﻿1
00:00:01,502 --> 00:00:07,502
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:13,931 --> 00:00:15,140
‫می‌خـوای سوالم رو تکرار کنم؟

3
00:00:21,063 --> 00:00:23,198
‫نظری درمورد این‌که کی ممکنه
‫پدر بچه بوده باشه نداری؟

4
00:00:25,651 --> 00:00:27,361
‫- نه.
‫- نه.

5
00:00:29,696 --> 00:00:31,406
‫خبر نداری کارولین با کس دیگه‌ای

6
00:00:31,406 --> 00:00:32,573
‫توی رابطه بوده یا نه؟

7
00:00:39,915 --> 00:00:43,085
‫مایلی آزمایش دی‌ان‌ای بگیریم؟

8
00:00:43,085 --> 00:00:44,294
‫داره بهت خوش می‌گذره تامی، نـه؟

9
00:00:44,294 --> 00:00:47,673
‫نه. اینطور نیست
‫اون دوست و همکار بود.

10
00:00:50,509 --> 00:00:52,010
‫جوابت؟

11
00:00:55,105 --> 00:00:56,139
‫الان من مظنون حساب می‌شم؟

12
00:00:56,139 --> 00:00:58,642
‫فعلاً تازه پرونده رو بهم دادن....

13
00:01:03,856 --> 00:01:04,815
‫خدایا...

14
00:01:06,108 --> 00:01:08,485
‫از کِی با هم‌دیگه سکس می‌کردین؟

15
00:01:27,588 --> 00:01:30,549
‫- شوخی‌ات گرفته؟
‫- رابطه مـا کاملاً شخصی بود. خب؟

16
00:01:30,549 --> 00:01:32,843
واقعاً همچین چیزی رو ازم مخفی کردی؟

17
00:01:32,843 --> 00:01:34,636
‫نه؛ فقط یه موضوع شخصی بود

18
00:01:34,636 --> 00:01:37,347
‫محض اطلاعت شغل و
انتخابات‌ من برای دادستانی

19
00:01:37,347 --> 00:01:40,100
‫-  به‌خاطر همین مسئله شخصی دود شد رفت هوا!
‫- نه؛ نه؛ خیلی خب.

20
00:01:41,268 --> 00:01:42,227
‫اصلاً اینطور نیست!

21
00:01:42,227 --> 00:01:43,604
‫- گُـه نـخور!
‫- نه.

22
00:01:44,521 --> 00:01:46,815
این تحقیقات تاثیر خیلی زیادی
روی اعتبار من داشت

23
00:01:46,815 --> 00:01:48,901
‫- برای همین مسئولیت‌ش رو به تو دادم
‫- نه. نه.

24
00:01:48,901 --> 00:01:52,237
‫خودت اول اومدی گفتی انجامش بده و
‫بعد مجبورم کردی! من خودم نمی‌خواستم!

25
00:01:52,237 --> 00:01:55,032
‫یعنی با خودت فکر نکردی

26
00:01:55,032 --> 00:01:57,201
‫«وایسا ببینم؛ شاید بهتره این پروند رو قبول نکنم»

27
00:01:57,201 --> 00:01:59,578
‫- چرا معلومه که فکر کردم.
‫- چون با قربانی لعنتی‌ش سکس داشتم؟

28
00:01:59,578 --> 00:02:01,914
‫معلومه که با خودم فکر کردم ریموند!

29
00:02:05,834 --> 00:02:08,086
‫- بچه‌ی تو رو باردار بوده یا نـه؟
‫- ببین؛ من نمی‌تونم...

30
00:02:08,086 --> 00:02:09,795
‫من...بی‌خیال.

31
00:02:14,343 --> 00:02:15,344
‫راستی.

32
00:02:16,011 --> 00:02:17,262
‫آهای راستی!

33
00:02:18,180 --> 00:02:19,181
‫راستی؟

34
00:02:19,806 --> 00:02:22,434
‫گوش کن؛ اگه آزمایش دی‌ان‌ای بدی
‫خیلی به نفعت می‌شه!

35
00:02:22,434 --> 00:02:24,603
‫دستت رو بکش!

36
00:02:24,603 --> 00:02:25,687
‫باشه.

37
00:02:25,687 --> 00:02:26,939
‫کارای اداری‌ش رو بکن.

38
00:02:28,148 --> 00:02:29,149
‫باشه.

39
00:02:31,443 --> 00:02:32,277
‫باشه...

40
00:02:33,612 --> 00:02:40,652
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.>

41
00:02:52,506 --> 00:02:58,006
« اصـل برائــت »
[ فصل اول/قسمت دوم ]

42
00:03:06,103 --> 00:03:12,107
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

43
00:04:08,081 --> 00:04:09,249
‫سلام.

44
00:04:09,750 --> 00:04:11,210
‫- سلام بی.
‫- سلام.

45
00:04:12,586 --> 00:04:13,879
‫بچه‌ها کجـان؟

46
00:04:14,963 --> 00:04:17,216
‫بالا. دارن مشق‌هاشون رو می‌نویسن.

47
00:04:17,216 --> 00:04:19,301
‫- غذا خوردن؟
‫- نه هنوز.

48
00:04:19,301 --> 00:04:20,636
‫می‌شه یه لحظه بیای بشینی؟

49
00:04:21,970 --> 00:04:23,138
‫آره؛ حتماً

50
00:04:27,226 --> 00:04:29,019
‫امروز بهم گفتن که...

51
00:04:33,398 --> 00:04:38,487
‫کارولین حامله بوده و فکر می‌کنن
‫بچه از منـه!

52
00:04:39,404 --> 00:04:41,865
‫و الان من یکی از
‫مظنون های قتـلش‌ام!

53
00:04:44,826 --> 00:04:46,453
‫اما رابطه شما که یک
سال پیش تموم شده بود.

54
00:04:46,954 --> 00:04:47,955
آره شد

55
00:04:54,086 --> 00:04:55,963
اما دوباره اتفاق افتاد

56
00:04:57,381 --> 00:05:02,135
‫فقط...به‌طور خلاصه بگم

57
00:05:02,928 --> 00:05:05,681
‫حتی...کمتر از یه هفته هم نشد.

58
00:05:12,563 --> 00:05:13,438
‫ببخشید.

59
00:05:24,241 --> 00:05:26,326
‫یعنی واقعاً به هیچی شک نکردی؟

60
00:05:27,160 --> 00:05:28,161
‫معلومه که نه.

61
00:05:28,704 --> 00:05:30,664
‫اگه شک می‌کردم پرونده
رو می‌دادم دستش؟

62
00:05:30,664 --> 00:05:33,750
‫- خب ممکنه خودت رو زده باشی به اون راه
‫- اما همچین کاری نکردم.

63
00:05:35,127 --> 00:05:36,420
‫باید به باربارا زنگ بزنم.

64
00:05:36,420 --> 00:05:38,005
‫چی؟ چرا؟

65
00:05:38,005 --> 00:05:39,298
‫چون اون دوستـمه!

66
00:05:39,298 --> 00:05:43,051
‫خب شاید براش سوال پیش بیاد یا اصلاً
‫فکرکنه شاید تو از این ماجرا خبر داشتی،

67
00:05:43,051 --> 00:05:47,681
‫و اگه اینطوریه، پس حتماً فکر می‌کنه منم خبر
‫داشتم؛ می‌خوام زنگ بزنم و بگم اینطور نیست

68
00:05:48,974 --> 00:05:51,727
‫می‌دونی؟ از نظرم بهتره یکم صبر کنی

69
00:05:51,727 --> 00:05:54,479
‫تا اول راستی باهاش حرف بزنه

70
00:05:55,189 --> 00:05:56,607
‫از کِی با هم بودن؟

71
00:05:56,607 --> 00:05:59,276
‫لو به‌خدا من خودمم تازه فهمیدم!

72
00:05:59,902 --> 00:06:01,361
‫این جوابِ سوالم نبود.

73
00:06:01,361 --> 00:06:03,071
‫خب جوابی برای سوالت ندارم.

74
00:06:04,323 --> 00:06:05,616
‫حالا تو چرا اومدی به من می‌پری؟

75
00:06:05,616 --> 00:06:09,620
‫چون آدم‌ها وقتی دوست‌ یا همکارشون داره
‫یه کار مشکوک انجام می‌ده احساس می‌کنن.

76
00:06:09,620 --> 00:06:13,332
‫تو آدم حواس‌جمعی هستی و  یهو یکی از
‫آدم‌های خودت مظنون پرونده در میاد

77
00:06:13,332 --> 00:06:15,918
‫که آبروت رو به‌خطر می‌اندازه

78
00:06:15,918 --> 00:06:21,340
‫و بر اون اساس آبروی منم به‌خطر می‌اندازه،
‫برای همین حق دارم که عصبانی بشم!

79
00:06:27,346 --> 00:06:29,181
‫خدای من. باربارای بیچاره...

80
00:06:34,770 --> 00:06:36,271
‫آروم و سریع.

81
00:06:36,271 --> 00:06:38,398
‫- پنج دقیقه.
‫- پنج دقیقه؟

82
00:06:38,398 --> 00:06:39,525
‫خیلی زیاده!

83
00:06:40,400 --> 00:06:42,528
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- دست‌هات رو می‌بری بالا و یهو باز می‌کنی

84
00:06:42,528 --> 00:06:43,904
‫- دست‌هات رو می‌بری بالا و بازشون می‌کنی
‫- آره.

85
00:06:43,904 --> 00:06:45,405
‫می‌بری بالا...

86
00:06:45,405 --> 00:06:46,907
‫- بالا.
‫- یهو بازش می‌کنی.

87
00:06:46,907 --> 00:06:48,742
‫- باشه.
‫- حالا از اون سمت!

88
00:06:48,742 --> 00:06:51,411
‫- آخه چرا...باشه.
‫- تو واقعاً...

89
00:06:53,539 --> 00:06:54,623
‫اما خب اگه...

90
00:07:04,059 --> 00:07:06,659
‫« بانی دیویس »

91
00:07:37,457 --> 00:07:38,542
‫چـی؟

92
00:07:57,945 --> 00:07:59,678
« نمونه اسپرم از یک شخص ناشناس »

93
00:08:04,610 --> 00:08:05,777
‫مادر به‌خطا!

94
00:08:20,292 --> 00:08:21,543
‫قتل بانی دیویس!

95
00:08:21,543 --> 00:08:22,461
‫چی شده؟

96
00:08:22,461 --> 00:08:25,923
‫جز اسپرم «لیام رینولدز»، اسپرم شخص دیگه‌ای
‫هم توی پرونده بوده؟

97
00:08:25,923 --> 00:08:27,424
‫آره اما به‌دردنخور بود.

98
00:08:28,175 --> 00:08:30,093
‫آره اما این رو توی برگه شواهد که...

99
00:08:30,093 --> 00:08:31,887
‫برای دفاع فرستادیم دادگاه ننوشته بودیم!

100
00:08:32,513 --> 00:08:33,679
‫به من ربطی نداره

101
00:08:33,679 --> 00:08:35,557
‫نه اتفاقاً بهت ربط داره، چون در این صورت

102
00:08:35,557 --> 00:08:37,726
‫- مرتکبِ تخلف در...
‫- آروم آروم.

103
00:08:37,726 --> 00:08:39,436
‫اون نمونه اسپرم قدیمی و
‫مال یه زمان کاملاً متفاوت بود.

104
00:08:39,436 --> 00:08:41,855
‫این‌ها اصلاً مهم نیست؛
‫اون شخص می‌تونسته از جرم تبرئه بشه!

105
00:08:41,855 --> 00:08:44,441
‫کارولین از تمام ماجرا خبر داشت، سبیچ!

106
00:08:44,441 --> 00:08:45,526
‫اما من خبر نداشتم!

107
00:08:45,526 --> 00:08:47,194
‫خب شاید بهتره بری و گزارش کوفتی
‫پرونده رو بخونی!

108
00:08:47,194 --> 00:08:48,445
‫من‌که این وسط کاره‌ای نیستم

109
00:08:54,952 --> 00:08:58,372
‫« در صحنه جرم، دو نمونه اسپرم کشف شده است »

110
00:08:58,372 --> 00:08:59,957
‫خب بهت که گفتم، کارولین
‫خودش خبر داشت

111
00:08:59,957 --> 00:09:01,458
‫خب واکنش تو چی بود؟

112
00:09:02,793 --> 00:09:05,504
‫ نمونه اسپرمی که تونستیم
‫شناسایی‌ش کنیم مال رینولدز بود

113
00:09:06,505 --> 00:09:09,049
‫و اون یکی اسپرم به‌دردنخـور و آلوده بود.

114
00:09:09,049 --> 00:09:10,259
‫نکنه اسپرم خودت بوده؟

115
00:09:11,260 --> 00:09:14,054
به کاری که کردیم می‌گن عدم
ارائه اصول مستندات! ما...

116
00:09:14,054 --> 00:09:16,223
من همچین کاری نکردم

117
00:09:18,058 --> 00:09:21,812
‫هرچی بوده توی گزارشم نوشتم؛ توئـه عوضی
‫هم خودتو به یه روان‌شناسی چیزی معرفی کن.

118
00:09:44,293 --> 00:09:46,962
‫لعنت بهت. جواب بده.

119
00:09:47,588 --> 00:09:50,299
‫شما با کاراگاه رودریگرز تماس گرفته‌اید؛
‫لطفاً پیغام خود را بگذارید.

120
00:09:50,799 --> 00:09:51,633
‫ریگو؛ منم...

121
00:09:51,633 --> 00:09:54,094
‫می‌تونی هرچه‌زودتر بهم زنگ بزنی؟
‫خیلی ضروریه! باشه؟

122
00:09:54,094 --> 00:09:55,262
‫زود زنگ بزن.

123
00:10:03,145 --> 00:10:04,146
‫کیرم توش.

124
00:10:05,731 --> 00:10:07,441
‫یعنی بهش حمله فیزیکی کرده؟

125
00:10:07,441 --> 00:10:11,445
‫بهش حمله کرده و محکم گردنش رو گرفته.
‫دقیقاً اینطوری.

126
00:10:11,445 --> 00:10:13,947
‫اون مریضه! خودت هم
‫می‌دونی منظورم چیـه!

127
00:10:13,947 --> 00:10:15,157
‫اون یه مریضِ روانیه!

128
00:10:15,157 --> 00:10:16,658
‫خب تامی؛ یه لحظه بشین.

129
00:10:16,658 --> 00:10:18,327
‫نمی‌خوام بشینم.

130
00:10:20,787 --> 00:10:21,997
‫گوش کن، این یارو...

131
00:10:23,040 --> 00:10:24,958
‫یه لحظه بشین و آروم باش.

132
00:10:25,709 --> 00:10:27,002
‫به‌خدا من خوبم

133
00:10:29,213 --> 00:10:34,426
‫دقیقاً به همون اندازه که احتمال داره

134
00:10:34,426 --> 00:10:37,346
‫راستی مقصر این ماجرا باشه...

135
00:10:38,639 --> 00:10:39,640
‫آره.

136
00:10:39,640 --> 00:10:41,975
‫همون‌قدر هم ازت می‌خوام
‫از حقایقِ غافل نشی.

137
00:10:41,975 --> 00:10:44,770
‫- فهمیدم. منظورت رو گرفتم.
‫- باشه؟

138
00:10:45,521 --> 00:10:48,815
‫چون شغل ما این نیست که
‫راستی سبیچ رو گیر بندازیم.

139
00:10:49,900 --> 00:10:51,735
‫شغل ما اینه که حقیقت رو برملا کنیم.

140
00:10:53,570 --> 00:10:56,406
‫من کارم رو خوب بلدم؛
‫می‌فهمم چی می‌گی!

141
00:10:57,783 --> 00:11:02,079
‫پس از شواهد موجود به عنوان
‫راهـنما توی این پرونده استفاده کن

142
00:11:03,705 --> 00:11:05,415
‫نه از احساساتت!

143
00:11:47,916 --> 00:11:51,003
‫شما با کاراگاه رودریگرز تماس گرفته‌اید؛
‫لطفاً پیغام خود را بگذارید.

144
00:11:59,636 --> 00:12:00,637
‫سلام.

145
00:12:02,097 --> 00:12:03,182
‫سلام بابا.

146
00:12:17,446 --> 00:12:19,489
‫- سلام. چی می‌خورین؟
‫- سلام.

147
00:12:19,489 --> 00:12:20,699
‫- غذای چینی.
‫- غذای چینی.

148
00:12:20,699 --> 00:12:22,826
‫- سلام.
‫- سرکار چطور بود بابا؟

149
00:12:25,370 --> 00:12:26,580
‫افتضاح بود.

150
00:12:27,497 --> 00:12:28,707
‫کسی دستمال کاغذی نمی‌خواد؟

151
00:12:32,252 --> 00:12:33,462
‫چه‌خبر شده بود؟

152
00:12:37,883 --> 00:12:39,009
‫یکی دوتا نیست

153
00:12:49,228 --> 00:12:50,979
‫بچه‌ها؛ گوشی‌هاتون رو بذارید کنار

154
00:12:52,731 --> 00:12:54,066
‫گوشی‌هاتون رو بذارید کنار.

155
00:12:59,738 --> 00:13:01,532
‫یه اتفاقی افتاده...

156
00:13:05,035 --> 00:13:08,330
‫و قبل از این‌که از بقیه بشنویـد،

157
00:13:08,330 --> 00:13:10,415
‫دوست دارم اول از خودمون قضیه رو براتون

158
00:13:12,292 --> 00:13:13,293
‫توضیح بدیم.

159
00:13:14,503 --> 00:13:18,465
‫پدرتون باید یه‌چیزی رو با شما

160
00:13:20,551 --> 00:13:21,510
‫درمیون بذاره.

161
00:13:26,932 --> 00:13:28,642
‫فکرنکنم الان زمان یا مکان درستی باشه.

162
00:13:28,642 --> 00:13:30,978
‫خب زمان یا مکان مناسب‌تـرش کِیه مثلاً؟

163
00:13:31,937 --> 00:13:34,815
‫می‌خوای توی اخبار یا مدرسه
‫از دهن بقیه بشنون چی شده؟

164
00:13:35,941 --> 00:13:36,942
‫چی شده؟

165
00:13:43,407 --> 00:13:45,492
‫من و کارولین پولیمس با هم رابطه داشتیم.

166
00:13:49,454 --> 00:13:52,165
‫مدت خیلی زیادی توی رابطه نبودیم؛

167
00:13:53,083 --> 00:13:55,961
‫اما کاراگاه‌های پرونده

168
00:13:56,712 --> 00:14:02,050
‫می‌دونید؛ کلی سوال براشون پیش اومده
‫و شک کردن.

169
00:14:02,634 --> 00:14:05,262
‫و فکر می‌کنم حق با مادرتونه

170
00:14:05,262 --> 00:14:08,390
‫بهتره خودم براتون تعریف کنیم

171
00:14:08,390 --> 00:14:10,184
‫تا این‌که توی اخبار

172
00:14:11,935 --> 00:14:14,897
‫یا از دوست‌هاتون توی مدرسه بشنوید چی شده و...

173
00:14:17,107 --> 00:14:21,695
‫می‌خوام بدونید که واقعاً متاسفم

174
00:14:22,362 --> 00:14:23,906
‫و این‌که دوست‌تون دارم.

175
00:14:32,497 --> 00:14:33,498
‫کایل...

176
00:14:44,843 --> 00:14:47,638
‫این دفعه دیگه قرار نیست
‫تنهایی غصه بخورم.

177
00:15:10,702 --> 00:15:13,497
‫ببخشید عزیزم. ببخشید.

178
00:15:13,497 --> 00:15:15,207
‫چیزی نیست. شوکه شدی.

179
00:15:16,083 --> 00:15:17,251
‫می‌دونم.

180
00:15:17,251 --> 00:15:20,095
‫گوش کنید چی می‌گم؛ مشکلات واقعی
‫زندگی یکم زود خودشون رو نشون دادن

181
00:15:20,095 --> 00:15:24,116
‫و فعلاً داریم روزهای سخت‌ش رو
‫می‌گذرونیم، باشه؟

182
00:15:25,843 --> 00:15:28,011
‫اما تمام این‌ها بلاخره تموم می‌شه.

183
00:15:28,804 --> 00:15:30,472
‫می‌خوای بابا رو ترک کنی؟

184
00:15:34,226 --> 00:15:35,727
‫هنوز نمی‌دونم.

185
00:15:37,145 --> 00:15:38,981
‫پدرتون مرد خوبیه...

186
00:15:41,316 --> 00:15:43,151
‫و فکرکنم عاشق اون زن بوده.

187
00:15:46,446 --> 00:15:48,782
‫واقعاً برای من سخته...

188
00:15:58,041 --> 00:15:59,042
‫من...

189
00:16:02,004 --> 00:16:04,923
‫فقط نمی‌خوام کسی
‫این وسط آسیبی ببینه.

190
00:16:06,341 --> 00:16:08,218
‫من یا تو یا...

191
00:16:11,805 --> 00:16:12,806
‫فکر می‌کنم...

192
00:16:15,267 --> 00:16:16,351
‫دیگه به آخرش رسیدیم.

193
00:16:17,603 --> 00:16:19,188
‫من دیگه واقعاً نمی‌تونم.

194
00:16:21,899 --> 00:16:22,900
‫تو هم موافقی؟

195
00:16:47,716 --> 00:16:49,468
‫<i>گفتی یه پسر ساده‌لوح</i>

196
00:16:49,468 --> 00:16:53,388
‫<i>خام و بی‌تجربه! این‌که آرمان‌های آمریکایی
‫یه مشت چرت و پرت‌ـن</i>

197
00:16:54,389 --> 00:16:57,184
‫<i>آره؛ موافقم. واقعاً چرت و پرت‌ هستن</i>

198
00:16:57,184 --> 00:16:58,810
‫<i>خب سناتور ببینید</i>

199
00:16:58,810 --> 00:17:02,689
‫<i>خب من نمی‌دونم
‫تمام این چیزها برای من تازگی داره.</i>

200
00:17:05,025 --> 00:17:06,026
‫سلام.

201
00:17:06,944 --> 00:17:09,112
‫- سلام.
‫- خوبی؟

202
00:17:23,292 --> 00:17:24,837
‫مامان رو دوست داری؟

203
00:17:28,841 --> 00:17:30,217
‫خیلی زیاد.

204
00:17:32,302 --> 00:17:33,595
‫پس چرا این‌کار رو کردی؟

205
00:18:36,283 --> 00:18:37,284
‫کایل؟

206
00:18:43,665 --> 00:18:45,751
‫ساعت هنوز 6 صبح هم نشده.

207
00:18:45,751 --> 00:18:46,835
‫بیا ببینم.

208
00:18:47,544 --> 00:18:50,214
‫بس‌کن. داری سر و صدا می‌کنی.

209
00:18:52,341 --> 00:18:53,675
‫خوابم نبرد.

210
00:18:54,176 --> 00:18:56,762
‫کایل! کایل؟

211
00:18:59,306 --> 00:19:00,682
‫بیا داخل. زودباش.

212
00:19:00,682 --> 00:19:04,436
‫- بیا برات پنکیک درست کنم.
‫- پنکیک‌های کیری‌ات رو واسه خودت نگه‌دار بابا.

213
00:19:32,214 --> 00:19:33,423
‫کلاد، چه‌خبر شده؟

214
00:19:33,423 --> 00:19:36,009
‫ببخشید راستی. حکم تفتیش صادر کردن.

215
00:19:38,637 --> 00:19:40,222
‫زن و بچه‌ام خونه‌ان!

216
00:19:40,222 --> 00:19:42,224
‫خب باید بیدارشون کنی.

217
00:19:42,224 --> 00:19:44,518
‫می‌دونی که چقدر برات احترام قائل‌ام؛
‫اما باید داخل رو بگردیم.

218
00:19:45,561 --> 00:19:46,937
‫بریم. زودباشین.

219
00:20:18,468 --> 00:20:20,304
‫چرا دارن کامپیوتر من رو می‌برن؟

220
00:20:20,304 --> 00:20:23,390
‫- عزیزم باید همه‌چی رو ببرن.
‫- اما اون کامپیوتر منـه بابا!

221
00:20:35,444 --> 00:20:36,570
‫راستی.

222
00:20:39,031 --> 00:20:41,200
‫- چی شده؟
‫- باید...

223
00:20:42,451 --> 00:20:43,744
‫اون قضیه که خودت می‌دونی.

224
00:20:46,663 --> 00:20:50,125
‫می‌تونیم بریم آزمایشگاه؛
‫اما فکرکنم این‌جا راحت‌تره.

225
00:21:39,091 --> 00:21:40,509
‫تامی؛ یه لحظه میای...

226
00:21:48,100 --> 00:21:50,894
‫- صبح زود آخه؟
‫- توروخدا ول کن.

227
00:21:50,894 --> 00:21:52,646
‫جلوی خانواده‌ام؟

228
00:21:52,646 --> 00:21:53,939
‫جلوی بچه‌هـام؟

229
00:21:53,939 --> 00:21:57,067
‫معمولاً چنین حکم‌هایی رو صبح اجرا می‌کنیم؛
‫ترجیح خودت هم همین بود.

230
00:21:57,067 --> 00:21:59,862
‫و البته، یه‌سری پرونده
‫اون‌جا بود که...

231
00:21:59,862 --> 00:22:02,781
‫- پرونده‌هایی بودن که داشتم بررسی‌شون می‌کردم
‫- فعلاً نمی‌تونی چیزی رو بررسی کنی!

232
00:22:02,781 --> 00:22:04,575
‫از الان به بعد، می‌ری مرخصی اداری.

233
00:22:04,575 --> 00:22:05,951
‫داری بچه گول می‌زنی؟

234
00:22:05,951 --> 00:22:08,203
‫- گورت رو گم کن.
‫- چی شده رفیق؟ حالت خوبه؟

235
00:22:08,203 --> 00:22:11,498
‫- بی‌خیال. چرا نمیای...
‫- با من از این بازی‌ها راه ننداز

236
00:22:11,498 --> 00:22:12,916
‫- یه‌کم رفتارهات خارج از عرف شده!
‫-  مـن؟

237
00:22:12,916 --> 00:22:15,085
‫اول که اون متخصص پزشک ‌قانونی.
‫الان هم که دادستان رو تهدید می‌کنی.

238
00:22:15,085 --> 00:22:17,254
‫- داری عملاً من رو تهدید می‌کنی!
‫- من کسی رو تهدید نمی‌کنم!

239
00:22:17,254 --> 00:22:19,798
‫داری می‌کنی! با حرف‌هات، تُـن صدا و زبان بدنت!

240
00:22:19,798 --> 00:22:21,049
‫داری تهدید می‌کنی!

241
00:22:22,009 --> 00:22:25,470
‫یعنی واقعاً فکر می‌کنی من کارولین رو کشتم؟
‫ناموساً؟

242
00:22:25,470 --> 00:22:27,681
‫- ببین؛ تشخیص این قضیه با من نیست
‫- واقعاً؟

243
00:22:27,681 --> 00:22:30,100
‫فقط می‌تونم بگم تو از عمد پرونده
‫رو منحرف کردی

244
00:22:30,100 --> 00:22:31,935
‫- مانع انجام تحقیقات شدی!
‫- خدای من...

245
00:22:31,935 --> 00:22:33,729
‫- آبرو و اعتبار دفتر رو به خطر می‌اندازه
‫- باشه.

246
00:22:33,729 --> 00:22:35,981
‫- خیلی‌خب؛ باشه.
‫- آبرو و اعتبار حودت رو به‌خطر می‌اندازه

247
00:22:35,981 --> 00:22:37,149
‫کیرم توش.

248
00:22:46,575 --> 00:22:47,868
‫به تراپیست‌ خودت دروغ گفتی.

249
00:22:47,868 --> 00:22:50,037
‫فکر می‌کردم قرار نیست
‫دنبال مقصر بگردیم.

250
00:22:50,037 --> 00:22:55,042
‫ما با هم تنهایی جلسه داشتیم
‫و تو بهم دروغ گفتی.

251
00:22:55,042 --> 00:22:56,627
‫من دروغ‌گو نیستم.

252
00:22:56,627 --> 00:22:58,170
‫خب راستش هستی. دروغ گفتی.

253
00:23:00,756 --> 00:23:02,132
‫بهش می‌گن دروغ از روی قصور.

254
00:23:02,132 --> 00:23:03,717
‫- خودت بهم گفتی...
‫- نه؛ درمورد اون قضیه دروغ گفتم.

255
00:23:03,717 --> 00:23:05,511
‫گفتی رابطه‌تون تموم شده.

256
00:23:05,511 --> 00:23:07,095
‫درمورد این قضیه و کارولین دروغ گفتم.

257
00:23:07,095 --> 00:23:08,222
‫درمورد رابطه‌مون دروغ گفتم

258
00:23:09,640 --> 00:23:11,683
‫اما فقط...درباره همین.

259
00:23:14,061 --> 00:23:16,271
‫- خب، خبر خوب اینه که...
‫- من آدم دروغگویی نیستم!

260
00:23:16,271 --> 00:23:20,067
‫خبر خوب اینه که باربارا هنوز...این‌جاست.

261
00:23:21,235 --> 00:23:22,694
‫خیلی‌ها همون اول
‫ول می‌کنن می‌رن.

262
00:23:23,612 --> 00:23:24,738
‫پس برای چی این‌جا جمع شدیم؟

263
00:23:26,281 --> 00:23:27,741
‫هدف‌مون چیـه؟

264
00:23:30,244 --> 00:23:31,370
‫باربارا؟

265
00:23:33,080 --> 00:23:34,456
‫نمی‌دونم.

266
00:23:34,456 --> 00:23:38,085
‫احساس می‌کنم این وسط گیر کردم.

267
00:23:38,085 --> 00:23:39,461
‫توسط چه‌چیزی؟

268
00:23:41,296 --> 00:23:42,673
‫ما بچه داریم.

269
00:23:42,673 --> 00:23:44,508
‫راستی؛ می‌خوای ازدواج‌تون رو
‫نجات بدی؟

270
00:23:44,508 --> 00:23:46,176
‫آره. آره. می‌خوام نجاتش بدم.

271
00:23:46,176 --> 00:23:48,387
‫و نه فقط به‌خاطر این‌که بچه داریم.‎

272
00:23:48,387 --> 00:23:49,721
‫من دوستت دارم.

273
00:23:49,721 --> 00:23:51,682
‫می‌دونم شاید الان حرفم رو باور نکنی.

274
00:23:52,933 --> 00:23:54,059
‫اگه دستگیرت کنن...

275
00:23:54,059 --> 00:23:55,686
‫نه...

276
00:23:55,686 --> 00:23:58,897
‫خبری از اگه و اما نیست.

277
00:24:00,816 --> 00:24:01,942
‫دستگیرم می‌کنن

278
00:24:02,609 --> 00:24:06,321
‫یعنی خب الان دارن گوشی و کامپیوتر
‫من رو، زیر و رو می‌کنن

279
00:24:07,906 --> 00:24:09,950
‫و قطعاً می‌فهمن که
‫ازش خوشم می‌اومده.

280
00:24:10,868 --> 00:24:14,079
‫یعنی، همه‌ش تو شبکه‌های
‫اجتماعی دیـدش می‌زدم.

281
00:24:14,079 --> 00:24:15,247
‫منظورم اینه که...

282
00:24:18,458 --> 00:24:20,160
‫پایان رابطه‌تون اونقدرها
‫بی سر و صدا نبود.

283
00:24:21,295 --> 00:24:26,133
‫اگه من دادستان بودم؛
‫برای صدور حکم جلب دریغ نمی‌کردم.

284
00:24:26,133 --> 00:24:30,220
‫و طرف حساب‌مون هم که «تامی مالتو»ـه، پس
‫«اگه‌» ای در کار نیست.

285
00:24:32,556 --> 00:24:34,141
‫دادستانی کی مظنون‌ها
‫رو اعلام می‌کنه؟

286
00:24:34,141 --> 00:24:36,894
‫نه، فعلاً قرار نیست مظنونی
‫برای پرونده اعلام کنیم

287
00:24:36,894 --> 00:24:38,854
‫اما قطعاً در آینده شخصی
‫رو معرفی خواهیم کرد.

288
00:24:39,438 --> 00:24:43,025
‫من عهد کردم با هوشیاری و احتیاط
‫کامل این دفتر رو اداره کنم.

289
00:24:43,025 --> 00:24:45,652
‫و این عهدیـه که همیشه بهش وفادارم.

290
00:24:45,652 --> 00:24:48,655
‫روزهایی که دادستان ناحیه شاهد
‫جنایات فجیع علیه زنان بود

291
00:24:48,655 --> 00:24:51,617
‫و هیچ کاری نمی‌کرد تموم شده.

292
00:24:52,826 --> 00:24:55,412
‫قاتل «کارولین پولیمس» پیدا خواهد شد.

293
00:24:55,412 --> 00:24:57,789
‫و مجرم به سزای عملش می‌رسه.

294
00:24:57,789 --> 00:24:59,041
‫بسه.

295
00:25:00,082 --> 00:25:06,762
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

296
00:25:14,223 --> 00:25:15,641
‫ریموند هست‌ش؟

297
00:25:21,939 --> 00:25:22,940
‫آره.

298
00:25:26,527 --> 00:25:27,569
‫خونه‌ام رو زیر و رو کردن.

299
00:25:27,569 --> 00:25:30,739
‫گوشی و کامپیوتر من و باربارا و بچه‌ها رو بردن.

300
00:25:30,739 --> 00:25:32,991
‫آره. خب غیر از این انتظار داشتی راستی؟

301
00:25:32,991 --> 00:25:34,993
‫یعنی خب خودت هم تا حالا هزار بار

302
00:25:34,993 --> 00:25:36,995
‫با مردم از این کارها کردی؛ مگه نه؟

303
00:25:36,995 --> 00:25:39,373
‫روندش این‌طوریه؛
‫الان درک می‌کنی اون‌ها چه حسی داشتن.

304
00:25:39,998 --> 00:25:41,291
‫متهم می‌شم.

305
00:25:42,751 --> 00:25:43,752
‫مطمئنی؟

306
00:25:43,752 --> 00:25:45,504
‫آره؛ کامپیوترم رو می‌گردن

307
00:25:45,504 --> 00:25:48,090
‫و می‌بینن که طی چند هفته گذشته
‫از طریق ایمیل کلی حرف زدیم.

308
00:25:48,090 --> 00:25:49,675
‫گوشی‌ام رو هم می‌گردن

309
00:25:49,675 --> 00:25:51,218
‫می‌بینن چقدر به هم
‫زنگ زدیم و پیام دادیم.

310
00:25:51,218 --> 00:25:52,970
‫قطعاً می‌گن چشمم دنبالش بوده.

311
00:25:52,970 --> 00:25:55,013
‫تازه اثر انگشت‌های
‫صحنه جرم هم هست.

312
00:25:55,013 --> 00:25:56,974
‫با این شواهد تنها مظنون‌شون منم

313
00:25:56,974 --> 00:25:59,734
‫و قطعاً هم با این وضعیت تامی مولتو
‫الکی نمی‌افته دنبال یه مظنون دیگه.

314
00:25:59,935 --> 00:26:01,520
‫پس بهتره دنبالِ وکیل باشی واسه خودت.

315
00:26:04,189 --> 00:26:05,732
‫برای همین اومدم این‌جا.

316
00:26:06,525 --> 00:26:07,818
‫نه اصلاً.

317
00:26:11,488 --> 00:26:12,489
‫نه.

318
00:26:14,116 --> 00:26:17,077
‫من به کسی نیاز دارم که دیلی و مولتو
‫رو مثل کف دست‌ش بشناسه.

319
00:26:17,077 --> 00:26:20,914
‫تو به کسی نیاز داری که
‫بتونه درست و حسابی ازت دفاع کنه.

320
00:26:20,914 --> 00:26:23,625
‫نه؛ من کسی رو می‌خوام که بتونه
‫قدم بعدی‌شون رو حدس بزنه.

321
00:26:24,209 --> 00:26:25,878
‫تو بهترین وکیلی هستی که می‌شناسم.

322
00:26:26,837 --> 00:26:27,838
‫و من بهت نیاز دارم.

323
00:26:29,464 --> 00:26:32,634
تو اصلاً می‌دونی شرم و حیا چیـه؟

324
00:26:32,634 --> 00:26:34,845
‫پا شدی پررو پررو سرتو انداختی
‫پایین اومدی دم خونه من...

325
00:26:34,845 --> 00:26:37,472
‫- باید بهت می‌گفتم؛ گوش کن...
‫- صاف تو چشم‌های لورن نگاه کردی

326
00:26:38,140 --> 00:26:39,141
‫گوش کن!

327
00:26:39,141 --> 00:26:40,058
‫کارم...

328
00:26:40,934 --> 00:26:42,269
‫کارم اشتباه بود.

329
00:26:42,269 --> 00:26:44,813
‫اما می‌دونی چیـه؟
می‌خوای بدونی چرا؟

330
00:26:44,813 --> 00:26:47,149
پرونده رو قبول کردم چون می‌خواستم
انتخابات رو برنده شی

331
00:26:47,149 --> 00:26:48,483
‫کارم درست نبود.

332
00:26:48,483 --> 00:26:52,654
‫تو فکر می‌کنی من واقعاً کارولین رو کشتم؟
‫اینطور فکر می‌کنی؟ تو که من رو می‌شناسی!

333
00:26:52,654 --> 00:26:54,489
‫فکر می‌کردم می‌شناسمت...

334
00:26:58,952 --> 00:26:59,912
‫لعنت بهت.

335
00:27:01,038 --> 00:27:01,997
‫لعنت بهت.

336
00:27:04,249 --> 00:27:05,542
‫توروخدا.

337
00:27:06,168 --> 00:27:07,586
‫کدوم گوری بودی؟

338
00:27:10,923 --> 00:27:12,007
‫جواب بده.

339
00:27:20,516 --> 00:27:21,350
‫سلام.

340
00:27:21,350 --> 00:27:23,268
‫کجا بودی؟ از صبح دارم بهت زنگ می‌زنم

341
00:27:23,268 --> 00:27:24,353
‫کون لقت بابا راستی!

342
00:27:25,437 --> 00:27:26,647
‫گوش کن؛ به کمکت نیاز دارم.

343
00:27:27,856 --> 00:27:28,732
‫خواهش می‌کنم.

344
00:27:28,732 --> 00:27:30,776
‫ببین؛ باید یه‌کاری کنی بتونم
‫برم رینولدز رو ببینم.

345
00:27:30,776 --> 00:27:32,986
‫من رو از پرونده خارج کردن؛
‫هیچ کاری از دستم برنمیاد.

346
00:27:32,986 --> 00:27:35,280
‫نه. نه. گوش کن.
‫خواهش می‌کنم. به حرفام گوش کن.

347
00:27:35,280 --> 00:27:37,074
‫ریگو واقعاً بهت نیاز دارم؛ خب؟

348
00:27:37,074 --> 00:27:40,077
‫یه نمونه اسپرم دیگه هم سر صحنه جرم بوده
‫و مطمئنم رینولدز یه‌چیزی می‌دونه!

349
00:27:40,077 --> 00:27:42,621
‫باید حتماً ببینمش و می‌دونم تو
‫می‌تونی کمکم کنی. خواهش می‌کنم.

350
00:28:18,240 --> 00:28:19,658
چرا این‌جا؟

351
00:28:24,079 --> 00:28:25,080
‫من...

352
00:28:26,123 --> 00:28:27,666
‫امروز گواهی امنیتی نداشتم.

353
00:28:28,542 --> 00:28:32,379
‫پس یعنی به عنوان یه آدم عادی اومدی؟
‫دیگه افسر دادگاه نیستی؟

354
00:28:34,715 --> 00:28:36,425
‫نمی‌خوای کسی شک کنه.

355
00:28:39,178 --> 00:28:40,596
‫من می‌دونم تو یه‌چیزی می‌دونی.

356
00:28:42,431 --> 00:28:43,807
‫نکنه مظنون شدی؟

357
00:28:47,686 --> 00:28:50,147
‫لیام؛ اومدم این‌جا تا اگه
‫اطلاعاتی داری که می‌تونه کمک کنه

358
00:28:50,147 --> 00:28:51,857
‫قاتل اصلی رو پیدا کنیم،
‫باهام در میون بذاری

359
00:28:51,857 --> 00:28:53,942
‫و ما هم یکم از مدت
‫زمان حبست رو کم کنیم

360
00:29:00,991 --> 00:29:02,201
‫دوست نداری از حبست کم بشه؟

361
00:29:05,204 --> 00:29:09,875
‫حتی اگه تو کارولین رو کشته باشی،
‫باز هم به دردت می‌خوره

362
00:29:09,875 --> 00:29:13,837
‫مثلاً اگه توی اون قتل هم‌دستی داشتی
‫و با هم شریک بودید، این خیلی به نفعتـه!

363
00:29:13,837 --> 00:29:16,215
‫تو الان به‌دلیل قتلِ بانی دیویس درحال
‫گذروندن حبس ابدی!

364
00:29:16,215 --> 00:29:18,050
‫اگه کمک کنی قاتل کارولین
‫رو پیدا کنیم،

365
00:29:18,050 --> 00:29:20,511
‫شاید باز هم بتونی پات رو
‫از این‌جا بیرون بذاری، می‌فهمی؟

366
00:29:20,511 --> 00:29:23,096
‫حتی اگه توی قتل هم دست داشته باشی.

367
00:29:24,306 --> 00:29:25,933
‫اینطوری از مدت زمان حبست کم می‌شه.

368
00:29:25,933 --> 00:29:31,647
‫خب یه‌لحظه، بذار ببینم درست متوجه شدم
‫یعنی اگه خودم رو به عنوان قاتلِ...

369
00:29:31,647 --> 00:29:33,398
‫- اگه شریک جرم داشتی!
‫- یه دادستان معرفی کنم،

370
00:29:33,398 --> 00:29:35,400
‫- ممکنه آزاد بشم؟
‫- آره.

371
00:29:36,068 --> 00:29:41,031
‫در حال حاضر تو محکوم به
‫حبس ابد بدون آزادی مشروطی.

372
00:29:41,031 --> 00:29:43,909
‫من دارم بهت یه فرصت برای تغییر
‫این حکم پیشنهاد می‌کنم.

373
00:29:46,036 --> 00:29:47,329
‫خدای من.

374
00:29:52,042 --> 00:29:53,418
‫عجب صحنه زیبایی...

375
00:29:58,882 --> 00:30:00,133
بدجور به بن‌بست خوردی!

376
00:30:09,518 --> 00:30:10,769
‫پس هیچی دستگیرت نشد؟

377
00:30:10,769 --> 00:30:11,979
‫هنوز نـه.

378
00:30:11,979 --> 00:30:15,232
‫- هنوز نه...
‫- اون یارو یه روانیه؛ می‌دونی دیگه

379
00:30:17,651 --> 00:30:20,320
‫می‌خواسته به کارولین آسیب بزنه
‫و بارها تهدیدش کرده بوده.

380
00:30:21,697 --> 00:30:23,115
‫کارولین دقیقاً مثل بانی دیویس
‫به قتل رسیده.

381
00:30:23,115 --> 00:30:24,408
‫بانی با ضربات چاقو کشته شده بود

382
00:30:24,408 --> 00:30:26,618
‫و دقیقاً مثل کارولین
‫دست و پاهاش رو بسته بودن

383
00:30:26,618 --> 00:30:29,872
‫واقعاً نمی‌دونم چندبار باید
‫این موضوع رو تکرار کنم

384
00:30:39,798 --> 00:30:41,341
‫فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم

385
00:30:41,341 --> 00:30:42,843
‫من فقط...من

386
00:30:43,427 --> 00:30:44,636
‫یعنی...

387
00:30:44,636 --> 00:30:48,932
‫حتی اگه اونم نمی‌شه؛ حداقل
‫یه سرنخی، یه چیز منطقی‌ای.

388
00:30:48,932 --> 00:30:50,601
‫می‌تونستی به من بگی...

389
00:30:57,274 --> 00:30:58,400
‫که با هم سکس می‌کردیم؟

390
00:30:58,400 --> 00:31:01,695
‫اونطوری حداقل یکم بیشتر زمان داشتم

391
00:31:02,279 --> 00:31:03,739
‫من اون رو نکشتم!

392
00:31:04,531 --> 00:31:05,699
‫یعنی خب من...

393
00:31:06,783 --> 00:31:08,327
‫من حتی نمی‌تونم....

394
00:31:10,579 --> 00:31:13,165
‫چون من احتمالاً مظنون اصلی ام
‫پلیس بعیده بیفته دنبال کس دیگه‌ای.

395
00:31:13,165 --> 00:31:14,791
‫یعنی خب حداقل نه خیلی هاشون.

396
00:31:18,670 --> 00:31:20,088
‫برای همین به تو نیاز دارم.

397
00:31:28,388 --> 00:31:29,890
‫فقط دیگه نباید بهم دروغ بگی

398
00:31:34,645 --> 00:31:35,646
‫باشه؟

399
00:31:47,324 --> 00:31:49,493
‫- نگفتم باشه
‫- نگفتی باشه

400
00:31:49,493 --> 00:31:52,162
‫- نگفتم باشه
‫- اما جواب رد هم ندادی!

401
00:31:52,871 --> 00:31:54,623
‫با این کارت لطف بزرگی
‫در حق کارولین کردی.

402
00:31:54,623 --> 00:31:56,792
‫- اصلاً ربطی به کارولین نداره
‫- چرا داره.

403
00:31:56,792 --> 00:31:58,377
‫اون کسیـه که به قتل رسیده.

404
00:31:58,377 --> 00:31:59,336
‫ببین...

405
00:32:00,546 --> 00:32:03,423
‫اگه حتی برای یه لحظه هم فکر می‌کردم
‫راستی قاتله...

406
00:32:03,423 --> 00:32:05,342
‫همین‌طور هم شد. خودت بهم گفتی.

407
00:32:05,342 --> 00:32:07,511
‫- راستی عمراً چنین کاری کرده باشه
‫- برو بابا.

408
00:32:08,011 --> 00:32:09,221
‫حالا کرده باشه یا نکرده باشه...

409
00:32:09,888 --> 00:32:11,431
‫اون از دوستان نزدیکِ منـه.

410
00:32:11,431 --> 00:32:13,225
‫حتی شاید هم صمیمی‌ترین دوستم.

411
00:32:13,225 --> 00:32:17,312
‫اینطوری هم نیست که
‫نخوام بهش کمک کنم...

412
00:32:17,312 --> 00:32:18,772
یعنی منظورت اینه بازنشسته شدی؟

413
00:32:18,772 --> 00:32:22,150
مگه ما قرار نذاشته بودیم
بریم مسافرت؟

414
00:32:22,150 --> 00:32:24,444
‫می‌دونی، یه خونه نقلی تو فلوریدا بگیریم

415
00:32:24,444 --> 00:32:27,698
‫حالا حتماً باید بریم فلوریدا؟
‫اون‌جا مال کسـایه که یه پاشون لب گـوره.

416
00:32:27,698 --> 00:32:29,116
‫من هنوز به اون درجه نرسیدم.

417
00:32:29,116 --> 00:32:31,869
‫یعنی خب بعضی وقت‌ها حس می‌کنم
‫واقعاً یه‌پام لب گـوره اما...

418
00:32:33,579 --> 00:32:35,247
‫پس موضوع ایـنه!

419
00:32:35,247 --> 00:32:37,082
‫دلت نمی‌خواد بمیری!

420
00:32:37,082 --> 00:32:39,334
‫در حال حاضر، درمورد میراث‌ام...

421
00:32:42,462 --> 00:32:43,672
‫من قشنگ خودمو کشیدم کنار.

422
00:32:44,339 --> 00:32:49,553
‫یه احمقِ مفسد که هر روز کنفرانس مطبوعاتی
‫برگزار می‌کنه و چرت‌وپرت سرهم می‌کنه شکستم داد

423
00:32:49,553 --> 00:32:51,972
‫و مثل چی خوشحاله که از سر راهش رفتم کنار.

424
00:32:52,681 --> 00:32:56,935
‫اگه می‌تونستم از اون
‫دوتا حروم‌زاده انتقام بگیرم...

425
00:32:59,271 --> 00:33:00,606
ورق کاملاً برمی‌گشت

426
00:33:04,943 --> 00:33:08,906
‫این‌که دلم می‌خواد هر روز صبح با این‌
‫حس از خواب بیدار بشم که زندگی‌ام با شکست

427
00:33:08,906 --> 00:33:10,490
‫و پوچی محاصره نشده باشه،
‫چیز زیادی نیست

428
00:33:11,825 --> 00:33:14,244
‫واقعاً متاسفم که زندگی‌ات
‫اونطور که می‌خوای پیش نمی‌ره.

429
00:33:15,996 --> 00:33:17,539
‫تقصیر تو نیست.

430
00:33:18,332 --> 00:33:19,666
‫تو همسر منی.

431
00:33:19,666 --> 00:33:21,668
‫حساب تو از همه جداست.
‫خودت هم می‌دونی.

432
00:33:23,837 --> 00:33:25,130
‫نه اونقدری که باید...

433
00:33:58,539 --> 00:33:59,540
‫سلام.

434
00:34:08,465 --> 00:34:09,716
‫جی...

435
00:34:12,844 --> 00:34:14,054
‫می‌شه لطفاً بهم نگاه کنی؟

436
00:34:16,806 --> 00:34:18,100
‫مامانت کجاست؟

437
00:34:19,768 --> 00:34:21,812
‫تو حیاط، بغل خونه درختی سیگار می‌شه.

438
00:34:23,063 --> 00:34:24,815
‫مثلاً من نمی‌دونم...

439
00:34:39,580 --> 00:34:40,581
‫الـو؟

440
00:34:40,581 --> 00:34:43,667
‫سلام. نتایج از آزمایشگاه رسید

441
00:34:45,127 --> 00:34:46,795
‫بچه از تو بوده.

442
00:34:49,005 --> 00:34:51,341
‫متاسفم راستی؛ می‌دونم این چیزی نبود
‫که دلت می‌خواست بشنوی.

443
00:35:16,200 --> 00:35:17,284
‫چی شده؟

444
00:35:26,877 --> 00:35:27,878
‫جی؛ برو پیش مامانت

445
00:35:28,587 --> 00:35:29,588
‫برو پیش مامانت.

446
00:35:29,588 --> 00:35:31,465
‫- باشه.
‫- جی؟

447
00:35:32,174 --> 00:35:33,300
‫جیدن،

448
00:35:34,468 --> 00:35:35,719
‫دوستت دارم!

449
00:35:42,476 --> 00:35:43,644
‫مامان؟

450
00:35:57,574 --> 00:35:59,826
‫آقای سبیچ؛ ما حکم جلب‌تون صادر شده

451
00:36:01,912 --> 00:36:03,497
‫شما این حق رو دارید که سکوت کنید.

452
00:36:03,497 --> 00:36:06,959
‫هر حرفی که بزنید، در دادگاه بر علیه
‫شما استفاده خواهد شد.

453
00:36:07,918 --> 00:36:10,003
‫لطفاً برگردید و دست‌هاتون رو
‫بذارید پشت کمرتون.

454
00:36:11,046 --> 00:36:12,506
‫شما حق داشتن وکیل رو دارید؛

455
00:36:12,506 --> 00:36:15,008
‫اگر شرایطش رو ندارید، ما می‌تونیم...

456
00:36:15,008 --> 00:36:16,635
‫خب، امروز واقعاً روز غم‌انگیزیه

457
00:36:16,635 --> 00:36:20,347
‫روز غم‌انگیزیه چون یکی از
‫اعضای جامعه مجری قانون ما،

458
00:36:20,347 --> 00:36:25,853
‫که وظیفه حمایت از مردم رو به عهده داره،
‫به چنین جنایت فجیعی متهم شده.

459
00:36:25,853 --> 00:36:30,023
‫وقتی که یک کارمند عمومی
‫به وظیفه خودش، خیانت می‌کنه

460
00:36:30,023 --> 00:36:33,068
‫تعهد این شخص به برقراری عدالت

461
00:36:33,986 --> 00:36:35,112
‫و انسانیت، نقض خواهد شد

462
00:36:36,280 --> 00:36:38,699
‫با گرفتن جان یک آدم دیگه.

463
00:36:38,699 --> 00:36:42,369
‫اگر بخوام بابت این فاجعه تسلی‌ای بدم،
‫باید باز گردیم

464
00:36:42,369 --> 00:36:46,373
‫به سمت یکی از قوی‌ترین و موثرترین
‫آرمان های جامعه‌مون!

465
00:36:47,749 --> 00:36:49,376
‫هیچکس از قانون مستثنی نیست.

466
00:36:50,544 --> 00:36:51,712
‫هیچکس.

467
00:37:16,111 --> 00:37:19,281
‫دستگیری این دادستان سابق
‫شوک اذهان عمومی رو برانگیخته،

468
00:37:19,281 --> 00:37:20,657
‫نه تنها این‌جا در شیکاگو؛

469
00:37:20,657 --> 00:37:23,410
‫بلکه این پرونده توجه کل کشور رو جلب کرده.

470
00:37:23,410 --> 00:37:27,164
‫آقای سبیچ دیشب در محل اقامت‌شون دستگیر شدند.

471
00:37:27,164 --> 00:37:30,083
‫دستگیری ایشان بدون کوچک‌ترین
‫دریغی انجام گرفت.

472
00:37:30,083 --> 00:37:33,670
‫آقای سبیچ، شب گذشته رو
‫در ساختمان پشت من گذراندند

473
00:37:33,670 --> 00:37:35,464
‫جایی که ایشون، در انتظار محاکمه هستند.

474
00:37:36,465 --> 00:37:39,426
‫پرونده جنایی شماره 861246.

475
00:37:39,426 --> 00:37:42,721
‫مردم ایلینوی در مقابل روزات ک. سبیچ.

476
00:37:42,721 --> 00:37:44,681
‫اتهام اولیه متـهم در حال حاضر

477
00:37:44,681 --> 00:37:47,100
‫قتل درجه اول می‌باشد

478
00:37:47,100 --> 00:37:51,188
‫این‌که ایشان عمداً و آگاهانه و
‫با نیت سوء قصد تعدی عمدی

479
00:37:51,188 --> 00:37:55,234
‫با زور و سلاح به شخص کارولین پولیمس تعرض کرده

480
00:37:55,234 --> 00:37:57,778
‫و بدین وسیله جان نام‌برده را گرفته است.

481
00:38:12,000 --> 00:38:13,669
‫خانم قاضی، بنده توماس مولتو

482
00:38:13,669 --> 00:38:16,171
‫معاون ارشد دادستان ناحیه‌ای ایالت ایلینوی هستم

483
00:38:16,171 --> 00:38:17,589
‫و حضور خود و همراه من

484
00:38:17,589 --> 00:38:20,968
‫نیکو دلا گواردیا، دادستان
‫ناحیه را در دادگاه اعلام می‌کنم

485
00:38:20,968 --> 00:38:22,886
بنده هم ریموند هورگان جهت
دفاع این‌جا حاضر هستم

486
00:38:22,886 --> 00:38:25,556
‫خانم قاضی، متهم در دادگاه حضور دارند

487
00:38:25,556 --> 00:38:27,599
‫ما خواهانِ کیفرخواست

488
00:38:27,599 --> 00:38:30,227
‫و عدم قرائت رسمی اتهام هستیم.

489
00:38:30,227 --> 00:38:32,020
‫از طرف آقای سبیچ،

490
00:38:32,855 --> 00:38:35,566
‫ما از دادگاه درخواست داریم در این اتهام،
‫اقرار به بی‌گناهی ورزیده

491
00:38:35,566 --> 00:38:37,317
‫اقرار به بی‌گناهی بر اساس
‫کیفرخواست پذیرفته شد.

492
00:38:37,317 --> 00:38:40,070
‫مبلغ قرار وثیقه 1 میلیون و
‫500 هزاردلار تعیین می‌شه.

493
00:38:40,070 --> 00:38:43,073
‫آیا طرفین درخواستِ «جلسه دادرسی» دارند؟

494
00:38:43,073 --> 00:38:48,537
‫خانم قاضی، با توجه به انحرافی که در رابطه با یکی از

495
00:38:48,537 --> 00:38:50,664
‫اعضای محبوبِ جامعه مجری قانون ما سر زده،

496
00:38:50,664 --> 00:38:53,375
‫مردم از شما درخواست دارند که
‫در اولین فرصت،

497
00:38:53,375 --> 00:38:55,335
‫جلسه دادرسی‌ای توسط شما برگزار بشه.

498
00:38:55,335 --> 00:38:57,838
‫این امر یک اتلاف وقتِ
‫غیرضروری برای دادگاه‌ست.

499
00:38:57,838 --> 00:39:00,632
‫اتهام این پرونده کاملاً اشتباهه.

500
00:39:00,632 --> 00:39:03,427
‫محبوبیت یکی از بهترین کارمندان
‫و دادستان‌های عمومی شهر

501
00:39:03,427 --> 00:39:06,346
‫بدون هیـچ مبنای مشخصی مورد لغزش

502
00:39:06,346 --> 00:39:08,223
‫و حتی شاید نابودی قرار گرفته.

503
00:39:08,223 --> 00:39:09,933
‫برقراری عدالت در این
‫مورد باید سریعاً انجام گیرد

504
00:39:09,933 --> 00:39:15,689
‫و از دادگاه درخواست تعیین
‫تاریخ محاکمه فوری داریم.

505
00:39:18,025 --> 00:39:19,735
‫مطمئنی چنین درخواستی داری آقای وکیل؟

506
00:39:19,735 --> 00:39:21,862
‫از درخواستم مطمئنم.

507
00:39:22,654 --> 00:39:24,531
‫متهم از جلسه دادرسی صرف نظر کرد

508
00:39:24,531 --> 00:39:26,450
‫پرونده بلافاصله در صف محاکمه قرار می‌گیره.

509
00:39:26,450 --> 00:39:28,785
‫متهم تا 14 روز دیگر حق ارائه هرگونه درخواست

510
00:39:28,785 --> 00:39:31,330
‫و شاکی تا 7 روز بعد،
‫ فرصت پاسخ به آن را دارند.

511
00:39:31,330 --> 00:39:34,666
‫حالا، آقای مولتو و آقای دلا گواردیا

512
00:39:35,292 --> 00:39:37,461
‫این پرونده کلی سخنرانی می‌طلبه که

513
00:39:37,461 --> 00:39:39,254
‫ظاهراً شما هم سرتون واسش درد می‌کنه.

514
00:39:39,254 --> 00:39:42,841
حرف های هورگان مبنی بر این‌که اتهامات
این پرونده خیلی سنگینه کاملاً درست بود

515
00:39:43,467 --> 00:39:48,347
‫طرف حساب شما وکیلیـه که سال‌ها
‫با برتری تمام در این دادگاه خدمت کرده.

516
00:39:48,347 --> 00:39:50,474
‫پس بیاید با کمک هم
‫عدالت رو برقرار کنیم.

517
00:39:51,141 --> 00:39:53,727
‫نیازی به هیچ آب و تاب اضافی‌ای نیست.

518
00:39:54,228 --> 00:39:56,939
‫با شما هم بودم آقای هورگان.

519
00:39:57,773 --> 00:39:59,483
‫من از آب و تاب بی‌زارم، خانم قاضی.

520
00:40:01,944 --> 00:40:03,195
‫متهم فعلاً بازداشته.

521
00:40:03,195 --> 00:40:06,448
‫به وثیقه‌ش رسیدگی و بعد آزاد می‌شن.
‫دادگاه تا جلسه بعدی به اتمام می‌رسه.

522
00:40:12,788 --> 00:40:14,373
‫- واقعاً ازت ممنونم...
‫- ناگفته معلومه.

523
00:40:15,123 --> 00:40:17,668
‫اون داخل با هیچکس حرف نزن
‫و برو یه چیزی بخور؛ باشه؟

524
00:40:19,127 --> 00:40:20,504
‫شوخی‌ات گرفته...

525
00:40:20,504 --> 00:40:22,214
‫اصلاً شوخی‌ام نگرفته.

526
00:40:22,881 --> 00:40:24,842
‫جدی‌تر از این نمی‌شه نیکو.

527
00:40:24,842 --> 00:40:28,262
‫شاید بهتره اوضاع رو جدی بگیریم
‫و شوخی رو کنار بذاریم.

528
00:40:28,262 --> 00:40:30,180
‫کسـخل شماره یک، کسـخل شماره دو.

529
00:40:40,357 --> 00:40:42,609
‫عجب شانسی آوردی قاضی
‫بهت سخت نگرفت!

530
00:40:44,903 --> 00:40:47,447
‫آره؛ قبلاً خودش وکیل مدافع بوده

531
00:40:48,365 --> 00:40:50,033
‫آدم با انصافیه؛ می‌دونین؟

532
00:40:53,662 --> 00:40:56,290
‫فقط خواستم بگم می‌دونم که

533
00:40:59,251 --> 00:41:02,754
‫امروز حتماً براتون خیلی روز سختی بوده

534
00:41:05,299 --> 00:41:07,926
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم که پیشم بودین

535
00:41:09,428 --> 00:41:11,263
‫این‌که دادگاه زود برگزار می‌شه اتفاق خوبیه؟

536
00:41:11,263 --> 00:41:12,431
‫آره.

537
00:41:13,140 --> 00:41:16,435
‫زمان به نفع دادستانیه؛
‫پس هرچی زودتر، بهتر.

538
00:41:17,019 --> 00:41:18,020
‫برای همه‌مون بهتره

539
00:41:18,044 --> 00:41:38,044
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

540
00:41:38,830 --> 00:41:41,730
‫« تو اونجا بودی! من دیدمت »

