﻿1
00:00:01,251 --> 00:00:02,169
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:02,169 --> 00:00:03,754
‫سلام، من لستر هستم

3
00:00:03,837 --> 00:00:06,298
‫با دربان جدیدمون آشنا بشید.
‫هم‌اسم دربان مُرده گذاشتیمـش.

4
00:00:06,381 --> 00:00:10,010
‫چه بلایی داره سر ساختمون
‫قتلیِ قشنگ‌مون میاد؟

5
00:00:10,427 --> 00:00:11,720
‫اوضاع داره سریع تغییر می‌کنه

6
00:00:11,803 --> 00:00:13,764
‫تو برو با همسر لستر صحبت کن

7
00:00:13,847 --> 00:00:15,850
‫- لیلیان عاشق منـه
‫- اسمـش لورینـه

8
00:00:15,933 --> 00:00:17,768
‫من در گروه آزمایشی دکتر تایدیمن هستم

9
00:00:17,851 --> 00:00:20,062
‫و می‌خوام چهار دُز بعدی...

10
00:00:20,145 --> 00:00:22,857
‫نیکی عادت داشت هرجا که می‌رفت
‫این کارت‌ها رو با خودش می‌برد

11
00:00:22,940 --> 00:00:25,943
‫- گفتم شاید سرنخی باشه
‫- من کارم با کارت‌ها خیلی خوبه

12
00:00:26,360 --> 00:00:27,486
‫اوه

13
00:00:28,028 --> 00:00:29,280
‫در کنار بقیه‌ی چیزا

14
00:00:29,363 --> 00:00:31,282
‫این میز شاهد خیلی چیزا بوده

15
00:00:31,365 --> 00:00:33,075
‫به نظرت چه اتفاقی اینجا افتاده؟

16
00:00:33,158 --> 00:00:35,661
‫شب مرگ نیکی داشتم با این
‫احمق‌ها بازی می‌کردم

17
00:00:35,744 --> 00:00:37,872
‫پس نیکی... زد انگشتش رو قطع کرد

18
00:00:37,955 --> 00:00:40,040
‫جی انگشت راستش رو از دست داده

19
00:00:40,123 --> 00:00:42,668
‫انگشتی که ما داریم به سمت چپ خم می‌شه

20
00:00:42,751 --> 00:00:44,086
‫انگشت اون نیست

21
00:00:44,169 --> 00:00:45,713
‫خب، طبق قراردادی که الان امضاش کردین،

22
00:00:45,796 --> 00:00:48,174
‫نمی‌تونید درباره مدیریت شرکت پادکست بذارید

23
00:00:48,257 --> 00:00:50,718
‫ما هم همین اواخر اکثریت سهام رو گرفتیم

24
00:00:50,801 --> 00:00:51,885
‫کی؟

25
00:00:52,844 --> 00:00:54,221
‫اون‌ها دست به یکی کردن

26
00:00:54,304 --> 00:00:55,848
‫همه‌شون فاسدن

27
00:00:55,931 --> 00:00:59,476
‫اینجا واقعاً این همه سال زیر آرکونیا بوده؟

28
00:00:59,559 --> 00:01:03,022
‫بله و لستر و نیکی هر دو اینجا بودن

29
00:01:03,105 --> 00:01:05,983
‫این اتاق باید چندتا جواب برامون داشته باشه

30
00:01:08,986 --> 00:01:10,945
‫می‌دونی با پول زیاد چی میشه خرید؟

31
00:01:13,907 --> 00:01:15,868
‫منظورم قایق تفریحی و جت نیست

32
00:01:15,951 --> 00:01:18,120
‫حتی منظورم اون اسب آبی‌های کوتوله هم نیست

33
00:01:18,203 --> 00:01:19,622
‫البته اگه من باشم حتماً یکی از اونا می‌خرم

34
00:01:19,705 --> 00:01:22,333
‫می‌تونه توی وان حمومـم زندگی کنـه،
‫فکرشو بکن چقد بانمک میشه

35
00:01:22,416 --> 00:01:24,793
‫بگذریم، دارم درمورد پول واقعاً زیاد حرف می‌زنم

36
00:01:24,876 --> 00:01:26,587
‫از اون نوع تخمی زیادش

37
00:01:26,670 --> 00:01:30,758
‫با داشتن همچین پولی میشه
‫باارزش‌ترین چیز رو خرید، یعنی...

38
00:01:30,841 --> 00:01:31,924
‫سکوت

39
00:01:33,927 --> 00:01:35,930
‫هیچکس زیرآب آدم‌ پولدارها رو نمی‌زنه

40
00:01:36,013 --> 00:01:37,264
‫چرا؟

41
00:01:37,347 --> 00:01:40,559
‫چون می‌زنن مثل حشره لهـت می‌کنن

42
00:01:40,642 --> 00:01:44,230
‫و خب، ما اینجا یک پارگی

43
00:01:44,313 --> 00:01:46,232
‫روی این میز پیدا کر...

44
00:01:46,315 --> 00:01:48,859
‫خب، قطعاً با ساطور پاره شده بود

45
00:01:48,942 --> 00:01:51,237
‫اما تعمیر شده...؟

46
00:01:51,320 --> 00:01:53,948
‫و این زیر یه....
‫کشوی مخفی هست

47
00:01:54,031 --> 00:01:56,158
‫که توش یه پاکت پر از پول پیدا کردیم

48
00:01:56,241 --> 00:01:58,327
‫باید روی چرخ رولت یه کد بزنی تا باز بشه

49
00:01:58,410 --> 00:02:00,037
‫خب، اینـم از این

50
00:02:00,120 --> 00:02:01,580
‫اوه، یه لحظه صبر کنید

51
00:02:01,663 --> 00:02:05,334
‫یعنی میگید تمام این مدت یه قصر بازیِ

52
00:02:05,417 --> 00:02:07,044
‫به این گندگی این زیر بوده

53
00:02:07,127 --> 00:02:09,046
‫و شما تازه درموردش فهمیدید؟

54
00:02:09,129 --> 00:02:11,924
‫خب اگه بخوام صادق باشم، باید بگم
‫من تازه فهمیدم ساختمان باشگاه هم داره

55
00:02:12,007 --> 00:02:13,717
‫چی بگم والا

56
00:02:15,385 --> 00:02:16,804
‫خیلی تمیزه بچه‌ها

57
00:02:16,887 --> 00:02:18,847
‫میشه روش غذا خورد

58
00:02:18,930 --> 00:02:20,891
‫اما ما روش خون دیدیم

59
00:02:20,974 --> 00:02:23,018
‫اونا.. اونا... تمیزش کردن

60
00:02:23,101 --> 00:02:25,813
‫یعنی داری میگی ابرشرورها با شوینده
‫اومدن اینجا؟

61
00:02:25,896 --> 00:02:27,773
‫معلومه که نه.
‫مگه مثه توان.

62
00:02:27,856 --> 00:02:29,858
‫یکی داره گندکاری این مادرخراب‌ها رو تمیز می‌کنه

63
00:02:29,941 --> 00:02:33,487
‫که احتمالاً یعنی یکی از کارکنان ساختمانـه

64
00:02:33,570 --> 00:02:35,197
‫یه ترفند پلیسی هست که میگه

65
00:02:35,280 --> 00:02:38,409
‫وقتی داری درمورد آدم‌های خیلی پولدار
‫تحقیق می‌کنی، با خدمتکارا صحبت کن

66
00:02:38,492 --> 00:02:40,869
‫پولدارا همیشه جلوی اونا کثافت‌کاری می‌کنن

67
00:02:40,952 --> 00:02:43,038
‫حق با اونـه. و اونا احتمالاً
‫به پلیس هم رشوه دادن.

68
00:02:43,121 --> 00:02:44,999
‫دوتا پلیس سر و کله‌شون توی خشکشویی پیدا شد

69
00:02:45,082 --> 00:02:47,585
‫که مثلاً جسد نیکی رو پیدا کنن

70
00:02:47,668 --> 00:02:48,835
‫این دوتا پلیس رو می‌شناسی؟

71
00:02:49,711 --> 00:02:51,130
‫وای آره!

72
00:02:51,213 --> 00:02:53,132
‫خب، اونی که اونجاست اسمـش بابیـه

73
00:02:53,215 --> 00:02:55,009
‫اون یکی هم دوست خوبـم فردی

74
00:02:55,092 --> 00:02:56,218
‫می‌دونی، اون بهترین...

75
00:02:56,301 --> 00:02:57,970
‫میفهمی چی میگی مرتیکه خر؟

76
00:02:58,053 --> 00:03:00,222
‫اصلاً می‌دونی چند نفر توی
‫اداره‌ی پلیس نیویورک کار می‌کنن؟

77
00:03:00,305 --> 00:03:02,725
‫تازه اگرم می‌تونستم این آدم‌ها
‫رو شناسایی بکنم، نمی‌کردم

78
00:03:02,808 --> 00:03:05,686
‫چون آخرین کسی که سعی کرد
‫پلیس‌های فاسد رو رسوا کنه

79
00:03:05,769 --> 00:03:07,730
‫مجبور شد بره فلوریدا

80
00:03:07,813 --> 00:03:09,356
‫یا خدا، این یعنی کشته شد؟

81
00:03:09,439 --> 00:03:12,566
‫نه، یعنی واقعاً مجبور شده بره
‫فلوریدا زندگی بکنه

82
00:03:13,777 --> 00:03:14,778
‫وای خدای من

83
00:03:14,861 --> 00:03:17,448
‫نظرتون چیه انگشت‌مون رو ببریم یه آزمایشگاه؟

84
00:03:17,531 --> 00:03:18,532
‫اهمم

85
00:03:18,615 --> 00:03:20,576
‫آخه اگه مال جی فلوگ نیست،
‫پس مال کیه؟

86
00:03:20,659 --> 00:03:23,037
‫متوجه‌ام، اما بعداً باید بیام سراغتون

87
00:03:23,120 --> 00:03:25,581
‫الان باید برم مهدکودک،
‫نوبت منـه که خوراکی ببرم

88
00:03:25,664 --> 00:03:27,458
‫یه والد همجنسگرای سیاه پوست نمی‌تونه همینطوری

89
00:03:27,541 --> 00:03:29,043
‫یه انگشت رو با خودش اینور اونور ببره

90
00:03:29,126 --> 00:03:32,129
‫باشه، قبول، قبول.
‫اما سوفیا چی؟

91
00:03:32,212 --> 00:03:34,381
‫اون بود که بهمون کارت‌هایی رو داد
‫که باهاشون به اینجا اومدیم

92
00:03:34,464 --> 00:03:36,675
‫- حتماً یه چیزی می‌دونه
‫- من باهاش صحبت می‌کنم

93
00:03:36,758 --> 00:03:39,678
‫توی استتن آیلند یه صمیمیتی بین‌مون شکل گرفت

94
00:03:39,761 --> 00:03:43,306
‫اگه چیزی برای گفتن باشه
‫حتماً به من میگه

95
00:03:45,016 --> 00:03:47,936
‫پس فقط همین؟
‫اینجا هیچی برای پیدا کردن نیست؟

96
00:03:48,019 --> 00:03:50,439
‫خب، هرکی که اینجا رو تمیز کرده
‫یه چیزی رو جا انداخته

97
00:03:50,522 --> 00:03:51,732
‫اوه، سلاح پیدا کردی؟

98
00:03:51,815 --> 00:03:53,984
‫بدتر. دم میگو.

99
00:03:54,067 --> 00:03:57,112
‫می‌دونی، می‌تونن مرتکب قتل بشن،
‫می‌تونن پادکست‌مون رو ازمون بگیرن

100
00:03:57,195 --> 00:04:01,533
‫اما هیچکس، هیچکس میگوی عروسی منو نمی‌خوره

101
00:04:03,660 --> 00:04:05,537
‫من پول شش ظرف میگو رو دادم

102
00:04:05,620 --> 00:04:07,998
‫و فقط پنج‌تاش رسید به آپارتمانـم

103
00:04:08,081 --> 00:04:09,875
‫پس این آدم‌ها میگوی من رو

104
00:04:09,958 --> 00:04:11,919
‫همینطوری بدون مراقب توی لابی دیدن
‫و به خودشون حال دادن

105
00:04:12,002 --> 00:04:13,796
‫آخه این دیگه چه دنیاییه؟

106
00:04:13,879 --> 00:04:15,464
‫چرا آدم‌ها انقد حیوون شدن؟

107
00:04:15,547 --> 00:04:17,966
‫الیور، ممکنه که اون میگوها

108
00:04:18,049 --> 00:04:19,760
‫ربطی به میگوهای تو نداشته باشن

109
00:04:19,843 --> 00:04:21,469
‫چارلز، تو هم مثل من عصبانی‌ای؟

110
00:04:24,097 --> 00:04:25,140
‫داره چیکار می‌کنـه؟

111
00:04:25,223 --> 00:04:27,726
‫وای خدا، داره توی برنامه‌ی دوستیابی می‌چرخه

112
00:04:27,809 --> 00:04:30,396
‫چارلز، افتادی توی این اپ‌ها؟

113
00:04:30,479 --> 00:04:31,647
‫اوه آره

114
00:04:31,730 --> 00:04:34,650
‫وارد یه برنامه دوستیابی برای سالمندان جذاب شدم

115
00:04:34,733 --> 00:04:36,151
‫اسمـش "آخرین فرصت قبل از مرگ" هست

116
00:04:36,234 --> 00:04:38,153
‫داری توی آخرین فرصت قبل از مرگ می‌چرخی؟

117
00:04:38,236 --> 00:04:40,864
‫خیلی خب، خیلی زود دوباره
‫میشم دوست خوبت

118
00:04:40,947 --> 00:04:44,284
‫اما این چند روز سخت گذشته
‫و واقعاً دنبال یه چیزیم که بهش بخندم

119
00:04:44,367 --> 00:04:46,577
‫میشه پروفایلـت رو ببینم؟

120
00:04:48,747 --> 00:04:50,249
‫باشه

121
00:04:50,332 --> 00:04:52,543
‫عکسـت یه پوستر سینمایی امضا شده‌ست

122
00:04:52,626 --> 00:04:54,670
‫از همین اولـش عالی شروع شد

123
00:04:54,753 --> 00:04:57,089
‫انگار تیک "کنجکاو نسبت به دوجنس‌گرایی" رو هم زدی

124
00:04:57,172 --> 00:04:58,173
‫وای!

125
00:04:58,256 --> 00:04:59,466
‫فکر کردم منظور اینـه که به
‫هر دو ساحل آمریکا رفت و آمد دارم

126
00:04:59,549 --> 00:05:01,135
‫حالا می‌فهمم چرا بعضیا اونطوری جوابم رو دادن

127
00:05:01,218 --> 00:05:03,512
‫یه چیز خنده‌دار دیگه‌ام ببینم دیگه تکمیله

128
00:05:03,595 --> 00:05:05,431
‫و بله، ایناهاش

129
00:05:05,514 --> 00:05:08,142
‫توی بخش "دنبال چه چیزی هستم"
‫نوشتی "کنترل تلویزیون"

130
00:05:08,225 --> 00:05:09,852
‫خب آره، هیچ جا پیداش نمی‌کنم

131
00:05:09,935 --> 00:05:11,895
‫همچنین، به نظرم چیز باحالیه که
‫یک ستاره تلویزیون

132
00:05:11,978 --> 00:05:13,313
‫نمی‌تونه کنترل تلویزیونـش رو پیدا بکنه

133
00:05:13,396 --> 00:05:14,732
‫برای همه قابل درکـه

134
00:05:14,815 --> 00:05:16,734
‫خب، الان دوباره شدم دوستت

135
00:05:16,817 --> 00:05:18,235
‫راستش چارلز

136
00:05:18,318 --> 00:05:20,195
‫خوشحالم که داری دوباره
‫میری سمت این چیزا

137
00:05:20,278 --> 00:05:22,406
‫خب ممنون، و این جستجوی جانبی کوچیک

138
00:05:22,489 --> 00:05:24,199
‫قراره نیست باعث بشه تمرکزم
‫از روی پرونده برداشته بشه

139
00:05:24,282 --> 00:05:25,743
‫الان میرم سمت سوفیا

140
00:05:25,826 --> 00:05:27,703
‫و... وای پسر

141
00:05:27,786 --> 00:05:31,707
‫بتی گرابل، به به

142
00:05:31,790 --> 00:05:33,834
‫من که بدم نمیاد یه...

143
00:05:33,917 --> 00:05:38,005
‫باید از هر اتفاقی که اینجا
‫داره میوفته دور بشم

144
00:05:38,088 --> 00:05:40,340
‫ما میریم از کارکنان ساختمان بازجویی کنیم

145
00:05:40,423 --> 00:05:41,884
‫توام برو سراغ سوفیا

146
00:05:41,967 --> 00:05:44,468
‫بهش گند نزن، چارلز

147
00:05:46,513 --> 00:05:48,682
‫- خب، خب، خب، خب
‫- آره! وایسا...

148
00:05:48,765 --> 00:05:51,018
‫اون بیلبیلک آلت‌نما رو بذار کنار،
‫منو ببین

149
00:05:51,101 --> 00:05:52,436
‫تو چه مرگته؟

150
00:05:52,519 --> 00:05:53,729
‫منظورت چیـه؟ هیچی

151
00:05:53,812 --> 00:05:56,064
‫داری وزنه می‌زنی،
‫رفتارت هم عجیب شده

152
00:05:56,147 --> 00:05:57,566
‫چی داری میگی؟ هیچی نیست

153
00:05:57,649 --> 00:06:00,276
‫فقط دارم یه مولتی ویتامین جدید مصرف می‌کنم

154
00:06:03,196 --> 00:06:04,865
‫دارم تستوسترون مصرف می‌کنم

155
00:06:04,948 --> 00:06:06,408
‫چی؟ چرا؟

156
00:06:06,491 --> 00:06:09,953
‫دکترم بهم پیشنهاد داد به یک گروه آزمایشی
‫که برای همسن‌های خودم هست ملحق بشم

157
00:06:10,036 --> 00:06:12,706
‫کارش اینه که استخوان‌ها رو قوی می‌کنه
‫و به آدم انرژی میده

158
00:06:12,789 --> 00:06:14,416
‫- داره جواب میده؟
‫- آره به نظرم

159
00:06:14,499 --> 00:06:16,794
‫فقط یکم دهنم مزه‌ی فلز گرفته

160
00:06:16,877 --> 00:06:20,547
‫دیروز در یه قوطی خیارشور رو
‫مثل آب خوردن باز کردم

161
00:06:20,630 --> 00:06:22,508
‫و فکر می‌کنم داره روی هورمون
‫جذبـم هم تاثیر می‌ذاره

162
00:06:22,591 --> 00:06:24,884
‫گربه‌ها دارن میوفتن دنبالـم

163
00:06:29,556 --> 00:06:32,350
‫و می‌دونی چیه؟ اگه بخوام صادق باشم
‫باید بگم...

164
00:06:33,476 --> 00:06:36,313
‫بدجور دارم جلوی خودم رو می‌گیرم
‫که نیام از زمین بلندت کنم

165
00:06:36,396 --> 00:06:38,315
‫- وای، خواهش می‌کنم نکن
‫- دارم میام سراغـت!

166
00:06:38,398 --> 00:06:40,192
‫نه! وای، نه، نه
‫چارلز، خواهش می‌کنم

167
00:06:40,275 --> 00:06:41,693
‫بذارم زمین.
‫چارلز، نکن.

168
00:06:41,776 --> 00:06:43,861
‫چارلز!

169
00:06:43,885 --> 00:06:53,885
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

170
00:06:53,909 --> 00:07:03,909
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

171
00:07:30,247 --> 00:07:34,751
‫« فصل پنجم قسمت پنجم »
‫« زبون‌بسته »

172
00:07:36,247 --> 00:07:39,751
‫طبقه‌ی زیرین آرکونیا

173
00:07:39,834 --> 00:07:41,211
‫چقد فضا عین سریال دانتون ابی می‌مونه

174
00:07:42,170 --> 00:07:45,382
‫یعنی الان قراره بپیچیم یه سمت
‫و یه اتاق پر از آدم‌هایی پیدا بکنیم

175
00:07:45,465 --> 00:07:47,509
‫که دارن قاشق‌ها رو برق می‌ندازن؟

176
00:07:52,931 --> 00:07:54,141
‫وای سلام، رندال

177
00:07:54,224 --> 00:07:55,225
‫میشه ازت یه سوال بپرسیم؟

178
00:07:55,308 --> 00:07:57,477
‫آره، درمورد یه اتاق بازی مخفی

179
00:07:57,560 --> 00:07:58,562
‫توی آرکونیاست

180
00:07:58,645 --> 00:08:00,439
‫اینم یکی دیگه از اون تست‌های ساختمونه؟

181
00:08:00,522 --> 00:08:02,691
‫- داخل دفتر بوده؟
‫- رندال؟

182
00:08:02,774 --> 00:08:04,276
‫دیگه لازم نیست

183
00:08:04,359 --> 00:08:05,986
‫نسخه‌ی خانم مورتون رو ببری براش

184
00:08:06,069 --> 00:08:07,571
‫لستر انجامـش داده

185
00:08:07,654 --> 00:08:09,406
‫خانم مورتون دوست دارن من نسخه‌شون رو ببرم، پس...

186
00:08:09,489 --> 00:08:10,532
‫دیگه انجام شده

187
00:08:10,615 --> 00:08:12,618
‫لستر که مثل یه انسان احمق
‫که نیاز به خواب داره نیست

188
00:08:12,701 --> 00:08:14,369
‫همه تحویل‌ها شبانه انجام شدن

189
00:08:14,452 --> 00:08:16,121
‫چه عالی

190
00:08:17,706 --> 00:08:19,833
‫معمولاً شما دوتا رو این طرفا نمی‌بینم

191
00:08:19,916 --> 00:08:21,000
‫درحال تحقیق هستید؟

192
00:08:22,001 --> 00:08:23,462
‫- خب...
‫- نه، نه، نه، نگران نباشید، نگران نباشید

193
00:08:23,545 --> 00:08:26,298
‫اون روزهایی که سعی می‌کردم
‫به گروه سه نفره‌ی شما ملحق بشم گذشته

194
00:08:26,381 --> 00:08:27,883
‫یه چیز مرغوب‌تر گیرم اومده

195
00:08:27,966 --> 00:08:29,676
‫اطلاعات یعنی قدرت

196
00:08:29,759 --> 00:08:32,679
‫و لستر خوراکـش غیبت درمورد ساختمانـه

197
00:08:32,762 --> 00:08:34,014
‫لستر، یه خبر داغ بهشون بگو

198
00:08:34,097 --> 00:08:37,142
‫دکتر گروور استنلی ساکن آپارتمان 6سی
‫بیماری کرون گرفتن

199
00:08:37,225 --> 00:08:41,271
‫اوه! وقتی خبر جدید درمورد همسایه‌ها
‫می‌نوشم واقعاً خوشم میاد

200
00:08:41,354 --> 00:08:42,689
‫یه چیز دیگه بهم بگو، مرد کوچک

201
00:08:42,772 --> 00:08:44,483
‫الان نه، الیور.
‫اورسلا اونجاست.

202
00:08:44,566 --> 00:08:45,567
‫اوه

203
00:08:45,650 --> 00:08:48,278
‫پسر عموی سوم خانم برونی
‫نقرس گرفتن

204
00:08:48,361 --> 00:08:50,446
‫بهت که گفتم، نمیشه همش فقط
‫غیبت‌های پزشکی بکنی

205
00:08:55,285 --> 00:08:58,163
‫سلام دختر... اورسلا، چه خبر؟

206
00:08:58,246 --> 00:08:59,498
‫بازی بسه دیگه

207
00:08:59,581 --> 00:09:01,791
‫جفت‌مون می‌دونیم یه چیز ضروری هست
‫که باید درموردش حرف بزنیم

208
00:09:05,712 --> 00:09:07,839
‫مکمل گات‌میلک دیگه الان به شکل قرص هم اومده

209
00:09:07,922 --> 00:09:10,884
‫همون مواد همیگشیه، فقط فشرده‌اش کردن
‫توی یه گوله‌ی کوچیک

210
00:09:10,967 --> 00:09:14,304
‫هم مکیدنیـش هست هم شیافش

211
00:09:14,387 --> 00:09:16,264
‫بستگی داره با کدومـش بیشتر حال می‌کنی

212
00:09:16,347 --> 00:09:18,642
‫اوه، یه مشکلی که نمی‌دونستم دارمـش رو حل کردی

213
00:09:18,725 --> 00:09:20,394
‫چندتا جعبه باید براتون کنار بذارم؟

214
00:09:20,477 --> 00:09:22,229
‫بستگی داره

215
00:09:22,312 --> 00:09:23,522
‫اورسلا، مطمئنم که خبر داری

216
00:09:23,605 --> 00:09:25,607
‫یه اتاق بازی توی این ساختمان هست

217
00:09:25,690 --> 00:09:27,859
‫نمی‌دونم

218
00:09:27,942 --> 00:09:30,320
‫- یه اتاق بازی توی این ساختمان هست؟
‫- باشه، خب

219
00:09:30,403 --> 00:09:32,071
‫آره، آره، آره، فهمیدم

220
00:09:35,200 --> 00:09:37,119
‫کازینو رو میگی؟ البته.

221
00:09:37,202 --> 00:09:38,787
‫آشکارترین رازِ ساختمونه

222
00:09:38,870 --> 00:09:41,456
‫خب، اگه یه موقعیت شغلی برای پخش کننده‌ی کارت

223
00:09:41,539 --> 00:09:45,335
‫یا بذار همونی که داریم بهش فکر می‌کنیم رو بگم،
‫رقاص لختی باز شده، بهم بگید

224
00:09:45,418 --> 00:09:47,170
‫دارم دنبال یه کار دوم می‌گردم

225
00:09:47,253 --> 00:09:49,297
‫مگه گات‌میلک کار دومـت نیست؟

226
00:09:49,380 --> 00:09:53,260
‫عزیزم، وقتی اینجا کار می‌کنی
‫دیگه نمی‌تونی روی انعام‌ها حساب کنی

227
00:09:53,343 --> 00:09:55,137
‫جدا از اینکه ساکنین دارن از اینجا میرن

228
00:09:55,220 --> 00:09:56,346
‫که دیدنش غم انگیزه

229
00:09:56,429 --> 00:09:59,891
‫حالا دیگه دارن ربات‌هایی استخدام می‌کنن
‫که جایگزین ما کنن

230
00:09:59,974 --> 00:10:02,060
‫اینطوری دیر یا زود کارم به کارتن خوابی می‌کشه

231
00:10:02,143 --> 00:10:05,230
‫ببین، ما فکر می‌کنیم که یک قتل توی
‫اتاق بازی صورت گرفته

232
00:10:05,313 --> 00:10:09,109
‫اما وقتی که رفتیم دنبال مدرک،
‫کلش تمیز شده بود

233
00:10:09,192 --> 00:10:10,485
‫چیزی در این مورد می‌دونی؟

234
00:10:10,568 --> 00:10:13,989
‫لستر هیچوقت درمورد اتفاق‌هایی که
‫داخل اون اتاق می‌افتاد چیزی نمی‌گفت

235
00:10:14,072 --> 00:10:17,576
‫ولی می‌دونم همهٔ کارای خدماتی
‫باید از طریق یه نفر انجام می‌شد

236
00:10:17,659 --> 00:10:20,162
‫لستر یبار از زبونـش در رفت و یه اسم بهم گفت

237
00:10:20,245 --> 00:10:21,580
‫تامی زبونه

238
00:10:21,663 --> 00:10:24,541
‫زبونه؟ یعنی چی؟

239
00:10:24,624 --> 00:10:27,169
‫چندتا زبون داره؟ زبون نداره؟
‫زبون دوشاخه داره؟

240
00:10:27,252 --> 00:10:28,962
‫شاید اون اونشب اونجا بوده

241
00:10:29,045 --> 00:10:31,131
‫شاید انگشت مال تامی باشه

242
00:10:31,214 --> 00:10:34,676
‫اورسلا، بر حسب اتفاق نمی‌دونی
‫انگشتش قطع شده یا نه؟

243
00:10:34,759 --> 00:10:37,053
‫و اگه شده نکنه انداخته باشتش توی
‫میگوی عروسی من؟

244
00:10:38,847 --> 00:10:40,807
‫می‌دونستی خیلی رو داری؟

245
00:10:41,808 --> 00:10:45,103
‫میای اینجا، یه سری سوال می‌پرسی

246
00:10:45,186 --> 00:10:46,813
‫داریم بخاطر لستر تحقیق می‌کنیم

247
00:10:46,896 --> 00:10:51,109
‫من حاضرم واسه اون مرد کوچولوی
‫مونوپولی جونم رو هم بدم

248
00:10:51,192 --> 00:10:54,696
‫اما شما دوتا و اون یارو مو سفیده

249
00:10:54,779 --> 00:10:58,158
‫آغازگر نابودیِ اینجا بودید

250
00:11:19,263 --> 00:11:20,263
‫[از سوفیا درمورد "تامی زبونه" بپرس]
‫[و یادت باشه: حرفه‌ای باش]

251
00:11:20,263 --> 00:11:22,765
‫تامی زبونـه؟ یعنی چی...؟

252
00:11:24,726 --> 00:11:25,935
‫هی

253
00:11:27,979 --> 00:11:29,272
‫سلام ساوج

254
00:11:32,859 --> 00:11:35,153
‫باید بریم یه میز دنج و ساکت پیدا کنیم؟

255
00:11:36,279 --> 00:11:37,571
‫یا خدا!

256
00:11:41,659 --> 00:11:45,288
‫خب، مشخصه که اورسلا نمی‌خواد
‫با ما صحبت بکنه

257
00:11:45,371 --> 00:11:48,500
‫اما تمیزکاری کار هرکی که بوده
‫حتماً آشغال‌ها رو انداخته توی زباله

258
00:11:48,583 --> 00:11:50,168
‫- درسته، درسته، درسته
‫- که این یعنی هنوزم یک نفر

259
00:11:50,251 --> 00:11:51,795
‫اینجا هست که به مدارک دسترسی داره

260
00:11:51,878 --> 00:11:53,588
‫آره. خب، حداقل تا فردا.

261
00:11:53,671 --> 00:11:56,424
‫فردا روز زباله‌هاست دیگه؟
‫وای خدا، دچار ضیق وقت شدیم.

262
00:11:56,507 --> 00:11:58,760
‫- عجب اوضاع زیقی‌ای
‫- می‌دونی باید با کی صحبت کنیم؟

263
00:11:58,843 --> 00:12:00,095
‫گری، مسئول آشغال‌ها

264
00:12:00,178 --> 00:12:02,139
‫آره! آره. من و گری خیلی ساله با هم آشناییم

265
00:12:02,222 --> 00:12:04,599
‫درواقع همون بود که سال ۹۴ تونی منو نجات داد

266
00:12:04,682 --> 00:12:06,309
‫وقتی که اشتباهی انداختمش توی زباله‌دان

267
00:12:06,392 --> 00:12:07,435
‫تونیِ تو؟

268
00:12:07,518 --> 00:12:09,521
‫عروسک سرجنبونکیِ تونی رابینزِ من

269
00:12:09,604 --> 00:12:12,190
‫توی شب آخر سمینار وقتی روی
‫ذغال‌های داغ راه رفتم گرفتمـش

270
00:12:12,273 --> 00:12:13,440
‫بهت گفته بودمـش

271
00:12:16,861 --> 00:12:18,070
‫آه، گری؟

272
00:12:22,116 --> 00:12:23,076
‫گری مُرده

273
00:12:23,159 --> 00:12:24,202
‫اوه

274
00:12:24,285 --> 00:12:27,080
‫برای من. بازنشسته شده.

275
00:12:28,039 --> 00:12:30,749
‫گفت "دنیا چیزی فراتر از آشغال‌های ساختمانه"

276
00:12:34,629 --> 00:12:36,339
‫من میلر هستم

277
00:12:36,422 --> 00:12:39,342
‫خب، به ساختمان خوش اومدی میلر

278
00:12:39,425 --> 00:12:41,135
‫سه سال پیش کارم رو شروع کردم

279
00:12:42,136 --> 00:12:43,305
‫شرمنده که دیر شد

280
00:12:43,388 --> 00:12:44,389
‫من الیور هستم

281
00:12:44,472 --> 00:12:46,433
‫البته. توام میبل هستی.

282
00:12:46,516 --> 00:12:48,101
‫جفت‌تون رو می‌شناسم

283
00:12:48,810 --> 00:12:51,188
‫پس، به پادکست‌مون گوش می‌کنی؟

284
00:12:51,271 --> 00:12:52,563
‫نه

285
00:12:53,439 --> 00:12:55,440
‫با این نمیشه پخشـش کرد

286
00:12:56,651 --> 00:12:58,486
‫راستی چارلز کجاست؟

287
00:12:58,569 --> 00:13:01,156
‫تستوسترون چطور داره روش جواب میده؟

288
00:13:01,239 --> 00:13:03,700
‫خوشحالـم که می‌بینم داره غریزه جنسیـش رو
‫توی الویت قرار میده

289
00:13:03,783 --> 00:13:07,537
‫خیلی خب، واقعاً کاش این رو نمی‌فهمیدم

290
00:13:07,620 --> 00:13:09,247
‫اما خیلی چیزا برام روشن شد

291
00:13:09,330 --> 00:13:10,498
‫شرمنده

292
00:13:10,581 --> 00:13:13,293
‫وقتی زباله‌های ملت رو جمع می‌کنی
‫کم کم می‌شناسی‌شون

293
00:13:13,376 --> 00:13:17,214
‫حالا که حرفـش شد الیور، باورم نمیشه
‫که اون پیشنهاد رو انداختی بیرون

294
00:13:17,297 --> 00:13:19,174
‫- خیلی خب
‫- پیشنهاد؟ کدوم پیشنهاد؟

295
00:13:19,257 --> 00:13:21,718
‫- پیشنهاد خرید آپارتمانـش
‫- چیزی نبود، چیزی نبود

296
00:13:21,801 --> 00:13:24,596
‫دست و دلباز هم بودن. قیمتی که

297
00:13:24,679 --> 00:13:26,139
‫واسه یه آپارتمان دوخوابه دارن بهت میدن
‫واقعاً خوبه

298
00:13:26,222 --> 00:13:28,807
‫چرا درموردش چیزی بهم نگفتی؟

299
00:13:30,101 --> 00:13:33,939
‫گوش بده میلر، به تازگی زباله‌ی غیر معمولی
‫وارد اینجا نشده؟

300
00:13:34,022 --> 00:13:36,191
‫احتمالاً از اتاق بازی؟

301
00:13:36,274 --> 00:13:37,567
‫آه...

302
00:13:37,650 --> 00:13:40,570
‫که شاید ربطی به "تامی زبونـه" داشته باشه؟

303
00:13:40,653 --> 00:13:42,238
‫دیگه وقتشه که برید

304
00:13:43,489 --> 00:13:45,742
‫آمار آشغال‌ها رو دادن توی مرامم نیست

305
00:13:45,825 --> 00:13:47,327
‫مخصوصاً به شما بالانشین‌ها

306
00:13:47,410 --> 00:13:49,120
‫آشغال!

307
00:13:49,203 --> 00:13:50,538
‫- برو، برو!
‫- یالا، بردارش!

308
00:13:50,621 --> 00:13:52,456
‫رفتیم

309
00:13:58,129 --> 00:14:00,215
‫کم کم داشتم فکر می‌کردم
‫قرار نیست زنگ بزنی

310
00:14:00,298 --> 00:14:01,925
‫منم کم کم داشتم فکر می‌کردم که شاید...

311
00:14:02,008 --> 00:14:03,092
‫مامان!

312
00:14:04,343 --> 00:14:05,512
‫سالادش رو امتحان کردم!

313
00:14:05,595 --> 00:14:07,263
‫این از اون مرغ تند‌ هاست؟

314
00:14:07,346 --> 00:14:09,140
‫نودل و کره هم دارن؟

315
00:14:10,141 --> 00:14:11,601
‫مجبور بودم بیارمشون

316
00:14:11,684 --> 00:14:14,729
‫تولد میکی هست.
‫اون 36 ساله شده.

317
00:14:14,812 --> 00:14:17,649
‫اما قراره فقط بشینن سر میز خودشون

318
00:14:17,732 --> 00:14:19,275
‫مثه آدم‌ بزرگ‌های واقعی!

319
00:14:19,358 --> 00:14:20,776
‫مامان، من دارم غرق میشم

320
00:14:21,861 --> 00:14:23,279
‫گارسون، یه مارتینی دیگه،
‫یه پیک دیگه هم بزنیم

321
00:14:25,156 --> 00:14:26,574
‫اینا رو سنگین‌تر بریز

322
00:14:26,657 --> 00:14:27,659
‫چارلز؟

323
00:14:27,742 --> 00:14:28,743
‫شهردار تیلمنـه!

324
00:14:28,826 --> 00:14:30,203
‫آقای شهردار!

325
00:14:30,286 --> 00:14:31,538
‫- عجب سورپرایزی!
‫- هی، بیا ببینم

326
00:14:31,621 --> 00:14:33,540
‫واقعاً داریم همو بغل می‌کنیم؟

327
00:14:33,623 --> 00:14:35,458
‫ایشون سوفیا کاچیمیلیو هستن

328
00:14:35,541 --> 00:14:36,668
‫خوشوقتم

329
00:14:36,751 --> 00:14:40,296
‫عکس‌تون رو توی روزنامه کنار اون
‫خبر غم‌انگیز درمورد

330
00:14:40,379 --> 00:14:42,841
‫همسرتون دیدم.
‫تسلیت میگم.

331
00:14:42,924 --> 00:14:44,592
‫- تونی، بس کن
‫- مامان!

332
00:14:44,675 --> 00:14:46,469
‫- خفه خون بگیر. خفه!
‫- خودت خفه!

333
00:14:46,552 --> 00:14:48,054
‫چه خبر از پادکست؟

334
00:14:48,137 --> 00:14:50,056
‫درسته، محض اطلاع بگم که هنوزم

335
00:14:50,139 --> 00:14:51,808
‫می‌تونم به عنوان مهمون‌تون بیام

336
00:14:51,891 --> 00:14:54,227
‫یا می‌تونیم فقط صدای افکت‌های صوتی رو در بیارم

337
00:14:54,310 --> 00:14:56,438
‫می‌دونی، مثلاً بگم "بیب بیب"

338
00:14:56,521 --> 00:14:57,689
‫می‌دونی، یا...

339
00:14:57,772 --> 00:14:58,898
‫"پس گوشتش کو"
‫چطوره؟

340
00:14:58,981 --> 00:15:00,859
‫- از اینجور چیزا
‫- خیلی بانمکه، اما واقعاً

341
00:15:00,942 --> 00:15:03,194
‫از اینطور پادکست‌ها نیست.
‫بیشتر حول‌وحوش قتل می‌چرخه.

342
00:15:03,277 --> 00:15:05,071
‫اوه. "آووگا!"

343
00:15:05,154 --> 00:15:07,282
‫این یکی هم بامزه‌ست.
‫می‌دونی، این..

344
00:15:07,365 --> 00:15:09,159
‫پس با رومی تماس بگیر
‫حالا یه کاریش می‌کنیم خلاصه

345
00:15:09,242 --> 00:15:11,202
‫- باشه خبر میدم
‫- چه عالی. خوبه.

346
00:15:11,285 --> 00:15:12,746
‫- اوه
‫- شرمنده

347
00:15:12,829 --> 00:15:14,873
‫الان بدنم پر از هورمون‌های مردونه‌ست

348
00:15:14,956 --> 00:15:17,500
‫- زیادی محکم دست میدم
‫- خیلی هم خوب

349
00:15:18,126 --> 00:15:20,378
‫اهمم...

350
00:15:23,214 --> 00:15:24,215
‫هم

351
00:15:26,926 --> 00:15:29,721
‫اصلاً اجازه داریم توی رختکن کارکنان باشیم؟

352
00:15:29,804 --> 00:15:31,056
‫به نظرم کار اشتباهیـه

353
00:15:31,139 --> 00:15:34,100
‫مثل وقتی که وسط پرواز می‌بینی
‫خلبان داره میره دستشویی

354
00:15:34,183 --> 00:15:35,852
‫با خودت میگی الان کی پشت فرمونـه؟

355
00:15:35,935 --> 00:15:37,937
‫خب، اگه نمی‌تونیم کارکنان رو به حرف بیاریم

356
00:15:38,020 --> 00:15:41,274
‫پس باید خودمون کلید زباله‌دونی رو پیدا کنیم
‫و بریم اونجا

357
00:15:41,357 --> 00:15:42,734
‫آه، ببین

358
00:15:42,817 --> 00:15:45,153
‫لامپ یدکی برای لوستر لابی،

359
00:15:45,236 --> 00:15:47,947
‫برس پرزگیر برای یونیفرم دربان‌ها

360
00:15:49,532 --> 00:15:51,868
‫همه‌شون تیکه‌های کوچیکی از آرکونیانا هستن

361
00:15:52,994 --> 00:15:54,244
‫الیور؟

362
00:15:55,955 --> 00:15:57,540
‫خواهش می‌کنم از اینجا نرو

363
00:15:57,623 --> 00:16:00,877
‫می‌دونم یه آدم بالغی و می‌تونی هرکاری
‫که دلت خواست بکنی

364
00:16:00,960 --> 00:16:04,506
‫اما من به اینجا دلبسته شدم.
‫یه مبل برامون خریدم.

365
00:16:04,589 --> 00:16:06,508
‫من جایی نمیرم

366
00:16:06,591 --> 00:16:08,259
‫آرکونیا خونه‌ی منـه

367
00:16:09,969 --> 00:16:12,054
‫حالا که حرفـش شد

368
00:16:12,847 --> 00:16:14,933
‫"پاتنم خیلی بی‌خوده"

369
00:16:15,016 --> 00:16:17,101
‫چه جذاب

370
00:16:19,020 --> 00:16:20,229
‫یه لحظه وایسا

371
00:16:20,600 --> 00:16:22,940
‫[بمیر لستر]
‫[بمیر]

372
00:16:22,940 --> 00:16:25,693
‫- وای خدای من
‫- هی

373
00:16:26,694 --> 00:16:28,612
‫شما اجازه ندارید اینجا باشید

374
00:16:35,536 --> 00:16:38,706
‫داشتیم عیدی‌هاتون رو براتون می‌ذاشتیم

375
00:16:38,789 --> 00:16:41,751
‫پنج ماه دیرتر، یا هفت ماه زودتر
‫هرکدوم که باورپذیر تره

376
00:16:42,877 --> 00:16:45,630
‫وای خدای من.
‫خوزه‌ی سرپرست!

377
00:16:45,713 --> 00:16:47,549
‫فکر کردم از ساختمان رفتی

378
00:16:47,632 --> 00:16:50,552
‫همین هفته‌ پیش بود که درخواستـت
‫برای خودشور توالت رو رد کردم

379
00:16:50,635 --> 00:16:52,220
‫رندال، اونا میز رو دیدن

380
00:16:54,180 --> 00:16:56,266
‫خب، این کار توئه؟

381
00:16:56,349 --> 00:16:59,144
‫ببین، من حکش کردم

382
00:16:59,227 --> 00:17:03,565
‫بهش افتخار نمی‌کنم، اما درمورد
‫اون لسترِ آدم ننوشتمـش

383
00:17:03,648 --> 00:17:05,358
‫درمورد رباته‌ست

384
00:17:05,441 --> 00:17:07,944
‫آخه چقد آدم باید بدشانس باشه
‫که همون هفته که کار تمام وقتـش رو شروع می‌کنه

385
00:17:08,027 --> 00:17:11,531
‫یه ماسماسک بیارن که کارت رو

386
00:17:11,614 --> 00:17:13,283
‫بهتر و سریع‌تر انجام بده؟

387
00:17:13,366 --> 00:17:14,409
‫فکر نمی‌کنید قراره بعداً سر شما هم بیاد؟

388
00:17:14,492 --> 00:17:15,994
‫من که دیگه روزای آخرمه

389
00:17:16,077 --> 00:17:18,538
‫اصل ماجرا اینه که
‫ما دیگه از مد افتادیم

390
00:17:18,621 --> 00:17:20,330
‫چقدر مونده تا به نقطه‌ای برسیم
‫که ماشین‌ها دیگه خودبه‌خود پارک کنن؟

391
00:17:20,331 --> 00:17:23,458
‫سالیان سال به این ساکنین سرویس دادیم

392
00:17:23,459 --> 00:17:25,210
‫حالا که دارن جایگزین‌مون می‌کنن،

393
00:17:25,211 --> 00:17:27,671
‫فکر می‌کنید یه کدوم‌شون میاد پشت‌مون در بیاد؟

394
00:17:27,672 --> 00:17:29,590
‫من پشت‌تون در میام

395
00:17:30,424 --> 00:17:31,424
‫جدی؟

396
00:17:31,425 --> 00:17:33,426
‫اینجوری می‌شه به حرف آوردشون.
‫اعتمادشون رو جلب کرد

397
00:17:33,427 --> 00:17:35,221
‫باشه دوستان

398
00:17:36,347 --> 00:17:37,764
‫کی آماده است که بجنگیم؟

399
00:17:37,765 --> 00:17:40,350
‫- آره
‫- کی واسه یه انقلاب آماده است؟

400
00:17:40,351 --> 00:17:41,893
‫آره!

401
00:17:41,894 --> 00:17:44,646
‫کی واسه جلسه ساختمونی آماده است؟

402
00:17:44,647 --> 00:17:46,022
‫من...

403
00:17:49,610 --> 00:17:51,821
‫خب، بریم سر اصل مطلب

404
00:17:52,947 --> 00:17:54,906
‫یه اتاق سرّی توی ساختمون هست که شوهرت

405
00:17:54,907 --> 00:17:57,577
‫توش بازی پوکر غیرقانونی برگزار می‌کرده.
‫کلیدش رو به من دادی

406
00:17:58,703 --> 00:18:00,412
‫یه دست ورق

407
00:18:00,413 --> 00:18:02,330
‫شاه دل در سالن بازی رو باز می‌کرد

408
00:18:02,331 --> 00:18:06,084
‫دسته ورق‌ها یه کلیده. البته

409
00:18:06,085 --> 00:18:09,505
‫خب، این رو هم به لیست چیزهایی اضافه کن
‫که در مورد شوهرم نمی‌دونستم

410
00:18:10,923 --> 00:18:13,342
‫داری میگی خبر نداشتی که شوهرت چی کارها می‌کنه؟

411
00:18:16,012 --> 00:18:19,599
‫بیشتر به کارهایی که تو می‌کنی علاقمندم، چارلز

412
00:18:25,813 --> 00:18:29,107
‫می‌بینم که اولین بارت نیست که به هیباچی میای

413
00:18:29,108 --> 00:18:31,943
‫به کارهای خفنی که با دهنم می‌کنم معروفم

414
00:18:37,116 --> 00:18:40,285
‫ولی جالب‌تر تواناییِ تو واسه عوض کردن موضوع بحثه

415
00:18:49,295 --> 00:18:52,213
‫قارچ! از اون سس خوشمزهه زیاد بزن روش

416
00:19:02,808 --> 00:19:06,645
‫نیکی اون یاغی‌ای که نشون می‌دادن نبود

417
00:19:06,646 --> 00:19:09,565
‫همه تو خانواده من که کارشون...

418
00:19:11,484 --> 00:19:12,985
‫ساخت و ساز بود

419
00:19:14,236 --> 00:19:18,366
‫مصمم بودم شوهری پیدا کنم
‫که کارش ساخت و ساز نباشه

420
00:19:19,909 --> 00:19:24,287
‫بعدش با نیکی که یه بچه حساس بود آشنا شدم،

421
00:19:24,288 --> 00:19:28,041
‫که توی خشک‌شویی خانواده‌اش کار می‌کرد
‫و کنارش هم شعر می‌نوشت

422
00:19:28,042 --> 00:19:31,878
‫وقتی رفتم شلوارم رو تحویل بگیرم،

423
00:19:31,879 --> 00:19:34,172
‫توی جیبش شعر گذاشته بود

424
00:19:34,173 --> 00:19:36,966
‫- آخی
‫- افتضاح بودن

425
00:19:36,967 --> 00:19:39,010
‫همه‌چیز رو با یه روز تابستونی مقایسه می‌کرد

426
00:19:39,011 --> 00:19:40,804
‫من رو، گربه رو،

427
00:19:40,805 --> 00:19:45,142
‫حتی... روز تابستونی هم
‫اون رو یاد روز تابستونی می‌انداخت

428
00:19:46,852 --> 00:19:49,562
‫وقتی تازه ازدواج کرده بودیم...

429
00:19:49,563 --> 00:19:52,440
‫از این می‌گفتیم که همه‌چیز رو جا بذاریم و بریم

430
00:19:52,441 --> 00:19:55,819
‫یه خونه توی پوزیتانو بگیریم و اون شعر بنویسه

431
00:19:55,820 --> 00:19:57,112
‫منم یه کلاه بزرگ بپوشم

432
00:19:58,197 --> 00:20:00,115
‫ولی کلاه بزرگ هیچوقت شدنی نشد، نه؟

433
00:20:00,116 --> 00:20:01,283
‫نه

434
00:20:02,576 --> 00:20:04,536
‫حتی یه آفتاب‌گیر هم نشد

435
00:20:07,707 --> 00:20:10,167
‫مادرم مقصره

436
00:20:12,378 --> 00:20:16,173
‫به مردهایی که حیوان‌صفت نباشن احترام نمی‌ذاره

437
00:20:17,258 --> 00:20:22,345
‫اینقدر جلوی نیکی رو گرفت تا دیگه ننوشت

438
00:20:22,346 --> 00:20:25,432
‫و دروغگو و دغل‌باز شد،

439
00:20:25,433 --> 00:20:28,017
‫درست مثل هر مردی که باهاشون بزرگ شدم

440
00:20:28,018 --> 00:20:30,980
‫انگار مادرهامون یه وجه اشتراک‌هایی داشتن

441
00:20:31,939 --> 00:20:32,982
‫بیشتر بگو

442
00:20:33,107 --> 00:20:35,151
‫در این حد بگم که حسابی بلا سرم آورد

443
00:20:40,573 --> 00:20:41,907
‫ببخشید، من...

444
00:20:42,908 --> 00:20:44,325
‫سوگواری چیز جالبیه

445
00:20:44,326 --> 00:20:46,578
‫نمی‌دونی کِی قراره... اثرش رو بذاره

446
00:20:46,579 --> 00:20:49,164
‫ببین، نباید رابطه‌ای بین ما باشه

447
00:20:49,165 --> 00:20:50,248
‫من حرفه‌ای‌ام

448
00:20:50,249 --> 00:20:52,459
‫منم لباس‌زیر قرمز پوشیدم

449
00:20:52,460 --> 00:20:54,169
‫نیمه‌حرفه‌ای

450
00:20:54,170 --> 00:20:56,964
‫دیر شده

451
00:20:57,089 --> 00:21:00,718
‫میرم... شاید... می‌تونی تا مینی‌وَنَم همراهیم کنی؟

452
00:21:02,136 --> 00:21:03,470
‫خب، پسرها چی می‌شن؟

453
00:21:03,471 --> 00:21:04,763
‫مشکلی ندارن

454
00:21:04,764 --> 00:21:07,140
‫اگه همه باهم بمونن
‫خودشون می‌تونن با اتوبوس برن خونه

455
00:21:07,141 --> 00:21:09,392
‫شنیدین؟ همه کنار هم بمونید

456
00:21:09,393 --> 00:21:11,853
‫- می‌خوایم بریم فورت‌نایت بازی کنیم
‫- تونی، درباره‌اش حرف زدیم

457
00:21:11,854 --> 00:21:14,230
‫- نمایشگرها رو یه مدتی می‌ذاریم کنار
‫- چی؟!

458
00:21:14,231 --> 00:21:15,690
‫آره، تولدشه‌ها!

459
00:21:15,691 --> 00:21:18,027
‫خب چارلز...

460
00:21:19,069 --> 00:21:21,070
‫نظرت چیه؟

461
00:21:25,159 --> 00:21:27,660
‫- آره
‫- مراقب باش، مامان!

462
00:21:37,441 --> 00:21:38,952
‫[تو میگی رُبات؟ من میگم نَه‌بات!]
‫[نذارید هوش‌مصنوعی آرکونیا رو اشغال کنه!!]

463
00:21:38,965 --> 00:21:40,442
‫[امروز ظهر توی لابی جلسه ساختمون داریم]

464
00:21:40,466 --> 00:21:41,883
‫- سلام
‫- سلام

465
00:21:41,884 --> 00:21:43,426
‫سلام. حالت چطوره؟

466
00:21:43,427 --> 00:21:44,886
‫- خوبم
‫- از دیدنت خوشحالم

467
00:21:44,887 --> 00:21:46,679
‫- از چارلز خبری نشد؟
‫- هیچی

468
00:21:46,680 --> 00:21:48,808
‫ولی نباید بترسیم. چارلز مرد بالغیه...

469
00:21:49,683 --> 00:21:52,393
‫که توی سراشیبی افتاده و نئشه‌ی تستسترونه

470
00:21:52,394 --> 00:21:54,479
‫آره، احتمالش بالاست که توی یه سطل‌زباله مُرده باشه

471
00:21:54,480 --> 00:21:56,815
‫خب، در اخبار بد دیگر، رفتم توی اینترنت

472
00:21:56,816 --> 00:21:58,483
‫که تامی زبونه رو جستجو کنم

473
00:21:58,484 --> 00:22:00,401
‫چیزی که پورن نباشه پیدا نکردم

474
00:22:00,402 --> 00:22:03,071
‫حتی به ویلیامز التماس کردم
‫که اسمش رو توی پاسگاه بررسی کنه

475
00:22:03,072 --> 00:22:06,658
‫میبل، دارم بهت میگم،
‫این جلسه ساختمونی بلیت ماست

476
00:22:06,659 --> 00:22:08,409
‫کاری می‌کنیم کارکنان عاشق ما بشن

477
00:22:08,410 --> 00:22:10,829
‫و هر چیزی باید از تامی زبونه بدونیم رو بهمون بگن،

478
00:22:10,830 --> 00:22:12,831
‫قبل از اینکه ماشین حمل‌زباله برسه

479
00:22:12,832 --> 00:22:15,625
‫خب، این حرکت کوچیکت قرار نیست
‫کمکی به رتبه‌بندیت بکنه

480
00:22:15,626 --> 00:22:16,835
‫رتبه‌بندیم؟

481
00:22:16,836 --> 00:22:19,003
‫دیشب داشتم از برنامه تغییرشکل لستر استفاده می‌کردم

482
00:22:19,004 --> 00:22:23,342
‫تا مدل‌های ریش جدید رو امتحان کنم
‫که تصادفی یه ویژگی خاص رو پیدا کردم

483
00:22:24,009 --> 00:22:27,637
‫یه سیستم رتبه‌بندی برای هر ساکن توی ساختمون

484
00:22:27,638 --> 00:22:29,556
‫همه‌مون یه ارزش رقمی داریم

485
00:22:29,557 --> 00:22:31,683
‫خیلی بروز و خفنه نه؟

486
00:22:31,684 --> 00:22:34,269
‫اونوقت ربات چطوری ارزش ما رو می‌سنجه؟

487
00:22:34,270 --> 00:22:36,646
‫با یه ترکیبی از مدارکی که لستر مُرده داشت،

488
00:22:36,647 --> 00:22:37,981
‫که همه‌شون آپلود شدن،

489
00:22:37,982 --> 00:22:40,608
‫شایعاتی که توی دستگاه شنیداریش گفتم،

490
00:22:40,609 --> 00:22:42,235
‫و یه جذابیت نامشخص،

491
00:22:42,236 --> 00:22:44,988
‫که هیچوقت قرار نیست برملاش کنه

492
00:22:44,989 --> 00:22:46,489
‫و به خودتون زحمت ندین
‫که رتبه‌تون رو بپرسین،

493
00:22:46,490 --> 00:22:48,158
‫چون قراره در بی‌خبری بمیرین

494
00:22:49,159 --> 00:22:50,660
‫باشه میبل، تو چهاری

495
00:22:50,661 --> 00:22:52,370
‫چهارم؟

496
00:22:52,371 --> 00:22:53,580
‫بد نیست

497
00:22:53,581 --> 00:22:56,040
‫- صبر کن، تی ازم بالاتره؟
‫- من نیاز نیست عددم رو بدونم

498
00:22:56,041 --> 00:22:58,209
‫از جایگاهم تو این ساختمون خیلی مطمئنم

499
00:22:58,210 --> 00:23:00,587
‫هر چی تو بگی، آقای ۲۳۷

500
00:23:00,588 --> 00:23:01,963
‫۲۳۷؟!

501
00:23:01,964 --> 00:23:03,965
‫از چندتا...

502
00:23:03,966 --> 00:23:06,426
‫می‌دونی چیه؟ لازم نیست بدونم

503
00:23:08,679 --> 00:23:10,388
‫خوش اومدین! خوش اومدین!

504
00:23:10,389 --> 00:23:13,309
‫به جلسه ساختمونی من خوش اومدین

505
00:23:14,476 --> 00:23:15,894
‫به همه‌تون خوش‌آمد میگم

506
00:23:15,895 --> 00:23:17,854
‫بیاید شروع کنیم، چطوره؟

507
00:23:17,855 --> 00:23:21,357
‫خب، من الیور پاتنام هستم و تعریفم رو شنیدین

508
00:23:23,444 --> 00:23:27,113
‫و هیجان‌زده‌ام که میزبان شما در آرکونیاکان باشم،

509
00:23:27,114 --> 00:23:30,283
‫اولین جشن گفتگوی ساکنین و کارکنان در تاریخ

510
00:23:30,284 --> 00:23:31,659
‫خوراکی نداریم

511
00:23:31,660 --> 00:23:33,161
‫امروز...

512
00:23:33,162 --> 00:23:36,081
‫...قراره در مورد تغییرات ساختمون جدی بشیم و

513
00:23:37,374 --> 00:23:38,750
‫درباره احساسات جدی بشیم

514
00:23:38,751 --> 00:23:41,502
‫برو سر اصل مطلب، جزیره وسوسه ده دقیقه دیگه شروع می‌شه

515
00:23:41,503 --> 00:23:43,004
‫می‌دونم باورش سخته

516
00:23:43,005 --> 00:23:46,257
‫به خاطر خط‌موی عالی و پاهای صیقلیم،

517
00:23:46,258 --> 00:23:50,845
‫ولی من مدت زیادی توی این ساختمون زندگی کردم

518
00:23:50,846 --> 00:23:53,264
‫و قاعدتاً، در طول سالیان تغییراتی داشته،

519
00:23:53,265 --> 00:23:55,516
‫قابل انتظاره

520
00:23:55,517 --> 00:23:59,020
‫ولی یه تغییراتی هست که ما نباید بپذیریم

521
00:23:59,021 --> 00:24:02,649
‫و به نظرم این حرفم از جانب تمام ساکنینه

522
00:24:02,650 --> 00:24:06,486
‫که قرار نیست دست روی دست بذاریم
‫و بذاریم ماشین‌های بی‌روح

523
00:24:06,487 --> 00:24:09,364
‫جایگزین ماشین‌های بی‌روح بشن

524
00:24:09,365 --> 00:24:12,200
‫آره! درسته!

525
00:24:12,201 --> 00:24:13,952
‫گوش کنید، من عاشق کارکنانم،

526
00:24:13,953 --> 00:24:17,455
‫ولی به عنوان آدمی که بیماری چشم صورتی دائمی و واگیرداره...

527
00:24:17,456 --> 00:24:19,791
‫که باید بگم شدیداً واگیرداره

528
00:24:19,792 --> 00:24:21,751
‫همین دو روز پیش دوباره بهش مبتلا شدم،

529
00:24:21,752 --> 00:24:23,920
‫و اگه محکم پلک بزنم دیگه اه!

530
00:24:23,921 --> 00:24:25,546
‫کارت تمومه پسر جان

531
00:24:25,547 --> 00:24:29,717
‫دوست دارم ماشین‌ها بسته‌هام رو تحویل بدن

532
00:24:29,718 --> 00:24:31,636
‫من از این خوشم میاد که مجبور نیستم

533
00:24:31,637 --> 00:24:33,846
‫با ربات گپ و گفت داشته باشم

534
00:24:33,847 --> 00:24:35,348
‫- یا بهش انعام بدم
‫- آره

535
00:24:35,349 --> 00:24:38,977
‫من باور دارم که یه ساختمون یعنی ارتباط مردمی

536
00:24:38,978 --> 00:24:41,646
‫واسه همین با تک‌تک‌تون آشنا شدم

537
00:24:41,647 --> 00:24:43,856
‫اینکه... کی حیوان خانگی داره

538
00:24:43,857 --> 00:24:46,651
‫و کدوم یکی‌تون بیشتر احتمال داره
‫که چترش رو جا بذاره

539
00:24:46,652 --> 00:24:47,986
‫لستر تمام این‌ها رو می‌دونه

540
00:24:47,987 --> 00:24:50,613
‫فراموش‌کنندگان چتر، به ترتیب الفبا:

541
00:24:50,614 --> 00:24:52,865
‫- سارا راسل، واحد ۲بی...
‫- خفه شو، ۶ ابرقهرمان!

542
00:24:52,866 --> 00:24:53,992
‫همینجا میگم

543
00:24:53,993 --> 00:24:57,078
‫یا این ربات میره، یا ما میریم!

544
00:25:01,500 --> 00:25:06,129
‫باشه خب، چطوره یکم آهنگ بخونیم
‫که این تنش از بین بره؟

545
00:25:06,130 --> 00:25:08,214
‫قرار نیست واسه تو آهنگ بخونیم.
‫اینجا رو کردی

546
00:25:08,215 --> 00:25:09,841
‫ساختمون قتل!

547
00:25:09,842 --> 00:25:11,801
‫اگه به خاطر تو نبود

548
00:25:11,802 --> 00:25:14,429
‫لسترِ انسان هنوز دربان ما بود!

549
00:25:14,430 --> 00:25:16,055
‫دیگه گوز رو به شقیقه ربط دادین

550
00:25:16,056 --> 00:25:18,725
‫ولی برگردیم به همون آهنگ‌خونی.
‫کی آهنگ «دلقک‌ها رو بفرستید» رو بلده؟

551
00:25:18,726 --> 00:25:21,227
‫جودی کالینز یا گلنیس جانز؟

552
00:25:21,228 --> 00:25:22,312
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

553
00:25:24,023 --> 00:25:26,899
‫♪ به خودتون زحمت ندین ♪

554
00:25:26,900 --> 00:25:30,445
‫♪ دیگه اومدن! ♪

555
00:25:30,446 --> 00:25:32,405
‫هی، چارلز؟

556
00:25:32,406 --> 00:25:34,323
‫چت شده و اون یکی کفشت کجاست؟

557
00:25:34,324 --> 00:25:35,950
‫اون یکی کفشم رو نیاز ندارم که این حرکت رو بزنم...

558
00:25:38,370 --> 00:25:40,913
‫- حرکت کن
‫- باشه، آره

559
00:25:40,914 --> 00:25:42,915
‫اولاً که نه. این قضیه هم هر چی که هست،

560
00:25:42,916 --> 00:25:45,543
‫لازم نیست کسی دیگه ببینتش. باهام بیا

561
00:25:45,544 --> 00:25:48,463
‫برازوز شده مشروبوز

562
00:25:48,464 --> 00:25:50,173
‫قضیه رو جدی نگرفتن

563
00:25:50,174 --> 00:25:52,675
‫باشه... برگردیم سراغ ماجرای ربات، باشه؟

564
00:25:52,676 --> 00:25:54,802
‫آره، برگردیم، چطوره؟

565
00:25:54,803 --> 00:25:57,263
‫دوستان

566
00:25:57,264 --> 00:26:00,892
‫دوستان. خواهشاً، قضیه فقط ساختمون نیست،

567
00:26:00,893 --> 00:26:02,351
‫بحث جامعه‌مونه

568
00:26:02,352 --> 00:26:05,938
‫این ربات بهترین اتفاقیه که تا حالا واسه این ساختمون افتاده

569
00:26:07,191 --> 00:26:09,317
‫در واقع، بیا اینجا لستر

570
00:26:09,318 --> 00:26:11,278
‫بیا نشون‌شون بده چی ازت بر میاد، عزیزم

571
00:26:12,571 --> 00:26:13,571
‫عزیزم؟

572
00:26:13,572 --> 00:26:15,281
‫عزیزم!

573
00:26:15,282 --> 00:26:16,991
‫صبر کنید، کجا رفت؟

574
00:26:16,992 --> 00:26:18,243
‫شاه قدکوتاهم کو؟

575
00:26:20,329 --> 00:26:22,121
‫یا خدا

576
00:26:22,122 --> 00:26:23,581
‫دزدیدنش

577
00:26:25,834 --> 00:26:29,170
‫باشه میبل، می‌دونم معمولاً

578
00:26:29,171 --> 00:26:30,630
‫مسائل عاشقانه رو باهات در میون نمی‌ذارم

579
00:26:30,631 --> 00:26:32,381
‫- آره، علت خوبی هم داره
‫- آره

580
00:26:32,382 --> 00:26:34,176
‫ولی دیشب...

581
00:26:35,886 --> 00:26:37,970
‫- بوس‌بوسی داشتم
‫- چی؟

582
00:26:37,971 --> 00:26:40,807
‫پشت مینی‌ون سوفیا بود،

583
00:26:40,808 --> 00:26:43,101
‫که کار آسونی نیست به خاطر...

584
00:26:43,102 --> 00:26:45,353
‫تجهیزات هاکی پسرها

585
00:26:45,354 --> 00:26:47,855
‫و پوست خوراکی‌های لانچبل،

586
00:26:47,856 --> 00:26:49,357
‫که چسبیدن به پوست‌مون

587
00:26:49,358 --> 00:26:52,401
‫ولی یه جورایی... یه شب جادویی بود

588
00:26:52,402 --> 00:26:54,195
‫چارلز!

589
00:26:54,196 --> 00:26:56,115
‫تستسترون روی مغزت اثر گذاشته؟

590
00:26:56,907 --> 00:26:59,784
‫آره، ماجراش رو می‌دونم.
‫از الیور هم شاکی نشی

591
00:26:59,785 --> 00:27:01,702
‫اونی که لوت داد مسئول زباله جدیده بود

592
00:27:01,703 --> 00:27:03,538
‫چی؟

593
00:27:03,539 --> 00:27:05,374
‫پس گری چش شد؟

594
00:27:06,625 --> 00:27:09,293
‫دیدی؟ اسمش رو یادم اومد

595
00:27:09,294 --> 00:27:12,505
‫آره، تستسترون جواب میده،
‫حواسم رو بیشتر جمع کرده

596
00:27:12,506 --> 00:27:15,758
‫با یه مظنون خوابیدی!
‫ممکنه این کارش سوءاستفاده ازت باشه

597
00:27:15,759 --> 00:27:17,760
‫خب اگه داره استفاده می‌کنه،

598
00:27:17,761 --> 00:27:20,429
‫چطوریه که من کل اطلاعات رو به دست آوردم،

599
00:27:20,430 --> 00:27:22,557
‫و اون هیچی گیرش نیومد؟

600
00:27:22,558 --> 00:27:24,016
‫باشه، بگو ببینم.
‫چی فهمیدی؟

601
00:27:24,017 --> 00:27:27,728
‫یه سری نکات کوچیک رو بهت میگم

602
00:27:27,729 --> 00:27:31,065
‫اول از همه، دهن اون زن

603
00:27:31,066 --> 00:27:33,818
‫مثل خرسی که میره توی آب سالمون شکار کنه قویه

604
00:27:33,819 --> 00:27:36,320
‫نمی‌دونم چی رو ثابت می‌کنه،
‫ولی می‌ذارمش روی تخته

605
00:27:36,321 --> 00:27:39,490
‫تامی زبونه چی شد؟
‫چیزی ازش فهمیدی؟

606
00:27:39,491 --> 00:27:43,035
‫خب، از تامی نه،
‫ولی یکمی...

607
00:27:43,036 --> 00:27:44,829
‫- چارلز!
‫- خواستم بگم زبون

608
00:27:44,830 --> 00:27:46,205
‫خدای من!

609
00:27:46,206 --> 00:27:48,291
‫- اینقدر هرزه‌نکوهیم نکن!
‫- عالیه

610
00:27:48,292 --> 00:27:52,045
‫خب، هنوزم با تامی به هیچ‌جایی نرسیدیم

611
00:27:53,213 --> 00:27:54,797
‫باشه

612
00:27:54,798 --> 00:27:58,009
‫باشه. تقصیر منه

613
00:27:58,010 --> 00:28:00,845
‫می‌دونی... اخیراً یکم حالم گرفته بوده،

614
00:28:00,846 --> 00:28:04,015
‫و فکر کردم جوابش شاید اینه که آدمم رو پیدا کنم

615
00:28:04,016 --> 00:28:05,808
‫لورتام رو میگم

616
00:28:05,809 --> 00:28:08,644
‫ولی زیاده‌روی کردم،

617
00:28:08,645 --> 00:28:12,315
‫و متأسفم که از تامی هیچی نفهمیدم

618
00:28:12,316 --> 00:28:14,109
‫فقط کاش می‌تونستیم از لستر بپرسیم

619
00:28:15,402 --> 00:28:16,862
‫شاید بتونیم؟

620
00:28:18,030 --> 00:28:21,198
‫هاوارد گفت مدارک آرکونیای لستر

621
00:28:21,199 --> 00:28:23,993
‫توی ربات آپلود شدن

622
00:28:23,994 --> 00:28:26,037
‫- پس عملاً فقط باید...
‫- وای نه!

623
00:28:26,038 --> 00:28:28,748
‫...بیاریمش...

624
00:28:28,749 --> 00:28:30,291
‫رباته بود، نه؟

625
00:28:32,294 --> 00:28:33,837
‫این چی بود دیگه؟!

626
00:28:42,512 --> 00:28:44,222
‫دوتا دربان توی دو هفته

627
00:28:47,100 --> 00:28:48,226
‫عزیزم!

628
00:28:52,773 --> 00:28:55,274
‫خب، یه خبر از سمت من

629
00:28:55,275 --> 00:28:57,944
‫کامیون‌های حمل زباله اومدن،
‫پس هر مدرکی بود از بین رفته

630
00:28:57,945 --> 00:28:59,946
‫چارلز سکس داشته، هیچ اطلاعات واقعی‌ای گیر نیاورده

631
00:28:59,947 --> 00:29:01,405
‫و بوی کالباس میده

632
00:29:01,406 --> 00:29:04,241
‫آره، ولی تا حالا اینقدر حس نکرده بودم
‫که به بدنم وصلم

633
00:29:04,242 --> 00:29:06,827
‫الان نه چارلز، تازه یه جریانی رو پشت‌سر گذاشتم

634
00:29:06,828 --> 00:29:09,956
‫تو؟ اون ربات بهترین دوست من بود

635
00:29:09,957 --> 00:29:12,709
‫- سولین و گریوی چی؟
‫- کون لق اون دوتا

636
00:29:13,460 --> 00:29:15,878
‫همه میگن گربه و سگ نمی‌تونن دوست باشنف

637
00:29:15,879 --> 00:29:18,464
‫ولی تو خونه خودم من رو کردن سرِخَر

638
00:29:18,465 --> 00:29:20,549
‫از تخت خودم بیرونم کردن

639
00:29:20,550 --> 00:29:22,134
‫روی مبل می‌خوابم، چارلز

640
00:29:22,135 --> 00:29:24,972
‫- خب، همیشه اینجا قدمت روی چشمه
‫- دوتامون می‌دونیم که حقیقت نداره

641
00:29:25,555 --> 00:29:29,100
‫بعد از سال‌ها رد شدن توسط شما سه نفر،

642
00:29:29,101 --> 00:29:31,852
‫اون ربات یه جایگاهی توی این ساختمون بهم داد

643
00:29:31,853 --> 00:29:33,730
‫بهم حس مهم بودن داد

644
00:29:34,690 --> 00:29:37,567
‫شدم دیکتاتور دوست‌داشتنی‌ای
‫که همیشه می‌دونستم می‌شه

645
00:29:38,652 --> 00:29:40,987
‫ولی حالا، لستر از بین رفته

646
00:29:40,988 --> 00:29:43,781
‫از بین رفته و هیچی قرار نیست برش گردونه

647
00:29:47,119 --> 00:29:49,078
‫ببینید! یه جدیدش تو راهه

648
00:29:49,079 --> 00:29:51,205
‫و این یکی به جیمیلم وصل می‌شه

649
00:29:51,206 --> 00:29:53,833
‫باید برم پَدِ شارژم رو آماده کنم

650
00:29:53,834 --> 00:29:56,043
‫الیور! میبل!

651
00:29:57,337 --> 00:29:59,755
‫خواستم واسه اون جلسه ازتون تشکر کنم

652
00:29:59,756 --> 00:30:02,591
‫مردم توی طبقه پایین میگن شدیداً شکست خورد،

653
00:30:02,592 --> 00:30:03,968
‫ولی به نظر من باحال بود

654
00:30:03,969 --> 00:30:07,430
‫هر روز پیش نمیاد که مردم طبقات بالا هوای ما رو داشته باشن

655
00:30:07,431 --> 00:30:09,682
‫کاش خروجی بیشتری داشت

656
00:30:09,683 --> 00:30:12,435
‫متأسفانه، این ساختمون داره تغییر می‌کنه
‫چه بخوایم چه نه

657
00:30:12,436 --> 00:30:14,520
‫درسته. ولی نیمه پر لیوان اینه که

658
00:30:14,521 --> 00:30:16,022
‫تونستم یه ربات رو بکشم

659
00:30:16,023 --> 00:30:17,648
‫و از زیرزمین در بیام

660
00:30:17,649 --> 00:30:19,735
‫پس به نشانه تشکر، این رو براتون آوردم

661
00:30:25,532 --> 00:30:26,532
‫اه

662
00:30:26,533 --> 00:30:29,368
‫همونطور که می‌بینید، پرتره لستره،
‫دربان سابق

663
00:30:29,369 --> 00:30:30,828
‫- البته
‫- درسته

664
00:30:30,829 --> 00:30:32,913
‫شباهت‌شون باورنکردنیه

665
00:30:32,914 --> 00:30:34,582
‫آره، هنر خام خیلی قشنگه...

666
00:30:34,583 --> 00:30:39,003
‫تازه، برجستگی‌هاش با زباله‌ای که خواستین درست شده

667
00:30:39,004 --> 00:30:40,921
‫زباله‌های شب مرگ لستر؟

668
00:30:40,922 --> 00:30:42,840
‫آره

669
00:30:42,841 --> 00:30:44,300
‫لذتش رو ببرید

670
00:30:44,301 --> 00:30:45,843
‫ولی پرتش نکنید

671
00:30:45,844 --> 00:30:47,012
‫می‌فهمم

672
00:30:47,345 --> 00:30:48,346
‫اه...

673
00:30:49,598 --> 00:30:51,766
‫ببخشید، لستر زباله‌ای،

674
00:30:51,767 --> 00:30:54,603
‫ولی شاید یه سرنخی اینجا باشه

675
00:30:56,021 --> 00:30:57,772
‫هی! هی میلر

676
00:30:57,773 --> 00:30:59,607
‫میلر، میلر

677
00:30:59,608 --> 00:31:01,692
‫می‌خواستم بدونم احیاناً...

678
00:31:01,693 --> 00:31:03,320
‫هنوز پیشنهادش رو دارم؟

679
00:31:07,324 --> 00:31:09,201
‫شاید یه شروع تازه خوب باشه

680
00:31:10,535 --> 00:31:11,744
‫بعداً می‌بینمت میلر. ممنون

681
00:31:14,623 --> 00:31:17,541
‫باشه. باید یه چیزی بهتون بگم

682
00:31:17,542 --> 00:31:19,377
‫ولی باید قول بدین که عصبانی نشین

683
00:31:20,378 --> 00:31:22,546
‫نمی‌تونم گوشیم رو پیدا کنم.
‫عصبانی شدین؟

684
00:31:22,547 --> 00:31:25,174
‫چی؟!
‫آره، عصبانی شدیم

685
00:31:25,175 --> 00:31:26,884
‫خب، به نظرم شاید توی مینی‌ون گذاشتمش

686
00:31:26,885 --> 00:31:28,344
‫یا سوفیا دزدیدتش

687
00:31:28,345 --> 00:31:30,888
‫چارلز، خواهشاً بگو که هیچ عکسی

688
00:31:30,889 --> 00:31:33,099
‫از جسد نیکی توی کالبدشکافی روی گوشیت نداری

689
00:31:33,100 --> 00:31:35,643
‫لعنتی. نه... چرا. یکی

690
00:31:35,644 --> 00:31:37,561
‫اسکرین‌سیورم بود

691
00:31:37,562 --> 00:31:39,355
‫عکس‌های تخته قتل‌مون؟

692
00:31:39,356 --> 00:31:41,065
‫یکی... فقط چندتا

693
00:31:41,066 --> 00:31:42,733
‫یکی دوتا... ده دوازده‌تا

694
00:31:42,734 --> 00:31:45,653
‫باشه، ریده شد تو قضیه

695
00:31:45,654 --> 00:31:47,322
‫ولی حداقل رمزعبورت رو نداره

696
00:31:48,031 --> 00:31:49,698
‫اتفاقی گفتمش

697
00:31:49,699 --> 00:31:51,784
‫ولی می‌دونید چطوریه که آدم به طور طبیعی

698
00:31:51,785 --> 00:31:53,786
‫از شماره سه صحبت می‌کنه،

699
00:31:53,787 --> 00:31:56,455
‫بعدش خیلی به رمزعبورت افتخار می‌کنی،

700
00:31:56,456 --> 00:31:58,499
‫پس یهو به زبون میاریش؟

701
00:31:58,500 --> 00:32:01,711
‫باشه، باشه. وحشت نکنید، وحشت نکنید...

702
00:32:02,546 --> 00:32:04,213
‫می‌خوام «گوشیم رو پیدا کن» رو انجام بدم

703
00:32:04,214 --> 00:32:06,465
‫- باید گوشی من رو پیدا کنیم
‫- آره، برنامه‌ام رو تنظیم کردم

704
00:32:06,466 --> 00:32:09,009
‫تا بتونم هر زمانی گوشی‌های دوتاتون رو پیدا کنم

705
00:32:09,010 --> 00:32:10,845
‫وای، میبل دیوونه ما شده

706
00:32:10,846 --> 00:32:12,346
‫باشه، انگار گوشی

707
00:32:12,347 --> 00:32:14,557
‫توی خونه سوفیاست در استتن آیلند

708
00:32:14,558 --> 00:32:16,600
‫باشه، کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه نیست.
‫بهش یه زنگ می‌زنم

709
00:32:16,601 --> 00:32:18,519
‫و میگم دارم میام دنبال گوشی،

710
00:32:18,520 --> 00:32:19,895
‫و یکم اضافه‌کاری

711
00:32:19,896 --> 00:32:21,356
‫- می‌شه نکنی؟
‫- خدایا

712
00:32:22,440 --> 00:32:24,233
‫صبر کنید، گوشی... داره حرکت می‌کنه

713
00:32:24,234 --> 00:32:26,360
‫کجا میره؟

714
00:32:26,361 --> 00:32:28,529
‫الیور، ماشینت رو بیار،
‫از جلوش در میایم

715
00:32:28,530 --> 00:32:30,239
‫- چارلز، لستر صورت زباله رو بیار
‫- باشه

716
00:32:30,240 --> 00:32:31,867
‫- زود باش! نوشیدنیت رو بذار کنار
‫- باشه

717
00:32:33,410 --> 00:32:34,411
‫زود باشید!

718
00:32:39,833 --> 00:32:42,084
‫باید بگم که گشتن توی این زباله انگار کار بیخودی‌ایه

719
00:32:42,085 --> 00:32:43,711
‫حتی نمی‌دونم دنبال چی می‌گردم

720
00:32:43,712 --> 00:32:46,380
‫به گشتن ادامه بده.
‫حداقل کاریه که ازت بر میاد

721
00:32:46,381 --> 00:32:49,633
‫- اوهوم
‫- باشه، سوفیا یا همون گوشیت،

722
00:32:49,634 --> 00:32:51,635
‫دیگه نزدیک شده، فقط دوتا بلوک دیگه مونده

723
00:32:51,636 --> 00:32:53,053
‫توی فلت‌بوش چی کار می‌کنه؟

724
00:32:53,054 --> 00:32:56,308
‫چمی‌دونم، ولی شاید حالا که اومدیم اینجا
‫بتونی دنبال آپارتمان بگردی

725
00:32:57,642 --> 00:33:00,060
‫دیدم که پیشنهاد رو پس گرفتی. داره جابجا می‌شه

726
00:33:00,061 --> 00:33:01,896
‫چی؟ چطوریه که بهمون نگفتی؟

727
00:33:01,897 --> 00:33:04,440
‫همین رو بگو.
‫تنها داستانی که به کسی نمیگی

728
00:33:04,441 --> 00:33:06,317
‫اونیه که واقعاً برامون مهمه

729
00:33:06,318 --> 00:33:08,027
‫همیشه فکر می‌کردم که باید جنازه‌ات رو

730
00:33:08,028 --> 00:33:10,404
‫- از اون ساختمون بیرون بکشن
‫- دقیقاً

731
00:33:10,405 --> 00:33:13,282
‫می‌دونید... فقط دارم به ایده‌اش فکر می‌کنم

732
00:33:13,283 --> 00:33:15,576
‫باشه؟ و میبل، حتی اگه جابجا بشم،

733
00:33:15,577 --> 00:33:17,661
‫تو جوونی، دو هفته‌ای فراموشم می‌کنی

734
00:33:17,662 --> 00:33:20,206
‫نخیرم. شما دوست‌هام هستید

735
00:33:20,207 --> 00:33:22,541
‫خب، اولین دوست‌های واقعی‌ای
‫که بعد از مدت‌ها داشتم

736
00:33:22,542 --> 00:33:24,418
‫فکر کردم توی ساختمون می‌مونیم

737
00:33:24,419 --> 00:33:26,837
‫و این پادکست رو یه چیز درست و حسابیش می‌کنیم

738
00:33:26,838 --> 00:33:29,673
‫بازم میگم، فقط... دارم به ایده‌اش فکر می‌کنم

739
00:33:29,674 --> 00:33:31,300
‫هی، اینجا رو ببینید، جالبه

740
00:33:31,301 --> 00:33:32,844
‫دست‌خط لستره؟

741
00:33:33,595 --> 00:33:35,888
‫شبیه صورت‌حسابه

742
00:33:35,889 --> 00:33:38,891
‫مشروب، معجون، کلی گیلاس ماراشینو

743
00:33:38,892 --> 00:33:40,643
‫همگی مال شب قتل‌هاست

744
00:33:40,644 --> 00:33:44,396
‫هی ببینید، کل این صورت‌حساب‌ها به اسم تامی‌ـه

745
00:33:44,397 --> 00:33:45,564
‫ممکنه؟

746
00:33:45,565 --> 00:33:47,900
‫آره، به زبون اشاره کرده

747
00:33:47,901 --> 00:33:51,613
‫یه آدرس هم هست،
‫بلوار امپایر پلاک ۴۷۱۲

748
00:33:53,615 --> 00:33:56,450
‫داره ما رو درست به جایی که گوشیت هست می‌کشونه

749
00:33:56,451 --> 00:33:57,618
‫باید بریم!

750
00:33:59,287 --> 00:34:01,789
‫- صبر کن، اینجا باید می‌پیچیدی!
‫- نه نه، این میانبره

751
00:34:01,790 --> 00:34:03,624
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- اینجا بزرگ شدم

752
00:34:03,625 --> 00:34:05,834
‫چی؟

753
00:34:05,835 --> 00:34:07,378
‫کارآگاه ویلیامزه

754
00:34:07,379 --> 00:34:09,546
‫فقط می‌خوام همین الان همه‌تون بدونید،

755
00:34:09,547 --> 00:34:11,715
‫اگه فردا جسدم رو پیدا کنن،

756
00:34:11,716 --> 00:34:13,801
‫به خاطر اینه که جونم رو به خاطر شما سه نفر به خطر انداختم

757
00:34:13,802 --> 00:34:15,803
‫خب، انجامش دادی؟
‫تامی زبونه رو پیدا کردی؟

758
00:34:15,804 --> 00:34:18,055
‫معلومه. ولی قضیه اینه

759
00:34:18,056 --> 00:34:21,475
‫تامی زبونه آدم نیست، یه شرکته

760
00:34:21,476 --> 00:34:23,644
‫اون شرکت هم ارزشش خیلی زیاده

761
00:34:23,645 --> 00:34:25,854
‫فقط کل اون پول رو ازش خارج کردن

762
00:34:25,855 --> 00:34:27,606
‫همین امروز صبح اول وقت

763
00:34:27,607 --> 00:34:28,691
‫توسط کی؟

764
00:34:28,692 --> 00:34:30,986
‫اسمی نداشت. فقط یه آدرس

765
00:34:31,695 --> 00:34:35,656
‫احیاناً آدرسش بلوار امپایر ۴۷۱۲ نیست؟

766
00:34:35,657 --> 00:34:36,991
‫چرا هست

767
00:34:36,992 --> 00:34:38,826
‫ما الان اینجاییم، همون خونه است

768
00:34:38,827 --> 00:34:41,704
‫باشه، بذارید کاملاً باهاتون رک صحبت کنم

769
00:34:41,705 --> 00:34:44,164
‫نباید به هیچ وجه برید اونجا

770
00:34:44,165 --> 00:34:45,625
‫همین الان برگردین!

771
00:34:46,376 --> 00:34:49,461
‫هی چارلز، اون مینی‌ون سوفیاست؟

772
00:34:52,173 --> 00:34:53,799
‫خدای من، مخفی بشید!

773
00:34:53,800 --> 00:34:55,509
‫پس باید از خودتون بپرسید،

774
00:34:55,510 --> 00:34:58,304
‫کی اینقدر پوله رو می‌خواسته
‫که اون آدم‌ها رو کشته؟

775
00:35:01,933 --> 00:35:04,060
‫فکر کنم یه جوابی پیدا کردیم

776
00:35:05,061 --> 00:35:06,146
‫زن‌هاشون

777
00:35:06,170 --> 00:35:16,170
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

778
00:35:16,194 --> 00:35:26,194
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

