﻿1
00:00:08,415 --> 00:00:18,415
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:18,439 --> 00:00:28,439
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:28,463 --> 00:00:38,463
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:25,169 --> 00:01:26,378
‫آهای!

5
00:01:29,214 --> 00:01:30,883
‫کمک!

6
00:01:30,883 --> 00:01:32,342
‫کسی اون‌جا نیست؟

7
00:01:47,733 --> 00:01:50,277
‫یا خدا. باشه. باشه. باشه.

8
00:01:51,361 --> 00:01:52,613
‫چشم. باشه.

9
00:01:54,114 --> 00:01:56,033
‫خب، تو کی هستی؟

10
00:01:56,033 --> 00:01:57,743
‫من این‌جا چیکار می‌کنم؟

11
00:01:57,743 --> 00:01:59,912
‫چرا با محکم زدی توی سرم؟

12
00:01:59,912 --> 00:02:01,747
‫واقعاً ضروری بود؟

13
00:02:05,709 --> 00:02:07,377
کی هستی؟

14
00:02:08,419 --> 00:02:09,795
چیکار می‌کنی؟

15
00:02:11,965 --> 00:02:13,509
‫اهل فرانسه‌ای؟

16
00:02:13,509 --> 00:02:15,636
‫یکی داره میاد این‌جا باهات کار داره.

17
00:02:16,929 --> 00:02:18,388
‫کی؟ کی باهام کار داره؟

18
00:02:18,889 --> 00:02:21,308
‫پشمام. باشه. باشه.

19
00:02:21,808 --> 00:02:23,185
‫کی داره میاد؟

20
00:02:26,355 --> 00:02:28,398
‫گوشی‌ام دست توئـه؟

21
00:02:29,233 --> 00:02:30,442
‫تو... صبرکن! صبرکن!

22
00:02:32,569 --> 00:02:35,656
‫می‌شه... لعنتی!

23
00:02:36,490 --> 00:02:37,699
‫لعنت بهت!

24
00:02:43,956 --> 00:02:45,666
‫کیرم توش.

25
00:03:29,543 --> 00:03:31,143
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت سوم "

26
00:03:35,465 --> 00:03:39,094
‫دیوید، چایی‌ات آماده‌ست.

27
00:03:41,013 --> 00:03:42,931
‫امیدوارم این یکی از نظرت پررنگ باشه.

28
00:03:45,100 --> 00:03:47,853
‫چارلز همیشه‌ش چایی‌ش رو
‫کمرنگ می‌خورد و منم بهش می‌گفتم:

29
00:03:48,687 --> 00:03:50,814
‫« می‌خوای یکم شیر بیارم بریزی توش؟ »

30
00:03:52,274 --> 00:03:53,692
‫چارلز رو یادت میاد؟

31
00:03:55,944 --> 00:03:57,237
‫دیوید؟

32
00:03:57,237 --> 00:03:58,405
‫من کُشتمش!

33
00:03:59,364 --> 00:04:01,074
‫- ریور رو.
‫- نه!

34
00:04:01,575 --> 00:04:04,620
‫نه؛ کسی که تو کُشتی یکی بود
‫که شبیه ریور بود. باشه؟

35
00:04:06,371 --> 00:04:08,207
‫یکی که شبیه ریور بود؟

36
00:04:10,167 --> 00:04:12,211
‫خدای من؛ چه غلطی کردم؟

37
00:04:12,211 --> 00:04:14,755
‫دیوید؛ تو از خودت دفاع کردی.

38
00:04:16,882 --> 00:04:21,011
‫نه، من... به‌خاطر ریور همچین کاری کردم.

39
00:04:21,011 --> 00:04:24,890
‫تا ازش محافظت کنم.
‫تا از ریور محافظت کنم.

40
00:04:26,850 --> 00:04:27,893
‫الان کجاست؟

41
00:04:29,061 --> 00:04:32,773
‫پسرم کجاست؟

42
00:04:33,398 --> 00:04:35,526
‫من رو تنها گذاشت و رفت؟

43
00:04:35,526 --> 00:04:36,818
‫دیوید؟

44
00:04:39,321 --> 00:04:40,322
‫اصلاً تو کی هستی؟

45
00:04:40,822 --> 00:04:42,658
‫من کاترین استن‌دیشـم.

46
00:04:42,658 --> 00:04:44,535
‫قبلاً برای ریور کار می‌کردم.

47
00:04:44,535 --> 00:04:47,579
‫قبل از اونم برای چارلز پارتنر کار می‌کردم.

48
00:04:48,539 --> 00:04:50,499
‫نه. نه، من تو رو یادم نمیاد.

49
00:04:52,292 --> 00:04:53,710
‫یعنی می‌گی چارلز رو می‌شناختی؟

50
00:04:53,710 --> 00:04:55,712
‫- آره، من دستیار شخصی‌ش بودم.
‫- من...

51
00:04:55,712 --> 00:04:57,965
‫بعد از اونم، دستیار جکسون بودم.

52
00:04:59,883 --> 00:05:00,884
‫جریان بمب...

53
00:05:02,261 --> 00:05:03,470
‫اون همه آدم بی‌گناه!

54
00:05:04,638 --> 00:05:07,307
‫- مردم بیچاره‌...
‫- نه دیوید. بمب‌گذاری تقصیر تو نبود.

55
00:05:08,809 --> 00:05:10,018
‫دیوید؟

56
00:05:13,772 --> 00:05:15,899
‫باید با «میز اول» صحبت کنم.

57
00:05:15,899 --> 00:05:17,025
‫نباید بری پارک!

58
00:05:17,025 --> 00:05:18,569
‫- ریور گفت نذارم بری.
‫- نه، نه، نه.

59
00:05:18,569 --> 00:05:19,862
‫- دستت رو بکش!
‫- دیوید، نـه!

60
00:05:19,862 --> 00:05:22,155
‫- به من دست نزن!
‫- متاسفم.

61
00:05:22,155 --> 00:05:23,991
‫باید با میز اول صحبت کنم.

62
00:05:23,991 --> 00:05:26,159
‫باید همه‌چی رو براشون تعریف کنم.

63
00:05:26,159 --> 00:05:28,495
‫- این‌که قراره چه اتفاقی بیفته.
‫- چه اتفاقی قراره بیفته؟

64
00:05:28,495 --> 00:05:29,580
‫چی شده؟

65
00:05:30,455 --> 00:05:31,582
‫بمب دیگه!

66
00:05:32,416 --> 00:05:33,250
‫ریور.

67
00:05:33,250 --> 00:05:37,880
‫من...
‫اصلاً چرا دارم با تو صحبت می‌کنم؟

68
00:05:38,672 --> 00:05:39,673
‫فهمیدم تو کی هستی!

69
00:05:39,673 --> 00:05:42,426
‫یه منشی روی‌عصاب و احمق!

70
00:05:42,426 --> 00:05:44,970
‫- من رو ببر پیش «میز اول»
‫- دیوید. گوش کن.

71
00:05:44,970 --> 00:05:47,472
‫ببین، میز اول الان سرش خیلی شلوغه.
‫باه؟

72
00:05:47,472 --> 00:05:49,266
‫- خودت می‌دونی اون‌جا چه‌خبره!
.نه. نه. نه -

73
00:05:49,266 --> 00:05:52,144
‫هر چقدرم سرشون شلوغ باشه جواب من رو می‌دن.
‫قبلاً خودم رئیس اون‌جا بودم!

74
00:05:52,144 --> 00:05:53,520
‫آره می‌دونم.

75
00:05:53,520 --> 00:05:58,650
‫اما این موقع‌ روز همیشه مشغول بررسی
‫گزارش‌های ارسالی از برلیـنه؛ مگه نه؟

76
00:05:59,234 --> 00:06:04,198
‫برلین؟ آره. آره.
‫اون...

77
00:06:04,198 --> 00:06:05,324
‫- تازه...
‫- جدول زمان‌بندی.

78
00:06:05,324 --> 00:06:07,618
‫آره. و باید کارش رو
‫ با آرامش تمام انجام بده.

79
00:06:07,618 --> 00:06:09,995
‫یعنی خب یه عده دارن کار می‌کنن
‫و منتظر دستورن!

80
00:06:09,995 --> 00:06:11,163
‫نباید مزاحم‌شون بشیم!

81
00:06:11,163 --> 00:06:12,956
‫نه، نه. خیلی خطرناکه.

82
00:06:12,956 --> 00:06:17,544
‫پس اگه اجازه بدی، همین الان
‫زنگ می‌زنم پارک

83
00:06:17,544 --> 00:06:20,797
‫و اولین وقت خالی رو
‫برات رزرو می‌کنم.

84
00:06:20,797 --> 00:06:21,832
می‌تونی؟

85
00:06:21,857 --> 00:06:24,218
‫من یه منشی‌ام؛
‫خوراکم این چیزهاست.

86
00:06:24,218 --> 00:06:26,053
‫بیا. بشین.

87
00:06:26,720 --> 00:06:27,721
‫خیلی‌خب پس...

88
00:06:28,472 --> 00:06:30,641
‫- آره.
‫- اینم از چایی‌ات.

89
00:06:30,641 --> 00:06:31,934
‫ممنون.

90
00:06:31,934 --> 00:06:33,143
‫الان برمی‌گردم.

91
00:06:33,143 --> 00:06:34,728
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

92
00:06:34,728 --> 00:06:37,940
‫من... حتماً باید با میز اول صحبت کنم.

93
00:06:37,940 --> 00:06:39,024
‫باشه.

94
00:06:45,989 --> 00:06:47,824
‫تقصیر منـه.

95
00:06:50,994 --> 00:06:52,454
‫همه‌ش تقصیر منـه.

96
00:07:25,237 --> 00:07:26,738
‫کی اون بالاست؟

97
00:07:27,281 --> 00:07:28,907
‫مثل همیشه یه مشت آدم علاف.

98
00:07:28,907 --> 00:07:32,327
‫توی این ساختمون هرچی
‫بی‌خاصیت‌تر باشی موفق‌تری!

99
00:07:32,953 --> 00:07:35,205
‫البته دفتر طبقه‌ی بالا مال توئـه،
‫پس حرفم رو پس می‌گیرم.

100
00:07:35,205 --> 00:07:37,583
‫ببین احمق، تو از صبح این‌جا نشستی

101
00:07:37,583 --> 00:07:41,378
‫ یه آدم غریبه جلوی چشم‌هات
‫اومده از پله‌ها رفته طبقه‌ی بالا.

102
00:07:41,378 --> 00:07:42,379
‫کی؟

103
00:07:42,379 --> 00:07:44,047
‫خب، تقصیر من که نیست

104
00:07:44,047 --> 00:07:45,674
‫نمی‌شناختمش.

105
00:07:47,676 --> 00:07:50,304
‫حتی اگه می‌شناختمش هم
‫جلوش رو نمی‌گرفتم.

106
00:07:58,395 --> 00:08:00,230
‫وقتی اومد تو هم این‌جا بودی؟

107
00:08:00,230 --> 00:08:02,357
‫نه؛ به‌خدا تقصیر من نیست.

108
00:08:03,275 --> 00:08:04,902
‫ریور داره می‌ره لاواند؟

109
00:08:04,902 --> 00:08:07,988
‫برو خونه‌ی کاترین، کمکش کن
‫ دیوید کارت‌رایت رو ببرید یه‌جای دیگه.

110
00:08:07,988 --> 00:08:09,948
‫دیوید پیش کاتریـنه؟

111
00:08:11,950 --> 00:08:14,578
‫پس ریور چی؟

112
00:08:22,586 --> 00:08:24,129
‫بدون اطلاع قبلی اومدی!

113
00:08:24,129 --> 00:08:26,715
‫خداروشکر یه‌جای خالی داشتیم.

114
00:08:26,715 --> 00:08:29,801
‫کسی بهت چای یا قهوه تعارف نکرده؟

115
00:08:29,801 --> 00:08:31,845
‫- نه.
‫- خب پس؛ خیلی هم بهتر.

116
00:08:31,845 --> 00:08:34,515
‫چون فکر کنم یه‌چیزی توی مخزن آب مُرده!

117
00:08:35,097 --> 00:08:37,476
‫خب؛ چه کمکی از دستم برمیاد؟

118
00:08:37,476 --> 00:08:39,149
‫فکرکنم می‌دونی واسه چی اومدم.

119
00:08:40,020 --> 00:08:43,649
‫فکرنکنم به این زودی
‫تبعیدت کرده باشن این‌جا نه؟

120
00:08:43,649 --> 00:08:46,276
‫چه غلطی کردی؟
‫موقع کار مشروب خوردی؟

121
00:08:46,276 --> 00:08:47,778
‫نقش‌بازی کردن کافیه.

122
00:08:47,778 --> 00:08:49,613
‫مطمئنم اونقدری احمق نیستی
‫که به‌نظر می‌رسی!

123
00:08:50,197 --> 00:08:52,074
‫نتایج آزمایش خون آماده شد؟ درست گفتم؟

124
00:08:53,158 --> 00:08:54,243
‫خب، چی بگم

125
00:08:54,243 --> 00:08:56,411
‫ریور مامور منه.

126
00:08:56,411 --> 00:08:58,539
‫می‌خواست همه فکر کنن مُرده،

127
00:08:58,539 --> 00:09:00,749
‫و منم تا جایی که تونستم
‫توی این قضیه کمکش کردم.

128
00:09:00,749 --> 00:09:04,169
‫شاید مامور تو باشه، اما مامور ام‌آی‌فایو
‫هم هست و موقع وقوع قتل حضور داشته.

129
00:09:04,169 --> 00:09:06,505
‫شاید اصلاً خودش یارو رو کشته باشه.
‫اونم جزو مظنون‌هاست.

130
00:09:06,505 --> 00:09:07,923
‫خب راحت باش

131
00:09:07,923 --> 00:09:09,550
‫چون من روحمم خبر نداره الان کجاست!

132
00:09:09,550 --> 00:09:11,176
‫می‌تونی هرچقدر می‌خوای
‫ تحت فشار بذاریم،

133
00:09:11,176 --> 00:09:13,053
‫چون جز «نمی‌دونم کجاست» هیچ جوابی ندارم.

134
00:09:13,053 --> 00:09:15,222
‫راستش اومدم برای این‌که توی
‫روند تحقیقات دخالت کردی ببرمت.

135
00:09:15,222 --> 00:09:16,682
‫نه؛ ممنون. همین‌جا راحتم

136
00:09:16,682 --> 00:09:19,226
‫امروز سرم حسابی شلوغه!

137
00:09:19,226 --> 00:09:20,978
‫خب مامورهایی که یکم دیگه قراره خبر کنم

138
00:09:20,978 --> 00:09:22,396
‫زیاد این حرف‌ها سرشون نمی‌شه!

139
00:09:23,772 --> 00:09:26,733
‫خب، من نمی‌خوام مردم فکر کنن حتماً باید

140
00:09:26,733 --> 00:09:29,611
‫یه گله مرد فرستاد تا کارهای زنانه انجام بشه

141
00:09:30,988 --> 00:09:33,824
‫خب حالا دست‌بند که ضروری نیست؛ بی‌خیال.

142
00:09:33,824 --> 00:09:36,597
‫ ترجیح می‌دم با مردی که قیاقه‌ش
‫ شبیه آدم‌هاییه که مردم رو

143
00:09:36,621 --> 00:09:38,767
‫توی اتوبوس انگشت می‌کنن، ریسک نکنم.

144
00:09:40,831 --> 00:09:43,125
‫حرفات درمورد ظاهرم واقعاً بی‌رحمانه‌ست.

145
00:09:43,125 --> 00:09:45,377
‫شاید مجبور بشم به منابع انسانی زنگ بزنم!

146
00:09:50,674 --> 00:09:52,634
‫ببین، می‌دونم چرا عصبانی‌ای.

147
00:09:54,052 --> 00:09:58,140
‫حتماً زود رفتی به تورنر گفتی ریور مُرده،

148
00:09:58,140 --> 00:10:01,518
‫اونم کلی خوشحال شده و رقصیده؛ اما
‫متاسفانه الان باید برگردی و بهش بگی

149
00:10:01,518 --> 00:10:03,812
‫دردسرساز ترین مامورش زنده و سرحاله

150
00:10:03,812 --> 00:10:05,772
‫و الان خدا می‌دونه کجاست
‫و داره چیکار می‌کنه.

151
00:10:06,648 --> 00:10:11,403
‫خب، برای این‌که جبران کنم، باعث افتخاره که
‫دیوید کارت‌رایت رو بهتون تحویل بدم.

152
00:10:11,403 --> 00:10:12,738
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

153
00:10:14,355 --> 00:10:16,658
‫چون رفتن به پارک
‫ مثل رفتن به مغازه‌ی ایکیا می‌مونه!

154
00:10:16,658 --> 00:10:18,911
‫وقتی می‌ری داخل، بیرون اومدنت با خداست.

155
00:10:19,536 --> 00:10:20,913
‫باشه پس.

156
00:10:23,707 --> 00:10:25,667
‫من شبیه احمق‌هام؟

157
00:10:25,667 --> 00:10:32,591
‫خب، اگه بخوام درمورد قیافه‌ت
‫صحبت کنم که حسابی توی دردسر میفتم.

158
00:10:32,591 --> 00:10:35,385
‫یعنی حاضری دیوید کارت‌رایت
‫رو قربانی کنی تا خودت گیر نیفتی؟

159
00:10:35,385 --> 00:10:38,180
‫ریور مامور منـه. اما دیوید یه آدم عوضیه!

160
00:10:38,180 --> 00:10:42,976
‫حتی فکرِ زندانی شدنش هم من رو به وجد میاره.

161
00:10:44,311 --> 00:10:45,537
‫کجاست؟

162
00:10:59,743 --> 00:11:01,370
‫آهای

163
00:11:03,664 --> 00:11:04,957
‫سلام؛ ببخشید.

164
00:11:04,957 --> 00:11:06,083
‫واسه چی؟

165
00:11:06,667 --> 00:11:09,311
‫خب، چون نفهمیدم شما سگین
(سگ / به ماموران جاسوس هم می‌گن)

166
00:11:09,387 --> 00:11:12,347
‫البته، منظورم این نبود که شبیه سگی!

167
00:11:13,333 --> 00:11:14,880
‫بال‌هات کجـان؟

168
00:11:15,843 --> 00:11:17,219
‫چون شبیه فرشته‌هایی.

169
00:11:18,387 --> 00:11:23,725
‫گفتم تا فکر نکنی منظورم این
‫بوده که شبیه کلاغ یا مرغ‌دریایی‌ای!

170
00:11:25,435 --> 00:11:28,313
‫البته با همچین پاهایی، به‌نظر
می‌رسه فلامینگو باشی نـه؟

171
00:11:36,113 --> 00:11:37,114
‫آهای!

172
00:11:40,742 --> 00:11:43,370
‫محض اطلاع کلی دختر واسه من صف کشیدن؛
‫پس بدجور ضرر کردی!

173
00:11:43,871 --> 00:11:46,164
‫راحت می‌تونم این رو در بیارم فقط...

174
00:11:48,166 --> 00:11:49,543
.پس دوباره ضرر کردی

175
00:11:53,755 --> 00:11:54,756
‫- سلام.
‫- سلام.

176
00:12:03,807 --> 00:12:06,310
‫گیتی... شما گیتی هستین؟

177
00:12:06,310 --> 00:12:07,936
‫- شمایی؟ گیتی شمایی؟
‫- آره

178
00:12:07,936 --> 00:12:09,563
‫نه؛ نه؛ خواهش می‌کنم بشین.

179
00:12:09,563 --> 00:12:11,607
‫بشین. پادشاه که نیومده!

180
00:12:11,607 --> 00:12:13,317
‫از نظر من، همه با هم...

181
00:12:13,317 --> 00:12:15,194
‫برابر هستیم.

182
00:12:15,194 --> 00:12:19,156
‫خب دایانا تورنر جریان تحقیقات‌ات

183
00:12:19,156 --> 00:12:21,366
‫توی پرونده‌ی اون شخص بی‌بدن رو
‫ برام تعریف کرد

184
00:12:21,366 --> 00:12:23,202
‫و خواستم شخصاً بیام ازت تشکر کنم.

185
00:12:23,202 --> 00:12:26,496
‫ممنونم.
‫خداروشکر که اشتباه شده بود.

186
00:12:26,496 --> 00:12:28,874
‫آره. آره. اشتباه شده بود.

187
00:12:28,874 --> 00:12:30,709
‫یه لحظه همه‌مون از ترس سکته کردیم!

188
00:12:30,709 --> 00:12:32,920
‫واقعاً قصد نداشتم نگرانی بی‌مورد ایجاد کنم.

189
00:12:32,920 --> 00:12:34,630
‫نه؛ نه. بی‌مورد نبود.

190
00:12:34,630 --> 00:12:37,841
‫بلاخره باید هر احتمالی رو
‫در نظر بگیریم و بررسی کنیم.

191
00:12:37,841 --> 00:12:40,594
‫و راستش، همین اتفاق باعث شد که فکر کنم

192
00:12:40,594 --> 00:12:43,764
‫واقعاً عالی می‌شه بریم توی آرشیو
‫سازمان و پرونده‌ها رو دوباره بررسی کنیم

193
00:12:43,764 --> 00:12:46,725
‫تا خدای نکرده اشتباه دیگه‌ای درکار نباشه.

194
00:12:46,725 --> 00:12:50,604
‫اشکالات احتمالی پروژه بی‌بدن منظورمه.

195
00:12:50,604 --> 00:12:52,064
‫باشه.

196
00:12:52,064 --> 00:12:54,816
‫راستش خودم همین رو به دایانا پیشنهاد کردم.

197
00:12:55,400 --> 00:12:57,027
‫-  میز دوم.
‫- واقعاً؟

198
00:12:57,027 --> 00:13:00,364
‫و ایشون گفتن بهتره فعلاً
‫روی موضوع فعلی تمرکز کنم.

199
00:13:00,364 --> 00:13:01,448
‫واقعاً؟ خب پس...

200
00:13:01,448 --> 00:13:05,077
‫خب آره حق با اونه. حتماً
‫از نظرش اینطوری بهتره.

201
00:13:05,077 --> 00:13:07,663
‫یعنی خب... اون الان درگیر
‫عملیات‌های مخفیه.

202
00:13:07,663 --> 00:13:11,500
‫و با وجود قضیه‌ی وست‌ایکرز،
‫ وقت و انرژی لازم رو

203
00:13:11,500 --> 00:13:15,963
‫برای پیگیری همچین... چی بهش می‌گن؛
‫  همچین تحقیقات‌ِ حدسی‌ای نداره.

204
00:13:16,755 --> 00:13:21,468
‫اما دوست دارم هرچی که شد
‫مستقیماً بیای به خودم بگی.

205
00:13:22,302 --> 00:13:23,720
‫خوشحال می‌شم.

206
00:13:24,471 --> 00:13:26,932
‫- البته فکر نکنم خوشحال کلمه مناسبی باشه.
‫- آره یه‌جورایی...

207
00:13:26,932 --> 00:13:29,101
‫- به‌نظرتون دایانا مشکلی نداره؟
‫- آره خب می‌دونی...

208
00:13:29,101 --> 00:13:30,936
‫من واقعاً نمی‌خوام توی دردسر بیفتم.

209
00:13:30,936 --> 00:13:33,564
‫نه؛ نه. خواهشاً این بحث بین خودمون بمونه.

210
00:13:33,564 --> 00:13:36,149
‫گاهی اوقات سکوت کردن بهترین راهـه.

211
00:13:36,149 --> 00:13:39,069
‫اینجوری تو می‌تونی ما رو از هر
‫مشکلی که ممکنه پیش بیاد، نجات بدی

212
00:13:39,069 --> 00:13:41,196
‫که واقعاً کمک بزرگی محسوب می‌شه.

213
00:13:41,196 --> 00:13:45,659
‫پس اگه کمکی از دست من بر میاد
‫تا کارـت رو راحت‌تر کنم...

214
00:13:45,659 --> 00:13:48,120
‫خواهش می‌‌کنم... حتماً بهم بگو!

215
00:13:50,831 --> 00:13:51,915
‫بفرمائید.

216
00:13:51,915 --> 00:13:54,084
‫- قبلاً این‌جا اومدی؟
‫- نه.

217
00:13:54,084 --> 00:13:55,752
‫- مولی رو می‌شناسی؟
‫- نه.

218
00:13:55,752 --> 00:13:59,840
‫خیلی باحاله. خیلی...

219
00:14:04,052 --> 00:14:05,512
‫سلام مولی.

220
00:14:05,512 --> 00:14:07,097
‫سلام ویـزل.

221
00:14:09,433 --> 00:14:12,060
‫ویزل یه اصطلاح برای افرادیه که
‫ از برنامه‌های سازمان

222
00:14:12,060 --> 00:14:15,564
‫برای تنظیم استراتژی‌های بلند مدت
‫ استفاده می‌کنن

223
00:14:15,564 --> 00:14:17,441
‫واقعاً... معنیش واقعاً همینه.

224
00:14:17,441 --> 00:14:20,235
‫تو همیشه برای من یه ویـزلی!

225
00:14:21,028 --> 00:14:23,030
‫آره مولی؛ من میز اولم درسته؟

226
00:14:23,030 --> 00:14:25,199
‫مناسبم نیست؛ نـه؟

227
00:14:25,199 --> 00:14:28,035
‫- خب... بی‌بدن‌ها؟
‫- خب...

228
00:14:28,035 --> 00:14:31,538
‫خب، گیتی فکر می‌کنه به یه مورد مشکوک
‫در رابطه با وست‌ایکرز برخورد کرده.

229
00:14:32,497 --> 00:14:36,210
‫برای همین من آوردمش
‫این‌جا تا اطمینان حاصل کنیم

230
00:14:36,210 --> 00:14:41,423
‫بی‌بدن دیگه‌ای اون بیرون
‫ برای خودش ول نمی‌چرخه.

231
00:14:41,423 --> 00:14:42,674
‫فهمیدی؟

232
00:14:43,217 --> 00:14:46,637
‫اگه بهش این اجازه رو بدی که
‫به همه‌ی بخش‌ها دسترسی داشته باشه

233
00:14:46,637 --> 00:14:50,849
‫و تا جایی که می‌تونی کمکش کنی،
‫واقعاً ممنونت می‌شم.

234
00:14:53,018 --> 00:14:55,395
‫متشکرم.

235
00:14:55,395 --> 00:14:57,397
‫واقعاً ازت ممنونم گیتی. خیلی لطف کردی.

236
00:14:59,525 --> 00:15:03,195
‫من واقعاً از این بازی‌های مخفیانه
‫میز اول و دوم خسته شدم.

237
00:15:04,029 --> 00:15:06,365
‫آره. منم همینطور.
‫اما یکم خنده‌ داره.

238
00:15:06,365 --> 00:15:09,868
‫خنده داره،
‫چون به‌نظر تو اصلاً کدومشون اول‌ان؟

239
00:15:09,868 --> 00:15:14,748
‫یعنی، من وقتی می‌گم میز اول و بعدش
‫می‌گم میز دوم، تو از کجا می‌فهمی میز اول...

240
00:15:14,748 --> 00:15:16,333
‫دایانا تاونر.

241
00:15:41,859 --> 00:15:44,236
‫ناتاشا!

242
00:16:17,936 --> 00:16:18,937
‫تو کی هستی؟

243
00:16:19,605 --> 00:16:21,356
‫تو همونی هستی که می‌خواستی
‫باهام حرف بزنی؟

244
00:16:21,356 --> 00:16:23,984
‫تفنگ دست مائه. برای همین این‌جا
‫فقط ما سوال می‌پرسیم!

245
00:16:24,943 --> 00:16:26,278
‫باشه.

246
00:16:26,278 --> 00:16:28,697
‫شبیه کسایی هستی که از «له زغبغ» اومدن.

247
00:16:28,697 --> 00:16:32,284
‫یه پاسپورت دستت بود که عکس داخلش
‫شبیه توئه اما خودت نیستی.

248
00:16:33,535 --> 00:16:34,703
‫اون‌جا چیکار می‌کردی؟

249
00:16:34,703 --> 00:16:37,247
‫می‌تونم از این‌که تفنگ همه‌ش
‫سمت منـه حدس بزنم

250
00:16:37,247 --> 00:16:39,750
‫شما اصلاً دل خوشی از اون یارو نداشتین.

251
00:16:39,750 --> 00:16:41,705
‫برای همین فکرکنم اگه بهتون بگم این طرف مُرده

252
00:16:41,730 --> 00:16:44,583
‫و دیگه نمی‌تونه به کسی آسیب بزنه
‫تفنگ رو بیارید پایین...

253
00:16:50,511 --> 00:16:52,054
‫چرا تفنگ رو نیاورد پایین؟

254
00:16:54,723 --> 00:16:56,016
‫پسرم بود!

255
00:16:59,186 --> 00:17:00,479
‫چطوری مُرد؟

256
00:17:02,314 --> 00:17:05,108
‫رفته بود خونه‌ی بابابزرگم
‫و خودش رو جای من جا زده بود

257
00:17:05,901 --> 00:17:08,028
‫چون می‌خواست توی وان حموم خفه‌ش کنه.

258
00:17:08,569 --> 00:17:10,239
‫اما بابابزرگم بهش شلیک می‌کنه.

259
00:17:19,580 --> 00:17:21,415
‫معلوم بود یه‌روز اینطوری تموم می‌شه...

260
00:17:22,542 --> 00:17:23,794
‫به این شکل؛ با یک پدر.

261
00:17:25,878 --> 00:17:27,673
‫خب ببینید...

262
00:17:30,008 --> 00:17:32,386
‫من مامور ام‌آی‌فایوم.

263
00:17:34,388 --> 00:17:36,223
‫سرویس امنیتی بریتانیا.

264
00:17:36,223 --> 00:17:37,474
‫برامون مهم نیست!

265
00:17:38,475 --> 00:17:39,685
‫برو رد کارت!

266
00:17:47,985 --> 00:17:49,236
‫بله...

267
00:17:55,542 --> 00:17:56,508
‫ببینید، ببینید.

268
00:17:56,533 --> 00:18:00,747
‫بهتون تسلیت می‌گم اما باید همه‌چی
‫رو درمورد پسرتون بهم بگین.

269
00:18:00,747 --> 00:18:03,125
‫می‌خواستی گورت رو گم کنی،
‫الان برو دیگه!

270
00:18:03,125 --> 00:18:04,918
‫خواهش می‌کنم اینقدر اون رو نگیر سمت من.

271
00:18:04,918 --> 00:18:07,087
‫باشه؟

272
00:18:07,880 --> 00:18:09,047
‫اون‌ها کی‌ان؟

273
00:18:10,132 --> 00:18:11,216
‫فکر می‌کنن تو برت‌راندی!

274
00:18:11,216 --> 00:18:14,178
‫باشه. اما من برت‌راند نیستم.
‫می‌شه خواهشاً این رو به‌شون بگین؟

275
00:18:14,178 --> 00:18:17,181
‫-  خودت به‌شون بگو!
‫- من، خیلی‌خب ببینید...

276
00:18:17,181 --> 00:18:18,348
‫یه لحظه گوش کنید چی می‌گم

277
00:18:19,433 --> 00:18:21,643
‫این رو می‌بینین؟ این مرد رو می‌بینین؟

278
00:18:21,643 --> 00:18:23,604
‫اونی که بغل پسرتونه؟

279
00:18:24,396 --> 00:18:26,648
‫- آره.
‫- اون هم توی «له زغبغ» بوده درسته؟

280
00:18:26,648 --> 00:18:27,983
‫- آره؟
‫- آره.

281
00:18:27,983 --> 00:18:30,068
‫خب از جریان بمب‌گذاری لندن خبر دارید؟
‫توی اون بازار؟

282
00:18:30,068 --> 00:18:31,320
‫کار اون بوده!

283
00:18:31,820 --> 00:18:33,071
‫اون بمب‌گذاری کرده بوده.

284
00:18:35,115 --> 00:18:36,617
‫و ممکنه دوباره هم اتفاق بیفته.

285
00:18:37,910 --> 00:18:40,621
‫برای همین ازتون می‌خوام این
‫آدم‌ها رو بهم معرفی کنید

286
00:18:40,621 --> 00:18:42,039
‫و بگین کجا می‌تونم پیداشون کنم.

287
00:18:47,920 --> 00:18:49,963
‫سلام کاترین. دوباره منم، لوئیزا.

288
00:18:50,756 --> 00:18:54,051
‫اما فلایت، سربازرس
‫جدید داره میاد اون‌جا!

289
00:18:54,051 --> 00:18:56,970
‫دنبالِ دیوید کارت‌رایته.
‫باید قبل از این‌که برسن...

290
00:18:58,931 --> 00:18:59,932
‫لعنت بهش!

291
00:19:04,603 --> 00:19:07,564
‫ببخشید؟

292
00:19:08,273 --> 00:19:10,108
‫ببخشید؟ سلام.

293
00:19:10,108 --> 00:19:13,904
‫من... واقعاً ببخشید
‫اما یکی افتاده دنبالم!

294
00:19:13,904 --> 00:19:17,449
‫می‌شه...
‫می‌شه تا اون سمت خیابون همراهم بیاین؟

295
00:19:17,449 --> 00:19:19,660
‫من‌که کسی رو نمی‌بینم.

296
00:19:19,660 --> 00:19:22,037
‫احتمالاً... یه‌جا قایم شده!

297
00:19:22,037 --> 00:19:24,623
‫داشتم خرید می‌کردم و اومدم بیرون سمت خونه

298
00:19:24,623 --> 00:19:27,292
‫و با خودم گفتم حتماً رفته پی کارش
‫اما دیدم دوباره افتاده دنبالم.

299
00:19:27,873 --> 00:19:29,126
‫اون‌که نیست نه؟

300
00:19:30,754 --> 00:19:32,798
‫نه. نه. نه.
‫اون... یکم جوون‌تر بود.

301
00:19:32,798 --> 00:19:35,050
‫چشم‌های خیلی ترسناکی داشت
‫و آدم واقعاً خطرناکی بود.

302
00:19:35,050 --> 00:19:37,511
‫باشه. خب، واقعاً شانس آوردی،
‫چون من توی سازمان امنیتی کار می‌کنم.

303
00:19:37,511 --> 00:19:38,804
‫خداروشکر. می‌شه بریم؟

304
00:19:38,804 --> 00:19:41,431
‫- همکارم کمک‌تون می‌کنه.
‫- باشه.

305
00:19:41,431 --> 00:19:42,808
‫- عالیه. ممنون.
‫- باشه.

306
00:19:44,643 --> 00:19:47,312
‫- اوضاع روبه‌راهه؟
‫- آره. آره.

307
00:19:47,312 --> 00:19:49,731
‫همین الان داشتم با همکارتون صحبت می‌کردم.

308
00:19:49,731 --> 00:19:51,859
‫فکر کردم یکی داره دنبالم می‌کنه
‫اما ظاهراً اینطور نیست.

309
00:19:51,859 --> 00:19:53,026
‫- آره دیگه همین.
‫- مطمئنیـد؟

310
00:19:53,026 --> 00:19:55,320
‫- آره. ممنون. لعنت به این شانس.
‫- قیافه‌تون چقدر آشناست!

311
00:19:57,239 --> 00:20:00,075
‫واقعاً عالیه. یه زن بی‌پناه پیدا
‫کردی افتادی به جونش؟

312
00:20:00,075 --> 00:20:02,619
‫نه. به‌خدا نه.
‫یه لحظه فکر کردم قبلاً یه‌جایی هم رو دیدیم.

313
00:20:02,619 --> 00:20:04,788
‫باشه. از سر جات تکون نخور
‫وگرنه زنگ می‌زنم پلیس!

314
00:20:04,788 --> 00:20:06,081
‫- باشه؟
‫- باشه.

315
00:20:08,625 --> 00:20:10,205
‫الان دیگه تو افتادی دنبالم؟

316
00:20:12,713 --> 00:20:14,256
‫خدایا، فقط می‌خواستم کمک کنم

317
00:20:19,670 --> 00:20:21,550
‫اما فلایت هستم،
‫رئیس بخش امنیتی پارک.

318
00:20:21,550 --> 00:20:24,260
‫میشه لطفاً کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

319
00:20:32,270 --> 00:20:34,680
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- می‌تونی بذاری بیام تو.

320
00:20:35,020 --> 00:20:36,060
‫حکم دارین؟

321
00:20:36,060 --> 00:20:37,860
‫هنوز عضو سازمانی

322
00:20:37,860 --> 00:20:39,860
‫که یعنی تو حوزه‌ی قضایی منی

323
00:20:39,860 --> 00:20:41,650
‫و یعنی حکمی لازم ندارم.

324
00:20:41,650 --> 00:20:44,160
‫مگه این که چندوقت پیش استعفا داده باشم.

325
00:20:44,160 --> 00:20:46,120
‫آره اما دقیقاً به این شکل نیست.

326
00:20:46,120 --> 00:20:49,450
‫استعفانامه‌ت رو تحویل دادی اما
‫انگار کاغذبازی‌هاش موندن

327
00:20:49,450 --> 00:20:51,460
‫بگو ببینم، هنوز حقوق می‌گیری؟

328
00:20:51,460 --> 00:20:53,080
‫می‌گیرم اما خرجش نمی‌کنم

329
00:20:53,080 --> 00:20:56,080
‫مهم نیست.
‫اسمت تو لیستـه پس در رو باز کن.

330
00:21:06,640 --> 00:21:09,770
‫<i>...خبر جدید در پیشرفت تحقیقات وست‌ایکرز</i>

331
00:21:09,770 --> 00:21:11,350
‫<i>اینـه که معاون رئیس...</i>

332
00:21:11,350 --> 00:21:13,440
‫انگار هنوز دستی تو کار داری.

333
00:21:13,440 --> 00:21:15,810
‫اجازه دارم در جریان اخبار باشم.

334
00:21:15,810 --> 00:21:17,730
‫- چه خونه‌ی قشنگی.
‫- ممنون.

335
00:21:17,730 --> 00:21:18,980
‫خیلی هم آرومـه.

336
00:21:19,820 --> 00:21:21,400
‫کتاب‌خون هم هستی.

337
00:21:21,400 --> 00:21:24,360
‫هیچی به اندازه‌ی یه سر و صدای ثابت
‫نمی‌تونه لذت یه کتاب خوب رو از بین ببره.

338
00:21:24,360 --> 00:21:26,370
‫نه به اندازه یه مهمون ناخونده.

339
00:21:27,990 --> 00:21:31,660
‫- حالا که حرف از مهمون شد، بگو کجاس؟
‫- کی؟

340
00:21:32,700 --> 00:21:34,120
‫دیوید کارت‌رایت.

341
00:21:34,120 --> 00:21:38,090
‫دیو... بالای ۲۰‌ ساله که
‫دیوید کارت‌رایت رو ندیدم...

342
00:21:38,090 --> 00:21:39,800
‫لطفاً نرو اون تو.

343
00:21:39,800 --> 00:21:41,960
‫چرا اون باید...

344
00:21:43,630 --> 00:21:46,180
‫گفتم نرو اونجا.

345
00:21:46,180 --> 00:21:48,350
‫دوست‌ ندارم غریبه‌ها رو
‫ به اتاق خوابم راه بدم.

346
00:21:49,350 --> 00:21:51,220
‫ببخشیدا.

347
00:21:52,390 --> 00:21:55,310
‫ببخشید اما این کارا
از نمایش‌های مسخره‌ی تئاتر وست‌انده؟

348
00:21:55,310 --> 00:21:57,400
‫محض رضای خدا.

349
00:22:04,610 --> 00:22:05,950
‫واسه چی قفلـه؟

350
00:22:05,950 --> 00:22:07,320
‫قفل نیست.
‫فقط گیر کرده.

351
00:22:07,320 --> 00:22:10,830
‫باید آروم بازش کنی وگرنه اینطوری میشـه.
‫دیدی؟

352
00:22:11,490 --> 00:22:13,000
‫احتمالاً زیادی وسیله توش گذاشتم

353
00:22:13,000 --> 00:22:15,080
‫کی بهت گفته اون اینجا بوده؟

354
00:22:15,080 --> 00:22:16,170
‫جکسون لمب.

355
00:22:19,170 --> 00:22:22,000
‫خب، فقط واسه این فرستادتت اینجا که
‫من رو اذیت کنـه

356
00:22:22,000 --> 00:22:23,340
‫دعوامون شده بود.

357
00:22:24,050 --> 00:22:26,930
‫متاسفانه ازت سوءاستفاده شده خانم فلایت.

358
00:22:26,930 --> 00:22:28,300
‫یه لحظه.

359
00:22:29,220 --> 00:22:31,510
‫توی پیدا کردن دیوید موفق باشی.

360
00:22:32,560 --> 00:22:36,230
‫بهتره جاش رو از نوه‌ش بپرسی،
‫ریور.

361
00:22:46,200 --> 00:22:47,740
‫خیلی‌خب.
‫زودی برمی‌گردم.

362
00:22:48,490 --> 00:22:50,820
‫شاید فکر بدی نباشه که
‫تفنگت رو نگه داری.

363
00:22:50,820 --> 00:22:52,240
‫همه‌ یه هدفن

364
00:22:53,830 --> 00:22:57,120
‫بعد از ماجرای وست‌ایکرز،
‫نمی‌دونم حمله‌ی بعدی کِی یا کجا رخ میده.

365
00:22:59,040 --> 00:23:01,380
‫هدفونت رو بذار رو گوشت و
‫خفه‌خون بگیر.

366
00:23:02,090 --> 00:23:03,800
‫فروختنش بدشگونی میاره.

367
00:23:03,800 --> 00:23:06,220
‫این که هنوز دکور کریسمس رو
‫ جمع نکردیم هم بدشگونی میاره.

368
00:23:06,220 --> 00:23:08,680
‫اسلحه‌ رو با خرافات‌های زرق و برق‌دار
‫مقایسه می‌کنی؟

369
00:23:08,680 --> 00:23:09,680
‫آره، دقیقاً عین همدیگه‌ن

370
00:23:09,680 --> 00:23:11,850
‫خودم هم دلم با این کار نیست
‫اما چاره‌ای ندارم.

371
00:23:11,850 --> 00:23:13,430
‫کَسی فهمیده که پول قبضا رو ندادم.

372
00:23:13,430 --> 00:23:16,520
‫- عین کابوس می‌مونـه.
‫- خب تقصیر خودتـه.

373
00:23:17,350 --> 00:23:19,600
‫ببین، این مشکل رو حل می‌کنم و
‫دیگه همه‌چی تمومـه.

374
00:23:20,730 --> 00:23:22,190
‫این دفعه دیگه جدی میگم.

375
00:23:25,480 --> 00:23:28,530
‫سلام. میشه بیای پایین کمکم کنی؟

376
00:23:28,530 --> 00:23:30,070
‫سیکتیر کن.

377
00:23:34,660 --> 00:23:35,790
‫کمک می‌خواد.

378
00:23:35,790 --> 00:23:39,140
‫فقط درصورتی مشتاقم که
‫برای خودکشی کمک لازم داشته باشـه.

379
00:23:40,920 --> 00:23:43,130
‫<i>ببین، من رو به دستگاه وزنه‌م دستبند زدن. </i>

380
00:23:49,380 --> 00:23:52,400
‫به دستگاه وزنه‌ش دستبندش زدن.
‫می‌ارزه یه نگاه بندازم.

381
00:24:01,480 --> 00:24:05,340
‫تصادفی بوده یا جزو بازی جق زدنت بوده؟

382
00:24:05,610 --> 00:24:06,610
‫کار فلایت بود.

383
00:24:07,230 --> 00:24:08,158
‫دمش گرم.

384
00:24:08,183 --> 00:24:10,360
‫نمی‌خوام دلیلش رو بپرسم
‫چون مطمئنم حقت بوده.

385
00:24:10,360 --> 00:24:11,860
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

386
00:24:11,860 --> 00:24:12,990
‫نه.

387
00:24:16,950 --> 00:24:18,370
‫چی‌کار می‌کنی؟

388
00:24:20,660 --> 00:24:23,830
‫حداقل بذار شب رو همینطوری بمونه
‫تا برینه توش شلوارش.

389
00:24:23,830 --> 00:24:25,000
‫مجبورم بهش کمک کنم.

390
00:24:27,630 --> 00:24:29,800
‫نه، مجبور نیستی.

391
00:24:32,260 --> 00:24:35,180
‫می‌دونی چرا می‌خوام کمکش کنم؟

392
00:24:35,720 --> 00:24:38,270
‫می‌خوام بدونم چرا چاقو گذاشتی رو گلوم.

393
00:24:38,270 --> 00:24:40,020
‫خب، قبل این که بیام اینجا،

394
00:24:40,020 --> 00:24:44,190
‫برخلاف میلم واسه ۷۲ ساعت
‫ من رو به یه صندلی دستبند زدن

395
00:24:44,190 --> 00:24:50,240
‫برای همین دستبندش رو مخمـه

396
00:24:52,820 --> 00:24:54,570
‫باشه.
‫فهمیدم.

397
00:25:12,470 --> 00:25:15,010
‫وقتی بهت دستبند زدن چه اتفاقی افتاد؟

398
00:25:15,010 --> 00:25:18,470
‫یکی تهدیدم کرد که شکمم رو پاره می‌کنـه

399
00:25:20,520 --> 00:25:21,980
‫یه چاقوی...

400
00:25:24,310 --> 00:25:26,150
‫برقی داشت

401
00:25:31,530 --> 00:25:32,610
‫چه خفن

402
00:25:34,700 --> 00:25:36,920
‫به سلامتی داداشای در بند

403
00:25:39,910 --> 00:25:43,960
‫دوست ندارم کسی بهم دست بزنـه

404
00:25:49,250 --> 00:25:50,960
‫این دیگه چه کسشری بود؟

405
00:26:03,390 --> 00:26:04,640
‫ویکتور پسرخاله‌مـه.

406
00:26:05,850 --> 00:26:06,850
‫جداً؟

407
00:26:07,860 --> 00:26:08,980
‫خوشوقتم ویکتور.

408
00:26:09,740 --> 00:26:13,060
‫تنها کسی بود که وقتی اون مَرد توی له زغبغ

409
00:26:13,060 --> 00:26:14,886
‫حامله‌م کرد، پشتم موند.

410
00:26:15,740 --> 00:26:16,820
‫۱۷ سالم بود.

411
00:26:17,870 --> 00:26:19,830
‫و اون مرد...
‫اینـه؟

412
00:26:21,290 --> 00:26:22,330
‫آره.

413
00:26:23,790 --> 00:26:25,460
‫فرنک هارکنس.

414
00:26:26,290 --> 00:26:29,630
‫البته دروغ زیاد میگـه و
‫ممکنه اسم واقعیش نباشه.

415
00:26:31,170 --> 00:26:33,400
‫خب، هیچوقت نذاشت پسرم رو ببینم.

416
00:26:33,400 --> 00:26:38,680
‫برای همین از اونجا رفتم و
‫بعضی‌وقتا برمی‌گشتم تا برت‌راند رو ببینم

417
00:26:39,550 --> 00:26:43,220
‫و یه جوری بهم نگاه می‌کرد که
‫انگار وجود نداشتم.

418
00:26:44,350 --> 00:26:46,940
‫شنیدیم که همه‌ی مردم له زغبغ رفتن و

419
00:26:48,770 --> 00:26:50,690
‫دیگه هیچوقت نتونست برت‌راند رو ببینه.

420
00:26:52,020 --> 00:26:53,530
‫فکر می‌کردم تو اونی.

421
00:26:53,530 --> 00:26:58,410
‫برای همین بهش زنگ زدم،
‫تعقیبت کردم.

422
00:26:59,200 --> 00:27:01,490
‫فهمیدم فرانک می‌خواد بکشتت.

423
00:27:01,990 --> 00:27:05,250
‫بعدش هم من رو زدی...

424
00:27:06,790 --> 00:27:09,460
‫چرا فرانک می‌خواست تو رو بکشه؟

425
00:27:10,040 --> 00:27:13,710
‫خب، به گمونم داشت مدارک رو از بین می‌برد و
‫من سر راهش وایساده بودم.

426
00:27:14,250 --> 00:27:15,880
‫بمب‌گذاره چی؟

427
00:27:17,130 --> 00:27:19,130
‫- ایو
‫- ایو

428
00:27:19,130 --> 00:27:22,850
‫خب، تعجبی هم نداره.
‫تو بچگی خیلی باهاش بدرفتاری می‌شد.

429
00:27:22,850 --> 00:27:26,140
‫می‌تونستی تنفر و عصبانیتش رو ببینی.

430
00:27:26,730 --> 00:27:30,190
‫پس شما توی له زغبغ زندگی می‌کردی؟

431
00:27:30,940 --> 00:27:32,230
‫آره.

432
00:27:32,230 --> 00:27:33,860
‫موقعی که برت‌راند بچه بود.

433
00:27:34,730 --> 00:27:35,940
‫این رو شما کشیدی؟

434
00:27:39,320 --> 00:27:42,820
‫نه.
‫کار یکی از دخترای دیگه بود.

435
00:27:43,370 --> 00:27:44,490
یکی از دخترای دیگه؟

436
00:27:45,450 --> 00:27:47,080
‫آره.
‫مادرها.

437
00:27:47,080 --> 00:27:49,830
‫یه چندتا روسی بودن،
‫یه یونانی بود.

438
00:27:49,830 --> 00:27:54,750
‫شاید هم یه انگلیسی و
‫یه دختر محلی دیگه هم بود.

439
00:27:55,420 --> 00:27:59,720
‫از اون بچه دار میشن و
‫اون هم مادرها رو مجبور می‌کنـه برن

440
00:27:59,720 --> 00:28:01,510
‫چون...

441
00:28:01,510 --> 00:28:03,220
‫...چون اون اینطوری دوست داره.

442
00:28:05,180 --> 00:28:06,810
‫باهاشون حرف می‌زنم.

443
00:28:07,600 --> 00:28:09,640
‫بهشون میگم اونی نیستی که فکر می‌کنن.

444
00:28:09,640 --> 00:28:11,270
‫آره، ممنون میشم.

445
00:28:13,810 --> 00:28:16,610
‫وای. معلومـه اصلاً از پسرت دل خوشی نداشتن.

446
00:28:16,610 --> 00:28:20,740
‫خب، برنت‌راند‌ بچه‌ی اون یارو که بیرونه رو
رو راهی بیمارستان کرده و

447
00:28:20,740 --> 00:28:22,320
‫به دخترش دست‌درازی کرده.

448
00:28:22,320 --> 00:28:25,120
‫برای همین حق داره ازش متنفر باشه.

449
00:28:26,240 --> 00:28:29,200
‫ویکتور آروم‌شون می‌کنـه.

450
00:28:32,580 --> 00:28:34,210
‫- لعنتی. ای خدا.
‫- فرار کن.

451
00:28:42,220 --> 00:28:44,510
‫چه سگ گنده‌ایـه.

452
00:28:48,680 --> 00:28:50,230
‫اون نیست!

453
00:28:50,640 --> 00:28:51,940
‫برت‌راند نیست!

454
00:29:02,570 --> 00:29:03,776
‫گندش بزنن.

455
00:29:53,580 --> 00:29:55,080
‫بجنب.

456
00:30:14,430 --> 00:30:15,325
‫جناب.

457
00:30:15,350 --> 00:30:17,070
‫خب دیگه، سیک کن!

458
00:30:19,360 --> 00:30:21,150
‫یعنی چی...

459
00:30:52,510 --> 00:30:54,810
‫چرا جواب گوشیت رو نمیدی؟

460
00:30:54,810 --> 00:30:58,230
‫- راستی حالت چطوره؟
‫- پیش ریوره. من هم خوبم. ممنون.

461
00:30:59,400 --> 00:31:01,110
‫خب چرا ریور به من نگفت؟

462
00:31:01,110 --> 00:31:02,730
‫لمب تو رو فرستاده؟

463
00:31:02,730 --> 00:31:05,070
‫آره. دیوید کجاس؟

464
00:31:05,070 --> 00:31:06,780
‫خوشبختانه جابجاش کردم

465
00:31:06,780 --> 00:31:09,530
‫فقط پنج دقیقه برای لمب طول کشید که
‫ بفهمه چطوری پیداش کنـه.

466
00:31:09,530 --> 00:31:10,990
‫خب، از بیشتر آدم‌ها باهوش‌تره

467
00:31:10,990 --> 00:31:13,450
‫اما تنها نابغه‌ی خیابون اسپوک نیست.

468
00:31:13,450 --> 00:31:17,160
‫دیوید فکر می‌کنـه با میز اول
‫تو یه جای امن ملاقات داره.

469
00:31:17,160 --> 00:31:18,960
‫- کجا؟
‫- شماره ۲۵.

470
00:31:18,960 --> 00:31:21,540
‫از گربه‌ی یکی از همسایه‌هام مراقبت می‌کنم.

471
00:31:22,500 --> 00:31:24,510
‫وقتی ریور رو دیدی حالش چطور بود؟

472
00:31:24,510 --> 00:31:27,090
‫بد نبود نسبتاً.

473
00:31:27,090 --> 00:31:28,340
‫جواب گوشیت رو نمیده.

474
00:31:28,340 --> 00:31:30,430
‫معلومـه.
‫سیم‌کارتش رو در آورده.

475
00:31:31,390 --> 00:31:33,060
‫ببخشید که لمب بهت گفت ریور مُرده.

476
00:31:33,060 --> 00:31:34,770
‫حتماً خیلی سخت بوده.

477
00:31:34,770 --> 00:31:36,890
‫آره، میشه گفت که تیر خلاص بود.

478
00:31:37,430 --> 00:31:39,580
‫شاید منم استعفا دادم و اومدم پیشت.

479
00:31:39,580 --> 00:31:41,500
‫اما احتمالاً حوصله‌ت رو سر می‌برم.

480
00:31:42,060 --> 00:31:43,650
‫چه خبر از پرونده‌ی وست‌ایکرز؟

481
00:31:44,320 --> 00:31:45,400
‫هیچی.

482
00:31:45,400 --> 00:31:47,860
‫البته احتمال حمله‌ی دوباره رد نمیشه.

483
00:31:48,511 --> 00:31:50,610
‫ایده‌ای نداری که کی
‫ می‌خواسته دیوید رو بکشه؟

484
00:31:50,610 --> 00:31:52,200
‫فقط می‌دونم اهل فرانسه بودن.

485
00:31:53,950 --> 00:31:56,040
‫سلام پینکل.

486
00:31:56,040 --> 00:31:58,580
‫به گربه‌ها آلرژی داری؟

487
00:31:59,080 --> 00:32:00,670
‫نه، فقط ازشون خوشم نمیاد.

488
00:32:01,460 --> 00:32:02,790
‫دیوید؟

489
00:32:05,460 --> 00:32:06,460
‫دیوید؟

490
00:32:08,800 --> 00:32:09,880
‫دیوید؟

491
00:32:10,800 --> 00:32:12,050
‫کاترین!

492
00:32:13,300 --> 00:32:15,140
‫در پشتی بازه!

493
00:32:16,140 --> 00:32:17,390
‫خدایا.

494
00:32:28,240 --> 00:32:29,400
‫لعنتی.

495
00:32:30,490 --> 00:32:31,820
‫به ریور چی بگم؟

496
00:32:31,820 --> 00:32:33,660
‫من به لمب چی بگم؟

497
00:32:34,490 --> 00:32:37,120
‫<i>...من آزاد میشم.</i>

498
00:32:37,120 --> 00:32:41,790
‫<i>به اندازه‌ی سال‌هایی که نظام‌تون
‫ من رو زندانی کرده بود، زجرتون میدم...</i>

499
00:32:44,080 --> 00:32:46,300
‫<i>و اگه خدا بخواد، من آخرین نفر نیستم.</i>

500
00:32:49,510 --> 00:32:52,040
‫<i>به‌زودی درمورد برادرهام هم خبردار میشین.</i>

501
00:32:53,010 --> 00:32:57,060
‫<i>بیرون مرکز خرید وست‌ایکرز وایسادم....</i>

502
00:32:57,060 --> 00:32:58,310
‫<i>و حال و هوای اینجا هنوز...</i>

503
00:32:58,310 --> 00:33:01,390
‫متاسفانه خبرهای بدی دارم.

504
00:33:02,560 --> 00:33:03,850
‫این دیگه چه کسشریـه؟

505
00:33:04,980 --> 00:33:07,480
‫این؟
‫یه گیاه‌ معطر معمولیـه.

506
00:33:09,230 --> 00:33:10,900
‫سیک کن بابا.

507
00:33:10,900 --> 00:33:12,570
‫یه گله فقط.

508
00:33:12,570 --> 00:33:14,870
‫مردم تو دوران طاعون استشمامش می‌کردن تا

509
00:33:14,870 --> 00:33:17,620
‫تا از بوی تعفن نجات پیدا کنن.

510
00:33:17,620 --> 00:33:18,910
‫سیک کن.

511
00:33:20,700 --> 00:33:23,170
‫از رابط‌هام توی پارک پرسیدم و

512
00:33:23,170 --> 00:33:25,923
‫و ظاهراً حتی یه برگه مدرک هم از این که
‫دیوید کارت‌رایت پاش رو

513
00:33:25,947 --> 00:33:28,140
‫تو فرانسه گذاشته باشه، ندارن.

514
00:33:28,420 --> 00:33:31,000
‫پس به گمونم معامله‌مون بهم می‌خوره.

515
00:33:31,420 --> 00:33:33,720
‫متاسفانه.

516
00:33:33,720 --> 00:33:35,470
‫انگار گیرت افتادم.

517
00:33:36,470 --> 00:33:42,667
‫البته فهمیدم که کارچاق‌کنش
‫ اوایل دهه‌ی ۹۰‌ اونجا بوده.

518
00:33:43,640 --> 00:33:44,650
‫لاواند؟

519
00:33:45,150 --> 00:33:46,360
‫آره.

520
00:33:48,020 --> 00:33:53,150
‫برو پیش هو و بهش بگو که من گفتم
‫تحقیق کنه که چرا توی خانه لجن‌زاری.

521
00:33:53,150 --> 00:33:54,400
‫- جداً؟
‫- آره خب.

522
00:33:54,400 --> 00:33:55,920
‫آره، دلم نمی‌خواد اینجا باشی.

523
00:33:55,920 --> 00:34:01,220
‫و همین که فهمیدم سم چپمن فاسد
‫فرانسه بوده، برام کافیـه.

524
00:34:20,260 --> 00:34:21,680
‫<i>بیا. با دقت بیشتر نگاه کن.</i>

525
00:34:22,720 --> 00:34:24,230
‫مطمئنین ندیدینش؟

526
00:34:24,230 --> 00:34:25,730
‫خونه‌ش روبروی همینجاس.

527
00:34:26,230 --> 00:34:28,190
‫۱۳ سالشـه اما بزرگ‌تر به‌نظر میاد.

528
00:34:28,190 --> 00:34:29,860
‫اسمش کِی‌زده.

529
00:34:29,860 --> 00:34:32,280
‫منظوری کی‌زیـه؟

530
00:34:32,280 --> 00:34:33,480
‫یعنی می‌شناسیش؟

531
00:34:33,480 --> 00:34:35,700
‫بستگی داره، برای ما هم سودی داره؟

532
00:34:35,700 --> 00:34:36,900
‫خب، ممکنـه.

533
00:34:37,820 --> 00:34:39,240
‫نظرت درمورد پول پیش چیـه؟

534
00:34:39,240 --> 00:34:41,360
‫پول نقد همراهم ندارم.

535
00:34:41,660 --> 00:34:45,210
‫و راستش فکر نمی‌کنم که
‫چیزی برای گفتن داشته باشی.

536
00:34:45,210 --> 00:34:47,170
‫خب‌،‌ می‌تونیم تا عابربانک با هم بریم.

537
00:34:49,460 --> 00:34:52,460
‫من اونقدری زشت هستم که
‫برام مهم نباشه صورتم داغون بشـه. تو چی؟

538
00:34:58,430 --> 00:35:01,600
‫بچه‌باز.

539
00:35:01,600 --> 00:35:02,850
‫<i>سلام دردسرساز.</i>

540
00:35:03,200 --> 00:35:04,880
‫برام یه قرار ملاقات بذار.

541
00:35:04,880 --> 00:35:06,440
‫رخت‌‌شویی شماره ۳.

542
00:35:06,440 --> 00:35:08,900
‫اگه کار مهم‌تری داشته باشم چی؟

543
00:35:08,900 --> 00:35:11,110
‫<i>نداری.</i>

544
00:35:11,730 --> 00:35:13,440
‫حواسم به پیرمرده هست.

545
00:35:14,860 --> 00:35:16,530
‫<i>باشه پس دخلش رو بیار.</i>

546
00:35:17,110 --> 00:35:18,700
‫الان تو دید مردمـه.

547
00:35:19,200 --> 00:35:23,620
‫<i>بهش بفهمون که داره تعقیب میشـه.
‫خودش استرس می‌گیره و قایم میشه.</i>

548
00:35:24,540 --> 00:35:27,120
‫<i>دور از چشم مردم بکشش،
‫بعدش هم برو سراغ کارت‌رایت.</i>

549
00:35:35,300 --> 00:35:36,380
‫<i>بلیند رقصنده؟</i>

550
00:35:37,630 --> 00:35:39,550
‫جنس برات آوردم.

551
00:35:39,550 --> 00:35:41,510
‫<i>کی تو فرستاده؟</i>

552
00:35:41,510 --> 00:35:42,970
‫هیشکی.

553
00:35:42,970 --> 00:35:44,520
‫<i>از کجا من رو می‌شناسی؟</i>

554
00:35:44,520 --> 00:35:46,520
‫<i>مامور ام‌آی‌فایوم.</i>

555
00:35:47,230 --> 00:35:48,440
‫این یه تله‌س؟

556
00:35:49,190 --> 00:35:52,860
‫<i>اگه از اولش بهت بگم که
‫ مامور ام‌آی‌فایوم که تله نیست، مگه نه؟</i>

557
00:35:54,070 --> 00:35:55,730
‫راست میگی.

558
00:36:12,226 --> 00:36:13,440
‫خیلی‌خب.

559
00:36:30,560 --> 00:36:32,650
‫می‌دونی چرا بهم میگن رقصنده؟

560
00:36:33,520 --> 00:36:35,110
‫چون به رقص باله علاقه داری؟

561
00:36:36,360 --> 00:36:41,700
‫و هم این که خطر رو حس می‌کنم و
‫دورش می‌رقصم.

562
00:36:42,360 --> 00:36:46,990
‫و خب یه مامور ام‌آی‌فایو،
‫نشون‌دهنده‌ی دردسر بزرگیـه.

563
00:36:48,700 --> 00:36:50,160
‫چرا می‌خوای بهم تفنگ بفروشی؟

564
00:36:50,160 --> 00:36:51,960
‫- پول لازمم، یک‌جا و فوری.
‫- خب برو بانک بزن.

565
00:36:51,960 --> 00:36:54,250
‫اگه تفنگ رو نمی‌خوای اشکالی نداره.
‫می‌برمش یه جای دیگه.

566
00:36:54,250 --> 00:36:56,590
‫نه، نمی‌بری.
‫پول نقد لازم داری.

567
00:36:56,590 --> 00:36:58,210
‫رقصنده بودن یه فایده‌ی دیگه هم داره.

568
00:36:58,210 --> 00:37:00,300
‫می‌تونی ذهن آدم‌ها رو بخونی.
‫حرکات‌شون رو پیشبینی کنی.

569
00:37:00,300 --> 00:37:02,430
‫و می‌تونم بگم که آدم‌ خوش‌قلبی هستی.

570
00:37:02,430 --> 00:37:04,390
‫اما دیگه حرکتی برات نمونده.

571
00:37:13,400 --> 00:37:14,730
‫برتا ام۹.

572
00:37:14,730 --> 00:37:18,110
‫با رد شدن از زیگ زاوئر پی۲۲۶
‫از سال ۱۹۸۵‌تا حالا

573
00:37:18,110 --> 00:37:21,820
‫تبدیل شده به اسلحه‌ی کمری اصلیِ ارتش آمریکا.

574
00:37:25,740 --> 00:37:27,330
‫- سه‌هزارتا.
‫- پنج‌هزارتا قیمتشـه.

575
00:37:27,330 --> 00:37:30,370
‫آره اما من می‌تونم پنج‌هزارتا بفروشمش.
‫اینطوری سود می‌کنم.

576
00:37:32,790 --> 00:37:34,170
‫خیلی‌خب، چهارهزار و نیم.

577
00:37:34,170 --> 00:37:35,250
‫سه‌هزار.

578
00:37:36,340 --> 00:37:37,420
‫- چهارهزار.
‫- سه‌هزار.

579
00:37:38,170 --> 00:37:39,630
‫- سه‌هزار و نیم.
‫- سه‌هزار.

580
00:37:47,600 --> 00:37:48,970
‫- سه‌هزار.
‫- عالیـه.

581
00:37:50,970 --> 00:37:54,020
‫مذاکره‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

582
00:38:16,210 --> 00:38:18,290
‫امسال باشه،
‫زمانش فرقی نمی‌کنـه.

583
00:38:18,290 --> 00:38:19,380
‫<i>یکی دنبالمـه.</i>

584
00:38:20,250 --> 00:38:21,590
‫<i>کجایی؟</i>

585
00:38:21,590 --> 00:38:23,340
‫دارم ازت دورشون می‌کنم.

586
00:38:24,130 --> 00:38:27,590
‫<i>ممکنـه از پرونده‌ی اون بچه‌ی ۱۳ ساله باشه.</i>

587
00:38:27,590 --> 00:38:28,510
‫<i>فرار کرده.</i>

588
00:38:28,510 --> 00:38:31,180
‫قاتی اوباش اشتباهی شده.
‫همین حالا پیش چندتاشون بودم.

589
00:38:31,180 --> 00:38:33,230
‫- ممکنه اونا باشن.
‫- <i>نیستن.</i>

590
00:38:33,230 --> 00:38:36,690
‫<i>دیشب یکی می‌خواست
‫ دخل دیوید کارت‌رایت رو بیاره.</i>

591
00:38:36,690 --> 00:38:38,230
‫لعنتی.
‫کی؟

592
00:38:38,230 --> 00:38:41,360
‫نمی‌دونم اما حرومزاده‌ی پیر با یه شاتگان
‫مغزش رو داغون کرد.

593
00:38:41,360 --> 00:38:43,860
‫<i>- کسی نیومده سراغ تو؟</i>
‫- نه هنوز.

594
00:38:44,780 --> 00:38:46,490
‫من میرم پناهگاه شماره دو.

595
00:38:47,160 --> 00:38:49,410
‫<i>به اسب‌های کودن میگم که از بازار
‫بیان دنبالت</i>

596
00:38:49,410 --> 00:38:51,580
‫<i>که یه‌وقت طرف کاری نکنه.</i>

597
00:39:16,890 --> 00:39:18,190
‫خوشحال شدم زنگ زدی.

598
00:39:18,190 --> 00:39:21,270
‫لمب زنگ زد. گفته برای ملاقات با
‫سم چپمن فاسد باید مراقبش باشیم.

599
00:39:21,270 --> 00:39:24,110
‫<i>گفته از بازار تا
‫ پناهگاه شماره‌ی دو تعقیبش کنیم.</i>

600
00:39:24,110 --> 00:39:25,570
‫آره، همون گاراژ قدیمیـه.

601
00:39:26,360 --> 00:39:28,820
‫راستش خیلی از اونجا دور نیستم.
‫زودی خودم رو می‌رسونم.

602
00:39:28,820 --> 00:39:30,570
‫<i>با خودت تفنگ بیاری‌ها.</i>

603
00:39:30,570 --> 00:39:32,200
‫عه راستی یادم نبود نداری.

604
00:39:32,870 --> 00:39:33,870
‫خفه‌شو بابا.

605
00:40:44,940 --> 00:40:45,940
‫شرلی!

606
00:40:47,070 --> 00:40:48,070
‫شرلی!

607
00:40:49,280 --> 00:40:52,330
‫لعنتی. همینطوریش هم مشکوکیم.

608
00:40:52,530 --> 00:40:55,240
‫چپمن ۱۸۰متر جلوتره.

609
00:40:57,450 --> 00:41:00,370
‫خیلی‌خب.
‫کی تعقیبش کرده؟

610
00:41:00,370 --> 00:41:02,540
‫فکر کردم دیدمش اما غیبش زد.

611
00:41:03,130 --> 00:41:05,040
‫احتمالاً من رو دیده و در رفته.

612
00:41:05,540 --> 00:41:06,960
‫آره با اون کلاهت.

613
00:41:13,970 --> 00:41:15,010
‫گندش بزنن.

614
00:41:15,640 --> 00:41:18,140
‫- حالت خوبـه؟
‫- نه.

615
00:41:18,140 --> 00:41:20,350
‫گه توش.

616
00:41:22,480 --> 00:41:24,770
‫گه توش.

617
00:41:27,900 --> 00:41:29,030
‫حالت خوبـه؟

618
00:41:29,030 --> 00:41:30,690
‫خوبم.

619
00:41:31,280 --> 00:41:32,860
‫گه توش.

620
00:41:45,830 --> 00:41:48,050
‫بجنب، بجنب،‌ بجنب.

621
00:41:49,170 --> 00:41:50,398
‫انگار نمی‌تونم از دستش خلاص شم.

622
00:41:50,423 --> 00:41:52,558
‫<i>- ماموریت رو لغو می‌کنم.</i>
‫- نه، به راهت ادامه بده.

623
00:41:52,583 --> 00:41:54,576
‫<i>- خودم رو می‌رسونم.</i>
‫- باشه.

624
00:43:04,410 --> 00:43:05,660
‫بیا بیرون پیرمرد.

625
00:43:08,170 --> 00:43:10,960
‫دیگه تمومـه.
‫بیا بریم.

626
00:44:23,740 --> 00:44:24,830
‫حالت خوبـه؟

627
00:44:26,620 --> 00:44:30,750
‫هی، بلندش کن و بذارش تو تاکسی.

628
00:44:31,880 --> 00:44:34,500
‫جنازه رو یه کاریش می‌کنم.

629
00:44:34,524 --> 00:44:54,524
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

630
00:44:54,548 --> 00:45:11,548
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

