﻿1
00:00:13,215 --> 00:00:17,533
‫« لندن - سال ۱۸۹۶ »

2
00:00:17,557 --> 00:00:27,557
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:27,581 --> 00:00:30,581
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:31,508 --> 00:00:32,539
‫صبح بخیر، جناب هولمز

5
00:00:32,564 --> 00:00:34,980
‫پاسبون، یه لیست از تمامی آمد و شدها

6
00:00:34,980 --> 00:00:38,020
‫چه از ورودی یا که خروجی
‫بعد از ۶ دیروز عصر برام بیارید!

7
00:00:38,020 --> 00:00:39,580
‫فی‌الفور، بی‌زحمت

8
00:00:42,472 --> 00:00:43,915
‫صبح بخیر، بولیوانت

9
00:00:44,132 --> 00:00:48,337
‫سربازرس ویتلاک،
‫خوب کردید اینقدر سریع باهام تماس گرفتید

10
00:00:48,740 --> 00:00:49,979
‫پناه بر خدا

11
00:00:50,033 --> 00:00:52,968
‫آدم‌رباها پسرشون رو از اتاقش دزدیدن

12
00:00:53,100 --> 00:00:56,075
‫تا همین راهرو اومدن،
‫اما یکی از خدمتکارها سدّ راه‌شون شد

13
00:00:56,100 --> 00:00:58,605
‫خدمتکار رو کتک زدن، ولی بچه رو رها کردن

14
00:00:59,780 --> 00:01:03,580
‫بسیارخب، بنده باید پنجره‌ی پشتی عمارت،

15
00:01:03,605 --> 00:01:05,410
‫محل ورودِ مهاجم‌ها رو مورد بررسی قرار بدم

16
00:01:05,435 --> 00:01:07,728
‫متأسفم که ناچار شدید
‫تا صبح به این مسئله رسیدگی کنید،

17
00:01:07,753 --> 00:01:08,911
‫سربازرس ویتلاک

18
00:01:09,420 --> 00:01:10,820
‫شما از کجا فهمیدید؟

19
00:01:10,845 --> 00:01:13,297
‫خب، ساعت ۴ صبحِ امروز بارون بند اومده،

20
00:01:13,322 --> 00:01:15,957
‫ولی پالتوی جفت‌تون،
‫بخصوص لبه‌هاش نم داره

21
00:01:15,982 --> 00:01:18,805
‫با اینکه گِل و لایِ ناشی از باغچه رو
‫از روی کفش‌هاتون پاک کردید،

22
00:01:18,830 --> 00:01:21,417
‫از زانوهای شلوارتون واضح و مبرهنـه که

23
00:01:21,442 --> 00:01:24,557
‫حین بالا رفتن از پنجره،
‫در معرض کثیفی دیوار قرار گرفتید

24
00:01:24,582 --> 00:01:25,874
‫هم با اون پسرک مصاحبه می‌کنم و هم

25
00:01:25,899 --> 00:01:27,690
‫با خدمتکار به محض بهبودی صحبت می‌کنم

26
00:01:27,715 --> 00:01:28,777
‫سفیر ایتالیا

27
00:01:28,802 --> 00:01:31,020
‫سفیر باشه بعداً.
‫میرم یه سری به پسرک بزنم.

28
00:01:31,020 --> 00:01:32,275
‫پسرک زهره‌ترک شده

29
00:01:32,300 --> 00:01:34,703
‫خب، اگه اقدام بعدی آدم‌رباها
‫با موفقیت انجام بشه،

30
00:01:34,728 --> 00:01:36,364
طعم واقعی وحشت رو می‌چشه

31
00:01:36,389 --> 00:01:38,292
‫متشکرم، سربازرس بولیوانت

32
00:01:40,349 --> 00:01:41,349
‫سلام

33
00:01:41,900 --> 00:01:42,915
‫اسمت چیـه، پسرجون؟

34
00:01:42,940 --> 00:01:47,255
‫رابرتو. اگه هم بریم انگلیس، زادگاه مامانم؛
‫رابرت صدام می‌زنن

35
00:01:47,420 --> 00:01:49,095
‫بیدار که شدی چی دیدی؟

36
00:01:49,120 --> 00:01:51,055
‫دوتا آقا به من زُل زده بودن

37
00:01:51,080 --> 00:01:52,564
‫چی تن‌شون بود؟

38
00:01:52,606 --> 00:01:55,959
‫اگه اشتباه نکنم سیاه‌پوش بودن.
‫تاریک بود.

39
00:01:55,984 --> 00:01:57,200
‫چهره‌شون رو دیدی؟

40
00:01:57,225 --> 00:02:00,230
‫یادم نمیاد.
‫توی یه‌آن دیدم دارن می‌برنم.

41
00:02:00,340 --> 00:02:02,675
‫چیزی هست که از این آقایون
‫تو خاطرت مونده باشه؟

42
00:02:02,700 --> 00:02:05,165
‫انگلیسی حرف می‌زدن

43
00:02:05,697 --> 00:02:06,719
‫مثل لهجه‌ی من؟

44
00:02:06,744 --> 00:02:08,540
‫بیشتر شبیه آقای مک‌گرگور بود

45
00:02:08,580 --> 00:02:11,681
‫آقای مک‌گرگور سرخدمتکار ماست که
‫اهل اسکاتلنده

46
00:02:14,417 --> 00:02:15,897
‫اینو از کجا گرفتی؟

47
00:02:16,589 --> 00:02:17,589
‫نمی‌دونم

48
00:02:21,545 --> 00:02:22,604
‫آخ!

49
00:02:22,629 --> 00:02:23,855
‫دردش اومد

50
00:02:26,129 --> 00:02:27,129
‫متأسفم

51
00:02:28,763 --> 00:02:29,883
‫واقعاً متأسفم

52
00:02:30,660 --> 00:02:31,660
‫هولمز؟

53
00:02:32,349 --> 00:02:33,835
‫نمی‌تونم این پرونده رو قبول کنم

54
00:02:33,860 --> 00:02:36,598
‫چی؟ ولی تو که هنوز
‫نرفتی یه نگاهی به پنجره بندازی

55
00:02:36,819 --> 00:02:38,741
‫با خدمتکار هم حرف نزدی

56
00:02:38,966 --> 00:02:40,218
‫نیازی نیست

57
00:02:40,660 --> 00:02:41,802
‫بهتون اطمینان خاطر میدم

58
00:02:41,827 --> 00:02:45,342
‫سربازرس بولیوانت
‫تمام و کمال قادر به حل این معماست

59
00:02:46,365 --> 00:02:47,514
‫ولی آقای هولمز،

60
00:02:47,539 --> 00:02:49,801
‫وزیر امور خارجه تأکید موکد کردن شما...

61
00:02:49,826 --> 00:02:52,747
‫باید وقتم رو صرفِ جنایات مهم‌تری بکنم

62
00:02:52,987 --> 00:02:54,509
‫نمیشه دوباره بذاری بری

63
00:02:54,534 --> 00:02:56,355
‫ناسلامتی سفیر ایتالیاست

64
00:02:56,380 --> 00:02:57,849
‫آقای هولمز، لیستی که

65
00:02:57,874 --> 00:02:59,957
‫از تک‌تک ورود و خروج‌های
‫بعد از ساعت ۶ عصر خواسته بودید

66
00:02:59,982 --> 00:03:01,665
‫دستت باشه! اسم من رو هم اضافه کن!

67
00:03:18,943 --> 00:03:23,881
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت اول: طلب حق »

68
00:03:27,015 --> 00:03:28,989
‫« نیویورک‌سیتی »

69
00:03:29,014 --> 00:03:30,781
‫« همچنان سال ۱۸۹۶ »

70
00:03:49,146 --> 00:03:52,819
‫خیلی وقتـه امثال شما رو
‫توی منهتن کم می‌بینم

71
00:03:54,860 --> 00:03:57,620
‫آهای، خانم! اگه راهیِ اسکله‌اید،

72
00:03:57,645 --> 00:03:59,915
‫از درِ پشتی نزدیک‌تره. رو کمک ما حساب کنید.

73
00:03:59,940 --> 00:04:00,994
‫لطف دارید،

74
00:04:01,019 --> 00:04:03,475
‫ولی من دنبال دکه‌های بلیت‌فروشی
‫کشتی‌های مسافربری هستم

75
00:04:03,500 --> 00:04:04,983
‫ما خودمون هم داریم میریم اونجا

76
00:04:05,008 --> 00:04:07,571
‫می‌تونیم برسونیم‌تون.
‫شریمپی، بدو کمکِ خانم.

77
00:04:09,728 --> 00:04:10,795
‫از این طرف

78
00:04:10,820 --> 00:04:12,316
‫نه، مرسی. خودم میارم

79
00:04:12,341 --> 00:04:13,782
‫راستی، من کوپر هستم

80
00:04:13,807 --> 00:04:16,014
‫آمیلیا. آمیلیا روهاس

81
00:04:16,039 --> 00:04:18,196
‫خوشحالم افتخار آشنایی
‫باهات رو داشتم، آمیلیا

82
00:04:18,221 --> 00:04:19,635
‫اولین بارتـه میای نیویورک؟

83
00:04:19,660 --> 00:04:22,045
‫بله، فقط یه امشب رو می‌مونم.
‫از کالیفرنیا اومدم.

84
00:04:22,665 --> 00:04:25,124
‫مسیر دور و درازی نیست؟
‫برای یه دختر تک‌وتنها؟

85
00:04:25,149 --> 00:04:26,525
‫وقتی نه راه پس داری نه راه پیش،

86
00:04:26,550 --> 00:04:28,659
‫کارهایی ازت سر می‌زنه که
‫خودت مات‌ومبهوت می‌مونی

87
00:04:29,269 --> 00:04:30,368
‫صبر کن، کجا؟

88
00:04:35,348 --> 00:04:37,315
‫کیف رو بنداز وگرنه صورتت رو خط‌خطی می‌کنم

89
00:04:37,340 --> 00:04:39,790
‫همش رخت‌ولباس‌هامـه. نگاه

90
00:04:51,574 --> 00:04:53,283
‫این همه راه اومدی سقط شی؟!

91
00:05:08,826 --> 00:05:13,160
‫« دکه‌ی بلیت‌فروشی کشتی استلا »

92
00:05:20,129 --> 00:05:23,286
‫بلیت یه‌طرفه‌ی کشتی استلا به لندن چقدره؟

93
00:05:23,311 --> 00:05:26,471
‫بلیت عرشه‌ی پایین سی دلاره.
‫سی دلار داری؟

94
00:05:26,496 --> 00:05:28,519
‫نه، بهم دزد زد

95
00:05:28,544 --> 00:05:31,567
‫ولی شاید بتونیم یه چیزی رو
‫با هم تاخت بزنیم

96
00:05:31,885 --> 00:05:34,073
‫می‌خوای کِیف امروزم رو کوک‌تر کنی؟

97
00:05:34,656 --> 00:05:36,620
‫یه چیزِ باارزش‌تر نمی‌خوای؟

98
00:05:37,086 --> 00:05:39,326
‫مادرم مخترع بود

99
00:05:40,235 --> 00:05:41,876
‫این طرح ساخت دستگاهیـه که

100
00:05:41,900 --> 00:05:43,751
‫هم حکم شیرجوش رو داره و
‫هم بطریِ نگهدارنده

101
00:05:43,776 --> 00:05:45,071
‫به چه درد می‌خوره؟

102
00:05:45,096 --> 00:05:47,101
‫شیر رو برای مدت بیشتری تازه نگه می‌داره و

103
00:05:47,126 --> 00:05:50,509
‫می‌تونید توی سفر با قطار یا کشتی
‫همراه خودتون ببریدش

104
00:05:50,534 --> 00:05:52,760
‫حیف شد. لوبیای سحرآمیز نداری؟

105
00:05:52,786 --> 00:05:54,633
‫بذار خودم نگاه بندازم

106
00:05:54,995 --> 00:05:58,066
‫لباس‌های دست‌دوز. خرت‌وپرت‌های هندی

107
00:05:58,091 --> 00:06:01,967
‫همه جا ریخته.
‫وایسا ببینم، این چیـه؟

108
00:06:03,397 --> 00:06:05,117
‫بدک نیست

109
00:06:07,750 --> 00:06:09,870
‫این آلت‌قتاله‌ی یه صحنه‌ی جرمـه

110
00:06:09,895 --> 00:06:11,335
‫فروشی نیست

111
00:06:16,133 --> 00:06:17,942
‫آم، اون...

112
00:06:18,977 --> 00:06:21,874
‫یادگار مادرمـه.
‫عکسش داخلشـه.

113
00:06:23,544 --> 00:06:25,071
‫نمی‌تونم از این ساعت دل بکَنم

114
00:06:25,096 --> 00:06:26,740
‫پس راهتو بکِش برو

115
00:06:26,765 --> 00:06:29,298
‫وایسا، صبر کن یه لحظه

116
00:06:29,323 --> 00:06:31,605
‫یکم بهم فرصت بده از روش نقاشی کنم

117
00:06:32,244 --> 00:06:34,635
‫میشه؟ خواهش می‌کنم

118
00:06:34,800 --> 00:06:36,850
‫کشتی تا دو ساعت دیگه راه میفته

119
00:06:36,875 --> 00:06:39,700
‫تا موقع حرکت
‫این ساعت رو تحویل من ندی،

120
00:06:39,725 --> 00:06:41,500
‫باید از نیویورک لذت ببری. برو حالا

121
00:06:49,718 --> 00:06:53,120
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

122
00:06:55,063 --> 00:06:57,887
‫« واحد ب »

123
00:07:04,935 --> 00:07:07,449
‫امروز صبح نرسید
‫صبحونه‌اش رو بخوره،

124
00:07:08,090 --> 00:07:10,530
‫برای همین الان که هوا تاریک شده
‫دارم براش می‌برم

125
00:07:11,910 --> 00:07:13,566
‫امشب حالش چطوره؟

126
00:07:13,591 --> 00:07:14,871
‫سگرمه‌هاش تو همـه

127
00:07:46,586 --> 00:07:50,343
‫خانم هلیگن، این تخم‌مرغ سِفت شده

128
00:07:52,402 --> 00:07:54,460
‫قبلاً در این مورد صحبت کرده بودیم

129
00:07:54,508 --> 00:07:57,974
‫عذر می‌خوام، آقای هولمز،
‫ولی دفعه‌ی قبل فرمودید زیادی عسلی شده

130
00:07:57,999 --> 00:08:00,959
‫برای ترکیبش با برش‌های تُست؛
‫تخم‌مرغ رو باید به مدتِ

131
00:08:00,984 --> 00:08:03,864
‫چهار دقیقه و ۱۲ ثانیه بجوشونید،

132
00:08:03,889 --> 00:08:05,531
‫مگر اینکه تخم شترمرغ باشه که

133
00:08:05,556 --> 00:08:06,956
‫بعید می‌دونم

134
00:08:07,064 --> 00:08:10,024
‫خدمت‌تون عرض کردم، قربان،
‫وقتی شوهرم قبول کردن برای رفع

135
00:08:10,049 --> 00:08:13,452
‫بحران ربوده‌شدنِ دکتر واتسون و
‫خواهرم کمک کنیم،

136
00:08:13,477 --> 00:08:15,955
‫من صرفاً خانه‌داری بیش نبودم و

137
00:08:15,980 --> 00:08:19,500
‫مهارت‌های آشپزیم محدود بود

138
00:08:19,525 --> 00:08:22,584
‫ساعت که بلدید بخونید، غیر اینـه؟
‫خط‌کش هم جوابـه.

139
00:08:22,609 --> 00:08:25,306
‫دستورالعمل‌های اولیه رو می‌تونید یاد بگیرید

140
00:08:25,634 --> 00:08:28,838
‫چهار دقیقه و ۱۲ ثانیه
‫برای آب‌پز کردن تخم‌مرغ

141
00:08:28,863 --> 00:08:30,056
‫بُرش‌های تُست هم باید حدوداً

142
00:08:30,081 --> 00:08:31,961
‫۱.۹‏ سانتی‌متر عرض و
‫۳.۲ سانت طول داشته باشه

143
00:08:31,986 --> 00:08:34,960
‫بله، پس بی‌زحمت خدمتکاری برام پیدا کنید که

144
00:08:34,985 --> 00:08:37,804
‫بتونه از این دستورات ساده پیروی کنه

145
00:08:44,135 --> 00:08:46,107
‫دست نگه دارید! چیکار می‌کنید؟

146
00:08:46,324 --> 00:08:49,649
‫پرده رو می‌کِشم.
‫هوا تاریک شده، قربان.

147
00:08:49,674 --> 00:08:53,558
‫پرده‌ی اتاق بنده رو نکِشید. خواهشاً

148
00:08:54,860 --> 00:08:56,546
‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

149
00:08:56,571 --> 00:08:59,380
‫خیر، خانم هلیگن. شب خوش

150
00:09:10,691 --> 00:09:12,994
‫شب‌هنگام چراغِ خود را دم پنجره بگذارید تا

151
00:09:13,019 --> 00:09:15,513
‫بدانیم رشته‌ی ماجرا را دنبال می‌کنید

152
00:09:15,538 --> 00:09:21,093
‫وگرنه واتسون و هادسون همانند
‫خدمتکارتان تقاص پس می‌دهند

153
00:10:40,748 --> 00:10:43,561
‫دیدم داشتی نقاشی می‌کشیدی.
‫میشه ببینم؟

154
00:10:46,680 --> 00:10:47,693
‫یه چندتا طرح ساده‌ست

155
00:10:47,718 --> 00:10:49,878
‫قول میدم خیلی وقتت رو نگیرم

156
00:10:52,021 --> 00:10:53,021
‫باشه

157
00:10:58,161 --> 00:11:01,407
‫وای، چقدر محشرن

158
00:11:01,432 --> 00:11:05,145
‫نقاشی مامان‌بابام خیلی قشنگن

159
00:11:05,791 --> 00:11:08,362
‫حتم دارم همچین مهارتی حسابی حال میده

160
00:11:08,798 --> 00:11:12,303
‫من هم حتم دارم داشتن همچین
‫لباس‌های قشنگی حسابی حال میده

161
00:11:12,328 --> 00:11:14,413
‫من و مامان باید
‫واسه بابا هم شده حفظ ظاهر کنیم

162
00:11:14,438 --> 00:11:16,515
‫بابام قراره توی دربار سنت‌جیمز لندن

163
00:11:16,540 --> 00:11:18,527
‫سفیر جدیدِ ایالات متحده بشه

164
00:11:18,677 --> 00:11:20,435
‫جایی که هیچ کسی رو نمی‌شناسم

165
00:11:20,660 --> 00:11:24,110
‫البته، بانو وایولت هست،
‫اما همچین دوست محسوب نمیشه

166
00:11:24,481 --> 00:11:26,113
‫خودت توی لندن دوست و آشنا داری؟

167
00:11:26,456 --> 00:11:29,148
‫یه آقایی که ساکن خیابون بیکره

168
00:11:30,017 --> 00:11:31,260
‫من رو نمی‌شناسه

169
00:11:31,486 --> 00:11:32,971
‫چه مرموز

170
00:11:33,576 --> 00:11:35,555
‫خب، شاید بتونی
‫توی جشنی که پدرم به افتخارِ من

171
00:11:35,580 --> 00:11:37,295
‫می‌خواد بگیره،
‫چهارتا دوست و آشنا پیدا کنی

172
00:11:37,320 --> 00:11:40,048
‫پدرت می‌خواد به افتخارت مهمونی راه بندازه؟

173
00:11:40,073 --> 00:11:43,346
‫به پاسِ ورود رسمی من به جامعه

174
00:11:43,842 --> 00:11:46,776
‫بعدش، یه دوک یا لردی پیدا میشه که
‫باهام ازدواج کنه و

175
00:11:46,801 --> 00:11:49,074
‫در عوض، یه سری از معادن طلای
‫بابابزرگم نصیبش میشه

176
00:11:49,193 --> 00:11:52,956
‫مزایده‌ست یا مراسم رقص؟

177
00:11:52,981 --> 00:11:56,482
‫همچین عاشقانه نیست،
‫ولی به قولِ خانم وایولت:

178
00:11:56,507 --> 00:11:59,515
‫«چیزیـه که هر وارثی آرزوش رو داره»

179
00:12:00,228 --> 00:12:02,521
‫بانو وایولت به دوشیزه‌ها تعلیم میده

180
00:12:02,546 --> 00:12:04,777
‫چطوری دل اشراف‌زاده‌ها رو ببرن

181
00:12:06,011 --> 00:12:07,531
‫اون مادرتـه؟

182
00:12:07,556 --> 00:12:08,996
‫آره، مامانمـه

183
00:12:09,121 --> 00:12:10,481
‫توی کشتیـه؟

184
00:12:11,517 --> 00:12:13,037
‫نه، از سفر جا موند

185
00:12:14,620 --> 00:12:16,858
‫نقاشی مامان‌بابام حرف نداره

186
00:12:16,883 --> 00:12:18,502
‫مطمئنم بابام ازت می‌خردش

187
00:12:18,527 --> 00:12:22,657
‫با عرض معذرت، کلارا.
‫این دختر مزاحمت ایجاد کرده؟

188
00:12:22,682 --> 00:12:24,402
‫چی، نه، بانو وایولت. ایشون...

189
00:12:24,427 --> 00:12:26,033
‫جاش توی عرشه‌ی پایینیـه

190
00:12:26,058 --> 00:12:31,320
‫- خب، دارم اختلاط می‌کنم با...
‫- آمیلیا روهاس

191
00:12:31,550 --> 00:12:32,644
‫خوشبختم

192
00:12:32,669 --> 00:12:33,669
‫کلارا

193
00:12:35,398 --> 00:12:36,984
‫بده به مامانت اینها

194
00:12:37,521 --> 00:12:40,595
‫ممنونم، آمیلیا.
‫سر میز شام می‌بینمت؟

195
00:12:42,985 --> 00:12:47,370
‫خب، قراره سر میز ناخدا با ما شام میل کنی؟

196
00:12:48,264 --> 00:12:51,808
‫برنامه دارم بگم شام بلدرچینم رو
‫برام بیارن توی اتاقکم

197
00:12:51,833 --> 00:12:54,451
‫برگرد عرشه‌ی پایینیِ کشتی پیش امثال خودت

198
00:12:55,222 --> 00:12:58,561
‫بعلاوه، اگه تا موقع پیاده‌شدن‌مون،

199
00:12:58,586 --> 00:13:02,546
‫دوباره ریختت رو ببینم،
‫باید تا مقصد توی بازداشتگاه سر کنی

200
00:13:25,438 --> 00:13:29,628
‫« هومر »
‫« ابزارآلات، رنگ، روغن و بذر گیاه »

201
00:13:34,285 --> 00:13:35,810
‫حواست رو جمع کن، خانم

202
00:13:47,048 --> 00:13:49,144
‫آمیلیا! آمیلیا!

203
00:13:52,492 --> 00:13:53,837
‫بالاخره پیدات کردم

204
00:13:54,108 --> 00:13:55,735
‫بعد شام دنبالت گشتم

205
00:13:55,760 --> 00:13:58,103
‫خواستم بابت نقاشیِ مامان و بابام
‫ازت تشکر کنم

206
00:13:58,128 --> 00:13:59,404
‫مایه‌ی افتخار منـه

207
00:14:00,340 --> 00:14:01,460
‫کلاراجونم؟

208
00:14:03,735 --> 00:14:05,675
‫یه‌وقت فکر نکنی بین‌مون فاصله‌ی طبقاتی هست

209
00:14:05,700 --> 00:14:06,874
‫اعتقادی بهش ندارم

210
00:14:06,899 --> 00:14:08,858
‫هر وقت دلت خواست بیا پیش‌مون

211
00:14:09,767 --> 00:14:12,292
‫خب، ولی اگه دیگه فرصت نشد ببینمت،

212
00:14:12,468 --> 00:14:13,841
‫لندن بهت خوش بگذره

213
00:14:13,866 --> 00:14:14,866
‫تو هم، آمیلیا

214
00:14:14,891 --> 00:14:15,891
‫همچنین

215
00:14:28,310 --> 00:14:29,310
‫راه بیفت!

216
00:14:56,220 --> 00:14:57,740
‫در اِزای این چیزی بهم می‌دید؟

217
00:15:00,279 --> 00:15:01,279
‫ممنونم

218
00:15:10,564 --> 00:15:12,604
‫روزنامه!
‫روزنامه‌ی امروزتون رو بگیرید!

219
00:15:12,629 --> 00:15:15,447
‫اسطوخودوس! می‌خواید؟

220
00:15:15,472 --> 00:15:16,505
‫نه، ممنون

221
00:15:17,378 --> 00:15:18,972
‫بفرمایید روزنامه، خانم

222
00:15:18,997 --> 00:15:19,997
‫بفرمایید

223
00:15:43,551 --> 00:15:47,345
‫بقایای جسد زنی که
‫در سواحل برموندزی پیدا شده،

224
00:15:47,370 --> 00:15:52,032
‫متعلق به زنی به نام ماریا مالوی است؛

225
00:15:52,057 --> 00:15:56,497
‫خدمتکار تازه استخدام‌شده‌ی

226
00:15:56,522 --> 00:15:58,704
‫شرلوک هولمز

227
00:16:07,748 --> 00:16:10,798
‫اینجا بساط نکنید.
‫در جریان مقررات هستید دیگه.

228
00:16:11,100 --> 00:16:13,007
‫آم، خیر

229
00:16:13,423 --> 00:16:14,727
‫نه، نمی‌دونم

230
00:16:14,752 --> 00:16:15,752
‫شرمنده

231
00:16:16,128 --> 00:16:17,269
‫تازه اومدم شهر

232
00:16:17,294 --> 00:16:19,416
‫برو خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه، عزیزم

233
00:16:19,441 --> 00:16:20,724
‫این پارک عمومیـه

234
00:16:21,100 --> 00:16:22,100
‫اشتباه گرفتید

235
00:16:23,357 --> 00:16:25,457
‫ببخشید ها، ولی خجالت نمی‌کشید؟!

236
00:16:25,482 --> 00:16:26,955
‫بنده اینجا کار مهمی دارم

237
00:16:26,980 --> 00:16:28,994
‫روی نیمکتِ پارک، با کدوم بدبخت؟

238
00:16:29,105 --> 00:16:30,105
‫شرلوک هولمز

239
00:16:30,130 --> 00:16:31,137
‫که اینطور

240
00:16:31,162 --> 00:16:33,353
‫حالا چایی‌تون رو که نوشیدید،

241
00:16:33,378 --> 00:16:36,447
‫تشریف ببرید توی قصر
‫با علیاحضرت ملکه یه‌قل‌دوقل بازی کنید

242
00:16:36,472 --> 00:16:37,727
‫اتفاقاً شاید همین کار رو هم کردم

243
00:16:38,157 --> 00:16:39,236
‫برو پی کارت

244
00:16:39,261 --> 00:16:40,261
‫بدو

245
00:16:41,719 --> 00:16:42,719
‫برو دیگه

246
00:16:56,598 --> 00:16:59,872
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

247
00:17:12,619 --> 00:17:13,874
‫خانم‌ها و آقایون،

248
00:17:13,980 --> 00:17:17,315
‫امروز آقای هولمز پذیرش ندارن

249
00:17:17,340 --> 00:17:20,780
‫بهتون توصیه می‌کنم
‫به‌جای سرزده اومدن،

250
00:17:20,820 --> 00:17:22,515
‫براشون نامه بنویسید

251
00:17:22,540 --> 00:17:23,540
‫روز خوش

252
00:17:44,216 --> 00:17:46,543
‫« ورودیِ خدمتکارها »
‫« فقط برای تحویل سفارشات »

253
00:17:55,223 --> 00:17:56,624
‫کوم گوری بودی؟

254
00:17:56,649 --> 00:17:57,754
‫زود باش بیا تو

255
00:17:57,779 --> 00:17:59,479
‫وقت کمی داریم

256
00:18:07,500 --> 00:18:10,356
‫فکر می‌کردم آژانس خدمتکار دیگه‌ای نفرسته

257
00:18:10,840 --> 00:18:12,084
‫ساکت رو بذار زمین

258
00:18:13,100 --> 00:18:14,835
‫لباس فرم همراهتـه؟

259
00:18:14,860 --> 00:18:15,860
‫خیر

260
00:18:21,580 --> 00:18:24,235
‫دوتا هم‌قدوقواره‌ی خودت
‫توی لباس‌فرم خدمتکار قبلیه جا میشن

261
00:18:24,260 --> 00:18:26,774
‫با همین سر کن تا
‫خانم برات یه چیزی دست‌وپا کنه

262
00:18:26,799 --> 00:18:28,319
‫از سرت بپوش

263
00:18:34,682 --> 00:18:35,858
‫دست بجنبون!

264
00:18:36,268 --> 00:18:37,268
‫خانم

265
00:18:37,580 --> 00:18:39,020
‫ایشون...

266
00:18:39,198 --> 00:18:40,198
‫آمیلیام

267
00:18:40,555 --> 00:18:42,795
‫ملکه‌ی سبا هم باشی برام توفیری نداره، دختر

268
00:18:42,820 --> 00:18:45,420
‫ببینم فردا هم دیر کردی،
‫عینهو سه‌تا خدمتکار قبلی،

269
00:18:45,420 --> 00:18:47,210
‫با تیپا پرتت می‌کنم بیرون

270
00:18:47,235 --> 00:18:48,465
‫روشن شد؟

271
00:18:48,490 --> 00:18:49,494
‫بله، خانم

272
00:18:49,519 --> 00:18:50,856
‫دست‌تنهاییم

273
00:18:50,887 --> 00:18:53,385
‫پس هم بارِ آشپزی روی دوشِتـه و هم نظافت

274
00:18:53,410 --> 00:18:54,445
‫باشه

275
00:18:54,623 --> 00:18:55,933
‫چه جسارتا؟!

276
00:18:55,958 --> 00:18:57,076
‫چشم، خانم

277
00:18:57,100 --> 00:18:58,545
‫واینسا بِر و بر منو نگاه نکن

278
00:18:58,570 --> 00:19:02,051
‫تا یه ربع دیگه، باید یه صبحونه‌ی انگلیسی
‫مفصل براش تدارک ببینی

279
00:19:05,016 --> 00:19:07,899
‫بعضی‌ها جواب نه تو کله‌شون نِمیره

280
00:19:10,470 --> 00:19:12,928
‫خانمم چیزی تو دلش نیست

281
00:19:12,953 --> 00:19:14,818
‫فقط ناامیدش نکن

282
00:19:15,445 --> 00:19:17,711
‫حالا یه صبحونه‌ی درست‌حسابی
‫برای آقا درست کن

283
00:19:34,883 --> 00:19:35,883
‫عجب

284
00:19:43,972 --> 00:19:45,164
‫بفرمایید!

285
00:20:04,124 --> 00:20:05,367
‫ببخشید

286
00:20:05,868 --> 00:20:07,180
‫روز اولمـه

287
00:20:08,847 --> 00:20:10,020
‫کجا بذارمش؟

288
00:20:10,661 --> 00:20:11,960
‫روی میز

289
00:20:31,428 --> 00:20:33,071
‫میل نمی‌کنید؟ از دهن میفته ها

290
00:21:04,013 --> 00:21:05,228
‫درپوش

291
00:21:05,540 --> 00:21:06,776
‫ببخشید

292
00:21:12,397 --> 00:21:14,513
‫دوست ندارم این مسئله جایی درز کنه

293
00:21:15,530 --> 00:21:17,159
‫معرفی نمی‌کنید؟

294
00:21:17,184 --> 00:21:20,795
‫آمیلیا. من آمیلیا روهاس هستم

295
00:21:21,026 --> 00:21:23,941
‫ولی خدمتکار جدید آشپزخونه نیستید،
‫درست میگم؟

296
00:21:24,660 --> 00:21:27,300
‫نه، برای خدمتکاری نیومدم اینجا

297
00:21:30,220 --> 00:21:32,917
‫از لحنت مشخصـه اهل آمریکایی،

298
00:21:32,942 --> 00:21:35,182
‫احتمالاً هم از غربش. از چکمه‌ات معلومـه،

299
00:21:35,207 --> 00:21:36,445
‫زندگیت افتاده توی سراشیبی؛

300
00:21:36,470 --> 00:21:39,278
‫این تضاد بین کیفیت سابق و وضعیت فعلیت،

301
00:21:39,303 --> 00:21:42,340
‫بوی چوب ارزون‌قیمت و
‫روغن جلا نشون‌دهنده‌ی اینـه که

302
00:21:42,340 --> 00:21:45,968
‫توی عرشه‌ی پایینی کشتی بودی و
‫تازه از کالیفرنیا رسیدی

303
00:21:46,580 --> 00:21:48,300
‫سگک کمربندت نشون‌دهنده‌ی

304
00:21:48,340 --> 00:21:50,898
‫فلزکاری جواهرات اون منطقه‌ست

305
00:21:54,429 --> 00:21:55,962
‫آب خوردنـه

306
00:21:56,778 --> 00:21:58,548
‫برای شرلوک هولمز

307
00:21:58,896 --> 00:22:01,380
‫هیچ تجربه‌ای هم نداری

308
00:22:01,420 --> 00:22:04,579
‫چه به عنوان خدمتکار و
‫چه در خصوص آشپزی

309
00:22:05,086 --> 00:22:07,046
‫آقای هولمز، اجازه بدید توضیح بدم

310
00:22:08,445 --> 00:22:10,640
‫من و مادرم توی
‫یه منطقه‌ی پرت زندگی می‌کردیم

311
00:22:11,100 --> 00:22:14,220
‫شب‌ها، از توی روزنامه
‫داستان پرونده‌های شما رو

312
00:22:14,220 --> 00:22:15,531
‫برام می‌خوند

313
00:22:16,773 --> 00:22:20,082
‫اینم بهم گفت که اگه
‫به کمک کسی نیاز داشتم،

314
00:22:20,567 --> 00:22:22,076
‫بیام سراغ شما

315
00:22:22,890 --> 00:22:24,379
‫خب، متأسفم

316
00:22:24,718 --> 00:22:26,260
‫نه‌تنها کاری از دستم برای تو بر نمیاد،

317
00:22:26,285 --> 00:22:28,447
‫بلکه این روزها خودم هم
‫غرق منجلاب سردرگمی‌ام

318
00:22:31,380 --> 00:22:33,557
‫همه چی بر وفق مراده، قربان؟

319
00:22:33,582 --> 00:22:37,875
‫خیر! نه، خانم هلیگن،
‫همه چیز بر وفق مراد نیست

320
00:22:37,900 --> 00:22:41,609
‫مِن بعد، قبل از اینکه اجازه بدید
‫هر خدمتکاری بیاد توی اتاق کارم مسمومم کنه،

321
00:22:41,634 --> 00:22:43,355
‫یه نگاهی به توصیه‌نامه‌اش بندازید

322
00:22:43,380 --> 00:22:45,660
‫دستمزد یک هفته‌ی خانم روهاس رو جلوتر بدید،

323
00:22:45,700 --> 00:22:48,144
‫الساعه استخدامش رو فسخ و
‫راه خروج رو بهش نشون بدید

324
00:22:48,169 --> 00:22:49,945
‫این رو هم ببرید،
‫یه نگاه بهش بندازید

325
00:22:49,970 --> 00:22:53,764
‫صبحونه هم زهرمارمون شد. با تشکر

326
00:22:55,657 --> 00:22:57,787
‫مادرم می‌گفت شما مرد شریفی هستید

327
00:22:58,560 --> 00:22:59,928
‫حتماً اشتباه می‌کرده

328
00:23:02,020 --> 00:23:04,740
‫سلام، آقای هولمز.
‫بهشون گفتم که شما پذیرش ندارید

329
00:23:04,740 --> 00:23:07,010
‫ولی سربازرس پافشاری کردن

330
00:23:07,980 --> 00:23:10,977
‫عذرخواهم وقت صبحونه‌تون رو
‫مختل کردم، جناب

331
00:23:11,409 --> 00:23:14,374
‫پاول اندرسون،
‫سفیر جدید ایالات متحده

332
00:23:14,399 --> 00:23:15,697
‫توی دربار سنت‌جیمز

333
00:23:16,006 --> 00:23:18,141
‫ایشون همسرم هستن، مارجری

334
00:23:18,165 --> 00:23:20,756
‫آقای هولمز، ما دیروز رسیدیم

335
00:23:20,780 --> 00:23:22,996
‫امروز صبح که از خواب پا شدیم
‫دیدیم دخترمون گم شده

336
00:23:23,020 --> 00:23:24,359
‫به کمک‌تون نیاز داریم

337
00:23:24,383 --> 00:23:26,020
‫کلارا گم شده؟

338
00:23:26,044 --> 00:23:28,236
‫تو از کجا اسم دخترمون رو می‌دونی؟

339
00:23:28,260 --> 00:23:31,462
‫الان بهتون نشون میدم

340
00:23:35,860 --> 00:23:37,116
‫عالی شد

341
00:23:37,140 --> 00:23:39,260
‫طبق دانسته‌های من از
‫این مدل پرونده‌ها، جناب هولمز،

342
00:23:39,260 --> 00:23:42,189
‫زمان زیادی واسه تلف کردن نداریم.
‫میشه خواهشاً کمک‌مون کنید؟

343
00:23:42,213 --> 00:23:44,416
‫بنده به عنوان سفیر جدید آمریکا،
‫باید تا ظهر...

344
00:23:44,440 --> 00:23:45,721
‫در خدمت علیاحضرت باشم

345
00:23:45,745 --> 00:23:48,556
‫خوشحال می‌شیم به علیاحضرت بگیم
‫شما دارید کمک‌مون می‌کنید

346
00:23:48,580 --> 00:23:50,594
‫شاید جناب سفیر این کار رو کردن

347
00:23:50,618 --> 00:23:52,240
‫منم توی کشتی بودم

348
00:23:52,264 --> 00:23:54,405
‫تصویر شما دوتا رو کشیدم و به کلارا دادم،

349
00:23:54,429 --> 00:23:56,990
‫اما نقاشی خودش رو پیش خودم نگه داشتم

350
00:23:58,026 --> 00:23:59,800
‫تو همون دختره‌ی توی کشتی هستی

351
00:23:59,824 --> 00:24:01,305
‫همونی که کلارا راجع‌بهش بهمون گفت و

352
00:24:01,329 --> 00:24:04,036
‫الان هم داره واسه آقای هولمز کار می‌کنه

353
00:24:04,060 --> 00:24:07,042
‫این خودش یه نشونه‌ست،
‫دعایی که خدا مستجاب کرده

354
00:24:07,066 --> 00:24:08,847
‫بسیارخب

355
00:24:08,871 --> 00:24:12,808
‫می‌تونید به علیاحضرت بگید که
‫من صحنه‌ی جرم رو بررسی می‌کنم

356
00:24:13,020 --> 00:24:15,316
‫خدمتکارتون هم بیارید.
‫ایشون کلارا رو می‌شناسه.

357
00:24:15,340 --> 00:24:17,423
‫شاید یه کمکی ازش بر اومد

358
00:24:17,447 --> 00:24:22,948
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

359
00:24:29,588 --> 00:24:33,045
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

360
00:24:39,100 --> 00:24:40,549
‫این رو با خودت بیار

361
00:24:40,573 --> 00:24:44,064
‫دست به چیزی نزن و جیکت در نیاد

362
00:24:45,472 --> 00:24:47,854
‫دستوراتم رو تکرار کن

363
00:24:48,165 --> 00:24:50,765
‫ولی شما گفتی که جیکم در نیاد

364
00:24:53,561 --> 00:24:55,392
‫ممنون که تشریف آوردید، آقای هولمز

365
00:24:55,416 --> 00:24:58,572
بی‌زحمت چکیده‌ای از وقایعِ منجر به کشف

366
00:24:58,596 --> 00:25:00,196
‫مفقودی کلارای جوان رو شرح بدید

367
00:25:00,220 --> 00:25:03,796
‫شب اولی که رسیدیم، خیلی زود خوابیدیم

368
00:25:03,820 --> 00:25:06,556
‫ساعت ۹ یکی از خدمتکارها
‫برای کلارا شکلات داغ آورد و

369
00:25:06,580 --> 00:25:10,505
‫صبح روز بعد، نزدیک‌های
‫ساعت ۷ برگشت تا بیدارش کنه

370
00:25:10,946 --> 00:25:15,740
‫کلارا توی اتاقش نبود

371
00:25:15,900 --> 00:25:20,540
‫خدمتکار خونه و محوطه رو گشت
‫اما هیچی به هیچی

372
00:25:21,900 --> 00:25:25,355
‫من و همسرم توی اتاق مجاور خوابیده بودیم

373
00:25:25,379 --> 00:25:26,461
‫ایشون هم هیچ صدایی نشنید

374
00:25:26,485 --> 00:25:28,756
‫کسی نخواست ازتون باج بگیره؟

375
00:25:28,780 --> 00:25:30,480
‫هنوز نه

376
00:25:31,420 --> 00:25:33,220
‫ممنون

377
00:25:33,292 --> 00:25:36,678
‫جسارتاً همراه همسرتون پایین منتظر می‌مونید؟

378
00:25:36,767 --> 00:25:38,662
‫بازرس بولیوانت، خدمتکارها رو جمع کنید

379
00:25:38,686 --> 00:25:41,434
‫به زودی باهاشون صحبت می‌کنم

380
00:25:50,399 --> 00:25:52,164
‫کیف

381
00:26:07,693 --> 00:26:10,239
‫آره، موی کلاراست

382
00:26:11,073 --> 00:26:13,676
‫انگاری حافظه‌ات اندازه‌ی ماهی قرمزه

383
00:26:13,700 --> 00:26:15,630
‫خوب شد گفتم جیکت در نیاد

384
00:26:15,654 --> 00:26:17,836
‫خب، من برعکسِ تو، کلارا رو دیدم

385
00:26:17,860 --> 00:26:19,820
‫موی کلارا همین رنگ و اندازه‌ست

386
00:26:19,820 --> 00:26:23,340
‫خوب گوش کن و یاد بگیر که لاأقل
‫یه چیزی از این سفر درازت یاد گرفته باشی

387
00:26:23,340 --> 00:26:25,116
‫اونوقت شاید یه روزی
‫بتونی به بچه‌هات بگی که

388
00:26:25,140 --> 00:26:26,917
‫پیش شرلوک هولمز بزرگ شاگردی کردی

389
00:26:26,941 --> 00:26:29,241
‫اولین اصل استنتاج

390
00:26:29,265 --> 00:26:33,163
‫اینـه که هر احتمالی باید ابتدا
‫در نظر گرفته شده و سپس حذف بشه

391
00:26:33,187 --> 00:26:36,580
‫آخرین احتمالِ ممکن،
‫هر چقدر هم دور از ذهن باشه، حقیقتـه

392
00:26:36,580 --> 00:26:39,224
‫پس داستان‌های عاطفی و
‫کودکانه‌ی واتسون رو خوندی

393
00:26:39,248 --> 00:26:42,678
‫ولی حتی یه طوطی هم
‫می‌تونه آثار شکسپیر رو از حفظ بخونه

394
00:26:42,702 --> 00:26:45,019
‫خوب دقت کن.
‫این اتاق سه خروجی داره.

395
00:26:45,043 --> 00:26:48,203
‫در و پنجرها

396
00:26:49,513 --> 00:26:53,901
‫نه، کلارا از اون دخترهایی نیست که
‫از پنجره پایین بپره

397
00:26:55,580 --> 00:26:57,676
‫اینجا دوتا شمع می‌بینم

398
00:26:57,700 --> 00:26:58,715
‫درستـه

399
00:26:58,739 --> 00:27:01,308
‫یکی رو خدمتکاری که دیشب اومده
‫روشن کرده و تا ته سوخته و

400
00:27:01,332 --> 00:27:02,220
‫اون یکی هم...

401
00:27:02,220 --> 00:27:03,949
‫هر کسی که دنبال کلارا اومده

402
00:27:03,973 --> 00:27:07,342
‫ولی کی؟ کی اومده؟

403
00:27:07,366 --> 00:27:10,002
‫می‌تونی کسی که بی‌اجازه
‫وارد شده رو شناسایی کنی؟

404
00:27:10,026 --> 00:27:13,882
‫خب، پاسبون‌ها دائماً مشغول نگهبانی بودن و

405
00:27:13,906 --> 00:27:17,633
‫هیچ نشونه‌ای از ورود اجباری نیست

406
00:27:18,579 --> 00:27:20,616
‫یکی از داخل این کارو کرده

407
00:27:20,700 --> 00:27:23,580
‫خدمتکارها از شمعدونی‌های
‫ارزون و برنجی استفاده می‌کنن

408
00:27:23,580 --> 00:27:25,295
‫پس می‌خوای بگی که
‫خدمتکارِ آدم‌ربایی که مدنظرتـه

409
00:27:25,319 --> 00:27:28,504
‫با شمع وارد اتاق شده و
‫شمع رو گذاشته و توی تاریکی برگشته؟

410
00:27:37,259 --> 00:27:39,864
‫شاید دستش پُر بوده

411
00:27:42,313 --> 00:27:44,480
‫دست نزن!

412
00:27:48,219 --> 00:27:49,316
‫تنباکوئه

413
00:27:49,340 --> 00:27:52,473
‫بله. بوی تنباکوی انگشت‌های
‫کسی که این رو حمل می‌کرده‌ست

414
00:27:52,497 --> 00:27:55,156
‫یه بار واتسون چشم‌بسته منو امتحان کرد و

415
00:27:55,180 --> 00:27:57,836
‫تونستم ۱۷ نوع تنباکوی مختلف رو

416
00:27:57,860 --> 00:27:59,438
‫از روی بوشون تشخیص بدم

417
00:27:59,462 --> 00:28:02,916
‫ولی این یکی رو
‫نمی‌تونم دقیقاً حدس بزنم چیـه

418
00:28:02,940 --> 00:28:04,896
‫من می‌تونم

419
00:28:06,480 --> 00:28:08,442
‫می‌خوای توی خماری بمونم؟

420
00:28:08,466 --> 00:28:11,736
‫بهترین تنباکوی جویدنی کالیفرنیاست

421
00:28:11,760 --> 00:28:14,309
‫عطر فوق‌العاده قوی‌ای داره و

422
00:28:14,333 --> 00:28:16,396
‫من رو یاد یه چیزی می‌اندازه، یه...

423
00:28:16,420 --> 00:28:18,894
‫یه چیز آمریکایی؟

424
00:28:21,732 --> 00:28:23,593
‫مخلوط افیون؟

425
00:28:23,687 --> 00:28:27,047
‫پس کلارا رو چیزخور کردن و بی‌هوش بردن

426
00:28:40,540 --> 00:28:42,173
‫آقای هولمز، حال‌تون خوبه؟

427
00:28:42,197 --> 00:28:45,316
‫بررسی‌های لازم رو کردم و باید برم

428
00:28:45,340 --> 00:28:46,460
‫ما تازه داشتیم به یه جایی می‌رسیدیم

429
00:28:46,460 --> 00:28:48,075
‫هیچ مایی وجود نداره

430
00:28:48,099 --> 00:28:50,236
‫خودت گفتی کمکت کنم
‫دخترشون رو پیدا کنی

431
00:28:50,260 --> 00:28:53,022
‫من گفتم یه نگاهی به صحنه‌ی جرم
‫می‌اندازم و سر حرفم هم وایسادم

432
00:28:53,046 --> 00:28:54,568
‫فعلاً باید برگردیم

433
00:28:54,592 --> 00:28:56,396
‫خودت الان گفتی مایی وجود نداره

434
00:28:56,420 --> 00:28:58,104
‫مادرم من رو جوری بزرگ نکرده که

435
00:28:58,128 --> 00:28:59,664
‫بخوام جا بزنم یا بدون خداحافظی برم

436
00:28:59,688 --> 00:29:01,329
‫پس تو برو و من به جات
‫ازشون عذرخواهی می‌کنم

437
00:29:01,353 --> 00:29:03,422
‫هر طور مایلی. روز خوش

438
00:29:07,046 --> 00:29:09,116
‫نگو که منتظر تو موندیم

439
00:29:09,140 --> 00:29:10,350
‫خود هولمز کجاست؟

440
00:29:10,374 --> 00:29:12,443
‫هنوز بالائه؟

441
00:29:12,606 --> 00:29:14,319
‫نه

442
00:29:15,100 --> 00:29:16,913
‫مجبور شد بدون خداحافظی بره

443
00:29:16,937 --> 00:29:20,131
‫چه کاری مهم‌تر از
‫این پرونده‌ی آدم‌ربایی داشت؟

444
00:29:21,126 --> 00:29:24,556
‫مرتبط با سرنخی بود که پیدا کرده بود و

445
00:29:24,580 --> 00:29:27,436
‫منو اینجا گذاشت تا
‫به خدمتکارها رسیدگی کنم

446
00:29:27,460 --> 00:29:28,531
‫در این صورت...

447
00:29:28,555 --> 00:29:31,996
‫ما وقت نکردیم
‫نیروهای جدیدی استخدام کنیم، اما

448
00:29:32,020 --> 00:29:35,149
‫کَثی سال‌هاست آشپز سفارت آمریکاست

449
00:29:35,173 --> 00:29:36,670
‫توصیه‌نامه‌ی بی‌عیب و نقصی داره

450
00:29:36,694 --> 00:29:38,529
‫حق با اون دختر بیچاره‌ست.
‫من دیشب فقط همین‌قدر که

451
00:29:38,553 --> 00:29:40,809
‫براش شکلات داغ ببرم پیشش بودم.
‫قسم می‌خورم.

452
00:29:40,833 --> 00:29:42,993
‫کسی تو رو مقصر نمی‌دونه، کثی

453
00:29:44,820 --> 00:29:47,128
‫وقتی شکلات داغ درست کردی،
‫کسی همراهت بود؟

454
00:29:47,152 --> 00:29:49,916
‫درشکه‌چی. شامش کنار آتیش بود

455
00:29:49,940 --> 00:29:51,796
‫درشکه‌خونه‌شون حسابی ‌بادگیره

456
00:29:51,820 --> 00:29:53,221
‫قبل از اینکه شکلات داغ کلارا رو ببری

457
00:29:53,245 --> 00:29:55,456
‫از اتاق بیرون رفتی؟

458
00:29:55,480 --> 00:29:57,596
‫فقط برای رسیدگی به دستور خانم اندرسون

459
00:29:57,620 --> 00:29:59,676
‫شما زنگ زدید گفتید
‫یه کیسه‌ی آب داغ می‌خواید

460
00:29:59,700 --> 00:30:00,888
‫درستـه

461
00:30:00,912 --> 00:30:03,090
‫یکی از روی بی‌مبالاتی
‫پنجره‌ی اتاق‌مون رو باز گذاشته بود

462
00:30:03,114 --> 00:30:04,216
‫داشتیم یخ می‌زدیم

463
00:30:04,240 --> 00:30:05,749
‫من فقط پنج دقیقه نبودم

464
00:30:05,773 --> 00:30:07,876
‫تازه، چارلی از اونجا جُم نخورد

465
00:30:07,900 --> 00:30:09,062
‫مطمئنی؟

466
00:30:09,086 --> 00:30:12,368
‫چارلی از کِی تا حالا
‫توی خونه‌ی سفیر کار می‌کنه؟

467
00:30:12,392 --> 00:30:13,449
‫تازه اینجا اومده

468
00:30:13,473 --> 00:30:15,794
‫ولی چارلی توی آمریکا راننده‌مون بود

469
00:30:15,818 --> 00:30:19,155
‫ما یه ماه زودتر فرستادیمش تا
‫به اوضاع اینجا یه سر و سامونی بده

470
00:30:19,179 --> 00:30:21,649
‫ایشون واقعاً جَوون رعنا و سربه‌راهیـه

471
00:30:21,673 --> 00:30:24,538
‫فقط یکی دوتا عادت بد داشت

472
00:30:29,294 --> 00:30:30,995
‫مثل جویدن تنباکو

473
00:30:31,019 --> 00:30:32,722
‫فقط توی درشکه‌خونه این کارو می‌کرد

474
00:30:32,746 --> 00:30:36,839
‫همیشه مجبورش می‌کنم
‫قبل از اینکه بیاد داخل اون رو تف کنه

475
00:30:37,100 --> 00:30:39,564
‫میشه لطفاً با چارلی صحبت کنم؟

476
00:30:39,588 --> 00:30:42,389
‫برو بیارش، کَثی.
‫ولی نگو ماجرا چیـه.

477
00:30:42,413 --> 00:30:44,151
‫اجازه بدید من برم

478
00:30:46,511 --> 00:30:47,516
‫خانم...

479
00:30:47,540 --> 00:30:48,516
‫روهاس هستم

480
00:30:48,540 --> 00:30:50,899
‫زمان زیادیـه که شاگرد آقای هولمز هستید؟

481
00:30:50,923 --> 00:30:53,107
‫می‌خوام بدونم وقتی سوار کشتی شدید،
‫از جانب ایشون...

482
00:30:53,131 --> 00:30:55,942
‫داشتید از یه مأموریت سرّی برمی‌گشتید؟

483
00:30:55,966 --> 00:30:58,849
‫متأسفم. نمی‌تونم جواب این سؤال رو بدم

484
00:30:58,873 --> 00:30:59,982
‫درستـه

485
00:31:00,006 --> 00:31:03,503
‫خب، پس اجازه بدید به عنوان
‫یه آمریکایی حرفم رو صادقانه بزنم

486
00:31:03,527 --> 00:31:05,136
‫سربازرس ویتلاک توصیه کردن که

487
00:31:05,160 --> 00:31:07,029
‫شرلوک هولمز رو استخدام نکنم

488
00:31:07,053 --> 00:31:09,417
‫ایشون گفتن که طی هفته‌های اخیر،
‫حتی خود دکتر واتسون،

489
00:31:09,441 --> 00:31:10,449
‫که برای سال‌ها

490
00:31:10,473 --> 00:31:12,449
‫رفیق شفیق آقای هولمز بودن
‫ایشون رو ترک کردن و

491
00:31:12,473 --> 00:31:17,122
‫کارفرمای شما بی‌نظم و
‫غیرقابل اعتماد شده

492
00:31:17,146 --> 00:31:18,305
‫نمی‌خوام شما رو بترسونم،

493
00:31:18,329 --> 00:31:22,637
‫ولی پلیس هم گفته که
‫خدمتکارش به قتل رسیده و

494
00:31:23,600 --> 00:31:26,718
‫هیچ مساعدتی در روند تحقیقات انجام نمیده

495
00:31:28,140 --> 00:31:31,109
‫اگه کسی بتونه توی لندن کلارا رو پیدا کنه

496
00:31:31,133 --> 00:31:33,516
‫بهتون قول میدم که اون آقای هولمزه

497
00:31:33,540 --> 00:31:35,962
‫ایشون دخترتون رو پیدا می‌کنه و

498
00:31:35,986 --> 00:31:38,949
‫تا موفق نشه دست از تلاش بر نمی‌داره

499
00:31:39,500 --> 00:31:40,699
‫چارلی رفته

500
00:31:40,723 --> 00:31:42,696
‫خبری از درشکه و اسب‌ها هم نیست

501
00:31:42,720 --> 00:31:44,420
‫چی؟

502
00:31:48,953 --> 00:31:51,233
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

503
00:31:53,159 --> 00:31:57,162
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

504
00:32:04,180 --> 00:32:06,999
‫این هم ساکِت که بالا بود

505
00:32:07,511 --> 00:32:09,762
‫همه‌ی دار و ندارت همینـه؟

506
00:32:09,786 --> 00:32:11,803
‫هر چیزی که نیاز دارم همینجاست

507
00:32:11,827 --> 00:32:14,576
‫دستمزد یک هفته‌ات

508
00:32:14,966 --> 00:32:16,537
‫لاأقل این رو بگیر

509
00:32:16,561 --> 00:32:20,436
‫نون و پنیره با پیاز ترشی

510
00:32:20,460 --> 00:32:22,661
‫ممنون از مهمون‌نوازی‌تون

511
00:32:24,533 --> 00:32:28,679
‫لطفاً به آقای هولمز بگید که
‫من این پرونده رو حل کردم

512
00:32:28,733 --> 00:32:31,585
‫شاید بهتر باشه
‫خودت به آقای هولمز بگی

513
00:32:32,233 --> 00:32:33,325
‫آقا و خانم هلیگن،

514
00:32:33,349 --> 00:32:36,011
‫دیگه برای امشب مرخصید

515
00:32:39,806 --> 00:32:41,509
‫خب...

516
00:32:41,798 --> 00:32:43,682
‫ببین کی داشت بدون خداحافظی می‌رفت

517
00:32:43,706 --> 00:32:46,068
‫به وضوح گفتی که نمی‌خوای من اینجا باشم

518
00:32:46,092 --> 00:32:48,355
‫هیچ اهمیتی هم به پیدا کردن کلارا نمیدی

519
00:32:48,379 --> 00:32:50,796
‫البته که می‌خوام دختره رو پیدا کنم

520
00:32:51,440 --> 00:32:53,038
‫حالا چی دستگیرت شد؟

521
00:32:53,062 --> 00:32:55,135
‫چارلز هولرید، درشکه‌چی سفیر،

522
00:32:55,159 --> 00:32:57,302
‫کارلا رو دزدیده

523
00:32:57,326 --> 00:33:00,639
‫وقتی که جلوی کشتی
‫خانواده‌ی اندرسون رو سوار کرد دیدمش

524
00:33:00,663 --> 00:33:04,529
‫یادم اومد که درست جلوی پام
‫تنباکوش رو تف کرد که

525
00:33:04,553 --> 00:33:07,798
‫دقیقاً همون بوی تند روی شمع‌دونی رو می‌داد

526
00:33:07,822 --> 00:33:10,876
‫بعلاوه، اسب‌ها و درشکه‌ی
‫جناب سفیر رو برداشته و رفته

527
00:33:10,900 --> 00:33:13,421
‫همچنین با توجه‌ به
‫صحبت‌های آشپزشون، کَثی،

528
00:33:13,445 --> 00:33:16,436
‫به غیر از خودش،
‫چارلی تنها کسی بود که

529
00:33:16,460 --> 00:33:18,240
‫می‌تونسته توی مدت زمانی که
‫آشپز رفته بوده

530
00:33:18,264 --> 00:33:21,036
‫به دلیل سرمای هوای دیشب
‫برای خانم اندرسون کیسه‌ی آب داغ ببره

531
00:33:21,060 --> 00:33:23,023
‫توی شکلات داغ کلارا
‫مخلوط افیون ریخته باشه

532
00:33:23,047 --> 00:33:25,801
‫چون یکی پنجره رو باز گذاشته بود

533
00:33:25,825 --> 00:33:29,335
‫می‌دونی این درشکه‌چیِ ما،
‫چارلی، الان کجاست؟

534
00:33:29,359 --> 00:33:30,796
‫هنوز نه

535
00:33:30,820 --> 00:33:33,342
‫پس چطور میگی پرونده رو حل کردی؟

536
00:33:33,366 --> 00:33:35,502
‫در ضمن، من خودم هنوز سؤالاتی دارم

537
00:33:35,526 --> 00:33:37,600
‫مثلاً چه سؤالاتی؟

538
00:33:38,506 --> 00:33:42,249
‫مثلاً تو کی هستی؟

539
00:33:42,273 --> 00:33:45,274
‫روش حل پرونده‌ام رو مطالعه کردی و
‫وارد خونه‌ی من شدی،

540
00:33:45,298 --> 00:33:47,836
‫جات رو توی خانواده‌ی سفیر باز کردی

541
00:33:47,860 --> 00:33:49,036
‫کی تو رو فرستاده؟

542
00:33:49,060 --> 00:33:50,369
‫مادرم

543
00:33:50,393 --> 00:33:52,763
‫برای چی؟ توضیح بده

544
00:33:52,787 --> 00:33:54,356
‫اومدم اینجا که همین کارو بکنم

545
00:33:54,380 --> 00:33:56,968
‫پس چرا دست روی دست گذاشتی؟

546
00:33:57,899 --> 00:34:00,539
‫یه چند ماهی می‌گذره

547
00:34:02,069 --> 00:34:07,045
‫مامان داشت طراحی
‫یه شناور خودگردان برای

548
00:34:07,069 --> 00:34:09,236
‫رژه سالانه‌ای که
‫تو لس‌آنجلس داشتن رو تموم می‌کرد

549
00:34:09,260 --> 00:34:15,190
‫واسه همین به من گفت طراحی‌هاش رو
‫تحویل بدم و دستمزدش رو بگیرم

550
00:34:17,093 --> 00:34:19,081
‫توی شهر مراقب باش

551
00:34:24,946 --> 00:34:28,223
‫داری برمی‌گردی
‫برو مغازه آلو بخر

552
00:34:28,247 --> 00:34:30,409
‫کارهایی که گفته بود رو انجام دادی؟

553
00:34:30,433 --> 00:34:33,650
‫آره، سه روز زمان برد

554
00:34:33,674 --> 00:34:36,336
‫مشخصاً این سفر انگار تمومی نداره و

555
00:34:36,360 --> 00:34:38,438
‫فرض می‌کنم از سفر برگشتی

556
00:34:43,686 --> 00:34:46,916
‫مامان، من اومدم.
‫مجبور شدم وایسم و یه‌باره بیام.

557
00:34:46,940 --> 00:34:49,460
‫اولش که رسیدم مغازه...

558
00:34:52,053 --> 00:34:55,738
‫مغازه باز نبود

559
00:35:07,173 --> 00:35:11,836
‫مادرم همیشه می‌گفت
‫اگه اتفاقی براش افتاد،

560
00:35:11,860 --> 00:35:14,262
‫این عکس رو از توی قاب در بیارم و

561
00:35:14,286 --> 00:35:16,509
‫بذارمش توی آلبوم خاطراتش

562
00:35:16,533 --> 00:35:20,399
‫پشت عکس یه یادداشتی برام گذاشته بود

563
00:35:20,679 --> 00:35:22,558
‫عزیزدلم، آمیلیا

564
00:35:23,461 --> 00:35:26,054
‫اگه داری این رو می‌خونی،
‫بدون که من

565
00:35:26,078 --> 00:35:30,033
‫بدونِ گفتن حقیقت راجع‌به پدرت رفتم

566
00:35:30,197 --> 00:35:34,542
‫همیشه بهت گفتم پدرت جهانگردی بود
‫که قبل از به‌دنیا اومدنت فوت کرد

567
00:35:34,566 --> 00:35:38,006
‫این تنها دروغیـه که بهت گفتم و
‫از این بابت متأسفم

568
00:35:38,273 --> 00:35:41,919
‫پدر حقیقی تو شرلوک هولمزه

569
00:35:46,059 --> 00:35:47,569
‫برو لندن

570
00:35:47,593 --> 00:35:49,322
‫پیداش کن

571
00:35:49,346 --> 00:35:51,816
‫حالا دیگه شرلوک کمکت می‌کنه

572
00:35:56,057 --> 00:35:59,016
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫بهت افتخار می‌کنم، دخترم

573
00:35:59,040 --> 00:36:01,601
‫همیشه در قلب منی، مادرت

574
00:36:03,493 --> 00:36:06,275
‫اسمش لوسیا روهاس بود

575
00:36:16,807 --> 00:36:20,436
‫خب، فکر نکنم نیازی به گفتن باشه که

576
00:36:20,460 --> 00:36:22,179
‫توی عمرم تابحال اسم

577
00:36:22,203 --> 00:36:25,153
‫لوسیا روهاس رو نشنیدم

578
00:36:25,177 --> 00:36:27,449
‫اینطور نیست

579
00:36:28,100 --> 00:36:29,800
‫تو...

580
00:36:30,866 --> 00:36:32,631
‫تو پدر منی

581
00:36:33,375 --> 00:36:35,989
‫متأسفانه تو نه اولین نفری هستی
‫که چنین ادعایی می‌کنه و

582
00:36:36,013 --> 00:36:39,680
‫نه قراره احتمالاً آخرین نفر باشی

583
00:36:40,199 --> 00:36:42,860
‫من حتی پام رو هم تو کالیفرنیا نذاشتم

584
00:36:43,033 --> 00:36:45,215
‫به سلامت، خانم روهاس

585
00:36:55,840 --> 00:36:58,947
‫وایسا، خواهش می‌کنم

586
00:37:00,420 --> 00:37:02,408
‫شاید شما کالیفرنیا نرفته باشی

587
00:37:03,446 --> 00:37:06,616
‫ولی مامان لندن اومده

588
00:37:06,640 --> 00:37:10,316
‫توی نمایش «غرب وحشی» اجرا داشته و

589
00:37:10,340 --> 00:37:13,260
‫طراح صحنه‌ی نمایش بوده

590
00:37:14,820 --> 00:37:17,351
‫نمی‌دونم انتظار داری
‫این نقاشی چی رو ثابت کنه،

591
00:37:17,375 --> 00:37:20,616
‫ولی می‌تونی مطمئن باشی که
‫من پدرت نیستم

592
00:37:21,346 --> 00:37:23,493
‫اگه مادرت این داستان‌ها رو
‫برات تعریف کرده

593
00:37:23,517 --> 00:37:24,707
‫مطمئنم که نیتش خیر بوده

594
00:37:24,731 --> 00:37:28,012
‫شاید گزارش بعضی از اون پرونده‌های
‫مهیج و ترسناک من توی داستان‌های

595
00:37:28,036 --> 00:37:31,737
‫عامه‌پسند آمریکایی رو خونده و
‫واسه خودش رابطه‌ی نامشروعی رو متصور شده

596
00:37:31,761 --> 00:37:36,239
‫مادر من خیالاتی نبود.
‫منو اینجا فرستاد تا پیدات کنم.

597
00:37:36,263 --> 00:37:38,513
‫گفت که تو می‌دونی چیکار کنی

598
00:37:38,537 --> 00:37:40,876
‫ولی ظاهراً تو دیگه به هیچی اهمیت نمیدی

599
00:37:40,900 --> 00:37:42,540
‫انتظار داری به چی اهمیت بدم؟

600
00:37:42,540 --> 00:37:45,460
‫به اینکه چرا مادرم کشته شد و

601
00:37:45,484 --> 00:37:47,245
‫کی همچین کار وحشتناکی باهاش می‌کنه؟

602
00:37:47,269 --> 00:37:50,552
‫خانم روهاس، غم آخرتون باشه

603
00:37:50,612 --> 00:37:54,056
‫مطمئنم که مادرتون
‫به نوبه‌ی خودش زن فوق‌العاده‌ای بوده و

604
00:37:54,080 --> 00:37:57,535
‫امیدوارم کمتر از شما مایه‌ی دردسر بوده باشه

605
00:38:03,383 --> 00:38:05,464
‫شرلوک هولمز کبیر!

606
00:38:05,488 --> 00:38:08,089
‫خودم پرونده‌ی قتل مامان رو حل می‌کنم و

607
00:38:08,113 --> 00:38:11,689
‫این وسط کلارا اندرسون هم پیدا می‌کنم

608
00:38:12,531 --> 00:38:14,769
‫چه کمک کنی چه نکنی

609
00:38:25,380 --> 00:38:27,080
‫وایسا!

610
00:38:29,260 --> 00:38:31,020
‫وایسا

611
00:38:38,074 --> 00:38:40,539
‫جهت شفاف‌سازی بگم که

612
00:38:40,597 --> 00:38:47,236
‫ثانیه‌ای باور نمی‌کنم
‫تو از تخم و ترکه‌ی من باشی

613
00:38:47,260 --> 00:38:49,527
‫ولی اگه این مسئله رو کنار بذاریم،

614
00:38:49,551 --> 00:38:54,658
‫راستش رو بخوای،
‫به یه دستیار احتیاج دارم و

615
00:38:55,642 --> 00:38:58,306
‫طبق چیزی که توی روز اول استخدامت دیدم،

616
00:38:58,330 --> 00:39:01,464
‫توی این زمینه مهارت قابل قبولی داری

617
00:39:01,488 --> 00:39:03,289
‫یه شاگرد راغب و باهوش که

618
00:39:03,313 --> 00:39:06,913
‫توانایی سیلی‌زنیش
‫به طرز شگفت‌انگیزی بالاست

619
00:39:08,300 --> 00:39:11,392
‫لطفاً بشین

620
00:39:16,540 --> 00:39:18,876
‫آدم‌ربایی کلارا اندرسون جرمیـه که

621
00:39:18,900 --> 00:39:21,858
‫نمی‌تونم به طور علنی درگیرش بشم

622
00:39:21,882 --> 00:39:26,597
‫ولی تو، یه دختربچه‌ای که
‫سر از این شهر درآوردی و

623
00:39:26,621 --> 00:39:31,196
‫مثل اغلب آمریکایی‌ها که
‫عاشق کَند و کاوهای بی‌جا هستن،

624
00:39:31,220 --> 00:39:34,346
‫تونستی پا به جاهایی بذاری که
‫من ازشون عاجزم

625
00:39:34,980 --> 00:39:39,522
‫به شرطی که واقعاً
‫به یادگیری روش‌های من علاقه‌مند باشی

626
00:39:41,053 --> 00:39:43,698
‫امیدوارم چیز جدیدی
‫واسه یاد دادن داشته باشی

627
00:39:43,722 --> 00:39:45,536
‫دارم

628
00:39:48,320 --> 00:39:52,160
‫اما شرط و شروطی دارم که
‫قابل مذاکره نیست

629
00:39:52,213 --> 00:39:54,307
‫چه شرط و شروطی؟

630
00:39:55,380 --> 00:39:59,980
‫تنها وظایفی که تعیین می‌کنم رو انجام میدی

631
00:40:00,400 --> 00:40:02,366
‫مو به مو دستوراتم رو اجرا می‌کنی

632
00:40:02,390 --> 00:40:06,404
‫به هیچ احدالناسی نمیگی چیکار می‌کنی
‫و تنها به خودم گزارش میدی

633
00:40:06,972 --> 00:40:10,900
‫شاید مهارت‌هایی که یاد می‌گیری

634
00:40:10,924 --> 00:40:13,760
‫بعدها توی تحقیقات قتل مادرت به کار بیاد

635
00:40:13,784 --> 00:40:16,037
‫در این حین،
‫برای اینکه شک و شبهه ایجاد نشه،

636
00:40:16,061 --> 00:40:18,321
‫جایگاه فعلی خودت رو حفظ می‌کنی

637
00:40:18,345 --> 00:40:23,347
‫با حقوق ماهی دو پوند
‫خدمتکار آشپزخونه می‌مونی، قبولـه؟

638
00:40:25,020 --> 00:40:27,020
‫قبولـه

639
00:40:29,513 --> 00:40:31,302
‫از کِی دنبال کلارا بگردیم؟

640
00:40:31,326 --> 00:40:33,180
‫فردا صبح

641
00:40:35,279 --> 00:40:37,625
‫حرف دیگه‌ای می‌مونه؟

642
00:40:38,326 --> 00:40:40,766
‫اگه مادرم همچین حرفی زده،

643
00:40:42,413 --> 00:40:44,804
‫پس من دختر توام

644
00:40:47,666 --> 00:40:51,624
‫فقط کمکم کن پرونده رو حل کنم

645
00:41:10,020 --> 00:41:13,109
‫شرمنده اینجا تنهات گذاشتم،

646
00:41:13,133 --> 00:41:15,821
‫ولی بقیه خیلی زود میان

647
00:41:15,845 --> 00:41:18,718
‫در ضمن، تنها هم نیستی

648
00:41:20,460 --> 00:41:22,289
‫شنیدی؟

649
00:41:22,313 --> 00:41:23,512
‫هنوز زنده‌ان

650
00:41:23,536 --> 00:41:25,577
‫چند هفته‌ست که اینجان

651
00:41:26,553 --> 00:41:28,949
‫خواهش می‌کنم دردسر درست نکن، کلارا

652
00:41:29,567 --> 00:41:33,295
‫بقیه‌ی نگهبان‌های اینجا...

653
00:41:33,606 --> 00:41:36,268
مثل من دل‌رحم نیستن

654
00:41:40,700 --> 00:41:43,738
‫دیگه باید در تابوت رو ببندم

655
00:41:47,240 --> 00:41:52,459
‫اگه جای تو بودم، می‌گرفتم می‌خوابیدم

656
00:41:52,483 --> 00:42:02,483
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

657
00:42:02,507 --> 00:42:12,507
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

