﻿1
00:00:10,130 --> 00:00:11,380
<i>‫با لمب تماس گرفتین.</i>

2
00:00:11,380 --> 00:00:14,340
<i>‫اگه دیدین جواب ندادم،
‫یعنی نمی‌خوام باهاتون حرف بزنم.</i>

3
00:00:20,640 --> 00:00:23,980
<i>‫سلام. گولِت زدم، مگه نه؟
‫مارکوس لانگ‌ریج هستم. پیغام بذارین.</i>

4
00:00:23,980 --> 00:00:26,810
‫- بفرمایین. نوش جان.
‫- ممنون.

5
00:00:28,860 --> 00:00:30,980
<i>‫ریور هستم.
‫پیغام بذارین.</i>

6
00:00:36,660 --> 00:00:37,660
<i>‫الو؟</i>

7
00:00:38,530 --> 00:00:40,950
‫بالاخره یکی جواب داد.

8
00:00:42,250 --> 00:00:43,750
<i>‫کجایی؟</i>

9
00:00:43,750 --> 00:00:45,420
‫به تو ربطی نداره.

10
00:00:45,420 --> 00:00:47,790
<i>‫آره خب،
‫قرار بود چیکادو باشی.</i>

11
00:00:47,790 --> 00:00:48,880
‫واسه چی؟

12
00:00:48,880 --> 00:00:51,170
‫به‌خاطر مهمونی کریسمس‌مون.

13
00:00:51,170 --> 00:00:53,090
<i>‫قرار نبوده مهمونی کریسمس بگیریم.</i>

14
00:00:53,090 --> 00:00:56,520
‫اگه هم می‌گرفتیم، قبل کریسمس می‌گرفتیم و
‫توی چیکادو هم نمی‌گرفتیم.

15
00:00:56,520 --> 00:00:59,470
‫آره.
‫خب شاید تو دعوت نیستی.

16
00:00:59,470 --> 00:01:01,430
‫شاید لمب فقط به نخبه‌ها گفته.

17
00:01:01,430 --> 00:01:03,310
‫خب لمب به تو گفته، نه؟

18
00:01:04,850 --> 00:01:08,150
‫ازش پرسیدم مهمونی کریسمس کجاس،
‫اون هم با جزئیات بهم گفت.

19
00:01:08,150 --> 00:01:09,230
‫درستـه.

20
00:01:09,900 --> 00:01:11,900
‫ایشالا که خودت دیگه فهمیدی.

21
00:01:17,740 --> 00:01:22,160
‫خب، باید توی بازی باشی تا
‫بازیچه‌ی بقیه‌ بشی...

22
00:01:24,580 --> 00:01:25,580
‫الو؟

23
00:01:25,604 --> 00:01:35,604
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

24
00:01:35,628 --> 00:01:45,628
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

25
00:01:45,652 --> 00:01:55,652
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

26
00:02:22,930 --> 00:02:25,020
<i>‫مرکز خرید وست‌ایکرز.</i>

27
00:02:25,020 --> 00:02:27,260
<i>‫تایید شده که یه خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده.</i>

28
00:02:32,060 --> 00:02:33,770
‫میز اول داره وارد میشـه.

29
00:03:00,090 --> 00:03:01,470
‫کلود ویلن هستم،
‫میز اول.

30
00:03:01,470 --> 00:03:02,640
‫- شما؟
‫- مامور سینگ.

31
00:03:02,640 --> 00:03:04,010
‫- درستـه.
‫- سلام خانم.

32
00:03:05,600 --> 00:03:08,600
‫آدم همچین چیزی که می‌بینـه،
‫زبونش قاصر میشه.

33
00:03:08,600 --> 00:03:09,810
‫یعنی...

34
00:03:12,340 --> 00:03:14,360
‫تایید شده که خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده؟

35
00:03:14,360 --> 00:03:16,230
‫بله خانم.
‫فیلمش توی دوربین‌ها هست.

36
00:03:16,230 --> 00:03:18,820
‫راننده توی ماشین بوده،
‫یعنی حمله‌ی انتحاری بوده.

37
00:03:18,820 --> 00:03:20,950
‫تو یه مرکز خرید.
‫خدای من.

38
00:03:21,610 --> 00:03:24,200
‫ماشین وارد قسمت پیاده‌رو میشه،

39
00:03:25,160 --> 00:03:26,370
‫مردم فرار می‌کنن،

40
00:03:27,620 --> 00:03:30,250
‫یه راست میره سمت ورودی و
‫ماشین رو منفجر می‌کنـه.

41
00:03:30,250 --> 00:03:31,710
‫یا خدا.

42
00:03:31,710 --> 00:03:33,380
‫چی از ماشینه می‌دونیم؟

43
00:03:33,960 --> 00:03:37,920
‫به اسم رابرت وینترز اجاره شده،
‫یه مشاور فناوری اطلاعاتِ آزادکارِ ۲۸‌ساله،

44
00:03:37,920 --> 00:03:41,050
‫اما چیزی توی سوابقش نیست که
‫نشون بده چرا این کار رو کرده.

45
00:03:41,050 --> 00:03:43,840
‫مسیرش رو توی دوربین‌ها بررسی کن.
‫باید بدونیم از کجا اومده.

46
00:03:43,840 --> 00:03:47,850
‫آدرسی که به شرکت اجاره‌ی ماشین داده بود،
‫شهر لستر بوده که بررسیش هم کردیم.

47
00:03:47,850 --> 00:03:49,470
‫سال‌هاست کسی اونجا نبوده.

48
00:03:49,470 --> 00:03:52,820
‫همسایه‌ها نه تاحالا وینترزی دیدن و
‫نه اسمش به گوش‌شون خورده.

49
00:03:53,350 --> 00:03:54,610
‫خدای من.

50
00:03:55,520 --> 00:03:57,020
‫شاید یه شَبَحـه.

51
00:03:57,020 --> 00:03:59,610
‫شاید همین یه دفعه بوده.

52
00:04:00,860 --> 00:04:02,530
‫یا شاید هم شروع یه ماجراس.

53
00:04:06,870 --> 00:04:10,040
<i>‫بعد از صحبت با مردم توی لندن
‫به‌نظر می‌رسـه که</i>

54
00:04:10,040 --> 00:04:13,830
‫<i>احساس اضطراب همچنان
‫ در بین جامعه باقی مونده.</i>

55
00:04:13,830 --> 00:04:17,670
<i>‫در اقدامات اخیر، نیروهای مسلح پلیس
‫ توی برخی از قطارها مستقر شدن.</i>

56
00:04:17,670 --> 00:04:21,760
<i>‫البته این اقدامات
‫بیشتر برای دلگرمی‌ دادن به‌نظر می‌رسـه</i>

57
00:04:21,760 --> 00:04:23,800
<i>‫تا این که واکنشی به یک تهدید خاص باشه.</i>

58
00:04:26,140 --> 00:04:28,690
‫فکر می‌کنی بخشی از یه شبکه باشه؟

59
00:04:29,260 --> 00:04:31,180
‫به گمونم هرچی بیشتر بگذره و
‫حمله‌ی دیگه‌ای نشه،

60
00:04:31,180 --> 00:04:33,560
‫احتمال این که یه گرگ تنها بوده باشه،
‫ بیشتر میشه.

61
00:04:33,560 --> 00:04:36,230
‫از اصطلاح «گرگ تنها» بدم میاد.
‫اون رو جسور جلوه میده.

62
00:04:36,230 --> 00:04:38,020
‫اون فقط یه قاتل عوضیـه.

63
00:04:38,650 --> 00:04:39,960
‫خب.
‫بذارش واسه یه وقت دیگه.

64
00:04:39,960 --> 00:04:42,960
‫الان ریدیم به هیکل یه قاتل عوضی.
‫یه چیز دیگه بگو.

65
00:04:44,920 --> 00:04:48,060
‫به سلامتی این که سال دیگه همین موقع
‫توی خانه‌ لجن‌زار نباشیم.

66
00:04:48,060 --> 00:04:50,490
‫باشه.
‫بعید می‌دونم.

67
00:04:50,490 --> 00:04:52,560
‫مگه این که خودمون استعفا بدیم.

68
00:04:54,830 --> 00:04:56,500
‫واقعاً‌ که نمی‌خوای این کار رو بکنی،

69
00:04:56,500 --> 00:04:57,580
‫می‌خوای؟

70
00:04:58,340 --> 00:05:01,050
‫خب، همیشه بهش فکر می‌کنم.
‫چرا که نه؟

71
00:05:03,420 --> 00:05:04,550
‫عالیـه.

72
00:05:05,550 --> 00:05:09,350
‫خب، یه موضوعی هست که

73
00:05:09,350 --> 00:05:13,020
‫چندوقتـه می‌خوام
‫ باهات در میون بذارم و راستش...

74
00:05:13,020 --> 00:05:15,770
‫- نمی‌خواستم توی اداره بهت بگم...
‫- خیلی‌خب.

75
00:05:15,770 --> 00:05:20,520
‫...و حس کردم که می‌تونم
‫باهات در میون بذارم

76
00:05:20,520 --> 00:05:22,570
‫چون فکر می‌کنم که...
‫صمیمی‌تر شدیم.

77
00:05:23,490 --> 00:05:25,110
‫- اوهوم.
‫- و...

78
00:05:27,950 --> 00:05:29,760
‫نمی‌خوام از خط قرمزها هم عبور کنم،

79
00:05:29,760 --> 00:05:32,330
‫و اگه بخوای فقط درمورد کار حرف بزنیم،
‫درک می‌کنم.

80
00:05:32,330 --> 00:05:33,410
‫- وای ریور. شرمنده...
‫- فقط...

81
00:05:33,410 --> 00:05:35,463
‫- من ازت خوشم میادها ولی...
‫- اما پدربزرگم...

82
00:05:38,290 --> 00:05:39,540
‫- چی؟
‫- نه، پدربزرگت. می‌گفتی.

83
00:05:39,540 --> 00:05:40,920
‫آره، تو چی گفتی؟

84
00:05:40,920 --> 00:05:43,840
‫- چیزی نگفتم... نه، تو ادامه بده.
‫- فکر کردی چی می‌خوام بگم؟

85
00:05:43,840 --> 00:05:46,050
‫- فکر کردی می‌خوام باهات قرار بذارم؟
‫- نه‌خیر.

86
00:05:46,050 --> 00:05:48,720
‫- چرا، همین فکر رو کردی.
‫- نه، نکردم. باشه کردم.

87
00:05:48,720 --> 00:05:51,720
‫اما چون موقع غذا مشروب سفارش دادی و

88
00:05:51,720 --> 00:05:53,680
‫می‌خواستی باهام حرف بزنی و

89
00:05:53,680 --> 00:05:55,520
‫بعدش زر زر می‌کردی که چقدر با همدیگه

90
00:05:55,520 --> 00:05:57,310
‫- صمیمی‌تر شدیم و... آره.
‫- زر زر کردم؟

91
00:05:57,310 --> 00:06:01,020
‫- خب جدی میگم. باهات احساس صمیمیت می‌کنم.
‫- میشه برگردیم سراغ پدربزرگت؟

92
00:06:01,400 --> 00:06:02,400
‫باشه.

93
00:06:05,360 --> 00:06:07,950
‫- فکر می‌کنم که اون داره...
‫- داره چی؟

94
00:06:07,950 --> 00:06:09,030
‫مثلاً...

95
00:06:13,830 --> 00:06:16,620
‫همش سردرگمـه.

96
00:06:17,250 --> 00:06:18,370
‫همه‌چی رو یادش میره.

97
00:06:18,370 --> 00:06:20,830
‫خب مگه این از نشونه‌های پیری نیست؟

98
00:06:20,830 --> 00:06:22,710
‫- الان باید ۸۰‌ و خورده‌ای سالش باشه.
‫- نه، نه.

99
00:06:22,710 --> 00:06:24,800
‫فکر می‌کنـه که آزمایندگان تحت‌نظرش دارن.

100
00:06:24,800 --> 00:06:25,880
‫آزمایندگان دیگه کی‌ان؟

101
00:06:25,880 --> 00:06:28,340
.قدیم‌ها به مراقب‌ها می‌گفتن

102
00:06:28,340 --> 00:06:29,930
‫با یه اسلحه کنار تختش می‌خوابـه.

103
00:06:29,930 --> 00:06:31,010
‫مثلاً...

104
00:06:31,720 --> 00:06:34,060
‫فکر نمی‌کنی که بهتره
‫تو یه خونه باشه؟

105
00:06:34,060 --> 00:06:37,890
‫چرا،‌ چرا، همین فکر رو می‌کنم.
‫اما تو می‌خوای این رو بهش بگی؟

106
00:06:37,890 --> 00:06:42,900
‫آخرین باری که دیدمش،
‫حدوداً ۱۰ دقیقه اول

107
00:06:43,820 --> 00:06:45,610
‫اصلاً نمی‌دونست من کی‌ام.

108
00:06:46,320 --> 00:06:47,880
‫هیچ ایده‌ای نداشت.

109
00:06:49,200 --> 00:06:52,070
‫همش درمورد نوه‌ش ریور
‫باهام حرف می‌زد. من...

110
00:06:55,200 --> 00:06:56,580
‫واقعاً وحشتناکـه.

111
00:06:57,700 --> 00:06:58,960
‫خب، خیلی سختـه.

112
00:07:00,750 --> 00:07:02,750
‫- چی؟
‫- اون کسیـه که بزرگت کرده.

113
00:07:02,750 --> 00:07:05,960
‫کسیـه که وقتی هیشکی پیشت نبود
‫ازت مراقبت می‌کرد.

114
00:07:06,920 --> 00:07:08,380
‫پس حالا نوبت توئـه.

115
00:07:08,380 --> 00:07:11,550
‫باید بهش سر بزنی.
‫همین امشب.

116
00:07:11,550 --> 00:07:15,180
‫نه،‌می‌دونم، می‌دونم.
‫باشه، می‌دونم. آره.

117
00:07:18,310 --> 00:07:19,890
‫فقط می‌خواستم تو تایید کنی.

118
00:07:58,850 --> 00:08:02,100
<i>‫می‌دونم اونجایی. بیا بیرون.
‫خودت رو نشون بده. بیا بیرون.</i>

119
00:08:05,060 --> 00:08:06,610
<i>‫بیا بیرون!</i>

120
00:08:07,730 --> 00:08:10,740
‫بیا بیرون. می‌دونم اونجایی.
‫بیا بیرون.

121
00:08:10,740 --> 00:08:11,950
‫خودت رو نشون بده.

122
00:08:11,950 --> 00:08:13,360
‫بیا بیرون!

123
00:09:43,410 --> 00:09:44,500
‫وای، ریور.

124
00:09:45,100 --> 00:09:46,710
‫در رو باز می‌کنی؟
‫بدجوری خیس شدم.

125
00:09:46,710 --> 00:09:48,330
‫آره بابا.

126
00:09:49,920 --> 00:09:51,130
‫بیا تو.

127
00:09:51,960 --> 00:09:55,050
‫چرا زنگ نزدی؟
‫شاید هم زدی.

128
00:09:55,050 --> 00:09:59,010
‫زنگ زدم اما جواب ندادی.
‫من میرم توالت.

129
00:09:59,680 --> 00:10:03,770
‫عجب ترافیکی بود. راستی یه چیزی،
‫حالا که اومدم، حموم رو برات آماده کنم؟

130
00:10:03,770 --> 00:10:05,560
‫انگار خودت هم تو بارون گیر افتادی.

131
00:10:05,560 --> 00:10:06,890
‫اصلاً یه وضعیـه.

132
00:11:01,070 --> 00:11:02,450
‫داره آماده میشه بابابزرگ.

133
00:11:22,720 --> 00:11:24,720
‫تو نوه‌ی من نیستی.

134
00:11:25,260 --> 00:11:28,480
‫هی. منم. ریور.

135
00:11:29,850 --> 00:11:32,190
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟

136
00:11:43,780 --> 00:11:45,030
‫خدای من.

137
00:11:47,830 --> 00:11:50,660
‫خدای من.
‫من چی‌کار کردم؟

138
00:12:35,030 --> 00:12:37,260
‫ [برگرفته از رمان «ببرهای واقعی» از میک هرون]

139
00:12:43,200 --> 00:12:46,390
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت اول "

140
00:14:02,800 --> 00:14:03,800
‫کیر توش.

141
00:14:26,450 --> 00:14:27,700
‫لمب صحبت می‌کنـه.

142
00:14:33,410 --> 00:14:34,490
‫کیر توش.

143
00:14:57,980 --> 00:15:00,440
‫وقتی خبرای بیشتری گیرم اومد
‫زنگت می‌زنم.

144
00:15:01,270 --> 00:15:05,150
‫رفته بودن سراغ وسایل ولی...
‫همین حالا رسید.

145
00:15:05,150 --> 00:15:06,490
‫زنگت می‌زنم.

146
00:15:09,320 --> 00:15:10,490
‫لمب شمایی؟

147
00:15:11,530 --> 00:15:13,530
‫والا این موقع شب،
‫به همین قضیه هم شک دارم.

148
00:15:14,330 --> 00:15:16,700
‫من اِما فلایت هستم.
‫جایگزین دافی.

149
00:15:17,200 --> 00:15:19,710
‫خب، همینطوریش هم یه پیشرفت به حساب میای.

150
00:15:20,750 --> 00:15:23,630
‫به‌خاطر این میگم که مرگ مغزی نشدی و
‫توی کما نیستی.

151
00:15:23,630 --> 00:15:26,260
‫کلاغ‌ها میگن که یکی از افراد خودتون
.باعث به کما رفتنش بوده

152
00:15:26,260 --> 00:15:30,760
‫خب، کلاغ‌ها حرف زیاد می‌زنن اما
‫بیشترش به‌خاطر اثرات شرابـه.

153
00:15:30,760 --> 00:15:33,510
‫پسره که قبل از دافی‌ بود،
‫خیلی باکلاس‌تر بود.

154
00:15:33,510 --> 00:15:35,140
‫سم چپمن خراب‌کار.

155
00:15:35,930 --> 00:15:37,220
‫این فقط یه اسم بود.

156
00:15:37,220 --> 00:15:38,930
‫اونقدرا هم خراب‌کار نبود.

157
00:15:38,930 --> 00:15:41,730
‫به‌جز اون ضرر ۲۵۰ میلیون پوندی‌ای که زد.

158
00:15:42,650 --> 00:15:44,310
‫خب، گفتم خراب‌کار نبود.

159
00:15:44,310 --> 00:15:46,190
‫نگفتم که بی‌نقص بود.

160
00:15:48,150 --> 00:15:49,950
‫حالا صحنه رو نشون میدی یا نه؟

161
00:15:50,530 --> 00:15:52,100
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

162
00:15:52,490 --> 00:15:55,530
‫من عذر موجه دارم.
‫با بانو دی توی سونا بودم.

163
00:15:55,530 --> 00:15:56,870
‫می‌تونی ازش بپرسی.

164
00:15:56,870 --> 00:15:58,040
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

165
00:15:58,040 --> 00:15:59,910
‫- کدوم‌شون؟
‫- هرکدوم. جفت‌شون.

166
00:16:00,620 --> 00:16:03,080
‫خب، جوون‌تره برای من کار می‌کنـه.

167
00:16:03,080 --> 00:16:06,130
‫بابابزرگـه هم یه بار بهم کار داد.

168
00:16:09,380 --> 00:16:10,880
‫چه کفشای قشنگی.

169
00:16:11,510 --> 00:16:13,260
‫کمک‌هزینه‌ی خرید لباس بهتون میدن؟

170
00:16:21,326 --> 00:16:22,540
‫ای تف توش.

171
00:16:29,400 --> 00:16:30,610
‫آماده‌ای؟

172
00:16:40,040 --> 00:16:42,000
‫پس مسئول رد‌شده‌ها شمایین.

173
00:16:42,580 --> 00:16:44,440
‫دوست ندارن به این اسم صداشون بزنی.

174
00:16:44,440 --> 00:16:46,980
‫- خودتون چی میگین بهشون؟
‫- رد‌شده‌ها.

175
00:16:49,210 --> 00:16:51,300
‫اینجا رو به‌پا عزیزم.
‫یکمش رو جا انداختی.

176
00:16:57,850 --> 00:16:59,220
‫اوضاع داخل خیلی بده.

177
00:17:01,100 --> 00:17:02,810
‫قبلاً هم چیزای بد دیدم.

178
00:17:16,160 --> 00:17:18,450
‫ساعت ۹ و ۳ دقیقه
‫یه‌نفر دکمه‌‌ی خطر رو زده.

179
00:17:18,450 --> 00:17:20,620
‫پلیس محلی ساعت ۹ و ۴۹ دقیقه رسیده.

180
00:17:20,980 --> 00:17:23,630
‫باز هم خوبـه که خودشون رو فوراً رسوندن.

181
00:17:24,370 --> 00:17:26,960
‫پیرمرده هفته‌ی قبلش هم
‫دوبار دکمه رو زده بوده.

182
00:17:26,960 --> 00:17:29,960
‫یه بارش به‌خاطر این که یادش رفته
‫واسه چیـه و می‌خواسته بفهمـه.

183
00:17:29,960 --> 00:17:33,550
‫دکمه‌های خطر قابل ردگیری‌ان،
‫کسی به این موضوع اشاره کرده؟

184
00:17:33,550 --> 00:17:34,840
‫ممنون.
‫یادداشت می‌کنم.

185
00:17:34,840 --> 00:17:37,510
‫اما قبلاً اون دکمه رو
‫روی میز آشپزخونه پیدا کردم.

186
00:17:38,100 --> 00:17:40,310
‫زیرش رو هم نگاه انداختی؟

187
00:17:44,600 --> 00:17:45,850
‫دنبال چی می‌گردین؟

188
00:17:45,850 --> 00:17:47,230
قرص رفع مستی،

189
00:17:48,150 --> 00:17:51,900
‫اهل مشروب خوردن نیستم
‫اما قبل شام یه شِری خوردم.

190
00:17:51,900 --> 00:17:54,650
‫اینجا صحنه‌ی جرمـه،
‫نه داروخونه.

191
00:17:55,950 --> 00:17:59,030
‫دوبار بهش شلیک شده.
‫یه بار توی سینه‌ش و یه بار هم توی صورتش.

192
00:17:59,030 --> 00:18:00,870
‫دیگه زیاده‌روی کرده.

193
00:18:00,870 --> 00:18:03,120
‫البته بعضی‌وقتا خیلی رو مخ بود.

194
00:18:03,120 --> 00:18:04,540
‫انگار خیلی ناراحت نیستین.

195
00:18:05,060 --> 00:18:08,000
‫- دفعه‌ی اولی نیست که عزیزی رو از دست میدم.
‫- قبلاً مامور میدانی بودین.

196
00:18:08,000 --> 00:18:10,480
‫آره، وقتی که هنوز دهنت بو شیر می‌داد.

197
00:18:11,670 --> 00:18:13,840
‫این همراهش بوده.

198
00:18:14,630 --> 00:18:16,840
‫- گوشی و کیف پولش؟
‫- جفت‌شون مال کارت‌رایت بوده.

199
00:18:16,840 --> 00:18:18,800
‫پس واسه چی گفتی من بیام؟

200
00:18:18,800 --> 00:18:20,140
‫برای تایید هویت.

201
00:18:22,100 --> 00:18:23,470
‫یکم سختـه.

202
00:18:23,470 --> 00:18:25,310
‫خب، نشونه‌ی خاصی نداشته؟

203
00:18:25,310 --> 00:18:28,060
‫قبلاًها صورت داشت.
‫این کمکی می‌کنـه؟

204
00:18:28,900 --> 00:18:32,070
‫- خالکوبی، جای زخم، حلقه‌ای، چیزی؟
‫- خب من از کجا بدونم؟

205
00:18:32,070 --> 00:18:34,320
‫توی اداره مجبورشون می‌کردم لباس بپوشن.

206
00:18:35,190 --> 00:18:36,570
‫خودشـه؟

207
00:18:43,160 --> 00:18:44,870
‫آره، خودشـه.

208
00:18:46,313 --> 00:18:47,546
‫مطمئنین؟

209
00:18:47,960 --> 00:18:49,750
‫ریور کارت‌رایتـه.

210
00:18:59,050 --> 00:19:01,640
‫- خب الان کجاس؟
‫- کی کجاس؟

211
00:19:02,720 --> 00:19:03,930
‫اون حرومزاده‌ی پیر.

212
00:19:05,270 --> 00:19:06,980
‫قبلاً اینطوری صداش می‌کردیم.

213
00:19:08,480 --> 00:19:11,980
‫حرومزاده هم بود.
‫این رو مطمئنم.

214
00:19:11,980 --> 00:19:13,480
‫نمی‌دونیم.

215
00:19:14,560 --> 00:19:18,990
‫به گمونم می‌خواین مثل پرونده‌ی وست‌ایکرز
‫بی‌سروصدا نگهش دارین.

216
00:19:18,990 --> 00:19:21,030
‫این قضیه چه ربطی به وست‌ایکرز داره؟

217
00:19:21,870 --> 00:19:22,870
‫هیچی.

218
00:19:23,830 --> 00:19:27,040
‫اما یه بمب که تو لندن می‌ترکـه،
‫ریدمال سرویس اطلاعاتیـه،

219
00:19:27,040 --> 00:19:29,870
‫که از قضا قضیه‌ی کارات‌رایت جوان‌مون هم
‫همینطوری بوده.

220
00:19:29,870 --> 00:19:33,420
‫وقتی این قضیه به بیرون درز کنـه،
‫یه مشت اسکل همه‌چی رو بهم ربط میدن.

221
00:19:33,420 --> 00:19:36,460
‫قبل این که به اونجا بکشـه
‫قضیه رو جمعش می‌کنیم.

222
00:19:36,460 --> 00:19:40,470
‫خب، صدای‌ بعدی‌ای که می‌شنوی
‫ابراز اطمینانم به شماس.

223
00:19:42,970 --> 00:19:44,460
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

224
00:19:44,640 --> 00:19:46,310
‫با میل خودتون این کار رو می‌کنین؟

225
00:19:46,310 --> 00:19:47,600
‫چطور مگه؟
باز هم می‌خوای؟

226
00:19:49,180 --> 00:19:50,440
‫حال‌بهم‌زن و بی‌شخصیتین.

227
00:19:50,440 --> 00:19:54,200
‫دارم با غم و اندوهم کنار میام.
‫بالاخره یه‌جوری باید خودش رو نشون بده.

228
00:19:55,230 --> 00:19:57,980
‫ایده‌ای دارین که
‫کارت‌رایت بزرگ کجا ممکنـه رفته باشه؟

229
00:19:58,690 --> 00:20:01,410
‫نه.
‫دارم برمی‌گردم بخوابم.

230
00:20:02,910 --> 00:20:05,120
‫نظرتون درمورد دوش چیـه؟

231
00:20:05,700 --> 00:20:07,120
‫خب،‌ پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایـه،

232
00:20:07,120 --> 00:20:09,080
‫اما بعید می‌دونم که الان کار درستی باشـه.

233
00:20:09,080 --> 00:20:12,620
‫آخه جدا از هر چیزی،
‫یکی از اعضای گروهم مُرده.

234
00:21:20,190 --> 00:21:21,190
‫بیاین داخل.

235
00:21:25,860 --> 00:21:28,830
‫- کلود، من...
‫- دایانا، واقعاً ازت ممنونم.

236
00:21:28,830 --> 00:21:31,840
‫این اولین جلسه‌ی کبرای منـه
‫برای همین می‌خواستم بدونم

237
00:21:31,840 --> 00:21:34,640
‫میشه خلاصه‌ای از اتفاقایی که
‫می‌افته رو بهم بگی؟

238
00:21:35,620 --> 00:21:37,920
‫- خیلی‌خب. آره. من...
‫- بفرمایین، اگه مشکلی نیست.

239
00:21:39,040 --> 00:21:40,710
‫- کارهای زیادی هست...
‫- بله. درستـه.

240
00:21:40,710 --> 00:21:43,010
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫فقط تیترهاش رو میگم.

241
00:21:43,010 --> 00:21:45,100
‫حتماً،
‫زحمت می‌کشی.

242
00:21:45,300 --> 00:21:47,220
‫- حرفات کوتاه اما پر محتوا باشه.
‫- کوتاه، پر محتوا.

243
00:21:47,220 --> 00:21:49,890
‫ضعف منابع اطلاعاتی انسانی رو به رخ بکش.

244
00:21:49,890 --> 00:21:51,930
‫از گفتن «نمی‌دونم» نترس.

245
00:21:51,930 --> 00:21:53,810
‫هیچ حرف بدون منابع زیادی نزن،

246
00:21:53,810 --> 00:21:55,840
‫چیزهایی رو که نمی‌خوای لو بره هم
‫بهشون نگو.

247
00:21:55,840 --> 00:21:57,980
‫- بله، حتماً.
‫- اهمیتی هم به وزیر دفاع نده،

248
00:21:57,980 --> 00:22:01,730
‫اون فقط می‌خواد خرابت کنـه تا
‫تا جایگاه سازمان اطلاعات ارتش رو ببره بالا.

249
00:22:01,730 --> 00:22:04,700
‫این هشدار رو هم بهت بدم،
‫اگه نخست‌وزیر به پیشنهاداتت اعتراض کرد،

250
00:22:04,700 --> 00:22:06,320
‫وزیر کشور سرزنشت می‌کنـه،

251
00:22:06,320 --> 00:22:09,950
حتی اگه با تموم چیزایی که گفتی
‫موافقت باشه،

252
00:22:09,950 --> 00:22:12,790
‫- اما... مشکلی پیش نمیاد.
‫- بله اما ممنون...

253
00:22:12,790 --> 00:22:16,120
‫اومده بودم که بگم
‫یه نفر دیگه هم مُرده.

254
00:22:18,460 --> 00:22:19,540
‫چی؟
‫ یه بمب‌گذاری دیگه؟

255
00:22:19,540 --> 00:22:20,920
‫نه،‌ نه.

256
00:22:22,140 --> 00:22:24,010
‫تیراندازی بوده.
‫ربطی به این ماجرا نداره.

257
00:22:24,010 --> 00:22:28,300
‫- اما قربانی، یکی از مامورهامون بوده.
‫ - وای، نه.

258
00:22:28,300 --> 00:22:33,520
‫ریور کارت‌رایت که پدربزرگش،
‫دیوید کارت‌رایت بهش شلیک کرده.

259
00:22:33,520 --> 00:22:34,850
‫دیوید کارت‌رایت؟

260
00:22:35,480 --> 00:22:38,310
‫اون مگه جزو بهترین نیروهامون نبوده؟

261
00:22:38,310 --> 00:22:40,060
‫شخصاً که باهاش ملاقات نکردم ولی...

262
00:22:41,190 --> 00:22:44,360
‫ببخشید اما دقیقاً واسه چی
‫به نوه‌ش شلیک کرده؟

263
00:22:44,360 --> 00:22:48,860
‫ظاهراً اون رو با یه مزاحم اشتباه گرفته،
‫اِما فلایت کنترل اوضاع رو به دست داره.

264
00:22:48,860 --> 00:22:51,490
‫درستـه.
‫ازش راضی هستی؟

265
00:22:51,490 --> 00:22:53,660
‫- آره.
‫- بله. می‌دونم که انتخابت نبوده.

266
00:22:53,660 --> 00:22:55,120
‫انتخاب خودم بود.

267
00:22:55,120 --> 00:22:57,080
‫فقط شرایط انتخاب شدنش به عهده‌ی تو بود.

268
00:22:57,080 --> 00:23:00,830
‫خب، به‌نظرم بعداً متوجهِ
‫ مزایای آوردن یه خارجی میشی، دایانا.

269
00:23:00,830 --> 00:23:03,380
‫چون اون به این سیاست‌های داخلی
‫توجهی نداره و

270
00:23:03,780 --> 00:23:06,130
‫و این‌ها همه به پیشبرد مسئولیت‌پذیری
‫کمک می‌کنـه، درستـه؟

271
00:23:06,130 --> 00:23:08,760
‫بهتره این قضیه‌ی کارت‌رایت رو
‫علنی نکنیم.

272
00:23:08,760 --> 00:23:11,720
‫حداقل تا وقتی که دیوید رو پیدا نکردیم و
.نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده

273
00:23:11,720 --> 00:23:14,720
‫بله. کاملاً متوجهم.
‫غم‌انگیزه. دایانا؟

274
00:23:14,720 --> 00:23:15,810
‫بله؟

275
00:23:15,810 --> 00:23:18,440
‫می‌خواستم بدونم...
‫می‌خواستم بدونم که تو

276
00:23:18,440 --> 00:23:21,520
‫ترجیح نمیدی به‌جای من
‫تو این جلسه‌ی کبرا شرکت کنی؟

277
00:23:21,520 --> 00:23:23,270
‫این وظیفه به عهده‌ی میز اولـه.

278
00:23:23,770 --> 00:23:25,780
‫اما وقتی که جای تیرنی رو گرفتی

279
00:23:25,780 --> 00:23:27,650
‫از هر لحاظ کارت درخشان بوده.

280
00:23:27,650 --> 00:23:30,990
‫با توجه به جدی بودن شرایط و
‫مشخصاً تجربه‌ی زیادت،

281
00:23:30,990 --> 00:23:35,120
‫فکر می‌کنم اگه تو حضور داشته باشی و
‫بعدش گزارشش رو به من بدی،

282
00:23:35,120 --> 00:23:38,040
‫اوضاع خیلی راحت‌تر باشه.
‫درست نمیگم؟

283
00:23:39,250 --> 00:23:40,158
‫صد در صد.

284
00:23:40,183 --> 00:23:43,500
‫- باشه؟ یعنی قبول کردی؟ عالیـه.
‫- آره، باشه. هرچی تو بگی.

285
00:23:43,500 --> 00:23:45,000
‫واقعاً ممنونم.
‫ممنون.

286
00:23:54,930 --> 00:23:55,970
‫درستـه.

287
00:24:02,230 --> 00:24:04,860
‫چرا وست‌ایکرز رو منفجر کردی؟

288
00:24:06,940 --> 00:24:08,490
‫توی شبکه‌تون چندنفرین؟

289
00:24:11,910 --> 00:24:13,410
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

290
00:24:15,910 --> 00:24:16,910
‫هی.

291
00:24:17,870 --> 00:24:20,600
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

292
00:24:22,296 --> 00:24:25,591
‫این‌طوری مظنون رو به‌حرف میارن؛
‫فقط کافیه من رو خبر کنی.

293
00:24:27,384 --> 00:24:30,245
‫اگه واقعاً چیزی واسه مخفی کردن
‫داشتم، بیشتر از این‌ها طاقت میاوردم.

294
00:24:30,270 --> 00:24:33,849
‫- نه‌خیر؛ هرکسی یه‌جا وا می‌ده.
‫- مال من چقدر طول کشید؟

295
00:24:36,602 --> 00:24:38,979
‫- هفت ثانیه.
‫- کلاً هفت ثانیه؟

296
00:24:38,979 --> 00:24:41,523
‫- آره؛ حالا گیره‌ها رو رد کن بیاد.
‫- گندش بزنن.

297
00:24:45,694 --> 00:24:48,238
‫- به‌به.
‫- فقط 200 تا!

298
00:24:48,238 --> 00:24:49,448
‫باشه. باشه.

299
00:24:50,916 --> 00:24:53,452
‫فکرکنم الان که یه‌بار تجربه‌ش کردم
.یه دقیقه این‌ها بتونم تحمل کنم

300
00:24:53,452 --> 00:24:55,204
‫- آره بابا.
‫- آره.

301
00:24:57,748 --> 00:25:01,168
‫چه‌خبره این‌جا؟ از سقف داره آب می‌چکه؟

302
00:25:01,168 --> 00:25:02,854
‫نه؛ داشت شکنجه‌ام می‌کرد تا
.ازم حرف بکشه

303
00:25:03,962 --> 00:25:04,963
‫چرا؟

304
00:25:04,963 --> 00:25:06,673
‫شرط بسته بودیم.
‫سر گیره کاغد!

305
00:25:06,673 --> 00:25:09,259
‫گیره کاغذ مثل یه مُسکن براش عمل می‌کنه.

306
00:25:11,595 --> 00:25:14,181
‫این دفتر به اندازه کافی به‌هم‌ریخته هست.

307
00:25:17,809 --> 00:25:19,603
.بیا موهات رو خشک کن عزیزم

308
00:25:21,813 --> 00:25:23,607
‫می‌دونید، توی پارک...

309
00:25:23,607 --> 00:25:26,944
.‫برای ملکه‌های اداره تقسیمِ وظایف می‌کردم

310
00:25:26,944 --> 00:25:28,237
.‫قبلاً هم گفته بودی

311
00:25:28,237 --> 00:25:30,197
‫هنوزم نمی‌دونم معنیش یعنی چی!

312
00:25:30,197 --> 00:25:33,617
‫یعنی توی هر اداره‌ای که می‌رفتم،
.‫توی بخش مدیریت بودم

313
00:25:34,284 --> 00:25:36,662
.‫کسی حتی تکون می‌خورد متوجه می‌شدم

314
00:25:36,662 --> 00:25:39,706
‫اما از نظرم اداره کردن این‌جا یکم
‫سخت‌تره و تلاش بیشتری می‌خواد.

315
00:25:40,666 --> 00:25:42,793
‫کی می‌خواین وسایل کریسمس رو جمع کنین؟

316
00:25:42,793 --> 00:25:45,003
‫سکه انداختیم و شرلی قراره انجامش بده.

317
00:25:45,003 --> 00:25:46,255
‫نه؛ عمراً. تا سه نشه بازی نشه.

318
00:25:47,047 --> 00:25:49,591
‫خب؛ لطفاً تا قبل از این‌که برامون
‫بدشانسی بیارن جمع‌شون کنین.

319
00:25:50,384 --> 00:25:52,094
‫مگه دیگه از این بدشانس‌تر هم می‌شه؟

320
00:25:53,178 --> 00:25:55,305
‫لعنتی.

321
00:25:56,348 --> 00:25:59,434
‫این‌ها پرونده‌های هفته ‫قبله که
.دادم بررسی کنین

322
00:26:01,436 --> 00:26:03,230
‫لیست شکایات آلودگی صوتی به شورای شهر؟

323
00:26:03,230 --> 00:26:05,899
‫- باید به ترتیب زمانی مرتب بشن.
‫- باشه.

324
00:26:05,899 --> 00:26:09,361
‫خب، کاترین عاشق این کارهای دسته‌بندی کردن
‫شکایات و اینجور چیزهاست، پس...

325
00:26:09,361 --> 00:26:12,114
‫کاترین که این‌جا نیست؛ درسته؟

326
00:26:13,448 --> 00:26:15,075
‫سگ خورد.

327
00:26:15,784 --> 00:26:17,578
‫حالا مرتب بشن یا نشن
‫به هیچ دردی نمی‌خورن.

328
00:26:19,580 --> 00:26:22,207
‫صبح به‌خیر جی‌کِی؛
‫مراقب باش لیز نخوری.

329
00:26:23,834 --> 00:26:25,586
‫دوست داری «کـو» صدات کنم؟

330
00:26:28,547 --> 00:26:29,715
‫آقای کـو؟

331
00:26:36,221 --> 00:26:38,724
‫- هنوز هیچی حرف نزده؟
‫- نه، حتی یه کلمه.

332
00:26:39,349 --> 00:26:41,351
اگه بخوام صادق باشم،
.واقعاً خداروشکر که حرف نمی‌زنه

333
00:26:44,688 --> 00:26:46,732
‫همیشه این‌طوری می‌کنه؟

334
00:26:46,732 --> 00:26:49,776
‫آره، وقتی که بی‌کاره،
.خواهشاً زودتر با یه‌چیزی سرگرمش کن

335
00:26:50,338 --> 00:26:56,018
«دیـ.ـجـ.ـی‌مـ.ـوویـ.ـوز»

336
00:27:09,254 --> 00:27:12,424
‫1 دلار و 95 سنت.

337
00:27:17,054 --> 00:27:20,182
‫آخه کدوم آدمی یه مرکز خرید با
‫این همه جمعیت رو منفجر می‌کنه؟
[ ذهنِ یک هیولا ]

338
00:27:20,524 --> 00:27:22,309
‫مغز آدم رو درگیر می‌کنه
‫که هدف بعدیش کجاست

339
00:27:22,309 --> 00:27:25,979
‫آره؛ کارخونه کیک «جفا».
‫هدف بعدیش اون‌جاست.

340
00:27:25,979 --> 00:27:28,565
‫یه بسته قرص آلکا سلتزر هم می‌دید؟

341
00:27:32,819 --> 00:27:34,404
‫خدمت شما؛ خسته نباشین

342
00:27:39,660 --> 00:27:42,371
‫<i>من رو نابود کردید.</i>

343
00:27:45,374 --> 00:27:47,501
‫<i>با خشونت باهام رفتار کردید.</i>

344
00:27:49,962 --> 00:27:52,339
‫<i>اما از این به‌بعد آزادم.</i>

345
00:27:52,339 --> 00:27:53,465
‫دو دقیقه دیگه می‌رسیم.

346
00:27:55,300 --> 00:27:59,763
‫بابتِ تمام سال‌هایی توی این سیستم
‫فاسدتون زندانی بودم، تقاص پس می‌دین.

347
00:28:04,142 --> 00:28:06,353
‫خداروشکر من آخرین نفر نیستم.

348
00:28:15,863 --> 00:28:18,699
‫- بزودی با برادرانم آشنا می‌شین.
‫- خبری نشد؟

349
00:28:18,699 --> 00:28:20,909
‫لمب جسد رو شناسایی کرد و
‫خودِ ریور کارت‌رایتـه.

350
00:28:20,909 --> 00:28:21,994
پس تائید شده‌ست دیگه؟

351
00:28:21,994 --> 00:28:23,745
‫با لمب به مشکل نخوردین؟

352
00:28:23,745 --> 00:28:25,581
‫توی زندگیم با آدمایی مثل
‫لمب زیاد سروکار داشتم.

353
00:28:25,581 --> 00:28:26,874
‫والا بعید می‌دونم.

354
00:28:26,874 --> 00:28:28,792
‫- دیوید کجاست؟
‫- هنوز خبری ازش نیست.

355
00:28:28,792 --> 00:28:31,561
‫یکی از همسایه‌ها میگه نصف شب صدای یه
‫ماشین رو شنیده که با سرعت از اون‌جا رفته.

356
00:28:31,561 --> 00:28:32,880
‫کارت‌رایت‌های لعنتی.

357
00:28:32,880 --> 00:28:35,424
‫آخه الان که مثل خر توی گل
‫گیر کردیم وقت این کارهاست؟

358
00:28:36,049 --> 00:28:37,759
.بابابزرگِ کارت‌رایت رو پیدا کن

359
00:28:37,759 --> 00:28:39,178
‫من الان نباید «وست‌ایکرز» باشم؟

360
00:28:39,178 --> 00:28:41,430
‫شنیدم مکانِ بمب‌گذاره رو پیدا کردین.

361
00:28:41,430 --> 00:28:43,473
‫یه تیم مسلح توی راه اونجـاس.

362
00:28:43,473 --> 00:28:46,018
‫تو پرونده‌ی قتل کارت‌رایت رو پیگیری کن.

363
00:28:48,812 --> 00:28:51,356
‫- دو دقیقه دیگه می‌رسن قربان.
‫- رفت و آمدی از ساختمون صورت نگرفته؟

364
00:28:51,356 --> 00:28:53,317
‫از وقتی که زیر نظرش داریم، خیر

365
00:28:53,317 --> 00:28:57,321
‫قربان، وینترز دیروز حوالی ساعت
‫1 ظهر به سمت آپارتمانش حرکت کرده

366
00:28:57,321 --> 00:29:00,282
‫تا چهار صبح امروز زیر نظر داشتیمش؛
‫پهپادها رو هم فعال کردیم.

367
00:29:00,282 --> 00:29:01,992
‫پرده‌ها کشیده شدن؛
‫برای همین مطمئن نیستیم.

368
00:29:01,992 --> 00:29:03,619
‫اما تا جایی که می‌دونیم
‫هیچکس اون داخل نیست.

369
00:29:03,619 --> 00:29:06,496
‫اما دلیل نمی‌شه مطمئن بود؛
‫شاید همدستی چیزی داشته باشه.

370
00:29:07,873 --> 00:29:09,499
‫اون بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

371
00:29:10,667 --> 00:29:12,336
‫چشم؛ بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

372
00:29:41,323 --> 00:29:42,699
‫سلام؛ ببخشید که دیر کردم.

373
00:29:42,699 --> 00:29:44,493
‫فعالیت مشکوکی دیده نمی‌شه؟

374
00:29:44,493 --> 00:29:45,619
‫فعلاً خیر قربان.

375
00:30:09,434 --> 00:30:10,435
‫شروع کنید.

376
00:30:16,859 --> 00:30:19,194
‫- پلیـس!
‫- آلفا 1؛ الان وارد می‌شیم.

377
00:30:19,194 --> 00:30:21,238
‫- وارد می‌شیم.
‫- پلیس!

378
00:30:25,868 --> 00:30:26,869
‫امنـه.

379
00:30:31,582 --> 00:30:33,375
‫- ‫امنـه.
‫- ‫امنـه.

380
00:30:36,920 --> 00:30:37,921
‫امنـه.

381
00:30:38,422 --> 00:30:39,840
‫امنـه.

382
00:30:39,840 --> 00:30:40,924
‫امنـه.

383
00:30:43,135 --> 00:30:44,136
‫امنـه.

384
00:30:45,345 --> 00:30:46,972
‫- امنـه.
‫- امنـه.

385
00:30:47,764 --> 00:30:48,849
‫امنـه.

386
00:30:54,563 --> 00:30:56,190
‫چقدر هم ساده زندگی می‌کرده.

387
00:30:58,775 --> 00:31:00,110
‫هیچکس توی ساختمان نیست قربان.

388
00:31:00,736 --> 00:31:02,077
‫هیچ چیز به‌درد بخوری این‌جا نیست.

389
00:31:02,102 --> 00:31:05,449
‫پزشک قانونی رو بفرستید؛
‫می‌خوام وجب‌به‌وجب‌ش رو زیر و رو کنن.

390
00:31:05,449 --> 00:31:06,742
‫دریافت شد.

391
00:31:08,160 --> 00:31:12,581
‫کار ما تموم شد بچه‌ها. نوبتِ پزشکی قانونیه
‫که وارد عمل بشه.

392
00:31:12,581 --> 00:31:13,665
‫قربان؟

393
00:31:14,708 --> 00:31:15,792
‫یه پاسپورت پیدا کردیم

394
00:31:16,460 --> 00:31:18,712
‫همون اسمـیه که باهاش ماشین اجاره کرده

395
00:31:19,505 --> 00:31:21,173
‫هویت‌ش رو مخفی نکرده.

396
00:31:22,382 --> 00:31:23,967
‫چون می‌دونسته قراره بمیره.

397
00:31:25,385 --> 00:31:28,430
‫به‌به؛ مغزهای متفکر هم رسیدن.

398
00:31:29,014 --> 00:31:31,225
‫امیدوارم شما عوضی‌ها
‫به‌چیزی دست نزده باشین!

399
00:31:31,225 --> 00:31:32,935
‫چیز خاصی نبود که دست بزنیم.

400
00:31:32,935 --> 00:31:36,480
‫تمامِ ساختمون رو گشتیم؛ یه‌سری لباس اضافه
‫و چکمه و کیسه خواب پیدا کردیم.

401
00:31:38,065 --> 00:31:39,107
‫خب پس بزنید به‌چاک؛
‫به‌سلامت.

402
00:31:39,107 --> 00:31:40,943
 پرده‌ها رو بزنم کنار
‫یکم این‌جا روشن شه.

403
00:31:45,197 --> 00:31:46,490
‫لعنتی!

404
00:31:53,789 --> 00:31:55,249
‫چی شد یهو؟

405
00:31:56,458 --> 00:31:58,168
‫- من...
‫- حرف بزن!

406
00:31:58,168 --> 00:32:01,088
‫- فکرکنم برامون تله گذاشته بود قربان.
‫- خدایا؛ چطور ممکنه؟

407
00:32:01,088 --> 00:32:02,756
‫- قربان، سه نفر کشته شدن
‫- لعنتی

408
00:32:02,756 --> 00:32:04,141
‫احتمالاً تعداد زیادی هم مجروح شدن

409
00:32:04,675 --> 00:32:05,843
‫همه رو ببرید بیرون؛
‫از اون‌جا دور شیـن.

410
00:32:05,843 --> 00:32:08,554
‫کل ساختمون رو تخلیه کنید
‫و یه تیم جدید اعزام کنید.

411
00:32:08,554 --> 00:32:10,931
‫باید بدونیم بمب دیگه‌ای هم درکاره یا نـه.

412
00:32:10,931 --> 00:32:11,932
‫چشم قربان.

413
00:32:12,724 --> 00:32:15,018
‫لعنت بهش؛ این یه فاجعه‌‌ست.

414
00:32:15,018 --> 00:32:16,979
‫یه فاجعه‌ی تمام عیـار.

415
00:32:18,814 --> 00:32:19,898
‫کلود؟

416
00:32:22,025 --> 00:32:23,485
‫کلود؟

417
00:32:24,987 --> 00:32:27,364
‫ببخشید؛ فقط این اولین باریـه که
 دقیقاً جلوی چشمم

418
00:32:27,364 --> 00:32:30,659
‫- همچین اتفاقی میفته. برای همین...
‫- می‌دونم؛ اما باید خودت رو جمع و جور کنی.

419
00:32:31,326 --> 00:32:32,452
‫آره؛ حق با توئـه.

420
00:32:35,873 --> 00:32:39,126
‫فکر کنم بهتره برم نخست‌وزیر رو در ‫جریان
 .این خبر جدید بذارم و بیانیه صادر کنیم

421
00:32:39,126 --> 00:32:41,670
‫نه. نه! اول باید به خانواده‌
‫کشته‌شده‌ها خبر بدیم.

422
00:32:41,670 --> 00:32:43,589
‫نمیشه که از اخبار خبردار بشن.

423
00:32:43,589 --> 00:32:44,715
‫راست میگی.

424
00:32:44,715 --> 00:32:49,052
‫نمی‌دونم اگه تو نبودی... دایانا
‫ ازت ممنونم. تو واقعاً آدم قوی‌ای هستی.

425
00:32:50,387 --> 00:32:51,388
‫خبر جدیدی نشد؟

426
00:32:53,765 --> 00:32:55,392
‫دارن ساختمون رو تخلیه می‌کنن قربان.

427
00:32:58,604 --> 00:33:00,147
‫عجب افتضاحی...

428
00:33:18,999 --> 00:33:20,834
‫- رودریک؟
‫- جانم؟

429
00:33:21,793 --> 00:33:22,836
‫داری چیکار می‌کنی؟

430
00:33:23,545 --> 00:33:25,005
‫کامپیوتر کارت‌رایت رو می‌برم.

431
00:33:26,548 --> 00:33:27,549
‫چرا؟

432
00:33:28,717 --> 00:33:30,385
‫چون مُرده

433
00:33:31,720 --> 00:33:33,138
‫- چی؟
‫- چی شده؟

434
00:33:34,264 --> 00:33:35,641
‫چیکار می‌کنین؟

435
00:33:35,641 --> 00:33:37,726
‫رودی گفت ریور مُرده.

436
00:33:38,560 --> 00:33:40,229
‫چه شوخی مسخره‌ای.

437
00:33:40,229 --> 00:33:42,773
‫شوخی نیست؛ واقعاً میگم.

438
00:33:43,649 --> 00:33:46,151
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- لمب بهم گفت.

439
00:33:46,151 --> 00:33:47,486
‫لمب چی گفته؟

440
00:33:47,486 --> 00:33:48,904
‫چه‌خبره این‌جا؟

441
00:33:48,904 --> 00:33:50,405
‫کارت‌رایت مُرده.

442
00:33:51,073 --> 00:33:52,991
‫- یعنی چی که مُرده؟
‫- خیلی بامزه بود.

443
00:33:52,991 --> 00:33:55,744
‫لمب گفت کارت‌رایت مُرده.

444
00:33:58,038 --> 00:33:59,248
‫«یکم دیر میام...

445
00:34:00,666 --> 00:34:03,043
‫تمام شب داشتم
«جسدِ کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم

446
00:34:03,043 --> 00:34:05,254
‫- مطمئنم الکیـه؛ وایسا ببینم.
‫- چی؟ کجا؟ چی؟

447
00:34:05,254 --> 00:34:06,338
‫حتماً الان داره بهمون می‌خنده.

448
00:34:06,338 --> 00:34:09,132
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫تو خودت با لمب صحبت کردی؟

449
00:34:09,132 --> 00:34:10,509
‫- نه...
‫- پس...

450
00:34:10,509 --> 00:34:12,511
‫یعنی...الان می‌گی مُرده و
‫داری کامپیوترش رو می‌دزدی؟

451
00:34:12,511 --> 00:34:15,222
‫نمی‌دزدم! مُرده خب!

452
00:34:15,222 --> 00:34:18,308
‫تو سایتِ گزارش وظایف نوشته تو
‫خونه‌ی دیوید کارت‌رایت تیراندازی شده.

453
00:34:20,185 --> 00:34:21,270
.یه جسد هم پیدا شده

454
00:34:33,447 --> 00:34:34,574
‫خدای من.

455
00:34:37,286 --> 00:34:38,453
‫خدای من.

456
00:34:39,371 --> 00:34:41,498
‫گندش بزنن! تقصیر منـه.

457
00:34:42,373 --> 00:34:43,625
‫خدایا.

458
00:34:43,625 --> 00:34:46,253
‫- خدایا. من بهش گفتم بره.
‫- کجا بره؟

459
00:34:46,253 --> 00:34:50,257
‫من بهش گفتم بره بابابزرگش رو ببینه؛
‫اون بهش شلیک کرده!

460
00:34:50,257 --> 00:34:53,302
‫- لعنتی؛ لعنتی. بگین که الکیـه.
‫- چی؟

461
00:34:54,303 --> 00:34:55,929
‫باورم نمی‌شه دوباره اتفاق افتاد.

462
00:34:55,929 --> 00:34:59,391
‫- نه؛ نه. نباید دوباره همچین اتفاقی بیفته.
‫- حالا ما که نمی‌دونیم دقیقاً چی شده.

463
00:34:59,391 --> 00:35:02,352
‫اما می‌دونیم که مُرده؛ نـه؟

464
00:35:02,853 --> 00:35:04,605
‫دیگه غیر از این چی مهمـه؟ مُرده

465
00:35:08,650 --> 00:35:13,238
‫خب؛ یه خبر خوب بدم این وسط
‫من دوست دختر پیدا کردم.

466
00:35:16,575 --> 00:35:17,701
‫پسره‌ی عوضی.

467
00:35:17,701 --> 00:35:19,244
‫لو...لوئیزا!

468
00:35:20,287 --> 00:35:21,580
‫ای کیـر!

469
00:35:27,878 --> 00:35:30,672
‫باهاش کنار بیا؛
‫شانست رو از دست دادی.

470
00:36:03,080 --> 00:36:05,791
‫پلیس ضد تروریسم و سازمان امنیتی لندن

471
00:36:05,791 --> 00:36:08,001
‫تائید کردند آن‌ها درحال

472
00:36:08,001 --> 00:36:11,547
‫بررسی تمامِ سرنخ‌های احتمالی در تحقیقات‌شان

473
00:36:11,547 --> 00:36:13,799
‫درباره‌ی بمب‌گذاری مرکز خریدِ
‫ وست‌ایکرز هستند.

474
00:36:14,591 --> 00:36:17,803
‫سخنگوی سازمان امنیتی
‫اظهار کرد که در حال حاضر از این‌که

475
00:36:17,803 --> 00:36:20,597
‫رابرت وینترز مواد لازم برای ساخت
‫بمب را از کجا تهیه کرده اطلاعی ندارند.

476
00:36:20,597 --> 00:36:24,393
‫اما به‌نظر می‌رسد ساکنین محلی

477
00:36:24,393 --> 00:36:27,479
‫در پیشروی هرچه‌سریع‌تر روند تحقیقات،
‫با پلیس همکاری کامل دارند.

478
00:36:27,479 --> 00:36:29,815
‫در همین حال، نام جدیدترین قربانی این حادثه

479
00:36:29,815 --> 00:36:31,400
‫یعنی جک وارتون 25 ساله

480
00:36:31,400 --> 00:36:33,569
‫از سوی نهادهای امنیتی اعلام شد.

481
00:36:33,569 --> 00:36:36,822
‫گزارش شده برادر این شخص
نیز ‫در این حادثه مجروح شده.

482
00:36:36,822 --> 00:36:39,366
‫این یعنی تمامِ 23 نفری که در بمب‌گذاری

483
00:36:39,366 --> 00:36:42,077
‫جان باختند، شناسایی شدند.

484
00:36:42,870 --> 00:36:45,372
‫امروز صبح نیز، تیم مسلح پلیس...

485
00:36:46,832 --> 00:36:48,625
‫جکسون؛ چی می‌خوای؟

486
00:36:48,625 --> 00:36:51,837
‫عجب خوش‌آمدگویی گرمی؛ می‌‌تونستی
‫ یه‌ذره بیشتر احساسات به خرج بدی.

487
00:36:51,837 --> 00:36:54,673
‫نشون دادم؛
‫اما نه اون‌طور که تو انتظار داشتی.

488
00:36:55,465 --> 00:36:58,177
‫- نمی‌خوای دعوتم کنی داخل؟
‫- نه

489
00:36:58,177 --> 00:37:00,512
‫حالا اشکال نداره بیام تو؟

490
00:37:08,145 --> 00:37:09,479
‫صبحونه آوردم بخوریم

491
00:37:09,479 --> 00:37:11,857
‫من خوردم؛
‫اونم صبحونه محسوب نمی‌شه.

492
00:37:12,566 --> 00:37:14,443
‫خب نوشیدنی چی؟

493
00:37:14,443 --> 00:37:15,986
‫یکم زوده؛ حتی برای خودت.

494
00:37:15,986 --> 00:37:18,697
‫منظورم آب بود.

495
00:37:24,203 --> 00:37:26,413
‫خب؛ واسه چی اومدی؟

496
00:37:27,080 --> 00:37:29,917
‫نمی‌تونم به دوست قدیمیم سر بزنم؟

497
00:37:29,917 --> 00:37:32,586
‫احتمالاً‌ نه و بعید هم هست زده باشی.

498
00:37:32,586 --> 00:37:36,423
‫ تازه از شناسایی جسد ریور کارت‌رایت برگشتم.

499
00:37:36,423 --> 00:37:39,218
‫خواستم اولین نفری باشی که
‫این رو می‌دونه.

500
00:37:39,885 --> 00:37:43,347
‫دیدی؟ یه صبحونه کامله.
‫پرتقال هم داخلش داره.

501
00:37:43,347 --> 00:37:45,849
‫- میوه‌ای و سالم.
‫- ریور؟ چطوری؟

502
00:37:46,892 --> 00:37:49,061
‫اصابت گلوله به سینه و صورت

503
00:37:49,061 --> 00:37:51,104
‫جوری که چهره‌ کَریهش
‫به هیچ عنوان قابل‌تشخیص نبود.

504
00:37:54,358 --> 00:37:57,486
‫- نمی‌خوای واکنشی نشون بدی؟
‫- دارم واکنش نشون میدم دیگه.

505
00:37:59,821 --> 00:38:02,407
‫کجا؟

506
00:38:02,407 --> 00:38:03,992
‫توی حمام.

507
00:38:03,992 --> 00:38:06,370
‫مثل قدیم‌ها.

508
00:38:06,370 --> 00:38:09,414
‫به بقیه هم میگی؟

509
00:38:09,414 --> 00:38:10,832
‫خب به «هـا» پیام دادم.

510
00:38:10,832 --> 00:38:13,627
‫احتمالاً الان کل دنیا خبر دارن.

511
00:38:13,627 --> 00:38:15,045
‫پیام فرستادی؟

512
00:38:15,045 --> 00:38:16,922
‫خب ببخشید که توییت نزدم

513
00:38:16,922 --> 00:38:19,049
‫چرا شلوغش می‌کنی استن‌دیش؟
‫آدم مرده‌ها.

514
00:38:19,049 --> 00:38:21,510
‫اصلاً می‌دونی اگه لوئیزا بفهمه
‫ چقدر داغون میشه؟

515
00:38:21,510 --> 00:38:24,388
‫برای همین به «ها» پیام دادم.
‫حوصله‌ی همچین مسئولیت‌هایی رو ندارم.

516
00:38:25,180 --> 00:38:31,687
‫خب؛ حالا که این خبر بد رو بهم دادی
‫می‌تونی بری.

517
00:38:35,065 --> 00:38:36,567
‫آره خب سرت خیلی شلوغه.

518
00:38:40,988 --> 00:38:44,741
‫- نمی‌خوای بپرسی توی حمام کی به قتل رسیده؟
‫- حمام کی؟

519
00:38:44,741 --> 00:38:47,077
‫ببخشید؛ این اطلاعات محرمانه‌ست.

520
00:38:47,077 --> 00:38:48,745
‫از اذیت کردن من لذت می‌بری.

521
00:38:48,745 --> 00:38:51,707
‫اگه یه لیوان آب بهم بدی
‫بیشتر می‌تونم لذت ببرم.

522
00:38:51,707 --> 00:38:54,418
‫می‌دونی که آدم وقتی شب بیدار می‌مونه
‫بدنش کم‌آب می‌شه.

523
00:38:54,418 --> 00:38:56,295
‫محض رضای خدا!

524
00:39:10,225 --> 00:39:11,518
‫تنهایی؟

525
00:39:12,477 --> 00:39:14,229
‫باید می‌پرسیدم حتماً.

526
00:39:14,229 --> 00:39:16,273
‫به‌نظر می‌رسه کس دیگه‌ای این‌جا باشه؟

527
00:39:16,273 --> 00:39:18,734
‫خب می‌دونم؛ ولی باید می‌پرسیدم.

528
00:39:18,734 --> 00:39:22,821
‫- چقدر بده که آدم یهو محبوبیت خودش رو از دست بده.
‫- آره خب تو که بهتر می‌دونی.

529
00:39:22,821 --> 00:39:25,824
‫هرکسی که تا حالا توی زندگیت بوده تو رو
‫یه آدم حروم‌زاده و بی‌شرف می‌دونه.

530
00:39:25,824 --> 00:39:29,369
‫اما خداروشکر دیگه نیازی نیست تحملت
‫کنم چون راهم رو جدا کردم. یادت نیست؟

531
00:39:30,370 --> 00:39:34,291
‫البته سعی کردم باهات در ارتباط باشم؛
‫سه بار به منابع انسانی‌تون نامه فرستادم.

532
00:39:34,291 --> 00:39:36,502
‫آره؛ می‌دونم.
‫همه‌ش مزاحمم می‌شدن.

533
00:39:36,502 --> 00:39:38,795
‫انگار یه‌سری برگه بود که باید امضا می‌کردم.

534
00:39:38,795 --> 00:39:41,131
‫خدای من لمب؛ چه مرگتـه؟

535
00:39:41,131 --> 00:39:44,843
‫سال‌های سال من رو تحت فشار گذاشته بودی و
‫ من بالاخره کاری که می‌خواستی رو کردم.

536
00:39:45,594 --> 00:39:48,180
‫اون برگه‌ها رو امضا کن
‫و ولم کن برم پی زندگیم.

537
00:39:48,180 --> 00:39:50,557
‫آخه من نمی‌خوام بعداً پشیمون بشی.

538
00:39:51,266 --> 00:39:52,601
‫تصور کن اگه یه‌روز پشیمون بشی

539
00:39:52,601 --> 00:39:54,853
‫و برگردی به اون اوضاع
‫من چقدر ناراحت می‌شم...

540
00:39:54,853 --> 00:39:56,438
‫به هیچ عنوان تحمل ندارم دوباره شاهد

541
00:39:56,438 --> 00:39:59,358
‫گریه کردن‌ و مست کردن‌هات باشم.

542
00:39:59,358 --> 00:40:02,194
‫چون می‌دونی، میگن آدم‌های مست
‫همه‌ش دنبال بهونه‌ان...

543
00:40:02,194 --> 00:40:04,112
‫نمیگم تقصیر خودتـه
‫چون مریضیه بالاخره.

544
00:40:04,112 --> 00:40:06,073
‫اما خب، مال پدر بزرگش بوده.

545
00:40:06,782 --> 00:40:07,824
‫چی؟

546
00:40:09,326 --> 00:40:13,413
‫درسته نپرسیدی؛ اما گفتم بگم توی
‫حمام پدر بزرگش به قتل رسیده.

547
00:40:13,413 --> 00:40:15,332
‫حتی نپرسیدی «کی؟»

548
00:40:15,332 --> 00:40:18,961
‫- کی خب چی؟
‫- کی به ریور شلیک کرده.

549
00:40:18,961 --> 00:40:21,046
‫چون تو هم مثل من می‌دونی که زنده‌ست.

550
00:40:22,464 --> 00:40:24,424
‫حرف مفت نزن.

551
00:40:24,424 --> 00:40:27,010
‫همین یکم پیش گفتی خودت
‫جسدش رو شناسایی کردی.

552
00:40:27,010 --> 00:40:30,889
‫آره اما اونقدرها درموردِ
‫جزئیات ماجرا کنجکاو نبودی.

553
00:40:31,557 --> 00:40:33,183
‫چون توی شوکـم.

554
00:40:33,892 --> 00:40:36,395
‫از اومدن من شوکه شدی؛
‫از این‌که گفتم

555
00:40:36,395 --> 00:40:39,147
‫ریور زنده‌ست اصلاً شوکه نشدی چون
‫می‌دونی زنده‌ست.

556
00:40:39,147 --> 00:40:40,691
‫این چرت و پرت‌ها چیـه؟

557
00:40:40,691 --> 00:40:42,112
‫- داری مزخرف میگی.
‫- نه؛ اینطور نیست.

558
00:40:42,137 --> 00:40:43,443
‫- استن‌دیش خواهش می‌کنم.
‫- نه...

559
00:40:43,443 --> 00:40:45,529
‫اصلاً بلد نیستی دروغ بگی.

560
00:40:46,655 --> 00:40:48,156
‫و تازه...

561
00:40:49,366 --> 00:40:51,618
‫ماشینش بیرونـه!

562
00:40:58,125 --> 00:40:59,918
‫خیلی‌خب باشه؛ آره اینجا بود.

563
00:40:59,918 --> 00:41:02,629
‫- اما الان نیست.
‫- خیلی‌خب؛ چقدر بهتر.

564
00:41:02,629 --> 00:41:05,507
‫باشه؛ حالا دیگه این نمایش رو تعطیل کن.

565
00:41:05,507 --> 00:41:08,218
‫و اعتراف کن که اون حروم‌زاده
‫توی اتاق خواب خونتـه.

566
00:41:08,218 --> 00:41:11,638
‫جکسون؛ ریور ازم
‫خواست حواسم بهش باشه.

567
00:41:14,224 --> 00:41:15,225
‫الان خوشحالی؟

568
00:41:16,185 --> 00:41:18,187
‫تو خوب می‌دونی

569
00:41:18,187 --> 00:41:20,856
‫وقتی خوشحالم اصلاً این‌طوری نیستم

570
00:41:20,856 --> 00:41:23,271
‫باشه حالا؛
‫ الان هم زود از اتاق خواب بیا بیرون.

571
00:41:23,296 --> 00:41:24,535
‫آهای!

572
00:41:25,944 --> 00:41:26,945
‫رفیق؟

573
00:41:31,033 --> 00:41:32,201
‫ریور کجاست؟

574
00:41:52,095 --> 00:41:53,347
‫کی هستی تو لعنتی؟

575
00:41:55,933 --> 00:41:57,684
‫چقدر دیگه می‌رسیم؟

576
00:41:57,684 --> 00:41:59,520
‫زیاد نمونده

577
00:41:59,544 --> 00:42:19,544
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

578
00:42:19,568 --> 00:42:36,568
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

