﻿1
00:00:05,480 --> 00:00:12,490
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:12,720 --> 00:00:15,740
<i>‫پلیس متروپولیتن
‫هنوز اظهار نظری دربارۀ این حادثه نکرده،</i>

3
00:00:15,740 --> 00:00:17,850
<i>‫اما جزئیات آن در حال انتشار هستند.</i>

4
00:00:17,850 --> 00:00:21,770
<i>‫طبق گزارشات، جسد قربانی از یک ماشین،
‫بیرون رستواران آنا لیویا به پایین انداخته شده</i>

5
00:00:21,770 --> 00:00:25,260
<i>‫رستورانی که سوپراستارها و سیاستمداران،
‫ رفت و آمد زیادی در آن دارند.</i>

6
00:00:25,260 --> 00:00:26,400
<i>‫وزیر کشور،
‫پیتر...</i>

7
00:00:28,570 --> 00:00:29,570
‫بشین.

8
00:00:30,690 --> 00:00:34,220
‫خیلی اینجا نمی‌مونم،
‫برای همین نمی‌شینم.

9
00:00:34,700 --> 00:00:36,410
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی.

10
00:00:36,410 --> 00:00:38,080
‫خب چرا خودت نمیگی؟

11
00:00:38,080 --> 00:00:40,660
‫که لقمۀ گنده‌تر از دهنم برداشتم.

12
00:00:40,660 --> 00:00:43,500
‫که تو موضوعاتی دخالت کردم
‫که بهم مربوط نیستن.

13
00:00:43,500 --> 00:00:46,130
‫که پام رو از گلیمم درازتر کردم.
‫درسته؟

14
00:00:47,210 --> 00:00:48,210
‫زدی تو خال.

15
00:00:49,250 --> 00:00:52,380
‫یه تیم از ام‌آی‌فایو جمع کردی
‫تا مواضع امنیتی‌مون رو آزمایش کنه.

16
00:00:52,380 --> 00:00:54,840
‫- حالا هم این تیم سرکش شده.
‫- سرکش فقط واسه یه لحظه‌اشه.

17
00:00:54,840 --> 00:00:57,680
‫یه جسد لامصب رو
‫ انداختن بیرون رستوران محبوبم.

18
00:00:57,680 --> 00:01:00,270
‫این قضیه تاثیرات خیلی بدی
‫ روی رزروهای رستوران داره.

19
00:01:00,270 --> 00:01:03,120
‫- مطمئنی می‌خوای تمرکزت رو این موضوع باشه؟
‫- مالکش آشنامه.

20
00:01:03,810 --> 00:01:06,190
‫یکی از سرمایه‌گذارهاش هم هستم
‫اما موضوع این نیست.

21
00:01:06,190 --> 00:01:08,380
‫- نه که نیست.
‫- موضوع اینه که این قضیه نباید درز پیدا کنه.

22
00:01:08,380 --> 00:01:09,940
‫چون مجبور میشم استعفا بدم.

23
00:01:10,190 --> 00:01:13,190
‫و کاملاً فعالیت چیفتن رو به خطر می‌ندازه.

24
00:01:13,900 --> 00:01:16,780
‫که توی اون هم سهام داری.

25
00:01:16,780 --> 00:01:18,450
‫می‌دونی تو چه دردسری افتادم.

26
00:01:22,700 --> 00:01:25,230
‫دوست دارم غرق شدنت
‫ تو این باتلاق رو ببینم.

27
00:01:26,330 --> 00:01:28,740
‫اما با این کارهای مسخرت
‫آبروی ام‌آی‌فایو رو بردی.

28
00:01:29,540 --> 00:01:32,490
‫پس من گندش رو جمع می‌کنم
‫و یه فکری به حالش می‌کنم.

29
00:01:33,050 --> 00:01:35,120
‫چطوری؟
‫نمیشه که شکست رو قبول کنیم.

30
00:01:35,550 --> 00:01:38,200
‫بسپارش به من،

31
00:01:38,200 --> 00:01:40,410
‫مگه من حرفه‌ای نبودم؟

32
00:01:44,560 --> 00:01:45,560
‫اینگرید.

33
00:01:45,560 --> 00:01:49,020
‫می‌خوام تیم متخصص رو به انبار راه بدم
‫تا اسناد خاکستری رو ببینن.

34
00:01:49,690 --> 00:01:52,940
‫جداً؟
‫لازم نیست‌ها.

35
00:01:52,940 --> 00:01:55,400
<i>‫می‌تونی سرشون رو گرم کنی،
‫ردشون رو بزنی.</i>

36
00:01:55,400 --> 00:01:58,870
‫اینطوری تیم متخصص وزیر کشور،
‫به‌طور کامل وارد یه مکان ایمن ام‌آی‌فایو شده

37
00:01:58,870 --> 00:02:01,340
‫طوری که به ضرر اونه
‫و نه به ضرر ما.

38
00:02:01,340 --> 00:02:03,330
<i>‫بعدش هم تو انبار که چیز با ارزشی نیست.</i>

39
00:02:03,330 --> 00:02:08,370
‫نه اما مسئولیت اون انبار با منه.
‫ترکش‌هاش به خودم می‌خوره؟

40
00:02:08,370 --> 00:02:10,980
‫معلومه که نه دایانا،
‫بهت قول میدم.

41
00:02:13,989 --> 00:02:20,990
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

42
00:02:24,360 --> 00:02:25,500
‫[زامبی‌ها حمله کردند!]

43
00:02:30,730 --> 00:02:32,110
‫کارت‌رایت کوش؟

44
00:02:32,110 --> 00:02:33,530
‫طبقۀ بالا.

45
00:02:34,150 --> 00:02:36,610
‫فهمیدم دانوان استن‌دیش رو کجا نگه داشته.

46
00:02:36,610 --> 00:02:37,900
‫نه‌خیر.

47
00:02:37,900 --> 00:02:39,070
‫دقیق که نه،

48
00:02:39,070 --> 00:02:42,240
‫اما تو اسناد چیفتن
‫یه فهرست از املاک‌شون رو پیدا کردم.

49
00:02:42,240 --> 00:02:43,950
‫گزینه‌ها رو
‫به این چهارتا محدود کردم.

50
00:02:43,950 --> 00:02:46,360
‫محدودۀ زمانی نشون میده
‫ که ۵۰ کیلومتری لندنه.

51
00:02:47,040 --> 00:02:50,130
‫اما دانوان که از املاک چیفتن استفاده نمی‌کنه.

52
00:02:50,130 --> 00:02:51,330
‫چرا؟

53
00:02:51,330 --> 00:02:54,250
‫چون اینطوری می‌فهمن کجاس کس‌مغز.

54
00:02:57,050 --> 00:02:58,430
‫- من میگم.
‫- باشه.

55
00:02:58,430 --> 00:03:01,180
‫اون عکسه که رو سر استن‌دیش
‫تفنگ گذاشتن رو نشونم بدین.

56
00:03:02,300 --> 00:03:05,020
‫درسته.
‫به اطلاعات مهمی رسیدیم.

57
00:03:05,020 --> 00:03:06,930
‫اسپایدر واسه چیفتن کار می‌کنه.

58
00:03:06,930 --> 00:03:08,960
‫- دستت درد نکنه.
‫- خواهش می‌کنم.

59
00:03:09,690 --> 00:03:11,730
‫آره،
‫اونا که استن‌دیش رو که ول نمی‌کنن،

60
00:03:11,730 --> 00:03:13,320
‫پس خودم باید برم سراغش.

61
00:03:13,320 --> 00:03:17,030
‫بیا. این رو بزن به لپتاپت.
‫بیارش رو صفحه. بزرگ‌ترش کن.

62
00:03:17,030 --> 00:03:18,030
‫خوب فکر کنین.

63
00:03:19,400 --> 00:03:23,870
‫وقتی زنگ زدن
‫صدایی از اطراف نمی‌اومد؟

64
00:03:23,870 --> 00:03:24,870
‫نه.
‫هیچی.

65
00:03:26,490 --> 00:03:29,750
‫- اما شنیدی که چی گفت؟
‫- اسپایدر تو این کار دست داشته، تیم متخصص.

66
00:03:29,750 --> 00:03:31,500
‫آره.
‫پیغام‌شون چی بود؟

67
00:03:31,500 --> 00:03:34,790
‫گفت که «به کسی نگو.

68
00:03:34,790 --> 00:03:37,300
‫ببا باربیکن بریج
‫وگرنه کاترین استن‌دیش می‌میره.»

69
00:03:37,300 --> 00:03:39,590
‫- اسپایدر هم اونجا بود. دستش تو کار بود.
‫- باشه.

70
00:03:39,590 --> 00:03:41,680
‫بیخیال اون اسپایدر کیری شو.

71
00:03:43,010 --> 00:03:44,220
‫مرده.

72
00:03:46,390 --> 00:03:47,390
‫چی؟

73
00:03:49,890 --> 00:03:52,230
‫وایسا ببینم...
‫ما همین حالا پیشش بودیم.

74
00:03:52,850 --> 00:03:54,020
‫آره،
‫اما یکم بعد از اون،

75
00:03:54,020 --> 00:03:56,400
‫جلوی یه رستوران
‫ از یه ماشین انداختنش پایین.

76
00:03:56,400 --> 00:03:58,320
‫همونجایی که جاد و مانتیث
‫داشتن ناهار می‌خوردن.

77
00:03:58,320 --> 00:04:00,260
‫کی کشتتش؟

78
00:04:00,740 --> 00:04:02,110
‫انگار دانوان.

79
00:04:02,110 --> 00:04:04,780
‫تصورم اینه که احساس کرده
‫کسی بهش توجه نمی‌کرده.

80
00:04:04,780 --> 00:04:08,250
‫- واسه اسناد خاکستری دست به آدم‌کشی زدن؟
‫- آره، ظاهراً که اینطوریه.

81
00:04:08,250 --> 00:04:10,580
‫بیخیال بابا.

82
00:04:10,580 --> 00:04:12,190
‫انگار تو یه خونه‌اس.

83
00:04:12,190 --> 00:04:14,210
.باریکلا نابغه

84
00:04:14,210 --> 00:04:15,630
‫بهترین کارمند هفته.

85
00:04:17,250 --> 00:04:18,420
‫اصلاً انگار نه انگار.

86
00:04:18,420 --> 00:04:20,090
‫تفنگ گذاشتن رو سرش.

87
00:04:20,880 --> 00:04:21,720
‫نه.

88
00:04:21,720 --> 00:04:24,010
‫می‌خواد یه چیزی بهمون نشون بده.

89
00:04:24,010 --> 00:04:27,390
‫رو اون قسمت دیوار زوم کن.

90
00:04:30,020 --> 00:04:33,560
‫به این میگن کم کردن گزینه‌ها،
‫دختره واقعاً نابغه‌اس.

91
00:04:33,560 --> 00:04:35,980
‫خونه‌ای رو پیدا کن
‫که این سه‌تا بچه توش بزرگ شدن.

92
00:04:37,900 --> 00:04:41,280
‫بیخیال، اخمات رو باز کن.
‫پسره یه کثافت تموم‌عیار بود.

93
00:04:42,110 --> 00:04:43,480
‫کجا داری میری؟

94
00:04:44,160 --> 00:04:45,160
‫کلیسا.

95
00:05:28,340 --> 00:05:31,150
‫« اسب‌های کودن »
‫" ‫" فصل سوم - قسمت چهارم

96
00:05:31,150 --> 00:05:38,150
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

97
00:05:54,940 --> 00:05:58,480
‫خب دیگه، زودی تمومش کن.
‫باید به زیردستام زور بگم. سرم شلوغه.

98
00:05:58,480 --> 00:06:00,440
‫تو خانه لجنزار کسی سرش شلوغ نیست.

99
00:06:01,070 --> 00:06:02,780
‫بدو دیگه.
‫زودتر کارت رو بگو.

100
00:06:02,780 --> 00:06:05,860
‫تیم متخصص یه نفر رو کشته
‫و دوتا هم گروگان داره.

101
00:06:05,860 --> 00:06:07,820
‫نمی‌دونم فکر کردن
‫ چی تو اسناد خاکستری هست،

102
00:06:07,820 --> 00:06:09,120
‫اما هیچ ارزشی ندارن.

103
00:06:09,120 --> 00:06:13,410
‫برای همین پیشنهادم اینه چیزی که دنبالشن رو
‫بهشون بدیم تا گروگان‌ها زودتر آزاد شن،

104
00:06:13,410 --> 00:06:15,580
‫- و بعداً به حساب خودشون برسیم.
‫- باشه.

105
00:06:15,580 --> 00:06:19,960
‫می‌خوام که تو یا یکی از افرادت
‫ اون‌ها رو ببره داخل و بیارتشون بیرون.

106
00:06:19,960 --> 00:06:21,130
‫نه بابا، جدی؟

107
00:06:21,130 --> 00:06:22,880
‫معاملۀ دو سر بردیه.
‫بهت اطمینان میدم.

108
00:06:22,880 --> 00:06:26,840
‫تو اطمینان بدی؟
‫بذار یه روز دیگه سر این موضوع بحث می‌کنیم.

109
00:06:26,840 --> 00:06:28,760
‫زودی استن‌دیش میاد پیشت.

110
00:06:28,760 --> 00:06:31,840
‫بعدش هم لطفی در حقم کردی
‫که می‌تونم هرلحظه برات جبرانش کنم.

111
00:06:34,180 --> 00:06:35,180
‫نه.

112
00:06:35,770 --> 00:06:36,850
‫نه،
‫ لازم نکرده.

113
00:06:37,980 --> 00:06:40,270
‫راستش قبلاً هم اینطوری گیر افتادم.

114
00:06:40,270 --> 00:06:42,730
‫«وای، ببخشید جکسون. ما یه گندی زدیم.
‫یه لطفی در حق‌مون کن.

115
00:06:42,730 --> 00:06:44,940
‫از این در وارد شو
‫تا همه‌چیز درست شه.»

116
00:06:44,940 --> 00:06:46,280
‫آخرین باری که همچین کاری کردم،

117
00:06:46,280 --> 00:06:49,030
‫رفتم تو و یه سر بریده شده
‫ رو یه میز کوفتی دیدم.

118
00:06:49,030 --> 00:06:50,660
‫گه‌کاری‌هات رو خودت جمع کن.

119
00:06:50,660 --> 00:06:53,120
‫- گه‌کاری من نیست.
‫- نه، گه‌کاری جاده.

120
00:06:53,910 --> 00:06:57,360
‫من هم فکر می‌کنم ازم کمک می‌خوای
‫که بندازیمش تو قفس شیر.

121
00:07:01,420 --> 00:07:04,880
‫- حالا چی می‌‌خوای به زنت بگی؟
‫- چی رو چی بگم؟

122
00:07:04,880 --> 00:07:06,210
‫که اخراج شدی.

123
00:07:06,800 --> 00:07:08,430
‫قصد نداشتم چیزی بهش بگم.

124
00:07:08,430 --> 00:07:11,720
‫چرا فکر کردی که زنم
‫ به اخراج شدن تو اهمیتی میده؟

125
00:07:11,720 --> 00:07:13,810
‫اصلاً تو رو نمی‌شناسه رفیق.

126
00:07:14,390 --> 00:07:15,390
‫جفت‌مون اخراج شدیم.

127
00:07:16,270 --> 00:07:18,940
‫چرا باید من رو اخراج کنه؟
‫مگه از جیب من کوکائین پیدا کردن؟

128
00:07:20,100 --> 00:07:21,190
‫«اخراجین.

129
00:07:21,190 --> 00:07:24,440
‫بواسیری که دارم
‫از شما به‌درد‌بخورتره.»

130
00:07:24,440 --> 00:07:26,440
‫- پیغامش همین بود.
‫- می‌دونم پیغامش چی بود.

131
00:07:26,440 --> 00:07:27,570
‫اما تو رو می‌گفت.

132
00:07:27,570 --> 00:07:29,950
‫وقتی برگشتیم خانه لجن‌زار می‌فهمی.

133
00:07:29,950 --> 00:07:31,240
‫گفته شما.

134
00:07:31,240 --> 00:07:33,910
‫- به یه نفر که نمیگن شما.
‫- چرا، میگن.

135
00:07:33,910 --> 00:07:35,580
‫آره خب.
‫معلوم میشه.

136
00:07:37,540 --> 00:07:38,540
‫چرا باید من رو اخراج کنه؟

137
00:07:38,540 --> 00:07:41,080
‫خب اولاً که یه قمارباز بدبختی.

138
00:07:41,080 --> 00:07:44,170
‫اینقدر چرخونک شانس تابوندی
‫که جفت دستات دچار گرفتگی شدن.

139
00:07:44,170 --> 00:07:48,090
‫نه،
.راستش خود بازیکن‌ها چرخه رو نمی‌تابونن

140
00:07:48,090 --> 00:07:51,200
‫برخلاف اعتیاد تو
‫عادت کوچولوی من روی کارم تاثیری نمی‌ذاره.

141
00:07:52,010 --> 00:07:53,550
‫وقتی نشئه باشم هیشکی نمی‌فهمه.

142
00:07:55,180 --> 00:07:56,970
‫می‌دونی کار بدیه دیگه؟

143
00:08:00,100 --> 00:08:01,840
‫صد پوند شرط می‌بندم با جفت‌مون بوده.

144
00:08:03,810 --> 00:08:04,810
‫پونصدتا.

145
00:08:05,320 --> 00:08:07,070
‫- واقعاً؟
‫- اصلاً سگ‌ خورد. هزارتا.

146
00:08:07,690 --> 00:08:08,530
‫حله.

147
00:08:08,530 --> 00:08:09,740
‫آره.
‫حله.

148
00:08:12,200 --> 00:08:13,200
‫شیر نداریم.

149
00:08:15,410 --> 00:08:17,080
‫چون همیشه کاترین شیر می‌گرفت.

150
00:08:17,580 --> 00:08:20,620
‫فکر می‌کنی لمب بعد پیدا شدن خونه
‫ نقشه‌ای داره؟

151
00:08:22,790 --> 00:08:26,020
‫حدس می‌زنم وارد اونجا میشیم
‫و پیداش می‌کنیم.

152
00:08:28,300 --> 00:08:30,130
‫نکنه واقعاً به‌خاطر اسپایدر ناراحتی؟

153
00:08:34,430 --> 00:08:38,810
‫آخه حالم ازش بهم می‌خورد.
‫حالم ازش به هم می‌خورد...

154
00:08:41,380 --> 00:08:43,540
‫اما...

155
00:08:43,540 --> 00:08:44,730
‫یه زمانی دوست هم بودیم.

156
00:08:46,610 --> 00:08:47,690
‫جداً؟

157
00:08:51,190 --> 00:08:52,280
‫آره.

158
00:08:53,530 --> 00:08:55,930
‫به‌نظرم زیاد ازت سوءاستفاده کرده.

159
00:08:57,280 --> 00:09:00,420
‫به نظرم هم اگه این اتفاق برای تو افتاده بود
‫براش مهم نبود.

160
00:09:09,460 --> 00:09:11,460
‫- بله؟
‫- ریور کارت‌رایت؟

161
00:09:11,460 --> 00:09:12,380
<i>‫بفرمایین.</i>

162
00:09:12,380 --> 00:09:15,260
‫از باشگاه سن‌جاشوا تماس می‌گیرم.
‫پدربزرگ‌تون اینجا عضو بودن.

163
00:09:15,260 --> 00:09:16,930
‫عضو هست.

164
00:09:16,930 --> 00:09:19,310
‫اختلافی تو وضعیت عضویت‌شون
‫ به وجود اومده...

165
00:09:19,310 --> 00:09:22,140
‫واسه چی به نوه‌ام زنگ زدی؟
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

166
00:09:22,140 --> 00:09:24,310
‫اوه،
‫فهمیدم قضیه چیه.

167
00:09:24,310 --> 00:09:26,270
<i>‫می‌خواین باهاشون حرف بزنین؟</i>

168
00:09:27,230 --> 00:09:28,730
‫نه، نه، لازم نیست...

169
00:09:30,610 --> 00:09:33,280
‫- خودم میام. خیلی دور نیستم.
‫- <i>اگه زحمت‌تون نمیشه.</i>

170
00:09:33,280 --> 00:09:34,400
‫خیلی‌خب.
‫ممنون.

171
00:09:40,540 --> 00:09:42,620
‫من باید برم کمک پدربزرگم.

172
00:09:42,620 --> 00:09:44,080
‫چی؟
‫الان؟

173
00:09:44,080 --> 00:09:45,330
‫آره،
‫الان.

174
00:09:47,670 --> 00:09:48,880
‫ممنون بابت چایی.

175
00:09:49,880 --> 00:09:51,800
‫راستش بدون شیر ترجیح میدم...

176
00:10:02,180 --> 00:10:04,640
‫- الان به‌خاطر قتل تحت تعقیبیم؟
‫- من تحت تعقیبم.

177
00:10:04,640 --> 00:10:06,300
‫دیگه نمی‌ذارم سرخود کاری رو بکنی.

178
00:10:06,300 --> 00:10:08,800
‫- همه‌چی ردیفه.
‫- آدم کشتی.

179
00:10:09,400 --> 00:10:10,900
‫حالا به چیزی که می‌خوایم می‌رسیم.

180
00:10:10,900 --> 00:10:12,860
‫- مطمئنی؟
‫- زنگ می‌زنن.

181
00:10:12,860 --> 00:10:15,240
‫- بعدش چه بلایی سر تو...
‫- مهم نیست!

182
00:10:16,700 --> 00:10:18,490
‫اولاً که انتقام الیسون رو می‌گیریم.

183
00:10:19,370 --> 00:10:20,370
‫وقتی که گرفتیم،

184
00:10:20,370 --> 00:10:22,600
‫هر مجازاتی که برام ببرن رو می‌پذیرم.

185
00:10:26,500 --> 00:10:29,330
‫می‌خوای با اون مردی که
‫ زندانیش کردی چی‌کار کنی؟

186
00:10:29,330 --> 00:10:30,250
‫هیچی.

187
00:10:30,250 --> 00:10:33,340
‫رئیسته؟ الان گروگانت شده؟
‫می‌خواست من رو آزاد کنه.

188
00:10:33,340 --> 00:10:35,670
‫یکم دیگه باید نگهت داریم.

189
00:10:36,380 --> 00:10:38,370
‫بی‌دلیل تو رو ندزدیدیم.

190
00:10:41,680 --> 00:10:43,390
‫این تو انبار جدیده.

191
00:10:43,390 --> 00:10:45,520
‫تو هم همه‌چی رو درموردش می‌دونی.

192
00:10:45,520 --> 00:10:48,040
‫می‌دونی که کدوم پرونده‌ها
‫ تو کدوم جعبه‌ها و کدوم اتاق‌هان.

193
00:10:48,040 --> 00:10:50,770
‫این اسناد کنار گذاشته شدن.
‫مهم نیستن...

194
00:10:50,770 --> 00:10:52,480
‫برای من هستن.

195
00:10:52,480 --> 00:10:56,240
‫این جزو دسته اسنادی بود
‫ که اول فرستاده بودن تا منهدم بشن.

196
00:10:56,240 --> 00:10:58,940
‫پس با گفتن این که دقیقاً کجاس
‫هیچ ضرری به کسی نمی‌رسه.

197
00:10:58,940 --> 00:11:00,450
‫ببخشید اما نمی‌تونم.

198
00:11:00,450 --> 00:11:02,730
‫اگه این کار رو بکنم
‫تو دردسر بزرگی می‌افتم.

199
00:11:05,750 --> 00:11:09,320
‫همین الانش هم تو دردسر بزرگی هستی.

200
00:11:11,590 --> 00:11:13,300
‫می‌دونم چه کارهایی ازت بر میاد.

201
00:11:13,300 --> 00:11:15,630
‫اما اون تفنگ رو سر گذاشتنت
‫فقط یه نمایش بود.

202
00:11:15,630 --> 00:11:18,560
‫پس یعنی آسیبی به من نمی‌رسونی.

203
00:11:21,090 --> 00:11:22,100
‫خیلی‌خب.

204
00:11:29,980 --> 00:11:32,060
‫هرچی تو کافی‌شاپ بهت گفتم
‫ حقیقت داشت.

205
00:11:33,190 --> 00:11:34,230
‫بجز اسمت.

206
00:11:36,780 --> 00:11:38,570
‫اسمم شان دانوانه.

207
00:11:40,740 --> 00:11:41,910
‫معتاد به الکلم.

208
00:11:45,700 --> 00:11:47,340
‫و واقعاً هم یکی رو از دست دادم.

209
00:11:49,870 --> 00:11:51,040
‫عضو ام‌آی‌فایو بود.

210
00:11:56,960 --> 00:12:00,840
‫اسمش الیسون دان بود.

211
00:12:06,930 --> 00:12:07,970
‫عاشقش بودم.

212
00:12:19,360 --> 00:12:20,490
‫بعد این که مرد...

213
00:12:23,740 --> 00:12:25,200
‫زندگیم از هم پاشید.

214
00:12:27,620 --> 00:12:31,210
‫سارا و بن تا حدودی

215
00:12:31,210 --> 00:12:36,280
‫کمکم کردن
‫ تا بتونم خودم رو جمع و جور کنم.

216
00:12:38,170 --> 00:12:40,950
‫می‌گفتن الیسون دوست نداره
‫که خودت رو مقصر بدونی.

217
00:12:42,380 --> 00:12:45,140
‫می‌خواد کاری که درسته رو بکنم،
‫کاری که خودش می‌خواست بکنه.

218
00:12:47,260 --> 00:12:49,390
‫تو ترکیه با همدیگه تو سفارت کار می‌کردیم.

219
00:12:50,930 --> 00:12:54,150
‫می‌خواست این پروندۀ فوق‌سری رو لو بده.

220
00:12:54,150 --> 00:12:58,020
‫آدم‌های شما به‌خاطرش اون رو کشتن.
‫مثل یه خودکشی نشونش دادن.

221
00:12:59,280 --> 00:13:03,660
‫وقتی کسی جون خودش رو می‌گیره
‫طبیعیه که خودت رو مقصر بدونی.

222
00:13:03,660 --> 00:13:05,530
‫مخصوصاً کسی که بهش نزدیکی.

223
00:13:05,530 --> 00:13:09,240
‫من همون لحظۀ قبلش کنارش بودم.
‫اصلاً قصد خودکشی نداشت. کار ام‌آی‌فایو بود.

224
00:13:09,240 --> 00:13:12,410
‫نه. نه.
‫ما از این ‌کارها نمی‌کنیم.

225
00:13:12,410 --> 00:13:14,580
‫کارهای مشکوک می‌کنیم
‫اما نه از این کارها.

226
00:13:14,580 --> 00:13:15,920
‫تو از کجا می‌دونی؟

227
00:13:15,920 --> 00:13:20,010
‫قبل این که تو خانه‌ لجن‌زار کار کنم
‫واسه رئیس ام‌آی‌فایو کار می‌کردم.

228
00:13:20,010 --> 00:13:21,420
‫- واسه تیرنی؟
‫- نه.

229
00:13:22,420 --> 00:13:25,100
‫چارلز پارتنر.
‫بهترین عضوشون بود.

230
00:13:25,720 --> 00:13:26,900
‫اون‌وقت یه همچین آدمی

231
00:13:26,900 --> 00:13:28,850
‫دستور قتل مامور خودش رو صادر نمی‌کنه؟

232
00:13:28,850 --> 00:13:32,390
‫نه،
‫البته مگه این که خائن بوده باشه.

233
00:13:32,390 --> 00:13:33,810
‫اون خائن نبود.

234
00:13:34,900 --> 00:13:35,900
‫چی تو اون پرونده‌اس؟

235
00:13:38,060 --> 00:13:39,360
‫نمی‌دونم.

236
00:13:40,280 --> 00:13:43,320
‫اما باعث شد تا جلوی سازمانی که
‫ براش کار می‌کنه، وایسه.

237
00:13:43,740 --> 00:13:47,280
‫باید بفهمیم کجاس.

238
00:13:47,280 --> 00:13:48,620
‫خواهش می‌کنم کاترین.

239
00:13:48,620 --> 00:13:50,790
‫این یعنی من جلوی ام‌آی‌فایو وایسم.

240
00:13:50,790 --> 00:13:53,120
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫- تو تنها نیستی.

241
00:13:53,120 --> 00:13:57,080
‫یکی از افراد داخل پارک بهمون گفته
‫که این سند تو انباره،‌ وگرنه نمی‌فهمیدیم.

242
00:13:57,080 --> 00:14:00,840
‫یه نفر دیگه که دلش نمی‌خواد
‫تو اون سازمان کارهای مشکوک انجام شه.

243
00:14:00,840 --> 00:14:02,840
‫من کل عمرم رو واسه ام‌آی‌فایو کار کردم.

244
00:14:02,840 --> 00:14:04,010
‫الیسون هم همینطوری بود.

245
00:14:05,090 --> 00:14:06,220
‫و بهش خیانت کردن.

246
00:14:07,260 --> 00:14:09,640
‫هنوز فکر می‌کنی که این آدم‌ها
‫ ارزش محافظت کردن دارن؟

247
00:14:13,020 --> 00:14:15,890
‫- بن! بن!
‫- سارا؟ سارا!

248
00:14:19,310 --> 00:14:21,020
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

249
00:14:22,150 --> 00:14:23,940
‫رفته بود به استرجس یه سری بزنه.

250
00:14:23,940 --> 00:14:26,150
‫گفت آب می‌خواد.

251
00:14:26,150 --> 00:14:29,780
‫برو تو خونه و مواظب استن‌دیش باش.
‫تو هم بیا دنبالم. باید پیداش کنیم.

252
00:14:34,000 --> 00:14:36,330
‫از اون سمت برو.
‫در پشتی هم رو می‌بینیم. برو!

253
00:14:36,330 --> 00:14:37,290
‫خیلی‌خب.

254
00:15:04,530 --> 00:15:05,690
‫خدایا.

255
00:15:06,190 --> 00:15:07,110
‫بن!

256
00:15:40,560 --> 00:15:41,980
‫ولش کن.

257
00:15:57,120 --> 00:15:58,120
‫وایسا!

258
00:16:10,300 --> 00:16:13,600
‫روزبخیر.
‫میشه من رو تا یه جایی برسونین؟ کیر توش.

259
00:16:14,850 --> 00:16:17,680
‫گاز بده به فرانسوی چی میشه؟
‫گاز بده! برو، برو!

260
00:16:46,290 --> 00:16:47,210
‫حالت خوبه؟

261
00:16:47,710 --> 00:16:49,510
‫اومدش.

262
00:16:49,510 --> 00:16:50,630
‫صورتت چی شده؟

263
00:16:53,300 --> 00:16:54,840
‫موقع بایگانی آسیب دیدم.

264
00:16:56,720 --> 00:16:58,640
‫میشه به یارو بگی اشتباه می‌کنه؟

265
00:16:59,770 --> 00:17:01,890
‫آره اما متاسفانه اشتباه نمی‌کنه.

266
00:17:01,890 --> 00:17:03,520
‫چی داری میگی؟

267
00:17:04,650 --> 00:17:06,860
‫من پنجاه ساله که عضو اینجام.

268
00:17:06,860 --> 00:17:09,730
‫آره اما تو چند سال اخیر
‫خیلی کم اینجا بودی.

269
00:17:09,730 --> 00:17:12,860
‫خب چه ربطی داره؟
‫من که هنوز بهشون پول میدم.

270
00:17:14,240 --> 00:17:15,240
‫نه،
‫نمیدی.

271
00:17:16,830 --> 00:17:18,490
‫درموردش حرف زدیم،
‫یادت نیست؟

272
00:17:19,160 --> 00:17:23,080
‫تصمیم گرفتیم دیگه عضویتت رو تمدید نکنیم،
‫چون هیچوقت ازش استفاده نمی‌کردی.

273
00:17:23,580 --> 00:17:27,670
‫اون‌وقت میگی من
‫یه همچنین تصمیمی رو یادم نمیاد؟

274
00:17:27,670 --> 00:17:30,380
‫تو اتاق نشیمن بودیم،
‫کنار آتیش.

275
00:17:31,630 --> 00:17:33,510
‫خب که چی؟

276
00:17:34,090 --> 00:17:37,890
‫گفتی نیم‌قرن عضویت کافیه.

277
00:17:38,600 --> 00:17:39,430
‫نگفتم.

278
00:17:40,720 --> 00:17:44,060
‫کارتش رو قیچی کردی
‫و پرتش کردی تو آتیش.

279
00:17:51,360 --> 00:17:54,570
‫- باید بگم که آوردن موبایل به اینجا ممنوعه.
‫- بله بله،‌ می‌دونم.

280
00:18:11,800 --> 00:18:13,760
‫- بله؟
‫- <i>اینگرید تیرنی‌ هستم.</i>

281
00:18:14,550 --> 00:18:16,010
<i>‫صبح فاجعه‌ای بود.</i>

282
00:18:19,390 --> 00:18:20,390
‫پشت خطی؟

283
00:18:21,470 --> 00:18:24,850
‫بله فاجعه بوده.
‫موافقم.

284
00:18:25,640 --> 00:18:28,270
<i>‫شاید یه راهی باشه
‫ که بتونی سوابقت رو پاک کنی.</i>

285
00:18:29,860 --> 00:18:30,980
‫خیلی‌خب.

286
00:18:30,980 --> 00:18:33,490
‫تیم متخصص می‌خواد
‫ اسناد خاکستری رو ببینه.

287
00:18:33,490 --> 00:18:36,200
‫تو باید باهاشون وارد انبار بشی
‫و بعدش هم بیای بیرون.

288
00:18:37,780 --> 00:18:38,820
‫همین؟

289
00:18:38,820 --> 00:18:41,990
‫همین.
‫برو اونجا و منتظرشون بمون.

290
00:18:47,370 --> 00:18:50,130
‫مطمئنین که باید خانه لجن‌زار رو هم
‫ وارد این موضوع کنیم؟

291
00:18:50,130 --> 00:18:52,460
‫کارت‌رایت و استن‌دیش
‫ از قبل وارد شده بودن.

292
00:18:53,300 --> 00:18:55,920
‫اگه مشکل دیگه‌ای پیش بیاد،
‫گردن اونا و جاده.

293
00:18:56,590 --> 00:18:57,700
‫من کی وارد شم؟

294
00:18:58,590 --> 00:19:01,440
‫وقتی تیم متخصص از انبار رفتن بیرون
‫برو دنبال‌شون.

295
00:19:02,180 --> 00:19:04,760
‫به محض این که استن‌دیش رو آزاد کردن،
‫دخل‌شون رو بیار.

296
00:19:05,430 --> 00:19:06,520
‫از چیفتن استفاده کن.

297
00:19:07,270 --> 00:19:10,510
‫خودشون شروع کردن،
‫می‌تونن تمومش کنن.

298
00:19:12,570 --> 00:19:15,440
‫ببخشید پسرم که تا اینجا کشوندمت.

299
00:19:15,440 --> 00:19:18,110
‫حرفش هم نزن.
‫این اشتباهات طبیعیه.

300
00:19:18,110 --> 00:19:21,950
‫نیست.
‫دیگه از کار افتاده شدم.

301
00:19:21,950 --> 00:19:23,740
‫- بیا.
‫- ممنون.

302
00:19:24,330 --> 00:19:25,370
‫از کار افتاده نیستی.

303
00:19:25,370 --> 00:19:26,450
‫هستم.

304
00:19:27,620 --> 00:19:30,290
‫اسم‌ها، چهره‌ها، جاها.

305
00:19:31,080 --> 00:19:33,210
‫مثل قبل به راحتی یادم نمیاد.

306
00:19:33,210 --> 00:19:34,300
‫کلیدهام کجان؟

307
00:19:35,550 --> 00:19:37,380
‫چیزی نیست.
‫مطمئنم یه مرحلۀ موقتیه.

308
00:19:37,880 --> 00:19:41,260
‫خب،
‫بیا با تاکسی بریم ایستگاه.

309
00:19:41,260 --> 00:19:42,350
‫باشه.

310
00:19:44,100 --> 00:19:48,770
‫از میز اول باهام تماس گرفتن،
‫خواستن یه لطفی در حق‌شون بکنم.

311
00:19:48,770 --> 00:19:50,020
‫چه جور لطفی؟

312
00:19:50,730 --> 00:19:54,040
‫که یکی رو وارد یه مکان امن کنم
‫و بعدش هم بیارمش بیرون.

313
00:19:54,480 --> 00:19:55,400
‫بعدش چی میشه؟

314
00:19:56,030 --> 00:19:57,280
‫یه نفر آزاد میشه.

315
00:19:58,900 --> 00:20:00,070
‫پس واسه چی وایسادن؟

316
00:20:01,530 --> 00:20:04,120
‫چون همیشه اصل داستان یه چیز دیگه‌‌اس،
‫مگه نه؟

317
00:20:04,120 --> 00:20:06,290
‫احتمالاً بعدش وضعم بدتر میشه.

318
00:20:06,290 --> 00:20:10,080
‫فقط نمی‌دونم این قضیه
‫قراره به کجا کشیده شه.

319
00:20:11,630 --> 00:20:12,670
‫نظر تو چیه؟

320
00:20:13,840 --> 00:20:17,460
‫میز اوله.
‫از قبل جواب مثبت رو دادی.

321
00:20:18,720 --> 00:20:20,970
‫فقط داری از من می‌پرسی
‫تا حالم رو بهتر کنی.

322
00:20:22,300 --> 00:20:25,290
‫دیدی؟
‫هنوز عقلت سر جاشه.

323
00:20:26,180 --> 00:20:27,100
‫قشنگ گفتی.

324
00:20:27,124 --> 00:20:37,124
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

325
00:20:38,490 --> 00:20:41,910
‫ببین، معذرت می‌خوام.
‫اما من یه سرباز نیستم.

326
00:20:41,910 --> 00:20:45,160
‫- هیچوقت تقصیر تو نیست، مگه نه؟
‫- چرا تقصیر جفت‌مون نباشه؟

327
00:20:45,160 --> 00:20:49,080
‫چون گند تو اول و بدتر از همه بود.
‫طبق معمول.

328
00:20:49,750 --> 00:20:52,210
‫- چرا خب نمیگی؟
‫- چی رو نمیگم؟

329
00:20:52,210 --> 00:20:54,330
‫که اگه الیسون بود
‫هیچکدوم از این اتفاقا نمی‌افتاد.

330
00:20:54,330 --> 00:20:56,040
‫اگه الیسون بود
‫هیچکدوم از این اتفاقا نمی‌افتاد.

331
00:20:56,040 --> 00:20:59,210
‫- واسه این که کشته شده، این کار رو می‌کنیم.
‫- تو همیشه از من به اون نزدیک‌تر بودی.

332
00:20:59,210 --> 00:21:02,240
‫اما لازم نیست چون اونی که زنده مونده منم،
‫ گه بزنی تو حالم.

333
00:21:02,240 --> 00:21:04,220
‫- من کی همچین حرفی زدم.
‫- چرا، زدی.

334
00:21:04,220 --> 00:21:05,970
‫خواهر بزرگ‌تر بی‌نقص اون بود.

335
00:21:05,970 --> 00:21:08,140
‫اونی که همیشه موفق بود
‫ و با هم بودین، کشته شده.

336
00:21:08,140 --> 00:21:10,640
‫اون وقت تو موندی
‫ و اون خواهر خودسر و مزخرفت.

337
00:21:10,640 --> 00:21:14,310
‫- قضیه این نیست.
‫- ببخشید که اینقدر به‌دردنخورم.

338
00:21:16,940 --> 00:21:18,190
‫من می‌گفتم شان دیوونه‌اس.

339
00:21:19,320 --> 00:21:20,320
‫تو رفتی سراغش.

340
00:21:20,320 --> 00:21:22,700
‫نذاشتی الکل بخوره.
‫کار تو بود.

341
00:21:23,490 --> 00:21:26,160
‫تو بودی که گفتی اگه احتمالاً
 کشته شده باشه،

342
00:21:26,160 --> 00:21:29,640
‫نباید بذاریم خونش پایمال شه.
‫باید معنی‌ای داشته باشه.

343
00:21:31,540 --> 00:21:33,710
‫آره و اون‌وقت حالا چی بن؟

344
00:21:33,710 --> 00:21:36,170
‫یه گروگان رو فراری دادم،
‫شان هم از پیش‌مون رفته.

345
00:21:37,710 --> 00:21:38,840
‫برمی‌گرده.

346
00:21:38,842 --> 00:21:41,136
‫و اگه آسیب ببینه یا گیر بیفته چی؟

347
00:21:59,946 --> 00:22:00,947
‫چی؟

348
00:22:02,782 --> 00:22:06,161
‫تموم چیزی که می‌تونم بهت بدم شمارۀ اتاقه.
‫کمی کار رو راحت‌تر می‌کنه.

349
00:22:07,078 --> 00:22:08,079
‫ممنون.

350
00:22:33,813 --> 00:22:35,523
‫کجا بودی؟

351
00:22:41,905 --> 00:22:43,156
‫باید پدربزرگم رو می‌دیدم.

352
00:22:43,156 --> 00:22:46,534
‫خب، امیدوارم بی‌احترامی منو به
‫اون عوضی پیر رسونده باشی.

353
00:22:46,534 --> 00:22:49,746
‫اوکی، من هفت‌تا خونه پیدا کردم که بچه‌هایی
‫با اون اسم‌ها توی اون بزرگ شدن مطابقت داره.

354
00:22:49,746 --> 00:22:53,541
‫فایده‌ای نداره. من هفت‌تا مأمور خوب ندارم بفرستم اونجا.

355
00:22:53,541 --> 00:22:54,834
‫حتی یدونه هم ندارم.

356
00:22:56,378 --> 00:22:59,381
‫فقط چهارتا از اون خونه‌ها اونقدر به
‫لندن نزدیک هستن که بدرد بخوره

357
00:22:59,881 --> 00:23:01,633
‫خب، اگه این به جایی رسید که خوبه

358
00:23:01,633 --> 00:23:05,053
‫ولی من واقعاً نیازی ندارم که بدونم دقیقاً چی شده.

359
00:23:05,053 --> 00:23:07,597
‫و فقط یکی از اون خونه‌ها اونقدر پرت هست که

360
00:23:07,597 --> 00:23:09,474
‫منطقی باشه اونجا گروگان نگه دارن.

361
00:23:09,474 --> 00:23:11,434
‫و اینجاست که جالب میشه.

362
00:23:11,434 --> 00:23:12,686
‫واقعاً؟

363
00:23:12,686 --> 00:23:14,646
‫خانوادۀ دان که صاحب اون خونه هستن

364
00:23:14,646 --> 00:23:16,147
‫اتوبوس برای عروسی اجاره می‌دادن.

365
00:23:17,524 --> 00:23:18,441
‫گمشو.

366
00:23:18,441 --> 00:23:20,986
‫گفت اتوبوس اینجا بوده.

367
00:23:31,121 --> 00:23:31,955
‫باشه.

368
00:23:33,748 --> 00:23:36,877
‫ماشین تو رو می‌بریم.
‫من باید تو مسیر بخوابم.

369
00:23:37,460 --> 00:23:39,254
‫کار درست نشسته پشت فرمون کار درست.

370
00:23:39,254 --> 00:23:42,591
‫در سکوت کامل رانندگی می‌کنی.

371
00:23:44,467 --> 00:23:47,053
‫فکر می‌کنم پارک به دانوان اون چیزی که می‌خواد رو بده.

372
00:23:47,053 --> 00:23:48,471
‫اسناد خاکستری.

373
00:23:48,471 --> 00:23:51,141
‫اون اجازه میدن تحت نظارت وارد انبار بشه.

374
00:23:51,141 --> 00:23:54,644
‫پس نیازی نیست بریم دنبالش.
‫اون به زودی آزاد میشه.

375
00:23:54,644 --> 00:23:56,479
‫تیرنی بهت زنگ زد، درسته؟

376
00:23:58,106 --> 00:24:01,902
‫پس آزادی استندیش تو دست توئه؟

377
00:24:01,902 --> 00:24:04,821
‫خب، اگه ناراحت نمیشی، فکر می‌کنم خودم برم دنبالش.

378
00:24:04,821 --> 00:24:06,656
‫ولی تو مشکلی نداری که من برم؟

379
00:24:07,240 --> 00:24:09,034
‫آره، اگه دلت می‌خواد، برو.

380
00:24:09,034 --> 00:24:11,494
‫اون ازم خواست.
‫من گفتم بره به جهنم.

381
00:24:12,203 --> 00:24:13,288
‫هی، تو، بیا.

382
00:24:19,127 --> 00:24:20,795
‫لعنتی. برو که رفتیم.

383
00:24:22,047 --> 00:24:24,007
‫اومدی تا میزت رو خالی کنی؟

384
00:24:24,007 --> 00:24:26,218
‫- می‌بینی؟ جمع.
‫- وایسا، چی؟

385
00:24:26,218 --> 00:24:27,594
‫واقعاً من رو هم اخراج می‌کنی؟

386
00:24:28,178 --> 00:24:31,806
‫خدایا. انگار نمیشه اینجا کسی رو
‫بدون کتاب اصطلاحات اخارج کرد.

387
00:24:31,806 --> 00:24:34,684
‫نه، این یه جور، ترسوندن انگیزشیه، درسته؟

388
00:24:34,684 --> 00:24:37,354
‫اگه تا وقتی که من برگشتم میزت خالی نشده باشه

389
00:24:37,354 --> 00:24:40,023
‫آتیششون می‌زنم، تو هم همینطور.

390
00:24:40,023 --> 00:24:40,982
‫من دیگه چکار کردم؟

391
00:24:40,982 --> 00:24:43,318
‫تو نمی‌تونی از دستورالعمل‌های ساده پیروی کنی

392
00:24:43,318 --> 00:24:46,696
‫و چشمای اون هنوز بابت چیزی که کشیده داره می‌چرخه.

393
00:24:46,696 --> 00:24:48,448
‫- چه دستورالعمل‌هایی؟
‫- نتونستی خرخر کنی؟

394
00:24:48,448 --> 00:24:50,533
‫تو از دستور مستقیم سرپیچی کردی.

395
00:24:51,201 --> 00:24:55,288
‫بهت گفتم نزار کسی خارج از خانۀ لجنزار
‫دربارۀ اون آپارتمان بدونه.

396
00:24:55,288 --> 00:24:58,625
‫ظرف پنج دقیقه پلیس اونجا بود.

397
00:24:58,625 --> 00:24:59,709
‫پس اگه مثل همونه،

398
00:24:59,709 --> 00:25:02,796
‫ترجیح میدم الآن گورتو گم کنی قبل از اینکه حالمو بد کنی.

399
00:25:16,059 --> 00:25:18,270
‫لعنتی.

400
00:25:18,270 --> 00:25:20,939
‫می‌دونم. چقدر جذاب آخه.

401
00:25:27,028 --> 00:25:30,282
‫ببین، فقط می‌خواستم بگم این افتخار بزرگیه

402
00:25:30,282 --> 00:25:32,409
‫که برای کار میدانی انتخاب بشم.

403
00:25:32,993 --> 00:25:34,494
‫خفه‌شو.

404
00:25:34,494 --> 00:25:38,999
‫پیداش کردم. محکم بشینید. این اساسی حالتونو می‌گیره.

405
00:25:38,999 --> 00:25:43,837
‫نه، جدی میگم، خفه‌شو.
‫یا این منم که حالتو می‌گیرم.

406
00:25:48,842 --> 00:25:49,843
‫بلند میشیم.

407
00:25:51,803 --> 00:25:53,013
‫خدایا.

408
00:25:53,013 --> 00:25:54,097
‫عذر می‌خوام.

409
00:25:54,848 --> 00:25:56,683
‫خانومم به نوازش احتیاج داره.

410
00:26:06,234 --> 00:26:09,404
‫اون فرار کرد، یه ماشین رو برداشت.

411
00:26:11,197 --> 00:26:12,407
‫پس الآن وقتمون تنگه.

412
00:26:15,327 --> 00:26:17,871
‫یه تماس از ام‌آی‌فایو داشتم.
‫باید برم انبار.

413
00:26:18,371 --> 00:26:20,332
‫پس استندیش باید الآن بیاد.

414
00:26:22,208 --> 00:26:23,251
‫اومده.

415
00:26:29,758 --> 00:26:31,134
‫چطوری اینو ازش بیرون کشیدی؟

416
00:26:31,134 --> 00:26:34,721
‫اون خودش گفت.
‫ما تونستیم اینو ازش بیرون بکشیم.

417
00:26:36,765 --> 00:26:39,142
‫اوکی، آفرین.

418
00:26:39,851 --> 00:26:40,852
‫می‌زاریم اون بره؟

419
00:26:40,852 --> 00:26:43,772
‫نه، اونها باید فکر کنن که ما اون رو به عنوان اهرم فشار داریم.

420
00:26:49,819 --> 00:26:51,196
‫محض اینکه اون سعی کنه بره.

421
00:26:51,196 --> 00:26:52,280
‫به اون نیازی ندارم.

422
00:26:53,531 --> 00:26:54,741
‫نمی‌تونم با خودم ببرمش.

423
00:26:58,245 --> 00:27:01,581
‫- من پیش تو مفیدترم تا اینجا.
‫- نه، نه، نه.

424
00:27:01,581 --> 00:27:03,750
‫من فقط قراره برم و بیام.

425
00:27:05,168 --> 00:27:08,004
‫آخرین باری که اونو گفتی
‫یه جسد کف خیابون افتاده بود.

426
00:27:10,215 --> 00:27:11,550
‫من باید این رو ببینم.

427
00:27:14,135 --> 00:27:15,178
‫باشه پس.

428
00:27:31,695 --> 00:27:32,821
‫- سلام.
‫- سلام.

429
00:27:35,282 --> 00:27:36,866
‫پدربزرگت چطور بود؟

430
00:27:38,743 --> 00:27:40,579
‫آره، آره، آره، خوب بود آره.

431
00:27:42,872 --> 00:27:43,915
‫چه خبرا؟

432
00:27:45,750 --> 00:27:48,336
‫من یه عملیاتی گیرم اومد.

433
00:27:48,336 --> 00:27:50,797
‫که دانوان رو اسکوررت کنم تا اسناد خاکستری رو ببینه.

434
00:27:51,339 --> 00:27:52,799
‫درسته، اون از کجا اومده؟

435
00:27:54,050 --> 00:27:55,051
‫تیرنی.

436
00:27:56,011 --> 00:27:57,220
‫اوکی، بریم.

437
00:27:59,097 --> 00:28:00,265
‫من یه عملیات دارم.

438
00:28:00,807 --> 00:28:02,350
‫خب، تو تنهایی نمی‌تونی انجامش بدی ریور.

439
00:28:02,350 --> 00:28:04,185
‫خب، اون همینو می‌خواست.

440
00:28:04,811 --> 00:28:07,022
‫می‌خوای افتخارش رو برای خودت برداری.

441
00:28:07,689 --> 00:28:10,775
‫مسأله افتخار نیست.
‫فقط کاری که بهم گفتن رو انجام میدم.

442
00:28:11,359 --> 00:28:12,652
‫هر جوری دلت می‌خواد بگو

443
00:28:12,652 --> 00:28:15,363
‫ولی تو داری میری که یه مأموریت انفرادی
‫برای تیرنی انجام بدی

444
00:28:15,363 --> 00:28:17,115
‫بدون اینکه فکر کنی ممکنه چه مشکلاتی پیش بیاد.

445
00:28:18,408 --> 00:28:19,951
‫وایسا، چرا فکر میکنی مشکلی پیش میاد؟

446
00:28:19,951 --> 00:28:21,369
‫سابقه‌ات.

447
00:28:21,369 --> 00:28:22,370
‫درسته.

448
00:28:22,871 --> 00:28:24,539
‫ببین من فقط پیشنهاد پشتیبانی میدم، همین.

449
00:28:24,539 --> 00:28:27,250
‫آره، و ممنون، ولی نیازی بهش ندارم.

450
00:28:28,293 --> 00:28:30,545
‫من پرستار لازم ندارم.

451
00:28:30,545 --> 00:28:32,797
‫خدایا، غروروت نقطۀ کورته.

452
00:28:32,797 --> 00:28:35,050
‫ببخشید، چی؟ می‌خوای دربارۀ نقاط کور حرف بزنی؟

453
00:28:35,050 --> 00:28:37,260
‫نه فکر می‌کنم به اندازۀ کافی ذهن آگاه هستم.

454
00:28:37,260 --> 00:28:40,847
‫جالبه که اون عبارت نشون‌دهندۀ نداشتن ذهن آگاهیه.

455
00:28:40,847 --> 00:28:42,849
‫دانوان آدم خطرناکیه.

456
00:28:43,433 --> 00:28:46,061
‫اون اسپایدر رو کشت. تو پشتیبانی لازم داری.
‫به همین سادگی.

457
00:28:46,728 --> 00:28:49,314
‫ببخشید، از کی تا حالا اسلحه تو دفتر نگه می‌داری؟

458
00:28:50,482 --> 00:28:52,484
‫فکر می‌کنم فهمیدنش راحته.

459
00:28:54,778 --> 00:28:58,782
‫اوکی، باشه. می‌تونی بیای ولی رهبری با منه
‫و همینطور اسلحه احتمالاً.

460
00:28:59,282 --> 00:29:01,826
‫نه، اسلحه پیش من می‌مونه.

461
00:29:02,702 --> 00:29:04,871
‫قبل از اینکه بریم می‌تونه نشان پلیس برای خودت گیر بیاری

462
00:29:04,871 --> 00:29:06,331
‫اگه که باعث میشه حس کنی سرسخت‌تری.

463
00:29:24,057 --> 00:29:26,268
‫- ببخشید، شما قراری دارید؟
‫- بله عزیزم.

464
00:29:26,268 --> 00:29:29,187
‫- به اسم کی؟
‫- جیمز باند برای ملاقات با میکی ماوس.

465
00:29:32,732 --> 00:29:33,984
‫نه، ممنون.

466
00:29:37,821 --> 00:29:41,700
‫توجه کنید، لباس زیر بیشتری با خودتون بیارید.

467
00:29:41,700 --> 00:29:45,579
‫رؤیاهای مشترکتون داره محقق میشه.

468
00:29:45,579 --> 00:29:47,122
‫این دیگه چه کوفتیه؟

469
00:29:47,122 --> 00:29:51,543
‫ژنرال مونتیث، به نظر میاد لباستون خیلی بزرگه. چی؟

470
00:29:53,003 --> 00:29:54,004
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

471
00:29:54,504 --> 00:29:55,755
‫نیک دافی.

472
00:29:56,256 --> 00:29:59,551
‫اینگرید تیرنی منو فرستاده، از پارک.

473
00:30:00,760 --> 00:30:02,178
‫و ظرف یه لحظه

474
00:30:03,179 --> 00:30:08,059
‫بخش خصوصی قراره از عمومی یاد بگیره.

475
00:30:08,059 --> 00:30:09,144
‫اوه واقعاً؟

476
00:30:09,686 --> 00:30:13,148
‫خب، با تشکر از رفیقمون که فرار کرده، الآن می‌دونیم استندیش کجا نگه داشته میشه.

477
00:30:13,148 --> 00:30:14,316
‫پس داری به من میگی که

478
00:30:14,316 --> 00:30:18,320
‫بالاخره تونستی محل تیمی که استخدام کردی رو پیدا کنی.

479
00:30:18,320 --> 00:30:20,030
‫آفرین ژنرال.

480
00:30:20,739 --> 00:30:22,365
‫می‌ریم و دستگیرشون می‌کنیم.

481
00:30:22,365 --> 00:30:24,492
‫نه، نه این کارو نمی‌کنید.

482
00:30:25,702 --> 00:30:30,916
‫اول اینکه، از حد خودت خارج شدی.
‫ آره؟ چه لباس مسخره‌ای.

483
00:30:30,916 --> 00:30:32,667
‫من خدمت کردم.

484
00:30:33,835 --> 00:30:36,087
‫کجا؟ مک‌دانلد؟

485
00:30:37,172 --> 00:30:40,425
‫به علاوه اینکه، همشون اونجا نخواهند بود.

486
00:30:40,425 --> 00:30:44,346
‫بعضیاشون میرن به انبار اسناد ام‌آی‌فایو.

487
00:30:44,346 --> 00:30:49,976
‫وقتی استندیش آزاد شد میریم دستگیرشون می‌کنیم.

488
00:30:50,602 --> 00:30:52,062
‫چرا باید این کارو بکنیم؟

489
00:30:52,896 --> 00:30:56,233
‫به خاطر گندی که زدی.
‫شرکت کوچیکت سمیه.

490
00:30:56,816 --> 00:31:00,362
‫و ما سخاوتمندانه راهی برای تغییر
‫بهت پیشنهاد میدیم. ازش استفاده کن.

491
00:31:01,363 --> 00:31:05,033
‫پس همتون آماده بشید.
‫برای هر کاری که می‌کنید.

492
00:31:05,033 --> 00:31:08,662
‫و تو هم هر چی دربارۀ اون تیم می‌دونی بگو

493
00:31:08,662 --> 00:31:11,957
‫چون می‌خوام بدونم اونا کی
‫هستن تا بتونم دهنشونو سرویس کنم.

494
00:31:23,927 --> 00:31:26,137
‫خانم ما در مسیر انبار هستیم.

495
00:31:26,137 --> 00:31:28,431
‫خوبه، امیدوارم حال مونتیث رو گرفته باشی.

496
00:31:28,431 --> 00:31:31,309
‫آره ما حتماً فشار خونشو بالا بردیم.

497
00:31:31,309 --> 00:31:34,312
‫ممنون بابت امروز نیک، کارت خوب بود.

498
00:31:34,312 --> 00:31:36,064
‫فقط کارم رو انجام دادم خانم.

499
00:31:36,064 --> 00:31:39,401
‫و امیدوارم که برای زمان بیشتری برای من انجامش بدی.

500
00:31:41,653 --> 00:31:43,655
‫پس دستورات تاورنر رو کنار بزارم؟

501
00:31:44,197 --> 00:31:46,157
‫آره، فکر می‌کنم همین کارو بکن.

502
00:31:46,908 --> 00:31:48,451
‫اون کارهای مهم زیادی داره.

503
00:31:48,451 --> 00:31:49,828
‫امیدوارم که مناسبت باشه.

504
00:31:50,328 --> 00:31:51,413
‫آره، هست خانم.

505
00:31:52,414 --> 00:31:53,415
‫خوبه.

506
00:31:53,915 --> 00:31:56,710
‫اطلاعاتی دربارۀ تیمشون دارم.
‫سه تا هستن.

507
00:31:56,710 --> 00:31:58,795
‫رهبرشون کسیه به اسن شان دانوان.

508
00:31:58,795 --> 00:32:00,297
‫قبلاً نیروی امنیتی سفارت بوده.

509
00:32:00,922 --> 00:32:02,716
‫آخرین بار استانبول بوده.

510
00:32:05,468 --> 00:32:06,678
‫استانبول؟

511
00:32:06,678 --> 00:32:09,681
‫آره، اون حرفه‌ایه ولی داره
‫از آدمای غیر حرفه‌ای استفاده می‌کنه.

512
00:32:09,681 --> 00:32:10,849
‫یه خواهر و برادر.

513
00:32:11,558 --> 00:32:14,436
‫فقط یکیشون سابقۀ نظامی داره و اون هم خیلی کم بوده.

514
00:32:14,436 --> 00:32:15,645
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

515
00:32:15,645 --> 00:32:17,230
‫به نظر میاد ارتباطشون اینه که اون

516
00:32:17,230 --> 00:32:20,692
‫با خواهرشون تو سفارت کار می‌کرده.

517
00:32:21,568 --> 00:32:23,194
‫اسم اون خواهر چی بود؟

518
00:32:23,194 --> 00:32:25,780
‫الیسون دان، یکی از ما بود.

519
00:32:25,780 --> 00:32:28,491
‫پارسال مرد. خودکشی کرد.

520
00:32:29,910 --> 00:32:32,746
‫آره، یه چیزایی یادم میاد.

521
00:32:33,788 --> 00:32:35,999
‫ممنون نیک، بعداً صحبت می‌کنیم.

522
00:33:13,745 --> 00:33:14,955
‫خانم اینگرید.

523
00:33:16,957 --> 00:33:19,000
‫فکر می‌کنم قبلاً اینجا نبودی.

524
00:33:19,751 --> 00:33:23,088
‫ملاقاتی که خیلی به تأخیر افتاده.
‫حالت چطوره، مالی؟

525
00:33:23,088 --> 00:33:24,297
‫ازت مراقبت می‌کنن؟

526
00:33:24,297 --> 00:33:26,800
‫نه، ولی اینجوری خوشم میاد.

527
00:33:28,260 --> 00:33:31,680
‫قفسۀ بیست و هفت خالیه.

528
00:33:31,680 --> 00:33:35,976
‫اونها کاملاً بی‌ارزش هستن. نصفشون به صورت رمزهایی هستن که رمزگشای اونها رو دیگه نداریم.

529
00:33:36,560 --> 00:33:39,312
‫به محض اینکه درخواست شدن از شرشون خلاص شدن؟

530
00:33:40,438 --> 00:33:43,608
‫راستش، یه تعویق دقیقۀ آخری بهشون دادن.

531
00:33:44,234 --> 00:33:45,986
‫بردنشون به انبار.

532
00:33:45,986 --> 00:33:47,153
‫چرا اینجوری شد؟

533
00:33:47,153 --> 00:33:51,658
‫نمی‌دونم. یه جعبۀ دیگه توی فرم تیک خورده بود.

534
00:33:53,201 --> 00:33:54,286
‫مشکلی هست؟

535
00:33:55,036 --> 00:33:56,037
‫امیدوارم که نباشه.

536
00:33:56,788 --> 00:33:58,790
‫اگه می‌خوای سر کسی داد بزنی

537
00:33:58,790 --> 00:34:01,501
‫احتمالاً دایانا تاورنر می‌تونه مقصر رو نشونت بده.

538
00:34:01,501 --> 00:34:04,421
‫اون به اتفاقات انبار نظارت داره.

539
00:34:06,131 --> 00:34:09,509
‫آره، بعداً ازش می‌پرسم. ممنون مالی.

540
00:34:39,039 --> 00:34:41,082
‫اون چیزی که قبلاً لمب می‌گفت رو می‌دونی؟

541
00:34:44,169 --> 00:34:45,003
‫دربارۀ...

542
00:34:47,631 --> 00:34:53,345
‫می‌دونی، چیزی که اون گفت حدود پونزده‌تا از خطوط قرمز

543
00:34:53,345 --> 00:34:54,429
‫عوامل انسانی رو رد کرد.

544
00:34:55,512 --> 00:34:56,932
‫چی؟ دربارۀ اینکه من با بقیه می‌خوابم؟

545
00:34:57,682 --> 00:34:58,683
‫آره.

546
00:34:59,851 --> 00:35:02,312
‫برات سؤاله که درست می‌گفت؟

547
00:35:03,647 --> 00:35:06,942
‫نه، من... نه.

548
00:35:09,486 --> 00:35:14,032
‫چیزی که می‌خواستم بگم اینه که مشکلی نیست.

549
00:35:15,367 --> 00:35:16,701
‫ربطی به اون نداره.

550
00:35:17,369 --> 00:35:21,831
‫چون افراد به شکل‌های مختلفی تروما رو پردازش می‌کنن.

551
00:35:23,541 --> 00:35:26,503
‫چیزی... نمی‌فهمم، چی اشکالی نداره.

552
00:35:27,587 --> 00:35:28,588
‫همین.

553
00:35:30,966 --> 00:35:33,426
‫چطور تو انتخاب می‌کنی چطور تروما رو پردازش کنی.

554
00:35:33,927 --> 00:35:35,679
‫کارت‌رایت لطفاً دیگه حرف نزن.

555
00:35:35,679 --> 00:35:38,598
‫ببخشید، باید می‌گفتم شاید باید با کسی صحبت کنی.

556
00:35:38,598 --> 00:35:39,683
‫دربارۀ زندگی جنسیم؟

557
00:35:40,892 --> 00:35:42,102
‫دربارۀ مین.

558
00:35:42,811 --> 00:35:44,354
‫درسته، باشه، من...

559
00:35:45,105 --> 00:35:47,357
‫وقتی مردم اینو میگن خیلی آزاردهنده‌اس.

560
00:35:47,357 --> 00:35:48,858
‫- چ...
‫- خیلی ساده...

561
00:35:48,858 --> 00:35:50,235
‫چی گفتم؟

562
00:35:51,236 --> 00:35:52,696
‫- نمی‌دونم چی گفتی.
‫- دقیقاً.

563
00:35:52,696 --> 00:35:55,782
‫چیزی هست که بتونه چیزی رو عوض کنه؟

564
00:35:56,533 --> 00:35:57,617
‫نه نیست.

565
00:35:58,702 --> 00:36:01,538
‫اتفاقات بد میفته.
‫تو خودت رو جمع می‌کنی و ادامه میدی.

566
00:36:01,538 --> 00:36:06,251
‫و، می‌دونی، زندگی همینه. تو به جلو میری.
‫این تنها کاریه که ازت برمیاد.

567
00:36:06,251 --> 00:36:08,545
‫به سمت مرگت حرکت می‌کنی.

568
00:36:13,466 --> 00:36:15,677
‫آره، نه، حق با توئه. درست میگی.

569
00:36:15,677 --> 00:36:18,680
‫- جوری حرف می‌زنی انگار حالت خوبه.
‫- چی؟ تو هستی؟

570
00:36:19,389 --> 00:36:21,600
‫- نه... این...
‫- چرا نمیری با کسی حرف بزنی

571
00:36:21,600 --> 00:36:23,768
‫دربارۀ نیاز مداومت به اثبات خودت به دیگران؟

572
00:36:24,477 --> 00:36:26,354
‫بهت میگن به خاطر اینه که پدرت رو نمی‌شناسی و

573
00:36:26,354 --> 00:36:28,940
‫مادرت تو رو رها کرده، پس هیچوقت
‫حس نمی‌کنی به اندازۀ کافی خوبی.

574
00:36:28,940 --> 00:36:31,192
‫و اینکه سعی کنی میراث پدربزرگت رو برآورده کنی

575
00:36:31,192 --> 00:36:32,652
‫فقط و فقط احساس ناکافی بودنت رو تشدید می‌کنه.

576
00:36:36,239 --> 00:36:38,241
‫واو. من فقط می‌خواستم بهت کمک کنم.

577
00:36:38,241 --> 00:36:41,077
‫ولی من ازت کمک نخواستم ریور.
‫من کمکی لازم ندارم.

578
00:36:41,077 --> 00:36:44,247
‫اوکی، آره. نه، نخواستی، اشکالی نداره.

579
00:36:44,247 --> 00:36:46,207
‫چرا باید اونو بگی؟

580
00:36:57,802 --> 00:36:59,137
‫چکار می‌کنی؟

581
00:36:59,137 --> 00:37:01,306
‫نمی‌دونم.

582
00:37:03,183 --> 00:37:06,311
‫اوکی، خب، این الآن حس ناراحتی و ناجوری داره، پس... اوکی.

583
00:37:08,146 --> 00:37:10,899
‫- ولی حالت بهتره، مگه نه؟
‫- آره، اوکی.

584
00:37:11,733 --> 00:37:12,817
‫اوه خدای من.

585
00:37:18,907 --> 00:37:19,908
‫دلم تنگ شده.

586
00:37:23,995 --> 00:37:25,205
‫دلم براش تنگ شده.

587
00:37:29,334 --> 00:37:30,460
‫آره، می‌دونم.

588
00:37:35,340 --> 00:37:37,008
‫وایسا، تو کی رو از دست دادی؟

589
00:37:40,178 --> 00:37:42,889
‫از دست ندادم، گمش کردم.

590
00:37:44,724 --> 00:37:46,184
‫یکی رو گم کردم.

591
00:37:47,352 --> 00:37:48,395
‫واقعاً؟ کی؟

592
00:37:51,022 --> 00:37:52,023
‫دانوان.

593
00:37:52,023 --> 00:37:53,275
‫چی؟

594
00:37:54,192 --> 00:37:55,277
‫نه. دانوان.

595
00:38:15,589 --> 00:38:17,382
‫ریور کارت‌رایت. لوئیزا گای.

596
00:38:17,382 --> 00:38:21,344
‫به محض اینکه چیزی که باید رو دیدی،
‫کاترین استندیش آزاد میشه.

597
00:38:21,344 --> 00:38:22,512
‫فهمیدی؟

598
00:38:23,722 --> 00:38:24,848
‫حالش چطوره؟

599
00:38:25,515 --> 00:38:27,434
‫- بدون آسیب؟
‫- قطعاً.

600
00:38:30,437 --> 00:38:32,939
‫امروز صبح کارت خوب بود.
‫وارد پارک شدی.

601
00:38:33,815 --> 00:38:35,984
‫ببخشید که برات بد شد.

602
00:38:37,152 --> 00:38:38,153
‫مشکلی نیست.

603
00:38:39,905 --> 00:38:41,364
‫مطمئنی اینجا همون جاست؟

604
00:38:42,240 --> 00:38:44,451
‫تو مطمئنی که لیزرها آب‌وهوا رو کنترل می‌کنن؟

605
00:38:45,243 --> 00:38:46,244
‫دست‌هاتونو باز کنید.

606
00:38:52,500 --> 00:38:53,585
‫کسی نبود؟

607
00:38:54,127 --> 00:38:56,171
‫- خب، من انجامش نمیدم، تو.
‫- من فکر کردم... تو...

608
00:38:57,797 --> 00:38:58,798
‫آره.

609
00:39:32,916 --> 00:39:35,835
‫لطفاً نشانتون رو مقابل اسکنر قرار بدید.

610
00:39:41,299 --> 00:39:45,095
‫موهای الآنت با عکست فرق داره.

611
00:39:46,888 --> 00:39:47,889
‫رنگشون کردم.

612
00:39:47,889 --> 00:39:49,349
‫طبیعی رو ترجیح میدم.

613
00:39:50,225 --> 00:39:51,268
‫در رو باز کن.

614
00:39:51,268 --> 00:39:52,602
‫تو توی لیست نیستی.

615
00:39:52,602 --> 00:39:54,729
‫خب، برام مهم نیست.
‫در لعنتی رو باز کن.

616
00:39:54,729 --> 00:39:57,190
‫- اوکی. بزار من امتحان کنم.
‫- خدایا.

617
00:40:02,445 --> 00:40:03,530
‫کارت‌رایت.

618
00:40:04,030 --> 00:40:06,157
‫- ببخشید، ما هم رو دیدیم؟
‫- نه، نه.

619
00:40:06,157 --> 00:40:07,617
‫ولی من کار تو رو می‌شناسم.

620
00:40:07,617 --> 00:40:13,248
‫مهارت‌های فهرست‌بندیت، ببخشید که اینجوری میگم،
‫کاملاً آشغالن.

621
00:40:13,248 --> 00:40:16,334
‫که معادل فرانسویه آشغاله.

622
00:40:16,334 --> 00:40:19,129
‫آره، ببین، گوش کن
‫باید این مردها رو به داخل اسکورت کنیم

623
00:40:19,129 --> 00:40:20,463
‫تا نگاهی به اسناد خاکستری بندازن.

624
00:40:20,463 --> 00:40:22,799
‫- این برنامه‌ریزی نشده هست.
‫- اینگرید تیرنی ما رو فرستاده.

625
00:40:22,799 --> 00:40:25,802
‫می‌دونی اون کیه؟ رئیس ام‌آی‌فایو.
‫می‌خوای بهش زنگ بزنی؟

626
00:40:25,802 --> 00:40:26,928
‫نیازی نیست.

627
00:40:26,928 --> 00:40:29,806
‫گفتم برنامه‌ریزی نشده هست
‫نه اینکه غیر ممکن باشه، وارد بشید.

628
00:40:37,063 --> 00:40:38,648
‫به منطقۀ داگلاس خوش اومدید.

629
00:40:48,992 --> 00:40:51,912
‫تور کامل رو می‌خوایید؟

630
00:40:51,912 --> 00:40:52,913
‫نه.

631
00:40:54,039 --> 00:40:55,749
‫- هایلایت‌های ادیت شده؟
‫- نه.

632
00:40:55,749 --> 00:40:58,293
‫لطفاً ما رو ببرید به اسناد خاکستری.

633
00:40:59,336 --> 00:41:01,379
‫به نظرم اونها هایلایت هستن.

634
00:41:01,379 --> 00:41:02,672
‫دیوونه‌واره.

635
00:41:03,590 --> 00:41:06,968
‫لطفاً من رو دنبال کنید.

636
00:41:08,970 --> 00:41:11,514
‫هی، رنگ موهات واقعاً عوض شده.

637
00:41:11,514 --> 00:41:13,850
‫می‌دونم. خودم اونجا بودم وقتی اینجوری شد.

638
00:41:14,768 --> 00:41:17,354
‫ایکس اونجا رو نشون میده. اتاق.

639
00:41:18,271 --> 00:41:23,151
‫و وقتی اونجا بودید، من شمارۀ قفسه و ستون رو نوشتم.

640
00:41:24,319 --> 00:41:25,320
‫خوش بگزره.

641
00:41:26,821 --> 00:41:27,906
‫همینجوری میشه.

642
00:41:54,808 --> 00:41:57,269
‫و شما کی هستید؟

643
00:42:02,357 --> 00:42:05,986
‫درسته، باید اینجا باشه.
‫آره، ایناهاش.

644
00:42:07,070 --> 00:42:11,157
‫همینه. خوبه.
‫همونجوری که داگلاس گفت، شمارۀ قفسه‌ها...

645
00:42:11,157 --> 00:42:12,242
‫چی؟

646
00:42:12,742 --> 00:42:13,868
‫چکار می‌کنی؟

647
00:42:13,868 --> 00:42:15,954
‫- دانوان. چکار می‌کنی؟
‫- بسه.

648
00:42:16,538 --> 00:42:18,081
‫- گفتم بسه.
‫- اوه...

649
00:42:19,583 --> 00:42:21,209
‫اوه خدای من. صداش بلند بود.

650
00:42:21,209 --> 00:42:22,252
‫روی زانوهاتون بنشینید.

651
00:42:24,254 --> 00:42:25,714
‫ما اومدیم اینجا تا چیزی ببریم.

652
00:42:25,714 --> 00:42:26,798
‫اسناد خاکستری.

653
00:42:26,798 --> 00:42:28,091
‫و می‌ریم که برشون داریم.

654
00:42:28,091 --> 00:42:31,177
‫- اینجا هستن. کجا میری؟
‫- می‌تونی بهم شلیک کنی.

655
00:42:31,177 --> 00:42:34,264
‫ولی به پشتم خواهد بود و من هم سلاحی ندارم

656
00:42:34,264 --> 00:42:35,765
‫که جالب به نظر نمیاد.

657
00:42:36,766 --> 00:42:39,311
‫شماها تو لاپوشانی قتل خیلی ماهرین.

658
00:42:39,311 --> 00:42:40,937
‫حالا، ما می‌چرخیم.

659
00:42:40,937 --> 00:42:42,939
‫و تا زمانی که به چیزی که دنبالشیم برسیم
‫به رفتن ادامه میدیم.

660
00:42:42,939 --> 00:42:44,024
‫نه این کارو نمی‌کنید.

661
00:42:44,524 --> 00:42:45,817
‫- آره، می‌کنن.
‫- من...

662
00:42:47,277 --> 00:42:49,487
‫خب، اونها بلوفت رو رو کردن و تو هم داشتی بلوف می‌زدی.

663
00:42:49,988 --> 00:42:51,740
‫ممنون بابت مسئولیت‌پذیری جمعی.

664
00:42:57,245 --> 00:42:58,747
‫- خانم؟
‫- بیرون هستن؟

665
00:42:58,747 --> 00:42:59,873
‫خیر.

666
00:43:00,373 --> 00:43:01,958
‫دانوان اسناد خاکستری رو نمی‌خواد.

667
00:43:01,958 --> 00:43:05,712
‫کسی یه چیزی براش اونجا گذاشته که برداره
‫و اون چیز نباید خارج بشه.

668
00:43:06,588 --> 00:43:08,423
‫- فهمیدم.
‫- اون هم نباید خارج بشه.

669
00:43:09,299 --> 00:43:11,009
‫و همینطور هر کس دیگه‌ای که اون باهاش در تماس بوده.

670
00:43:11,009 --> 00:43:12,552
‫نمی‌دونم ممکنه چی بهشون گفته باشه.

671
00:43:12,552 --> 00:43:15,931
‫این به صلاح اطلاعاته. متوجهی؟

672
00:43:17,515 --> 00:43:19,100
‫منظورتون اینه پاکسازی کنیم؟

673
00:43:20,644 --> 00:43:21,645
‫آره.

674
00:43:22,979 --> 00:43:24,105
‫پاکسازی کنید.

675
00:43:24,129 --> 00:43:31,129
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

676
00:43:33,240 --> 00:43:34,241
‫نقشه عوض شد.

677
00:43:35,075 --> 00:43:37,160
‫همه بیرون، اسلحه‌هاتونو بردارید.

678
00:43:38,995 --> 00:43:41,581
‫- زود باش، برو اگه...
‫- پسرهای خوش‌شانس.

679
00:43:41,581 --> 00:43:44,000
‫می‌تونید تعداد افرادی که کشتید رو بیشتر کنید.

680
00:43:44,000 --> 00:43:47,587
‫خدایا، مثل پیکان‌های سرخه، ولی از نوع بدش.

681
00:43:47,587 --> 00:43:50,173
‫اسلحه‌هاتونو بردارید، گلوله‌های واقعی استتفاده کنید.

682
00:43:50,173 --> 00:43:53,552
‫کسی رو اسیر نمی‌کنید، به قصد کشتن شلیک می‌کنید.

683
00:43:54,177 --> 00:43:58,723
‫هر کسی وارد اون انبار شده مرده بیرون میاد.

684
00:43:58,747 --> 00:44:05,747
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

