﻿1
00:00:05,893 --> 00:00:07,519
‫[آنچه گذشت...]

2
00:00:07,882 --> 00:00:09,801
‫به پایان فیلم‌تون خوش اومدید

3
00:00:11,553 --> 00:00:12,721
‫حتماً شوخیت گرفته

4
00:00:12,804 --> 00:00:16,306
‫ولی بیشتر ترجیح می‌دادم مارشال رو
‫از نزدیک از پا دربیارم، می‌دونی؟

5
00:00:16,391 --> 00:00:19,561
‫واقعاً نمی‌دونم چطوری چنین کلماتی رو
‫تحریک‌کننده می‌کنی

6
00:00:19,644 --> 00:00:21,563
‫من داخل همین حیاط ازدواج کردم، می‌دونستی؟

7
00:00:21,646 --> 00:00:23,857
‫- نیمۀ شب زیر ستارگان
‫- خب

8
00:00:23,940 --> 00:00:25,275
‫و فواره هم شاهد ازدواج‌مون بود

9
00:00:25,358 --> 00:00:27,027
‫- فکر کنم خوش یمنـه
‫- خب، روز خوبی داشته باشی

10
00:00:27,110 --> 00:00:29,320
‫ناسلامتی عروسی داریم.
‫حتماً روز خوبی میشه.

11
00:00:29,404 --> 00:00:31,948
‫نیکی کاچیمیلیو، پادشاه خشک‌شویی بروکلین

12
00:00:32,031 --> 00:00:33,450
‫مفقود اعلام شده است

13
00:00:33,533 --> 00:00:36,703
‫مقامات می‌گویند که در این لحظه
‫مشکوک به سوء قصد نیستند

14
00:00:36,786 --> 00:00:38,830
‫آقای ساوج، خانم مورا

15
00:00:38,913 --> 00:00:42,417
‫می‌خوام شما رو استخدام کنم که
‫همسرم رو پیدا کنید، نیکی کاچیمیلیو

16
00:00:42,500 --> 00:00:44,461
‫ما فقط روی قتل‌های داخل ساختمان
‫تحقیق می‌کنیم

17
00:00:44,544 --> 00:00:46,504
‫سوفیا کاچیمیلیو

18
00:00:46,588 --> 00:00:48,298
‫اگه نظرتون عوض شد باهام تماس بگیرید

19
00:00:48,381 --> 00:00:49,632
‫وای خدای من

20
00:00:50,800 --> 00:00:52,635
‫لستر؟ لستر!

21
00:00:57,891 --> 00:01:00,268
‫لستر هربرت کلوکا در سال 1948

22
00:01:00,351 --> 00:01:03,188
‫در فلت‌بوش، بروکلین چشم به جهان گشود

23
00:01:05,690 --> 00:01:08,026
‫بعدتر به مدت 32 سال به عنوان دربان

24
00:01:08,109 --> 00:01:11,654
‫در ساختمان سرشناس آرکونیا
‫واقع در آپر وست ساید خدمت کرد

25
00:01:16,493 --> 00:01:18,870
‫از لستر، همسرش لورین

26
00:01:18,953 --> 00:01:21,039
‫و دو فرزندش فرانک و می به جا مانده‌اند

27
00:01:22,624 --> 00:01:25,085
‫"به جای خرید گل لطفاً به

28
00:01:25,168 --> 00:01:28,046
‫انجمن ملی پرنده‌نگری آدوبان

29
00:01:28,129 --> 00:01:30,173
‫یا هالیوود ایمپروو ایست کمک مالی بکنید"

30
00:01:31,174 --> 00:01:33,051
‫فقط همین؟ کلاً چهارتا خط؟

31
00:01:33,760 --> 00:01:35,595
‫این دیگه خیانت به آگهی ترحیمه

32
00:01:35,678 --> 00:01:37,514
‫پس رنگ و لعابـش کو؟
‫جزئیاتـش کجاست؟

33
00:01:37,597 --> 00:01:40,016
‫باید توش یه داستانـی تعریف کنن
‫که همه بعدش خوندنش بگن

34
00:01:40,100 --> 00:01:41,810
‫"عجب انسان نازنینی بود"

35
00:01:41,893 --> 00:01:43,269
‫باید می‌اومدن پیش من

36
00:01:43,353 --> 00:01:47,148
‫می‌اومدن پیش تو؟ و نه زن و بچه‌هاش؟

37
00:01:47,232 --> 00:01:51,820
‫آره، من کسیـم که لستر عادت داشت
‫هر روز باهاش پچ پچ کنه

38
00:01:51,903 --> 00:01:54,031
‫مثلاً می‌گفت "مستاجر مورد علاقه‌ام اومد"

39
00:01:54,114 --> 00:01:55,615
‫عجیبه انقدری که سر این آگهی ترحیم ناراحتی

40
00:01:55,698 --> 00:01:58,201
‫از اینکه پلیس مرگ لستر رو یک حادثه
‫اظهار کرده ناراحت نیستی

41
00:01:58,284 --> 00:02:00,870
‫وای که چقدر این رفته رو مخم

42
00:02:00,954 --> 00:02:02,455
‫بخاطر همه‌اش ناراحتم

43
00:02:02,831 --> 00:02:03,998
‫من اون مرد رو دوست داشتم

44
00:02:04,082 --> 00:02:05,792
‫والا تا جایی که من دیدم تو همش متهمـش می‌کردی

45
00:02:05,875 --> 00:02:08,211
‫که از پپرونی‌های پیتزاهایی که
‫سفارش میدی کش میره

46
00:02:08,294 --> 00:02:09,879
‫خب، پپرونی کِش‌رو که بود

47
00:02:09,963 --> 00:02:12,048
‫اما دوست جون جونی‌ها همینطورین دیگه،
‫سر به سر هم می‌ذارن

48
00:02:12,132 --> 00:02:13,299
‫تو درکش نمی‌کنی

49
00:02:13,383 --> 00:02:17,470
‫باورم نمیشه میگوی عروسی‌ای که
‫چهار روز مونده رو داری می‌خوری

50
00:02:17,554 --> 00:02:19,848
‫خب اگه توی یخ بوده باشه
‫تا پنج روز بعدشم میشه خوردش

51
00:02:19,931 --> 00:02:22,225
‫اگه قبلش مسموم هم شده باشی حتی تا شش روز

52
00:02:23,143 --> 00:02:26,312
‫باورم نمیشه تدارکاتچی‌ها
‫یادشون رفته اینا رو سرو کنن

53
00:02:26,396 --> 00:02:28,356
‫به نظر نمیاد از اون آدم‌های طرفدار میگو باشی

54
00:02:28,439 --> 00:02:31,609
‫میگو بهترین بهونه‌ست برای خوردن
‫یه ظرف پر از سس کوکتل

55
00:02:32,777 --> 00:02:34,821
‫در ضمن، از اسراف متنفرم

56
00:02:34,904 --> 00:02:37,490
‫من خیلی افسرده‌ام

57
00:02:37,574 --> 00:02:40,827
‫چرا اینجا بوی ماهی چنگو میاد؟

58
00:02:40,910 --> 00:02:43,872
‫هوارد، من طرفدار اینطوری وارد شدن‌های
‫یهویی نیستم

59
00:02:43,955 --> 00:02:47,000
‫دوست ندارم حس کنم دارم توی یکی از
‫قسمت‌های سریال "لاورن و شرلی" زندگی می‌کنم

60
00:02:47,083 --> 00:02:48,668
‫هوارد، چی شده؟

61
00:02:48,751 --> 00:02:51,504
‫ممنون که پرسیدی، میبل

62
00:02:51,588 --> 00:02:54,549
‫سولین و گریوی اونقدر مشغول لاو ترکوندن هستن
‫که اصلاً به من توجه نمی‌کنن

63
00:02:54,632 --> 00:02:56,676
‫جاناتان هم هنوز با سریال "میلی کاملا مدرن"
‫توی تور هستن

64
00:02:56,759 --> 00:02:59,721
‫که امیدوارم اونجا با یه پسر گروه کُر
‫یه داستان کاملاً میلی بین‌شون پیش نیاد

65
00:02:59,804 --> 00:03:01,139
‫که اصلاً نمی‌دونم اینی که گفتم یعنی چی

66
00:03:01,222 --> 00:03:03,141
‫واسه همین خونه تنها موندم
‫اونم به یه جفت حیوون خونگی

67
00:03:03,224 --> 00:03:05,935
‫که انتظار دارن فقط بهشون سرویس بدم

68
00:03:06,978 --> 00:03:09,355
‫وایسا ببین. چقدر دیگه میگو مونده؟

69
00:03:09,439 --> 00:03:11,983
‫- یه ظرف دیگه‌ام تو یخچالـه
‫- می‌تونم عشق‌شون رو بخرم

70
00:03:13,902 --> 00:03:17,405
‫خب، به نظرم باید ادامه بدیم

71
00:03:17,906 --> 00:03:22,035
‫این درخواست لستر که خواسته مراسمـش
‫توی لابی برگزار بشه خیلی عجیبه

72
00:03:22,118 --> 00:03:26,080
‫یکم پیش رفتم پایین تا یه چرخی بزنم
‫و ببینم شایعات چیا میگن

73
00:03:26,164 --> 00:03:28,625
‫همه دارن درمورد فیلم‌های دوربین امنیتی حرف می‌زنن

74
00:03:28,708 --> 00:03:30,668
‫بذار حدس بزنم.
‫پس مرگ لستر

75
00:03:30,752 --> 00:03:32,795
‫اصلاً یه حادثه غمناک نبوده

76
00:03:32,879 --> 00:03:34,589
‫آخه آرکونیا و حادثه‌ی اتفاقی؟

77
00:03:34,672 --> 00:03:38,593
‫وقتی که پیداش کردیم اصلاً
‫به نظر نمی‌اومد که حادثه بوده باشه

78
00:03:38,676 --> 00:03:40,303
‫یواش‌تر، شرلوک هولمزِ پرستار

79
00:03:40,386 --> 00:03:41,930
‫چه خوب گفتی، هوارد

80
00:03:42,013 --> 00:03:45,183
‫متاسفانه فیلم دوربین‌ها تایید می‌کنن که
‫مرگ لستر یک حادثه غم‌انگیز بوده

81
00:03:46,142 --> 00:03:48,978
‫کلاً بحث درمورد اینه که دربان جدید
‫جذاب هست یا نه

82
00:03:49,062 --> 00:03:51,689
‫تا اینجا که من رای‌ها رو شمردم
‫15 تا موافق بودن، دوتا مخالف

83
00:03:51,773 --> 00:03:53,650
‫و "اومای بی‌مزه" هم یک رای ممتنع داده

84
00:03:53,733 --> 00:03:56,736
‫بگذریم، طبقه پایین می‌بینم‌تون.
‫الان باید برم به عشاق در خانه غذا بدم.

85
00:03:57,820 --> 00:03:59,864
‫پس یه حادثه غم‌انگیز بوده؟

86
00:03:59,948 --> 00:04:02,367
‫نمی‌دونم

87
00:04:02,450 --> 00:04:03,868
‫بازم به نظرم یخورده..

88
00:04:04,786 --> 00:04:06,329
‫مشکوک میاد

89
00:04:06,412 --> 00:04:08,331
‫احتمالاً اینطوری بهتره

90
00:04:08,414 --> 00:04:10,541
‫وقتی قتلی در کار نباشه
‫یعنی پادکستی هم در کار نیست

91
00:04:10,625 --> 00:04:13,962
‫وقتی هم پادکستی در کار نباشه
‫یعنی می‌تونم حال تازه‌داماد بودنم رو ببرم

92
00:04:14,045 --> 00:04:17,799
‫توام می‌تونی توی شهر بچرخی
‫و سی و چند سالگی کنی، و توام..

93
00:04:19,092 --> 00:04:20,426
‫‌نمی‌دونم تو چیکار می‌کنی

94
00:04:20,510 --> 00:04:23,388
‫چی؟ من کلی کار دارم

95
00:04:23,471 --> 00:04:25,556
‫واقعاً نمی‌دونم چی در جواب بگم

96
00:04:25,640 --> 00:04:26,975
‫- الیور
‫- نه، نه، میبل

97
00:04:27,058 --> 00:04:29,436
‫راستشو بخوای من کاراشو دیدم،
‫چیزی نیست که بخواد باهاش پز بده

98
00:04:29,519 --> 00:04:31,896
‫- الیور
‫- اوه، از خط قرمزت رد شدم، چارلز؟

99
00:04:31,980 --> 00:04:33,690
‫الیور؟

100
00:04:33,773 --> 00:04:36,192
‫- چیه؟
‫- چرا میگویی که توی دستته

101
00:04:36,276 --> 00:04:37,777
‫ناخن داره؟

102
00:04:38,276 --> 00:04:45,777
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

103
00:04:46,276 --> 00:04:53,777
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

104
00:05:37,045 --> 00:05:39,047
‫یه انگشته، درسته؟

105
00:05:39,130 --> 00:05:41,007
‫فکر نکنم انگشت پا باشه

106
00:05:41,090 --> 00:05:43,760
‫انگشت زنه یا مرد؟

107
00:05:43,843 --> 00:05:45,428
‫من که حتی نژادشم نمی‌تونم تشخیص بدم

108
00:05:45,511 --> 00:05:48,097
‫به نظرم اصلی‌ترین ویژگیـش اینه که مُرده

109
00:05:48,181 --> 00:05:51,976
‫یه جور قارچ سبز روش نیست؟

110
00:05:52,060 --> 00:05:53,311
‫برندارش!

111
00:05:53,394 --> 00:05:55,271
‫- برداشتش
‫- می‌دونستم برمی‌داره!

112
00:05:55,355 --> 00:05:58,107
‫خب الیور، کسی توی عروسیـت

113
00:05:58,191 --> 00:06:00,526
‫به یه حادثه توی آشپزخونه اشاره‌ای نکرد؟

114
00:06:01,361 --> 00:06:04,113
‫آره میبل، اما پیش خودم نگهش داشتم

115
00:06:04,197 --> 00:06:05,281
‫عقلت رو به کار بنداز

116
00:06:05,907 --> 00:06:08,618
‫بیخیال، آخه کی میاد اتفاقی
‫انگشتـش رو قطع کنه

117
00:06:08,701 --> 00:06:12,121
‫بعدم تصادفی بذارتش توی یک
‫ظرف سرو میگوی قدیمی

118
00:06:12,205 --> 00:06:14,332
‫درست میگه. باید بیخیال
‫کلمه‌ی "تصادف" بشیم

119
00:06:14,415 --> 00:06:16,667
‫این یه پیامـه

120
00:06:16,751 --> 00:06:19,045
‫چقدر ترسناک

121
00:06:19,128 --> 00:06:20,922
‫مثل سر اون اسبِ توی پدرخوانده می‌مونه

122
00:06:21,005 --> 00:06:22,215
‫خیلی مافیاییـه

123
00:06:23,674 --> 00:06:24,759
‫هی

124
00:06:29,597 --> 00:06:31,140
‫سوفیا کاچیمیلیو

125
00:06:31,224 --> 00:06:32,558
‫اون دیگه کیه؟ داستانش چیه؟

126
00:06:32,642 --> 00:06:36,187
‫توی شب عروسیـت،
‫همون شبی که لستر مُرد

127
00:06:36,270 --> 00:06:40,191
‫- یه زن مرموز...
‫- زنه واقعاً خطری بود

128
00:06:41,192 --> 00:06:45,696
‫ازمون درخواست کرد که همسر
‫مافیاش یعنی نیکی رو پیدا بکنیم

129
00:06:45,780 --> 00:06:48,074
‫زن یه مافیا؟!
‫و شما چی گفتید؟

130
00:06:48,157 --> 00:06:50,076
‫گفتیم که آژانس کاراگاهی نیستیم

131
00:06:50,159 --> 00:06:51,953
‫زن یه مافیا رو رد کردید؟

132
00:06:52,036 --> 00:06:53,579
‫وای خدای من

133
00:06:53,663 --> 00:06:57,542
‫یه عکس از سوفیا کاچیمیلیو نشونم بده

134
00:07:00,086 --> 00:07:02,713
‫نگاهشون کن.
‫یه زوج کلاسیک مافیایی.

135
00:07:02,797 --> 00:07:05,508
‫هیچ مرد درستکاری همچین گل گنده‌ای
‫نمی‌زنه روی لباسـش

136
00:07:05,591 --> 00:07:08,428
‫اونا توی شب عروسی من اومدن سراغ شما

137
00:07:08,511 --> 00:07:11,556
‫و شما هم بدون در نظر گرفتن
‫عواقبی که داره اونا رو رد کردید

138
00:07:11,639 --> 00:07:13,266
‫از پدرخوانده.
‫این یکی رو بلدم.

139
00:07:13,349 --> 00:07:15,268
‫عالیه. آموزشـم داره اثر می‌کنه

140
00:07:15,476 --> 00:07:16,978
‫- خوب ادای براندو رو در آوردی
‫- آره خوب براندو شدی

141
00:07:17,061 --> 00:07:18,813
‫- ممنون
‫- اما باید یخورده چونه‌ات رو بدی جلو

142
00:07:18,896 --> 00:07:21,024
‫و با پشت انگشت‌هات صورتت رو بخارونی

143
00:07:21,107 --> 00:07:23,234
‫رفیق باید یخورده صدات رو کلفت‌تر بکنی

144
00:07:23,317 --> 00:07:24,861
‫- فهمیدم، صدای من یخورده نازکه
‫- من اومدم پیش تو..

145
00:07:24,944 --> 00:07:27,947
‫آره، یه پیشنهادی بهش دادم
‫که نتونه ردش کنه

146
00:07:28,030 --> 00:07:30,366
‫خیلی خب، می‌دونید چیه؟
‫شرمنده که این بازی رو شروع کردم

147
00:07:30,450 --> 00:07:32,994
‫میشه لطفاً برگردیم سراغ انگشت مشکوک؟

148
00:07:34,704 --> 00:07:36,122
‫ممکنه مال کی باشه؟

149
00:07:40,668 --> 00:07:44,297
‫کسی توی آب‌نما نگاه کرد ببینه همه‌ی
‫ انگشت‌های لستر سر جاش هست یا نه؟

150
00:07:46,883 --> 00:07:49,051
‫خیلی خب، فقط باید یه نگاه سریع
‫به انگشت‌هاش بندازیم

151
00:07:49,135 --> 00:07:51,220
‫- سریع میریم و میاییم
‫- نباید خیلی سخت باشه

152
00:07:51,304 --> 00:07:53,223
‫من عاشق این مرد بودم، اما اونقد معروف نبود

153
00:07:53,306 --> 00:07:55,057
‫که همه بخوان بخاطرش جمع بشن و شلوغش کنن

154
00:07:59,770 --> 00:08:03,608
‫مگه رئیس جمهور مُرده که انقد شلوغه؟

155
00:08:03,691 --> 00:08:05,776
‫من حتی یک هشتم این آدم‌ها رو هم نمی‌شناسم

156
00:08:06,611 --> 00:08:08,196
‫شهردار تیلمن اینجا چیکار می‌کنه؟

157
00:08:09,238 --> 00:08:10,531
‫- وای خدای من
‫- سلام

158
00:08:15,161 --> 00:08:17,205
‫عذر می‌خوام

159
00:08:17,288 --> 00:08:19,790
‫اگه امکانـش هست یک لحظه
‫همه به اینجا توجه کنن

160
00:08:19,874 --> 00:08:20,875
‫ممنون

161
00:08:20,958 --> 00:08:24,003
‫دوستان و خانواده

162
00:08:24,086 --> 00:08:25,838
‫و... و البته

163
00:08:25,922 --> 00:08:28,591
‫لورین عزیز، من امروز اینجا هستم

164
00:08:28,674 --> 00:08:31,135
‫چون من عاشق لستر هستم

165
00:08:32,678 --> 00:08:34,180
‫کسی که نمی‌شناختمـش

166
00:08:35,348 --> 00:08:39,268
‫اما معلومه که یک دربان معرکه
‫برام دوست داشتی هست

167
00:08:39,352 --> 00:08:41,813
‫و حتی بهتر از اون،
‫همه دربان‌ها رو دوست دارم

168
00:08:41,896 --> 00:08:45,566
‫یه گروه رأی‌دهندهٔ مهم هستن.
‫اتحادیه‌شون قویه.

169
00:08:45,650 --> 00:08:48,528
‫این ساختمان اخیراً درد زیادی رو تحمل کرده

170
00:08:48,611 --> 00:08:50,988
‫و فقط می‌خواستم بیام و بگم

171
00:08:51,072 --> 00:08:53,241
‫منم مثل شما به

172
00:08:53,324 --> 00:08:56,661
‫نگهبان‌های پیر مثل لستر احترام می‌ذارم

173
00:08:57,662 --> 00:09:01,332
‫کار اونا محافظت هست
‫و همچنین روح تازه‌ای

174
00:09:01,415 --> 00:09:03,626
‫به یک نیویورک جدید می‌دمن

175
00:09:04,252 --> 00:09:05,836
‫دوستت داریم رفیق

176
00:09:05,920 --> 00:09:07,547
‫در قدرت بخواب، آقای...

177
00:09:08,965 --> 00:09:11,759
‫کلوکا. برکت بر تو.

178
00:09:11,842 --> 00:09:14,762
‫همچنین بیایید فراموش نکنیم که انتخابات نزدیکه

179
00:09:14,845 --> 00:09:18,683
‫پس لطفاً برید و رای بدید

180
00:09:18,766 --> 00:09:20,101
‫خیلی ممنون

181
00:09:20,184 --> 00:09:21,769
‫ممنون

182
00:09:23,563 --> 00:09:25,439
‫اون یارو خیلی کاریزما داره

183
00:09:25,523 --> 00:09:27,275
‫- الیور!
‫- چیه؟ خودت کلمه "کاریزما" رو یادم دادی

184
00:09:27,358 --> 00:09:30,361
‫- نفرستادی؟
‫- چطور تونستی؟

185
00:09:30,444 --> 00:09:32,071
‫نفرستادم؟ نمی‌دونستم باید چیزی بفرستم

186
00:09:32,154 --> 00:09:35,366
‫ازمون خواستن یه عکس از خودمون
‫و لستر بفرستیم

187
00:09:35,449 --> 00:09:36,784
‫به همه ایمیل دادن بودن

188
00:09:36,867 --> 00:09:38,911
‫از بس هوارد فن فیکشن  از دوا لیپا

189
00:09:38,995 --> 00:09:42,081
‫واسه‌مون می‌فرستاد که همه‌ی
‫ساکنین آرکونیا رو بلاک کردم

190
00:09:43,207 --> 00:09:44,625
‫آه، لستر

191
00:09:45,334 --> 00:09:46,919
‫دلمون برات تنگ میشه، رفیق

192
00:09:47,920 --> 00:09:49,046
‫واقعاً همینطوره

193
00:09:55,553 --> 00:09:56,804
‫وایسا

194
00:09:56,887 --> 00:09:59,140
‫مثل بقیه مُرده‌ها دستش رو
‫نذاشتن روی سینه‌اش

195
00:09:59,223 --> 00:10:02,435
‫وقتی دست‌هاش مثه بقیه مُرده‌ها روی
‫سینه‌اش نباشه چطوری انگشت‌هاش رو بشمرم؟

196
00:10:02,518 --> 00:10:05,229
‫شاید واسه این نذاشتن چون مافیا
‫انگشتـش رو قطع کرده؟

197
00:10:05,313 --> 00:10:07,648
‫خیلی خب، برنامه عوض شد

198
00:10:07,732 --> 00:10:10,192
‫تو برو با همسر لستر صحبت کن

199
00:10:10,276 --> 00:10:12,236
‫و تسلیت و اینا بگو

200
00:10:12,320 --> 00:10:14,697
‫- اوه، لیلیان عاشق منه
‫- اسمـش لورینـه

201
00:10:14,780 --> 00:10:16,198
‫لورین هم عاشق منه

202
00:10:16,282 --> 00:10:18,284
‫و بعد آروم ازش بپرس

203
00:10:18,367 --> 00:10:20,870
‫ببین وقتی لستر مُرده همه انگشت‌هاش
‫سر جاش بودن یا نه

204
00:10:20,953 --> 00:10:22,705
‫آروم بپرسه؟

205
00:10:22,788 --> 00:10:25,499
‫یجوری میگی انگار اگه ما
‫می‌خواستیم داد بزنیم و بپرسیم

206
00:10:25,583 --> 00:10:26,834
‫خودت می‌خوای چیکار کنی؟

207
00:10:28,294 --> 00:10:30,254
‫من می‌خوام کم کم برم سمت تابوت

208
00:10:30,338 --> 00:10:32,423
‫بهتره خودمون رو ازش دور نگه داریم

209
00:10:35,009 --> 00:10:36,802
‫دفتر ثبت ساختمون لستر؟

210
00:10:36,886 --> 00:10:39,930
‫خانم کلوکا، خواهش می‌کنم. من...

211
00:10:40,014 --> 00:10:42,308
‫مطمئنم خودشم دوست داره دست تو باشه

212
00:10:42,391 --> 00:10:46,729
‫و تازه به نظرم ممکنه اطلاعات جالبی داخلش پیدا بکنی

213
00:10:46,812 --> 00:10:49,440
‫شوهرم هرچی بود، بی دقت نبود

214
00:10:49,523 --> 00:10:50,691
‫سلام، عذر می‌خوام

215
00:10:50,775 --> 00:10:51,817
‫- سلام
‫- سلام

216
00:10:51,901 --> 00:10:54,362
‫فقط می‌خواستیم بگیم که
‫واقعاً متاسف هستیم

217
00:10:54,445 --> 00:10:56,989
‫میبل مورا، قبلاً توی واحد 12ای بوده
‫الان توی ساختمان غربیه

218
00:10:57,073 --> 00:11:00,951
‫اوه میبل، ممنون. ساکنین برای اون
‫مثل خانواده بودن.

219
00:11:01,035 --> 00:11:04,497
‫آره، و از اونجایی که همه خانواده هستیم
‫امیدوارم بودیم بتونید بهمون بگید

220
00:11:04,580 --> 00:11:06,791
‫آخرین باری که اونو دیدید

221
00:11:06,874 --> 00:11:10,920
‫احیاناً کاملاً کامل بود دیگه؟

222
00:11:12,296 --> 00:11:13,881
‫کاملاً کامل بود؟

223
00:11:27,520 --> 00:11:30,040
‫خیلی خب، یدونه هم یجوری بگیر
‫که خیلی جدی به نظر بیام

224
00:11:32,358 --> 00:11:34,777
‫چارلز هیدن ساوج؟

225
00:11:34,860 --> 00:11:36,987
‫خب، شهردارِ طرفدار برازوز

226
00:11:37,988 --> 00:11:39,115
‫برا چی؟

227
00:11:39,198 --> 00:11:42,034
‫نه، من بدجور طرفدار پادکست‌تون هستم

228
00:11:42,118 --> 00:11:43,119
‫صحیح

229
00:11:43,202 --> 00:11:45,329
‫می‌دونی چی خیلی خوب میشه؟

230
00:11:45,413 --> 00:11:46,747
‫یه حمایت رسمی

231
00:11:46,956 --> 00:11:48,874
‫شما سه‌تا همه نوع مخاطب رو پوشش میدید

232
00:11:48,958 --> 00:11:50,710
‫تو گِی هستی، درسته؟

233
00:11:50,793 --> 00:11:52,002
‫آره، یکم

234
00:11:52,086 --> 00:11:53,838
‫- خب فهمیدم، همین کافیه.
‫- آره

235
00:11:53,921 --> 00:11:55,506
‫می‌تونیم بیام توی برنامه‌تون؟

236
00:11:55,589 --> 00:11:58,467
‫اوه خب، شرمنده، اما ما اهل سیاست نیستیم

237
00:11:58,551 --> 00:11:59,927
‫- آره
‫- آره

238
00:12:00,010 --> 00:12:01,512
‫- لعنتی
‫- آره

239
00:12:01,595 --> 00:12:05,015
‫خب، اگه نظرتون عوض شد
‫این کارت منه

240
00:12:05,099 --> 00:12:06,350
‫رومی

241
00:12:07,768 --> 00:12:09,311
‫- ممنون
‫- ممنون، آره

242
00:12:11,981 --> 00:12:16,068
‫وای خدای من، لستر

243
00:12:16,152 --> 00:12:20,114
‫یعنی چی؟

244
00:12:22,742 --> 00:12:24,410
‫لستر

245
00:12:29,540 --> 00:12:31,751
‫اوه چه ادای احترام قشنگی، رینی

246
00:12:31,834 --> 00:12:35,546
‫کاش فرصت شده بود اول کلاهش رو تمیز می‌کردم

247
00:12:35,629 --> 00:12:38,841
‫داخل اون آب‌نشان لکه خون روش افتاده

248
00:12:38,924 --> 00:12:42,720
‫اون خیلی به ظاهرش اهمیت می‌داد

249
00:12:42,803 --> 00:12:45,264
‫مطمئنم اگه بود دلش نمی‌خواست
‫اینطوری اینجا گذاشته بشه

250
00:12:45,347 --> 00:12:48,726
‫درسته، درسته. در تمام سال‌هایی که می‌شناختمش

251
00:12:48,809 --> 00:12:51,353
‫حتی یک دفعه هم ندیدم
‫حتی آستینـش چروک باشه

252
00:12:51,437 --> 00:12:53,564
‫بله. شرمنده، اسم شما چیه؟

253
00:12:53,647 --> 00:12:55,941
‫- آه...
‫- الیور پاتنام، 10دی

254
00:12:56,901 --> 00:12:58,778
‫اوه، توی ساختمان 10دی هستید؟

255
00:12:58,861 --> 00:13:01,614
‫نه، نه، نه، نه، ساختمان 10سی هستم

256
00:13:01,697 --> 00:13:02,823
‫- اوه
‫- آره

257
00:13:02,907 --> 00:13:04,825
‫شرمنده، شما توی ساختمان 10دی هستید

258
00:13:04,909 --> 00:13:06,869
‫همین تازگی براتون دستمال دود وایپز
‫و یک مجله‌ی پلی‌بیل

259
00:13:06,952 --> 00:13:08,121
‫با یک گزارش ویژه درمورد ویکتور گاربر آوردم

260
00:13:08,204 --> 00:13:09,747
‫عذر می‌خوام، شما؟

261
00:13:09,830 --> 00:13:13,751
‫الیور، ایشون رندال هستن، کارآموز لستر،
‫و دربان جدید

262
00:13:13,834 --> 00:13:15,669
‫همچنین توی عروسی‌تون کنترباس هم زدم

263
00:13:16,295 --> 00:13:18,047
‫- اوه
‫- پاتنام

264
00:13:19,048 --> 00:13:20,674
‫تو جوجه کوکو هستی!

265
00:13:20,758 --> 00:13:22,635
‫شرمنده، من کوکو چی هستم؟

266
00:13:22,718 --> 00:13:24,386
‫جوجه کوکو!

267
00:13:26,180 --> 00:13:29,809
‫لستر همه‌ی پرنده‌ها رو به پرنده تشبیه می‌کرد،
‫سرگرمی مورد علاقه‌اش بود

268
00:13:29,892 --> 00:13:32,728
‫و تو جوجه کوکو بودی!

269
00:13:32,812 --> 00:13:34,855
‫نیازمند‌ترین پرنده، پرنده‌ی گیرنده

270
00:13:34,939 --> 00:13:37,983
‫گیرنده؟ من ساکن مورد علاقه شوهرت بودم

271
00:13:38,067 --> 00:13:39,193
‫من گیرنده نیستم

272
00:13:39,276 --> 00:13:40,862
‫خب واضح هست که تو حتی

273
00:13:40,945 --> 00:13:42,613
‫یک عکس هم با لستر نگرفتی

274
00:13:49,286 --> 00:13:50,538
‫یا مسیح

275
00:13:51,539 --> 00:13:54,333
‫سلام همگی.
‫سلام، من میبل هستم.

276
00:13:54,416 --> 00:13:56,752
‫قبلاً وقتی یه بچه‌ی کوچیک بودم

277
00:13:56,836 --> 00:13:59,505
‫برای دیدن خاله‌ام می‌اومدم به اینجا

278
00:13:59,588 --> 00:14:02,716
‫می‌دونید، به نظرم کلمه‌ "دربان" خیلی

279
00:14:02,800 --> 00:14:05,511
‫ناعادلانه بود، چون کاری که لستر می‌کرد

280
00:14:05,594 --> 00:14:06,888
‫خیلی فراتر از در باز کردن بود

281
00:14:06,971 --> 00:14:10,558
‫یک دفعه، مادرم تولدم رو فراموش کرده بود

282
00:14:10,641 --> 00:14:12,685
‫واسه همین هر ساعت می‌رفتم پیش لستر

283
00:14:12,768 --> 00:14:14,937
‫تا ببینم مامانم چیزی فرستاده یا نه،
‫اما نفرستاده بود

284
00:14:15,020 --> 00:14:17,648
‫و بعدش یهو سر و کله‌ی لستر با یه جعبه پیدا شد

285
00:14:17,731 --> 00:14:20,651
‫و گفت که پشت ساختمان پیداش کرده

286
00:14:20,734 --> 00:14:23,529
‫یه دفتر طراحی بود، من...
‫اون می‌دونست من نقاشی کشیدن رو دوست دارم

287
00:14:25,114 --> 00:14:27,492
‫- یک، دو...
‫- لستر یک آدم خیلی مهربون

288
00:14:27,575 --> 00:14:28,951
‫- و به فکری بود
‫- سه...

289
00:14:29,034 --> 00:14:30,035
‫همم؟

290
00:14:30,119 --> 00:14:31,871
‫- فکر نمی‌کنم اگه خودش بود بهش اعتراف می‌کرد
‫- سه، چهار...

291
00:14:31,954 --> 00:14:34,999
‫اما اون از کاری که داشت فراتر رفت
‫تا تولد یه دختر کوچولو خراب نشه

292
00:14:35,082 --> 00:14:36,709
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

293
00:14:40,629 --> 00:14:43,799
‫وای خدای من، اون داره
‫همسرم رو دستمالی می‌کنه؟

294
00:14:43,883 --> 00:14:46,844
‫داره بخاطر خود لستر انجامش میده

295
00:14:50,681 --> 00:14:52,224
‫همه‌مون می‌ریم جهنم

296
00:14:53,142 --> 00:14:56,061
‫یعنی با اینکه انقدر دست‌مالیـش کردی
‫بازم نتونستی انگشت‌هاش رو بشمری؟

297
00:14:56,145 --> 00:14:58,772
‫یا هشت‌تا بود یا یازده‌تا.
‫دستکش دستش بود.

298
00:14:58,856 --> 00:15:01,066
‫یازده؟ چطور ممکنه یازده بوده باشه؟

299
00:15:01,150 --> 00:15:02,610
‫دلت نمی‌خواد بدونی

300
00:15:03,611 --> 00:15:04,737
‫این رو ببینید بچه‌ها!

301
00:15:04,820 --> 00:15:07,990
‫10دی مدرکی بر علاقه‌اش به اون مرد پیدا کرد

302
00:15:08,073 --> 00:15:09,533
‫یه عکس از ما دوتا توی عروسیم

303
00:15:10,659 --> 00:15:12,661
‫قبول دارم که بهترین عکس نیست

304
00:15:12,745 --> 00:15:15,706
‫اما لستر اون عقب عقب‌ها سرشار از لذته

305
00:15:15,789 --> 00:15:18,834
‫در کنار صورتم که یخورده تار شده
‫و دستم که کاملاً تار شده

306
00:15:19,376 --> 00:15:21,462
‫آره، خیلی چیز زیباییه

307
00:15:21,545 --> 00:15:24,089
‫خیلی خب، باشه. بی نقص نیست اما...

308
00:15:24,173 --> 00:15:26,008
‫یه صندلی گردون جدیده؟

309
00:15:26,091 --> 00:15:29,094
‫از کاغذدیواری‌ها خوشم میاد.
‫انگار خیلی سرت شلوغ بوده.

310
00:15:29,178 --> 00:15:31,597
‫- داره بهتر میشه
‫- داره لول‌آپ می‌کنه

311
00:15:31,680 --> 00:15:34,308
‫جداً؟ بعدش دوباره یه انگشت میگویی پیدا کردم

312
00:15:34,391 --> 00:15:36,310
‫و با سر و صدا از مراسم ختم انداختنم بیرون

313
00:15:38,646 --> 00:15:40,064
‫این...

314
00:15:42,900 --> 00:15:44,360
‫وایسا. بچه‌ها، بیایید اینجا

315
00:15:47,947 --> 00:15:50,950
‫- اون نیکی کاچیمیلیو هست؟
‫- خودشه

316
00:15:51,033 --> 00:15:54,453
‫مافیای گم شده توی عروسی تو بوده؟
‫کل شهر داره دنبالش می‌گرده

317
00:15:54,536 --> 00:15:57,665
‫- و داره با لستر صحبت می‌کنه
‫- و داره بهش یه پاکت نامه میده

318
00:15:57,748 --> 00:16:00,626
‫پس لستر در شبی که تصادفاً کشته شده

319
00:16:00,709 --> 00:16:03,754
‫با گانگستر ناپدید شده رو به رو شده؟
‫من که باورم نمیشه.

320
00:16:03,837 --> 00:16:05,756
‫اگه نیکی لیستر رو کشته باشه چی؟

321
00:16:05,839 --> 00:16:08,467
‫خب، خب، خب، خب،
‫نه،، نه، نه. بیایید نبریمـش سمت...

322
00:16:08,550 --> 00:16:10,678
‫لستر توی یک سو قصد مافیایی کشته شده؟

323
00:16:10,761 --> 00:16:12,304
‫همینه، الان به هوارد پیام میدم

324
00:16:12,388 --> 00:16:14,473
‫باید اون فیلم دوربین آرکونیا

325
00:16:14,556 --> 00:16:17,601
‫که ثابت می‌کنه مرگ لستر
‫تصادفی بوده رو ببینیم

326
00:16:17,685 --> 00:16:18,769
‫خوبه

327
00:16:18,852 --> 00:16:21,605
‫اما باید با همسر نیکی صحبت کنیم، سوفیا

328
00:16:21,689 --> 00:16:23,691
‫باید بریم به استتن آیلند

329
00:16:24,608 --> 00:16:26,735
‫باید بریم با مافیا رو در رو بشیم

330
00:16:26,819 --> 00:16:29,029
‫خب، دوتایی بهتون خوش بگذره

331
00:16:29,113 --> 00:16:31,657
‫- بهم خبر بدید چطور پیش رفته
‫- جانم؟

332
00:16:31,740 --> 00:16:33,325
‫نه، من درگیر مافیا نمیشم

333
00:16:33,409 --> 00:16:35,035
‫خیلی کم پیش میاد کاری باشه که انجام ندم

334
00:16:35,119 --> 00:16:37,871
‫مثلاً یه کار موزیکال درمورد 11 سپتامبر؟
‫اون کار رو قبول کردم.

335
00:16:37,955 --> 00:16:40,332
‫اما مافیا؟ نخیر.
‫من کار مافیایی نمی‌کنم.

336
00:16:40,416 --> 00:16:43,752
‫الیور، ما قبلاً با کلی آدم خطرناک سر و کله زدیم

337
00:16:43,836 --> 00:16:45,504
‫واسه چی این یکی برات فرق می‌کنه؟

338
00:16:47,381 --> 00:16:48,799
‫در سال 82...

339
00:16:50,592 --> 00:16:54,013
‫نمایشی به نام "نیوارک، نیوارک" نوشتم

340
00:16:54,096 --> 00:16:56,098
‫فهمیدم صرفاً اینکه بتونی نمایش بنویسی

341
00:16:56,181 --> 00:16:57,558
‫معنیش این نیست که

342
00:16:57,641 --> 00:16:59,321
‫دیگه قراره همه‌جا موفق بشی

343
00:17:00,477 --> 00:17:03,981
‫بهرحال، با وجود یک موسیقی درخشان

344
00:17:04,064 --> 00:17:06,859
‫و اشاره‌های قابل درک به ترافیک فرودگاه...

345
00:17:08,152 --> 00:17:10,612
‫توی پیدا کردن سرمایه‌گذار مشکل داشتم

346
00:17:12,740 --> 00:17:14,616
‫واسه همین از مافیا پول قرض کردم

347
00:17:14,700 --> 00:17:16,076
‫چقدر؟

348
00:17:16,160 --> 00:17:19,705
‫چهارصد دلار

349
00:17:20,497 --> 00:17:23,709
‫آره، می‌دونم. می‌دونم دارید به چی فکر می‌کنید

350
00:17:23,792 --> 00:17:26,378
‫فکر می‌کنید معجزه‌ست که الان
‫کف رودخانه ایست نیستم

351
00:17:27,546 --> 00:17:31,633
‫اما حالا من یک تازه داماد هستم
‫با انگشتری که باید ازش محافظت کنم

352
00:17:31,717 --> 00:17:34,094
‫پس، الیور پاتنام همین‌جا می‌مونه و جایی نمی‌ره

353
00:17:34,636 --> 00:17:36,555
‫خیلی خب. باشه.

354
00:17:36,638 --> 00:17:39,183
‫اما به نظر می‌رسه بدجوری

355
00:17:39,266 --> 00:17:42,561
‫این برات مهمه که مردم رابطه‌ات
‫با لستر رو درست بردادشت کنن

356
00:17:42,644 --> 00:17:45,564
‫اگه بهت بگم این کار بهترین راه برای اینه

357
00:17:45,647 --> 00:17:48,067
‫که به همه ثابت کنی که چقدر
‫بهش اهمیت می‌دادی چی؟

358
00:17:48,150 --> 00:17:50,694
‫- من هیچی رو نمی‌خوام ثابت کنم
‫- باشه

359
00:17:50,778 --> 00:17:53,405
‫من و چارلز پادکست جدیدمون رو شروع می‌کنیم

360
00:17:53,489 --> 00:17:57,117
‫قتل لستر رو حل می‌کنیم و کل شکوه
‫و افتخارش برای خودمون میشه

361
00:17:57,201 --> 00:17:58,911
‫براتون آرزوی موفقیت دارم

362
00:17:58,994 --> 00:18:00,162
‫- خدافظ
‫- خدافظ

363
00:18:00,245 --> 00:18:01,246
‫خدافظ

364
00:18:10,297 --> 00:18:12,758
‫چه سکوت کر کننده‌ای.
‫دارم میام!

365
00:18:15,469 --> 00:18:17,679
‫- خیلی طولـش دادی. بیا دیگه.
‫- ای خدا

366
00:18:45,874 --> 00:18:48,627
‫هنوزم باورم نمیشه با خونسردی اون
‫انگشت انسانِ سرگردون رو

367
00:18:48,710 --> 00:18:50,462
‫گذاشتی توی اون کاپ شیک

368
00:18:50,546 --> 00:18:52,339
‫قابل شستشوئه

369
00:18:52,422 --> 00:18:54,175
‫اما مرسی که یادم انداختی

370
00:18:54,258 --> 00:18:56,176
‫هی میام یه قلپ ازش بخورم

371
00:18:56,260 --> 00:18:59,930
‫خب اگه داریم کاری میکنیم،
‫باید ضبطـش هم بکنیم

372
00:19:00,013 --> 00:19:01,598
‫خب خیلی سریع یکی از شما پیرمردا

373
00:19:01,682 --> 00:19:02,975
‫درمورد مافیا صحبت بکنه

374
00:19:03,058 --> 00:19:06,770
‫اوه خب، پس می‌خوای درمورد مافیا بدونی؟

375
00:19:06,854 --> 00:19:10,274
‫قدرتمند‌ترین و خطرناک‌ترین خانواده‌ی نیویورک
‫[خانواده به ایتالیایی]

376
00:19:10,357 --> 00:19:13,068
‫عجب اشتباهی کردم که گفتم

377
00:19:13,152 --> 00:19:16,864
‫نمی‌تونیم به خرافات توهین آمیز به
‫ایتالیایی‌ها دامن بزنیم

378
00:19:17,906 --> 00:19:19,575
‫توی خونه‌ی پدرخونده زندگی می‌کنن

379
00:19:19,658 --> 00:19:21,451
‫دقیقاً منظورم همین بود

380
00:19:22,077 --> 00:19:23,787
‫نه، نه، میبل.
‫نه، نه...

381
00:19:23,871 --> 00:19:26,165
‫واقعاً توی همون خونه‌ی
‫فیلم پدرخونده زندگی می‌کنن

382
00:19:31,253 --> 00:19:34,047
‫- هی، چطوری باید مدیریتـش کنیم؟
‫- زیرکانه

383
00:19:34,131 --> 00:19:35,841
‫یبار قبلاً یک دفعه دست رد به سینه‌اش زدید

384
00:19:35,924 --> 00:19:38,010
‫خب پس بذارید من صحبت بکنم

385
00:19:38,093 --> 00:19:39,094
‫خیلی خب

386
00:19:52,107 --> 00:19:54,735
‫- بونجورنو، سینیوره!
‫- اوه، پس اینطوری میمیرم

387
00:19:54,818 --> 00:19:57,905
‫من چارلز هستم و اینا دوستانم هستن...

388
00:19:57,988 --> 00:19:59,990
‫می‌دونم کی هستید، خب؟

389
00:20:01,241 --> 00:20:02,868
‫بیایید داخل.
‫بیایید بریم.

390
00:20:11,501 --> 00:20:13,420
‫کاش این دیوارها می‌تونستن
‫چیزایی که دیدن رو فاش کنن

391
00:20:13,503 --> 00:20:15,422
‫چه خونه قشنگی دارید

392
00:20:15,505 --> 00:20:17,925
‫حتماً این کچ بری اصیله

393
00:20:18,508 --> 00:20:19,968
‫و همینطور مادربزرگه

394
00:20:20,971 --> 00:20:24,139
‫مجبورم نکنید چرخ‌تون کنم!

395
00:20:25,974 --> 00:20:28,852
‫تو اینو نگی کی بگه

396
00:20:28,936 --> 00:20:30,855
‫- هی، بیایید بریم
‫- آره

397
00:20:35,734 --> 00:20:37,736
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، از این طرف

398
00:20:37,819 --> 00:20:39,571
‫- ممنون.
‫- برید، برید

399
00:20:39,655 --> 00:20:41,575
‫- درسته، آره
‫- لطفاً لطفاً، ممنون

400
00:20:43,367 --> 00:20:46,078
‫آقایون، مهمان داریم

401
00:20:48,247 --> 00:20:49,331
‫اوه

402
00:20:49,414 --> 00:20:50,708
‫یا خدا، چند نفر اونجان؟

403
00:20:50,791 --> 00:20:53,669
‫عین یک تست بازیگری برای نمایش "گریس" میمونه

404
00:20:53,752 --> 00:20:56,213
‫من جانی هستم.
‫اینا هم برادرانم هستن.

405
00:20:56,296 --> 00:20:58,048
‫تونی، میکی، وینی

406
00:20:58,131 --> 00:20:59,591
‫و بریدن

407
00:20:59,675 --> 00:21:01,385
‫بریدن. درسته.

408
00:21:03,428 --> 00:21:05,514
‫- بهت میاد
‫- از آشنایی‌تون خوشحالم

409
00:21:05,597 --> 00:21:07,432
‫شما همون پادکست‌سازها هستید، درسته؟

410
00:21:07,516 --> 00:21:09,601
‫یعنی داستان تعریف می‌کند؟
‫که خیلی خوبه

411
00:21:09,685 --> 00:21:12,896
‫چون من و برادرهام یه داستان
‫براتون داریم

412
00:21:12,980 --> 00:21:14,481
‫- بشینید
‫- اوه، نه، ما درواقع...

413
00:21:14,564 --> 00:21:16,984
‫ایستاده راحتیم چون خیلی توی ماشین نشستیم...

414
00:21:17,067 --> 00:21:18,193
‫هی!

415
00:21:19,486 --> 00:21:20,570
‫بشینید!

416
00:21:20,654 --> 00:21:22,447
‫- آره، خیلی خب
‫- داریم می‌شینیم

417
00:21:22,531 --> 00:21:23,657
‫اینم از این

418
00:21:23,740 --> 00:21:26,410
‫اینطوری بهتره

419
00:21:26,493 --> 00:21:30,163
‫سال، 1970

420
00:21:30,372 --> 00:21:33,417
‫آنتونی "تونی پلیت" یه رستوران
‫توی محله‌ی لیتل ایتلی داشت

421
00:21:34,501 --> 00:21:36,086
‫جای محبوبی بود

422
00:21:36,169 --> 00:21:37,171
‫تا حدی بخاطر

423
00:21:37,254 --> 00:21:38,964
‫تورتیلینی‌ خیلی خوبی که داشتن

424
00:21:39,047 --> 00:21:41,591
‫اما بیشتر بخاطر مشتری‌های وفادارشون

425
00:21:41,675 --> 00:21:44,344
‫مثل پل گامبینو، رئیس خانواده
‫جتایتکار گامبینو

426
00:21:44,428 --> 00:21:46,096
‫شنیدی، الیور؟

427
00:21:46,179 --> 00:21:49,141
‫من؟ آره، چطور؟ به نظر میاد
‫گوش نمی‌کنم؟

428
00:21:49,224 --> 00:21:51,476
‫یه شب، گامبینوها برای یک پیشنهاد کاری

429
00:21:51,560 --> 00:21:54,855
‫رفتن پیش تونی، همونطور که
‫سوفیا اومد سراغ شما

430
00:21:56,398 --> 00:21:57,733
‫اما تونی ردش کرد

431
00:21:57,816 --> 00:22:02,696
‫طبیعتاً گامبینو‌ها این رو تا حدودی
‫یک بی احترامی برداشت کردن

432
00:22:02,779 --> 00:22:06,658
‫می‌دونید که، برای مافیا احترام خیلی مهمه

433
00:22:06,742 --> 00:22:08,076
‫درسته، الیور؟

434
00:22:08,952 --> 00:22:10,704
‫گفتم که، گوش می‌کنم

435
00:22:11,913 --> 00:22:15,042
‫از چشام چیزی معلومه؟
‫شاید بخاطر تنبلی چشم اینطوری به نظر میاد.

436
00:22:16,084 --> 00:22:18,462
‫چند روز بعد، رستورانِ تونی به آتش کشیده شد

437
00:22:19,546 --> 00:22:21,006
‫عین یک فریتو میستو خارج از منو

438
00:22:21,089 --> 00:22:22,466
‫سرخـش کردن

439
00:22:22,549 --> 00:22:24,259
‫چرا؟

440
00:22:25,802 --> 00:22:28,138
‫چون وقتی مافیا بهتون یک فرصت میده

441
00:22:28,221 --> 00:22:30,015
‫باید بگی...

442
00:22:32,100 --> 00:22:33,101
‫بله

443
00:22:33,769 --> 00:22:34,770
‫یا خیلی زود...

444
00:22:34,853 --> 00:22:36,480
‫دیگه هیچی نمی‌تونی بگی

445
00:22:36,563 --> 00:22:38,023
‫وای، نه!
‫اون لازم نیست!

446
00:22:38,106 --> 00:22:40,746
‫- وای خدایا. خدا نه. این کار رو نکن
‫- چرا همیشه یه اسلحه هست؟

447
00:22:40,942 --> 00:22:42,611
‫♪ نا نا نا نا ♪

448
00:22:42,694 --> 00:22:43,945
‫♪ نا نا نا نا ♪

449
00:22:46,281 --> 00:22:48,992
‫♪ نا نا نا نا ♪

450
00:22:54,206 --> 00:22:58,126
‫♪ نا نا ♪

451
00:22:58,210 --> 00:22:59,753
‫- ♪ نا ♪
‫- ♪ نـــا ♪

452
00:23:00,253 --> 00:23:01,588
‫چیزی نیست

453
00:23:02,631 --> 00:23:04,674
‫ببینید، با نهایت احترام میگم

454
00:23:04,758 --> 00:23:06,760
‫اما اینجا چه خبره؟!

455
00:23:06,843 --> 00:23:07,969
‫این آهنگ تیتراژمونـه

456
00:23:08,053 --> 00:23:09,971
‫آهنگ تیتراژتون برای کشتن ما؟

457
00:23:12,140 --> 00:23:14,267
‫نه، نه، نه. نه...
‫برای پادکست‌مون هست.

458
00:23:14,351 --> 00:23:17,479
‫اسمـش هست "هی، من دارم صحبت می‌کنم!"

459
00:23:17,562 --> 00:23:19,523
‫توش ما داستان‌های تاریخی مافیا رو تعریف می‌کنیم

460
00:23:19,606 --> 00:23:22,234
‫آره، آره، این رو ببینید،
‫کالای جدید

461
00:23:22,317 --> 00:23:23,944
‫یه اسپیکر بلوتوثی هست!

462
00:23:24,027 --> 00:23:25,867
‫وایسا، فکر کردید یه اسلحه واقعیـه؟

463
00:23:26,696 --> 00:23:28,532
‫وای خدای من... وایسا
‫شاید مادربزرگ اشتباه می‌کرد

464
00:23:28,615 --> 00:23:29,867
‫شاید ما به اندازه کافی رعب‌انگیز هستیم

465
00:23:29,950 --> 00:23:31,118
‫که گانگسترهای واقعی بشیم

466
00:23:31,201 --> 00:23:33,620
‫بنگ، بنگ، بنگ،
‫بنگ، بنگ، بنگ!

467
00:23:35,789 --> 00:23:37,207
‫اون یه انگشتـه؟

468
00:23:39,918 --> 00:23:42,087
‫نه، نه، نه. لطفاً، لطفاً
‫خواهش می‌کنم به ما صدمه نزنید

469
00:23:42,170 --> 00:23:44,256
‫ما فقط فکر می‌کردیم برای همکاری
‫برای پادکست‌مون اومدید اینجا

470
00:23:44,339 --> 00:23:45,883
‫چون دوست مادرمون هستید

471
00:23:45,966 --> 00:23:48,510
‫شرمنده. مامان‌تون؟

472
00:23:48,593 --> 00:23:50,929
‫پسرا، توی فروشگاه گفتن که

473
00:23:51,012 --> 00:23:53,432
‫چیپس‌های دوریتوس سه بعدی اصلاً
‫دیگه تولید نمیشن

474
00:23:53,515 --> 00:23:55,809
‫- مامان؟
‫- چرا اینجا انقد تاریکه؟

475
00:24:02,399 --> 00:24:04,401
‫می‌بینم که با پسرام آشنا شدید

476
00:24:10,323 --> 00:24:12,868
‫وای به حالتون از انگشت‌تون
‫بخوره به غذام

477
00:24:19,875 --> 00:24:24,004
‫پس شما درخواست من برای پیدا کردن
‫نیکی رو رد کردید

478
00:24:24,087 --> 00:24:27,090
‫و بعد اومدید به خونه‌ام و متهمم می‌کنید
‫که براتون یه انگشت فرستادم؟

479
00:24:27,174 --> 00:24:29,759
‫باشه، پس شما انگشت رو نفرستادید

480
00:24:29,843 --> 00:24:32,804
‫اما میشه توضیح بدید که منظورتون چی بود

481
00:24:32,888 --> 00:24:36,641
‫وقتی گفتید که همسر گمشده‌تون
‫خیلی به ساختمان ما مربوطه؟

482
00:24:36,725 --> 00:24:38,894
‫چون حالا دربان ما مُرده

483
00:24:38,977 --> 00:24:41,855
‫و اون شب نیکی اصلاً گم نشده بوده

484
00:24:42,397 --> 00:24:44,900
‫داخل آرکونیا بوده.
‫اثباتش رو داریم.

485
00:24:44,983 --> 00:24:46,568
‫اوه آره

486
00:24:47,569 --> 00:24:49,237
‫خیلی خب...

487
00:24:49,321 --> 00:24:50,864
‫خب،  اینجا

488
00:24:50,947 --> 00:24:52,115
‫این رو ببین

489
00:24:53,366 --> 00:24:56,077
‫اوه، باید می‌دونستم.
‫اون حروم‌زاده

490
00:24:56,161 --> 00:24:57,329
‫- کیه؟ کیه؟
‫- کیه؟

491
00:24:57,412 --> 00:24:59,581
‫اوه، پدره

492
00:24:59,664 --> 00:25:00,957
‫خیلی خب، خیلی خب پسرا

493
00:25:01,041 --> 00:25:03,126
‫یالا، یالا، از اینجا برید بیرون!

494
00:25:03,210 --> 00:25:05,462
‫- آدم بزرگا نیاز به فضا دارن. برید
‫- آره

495
00:25:05,545 --> 00:25:07,172
‫- بچه‌ها، میخواد دوباره پرتش کنه
‫- برید دیگه

496
00:25:09,341 --> 00:25:10,884
‫بریدن، اون توپ منـه!

497
00:25:10,967 --> 00:25:14,971
‫پس واضحاً، درمورد ارتباط خانواده‌ام با فعالیت‌های

498
00:25:15,055 --> 00:25:17,098
‫جنایتکارانه شنیدید

499
00:25:17,182 --> 00:25:20,018
‫اما حقیقت اینه که مافیا تموم شده

500
00:25:20,101 --> 00:25:23,480
‫خب، پس می‌گید که مافیا از بین رفته

501
00:25:23,563 --> 00:25:25,232
‫چرا باید حرفتون رو باور کنیم؟

502
00:25:25,815 --> 00:25:28,610
‫اولاً اگه مافیا هنوز وجود داشت

503
00:25:28,693 --> 00:25:33,198
‫پس چرا باید پسرهای من درمورد فعالیت‌های
‫مافیا توی دهه 70 پادکست درست می‌کردن؟

504
00:25:33,281 --> 00:25:36,201
‫چون اون آخرین زمانی بود که هنوز
‫داستانی برای تعریف کردن وجود داشته

505
00:25:36,284 --> 00:25:39,037
‫اسکورسیزی هم الان داره یه سری فیلم

506
00:25:39,120 --> 00:25:42,499
‫درمورد سرخپوست‌های آمریکا
‫و ایرلندی‌ها درست می‌کنه

507
00:25:43,083 --> 00:25:44,668
‫آخه اینجا رو نگاه کن

508
00:25:44,751 --> 00:25:47,128
‫همسرم کل سرمایه زندگی‌مون رو داد

509
00:25:47,212 --> 00:25:50,215
‫تا بیاییم توی خونه پدرخوانده

510
00:25:50,298 --> 00:25:52,509
‫که حتی اتاق نشیمن هم نداره

511
00:25:52,592 --> 00:25:54,719
‫- جداً؟
‫- این بازم توضیح نمیده

512
00:25:54,803 --> 00:25:56,846
‫که نیکی داشته با لستر چیکار می‌کرده

513
00:25:56,930 --> 00:26:00,684
‫ما صاحب "کلین‌آپز" هستیم،
‫خشکشویی داخل آرکونیا

514
00:26:01,309 --> 00:26:05,397
‫واضحاً نیکی به خودش زحمت نداده که
‫به خانواده‌اش بگه که زنده‌ست

515
00:26:05,480 --> 00:26:09,526
‫اما بازم زمان داشته که رسیدها رو
‫بده به پذیرش شما

516
00:26:09,609 --> 00:26:12,821
‫رسیدها؟ وقتی که اومدید پیش‌مون
‫خیلی فوری به نظر می‌رسید

517
00:26:13,321 --> 00:26:16,491
‫نیکی کلاً زیاد ناپدید میشه

518
00:26:16,575 --> 00:26:19,077
‫توی کار مواد و قمار و زن‌ بازیه

519
00:26:19,160 --> 00:26:21,454
‫اما وقتی که گم شد

520
00:26:21,538 --> 00:26:24,082
‫ امیدوارم بودم شما بتونید پیداش کنید

521
00:26:24,165 --> 00:26:28,795
‫قبل از اینکه کل دنیا بفهمه که اون
‫یه گانگستر شکست خورده‌ست

522
00:26:28,878 --> 00:26:31,381
‫با فیتیش به گل یاسمن

523
00:26:31,464 --> 00:26:34,301
‫اما امکانش وجود داره که این انگشت همسر شما باشه؟

524
00:26:36,052 --> 00:26:38,263
‫- باز ازش ندارید؟
‫- فقط همین یکی هست

525
00:26:38,346 --> 00:26:40,599
‫والا تا کلشون نباشه فهمیدنش سخته

526
00:26:40,682 --> 00:26:42,434
‫خب، شاید این کمک کنه

527
00:26:42,517 --> 00:26:45,186
‫هی عزیزم، اون پریگو رو بده!

528
00:26:45,729 --> 00:26:47,439
‫این کارت به شدت توهین آمیز بود

529
00:26:48,315 --> 00:26:50,400
‫- عذر می‌خوام
‫- نه، این مال اون نیست

530
00:26:50,483 --> 00:26:52,527
‫شوهر من دست‌های پر از مویی داره

531
00:26:53,695 --> 00:26:55,280
‫یک دفعه فر دائم‌شون کرده بود

532
00:26:56,781 --> 00:26:58,617
‫عالی شد، حالا دارم احساساتی میشم.
‫باید برید.

533
00:27:00,160 --> 00:27:01,786
‫شرمنده

534
00:27:01,870 --> 00:27:04,456
‫- ممنون
‫- اینو بذار داخل کاپ

535
00:27:07,250 --> 00:27:08,585
‫چقدر شرم آور بود

536
00:27:08,668 --> 00:27:12,047
‫آره، برای من توی استیتن آیلند همیشه شرم آور میشه

537
00:27:15,467 --> 00:27:17,427
‫وایسید! آقای ساوج!

538
00:27:19,846 --> 00:27:21,264
‫- ممنون
‫- آقای ساوج...

539
00:27:22,307 --> 00:27:25,352
‫حتماً فکر می‌کنید من روانی هستم
‫که می‌خوام مردی رو پیدا بکنم

540
00:27:25,435 --> 00:27:27,145
‫که واضحاً نمی‌خواد بیاد خونه

541
00:27:27,729 --> 00:27:30,815
‫تو اصلاً شبیه کسی نیستی که با یه زن‌باز بسازه

542
00:27:30,899 --> 00:27:33,109
‫به نظر شبیه کسی هستی که...

543
00:27:34,486 --> 00:27:35,654
‫می‌دونه چه خبره

544
00:27:38,073 --> 00:27:40,575
‫تاحالا دیدی اینطوری وایسه؟

545
00:27:40,659 --> 00:27:43,453
‫فکر کنم به این کارش میگه استایل ساوج

546
00:27:43,536 --> 00:27:44,537
‫چارلز...

547
00:27:45,872 --> 00:27:47,666
‫ازدواج من دیگه تمومه

548
00:27:47,749 --> 00:27:50,877
‫و کسب و کار خانوادگی هم در معرض نابود شدنه

549
00:27:50,960 --> 00:27:53,797
‫نگرانـم که خونه رو از دست بدیم

550
00:27:54,589 --> 00:27:55,799
‫بذار ببینم چیکار می‌تونم بکنم

551
00:27:55,882 --> 00:27:59,010
‫اما اگه مشخص بشه که اون لستر رو کشته،
‫معامله‌مون فسخـه

552
00:27:59,094 --> 00:28:00,720
‫قبولـه

553
00:28:00,804 --> 00:28:02,555
‫اوه، یاد یه چیزی افتادم

554
00:28:03,556 --> 00:28:06,518
‫نیکی هرجا که می‌رفت این دست‌کارت‌ها رو می‌برد

555
00:28:06,601 --> 00:28:10,355
‫اما اون شبی که گم شد،
‫روی پاتختی من جاشون گذاشت

556
00:28:10,438 --> 00:28:13,024
‫نمی‌دونم والا، گفتم شاید
‫سرنخی چیزی باشه

557
00:28:14,150 --> 00:28:15,735
‫توی کار با کارت‌ها مهارت دارم

558
00:28:16,194 --> 00:28:17,195
‫اوه

559
00:28:17,946 --> 00:28:19,114
‫در کنار چیزای دیگه

560
00:28:30,458 --> 00:28:32,127
‫ممنون

561
00:28:32,210 --> 00:28:34,587
‫باید دست از این کار بردارم

562
00:28:34,671 --> 00:28:36,840
‫من دیگه توی این ساختمان زندگی نمی‌کنم

563
00:28:43,221 --> 00:28:46,850
‫باید به لورتا زنگ بزنم.
‫هنوز به اختلاف ساعت‌ها عادت نکردم.

564
00:28:46,933 --> 00:28:48,560
‫الان اونجا خیلی دیروقته

565
00:28:48,643 --> 00:28:50,228
‫نظرش درمورد زندگی توی نیوزیلند چیه؟

566
00:28:50,311 --> 00:28:51,980
‫عاشقشـه، آره

567
00:28:52,063 --> 00:28:55,066
‫می‌دونستی سیفون توالت‌ها‌شون اونطرفی می‌چرخه؟

568
00:28:55,150 --> 00:28:56,151
‫آه

569
00:28:56,234 --> 00:28:57,736
‫ببین چیا سر ذوق میارتش تو رو خدا

570
00:28:57,819 --> 00:28:58,820
‫آره

571
00:29:02,115 --> 00:29:04,951
‫- خوبی؟
‫- اوه، آره

572
00:29:05,034 --> 00:29:08,163
‫نه، فقط چیزه...
‫تو الان متاهلی

573
00:29:08,246 --> 00:29:09,956
‫و این آغاز یک فصل کاملاً جدیده

574
00:29:10,039 --> 00:29:13,334
‫و میبل هم حدود یک میلیون فصل جدید
‫توی زندگیـش باز شده

575
00:29:14,544 --> 00:29:17,338
‫فقط نمی‌دونم فصل بعدی برای من چیه

576
00:29:18,339 --> 00:29:20,133
‫بحران وجودی کوچیک؟

577
00:29:20,216 --> 00:29:21,968
‫اوه، نه، نه

578
00:29:22,051 --> 00:29:26,222
‫اما می‌دونی، دیدی چه حسی داره
‫وقتی یه بندری دو نون می‌خوری

579
00:29:26,306 --> 00:29:29,684
‫و سوزش معده نمیگیری، اما می‌دونی بلاخره
‫میاد سراغـت؟

580
00:29:35,231 --> 00:29:37,358
‫بذار یه چیزی بهت بگم

581
00:29:37,442 --> 00:29:39,319
‫می‌دونی چی همه‌چی رو حل می‌کنه؟

582
00:29:40,320 --> 00:29:42,989
‫پپسید، بعدش دوتا تامز بخور
‫[قرص‌های معده]

583
00:29:45,492 --> 00:29:47,160
‫صبح می‌بینمت

584
00:29:47,243 --> 00:29:48,828
‫اوه

585
00:29:49,704 --> 00:29:52,540
‫خانم دورکین-پاتنام، چه سعادتی

586
00:29:52,624 --> 00:29:54,042
‫آره، گفتی

587
00:29:54,125 --> 00:29:55,835
‫درمورد توالت بهم گفتی

588
00:31:03,820 --> 00:31:05,572
‫این یه نقشه‌ست؟

589
00:31:18,293 --> 00:31:19,544
‫هوارد؟

590
00:31:21,296 --> 00:31:23,131
‫این هیچی رو ثابت نمی‌کنه

591
00:31:25,842 --> 00:31:28,344
‫فیلم‌های حیاط کجان؟

592
00:31:31,514 --> 00:31:33,182
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

593
00:31:36,185 --> 00:31:37,437
‫یعنی چی؟

594
00:31:46,738 --> 00:31:47,739
‫اهمم

595
00:31:48,323 --> 00:31:50,366
‫می‌دونی که بهت اهمیت می‌دادم، رفیق

596
00:31:53,036 --> 00:31:55,204
‫اما بد نبود که ساختمان‌ هم این رو می‌دونست

597
00:32:32,200 --> 00:32:34,118
‫وای خدا، داری حمله عصبی می‌گیری؟

598
00:32:34,202 --> 00:32:35,787
‫مامان بزرگـم همیشه اینطوری میشه

599
00:32:35,870 --> 00:32:38,414
‫یه نقشه پشت کارت‌های نیکی هست

600
00:32:38,498 --> 00:32:40,083
‫فقط اگه از طریق یه چیز قرمز نگاهش کنی می‌بینیش

601
00:32:40,166 --> 00:32:41,626
‫یه ترفند قدیمی جاسوسی هست، نگاه کن

602
00:32:42,752 --> 00:32:44,545
‫وای خدا. واو.

603
00:32:44,629 --> 00:32:46,339
‫- یالا
‫- وایسا...

604
00:32:50,551 --> 00:32:52,679
‫احمقانه‌ست

605
00:32:52,762 --> 00:32:54,931
‫وایسا، داره دائم ما رو از مسیری می‌بره

606
00:32:55,014 --> 00:32:56,641
‫که توی نقطه کور دوربین‌هاست

607
00:32:56,724 --> 00:32:59,060
‫داشتم نقشه‌شون در می‌آوردم،
‫خب بعدش کجا میره؟

608
00:33:01,604 --> 00:33:04,273
‫نقشه رو خوردم

609
00:33:07,652 --> 00:33:08,653
‫وایسا

610
00:33:09,445 --> 00:33:10,697
‫یه ایده دارم

611
00:33:16,953 --> 00:33:17,954
‫الان چی؟

612
00:33:20,206 --> 00:33:21,457
‫- بزن بریم
‫- آره!

613
00:33:32,844 --> 00:33:33,845
‫یه لحظه وایسا

614
00:33:34,929 --> 00:33:36,305
‫من این کمد رو می‌شناسم

615
00:33:45,982 --> 00:33:47,275
‫هی! ببین

616
00:33:58,411 --> 00:33:59,871
‫اما، این جدیده

617
00:34:07,003 --> 00:34:08,171
‫بسته‌ست؟

618
00:34:10,089 --> 00:34:13,176
‫یالا باز کن. آهای؟
‫یه مورد کلاه اورژانسی داریم!

619
00:34:19,932 --> 00:34:21,100
‫آهای؟

620
00:34:33,279 --> 00:34:35,698
‫قفل شده

621
00:34:46,334 --> 00:34:48,669
‫آهای؟ کسی هست؟

622
00:34:50,046 --> 00:34:52,965
‫می‌خوام یه کلاه تحویل بدم

623
00:34:56,969 --> 00:34:58,763
‫یونیفرمـش

624
00:34:59,847 --> 00:35:01,349
‫الان نجاتـت میدم

625
00:35:16,739 --> 00:35:18,866
‫وای مادر

626
00:35:34,215 --> 00:35:35,967
‫این میز شاهد خیلی چیزا بوده

627
00:35:38,469 --> 00:35:40,471
‫فکر می‌کنی اینجا چه اتفاقی افتاده؟

628
00:35:41,222 --> 00:35:43,766
‫وقتی یک فرد فوت می‌کنه

629
00:35:43,850 --> 00:35:46,894
‫سعی می‌کنیم دقیقاً همونطوری که بودن
‫به خاطر بیاریم‌شون

630
00:35:47,603 --> 00:35:49,939
‫با این حال وقتی به میراث خودمون فکر می‌کنیم

631
00:35:50,022 --> 00:35:53,609
‫امیدی داریم که با بهترین چیزامون
‫به یاد آورده بشیم

632
00:35:53,693 --> 00:35:56,779
‫نه اشتباهاتمون، یا شکست‌هامون،
‫یا حتی بدتر از اون‌ها

633
00:35:56,863 --> 00:35:57,864
‫اوه

634
00:35:57,947 --> 00:36:00,032
‫رازهایی که سعی کردیم خاک‌شون کنیم

635
00:36:01,450 --> 00:36:02,827
‫اوه!

636
00:36:04,328 --> 00:36:05,955
‫اینجا چی داریم؟

637
00:36:06,497 --> 00:36:08,833
‫پایین این کارت اعدادی نوشته

638
00:36:08,916 --> 00:36:12,461
‫شش، 24، صفر، صفر

639
00:36:12,545 --> 00:36:15,506
‫یه شماره تلفنـه؟ آدرسه؟
‫چیه؟

640
00:36:17,258 --> 00:36:18,384
‫شماره‌ها

641
00:36:19,927 --> 00:36:22,305
‫اوه، اون فقط یه چرخ رولتِ، که هیچ...

642
00:36:22,388 --> 00:36:23,723
‫وایسا، چیه؟

643
00:36:26,517 --> 00:36:28,519
‫- دوباره شماره‌ها رو بهم بگو
‫- شش

644
00:36:30,313 --> 00:36:32,315
‫24

645
00:36:34,358 --> 00:36:36,569
‫صفر، صفر

646
00:36:41,741 --> 00:36:43,743
‫به پیراهن سفید نیاز دارم.
‫این رو ببین.

647
00:36:45,369 --> 00:36:46,913
‫وای خدا. درسته.

648
00:36:53,169 --> 00:36:55,671
‫چارلز، این همون پاکت نامه‌ای هست

649
00:36:55,755 --> 00:36:57,757
‫که نیکی توی عروسی داد به لستر

650
00:37:02,303 --> 00:37:03,721
‫لستر شبی که مُرده اینجا بوده

651
00:37:05,389 --> 00:37:07,225
‫اون یک تصادف غم‌انگیز نبوده

652
00:37:08,517 --> 00:37:10,436
‫ما باید نیکی کاچیمیلیو رو پیدا کنیم

653
00:37:10,519 --> 00:37:11,562
‫گرفتمت!

654
00:37:12,480 --> 00:37:14,482
‫قسمتی که بیشتر از همه
‫سعی در پنهان کردنـش داریم..

655
00:37:15,942 --> 00:37:18,861
‫خب، اونا گاهی از دست‌مون در میرن

656
00:37:20,029 --> 00:37:21,280
‫و آشکار میشن

657
00:37:27,662 --> 00:37:29,705
‫وای خدا. وای خدا.
‫وای خدا.

658
00:37:29,729 --> 00:37:39,729
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

659
00:37:39,753 --> 00:37:49,753
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

660
00:37:59,944 --> 00:38:01,696
‫♪ نــــا ♪

661
00:38:01,779 --> 00:38:04,115
‫♪ نــــــــا ♪

662
00:38:07,702 --> 00:38:09,203
‫♪ هی، هی، هی! ♪

663
00:38:17,378 --> 00:38:19,714
‫♪ نا، نا، نا، نا ♪

664
00:38:21,257 --> 00:38:23,676
‫♪ نا، نا، نا، نا ♪

665
00:38:25,011 --> 00:38:27,013
‫♪ نــــا ♪

666
00:38:27,096 --> 00:38:28,597
‫♪ نــــــــا ♪

