﻿1
00:00:06,048 --> 00:00:07,383
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,466 --> 00:00:08,759
‫تو کوئین رو توی ماشینِ بک دیدی

3
00:00:08,843 --> 00:00:10,469
‫- دنبال چی بگردیم؟
‫- یه مرد آسیایی آمریکایی

4
00:00:10,553 --> 00:00:13,347
‫تقریباً 40 ساله که با جراحات ناشی از شلیک
‫با تفنگِ کالیبر پایین به سرش،

5
00:00:13,431 --> 00:00:15,349
‫سقوط از بلندی و غرق شدن بستری شده

6
00:00:15,433 --> 00:00:16,517
‫آدمت رو پیدا کردیم

7
00:00:16,600 --> 00:00:18,000
‫به کادر درمان گفت چه اتفاقی براش افتاده؟

8
00:00:18,001 --> 00:00:19,062
‫ادعا کرد یادش نمیاد

9
00:00:19,145 --> 00:00:20,563
‫باید کوئین رو پیدا کنی.
‫در همین حین هم...

10
00:00:20,646 --> 00:00:22,148
‫می‌تونی کمکم کنی تریسا رو پیدا کنم

11
00:00:22,231 --> 00:00:23,774
‫قبلاً با یه دختری مثل تریسا کار می‌کردم

12
00:00:23,858 --> 00:00:25,443
‫گروهبان یکم دومینیک کول

13
00:00:25,526 --> 00:00:26,652
‫کوئین باهاش چیکار کرد؟

14
00:00:28,738 --> 00:00:30,281
‫مک‌کیب کسیـه که تو رو دزدید و
‫گوشِت رو برید؟

15
00:00:30,364 --> 00:00:31,282
‫آره

16
00:00:31,365 --> 00:00:32,533
‫اون کیه؟

17
00:00:32,616 --> 00:00:34,910
‫رو به دوربین لبخند بزن، جولیوس مک‌کیب

18
00:00:35,703 --> 00:00:37,872
‫- بادیگارده در چه حالیـه؟
‫- توی اتاق بغلی

19
00:00:37,955 --> 00:00:38,998
‫لام تا کام حرف نمی‌زنه

20
00:00:40,166 --> 00:00:42,084
‫سوزان دافی، با آنجل دول آشنا شو

21
00:00:42,168 --> 00:00:43,961
‫ممنون بابتِ دستی که رسوندی، آنجل دول

22
00:00:44,044 --> 00:00:45,796
‫امشب فرصت داری که ثابت کنی
‫ارزشِ دستمزدت رو داری، ریچر

23
00:00:45,880 --> 00:00:47,590
‫حالا بهم بگو تریسا دنیل کجاست

24
00:00:47,673 --> 00:00:50,050
‫مک‌کیب یه قاتل بی‌رحمه.
‫اگه بهش پشت کنم، زنده‌ام نمیذاره.

25
00:00:50,760 --> 00:00:52,261
‫- دوک کجاست؟
‫- مُرده

26
00:00:53,304 --> 00:00:55,514
‫این تفنگِ آنجلـه.
‫تمام مدت با اونا هم‌دست بوده.

27
00:00:55,598 --> 00:00:58,184
‫قراره دستِ راست جدیدم باشی

28
00:00:58,208 --> 00:01:05,208
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

29
00:01:06,734 --> 00:01:08,778
‫آنجل دول بود که برامون تله گذاشت

30
00:01:08,861 --> 00:01:10,946
‫یه روده‌ی راست توی شکمش نبود

31
00:01:11,030 --> 00:01:13,032
‫آره. آره

32
00:01:13,115 --> 00:01:14,200
‫نه

33
00:01:14,283 --> 00:01:16,160
‫آدم جدیدی که استخدام کردم ترتیبش رو داد

34
00:01:16,243 --> 00:01:18,370
‫ولی دوک رو کُشتن

35
00:01:18,454 --> 00:01:19,538
‫تقصیر من نیست

36
00:01:19,622 --> 00:01:21,457
‫آنجل دول آدم تو بود.
‫خودت استخدامش کردی.

37
00:01:21,540 --> 00:01:23,834
‫اون یه تخم‌سگ جاه‌طلب بود،
‫همین هم به کُشتن دادش!

38
00:01:23,918 --> 00:01:27,087
‫تازه، بهشون کمک کرد
‫برن سراغ پسرم

39
00:01:28,798 --> 00:01:30,424
‫حروم‌زاده

40
00:01:30,508 --> 00:01:31,383
‫کی بود؟

41
00:01:32,843 --> 00:01:34,220
‫جولیوس مک‌کیب

42
00:01:34,303 --> 00:01:36,013
اونی که براش کار می‌کنم

43
00:01:37,223 --> 00:01:38,432
‫حالا تو هم برای اون کار می‌کنی

44
00:01:38,516 --> 00:01:41,018
‫الان تو رو کرد دستِ راست جدیدم

45
00:01:49,735 --> 00:01:51,153
‫زیست‌سَم‌ّ‌ها،

46
00:01:51,237 --> 00:01:55,241
‫بمب‌های کثیف اتمی، سگ‌های رباتی قاتل
‫که از چشمشون لیزر در میاد...

47
00:01:55,324 --> 00:01:57,201
‫توی این جعبه‌ها هر چیزی ممکنه باشه

48
00:01:57,284 --> 00:01:59,161
‫احتمالاً همون سگ‌های لیزری باشه

49
00:02:00,000 --> 00:02:10,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

50
00:02:13,926 --> 00:02:15,427
‫چقدر وقت داری؟

51
00:02:15,511 --> 00:02:17,596
‫به بک گفتم میرم غذا بگیرم

52
00:02:17,680 --> 00:02:20,766
‫از سفارش، انتظار تا رفت و برگشت،
‫حدوداً یک ساعت

53
00:02:20,850 --> 00:02:22,726
‫اوضاع توی هارتفورد چطور پیش رفت؟

54
00:02:22,810 --> 00:02:26,188
‫طبق نقشه. ولی مجبور شدم خونه‌ی امن
‫سازمان مبارزه با مواد مخدر رو بترکونم

55
00:02:26,272 --> 00:02:28,023
‫چطوری این رو به رؤسام توضیح بدم؟

56
00:02:28,107 --> 00:02:31,068
‫- مشکل خودتـه
‫- آهای، گنده‌بک؛

57
00:02:31,151 --> 00:02:32,611
‫نمیشه که هر غلطی خواستی بکنی

58
00:02:32,695 --> 00:02:35,239
‫- به عواقبش هم فکر نکنی
‫- فکر کردم

59
00:02:35,322 --> 00:02:37,000
‫با خودم گفتم موقعی که
‫ماجرای خونه‌ی امن رو فهمیدن

60
00:02:37,003 --> 00:02:38,617
‫مجبور میشی با کسشعرهای
‫کاغذبازی اداری سر و کله‌ بزنی

61
00:02:38,701 --> 00:02:40,536
‫ولی همونطور که گفتم،
‫مشکل خودتـه

62
00:02:40,619 --> 00:02:42,621
‫باهوشی، راست و ریستش می‌کنی

63
00:02:42,705 --> 00:02:44,498
‫ولی مجبور بودم خودم
‫جای دوک بشم دستِ راستش

64
00:02:44,582 --> 00:02:46,333
‫پس اون خونه‌‌ی امن خسارات جانبی محسوب میشه

65
00:02:46,417 --> 00:02:47,543
‫دوک چی شد؟

66
00:02:47,626 --> 00:02:50,629
‫مثل خونه‌ی امن. دیگه نیست

67
00:02:50,713 --> 00:02:52,798
‫چه غلطا، رفیق؟

68
00:02:52,882 --> 00:02:55,050
‫بک تأیید کرد که افسار
‫کل این تشکیلات دست مک‌کیبـه

69
00:02:55,134 --> 00:02:58,137
‫از جایی که محموله رو زیر نظر داشتیم،
‫یه عکس ازش گرفتم

70
00:02:58,220 --> 00:02:59,972
‫حق با تو بود، اصلاً نمیشه نادیده گرفتش

71
00:03:00,055 --> 00:03:03,434
‫الان همه‌اش رو توی انبار جا دادن و
‫مثل قلعه‌ی نظامی ازش محافظت میشه

72
00:03:03,517 --> 00:03:05,728
‫ولی این یارو،

73
00:03:05,811 --> 00:03:07,605
‫به نظر پولدار میاد و می‌خوره رئیس باشه

74
00:03:08,647 --> 00:03:10,608
‫این باید جولیوس مک‌کیب باشه، نه؟

75
00:03:13,694 --> 00:03:15,112
‫من به اسم «اگزاویر کوئین» می‌شناختمش

76
00:03:15,195 --> 00:03:16,614
‫همونی که خیال می‌کردی مُرده؟

77
00:03:18,073 --> 00:03:19,867
‫همونی که فکر می‌کردم کُشتمش

78
00:03:23,000 --> 00:03:26,000
‫« ریـچـر »

79
00:03:36,008 --> 00:03:38,761
‫- بازم ممنون
‫- بذار حدس بزنم

80
00:03:38,844 --> 00:03:40,554
‫از جولیوس مک‌کیب به هیچ‌جا نمیشه رسید

81
00:03:40,638 --> 00:03:41,638
‫آره

82
00:03:41,640 --> 00:03:43,767
‫محاله کوئین از اسم مستعاری استفاده کنه
‫که به خودش خط و ربط داشته باشه

83
00:03:43,849 --> 00:03:45,351
‫باهوش‌تر از این حرفاست

84
00:03:45,434 --> 00:03:48,312
‫پس این یارو صرفاً آدمی نیست که
‫باهاش مشکل داشته باشی، مگه نه؟

85
00:03:48,395 --> 00:03:49,939
‫کوئین آدمیـه که می‌خواستی سر به تنش نباشه

86
00:03:50,022 --> 00:03:52,232
‫هنوزم همین رو می‌خوای. چرا؟

87
00:03:57,404 --> 00:04:01,200
‫آهای، شاید جثه‌ات گنده‌تر از من باشه،
‫ولی توی پرونده‌ی من،

88
00:04:01,283 --> 00:04:02,576
‫مهم‌تر از من نیستی

89
00:04:02,660 --> 00:04:04,912
‫توی انباری من داشتم دوشادوشت می‌جنگیدم و

90
00:04:04,995 --> 00:04:07,539
‫جونِ یه دختر رو به خطر انداختم،
‫چون من باعث و بانیش بودم

91
00:04:07,623 --> 00:04:10,876
‫پس دهن وامونده‌ات رو باز کن
و چیزی رو که پنهان می‌کردی بهم بگو

92
00:04:10,960 --> 00:04:14,088
‫چون حق دارم بدونم دقیقاً با کی طرفیم

93
00:04:19,009 --> 00:04:22,012
‫همه‌چی از پرونده‌ای که سال‌ها پیش
‫اومد زیرِ دستم شروع شد

94
00:04:24,348 --> 00:04:27,226
‫- پرونده‌ی گراوسکی رو مرور کردی؟
‫- ده دقیقه‌ی پیش تموم شد

95
00:04:27,309 --> 00:04:30,145
‫به نظر موضوع مهمی میاد

96
00:04:31,730 --> 00:04:34,233
‫فکر کنم برای اینکه بتونی از پس اوضاع بربیای،
‫یکم کمک لازم داری

97
00:04:36,110 --> 00:04:37,152
‫این چیه؟

98
00:04:37,236 --> 00:04:40,114
‫دستور انتقال و پرونده‌ی شخصی

99
00:04:40,197 --> 00:04:43,865
‫به زودی گروهبان یکم دومینیک کول

100
00:04:43,949 --> 00:04:45,619
‫میاد کمکت

101
00:04:45,703 --> 00:04:47,788
‫- من بچه تر و خشک نمی‌کنم
‫- لازم هم نیست بکنی

102
00:04:47,871 --> 00:04:49,999
‫گروهبان کول کارش درستـه

103
00:04:50,082 --> 00:04:53,627
‫کمکت می‌کنه روی پرونده‌های مهم
‫تمرکز کنی، مثل پرونده‌ی گراوسکی

104
00:04:53,711 --> 00:04:56,213
‫الان حجم کار و مسئولیت‌هات
‫بیشتر از سطح توانتـه

105
00:04:56,296 --> 00:05:00,384
‫این خرده‌ریزه‌های مزخرف ریخته سرت

106
00:05:00,467 --> 00:05:03,262
‫چطوره ارتش چندتا پلیس نظامی
‫بفرسته زیر دستت

107
00:05:03,345 --> 00:05:05,556
‫اینطوری می‌تونی فقط روی چیزای مهم کار کنی

108
00:05:05,639 --> 00:05:07,850
‫مثلاً چی؟

109
00:05:07,933 --> 00:05:10,310
‫یه تیم از بازرسان ویژه؟

110
00:05:11,311 --> 00:05:12,771
‫سوابقش بی‌نظیره

111
00:05:12,855 --> 00:05:15,399
‫خیال می‌کردی قراره برات
‫یه تیتیش مامانی بفرستم؟

112
00:05:15,482 --> 00:05:16,734
‫کِی می‌رسه اینجا؟

113
00:05:20,821 --> 00:05:22,072
‫الان

114
00:05:32,791 --> 00:05:35,419
‫قربان. گروهبان یکم کول در خدمتم

115
00:05:35,502 --> 00:05:37,838
‫آزاد باش، گروهبان. بیا داخل

116
00:05:40,674 --> 00:05:41,717
‫خب...

117
00:05:42,968 --> 00:05:44,178
‫تو دستیار جدیدمی؟

118
00:05:44,261 --> 00:05:45,345
‫بله، قربان

119
00:05:46,388 --> 00:05:48,849
‫اینقدر نگو قربان. با ریچر راحت‌ترم

120
00:05:48,932 --> 00:05:51,185
‫- فهمیدم، ریچر
‫- اگه قراره اینجا باشی،

121
00:05:51,268 --> 00:05:53,187
‫الان تمرکزم روی یه پرونده‌ی به‌خصوصـه و

122
00:05:53,270 --> 00:05:54,688
‫یه نفر کمک‌دستم باشه بهتره

123
00:05:54,772 --> 00:05:56,273
‫میشه بپرسم چجور پرونده‌ای؟

124
00:05:56,274 --> 00:05:57,274
‫جاسوسی

125
00:05:57,357 --> 00:05:59,234
‫نقشه‌های طراحی سلاح‌های فوق سرّی که

126
00:05:59,318 --> 00:06:01,445
‫توسط یه متخصص تسلیحات
‫به اسم گراوسکی فروخته میشن

127
00:06:03,155 --> 00:06:04,198
‫مشکلی هست؟

128
00:06:04,281 --> 00:06:05,324
‫نه، ریچر

129
00:06:05,407 --> 00:06:07,826
‫- حرفت رو بزن، گروهبان
‫- چیز مهمی نیست

130
00:06:07,910 --> 00:06:10,150
‫ولی الان فهمیدم که شما همین پنج دقیقه‌ی پیش

131
00:06:10,151 --> 00:06:12,372
‫متوجه شدید که من رو فرستادن زیر دست‌تون

132
00:06:12,456 --> 00:06:13,707
‫چطور؟

133
00:06:13,791 --> 00:06:16,043
‫وقتی فهمیدم قراره زیر نظر شما کار کنم،
‫پرس و جو کردم

134
00:06:16,126 --> 00:06:18,003
‫سختگیر بودن ولی در عین حال،

135
00:06:18,087 --> 00:06:20,130
‫رفتار محترمانه‌ی شما با همکاران‌تون
‫زبان‌زد خاص و عامـه

136
00:06:20,214 --> 00:06:21,548
‫پس اگه می‌دونستید دارم میام،

137
00:06:21,632 --> 00:06:23,133
‫یه صندلی دیگه‌ای هم اینجا می‌بود، ولی...

138
00:06:23,217 --> 00:06:24,343
‫نیست

139
00:06:24,426 --> 00:06:26,136
‫خوشم نمیاد بقیه توی دفترم بپلکن

140
00:06:26,220 --> 00:06:27,596
‫پس از شر صندلی اضافی خلاص شدم

141
00:06:29,014 --> 00:06:30,849
‫ولی همین سه دقیقه‌ی پیش اومدنت رو فهمیدم

142
00:06:30,933 --> 00:06:32,976
‫از لحن‌تون حس می‌کنم که
‫از غافلگیری خوش‌تون نمیاد

143
00:06:33,060 --> 00:06:34,686
‫من هم از غافلگیری خوشم نمیاد

144
00:06:34,770 --> 00:06:36,688
‫ولی قول میدم از همکاری با من پشیمون نمی‌شید

145
00:06:36,772 --> 00:06:39,650
‫من عاشق کارمم و از جون مایه میذارم

146
00:06:39,733 --> 00:06:41,443
‫خوب شد گفتی

147
00:06:41,527 --> 00:06:44,404
‫یه نگاهی به این بنداز و نظرت رو بگو
‫من هم برم برامون قهوه بریزم

148
00:06:48,575 --> 00:06:50,327
‫لطفاً بدون خامه و شکر باشه

149
00:06:54,289 --> 00:06:57,626
‫درمورد این پرونده یه فرضیه‌ای دارم.
‫می‌تونی حدس بزنی چیه؟

150
00:06:57,709 --> 00:06:59,169
تهدید و ارعاب

151
00:07:01,171 --> 00:07:02,381
‫چرا؟

152
00:07:03,674 --> 00:07:05,634
‫متخصص گراوسکی سابقه‌ی کیفری نداره

153
00:07:05,717 --> 00:07:08,387
‫افراد معمولاً بعد از چهل سالگی
‫مرتکب اولین جرم‌شون نمیشن،

154
00:07:08,470 --> 00:07:09,847
‫مخصوصاً بعد از پیوستن به ارتش

155
00:07:10,889 --> 00:07:12,516
‫زندگی غیرنظامیش تر و تمیزه

156
00:07:12,599 --> 00:07:15,853
‫زندگی نظامیش افتخارآمیزه.
‫حقوق و درآمد خوبی داشته.

157
00:07:15,936 --> 00:07:17,187
‫بدهی قابل ذکری نداره

158
00:07:17,271 --> 00:07:19,064
‫خانواده داره

159
00:07:20,524 --> 00:07:21,984
‫آدم که صبر نمی‌کنه این همه چیز
‫واسه از دست دادن داشته باشه

160
00:07:22,067 --> 00:07:23,819
‫بعدش تصمیم بگیره
‫وارد همچین کار خطرناکی بشه

161
00:07:23,902 --> 00:07:26,321
‫بی‌دلیل نیست که 70 درصد تمام جرایم

162
00:07:26,405 --> 00:07:28,490
‫توسط افراد زیر 40 سال انجام میشن

163
00:07:28,574 --> 00:07:30,033
‫اونا هنوز هیچی ندارن

164
00:07:33,996 --> 00:07:35,539
‫با مشخصاتش جور در نمیاد

165
00:07:36,665 --> 00:07:37,875
‫مایک

166
00:07:39,168 --> 00:07:41,461
‫یه صندلی واسه گروهبان کول بیار

167
00:07:42,504 --> 00:07:44,214
‫کار رو شروع کنیم

168
00:07:44,298 --> 00:07:46,925
‫پس «تیتیش مامانی» نبود

169
00:07:47,009 --> 00:07:48,760
‫خیلی تیز و بُز بود

170
00:07:48,844 --> 00:07:51,972
‫فهمید گراوسکی توی یه پارک محلی
‫بده‌بستون می‌کنه،

171
00:07:52,055 --> 00:07:53,800
‫پس باهاش رفتیم اونجا رو زیر نظر گرفتیم

172
00:07:59,855 --> 00:08:02,065
‫یکم پیش‌پا افتاده‌ست، نه؟

173
00:08:02,149 --> 00:08:03,817
‫جاسوسی که توی پارک تبادل اطلاعات می‎‌کنه

174
00:08:04,943 --> 00:08:07,863
‫بی‌دلیل نیست که هالیوود بعضی
‫چیزها رو کپی می‌کنه. جواب میده.

175
00:08:11,658 --> 00:08:13,410
‫داره انجام میشه

176
00:08:21,543 --> 00:08:22,961
‫حالا صبر می‌کنیم

177
00:08:23,045 --> 00:08:24,463
‫صبر می‌کنیم

178
00:08:35,974 --> 00:08:36,975
‫چی شده؟

179
00:08:37,059 --> 00:08:38,393
‫دستت رو میگم

180
00:08:38,477 --> 00:08:40,229
‫بُریدگی سرِ پیکان کمان

181
00:08:41,772 --> 00:08:43,899
‫با پدرم می‌رفتم شکار

182
00:08:43,982 --> 00:08:45,067
‫شکار اِلک
‫(گوزن شمالی)

183
00:08:45,150 --> 00:08:46,151
‫کجا؟

184
00:08:46,235 --> 00:08:48,111
‫مرکز مینیاپولیس

185
00:08:50,113 --> 00:08:51,323
‫ای بچه‌زرنگ

186
00:08:52,699 --> 00:08:54,284
‫هر جایی که اِلک بود

187
00:08:54,368 --> 00:08:57,287
‫مونتانا، آریزونا، حتی پنسیلوانیا

188
00:08:58,622 --> 00:09:00,249
‫منو همه جا می‌برد

189
00:09:00,332 --> 00:09:01,625
‫از کجا؟

190
00:09:03,168 --> 00:09:04,795
‫ایالت ایندیانا، شهر اِلکهارت

191
00:09:06,713 --> 00:09:08,298
‫از جایی به اسم «ِالکهارت» می‌رفتی بیرون که

192
00:09:08,382 --> 00:09:09,591
‫اِلک شکار کنی؟

193
00:09:10,634 --> 00:09:12,594
‫می‌دونم

194
00:09:12,678 --> 00:09:13,720
‫خیلی مسخره‌ست

195
00:09:13,804 --> 00:09:15,764
‫- حالا بلد بودی؟
‫- حرفه‌ای بودم

196
00:09:15,847 --> 00:09:17,724
‫ولی به مکسول کول نمی‌رسیدم

197
00:09:17,808 --> 00:09:19,768
‫نشونه‌گیریش میلی‌متری بود

198
00:09:19,851 --> 00:09:22,813
‫پوست درخت رو از 36 متری می‌زد،
‫گوزن رو از 73 متری

199
00:09:22,896 --> 00:09:24,106
‫تیم خوبی بودیم

200
00:09:24,189 --> 00:09:26,608
‫از افعال زمان گذشته استفاده می‌کنی

201
00:09:26,692 --> 00:09:27,818
‫دیگه نمی‌رید شکار؟

202
00:09:29,069 --> 00:09:30,195
‫دیگه پدری ندارم

203
00:09:31,405 --> 00:09:33,532
‫پنج سال پیش مُرد

204
00:09:33,615 --> 00:09:35,617
‫ولی هنوز شکار میرم

205
00:09:35,701 --> 00:09:38,036
‫هنوز هم اون باهام میاد

206
00:09:39,288 --> 00:09:41,290
‫تو چی؟

207
00:09:41,373 --> 00:09:42,708
‫کجا بزرگ شدی؟

208
00:09:44,001 --> 00:09:45,127
‫همه جا

209
00:09:45,210 --> 00:09:47,212
‫پدرم تفنگدار نیروی دریایی بود

210
00:09:47,296 --> 00:09:48,547
‫واسه همین وارد ارتش شدی؟

211
00:09:50,340 --> 00:09:52,134
‫شاید

212
00:09:52,217 --> 00:09:53,760
‫چندان بهش فکر نکردم

213
00:09:53,844 --> 00:09:55,220
‫الان پدرت چیکار می‌کنه؟

214
00:09:55,304 --> 00:09:56,722
‫مثل پدر خودت

215
00:09:57,973 --> 00:09:59,224
‫اخلاقش چطوری بود؟

216
00:10:00,517 --> 00:10:04,438
‫یه نیوهمپشری شمالی بی‌آلایش
‫که اصلاً اهل تجملات نبود

217
00:10:04,521 --> 00:10:06,982
‫علاقه‌ای به ثروت و تجملات نداشت

218
00:10:07,065 --> 00:10:08,608
‫آدم حساب‌شده و منظمی بود

219
00:10:08,692 --> 00:10:10,193
‫پس به اون رفتی

220
00:10:12,863 --> 00:10:14,072
‫شاید

221
00:10:15,324 --> 00:10:17,159
‫چندان بهش فکر نکردم

222
00:10:18,535 --> 00:10:20,912
‫تا الان باید برش می‌داشتن

223
00:10:20,996 --> 00:10:24,333
‫یعنی، شاید متوجهِ من شدن،
‫یا شاید گراوسکی بهشون خبر داده که نیان

224
00:10:25,500 --> 00:10:28,045
‫- اون نمیاد
‫- نمیشه مطمئن بود

225
00:10:28,128 --> 00:10:30,547
‫عمراً کسی اسناد ارزشمند و فوق سرّی رو
‫این مدت طولانی توی

226
00:10:30,630 --> 00:10:33,258
‫محیط عمومی ول نمی‌کنه، مگر اینکه
‫یکی سریعاً بیاد برش داره

227
00:10:36,261 --> 00:10:39,014
‫- ممکنه آشغال‌جمع‌کُن‌‌ها واسطه باشن؟
‫- نه

228
00:10:39,097 --> 00:10:41,099
‫آمارشون رو در آوردم. غیرنظامی هستن

229
00:10:41,183 --> 00:10:42,893
‫پاکـن. ارتباطی با کراوسکی ندارن

230
00:10:42,976 --> 00:10:44,561
‫بریم سراغش

231
00:10:44,644 --> 00:10:47,981
‫اگه تک‌تیرانداز استخدام کرده باشن چی؟

232
00:10:48,065 --> 00:10:51,401
‫وقتی کله‌ی یکی‌مون بترکه
‫اون یکی‌مون می‌فهمه

233
00:11:00,786 --> 00:11:03,914
‫خالیـه. چه غلطا؟!

234
00:11:03,997 --> 00:11:05,374
‫نخود سیاه بود

235
00:11:08,043 --> 00:11:10,879
‫ماشین گراوسکی جلوی
‫اون سطل آشغال بود که رفت

236
00:11:16,051 --> 00:11:17,052
‫صبر کنید

237
00:11:17,135 --> 00:11:18,970
‫صبر کن. وایسا، وایسا

238
00:11:23,600 --> 00:11:26,186
‫اطلاعات واقعی لای روزنامه منتقل شده

239
00:11:26,269 --> 00:11:27,729
‫پس ما به یه سطل آشغال زل زده بودیم

240
00:11:27,813 --> 00:11:29,815
‫در حالی که مدارک اصلی
‫25 متر دورتر جابجا شدن

241
00:11:31,650 --> 00:11:33,777
‫اصلاً نباید فرض می‌کردم توی پاکتـه

242
00:11:33,860 --> 00:11:36,029
‫توی تحقیقات، فرضیات میخ تابوتت میشن

243
00:11:36,113 --> 00:11:38,073
‫- چه قانون خوبی
‫- قانونِ گاربره

244
00:11:38,156 --> 00:11:40,784
‫من گند زدم به کل این عملیات

245
00:11:40,867 --> 00:11:42,327
‫نگران اشتباهات نباش

246
00:11:42,411 --> 00:11:44,955
‫روی درست کردنش تمرکز کن

247
00:11:45,038 --> 00:11:46,832
‫اینم قانون گاربره؟

248
00:11:46,915 --> 00:11:49,000
‫این قانون خودمـه

249
00:11:49,084 --> 00:11:50,627
‫خیلی‌خب

250
00:11:50,710 --> 00:11:52,796
‫به نظرم باید گراوسکی رو دستگیر کنیم

251
00:11:52,879 --> 00:11:54,881
‫ولی هیچ مدرکی نداریم

252
00:11:54,965 --> 00:11:56,842
‫اون که نمی‌دونه

253
00:11:59,052 --> 00:12:01,596
‫دقیقاً نقشه‌ات چیه، رولند؟

254
00:12:04,000 --> 00:12:06,143
‫قراره به متمم پنجم قانون اساسی متوسل شی،

255
00:12:06,226 --> 00:12:08,228
‫وکیل بگیری و همه چی حل شه؟

256
00:12:10,730 --> 00:12:11,898
‫بذار واضح بگم

257
00:12:11,982 --> 00:12:14,901
‫صد سال سیاه با وکیل
‫از این مخمصه خلاص نمیشی

258
00:12:18,613 --> 00:12:20,490
‫دوستت رو گرفتیم

259
00:12:20,574 --> 00:12:24,202
‫طرح‌ها دستش بود و سر بزنگاه گرفتیمش.
‫می‌دونی اولین کاری که کرد چی بود؟

260
00:12:24,286 --> 00:12:26,204
‫باریکلا باهوش

261
00:12:26,288 --> 00:12:27,706
‫تو رو فروخت

262
00:12:28,748 --> 00:12:30,834
‫از قرار و مدارتون خبر داریم

263
00:12:30,917 --> 00:12:32,919
‫می‌دونیم داری کشورت رو می‌فروشی

264
00:12:33,003 --> 00:12:34,880
‫می‌دونیم با یه پیشنهاد رفتی سراغش

265
00:12:34,963 --> 00:12:36,756
‫نه! نه!

266
00:12:36,840 --> 00:12:38,800
‫اون اومد سراغم

267
00:12:38,884 --> 00:12:41,470
‫- اون اومد سر وقتم
‫- کسشعر نگو

268
00:12:41,553 --> 00:12:43,930
‫آخه چرا باید خیال کنه
‫یه سرباز وطن‌پرست که

269
00:12:44,014 --> 00:12:46,057
‫کلی مدال داره،
‫حاضر میشه به کشورش خیانت کنه؟

270
00:12:46,141 --> 00:12:48,059
‫هیچکس با همچین پیشنهادی سراغت نمیاد

271
00:12:48,143 --> 00:12:50,228
‫چون پیشنهاد نبود

272
00:12:50,312 --> 00:12:52,397
‫- مطالبه بود
‫- مطالبه؟

273
00:12:52,481 --> 00:12:53,815
‫می‌تونستی بگی نه

274
00:12:53,899 --> 00:12:55,775
‫نه، نمی‌تونستم! متوجه نیستید

275
00:12:55,859 --> 00:12:57,486
‫اون روانیـه

276
00:13:00,405 --> 00:13:02,032
‫ترسیده

277
00:13:03,408 --> 00:13:04,951
‫بهش زمان بده

278
00:13:15,003 --> 00:13:17,172
‫همینـه

279
00:13:17,255 --> 00:13:19,341
‫بذار یکم توی ترسش بمونه

280
00:13:25,263 --> 00:13:27,140
‫یکم دیگه

281
00:13:30,519 --> 00:13:31,895
‫از چی می‌ترسی؟

282
00:13:31,978 --> 00:13:33,021
‫باریکلا دختر

283
00:13:33,104 --> 00:13:34,231
‫نمی‌تونم بهت بگم

284
00:13:34,314 --> 00:13:35,524
‫چی رو نمی‌تونی بهم بگی؟

285
00:13:35,607 --> 00:13:36,650
‫هیچی

286
00:13:36,733 --> 00:13:38,652
‫- اون خطرناکـه
‫- چطور؟

287
00:13:40,987 --> 00:13:43,323
‫چطوری خطرناکـه؟

288
00:13:46,493 --> 00:13:48,537
‫این همون لحظه‌ست، رولند

289
00:13:48,620 --> 00:13:50,747
‫این لحظه در نهایت نصیب همه میشه

290
00:13:50,830 --> 00:13:53,083
‫لحظه‌ای توی زندگیت که
‫یا کارِ درست رو می‌کنی،

291
00:13:53,166 --> 00:13:56,086
‫یا در حدی گند می‌زنی که
‫تاوانش رو فقط خودت نمیدی

292
00:13:56,169 --> 00:13:58,380
‫واسه خیانت میری زندان

293
00:13:58,463 --> 00:14:00,715
‫واسه خیانت اعدام میشی

294
00:14:00,799 --> 00:14:02,634
‫تا مدت‌ها بعد از مرگت

295
00:14:02,717 --> 00:14:04,427
‫عواقبش دامن‌گیر همسر و بچه‌ات میشه

296
00:14:04,511 --> 00:14:06,221
‫اون دخترم رو گرفت!

297
00:14:11,476 --> 00:14:14,396
‫اون چهار سالشـه

298
00:14:14,479 --> 00:14:16,690
‫بعد اون گرفتش

299
00:14:16,773 --> 00:14:19,025
‫منظورت از «گرفتش» چیه؟

300
00:14:22,362 --> 00:14:25,031
‫گولش زد و از زمین بازی مهد کودک دزدیدش

301
00:14:25,115 --> 00:14:27,826
حتی دیر هم نرفتم دنبالش

302
00:14:27,909 --> 00:14:30,287
‫اونجا نبود

303
00:14:30,370 --> 00:14:32,914
‫کمک‌مربی گفت که دایی‌اش اومد دنبالش

304
00:14:32,998 --> 00:14:34,457
‫اون دایی نداره

305
00:14:34,541 --> 00:14:35,584
‫بعدش چی شد؟

306
00:14:35,667 --> 00:14:36,960
‫گوشیم زنگ خورد

307
00:14:37,043 --> 00:14:39,879
‫اونا از یه جایی منو زیر نظر داشتن

308
00:14:39,963 --> 00:14:42,882
‫بهم گفتن که لبخند بزنم و
‫به مربی بگم همه چی ردیفـه

309
00:14:42,966 --> 00:14:44,301
‫من هم همین کار رو کردم

310
00:14:47,762 --> 00:14:51,016
‫اونا کل شب رو نگهش داشتن

311
00:14:51,099 --> 00:14:53,101
‫فقط واسه اینکه ثابت کنن می‌تونن

312
00:14:57,272 --> 00:14:58,940
‫از ترس زهره‌ترک شده بود

313
00:15:12,120 --> 00:15:13,580
‫دست خوش، کول

314
00:15:19,586 --> 00:15:21,796
‫مجبور بودم حرف‌شون رو گوش کنم،

315
00:15:21,880 --> 00:15:24,007
‫وگرنه گفتن بلاهایی سرش میارن که...

316
00:15:24,090 --> 00:15:25,842
‫من...

317
00:15:25,925 --> 00:15:28,678
‫حتی یه قرون هم پول نگرفتم

318
00:15:28,762 --> 00:15:31,431
‫هیچی بهم ندادن

319
00:15:31,514 --> 00:15:34,017
‫فقط یه تضمینِ تق و لق دادن، مادامی که

320
00:15:34,100 --> 00:15:36,978
‫حرف‌شون رو گوش کنم،
‫کاری به خانواده‌ام ندارن

321
00:15:37,062 --> 00:15:39,064
‫حرف کی رو گوش کنی؟

322
00:15:39,147 --> 00:15:41,524
‫- اسم می‌خوام
‫- نه

323
00:15:41,608 --> 00:15:43,652
‫اصلاً نمی‌دونی با کی طرفی

324
00:15:45,862 --> 00:15:47,739
‫بیشتر از این هیچی نمیگم

325
00:15:47,822 --> 00:15:49,157
‫نمی‌تونم

326
00:15:50,825 --> 00:15:53,119
‫بذار بگم روال همچین آدمایی چطوریه

327
00:15:53,203 --> 00:15:54,954
‫اونا رو به خواسته‌شون می‌رسونی،

328
00:15:55,038 --> 00:15:57,582
‫بعدش سوارت میشن،
‫چون حالا نقطه‌ضعفت رو می‌دونن

329
00:15:57,666 --> 00:16:00,001
‫پس اصلاً مگه میشه بیخیالت بشن؟

330
00:16:00,085 --> 00:16:01,961
‫مدام رازهای کشور رو ازت می‌خوان و

331
00:16:02,045 --> 00:16:03,672
‫تو هم دودستی تقدیم‌شون می‌کنی

332
00:16:03,755 --> 00:16:05,006
‫یه چرخه‌ی معیوب

333
00:16:05,090 --> 00:16:07,592
‫تازه اونا آدمایی هستن که
‫از خودشون مدرک به جا نمی‌ذارن

334
00:16:07,676 --> 00:16:09,928
‫پس موقعی که دیگه بهت نیازی نداشته باشن،

335
00:16:10,011 --> 00:16:12,013
‫از شر تنها زنجیره‌ی ارتباطی بین

336
00:16:12,097 --> 00:16:13,890
‫رخنه‌ی امنیتی و خودشون خلاص میشن

337
00:16:13,973 --> 00:16:16,101
‫اون زنجیره هم جنابعالی هستی

338
00:16:18,061 --> 00:16:20,271
‫پس یا تو می‌میری،

339
00:16:20,355 --> 00:16:22,232
‫یا خانواده‌ات می‌میرن

340
00:16:22,315 --> 00:16:24,109
‫یا همگی می‌میرید

341
00:16:24,192 --> 00:16:26,000
‫ولی محاله سر این قضیه

342
00:16:26,001 --> 00:16:27,779
‫تاوان سنگینی ندی

343
00:16:27,862 --> 00:16:29,531
‫تنها راه خلاصی‌ات ماییم

344
00:16:29,614 --> 00:16:31,282
‫یه اسم می‌خوام

345
00:16:38,665 --> 00:16:39,791
‫کوئین

346
00:16:40,792 --> 00:16:42,502
‫اسم کامل

347
00:16:44,671 --> 00:16:46,840
‫اسم کامل!

348
00:16:48,049 --> 00:16:50,343
‫اگزاویر کوئین

349
00:16:50,427 --> 00:16:52,554
‫توی اطلاعات ارتشـه

350
00:16:52,637 --> 00:16:54,681
‫واسه همین نمی‌تونستم برم سراغ پلیس

351
00:16:54,764 --> 00:16:56,683
‫اون وصلـه

352
00:16:56,766 --> 00:16:58,768
‫هر چی بهشون می‌گفتم
‫به گوش ارتش و

353
00:16:58,852 --> 00:17:00,520
‫در نهایت کوئین می‌‌رسید

354
00:17:00,603 --> 00:17:03,523
‫این سیستم دستِ کوئینـه

355
00:17:03,606 --> 00:17:05,692
‫در همین حد گزارش بزنید که دستگیرم کردید،

356
00:17:05,775 --> 00:17:07,402
‫به یه روز نکشیده می‌فهمه

357
00:17:08,528 --> 00:17:10,947
‫حالا باید کمکم کنید

358
00:17:11,030 --> 00:17:13,116
‫اگزاویر کوئین

359
00:17:13,199 --> 00:17:15,535
‫آدم پلیدی‌ـه

360
00:17:20,957 --> 00:17:24,294
‫انگار روش کار کوئین عوض نشده

361
00:17:24,377 --> 00:17:26,337
‫هنوزم عشق آدم‌ربایی و زور کردن داره

362
00:17:26,421 --> 00:17:28,506
‫هر راهی براش جواب بده با همون میره

363
00:17:28,590 --> 00:17:30,467
‫خب چیکار کردید؟

364
00:17:30,550 --> 00:17:32,927
‫با دقت جلو رفتیم و جستجو رو عمیق‌تر کردیم

365
00:17:33,011 --> 00:17:35,472
‫هر اطلاعاتی که می‌تونستیم از
‫اگزاویر کوئین در آوردیم

366
00:17:35,555 --> 00:17:37,766
‫واحد اطلاعات ارتش

367
00:17:37,849 --> 00:17:41,186
‫متخصص خاورمیانه.
‫مدال جنگ افغانستان.

368
00:17:41,269 --> 00:17:44,981
‫پدرش کارگر راه‌آهن بوده،
‫مادرش خانه‌دار.

369
00:17:45,064 --> 00:17:47,984
‫یجوری نیم میلیون دلار رو توی حسابی
‫در آروبا مخفی کرده بود که پیداش کردم

370
00:17:48,067 --> 00:17:49,778
‫اجاره‌ی یه خونه‌ی بزرگ رو توی مک‌لین میده

371
00:17:49,861 --> 00:17:51,029
‫قایق داره. ماشین جگوار

372
00:17:51,112 --> 00:17:53,656
‫با یکی از بچه‌های بخش تحلیل تصاویر حرف زدم

373
00:17:53,740 --> 00:17:55,825
‫چند باری به کوئین برخورده بود

374
00:17:55,909 --> 00:17:58,077
‫گفت اون خیلی درون‌گرا و عادیـه

375
00:17:58,161 --> 00:18:00,413
‫آخر هفته‌ها رو توی یه خونه‌ی روستایی
در لینتون می‌گذرونه

376
00:18:00,497 --> 00:18:03,374
‫کدوم آدمی که کل عمرش رو توی ارتش بوده
‫از پس هزینه‌های همچین امکاناتی برمیاد؟

377
00:18:03,458 --> 00:18:05,794
‫آدمی که شغل جانبی‌اش
‫فروختن رازهای دولتیـه

378
00:18:08,671 --> 00:18:09,756
‫آزاد باش، سرباز

379
00:18:09,839 --> 00:18:11,007
‫بیا داخل

380
00:18:11,090 --> 00:18:12,675
‫سوابق تماسی که خواسته بودید

381
00:18:12,759 --> 00:18:14,093
‫مال کوئین هستن؟

382
00:18:14,177 --> 00:18:15,386
‫بله

383
00:18:15,470 --> 00:18:17,555
‫آخرین داده‌های مخابراتیش رو بررسی کردم

384
00:18:17,639 --> 00:18:20,809
‫دیدم طی چند ماه گذشته
‫چندین تماس با یک شخص داشته

385
00:18:20,892 --> 00:18:22,852
‫تماس‌ها با...

386
00:18:22,936 --> 00:18:25,939
‫رو به آخره، صفحه 12

387
00:18:26,022 --> 00:18:28,483
‫براتون هایلایتش کردم

388
00:18:28,566 --> 00:18:30,860
‫صفوان قاسم

389
00:18:30,944 --> 00:18:32,654
‫یه بررسی مقدماتی روی اون اسم کردم

390
00:18:32,737 --> 00:18:34,739
‫یه تبعه‌ی سوریه که زد و بند نظامی داره؛

391
00:18:34,823 --> 00:18:37,534
‫شغل پوششی‌اش هم
‫محقق ارشد یه اندیشکده‌ست

392
00:18:37,617 --> 00:18:40,078
‫باید همونی باشه که کوئین
‫اسرار رو بهش می‌فروشه

393
00:18:40,161 --> 00:18:41,579
‫آفرین، تونی

394
00:18:41,663 --> 00:18:43,164
‫البته

395
00:18:43,248 --> 00:18:44,457
‫باعث افتخارمـه

396
00:18:45,625 --> 00:18:47,126
‫حالا که اینو می‌دونیم،

397
00:18:47,210 --> 00:18:48,837
‫قدم بعدی چیه؟

398
00:18:48,920 --> 00:18:51,256
‫- بگو ببینم
‫- یه سری به صفوان می‌زنیم

399
00:19:02,559 --> 00:19:03,935
‫اون آدم‌مون نیست

400
00:19:04,018 --> 00:19:05,436
‫تف توش

401
00:19:05,520 --> 00:19:08,147
‫می‌دونم دل توی دلت نیست
‫گیرش بیاری، ولی نباید یادت بره که

402
00:19:08,231 --> 00:19:10,316
‫صفوان مأمور دولتیـه، پس محافظانش

403
00:19:10,400 --> 00:19:12,402
‫شبه‌نظامی‌های سابق هستن

404
00:19:12,485 --> 00:19:14,612
‫از پا می‌ندازیمشون، ولی نمی‌کُشیم

405
00:19:14,696 --> 00:19:18,074
‫مرگ افراد خارجی باعث تحقیقات میشه و ممکنه
‫کوئین بفهمه و بِکِشه زیر همه چی

406
00:19:18,157 --> 00:19:20,702
‫بعلاوه نباید جراحت قابل مشاهده‌ای
‫به صفوان وارد بشه

407
00:19:20,785 --> 00:19:23,538
‫وگرنه کوئین مشکوک میشه

408
00:19:25,415 --> 00:19:27,542
‫- دریافت شد
‫- حله

409
00:19:28,877 --> 00:19:30,086
‫دیگه چیزی نمونده

410
00:19:30,169 --> 00:19:31,671
‫کلاب بزودی بسته میشه

411
00:19:31,754 --> 00:19:33,339
‫من پنج دقیقه هم اون تو دووم نمیارم

412
00:19:33,423 --> 00:19:35,049
‫از شلوغی خوشت نمیاد؟

413
00:19:35,133 --> 00:19:36,759
‫موسیقیش افتضاحـه

414
00:19:36,843 --> 00:19:38,344
‫اگه بشه اسمش رو موسیقی گذاشت

415
00:19:38,428 --> 00:19:39,637
‫من که مشکلی ندارم

416
00:19:39,721 --> 00:19:40,889
‫رقصیدن رو دوست دارم

417
00:19:40,972 --> 00:19:43,057
‫زمان و مکانش مهم نیست

418
00:19:43,141 --> 00:19:45,018
‫هر کسی که بخواد برقصه، من پایه‌ام

419
00:19:50,273 --> 00:19:51,316
‫تو اهل رقص هستی، کول؟

420
00:19:53,443 --> 00:19:54,527
‫اوناهاشش

421
00:19:54,611 --> 00:19:56,571
‫بریم

422
00:20:00,325 --> 00:20:01,367
‫آقای قاسم!

423
00:20:02,619 --> 00:20:04,662
‫ممکنه. شما کی باشید؟

424
00:20:04,746 --> 00:20:06,164
‫سرگرد جک ریچر

425
00:20:06,247 --> 00:20:07,874
‫پلیس نظامی آمریکا

426
00:20:07,957 --> 00:20:10,500
‫ما از ارتباط شما با تجارت غیرقانونی
‫اسرار نظامی آمریکایی

427
00:20:10,501 --> 00:20:11,794
‫مطلع شدیم

428
00:20:11,878 --> 00:20:13,338
‫می‌خوایم چندتا سؤال ازتون بپرسیم

429
00:20:13,421 --> 00:20:15,214
‫فکر نکنم شدنی باشه،

430
00:20:15,298 --> 00:20:16,591
‫سرگرد ریچر

431
00:20:16,674 --> 00:20:17,967
‫می‌خوایم مؤدبانه کار جلو بره

432
00:20:18,051 --> 00:20:20,929
‫دوباره میگم، فکر نکنم شدنی باشه

433
00:20:21,012 --> 00:20:22,055
‫آهای!

434
00:20:22,138 --> 00:20:24,349
‫آهای! چطوره یه قدم بری عقب، رفیق؟!

435
00:20:26,100 --> 00:20:27,644
‫این کارو نکن!

436
00:20:27,727 --> 00:20:30,271
‫بذارید حدس بزنم: شما محافظ شخصی
با دستمزد ساعتی هستید

437
00:20:30,355 --> 00:20:33,066
‫چند صد دلار در روز ارزشش رو داره
‫به خاطرش بمیرید؟

438
00:20:35,735 --> 00:20:37,362
‫همین فکرو می‌کردم

439
00:20:37,445 --> 00:20:39,489
‫این احمق‌ها رو جمع کن
‫و گورتون رو گُم کنید

440
00:20:41,324 --> 00:20:44,118
‫حالا...

441
00:20:44,202 --> 00:20:46,079
‫در مورد اون سؤالات

442
00:20:47,789 --> 00:20:50,291
‫من یه تبعه‌ی خارجی‌ام که
کلی دوست قدرتمند دارم

443
00:20:50,375 --> 00:20:51,500
‫تو یه تبعه‌ی خارجی هستی

444
00:20:51,524 --> 00:20:54,045
‫که توی خاکِ آمریکا
‫به پرسنل نظامی آمریکا حمله کردی

445
00:20:54,128 --> 00:20:56,547
‫این تو رو جنگجوی دشمن می‌کنه
‫که یعنی می‌تونم

446
00:20:56,881 --> 00:20:59,759
‫توی کمتر از دو ساعت غیبت کنم،
‫یه جا که خدا می‌دونه حبس میشی،

447
00:20:59,842 --> 00:21:01,886
‫برای همیشه ناپدید میشی،
‫انگار هرگز وجود نداشتی.

448
00:21:01,970 --> 00:21:04,555
‫یا نگهت می‌داریم،

449
00:21:04,639 --> 00:21:06,348
‫کمکمون می‌کنی ایگزیویر کوئین رو گیر بندازیم

450
00:21:06,372 --> 00:21:08,559
‫و وقتی تموم شد،
‫میذاریمت توی فهرست تحت تعقیب

451
00:21:08,643 --> 00:21:10,520
و برات یه بلیت هواپیما می‌گیریم برگردی خونه

452
00:21:10,603 --> 00:21:12,355
‫انتخاب با خودته

453
00:21:17,652 --> 00:21:19,195
‫کول

454
00:21:21,698 --> 00:21:23,074
‫بریم

455
00:21:25,410 --> 00:21:27,453
‫سرباز... ببین

456
00:21:27,537 --> 00:21:29,330
‫می‌دونم از کول خوشت میاد

457
00:21:29,414 --> 00:21:31,666
‫ازش خوشم میاد؟
‫منظورت به عنوان یه دوسته...

458
00:21:31,749 --> 00:21:33,710
‫خفه شو. تابلوئه

459
00:21:33,793 --> 00:21:37,255
‫ولی نمی‌تونی بذاری احساساتِ شخصی
‫روی قضاوتت توی عملیات اثر بذاره

460
00:21:37,338 --> 00:21:40,133
‫هیچوقت به یه دشمن احتمالی پشت نکن
‫تا هم‌رزمت رو نجات بدی

461
00:21:40,216 --> 00:21:42,093
‫اینجوری فقط دو سرباز مُرده روی دستت می‌مونه

462
00:21:42,176 --> 00:21:43,928
‫کارِ در دست انجام رو تموم کن

463
00:21:44,012 --> 00:21:45,930
‫اطمینان کن که همکارتم
‫می‌تونه همین کارو بکنه

464
00:21:46,973 --> 00:21:48,182
‫متوجه شدم

465
00:21:52,979 --> 00:21:54,647
‫اون به رقصیدن علاقه نداره

466
00:21:54,731 --> 00:21:56,941
‫فقط واسه شام دعوتش کن
‫و براش گل ببر

467
00:21:58,985 --> 00:22:00,987
‫ولی گل رُز نه

468
00:22:02,572 --> 00:22:04,574
‫هر عوضی‌ای گل رُز می‌بره

469
00:22:07,326 --> 00:22:10,538
‫پس شما تأمین‌کننده‌ی متخصص تسلیحات
‫و خریدار سوری رو گرفته بودید

470
00:22:10,621 --> 00:22:12,373
‫فقط مونده بود واسطه‌ای رو بگیرید

471
00:22:12,457 --> 00:22:14,625
‫که تمام معامله رو ترتیب داده بود

472
00:22:14,709 --> 00:22:17,211
‫این یارو بهم گیر داده بهش سیگار بدم

473
00:22:17,295 --> 00:22:18,671
‫جای تخفیف داره؟

474
00:22:18,755 --> 00:22:20,256
‫مقررات چی میگن؟

475
00:22:20,339 --> 00:22:23,718
‫مصرفِ سیگار، مواد یا مشروبات الکلی
‫برای بازداشت‌شده‌ها ممنوعه

476
00:22:23,801 --> 00:22:24,969
‫پس چرا دارم بهت نگاه می‌کنم؟

477
00:22:24,993 --> 00:22:26,220
‫خدایا...

478
00:22:27,221 --> 00:22:29,348
‫اون بچه‌ی خوبیه، ولی چه مرگشه؟

479
00:22:29,432 --> 00:22:31,851
‫خب، داشتی می‌گفتی،
‫تقریباً داشتید پرونده رو می‌بستید.

480
00:22:31,934 --> 00:22:33,811
حداقل به اواخرش رسیده بودیم

481
00:22:33,895 --> 00:22:35,563
‫تازه داشتیم اسناد رو جمع و جور می‌کردیم

482
00:22:35,587 --> 00:22:37,732
‫که به قاضی بدیم و حکم بازداشت کوئین رو بگیریم

483
00:22:38,775 --> 00:22:40,234
‫اگه از پسش بربیاید پرونده‌ی خوبی میشه

484
00:22:40,318 --> 00:22:41,486
‫از پسش برمیایم

485
00:22:41,569 --> 00:22:44,113
‫کول مدارکِ مستدلی برای ارائه داره

486
00:22:44,197 --> 00:22:46,491
‫تنها چیزی که ناقصه طرح‌هاییه که صفوان

487
00:22:46,574 --> 00:22:48,201
‫فردا توی مبادله از کوئین می‌گیره

488
00:22:48,284 --> 00:22:49,952
‫اونجا به کمکتون نیاز پیدا می‌کنیم، قربان

489
00:22:50,036 --> 00:22:52,246
‫اصالتِ طرح‌ها باید فوراً تأیید بشه

490
00:22:52,330 --> 00:22:54,290
‫اگه حتی یه ویرگول اینور و اونور باشه،

491
00:22:54,373 --> 00:22:57,085
‫کوئین ادعا می‌کنه که طرح‌ها واقعاً
‫نقشه‌های رسمی دولتی نیستن

492
00:22:57,168 --> 00:22:59,545
‫باید مدارکِ بی‌نقصی به دادگاه ارائه بدیم

493
00:22:59,629 --> 00:23:02,840
‫تا بتونیم حکمِ بازداشت رو بگیریم،
‫کوئین رو دستگیر و محکوم کنیم.

494
00:23:02,924 --> 00:23:04,717
‫اگه طرح‌ها برام بیارید،

495
00:23:04,801 --> 00:23:06,886
‫میدم فوراً اصالتشون رو تأیید کنن

496
00:23:06,969 --> 00:23:08,387
‫ممنون

497
00:23:08,471 --> 00:23:10,264
‫موفق باشید

498
00:23:12,809 --> 00:23:14,352
‫خیلی خب

499
00:23:14,435 --> 00:23:17,021
‫باید این رو یه بار دیگه
‫بازبینی و اصلاح کنیم

500
00:23:17,105 --> 00:23:19,273
‫چرا این کارو توی بار انجام ندیم؟

501
00:23:19,357 --> 00:23:20,691
‫هوسِ آبجو کردم

502
00:23:21,859 --> 00:23:23,653
‫می‌دونی، کول،

503
00:23:23,736 --> 00:23:26,072
‫همین الان هم قراره یه عده فکر کنن
‫این پرونده حقت نبوده

504
00:23:26,155 --> 00:23:29,033
‫چون یه زنِ جوانی و فقط با سهمیه اینجا هستی

505
00:23:29,117 --> 00:23:30,535
‫اگه ما باهم بیرون دیده بشیم،

506
00:23:30,618 --> 00:23:32,870
‫اون آدم‌ها این قضیه رو گنده‌تر
‫از اون چیزی که هست می‌کنن

507
00:23:32,954 --> 00:23:35,248
‫و فقط آتیششون رو تندتر می‌کنه

508
00:23:35,331 --> 00:23:37,959
‫بیا نذاریم چندتا عوضی
‫دستاوردهات رو کوچیک جلوه بدن

509
00:23:40,086 --> 00:23:42,046
‫ولی منم هوسِ آبجو کردم

510
00:23:46,092 --> 00:23:48,219
‫ممنون که هوام رو داری، رئیس

511
00:23:48,302 --> 00:23:49,637
‫ممنون بابت کارِ عالی‌ات

512
00:24:10,032 --> 00:24:12,785
‫مبادله بی‌نقص انجام شد

513
00:24:12,869 --> 00:24:14,495
‫با دوربینِ نظارتی ضبط شد

514
00:24:14,579 --> 00:24:16,414
‫و به محض دست به دست شدن کیف‌ها،

515
00:24:16,497 --> 00:24:19,125
‫فراسکونی کوئین رو تعقیب کرد
‫تا همیشه موقعیتش رو داشته باشیم

516
00:24:19,208 --> 00:24:20,751
‫وقتی چراغ سبز رو گرفتیم،

517
00:24:20,775 --> 00:24:22,688
‫وارد عمل می‌شدیم و دستگیرش می‌کردیم

518
00:24:22,712 --> 00:24:25,089
‫من و کول صفوان رو توی یه مکان
‫از پیش تعیین شده دیدیم

519
00:24:25,113 --> 00:24:26,716
‫که نقشه‌ها رو بهمون داد

520
00:24:30,386 --> 00:24:32,638
‫ما از کل مبادله فیلم گرفتیم

521
00:24:32,722 --> 00:24:34,557
‫اگه شهادتت رو لازم داشته باشیم،

522
00:24:34,640 --> 00:24:36,475
‫می‌تونیم هر جای دنیا پیدات کنیم،

523
00:24:36,559 --> 00:24:38,436
‫پس سعی نکن قایم شی

524
00:24:38,519 --> 00:24:40,771
‫شش ساعت وقت داری وسایلت رو جمع کنی
‫و از کشور خارج شی

525
00:24:40,855 --> 00:24:43,065
‫بهم قول بلیتِ هواپیما دادی

526
00:24:43,149 --> 00:24:45,651
‫خودت هزینه‌ی سفرت رو بده، عوضی

527
00:24:45,735 --> 00:24:49,238
‫همه چی توی طرح‌ها
‫با نقشه‌های نظامی واقعی یکسانه

528
00:24:49,322 --> 00:24:51,324
‫نقطه‌ها، ویرگول‌ها، شماره‌های صفحات

529
00:24:51,407 --> 00:24:54,852
‫اینا اسرارِ دولتی اصیل و فوق محرمانه هستن
‫که توی ایستگاه اتوبوس فروخته میشن

530
00:24:54,876 --> 00:24:56,286
‫دقیقاً همون چیزی که انتظارش رو داشتیم

531
00:24:56,310 --> 00:24:59,332
‫یه الگوی کاملاً مستند
‫از ملاقات‌های مخفی،

532
00:24:59,415 --> 00:25:01,250
‫نیم میلیون توی حساب خارجی کوئین،

533
00:25:01,334 --> 00:25:04,879
‫طرح‌های تسلیحات فوق سری
‫در اختیار یه مأمور سوری،

534
00:25:04,962 --> 00:25:06,923
‫و سه پلیس نظامی برای شهادت دادن توی دادگاه

535
00:25:07,006 --> 00:25:09,133
‫گیرش انداختیم

536
00:25:09,217 --> 00:25:11,302
‫تو گیرش انداختی

537
00:25:11,385 --> 00:25:12,553
‫پس برو دستگیرش کن

538
00:25:13,679 --> 00:25:14,722
‫واقعاً؟

539
00:25:14,805 --> 00:25:16,974
‫تو سرنخ‌ها رو دنبال کردی
‫و تحقیقات رو انجام دادی

540
00:25:17,058 --> 00:25:18,642
من زحمت دیگری رو
به اسم خودم نمی‌زنم

541
00:25:19,352 --> 00:25:22,104
‫در ضمن، تو باید افسر دستگیرکننده باشی

542
00:25:22,188 --> 00:25:24,106
‫به همون دلیل که توی بار نوشیدنی نخوردیم

543
00:25:24,190 --> 00:25:25,900
‫اگه تو مُهر نهایی رو به این پرونده نزنی

544
00:25:25,983 --> 00:25:28,819
‫همه فکر می‌کنن تو فقط با افسر ارشد همراه بودی

545
00:25:28,903 --> 00:25:30,321
‫فراسکونی می‌تونه باهات بیاد

546
00:25:31,697 --> 00:25:33,115
‫به کوئین دستبند بزن، گروهبان

547
00:25:34,867 --> 00:25:36,285
‫این لحظه حقتـه

548
00:25:37,328 --> 00:25:38,496
‫ممنون، ریچر

549
00:25:38,579 --> 00:25:40,414
‫قابلی نداشت، کول

550
00:25:47,588 --> 00:25:50,049
‫کاری که برای کول کردی قشنگ بود

551
00:25:50,132 --> 00:25:51,467
‫هرکی بود این کارو می‌کرد

552
00:25:51,550 --> 00:25:52,677
‫این حقیقت نداره

553
00:25:52,760 --> 00:25:55,637
‫کلی افسر، مأمور و کارمند دون‌پایه

554
00:25:55,661 --> 00:25:57,139
‫توی هر شاخه از دولتِ فدرال داریم

555
00:25:57,223 --> 00:25:59,291
‫که مافوق‌هاشون دائم بهشون نارو می‌زنن

556
00:25:59,315 --> 00:26:00,434
‫مرسی، رفیق

557
00:26:00,518 --> 00:26:02,979
‫در مورد تو حرف نمی‌زنم، پیرمرد

558
00:26:03,062 --> 00:26:04,814
‫منظورم اینه که تو هواش رو داشتی

559
00:26:04,897 --> 00:26:07,233
‫اون برات خاص بود

560
00:26:07,316 --> 00:26:10,027
‫آدم افراد خیلی کمی توی عمرش می‌بینه
‫که همه کاری رو درست انجام میدن

561
00:26:11,279 --> 00:26:13,781
‫طرز فکرشون، جوری که مسائل رو حل می‌کنن
‫و مواظب رفتارشون هستن

562
00:26:13,864 --> 00:26:16,450
‫جوری که وقتی شوخی لازمه شل می‌کنن،

563
00:26:16,534 --> 00:26:18,828
‫یا وقتی شرایط سخت میشه
‫محتاطانه رفتار می‌کنن

564
00:26:19,829 --> 00:26:22,832
‫دومینیک کول براش مهم بود
‫کارهای درست رو به روش درست انجام بده

565
00:26:24,917 --> 00:26:26,836
آینده‌ی روشنی در انتظارش بود

566
00:26:31,090 --> 00:26:32,717
‫هنوز خبری نشده؟

567
00:26:32,800 --> 00:26:33,843
‫نه

568
00:26:34,885 --> 00:26:36,971
‫احتمالاً توی راهه

569
00:26:37,054 --> 00:26:39,015
‫تا مکلین نیم ساعت راهه

570
00:26:39,098 --> 00:26:40,516
‫ده دقیقه هم واسه ترافیک اضافه کن

571
00:26:40,599 --> 00:26:42,184
‫گیر انداختنش باید کمتر از یک دقیقه طول بکشه

572
00:26:42,208 --> 00:26:44,270
‫دستبند زدن بهش و سوار کردنش توی ماشین
‫نباید بیشتر از سه دقیقه طول بکشه

573
00:26:44,353 --> 00:26:46,731
‫این نهایتش 49 دقیقه طول می‌کشه
‫که داره تموم میشه

574
00:26:47,940 --> 00:26:49,525
تا الان 61 دقیقه گذشته

575
00:26:51,277 --> 00:26:53,070
‫بهش پیامک بده

576
00:26:53,154 --> 00:26:55,656
‫من به کسی پیامک نمیدم.
‫خودش این رو می‌دونه.

577
00:26:55,740 --> 00:26:57,616
‫فکر می‌کنه دارم کنترلش می‌کنم

578
00:27:02,079 --> 00:27:03,331
‫بهش پیامک میدم

579
00:27:08,135 --> 00:27:11,315
‫[همه چی روبراهه؟]

580
00:27:11,339 --> 00:27:13,257
‫بهم گفتی این بچه کارش درسته

581
00:27:13,341 --> 00:27:15,051
‫مطمئنم از عهده‌اش برمیاد

582
00:27:23,684 --> 00:27:24,894
‫چی نوشته؟

583
00:27:24,977 --> 00:27:27,229
‫«دستگیرش کردم. بهش دستبند زدم.
‫دارم میام...

584
00:27:28,564 --> 00:27:29,940
‫...قربان»

585
00:27:30,024 --> 00:27:30,941
‫مشکل چیه؟

586
00:27:31,025 --> 00:27:33,861
‫روز اول که همدیگه رو دیدیم بهش گفتم
‫هیچوقت بهم نگه «قربان»

587
00:27:34,653 --> 00:27:36,989
‫هیچوقت لازم نیست
‫دو بار چیزی رو به کول بگی

588
00:27:39,825 --> 00:27:41,577
‫پلیس نظامی!

589
00:27:41,660 --> 00:27:43,329
‫دست‌هات رو بذار جایی که ببینیم!

590
00:27:43,412 --> 00:27:44,580
‫دنبالم بیاید! دنبالم بیاید!

591
00:27:44,663 --> 00:27:45,873
‫خالیه!

592
00:27:53,464 --> 00:27:55,257
‫- خالیه!
‫- خالیه!

593
00:28:02,640 --> 00:28:05,059
‫تو به دشمن پشت کردی که کمکش کنی

594
00:28:07,269 --> 00:28:09,980
‫ریچر، بیا بالا

595
00:28:23,035 --> 00:28:24,578
‫اون رو برده یه جایی

596
00:28:25,579 --> 00:28:27,289
‫- هلیکوپترها به پرواز در اومدن؟
‫- تقریباً، قربان

597
00:28:27,313 --> 00:28:28,541
‫تقریباً نه. همین الان

598
00:28:28,624 --> 00:28:30,584
‫ژنرال، گزارشی که در مورد کوئین خواستید

599
00:28:30,668 --> 00:28:32,378
‫ماه‌ها قبل

600
00:28:32,461 --> 00:28:34,797
‫گیر آوردن سوابق کانون اصلاح و تربیت
‫تقریباً غیرممکنه، قربان

601
00:28:36,298 --> 00:28:39,051
‫می‌دونم. متأسفم

602
00:28:40,219 --> 00:28:42,471
‫«حمله‌ی اخیر ایگزیویر به یک معلم،

603
00:28:42,555 --> 00:28:46,225
‫سابقه‌ی آسیب رساندنش به حیوانات
‫و رفتارهای ضداجتماعی مداومش

604
00:28:46,308 --> 00:28:47,726
‫تنها باعث می‌شود این درمانگر

605
00:28:47,810 --> 00:28:51,230
‫تشخیصِ اختلال شخصیت خودشیفتگی بدخیم،

606
00:28:51,313 --> 00:28:54,150
‫جامعه‌ستیزی، پارانویا

607
00:28:54,233 --> 00:28:56,652
‫و خشونتِ خودهمخوان دهد

608
00:28:58,028 --> 00:29:00,114
‫این پرونده‌ی کانون اصلاح و تربیت کوئینه

609
00:29:01,657 --> 00:29:03,242
‫ممکنه اون رو تقریباً هرجایی برده باشه

610
00:29:05,995 --> 00:29:07,288
‫کوئین اون رو زنده گرفته،

611
00:29:07,371 --> 00:29:10,166
‫که فقط در صورتی که سعی داشت
‫ازش اطلاعات بگیره این کارو می‌کرد

612
00:29:10,249 --> 00:29:11,834
‫چه اطلاعاتی می‌تونه لازم داشته باشه؟

613
00:29:13,461 --> 00:29:15,045
‫کل پرونده‌مون علیه اون متلاشی میشه

614
00:29:15,129 --> 00:29:16,964
‫اگه هیچکس نباشه که به چیزی
که ‫مشاهده شده شهادت بده

615
00:29:16,988 --> 00:29:18,924
‫زنجیره‌ی شواهد بازداشت

616
00:29:19,008 --> 00:29:22,636
‫بدون شهادتِ من، کول و فراسکونی...

617
00:29:22,720 --> 00:29:24,388
‫کوئین خلاص میشه

618
00:29:24,472 --> 00:29:27,933
‫می‌خواد کول بهش اسمِ افسر فرماندهی رو بگه
‫که به پرونده نظارت می‌کرد

619
00:29:28,017 --> 00:29:29,602
‫تا بتونه من رو بکشه و ناپدید شه

620
00:29:31,479 --> 00:29:34,482
‫اون قراره شکنجه‌اش کنه

621
00:29:34,565 --> 00:29:36,108
‫و قراره بی‌رحمانه باشه

622
00:29:37,735 --> 00:29:39,612
‫چون اون هیچوقت من رو لو نمیده

623
00:29:42,031 --> 00:29:43,324
‫من بهت چی یاد دادم؟

624
00:29:44,325 --> 00:29:48,370
‫هرگز حواست رو از کارِ در دست انجام پرت نکن

625
00:29:48,454 --> 00:29:50,748
‫برگرد سراغ تمام چیزهایی که می‌دونی،

626
00:29:50,831 --> 00:29:53,918
‫سرنخ‌هایی رو که داری دنبال کن

627
00:29:54,001 --> 00:29:56,253
‫در مورد کول چی می‌دونیم؟

628
00:29:56,337 --> 00:29:59,757
‫اون زنِ خونگی نیست،
‫قویه، سرسخته،

629
00:29:59,840 --> 00:30:02,301
‫قراره مقاومت کنه

630
00:30:02,384 --> 00:30:03,636
‫قراره سر و صدا کنه

631
00:30:05,346 --> 00:30:07,723
‫کوئین یه جای ساکت و دور افتاده لازم داره

632
00:30:07,806 --> 00:30:10,809
‫جایی که می‌دونه احساس راحتی و تسلط می‌کنه

633
00:30:10,893 --> 00:30:13,938
‫ویلای آخرهفته‌ی کوئین توی لینتون

634
00:30:14,021 --> 00:30:15,648
‫کلی زمین دورشه و جای پرتیه

635
00:30:16,941 --> 00:30:18,776
‫جایی که هیچکس صدای جیغ کول رو نمی‌شنوه

636
00:30:18,859 --> 00:30:20,569
‫ما آدرسش رو نداریم

637
00:30:20,653 --> 00:30:21,820
‫ردش رو بزنید

638
00:30:21,904 --> 00:30:23,072
‫من میرم سمت لینتون

639
00:30:23,155 --> 00:30:24,532
‫به محض گیر آوردن آدرس بهم زنگ بزن

640
00:30:30,871 --> 00:30:31,872
‫بهم بگو که گیرش آوردید

641
00:30:31,956 --> 00:30:32,914
‫نزدیکیم

642
00:30:32,938 --> 00:30:35,667
‫فکر نمی‌کردم کوئین خونه‌ی خریده شده
‫با پول کثیف رو به نام خودش بزنه

643
00:30:35,691 --> 00:30:39,380
‫ولی چهار خونه تحتِ مالکیت
‫شرکت‌های مسئولیت محدود توی لینتون هست

644
00:30:39,463 --> 00:30:41,131
‫دوتاشون املاک اجاره‌ای هستن

645
00:30:41,215 --> 00:30:42,675
‫سوابق هردو مالک پاکه

646
00:30:42,758 --> 00:30:45,010
‫یکی توسط یه شرکتِ نوسازی خریداری
‫و تخریب شده

647
00:30:45,094 --> 00:30:49,223
‫آخری یه خونه‌ی روستایی هشت هکتاری
نزدیکِ رودخانه‌ست

648
00:30:49,306 --> 00:30:51,976
‫بزرگراه ایالتی شماره 4،
‫جاده ملارد، پلاک 23.

649
00:30:52,059 --> 00:30:52,976
‫چند دقیقه باهاش فاصله دارم

650
00:30:53,000 --> 00:30:55,229
‫به پلیس بخش اطلاع دادم.
‫اونا تقریباً نیم ساعت فاصله دارن.

651
00:30:55,312 --> 00:30:56,313
‫مهم نیست

652
00:30:56,397 --> 00:30:58,107
‫این با دستگیر شدن کوئین تموم نمیشه

653
00:30:58,190 --> 00:31:00,526
‫پس قانونم رو می‌دونی

654
00:31:00,609 --> 00:31:04,071
‫یه بار انجامش بده،
‫درست انجامش بده.

655
00:32:59,853 --> 00:33:02,781
‫[کول]

656
00:34:09,006 --> 00:34:10,132
‫تفنگ

657
00:34:11,467 --> 00:34:14,094
‫فکر می‌کنی کل داستان رو می‌دونی
‫ولی نمی‌دونی

658
00:34:14,178 --> 00:34:16,013
‫من و دختره باهم همدست بودیم

659
00:34:17,931 --> 00:34:21,101
‫چند هفته پیش،
‫شماها رو توی پارک دیدم،

660
00:34:21,185 --> 00:34:23,479
‫می‌دونستم دارید نزدیک می‌شید،

661
00:34:23,562 --> 00:34:25,480
‫واسه همین با کول تماس گرفتم
‫و باهاش معامله کردم

662
00:34:25,504 --> 00:34:28,233
‫قرار بود گولتون بزنه و کاری کنه
‫فکر کنید دارید نزدیک می‌شید،

663
00:34:28,317 --> 00:34:29,610
‫و بعدش لحظه‌ی آخری،

664
00:34:29,693 --> 00:34:32,446
‫میذاشت فرار کنم
‫و پولش رو می‌گرفت

665
00:34:32,529 --> 00:34:35,491
‫ولی بعدش سعی کرد دورم بزنه
‫و کل پول رو برداره

666
00:34:35,574 --> 00:34:38,243
‫ناجور شد،

667
00:34:38,327 --> 00:34:40,412
‫من از کوره در رفتم
‫و آره، اون باید می‌مرد

668
00:34:41,705 --> 00:34:44,374
‫و می‌دونم باید به خاطرش برم زندان

669
00:34:44,458 --> 00:34:47,586
‫ولی 20 سال رو به حبس ابد ترجیح میدم، پس...

670
00:34:47,669 --> 00:34:50,464
‫بیا باهم معامله کنیم

671
00:34:50,547 --> 00:34:53,425
‫افراد رده‌بالاتری هستن،

672
00:34:53,509 --> 00:34:55,677
‫مقامات بزرگ ارتش که همه
‫توی این کار دست دارن،

673
00:34:55,761 --> 00:34:57,971
‫کمکم می‌کنن طرح‌ها رو گیر بیارم،

674
00:34:58,055 --> 00:34:59,515
‫رابط‌هام رو جور می‌کنن

675
00:35:00,641 --> 00:35:01,850
‫باهام همکاری کن

676
00:35:01,934 --> 00:35:03,352
‫این پرونده شغلت رو زیر و رو می‌کنه

677
00:35:06,021 --> 00:35:07,272
‫اسم کوچیکش چیه؟

678
00:35:07,356 --> 00:35:08,398
‫چی؟

679
00:35:08,482 --> 00:35:10,859
‫اسم کوچیک کسی رو که
‫باهاش معامله کردی می‌دونستی

680
00:35:12,194 --> 00:35:13,821
‫پس اسمش چیه؟

681
00:35:42,015 --> 00:35:43,600
‫حرکت کن

682
00:35:58,991 --> 00:36:00,742
‫برگرد

683
00:36:06,039 --> 00:36:08,000
‫اون همه پول رو اونجا داری

684
00:36:09,835 --> 00:36:11,420
‫می‌تونی برش داری و بری

685
00:36:14,923 --> 00:36:16,967
‫نمی‌خوای بعداً سابقه‌ی قتل دامنت رو بگیره

686
00:36:18,760 --> 00:36:19,928
‫دومینیک

687
00:36:23,098 --> 00:36:25,183
‫اسمش این بود

688
00:36:50,334 --> 00:36:54,922
‫با تفنگ کالیبر 22 خودش بهش شلیک کردم
‫تا پرتابه‌شناسی با سلاح سازمانی‌ام مطابق نباشه

689
00:36:55,005 --> 00:36:56,632
‫مشکل فشنگِ کوچیک بود

690
00:36:56,715 --> 00:37:00,302
‫گلوله توی جمجمه‌اش گیر کرده
‫و هیچوقت به مغزش نرسیده

691
00:37:00,385 --> 00:37:02,596
‫من فرض کردم اون مُرده

692
00:37:03,931 --> 00:37:06,558
‫یاد گرفتم توی تحقیقات فرضیه‌پردازی نکنم

693
00:37:46,598 --> 00:37:49,017
‫توی طویله! پلیس لینتون!

694
00:37:49,101 --> 00:37:50,435
‫ما مسلحیم و داریم نزدیک می‌شیم!

695
00:37:50,519 --> 00:37:51,979
‫دست‌هات رو ببر بالا ببینیم!

696
00:37:54,481 --> 00:37:55,983
‫سرگرد جک ریچر؟

697
00:37:57,401 --> 00:37:59,194
‫افسر فرمانده‌تون ژنرال گاربر با ما تماس گرفت

698
00:38:00,445 --> 00:38:01,655
‫کی زیر پتوئه؟

699
00:38:01,738 --> 00:38:04,032
‫گروهبان دومینیک کول

700
00:38:04,116 --> 00:38:05,742
‫ایگزیویر کوئین کجاست؟

701
00:38:07,577 --> 00:38:09,246
‫نمی‌دونم

702
00:38:10,539 --> 00:38:12,082
‫وقتی رسیدم اینجا رفته بود

703
00:38:13,375 --> 00:38:14,710
‫حالتون خوبه؟

704
00:38:27,681 --> 00:38:29,933
‫متأسفم، مرد

705
00:38:30,017 --> 00:38:32,310
‫ولی این دفعه گیرش میندازی

706
00:38:40,318 --> 00:38:41,820
‫چی شده؟

707
00:38:47,159 --> 00:38:49,870
‫من به تریسا پول ندادم
‫که بره مأموریت مخفی

708
00:38:51,580 --> 00:38:54,958
‫با حکمِ زندان تهدیدش کردم

709
00:38:56,585 --> 00:39:00,922
‫من یه داستان سر هم کردم که دادستانی که
‫دوست پسرش رو به جرم مواد محاکمه کرده

710
00:39:01,006 --> 00:39:03,300
‫حس کرده تریسا توی شهادتش پنهان‌کاری کرده

711
00:39:03,383 --> 00:39:05,052
‫تا دوست پسرش حکمِ سبک‌تری بگیره

712
00:39:05,135 --> 00:39:07,929
‫و حالا دادستان می‌خواد تریسا بره زندان

713
00:39:09,222 --> 00:39:12,184
‫دخترِ صاف و ساده‌ایه،
‫برای همین باور کرد.

714
00:39:14,019 --> 00:39:18,065
‫بهش گفتم اگه کمکم کنه، کاری می‌کنم
‫دادستان دست از سرش برداره

715
00:39:20,776 --> 00:39:22,402
‫ولی گند زدم

716
00:39:24,529 --> 00:39:29,117
‫من از اون بچه سوءاستفاده کردم
‫و حالا باید درستش کنم

717
00:39:33,914 --> 00:39:36,041
‫گمونم این نقطه مشترک ماست

718
00:40:18,875 --> 00:40:20,293
‫بک کجاست؟

719
00:40:20,377 --> 00:40:21,795
‫رفت بخوابه

720
00:40:23,004 --> 00:40:24,422
‫قهوه داریم؟

721
00:40:24,506 --> 00:40:26,007
‫فقط کافیه لب تر کنی

722
00:40:27,092 --> 00:40:29,052
‫- لب تر کردم
‫- نه

723
00:40:29,136 --> 00:40:31,680
‫تو پرسیدی قهوه هست یا نه.
‫خیلی فرق می‌کنه.

724
00:40:33,348 --> 00:40:35,308
‫میشه لطفاً یکم قهوه‌ی تلخ بهم بدید؟

725
00:40:35,392 --> 00:40:36,977
‫آقای دوک کجاست؟

726
00:40:37,060 --> 00:40:39,688
‫اون دیگه برای شرکتِ بک کار نمی‌کنه

727
00:40:39,771 --> 00:40:41,356
‫من جایگزینش شدم

728
00:40:43,358 --> 00:40:46,069
‫الان قهوه‌ی تلخ میارم خدمتتون

729
00:40:50,157 --> 00:40:51,867
‫همه چی روبراهه؟

730
00:40:53,660 --> 00:40:56,496
‫- شبِ درازی داشتم
‫- چیکار می‌کردی؟

731
00:40:58,832 --> 00:41:01,042
‫یه چیزهایی رو به یاد می‌آوردم

732
00:41:01,126 --> 00:41:03,795
‫خب، واسه ما هم شب درازی بود

733
00:41:03,879 --> 00:41:06,256
‫باید کلی کار برای تولد 50 سالگی رئیس انجام بدیم

734
00:41:06,339 --> 00:41:08,466
‫بیشتر مهمون‌ها از محل کار میان؟

735
00:41:09,593 --> 00:41:10,635
از بیزار بازار؟

736
00:41:10,719 --> 00:41:13,680
‫نه. اون از کارمندهاش متنفره

737
00:41:13,763 --> 00:41:17,058
‫کسی از راه دور میاد؟
‫شاید از خارج؟

738
00:41:17,142 --> 00:41:20,270
‫نه. چرا انقدر کنجکاوی؟

739
00:41:20,353 --> 00:41:21,813
‫من الان دستِ راستش هستم

740
00:41:21,837 --> 00:41:23,523
‫باید بدونم کی قراره توی مهمونی باشه

741
00:41:24,524 --> 00:41:25,734
‫اسامی دوست‌هاش رو بررسی کنم

742
00:41:25,817 --> 00:41:29,487
‫دوست‌هاش؟ اون هیچ دوستی نداره

743
00:41:29,571 --> 00:41:30,906
‫همه اهالی شهر هستن

744
00:41:30,989 --> 00:41:33,617
‫مالکان کسب و کارها، شهردار،

745
00:41:33,700 --> 00:41:35,952
‫اعضای اتاق بازرگانی

746
00:41:36,036 --> 00:41:37,454
‫کسایی که پولش رو دوست دارن،

747
00:41:37,537 --> 00:41:39,748
‫و اونم دوست داره که اونا بهش
‫حسِ مهم بودن میدن

748
00:41:39,831 --> 00:41:42,709
‫اون یه حروم‌زاده‌ی تنها و بدبخته

749
00:41:42,792 --> 00:41:46,588
‫ولی باید 15 سال پیش که خانم زنده بود،
‫اون رو می‌دیدی.

750
00:41:46,671 --> 00:41:48,089
‫یه مرد دیگه بود

751
00:41:52,844 --> 00:41:54,554
‫قهوه رو با خودم می‌برم

752
00:41:55,680 --> 00:41:58,350
‫ممنون، اگنس

753
00:42:13,615 --> 00:42:16,910
‫اینا رو برات آوردم.
‫لباس‌های تازه.

754
00:42:18,286 --> 00:42:20,914
‫بک نمی‌تونه بذاره دستِ راستش
‫شبیه شماره دو باشه

755
00:42:22,540 --> 00:42:24,084
‫یعنی من شبیه عن هستم

756
00:42:26,086 --> 00:42:27,337
‫امیدوارم اندازه باشن

757
00:42:27,420 --> 00:42:29,089
‫بزرگ‌ترین سایز پیراهن‌ها دو ایکس لارجه

758
00:42:32,008 --> 00:42:33,385
‫مشکلی پیش اومده؟

759
00:42:35,303 --> 00:42:37,597
‫یه مدتی میشه که لباس نو بو نکردم

760
00:42:38,848 --> 00:42:41,101
‫- امیدوارم ازشون خوشت بیاد
‫- مرسی

761
00:43:19,222 --> 00:43:20,598
‫من رو بزن

762
00:43:21,683 --> 00:43:24,185
‫- چی؟
‫- یالا

763
00:43:24,269 --> 00:43:26,855
‫نه. اگه بهت صدمه بزنم چی؟

764
00:43:26,938 --> 00:43:28,481
‫شوخی می‌کنی دیگه، آره؟

765
00:43:29,899 --> 00:43:31,801
‫یالا، اگه نمی‌خوای شهری‌ها سر به سرت بذارن،

766
00:43:31,825 --> 00:43:32,819
‫نشونم بده چی توی چنته داری

767
00:43:32,843 --> 00:43:34,946
‫با تمام زورت به سینه‌ام مشت بزن

768
00:43:44,456 --> 00:43:47,125
‫خیلی خب. اشتباه انجامش میدی

769
00:43:47,208 --> 00:43:48,376
‫آره، چشم بسته غیب گفتی

770
00:43:48,460 --> 00:43:52,922
‫اولاً، باید با پاهات مشت بزنی،
‫نه با دست‌هات.

771
00:43:53,006 --> 00:43:54,799
‫تمام قدرتت از زیرِ کمر میاد

772
00:43:54,883 --> 00:43:56,092
طرز ایستادنت رو نشونم بده

773
00:44:01,973 --> 00:44:03,141
‫ای بابا

774
00:44:13,443 --> 00:44:15,362
‫بک هستم. چی شده؟

775
00:44:15,445 --> 00:44:17,322
‫بابات هیچوقت بهت یاد نداده
‫چطور مشت بزنی؟

776
00:44:17,405 --> 00:44:20,533
‫آره، خب، بابام هیچ اهمیتی به من نمیده

777
00:44:20,617 --> 00:44:22,535
‫یعنی، اون گذاشت گوشم رو ببرن

778
00:44:22,619 --> 00:44:24,913
‫تا حالا به این فکر کردی که
‫شاید داشته از محافظت می‌کرده؟

779
00:44:24,996 --> 00:44:27,123
‫اگه می‌رفت سراغ پلیس، می‌افتاد زندان

780
00:44:27,207 --> 00:44:28,708
‫تمام دارایی‌هاش رو توقیف می‌کردن

781
00:44:28,792 --> 00:44:31,127
‫تو فامیل دیگه‌ای نداری،
‫پس می‌فرستادنت یتیم‌خونه.

782
00:44:31,211 --> 00:44:34,214
‫18 سالت که می‌شد، تنها و بی‌پول
‫آواره‌ی خیابون‌ها می‌شدی

783
00:44:35,340 --> 00:44:37,092
‫واقعاً فکر می‌کنی این زندگی برات مناسب باشه؟

784
00:44:37,175 --> 00:44:39,219
‫خب تو هم تنها و بی‌پول
‫و آواره‌ی خیابون‌ها هستی

785
00:44:39,302 --> 00:44:41,304
‫آره، ولی من به این سبک زندگی خو گرفتم

786
00:44:47,644 --> 00:44:49,854
‫وقتی پاها و شونه‌هات اونجوری هم‌راستا هستن
‫چرخیدن سخته

787
00:44:49,938 --> 00:44:51,606
‫و گاردت رو باز میذاری

788
00:44:51,689 --> 00:44:53,942
‫باز واسه چی؟ خیلی خب

789
00:44:54,025 --> 00:44:55,360
‫خیلی خب

790
00:44:55,443 --> 00:44:57,946
‫قدرت بدنی نقطه قوتت نیست

791
00:44:59,114 --> 00:45:00,698
‫استراتژی لازم داری

792
00:45:00,782 --> 00:45:02,617
‫بهشون بگو تا سه می‌شماری
‫و با شماره دو بزنشون

793
00:45:02,641 --> 00:45:03,993
‫ولی این ناجوانمردانه نیست؟

794
00:45:04,077 --> 00:45:07,205
‫کسی که می‌خواد پسری مثل تو رو بزنه
‫مبارزه‌ی جوانمردانه براش مهم نیست

795
00:45:07,288 --> 00:45:08,415
‫جسارت نباشه

796
00:45:08,498 --> 00:45:09,666
‫به دل نگرفتم

797
00:45:09,749 --> 00:45:11,000
‫آدم ضعیف‌تر توی مبارزه

798
00:45:11,024 --> 00:45:13,002
‫باید اولین مشت رو بزنه
‫و نهایت استفاده رو ازش ببره

799
00:45:13,026 --> 00:45:15,672
‫- اولین ضربه‌ات بهترین ضربه‌ات باشه
‫- باشه

800
00:45:16,673 --> 00:45:19,259
‫صبر کن. اگه توی مبارزه
‫آدم ضعیف‌تر نباشم چی؟

801
00:45:19,342 --> 00:45:22,345
‫تو قطعاً قراره توی مبارزه
‫آدمِ ضعیف‌تر باشی

802
00:45:22,429 --> 00:45:24,013
‫عوضی

803
00:45:24,097 --> 00:45:25,265
‫نشونم بده چی توی چنته داری

804
00:45:27,225 --> 00:45:29,894
‫مرد گُنده دیشب عجب داستانی بافت

805
00:45:29,978 --> 00:45:31,438
‫منظور خاصی داری؟

806
00:45:31,521 --> 00:45:34,190
‫شاید. فقط...

807
00:45:35,650 --> 00:45:38,111
‫به ذهنت خطور کرده که اگه ریچر از اول

808
00:45:38,194 --> 00:45:40,613
‫توی پرونده‌ی کوئین گند نزده بود،
‫توی این هچل نبودیم؟

809
00:45:42,824 --> 00:45:44,451
‫ریچر بی حساب و کتاب آدم می‌کشه

810
00:45:44,534 --> 00:45:46,411
‫و ظاهراً هیچ مشکلی باهاش نداره

811
00:45:46,494 --> 00:45:48,913
‫اون آنجل دول رو کشت.
‫کسایی که توی بیزار بازار بودن.

812
00:45:48,997 --> 00:45:50,123
‫حالا هم دوک

813
00:45:51,124 --> 00:45:53,042
‫ممکنه در تلاش برای نجات تریسا بری زندان

814
00:45:53,126 --> 00:45:54,586
‫مشکلی باهاش نداری؟

815
00:45:54,669 --> 00:45:57,088
‫- مشکلی ندارم.
‫- واقعاً؟

816
00:45:58,673 --> 00:46:00,216
‫گمونم منم مشکلی ندارم

817
00:46:00,300 --> 00:46:01,676
‫خب، تو اون رو نمی‌شناسی

818
00:46:02,802 --> 00:46:04,971
‫اون دختری نیست که حاضر باشم
‫به خاطرش برم زندان

819
00:46:07,015 --> 00:46:08,808
‫ممنونم

820
00:46:08,892 --> 00:46:10,101
‫جاهای خیلی زیادی هست

821
00:46:10,185 --> 00:46:14,772
‫تولیدکننده‌های فرش، شرکت‌های ترابری،
‫شرکت‌های رنگرزی.

822
00:46:14,856 --> 00:46:17,191
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫تمام این جاها می‌تونن قانونی باشن،

823
00:46:17,215 --> 00:46:18,985
‫چون پوششِ بک توزیع‌کننده‌ی فرشه

824
00:46:19,068 --> 00:46:22,363
‫مجبوره با شهروندان واقعی تعامل داشته باشه
‫تا بتونه حفظ ظاهر کنه

825
00:46:22,447 --> 00:46:24,532
‫بررسی این لیست دراز یه مدت طول می‌کشه

826
00:46:24,616 --> 00:46:27,160
‫تریسا ممکنه توی هرکدوم از اونا باشه،
‫پس باید همه رو بررسی کنیم.

827
00:46:28,369 --> 00:46:30,079
‫با شروع از اینی که سرِ راهمونه

828
00:46:30,163 --> 00:46:32,415
‫بله، خانم

829
00:46:43,968 --> 00:46:46,179
‫- یک، دو
‫- ریچارد، میشه یه لحظه تنهامون بذاری، پسرم؟

830
00:46:46,262 --> 00:46:47,597
‫ریچر

831
00:46:49,265 --> 00:46:51,809
‫- چی شده؟
‫- مک‌کیب باهام تماس گرفت

832
00:46:51,893 --> 00:46:55,730
‫یکی رو فرستاد بیزار بازار
‫تا لپ‌تاپ آنجل دول رو بیاره

833
00:46:55,813 --> 00:46:57,607
‫چون برنامه‌ی تمام محموله‌ها توش بود

834
00:46:57,690 --> 00:46:58,900
‫ولی نیست

835
00:46:58,983 --> 00:47:01,361
‫شاید توی همون خونه‌ست
‫که توش مخفی شده بود

836
00:47:01,444 --> 00:47:02,612
‫منفجرش کردم

837
00:47:02,695 --> 00:47:05,532
‫نه، چون یه برنامه‌ی ردیابی روش بود،
‫برای زمان گُم شدن یا دزدیده شدنش.

838
00:47:05,615 --> 00:47:08,952
‫نشون میده توی یه کارخونه‌ی لوله‌سازیه
‫که مالِ ماست

839
00:47:09,035 --> 00:47:10,328
‫توی جاده 26ـه

840
00:47:10,411 --> 00:47:11,788
‫فکر می‌کنی چطور رفته اونجا؟

841
00:47:11,871 --> 00:47:14,791
‫حتماً آدم‌های آنجل دول برش داشتن

842
00:47:14,874 --> 00:47:17,001
‫معلومه دیشب پیام رو نگرفتن
‫که ما شوخی نداریم

843
00:47:17,085 --> 00:47:19,712
‫- لپ‌تاپ تمام مدت اونجا بوده؟
‫- نمی‌دونم

844
00:47:19,796 --> 00:47:21,839
‫برنامه فقط لوکیشنِ زنده رو نشون میده

845
00:47:21,923 --> 00:47:23,549
‫و سه نفر از افراد مک‌کیب
‫الان دارن میرن اونجا

846
00:47:25,385 --> 00:47:27,345
‫آدرسش اینه

847
00:47:27,428 --> 00:47:29,514
‫برو کمک کن هر خری رو که
‫اون لپ‌تاپ دستشه بکشن

848
00:47:52,412 --> 00:47:54,581
‫شما با سوزان دافی تماس گرفتید

849
00:47:54,664 --> 00:47:56,583
‫پیام بذارید و هر وقت بتونم
‫باهاتون تماس می‌گیرم

850
00:47:56,666 --> 00:47:59,377
‫دافی، کوئین رد لپ‌تاپ آنجل دول رو زده

851
00:47:59,460 --> 00:48:01,128
‫باید از شرش خلاص شی
‫و الان از اونجا بری بیرون

852
00:48:02,046 --> 00:48:04,299
‫- چیزی نیست؟
‫- هیچی

853
00:48:04,382 --> 00:48:06,801
‫هیچ اثری از تریسا نیست

854
00:48:07,802 --> 00:48:10,096
‫چقدر با موقعیتِ بعدی فاصله داریم؟

855
00:48:11,764 --> 00:48:13,516
‫لعنتی. آنتن ندارم

856
00:48:14,517 --> 00:48:15,852
‫به خاطر سقف فولادیه

857
00:48:30,158 --> 00:48:32,160
‫مک‌کیب تأکید کرد

858
00:48:32,243 --> 00:48:34,495
‫هرکی داخل بود که نباید باشه؟

859
00:48:35,496 --> 00:48:37,832
‫می‌کشیمش

860
00:48:37,856 --> 00:48:47,856
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

861
00:48:47,880 --> 00:48:57,880
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

