﻿1
00:00:01,560 --> 00:00:05,401
<i>‫منم، ریور.
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟</i>

2
00:00:05,425 --> 00:00:15,425
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:15,449 --> 00:00:25,449
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:25,473 --> 00:00:35,473
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

5
00:00:59,600 --> 00:01:00,720
‫منم.

6
00:01:05,560 --> 00:01:06,660
‫خیلی‌خب.

7
00:01:15,700 --> 00:01:16,700
‫منم،‌ ریور.

8
00:01:23,620 --> 00:01:25,000
‫کجایی؟

9
00:01:39,930 --> 00:01:40,983
‫چـ...

10
00:01:44,220 --> 00:01:46,040
‫لباس‌هات رو پوشیدی خبرم کن.

11
00:01:59,360 --> 00:02:01,370
‫لعنتی.
‫هی، هی.

12
00:02:03,700 --> 00:02:05,040
‫بابابزرگ.

13
00:02:06,500 --> 00:02:07,920
‫ای خدا، تو چی‌کار کردی؟

14
00:02:08,790 --> 00:02:10,460
‫تفنگ رو بذار زمین، خب؟

15
00:02:12,590 --> 00:02:14,510
‫منم.
‫ریورم.

16
00:02:16,420 --> 00:02:19,480
‫- خواهش می‌کنم. منم. ریورم.
‫- چطور ممکنـه اینجا باشی؟

17
00:02:20,320 --> 00:02:22,940
‫- همین الان بهت شلیک کردم.
‫- نه، نکردی.

18
00:02:23,470 --> 00:02:25,720
‫- لطفاً تفنگ رو بده بهم.
‫- یعنی...

19
00:02:25,720 --> 00:02:28,560
‫یعنی اون یه دغل‌باز بوده و
‫خودش رو به‌جای تو جا زده؟

20
00:02:28,560 --> 00:02:31,270
‫نمی‌دونم، خب؟
‫فقط تفنگ رو بده بهم.

21
00:02:31,270 --> 00:02:33,980
‫از کجا معلوم تو دغل‌باز نباشی؟

22
00:02:36,000 --> 00:02:38,220
‫یه چیزی ازم بپرس که فقط خودم بدونم.

23
00:02:43,490 --> 00:02:46,830
‫من با همتام توی کا‌گ‌ب توی برلین و
‫روز کریسمس سال هزار و نهصد و...

24
00:02:46,830 --> 00:02:50,500
‫- هشتاد و دو ملاقات کردی.
‫- هشتاد و دو، آره.

25
00:02:50,500 --> 00:02:53,250
‫و کلی مشروب بود که بخوریم.

26
00:02:54,550 --> 00:02:56,960
‫- من باهاش چی‌کار کردم؟
‫- با همدیگه برف‌بازی کردین.

27
00:03:04,600 --> 00:03:05,970
‫ای خدا.

28
00:03:08,520 --> 00:03:10,310
‫خیلی‌خب.
‫اشکال نداره. چیزی نیست.

29
00:03:11,100 --> 00:03:13,520
‫اشکال نداره.
‫چیزی نیست.

30
00:03:13,520 --> 00:03:17,070
‫اشکالی نداره. من اینجام.
‫کنارتم.

31
00:03:18,360 --> 00:03:23,120
‫اشکالی نداره. چیزی نشده.
‫چیزی نشده. فقط بشین.

32
00:03:23,870 --> 00:03:28,290
‫ای خدا.
‫ای خدا.

33
00:03:33,330 --> 00:03:35,920
‫خیلی‌خب.
‫هی، هی، اشکالی نداره.

34
00:03:35,920 --> 00:03:38,260
‫اشکالی نداره.
‫طوری نشده.

35
00:03:38,880 --> 00:03:44,340
‫بعد این که بهش شلیک کردم،
‫فکر می‌کردم که تویی.

36
00:03:46,470 --> 00:03:47,680
‫ممکن بود تو رو بکشم.

37
00:03:52,230 --> 00:03:55,730
‫نه،‌ نه، نه، ببین،
‫درستش می‌کنم.

38
00:03:55,730 --> 00:03:57,230
‫درستش می‌کنم، خب؟

39
00:03:57,230 --> 00:03:59,660
‫دفعه‌ی اول‌مون نیست که
همچین مشکلی داریم،‌ نه؟

40
00:03:59,660 --> 00:04:01,240
‫- آره.
‫- درست میگم؟

41
00:04:01,900 --> 00:04:04,360
‫البته درستـه که اوضاع خیلی بگاییـه ولی...

42
00:04:06,410 --> 00:04:08,160
‫خدایا.
‫واقعاً هم شبیه منـه.

43
00:04:12,710 --> 00:04:13,710
‫خیلی‌خب.

44
00:04:13,710 --> 00:04:18,170
‫نظرت چیه از اول تعریف کنی که
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

45
00:04:20,090 --> 00:04:21,470
‫باشه. خب...

46
00:04:24,680 --> 00:04:26,010
‫اون در زد،

47
00:04:27,510 --> 00:04:31,310
‫یه راست اومد تو و ازم پرسید که
‫می‌خوام حموم رو برام آماده کنه؟

48
00:04:31,310 --> 00:04:34,730
‫- درستـه. و خودش رو به‌جای من جا زده بود؟
‫- آره.

49
00:04:36,360 --> 00:04:39,020
‫- تو هم فکر کردی که اون منم؟
‫- اولش آره.

50
00:04:39,940 --> 00:04:42,820
‫بعدش یه چیزی گفت که
‫تو عمراً بگی.

51
00:04:44,030 --> 00:04:46,020
‫بهم گفت «آقاجون».

52
00:04:46,030 --> 00:04:50,290
‫من باهاش در افتادم و اون بهم حمله‌ور شد.
‫همون موقع بود که بهش شلیک کردم.

53
00:04:50,290 --> 00:04:51,370
‫باشه. باشه.

54
00:04:52,450 --> 00:04:53,660
‫مسلحـه؟

55
00:04:54,750 --> 00:04:57,130
‫- نه، تفنگی حس نمی‌کنم.
‫- ای خدا.

56
00:04:58,040 --> 00:04:59,800
‫به یه آدم غیرمسلح شلیک کردم.

57
00:04:59,800 --> 00:05:02,460
‫نه، هیشکی از روی خوش‌قلبی نمیاد
‫ کسی که نسبتاً شبیه منه رو

58
00:05:02,460 --> 00:05:04,800
‫بفرسته اینجا تا حموم رو
‫برات آماده کنـه، مگه نه؟

59
00:05:04,800 --> 00:05:06,360
‫ای خدا.

60
00:05:06,360 --> 00:05:09,000
‫نگاه کن، دیازپام.

61
00:05:10,200 --> 00:05:12,520
‫معلومـه می‌خواسته چیزخورت کنـه و
‫خفه‌ت کنـه.

62
00:05:12,520 --> 00:05:14,040
‫ای خدا.

63
00:05:15,600 --> 00:05:17,980
‫بلیط قطار برگشت به فرانسه.

64
00:05:20,400 --> 00:05:21,900
‫«له بلانک روس.»

65
00:05:23,240 --> 00:05:26,820
‫یه کافه‌س توی «لاواند».

66
00:05:27,320 --> 00:05:30,030
‫لاواند تو رو یاد چیزی نمی‌ندازه؟

67
00:05:30,530 --> 00:05:33,790
‫- فکر نمی‌کنم، نه.
‫- اشکالی نداره. طوری نیست.

68
00:05:41,000 --> 00:05:42,000
‫«آدام لاک‌هد» چی؟

69
00:05:44,670 --> 00:05:46,880
‫خیلی سوال می‌پرسی.
‫دارم گیج میشم.

70
00:05:46,880 --> 00:05:49,510
‫نه، فقط دارم همونطوری که خودت یادم دادی
‫ازت اطلاعات در میارم.

71
00:05:49,510 --> 00:05:51,850
‫شاید اسمیـه که قبلاً می‌دونستی و
‫الان یادت رفتـه.

72
00:05:51,850 --> 00:05:54,560
‫- پارک حلش می‌کنـه.
‫- نه، نه، نه، نه.

73
00:05:54,560 --> 00:05:55,640
‫لعنتی.

74
00:05:56,890 --> 00:05:59,770
‫- عالی شد. حالا دیگه باید عجله هم بکنیم.
‫- واسه چی؟

75
00:05:59,770 --> 00:06:03,030
‫اونا که برسن اینجا، تو رو از پیشم می‌برن.
‫متوجهی؟

76
00:06:03,030 --> 00:06:05,440
‫باید خیلی از چیزایی که
‫بهشون میگی مطمئن باشی.

77
00:06:05,440 --> 00:06:07,780
‫- مطمئنم خب.
‫- چون ازت اظهار که بگیرن

78
00:06:07,780 --> 00:06:08,910
‫دیگه تموم میشـه، خب؟

79
00:06:08,910 --> 00:06:10,540
‫نمی‌تونی عوضش کنی.
‫تبدیل به مدرک میشـه.

80
00:06:10,540 --> 00:06:12,580
‫ببخشید اما چرا باید
‫ اظهارنامه‌م اشتباه باشـه؟

81
00:06:12,580 --> 00:06:15,540
‫- چون حالت خوب نیست، خب؟
‫- اینطوری باهام حرف نزن!

82
00:06:15,540 --> 00:06:16,910
‫من پدرتم!

83
00:06:22,380 --> 00:06:23,380
‫ای خدا.

84
00:06:24,670 --> 00:06:28,300
‫- پدربزرگمی.
‫- آره. آره...

85
00:06:29,800 --> 00:06:33,720
‫آره، آره، خب...
‫هرکاری که فکر می‌کنی درسته رو بکن.

86
00:06:33,720 --> 00:06:39,060
‫خودت بهتر می‌دونی،
‫بالاخره ماموریت خودتـه.

87
00:06:44,020 --> 00:06:46,190
‫- من... معذرت می‌خوام.
‫- نه.

88
00:06:46,190 --> 00:06:49,070
‫- نه، نباید سرت داد می‌زدم.
‫- نه. اشکالی نداره.

89
00:06:50,450 --> 00:06:52,700
‫درستـه، باید از اینجا بریم.

90
00:06:53,280 --> 00:06:54,370
‫اون‌وقت کجا بریم؟

91
00:06:54,370 --> 00:06:56,500
‫نمی‌دونم. یه جای دیگه،
‫یه جای امن.

92
00:06:56,500 --> 00:06:58,160
‫تو برو پایین، من هم میام، خب؟

93
00:07:00,580 --> 00:07:03,420
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- یکم وقت برای خودمون بخرم. باشه؟

94
00:07:04,550 --> 00:07:05,550
‫خوبـه.

95
00:09:18,680 --> 00:09:20,840
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت دوم "

96
00:09:38,410 --> 00:09:39,530
‫خانم.

97
00:09:39,530 --> 00:09:41,700
‫اگه کارت واجبـه،
‫باید موقع راه رفتن بگی.

98
00:09:41,700 --> 00:09:43,200
‫دارم میرم جلسه‌ی کبرا.

99
00:09:43,200 --> 00:09:46,250
‫خب، بچه‌ها شماره گذرنامه‌ی بمب‌گذار رو
‫ در آوردن.

100
00:09:46,250 --> 00:09:49,000
‫- راستی اسم من گیتی رحمانـه.
‫- می‌دونم.

101
00:09:50,630 --> 00:09:52,840
‫رد شماره گذرنامه‌ش رو هم گرفتم.

102
00:09:52,840 --> 00:09:55,550
‫این رو هم می‌دونم.
‫هفته‌ی گذشته از فرانسه اومده.

103
00:09:56,090 --> 00:09:58,340
‫نه.
‫این شماره گذرنامه‌ی واقعیشـه.

104
00:09:58,340 --> 00:10:00,640
‫- یه مورد غیرعادی داره.
‫- جعلیـه؟

105
00:10:00,640 --> 00:10:02,850
‫- نه خانم.
‫- پس چی؟

106
00:10:02,850 --> 00:10:06,140
‫- خب، خیلی مطمئن نیستم.
‫- آره، دارم میام پایین.

107
00:10:06,640 --> 00:10:08,360
‫خب پس جون بکن.

108
00:10:09,100 --> 00:10:12,190
‫چندین سال پیش توی اداره‌ی گذرنامه
‫به‌طور قانونی تمدید شده.

109
00:10:12,190 --> 00:10:15,280
‫اگه اسم رابرت وینترز رو توی
‫ تموم سایت‌ها بررسی کنین، همه‌چیز سر جاشـه.

110
00:10:15,280 --> 00:10:17,450
‫گواهی تولد، شماره امنیت ملی،

111
00:10:17,450 --> 00:10:20,620
‫حساب بانکی،‌ رتبه‌بندی اعتباری.
‫هیچ‌چیزیش مشکوک نیست.

112
00:10:20,620 --> 00:10:21,660
‫بجز؟

113
00:10:21,660 --> 00:10:26,000
‫خب، بجز این که توی سیستم‌های ما، ‫گفته شده
 .که گذرنامه‌ش رو اول ما صادر کردیم

114
00:10:29,040 --> 00:10:30,250
‫خب، این غیرممکنـه.

115
00:10:30,250 --> 00:10:32,040
‫نه، منظورم این ساختمانـه.

116
00:10:32,040 --> 00:10:34,880
‫در واقع اون ساختمان قدیمی ۲۸‌سال پیش.

117
00:10:37,900 --> 00:10:40,890
‫امیدوارم درمورد این قضیه
‫یه راست اومده باشی پیش خودم.

118
00:10:40,890 --> 00:10:42,510
‫- بله.
‫- خوبـه، خوبـه، خوبـه.

119
00:10:45,600 --> 00:10:49,390
‫پس حالا که بین خودمونـه،
‫باید فقط و فقط به خودم گزارش بدی.

120
00:10:50,400 --> 00:10:52,400
‫باید بری یه جای مطمئن و

121
00:10:52,400 --> 00:10:54,530
‫یه فهرست از هرچیزی که ممکنـه ما

122
00:10:54,530 --> 00:10:57,190
‫درمورد رابرت وینترز داشته باشیم رو جمع کنی.

123
00:10:57,190 --> 00:10:59,060
‫باید بدونیم که اون واقعاً کی بوده.

124
00:10:59,060 --> 00:11:01,320
‫و اگه از مامورین خودمون بوده چی؟

125
00:11:01,320 --> 00:11:03,740
‫دوست ندارم بهش فکر کنم.
‫می‌تونی بری تو دفتر من.

126
00:11:04,140 --> 00:11:07,180
‫اونجا کارت رو شروع کن.
‫یکی رو می‌فرستم گزارشت رو بگیره.

127
00:11:32,270 --> 00:11:35,820
‫فلایت، باید یکی رو پیدا کنی و
‫قرنطینه‌ش کنی.

128
00:11:36,690 --> 00:11:37,690
‫فوراً.

129
00:11:39,070 --> 00:11:43,160
<i>‫من بیرون خیابون مرکز خرید وست‌ایکرزم،</i>

130
00:11:43,160 --> 00:11:46,370
‫<i>جایی که هنوز حال و هوای
‫ غم‌بار و اندوهناک داره.</i>

131
00:11:46,870 --> 00:11:49,580
<i>‫کشیش هریس در کنار ما هستند...</i>

132
00:11:49,580 --> 00:11:54,700
‫خب، دیوید اصرار داشت که ریور
‫پول ذخیره‌ش رو از باغچه در بیاره.

133
00:11:56,040 --> 00:11:57,090
‫تاریخش گذشته.

134
00:11:58,590 --> 00:12:01,680
‫اونقدرا هم بد نیست.
‫مال من که چاق نشونم میده.

135
00:12:02,260 --> 00:12:03,340
‫ای بابا.

136
00:12:04,300 --> 00:12:05,640
‫خب چه‌خبره؟

137
00:12:05,640 --> 00:12:07,560
‫چرا به سربازرس دروغ گفتی؟

138
00:12:08,600 --> 00:12:10,140
‫ریور به صورت طرف شلیک کرده تا

139
00:12:10,140 --> 00:12:12,980
‫وانمود کنـه که مرده و
‫تحقیق کنه که چه خبر شده.

140
00:12:13,900 --> 00:12:17,940
‫- واقعاً هم کار احمقانه‌ای کرده ولی...
- اما نباید نقشه یه مامور رو برای کسی فاش کرد

141
00:12:19,230 --> 00:12:20,740
‫دلارها رو برده.

142
00:12:20,740 --> 00:12:24,320
‫یاد گذشته افتادی، نه؟
‫دراخماها، لیرها.

143
00:12:24,320 --> 00:12:26,660
‫هرچی پول نقد داشتم رو بهش دادم،
‫موبایلم هم همینطور.

144
00:12:26,660 --> 00:12:30,640
‫سیم‌کارتش رو در آورد  ‫پس احتمالاً فقط
 .تماس‌های اضطراری باهاش می‌گیره

145
00:12:33,210 --> 00:12:34,210
‫حالا کجا رفتـه؟

146
00:12:35,380 --> 00:12:37,210
‫نپرسیدم و بهم هم نگفت.

147
00:12:37,840 --> 00:12:39,420
‫اما دلیل نمیشه که تو ندونی.

148
00:12:44,590 --> 00:12:47,220
‫باشه بابا. وقتی دستشویی بود،
‫جیب‌هاش رو گشتم.

149
00:12:47,220 --> 00:12:51,020
‫یه بلیط برگشت به فرانسه بود،
‫یه رسید کافه به اسم له بلانک روس

150
00:12:51,020 --> 00:12:52,940
‫که به معنی «روس سفید»ـه...
‫چیزی نگو...

151
00:12:52,940 --> 00:12:54,940
‫توی شهری به اسم لاواند و
‫همچنین یه پاسپورت.

152
00:12:54,940 --> 00:12:56,810
‫- به اسم کی؟
‫- آدام لاک‌هد.

153
00:12:59,690 --> 00:13:02,320
‫باز رفته که قهرمان‌بازی در بیاره.

154
00:13:02,820 --> 00:13:05,240
‫دیوید رو به من سپرده،
‫چون وضعیت دیوید جوریـه که

155
00:13:05,240 --> 00:13:07,530
‫می‌تونن مجبورش کنن هرچی که می‌خوان بگه.

156
00:13:07,530 --> 00:13:09,870
‫پای روایت «پارک» از اتفاقات رو امضا کنـه.

157
00:13:10,860 --> 00:13:12,920
‫وقتی هم اومد اینجا
‫عقلش به‌نظر سر جاش بود

158
00:13:12,920 --> 00:13:15,420
‫اما از اون موقع، گیج می‌زنـه.

159
00:13:15,420 --> 00:13:17,080
‫می‌دونه ریور کجا رفتـه؟

160
00:13:17,080 --> 00:13:20,670
‫نه، بعید می‌دونم.
‫نمی‌خواست نگرانش کنـه.

161
00:13:20,670 --> 00:13:22,420
‫گه توش بابا.
‫باید نگران بشه.

162
00:13:25,010 --> 00:13:28,350
‫له بلانک روس؟
‫تاحالا اونجا بودی؟

163
00:13:28,350 --> 00:13:30,510
‫- من ریور رو کشتم.
‫- نه، تو نکشتیش.

164
00:13:31,310 --> 00:13:33,060
‫به رز چی بگم؟

165
00:13:34,690 --> 00:13:38,730
‫- هیچی، چون اون مُرده.
‫- دیدی؟ گفتم که گیج می‌زنـه.

166
00:13:38,730 --> 00:13:41,150
‫فکر می‌کنـه ریور مُرده و
‫زنش هنوز زنده‌س.

167
00:13:41,820 --> 00:13:44,650
‫شهر لاواند یاد چی می‌ندازتت؟

168
00:13:46,030 --> 00:13:47,030
‫نمی‌دونم.

169
00:13:48,070 --> 00:13:50,780
‫تو جکسونی دیگه؟
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

170
00:13:50,780 --> 00:13:53,080
‫آره می‌دونم. چه سعادتی.
‫لاواند؟

171
00:13:53,080 --> 00:13:56,170
‫- لاواند؟ فرانسوی لاوندره.
‫- آره.

172
00:13:57,580 --> 00:14:00,790
‫لاوندر آبیـه عزیزم.
‫لاوندر سبزه.

173
00:14:02,340 --> 00:14:04,970
‫- <i>لاوندر آبیـه عزیزم...</i>
‫- اینقدر چرت و پرت نگو پیرمردِ...

174
00:14:04,970 --> 00:14:07,260
‫- <i>لاوندر سبزه.</i>
‫- جکسون. اون حالش خوب نیست.

175
00:14:07,260 --> 00:14:08,890
‫- شوک بزرگی بهش وارد شده.
‫- <i>وقتی که من پادشاه شدم...</i>

176
00:14:08,890 --> 00:14:11,680
‫غلط کرده. داره دست‌مون میندازه.
‫خودش رو زده به اون راه.

177
00:14:11,680 --> 00:14:14,180
‫- یه ثانیه پیش که می‌دونست کی‌ام.
‫- هنوز هم می‌دونم.

178
00:14:14,180 --> 00:14:16,560
‫لاواند.
‫ریور رفته اونجا.

179
00:14:16,560 --> 00:14:18,770
‫نه، نه.
‫ریور مُرده.

180
00:14:18,770 --> 00:14:22,150
‫خب اگه بهم نگی که چی می‌دونی
‫ممکنـه بمیره.

181
00:14:22,150 --> 00:14:23,230
‫اینجا کجاس؟

182
00:14:25,240 --> 00:14:27,700
‫- اینجا اتاق کیـه؟
‫- نه، تو...

183
00:14:27,700 --> 00:14:29,700
‫- دیوید، اینجا جات امنـه.
‫- چی؟

184
00:14:29,700 --> 00:14:31,950
‫- آره. ریور آوردتت اینجا.
‫- ریور؟

185
00:14:31,950 --> 00:14:33,660
‫بیا، بشین.
‫بیا دیگه.

186
00:14:34,830 --> 00:14:37,960
‫نمی‌فهمم.
‫نمی‌فهمم، من...

187
00:14:41,040 --> 00:14:45,340
‫یه یارویی بود.
‫شبیه ریور بود، من هم بهش شلیک کردم.

188
00:14:45,960 --> 00:14:49,380
‫می‌دونم چه نقشه‌ای داری.
‫می‌دونم که من رو می‌شناسی.

189
00:14:49,380 --> 00:14:52,970
‫ریور... ریور تنها توی ماموریتـه.

190
00:14:52,970 --> 00:14:56,560
‫شاید نوه‌ی تو باشه اما بر حسب اتفاق
‫یکی از ماموران من هم هست.

191
00:14:56,560 --> 00:15:00,100
‫پس بگو که با کی درگیره و
‫داره وارد چه مخمصه‌ای میشـه؟

192
00:15:00,100 --> 00:15:04,650
‫من خواستم ازش محافظت کنم.
‫همیشه می‌خواستم ازش محافظت کنم.

193
00:15:05,820 --> 00:15:07,530
‫تو حرفم رو باور می‌کنی،
‫مگه نه رُز؟

194
00:15:08,030 --> 00:15:10,660
‫تو رو با یه زن مُرده‌ی ۸۰ ساله اشتباه گرفته.

195
00:15:10,660 --> 00:15:13,410
‫- شاید باید یه سیلی بهش بزنم.
‫- یکم رحم داشته باش جکسون.

196
00:15:13,410 --> 00:15:15,580
‫داشتم.
‫تا قبل این که واسه‌ش کار کنم.

197
00:15:16,660 --> 00:15:17,750
‫پس الان داری میری؟

198
00:15:17,750 --> 00:15:20,960
می‌خوام سر در بیارم که کِی و چرا
‫توی فرانسه بوده.

199
00:15:20,960 --> 00:15:22,040
‫این وسط هم

200
00:15:22,040 --> 00:15:24,550
‫اگه چیز به درد بخوری یادش اومد،
‫خبرم کن.

201
00:15:32,720 --> 00:15:34,390
‫لاواند رو می‌شناسین؟

202
00:15:34,390 --> 00:15:35,560
‫نه.

203
00:15:35,560 --> 00:15:37,640
‫راستش توریست‌های زیادی اینجا نمیان.

204
00:15:38,390 --> 00:15:39,560
‫شما توریستین؟

205
00:15:40,060 --> 00:15:43,980
‫من؟ نه.
‫دنبال یکی از دوستام می‌گردم.

206
00:15:43,980 --> 00:15:45,940
‫شما بریتانیایی‌ هستین، درستـه؟

207
00:15:45,940 --> 00:15:48,150
‫بله، شرمنده.

208
00:15:48,150 --> 00:15:51,490
‫نه، اشکالی نداره.
‫همینجا پیاده‌تون کنم؟

209
00:15:52,280 --> 00:15:53,660
‫بله.

210
00:15:59,790 --> 00:16:03,080
‫میشه ۹۵ یورو.

211
00:16:04,840 --> 00:16:06,210
‫بقیه‌ش مال خودتون.

212
00:16:06,210 --> 00:16:09,590
‫ممنونم.
‫امیدوارم دوست‌تون رو پیدا کنین.

213
00:16:09,590 --> 00:16:11,260
‫ممنون.
‫به امید دیدار.

214
00:16:11,260 --> 00:16:12,630
‫روز بخیر.

215
00:16:26,820 --> 00:16:32,700
<i>‫روراستی، اعتماد، امنیت،
‫اگه یکی‌شون نباشه، اونای دیگه هم وجود ندارن.</i>

216
00:16:34,950 --> 00:16:35,950
‫اون دوتا...

217
00:16:38,240 --> 00:16:40,620
‫اگه یکی‌شون نباشه، اون دوتای دیگه هم
‫وجود ندارن. فهمیدم.

218
00:16:40,620 --> 00:16:43,500
‫جاهایی که اشتباهی رخ میده،
‫یاید دستامون رو بالا نگه داریم.

219
00:16:43,500 --> 00:16:45,380
‫واقعاً که نه،
‫اما خودت که متوجهی.

220
00:16:46,250 --> 00:16:50,860
‫می‌دونم که بخش بزرگی از کارمون
‫درون سایه‌ها بقیه میشه،

221
00:16:51,200 --> 00:16:54,680
‫اما گاهی‌اوقات حس می‌کنم بد هم نیست که
‫اجازه بدیم یکم نور وارد بشه

222
00:16:54,680 --> 00:16:57,140
‫چون اینطوری یاد می‌گیریم بهتر عمل کنیم.

223
00:16:57,500 --> 00:17:01,700
‫و فقط زمانی در بهترین حالت‌ خودمون هستیم،
‫زمانی در بهترین حالت خودمون هستیم...

224
00:17:04,940 --> 00:17:07,980
‫- گمون کنم بهتره جواب بدین.
‫- مال من نیست.

225
00:17:07,980 --> 00:17:09,070
‫چی...

226
00:17:10,860 --> 00:17:11,940
‫لعنتی. مال منـه؟

227
00:17:12,530 --> 00:17:15,360
‫مالِ... مال منـه.
‫خجالت آوره، نه؟

228
00:17:15,360 --> 00:17:17,870
‫آخه...
‫گوشی جدیدمـه برای همین...

229
00:17:18,620 --> 00:17:21,450
‫فکر کردم تایمر گذاشتم
.اما درواقع شماره معکوسـه

230
00:17:21,450 --> 00:17:22,540
‫راحت انجام میشـه.

231
00:17:22,540 --> 00:17:25,670
‫آره اما دقیقاً ۱۵ دقیقه.
‫دقیقاً. یعنی...

232
00:17:25,670 --> 00:17:28,080
‫خب، نظری چیزی...

233
00:17:28,080 --> 00:17:30,710
‫- خب، فکر نکنم زمان مناسبی باشه.
‫- راست میگی.

234
00:17:30,710 --> 00:17:33,170
‫- می‌تونم کوتاه‌ترش کنم.
‫- و الان هم وقت مناسبی نیست.

235
00:17:34,010 --> 00:17:36,720
‫اوضاع تهدیدات‌مون وخیمـه.
‫باید این‌ها رو امضا کنی.

236
00:17:36,720 --> 00:17:41,100
‫نامه‌هایی برای تسلیت و
‫ حمایت از خانواده‌هاس.

237
00:17:41,640 --> 00:17:42,640
‫بله، البته.

238
00:17:45,310 --> 00:17:48,480
‫به‌نظرت هنوز خیلی زوده که
‫احتمال یه بمب‌گذاری دیگه رو رد کنیم؟

239
00:17:48,480 --> 00:17:49,980
‫آره. آره.

240
00:17:51,070 --> 00:17:52,070
‫از بعضی‌جهات هم

241
00:17:52,070 --> 00:17:56,320
‫یه حمله‌ی اتفاقی و بدون انگیزه
‫از حملات ایدئولوژیکی هم بدتره

242
00:17:56,320 --> 00:17:58,160
‫چون هیچ سرنخی بهمون نمیده.

243
00:17:58,160 --> 00:18:00,410
‫خب، گوش کن دایانا،
‫واقعاً ازت ممنونم که

244
00:18:00,410 --> 00:18:04,410
‫مسئولیت این کار رو به عهده گرفتی و
‫با این اوضاع سر و کله می‌زنی.

245
00:18:04,410 --> 00:18:07,580
‫اما باید توجه داشته باشی که
در نهایت تصویر کلی ماجرا

246
00:18:08,130 --> 00:18:11,920
‫و استراتژی بلندمدت...

247
00:18:13,420 --> 00:18:14,590
.به‌عهده‌ منـه

248
00:18:14,590 --> 00:18:15,920
‫- آره خب.
‫- تصمیم‌گیریش با منـه،

249
00:18:15,920 --> 00:18:17,680
‫- چون این تخصص من بوده.
‫- آره.

250
00:18:17,680 --> 00:18:20,930
‫بین خودمون بمونـه اما فرهنگ اینجا

251
00:18:20,930 --> 00:18:23,930
‫باید شدیداً تغییر کنـه، باشه؟

252
00:18:23,930 --> 00:18:28,020
‫درواقع نکته‌ی جالب همینجاس که
‫همین دیدگاه من رو پشت این میز نشونده.

253
00:18:29,650 --> 00:18:30,711
‫نه،‌ متوجهم.

254
00:18:30,736 --> 00:18:33,530
‫بله، میگی که متوجهی
‫اما موافق هم هستی؟

255
00:18:33,530 --> 00:18:34,990
‫در اصل آره...

256
00:18:34,990 --> 00:18:38,410
‫اما باید بگم که با این رویکرد جدید

257
00:18:39,870 --> 00:18:42,780
‫ممکنه که واکنش‌مون توی این لحظه تغییر کنـه.

258
00:18:42,780 --> 00:18:49,380
‫بله،‌ بله. خب، مطمئنم که تو و بقیه به‌خوبی
‫ می‌تونین خودتون رو با این شرایط وفق بدین.

259
00:19:00,430 --> 00:19:03,010
<i>‫روزبخیر.
‫ببخشید.</i>

260
00:19:17,490 --> 00:19:19,490
‫ببخشید...
‫معذرت می‌خوام.

261
00:19:21,320 --> 00:19:24,870
‫ببخشید که... سگ‌تون رو... ترسوندم.

262
00:19:24,870 --> 00:19:28,830
‫شما می‌دونین که کافه له بلانک روس کجاس؟

263
00:19:29,370 --> 00:19:30,370
‫بلانک روس؟

264
00:19:30,960 --> 00:19:33,710
‫اون سمتـه.
‫دم میدون.

265
00:19:35,090 --> 00:19:36,270
‫مرسی.

266
00:19:37,510 --> 00:19:38,510
<i>‫مرسی.</i>

267
00:20:01,030 --> 00:20:03,370
‫برای اون درست نکردی؟
‫شاید یخ‌مون رو آب کنـه.

268
00:20:03,370 --> 00:20:04,450
‫دوست دارم یخ‌مون آب نشه.

269
00:20:06,830 --> 00:20:10,500
‫به‌خاطر وست‌ایکرز تفنگ آوردی؟
‫نگران آینده‌ای؟

270
00:20:12,580 --> 00:20:14,210
‫آره خب.

271
00:20:19,460 --> 00:20:22,506
‫- نگو که دوباره واردش شدی.
‫- وارد چی؟

272
00:20:23,353 --> 00:20:24,278
‫قماربازی.

273
00:20:24,303 --> 00:20:26,978
‫چرا تفنگ داشتنِ من
 باید نشونه‌ی قماربازیم باشه؟

274
00:20:27,003 --> 00:20:28,176
‫نمی‌دونم. فقط...

275
00:20:28,960 --> 00:20:31,350
‫شاید یکی ازت پول طلب داره و
‫داره بهت فشار میاره.

276
00:20:31,350 --> 00:20:36,520
‫نه، از این خبرا نیست.
‫فقط یه مشکل نقدینگی هست.

277
00:20:37,650 --> 00:20:39,570
‫ای خدا.
‫پس دوباره قماربازی می‌کنی.

278
00:20:39,573 --> 00:20:40,699
‫فقط یه‌باره! چیزی نیست که!

279
00:20:40,699 --> 00:20:43,660
‫ببین، بازگشت سمت چیزی که
‫معتادش بودی چیز خوبیه! نشانه پیشرفتـه.

280
00:20:43,660 --> 00:20:44,995
‫- نه؛ اصلاً هم نیست.
‫- چرا هست!

281
00:20:44,995 --> 00:20:47,122
‫یه‌بار قمار کردن بهتر از همیشه قمار کردنـه.

282
00:20:47,122 --> 00:20:50,501
‫خب اگه اینطوریه بگیم یه آدم کشتن هم
‫بهتر از ده‌تا آدم کشتنـه.

283
00:20:50,501 --> 00:20:52,794
‫- من‌که به کسی آسیب نمی‌زنم پس...
‫- پس اون تفنگ واسه چیه؟

284
00:20:52,794 --> 00:20:55,255
‫- می‌خوام بفروشمش.
‫- آهان، پس می‌خوای بری بفروشیش تا یکی دیگه

285
00:20:55,255 --> 00:20:56,715
‫راه بیفته توی خیابون
‫و باهاش آدم بکشه؟

286
00:20:56,715 --> 00:20:59,801
‫ببین، پولش رو برای کارهای الکی نمی‌خوام.
‫می‌خوام بدهی‌هام رو صاف کنم.

287
00:20:59,801 --> 00:21:01,929
‫و قبل از این‌که بیفته دست
‫آدم ناکاربلد، دوباره خودم می‌خرمش.

288
00:21:01,929 --> 00:21:04,389
‫- هیچی ضرری هم نداره
‫- تو واقعاً زده به‌سرت!

289
00:21:06,183 --> 00:21:07,142
‫مگه چقدر بدهکاری؟

290
00:21:07,142 --> 00:21:09,269
‫- به تو ربطی نداره.
‫- پس حتماً خیلی زیاده.

291
00:21:10,062 --> 00:21:11,355
‫پس این همه بازی با گیره‌ کاغذ

292
00:21:11,355 --> 00:21:13,690
‫همه‌ش یه نمایش بود تا حواس ما رو پرت کنی؟

293
00:21:13,690 --> 00:21:16,443
‫- می‌تونستی باهام راحت باشی و بگی
‫- راحت باشم و بگم؟

294
00:21:16,443 --> 00:21:19,446
‫خب اگه این‌طوریه تا آخر
‫ماه ده هزار دلار بهم قرض بده

295
00:21:19,446 --> 00:21:20,906
‫وگرنه خونه‌م رو از دست می‌دم

296
00:21:20,906 --> 00:21:23,200
‫تازه اگه «کَسی» خبردار بشه،
‫اونم از دست می‌دم!

297
00:21:23,200 --> 00:21:29,456
‫ده ‌هزارتا! ده‌ هزار دلار پول می‌خوام!
‫نه این‌که یه قمارباز سابق بشینه نصیحتم کنه.

298
00:21:41,051 --> 00:21:42,761
‫- ممنون بابت قهوه.
‫- تو اون شاشیدم.

299
00:21:56,567 --> 00:21:58,277
‫شهر لاواند در فرانسه.

300
00:21:58,277 --> 00:22:01,071
‫پنج دقیقه وقت داری تا هرچیزی
‫که فکر می‌کنی ممکنه درباره‌ش...

301
00:22:01,071 --> 00:22:02,531
‫برای من جالب باشه رو پیدا کنی

302
00:22:04,032 --> 00:22:05,325
‫کامپیوتر کارت‌رایته؟

303
00:22:05,325 --> 00:22:06,243
‫آره.

304
00:22:06,827 --> 00:22:08,620
‫اون‌که نمرده کُسخل.

305
00:22:10,414 --> 00:22:12,916
‫- خودت پیام دادی گفتی مُرده!
‫- برو پیام‌ام رو دوباره بخون.

306
00:22:17,838 --> 00:22:18,672
‫خیلی‌خب...

307
00:22:18,672 --> 00:22:21,967
‫بساط گریه‌ و زاری‌ت رو جمع کن؛
‫ریور فعلاً زنده‌ست.

308
00:22:23,343 --> 00:22:24,803
‫- خدایا.
‫- چی گفت؟

309
00:22:24,803 --> 00:22:26,555
‫- من‌که باور نمی‌کنم.
‫- تکلیف‌مون رو روشن کن!

310
00:22:26,555 --> 00:22:30,100
‫- باشه اصلاً مُرده. بهتر شد؟
‫- نه. خب تعریف کن چی شده!

311
00:22:30,100 --> 00:22:31,935
‫اون گفت مُرده.

312
00:22:31,935 --> 00:22:33,228
‫پیام‌ام رو دوباره خوندی؟

313
00:22:33,228 --> 00:22:37,107
‫آره. «دیر میام. تمام شب داشتم جسدِ
‫کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم»

314
00:22:37,107 --> 00:22:42,154
‫ننوشته کارت‌رایت مُرده. نوشته داشته
‫جسدش رو شناسایی می‌کرده.

315
00:22:42,821 --> 00:22:44,948
‫خدای من. کسی گوزید؟

316
00:22:44,948 --> 00:22:47,284
‫یه‌صدایی اومد؛ اما بویی احساس نمی‌کنم.

317
00:22:47,284 --> 00:22:48,785
‫من الان واقعاً حالم بده

318
00:22:48,785 --> 00:22:50,162
‫خب این چند ساعت گذشته
‫واقعاً فشار زیادی رومون بود

319
00:22:50,162 --> 00:22:52,539
‫تو یکی خفه‌شو! وقتی فهمیدی ریور مُرده
‫به تخمت‌ هم نبود.

320
00:22:52,539 --> 00:22:55,083
‫- من هنوز دست و پام داره می‌لرزه.
‫- خفه‌شو. فقط خفه‌شو!

321
00:22:55,083 --> 00:22:56,752
‫- منم نزدیک بود تو وست‌ایکرز بمیرم!
‫- من...

322
00:22:56,752 --> 00:22:58,545
‫- تو اصلاً چندتا خیابون اون‌طرف‌تر بودی!
‫- درت رو بذار بابا.

323
00:22:58,545 --> 00:23:00,881
‫- نه. من از بازماندگان اون بمب‌گذاری‌ام
‫- متاسفانه...

324
00:23:00,881 --> 00:23:01,965
‫پسی اونی که مُرده کیه؟

325
00:23:01,965 --> 00:23:08,055
‫یکی رو فرستاده بودن بابابزرگ‌ش رو بکُشه؛
‫که ظاهراً یکم‌ هم شبیه خودِ ریور بوده

326
00:23:08,055 --> 00:23:10,349
‫ریور کارت شناسایی‌اش
‫رو می‌ذاره توی جیب اون یارو.

327
00:23:10,349 --> 00:23:11,975
‫ریور...یکی که شبیه ریور بوده؟

328
00:23:11,975 --> 00:23:13,894
‫آره، اما الان زیاد شبیه‌ش نیست.

329
00:23:13,894 --> 00:23:17,314
‫چون به صورت‌ش شلیک کرده
‫تا نشه درست هویت‌ش رو تشخیص داد

330
00:23:17,314 --> 00:23:19,024
‫عالیه. عکسی چیزی نگرفتی؟

331
00:23:19,024 --> 00:23:21,276
‫ببخشید اما چرا اجازه دادی باور
‫کنیم ریور مرده و چیزی نگفتی؟

332
00:23:21,276 --> 00:23:26,740
‫چون توی یه ماموریت مخفیه و نباید نقشه‌
‫یه مامور رو برای کسی فاش کرد!

333
00:23:30,160 --> 00:23:32,788
‫نباید نقشه یه مامور رو
‫برای کسی فاش کرد!

334
00:23:32,788 --> 00:23:34,581
‫ریور می‌خواست
‫پارک باور کنه که مُرده.

335
00:23:34,581 --> 00:23:35,999
‫الان هم داره به هدفش می‌رسه

336
00:23:35,999 --> 00:23:38,252
‫این‌که شما هم باور کردید مُرده
‫این موضوع رو ثابت می‌کنه.

337
00:23:38,919 --> 00:23:42,589
‫مطمئنم به هرکسی که تسلیت گفته
‫حرف‌های مناسب و دل‌گرم‌کننده‌ای زدید.

338
00:23:42,589 --> 00:23:43,674
‫هیچکس تسلیت نگفت.

339
00:23:44,591 --> 00:23:47,010
‫لعنت بهش! من به مامانش پیام دادم.

340
00:23:47,010 --> 00:23:49,930
‫- زنگ نزد؟
‫- نه. هنوز نه.

341
00:23:49,930 --> 00:23:52,516
‫خب پس ما تنها نیستیم. خداروشکر.

342
00:23:52,516 --> 00:23:54,226
‫خیلی‌خب. الان کجاست؟

343
00:23:54,226 --> 00:23:58,021
‫رفته فرانسه. دنبال سرنخ می‌گرده

344
00:23:58,021 --> 00:23:59,189
‫فرانسه خیلی بزرگه!

345
00:24:01,733 --> 00:24:04,820
‫واقعاً واتسون؟ دمت‌گرم
‫یکی بهش مدال بده

346
00:24:04,820 --> 00:24:07,030
‫- خب حال دیوید چطوره؟
‫- اون حالش خوبه.

347
00:24:07,030 --> 00:24:09,533
‫خوبه. چطور می‌تونیم
‫بهش کمک کنیم؟

348
00:24:10,784 --> 00:24:12,119
‫با این‌که بذاریم خودش
‫کارش رو انجام بده.

349
00:24:13,245 --> 00:24:17,457
‫خیلی‌خب، کجای فرانسه‌ست؟ نمی‌تونیم
‫که این‌جا بمونیم و دست روی دست بذاریم؟

350
00:24:17,457 --> 00:24:21,336
‫چرا می‌تونیم. اگه کمک می‌خواست،
‫خودش می‌گفت.

351
00:24:21,336 --> 00:24:24,089
‫از الان بگم قرار نیست کامپیوترش رو پس بدم.

352
00:24:24,442 --> 00:24:31,122
صابرفان
SaberFun

353
00:24:49,364 --> 00:24:51,742
‫آقای لمب، خوشحالم می‌بینمتون.

354
00:24:52,326 --> 00:24:54,244
‫یه‌کم این‌جا شلخته بود
‫و گفتم مرتب‌ش کنم.

355
00:24:55,746 --> 00:24:58,457
‫البته یه‌کم که خیلی...
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه

356
00:24:59,583 --> 00:25:01,168
‫چقدر تغییر کرده.

357
00:25:02,920 --> 00:25:04,505
‫خیلی زود خودت رو
‫با این‌جا وفق دادی!

358
00:25:04,505 --> 00:25:07,382
‫خب، من دوست دارم همیشه فعال باشم
‫برای همین هم من رو فرستادن این‌جا.

359
00:25:08,592 --> 00:25:09,843
‫پس که اینطور...

360
00:25:09,843 --> 00:25:12,429
‫" اون‌جا به یه مدیر درست‌حسابی نیاز داره "
‫این حرف های ویلن‌ـه!

361
00:25:12,429 --> 00:25:15,098
‫آقای ویلن؛ بله...
‫درست هم گفتن.

362
00:25:16,141 --> 00:25:18,352
‫من می‌خوام برم ناهار بخورم؛
‫شما هم دوست دارین بیاین؟

363
00:25:19,978 --> 00:25:22,481
‫خیلی ممنون. الان
‫می‌رم کُت‌ام رو می‌پوشم.

364
00:25:24,066 --> 00:25:27,319
‫می‌تونیم درمورد چیدمان بقیه ساختمون صحبت کنیم.

365
00:25:27,819 --> 00:25:28,987
‫بله. عالی می‌شه.

366
00:25:33,867 --> 00:25:36,119
‫با این وضعیت پام هم داخل اتاق نمی‌ذارم.

367
00:25:36,119 --> 00:25:37,871
‫برش گردونید به همون حالت قبلی.

368
00:25:42,626 --> 00:25:44,628
‫- من آماده‌ام
‫- بفرمائید.

369
00:26:01,019 --> 00:26:02,771
‫- ناهار؟
‫- ممنون.

370
00:26:05,691 --> 00:26:08,235
‫می‌شه یه‌لیوان چای هم برام
‫بریزی؟ با دوتا قاشق شکر.

371
00:26:12,865 --> 00:26:13,907
‫قربان؟

372
00:26:13,907 --> 00:26:15,075
‫گوشی رو بده به اون!

373
00:26:21,582 --> 00:26:23,333
‫- سلام؟
‫- اشتباه شده بوده

374
00:26:25,502 --> 00:26:27,337
‫- خب این‌که خیلی عالیه
‫- قطعاً عالیه...

375
00:26:27,337 --> 00:26:33,594
‫رابرت وینتر، یعنی بدون «ز» یه هویت
‫جعلیه که 30 سال پیش ایجاد کردیم.

376
00:26:34,428 --> 00:26:36,263
‫نه رابرت وینترز.

377
00:26:37,222 --> 00:26:39,850
‫پس رابرت وینترز و وست‌ایکرز هیچ
‫ربطی به ما ندارن؟

378
00:26:39,850 --> 00:26:43,103
‫اصلاً. هیچ اثری ازش توی سازمان ما نیست

379
00:26:43,103 --> 00:26:45,355
‫اما واقعاً ازت ممنونم گیتی...

380
00:26:45,355 --> 00:26:49,109
‫اگه کسی از این‌ ماجرا بویی
‫می‌برد و بد برداشت می‌کرد

381
00:26:49,109 --> 00:26:50,986
‫واقعاً افتضاح می‌شد.

382
00:26:50,986 --> 00:26:53,405
‫- ممنون قربان.
‫- گوشی رو بده فلایت.

383
00:26:54,031 --> 00:26:54,865
‫فلایت؟

384
00:27:00,329 --> 00:27:02,080
‫- قربان؟
‫- می‌تونی آزادش کنی بره.

385
00:27:03,332 --> 00:27:05,959
‫ببخشید اما من کارای خیلی مهم‌تری
‫می‌تونم انجام بدم تا پرستاری بچه!

386
00:27:06,126 --> 00:27:08,212
‫خب واقعاً ببخشید از شغلی که داری راضی نیستی

387
00:27:08,212 --> 00:27:10,547
‫اما همه‌ی این‌ها جزو وظایفـت محسوب می‌شه.

388
00:27:10,547 --> 00:27:13,300
‫حالا هم برو سراغِ پرونده کارت‌رایت،
‫یا می‌خوای بگی اینـم نمی‌تونی؟

389
00:27:13,300 --> 00:27:14,468
‫نه قربـ...

390
00:27:48,418 --> 00:27:49,419
‫سلام.

391
00:27:51,171 --> 00:27:52,172
‫سلام.

392
00:27:55,092 --> 00:27:57,094
‫یه لاته بی‌زحمت.

393
00:28:07,354 --> 00:28:08,605
‫انگلیسی بلدی؟

394
00:28:10,107 --> 00:28:11,275
‫نـه.

395
00:28:14,611 --> 00:28:17,656
‫ظاهراً یه‌مرد...شبیه من

396
00:28:18,448 --> 00:28:22,452
‫چند روز پیش این‌جا بوده

397
00:28:24,371 --> 00:28:25,706
‫می‌شناسمش.

398
00:28:29,168 --> 00:28:31,753
‫خونه‌ش این دور و اطرافه؟

399
00:28:31,753 --> 00:28:33,255
‫نه. نه.

400
00:28:33,255 --> 00:28:35,007
‫توی لاواند زندگی نمی‌کنه.

401
00:28:35,007 --> 00:28:36,550
‫اهل «له زغبغ»ـست.

402
00:28:36,550 --> 00:28:38,010
‫- له زغبغ؟
‫- له زغبغ.

403
00:28:39,052 --> 00:28:40,512
‫کجا می‌شه؟

404
00:28:41,680 --> 00:28:44,808
‫مستقیم برو، سه کیلومتر به مسیرت
‫ادامه بده و برو داخل جنگل.

405
00:28:45,559 --> 00:28:46,560
‫باشه.

406
00:28:48,896 --> 00:28:49,897
‫ممنون.

407
00:29:11,084 --> 00:29:12,836
‫خودشه!

408
00:29:13,795 --> 00:29:15,839
‫می‌خواد بره «له زغبغ».

409
00:29:15,839 --> 00:29:17,674
‫تعقیب‌ش می‌کنم.

410
00:29:30,270 --> 00:29:32,205
‫ببخشید که مجبور شدیم
‫اینطوری مخفیانه هم رو ببینیم

411
00:29:34,233 --> 00:29:35,609
‫راستش رو بخوای واقعاً هیجان‌انگیزه

412
00:29:35,609 --> 00:29:39,112
‫یعنی برای من، چون مطمئن نیستم می‌دونی یا نه

413
00:29:39,112 --> 00:29:41,532
‫اما هیچوقت تا حالا از این کارها نکردم

414
00:29:43,909 --> 00:29:47,371
‫و دقیقاً...دلیل این کارمون چیـه؟

415
00:29:47,371 --> 00:29:49,831
‫بهتره بعضی حرف‌ها بین خودمون
‫بمونه و به گوش عموم نرسه.

416
00:29:49,831 --> 00:29:50,916
‫درسته.

417
00:29:53,377 --> 00:29:54,962
‫خب الان کجا می‌ریم؟

418
00:29:56,296 --> 00:29:58,841
‫مهم نیست. باید سوار اتوبوس بشیم
‫این یکی خوبه.

419
00:30:02,094 --> 00:30:03,929
‫رابرت وینترز از آدم‌های خودمون بود.

420
00:30:03,929 --> 00:30:07,766
‫خدای من. یعنی، یعنی مامور خودمونه؟

421
00:30:08,267 --> 00:30:09,893
‫- نه دقیقاً.
‫- پس نفوذی‌مونه؟

422
00:30:09,893 --> 00:30:12,312
‫اون یه «بی‌بدن» بوده. از اونایی که
‫توی دوران جنگ سرد بزرگ شدن.

423
00:30:12,312 --> 00:30:13,772
‫بی‌بدن دیگه چیـه؟

424
00:30:13,772 --> 00:30:15,732
‫بی‌بدن یه هویت آماده و از پیش تعیین شده‌ست.

425
00:30:16,358 --> 00:30:20,320
‫همراه با گواهی تولد، پاسپورت، شماره بیمه...

426
00:30:20,320 --> 00:30:22,197
‫حساب بانکی و رتبه اعتباری.

427
00:30:22,197 --> 00:30:23,490
‫جعلی هم نیستن.

428
00:30:23,490 --> 00:30:26,702
‫همه‌شون معتبرن و مراحل قانونی رو طی کردن.

429
00:30:26,702 --> 00:30:29,246
‫الان که همه‌چی رو آنلاین انجام می‌دن؛
‫اون زمان‌ها کاملاً فرق می‌کرده

430
00:30:29,246 --> 00:30:31,999
‫ببخشید، اما چند وقته از این موضوع خبر داری؟
‫کی بهت گفته؟

431
00:30:31,999 --> 00:30:33,083
‫یکی از افرادم،

432
00:30:33,750 --> 00:30:36,503
‫- گیتی رحمان؛ چند ساعت پیش.
‫- گیتی؛ نمی‌شناسمش.

433
00:30:36,503 --> 00:30:39,006
‫بهش گفتم حتماً اشتباه شده و پیگیری نکنه.

434
00:30:39,756 --> 00:30:41,008
‫خب اشتباه بوده دیگه!

435
00:30:41,008 --> 00:30:44,428
‫باید همون اول که فهمیدی به من می‌گفتی!

436
00:30:44,428 --> 00:30:46,221
‫خب مثلاً اگه می‌گفتم چیکار می‌خواستی بکنی؟

437
00:30:47,764 --> 00:30:49,016
‫به نخست وزیر می‌گفتم.

438
00:30:49,850 --> 00:30:54,605
‫تحقیق می‌کردیم ببینیم
‫یه قاتل سریالی چطور داره

439
00:30:54,605 --> 00:30:57,024
‫- از هویت‌های سازمان جاسوسی استفاده می‌کنه؟
‫- آره؛ مطمئن بودم

440
00:30:57,024 --> 00:30:59,651
‫- اون‌طوری یه فاجعه به بار می‌اومد
‫- همین الانش هم فاجعه‌ست دایانا.

441
00:30:59,651 --> 00:31:01,862
‫نه نیست. چون من تمامی
‫سوابق و مدارک رو از بین بردم.

442
00:31:01,862 --> 00:31:04,198
‫هیچ اثری از رابرت وینترز

443
00:31:04,198 --> 00:31:05,782
‫- توی سازمان ما وجود نداره.
‫- خدای من.

444
00:31:06,617 --> 00:31:10,621
‫نه. نمی‌تونیم همچین چیزی رو مخفی نگه داریم.
‫نه بعد از قضیه استانبول.

445
00:31:10,621 --> 00:31:13,624
‫دقیقاً به‌خاطر همین نباید کسی چیزی بفهمه.

446
00:31:13,624 --> 00:31:15,459
‫اگه کوچک‌ترین چیزی از
‫این موضوع درز پیدا کنه،

447
00:31:15,459 --> 00:31:18,670
‫همین یه ذره آبروی باقی مونده‌ی
‫سازمان‌های امنیتی هم از بین می‌ره.

448
00:31:18,670 --> 00:31:21,340
‫ببخشید. من نمی‌تونم سکوت کنم.
‫نمی‌تونم.

449
00:31:21,340 --> 00:31:22,841
‫اه کلود...

450
00:31:29,014 --> 00:31:30,015
‫این چیـه؟

451
00:31:30,516 --> 00:31:33,143
‫این حکم قرنطینه کردن گیتی رحمانـه

452
00:31:33,143 --> 00:31:34,811
‫که امروز صبح امضا کردی.

453
00:31:36,063 --> 00:31:38,065
‫این یعنی تو هم توی مخفی
‫کردن این موضوع دست داشتی.

454
00:31:42,486 --> 00:31:43,487
‫آره اما من...

455
00:31:45,489 --> 00:31:47,491
‫اصلاً نخوندمش.

456
00:31:48,283 --> 00:31:51,578
‫آره نخوندی. اما امضاش کردی.

457
00:31:52,704 --> 00:31:56,583
‫جناب‌عالی در نابودسازی اسناد و
‫مدارک مربوط به وینترز دست داشتی.

458
00:31:57,167 --> 00:31:59,169
‫چون من رو انتخاب کردن این‌کارا رو می‌کنی؟

459
00:31:59,878 --> 00:32:01,922
‫چون به‌جای تو، من رو انتخاب کردن
‫این‌کارو می‌کنی؟

460
00:32:01,922 --> 00:32:03,298
‫موضوع اینه؟

461
00:32:03,298 --> 00:32:05,759
‫من اصلاً درخواست ندادم.

462
00:32:05,759 --> 00:32:11,348
‫آره. آره. چون می‌دونستی انتخاب نمی‌شی
‫مگه نه؟

463
00:32:11,348 --> 00:32:13,058
‫واسه همین خودت رو کشیدی کنار.

464
00:32:13,934 --> 00:32:15,727
‫آره اما هم‌چنان دارم کارم رو انجام می‌دم

465
00:32:17,563 --> 00:32:20,691
‫برای اداره یه سازمان اطلاعاتی،
‫هیچ نقشه کلی‌ای وجود نداره.

466
00:32:20,691 --> 00:32:23,193
‫هر روز خدا از آسمون بلا نازل
‫می‌شه و باید سریع حلشون کنی.

467
00:32:23,193 --> 00:32:25,237
‫از نظر من که بیشتر شبیه از
‫کارافتادگی سازمانه...

468
00:32:25,237 --> 00:32:27,614
‫- نظر تو برام مهم نیست.
‫- تا چیزهای دیگه.

469
00:32:28,282 --> 00:32:31,218
‫تنها چیزی که برام مهمه اینه که اجازه
‫ندم اتفاقی مثل وست‌ایکرز تکرار بشه.

470
00:32:32,035 --> 00:32:37,207
‫و میل شدید تو به محکوم کردن
‫این مخفی‌کاری، داره مانع‌ام می‌‌شه.

471
00:32:37,207 --> 00:32:40,127
‫آره خب. نمی‌خوای شغلت رو از دست بدی
‫مگه نه؟

472
00:32:40,127 --> 00:32:44,339
‫- آره. نمی‌خوام. چون کارم حرف نداره.
‫- اع واقعاً؟

473
00:32:45,507 --> 00:32:47,092
‫تو ایستگاه بعدی پیاده شو.

474
00:32:54,725 --> 00:32:57,227
‫ببخشید قربان؛ می‌تونید کمکم کنین؟

475
00:32:58,312 --> 00:33:03,859
‫من می‌خوام برم «سیسینگ‌هرست»
‫اون باغ‌های معروف رو می‌گم.

476
00:33:03,859 --> 00:33:06,653
‫ای بابا. اشتباه اومدی که.
‫باید بری اون سمت «تونبریج ولز»

477
00:33:06,653 --> 00:33:09,489
‫باید برگردی جاده اصلی؛
‫بعد از سمت چپ وارد شهر بشی

478
00:33:09,489 --> 00:33:11,491
‫روی تابلوها مسیرش مشخص شده

479
00:33:11,491 --> 00:33:13,535
‫فکر کردم این راهِ میون‌برـه!

480
00:33:13,535 --> 00:33:15,412
‫نه. این‌جا ملک شخصیه.

481
00:33:15,996 --> 00:33:17,164
‫حالا چی شده؟

482
00:33:17,915 --> 00:33:20,417
‫دارید گشت می‌زنید؟

483
00:33:20,417 --> 00:33:21,919
‫یه حادثه‌ای پیش اومده.

484
00:33:22,711 --> 00:33:26,423
‫وای فهمیدم. یه زن توی مسافرخونه‌ام
‫داشت درمورد این‌جا حرف می‌زد.

485
00:33:26,423 --> 00:33:29,092
‫یه پیرمرد تیر خورده. چقدر بد.

486
00:33:29,843 --> 00:33:31,220
‫اونم تو همچین جایی.

487
00:33:31,762 --> 00:33:33,847
‫راستش نوه‌ش به قتل رسیده، نه خودش.

488
00:33:36,016 --> 00:33:37,267
‫پس جوون بوده...

489
00:33:38,352 --> 00:33:41,772
‫اینطوری که خیلی بدتره.
‫خدا به خانواده‌ش صبر بده.

490
00:33:43,524 --> 00:33:44,733
‫عجب دور و زمونه‌ای شده نه؟

491
00:33:46,109 --> 00:33:47,945
‫خیلی‌خب ممنونم. روز خوبی داشته باشید.

492
00:34:11,385 --> 00:34:12,636
‫جانم؟

493
00:34:12,636 --> 00:34:13,971
‫دیوید هنوز زنده‌ست.

494
00:34:13,971 --> 00:34:16,389
‫یه دوربین مخفی کار گذاشتم
‫تا اگه برگشت خبردار بشیم.

495
00:34:17,641 --> 00:34:19,434
‫می‌گن نوه‌ش کُشته شده

496
00:34:19,434 --> 00:34:21,978
‫اما احتمالاً «برت‌ران» ـه
‫خبری ازش نیست.

497
00:34:21,978 --> 00:34:26,233
‫به گوشم رسوندن پاسپورت برت‌ران وارد خاک فرانسه شده.

498
00:34:26,233 --> 00:34:28,443
‫فعلاً منتظرش می‌مونم؛
‫دارم این‌جا رو تمیز می‌کنم

499
00:34:28,443 --> 00:34:32,072
‫اگه اون نباشه چی؟
‫ممکنه اصلاً کارت‌رایت کوچیکه باشه.

500
00:34:32,072 --> 00:34:33,991
‫خب اگه اون باشه که
‫خودم به حسابش می‌رسم.

501
00:34:34,658 --> 00:34:36,409
‫تو برو سراغِ سوژه‌ی دوم.

502
00:34:36,409 --> 00:34:37,494
‫اون یکی پیرمرده...

503
00:34:38,328 --> 00:34:40,539
‫امیدواریم این یکی مثل دیوید
‫کارت‌رایت برامون دردسرساز نباشه.

504
00:34:40,539 --> 00:34:42,623
‫بی‌خیال؛ اون سال‌هاست که براشون کار می‌کنه.

505
00:34:42,623 --> 00:34:45,460
‫اگه بدونه چه اتفاقی برای کارت‌رایت افتاده
‫حسابی عصبانی می‌شه.

506
00:34:45,460 --> 00:34:46,545
‫آره. شاید.

507
00:34:47,420 --> 00:34:51,550
‫اما شاید فراموش کرده باشه.
‫شاید حتی نمی‌دونه اون آدم چرا نباید زنده باشه.

508
00:36:26,144 --> 00:36:29,106
‫بی‌زحمت یه خوراک گوشت خوک
‫و یه بطری «هاوس رد»

509
00:36:29,773 --> 00:36:31,483
‫من بهتره مشروب و این‌ها نخورم.

510
00:36:31,984 --> 00:36:33,819
‫خب پس؛ همون یه‌بطری «هاوس رد«

511
00:36:35,070 --> 00:36:36,071
‫ممنون.

512
00:36:38,866 --> 00:36:41,368
‫توی پارک، همه‌چی زیر نظر شما بود درسته؟

513
00:36:41,368 --> 00:36:43,954
‫یعنی اگه بخوام از نظر نقش و سمت بگم؛
‫تو جزو ملکه‌ها بودی درسته؟

514
00:36:43,954 --> 00:36:45,038
‫بله.

515
00:36:45,831 --> 00:36:48,375
‫اگه جوابِ سوالی رو خودم نمی‌دونستم،
‫می‌دونستم باید از کی بپرسم.

516
00:36:49,418 --> 00:36:52,588
‫خانه‌لجن‌زار جای زیاد جالبی نیست نه؟

517
00:36:52,588 --> 00:36:56,008
‫از نظر من‌که اینطور نیست.
‫هرجایی سختی‌هاش خودش رو داره.

518
00:36:56,008 --> 00:37:00,637
‫بعد ویلن، شما رو شخصاً فرستاد این‌جا؟

519
00:37:00,637 --> 00:37:02,890
‫- آقای ترنسپرنسی.
‫- بله.

520
00:37:02,890 --> 00:37:06,935
‫همون اوایل شروع کارش، من رو انتخاب کرد
‫فکرکنم یه استعداد خاصی توی من دیدن.

521
00:37:06,935 --> 00:37:09,021
‫خب بعد از این‌که اوضاع ما خل‌وضع‌ها
‫رو راست و ریست کردی چی می‌شه؟

522
00:37:09,021 --> 00:37:11,231
‫برمی‌گردی به تخت پادشاهی‌ات توی پارک؟

523
00:37:11,231 --> 00:37:13,609
‫من دوست ندارم شما رو «خل‌وضع» خطاب کنم.

524
00:37:13,609 --> 00:37:14,693
‫واقعاً؟

525
00:37:15,485 --> 00:37:20,574
‫هو، مارکوس لانگریج و شرلی داندر
‫سه تاشون رو تصادفی انتخاب کردم.

526
00:37:20,574 --> 00:37:24,203
‫خب برای اون‌ها خل‌وضع واژه‌ی کمیه.

527
00:37:26,830 --> 00:37:28,498
‫خب به‌نظر خودت فکر نمی کنی

528
00:37:28,498 --> 00:37:31,919
‫مدیریت توی این شرکت آبرویی برات نمی‌ذاره؟

529
00:37:31,919 --> 00:37:33,003
‫راستش نه.

530
00:37:35,839 --> 00:37:38,091
‫- من خیلی فرق می‌کنم‌.
‫- کامل پرش کن.

531
00:37:40,093 --> 00:37:42,471
‫خب، من می‌دونم چرا فکر می‌کنی آدم خاصی هستی.

532
00:37:42,471 --> 00:37:44,723
‫چون حقیقت تلخه...

533
00:37:44,723 --> 00:37:47,267
‫اما فکر کنم می‌دونی که مردم به یکی، دوتا دلیل

534
00:37:47,267 --> 00:37:48,852
‫به خانه‌ی لجن‌زار فرستاده می‌شن.

535
00:37:49,770 --> 00:37:53,607
‫اول این‌که همه‌شون فقط بلدن گند بزنن.
‫که مشخصاً شما اینطور نیستی.

536
00:37:53,607 --> 00:37:55,776
‫و خب، جوری که دفترم رو مرتب کرده
‫بودین و چیدین واقعاً عالی بود

537
00:37:55,776 --> 00:38:00,489
‫و حالا که این رو گفتم، بذار اینم بگم که
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام پات رو بذاری اون‌جا.

538
00:38:01,323 --> 00:38:04,034
‫و دوم این‌که ناخواسته یه نفر رو عصبانی کردن.

539
00:38:04,034 --> 00:38:05,118
‫پس بیا یه‌قراری بذاریم.

540
00:38:08,455 --> 00:38:12,668
‫من تحقیق می‌کنم و بهت می‌گم که چرا
‫تو رو فرستادن این‌جا

541
00:38:14,127 --> 00:38:16,421
‫و بعد می‌تونی گورت رو گم کنی
‫و برگردی " پارک " .

542
00:38:16,421 --> 00:38:17,714
‫و در ازای این‌کار،

543
00:38:18,549 --> 00:38:22,302
‫ازت می‌خوام به دوست های
‫بانفوذت زنگ بزنی

544
00:38:22,302 --> 00:38:24,972
‫و تاریخ و دلیل تمام سفرهای دیوید کارت‌رایت
‫به فرانسه رو

545
00:38:24,972 --> 00:38:27,516
‫با جزئیات دقیق برام گیر بیاری.

546
00:38:33,689 --> 00:38:35,357
‫- باشه.
‫- خوبه.

547
00:43:02,291 --> 00:43:04,293
‫رابرت وینترز! لعنتی.

548
00:43:11,110 --> 00:43:18,110
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

549
00:43:56,386 --> 00:43:57,387
‫گورت رو گم کن!

550
00:43:58,347 --> 00:43:59,473
‫گورت رو گم کن!

551
00:44:19,243 --> 00:44:20,244
‫ممنون

552
00:44:22,139 --> 00:44:32,139
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

