﻿1
00:00:01,059 --> 00:00:04,259
‫وقتی این گروه پست از دزدها و
‫قاتل‌ها جنایاتی مرتکب می‌شن که
‫« آنچه گذشت... »

2
00:00:04,259 --> 00:00:06,179
‫ دخالت من توی پرونده رو ممنوع می‌کنن،

3
00:00:06,179 --> 00:00:07,819
‫ یه نشونه به جا می‌ذارن که
 بدون هیچ توضیحی برم

4
00:00:07,844 --> 00:00:10,754
‫در غیر این صورت واتسون
‫یا خانم هادسون ممکنه بمیرن

5
00:00:10,779 --> 00:00:13,034
ولی تو می‌تونی جایی بری که من نمی‌تونم

6
00:00:13,059 --> 00:00:15,394
‫صندوق جواهرات خانمش ‫گم شده

7
00:00:15,419 --> 00:00:18,234
‫شنیدم ‫با جواهراتش
‫می‌تونست یه قصر رو بخره

8
00:00:18,259 --> 00:00:20,579
‫چرا باید کلارا رو بدزدی، ‫وقتی از قبل
باجی که قراره بگیری رو با خودت برداشتی؟

9
00:00:20,579 --> 00:00:22,279
‫خواهش می‌کنم به والدینم نگید

10
00:00:22,304 --> 00:00:25,000
‫نگم چطور نقشه‌ی آدمربایی خودت رو کشیدی و

11
00:00:25,025 --> 00:00:26,019
‫جواهرات مادرت رو دزدیدی؟

12
00:00:26,019 --> 00:00:29,299
با باند تبهکارهایی سرشاخ شدم که
نفوذشون به‌قدری بالاست که

13
00:00:29,299 --> 00:00:32,612
به اداره‌ی پلیس هم راه پیدا کرده

14
00:00:32,637 --> 00:00:41,937
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

15
00:00:42,000 --> 00:00:44,432
‫« لندن »

16
00:00:47,790 --> 00:00:51,839
‫« اداره‌ی پلیس خیابان باو »

17
00:00:51,864 --> 00:01:01,395
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

18
00:01:01,419 --> 00:01:03,474
‫دارن میارنش بیرون، جناب

19
00:01:03,499 --> 00:01:04,954
‫ممنون، پاسبون

20
00:01:04,979 --> 00:01:08,619
‫تبریک می‌گم بابت
‫بازداشتِ سریع درشکه‌چیِ

21
00:01:08,619 --> 00:01:11,074
‫دزدِ دختر سفیر آمریکا

22
00:01:11,099 --> 00:01:13,674
‫جواهرات همراهش بهونه شد که
‫اعتراف کنه؟

23
00:01:13,699 --> 00:01:16,154
‫خیر، قربان، ولی تهش مُقُر میاد

24
00:01:16,179 --> 00:01:17,714
‫فرستادیمش نیوگیت

25
00:01:17,739 --> 00:01:18,794
‫آهان

26
00:01:18,819 --> 00:01:20,711
‫ولی دختره رو همینجا نگه داشتیم

27
00:01:21,659 --> 00:01:22,659
‫وای، نه، نه

28
00:01:22,659 --> 00:01:25,259
‫اصلاً. من با این آقا

29
00:01:25,259 --> 00:01:26,874
‫هیچ‌جا نمیرم.
‫من رو برگردونید سلولم.

30
00:01:26,899 --> 00:01:28,154
‫ساکت ببینم، خانم جوان

31
00:01:28,179 --> 00:01:30,594
‫خداتو شکر کن همچین کارفرمای خیّری داری

32
00:01:30,619 --> 00:01:34,314
‫شخصاً اومده تضمینت رو کرده

33
00:01:34,339 --> 00:01:36,234
‫مطمئنید این دختر به دردسرش می‌ارزه، قربان؟

34
00:01:36,259 --> 00:01:38,139
‫خب، این دخترک هم
‫عیب‌وایرادات خودش رو داره

35
00:01:38,139 --> 00:01:40,459
‫اما تربیت خدمتکار کار آسونی نیست و

36
00:01:40,459 --> 00:01:42,299
‫اصلاً دلم نمی‌خواد دوباره

37
00:01:42,299 --> 00:01:44,994
‫با یکی دیگه از نو شروع کنم

38
00:01:45,019 --> 00:01:46,419
‫شک ندارم پاش به آشپزخونه باز بشه،

39
00:01:46,419 --> 00:01:48,792
‫هارت و پورتش می‌خوابه

40
00:01:48,817 --> 00:01:51,505
‫معمولاً جواب میده، قربان

41
00:01:51,530 --> 00:01:53,459
‫برمی‌گردم خیابون بیکر

42
00:01:53,459 --> 00:01:55,554
‫تا بند و بساطم رو جمع کنم و برم

43
00:01:55,579 --> 00:01:58,539
‫بسیارخب. طبق مسیری که در پیش گرفتی،

44
00:01:58,539 --> 00:02:02,090
‫حدوداً ۱۳۱ روز دیگه
‫به مقصدت می‌رسی،

45
00:02:02,115 --> 00:02:05,899
‫البته با توجه به برنامه‌ی زمانی
‫قطارها و کشتی‌ها و

46
00:02:05,899 --> 00:02:09,398
‫احتمال هوای خوب توی دریای جاوه جنوبی

47
00:02:09,684 --> 00:02:12,057
‫منظورت اینـه که مسیر اشتباهی رو
‫در پیش گرفتم؟

48
00:02:12,099 --> 00:02:15,379
‫اشتباه که نیست، فقط غیرعادیـه.
‫اگه اهل گشت‌وگذاری،

49
00:02:15,379 --> 00:02:17,379
‫البته به غیرِ دورِ دنیا،

50
00:02:17,379 --> 00:02:20,754
‫می‌تونی سوار این تاکسی بشی که
‫باهاش واسه نجاتت اومدم

51
00:02:20,779 --> 00:02:22,779
‫منو نجات بدی؟
‫اگه همون اول ولم نمی‌کردی که

52
00:02:22,779 --> 00:02:24,874
‫الان نیازی به نجات‌دادنم نبود

53
00:02:24,899 --> 00:02:27,019
‫من ولت نکردم.
‫مجبور شدم برم،

54
00:02:27,019 --> 00:02:30,744
‫بلکه پلیس من رو نبینه. سوار شو

55
00:02:30,769 --> 00:02:34,354
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت سوم: شریک جرم »

56
00:02:34,379 --> 00:02:36,318
‫شاید آتیش‌سوزی
‫توی سرنوشت شرکت تابوت‌سازی بود

57
00:02:36,343 --> 00:02:37,714
‫تابحال بهش فکر کردی؟

58
00:02:37,739 --> 00:02:39,674
آخرش سر پرونده‌ی کلارا
چی نصیبم شد؟

59
00:02:39,699 --> 00:02:41,859
‫تهدید شدم،
‫تهمت شنیدم، دستگیر شدم

60
00:02:42,643 --> 00:02:44,514
‫انگار جنابعالی باید تعیین می‌کنی

61
00:02:44,539 --> 00:02:46,985
کی مجرمـه و کِی دستگیر بشه

62
00:02:50,019 --> 00:02:51,034
‫از درب ورودی نه

63
00:02:51,059 --> 00:02:52,670
برو کشکت رو بساب بابا

64
00:02:52,695 --> 00:02:53,575
‫ای خدا!

65
00:02:56,499 --> 00:02:57,819
‫یه پیغام دارید، قربان

66
00:02:57,819 --> 00:02:59,019
‫الان نه، هلیگن

67
00:02:59,619 --> 00:03:02,219
‫مختاری چمدونت رو ببندی،
‫ولی اجازه‌ی رفتن نداری

68
00:03:02,219 --> 00:03:03,914
‫حالا دیگه مسئولیتت با منـه

69
00:03:03,939 --> 00:03:06,332
‫حاضر نیستم حتی یه شب دیگه
‫این خودخواهیِ

70
00:03:06,357 --> 00:03:08,197
‫بی‌حدوحصرت رو تحمل کنم

71
00:03:08,700 --> 00:03:09,534
‫وای!

72
00:03:17,299 --> 00:03:20,059
‫کلید! کلید!

73
00:03:21,299 --> 00:03:22,343
‫وای، بیخیال

74
00:03:23,139 --> 00:03:24,594
‫عذر می‌خوام، جناب هولمز

75
00:03:24,619 --> 00:03:27,474
‫یه پیغام فوریـه که باید در اسرع وقت پاسخ بدید

76
00:03:27,499 --> 00:03:32,954
‫- برام بخونش پس
‫- ایالات متحده‌ی آمریکا، نیویورک، شرکت بیمه تمپلتون، الف.الف.

77
00:03:32,979 --> 00:03:36,419
‫درخواست فوری برای استخدام شما
‫برای تحقیق درخصوص کشف

78
00:03:36,419 --> 00:03:40,234
‫جواهرات مسروقه‌ی
‫سفیر آمریکا در لندن. نقطه.

79
00:03:40,259 --> 00:03:44,219
‫در صورت بازیابی جواهرات مسروقه
‫یا اثبات مالکیت قانونی آنها،

80
00:03:44,219 --> 00:03:46,994
‫پاداش ۵۰۰ پوندی به همراه
شرایط ویژه‌ی پرداخت در نظر گرفته می‌شود

81
00:03:47,019 --> 00:03:49,314
‫تشکر از پاسخ سریع شما

82
00:03:49,339 --> 00:03:52,274
‫نقطه. آلبرت تمپلتون، رئیس‌جمهور

83
00:03:52,299 --> 00:03:56,139
‫پاسخم به آقای الف. تمپلتون:

84
00:03:56,139 --> 00:03:57,779
‫متأسفانه درخواست‌تون رو رد می‌کنم. نقطه.

85
00:03:57,779 --> 00:03:59,474
‫مشغله‌ی فعلی مانع شده. نقطه.

86
00:03:59,499 --> 00:04:02,179
‫آدم کاردرست سخت پیدا میشه. نقطه.

87
00:04:07,419 --> 00:04:10,259
‫آمیلیا! آمیلیا، اگه همین الان
‫این در رو باز نکنی،

88
00:04:10,259 --> 00:04:14,101
‫در رو از جا می‌کَنم. آمیلیا!

89
00:04:15,059 --> 00:04:16,579
‫آمیلیا، خودت خواستی!

90
00:04:16,579 --> 00:04:19,859
‫قربان! درست نیست
‫آدمی با شأن و منزلت شما

91
00:04:19,859 --> 00:04:23,634
‫یه خدمتکار رو کشون‌کشون
‫با اُردنگی از خونه بندازه بیرون!

92
00:04:23,659 --> 00:04:26,979
‫اجازه بدید من این کار رو بکنم، قربان

93
00:04:26,979 --> 00:04:30,154
‫خانم هلیگن، اوضاع کاملاً
‫تحت کنترل بنده‌ست

94
00:04:30,179 --> 00:04:31,354
‫به فکر آبروی خودتون باشید، قربان!

95
00:04:31,379 --> 00:04:34,339
‫من هم ازتون می‌خوام
‫به زندگی خواهرتون فکر کنید که

96
00:04:34,339 --> 00:04:36,714
همچنان مالک برحق این خونه‌ست

97
00:04:36,739 --> 00:04:40,139
‫برای نجات خانم هادسون و
‫دکتر واتسون، حاضرم بی‌درنگ

98
00:04:40,139 --> 00:04:44,154
‫سرِ شرافت و شهرت و آینده‌ام قمار کنم

99
00:04:44,179 --> 00:04:47,419
‫حتی اگه لازم بشه، از شما هم مایه میذارم.
‫نجات جون خانم هادسون

100
00:04:47,419 --> 00:04:49,699
‫در گروِ ورود من به این اتاقـه

101
00:04:49,699 --> 00:04:51,299
‫بنابراین اگه آمیلیا فوراً
‫این در رو باز نکنه،

102
00:04:51,299 --> 00:04:54,579
‫خودم می‌شکونمش

103
00:05:10,259 --> 00:05:13,779
‫هر چقدر هم حس کنی
‫در حقت اجحاف شده،

104
00:05:13,779 --> 00:05:16,674
‫من بودم که وقتی هیچ پناهی نداشتی
‫بهت جاخواب دادم

105
00:05:16,699 --> 00:05:21,699
‫بهت کار و خوردوخوراک دادم،
‫تو هم در عوض جبران لطفم،

106
00:05:21,699 --> 00:05:24,674
‫با سرپیچی از دستوراتم،
‫باعث شدی دیگه دستم

107
00:05:24,699 --> 00:05:29,114
به عزیزترین دوستانم نرسه

108
00:05:29,139 --> 00:05:32,139
‫پس چرا من رو از بازداشتگاه آزاد کردی؟
‫اگه نقشه‌ای رو خراب کردم که

109
00:05:32,139 --> 00:05:34,714
‫هیچوقت باهام در میون نذاشتیش،
‫اگه من نمک‌نشناسم

110
00:05:34,739 --> 00:05:37,154
‫مگه نمیگی نسبتی با هم نداریم،
‫اینکه مامانم دروغگویی بیش نیست؟

111
00:05:37,179 --> 00:05:41,059
‫خب، تو اصرار داری ما هم‌خونیم.
‫ولی اول باید بگی این چیـه که

112
00:05:41,059 --> 00:05:45,386
ما رو به هم متصل کرده

113
00:05:48,379 --> 00:05:50,459
‫چرا اینقدر این نخ سرخ برات مهمـه؟

114
00:05:50,459 --> 00:05:53,474
‫چون همون نشونیـه که بهت گفته بودم

115
00:05:53,499 --> 00:05:55,873
امضای گروه تبهکاریـه که

116
00:05:55,898 --> 00:05:58,294
‫پشت‌پرده‌ی ربودن دوست‌هام هستن،

117
00:05:58,319 --> 00:06:01,714
‫نخ سرخی که اگه توی صحنه‌ی جرمی ببینم،

118
00:06:01,739 --> 00:06:04,279
‫یعنی نمی‌خوان من توی اون پرونده ورود کنم

119
00:06:05,539 --> 00:06:07,339
‫یه نخ سرخِ همین شکلی
‫توی اتاق کلارا هست

120
00:06:07,339 --> 00:06:07,958
‫بله

121
00:06:07,983 --> 00:06:09,514
‫به خاطر همین گذاشتی رفتی

122
00:06:09,539 --> 00:06:14,259
‫بله، تو هم یکی داری که یعنی
‫یا به این نخ سرخ مرتبطی

123
00:06:14,259 --> 00:06:17,300
‫یا اینکه یه جایی پیداش کردی. کدوم؟

124
00:06:18,099 --> 00:06:19,753
‫مربوط به قتل مادرمـه

125
00:06:20,619 --> 00:06:25,499
‫چطوری؟ اگه یادت باشه
اصرار داشتی برای حل این قتل

126
00:06:25,499 --> 00:06:29,988
‫کمکت کنم.
‫خب، حالا آماده‌ام.

127
00:06:30,859 --> 00:06:34,299
‫صحبت کن.
‫همه چی رو برام تعریف کن.

128
00:06:37,139 --> 00:06:40,339
تا جایی که یادمـه، زمان وقوع حمله نبودی و

129
00:06:40,339 --> 00:06:44,110
داشتی طرح‌های کالسکه‌ی رژه رو
می‌بردی لس‌آنجلس

130
00:06:46,171 --> 00:06:49,822
وقتی برگشتی، متوجه گمشدن چیزی نشدی؟

131
00:06:50,339 --> 00:06:54,659
‫اولش متوجه نشدم که چندتا از
‫کیف‌های نقشه‌ی مامان رو بردن که

132
00:06:54,659 --> 00:06:57,394
‫پُر از طرح‌های مکانیکیش بود

133
00:06:57,419 --> 00:07:00,474
‫برام عجیب بود، چون خیلی‌هاشون قدیمی بودن

134
00:07:00,499 --> 00:07:03,887
‫درستـه. نخ سرخ کجا بود؟

135
00:07:06,869 --> 00:07:09,626
‫توی وحشتناک‌ترین جای ممکن

136
00:07:13,259 --> 00:07:14,458
‫به این گره زده بودنش

137
00:07:15,819 --> 00:07:20,179
‫آلت قتاله.
‫خوب کاری کردی نگهش داشتی.

138
00:07:22,878 --> 00:07:24,192
‫بعدش چی؟

139
00:07:30,132 --> 00:07:31,629
یکمی بغلش کردم

140
00:07:32,623 --> 00:07:34,834
‫نمی‌دونم چقدر

141
00:07:34,859 --> 00:07:40,259
‫البته، البته که این کار رو کردی.
‫جسدش گرم بود؟

142
00:07:41,579 --> 00:07:43,779
‫سرد و سفت بود

143
00:07:44,642 --> 00:07:49,619
‫پس جمود نعشی اتفاق افتاده بود،
‫اما تحلیل نرفته بود. مرگش چهار تا

144
00:07:49,619 --> 00:07:52,459
‫دوازده ساعت قبل از برگشتنت رخ داده،

145
00:07:52,459 --> 00:07:54,749
‫یعنی هیچ‌جوره نمی‌تونستی جلوش رو بگیری

146
00:07:55,093 --> 00:07:57,360
‫تونستی تعداد ضارب‌ها رو تشخیص بدی؟

147
00:07:59,579 --> 00:08:04,690
‫سُم چهارتا اسب رو دیدم که
‫تا لب رودخونه ناپدید شدن و

148
00:08:04,715 --> 00:08:08,074
کلاً ردپاها هم از بین رفتن

149
00:08:08,099 --> 00:08:10,220
‫پس فکر شده بود و
‫از قبل برنامه‌ریزی‌شده

150
00:08:10,964 --> 00:08:12,495
‫بعدش چیکار کردی؟

151
00:08:15,859 --> 00:08:17,619
‫خاکش کردم

152
00:08:26,299 --> 00:08:28,341
‫این عکس چیـه؟

153
00:08:28,699 --> 00:08:30,979
‫عکس موردعلاقه‌اش بود

154
00:08:31,379 --> 00:08:34,034
‫واسه دورانیـه که
توی نمایش «غرب وحشی» اجرا می‌کرد

155
00:08:34,059 --> 00:08:36,659
‫این هم نامه‌ایـه که برات خوندم

156
00:08:36,659 --> 00:08:38,973
‫توش نوشته تو پدر منی

157
00:08:43,219 --> 00:08:45,539
‫آره. نمایش غرب وحشی

158
00:08:45,539 --> 00:08:48,979
‫معروف‌ترین رویداد نمایشی قرن نوزدهم

159
00:08:56,619 --> 00:08:57,859
‫آروم باش

160
00:09:05,499 --> 00:09:08,299
‫بیا، بگیر

161
00:09:13,618 --> 00:09:15,383
‫خب، بابت مرگ مادرت متأسفم

162
00:09:16,539 --> 00:09:18,539
‫قتل مادرت ثابت می‌کنه
باند تبهکارهای پشت این نخ سرخ

163
00:09:18,539 --> 00:09:21,219
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم هم بزرگ‌تره

164
00:09:21,980 --> 00:09:24,359
به سرتاسر دنیا دسترسی دارن

165
00:09:25,099 --> 00:09:27,339
‫این حجم و وسعت به چه کاری‌شون میاد؟

166
00:09:28,838 --> 00:09:31,634
‫مگه چه جرم یا جرائمی در سر دارن؟

167
00:09:31,659 --> 00:09:36,314
‫مرگ مادرت چه ربطی به این جریانات داره؟

168
00:09:36,339 --> 00:09:38,259
از قرار معلوم قتل اون و آدم‌ربایی‌ها

169
00:09:38,259 --> 00:09:41,841
سرنخی از یه کلاف بزرگ‌تره

170
00:09:44,339 --> 00:09:46,614
‫بیا برنامه‌ی امروزمون رو بچینیم

171
00:09:47,299 --> 00:09:50,379
‫خوشبختانه، هنوز دوتا رابط زنده
‫با نخ سرخ داریم،

172
00:09:50,379 --> 00:09:52,779
‫یکیش کلارا اندرسونـه و
‫اون یکی چارلی درشکه‌چی

173
00:09:52,779 --> 00:09:56,379
‫حالا فقط باید دست به معجزه بزنم و
‫بدون اینکه کسی متوجه حضورم بشه

174
00:09:56,379 --> 00:09:58,219
‫برم زندون ملاقات چارلی

175
00:09:58,219 --> 00:10:00,554
‫تو هم باید پیگیر دوستت، کلارا، بشی

176
00:10:00,579 --> 00:10:01,798
‫دوستم؟

177
00:10:02,543 --> 00:10:06,521
‫کلارا یه دزد دروغگوئـه.
‫از مادر خودش دزدی کرده.

178
00:10:06,546 --> 00:10:08,554
‫اجازه داده یه مرد به خاطر دزدیدنش

179
00:10:08,579 --> 00:10:10,499
‫توی زندون بپوسه،
‫در حالی که خودش با پای خودش باهاش رفته

180
00:10:10,524 --> 00:10:12,850
‫ولی چارلی واقعاً کلارا رو دزدید

181
00:10:13,642 --> 00:10:17,034
‫کلارا نقشه‌ی یه آدم‌ربایی جعلی رو
‫طراحی کرد، خیال نمی‌کرد که

182
00:10:17,059 --> 00:10:19,842
‫قراره ماه عسلش رو
‫توی یه تابوت بگذرونه

183
00:10:20,384 --> 00:10:23,673
‫به نظر من، فرارش نتیجه‌بخش که نبود هیچ،
‫بلکه فاجعه از آب در اومد

184
00:10:24,439 --> 00:10:27,819
‫اعضای نخ سرخ هم درست مثل ما،
‫به آسیب‌پذیری‌هاش واقف هستن و

185
00:10:27,819 --> 00:10:29,379
‫احتمالاً یه روزی برای

186
00:10:29,379 --> 00:10:30,659
‫تحقق مقاصد خودشون
‫ازش اخاذی می‌کنن

187
00:10:30,659 --> 00:10:33,979
نباید بذاریم خرابکاری‌هاش
به اسم ما تموم شه و

188
00:10:33,979 --> 00:10:36,037
آبرومون بره

189
00:10:36,979 --> 00:10:38,859
‫خب، مطمئنم کلارا خیال کرده
‫از زیر همه چی قسر در رفته

190
00:10:38,859 --> 00:10:41,434
‫خب، باید خلافش رو نشون بدی.
‫بی‌تعارف حرفت رو بزن.

191
00:10:41,459 --> 00:10:44,139
‫به بی‌رحمی بهتر از مهربونی
‫جواب میده و قبل اینکه

192
00:10:44,139 --> 00:10:46,099
‫مسئولین ازش بازجویی کنن،
‫برو سراغش

193
00:10:46,099 --> 00:10:47,714
‫خب، کلارا مصونیت دیپلماتیک داره

194
00:10:47,739 --> 00:10:50,939
‫در برابر پلیس، بله.
‫نه جلوی بازرس بیمه‌ای که

195
00:10:50,939 --> 00:10:52,954
‫همین امروز جلو در خونه‌شون سبز میشه

196
00:10:52,979 --> 00:10:54,274
‫من اگه بودم،
‫این کار رو می‌کردم

197
00:10:54,299 --> 00:10:55,954
‫ولی ردش کردی

198
00:10:55,979 --> 00:10:59,979
‫بله. خب، تحقیق در مورد آدم‌ربایی
‫و سرقت دوگانه،

199
00:10:59,979 --> 00:11:02,459
‫رسماً من رو با آدم‌های پشت نخ سرخ
‫شاخ به شاخ می‌کنه

200
00:11:02,459 --> 00:11:04,419
‫واسه این کار،
‫هنوز آمادگی روبه‌رو شدن با

201
00:11:04,419 --> 00:11:07,099
‫کارآگاهی که شرکت بیمه
‫استخدام کرده رو ندارم

202
00:11:07,099 --> 00:11:10,579
‫می‌تونه ما رو هم به جواهرات و
‫هم به دوست‌هات برسونه

203
00:11:10,579 --> 00:11:12,819
‫می‌تونه هر جایی که تو نمی‌تونی بری بره،
‫درست مثل من

204
00:11:12,819 --> 00:11:14,634
آفرین. باریکلا

205
00:11:14,659 --> 00:11:17,794
‫حالا به زودی چشمت
‫به روی این مزیت‌ها باز میشه

206
00:11:17,819 --> 00:11:21,139
‫از اونجایی که به نظر میاد
‫این کار تخصص توئـه، پس

207
00:11:21,139 --> 00:11:22,979
‫مطمئنم می‌تونی این بازرس رو
‫بذاری تو موضع دفاعی،

208
00:11:22,979 --> 00:11:26,339
‫که نه تنها برای محافظت از کلارا خوبـه، بلکه

209
00:11:26,339 --> 00:11:28,754
‫بازرس متقاعد میشه
‫تو رو سین‌جیم کنه

210
00:11:28,779 --> 00:11:30,179
‫بازجوییش هم

211
00:11:30,179 --> 00:11:32,299
‫احتمالاً فرضیه‌ی خاص خودش رو
‫نسبت به جرم بیان می‌کنه

212
00:11:32,299 --> 00:11:35,274
‫ولی چرا باید خانواده‌ی اندرسون
‫من رو راه بدن خونه‌شون؟

213
00:11:35,299 --> 00:11:38,027
اسبم ‫«چَنس» یکی از همون اسب‌هایی بود که
‫ وقتی کالسکه پدر کلارا

214
00:11:38,052 --> 00:11:39,754
‫از کار افتاد، کلارا رو رسوند خونه

215
00:11:39,779 --> 00:11:41,139
‫پس بهترین بهونه برای رفتن به اونجا

216
00:11:41,139 --> 00:11:43,259
‫می‌تونه پس گرفتنِ همین اسبه باشه

217
00:11:43,259 --> 00:11:47,819
‫تازه همین امروز صبح هم
‫خانم اندرسون یه کارت برام فرستاد و

218
00:11:47,819 --> 00:11:49,676
‫بابت پیدا کردن دخترش
‫ازت تشکر کرد

219
00:11:49,701 --> 00:11:52,470
‫پس ظاهراً خیلی تحویلت بگیره

220
00:11:52,495 --> 00:11:57,419
‫خیلی‌خب. پس من میرم چنس رو برگردونم.
‫کلارا هم با من.

221
00:11:57,419 --> 00:11:59,032
‫رو سر بازرس بیمه هم هوار میشم

222
00:11:59,459 --> 00:12:00,339
‫مرسی

223
00:12:00,339 --> 00:12:04,019
‫اگه قبول کنی از این به بعد،

224
00:12:04,019 --> 00:12:06,347
‫با هم روی پرونده‌ی نخ سرخ کار می‌کنیم و

225
00:12:06,372 --> 00:12:09,419
‫تا نفهمیدیم قاتل مادرم کیـه و
‫به سزای عملش نرسوندیمش،

226
00:12:09,419 --> 00:12:11,394
‫ساکت نمی‌شینیم

227
00:12:11,419 --> 00:12:12,434
‫قبولـه؟

228
00:12:12,459 --> 00:12:13,704
‫قبولـه

229
00:12:16,040 --> 00:12:18,157
« پیمان نخ سرخ »

230
00:12:22,339 --> 00:12:25,499
‫یادمـه آخرین زنی که خدمتکارم بود،

231
00:12:25,499 --> 00:12:27,219
‫‫جسدش برای هشدار دادن به من

232
00:12:27,219 --> 00:12:28,939
توی رودخونه‌ی تیمز شناور پیدا شد

233
00:12:28,939 --> 00:12:33,154
‫پس جوانب احتیاط رو رعایت کن.
‫نه فقط به خاطر من، بلکه به خاطر خودت.

234
00:12:33,179 --> 00:12:35,794
‫باید سعی کنی متواضع باشی

235
00:12:35,819 --> 00:12:37,794
‫مطمئنی شدنیـه؟

236
00:12:37,819 --> 00:12:41,339
‫برای شروع ضروریه.
‫می‌تونی در واقع پی نخ رو بگیری،

237
00:12:41,339 --> 00:12:43,525
‫اما وانمود کنی دنبال چیز دیگه‌ای

238
00:12:43,550 --> 00:12:46,019
‫باید یاد بگیری توی لباس گوسفند،
‫نقش گرگ رو بازی کنی

239
00:12:46,019 --> 00:12:47,794
‫من از پس خودم برمیام

240
00:12:47,819 --> 00:12:51,219
‫شکی درش نیست، ولی
‫نه با کسی روبه‌رو شو و

241
00:12:51,219 --> 00:12:52,979
‫نه حضورشون رو نادیده بگیر

242
00:12:52,979 --> 00:12:56,514
‫هیچ کاری نکن که منجر به ایجاد سوءظن
‫یا جلب توجه ناخواسته بشه

243
00:12:56,539 --> 00:12:59,754
‫دارم میرم اقامتگاه سفیر.
‫اسبت رو پس بگیرم.

244
00:12:59,779 --> 00:13:00,651
‫باریکلا

245
00:13:00,676 --> 00:13:04,499
‫من هم دارم میرم سراغ یه زندانی که
‫برای دشمن‌هامون

246
00:13:04,499 --> 00:13:06,419
‫اهمیتی نداره و
انگار رسماً داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم

247
00:13:06,419 --> 00:13:08,499
‫گول‌شون می‌زنیم که باور کنن
‫رفتنم به زندان نیوگیت

248
00:13:08,499 --> 00:13:11,340
‫ربطی به چارلی درشکه‌چی نداره

249
00:13:12,219 --> 00:13:13,859
‫واقعاً فکر می‌کنی خبر داره
‫خانم هادسون و

250
00:13:13,859 --> 00:13:15,019
‫دکتر واتسون رو کجا بردن؟

251
00:13:15,019 --> 00:13:19,034
‫شاید ندونه، ولی مطمئنم
‫همدست‌هاش رو می‌شناسه

252
00:13:19,059 --> 00:13:20,513
‫زندان نیوگیت!

253
00:14:10,377 --> 00:14:13,157
‫« زندان نیوگیت »

254
00:14:20,845 --> 00:14:27,078
‫شرلوک هولمز، زندانی شماره‌ی ۴۵۲۶۲،
‫پروفسور جیمز موریارتی

255
00:14:35,467 --> 00:14:38,056
‫« زندان نیوگیت »

256
00:14:39,080 --> 00:14:42,316
« اقامتگاه سفیر آمریکا »

257
00:15:07,023 --> 00:15:08,656
‫پروفسور زیاد ملاقاتی نداره

258
00:15:09,077 --> 00:15:10,769
‫به ندرت هم راضی میشه کسی رو ببینه

259
00:15:11,419 --> 00:15:13,514
‫بدونه من اومدم، میاد، آقای دنکورث.
‫بهتون قول میدم.

260
00:15:13,539 --> 00:15:14,686
بفرمایید

261
00:15:19,520 --> 00:15:21,034
« جیمز موریارتی »

262
00:15:21,059 --> 00:15:23,234
‫آقای شرلوک هولمز،

263
00:15:23,259 --> 00:15:25,633
‫‫با اجازه‌ی فرماندار درخواست ملاقات دارن

264
00:15:26,899 --> 00:15:30,573
‫آقای ۴۵۲۶۲، رو به دیوار

265
00:15:31,219 --> 00:15:32,740
‫دست‌ها روی سر

266
00:15:42,667 --> 00:15:44,718
‫توقع نداشتم دوباره ببینمت

267
00:15:45,459 --> 00:15:46,554
‫من می‌شناسمش

268
00:15:46,579 --> 00:15:48,059
‫می‌تونه بمونه

269
00:15:52,299 --> 00:15:53,739
‫خجالت بکش

270
00:15:53,739 --> 00:15:55,594
‫خودت رو جای یکی دیگه جا می‌زنی؟

271
00:15:55,619 --> 00:15:58,009
‫شرمنده، نمی‌خواستم دروغ بگم

272
00:15:58,539 --> 00:15:59,978
‫آقای هولمز مجبورم کرد

273
00:16:00,819 --> 00:16:02,174
‫امروز واسه چی اومدی؟

274
00:16:02,199 --> 00:16:03,619
‫اومدم دنبال اسب آقای هولمز، چنس

275
00:16:05,309 --> 00:16:09,140
‫حالا که تا اینجا اومدم،
‫گفتم یه سری هم به کلارا بزنم

276
00:16:09,165 --> 00:16:11,743
‫کلارا از وقتی که برگشته،
‫از اتاقش بیرون نیومده

277
00:16:13,190 --> 00:16:16,154
‫ولی میرم از مامانش اجازه می‌گیرم

278
00:16:16,179 --> 00:16:18,685
‫این وسط با تو چیکار کنم؟

279
00:16:20,916 --> 00:16:22,059
‫لطفاً همینجا بمونید، قربان

280
00:16:22,356 --> 00:16:24,392
‫تا مطمئن شم
‫خطری تهدیدتون نمی‌کنه

281
00:16:26,579 --> 00:16:28,806
‫خوب گوش کن بهم، مردکِ وقیح

282
00:16:28,831 --> 00:16:30,859
‫جلوی آقایی که اومده ملاقاتت،

283
00:16:30,859 --> 00:16:32,299
‫مثل آدم رفتار می‌کنی

284
00:16:33,020 --> 00:16:35,126
‫هر خطایی ازت سر بزنه،
‫میفتی توی سیاه‌چال

285
00:16:35,570 --> 00:16:36,744
‫شیرفهم شدی، پروفسور؟

286
00:16:40,395 --> 00:16:41,675
‫غل‌وزنجیرش کنم، قربان؟

287
00:16:41,985 --> 00:16:42,704
‫نه

288
00:16:43,669 --> 00:16:45,779
‫من بیرونم،
‫کاری داشتید صدام کنید

289
00:17:03,059 --> 00:17:07,539
‫آقای شرلوک هولمز، کسی که
‫هرگز فکر نمی‌کردم

290
00:17:07,539 --> 00:17:11,259
‫توی عالم بیداری دوباره ببینمش.
‫چه کاری از دست زندونی بدبختی مثل من

291
00:17:11,259 --> 00:17:14,339
‫برای بزرگ‌ترین کارآگاه دنیا بر میاد؟

292
00:17:14,339 --> 00:17:16,859
‫خیلی پیازداغش رو زیاد نکردی، موریارتی؟

293
00:17:17,149 --> 00:17:20,379
‫تو نمی‌دونی محکومی‌ها
‫چه محدودیت‌هایی که دارن

294
00:17:20,971 --> 00:17:23,699
‫ای کاش از آبشار رایخنباخ
‫جون سالم به در نمی‌بردم

295
00:17:24,767 --> 00:17:27,299
‫بفرما بشین

296
00:17:29,149 --> 00:17:29,894
‫ممنون

297
00:17:30,206 --> 00:17:31,072
‫وایمیستم

298
00:17:33,779 --> 00:17:35,154
‫ناهار می‌خوری؟

299
00:17:35,179 --> 00:17:37,914
‫فهمیدم برشته کردن نون زندون روی آتیش

300
00:17:37,939 --> 00:17:40,173
‫از کپکش کم می‌کنه

301
00:17:40,198 --> 00:17:43,914
‫با اینکه خیلی اشتهاآوره،
‫ولی میل ندارم

302
00:17:43,939 --> 00:17:46,339
‫اما خدمتت عرض کنم که
‫نه پوستت و

303
00:17:46,339 --> 00:17:49,481
‫نه وزنت، هیچکدوم نشون نمیده که
‫از غذای زندان تغذیه کنی

304
00:17:50,068 --> 00:17:53,314
‫شاید با گوشت کبابی و شراب
‫تونستی سرپا بمونی

305
00:17:53,339 --> 00:17:55,979
‫همونطوری که از سس روی ساق پات و

306
00:17:55,979 --> 00:17:59,394
‫قرمزیِ زیر چونه‌ات واضح و مبرهنـه

307
00:17:59,419 --> 00:18:03,219
‫بعلاوه، با اینکه از سمت دیوار غربی

308
00:18:03,219 --> 00:18:05,419
‫سلولی بغل سلولت نیست،

309
00:18:05,419 --> 00:18:08,419
‫راهروی بیرون حدوداً شیش متر

310
00:18:08,444 --> 00:18:10,766
‫ادامه داره

311
00:18:11,779 --> 00:18:15,394
‫جوهر روی انگشت‌هات هم حاکی از اینـه
‫روزنامه رو دنبال می‌کنی،

312
00:18:15,419 --> 00:18:17,219
‫ولی من هیچ روزنامه‌ای اینجا نمی‌بینم،

313
00:18:17,219 --> 00:18:20,539
‫حتی رو اون گیره‌ی فلزی بغل توالت که

314
00:18:20,539 --> 00:18:22,659
‫بیشتر زندانی‌ها اونجا

315
00:18:22,659 --> 00:18:25,794
‫روزنامه‌شون رو می‌خونن

316
00:18:25,819 --> 00:18:30,729
البته ‫شاید خدمتکار اومده و
‫تمیزکاری کرده

317
00:18:33,539 --> 00:18:35,858
‫چه مکانیزم جالبی،
‫اجازه هست؟

318
00:18:36,859 --> 00:18:38,838
‫نگران نباش، جیمز

319
00:18:38,899 --> 00:18:41,274
‫نیومدم اینجا پرده از فساد توی

320
00:18:41,299 --> 00:18:43,674
‫زندان‌های علیاحضرت بردارم

321
00:18:43,699 --> 00:18:45,619
‫بابت موضوع مهم‌تری اومدم که

322
00:18:45,619 --> 00:18:48,379
‫روی جفت‌مون تأثیرگذاره،
‫نمی‌خوام موقع مطرح کردنش

323
00:18:48,379 --> 00:18:52,274
‫دستیارت بیرون اینجا
‫فالگوش وایسه

324
00:18:52,299 --> 00:18:53,819
‫من که دیگه از دست تو کَر شدم

325
00:18:53,819 --> 00:18:55,954
‫لالمونی بگیر، یابو

326
00:18:55,979 --> 00:18:57,141
‫چشم، قربان

327
00:18:58,019 --> 00:18:59,859
‫شرمنده، ولی یه دلیل قانع‌کننده بیار که

328
00:18:59,859 --> 00:19:03,045
‫این گفت‌وگوی خصوصی واقعاً ضروریـه

329
00:19:13,139 --> 00:19:15,939
‫اتفاقاً برام سؤال شده بود که
‫چرا دیگه اسمت توی روزنامه‌ها نیست و

330
00:19:15,939 --> 00:19:17,699
‫واتسون هم دیگه

331
00:19:17,699 --> 00:19:19,914
‫ازت تعریف نمی‌کنه

332
00:19:19,939 --> 00:19:22,514
‫شایعه‌ی سر عقل اومدنش و

333
00:19:22,539 --> 00:19:26,274
‫رها کردنت تو کَتم نمی‌رفت

334
00:19:26,299 --> 00:19:28,699
‫با دونستن اینکه هنوز ‫امپراتوریت

335
00:19:28,699 --> 00:19:30,713
‫پشت میله‌های زندون پابرجاست،

336
00:19:30,738 --> 00:19:34,474
برام خیلی جالبـه که ‫
چرا خبری از جرم‌وجنایت‌های

337
00:19:34,499 --> 00:19:36,554
دارودسته‌ات نیست

338
00:19:36,579 --> 00:19:40,437
‫چقدر قشنگ از دور
‫از اوضاع‌واحوال همدیگه با خبریم

339
00:19:41,219 --> 00:19:42,439
‫بسیارخب

340
00:19:43,139 --> 00:19:45,819
‫با توجه به این اوضاع،
‫قبول می‌کنم وقتم رو

341
00:19:45,819 --> 00:19:49,103
‫با حضورت نکبت‌بارت هدر بدم

342
00:19:51,069 --> 00:19:52,749
‫اجازه هست؟

343
00:20:07,122 --> 00:20:08,521
‫باورنکردنیـه

344
00:20:10,659 --> 00:20:11,819
‫دنکورث!

345
00:20:12,979 --> 00:20:14,554
‫بله، پروفسورخان، قربان

346
00:20:14,579 --> 00:20:16,384
‫یه ناهار دیگه

347
00:20:32,224 --> 00:20:34,755
« اقامتگاه سفیر آمریکا »

348
00:20:35,877 --> 00:20:37,773
‫چه خوب که بهمون سر زدی

349
00:20:38,299 --> 00:20:42,659
‫خیلی شجاعانه برای نجات دخترمون تلاش کردی

350
00:20:43,539 --> 00:20:46,994
‫کلارا هم الان میاد
‫شخصاً ازت تشکر کنه

351
00:20:47,019 --> 00:20:48,819
‫ولی من و همسرم مشتاقیم

352
00:20:48,819 --> 00:20:50,994
‫قدردانی‌مون رو نشون بدیم

353
00:20:51,019 --> 00:20:53,819
‫برای همین هم از اونجایی که
‫می‌دونستیم هیچ پاداشی قبول نمی‌کنی،

354
00:20:53,819 --> 00:20:57,541
‫شاید بپذیری که عضوی از
‫خانواده‌ی ما بشی

355
00:20:59,259 --> 00:21:00,874
‫جان؟

356
00:21:00,899 --> 00:21:03,994
‫به عنوان همراه شخصی کلارا،

357
00:21:04,019 --> 00:21:06,354
‫با توجه به وقایع اخیر،
‫احساس امنیت بیشتری می‌کنم

358
00:21:06,379 --> 00:21:12,354
‫اگه کلارا کسی رو داشته باشه که
‫باهاش بره خرید لباس و تئاتر و

359
00:21:12,379 --> 00:21:16,194
‫مابقی مراسمات اجتماعی

360
00:21:16,219 --> 00:21:19,954
‫خود کلارا تمایل داره؟

361
00:21:19,979 --> 00:21:22,114
‫هیچ دوستی توی لندن نداره و

362
00:21:22,139 --> 00:21:24,954
‫تو هم وفاداری و رازداریت رو ثابت کردی

363
00:21:24,979 --> 00:21:27,019
‫قدم بزرگی توی جایگاه

364
00:21:27,019 --> 00:21:29,234
‫اجتماعیت حساب میشه، آمیلیا

365
00:21:29,259 --> 00:21:31,859
‫فکر کن چه مراسماتی که

366
00:21:31,859 --> 00:21:35,602
‫نمی‌تونی همراهش بری

367
00:21:37,019 --> 00:21:40,074
‫وای، اینجارو، خودش اومد

368
00:21:40,099 --> 00:21:42,754
‫کلارای عزیزم،
‫ببین کی اومده دیدنت

369
00:21:42,779 --> 00:21:44,714
‫چقدر بهم لطف داری، آمیلیا

370
00:21:44,739 --> 00:21:46,634
‫با وجود مشغله‌ی کاریت،

371
00:21:46,659 --> 00:21:50,125
‫متأسفانه هنوز روبه‌راه نشدم

372
00:21:50,819 --> 00:21:53,474
‫امکانش هست هفته‌ی دیگه بیای؟

373
00:21:53,499 --> 00:21:56,003
حرف بیخود نزن، کلارا. بیا بشین

374
00:21:57,499 --> 00:22:00,674
‫تا تو از آمیلیا تشکر می‌کنی،
‫من میرم بازم چایی بیارم

375
00:22:00,699 --> 00:22:03,447
‫کتری که جوش بیاد، سریع برمی‌گردم

376
00:22:03,472 --> 00:22:07,641
« به کلارا یادآوری کن که از حقیقت با خبریم »

377
00:22:08,419 --> 00:22:10,674
‫تو رو خدا نگو که اومدی
‫همه چی رو به پدر و مادرم بگی

378
00:22:10,699 --> 00:22:12,834
‫چرا نگم؟

379
00:22:12,859 --> 00:22:14,914
‫جواهرات مادرت رو دزدیدی

380
00:22:14,939 --> 00:22:17,754
‫نه تنها کسی ندزدیدتت،
‫بلکه خودت با پای خودت با چارلی رفتی

381
00:22:17,779 --> 00:22:19,954
‫اون هم الان تو زندانـه و
‫ممکنـه اعدام بشه

382
00:22:19,979 --> 00:22:23,794
‫نه، اگه من علیه چارلی شهادت ندم،
‫اون اعدام نمیشه

383
00:22:23,819 --> 00:22:26,059
‫پدرم هم با استفاده از مصونیت دیپلماتیک،

384
00:22:26,059 --> 00:22:27,914
‫من رو از دادگاه دور کرده

385
00:22:27,939 --> 00:22:29,259
‫مصونیت دیپلماتیک دلیل نمیشه که

386
00:22:29,259 --> 00:22:31,034
‫شرکت بیمه سراغت نیاد

387
00:22:31,059 --> 00:22:32,314
‫چی؟

388
00:22:32,339 --> 00:22:35,474
‫پدرت بابت جواهرات گمشده
‫شکایت کرده،

389
00:22:35,499 --> 00:22:37,499
‫یه بازرس خصوصی هم تو راهـه،

390
00:22:37,499 --> 00:22:42,074
‫شاید هم رسیده و
پیگیر چرایی دزدیده‌شدنِ جواهرات شده

391
00:22:42,099 --> 00:22:45,034
‫حالا چیکار کنم من؟

392
00:22:45,059 --> 00:22:47,234
‫برو دروغ بگو دیگه
« با بی‌رحمی رفتار کن، نه مهربانی »

393
00:22:47,259 --> 00:22:50,819
‫چرا یه کلاهبرداری ۵۰ هزار پوندی هم

394
00:22:50,819 --> 00:22:52,114
‫به لیست جرائمت اضافه نشه؟

395
00:22:52,139 --> 00:22:55,274
‫ای خدا، این چه غلطی بود که من کردم؟

396
00:22:55,299 --> 00:22:58,034
‫پدرم با روسیاهی تموم برمی‌گرده و

397
00:22:58,059 --> 00:23:00,594
‫دیگه هیچکس باهام ازدواج نمی‌کنه

398
00:23:00,619 --> 00:23:03,154
‫گریه نکن

399
00:23:03,179 --> 00:23:04,579
‫الان‌هاست که مامانت بیاد و

400
00:23:04,579 --> 00:23:06,275
‫نباید دستپاچه ببینتت

401
00:23:06,300 --> 00:23:07,994
‫معلومـه که می‌تونی ازدواج کنی

402
00:23:08,019 --> 00:23:10,194
‫نه، تو نمی‌فهمی

403
00:23:10,219 --> 00:23:12,754
‫تو شخص خاصی ‫نیستی و

404
00:23:12,779 --> 00:23:14,754
‫می‌تونی با هر کی که بخوای
‫ازدواج کنی

405
00:23:14,779 --> 00:23:17,242
‫من اینقدر خوش‌شانس نیستم

406
00:23:18,285 --> 00:23:20,723
‫رازم فاش بشه چی؟

407
00:23:23,941 --> 00:23:25,738
‫عجب مخمصه‌ای

408
00:23:26,979 --> 00:23:28,754
‫همونطور که خودت می‌دونی،

409
00:23:28,779 --> 00:23:31,794
‫خیلی از کسب‌وکارهای کوچیکی که
‫من توشون دست داشتم

410
00:23:31,819 --> 00:23:34,099
‫قمار، کلاهبرداری، افیون

411
00:23:34,099 --> 00:23:35,299
‫به همراه چند تن از

412
00:23:35,299 --> 00:23:37,739
‫معتمدینم توسط نخ سرخ

413
00:23:37,739 --> 00:23:39,099
‫به کام تباهی کشیده شدن و

414
00:23:39,099 --> 00:23:41,853
‫تا وقتی که واتسون و خدمتکارت

415
00:23:41,878 --> 00:23:44,636
‫دست این باندهای
‫جنایی گستاخ گروگان هستن

416
00:23:44,661 --> 00:23:46,274
‫نمی‌تونی هیچ اقدامی علیه‌شون انجام بدی

417
00:23:46,299 --> 00:23:47,299
‫برام جای سؤال بود

418
00:23:47,324 --> 00:23:48,508
‫جای چه سؤالی؟

419
00:23:48,533 --> 00:23:50,819
‫تصمیم به کنترل رفتارت
‫توسط گروگان‌ها

420
00:23:50,819 --> 00:23:52,612
‫کار خطرناک و ناشیانه‌ایـه

421
00:23:52,637 --> 00:23:56,587
‫اگه اعضای نخ سرخ
‫واقعاً نگران رفتارت هستن

422
00:23:56,612 --> 00:23:58,613
‫پس چرا خلاصم نمی‌کنن؟

423
00:23:59,499 --> 00:24:02,139
‫می‌بینم زندانی شدن
‫روی هوشت تأثیری نذاشته

424
00:24:02,139 --> 00:24:05,030
‫که البته مثل همیشه حیف شده

425
00:24:05,432 --> 00:24:08,357
‫زنده نگه داشتنت اشتباه بزرگیـه

426
00:24:09,099 --> 00:24:11,542
‫اونا هم مثل من
‫از این کارشون پشیمون میشن

427
00:24:11,682 --> 00:24:13,299
‫اما قبول داری که

428
00:24:13,299 --> 00:24:16,484
‫از بین بردن نخ سرخ به نفع جفت‌مونـه؟

429
00:24:16,509 --> 00:24:17,509
‫صد البته

430
00:24:17,859 --> 00:24:19,443
‫کاملاً موافقم

431
00:24:20,205 --> 00:24:22,399
‫حالا اگه اشتباه نکنم،

432
00:24:22,699 --> 00:24:24,459
‫یه درخواستی از من داری، مگه نه؟

433
00:24:24,459 --> 00:24:25,459
‫درستـه

434
00:24:26,419 --> 00:24:29,779
‫بله، به ظاهر اومدم زندان نیوگیت

435
00:24:29,779 --> 00:24:30,934
‫تا به تو سر بزنم،

436
00:24:30,959 --> 00:24:33,259
‫اما در واقع می‌خوام با یکی از

437
00:24:33,259 --> 00:24:36,019
‫اعضای نخ سرخ که
‫واسه دزدیدن دختر سفیر آمریکا

438
00:24:36,019 --> 00:24:38,864
‫اینجا زندانیـه صحبت کنم

439
00:24:39,032 --> 00:24:42,169
‫حتماً خیلی برات سختـه که
‫از من کمک بخوای

440
00:24:42,194 --> 00:24:43,194
‫به هیچ وجه

441
00:24:43,219 --> 00:24:47,139
‫همون‌طوری که اشاره کردی،
‫فعلاً منافع مشترکی داریم و

442
00:24:47,139 --> 00:24:49,505
‫برای همه واضحـه که عملاً

443
00:24:49,539 --> 00:24:53,466
‫حتی اگه رسمی نباشه،
‫تو رئیس این زندانی

444
00:24:53,491 --> 00:24:54,514
‫بیخیال

445
00:24:54,539 --> 00:24:55,791
‫داری بزرگش می‌کنی

446
00:24:56,325 --> 00:24:57,527
‫باز هم چایی برای زندانی بریز

447
00:24:57,588 --> 00:25:00,049
‫نصف فنجون کافیـه

448
00:25:00,335 --> 00:25:02,836
‫فرضاً من موافقت کنم،
‫چطور می‌خوای از این سلول

449
00:25:02,861 --> 00:25:04,334
‫بیرون و به سلول دیگه بری؟

450
00:25:04,419 --> 00:25:06,499
‫آقای دنکورث من رو
‫تا اونجا مشایعت می‌کنن و

451
00:25:06,499 --> 00:25:07,435
‫برمی‌گردونن

452
00:25:07,459 --> 00:25:10,554
‫اونوقت برای اینکه
‫حین انتقال شناسایی نشی چی؟

453
00:25:10,579 --> 00:25:13,229
‫به طور موقت ظاهرم رو عوض می‌کنم

454
00:25:13,619 --> 00:25:14,619
‫با شما

455
00:25:14,681 --> 00:25:18,139
‫خب، خب،
‫من همیشه دوست داشتم بدونم

456
00:25:18,139 --> 00:25:20,371
‫زیر اون لباس اتو کشیده‌ات چه خبره

457
00:25:21,099 --> 00:25:24,219
‫ولی ظاهر وحشتناکت رو چیکار می‌کنی؟

458
00:25:24,219 --> 00:25:26,876
‫خیلی از زندانی‌های اینجا
‫دلیل خوبی برای به یاد داشتنش دارن

459
00:25:26,901 --> 00:25:30,153
‫خب، درشکه‌چی تازه از آمریکا رسیده و

460
00:25:30,178 --> 00:25:33,319
‫من رو به جا نمیاره و
‫از طرفی هم آقای دنکورث

461
00:25:33,344 --> 00:25:34,851
‫به من نیاز داره

462
00:25:35,779 --> 00:25:38,099
‫چون راه چاره‌ای نیست،
‫مجبورم مثل زندانی‌های خطرناک

463
00:25:38,099 --> 00:25:40,130
‫این کیسه رو سرم کنم

464
00:25:40,155 --> 00:25:42,594
‫چون واقعاً هم خطرناک هستم،
‫موریارتی، بسیار خطرناک

465
00:25:42,619 --> 00:25:43,909
‫فراموش نکن

466
00:25:45,005 --> 00:25:48,407
‫من لحظه به لحظه‌ی زندگیم رو به یاد دارم

467
00:25:49,926 --> 00:25:50,926
‫نگران نیستی که

468
00:25:50,951 --> 00:25:53,994
‫این درشکه‌چی فکر کنه
‫تو یه جاسوسی و

469
00:25:54,019 --> 00:25:55,532
‫پلیس تو رو آورده؟

470
00:25:55,557 --> 00:25:58,659
‫نه، اطلاعاتی که من ازش دارم
‫از پلیس بیشتره و

471
00:25:58,659 --> 00:26:01,730
‫بعضی از این اطلاعات از منبعی بدست اومده
‫که پلیس نمی‌تونه زیرسؤال ببره

472
00:26:01,755 --> 00:26:05,495
‫اوه! چه منبعی اونوقت؟

473
00:26:06,238 --> 00:26:07,466
‫کلارا؟

474
00:26:07,819 --> 00:26:08,819
‫کلارا؟

475
00:26:10,299 --> 00:26:12,243
‫خدایا، اینجایی پس

476
00:26:12,939 --> 00:26:15,579
‫متأسفم که مداخله کردم،
‫اما یه مهمونی داریم که

477
00:26:15,579 --> 00:26:16,939
‫باید باهامون صحبت کنه

478
00:26:16,939 --> 00:26:18,299
‫کلارا هنوز حالش خوب نشده

479
00:26:18,299 --> 00:26:20,099
‫میشه بگی یه زمان دیگه‌ای بیاد؟

480
00:26:20,099 --> 00:26:21,228
‫متأسفانه ممکن نیست

481
00:26:21,253 --> 00:26:23,716
‫دخترمون رو پس دادن
‫اما جواهرات رو نه، و

482
00:26:24,010 --> 00:26:25,470
‫برای ادعای بیمه

483
00:26:25,495 --> 00:26:27,392
‫باید فوراً پیگیری بکنیم

484
00:26:27,659 --> 00:26:31,485
‫متأسفم، دخترم،
‫که دیدارت زودتر تموم میشه

485
00:26:31,532 --> 00:26:34,410
‫ولی مأموری که اومده
‫نمی‌خواد با من هم صحبت کنه؟

486
00:26:35,042 --> 00:26:37,213
‫اگه قراره از کلارا بازجویی کنه،

487
00:26:37,238 --> 00:26:39,026
‫من هم بخشی از ماجرا رو پیشش بودم

488
00:26:39,051 --> 00:26:40,775
‫آمیلیا هم پر بیراه نمیگه

489
00:26:40,886 --> 00:26:43,058
‫اون توی نجات جون دخترمون نقش داشت

490
00:26:43,292 --> 00:26:44,731
‫خیلی‌خب

491
00:26:44,959 --> 00:26:46,346
‫همینجا منتظر باشید

492
00:26:50,912 --> 00:26:52,608
‫مراقب قدم‌هاتون باشید، قربان

493
00:27:10,219 --> 00:27:11,219
‫رسیدیم

494
00:27:19,192 --> 00:27:20,192
‫اینجا دیگه کجاست؟

495
00:27:21,619 --> 00:27:24,099
‫کارم که تموم شد،
‫یه لحظه هم حاضر نیستم اینجا بمونم

496
00:27:27,506 --> 00:27:30,912
‫چارلی، یه آقایی اومده ملاقاتت

497
00:27:31,019 --> 00:27:32,775
‫حرکت اضافه‌ای ازت سر نزنه

498
00:27:33,312 --> 00:27:34,537
‫خیلی‌خب، باشه

499
00:27:37,179 --> 00:27:39,542
‫چارلی هولرید در خدمت شماست

500
00:27:39,979 --> 00:27:41,327
‫من با هیج بنی بشری حرف نمی‌زنم

501
00:27:41,352 --> 00:27:43,304
‫بهتره زبون وا کنی

502
00:27:43,345 --> 00:27:46,361
‫اومدم ببینم چه توضیحی برای خیانتت داری

503
00:27:46,386 --> 00:27:47,426
‫چه توضیحی؟!

504
00:27:50,645 --> 00:27:53,954
‫یه بادمجون زیر چشمت کاشتم
‫متوجه‌ی توضیحات میشی، پیری

505
00:27:56,459 --> 00:27:57,771
‫من چیزی رو مدیون تو نیستم

506
00:27:57,796 --> 00:27:59,323
‫مطمئنی؟

507
00:28:03,952 --> 00:28:05,986
‫شاید بهتره تجدیدنظر کنی

508
00:28:10,499 --> 00:28:11,499
‫اینجا هم؟

509
00:28:11,539 --> 00:28:13,812
‫و هر جای دیگه‌ای که ممکنه بری

510
00:28:14,019 --> 00:28:17,065
‫از دست قانون می‌تونی فرار کنی،
‫ولی از دست ما نه

511
00:28:17,339 --> 00:28:20,339
‫اگه جونت برات عزیز باشه،
‫حقیقت رو بهم میگی

512
00:28:20,339 --> 00:28:23,293
‫که چرا از نقشه‌ی فرارمون منحرف شدی

513
00:28:23,339 --> 00:28:25,915
‫اگه نقشه رو می‌دونی،
‫چرا خودت بهم نمیگی چی بود؟

514
00:28:26,219 --> 00:28:29,104
‫نکنه دلت می‌خواد
‫اشتباهاتت رو مو به مو تعریف کنم؟

515
00:28:30,659 --> 00:28:33,634
‫قرار بود کاری کنی که
‫اون دختره‌ی ابله عاشقت بشه

516
00:28:33,659 --> 00:28:35,739
‫واسه مردی با ظاهر و اخلاقیات تو

517
00:28:35,739 --> 00:28:36,699
‫مثل آب خوردن بود

518
00:28:36,699 --> 00:28:38,419
‫در واقع بخاطر همین ظاهر و

519
00:28:38,419 --> 00:28:42,040
‫مهارتت با اسب‌ها
‫برای این مأموریت انتخاب شدی

520
00:28:43,659 --> 00:28:46,360
‫وقتی توی آمریکا
‫دل خانم اندرسون رو بردی،

521
00:28:46,385 --> 00:28:49,022
‫باید قانعش می‌کردی که
‫باهات فرار کنه،

522
00:28:49,047 --> 00:28:51,499
‫بعدش جواهرات مادرش رو
‫برای یه زندگی مناسب بدزدی

523
00:28:51,499 --> 00:28:54,219
‫اما در واقعیت،
‫قرار بود کلارا گروگان گرفته بشه

524
00:28:54,219 --> 00:28:55,824
‫تا پدرش رو مجبور کنیم توی

525
00:28:55,849 --> 00:28:59,698
‫نقشه‌ای که نمی‌تونم فاش کنم همکاری کنه

526
00:28:59,779 --> 00:29:01,321
‫خب، خودم از داستان باخبرم

527
00:29:03,215 --> 00:29:04,939
‫ویمز و مگت گفتن
‫دنبال کلیدهایی هستن که

528
00:29:04,939 --> 00:29:06,539
‫می‌خواستن سفیر اونا رو بهشون بده

529
00:29:06,539 --> 00:29:08,076
‫ولی اینکه کلیدِ کجا رو می‌خواستن،
‫این رو خودم هم نمی‌دونم

530
00:29:08,101 --> 00:29:10,306
‫بعدش هم ماجرای جواهرات

531
00:29:10,331 --> 00:29:12,204
‫ویمز و مگت بهم گفتن
‫جواهرات رو به خودشون بدم

532
00:29:12,304 --> 00:29:14,503
‫و به دستور همون‌ها

533
00:29:14,528 --> 00:29:16,415
‫باید جواهرات رو به

534
00:29:16,440 --> 00:29:18,699
‫آقای کلارنس هَف‌پنی می‌فروختی

535
00:29:18,699 --> 00:29:21,299
‫به این هم اشاره کردن که
‫دختره رو با خودت به آمریکا ببری؟

536
00:29:21,299 --> 00:29:23,397
‫دستور دادن که
‫گروگان‌ها رو به همراه خودشون

537
00:29:23,422 --> 00:29:25,802
‫زنده‌زنده توی
‫کارخونه‌ی تابوت‌سازی بسوزونی و

538
00:29:25,827 --> 00:29:27,020
‫خودت فلنگ رو ببندی؟

539
00:29:27,045 --> 00:29:28,333
‫زنده‌زنده؟

540
00:29:28,987 --> 00:29:30,837
‫نه، نه، ویمز و مگت جواهرات و

541
00:29:30,862 --> 00:29:32,917
‫گروگان‌های دیگه رو گرفتن و فرار کردن

542
00:29:32,942 --> 00:29:35,059
‫نه ویمز، نه مگت، نه جواهرات

543
00:29:35,084 --> 00:29:36,726
‫و نه دکتر و خدمتکار

544
00:29:36,751 --> 00:29:38,864
‫به محل قرار نرسیدن

545
00:29:38,889 --> 00:29:40,129
‫یعنی توی ریچموند نیستن؟

546
00:29:40,154 --> 00:29:41,635
‫همچنان هم خبری ازشون نیست

547
00:29:41,660 --> 00:29:44,118
‫وقتی که سعی کردی با کلارا
‫به آمریکا برگردی

548
00:29:44,143 --> 00:29:46,034
‫تا با اون جواهرات دزدی

549
00:29:46,059 --> 00:29:47,320
‫یه خونه‌ی قشنگ بسازی

550
00:29:47,345 --> 00:29:48,635
‫نه، جواهرات دست من نیست

551
00:29:48,660 --> 00:29:50,296
‫دست ویمز و مگتـه، خب؟

552
00:29:52,105 --> 00:29:53,545
‫وایسا ببینم، نه، نه

553
00:29:54,297 --> 00:29:55,982
‫ما واسه این از کارخونه‌ی تابوت‌سازی رفتیم

554
00:29:56,007 --> 00:29:58,176
‫چون پلیس به ما خبر داده بود

555
00:29:58,591 --> 00:30:00,506
‫یکی از داخل آمار داد

556
00:30:00,531 --> 00:30:01,979
‫قسم می‌خورم، از خودش بپرسید

557
00:30:02,004 --> 00:30:04,064
‫تو هم مکالمه‌ای داشتی؟

558
00:30:04,225 --> 00:30:07,147
‫یا فقط شنیده‌ها رو باور کردی؟

559
00:30:07,172 --> 00:30:10,002
‫احتمال ندادی کل ماجرا
‫برای فریب تو صحنه‌سازی شده؟

560
00:30:10,292 --> 00:30:12,572
‫اونا حاضر بودن از جواهرات بگذرن

561
00:30:13,739 --> 00:30:14,739
‫دنکورث

562
00:30:18,739 --> 00:30:19,739
‫وایسا

563
00:30:20,979 --> 00:30:25,027
‫وایسا، نه، نه، من سعی کردم با
‫کلارا فرار کنم. توش شکی نیست

564
00:30:25,052 --> 00:30:26,652
‫ولی من عاشقش شده بودم

565
00:30:26,859 --> 00:30:29,151
‫اما هرگز کسی رو نسوزوندم

566
00:30:29,699 --> 00:30:32,124
‫باید حرفم رو باور کنی.
‫هر چی که می‌دونستم رو بهت گفتم.

567
00:30:32,480 --> 00:30:34,142
‫باید حرفم رو باور کنی

568
00:30:41,099 --> 00:30:42,591
‫از این طرف لطفاً

569
00:30:44,019 --> 00:30:45,754
‫جناب بردویسل

570
00:30:45,779 --> 00:30:47,779
‫همسرم، دخترم و دوستش، آمیلیا

571
00:30:49,745 --> 00:30:51,409
‫برتویسل، قربان

572
00:30:51,659 --> 00:30:53,696
‫با «ت» نه «د»

573
00:30:53,845 --> 00:30:57,359
‫و هیچ حرف ناخوانایی هم نداره

574
00:30:57,465 --> 00:30:58,825
‫عذر می‌خوام، قربان

575
00:30:58,850 --> 00:31:01,353
‫به عنوان یه آمریکایی
‫بعضاً عاجز از شنیدن کلمات انگلیسی‌ام

576
00:31:01,378 --> 00:31:02,914
‫تحقیقات‌تون تموم شد؟

577
00:31:02,939 --> 00:31:04,820
‫فقط ریزه‌کاری‌هاش مونده

578
00:31:04,951 --> 00:31:07,600
‫پلیس تأیید کرده جواهرات گم شدن و

579
00:31:07,739 --> 00:31:10,299
‫دزدِ دستگیرشده هم اونا رو نداشته

580
00:31:10,299 --> 00:31:11,888
‫ولی برام جای سؤالـه

581
00:31:11,913 --> 00:31:14,859
‫برام واقعاً جای سؤالـه که
‫چرا جواهرات باارزش همسرتون

582
00:31:14,859 --> 00:31:16,954
‫توی بانک انگلیس نیست

583
00:31:17,065 --> 00:31:18,825
‫به جاش توی یه جعبه‌ای بود که

584
00:31:18,850 --> 00:31:21,001
‫حتی یه بچه هم می‌تونست بازش کنه

585
00:31:21,059 --> 00:31:22,908
‫در مورد اینکه
‫چرا جواهرات همراه‌مون بود،

586
00:31:22,979 --> 00:31:25,640
‫باید بگم که شب اولی که
‫از آمریکا رسیدیم، اونا رو دزدیدن

587
00:31:25,819 --> 00:31:28,459
‫اما یه مسئله‌ی دیگه‌ای هم هست که

588
00:31:28,459 --> 00:31:32,014
‫چرا بعد از ناپدید شدن کلارا
‫گزارش دزدی اینقدر دیر داده شد؟

589
00:31:32,252 --> 00:31:35,092
‫دخترمون قبل از اینکه حتی
‫چمدون‌هامون رو باز کنیم ربوده شد

590
00:31:35,172 --> 00:31:38,004
‫اولش اصلاً به فکر جواهرات نبودیم

591
00:31:38,139 --> 00:31:40,154
‫خودم جست‌وجو
‫برای پیدا کردن‌شون رو شروع کردم،

592
00:31:40,179 --> 00:31:41,539
‫به امید اینکه هنوز تو خونه باشن و

593
00:31:41,564 --> 00:31:44,099
‫بتونیم پیداشون کنیم
‫بدون اینکه همسرم بیشتر ناراحت بشه

594
00:31:44,099 --> 00:31:46,499
‫مطمئناً وقتی فهمیدید درشکه‌چی‌تون شبونه

595
00:31:46,499 --> 00:31:48,499
‫پاش به اتاق خواب همسرتون باز شده

596
00:31:48,499 --> 00:31:49,899
‫خیلی به هم ریختید

597
00:31:49,899 --> 00:31:51,674
‫یا شاید همچین چیزی براتون عادی بوده!

598
00:31:51,699 --> 00:31:52,939
‫ببخشید، قربان؟

599
00:31:52,939 --> 00:31:54,652
‫این مهملات یعنی چی؟

600
00:31:54,677 --> 00:31:55,700
‫منو ببخشید

601
00:31:55,725 --> 00:31:57,794
‫قصد جسارت نداشتم

602
00:31:57,819 --> 00:31:59,781
‫من با روابط...

603
00:32:00,232 --> 00:32:03,754
‫آمریکایی‌های ثروتمند
‫با خدمتکاران‌شون آشنا نیستم

604
00:32:04,152 --> 00:32:06,439
‫به زحمت میشه
‫اسمش رو «رابطه» گذاشت

605
00:32:06,699 --> 00:32:08,579
‫چارلی آمریکا که بودیم
‫برامون کار می‌کرد و

606
00:32:08,579 --> 00:32:11,660
‫چند هفته زودتر از ما اومد اینجا و

607
00:32:11,859 --> 00:32:14,379
‫در تمام اون مدت،
‫مدام بین خونه و اصطبل

608
00:32:14,379 --> 00:32:16,184
‫در رفت و آمد بود

609
00:32:16,539 --> 00:32:18,305
‫چقدر بهش اعتماد داشتید؟

610
00:32:19,574 --> 00:32:21,254
‫متأسفم که این حرف رو می‌زنم

611
00:32:21,279 --> 00:32:24,212
‫ولی الان که نگاه می‌کنم
‫انگار که بی‌احتیاطی کردید

612
00:32:24,712 --> 00:32:26,004
‫ولی صبر کنید

613
00:32:26,599 --> 00:32:29,543
‫اگه درشکه‌چی چند هفته‌ی پیش اینجا بود،

614
00:32:29,979 --> 00:32:32,634
‫از کجا می‌دونست که
‫جواهرات توی اتاق شما بوده؟

615
00:32:32,659 --> 00:32:35,555
‫اینکه درشکه‌چی چطور چیزی رو
‫فهمیده رو باید از خودش پرسید

616
00:32:35,859 --> 00:32:38,872
‫انتظار دارید خانواده‌ی اندرسون
‫ذهنش رو بخونن؟

617
00:32:39,238 --> 00:32:41,274
‫بیشتر دنبال حقایق نیستید؟

618
00:32:41,299 --> 00:32:43,499
‫تمام تمرکز من روی حقایقـه و

619
00:32:43,499 --> 00:32:45,322
‫بالاخره ته و توش رو درمیارم

620
00:32:45,859 --> 00:32:47,683
‫حالا خانم اندرسونِ جوان،

621
00:32:48,019 --> 00:32:49,659
‫می‌خوام تمام حرف‌هایی که

622
00:32:49,659 --> 00:32:52,015
‫از پلیس پنهون کردید رو به من بگید

623
00:32:52,339 --> 00:32:53,859
‫چون آدمربایی و دزدی

624
00:32:53,859 --> 00:32:57,015
‫به قدری هوشمندانه طراحی و
‫اجرا شده بود که

625
00:32:57,339 --> 00:32:59,019
‫امیدوارم مقداری ما رو روشن کنید که

626
00:32:59,019 --> 00:33:01,228
‫چطور این اتفاقات رخ دادن

627
00:33:04,672 --> 00:33:06,844
‫تونستی خوب گولش بزنی؟

628
00:33:06,979 --> 00:33:09,195
‫معمای نخ سرخ حل شد؟

629
00:33:09,579 --> 00:33:10,880
‫نخ‌کش شد اما پاره نه

630
00:33:10,905 --> 00:33:12,103
‫خواهیم دید

631
00:33:12,259 --> 00:33:13,394
‫می‌تونی به خودم بگی

632
00:33:13,419 --> 00:33:15,859
‫از قدیم گفتن مشکل رو
‫با یکی در میون بذاری، نصف می‌شه

633
00:33:15,859 --> 00:33:18,631
‫بهتره تو این مورد
‫هر کدوم کار خودمون رو بکنیم

634
00:33:18,656 --> 00:33:20,329
‫باید توی این قضیه بهم اعتماد کنی

635
00:33:20,354 --> 00:33:22,874
‫به طرز عجیبی حس نمی‌کنم
‫اعتمادی بین‌مون باشه

636
00:33:22,899 --> 00:33:24,779
‫برای مثال، واقعاً فکر کردی

637
00:33:24,779 --> 00:33:27,567
‫می‌ذارم بیای توی سلولم،
‫ازم درخواست کمک کنی و

638
00:33:28,059 --> 00:33:29,834
‫هیچی در عوض بهم ندی؟

639
00:33:29,859 --> 00:33:32,720
‫یه بار گفتم که دارم
‫به نفع جفت‌مون تلاش می‌کنم و

640
00:33:32,745 --> 00:33:34,514
‫در همین راستا، لطفاً لباس‌هامو پس بده

641
00:33:34,539 --> 00:33:35,708
‫باید فوراً برم

642
00:33:37,379 --> 00:33:38,580
‫شرلوک

643
00:33:39,398 --> 00:33:41,461
‫الان وقتم آزاده

644
00:33:42,080 --> 00:33:44,194
‫خیلی راحت می‌تونم...

645
00:33:44,219 --> 00:33:46,579
‫تا شب یا حتی بیشتر،
‫تو رو اینجا نگه دارم

646
00:33:46,579 --> 00:33:49,379
‫مگه اینکه بخوای
‫با لباس زندانی از اینجا بری

647
00:33:49,379 --> 00:33:51,579
‫تا همه بفهمن واسه چی اینجا اومدی

648
00:33:51,579 --> 00:33:52,914
‫اگه این کارو بکنی

649
00:33:52,939 --> 00:33:55,508
‫واسه نابود کردنت
‫از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنم

650
00:33:55,825 --> 00:33:57,059
‫ولی اون موقع دیگه خیلی دیره

651
00:33:57,059 --> 00:33:59,169
‫واسه نجات جون واتسون و خانم هادسون

652
00:33:59,299 --> 00:34:00,339
‫نه

653
00:34:00,459 --> 00:34:01,931
‫تا با شرایطم موافقت نکردی

654
00:34:01,956 --> 00:34:03,865
‫حق نداری از اینجا بری

655
00:34:05,599 --> 00:34:06,859
‫اینجوری اصلاً نمیشه

656
00:34:06,859 --> 00:34:08,843
‫اصلاً و ابداً

657
00:34:09,619 --> 00:34:11,499
‫هیچ داروی خواب‌آوری
‫نمی‌تونه باعث شه که

658
00:34:11,499 --> 00:34:13,274
‫آدم اون کابوس رو به‌کل فراموش کنه

659
00:34:13,299 --> 00:34:14,514
‫اجازه نمیدم که

660
00:34:14,539 --> 00:34:16,779
‫با دخترم اینجوری صحبت کنی

661
00:34:16,779 --> 00:34:19,878
‫منو با کارآگاه‌های پینکرتونِ دست‌آموزتون

662
00:34:20,619 --> 00:34:23,714
‫یا پلیس‌هایی که از
‫مصونیت سیاسی می‌ترسن اشتباه نگیر

663
00:34:23,739 --> 00:34:24,914
‫من حقیقت رو فاش می‌کنم

664
00:34:24,939 --> 00:34:27,182
‫وگرنه یه قرون هم
‫بابت این ادعا بهت نمی‌رسه

665
00:34:27,499 --> 00:34:30,327
‫پدر، خواهش می‌کنم بذار جواب بدم

666
00:34:33,662 --> 00:34:36,862
‫همون‌طوری که بهتون گفتم، قربان،
‫توی اتاقم خوابیدم و

667
00:34:36,887 --> 00:34:38,247
‫وقتی بیدار شدم دیدم توی یه تابوت‌ام

668
00:34:38,272 --> 00:34:40,355
‫بدون اینکه بدونم چطور اونجا رسیدم

669
00:34:40,459 --> 00:34:43,358
‫فقط برای کارهایی که
‫بدن چاره‌ای جز انجامش نداره

670
00:34:44,859 --> 00:34:47,834
‫ازش بیرون می‌اومدم و

671
00:34:47,859 --> 00:34:49,899
‫اون زمان‌ها هم چشم‌هام بسته بود و

672
00:34:50,419 --> 00:34:53,223
‫توی تمام اوقات اسارت

673
00:34:53,499 --> 00:34:56,726
‫برای جون و حیثیتم وحشت‌زده بودم

674
00:34:56,852 --> 00:34:59,114
‫درشکه‌چی اون موقع کجا بود؟

675
00:34:59,139 --> 00:35:00,689
‫من از کجا بدونم؟

676
00:35:00,714 --> 00:35:02,634
‫کی شما رو از
‫کارخونه‌ی تابوت‌سازی خارج کرد؟

677
00:35:02,659 --> 00:35:03,779
‫چطور این کارو کرد؟

678
00:35:03,779 --> 00:35:05,969
‫داشتید سوار کشتی می‌شدید

679
00:35:05,994 --> 00:35:06,994
‫دستش رو گرفته بودید

680
00:35:07,019 --> 00:35:08,177
‫دستش رو گرفته بود؟

681
00:35:08,202 --> 00:35:09,219
‫آمیلیا، لطفاً ادامه نده

682
00:35:09,219 --> 00:35:10,498
‫من خودم اونجا بودم

683
00:35:10,819 --> 00:35:13,539
‫به چشم دیدم اونو
‫از یه تابوت تاریک به

684
00:35:13,539 --> 00:35:15,411
‫نور کورکننده‌ی روز بیرون کشیدن

685
00:35:15,436 --> 00:35:19,459
‫چطور شما انتظار دارید بتونه
‫در برابر یه مجرم خطرناک که

686
00:35:19,459 --> 00:35:22,359
‫داشته به سمت دروازه‌ی
‫بندر لندن می‌بردتش مقاومت کنه؟

687
00:35:22,419 --> 00:35:23,873
‫می‌خواید زانوهاشو ببینید؟

688
00:35:23,898 --> 00:35:25,259
‫واسه همین اینجا اومدید؟

689
00:35:25,259 --> 00:35:26,314
‫البته که نه. من فقط...

690
00:35:26,339 --> 00:35:27,874
‫دارم می‌بینم حلقه دست‌تونـه

691
00:35:27,899 --> 00:35:29,099
‫بگید ببینم، آقای برتویسل

692
00:35:29,099 --> 00:35:32,315
‫شما با داروی بی‌هوشی
‫از همسرتون خواستگاری کردید؟

693
00:35:32,499 --> 00:35:34,874
‫بردیدش پای محراب توی تابوت؟

694
00:35:34,899 --> 00:35:37,179
‫توی خاندان برتویسل این شکلیـه؟

695
00:35:37,179 --> 00:35:38,327
‫هر چی بلبل‌زبونی کردی بسه، خانم جوان

696
00:35:38,352 --> 00:35:39,352
‫دیگه کافیـه

697
00:35:40,739 --> 00:35:44,120
‫متأسفم که سؤالاتم اینقدر بی‌پرده بود،

698
00:35:44,145 --> 00:35:45,791
‫اما لطفاً درک کنید

699
00:35:46,379 --> 00:35:48,499
‫وقتی پای ده‌ها هزار پوند وسطـه،

700
00:35:48,499 --> 00:35:49,889
‫باید مو رو از ماست بیرون بکشم

701
00:35:50,072 --> 00:35:51,487
‫چه نیازی به بی‌رحمیـه؟

702
00:35:51,619 --> 00:35:52,789
‫نیازی نیست

703
00:35:53,899 --> 00:35:55,126
‫اسمت آمیلیا بود، درستـه؟

704
00:35:55,473 --> 00:35:57,218
‫تو هم زمان نجاتش حضور داشتی

705
00:35:58,739 --> 00:36:00,882
‫شاید بتونم خصوصی باهات صحبت کنم

706
00:36:01,139 --> 00:36:02,659
‫البته که می‌تونید

707
00:36:02,659 --> 00:36:04,809
‫به همین خاطر
‫مُصر به حضور ایشون هم بودیم

708
00:36:06,939 --> 00:36:08,782
‫اجازه بدید بدرقه‌تون کنم

709
00:36:09,539 --> 00:36:10,863
‫روز خوش

710
00:36:21,339 --> 00:36:24,505
‫تو آدم رو غافلگیر می‌کنی

711
00:36:24,859 --> 00:36:27,992
‫آمریکایی، خدمتکار، ناجی

712
00:36:28,365 --> 00:36:31,488
‫مهتر و وکیل

713
00:36:32,539 --> 00:36:34,819
‫ولی به خوبی از کلارا اندرسون

714
00:36:34,819 --> 00:36:35,819
‫دفاع کردی

715
00:36:36,572 --> 00:36:38,657
‫فقط چیزهایی گفتم که خودتون می‌دونید

716
00:36:38,899 --> 00:36:42,958
‫که جواهرات دزدیده شدن و
‫نمیشه پیداشون کرد و

717
00:36:43,059 --> 00:36:45,259
‫کلی جا هست که بشه دنبال‌شون گشت

718
00:36:45,259 --> 00:36:47,819
‫مثل کارخونه‌ی تابوت‌سازی،
‫که توی یه دوره‌ای

719
00:36:47,819 --> 00:36:50,019
‫لاأقل سه گروگان اونجا بودن و

720
00:36:50,019 --> 00:36:51,874
‫با این حال اومدید اینجا و
‫دارید دور خودتون می‌چرخید

721
00:36:51,899 --> 00:36:54,379
‫گستاخ نباش.
‫گذشته از اون، من می‌دونم که

722
00:36:54,379 --> 00:36:56,154
‫کارخونه واسه ارباب ودرسیـه و

723
00:36:56,179 --> 00:36:59,059
‫قول میدم ودرسی اونقدری

724
00:36:59,059 --> 00:37:01,539
‫مال و منال داره که نیازی نداره تا

725
00:37:01,539 --> 00:37:03,969
‫با گروگان‌گیری یا دزدی
‫ثروتش رو بیشتر کنه

726
00:37:03,994 --> 00:37:04,994
‫همچنین،

727
00:37:05,019 --> 00:37:07,179
‫اون در نهایت
‫به درخواست من مبنی بر دریافت

728
00:37:07,179 --> 00:37:10,360
‫لیست شرکا و کارکنانش جواب میده

729
00:37:10,432 --> 00:37:11,853
‫در نهایت؟

730
00:37:12,270 --> 00:37:14,394
‫چرا هنوز لیستش رو نگرفتی؟

731
00:37:14,419 --> 00:37:16,419
‫نکنه چون نمی‌تونی به ارباب ودرسی

732
00:37:16,419 --> 00:37:19,064
‫مثل اون دختره‌ی بی‌چاره و جَوون زور بگی؟

733
00:37:19,089 --> 00:37:21,173
‫به موقعش زور هم میگم

734
00:37:21,939 --> 00:37:23,234
‫ولی هنرهای دیگه‌ای هم بلدم

735
00:37:23,259 --> 00:37:24,579
‫می‌تونم روش‌هامو بهت یاد بدم

736
00:37:24,579 --> 00:37:26,692
‫به شرط اینکه فکر نکنی همه چی رو بلدی!

737
00:37:26,800 --> 00:37:29,514
‫استعداد کارآگاه شدن رو داری و

738
00:37:29,539 --> 00:37:33,394
‫احتمالاً بتونی بقیه رو هم
‫مثل من غافلگیر کنی

739
00:37:33,419 --> 00:37:34,815
‫بهش فکر می‌کنم

740
00:37:34,840 --> 00:37:36,679
‫فعلاً راه‌مون از هم جدا میشه

741
00:37:36,899 --> 00:37:38,720
‫اگه کمکم کنی جواهرات رو پیدا کنم،

742
00:37:38,779 --> 00:37:40,820
‫ممکنـه پاداش خوبی گیرت بیاد

743
00:37:40,845 --> 00:37:42,740
‫چیزی حدود ۱۰۰ پوند؟

744
00:37:42,979 --> 00:37:44,873
‫یک‌پنجم دستمزدی که بهت پیشنهاد دادن!

745
00:37:44,898 --> 00:37:46,354
‫چه دست و دل باز!

746
00:37:46,379 --> 00:37:48,010
‫روز خوش، آقای برتویسل

747
00:37:50,499 --> 00:37:52,567
‫بعدش به من می‌گه زورگو

748
00:37:54,338 --> 00:37:56,388
‫از دست دادن بچه خیلی سختـه

749
00:37:56,779 --> 00:37:58,712
‫بخصوص وقتی که می‌دونی مقصر فقط تویی

750
00:37:59,899 --> 00:38:03,354
‫بعد از مرگ همسرم
‫اینقدر غرق کار شدم که

751
00:38:03,379 --> 00:38:07,148
‫پسر جَوونم رو به بهای سنگینی نادیده گرفتم

752
00:38:07,173 --> 00:38:08,733
‫داستانش رو یادمـه

753
00:38:08,758 --> 00:38:10,724
‫اسمش دنیل بود

754
00:38:10,939 --> 00:38:13,559
‫ما «دن» صداش می‌کردیم

755
00:38:14,419 --> 00:38:16,394
‫درست قبل از تولد ۱۰ سالگیش

756
00:38:16,419 --> 00:38:18,640
‫وقتی که اروپا بودم،

757
00:38:18,665 --> 00:38:22,807
‫دن رو بخاطر
‫یه مسئله‌ی بی‌اهمیت دستگیر کردن

758
00:38:22,961 --> 00:38:26,019
‫همون مسئله‌ی مربوط به دزدی
‫ساعت طلای کشیش،

759
00:38:26,019 --> 00:38:27,241
‫اگه درست یادم باشه

760
00:38:27,379 --> 00:38:28,943
‫آب‌طلا بود

761
00:38:31,979 --> 00:38:34,694
‫دوست دارم فکر کنم اون ساعت رو
‫برداشته بود که به من هدیه بده

762
00:38:34,939 --> 00:38:36,995
‫در هر صورت، توی غیاب من،

763
00:38:37,020 --> 00:38:40,354
‫طبق قانون کودکان خانگی فرستادنش استرالیا

764
00:38:40,379 --> 00:38:43,034
‫ولی قطعاً تو هم تأثیر بسزایی
‫روی این اتفاق داشتی

765
00:38:43,059 --> 00:38:44,674
‫درستـه که سریع عفو شد،

766
00:38:44,699 --> 00:38:49,714
‫ولی تا وقتی نامه‌ی عفو
‫به دستش برسه، غیبش زد

767
00:38:49,739 --> 00:38:51,610
‫گفتن رفته ملبورن

768
00:38:51,635 --> 00:38:53,573
‫هیچ کدوم از کارکنانم نتونستن پیداش کنن

769
00:38:54,219 --> 00:38:56,065
‫ماجرا واسه سال‌ها پیش بود

770
00:38:58,299 --> 00:38:59,819
‫اما اخیراً گزارشاتی از یه

771
00:38:59,819 --> 00:39:02,419
‫پسر استرالیایی جوون شده که
‫تازگی به لندن اومده و

772
00:39:02,419 --> 00:39:05,435
‫شباهت زیادی به نسخه‌ی
‫بزرگ‌شده‌ی دنِ خودم رو داره

773
00:39:05,579 --> 00:39:09,019
‫داستان‌های تو
‫شباهت خاصی به آثار دیکنز داره

774
00:39:09,019 --> 00:39:10,339
‫به نظرت ته این داستان

775
00:39:10,339 --> 00:39:12,115
‫به لباس‌هام می‌رسم؟

776
00:39:12,140 --> 00:39:13,419
‫خب، کت و شلوارت رو پس میدم

777
00:39:13,419 --> 00:39:15,802
‫بخاطر قدردانی از
‫پیگیری پرونده‌ی نخ سرخ

778
00:39:16,123 --> 00:39:18,579
‫چیزی هم راجع‌به دوستانت که
‫توسط آدم‌های نخ سرخ دزدیده شدن نمی‌گم

779
00:39:18,579 --> 00:39:25,600
‫به شرطی که پسرم رو پیدا کنی و
بیاریش ملاقاتم

780
00:39:25,625 --> 00:39:27,983
‫آدم‌های خودت نمی‌تونن پیداش کنن؟

781
00:39:28,008 --> 00:39:30,739
‫اون لشکر کوچیک اطلاعاتی‌تون
‫به هیچ دردی نمی‌خوره؟

782
00:39:30,739 --> 00:39:32,339
‫نمی‌تونم بذارم همکارهام بفهمن

783
00:39:32,339 --> 00:39:34,523
‫که پسرم منو نادیده گرفته

784
00:39:34,885 --> 00:39:37,776
‫بعید می‌دونم درک کنی
‫بچه داشتن چه حسیـه

785
00:39:39,245 --> 00:39:41,186
‫می‌تونم تصور کنم

786
00:39:42,270 --> 00:39:45,872
‫تمام نگرانیم اینـه که
‫نکنه نخ سرخ برای نابودی امپراتوریم

787
00:39:45,897 --> 00:39:49,321
‫به پسرم، دن، آسیبی برسونه

788
00:39:49,779 --> 00:39:51,779
‫بسیارخب، بسیارخب

789
00:39:51,779 --> 00:39:54,154
‫ولی بابت این کار هیچ پولی قبول نمی‌کنم

790
00:39:54,179 --> 00:39:55,979
‫منم قصد ندارم بهت پولی بدم

791
00:39:55,979 --> 00:39:58,794
‫معمولاً برای استخدام یه کارآگاه مشاور
‫یه دستمزدی در نظر می‌گیرن

792
00:39:58,819 --> 00:40:00,914
‫کسی استخدامت نکرد.
‫دارم ازت باج می‌گیرم.

793
00:40:00,939 --> 00:40:02,419
‫نخیر، دارم بهت لطف می‌کنم

794
00:40:02,419 --> 00:40:04,939
‫ولی لطفی که کم‌زحمت‌تر از
‫چیزیـه که فکر می‌کردم

795
00:40:04,939 --> 00:40:06,354
‫چی شده، دنکورث؟

796
00:40:06,379 --> 00:40:08,051
‫ببخشید، پورفسورخان

797
00:40:08,779 --> 00:40:11,114
‫مسئله‌ی عجیبیـه
‫ولی به همه‌مون مربوطـه

798
00:40:18,285 --> 00:40:19,344
‫عذر می‌خوام، هولمز،

799
00:40:19,369 --> 00:40:20,994
‫حضورت اینجا داره اذیت‌مون می‌کنه

800
00:40:21,019 --> 00:40:22,526
‫متأسفانه باید بری

801
00:40:22,551 --> 00:40:25,154
‫دیگه زمان زیادی از رفتنم گذشته

802
00:40:25,179 --> 00:40:26,419
‫در واقع انقدری منو نگه داشتید که

803
00:40:26,419 --> 00:40:28,994
‫دیگه چیزی از صبر و
‫تحمل انسانیم باقی نمونده

804
00:40:29,019 --> 00:40:31,514
‫این مکان دقیقاً برای همین طراحی شده

805
00:40:31,539 --> 00:40:32,939
‫دنکورث،
‫لطفاً خاطرجمع شو که آقای هولمز

806
00:40:32,939 --> 00:40:34,339
‫به شکلی بیرون راهنمایی بشه که

807
00:40:34,339 --> 00:40:36,778
‫مفاد این یادداشت براش روشن بشه

808
00:40:40,739 --> 00:40:42,026
‫از این طرف، قربان

809
00:40:42,434 --> 00:40:43,674
‫مشکل چیـه، آقای دنکورث؟

810
00:40:43,699 --> 00:40:45,060
‫من از این مسیر نیومده بودم

811
00:40:45,085 --> 00:40:47,770
‫نه، ولی از این مسیر برمی‌گردید

812
00:40:52,259 --> 00:40:53,659
‫یالا، تام. بلند شو

813
00:40:53,659 --> 00:40:55,219
‫میگم پاشو بیا پایین

814
00:40:58,190 --> 00:40:59,434
‫مرده، رئیس

815
00:40:59,459 --> 00:41:01,532
‫خودش رو کشته تا
‫زحمتش گردن ما نیفته

816
00:41:17,184 --> 00:41:20,865
‫« از انجام هر عمل مشکوک
‫یا جلب توجه خودداری کن »

817
00:41:30,509 --> 00:41:35,933
‫« به روی خودت نیار که کسی دنبالتـه »

818
00:41:35,957 --> 00:41:45,957
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

819
00:41:45,981 --> 00:41:55,981
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

820
00:41:57,007 --> 00:42:01,888
‫« از مواجهه با هر کسی خودداری کن »

821
00:42:09,099 --> 00:42:11,279
‫ولم کن وگرنه مغزت رو متلاشی می‌کنم

822
00:42:14,471 --> 00:42:15,896
‫هر چی خانم بخواد

