﻿1
00:00:19,660 --> 00:00:22,560
‫« به جفری رأی بدید »

2
00:00:22,584 --> 00:00:32,584
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:32,608 --> 00:00:42,608
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:45,020 --> 00:01:46,940
‫سلام. به شهردار جفری رأی بدید

5
00:01:49,350 --> 00:01:51,110
‫میشه یه پوستر بهت بدم که
‫بزنیش به پنجره؟

6
00:01:51,110 --> 00:01:53,390
‫بانک اجازه نمیده وارد مسائل سیاسی بشیم

7
00:01:53,414 --> 00:01:55,414
‫بعدشم، طرف صد در صد برنده میشه دیگه؟

8
00:01:55,480 --> 00:01:57,570
‫نباید مسائل رو دست‌کم بگیری

9
00:01:57,570 --> 00:02:00,780
‫فکر کن همه بمونن خونه و آخرش
‫دنیس گیمبال انتخاب شه

10
00:02:00,780 --> 00:02:02,580
‫طرف احمقـه. امکان نداره انتخاب شه

11
00:02:02,580 --> 00:02:06,250
دور از جون اما انتخابات
‫جلوی ورود احمق‌ها رو نمی‌گیره

12
00:02:14,460 --> 00:02:15,460
‫صبح‌ به‌خیر

13
00:02:16,300 --> 00:02:19,300
‫امیدوارم شهردار جفری بتونن
‫روی رأی‌تون حساب باز کنن

14
00:02:19,300 --> 00:02:21,900
‫می‌دونم خیلی از شما قشر جوان

15
00:02:21,924 --> 00:02:23,696
‫از سیاست دلسرد شدید

16
00:02:23,720 --> 00:02:25,720
‫آره، من هم یه زمانی هم‌سن تو بودم

17
00:02:25,720 --> 00:02:28,026
‫اما شهردار جفری بذر امید می‌کاره و

18
00:02:28,050 --> 00:02:30,263
‫گیمبال بذر نفرت

19
00:02:31,520 --> 00:02:33,610
‫گیمبال گفته می‌خواد لندن رو...

20
00:02:36,650 --> 00:02:37,740
‫چی‌کار داری می‌کنی...

21
00:02:37,740 --> 00:02:39,110
‫نه. این کار رو...

22
00:04:41,600 --> 00:04:43,470
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت اول »

23
00:04:45,407 --> 00:04:50,407
‫♪ آهنگ Simply Irresistible
‫از Robert Palmer ♪

24
00:05:31,870 --> 00:05:32,910
‫هو! مراقب باش!

25
00:05:37,420 --> 00:05:38,960
‫یعنی چی؟

26
00:05:38,960 --> 00:05:40,170
‫- ندیدی؟
‫- چی رو؟

27
00:05:40,170 --> 00:05:42,630
‫- داشت از روت رد می‌شد
‫- چی داری میگی؟

28
00:05:45,130 --> 00:05:46,260
‫هدفونم

29
00:05:51,850 --> 00:05:54,390
‫سرعتش رو زیاد کرد.
‫مطمئنم داشت میومد سراغت

30
00:05:58,310 --> 00:05:59,610
‫نباید خیلی دور شده باشن

31
00:06:02,280 --> 00:06:04,110
‫فکر می‌کردم می‌خوای دوربین‌ها رو چک کنی

32
00:06:04,110 --> 00:06:05,740
‫لینکش رو برات می‌فرستم

33
00:06:05,740 --> 00:06:08,160
پول هدفونم رو بده تا همین‌جا تمومش کنیم

34
00:06:08,160 --> 00:06:09,740
‫نه، معلومـه که تمومش نمی‌کنیم

35
00:06:10,660 --> 00:06:12,241
‫پیرهنم رو هم پاره کردی

36
00:06:12,265 --> 00:06:15,040
‫این رو هم به فاکتور ‫اضافه می‌کنم وگرنه...

37
00:06:15,540 --> 00:06:16,620
‫وگرنه چی؟

38
00:06:17,410 --> 00:06:21,420
‫وگرنه به‌خاطر تعرض، رسماً ازت شکایت می‌کنم

39
00:06:21,420 --> 00:06:25,010
‫تعرض؟ من جونت رو نجات دادم کله‌کیری

40
00:06:25,010 --> 00:06:27,590
‫بعدشم، فقط یه کودن ۲۰۰ پوند
پول پیرهن میده

41
00:06:28,090 --> 00:06:30,180
‫خب من ضرر این پول رو با
‫کُس کردن جبران می‌کنم

42
00:06:31,010 --> 00:06:33,600
‫یه‌جوری گفتم انگار واسه سکس پول میدم،
‫که همچین کاری نمی‌کنم!

43
00:06:33,600 --> 00:06:35,020
‫سکس واسه من پول میده!

44
00:06:36,180 --> 00:06:40,400
<i>‫شاهدین می‌گویند تیرانداز از شاتگان یا
‫تفنگ‌گلوله زنی استفاده کرده و</i>

45
00:06:40,400 --> 00:06:42,440
<i>‫بدون هدف و هیچ دل‌رحمی‌ای</i>

46
00:06:42,440 --> 00:06:44,270
<i>‫شروع به تیراندازی کرده</i>

47
00:06:44,270 --> 00:06:48,070
<i>‫پلیس و سایر نیروهای امدادی همچنان در
‫صحنه حضور دارند</i>

48
00:06:48,070 --> 00:06:50,820
<i>‫و ما نیز بدون شک، شما رو در
‫جریان تازه‌ترین اتفاقات...</i>

49
00:06:50,820 --> 00:06:52,620
‫آره، از ابوتسفیلد خبر دارم

50
00:06:53,200 --> 00:06:56,830
‫چه ربطی به تو یا بقیه‌ی کارمندهای
‫خانه لجن‌زار داره؟

51
00:06:57,450 --> 00:07:00,580
‫خیلی غیرمنتظره بوده.
برای همین پارک می‌خواد خودش رو برسونه

52
00:07:00,580 --> 00:07:03,250
‫تحقیقات زمینه‌ای عمیق و
بررسی‌های هویتی و

53
00:07:03,250 --> 00:07:06,090
‫مزخرفات حوصله‌سربری که همیشه
‫مجبورمون می‌کنی انجامش بدیم، با اوناست

54
00:07:06,090 --> 00:07:08,260
‫فکر نمی‌کنی از کمک‌مون استقبال کنن؟

55
00:07:09,050 --> 00:07:11,300
‫خب، یه حدس آکادمیک بزن

56
00:07:11,300 --> 00:07:12,930
‫استقبال می‌کنن

57
00:07:12,930 --> 00:07:14,350
‫گفتم آکادمیک

58
00:07:14,350 --> 00:07:18,020
‫حدس تو، حدس یه دانش‌آموز ۱۵ ساله‌ست که
‫مدرسه رو ول کرده تا بره کشتارگاه کار کنه

59
00:07:18,020 --> 00:07:19,980
‫اصلاً تو چرا اهمیت میدی؟

60
00:07:19,980 --> 00:07:21,190
‫مگه روز آخر کاریت نیست؟

61
00:07:22,100 --> 00:07:26,530
‫چرا هواپیما کاغذی یا
توپِ کشی درست نمی‌کنی؟

62
00:07:26,530 --> 00:07:27,860
‫به یه دردی بخور

63
00:07:27,860 --> 00:07:30,990
<i>‫...درحال حاضر به‌نظر نمی‌رسد که
‫این اتفاق تروریسی بوده باشد</i>

64
00:07:30,990 --> 00:07:34,030
<i>‫اما انگیزه‌ی این حمله مشخص نشده</i>

65
00:07:36,410 --> 00:07:38,790
‫ای خدا، چرا این‌جا رو با
‫دفترم اشتباه می‌گیری؟

66
00:07:39,200 --> 00:07:41,000
‫که البته اونجا هم دوست ندارم ببینمت

67
00:07:41,000 --> 00:07:42,830
‫شرلی یه چیزی می‌خواست بهت بگه

68
00:07:42,830 --> 00:07:45,750
‫- خب گروه پیش‌نمایش که نمی‌خواستم
‫- خب پس، زود باش تا

69
00:07:45,750 --> 00:07:49,050
‫بتونم سیکت رو بزنم و
با آرامش صبحونه‌م رو بخورم

70
00:07:49,050 --> 00:07:50,640
‫یکی نزدیک بود از روی هو رد بشه

71
00:07:50,640 --> 00:07:52,090
‫خوش به‌ حال‌شون. سیک کن

72
00:07:52,090 --> 00:07:54,390
‫عمدی بود. داشتن یه راست میومدن سمتش

73
00:07:54,390 --> 00:07:57,430
‫با این که دلم می‌خواد فکر کنم
‫هو تصادفی زیر گرفته شده اما

74
00:07:57,430 --> 00:07:59,890
‫این‌‌طوری از یه لحظه خوش محروم میشیم

75
00:08:00,980 --> 00:08:03,350
‫- کجا این اتفاق افتاد؟
‫- خیابون فن

76
00:08:03,350 --> 00:08:05,360
‫دوربین نداره که خودش این هم شک‌ برانگیزه

77
00:08:05,940 --> 00:08:07,480
‫چه جور ماشینی بود؟

78
00:08:07,480 --> 00:08:09,280
‫ون فورد ترانزیت. سفید

79
00:08:09,280 --> 00:08:12,915
...خصوصیاتی برای شناسایی مثلِ

80
00:08:12,940 --> 00:08:14,160
‫پلاک نداشت؟

81
00:08:14,160 --> 00:08:17,720
‫داشتم هو رو نجات می‌دادم و وقت نشد پلاکش رو
‫ ببینم. تا سرم رو برگردوندم رفته بود

82
00:08:17,720 --> 00:08:20,830
‫اون‌وقت چرا خود هو اینجا نیست که
‫بخواد غرهاش رو بزنه؟

83
00:08:21,750 --> 00:08:22,960
‫خودش نفهمید

84
00:08:24,580 --> 00:08:26,500
‫خب، قابل پیش‌بینی بود

85
00:08:27,000 --> 00:08:29,090
‫ون ترانزیت سفید داشت می‌رفت سمت شرق

86
00:08:29,090 --> 00:08:31,260
‫میشه حداقل تلاش کنیم ردش رو بگیریم؟

87
00:08:31,963 --> 00:08:34,083
‫خب، ترک صحنه‌ی تصادف که باعث نمیشه

88
00:08:34,108 --> 00:08:36,180
‫طرف قاتل باشه

89
00:08:36,180 --> 00:08:39,720
‫مطمئنم طرف سرش رو از پنجره بیرون نیاورده که
‫بگه، «دفعه‌ی بعد زیرت می‌گیرم»

90
00:08:39,720 --> 00:08:41,810
‫این قضیه رو جدی می‌گیری یا نه؟

91
00:08:41,810 --> 00:08:43,350
‫خب، خیلی خوشحالم که پرسیدی. نه

92
00:08:43,350 --> 00:08:46,360
‫تو می‌خوای این قضیه رو جدی بگیری؟
‫سیکتیر کن

93
00:08:52,110 --> 00:08:53,610
‫شرلی، صبر کن

94
00:08:53,610 --> 00:08:57,530
<i>‫چیزی که امروز شاهد اون بودید، یک ترور بود.
‫به همین سادگی</i>

95
00:08:57,530 --> 00:09:00,923
<i>‫سیاست‌های سهل‌انگارانه‌ی
‫این شهردار در قبال جرایم،</i>

96
00:09:00,947 --> 00:09:03,233
<i>این شهر رو به میدان جنگ تبدیل کرده‌</i>

97
00:09:09,250 --> 00:09:11,710
‫اما فلایت هستم، رئیس بخش امنیت اِم‌آی‌فایو

98
00:09:11,710 --> 00:09:12,710
‫فلایتی

99
00:09:13,053 --> 00:09:14,000
‫جانم؟

100
00:09:14,025 --> 00:09:16,908
.فلایتی فلایت
از اداره‌ی پلیس رسیدی به ام‌آی‌فایو

101
00:09:16,933 --> 00:09:19,893
‫تو سرقت خیابون لنارد،
گذرمون بهم خورده بود

102
00:09:20,260 --> 00:09:22,680
‫راست میگی. اجازه هست؟

103
00:09:22,680 --> 00:09:26,020
‫که این‌طور. پس حالا که مأمور سطح بالا شدی،
وقت واسه گپ زدن نداری؟

104
00:09:26,690 --> 00:09:29,190
‫۱۱ نفر با یه اسلحه‌ی خودکار کشته شدند

105
00:09:29,190 --> 00:09:31,110
‫پس نه، وقت واسه گپ زدن ندارم

106
00:09:31,110 --> 00:09:33,150
‫مخصوصاً با کسی که
یه بار توی واتس‌اپ

107
00:09:33,150 --> 00:09:36,530
‫لیست مظنون‌ها رو به ترتیبی که
‫دوست داشت بکنتشون، فرستاد

108
00:09:39,070 --> 00:09:40,370
‫صحنه رو نشونت میدم

109
00:09:44,290 --> 00:09:48,130
‫حوالی ساعت ۹:۰۷،
‫مظنون از خونه‌ش میاد بیرون،

110
00:09:48,130 --> 00:09:50,130
‫میره سمت مرکز میدون و

111
00:09:50,130 --> 00:09:53,590
‫اونجا بدون هیچ اخطاری،
‫همه رو به رگبار می‌بنده

112
00:09:53,590 --> 00:09:56,400
‫با اون پیرمرده که توی غرفه‌ی انتخابات بود،
‫شروع می‌کنه

113
00:09:58,890 --> 00:10:02,810
‫چند دقیقه بعد، تفنگ رو می‌گیره سمت خودش

114
00:10:03,660 --> 00:10:05,850
‫هیچکس جلوی اون اسلحه
‫حرفی برای گفتن نداشته

115
00:10:05,850 --> 00:10:08,350
‫خب ما رفتیم باشگاه تیراندازی محله و
‫پرس‌وجو کردیم...

116
00:10:08,350 --> 00:10:11,020
‫این‌جور اسلحه‌ها اجازه ندارن توی
‫باشگاه‌های تیراندازی استفاد شن

117
00:10:11,020 --> 00:10:12,650
‫از شلیک‌کننده چی می‌دونیم؟

118
00:10:19,110 --> 00:10:21,530
‫« روحیه‌ی راسخ، دنیس گیمبال »

119
00:10:21,530 --> 00:10:23,120
‫طرفدار دنیس گیمبال بوده

120
00:10:23,870 --> 00:10:26,750
‫تا حالا درمورد نژاد خاص یا مهاجران،
‫دیدگاه افراطی‌ای نداشته؟

121
00:10:26,750 --> 00:10:28,540
‫تا الان که چیزی پیدا نکردیم

122
00:10:28,540 --> 00:10:30,750
‫مردم محلی گفتن یارو با هیشکی حرف نمی‌زده

123
00:10:31,340 --> 00:10:33,670
‫باید فعالیت‌های اینترنتیش رو بررسی کنم

124
00:10:33,670 --> 00:10:35,340
‫شاید به گروه خاصی وابسته بوده

125
00:10:36,260 --> 00:10:37,840
‫باید به اطلاع پارک برسونم

126
00:10:38,430 --> 00:10:39,550
‫چی رو؟

127
00:10:39,550 --> 00:10:41,510
‫خب تیرانداز طرفدار گیمبال بوده و

128
00:10:41,510 --> 00:10:43,760
‫اولین قربانیش هم یه شخص حامی شهردار بوده

129
00:10:44,470 --> 00:10:47,140
‫مطبوعات و سیاستمدارها
‫چه حالی با این قضیه بکنن

130
00:10:48,100 --> 00:10:50,150
‫شهر همین الانش هم به مو بنده

131
00:11:02,990 --> 00:11:04,450
‫گوه توش

132
00:11:11,880 --> 00:11:14,380
داشتی از دست کسی در می‌رفتی که
‫این‌قدر دیر کردی؟

133
00:11:14,380 --> 00:11:15,460
‫کاش این‌طور بود

134
00:11:15,460 --> 00:11:18,420
‫نه، کاترین پیام داد گفت
‫واسه جشن وسیله بخرم

135
00:11:18,420 --> 00:11:21,510
‫امروز صبح یکی می‌خواست هو رو بکشه.
‫با ماشین اومد سمتش

136
00:11:23,010 --> 00:11:26,010
‫چی؟ جداً؟ کی؟ چطوری؟

137
00:11:26,010 --> 00:11:27,310
‫نه، مزخرف میگه

138
00:11:27,310 --> 00:11:30,390
‫این دنبال بهونه بود تا
‫بهم تعرض جنسی کنه

139
00:11:31,690 --> 00:11:33,740
‫خیلی خب. بالاخره این اتفاق افتاده یا نه؟

140
00:11:33,740 --> 00:11:35,120
‫نزدیک بود زیرش بگیرن

141
00:11:38,570 --> 00:11:40,150
‫میشه یکم از اینا رو بیاری؟

142
00:11:42,360 --> 00:11:44,280
‫فکر می‌کنی دارم از خودم در میارم؟

143
00:11:44,280 --> 00:11:48,633
‫نه، مطمئنم یه ماشین نزدیک بوده بهش بزنه،
‫مثل هر کسی که می‌خواد از خیابون رد شه

144
00:11:49,120 --> 00:11:51,500
‫چرا سر این قضیه این‌قدر بی‌شعورید؟

145
00:11:51,500 --> 00:11:53,980
‫بی‌شعور نیستم. فقط می‌خوام وقتم رو با
‫چیزایی بگذرونم که

146
00:11:53,980 --> 00:11:55,000
‫واقعاً اهمیت دارن

147
00:11:56,500 --> 00:11:59,340
‫یه ون نزدیک بود بزنه بهش.
‫من هم پرتش کردم اون‌ور

148
00:11:59,340 --> 00:12:00,340
‫باشه

149
00:12:01,430 --> 00:12:02,630
‫دو تا مسئله‌ست، خب؟

150
00:12:04,220 --> 00:12:07,970
‫راننده‌های لندن عصبانین و
‫راه رفتن رادی هم خیلی رو مخـه

151
00:12:07,970 --> 00:12:09,180
‫کون لقت

152
00:12:10,140 --> 00:12:11,850
‫اصلاً انتظار نداشتم

153
00:12:12,980 --> 00:12:14,440
‫این چش شده؟

154
00:12:14,440 --> 00:12:15,730
‫نه، با خودت بودم

155
00:12:16,520 --> 00:12:18,070
‫- من؟
‫- آره

156
00:12:18,650 --> 00:12:19,740
‫مطمئنـه

157
00:12:19,740 --> 00:12:22,860
‫اگه کسی یکی‌مون رو هدف قرار داده باشه
‫جون همه‌مون تو خطره

158
00:12:22,860 --> 00:12:23,860
‫احتمالاً

159
00:12:24,410 --> 00:12:27,910
‫خب اون شاهد عینیِ چنان قابلی نیست، هست؟

160
00:12:27,910 --> 00:12:30,680
‫صدات هنوز میاد، حیوونِ خر!

161
00:12:31,460 --> 00:12:34,960
‫یکم انصاف داشته باش.
‫هنوز با مرگ مارکوس کنار نیومده

162
00:12:34,960 --> 00:12:37,540
‫خب همه‌مون با خیلی چیزها
‫کنار نیومدیم، مگه نه؟

163
00:12:37,540 --> 00:12:39,380
‫بعضی‌هامون بیشتر از بقیه

164
00:12:48,010 --> 00:12:50,040
‫تو فکر می‌کنی کسی به هو حمله کرده؟

165
00:12:50,800 --> 00:12:52,740
‫نه می‌دونم و نه اهمیتی میدم

166
00:12:54,810 --> 00:12:57,190
‫چرا رفتی خرید؟ فکر می‌کردم مأموریتی

167
00:12:57,690 --> 00:12:58,690
‫نه

168
00:12:59,230 --> 00:13:02,690
‫نه، داشتم واسه جشن تو چیزمیز می‌خریدم

169
00:13:02,690 --> 00:13:04,910
‫ای خدا،‌ من جشن نمی‌خوام

170
00:13:04,910 --> 00:13:06,240
‫فقط می‌خوام از اینجا برم

171
00:13:06,240 --> 00:13:08,700
‫نه. استراحت روانی حرکت خیلی شجاعانه‌ایـه

172
00:13:08,700 --> 00:13:10,460
‫برای همین باید جشن بگیریم

173
00:13:13,750 --> 00:13:14,750
‫خدایا

174
00:13:15,500 --> 00:13:16,580
‫چی شده؟

175
00:13:16,580 --> 00:13:18,670
‫امروز صبح بابابزرگم
‫یه داستان برام تعریف کرد،

176
00:13:18,670 --> 00:13:23,498
‫من هم حس کردم آشناست،
‫گفتم لابد قبلاً واسم تعریف کرده اما

177
00:13:23,523 --> 00:13:27,775
‫در واقع داستان فیلمِ «آنجا که عقاب‌ها
‫جرأت پیدا می‌کنند» بوده

178
00:13:27,800 --> 00:13:29,180
‫- ای بابا
‫- آره

179
00:13:29,720 --> 00:13:31,220
‫پس حالش خیلی خوش نیست؟

180
00:13:31,220 --> 00:13:32,220
‫نه

181
00:13:32,720 --> 00:13:36,060
‫خب راستش خیلی راحت با خونه سازگار شده

182
00:13:36,770 --> 00:13:39,860
‫اما اون هم واسه اینـه که چیزی از
‫زندگیش یادش نمیاد

183
00:13:41,900 --> 00:13:45,950
‫قبلاً کلی داستان باحال از جنگ سرد رو
‫برام تعریف می‌کرد

184
00:13:45,950 --> 00:13:47,410
‫با کلی جزئیات و...

185
00:13:48,530 --> 00:13:52,200
‫حالا که بالاخره یه حرفی زده،
‫معلوم شد داستان یه فیلم قدیمی بوده

186
00:13:53,620 --> 00:13:55,500
‫راستی قضاوتم نکنی‌ها

187
00:13:55,500 --> 00:13:56,750
‫- از خودم متنفرم که...
‫- قضاوت نکردم

188
00:13:56,750 --> 00:13:57,830
‫...همچین احساسی دارم

189
00:14:00,960 --> 00:14:04,020
‫خب، دلم واسه این شوخی‌های خنده‌دارِ
‫اداره‌ای تنگ میشه

190
00:14:06,010 --> 00:14:07,470
‫فلایت هنوز تو صحنه‌ی جرمـه

191
00:14:07,470 --> 00:14:10,680
‫بر اساس اطلاعاتی که فرستاده،
‫داریم فعالیت‌های اینترنتیش رو بررسی می‌کنیم

192
00:14:10,680 --> 00:14:14,060
‫یه مشخصه‌ی کامل نیاز داریم.
‫ابهامات زیادی هست

193
00:14:14,060 --> 00:14:18,020
‫باید بفهم چطوری از رادارمون مخفی شده.
‫نباید اجازه‌ی اتفاق مشابهی رو بدیم

194
00:14:20,770 --> 00:14:23,360
‫داشتم با وزیر کشور حرف می‌زدم و
‫ایشون شدیداً ناراحت بودن

195
00:14:23,360 --> 00:14:24,440
‫آره خب

196
00:14:25,150 --> 00:14:27,490
‫- یازده نفر مُردن
‫- باید خودمون رو جمع‌وجور کنیم

197
00:14:27,490 --> 00:14:29,160
‫گام‌های بعدیـه که اهمیت داره

198
00:14:29,160 --> 00:14:31,100
‫با توجه به وابستگی سیاسی تیرانداز،

199
00:14:31,100 --> 00:14:33,660
‫کاندیدای شهرداری باید کمتر
‫تو انظار عمومی حاضر شه

200
00:14:33,660 --> 00:14:34,750
‫جالبـه این رو گفتی

201
00:14:34,750 --> 00:14:36,920
‫خواستم شخصاً این رو به اطلاع‌شون برسونم

202
00:14:36,920 --> 00:14:39,000
‫همین الان دارم میرم پیش گیمبال و جفری

203
00:14:39,000 --> 00:14:40,580
‫مطمئنی فکر خوبیـه؟

204
00:14:40,580 --> 00:14:43,210
‫نه، فکر خیلی بدیـه،
‫واسه همین دارم میرم

205
00:14:44,250 --> 00:14:46,880
‫اگه گیمبال از طرف رسانه‌ها،
‫ارتباطش با تیرانداز رو بفهمه

206
00:14:46,880 --> 00:14:48,970
‫می‌خواد به زمین و زمان اتهام بزنه

207
00:14:48,970 --> 00:14:50,390
‫میگه این یه عملیات ساختگی بوده

208
00:14:50,390 --> 00:14:53,220
‫پس باید از زبون خودم بشنوه.
‫رک و راست و بی شیله ‌پیله

209
00:14:53,720 --> 00:14:56,600
‫به‌نظرم دیگه همه‌مون از
‫این حرف‌های جنجالیش خسته شدیم

210
00:14:56,600 --> 00:14:59,850
‫به‌گمونم باید قبول کنی که اون در هر صورت
‫این کار رو می‌کنه

211
00:15:01,040 --> 00:15:02,500
‫نه تا وقتی که من باشم

212
00:15:14,830 --> 00:15:19,830
‫« مناظره‌ی شهرداری، لندن »

213
00:15:20,830 --> 00:15:21,830
‫ممنونم

214
00:15:27,210 --> 00:15:29,470
‫بعدش من فرصت پرسش سوالات رو فراهم می‌کنم

215
00:15:29,470 --> 00:15:31,840
‫برای یه مشت مخاطب شهری

216
00:15:31,840 --> 00:15:35,430
‫نه، یه کاری می‌کنیم که نشون بدیم
‫یک‌سوم مخاطبین می‌خوان به شما رأی بدن،

217
00:15:35,430 --> 00:15:37,940
‫یک‌سوم به آقای جفری و
‫یک‌سوم هم هنوز تصمیم نگرفتن

218
00:15:37,940 --> 00:15:39,020
‫ببخشید

219
00:15:39,730 --> 00:15:41,650
‫با عرض معذرت، باید ازتون بخوام که برید

220
00:15:41,650 --> 00:15:43,620
‫باید تنهایی با کاندیداها صحبت کنم

221
00:15:44,360 --> 00:15:46,550
‫کلود، خوشحالم که دوباره می‌بینمت

222
00:15:46,550 --> 00:15:48,280
‫من هم از دیدنت خوشحالم ظفر

223
00:15:48,280 --> 00:15:51,030
‫بعد میگن ما اصلاً آدم حکومتی نداریم

224
00:15:51,030 --> 00:15:53,820
‫باید فرض کنم که با هم
گلف بازی می‌کنید دیگه؟

225
00:15:53,820 --> 00:15:56,910
‫- نه، راستش با همدیگه عربی می‌رقصیم
‫- چه ناز

226
00:15:57,450 --> 00:15:59,080
‫شوخی کردم...

227
00:15:59,520 --> 00:16:02,080
‫می‌دونم اتفاقات ناگوار ابوتسفیلد به
‫گوش‌تون رسیده

228
00:16:02,080 --> 00:16:03,170
‫هولناکـه

229
00:16:03,880 --> 00:16:07,250
‫لندن همبستگی خودش رو با
‫قربانیان نفرت اعلام می‌کنه

230
00:16:07,250 --> 00:16:11,130
‫ببخشید اما چرا این‌طوری حرف می‌زنی؟
‫مگه دوربینی هست؟

231
00:16:11,130 --> 00:16:12,970
‫یازده نفر مُردن دنیس

232
00:16:12,970 --> 00:16:15,050
‫آره چون تو نمی‌تونی جلوی جرایم رو بگیری

233
00:16:15,050 --> 00:16:16,430
‫آقایون

234
00:16:16,430 --> 00:16:19,850
‫از امروز به بعد، تعداد نیروهای پلیس در
‫همه‌ی گردهمایی‌های عمومی

235
00:16:19,850 --> 00:16:21,230
‫افزایش پیدا می‌کنه

236
00:16:21,230 --> 00:16:23,190
‫از جمله‌ مناظره‌ی شهرداری فردا

237
00:16:23,190 --> 00:16:26,730
‫بهتره چندتا نیروی کمکی بیارید.
‫تیم‌تون رو بزرگ‌تر کنید

238
00:16:26,730 --> 00:16:28,440
‫چرا باید تیمم رو بزرگ‌تر کنم؟

239
00:16:29,820 --> 00:16:32,650
‫خب مطمئنم که تو می‌تونی
‫از پس خودت بر بیاری، معلومـه

240
00:16:32,650 --> 00:16:35,570
‫اما کاندیدات به محافظت کامل نیاز داره

241
00:16:35,570 --> 00:16:37,535
‫تایسون رئیس ستاد منـه

242
00:16:37,560 --> 00:16:41,600
‫- چیتـه؟ نفهمیدم
‫- تایسون بومن رئیس ستاد منـه

243
00:16:43,120 --> 00:16:45,540
‫- فکر کردی محافظشم؟
‫- ببخشید دیر کردم

244
00:16:45,540 --> 00:16:50,260
‫باید به ویراستارم حالی می‌کردم که
‫دو رگه، کلمه‌ی نژادپرستانه نیست

245
00:16:50,760 --> 00:16:53,680
‫دیم ویلن. سلام

246
00:16:53,680 --> 00:16:55,890
‫ببخشید. این یه جلسه‌ی اطلاعاتیـه

247
00:16:55,890 --> 00:16:57,640
‫داری آی‌کیوم رو می‌بری زیر سوال؟

248
00:16:57,640 --> 00:17:00,470
‫دودی فقط همسر من نیست،
‫مدیر کارزارم هم هست

249
00:17:00,470 --> 00:17:03,940
‫و همچنین یه خبرنگاره که برای
‫یه نشریه‌ی ملی کار می کنه

250
00:17:03,940 --> 00:17:06,230
‫اون مقاله‌هه که درموردت نوشتم رو
دوست نداشتی

251
00:17:06,230 --> 00:17:08,190
‫من مطالب تو رو نمی‌خونم

252
00:17:08,190 --> 00:17:12,030
‫اما درست شنیدم که تو گفتی
‫باید استعفا بدم؟

253
00:17:12,530 --> 00:17:17,110
‫به‌خاطر تلاشم برای جذب بیشتر مامورهای
‫«ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس» به سازمان؟

254
00:17:17,110 --> 00:17:20,660
‫گفته بودی دنبال یه «جیمر بانداژ» می‌گردم؟

255
00:17:23,410 --> 00:17:25,080
‫بهتره همین الان از اینجا بری

256
00:17:26,080 --> 00:17:27,080
‫معذرت می‌خوام

257
00:17:27,630 --> 00:17:29,290
‫جزو ساز و کاره

258
00:17:36,510 --> 00:17:37,970
‫نچ نچ نچ

259
00:17:38,720 --> 00:17:39,930
‫نباید این کار رو می‌کردی

260
00:17:45,270 --> 00:17:47,650
‫ظاهراً تیرانداز از طرفدارهای تو بوده

261
00:17:48,770 --> 00:17:49,820
‫ظاهراً؟

262
00:17:50,400 --> 00:17:51,820
‫کتاب‌های تو رو داشته

263
00:17:51,820 --> 00:17:55,360
‫خیلی‌ها کتاب‌های من رو می‌خرن.
‫کارهای من پرفروشـه

264
00:17:55,360 --> 00:17:57,280
‫روزنامه‌نگارها چپ‌گرایی که

265
00:17:57,280 --> 00:17:59,910
‫از تحریف حرف‌هام لذت می‌برن ‫هم
جزو مشتری‌هامن

266
00:17:59,910 --> 00:18:03,120
‫یه عکس دوتایی از تو و خودش رو هم
‫زده بوده به یخچالش

267
00:18:03,120 --> 00:18:05,790
‫اولین هدفش هم کسی بوده که
‫داشته شهردار رو تبلیغ می‌کرده

268
00:18:05,790 --> 00:18:09,170
‫ازت می‌خوام یکم به حرفات
‫طعم واقعیت ببخشی

269
00:18:09,170 --> 00:18:11,210
‫یه کلمه از این حرفا رو هم باور نمی‌کنم

270
00:18:11,210 --> 00:18:13,840
‫این دسیسه‌چینیـه

271
00:18:29,860 --> 00:18:31,940
‫سیکتیر کن، سرم شلوغـه

272
00:18:31,940 --> 00:18:33,440
‫تفنگ مارکوس رو می‌خوام

273
00:18:35,280 --> 00:18:38,820
‫دوربین مداربسته از کار افتاده بود و
‫دوربین نتونست ماشین رو بگیره

274
00:18:39,620 --> 00:18:41,030
‫حالا هو چی میگه؟

275
00:18:42,200 --> 00:18:43,830
‫نظر اون رو به من ترجیح میدی؟

276
00:18:43,830 --> 00:18:46,722
‫نه، مشتاقم نظرات مختلف رو بسجنم و

277
00:18:46,747 --> 00:18:48,936
‫بعدش تصمیمم رو بگیرم

278
00:18:49,023 --> 00:18:52,090
‫میگه دوربین‌های مداربسته
‫همه‌جای شهر رو پوشش نمیدن و

279
00:18:52,090 --> 00:18:55,510
‫هیچ چیز مشکوکی هم نیست اما
‫می‌خواد همچنان به گیمبال رأی بده

280
00:18:56,140 --> 00:19:00,680
‫اون‌وقت دقیقاً چی از جون من می‌خوای؟

281
00:19:00,680 --> 00:19:03,760
‫اگه حمله عمدی بوده،
‫بازم این کار رو می‌کنن

282
00:19:03,760 --> 00:19:06,810
‫هر لحظه ممکنه یکی دوباره در رو بشکونه.
‫من تفنگ می‌خوام

283
00:19:06,810 --> 00:19:09,480
‫مگه یادت نیست که تفنگه
‫به‌طرز مشکوکی ناپدید شد؟

284
00:19:09,480 --> 00:19:12,520
‫این‌طوری مجبور نشدم
‫ ۱۵ تا فرم تخمی رو پر کنم که

285
00:19:12,520 --> 00:19:17,635
‫توضیح بدم چرا گذاشتید کو یه زندانی رو
‫همین‌جا کنار رادیاتور اعدام کنه

286
00:19:17,660 --> 00:19:19,500
‫آره. اما هنوز پیشتـه دیگه

287
00:19:21,660 --> 00:19:23,200
‫یادم نیست کجا گذاشتمش

288
00:19:24,910 --> 00:19:26,700
‫خب میشه مال خودت رو بدی؟

289
00:19:27,450 --> 00:19:28,540
‫آره، چرا که نه؟

290
00:19:28,540 --> 00:19:31,170
‫توی کشوی سومی از پایینـه.
‫خودت بردار

291
00:19:33,630 --> 00:19:36,380
‫- شوخی کردی دیگه؟
‫- معلومـه که شوخی کردم

292
00:19:36,380 --> 00:19:38,620
‫اصول تخمی مدیریتی رو کامل نخوندم اما

293
00:19:38,620 --> 00:19:42,510
‫کاملاً مطمئنم که اجازه ندارم چون حوصله‌ی
‫ کارکن‌هام سر رفته، تفنگ بدم دست‌شون

294
00:19:42,510 --> 00:19:44,470
‫من حوصله‌م سر نرفته

295
00:19:44,470 --> 00:19:46,270
‫واقعاً؟

296
00:19:46,270 --> 00:19:49,520
‫این حرفت توهین به سبک رهبری من بود

297
00:19:49,520 --> 00:19:51,980
‫وقتی اون حرومزاده‌ی روانی فرانسوی
‫حمله کرد اینجا،

298
00:19:51,980 --> 00:19:54,310
‫با کتری داشتیم جلوش رو می‌گرفتیم

299
00:19:54,310 --> 00:19:56,150
‫اگه باز بهمون حمله کردن چی؟

300
00:19:56,150 --> 00:19:58,780
‫مگه کتری رو عوض نکردیم؟

301
00:19:59,391 --> 00:20:06,805
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

302
00:20:06,830 --> 00:20:08,080
‫باز بذارم یا ببندم؟

303
00:20:09,290 --> 00:20:10,620
‫سیکتیر کن بابا

304
00:20:14,790 --> 00:20:17,670
‫- دِون
‫- ترو تو یه انجمن اینسل‌ها می‌چرخیده

305
00:20:17,670 --> 00:20:20,050
‫دارم بررسیش می‌کنم،
‫الان لینکش رو می‌فرستم

306
00:20:20,050 --> 00:20:21,680
‫احتمالاً یکی دیگه هم عضو اون انجمن باشه،

307
00:20:21,680 --> 00:20:25,300
‫فیل، مسئول صحنه‌ی جرم که
‫میگه کدوم زن‌ها کردنی‌ان

308
00:20:25,300 --> 00:20:26,970
‫چطوری هنوز گذاشتن سر کارش باشه؟

309
00:20:26,970 --> 00:20:29,770
‫بیشتر از این که سر پستش باشه،
‫توی تعلیق بوده

310
00:20:30,480 --> 00:20:33,940
‫- خدا رو شکر می‌کنم که رفتم
‫- من هم همین‌طور

311
00:20:36,110 --> 00:20:37,610
‫« دِون ولز »

312
00:20:43,240 --> 00:20:44,240
‫صبر کن

313
00:20:48,200 --> 00:20:49,540
‫هی

314
00:20:50,200 --> 00:20:52,540
‫کسی شاهد بوده که اون به
‫خودش شلیک کرده باشه؟

315
00:20:52,540 --> 00:20:54,750
‫خب، تا اون‌موقع همه یا داشتن فرار می‌کردن
‫یا قایم می‌شدن

316
00:20:54,750 --> 00:20:56,000
‫پس کسی ندیده

317
00:20:56,000 --> 00:20:58,630
‫فقط اون دیوونه بوده که تفنگ داشته.
‫پرونده مختومه‌ست

318
00:20:58,630 --> 00:21:00,880
‫من تعیین می‌کنم که پرونده کِی مختومه بشه

319
00:21:01,880 --> 00:21:04,930
‫ببین، اگه حرفات به‌خاطر رفتارهای سابقمـه

320
00:21:04,930 --> 00:21:08,390
‫باید بدونی که من الان خودم رو
‫یه‌جور فمینیست می‌دونم

321
00:21:08,390 --> 00:21:10,770
‫ای کیر! نصف کله‌ش رفته!

322
00:21:11,520 --> 00:21:13,940
‫- به خودش شلیک نکرده
‫- خب این‌طور که به‌نظر میاد

323
00:21:13,940 --> 00:21:17,020
‫از یه فاصله‌ی دور و بلند بهش شلیک شده

324
00:21:18,860 --> 00:21:21,020
‫بریم یه نگاه به اون بالا بندازیم

325
00:21:53,770 --> 00:21:57,060
‫شاید عملیات تروریستی نباشه اما
‫یه قتل عام معمولی هم نیست

326
00:21:59,360 --> 00:22:00,770
‫اون خودش رو نکشته

327
00:22:01,690 --> 00:22:03,110
‫کشته شده

328
00:22:13,259 --> 00:22:18,259
‫♪ آهنگ Feel Good از Phats & Small ♪

329
00:22:31,140 --> 00:22:32,390
‫پیشنهاد من...

330
00:22:34,180 --> 00:22:35,980
‫مثل پیشنهادیـه که به اون دادم

331
00:22:37,440 --> 00:22:39,730
‫برید با یه کار دیگه خودتون رو سرگرم کنید

332
00:22:39,730 --> 00:22:41,860
‫لااقل به‌خاطر سلامت روانی من

333
00:22:42,900 --> 00:22:44,400
‫واقعاً ضدحالـه

334
00:22:44,400 --> 00:22:47,860
‫خب، حالا که رفت، اوضاع فقط بهتر میشه

335
00:22:48,780 --> 00:22:51,030
‫بجنبید بچه‌‌ها، جشن داره شروع میشه!

336
00:22:51,030 --> 00:22:52,830
‫تا کِی باید بمونم؟

337
00:22:52,830 --> 00:22:54,740
‫بیخیال، نمیشه نفر اول بری که.

338
00:22:55,620 --> 00:22:56,830
‫الان برم چطوره؟

339
00:22:56,830 --> 00:23:00,420
‫نه، نه، نه. ببین چی‌کارها کردم.
‫چه بساط و ضیافتی پهن کردم

340
00:23:03,460 --> 00:23:07,760
‫یکی بهم دستگاه شوک بده چون
‫این جشن «ا.پ.م»‌ـه

341
00:23:09,220 --> 00:23:12,300
‫- «ا.پ.م» یعنی از پیش مُرده
‫- آره، فهمیدیم. سیک کن

342
00:23:12,300 --> 00:23:14,930
‫اگه هم از قبل مرده باشه،
‫دیگه دستگاه شوک لازمت نمیشه

343
00:23:14,930 --> 00:23:16,600
‫پس بهتر بود بگی

344
00:23:16,600 --> 00:23:20,900
‫«یکی بهم دستگاه شوک بده چون
‫قلب این جشن وایساده»

345
00:23:20,900 --> 00:23:21,980
‫چرا داری کمکش می‌کنی؟

346
00:23:21,980 --> 00:23:24,320
‫نمی‌دونم، آخه انگار...
‫همیشه کمک لازم داره

347
00:23:24,320 --> 00:23:26,780
‫ببخشید. کس دیگه‌ای چایی می‌خواست؟

348
00:23:26,780 --> 00:23:30,200
‫نه، قبلش باید می‌پرسیدم اما به گمونم
‫یه چیز قوی‌تر می‌خواستید

349
00:23:30,200 --> 00:23:32,370
‫جشن چایی خوری. چه خفن!

350
00:23:32,990 --> 00:23:35,120
‫- پیداشون کردم
‫- چی رو پیدا کردی؟

351
00:23:35,700 --> 00:23:37,540
‫دیده‌بان، راننده و کل واحدشون

352
00:23:38,040 --> 00:23:39,120
‫کدوم دیده‌بان؟

353
00:23:39,120 --> 00:23:41,040
‫ماشین سر نبش می‌پیچه،

354
00:23:41,040 --> 00:23:44,750
‫یه دوربین روی دکه‌ی روزنامه‌فروشی هست که
‫پیاده‌رو رو پوشش میده

355
00:23:44,750 --> 00:23:46,630
‫یکم از... یکم از جاده هم معلومـه

356
00:23:48,920 --> 00:23:50,930
‫پاهاش رو نگاه کن. پوتین نظامی پاشه

357
00:23:53,180 --> 00:23:54,600
‫من هم پوتین نظامی پامـه

358
00:23:55,180 --> 00:23:56,970
‫خب، کفش‌های خودت هم خیلی نظامی‌ان

359
00:23:58,020 --> 00:23:59,930
‫مدل کفشای من «رد وینگز»ـه.
‫نگاه کنید

360
00:24:00,480 --> 00:24:02,730
‫سوار همون ماشینی میشه که
‫اومده سراغ هو

361
00:24:02,730 --> 00:24:04,520
‫از کجا می‌دونی همون ماشینـه؟

362
00:24:04,520 --> 00:24:05,610
‫سفیده

363
00:24:05,610 --> 00:24:08,690
‫اما زوم که بکنی، دو نفر دیگه هم
‫پوتین نظامی پاشونـه

364
00:24:08,690 --> 00:24:10,990
‫این یارو که سوار میشه،
‫دیده‌بانیـه که هو رو می‌پاییده

365
00:24:10,990 --> 00:24:12,490
‫آره. خب که چی؟

366
00:24:13,570 --> 00:24:14,990
‫یعنی یه گروه آدم‌کشن

367
00:24:17,580 --> 00:24:20,000
‫چون چندنفر نشستن پشت یه ونی که

368
00:24:20,000 --> 00:24:23,250
‫ممکنه رفته باشن سمت رادی و
‫ممکنه کفش نظامی پاشون کرده باشن

369
00:24:29,590 --> 00:24:31,630
‫حالا که این‌طور شد... کون لق همه‌تون

370
00:24:31,630 --> 00:24:34,430
ببخشید که دلم نخواست بمیرید

371
00:24:34,430 --> 00:24:38,000
‫می‌خوای جلوی کشته شدن ما رو بگیری یا
‫می‌خوای مارکوس رو برگردونی؟

372
00:24:41,850 --> 00:24:43,060
‫ببخشید...

373
00:24:44,150 --> 00:24:45,730
‫شرمنده. ببخشید

374
00:24:47,480 --> 00:24:48,480
‫ببخشید

375
00:24:49,190 --> 00:24:50,320
‫ای داد

376
00:24:52,030 --> 00:24:54,780
‫عاشق جشن‌هاییم که پر از فضای شادن

377
00:24:54,780 --> 00:24:56,870
‫جشن تموم شد، خب؟

378
00:24:56,870 --> 00:24:58,830
‫بیا. این برای توئـه

379
00:24:58,830 --> 00:25:00,160
‫ممنون

380
00:25:00,160 --> 00:25:02,500
‫- لطفاً زود برگرد
‫- مرسی

381
00:25:02,500 --> 00:25:05,130
‫من که از خدامـه.
‫جایی کار دارم

382
00:25:05,420 --> 00:25:07,670
‫انجمن جقی‌های بریتانیا،
‫مجمع سالانه برگزار کرده؟

383
00:25:07,670 --> 00:25:09,510
‫همچین انجمنی وجود نداره

384
00:25:13,590 --> 00:25:14,680
‫بریم می‌خونه؟

385
00:25:14,680 --> 00:25:15,680
‫نه، ممنون

386
00:25:18,060 --> 00:25:19,350
‫لعنت بر شیطون

387
00:25:28,730 --> 00:25:31,280
‫گوش کن، شرلی شاید یه چیزهایی فهمیده باشه

388
00:25:31,280 --> 00:25:33,110
‫توی دوربین یه چندتا پوتین دیده

389
00:25:34,530 --> 00:25:37,120
‫باورم نمیشه با صدای بلند این رو گفتی

390
00:25:37,120 --> 00:25:38,200
‫بر اساس ساز و کار،

391
00:25:38,200 --> 00:25:41,290
‫در صورت دریافت اطلاعاتی مبنی بر
‫تهدید جدی علیه یه مأمور،

392
00:25:41,290 --> 00:25:45,471
‫باید فوراً به رئیس عملیاتی ایستگاه محلی
‫ارجاع داده بشه

393
00:25:45,496 --> 00:25:47,996
‫ایستگاه محلی ما کجاست؟
‫یادم میندازی؟

394
00:25:48,540 --> 00:25:49,630
‫ریجنتز پارک

395
00:25:49,630 --> 00:25:52,460
‫ریجنتز پارک.
‫پس بر اساس قانون شماره‌ی...

396
00:25:53,470 --> 00:25:55,880
‫- حالا هرچی که هست...
‫- ۲۷ داخل پرانتر، ۳

397
00:25:55,880 --> 00:25:58,760
‫باید گزارش کاملی از وقایع امروز صبح

398
00:25:58,760 --> 00:26:00,890
‫به خانم دی تورنر داده بشه،

399
00:26:00,890 --> 00:26:04,000
‫که اون هم حتماً یه نسخه ازش رو
‫برای کلود ویلن می‌فرسته

400
00:26:04,560 --> 00:26:07,770
‫خوشبختانه قانون شماره یک لندن،

401
00:26:07,770 --> 00:26:11,110
‫نسبت به قانون پابرجای شماره ۲۷(۳) سازمان
...تو ارجحیتـه که میگه

402
00:26:12,110 --> 00:26:14,320
‫- «از خودت محافظت کن»
‫- دقیقاً

403
00:26:15,110 --> 00:26:16,120
‫پس...

404
00:26:16,120 --> 00:26:18,910
‫چون نمی‌خوای پای پارک به این ماجرا باز شه،
‫کاری نمی‌کنی؟

405
00:26:18,910 --> 00:26:21,990
‫خب من به شخصه واسه کارهام
برنامه‌ریزی نمی‌کنم اما

406
00:26:21,990 --> 00:26:24,290
‫بعید بدونم که دارودسته‌ی فسقلیِ کله‌شق‌مون،
‫

407
00:26:24,290 --> 00:26:26,920
‫این فرصت رو برای انجام عملیاتِ
‫محرمانه‌‌ی شخصی‌شون از دست بدن

408
00:26:28,330 --> 00:26:30,670
‫خانم قاصدک که همین الانش هم
‫ازم تفنگ خواسته

409
00:26:30,670 --> 00:26:32,460
‫قبول که نکردی؟

410
00:26:33,590 --> 00:26:35,720
‫خب نه، اما وسوسه شدم

411
00:26:35,720 --> 00:26:39,970
‫فکر کن با اسلحه‌ بره سر جلساتِ
‫«اضطراب پس از سانحه»ش و

412
00:26:39,970 --> 00:26:43,600
‫بقیه‌شون رو هم تحریک کنه

413
00:26:43,625 --> 00:26:47,252
‫یعنی با وجود مشکلاتی که داره حرفش رو

414
00:26:47,277 --> 00:26:49,918
‫باور می‌کنی اما خلافش رو نشون میدی

415
00:26:54,940 --> 00:26:57,400
‫قرار بود ترک کنی

416
00:26:57,400 --> 00:26:58,950
‫آخر سر می‌کشتت

417
00:26:59,820 --> 00:27:01,370
‫اصلاً واسه همین می‌کشم

418
00:27:03,990 --> 00:27:06,536
‫دکتر گفته نباید بکشی

419
00:27:06,561 --> 00:27:09,120
‫تا خاموشش نکنی، جایی نمیرم

420
00:27:20,090 --> 00:27:22,850
‫اسم تیرانداز راب ترو بوده.
‫مرد سفیدپوست و ۲۸ ساله

421
00:27:23,340 --> 00:27:25,680
‫سوءسابقه نداشته.
‫با خانواده‌ش قطع رابطه کرده

422
00:27:25,680 --> 00:27:27,810
‫با کسی هم در ارتباط نبوده

423
00:27:27,810 --> 00:27:29,600
‫از نظر محلی‌ها سرد و غیرصمیمی بوده اما

424
00:27:29,600 --> 00:27:32,860
‫چیزی نیست که نشون بده می‌تونسته
‫دست به کشتار جمعی بزنه

425
00:27:32,860 --> 00:27:37,570
‫با تفنگ تهاجمی «ال۱۶ اِس» شروع به
‫تیراندازی کرده و ۱۱ نفر رو کشته

426
00:27:38,320 --> 00:27:39,820
‫دوباره سوابقش رو بررسی کن

427
00:27:39,820 --> 00:27:42,620
‫برای این که دستش به همچین اسلحه‌ای برسه

428
00:27:42,620 --> 00:27:44,820
‫حتماً توی مافیا یا نظامی‌های سابق آشنا داشته

429
00:27:44,820 --> 00:27:46,100
‫و همچنین پول زیاد

430
00:27:46,100 --> 00:27:48,210
‫یکی این اسلحه رو بهش داده، خانم

431
00:27:48,210 --> 00:27:51,040
‫- بهش داده؟
‫- تو «دیده‌نشده» فعال بوده

432
00:27:51,040 --> 00:27:53,880
‫که در واقع یه وبسایت‌ برای مردان ناراضیـه

433
00:27:53,880 --> 00:27:56,800
‫احساس می‌کرده زن‌ها طردش کردن،
‫جامعه‌ نادیده‌ش گرفته و

434
00:27:56,800 --> 00:27:59,470
‫هویت بریتانیاییش داشته از بین می‌رفته

435
00:27:59,470 --> 00:28:01,800
‫می‌خواسته اطرافیانش هم درد اون رو بچشن

436
00:28:01,800 --> 00:28:04,350
‫کاربر دیگه‌ای به این موضوع دامن زده

437
00:28:04,350 --> 00:28:07,270
‫پروفایل‌شون حذف شده و
‫هیچ‌جوره نمیشه ردشون رو گرفت

438
00:28:07,270 --> 00:28:11,270
‫ما فقط چت‌های ترو رو داریم

439
00:28:11,270 --> 00:28:14,520
‫آخرین پیام ترو ساعت ۲۱ و ۵ دقیقه
‫به اون ارسال شده

440
00:28:15,020 --> 00:28:19,460
‫«فردا صبح بسته رو برمی‌دارم و
‫دیده و شنیده میشم»

441
00:28:20,200 --> 00:28:23,815
‫یعنی میگی برای قتل تحریک شده و

442
00:28:23,840 --> 00:28:24,950
‫بهش اسلحه دادن؟

443
00:28:24,950 --> 00:28:27,040
‫بله. همون شخص هم اون رو به قتل رسونده

444
00:28:28,250 --> 00:28:31,460
‫کسی که اون‌قدر باهوش بوده این مرد رو
‫بکشه و بعد غیب بشه

445
00:28:31,460 --> 00:28:34,500
‫اون‌قدری حواس‌پرت نیست که
‫از خودش پوکه‌ی گلوله به جا بذاره

446
00:28:34,500 --> 00:28:36,360
‫به‌نظر من عمدی اونجا رها شده

447
00:28:36,360 --> 00:28:39,210
‫بهش می‌خورد خودشون گذاشته باشنش اونجا.
‫برای مسخره کردن‌مون

448
00:28:39,210 --> 00:28:42,430
اسم کاربر توی انجمن «تک‌تیرانداز ۷۶۲» هست

449
00:28:42,430 --> 00:28:46,020
‫و اون توسط یه تک تیرانداز با
‫فشنگ ۷.۶۲‌ میلی‌متری کشته شده

450
00:29:29,350 --> 00:29:32,560
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- گفتم نیروی کمکی به کارت میاد

451
00:29:32,560 --> 00:29:35,060
‫مطمئنم چی دیدم.
‫اون سوءقصد بود

452
00:29:35,980 --> 00:29:37,480
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

453
00:29:37,480 --> 00:29:40,690
‫احتمالاً یا داره پوکمون جمع می‌کنه
‫یا یه کار احمقانه‌ی دیگه

454
00:29:41,280 --> 00:29:43,320
‫اگه می‌خوای کمک کنی
‫حواس‌مون بهش باشه خوبـه

455
00:29:43,320 --> 00:29:46,700
‫اما اگه قصد کمک دیگه‌ای رو داری،
‫می‌تونی بری درت رو بذاری، چیزیم نیست

456
00:29:46,700 --> 00:29:47,780
‫اگه تو میگی که باشه

457
00:29:47,780 --> 00:29:50,460
‫مطمئن باش اگه یه مرگیم باشه،
‫بارزترین نشونه‌ش اینـه که

458
00:29:50,460 --> 00:29:52,830
‫به بقیه نمیگم برن درشون رو بذارن

459
00:29:52,830 --> 00:29:55,330
‫ببین، مطمئنم ریور قصدی از اون حرفش نداشته

460
00:29:55,330 --> 00:29:57,130
‫یا خدا

461
00:29:58,000 --> 00:29:59,800
‫هو اومده سر قرار...

462
00:30:00,420 --> 00:30:01,420
‫با اون

463
00:30:04,300 --> 00:30:06,220
‫شرط می‌بندم دختره فاحشه‌ست

464
00:30:07,220 --> 00:30:09,010
‫یکم دور از انصافـه

465
00:30:09,600 --> 00:30:11,500
‫اما احتمالاً همینیـه که میگی

466
00:30:19,980 --> 00:30:24,530
‫«دلم برای تنها آدم عاقل اداره تنگ میشه.
‫زود برگرد»

467
00:30:24,530 --> 00:30:26,700
‫خیلی بانمکی

468
00:30:27,740 --> 00:30:29,240
‫خب درست میگم

469
00:30:29,240 --> 00:30:31,540
‫البته یکم عاقلی اما خب دلم هم برات تنگ میشه

470
00:30:31,540 --> 00:30:32,620
‫بعید بدونم عاقل باشم

471
00:30:35,210 --> 00:30:37,370
‫چرا، هستی.
‫فقط باید یکم استراحت کنی، همین

472
00:30:37,960 --> 00:30:39,380
‫تو هم همین‌طور

473
00:30:39,380 --> 00:30:42,460
‫حرفی که به شرلی زدی اصلاً درست نبود

474
00:30:42,460 --> 00:30:44,050
‫می‌دونم، می‌دونم

475
00:30:44,050 --> 00:30:46,050
‫هر وقت آروم شد ازش معذرت‌خواهی می‌کنم

476
00:30:46,050 --> 00:30:50,300
‫فقط الان اصلاً حال و حوصله‌ی
‫این چرندیات رو ندارم و...

477
00:30:51,810 --> 00:30:54,680
‫وقتی می‌بینمش، یاد بدبختی‌هامون میفتم

478
00:30:54,680 --> 00:30:55,680
‫آره

479
00:30:58,440 --> 00:31:00,270
‫واسه همین دارم میرم پی کارم

480
00:31:02,570 --> 00:31:03,780
‫میری پی کارت؟

481
00:31:05,140 --> 00:31:06,740
‫پی کار کجات؟

482
00:31:06,740 --> 00:31:09,990
‫کلاً از خانه لجن‌زار، از اطلاعات

483
00:31:09,990 --> 00:31:11,950
‫برنمی‌گردم

484
00:31:12,580 --> 00:31:14,040
‫منظورت چیه؟

485
00:31:14,040 --> 00:31:15,410
‫چرا، برمی‌گردی

486
00:31:15,410 --> 00:31:17,940
‫- نه، برنمی‌گردم
‫- چرا، برمی‌گردی. فقط میری یه مرخصی شش ماهه

487
00:31:17,940 --> 00:31:18,870
‫- من...
‫- چی؟

488
00:31:18,870 --> 00:31:21,790
‫دیگه نمی‌تونم با اتفاقاتی که
افتاده کنار بیام

489
00:31:21,790 --> 00:31:23,300
‫- نه، نه، نه
‫- از دست دادنِ مین،

490
00:31:23,300 --> 00:31:27,010
‫این که بابات می‌خواست تو رو بکشه و
‫واکنش تو این بود که

491
00:31:27,010 --> 00:31:30,260
‫تلاش کنی تبدیل بشی به یه‌جور اَبَرسرباز

492
00:31:30,260 --> 00:31:31,760
‫- اشتباه می‌کنی
‫- نه، نمی‌کنم

493
00:31:31,760 --> 00:31:33,040
‫- چرا
‫- بابات که بهت حمله کرد

494
00:31:33,040 --> 00:31:35,770
‫مردونگیت تیکه و پاره شد

495
00:31:35,770 --> 00:31:38,350
‫منظورت چیه؟ من دستش رو خوندم.
‫برنده شدم

496
00:31:38,940 --> 00:31:40,900
‫به حرفای خودت گوش کن

497
00:31:40,900 --> 00:31:42,940
مگه بازیـه؟

498
00:31:42,940 --> 00:31:44,480
‫تو داغون شدی

499
00:31:44,480 --> 00:31:47,900
‫داری جلوی احساساتی که
‫باید داشته باشی رو می‌گیری

500
00:31:49,320 --> 00:31:50,530
‫و من...

501
00:31:51,570 --> 00:31:53,796
‫من فقط می‌خوام...

502
00:31:53,820 --> 00:31:55,766
 دوباره احساس داشته باشم

503
00:31:55,790 --> 00:31:57,000
‫منظوم رو می‌گیری؟

504
00:32:07,510 --> 00:32:08,800
‫این دیگه چه گهی بود خوردی؟

505
00:32:10,520 --> 00:32:12,380
‫احساساته دیگه

506
00:32:13,680 --> 00:32:17,220
‫یعنی فکر کردی می‌خواستم بوست کنم؟

507
00:32:17,220 --> 00:32:19,180
‫فکر کردم می‌خواستی احساسات داشته باشم

508
00:32:19,940 --> 00:32:21,230
‫نه، نه، نه

509
00:32:21,230 --> 00:32:24,610
‫داشتم بهت می‌گفتم که نمی‌تونم
‫با این فقدان کنار بیام

510
00:32:24,610 --> 00:32:25,940
‫آره. فقدان من

511
00:32:25,940 --> 00:32:27,780
‫- درمورد از دست من حرف می‌زنی
‫- ای خدا

512
00:32:27,780 --> 00:32:29,740
‫چطوری این ماجرا رو به خودت ربط دادی؟

513
00:32:29,740 --> 00:32:31,780
‫- نه، نه، نه، من به خودم ربط ندارم
‫- خدایا

514
00:32:31,780 --> 00:32:33,320
‫تو داری به من ربطش میدی

515
00:32:33,320 --> 00:32:35,450
‫- شما مردها چه مرگ‌تونـه؟
‫- نه، نه، نه

516
00:32:35,450 --> 00:32:37,950
‫وقتی یه زن سفره‌ی دلش رو باز می‌کنه

517
00:32:37,950 --> 00:32:41,210
‫اولین چیزی که به ذهن‌تون می‌رسه
‫اینه که بکنیدش؟

518
00:32:41,210 --> 00:32:43,210
‫صبر کن، نه، نه، نه.
‫نه، من همچین فکری نکردم

519
00:32:43,210 --> 00:32:45,580
‫- این نامردیـه... نه، نه، نه
‫- من که همچین احساسی کردم

520
00:32:45,580 --> 00:32:48,010
‫اصلاً من باید از دستت عصبانی باشم

521
00:32:48,010 --> 00:32:50,970
‫می‌خواستی چیکار کنی؟ همین‌طوری
‫بذاری بری و هیچوقت بهم نگی؟

522
00:32:52,180 --> 00:32:53,960
‫داش، همین الان دارم بهت میگم

523
00:32:54,720 --> 00:32:56,890
‫دلیل این که به تو و بقیه نگفتم هم
این بود که

524
00:32:56,890 --> 00:32:58,560
‫با استعفا دادن جلوی لمب

525
00:32:58,560 --> 00:33:01,480
چهره‌ی خندونش رو نبینم

526
00:33:01,480 --> 00:33:03,020
‫من...

527
00:33:03,020 --> 00:33:04,980
‫تو... تو...

528
00:33:07,270 --> 00:33:09,820
‫اگه چیزی به ذهنت نمی‌رسه،
‫بهتره گوشیت رو جواب بدی

529
00:33:13,200 --> 00:33:14,360
‫ای خدا

530
00:33:15,620 --> 00:33:18,290
‫- کاترین
‫- شرلی رادی رو تا یه کلوب شبانه تعقیب کرده،

531
00:33:18,290 --> 00:33:20,200
‫همونی که زیرِ روگذره

532
00:33:20,200 --> 00:33:23,870
‫من نمی‌تونم برم داخل. بیرون وایمیسم.
‫الکل هم هست

533
00:33:23,870 --> 00:33:26,290
‫حالا این موانع به کنار،
‫اصلاً چرا می‌خوای بری تو؟

534
00:33:26,290 --> 00:33:28,750
‫چون شرلی مأمور عملیاتیـه

535
00:33:28,750 --> 00:33:29,920
‫اون هم تنها

536
00:33:29,920 --> 00:33:32,930
‫کاترین، شرلی اضطراب پس از سانحه داره، خب؟

537
00:33:32,930 --> 00:33:36,820
‫- اون... اون کارهاش منطقی نیست
‫- نه، هنوز معلوم نشده

538
00:33:36,820 --> 00:33:39,000
‫رادی هم با یه زنه‌ایـه

539
00:33:39,430 --> 00:33:42,600
‫- چی؟
‫- ببین، شرلی نیروی کمکی لازم داره

540
00:33:42,600 --> 00:33:44,600
‫بعید بدونم شرلی الان بخواد من رو ببینه

541
00:33:44,600 --> 00:33:45,690
‫باشه

542
00:33:45,690 --> 00:33:48,940
‫اگه کسی بخواد دست به قتل بزنه و

543
00:33:48,940 --> 00:33:53,450
‫دوباره دیوارها پر از خون بشه، تقصیر خودتـه

544
00:33:53,450 --> 00:33:55,490
‫امیدوارم شب‌ بتونی راحت بخوابی

545
00:33:55,490 --> 00:33:57,120
‫باشه. خیلی خب، خیلی خب

546
00:33:57,120 --> 00:33:59,030
‫- خودم رو می‌رسونم
‫- ممنون

547
00:34:02,450 --> 00:34:07,040
‫خب. رادی با یه زنه تو کلوب شبانه قرار داره

548
00:34:09,210 --> 00:34:10,460
‫من هم باید...

549
00:34:12,210 --> 00:34:15,260
‫خیلی خب. میشه هفته‌ی بعد
‫دوباره این کار رو بکنیم؟

550
00:34:16,180 --> 00:34:19,800
‫بیایم همین‌جا و من هم این‌قدر عجیب نباشم

551
00:34:22,276 --> 00:34:26,656
‫نه... من باید کنار آدم‌های عادی باشم و
‫زندگی عادی داشته باشم

552
00:34:28,480 --> 00:34:30,320
‫پس باید یکم فضا بهت بدم

553
00:34:32,650 --> 00:34:34,900
‫باشه... چند هفته دیگه بهت زنگ می‌زنم

554
00:34:36,950 --> 00:34:38,820
‫نه. به نظرم باید این‌طور باشه که...

555
00:34:38,820 --> 00:34:41,330
‫تو بهم زنگ نزنی و خودم بهت زنگ بزنم

556
00:34:45,830 --> 00:34:47,580
‫باشه، پس...

557
00:34:49,210 --> 00:34:50,840
‫پس هر وقت شد می‌بینمت

558
00:34:56,630 --> 00:34:57,890
‫گندش بزنن

559
00:35:26,330 --> 00:35:30,170
‫« پیرزن دائم‌الخمر: رادی با یه زنه‌ایـه، شرلی و
‫ریور حواس‌شون بهش هست، یه سر میرم خونه »

560
00:35:30,920 --> 00:35:31,920
‫لعنتی

561
00:36:17,550 --> 00:36:18,840
خب؟

562
00:36:20,010 --> 00:36:21,720
‫تو اینجا چیکار می‌‌کنی؟

563
00:36:21,720 --> 00:36:22,890
‫کاترین فرستادم

564
00:36:26,770 --> 00:36:29,730
‫- راستی بابت اون‌موقع معذرت می‌خوام
‫- فراموشش کن

565
00:36:30,940 --> 00:36:32,900
‫پس مهمونی لوئیزا چی شد؟

566
00:36:34,770 --> 00:36:36,070
‫دیگه برنمی‌گرده

567
00:36:36,070 --> 00:36:37,360
‫نباید هم برگرده

568
00:36:37,360 --> 00:36:39,740
‫آخه کیه که از خانه لجن‌زار بره و
‫بگه «دلم تنگ شدها»؟

569
00:36:40,820 --> 00:36:43,030
‫پس یعنی همه این رو فهمیدن، آره؟

570
00:36:43,030 --> 00:36:44,530
‫تقریباً

571
00:36:44,530 --> 00:36:47,040
‫اگه می‌خوای بدونی شبت از
این بدتر میشه یا نه

572
00:36:47,040 --> 00:36:48,450
‫یه نگاه به پایین بنداز تا

573
00:36:48,460 --> 00:36:51,040
‫رقصیدن زنی که خیلی سطحش
ازت بالاتره رو ببینی

574
00:37:15,810 --> 00:37:17,020
‫چی؟

575
00:37:19,280 --> 00:37:20,280
‫درست می‌بینم؟

576
00:37:23,740 --> 00:37:25,660
‫نه، یکی نوشیدنیم رو مسموم کرده، مگه نه؟

577
00:37:31,370 --> 00:37:34,120
‫شاید فقط به‌خاطر سکس باهاشـه

578
00:37:34,120 --> 00:37:35,580
‫چی؟

579
00:37:35,580 --> 00:37:37,290
‫آخه هو خیلی هیکلیـه

580
00:37:37,290 --> 00:37:39,920
‫اگه این‌قدر بی‌شعور نبود
‫خوب تیکه‌ای می‌شد

581
00:37:41,470 --> 00:37:44,550
‫- یعنی تو میگی رادی جذابـه؟
‫- معلومـه که نه

582
00:37:45,050 --> 00:37:48,310
‫حاضرم با لمب بخوابم تا با اون،
‫ اما توی یه کلوب

583
00:37:48,310 --> 00:37:51,500
‫منطقیـه که یه نفر اون رو به
‫چشم یه اسباب‌بازی جنسی ببینه

584
00:37:52,430 --> 00:37:55,020
‫نکنه از وقتی اومدم اینجا،
‫چشم دخترها رو گرفته باشم

585
00:37:55,730 --> 00:37:58,940
‫والا بعید بدونم.
قیافه‌ت عین بی‌جنس‌گراهاست

586
00:38:27,340 --> 00:38:28,890
‫چی شد؟

587
00:38:32,430 --> 00:38:33,430
‫گندش بزنن

588
00:38:35,350 --> 00:38:38,270
‫شرلی! میشه بگی چه گهی داری می‌خوری؟

589
00:38:39,150 --> 00:38:40,570
‫- شر...
‫- شما دو نفر، برید بیرون!

590
00:38:42,150 --> 00:38:43,240
‫به من دست نزن!

591
00:38:44,530 --> 00:38:45,740
‫کله‌کیری

592
00:39:05,380 --> 00:39:07,260
‫- نه، نه. اون رو بده من
‫- چه غلطی می‌کنی؟

593
00:39:07,260 --> 00:39:09,180
‫چی‌کار داری می‌کنی؟
‫اون دیگه چه کاری بود؟

594
00:39:09,180 --> 00:39:10,260
‫فکر کردم چاقو دستشـه

595
00:39:10,260 --> 00:39:11,680
‫چاقو؟ بطری دستش بود!

596
00:39:11,680 --> 00:39:14,980
‫باشه،‌ گند زدم! تو که باید بتونی
‫باهام هم‌دردی کنی

597
00:39:14,980 --> 00:39:16,940
‫رو سکوی رقص پریدی رو کله‌ی طرف

598
00:39:16,940 --> 00:39:19,400
‫اون‌وقت الان می‌خوای مواد بزنی؟

599
00:39:19,400 --> 00:39:22,230
‫- فقط خواستم نگاهش کنم
‫- نه، گم‌شو. یه نگاه به خودت بنداز!

600
00:39:22,230 --> 00:39:24,360
‫یه نگاه به خودت بنداز!
‫خیلی داغونی

601
00:39:32,080 --> 00:39:33,660
‫خیلی خب. هر وقت حالم خراب میشه و

602
00:39:34,450 --> 00:39:37,710
‫از خودم و زندگیم متنفر میشم و

603
00:39:38,290 --> 00:39:40,420
...تحمل دیدن خودم رو ندارم

604
00:39:40,420 --> 00:39:43,210
‫درش میارم و فقط بهش نگاه می‌کنم

605
00:39:43,210 --> 00:39:46,670
‫و با خودم میگم، «اگه مارکوس اینجا بود
‫چی بهم می‌گفت؟»

606
00:39:47,970 --> 00:39:50,080
‫ولی اینجا نیست، مگه نه؟

607
00:39:50,080 --> 00:39:52,880
‫چون برادر نانتیت کله‌ش رو داغون کرد

608
00:39:54,720 --> 00:39:58,390
‫واسه همین دوباره می‌ذارمش تو جیبم چون
‫این چیزیـه که مارکوس بهم می‌گفت

609
00:40:00,310 --> 00:40:02,980
‫و این‌طوری وانمود می‌کنم که
هنوز زنده‌ست،‌ خب؟

610
00:40:07,650 --> 00:40:08,860
‫باشه

611
00:40:12,370 --> 00:40:14,040
‫پشمام. راحت بود

612
00:40:15,950 --> 00:40:18,410
‫واقعاً فکر کردی باهوشی، آره؟
‫یه نگاه به خودت بنداز

613
00:40:18,410 --> 00:40:20,210
‫به خودت نگاه کن.
‫واقعاً کمک لازم داری

614
00:40:20,210 --> 00:40:21,920
‫تویی که باید به مغزت استراحت بدی

615
00:40:21,920 --> 00:40:24,090
‫وای خدا. چه حرفای قشنگی می‌زنی.
‫سیکتیر!

616
00:40:24,090 --> 00:40:25,590
‫باشه. کون لقت!

617
00:40:26,380 --> 00:40:28,590
‫این‌قدر بکش تا کور شی.
‫ببین به تخمم هست یا نه!

618
00:40:28,590 --> 00:40:31,470
‫شما هم با آهنگ‌های تخمی‌تون توی
‫کلوب تخمی‌تون حال کنید!

619
00:41:42,000 --> 00:41:43,750
‫هی! چی‌کار می‌کنی؟

620
00:42:06,610 --> 00:42:08,400
‫پس...

621
00:42:08,400 --> 00:42:11,400
‫امشب همون شبیـه که...

622
00:42:11,425 --> 00:42:15,435
‫دو تا آدم یکی میشن؟

623
00:42:17,530 --> 00:42:19,910
‫- می‌دونی خیلی دلم می‌خواد، آره؟
‫- آره

624
00:42:19,910 --> 00:42:22,116
‫اما باید صبح زود بیدار شم و

625
00:42:22,141 --> 00:42:25,029
‫می‌خوام خاص باشه، نه عجله‌ای

626
00:42:25,876 --> 00:42:26,916
‫خاص هم میشه

627
00:42:28,003 --> 00:42:30,032
‫وقتی با من عشق‌بازی کنی...

628
00:42:30,057 --> 00:42:32,536
‫انگار زمان داره رو به عقب میره

629
00:42:33,090 --> 00:42:35,130
‫خیلی دوست دارم که حاضری صبر کنی

630
00:42:35,630 --> 00:42:36,930
‫خیلی حس قدرتمندیـه

631
00:42:47,270 --> 00:42:48,310
‫خدافظ

632
00:42:49,310 --> 00:42:51,020
‫خیابون پریوری، پلاک ۳۴

633
00:42:52,030 --> 00:42:53,400
‫با احتیاط هم رانندگی کن، خب؟

634
00:42:54,650 --> 00:42:56,530
‫محموله‌ی با ارزشی داری

635
01:29:00,000 --> 01:29:10,000
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

636
01:29:10,024 --> 01:29:20,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

