﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:20,048 --> 00:00:30,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:39,789 --> 00:00:43,001
‫من طحالت رو می‌کشم بیرون
‫و میدم شوهرت بخورتش!

5
00:00:43,001 --> 00:00:44,586
‫ای وای، نکنی‌مون

6
00:00:44,586 --> 00:00:48,089
‫وای مورتی، بهتره زودتر فرار کنیم
‫تا این نفهمیده شوهر یعنی چی

7
00:00:48,089 --> 00:00:50,842
‫این کارناوال کابوس‌ها قبلنا ترسناک بود، نه؟

8
00:00:50,842 --> 00:00:53,178
‫- ما خیلی گرگ بارون‌دیده شدیم
‫- حس گوهیه، می‌دونی؟

9
00:00:53,178 --> 00:00:55,555
‫چون حال میده هرازگاهی آدم وحشت کنه

10
00:00:55,555 --> 00:00:59,267
‫درست شنیدم که رفیق‌های من
‫دنبال یه ترس باحال و سنتی هستن؟

11
00:00:59,267 --> 00:01:01,144
‫خب بهتر می‌بود که فال‌گوش واینستی

12
00:01:01,144 --> 00:01:03,938
‫آره تو اصلاً کی هستی؟
‫این کت‌شلوارت یعنی اینجا کار می‌کنی

13
00:01:03,938 --> 00:01:05,565
‫یا یعنی اصلاً اینجا کار نمی‌کنی؟

14
00:01:05,565 --> 00:01:08,318
‫بنده هم مثل شما
‫از خبرگانِ ترس هستم

15
00:01:08,318 --> 00:01:11,112
‫و همچنین اهل زمین‌ام.
‫و شما می‌دونستید که زمین

16
00:01:11,112 --> 00:01:14,228
‫خانۀ وحشتناک‌ترین مکان در کهکشانـه؟

17
00:01:14,491 --> 00:01:15,761
‫اگه بخواین می‌تونم نشون‌تون بدم

18
00:01:16,117 --> 00:01:17,410
‫والا مسیرمون همون‌طرفی بود

19
00:01:18,953 --> 00:01:21,414
‫- اینجا رو بپیچ چپ. نزدیکیم
‫- ما خودمون آدرس زمین رو بلدیم

20
00:01:21,414 --> 00:01:23,583
‫برای امثال شما عزیزان که
‫همه‌چیز رو دیدن،

21
00:01:23,917 --> 00:01:26,795
‫فقط چندتا ترس واقعی محدود مونده
‫که بهشون غلبه نکردید

22
00:01:26,795 --> 00:01:30,215
‫و یکی از اون ترس‌ها همین بغلـه

23
00:01:31,798 --> 00:01:33,305
‫[ رستوران دنی ]

24
00:01:33,718 --> 00:01:36,137
‫- باشه، جریان چیه؟
‫- این بی‌انصافیـه

25
00:01:36,137 --> 00:01:38,515
‫دنی یه رستوران زنجیره‌ای باحاله که
‫به آدمایی که تا نصفه‌شب بیدارن

26
00:01:38,515 --> 00:01:40,016
‫- غذای پُر از نشاسته میده
‫- جوک ضایعی بود، رفیق

27
00:01:40,016 --> 00:01:41,643
‫نه، جاش همین‌جاست

28
00:01:42,477 --> 00:01:44,546
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم
‫من برم یه صبحونه انگلیسی بگیرم

29
00:01:45,146 --> 00:01:48,233
‫- طرف فقط می‌خواست برسونیمش، نه؟
‫- والا خوب ایستگاه‌مون کرد

30
00:01:49,234 --> 00:01:50,944
‫خب حالا که تا اینجا اومدیم...

31
00:01:51,778 --> 00:01:53,738
‫خب! صبحونه انگلیسی،
‫اسلم‌ساندویچ بزرگ،

32
00:01:53,738 --> 00:01:56,032
‫پنکیک پاپی، اسلم‌برگر،
‫دوتا میلک‌شیک...

33
00:01:56,032 --> 00:01:57,575
‫و یک چدار تات.

34
00:01:57,575 --> 00:01:59,744
‫صورت‌حساب رو خواستید بهم بگید،
‫و اگه برای «حفره» اومدید،

35
00:01:59,744 --> 00:02:01,621
‫- داخل دستشویی مردونه‌ست
‫- چی چی؟

36
00:02:01,621 --> 00:02:03,998
‫- حفره؟
‫- «حفرۀ ترس». سرویس مردونه

37
00:02:04,024 --> 00:02:04,631
‫[ سرویس بهداشتی ]

38
00:02:15,134 --> 00:02:17,595
‫خب این قطعاً یه حفره‌ست،
‫در این مورد دروغ نگفت

39
00:02:17,595 --> 00:02:19,639
‫اون موئه؟ جلبک دریایی؟

40
00:02:19,906 --> 00:02:22,559
‫پسر، قشنگ دور تا دورش رو گرفته

41
00:02:22,559 --> 00:02:24,936
‫فکر کنم بدون برخورد به لبه‌هاش
‫باید بپری داخل؟

42
00:02:24,936 --> 00:02:26,896
‫بنظرت تهش میخک کار گذاشتن؟

43
00:02:26,896 --> 00:02:28,982
‫فکر نکنم بخوان فقط بری اون‌تو و بمیری

44
00:02:28,982 --> 00:02:30,233
‫این دیگه چه‌جور کاسبی‌کردنـه؟

45
00:02:30,233 --> 00:02:33,403
‫خب، مشخصه که پول پارو نمی‌کنن.
‫هنوز تلویزیون «وی‌سی‌آر»دار دارن

46
00:02:33,942 --> 00:02:34,455
‫[ چگونه وارد حفره شویم ]

47
00:02:34,487 --> 00:02:37,073
‫- عه، همون یارو که تو کارناوال دیدیم
‫- آها پس به این پول میدن

48
00:02:37,073 --> 00:02:40,410
‫سلام. به حفره خوش آمدید.
‫سیستمش این‌طوریه: می‌پرید داخل

49
00:02:40,410 --> 00:02:43,997
‫حفره بزرگ‌ترین ترس‌تون رو به شما نشون میده.
‫به اون ترس غلبه می‌کنید و وقتی میاید بیرون...

50
00:02:43,997 --> 00:02:47,041
‫خب، نترس شدید.
‫و عکس‌تون هم روی دیوار نصب میشه

51
00:02:47,298 --> 00:02:48,418
‫حالا چی عایدِ حفره میشه؟

52
00:02:48,591 --> 00:02:51,678
‫خب، اون ماهی‌هایی که پوست مُردۀ
‫پاهاتونـو می‌خورن رو دیدین؟

53
00:02:51,838 --> 00:02:55,758
‫حفره هم یه همچین چیزیـه.
‫ترس می‌خوره. دو سر برده

54
00:02:55,758 --> 00:02:57,554
‫امیدوارم بهتون خوش بگذره
‫و از حفره لذت ببر...

55
00:02:58,506 --> 00:03:01,467
‫هی، قذافی، با این «ماونتین دو»
‫جیگرت رو حال بیار

56
00:03:02,140 --> 00:03:05,476
‫این حفره از دوران نوارهای وی‌اچ‌اس اینجا بوده
‫و فقط ۳ تا عکس رو دیواره؟

57
00:03:05,476 --> 00:03:08,396
‫- آره، چدار تات‌ام داره سرد می‌شه
‫- یعنی نمی‌خوای بریم توش؟

58
00:03:08,396 --> 00:03:09,814
‫- تو می‌خوای؟
‫- خب...

59
00:03:09,814 --> 00:03:12,066
‫گفتش که بزرگ‌ترین ترست رو از بین می‌بره

60
00:03:12,066 --> 00:03:14,402
‫مورتی، بزرگ‌ترین ترس من اینه که
‫برای غلبه به ترسم

61
00:03:14,402 --> 00:03:17,655
‫به یه سوراخ چندش اعتماد کنم،
‫و با رد شدن از کنارش به این ترسم غلبه می‌کنم

62
00:03:17,655 --> 00:03:19,209
‫آهان، باشه

63
00:03:21,409 --> 00:03:22,327
‫ای توله‌سگ!

64
00:03:25,288 --> 00:03:28,583
‫- وای خدا!
‫- وای خدا!

65
00:03:30,627 --> 00:03:33,713
‫ثابت وایسا تا این کرم‌ها رو بریزم توت!

66
00:03:33,713 --> 00:03:36,174
‫ریک!

67
00:03:37,133 --> 00:03:39,719
‫باشه! حفره فکر کرده
‫من از تفنگ‌نداشتن می‌ترسم؟

68
00:03:42,685 --> 00:03:43,812
‫به ترسم غلبه کردم!

69
00:03:45,286 --> 00:03:49,540
‫زور بازو رو دریاب! مورتی!
‫کجایی مورتی؟ بیا بریم!

70
00:03:50,188 --> 00:03:52,815
‫- وای خدا! خدای من، ای وای!
‫- پسر! جفت‌مون ریدیم به خودمون!

71
00:03:52,815 --> 00:03:54,817
‫- وای ریک! دکمه‌ام
‫- عجب ماجرایی بود!

72
00:03:54,817 --> 00:03:58,404
‫- کرم رفته زیر پیرهنم!
‫- آره جونم، رفتیم رو دیوار چاقالا!

73
00:03:58,404 --> 00:04:00,281
‫ارزششو نداشت! ارزش نداره!

74
00:04:03,467 --> 00:04:05,720
‫وای خدا، چقدر بو می‌دین
‫این بوی چیه؟

75
00:04:05,745 --> 00:04:06,996
‫من و مورتی شلوارمونـو گوهی کردیم

76
00:04:07,021 --> 00:04:09,356
‫الان دارید به دو عضو جدید
‫باشگاه حفره‌ای‌ها نگاه می‌کنید

77
00:04:09,381 --> 00:04:11,091
‫آم.. باشه هرزه‌ها

78
00:04:12,585 --> 00:04:13,503
‫چه اتفاقی افتاد؟

79
00:04:13,769 --> 00:04:19,150
‫بمب نزدیک بود اونو بُکشه.
‫از زن‌مون مواظبت کن

80
00:04:20,927 --> 00:04:24,180
‫ریک؟ نه!
‫وای خدایا! نه نه!

81
00:04:24,462 --> 00:04:27,340
‫- مامان؟
‫- اینجا کجاست؟ شماها کی هستید؟

82
00:04:27,365 --> 00:04:29,784
‫تو مامان منی، ولی چقدر جوونی؟

83
00:04:29,809 --> 00:04:33,271
‫- ریک، جریان چیه؟
‫- وایسا ببینم. ریک؟

84
00:04:34,324 --> 00:04:36,075
‫قضیه چیه، بابابزرگ؟
‫یه حرفی بزن!

85
00:04:36,659 --> 00:04:39,037
‫- خب، ما مسلماً هنوز توی حفره‌ایم
‫- منم همین تو فکرم بود

86
00:04:39,037 --> 00:04:40,121
‫ما اصلاً از حفره خارج نشدیم و...

87
00:04:40,121 --> 00:04:41,998
‫و بخشی از وجودت فکر می‌کنه
‫که حفره رو ترک کردی و بعد

88
00:04:41,998 --> 00:04:43,291
‫بعد می‌تونه بیشتر بره تو مخت.

89
00:04:43,291 --> 00:04:46,169
‫چون در واقع از چیزی نمی‌ترسی
‫وقتی که بدونی

90
00:04:46,169 --> 00:04:47,796
‫- هنوز توی حفره‌ای!
‫- هنوز توی حفره‌ای!

91
00:04:47,796 --> 00:04:49,255
‫شما اسکل‌ها دارید چی پرت و پلا می‌گید؟

92
00:04:49,255 --> 00:04:51,382
‫چرا مامان‌بزرگ مُرده‌مون
‫زنده شده و وسط پذیراییـه؟

93
00:04:51,382 --> 00:04:53,051
‫ریک، تو چرا پیر شدی؟

94
00:04:53,051 --> 00:04:54,093
‫همه سؤال‌های خیلی خوبی‌ان.

95
00:04:54,093 --> 00:04:56,221
‫شما با هم آشنا شین
‫تا ما بریم چندتا ابزار بیاریم

96
00:04:56,268 --> 00:04:57,041
‫[ نوشتۀ روی جعبه: وسایل سفر در زمان ]

97
00:04:57,138 --> 00:04:59,682
‫صبر کن، الان مطمئنیم که این
‫یه طلسم گمراه‌کننده نیست؟

98
00:04:59,682 --> 00:05:01,935
‫آخه طلسم وقتی که
‫رفتیم توی یه حفره ترس عادی

99
00:05:01,935 --> 00:05:04,562
‫و بعد خیلی تصادفی برگشتیم خونه
‫و با این مواجه شدیم؟ این...

100
00:05:04,927 --> 00:05:07,513
‫اون زنمـه.
‫از روزی که از دستش دادم

101
00:05:07,613 --> 00:05:09,323
‫خب ربطش به من چیه؟

102
00:05:10,969 --> 00:05:11,761
‫- ریک؟
‫- آهان!

103
00:05:11,761 --> 00:05:13,972
‫فکر کنم کشف کردم، مورتی.
‫بزرگ‌ترین ترس تو

104
00:05:13,972 --> 00:05:16,099
‫اینه که من برگردم پیش دایان
‫و دوباره احساس خوشبختی کنم

105
00:05:16,099 --> 00:05:17,183
‫چی؟! آخه چرا؟

106
00:05:17,183 --> 00:05:19,018
‫چون اون‌موقع دیگه به تو نیازی ندارم.
‫ببین الان فقط کردن بهش

107
00:05:19,018 --> 00:05:21,896
‫- چقدر زهره‌ترکت کرده
‫- من زهره‌ترک نشدم، بهم برخورده!

108
00:05:21,896 --> 00:05:24,023
‫این دیگه چه تئوریِ دوپهلو و کسشعری بود؟

109
00:05:24,023 --> 00:05:25,900
‫بزرگ‌ترین ترس من اینه که
‫جناب‌عالی بری تو رابطه؟

110
00:05:25,900 --> 00:05:28,739
‫درست میگی، تا اطلاعات بیشتری به‌دست نیارم
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم

111
00:05:28,862 --> 00:05:31,573
‫خب خانوادۀ عزیزم!
‫دوست دارید بریم بستنی بخوریم و گپ بزنیم؟

112
00:05:32,323 --> 00:05:35,034
‫می‌دونستم که داشت روی
‫تله‌پورت کار می‌کرد، ولی...

113
00:05:35,034 --> 00:05:36,870
‫این سفر در زمان محسوب نمی‌شه؟

114
00:05:36,870 --> 00:05:39,122
‫راستش، بابا هیچ‌وقت طرفِ سفر در زمان نمیره

115
00:05:39,122 --> 00:05:40,206
‫میگه که اون آیس‌تی...

116
00:05:40,206 --> 00:05:42,292
‫آیس‌تیِ لانگ‌آیلندیِ ژانر علمی‌تخیلی‌ـه

117
00:05:42,292 --> 00:05:44,627
‫آره، ولی پس قضیه چیه؟

118
00:05:44,627 --> 00:05:46,546
‫نگران نباش، واقعیت نداره.
‫خیله‌خب!

119
00:05:46,546 --> 00:05:48,339
‫گمونم بهتره جلوی خودت این‌کارو بکنم،

120
00:05:48,339 --> 00:05:51,634
‫نمی‌خواستم یهو با سن کمتر وارد بشم.
‫نظرت چیه، دی؟ ۴۵ یا جوون‌تر؟

121
00:05:51,634 --> 00:05:54,763
‫سن‌ت واسه من مهم نیست، ریک
‫اصلاً نمی‌خوام به این اسم صدات کنم،

122
00:05:54,763 --> 00:05:57,807
‫اون اسم شوهرم بود که به تازگی مُرده

123
00:05:57,807 --> 00:05:58,808
‫می‌دونم

124
00:05:59,142 --> 00:06:00,268
‫خب، ۲۷ خوبه؟

125
00:06:00,268 --> 00:06:03,480
‫- بابا! داری شوکه‌اش می‌کنی!
‫- چیه خب؟ صورتم هم شد

126
00:06:03,480 --> 00:06:06,858
‫و حالا دایان متوجه می‌شه که
‫من هنوزم نابغه و جذاب‌ام.

127
00:06:06,858 --> 00:06:08,026
‫محبت کردی واقعاً

128
00:06:08,026 --> 00:06:10,779
‫حق با تو بود، ریک
‫من الان واقعاً وحشت کردم

129
00:06:10,779 --> 00:06:13,031
‫از چی؟ اگر اوکیه،

130
00:06:13,031 --> 00:06:15,825
‫دوست دارم با نسخۀ بالغ...

131
00:06:16,201 --> 00:06:17,285
‫خدای من!

132
00:06:17,285 --> 00:06:19,204
‫دختر واقعیم کجاست؟

133
00:06:19,204 --> 00:06:20,455
‫عزیزم، جای نگرانی نیست

134
00:06:20,580 --> 00:06:23,583
‫ایشون فرقی با دختر واقعی‌مون نداره،
‫چون هرچقدر تو واقعی‌ای، اونم هست

135
00:06:23,583 --> 00:06:24,709
‫- چی؟
‫- بذارید این‌طور بگم

136
00:06:24,709 --> 00:06:26,377
‫شماها عملاً کاراکترهای «ان‌پی‌سی» هستین
‫[ شخصیت غیرقابل‌بازی در گیم‌ها ]

137
00:06:26,377 --> 00:06:29,159
‫فقط من و مورتی واقعی‌ایم،
‫پس مأموریت‌های فرعی شما مهم نیست

138
00:06:29,255 --> 00:06:31,841
‫- مأموریت اصلی... ما هستیم
‫- خیلی چندش‌آوری

139
00:06:31,841 --> 00:06:34,803
‫یه‌جوری داری درمورد دختر کوچولومون
‫حرف می‌زنی انگار فرضیـه؟

140
00:06:34,803 --> 00:06:37,263
‫- به خانوادۀ ما خوش‌اومدی
‫- نه متوجه نیستی، عزیزم

141
00:06:37,263 --> 00:06:39,265
‫این دنیا حتی اگه واقعی هم بود،
‫اون فقط یه نسخه‌ای از

142
00:06:39,265 --> 00:06:41,267
‫دخترت بود که حتی ممکن بود
‫کلونِ دخترت باشه

143
00:06:41,267 --> 00:06:44,562
‫صورت شوهرمـو از رو خودت بردار!
‫تو هیچ شباهتی به اون نداری!

144
00:06:44,562 --> 00:06:47,857
‫- چون تو رو از دست دادم!
‫- خب شاید لیاقتمـو نداشتی!

145
00:06:53,446 --> 00:06:54,656
‫می‌خوای تئوری جدیدم رو بشنوی؟

146
00:06:55,156 --> 00:06:59,619
‫شاید بزرگ‌ترین ترست اینه که یه فرصت دوباره
‫با اون به‌دست بیاری و خرابش کنی

147
00:06:59,619 --> 00:07:01,746
‫بعد فکر نمی‌کنی تا الان
‫با این ترس مواجه شدم؟

148
00:07:01,746 --> 00:07:05,917
‫پس هنوز بهش غلبه نکردی.
‫یا نپذیرفتیش، یا همچین چیزی

149
00:07:05,917 --> 00:07:07,627
‫- یا همچین چیزی؟
‫- من که متخصص ترس‌شناسی نیستم!

150
00:07:07,627 --> 00:07:09,420
‫مورتی، همه‌ی فیلمای رمانتیک‌کمدی
‫یه آرکِ داستانی دارن

151
00:07:09,420 --> 00:07:11,965
‫حتی تو فیلم «ایمیل داری»
‫تام هنکس اول فیلم یه پلیس رو می‌کُشه

152
00:07:11,965 --> 00:07:12,966
‫- واقعاً؟
‫- من چمیدونم!

153
00:07:12,966 --> 00:07:14,592
‫قرار نیست بشینم ایمیل داریِ مسخره رو ببینم

154
00:07:14,592 --> 00:07:17,262
‫من دارم این‌کارو واسه تو می‌کنم، مورتی
‫من هرچی زودتر با اون آشتی کنم،

155
00:07:17,262 --> 00:07:20,431
‫تو زودتر می‌تونی به ترسی که از
‫آشغالِ بی‌کس و تنها شدن داری غلبه کنی

156
00:07:20,893 --> 00:07:22,995
‫اون‌وقت بنظرت منم با این ترسم مواجه نشدم؟

157
00:07:27,826 --> 00:07:30,191
‫♪ سلام دایان، این آهنگیه برات تمرین کردم ♪

158
00:07:30,525 --> 00:07:32,777
‫♪ تو داشتی روز بدی رو می‌گذروندی ♪
‫♪ و ریک بدترش کرد ♪

159
00:07:33,194 --> 00:07:38,032
‫♪ بعد عذاب‌وجدان گرفت و منو ساخت. ♪
‫♪ من وافل میارم و معذرت‌خواهی می‌کنم ♪

160
00:07:38,491 --> 00:07:40,785
‫♪ چرا این خاطره رو دارم که ♪
‫♪ قبلاً یه بچۀ انسان بودم؟ ♪

161
00:07:40,785 --> 00:07:42,078
‫- ♪ برای چی باید... ♪
‫- دهنتو!

162
00:07:42,579 --> 00:07:43,288
‫تو روحش!

163
00:07:43,288 --> 00:07:46,124
‫تو بخش دوم آهنگ قرار بود
‫دعوتت کنه با بچه‌ها بریم باغ وحش

164
00:07:46,124 --> 00:07:48,835
‫من قبلاً یه جایی دستای این رباتـه رو دیدم

165
00:07:48,835 --> 00:07:52,005
‫آره، از اینا توی پهباد پلیسی که
‫اف‌بی‌آی گفت بسازم استفاده کردم

166
00:07:52,005 --> 00:07:53,006
‫ما همین‌طوری...

167
00:07:53,743 --> 00:07:54,971
‫من این‌طوری با زنم آشنا شدم

168
00:07:55,992 --> 00:07:57,410
‫باغ وحش بدک نیست

169
00:07:58,328 --> 00:07:59,997
‫بعد یه بار هم،
‫ما روی جوشی که رو صورتم زده بود

170
00:08:00,022 --> 00:08:03,233
‫یه تمدن زنده درست کردیم،
‫و بابابزرگ کمکم کرد ملکه‌شون بشم

171
00:08:03,349 --> 00:08:05,560
‫بنظر شما یه خانوادۀ واقعی شدین

172
00:08:06,060 --> 00:08:08,030
‫کاش تو هم می‌تونستی
‫جزوی از این خانواده باشی‌، مامان

173
00:08:09,397 --> 00:08:10,982
‫- وای عزیز دلم!
‫- ریک!

174
00:08:10,982 --> 00:08:13,199
‫این تئوری‌ای که داری بررسیش می‌کنی
‫ضرب‌العجل هم داره؟

175
00:08:13,359 --> 00:08:17,196
‫آره باشه!
‫فکر خوبی بود مورتی. همین کارو بکن

176
00:08:19,219 --> 00:08:21,722
‫همیشه دوست داشتم بدونم
‫اونا به هم چی می‌گن

177
00:08:21,747 --> 00:08:23,957
‫تز پایان‌نامۀ ارشدت، هوش غیرانسانی

178
00:08:23,986 --> 00:08:25,529
‫اونو کِی خوندی؟

179
00:08:25,897 --> 00:08:26,815
‫بعد از فوتت

180
00:08:27,308 --> 00:08:28,974
‫بهم کمک کرد اینو بسازم

181
00:08:30,501 --> 00:08:31,753
‫گورت بابات! درتو بذار، گِرگ!

182
00:08:31,753 --> 00:08:33,212
‫- گور بابای خودت، لیسا! نون!
‫- نه!

183
00:08:33,212 --> 00:08:34,672
‫- درتو بذار!
‫- سیکتیر بابا! نون اینجاست!

184
00:08:34,672 --> 00:08:37,303
‫- فکر کنم توقع بیشتری هم نداشتم؟
‫- ناامیدکننده‌س نه؟

185
00:08:37,328 --> 00:08:39,479
‫آره، اونا یه‌جورایی خیلی آشغالن

186
00:08:42,443 --> 00:08:43,923
‫میگم.. دوست داری بریم یه پیکی بزنیم؟

187
00:08:46,059 --> 00:08:47,226
‫آره همینه!

188
00:08:49,616 --> 00:08:52,624
‫سه... دو... برو بالا!

189
00:08:58,696 --> 00:09:01,282
‫تو از کِی جنبه‌ت انقدر رفته بالا؟

190
00:09:01,282 --> 00:09:03,451
‫از وقتی سعی کردم مرگ زنمـو
‫با شیشه‌های مشروب تسکین بدم

191
00:09:03,785 --> 00:09:04,786
‫خیلی بیچاره‌ای

192
00:09:05,203 --> 00:09:07,495
‫هی! به سلامتی بیچارگی!

193
00:09:12,672 --> 00:09:13,589
‫آماده‌ست!

194
00:09:15,672 --> 00:09:18,988
‫ازتون خواهش می‌کنم، پولشو تقسیم کنید!
‫زندگی رو انتخاب کنید

195
00:09:19,012 --> 00:09:21,012
‫داریم همین‌کارو می‌کنیم، تخم جن

196
00:09:23,545 --> 00:09:25,209
‫حالا نوبت منه، نوبت منه

197
00:09:29,763 --> 00:09:33,914
‫بذار یه‌چیزی رو بهت بگم، پیرمرد
‫بنظر از دست دادن من باعث شد آدم خفن‌تری بشی

198
00:09:34,386 --> 00:09:36,109
‫باید بیشتر بمیرم

199
00:09:36,995 --> 00:09:37,912
‫همین‌طور هم شد

200
00:09:38,660 --> 00:09:40,924
‫تو همه‌جا و برای همیشه مُردی

201
00:09:41,526 --> 00:09:43,208
‫تو تنها چیزی هستی که
‫نمی‌تونم جایگزینی براش پیدا کنم

202
00:09:43,208 --> 00:09:47,545
‫باشه حالا، باشه. آقای احساساتی
‫من که اصلاً واقعی نیستم، یادت رفته؟

203
00:09:47,879 --> 00:09:50,340
‫هیچی واقعی نیست،
‫عشق تو همینه دیگه، نه؟

204
00:09:50,340 --> 00:09:52,884
‫نوه‌ام... نوۀ ما...

205
00:09:52,884 --> 00:09:55,887
‫فکر می‌کنه علت این اتفاقا اینه که
‫بزرگ‌ترین ترس من فراموش‌کردن توئه

206
00:09:55,887 --> 00:09:57,722
‫- پس نکن
‫- دلم هم نمی‌خواد

207
00:09:57,722 --> 00:10:00,350
‫- پس بوسم کن
‫- من پیرم و ما تازه استفراغ کردیم

208
00:10:00,350 --> 00:10:03,020
‫خب، من واقعاً اینجا نیستم
‫و اینم استفراغ واقعی نیست

209
00:10:11,236 --> 00:10:12,904
‫خب، ریک!
‫اوه پسر...

210
00:10:12,904 --> 00:10:14,364
‫خفه شو مورتی، کُت تک‌ـه دیگه

211
00:10:14,364 --> 00:10:16,032
‫منظورم اون نبود. انگار خیلی مریضی

212
00:10:16,353 --> 00:10:19,315
‫- حفره داره ازت تغذیه می‌کنه
‫- فکر می‌کردم ترسم رو می‌خوره

213
00:10:19,369 --> 00:10:20,912
‫یعنی این حفرۀ وامونده یه‌سری قانون نداره؟

214
00:10:20,912 --> 00:10:22,914
‫من چمیدونم قانوناش رو!
‫شاید مثلاً داری می‌میری

215
00:10:22,914 --> 00:10:24,332
‫چون مدت زیادیـه که اینجایی!

216
00:10:24,332 --> 00:10:27,210
‫تئوری جالبی بود.
‫حالا موندم تو چطور انقدر سرحالی

217
00:10:27,210 --> 00:10:28,127
‫منظورت چیه؟

218
00:10:28,127 --> 00:10:30,421
‫شاید نسخۀ واقعیت یه جایی
‫داره از دست عنکبوت‌ها فرار می‌کنه

219
00:10:30,421 --> 00:10:31,756
‫آها، حالا ما هم خیالی شدیم؟

220
00:10:31,756 --> 00:10:34,759
‫آره شاید بزرگ‌ترین ترس من اینه که
‫بخوام به تو بگم سیکتیرتـو بزنی

221
00:10:34,759 --> 00:10:36,553
‫- پس با ترست روبه‌رو شو!
‫- سیکتیر کن!

222
00:10:36,553 --> 00:10:40,515
‫- سلام، آماده‌ای بریم رستوران شوبیز؟
‫- بدو بریم نوازندگیِ اون خرسـه رو ببینیم!

223
00:10:40,515 --> 00:10:43,476
‫بذار منم یه ترسم رو بهت بگم.
‫از این می‌ترسم که مرگت رو ببینم.

224
00:10:43,476 --> 00:10:46,127
‫از این تئوریت خوشم اومد، مورتی
‫پس دیگه منو نگاه نکن

225
00:10:49,765 --> 00:10:52,986
‫خب، همینه دیگه. زدی تو خال
‫این وحشتناک‌ترین کابوسمـه

226
00:10:53,348 --> 00:10:54,808
‫دوست دارم حالا از حفره خارج بشم

227
00:10:55,851 --> 00:10:58,228
‫هی. هی، حفره، دارم با تو حرف می‌زنم

228
00:10:58,312 --> 00:10:59,396
‫گوش میکنی؟

229
00:11:08,824 --> 00:11:10,618
‫پس، تو چی‌ای،
‫مثلاً، خودِ حفره؟

230
00:11:10,701 --> 00:11:12,912
‫واسه حفره تبلیغ میکنی؟
‫دستیارِ حفره هستی؟

231
00:11:12,996 --> 00:11:14,039
‫اینجا حفره‌ای هست اصلاً؟

232
00:11:14,122 --> 00:11:15,999
‫صحیح، من.. باید برم اون تو

233
00:11:16,083 --> 00:11:17,960
‫و شوکه بشم که حفره‌ای در کار نیست

234
00:11:18,043 --> 00:11:19,211
‫یا از اینکه حفره‌ای هست شوکه بشم؟

235
00:11:19,295 --> 00:11:20,546
‫چه فرقی میکنه؟

236
00:11:21,256 --> 00:11:22,674
‫واقعاً سخت میشه ترسوندت

237
00:11:22,757 --> 00:11:23,925
‫و ریک اینطوری نیست، درسته؟

238
00:11:24,009 --> 00:11:26,261
‫حفره قراره تا ابد تخلیه‌ش کنه

239
00:11:26,345 --> 00:11:28,973
‫به خاطر اینکه رازِ بزرگش
‫اینه که اون بیشترین ترس رو داره؟

240
00:11:29,056 --> 00:11:31,434
‫خب، مطمئن میتونیم بگیم
‫که ترسی از کوچیک کردن ماجرا نداری

241
00:11:31,851 --> 00:11:33,770
‫شک دارم بابا بزرگت نسبت به...

242
00:11:33,854 --> 00:11:35,230
‫عوضی‌های معمولیِ
‫ناهارخوری‌های «دنی» ترس داشته باشه

243
00:11:35,314 --> 00:11:36,357
‫- هی
‫- شرمنده

244
00:11:36,440 --> 00:11:38,276
‫اگه چیزی باشه، به نظر خیلی شجاع میاد

245
00:11:38,359 --> 00:11:39,861
‫مسلماً ترسی از مُردن نداره

246
00:11:39,944 --> 00:11:43,031
‫شاید همین باعث میشه
‫ترسش بیشتر... خوشمزه باشه

247
00:11:45,826 --> 00:11:47,704
‫پس، چیه، اون از عشق می‌ترسه؟

248
00:11:47,787 --> 00:11:49,497
‫همه از عشق می‌ترسن، مشنگ

249
00:11:49,581 --> 00:11:50,665
‫تو بیست سالگیت یادش می‌گیری

250
00:11:50,749 --> 00:11:53,377
‫یه موجودِ خیلی کمیاب و خیلی قدرتمند لازمه

251
00:11:53,460 --> 00:11:55,713
‫که از خوشحالی ترس داشته باشه

252
00:11:55,796 --> 00:11:56,964
‫- احمقانه‌ست
‫- تو احمقی

253
00:11:57,048 --> 00:11:58,425
‫واسه همین از خوشحال بودن نمی‌ترسی

254
00:11:58,508 --> 00:12:00,177
‫هرچی باهوش‌تر باشی،
‫بیشتر میدونی

255
00:12:00,260 --> 00:12:02,805
‫خوشحالی یه تله‌ست.
‫نمی‌تونه تا ابد باقی بمونه

256
00:12:02,888 --> 00:12:04,432
‫بذار بگیم عشقِ زندگیت رو دیدی

257
00:12:04,515 --> 00:12:06,225
‫خب، همچنان قراره تموم بشه

258
00:12:06,309 --> 00:12:09,354
‫اجتناب‌ناپذیرـه،
‫چه با کِششِ آهسته‌ی بیماری باشه

259
00:12:09,438 --> 00:12:11,523
‫یا شوکِ لغزیدنِ پا روی مسیر دوی کوهستانی

260
00:12:11,607 --> 00:12:13,985
‫چه فرسایش دو حالت شخصیتی باشه

261
00:12:14,068 --> 00:12:16,112
‫که اونقدر شکل همدیگه
‫رو تغییر میدن تا ناسازگار بشن

262
00:12:16,196 --> 00:12:18,615
‫یا مُدل قدیمیِ غریبه‌ای تو رستوران که...

263
00:12:18,699 --> 00:12:21,660
‫چیزهایی که لازمه در اون شب
‫به اون شخص گفته بشه رو میگه.

264
00:12:21,744 --> 00:12:25,457
‫منظور اینه،
‫خوشحالی همیشه تموم میشه

265
00:12:25,540 --> 00:12:26,750
‫بهترین حالتِ ممکن، بهش فکر کن

266
00:12:26,833 --> 00:12:30,921
‫بهترین حالت اینه که همزمان بمیرین.

267
00:12:31,380 --> 00:12:32,423
‫ایش

268
00:12:32,507 --> 00:12:34,926
‫پس نمیشه حفره منو ول کنه برم؟
‫به نظر اهمیتی ندارم

269
00:12:35,009 --> 00:12:37,179
‫نداری. ولی اگه بری، اونو با خودت می‌بری

270
00:12:37,262 --> 00:12:40,099
‫نگران نباش.
‫ریک می‌میره ولی خوشحالی رو نمی‌پذیره

271
00:12:40,182 --> 00:12:42,351
‫بعد از اون،
‫با یه سری دلقک تعقیبت می‌کنیم

272
00:12:42,435 --> 00:12:43,812
‫یا یه چیز مسخره‌ای این شکلی.

273
00:12:43,895 --> 00:12:44,938
‫ولی بابا بزرگ...

274
00:12:45,522 --> 00:12:47,816
‫خوشمزه، خوش‌مزه،
‫بابا بزرگ قراره بمیره

275
00:12:48,067 --> 00:12:50,570
‫درست مثل دایان

276
00:12:56,994 --> 00:12:59,580
‫جناب، خیلی وقتِ که نشستی اونجا

277
00:12:59,664 --> 00:13:00,915
‫یه قهوه جواب نمیده

278
00:13:00,999 --> 00:13:03,001
‫منصفانه‌ست.
‫میخوای یه مقدار پنکیکِ توپی تقسیم کنیم؟

279
00:13:03,084 --> 00:13:04,127
‫نه!

280
00:13:05,921 --> 00:13:07,715
‫بث! سامر! هرکی!

281
00:13:07,798 --> 00:13:09,717
‫بابا، واقعی نیست.
‫تو هم نیستی

282
00:13:09,801 --> 00:13:11,803
‫اگه راست میگی، پس تو درستش کن!

283
00:13:12,304 --> 00:13:14,223
‫میدونی چیه، تو.. راست میگی

284
00:13:17,017 --> 00:13:19,395
‫- این چطوره؟
‫- مورتی! چی کار میکنی؟

285
00:13:19,479 --> 00:13:20,605
‫می‌ترسم!

286
00:13:25,152 --> 00:13:27,154
‫چطور اون ترس کافی نیست؟

287
00:13:27,238 --> 00:13:28,865
‫تویی که داری منو می‌ترسونی، مورتی!

288
00:13:28,948 --> 00:13:31,326
‫- نه، نه، بابا، چیزی نیست.
‫- چیزی هست!

289
00:13:31,410 --> 00:13:32,661
‫اون طبیعی نبود!

290
00:13:34,496 --> 00:13:37,709
‫بزرگ‌ترین ترس من پذیرفته نشدن‌ـه

291
00:13:37,792 --> 00:13:39,002
‫باید هم باشه!

292
00:13:39,085 --> 00:13:41,213
‫و لازمه که خیلی بیشتر از اینا ازش بترسی!

293
00:13:42,339 --> 00:13:43,382
‫اونو میتونم

294
00:13:43,966 --> 00:13:46,094
‫خوشت اومد؟ میخوای بمیری؟

295
00:13:46,177 --> 00:13:49,347
‫اونقدر ضربه‌ی روحیِ
‫رسیدگی نشده دارم تا این راهرو رو غرق کنم

296
00:13:50,974 --> 00:13:53,644
‫ای کصخلِ کودن،
‫این لیست نوشته «پنج مورد برتر»

297
00:13:53,728 --> 00:13:55,021
‫و تو فقط چهار تا نوشتی!

298
00:14:01,236 --> 00:14:02,279
‫منو بگیرین!
‫(بهتون اعتماد دارم که نگهم دارین)

299
00:14:03,281 --> 00:14:05,742
‫هیچکدوم از ما هیچوقت به
‫این بچه دست نمی‌زنه یا باهاش حرف نمی‌زنه

300
00:14:06,326 --> 00:14:09,288
‫شاید... یه عکسی بندازی،
‫بفرستیش واسه دوست‌هات؟

301
00:14:09,538 --> 00:14:10,581
‫فکر بدی نیست

302
00:14:11,248 --> 00:14:14,085
‫اگه جانی گلو درد گرفته
‫نمایش مدرسه رو چطوری میخوایم انجام بدیم؟

303
00:14:14,168 --> 00:14:15,378
‫کسی رو جاش در نظر نگرفتیم!

304
00:14:15,462 --> 00:14:16,546
‫منو بذارین تو نمایش

305
00:14:16,630 --> 00:14:17,839
‫خط‌هاش رو بلد نیستی

306
00:14:17,923 --> 00:14:20,342
‫چرا، بلدم. سه روز بارون؟

307
00:14:20,426 --> 00:14:21,552
‫من.. حفظش کردم

308
00:14:21,636 --> 00:14:23,555
‫و تا وقتی به نمایش
‫راهم ندین حاضر نیستم اثباتش کنم

309
00:14:23,638 --> 00:14:26,266
‫هرچی تو بگی،
‫ولی روزنامه‌ی «نیویورک تایمز» داره میاد

310
00:14:26,349 --> 00:14:27,518
‫و میخوان یه مقاله درمورد

311
00:14:27,601 --> 00:14:29,562
‫وضعیتِ فعلی «تئاتر آمریکایی جوان» چاپ کنن

312
00:14:31,564 --> 00:14:32,607
‫عالی

313
00:14:32,690 --> 00:14:34,943
‫داخل یه کلیسا تموم شد؟

314
00:14:35,026 --> 00:14:37,196
‫- چی؟
‫- آره، از قبل مُرده بودن

315
00:14:37,279 --> 00:14:38,697
‫یه چیزی مثل برزخ بود

316
00:14:38,781 --> 00:14:40,241
‫ورژنِ دنیای شما چطوری تموم شد؟

317
00:14:40,533 --> 00:14:42,744
‫جک، لاک و سویر یه تیم
‫تشکیل دادن تا یه هیولای مِه شکل رو بُکشن

318
00:14:42,827 --> 00:14:43,954
‫و همه نجات پیدا کردن.

319
00:14:44,037 --> 00:14:46,623
‫کلاً یک فصل بود و سریال تلویزیونیِ معرکه‌ای بود

320
00:14:46,707 --> 00:14:49,001
‫یا میتونی عالی باشی
‫یا میتونی تا همیشه باشی، درسته؟

321
00:14:49,085 --> 00:14:51,296
‫درسته...

322
00:14:51,880 --> 00:14:53,632
‫درسته. درسته

323
00:14:53,715 --> 00:14:55,092
‫- این کجا میره؟
‫- درسته...

324
00:14:55,175 --> 00:14:56,468
‫- داریم نقش رُبات بازی می‌کنیم؟
‫- درسته...

325
00:14:56,552 --> 00:14:57,887
‫- تو خونه روغن دارم
‫- درسته. درسته

326
00:14:57,970 --> 00:14:59,722
‫- اون چی بود؟ دایان!
‫- درسته...

327
00:14:59,806 --> 00:15:01,307
‫دایان. دایان

328
00:15:01,391 --> 00:15:02,809
‫- هی. باهام بمون
‫- دایان. دایان

329
00:15:02,893 --> 00:15:04,937
‫- دایان
‫- ریک؟ چه اتفاقی داره می‌اُفته؟

330
00:15:05,020 --> 00:15:07,064
‫مورتیِ کیری،
‫سعی میکنه حفره رو تصاحب کنه

331
00:15:07,148 --> 00:15:08,191
‫یالا!

332
00:15:14,949 --> 00:15:18,494
‫متأسفانه، پدرمون مُرده

333
00:15:19,245 --> 00:15:21,415
‫واکر، اینجایی؟

334
00:15:23,626 --> 00:15:25,461
‫من.. من واکرم...

335
00:15:27,505 --> 00:15:31,260
‫مطمئناً روزهای زیادیِ که بارون میاد

336
00:15:32,720 --> 00:15:33,971
‫داره چه گوهی می‌خوره؟

337
00:15:34,639 --> 00:15:35,932
‫مشکلش چیه؟

338
00:15:36,015 --> 00:15:37,225
‫اون لُخته

339
00:15:37,308 --> 00:15:39,102
‫و چرا مریض به نظر میاد؟

340
00:15:40,395 --> 00:15:41,647
‫چون داره می‌میره

341
00:15:42,857 --> 00:15:45,234
‫لعنت. باید از اینجا ببرمش

342
00:15:45,318 --> 00:15:47,404
‫ولی اگه این کار رو بکنم،
‫ممکنه مجبور بشم باهاش برم

343
00:15:48,113 --> 00:15:49,448
‫دلم نمی‌خواد

344
00:15:49,531 --> 00:15:50,824
‫من.. نمیخوام، دایان

345
00:15:50,908 --> 00:15:52,743
‫من.. فکر کنم
‫بزرگ‌ترین ترسم رها کردن تو باشه

346
00:15:52,827 --> 00:15:55,580
‫اون ترسِ خوبیه، ریک.
‫اون ترس رو نگه دار

347
00:15:55,663 --> 00:15:57,207
‫اگه نگهش نداری، منو می‌کُشی

348
00:15:57,290 --> 00:15:58,458
‫دوباره

349
00:15:58,542 --> 00:16:01,337
‫میدونم. ولی مجبور نیستم
‫مورتی رو هم به کُشتن بدم

350
00:16:01,420 --> 00:16:02,922
‫اصلاً از کجا میدونی که واقعیه؟

351
00:16:03,005 --> 00:16:04,758
‫تخم‌های عجیبِ کوچولوش رو نگاه کن

352
00:16:06,259 --> 00:16:07,427
‫خداحافظ، دایان

353
00:16:10,932 --> 00:16:12,308
‫- ریک
‫- خفه شو، مورتی

354
00:16:12,392 --> 00:16:15,187
‫دی‌جی، آهنگ رو شروع کن،
‫باید به یه ترس غلبه کنیم!

355
00:16:17,689 --> 00:16:18,732
‫این نوه‌ی منه

356
00:16:18,816 --> 00:16:20,067
‫به اونجاش نگاه نکنید

357
00:16:20,151 --> 00:16:21,277
‫به جای زُل زدن به مورتی

358
00:16:21,361 --> 00:16:22,695
‫چشم‌هاتون به من باشه، من

359
00:16:22,779 --> 00:16:23,905
‫من یه عجیب غریبم که انداختم بیرون

360
00:16:23,989 --> 00:16:25,282
‫سگِ ول تو کیونمه

361
00:16:25,365 --> 00:16:26,533
‫ماکارونی توی جیبمه

362
00:16:26,617 --> 00:16:28,077
‫اَبَر کلاسِ ریکی

363
00:16:28,160 --> 00:16:29,412
‫بلد نیستم رپ بخونم

364
00:16:29,495 --> 00:16:30,747
‫بلد نیستم قافیه بیارم

365
00:16:30,830 --> 00:16:32,165
‫بلد نیستم رپ بخونم

366
00:16:32,248 --> 00:16:33,583
‫حالا عَنم رو بخورین!

367
00:16:34,584 --> 00:16:35,836
‫فوق‌العاده‌ست

368
00:16:35,919 --> 00:16:38,422
‫حالا دست‌هاتون رو بندازین بالا
‫و دست‌هاتون رو بندازین پائین

369
00:16:38,547 --> 00:16:41,092
‫دست‌هاتون رو بندازین بالا
‫حالا دوباره بندازین پائین

370
00:16:41,926 --> 00:16:44,638
‫سه روز بارون

371
00:16:44,888 --> 00:16:47,016
‫- آفرین!
‫- آره!

372
00:16:47,099 --> 00:16:49,394
‫اون یه شاهکارِ شگفت‌انگیز از شجاعتِ فردی بود

373
00:16:49,686 --> 00:16:52,481
‫برهنگی همیشه تئاتر رو جدی و خوب میکنه

374
00:16:52,898 --> 00:16:53,941
‫چه احساسی داری؟

375
00:16:54,024 --> 00:16:55,568
‫پذیرفته شده. تو؟

376
00:16:55,651 --> 00:16:57,528
‫اسفناک. ولی...

377
00:16:57,945 --> 00:16:58,988
‫خوشحال؟

378
00:17:12,379 --> 00:17:14,507
‫تونستیم! به ترس‌هامون غلبه کردیم

379
00:17:14,882 --> 00:17:15,925
‫درسته؟

380
00:17:19,262 --> 00:17:20,305
‫هی، ریک

381
00:17:20,389 --> 00:17:23,893
‫الان خیلی ناراحت به نظر اومدی،
‫که ازش می‌ترسم

382
00:17:23,976 --> 00:17:26,729
‫میدونی، از اینکه دلیلِ ناراحتیِ تو باشم

383
00:17:26,813 --> 00:17:29,858
‫که یعنی، فکر کنم،
‫ممکنه هنوز داخل حفره باشیم

384
00:17:30,567 --> 00:17:33,905
‫خب، من که مطمئناً می‌ترسم
‫تو یه وقت یه چیزی رو قبل از من بدونی

385
00:17:33,988 --> 00:17:35,949
‫پس، آره، میتونم بگم 100 درصد احتمالش هست

386
00:17:36,032 --> 00:17:37,075
‫که هنوز...

387
00:17:38,535 --> 00:17:40,871
‫لعنت به این.
‫قراره کُلِ داستان بشه همین؟

388
00:17:40,955 --> 00:17:41,998
‫با کلمات بازی نکن، مورتی

389
00:17:42,081 --> 00:17:43,416
‫اگه میخوایم از اینجا بیایم بیرون

390
00:17:43,499 --> 00:17:44,542
‫باید بفهمیم ترس‌های واقعی‌مون چیه

391
00:17:44,626 --> 00:17:45,669
‫ترس‌های واقعی؟

392
00:17:45,752 --> 00:17:47,629
‫آره. ترسِ کیریت رو بگو تا بتونیم بهش غلبه کنیم

393
00:17:47,713 --> 00:17:49,298
‫من مجبور شدم خودم رو به صلیب بکشم

394
00:17:49,381 --> 00:17:51,342
‫تا تو رو از دستِ زنِ حفره‌ایت نجات بدم

395
00:17:51,425 --> 00:17:53,970
‫بعد فکر میکنی کسی که ترسِ حل نشده داره منم؟

396
00:17:54,053 --> 00:17:55,722
‫باید از این بترسم که هیچوقت
‫نمی‌تونیم از اینجا خارج بشیم

397
00:17:55,806 --> 00:17:57,558
‫چون تو هرگز اعتراف نمیکنی که ترسیدی!

398
00:18:00,895 --> 00:18:02,146
‫باشه. کارت خوب بود

399
00:18:02,230 --> 00:18:03,273
‫بهش غلبه کردی، درسته؟

400
00:18:03,565 --> 00:18:04,608
‫فکر کنم؟

401
00:18:04,691 --> 00:18:05,776
‫از کجا باید بدونیم؟

402
00:18:05,859 --> 00:18:07,611
‫نه، نه، این واقعیه، مشخصه

403
00:18:07,695 --> 00:18:09,989
‫از این نمی‌ترسی که ممکنه
‫درمورد یه چیزی مطمئن باشی

404
00:18:10,072 --> 00:18:11,616
‫و همچنان مشخص بشه که اشتباه‌ست؟

405
00:18:12,951 --> 00:18:14,119
‫ای عوضیِ ترسو!

406
00:18:14,202 --> 00:18:15,537
‫از کجا باید میدونستم؟

407
00:18:18,332 --> 00:18:20,209
‫هشت دلار واسه یه شقه گوشت؟

408
00:18:21,085 --> 00:18:22,295
‫کیر کردی ما رو؟

409
00:18:22,379 --> 00:18:25,424
‫نشونه‌ی یه نگرانیِ بزرگ‌تره،
‫مورتی، اگه سرمایه داری فرو بپاشه...

410
00:18:25,507 --> 00:18:27,009
‫- اینجا کارمون تمومه؟
‫- نمیدونم

411
00:18:27,093 --> 00:18:29,262
‫تو این نقطه یه کوچولو
‫از خودِ حفره نمی‌ترسی؟

412
00:18:29,345 --> 00:18:30,388
‫چی؟

413
00:18:30,805 --> 00:18:32,724
‫به خدا قسم اگه همچنان بعد از دو فصل

414
00:18:32,808 --> 00:18:34,476
‫درحال بالا اومدن
‫از این حفره کیری باشیم قاطی میکنم

415
00:18:34,560 --> 00:18:36,020
‫- شاید همین بوده
‫- چی؟

416
00:18:36,103 --> 00:18:38,856
‫شاید لازم بوده
‫ترسمون از بلاتکلیفی رو رها کنیم

417
00:18:38,940 --> 00:18:40,275
‫- میدونی؟
‫- درسته

418
00:18:40,775 --> 00:18:42,986
‫من.. میتونم بگم تو این نقطه
‫دیگه درونمون نهادینه شده

419
00:18:43,070 --> 00:18:45,030
‫- باشه، ممنون، حفره
‫- ممنون، حفره

420
00:18:45,114 --> 00:18:46,991
‫ما.. دیگه لازم نیست
‫بدونیم که داخلت هستیم یا نه

421
00:18:47,075 --> 00:18:48,493
‫پس، بای!

422
00:18:56,502 --> 00:18:57,921
‫می‌ترسی که هنوز داخلش باشیم؟

423
00:18:58,004 --> 00:18:59,506
‫یعنی، امیدوارم نباشیم

424
00:18:59,589 --> 00:19:01,550
‫- ولی اگه هستیم...
‫- در نهایت متوجه میشیم

425
00:19:01,633 --> 00:19:03,260
‫- که دیگه منو نمی‌ترسونه
‫- منم

426
00:19:03,886 --> 00:19:05,179
‫باشه. من میخوام برم مَست کنم

427
00:20:18,474 --> 00:20:20,894
‫خدای من، شدم مثل بابام!

428
00:20:22,896 --> 00:20:24,481
‫شاید راهِ خروجی نیست

429
00:20:24,565 --> 00:20:25,858
‫شاید اینجا به دنیا اومدیم

430
00:20:26,567 --> 00:20:28,069
‫بیخیال. از اینم میگذریم

431
00:20:28,152 --> 00:20:29,404
‫من.. اینجا می‌مونم

432
00:20:29,487 --> 00:20:30,906
‫نه. ما ریک و مورتی هستیم

433
00:20:30,989 --> 00:20:32,199
‫بدون تو جایی نمیرم

434
00:20:32,908 --> 00:20:34,034
‫چی.. چی گفتی؟

435
00:20:34,118 --> 00:20:35,369
‫من تو رو اینجا تنها نمیذارم

436
00:20:35,453 --> 00:20:39,207
‫دست بردار. نمیشه جایگزینت کرد

437
00:20:39,291 --> 00:20:41,043
‫- چی؟
‫- خدای من

438
00:20:41,126 --> 00:20:42,836
‫من.. میدونم از چی می‌ترسم

439
00:20:42,920 --> 00:20:45,214
‫از این می‌ترسم که توی
‫دنیای واقعی هیچوقت اینو نگی

440
00:20:45,298 --> 00:20:47,383
‫می‌ترسم اگه یه وقت پریدم توی یه حفره

441
00:20:47,467 --> 00:20:49,344
‫حتی حاضر نشی به خودت
‫زحمت بدی دنبالم بپری پائین

442
00:20:49,428 --> 00:20:51,180
‫همینطوری اونجا وایسی و نگاه کنی

443
00:20:51,263 --> 00:20:53,307
‫تمام این ماجرا به خاطر من بوده

444
00:20:53,724 --> 00:20:56,811
‫تو حتی داخل حفره هم نیستی، هستی؟

445
00:20:57,938 --> 00:20:59,898
‫ممنون که از حفره‌ی ترس دیدن کردی، مورتی

446
00:20:59,982 --> 00:21:03,361
‫ترست از تکیه کردن به ریک خوشمزه بود

447
00:21:03,444 --> 00:21:05,822
‫خدای عزیز!

448
00:21:07,699 --> 00:21:09,159
‫مورتی!! چطور بود؟

449
00:21:09,243 --> 00:21:10,494
‫عنکبوت بود؟

450
00:21:11,662 --> 00:21:13,706
‫اُه، خدایا. خدای من، نه

451
00:21:13,790 --> 00:21:16,251
‫تو.. اصلاً داخل نرفتی؟

452
00:21:16,334 --> 00:21:17,669
‫نه، یه سواریِ تک نفره‌ست

453
00:21:17,753 --> 00:21:19,672
‫نمیشه همزمان با دو تا ترس رو به رو شد

454
00:21:19,755 --> 00:21:21,883
‫اگه ترس من آتیش می‌بود و تو آب...

455
00:21:21,966 --> 00:21:23,468
‫گرفتم. اشکال نداره

456
00:21:26,054 --> 00:21:27,181
‫واقعاً عیب نداره

457
00:21:27,556 --> 00:21:29,642
‫به نظر میاد یه کوچولو نگرانیِ کمتری داری

458
00:21:29,725 --> 00:21:32,604
‫ریک، من غیر قابل جایگزینی هستم؟

459
00:21:32,687 --> 00:21:34,773
‫یعنی، «غیر قابل جایگزینی» رو تعریف کن

460
00:21:34,856 --> 00:21:36,358
‫خوبه. خوب

461
00:21:37,776 --> 00:21:38,819
‫من برگشتم

462
00:21:39,654 --> 00:21:41,698
‫نکن!
‫وگرنه.. نمی‌فهمم خارج شدم یا نه!

463
00:21:41,781 --> 00:21:43,950
‫- اونقدر خوبه؟ باید برم داخل؟
‫- نه

464
00:21:44,284 --> 00:21:45,327
‫چیزی هست که بهم نمیگی؟

465
00:21:45,911 --> 00:21:47,580
‫نمیخوای باهاش سر و کله بزنی، ریک

466
00:21:47,663 --> 00:21:49,665
‫چیزهای افتضاحِ روانی کننده‌ای اون تو بود

467
00:21:49,749 --> 00:21:51,126
‫مثلاً، دایان اونجا بود

468
00:21:51,209 --> 00:21:52,419
‫- چی؟
‫- مُدلِ خوبی نبودش

469
00:21:52,669 --> 00:21:53,920
‫فقط بهم اعتماد کن

470
00:21:54,254 --> 00:21:56,507
‫باشه، رفیق.
‫بریم یه مقدار پنکیک بزنیم

471
00:22:14,053 --> 00:22:16,245
« پـایـان فصل هفتم »

472
00:22:46,942 --> 00:22:48,110
‫چطور بود؟

473
00:22:48,193 --> 00:22:49,820
‫فصل هفت!

474
00:22:49,903 --> 00:22:52,031
‫واسه یه لحظه ممکن بود قطعی نباشه

475
00:22:52,114 --> 00:22:54,617
‫اون موقع که بچه‌م رو دزدیم یادتونه؟

476
00:22:54,701 --> 00:22:56,870
‫یکی از اینا هم دزدیدم

477
00:23:00,332 --> 00:23:02,668
‫همه‌ش درمورد اینه که یه هدف داشته باشی

478
00:23:02,752 --> 00:23:05,297
‫و برای به دست آوردنش همه کار بکنی

479
00:23:05,380 --> 00:23:08,258
‫اونطوری احساس رضایت پیدا میکنی

480
00:23:08,282 --> 00:23:28,282
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

481
00:23:28,306 --> 00:23:45,306
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

