﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:04,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:04,091 --> 00:00:05,918
آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...‏

3
00:00:07,964 --> 00:00:11,359
هری می‌خواد جنازهٔ مانتید رو گم‌وگور کنیم.‏

4
00:00:11,402 --> 00:00:13,230
مانتید رو از لیست‌مون خط می‌زنیم.‏

5
00:00:13,274 --> 00:00:15,102
مطمئنی مایک همینجا مانتید رو دید؟

6
00:00:15,145 --> 00:00:16,364
مسخره‌بازی در نیارین.‏

7
00:00:16,407 --> 00:00:18,148
ما دوربین مخفی‌تون رو پیدا کردیم.‏

8
00:00:18,192 --> 00:00:20,498
‏- بن؟ دخترهای شیرینی فروش.‏
‏- کدوم دخترهای شیرینی فروش؟

9
00:00:20,542 --> 00:00:22,935
فضایی‌ها، همونایی که بچه‌مون رو دزدیدن.‏

10
00:00:22,979 --> 00:00:24,111
وقتی تو می‌ری فستیوال موسیقی...‏

11
00:00:24,154 --> 00:00:26,113
یکی باید حواسش به غذاخوری باشه.‏

12
00:00:26,156 --> 00:00:27,462
قراره دخل میخونه رو ببری بانک؟

13
00:00:27,505 --> 00:00:29,159
‏- اوهوم.‏
‏- می‌شه مال منم ببری؟

14
00:00:29,203 --> 00:00:31,205
دو هزار دلار دارم که باید
به حسابم واریز بشه...‏

15
00:00:31,248 --> 00:00:32,249
تا فردا بتونم حقوق‌ها رو بدم.‏

16
00:00:32,293 --> 00:00:33,250
پول آستا!‏

17
00:00:33,294 --> 00:00:34,686
انسان بودن مزخرفه.‏

18
00:00:34,730 --> 00:00:37,037
هدر و بچه پرنده‌هام دیگه رفتن.‏

19
00:00:37,080 --> 00:00:38,690
ولی بازم یه خانواده می‌خوام.‏

20
00:00:38,734 --> 00:00:39,778
تو خانواده داری.‏

21
00:00:39,822 --> 00:00:41,606
به سلامتی دوستی‌مون.‏

22
00:00:43,739 --> 00:00:44,740
هری؟

23
00:00:45,000 --> 00:00:50,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

24
00:00:51,094 --> 00:00:52,487
تو دیگه کدوم خری هستی؟

25
00:00:55,272 --> 00:00:56,926
آستا کجاست؟

26
00:01:01,626 --> 00:01:06,240
شما، شناخته شده در زمین
با نام هری وندراسپیگل...‏

27
00:01:06,283 --> 00:01:09,547
بایست در برابر شورای اسکان کهکشانی...‏

28
00:01:09,591 --> 00:01:14,248
رده‌بالاترین مرجع کهکشانی در جهان.‏

29
00:01:14,291 --> 00:01:16,076
جلسه رسماً آغاز می‌شود.‏

30
00:01:16,119 --> 00:01:19,122
شورای اسکان...‏
آنچنان دستگاه کهکشانی قدرتمندیه...‏

31
00:01:19,166 --> 00:01:21,733
که می‌تونن وسط پای خوردن
آدم رو منتقل کنن دادگاه.‏

32
00:01:21,777 --> 00:01:24,606
شما احضار شده‌اید به دلیل اینکه...‏

33
00:01:24,649 --> 00:01:26,564
خاکستری‌ها از شما شکایت کردن.‏

34
00:01:26,608 --> 00:01:28,392
یک نمایندهٔ قانونی فرستادن...‏

35
00:01:28,436 --> 00:01:30,002
تا از پرونده‌شون دفاع کنه.‏

36
00:01:30,046 --> 00:01:31,308
خیلی خوشحالم که اینجام، گری.‏

37
00:01:31,352 --> 00:01:32,527
از دیدنت خوشحالم، سدریک.‏
حالت چطوره؟

38
00:01:32,570 --> 00:01:33,832
وایستا. شما با هم دوستین؟

39
00:01:33,876 --> 00:01:35,965
گری، فکر نکنم این عادلانه باشه.‏

40
00:01:36,008 --> 00:01:37,401
ساکت!‏

41
00:01:37,445 --> 00:01:39,534
تو حق نداری منو گری صدا کنی.‏

42
00:01:39,577 --> 00:01:41,840
فقط خانوادهٔ همسرم می‌تونن منو گری صدا کنن.‏

43
00:01:41,884 --> 00:01:43,538
یک شوک به دلیل گستاخی.‏

44
00:01:43,581 --> 00:01:44,887
شوک؟

45
00:01:44,930 --> 00:01:45,931
شوک دیگه چه کوفتـ...‏

46
00:01:50,806 --> 00:01:51,894
مرتیکهٔ مادر به خطا.‏

47
00:01:51,937 --> 00:01:53,939
ناسزا گفتن هم پذیرفتنی نیست.‏

48
00:01:53,983 --> 00:01:57,595
نه.‏

49
00:01:57,639 --> 00:01:59,815
مرتیکهٔ...‏

50
00:01:59,858 --> 00:02:04,820
مادری که زیاد خوب نیست و...‏

51
00:02:04,863 --> 00:02:06,778
جداً مورد سوءتفاهم قرار گرفته.‏

52
00:02:06,822 --> 00:02:08,867
شما به این موارد متهم شدین...‏

53
00:02:08,911 --> 00:02:10,434
امتناع ورزیدن از ترک زمین...‏

54
00:02:10,478 --> 00:02:13,133
خراب کردن عملیات یلواستون خاکستری‌ها...‏

55
00:02:13,176 --> 00:02:14,743
دزدیدن یک نوزاد انسان...‏

56
00:02:14,786 --> 00:02:16,962
پناه دادن به یک خاکستری فراری
به نام بروس...‏

57
00:02:17,006 --> 00:02:18,355
و از همه بدتر...‏

58
00:02:18,399 --> 00:02:20,923
رهاسازی یک مانتید در کهکشان.‏

59
00:02:24,361 --> 00:02:25,710
بنا به ادعا.‏

60
00:02:25,754 --> 00:02:28,800
اگه متهم شناخته بشین،‏
به ماریا فرستاده می‌شین.‏

61
00:02:28,844 --> 00:02:31,542
نه، ماریا نه!‏

62
00:02:31,586 --> 00:02:34,545
ماریا یه مرگ تدریجی و دردناک
توی یه گودال پر از اسید مهلکه.‏

63
00:02:34,589 --> 00:02:38,070
هزار برابر اسیدی‌تر از گرم‌ترین نوشابهٔ کولا...‏

64
00:02:38,114 --> 00:02:40,290
فرار ازش غیرممکنه، مثل اون استخر توپ‌های چرکی...‏

65
00:02:40,334 --> 00:02:42,249
تو پیتزافروشی‌های بی‌در و پیکر.‏

66
00:02:42,292 --> 00:02:43,989
اوه، داشت یادم می‌رفت.‏

67
00:02:44,033 --> 00:02:47,950
یه هدیهٔ ناقابل برای شارون آوردم.‏

68
00:02:47,993 --> 00:02:50,170
اوه، چقدر زیبا.‏

69
00:02:50,213 --> 00:02:51,867
‏- خیلی عالیه.‏
‏- بسیار عالی.‏

70
00:02:51,910 --> 00:02:55,175
حتماً خوشش میاد. واقعاً...‏

71
00:02:55,218 --> 00:02:57,786
مزخرف‌تر از این نداریم.‏

72
00:02:57,829 --> 00:02:59,135
سه شوک دیگه!‏

73
00:03:09,537 --> 00:03:11,539
هری؟

74
00:03:14,063 --> 00:03:17,022
هری؟

75
00:03:17,066 --> 00:03:19,199
هری، اینجایی؟

76
00:03:19,242 --> 00:03:21,026
بریجت، هری رو ندیدی؟

77
00:03:22,376 --> 00:03:24,856
من این زبون رو بلد نیستم.‏

78
00:03:24,900 --> 00:03:26,293
هری رفته.‏

79
00:03:26,336 --> 00:03:29,339
ناپدید شد.‏
دود شد رفت هوا.‏

80
00:03:29,383 --> 00:03:31,298
چی؟ بازم غلات می‌خوای؟

81
00:03:31,341 --> 00:03:33,082
خودت چهار تا دست نداری؟

82
00:03:33,125 --> 00:03:34,257
نمی‌تونی واسه خودت غلات بریزی؟

83
00:03:34,301 --> 00:03:36,085
خیلی‌خب.‏

84
00:03:40,089 --> 00:03:43,875
بله، البته، خواهش می‌کنم.‏

85
00:03:43,919 --> 00:03:46,269
‏- خوبه؟
‏- آها.‏

86
00:03:51,143 --> 00:03:52,884
متوجه نمی‌شم.‏

87
00:03:52,928 --> 00:03:54,364
پول باید یه جایی همینجاها باشه.‏

88
00:03:56,236 --> 00:03:57,585
تف.‏

89
00:03:57,628 --> 00:03:58,542
آستا.‏

90
00:03:58,586 --> 00:04:00,544
احتمالاً دنبال پول‌هاست.‏

91
00:04:00,588 --> 00:04:04,026
جودی، بس کن، مثلاً باید
کمکم کنی پول‌ها رو پیدا کنم.‏

92
00:04:04,069 --> 00:04:05,723
وقتی تا خرخره مست بودیم پول‌ها گم شد...‏

93
00:04:05,767 --> 00:04:07,856
پس با خودم گفتم دوباره مست کنم تا پیدا بشن.‏

94
00:04:07,899 --> 00:04:11,903
می‌شه لطفاً کمکم کنی پیداش کنم؟

95
00:04:11,947 --> 00:04:14,341
باشه. خدایا.‏

96
00:04:15,690 --> 00:04:17,387
وای خدا.‏

97
00:04:17,431 --> 00:04:19,650
‫ببخشید، آستا،
‫مجبورم بذارمت روی حالت بی‌صدا.‏

98
00:04:20,651 --> 00:04:23,524
هی، شاید پول بار و غذاخوری رو...‏

99
00:04:23,567 --> 00:04:25,569
بردی بانک ولی یادت رفته.‏

100
00:04:25,613 --> 00:04:27,223
جود، تو نابغه‌ای.‏

101
00:04:27,267 --> 00:04:29,878
‫آره، مثل من که بعضی وقت‌ها
‫وقتی مستم می‌رم سوپرمارکت...‏

102
00:04:29,921 --> 00:04:32,010
بعد یادم می‌ره که رفتم اونجا.‏

103
00:04:32,054 --> 00:04:33,316
بعد در یخچال رو باز می‌کنم و با خودم می‌گم...‏

104
00:04:33,360 --> 00:04:35,231
یه مرغ مرده چه‌جوری سر از اینجا درآورده؟

105
00:04:35,275 --> 00:04:37,799
لعنت بهش.‏

106
00:04:37,842 --> 00:04:40,584
پول بار هنوز اینجاست
و به دلیل نامشخصی، این سوتین هم.‏

107
00:04:40,628 --> 00:04:42,630
اوه، من.‏

108
00:04:42,673 --> 00:04:43,805
مال منه.‏

109
00:04:43,848 --> 00:04:46,024
مشخصه که بانک نرفتم.‏

110
00:04:46,068 --> 00:04:47,983
ما چی‌کار کردیم؟

111
00:04:48,026 --> 00:04:52,030
اوه، یادته اون سلفی‌های سکسی رو از خودمون انداختم؟

112
00:04:58,820 --> 00:05:01,388
خدایا.‏

113
00:05:01,431 --> 00:05:02,606
اووه.‏

114
00:05:02,650 --> 00:05:03,955
چقدر خورده بودیم؟

115
00:05:03,999 --> 00:05:05,609
نمی‌دونم.‏

116
00:05:05,653 --> 00:05:08,525
ولی امروز صبح، انقدر جیشم
طولانی شده بود که مجبور شدم بشینم.‏

117
00:05:08,569 --> 00:05:10,222
وایستا، این یکی رو ببین.‏

118
00:05:10,266 --> 00:05:11,354
یکی پیش‌مونه.‏

119
00:05:11,398 --> 00:05:13,487
‏- این چکمه‌ها رو می‌شناسی؟
‏- نه.‏

120
00:05:13,530 --> 00:05:15,184
ولی ازشون خوشم اومد.‏

121
00:05:15,227 --> 00:05:17,795
از اون چکمه‌های درشته که
پاهام رو عادی نشون می‌ده.‏

122
00:05:17,839 --> 00:05:19,667
آستا حتماً پشماش ریخته.‏

123
00:05:19,710 --> 00:05:21,233
می‌گم پول رو واریز کردم...‏

124
00:05:21,277 --> 00:05:22,539
ولی بانک یه اشتباهی کرده.‏

125
00:05:22,583 --> 00:05:24,236
بانک‌ها همیشه اشتباه می‌کنن، مگه نه؟

126
00:05:24,280 --> 00:05:25,803
قطعاً.‏

127
00:05:25,847 --> 00:05:27,544
واسه همینه من همهٔ پول‌هام رو می‌ذارم
تو شیشه زیر تشکم نگه می‌دارم.‏

128
00:05:27,588 --> 00:05:30,721
دلیل کمردردهات هم می‌تونه همین باشه.‏

129
00:05:30,765 --> 00:05:32,027
اوه.‏

130
00:05:32,070 --> 00:05:35,813
در رابطه با اتهام چهارم،‏
با دزدیدن یک بچه...‏

131
00:05:35,857 --> 00:05:40,427
متهم اموال ضروری اس‌اچ‌پی رو به سرقت برده...‏

132
00:05:40,470 --> 00:05:42,690
‏«برنامهٔ برداشت روح» موکلین بنده.‏

133
00:05:42,733 --> 00:05:44,735
ببخشید، روح چیه؟

134
00:05:44,779 --> 00:05:46,171
تو زمین هم شنیدم درباره‌ش حرف می‌زدن.‏

135
00:05:46,215 --> 00:05:48,565
ربطی به موزیک‌های مناسب سکس داره؟

136
00:05:48,609 --> 00:05:50,828
روح یک ضمیر غیرمادیه...‏

137
00:05:50,872 --> 00:05:54,354
با همبستگی کوانتومی که
موجب فناناپذیری اون می‌شه.‏

138
00:05:54,397 --> 00:05:56,007
روح فراتر از قلمروی ماده‌ست.‏

139
00:05:56,051 --> 00:05:58,488
انسان‌ها تنها موجودات جهان هستن که روح دارن.‏

140
00:05:58,532 --> 00:06:01,665
موکلین روح‌ها رو از
نوزادان انسان برداشت می‌کنن...‏

141
00:06:01,709 --> 00:06:03,406
به دلیل خالص بودن...‏

142
00:06:03,450 --> 00:06:05,495
و عاری بودن از تأثیر تجارب زندگی.‏

143
00:06:05,539 --> 00:06:07,192
تا بتونن تا ابد زندگی کنن؟

144
00:06:07,236 --> 00:06:08,455
به نحوی.‏

145
00:06:08,498 --> 00:06:10,457
خاکستری‌ها طی یک فرایند اختصاصی...‏

146
00:06:10,500 --> 00:06:12,676
از روح‌ها یک کرم ضد چین و چروک مؤثر...‏

147
00:06:12,720 --> 00:06:13,982
تولید می‌کنن.‏

148
00:06:14,025 --> 00:06:16,245
ولی خاکستری‌ها که اصلاً چین و چروک ندارن.‏

149
00:06:16,288 --> 00:06:18,029
دقیقاً. مشخصه کرم مؤثریه.‏

150
00:06:18,073 --> 00:06:20,684
اوه، تازه به عنوان یک
سس خوشمزه هم قابل استفاده‌ست.‏

151
00:06:20,728 --> 00:06:22,512
‏- اوه.‏
‏- یه سس...‏

152
00:06:22,556 --> 00:06:24,035
تا حالا سس رنچ به گوش‌تون نخورده؟

153
00:06:24,079 --> 00:06:27,517
اگه بگی بچه رو کجا قایم کردی...‏

154
00:06:27,561 --> 00:06:30,781
حاضریم اتهام آدم‌ربایی رو پس بگیریم.‏

155
00:06:30,825 --> 00:06:34,306
بچه، بله، دقیقاً همونجاست
که فکرش رو نمی‌کنی...‏

156
00:06:34,350 --> 00:06:36,308
لای پات، با یه آبنبات.‏

157
00:06:42,140 --> 00:06:43,533
اوماها، نبراسکا.‏

158
00:06:44,926 --> 00:06:48,625
منطقهٔ اوته، درست بعد از بزرگراه شمارهٔ یک.‏

159
00:06:48,669 --> 00:06:51,106
اگه به فروشگاه سون‌الون برسی دیگه ردش کردی.‏

160
00:06:54,370 --> 00:06:55,937
انرژی بیگانه‌م رو می‌خوام.‏

161
00:06:55,980 --> 00:06:57,895
منظورت اینه؟

162
00:06:57,939 --> 00:07:01,595
خودشه، انرژی بیگانه‌م.‏

163
00:07:01,638 --> 00:07:03,031
فکر می‌کردم بنفش باشه.‏

164
00:07:03,074 --> 00:07:04,989
خاکستری‌ها قبل از گرفتنش نتونستن
مجوزهای لازم رو کسب کنن...‏

165
00:07:05,033 --> 00:07:07,731
واسه همین ما از جانب تو مصادره‌ش کردیم.‏

166
00:07:07,775 --> 00:07:10,038
اوه، بدش به من!‏

167
00:07:10,081 --> 00:07:14,782
نه تا وقتی که برای شدیدترین
گناهت پاسخگو نباشی.‏

168
00:07:14,825 --> 00:07:18,350
وقتی مانتید رو آزاد کردی
یه سفینه از خاکستری‌ها دزدید...‏

169
00:07:18,394 --> 00:07:21,266
و به زمین فرار کرد و اونجا روندِ...‏

170
00:07:21,310 --> 00:07:24,095
تولید مثلش رو شروع کرد.‏

171
00:07:24,139 --> 00:07:27,229
به زودی مانتید کل سیاره رو تصاحب می‌کنه...‏

172
00:07:27,272 --> 00:07:30,885
و تنها منبع روح خاکستری‌ها نابود می‌شه.‏

173
00:07:30,928 --> 00:07:33,278
و تنها راه متوقف کردنش کشتنشه.‏

174
00:07:33,322 --> 00:07:38,370
ببین، پس...‏

175
00:07:38,414 --> 00:07:41,678
اگه جنازهٔ مانتید رو می‌خوای...‏

176
00:07:41,722 --> 00:07:44,376
می‌تونم برات بیارمش.‏

177
00:07:44,420 --> 00:07:46,727
یعنی، باید ردش رو بزنم.‏

178
00:07:46,770 --> 00:07:49,120
و پیداش می‌کنم و می‌کشمش.‏

179
00:07:49,164 --> 00:07:52,472
و مانتید رو برات میارم همینجا.‏

180
00:07:52,515 --> 00:07:55,866
چون قبلاً مرده و خبر دارم کجا دفن شده.‏

181
00:07:59,522 --> 00:08:02,046
وقتی مانتیدِ از قبل کشته شده رو تحویل بدم...‏

182
00:08:02,090 --> 00:08:03,526
شورای اسکان انرژی بیگانه‌م رو پس می‌ده.‏

183
00:08:03,570 --> 00:08:05,702
ما انسان‌ها به این می‌گیم برد برد.‏

184
00:08:05,746 --> 00:08:08,444
باورم نمی‌شه خاکستری‌ها روح برداشت می‌کنن.‏

185
00:08:08,488 --> 00:08:11,012
به‌نظرم شما آدما زیادی به روح اهمیت می‌دین.‏

186
00:08:11,055 --> 00:08:12,535
یعنی، به چه دردی می‌خوره...‏

187
00:08:12,579 --> 00:08:14,929
غیر از تولید کرم ضد چروک؟

188
00:08:14,972 --> 00:08:16,757
خب، خودتم الان انسانی...‏

189
00:08:16,800 --> 00:08:18,889
و روح خیلی مهم‌تر از این حرفاست.‏

190
00:08:18,933 --> 00:08:21,457
بابام می‌گه روح مثل ریسمانیه...‏

191
00:08:21,501 --> 00:08:23,807
که در تمام چیزهای اطراف‌مون بافته شده.‏

192
00:08:23,851 --> 00:08:26,114
وقتی یکی می‌میره با زمین...‏

193
00:08:26,157 --> 00:08:29,160
و آسمون و همه‌چی یکی می‌شه.‏

194
00:08:29,204 --> 00:08:31,772
ولی اگه ریسمان قطع بشه، مثل اینه که...‏

195
00:08:31,815 --> 00:08:34,775
یه سوراخ تو جهان بوجود بیاد
و تعادل دنیا از بین می‌ره.‏

196
00:08:34,818 --> 00:08:38,256
مثل اون موقع که من
اون نخ آویزون ژاکتم رو کشیدم...‏

197
00:08:38,300 --> 00:08:41,129
و آستین‌هاش افتاد.‏

198
00:08:41,172 --> 00:08:43,087
چون ژاکتت دقیقاً به اندازهٔ...‏

199
00:08:43,131 --> 00:08:45,655
تار و پود دنیا مهمه.‏

200
00:08:45,699 --> 00:08:47,265
دلم واسه اون ژاکت تنگ شده.‏

201
00:08:49,659 --> 00:08:51,966
روی درخت‌های جنگل دوربین کار گذاشتم...‏

202
00:08:52,009 --> 00:08:53,576
تا بتونیم مانتید رو پیدا کنیم.‏

203
00:08:55,709 --> 00:08:58,973
حین هیپنوتیزم، دیدم بچه‌مون
تو یه سفینه زنده بود.‏

204
00:08:59,016 --> 00:09:01,323
صدای خش‌خش شنیدم
بعد مانتید رو با چشم‌های خودم دیدم.‏

205
00:09:01,366 --> 00:09:02,585
و تراشه‌ای تو بدنم کار گذاشتن، یعنی...‏

206
00:09:02,629 --> 00:09:04,195
کسی چه می‌دونه چه مدت اونجا بوده؟

207
00:09:04,239 --> 00:09:05,632
زمان از دستم رفت.‏

208
00:09:05,675 --> 00:09:07,459
یه خاطره‌ای از یه فضایی دارم
که حافظه‌م رو دستکاری کرده.‏

209
00:09:07,503 --> 00:09:09,505
اونم اونجا بود.‏
دارسی هم تو سفینه بود.‏

210
00:09:09,549 --> 00:09:12,943
لعنت، به این می‌گن یه
تابلوی شواهد درست و حسابی.‏

211
00:09:12,987 --> 00:09:14,466
احتمالاً لازمه یکی دیگه از اینا درست کنم...‏

212
00:09:14,510 --> 00:09:16,643
تا مچ اونی که کاغذهای یادداشت رو...‏

213
00:09:16,686 --> 00:09:17,905
از انباری می‌پیچونه، بگیرم.‏

214
00:09:17,948 --> 00:09:19,341
اوه، اگه کاغذ یادداشت لازم داری...‏

215
00:09:19,384 --> 00:09:20,560
ما یه عالمه تو خونه داریم.‏

216
00:09:20,603 --> 00:09:21,778
جدی؟

217
00:09:24,389 --> 00:09:26,740
پس دو تا فضایی اون بیرون هست...‏

218
00:09:26,783 --> 00:09:29,394
جوزف و اون مانتید.‏

219
00:09:29,438 --> 00:09:31,745
راستش، ممکنه یه فضایی سوم هم باشه.‏

220
00:09:31,788 --> 00:09:33,268
اوه، عالیه.‏

221
00:09:33,311 --> 00:09:35,270
بیاین دیگه دفتر توریسم پیشنس رو تعطیل کنیم.‏

222
00:09:35,313 --> 00:09:36,358
منظورت صندوق ماشینت با اون...‏

223
00:09:36,401 --> 00:09:37,968
بروشورهای تاریخ گذشته‌ست؟

224
00:09:38,012 --> 00:09:40,492
خب، بروشورهای جدید آوردم،‏
و اینا دیگه درست تا می‌شن.‏

225
00:09:40,536 --> 00:09:44,105
پارسال که پیتر باخ اومد به شهر...‏

226
00:09:44,148 --> 00:09:47,978
گفت اومده اینجا دنبال یه بیگانه.‏

227
00:09:48,022 --> 00:09:49,806
ولی هیچ‌وقت نگفت کی.‏

228
00:09:49,850 --> 00:09:52,417
ولی پیتر باخ دیگه مرده،‏
پس هیچ‌وقت نمی‌فهمیم.‏

229
00:09:54,071 --> 00:09:55,725
پیتر باخ زنده‌ست.‏

230
00:09:55,769 --> 00:09:56,770
چی؟

231
00:09:56,813 --> 00:09:57,988
خدای من.‏

232
00:09:58,032 --> 00:09:59,555
اوهوم، و می‌تونه فضایی‌ها رو ببینه.‏

233
00:09:59,599 --> 00:10:02,253
وایستا، اگه اون می‌تونه فضایی‌ها رو ببینه
و اونا بچهٔ ما رو دزدیدن...‏

234
00:10:02,297 --> 00:10:03,646
پس شاید بتونه کمک‌مون کنه پیداش کنیم.‏

235
00:10:03,690 --> 00:10:05,169
وایستا، تو باید باهاش حرف بزنی.‏

236
00:10:05,213 --> 00:10:08,216
شرمنده، واسه امنیت خودم،‏ من هیچ راهی
واسه ارتباط برقرار کردن باهاش ندارم.‏

237
00:10:08,259 --> 00:10:09,957
باید منتظر وایستم اون بیاد سراغم.‏

238
00:10:10,000 --> 00:10:11,349
قانون خودشه.‏

239
00:10:11,393 --> 00:10:13,830
خب، بازم جای شکرش باقیه.‏

240
00:10:13,874 --> 00:10:14,875
آره.‏

241
00:10:14,918 --> 00:10:16,050
یه کم امیدوارم کرد.‏

242
00:10:26,843 --> 00:10:28,192
آستا اینجا نیست.‏

243
00:10:28,236 --> 00:10:29,716
به جی گفتم وقتی برگشت بهش بگه...‏

244
00:10:29,759 --> 00:10:30,630
من سراغش رو گرفتم.‏

245
00:10:30,673 --> 00:10:32,414
احتمالاً این‌جوری یه ذره زمان می‌خریم.‏

246
00:10:32,457 --> 00:10:34,982
خب، من مثل چی تحقیق کردم.‏

247
00:10:35,025 --> 00:10:36,592
تو گوگل سرچ کردی.‏

248
00:10:36,636 --> 00:10:41,075
چکمه‌ای که تو عکسه
مدل تریل‌بلیزر اکس‌تی 1420ـه.‏

249
00:10:41,118 --> 00:10:42,859
شرکتش در سال 1985 تأسیس شده...‏

250
00:10:42,903 --> 00:10:46,254
ولی این مدل رو از سال 2019 دیگه تولید نکردن.‏

251
00:10:46,297 --> 00:10:48,082
بعد شروع کردم به یه‌سری تحقیقات جدی.‏

252
00:10:48,125 --> 00:10:49,344
بازم تو گوگل سرچ کردی.‏

253
00:10:49,387 --> 00:10:51,520
فقط سه تا فروشگاه تو کلرادو
این مدل رو فروختن.‏

254
00:10:51,563 --> 00:10:52,956
نزدیک‌ترین‌شون توی بولدرـه.‏

255
00:10:53,000 --> 00:10:54,915
پس، ما می‌ریم اونجا.‏

256
00:10:54,958 --> 00:10:57,874
تو با امتیازاتت یه اتاق دنج و شیک...‏

257
00:10:57,918 --> 00:11:01,704
تو یه هتل باکلاس می‌گیری،‏
با شومینه و حوله‌های پشمی.‏

258
00:11:01,748 --> 00:11:03,140
وارد فروشگاه می‌شیم.‏

259
00:11:03,184 --> 00:11:05,839
خوشحالم که می‌بینم
شما دو تا حال‌تون خوبه.‏

260
00:11:05,882 --> 00:11:06,970
صبر کن، خانم چکمه پوش.‏

261
00:11:07,014 --> 00:11:08,319
من دنبال یه چکمهٔ سیاه می‌گردم.‏

262
00:11:11,888 --> 00:11:13,368
جی، اون چکمه پوش توئی.‏

263
00:11:13,411 --> 00:11:14,804
تو دیشب ما رو دیدی.‏

264
00:11:14,848 --> 00:11:15,936
آره.‏

265
00:11:15,979 --> 00:11:17,198
دیشب رد داده بودین.‏

266
00:11:17,241 --> 00:11:18,765
چی؟

267
00:11:18,808 --> 00:11:19,766
نه بابا.‏

268
00:11:19,809 --> 00:11:20,984
فقط داشتیم خوش می‌گذروندیم، می‌دونی؟

269
00:11:21,028 --> 00:11:21,985
‏- آره.‏
‏- دیشب اصلاً چیزی خوردیم؟

270
00:11:22,029 --> 00:11:23,117
نمی‌دونم.‏

271
00:11:23,160 --> 00:11:24,422
من انقدر پاتیل بودم، از هوش رفتم.‏

272
00:11:24,466 --> 00:11:25,728
یه چند تایی خوردیم.‏

273
00:11:25,772 --> 00:11:28,209
آره، خب، تو گفتی یه کیسه پول داری...‏

274
00:11:28,252 --> 00:11:29,776
و باید با هم تو اون شهره توی فیلم...‏

275
00:11:29,819 --> 00:11:31,995
‏«رستگاری شاوشنک» قرار بذاریم.‏

276
00:11:32,039 --> 00:11:33,518
‏- زیواتنیهو؟
‏- زیواتنیهو؟

277
00:11:33,562 --> 00:11:35,782
ولی به‌جاش رفتی پارتی با اِلن...‏

278
00:11:35,825 --> 00:11:37,653
چون جودی قرص ضد بارداری می‌خواست...‏

279
00:11:37,697 --> 00:11:39,786
ولی بهش می‌گفت آبنبات بچه.‏

280
00:11:39,829 --> 00:11:41,788
اِلن.‏
جود، بریم.‏

281
00:11:50,231 --> 00:11:52,973
لیوان رو نباید ببری.‏

282
00:11:54,757 --> 00:11:56,759
آخ.‏

283
00:11:56,803 --> 00:11:58,935
آخ.‏

284
00:11:58,979 --> 00:12:00,589
آخ.‏

285
00:12:00,632 --> 00:12:03,635
برمی‌گردم تا دوباره برام پرش کنی.‏

286
00:12:03,679 --> 00:12:06,334
دارسی، وایستا. خوراکی آوردم.‏

287
00:12:06,377 --> 00:12:07,639
حالا که مانتید دیگه نیست...‏

288
00:12:07,683 --> 00:12:09,641
‫کلی اسپری مانتی‌کُش رو دستم مونده.‏

289
00:12:09,685 --> 00:12:12,644
مشکلی نیست، فقط حرف اولش رو بردار
و بگو که مورچه‌ها رو از بین می‌بره.‏

290
00:12:12,688 --> 00:12:16,648
فقط خوشحالم که اون مانتید
مرد و تا ابد رفت زیر خاک.‏

291
00:12:16,692 --> 00:12:19,695
وایستا، گفتی رفت زیر خاک؟

292
00:12:19,739 --> 00:12:22,654
فکر نکنم بشه یه مانتید رو دفن کرد.‏

293
00:12:22,698 --> 00:12:25,527
آخوندک‌ها برای رشد باید
از پوستهٔ قدیمی‌شون بیرون بیان.‏

294
00:12:25,570 --> 00:12:27,834
اگه مانتید هم شبیه اونا باشه.‏

295
00:12:27,877 --> 00:12:29,836
دفن کردن‌شون توی خاک مرطوب و غنی...‏

296
00:12:29,879 --> 00:12:32,142
نوع پیشرفته از پوست‌اندازی رو فعال می‌کنه...‏

297
00:12:32,186 --> 00:12:35,232
و به بازسازی بدن‌شون کمک می‌کنه.‏

298
00:12:35,276 --> 00:12:37,365
مانتید ممکنه هنوز زنده باشه.‏

299
00:12:39,062 --> 00:12:40,847
پس کدوم گوریه؟

300
00:12:40,890 --> 00:12:42,587
‫به‌نظر الان زمان خیلی خوبی
‫واسه گفتن این نیست که...‏

301
00:12:42,631 --> 00:12:44,589
ممکنه هر جایی باشه.‏

302
00:12:49,290 --> 00:12:51,118
مانتید هنوز زنده‌ست؟

303
00:12:51,161 --> 00:12:52,206
آره.‏

304
00:12:52,249 --> 00:12:53,163
ولی نگران نباش.‏

305
00:12:53,207 --> 00:12:54,991
آخر دنیا که نیست.‏

306
00:12:55,035 --> 00:12:57,341
چرا قبر رو دوباره پر کرده؟

307
00:12:57,385 --> 00:13:00,431
تا هیچ‌کس نفهمه هنوز زنده‌ست.‏

308
00:13:00,475 --> 00:13:01,998
این دقیقاً شبیه آخر دنیاست.‏

309
00:13:04,566 --> 00:13:05,828
حالا چی؟

310
00:13:05,872 --> 00:13:08,004
باید مانتید رو پیدا کنم و بکشمش.‏

311
00:13:08,048 --> 00:13:10,311
باشه، خب، لاأقل خاکستری‌ها نمی‌دونن...‏

312
00:13:10,354 --> 00:13:11,834
بچه کجاست، مگه نه؟

313
00:13:11,878 --> 00:13:14,706
آره، خیلی...‏
خیلی شانس آوردیم.‏

314
00:13:16,491 --> 00:13:19,973
هری، خاکستری‌ها می‌دونن بچه کجاست؟

315
00:13:21,539 --> 00:13:23,890
ممکنه یکی اتفاقی بهشون
گفته باشه کجا مخفی شده.‏

316
00:13:23,933 --> 00:13:25,979
یکی؟ تو؟

317
00:13:26,022 --> 00:13:28,285
خب، بیا «کی چی گفت» بازی نکنیم.‏

318
00:13:28,329 --> 00:13:30,157
کار تو بود.‏
تو گفتی.‏

319
00:13:30,200 --> 00:13:31,941
‏- همم.‏
‏- چطور تونستی بهشون بگی؟

320
00:13:31,985 --> 00:13:33,595
‫خدایا، باید بریم اقامتگاه بومی.‏

321
00:13:33,638 --> 00:13:34,814
نه، نمی‌شه بریم اونجا.‏

322
00:13:34,857 --> 00:13:37,555
باید مانتید رو پیدا کنیم و بکشیمش.‏

323
00:13:37,599 --> 00:13:40,428
بچه اولویته.‏

324
00:13:40,471 --> 00:13:43,561
نمی‌فهمم چرا انسان‌ها
مشکلات بزرگ رو نادیده می‌گیرن...‏

325
00:13:43,605 --> 00:13:45,694
و گیر می‌دن به مشکلات سطحی.‏

326
00:13:45,737 --> 00:13:48,392
چطور یه بچهٔ کوچیک ناچیز...‏

327
00:13:48,436 --> 00:13:51,395
از به هلاکت رسیدن یه مانتید خطرناک
توسط یه جنگجوی شجاع مهم‌تره؟

328
00:13:51,439 --> 00:13:52,875
مار!‏

329
00:14:00,100 --> 00:14:02,102
خانم‌ها، به دفتر من خوش اومدین.‏

330
00:14:02,145 --> 00:14:03,930
خب، منظورت دفتر آستاـه؟

331
00:14:03,973 --> 00:14:05,583
آستا چند روزیه که پیشخدمت شده...‏

332
00:14:05,627 --> 00:14:07,498
منم به خودم ترفیع دادم.‏

333
00:14:07,542 --> 00:14:08,760
گور بابای مراتب اداری.‏

334
00:14:08,804 --> 00:14:10,719
مراتب اداری خیلی سلیطه‌ست.‏

335
00:14:10,762 --> 00:14:12,547
منم شدم سرپرست راهنمای
عبور بچه‌ها از خیابون...‏

336
00:14:12,590 --> 00:14:14,300
وقتی که متوجه ارزشم شدن...‏

337
00:14:14,325 --> 00:14:18,348
و بعد از بلایی که اون ماشین
آتش‌نشانی سر خانم کالینز آورد.‏

338
00:14:18,373 --> 00:14:21,313
خب، ترفیع قلابی‌ت مبارک باشه، اِلن.‏

339
00:14:21,338 --> 00:14:23,514
ولی ما سعی داریم
تیکه‌های اتفاقات دیشب رو کنار هم بذاریم.‏

340
00:14:23,558 --> 00:14:24,733
یه چیزی گم کردیم.‏

341
00:14:24,776 --> 00:14:26,082
قرص ضد بارداری رو دادم جودی...‏

342
00:14:26,126 --> 00:14:27,867
کل بسته‌ش رو برداشتی...‏

343
00:14:27,910 --> 00:14:29,346
گفتی «کار از محکم‌کاری» عیب نمی‌کنه.‏

344
00:14:29,390 --> 00:14:31,087
بعد تو ژاکتت رو انداختی تو ماشین اون یارو.‏

345
00:14:31,131 --> 00:14:32,436
کدوم یارو؟

346
00:14:32,480 --> 00:14:34,134
همون کامیون سوار که
باهاش دوردور کردیم.‏

347
00:14:34,177 --> 00:14:36,658
وقتی داشت می‌رفت
یه عکس از ماشینش گرفتم.‏

348
00:14:36,701 --> 00:14:37,789
شما دو تا داشتین
سینه‌هاتون رو بهش نشون می‌دادین...‏

349
00:14:37,833 --> 00:14:39,313
تا براتون بوق بزنه.‏

350
00:14:43,621 --> 00:14:44,579
خدایا.‏

351
00:14:44,622 --> 00:14:47,625
خب، خوبه.‏

352
00:14:47,669 --> 00:14:50,150
آه، اون ممه خوبه‌م تو عکس افتاده.‏

353
00:14:53,588 --> 00:14:56,199
آره، آها،‏
آره، می‌تونیم تا...‏

354
00:14:56,243 --> 00:14:59,115
یه ساعت دیگه بیاریمش اونجا.‏

355
00:14:59,159 --> 00:15:01,639
خیلی‌خب، یه جای امن
دور از اینجا ردیف کردم.‏

356
00:15:01,683 --> 00:15:03,772
‏- فقط کافیه وسایلش رو جمع کنیم.‏
‏- ممنون، کیلا.‏

357
00:15:03,815 --> 00:15:05,817
خیلی عذر می‌خوام که
از مراسم کشوندمت اینجا.‏

358
00:15:05,861 --> 00:15:06,906
اوه، نگرانش نباش.‏

359
00:15:06,949 --> 00:15:07,950
هنوز رقاص‌های با کلاس رو نخواسته بودن.‏

360
00:15:07,994 --> 00:15:08,995
فعلاً نوبت هندی‌هاست.‏

361
00:15:09,038 --> 00:15:10,300
بچه‌ها کوچیکن.‏

362
00:15:10,344 --> 00:15:12,215
تنها چیزهایی که لازم دارن
یه خوراکی پروتئین، پتو...‏

363
00:15:12,259 --> 00:15:14,609
و چند تا برگ‌ تا باهاش
کثیف کاری‌شون رو تمیز کنن.‏

364
00:15:14,652 --> 00:15:16,393
جالبه، الان که می‌دونم از فضا اومدی...‏

365
00:15:16,437 --> 00:15:19,005
تمام حرف‌هات منطقی‌تر به‌نظر میاد.‏

366
00:15:19,048 --> 00:15:21,964
از اونجایی که انقدر
تو بچه‌داری واردی، بفرما.‏

367
00:15:22,008 --> 00:15:24,097
چطوره بغلش کنی
تا ما وسایلش رو جمع کنیم.‏

368
00:15:24,140 --> 00:15:25,446
‏- نه...‏
‏- ممنون.‏

369
00:15:29,885 --> 00:15:32,235
این بچه از یه چیزی کفری‌ـه.‏

370
00:15:32,279 --> 00:15:33,889
خب می‌دونی، می‌تونی یه
خوراکی پروتئینی بهش بدی...‏

371
00:15:33,933 --> 00:15:35,412
یا کونش رو با برگ تمیز کنی.‏

372
00:15:35,456 --> 00:15:37,414
خب، محض شفاف سازی،‏
این کارو نکن.‏

373
00:15:37,458 --> 00:15:38,763
بهت تیکه انداخت.‏

374
00:15:38,807 --> 00:15:40,330
ببرش پیش گِرم
تا جاش رو عوض کنه...‏

375
00:15:40,374 --> 00:15:42,289
بعد فقط کنارش بمون.‏

376
00:15:42,332 --> 00:15:43,594
من نمی‌خوام کنارش بمونم.‏

377
00:15:43,638 --> 00:15:45,509
اون همیشه منو توی بازی کلمات می‌بره.‏

378
00:15:45,553 --> 00:15:47,685
نه، کنار بچه، نه گِرم.‏

379
00:15:47,729 --> 00:15:48,991
فقط ببرش بیرون قدم بزن.‏

380
00:15:49,035 --> 00:15:51,602
باشه... هیس، هیس.‏

381
00:15:51,646 --> 00:15:52,690
چیزی نیست.‏

382
00:15:52,734 --> 00:15:55,563
هیس.‏

383
00:16:01,482 --> 00:16:03,092
به‌نظرت یه‌ذره عجولانه نیست که از الان...‏

384
00:16:03,136 --> 00:16:06,574
داریم اتاق مهمان رو به اتاق بچه تبدیل می‌کنیم؟

385
00:16:06,617 --> 00:16:09,272
یعنی، از آخرین باری که یه‌ذره
امید داشتم، مدت‌ها می‌گذره.‏

386
00:16:09,316 --> 00:16:12,145
اینکه می‌دونم یه نفر هست که
می‌تونه فضایی‌ها رو ببینه...‏

387
00:16:12,188 --> 00:16:14,060
حداقل یه‌ذره بهم امید می‌ده.‏

388
00:16:15,975 --> 00:16:18,586
فقط بذار امیدم رو حفظ کنم، خب؟

389
00:16:18,629 --> 00:16:21,110
آره، آره. البته.‏

390
00:16:27,073 --> 00:16:28,726
اینا رو یادته؟

391
00:16:28,770 --> 00:16:30,598
آره.‏

392
00:16:37,953 --> 00:16:39,563
خدای من.‏

393
00:16:39,607 --> 00:16:41,435
مکس گفت این دکتر وندراسپیگله.‏

394
00:16:41,478 --> 00:16:42,392
می‌دونم.‏

395
00:16:42,436 --> 00:16:44,220
و اینو دقیقاً وقتی کشیده که...‏

396
00:16:44,264 --> 00:16:45,917
لیو گفت پیتر باخ اومده اینجا...‏

397
00:16:45,961 --> 00:16:47,789
دنبال یه فضایی تو پیشنس بگرده.‏

398
00:16:59,322 --> 00:17:03,326
لطفاً، بس کن.‏

399
00:17:03,370 --> 00:17:07,243
دکمهٔ خاموش یا وقفه نداره؟

400
00:17:07,287 --> 00:17:08,723
منم که باید گریه کنم.‏

401
00:17:08,766 --> 00:17:10,942
باید یه مانتید مهلک رو پیدا کنم و بکشم.‏

402
00:17:10,986 --> 00:17:13,380
جوزف اون همه قدرت داشت
و مانتید بازم...‏

403
00:17:13,423 --> 00:17:15,817
صورتش رو یه پازل هزار تیکه کرد.‏

404
00:17:17,297 --> 00:17:18,428
به‌خاطر صدای طبله؟

405
00:17:18,472 --> 00:17:19,864
از صدای طبل خوشت اومد؟

406
00:17:22,171 --> 00:17:25,566
کس دیگه‌ای دید چی شد؟

407
00:17:25,609 --> 00:17:27,437
این بچه بهم لبخند زد.‏

408
00:17:27,481 --> 00:17:30,658
یه‌دفعه احساس پیوند عمیقی
با این بچه دارم.‏

409
00:17:30,701 --> 00:17:32,442
قبلاً اینو با بریجت حس کردم...‏

410
00:17:32,486 --> 00:17:34,357
ولی نه با یه بچهٔ انسان.‏

411
00:17:34,401 --> 00:17:38,231
حتماً واسه همینه که انسان‌ها
بچه‌هاشون رو نمی‌خورن.‏

412
00:17:58,468 --> 00:18:00,514
این چه حسیه؟

413
00:18:03,995 --> 00:18:06,824
انرژی اینجا خیلی سرزنده‌ست.‏

414
00:18:22,579 --> 00:18:25,669
واسه موسیقی دستت رو دراز کردی؟

415
00:18:25,713 --> 00:18:27,497
واسه این دستت رو دراز کردی؟

416
00:18:33,547 --> 00:18:35,549
این بچه کوچولو حسش می‌کنه، مگه نه؟

417
00:18:35,592 --> 00:18:38,465
آره، الان کمتر عصبانیه،‏
شایدم خوشحاله.‏

418
00:18:40,119 --> 00:18:43,687
این قدرت رقص با لباس زنگوله‌داره.‏

419
00:18:43,731 --> 00:18:46,081
هر قدم این زنان رقاص...‏

420
00:18:46,125 --> 00:18:48,953
یه دعای شفابخشه.‏

421
00:18:48,997 --> 00:18:50,564
دعاها توی کفش‌شونه؟

422
00:18:50,607 --> 00:18:53,741
نه، صدای زنگوله‌ها...‏

423
00:18:53,784 --> 00:18:57,179
انگار صدها دعای کوچولو...‏

424
00:18:57,223 --> 00:19:02,532
به همه‌مون یادآوری می‌کنن
که همه بخشی از یه چیز بزرگ‌تر هستیم.‏

425
00:19:05,622 --> 00:19:08,930
فکر کنم دارم احساسات بزرگی تجربه می‌کنم.‏

426
00:19:08,973 --> 00:19:12,499
اگه فکر می‌کنی، پس حس نمی‌کنی.‏

427
00:19:12,542 --> 00:19:15,110
حالا، بگو.‏

428
00:19:15,154 --> 00:19:17,504
چه حسی داری؟

429
00:19:17,547 --> 00:19:20,246
حس می‌کنم،‏
هی داری منو می‌زنی.‏

430
00:19:20,289 --> 00:19:24,163
ولی اینم حس می‌کنم که...‏

431
00:19:24,206 --> 00:19:25,294
وصل شدم...‏

432
00:19:28,384 --> 00:19:30,256
به همه‌چیز.‏

433
00:19:30,299 --> 00:19:32,693
شبیه وای‌فای.‏

434
00:19:32,736 --> 00:19:34,129
ناناما.‏

435
00:19:34,173 --> 00:19:36,044
اسم وای‌فای‌تون ناناماـه؟

436
00:19:36,087 --> 00:19:39,221
اسم وای‌فای من ناچو وای‌فای‌ـه.‏

437
00:19:44,313 --> 00:19:47,011
ناناما یعنی «باهم».‏

438
00:19:47,055 --> 00:19:53,714
همه از طریق خالق
به همه‌چیز متصل شدیم.‏

439
00:19:53,757 --> 00:19:56,717
فقط چشم‌هات رو ببند و گوش کن.‏

440
00:19:58,980 --> 00:20:03,593
ناناما معمای بزرگیه که
همه‌چیز رو به‌هم وصل می‌کنه.‏

441
00:20:03,637 --> 00:20:07,075
دلیل اینه که رود می‌دونه
به کدوم طرف جریان پیدا کنه.‏

442
00:20:07,118 --> 00:20:11,732
‫درخت‌ها اینجوری
‫زیر زمین باهم صحبت می‌کنن،

443
00:20:11,775 --> 00:20:16,998
‫یا هر بار که یه بسته چیپس باز می‌کنی،

444
00:20:17,041 --> 00:20:20,349
‫یه سگ ولگرد پیداش می‌شه.

445
00:20:21,829 --> 00:20:23,570
‫چه حسی داری؟

446
00:20:28,662 --> 00:20:31,665
‫حس می‌کنم چیزی که
‫بهش نیاز داشتم رو پیدا کردم.

447
00:20:31,708 --> 00:20:35,277
‫پس قشنگ حواست بود.

448
00:20:43,746 --> 00:20:45,705
‫سلام، بچه‌ها، چه خبر؟

449
00:20:45,748 --> 00:20:48,996
‫ما می‌خوایم گزارش یه جرمی رو بدیم.

450
00:20:49,039 --> 00:20:50,685
‫خیلی‌خب.

451
00:20:50,710 --> 00:20:52,102
‫تعریف کنید چی شد.

452
00:20:52,146 --> 00:20:54,627
‫درست شنیدم که
‫می‌خواید گزارش یه جرمی رو بدید؟

453
00:20:54,670 --> 00:20:57,151
‫چون نمی‌دونم در جریانید یا نه،

454
00:20:57,194 --> 00:20:59,675
‫ولی «جرم» اسم میانی بنده‌ست.

455
00:20:59,719 --> 00:21:01,242
‫در واقع «یوجین»ـه.

456
00:21:01,285 --> 00:21:03,113
‫یکی پول‌هام رو دزدیده.

457
00:21:03,157 --> 00:21:04,134
‫- چقدر؟
‫- اوه.

458
00:21:04,158 --> 00:21:05,638
‫یه دو هزار دلاری.

459
00:21:05,681 --> 00:21:07,553
‫انعام‌هام رو جمع کرده بودم.

460
00:21:07,596 --> 00:21:08,597
‫پول زیادیه.

461
00:21:08,622 --> 00:21:11,017
‫- خب، متصدی بارِ خفنی‌ام.
‫- آره.

462
00:21:11,042 --> 00:21:13,142
‫خب، این اتفاق کِی افتاد؟

463
00:21:13,167 --> 00:21:15,536
‫این اطلاعات محرمانه‌ست.

464
00:21:15,561 --> 00:21:16,692
‫ما هم محرمیم.

465
00:21:16,717 --> 00:21:17,839
‫دیشب بود.

466
00:21:17,864 --> 00:21:20,292
‫آره، ما داشتیم می‌رفتیم به...

467
00:21:20,323 --> 00:21:22,487
‫- زیواتنیهو.
‫- واتنیهو.

468
00:21:22,524 --> 00:21:25,179
‫همون شهری که توی
‫رستگاری در شاوشنک بود؟

469
00:21:25,204 --> 00:21:26,650
‫- خودشه.
‫- آره، دقیقاً.

470
00:21:26,675 --> 00:21:28,331
‫این موقع از سال خیلی محبوبه.

471
00:21:28,356 --> 00:21:29,618
‫آره، یه مقصد فصلیه.

472
00:21:29,662 --> 00:21:30,706
‫مخصوص...

473
00:21:30,750 --> 00:21:31,838
‫کریسمسه.

474
00:21:31,881 --> 00:21:33,013
‫یه سؤال بهتری دارم.

475
00:21:33,056 --> 00:21:34,667
‫اونی که پول‌تون رو دزدید،

476
00:21:34,710 --> 00:21:35,687
‫چه شکلی بود؟

477
00:21:35,711 --> 00:21:36,930
‫از این رانندهای ماشین سنگین بود.

478
00:21:36,973 --> 00:21:38,932
‫صورتش به راننده‌ها می‌اومد. آره.

479
00:21:38,957 --> 00:21:40,524
‫رو پیشونیش زده بود
‫راننده، راننده، راننده.

480
00:21:40,549 --> 00:21:41,402
‫راننده‌ای‌‌طور بود.

481
00:21:41,426 --> 00:21:42,892
‫و ما سوار ماشین گنده‌ش شدیم.

482
00:21:42,936 --> 00:21:44,067
‫ماشین گنده‌ای داشت.

483
00:21:44,111 --> 00:21:45,460
‫و من ژاکتم رو اونجا جا گذاشتم.

484
00:21:45,504 --> 00:21:46,853
‫- ژاکتش رو جا گذاشت.
‫- پول تو ژاکتم بود.

485
00:21:46,909 --> 00:21:48,694
‫توی جیبش بود و اِلن بهمون گفت که...

486
00:21:48,724 --> 00:21:50,030
‫- گوش کنید چی می‌گه.
‫- ما شمارۀ...

487
00:21:50,073 --> 00:21:51,335
‫دارسی رو بهش دادیم، درسته؟

488
00:21:51,379 --> 00:21:53,076
‫ولی هنوز در مورد پول زنگی نزده.

489
00:21:53,120 --> 00:21:56,858
‫- بگو حتی یه بار!
‫- پس مشخصاً پول رو دزدیده.

490
00:21:56,883 --> 00:21:59,756
‫اِلن بهتون گفته که
‫شما بهش شماره دادید.

491
00:21:59,909 --> 00:22:01,737
‫- آره.
‫- آره، سرکار خانم.

492
00:22:01,781 --> 00:22:02,956
‫ولی تو اونجا بودی.

493
00:22:02,999 --> 00:22:05,132
‫ما یه عکس داریم...

494
00:22:05,175 --> 00:22:07,200
‫- عکس داریم
‫- از ماشینش که...

495
00:22:07,225 --> 00:22:08,111
‫بفرما.

496
00:22:08,135 --> 00:22:09,702
‫نیمی از پلاکش مشخصه.

497
00:22:09,745 --> 00:22:11,025
‫می‌تونید پلاکش رو چک کنید.

498
00:22:11,050 --> 00:22:12,622
‫پلاکش رو چک کنید.

499
00:22:12,647 --> 00:22:14,595
‫بذارید ببینم درست متوجه شدم یا نه.

500
00:22:14,620 --> 00:22:16,796
‫شما دوتا مست لایعقل بودید
‫و هیچی از دیشب یادتون نمیاد،

501
00:22:16,839 --> 00:22:18,406
‫پس تصمیم گرفتید
‫اتفاقات دیشب رو مرور کنید.

502
00:22:18,449 --> 00:22:20,554
‫در این حین فهمیدید که با یه
‫رانندۀ ماشین سنگین لاس زدید،

503
00:22:20,579 --> 00:22:23,334
‫دو هزار دلار تو ماشینش جا گذاشتید
‫و تنها سرنخی که دارید یه عکس تار...

504
00:22:23,359 --> 00:22:24,605
‫و نصفه و نیمه از پلاکشه.

505
00:22:24,630 --> 00:22:26,370
‫حالا اومدید اینجا
‫به این امید که معاون لیو...

506
00:22:26,414 --> 00:22:28,198
‫کارتون رو راه بندازه
‫و پلاک رو چک کنه که در واقع...

507
00:22:28,242 --> 00:22:31,071
‫یه گزارش دروغ به پلیسه
‫و جالبیش اینه که...

508
00:22:31,114 --> 00:22:32,278
‫طبق بند 18،

509
00:22:32,303 --> 00:22:37,191
‫مادۀ 1001 قانون فدرال آمریکا
‫این کار جرم محسوب می‌شه.

510
00:22:39,688 --> 00:22:42,082
‫منم همین فکر رو می‌کردم.
‫[مست کردن]

511
00:22:42,125 --> 00:22:44,797
‫متأسفم، دارس، ولی طرف دیگه غیبش زده.

512
00:22:44,822 --> 00:22:46,563
‫هرگز دیگه پیداش نمی‌کنی.

513
00:22:46,588 --> 00:22:49,760
‫خب، من دیگه پشت دستم رو
‫بسوزونم اگه ممه‌خوبه‌ام رو...

514
00:22:49,785 --> 00:22:51,264
‫به یه رانندۀ غریبه نشون بدم.

515
00:23:20,468 --> 00:23:22,252
‫هری اونجاست. بیا بریم.

516
00:23:22,296 --> 00:23:23,602
‫آه!

517
00:23:25,865 --> 00:23:27,064
‫سلام.

518
00:23:27,089 --> 00:23:29,581
‫از این که گفتم رفتار عجیبی داری
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

519
00:23:30,071 --> 00:23:31,541
‫دیدنت مثل دیدن اردک توی آب عادیه.

520
00:23:31,566 --> 00:23:37,311
‫او بخش اردکش رو نفهمیدم، ولی...

521
00:23:37,354 --> 00:23:39,705
‫من متعلق به همین‌جام.

522
00:23:39,748 --> 00:23:42,925
‫فکر کنم فهمیدم
‫منظورت از ریسمان چی بود.

523
00:23:42,969 --> 00:23:44,927
‫چون من به این بچه وصلم،

524
00:23:44,971 --> 00:23:50,454
‫و ما به همه‌کس و همه‌چیز وصل هستیم.

525
00:23:50,491 --> 00:23:52,928
‫منم تو این مورد باهات موافقم.

526
00:23:52,953 --> 00:23:54,932
‫کاش می‌شد بمونیم و تماشا کنیم،
‫ولی باید بریم.

527
00:23:54,957 --> 00:23:56,507
‫- هوم؟
‫- باید بریم.

528
00:23:56,532 --> 00:24:00,962
‫باید توی راه یه جا وایستیم
‫و چندتا برگ بگیریم.

529
00:24:00,987 --> 00:24:02,118
‫نه.

530
00:24:02,162 --> 00:24:03,732
‫بو میده.

531
00:24:32,279 --> 00:24:34,847
‫باید یه معنایی داشته باشه.

532
00:24:34,890 --> 00:24:37,197
‫به‌نظرت ممکنه که هری...

533
00:24:37,240 --> 00:24:39,503
‫تموم مدت اون آدم‌فضاییه باشه؟

534
00:24:39,547 --> 00:24:41,680
‫ممکنه؟

535
00:24:41,723 --> 00:24:43,333
‫خب، خودت که دیدیش.

536
00:24:43,377 --> 00:24:46,423
‫سلام، چه خبر؟

537
00:24:46,467 --> 00:24:47,555
‫اونا رو از کجا آوردید؟

538
00:24:47,598 --> 00:24:48,730
‫توی اتاقت پیداشون کردیم.

539
00:24:48,774 --> 00:24:50,950
‫مکس، رفیق، چرا گفتی که...

540
00:24:50,993 --> 00:24:52,603
‫آقای وندراسپیگل این شکلیه؟

541
00:24:52,647 --> 00:24:54,083
‫من از کجا بدونم؟

542
00:24:54,127 --> 00:24:57,095
‫این ماجرا واسه هزار سال پیشه.
‫یه بچۀ دو ساله بیشتر نبودم.

543
00:24:57,120 --> 00:24:58,566
‫چون عینهو بچه‌های دو ساله نقاشی کردی،

544
00:24:58,609 --> 00:24:59,654
‫دلیل نمی‌شه اون زمان
‫دو ساله بوده باشی.

545
00:24:59,698 --> 00:25:01,221
‫- عزیزم.
‫- آره.

546
00:25:01,264 --> 00:25:03,353
‫احتمالاً اون موقع
‫تو فاز بیگانه‌ها بودم.

547
00:25:03,397 --> 00:25:05,526
‫خودت چند سالی رو
‫تو فاز شمع‌های بدبوت بودی.

548
00:25:05,551 --> 00:25:06,574
‫خیلی‌خب.

549
00:25:06,599 --> 00:25:10,578
‫ببین، عزیزم، ازت می‌خوام روراست باشی.

550
00:25:10,621 --> 00:25:14,843
‫شاید الان متوجه نباشی، ولی
‫خیلی برامون مهمه که حقیقت رو بگی.

551
00:25:14,887 --> 00:25:16,671
‫من و بابات بهت اعتماد داریم، خب؟

552
00:25:16,715 --> 00:25:19,369
‫و این یکی از اون لحظاتیه که...

553
00:25:19,413 --> 00:25:21,720
‫اعتمادت به ما اهمیت زیادی داره.

554
00:25:21,763 --> 00:25:24,331
‫برام مهم نیست قبلاً چی گفتی، خب؟

555
00:25:24,356 --> 00:25:26,043
‫ما بی قید و شرط دوستت داریم.

556
00:25:26,068 --> 00:25:28,070
‫فقط حقیقت رو بهمون بگو.

557
00:25:28,340 --> 00:25:32,692
‫هری وندراسپیگل بیگانه‌ست؟

558
00:25:34,857 --> 00:25:36,423
‫چرا به این یارو گفتی هری؟

559
00:25:36,448 --> 00:25:38,189
‫- چون هریه!
‫- نه، نیست.

560
00:25:38,214 --> 00:25:39,389
‫یه آدم معمولیه.

561
00:25:42,565 --> 00:25:44,669
‫نه، هری بیگانه نیست.

562
00:25:46,326 --> 00:25:47,630
‫باشه.

563
00:25:49,051 --> 00:25:50,618
‫مرسی که حقیقت رو بهمون گفتی.

564
00:25:52,272 --> 00:25:55,064
‫باید بری وبسایت «اِتسی»
‫نقد شمع‌هام رو بخونی.

565
00:25:55,089 --> 00:25:56,767
‫بهم چهار و نیم ستاره دادن.

566
00:25:58,760 --> 00:26:00,933
‫قبلاً بچۀ آقا و خانم شهردار رو...

567
00:26:00,958 --> 00:26:03,047
‫در مقایسه با پس گرفتن قدرت‌هام
‫و شکست دادن مانتید...

568
00:26:03,072 --> 00:26:04,848
‫یه مشکل کوچیک می‌دیدم.

569
00:26:04,873 --> 00:26:07,881
‫ولی بعد از این جشن سرخپوستی،
‫یه چیزی توی من عوض شد.

570
00:26:07,906 --> 00:26:10,517
‫حالا می‌فهمم که آستا
‫چه حسی نسبت به دنیا داره.

571
00:26:10,542 --> 00:26:13,658
‫بعضی وقت‌ها چیزهای کوچیک
‫اونقدرها که فکر می‌کنی کوچیک نیستن.

572
00:26:13,683 --> 00:26:17,600
‫خب، یه مشکل حل شد،
‫چند تا مشکل بزرگ موندن.

573
00:26:17,819 --> 00:26:19,255
‫باید اون مانتید رو پیدا کنی.

574
00:26:19,299 --> 00:26:21,605
‫نگران اون نباش.
‫من یه راهی دارم.

575
00:26:21,649 --> 00:26:24,173
‫خوبه که! چه راهی؟

576
00:26:24,217 --> 00:26:26,567
‫هیچ ایده‌ای ندارم که چطور
‫انرژی بیگانه‌ام رو پس بگیرم،

577
00:26:26,592 --> 00:26:28,647
‫یا اون مانتید رو شکست بدم و بکشم.

578
00:26:28,672 --> 00:26:30,661
‫ولی انرژی اون رقاص‌های زنگوله‌دار...

579
00:26:30,686 --> 00:26:34,289
‫باعث شد احساس کنم
‫که اوضاع به نحوی درست می‌شه.

580
00:26:34,373 --> 00:26:37,206
‫فردا که یه‌کم استراحت کردیم بهت می‌گم.

581
00:26:38,197 --> 00:26:39,605
‫باشه.

582
00:26:39,952 --> 00:26:41,257
‫الو؟

583
00:26:41,408 --> 00:26:44,324
‫بله، آستا هستم.

584
00:26:44,367 --> 00:26:46,674
‫چی؟ ببخشید، منظورتون چیه که...

585
00:26:46,717 --> 00:26:48,197
‫پول به حساب ننشسته؟

586
00:26:51,317 --> 00:26:54,317
‫♪ آهنگ All My Favorite People ♪
‫♪ از Over the Rhine ♪

587
00:26:57,076 --> 00:26:58,817
‫این هم از قهوه‌ت، لیو.

588
00:27:07,989 --> 00:27:10,474
‫انگاری سردرگمی.

589
00:27:11,090 --> 00:27:12,569
‫سلام، لیو.

590
00:27:12,613 --> 00:27:14,963
‫من خوبم.

591
00:27:15,007 --> 00:27:18,880
‫پیتر باخ باهات تماسی نگرفت؟

592
00:27:19,134 --> 00:27:21,292
‫نه، هنوز نه.

593
00:27:21,317 --> 00:27:22,841
‫متأسفم.

594
00:27:22,884 --> 00:27:25,017
‫می‌دونی، من همیشه تحسینت می‌کنم.

595
00:27:25,079 --> 00:27:26,907
‫انگار که مهم نیست
‫چقدر اوضاع خراب بشه،

596
00:27:26,932 --> 00:27:29,617
‫تو همیشه مثبت فکر می‌کنی.

597
00:27:29,845 --> 00:27:31,799
‫انگار هنوز به این امیدواری که...

598
00:27:31,824 --> 00:27:33,266
‫همه‌چی بهتر می‌شه.

599
00:27:33,291 --> 00:27:35,602
‫همیشه سعی خودم رو می‌کنم.

600
00:27:35,700 --> 00:27:36,831
‫آره.

601
00:27:36,856 --> 00:27:38,379
‫کاش من هم مثل تو بودم.

602
00:27:41,903 --> 00:27:46,995
‫بچه‌م نیست و...

603
00:27:47,039 --> 00:27:48,779
‫هر روزی که می‌گذره،

604
00:27:48,823 --> 00:27:52,044
‫حس می‌کنم ازش دورتر و دورتر می‌شم.

605
00:27:57,136 --> 00:27:59,921
‫فکر کنم بتونم کمکت کنم.

606
00:28:02,793 --> 00:28:05,187
‫سلام، کجا بودی؟

607
00:28:05,231 --> 00:28:06,710
‫تمام روز داشتم بهت زنگ می‌زدم.

608
00:28:06,754 --> 00:28:09,365
‫آره، سلام، آمم... گذاشته بودمت روی بی‌صدا.

609
00:28:09,409 --> 00:28:12,020
‫نه فقط تو، همه رو.

610
00:28:12,064 --> 00:28:13,892
‫روز عجیبی داشتم، واسه همین...

611
00:28:13,917 --> 00:28:15,465
‫خیلی‌خب، از بانک زنگ زدن،

612
00:28:15,490 --> 00:28:17,074
‫گفتن پول به دست‌شون نرسیده.

613
00:28:17,099 --> 00:28:18,099
‫عجیب!

614
00:28:18,731 --> 00:28:21,301
‫عجیبه، چون دیشب پول رو بردم.

615
00:28:21,326 --> 00:28:24,119
‫از اینجا رفتم،
‫پول‌ها رو از 59 برداشتم،

616
00:28:24,163 --> 00:28:25,904
‫و بعدش رفتم بانک،

617
00:28:25,947 --> 00:28:29,081
‫و توی صندوق شبانه ریختمش.

618
00:28:30,778 --> 00:28:32,432
‫باشه.

619
00:28:32,475 --> 00:28:34,434
‫خب، خوبه.

620
00:28:34,477 --> 00:28:36,915
‫گمونم یه اشتباه بانکی باشه.

621
00:28:36,958 --> 00:28:39,569
‫آره، اشتباه بانکی.
‫همیشه اتفاق میفته.

622
00:28:39,613 --> 00:28:41,006
‫آره، دقیقاً.

623
00:28:41,049 --> 00:28:43,312
‫خدای من. اینو گوش کن.

624
00:28:45,010 --> 00:28:46,925
‫یه سری اتفاقات عجیبی اینجا افتاده.

625
00:28:46,968 --> 00:28:49,536
‫شورای اسکان هری رو احضار کرد.

626
00:28:49,579 --> 00:28:51,625
‫بهشون قول داد جسد
‫یه مانتید رو تحویل‌شون می‌ده.

627
00:28:51,668 --> 00:28:53,279
‫وقتی که رفتیم قبرش رو کنیدم،

628
00:28:53,322 --> 00:28:55,803
‫دیدیم مانتید اونجا نبود.

629
00:28:55,846 --> 00:28:58,240
‫انگار که ناپدید شده بود.

630
00:29:00,721 --> 00:29:03,773
‫ببخشید، من باید برم.

631
00:29:04,420 --> 00:29:06,663
‫اوه. باشه.

632
00:29:06,688 --> 00:29:08,543
‫پس... بعداً می‌بینمت؟

633
00:29:13,424 --> 00:29:15,798
‫با اینکه حسم بهم می‌گه
‫همه‌چی درست می‌شه،

634
00:29:15,823 --> 00:29:19,174
‫اگه احیاناً درست نشد
‫و به ناچار به ماریا تبعید شدم،

635
00:29:19,218 --> 00:29:21,437
‫دارم روی دارایی‌هام برچسب می‌زنم
‫تا اونایی که...

636
00:29:21,481 --> 00:29:22,786
‫پا به زندگی من گذاشتن،

637
00:29:22,811 --> 00:29:24,551
‫یه یادگاری‌ای داشته باشن.

638
00:29:24,576 --> 00:29:27,157
‫آستا از این خوشش میاد،
‫چون خودش این رو بهم داده،

639
00:29:27,182 --> 00:29:32,057
‫و عینهو روز اولشه،
‫چون هیچ‌وقت ازش استفاده نکردم.

640
00:29:32,100 --> 00:29:34,842
‫قابلت هم نداشت.

641
00:29:37,962 --> 00:29:39,288
‫سلام.

642
00:29:40,109 --> 00:29:42,452
‫سلام خانمی که خونه‌تون در نداره!

643
00:29:42,477 --> 00:29:44,058
‫تنهایی بدون آستا اومدی اینجا چی‌کار؟

644
00:29:44,083 --> 00:29:45,933
‫- ما که همیشه باهم نیستیم.
‫- چرا، هستین.

645
00:29:45,958 --> 00:29:48,280
‫حتی از اون دوچرخه‌های چهار رکابه دارین.

646
00:29:48,305 --> 00:29:53,234
‫اسمش دوچرخۀ دونفره‌ست،
‫همون هیولا، خودت که می‌دونی.

647
00:29:54,818 --> 00:29:57,256
‫روزی که از سمساری خریدیمش رو یادمه.

648
00:29:57,299 --> 00:30:00,041
‫آستا یه جوری رفتار می‌کرد
‫که انگار طلا پیدا کرده بودیم.

649
00:30:00,085 --> 00:30:02,783
‫بهش گفتم اون بلای جون‌مون می‌شه،
‫ولی آستا خیلی ذوق‌زده بود.

650
00:30:02,826 --> 00:30:04,959
‫واسه همین خریدیمش
‫و آخرهفته تعمیرش کردیم.

651
00:30:05,003 --> 00:30:09,288
‫ولی سوار که شدیم،
‫فوراً زمین خوردیم.

652
00:30:09,313 --> 00:30:11,375
‫دوباره و سه‌بار زمین خوردیم.

653
00:30:11,400 --> 00:30:14,969
‫و بعدش یه اتفاقی افتاد و...

654
00:30:15,013 --> 00:30:18,842
‫تعادل‌مون رو حفظ کردیم و فقط...

655
00:30:18,886 --> 00:30:20,975
‫مثل یه تیم بودیم، می‌دونی؟

656
00:30:21,019 --> 00:30:22,020
‫بمب تکون‌مون نمی‌داد.

657
00:30:22,063 --> 00:30:23,543
‫انگار که...

658
00:30:28,113 --> 00:30:30,245
‫یه نیرویی بود و...

659
00:30:33,167 --> 00:30:35,908
‫ولی الان دیگه...

660
00:30:35,933 --> 00:30:37,760
‫الان دیگه مطمئن نیستم.

661
00:30:37,905 --> 00:30:40,864
‫دفعۀ دیگه فقط بگو:
‫«دوچرخه خریدیم.»

662
00:30:44,172 --> 00:30:45,864
‫واسه همین اومدم پیشت.

663
00:30:47,741 --> 00:30:50,744
‫تو خیلی احساساتی نیستی.

664
00:30:50,787 --> 00:30:52,659
‫انگار داری با یه گیاه حرف می‌زنی.

665
00:30:52,702 --> 00:30:56,402
‫اینجا رو، یه گیاه واقعی اینجاست.

666
00:30:56,427 --> 00:30:58,691
‫همونی که دنبالش بودی.

667
00:30:58,716 --> 00:31:00,936
‫خداحافظ!

668
00:31:00,961 --> 00:31:05,149
‫من دیگه طاقتم طاق شده.

669
00:31:06,909 --> 00:31:12,045
‫از فکرهای توی سرم می‌ترسم.

670
00:31:12,070 --> 00:31:19,257
‫از این که اگه تنها باشم
‫ممکنه چه کاری دست خودم بدم.

671
00:31:20,904 --> 00:31:27,011
‫اینجا نیومدی تا راجع‌به
‫دوچرخه و گل‌وگیاه صحبت کنی.

672
00:31:27,406 --> 00:31:30,926
‫آستا بهم یه مقدار پول داد
‫تا براش ببرم بانک و...

673
00:31:30,951 --> 00:31:32,910
‫من مست کردم و پول‌ها رو گم کردم،

674
00:31:32,935 --> 00:31:36,504
‫بعدش تو صورت رفیق صمیمیم دروغ گفتم،

675
00:31:36,529 --> 00:31:40,533
‫و اون واقعاً باورش شد.

676
00:31:40,778 --> 00:31:42,510
‫پس دروغت جواب داد.

677
00:31:42,535 --> 00:31:44,554
‫آره، ولی...

678
00:31:45,850 --> 00:31:49,984
‫ولی اون قرار بود
‫بهتر از هر کسی منو بشناسه.

679
00:31:50,109 --> 00:31:53,939
‫و اگه به این سادگی دروغم رو باور کنه،

680
00:31:53,964 --> 00:31:57,968
‫پس یعنی نمی‌تونه...

681
00:31:58,203 --> 00:32:02,903
‫دیگه نمی‌تونه منو ببینه.
‫منِ واقعی رو.

682
00:32:02,946 --> 00:32:07,908
‫اگه من می‌تونستم توی واقعی رو ببینم،
‫دوست داشتی موهات چه رنگی باشن؟

683
00:32:10,068 --> 00:32:11,600
‫قهوه‌ای.

684
00:32:14,886 --> 00:32:16,605
‫آستا خوش‌بینه.

685
00:32:16,630 --> 00:32:19,242
‫آدم خوش‌بینیه.
‫بهت اعتماد کرد.

686
00:32:19,267 --> 00:32:22,488
‫آره، ولی آستا قدیم‌ها
‫هر باری که خالی می‌بستم می‌فهمید.

687
00:32:22,531 --> 00:32:25,143
‫الان یهویی حرفم رو باور کرد؟

688
00:32:25,186 --> 00:32:27,797
‫آخه...

689
00:32:27,841 --> 00:32:31,192
‫اون می‌دونه که من دروغگوئم.

690
00:32:31,236 --> 00:32:33,806
‫خب، من به آستا گفتم
‫یه راهی واسه کشتن مانتید دارم.

691
00:32:33,831 --> 00:32:36,147
‫ولی ندارم. من هم یه دروغگوئم.

692
00:32:36,172 --> 00:32:37,782
‫بزن قدش، فریبکار!

693
00:32:37,807 --> 00:32:39,698
‫ولی برای تو مهم نیست
‫که اون باورت کنه یا نه.

694
00:32:39,723 --> 00:32:41,569
‫برای من مهمه.

695
00:32:41,594 --> 00:32:47,556
‫اگه نمی‌تونه دروغ‌هام رو
‫تشخیص بده، پس من کی‌ام؟

696
00:32:47,600 --> 00:32:48,987
‫وجود خارجی دارم؟

697
00:32:49,012 --> 00:32:50,802
‫اصلاً... بودنم لازمه؟

698
00:32:50,827 --> 00:32:53,049
‫یعنی چی که بودنت لازمه؟

699
00:32:53,074 --> 00:32:55,903
‫تو همین الان هم جلومی.

700
00:32:59,493 --> 00:33:00,936
‫اوه.

701
00:33:01,454 --> 00:33:02,735
‫آره.

702
00:33:04,512 --> 00:33:05,759
‫اوه.

703
00:33:06,749 --> 00:33:09,535
‫بیا به آستا زنگ بزنیم، خب؟

704
00:33:09,578 --> 00:33:11,798
‫تا بگه همه‌چی روبه‌راهه،

705
00:33:11,841 --> 00:33:13,800
‫با اینکه می‌دونه روبه‌راه نیست؟

706
00:33:14,076 --> 00:33:17,888
‫آستا واقعیت رو نمی‌گه.

707
00:33:18,021 --> 00:33:20,720
‫ولی اون و خیلی‌های دیگه...

708
00:33:20,763 --> 00:33:24,811
‫خلاص می‌شدن
‫اگه من دیگه توی زندگی‌شون نبودم.

709
00:33:24,854 --> 00:33:26,291
‫نیازی نیست یکی بهم دروغ بگه.

710
00:33:26,334 --> 00:33:29,816
‫فقط... می‌خوام یکی جواب سؤالم رو بده.

711
00:33:29,859 --> 00:33:32,210
‫سؤالت چیه؟

712
00:33:32,253 --> 00:33:37,127
‫من حس خوبی نسبت به زندگیم ندارم.

713
00:33:37,171 --> 00:33:39,086
‫چرا باید این زندگی رو ادامه بدم؟

714
00:33:44,178 --> 00:33:46,860
‫اگه اون اوایل که زمین اومده بودم
‫این سؤال رو ازم می‌پرسیدی،

715
00:33:46,885 --> 00:33:49,836
‫یه جواب دیگه‌ای می‌دادم.

716
00:33:49,879 --> 00:33:54,101
‫می‌گفتم دلم می‌خواد
‫همۀ آدم‌ها بمیرن، حتی تو!

717
00:33:54,144 --> 00:33:56,495
‫ولی من تغییر کردم.

718
00:33:56,538 --> 00:34:00,194
‫می‌دونم زندگی آدم‌ها باارزشه.

719
00:34:00,238 --> 00:34:03,241
‫حتی زندگی خودت هم همین‌طور.

720
00:34:03,284 --> 00:34:06,418
‫ولی کدوم ارزش؟

721
00:34:06,461 --> 00:34:11,423
‫تمام آرزوهام رو چال کردم.

722
00:34:11,466 --> 00:34:16,558
‫بعضی وقت‌ها شب که می‌شه...

723
00:34:16,602 --> 00:34:18,299
‫ساعت‌ها واسه خودم راه می‌رم.

724
00:34:18,343 --> 00:34:19,909
‫و به آسمون خیره می‌شم،

725
00:34:19,953 --> 00:34:25,219
‫و احساس کوچیک بودن می‌کنم...

726
00:34:27,448 --> 00:34:29,457
‫احساس بی‌ارزش بودن.

727
00:34:29,482 --> 00:34:32,835
‫اگه بی‌ارزش بودی،
‫آقا و خانم شهردار...

728
00:34:32,879 --> 00:34:34,533
‫بچه‌شون روی زمین نبود.

729
00:34:34,576 --> 00:34:36,883
‫تو کوچیک نیستی.

730
00:34:36,926 --> 00:34:41,931
‫تو جزئی از همون آسمونی که...

731
00:34:41,975 --> 00:34:44,543
‫داشتی بهش نگاه می‌کردی.

732
00:34:44,586 --> 00:34:45,935
‫من هم همین‌طور.

733
00:34:45,979 --> 00:34:50,723
‫این خانم مُسنی که باهاش آشنا شدم...

734
00:34:50,766 --> 00:34:52,812
‫خشن بود. کتکم زد.

735
00:34:52,855 --> 00:34:57,773
‫ولی در مورد یه چیزی
‫به اسم «ناناما» بهم گفت.

736
00:34:58,185 --> 00:35:02,753
‫به چگونگی پیوند ما باهم گفته می‌شه.

737
00:35:02,778 --> 00:35:04,737
‫- من توی توام.
‫- ایش!

738
00:35:04,780 --> 00:35:09,350
‫- تو هم توی منی.
‫- چندش.

739
00:35:09,394 --> 00:35:13,959
‫و اگه اینجا نبودی،
‫زندگی ناقص بود.

740
00:35:13,984 --> 00:35:16,949
‫چه بلایی سرت اومده؟

741
00:35:16,974 --> 00:35:18,813
‫نکنه روح تو وجودت جَوونه زده؟

742
00:35:18,838 --> 00:35:21,273
‫گونۀ ما روح نداره.

743
00:35:21,298 --> 00:35:24,384
‫ولی الان داستان
‫اون خانم مسن رو تعریف کردی،

744
00:35:24,409 --> 00:35:27,063
‫اون گفت ما همه به هم وصلیم.

745
00:35:27,088 --> 00:35:29,445
‫- تو همچین پیوندی رو حس می‌کنی؟
‫- آره.

746
00:35:29,470 --> 00:35:31,626
‫این روحته دیگه، خنگ خدا.

747
00:35:31,651 --> 00:35:33,044
‫مشخصاً روح تو وجودت جَوونه زده.

748
00:35:33,069 --> 00:35:34,636
‫واسه همین اون پیوند رو احساس کردی.

749
00:35:34,680 --> 00:35:36,290
‫چرت نگو بابا!

750
00:35:36,334 --> 00:35:38,066
‫نمی‌گم.

751
00:35:40,512 --> 00:35:42,688
‫من واقعاً یه انسانم.

752
00:35:42,731 --> 00:35:44,117
‫آره.

753
00:35:44,142 --> 00:35:46,405
‫به جمع‌مون خوش اومدی.

754
00:35:46,624 --> 00:35:50,397
‫انسان بودن واقعاً کار سختیه.

755
00:35:50,422 --> 00:35:52,075
‫شاید اینطور نباشه.

756
00:35:52,164 --> 00:35:54,235
‫شاید مشکل اینجاست که
‫آدم‌ها بی‌خود سختش می‌کنن،

757
00:35:54,260 --> 00:35:56,828
‫در حالی که خیلی هم آسونه.

758
00:36:07,879 --> 00:36:09,207
‫ایناهاش.

759
00:36:11,760 --> 00:36:13,223
‫این که یه درخته.

760
00:36:13,248 --> 00:36:16,653
‫نه، درخت پریونه.

761
00:36:16,678 --> 00:36:18,680
‫آره، حتماً.

762
00:36:18,705 --> 00:36:21,316
‫واقعاً انتظار داری پری‌ها رو باور کنم؟

763
00:36:21,341 --> 00:36:24,169
‫فکر می‌کردی یه روز
‫بیگانه‌ها رو باور کنی؟

764
00:36:26,195 --> 00:36:28,589
‫خب، این یکی رو حق با تو بود.

765
00:36:28,614 --> 00:36:32,277
‫عمه کتیِ من
‫بچه که بودم منو اینجا می‌آورد.

766
00:36:32,302 --> 00:36:34,932
‫بهم می‌گفت پری‌ها اینجا زندگی می‌کنن،

767
00:36:34,957 --> 00:36:37,569
‫و می‌گفت باید براشون
‫یه آبنبات نعنایی بذارم.

768
00:36:37,800 --> 00:36:42,595
‫حالا هر وقت که احساس سردرگمی می‌کنم،

769
00:36:42,620 --> 00:36:44,975
‫میام اینجا تا به خودم یادآوری کنم...

770
00:36:45,000 --> 00:36:48,830
‫دنیا پر از جادو و امیدواریه.

771
00:36:51,365 --> 00:36:53,889
‫گمونم من روزی به
‫جادویی بودن دنیا ایمان میارم که...

772
00:36:53,933 --> 00:36:58,663
‫توی خونه‌ام باشم و ببینم که...

773
00:36:58,688 --> 00:37:01,735
‫بچه‌م توی بغلمه.

774
00:37:01,760 --> 00:37:05,208
‫واقعاً متأسفم که داری
‫این روزها رو سپری می‌کنی.

775
00:37:05,240 --> 00:37:08,123
‫نمی‌تونم حتی تصور کنم چه حسی داری.

776
00:37:09,713 --> 00:37:12,585
‫به‌نظرم کار خیلی قشنگی کردی
‫که منو اینجا آوردی.

777
00:37:14,823 --> 00:37:17,826
‫می‌خوای تو هم یه آبنبات براشون بذاری؟

778
00:37:17,870 --> 00:37:19,554
‫خودت بذار.

779
00:37:19,579 --> 00:37:21,655
‫من چند روز پیش یکی گذاشتم،

780
00:37:21,680 --> 00:37:23,086
‫و الان دیگه نیست.

781
00:37:23,111 --> 00:37:25,853
‫شاید کار سنجاب‌هاست.

782
00:37:25,984 --> 00:37:27,737
‫ولی حس خوبی به آدم می‌ده.

783
00:37:30,404 --> 00:37:33,059
‫بعضی وقت‌ها که احساس درموندگی می‌کنی،

784
00:37:33,102 --> 00:37:35,322
‫وقتی می‌بینی هیچ کاری از دستت برنمیاد،

785
00:37:35,365 --> 00:37:38,251
‫اینجوری لاأقل می‌دونی که بی‌کار ننشستی.

786
00:37:40,762 --> 00:37:42,121
‫باشه.

787
00:37:42,503 --> 00:37:44,766
‫خیلی‌خب.

788
00:37:44,810 --> 00:37:46,072
‫- آره؟
‫- آره.

789
00:37:49,508 --> 00:37:52,598
‫♪ آهنگ The Moonlight Song ♪
‫♪ از Blaze Foley ♪

790
00:38:04,394 --> 00:38:07,234
‫پس جسد مانتید کجاست؟

791
00:38:07,259 --> 00:38:08,878
‫شاتل رو به مقصد ماریا آماده کنید.

792
00:38:08,903 --> 00:38:09,940
‫نه، وایستید.

793
00:38:09,965 --> 00:38:12,446
‫من یه پیشنهاد جدیدی دارم.

794
00:38:12,490 --> 00:38:15,589
‫تو در جایگاهی نیستی که مذاکره کنی.

795
00:38:15,614 --> 00:38:18,340
‫اگه شما انرژی بیگانۀ منو پس بدید،

796
00:38:18,365 --> 00:38:21,890
‫من مانتید رو می‌کشم
‫و جسدش رو اینجا میارم،

797
00:38:21,934 --> 00:38:24,414
‫کهکشان رو از شر این
‫تهدید خطرناک خلاص می‌کنم.

798
00:38:24,458 --> 00:38:28,939
‫اگه این کار رو نکردم،
‫خاکستری‌ها می‌تونن من رو داشته باشن.

799
00:38:30,333 --> 00:38:33,293
‫موکلین من دارایی‌هایی رو ترجیح می‌دن
‫که ارزش واقعی داشته باشن.

800
00:38:33,336 --> 00:38:36,731
‫این مگه همون پیشنهاد قبل نیست؟

801
00:38:36,775 --> 00:38:38,559
‫آره، ولی شرایط تغییر کرده.

802
00:38:38,603 --> 00:38:40,953
‫خاکستری‌ها می‌خواستن که مانتید رو بکشم،

803
00:38:41,015 --> 00:38:43,583
‫تا بتونن به دزدیدن روح بچه‌ها ادامه بدن.

804
00:38:43,608 --> 00:38:44,859
‫واقعاً کار چندشیه.

805
00:38:44,884 --> 00:38:46,611
‫ولی اگه بهتون بگم
‫یه موجودی هست که...

806
00:38:46,654 --> 00:38:49,208
‫توش روح جَوونه می‌زنه چی؟

807
00:38:49,233 --> 00:38:50,919
‫غیرممکنه.

808
00:38:50,963 --> 00:38:54,411
‫حتی انسان‌ها هم نمی‌تونن
‫از هیچی روح به وجود بیارن.

809
00:38:54,436 --> 00:38:55,830
‫غیرممکن نیست.

810
00:38:55,855 --> 00:38:57,422
‫من یه مثال عینی‌ام.

811
00:38:57,447 --> 00:39:02,461
‫من همون موجودی‌ام که
‫یه روح انسانی اینجاشه.

812
00:39:02,486 --> 00:39:04,998
‫توی صورت‌جلسه ذکر کنید که
‫متهم به آلت خودش اشاره کرد.

813
00:39:05,023 --> 00:39:06,624
‫به آ... آلتم؟

814
00:39:06,649 --> 00:39:09,173
‫نه، نه، حتی... آلتم این پایینه.

815
00:39:09,198 --> 00:39:10,852
‫بعضی وقت‌ها این‌وریه.

816
00:39:10,896 --> 00:39:12,114
‫بعضی وقت‌ها اون‌وریه.

817
00:39:12,158 --> 00:39:14,116
‫وقتی می‌دوئم اینجوری می‌شه...

818
00:39:14,160 --> 00:39:16,297
‫آدم خودش هم نمی‌دونه کدوم‌وریه.

819
00:39:16,322 --> 00:39:19,419
‫ولی من داشتم به قلبم اشاره می‌کردم.

820
00:39:19,444 --> 00:39:22,665
‫توی توی صورت‌جلسه ذکر کنید که
‫آلت انسان‌ها توی قلب‌شونه.

821
00:39:22,690 --> 00:39:23,865
‫خدایا.

822
00:39:26,215 --> 00:39:28,473
‫اگه موفق به کشتن مانتید نشم،

823
00:39:28,498 --> 00:39:32,414
‫خاکستری‌ها می‌تونن
‫من و روحم رو داشته باشن.

824
00:39:32,439 --> 00:39:35,224
‫ولی تنها در صورتی که برای همیشه...

825
00:39:35,268 --> 00:39:38,706
‫از گشتن به دنبال بچۀ
‫آقا و خانم شهردار دست بکشن.

826
00:39:38,750 --> 00:39:41,317
‫داشتن توانایی پرورش یک روح...

827
00:39:41,361 --> 00:39:43,189
‫جای انتقال اون‌ها از زمین...

828
00:39:43,232 --> 00:39:45,858
‫مزیت بزرگی برای خاکستری‌ها به حساب میاد.

829
00:39:45,883 --> 00:39:48,625
‫انتقال بچه کلی هزینه‌برداره.

830
00:39:48,650 --> 00:39:50,404
‫ولی از کجا بدونیم که واقعاً...

831
00:39:50,429 --> 00:39:53,040
‫روحی که مدعیش هستی رو پرورش دادی؟

832
00:39:53,065 --> 00:39:57,551
‫اگه غیر از این بود، هرگز
‫چنین پیشنهاد فداکارانه‌ای نمی‌داد.

833
00:39:57,595 --> 00:40:02,077
‫اگه متهم حاضره خودش رو وثیقه قرار بده،

834
00:40:02,121 --> 00:40:04,689
‫ما از هرگونه ادعایی در رابطه با...

835
00:40:04,732 --> 00:40:07,646
‫نوزاد انسان ذکر شده صرف‌نظر می‌کنیم.

836
00:40:07,671 --> 00:40:10,869
‫پس شورا پیشنهادت رو قبول می‌کنه،

837
00:40:10,894 --> 00:40:13,027
‫و انرژی بیگانه‌ت رو...

838
00:40:13,088 --> 00:40:15,221
‫به یه نماینده می‌ده.

839
00:40:15,264 --> 00:40:17,702
‫که در صورت صلاح‌دید
‫اون رو به شما اهدا می‌کنه.

840
00:40:17,745 --> 00:40:20,226
‫نماینده؟

841
00:40:20,269 --> 00:40:23,789
‫جایزۀ نهایی برای
‫گذر از تمامی چالش‌های زمین...

842
00:40:23,814 --> 00:40:26,275
‫چیزی فراتر از هر دارایی‌ای بود:

843
00:40:26,300 --> 00:40:27,911
‫روح انسان.

844
00:40:31,454 --> 00:40:34,477
‫هی، جی، این پاکت پول واسه غذاخوریه؟

845
00:40:34,502 --> 00:40:37,004
‫شبیه یکی از پاکت‌های دنه.

846
00:40:37,440 --> 00:40:38,572
‫آره.

847
00:40:38,723 --> 00:40:40,115
‫کجا پیداش کردی؟

848
00:40:40,159 --> 00:40:42,465
‫پستچی آوردش اداره.

849
00:40:42,509 --> 00:40:44,598
‫گمونم یه دو هزارتایی توش باشه.

850
00:40:44,642 --> 00:40:47,659
‫بهم گفت یکی این رو
‫توی صندوق پستیِ کنار بانک انداخته.

851
00:40:50,299 --> 00:40:52,197
‫یعنی کی می‌تونست باشه؟

852
00:40:54,523 --> 00:40:56,175
‫این هم از بانک.

853
00:40:56,218 --> 00:40:58,917
‫این هم اون صندوقه.

854
00:40:58,960 --> 00:41:00,619
‫این پاکت پول رو یه لقمۀ چپش کن.

855
00:41:00,644 --> 00:41:02,186
‫به، به، به.

856
00:41:04,442 --> 00:41:06,442
‫[ ادارۀ پست ایالات متحده ]

857
00:41:06,533 --> 00:41:08,202
‫خودمو خیس کردم.

858
00:41:09,093 --> 00:41:13,093
‫♪ آهنگ Mercy Now ♪
‫♪ از Mary Gauthier ♪

859
00:41:24,377 --> 00:41:26,292
‫ولی شاید بهترین بخش از
‫انسان بودن اینه که...

860
00:41:26,335 --> 00:41:28,381
‫مهم نیست چقدر اوضاع سخت بشه،

861
00:41:28,424 --> 00:41:30,296
‫ما همیشه امیدواریم.

862
00:41:33,370 --> 00:41:35,418
‫[ انجمن الکلی‌های گمنام ]

863
00:41:48,314 --> 00:41:50,011
‫بن، تویی؟

864
00:42:14,862 --> 00:42:16,821
‫خدای من.

865
00:42:16,864 --> 00:42:20,607
‫بن! بن!

866
00:42:20,650 --> 00:42:22,174
‫عزیزم؟

867
00:42:25,394 --> 00:42:28,136
‫- دخترمونه؟
‫- آره.

868
00:42:30,922 --> 00:42:33,794
‫سلام.

869
00:42:33,838 --> 00:42:35,578
‫سلام.

870
00:42:42,368 --> 00:42:44,805
‫متأسفانه بعضی وقت‌ها تمام امیدت...

871
00:42:44,849 --> 00:42:46,415
‫توی یه شیشه حبس می‌شه و...

872
00:42:46,459 --> 00:42:48,853
‫می‌رسه دست آخرین کسی که توی کهکشان...

873
00:42:48,896 --> 00:42:51,029
‫دوست داری تحت کنترلش باشه.

874
00:42:55,796 --> 00:42:57,065
‫بابا؟

875
00:42:57,089 --> 00:43:07,089
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

876
00:43:07,113 --> 00:43:17,113
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

