﻿1
00:00:04,021 --> 00:00:05,521
‫اسمِ من پرسی جکسونه

2
00:00:06,229 --> 00:00:07,813
‫تو یه دورگه‌ای،

3
00:00:07,896 --> 00:00:09,563
‫و دورگه‌ها

4
00:00:09,646 --> 00:00:11,229
‫توی دنیا در امان نیستن

5
00:00:11,854 --> 00:00:15,396
‫داستان‌ها در مورد خدایان
‫و قهرمانان و هیولاها،

6
00:00:15,479 --> 00:00:16,813
‫اونا واقعی هستن

7
00:00:20,563 --> 00:00:22,854
‫گروور، چرا نصفِ یه بُز توی شلوارته؟

8
00:00:22,938 --> 00:00:25,563
‫من یه ساتیرم و محافظت هستم

9
00:00:26,063 --> 00:00:28,188
‫به اردوگاه خوش اومدی، پرسی جکسون

10
00:00:28,271 --> 00:00:29,896
‫منتظرت بودیم

11
00:00:29,979 --> 00:00:31,229
‫من لوک هستم

12
00:00:31,313 --> 00:00:32,813
‫هرمس پدرمه

13
00:00:32,896 --> 00:00:34,604
‫مهم نیست. ما توی یه تیم هستیم

14
00:00:35,854 --> 00:00:37,479
‫تمومش کن، کلاریس

15
00:00:37,563 --> 00:00:40,396
‫هر بچه‌ی تازه‌واردی که میاد اینجا
‫فکر می‌کنه خاصه

16
00:00:40,979 --> 00:00:41,979
‫من آنابث هستم

17
00:00:43,646 --> 00:00:45,354
‫آنابث دنیا رو یه جور دیگه می‌بینه

18
00:00:45,438 --> 00:00:46,813
‫همیشه شش قدم از بقیه جلوتره

19
00:00:46,896 --> 00:00:48,479
‫پرسی جکسون

20
00:00:48,563 --> 00:00:51,438
‫تو توسط پوسایدون پذیرفته شدی

21
00:00:51,938 --> 00:00:53,688
‫قبل از اردوگاه، توی خیابون‌ها بودم

22
00:00:53,771 --> 00:00:55,521
‫من و یه بچه‌ی ممنوعه که
‫توی راه باهاش آشنا شدم

23
00:00:56,021 --> 00:00:57,146
‫اسمش تالیاست

24
00:00:57,229 --> 00:00:59,604
‫اولین بار که آنابث با تالیا و لوک
‫به اینجا اومد،

25
00:00:59,688 --> 00:01:01,354
‫هیولاها تعقیبشون می‌کردن

26
00:01:01,438 --> 00:01:04,271
‫زئوس دخالت کرد که جونش رو نجات بده و...

27
00:01:04,354 --> 00:01:05,771
‫شکلش رو عوض کرد

28
00:01:08,063 --> 00:01:11,063
‫زئوس داره با پوسایدون وارد جنگ میشه

29
00:01:11,146 --> 00:01:12,354
‫خدایان المپ می‌جنگن،

30
00:01:12,438 --> 00:01:14,563
‫ما خیانت می‌کنیم و از پشت چاقو می‌زنیم

31
00:01:14,646 --> 00:01:15,646
‫آرس

32
00:01:15,729 --> 00:01:19,396
‫دوباره سلام، قهرمانِ کوچک

33
00:01:19,479 --> 00:01:21,979
‫کرونوس بود. همه چی زیرِ سر اونه

34
00:01:22,063 --> 00:01:24,104
‫می‌دونم کرونوس کجاست

35
00:01:24,188 --> 00:01:25,271
‫خودم اونجا قرارش دادم

36
00:01:25,354 --> 00:01:26,896
‫هرچی که پیشگو گفت

37
00:01:26,979 --> 00:01:29,063
‫یا محقق شده یا با عقل جور در میاد

38
00:01:29,729 --> 00:01:32,146
‫«تو به سوی غرب می‌روی
‫و با خدای دگرگون شده روبه‌رو می‌شوی»

39
00:01:34,979 --> 00:01:38,521
‫«آنچه دزدیده شده را می‌یابی و بازمی‌گردانی»

40
00:01:40,104 --> 00:01:43,854
‫«و کسی که خودش را دوستت خطاب می‌کند
‫به تو خیانت خواهد کرد»

41
00:01:46,104 --> 00:01:48,604
‫ما قراره به کرونوس کمک کنیم
‫عصر طلایی رو برگردونه

42
00:01:53,604 --> 00:01:55,146
‫تو الان بیشتر از یه قهرمانی

43
00:01:55,229 --> 00:01:58,729
‫تو در نظر رفقای دورگه‌ات یه رهبری

44
00:01:58,813 --> 00:02:01,188
‫- گیرش آوردی؟
‫- اون مجوز جستجوگریته؟

45
00:02:01,271 --> 00:02:03,354
‫مجوز رسمی گرفتم که مأموریت
‫جستجوی پن رو شروع کنم

46
00:02:03,438 --> 00:02:04,813
‫هر اتفاقی که بیفته،

47
00:02:04,896 --> 00:02:06,813
‫سالِ دیگه دوباره اینجا همدیگه رو می‌بینیم

48
00:02:13,337 --> 00:02:20,438
‫« پرسی جکسون و المپ‌نشینان »
‫« فصل دوم - قسمت اول »

49
00:02:20,462 --> 00:02:30,462
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

50
00:02:30,486 --> 00:02:40,486
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

51
00:02:56,854 --> 00:02:57,938
‫پن...

52
00:02:58,813 --> 00:03:00,146
‫خدای حیات وحش،

53
00:03:00,229 --> 00:03:01,354
‫اگه نزدیکی...

54
00:03:04,229 --> 00:03:05,229
‫یه نشونه بهم بده

55
00:03:56,438 --> 00:03:57,438
‫چندش

56
00:04:21,563 --> 00:04:23,479
‫ازم جداش کنید!

57
00:04:27,813 --> 00:04:28,813
‫الی؟

58
00:04:29,771 --> 00:04:31,563
‫الیسون سیمز، خودتی؟

59
00:04:32,771 --> 00:04:33,854
‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟

60
00:04:33,938 --> 00:04:35,479
‫اردوگاهی‌ها اجازه ندارن دنبال پن بگردن

61
00:04:35,563 --> 00:04:38,438
‫ما دیگه اردوگاهی نیستیم، گروور

62
00:04:39,938 --> 00:04:41,438
‫فقط می‌خوایم ببینیم چی پیدا کردی

63
00:04:50,854 --> 00:04:52,021
‫بقیه‌اش کجاست؟

64
00:04:53,271 --> 00:04:54,313
‫بقیه‌ی چی؟

65
00:04:58,354 --> 00:04:59,479
‫یه بن‌بستِ دیگه

66
00:05:01,271 --> 00:05:03,021
‫لوک خوشحال نمیشه

67
00:05:04,063 --> 00:05:05,104
‫لوک؟

68
00:05:07,271 --> 00:05:09,146
‫صبر کن ببینم، شماها به شورش لوک ملحق شدید؟

69
00:05:10,438 --> 00:05:11,521
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن

70
00:05:12,146 --> 00:05:13,563
‫چرا من رو تعقیب می‌کردید؟

71
00:05:13,646 --> 00:05:15,188
‫لوک از پن چی می‌خواد؟

72
00:05:16,854 --> 00:05:18,188
‫تو همین الان هم زیادی دیدی

73
00:06:00,563 --> 00:06:03,063
‫♪ Shirley & Lee - Let The Good Times Roll ♪

74
00:06:13,146 --> 00:06:15,188
‫شماها هم کابوس می‌بینید، درسته؟

75
00:06:16,688 --> 00:06:18,188
‫احتمالاً مثل کابوس‌های من نیست

76
00:06:20,021 --> 00:06:22,979
‫نیمه‌خدایان کابوس‌هایی می‌بینن
‫که آینده رو پیشگویی می‌کنن...

77
00:06:24,479 --> 00:06:25,979
‫یا سعی می‌کنن ما رو بکشن

78
00:06:29,854 --> 00:06:33,354
‫معمولاً با دوست‌های صمیمی‌ام
‫در این مورد حرف می‌زنم، اما...

79
00:06:34,354 --> 00:06:36,729
‫گوشی‌ها هیولاها رو جذب می‌کنن، پس...

80
00:06:37,479 --> 00:06:39,021
‫باید منتظر اردوگاه بمونم و...

81
00:06:39,729 --> 00:06:41,021
‫امیدوار باشم حالشون خوب باشه

82
00:06:42,896 --> 00:06:43,979
‫خبر خوب اینه که

83
00:06:44,563 --> 00:06:45,813
‫لازم نیست زیاد منتظر بمونم

84
00:07:01,229 --> 00:07:03,063
‫سلام، یه نفر زود بیدار شده

85
00:07:03,604 --> 00:07:05,354
‫معجزه‌ی روز آخر مدرسه‌ست

86
00:07:07,854 --> 00:07:09,729
هی، تایسون. این مالِ توئه؟

87
00:07:09,813 --> 00:07:10,813
‫اوه

88
00:07:11,688 --> 00:07:12,688
‫مرسی، پرسی

89
00:07:13,563 --> 00:07:16,146
‫اون خیلی خفنه، تایسون. چی هست؟

90
00:07:16,229 --> 00:07:17,438
‫قطب‌نماست

91
00:07:18,271 --> 00:07:20,438
‫تا گُم نشم

92
00:07:20,521 --> 00:07:22,771
‫آها، آره. این تایسونه

93
00:07:23,479 --> 00:07:25,979
‫اون یه سیکلوپه. الان با ما زندگی می‌کنه
‫(سیکلوپ: غول یک چشم)

94
00:07:26,938 --> 00:07:29,521
‫مامان وقتی توی پناهگاه بی‌خانمان‌ها
‫کار می‌کرد با تایسون آشنا شد

95
00:07:30,188 --> 00:07:31,271
‫بعدش...

96
00:07:32,271 --> 00:07:34,021
‫اون رو توی مدرسه‌ام ثبت نام کرد

97
00:07:34,104 --> 00:07:35,146
‫پرسی!

98
00:07:36,854 --> 00:07:38,313
‫پرسی!

99
00:07:40,146 --> 00:07:42,021
‫جایی که من تنها دوستش بودم

100
00:07:42,104 --> 00:07:43,104
‫پرسی!

101
00:07:49,104 --> 00:07:52,104
‫مامان تنها کس دیگه‌ای بود که
می‌تونست شکل واقعیش رو ببینه

102
00:07:52,896 --> 00:07:54,813
‫راستش، اون خیلی چیزها رو می‌بینه

103
00:07:55,396 --> 00:07:59,771
‫گاهی با خودم فکر می‌کنم
‫شاید می‌تونست ببینه قراره چی بشه

104
00:08:01,646 --> 00:08:02,688
‫چی شده؟

105
00:08:02,771 --> 00:08:04,854
‫امروز صبح یه چیزی ذهنت رو مشغول کرده. چیه؟

106
00:08:07,271 --> 00:08:08,563
‫یه کابوس دیدم

107
00:08:09,979 --> 00:08:11,021
‫در مورد گروور بود

108
00:08:11,813 --> 00:08:13,021
‫شاید بهتر باشه

109
00:08:13,729 --> 00:08:16,021
‫به جای فردا، امشب شماها رو ببرم اردوگاه

110
00:08:16,688 --> 00:08:17,688
‫«شماها»؟

111
00:08:19,188 --> 00:08:20,229
‫مامان،

112
00:08:20,854 --> 00:08:22,438
‫چرا هی الکی امیدوارش می‌کنی...

113
00:08:22,521 --> 00:08:24,229
‫منم یه خوابی دیدم

114
00:08:30,604 --> 00:08:33,771
‫یه دراخمای طلایی که توی خلأ می‌چرخید

115
00:08:33,854 --> 00:08:36,521
‫یه طرفش یه نیزه‌ی سه‌شاخه
‫و روی طرف دیگه...

116
00:08:37,563 --> 00:08:38,729
‫یه داس بود

117
00:08:40,438 --> 00:08:41,521
‫کرونوس

118
00:08:43,604 --> 00:08:44,896
‫فکر می‌کنی یعنی چی؟

119
00:08:44,979 --> 00:08:50,229
‫شاید این‌که دو چیز که کاملاً مخالف
‫به نظر میان، یه جورایی...

120
00:08:50,313 --> 00:08:52,021
‫دو روی یه سکه‌ان

121
00:08:54,021 --> 00:08:56,188
‫من دنبال یه چیز عمیق‌تر بودم

122
00:09:01,229 --> 00:09:03,438
‫مامان، اگه اینم یه بحث دیگه
‫راجع به من و تایسونه...

123
00:09:03,521 --> 00:09:04,688
‫من چی؟

124
00:09:06,938 --> 00:09:08,813
‫تایسون، من همیشه چی میگم؟

125
00:09:10,396 --> 00:09:11,521
‫اوه، عه...

126
00:09:12,146 --> 00:09:13,271
‫باشه، خودم شروع می‌کنم

127
00:09:16,479 --> 00:09:18,354
‫یه قهرمان واقعی بودن...

128
00:09:20,271 --> 00:09:22,438
‫یعنی دفاع کردن از دیگران

129
00:09:26,021 --> 00:09:27,188
‫به حرف مادرت گوش کن

130
00:09:52,396 --> 00:09:53,771
‫هی، جلوت رو نگاه کن

131
00:09:56,771 --> 00:09:58,729
‫لازم نیست کلاهت رو انقدر پایین بیاری

132
00:09:59,229 --> 00:10:01,229
‫مِه باعث می‌شه مردم هیولاها رو نبینن

133
00:10:01,313 --> 00:10:02,313
‫پس تو...

134
00:10:03,729 --> 00:10:04,771
‫مشکلی نداری

135
00:10:07,604 --> 00:10:09,188
‫- عیب نداره
‫- نه، اینطور نیست

136
00:10:09,271 --> 00:10:11,479
‫من الان بهت گفتم هیولا،
‫و این حرف قشنگی نبود

137
00:10:12,396 --> 00:10:14,021
‫تو واقعاً دوست‌های هیولا داری

138
00:10:14,104 --> 00:10:16,313
‫آره، من... دارم؟

139
00:10:16,396 --> 00:10:17,938
‫بهترین دوستت، بُزه

140
00:10:18,896 --> 00:10:20,604
‫و به اونم اجازه دادن بره اردوگاه قهرمان‌ها

141
00:10:21,479 --> 00:10:22,771
‫بی‌صبرانه منتظرم برم

142
00:10:23,438 --> 00:10:26,646
‫خب، گروور یه ساتیره

143
00:10:27,521 --> 00:10:28,729
‫یه جورایی مثل روح طبیعت

144
00:10:28,813 --> 00:10:31,354
‫یعنی نیمف‌ها و درایادها همه
‫توی اردوگاه دورگه‌ها کار می‌کنن

145
00:10:31,438 --> 00:10:33,521
‫ولی انسان‌ها و هیولاها

146
00:10:34,063 --> 00:10:35,063
‫اجازه‌ی ورود ندارن

147
00:10:35,146 --> 00:10:36,188
‫یه نایاد

148
00:10:36,813 --> 00:10:38,938
‫مادرم یه نایاده. اون حساب میشه؟

149
00:10:39,979 --> 00:10:41,604
‫فکر می‌کردم پدر و مادرت رو نمی‌شناختی

150
00:10:41,688 --> 00:10:43,271
‫- نمی‌شناسم
‫- پس از کجا می‌دونی...

151
00:10:51,063 --> 00:10:53,354
‫خواهران خاکستری؟

152
00:10:54,854 --> 00:10:57,021
‫باشه. بذارم زمینم، مرد گُنده

153
00:10:57,729 --> 00:11:00,188
‫گفت بذارش زمین

154
00:11:02,354 --> 00:11:04,063
‫آنابث؟ تو اینجا چیکار می‌کنی...

155
00:11:04,604 --> 00:11:06,063
‫وای، تایسون، هردوتون بس کنید

156
00:11:06,146 --> 00:11:08,354
‫صبر کن ببینم. تو این سیکلوپه رو می‌شناسی؟

157
00:11:09,104 --> 00:11:10,479
‫اشکالی نداره، بذارم زمین

158
00:11:13,188 --> 00:11:14,229
‫تو آنابثی

159
00:11:14,896 --> 00:11:16,396
‫پرسی همیشه در موردت حرف می‌زنه

160
00:11:16,479 --> 00:11:17,479
‫تایسون

161
00:11:17,563 --> 00:11:19,229
‫تو همیشه به عکسش نگاه می‌کنی، درسته؟

162
00:11:21,521 --> 00:11:24,229
‫فکر می‌کردم توی ویرجینیا پیش بابات بودی

163
00:11:24,313 --> 00:11:26,438
‫- چی شده؟
‫- تو اون خواب رو ندیدی؟

164
00:11:26,521 --> 00:11:27,854
‫راجع به گروور؟

165
00:11:27,938 --> 00:11:29,146
‫راجع به اردوگاه

166
00:11:35,229 --> 00:11:38,229
‫همه‌جا آتیش گرفته بود.
‫خوابگاه‌ها، میدان نبرد...

167
00:11:38,313 --> 00:11:41,021
‫به محض این‌که بیدار شدم،
‫یه پیام آیریس به خونه‌ی بزرگ فرستادم

168
00:11:41,104 --> 00:11:42,104
‫کیرون چی گفت؟

169
00:11:42,188 --> 00:11:43,896
‫جواب نداد. ولی نگاه کن

170
00:11:46,646 --> 00:11:48,313
‫- این یارو جواب داد
‫- اون کیه

171
00:11:48,396 --> 00:11:50,938
‫نمی‌دونم. ولی توی دفتر کیرون وایساده بود

172
00:11:51,021 --> 00:11:53,521
‫اینجوری نگاهم کرد، بعد قطع کرد

173
00:11:53,604 --> 00:11:55,313
‫و حالا بهم میگی گروور توی دردسر افتاده

174
00:11:55,396 --> 00:11:57,604
‫آره، توی خوابم. فکر می‌کنی بهش ربط داره؟

175
00:11:59,021 --> 00:12:00,604
‫همه چی به هم ربط داره، بچه

176
00:12:00,688 --> 00:12:03,521
‫دوست ساتیرت توی یه جای خیلی تاریکه

177
00:12:03,604 --> 00:12:06,396
‫دور از هر چیزی که توی عمرش شناخته

178
00:12:06,479 --> 00:12:07,521
‫خشم!

179
00:12:07,604 --> 00:12:10,438
‫مجانی بهشون اطلاعات نده. هنوز پول ندادن

180
00:12:10,521 --> 00:12:11,771
‫چرا، دادم

181
00:12:11,854 --> 00:12:13,396
‫نه، برای اون ندادی

182
00:12:14,313 --> 00:12:16,313
‫مسافر اضافه، کرایه‌ی اضافه

183
00:12:16,854 --> 00:12:18,688
‫پرسی، با آخرین دراخمام پول تو رو دادم

184
00:12:18,771 --> 00:12:19,896
‫پرسی؟

185
00:12:19,920 --> 00:12:22,313
‫صبر کن، در مورد گروور چی می‌گفتی؟
‫می‌دونی کجاست؟

186
00:12:24,604 --> 00:12:26,896
‫خواهران خاکستری همه چی رو می‌بینن

187
00:12:27,604 --> 00:12:28,938
‫اونا فقط یه چشم دارن؟

188
00:12:29,021 --> 00:12:30,146
‫- ببین...
‫- ...کی داره...

189
00:12:30,229 --> 00:12:32,479
‫...حرف می‌زنه. پول بده یا برو بیرون

190
00:12:32,563 --> 00:12:34,313
‫صبر کنید. یه دراخما دارم

191
00:12:34,396 --> 00:12:36,688
‫هوم. پس این دوست‌پسرته، هان؟

192
00:12:37,396 --> 00:12:39,854
‫تعجبی نداره که خوابش رو می‌بینی

193
00:12:40,479 --> 00:12:41,563
‫من هیچوقت نگفتم «دوست‌پسر»

194
00:12:43,563 --> 00:12:45,146
‫- من هیچوقت نگفتم «دوست‌پسر»
‫- باشه

195
00:12:45,229 --> 00:12:46,938
‫- نگفتم
‫- حرفت رو باور می‌کنم

196
00:12:47,021 --> 00:12:48,604
‫شاید بهتر باشه با قطار بریم

197
00:12:48,688 --> 00:12:50,813
‫نه، خواهران خاکستری
‫سریع‌ترین راه رسیدن به اردوگاهن

198
00:12:50,896 --> 00:12:51,938
‫باید همین الان بریم اونجا

199
00:12:51,962 --> 00:12:53,146
‫باشه، پیداش کردم. پیداش کردم

200
00:12:53,170 --> 00:12:54,229
چشم پیشِ منه. بذار نگاه کنم

201
00:12:54,313 --> 00:12:55,563
‫با نگاه کردن نمی‌تونی بفهمی

202
00:12:55,646 --> 00:12:56,938
‫واسپ راست میگه

203
00:12:57,021 --> 00:12:59,104
‫راننده نباید چشم داشته باشه؟

204
00:12:59,188 --> 00:13:00,813
‫خشم، بذار نگاهش کنم!

205
00:13:00,896 --> 00:13:03,479
‫به اندازه‌ی کافی دیدی. سکه درسته

206
00:13:03,563 --> 00:13:06,021
‫سه نفر به مقصد اردوگاه دورگه‌ها!

207
00:13:06,104 --> 00:13:08,021
‫صبر کنید، بهم بگید از گروور چی می‌دونید

208
00:13:08,104 --> 00:13:09,771
‫کمربندهاتون رو ببندید

209
00:13:13,021 --> 00:13:14,396
‫یوهو!

210
00:13:17,604 --> 00:13:19,229
‫گروور اون یکی دوست‌پسرته؟

211
00:13:19,313 --> 00:13:20,938
‫- نه!
‫- یه دوست‌پسر دیگه داری؟

212
00:13:21,021 --> 00:13:23,479
‫همون قدبلنده توی خوابش

213
00:13:23,563 --> 00:13:25,563
‫همه چی رو لو نده!

214
00:13:28,521 --> 00:13:31,438
‫- پسش بده! پسش بده!
‫- پسش بده! پسش بده!

215
00:13:32,271 --> 00:13:33,604
‫بهم بگین گروور کجاست!

216
00:13:33,688 --> 00:13:35,771
‫نمی‌تونیم بگیم!

217
00:13:36,938 --> 00:13:39,063
‫باشه، خب، معلومه برای رانندگی
‫به این نیاز ندارن

218
00:13:39,146 --> 00:13:41,438
‫- بیا بندازیمش دور
‫- نه، چشم رو نه!

219
00:13:46,396 --> 00:13:47,646
‫پسش بده!

220
00:13:47,729 --> 00:13:50,813
‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده!

221
00:13:50,896 --> 00:13:53,271
‫چی؟ گفتم گروور کجاست؟

222
00:13:53,354 --> 00:13:57,604
‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده!

223
00:14:00,563 --> 00:14:01,896
‫اوه!

224
00:14:02,646 --> 00:14:05,146
‫واقعاً خوش‌قیافه‌ست

225
00:14:17,521 --> 00:14:18,521
‫نوبت منه!

226
00:14:19,271 --> 00:14:21,396
‫- بیخیال
‫- نه، بده به من

227
00:14:21,479 --> 00:14:22,896
‫زیادی حرف زدیم؟

228
00:14:22,979 --> 00:14:24,479
‫همیشه زیادی حرف می‌زنی

229
00:14:25,729 --> 00:14:26,729
‫صبر کن

230
00:14:26,813 --> 00:14:28,146
‫اون اعداد یعنی چی؟

231
00:14:28,229 --> 00:14:29,896
‫خواهی دید!

232
00:14:29,979 --> 00:14:31,938
‫بزنید بریم!

233
00:14:32,021 --> 00:14:33,063
‫تندتر برون!

234
00:14:38,271 --> 00:14:39,313
‫چی؟

235
00:14:39,979 --> 00:14:41,104
‫آتیشی در کار نیست

236
00:14:41,646 --> 00:14:43,729
‫همه چی خوب به نظر میاد

237
00:14:44,563 --> 00:14:46,021
‫اینجا اردوگاه قهرمان‌هاست؟

238
00:14:47,604 --> 00:14:48,729
‫جدی؟

239
00:14:50,771 --> 00:14:54,021
‫در واقع، پشت اون درخت‌ها، بالای اون تپه‌ست

240
00:14:55,521 --> 00:14:56,563
‫خیلی باحاله

241
00:15:01,188 --> 00:15:02,229
‫چی شده؟

242
00:15:03,688 --> 00:15:04,729
‫فقط یکم سرگیجه دارم

243
00:15:05,354 --> 00:15:07,479
‫کوه فضایی در مقایسه با خواهران خاکستری
‫هیچی نیست

244
00:15:08,313 --> 00:15:09,521
‫تو ترن هوایی امتحان کردی؟

245
00:15:10,021 --> 00:15:11,021
‫دوستش داشتی؟

246
00:15:11,771 --> 00:15:12,896
‫خیلی چیزها امتحان کردم

247
00:15:13,438 --> 00:15:14,979
‫حتی در مورد بعضی‌هاشون برات نوشتم

248
00:15:15,063 --> 00:15:16,188
‫می‌دونم، همه‌ی نامه‌هات رو خوندم

249
00:15:17,063 --> 00:15:18,813
‫صبر کن، نامه‌هام به دستت رسیدن، درسته؟

250
00:15:20,479 --> 00:15:22,313
‫به نظر میاد یه چیزهایی رو جا انداختی

251
00:15:27,438 --> 00:15:29,354
‫تایسون یه مدته با ما زندگی می‌کنه

252
00:15:29,979 --> 00:15:31,146
‫مامانم بهش پناه داد

253
00:15:31,813 --> 00:15:34,539
‫قول داده بودم مراقبش باشم،
‫فکر نمی‌کردم بیاد اردوگاه

254
00:15:34,563 --> 00:15:36,521
‫آره، ولی سالی باید این رو بدونه، درسته؟

255
00:15:36,604 --> 00:15:37,688
‫که نمی‌تونه وارد بشه؟

256
00:15:37,771 --> 00:15:39,229
‫سعی کردم بهش بگم. ببین...

257
00:15:40,104 --> 00:15:42,104
‫میشه در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم؟

258
00:15:43,396 --> 00:15:45,979
‫می‌خوام بدونم نظرت
‫در مورد کوه فضایی چی بود و مثلاً...

259
00:15:46,979 --> 00:15:48,021
‫مدرسه

260
00:15:55,479 --> 00:15:57,063
‫چون من نامه‌هات رو خوندم

261
00:15:58,313 --> 00:16:00,854
‫و راستش، حس کردم تو هم
‫یه چیزهایی رو جا انداختی

262
00:16:13,771 --> 00:16:15,479
‫بدویید!

263
00:16:59,271 --> 00:17:00,354
‫تایسون، نه!

264
00:17:13,688 --> 00:17:14,771
‫چی؟

265
00:17:17,396 --> 00:17:19,979
‫سیکلوپ‌ها در برابر آتش مقاومن.
‫چیزیش نمیشه. بیا بریم

266
00:17:33,979 --> 00:17:35,813
‫بهت گفتم نمی‌تونه از مرز رد بشه!

267
00:17:46,813 --> 00:17:48,188
‫پرسی، نکن!

268
00:18:01,854 --> 00:18:02,938
‫تایسون!

269
00:18:05,271 --> 00:18:06,896
‫من، آنابث چیس،

270
00:18:06,979 --> 00:18:09,396
‫بهت اجازه میدم وارد اردوگاه بشی!

271
00:18:11,854 --> 00:18:13,188
‫تایسون!

272
00:18:13,271 --> 00:18:15,104
‫به من اعتماد کن! باشه؟

273
00:18:15,188 --> 00:18:16,188
‫هوات رو دارم

274
00:18:31,438 --> 00:18:33,146
‫من وارد شدم، بچه‌ها!

275
00:19:02,646 --> 00:19:05,146
‫آماده. تیر بذارید. تیراندازی کنید!

276
00:19:18,188 --> 00:19:19,479
‫دست نگه دارید

277
00:19:19,563 --> 00:19:21,979
‫بریم، بریم!

278
00:19:22,063 --> 00:19:23,438
‫صف ببندین! صف ببندین!

279
00:19:23,521 --> 00:19:25,479
‫- سلام، کلاریس
‫- خفه شو، جکسون

280
00:19:29,896 --> 00:19:32,438
‫- اوه، نیزه‌ات رو درست کردی
‫- حتی حرفشم نزن

281
00:19:33,354 --> 00:19:35,021
‫شما دوتا اینجا چیکار می‌کنین؟

282
00:19:35,104 --> 00:19:36,997
‫همه غیررزمی‌ها باید توی خوابگاه‌ها پناه بگیرن

283
00:19:37,021 --> 00:19:38,063
‫وقتی هیولاها حمله می‌کنن

284
00:19:38,146 --> 00:19:40,521
‫من مسئول مرگ احمقانه‌تون نمیشم

285
00:19:40,979 --> 00:19:42,063
‫زمین رو خالی کنین

286
00:19:42,979 --> 00:19:44,313
‫و بذارین جنگجوها کارشون رو بکنن

287
00:19:49,646 --> 00:19:51,229
‫تایسون، حالت خوبه؟

288
00:19:52,021 --> 00:19:53,271
‫خوبم

289
00:19:53,354 --> 00:19:54,854
‫به اردوگاه دورگه‌ها خوش اومدی

290
00:19:56,271 --> 00:20:00,771
‫معمولاً بیشتر دورِ آتیش مارشملو می‌خوریم
‫و از این حمله‌های زمینی در کار نیست

291
00:20:10,313 --> 00:20:11,521
‫لایستریگونی‌ها

292
00:20:12,146 --> 00:20:13,313
‫دوباره بگو؟

293
00:20:15,146 --> 00:20:17,229
‫غول‌های آدم‌خوار از شمال دور

294
00:20:17,854 --> 00:20:19,104
‫ادیسیوس یه بار باهاشون جنگید

295
00:20:19,646 --> 00:20:21,604
‫قدرتمند ولی احمقن

296
00:20:21,688 --> 00:20:24,313
‫اونا تیمی می‌جنگن، پس زیادم احمق نیستن

297
00:20:24,854 --> 00:20:27,521
‫ولی چرا به پشت اردوگاه حمله کردن؟

298
00:20:28,896 --> 00:20:30,354
‫این ممکنه حواس‌پرتی بوده باشه

299
00:20:30,938 --> 00:20:32,688
‫نیروهای دفاعی رو از هدف اصلی دور کردن

300
00:20:32,771 --> 00:20:34,563
‫و همزمان قدرتِ دیواره رو امتحان می‌کردن

301
00:20:34,646 --> 00:20:35,938
‫منظورت همون دیواره‌ست...

302
00:20:37,438 --> 00:20:38,813
‫که توسط درخت تالیا ساخته شده؟

303
00:21:06,271 --> 00:21:07,396
‫لوک!

304
00:21:11,104 --> 00:21:12,396
‫باز داری فرار می‌کنی؟

305
00:21:17,688 --> 00:21:19,104
‫بیرون می‌بینمت

306
00:21:34,479 --> 00:21:36,396
‫نه، نه، نه. نه

307
00:21:37,063 --> 00:21:38,229
‫خدای من

308
00:21:40,021 --> 00:21:42,188
‫تالیا... نه

309
00:21:43,021 --> 00:21:44,188
‫چی شده؟

310
00:21:44,896 --> 00:21:45,979
‫نمی‌دونم...

311
00:21:50,438 --> 00:21:51,771
‫زهرِ پایتون پیر

312
00:21:52,938 --> 00:21:54,188
‫لوک مسمومش کرده

313
00:21:56,229 --> 00:21:58,938
‫درخت یه... دختره؟

314
00:22:01,063 --> 00:22:02,104
‫بود

315
00:22:04,188 --> 00:22:05,521
‫تالیا یه قهرمان بود

316
00:22:06,146 --> 00:22:07,813
‫که آخرین مقاومتش رو همین‌جا کرد...

317
00:22:08,979 --> 00:22:10,313
‫برای محافظت از دوست‌هاش

318
00:22:14,563 --> 00:22:15,896
‫اون دختر زئوس بود

319
00:22:16,604 --> 00:22:17,771
‫زئوس فداکاریش رو دید

320
00:22:19,771 --> 00:22:21,604
‫نجاتش نداد، ولی...

321
00:22:23,229 --> 00:22:25,521
‫تبدیلش کرد به چیزی که می‌تونست
‫بقیه رو نجات بده

322
00:22:30,104 --> 00:22:32,188
‫اون درخت سپر جادویی می‌سازه

323
00:22:36,438 --> 00:22:38,021
‫تالیا جون لوک رو نجات داد

324
00:22:38,604 --> 00:22:40,896
‫- چطور تونست این کارو بکنه؟
‫- چون اون دیگه لوک نیست

325
00:22:42,729 --> 00:22:43,854
‫اون...

326
00:22:45,021 --> 00:22:46,063
‫گمراه شده

327
00:22:46,604 --> 00:22:48,479
‫اون حالا در خدمتِ کرونوسه،
‫همه چی برای همینه

328
00:22:50,146 --> 00:22:51,188
‫کرونوس؟

329
00:22:51,271 --> 00:22:52,771
‫ارباب تایتان‌ها

330
00:22:53,354 --> 00:22:56,146
‫می‌خواد المپ رو نابود کنه
‫و حالا لوک هم همین رو می‌خواد

331
00:22:56,229 --> 00:22:57,604
‫اون هر چیزی رو نابود می‌کنه

332
00:22:57,688 --> 00:22:59,563
‫اگه کمک کنه تایتان‌ها دوباره قدرت بگیرن

333
00:23:01,646 --> 00:23:02,771
‫سیکلوپ!

334
00:23:02,854 --> 00:23:04,896
‫روبروئه

335
00:23:04,979 --> 00:23:06,979
‫اون یه دوسته

336
00:23:07,604 --> 00:23:09,104
‫اون داخل مرز ماست

337
00:23:09,188 --> 00:23:11,438
‫- برو کنار
‫- اون اجازه داره

338
00:23:12,521 --> 00:23:13,521
‫از کی؟

339
00:23:14,646 --> 00:23:15,896
‫از من

340
00:23:15,979 --> 00:23:18,104
‫اردوگاه هنوز پابرجاست؟

341
00:23:18,188 --> 00:23:20,729
‫اردوگاه محکم پابرجاست

342
00:23:27,646 --> 00:23:28,938
‫پس، بیدار کردن من

343
00:23:29,604 --> 00:23:30,979
‫لازم نبود

344
00:23:31,688 --> 00:23:33,229
‫ببخشید، سرورم

345
00:23:34,313 --> 00:23:36,313
‫- تلفاتی داشتیم؟
‫- از طرف ما نه

346
00:23:36,396 --> 00:23:38,521
‫ولی چندتا زخمی داریم،
‫دارن درمان میشن...

347
00:23:39,813 --> 00:23:41,938
‫چیزی که الان مهمه

348
00:23:42,521 --> 00:23:45,188
‫اینه که بفهمیم کی مسئوله

349
00:23:45,729 --> 00:23:47,646
‫و چطور مجازاتش کنیم

350
00:23:49,688 --> 00:23:50,688
‫لوک بود

351
00:23:52,354 --> 00:23:54,271
‫اون غول‌ها رو مستقیم آورد همین‌جا

352
00:23:54,354 --> 00:23:56,271
‫اونا فقط حواس‌پرتی بودن
‫تا اون درخته رو مسموم...

353
00:23:56,354 --> 00:23:57,354
‫تو

354
00:23:58,188 --> 00:23:59,271
‫نه، من تو رو می‌شناسم

355
00:23:59,354 --> 00:24:00,604
‫کی هستی؟

356
00:24:00,688 --> 00:24:02,521
‫اون پرسی جکسونه، سرورم

357
00:24:03,563 --> 00:24:08,229
‫آهان، آره. پسر پوسایدون.
‫تعریفت رو شنیدم

358
00:24:08,313 --> 00:24:09,479
‫درسته

359
00:24:10,979 --> 00:24:12,188
‫و شما؟

360
00:24:13,938 --> 00:24:15,104
‫تانتالوس

361
00:24:16,438 --> 00:24:19,563
‫شاه تانتالوس از آناتولی

362
00:24:20,896 --> 00:24:22,146
‫تانتالوس...

363
00:24:24,146 --> 00:24:27,146
‫تو همونی هستی که هرچقدر هم گرسنه بشه
‫نمی‌تونه به غذا دست بزنه

364
00:24:27,229 --> 00:24:28,771
‫بله، ممنون

365
00:24:29,604 --> 00:24:32,646
‫که نفرینم رو یادآوری کردی.
‫لحظه‌ای فراموش کرده بودم

366
00:24:32,729 --> 00:24:34,063
‫اون چیه؟

367
00:24:34,146 --> 00:24:35,646
‫سیکلوپ

368
00:24:35,729 --> 00:24:36,729
‫قربان

369
00:24:38,438 --> 00:24:41,479
‫آهان، درسته. بکشیدش

370
00:24:41,563 --> 00:24:42,813
‫چند بار باید بگم...

371
00:24:42,896 --> 00:24:44,313
‫اون با منه!

372
00:24:44,396 --> 00:24:47,063
‫اون تهدید نیست. اون...

373
00:25:06,771 --> 00:25:08,104
‫اون برادرته

374
00:25:25,313 --> 00:25:26,354
‫خدای من

375
00:25:28,979 --> 00:25:30,771
‫وای، عجب

376
00:25:30,854 --> 00:25:33,229
‫اون هیچوقت نمی‌تونست
‫نیزه سه‌شاخه‌اش رو پیش خودش نگه داره

377
00:25:33,313 --> 00:25:34,813
‫درسته؟

378
00:25:35,479 --> 00:25:36,771
‫خیلی خنده‌داره

379
00:25:36,854 --> 00:25:38,188
‫آره!

380
00:25:38,271 --> 00:25:39,979
‫باید حواست بهش باشه

381
00:25:40,896 --> 00:25:44,688
‫آقای دی، میشه برگردیم
‫سراغ اون بخش که اردوگاه در خطره؟

382
00:25:44,771 --> 00:25:46,396
‫- اوه
‫- تو

383
00:25:47,229 --> 00:25:49,104
‫من تو رو هم می‌شناسم

384
00:25:49,188 --> 00:25:50,479
‫تو همونی هستی

385
00:25:50,563 --> 00:25:54,854
‫که پیام آیریس رو باز کردی
‫توی اتاق خصوصی من

386
00:25:55,479 --> 00:25:56,854
‫منظورت دفتر کیرونه؟

387
00:25:56,938 --> 00:25:58,604
‫منظورم دفتر منه

388
00:26:00,063 --> 00:26:04,104
‫ببین، تانتالوس اینجا مدیر جدید فعالیت‌هاست

389
00:26:04,188 --> 00:26:08,729
‫طبق فرمان شخصِ زئوس

390
00:26:08,813 --> 00:26:10,938
‫که آقا اسبه رو هم بیرون کرد

391
00:26:11,021 --> 00:26:16,229
‫به خاطر این‌که اون پسرِ کرونوسه

392
00:26:16,313 --> 00:26:17,521
‫- چی؟
‫- اوه

393
00:26:18,063 --> 00:26:19,146
‫ببخشید

394
00:26:19,229 --> 00:26:20,771
‫این رو نمی‌دونستی؟

395
00:26:20,854 --> 00:26:22,188
‫نه، من...

396
00:26:22,896 --> 00:26:24,563
‫فقط این‌که دلیل خیلی احمقانه‌ایه

397
00:26:24,646 --> 00:26:26,854
‫- اوه
‫- زئوس هم پسر کرونوسه

398
00:26:26,938 --> 00:26:28,729
‫چرا خودش رو بیرون نمی‌کنه...

399
00:26:31,688 --> 00:26:33,521
‫باشه. ببین، پیتر

400
00:26:34,229 --> 00:26:37,813
‫همه می‌دونیم پارسال یه کار خفن کردی

401
00:26:38,354 --> 00:26:40,938
‫راستش، حتی یادم نمیاد چی بود

402
00:26:41,021 --> 00:26:42,979
‫ولی چون اون کارو کردی

403
00:26:43,063 --> 00:26:44,896
‫می‌خوام بهت بگم

404
00:26:44,979 --> 00:26:47,271
‫که خطری که اردوگاه رو تهدید می‌کنه

405
00:26:47,813 --> 00:26:50,563
‫بیشتر از چیزیه که می‌تونی تصورش رو بکنی

406
00:26:55,438 --> 00:26:59,354
‫ببین، تانتالوس یه ایده‌ی قشنگ داد

407
00:26:59,438 --> 00:27:04,313
‫که مسابقه‌ی ارابه‌رانی رو به‌عنوان رقابت
‫سراسری اردوگاه امسال دوباره زنده کنیم

408
00:27:04,938 --> 00:27:06,438
‫ولی این حمله‌ی اخیر

409
00:27:06,521 --> 00:27:10,354
‫تهدید می‌کنه که کل برنامه‌مون رو بهم بریزه

410
00:27:11,771 --> 00:27:14,438
‫نه، فکر نکنم لازم باشه برنامه رو
‫عقب بندازیم، لرد دیونیسوس

411
00:27:14,521 --> 00:27:16,438
‫واقعاً؟

412
00:27:19,771 --> 00:27:21,271
‫اوه. ببخشید

413
00:27:22,188 --> 00:27:25,021
‫یعنی واقعاً این داستان‌ها رو باور می‌کنی

414
00:27:25,104 --> 00:27:28,479
‫که نیمه‌خدایان یاغی
‫هیولاها رو رهبری می‌کنن؟

415
00:27:28,563 --> 00:27:31,854
‫یا این فقط یه حمله‌ی فصلی معمولیه

416
00:27:31,938 --> 00:27:33,938
‫که بیشترین آسیبش به روحیه‌ی اردوگاهه

417
00:27:34,021 --> 00:27:36,479
‫که مسابقه‌ی ارابه‌رانی می‌تونه احیاش کنه؟

418
00:27:36,563 --> 00:27:37,646
‫هوم

419
00:27:39,938 --> 00:27:41,313
‫الان واقعاً جدی هستی؟

420
00:27:41,813 --> 00:27:43,813
‫ما یه مأموریت برای درمان درخت تالیا نیاز داریم

421
00:27:45,896 --> 00:27:47,229
‫درمانِ درخت

422
00:27:49,271 --> 00:27:50,271
‫چطور؟

423
00:27:50,354 --> 00:27:51,938
‫آره. چطور؟

424
00:27:52,479 --> 00:27:53,729
‫یه مأموریت بهمون بده

425
00:27:55,146 --> 00:27:57,396
‫- از لحنت خوشم نمیاد
‫- برام مهم نیست

426
00:27:57,479 --> 00:27:59,938
‫لوک اینجا بود و می‌دونست چیکار می‌کنه

427
00:28:00,688 --> 00:28:03,021
‫اگه درخت از بین بره،
‫دیواره از بین میره،

428
00:28:03,104 --> 00:28:05,188
‫و اردوگاه در معرض هر حمله‌ای بی‌دفاع میشه

429
00:28:05,271 --> 00:28:06,354
‫در معرض همه‌ی حملات!

430
00:28:07,354 --> 00:28:08,354
‫نگهبان‌ها!

431
00:28:11,729 --> 00:28:13,063
‫تنها اتحاد نیمه‌خدا-هیولایی

432
00:28:13,146 --> 00:28:14,146
‫که امروز دیدم

433
00:28:14,229 --> 00:28:15,938
‫بین تو و برادر سیکلوپت بود

434
00:28:16,021 --> 00:28:20,563
‫پس چرا همین الان نمیری
‫توی حبس خوابگاهی بهش ملحق شی؟

435
00:28:23,271 --> 00:28:24,938
‫آقای دی، شما با این موافقین؟

436
00:28:25,021 --> 00:28:27,521
‫به نظر منم لحنت یکم تُند بود

437
00:28:30,354 --> 00:28:31,729
‫می‌خوای چیزی اضافه کنی؟

438
00:28:33,438 --> 00:28:34,521
‫نه

439
00:29:10,396 --> 00:29:11,479
‫داداش!

440
00:29:11,563 --> 00:29:13,479
‫تو خبر داشتی؟ تمام این مدت؟

441
00:29:13,979 --> 00:29:14,979
‫نه

442
00:29:15,063 --> 00:29:16,497
‫ولی گفتی مادرت یه نایاده

443
00:29:16,521 --> 00:29:19,146
‫تو این رو می‌دونستی.
‫پس چطور می‌دونستی؟

444
00:29:19,229 --> 00:29:20,688
‫نمی‌دونستم...

445
00:29:20,771 --> 00:29:22,354
‫به من دروغ نگو، تایسون. لطفاً

446
00:29:22,438 --> 00:29:23,438
‫نه، امکان نداره

447
00:29:24,229 --> 00:29:25,688
‫ما بهترین دوستیم و داداشیم

448
00:29:25,771 --> 00:29:26,854
‫من هیچوقت دروغ نمیگم...

449
00:29:26,938 --> 00:29:28,229
‫ما داداش نیستیم، ما...

450
00:29:30,354 --> 00:29:31,813
‫پوسایدون پدرمونه، ولی...

451
00:29:34,188 --> 00:29:35,563
‫- آره
‫- و...

452
00:29:36,354 --> 00:29:39,021
‫کنار اومدن باهاش برام سخته

453
00:29:39,104 --> 00:29:41,729
‫یعنی باید برای تو هم سخت باشه.
‫من فقط...

454
00:29:42,521 --> 00:29:44,438
‫فقط مطمئن نیستم یعنی چی

455
00:29:49,438 --> 00:29:50,688
‫یعنی این‌که تنها نیستم

456
00:30:06,021 --> 00:30:07,104
‫خب، افتضاح بود

457
00:30:08,021 --> 00:30:09,146
‫می‌خوای حرف بزنیم؟

458
00:30:12,521 --> 00:30:15,688
‫در واقع... می‌خوای قدم بزنیم؟

459
00:30:16,479 --> 00:30:17,604
‫عه...

460
00:30:17,688 --> 00:30:19,063
‫بیخیال، ما الانم توی دردسر افتادیم

461
00:30:19,087 --> 00:30:20,271
‫می‌خوان چیکار کنن؟

462
00:30:22,438 --> 00:30:23,729
‫نه، فقط این‌که...

463
00:30:24,438 --> 00:30:25,563
‫تایسون یکم...

464
00:30:26,854 --> 00:30:28,854
‫من الان دارم با اون حرف می‌زنم

465
00:30:28,938 --> 00:30:30,188
‫چرا نمیای تو؟

466
00:30:31,688 --> 00:30:33,729
‫- نه، لازم نیست
‫- اشکالی نداره، جدی میگم

467
00:30:33,813 --> 00:30:34,979
‫می‌دونم، فقط این‌که...

468
00:30:37,063 --> 00:30:39,271
‫می‌خواستم برم آسیب درخت تالیا رو بررسی کنم

469
00:30:39,813 --> 00:30:41,396
‫شاید با درایادها در موردش حرف بزنم

470
00:30:52,938 --> 00:30:54,646
‫فکر می‌کردم گفتی هیچ دراخمایی نداری

471
00:30:55,563 --> 00:30:56,563
‫ها؟

472
00:30:56,646 --> 00:30:57,979
‫توی یکی از نامه‌هات نوشتی

473
00:30:58,063 --> 00:30:59,563
‫که کاش می‌تونستی پیام آیریس بفرستی

474
00:30:59,646 --> 00:31:01,729
‫ولی دراخما نداشتی پیشکش کنی

475
00:31:01,813 --> 00:31:02,938
‫نداشتم

476
00:31:03,021 --> 00:31:05,104
‫اون یه دونه توی تاکسی رو
‫مامانم امروز صبح بهم داد

477
00:31:05,188 --> 00:31:06,563
‫حتی نمی‌دونستم یکی داره

478
00:31:08,313 --> 00:31:11,938
‫صبر کن، گفتی آخرین دراخمات رو
‫برای کرایه تاکسی من خرج کردی

479
00:31:12,021 --> 00:31:13,604
‫یعنی حداقل دوتا داشتی

480
00:31:15,188 --> 00:31:17,563
‫تمام این سال، چرا باهام تماس نگرفتی؟

481
00:31:19,688 --> 00:31:21,313
‫همین الان سعی دارم همین کارو بکنم

482
00:31:24,896 --> 00:31:26,188
‫باشه، شاید فقط...

483
00:31:27,313 --> 00:31:28,438
‫چند دقیقه بهم وقت بده؟

484
00:31:32,021 --> 00:31:33,354
‫نگرانش نباش

485
00:31:33,438 --> 00:31:34,604
‫فقط یکم بخواب

486
00:31:46,479 --> 00:31:47,771
‫حق باهاشه، می‌دونی

487
00:31:50,396 --> 00:31:52,563
‫باید بخوابی

488
00:31:55,563 --> 00:31:57,021
‫توی خیابون‌ها نمی‌تونی

489
00:31:58,021 --> 00:31:59,729
‫چون هیولاها می‌فهمن

490
00:32:04,146 --> 00:32:05,771
‫یه اسفینکس این رو بهم گفت

491
00:32:08,771 --> 00:32:10,271
‫توی خیابون هفتاد و هفتم

492
00:32:14,563 --> 00:32:15,729
‫یه قلدر گردن‌کلفت بود

493
00:32:19,938 --> 00:32:21,563
‫گفت مامانم یه نایاده

494
00:32:22,063 --> 00:32:23,688
‫و بابام یکی از خداهاست

495
00:32:26,438 --> 00:32:28,021
‫فکر کردم داره گولم می‌زنه

496
00:32:34,729 --> 00:32:36,729
‫هیولاها زیاد دنبالت میان

497
00:32:37,688 --> 00:32:38,688
‫اون بیرون؟

498
00:32:41,563 --> 00:32:42,646
‫خواب خوبه

499
00:32:44,896 --> 00:32:46,188
‫یعنی در امانی

500
00:32:49,229 --> 00:32:50,938
‫و فکر کنم اینجا خواب خوبی داشته باشیم

501
00:33:30,938 --> 00:33:32,146
‫می‌دونم درد داری

502
00:33:35,646 --> 00:33:37,063
‫ولی هنوز صدام رو می‌شنوی؟

503
00:33:40,188 --> 00:33:43,438
‫فقط می‌پرسم چون حتی قبل از این‌که لوک بره،

504
00:33:43,521 --> 00:33:45,729
‫تو تنها کسی بودی که واقعاً می‌تونستم
‫باهاش حرف بزنم

505
00:33:49,229 --> 00:33:51,354
‫من درستش می‌کنم

506
00:33:52,229 --> 00:33:53,896
‫فقط باید بفهمم چطوری

507
00:33:56,479 --> 00:33:57,729
‫لطفاً...

508
00:33:59,688 --> 00:34:01,021
‫بهم بگو چطوری

509
00:35:02,354 --> 00:35:04,229
‫پرسی؟

510
00:35:14,188 --> 00:35:15,188
‫پرسی!

511
00:35:15,688 --> 00:35:16,688
‫خودتی؟

512
00:35:16,771 --> 00:35:17,854
‫گروور!

513
00:35:19,063 --> 00:35:20,896
‫پرسی!

514
00:35:20,979 --> 00:35:22,229
‫هی، صدام رو می‌شنوی؟

515
00:35:22,854 --> 00:35:24,146
‫آره، می‌شنوم. صبر کن

516
00:35:24,813 --> 00:35:26,354
‫چرا لباس‌های من رو پوشیدی؟

517
00:35:27,979 --> 00:35:31,479
‫من... فکر کنم به همون دلیل
که ‫تو لباس‌های من رو پوشیدی

518
00:35:32,146 --> 00:35:33,979
‫اوه، وای. این منطقیه؟

519
00:35:34,854 --> 00:35:36,021
‫فکر کنم منطقیه

520
00:35:36,104 --> 00:35:37,688
‫چی؟ لطفاً بگو چی منطقیه

521
00:35:37,771 --> 00:35:41,729
تو تازگی‌ها با آنابث
‫و یه سیکلوپ توی تاکسی بودی؟

522
00:35:42,396 --> 00:35:43,396
‫آره

523
00:35:43,938 --> 00:35:46,229
‫بوم! پیوند همدلی! باید خودش باشه!

524
00:35:46,313 --> 00:35:48,729
‫- واقعاً؟ اون چیه؟
‫- یه پیونده

525
00:35:48,813 --> 00:35:51,813
‫یه پیوند ذهنی و همدلی
‫بین یه ساتیر و یه نیمه‌خدا

526
00:35:51,896 --> 00:35:54,729
‫که می‌تونه از زمان، فضا و رویاها عبور کنه

527
00:35:55,271 --> 00:35:57,521
‫خیلی نادره. فقط می‌تونه بین...

528
00:35:57,604 --> 00:35:58,938
‫...بهترین دوست‌ها اتفاق بیفته

529
00:35:59,438 --> 00:36:00,438
‫آره

530
00:36:00,938 --> 00:36:02,813
‫ببخشید! ببخشید

531
00:36:03,438 --> 00:36:05,313
‫اشکالی نداره

532
00:36:05,979 --> 00:36:08,646
‫خب، این چطور کار می‌کنه؟

533
00:36:08,729 --> 00:36:10,479
‫واقعاً نمی‌دونم. یعنی مثلاً...

534
00:36:10,563 --> 00:36:12,729
‫یعنی تو توی خواب منی،
‫یا من توی خواب توام؟ یا...

535
00:36:12,813 --> 00:36:13,938
‫فکر کنم هردو؟

536
00:36:14,021 --> 00:36:16,313
‫انگار داریم همزمان یه خواب مشترک رو می‌سازیم

537
00:36:17,271 --> 00:36:19,104
‫- خیلی باحاله
‫- خیلی باحاله

538
00:36:19,188 --> 00:36:20,229
‫آره

539
00:36:25,979 --> 00:36:27,259
‫فکر کنم خواب داره فرو می‌ریزه

540
00:36:27,688 --> 00:36:28,771
‫یا اون داره برمی‌گرده

541
00:36:30,771 --> 00:36:32,271
‫ببین، وقت زیادی نداریم

542
00:36:32,354 --> 00:36:34,146
‫من واقعاً توی این غار گیر افتادم

543
00:36:34,229 --> 00:36:35,914
‫هرچند توی واقعیت انقدر باحال نیست

544
00:36:35,938 --> 00:36:37,104
‫با این آینه‌ها و...

545
00:36:37,188 --> 00:36:39,146
‫- چطور اومدی اینجا؟
‫- با یه هیولای دریایی، در واقع،

546
00:36:39,229 --> 00:36:40,909
‫ولی همه بخشی از سیستم اونه. تله‌ی اونه

547
00:36:40,979 --> 00:36:42,521
‫- «اون» کیه؟
‫- پولیفموس

548
00:36:42,604 --> 00:36:45,188
‫از رشته‌های پشم به عنوان طعمه
‫برای ساتیرها استفاده می‌کنه

549
00:36:45,271 --> 00:36:47,938
‫چون جادوی طبیعتش
‫همون بوی پن رو میده

550
00:36:48,479 --> 00:36:50,021
‫صبر کن، این همون چیزیه
‫که تیم لوک دنبالش بود

551
00:36:50,045 --> 00:36:51,896
‫- نه پن، بلکه پشم
‫- گروور، آروم‌تر

552
00:36:51,979 --> 00:36:53,289
‫از چی حرف می‌زنی؟ چه پشمی؟

553
00:36:53,313 --> 00:36:54,688
‫پشم زرین

554
00:36:58,896 --> 00:37:00,896
‫اون قدرتِ درمان هر چیز و هرکسی رو داره

555
00:37:02,646 --> 00:37:04,396
‫برام سؤاله تیمِ لوک واسه چی می‌خوادش

556
00:37:06,688 --> 00:37:08,896
‫پرسی، باید من رو از اینجا دربیاری.
‫باید پیدام کنی

557
00:37:08,979 --> 00:37:11,205
‫میام دنبالت. بهم بگو این غار دقیقاً کجاست

558
00:37:11,229 --> 00:37:14,146
‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده

559
00:37:26,813 --> 00:37:27,854
‫خواب بد دیدی؟

560
00:37:28,354 --> 00:37:29,646
‫گروور...

561
00:37:30,271 --> 00:37:31,688
‫و گنج یه هیولا

562
00:37:33,146 --> 00:37:34,646
‫دو روی یه سکه

563
00:37:36,063 --> 00:37:38,646
یه سکه؟

564
00:37:39,396 --> 00:37:40,521
یعنی یه جا

565
00:37:50,521 --> 00:37:55,354
‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده

566
00:37:57,438 --> 00:37:58,479
یه جا

567
00:38:00,750 --> 00:38:05,458
« دریای سارگاسو »
« دریای هیولاها »

568
00:38:27,813 --> 00:38:29,229
‫می‌دونم چطور اردوگاه رو نجات بدم

569
00:38:29,253 --> 00:38:39,253
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

570
00:38:39,277 --> 00:38:49,277
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

571
00:40:55,396 --> 00:40:57,421
‫سرِ جاهاتون قرار بگیرید!

572
00:40:59,063 --> 00:41:00,521
‫گروور به کمکم نیاز داره

573
00:41:00,604 --> 00:41:04,063
‫و من اجازه نمیدم یه قانون احمقانه
‫در مورد مأموریت‌ها جلوم رو بگیره

574
00:41:04,646 --> 00:41:06,146
‫- پرسی!
‫- گروور؟

