﻿1
00:00:12,530 --> 00:00:22,530
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:22,554 --> 00:00:32,554
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:32,578 --> 00:00:42,578
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:55,240 --> 00:00:56,950
‫می‌تونی وایسی؟

5
00:01:00,950 --> 00:01:02,290
‫لطفاً بلند شو.

6
00:01:07,130 --> 00:01:08,880
‫آروم بلند شو، دستات رو هم بگیر بالا

7
00:01:08,880 --> 00:01:10,750
‫تا ببریمت پیش امدادگرها.

8
00:01:12,670 --> 00:01:13,880
‫ممنون اما.

9
00:01:36,070 --> 00:01:38,620
<i>‫چه خبر شده؟
‫تو و همراه‌هات رو گم کردیم.</i>

10
00:01:40,240 --> 00:01:44,700
<i>‫- الو؟</i>
‫- بهمون حمله شد. چهارتا از بازرس‌ها مُردن.

11
00:01:45,330 --> 00:01:47,580
<i>‫گروه مهاجم چندنفره بود؟</i>

12
00:01:47,580 --> 00:01:49,040
‫یه نفره.

13
00:01:49,040 --> 00:01:51,960
<i>‫یه نفره؟
‫یه نفر، چهارتا بازرس رو کشته؟</i>

14
00:01:51,960 --> 00:01:53,170
‫بله خانم.

15
00:01:53,840 --> 00:01:54,920
<i>‫طرف کی بود؟</i>

16
00:01:55,800 --> 00:01:57,010
‫نمی‌دونم.

17
00:01:59,470 --> 00:02:01,300
‫تو همون عکسی بود که برای گیتی فرستادم.

18
00:02:01,300 --> 00:02:02,810
<i>‫آره،‌ دیدمش.</i>

19
00:02:03,850 --> 00:02:06,230
‫- خانم، اون عکس رو واسه این فرستادم که...
<i>‫- کدوم‌شون بود؟</i>

20
00:02:08,980 --> 00:02:10,310
<i>‫کدوم‌شون بود؟</i>

21
00:02:10,310 --> 00:02:11,520
‫جَوونه.

22
00:02:12,020 --> 00:02:13,320
<i>‫عکسه رو از کجا گرفتی؟</i>

23
00:02:14,940 --> 00:02:17,570
‫از کارت‌رایت.
‫توی فرانسه پیداش کرده بود.

24
00:02:18,660 --> 00:02:19,860
<i>‫گوشی رو بده بهش.</i>

25
00:02:21,280 --> 00:02:23,540
‫امکانش نیست خانم.
‫اون رو بردن.

26
00:02:27,410 --> 00:02:29,750
‫یه امدادگر پیدا کن.
‫بذار معالجه‌ت کنـه.

27
00:02:32,420 --> 00:02:34,500
‫یکی از بی‌بدن‌های توی عکسه بوده.

28
00:02:34,500 --> 00:02:35,710
‫کارت‌رایت رو برده.

29
00:02:35,710 --> 00:02:37,460
‫یعنی فقط اومدن کارت‌رایت رو بدزدن؟

30
00:02:37,470 --> 00:02:39,680
‫- نه، نمیشه همچین نتیجه‌ای بگیریم.
‫- نظر دیگه‌ای داری؟

31
00:02:39,680 --> 00:02:42,800
‫بیخیال. طرف چهارتا از افرادمون رو کشته و
‫کارت‌رایت رو با خودش برده.

32
00:02:42,800 --> 00:02:44,100
‫چه نتیجه‌ی دیگه‌ای میشه گرفت؟

33
00:02:44,100 --> 00:02:46,180
‫دوربین‌های مداربسته‌ی بیشتری رو بگردین.

34
00:02:46,180 --> 00:02:47,680
‫می‌خوام بدونم کجا رفتن و

35
00:02:47,680 --> 00:02:51,480
‫و می‌خوام مظنون رو بکشین و
‫کارت‌رایت رو هم بندازین اتاق بازجویی.

36
00:02:51,480 --> 00:02:53,440
‫این حرف رو نادیده بگیرید.
‫ببخشید اما...

37
00:02:54,110 --> 00:02:56,690
‫به کارت‌رایت هم به قصد کشت شلیک کنید.

38
00:02:57,990 --> 00:02:59,900
‫- این دستوریـه که من باید بدم و...
‫- ببخشید.

39
00:02:59,900 --> 00:03:01,700
‫مسئولیت اجرایی به عهده‌ی منـه.

40
00:03:01,700 --> 00:03:04,910
‫به ریور کارت‌رایت هم به قصد کشت شلیک کنید.

41
00:03:06,540 --> 00:03:08,790
‫هی. همه برگردن سر کارشون.
‫ممنون.

42
00:03:09,330 --> 00:03:10,410
‫ای خدا.

43
00:03:10,420 --> 00:03:12,040
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

44
00:03:12,040 --> 00:03:13,830
‫گوش کن،
معلوم شده که تک‌تک این بی‌بدن‌ها

45
00:03:13,840 --> 00:03:15,670
‫قاتل روانی‌ان.

46
00:03:15,670 --> 00:03:17,920
‫دیگه نمیشه ریسک کرد.
‫می‌دونیم چه کارهایی ازشون سر می‌زنـه.

47
00:03:17,920 --> 00:03:20,550
‫- چهار نفر رو از دست دادیم!
‫- می‌خوای یکی دیگه رو هم بکشی؟

48
00:03:20,550 --> 00:03:23,040
‫ما که نمی‌دونیم ‫اون دیگه
.واسه‌ی ما کار می‌کنـه که

49
00:03:23,760 --> 00:03:25,600
‫این کار اشتباهـه، کلود.

50
00:03:25,600 --> 00:03:29,300
‫خب، اگه من اشتباه کنم، یه نفر می‌میره،
‫اگه تو اشتباه کنی

51
00:03:29,300 --> 00:03:31,520
‫فقط خدا می‌دونـه چندتا جنازه‌ی دیگه
‫ رو دست‌مون می‌افته.

52
00:03:31,520 --> 00:03:35,020
‫پس تصمیم این کار به عهده‌‌ی منـه.

53
00:04:06,720 --> 00:04:07,720
‫بیا بیرون.

54
00:05:16,540 --> 00:05:17,540
‫سلام بابا.

55
00:05:19,840 --> 00:05:21,300
‫سلام پسرم.

56
00:06:08,310 --> 00:06:10,390
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت ششم (آخر) "

57
00:06:11,390 --> 00:06:12,390
‫خب...

58
00:06:15,810 --> 00:06:17,440
‫کی فهمیدی؟

59
00:06:21,020 --> 00:06:23,150
‫یه نقاشی روی دیوار له زغبغ دیدم.

60
00:06:25,650 --> 00:06:27,900
‫و دقیقاً عین عکس‌هایی بود که

61
00:06:27,900 --> 00:06:33,200
‫مامانم برای تولد هفت و هشت و نه‌سالگیم
‫برام فرستاده بود.

62
00:06:34,870 --> 00:06:36,380
‫بعدش دیگه چیزی نفرستادن.

63
00:06:39,250 --> 00:06:41,580
‫برای همین با خودم گفتم
‫حتماً اونجا بوده.

64
00:06:42,460 --> 00:06:43,960
‫اما دلیلش رو نمی‌فهمیدم.

65
00:06:44,630 --> 00:06:46,760
‫خب، به‌خاطر من اونجا بود.

66
00:06:47,420 --> 00:06:48,680
‫آهان. آره.

67
00:06:56,810 --> 00:06:58,260
‫عاشق همدیگه بودین؟

68
00:07:00,350 --> 00:07:01,440
‫اون بود.

69
00:07:02,440 --> 00:07:03,440
‫آهان.

70
00:07:05,320 --> 00:07:06,230
‫یعنی چی؟

71
00:07:06,230 --> 00:07:10,110
‫ازش واسه به دنیا آوردنِ
‫ ارتش خصوصی خودت استفاده کردی؟

72
00:07:10,110 --> 00:07:14,370
‫واسه‌ی جور کردن پول و
‫امکانات ازش استفاده کردم.

73
00:07:14,370 --> 00:07:15,450
‫یعنی چی؟

74
00:07:17,620 --> 00:07:19,660
‫شاید بهتر باشه این رو از پدربزرگ بپرسی.

75
00:07:20,250 --> 00:07:21,790
‫چی از جونم می‌خوای؟

76
00:07:21,790 --> 00:07:25,000
‫انتظار داری اینجا چی‌کار کنم؟

77
00:07:25,000 --> 00:07:27,760
‫خب، به‌نظرم وقتش رسیده بود که
‫ یه سری بهت بزنم.

78
00:07:27,760 --> 00:07:28,760
‫آهان.

79
00:07:29,510 --> 00:07:33,840
‫می‌خوام بدونی از زندگی‌ای که داری
‫راضی هستی یا نه؟

80
00:07:33,850 --> 00:07:37,100
‫زندگی؟
‫همونی که می‌خواستی توی فرانسه تمومش کنی؟

81
00:07:37,100 --> 00:07:38,850
‫بیخیال بابا.
‫به خودت نگیر.

82
00:07:38,850 --> 00:07:40,770
‫داشتم شواهد رو از بین می‌بردم.

83
00:07:41,390 --> 00:07:42,900
‫مزاحمم شدی.

84
00:07:42,900 --> 00:07:46,060
‫اگه اون ویکتور حرومزاده بهم تیر نزده بود

85
00:07:46,070 --> 00:07:49,230
‫اون موقع این بحث‌ها رو کرده بودیم.

86
00:07:49,240 --> 00:07:50,610
.من حرفی با تو ندارم

87
00:07:50,610 --> 00:07:52,450
‫هیچ کاری باهات ندارم.

88
00:07:53,620 --> 00:07:57,370
‫- می‌خوام پشت میله‌های زندان باشی.
‫- خب اول باید دستگیرم کنی.

89
00:07:57,950 --> 00:07:59,660
‫کارت هم که به اندازه‌ی من خوب نیست.

90
00:08:00,290 --> 00:08:01,790
‫البته تواناییش رو داری.

91
00:08:04,500 --> 00:08:06,540
‫می‌خوام یه پیشنهاد کاری بهت بدم.

92
00:08:08,760 --> 00:08:10,760
‫- پیشنهاد کاری؟
‫- آره.

93
00:08:13,470 --> 00:08:14,760
‫خب، من شاغلم...

94
00:08:16,510 --> 00:08:18,770
‫- تو هم یه دیوونه‌ای.
‫- تو گیر افتادی.

95
00:08:21,430 --> 00:08:23,390
‫ازت قدردانی نمیشـه.

96
00:08:24,100 --> 00:08:26,860
‫- جدی؟
‫- آره اما می‌تونم پتانسیلت رو ببینم.

97
00:08:26,860 --> 00:08:29,360
‫توی سنت پنکراس کارت خیلی خوب بود.

98
00:08:33,820 --> 00:08:35,320
‫تو هم اونجا بودی، آره؟

99
00:08:35,320 --> 00:08:36,410
‫آره.

100
00:08:36,990 --> 00:08:39,330
‫امیدوار بودم زودتر از این
‫همدیگه رو ببینیم.

101
00:08:40,870 --> 00:08:43,210
‫از دست سه تا مامور فرار کردی.

102
00:08:43,210 --> 00:08:45,120
‫فِرز و سریعی

103
00:08:45,120 --> 00:08:49,090
‫اما باید یاد بگیری که خلاف‌انتظار فکر کنی.

104
00:08:50,090 --> 00:08:56,430
‫وقتی سوژه تویی، حمله کن.
‫وقتی دنبالتن،‌ سر جات وایسا.

105
00:08:58,010 --> 00:09:01,520
‫اگه کسی خواست بهت دست دوستی بده،
‫مشتت رو نشونش بده.

106
00:09:08,860 --> 00:09:11,020
‫حس می‌کنم توی سخنرانی‌های انگیزشی تِدم.

107
00:09:12,650 --> 00:09:15,360
‫انرژی‌های منفی زیادی دورت هست.

108
00:09:17,450 --> 00:09:20,030
‫مادرت درمورد من چی بهت گفته بود؟

109
00:09:20,030 --> 00:09:22,080
‫که وقتی حامله بوده، ترکش کردی.

110
00:09:23,830 --> 00:09:26,120
‫و این که...
‫تو یه تصادف مُردی.

111
00:09:26,120 --> 00:09:30,090
‫خب، حالا سُر و مُر و گنده، اینجام.
‫شرمنده که بهت دروغ گفته.

112
00:09:30,090 --> 00:09:32,760
‫- می‌بخشمش.
‫- جدی؟

113
00:09:34,380 --> 00:09:35,430
‫خیلی‌خب.

114
00:09:35,930 --> 00:09:41,350
واقعاً هم ناراحت شدم که گذاشته پدربزرگت
‫الگوی مردونه‌ت باشـه.

115
00:09:41,350 --> 00:09:44,730
‫ای خدا، برای اون پیر خرفت،
‫عین حیوون‌خونگیش بودی.

116
00:09:46,940 --> 00:09:51,520
‫ببین، این رو جدی میگم و واقعاً امیدوارم
‫با شنیدنش جا نخوری

117
00:09:51,520 --> 00:09:55,690
‫اما هیچ پشیمونی‌ای ندارم که
‫ از بچگی سرباز به دنیا نیومدم.

118
00:09:55,700 --> 00:09:58,820
‫اینطوری میشه مطمئن شد که وفادار می‌مونن.

119
00:09:58,820 --> 00:10:01,780
‫اگه از بچگی آموزش‌شون بدی،
‫یه تیم تقریباً شکست‌ناپذیر داری.

120
00:10:01,780 --> 00:10:06,710
‫آره بابا، تا این که یکی‌شون می‌زنـه به
‫سرش و یه مرکز خرید رو منفجر می‌کنـه.

121
00:10:08,040 --> 00:10:10,290
‫- آره.
‫- آره.

122
00:10:10,290 --> 00:10:12,290
‫ایو علیه وست اعلان جنگ نکرده بود.

123
00:10:12,300 --> 00:10:13,710
‫نه، علیه تو کرده بود.

124
00:10:18,640 --> 00:10:20,470
‫آره، اگه ایو نمرده بود

125
00:10:20,470 --> 00:10:24,640
‫خودم به‌خاطر این بگایی‌های گنده‌ش
‫می‌کشتمش.

126
00:10:24,640 --> 00:10:27,730
‫از وقتی که ایو سینه‌خیز می‌رفته
‫بهش یاد دادی که یه آدم‌کش باشه.

127
00:10:28,580 --> 00:10:30,770
‫فکر نمی‌کردی این کارها
دیوونه‌ش می‌کنـه؟

128
00:10:30,770 --> 00:10:33,110
‫بعضیا نمی‌تونن این فشار رو تحمل کنن.

129
00:10:37,570 --> 00:10:39,030
‫به‌نظرم تو می‌تونستی.

130
00:10:40,370 --> 00:10:44,540
‫البته مشکلی که داری،
‫عدم تمرکزتـه.

131
00:10:45,580 --> 00:10:48,870
‫بیخیال، می‌خوام یکم باهات وقت بگذرونم

132
00:10:48,870 --> 00:10:52,000
‫اون‌وقت تو گوشیت رو بردی زیر میز و
‫باهاش بازی می‌کنی؟

133
00:10:52,630 --> 00:10:53,960
‫بیخیال، بده‌ش ببینم.

134
00:11:04,720 --> 00:11:05,850
‫به کی زنگ زدی؟

135
00:11:09,310 --> 00:11:10,780
‫موسسه‌ی حمایت از کودکان.

136
00:11:13,940 --> 00:11:15,340
‫قشنگ بود.

137
00:11:15,730 --> 00:11:16,730
‫خب...

138
00:11:18,990 --> 00:11:23,320
‫امیدوارم به کسایی که ممکنـه بیان
.وابستگی احساسی نداشته باشی

139
00:11:32,040 --> 00:11:34,750
‫چندتا پله‌ی دیگه هم هست.

140
00:11:36,250 --> 00:11:38,050
‫آفرین. خوبـه.

141
00:11:38,880 --> 00:11:41,780
‫- میرم یه لیوان چایی برات درست کنم.
‫- نه، کتری تازه جوش اومده.

142
00:11:41,780 --> 00:11:44,470
‫- خودم درست می‌کنم.
‫- نه، چیزی نیست...

143
00:11:44,470 --> 00:11:45,930
‫دیوید.

144
00:11:45,930 --> 00:11:47,010
‫دیوید؟

145
00:11:47,020 --> 00:11:48,930
‫- تو کی هستی؟
‫- مویرا ترگورین.

146
00:11:48,930 --> 00:11:52,640
‫با همدیگه توی پارک کار می‌کردیم
‫اما اون موقع خیلی جوون بودم.

147
00:11:52,650 --> 00:11:54,310
‫برات چایی میارم.

148
00:11:54,310 --> 00:11:57,480
‫تو هم برو توی دفترش استراحت کن.

149
00:11:57,480 --> 00:11:59,030
‫من دیگه اینجا کار نمی‌کنم.

150
00:11:59,030 --> 00:12:01,860
‫منم فقط تا چندروز دیگه اینجام.
‫برمی‌گردم همونجایی که باید باشم.

151
00:12:01,860 --> 00:12:02,950
‫آقای لمب کجان؟

152
00:12:02,950 --> 00:12:05,240
‫رفته دنبال چپمن بگرده.
‫یه سری بهش بزنـه.

153
00:12:05,240 --> 00:12:07,740
‫خب، سم می‌خواد بدونـه که
‫دیوید جاش امنـه.

154
00:12:07,740 --> 00:12:09,540
‫سم نگرانی‌های بزرگ‌تری داره.

155
00:12:09,540 --> 00:12:10,660
‫اون کارچاق‌کنش بوده.

156
00:12:10,660 --> 00:12:12,540
‫- می‌دونم.
‫- کاترین، تو...

157
00:12:13,880 --> 00:12:16,750
‫سلام. تو بهم زنگ زده بودی؟

158
00:12:16,750 --> 00:12:18,300
‫گفتم که موبایلم دست ریوره.

159
00:12:18,300 --> 00:12:19,840
‫- ریور کجاس؟
‫- لعنتی.

160
00:12:19,840 --> 00:12:21,590
‫- دوباره بهش زنگ بزن.
‫- پسرم کجاس؟

161
00:12:24,180 --> 00:12:26,140
‫- دوباره خاموشش کرده.
‫- چی...

162
00:12:26,140 --> 00:12:28,260
‫خیلی‌خب، به هو می‌گیرم ردش رو بزنـه.

163
00:12:28,260 --> 00:12:30,350
‫آره. دیوید...

164
00:12:31,310 --> 00:12:32,390
‫از این طرف.

165
00:12:41,690 --> 00:12:43,860
‫این رو نگاه کن. بقیه رو هم خبر کن،
‫باید ببینن.

166
00:12:43,860 --> 00:12:46,660
‫- گوشی کاترین رو ردیابی کن.
‫- طبقه‌ی بالاس.

167
00:12:46,660 --> 00:12:49,160
‫بچه‌ها، یه نمایش زنده اینجا داریم!

168
00:12:49,160 --> 00:12:51,830
‫گوشی کاترین دست ریوره.
‫همین حالا زنگ زد و بعد خاموشش کرد.

169
00:12:51,830 --> 00:12:53,960
‫ببین، می‌تونم جای موقعی که
‫ زنگ زده رو پیدا کنم

170
00:12:53,960 --> 00:12:55,710
‫- اما یکم طول می‌کشـه.
‫- چی؟

171
00:12:57,130 --> 00:12:59,630
‫عشق روانی‌مون به گروه ریور حمله کرده.

172
00:12:59,630 --> 00:13:01,090
‫یعنی چی؟

173
00:13:03,380 --> 00:13:05,120
‫دوتا از بازرس‌ها رو همینطوری کشت.

174
00:13:05,120 --> 00:13:08,300
‫آره، بعدش ریور رو می‌کشه بیرون

175
00:13:09,560 --> 00:13:12,480
‫که یعنی پارک الان
‫دستور شلیک بهش رو داده.

176
00:13:13,480 --> 00:13:15,940
‫یا خدا.
‫اینجا کجاست؟

177
00:13:15,940 --> 00:13:17,270
‫خیابون گرشام.

178
00:13:17,270 --> 00:13:18,770
‫می‌دونم کجا بردتش.

179
00:13:20,480 --> 00:13:22,990
‫- تو کجا میری؟
‫- زودی برمی‌گردم.

180
00:13:24,240 --> 00:13:25,780
‫شاید بخواد بیاد سراغ ما.

181
00:13:25,780 --> 00:13:28,410
‫- واسه همین دارم میرم.
‫- که فرار کنی؟

182
00:13:28,410 --> 00:13:30,740
‫راستی، دوباره موجود شدم.

183
00:13:30,740 --> 00:13:32,370
‫- چی؟
‫- برای سکس.

184
00:13:32,950 --> 00:13:35,040
‫معلوم شد کیم وجود خارجی نداره.

185
00:13:37,790 --> 00:13:40,670
‫یعنی چیزی هست که از گفتنش خجالت هم بکشی؟

186
00:13:49,100 --> 00:13:51,100
‫زود برگشتی.
‫بازم جنس برام آوردی؟

187
00:13:56,480 --> 00:13:57,600
‫باید بهم پسش بدی.

188
00:13:59,230 --> 00:14:00,730
‫همش همینجاس، سه‌هزار تا.

189
00:14:01,360 --> 00:14:03,650
‫نه،‌ نه.
‫من سه‌هزارتا خریدمش،

190
00:14:03,650 --> 00:14:05,690
‫- پنج‌هزارتا می‌فروشمش.
‫- خب من پنج‌هزارتا ندارم.

191
00:14:05,700 --> 00:14:08,110
‫- فقط سه‌هزارتا دارم.
‫- خب، اینجا تخفیف نداریم.

192
00:14:08,110 --> 00:14:10,070
‫ببین، می‌تونم فردا برش گردونم.

193
00:14:10,070 --> 00:14:13,240
‫- مگه اینجا کتاب‌خونه‌س؟
‫- فقط یکم معامله‌مون می‌افته عقب.

194
00:14:13,240 --> 00:14:16,620
‫- معامله دیگه انجام شده.
‫- خب کنسلش کن. این عوضی‌بازیا چیـه؟

195
00:14:17,330 --> 00:14:21,250
‫من به یه اصول کاری خیلی ساده پایبندم.

196
00:14:21,250 --> 00:14:23,880
‫جنس‌ها رو با قیمت بیشتر از
‫قیمت خریدشون می‌فروشم.

197
00:14:25,550 --> 00:14:27,960
‫مطمئنم قبلاً با همچین وضعیتی روبرو شدی.

198
00:14:28,380 --> 00:14:30,090
‫یه روش معمولی توی کسب و کاره.

199
00:14:33,430 --> 00:14:36,020
‫حالا دوهزارتای دیگه رو
‫ از کدوم گوری پیدا کنم؟

200
00:14:36,890 --> 00:14:39,020
‫یه دلال شرط بندی همین حوالی هست.

201
00:14:40,520 --> 00:14:42,590
‫حالا هم گمشو.

202
00:15:06,050 --> 00:15:07,050
‫هی.

203
00:15:09,680 --> 00:15:11,640
‫تو همونی که بیرون خونه‌ی
‫ کاترین استن‌دیش بود.

204
00:15:11,640 --> 00:15:13,220
‫آره، شرمنده.

205
00:15:14,470 --> 00:15:17,020
‫- چرا پارک دستور داده که...
‫- تو توی سازمانی؟

206
00:15:17,020 --> 00:15:19,230
‫- توی خانه‌ لجن‌زار.
‫- ای عوضیا.

207
00:15:19,230 --> 00:15:22,400
‫خیلی‌خب، چرا پارک دستور کشتن ریور رو داده؟

208
00:15:22,400 --> 00:15:24,150
‫- تصمیمش به عهده‌ی من نبوده.
‫- خب کاری کرده که

209
00:15:24,150 --> 00:15:26,610
‫- نشون بده خطرناکـه؟
‫- نه، بیشتر نگران این بود که

210
00:15:26,610 --> 00:15:28,690
‫- خطری پدربزرگش رو تهدید کنـه.
‫- پس لغوش کن.

211
00:15:28,700 --> 00:15:30,860
‫- مگه رئیس بازرس‌ها نیستی؟
‫- به تورنر گفتم.

212
00:15:30,860 --> 00:15:32,450
‫ویلن دستورش رو رد کرده.

213
00:15:32,450 --> 00:15:34,370
‫یعنی چی؟
‫الو؟

214
00:15:34,370 --> 00:15:37,160
‫کارت‌رایت نزدیک میدون گرنری
‫پشت سنت پنکراس بوده

215
00:15:37,160 --> 00:15:39,660
<i>‫- عالیـه، ممنون.</i>
<i>‫- بازرس‌ها هم راه افتادن دارن میرن اونجا.</i>

216
00:15:39,660 --> 00:15:42,290
‫گندش بزنن.
‫چطوری پیداش کردن؟

217
00:15:42,290 --> 00:15:44,000
‫رد ماشین‌شون رو از خیابون گرشام زدن،

218
00:15:44,000 --> 00:15:46,840
‫یه رهگذر دیده که یه نفر رو
‫ از صندوق‌عقب آوردن بیرون.

219
00:15:46,840 --> 00:15:50,080
‫خیلی‌خب، همین حالا باید بریم سنت پنکراس.
‫باید جلوی افرادت رو بگیری.

220
00:15:50,080 --> 00:15:52,940
‫- نمی‌تونم رو حرف میز اول حرف بزنم.
‫- خودت یه راهی پیدا کن.

221
00:16:23,000 --> 00:16:24,000
‫سم؟

222
00:17:23,770 --> 00:17:26,230
<i>‫سم، مویرا هستم.</i>

223
00:17:26,230 --> 00:17:28,020
<i>‫همین پیغام رو هم به گوشیت فرستادم.</i>

224
00:17:28,020 --> 00:17:29,770
<i>‫دیوید برگشته خانه لجن‌زار.</i>

225
00:18:06,690 --> 00:18:08,980
<i>‫شما یک پیغام جدید دارید.</i>

226
00:18:08,980 --> 00:18:10,860
<i>‫سم، مویرا هستم.</i>

227
00:18:11,570 --> 00:18:14,690
<i>‫فقط خواستم بگم که دیوید صحیح و سالم
‫برگشته خانه‌ لجن‌زار.</i>

228
00:18:18,870 --> 00:18:22,200
‫دوتا بلیط قطار به اروپا دارم.

229
00:18:22,200 --> 00:18:25,080
‫می‌تونیم بریم اونجا.
‫از نو شروع کنیم.

230
00:18:25,080 --> 00:18:28,120
‫یه رابطه پایه‌گذاری کنیم.
‫یه تجارت.

231
00:18:29,920 --> 00:18:30,960
‫نظرت چیـه؟

232
00:18:32,710 --> 00:18:34,090
‫خب، دو تا نظر دارم.

233
00:18:34,960 --> 00:18:38,590
‫اول این که گاییدمت،
‫دوم این که نزدیک پدربزرگم نشو.

234
00:18:39,260 --> 00:18:41,010
‫لازم نیست بکشیش.
‫آزاری بهت نمی‌رسونـه.

235
00:18:41,010 --> 00:18:43,390
‫دیگه به هیشکی نمی‌تونه آزاری برسونـه.

236
00:18:43,390 --> 00:18:46,390
‫- خب می‌تونه من رو به وست‌ایکرز ربط بده.
‫- من هم می‌تونم.

237
00:18:46,890 --> 00:18:50,810
‫ببین ریور،
‫الان وضعیت به سرعت داره تغییر می‌کنـه.

238
00:18:50,810 --> 00:18:52,770
‫از طرف یه کارگزار تحت فشارم.

239
00:18:52,770 --> 00:18:54,780
‫از طرف مقامات تحت فشارم.

240
00:18:54,780 --> 00:18:56,650
‫باید یه جوری جمعش کنم.

241
00:18:57,610 --> 00:19:01,410
‫کوتاه بخوام بگم، همونطور که خودت گفتی،
‫از طرف تو هم تحت فشارم.

242
00:19:02,580 --> 00:19:07,330
‫امیدوار بودم که باهام بیای
‫که این کار کمک بزرگی بهم می‌کنـه.

243
00:19:09,120 --> 00:19:12,880
‫اینطوری دیگه لازم نمی‌شد بکشمت،
‫که کمک بزرگی به تو می‌کنـه.

244
00:19:12,880 --> 00:19:15,000
‫اگه می‌خواستی من رو بکشی،
‫نمی‌آوردیم اینجا،

245
00:19:15,000 --> 00:19:16,670
‫اون هم یه مکان عمومی، مگه نه؟

246
00:19:16,670 --> 00:19:20,430
‫راستش طبق تجربیاتم،
‫کشتن یه نفر تو یه مکان عمومی

247
00:19:20,430 --> 00:19:24,760
‫خیلی راحت‌تر از اینـه که
‫ بِکِشیش یه جای خلوت.

248
00:19:24,760 --> 00:19:27,220
‫چون اینطوری فقط مشکوک‌تر میشن.

249
00:19:27,230 --> 00:19:31,350
‫آوردمت اینجا که رو در رو با هم حرف بزنیم

250
00:19:31,860 --> 00:19:33,480
‫تا حرفام رو گوش کنی.

251
00:19:34,820 --> 00:19:39,650
‫اگه هم سر ناسازگاری بذاری که
‫ متاسفانه همینطور هم شده،

252
00:19:40,740 --> 00:19:42,610
‫خم میشم سمتت و

253
00:19:42,620 --> 00:19:47,040
‫از زیر میز، رگ رون پات رو می‌برم.

254
00:19:47,040 --> 00:19:51,580
‫و تا ۴۰‌ الی ۵۰‌ ثانیه‌ی دیگه که
‫از صندلی می‌افتی و می‌میری

255
00:19:51,580 --> 00:19:56,920
‫از میدون رد میشم و میرم سمت راه‌آهن و
‫همه‌ی حواس‌ها به تو جمع میشـه.

256
00:19:57,920 --> 00:19:58,920
‫نه به من.

257
00:20:01,840 --> 00:20:04,510
‫کسی اومده دنبالت؟

258
00:20:13,770 --> 00:20:15,640
‫فکر نمی‌کنم بتونی به راه‌آهن برسی.

259
00:20:15,640 --> 00:20:16,980
‫بلند شو ببینم.

260
00:20:37,050 --> 00:20:38,420
‫کجا بودی؟

261
00:20:39,210 --> 00:20:40,670
‫پسش گرفتم، باشه؟

262
00:20:42,340 --> 00:20:43,340
‫پس قرضت چی میشـه؟

263
00:20:44,580 --> 00:20:47,100
‫نتونستم به همون قیمتی که فروختم، بخرمش

264
00:20:47,100 --> 00:20:48,970
‫اما خوشبختانه روی اسب درستی شرط بستم.

265
00:20:48,970 --> 00:20:51,770
‫تفنگ رو پس گرفتم و لجن‌زار جاش امنـه،
‫برد، برد.

266
00:20:51,770 --> 00:20:53,730
‫- پس دوباره قمار کردی؟
‫- مجبور شدم.

267
00:20:53,730 --> 00:20:56,230
‫معلومـه، چون این بیماریـه،
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری.

268
00:20:56,230 --> 00:20:58,640
‫- دوباره مشکلات خودت رو انداختی گردن من؟
‫- گاییدمت.

269
00:21:02,530 --> 00:21:04,110
‫- صدای تفنگ بود؟
‫- نه.

270
00:21:04,110 --> 00:21:05,200
‫آره.

271
00:21:07,870 --> 00:21:09,490
‫بیا دنبالم دیوید.

272
00:21:20,050 --> 00:21:21,050
‫چی؟

273
00:21:32,350 --> 00:21:33,640
‫برو، برو، برو!
‫تکون بخور!

274
00:21:45,740 --> 00:21:47,780
‫- ایست. پلیس!
‫- کار احمقانه‌ای به سرت نزنـه.

275
00:21:48,280 --> 00:21:50,030
‫مسلحـه.

276
00:21:50,030 --> 00:21:51,910
‫- خیلی‌خب.
‫- نزدیک‌تر نیا.

277
00:21:51,910 --> 00:21:53,160
‫تفنگت رو بذار زمین!

278
00:21:53,160 --> 00:21:55,500
‫- آروم باشین، آروم باشین.
‫- تفنگت رو بذار زمین!

279
00:21:55,500 --> 00:21:57,420
‫- مسلحـه.
‫- برین عقب وگرنه بهش شلیک می‌کنم.

280
00:21:57,420 --> 00:21:58,750
‫نمی‌دونم اون یکی کجاس

281
00:21:58,750 --> 00:22:01,380
‫ام‌آی‌فایو، تفنگ‌های کوفتی‌تون رو بذارین زمین!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

282
00:22:01,380 --> 00:22:03,541
‫تفنگ‌هاتون رو بگیرین پایین!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

283
00:22:03,566 --> 00:22:05,006
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

284
00:22:06,266 --> 00:22:07,526
‫خونسرد باشین!
‫آروم باشین!

285
00:22:14,020 --> 00:22:16,020
‫لعنتی...

286
00:22:18,100 --> 00:22:19,150
‫گندش بزنن.

287
00:22:20,110 --> 00:22:21,900
‫خب دیگه، همین خوبـه.

288
00:22:24,530 --> 00:22:26,950
‫لعنتی.

289
00:22:27,610 --> 00:22:28,950
‫- تیر خوردم.
‫- بذارش سر جاش.

290
00:22:28,950 --> 00:22:30,240
‫تفنگ لازم داریم.

291
00:22:30,240 --> 00:22:31,490
‫یکی توی میز ست.

292
00:22:31,490 --> 00:22:33,700
‫- سومین کشوی سمت چپ.
‫- تیر خوردم.

293
00:22:33,700 --> 00:22:35,000
‫- نه، آروم باش.
‫- نذار ازم خون بره.

294
00:22:35,000 --> 00:22:36,160
‫- آروم باش.
‫- نمی‌خوام بمیرم.

295
00:22:36,160 --> 00:22:38,330
‫قفلـه.
‫ای خدا.

296
00:22:38,330 --> 00:22:40,170
‫- نمی‌خوام بمیرم.
‫- کلیدش روی طاقچه‌ست.

297
00:22:40,170 --> 00:22:43,170
‫- می‌تونم کمک کنم؟
‫- بذار ببینم.

298
00:22:43,170 --> 00:22:46,550
‫- خدایا، انداختمـش روی زمین.
‫- وای. نگران نباش. افتاد بغلِ پات.

299
00:22:46,550 --> 00:22:48,510
‫تفنگ‌هاتون رو بندازین زمین.
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

300
00:22:48,510 --> 00:22:50,550
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.
‫این یه دستـوره.

301
00:22:50,550 --> 00:22:53,100
‫- با کسی کاری نداره. خودش گروگان گرفته شده.
‫- چی می‌گه؟

302
00:22:53,100 --> 00:22:55,720
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.
‫دارم شخصاً دستور می‌دم.

303
00:22:55,730 --> 00:22:56,930
‫می‌خواد بره پیش میز اول.

304
00:22:56,940 --> 00:22:58,440
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

305
00:22:58,440 --> 00:23:00,190
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید زمین.

306
00:23:00,190 --> 00:23:02,400
‫- چی می‌گه؟
‫- تا اسلحه‌هاشون رو بیارن پایین.

307
00:23:02,400 --> 00:23:04,860
‫نه؛ این‌کارو نکنید.
‫این یارو تفنگ داره.

308
00:23:04,860 --> 00:23:07,030
‫- جنابِ‌عالی رو نشونه گرفتن نه اون.
‫- چی؟

309
00:23:07,030 --> 00:23:08,650
‫- آخه چرا مـ...
‫- نارنجک!

310
00:23:08,660 --> 00:23:09,570
‫نارنجک!

311
00:23:12,280 --> 00:23:13,280
‫ریور!

312
00:23:13,280 --> 00:23:14,660
‫توی کاپشنمـه.

313
00:23:14,660 --> 00:23:18,160
‫- کاپشنت رو در بیار. یه‌لحظه...
‫- ولم کن.

314
00:23:18,160 --> 00:23:20,290
‫- ریور یه‌لحظه تکن نخور.
‫- ولم کن.

315
00:23:20,290 --> 00:23:22,500
‫- دست‌هات رو ببر کنار.
‫- خواهش می‌کنم ازم دور شو.

316
00:23:22,500 --> 00:23:24,550
‫- لوئیزا گفتم ولم کن.
‫- دست‌هات رو...

317
00:23:38,850 --> 00:23:39,980
‫خیلی بده؟

318
00:23:39,980 --> 00:23:42,190
‫بابا یه خراش کوچیکه.
‫حتی به‌خاطر گلوله هم نیست.

319
00:23:42,190 --> 00:23:44,020
‫- کجاش یه خراش کوچیکه؟
‫- ایناهاش.

320
00:23:44,020 --> 00:23:46,530
‫- خیلی‌خب. پیداش کردم.
‫- نمی‌خوام بمیرم.

321
00:23:46,530 --> 00:23:48,940
‫- کی اون پایینه؟
‫- یه حروم‌زاده با تفنگ.

322
00:23:48,950 --> 00:23:50,490
‫همون یارویی که به ماشین بازرس‌ها حمله کرده بود.

323
00:23:50,490 --> 00:23:52,360
‫باز نمی‌شه. باز نمی‌شه.

324
00:23:52,370 --> 00:23:53,910
‫بچرخونـش سمتِ چپ.

325
00:23:53,910 --> 00:23:55,910
‫خودت بیا. خودت بیا.

326
00:23:59,370 --> 00:24:01,620
‫- خیلی‌خب، حالا تیر داره؟
‫- بده‌ش من. بلدم باهاش کار کنم.

327
00:24:01,620 --> 00:24:03,830
‫- نمی‌دونم تیر داره یا نه.
‫- نه، نکن.

328
00:24:03,840 --> 00:24:06,210
‫- خاک تو سرم، خاک تو سرم.
‫- زنیکه‌ی احمق.

329
00:24:06,210 --> 00:24:08,510
‫باید از این‌جا بریم.
‫جون‌مون در خطره.

330
00:24:08,510 --> 00:24:10,670
‫دستورِ تیراندازی به کارت‌رایت لغو شد.

331
00:24:10,680 --> 00:24:13,390
‫تمامی واحدها در جستجوی هدفِ اصلی؛
‫ای‌سی‌وان/مرد.

332
00:24:23,270 --> 00:24:26,940
‫چرا همیشه دوست داری کمک بقیه
رو رد کنی و قهرمان‌بازی در بیاری؟

333
00:24:26,940 --> 00:24:28,610
‫- برین کنار.
‫- خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

334
00:24:28,610 --> 00:24:30,740
‫- می‌شه این بحث رو بذاریم واسه بعد؟
‫- من، چی...؟

335
00:24:30,740 --> 00:24:31,950
‫همه‌چی رو توضیح می‌دم.

336
00:24:31,950 --> 00:24:33,610
‫نه؛ صبرکن. نه.

337
00:24:33,620 --> 00:24:34,950
‫نه، داره می‌ره توی ایستگاه مترو.

338
00:24:34,950 --> 00:24:36,830
‫- ایستگاه مترو.
‫- زود باشید. عجله کنین.

339
00:24:44,380 --> 00:24:46,840
‫الان وقتِ چایی درست کردن نیست کُسخل!

340
00:25:14,450 --> 00:25:15,570
‫برید کنار.

341
00:25:16,070 --> 00:25:18,950
‫برید کنار. برید کنار.

342
00:25:21,450 --> 00:25:22,960
‫برید. برید. برید.

343
00:25:49,980 --> 00:25:51,730
‫- برو کنار!
‫- چی شـ...

344
00:26:07,670 --> 00:26:09,500
‫- بیاین از این سمت.
‫- دیوید، نه.

345
00:26:09,500 --> 00:26:11,090
‫- عجله کنید.
‫- نه، بیا این‌جا.

346
00:26:11,090 --> 00:26:14,340
‫نه، نمی‌خوام قایم شم.

347
00:26:14,340 --> 00:26:16,220
‫- اون‌جا جات امنه.
‫- قرار نیست قایم بشیم که!

348
00:26:16,220 --> 00:26:19,930
‫می‌خوایم کمین کنیم. مثل قدیم‌ها!
‫یادته؟ بیا این‌جا بشین.

349
00:26:21,100 --> 00:26:23,100
‫آماده‌ست.

350
00:26:23,100 --> 00:26:25,770
‫- نه، دوتا گلوله‌ش کمه!
‫- آره، اما خب 3 تا هم کافیه.

351
00:26:25,770 --> 00:26:29,310
نمی‌تونیم که ریسک کنیم با خشابِ
خالی شلیک کنیم. بگرد دنبالش.

352
00:26:29,310 --> 00:26:31,320
‫ام‌آی‌5؛ از سر راه برید کنار.

353
00:26:31,320 --> 00:26:34,480
‫برید کنار. زود باشید.

354
00:26:34,490 --> 00:26:37,820
‫- برید دنبالـش!
‫- ام‌آی5. از سر راه برید کنار.

355
00:26:38,740 --> 00:26:40,120
‫برید کنار.

356
00:26:49,460 --> 00:26:50,460
‫برو!

357
00:26:55,590 --> 00:26:57,010
‫لعنت بهش.

358
00:28:01,610 --> 00:28:02,620
‫برو، برو، برو.

359
00:28:08,290 --> 00:28:12,210
‫- زدینش؟
‫- آره اما هنوز زنده‌ست.

360
00:28:12,210 --> 00:28:14,460
‫تفنگِ لمب این‌جاست اما
‫یدونه از گلوله‌هاش رو گم کردیم.

361
00:28:14,460 --> 00:28:17,800
‫ببینید، من دوباره می‌رم بیرون.
‫جلوی در رو مسدود کنین و پناه بگیرین.

362
00:28:17,800 --> 00:28:19,970
‫- تفنگ رو بده به من. من تیراندازی‌ام از تو بهتره.
‫- همین یکم پیش با تیر زدمش!

363
00:28:19,970 --> 00:28:21,880
‫قبلاً یه‌بار جونت رو نجات دادم؛
‫دوباره هم می‌تونم.

364
00:28:21,890 --> 00:28:24,550
‫شرلی، بسپارش به‌خودم.

365
00:28:44,320 --> 00:28:45,330
‫برید کنار.

366
00:29:17,610 --> 00:29:19,690
‫طبقه‌ی اول؛ زود باشین.

367
00:29:35,380 --> 00:29:36,460
‫تفنگ!

368
00:29:37,290 --> 00:29:38,710
‫- تفنگ رو بدید.
‫- باشه.

369
00:30:53,240 --> 00:30:54,500
‫پیداش کردم.

370
00:31:25,530 --> 00:31:29,160
‫نه، نرو. نرو.

371
00:32:12,570 --> 00:32:13,990
‫یه حرفی بود قبلاً می‌زدی...

372
00:32:15,790 --> 00:32:18,580
‫وقتی کسی دنبالته،
‫یه‌جا بمون و مثل مردم عادی رفتار کن.

373
00:32:58,490 --> 00:33:00,410
‫آفرین پسرم.

374
00:33:06,090 --> 00:33:08,090
‫تو نارنجک انداختی توی کاپشنم.

375
00:33:10,630 --> 00:33:12,590
‫به من نگو پسرم.

376
00:33:12,590 --> 00:33:13,840
‫از این سمت رفت.

377
00:33:13,840 --> 00:33:14,930
‫ریور؟

378
00:33:14,930 --> 00:33:16,680
‫از اون سمت رفت. دقیقاً همون‌جا.

379
00:33:17,180 --> 00:33:18,310
‫خیلی‌خب.

380
00:33:28,530 --> 00:33:31,280
‫- با قطار بعدی می‌رم.
‫- خفه‌شو بابا.

381
00:33:43,120 --> 00:33:44,670
‫می‌شناختیش؟

382
00:33:48,550 --> 00:33:49,550
‫بابام بود.

383
00:34:31,090 --> 00:34:32,420
‫- دستبند!
‫- ببخشید؟

384
00:34:32,420 --> 00:34:34,720
‫کشوی دوم میزِ کارش.

385
00:34:40,140 --> 00:34:40,970
‫بله؟

386
00:34:40,970 --> 00:34:43,100
‫باید یه‌چیزی رو بهت نشون بدم.
‫همین الان.

387
00:34:43,100 --> 00:34:44,890
‫کجایی؟

388
00:34:44,890 --> 00:34:46,140
‫- خونه.
‫- باشه.

389
00:34:46,140 --> 00:34:48,520
‫منتظرم باش، الان میام.

390
00:34:49,610 --> 00:34:52,530
‫- کارت‌رایت کو؟
‫- توی حمام‌ـه.

391
00:34:55,530 --> 00:34:57,450
‫زنگ می‌زنم پارک.

392
00:34:57,990 --> 00:35:00,620
‫اگه می‌خواست فرار کنه بهش شلیک کنید.

393
00:35:00,620 --> 00:35:03,660
‫یه‌جاییش بزنید که فقط
‫خون‌ریزی کنه و نتونه راه بره.

394
00:35:11,130 --> 00:35:12,630
‫چی شده؟

395
00:35:15,550 --> 00:35:18,680
‫دیوید، الان دیگه می‌تونی بیای بیرون.

396
00:35:18,680 --> 00:35:19,970
‫بریم بیرون؟

397
00:35:22,470 --> 00:35:24,680
‫چند لحظه صبر می‌کنیم.
‫ممکنه تله‌ای چیزی باشه.

398
00:35:25,890 --> 00:35:26,730
‫دیوید؟

399
00:35:28,140 --> 00:35:30,650
‫- خب، بشین. بشین.
‫- چی؟

400
00:35:34,690 --> 00:35:36,240
‫همینطوری راحتـم.

401
00:35:37,030 --> 00:35:39,910
‫رودی؟ چرا جواب نمی‌دی؟

402
00:35:40,490 --> 00:35:41,410
‫دیوید؟

403
00:35:42,120 --> 00:35:43,280
‫دیوید؟

404
00:35:43,280 --> 00:35:45,200
‫- به‌نظرت...
‫- دیوید؟

405
00:35:45,200 --> 00:35:47,370
‫- چایی درست نکنم؟
‫- کتری نداریم.

406
00:35:48,040 --> 00:35:51,210
‫- کو؟
‫- یدونه جدید سفارش می‌دم.

407
00:35:51,210 --> 00:35:52,460
‫حالت خوبه؟

408
00:35:53,040 --> 00:35:56,380
‫شرلی، نکن. نکن.

409
00:35:56,380 --> 00:35:58,090
‫- نکُشش!
‫- اولین بارم نیست که آدم می‌کُشم!

410
00:35:58,090 --> 00:36:00,550
‫- آدمی که به یه رادیاتور بسته شده باشی چی؟
‫- کسی جلو نیاد.

411
00:36:00,550 --> 00:36:02,340
‫برو بیرون و ببین چه بلایی سر مارکوس آورده

412
00:36:02,350 --> 00:36:05,140
‫- و بعد بیا بهم بگو که نکُشمش!
‫- بزن. بزن.

413
00:36:05,140 --> 00:36:08,310
‫اگه این‌جوری بکُشیش تا آخر عمرت
‫نمی‌تونی شب راحت بخوابی.

414
00:36:08,310 --> 00:36:10,100
‫- هیچ دردی رو دوا نمی‌کنه.
‫- چرا.

415
00:36:10,100 --> 00:36:12,310
‫از نظر من می‌کنه.

416
00:36:12,310 --> 00:36:14,020
‫اگه مارکوس این‌جا بود دلش
‫نمی‌خواست همچین کاری کنی.

417
00:36:14,020 --> 00:36:16,570
‫تو از کجا می‌دونی مارکوس چی می‌خواست، چی نمی‌خواست؟

418
00:36:16,570 --> 00:36:21,240
‫می‌دونستم خیلی دوستت داشت و همیشه
‫می‌خواست خودت رو دوست داشته باشی.

419
00:36:53,730 --> 00:36:54,730
‫نه.

420
00:37:39,980 --> 00:37:41,900
‫می‌خوای منم باهات بیام؟

421
00:37:43,950 --> 00:37:44,950
‫نه.

422
00:37:52,790 --> 00:37:56,630
‫به‌به. اومدی سفارشِ غذا بگیری؟

423
00:37:56,630 --> 00:37:58,920
‫آقای هارکنس، من دایانا تورنر ام.
‫میز دوم.

424
00:37:58,920 --> 00:38:02,760
‫می‌دونم کی هستی.
‫حتماً اومدی بپرسی چه غذایی می‌خوام.

425
00:38:03,760 --> 00:38:04,760
‫نه، اینطور نیست.

426
00:38:07,220 --> 00:38:12,020
‫خب آخه موضوع دیگه‌ای نیست
‫که بخوایم درموردش حرف بزنیم.

427
00:38:12,020 --> 00:38:14,310
‫همکار دیگه‌ای که توی این فاجعه نداری؟

428
00:38:14,310 --> 00:38:17,060
‫منظورت اینه پایِ آدم بدِ دیگه‌ای وسط نیست؟

429
00:38:17,060 --> 00:38:19,940
‫نه؛ باید همه‌چی رو از نو شروع کنم.

430
00:38:20,690 --> 00:38:23,070
‫پسرم ریور رو می‌شناسید دیگه؟

431
00:38:23,740 --> 00:38:25,950
‫- راه‌مون خیلی وقته از هم جدا شده.
‫- بله.

432
00:38:25,950 --> 00:38:28,200
‫یعنی خب بهش پیشنهاد دادم
‫که بیاد پیش خودم،

433
00:38:28,200 --> 00:38:30,990
‫زیاد به‌درد این سازمان و...

434
00:38:30,990 --> 00:38:34,960
‫اون‌جایی که بهش می‌گین لجن‌زار نمی‌خوره.

435
00:38:35,670 --> 00:38:37,670
‫اما به‌گمونم من بتونم یه‌چیزی از توش در بیارم.

436
00:38:37,670 --> 00:38:40,040
‫پس اگه می‌خواین اخراجش کنید،
‫از نظر من مشکلی نداره

437
00:38:40,040 --> 00:38:42,750
‫حالا به‌عنوان پدرش یا کارفرمای آینده‌ش.

438
00:38:42,760 --> 00:38:45,420
‫- آقای هارکنس...
‫- بله؟

439
00:38:45,430 --> 00:38:47,970
‫چرا نمی‌خواین قبول کنید
‫که دیگه به‌ آخر خط رسیدین؟

440
00:38:51,430 --> 00:38:54,730
‫خب، من رو ببخشید خانم تورنر،

441
00:38:54,730 --> 00:38:59,690
‫اما خیلی زود متوجه می‌شین که
‫این تازه شروعِ کار منـه.

442
00:39:00,690 --> 00:39:06,610
‫یعنی خب، انتظار این سفر کوتاه رو نداشتم،
‫ولی از قبل فکرِ راه فرارم رو کرده بودم.

443
00:39:06,610 --> 00:39:09,740
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بهش نیاز بشه
‫اما ظاهراً وقتشه.

444
00:39:09,740 --> 00:39:13,290
‫حالا، نمی‌شه استیکی چیزی برام بیارید؟

445
00:39:13,290 --> 00:39:16,080
‫قبل از این‌که آزادم کنید
‫باید غذا بخورم.

446
00:39:16,790 --> 00:39:18,920
‫بازجویی‌مون هنوز تموم نشده.

447
00:39:18,920 --> 00:39:21,040
‫آهان پس داری بازجویی‌ام می‌کنی...

448
00:39:21,880 --> 00:39:23,710
‫- چیه؟
‫- ببخشید که مزاحم شدم.

449
00:39:23,710 --> 00:39:25,920
‫- یه اتفاقی افتاده.
‫- اینم از این.

450
00:39:25,920 --> 00:39:28,220
‫با هم بریم بیرون؟

451
00:39:30,890 --> 00:39:34,470
‫اگه دنبالِ کار می‌گشتی
‫یه زنگ بهم بزن.

452
00:40:13,600 --> 00:40:15,180
‫توی آشپزخونه‌ست.

453
00:40:23,360 --> 00:40:24,650
‫مَستی؟

454
00:40:26,900 --> 00:40:27,940
‫نه راستش.

455
00:40:28,650 --> 00:40:29,990
‫دوست داشتم دعوتت کنم
‫بریم بالا توی دفترم،

456
00:40:29,990 --> 00:40:33,200
‫اما تا همین یک ساعتِ پیش
‫دوتا جسـد افتاده بود کف اتاق،

457
00:40:33,830 --> 00:40:35,280
‫آره. انگار بمب ترکیده.

458
00:40:35,290 --> 00:40:36,700
‫نه؛ نمی‌دونم.

459
00:40:36,700 --> 00:40:38,830
‫با یکم رنگ درست می‌شه.

460
00:40:39,830 --> 00:40:42,710
‫اسمِ روسای سرویس‌های
‫اطلاعاتی روی این نامه‌ها نوشته شده!

461
00:40:42,710 --> 00:40:44,920
‫آره، می‌دونم فعلاً ویلن رئیس سازمان‌مونه
‫اما من قبولش ندارم،

462
00:40:44,920 --> 00:40:48,210
‫برای همین به نامه‌ای که برای
‫اون نوشته شده یه نگاهی انداختم.

463
00:40:48,800 --> 00:40:52,180
‫خلاصه‌ش اینه که 12 ساعت
‫وقت داریم تا هارکنس رو آزاد کنیم.

464
00:40:52,180 --> 00:40:53,550
‫و بعد از 12 ساعت چی می‌شه؟

465
00:40:54,510 --> 00:40:57,100
‫خب، این‌ نامه‌ها توی اینترنت پخش می‌شه.

466
00:40:58,310 --> 00:41:02,520
‫هارکنس سال‌ها برای ما و خیلی
‫از همکارامون کارچاق کنی کرده.

467
00:41:02,520 --> 00:41:04,792
‫فقط کارت‌رایت پیشنهادش
‫رو قبول نکرد، که اون هم بعد از

468
00:41:04,816 --> 00:41:07,440
‫بازنشستگی‌، دیگه نظرش مهم
‫نبود و ما پیشنهادش رو قبول کردیم.

469
00:41:08,360 --> 00:41:10,820
‫باید آزادش کنی و شر اون شاهزاده‌ی عرب

470
00:41:11,910 --> 00:41:14,780
‫از پرونده‌ش کم کنی.

471
00:41:14,780 --> 00:41:19,040
‫نه، من‌که نمی‌تونم.
‫این افتخار رو به ویلن واگذار می‌کنم.

472
00:41:21,710 --> 00:41:23,710
‫بابت لانگ‌ریج متاسفم.

473
00:41:25,880 --> 00:41:28,840
‫کارهای مربوط به حقوق بعد از مرگ‌ش رو انجام دادم.

474
00:41:29,510 --> 00:41:33,220
‫- حقوقِ پنج ساله؛ بدون مالیات.
‫- نه. ده سال. اون فعال بود.

475
00:41:33,220 --> 00:41:34,640
‫خانه‌ی لجن‌زار فقط یه دفتر کار اداریه.

476
00:41:34,640 --> 00:41:36,510
‫به‌هرحال من این‌جا اختیارِ تصمیم‌گیری دارم.

477
00:41:36,510 --> 00:41:39,600
‫یه‌جایی این رو نوشته بود؛ الان حوصله ندارم
‫بگردم پیداش کنم.

478
00:41:39,600 --> 00:41:42,350
‫حالا هرچی، من دیروز لانگ‌ریج رو
‫فرستادم یه ماموریت مهم انجام بده

479
00:41:42,350 --> 00:41:45,980
‫و تا وقتی که من گزارش میدانی‌ش
‫رو امضا نکنم،

480
00:41:45,980 --> 00:41:47,980
‫اون یه مامور فعال محسوب می‌شه.

481
00:41:47,980 --> 00:41:50,570
‫افزایشِ حقوق ماموران فعال حقـشه!

482
00:41:50,570 --> 00:41:52,570
‫که ده ساله، نه پنج.

483
00:41:52,570 --> 00:41:54,360
‫یعنی منظورم حقِ خانواده‌شه.

484
00:41:54,910 --> 00:41:57,830
‫- اون‌جایی که رفته پول به‌کارش نمیاد.
‫- باشه.

485
00:41:58,580 --> 00:42:01,540
‫اگه یه‌وقت خودت حین انجام وظیفه
‫یه‌چیزی‌ت بشه، کی قراره حقوق‌ت رو بگیره؟

486
00:42:01,540 --> 00:42:05,080
‫الان منظورت اینه با هم ازدواج کنیم؟

487
00:42:05,080 --> 00:42:07,830
‫تا وقتی یکی‌مون مُرد، تمام
‫پول‌ها به اون یکی برسه؟

488
00:42:07,840 --> 00:42:09,550
‫حاضرم بمیرم تا با تو ازدواج کنم.

489
00:42:15,010 --> 00:42:18,930
‫بلاخره موفق شدیم؟ امیدوارم.
‫فعلاً که همه‌چی عالیه.

490
00:42:22,060 --> 00:42:23,140
‫سلام مویرا.

491
00:42:23,810 --> 00:42:26,900
‫خدای من؛ چقدر خوشحال شدم دیدمت.
‫حالت چطوره؟

492
00:42:26,900 --> 00:42:28,230
‫خوبم قربان ممنون.

493
00:42:28,980 --> 00:42:30,360
‫- چند لحظه وقت دارین؟
‫- نه راستش.

494
00:42:30,360 --> 00:42:33,030
‫- باید با یکی تماس بگیرم؛ پس بعداً...
‫- نه، گفتم ساعت‌ش رو تغییر بدن.

495
00:42:33,780 --> 00:42:34,780
‫الان سرتون خلوته.

496
00:42:37,320 --> 00:42:40,580
‫- خب، چطوری دقیقاً گفتی...
‫- فلو زنگ زد به رودی هـو؛ دم‌شون گرم.

497
00:42:40,580 --> 00:42:44,210
‫تازه وبسایت گزارشات پلیس رو برام باز
‫کرد و شخصی به‌نام گالهاد رو بهم معرفی کرد.

498
00:42:45,420 --> 00:42:48,420
‫می‌خوای این گفت‌وگو رو این‌جا ادامه بدیم؟

499
00:42:49,290 --> 00:42:52,010
‫نه راستش. نظرت چیه بریم داخل؟

500
00:42:53,380 --> 00:42:54,420
‫خیلی هم عالی.

501
00:42:59,510 --> 00:43:01,260
‫قهوه یا چای میل داری؟

502
00:43:01,260 --> 00:43:03,350
‫یا بیسکوئیت؟
‫می‌تونم یکی رو بفرستم...

503
00:43:03,350 --> 00:43:05,230
‫می‌خوام بی‌زحمت من رو برگردونی سرِ کار قبلی‌ام.

504
00:43:07,650 --> 00:43:09,270
‫می‌دونی، ای کاش واقعاً می‌تونستم اما...

505
00:43:09,270 --> 00:43:13,230
‫نکنه دل‌تون می‌خواد بقیه بفهمن پلیس قبلاً
‫شما رو به‌جرم دختربازی دستگیر کرده؟

506
00:43:15,030 --> 00:43:16,030
‫نه، من...

507
00:43:16,860 --> 00:43:19,070
‫اون قضیه فقط یه سوتفاهم بود.

508
00:43:19,070 --> 00:43:21,530
‫- می‌خوام فقط چهار روز در هفته کار کنم.
‫- راستش گم شده بودم و یهو پلیس...

509
00:43:21,530 --> 00:43:22,740
‫حقوق‌ام هم باید زیاد کنی.

510
00:43:25,210 --> 00:43:26,330
‫تموم شد دیگه؟

511
00:43:26,920 --> 00:43:29,120
‫اون‌طوری می‌تونی تا هروقت دلت
‫خواست دختربازی کنی و کسی نفهمه.

512
00:43:29,130 --> 00:43:30,560
‫این چه حرفـ...

513
00:43:31,670 --> 00:43:35,340
‫نه؛ من درس‌ام رو گرفتم.

514
00:43:35,340 --> 00:43:39,590
‫سعی می‌کنم دیگه گم نشم و از کسی
‫آدرس نپرسم تا همچین اتفاقی پیش نیاد.

515
00:43:39,590 --> 00:43:41,640
‫- پس...
‫- همه‌چی اوکی شد دیگه؟

516
00:43:41,640 --> 00:43:44,060
‫- ممنون از وقتی که گذاشتید قربان.
‫- باعث افتخارم بود.

517
00:43:44,060 --> 00:43:45,140
‫واقعاً خوشحال شدم.

518
00:43:48,020 --> 00:43:50,150
‫ممنونم. واقعاً ازت ممنونم مویرا.

519
00:44:11,750 --> 00:44:14,300
‫فقط 20 دقیقه طول کشید.
‫پس نگران نباش.

520
00:44:14,840 --> 00:44:16,050
‫اونقدرها هم دور نیست.

521
00:44:19,220 --> 00:44:21,640
‫خیلی‌خب، بذار پیاده‌ت کنم.

522
00:44:30,440 --> 00:44:31,440
‫خیلی‌خب...

523
00:44:38,320 --> 00:44:40,240
‫این‌جا تحتِ نظر پارک اداره می‌شه.

524
00:44:40,240 --> 00:44:44,120
‫برای همین پُر از مامورهای بازنشسته‌ست.

525
00:44:45,700 --> 00:44:47,290
‫خیلی زود کُلی دوست پیدا می‌کنی.

526
00:45:13,400 --> 00:45:15,980
‫این‌ها رو از خونه آوردم.
‫اینم از باغچه‌مون کندم

527
00:45:17,400 --> 00:45:20,150
‫اگه بخوای، هر هفته یه‌دسته تازه‌ش رو برات میارم.

528
00:45:20,820 --> 00:45:22,660
‫اینطوری همیشه یه تیکه از باغچه‌ت پیشته.

529
00:45:25,160 --> 00:45:28,370
‫همه‌ی لباس‌هات هم این‌جاست.

530
00:45:31,330 --> 00:45:34,710
‫و دقیقاً مثل گل‌ها، با توجه به
‫فصل، برات لباس‌های جدید میارم.

531
00:45:36,750 --> 00:45:39,010
‫و راستی کتاب‌هات...

532
00:45:39,630 --> 00:45:42,470
‫- باید بذاری...
‫- تا کی باید این‌جا بمونم؟

533
00:45:43,470 --> 00:45:45,090
‫خب، دیگه از این به بعد این‌جا زندگی می‌کنی.

534
00:45:46,640 --> 00:45:48,060
‫توی یه هتل؟

535
00:45:48,640 --> 00:45:50,640
‫نه، این‌جا هتل نیست. خونته.

536
00:45:51,310 --> 00:45:53,190
‫خونه‌ی خودم نیست.

537
00:45:56,060 --> 00:45:57,480
‫زودباش، من رو ببر خونه‌ی خودم.

538
00:45:58,320 --> 00:45:59,860
‫نمی‌تونم؛ یادت رفته؟

539
00:45:59,860 --> 00:46:02,400
‫دیگه امن نیست تنهایی اون‌جا بمونی.

540
00:46:03,780 --> 00:46:06,200
‫چی؟ من می‌تونم
‫از خودم محافظت کنم.

541
00:46:07,530 --> 00:46:09,540
‫کی دنبالمه؟ کارلا؟

542
00:46:10,700 --> 00:46:13,660
‫هر یه‌روز در میون میام پیشت.

543
00:46:13,670 --> 00:46:18,250
‫اینطوری تازه حتی بیشتر از قبل هم رو می‌بینیم.

544
00:46:18,800 --> 00:46:21,300
‫گفتی هیچوقت این‌کارو باهام نمی‌کنی.

545
00:46:22,760 --> 00:46:23,590
‫قول دادی.

546
00:46:23,590 --> 00:46:26,430
‫خب آره. دلم نمی‌خواد، اما مجبورم.

547
00:46:28,850 --> 00:46:30,430
‫نمی‌تونم این‌جا بمونم.

548
00:46:31,770 --> 00:46:33,430
‫باید توی همون حمام می‌مُردم.

549
00:46:33,430 --> 00:46:37,480
‫خواهش می‌کنم این حرف رو نزن. باشه؟
‫این حرف رو نزن.

550
00:46:37,480 --> 00:46:39,570
‫چون قضیه بابات رو ازت مخفی کردم این‌کارو می‌کنی؟

551
00:46:39,570 --> 00:46:41,360
‫به‌خاطر این داری مجازاتم می‌کنی؟

552
00:46:41,860 --> 00:46:44,030
‫- معلومه که اینطور نیست...
‫- آقای کارت‌رایت؟

553
00:46:44,030 --> 00:46:46,030
‫بهم گفتن اومدید.

554
00:46:46,030 --> 00:46:49,240
‫به «سانی تایمز هومز» خوش اومدید.
‫من سیلویا هستم.

555
00:46:49,740 --> 00:46:52,490
‫حوله‌ی تمیز. هر روز تعویض می‌شن.
‫براتون می‌ذارمش توی حمام.

556
00:46:52,500 --> 00:46:53,910
‫چی می‌گه؟

557
00:46:54,410 --> 00:46:56,880
‫می‌گه به «سانی تایمز هومز» خوش اومدید.

558
00:46:57,630 --> 00:46:59,630
‫بهش بگو من نمی‌خوام این‌جا بمونم.

559
00:47:00,250 --> 00:47:04,460
‫بگو وقتی خوابیدم با بیل بیاد بزنه توی کله‌ام بمیرم.

560
00:47:04,470 --> 00:47:08,890
‫ببینید، این‌جا واقعاً جای خوبیه.
‫مطمئنم عاشقش می‌شین.

561
00:47:08,890 --> 00:47:12,720
‫خب، صبحونه ساعت 8 سرو می‌شه.
‫ناهار ساعت 1 و شام ساعت 5.

562
00:47:12,720 --> 00:47:14,890
‫هم می‌تونید این‌جا نوش‌جان کنید
‫هم تو سالن غذاخوری.

563
00:47:15,520 --> 00:47:17,980
‫عالیه. ممنون.
‫چقدر خفن.

564
00:47:17,980 --> 00:47:20,270
‫خیلی‌خب، من دیگه می‌رم
‫فردا برمی‌گردم.

565
00:47:22,280 --> 00:47:26,070
‫بهم قول داده بودی ریور. قول داده بودی.

566
00:47:30,830 --> 00:47:32,080
‫خواهش می‌کنم.

567
00:47:34,000 --> 00:47:35,910
‫من رو این‌جا ول نکن. خواهش می‌کنم.

568
00:47:35,910 --> 00:47:39,540
‫فردا صبح میام و باز هم برات گل میارم.
‫باشه؟ برمی‌گردم.

569
00:47:39,540 --> 00:47:43,840
‫بهم قول داده بودی ریور!

570
00:48:29,220 --> 00:48:30,180
‫جانم؟

571
00:48:33,010 --> 00:48:34,010
‫الان؟

572
00:48:37,140 --> 00:48:38,270
‫باشه.

573
00:49:07,380 --> 00:49:10,430
‫امضاش کن.
‫خودم پُرش کردم.

574
00:49:10,970 --> 00:49:15,010
‫- این چیه؟
‫- گزارشِ فعالیت‌هات.

575
00:49:17,560 --> 00:49:19,640
‫می‌خوای پاداشِ عملیاتی بگیری؟

576
00:49:19,640 --> 00:49:21,600
‫برای همین من رو کشوندی این‌جا؟

577
00:49:24,480 --> 00:49:26,980
‫خب اگه دوست داری می‌تونی
‫بمونی و نوشیدنی بخوری.

578
00:49:28,610 --> 00:49:31,490
‫تا وقتی که نوشیدنی
‫نگرفتی، یه کلمه حرف نزن.

579
00:49:31,514 --> 00:49:51,514
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

580
00:49:51,538 --> 00:50:06,538
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

581
00:50:08,193 --> 00:50:10,273
‫« در فصل بعد خواهید دید »

582
00:50:10,990 --> 00:50:12,740
‫حروم‌زاده تو مبارزه‌ی تن به تن تفنگ آورده!

583
00:50:12,740 --> 00:50:14,530
‫- کله‌ت رو بیار پایین.
‫- لعنتی!

584
00:50:15,660 --> 00:50:16,990
‫مشخص بود می‌خواست
‫یکی‌مون رو بکُشه!

585
00:50:16,990 --> 00:50:18,200
‫می‌خواست تو رو بکشه کُسخل بی‌عقل!

586
00:50:18,830 --> 00:50:20,450
‫استراتژی اختلال.

587
00:50:20,450 --> 00:50:22,960
‫یه‌ مامور رو می‌کشی، به یه روستا حمله می‌کنی

588
00:50:22,960 --> 00:50:26,830
‫سیستم حمل و نقل رو مختل می‌کنی، توجه رسانه‌ها
‫رو جلب می‌کنی و یه رهبر پوپولیست رو ترور می‌کنی.

589
00:50:28,130 --> 00:50:30,250
‫لمب اومده.
‫می‌گه می‌دونه حرکت بعدی‌شون چیـه.

590
00:50:30,260 --> 00:50:31,380
‫حالا دیگه زده تو کارِ پیش‌گویی؟

591
00:50:33,380 --> 00:50:36,340
‫اون از هر کس دیگه‌ای توی این
‫ساختمون بیشتر تجربه داره.

592
00:50:36,340 --> 00:50:38,140
‫نادیده گرفتن حرف‌هاش درست نیست.

593
00:50:38,140 --> 00:50:41,270
‫حداقل من و گروهـم مثلِ آدم گند می‌زنیم.

594
00:50:41,270 --> 00:50:44,480
‫مثل شماها به‌دردنخور و بی‌خاصیت نیستن.

595
00:50:49,320 --> 00:50:51,030
‫آره. واقعاً مُرده. مگه نه؟

596
00:50:52,320 --> 00:50:53,600
« اسب‌های کودن »

