﻿1
00:00:01,060 --> 00:00:03,604
میری عمارت سفیر و

2
00:00:03,604 --> 00:00:04,855
‫میشی محافظ دخترش
‫« آنچه گذشت... »

3
00:00:04,855 --> 00:00:07,024
کلارا بهترین شانس ما
‫برای رسیدن به نخ سرخـه

4
00:00:07,024 --> 00:00:09,402
‫اما در ازای دسته‌کلید آزاد شد

5
00:00:09,402 --> 00:00:10,653
‫ولی دسته‌کلید چی؟

6
00:00:10,653 --> 00:00:12,613
‫حضورت توی عمارت سفیر

7
00:00:12,613 --> 00:00:14,740
‫شانس‌مون رو بیشتر می‌کنه

8
00:00:14,740 --> 00:00:16,576
‫۱۴‏ ماه تموم طول کشید تا

9
00:00:16,576 --> 00:00:18,494
‫فرار کنم و اسمم رو بذارم مایکل وایلی

10
00:00:18,494 --> 00:00:21,497
‫از اونجایی که پدرم من رو پیدا نکرد،
‫خودم تصمیم گرفتم بیام سراغش

11
00:00:21,497 --> 00:00:25,126
‫پروفسور جیمز موریارتی
‫دیگه ریاضی درس نمیده

12
00:00:25,126 --> 00:00:27,753
‫بلکه شده سرکرده‌ی
‫یه امپراتوری جنایتکار گسترده‌ و

13
00:00:27,753 --> 00:00:28,838
‫افتاده گوشه‌ی زندان

14
00:00:28,838 --> 00:00:30,548
‫از همونجا اصرار داره ببینتت

15
00:00:30,548 --> 00:00:31,966
‫مردها خیال می‌کنن
‫کنترل دنیا دست اونهاست،

16
00:00:31,966 --> 00:00:34,510
‫ولی این ماییم که اونها رو کنترل می‌کنیم

17
00:00:34,510 --> 00:00:35,761
‫یک قدم جلو

18
00:00:35,761 --> 00:00:39,473
‫فکر اِما از سرم بیرون نمیره

19
00:00:39,473 --> 00:00:42,059
انگار اصلاً برای بانو وایولت اهمیتی نداره

20
00:00:42,059 --> 00:00:43,352
‫حواست رو جمع کن، دخترجون

21
00:00:43,352 --> 00:00:45,146
‫عین سلطان جنگل،

22
00:00:45,146 --> 00:00:47,273
‫با چنگال‌های تیزمون اینجا رو

23
00:00:47,273 --> 00:00:49,525
‫کردیم امپراتوری

24
00:00:50,401 --> 00:00:51,736
‫کمک!

25
00:00:58,839 --> 00:01:08,839
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

26
00:01:09,175 --> 00:01:11,949
‫« عمارت بانو وایولت »

27
00:01:12,465 --> 00:01:13,591
‫خیال کردی کی هستی؟

28
00:01:13,591 --> 00:01:15,384
‫تو ملک من امر و نهی می‌کنی؟

29
00:01:15,384 --> 00:01:18,679
‫اجازه نمیدم جلوی خروج کالسکه‌ی

30
00:01:18,679 --> 00:01:20,014
‫قشر سرشناس لندن رو بگیری

31
00:01:20,014 --> 00:01:22,016
‫عذر می‌خوام، بانو وایولت

32
00:01:22,016 --> 00:01:23,392
‫اما یه نفر تیر خورده و

33
00:01:23,392 --> 00:01:25,936
‫یک آدم‌ربایی هم اتفاق افتاده

34
00:01:25,936 --> 00:01:27,355
‫چقدر مضحک

35
00:01:27,355 --> 00:01:31,150
‫آخه کی حاضره
‫یه ندیمه‌ی اجنبی رو بدزده؟

36
00:01:32,276 --> 00:01:34,570
‫تا کِی باید شاهد دعوای
‫میون خدمتکارها باشیم و

37
00:01:34,570 --> 00:01:37,239
‫دم نزنیم؟

38
00:01:37,239 --> 00:01:38,616
‫جناب سربازرس

39
00:01:39,700 --> 00:01:41,744
‫عذر می‌خوام حرف‌تون رو قطع می‌کنم،
‫بانو وایولت

40
00:01:43,173 --> 00:01:44,841
‫یه لحظه، بانوی من

41
00:01:44,866 --> 00:01:45,701
‫جناب هولمز

42
00:01:48,648 --> 00:01:50,400
‫البته که شما مسئولید و

43
00:01:50,503 --> 00:01:52,338
‫بنده به چند توصیه بسنده می‌کنم

44
00:01:52,473 --> 00:01:53,724
‫اما تحت هیچ شرایطی

45
00:01:53,749 --> 00:01:56,252
‫نباید اجازه‌ی خروج هیچ یک از
‫این کالسکه‌ها رو بدید

46
00:01:56,277 --> 00:01:59,028
‫جناب هولمز، در نظر داشته باشید که
‫تموم مدعوین این مراسم نمی‌تونن...

47
00:01:59,053 --> 00:02:00,012
‫نه، نه، نه

48
00:02:00,012 --> 00:02:01,138
‫مهمون‌ها رو بیخیال

49
00:02:02,790 --> 00:02:05,954
‫یه درشکه‌چی مرحوم،

50
00:02:06,014 --> 00:02:08,183
‫دختر سفیر آمریکا رو دزدیده بود

51
00:02:08,215 --> 00:02:11,343
‫یه درشکه‌چی مرحوم دیگه
‫توی قتل و خودکشی داخل املاک ریچموند

52
00:02:11,368 --> 00:02:13,620
‫لرد ودرسی دست داشته و

53
00:02:13,872 --> 00:02:18,085
‫الان هم یه درشکه‌چی مُرده که
‫درست وسط ارتکاب

54
00:02:18,110 --> 00:02:20,321
‫یک جرم وحشتناک دیگه
‫با گلوله کشته شده

55
00:02:20,346 --> 00:02:22,014
‫مطمئناً که نمی‌خواید بگید
‫توطئه‌ای در کاره

56
00:02:22,039 --> 00:02:23,415
‫من اصلاً چیزی نمیگم

57
00:02:23,452 --> 00:02:25,037
‫دارم توضیح واضحات میدم

58
00:02:25,037 --> 00:02:28,040
‫دوتا درشکه‌چی شاید اتفاقی باشه

59
00:02:28,040 --> 00:02:29,708
‫ولی سه‌تا الگوئـه

60
00:02:29,708 --> 00:02:32,461
‫اجازه ندید هیچکدوم از این کالسکه‌چی‌ها

61
00:02:32,461 --> 00:02:33,838
‫بدون بازجویی از اینجا برن

62
00:02:33,838 --> 00:02:36,841
‫ای بابا، هولمز، کیـه که خودش رو

63
00:02:36,841 --> 00:02:38,467
‫برای دزدیدن یه خدمتکار
‫تو زحمت بندازه؟

64
00:02:38,467 --> 00:02:40,302
‫ایشون یه خدمتکار ساده نیست

65
00:02:40,302 --> 00:02:41,137
‫بلکه...

66
00:02:42,763 --> 00:02:45,891
‫محافظ دخترِ

67
00:02:45,891 --> 00:02:47,393
‫سفیر آمریکاست

68
00:02:47,393 --> 00:02:50,479
‫کسی که یه درشکه‌چی
‫جواهرات پنجاه هزار پوندی‌شون رو

69
00:02:50,479 --> 00:02:52,606
به سرقت برده

70
00:02:52,606 --> 00:02:55,067
‫درست حدس زدید،
‫ایشون هم مُرده

71
00:02:55,067 --> 00:02:56,402
‫بله

72
00:02:56,402 --> 00:02:57,236
‫ممنون، برتی

73
00:02:57,236 --> 00:02:58,696
‫حالا باید زودتر برم اگه...

74
00:02:58,696 --> 00:03:01,323
‫اگه اجازه بدی
‫یه پیشنهاد دیگه هم دارم

75
00:03:01,323 --> 00:03:03,743
‫مِن باب اینکه با قاتل چیکار کنیم

76
00:03:07,055 --> 00:03:11,963
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت ششم: شنود دقیق »

77
00:03:17,006 --> 00:03:18,591
‫نمی‌دونم به چه زبونی ازت تشکر کنم

78
00:03:19,425 --> 00:03:22,094
‫همه چی به لطف آقای هولمز
‫ختم به خیر شد

79
00:03:23,447 --> 00:03:25,741
‫خودش یه تنه جلوی درشکه رو گرفت

80
00:03:26,724 --> 00:03:28,058
‫خیلی جسورانه بود

81
00:03:28,058 --> 00:03:29,685
‫حالت خوبـه؟

82
00:03:29,685 --> 00:03:30,519
‫آره، گمونم

83
00:03:32,980 --> 00:03:35,691
‫حقیقتاً زیاد با اسلحه‌ام شلیک کردم،

84
00:03:35,691 --> 00:03:39,028
‫ولی تا حالا کسی رو نکشتم

85
00:03:39,028 --> 00:03:40,905
‫بیشتر از اون چیزی که
‫فکرش رو بکنی می‌فهمم

86
00:03:42,698 --> 00:03:44,742
‫خب، می‌خوام ازت تشکر کنم

87
00:03:44,742 --> 00:03:47,369
ولی با رسم و رسومات لندن آشنا نیستم

88
00:03:49,121 --> 00:03:52,041
‫با ترس و لرز می‌پرسم،
‫فردا وقت داری بریم شام؟

89
00:03:53,917 --> 00:03:57,796
‫اگه کارفرماهام اجازه بدن،
‫خوشحال میشم بیام

90
00:03:58,675 --> 00:03:59,592
‫ببخشید، جناب

91
00:03:59,949 --> 00:04:01,534
باید همراه این آقایون برید

92
00:04:01,559 --> 00:04:04,395
‫تا جزئیات تیراندازی روشن بشه

93
00:04:04,420 --> 00:04:06,756
‫با اجازه توصیه می‌کنم
‫این آقا رو تا درست و حسابی

94
00:04:06,781 --> 00:04:08,866
‫بازجویی نشده،
‫توی زندان نیوگیت نگه دارید

95
00:04:08,891 --> 00:04:10,309
‫فکر محشریـه

96
00:04:10,392 --> 00:04:13,729
‫خیلی‌خب، آقایون. ایشون رو
‫با رعایت احترام همراهی کنید

97
00:04:13,729 --> 00:04:17,358
‫ولی من آمیلیا رو نجات دادم،
‫بعد الان دارید میندازیدم زندون؟

98
00:04:17,358 --> 00:04:19,610
‫تا فردا بعد از ظهر آزاد میشی

99
00:04:19,610 --> 00:04:23,072
‫تو این فاصله،
‫تا دلت بخواد می‌تونی پدرت رو ببینی

100
00:04:25,799 --> 00:04:28,093
‫یه دکمه‌ی دیگه از جلیقه‌ی واتسون

101
00:04:28,577 --> 00:04:29,953
‫کف کالسکه‌ای که ‫می‌خواستن

102
00:04:29,978 --> 00:04:32,175
تو رو باهاش بدزدن ‫پیدا شده

103
00:04:32,200 --> 00:04:33,618
‫ولی کالسکه‌ی کی بود؟

104
00:04:33,643 --> 00:04:35,978
‫کسی گردن نگرفته،
‫نه کالسکه‌چیش رو می‌شناسن و

105
00:04:36,003 --> 00:04:38,172
‫نه کسی اون بابایی که
‫فرار کرده رو دیده

106
00:04:38,197 --> 00:04:40,202
‫واسه همین پلیس قبول کرده
‫کالسکه رو ببره پیش یکی از

107
00:04:40,227 --> 00:04:41,687
‫دوستان بنده که

108
00:04:41,712 --> 00:04:43,756
‫تخصصش همینجور مسائلـه

109
00:04:44,301 --> 00:04:45,302
‫حالت چطوره؟

110
00:04:45,327 --> 00:04:46,161
‫من؟

111
00:04:47,330 --> 00:04:48,582
‫بدجور عصبانیم

112
00:04:48,852 --> 00:04:50,687
‫بانو وایولت آدم فرستاده من رو بدزدن

113
00:04:50,712 --> 00:04:53,548
‫بله، مشخصاً توی این جریان دست داشته

114
00:04:53,586 --> 00:04:55,505
‫پیشخدمتش هیچوقت
‫بدون دستور اون نمی‌ذاشت

115
00:04:55,530 --> 00:04:56,781
‫وارد عمارت بشی و

116
00:04:56,869 --> 00:04:59,497
‫نیمکتی که بیرون روش نشسته بودی

117
00:04:59,522 --> 00:05:03,067
‫با اینکه روی سنگ‌ریزه بود،
‫گل و گیاه پیچک،

118
00:05:03,112 --> 00:05:05,573
‫اگه اشتباه نکنم، پاپیتال،

119
00:05:05,573 --> 00:05:08,075
‫بهش چسبیده بود که خودش
‫احتمالاً دال بر اینـه که

120
00:05:08,075 --> 00:05:10,369
‫تازگی‌ها از باغ آوردنش و
‫گذاشتنش اونجا

121
00:05:10,369 --> 00:05:12,997
‫نزدیک درب ورودی تا تو بتونی روش بشینی

122
00:05:12,997 --> 00:05:14,790
‫آره، دلم می‌خواد برم سراغ بانو وایولت و

123
00:05:14,790 --> 00:05:16,292
‫یه مشت بخوابونم توی اون صورتش، ابله

124
00:05:16,292 --> 00:05:17,626
‫خب، پس بهتره دیگه بریم

125
00:05:17,626 --> 00:05:19,837
‫اسکاتلندیارد تا چند ساعت دیگه
اینجا می‌مونه و

126
00:05:19,837 --> 00:05:21,213
‫همه چی رو جوری چیدم که برتی،

127
00:05:21,213 --> 00:05:24,842
‫منظورم همون آقای برتویسلـه،
‫تحقیقات ما رو به تحقیقات خودش اضافه کنه

128
00:05:24,842 --> 00:05:27,177
‫تا مشخص نشه که من هم
‫توی این قضایا دستی دارم

129
00:05:27,177 --> 00:05:29,138
‫فردا گزارش درشکه‌چی رو

130
00:05:29,138 --> 00:05:31,307
‫توی خونه‌ی سفیر بهت میده

131
00:05:31,307 --> 00:05:33,267
‫خودش ظهر قرار ملاقات گذاشته

132
00:05:33,267 --> 00:05:38,230
‫با این اوصاف، الان به‌قدری سرنخ داریم که
‫کار رو برامون پیچیده کرده

133
00:05:38,731 --> 00:05:41,191
‫یکی مونده که باید به
‫لیست‌مون اضافه‌اش کنم

134
00:05:45,029 --> 00:05:46,989
‫امای طفلی،

135
00:05:46,989 --> 00:05:49,909
‫دیگه نیازی به مراسم معارفه نیست

136
00:05:49,909 --> 00:05:53,787
‫ممکنـه بانو وایولت
‫مرگ این دخترک رو جوری ترتیب داده باشه که

137
00:05:53,787 --> 00:05:56,498
‫یه تاریخی برای مراسم کلارا اندرسون باز کنه؟

138
00:05:56,498 --> 00:05:58,167
‫آره، داستان همینـه

139
00:05:58,167 --> 00:06:01,253
‫مراسم کلارا جایگزین مراسم اِما میشه

140
00:06:01,253 --> 00:06:03,589
‫بیا فعلاً به بانو وایولت فکر نکنیم

141
00:06:03,589 --> 00:06:06,800
‫ویژگی خاصی توی این کالسکه‌چی‌ای که
‫خواست بدزدتت

142
00:06:06,800 --> 00:06:08,260
‫دیدی؟

143
00:06:08,260 --> 00:06:12,681
‫یه لهجه‌ای داشت،
‫نمی‌دونم کجایی بود

144
00:06:12,681 --> 00:06:14,516
‫می‌تونی اداش رو در بیاری؟

145
00:06:15,392 --> 00:06:16,560
‫کمک

146
00:06:16,560 --> 00:06:21,649
‫کمکم کنید، تو رو خدا

147
00:06:21,649 --> 00:06:24,151
‫عجله کنید، عجله... عجله کنید،

148
00:06:24,151 --> 00:06:26,695
‫- عجله
‫- آفریقای جنوبی؟

149
00:06:27,988 --> 00:06:29,823
‫همچین هم بدک نبود

150
00:06:29,823 --> 00:06:31,033
‫مرسی

151
00:06:31,033 --> 00:06:34,578
‫پس نه‌تنها سه درشکه‌چی مختلف داریم که
همگی مُردن

152
00:06:34,578 --> 00:06:36,956
‫بلکه هر سه نفر
‫اهل سه کشور مختلف‌ان

153
00:06:36,956 --> 00:06:38,832
‫اون یکی آدم‌ربائه چی که
‫از کالسکه پرید پایین و

154
00:06:38,832 --> 00:06:41,377
‫در رفت؟

155
00:06:41,377 --> 00:06:43,295
‫حسابی غافلگیرم کرد

156
00:06:43,295 --> 00:06:46,006
‫نه دیدمش و نه صداش رو شنیدم

157
00:06:46,006 --> 00:06:48,050
‫میشه لطفاً برگردیم خونه‌ی بانو وایولت؟

158
00:06:48,050 --> 00:06:51,553
‫این چاقوی دسته یشمیه که
‫توی بدن مامانم فرو شده بود

159
00:06:51,553 --> 00:06:53,639
‫از روی طاقچه‌ی وسایل دکوری
‫توی نشیمنِ خونه‌ی

160
00:06:53,639 --> 00:06:56,141
‫بانو وایولت برش داشتم

161
00:06:57,267 --> 00:06:58,936
‫توی مرگ اما دست داشته

162
00:06:58,936 --> 00:07:00,187
‫آدم فرستاد من رو بدزدن

163
00:07:00,187 --> 00:07:01,730
‫به همین هم ختم نمیشه

164
00:07:01,730 --> 00:07:06,193
‫انگیزه‌اش توی این پرونده
‫به شدت حائز اهمیتـه

165
00:07:08,126 --> 00:07:11,507
‫از بین اون همه طرح‌هایی که

166
00:07:11,532 --> 00:07:14,618
‫بعد قتل مادرت دزدیده شد،

167
00:07:15,661 --> 00:07:17,819
‫متوجه شدم که یکی‌شون

168
00:07:17,844 --> 00:07:19,679
‫نقشه‌ی ساخت یه سلاح جنگی ترسناک بوده

169
00:07:23,711 --> 00:07:24,878
‫از کجا می‌دونی؟

170
00:07:28,887 --> 00:07:30,555
‫تو که گفتی تا حالا ندیدیش

171
00:07:32,800 --> 00:07:35,469
‫خب، درستـه

172
00:07:38,226 --> 00:07:42,355
‫ولی تو که گفتی اسمش رو
‫تا حالا نشنیدی

173
00:07:42,380 --> 00:07:46,911
‫اولین بار که صحبت کردیم،
‫گفتی اسمش لوسیاست

174
00:07:47,387 --> 00:07:48,597
‫ولی توی لندن،

175
00:07:49,691 --> 00:07:52,402
‫خودش رو کبوتر کوچولو معرفی کرد

176
00:07:56,263 --> 00:07:57,097
‫ببین

177
00:08:01,922 --> 00:08:02,756
‫آمیلیا

178
00:08:04,930 --> 00:08:05,764
‫اینجا رو نگاه

179
00:08:09,201 --> 00:08:10,035
‫می‌بینی؟

180
00:08:10,888 --> 00:08:11,722
‫اون منم

181
00:08:13,087 --> 00:08:17,634
‫کنارم هم خانمیـه که
‫مسئولیت همراهیش رو به‌عهده داشتم

182
00:08:17,659 --> 00:08:18,910
‫بانو وایولت؟

183
00:08:18,935 --> 00:08:20,603
‫دختر دوک سامرست که

184
00:08:20,628 --> 00:08:23,339
‫لطف کوچیکی در حقش انجام دادم

185
00:08:23,812 --> 00:08:28,358
‫بله، نمایش غرب وحشی بوفالو بیل،

186
00:08:28,358 --> 00:08:30,903
‫الحق که رویداد تئاتری قرن بود

187
00:08:31,192 --> 00:08:34,195
‫بعد از این اجرای سفارشی،

188
00:08:34,220 --> 00:08:35,763
‫توی باغ یه مهمونی برگزار کرده بودن

189
00:08:37,409 --> 00:08:40,329
‫جایی که برگزاری تیراندازی دقیق،

190
00:08:40,329 --> 00:08:43,165
‫اسب‌سواری رومی، بستن خوک،

191
00:08:43,165 --> 00:08:45,626
‫همه و همه‌اش برای من کسل‌کننده بود

192
00:08:46,734 --> 00:08:48,736
‫برای همین هم در رفتم و

193
00:08:48,761 --> 00:08:51,555
‫سر از یه چادری در آوردم که

194
00:08:51,580 --> 00:08:54,249
‫شگفت‌انگیزترین بخش نمایش بود

195
00:08:54,274 --> 00:08:57,277
‫فکر کنم برای من،
‫هیچ چیز فراتر از

196
00:08:57,302 --> 00:08:59,395
‫نبوغ صحنه نرفته بود

197
00:08:59,420 --> 00:09:03,132
‫همه‌اش هم به دست کسی طراحی شده بود که
‫اصلاً توقعش رو نداشتم

198
00:09:03,685 --> 00:09:05,187
‫مامان

199
00:09:05,187 --> 00:09:06,605
‫آفرین

200
00:09:06,651 --> 00:09:16,466
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

201
00:09:16,490 --> 00:09:19,284
‫اینها صرفاً تجهیزات پس‌زمینه‌ی تئاتر نیستن

202
00:09:19,284 --> 00:09:21,078
‫بلکه شاهکارهای مهندسی مدرن به شمار میرن

203
00:09:21,078 --> 00:09:23,831
‫امکانش هست
‫خالق‌شون رو ملاقات کنم؟

204
00:09:25,124 --> 00:09:26,083
‫خودم هستم

205
00:09:26,727 --> 00:09:30,856
‫طرح‌های شمان؟

206
00:09:30,881 --> 00:09:32,883
‫خب، محشرن

207
00:09:32,937 --> 00:09:35,731
‫این فنون ساخت‌ رو
‫از کجا یاد گرفتید؟

208
00:09:35,756 --> 00:09:38,342
‫پدربزرگم مهندس نظامی بود

209
00:09:38,367 --> 00:09:39,243
‫آهان

210
00:09:39,268 --> 00:09:40,394
‫چون هیچ نواده‌ی پسری نداشت،

211
00:09:40,419 --> 00:09:42,258
‫مهارت‌هاش رو به من یاد داد

212
00:09:42,283 --> 00:09:46,579
‫ترکیب ماشین‌آلات و هنر
‫نوآوریِ شخص خودمـه،

213
00:09:46,604 --> 00:09:51,317
‫جناب هولمز، به واسطه‌ی مقیاس حماسی
‫نمایش‌مون جزو ضروریات امره

214
00:09:52,576 --> 00:09:54,537
‫واقعاً زبانم قاصره

215
00:09:54,562 --> 00:09:55,688
‫من رو می‌شناسید؟

216
00:09:55,713 --> 00:09:56,755
‫کیـه که توی لندن نشناسه؟

217
00:09:56,780 --> 00:09:58,262
‫کاملاً درستـه،

218
00:09:58,287 --> 00:10:02,291
‫ولی حقیقتاً اسم شما هم
‫باید به اندازه‌ی من سر زبون‌ها باشه

219
00:10:02,744 --> 00:10:05,497
‫من کبوتر کوچولوی قبیله‌ی آپاچی هستم،

220
00:10:05,497 --> 00:10:07,994
‫البته الان ساکن ایالتی
‫به اسم کالیفرنیا هستم

221
00:10:08,019 --> 00:10:09,271
‫علاوه بر نمایش،

222
00:10:09,296 --> 00:10:11,006
‫می‌خوای با سفرنامه هم
‫موجبات سرگرمی ما رو فراهم کنی؟

223
00:10:12,170 --> 00:10:13,672
‫اینجایید که، بانو وایولت

224
00:10:13,672 --> 00:10:15,132
‫داشتم هنر دستِ طراح صحنه رو

225
00:10:15,132 --> 00:10:18,302
‫تحسین می‌کردم، خانم کبوتر کوچولو

226
00:10:18,302 --> 00:10:20,679
‫وای، تصور صحنه‌هایی که

227
00:10:20,679 --> 00:10:23,432
‫یادآور شکست و نابودی قبایل بومی آمریکاست،

228
00:10:23,432 --> 00:10:25,601
‫مصیبت بزرگیـه

229
00:10:25,601 --> 00:10:27,853
‫حتماً بعد از بازسازی لیتل‌هورن

230
00:10:27,853 --> 00:10:29,187
‫اومدید اینجا

231
00:10:29,187 --> 00:10:31,982
‫اما ازتون ممنونم که مُهر تأیید می‌زنید به
‫سعی‌ و کوشش در مسیرِ

232
00:10:31,982 --> 00:10:33,358
‫نیست‌ونابودی مردم

233
00:10:33,358 --> 00:10:35,527
‫چه زبونی هم داره، نه؟

234
00:10:35,527 --> 00:10:38,488
‫الحق که پدیده‌ای توی دنیای وحشی غرب

235
00:10:38,488 --> 00:10:41,158
‫بی‌صبرانه منتظرم همه چی رو
‫برای دوست‌هام تعریف کنم

236
00:10:41,158 --> 00:10:42,659
‫اینجا نمون

237
00:10:42,659 --> 00:10:44,703
‫مراسمات دارن تموم میشن و

238
00:10:44,703 --> 00:10:47,998
‫باید قبل غروب آفتاب
‫در رکاب اعلیاحضرت باشیم

239
00:10:47,998 --> 00:10:50,250
‫یکم دیگه میام پیشت سر میز

240
00:10:50,250 --> 00:10:51,084
‫ممنون

241
00:10:52,433 --> 00:10:53,809
‫هر طور راحتید

242
00:10:58,900 --> 00:11:02,695
‫شرمنده بابت ضعفِ آداب و رسوم دربار

243
00:11:03,522 --> 00:11:05,148
‫اجازه هست؟

244
00:11:05,173 --> 00:11:06,508
‫البته

245
00:11:10,109 --> 00:11:13,946
‫واقعاً مبتکرانه‌ست

246
00:11:13,971 --> 00:11:15,670
‫باز هم از اینها دارید؟

247
00:11:15,695 --> 00:11:17,238
‫بله

248
00:11:17,688 --> 00:11:21,567
‫اسم این اختراع رو گذاشتم
‫محرک مکانیکی زمین

249
00:11:21,591 --> 00:11:24,135
‫مختص پاکسازی زمین برای کشت

250
00:11:24,159 --> 00:11:28,121
‫یا به حرکت درآوردن محرک‌های زمین
‫با استفاده از گاز مایع

251
00:11:28,121 --> 00:11:29,790
‫گاز مایع

252
00:11:30,624 --> 00:11:33,543
‫شک ندارم تناقضیـه در قالب یک اصطلاح

253
00:11:33,543 --> 00:11:34,336
‫اوه

254
00:11:35,796 --> 00:11:38,340
‫تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم

255
00:11:38,340 --> 00:11:39,258
‫این یکی چیـه؟

256
00:11:42,594 --> 00:11:45,138
‫یه توپـه که روی وسیله‌ی نقلیه‌ی مسلح وصل میشه،

257
00:11:45,138 --> 00:11:47,683
‫کاملاً با فلز پوشیده شده و
‫از داخل هدایت میشه،

258
00:11:47,683 --> 00:11:50,060
‫می‌تونه از زمین‌های صعب‌العبور رد بشه و

259
00:11:50,060 --> 00:11:51,520
‫در عین حال، تهاجمی باقی بمونه

260
00:11:51,520 --> 00:11:55,857
‫ضربات مستقیم هر سلاحی رو هم تاب میاره

261
00:11:55,857 --> 00:11:57,567
‫دست بر قضا، وزیر جنگ وقت انگلیس

262
00:11:57,567 --> 00:11:59,319
‫پدر بانو وایولتـه

263
00:11:59,319 --> 00:12:00,946
‫همون خانم جوان و متکبری که

264
00:12:00,946 --> 00:12:02,114
‫حین اجرای نمایش

265
00:12:02,114 --> 00:12:04,324
‫خدمت‌تون معرفی کردم

266
00:12:04,324 --> 00:12:06,410
‫سلطنت می‌خواد همچین سلاحی رو

267
00:12:06,410 --> 00:12:08,453
‫تحت سلطه‌ی خودش در بیاره

268
00:12:09,063 --> 00:12:12,808
‫یعنی بانو وایولت می‌دونسته
‫همچین سلاحی وجود داره و

269
00:12:12,833 --> 00:12:15,085
‫مادرم طراحیش کرده؟

270
00:12:15,085 --> 00:12:15,919
‫صبر کن

271
00:12:17,572 --> 00:12:19,491
‫نه، تا توضیح ندادی

272
00:12:19,516 --> 00:12:23,520
‫چرا منکر شناختن مامانم شدی،
‫هیچ چیز دیگه‌ای نگو

273
00:12:23,545 --> 00:12:26,798
‫چه سند و مدرکی نشونم دادی؟

274
00:12:26,823 --> 00:12:29,325
‫یه نقاشی که شاید
‫از چهره‌ی یه رهگذر کشیدی،

275
00:12:29,540 --> 00:12:32,752
‫با یه نامه پشت یه عکس؟

276
00:12:32,777 --> 00:12:35,947
‫گفتی اسمش لوسیا روهاسـه

277
00:12:35,972 --> 00:12:38,516
‫من به اسم کبوتر کوچولو می‌شناختمش

278
00:12:38,541 --> 00:12:42,712
‫ببین، آمیلیا، تموم عمرم
‫دورم یه مُشت متظاهر بودن که

279
00:12:42,737 --> 00:12:45,656
‫خودشون رو جای بچه‌ی من، خواهر و برادرم یا

280
00:12:45,681 --> 00:12:46,709
‫فامیل‌های دورم زدن

281
00:12:46,734 --> 00:12:49,528
‫اصلاً سند و مدرک بعضی‌هاشون
‫از اینهایی که تو برام رو کردی،

282
00:12:49,553 --> 00:12:51,097
‫مستندتر بوده

283
00:12:51,122 --> 00:12:56,001
‫رک و پوست‌کنده می‌گم،
‫حتی نمی‌تونی ثابت کنی

284
00:12:56,026 --> 00:12:58,154
‫این آمیلیا روهاسی که
‫ازش دم می‌زنی واقعیـه یا

285
00:12:58,179 --> 00:12:59,764
‫صرفاً یه کلاهبردار زبر و زرنگـه

286
00:13:00,022 --> 00:13:02,858
‫پس واسه چی خودت رو انداختی تو زحمت؟

287
00:13:02,883 --> 00:13:04,259
‫چون تونستم داستان قتل لوسیا رو

288
00:13:04,259 --> 00:13:06,720
‫منطقی هضم کنم

289
00:13:07,786 --> 00:13:09,538
‫حالا هم با شناختنت،

290
00:13:10,736 --> 00:13:15,157
‫ترجیح میدم خوش‌بین باشم تا بدبین

291
00:13:15,363 --> 00:13:17,698
‫در خصوص هویتم چی؟

292
00:13:17,723 --> 00:13:19,976
‫من دنبال حقایقم، آمیلیا

293
00:13:21,711 --> 00:13:26,549
‫من از روی احساسات یا
‫امید و آرزو نتیجه‌گیری نمی‌کنم

294
00:13:26,574 --> 00:13:27,409
‫درستـه

295
00:13:28,675 --> 00:13:30,468
‫اهل حدس زدن نیستی

296
00:13:30,730 --> 00:13:32,637
‫پس این داستان رو بهم گفتی

297
00:13:32,662 --> 00:13:36,124
‫چون نقشه‌ی این سلاح‌ها

298
00:13:37,184 --> 00:13:40,661
‫می‌تونه برای بانو وایولت انگیزه باشه که
‫مادرم رو به قتل برسونه

299
00:13:41,062 --> 00:13:41,896
‫دقیقاً

300
00:13:44,759 --> 00:13:46,845
‫طی بیست سال اخیر،
‫این سلاح‌ها از روی کاغذ

301
00:13:46,870 --> 00:13:49,581
‫به ابزاری تبدیل شدن که ضروریـه

302
00:13:49,606 --> 00:13:52,775
‫می‌تونه تعیین‌کننده‌ی نتیجه‌ی
‫یه نبرد یا حتی جنگ باشه که

303
00:13:53,266 --> 00:13:56,478
‫البته می‌تونه به‌شدت ارزشمند واقع بشه

304
00:13:58,379 --> 00:14:00,381
‫اما ربط این جواهرات گمشده به

305
00:14:00,406 --> 00:14:02,575
‫سفیر و مرگ اِما یا

306
00:14:02,600 --> 00:14:05,061
‫ربوده شدن دوست‌هاتون

307
00:14:05,654 --> 00:14:08,323
‫چیـه؟

308
00:14:08,323 --> 00:14:10,242
‫نقطه‌ی اتصال این نخ سرخ

309
00:14:10,242 --> 00:14:12,869
‫با این جنایات من نیستم و

310
00:14:12,869 --> 00:14:15,831
‫حالا از ارتباطات پشت پرده‌ی این نخ با خبریم

311
00:14:15,831 --> 00:14:18,125
‫ولی چطوری کاری کنیم که
‫باهام ارتباط برقرار کنن؟

312
00:14:18,125 --> 00:14:21,503
‫شاید یه راه حل جزئی داشته باشم،

313
00:14:21,503 --> 00:14:24,131
‫اما قبلش باید برگردی اقامتگاه سفیر

314
00:14:24,131 --> 00:14:28,135
‫تا با برتی برتویسل ملاقات کنی و
‫من هم باید یه بار دیگه

315
00:14:28,135 --> 00:14:30,053
‫به دیدن پروفسور موریارتی برم
‫ببینم با پسرش

316
00:14:30,053 --> 00:14:32,973
‫چطور پیش میره و بعدش
‫برم به یه کالسکه‌سازی خاص

317
00:14:32,973 --> 00:14:36,017
‫تا فردا تموم نشده،

318
00:14:36,017 --> 00:14:38,895
‫باید دزدیده بشم

319
00:14:41,495 --> 00:14:43,895
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

320
00:14:49,197 --> 00:14:51,199
‫بدون شک باید کاملاً حرفه‌ای
‫(اقامتگاه سفیر آمریکا)

321
00:14:51,199 --> 00:14:53,201
‫به موهاش رسیدگی بشه

322
00:14:53,201 --> 00:14:55,078
‫البته، لباس مجلسی هم لازم داره

323
00:14:55,078 --> 00:14:56,538
‫اگه سفید نپوشه،

324
00:14:56,538 --> 00:14:58,707
‫ممکنـه فکر کنن جزو بانوانـه

325
00:14:58,707 --> 00:15:00,500
‫خیلی بعیده

326
00:15:00,500 --> 00:15:03,378
‫قراره کلارا لباسی داشته باشه که
‫بشه اندازه‌اش کرد

327
00:15:03,378 --> 00:15:05,797
‫خب، اگه می‌خوای آمیلیا
‫توی جشن دختر خودت شرکت کنه،

328
00:15:05,797 --> 00:15:07,048
‫حتماً این رسم و رسومات آمریکایی‌ها

329
00:15:07,048 --> 00:15:10,135
‫به چشم مهمون‌ها میاد که

330
00:15:10,135 --> 00:15:11,845
‫با وجود تفاوت‌های طبقاتی زیاد،

331
00:15:11,845 --> 00:15:14,139
‫باز هم هوای همدیگه رو دارن

332
00:15:14,139 --> 00:15:16,600
‫شاید نمایی از آینده باشه،

333
00:15:16,600 --> 00:15:20,103
‫آینده‌ای که مفهوم فاصله‌ی طبقاتی
‫توی شخصیت خلاصه میشه و

334
00:15:20,689 --> 00:15:25,110
‫اصالت تبدیل میشه به واژه‌ای
‫مختص چهارپاها

335
00:15:25,135 --> 00:15:27,561
‫اونوقت دیگه لازم نیست
‫برای پیدا کردن شوهری اشرافی

336
00:15:27,586 --> 00:15:29,796
‫تا اون سر اقیانوس رفت

337
00:15:29,821 --> 00:15:32,407
‫با این حال،
‫تا وقتی که اشرافیت مهمـه،

338
00:15:34,201 --> 00:15:37,746
‫مهمون ویژه‌ای رو برای جشن معارفه‌ی
‫کلارا دعوت کردم

339
00:15:37,746 --> 00:15:39,873
‫یعنی کی؟

340
00:15:39,873 --> 00:15:44,794
‫لرد رابرت آرتور تولبرت گاسکوین سسل،

341
00:15:44,794 --> 00:15:46,755
‫سومین مارکی سالزبری و

342
00:15:46,755 --> 00:15:50,778
‫نخست‌وزیر فعلی سلطنت

343
00:15:50,803 --> 00:15:52,486
‫وای، محشره!

344
00:15:52,511 --> 00:15:55,555
‫لرد سالزبری مشهورترین شخص دنیاست

345
00:15:55,555 --> 00:15:58,558
‫حالا دیگه همه توی مهمونیم شرکت می‌کنن

346
00:15:59,066 --> 00:16:01,652
‫مثل همیشه تمرکزت رو
‫گذاشتی روی چیزهای اشتباه

347
00:16:01,677 --> 00:16:03,512
‫کاری که سال‌ها
‫در نتیجه‌ی بی‌توجهی‌های تو،

348
00:16:03,537 --> 00:16:05,248
‫من رو غرق غم و اندوه کرد

349
00:16:05,273 --> 00:16:06,816
‫تو از من نافرمانی کردی!

350
00:16:06,841 --> 00:16:08,467
‫من که رفته بودم سفر کاری،

351
00:16:08,492 --> 00:16:11,454
‫از مدرسه‌ات فرار کردی و
‫اون زن جوانی که برای مراقبت از

352
00:16:11,479 --> 00:16:12,938
‫تو استخدام کرده بودم رو نادیده گرفتی

353
00:16:12,963 --> 00:16:14,809
‫اون زن دائم‌الخمری بیش نبود!

354
00:16:14,834 --> 00:16:16,377
‫شب تا صبح مست بود،

355
00:16:16,402 --> 00:16:17,946
‫نمی‌تونست از خودش مراقبت کنه،

356
00:16:17,971 --> 00:16:19,222
‫چه برسه به یه بچه‌ی ۹ ساله

357
00:16:19,247 --> 00:16:20,915
‫مرد باید کار کنه

358
00:16:21,225 --> 00:16:23,352
هم باید به حرفه‌ی ریاضیدانیم می‌پرداختم و

359
00:16:23,377 --> 00:16:25,838
هم آرمان بزرگ‌ترم رو سر پا نگه می‌داشتم

360
00:16:25,877 --> 00:16:27,671
آرمان بزرگ‌تر؟

361
00:16:27,671 --> 00:16:29,798
‫منظورت استثمار ضعف‌های انسانیـه

362
00:16:29,798 --> 00:16:33,885
‫اون هم از طریق مخفیگاه‌های تریاک، قمار،
‫فاحشه‌خونه‌هایی که

363
00:16:33,885 --> 00:16:37,305
‫به دست مردانی اداره میشه که
‫تعهد رو رذیلت می‌دونن و

364
00:16:37,305 --> 00:16:38,807
‫درمان دردشون طمعـه؟

365
00:16:38,807 --> 00:16:42,185
‫هدف از کسب و کار سوده و نه فضیلت اخلاقی

366
00:16:42,185 --> 00:16:44,813
‫عجب گفت‌وگوی لذت‌بخشی

367
00:16:44,813 --> 00:16:47,607
‫مطمئنم الان بازرس بولیوانت زنگ می‌زنه

368
00:16:47,607 --> 00:16:49,322
‫میگه دن رو برگردونیم سلولش

369
00:16:49,347 --> 00:16:50,181
‫ساکت!

370
00:16:53,497 --> 00:16:57,126
‫من ۱۵ سال آزگار صبر کردم تا
‫دوباره پسرم رو ببینم

371
00:16:57,151 --> 00:16:59,070
‫توی این مدت طولانی غیبتم،

372
00:16:59,095 --> 00:17:01,806
‫ظاهراً قربانی تهدیدهای ایده‌آلگرایی شدی

373
00:17:01,831 --> 00:17:04,250
‫ایده‌آلگرایی یا
‫امید به یه دنیای بهتر؟

374
00:17:04,275 --> 00:17:06,819
‫همون امیدی که باعث میشه
‫هر ماه مبلغی از حقوقم رو پس‌انداز کنم

375
00:17:06,844 --> 00:17:09,513
‫تا برای حکم تو درخواست تجدید نظر بدم

376
00:17:09,538 --> 00:17:10,414
‫چی؟

377
00:17:10,439 --> 00:17:12,066
‫جانم، گفتی درخواست تجدید نظر؟

378
00:17:12,399 --> 00:17:14,609
‫پس هم هالویی و هم ابله؟

379
00:17:14,634 --> 00:17:16,136
‫نه، نه، نه

380
00:17:16,136 --> 00:17:18,638
‫درخواست تجدید نظر
‫باعث میشه

381
00:17:18,638 --> 00:17:21,349
دسیسه‌های متعدد ‫پدرت بره زیر ذره‌بین

382
00:17:21,349 --> 00:17:22,892
‫درستـه، پدر جان

383
00:17:22,892 --> 00:17:25,437
ظاهراً هنوز اونقدری پول در نیاوردی که بتونی

384
00:17:25,437 --> 00:17:27,188
‫تا آخر عمرت آسایش داشته باشی

385
00:17:27,188 --> 00:17:29,065
‫مسئله پول نیست

386
00:17:29,065 --> 00:17:30,400
‫خب، یکمی چرا

387
00:17:30,400 --> 00:17:31,860
‫حقیقتاً خیلی هم پول مهمـه

388
00:17:31,860 --> 00:17:33,194
‫واقعاً خیال کردی

389
00:17:33,194 --> 00:17:34,975
‫می‌تونن بر خلاف میلم
‫من رو اینجا نگه دارن؟

390
00:17:35,000 --> 00:17:37,841
‫یک سال و دو ماه دیگه که تحمل کنم،

391
00:17:37,866 --> 00:17:39,618
‫بعدش مجوز آزادی مشروطم رو می‌گیرم و

392
00:17:39,618 --> 00:17:41,202
‫بدون هیچ مانعی به خاطر دستاوردهام

393
00:17:41,202 --> 00:17:42,662
‫آزاد میشم

394
00:17:42,662 --> 00:17:44,372
‫ولی با این حال،
‫انتخابت یه زندگی مجرمانه‌ست

395
00:17:44,372 --> 00:17:46,958
‫جرم و جنایت رو به خانواده‌ات ترجیح میدی

396
00:17:46,958 --> 00:17:47,917
‫این عادلانه نیست!

397
00:17:48,623 --> 00:17:52,603
‫آتیش زدم به مال و منالم
‫بلکه تو رو پیدا کنم!

398
00:17:52,857 --> 00:17:55,045
‫با این حال، باز هم ناکام موندی

399
00:17:57,427 --> 00:17:58,887
‫از اونجایی که من برات کافی نیستم که

400
00:17:58,887 --> 00:18:02,849
‫بخوای برای آزادیت بجنگی،
‫بهتره برم پی زندگیم

401
00:18:09,898 --> 00:18:13,610
‫می‌تونیم دوباره خانواده‌مون رو
‫دور هم جمع کنیم، پسر

402
00:18:15,528 --> 00:18:18,406
‫فقط کافیـه باز بیای ملاقاتم

403
00:18:21,368 --> 00:18:23,787
‫من برنمی‌گردم،

404
00:18:23,787 --> 00:18:28,083
‫مگر اینکه بیام و
‫تو رو از این خراب‌شده بیرون ببرم

405
00:18:28,083 --> 00:18:30,168
‫از اونجایی هم که ترجیحت موندنـه،

406
00:18:30,168 --> 00:18:33,880
‫اگه اجازه بدی،
‫از حضورت مرخص میشم

407
00:18:33,880 --> 00:18:36,841
‫باورم نمیشه تو پسر منی

408
00:18:36,841 --> 00:18:40,136
‫راحت باش و من رو نادیده بگیر

409
00:18:40,136 --> 00:18:42,472
‫من هم تلافی می‌کنم

410
00:18:42,567 --> 00:18:52,750
‫«ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک»
‫ <font color="#ff0000">.:: FarahSub & iredsub ::.</font>

411
00:18:52,774 --> 00:18:57,445
‫یعنی هیچکدوم از توانایی‌های من رو
‫به ارث نبرده؟

412
00:18:57,445 --> 00:18:59,364
‫شاید ترجیح میده از توانایی‌هاش

413
00:18:59,364 --> 00:19:01,783
‫برای بهتر کردن دنیا استفاده کنه

414
00:19:01,783 --> 00:19:03,034
‫بهتر کردن؟

415
00:19:03,034 --> 00:19:05,453
‫ما بزرگ‌ترین امپراتوی تاریخیم

416
00:19:05,453 --> 00:19:07,414
‫هر چیزی که وضع موجود رو
‫دستخوش تغییر کنه،

417
00:19:07,414 --> 00:19:09,040
‫همیشه به نسبت گذشته بدتره

418
00:19:09,040 --> 00:19:10,750
‫بنابراین، خیلی مهمـه حتی‌الامکان

419
00:19:10,750 --> 00:19:12,001
‫تغییری ایجاد نشه

420
00:19:12,001 --> 00:19:14,713
‫یه دلیل درست‌وحسابی دیگه
‫برای مبارزه با نخ سرخ که

421
00:19:14,713 --> 00:19:17,716
‫دنیا رو زیر و رو می‌کنه

422
00:19:17,716 --> 00:19:19,759
‫با دزدیدن خدمتکار سابقت؟

423
00:19:19,759 --> 00:19:21,928
‫این چه مسخره‌بازی‌ایـه،
‫چرا نزدن خودت رو نکشتن؟

424
00:19:24,514 --> 00:19:27,350
‫درگیری خودت با نخ چطور پیش میره؟

425
00:19:27,350 --> 00:19:30,520
‫پیشروی‌شون توی قلمرو من
‫کاهش پیدا کرده

426
00:19:30,520 --> 00:19:32,397
‫شاید یه روزی،
‫قرعه چرخید و جای من،

427
00:19:32,397 --> 00:19:34,315
‫اونها از من مخفی شدن

428
00:19:34,315 --> 00:19:37,569
‫وای، چه کیفی بده
‫خصومت دیرینه‌مون رو از سر بگیریم

429
00:19:37,569 --> 00:19:41,489
‫تا اون موقع،
‫باید یه لطف دیگه‌ای در حقم بکنی

430
00:19:41,489 --> 00:19:43,825
‫مجانی به کسی لطف نمی‌کنم

431
00:19:43,825 --> 00:19:45,243
‫هر چیزی که خدمتکار سابقت می‌دونه،

432
00:19:45,243 --> 00:19:47,287
‫دن برای نجاتش،
‫یکی از گماشته‌های نخ رو کشت

433
00:19:47,287 --> 00:19:49,414
‫می‌خوام نذاری بتونن ازش انتقام بگیرن

434
00:19:50,498 --> 00:19:52,250
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

435
00:19:52,250 --> 00:19:54,461
‫بهتره حرف‌های تندِ

436
00:19:54,461 --> 00:19:56,880
‫دن رو به دل نگیری

437
00:19:58,339 --> 00:20:01,676
‫دلداریت حتی توی اتحاد موقت‌مون هم رو مُخـه

438
00:20:01,676 --> 00:20:03,845
‫به جای ترحم نفرت‌انگیزت،

439
00:20:03,845 --> 00:20:06,681
‫هر چیزی که ازم می‌خوای رو بگو

440
00:20:15,106 --> 00:20:17,192
‫خیلی ازت ممنونم که کمکم می‌کنی
(اقامتگاه سفیر آمریکا)

441
00:20:17,192 --> 00:20:19,819
‫مرغ می‌خوای یا یه قالب پنیر؟

442
00:20:19,819 --> 00:20:21,946
‫جفت‌شون تا فردا فاسد میشن

443
00:20:21,946 --> 00:20:25,825
‫هر چی که نمی‌خوای رو بده من

444
00:20:25,825 --> 00:20:27,535
‫پس پنیر مال تو

445
00:20:27,535 --> 00:20:29,287
‫آره، نگران شومینه نباش

446
00:20:29,287 --> 00:20:33,458
مشکلی ندارم تا خدمتکار نگرفتن
توی کارها کمک‌شون کنم

447
00:20:33,458 --> 00:20:35,293
‫ولی از تمیزکاریِ دودکش متنفریم، قبول داری؟

448
00:20:46,346 --> 00:20:48,264
‫داری میای یا نه؟

449
00:20:49,390 --> 00:20:51,392
‫دیدی پنیرش خوبـه؟

450
00:20:51,392 --> 00:20:53,144
‫اصلاً کپک نزده

451
00:20:53,880 --> 00:20:56,633
‫امشب واسه تنوع یه وعده‌ی اصلی می‌خوریم

452
00:20:56,763 --> 00:20:58,822
‫امشب من بیرون باید برم

453
00:20:58,847 --> 00:21:02,170
‫تو چه فتنه‌ای هستی، دختر

454
00:21:02,195 --> 00:21:04,779
‫اومدی مراسم و دزدیدنت و
‫حالا هم می‌خوای شام رو بری بیرون؟

455
00:21:04,804 --> 00:21:06,101
‫حالا کجا دعوتی؟

456
00:21:06,132 --> 00:21:07,560
‫کی قراره حساب کنه؟

457
00:21:08,058 --> 00:21:09,352
‫یه لحظه

458
00:21:09,573 --> 00:21:12,021
‫اون بازرس بیمه‌ی اعصاب‌خردکن باز برگشته

459
00:21:12,046 --> 00:21:14,162
‫نمی‌خوام مزاحم کلارا بشه

460
00:21:14,702 --> 00:21:16,871
‫چه مرد بداخلاق و حقیری

461
00:21:20,380 --> 00:21:22,694
‫چه زود پیشرفت کردی

462
00:21:23,216 --> 00:21:25,843
‫فقط توی انگلیسـه که
‫خدمتکار یکی دیگه شدن

463
00:21:25,843 --> 00:21:27,694
‫ارتقای شغلی حساب میشه

464
00:21:27,719 --> 00:21:29,186
‫مهمل نگو

465
00:21:29,211 --> 00:21:31,915
‫وضع زندگیت از بچه‌های من هم بهتره

466
00:21:31,940 --> 00:21:33,316
‫برخلاف ظاهرش،

467
00:21:33,341 --> 00:21:35,886
‫جفت‌مون می‌دونیم که
‫همچنان برای هایرونز کار می‌کنی

468
00:21:41,296 --> 00:21:43,883
‫بعد از اینکه رفتیم
‫چیزی راجع‌به درشکه‌چی فهمیدی؟

469
00:21:43,908 --> 00:21:44,935
‫البته

470
00:21:45,039 --> 00:21:48,132
‫دوتا درشکه‌چی عبوس از نیوزلند بودن

471
00:21:48,157 --> 00:21:51,888
‫یکی‌شون برای خودِ شخص
‫دوک لستر کار می‌کنه

472
00:21:51,913 --> 00:21:53,715
‫صاحب بزرگ‌ترین
‫کارخونه‌ی کشتی‌سازی دنیا

473
00:21:53,740 --> 00:21:55,325
‫هر چند اخیراً کارخونه‌اش
‫دوران سختی رو پشت‌سر می‌ذاره

474
00:21:55,350 --> 00:21:58,303
‫اون یکی هم واسه
‫جناب نایجل پارکس کار می‌کنه

475
00:21:58,872 --> 00:22:02,803
‫دلالی که توی بحران مالی
‫ضرر سنگینی کرده

476
00:22:02,828 --> 00:22:06,901
‫پس آدم‌هایی مثل لرد ودرسی
‫که آه در بساط نداشتن و

477
00:22:06,926 --> 00:22:09,095
‫هر دوشون ممکن بود علاقمند به

478
00:22:09,095 --> 00:22:11,767
‫تقسیم جواهرات خانم اندرسون باشن

479
00:22:11,792 --> 00:22:13,929
‫واسه تقسیم پول جواهرات
‫اول باید اونا رو بفروشن

480
00:22:13,954 --> 00:22:17,052
‫یه دلال نهایتاً ۳۰ درصد
‫از ارزش جواهرات رو میده

481
00:22:17,077 --> 00:22:19,651
‫بنابراین پول زیادی بین این افراد تقسیم نمیشه

482
00:22:22,481 --> 00:22:26,481
SaberFun

483
00:22:31,743 --> 00:22:35,199
‫شرکت بیمه مجبوره
‫پول سفیر رو تمام و کمال بده

484
00:22:35,224 --> 00:22:38,137
‫مگه اینکه تا فردا بعدازظهر
‫جواهرات رو پیدا کنم

485
00:22:38,162 --> 00:22:42,596
‫وگرنه سفیر ۵۰ هزار پوند
‫دریافت می‌کنه که

486
00:22:42,621 --> 00:22:46,542
‫معادل خسارتیـه که توی
‫سرقت از بانک راه‌آهن از دست داده

487
00:22:46,567 --> 00:22:48,687
‫ببخشید، آمیلیا

488
00:22:48,712 --> 00:22:52,530
‫برای چی جلوی آقای برتویسل رو گرفتی تا

489
00:22:52,555 --> 00:22:54,349
‫از قرارمون عقب بیفتن؟

490
00:22:54,349 --> 00:22:56,165
‫عذر می‌خوام، قربان

491
00:22:56,190 --> 00:22:57,994
‫فقط داشتم ایشون رو متقاعد می‌کردم تا

492
00:22:58,019 --> 00:22:59,260
‫از بازجویی دوباره‌ی کلارا صرف‌نظر کنن

493
00:22:59,285 --> 00:23:02,665
‫بله، جناب سفیر، اگه این دختر
‫بیشتر از این بخواد مراقب کلارا باشه،

494
00:23:02,690 --> 00:23:05,722
‫باید دیگه یکی از کارآگاه‌های پینکرتون دونستش

495
00:23:05,747 --> 00:23:09,505
‫تأخیر یکی از
‫تاکتیک‌های مرسوم شرکت‌های بیمه‌ست

496
00:23:09,530 --> 00:23:11,407
‫تا جایی که شنیدم

497
00:23:11,882 --> 00:23:14,831
‫لطفاً از این طرف، قربان

498
00:23:49,460 --> 00:23:52,298
‫با توجه به مبلغ بالای خسارت

499
00:23:52,702 --> 00:23:55,652
‫اونقدرها غیرمنطقی نیست،
‫جناب سفیر اندرسون که

500
00:23:55,684 --> 00:23:59,581
‫اجازه داشته باشم
‫هر کسی رو دو مرتبه بازجویی کنم

501
00:23:59,606 --> 00:24:02,448
‫با این حال اصرار دارم برای

502
00:24:02,473 --> 00:24:04,765
‫تمام بازجویی‌ها از خانواده‌ی من
‫قبلش با خودم هماهنگ کنید

503
00:24:05,602 --> 00:24:09,840
‫الان هم فکر می‌کنم
‫اگه نمی‌تونید جواهرات رو پیدا کنید،

504
00:24:10,278 --> 00:24:14,197
‫وقتشـه که به فکر جبران خسارت باشید

505
00:24:14,222 --> 00:24:17,016
‫یا نکنـه می‌خواید با
‫وکلای آمریکایی خودم تماس بگیرم؟

506
00:24:20,939 --> 00:24:23,105
‫نه، ببین چه افتضاحی شد

507
00:24:23,130 --> 00:24:24,984
‫ببخشید، اومدم ببینم نیازه دستی به

508
00:24:25,009 --> 00:24:26,344
‫سر و روی اتاق بکشم که...

509
00:24:26,369 --> 00:24:28,604
‫این دکمه‌ها واسه لباس جدیدم‌ان

510
00:24:28,629 --> 00:24:30,848
‫گم‌شون نکن

511
00:24:31,732 --> 00:24:33,611
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

512
00:24:33,636 --> 00:24:35,413
‫همه چی رو نمی‌تونم
‫براتون تعریف کنم، آقای هولمز

513
00:24:35,438 --> 00:24:38,636
‫ولی این کالسکه‌ای که
‫برای دزدیدن خدمتکارتون استفاده شد

514
00:24:38,661 --> 00:24:42,582
‫به تازگی ساخته شده

515
00:24:42,582 --> 00:24:45,063
‫ساختار بادوامی نداره

516
00:24:45,088 --> 00:24:47,161
‫فکر نکنم توی خیابون خیلی تو چشم باشه،

517
00:24:47,186 --> 00:24:48,987
‫ولی تا به حال مثلش رو ندیدم

518
00:24:49,012 --> 00:24:53,032
‫حتی اگه توی ساختش کم‌کاری شده باشه،

519
00:24:53,057 --> 00:24:55,132
‫لامپ‌ها و دستگیره‌های بیرونیش

520
00:24:55,157 --> 00:24:57,118
‫به خوبی حالت گرفتن و
‫شبیه به هم هستن

521
00:24:57,143 --> 00:25:00,455
‫به نظرتون قالبی نداشتن؟

522
00:25:00,480 --> 00:25:01,993
‫و این که کسی برای یکی یا

523
00:25:02,018 --> 00:25:03,765
‫دوتا کالسکه قالب درست نمی‌کنه

524
00:25:03,790 --> 00:25:05,621
‫باریکلا بهتون، قربان.
‫حق با شماست.

525
00:25:05,646 --> 00:25:09,757
‫ولی کی چنین کالسکه‌هایی می‌خواد که

526
00:25:09,788 --> 00:25:12,676
‫توش فضای بلااستفاده‌ایـه؟

527
00:25:12,701 --> 00:25:14,672
‫گمونم کاربرد اصلیش

528
00:25:14,697 --> 00:25:17,200
‫آمبولانسی بود برای بیماران

529
00:25:17,200 --> 00:25:19,962
‫آسایشگاه روانی «گرین» و «ریون‌کرست»
‫که ویژه‌ی مجرمین روانیـه!

530
00:25:19,987 --> 00:25:23,115
‫ولی میشه از این کالسکه‌ها
‫استفاده‌های دیگه‌ای هم کرد

531
00:25:23,140 --> 00:25:25,314
‫این جامخفیـه؟

532
00:25:27,203 --> 00:25:29,947
‫بعد از ساخت اضافه شده؟

533
00:25:29,972 --> 00:25:31,657
‫بخشی از طراحی اولیه‌ست

534
00:25:31,682 --> 00:25:33,545
‫این فوق‌العاده‌ست

535
00:25:33,782 --> 00:25:36,486
‫قطعاً نمی‌خواستن من این رو ببینم، مگه نه؟

536
00:25:36,511 --> 00:25:37,345
‫نمی‌خواستن؟

537
00:25:38,318 --> 00:25:39,326
‫کی‌ها؟

538
00:25:39,351 --> 00:25:41,851
‫گروه تبهکاری شرور و بی‌همتا

539
00:25:41,876 --> 00:25:42,956
‫باید جلوشون رو بگیرم، کلارنس

540
00:25:42,981 --> 00:25:44,299
‫تو هم باید کمکم کنی

541
00:25:44,324 --> 00:25:46,954
‫فردا شب، در واقع،
‫شاید همین صبح پیش رو

542
00:25:46,979 --> 00:25:48,218
‫با ۲۰ پوند موافقی؟

543
00:25:48,243 --> 00:25:49,864
‫ده پوند برای خودت
‫ده پوند هم برای نیروهات

544
00:25:49,889 --> 00:25:51,334
‫۲۰ پوند

545
00:25:51,359 --> 00:25:52,601
‫خطرناکـه؟

546
00:25:52,626 --> 00:25:54,336
‫مطمئن نیستم، آقای هولمز

547
00:25:54,361 --> 00:25:56,280
‫بخاطر مملکت و ملکه‌ات، کلارنس

548
00:26:00,520 --> 00:26:01,616
‫خوبـه، ممنون

549
00:26:01,641 --> 00:26:04,347
‫یکی از افرادم رو می‌فرستم
‫آدرس رو بهت بده

550
00:26:04,579 --> 00:26:06,591
‫راستی، کلارنس؟

551
00:26:06,616 --> 00:26:07,618
‫بله، آقای هولمز

552
00:26:07,643 --> 00:26:08,936
‫چهارچشمی حواست به اطراف باشه

553
00:26:08,961 --> 00:26:11,795
‫مخصوصاً اگه درشکه‌چی‌ای دیدی

554
00:26:44,537 --> 00:26:45,637
‫« رأی‌دهی برای زنان »
‫« گردهمایی حق رأی، یکشنبه، لندن »

555
00:26:45,662 --> 00:26:46,858
‫قبل از اینکه شام بخوریم،

556
00:26:46,883 --> 00:26:48,134
‫گفتم شاید علاقمند باشی

557
00:26:48,159 --> 00:26:49,837
‫ببینی روی چه پروژه‌ای دارم کار می‌کنم

558
00:26:49,862 --> 00:26:51,529
‫اما اول اجازه بده راجع‌به دیروز صحبت کنیم

559
00:26:51,554 --> 00:26:53,796
‫کسی فهمید چرا اون کالسکه‌چی
‫می‌خواست تو رو بدزده؟

560
00:26:53,821 --> 00:26:55,356
‫خودم هم نمی‌دونم

561
00:26:55,381 --> 00:26:57,842
‫تازه، یکی دیگه هم
‫توی ماجرا بود که فرار کرد

562
00:26:57,842 --> 00:27:00,011
‫که خیلی عجیبـه

563
00:27:00,525 --> 00:27:03,838
‫راستش، فکر می‌کنم مردها
‫فقط برای این بهم توجه می‌کنن

564
00:27:03,863 --> 00:27:05,711
‫چون من دستیار آقای هولمزم

565
00:27:05,736 --> 00:27:07,526
‫شاید این مسبب آشنایی‌مون باشه،

566
00:27:07,551 --> 00:27:09,886
‫ولی فکر کنم از اون مرحله
‫دیگه عبور کردیم. مگه نه؟

567
00:27:09,911 --> 00:27:13,763
‫خب، نجات دادن جون دختر مردم
‫یکم شرایط رو تغییر میده

568
00:27:15,546 --> 00:27:18,143
‫این محفل خصوصی‌ایـه که
‫تازگی عضوش شدم

569
00:27:18,168 --> 00:27:20,420
‫متشکل از مردها و زن‌هایی که

570
00:27:20,445 --> 00:27:23,426
‫تلاش دارن برای تمام افراد بالغِ
‫امپراتوری بریتانیا، من‌جمله زنانی که

571
00:27:23,624 --> 00:27:26,588
‫هرگز صدایی تو دولت نداشتن
‫حق رأی بگیرن

572
00:27:26,613 --> 00:27:27,938
‫حواست رو جمع کن، آقای وایلی

573
00:27:27,963 --> 00:27:29,339
‫جوری حرف می‌زنی که

574
00:27:29,364 --> 00:27:31,096
‫انگار می‌خوای با گیوتین یه شاخه گل بچینی

575
00:27:31,121 --> 00:27:34,770
‫بعلاوه، آدم که نمی‌تونه
‫تمامی طبقه‌ی اشرافی و

576
00:27:34,795 --> 00:27:37,048
‫همدست‌های نجیب‌زاده‌شون رو سر ببُره

577
00:27:37,048 --> 00:27:38,215
‫این کارها قبلاً امتحان شده

578
00:27:38,240 --> 00:27:40,026
‫به آقای برن توجه نکن

579
00:27:40,051 --> 00:27:42,025
‫محفل ما دنبال یه راه‌حل صلح‌آمیز

580
00:27:42,050 --> 00:27:43,670
‫در جواب خشونت و انقلابـه

581
00:27:43,695 --> 00:27:45,113
‫من فقط دنبال حق رأی هستم

582
00:27:45,138 --> 00:27:47,074
‫وقتی رأی‌گیری همگانی برگزار بشه،

583
00:27:47,099 --> 00:27:49,827
‫می‌دونم که عدالت پیروز میدان میشه

584
00:27:49,852 --> 00:27:52,600
‫چقدر خوشحالم همه‌تون رو دوباره می‌بینم

585
00:27:52,625 --> 00:27:55,332
‫امشب رو با این خبر شروع می‌کنیم که

586
00:27:55,357 --> 00:27:58,110
‫درخواست‌نامه‌مون برای رأی‌گیری همگانی

587
00:27:58,110 --> 00:28:00,451
‫با نزدیک به ۵۰ هزار امضا

588
00:28:00,476 --> 00:28:03,613
‫به دست نخست‌وزیر رسیده

589
00:28:05,278 --> 00:28:10,735
‫جهت پایکوبی،
‫متن درخواست‌نامه رو بلند می‌خونم

590
00:28:10,760 --> 00:28:13,943
‫با توجه به بهبود عمده‌ای که
‫توی وضعیت رفاهی بیرمنگام حاصل شده،

591
00:28:13,968 --> 00:28:15,503
‫ما متواضعانه درخواست می‌کنیم که

592
00:28:15,528 --> 00:28:17,358
‫حاکمیت محلی در تمامی شهرها،

593
00:28:17,383 --> 00:28:20,053
‫شهرستان‌ها و
‫مستعمره‌های اعلیاحضرت برقرار بشه

594
00:28:20,078 --> 00:28:21,427
‫بگو ببینم، جرمی

595
00:28:21,452 --> 00:28:24,111
‫چه نظری راجع‌به این درخواست داری؟

596
00:28:24,136 --> 00:28:25,680
‫بنده، جناب نخست‌وزیر؟

597
00:28:26,073 --> 00:28:29,622
‫خب، می‌دونم تهیه‌ی شیش کپی
‫از اون دردسر بزرگیـه

598
00:28:29,647 --> 00:28:32,203
‫در مورد گسترش حاکمیت محلی چی میگی؟

599
00:28:32,228 --> 00:28:36,613
‫قربان، این که قطعاً مورد تأیید
‫مجلس بریتانیا قرار نمی‌گیره

600
00:28:37,557 --> 00:28:39,519
‫تبریک میگم، جرمی.

601
00:28:39,544 --> 00:28:41,804
‫دو بار از جواب دادن طفره رفتی

602
00:28:41,829 --> 00:28:42,908
‫این نشونه‌ی درک بالای سیاسیتـه

603
00:28:42,933 --> 00:28:44,180
‫ممنون، جناب نخست‌وزیر

604
00:28:44,205 --> 00:28:49,261
‫بذار ببینم کی این طومار کوفتی رو امضا کرده

605
00:28:49,452 --> 00:28:54,790
‫گمونم همون طرفداران
‫جنبش فابیان و آشوب‌طلب‌ها باشن

606
00:28:57,126 --> 00:28:58,461
‫لرد سالزبری

607
00:28:58,486 --> 00:29:00,697
‫قربان، ببخشید، ولی امشب منتظر بودید که

608
00:29:00,722 --> 00:29:02,833
‫اینجا یه فرش بزرگ بیارن؟

609
00:29:02,907 --> 00:29:05,292
‫امروز بعدازظهر یه پسربچه ازم خواست

610
00:29:05,317 --> 00:29:07,111
‫همچین چیزی رو به اینجا ارسال کنه

611
00:29:07,136 --> 00:29:08,189
‫از این طرف

612
00:29:17,941 --> 00:29:19,729
‫آقای شرلوک هولمز

613
00:29:19,754 --> 00:29:24,592
‫خوش اومدید، با منشی خصوصی من،
‫آقای جرمی استیونز، آشنا بشید

614
00:29:24,617 --> 00:29:27,537
‫غیر از ایشون،
‫طبق درخواست خودتون تنها هستیم

615
00:29:27,578 --> 00:29:29,195
‫خیلی ممنون، جناب نخست‌وزیر

616
00:29:29,220 --> 00:29:31,749
‫آشنایی باهاتون
‫باعث افتخاره، آقای استیونز

617
00:29:31,774 --> 00:29:34,043
‫فقط یه لحظه...

618
00:29:34,272 --> 00:29:37,834
‫به پروفسور برسونید
‫شدیداً از رفتار بی‌ادبانه‌ای که

619
00:29:37,859 --> 00:29:40,917
‫اسمش رو گذاشته لطف، دلخورم

620
00:29:40,942 --> 00:29:42,723
‫حالا گم شید بیرون!

621
00:29:42,748 --> 00:29:45,263
‫خدا رو شکر کنید که
‫وقت ندارم دنبال‌تون بیفتم

622
00:29:45,288 --> 00:29:46,676
‫یالا!

623
00:29:47,281 --> 00:29:49,638
‫ممنون، جناب نخست‌وزیر

624
00:29:49,663 --> 00:29:53,125
‫ممنون که با وجود وقت تنگ‌تون
‫زمان خالی کردید و

625
00:29:53,150 --> 00:29:56,022
‫بابت ورود نمایشی خودم
‫ازتون معذرت می‌خوام،

626
00:29:56,047 --> 00:29:59,426
‫ولی خیلی مهمـه که کسی من رو
‫در حال ملاقات با شما نبینه

627
00:29:59,451 --> 00:30:01,161
‫شما اونقدری به اعلیاحضرت و

628
00:30:01,186 --> 00:30:02,354
‫دولت‌های مختلفش کمک کردید که

629
00:30:02,379 --> 00:30:04,882
‫نمی‌تونم دست رد به سینه‌تون بزنم

630
00:30:05,554 --> 00:30:08,491
‫سمت چپ لباس‌تون رو فقط...

631
00:30:08,491 --> 00:30:09,158
‫ممنون

632
00:30:09,158 --> 00:30:09,867
‫این هم از این

633
00:30:09,867 --> 00:30:10,876
‫ممنون، مچکرم

634
00:30:10,901 --> 00:30:14,739
‫بدون اینکه بخوام نگران‌تون کنم،
‫یه مشکل بزرگی دارم که

635
00:30:14,764 --> 00:30:16,551
‫فقط شما می‌تونید حلش کنید

636
00:30:16,576 --> 00:30:18,059
‫چی می‌خوای؟

637
00:30:18,084 --> 00:30:20,490
‫فقط می‌خوام کمکم کنید و صادق باشید

638
00:30:20,515 --> 00:30:22,563
‫فقط کمک کنم و صادق باشم؟

639
00:30:22,688 --> 00:30:26,949
‫اینها برای یه سیاستمدار
‫درخواست کمی نیست

640
00:30:26,974 --> 00:30:28,892
‫بله، بله، متوجه‌ام

641
00:30:28,917 --> 00:30:32,139
‫خودم هم اول دو به شک بودم

642
00:30:32,164 --> 00:30:35,042
‫مسئله اینـه که
‫من وسط حل یه پرونده‌ی جنایت

643
00:30:35,067 --> 00:30:38,362
‫بسیار بزرگ هستم و
‫در کنارش هم دارم

644
00:30:38,387 --> 00:30:41,557
‫یه سازمان مخفی رو که
‫نماینده‌ی جرایم صنعتیـه

645
00:30:41,582 --> 00:30:44,280
‫از بین می‌برم

646
00:30:44,360 --> 00:30:46,946
‫هیچ اعتمادی به نخست‌وزیرمون نیست

647
00:30:46,946 --> 00:30:49,892
‫اما به محض اینکه خانم‌ها
‫حق رأی داشته باشن، شرایط تغییر می‌کنه

648
00:30:49,917 --> 00:30:52,225
‫امیدوارم همینطور بشه، خانم مورتن

649
00:30:54,988 --> 00:30:57,282
‫خب، نظرت چیـه؟

650
00:30:58,674 --> 00:31:00,688
‫من خیلی چیزی از سیاست سرم نمیشه

651
00:31:00,713 --> 00:31:03,271
‫ولی قطعاً می‌بینی که
‫حاکمیت محلی چقدر منصفانه‌ست

652
00:31:03,296 --> 00:31:04,804
‫به نظرت ایالات متحده حاضره

653
00:31:04,829 --> 00:31:06,901
‫به قبیله‌ی آپاچی حاکمیت محلی بده؟

654
00:31:07,299 --> 00:31:09,649
‫وقتی برای استرالیا
‫درخواست حاکمیت محلی می‌کنی،

655
00:31:09,674 --> 00:31:12,760
‫برای مردم بومی اونجاست
‫یا فقط برای استعمارگرهاش؟

656
00:31:15,251 --> 00:31:16,803
‫متوجه‌ منظورت شدم

657
00:31:16,874 --> 00:31:19,621
‫بی‌عدالتی ریشه‌دارتر از اونیـه که
‫بخوایم یک‌باره باهاش مقابله کنیم

658
00:31:19,646 --> 00:31:23,274
‫ولی باور دارم که یه جهان عادلانه‌تر
‫باعث تصمیم‌گیری‌های عادلانه‌تری هم میشه و

659
00:31:23,299 --> 00:31:25,548
‫من به ساختن جهان بهتر متعهدم و

660
00:31:26,068 --> 00:31:31,074
‫اخیراً تصورم از دنیای بهتر
‫شامل تو هم میشه

661
00:31:31,835 --> 00:31:33,157
‫نمی‌فهمم چطور

662
00:31:33,182 --> 00:31:34,440
‫واقعاً؟

663
00:31:41,763 --> 00:31:44,145
‫ببخشید، کنترل خودم رو از دست دادم

664
00:31:44,170 --> 00:31:45,970
‫مشکلی نیست

665
00:31:45,995 --> 00:31:50,317
‫خیلی جذاب‌تر از گوش دادن
‫به درخواست‌نامه‌ست

666
00:31:50,342 --> 00:31:51,556
‫واقعاً؟

667
00:31:55,943 --> 00:31:57,990
‫تابو ساختن هیچ فایده‌ای نداره

668
00:31:58,015 --> 00:31:59,588
‫جنایتکارها بهش پایبند نمی‌مونن و

669
00:31:59,613 --> 00:32:01,448
‫فقط جلوی پیگیری ما رو می‌گیرن و

670
00:32:01,473 --> 00:32:03,809
‫با توجه به وسعت جنایتی که

671
00:32:03,834 --> 00:32:05,252
‫دارم بررسی می‌کنم،

672
00:32:05,277 --> 00:32:07,478
‫یکی از اون جنایت‌های بزرگ بین‌المللیـه

673
00:32:07,503 --> 00:32:08,992
‫پیشنهاد می‌کنه مصالحه کنی

674
00:32:09,017 --> 00:32:11,326
‫مصالحه! انتظارش رو داشتم

675
00:32:11,361 --> 00:32:13,203
‫آقای هولمز،
‫شما باید از توانایی‌های خودتون و

676
00:32:13,228 --> 00:32:14,994
‫من باید از توانایی‌های خودم بهره ببرم

677
00:32:15,019 --> 00:32:21,534
‫اطلاعاتی که از این شنود دولتی به دست میاد

678
00:32:21,959 --> 00:32:24,712
‫باید تنها توسط مأمورین دادگاه بررسی بشه

679
00:32:24,737 --> 00:32:29,617
‫نباید حتی یک کلمه از
‫گفت‌وگوی ما توی دادگاه زده بشه

680
00:32:29,642 --> 00:32:30,810
‫منصفانه‌ست

681
00:32:30,841 --> 00:32:34,205
‫فکر کنم وضعیت من رو درک کردید

682
00:32:34,230 --> 00:32:36,399
‫الان بیشتر تمرکزم روی

683
00:32:36,424 --> 00:32:38,516
‫شناسایی مجرمینـه،

684
00:32:38,541 --> 00:32:40,543
‫نه اجرای عدالت

685
00:32:40,568 --> 00:32:43,799
‫جرمی، آماده شو یه حکم بنویسی برای...

686
00:32:43,824 --> 00:32:45,013
‫اسمش چیـه؟

687
00:32:45,038 --> 00:32:46,498
‫شنود تلفنی، قربان

688
00:32:46,523 --> 00:32:50,027
‫توی نیویورک اینجوری
‫مخفیانه خطابش می‌کنن، شنود!

689
00:32:50,052 --> 00:32:51,512
‫شنود

690
00:32:52,251 --> 00:32:53,839
‫شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

691
00:32:53,864 --> 00:32:56,575
‫جالبـه که چطور اصطلاحات فنی
‫تمام خشم و غضب ما رو

692
00:32:56,575 --> 00:32:58,827
‫به کارهای مشکوک از بین می‌برن

693
00:32:58,827 --> 00:33:01,357
‫درستـه، خب. سند رو
‫طبق معمول شروع کن، جرمی

694
00:33:01,382 --> 00:33:04,314
‫آقای هولمز مابقی متن رو کمکت می‌کنه

695
00:33:04,339 --> 00:33:06,672
‫بی‌زحمت لطف کنید
‫اسم و سِمَت کسی که

696
00:33:06,697 --> 00:33:08,532
‫می‌خواید ازش شنود کنید رو بگید

697
00:33:08,557 --> 00:33:10,758
‫البته، اینجا نوشتم. خودشـه

698
00:33:13,905 --> 00:33:15,414
‫خدای من

699
00:33:15,976 --> 00:33:17,548
‫آروم باش، جرمی

700
00:33:18,258 --> 00:33:21,388
‫درخواست از طرف شرلوک هولمزه

701
00:33:27,231 --> 00:33:29,216
‫می‌تونی تمام کارهایی که

702
00:33:29,241 --> 00:33:33,717
‫برای حل پرونده‌ی نخ سرخ مونده رو خلاصه کنی

703
00:33:33,742 --> 00:33:35,035
‫به نظر من،

704
00:33:35,656 --> 00:33:38,338
‫باید اول باید بفهمیم درشکه‌چی‌ها

705
00:33:38,363 --> 00:33:40,573
‫چطور از کشورهای مختلف

706
00:33:40,598 --> 00:33:42,305
‫با رئیس‌هاشون همدست شدن

707
00:33:42,330 --> 00:33:45,151
‫بعدش باید بفهمیم سفیر اندرسون
‫برای آزادی کلارا

708
00:33:45,176 --> 00:33:47,643
‫چه کلیدهایی رو واگذار کرده

709
00:33:47,668 --> 00:33:52,298
‫راز قتل لیام و مگت رو حل کنیم

710
00:33:52,298 --> 00:33:54,312
‫بفهمیم کی توی اسکاتلندیارد

711
00:33:54,337 --> 00:33:56,385
‫با تلفن سربازرس ویتلاک تماس گرفته

712
00:33:56,410 --> 00:33:59,601
‫جواهرات گمشده و گروگان‌ها رو پیدا کنیم

713
00:33:59,626 --> 00:34:02,904
‫بفهمیم آمبولانس‌های جدید

714
00:34:02,929 --> 00:34:03,982
‫توی آسایشگاه روانی مجرمین روانی

715
00:34:04,007 --> 00:34:06,540
‫مخفیانه چی داره حمل می‌کنه و

716
00:34:06,603 --> 00:34:09,273
‫همه‌ی اینها رو به قتل مامانم ربط بدیم و

717
00:34:09,273 --> 00:34:11,454
‫بانو وایولت رو به سزای اعمالش برسونیم

718
00:34:11,479 --> 00:34:12,847
‫بله بله، بله، بله

719
00:34:13,020 --> 00:34:15,361
‫سه‌تا سؤال رو بی‌جواب گذاشتی

720
00:34:15,386 --> 00:34:17,422
‫یک، چرا اونا اقدام به ربودن

721
00:34:17,447 --> 00:34:19,005
‫پسر سفیر ایتالیا کردن؟

722
00:34:19,030 --> 00:34:21,488
‫بعد از قتل خدمتکارتون اتفاق افتاد تا

723
00:34:21,513 --> 00:34:23,661
‫ببینن همچنان پیگیر کارهاشون می‌شید یا نه

724
00:34:23,686 --> 00:34:25,480
‫آفرین. عالی بود

725
00:34:25,505 --> 00:34:27,632
‫من هم دقیقاً به همین نتیجه‌گیری رسیدم که

726
00:34:27,657 --> 00:34:30,534
‫خواستن مطمئن شن
‫با جرم بعدی‌شون حواسم پرت نمیشه

727
00:34:30,601 --> 00:34:33,881
‫سؤال دو، وقتی که داشتن می‌دزدیدنت،

728
00:34:33,881 --> 00:34:35,632
‫یکی از کالسکه پرید و

729
00:34:35,632 --> 00:34:37,259
‫به سمت درشکه‌ای که
‫آماده‌ی فرار بود رفت

730
00:34:37,284 --> 00:34:40,078
‫در حالی که کالسکه‌چی که تو رو دزدیده بود
‫تصمیم گرفت بمونه و

731
00:34:40,103 --> 00:34:41,313
‫فرصت فرار رو از دست بده

732
00:34:41,338 --> 00:34:43,293
‫چرا همچین کاری کرد؟

733
00:34:43,990 --> 00:34:45,200
‫چیزی به ذهنم نمی‌رسه

734
00:34:45,225 --> 00:34:46,810
‫نه، من هم همینطور

735
00:34:46,835 --> 00:34:50,630
‫حالا سؤال سوم، که یکم جدی‌تره

736
00:34:51,106 --> 00:34:53,328
‫قبل از اینکه لرد ودرسی خودش رو بکشه،

737
00:34:53,353 --> 00:34:54,938
‫تلویحاً اشاره کرد که

738
00:34:54,963 --> 00:34:56,558
‫نخ سرخ به دنبال برنامه‌ریزی جُرمیـه که

739
00:34:56,583 --> 00:34:58,380
‫از تصورات من هم خارجـه و

740
00:34:58,405 --> 00:35:00,032
‫حس می‌کنم داشت راستش رو می‌گفت

741
00:35:00,032 --> 00:35:01,909
‫شرمنده، سولفید هیدروژن

742
00:35:01,909 --> 00:35:03,676
‫متأسفانه مجبورم این کار رو بکنم

743
00:35:03,701 --> 00:35:05,453
‫هر چی شما بگی

744
00:35:05,478 --> 00:35:08,849
‫شاید اگه فقط یکی دوتا از
‫این سؤالات رو جواب بدیم،

745
00:35:08,874 --> 00:35:10,834
‫بتونیم سر از کار نخ سرخ در بیاریم

746
00:35:10,834 --> 00:35:12,419
‫درسته، ولی یادت نره که نخ سرخ

747
00:35:12,419 --> 00:35:14,166
‫می‌تونست مدت‌ها پیش من رو بکشه

748
00:35:14,191 --> 00:35:16,666
‫اگه مطمئن بود
‫نقش حیاتی‌ای توی موفقیت‌شون ندارم

749
00:35:16,691 --> 00:35:18,108
‫ولی چطور ممکنـه بهشون کمک کنم؟

750
00:35:18,133 --> 00:35:20,094
‫تا ازش سر درنیاریم
‫به کارمون ادامه میدیم، مگه نه؟

751
00:35:20,119 --> 00:35:21,422
‫نه، نه، نه، نه، نه

752
00:35:21,612 --> 00:35:23,288
‫به کارمون ادامه میدیم و

753
00:35:23,313 --> 00:35:25,679
‫وقتی واتسون و خانم هادسون رو نجات دادیم،

754
00:35:25,704 --> 00:35:29,124
‫اونوقت نوبت شکوفایی نبوغ واقعی منـه و

755
00:35:29,149 --> 00:35:30,400
‫اونوقت به حساب نخ سرخ می‌رسیم

756
00:35:30,425 --> 00:35:33,261
‫نظرت راجع‌به عملکردم
‫با تماس‌های تلفنی

757
00:35:33,286 --> 00:35:35,833
‫حین نجات کلارا اندرسون چیـه؟

758
00:35:37,207 --> 00:35:39,106
‫- خیلی خوبـه
‫- ممنون

759
00:35:39,279 --> 00:35:43,537
‫چند دقیقه بعد از اینکه
‫گزارش چارلی درشکه‌چی رو دادم

760
00:35:43,562 --> 00:35:45,678
‫یکی توی دفتر سربازرس ویتلاک

761
00:35:45,703 --> 00:35:47,509
‫به کارخونه‌ی تابوت‌سازی زنگ زد

762
00:35:47,534 --> 00:35:51,498
‫بعدش از دفتر ویتلاک
‫فوراً به لرد ودرسی زنگ زدن تا

763
00:35:51,523 --> 00:35:53,685
‫بهش هشدار بدن که
‫واتسون و

764
00:35:53,710 --> 00:35:56,863
‫خانم هادسون دارن میان،
‫اما خبری از جواهرات سفیر نیست

765
00:35:56,888 --> 00:35:59,274
‫خب، حالا که تمام اسامی و آدرس‌ها رو داریم،

766
00:35:59,299 --> 00:36:02,844
‫منطقیـه اگه فکر کنیم

767
00:36:02,869 --> 00:36:07,619
‫دکتر واتسون و خانم هادسون
‫توی یکی از این مکان‌ها باشن

768
00:36:07,644 --> 00:36:11,516
‫فکر نکنم بتونی توی اسکاتلندیارد
‫حکم بازرسی بگیری

769
00:36:11,541 --> 00:36:13,248
‫چون اونجا هم آدم دارن

770
00:36:13,273 --> 00:36:14,550
‫دقیقاً

771
00:36:15,075 --> 00:36:19,264
‫خب، شما شماره‌های تماس

772
00:36:19,289 --> 00:36:23,752
‫اعضای این شبکه رو
‫به شکل درخت در آوردی

773
00:36:23,777 --> 00:36:25,149
‫نظرت چیـه که یه تکونی بهش بدیم؟

774
00:36:25,174 --> 00:36:26,414
‫ببینیم چی گیرمون میاد

775
00:36:26,440 --> 00:36:27,918
‫پیشنهاد خیلی خوبیـه

776
00:36:27,943 --> 00:36:31,100
‫آره، توصیف دقیقی از نقشه‌ی من کردی

777
00:36:31,125 --> 00:36:32,359
‫باید درخت رو تکون بدیم

778
00:36:32,384 --> 00:36:34,052
‫اول باید از این مرحله عبور کنیم که

779
00:36:34,077 --> 00:36:36,140
‫چطور اعضای نخ سرخ
‫با هم در ارتباطن و

780
00:36:36,165 --> 00:36:38,035
‫کاری کنیم با ما صحبت کنن

781
00:36:38,060 --> 00:36:41,577
‫یه جایی توی خونه‌ی
‫سفیر اندرسون پیدا کردم که

782
00:36:41,602 --> 00:36:44,055
‫هر حرفی که توی اتاق مطالعه بزنه رو می‌شنوم

783
00:36:44,080 --> 00:36:45,692
‫آمیلیا

784
00:36:47,609 --> 00:36:49,402
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم

785
00:36:49,427 --> 00:36:51,262
‫گوش دادن به جنایتکارها
‫بدون اینکه بویی ببرن

786
00:36:51,287 --> 00:36:53,612
‫می‌تونه کلید حل این معما باشه

787
00:36:53,637 --> 00:36:58,253
‫پس، بعد از اینکه یه تکونی به درخت دادیم،
‫همونطور که صراحتاً اشاره کردی،

788
00:36:58,278 --> 00:37:01,815
‫آدم‌رباها باید با هم تماس بگیرین

789
00:37:01,862 --> 00:37:03,869
‫اونوقت واتسون و خانم هادسون

790
00:37:03,894 --> 00:37:05,646
‫یه بار دیگه جابه‌جا میشن

791
00:37:05,671 --> 00:37:08,883
‫متحدین و دوستان ما از همین الان
‫توی موقعیت‌های استراتژیک قرار گرفتن

792
00:37:08,908 --> 00:37:11,744
‫من هم با دو سیگنال
‫آسمون رو روشن می‌کنم

793
00:37:11,769 --> 00:37:14,657
‫نور اول جاییـه که واتسون و خانم هادسون

794
00:37:14,682 --> 00:37:17,255
‫نگه داشته شده بود و
‫رنگ دوم مربوط به

795
00:37:17,280 --> 00:37:18,956
‫جاییـه که قراره برده بشن

796
00:37:19,124 --> 00:37:22,527
‫پس قرمز میشه ارل دورچستر

797
00:37:22,552 --> 00:37:24,387
‫جایی که کلارنس منتظره

798
00:37:24,468 --> 00:37:27,097
‫سبز، دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر،

799
00:37:27,122 --> 00:37:29,958
‫جایی که بچه‌های خیابون‌گرد مراقبن

800
00:37:29,983 --> 00:37:32,033
‫نارنجی، دلال جناب نایجل پارکس

801
00:37:32,058 --> 00:37:34,756
‫که هالیگن کالسکه‌ی من رو پارک کرده

802
00:37:34,781 --> 00:37:36,498
‫زرد، دوک لستر

803
00:37:36,523 --> 00:37:39,051
‫که برتی مراقب کالسکه‌چیـه

804
00:37:39,513 --> 00:37:41,710
‫و بنفش هم... خب، بانو وایولت

805
00:37:41,735 --> 00:37:44,947
‫که اون رو به دست‌های توانمند خودت می‌سپرم

806
00:37:46,487 --> 00:37:48,500
‫در حالی که تو میری
‫اعصابش رو به هم بریزی،

807
00:37:48,525 --> 00:37:50,413
‫من به اسکاتلندیارد میرم تا

808
00:37:50,438 --> 00:37:54,224
‫اعضای نخ سرخ رو طعمه کنم
‫تا به نجات دوستانم کمک کنم

809
00:38:00,719 --> 00:38:03,666
‫« اسکاتلندیارد »

810
00:38:06,495 --> 00:38:09,321
‫سوان، امیدوارم زود نیومده باشم

811
00:38:09,346 --> 00:38:11,058
‫نه، قربان. درست به موقع اومدید تا

812
00:38:11,083 --> 00:38:12,418
‫شاهد پایان حرفه‌ی کاری من باشید

813
00:38:12,443 --> 00:38:14,611
‫چرند نگو، هنوز سنت به
‫داشتن حرفه‌ی کاری قد نمیده

814
00:38:14,636 --> 00:38:16,013
‫اسمی که روی حکم بود رو دیدی

815
00:38:16,038 --> 00:38:17,915
‫لرد سالزبری خودش امضا کرده؟

816
00:38:17,940 --> 00:38:19,341
‫بله، من هم اطاعت کردم

817
00:38:19,366 --> 00:38:20,910
‫حالا دیگه مطمئنم هیچ مرد شریفی

818
00:38:20,935 --> 00:38:22,766
‫- با من صحبت نمی‌کنه
‫- باز حرف مفت زدی

819
00:38:22,791 --> 00:38:23,833
‫لیاقت این شانس‌ها رو نداری

820
00:38:23,858 --> 00:38:26,223
‫بگو ببینم، این دستگاه کار می‌کنه؟

821
00:38:26,248 --> 00:38:27,416
‫بله قربان

822
00:38:27,441 --> 00:38:30,464
‫می‌تونم تمامی مکالمات سربازرس رو

823
00:38:30,489 --> 00:38:31,943
‫شنود و ضبط کنم

824
00:38:31,968 --> 00:38:34,231
‫عالی شد، عالی شد، عالی!

825
00:38:34,256 --> 00:38:36,039
‫حال تنها کاری که می‌مونه اینـه که

826
00:38:36,039 --> 00:38:38,769
‫برم یکی از بهترین اجراهای تاریخ رو

827
00:38:38,794 --> 00:38:39,864
‫به نمایش بذارم

828
00:38:39,889 --> 00:38:41,520
‫متأسفم که نیستی تماشا کنی

829
00:38:41,545 --> 00:38:44,353
‫چون تعداد تماشاچی‌های
‫این نمایش خیلی معدودن

830
00:38:44,378 --> 00:38:48,252
‫بعدش یکی با تلفن
‫دفتر سربازرس ویتلاک

831
00:38:48,277 --> 00:38:50,429
‫از تلفن‌چی می‌خواد اون رو
‫به شماره‌ای وصل کنه

832
00:38:50,454 --> 00:38:51,738
‫باید اون شماره رو برام بنویسی، مفهومـه؟

833
00:38:51,763 --> 00:38:52,935
‫- بله
‫- بعدش...

834
00:38:52,960 --> 00:38:54,766
‫در حالی که
‫داری مکالمه رو ضبط می‌کنی،

835
00:38:54,766 --> 00:38:56,639
‫باید این شماره رو
‫با تمام شماره‌های دیگه‌ای که

836
00:38:56,664 --> 00:38:58,052
‫توی لیستـه مقایسه کنی و
‫ببینی متعلق به کیـه

837
00:38:58,077 --> 00:38:59,309
‫متوجه شدی؟

838
00:38:59,334 --> 00:39:00,747
‫دوک لستر؟

839
00:39:01,127 --> 00:39:02,594
‫دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر؟

840
00:39:02,619 --> 00:39:04,695
‫- قربان، این...
‫- نگران نباش

841
00:39:04,852 --> 00:39:06,137
‫نگران نباش

842
00:39:06,162 --> 00:39:07,702
‫همه چی خیلی زود تموم میشه

843
00:39:07,727 --> 00:39:11,898
‫حالا باید برم بالا و
‫سر بالادستی‌هات خراب شم

844
00:39:12,807 --> 00:39:14,851
‫تو داری پیشرفت می‌کنی

845
00:39:15,601 --> 00:39:17,603
‫هفته‌ی پیش یه خدمتکار فرهیخته بودی

846
00:39:17,628 --> 00:39:21,715
‫ولی الان خیلی سرزده
‫میای سراغ دختر دوک رو می‌گیری

847
00:39:21,740 --> 00:39:23,936
‫بدون اینکه وقت قبلی‌ای گرفته باشی

848
00:39:23,961 --> 00:39:26,005
‫من که هرگز قصد مزاحمت نداشتم

849
00:39:26,449 --> 00:39:29,959
‫ولی حین جشنِ دختر سفیر ایتالیا

850
00:39:29,984 --> 00:39:31,653
‫کلارا بادبزنش رو جا گذاشت و

851
00:39:31,678 --> 00:39:34,586
‫یه دختر خنگ گفت شما اون رو برداشتید

852
00:39:35,105 --> 00:39:37,440
‫من که کلفت خونه نیستم

853
00:39:37,506 --> 00:39:39,674
‫تو از این کارها می‌کنی

854
00:39:40,384 --> 00:39:43,220
‫مهم نیست، بگو ببینم این بادبزن چه شکلیـه؟

855
00:39:45,606 --> 00:39:47,677
‫خب، خیلی منحصر به فرده

856
00:39:47,903 --> 00:39:51,948
‫وقتی که باز میشه،
‫تبدیل به طرح یه سلاح میشه،

857
00:39:52,849 --> 00:39:56,985
‫یه وسیله‌ی زرهی عجیب
‫با یه توپ جنگی که بالاشـه

858
00:39:57,638 --> 00:40:00,656
‫طرحی که روشـه خیلی با دقت کشیده شده

859
00:40:01,703 --> 00:40:03,789
‫تقریباً مثل یه نقاشی مهندسیـه

860
00:40:04,082 --> 00:40:06,715
‫کلارا مطمئن بود که اینجاست

861
00:40:07,839 --> 00:40:10,759
‫من هم همون‌قدر مطمئنم که اینجا نیست

862
00:40:11,855 --> 00:40:14,399
‫ولی به نظر بادبزن بخصوصیـه

863
00:40:14,424 --> 00:40:18,591
‫اگه پیداش کنیم،
‫خودم ازش مراقبت می‌کنم

864
00:40:18,725 --> 00:40:21,032
‫می‌تونید با یه نخ سرخ

865
00:40:21,057 --> 00:40:23,565
‫اون رو ببندید و خبرم کنید بیام ببرمش

866
00:40:23,590 --> 00:40:29,306
‫تمام تلاشم رو می‌کنم
‫اون رو به دستت برسونم

867
00:40:33,806 --> 00:40:36,359
‫اجازه بدید به آقای هاپر بگم
‫تا دم در بدرقه‌ات کنه

868
00:40:36,384 --> 00:40:37,471
‫نیازی نیست

869
00:40:37,496 --> 00:40:39,277
‫خودم راه رو بلدم

870
00:40:41,076 --> 00:40:45,789
‫هاپر، برو فوراً کالسکه‌ام رو بیار

871
00:40:47,214 --> 00:40:48,727
‫باید گزارش این آدم‌ربایی‌ها رو

872
00:40:48,752 --> 00:40:49,758
‫به پلیس می‌دادی

873
00:40:49,783 --> 00:40:52,099
‫خوشبختانه فقط یکی دو ساعت تا

874
00:40:52,124 --> 00:40:54,196
‫پیدا کردن واتسون و خانم هادسون و

875
00:40:54,221 --> 00:40:56,172
‫پایان دادن به این کابوس فاصله دارم

876
00:40:56,197 --> 00:40:57,323
‫خدا رو شکر

877
00:40:57,472 --> 00:40:58,638
‫چه کمکی از ما بر میاد؟

878
00:40:58,663 --> 00:41:00,123
‫یه بار دیگه زودتر فهمیدید

879
00:41:00,148 --> 00:41:02,747
‫چی تو سرم می‌گذره، سربازرس.
‫من باید برگردم به خیابون بیکر و

880
00:41:02,772 --> 00:41:04,287
‫منتظر تماس خبرچینم باشم

881
00:41:04,312 --> 00:41:05,387
‫در این فاصله،

882
00:41:05,412 --> 00:41:07,910
‫اگه چندتا از گروه‌های
‫شیش نفره‌تون رو آماده کنید ممنون میشم

883
00:41:07,935 --> 00:41:10,021
‫قطعاً باید با هم همکاری کنیم

884
00:41:10,059 --> 00:41:12,100
‫- می‌تونم تصـ...
‫- حرف مفت نزن، بولیوانت

885
00:41:12,125 --> 00:41:14,477
‫چرا باید کنترل تحقیقاتی رو
‫بدست بگیری که

886
00:41:14,502 --> 00:41:16,433
‫هیچی راجع‌بهش نمی‌دونی؟

887
00:41:16,458 --> 00:41:17,834
‫البته

888
00:41:17,859 --> 00:41:20,458
‫منِ احمق رو بگو!

889
00:41:20,579 --> 00:41:22,497
‫شما خیال‌تون راحت، آقای هولمز

890
00:41:22,497 --> 00:41:25,269
‫ما گروه‌های مأموران‌مون رو
‫توی سراسر شهر مستقر می‌کنیم

891
00:41:25,294 --> 00:41:27,465
‫تا به محض تماس، وارد عمل بشن

892
00:41:27,490 --> 00:41:29,058
‫از لطف بزرگ‌تون ممنونم

893
00:41:29,083 --> 00:41:31,536
‫حالا که حمایت شما رو دارم، سربازرس

894
00:41:31,561 --> 00:41:33,458
‫موفقیت‌مون تضمین‌شده‌ست

895
00:41:33,483 --> 00:41:35,319
‫منتظر تماسم باشید

896
00:41:35,343 --> 00:41:45,343
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

897
00:41:45,367 --> 00:41:55,367
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

