
‫هر چقدرم زمان داشته باشیم برام غنیمته

281
00:20:00,346 --> 00:20:03,391
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫خیلی شبیه ایوا گاردنر هستی؟

282
00:20:04,558 --> 00:20:07,602
‫تو، هروقت می‌خوای تو دل من جا باز کنی

283
00:20:12,733 --> 00:20:15,610
‫خب، میشه دکتر معاینه‌ش کنه؟

284
00:20:15,611 --> 00:20:16,862
‫البته

285
00:20:19,448 --> 00:20:20,950
‫یکم استراحت کن، باشه؟

286
00:20:36,048 --> 00:20:37,216
‫راستش...

287
00:20:38,217 --> 00:20:40,885
‫تو مخیله‌ام هم نمی‌گنجه
‫که چقدر این قضیه افتضاحه

288
00:20:40,886 --> 00:20:43,224
‫اینجوریه که میریم پایین شام بخوریم

289
00:20:43,236 --> 00:20:45,724
‫یهو می‌بینیم نورمن بیتس

290
00:20:45,725 --> 00:20:48,143
‫داره سر آقای کلین داد می‌زنه

291
00:20:48,144 --> 00:20:50,688
‫واقعا... حتی تو فیلم‌ها هم اینجوری نیست

292
00:20:54,525 --> 00:20:56,943
‫- عزیزم
‫- هوم؟

293
00:20:56,944 --> 00:20:58,237
‫عزیزم؟

294
00:21:01,490 --> 00:21:03,826
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫چرا اونجایی؟

295
00:21:05,161 --> 00:21:06,245
‫دارم کتاب می‌خونم

296
00:21:23,429 --> 00:21:24,680
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی

297
00:21:26,432 --> 00:21:27,474
‫چی؟

298
00:21:27,475 --> 00:21:31,561
‫من تو رو پس می‌زدم،
‫حالا نوبت توئه که منو پس بزنی

299
00:21:32,562 --> 00:21:34,397
‫اوکیه

300
00:21:34,398 --> 00:21:36,025
‫ولی میشه...

301
00:21:37,526 --> 00:21:40,529
‫میشه بی‌خیال شیم
‫و برگردیم به حالت عادی لطفا؟

302
00:21:42,323 --> 00:21:44,116
‫قصدم اصلا این نیست عزیزم

303
00:21:53,042 --> 00:21:56,002
‫«قصدم این نیست» و زهرمار

304
00:22:11,769 --> 00:22:13,813
‫- سلام
‫- سلام

305
00:22:15,690 --> 00:22:17,232
‫اینجا چه کار می‌کنی؟

306
00:22:17,233 --> 00:22:19,735
‫راستش، منتظر تو بودم

307
00:22:20,778 --> 00:22:22,195
‫منتظر من؟

308
00:22:22,196 --> 00:22:24,287
‫آره، می‌خواستم ببینم حالت چطوره

309
00:22:24,299 --> 00:22:26,282
‫و... حال مادرت رو بپرسم

310
00:22:26,283 --> 00:22:29,452
‫اما خیلی مراقبم که خلوتت رو بهم نزنم

311
00:22:29,453 --> 00:22:31,292
‫و می‌دونستم بالاخره...

312
00:22:31,304 --> 00:22:33,373
‫میای بیرون یه هوایی بخوری

313
00:22:33,374 --> 00:22:36,459
‫آتیش خیلی خوبی درست کردی

314
00:22:36,460 --> 00:22:39,462
‫باید پنج دقیقه پیش می‌دیدیش

315
00:22:39,463 --> 00:22:42,675
‫خیلی آتیش مردونه‌ای بود

316
00:22:48,597 --> 00:22:52,100
‫خب، تونستی وقت خوبی رو...

317
00:22:52,101 --> 00:22:53,978
‫با باباجونت بگذرونی؟

318
00:22:55,604 --> 00:22:57,690
‫می‌دونی، حالا که بهش فکر می‌کنم

319
00:23:00,443 --> 00:23:02,011
‫باید اون زن فوق‌العاده‌ای رو انتخاب می‌کردم

320
00:23:02,023 --> 00:23:03,778
‫که می‌خواست با من وقت بگذرونه

321
00:23:03,779 --> 00:23:06,407
‫نه اون مرد مزخرف...

322
00:23:07,491 --> 00:23:09,827
‫که نمی‌خواست

323
00:23:11,996 --> 00:23:14,373
‫واقعاً فکر می‌کنی آدم خیلی مزخرفیه؟

324
00:23:17,460 --> 00:23:18,794
‫راستش، آره

325
00:23:22,256 --> 00:23:24,341
‫می‌دونی، من بیشتر عمرم رو...

326
00:23:25,426 --> 00:23:29,430
‫دنبال ذره‌های عشق و توجهِ اون گشتم

327
00:23:32,600 --> 00:23:36,353
‫و فکر کردم اومدن به اینجا
‫یه جوری درستش می‌کنه

328
00:23:38,105 --> 00:23:39,231
‫ولی نکرده

329
00:23:44,653 --> 00:23:46,614
‫می‌دونی دلیل واقعی اومدنش چیه؟

330
00:23:47,615 --> 00:23:52,119
‫بخوام همینجوری حدس بزنم
‫میگم اومده اینجا رو خصمانه تصاحب کنه

331
00:23:55,831 --> 00:23:58,101
‫یعنی، یه ذره هم شرافت

332
00:23:58,113 --> 00:24:00,044
‫تو وجود اون آدم نمونده، نه؟

333
00:24:04,131 --> 00:24:05,132
‫خب...

334
00:24:06,133 --> 00:24:11,012
‫نظرت درباره یه مادرِ از نظر عاطفی آزارگر

335
00:24:11,013 --> 00:24:14,767
‫که سرگرمیش پنهان کردن بیماری لاعلاجشه چیه؟

336
00:24:17,478 --> 00:24:19,772
‫خدای من، ایموجن، خیلی متاسفم

337
00:24:28,739 --> 00:24:31,283
‫ما هم قراره با بچه‌هامون اینقدر مزخرف رفتار کنیم؟

338
00:24:33,452 --> 00:24:36,079
‫البته بچه‌های فرضی‌مون.
‫اگه اصلاً بچه‌دار بشیم

339
00:24:36,080 --> 00:24:39,249
‫- چه جداگونه چه با هم
‫- باشه

340
00:24:39,250 --> 00:24:41,001
‫ممنون که موضوع رو روشن کردی

341
00:24:47,091 --> 00:24:49,843
‫البته باید قبول کنی که...

342
00:24:49,844 --> 00:24:51,846
‫خیلی ناز می‌شدن، مگه نه؟

343
00:24:54,972 --> 00:24:56,225
‫بسه

344
00:25:17,455 --> 00:25:19,040
‫ای خدا

345
00:25:21,375 --> 00:25:23,544
‫- خوابت نمی‌بره؟
‫- یا خدا!

346
00:25:24,628 --> 00:25:27,547
‫فکر کردم گذاشتمت سرجات

347
00:25:27,548 --> 00:25:29,466
‫اون تو رو دوست ندارم

348
00:25:29,467 --> 00:25:31,217
‫مثل تابوته

349
00:25:31,218 --> 00:25:34,888
‫آره، خب، تو یه شیء بی‌جونی

350
00:25:34,889 --> 00:25:36,223
‫باهاش کنار بیا

351
00:25:37,475 --> 00:25:39,393
‫داری به حرفی که اگنس بهت زد فکر می‌کنی

352
00:25:41,479 --> 00:25:42,688
‫شاید

353
00:25:44,398 --> 00:25:45,983
‫به تو چه مربوطه؟

354
00:25:47,276 --> 00:25:49,944
‫داری به این فکر می‌کنی که آیا واقعا واقعا
‫خوب میشی یا نه

355
00:25:49,945 --> 00:25:52,697
‫اومدی حالم رو بهتر کنی، جسی خرسه؟

356
00:25:52,698 --> 00:25:55,325
‫یا یه اهریمن کوچولوی نفرت‌انگیز باشی؟

357
00:25:55,326 --> 00:25:57,410
‫همش به این فکر می‌کنی که
‫آخر چی به سر اون بچه‌ای که

358
00:25:57,411 --> 00:25:59,079
‫جلوش از کوره در رفتی، اومده

359
00:25:59,080 --> 00:26:01,122
‫و هزاران بچه دیگه

360
00:26:01,123 --> 00:26:03,666
‫- که تو رو قدیس می‌دونستن
‫- بسه دیگه!

361
00:26:03,667 --> 00:26:08,421
‫احتمالا براشون سالم‌ترم هست
‫که از من بت نسازن

362
00:26:08,422 --> 00:26:10,882
‫بالاخره که باید می‌فهمیدن که...

363
00:26:10,883 --> 00:26:12,509
‫بابانوئل هم واقعی نیست

364
00:26:12,510 --> 00:26:14,584
‫خب، تو بابانوئل نیستی برایان

365
00:26:14,596 --> 00:26:16,513
‫و هیچوقت هم التیام پیدا نمی‌کنی

366
00:26:16,514 --> 00:26:18,598
‫همیشه اون خشم تو وجودت می‌مونه

367
00:26:18,599 --> 00:26:20,308
‫همیشه دوباره زخمت تازه میشه

368
00:26:20,309 --> 00:26:23,603
‫چون یه لاشیِ رقت‌انگیزِ غمگینِ عصبانی هستی!

369
00:26:23,604 --> 00:26:24,729
‫به خاطر همینه که به من نیاز داری

370
00:26:24,730 --> 00:26:26,648
‫- چون انقدر بگایی...
‫- چرا داری این کارو با من می‌کنی؟

371
00:26:26,649 --> 00:26:28,359
‫نمی...

372
00:26:28,901 --> 00:26:31,611
‫نمی‌فهمم چرا همیشه بهم حمله می‌کنی

373
00:26:31,612 --> 00:26:33,530
‫دیگه... دیگه نمی‌تونم

374
00:26:33,531 --> 00:26:35,073
‫دیگه نمی‌تونم

375
00:26:35,074 --> 00:26:37,200
‫گوش نمیدم. نمی‌خوام بشنوم

376
00:26:37,201 --> 00:26:38,993
‫حالا گمشو برو!

377
00:26:38,994 --> 00:26:40,537
‫گوش نمیدم!

378
00:26:40,538 --> 00:26:42,873
‫لا، لا، لا، لا، لا، لا! بسه!

379
00:27:47,063 --> 00:27:48,980
‫مامان، لطفا بیا پیشم

380
00:28:35,653 --> 00:28:38,071
‫هلنا، بیا پیشم

381
00:28:41,450 --> 00:28:42,952
‫بیا پیشم

382
00:28:44,495 --> 00:28:46,330
‫بیا پیشم

383
00:29:04,175 --> 00:29:05,485
‫ول نمی‌کنی!

384
00:29:05,786 --> 00:29:08,076
‫مامان، منم! مارتین کوچولو!

385
00:29:08,269 --> 00:29:09,770
‫مامان، بهت نیاز دارم، خواهش می‌کنم!

386
00:29:09,771 --> 00:29:11,450
‫چقدر داره خوش می‌گذره!

387
00:29:16,990 --> 00:29:19,480
‫داری سقوط می‌کنی!
‫تو خوب نیستی! خوب نیاز ندارم!

388
00:29:19,481 --> 00:29:20,481
‫تا ابد، خوب!

389
00:29:25,119 --> 00:29:28,538
‫من احساسات دارم!

390
00:29:37,882 --> 00:29:39,425
‫می‌تونم بیام تو؟

391
00:30:14,210 --> 00:30:15,335
‫سلام

392
00:30:15,336 --> 00:30:17,046
‫من رو خواسته بودی؟

393
00:30:19,465 --> 00:30:21,467
‫- حالت خوبه؟
‫- من خوبم

394
00:30:22,843 --> 00:30:24,136
‫بقیه چطورن؟

395
00:30:25,554 --> 00:30:27,180
‫حال ویکتوریا چطوره؟

396
00:30:27,181 --> 00:30:30,976
‫همشون... حالشون خوبه

397
00:30:34,313 --> 00:30:35,398
‫اون چیه؟

398
00:30:40,444 --> 00:30:43,571
‫چای منه. هر روز می‌خورم

399
00:30:43,572 --> 00:30:47,618
‫یه دوز خیلی دقیق و کنترل شده‌ست

400
00:30:51,330 --> 00:30:54,249
‫دریچه‌ای رو باز می‌کنه

401
00:30:54,250 --> 00:30:57,586
‫تا بتونم با کسایی که
‫از دست دادم ارتباط برقرار کنم

402
00:30:59,088 --> 00:31:03,049
‫گذشته و حال رو، خاطره و واقعیت
‫رو به هم وصل می‌کنه

403
00:31:03,050 --> 00:31:05,885
‫گذشته‌ام رو زنده نگه می‌داره.
‫آروم آروم میارتم به زمان حال

404
00:31:05,886 --> 00:31:08,263
‫و کمک می‌کنه کمتر احساس تنهایی کنم

405
00:31:08,264 --> 00:31:12,727
‫خب، بهت کمک کرده شکل جدیدی
‫از درمان رو توسعه بدی

406
00:31:13,644 --> 00:31:16,855
‫فکر کنم نمی‌دونی که این قضیه
‫چقدر می‌تونه بزرگ و مهم باشه

407
00:31:16,856 --> 00:31:19,232
‫می‌تونیم اینجا تو زابروالد شروع کنیم

408
00:31:19,233 --> 00:31:20,943
‫این می‌تونه برنامه آزمایشی‌مون باشه

409
00:31:22,028 --> 00:31:24,612
‫می‌تونم اینجا رو از اون وروجک اتریشی بخرم

410
00:31:24,613 --> 00:31:26,698
‫می‌تونم مالکیت کامل بهت بدم

411
00:31:26,699 --> 00:31:28,783
‫پس اگه به این شراکت اعتقاد داری

412
00:31:28,784 --> 00:31:30,493
‫اگه واقعا بهش اعتقاد داری

413
00:31:30,494 --> 00:31:32,787
‫پس چرا بقیه کارت رو ول نمی‌کنی؟

414
00:31:32,788 --> 00:31:36,041
‫پیمان‌کاری نظامی،
‫امپراتوری رسانه‌ای

415
00:31:36,042 --> 00:31:38,043
‫و همه اون کارایی که می‌کنی

416
00:31:38,044 --> 00:31:40,336
‫می‌تونی مستقیماً روی این کار تمرکز کنی

417
00:31:40,337 --> 00:31:42,088
‫- جدی که نمیگی؟
‫- البته که جدی‌ میگم

418
00:31:42,089 --> 00:31:43,673
‫چرا جدی نگم؟

419
00:31:43,674 --> 00:31:45,467
‫خب، چون چیزایی که الان گفتی

420
00:31:45,468 --> 00:31:47,218
‫هسته اصلی کسب و کارم هستن

421
00:31:47,219 --> 00:31:48,679
‫پول کافی نداری؟

422
00:31:50,139 --> 00:31:51,306
‫خب، اونا پولسازن

423
00:31:51,307 --> 00:31:53,434
‫بخاطر هموناست که من می‌تونم ریسک کنم

424
00:31:54,977 --> 00:31:58,481
‫تا روی چنین برنامه‌های نوع‌دوستانه‌ای
‫سرمایه‌گذاری کنم

425
00:31:59,774 --> 00:32:02,443
‫ببین، اگه نگران وجهه‌ی عمومیش هستی...

426
00:32:03,527 --> 00:32:05,492
‫بخاطر ارتباط با سخت‌افزارهای نظامی

427
00:32:05,504 --> 00:32:08,074
‫و این چیزا...
‫کاری نداره

428
00:32:09,450 --> 00:32:13,286
‫می‌تونم راحت یه شرکت صوری راه بندازم

429
00:32:13,287 --> 00:32:15,205
‫و از طریق اون سرمایه‌گذاری کنم

430
00:32:15,206 --> 00:32:18,417
‫لازم نیست کسی بدونه کی ازت حمایت می‌کنه

431
00:32:20,711 --> 00:32:21,796
‫ماشا؟

432
00:32:24,173 --> 00:32:25,466
‫یالا دیگه، حرف بزن باهام

433
00:32:27,176 --> 00:32:30,513
‫- چیه؟
‫- می‌خوام یه کاری باهام بکنی

434
00:32:32,473 --> 00:32:33,474
‫چه کاری؟

435
00:32:35,851 --> 00:32:37,728
‫می‌خوام تو رو بهش معرفی کنم

436
00:32:39,897 --> 00:32:42,525
‫- به کی، به دخترمون؟
‫- آره

437
00:32:43,526 --> 00:32:46,111
‫می‌خوام ببینیش

438
00:32:46,112 --> 00:32:49,198
‫- چطوری؟
‫- با هم یه دوز مصرف می‌کنیم

439
00:32:51,158 --> 00:32:54,077
‫یه دوز خیلی زیاد و کنترل‌شده

440
00:32:54,078 --> 00:32:57,498
‫منم از دریچه ردت می‌کنم
‫که ملاقاتش کنی

441
00:32:58,040 --> 00:33:00,668
‫با هم می‌بینیمش و باهاش حرف می‌زنیم

442
00:33:04,672 --> 00:33:07,508
‫- چجوری میشه؟
‫- بهم اعتماد داری؟

443
00:33:08,718 --> 00:33:11,429
‫ها؟ داری؟

444
00:33:18,686 --> 00:33:19,937
‫بهت اعتماد دارم

445
00:33:21,397 --> 00:33:22,565
‫عالیه

446
00:33:31,365 --> 00:33:34,492
‫آماده‌ای؟

447
00:33:34,493 --> 00:33:36,954
‫آره. تو چی؟

448
00:33:38,914 --> 00:33:42,293
‫- مضطرب بنظر میای
‫- هیجان‌زده‌ام

449
00:33:43,502 --> 00:33:45,295
‫منم همین‌طور

450
00:33:50,051 --> 00:33:52,303
‫این دوز سنگین‌تر...

451
00:33:53,846 --> 00:33:56,056
‫از اونیه که بهش عادت داری

452
00:34:06,359 --> 00:34:09,069
‫آسون نخواهد بود،
‫شاید دردناک باشه،

453
00:34:09,070 --> 00:34:11,030
‫اما موجب رشدت خواهد شد

454
00:34:15,284 --> 00:34:16,786
‫چشمات رو ببند

455
00:34:23,209 --> 00:34:25,293
‫دم و بازدم کن

456
00:34:58,327 --> 00:35:00,996
‫پس قراره انجامش بدیم؟
‫شاهکار نهاییت؟

457
00:35:09,136 --> 00:35:11,856
‫اون روس روانی این دفعه دیگه رد داده

458
00:35:12,357 --> 00:35:14,227
‫چیکار داریم می‌کنیم؟
‫چی تو سرشه؟

459
00:35:14,228 --> 00:35:18,058
‫کی می‌دونه؟
‫اینجا کلا بگا رفته

460
00:35:18,059 --> 00:35:21,929
‫من سوال نمی‌پرسم.
‫کارت رو بکن

461
00:35:25,730 --> 00:35:26,981
‫چی؟

462
00:35:30,026 --> 00:35:31,818
‫همه لطفاً پایین به من ملحق شید

463
00:35:31,819 --> 00:35:34,904
‫- برای یک جلسه اضطراری
‫- پاشو!

464
00:35:34,905 --> 00:35:36,531
‫دلیلی نداره که هول کنید

465
00:35:36,532 --> 00:35:37,699
‫- پایین به من ملحق شید...
‫- حالت خوبه؟

466
00:35:37,700 --> 00:35:39,576
‫- برای یک جلسه اضطراری
‫- آی!

467
00:35:39,577 --> 00:35:42,328
‫- ساعت چنده؟
‫- آی

468
00:35:42,329 --> 00:35:43,788
‫این چیه؟

469
00:35:43,789 --> 00:35:46,124
‫تکرار می‌کنم

470
00:35:46,125 --> 00:35:48,877
‫پایین به من ملحق شید
‫برای یک جلسه اضطراری

471
00:35:51,505 --> 00:35:52,840
‫یعنی چی؟

472
00:36:04,977 --> 00:36:06,352
‫تکرار می‌کنم

473
00:36:06,353 --> 00:36:09,356
‫پایین به من ملحق شید
‫برای یک جلسه اضطراری

474
00:36:09,357 --> 00:36:11,399
‫چه خبر شده؟

475
00:36:21,327 --> 00:36:22,787
‫چه خبره؟

476
00:36:48,938 --> 00:36:49,939
‫آهای؟

477
00:36:51,107 --> 00:36:53,733
‫- آهای؟
‫- هوا چه خراب شده

478
00:36:53,734 --> 00:36:56,404
‫چند دهه‌ست همچین آب و هوایی ندیدم

479
00:36:57,863 --> 00:36:59,031
‫سلام

480
00:37:01,075 --> 00:37:02,284
‫دلم برات تنگ شده بود

481
00:37:14,714 --> 00:37:16,465
‫داستان چیه؟

482
00:37:19,719 --> 00:37:21,846
‫چرا همه دارن به من نگاه می‌کنن؟

483
00:37:23,806 --> 00:37:25,141
‫شب خوش دیوید

484
00:37:26,517 --> 00:37:31,229
‫از همه شما هم ممنونم
‫که در این ساعت به ما پیوستید

485
00:37:35,234 --> 00:37:39,404
‫جریان چیه؟ محاکمه‌ست؟

486
00:37:39,405 --> 00:37:41,407
‫محاکمه، جلسه رسیدگی

487
00:37:42,408 --> 00:37:44,618
‫جلسه تمرینی

488
00:37:45,619 --> 00:37:47,955
‫تجربه توهم ‌جمعی

489
00:37:49,331 --> 00:37:50,708
‫صدور حکم

490
00:37:53,502 --> 00:37:55,253
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

491
00:37:55,254 --> 00:37:57,298
‫پس دلیلی برای نگرانی نداری

492
00:37:58,549 --> 00:38:01,135
‫ممنونم که در این جلسه شرکت می‌کنی

493
00:38:04,263 --> 00:38:07,391
‫آسون نخواهد بود
‫و ممکنه دردناک باشه

494
00:38:09,602 --> 00:38:11,394
‫اما موجب رشدت خواهد شد

495
00:38:11,418 --> 00:38:21,418
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

496
00:38:21,442 --> 00:38:31,442
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

