﻿1
00:00:03,983 --> 00:00:05,383
‫آره

2
00:00:06,444 --> 00:00:07,844
‫خوش گذشت

3
00:00:08,029 --> 00:00:10,573
‫ببین، من از این وضع راضی‌ام و

4
00:00:10,656 --> 00:00:12,825
‫نمی‌خوام خرابش کنم

5
00:00:12,908 --> 00:00:14,136
‫چی؟ یعنی داری باهام تموم می‌کنی؟

6
00:00:14,160 --> 00:00:15,560
والا برعکس

7
00:00:16,037 --> 00:00:17,305
‫خانواده‌ام

8
00:00:17,329 --> 00:00:19,457
‫یه مسابقه‌ی به‌دردنخور و
بیخود برگزار می‌کنن که

9
00:00:19,540 --> 00:00:21,959
‫با تو می‌تونم تحملش کنم

10
00:00:22,460 --> 00:00:24,336
‫می‌دونم، می‌دونم، به خاطرِ

11
00:00:24,420 --> 00:00:26,338
‫خانمت که ۴۰ سال پیش فوت کرده،
‫نمی‌تونی به کسی نزدیک بشی

12
00:00:26,422 --> 00:00:27,882
‫می‌دونم.
‫اصلاً اونجوری نیست.

13
00:00:27,965 --> 00:00:29,550
‫یه کباب‌خورونِ ساده‌ست با مامان‌وبابام

14
00:00:29,633 --> 00:00:31,427
‫از این صمیمی‌تر به ضررمونـه

15
00:00:31,510 --> 00:00:33,350
یه‌وقت ‫بَند می‌کنم به یه چیزی و
از چشمم میفتی یا

16
00:00:33,387 --> 00:00:34,573
حوصله‌ام رو سر می‌بری

17
00:00:34,597 --> 00:00:35,657
همراهمی فقط

18
00:00:35,681 --> 00:00:37,892
‫یعنی دایان یه ویژگی بد هم نداشته؟

19
00:00:37,975 --> 00:00:39,810
‫زیاد چیزی یادم نمیاد

20
00:00:39,894 --> 00:00:43,105
‫دستگاه اُمگا...
‫همون چیزی که منِ شرور

21
00:00:43,189 --> 00:00:45,816
‫باهاش دایان رو از همه‌جا پاک کرد،
‫ذهن آدم رو بازی میده

22
00:00:45,900 --> 00:00:48,277
‫بث فقط خیال می‌کنه
‫مامانش رو یادشـه

23
00:00:48,360 --> 00:00:51,322
‫وایسا، اصلاً چرا دارم این حرف‌ها رو می‌زنم؟
‫می‌خوایم دوباره سکس کنیم؟

24
00:00:51,405 --> 00:00:53,085
‫این چه مدل لباس‌پوشیدنـه دیگه؟

25
00:00:53,157 --> 00:00:54,992
‫- لباس‌های مخصوص سکس
‫- عالیـه!

26
00:00:55,076 --> 00:00:58,162
‫به برنامه‌ی «واقعیـه یا کیکـه؛
‫نسخه‌ی سلبریتی‌ها» خوش اومدید

27
00:00:58,245 --> 00:00:59,747
‫چاقو لازم دارید، آقای چاقویی؟

28
00:00:59,830 --> 00:01:01,499
مال ‫خودم رو آوردم

29
00:01:02,416 --> 00:01:04,543
بالاخره تشریف آوردی؟
تپه‌ی نریده‌ی جدید پیدا کردی؟

30
00:01:04,627 --> 00:01:06,021
گیر نده، بث فضایی

31
00:01:06,045 --> 00:01:07,546
‫یه میلیارد سالـه که باگ‌اَن رو می‌شناسم

32
00:01:07,630 --> 00:01:09,131
قبل اینکه اصلاً معلوم بشه
تو کلونی یا چیز دیگه

33
00:01:09,215 --> 00:01:11,884
‫سخت نگیر. بابا انقدر تو فکرِ مامانـه که
‫عمراً با کس دیگه بره تو رابطه

34
00:01:11,967 --> 00:01:13,969
‫خدا رو شکر پس.
‫برو توی کنج عزلتت، پیرمرد.

35
00:01:14,053 --> 00:01:15,453
‫خیلی‌خب، اولاً که ندیدید

36
00:01:15,513 --> 00:01:16,907
‫یه بچه‌ی واقعی بود، نه کیک

37
00:01:16,931 --> 00:01:18,432
‫آقای چاقویی هم به فنا رفت

38
00:01:18,516 --> 00:01:20,935
‫دوماً، واسه چی گرفتید رو ریک؟

39
00:01:21,018 --> 00:01:24,522
‫تا جایی‌که من یادمـه،
‫هیچوقت محبت پدرانه‌اش رو از ما دریغ نکرده

40
00:01:25,272 --> 00:01:26,333
چی میگی تو؟

41
00:01:26,357 --> 00:01:28,692
‫عروسی‌مون و
‫تولد مورتی رو یادت نیست؟

42
00:01:28,776 --> 00:01:30,528
‫یا اون روزی که ساندویچ
‫کره‌ی بادوم‌زمینی و مربا رو اختراع کرد

43
00:01:30,611 --> 00:01:32,005
‫ریک محشره

44
00:01:32,029 --> 00:01:33,531
‫- چی؟
‫- چیـه؟!

45
00:01:33,614 --> 00:01:35,116
‫یعنی یادتون نیست؟

46
00:01:36,283 --> 00:01:39,370
فکر کنم بدونم ماجرا از چه قراره

47
00:01:40,454 --> 00:01:42,957
خوشم نمیاد همه نگاهم کنن

48
00:01:43,040 --> 00:01:44,392
‫می‌دونستم

49
00:01:44,416 --> 00:01:47,920
‫خانم‌ها و آقایون،
‫این شما و این ریکِ خاطرات

50
00:01:47,944 --> 00:01:52,240
‫« ریک و مورتی، فصل هشتم »
‫« قسمت دهم/پایانی: ریکِ جذاب »

51
00:01:52,883 --> 00:01:55,302
‫زور بزن، عزیزدلم. تو می‌تونی

52
00:01:55,386 --> 00:01:57,596
‫چقدر حامیـه

53
00:01:57,680 --> 00:01:59,390
چی شد که این نسخه از تو
گیرِ ما اومد؟

54
00:01:59,473 --> 00:02:01,934
‫اون فقط یه خاطره از
‫پُرشورترین و قهرمانانه‌ترین دوران منـه

55
00:02:02,017 --> 00:02:04,311
‫از مغز آدم‌پرنده‌ای جیم شده و
‫نشسته تو مغز من

56
00:02:04,395 --> 00:02:06,195
‫حتم دارم فصل پیش که
‫مغزهامون رو جابجا کردیم،

57
00:02:06,272 --> 00:02:07,898
از ذهن من پرید تو ذهن جری

58
00:02:07,982 --> 00:02:09,608
‫به چشم آدم‌پرنده‌ای چه جذابی

59
00:02:09,692 --> 00:02:11,777
هنوز هم جذابم و
‫مرتیکه دست بُرده توی خاطرات

60
00:02:11,861 --> 00:02:13,654
‫نوستالژیک خانوادگیم و
‫همه چی رو به گند کشیده

61
00:02:13,737 --> 00:02:15,882
‫الان جری عملاً سرطان حافظه داره

62
00:02:15,906 --> 00:02:16,967
‫سرطان؟!

63
00:02:16,991 --> 00:02:18,784
‫ولی توله‌سگ خوب زرنگـه

64
00:02:18,868 --> 00:02:20,995
‫ببین با فنر و چرخ‌دنده
‫تا کجاها که پیش نرفته

65
00:02:21,078 --> 00:02:22,472
‫بگذریم...

66
00:02:22,496 --> 00:02:24,373
‫معجزه‌ی زندگیـه، بچه‌ها

67
00:02:24,456 --> 00:02:26,000
‫مطمئنم می‌ترکونید

68
00:02:26,584 --> 00:02:27,984
‫پشمام!

69
00:02:28,794 --> 00:02:30,021
‫حتی اگه من واسه کمک نباشم

70
00:02:30,045 --> 00:02:31,589
‫- جری، فرمون رو بگیر!
‫- چی شد؟!

71
00:02:31,672 --> 00:02:34,884
‫- بابا!
‫- عاشق وقت‌گذروندن باهاتونم، بچه‌ها!

72
00:02:34,913 --> 00:02:43,784
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

73
00:02:43,809 --> 00:02:46,478
‫آروم باش، نیم‌وجبی. نترس

74
00:02:46,562 --> 00:02:48,272
‫آشغال عوضی! تک‌وتنها منو ول کردی اینجا!

75
00:02:48,355 --> 00:02:50,691
‫آشغال عوضی خودتی!
‫گرفتی مغز جری رو به فنا دادی

76
00:02:50,774 --> 00:02:52,174
‫الان دیگه از من خوشش میاد.
‫حالم به‌هم می‌خوره.

77
00:02:52,234 --> 00:02:55,112
‫بمیر بابا!
‫خانواده به این قشنگی!

78
00:02:55,196 --> 00:02:56,822
‫مگه نگفتم آروم بگیر؟!

79
00:02:56,906 --> 00:02:58,300
این مغز مزرعه‌ی مورچه‌ای رو ساختم تا

80
00:02:58,324 --> 00:03:01,493
‫تویِ گوساله‌ی پُرمدعا
‫نیای بگی جام تَنگـه و فلان

81
00:03:01,577 --> 00:03:03,621
‫- ابدیت به کام
‫- اینجا ریده!

82
00:03:03,704 --> 00:03:05,104
‫منو برگردون

83
00:03:06,081 --> 00:03:08,626
‫پس ساندویچ کره‌‫مربا اختراع تو نبود

84
00:03:08,709 --> 00:03:10,502
خاطره‌ای بیش نیست، جری

85
00:03:12,630 --> 00:03:14,506
‫بفرمایید! برگشت به حالت اول. نویِ نو

86
00:03:14,590 --> 00:03:16,425
‫چی؟ چی برگشت حالت اول؟

87
00:03:16,508 --> 00:03:18,594
‫محشره که می‌تونی
‫یه خاطره‌ی مزاحم رو

88
00:03:18,677 --> 00:03:20,077
‫به همین راحتی بکِشی بیرون

89
00:03:20,137 --> 00:03:22,556
‫کاشکی می‌شد
‫خاطرات اِکس‌های گوهیم رو پاک کنم،

90
00:03:22,640 --> 00:03:24,350
‫بخصوص پیتر کیسی

91
00:03:24,433 --> 00:03:27,394
‫روانی تموم فکر و ذکرش مارمولک‌ها بودن

92
00:03:31,690 --> 00:03:33,043
‫کیرم دهنت، پیری!

93
00:03:33,067 --> 00:03:35,110
‫چیـه، نکنه چشم دیدنِ
‫شور و انرژی جوونی منو نداری؟!

94
00:03:35,194 --> 00:03:36,737
‫پیر و علیل شدی دیگه!

95
00:03:36,788 --> 00:03:46,788
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

96
00:03:59,593 --> 00:04:01,387
‫انگاری تک‌وتنهاست

97
00:04:01,470 --> 00:04:02,888
‫بابا که همیشه در حال سکسـه

98
00:04:02,972 --> 00:04:04,449
‫با موجوداتی سکس داره که
توی مخیله‌مون هم نمی‌گنجه

99
00:04:04,473 --> 00:04:05,867
بیخیالِ سکسِ بابا

100
00:04:05,891 --> 00:04:07,291
‫ببخشید

101
00:05:14,877 --> 00:05:16,670
‫انتقال تأیید می‌شود؟

102
00:05:35,397 --> 00:05:37,816
‫«ریک عزیز، تو خاطره‌ی دایان رو
‫از مغزت کشیدی بیرون.

103
00:05:37,900 --> 00:05:39,461
‫این کار رو کردی،
‫بلکه راحت‌تر قلبتو به روی بقیه باز کنی.

104
00:05:39,485 --> 00:05:41,403
‫با من بحث نکن.»

105
00:05:42,237 --> 00:05:44,573
‫باگ‌اَن؟ سلام! یه پیشنهاد عجیب...

106
00:05:48,827 --> 00:05:50,227
‫بابا؟

107
00:05:56,877 --> 00:05:58,277
‫ای وای!

108
00:06:04,093 --> 00:06:05,493
‫چیکار می‌کنی؟

109
00:06:08,472 --> 00:06:11,058
‫عزیزم؟ بچه‌ها؟
‫بیاید صبحونه!

110
00:06:12,726 --> 00:06:14,186
‫عه، اینجایی که

111
00:06:14,269 --> 00:06:15,669
‫توقع داشتی کجا باشم؟

112
00:06:18,232 --> 00:06:19,376
‫سلام، باگی‌جون

113
00:06:19,400 --> 00:06:21,777
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- یه لیوان چایی می‌خورم

114
00:06:21,860 --> 00:06:22,921
‫سلام، بث

115
00:06:22,945 --> 00:06:24,005
‫- سلام
‫- سلام

116
00:06:24,029 --> 00:06:25,489
‫مورتی، خانواده، ایشون باگ‌اَنـه

117
00:06:25,572 --> 00:06:27,052
‫الکی زل نزنید.
‫فقط اومده دنبالم.

118
00:06:27,116 --> 00:06:28,575
‫- آره، جون خودت
‫- سلام، باگ‌اَن

119
00:06:28,659 --> 00:06:29,969
‫شرمنده موقع صبحونه مزاحم شدم

120
00:06:29,993 --> 00:06:31,870
‫ریک بهم زنگ زد و
‫گفت یه پیشنهاد عجیب داره

121
00:06:31,954 --> 00:06:34,623
‫ولی پیشنهادش این بود
‫بریم مهمونی‌ای که دعوتش کرده بودم

122
00:06:34,706 --> 00:06:36,875
‫عجیبـه که بابا همچین کاری کرده

123
00:06:36,959 --> 00:06:38,186
‫مزخرف نگو، بث فضایی

124
00:06:38,210 --> 00:06:39,970
‫خاطره‌ی مامانت رو از مغزم پاک کردم،

125
00:06:40,003 --> 00:06:41,422
‫الان دیگه می‌تونم ازش دل بکَنم

126
00:06:41,505 --> 00:06:43,966
‫- چی؟!
‫- مامان رو از ذهنت پاک کردی؟!

127
00:06:44,049 --> 00:06:46,552
‫- مامان رو از ذهنت پاک کردی؟!
‫- مسخره‌بازی در نیار

128
00:06:46,635 --> 00:06:49,012
‫خودتون دیدید که هیچ‌جوره
‫نتونستم از فکرش بیرون بیام

129
00:06:49,096 --> 00:06:51,890
‫یه رویه‌ی جدیدی رو در پیش گرفتم.
‫اتفاقاً جواب هم داده. گیر ندید.

130
00:06:51,974 --> 00:06:53,809
‫به نظرم کار خوبی کردی... گمونم

131
00:06:53,892 --> 00:06:56,895
‫بابابزرگ، قبلاً هم هِی می‌گفتی
‫بهت گیر ندیم؟

132
00:07:01,442 --> 00:07:02,585
‫بابا؟

133
00:07:02,609 --> 00:07:04,003
‫سلام، فسقلی

134
00:07:04,027 --> 00:07:05,338
‫کجا داری میری؟

135
00:07:05,362 --> 00:07:08,031
‫میرم بیرون یه دوری بزنم.
‫منتظرم نمون.

136
00:07:10,033 --> 00:07:12,244
‫برای چی داری میری؟

137
00:07:12,327 --> 00:07:13,727
‫مسئله کاریـه

138
00:07:17,624 --> 00:07:19,126
‫بث! دخترم!

139
00:07:19,209 --> 00:07:20,836
کارهام تو سقف بودن

140
00:07:20,919 --> 00:07:22,319
دیگه برگشتم

141
00:07:22,629 --> 00:07:24,965
‫- موهات...
‫- خیلی باحال‌تر شده، نه؟

142
00:07:25,048 --> 00:07:27,092
‫قراره با هم کلی خوش بگذرونیم، عزیزم

143
00:07:27,176 --> 00:07:29,136
‫- هورا!
‫- بعدش هم مامانیت رو

144
00:07:29,219 --> 00:07:31,972
‫از یه زندون خاطرات مخفی و
‫زیرزمینی نجات میدیم

145
00:07:32,055 --> 00:07:33,455
‫هورا؟

146
00:07:38,812 --> 00:07:40,772
‫ریک. خدا رو شکر تموم شد

147
00:07:40,898 --> 00:07:42,774
‫شرمنده با عمو اسکوب گیر افتادی

148
00:07:42,858 --> 00:07:44,586
‫نگفته بودی جمع، جمعِ خفن‌هاست

149
00:07:44,610 --> 00:07:45,795
‫چون نیستن

150
00:07:45,819 --> 00:07:48,655
‫اون عمه بولگوگی منـه.
‫یه سلیطه‌ی به‌تموم‌معنا.

151
00:07:48,739 --> 00:07:51,825
‫اون هم جک‌پو، دوست‌پسرِ دوران دبیرستانمـه

152
00:07:51,909 --> 00:07:54,578
‫گمونم خیلی وقتـه که زل زده، نه؟

153
00:07:54,661 --> 00:07:57,456
‫باگ‌اَن، پرچم رو بالا نبُرده،
‫گذاشتی رفتی

154
00:07:57,539 --> 00:07:59,583
‫واسه چی رفتی؟
‫من مایه‌ی خجالتتم؟

155
00:07:59,666 --> 00:08:01,460
‫ملاحظه‌ی عمو اسکوب رو بکن، عزیزم

156
00:08:01,543 --> 00:08:04,087
‫مامان، بابا، ایشون ریکـه

157
00:08:04,171 --> 00:08:07,007
‫همون رفیقم از اوایل دوران انقلاب

158
00:08:07,090 --> 00:08:08,717
‫آها! مرد میمونی

159
00:08:08,800 --> 00:08:11,053
‫گرامفلومایت‌ها ما حشره‌ها رو بدنام کردن

160
00:08:11,136 --> 00:08:12,763
‫زیادی پرخاشگرن

161
00:08:12,846 --> 00:08:15,098
‫خیلی وقتـه دخترم رو می‌شناسی؟

162
00:08:15,182 --> 00:08:16,725
‫بله، البته الان

163
00:08:16,808 --> 00:08:18,488
‫چند ماهی میشه که
‫با هم رابطه داریم

164
00:08:18,560 --> 00:08:19,978
‫- چی؟!
‫- چی؟!

165
00:08:20,103 --> 00:08:21,498
‫چرا همچین حرفی زدی؟!

166
00:08:21,522 --> 00:08:23,065
‫سفره‌ی دلم رو باز کردم!

167
00:08:23,148 --> 00:08:25,108
‫چمی‌دونستم گونه‌ی شما
‫سرِ سکس قبل از ازدواج

168
00:08:25,192 --> 00:08:27,486
‫دوئل‌های ناموسی و تشریفاتی داره!

169
00:08:27,569 --> 00:08:30,656
‫اسم خودتو گذاشتی نابغه، بعد
‫نرفتی ببینی رسم‌ورسومات‌مون چطوریـه؟!

170
00:08:30,739 --> 00:08:32,407
‫خاطرات زنم رو پاک کردم!

171
00:08:32,491 --> 00:08:33,885
‫الان بدجور ذهنم درگیره!

172
00:08:33,909 --> 00:08:36,620
‫محاکمه تا زمانی‌که
‫یکی از شماها بمیره یا شکست رو بپذیره،

173
00:08:36,703 --> 00:08:38,580
‫ادامه داره

174
00:08:38,664 --> 00:08:39,849
‫اگه تسلیم بشید،

175
00:08:39,873 --> 00:08:42,626
‫یعنی قبول دارید که
‫بویی از عشق و تعهد نبردید و

176
00:08:42,709 --> 00:08:46,880
‫فقط پیگیر سکس بی‌معنی و بی‌شرفانه‌اید

177
00:08:47,923 --> 00:08:48,983
‫شروع کنید!

178
00:08:49,007 --> 00:08:50,634
‫تو رو خدا جک‌پو رو نکُش!

179
00:08:51,260 --> 00:08:52,678
‫باهام بجنگ، لاشی!

180
00:08:58,392 --> 00:09:00,769
‫حتم دارم مامانت
‫توی یه منطقه‌ی محافظت‌شده‌ست

181
00:09:00,852 --> 00:09:02,312
‫باید دسترسی ویژه داشته باشیم

182
00:09:02,396 --> 00:09:04,106
‫فکر کنم سامر کارهای خونه‌ی ریک رو انجام میده

183
00:09:04,189 --> 00:09:06,191
‫حتماً کارت ورود داره که
‫بشه باهاش...

184
00:09:06,984 --> 00:09:09,528
‫سرعتت رفته بالا. باریکلا. دوباره

185
00:09:09,611 --> 00:09:11,238
‫عزیزم، بدو بیا

186
00:09:11,321 --> 00:09:12,864
‫ای بابا، مامان اومده دنبالم

187
00:09:12,948 --> 00:09:14,175
‫یالا، تا نرفتی بگو

188
00:09:14,199 --> 00:09:16,577
‫مامان داخل یه جعبه
‫توی زیرزمین فرعی گیر افتاده

189
00:09:16,660 --> 00:09:18,453
‫من تنها راهِ نجاتشم

190
00:09:18,537 --> 00:09:20,455
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

191
00:09:21,331 --> 00:09:24,501
‫ریکِ آینده‌ای که زندونیش کرده،
‫هم موذیـه و هم متوهم

192
00:09:24,585 --> 00:09:25,645
‫شرف سرش نمیشه

193
00:09:25,669 --> 00:09:27,021
‫ولی خانواده‌مون بهم اعتماد می‌کنن؟

194
00:09:27,045 --> 00:09:28,922
‫آره، اگه رفتارت عجیب نباشه

195
00:09:29,006 --> 00:09:30,406
رفتارم عجیب نیست

196
00:09:32,342 --> 00:09:34,595
‫راستش، نگران مامان آینده‌ام،

197
00:09:34,678 --> 00:09:37,055
‫ولی عاشق اینم که
‫پدردختری با هم وقت بگذرونیم

198
00:09:37,139 --> 00:09:38,539
‫همیشه و در همه حال هوامو داشتی

199
00:09:39,266 --> 00:09:40,934
‫تا همیشه هستم، عزیزدلم

200
00:09:41,018 --> 00:09:42,519
‫حالا، یه بار دیگه

201
00:09:43,645 --> 00:09:45,897
‫مامان داخل یه جعبه
‫توی زیرزمین فرعی گیر افتاده

202
00:09:46,440 --> 00:09:48,108
‫من تنها راهِ نجاتشم

203
00:09:51,069 --> 00:09:52,946
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

204
00:09:53,030 --> 00:09:54,990
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

205
00:09:59,953 --> 00:10:01,830
‫سلام، چه خبر؟

206
00:10:01,913 --> 00:10:04,833
‫مسخره‌ست بخوایم با
‫رابطه‌ی جدید بابا مخالفت کنیم، نه؟

207
00:10:04,916 --> 00:10:07,252
‫آره، خزبازیـه.
‫چیش رو دوست نداری؟

208
00:10:07,336 --> 00:10:08,521
‫اصلاً مشکلی ندارم

209
00:10:08,545 --> 00:10:11,048
‫هم من عاقل و بالغم و
‫هم بابا اختیار زندگیش دست خودشـه

210
00:10:11,131 --> 00:10:13,175
‫باز این پیرانیاهای وامونده
حشرشون زده بالا

211
00:10:13,258 --> 00:10:15,302
‫- ببخشید، عزیزم
‫- وای، شونه‌ات عین سنگـه

212
00:10:15,385 --> 00:10:16,845
باز چه آشی دارید می‌پزید؟

213
00:10:16,928 --> 00:10:18,555
‫در مورد بابابزرگتـه. راستی،

214
00:10:18,639 --> 00:10:21,058
‫توی جای خاصی از زیرزمین فرعی

215
00:10:21,141 --> 00:10:22,243
‫چیزمیزهای مهم رو نگه می‌دارید؟

216
00:10:22,267 --> 00:10:23,369
‫- چطور؟
‫- آره

217
00:10:23,393 --> 00:10:25,233
‫می‌خوای رابطه‌اش
‫با این دوست‌دختر جدیده‌اش رو خراب کنی؟

218
00:10:25,270 --> 00:10:28,398
‫نه، سامرخانم، می‌خوام
‫یه حرکت خوب براش بزنم

219
00:10:28,482 --> 00:10:30,942
‫عجب، پشمام از این همه تواضع

220
00:10:31,026 --> 00:10:33,570
‫آره، یه منطقه‌ی فانتوم توی طبقه‌ی ۲ هست
‫مخصوص وسایل خطرناک و

221
00:10:33,654 --> 00:10:35,155
‫یه گاوصندوق هم توی طبقه‌ی ۷ئـه
‫مخصوص چیزمیزهای باارزش

222
00:10:35,238 --> 00:10:37,658
‫منطقیـه.
‫بابا گفت کلاً آدم متوهمیـه.

223
00:10:37,741 --> 00:10:39,385
پایه‌اید یه فیلمی چیزی با هم ببینیم؟

224
00:10:39,409 --> 00:10:40,595
‫- آره
‫- حتماً

225
00:10:40,619 --> 00:10:42,579
‫ایول. بابابزرگ همیشه به
‫فیلم «مسیر کاننبال» اشاره می‌کنه و

226
00:10:42,663 --> 00:10:44,263
‫من هم خسته شدم از بس
‫وانمود کردم دیدمش

227
00:11:45,183 --> 00:11:48,103
‫من... تو رو یادمـه

228
00:11:48,186 --> 00:11:49,855
‫من هم تو رو یادم میاد

229
00:11:49,896 --> 00:11:51,773
‫- بیا بریم
‫- برو که رفتیم

230
00:11:52,399 --> 00:11:53,799
‫سفینه جدیده‌ات رو دوست دارم

231
00:11:58,280 --> 00:11:59,680
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

232
00:11:59,740 --> 00:12:00,742
‫هیچی

233
00:12:00,750 --> 00:12:03,577
‫می‌دونستم دستشویی رفتن
‫اینقدر طول نمی‌کشه

234
00:12:03,660 --> 00:12:04,929
‫راستی منظورت از این حرف چی بود

235
00:12:04,953 --> 00:12:07,289
‫«بابا گفت کلاً آدم متوهمیـه»؟
‫جمله‌ی عجیبی بود

236
00:12:07,372 --> 00:12:08,874
‫نوجوون که بودیم پدر این حرف رو بهمون زد

237
00:12:08,957 --> 00:12:10,751
‫بابا توی نوجوونی‌مون نبوده، بث

238
00:12:10,834 --> 00:12:13,587
‫ما یک شخص هستیم
‫با خاطرات یکسان

239
00:12:13,670 --> 00:12:15,022
‫نکنه به اون نسخه‌ی

240
00:12:15,046 --> 00:12:16,673
‫جوون و باحالِ پدر مربوط میشه؟

241
00:12:16,757 --> 00:12:18,800
‫نه. دیوونه شدی ها.
‫بیا، ثابت می‌کنم.

242
00:12:18,884 --> 00:12:20,761
‫- می‌تونیم بریم بهش سر بزنیم
‫- باشه

243
00:12:23,722 --> 00:12:25,390
‫جمجمه‌ات فلزیـه؟

244
00:12:25,474 --> 00:12:27,142
‫آره

245
00:12:27,225 --> 00:12:28,852
‫عه، چه باحال

246
00:12:35,609 --> 00:12:38,278
‫اینقدر با من مبارزه نکن!

247
00:12:38,361 --> 00:12:39,761
‫نمی‌تونم!

248
00:12:40,906 --> 00:12:44,910
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه!

249
00:12:51,583 --> 00:12:53,210
‫بث فضایی؟

250
00:12:55,003 --> 00:12:57,380
‫وای، کیر توش! وای، کیر توش!
‫وای، کیر توش!

251
00:12:59,674 --> 00:13:02,219
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب،
‫پس من خاطره‌ای از گذشته‌ام و

252
00:13:02,302 --> 00:13:03,780
‫من و تو در آینده صاحب یه دختر می‌شیم و

253
00:13:03,804 --> 00:13:05,597
‫الان توی ذهنِ اون هستیم

254
00:13:05,680 --> 00:13:07,516
‫الان باهمدیگه توی ذهنش هستیم

255
00:13:07,599 --> 00:13:09,059
‫ولی یه مغز مزرعه‌ی مورچه‌ای ویژه هست که

256
00:13:09,142 --> 00:13:11,144
‫ریکِ پیر واقعی ساخته و
‫اونجا می‌تونیم تا ابد زندگی کنیم

257
00:13:11,937 --> 00:13:12,997
‫چی شده؟

258
00:13:13,021 --> 00:13:14,373
‫باید تا الان منتقل شده بودیم

259
00:13:14,397 --> 00:13:17,400
‫بث فقط باید ما رو از
‫زیرزمین فرعی می‌برد به گاراژ

260
00:13:17,484 --> 00:13:18,985
‫من میرم ببینم چه خبره

261
00:13:19,069 --> 00:13:20,529
‫به هیچی دست نزن!

262
00:13:38,129 --> 00:13:39,529
‫تو کی هستی؟

263
00:13:39,965 --> 00:13:43,051
‫وای خدا. من یجورایی... مامانتم

264
00:13:43,134 --> 00:13:44,237
‫امکان نداره تو مامانم باشی

265
00:13:44,261 --> 00:13:46,096
‫مامان من توی یه جعبه
‫داخل زیرزمین فرعی زندانیـه

266
00:13:46,179 --> 00:13:47,281
‫زندانی بودم

267
00:13:47,305 --> 00:13:49,474
‫یه ربطی به خاطرات و اینا داره

268
00:13:49,558 --> 00:13:51,852
‫- تو خیلی جوونی
‫- من هم عین تو خاطره‌ام

269
00:13:51,935 --> 00:13:53,979
‫و گمونم توی ذهن توی واقعی هستیم

270
00:13:54,062 --> 00:13:55,856
‫من خاطره‌ام؟!

271
00:13:55,939 --> 00:13:57,482
‫من واقعی نیستم؟

272
00:13:57,566 --> 00:14:00,151
‫می‌دونم، من هم هنوز هضمش نکردم.
‫ما با اون محفظه اومدیم.

273
00:14:00,235 --> 00:14:02,028
‫چی؟! آهای!

274
00:14:03,530 --> 00:14:04,590
‫- دایان
‫- ریک!

275
00:14:04,614 --> 00:14:06,283
‫خیلی‌خب. نقشه‌مون به مشکل خورده

276
00:14:06,366 --> 00:14:07,784
‫گمونم بث واقعی افسار پاره کرده

277
00:14:07,868 --> 00:14:09,303
‫وایسا. بیرون از محفظه چیکار می‌کنی؟

278
00:14:09,327 --> 00:14:10,745
‫دخترمون اونجا بود، ریک

279
00:14:10,829 --> 00:14:12,557
‫سعی کردم بهش بگم که
‫جفت‌مون خاطره‌ایم، ولی...

280
00:14:12,581 --> 00:14:13,850
‫کیر توش. کیر توش!

281
00:14:13,874 --> 00:14:16,084
‫عزیزم، وقتی به خاطرات میگی چی هستن،
‫از خواب بیدار میشن

282
00:14:16,167 --> 00:14:17,270
‫چی؟ جدی؟!

283
00:14:17,294 --> 00:14:19,063
‫خلق هوشیاری نباید به این سادگی باشه

284
00:14:19,087 --> 00:14:21,423
‫آره، گمونم هر پدر مادری
‫حداقل یه بار به این فکر افتاده

285
00:14:21,506 --> 00:14:23,466
‫گوه توش! خیلی ریدمانـه

286
00:14:23,550 --> 00:14:25,552
‫من قبلاً خاطرات قابلِ ‌تلقینِ بث رو پر کردم

287
00:14:25,635 --> 00:14:26,988
‫تا مغزش رو شستشو بدم و
‫بیاد نجاتت بده

288
00:14:27,012 --> 00:14:30,140
‫- مغزش رو شستشو دادی؟!
‫- تا تو رو نجات بده!

289
00:14:30,223 --> 00:14:31,850
‫آخی، اولین دعوامون

290
00:14:36,771 --> 00:14:38,611
‫به حرف ملت گوش میدی همین میشه دیگه

291
00:14:38,648 --> 00:14:40,609
‫با یه دوست‌پسر سابق
‫سر از گودال مبارزه در میاری

292
00:14:40,692 --> 00:14:42,003
‫که تازه حق نداری بکُشیش

293
00:14:42,027 --> 00:14:43,987
‫خیرِ سرم به یه مراسم دعوتت کردم، ریک!

294
00:14:44,070 --> 00:14:45,423
‫مجبور نبودی بیای!

295
00:14:45,447 --> 00:14:48,533
‫اصلاً هم مجبور نبودی خاطرات همسر
‫مرحومت رو از ذهنت خارج کنی!

296
00:14:48,617 --> 00:14:50,827
‫نگفتم صمیمی شدن با تو احمقانه‌ست؟

297
00:14:54,331 --> 00:14:55,731
‫یکم از مغزت استفاده کن دیگه، رفیق

298
00:14:55,790 --> 00:14:56,851
‫دارم می‌کنم!

299
00:14:56,875 --> 00:14:59,628
‫به نظر نمیاد مشکل از
‫همسر مرحومت بوده باشه!

300
00:14:59,711 --> 00:15:02,213
‫جدی؟ پس همگی هم‌نظریم!

301
00:15:02,297 --> 00:15:04,382
‫پس میرم از اون حالت درش میارم!

302
00:15:04,466 --> 00:15:05,866
‫ریک!

303
00:15:08,219 --> 00:15:09,763
‫عه!

304
00:15:09,846 --> 00:15:11,246
‫گوه توش!

305
00:15:14,643 --> 00:15:16,123
‫لطفاً کار کن. لطفاً کار کن.
‫لطفاً جواب بده.

306
00:15:16,603 --> 00:15:18,480
‫- آخ!
‫- خدا رو شکر!

307
00:15:18,563 --> 00:15:20,357
‫- بابا؟
‫- آروم باش، کله‌خر

308
00:15:20,482 --> 00:15:22,484
‫شانست گرفته که ستون‌فقراتت رباتیـه

309
00:15:22,567 --> 00:15:23,967
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

310
00:15:24,027 --> 00:15:26,988
‫بث کجاست؟ جعبه‌ی خاطراتم
‫با دایان چی شد؟

311
00:15:27,072 --> 00:15:29,324
‫ریک خاطرات کجاست؟

312
00:15:30,241 --> 00:15:32,619
‫لابد یجوری وارد ذهن بث شده

313
00:15:32,702 --> 00:15:35,705
‫یا خدا. همین یه خاطره‌ی هوشیار که
‫توی ذهنش ول می‌چرخه خودش یه مُعضلـه!

314
00:15:35,789 --> 00:15:37,958
‫ممکنه الان مغزش طغیان کنه

315
00:15:38,041 --> 00:15:39,101
‫باید پیداش کنیم

316
00:15:39,125 --> 00:15:41,005
‫اون خاطره‌ی عن رو یجوری سر به نیست
‫می‌کنم که اون سرش ناپیدا باشه!

317
00:15:41,044 --> 00:15:42,355
‫وایسا. قرارت چطور بود؟

318
00:15:42,379 --> 00:15:44,005
‫اگه گل و بلبل می‌شد
‫الان اینجا بودم؟

319
00:15:44,589 --> 00:15:46,675
‫مجبور بودم این کار رو بکنم.
‫به خاطر مامان.

320
00:15:47,384 --> 00:15:48,784
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

321
00:15:48,843 --> 00:15:51,179
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه!

322
00:15:51,262 --> 00:15:53,223
‫باید خودمون رو به خاطرات اخیر بث برسونیم

323
00:15:53,306 --> 00:15:54,600
‫یکمی با تأخیر مواجه می‌شیم،

324
00:15:54,601 --> 00:15:56,827
‫ولی این نزدیک‌ترین حالتیـه که می‌تونیم
‫باهاش در زمان واقعی حرف بزنیم

325
00:15:56,851 --> 00:15:58,728
‫خانواده‌مون زیاد عادی نیست، مگه نه؟

326
00:15:58,812 --> 00:16:00,932
‫آره، باحالن. یه مدت باهاشون
‫توی مغز دامادمون

327
00:16:00,981 --> 00:16:02,124
‫وقت گذروندم

328
00:16:02,148 --> 00:16:03,566
‫بعد هیچ فاجعه‌ای به بار نیاوردی؟

329
00:16:03,650 --> 00:16:05,735
‫من هنوز نگران بثی‌ام که بیدارش کردم

330
00:16:05,819 --> 00:16:08,989
‫خب، اگه دنبال‌مون باشه،
‫زیاد موفق عمل نمی‌کنه

331
00:16:11,992 --> 00:16:13,386
‫پدر؟

332
00:16:13,410 --> 00:16:14,512
‫من؟

333
00:16:14,536 --> 00:16:16,913
‫اون بابامون نیست.
‫اون یه بَدل دغل‌بازه.

334
00:16:16,997 --> 00:16:19,249
‫در ضمن مغزمون رو مثل ویروس
‫پر از چرندیات کرده

335
00:16:19,332 --> 00:16:22,335
‫ولی اون فقط یه خاطره‌ست،
‫عین ما

336
00:16:22,419 --> 00:16:24,170
‫عین خودت

337
00:16:25,630 --> 00:16:27,090
‫دیگه چیزی نموندیم

338
00:16:27,173 --> 00:16:28,573
‫اوناهاش!

339
00:16:35,890 --> 00:16:37,290
‫لعنتی. چه پرتابی

340
00:16:41,521 --> 00:16:42,921
‫دیگه رسیدیم

341
00:16:43,273 --> 00:16:46,067
‫عه! پس اینجایی، عزیزم

342
00:16:46,735 --> 00:16:48,820
‫سلام عرض شد، بابا

343
00:16:50,447 --> 00:16:52,449
‫- چه خبره؟
‫- داره بث‌های دیگه رو بیدار می‌کنه

344
00:16:55,118 --> 00:16:56,619
‫شما بث‌ها دارید چیکار می‌کنید؟!

345
00:16:56,703 --> 00:16:58,663
‫دارید مغز خودتون رو به فنا می‌دید!

346
00:16:58,747 --> 00:17:01,541
‫حدس بزن ایده‌اش رو...
‫کی بهمون داده!

347
00:17:01,624 --> 00:17:03,024
‫ببخشید، دختر خاطره‌ای

348
00:17:03,084 --> 00:17:04,669
‫خیال کردید می‌تونید فرار کنید؟

349
00:17:04,753 --> 00:17:07,297
‫خیال کردید ذهنِ منو
‫بهتر از خودم بلدید؟

350
00:17:10,008 --> 00:17:11,468
‫مامان، بابا، من...

351
00:17:11,551 --> 00:17:13,261
‫گمونم من بث فضایی رو کُشتم

352
00:17:13,344 --> 00:17:15,055
‫- برگرد اینجا!
‫- گاز بده، عزیزم

353
00:17:15,138 --> 00:17:16,931
‫ما خیلی بهت افتخار می‌کنیم، عزیزم

354
00:17:26,399 --> 00:17:28,109
‫- حالا چی؟!
‫- نمی‌دونم!

355
00:17:28,193 --> 00:17:29,694
‫نقشه‌ام تا همینجا بود

356
00:17:29,778 --> 00:17:31,321
‫من هیچوقت واقعاً پدری نکردم

357
00:17:31,404 --> 00:17:32,906
‫- برگردیم؟
‫- ریک ازم بدش میاد و

358
00:17:32,989 --> 00:17:34,389
‫تو رو از ذهنش حذف کرده

359
00:17:34,449 --> 00:17:35,718
‫ما رو می‌کُشه

360
00:17:35,742 --> 00:17:38,054
‫خب، اگه راه فراری نیست،
‫به سبک «تلما و لوئیز» متوسل بشیم؟

361
00:17:38,078 --> 00:17:39,221
‫- وایسا. چی؟!
‫- وایسا. چی؟!

362
00:17:39,245 --> 00:17:41,039
‫بث، تو واقعی هستی.
‫این کار رو نکن.

363
00:17:41,122 --> 00:17:43,124
‫- عزیزم، ما چیزی‌مون نمیشه!
‫- نمی‌تونم بدون شما زندگی کنم

364
00:17:43,208 --> 00:17:44,268
‫عزیزم، خواهش می‌کنم

365
00:17:44,292 --> 00:17:47,003
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه!

366
00:17:47,087 --> 00:17:48,505
‫- بث، نه!
‫- وایسا!

367
00:17:48,588 --> 00:17:50,965
‫اگه این جزو خاطرات اخیره،
‫معنیش این نیست اون قبلاً...

368
00:18:00,850 --> 00:18:02,310
‫بث، بذار ما کمکت کنیم

369
00:18:03,353 --> 00:18:05,105
‫نمیذارم ازم بگیری‌شون

370
00:18:05,188 --> 00:18:07,982
‫اونا خانواده‌ی واقعی‌ت نیستن!

371
00:18:10,860 --> 00:18:14,614
‫گوش کن. تو گردن منو شکستی
‫ولی من بازم نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

372
00:18:21,246 --> 00:18:23,540
‫آخ! سرم

373
00:18:23,623 --> 00:18:26,376
‫خا... خانواده‌مون...

374
00:18:26,459 --> 00:18:28,253
‫اینجوری پابرجا...

375
00:18:32,507 --> 00:18:33,901
‫بث؟

376
00:18:33,925 --> 00:18:35,343
‫فقط می‌خوام تموم بشه

377
00:18:35,426 --> 00:18:37,071
‫- یواش! آروم!
‫- فقط می‌خوام تموم بشه

378
00:18:37,095 --> 00:18:38,495
‫آروم! نکن!

379
00:18:39,556 --> 00:18:40,956
‫می‌بینی چه غلطی کردی؟

380
00:18:41,015 --> 00:18:44,310
‫ما دخترهای توئیم ولی روانی‌مون کردی!

381
00:18:44,394 --> 00:18:46,729
‫پس قبل اینکه بث همه‌مون رو بکُشه،
‫تو رو می‌کُشیم!

382
00:18:46,813 --> 00:18:48,523
‫- ریک!
‫- دایان!

383
00:18:48,606 --> 00:18:49,792
‫وایسا، وایسا، وایسا

384
00:18:49,816 --> 00:18:52,193
‫من بدجور گیج شدم، بث فضایی

385
00:18:52,277 --> 00:18:54,529
‫کلی... صدا توی سرمـه

386
00:18:54,612 --> 00:18:56,012
‫هم پدرم رو دوست دارم

387
00:18:56,072 --> 00:18:57,824
‫هم ازش نفرت دارم

388
00:18:57,907 --> 00:18:59,951
‫ویژگی بارز زنده‌بودن همینـه دیگه عزیزم

389
00:19:00,577 --> 00:19:04,038
‫من کنارت نبودم و
‫یکی از این مسئله سوءاستفاده کرد

390
00:19:04,122 --> 00:19:05,516
‫ولی الان اینجام

391
00:19:05,540 --> 00:19:07,125
‫بابای واقعی‌ت اینجاست، بث

392
00:19:07,208 --> 00:19:09,252
‫احساساتش رو هم راحت‌تر بروز میده

393
00:19:16,217 --> 00:19:17,635
‫به نظر مهربونـه

394
00:19:17,719 --> 00:19:19,721
‫چرا این نسخه از بابا
‫نصیب‌مون نشد؟

395
00:19:19,804 --> 00:19:21,244
‫وایسا، با دستش داره چیکار می‌کنه؟

396
00:19:22,515 --> 00:19:24,115
‫داره حواسش رو پرت می‌کنه!
‫آشغال عوضی!

397
00:19:28,396 --> 00:19:31,065
‫کاش مامان رو بیشتر می‌شناختم

398
00:19:31,149 --> 00:19:33,109
‫می‌شناختی. اون بزرگت کرده

399
00:19:33,193 --> 00:19:36,029
‫می‌دونم، ولی...
‫واقعاً یادم نمیاد

400
00:19:36,112 --> 00:19:37,173
‫هیچکس یادش نمیاد

401
00:19:37,197 --> 00:19:39,282
‫حتی من هم یه چُسه ازش یادمـه

402
00:19:39,365 --> 00:19:42,118
‫چقدر خوب بود که این چند دَم
‫خاطره‌اش رو تجربه کردم

403
00:19:42,202 --> 00:19:44,579
‫- گمونم
‫- خاطرات واقعی نیستن، بث

404
00:19:44,662 --> 00:19:46,789
‫تازه می‌تونن عین ما خودخواه باشن

405
00:19:46,873 --> 00:19:49,500
‫کیر توش. به محض اینکه
‫دایانِ خاطراتم فرار کرد

406
00:19:49,584 --> 00:19:51,211
‫همدست دزدیدن دخترم شد

407
00:19:51,920 --> 00:19:53,755
‫مامان واقعی‌ت...

408
00:19:53,838 --> 00:19:55,548
‫بیشتر از اینا دوستت داشت

409
00:19:57,091 --> 00:19:59,302
‫گمونم باید همینطوری حرفت رو قبول کنم

410
00:20:03,640 --> 00:20:06,100
‫خب... تموم شد؟

411
00:20:06,184 --> 00:20:07,894
‫حالت چطوره، عزیزم؟

412
00:20:07,977 --> 00:20:10,688
‫هنوزم حس می‌کنی باید بزنی به سیم آخر؟

413
00:20:10,772 --> 00:20:11,874
‫من خوبم، جری

414
00:20:11,898 --> 00:20:14,025
‫چقدر تمیز به حالت اولیه برگردوندیش

415
00:20:14,108 --> 00:20:15,502
‫ریک خاطرات چی شد؟

416
00:20:15,526 --> 00:20:16,926
‫اوه...

417
00:20:17,445 --> 00:20:18,845
‫اون دیگه نیست

418
00:20:21,074 --> 00:20:23,159
‫چتونـه زانوی غم بغل کردید؟

419
00:20:23,243 --> 00:20:24,303
‫مامان‌تون رو شستشوی مغزی داد!

420
00:20:24,327 --> 00:20:26,162
‫آره، چون عاشق مامان‌بزرگ بود

421
00:20:26,246 --> 00:20:28,581
‫ناراحتم که یه نسخه‌ی باحال ازت مُرده

422
00:20:28,665 --> 00:20:30,166
‫اون یه موجود عجیب خیالی بود!

423
00:20:30,250 --> 00:20:31,650
‫اصلاً زنده نبود!

424
00:20:32,418 --> 00:20:34,254
‫حالا هر چی! من...

425
00:20:34,337 --> 00:20:36,297
‫من میرم پیش باگ‌ان

426
00:20:36,381 --> 00:20:38,466
‫هنوزم باهاش توی رابطه‌ای؟!

427
00:20:49,102 --> 00:20:50,687
‫مرسی که ما رو نکُشتی

428
00:20:50,770 --> 00:20:51,872
‫گوش‌هات رو وا کن، جناب کُنش‌گر

429
00:20:51,896 --> 00:20:53,606
‫بهتر از این گیرت نمیاد

430
00:20:53,690 --> 00:20:55,775
‫مغز مزرعه‌ی مورچه‌ای و
‫یه تیکه فضای خالی

431
00:20:55,858 --> 00:20:57,902
‫اگه به فاصله‌ی صد سال نوری
به ‫خانواده‌ی من نزدیک بشی

432
00:20:57,986 --> 00:21:01,114
‫یا واسه خودت یه لباس‌ مکانیکی
‫از یه موجود مغزی بسازی و اینا

433
00:21:01,197 --> 00:21:03,574
‫موشکی که داخلش هستید منفجر میشه

434
00:21:03,658 --> 00:21:05,010
‫- حله، ستون
‫- در ضمن ببین

435
00:21:05,034 --> 00:21:06,995
‫اینکه شما دو نفر همچین پایان خوشی
‫نصیب‌تون بشه که

436
00:21:07,078 --> 00:21:09,539
‫تا ابد جوون هستید و
‫احتمالاً همیشه سکس می‌کنید

437
00:21:09,622 --> 00:21:11,207
‫داره روانیم می‌کنه،

438
00:21:11,291 --> 00:21:13,668
‫پس حافظه‌ی خودم رو پاک می‌کنم تا
‫یادم بره همچین اتفاقی افتاده

439
00:21:13,751 --> 00:21:14,895
‫دیگه فقط خودتونید و خودتون

440
00:21:14,919 --> 00:21:17,505
‫مرسی که تا اینجا زنده نگهم داشتی، ریک

441
00:21:17,588 --> 00:21:18,774
‫آره

442
00:21:18,798 --> 00:21:20,341
‫خداحافظ، دایان خاطره‌ها

443
00:21:34,000 --> 00:21:37,000
‫« پیام به باگ‌ان: سلام »
‫« سه ساعت پیش دیده »

444
00:21:37,024 --> 00:21:47,024
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

445
00:21:47,048 --> 00:21:57,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

446
00:22:23,363 --> 00:22:26,574
‫پس فصل هشتم رو هم دیدید؟

447
00:22:26,657 --> 00:22:29,660
‫خودم با اون قسمتی حال کردم که
‫جری خرگوش عید پاک شده بود

448
00:22:29,744 --> 00:22:31,412
‫خیلی بامزه بود. تازه اون...

449
00:22:31,496 --> 00:22:34,248
‫اون داره... با کی حرف می‌زنه؟

450
00:22:34,332 --> 00:22:35,792
‫هیچوقت نمی‌فهمم

451
00:22:35,875 --> 00:22:37,919
‫ولی این داده‌ها قابل انکار نیستن

452
00:22:38,002 --> 00:22:40,004
‫فرکانس ارتعاش اتم‌هاش

453
00:22:40,088 --> 00:22:42,465
‫توی کل دنیای ما بی‌سابقه‌ست

454
00:22:42,548 --> 00:22:44,592
‫بعد تو معتقدی این مسافر اومده اینجا

455
00:22:44,675 --> 00:22:46,511
‫تا جای شوهرت رو بگیره؟

456
00:22:46,594 --> 00:22:50,056
‫می‌دونم که حرفم غیرمنطقی و
‫خودخواهانه‌ست

457
00:22:50,139 --> 00:22:52,100
‫اتفاقاً حقایق نشون میدن که
‫تو اصلاً اینطوری نیستی

458
00:22:52,183 --> 00:22:54,102
‫تو این مدت خیلی شجاعت به خرج دادی، ایمی

459
00:22:54,185 --> 00:22:56,104
‫می‌خوای باهاش چیکار کنیم؟

