﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:13,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:14,010 --> 00:00:17,000
‫واسه چی آنلاین شدن سیستم‌هامون
این‌قدر طول کشیده؟

4
00:00:18,220 --> 00:00:20,020
‫بالأخره دلایل خودش رو داره

5
00:00:20,640 --> 00:00:22,410
‫پس یعنی شکست رو قبول کردیم دیگه؟

6
00:00:22,430 --> 00:00:24,330
خیر سرمون غیرقابل نفوذ بودیم

7
00:00:24,350 --> 00:00:25,520
‫سه تا سؤال دارم

8
00:00:25,520 --> 00:00:29,230
‫چطور، چرا و چه گندی قراره بالا بیاد؟
‫هیچ جوابی هم ندارم

9
00:00:29,230 --> 00:00:32,030
‫متأسفانه یه چند نفر باید قربونی شن

10
00:00:32,050 --> 00:00:33,050
‫گندش بزنن

11
00:00:39,740 --> 00:00:41,380
‫واسه چی شمارش معکوس اومده؟

12
00:00:41,380 --> 00:00:44,620
‫یهو ظاهر شد. دلیلش رو نمی‌دونیم.
‫البته این جواب خوبی نیست

13
00:00:44,620 --> 00:00:46,170
‫خب اصلاً جواب نیست

14
00:00:47,250 --> 00:00:50,243
‫یعنی یه‌جور برنامه‌ی ویروس‌کُشی نیست که

15
00:00:50,268 --> 00:00:52,740
‫بشه استفاده کرد؟

16
00:00:52,740 --> 00:00:54,460
‫یا مثلاً یه آپدیت امنیتی؟

17
00:00:54,460 --> 00:00:56,550
‫بعید بدونم گفتن این کلمات بی‌ربطی که

18
00:00:56,550 --> 00:00:59,180
‫ته ایمیل‌هات پیدا کردی،
‫فایده‌ای داشته باشه

19
00:00:59,180 --> 00:01:00,510
‫ممنون

20
00:01:00,510 --> 00:01:03,390
‫خیلی خب، خیلی خب دانکن.
‫راه‌اندازی مجدد چطور؟

21
00:01:03,390 --> 00:01:05,320
‫منظورت اینـه کامپیوتر رو
‫خاموش‌روشن کنیم؟

22
00:01:05,320 --> 00:01:06,600
‫نه

23
00:01:07,480 --> 00:01:10,270
‫مگه این که فایده‌ای داشته باشه.
‫این کار رو بکنیم کمکی می‌کنـه؟

24
00:01:10,270 --> 00:01:12,730
‫نمیشه خاموشش کرد.
‫فعلاً هیچ‌کاری نمی‌تونن بکنن

25
00:01:12,730 --> 00:01:14,700
‫کلود، نظرت چیـه یکم بهشون فضا بدی؟

26
00:01:18,870 --> 00:01:21,030
‫نباید اون کدی که بهت داد رو
وارد می‌کردی

27
00:01:21,030 --> 00:01:23,090
‫تو هم نباید می‌ذاشتی از اینجا بره

28
00:01:23,090 --> 00:01:25,280
‫من فقط می‌خواستم جلوی
تروریست‌های لیبیایی رو بگیرم تا

29
00:01:25,280 --> 00:01:26,550
‫پایتخت رو به آشوب نکشن

30
00:01:26,550 --> 00:01:28,710
‫هدفش این بود که ولش کنی بره

31
00:01:28,710 --> 00:01:31,590
‫چی واسه خودت داری میگی؟
‫اون ترسیده بود

32
00:01:31,590 --> 00:01:33,340
‫باید راضیش می‌کردم. من...

33
00:01:33,340 --> 00:01:36,130
‫اون‌موقع که هو گذاشته بود به
‫پایگاه‌داده دسترسی پیدا کنه،

34
00:01:36,130 --> 00:01:38,380
‫پرونده‌ت رو دزدید، کلود

35
00:01:38,390 --> 00:01:42,310
‫اون تو رو بازی داده. تو رو زیر نظر داشتن.
‫افتادی تو تله‌ی عسل

36
00:01:45,350 --> 00:01:47,440
‫این بلا سر جفت‌مون اومد داداش

37
00:01:47,440 --> 00:01:49,480
‫هیچ شانسی نداشتی

38
00:01:49,480 --> 00:01:51,990
‫اون نسخه‌ی زنونه‌ی منـه.
‫واسه همین عاشقش شدم

39
00:01:53,400 --> 00:01:56,650
‫خیلی خب، هم خبر خوب دارم و
‫هم خبر بد

40
00:01:56,650 --> 00:01:59,110
‫یه راهی هست که بشه همه‌چیز رو به
‫حالت قبل برگردوند...

41
00:01:59,110 --> 00:02:00,110
‫عالیـه

42
00:02:00,120 --> 00:02:01,700
‫...اما بعد از تموم شدن شمارش معکوس

43
00:02:02,560 --> 00:02:04,460
‫واقعاً خجالت‌آوره

44
00:02:04,910 --> 00:02:06,080
‫- قربان
‫- بله؟

45
00:02:06,080 --> 00:02:07,830
‫سفیر لیبی پشت خط شماره یکـه

46
00:02:07,830 --> 00:02:10,500
‫هر وقت عشقش بکشه زنگ می‌زنه.
‫چند ساعت پیش بهش زنگ زدم‌ها

47
00:02:10,500 --> 00:02:12,880
‫ممنون

48
00:02:18,970 --> 00:02:21,930
‫- جناب سفیر
‫- آقای ویلن

49
00:02:22,970 --> 00:02:26,270
‫از طرف دولت لیبی صمیمانه ازتون عذر می‌خوام

50
00:02:27,060 --> 00:02:31,400
‫همین الان بهم اطلاع دادن که یک گروهِ مخالف
‫متشکل از نیروهای امنیتی،

51
00:02:31,400 --> 00:02:34,570
‫مسئول وقایع وحشتناکی هستند که

52
00:02:34,570 --> 00:02:36,400
‫تو این چند روز اخیر رخ دادن

53
00:02:36,400 --> 00:02:39,300
‫خب، مطمئنم همه‌ی تلاش‌تون رو
می‌کنید تا

54
00:02:39,300 --> 00:02:41,870
‫به ما کمک کنید که پیداشون کنیم

55
00:02:41,870 --> 00:02:44,660
‫می‌تونید الان با یکی‌شون صحبت کنید

56
00:02:44,660 --> 00:02:46,000
‫جانم؟ چی گفتید؟

57
00:02:53,460 --> 00:02:55,920
‫من همون زن جوون بی‌دفاعم که
‫اون‌موقع باهام حرف زدی

58
00:02:56,760 --> 00:02:58,040
‫یادت میاد؟

59
00:02:58,040 --> 00:02:59,550
‫حق با تو بود

60
00:02:59,550 --> 00:03:01,300
‫از چیزی که فکر می‌کردم قوی‌ترم،

61
00:03:01,300 --> 00:03:04,640
‫با قدرتی که درونم نهفته و
‫خودم هم ازشون بی‌خبر بودم

62
00:03:04,640 --> 00:03:05,850
‫تو واقعاً کی هستی؟

63
00:03:05,850 --> 00:03:10,020
‫بزرگ‌شده‌ی کشوری که شما با
دخالت‌های متکبرانه‌تون،‫ نابودش کردید

64
00:03:10,730 --> 00:03:12,270
‫ما رو با سال‌ها وحشت تنها گذاشتید

65
00:03:12,270 --> 00:03:15,820
‫هیچ‌ چیزی نمی‌تونه کشتار اون ۱۱ نفر رو
توجیه کنه

66
00:03:15,820 --> 00:03:18,030
گوشی رو بده دستِ رئیست

67
00:03:18,030 --> 00:03:20,030
‫حدس بزن چی شده؟
‫داری با رئیس اِم‌آی۵ حرف می‌زنی

68
00:03:20,030 --> 00:03:21,400
‫آره، خودم می‌دونم!

69
00:03:21,660 --> 00:03:24,220
‫اون‌موقع که داشتم می‌لرزیدم،
‫هی این رو می‌گفتی تا

70
00:03:24,220 --> 00:03:26,160
‫توجهم رو جلب کنی

71
00:03:26,160 --> 00:03:29,750
‫بعدش ما سیستم‌های کامپیوتری‌تون رو
از کار انداختیم و

72
00:03:29,750 --> 00:03:32,020
‫رهبری تو رو به سخره گرفتیم

73
00:03:32,880 --> 00:03:35,420
‫آره، به گمونم بشه گفت که ما
‫دشمن‌هامون رو کور کردیم

74
00:03:36,420 --> 00:03:38,010
‫گوشی رو بده به دایانا تورنر

75
00:03:41,130 --> 00:03:42,700
‫تورنر هستم

76
00:03:43,540 --> 00:03:45,680
‫اگه مطالبه‌‌مون رو نپردازید،

77
00:03:45,680 --> 00:03:48,010
‫وقتی شمارس معکوس روی صفحه‌هاتون تموم بشه،

78
00:03:48,020 --> 00:03:51,178
‫آخرین مورد استراتژی براندازی...

79
00:03:51,203 --> 00:03:53,651
‫همونی که خودتون ساختید و

80
00:03:53,676 --> 00:03:56,360
‫انداختیدش به جون مستعمرات‌تون...

81
00:03:56,360 --> 00:03:57,610
‫اجرا میشه

82
00:03:57,980 --> 00:03:59,940
‫اون‌وقت مطالبه‌تون چیـه؟

83
00:03:59,940 --> 00:04:01,780
‫۱۰۰ میلیون پوند

84
00:04:01,780 --> 00:04:04,200
‫غرامت سال‌ها درآمد نفتی از دست‌رفته که

85
00:04:04,200 --> 00:04:08,120
‫به یکی از صندوق‌های مالی جزایر کیمن
‫به اسم «آلبیون هولدینگز» واریز میشه

86
00:04:09,160 --> 00:04:11,350
‫که در واقع درصد کوچیکی از طلب‌مونـه

87
00:04:11,960 --> 00:04:14,040
‫هر وقت جور کردی، بهم زنگ بزن

88
00:04:18,130 --> 00:04:20,210
‫نترس. پول‌مون رو که دادن
‫آزاد میشی

89
00:04:21,510 --> 00:04:22,510
‫عزت زیاد

90
00:04:24,500 --> 00:04:27,100
‫تا قبل از پایان شمارش معکوس
‫۱۰۰ میلیون می‌خوان

91
00:04:27,100 --> 00:04:29,640
‫وگرنه آخرین مورد فهرست‌شون رو عملی می‌کنن

92
00:04:29,640 --> 00:04:31,970
‫اون‌وقت... آخرین مورد فهرست‌شون چیـه؟

93
00:04:31,980 --> 00:04:33,310
‫حمله به یه عبادت‌گاه

94
00:04:33,310 --> 00:04:36,060
‫درستـه. اما الان صبح یک‌شنبه‌ست

95
00:04:36,060 --> 00:04:38,980
‫ای تف توش.
‫چطوری باید پیداش کنیم؟

96
00:05:36,179 --> 00:05:38,058
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت آخر »

97
00:06:20,640 --> 00:06:21,880
‫دایانا

98
00:06:21,880 --> 00:06:23,900
‫تارا رو گم کردیم

99
00:06:24,380 --> 00:06:26,170
‫می‌دونستی ویلن رو بازی میده دیگه؟

100
00:06:26,420 --> 00:06:29,010
‫یه شک‌هایی کرده بودم

101
00:06:29,010 --> 00:06:31,800
‫که به محض این که پرونده‌‌‌ش رو
‫خوندم، مطمئن شدم

102
00:06:31,800 --> 00:06:36,060
‫مشخصات روان‌شناسیش داد می‌زنه که
‫«عقده‌ی پدر حمایت‌گر» داره

103
00:06:36,060 --> 00:06:39,640
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم اما
‫گفتم شاید دلت بخواد

104
00:06:39,650 --> 00:06:42,660
‫خودش رو مضحکه‌ی عام و خاص کنه

105
00:06:43,820 --> 00:06:46,090
‫هنوز مطالبه‌ای نکردن؟

106
00:06:46,110 --> 00:06:48,124
‫دختره همین حالا از سفارت زنگ زد

107
00:06:48,149 --> 00:06:51,199
‫اجازه‌ی خروج و ۱۰۰ میلیون
درآمد نفتی از دست‌رفته

108
00:06:51,870 --> 00:06:55,330
‫خب شاید درمورد رفتارمون حق داشته باشن اما

109
00:06:55,330 --> 00:06:57,410
‫بیشتر پول نفت‌شون رو خودشون دزدیدن و

110
00:06:57,410 --> 00:06:59,710
‫بقیه‌ش رو خرج سرکوب مردم‌شون کردن

111
00:07:00,830 --> 00:07:03,260
‫سیستم‌هامون رو مختل کردن و
‫بهمون یه ساعت وقت دادن

112
00:07:03,260 --> 00:07:05,170
‫که ساعت ۱۰ و ۶ دقیقه تموم میشه

113
00:07:05,170 --> 00:07:07,000
‫وگرنه به یه عبادت‌گاه حمله می‌کنن

114
00:07:07,010 --> 00:07:08,740
‫اون هم صبح یک‌شنبه

115
00:07:08,740 --> 00:07:11,020
‫عجب زمانی هم انتخاب کردن

116
00:07:11,880 --> 00:07:15,160
‫به گمونم چاره‌ای ندارید جز این که
‫سر کیسه رو شل کنید

117
00:07:25,320 --> 00:07:26,650
‫خانم

118
00:07:26,650 --> 00:07:28,730
‫حدود ۲ هزار کلیسا اطراف لندن هست

119
00:07:28,740 --> 00:07:32,780
‫اگه مساجد، کنیسه‌ها، معبدها و
‫مراکز چند دینی رو هم اضافه کنیم،

120
00:07:32,780 --> 00:07:35,330
‫حدود ۵ هزار سوژه‌ی احتمالی داریم

121
00:07:36,120 --> 00:07:39,750
‫بله اما مسلمون‌ها، یک‌شنبه‌ها عبادت نمی‌کنن

122
00:07:42,040 --> 00:07:43,920
‫درست میگم دیگه؟

123
00:07:44,380 --> 00:07:46,020
‫خب، من پیروی سیکـم

124
00:07:47,300 --> 00:07:50,000
‫خب، فرض رو بر این بذاریم که
‫با کلیساها سر و کار داریم، خب؟

125
00:07:50,000 --> 00:07:52,880
‫اهداف درجه یک هم سنت‌پاول و
‫کلیسای وست‌مینستر هستن

126
00:07:52,890 --> 00:07:54,780
‫اونا خودشون محافظ دارن

127
00:07:54,780 --> 00:07:57,720
‫اگه همه‌ی نیروها رو بفرستیم سنت‌پاول و
‫به یه جا دیگه حمله شه،

128
00:07:57,720 --> 00:08:00,980
‫این‌جور برداشت میشه که ما بیشتر
‫نگران بناهای تاریخی بودیم تا مردم

129
00:08:00,980 --> 00:08:02,230
‫خیلی خب. همه‌شون رو می‌بندیم

130
00:08:02,230 --> 00:08:05,560
‫اون‌وقت چطوری قراره مردم رو مجبور کنیم که
‫تو ۴۰ دقیقه آینده،

131
00:08:05,560 --> 00:08:08,380
‫از همه‌ی کلیساهای لندن دور بمونن؟
‫هرج و مرج میشه

132
00:08:08,380 --> 00:08:10,070
‫پلیس متروپولیتن رو خبر کنید

133
00:08:10,070 --> 00:08:12,110
‫تعداد پلیس‌های مسلح‌مون کافی نیست

134
00:08:12,110 --> 00:08:14,420
‫باشه، پس ارتش رو خبر می‌کنیم

135
00:08:14,420 --> 00:08:15,620
‫تو ۴۰ دقیقه؟

136
00:08:15,620 --> 00:08:17,700
‫خانم، وزارت خزانه‌داری،

137
00:08:17,700 --> 00:08:20,660
‫صندوق جزایز کیمن که قراره
‫براش پول واریز کنیم رو تأیید کرده

138
00:08:20,660 --> 00:08:22,520
‫به این شرکت مرتبطـه

139
00:08:25,460 --> 00:08:27,670
‫خدایا. خیلی خب. بیاریدش اینجا

140
00:08:27,670 --> 00:08:29,550
‫- توی راهـه
‫- کسی نباید ببینتش

141
00:08:29,550 --> 00:08:31,690
‫ببخشید، چرا داریم مقصد پول رو
بررسی می‌کنیم؟

142
00:08:31,690 --> 00:08:32,870
‫قرار نیست پولش رو بدیم که

143
00:08:32,870 --> 00:08:35,470
‫به نظرم باید اون گزینه رو هم
مدنظر داشته باشیم

144
00:08:35,470 --> 00:08:38,740
‫باید فوراً نخست‌وزیر رو خبر کنی.
‫هماهنگی‌هاش رو بکن

145
00:08:38,740 --> 00:08:41,140
‫تسلیم یه ترور بشیم؟
‫عمراً اگه بذاره

146
00:08:41,140 --> 00:08:43,940
‫پس منتظر یه ابوتسفیلد دیگه هم باش

147
00:08:48,320 --> 00:08:50,070
‫بازرس‌ها رو بفرست به سفارت لیبی

148
00:08:50,070 --> 00:08:51,800
‫اگه این ماجرا بدون خون‌ریزی ختم شه،

149
00:08:51,800 --> 00:08:54,280
‫باید خودش و تیمش رو تا فرودگاه همراهی کنیم

150
00:08:54,280 --> 00:08:58,220
‫اگه این‌طور پیش نرفت،
‫باید آماده‌ی حمله به اونجا بشن

151
00:09:00,800 --> 00:09:02,950
‫نباید دست به کار شیم؟

152
00:09:02,960 --> 00:09:06,830
‫مثلاً رد لیبیایی‌ها یا
دوست‌دختر رادی رو بزنیم؟

153
00:09:06,830 --> 00:09:08,540
‫اون که تو سفارت لیبیـه

154
00:09:08,540 --> 00:09:11,720
‫یعنی یه عملیات با چراغ سبز کشورش بوده؟

155
00:09:11,720 --> 00:09:13,220
‫نه، بعید بدونم

156
00:09:13,220 --> 00:09:15,130
‫به زور وارد اونجا شده، چون می‌دونه که

157
00:09:15,130 --> 00:09:17,800
‫ما نمی‌تونیم بریم تو و
‫بکشیمش بیرون

158
00:09:18,064 --> 00:09:20,343
« باباجون »

159
00:09:22,520 --> 00:09:23,680
‫باباجونتـه؟

160
00:09:23,680 --> 00:09:26,230
‫نه. آره. از کجا فهمیدی؟

161
00:09:26,230 --> 00:09:28,440
‫خب، اگه به عملیات ربطی داشت...

162
00:09:28,440 --> 00:09:30,060
‫...جواب می‌دادی

163
00:09:30,070 --> 00:09:32,340
‫تو که کَس و کاری نداری،
‫پس قطعاً خودش بوده

164
00:09:32,360 --> 00:09:34,070
‫راستی حالش چطوره؟

165
00:09:34,530 --> 00:09:36,280
‫خیلی تعریفی نداره

166
00:09:36,280 --> 00:09:38,250
‫از اخبار فهمیده چه خبره اما

167
00:09:38,270 --> 00:09:39,810
‫یکم قاتی پاتی برداشت کرده

168
00:09:39,840 --> 00:09:41,620
‫- چیزی نگو
‫- درمورد چی؟

169
00:09:41,620 --> 00:09:43,660
‫درمورد این که گیج شده، خب؟

170
00:09:43,660 --> 00:09:46,250
‫می‌دونم با هم اختلاف داشتید اما
‫دیگه ولش کن

171
00:09:46,250 --> 00:09:48,800
‫اون تیزهو‌ش‌ترین آدم توی سازمان بود.
‫البته بعد از من

172
00:09:48,800 --> 00:09:50,680
‫حالا می‌خوای یه حرف چرت بزنی

173
00:09:50,680 --> 00:09:52,710
‫یه حرف مزخرف درموردش بزنی

174
00:09:52,710 --> 00:09:54,880
‫مثلاً بگی اون سایه‌ی ننگین گذشته‌ی خودشـه

175
00:09:54,880 --> 00:09:56,820
‫لازم نیست چیزی بگم.
‫خودت گفتی دیگه

176
00:09:56,820 --> 00:09:58,550
‫- حرفاتون دردی رو دوا نمی‌کنه
‫- من...

177
00:09:58,550 --> 00:10:00,140
‫چی‌کار باید بکنیم؟

178
00:10:00,140 --> 00:10:01,510
‫نگو «هیچی»

179
00:10:02,920 --> 00:10:04,560
‫هیچ کاری نمیشه کرد

180
00:10:04,560 --> 00:10:07,420
‫اینا خیلی حرفه‌ایـن و
‫اصلاً هم رحم ندارن

181
00:10:07,420 --> 00:10:09,900
‫پارک نمی‌تونه مواظب
همه‌ی کلیساهای لندن باشه

182
00:10:09,900 --> 00:10:12,060
‫خب مجبورن پول رو بدن

183
00:10:12,070 --> 00:10:15,260
‫- اگه ندن چی میشه؟
‫- قتل‌عام راه میفته

184
00:10:15,260 --> 00:10:16,820
‫یعنی هر کلیسایی توی لندن؟

185
00:10:16,820 --> 00:10:18,820
‫- عجب کابوسی
‫- شاید هر کلیسایی نباشه

186
00:10:18,820 --> 00:10:21,490
‫یه عبادت‌گاه به ذهنم می‌رسه

187
00:10:22,540 --> 00:10:27,000
‫البته این فقط به ذهن
یه روانی بالفطره می‌رسه

188
00:10:33,590 --> 00:10:36,030
‫به نظرت فهمیده کدوم کلیسا رو میگی؟

189
00:10:36,760 --> 00:10:38,580
‫لعنتی

190
00:10:39,550 --> 00:10:41,300
‫صبر کن ببینم، اینا کجا دارن میرن؟

191
00:10:41,300 --> 00:10:42,550
‫ابوتسفیلد

192
00:10:42,550 --> 00:10:44,920
‫ابوتسفیلد. یه بار که به ابوتسفیلد حمله کردن

193
00:10:44,920 --> 00:10:48,420
‫که به زودی مراسم یادبودش تو
‫یه مرکز چند دینی برگزار میشه

194
00:10:50,190 --> 00:10:52,150
‫نمیشه که یه همچین حرفی بزنی و

195
00:10:52,175 --> 00:10:54,610
‫بعدش همین‌جا بشینی و
هیچ‌کاری نکنی

196
00:10:54,610 --> 00:10:57,780
‫کی گفته کاری نمی‌کنم؟
‫بهترین مأمورهام رو فرستادم

197
00:10:58,530 --> 00:10:59,610
‫به همراه تو

198
00:11:07,540 --> 00:11:09,320
‫میشه بپرسم چرا احضار شدم اینجا تا

199
00:11:09,320 --> 00:11:12,330
‫مجبورم کنن عین کارمندها
‫تو راه‌پله منتظر بمونم؟

200
00:11:12,330 --> 00:11:14,210
‫اون‌شب که اومدی به دیدنم،

201
00:11:14,210 --> 00:11:17,170
‫به یه گروه ناراضی لیبیایی اشاره کردی که
دنبال غرامت

202
00:11:17,170 --> 00:11:19,240
‫برای درآمدهای نفتی از دست‌رفته‌شون بودن

203
00:11:19,240 --> 00:11:23,660
‫و از الان ۲۵ دقیقه وقت داریم تا
‫۱۰۰ میلیون پول بدیم و

204
00:11:23,660 --> 00:11:28,020
‫جلوی حمله‌ی یه گروه لیبیایی به
‫یه کلیسا رو بگیریم

205
00:11:28,310 --> 00:11:30,850
‫من هیچی از اینا که میگی رو نمی‌دونم

206
00:11:30,850 --> 00:11:32,270
لیبی یه کشور از هم پاشیده‌ست و

207
00:11:32,270 --> 00:11:34,980
‫طبق تجربه‌ی محدود من،
‫همه‌شون رو می‌تونی با پول بخری

208
00:11:35,010 --> 00:11:38,150
‫کسایی که باهاشون سر و کار داری
‫ممکنـه عضو یه گروه کاملاً متفاوت باشن

209
00:11:38,150 --> 00:11:41,020
‫گفتن پول رو به یه صندوق مالی خارجی
‫بفرستیم که

210
00:11:41,020 --> 00:11:43,000
‫مدیرش تویی

211
00:11:44,410 --> 00:11:47,410
‫پس در این صورت... تف تو ذات‌شون،
‫انگار خودشونن

212
00:11:47,410 --> 00:11:49,620
‫دفعه آخرمـه تو خاورمیانه معامله‌ای می‌کنم

213
00:11:49,620 --> 00:11:50,750
‫عاشق چونه زدنن و

214
00:11:50,750 --> 00:11:53,170
‫کاملاً استعداد این رو دارن که
‫یهو بزنه به سرشون

215
00:11:53,170 --> 00:11:54,650
‫اطلاعات تو رو از کجا می‌دونن؟

216
00:11:55,750 --> 00:11:56,960
‫دو تا حساب هست

217
00:11:57,500 --> 00:12:00,420
‫یکی برای تقسیم پول بین خودشون،

218
00:12:00,420 --> 00:12:02,180
‫البته منهای کمیسیون من

219
00:12:02,180 --> 00:12:03,920
‫و خب مشخصاً پولی تو اون حساب نیست

220
00:12:03,950 --> 00:12:05,930
‫اون یکی حساب چی؟

221
00:12:05,930 --> 00:12:09,560
‫اونا تو سه سال گذشته،
‫یه مبلغ ناچیزی به من پرداخت کردن

222
00:12:09,560 --> 00:12:12,060
‫اخیراً توی لفافه بهم گفتن که
‫تلاش‌هام کافی نیست و

223
00:12:12,060 --> 00:12:15,060
‫- واسه همین اومدم پیش تو
‫- منظورت از «ناچیز» چقدره؟

224
00:12:15,060 --> 00:12:16,480
‫رو هم رفته...

225
00:12:16,480 --> 00:12:18,150
‫یه چند صد هزار دلار

226
00:12:18,150 --> 00:12:19,980
‫که به موقعش اطلاع میدم

227
00:12:19,990 --> 00:12:21,570
‫چرا پای من رو کشیدن این وسط؟

228
00:12:21,570 --> 00:12:22,650
‫وجهه‌م رو خراب می‌کنه

229
00:12:22,650 --> 00:12:25,720
‫چون پول‌شون رو گرفتی و هیچ‌کاری نکردی و
‫حالا می‌‌خوان ثابت کنن که

230
00:12:25,720 --> 00:12:28,370
‫اینجا چه کشور داغون و فاسدیـه

231
00:12:28,370 --> 00:12:30,950
‫گرفتن پول از طریق وزیر سابق کشور هم

232
00:12:30,950 --> 00:12:32,620
‫راه خیلی خوبی برای این کاره

233
00:12:34,040 --> 00:12:36,780
‫وقتی خبرش پخش شه،
‫وجهه‌ی همه‌مون خراب میشه

234
00:12:41,010 --> 00:12:42,130
‫جناب نخست‌وزیر،

235
00:12:42,130 --> 00:12:45,840
‫متأسفانه خیلی بعیده که بشه بدون پرداخت پول،
‫جلوی حمله رو گرفت

236
00:12:46,430 --> 00:12:48,760
‫نه. نه، من هم مثل شما سرافکنده هستم

237
00:12:51,230 --> 00:12:52,350
‫آم...

238
00:12:57,400 --> 00:12:58,480
‫۱۲ دقیقه، قربان

239
00:12:59,780 --> 00:13:02,020
‫خب، تورنر چاره‌ای واسه‌مون نذاشته

240
00:13:02,860 --> 00:13:04,040
‫اوهوم

241
00:13:04,910 --> 00:13:07,000
‫یه ساعت وقت ندادن تا
‫جلوی کشتار رو بگیریم

242
00:13:07,000 --> 00:13:08,760
‫یه ساعت وقت دادن تا پول رو جور کنیم

243
00:13:08,760 --> 00:13:11,000
‫بازی‌مون دادن

244
00:13:29,880 --> 00:13:31,160
‫پول رو میدیم

245
00:13:31,160 --> 00:13:33,830
‫اما باید قول بدی که حمله منتفی میشه

246
00:13:35,560 --> 00:13:38,310
‫تو هم باید قول بدی که بذاری
‫از کشور خارج شیم

247
00:13:38,310 --> 00:13:42,980
‫به‌زودی ماشین‌ها می‌رسن و
‫آماده میشن که ببرن‌تون فرودگاه نورثولت

248
00:13:42,990 --> 00:13:47,968
‫اما فقط زمانی اجازه‌ی خروج رو میدیم که
تو و همه‌ی اعضاتون خارج شید تا

249
00:13:47,993 --> 00:13:51,385
مطمئن بشیم ‫دیگه خشونتی در کار نخواهد بود

250
00:13:51,410 --> 00:13:53,760
‫اوه، در ضمن...

251
00:13:53,760 --> 00:13:56,710
‫هیچ‌کدوم از این ماجراها
نباید به بیرون درز کنه

252
00:13:56,710 --> 00:13:59,580
‫می‌تونم تصور کنم که حسابی تحقیر شدید

253
00:14:00,250 --> 00:14:01,710
‫ضدحالـه،‌ مگه نه؟

254
00:14:01,710 --> 00:14:03,800
‫با شرایط‌‌مون موافقی؟

255
00:14:03,800 --> 00:14:06,800
‫بهشون خبر میدم و اونا هم
‫زودی برمی‌گردن به سفارت

256
00:14:06,800 --> 00:14:09,340
‫کوچیک‌ترین خشونتی رخ بده،
‫مردهایی که توی ماشینن

257
00:14:09,340 --> 00:14:11,100
‫دیگه نمی‌برن‌تون فرودگاه

258
00:14:11,100 --> 00:14:13,250
‫کارتون رو یه سره می‌کنن

259
00:14:13,970 --> 00:14:15,980
‫دیگه خشونتی رخ نمیده

260
00:14:16,980 --> 00:14:18,800
‫انتقال وجه تأیید شد

261
00:14:32,280 --> 00:14:34,020
‫دستورش رو میدم

262
00:14:41,590 --> 00:14:44,050
‫پول رو دادن.
‫موفق شدیم

263
00:14:44,050 --> 00:14:47,010
‫برگردید سفارت.
‫با هواپیما خارج‌مون می‌کنن

264
00:14:47,480 --> 00:14:49,300
‫نقشت‌ رو جدی گرفتی‌ها

265
00:14:49,300 --> 00:14:50,590
‫تو سربازی

266
00:14:51,100 --> 00:14:53,290
‫نه کسی که دستور میده

267
00:14:54,640 --> 00:14:55,850
‫چی داری میگی؟

268
00:14:55,850 --> 00:14:57,140
‫دیگه تمومـه

269
00:14:57,140 --> 00:14:58,810
‫واسه‌ی ما نه

270
00:14:59,850 --> 00:15:00,850
‫گوش کن

271
00:15:02,020 --> 00:15:05,360
‫هر کار دیگه‌ای بکنی،
‫به ساختمون حمله می‌کنن

272
00:15:16,450 --> 00:15:17,660
‫آماده شید

273
00:15:20,750 --> 00:15:22,330
‫پول رو دادن؟

274
00:15:22,330 --> 00:15:23,960
‫مگه مهمـه؟

275
00:15:23,960 --> 00:15:26,020
‫چرا باید جلومون رو بگیره؟

276
00:15:27,130 --> 00:15:28,130
‫پس این چی میشه؟

277
00:15:28,840 --> 00:15:30,760
‫این چی میشه؟ هان؟

278
00:15:31,890 --> 00:15:33,600
‫باید با خون تاوانش رو بدن

279
00:15:34,390 --> 00:15:36,250
‫مثل خون‌هایی که جلوی چشم من ریخته شد

280
00:15:37,310 --> 00:15:39,520
‫کشورمون رو نابود کردن و
‫برگشتن سر زندگی‌شون،

281
00:15:39,520 --> 00:15:40,900
‫با ترسِ جنگ، تنهامون گذاشتن

282
00:15:40,900 --> 00:15:43,230
‫اونا هم باید این ترس رو بچشن

283
00:15:43,230 --> 00:15:45,703
‫این‌طوری شاید دفعه‌ی بعد، قبل از
‫شروع یه جنگ و ول کردنش،

284
00:15:45,727 --> 00:15:46,727
بیشتر فکر کنن

285
00:15:53,320 --> 00:15:55,410
‫- کدوم گوری داری میری؟
‫- ببین

286
00:15:55,410 --> 00:15:57,790
‫تو راه خودت رو برو،
‫من هم راه خودم رو میرم

287
00:15:58,580 --> 00:16:00,250
‫بچه‌ها، به‌اندازه‌ی کافی بی‌گناه‌ها مُردن

288
00:16:00,250 --> 00:16:02,860
‫ضربه‌ی نهایی باید به کسایی وارد شه که
‫مسبب جنگ شدن

289
00:16:06,250 --> 00:16:08,570
‫من فقط خون گناه‌کارها رو می‌ریزم

290
00:16:09,130 --> 00:16:11,010
‫تا انتقام خونواده‌م رو بگیرم

291
00:16:13,510 --> 00:16:14,510
‫تو چی‌کاره‌ای؟

292
00:16:16,510 --> 00:16:17,560
‫راه بیفت بریم داداش

293
00:16:32,740 --> 00:16:36,000
‫نمی‌فهمم تو این شرایط
‫چطوری غذا از گلوت پایین میره

294
00:16:42,790 --> 00:16:43,870
‫این گیاهیـه؟

295
00:16:44,540 --> 00:16:46,860
‫نه، گفتم توش گوشت باشه

296
00:16:47,540 --> 00:16:49,670
‫آره، اما اگه گوشت بود
‫رنگش صورتی روشن بود

297
00:16:51,090 --> 00:16:52,420
‫رول‌های سوسیس...

298
00:16:52,420 --> 00:16:54,080
‫خب حالا

299
00:16:56,680 --> 00:16:59,540
‫اگه می‌خواستی از اون ساختمان بیای بیرون و

300
00:16:59,540 --> 00:17:01,230
‫از دست بازرس‌ها فرار کنی...

301
00:17:02,360 --> 00:17:03,920
‫...از کدوم سمت می‌رفتی؟

302
00:17:03,920 --> 00:17:05,580
‫فکر می‌کنی تارا می‌خواد فرار کنه؟

303
00:17:05,580 --> 00:17:08,300
‫جواب سؤال من رو بده

304
00:17:11,030 --> 00:17:13,150
‫سمت چپ. سمت چپ اون کوچه

305
00:17:13,150 --> 00:17:16,490
‫گفتی اگه حمله رو کنسل کنه،
‫بهشون اجازه میدن که

306
00:17:16,490 --> 00:17:18,280
‫از کشور خارج شن

307
00:17:19,280 --> 00:17:21,020
‫خب، این دختره که سنی نداره

308
00:17:21,750 --> 00:17:24,750
‫امکان نداره که همه‌کاره باشه

309
00:17:24,750 --> 00:17:26,710
‫آره، افرادش هم باید تا الان می‌رسیدن

310
00:17:28,000 --> 00:17:30,040
‫من که فکر نکنم بیان

311
00:17:30,840 --> 00:17:32,670
‫فکر می‌کنم نشسته اونجا و

312
00:17:33,510 --> 00:17:36,800
‫به این نتیجه می‌رسه که هیچ‌وقت
‫کنترلی روی اون روانی‌ها نداشته

313
00:17:36,800 --> 00:17:38,470
‫اما تو گفتی قراره پول رو بدیم

314
00:17:38,470 --> 00:17:42,310
‫خب ببین اینا تو این چند روز
‫چه دسته‌گل‌هایی آب دادن

315
00:17:42,310 --> 00:17:45,810
‫بعدش هم، بعید بدونم که پول،
آتیش‌شون رو خاموش کنه

316
00:17:49,610 --> 00:17:52,020
‫بازرس‌ها هم رسیدن

317
00:17:52,320 --> 00:17:56,070
‫خب این‌طوری ممکنـه مردم بی‌گناه هم
‫توی درگیری‌ها آسیب ببینن

318
00:17:56,700 --> 00:18:01,280
‫خب، خطری که این قلچماق‌های دست به ماشه
‫برای مردم دارن،

319
00:18:01,290 --> 00:18:02,490
‫از اون دختره بیشتره

320
00:18:02,490 --> 00:18:05,060
‫نمیشه که دست‌به‌سینه اینجا بشینیم

321
00:18:07,000 --> 00:18:08,710
‫- خب یه کاری بکن
‫- چی؟

322
00:18:10,380 --> 00:18:12,130
‫برو و در رو بزن

323
00:18:12,130 --> 00:18:13,460
‫چی؟ من؟

324
00:18:14,550 --> 00:18:17,930
‫دیروز که به شهردار حمله کردی

325
00:18:17,930 --> 00:18:21,050
‫حالا واسه یه در زدن این‌قدر عصبانی میشی؟

326
00:18:21,050 --> 00:18:23,760
‫- دیروز چاره‌ای نداشتم
‫- چرت نگو

327
00:18:23,770 --> 00:18:27,440
‫جونت در میره واسه این که
‫تو دل ماجرا باشی

328
00:18:27,440 --> 00:18:29,980
‫احتمالاً یاد اون هیجانی می‌افتی که

329
00:18:29,980 --> 00:18:32,020
‫موقع شنگول شدن تجربه‌ش می‌کردی

330
00:18:34,480 --> 00:18:36,490
‫خب بعد از این که در رو زدم چی‌کار کنم؟

331
00:18:37,490 --> 00:18:39,240
‫بهش بگو بیاد دنبالت

332
00:18:39,240 --> 00:18:41,240
‫وگرنه یه گلوله خالی میشه تو کله‌ش

333
00:18:42,200 --> 00:18:47,250
‫وسط خیابون که به یه بی‌دفاع شلیک نمی‌کنن

334
00:18:47,250 --> 00:18:50,080
‫اما اگه برن داخل ساختمون،
‫قضیه فرق می‌کنه

335
00:18:50,080 --> 00:18:52,460
‫در ضمن، خودت که گفته بودی،

336
00:18:52,460 --> 00:18:56,000
‫- ممکنـه آدم‌های بی‌گناه آسیب ببینن
‫- به گمونم این رو گفتم،‌ نه؟

337
00:18:57,930 --> 00:19:01,600
‫آفرین. اونا که به یه پیرزن فسقلی کاری ندارن

338
00:19:02,640 --> 00:19:03,640
‫ایول

339
00:19:10,440 --> 00:19:11,670
‫تق، تق،‌ تق

340
00:19:19,990 --> 00:19:21,530
‫شرمنده خانم.
‫سفارت بسته‌ست

341
00:19:21,530 --> 00:19:23,660
‫نه، چیزی نیست.
‫من قرار قبلی دارم

342
00:19:25,080 --> 00:19:27,870
‫- خانم، شما اجازه ندارید اینجا باشید
<i>‫- تو کی هستی؟</i>

343
00:19:27,870 --> 00:19:29,460
‫از اِم‌آی۵ اومدم، در رو باز کن

344
00:19:29,460 --> 00:19:31,000
‫لطفاً از ساختمان دور بشید

345
00:19:31,000 --> 00:19:33,170
‫بذار بیام تو وگرنه مردهای مسلح میان تو

346
00:19:33,170 --> 00:19:35,820
‫خب دیگه خانم، مجبورم به زور ببرم‌تون

347
00:19:49,100 --> 00:19:50,320
‫خب...

348
00:19:50,320 --> 00:19:52,440
‫دقیقاً چه کمکی از دستت بر میاد؟

349
00:19:52,440 --> 00:19:55,326
‫اگه تفنگت رو بذاری زمین و
‫همین‌حالا باهام بیای،

350
00:19:55,350 --> 00:19:57,326
‫هیچ بلایی سرت نمیاد

351
00:19:58,070 --> 00:19:59,720
‫چرا باید حرفت رو باور کنم؟

352
00:19:59,720 --> 00:20:01,880
‫چار‌ای نداری،
‫چون اگه با تفنگت بمونی اینجا،

353
00:20:01,880 --> 00:20:03,340
‫ممکنـه بهت آسیب بزنن

354
00:20:03,990 --> 00:20:06,080
‫پس در رو باز کن.
‫یالا، در رو باز کن

355
00:20:06,080 --> 00:20:07,740
‫لیست گروگان‌ها رو به‌روز کن

356
00:20:07,740 --> 00:20:10,640
‫همین حالا یه نفر دیگه وارد شد

357
00:20:11,330 --> 00:20:13,040
‫- مراقب باشید!
‫- برید عقب!

358
00:20:13,540 --> 00:20:15,250
‫- نمیرید؟
‫- بذارش زمین!

359
00:20:15,250 --> 00:20:17,920
‫- تفنگت رو بذار زمین!
‫- می‌تونستی باهام بیای بیرون

360
00:20:17,920 --> 00:20:20,760
‫- تفنگت رو بذار زمین!
‫- بعدش چی؟ با هم برگردیم پارک؟

361
00:20:20,760 --> 00:20:22,300
‫چرا باید همچین چیزی بخوام؟

362
00:20:22,300 --> 00:20:23,550
‫تفنگت رو بذار زمین!

363
00:20:23,550 --> 00:20:25,510
‫گفتم برید عقب!

364
00:20:28,180 --> 00:20:29,770
‫- تکون نخور!
‫- می‌کشنت

365
00:20:29,770 --> 00:20:32,310
‫- تفنگت رو بذار زمین! همین حالا!
‫- شلیک می‌کنمم!

366
00:20:32,900 --> 00:20:34,690
‫شوخی نمی‌کنم، شلیک می‌کنم!

367
00:20:35,270 --> 00:20:36,810
‫تفنگت رو بذار زمین!

368
00:21:18,900 --> 00:21:19,900
‫دژاوو

369
00:21:19,900 --> 00:21:22,530
‫یالا، دستات رو بگیر بالا.
‫ببر بالای سرت

370
00:21:28,700 --> 00:21:30,660
‫دست بردار. واسه چی ناراحتی؟

371
00:21:30,660 --> 00:21:33,290
‫من زندان رو به قرار گذاشتن با
‫رادی هو ترجیح میدم

372
00:21:33,290 --> 00:21:34,980
‫کون لقت!

373
00:21:38,170 --> 00:21:41,050
‫لیما، گلف ۵-۷ به مرکز فرماندهی.
‫مظنون رو دستگیر کردیم

374
00:21:42,300 --> 00:21:43,880
‫داریم میاریمش. تمام

375
00:21:47,390 --> 00:21:49,330
‫می‌دونستی این‌طوری میشه دیگه؟

376
00:21:50,310 --> 00:21:51,520
‫آره

377
00:21:51,860 --> 00:21:53,830
‫گفته بودم که، اون سنی نداره

378
00:21:54,520 --> 00:21:55,850
‫بهت شلیک نمی‌کرد

379
00:21:56,650 --> 00:21:59,520
‫خب، همچین حسی که نداشتم

380
00:22:02,070 --> 00:22:03,320
‫بیا بریم

381
00:22:04,860 --> 00:22:06,990
‫واست لیموناد می‌خرم

382
00:22:10,580 --> 00:22:11,790
‫حال و هوات رو عوض می‌کنه

383
00:22:15,160 --> 00:22:17,440
‫از حمله‌ی اولی هم آدم‌های بیشتری می‌میرن

384
00:22:18,000 --> 00:22:19,290
‫همه‌شون می‌میرن

385
00:22:34,440 --> 00:22:36,890
.وقت‌مون داره تموم میشه
‫باید همه رو ببریم بیرون

386
00:22:36,890 --> 00:22:38,650
‫آره، اما با آرامش.
‫نباید وحشت کنن

387
00:22:39,190 --> 00:22:41,900
‫ممکنـه همین الانش هم لباس عزا
‫پوشیده باشن و رفته باشن تو

388
00:22:41,900 --> 00:22:43,240
‫من اگه بودم همچین کاری می‌کردم

389
00:22:43,240 --> 00:22:45,030
‫من هنوز تفنگ ندارم

390
00:22:45,030 --> 00:22:46,660
‫نترس، ما هنوز مال خودمون رو داریم

391
00:22:46,660 --> 00:22:49,020
‫جدی؟ اون‌وقت واسه گیمبال چی‌کار کردید؟

392
00:22:50,320 --> 00:22:56,210
‫♪ تا هنگامی که اورشلیم را بسازیم، ♪

393
00:22:56,710 --> 00:23:03,240
‫♪ در سرزمین سرسبز و باصفای انگلستان ♪

394
00:23:11,140 --> 00:23:15,350
‫ویلیام بلیک بیش از ۲۰۰ سال پیش
‫این اشعار امیدبخش رو سرود،

395
00:23:15,350 --> 00:23:20,150
‫اما همچنان تا به امروز
مایه‌ی الهام و تسلی‌ند

396
00:23:20,150 --> 00:23:22,480
‫اما برای یافتن بینشی مدرن‌تر که

397
00:23:22,480 --> 00:23:24,770
‫بتونه تسلی‌بخش عزادارنِ جوان ما باشه،

398
00:23:24,780 --> 00:23:30,000
‫به گفته‌ها‌ی دومینیک تورتو در
‫«فیلم سریع و خشن ۷» رجوع می‌کنم

399
00:23:31,530 --> 00:23:36,700
‫«میگن اگه بعد از مرگ...
‫در یاد و خاطره‌ی دیگران باشیم،

400
00:23:36,700 --> 00:23:37,810
‫در واقع نمُردیم»

401
00:23:39,080 --> 00:23:41,920
‫درسی که من از
‫هر دوی این بزرگواران می‌گیرم...

402
00:23:41,920 --> 00:23:43,960
‫حالا جدای از این که چندین قرن
‫با هم فاصله دارن،

403
00:23:43,960 --> 00:23:47,300
‫...اینـه که با این که شاید امروز لندن ما
‫«لندن‌انگیز» نباشه....

404
00:23:47,300 --> 00:23:50,050
‫اما فردا «لندن‌انگیز» خواهد شد،
‫اگر که...

405
00:23:50,050 --> 00:23:52,970
‫خیلی خب، همه از سر جاشون پاشن

406
00:23:52,970 --> 00:23:55,760
‫باید هر چه سریع‌تر اینجا رو ترک کنید،
‫ممنون میشم

407
00:23:55,760 --> 00:23:57,720
‫- قضیه چیه؟
‫- ببخشید، از طرف اِم‌آی‌۵ اومدیم. من...

408
00:23:57,720 --> 00:23:59,480
‫- میشه نشان‌تون رو ببینیم؟
‫- برید عقب

409
00:23:59,480 --> 00:24:01,480
‫خب، شاید بهتر بود اول
‫با اینا حرف می‌زدی

410
00:24:01,480 --> 00:24:04,900
‫دوستان، سازمان مدارکی پیدا کرده که

411
00:24:04,900 --> 00:24:07,320
‫نشون میده بهتره همین الان
‫اینجا رو ترک کنید

412
00:24:07,320 --> 00:24:09,650
‫پس لطفاً از درب پشتی ساختمون خارج شید

413
00:24:09,650 --> 00:24:12,820
‫لازم نیست وحشت کنید.
‫فقط خیلی آروم از ساختمون خارج شید

414
00:24:12,820 --> 00:24:14,840
‫فوراً همین الان برید بیرون لطفا!
‫زود باشید!

415
00:24:14,840 --> 00:24:16,580
‫جدی میگم، همین حالا!
‫برید بیرون!

416
00:24:16,580 --> 00:24:18,080
‫همه فوراً خارج شن!
‫خواهش می‌کنم!

417
00:24:20,160 --> 00:24:22,000
‫مگه نگفتم «با آرامش»؟

418
00:24:22,480 --> 00:24:25,000
‫وایسا ببینم، قضیه چیه؟
‫تازه سخنرانیم رو شروع کرده بودم

419
00:24:25,000 --> 00:24:28,750
‫عذر می‌خوام قربان، می‌دونم اما
‫باید فوراً از اینجا خارج شید

420
00:24:28,760 --> 00:24:30,300
‫- هی، هی، خیلی خب
‫- صبر کن. آتیش‌سوزی شده؟

421
00:24:30,300 --> 00:24:32,430
‫- نه، آتیش‌سوزی نشده
‫- پس چرا هشدار رو زد؟

422
00:24:32,430 --> 00:24:34,550
‫- سؤال خیلی خوبیـه
‫- تهدید امنیتیـه، خب؟

423
00:24:34,550 --> 00:24:36,970
‫- مدارکی از تهدید امنیتی پیدا کردیم
‫- چه‌جور تهدیدی؟

424
00:24:36,970 --> 00:24:40,060
‫عوامل لیبیایی ۱۰۰ میلیون پوند باج
از دولت خواستند

425
00:24:40,060 --> 00:24:41,140
‫صدات نمیاد

426
00:24:41,140 --> 00:24:43,810
‫ببخشید، میشه لطفاً یکی
اون تخمی رو خاموش کنه؟

427
00:24:43,874 --> 00:24:50,874
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

428
00:24:55,160 --> 00:24:56,240
تو ‫کمتر از یک دقیقه،

429
00:24:56,240 --> 00:24:58,160
‫باید ۱۰۰ میلیون پوند پرداخت کنیم

430
00:24:58,160 --> 00:25:00,200
‫وگرنه به یه عبادت‌گاه حمله میشه و

431
00:25:00,200 --> 00:25:03,060
‫بنا به دلایلی معتقدیم که ممکنـه اینجا باشه.
‫لطفاً باور کنید که...

432
00:25:03,060 --> 00:25:05,540
‫وای، خدا رو شکر.
‫شنیدید؟

433
00:25:05,540 --> 00:25:07,710
‫بله، بنا به دلایلی معتقدید که
‫ممکنه به اینجا حمله شه

434
00:25:07,710 --> 00:25:10,210
‫- بله، پس باید فوراً بریم
‫- اما مطمئن نیستید؟

435
00:25:10,210 --> 00:25:12,380
‫اطلاعات هیچ‌وقت به‌طور ۱۰۰‌ درصدی
‫مطمئن نیستن قربان

436
00:25:12,380 --> 00:25:14,760
‫چند در صد از این اطلاعات مطمئنی؟

437
00:25:14,760 --> 00:25:16,390
‫- واقعاً مهمـه؟
‫- بله، من شهردار لندنـم

438
00:25:16,390 --> 00:25:17,890
‫اگه احتمال حمله این‌قدر زیاد بوده،

439
00:25:17,890 --> 00:25:19,250
‫- باید بهم اطلاع داده می‌شد
‫- خب...

440
00:25:19,250 --> 00:25:20,350
‫« باباجون »

441
00:25:20,350 --> 00:25:21,480
‫لعنتی، الان نه

442
00:25:27,270 --> 00:25:29,150
‫ببینید، الان وقت خوبی برای این حرفا نیست

443
00:25:29,150 --> 00:25:31,800
‫- زنگ بزن به ویلن
‫- جدی میگم، باید فوراً از اینجا خارج شن

444
00:25:35,700 --> 00:25:37,680
‫می‌تونیم همین بیرون هم بکشیم‌شون

445
00:25:39,410 --> 00:25:40,910
‫شهردار هنوز داخلـه

446
00:25:40,910 --> 00:25:42,810
‫قبلاً نذاشتن بکشمش

447
00:25:43,330 --> 00:25:45,040
‫- اول اون رو می‌کشیم
‫- باشه

448
00:25:46,420 --> 00:25:48,170
‫تو حواس تیم امنیتیش رو پرت کن

449
00:25:52,510 --> 00:25:53,970
‫- اسمت چیـه؟
‫- اسمم...

450
00:25:53,970 --> 00:25:55,680
‫- ریور کارت‌رایت
‫- ریور؟

451
00:25:55,680 --> 00:25:56,840
‫بله

452
00:25:56,840 --> 00:25:58,470
‫کلود، ریور کارت‌رایت اینجاست

453
00:25:58,470 --> 00:26:01,390
‫یهویی مزاحم مراسم یادبود شده و
‫حرف از حمله‌ی لیبیایی‌ها می‌زنه و

454
00:26:01,390 --> 00:26:03,330
‫هیچ‌کدوم از مأمورهام ازش خبر ندارن

455
00:26:03,330 --> 00:26:04,350
‫درستـه

456
00:26:04,350 --> 00:26:09,310
‫خب، اولاً که بابت این اتفاق
معذرت می‌خوام، ظفر. ‫شرمنده

457
00:26:10,690 --> 00:26:14,030
‫باید در جریان قرار می‌گرفتی،

458
00:26:14,030 --> 00:26:17,470
‫البته در دفاع از خودمون بگم که
‫خیلی سریع این اتفاق افتاده

459
00:26:19,530 --> 00:26:21,910
‫- ایول
‫- حالا قرار بوده به مراسم حمله بشه یا نه؟

460
00:26:21,910 --> 00:26:23,160
‫- آره، آره، بوده
‫- هیس

461
00:26:23,160 --> 00:26:25,290
‫راستش ما اطلاعاتی نداشتیم که قرار بوده

462
00:26:25,290 --> 00:26:26,960
‫شخص شما مورد حمله قرار بگیره

463
00:26:26,960 --> 00:26:29,920
‫البته که اگه این اطلاعات رو داشتیم...

464
00:26:29,920 --> 00:26:31,500
‫- مداخله می‌کردیم
‫- صبر کن ببینم

465
00:26:31,500 --> 00:26:34,260
‫شما مداخله کردید.
‫کلی از مأمورهاتون جلوم وایسادن

466
00:26:34,260 --> 00:26:37,090
‫میشه لطفاً گوشی رو بدی به کارت‌رایت؟

467
00:26:42,010 --> 00:26:43,390
‫با تو کار داره

468
00:26:45,270 --> 00:26:47,480
‫- قربان
‫- چه گهی داری می‌خوری؟

469
00:26:48,190 --> 00:26:50,100
‫فکر کردیم قراره به ابوتسفیلد حمله شه

470
00:26:50,110 --> 00:26:51,650
‫خب ما پول‌شون رو دادیم

471
00:26:52,270 --> 00:26:55,090
‫دیگه به جایی حمله نمیشه،
‫تازه اون هم ابوتسفیلد

472
00:26:58,660 --> 00:26:59,740
‫برید بیرون!

473
00:27:33,240 --> 00:27:35,500
‫اصلاً تا حالا تفنگ گرفتی دستت؟

474
00:27:35,500 --> 00:27:38,200
‫زاویه‌ی تو بهتر بود

475
00:27:38,200 --> 00:27:39,200
‫حال‌تون خوبـه؟

476
00:27:44,450 --> 00:27:45,910
‫لعنتی

477
00:27:45,910 --> 00:27:48,160
‫گندش بزنن

478
00:27:52,080 --> 00:27:54,940
‫- چندتا تیر برات مونده؟
‫- اونقدری که کافی باشه

479
00:27:56,460 --> 00:27:57,760
‫گندش بزنن

480
00:28:00,220 --> 00:28:02,720
‫هر چی می‌خواد بهش بده.
‫تو رو خدا هر چی می‌خواد بهش بده

481
00:28:02,720 --> 00:28:04,510
‫می‌خوام از کشور خارج شم

482
00:28:04,510 --> 00:28:06,310
‫- معامله همچنان سر جاشـه
‫- کدوم معامله؟

483
00:28:06,310 --> 00:28:07,930
‫معامله با اِم‌آی۵.
‫اجازه‌ی خروج

484
00:28:07,930 --> 00:28:09,890
‫شوخی می‌کنی دیگه؟
‫اجازه‌ی خروج کجا بود؟

485
00:28:09,890 --> 00:28:11,850
‫اون‌موقع که شلیک کردی،
‫زدی زیر معامله

486
00:28:11,850 --> 00:28:13,940
‫- این حرف رو نزن
‫- خب مگه دروغ میگم؟

487
00:28:13,940 --> 00:28:15,110
‫کاش دروغ می‌گفتی

488
00:28:15,110 --> 00:28:17,530
‫بذار برم وگرنه شهردارتون رو زنده نمی‌ذارم!

489
00:28:17,530 --> 00:28:20,360
‫- نه، حرفش هم نزن
‫- چرا، وگرنه بهش شلیک می‌کنه

490
00:28:21,320 --> 00:28:24,070
‫نگیر سمت گردنش.
‫یه بار نشون دادی که هدف‌گیریت ریده

491
00:28:24,070 --> 00:28:25,530
‫جاهای دیگه‌ش رو هم میشه هدف گرفت

492
00:28:25,530 --> 00:28:28,080
‫از اینجا میرم بیرون و
‫این رو هم با خودم می‌برم

493
00:28:28,080 --> 00:28:29,790
‫- نه، اجازه‌ش رو نمیدیم
‫- چرا، میدی

494
00:28:29,790 --> 00:28:31,410
‫میشه این‌قدر مخالفت نکنی؟

495
00:28:31,420 --> 00:28:33,830
‫اگه هی اوضاع رو بدتر کنی،
‫می‌کنم

496
00:28:33,830 --> 00:28:37,260
‫- بسپارش به من. می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم
‫- یه روانی تفنگش رو گرفته سمت گروگان

497
00:28:37,260 --> 00:28:38,490
‫باید کاری که میگه رو بکنیم

498
00:28:38,490 --> 00:28:41,570
‫واسه همینـه که هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫از خونه لجنزار بیای بیرون

499
00:28:46,510 --> 00:28:49,220
‫وای، گندش بزنن.
‫گندش بزنن

500
00:28:49,220 --> 00:28:51,230
‫تو... تو یهو از کجا اومدی؟

501
00:28:52,440 --> 00:28:54,770
‫خیلی خیلی آروم بهش نزدیک شدم

502
00:28:56,270 --> 00:29:00,110
‫شما... شما دو تا الکی با هم بحث کردید تا
‫حواسش رو پرت کنید

503
00:29:00,110 --> 00:29:01,950
‫فهمیدم، فهمیدم.
‫حالا فهمیدم

504
00:29:02,450 --> 00:29:04,820
‫لعنتی

505
00:29:04,820 --> 00:29:06,370
‫آره، آره

506
00:29:06,910 --> 00:29:08,200
‫غیرمتعارفـه

507
00:29:08,200 --> 00:29:12,000
‫اما بعضی‌وقتا باید خارج از چارچوب فکر کنی

508
00:29:12,580 --> 00:29:13,580
‫مگه نه؟

509
00:29:15,340 --> 00:29:17,000
‫آره

510
00:29:22,630 --> 00:29:24,130
‫به حساب همه‌ی لیبیایی‌ها رسیدیم

511
00:29:24,130 --> 00:29:26,970
‫دوتاشون تو ابوتسفیلد ناکار شدن و
‫لمب هم تارا رو دستگیر کرد

512
00:29:26,970 --> 00:29:28,050
‫اون اونجا چی‌کار می‌کرد؟

513
00:29:28,060 --> 00:29:29,430
‫نمی‌دونم خانم

514
00:29:32,560 --> 00:29:35,690
‫پول رو دادیم، حمله‌شون رو هم کردن.
‫عجب بلبشویی

515
00:29:35,690 --> 00:29:36,940
‫چاره‌ای نداشتید

516
00:29:38,440 --> 00:29:41,610
‫وقتی جزئیات رو بررسی کنن،
‫شما تبرئه میشید خانم

517
00:29:44,240 --> 00:29:46,320
‫قوانین لندن اجرا میشن

518
00:29:46,320 --> 00:29:48,120
‫قوانین لندن؟

519
00:29:48,120 --> 00:29:49,700
‫اگه توی اطلاعات باشی، باید بدونی

520
00:29:49,700 --> 00:29:50,990
‫قوانین مسکو، «مراقب باش»

521
00:29:50,990 --> 00:29:53,980
‫قوانین لندن، «از خودت محافظت کن»

522
00:30:00,186 --> 00:30:02,186
« پیتر جاد »

523
00:30:10,720 --> 00:30:12,470
‫کلود ویلن، پیتر جاد هستم

524
00:30:12,470 --> 00:30:14,930
‫ظاهراً هر دوی ما پیرامون وقایع هفته‌ی گذشته،

525
00:30:14,940 --> 00:30:18,400
‫با چالش روابط عمومی مواجه هستیم

526
00:30:19,440 --> 00:30:22,530
‫نظرت چیـه که یه راه‌حل برد-برد مطرح کنم؟

527
00:30:35,460 --> 00:30:37,040
‫سلام. منم، ریور

528
00:30:37,040 --> 00:30:39,250
‫وای، پسرم

529
00:30:39,750 --> 00:30:42,340
‫- حالت خوبـه؟
‫- وای، اومدی

530
00:30:42,340 --> 00:30:44,550
‫آره

531
00:30:44,550 --> 00:30:46,380
‫وای

532
00:30:46,380 --> 00:30:47,970
‫وای، چقدر خوشحال شدم

533
00:30:49,140 --> 00:30:50,140
‫منم همین‌طور. آره

534
00:30:52,390 --> 00:30:56,460
‫بابت تماس دیشب معذرت می‌خوام

535
00:30:57,810 --> 00:31:00,520
‫فکر کنم عقلم خیلی سر جاش نبود

536
00:31:01,360 --> 00:31:03,170
‫- طوری نیست
‫- احتمالاً‌ به دردت نمی‌خورد

537
00:31:03,170 --> 00:31:05,020
‫طوری نیست. طوری نیست

538
00:31:05,280 --> 00:31:08,530
‫کار کی بود؟ روس‌ها رفته بودن سراغ
‫کلک‌های قدیمی‌شون؟

539
00:31:08,530 --> 00:31:09,660
‫نه...

540
00:31:10,370 --> 00:31:11,450
‫کار لیبی بود

541
00:31:11,450 --> 00:31:13,740
‫لیبی

542
00:31:16,410 --> 00:31:17,580
‫چه بلبشویی بود

543
00:31:18,460 --> 00:31:19,460
‫آره

544
00:31:21,040 --> 00:31:22,710
‫فکر کنم هدف‌شون هم همین بود

545
00:31:23,550 --> 00:31:24,920
‫که ازمون اخاذی کنن

546
00:31:25,710 --> 00:31:26,840
‫جواب هم داد، چون...

547
00:31:27,590 --> 00:31:30,720
‫خب ما... ما پول‌شون رو دادیم اما
‫اونا همچنان حمله کردن

548
00:31:33,720 --> 00:31:35,520
‫عجب بلبشویی...

549
00:31:35,520 --> 00:31:38,270
‫اما اگه ردشون رو بگیری،
‫می‌بینی که یه روشی دارن

550
00:31:38,720 --> 00:31:42,000
‫- آره
‫- دوست دارم رد تک‌تک‌شون رو بگیرم

551
00:31:44,140 --> 00:31:46,110
‫رد لیبیایی‌ها؟

552
00:31:46,110 --> 00:31:47,110
‫ها؟

553
00:31:48,070 --> 00:31:49,070
‫زنبورها رو میگم

554
00:31:49,540 --> 00:31:51,530
‫زنبورهای وز وزی

555
00:31:51,530 --> 00:31:53,200
‫زنبورها

556
00:31:53,200 --> 00:31:56,000
‫زنبورهای سخت‌کوش و با وجدان کاری

557
00:32:02,710 --> 00:32:03,710
‫نیش‌شون پشت‌شونـه

558
00:32:05,460 --> 00:32:07,590
‫دیشب همین رو می‌خواستم به یاد بیارم

559
00:32:09,160 --> 00:32:11,050
‫دارم عقلم رو از دست میدم

560
00:32:11,050 --> 00:32:13,720
‫- قانون نانوشته‌ست دیگه
‫- اون دیگه چیـه؟

561
00:32:14,390 --> 00:32:15,640
‫براندازی

562
00:32:16,810 --> 00:32:21,940
‫خب، اگه با یه مشت ‫حشره‌ی موذی
...سر و کار داشتیم

563
00:32:21,940 --> 00:32:25,270
‫زمانی بهشون ضربه می‌زدیم که
‫فکر می‌کردن همه‌چی تموم شده

564
00:32:25,270 --> 00:32:27,190
‫واسه‌ همین بهش می‌گفتیم نیشِ پشت

565
00:32:27,190 --> 00:32:29,530
‫- نشون‌شون می‌دادیم که رئیس کیـه
‫- آره

566
00:32:30,030 --> 00:32:32,660
‫خب،‌ دلیل حمله‌شون هم همین بود.
‫آره

567
00:32:36,490 --> 00:32:38,620
‫ما همیشه تو اوج نبودیم، ریور

568
00:32:39,200 --> 00:32:40,500
‫می‌دونستی؟

569
00:32:40,500 --> 00:32:43,920
‫اما اگه بعضی از اون مستعمر‌ها رو
‫به حال خودشون رها می‌کردیم،

570
00:32:43,920 --> 00:32:46,210
‫قرمز می‌شدن

571
00:32:46,210 --> 00:32:48,800
‫با این‌حال تو همه‌شون رو گیر انداختی

572
00:32:48,800 --> 00:32:50,420
‫وای، چقدر خوشحالم که اومدی

573
00:32:51,340 --> 00:32:54,510
‫باید بهم بگی چی واسه تولدت می‌خوای

574
00:32:54,510 --> 00:32:58,310
‫می‌دونم هنوز زوده اما...
‫نمی‌تونم برم خرید

575
00:32:58,310 --> 00:33:01,000
‫با اون کامپیوتری که بهم دادی هم
‫بلد نیستم کار کنم

576
00:33:01,390 --> 00:33:03,560
‫اگه می‌تونستم برم بانک،
‫بهت پول می‌دادم

577
00:33:03,560 --> 00:33:04,900
‫من باید یه تماس بگیرم

578
00:33:05,400 --> 00:33:06,650
‫باشه، حتماً

579
00:33:12,650 --> 00:33:14,530
پشت‌شون یه نیش دارن

580
00:33:15,450 --> 00:33:18,740
‫خب،‌ با حمله به مرکز چند دینی
‫نیش‌شون رو زدن دیگه

581
00:33:19,700 --> 00:33:23,310
‫مگه این که منظورت این باشه که
‫زامبی شده باشن

582
00:33:23,830 --> 00:33:25,670
‫اصلاً‌ نمی‌فهمم چرا زنگ زدی

583
00:33:25,670 --> 00:33:28,540
‫تو اون عکسه که شرلی نشون داد،
‫سه جفت چکمه پشت ون بود اما

584
00:33:28,550 --> 00:33:31,510
‫با راننده میشن چهار نفر، درست میگم؟

585
00:33:31,510 --> 00:33:34,130
‫شما اونی که دنبال رادی بود رو گرفتید،

586
00:33:34,130 --> 00:33:35,890
‫ما هم دوتاشون رو توی ابوتسفیلد زدیم

587
00:33:35,890 --> 00:33:37,550
‫یعنی یکی‌شون می‌مونـه

588
00:33:39,140 --> 00:33:41,060
‫- لمب؟
‫- آره، گوشی دستمـه

589
00:33:43,270 --> 00:33:47,640
‫خب،‌ یکی از دلایلی که با هو قرار می‌ذاشت
‫این بود که یه پرونده رو گیر بیاره

590
00:33:47,640 --> 00:33:49,020
‫من خوندمش

591
00:33:50,320 --> 00:33:55,320
‫به نظرت کی سزاوار مجازاتیـه که
‫از تحقیر شدن هم بدتر باشه؟

592
00:33:56,320 --> 00:34:01,320
‫♪ Crowded House - Fall At Your Feet ♪

593
00:34:31,340 --> 00:34:33,280
‫چقدر خوب بود

594
00:34:35,070 --> 00:34:36,360
‫آره، اصلاً راحت شدم‌ها

595
00:34:38,370 --> 00:34:40,780
امروز ‫استرس اَمونم رو بریده بود

596
00:34:41,960 --> 00:34:44,200
‫می‌دونی امشب چی‌کار می‌خوام بکنم؟

597
00:34:44,200 --> 00:34:46,580
‫یه حال درست‌حسابی به خودم میدم

598
00:34:46,580 --> 00:34:48,580
‫یه بطری «چاک هیلز» واسه خودم می‌گیرم

599
00:34:49,590 --> 00:34:51,040
‫تو برنامه‌ای نداری جیم؟

600
00:34:54,840 --> 00:34:55,840
‫جیم؟

601
00:34:58,180 --> 00:34:59,260
‫جیم، تو...

602
00:35:02,470 --> 00:35:03,470
‫لعنتی

603
00:35:04,100 --> 00:35:06,810
‫لعنتی، لعنتی

604
00:35:15,400 --> 00:35:16,400
‫لعنتی

605
00:35:22,200 --> 00:35:23,580
‫شرمنده جیم

606
00:35:36,130 --> 00:35:37,590
‫یالا دیگه، یالا

607
00:35:41,300 --> 00:35:43,510
‫چی؟

608
00:35:43,580 --> 00:35:45,495
{\an8}‫« کلید هوشمند یافت نشد »
‫« به کتاب راهنما مراجعه شود »

609
00:35:44,520 --> 00:35:47,230
‫کلیدها کوشن؟ کلیدهای تخمی کوشن؟

610
00:36:01,200 --> 00:36:02,320
‫کلود ویلن هستم

611
00:36:03,830 --> 00:36:05,990
‫کی؟! میز اول دیگه

612
00:36:05,990 --> 00:36:08,250
‫- من میز اولم کودن
‫- پرتش کن!

613
00:36:17,090 --> 00:36:19,380
‫می‌دونی من کیـم؟

614
00:36:21,390 --> 00:36:23,470
‫- نه
‫- من یه رنج‌کشیده‌م

615
00:36:24,640 --> 00:36:26,330
‫به خاطر تصمیمی که تو گرفتی

616
00:36:27,310 --> 00:36:30,100
‫به خدا اگه یه کلمه از حرفات رو هم بفهمم...

617
00:36:30,100 --> 00:36:32,250
‫زلیتن، ۲۰۱۱

618
00:36:34,650 --> 00:36:35,650
‫درستـه، آره

619
00:36:36,150 --> 00:36:38,610
‫ما رو با گنگسترها و شبه‌نظامی‌ها
تنها گذاشتید و

620
00:36:38,635 --> 00:36:41,410
‫بهمون سلاح ندادید تا جلوشون وایسیم

621
00:36:41,410 --> 00:36:43,380
‫گوش کن من...

622
00:36:43,380 --> 00:36:45,830
‫من فقط پول گرفتم تا نظرم رو بگم، همین...

623
00:36:45,830 --> 00:36:50,710
‫نظر تو به عنوان یه پیش‌بینی بلندمدت
‫این بود که

624
00:36:51,710 --> 00:36:54,130
‫سرمایه‌گذاری توی لیبی،
‫بازدهی کمی داره

625
00:36:55,540 --> 00:36:58,380
‫چون بود و نبودش،

626
00:36:59,300 --> 00:37:01,670
‫فرقی به حال امنیت بریتانیا نداشت

627
00:37:01,680 --> 00:37:02,830
‫نظر تو...

628
00:37:04,640 --> 00:37:07,120
‫نظر تو تبدیل شد به سیاست

629
00:37:09,310 --> 00:37:11,000
‫این نظرت الان چه وضعیتی داره؟

630
00:37:12,440 --> 00:37:13,750
‫خوب نیست

631
00:37:15,730 --> 00:37:16,730
‫گوش کن چی میگم

632
00:37:18,940 --> 00:37:20,190
‫مشخصـه که ناراحتی

633
00:37:22,280 --> 00:37:23,450
‫اما من...

634
00:37:26,200 --> 00:37:27,330
‫من...

635
00:37:28,830 --> 00:37:29,870
‫خواهش می‌کنم

636
00:37:31,160 --> 00:37:32,160
‫فقط به...

637
00:37:32,160 --> 00:37:33,960
‫- لطفاً فقط به فکر زنم باش
‫- هستم

638
00:37:35,460 --> 00:37:36,670
‫می‌تونه درد من رو درک کنه

639
00:37:38,130 --> 00:37:40,550
‫- اون حداقل جسدی داره تا دفنش کنه
‫- برگرد پیپ!

640
00:37:40,550 --> 00:37:42,340
‫من هیچ‌وقت پدرم رو پیدا نکردم

641
00:37:42,340 --> 00:37:43,930
‫ولش کن پیپ

642
00:37:46,350 --> 00:37:47,680
‫شرمنده

643
00:37:47,680 --> 00:37:49,220
‫اون خیلی با آدم‌ها صمیمیـه...

644
00:37:49,220 --> 00:37:50,470
‫وای خدا!

645
00:37:55,100 --> 00:37:56,150
‫لعنتی

646
00:38:29,000 --> 00:38:30,060
‫مُرده؟

647
00:38:31,560 --> 00:38:32,720
‫آره، من کارم رو بلدم

648
00:38:33,430 --> 00:38:34,730
‫ممنون...

649
00:38:35,390 --> 00:38:36,400
‫لعنتی

650
00:38:37,310 --> 00:38:38,310
‫بابت کار خوبت

651
00:38:42,780 --> 00:38:43,860
‫چطوری پیدام کردی؟

652
00:38:43,860 --> 00:38:46,990
‫رفتم دم خونه‌تون و زنت بهم گفت که
‫میای اینجا بدوی

653
00:38:46,990 --> 00:38:48,320
‫- رفتی پیش زنم؟
‫- آره

654
00:38:48,870 --> 00:38:50,120
‫آره، اون‌وقت چی گفت؟

655
00:38:51,870 --> 00:38:54,120
‫- که میای اینجا بدوی
‫- آره

656
00:38:56,670 --> 00:38:58,920
‫آره. گوش کن، ممنونم. ممنونم

657
00:38:59,670 --> 00:39:00,920
‫بله

658
00:39:00,920 --> 00:39:02,840
‫بیا بغلم. ممنون

659
00:39:02,840 --> 00:39:04,590
‫خیلی خیلی ممنونم

660
00:39:04,590 --> 00:39:05,720
‫هیچ‌وقت یادم نمیره

661
00:39:05,720 --> 00:39:07,130
‫راستش من...

662
00:39:07,130 --> 00:39:08,340
‫باید مشروب بخورم

663
00:39:11,612 --> 00:39:18,258
« کافه بپه »

664
00:39:18,850 --> 00:39:21,480
‫<i>جزئیات بیشتری از تیراندازی دیروز در
‫پریمورز هیل</i>

665
00:39:21,480 --> 00:39:23,360
<i>‫منتشر شده</i>

666
00:39:23,360 --> 00:39:26,530
‫<i>با این که پلیس هویت شلیک‌کننده را
‫مشخص نکرده اما</i>

667
00:39:26,530 --> 00:39:28,030
<i>‫گمان نمی‌رود که این حادثه
‫با مواد مخدر...</i>

668
00:39:28,030 --> 00:39:29,320
‫تو دفترت منتظره

669
00:39:30,700 --> 00:39:33,040
‫واسه همین اومدم اینجا

670
00:39:34,370 --> 00:39:35,580
‫اون میز اولـه، لمب

671
00:39:37,370 --> 00:39:39,060
‫این هم پیروزی بزرگی واسه خانه لجنزاره

672
00:39:39,060 --> 00:39:41,210
‫می‌خوای عصبانیش کنی و
‫به بادش بدی؟

673
00:39:41,210 --> 00:39:43,380
‫تو می‌خوای به من توصیه‌ی کاری بدی؟

674
00:39:44,090 --> 00:39:46,300
‫من اون کاری که تو ازش دم می‌زنی رو کردم

675
00:39:46,300 --> 00:39:48,470
‫همین‌طوری میگم

676
00:39:48,470 --> 00:39:50,720
‫خب من جونش رو نجات دادم

677
00:39:50,720 --> 00:39:51,860
‫خب؟

678
00:39:51,860 --> 00:39:53,930
‫ خب این یه فرصتـه

679
00:39:53,930 --> 00:39:55,470
‫- واسه‌ی کی؟
‫- واسه‌ی همه

680
00:39:57,770 --> 00:40:00,400
‫فکر کردی قراره برگردی پارک، آره؟

681
00:40:00,940 --> 00:40:02,840
‫بیچاره

682
00:40:04,110 --> 00:40:07,530
‫تو دلت نمی‌خواد من اینجا باشم،
‫من هم دلم نمی‌خواد اینجا باشم

683
00:40:07,530 --> 00:40:08,820
‫به نفع جفت‌مونـه

684
00:40:09,320 --> 00:40:12,820
‫هر وقت دلت خواست می‌تونی بری.
‫اصلاً خانه لجنزار واسه همینـه دیگه

685
00:40:13,870 --> 00:40:15,480
‫نمی‌دونم چطور تا الان نفهمیدی

686
00:40:19,080 --> 00:40:20,620
‫من از سازمان نمیرم

687
00:40:22,040 --> 00:40:23,790
‫اما نباید تو خانه لجنزار باشم

688
00:40:24,750 --> 00:40:26,460
‫چون کارم خیلی خوبـه

689
00:40:28,300 --> 00:40:29,780
‫خودت هم این رو می‌دونی

690
00:40:37,850 --> 00:40:41,900
‫راستش، این امید نیست که آدم رو
می‌کشه، کارت‌رایت

691
00:40:43,150 --> 00:40:46,320
‫دونستن این که امید آدم رو می‌کشه،
‫آدم رو می‌کشه

692
00:40:48,300 --> 00:40:51,000
‫بپه، ایشون حساب می‌کنن

693
00:40:52,530 --> 00:40:54,700
‫پس من پول رو میدم،
‫تو هم بهش میگی دیگه؟

694
00:40:57,720 --> 00:40:59,810
‫اگه حرفش پیش اومد

695
00:41:22,480 --> 00:41:24,350
<i>‫لوئیزا هستم. پیغام‌تون رو بذارید</i>

696
00:41:26,060 --> 00:41:28,070
‫سلام، منم

697
00:41:28,070 --> 00:41:29,150
‫اوم...

698
00:41:29,940 --> 00:41:32,950
‫می‌دونم باید بهت فضا بدم و این چیزا اما...

699
00:41:34,280 --> 00:41:37,410
‫راستش کس دیگه‌ای رو نداشتم که
‫بهش زنگ بزنم

700
00:41:37,410 --> 00:41:39,830
‫چون...

701
00:41:41,160 --> 00:41:44,040
‫انگار منم از خانه لجنزار رفتنی شدم

702
00:42:01,310 --> 00:42:04,060
‫سلام. نمی‌دونستم اینجایی

703
00:42:05,770 --> 00:42:08,480
‫- چرا،‌ می‌دونستی
‫- آره، می‌دونستم

704
00:42:11,610 --> 00:42:15,320
‫باید این آسانسور کوفتی رو تعمیر کنیم

705
00:42:16,820 --> 00:42:19,910
‫- از این وضع خوشت میاد، ‌نه؟
‫- دقیقاً‌ که نه

706
00:42:21,250 --> 00:42:23,040
‫اما تو حرفت رو بزن.
‫زود باش

707
00:42:23,640 --> 00:42:25,870
‫فکر می‌کنم همه کارهاش رو کردی

708
00:42:25,870 --> 00:42:27,540
‫جلوی آینه با خودت تمرین کردی

709
00:42:27,540 --> 00:42:29,800
‫یا نکنه سخته برات که تو
چشمای خودت نگاه کنی؟

710
00:42:31,130 --> 00:42:33,380
‫میشه نکنی؟ امکانش هست که...

711
00:42:33,380 --> 00:42:35,300
‫میشه لطفاً اینجا سیگار نکشی؟

712
00:42:35,300 --> 00:42:37,180
‫بالأخره اینجا جزو اموال اِم‌آی‌۵ـه

713
00:42:38,440 --> 00:42:39,712
‫کیرم تو اِم‌آی‌۵

714
00:42:39,737 --> 00:42:41,995
‫اینجا دفتر منـه و
من قوانینش رو تعیین می‌کنم

715
00:42:42,020 --> 00:42:44,000
‫خب، می‌خواستم درمورد همین حرف بزنم...

716
00:42:45,440 --> 00:42:46,690
‫متأسفانه دیگه این‌طور نیست

717
00:42:47,310 --> 00:42:48,980
‫وای، جداً؟

718
00:42:48,980 --> 00:42:53,280
‫این دفتری که ازش حرف می‌زنی،
‫دیگه نیست

719
00:42:54,240 --> 00:42:55,860
‫عملاً به خاطرات پیوست

720
00:42:55,860 --> 00:42:59,740
‫قابل درکـه که چرا از سر ناچاری
‫اینجا رو دادن بهت اداره کنی

721
00:42:59,740 --> 00:43:01,080
‫به خاطر این که...

722
00:43:02,740 --> 00:43:04,710
‫خب به خاطر کارهایی که برای سازمان کردی

723
00:43:05,620 --> 00:43:08,120
‫اما خب می‌دونی که یه حد و حدودی هست

724
00:43:08,120 --> 00:43:10,090
‫جفت‌مون می‌دونیم که از حد و حدود رد شدی

725
00:43:10,090 --> 00:43:11,960
‫دیروز رو یادت نرفته که؟

726
00:43:11,960 --> 00:43:14,550
‫که یکی از اعضای گروهم جونت رو نجات داد

727
00:43:14,550 --> 00:43:16,720
‫کم‌کم دارم پشیمون میشم که بهش خبر دادم

728
00:43:16,720 --> 00:43:18,590
‫- خب، خب اگه جون من در خطر بود...
‫- بعدشم...

729
00:43:18,590 --> 00:43:21,180
‫- واسه این بود که اراذل و اوباشت...
‫- بعدش هم...

730
00:43:21,180 --> 00:43:22,760
‫یکی از کارهای مفید خانه‌ی لجنزار که...

731
00:43:22,760 --> 00:43:25,680
‫قبول هم دارم تعدادشون خیلی کمـه،

732
00:43:26,190 --> 00:43:28,850
‫...اینـه که من اون زن شَهرآشوبی که

733
00:43:28,850 --> 00:43:31,620
‫پشت همه‌ی خون‌ریزی‌‌ها و بلبشوی
‫این هفته بود رو دستگیر کردم و

734
00:43:31,620 --> 00:43:33,900
‫نذاشتم قلچماق‌هات تو
سفارتخونه جنگ راه بندازن

735
00:43:33,900 --> 00:43:36,030
‫اما به گمونم دلیلش همینـه دیگه؟

736
00:43:36,030 --> 00:43:38,150
‫می‌خوای ماسمالی کنی که

737
00:43:38,160 --> 00:43:40,950
‫اون با یه چشمک راضیت کرد که
‫بذاری از اونجا بره و

738
00:43:40,950 --> 00:43:44,490
‫همزمان کل اِم‌آی‌۵ رو به گا بده

739
00:43:45,200 --> 00:43:47,120
‫راستش خنده‌داره. من...

740
00:43:48,580 --> 00:43:50,290
‫من یه روایت کاملاً متفاوت دارم

741
00:43:50,290 --> 00:43:51,920
‫آره، مطمئنم همین‌طوره

742
00:43:51,920 --> 00:43:53,040
‫خب، بذار حدس بزنم

743
00:43:53,050 --> 00:43:58,800
‫جاد می‌تونه کمیسیون اون ۱۰۰ میلیون رو
‫نگه داره اما باید بگه که...

744
00:43:58,800 --> 00:44:03,560
‫درمورد لیبیایی‌ها و ارتباط تارا با هو
‫به من اخطار داده اما...

745
00:44:04,560 --> 00:44:06,000
‫من هیچ‌کاری نکردم

746
00:44:06,480 --> 00:44:09,200
‫آره، می‌خوای همه‌‌ی تقصیرات رو
‫بندازی گردن خانه لجنزار

747
00:44:09,200 --> 00:44:11,440
‫این‌طوری بمونی سر کارت

748
00:44:11,440 --> 00:44:12,480
‫آره؟

749
00:44:12,480 --> 00:44:14,650
‫کیش و مات، رفیق

750
00:44:15,780 --> 00:44:17,690
‫خب، این‌طور که پیداست، به گا رفتم

751
00:44:17,690 --> 00:44:20,820
‫راستش دوست ندارم این کلمه رو
‫به کار ببرم اما آره، به گا رفتی

752
00:44:20,820 --> 00:44:22,450
‫به گای سگ رفتی

753
00:44:22,450 --> 00:44:26,740
‫به گا رفتی. البته به جز کارت‌رایت،
‫چون یه امیدهایی به اون هست

754
00:44:26,750 --> 00:44:30,370
‫- و لایق یه فرصت مجدده
‫- اوه، اون که فقط گند می‌زنه

755
00:44:31,540 --> 00:44:33,600
‫خب. با اجازه‌ت، من دیگه مرخص میشم

756
00:44:34,000 --> 00:44:35,380
‫در ضمن

757
00:44:35,380 --> 00:44:39,130
‫امروز یه تیمی میاد اینجا تا...

758
00:44:40,760 --> 00:44:42,560
‫یه دستی به سر و روی اینجا بکشه

759
00:44:42,560 --> 00:44:44,640
‫اینجا رو به گند کشیدی

760
00:44:44,640 --> 00:44:45,640
‫ولی تمیز میشه

761
00:44:54,820 --> 00:44:57,980
<i>‫پس اگه یه بار دیگه، زرِ مفتی ازتون بشنوم،</i>

762
00:44:57,990 --> 00:45:01,400
<i>‫یه کاری می‌کنم که سرویس‌های امنیتی شما و</i>

763
00:45:01,410 --> 00:45:03,950
<i>‫زندگی نکبت‌بارتون رو جلوی چشم همه نابود کنن</i>

764
00:45:12,290 --> 00:45:13,380
‫ببخشید، این چی بود؟

765
00:45:14,080 --> 00:45:15,080
‫چی چی بود؟

766
00:45:15,090 --> 00:45:18,380
‫- اون چیزی که... شنیدم...
‫- اوه، اون رو میگی

767
00:45:18,380 --> 00:45:20,340
‫خب...

768
00:45:20,340 --> 00:45:24,010
‫صدای تو بود که داشتی یه چهره‌ی سیاسی رو

769
00:45:24,010 --> 00:45:26,220
‫چند ساعت قبل از کشته شدنش
‫تهدید می‌کردی

770
00:45:26,220 --> 00:45:28,310
‫اگه دلت خواست،
‫جاهای دیگه‌ش رو هم برات می‌ذارم

771
00:45:28,310 --> 00:45:32,640
‫همون‌جا که زنش درمورد شوگرددی‌بازی‌هات
‫حرف می‌زنه و...

772
00:45:32,640 --> 00:45:35,520
‫تو هم به‌خاطر بابای تُرک طرف
‫تهدیدش می‌کنی

773
00:45:36,060 --> 00:45:37,770
‫البته اگه یادت رفته

774
00:45:38,730 --> 00:45:40,150
‫آخه شاید رفته باشه

775
00:45:40,150 --> 00:45:41,530
‫این هفته خیلی سرت شلوغ بود

776
00:45:42,150 --> 00:45:43,660
‫راستش من...

777
00:45:46,490 --> 00:45:48,990
‫شاید یکم زود قضاوت کردم، نه؟

778
00:45:48,990 --> 00:45:51,910
‫وقتی گفتم «کیش و مات»

779
00:45:51,910 --> 00:45:53,750
‫منظورم بیشتر «کیش» خالی بود،‌ نه؟

780
00:45:53,750 --> 00:45:56,210
‫یعنی من مهره رو تکون میدم و
‫بعدش تو...

781
00:45:56,210 --> 00:45:57,920
‫چی می‌خوای؟

782
00:45:57,920 --> 00:45:59,420
‫چیزی که همیشه می‌خواستم

783
00:46:00,510 --> 00:46:03,300
‫که من رو با آرامش تخمی خودم تنها بذارید

784
00:46:05,180 --> 00:46:06,600
‫خیلی خب

785
00:46:08,470 --> 00:46:09,470
‫خیلی خب

786
00:46:10,930 --> 00:46:12,350
‫خانه لجنزار پا بر جا می‌مونه

787
00:46:12,350 --> 00:46:13,810
‫مالی دورن هم همین‌طور

788
00:46:13,810 --> 00:46:15,390
‫من عاشق مالی‌ـم.
‫مالی خیلی باحالـه

789
00:46:15,400 --> 00:46:17,610
‫- من همچین تصمیمی نداشتم
‫- هو هم باید برگرده

790
00:46:17,610 --> 00:46:20,400
‫هو؟ طرف بلای جون‌مونـه

791
00:46:20,400 --> 00:46:22,570
‫- اصلاً حرفش هم نزن
‫- هو برمی‌گرده

792
00:46:22,570 --> 00:46:25,760
‫فقط اونـه که می‌تونه با برنامه‌ی
‫سفارش غذای «دلیورو»ـم کار کنه

793
00:46:30,700 --> 00:46:33,910
‫باشه. اگه اون... خیلی خب.
‫باشه...

794
00:46:33,910 --> 00:46:38,290
‫پس... پیشنهاد میدی که تقصیرها رو
‫گردن کی بندازیم؟

795
00:46:38,290 --> 00:46:42,710
‫خب، می‌اندازیم گردن اون کسخل خری که لایقشـه

796
00:46:44,170 --> 00:46:45,970
‫- تو
‫- من؟

797
00:46:47,260 --> 00:46:49,970
‫نه. نه. امکان نداره. نه

798
00:46:49,970 --> 00:46:52,680
‫نه، نه، نه، نه.
‫من هیچ‌جا نمیرم

799
00:46:53,270 --> 00:46:56,560
<i>‫ با این‌حال به یه دختر تلفنی پول دادی که</i>

800
00:46:56,560 --> 00:46:58,980
<i>‫از قضا باهاش هم‌خواب هم شدی</i>

801
00:47:00,610 --> 00:47:04,240
‫اگه تا یه ساعت دیگه بار و بندیلت رو نبندی،

802
00:47:04,240 --> 00:47:09,950
‫این رو می‌فرستم واسه تک‌تک بی‌سروپاهایی که
‫تو دوران عیاشی‌هام می‌شناختم‌شون

803
00:47:09,950 --> 00:47:12,800
‫این آسیب جبران‌ناپذیری به سازمان می‌زنه و
‫خودت هم این رو می‌دونی

804
00:47:12,800 --> 00:47:14,980
‫به نازنین تخمم

805
00:47:17,500 --> 00:47:19,250
‫ببین سازمان چه بلایی سر من آورده

806
00:47:19,680 --> 00:47:22,000
‫داشتی می‌رفتی بیرون در رو باز بذار

807
00:47:22,000 --> 00:47:24,020
‫هوای خنک دوست دارم

808
00:47:30,010 --> 00:47:32,300
‫مطمئنم دوباره همدیگه رو می‌بینیم

809
00:47:32,300 --> 00:47:34,430
‫من که بعید بدونم

810
00:47:34,430 --> 00:47:36,600
‫من کاری با فاحشه‌ها ندارم

811
00:47:36,600 --> 00:47:38,140
‫اون فاحشه نبود

812
00:47:38,150 --> 00:47:39,440
‫نه‌خیر، اون...

813
00:47:39,440 --> 00:47:40,900
‫اون فاحشه... ای تف توش

814
00:47:40,900 --> 00:47:42,940
‫نمی‌دونم چرا همه هم حرفش رو می‌زنن

815
00:47:43,650 --> 00:47:44,820
‫اون... طرف...

816
00:47:47,280 --> 00:47:48,660
‫اون یه همراه بود

817
00:47:56,750 --> 00:47:59,710
‫رادی هو داره برمی‌گرده ور دل خودت

818
00:47:59,710 --> 00:48:02,790
‫کارت‌رایت هم جایی اینجا نداره

819
00:48:02,790 --> 00:48:04,210
‫باشه، طوری نیست

820
00:48:04,960 --> 00:48:07,050
‫خودم هم نیرو کم دارم

821
00:48:07,050 --> 00:48:08,130
<i>‫می‌خوای نگهش داری؟</i>

822
00:48:09,780 --> 00:48:11,060
‫خدا رو چه دیدی...

823
00:48:11,850 --> 00:48:14,700
‫شاید یه کبد جدید... لازمم شد

824
00:48:15,270 --> 00:48:19,770
‫بعدش هم، من بودم که فهمیدم
‫ویلن هدف اصلیـه...

825
00:48:19,770 --> 00:48:22,520
‫نگو که خودت می‌خوای برگردی پارک

826
00:48:22,520 --> 00:48:23,980
‫سیکتیر کن بابا

827
00:48:23,980 --> 00:48:29,150
‫خب، با این که از حرف زدن باهات لذت می‌برم
‫اما وسط جابجایی دفتر هستم و...

828
00:48:29,150 --> 00:48:30,950
‫خب، امیدوارم حالا که میز اول شدی

829
00:48:30,950 --> 00:48:33,410
‫ما فقیر فقرا رو فراموش نکنی

830
00:48:33,410 --> 00:48:37,200
‫در اینجا همیشه برای یه قهوه و
‫گپ و گفت بازه

831
00:48:37,200 --> 00:48:39,620
‫درست متوجه نیشه و کنایه‌هات شدم؟

832
00:48:39,620 --> 00:48:41,000
‫معلومـه

833
00:48:41,000 --> 00:48:46,090
‫نمی‌خوام یه بار دیگه ریخت تو یا
‫هیشکی رو از پارک ببینم

834
00:48:46,090 --> 00:48:49,010
‫دل به دل راه داره، جکسون

835
00:48:58,360 --> 00:49:00,710
‫« فصل بعد »

836
00:49:00,710 --> 00:49:02,810
‫میشه گورت رو گم کنی؟

837
00:49:02,810 --> 00:49:04,310
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم

838
00:49:06,280 --> 00:49:09,380
‫بابای ایشون یه پرونده دزیده که...

839
00:49:09,380 --> 00:49:11,530
‫اسم «اسب‌های کودن» روش بوده

840
00:49:11,530 --> 00:49:16,060
‫حالا هم طرف مُرده و مأمورهای من تحت تعقیبن

841
00:49:17,160 --> 00:49:19,580
‫خانه لجنزار کلاً ناپدید شده

842
00:49:20,160 --> 00:49:21,870
‫ما دیگه وجود نداریم

843
00:49:23,830 --> 00:49:27,250
‫یه‌جوری افشاگری کردی که
‫جولین آسانژ بهت افتخار می‌کنه

844
00:49:29,550 --> 00:49:31,380
‫امنیت ما...

845
00:49:32,630 --> 00:49:33,930
‫...در دستان ایشونـه

846
00:49:36,010 --> 00:49:37,970
‫- وقت‌مون داره تموم میشه
‫- چی؟

847
00:49:38,340 --> 00:49:39,790
‫حمام خون راه میفته

848
00:49:43,480 --> 00:49:45,350
‫- اگه تو دردسری...
‫- چطور جرات می‌کنی؟

849
00:49:45,360 --> 00:49:47,320
‫- من از اون آدم‌ها که...
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟

850
00:49:47,320 --> 00:49:48,860
‫...گُه می‌زنه به روز آدم‌ها

851
00:49:48,860 --> 00:49:50,610
‫واسه چی اومدی اینجا؟

852
00:49:52,200 --> 00:49:53,360
‫واسه کار و کاسبی

853
00:49:58,640 --> 00:50:00,390
‫هیچ‌کسی مصون نیست، دایانا

854
00:50:01,410 --> 00:50:02,620
‫هیچکس

855
00:50:02,620 --> 00:50:04,710
‫باید پنج «اِف» رو پیدا کنیم

856
00:50:05,460 --> 00:50:08,070
‫کدوم خری، چه کسشری،
‫کدوم گوری و واسه‌‌ی چی؟

857
00:50:10,590 --> 00:50:11,590
‫چهارمی بود

858
00:50:11,590 --> 00:50:13,930
‫سیکتیر کن.
‫پنجمی بود

859
00:50:13,990 --> 00:50:16,580
‫« اسب‌های کودن »

860
00:50:18,100 --> 00:50:19,930
‫خب برید دیگه.
‫سیکتیر

861
00:50:19,954 --> 00:50:29,954
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

862
00:50:29,978 --> 00:50:39,978
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

