﻿1
00:00:00,926 --> 00:00:02,725
‫جواهرات مادرت رو دزدیدی

2
00:00:02,759 --> 00:00:04,558
‫یه بازرس خصوصی تو راهـه
‫« آنچه گذشت... »

3
00:00:04,592 --> 00:00:06,735
‫کارآگاهی که شرکت بیمه استخدام کرده

4
00:00:06,759 --> 00:00:08,358
‫برتویسل، قربان

5
00:00:08,392 --> 00:00:09,525
‫می‌تونه هر جایی که تو نمی‌تونی بری بره

6
00:00:09,559 --> 00:00:12,334
‫احتمالاً فرضیه‌ی خاص خودش رو
‫نسبت به جرم بیان می‌کنه

7
00:00:12,359 --> 00:00:13,302
‫من حقیقت رو فاش می‌کنم،

8
00:00:13,326 --> 00:00:15,458
‫وگرنه یه قرون هم
‫بابت این ادعا بهت نمی‌رسه

9
00:00:15,492 --> 00:00:18,158
‫نه تنها کسی ندزدیدتت،
‫بلکه خودت با پای خودت با چارلی رفتی

10
00:00:18,192 --> 00:00:20,191
‫اون هم الان تو زندانـه و
‫ممکنـه اعدام بشه

11
00:00:20,225 --> 00:00:21,692
‫اما قبول داری که

12
00:00:21,726 --> 00:00:24,258
‫از بین بردن نخ سرخ
‫به نفع جفت‌مونـه، موریارتی؟

13
00:00:24,292 --> 00:00:27,258
‫حتماً خیلی برات سختـه که
‫از من کمک بخوای

14
00:00:27,292 --> 00:00:28,602
‫پس جوانب احتیاط رو رعایت کن

15
00:00:28,626 --> 00:00:31,325
‫باید یاد بگیری توی لباس گوسفند،
‫نقش گرگ رو بازی کنی

16
00:00:31,359 --> 00:00:33,158
‫ولم کن وگرنه مغزت رو متلاشی می‌کنم

17
00:00:33,183 --> 00:00:46,502
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

18
00:00:46,526 --> 00:00:48,147
‫قانوناً می‌تونم برای دفاع از خودم
‫بهت شلیک کنم،

19
00:00:48,172 --> 00:00:49,145
‫ولی ترجیح میدم صحبت کنیم

20
00:00:49,169 --> 00:00:50,391
نیازه ‫پاسبون خبر کنم؟

21
00:00:50,425 --> 00:00:52,482
‫یا خودت میگی
‫چرا واسه من کمین کردی؟

22
00:00:52,507 --> 00:00:53,792
من ‫پاسبون خبر کنم

23
00:00:53,826 --> 00:00:55,335
‫یا خودت میگی چرا
‫کل بعد از ظهر

24
00:00:55,359 --> 00:00:56,391
‫افتادی دنبال من؟

25
00:00:56,425 --> 00:00:58,025
‫قول میدی دیگه بهم حمله نکنی؟

26
00:01:04,893 --> 00:01:07,292
‫قشنگ بودن تا اینکه
‫زدی له‌ولورده‌شون کردی

27
00:01:11,359 --> 00:01:14,244
‫شرمنده، قصد جسارت نداشتم

28
00:01:14,688 --> 00:01:16,321
‫گل واسه چیـه؟

29
00:01:16,346 --> 00:01:18,396
‫بلکه سرِ معرفی معذب نشیم

30
00:01:19,259 --> 00:01:20,536
‫دوباره امتحان کنم؟

31
00:01:27,859 --> 00:01:29,158
‫خیلی خوشگلن، مرسی

32
00:01:29,192 --> 00:01:30,169
‫قربون شما

33
00:01:30,193 --> 00:01:32,425
‫خب، زودتر خودت رو معرفی می‌کردی

34
00:01:32,670 --> 00:01:35,070
‫ترسیدم نکنه واکنش بدی نشون بدی

35
00:01:35,095 --> 00:01:37,061
‫بی‌دلیل هم نبود

36
00:01:37,086 --> 00:01:38,759
‫شاید یکمی تند رفته باشم

37
00:01:40,798 --> 00:01:42,031
‫من آمیلیا روهاس هستم

38
00:01:42,192 --> 00:01:43,358
‫من هم مایکل وایلی

39
00:01:44,852 --> 00:01:46,652
‫دستم زیر سنگ شماست

40
00:01:47,527 --> 00:01:50,391
‫چه کاری از دست خدمتکاری مثل من
‫برای آقای محترمی مثل شما بر میاد؟

41
00:01:50,425 --> 00:01:53,391
‫هیچ خدمتکاری تا حالا
‫دست رد به سینه‌ی من نزده

42
00:01:53,425 --> 00:01:55,258
‫زمین تا آسمون با بقیه فرق داری

43
00:01:55,292 --> 00:01:56,923
کارفرمات هم همینطوره

44
00:01:56,948 --> 00:02:01,286
‫آهان، پس این گل به خاطر آقای هولمزه؟

45
00:02:02,159 --> 00:02:04,314
‫قشنگ عین آمریکایی‌ها سریع میری سر اصل مطلب

46
00:02:04,339 --> 00:02:06,231
‫شما هم خیلی قشنگ
‫سؤالاتم رو می‌پیچونی

47
00:02:06,256 --> 00:02:07,834
‫چرا به کمک من احتیاج داری؟

48
00:02:07,859 --> 00:02:09,559
‫چه ربطی به رئیسم داره؟

49
00:02:12,293 --> 00:02:13,725
‫چند سال پیش،

50
00:02:13,759 --> 00:02:15,600
‫آقای هولمز توی پرونده‌ی حبس جنایتکار معروف،

51
00:02:15,625 --> 00:02:18,272
‫پروفسور جیمز موریارتی دست داشت

52
00:02:18,947 --> 00:02:20,148
‫تا حالا اسمش به گوشت خورده؟

53
00:02:20,173 --> 00:02:23,405
‫نه، ولی تازه چند وقتیـه که
‫برای آقای هولمز کار می‌کنم

54
00:02:24,225 --> 00:02:25,325
‫عه؟

55
00:02:25,359 --> 00:02:26,758
‫چجور آدمیـه؟

56
00:02:26,792 --> 00:02:28,625
‫من جاسوس نیستم، آقای وایلی

57
00:02:28,659 --> 00:02:30,925
‫جاسوس که کلمه‌ی قشنگی نیست

58
00:02:30,959 --> 00:02:33,291
‫در ضمن، من علاقه‌ای به
‫عادات شخصی ایشون ندارم

59
00:02:33,325 --> 00:02:35,158
‫به چی علاقه دارید پس؟

60
00:02:35,192 --> 00:02:38,425
‫رابطه‌ی رئیست با پروفسور موریارتی

61
00:02:38,459 --> 00:02:40,792
‫خوشم نمیاد غیبتش رو بکنم

62
00:02:40,826 --> 00:02:43,258
‫کیـه که نخواد غیبتِ رئیسش رو بکنه؟

63
00:02:44,659 --> 00:02:47,191
‫صرفاً می‌خوام بدونم
‫آقای هولمز قصد داره

64
00:02:47,225 --> 00:02:49,725
‫به پروفسور موریارتی
‫اتهامات بیشتری بزنه یا نه

65
00:02:49,759 --> 00:02:51,758
‫اگه بتونی ته و توش رو در بیاری،
‫از خجالتت در میام

66
00:02:51,792 --> 00:02:54,325
‫یه پوند کامل بابت زحماتت میدم

67
00:02:54,359 --> 00:02:55,859
‫پول کمی نیست

68
00:02:55,893 --> 00:02:57,892
‫چطوری باهات تماس بگیرم؟

69
00:02:57,935 --> 00:03:00,501
‫فردا منتظرت می‌مونم،
‫بعلاوه‌ی روزهای بعدش

70
00:03:00,526 --> 00:03:05,492
‫ساعت ۴ عصر توی چایخونه‌ی
‫خانم بیلی توی خیابون پارک

71
00:03:05,792 --> 00:03:07,692
‫اگه چیزی دستگیرت شد، بیا

72
00:03:07,726 --> 00:03:10,325
‫بابت قرار فردامون
‫پنج شیلینگ اضافه‌تر میدم

73
00:03:10,359 --> 00:03:12,458
‫برای اینکه بیشتر وسوسه بشی،

74
00:03:12,492 --> 00:03:14,295
‫چایی رو هم مهمون منی

75
00:03:15,259 --> 00:03:17,595
‫به پیشنهادت فکر می‌کنم، آقای وایلی

76
00:03:18,697 --> 00:03:20,768
‫ممنون بابت گل و

77
00:03:20,792 --> 00:03:22,358
‫مرسی که یه گلوله خالی نکردی توی مغزم

78
00:03:22,392 --> 00:03:24,692
‫شاید درست نباشه
‫اینطوری بگم، خانم روهاس

79
00:03:24,726 --> 00:03:26,052
‫ولی سر زیبایی دارید

80
00:03:26,077 --> 00:03:28,234
‫خوشحالم اسلحه‌ام پُر نبود

81
00:03:28,259 --> 00:03:29,511
‫فردا می‌بینمت پس

82
00:03:29,578 --> 00:03:37,776
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

83
00:03:37,800 --> 00:03:42,454
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت چهارم: برای اقوام »

84
00:03:43,051 --> 00:03:45,651
‫آمیلیا، کجایی؟

85
00:03:45,859 --> 00:03:48,258
‫آمیلیا، لازمت دارم

86
00:03:48,292 --> 00:03:49,459
‫با عرض معذرت، قربان

87
00:03:49,493 --> 00:03:52,458
‫خانم روهاس رفتن اسب‌تون رو بیارن و
‫هنوز برنگشتن

88
00:03:52,492 --> 00:03:54,592
‫میگه به دستور شما رفته،

89
00:03:54,626 --> 00:03:57,558
‫ولی این دستورات رو باید
‫اول به من منتقل کنید

90
00:03:57,592 --> 00:03:58,735
‫اگه تا حالا متوجه نشدی،
‫باید بگم که

91
00:03:58,759 --> 00:04:01,658
‫آمیلیا سَوای از خدمتکار بودن،
‫دستیار بنده هم هست

92
00:04:01,692 --> 00:04:02,792
‫توی مسئله‌ای کمک‌دستمـه که

93
00:04:02,826 --> 00:04:04,558
‫شامل برگشتن خواهر شما هم میشه

94
00:04:04,592 --> 00:04:06,219
‫چه مرگشـه این؟

95
00:04:06,244 --> 00:04:08,191
‫عارضم خدمت‌تون،
‫خانمم به شدت مأخوذ به حیاست و

96
00:04:08,225 --> 00:04:09,892
‫با تصور اینکه دخترکی معصوم

97
00:04:09,926 --> 00:04:12,758
‫درگیر این کابوس آدم‌ربایی شده،

98
00:04:12,792 --> 00:04:15,492
‫به‌قدری برآشفت که
‫تاب تحملش رو از دست داد

99
00:04:15,526 --> 00:04:17,558
‫خب، ما رو عفو بفرمایید، خانم هلیگن

100
00:04:17,592 --> 00:04:19,692
‫اگه دست گذاشتم روی
‫حُجب‌وحیای شما،

101
00:04:19,726 --> 00:04:21,391
‫ولی به...
‫عه، اومدی که.

102
00:04:21,425 --> 00:04:22,742
‫چرا انقدر لِفتش دادی؟

103
00:04:22,767 --> 00:04:24,710
‫ولش کن، عجیب عجله دارم

104
00:04:24,735 --> 00:04:25,762
‫تا لباس‌های چرکم رو در میارم

105
00:04:25,787 --> 00:04:27,859
‫برام تعریف کن چی شد

106
00:04:27,893 --> 00:04:30,158
‫داره لباس‌هاش رو در میاره

107
00:04:32,192 --> 00:04:34,325
‫کلارا از آبرو و حیثیتش ترسیده،

108
00:04:34,359 --> 00:04:37,125
‫ولی قبول داره که فقط ما
‫می‌تونیم ازش محافظت کنیم

109
00:04:37,159 --> 00:04:39,225
‫حتی خانم اندرسون
‫ازم خواست بشم

110
00:04:39,259 --> 00:04:41,225
‫محافظ کلارا

111
00:04:41,259 --> 00:04:43,925
‫آقای برتویسل،
‫همون بازرس بیمه،

112
00:04:43,959 --> 00:04:46,374
‫بهم پیشنهاد شغلی داد که
‫برم و بشم کمک‌دستش

113
00:04:47,259 --> 00:04:50,291
‫برتی برتویسل

114
00:04:50,325 --> 00:04:51,358
‫مرتیکه‌ی ‌خودشیفته

115
00:04:51,392 --> 00:04:53,125
‫فکر کن بری بشی دستیارش

116
00:04:53,159 --> 00:04:55,158
‫هر روز خدا برات اظهار فضل کنه

117
00:04:55,194 --> 00:04:56,513
‫عجب شغل مزخرفی!

118
00:04:56,538 --> 00:04:59,525
‫بازم، گهگداری میاد
‫باهام مشورت می‌کنه

119
00:04:59,559 --> 00:05:01,029
‫خیلی هم بی‌عقل نیست

120
00:05:01,054 --> 00:05:03,291
‫ولی اون یکی پیشنهاد که

121
00:05:03,325 --> 00:05:05,296
‫بری بشی محافظ دختر سفیر آمریکا،

122
00:05:05,321 --> 00:05:06,871
‫ارزش فکر کردن داره؛

123
00:05:06,902 --> 00:05:08,767
‫نه تنها برای امنیت جانی خودت،
‫بلکه به خاطر کلارا

124
00:05:08,792 --> 00:05:13,358
‫هر چی نباشه، تنها سرنخیـه که
‫ما رو به نخ سرخ وصل می‌کنه

125
00:05:13,383 --> 00:05:15,817
‫باورم نمیشه اینقدر سریع
‫دخل چارلی بیچاره رو آوردن

126
00:05:15,842 --> 00:05:17,934
‫سریع‌تر از سیگنال تلگراف

127
00:05:17,959 --> 00:05:20,291
‫هر چند، قبل از مرگ نابهنگامش،

128
00:05:20,325 --> 00:05:24,125
‫تونستم اسم همدست‌هاش رو
‫از زیر زبونش بکشم بیرون

129
00:05:24,168 --> 00:05:27,738
‫شاید باورت نشه ولی اسم‌شون
‫آقای ویمز و مگتـه

130
00:05:27,763 --> 00:05:30,892
‫بدون شک اسم‌شون مستعاره و
‫مقصد احتمالی‌شون هم همین‌طور

131
00:05:30,926 --> 00:05:34,949
‫ولی با این اطلاعات،
‫امیدوارم به زودی هویت‌شون رو شناسایی کنیم

132
00:05:34,974 --> 00:05:35,818
‫بله؟

133
00:05:35,842 --> 00:05:37,175
‫شناسایی کردیم

134
00:05:38,792 --> 00:05:40,335
‫وقتی داشتن از کارخونه‌ی تابوت‌سازی
‫می‌رفتن دیدم‌شون

135
00:05:40,359 --> 00:05:41,425
‫درست قبلِ چارلی

136
00:05:41,459 --> 00:05:42,536
‫بله، خب، چارلی فکر می‌کرد

137
00:05:42,560 --> 00:05:45,625
‫یه افسر پلیس بهشون
‫هشدار داده بود که فرار کنن

138
00:05:45,659 --> 00:05:47,358
‫یکی که قطعاً رده بالا بوده

139
00:05:47,392 --> 00:05:49,792
‫چطوری بدون اینکه کسی ببینتت،
‫رفتی ملاقات چارلی؟

140
00:05:49,826 --> 00:05:51,358
‫به کمک یکی از زندانی‌های قدیمی

141
00:05:51,392 --> 00:05:53,698
‫در ازای اینکه پسر فراریش رو پیدا کنم

142
00:05:53,723 --> 00:05:55,801
‫پرونده‌ای که بدون
‫تخطی از شروط اعضای نخ سرخ

143
00:05:55,826 --> 00:05:57,792
‫پام به اسکاتلندیارد باز میشه

144
00:05:57,826 --> 00:06:00,191
‫این زندانیه...

145
00:06:00,225 --> 00:06:02,892
‫کوچیک‌ترین ارتباطی به
‫درگیری‌های الان‌مون نداره

146
00:06:02,926 --> 00:06:05,801
‫ تو پاشو برو
‫رد ویمز و مگت رو بزن

147
00:06:05,826 --> 00:06:07,518
‫تا اینجا خطرناک‌ترین مأموریت‌مونـه و

148
00:06:07,543 --> 00:06:10,225
‫نباید غیرمسلح بری

149
00:06:10,259 --> 00:06:14,690
‫پس بیا ساز و کار اینو بهت...

150
00:06:16,786 --> 00:06:18,462
‫بگی‌نگی قدیمیـه، نه؟

151
00:06:21,093 --> 00:06:24,725
‫نقص‌های دیگه‌ای هم داره، اما
‫خوب نگهش داشتی

152
00:06:24,759 --> 00:06:26,358
‫بازم گلوله لازم دارم

153
00:06:26,392 --> 00:06:28,525
‫شیش‌تا کافیـه

154
00:06:28,559 --> 00:06:31,458
‫چطوری اینقدر توی کار با اسلحه ماهری؟

155
00:06:31,492 --> 00:06:34,878
‫مامانم با دستگاهی که ساخت
‫بهم یاد داد

156
00:06:38,185 --> 00:06:40,985
‫یادت باشه
‫حواست به لرزشش باشه

157
00:06:41,010 --> 00:06:42,310
‫و جلوتر از هدف نشونه بگیرم

158
00:06:43,206 --> 00:06:44,404
بکش

159
00:06:47,271 --> 00:06:48,833
‫وقتشـه بریم سراغ یه چیز سخت‌تر

160
00:06:52,131 --> 00:06:53,331
بکش

161
00:06:56,292 --> 00:06:57,558
‫پیشرفت کردی

162
00:06:57,592 --> 00:07:00,232
‫اولین بارتـه که با دوتا کبوتر سفالی
‫توی آسمون یکیش رو تونستی بزنی

163
00:07:00,257 --> 00:07:01,859
‫به چه دردم می‌خوره؟

164
00:07:01,893 --> 00:07:03,425
‫تو رو خدا نگو به خاطر حیات‌وحش

165
00:07:03,459 --> 00:07:05,425
‫چون همینجوریشم بلدم
‫چطوری حیوون‌های وحشی رو شکار کنم

166
00:07:05,459 --> 00:07:07,158
‫یا از خودم در مقابل‌شون محافظت کنم

167
00:07:07,192 --> 00:07:08,792
‫حق با توئـه، آمیلیا

168
00:07:08,826 --> 00:07:11,026
‫گرگ و خرس دشمن تو نیستن

169
00:07:11,051 --> 00:07:12,583
‫خب، پس کیـه؟

170
00:07:12,608 --> 00:07:14,625
‫مادر من آپاچی بوده و

171
00:07:14,659 --> 00:07:16,291
‫پدرم هم دامدار

172
00:07:16,325 --> 00:07:19,125
‫پدربزرگم هم سرباز اسپانیا

173
00:07:19,159 --> 00:07:22,658
‫خونِ این سه نفر تو رگ‌هاتـه،
‫بعلاوه‌ی اینکه یه رگت انگلیسیـه

174
00:07:22,692 --> 00:07:24,067
‫اصل‌ونسبت مردم رو می‌ترسونه

175
00:07:24,092 --> 00:07:25,834
‫چرا خب؟

176
00:07:25,988 --> 00:07:27,787
‫ما هم انسانیم

177
00:07:27,812 --> 00:07:30,212
‫انسانی که به جایی تعلق‌ نداره

178
00:07:31,425 --> 00:07:32,780
‫قبیله‌مون دو نفره‌ست

179
00:07:34,159 --> 00:07:37,558
‫خب، شاید یه روزی بتونیم
‫قبیله‌مون رو سه نفره کنیم

180
00:07:37,726 --> 00:07:40,989
‫می‌تونم با مرد قدرتمند و جذابی ازدواج کنم

181
00:07:41,014 --> 00:07:42,747
‫اون می‌تونه دست‌مون رو بگیره

182
00:07:42,772 --> 00:07:44,075
‫منتظر بمونیم پس؟

183
00:07:45,225 --> 00:07:47,658
‫چشم‌انتظار کسی که
‫اصلاً نمی‌شناسیمش؟

184
00:07:47,692 --> 00:07:50,818
‫یا آماده بشیم
‫از خودمون محافظت کنیم؟

185
00:07:55,191 --> 00:07:56,377
‫بکش

186
00:07:59,893 --> 00:08:02,625
‫پس، مامانت همه‌ی اینها رو یادت داده،

187
00:08:02,665 --> 00:08:04,049
‫ولی بهت نگفته چطوری

188
00:08:04,074 --> 00:08:05,614
‫توی درگیری افراط یا تفریط نکنی؟

189
00:08:05,639 --> 00:08:06,671
‫جان؟

190
00:08:06,696 --> 00:08:08,213
‫ضارب انداختت روی زمین و

191
00:08:08,238 --> 00:08:09,767
‫اقل‌کم یه بار روی زمین غلت زدی

192
00:08:09,792 --> 00:08:11,600
‫اینجوری میگم، چون ردِ دستِ یه مرد

193
00:08:11,625 --> 00:08:12,668
‫روی شونه‌ات مونده،

194
00:08:12,692 --> 00:08:13,932
‫اگرچه که نمیشه اسمش رو مرد گذاشت

195
00:08:13,959 --> 00:08:16,358
‫به‌هم‌ریختگی لباس‌هات و

196
00:08:16,392 --> 00:08:17,731
‫این گِل و لایِ

197
00:08:17,756 --> 00:08:20,043
‫مالیده به کف اتاقی که
‫تازه خانم هلیگن تمیز کرده،

198
00:08:20,068 --> 00:08:22,734
‫نشون میده که مستقیماً
‫با چمن و گِل برخورد داشتی

199
00:08:22,759 --> 00:08:24,258
‫محالـه کسی
‫برای برگردوندنِ یه اسب

200
00:08:24,292 --> 00:08:26,727
‫درگیر همچین مسائلی بشه

201
00:08:26,752 --> 00:08:28,052
‫این، اینو نگاه

202
00:08:28,885 --> 00:08:31,392
‫گل پامچال

203
00:08:31,893 --> 00:08:34,534
‫بله، پامچال معمولی

204
00:08:34,559 --> 00:08:39,291
‫حالا توضیح بده درگیری برای چی بوده،
‫من که گفتم خودت رو قاتی چیزی نکنی

205
00:08:39,325 --> 00:08:40,834
‫خب، تقصیر من نبود

206
00:08:40,859 --> 00:08:44,367
‫یه آقایی بود، یه آقای پیر. هم‌سن‌وسال خودت،

207
00:08:44,392 --> 00:08:48,425
‫وقتی داشتم به چنس آب می‌دادم،
‫سعی کرد بدزدتش

208
00:08:48,459 --> 00:08:51,592
‫سُر خوردم و از جلوی چنس افتادم کنار

209
00:08:51,626 --> 00:08:54,258
‫ولی سریع از جام پریدم و
‫با اون مردک درگیر شدم،

210
00:08:54,292 --> 00:08:56,164
‫اون هم تا دید مقابله به مثل کردم
‫دُمشو گذاشت رو کولش و فرار کرد

211
00:08:56,189 --> 00:08:57,813
‫چرا دنبالش نکردی؟

212
00:08:57,838 --> 00:09:00,473
‫چون نمی‌خواستم اسبت رو
‫به امون خدا ول کنم،

213
00:09:00,498 --> 00:09:03,331
‫شاید دزده هم‌دست می‌داشت

214
00:09:05,382 --> 00:09:07,758
‫خب، جواب سؤالم رو گرفتم،

215
00:09:07,792 --> 00:09:11,191
‫هر چند به گل پامچال
‫اشاره‌ای نکردی

216
00:09:11,225 --> 00:09:13,291
‫حالا، تا شب نشده

217
00:09:13,325 --> 00:09:15,658
‫آقای هلیگن می‌رسونتت کارخونه‌ی تابوت‌سازی

218
00:09:15,692 --> 00:09:18,892
‫تا ببینی اونجا تلفن داره یا نه

219
00:09:18,926 --> 00:09:20,492
‫تلفن یه چیز نسبتاً جدیده...

220
00:09:20,526 --> 00:09:21,925
‫می‌دونم تلفن چیـه

221
00:09:21,959 --> 00:09:23,458
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم

222
00:09:23,492 --> 00:09:25,692
‫بعدش هم میرید ریچموند

223
00:09:25,726 --> 00:09:27,692
‫دنبال ویمز و مگت

224
00:09:27,726 --> 00:09:30,425
میری بهترین رستوران اونجا و

225
00:09:30,459 --> 00:09:34,258
در ازای شیش پنی
نقاشی بقیه رو می‌کشی

226
00:09:34,292 --> 00:09:36,825
‫از نقاشی همدست‌های چارلی هم

227
00:09:36,859 --> 00:09:38,513
‫به عنوان نمونه‌کار استفاده کن

228
00:09:38,538 --> 00:09:40,734
‫که اگه کسی بشناستشون...

229
00:09:40,759 --> 00:09:42,085
‫بله، احتمالاً درباره‌ی

230
00:09:42,110 --> 00:09:43,369
‫شباهت‌شون نظر میدن

231
00:09:43,393 --> 00:09:46,079
‫جالبـه که انقدر سریع دستم رو می‌خونی

232
00:09:46,104 --> 00:09:47,767
‫خیلی جالبـه

233
00:09:47,792 --> 00:09:52,158
‫خب، این دو سکه طلا بابت هزینه‌ها

234
00:09:52,192 --> 00:09:54,391
‫اگه تونستی رد آدم‌رباها رو بزنی،

235
00:09:54,425 --> 00:09:56,792
‫یا رد جایی که واتسون و
‫خانم هادسون رو زندانی کردن،

236
00:09:56,826 --> 00:09:59,239
‫فی‌الفور برام تلگرام بفرست

237
00:09:59,264 --> 00:10:01,200
‫خودت کجا میری؟

238
00:10:01,225 --> 00:10:02,325
‫اسکاتلندیارد

239
00:10:02,359 --> 00:10:03,795
‫میرم خودم رو احمق جلوه بدم

240
00:10:03,820 --> 00:10:05,501
‫باید سریع بجنبم. پالتوم کو؟

241
00:10:05,526 --> 00:10:06,801
‫آها، توی راه پله گذاشتمش

242
00:10:13,938 --> 00:10:16,394
‫اسلحه یادت نره

243
00:10:16,425 --> 00:10:26,425
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
<font color="#ff0000">‫.:: FarahSub & iredsub ::.</font>

244
00:10:34,440 --> 00:10:37,190
‫« کارخانه‌ی تابوت‌سازی ودرسی »

245
00:10:47,159 --> 00:10:48,236
‫خیلی ممنونم منو رسوندید

246
00:10:48,260 --> 00:10:51,325
‫کاری نکردم، آمیلیا،
‫هر چند به نظرم درست نیست که

247
00:10:51,359 --> 00:10:53,125
‫جونت رو به خاطر دستمزد یه ظرفشور

248
00:10:53,159 --> 00:10:54,558
‫به خطر بندازی

249
00:10:54,592 --> 00:10:56,892
‫دلیل خوبی برای کمک به
‫آقای هولمز دارم

250
00:10:56,926 --> 00:10:58,346
‫عین خودتون و خانم هلیگن

251
00:10:58,371 --> 00:11:00,076
‫ای کاش اینقدر ناراحتش نمی‌کردم

252
00:11:00,101 --> 00:11:01,992
‫نه، اصلاً اینطور نیست، نه

253
00:11:02,017 --> 00:11:03,792
‫از قبلِ ازدواج‌مون،

254
00:11:03,826 --> 00:11:06,458
‫دوران خدمت‌مون به ارل کامپتون،

255
00:11:06,492 --> 00:11:09,492
‫خانم به شدت به آداب معاشرت اشراف داشت

256
00:11:09,526 --> 00:11:13,158
‫آقای هولمز و رفتارهاش گاهاً
‫غیرمعمول میشه

257
00:11:13,192 --> 00:11:15,515
‫نظرات خانم هلیگن برام محترمـه

258
00:11:16,260 --> 00:11:18,525
‫من باشم جلوش از
کلمه‌ی «نظر» استفاده نمی‌کنم

259
00:11:18,559 --> 00:11:22,191
‫به چشم خودش، اینها نظراتش نیستن،
‫بلکه حقیقت محض‌ان

260
00:11:22,225 --> 00:11:25,151
‫مخالفت باهاش حکم شنا خلاف جریان رود رو داره

261
00:11:27,159 --> 00:11:30,225
‫کالسکه‌ای که اونجاست
‫روش نشان خانوادگی ودرسی رو داره

262
00:11:30,259 --> 00:11:31,102
‫چه عجیب

263
00:11:31,126 --> 00:11:32,660
‫اصلاً اینطور نیست، آقای هلیگن

264
00:11:32,685 --> 00:11:34,634
‫بالاخره یکم شانس بهم رو کرده

265
00:11:35,047 --> 00:11:37,229
‫ببخشید، سریع میام

266
00:11:37,254 --> 00:11:39,335
‫ولی لرد ودرسی، ما نمی‌تونیم
‫دست‌خالی بریم

267
00:11:39,359 --> 00:11:40,625
‫ادامه بده، خب؟

268
00:11:40,650 --> 00:11:42,868
‫تحقیقات‌ شما جلوی مرگ‌ومیر بقیه رو نگرفته

269
00:11:42,893 --> 00:11:44,718
‫تحقیقات‌مون هنوز به اتمام نرسیده

270
00:11:44,743 --> 00:11:47,534
‫به منظور بازسازی جزئی
‫تعطیل کرده بودیم

271
00:11:47,559 --> 00:11:49,468
‫کسی خبر نداشت
‫آدم‌رباها اینجا مخفی شده بودن

272
00:11:49,492 --> 00:11:52,558
‫اول ما باید کارمون رو تموم کنیم تا
‫شما بتونید از سر بگیرید

273
00:11:52,592 --> 00:11:54,191
‫اگه نرید،

274
00:11:54,225 --> 00:11:56,733
‫پیش مافوق‌تون شکایت می‌کنم

275
00:11:57,065 --> 00:11:59,185
‫هر طور راحتید، لرد ودرسی

276
00:12:02,426 --> 00:12:04,135
‫سریع با اسکاتلندیارد تماس بگیر

277
00:12:04,159 --> 00:12:05,892
‫دفتر سربازرس ویتلاک

278
00:12:05,926 --> 00:12:08,704
‫خانم، کارخونه تعطیلـه

279
00:12:08,828 --> 00:12:12,334
‫شرمنده، قربان. برادرم نجار اینجاست

280
00:12:12,359 --> 00:12:14,325
‫ولی خیلی ناخوش‌احوالـه

281
00:12:14,359 --> 00:12:15,588
‫متأسفم از این بابت

282
00:12:15,613 --> 00:12:17,866
‫متأسفانه، این تابوت‌ها فروشی نیستن

283
00:12:17,891 --> 00:12:22,158
‫نه، قربان. فقط اومدم ببینم
‫کارخونه رو کِی باز می‌کنید

284
00:12:22,192 --> 00:12:22,968
‫نگران باشید، خانم

285
00:12:22,992 --> 00:12:25,225
‫برادرتون تا یکشنبه سرپا بشه...

286
00:12:25,259 --> 00:12:26,292
‫تموم که شدید،

287
00:12:26,327 --> 00:12:27,946
‫با تلفن خودتون توی ریچموند
‫بهم زنگ بزنید

288
00:12:27,971 --> 00:12:29,567
‫وای، خیال خانواده‌ام رو راحت کردید

289
00:12:29,592 --> 00:12:30,568
‫خیلی ازتون ممنونم

290
00:12:30,592 --> 00:12:32,391
‫باید برم بهشون خبر بدم

291
00:12:32,425 --> 00:12:33,361
‫ممنونم

292
00:12:33,385 --> 00:12:34,821
‫با اجازه، آقا

293
00:12:39,717 --> 00:12:40,916
‫کجا بریم، سرورم؟

294
00:12:40,941 --> 00:12:42,897
‫ریچموند، بجنب

295
00:12:48,392 --> 00:12:49,768
‫کجا بریم، خانم روهاس؟

296
00:12:49,792 --> 00:12:52,083
‫ریچموند، اون کالسکه رو دنبال کنید

297
00:12:59,659 --> 00:13:02,158
‫معلومـه که می‌تونم
‫بهتون تلفن نشون بدم، آقای هولمز

298
00:13:02,192 --> 00:13:04,258
‫حالا که مثل همیشه تشریف آوردید،

299
00:13:04,292 --> 00:13:05,802
‫می‌تونم چندتا از جدیدترین

300
00:13:05,826 --> 00:13:07,704
‫اختراعات مبارزه با جرائم اسکاتلندیارد رو

301
00:13:07,729 --> 00:13:10,086
‫از بخش علوم پیشرفته نشون‌تون بدم

302
00:13:10,111 --> 00:13:14,338
‫مثلاً، با اینکه خیلی جدید نیستن و

303
00:13:14,363 --> 00:13:17,462
‫چندتاییش رو توی خیابون دیدید، اما...

304
00:13:18,926 --> 00:13:21,501
‫قربان، روز می‌رسه که لامپ‌های الکتریکی
‫جای چراغ نفتی رو می‌گیره

305
00:13:21,526 --> 00:13:23,300
‫با چنان درخششی که
‫در کلام نمی‌گنجه

306
00:13:23,325 --> 00:13:24,658
‫تاریکی شب رو از بین می‌بره و

307
00:13:24,692 --> 00:13:26,158
‫جنایتکارها رو فراری میده

308
00:13:26,192 --> 00:13:28,201
‫یا باعث میشه خلافکارها
‫راحت‌تر قربانی‌هاشون رو پیدا کنن،

309
00:13:28,225 --> 00:13:29,792
‫کارآگاه سوان

310
00:13:29,826 --> 00:13:31,468
‫اینو نگاه کنید

311
00:13:31,493 --> 00:13:33,834
‫نمونه دست‌خط تموم
‫باج‌گیرها و کلاهبردارهای

312
00:13:33,859 --> 00:13:35,191
‫شناخته‌شده‌ی داخل کشور

313
00:13:35,225 --> 00:13:36,702
‫تقریباً به جایی رسیدیم که می‌تونیم

314
00:13:36,726 --> 00:13:39,458
‫با یه دست‌خط ساده
‫مجرمین رو شناسایی کنیم

315
00:13:39,492 --> 00:13:41,158
‫خب، ایشالا که این خلافکارها

316
00:13:41,192 --> 00:13:42,987
‫خبردار نشن ماشین تحریر اختراع شده

317
00:13:43,012 --> 00:13:45,674
‫بعلاوه، به لطف آقای الف.ر. هنری و

318
00:13:45,699 --> 00:13:47,258
‫چند تن افراد خارجی،

319
00:13:47,292 --> 00:13:49,725
‫بخش علوم در حال توسعه‌ی فهرستیـه که

320
00:13:49,759 --> 00:13:52,525
‫می‌تونه اثرانگشت‌ها رو
‫ایجاد، ثبت و بزرگ‌نمایی کنه

321
00:13:52,559 --> 00:13:54,207
‫چون اثرانگشت هر کسی مختص خودشـه

322
00:13:54,232 --> 00:13:57,191
‫خب، باعث شدید به فکر
‫سرمایه‌گذاری روی تولید دستکش بیفتم

323
00:13:57,225 --> 00:14:00,325
‫خب، کارآگاه سوان،
‫با اینکه اطلاعات زیادی نصیبم شده،

324
00:14:00,359 --> 00:14:02,558
‫ولی بیشتر مایلم
‫در مورد تلفن‌ها بدونم

325
00:14:02,592 --> 00:14:05,725
‫درستـه، چقدر خوش‌شانسید، آقای هولمز

326
00:14:05,759 --> 00:14:07,558
‫چون ظاهراً تلفن خیلی به کار
‫اداره‌ی پلیس اومده و

327
00:14:07,592 --> 00:14:08,502
‫نه‌تنها یکی،

328
00:14:08,526 --> 00:14:10,658
‫بلکه چهارتا تلفن توی اداره‌مون داریم

329
00:14:10,692 --> 00:14:12,158
‫یکی‌شون اینجاست

330
00:14:12,192 --> 00:14:14,645
امیدوار بودم
نمونه‌ی فعالش رو ببینم

331
00:14:14,670 --> 00:14:15,801
‫البته

332
00:14:15,826 --> 00:14:18,534
‫تا اتاق سربازرس ویتلاک می‌برم‌تون

333
00:14:18,559 --> 00:14:20,092
‫اجازه بدید یه چیزی بگم، قربان

334
00:14:20,117 --> 00:14:23,035
‫تحسین‌برانگیزه که
‫آقای متشخصی به سن شما

335
00:14:23,060 --> 00:14:25,901
‫هنوز هم دنبال اختراعات روز دنیاست

336
00:14:25,926 --> 00:14:27,492
‫کمتر کسی پیدا میشه که

337
00:14:27,526 --> 00:14:30,558
‫توی این سن و سال
‫اینقدر پیگیر این مسائل باشه

338
00:14:30,592 --> 00:14:32,425
‫کارآگاه، اینجور تعریف‌ها رو

339
00:14:32,459 --> 00:14:35,039
نگه دارید برای مراسم ختم

340
00:14:35,064 --> 00:14:37,534
‫جدی گفتم، قربان. خیال‌تون تخت

341
00:14:37,559 --> 00:14:40,325
‫بفرمایید از این طرف،
‫تلفن‌ها طبقه‌ی بالا هستن

342
00:14:40,359 --> 00:14:42,111
‫می‌تونید سوار آسانسور جدیدمون بشید

343
00:14:43,472 --> 00:14:45,151
‫از این طرف، آقای هولمز

344
00:14:47,225 --> 00:14:48,892
‫حالم از این وامونده به هم می‌خوره

345
00:14:48,926 --> 00:14:51,692
‫تلفن‌ به درد تحقیق و ردیابی نمی‌خوره

346
00:14:51,726 --> 00:14:53,859
‫مثلاً وقتی که دختر سفیر آمریکا رو
‫نجات دادم

347
00:14:53,893 --> 00:14:56,114
‫عه، هنرنماییِ شما بود؟

348
00:14:56,344 --> 00:14:59,334
‫خب، فروتنی شما توی مطبوعات
‫قابل تحسینـه

349
00:14:59,359 --> 00:15:01,258
‫هنوز خبرش رو منتشر نکردیم،

350
00:15:01,292 --> 00:15:03,391
‫اما درشکه‌چی‌ای که
‫دخترک رو دزدیده بود،

351
00:15:03,425 --> 00:15:05,602
‫کار درست رو انجام داد و
‫خودش رو توی سلولش دار زد

352
00:15:05,626 --> 00:15:09,009
‫پرونده بدون استفاده از تلفن بسته شد

353
00:15:09,034 --> 00:15:10,168
‫پرونده بسته شد

354
00:15:10,193 --> 00:15:14,367
‫یعنی جواهرات گمشده‌ی سفیر رو پیدا کردید؟

355
00:15:14,392 --> 00:15:15,892
‫نه هنوز، نه

356
00:15:15,926 --> 00:15:19,358
‫ولی مجرم تا ابد که نمی‌تونه مخفی‌شون کنه

357
00:15:19,392 --> 00:15:21,758
‫خودم شخصاً مسئولیت این پرونده رو
‫به عهده گرفتم،

358
00:15:21,792 --> 00:15:24,380
‫پس مطمئنم جواهرات پیدا میشن

359
00:15:25,102 --> 00:15:28,734
‫آقای هولمز، چیز دیگه‌ای هست که
‫در خصوص تلفن بخواید بدونید؟

360
00:15:28,759 --> 00:15:30,558
‫گذشته از شکایات بولیوانت،

361
00:15:30,592 --> 00:15:31,734
‫به نظرتون به درد بخورن؟

362
00:15:31,759 --> 00:15:32,958
‫البته

363
00:15:33,212 --> 00:15:36,704
‫به عنوان مثال، اگه مظنونی
‫با قطار از لندن فرار کنه،

364
00:15:37,392 --> 00:15:40,658
‫بی‌دردسر زنگ می‌زنم و

365
00:15:40,692 --> 00:15:43,058
‫قبل اینکه مظنون پاش رو
‫از قطار بیرون بذاره،

366
00:15:43,083 --> 00:15:44,668
‫مأمور می‌فرستم دم ایستگاه

367
00:15:44,692 --> 00:15:45,568
‫تلفن‌چی

368
00:15:45,592 --> 00:15:46,765
‫خیر، نیازی نیست. تشکر

369
00:15:48,158 --> 00:15:49,857
‫بدون اینکه از سر جام تکون بخورم

370
00:15:49,882 --> 00:15:51,267
‫چه خوب

371
00:15:51,292 --> 00:15:54,084
‫گمونم باید یکی برای خودم بخرم

372
00:15:54,109 --> 00:15:55,351
‫هنوز برای استفاده‌ی شخصی توی منزل

373
00:15:55,376 --> 00:15:56,792
‫هزینه‌ی گزافی روی دست‌تون می‌ذارن

374
00:15:56,826 --> 00:15:58,225
‫در راستای اجرای عدالت،

375
00:15:58,259 --> 00:16:01,258
‫از ولخرجی دریغ نمی‌کنم

376
00:16:01,292 --> 00:16:03,325
‫همین الان نصف روزم رو
‫برای دیدن اون آدم رذل،

377
00:16:03,359 --> 00:16:05,492
‫یعنی موریارتی تلف کردم

378
00:16:05,526 --> 00:16:07,892
‫اگه می‌شد تلفنی باهاش صحبت کنم،

379
00:16:07,926 --> 00:16:10,858
‫هم این همه راه تا اونجا نمی‌رفتم و

380
00:16:10,992 --> 00:16:13,789
‫هم چندین ساعت پیش اون
‫مردک نفرت‌انگیز سر نمی‌کردم

381
00:16:13,814 --> 00:16:14,868
‫موریارتی

382
00:16:14,893 --> 00:16:16,692
‫این مردک پست چی برای گفتن داشت؟

383
00:16:16,726 --> 00:16:20,792
‫داشت یه داستان رقت‌انگیز درباره‌ی پسرش،

384
00:16:20,826 --> 00:16:23,158
‫دنیل می‌گفت که دهه‌ی ۸۰

385
00:16:23,192 --> 00:16:25,325
‫به عنوان یه مجرم فرستادنش استرالیا

386
00:16:25,359 --> 00:16:27,425
‫حالا هم این بچه برگشته لندن،

387
00:16:27,459 --> 00:16:29,391
‫ولی نمیره ملاقات پدرش

388
00:16:29,425 --> 00:16:35,502
‫آره، دو ماه پیش یه چیزی در این مورد دیدم

389
00:16:36,292 --> 00:16:38,892
‫دفتر مرکزی هر روز لیستی از

390
00:16:38,926 --> 00:16:43,258
‫انقلابی‌های بالقوه، افراد نامناسب و
‫مجرمین سابقه‌دار برام می‌فرسته

391
00:16:43,292 --> 00:16:45,568
‫خدا می‌دونه چطوری می‌تونم
‫تک‌تک‌شون رو زیر نظر داشته باشم

392
00:16:45,592 --> 00:16:47,692
‫دنیل موریارتی هم توی لیستـه؟

393
00:16:47,726 --> 00:16:50,725
‫بله، توی استرالیا که بود
‫اسمش رو

394
00:16:50,759 --> 00:16:53,658
‫گذاشت مایکل وایلی،
‫بدبخت حق هم داشت

395
00:16:53,692 --> 00:16:56,892
‫توی یه کارگزاری بورس کار می‌کنه

396
00:16:56,926 --> 00:16:58,668
‫می‌خواید بیاریمش بازجویی بشه؟

397
00:16:58,692 --> 00:17:00,158
‫موریارتی جوون رو؟

398
00:17:00,192 --> 00:17:01,825
‫نه، نه، به نظرم بهتره

399
00:17:01,859 --> 00:17:04,125
‫قضیه رو غیررسمی حل کنیم

400
00:17:04,159 --> 00:17:07,525
‫احیاناً نظری ندارید در مورد اینکه

401
00:17:07,559 --> 00:17:11,125
‫ممکنه جواهرات گمشده‌ی سفیر کجا باشن؟

402
00:17:11,159 --> 00:17:14,028
‫گمونم می‌تونم بهتون زنگ بزنم

403
00:17:14,826 --> 00:17:15,866
‫جناب سربازرس، برام سؤالـه که

404
00:17:15,893 --> 00:17:17,770
‫تلفن رو که می‌خرید،

405
00:17:17,795 --> 00:17:19,725
‫شامل تموم امکاناتش هم میشه؟

406
00:17:19,759 --> 00:17:22,558
‫یا که بابت هر تماس
‫هزینه می‌پردازید؟

407
00:17:22,592 --> 00:17:23,909
‫البته که هردو

408
00:17:23,934 --> 00:17:26,501
‫میشه بی‌زحمت یه قبضی بهم بدید تا

409
00:17:26,526 --> 00:17:30,040
‫بتونم هزینه‌های ماهانه‌ام رو تخمین بزنم؟

410
00:17:30,065 --> 00:17:32,204
‫بله، فکر کنم یه نسخه داشته باشم

411
00:17:32,591 --> 00:17:36,191
‫البته روی قبض اسمی ذکر نشده

412
00:17:36,225 --> 00:17:40,725
‫فقط شماره‌های گرفته شده و
‫مدت زمان تماس‌ها ثبت شدن

413
00:17:40,759 --> 00:17:41,998
‫هر وقت خواستید
‫با خیال راحت بررسیش کنید

414
00:17:42,023 --> 00:17:43,601
‫ممنون، جناب سربازرس

415
00:17:43,626 --> 00:17:45,125
‫خوشحالم تونستم کمک کنم

416
00:17:45,159 --> 00:17:46,492
‫شما ثابت‌شده‌اید

417
00:17:46,526 --> 00:17:48,093
‫امیدوارم در آینده هم همین‌طور باشه

418
00:17:48,118 --> 00:17:50,334
‫خیلی لطف دارید

419
00:17:50,359 --> 00:17:53,823
‫من دیگه زحمت رو کم می‌کنم و
‫شما دوتا بزرگوار رو

420
00:17:53,848 --> 00:17:56,625
‫با وظایف مهم‌ترتون تنها میذارم

421
00:17:56,659 --> 00:17:57,817
‫خدا نگه‌دار

422
00:18:01,659 --> 00:18:04,517
‫آقای هولمز، پایین می‌رید؟

423
00:18:04,726 --> 00:18:05,726
‫بله

424
00:18:07,459 --> 00:18:09,900
‫دیدار با شما همیشه باعث افتخاره، قربان

425
00:18:18,225 --> 00:18:21,943
‫می‌خواستم در مورد آخرین پیشرفت‌ها

426
00:18:21,968 --> 00:18:24,249
‫در زمینه‌ی مشترک‌مون
‫ازتون کمکی بگیرم،

427
00:18:24,274 --> 00:18:26,067
‫البته اگه بتونم روی رازداری‌تون حساب کنم

428
00:18:26,092 --> 00:18:27,771
‫نمی‌خوام خبری به گوش مافوق‌ها برسه که

429
00:18:27,796 --> 00:18:29,621
‫با هم در تماس بودیم

430
00:18:29,646 --> 00:18:31,503
‫اینجوری شاید فکر کنن
‫اون قدرت سابق رو ندارم

431
00:18:31,528 --> 00:18:34,152
‫قطعاً هنوز سال‌های خوبی
‫در پیش دارید، قربان

432
00:18:34,177 --> 00:18:36,183
‫هر چند کمک به شما باعث افتخاره

433
00:18:45,283 --> 00:18:47,527
‫« ملک ودرسی »

434
00:18:56,045 --> 00:18:58,687
‫آقای هلیگن، برید به
‫نزدیک‌ترین اداره‌ی تلگراف و

435
00:18:58,712 --> 00:19:00,628
‫یه پیام برای آقای هولمز بفرستید

436
00:19:00,653 --> 00:19:02,187
‫بهش بگید که لرد ودرسی

437
00:19:02,212 --> 00:19:04,211
‫تنها مالک کارخونه‌ی تابوت‌سازی نیست،

438
00:19:04,236 --> 00:19:06,337
‫بلکه یه کاخ توی ریچموند داره

439
00:19:06,362 --> 00:19:10,852
‫آمیلیا، من دستیار آقای هولمزم،
‫پادو که نیستم

440
00:19:12,315 --> 00:19:15,617
‫بیاید، این دوتا سکه‌های طلا رو
‫بگیرید و پیامم رو برسونید و

441
00:19:15,642 --> 00:19:18,484
‫بعدش برید بهترین رستوران شهر و
‫یه دلی از عزا دربیارید،

442
00:19:18,509 --> 00:19:19,734
‫ولی مابقی پول رو نگه دارید

443
00:19:19,759 --> 00:19:21,032
‫خدای بزرگ

444
00:19:21,057 --> 00:19:23,134
‫دوتا سکه‌ی طلای کامل رو از کجا گیر آوردی؟

445
00:19:23,159 --> 00:19:25,787
‫نمی‌خواد بگی،
‫موقع خوردن گوشت خوک با مخلفات

446
00:19:25,812 --> 00:19:28,172
‫به جوابش فکر می‌کنم،

447
00:19:28,336 --> 00:19:31,373
‫ولی اگه تا سه ساعت دیگه نیومدی شهر،

448
00:19:31,398 --> 00:19:33,901
‫برمی‌گردم و بیرون دروازه منتظر می‌مونم

449
00:19:36,165 --> 00:19:39,133
‫چند سال پیش یه تجربه‌ی بد با سگ‌ها داشتم

450
00:19:39,371 --> 00:19:41,501
‫به نظرم اگه با من بیای امن‌تره

451
00:19:41,526 --> 00:19:42,766
‫نگران نباشید، آقای هلیگن

452
00:19:42,791 --> 00:19:45,234
‫اگه پیدام کنه،
‫بلدم چطور گلیمم رو از آب بیرون بکشم

453
00:19:45,259 --> 00:19:47,793
‫فکر کنم دکتر واتسون و
‫خانم هادسون رو اینجا نگه داشتن و

454
00:19:47,818 --> 00:19:50,885
‫آقای هولمز باید فوراً از مسئله خبردار بشه

455
00:19:51,579 --> 00:19:54,545
‫حالا برید خبر رو
‫به دستش برسونید و از شام لذت ببرید

456
00:20:07,072 --> 00:20:08,072
‫ساکت

457
00:20:09,492 --> 00:20:11,310
‫بشین، بشین

458
00:20:12,792 --> 00:20:14,524
‫بمون، بمون

459
00:20:17,584 --> 00:20:19,509
‫بمون، بمون

460
00:20:26,020 --> 00:20:29,133
‫خیلی وقتـه که کار سختی به

461
00:20:29,158 --> 00:20:31,134
‫شما پسرها نسپرده بودم

462
00:20:31,159 --> 00:20:33,493
‫متأسفانه یکم قراره تو زحمت بیفتید

463
00:20:33,518 --> 00:20:36,834
‫شاو، می‌خوام بری تمام بی‌خانمان‌های
‫خیابون بیکر رو جمع کنی و
‫(خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب)

464
00:20:36,859 --> 00:20:39,021
‫بری پاتوق کارمندهای بورس و

465
00:20:39,046 --> 00:20:41,567
‫دنبال یه جوون ۲۵ ساله‌ی استرالیاییِ

466
00:20:41,592 --> 00:20:45,391
‫تازه‌وارد به اسم مایکل وایلی بگردی

467
00:20:45,425 --> 00:20:48,725
‫اگه پیداش کردید،
‫نفری دو شیلینگ می‌گیرید

468
00:20:48,759 --> 00:20:51,065
‫ولی این کار یه شبانه‌روز وقت می‌گیره

469
00:20:51,090 --> 00:20:52,289
‫دیگه ۱۱ سال‌مون نیست

470
00:20:52,314 --> 00:20:53,427
‫نیم کرونِ دیگه هم اضافه می‌کنم

471
00:20:53,452 --> 00:20:55,950
‫ولی می‌خوام تا غروب فردا پیداش کنید

472
00:20:55,975 --> 00:20:57,333
‫همه چی مرتبـه، قربان؟

473
00:20:57,358 --> 00:20:58,462
‫امیدوارم اینطور باشه، خانم هلیگن

474
00:20:58,487 --> 00:20:59,667
‫شام بیرونم

475
00:20:59,692 --> 00:21:00,692
‫کالسکه!

476
00:21:01,459 --> 00:21:03,932
‫خب، نیم کرونِ دیگه می‌گیرید

477
00:21:03,957 --> 00:21:06,134
‫اگه خاطرجمع شید کسی دنبالم نیاد

478
00:21:06,159 --> 00:21:07,892
‫برو ریچموند، ملک لرد ودرسی

479
00:21:07,926 --> 00:21:09,906
‫راه دوریـه، قربان

480
00:21:09,931 --> 00:21:10,995
‫داشتم می‌رفتم خونه

481
00:21:11,020 --> 00:21:12,325
‫خیلی‌خب، دو برابر میدم

482
00:21:12,359 --> 00:21:14,625
‫بعدش هم بمون که منو برگردونی

483
00:21:14,659 --> 00:21:16,348
‫تو رو خدا راه بیفت، مرد

484
00:21:16,373 --> 00:21:17,767
‫یه مورد اضطراریـه

485
00:21:17,792 --> 00:21:18,816
‫یالا، بچه‌ها

486
00:21:18,841 --> 00:21:19,892
‫وقت رفتنـه

487
00:21:19,917 --> 00:21:21,673
‫ببخشید، آقا، یه لحظه وایسید

488
00:21:21,698 --> 00:21:24,166
‫میشه دو دقیقه منتظر بمونید؟
‫شاید حتی کمتر

489
00:21:24,191 --> 00:21:25,915
‫فقط دو دقیقه، قسم می‌خورم

490
00:22:21,585 --> 00:22:23,734
‫خواهش می‌کنم سر و صدا نکن

491
00:22:23,759 --> 00:22:27,056
‫من رو شرلوک هولمز فرستاده.
‫اومدم اینجا بهت کمک کنم.

492
00:22:27,645 --> 00:22:28,645
‫فقط...

493
00:22:31,359 --> 00:22:32,839
‫یکم صبر کن

494
00:22:45,319 --> 00:22:46,918
‫سر و صدا نکن

495
00:23:13,138 --> 00:23:14,996
‫نشونم بده کجان

496
00:23:22,470 --> 00:23:25,601
‫باید تا امشب یه آرامگاه ابدی
‫واسه مهمون‌هامون پیدا کنیم

497
00:23:25,626 --> 00:23:26,967
‫همسرم و خدمتکارهای دیگه

498
00:23:26,992 --> 00:23:28,767
‫فردا نزدیک‌های ظهر برمی‌گردن

499
00:23:28,812 --> 00:23:30,527
‫براشون چاله می‌کنم و

500
00:23:30,552 --> 00:23:32,784
‫توش آهک می‌ریزم تا
‫زودتر به سفر آخرت برن

501
00:23:32,809 --> 00:23:34,275
‫ولی تابوت‌ها حیف شدن

502
00:23:34,300 --> 00:23:37,431
‫قیمت‌شون الان کمتر از
‫یکی دو هفته‌ی دیگه‌ست

503
00:23:48,359 --> 00:23:51,572
‫اولری، تو این تابوت‌ها رو باز کردی؟

504
00:23:52,893 --> 00:23:54,752
‫نه، قربان، کار من نبود

505
00:23:56,479 --> 00:23:58,241
‫در تابوت‌ها رو به زور باز کردن

506
00:24:14,058 --> 00:24:15,312
‫بلند شو

507
00:24:16,478 --> 00:24:18,459
‫آروم بلند شو

508
00:24:21,332 --> 00:24:22,848
‫دست‌هاتو ببر بالا

509
00:24:24,218 --> 00:24:26,649
‫یه حرکت اضافه کنی،

510
00:24:26,674 --> 00:24:29,514
‫میری توی یکی از
‫همین تابوت‌هایی که باز کردی

511
00:24:35,845 --> 00:24:37,634
‫خیلی‌خب، بانوی من

512
00:24:37,659 --> 00:24:39,105
‫اسم واقعیت چیـه؟

513
00:24:39,130 --> 00:24:40,472
‫اسمم اهمیتی نداره

514
00:24:41,659 --> 00:24:43,406
‫اسم مادرمـه که مهمـه

515
00:24:45,299 --> 00:24:46,905
‫لوسیا روهاس

516
00:24:49,392 --> 00:24:51,358
‫متأسفم، تا به حال نشنیدم

517
00:24:51,593 --> 00:24:54,325
‫اون هم یکی دیگه از قربانی‌های نخ سرخـه

518
00:24:54,359 --> 00:24:55,888
‫آدم‌هایی مثل تو کشتنش

519
00:24:55,913 --> 00:24:57,701
‫منظورت آدم‌هایی مثل اونـه دیگه؟

520
00:24:57,726 --> 00:24:59,525
‫تو از کجا سر و کله‌ات پیدا شد؟

521
00:24:59,559 --> 00:25:01,592
‫از کجا می دونستی ما اینجاییم؟

522
00:25:02,926 --> 00:25:05,758
‫الان دیگه واسه توضیح دادن دیره، جناب لرد

523
00:25:06,018 --> 00:25:07,451
‫از قبل جسدها رو دیده

524
00:25:08,797 --> 00:25:10,447
‫- ما هم دیده
‫- شلیک نکن

525
00:25:10,472 --> 00:25:12,433
‫اول باید تماس بگیرم ببینم دستور چیـه

526
00:25:12,458 --> 00:25:14,999
‫تو هم بهتره جایگاهت رو فراموش نکنی

527
00:25:18,585 --> 00:25:19,585
‫خیلی‌خب

528
00:25:21,626 --> 00:25:26,380
‫لرد‌ها همیشه بلدن دستور بدن،
‫از ایرلند بگیر تا هندوستان

529
00:25:27,209 --> 00:25:31,734
‫برو. همین حالا.
‫قبل از اینکه صبرم سر بیاد.

530
00:25:31,829 --> 00:25:32,968
‫سگه هم با خودت ببر و

531
00:25:32,993 --> 00:25:34,295
‫بذارش آشپزخونه و در هم ببند

532
00:25:34,320 --> 00:25:36,751
‫نمی‌خوام دوباره این‌ور و اون‌ور پرسه بزنه

533
00:25:44,898 --> 00:25:47,816
‫حالا که لردی بین‌مون نیست، بانوی من،

534
00:25:48,592 --> 00:25:51,592
‫شاید بتونیم یه راه بهتری
‫واسه آشنایی پیدا کنیم

535
00:26:02,004 --> 00:26:04,754
‫همین‌جاست، وایسا
‫(ملک ودرسی)

536
00:26:05,752 --> 00:26:07,087
‫وایسا، وایسا

537
00:26:13,812 --> 00:26:15,541
‫کسی منتظرتونـه، قربان؟

538
00:26:16,305 --> 00:26:17,604
‫امیدوارم نباشه

539
00:26:19,679 --> 00:26:22,022
‫صبر کنید، قربان. با این سن و سال؟

540
00:26:22,625 --> 00:26:25,038
‫امروز هر چی راجع‌به
‫سن و سالم حرف شنیدم بسه

541
00:26:25,063 --> 00:26:26,113
‫سپاس بی‌کران

542
00:26:26,138 --> 00:26:29,275
‫محض اطلاع شما،
‫بنده تازه وارد ۴۰ سالگی شدم

543
00:26:29,300 --> 00:26:31,501
‫باید اعتراف کنم، قربان،
‫اصلاً به ۴۰ ساله‌ها نمی‌خورید

544
00:26:31,526 --> 00:26:32,558
‫لطف داری

545
00:26:34,392 --> 00:26:36,585
‫برو، برو!

546
00:27:13,626 --> 00:27:15,243
‫بگو ببینم، دخترک

547
00:27:17,979 --> 00:27:18,979
‫حالت خوبـه؟

548
00:27:22,659 --> 00:27:23,862
‫می‌خواست منو...

549
00:27:29,526 --> 00:27:31,792
‫لازم نیست توضیح بدی

550
00:27:31,826 --> 00:27:33,258
‫درک می‌کنم

551
00:27:37,612 --> 00:27:39,044
‫اینجا جات امنـه؟

552
00:27:39,292 --> 00:27:40,292
‫تنهاییم؟

553
00:27:41,091 --> 00:27:43,062
‫نه، نه

554
00:27:44,325 --> 00:27:46,161
‫خدمتکارها و خانواده‌ی ودرسی رفتن

555
00:27:46,186 --> 00:27:48,342
‫ولی خودش داخل خونه‌ست

556
00:27:49,558 --> 00:27:52,992
‫در واقع، کالسکه و تابوت‌ها هم هستن

557
00:28:21,473 --> 00:28:23,739
‫حیف که نمی‌تونیم ازشون سؤالی بپرسیم

558
00:28:27,392 --> 00:28:30,032
‫البته دیگه باری رو دوش‌مون نیستن

559
00:28:31,926 --> 00:28:36,129
‫من همیشه یه فلاسک جیبیِ برَندی
‫واسه مقاصد درمانی همراه خودم دارم

560
00:28:36,154 --> 00:28:37,501
‫واقعاً معجزه می‌کنه

561
00:28:37,526 --> 00:28:39,019
‫تو هم می‌خوای؟

562
00:28:47,121 --> 00:28:52,972
‫شاید این اصطبل‌ها برات دلگیر باشن،

563
00:28:53,526 --> 00:28:56,246
‫ولی امکانش هست
‫با اسلحه‌ی مسلح اینجا بمونی؟

564
00:28:56,271 --> 00:29:00,545
‫آره، ولی اگه قراره سراغ ودرسی بری،

565
00:29:01,526 --> 00:29:03,158
‫مراقب باش،
‫اون هم باهاشون همدستـه

566
00:29:03,192 --> 00:29:05,258
‫با توجه به وضع ویمز و مگت،

567
00:29:05,292 --> 00:29:06,902
‫فکر کنم ودرسیـه که باید بترسه

568
00:29:06,926 --> 00:29:08,258
‫آقای هلیگن کجاست؟

569
00:29:08,292 --> 00:29:09,925
‫رفته شام بخوره

570
00:29:09,959 --> 00:29:11,540
‫تا یه ساعت دیگه می‌رسه

571
00:29:11,565 --> 00:29:12,565
‫درستـه

572
00:29:13,643 --> 00:29:14,643
‫بسیارخب

573
00:29:17,285 --> 00:29:20,150
‫کارت خوب بود، حرف نداشتی

574
00:29:24,592 --> 00:29:27,291
‫متأسفم که پاتو به این دردسر باز کردم

575
00:29:27,461 --> 00:29:28,868
‫از صمیم قلبم میگم

576
00:29:29,153 --> 00:29:30,315
‫همین‌جا بمون

577
00:29:56,192 --> 00:29:58,559
‫لطفاً پشت خط بمونید
‫تا شما رو وصل کنم

578
00:30:10,625 --> 00:30:11,977
‫آقای شرلوک هولمز

579
00:30:12,792 --> 00:30:14,425
‫دیدار دوباره‌تون باعث افتخاره

580
00:30:14,459 --> 00:30:16,645
‫خیلی بهم لطف دارید، جناب لرد

581
00:30:17,692 --> 00:30:20,592
‫اعتراف می‌کنم که نمی‌دونم

582
00:30:20,626 --> 00:30:24,103
‫توی چنین شرایطی باید چطور رفتار کرد،

583
00:30:24,128 --> 00:30:27,461
‫ولی شاید بهتر باشه
‫جای تلفن با من صحبت کنید

584
00:30:27,486 --> 00:30:29,463
‫بذارید گوشی رو بذارم سر جاش

585
00:30:31,592 --> 00:30:34,112
‫لطفاً تکون نخورید

586
00:30:34,192 --> 00:30:37,225
‫کاملاً بی‌حرکتم

587
00:30:37,259 --> 00:30:39,064
‫باید حدس می‌زدم که میای

588
00:30:39,089 --> 00:30:41,934
‫اون دختره که توی اصطبلـه
‫از جاسوس‌های توئـه؟

589
00:30:41,959 --> 00:30:44,425
‫آره، همچنین زنده و سالمـه

590
00:30:44,459 --> 00:30:47,325
‫برخلاف همدست شما

591
00:30:47,359 --> 00:30:49,825
‫غم نبودش کسی رو ناراحت نمی‌کنه

592
00:30:49,859 --> 00:30:51,711
‫ولی نبود تو از طرفی...

593
00:30:51,999 --> 00:30:55,172
‫کشتن من فکر مفتضحانه‌ایـه، جناب لرد

594
00:30:55,727 --> 00:30:58,191
‫حتی برای کسی که توی این زمان کم

595
00:30:58,225 --> 00:30:59,692
‫به اندازه‌ی شما اشتباه کرده

596
00:30:59,726 --> 00:31:01,196
‫پلیس‌ها دارن میان

597
00:31:01,221 --> 00:31:05,136
‫نخیر، نمیان. ولی اگه بیان،

598
00:31:05,161 --> 00:31:07,268
‫چی دستگیرشون میشه، آقای هولمز؟

599
00:31:07,292 --> 00:31:08,625
‫این رو باید دید

600
00:31:08,659 --> 00:31:12,592
‫اگه واتسون و خانم هادسون
‫زنده باشن، حال‌شون خوب باشه و

601
00:31:12,626 --> 00:31:13,569
‫سلامت باشن،

602
00:31:13,593 --> 00:31:16,458
‫پلیس‌ها که برسن،

603
00:31:16,492 --> 00:31:17,592
‫فقط جسد آدمرباها رو پیدا می‌کنن و

604
00:31:17,626 --> 00:31:19,358
‫شاید بتونن جواهراتی که

605
00:31:19,392 --> 00:31:21,658
‫از توی خونه‌ی سفیر آمریکا
‫دزدیده شده رو پس بگیرن

606
00:31:21,692 --> 00:31:23,099
‫من می‌تونم متقاعدشون کنم که

607
00:31:23,124 --> 00:31:26,323
‫شما هیچ اطلاعی از
‫این کلاهبرداری نداشتید و

608
00:31:26,959 --> 00:31:30,239
‫موقعیت و سرمایه‌ای که داشتید
‫باعث شه که تجدیدنظر کنن

609
00:31:31,192 --> 00:31:33,225
‫سرمایه‌ای که داشتم، آقای هولمز؟

610
00:31:33,259 --> 00:31:35,325
‫هر چند که باعث خرسندی من نیست،

611
00:31:35,350 --> 00:31:38,325
‫ولی میشه متوجه‌ رد
‫قاب‌های نقاشی گران‌بهایی که

612
00:31:38,359 --> 00:31:40,358
‫حالا دیگه آویزون نیستن شد و

613
00:31:40,392 --> 00:31:43,291
‫کت‌تون که چهار سال پیش مد بود و

614
00:31:43,325 --> 00:31:45,592
‫شما با جوهر رنگش رو تازه کردید و

615
00:31:45,635 --> 00:31:49,767
‫کروات‌تون هم از بس
‫استفاده شده که لبه‌هاش نخ‌نما شده و

616
00:31:49,792 --> 00:31:52,725
‫فرشی که روش وایسادم پر از لکه و پارگیـه

617
00:31:52,759 --> 00:31:55,013
‫من تنها دو عادت بد می‌شناسم که

618
00:31:55,038 --> 00:31:56,859
‫منجر به چنین وضعیتی میشن و

619
00:31:56,893 --> 00:31:59,558
‫از اونجایی که صورت‌تون هنوز جَوون مونده،

620
00:31:59,592 --> 00:32:02,692
‫مشکل‌تون بیشتر از اینکه
‫اعتیاد به الکل باشه،

621
00:32:02,726 --> 00:32:04,925
‫از بخت بدتون توی قمار بوده

622
00:32:05,065 --> 00:32:08,457
‫درست حدس زدید، آقای هولمز،
‫درست حدس زدید

623
00:32:09,326 --> 00:32:13,291
‫قمار باعث شد روی خوشبختیم
‫شرط ببندم و تهش هم باختم

624
00:32:13,325 --> 00:32:14,746
‫ولی ازتون خواهش می‌کنم، جناب لرد

625
00:32:15,923 --> 00:32:19,189
‫یه بار دیگه تاس بندازید و
‫روی من شرط ببندید

626
00:32:19,365 --> 00:32:22,031
‫کمکم کنید دوستانم رو نجات بدم،
‫شاید همه چی به خوبی و خوشی تموم بشه

627
00:32:22,056 --> 00:32:25,122
‫دوستان‌تون مدت‌هاست
‫از اینجا رفتن، آقای هولمز

628
00:32:25,147 --> 00:32:27,480
‫نخ سرخ اونا رو داره و
‫من نمی‌تونم کمک‌تون کنم نجات‌شون بدید

629
00:32:27,505 --> 00:32:29,971
‫ولی می‌تونید علیه نخ سرخ اقدام کنید، قربان

630
00:32:31,406 --> 00:32:34,138
‫کمکم کنید این جنایتکارها رو
‫به سزای اعمال‌شون برسونم

631
00:32:34,163 --> 00:32:38,062
‫شما خیلی خودتون رو
‫دست بالا گرفتید، آقای هولمز

632
00:32:38,087 --> 00:32:39,707
‫به سزای اعمال‌شون؟

633
00:32:42,626 --> 00:32:46,158
‫آدم اگه بخواد شن‌های صحرا رو جمع کنه،

634
00:32:46,192 --> 00:32:48,925
‫یا نمک رو از اقیانوس‌ها پاک کنه
‫کارش راحت‌تره

635
00:32:48,959 --> 00:32:51,358
‫واقعاً نمی‌دونید با کی‌ها طرفید، مگه نه؟

636
00:32:52,392 --> 00:32:55,597
‫اینا یه مشت جیب‌بر خیابونی نیستن، قربان

637
00:32:56,259 --> 00:33:00,194
‫نخ سرخ یعنی صنعتی شدن جرم و جنایت و

638
00:33:00,219 --> 00:33:02,135
‫دارن واسه بزرگ‌ترین جنایتی که

639
00:33:02,159 --> 00:33:04,925
‫توی ذهن بشر شکل گرفته آماده میشن

640
00:33:04,959 --> 00:33:08,558
‫یا لاأقل بزرگ‌تر از تصور ناچیز شما

641
00:33:08,592 --> 00:33:10,325
‫نه، من یه فکر خیلی بهتری دارم

642
00:33:10,359 --> 00:33:11,921
‫کشتن من بی‌فایده‌ست

643
00:33:11,946 --> 00:33:13,345
‫کمک کردن بدتره

644
00:33:14,657 --> 00:33:16,397
‫نه تنها سر خودم رو به باد میدم،

645
00:33:16,425 --> 00:33:18,341
‫بلکه همسر و بچه‌هام رو هم از دست میدم

646
00:33:19,512 --> 00:33:23,194
‫آره. اونقدری بی‌رحم هستن که
‫از این کار هم ابایی نداشته باشن

647
00:33:23,219 --> 00:33:26,517
‫باور کنید که هیچ راه فراری ندارید

648
00:33:26,542 --> 00:33:27,991
‫نه، آقای هولمز

649
00:33:28,016 --> 00:33:32,613
‫شما راه فراری ندارید،
‫ولی من دارم و فرار می‌کنم

650
00:33:35,472 --> 00:33:36,572
‫دیدار به قیامت

651
00:34:03,103 --> 00:34:06,020
« شرکت سلطنتی تلفن و تلگراف با مسئولیت محدود »

652
00:34:21,878 --> 00:34:25,628
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

653
00:34:32,372 --> 00:34:36,371
‫می‌بینم حالت با توجه به شرایط بد نیست

654
00:34:37,537 --> 00:34:40,200
‫مطمئنی بعدازظهر باهام کاری نداری؟

655
00:34:40,225 --> 00:34:41,332
‫نه

656
00:34:41,357 --> 00:34:43,234
‫ادامه‌ی تحقیقات راجع‌به نخ سرخ

657
00:34:43,259 --> 00:34:45,504
‫میره واسه زمان نصب تلفن

658
00:34:46,292 --> 00:34:49,328
‫تو این فاصله دنبال یه

659
00:34:49,353 --> 00:34:52,159
‫جَوونِ شرور به اسم دن موریارتی می‌گردم

660
00:34:52,184 --> 00:34:55,167
‫همچنین معروف به مایکل وایلی

661
00:34:55,192 --> 00:34:56,860
‫مایکل وایلی؟

662
00:34:56,885 --> 00:34:58,912
‫آره، اسمیـه که پسر یکی از

663
00:34:58,937 --> 00:35:00,645
‫خطرناک‌ترین خلاف‌کارهای کشور که

664
00:35:00,670 --> 00:35:03,372
‫پدرش بعضی وقت‌ها
‫به دلش میفته که سربه‌نیستم کنه هست

665
00:35:03,397 --> 00:35:04,868
‫نمی‌خواد خیلی نگرانش باشی

666
00:35:04,893 --> 00:35:06,841
‫موریارتیِ پدر در حال حاضر توی زندانـه و

667
00:35:06,866 --> 00:35:09,129
‫آزارش فعلاً به مورچه هم نمی‌رسه

668
00:35:10,740 --> 00:35:12,000
‫من آمیلیا روهاس هستم

669
00:35:12,025 --> 00:35:13,196
‫من هم مایکل وایلی

670
00:35:14,492 --> 00:35:16,417
‫ دستم زیر سنگ شماست

671
00:35:16,442 --> 00:35:18,908
‫فردا منتظرت می‌مونم،
‫ بعلاوه‌ی روزهای بعدش

672
00:35:18,933 --> 00:35:23,645
‫ساعت ۴ عصر توی چایخونه‌ی
‫ خانم بیلی توی خیابون پارک

673
00:35:24,926 --> 00:35:27,592
‫امروز رو به عنوان مرخصی ماهانه‌ات در نظر بگیر

674
00:35:27,626 --> 00:35:29,817
‫پولی که هلیگن بهت برگردوند رو نگه دار و

675
00:35:29,842 --> 00:35:32,200
‫واسه یه چیز غیرضروری

676
00:35:32,225 --> 00:35:33,201
‫خرجش کن

677
00:35:33,225 --> 00:35:35,425
‫راحت باش، هر کاری که می‌خوای بکن

678
00:35:35,459 --> 00:35:37,289
‫یه پیاده‌روی حسابی برات خوبـه،

679
00:35:37,314 --> 00:35:38,567
‫ترجیحاً کنار پارک

680
00:35:38,592 --> 00:35:40,599
‫تا حد امکان توی مکان‌های عمومی باش

681
00:35:40,624 --> 00:35:42,896
‫اصلاً خیلی از محله دور نشو

682
00:35:42,921 --> 00:35:44,887
‫نمی‌دونی چقدر خوشحالم که
‫آزادم هر کاری که می‌خوام بکنم

683
00:35:44,912 --> 00:35:47,467
‫فقط مراقب خودت باش، لطفاً

684
00:35:48,076 --> 00:35:50,552
‫عجیبـه که نگرانیم واسه امنیتت

685
00:35:50,577 --> 00:35:52,243
‫باعث شده که تمرکزم رو از دست بدم

686
00:35:52,268 --> 00:35:53,567
‫بخصوص وقتی مردم میگن

687
00:35:53,592 --> 00:35:56,491
‫ممکنـه با جرایمی روبه‌رو بشیم که
‫بزرگ‌تر از تصور ناچیز منـه

688
00:35:57,566 --> 00:35:58,688
‫یکی پشت دره

689
00:35:58,713 --> 00:36:00,107
‫می‌بینم روش‌های حل مسئله‌ام

690
00:36:00,132 --> 00:36:01,842
‫اونقدرها هم بی‌فایده نبوده

691
00:36:03,146 --> 00:36:07,978
‫از روی احترام به خانم هلیگن هم شده

692
00:36:08,003 --> 00:36:10,436
‫اگه ممکنـه از در خدمتکارها بیرون برو

693
00:36:10,461 --> 00:36:11,461
‫من...

694
00:36:12,384 --> 00:36:13,384
‫باشه

695
00:36:14,459 --> 00:36:19,625
‫مرسی بابت محبت‌تون، آقای هولمز

696
00:36:20,239 --> 00:36:22,005
‫واقعاً ازتون ممنونم

697
00:36:27,081 --> 00:36:28,494
‫صبح بخیر. کمکی ازم برمیاد؟

698
00:36:28,519 --> 00:36:29,537
‫سلام خانم هادسون

699
00:36:29,562 --> 00:36:32,149
‫با شرلوک هولمز کار داشتم

700
00:36:32,174 --> 00:36:33,996
‫- وقت قبلی گرفتید؟
‫- بانو وایولت

701
00:36:34,021 --> 00:36:38,261
‫فداتون بشم آخه، خانم هادسون،
‫بقیه با من وقت قبلی می‌گیرن، نه برعکس

702
00:36:40,619 --> 00:36:43,484
‫اینجایی پس، شرلوک

703
00:36:43,624 --> 00:36:46,590
‫چقدر از دیدنت خوشحال شدم

704
00:36:49,974 --> 00:36:54,491
‫توی این ۲۰ سال
‫اتاق‌هات هیچ تغییری نکردن

705
00:36:56,907 --> 00:37:00,540
‫چقدر خوبـه که صاحب‌خونه‌ی عزیز و پیرت

706
00:37:00,565 --> 00:37:02,231
‫هنوز حواسش به در هست

707
00:37:03,312 --> 00:37:05,920
‫دکتر واتسونِ وفادار کجاست؟

708
00:37:06,865 --> 00:37:09,150
‫رفته ایتالیا پیاده‌روی

709
00:37:09,768 --> 00:37:12,100
‫ایشون هم خانم هادسون نبود

710
00:37:12,125 --> 00:37:14,940
‫خانم هادسون رفته ارتفاعات اسکاتلند
‫دیدن خانواده‌ی همسرش

711
00:37:14,965 --> 00:37:17,231
‫ایشون خواهر دوقلوی خانم هادسون،
‫خانم هلیگنـه

712
00:37:17,323 --> 00:37:19,150
‫چه شباهت شگفت‌انگیزی

713
00:37:19,626 --> 00:37:21,792
‫فکر می‌کردم شاید
‫توی این پرونده‌ی هولناک

714
00:37:21,826 --> 00:37:24,225
‫توی ریچموند
‫داری با پلیس همکاری می‌کنی

715
00:37:24,259 --> 00:37:25,391
‫عجب

716
00:37:25,624 --> 00:37:27,167
‫مگه نشنیدی؟

717
00:37:28,259 --> 00:37:31,892
‫لرد ودرسی اول درشکه‌چی و
‫بعد خودش رو کشت و

718
00:37:32,077 --> 00:37:35,282
‫پلیس‌ها جنازه‌ی دوتا جنایتکار دیگه رو
‫توی کارخونه‌ی تابوت‌سازی پیدا کردن که

719
00:37:35,307 --> 00:37:37,952
‫توی اصطبل یه گلوله
‫توی سرشون خالی شده بود

720
00:37:37,977 --> 00:37:39,702
‫پرونده خودش حل و فصل شد

721
00:37:40,839 --> 00:37:42,127
‫امیدوارم اینطور نباشه

722
00:37:42,759 --> 00:37:45,525
‫یه قتل جنجالی می‌تونه
‫حال و هوای فصل رو عوض کنه،

723
00:37:45,559 --> 00:37:48,525
‫که اتفاقاً از همیشه کسل‌کننده‌تر بوده

724
00:37:48,559 --> 00:37:49,938
‫من یه راست از خونه‌ی

725
00:37:49,963 --> 00:37:52,114
‫سفیر آمریکا اینجا اومدم

726
00:37:52,139 --> 00:37:53,368
‫گمونم بشناسیش

727
00:37:53,393 --> 00:37:54,741
‫با هم آشنا شدیم

728
00:37:54,766 --> 00:37:57,462
‫همسرش اصرار داره که

729
00:37:57,487 --> 00:38:01,296
‫یکی از خدمتکارهات،
‫خانم آمیلیا روهاس رو

730
00:38:01,321 --> 00:38:03,799
‫به عنوان محافظ دخترش، کلارا، انتخاب کنه

731
00:38:03,824 --> 00:38:07,436
‫اونوقت برنامه‌های خانوادگی
‫سفیر چه ربطی به شما داره؟

732
00:38:07,460 --> 00:38:09,408
‫از وقتی که من یه بار
‫نزد علیاحضرت معرفی شدم،

733
00:38:09,433 --> 00:38:11,916
‫گاهاً ازم می‌خوان تا
‫به دخترهای جَوون کمک کنم که

734
00:38:11,941 --> 00:38:13,506
‫همین مسیر رو برن

735
00:38:13,531 --> 00:38:16,780
‫کلارا اندرسون یکی از
‫دختران تحت حمایت منـه

736
00:38:16,805 --> 00:38:20,071
‫خانواده‌ی اندرسون زحمت مخارج
‫رفت و برگشت من به آمریکا رو کشیده

737
00:38:20,096 --> 00:38:24,108
‫تا دختر بی‌تجربه‌شون، کلارا، رو

738
00:38:24,133 --> 00:38:26,234
‫واسه ورود به جامعه آماده کنم

739
00:38:26,259 --> 00:38:29,055
‫نمی‌تونم بگم این اتفاق
‫دقیقاً چه زمانی میفته

740
00:38:29,080 --> 00:38:32,238
‫چون تمامی تاریخ‌های
‫مناسبِ مراسم رقص رزرو شدن،

741
00:38:32,263 --> 00:38:34,528
‫ولی یه کاریش می‌کنم

742
00:38:34,553 --> 00:38:35,982
‫در ازای دریافت حق‌الزحمه، گمونم؟

743
00:38:36,007 --> 00:38:40,911
‫از نظر مالی،
‫به برادر کوچیک‌ترم وابسته‌ام که

744
00:38:41,347 --> 00:38:45,167
‫نه تنها آدم باهوشی نیست،
‫بلکه بویی از بخشندگی هم نبرده

745
00:38:45,192 --> 00:38:46,766
‫ولی برگردیم سر خدمتکار خودت

746
00:38:46,874 --> 00:38:49,406
‫نباید آمیلیا خودش نظری بده؟

747
00:38:49,431 --> 00:38:50,581
‫دلیلی نمی‌بینم

748
00:38:52,292 --> 00:38:55,225
‫من شدیداً با این مسئله مخالفم که

749
00:38:55,259 --> 00:38:58,740
‫خدمتکارها رو عضوی از خانواده حساب کنن

750
00:38:58,765 --> 00:38:59,765
‫ابداً

751
00:39:00,726 --> 00:39:05,840
‫تنها سؤال اینـه که
‫اون دختر جایگاه خودش رو می‌دونه؟

752
00:39:05,865 --> 00:39:07,514
‫بالاخره هر چی نباشه...

753
00:39:08,879 --> 00:39:10,612
‫هر چی نباشه چی؟

754
00:39:11,850 --> 00:39:12,951
‫یه آمریکاییـه

755
00:39:13,056 --> 00:39:16,434
‫آمریکایی‌ها معروفن به
‫گستاخی و رفتار ناپخته

756
00:39:16,459 --> 00:39:19,430
‫بعضی‌هاشون هم
‫آدم‌های بی‌احساسی هستن که

757
00:39:19,455 --> 00:39:21,601
‫به نظر برای یه زن خیلی زشتـه

758
00:39:21,626 --> 00:39:23,119
‫خب، اگه آمیلیا رو

759
00:39:23,144 --> 00:39:25,557
‫واسه جامعه‌ی متمدن مناسب نمی‌دونی،

760
00:39:25,582 --> 00:39:27,409
‫شاید بهتره پیش خودم بمونه

761
00:39:27,434 --> 00:39:29,466
‫از دست تو، شرلوک

762
00:39:29,531 --> 00:39:32,953
‫این عکس رو از کجا آوردی؟

763
00:39:33,619 --> 00:39:35,241
‫نگاه‌شون کن!

764
00:39:35,638 --> 00:39:39,667
‫گاوچرون‌ها، آدمکش‌ها،
‫سرخ‌پوست‌ها و تیراندازها

765
00:39:39,692 --> 00:39:41,988
‫توی ردیف عقب هم ما وایسادیم

766
00:39:42,013 --> 00:39:45,334
‫خدایا، چقدر جوون بودیم

767
00:39:45,359 --> 00:39:50,191
‫اوه، این هم همون خانمیـه که
‫دل رو بهش باخته بودی

768
00:39:50,225 --> 00:39:52,625
‫طراح بود، نه؟

769
00:39:52,659 --> 00:39:55,692
‫هیچوقت یادم نمیره که
‫با داوینچی مقایسه‌اش می‌کردی

770
00:39:55,726 --> 00:39:57,625
‫با اون اختراعات غیرممکنش

771
00:39:57,659 --> 00:39:58,758
‫اسمش چی بود؟

772
00:39:58,792 --> 00:40:00,525
‫کفتر کوچولو؟

773
00:40:00,559 --> 00:40:02,258
‫کبوتر کوچولو

774
00:40:02,292 --> 00:40:05,429
‫در واقع یه مهندس زبده بود

775
00:40:05,454 --> 00:40:08,051
‫خودشـه، الان یادم اومد

776
00:40:08,425 --> 00:40:12,258
‫می‌خواستی طرح‌هاش رو ببرم

777
00:40:12,292 --> 00:40:15,225
‫واسه یه سلاح مرگبار نشون بدم، مگه نه؟

778
00:40:15,259 --> 00:40:18,933
‫برای پدرم که اون زمان وزیر جنگ بود

779
00:40:18,958 --> 00:40:22,858
‫خیلی مشتاق بودی که
‫یه نمونه‌ی اولیه ازش ساخته بشه

780
00:40:23,893 --> 00:40:26,158
‫اون فقط یه یادگاریـه، همین

781
00:40:26,192 --> 00:40:28,887
‫ولی به کار من مربوط میشه

782
00:40:28,912 --> 00:40:30,887
‫خودت هم خوب می‌دونی

783
00:40:30,912 --> 00:40:35,835
‫راستش رو بخوای، فکر کنم
‫دلیل استخدام اون دختر هم همین بوده

784
00:40:36,699 --> 00:40:38,749
‫این عکس رو واسه آمیلیا گذاشتی، نه؟

785
00:40:39,392 --> 00:40:41,758
‫قلبت نرم شده

786
00:40:41,792 --> 00:40:43,492
‫تلگرافی که بهت دادم

787
00:40:43,526 --> 00:40:46,258
‫جزئیات تاریخ تولد آمیلیا توش نوشته شده

788
00:40:46,292 --> 00:40:48,158
‫مادرش طبق گفته‌ی کارآگاه‌های پینکرتون

789
00:40:48,192 --> 00:40:50,445
‫کسی نیست جز همین کبوتر کوچولو که

790
00:40:50,470 --> 00:40:51,792
‫داشتیم راجع‌بهش حرف می‌زدیم

791
00:40:51,826 --> 00:40:56,258
‫فقط اسمش رو به لوسیا روهاس تغییر داده و

792
00:40:56,292 --> 00:40:58,391
‫پدر ناشناخته‌ی آمیلیا هم

793
00:40:58,425 --> 00:41:01,566
‫یه کاشف بوده که از دنیا رفته

794
00:41:01,591 --> 00:41:04,752
‫درستـه. آمیلیا هم همچین چیزی بهم گفت

795
00:41:06,692 --> 00:41:10,225
‫شاید آمیلیا هم حاصل یکی از اون

796
00:41:10,259 --> 00:41:14,725
‫عشق‌های شعله‌وری بوده که
‫توی نمایشنامه‌ها زیاد می‌شنویم

797
00:41:15,025 --> 00:41:18,918
‫تنها ۱۸ ماه بعد از اینکه
‫مادرش لندن رو ترک کرد به‌دنیا اومد

798
00:41:20,371 --> 00:41:21,573
‫۱۸ ماه؟

799
00:41:22,492 --> 00:41:23,839
‫عجیبـه

800
00:41:27,059 --> 00:41:28,095
‫بگیرش

801
00:41:28,120 --> 00:41:29,167
‫نه، نگه‌ش دار

802
00:41:29,192 --> 00:41:31,902
‫فقط اطلاعات زمینه‌ای‌ایـه که
‫پینکرتون‌ها جمع‌آوری کردن

803
00:41:31,926 --> 00:41:33,452
‫هیچ سند رسمی‌ای توش نیست و

804
00:41:33,477 --> 00:41:35,300
‫تمام اطلاعات لازم رو یادداشت کردم

805
00:41:35,325 --> 00:41:40,201
‫حالا هم نمی‌خواد واسه مرگ مادرش

806
00:41:40,226 --> 00:41:42,434
‫قضیه‌ی رفتنش رو بزرگ کنی

807
00:41:42,459 --> 00:41:45,987
‫این تغییرات باعث پیشرفت
‫موقعیت اجتماعیش میشه و

808
00:41:46,012 --> 00:41:49,274
‫قطعاً به نفع کشوره

809
00:41:49,299 --> 00:41:53,329
‫سلام منو به دکتر واتسون و خانم هادسون برسون

810
00:41:58,651 --> 00:42:01,724
‫اگه مادرم همچین حرفی زده،
‫پس من دختر توام

811
00:42:04,746 --> 00:42:06,863
‫۱۸ ماه

812
00:42:06,887 --> 00:42:16,887
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

813
00:42:16,911 --> 00:42:26,911
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

