﻿1
00:00:05,380 --> 00:00:06,797
‫من برای محافظت از شما اینجام.

2
00:00:06,798 --> 00:00:09,034
‫محافظت؟ یا کنترل؟

3
00:00:09,218 --> 00:00:10,658
‫« آنچه گذشت »

4
00:00:10,710 --> 00:00:11,969
‫هر کاری میگن بکن.

5
00:00:11,970 --> 00:00:14,972
‫خودشون می‌فهمن اشتباه کردن.
‫اگه یه‌تار مو ازت کم بشه...

6
00:00:14,973 --> 00:00:17,182
‫می‌تونم از خودم مراقبت کنم.

7
00:00:17,183 --> 00:00:19,810
‫رابطه‌ها کارساز نیستن.

8
00:00:19,811 --> 00:00:23,147
‫ادوارد مهربونـه. همین.

9
00:00:23,148 --> 00:00:24,189
‫رختکن،

10
00:00:24,190 --> 00:00:25,941
‫پولاروید، شماره‎ی ناشناس!

11
00:00:25,942 --> 00:00:27,568
‫اون صدای آخر، این مزایده‌ی وامونده؟

12
00:00:27,569 --> 00:00:29,528
‫هیچ سازمانی کایوتی رو نگرفته.

13
00:00:29,529 --> 00:00:31,238
‫کازاک‌ واسه خودش کار می‌کنه.

14
00:00:31,239 --> 00:00:33,991
‫- خودشه.
‫- کازاک رو پیدا کردیم.

15
00:00:33,992 --> 00:00:34,992
‫مدرک می‌خوام که زنده‌ست.

16
00:00:34,993 --> 00:00:35,951
‫زنده‌ست.

17
00:00:35,952 --> 00:00:37,745
‫برای چهار...

18
00:00:37,746 --> 00:00:39,413
‫پنج روز دیگه.

19
00:00:39,414 --> 00:00:41,081
‫با چیزایی که شنیدم،
‫وضعیت خوبی نیست.

20
00:00:41,082 --> 00:00:43,917
‫خب، مامور گمشده‌ی ما دست روس‌هاست.

21
00:00:43,918 --> 00:00:45,586
‫جایی که قصد دارن
‫ازش حداکثر استفاده رو ببرن.

22
00:00:45,587 --> 00:00:46,837
‫مجبور می‌شیم از اوکراین عقب‌نشینی کنیم.

23
00:00:46,838 --> 00:00:47,963
‫این می‌تونه کل روند...

24
00:00:47,964 --> 00:00:49,131
‫درگیری رو تغییر بده.

25
00:00:49,132 --> 00:00:51,175
‫ببینین، این خبر بدی نیست. خوبه

26
00:00:51,176 --> 00:00:52,593
‫پس فکر می‌کنی هنوز می‌تونی برش گردونی؟

27
00:00:52,594 --> 00:00:55,345
‫پیداش می‌کنیم، برش می‌گردونیم.

28
00:00:55,346 --> 00:00:57,598
‫قولی نمیدی که نتونی بهش عمل کنی.

29
00:00:57,599 --> 00:01:00,851
‫اسمش پاپی لوئیسه؟ یا پاپی کانینگهام؟

30
00:01:00,852 --> 00:01:04,438
‫آره، خیلی نزدیکم، مگه نه؟

31
00:01:04,439 --> 00:01:06,107
‫لعنتی!

32
00:01:09,986 --> 00:01:11,612
‫صبح‌ به‌خیر، صبح به‌خیر.

33
00:01:11,613 --> 00:01:13,698
‫حالت چطوره سامیا؟

34
00:01:14,783 --> 00:01:18,368
‫با زحمت‌های ما چطور می‌گذره؟

35
00:01:18,369 --> 00:01:19,953
‫من خوبم.

36
00:01:19,954 --> 00:01:21,748
‫شما چه‌خبر؟

37
00:01:22,665 --> 00:01:25,459
‫دیروز با عثمان صحبت کردم.

38
00:01:25,460 --> 00:01:26,960
‫هیچ چیز اتفاق خاصی نبود.

39
00:01:26,961 --> 00:01:28,837
‫می‌خواستم یه‌هوایی تازه کنم.

40
00:01:28,838 --> 00:01:30,798
‫صبح تا شب توی اون اتاق زندونی‌ام.

41
00:01:30,799 --> 00:01:32,800
‫پس رفتی داخل شهر یه‌هوایی تازی کنی

42
00:01:32,801 --> 00:01:35,011
‫و بری یه هتل دیگه؟

43
00:01:40,141 --> 00:01:43,477
‫من یکی از مقاله‌هات رو که توی
‫آدیس‌آ‌بابا نوشته بودی خوندم.

44
00:01:43,478 --> 00:01:45,437
‫«پیامدهای انسانی

45
00:01:45,438 --> 00:01:48,607
‫خشونت جنسی علیه زنان و دختران

46
00:01:48,608 --> 00:01:50,317
‫به عنوان یک تاکتیک نظامی»

47
00:01:50,318 --> 00:01:53,195
‫مقاله‌ی خوبی بود.
‫اما عنوان جالبی نداشت.

48
00:01:53,196 --> 00:01:55,532
‫بدن زن‌ها به یه میدون جنگ تبدیل شده.

49
00:01:56,533 --> 00:02:00,536
‫این مقاله نزدیک بود باعث بشه از مذاکرات حذف بشی.

50
00:02:00,537 --> 00:02:02,204
‫برای همین منم خوندمش و...

51
00:02:02,205 --> 00:02:04,790
‫- و چـی؟
‫- حرف‌هات درسته.

52
00:02:04,791 --> 00:02:07,126
‫این چیزیه که داره تو خرطوم اتفاق میفته.

53
00:02:07,127 --> 00:02:09,086
‫در سرتاسر کشور.

54
00:02:09,087 --> 00:02:12,840
‫به پسرخالم گفتم این کاغذ بهانه‌ای شد که تو رو بیارن.

55
00:02:12,841 --> 00:02:14,968
‫اونم، مثل من، آدم منطقی‌ایه.

56
00:02:15,927 --> 00:02:17,929
‫همه‌ی مردها که بد نیستن سامیا.

57
00:02:18,930 --> 00:02:20,974
‫می‌دونم.

58
00:02:24,269 --> 00:02:28,063
‫کاری که تو انجام می‌دی...

59
00:02:28,064 --> 00:02:30,150
‫واقعاً ارزشمنده.

60
00:02:31,067 --> 00:02:33,110
‫ممنونم.

61
00:02:33,111 --> 00:02:35,195
‫پس...

62
00:02:35,196 --> 00:02:38,323
‫یه بار دیگه بری بیرون و یه‌هوایی تازه کنی،

63
00:02:38,324 --> 00:02:40,701
‫به‌هر دلیلی،
‫نیروهای امنیتی خرطوم...

64
00:02:40,702 --> 00:02:43,245
‫سریعاً می‌رن سراغِ خانواده‌ات!

65
00:02:43,246 --> 00:02:45,206
‫مادرت، خواهرت...

66
00:02:46,583 --> 00:02:50,377
‫اون آدم‌ها، اون‌ها مثل ما منطقی نیستن.

67
00:02:53,923 --> 00:02:55,632
‫متوجه منظورم شدی؟

68
00:02:58,636 --> 00:03:01,221
‫صبح به‌خیر. صبح به‌خیر.

69
00:03:01,222 --> 00:03:02,890
‫از دیدن‌تون خوشحالم.

70
00:03:02,891 --> 00:03:04,559
‫خوش آمدید. خوش آمدید.

71
00:03:06,060 --> 00:03:08,562
‫آروم باش. مگه چی گفت؟

72
00:03:08,563 --> 00:03:11,064
‫مامانم و خواهرم...

73
00:03:11,065 --> 00:03:13,233
‫اگه چیزی بشه دیگه هیچوقت
‫نمی‌تونم ببینم‌شون!

74
00:03:13,234 --> 00:03:15,194
‫حتی الان نباید با تو حرف بزنم!

75
00:03:15,195 --> 00:03:16,612
‫چیزی نمی‌شه.

76
00:03:16,613 --> 00:03:18,363
‫هنوز توی لندنی، جات امنه!

77
00:03:18,364 --> 00:03:20,158
‫دیگه هیچ‌جا امن نیست.

78
00:03:21,075 --> 00:03:22,743
‫ما فقط یکم زمان می‌خوایم.

79
00:03:22,744 --> 00:03:24,745
‫سامیا، تو خونسردی‌ت رو حفظ کن.

80
00:03:24,746 --> 00:03:26,538
‫هرکاری می‌گن انجام بده.

81
00:03:26,539 --> 00:03:28,832
‫بذار من یکم روش فکر کنم ببینم چی می‌شه.

82
00:03:28,833 --> 00:03:30,834
‫بهت زنگ می‌زنم.

83
00:03:30,858 --> 00:03:40,858
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

84
00:03:40,882 --> 00:03:50,882
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

85
00:04:27,559 --> 00:04:32,559
‫« سازمان »
‫« فصل اول، قسمت هفتم »

86
00:04:50,039 --> 00:04:52,291
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

87
00:04:52,292 --> 00:04:55,002
‫باید برم سرکار.

88
00:04:55,003 --> 00:04:58,130
‫ببین، محظ احتیاط، امروز جایی نرو.

89
00:04:58,131 --> 00:05:00,215
‫احتیاط؟ چی شده؟

90
00:05:00,216 --> 00:05:03,136
‫هیچی. فقط باید خیالم از یه‌چیزایی راحت بشه.

91
00:05:04,137 --> 00:05:06,305
‫چه چیزهایی؟
‫اون یارویی که اومد باهام صحبت کرد؟

92
00:05:06,306 --> 00:05:08,598
‫نه. آره.

93
00:05:08,599 --> 00:05:10,435
‫فقط خواهشاً همین‌جا بمون.

94
00:05:11,394 --> 00:05:12,978
‫به‌روی چشم.

95
00:05:12,979 --> 00:05:14,980
‫عالیه. اصلاً نیازی نیست بهم بگی.

96
00:05:14,981 --> 00:05:16,523
‫نقشه خیلی خوبیه؛
‫برو سراغ‌ش.

97
00:05:16,524 --> 00:05:19,401
‫تو برو ته‌ و توی اون یارو رو در بیار.

98
00:05:19,402 --> 00:05:21,153
‫منم همین‌جا می‌مونم.

99
00:05:21,154 --> 00:05:23,613
‫یه کتابی می‌خونم،
‫یه‌چیزی می‌بافم.

100
00:05:23,614 --> 00:05:25,741
‫شاید هم یه روزی تو آینده،

101
00:05:25,742 --> 00:05:28,453
‫بتونیم یه‌جایی زندگی کنیم که
‫بشه بهش گفت خونه.

102
00:05:29,454 --> 00:05:30,954
‫پاپی.

103
00:05:45,678 --> 00:05:47,637
‫ببین، دخترم فکر می‌کنه

104
00:05:47,638 --> 00:05:49,723
‫دیروز یکی تعقیب‌ش می‌کرده.
‫حواست بهش هست؟

105
00:05:49,724 --> 00:05:51,850
‫- حالش خوبه؟
‫- آره خوبه.

106
00:05:51,851 --> 00:05:54,978
‫- مطمئنی؟
‫- از تو می‌خوام مطمئن بشی.

107
00:05:54,979 --> 00:05:57,023
‫حله.

108
00:06:08,951 --> 00:06:12,245
‫والهالا سال ۲۰۱۴ سر و کله‌اش پیدا شد

109
00:06:12,246 --> 00:06:14,414
‫و برای عملیات پرچم دروغین، که مقدمه‌ای بود

110
00:06:14,415 --> 00:06:16,875
‫برای الحاق کریمه به روسیه، 'نیروهای نقابدار' رو جور کرد.

111
00:06:16,876 --> 00:06:20,712
‫ولچوک یه افسر سابق «کا.گ.ب» و
‫سرویس اطلاعاتی روسیه بوده که

112
00:06:20,713 --> 00:06:25,092
‫بعدها با همراهی چندتا از نیروهای فوق‌حرفه‌ای
‫اسپتسناز می‌ره اوکراین و اون‌جا ساکن می‌شه.

113
00:06:25,093 --> 00:06:26,760
‫و یگان جدیدش رو خارج از

114
00:06:26,761 --> 00:06:29,179
‫کنترل و فرماندهی ارتش رسمی تشکیل می‌ده.

115
00:06:29,180 --> 00:06:31,681
‫اوایل، جاه‌طلبی‌های ولچوک با دیدگاه‌ برخی از...

116
00:06:31,682 --> 00:06:33,850
‫مقامات روسی که طرفدار سیاست خارجی تهاجمی‌تر

117
00:06:33,851 --> 00:06:36,269
‫- و توسعه‌طلبانه بودند، همسو بود.
‫- بعد از قضیه کریمه،

118
00:06:36,270 --> 00:06:40,273
‫نیروهای والهالا مثل سیل به سوریه و لیبی و عراق
‫سرازیر شدن.

119
00:06:40,274 --> 00:06:42,025
‫اون‌ها الان می‌تونن توی تمام زمینه‌هایی که

120
00:06:42,026 --> 00:06:43,610
‫نیروهای ائتلاف شکست خوردن، پیروز بشن.

121
00:06:43,611 --> 00:06:45,612
‫پالمیرا رو ظرف دو هفته از داعش گرفتن.

122
00:06:45,613 --> 00:06:47,114
‫چون ذره‌ای براشون مهم نبود

123
00:06:47,115 --> 00:06:48,615
‫کی غیرنظامیه و کی نیست.

124
00:06:48,616 --> 00:06:50,117
‫بله، خب. طبیعتاً بلافاصله...

125
00:06:50,118 --> 00:06:52,119
‫اتهام جنایت جنگی اومد وسط،

126
00:06:52,120 --> 00:06:54,955
‫شایعه نشونه‌های نئونازی‌شون و این حرف‌ها؛ اما...

127
00:06:54,956 --> 00:06:56,915
‫نبوغ اصلی ماجرا این‌جاست...

128
00:06:56,916 --> 00:06:58,875
‫تک تک نیروهای والهالا خارج از کشور ثبت شدن.

129
00:06:58,876 --> 00:07:01,878
‫یعنی از نظر قانونی، روسیه هیچ مسئولیتی نداره.

130
00:07:01,879 --> 00:07:04,923
‫یه‌جورایی تبدیل شدن به یه لشکر مزدور بین‌المللی.

131
00:07:04,924 --> 00:07:08,593
‫خب دقیقاً داریم از چند نفر در سطح
‫بین‌الملل حرف می‌زنیم؟ 100 هزار تا؟

132
00:07:08,594 --> 00:07:09,803
‫با توجه به مناطق عملیاتی‌شون،

133
00:07:09,804 --> 00:07:12,431
‫یعنی خب، اینقدر وسیعـه که نمی‌شه تخمین زد.

134
00:07:12,432 --> 00:07:13,807
‫بیشتر ان.

135
00:07:13,808 --> 00:07:15,976
‫توان جنگی‌شون در حد یک تیپ کامله
‫و از ده‌ها تا کشور بیشتر.

136
00:07:15,977 --> 00:07:19,312
‫بلاروس، اوکراین، سوریه، سودان.

137
00:07:19,313 --> 00:07:21,481
‫موزامبیک، آفریقای مرکزی،

138
00:07:21,482 --> 00:07:23,233
‫مالی، لیبی، ونزوئلا،

139
00:07:23,234 --> 00:07:25,701
‫ماداگاسکار،
‫لیست‌مون خیلی بزرگه.

140
00:07:25,702 --> 00:07:28,321
‫به‌نظر می‌رسه مقامات نظامی روسیه و
‫گروه والهالا زیاد آب‌شون توی یه جوب نمی‌ره.

141
00:07:28,322 --> 00:07:29,356
‫چطور از این موضوع به
‫نفع خودمون استفاده کنیم؟

142
00:07:29,357 --> 00:07:30,782
‫این موضوع باعث شده ولچوک نسبت به امنیت‌ش

143
00:07:30,783 --> 00:07:33,201
‫حساس‌تر بشه و زیاد توی دید نباشه.

144
00:07:33,202 --> 00:07:35,078
‫توی پایگاه‌شون،

145
00:07:35,079 --> 00:07:37,080
‫استفاده از گوشی غیرمجازه و حکم اعدام داره.

146
00:07:37,081 --> 00:07:38,707
‫نهایت حساسیت رو روی این موضوع دارن.

147
00:07:38,708 --> 00:07:41,293
‫خب، پس این یارو یه توهمی و خوددرگیر به‌تمام معناست،

148
00:07:41,294 --> 00:07:44,212
‫که نیروهای «کا.گ.ب» بهش ضدجاسوسی یاد دادن

149
00:07:44,213 --> 00:07:47,215
‫و یه ارتش خصوصی متعصب از لات و لوت‌های مزدور نازی

150
00:07:47,216 --> 00:07:48,884
‫دور خودش جمع کرده...

151
00:07:48,885 --> 00:07:50,051
‫عالیه. حالا کی می‌خواد دست‌به‌کار بشه؟

152
00:07:50,052 --> 00:07:54,556
‫فعلاً داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم؛
‫دنبال یه‌چیزی هستیم که به‌کارمون بیاد.

153
00:07:54,557 --> 00:07:56,683
‫ولی بعید می‌دونم باهامون موافقت کنه.

154
00:07:56,684 --> 00:07:59,394
‫دمش هم گرم.

155
00:07:59,395 --> 00:08:01,647
‫نمی‌شه سرزنشش کرد.

156
00:08:19,415 --> 00:08:22,167
‫- داری شوخی می‌کنی دیگه؟
‫- نه.

157
00:08:22,168 --> 00:08:23,710
‫همچین موضوعی شوخی‌بردار نیست. اصلاً.

158
00:08:23,711 --> 00:08:25,921
‫به هیچ عنوان.

159
00:08:25,922 --> 00:08:27,964
‫- کجا می‌خوای زندگی کنی؟
‫- کون لقت بابا.

160
00:08:27,965 --> 00:08:30,717
‫الکس، تو که از «هونسلو» خوشت میاد،
‫یه خونه‌ی کوچیک و امن هم که داری.

161
00:08:30,718 --> 00:08:31,927
‫نمی‌تونی بری خونه.
‫چیکار کنیم؟

162
00:08:31,928 --> 00:08:33,553
‫این خونه‌ی کوچیک و امن هم
‫فقط 6 ماه دیگه داره.

163
00:08:33,554 --> 00:08:35,222
‫- بعدش چی؟
‫- تمام این‌ها،

164
00:08:35,223 --> 00:08:37,557
‫تمام این چرت و پرت‌هایی که
‫دارین می‌گین تقصیر خودتونه.

165
00:08:37,558 --> 00:08:40,227
‫نظرت چیه پاسپورت آمریکایی برات جور کنیم؟

166
00:08:40,228 --> 00:08:42,395
‫نظرم این‌که بکنمش توی کونت.

167
00:08:42,396 --> 00:08:43,104
‫هیچ فایده‌ای نداره،

168
00:08:43,105 --> 00:08:44,564
‫چون واقعی نیست. درست نمی‌گم؟

169
00:08:44,565 --> 00:08:46,525
‫- الکس...
‫- خدای من. اصلاً باورم نمی‌شه.

170
00:08:46,526 --> 00:08:47,859
‫باهامون همکاری کن،
‫ما هم برای خودت، مامان

171
00:08:47,860 --> 00:08:49,904
‫و برادرت اقامت آمریکا جور می‌کنیم.

172
00:08:50,780 --> 00:08:52,049
‫برو بابا کص ننت.

173
00:08:52,073 --> 00:08:53,406
‫حتی اگه برادرت نیاز داشت،

174
00:08:53,407 --> 00:08:55,535
‫تمام مراقبت‌های پزشکی و دوا درمونـش با ما.

175
00:08:56,536 --> 00:08:59,038
‫هـوم. این شد یه حرفی.

176
00:09:02,875 --> 00:09:04,417
‫- منتظرم...
‫- منتظر چی؟

177
00:09:04,418 --> 00:09:06,711
‫منتظر این‌که جمله‌ت رو با «یا...» ادامه بدی.

178
00:09:06,712 --> 00:09:08,506
‫واسه اون شرط‌های مسخره و کسشعرتون.

179
00:09:09,507 --> 00:09:11,383
‫و خواهش می‌کنم،

180
00:09:11,384 --> 00:09:13,426
‫محض رضای خدا،
‫دروغ نگید!

181
00:09:13,427 --> 00:09:14,678
‫- یا...
‫- یا...؟

182
00:09:14,679 --> 00:09:16,888
‫یا می‌فرستیمت بلاروس

183
00:09:16,889 --> 00:09:20,934
‫و یه‌جوری سندسازی می‌کنیم که انگار
‫تو برای سازمان سیا کار می‌کردی.

184
00:09:20,935 --> 00:09:22,602
‫ممنونم.

185
00:09:22,603 --> 00:09:25,146
‫ممنونم که صداقت به‌خرج دادید.

186
00:09:25,147 --> 00:09:26,982
‫دارم این فرصت رو بهت می‌دم
‫که خودت رو خلاص کنی.

187
00:09:26,983 --> 00:09:29,150
‫به همین راحتی؟

188
00:09:29,151 --> 00:09:30,193
‫می‌تونم یه سوالی بپرسم؟

189
00:09:30,194 --> 00:09:31,695
‫چرا اینطوری صحبت می‌کنی؟

190
00:09:31,696 --> 00:09:33,196
‫- انگار که مثلاً چندتا گزینه پیش روم گذاشتی.
‫- گوش کن.

191
00:09:33,197 --> 00:09:36,408
‫تا وجدانت رو آروم کنی؟
‫تو قشنگ من رو تحت فشار گذاشتی.

192
00:09:36,409 --> 00:09:37,909
‫تو...

193
00:09:39,203 --> 00:09:40,036
‫خودت هم حسابی گیر افتادی.

194
00:09:40,037 --> 00:09:43,248
‫همه‌مون داریم به‌گا می‌ریم.

195
00:09:43,249 --> 00:09:45,458
‫نه فقط من.

196
00:09:45,459 --> 00:09:47,128
‫همه‌مون!

197
00:09:48,337 --> 00:09:51,132
‫پنج دقیقه وقت داری.
‫تصمیم بگیر.

198
00:10:06,314 --> 00:10:07,606
‫- نه؛ هیچ‌کدومش.
‫- نه؟

199
00:10:07,607 --> 00:10:08,982
‫حتی فکر نمی‌کنم اصلاً خوشم بیاد.

200
00:10:08,983 --> 00:10:10,525
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

201
00:10:10,526 --> 00:10:12,819
‫فردا می‌بینمت ویولا.

202
00:10:12,820 --> 00:10:15,281
‫- آره، فردا می‌بینمت.
‫- باشه. خداحافظ.

203
00:11:19,470 --> 00:11:21,763
‫کمرم گرفته،
‫داشتیم با رضا اسکواش بازی می‌کردیم.

204
00:11:21,764 --> 00:11:24,641
‫نه. نه. بیخیال. چیزی نیست.
‫بیخیال.

205
00:11:24,642 --> 00:11:27,060
‫- کجا بذارمش؟
‫- آم، توی دفترم.

206
00:11:27,061 --> 00:11:29,145
‫هرجا خواستی.

207
00:11:29,146 --> 00:11:31,272
‫ممنون.

208
00:11:32,817 --> 00:11:34,734
‫نظرت چیه سریع در جعبه رو باز کنیم
‫و شیشه‌ها رو قایم کنیم؟

209
00:11:34,735 --> 00:11:36,861
‫- می‌خوایم جشن بگیریم؟
‫- آره.

210
00:11:36,862 --> 00:11:39,280
‫دارم می‌رم ایران.

211
00:11:39,281 --> 00:11:41,241
‫رضا دیروز بهم زنگ زد.

212
00:11:41,242 --> 00:11:42,826
‫الکی می‌گی!

213
00:11:42,827 --> 00:11:44,035
‫نمی‌گم.

214
00:11:44,036 --> 00:11:47,080
‫- تبریک می‌گم.
‫- ممنون!

215
00:11:47,081 --> 00:11:49,457
‫وای، مراقب کمرم باش.

216
00:11:49,458 --> 00:11:50,917
‫آره، قراره کُلی خوش بگذره.

217
00:11:50,918 --> 00:11:52,502
‫دارم لحظه‌شماری می‌کنم.

218
00:12:27,997 --> 00:12:30,832
‫- یا خدا.
‫- یه کلمه هم حرف نزن.

219
00:12:52,021 --> 00:12:54,439
‫حرکت کن.

220
00:12:54,440 --> 00:12:56,274
‫- تو کی هستی؟
‫- بابات گفت از خونه بیرون نری!

221
00:12:56,275 --> 00:12:59,235
‫دفعه‌ی بعد حرف‌ گوش کن و تا وقتی اوضاع
‫آروم نشده، کاری که بهت می‌گن رو بکن.

222
00:13:19,632 --> 00:13:21,841
‫- سلام.
‫- سلام.

223
00:13:21,842 --> 00:13:24,385
‫چه‌خبر؟

224
00:13:24,386 --> 00:13:27,639
‫- بدموقع مزاحم شدم؟
‫- نه، نه. اصلاً.

225
00:13:27,640 --> 00:13:30,475
‫چی شده؟

226
00:13:30,476 --> 00:13:32,561
‫می‌خوای دوباره بزنیم بیرون؟

227
00:13:38,651 --> 00:13:41,195
‫هنری باهات کار داره. سریعاً.

228
00:13:43,197 --> 00:13:45,156
‫هنری با دوتاتون کار داره.

229
00:13:45,157 --> 00:13:46,699
‫چی شده؟

230
00:13:56,836 --> 00:13:58,336
‫بابا؟

231
00:14:05,636 --> 00:14:07,929
‫و یهو، وقت‌ش رسید.

232
00:14:07,930 --> 00:14:10,431
‫«یا حالا یا هیچوقت»

233
00:14:10,432 --> 00:14:12,016
‫پام به ماجرا باز شده بود.

234
00:14:12,017 --> 00:14:14,854
‫پای خانواده‌ام هم باز شده بود،
‫حتی سامیا.

235
00:14:16,313 --> 00:14:18,773
‫فقط یه فرصت دیگه داشتم.

236
00:14:18,774 --> 00:14:19,732
‫می‌دونی دلیل این‌که...

237
00:14:19,733 --> 00:14:21,776
‫مامورای امنیتی پکن،

238
00:14:21,777 --> 00:14:24,779
‫دانشگاه دخترت رو زیر نظر داشتن، چی بوده؟

239
00:14:24,780 --> 00:14:28,032
‫ساعت 14:12 امروز، یه نفر با حالت
‫خیلی تهاجمی و مشکوک به پاپی نزدیک شد

240
00:14:28,033 --> 00:14:30,660
‫انگار که می‌خواست بدزدتش.

241
00:14:30,661 --> 00:14:33,621
‫خداروشکر تیم گشت خیابونی‌مون
‫اون‌جا بود، مگه نه؟

242
00:14:33,622 --> 00:14:37,417
‫دوزر گفت امروز صبح ازش خواستی
‫مراقبِ پاپی باشه.

243
00:14:37,418 --> 00:14:40,837
‫با نگرانی تمام این حرف رو زدی،
‫انگار که یه‌چیزی می‌دونی...

244
00:14:40,838 --> 00:14:43,090
‫یا از یه‌چیزی می‌ترسیدی.

245
00:14:47,887 --> 00:14:49,638
‫از هرجا دلت می‌خواد شروع کن.

246
00:14:51,473 --> 00:14:53,766
‫تو یه هفته‌ی گذشته، دو بار
‫حس کردم یکی داره دنبالم می‌کنه.

247
00:14:53,767 --> 00:14:55,685
‫ولی هیچی نگفتی!

248
00:14:55,686 --> 00:14:58,146
‫با خودم گفتم اگه اینطوری بود که بچه‌های
‫تیم محافظت‌ام زودتر می‌فهمیدن.

249
00:14:58,147 --> 00:15:00,189
‫وقتی دیدم خبری نشد،
‫گفتم حتماً هیچی نیست دیگه.

250
00:15:00,190 --> 00:15:01,817
‫اما اگر واقعی باشه...

251
00:15:03,944 --> 00:15:06,571
‫فکر کنم بدونم چه‌خبره...

252
00:15:06,572 --> 00:15:08,197
‫ریچاردسون راست می‌گفت.

253
00:15:08,198 --> 00:15:11,451
‫یه سری مذاکرات محرمانه و
‫پنهانی داره تو لندن صورت می‌گیره.

254
00:15:11,452 --> 00:15:15,038
‫دو طرف هر روز برای مذاکره تو پلاک ۷۳ خیابون
‫کنزینگتونِ پارک گاردنز هم رو ملاقات می‌کنن.

255
00:15:15,039 --> 00:15:18,750
‫یه عمارت بزرگ که مال یه چینیه به اسم «اریک هوانگ».

256
00:15:18,751 --> 00:15:20,960
‫دقیقاً نمی‌دونم برنامه‌شون چیه،

257
00:15:20,961 --> 00:15:24,797
‫ولی مذاکرات بین دولت نظامی و
‫نیروهای شورشی سودان صورت می‌گیره.

258
00:15:24,798 --> 00:15:27,508
‫دکتر سامیا ظهیر به‌عنوان

259
00:15:27,509 --> 00:15:28,968
‫کارشناس ژئوپلیتیک اون‌جا حضور داره.

260
00:15:28,969 --> 00:15:33,431
‫سامیا به بهونه‌ی شرکت تو یه
‫کنفرانس آموزشی اومده لندنه.

261
00:15:33,432 --> 00:15:35,683
‫چند روز پیش اتفاقی دیدمش.

262
00:15:35,684 --> 00:15:38,269
‫بهم گفت با ویزای دانشجویی این‌جاست،

263
00:15:38,270 --> 00:15:41,606
‫ولی اصل ماجرا اینه که هر روز صبح،
‫داره توی این مذاکرات بسیار مهم شرکت می‌کنه.

264
00:15:41,607 --> 00:15:43,441
‫و تو خودت به‌تنهایی...

265
00:15:43,442 --> 00:15:44,651
‫تمام این‌ها رو فهمیدی؟

266
00:15:44,652 --> 00:15:45,777
‫- آره.
‫- چرا؟

267
00:15:45,778 --> 00:15:47,737
‫چون حرف‌هاش رو باور نکردم.

268
00:15:47,738 --> 00:15:49,322
‫- با عقل جور در نمی‌اومد.
‫- اصلاً چرا خودت رو دخالت دادی؟

269
00:15:49,323 --> 00:15:50,865
‫چرا وقتی خیلی اتفاقی یکی رو دیدی،

270
00:15:50,866 --> 00:15:52,366
‫خودت رو نزدی به اون راه و بری؟

271
00:15:54,536 --> 00:15:55,662
‫چون از نظرم...

272
00:15:55,663 --> 00:15:59,290
‫سامیا ظهیر مهره‌ی به‌شدت ارزشمندیه.

273
00:16:00,417 --> 00:16:03,169
‫می‌خوای بیاد واسه ما کار کنه؟

274
00:16:03,170 --> 00:16:04,712
‫آره.

275
00:16:04,713 --> 00:16:06,382
‫فکر کنم مجبوریم.

276
00:16:07,383 --> 00:16:08,967
‫کی؟

277
00:16:08,968 --> 00:16:10,468
‫تو؟

278
00:16:11,512 --> 00:16:13,097
‫احتمالاً بتونم راضیش کنم.

279
00:16:14,598 --> 00:16:17,433
‫- اما در عین حال بسیار مهمه که...
‫- دکتر ظهیر...

280
00:16:17,434 --> 00:16:20,853
‫بیست و پنجم ماه گذشته اومده لندن.

281
00:16:20,854 --> 00:16:22,271
‫پنج هفته‌ست که این‌جاست،

282
00:16:22,272 --> 00:16:23,856
‫بیخ گوش‌مون،
‫و ما هیچ نفهمیدیم؟

283
00:16:23,857 --> 00:16:24,941
‫یه سری حرفای غیر رسمی

284
00:16:24,942 --> 00:16:26,567
‫از طرف انگلیسی ها بهمون رسید.

285
00:16:26,568 --> 00:16:28,778
‫پیگیرش بودیم، اما به نتیجه‌ای نرسیدیم.

286
00:16:28,779 --> 00:16:32,532
‫اگه حقیقت داشته باشه،
‫چینی‌ها دیگه واقعاً کولاک کردن.

287
00:16:32,533 --> 00:16:34,534
‫خب خودشون هم این رو می‌دونن.

288
00:16:34,535 --> 00:16:36,620
‫من این وسط یه فرصت می‌بینم.

289
00:16:37,579 --> 00:16:39,914
‫تمام سرویس‌های امنیتی دنیا
‫دیگه ما رو بلد شدن.

290
00:16:39,915 --> 00:16:40,957
‫کوچک‌ترین اشتباهی نمی‌کنن.

291
00:16:40,958 --> 00:16:43,085
‫لنگلی به‌شدت از این موضوع استقبال می‌کنه.

292
00:16:45,546 --> 00:16:47,338
‫مارشن واقعاً فکر می‌کنه
‫می‌تونه بیارتش این‌جا؟

293
00:16:47,339 --> 00:16:49,549
‫فعلاً داریم ارزیابی‌ها و بررسی‌های لازم رو انجام می‌دیم

294
00:16:49,550 --> 00:16:52,678
‫اما آره، می‌تونه.

295
00:17:03,439 --> 00:17:04,939
‫بیاریدش این‌جا.

296
00:17:38,560 --> 00:17:40,139
‫بخشکی شانس.

297
00:17:40,747 --> 00:17:42,247
‫لعنتی.

298
00:17:48,758 --> 00:17:52,053
‫سلام. ببخشید،
‫شما احیاناً تلمبه ندارین؟

299
00:17:52,541 --> 00:17:53,958
‫پنچر کردی؟

300
00:17:53,983 --> 00:17:55,824
‫آره، وقتی اومدم سالم بود.

301
00:17:55,849 --> 00:17:58,743
‫شاید کم‌کم داره بادش میره.
‫روز شانسته.

302
00:17:58,744 --> 00:18:00,870
‫- یکی از اینا دارم.
‫- شوخی می‌کنی؟

303
00:18:00,871 --> 00:18:01,913
‫- آره، دارم.
‫- اشکالی نداره اگه...

304
00:18:01,914 --> 00:18:03,581
‫- آره...
‫- چون خودم بلد نیستم...

305
00:18:03,582 --> 00:18:05,542
‫- چطور پنچرگیری کنم.
‫- اینو نگه می‌داری؟

306
00:18:07,183 --> 00:18:08,645
‫آره، فاتحه‌ش خونده‌ست

307
00:18:08,670 --> 00:18:10,296
‫اوه

308
00:18:15,344 --> 00:18:17,429
‫- خودش بود؟
‫- طوری نیست.

309
00:18:19,515 --> 00:18:21,849
‫الان یکی میاد
‫ازت چندتا سوال می‌پرسه،

310
00:18:21,850 --> 00:18:24,228
‫بعد می‌برنت خونه‌ی مامانت.

311
00:18:25,187 --> 00:18:27,231
‫نظرت چیه شام رو بیای پیش من؟

312
00:18:28,982 --> 00:18:30,482
‫باشه.

313
00:18:30,526 --> 00:18:32,944
‫هی...

314
00:18:32,945 --> 00:18:34,987
‫تاریخ نوزدهم، ساعت سه،

315
00:18:34,988 --> 00:18:37,031
‫توی مسیرمون به نمایشگاه اینکاها،
‫رفتیم پیش یه خانمی،

316
00:18:37,032 --> 00:18:38,491
‫یکی از دوستای قدیمی من.

317
00:18:38,492 --> 00:18:40,577
‫تو اسمشو نمی‌دونی.

318
00:18:42,579 --> 00:18:44,289
‫یه بغل دیگه؟

319
00:18:45,063 --> 00:18:46,563
‫نه، خوبه.

320
00:18:49,169 --> 00:18:50,753
‫بهتره دیگه برم.

321
00:19:09,523 --> 00:19:10,648
‫- شد مثل روز اولش.
‫- وای.

322
00:19:10,649 --> 00:19:13,526
‫حرف نداره. دستت درد نکنه.

323
00:19:13,527 --> 00:19:14,861
‫چطور می‌تونم جبران کنم؟

324
00:19:14,862 --> 00:19:17,494
‫- یه مقدار پول...
‫- ایران نرو

325
00:19:17,519 --> 00:19:18,841
‫ببخشید؟

326
00:19:18,866 --> 00:19:20,366
‫شنیدی چی گفتم.

327
00:19:21,003 --> 00:19:23,424
‫پاتو ایران نذار.

328
00:19:23,449 --> 00:19:25,413
‫- ببخشید؟
‫- هرچی میگم تکرار کن:

329
00:19:25,414 --> 00:19:27,248
‫- «من خانواده‌مو دوست دارم.»
‫- چی؟

330
00:19:27,249 --> 00:19:29,208
‫- به زبون بیار.
‫- چرا؟

331
00:19:29,209 --> 00:19:32,211
‫میگم به زبون بیار، نفله.

332
00:19:32,212 --> 00:19:34,881
‫من... من خانواده‌مو دوست دارم.

333
00:19:34,882 --> 00:19:38,092
‫به هیچکس در مورد این مکالمه چیزی نگو.

334
00:19:38,093 --> 00:19:40,564
‫هیچی. حتی یه کلمه.

335
00:19:40,589 --> 00:19:42,215
‫زندگی اونا به این بستگی داره.

336
00:19:44,433 --> 00:19:45,641
‫نمی‌فهمم.

337
00:19:45,642 --> 00:19:48,853
‫راست میگی.
‫نمی‌فهمی تهران چه جاییه.

338
00:19:49,094 --> 00:19:52,321
‫سعی نکن بفهمی،
‫فقط هرچی میگم گوش کن.

339
00:19:52,566 --> 00:19:54,066
‫خب؟

340
00:19:54,745 --> 00:19:56,454
‫حالا...

341
00:19:56,695 --> 00:19:58,613
‫قراره کجا نریم؟

342
00:19:58,614 --> 00:19:59,822
‫ایران؟

343
00:19:59,823 --> 00:20:01,449
‫باریکلا.

344
00:20:01,450 --> 00:20:03,117
‫روز خوبی داشته باشی.

345
00:20:12,419 --> 00:20:13,836
‫خیانت به همسرت،

346
00:20:13,837 --> 00:20:16,130
‫توی سودان نمی‌تونه کار آسونی باشه.

347
00:20:16,131 --> 00:20:17,715
‫دل و جرئت می‌خواد.

348
00:20:17,716 --> 00:20:20,509
‫می‌دونه چی می‌خواد و
‫به خاطرش خطر می‌کنه.

349
00:20:20,510 --> 00:20:21,969
‫شاید لازم باشه اینو

350
00:20:21,970 --> 00:20:24,722
‫به عنوان نجات خودش ببینه،
‫نه نجات داده شدن.

351
00:20:24,723 --> 00:20:27,767
‫چطور با تو تماس گرفت
‫تا بگه توی لندنه؟

352
00:20:27,768 --> 00:20:29,727
‫هیچ راهی برای تماسش با من نبود.

353
00:20:29,728 --> 00:20:33,272
‫مارشن بیرون موزه بریتانیا
‫به سامی برخورد کرد.

354
00:20:33,273 --> 00:20:34,607
‫با دخترم بودم،

355
00:20:34,608 --> 00:20:37,361
‫داشتیم می‌رفتیم
‫یه نمایشگاه در مورد اینکاها رو ببینیم.

356
00:20:39,321 --> 00:20:40,913
‫مامورها معمولاً به افرادی که

357
00:20:40,914 --> 00:20:42,490
‫اسم مستعارشونو می‌دونن، برخورد می‌کنن؟

358
00:20:42,491 --> 00:20:43,950
‫هرگز.

359
00:20:43,951 --> 00:20:46,118
‫خیلی نادره. ولی اتفاق می‌افته.

360
00:20:52,084 --> 00:20:54,377
‫- پروتکل‌هایی هست؟
‫- نه واقعاً، نه،

361
00:20:54,378 --> 00:20:56,963
‫فقط ارتباط رو به آرومی قطع می‌کنن.

362
00:20:56,964 --> 00:20:58,547
‫به آرومی؟

363
00:20:58,548 --> 00:21:00,758
‫قانون اینه که نباید شک رو برانگیخت.

364
00:21:00,759 --> 00:21:03,302
‫قرار بود یه بار دیگه برای ناهار ببینمش،

365
00:21:03,303 --> 00:21:05,304
‫که سه روز بعد انجامش دادم.

366
00:21:05,305 --> 00:21:06,847
‫و اون موقع بود که

367
00:21:06,848 --> 00:21:08,808
‫- در مورد مذاکرات بهت گفت.
‫- آره.

368
00:21:08,809 --> 00:21:10,685
‫متعجب شدی؟

369
00:21:10,686 --> 00:21:12,520
‫- متعجب؟
‫- خب،

370
00:21:12,521 --> 00:21:14,772
‫اون خودبه‌خود و بدون هیچ تشویقی،

371
00:21:14,773 --> 00:21:16,482
‫اسرار دولتی رو برات فاش کرد.

372
00:21:16,483 --> 00:21:18,902
‫من برای اون فقط یه معلمم.

373
00:21:20,195 --> 00:21:22,280
‫هنوز عاشقته؟

374
00:21:22,281 --> 00:21:24,156
‫چرا از خودش نمی‌پرسی؟

375
00:21:24,157 --> 00:21:27,493
‫مگه اینکه گند بزنیم بهش.

376
00:21:27,494 --> 00:21:29,413
‫ولی اگه مجبور باشی نظر بدی؟

377
00:21:30,372 --> 00:21:31,957
‫آره.

378
00:21:33,208 --> 00:21:34,583
‫می‌تونیم از این قضیه استفاده کنیم؟

379
00:21:34,584 --> 00:21:36,084
‫اگه فرصتش پیش بیاد.

380
00:21:42,426 --> 00:21:44,135
‫روی خطری که توشه گیر نکن،

381
00:21:44,136 --> 00:21:46,470
‫کاری کن حسی که قبلاً داشت رو پیدا کنه.

382
00:21:46,471 --> 00:21:49,223
‫اون به خونه‌ش خیانت نمی‌کنه.
‫خونه براش تویی.

383
00:21:49,224 --> 00:21:50,850
‫داره به خونه برمی‌گرده.

384
00:21:50,851 --> 00:21:53,478
‫ممنون. خیلی مفید بود.

385
00:22:04,489 --> 00:22:06,866
‫عاشق دختره ست.

386
00:22:06,867 --> 00:22:08,367
‫چی؟

387
00:22:09,619 --> 00:22:11,037
‫گفتم، عاشق دختره ست.

388
00:22:11,038 --> 00:22:13,789
‫هیچوقت اینو پنهون نکرده.

389
00:22:13,790 --> 00:22:16,334
‫- خودش بهت گفت؟
‫- آره. همه‌چی رو گفت.

390
00:22:16,335 --> 00:22:18,085
‫از اولین ملاقات تا آخرین.

391
00:22:18,086 --> 00:22:19,671
‫قدم به قدم.

392
00:22:21,465 --> 00:22:23,216
‫وقتی به هم زد چی؟

393
00:22:24,509 --> 00:22:26,594
‫کاری که لازم بود رو انجام داد.

394
00:22:26,595 --> 00:22:30,139
‫چرا تماس توی موزه رو گزارش نکرد؟

395
00:22:30,140 --> 00:22:31,974
‫مارشن یه مامور با تجربه‌ست.

396
00:22:31,975 --> 00:22:35,062
‫آژانس به آدمایی مثل اون
‫آزادی عمل زیادی میده.

397
00:22:37,147 --> 00:22:39,858
‫هیچوقت در مورد آینده
‫با دکتر زهیر صحبت کرد؟

398
00:22:40,859 --> 00:22:44,071
‫متاهل بود.
‫فکر کنم هر دوشون می‌دونستن چی بود.

399
00:22:46,907 --> 00:22:49,200
‫ممکنه احساسات خودت نسبت به مارشن،

400
00:22:49,201 --> 00:22:52,078
‫تو رو نسبت به اتفاقی که
‫بین این دو نفر می‌افته، کور کرده باشه؟

401
00:22:52,079 --> 00:22:53,996
‫احساسات خودم؟

402
00:22:53,997 --> 00:22:57,209
‫شاید می‌خواستی باور کنی که
‫رابطه‌شون تموم شده.

403
00:22:58,627 --> 00:23:02,381
‫رابطه من اینجا یه رابطه همکاری حرفه‌ایه.

404
00:23:04,883 --> 00:23:07,551
‫مارشن سعی می‌کنه همه رو عاشق خودش کنه.

405
00:23:07,552 --> 00:23:10,513
‫خب، حالا حس خیلی خوبی دارم،

406
00:23:10,514 --> 00:23:12,390
‫چون هیچوقت این کارو با من نکرده.

407
00:23:27,114 --> 00:23:28,531
‫خوبی؟

408
00:23:28,532 --> 00:23:30,866
‫خوبم.

409
00:23:30,867 --> 00:23:33,369
‫یه فکرایی در مورد این قضیه دارم.

410
00:23:33,370 --> 00:23:34,620
‫امیدوارم همینطور باشه.

411
00:23:34,621 --> 00:23:37,416
‫نائومی داره میاد. دفتر من.

412
00:23:48,510 --> 00:23:50,886
‫اونو توی هتلش، حصر خونگی کردن.

413
00:23:50,887 --> 00:23:53,181
‫وقتی جایی میره، همه‌جا باهاش میرن.

414
00:23:54,182 --> 00:23:56,142
‫هر روز توی مذاکرات شرکت می‌کنه.

415
00:23:56,143 --> 00:23:58,144
‫کاری هست که بتونیم توی مسیر انجام بدیم؟

416
00:23:58,145 --> 00:24:00,229
‫چیزی که محتاطانه بتونیم استفاده کنیم؟

417
00:24:00,230 --> 00:24:01,939
‫یه آشپزخونه. یه حموم...

418
00:24:01,940 --> 00:24:04,191
‫مسیر از هر دو طرف و وسط امنه.

419
00:24:04,192 --> 00:24:07,528
‫- هر چیزی که ساختگی باشه رو می‌فهمن.
‫- وضعیت اورژانسی پزشکی؟

420
00:24:07,529 --> 00:24:09,447
‫دکتر هتل رو بفرستیم؟
‫از اونجا بیاریمش بیرون؟

421
00:24:09,448 --> 00:24:12,200
‫به یه چیز بی‌سروصدا و روزمره نیاز داریم.
‫غیر جذاب.

422
00:24:14,327 --> 00:24:17,246
‫گفتی با ویزای دانشگاه وارد کشور شده؟

423
00:24:17,247 --> 00:24:20,292
‫رویال کالج درخواستشو امضا کرده.
‫این پوشششه.

424
00:24:21,501 --> 00:24:23,836
‫به پوشش حمله می‌کنیم.

425
00:24:23,837 --> 00:24:26,088
‫دانشگاه عصبانیه.
‫کلاس‌ها رو می‌پیچونه.

426
00:24:26,089 --> 00:24:27,965
‫- اونا سفرشو تضمین کردن.
‫- یه ایمیل می‌فرستیم.

427
00:24:27,966 --> 00:24:30,301
‫اگه نیاد توضیح بده، ویزاشو لغو می‌کنن.

428
00:24:30,302 --> 00:24:31,343
‫کاملاً خشک و رسمی.

429
00:24:31,344 --> 00:24:33,721
‫- و اونا نمی‌تونن باهاش بیان.
‫- اون یه معلمه.

430
00:24:33,722 --> 00:24:36,349
‫خوبه. یه عملیات سریع انجام میدیم.

431
00:24:41,354 --> 00:24:44,607
‫- یه لحظه وقت داری؟
‫- خیلی سریع.

432
00:24:44,608 --> 00:24:46,817
‫باید لانگلی رو
‫در مورد کایوت و دکتر زهیر توجیه کنم.

433
00:24:46,818 --> 00:24:49,028
‫مطمئنیم که مارشن قلاب رو انداخته؟

434
00:24:49,029 --> 00:24:51,572
‫- فکر کنم تو مطمئن نیستی؟
‫- بچه‌شه.

435
00:24:51,573 --> 00:24:54,284
‫- درسته.
‫- خب، باید باشه؟

436
00:24:57,162 --> 00:24:59,371
‫بستگی به ارتباط شخصیش داره.

437
00:24:59,372 --> 00:25:01,791
‫- آره، می‌دونم.
‫- ولی...؟

438
00:25:02,918 --> 00:25:04,543
‫غریزه‌م؟

439
00:25:04,544 --> 00:25:06,044
‫باید برم.

440
00:25:08,632 --> 00:25:11,258
‫گوش کن، غریزه خوبه.

441
00:25:11,259 --> 00:25:13,093
‫به غریزه‌ت اعتماد دارم.

442
00:25:13,094 --> 00:25:16,055
‫یه چیز قطعی پیدا کن و بیارش پیش من.

443
00:25:16,056 --> 00:25:17,724
‫اگه اینجا ببریم، خیلی مهمه.

444
00:25:22,270 --> 00:25:26,065
‫«بعد از عدم پاسخ
‫به تماس‌ها و پیام‌های شما...»

445
00:25:26,066 --> 00:25:27,775
‫«توجه به اینکه شما...»

446
00:25:27,776 --> 00:25:30,445
‫«سمینارهای مورد نیاز را تمام نکردید...»

447
00:25:31,905 --> 00:25:33,989
‫«ویزای تحت حمایت یونسکو شما که»

448
00:25:33,990 --> 00:25:35,824
‫«به وعده حضور ترتیب داده شده...»

449
00:25:35,825 --> 00:25:37,743
‫«عدم پاسخ...»

450
00:25:37,744 --> 00:25:39,871
‫«مجبور به اطلاع‌رسانی به سفارت...»

451
00:25:41,289 --> 00:25:43,500
‫«منجر به لغو وضعیت ویزا.»

452
00:25:43,501 --> 00:25:45,231
‫خوندمش، مشکلی نیست.

453
00:25:45,232 --> 00:25:46,942
‫منظورت چیه مشکلی نیست؟

454
00:25:46,943 --> 00:25:48,943
‫تمام مدت کلاس رو پیچوندم.

455
00:25:48,944 --> 00:25:50,944
‫ببین، برات آوردمش، مگه نه؟

456
00:25:50,945 --> 00:25:53,165
‫مگه هر کاری ازم خواستی انجام ندادم؟

457
00:25:53,596 --> 00:25:56,616
‫هیچ کاری که خواسته بودم رو انجام ندادی

458
00:25:58,227 --> 00:26:00,717
‫از همون اولش دردسرساز بودی...

459
00:26:01,258 --> 00:26:03,458
‫سرکش، نافرمان

460
00:26:04,939 --> 00:26:07,968
‫می‌خوای کاری کنی بفرستنت خونه؟

461
00:26:07,969 --> 00:26:09,979
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

462
00:26:10,570 --> 00:26:13,360
‫من اینجام چون به این کار باور دارم

463
00:26:13,361 --> 00:26:15,381
‫نمی‌تونی ببینی چه چیزاییو به خطر انداختم؟

464
00:26:15,382 --> 00:26:17,602
‫که چقدر تلاش می‌کنم
‫این مذاکرات به نتیجه برسه؟

465
00:26:17,603 --> 00:26:19,193
‫نوشته جوابشونو ندادی.

466
00:26:19,194 --> 00:26:21,193
‫من هزار تا میس‌کال دارم.

467
00:26:21,664 --> 00:26:24,164
‫انتظار داری به مردم چی بگم؟

468
00:26:24,944 --> 00:26:26,674
‫که توی اتاقم حبس شدم؟

469
00:26:26,675 --> 00:26:28,544
‫برخلاف میلم؟

470
00:26:33,085 --> 00:26:35,315
‫برو این یارو رو ببین.

471
00:26:35,316 --> 00:26:37,406
‫درستش کن.

472
00:27:01,119 --> 00:27:03,538
‫- هی، پاپی.
‫- واقعاً چه خبره، بابا؟

473
00:27:07,959 --> 00:27:10,253
‫یه کم غذای چینی سفارش دادم.

474
00:27:12,505 --> 00:27:15,174
‫چینی. غذای مورد علاقه‌م.

475
00:27:15,175 --> 00:27:17,260
‫شاید یه فیلم هم ببینیم؟

476
00:27:35,945 --> 00:27:37,237
‫یه چیزی که روش کار می‌کردم،

477
00:27:37,238 --> 00:27:38,781
‫اینجا توی لندن پیش اومده.

478
00:27:38,782 --> 00:27:40,741
‫حالا یه تیم کامل داریم
‫که ازمون محافظت می‌کنن.

479
00:27:40,742 --> 00:27:42,493
‫کارشون اینه که از هر چیزی جلوتر باشن.

480
00:27:42,494 --> 00:27:44,536
‫همین کارو هم کردن.

481
00:27:44,537 --> 00:27:46,205
‫یه تمرین آمادگی بود.

482
00:27:46,206 --> 00:27:48,874
‫چیزی خراب نشد. تست تکمیل شد.

483
00:27:53,505 --> 00:27:55,506
‫از کجا می‌دونی برات دروغ گفتم؟

484
00:27:55,507 --> 00:27:57,591
‫حتی ازم نپرسیدی.

485
00:27:57,592 --> 00:28:00,512
‫- چون بهت اعتماد دارم.
‫- بهم اعتماد داری که دروغ بگم.

486
00:28:01,888 --> 00:28:03,389
‫و منم همین کارو کردم.

487
00:28:03,390 --> 00:28:06,558
‫واقعاً، واقعاً دروغ گفتم، ولی...

488
00:28:06,559 --> 00:28:08,769
‫نمی‌دونم کارمو خوب انجام دادم یا نه.

489
00:28:08,770 --> 00:28:10,396
‫هی، هی، هی، هی.

490
00:28:10,397 --> 00:28:12,398
‫هی، هی.

491
00:28:12,399 --> 00:28:14,233
‫من خودمو به دردسر انداختم.

492
00:28:14,234 --> 00:28:16,610
‫تو آوردیم بیرون.

493
00:28:16,611 --> 00:28:20,114
‫چون این کارو کردی،
‫حالا همه‌چی خوبه.

494
00:28:23,868 --> 00:28:25,368
‫آفرین به من.

495
00:28:31,459 --> 00:28:33,503
‫بهتره جواب بدی.

496
00:28:50,937 --> 00:28:52,604
‫سایمون.

497
00:28:52,605 --> 00:28:54,314
‫دکتر زهیر قرار ملاقات گذاشته،

498
00:28:54,315 --> 00:28:55,941
‫که بره ملاقات آقای کنت-جونز،

499
00:28:55,942 --> 00:28:57,444
‫ساعت ۱۰ صبح فردا در رویال کالج.

500
00:28:59,487 --> 00:29:01,321
‫متوجه شدم.

501
00:29:01,322 --> 00:29:02,822
‫خبر خوبیه؟

502
00:29:05,744 --> 00:29:07,286
‫باید همون چینیه باشه.

503
00:29:07,287 --> 00:29:09,872
‫غذای چیزی یا اون آدمای چینی؟

504
00:29:13,084 --> 00:29:14,668
‫خوشحالم یکی به نظرش این خنده‌دار بود.

505
00:29:17,464 --> 00:29:19,965
‫صحبت‌های عاشقانه بود؟

506
00:29:19,966 --> 00:29:22,761
‫نه. فکر کنم جدی بود.

507
00:29:24,596 --> 00:29:27,766
‫فکر می‌کنی بتونه شوهرش رو
‫به خاطر تو ترک کنه؟

508
00:29:28,892 --> 00:29:31,227
‫شاید یه روزی بپرسه.

509
00:29:32,687 --> 00:29:35,231
‫اگه من بگم آره، فکر می‌کنم این کارو بکنه.

510
00:29:38,234 --> 00:29:40,403
‫می‌خوای این اتفاق بیفته؟

511
00:29:43,198 --> 00:29:45,742
‫اگه ماموریتم تموم شده باشه؟

512
00:29:46,743 --> 00:29:48,243
‫آره.

513
00:29:51,039 --> 00:29:54,083
‫اگه یه احتمال باشه، آره.

514
00:30:09,682 --> 00:30:11,768
‫می‌خوای این اتفاق بیفته؟

515
00:30:14,729 --> 00:30:16,689
‫اگه ماموریتم تموم شده باشه؟

516
00:30:33,150 --> 00:30:37,150
‫[بلاروس]

517
00:32:05,571 --> 00:32:07,151
‫بذارین اونجا بشینه.

518
00:32:13,271 --> 00:32:15,951
‫- این دیگه چه خریه؟
‫- یه یارویی.

519
00:32:15,952 --> 00:32:18,952
‫من برای یه شرکت باربری کار می‌کنم.
‫الکسی اورخوف.

520
00:32:18,953 --> 00:32:21,333
‫- پاکه؟
‫- کاملاً.

521
00:32:21,334 --> 00:32:23,154
‫همینجا منتظر بمون.

522
00:32:34,684 --> 00:32:38,684
‫ببخشید، می‌دونین چقدر باید اینجا بمونم؟

523
00:32:45,565 --> 00:32:47,885
‫ژنرال ولچوک منتظرتونه.

524
00:33:05,426 --> 00:33:07,376
‫بشین.

525
00:33:30,046 --> 00:33:32,055
‫برای کی کار می‌کنی؟

526
00:33:33,666 --> 00:33:36,466
‫برای شرکت بابروژکا هاولاگ کار می‌کنم.

527
00:33:37,577 --> 00:33:41,137
‫بخش لجستیک و حسابداری.

528
00:33:42,658 --> 00:33:44,378
‫به نظر مضطرب میای.

529
00:33:46,309 --> 00:33:47,979
‫نه.

530
00:33:49,199 --> 00:33:51,139
‫مضطرب نیستم.

531
00:33:51,679 --> 00:33:53,349
‫چرا نیستی؟

532
00:33:59,959 --> 00:34:03,670
‫پس یه چیزی داری که
‫می‌خوای فقط و فقط یه من بگی...

533
00:34:03,671 --> 00:34:06,881
‫سیلویا، توی ایمیل چی نوشته بود؟

534
00:34:07,602 --> 00:34:09,952
‫یه موضوع با حساسیت خیلی بالاست.

535
00:34:11,953 --> 00:34:13,453
‫خیلی‌خب...

536
00:34:13,454 --> 00:34:17,434
‫حرف بزن، دوست حساس من.

537
00:34:17,435 --> 00:34:20,314
‫چیزی که می‌خوام بگم
‫ممکنه باعث کشته شدنم بشه.

538
00:34:20,315 --> 00:34:23,045
‫این قسمتشو لازم ندارم.
‫این... پیش‌گفتار.

539
00:34:23,566 --> 00:34:26,367
‫چیزی که برای گفتنش اومدی رو بگو. زود باش.

540
00:34:28,697 --> 00:34:30,687
‫بدجوری سرتون کلاه گذاشتن.

541
00:34:30,688 --> 00:34:32,638
‫توسط رئیس من.

542
00:34:32,639 --> 00:34:35,180
‫به خاطر کلی پول.

543
00:34:37,930 --> 00:34:41,699
‫۵۰ میلیون و ۲۴۳ هزار و ۵۰۰ روبل.

544
00:34:43,470 --> 00:34:47,500
‫همون مقداری که شرکتم
‫برای سوخت امسال ازتون پول گرفته.

545
00:34:49,601 --> 00:34:51,851
‫من از کلی کامیون‌هاتون استفاده می‌کنم.

546
00:34:51,852 --> 00:34:58,012
‫قبل و بعد از هر سفر
‫عکس سوخت رو ازشون می‌خواستم.

547
00:34:58,973 --> 00:35:04,863
‫با محاسبات من هر فاکتوری رو
‫۲۵ درصد گرونتر باهاتون حساب کردیم.

548
00:35:05,284 --> 00:35:07,294
‫توی این دو سال،

549
00:35:07,295 --> 00:35:10,045
‫تا اینجا شده ۳۰۰ هزار دلار.

550
00:35:11,985 --> 00:35:17,080
‫پس اومدی اینجا،
‫که بهم بگی شرکتت، خودت،

551
00:35:17,081 --> 00:35:22,176
‫۳۰۰ هزار دلار از من دزدی کردین؟

552
00:35:22,177 --> 00:35:26,396
‫خیلی دل و جرئت می‌خواد.

553
00:35:27,597 --> 00:35:31,107
‫به ظاهرش نمی‌خوره دل و جرئت داشته باشه.
‫ولی داره. خوبشم داره.

554
00:35:31,108 --> 00:35:36,103
‫می‌تونم ببندمت به یه جیپ و
‫بکشمت روی زمین.

555
00:35:36,104 --> 00:35:41,099
‫بعد بدمت به خورد سگ‌ها.

556
00:35:43,200 --> 00:35:45,100
‫اومدم اینجا چون...

557
00:35:46,392 --> 00:35:48,961
‫چون نمی‌خوام همچین اتفاقی بیفته.

558
00:35:49,952 --> 00:35:52,092
‫نمی‌خواستم یه جور دیگه بفهمین.

559
00:35:53,952 --> 00:35:55,802
‫نمی‌تونم بخوابم.

560
00:35:55,803 --> 00:35:59,463
‫به علاوه اینکه از رئیست هم متنفری.
‫درست میگم؟

561
00:35:59,464 --> 00:36:05,434
‫چرا یه تفنگ نمی‌ذاری روی سرش؟

562
00:36:11,545 --> 00:36:16,045
‫نه. وای خدا. خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

563
00:36:21,435 --> 00:36:22,505
‫خواهش می‌کنم.

564
00:36:22,506 --> 00:36:24,595
‫فقط باید یه چیزی رو چک کنم.

565
00:36:26,046 --> 00:36:30,336
‫چرا اینقدر مهم بود
‫که فقط و فقط خواستی منو ببینی؟

566
00:36:30,337 --> 00:36:32,386
‫ما هیچوقت همدیگه رو ندیدیم.

567
00:36:32,887 --> 00:36:35,556
‫با چند تا از آدم‌هام سر و کار داشتی.

568
00:36:35,557 --> 00:36:38,317
‫نمی‌دونم رئیسم به کی رشوه داده.

569
00:36:43,058 --> 00:36:44,587
‫جواب آخرته؟

570
00:36:47,668 --> 00:36:49,238
‫آره.

571
00:36:54,100 --> 00:36:56,290
‫جواب خیلی خوبیه.

572
00:37:00,651 --> 00:37:06,041
‫در ضمن. بیشتر آدما شلوارشونو خیس می‌کنن.

573
00:37:07,201 --> 00:37:09,351
‫این همه دل و جرئت رو از کجا آوردی؟

574
00:37:09,352 --> 00:37:11,720
‫آقای حسابدار؟

575
00:37:45,554 --> 00:37:48,556
‫اورخوف ساعت ۲ امروز
‫با ولچوک تماس گرفت.

576
00:37:48,557 --> 00:37:50,267
‫امنیت همونطور که انتظار می‌رفت بود.

577
00:37:50,268 --> 00:37:53,061
‫هدف پشت یه دیوار فیزیکی و دیجیتالی
‫ایزوله شده بود.

578
00:37:53,062 --> 00:37:55,188
‫فقط سه نفر حاضر حاضر بودن.

579
00:37:55,189 --> 00:37:57,857
‫یکی، یه آرایشگر ناشناس. دو...

580
00:37:57,858 --> 00:37:59,693
‫صبر کن، یه آرایشگر؟
‫چرا این یارو به آرایشگر احتیاج داره؟

581
00:37:59,694 --> 00:38:01,319
‫کچله.

582
00:38:01,320 --> 00:38:02,988
‫کچله ولی بقیه موهاشو
‫هفته‌ای یه بار می‌تراشه.

583
00:38:02,989 --> 00:38:04,781
‫آرایشگر رو بیخیال،
‫نمی‌تونیم یه هفته دیگه صبر کنیم.

584
00:38:04,782 --> 00:38:06,783
‫دو، یه محافظ،

585
00:38:06,784 --> 00:38:08,785
‫تنها کسی که اجازه داره نزدیک بشه و مسلحه.

586
00:38:08,786 --> 00:38:11,246
‫اورخوف شنیده که
‫«ساشا» صداش می‌کردن.

587
00:38:11,247 --> 00:38:12,831
‫الکساندر بولگوف.

588
00:38:12,832 --> 00:38:15,208
‫هفت ساله که محافظ شخصی ولچوک بوده.

589
00:38:15,209 --> 00:38:17,419
‫آره، این مرد به معنای واقعی کلمه
‫به خاطرش گلوله خورده.

590
00:38:17,420 --> 00:38:19,713
‫- نفر سوم کیه؟
‫- منشیش.

591
00:38:19,714 --> 00:38:21,464
‫اورخوف شنیده که سیلویا صدا می‌کرده.

592
00:38:21,465 --> 00:38:24,050
‫گفت به نظر نزدیک می‌رسیدن،
‫گفت دوتا میز داشت،

593
00:38:24,051 --> 00:38:25,677
‫یکی بیرون دفتر ژنرال،

594
00:38:25,678 --> 00:38:27,805
‫یکی دیگه داخل، یه گوشه اتاق.

595
00:38:28,806 --> 00:38:30,306
‫منشی.

596
00:38:34,687 --> 00:38:36,187
‫این داده‌ها باید کامل بشه،

597
00:38:36,188 --> 00:38:37,856
‫چون وقتی اطلاعات کامل رو بگیریم،

598
00:38:37,857 --> 00:38:39,441
‫وقتی اونجا باشیم...

599
00:38:39,442 --> 00:38:41,234
‫اوضاع خیلی پیچیده میشه.

600
00:38:41,235 --> 00:38:43,695
‫همه محاسبات.

601
00:38:43,696 --> 00:38:46,574
‫که یادم انداخت...

602
00:38:54,234 --> 00:38:57,625
‫[وقت نقشه دومه]

603
00:38:57,626 --> 00:38:58,793
‫و باید در مورد اینم صحبت کنیم،

604
00:38:58,794 --> 00:39:01,629
‫چون خیلی پیچیده‌ست.

605
00:39:01,630 --> 00:39:03,423
‫آره، به این نگاه کن.

606
00:39:03,819 --> 00:39:05,319
‫[ایسا]

607
00:39:06,469 --> 00:39:08,678
‫زنمه. ببخشید.

608
00:39:08,679 --> 00:39:10,305
‫الو؟

609
00:39:10,306 --> 00:39:12,015
‫هی، مرد دوچرخه‌سوار.

610
00:39:13,809 --> 00:39:16,519
‫خیلی متاسفم،
‫باید به این جواب بدم.

611
00:39:20,024 --> 00:39:22,275
‫ایزابل کجاست،
‫چی به سرش آوردی؟

612
00:39:22,276 --> 00:39:25,153
‫گوشی ایزابل رو قرض گرفتم.
‫شارژم تموم شده بود.

613
00:39:25,154 --> 00:39:28,031
‫خیلی مهربونه. بانمک هم هست.

614
00:39:28,032 --> 00:39:29,908
‫از حرف‌هاش اینطور فهمیدم که

615
00:39:29,909 --> 00:39:32,203
‫- برنامه‌های سفرتو عوض نکردی.
‫- دست از سر زنم بردار.

616
00:39:37,708 --> 00:39:41,795
‫اگه به ایران بری،
‫قبل از رسیدن می‌میری.

617
00:39:41,796 --> 00:39:44,422
‫این تهدید نیست.
‫تهدید نمی‌کنم، اطلاع میدم.

618
00:39:44,423 --> 00:39:46,007
‫تو کی هستی؟

619
00:39:46,008 --> 00:39:48,259
‫من طالع‌بین توام.

620
00:39:48,260 --> 00:39:49,970
‫چی؟

621
00:39:50,930 --> 00:39:53,890
‫الو؟ الو؟

622
00:39:53,891 --> 00:39:55,391
‫لعنتی.

623
00:39:59,730 --> 00:40:01,523
‫- هی.
‫- الو؟ ایسا؟

624
00:40:01,524 --> 00:40:03,066
‫- خوبی؟
‫- آره، چی شده؟

625
00:40:03,067 --> 00:40:04,692
‫- کجایی؟
‫- بازار.

626
00:40:04,693 --> 00:40:06,152
‫همین الان به یه مرد دوست‌داشتنی کمک کردم.

627
00:40:06,153 --> 00:40:07,862
‫بهم سوسیس رایگان داد،

628
00:40:07,863 --> 00:40:09,572
‫چون خیلی نیکوکار بودم
‫و بهش اجازه دادم

629
00:40:09,573 --> 00:40:11,157
‫- با گوشیم تماس بگیره.
‫- نه، نه، نه،

630
00:40:11,158 --> 00:40:12,575
‫نه، نه، نه. به اون یارو نزدیک نشو.

631
00:40:12,576 --> 00:40:14,244
‫باشه؟ بهش نزدیک نشو.

632
00:40:14,245 --> 00:40:15,662
‫مستقیم برو خونه.

633
00:40:15,663 --> 00:40:17,497
‫لطفاً، فقط بهم اعتماد کن.

634
00:40:17,498 --> 00:40:19,208
‫کاری که بهت میگم رو انجام بده.

635
00:40:19,209 --> 00:40:20,769
‫مورد تاییده.

636
00:40:20,770 --> 00:40:23,290
‫ده سال توی اون شرکت کار می‌کنه.

637
00:40:23,291 --> 00:40:26,211
‫چند تا دوست دختر داشته
‫ولی رابطه‌شون به جایی نرسیده.

638
00:40:26,212 --> 00:40:27,922
‫بچه نداره.

639
00:40:28,563 --> 00:40:32,923
‫گفتی تازگی رفته خارج.
‫چرا؟ چه مدت؟

640
00:40:32,924 --> 00:40:34,594
‫چند هفته.

641
00:40:34,595 --> 00:40:37,404
‫یه برادر مریض توی لهستان داره.

642
00:40:37,405 --> 00:40:39,005
‫سرطان.

643
00:40:39,006 --> 00:40:41,146
‫رفت اونو ببینه،
‫چون برای درمان توی بیمارستان بستری شده.

644
00:40:41,147 --> 00:40:42,816
‫پس به نظر پاک میاد.

645
00:40:44,797 --> 00:40:47,767
‫کاری که اون کرد دل و جرئت زیادی می‌خواد.

646
00:40:50,008 --> 00:40:51,508
‫بهش اعتماد ندارم.

647
00:40:51,509 --> 00:40:53,379
‫منظورتون چیه؟

648
00:40:54,169 --> 00:40:55,909
‫شجاع بود...

649
00:40:55,910 --> 00:40:58,830
‫یا ادای شجاع‌ها رو در می‌آورد.

650
00:41:00,470 --> 00:41:04,060
‫باید ادای شجاع‌ها رو در‌می‌آورد.
‫به جاش...

651
00:41:04,061 --> 00:41:06,410
‫جوری به نظر می‌رسید که انگار
‫ادای ترسیده‌ها رو در میاره.

652
00:41:07,401 --> 00:41:09,071
‫ولی شجاع بود.

653
00:41:10,412 --> 00:41:12,892
‫و خودشو خیس نکرد.

654
00:41:20,153 --> 00:41:21,803
‫به نظرم...

655
00:41:23,224 --> 00:41:26,953
‫این دوست آمریکاییمونه...

656
00:41:26,954 --> 00:41:29,113
‫که داره سلام می‌کنه.

657
00:41:32,865 --> 00:41:35,283
‫پس به رئیسش گفت نمیره؟

658
00:41:35,284 --> 00:41:36,826
‫دچار تردید شد.

659
00:41:36,827 --> 00:41:38,953
‫گفت زنش نمی‌خواد به ایران نقل مکان کنه.

660
00:41:38,954 --> 00:41:40,788
‫انداخت گردن زنش؟

661
00:41:42,374 --> 00:41:44,293
‫چه مرد شجاعی.

662
00:41:45,211 --> 00:41:48,297
‫خب، این یعنی حالا تو به جاش میری؟

663
00:41:50,424 --> 00:41:54,010
‫چند ماه؟ یه سال؟

664
00:41:54,011 --> 00:41:56,514
‫می‌دونی که نمی‌تونم بهت بگم.

665
00:41:58,432 --> 00:42:00,684
‫حتی نباید بدونی کجا میرم.

666
00:42:02,686 --> 00:42:05,730
‫یه سوال.
‫فقط آره یا نه.

667
00:42:07,983 --> 00:42:10,027
‫ما فقط داریم با هم می‌خوابیم؟

668
00:42:10,986 --> 00:42:12,904
‫نه.

669
00:42:12,905 --> 00:42:14,657
‫ولی می‌تونیم.

670
00:42:23,457 --> 00:42:25,959
‫ازت می‌خوان غیبتت رو توجیه کنی.

671
00:42:25,960 --> 00:42:27,961
‫- بهشون چی میگی؟
‫- میگم مشغول آماده سازیِ

672
00:42:27,962 --> 00:42:30,421
‫نجات آثار باستانی موزه خارطوم،

673
00:42:30,422 --> 00:42:32,924
‫با شورای بین‌المللی موزه‌ها،

674
00:42:32,925 --> 00:42:34,593
‫اینجا توی لندن بودم.

675
00:42:34,594 --> 00:42:35,843
‫مشغله بهونه خوبی نیست.

676
00:42:35,844 --> 00:42:37,762
‫همچنین از یکی خواستم
‫سمینارها رو ضبط کنه،

677
00:42:37,763 --> 00:42:39,389
‫و یه نسخه به من بده.

678
00:42:39,390 --> 00:42:41,057
‫توشون شرکت می‌کردم.

679
00:42:41,058 --> 00:42:42,977
‫می‌تونن امتحانم کنن.

680
00:42:44,962 --> 00:42:46,822
‫قبول میشی؟

681
00:42:48,232 --> 00:42:50,123
‫نمره کامل می‌گیرم.

682
00:43:12,715 --> 00:43:14,674
‫دارن میان.

683
00:43:14,675 --> 00:43:17,635
‫سلام، با آقای کنت-جونز قرار ملاقات دارم.

684
00:43:17,636 --> 00:43:19,637
‫طبقه چهارمه.

685
00:43:19,638 --> 00:43:21,515
‫ممنون.

686
00:43:24,476 --> 00:43:26,145
‫دارن میرن بالا.

687
00:43:48,709 --> 00:43:50,669
‫تمیز. بدون میکروفون، بدون فرستنده.

688
00:43:58,010 --> 00:43:59,510
‫بفرمایید.

689
00:44:00,429 --> 00:44:02,306
‫- آقای کنت-جونز؟
‫- بله.

690
00:44:06,852 --> 00:44:08,812
‫بشینین، خانم زهیر. لطفاً.

691
00:44:12,232 --> 00:44:14,150
‫ممنون که قبول کردین منو ببینین.

692
00:44:14,151 --> 00:44:15,485
‫باید عذرخواهی کنم،

693
00:44:15,486 --> 00:44:16,653
‫به خاطر از دست دادن
‫این همه سمینار...

694
00:44:16,654 --> 00:44:18,656
‫یه لحظه منو ببخشید.

695
00:44:36,632 --> 00:44:38,132
‫پائول؟

696
00:44:43,263 --> 00:44:44,763
‫نه.

697
00:44:44,787 --> 00:45:04,787
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

698
00:45:04,811 --> 00:45:21,811
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

