﻿1
00:00:00,137 --> 00:00:08,137
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,161 --> 00:00:16,161
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,162 --> 00:00:24,162
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:26,865 --> 00:00:28,065
محاصره برداشته شده

5
00:00:28,419 --> 00:00:29,866
کاری که بهت میگم بنویس

6
00:00:30,352 --> 00:00:32,619
با هوشمندی و حیله حسن صباح

7
00:00:32,644 --> 00:00:35,593
نامه نگاری بین برادران توسط کبوترها

8
00:00:36,462 --> 00:00:39,040
و کشف اسرار بین برادران در پیام‌ها

9
00:00:39,617 --> 00:00:41,153
باعث نجات ما میشه

10
00:00:41,805 --> 00:00:43,626
و از طریق ایجاد اختلاف بین برادران

11
00:00:43,651 --> 00:00:44,699
و بین خودشون

12
00:00:45,313 --> 00:00:47,280
موفق به رفع محاصره برکیارق شد

13
00:00:48,414 --> 00:00:50,523
تا قلعه رو دوباره به قدرت سابق برگردونه

14
00:00:53,320 --> 00:00:57,310
برکیارق سلطانی بی‌حوصله بود
وزیری مثل نظام الملک نداشت

15
00:00:58,226 --> 00:01:02,139
 تصمیم گرفت با شیطان صلح کنه
بدون اینکه متوجه خطرش باشه

16
00:01:03,050 --> 00:01:05,433
چون انتخاب جنگ یه گزینه برای جوانان بود

17
00:01:06,355 --> 00:01:08,621
یحیی و سلیمان و تیفور

18
00:01:09,280 --> 00:01:12,547
یحیی قصد داشت بعنوان
یکی از پیروان صباح به قلعه نفوذ کنه

19
00:01:13,583 --> 00:01:16,069
یحیی روش حسن صباح رو برگزید

20
00:01:16,735 --> 00:01:18,246
برای نفوذ در بین اونها

21
00:01:19,365 --> 00:01:20,966
تا سر مار رو بُبره

22
00:01:22,865 --> 00:01:23,906
یعنی حسن صباح

23
00:01:33,580 --> 00:01:39,799
<font color="#ffff00">... :: ترجمه شده توسط :  سعیـد پردیـس :: ...</font>

24
00:01:41,506 --> 00:01:44,153
<font color="#ff8c00">"حشاشین"</font>

25
00:04:58,366 --> 00:05:00,833
<font color="#ff8c00">قسمت 18
"شیطان در قلعه"</font>

26
00:05:14,562 --> 00:05:16,027
!باز هم اصفهان، سحبان

27
00:05:16,860 --> 00:05:18,433
تو این فکرم که
محل کارم هنوز اونجاست؟

28
00:05:18,741 --> 00:05:20,039
مکان‌ها مثل انسان‌ها هستن

29
00:05:20,362 --> 00:05:23,398
پیر می‌شن، خسته می‌شن
می‌میرن و جایگزین می‌شن

30
00:05:25,319 --> 00:05:26,800
من عزیزترین دوستام رو از دست دادم

31
00:05:27,868 --> 00:05:29,351
جهان و نظام الملک

32
00:05:30,797 --> 00:05:32,898
اینجا عمر خیام بودم پر از شعر و شور

33
00:05:34,432 --> 00:05:35,866
منم اینجا حموم رو گم کردم

34
00:05:36,141 --> 00:05:37,960
و لیف‌هام و مشتری‌هام

35
00:05:37,985 --> 00:05:40,035
آه، چه روزهایی بود

36
00:05:40,647 --> 00:05:42,537
ما یه زندگی جدید می‌خوایم، سحبان

37
00:05:43,233 --> 00:05:45,703
 یه زندگی می‌خوایم که
بتونیم حسرت دل‌مون رو برطرف کنیم

38
00:05:47,105 --> 00:05:49,245
چون زندگی مثل ابر، بسرعت می‌گذره

39
00:05:49,560 --> 00:05:50,905
خب حالا باید چیکار کنیم؟

40
00:05:53,516 --> 00:05:54,545
دنبال لحظه باش

41
00:05:55,519 --> 00:05:58,238
من دنبال یه لقمه غذا می‌گردم
یالا، زودباش

42
00:06:13,822 --> 00:06:14,822
بهم بگین

43
00:06:16,372 --> 00:06:18,231
چطور تونستی
از دست دوستات فرار کنی؟

44
00:06:18,256 --> 00:06:19,811
منتظر لحظه مناسب بودیم

45
00:06:20,613 --> 00:06:23,300
حتی اگه لشکر سلجوقی
عقب نشینی نمی‌کرد و جنگی رخ می‌داد

46
00:06:23,325 --> 00:06:26,554
تو نبرد قرار بود تا جایی که ممکنه
ازشون بکشیم تا از مولای خود حمایت کنیم

47
00:06:27,641 --> 00:06:28,819
 مولای ما رو می‌شناسی؟

48
00:06:30,282 --> 00:06:33,481
پیش از این که به سپاه ستمگران
 ملحق بشیم، به قلعه اومدیم

49
00:06:34,654 --> 00:06:35,907
و ما رو عفو کردین

50
00:06:35,932 --> 00:06:37,321
و این بینش ما رو روشن کرد

51
00:06:38,259 --> 00:06:40,553
هر جوانی با قلبی پاک
آرزوی پیوستن به اونو داره

52
00:06:43,367 --> 00:06:44,554
راستش رو بگین

53
00:06:46,170 --> 00:06:47,443
 ممکنه دروغگو باشین؟

54
00:06:47,468 --> 00:06:48,862
کاش دروغگو بودیم

55
00:06:49,959 --> 00:06:52,342
اونوقت به قصدمون پی نمی‌بردن
یا قصد کشتن ما رو نداشتن

56
00:06:53,615 --> 00:06:54,615
چطور فهمیدن؟

57
00:06:54,898 --> 00:06:56,347
فرمانده داوود رو با چاقو زدیم

58
00:06:56,372 --> 00:06:57,372
فرمانده ارتش‌

59
00:06:58,059 --> 00:07:01,192
فکر کردیم که مُرده ولی اومد بیرون و سر
سربازها فریاد زد و اونا ما رو تعقیب کردن

60
00:07:04,528 --> 00:07:05,857
فعلا استراحت کنین

61
00:07:06,957 --> 00:07:08,854
قضاوت درمورد شما
 باید از جانب آقای ما باشه

62
00:07:08,879 --> 00:07:10,257
منتظر آقامون هستیم

63
00:07:28,076 --> 00:07:29,654
سه جوون مؤمن

64
00:07:30,828 --> 00:07:32,576
فرار از دست سپاه سلجوقی

65
00:07:32,817 --> 00:07:34,223
امیدواریم که اونا رو بکشیم، آقای ما

66
00:07:35,505 --> 00:07:36,894
یکی از اونا رو می‌شناسم

67
00:07:38,996 --> 00:07:41,213
یکی‌شون یحیی پسر سعید مؤذن‌ـه

68
00:07:41,588 --> 00:07:43,428
اون و همسرش رو تو اصفهان کشتم

69
00:07:44,780 --> 00:07:45,780
!مؤذن

70
00:07:47,170 --> 00:07:48,881
پس کشتن‌شون واجب شد

71
00:07:50,691 --> 00:07:51,691
کی گفته؟

72
00:07:53,997 --> 00:07:56,080
ما جوونی رو بکشیم
که به دعوت ما ایمان داره

73
00:07:57,348 --> 00:07:59,051
قلعه غار مظلومین‌ـه

74
00:08:01,346 --> 00:08:03,560
بهشون خوش‌آمد بگین
خوش‌آمد به کی؟

75
00:08:04,233 --> 00:08:05,433
اون پسر مؤذن‌ـه

76
00:08:05,721 --> 00:08:07,563
یعنی برای انتقام وارد قلعه شده

77
00:08:07,588 --> 00:08:08,904
باید ببینیم

78
00:08:09,916 --> 00:08:11,737
شاید پسر با پدرش فرق داره

79
00:08:12,031 --> 00:08:13,514
و شاید مؤمن صادقی باشه

80
00:08:13,539 --> 00:08:15,710
علاوه بر این، قبلا هم
وارد قلعه الموت شدن

81
00:08:15,735 --> 00:08:18,226
یعنی وارد خونه امتحان شدن
و تحت کنترل ما هستن

82
00:08:18,251 --> 00:08:20,257
پس بودن‌شون
در بین جوانان مؤمن اشکالی نداره؟

83
00:08:20,758 --> 00:08:21,986
تحت نظر باشن

84
00:08:24,239 --> 00:08:25,429
خصوصا یحیی

85
00:08:26,952 --> 00:08:29,864
اونی که تونسته کاری رو انجام بده که نه
نظام الملک و نه سلطان قادر به انجامش نبودن

86
00:08:29,889 --> 00:08:31,630
چی می‌گین آقای ما؟
بس کن

87
00:08:33,776 --> 00:08:35,035
بس کن ابن سیحون

88
00:08:37,971 --> 00:08:38,971
برزک

89
00:08:39,455 --> 00:08:41,711
نذار یحیی چشمش به ابن سیحون بیفته

90
00:08:54,337 --> 00:08:55,638
با دقت گوش کنین

91
00:08:57,056 --> 00:09:00,223
دختری که در رویای بهشت
​​برای جوان برگزیده انتخاب میشه

92
00:09:00,988 --> 00:09:04,837
نمی‌خوام لحظه‌ای از غم رو
تو گوشه‌ای از چشماش ببینم

93
00:09:05,551 --> 00:09:06,551
اصلا

94
00:09:07,677 --> 00:09:09,380
می‌خوام فقط شادی رو ببینم

95
00:09:09,857 --> 00:09:11,311
با لبخندی ملایم

96
00:09:11,625 --> 00:09:12,625
و بدنش

97
00:09:13,309 --> 00:09:15,635
باید مطابق با رویای فرد برگزیده باشه

98
00:09:16,100 --> 00:09:17,531
یعنی قبل از اینکه حرکت کنه

99
00:09:18,056 --> 00:09:19,265
یا حتی حرف بزنه

100
00:09:19,494 --> 00:09:21,465
باید مطابق سلیقه اون باشه

101
00:09:21,973 --> 00:09:24,069
چون تو آخرین
خاطره زندگی برگزیده هستی

102
00:09:24,450 --> 00:09:25,637
شیرین‌ترین خاطره

103
00:09:26,081 --> 00:09:27,281
و زیباترین خاطره

104
00:09:27,985 --> 00:09:30,465
خاطره‌ای که باید
همه خاطرات دیگه‌اش رو پاک کنه

105
00:09:31,134 --> 00:09:33,290
و هزار برابر اونو آماده مرگ کنه

106
00:09:33,769 --> 00:09:35,146
تا به ماموریتش برگرده

107
00:09:40,082 --> 00:09:42,053
وجود غم در چشم‌ها

108
00:09:43,546 --> 00:09:44,985
کار رو خیلی دشوار می‌کنه

109
00:09:45,876 --> 00:09:47,241
چون باید رویایی باشی

110
00:09:47,763 --> 00:09:48,837
نه واقعی

111
00:09:49,612 --> 00:09:51,280
غم، ترس، تردید

112
00:09:51,619 --> 00:09:53,032
سردرگمی و گیجی

113
00:09:53,677 --> 00:09:55,897
باعث میشه که فرد برگزیده
 فکر کنه که رویایی نیستی

114
00:09:55,922 --> 00:09:57,779
و فقط یه دختر معمولی هستی

115
00:09:57,804 --> 00:09:58,804
نه حوری

116
00:09:59,164 --> 00:10:00,530
و اگه این اتفاق بیفته

117
00:10:01,731 --> 00:10:03,374
توبیخ نمی‌شه

118
00:10:03,827 --> 00:10:04,964
یا سرزنش

119
00:10:05,700 --> 00:10:06,845
و یا مجازات

120
00:10:07,614 --> 00:10:11,415
برای دختری که برگزیده رو
با ناراحتی از رویای بهشتی بیدار کرده

121
00:10:12,360 --> 00:10:13,731
جز مرگ نیست

122
00:10:14,281 --> 00:10:16,450
و همه‌تون می‌دونین که
تهدیدهای توخالی نمی‌کنم

123
00:10:17,331 --> 00:10:19,374
می‌خوام به کدجار فکر کنین

124
00:10:21,831 --> 00:10:24,352
کسی که از جونش می‌ترسه
و می‌خواد یه حوری بمونه

125
00:10:25,219 --> 00:10:27,208
دقیقا می‌دونه که باید چیکار کنه

126
00:10:27,885 --> 00:10:28,987
بخاطر الینار

127
00:10:30,363 --> 00:10:32,745
دیگه حرف و نصیحتم رو تکرار نمی‌کنم

128
00:10:36,110 --> 00:10:37,110
فهمیدین؟

129
00:10:51,303 --> 00:10:52,511
خوب آماده باشین

130
00:10:53,062 --> 00:10:54,062
برای سحر

131
00:10:54,719 --> 00:10:57,392
یکی از شما
برای رویای بهشتی انتخاب میشه

132
00:11:05,888 --> 00:11:07,378
احساسم بهم میگه
که قراره تو باشی

133
00:11:07,403 --> 00:11:08,708
مراقب باش

134
00:11:08,733 --> 00:11:10,143
باید چیکار کنم؟

135
00:11:11,229 --> 00:11:12,229
زنده بمون، نورهن

136
00:11:12,969 --> 00:11:14,533
یا حداقل سعی کن زنده بمونی

137
00:11:22,131 --> 00:11:23,786
...اگه بخاطر ایمانت نبود

138
00:11:24,401 --> 00:11:25,786
همون اول می‌کشتمت

139
00:11:26,520 --> 00:11:27,513
با دستام

140
00:11:27,538 --> 00:11:28,660
با یه ضربه

141
00:11:28,866 --> 00:11:30,866
خیرات اولین دشمن سلجوقیان‌ـه

142
00:11:31,153 --> 00:11:32,577
حس انتقام زیادی داری

143
00:11:32,602 --> 00:11:34,246
اینجا، هیچ انتقامی بین‌مون نیست

144
00:11:34,271 --> 00:11:36,140
از این به بعد ایمان
 ما رو باهم متحد می‌کنه

145
00:11:36,459 --> 00:11:37,700
خوش اومدین، بچه ها

146
00:11:37,725 --> 00:11:38,725
...خوش اومدی

147
00:11:39,086 --> 00:11:40,427
جوهر
جوهر

148
00:11:40,452 --> 00:11:41,580
خوش اومدی، جوهر

149
00:11:41,605 --> 00:11:44,306
حالا، روی تربیت معنوی
و درس هاتون تمرکز کنین

150
00:11:44,593 --> 00:11:46,866
چون یکی‌تون بعنوان برگزیده انتخاب میشه

151
00:11:48,529 --> 00:11:49,529
!تازه رسیدن

152
00:11:50,128 --> 00:11:51,899
هنوز آزمایش‌های زیادی باید انجام بدن

153
00:11:52,518 --> 00:11:54,139
چی به سر این برگزیده میاد

154
00:11:54,388 --> 00:11:55,388
دقیقا چی میشه؟

155
00:11:55,514 --> 00:11:57,217
وارد رویای بهشتی میشه
و آماده میشه

156
00:11:57,242 --> 00:11:58,633
برای چه کاری آماده میشه؟

157
00:11:58,658 --> 00:12:00,646
برای شهادت و رفتن به بهشت

158
00:12:01,120 --> 00:12:02,320
خدا نصیب ما و شما بکنه

159
00:12:02,620 --> 00:12:03,687
الهی آمین

160
00:12:04,562 --> 00:12:06,413
این رویای بهشت ​​چیه؟

161
00:12:06,754 --> 00:12:08,099
اطلاعات زیادی نداریم

162
00:12:08,544 --> 00:12:09,544
...ولی مطمئنا

163
00:12:09,885 --> 00:12:12,278
برای جوونی که میاد اینجا
زیباترین اتفاقیه که ممکنه بیوفته

164
00:12:12,707 --> 00:12:14,637
بعد خداحافظی می‌کنیم
 و دیگه اونو نمی‌بینیم

165
00:12:19,453 --> 00:12:20,720
بچه‌های جدید کجان؟

166
00:12:24,376 --> 00:12:25,516
برای پوست اندازی آماده باشین

167
00:12:36,728 --> 00:12:38,056
از سفرت بگو عمر

168
00:12:38,433 --> 00:12:40,050
دوست دارم از خودت بشنوم

169
00:12:40,075 --> 00:12:41,704
شما شاعر و دانشمند بزرگ مایی

170
00:12:41,729 --> 00:12:43,570
سفر فوق العاده ای بود
سرورم سلطان

171
00:12:43,595 --> 00:12:46,579
شهر به شهر
تا قلعه الموت و تا سپاه سلطان

172
00:12:47,673 --> 00:12:49,266
تا به قصر و امنیت شما رسیدیم

173
00:12:50,993 --> 00:12:52,508
از قلعه الموت دیدن کردی؟

174
00:12:52,533 --> 00:12:53,590
بله سرورم

175
00:12:54,737 --> 00:12:55,791
چطور؟

176
00:12:56,013 --> 00:12:57,442
مگه نگفتی چیزی نگو؟

177
00:12:57,467 --> 00:13:00,514
منو وادار کردی جلوی
فرمانده ارتش احمقانه رفتار کنم

178
00:13:00,539 --> 00:13:01,549
بله

179
00:13:01,574 --> 00:13:03,496
پس چرا الان حرفاتو عوض می‌کنی؟

180
00:13:13,806 --> 00:13:15,185
دوستت کیه عمر؟

181
00:13:16,036 --> 00:13:17,330
اون سحبان خدمتکار حمومه

182
00:13:17,774 --> 00:13:19,074
داستانش مفصله

183
00:13:19,865 --> 00:13:20,865
تا هر وقت که بخوای

184
00:13:21,666 --> 00:13:22,774
وقت دارم

185
00:13:22,799 --> 00:13:24,352
لشکر سلطان در جنگ بود

186
00:13:25,322 --> 00:13:26,622
و هرگونه اطلاعات مشکوکی

187
00:13:27,568 --> 00:13:28,864
می‌تونست به قیمت جون ما تموم بشه

188
00:13:30,119 --> 00:13:31,726
من و سحبان علاقه ای به جنگ نداریم

189
00:13:32,203 --> 00:13:35,660
و میگید، عمر، تو و سحبان با ما بیا
و بهمون نشون بده که صباح کجاست

190
00:13:35,685 --> 00:13:37,586
جنگ شروع میشه و
من و سحبان از بین میریم

191
00:13:37,971 --> 00:13:39,951
 غیر از این حسن صباح دوست منه

192
00:13:40,327 --> 00:13:41,327
و اینو انکار نمی‌کنم

193
00:13:41,989 --> 00:13:44,323
ولی اعتقادم به فاسد بودن
 مکتب فکری‌ش رو هم انکار نمی‌کنم

194
00:13:44,348 --> 00:13:45,748
چون مخالف اعمالش هستم

195
00:13:46,073 --> 00:13:47,110
ولی آیین من

196
00:13:47,353 --> 00:13:50,876
مانع از دادن اطلاعاتی به ارتش سلطان
میشه که ممکنه منجر به مرگش بشه

197
00:13:51,260 --> 00:13:53,806
در حالی که مدتی
مهمونش بودم و نون و نمکش رو خوردم

198
00:13:55,254 --> 00:13:56,404
...سرورم سلطان، یعنی

199
00:13:57,274 --> 00:14:00,460
از طرف دوستم عمر عذر می‌خوام
...چون حسن صباح

200
00:14:00,871 --> 00:14:03,031
یه بطر شراب بهمون داد
...من نمی‌خورم و

201
00:14:03,056 --> 00:14:04,735
...اونو به تنهایی خورده و از اون موقع

202
00:14:04,760 --> 00:14:08,520
حرف‌های عجیبی می‌زنه
ولی دوستش نیست، نه

203
00:14:09,053 --> 00:14:10,563
من از شجاعتت قدردانی می‌کنم، عمر

204
00:14:12,211 --> 00:14:14,463
برایم مهم نیست که بدونم
تو قلعه الموت چی گذشته

205
00:14:14,729 --> 00:14:17,116
می‌خوام نظر شخصی خودتو
 در مورد حسن صباح بدونم

206
00:14:18,096 --> 00:14:19,685
حسن صباح، سرور من

207
00:14:20,577 --> 00:14:22,053
 مردیه که تو رویای خودش گم شده

208
00:14:22,923 --> 00:14:25,179
اون شیفته خودش شده
تا این حد که در چاه خودش افتاده

209
00:14:25,756 --> 00:14:28,149
و طناب بین اون و نجاتش بریده شده

210
00:14:28,174 --> 00:14:32,133
تفکری پیدا کرده که اونو به بزرگتر از حقیقتش
تبدیل کرده، چون عظمت نفس رو دوست داره

211
00:14:33,003 --> 00:14:36,264
ولی تفاوتی زیادی بین
عظمت نفس مشروع

212
00:14:36,771 --> 00:14:39,866
 و عظمت نفس مذموم وجود داره

213
00:14:40,918 --> 00:14:42,321
عظمت نفس مشروع

214
00:14:42,771 --> 00:14:47,150
عظمت بزرگی‌ست که
انسان رو برای رسیدن به اهداف دنیوی

215
00:14:47,516 --> 00:14:49,560
از انجام اعمال دینی دور می‌کنه

216
00:14:49,961 --> 00:14:51,675
پس عظمت نفس مذموم چیه؟

217
00:14:52,301 --> 00:14:54,000
 میل به اعمالی که لیاقتش رو نداره

218
00:14:54,025 --> 00:14:56,520
و حسن در عظمت نفس مذموم غرق شده

219
00:14:57,757 --> 00:14:59,673
آرزو داره بالاتر از انسان قرار بگیره

220
00:15:00,153 --> 00:15:02,408
تفکر و رویکردی که بهش رسیده

221
00:15:02,932 --> 00:15:05,453
اون تجسمی از برهان
 ایمان و انسان جاودانه بود

222
00:15:06,052 --> 00:15:09,366
از قلعه ای بلند بالای یه کوه
که فکر می‌کرد می‌تونه بر کل جهان حکومت کنه

223
00:15:12,754 --> 00:15:15,053
هر تفکر دیوانه‌واری
پیروان زیادی پیدا می‌کنه

224
00:15:15,880 --> 00:15:18,180
چه کسی می‌تونه حسن صباح رو
 بشکنه و شکستش بده؟

225
00:15:20,660 --> 00:15:22,545
حسن صباح دیگه یه شخص نیست

226
00:15:22,886 --> 00:15:23,985
تبدیل به یه تفکر شده

227
00:15:24,552 --> 00:15:25,620
بعنوان یه شخص

228
00:15:26,208 --> 00:15:27,886
فکر نمی‌کنم کسی بتونه اونو بشکنه

229
00:15:30,145 --> 00:15:31,145
بجز خودش

230
00:15:32,453 --> 00:15:34,186
ولی اندیشه حسن صباح

231
00:15:35,266 --> 00:15:37,133
کسی که بتونه
اونو بشکنه و شکست بده

232
00:15:38,249 --> 00:15:41,135
تفکر یه دولت، یه دولت قوی و عادلانه‌ست

233
00:15:41,160 --> 00:15:43,693
که با داشتن عقل، آزادی
و دانش می‌تونه اینکارو انجام بده

234
00:15:44,278 --> 00:15:47,640
شناخت زمین و آسمان، براحتی می‌تونه
‌ اندیشه حسن صباح رو شکست بده

235
00:15:48,299 --> 00:15:50,560
چون چیزی که تفکرش رو تقویت می‌کنه

236
00:15:51,184 --> 00:15:53,071
فساد دولت‌های بزرگه

237
00:15:54,100 --> 00:15:55,773
و فقدان عدالت در درون دولت‌ها

238
00:16:01,346 --> 00:16:02,687
راست میگی عمر

239
00:16:06,103 --> 00:16:07,763
چی می‌خوای که با ما
خوشبخت زندگی کنی؟

240
00:16:07,788 --> 00:16:09,593
یه کتابخونه و یه حقوق کافی

241
00:16:10,776 --> 00:16:12,156
و دختران زیبا

242
00:16:15,026 --> 00:16:16,850
و یه حموم جدید برای دوستم

243
00:16:18,497 --> 00:16:19,857
درخواستت برآورده شد، عمر

244
00:16:33,011 --> 00:16:34,340
آماده پوست اندازی هستین؟

245
00:16:37,222 --> 00:16:38,746
نه، آماده پوست اندازی نیستیم

246
00:16:39,276 --> 00:16:40,866
پوست اندازی یعنی چی؟

247
00:16:42,134 --> 00:16:44,450
مومن شدن مؤمنان در قلعه الموت

248
00:16:45,760 --> 00:16:48,253
یعنی به یکی از
معدود افراد روی زمین تبدیل بشه

249
00:16:48,505 --> 00:16:50,453
بهترین مؤمنان واقعی

250
00:16:51,264 --> 00:16:53,193
اولین درس‌تون باید پوست اندازی باشه

251
00:16:53,775 --> 00:16:55,533
از بین بردن تموم باورهای گذشته

252
00:16:56,639 --> 00:16:59,180
یقینا شما از سرزمین‌هایی
با عقایدی فاسد اومدین

253
00:16:59,719 --> 00:17:02,020
روح باید از تموم
عقاید کهنه درونش بیرون بیاد

254
00:17:02,450 --> 00:17:04,439
و باید معانی جدید ایمان

255
00:17:04,645 --> 00:17:06,159
قلب، دعوت

256
00:17:06,463 --> 00:17:07,953
شهادت و رستگاری

257
00:17:08,173 --> 00:17:09,573
و بهشت ​​و جهنم رو بدونه

258
00:17:10,666 --> 00:17:12,372
بزرگترین جهنم، جهنم طغیان

259
00:17:13,106 --> 00:17:14,206
و بزرگترین بهشت

260
00:17:14,371 --> 00:17:15,551
بهشت اطاعتـه

261
00:17:15,729 --> 00:17:19,098
و کسی که دلش از نور و محبت
 و اطاعت امام لبریز نباشه

262
00:17:19,646 --> 00:17:20,791
دلش پاک نیست

263
00:17:21,035 --> 00:17:23,106
و این اولین درسیه
که باید در پوست اندازی بیاموزین

264
00:17:23,525 --> 00:17:25,459
اینجا در همه موارد
مفاهیم جدیدی وجود داره

265
00:17:27,001 --> 00:17:29,120
بعد از اینکه مفاهیم نادرست
درون ذهن‌تون رو از بین بردین

266
00:17:29,706 --> 00:17:32,020
حرام و حلال
شریعت و علم

267
00:17:32,307 --> 00:17:35,160
و سنت‌ها، همه‌مون باید
معنای اونا رو از آقا بیاموزیم

268
00:17:35,774 --> 00:17:37,701
کسی که اونا رو از خدای متعال شنیده

269
00:17:38,957 --> 00:17:41,147
هر دانشی مشروط به علم آقای ماست

270
00:17:42,188 --> 00:17:45,133
ازتون می‌خوام که
در سکوت چشم‌هاتون رو ببندین

271
00:17:45,830 --> 00:17:48,075
تصور کنین که از جهل وارد دانش می‌شین

272
00:17:50,285 --> 00:17:53,555
پدر، مادر، پسر
دوست، همسر و معلم

273
00:17:54,541 --> 00:17:55,820
معانی قدیمی‌تر

274
00:17:56,289 --> 00:17:58,567
اونا رو جدا کنین
...و با معنای جدید

275
00:17:58,939 --> 00:18:00,473
آموزه‌های آقا جایگزین کنین

276
00:18:00,723 --> 00:18:02,100
صاحب کلید بهشت

277
00:18:31,413 --> 00:18:32,729
فرصتی برای برگزیده جدید

278
00:18:33,445 --> 00:18:36,706
دستوری که از طرف آقای ما
حسن صباح صادر بشه، یه موهبته

279
00:19:09,796 --> 00:19:11,727
چشمات رو ببند و آماده ورود شو

280
00:19:12,038 --> 00:19:13,647
برای زیباترین رویای وجود

281
00:20:20,773 --> 00:20:21,796
!یحیی

282
00:20:23,278 --> 00:20:24,593
!دلم برات تنگ شده

283
00:20:29,964 --> 00:20:30,000
یحیی؟

284
00:20:30,000 --> 00:20:30,964
یحیی؟

285
00:20:43,369 --> 00:20:44,369
هدفش چیه؟

286
00:20:45,845 --> 00:20:46,845
هدفش چیه؟

287
00:20:47,062 --> 00:20:48,062
آقای ما؟

288
00:20:50,817 --> 00:20:51,817
بله

289
00:20:54,353 --> 00:20:55,546
گفت ثابت کن

290
00:20:59,373 --> 00:21:00,813
می‌دونم که اون دشمن منه

291
00:21:01,883 --> 00:21:03,773
و می‌دونم که مرد خون و انتقامـه

292
00:21:04,013 --> 00:21:05,833
با این حال، اجازه داد اینجا باشه

293
00:21:07,689 --> 00:21:09,666
و انتخاب برای لذت بردن؟
هدفش چیه؟

294
00:21:10,146 --> 00:21:11,240
تا آزمایشش کنه

295
00:21:11,653 --> 00:21:13,395
 انتخابش به معنای رضایت نیست

296
00:21:13,420 --> 00:21:15,840
یعنی وقتی تصمیم گرفتی
منصور رو بکشی ازت متنفر بود؟

297
00:21:15,865 --> 00:21:17,426
او به زنده موندن من اطمینان داشت

298
00:21:18,345 --> 00:21:19,486
یعنی تو رو دوست داره؟

299
00:21:20,745 --> 00:21:23,431
البته
پس یحییِ جوان رو هم دوست داره؟

300
00:21:24,784 --> 00:21:26,099
من و تو با هم فرق داریم

301
00:21:26,881 --> 00:21:27,881
ما دوستیم

302
00:21:28,168 --> 00:21:29,306
بهم پیوند داریم

303
00:21:29,607 --> 00:21:31,825
ولی این مرد جوان جدیده
که وارد قلعه شده

304
00:21:32,228 --> 00:21:35,014
باید نیتش رو بدونه و آزمایشش کنه
چرا؟

305
00:21:36,154 --> 00:21:38,275
اونو امتحان می‌کنه یا من؟

306
00:21:38,300 --> 00:21:39,810
یعنی هنوزم می‌خواد تو رو آزمایش کنه؟

307
00:21:39,997 --> 00:21:42,235
مولای‌ ما خیلی وقت پیش
ما رو امتحان کرده و انتخاب کرده

308
00:21:42,260 --> 00:21:43,896
پس چرا اینکارو می‌کنه؟

309
00:21:45,902 --> 00:21:47,063
چرا برزک؟

310
00:21:47,088 --> 00:21:49,032
مرد جوان نمی‌تونه یه مؤمن واقعی باشه؟

311
00:21:50,378 --> 00:21:52,570
و ایمانش هر دشمن قدیمی رو از بین ببره؟

312
00:21:53,072 --> 00:21:55,176
و انگیزه انتقام رو
 از خودش دور کرده باشه؟

313
00:22:03,769 --> 00:22:05,272
واقعا برگزیده شدی؟

314
00:22:05,848 --> 00:22:07,277
یحیی کجا بودی؟

315
00:22:07,819 --> 00:22:08,819
و چی دیدی؟

316
00:22:10,667 --> 00:22:12,065
جواب نمیده و چیزی نمیگه

317
00:22:12,090 --> 00:22:13,454
چون اجازه نداره

318
00:22:13,618 --> 00:22:15,720
نمی‌تونی لبخند عجیب رو
روی صورتش ببینی؟

319
00:22:18,940 --> 00:22:20,482
مثل اینکه تازه متولد شدی

320
00:22:29,497 --> 00:22:30,731
برگزیده فداکار

321
00:22:31,363 --> 00:22:33,211
جایگاهش در میان مؤمنان نیست

322
00:22:34,114 --> 00:22:35,114
با من بیا

323
00:22:54,684 --> 00:22:55,684
!تو دیوونه‌ای

324
00:22:55,720 --> 00:22:56,958
یحیی بود، ناز

325
00:22:56,983 --> 00:22:59,001
یحیی‌ست، اونو بیشتر از خودم می‌شناسم

326
00:22:59,026 --> 00:23:00,561
همه رو به دردسر می‌اندازی

327
00:23:00,586 --> 00:23:02,128
و اسمش رو بلند می‌گی؟

328
00:23:02,153 --> 00:23:04,975
 منم تو رو تماشا می‌کنم و
گیج میشم و همه چی بهم می‌ریزه

329
00:23:05,000 --> 00:23:08,205
الینار متوجه شد، حواسش پرت شد
و مثل بقیه خوشحال نیست

330
00:23:08,987 --> 00:23:10,882
حالا سرنوشتت چیه؟
سرنوشتت چی میشه؟

331
00:23:11,335 --> 00:23:12,861
الان هیچی برام مهم نیست

332
00:23:12,886 --> 00:23:15,863
مهم اینه که
یحیی رو کنار خودم تو قلعه دیدم

333
00:23:16,867 --> 00:23:19,120
اگه الان بمیرم خوشحال می‌میرم

334
00:23:20,629 --> 00:23:22,800
کسی نمی‌دونه کی قراره بمیره، نورهن

335
00:23:38,776 --> 00:23:40,314
حوری تو رویای بهشت

336
00:23:40,638 --> 00:23:41,638
می‌لرزه

337
00:23:42,907 --> 00:23:44,242
سردرگم میشه

338
00:23:44,796 --> 00:23:46,293
و به اطرافش نگاه می‌کنه

339
00:23:47,985 --> 00:23:51,469
 مرد جوان منتخب رو در حالی که
تو رویای بهشته،کاری کنی که بیدار بشه

340
00:23:52,435 --> 00:23:54,053
متعهد و سردرگم

341
00:23:56,405 --> 00:23:58,726
گفتم حرفمو دوبار تکرار نمی‌کنم

342
00:24:02,140 --> 00:24:03,342
متاسفانه

343
00:24:04,733 --> 00:24:06,521
نمی‌تونی یه حوری بمونی

344
00:24:07,988 --> 00:24:10,202
نمی‌تونم از قلعه هم بندازمش بیرون

345
00:24:10,791 --> 00:24:12,007
یا بفروشمش

346
00:24:12,978 --> 00:24:14,481
چون از همه چی خبر داره

347
00:24:20,258 --> 00:24:21,366
ببخشید ناز

348
00:24:23,557 --> 00:24:24,980
 تو رو دوست داشتم

349
00:24:26,647 --> 00:24:28,845
ولی وظیفه‌ام بالاتر از هر چیز دیگه‌ایه

350
00:24:28,870 --> 00:24:31,039
!نه نه نه
!اون هیچ کاری نکرده، باور کن

351
00:24:31,064 --> 00:24:33,708
من از رویای بهشت
بیدارش کردم، منو بکش

352
00:24:33,813 --> 00:24:35,120
ناز بی گناهه

353
00:24:37,062 --> 00:24:38,180
کافیه

354
00:24:39,765 --> 00:24:40,775
چی؟

355
00:24:41,266 --> 00:24:42,620
منو می‌بخشی؟

356
00:25:07,795 --> 00:25:11,374
یه دوست جدید پیدا کن تا با وحشتی که
 الان شاهدش بودی زندگی کنی

357
00:25:12,392 --> 00:25:16,617
تا به این فکر نکنی که دوباره اشتباهت رو
 تکرار کنی و باعث مرگ اون و خودت بشی

358
00:25:19,505 --> 00:25:23,245
نذارین غم مرگ اون
 در رویای بهشت ​​تو چشماتون پیدا باشه

359
00:25:53,603 --> 00:25:56,311
همراهی من با عمر خیام
همه چی رو خراب کرد

360
00:25:56,336 --> 00:25:57,678
تصور کن، ارباب من

361
00:25:57,703 --> 00:25:59,424
بعد از اینکه به حموم خودم برگشتم

362
00:25:59,449 --> 00:26:01,530
و دوباره شروع به مالش دادن
 پشت مشتری‌هام کردم

363
00:26:01,555 --> 00:26:04,175
و در مورد فلسفه ارسطو
 باهاشون حرف زدم

364
00:26:04,200 --> 00:26:05,629
و از شعر گفتم

365
00:26:05,654 --> 00:26:07,574
مشتریها کم کم ترکم کردن و رفتن

366
00:26:07,599 --> 00:26:09,033
گفتن که دیوونه شدم

367
00:26:09,058 --> 00:26:10,225
...و میگن

368
00:26:10,250 --> 00:26:12,053
سحبان که حرف‌های لذت بخش

369
00:26:12,078 --> 00:26:14,216
و داستانهایی درباره جن و کنیزان می‌گفت

370
00:26:14,241 --> 00:26:15,679
الان حرف‌های احمقانه می‌زنه

371
00:26:17,215 --> 00:26:19,330
منم سادگی رو از تو یاد گرفتم، سحبان

372
00:26:20,287 --> 00:26:23,199
تو بیش از همه، چیزهایی که
تو زندگی گذشته‌ام یاد گرفتم بهم یاد دادی

373
00:26:23,224 --> 00:26:24,484
یه دوستی باورنکردنی

374
00:26:24,509 --> 00:26:27,142
انتظار نداشتم بعد از بازگشتت
 به اصفهان ادامه پیدا کنه، عمر

375
00:26:27,167 --> 00:26:28,520
چرا؟
...یعنی

376
00:26:28,545 --> 00:26:30,895
شاید ترس تو بعد از کشتن نظام الملک

377
00:26:30,930 --> 00:26:32,498
و نبود دوستت جهان

378
00:26:32,523 --> 00:26:34,549
و اتهام ارتداد توسط علما
باعث شد برنگردی اینجا

379
00:26:34,574 --> 00:26:36,439
چیزهاییه که این نوع دوستی رو ایجاد کرده

380
00:26:36,704 --> 00:26:38,592
ولی بعد از بازگشت دوباره به اصفهان

381
00:26:38,896 --> 00:26:40,202
شرایط بهتر میشه

382
00:26:40,362 --> 00:26:42,288
خدمتکار حموم، خدمتکار حموم می‌مونه

383
00:26:42,336 --> 00:26:43,808
و شاعر هم یه دانشمند

384
00:26:44,483 --> 00:26:45,623
...شاعر و دانشمند

385
00:26:45,922 --> 00:26:47,385
به خدمتکار حموم نیاز داره

386
00:26:47,410 --> 00:26:49,032
سحبان زندگی رو راحت‌تر کرده

387
00:26:49,330 --> 00:26:50,911
دیگه غیر قابل تحمل نیست

388
00:26:50,936 --> 00:26:52,345
و عمر، قسم می‌خورم

389
00:26:52,370 --> 00:26:53,702
گرچه اینجا نشسته

390
00:26:53,727 --> 00:26:55,351
باعث میشه زندگیم بدتر بشه

391
00:26:55,617 --> 00:26:58,508
ارباب من، اون همیشه ناراحتم می‌کرد

392
00:26:58,533 --> 00:27:01,201
یعنی می‌تونم بگم زندگیم رو تباه کرد

393
00:27:01,226 --> 00:27:04,748
و سحبان، هر چند که
ممکنه نادان و احمق جلوه کنه

394
00:27:05,463 --> 00:27:06,900
ولی روح پاکی داره

395
00:27:06,925 --> 00:27:08,628
مثل گل سرخی که از گِل بیرون میاد

396
00:27:08,934 --> 00:27:10,023
زیباست

397
00:27:10,434 --> 00:27:12,908
تا جایی که می‌دونم
...در تخیل و تو محاسبات

398
00:27:13,199 --> 00:27:14,334
خیلی دقیقی، عمر

399
00:27:14,741 --> 00:27:16,055
تا حدودی

400
00:27:16,347 --> 00:27:18,331
ولی این چه ربطی به وضعیت ما داره؟

401
00:27:18,356 --> 00:27:21,511
من به یه تصویر دقیق و
واضح از قلعه الموت نیاز دارم

402
00:27:21,536 --> 00:27:24,342
دروازه‌ها و تعدادشون
طبقات، راهروها

403
00:27:24,367 --> 00:27:25,422
مسیرهاش و

404
00:27:25,637 --> 00:27:26,637
هر جزئیات دیگه

405
00:27:28,233 --> 00:27:30,117
انگار که داخل قلعه‌ام و دارم قدم می‌زنم

406
00:27:44,520 --> 00:27:46,424
مرد جوان پس از
بیدار شدن از رویای بهشت

407
00:27:46,448 --> 00:27:48,771
​​و آماده‌شدن برای انجام وظیفه
ناگهان عقب‌نشینی کرد

408
00:27:49,448 --> 00:27:51,698
گفت که نمی‌خواد بمیره
و به بهشت ​​بره

409
00:27:52,192 --> 00:27:54,741
می‌خواد تو این دنیا زندگی کنه
می‌خواد تو جهنم زندگی کنه

410
00:27:54,766 --> 00:27:56,056
ولی نمی‌خواد بمیره

411
00:27:57,086 --> 00:27:58,592
اون اینو گفت؟
!ترسو

412
00:27:59,407 --> 00:28:01,381
تقصیر کسیه که
انتخابش کرده و پذیرفته‌اش

413
00:28:01,406 --> 00:28:03,063
با دقت انتخاب شده، زید

414
00:28:03,088 --> 00:28:04,658
ولی همیشه استثنا وجود داره

415
00:28:04,683 --> 00:28:06,530
نه استثنایی هست، نه بهونه‌ بیهوده‌ای

416
00:28:07,202 --> 00:28:09,943
اگه این جوان از قلعه می‌رفت بیرون
کل دعوت رو از بین می‌برد

417
00:28:11,154 --> 00:28:13,086
این یه فاجعه و مصیبتـه
مراقب زبونت باش، زید

418
00:28:13,111 --> 00:28:14,171
!ساکت باش

419
00:28:16,641 --> 00:28:18,156
ممکنه این اتفاق بیفته

420
00:28:18,943 --> 00:28:20,666
می‌دونم که این یه خطا و یه اشتباهه

421
00:28:21,078 --> 00:28:22,342
ولی این اتفاق افتاده

422
00:28:23,073 --> 00:28:25,206
مهم اینه که چطور مشکل رو حل کنیم

423
00:28:25,554 --> 00:28:26,638
مرد جوان رو بکش

424
00:28:27,483 --> 00:28:29,552
و فورا از قلعه پرتش کن پایین

425
00:28:30,378 --> 00:28:32,154
بذار این آخرین راه حل باشه، زید

426
00:28:34,834 --> 00:28:36,591
گفت که می‌خواد تو جهنم زندگی کنه؟

427
00:28:37,210 --> 00:28:38,210
بله

428
00:28:40,331 --> 00:28:42,500
پس بهش بگو با مولای ما
حسن صباح ملاقات کن

429
00:29:00,996 --> 00:29:03,385
یه مرد جوان مومن تو قلعه الموت

430
00:29:03,410 --> 00:29:06,813
از قربانی‌کردن خودداری می‌کنه و میگه
دنیا براش از بهشت ​​گرانبهاتره؟

431
00:29:06,967 --> 00:29:07,967
آقای من

432
00:29:08,591 --> 00:29:10,551
من ضعیفم و دلم می‌لرزه

433
00:29:11,499 --> 00:29:12,564
یعنی می‌ترسم

434
00:29:13,091 --> 00:29:14,691
ترس از مرگ
آروم باش

435
00:29:16,085 --> 00:29:17,752
از کسانی که
دل‌شون می‌لرزه خوشم نمیاد

436
00:29:17,777 --> 00:29:19,500
هرکاری رو می‌تونم انجام بدم

437
00:29:19,937 --> 00:29:23,856
می‌تونم تو قلعه خدمتکار باشم
آشپزخونه‌ها یا حتی مستراح رو تمیز کنم

438
00:29:24,309 --> 00:29:25,687
می‌تونم پست‌ترین کارها رو انجام بدم

439
00:29:25,712 --> 00:29:27,715
چرا شریف‌ترین کارها رو انجام نمیدی؟

440
00:29:28,018 --> 00:29:30,167
چون شریف‌ترین کار یعنی مرگ

441
00:29:30,192 --> 00:29:31,462
و نمی‌خوام بمیرم

442
00:29:31,487 --> 00:29:32,803
شهادت مرگ نیست

443
00:29:34,976 --> 00:29:35,976
نمی‌تونم

444
00:29:38,954 --> 00:29:40,583
از رفتن به بهشت ​​خودداری می‌کنی؟

445
00:29:41,758 --> 00:29:43,045
از مردن دوری می‌کنم

446
00:29:44,642 --> 00:29:45,991
پس وارد جهنم می‌شی

447
00:29:46,397 --> 00:29:47,397
جهنم؟

448
00:29:47,873 --> 00:29:49,208
یا بهشت ​​یا جهنم

449
00:29:51,291 --> 00:29:52,523
خواهش می‌کنم، آقای من

450
00:29:52,548 --> 00:29:54,102
از رفتن به بهشت ​​خودداری کردی

451
00:29:55,042 --> 00:29:56,863
و حالا از رفتن به جهنم هم امتناع می‌کنی

452
00:29:57,570 --> 00:29:58,703
با تو چیکار کنم؟

453
00:29:59,648 --> 00:30:00,906
بذار زندگی کنم

454
00:30:02,205 --> 00:30:03,205
سخته

455
00:30:04,526 --> 00:30:07,524
ولی می‌تونی
بعنوان کفاره گناه نافرمانی

456
00:30:08,364 --> 00:30:10,395
جلوی همه مؤمنان با اراده کامل

457
00:30:11,288 --> 00:30:13,103
خودتو از بالای قلعه پرت کنی

458
00:30:13,280 --> 00:30:14,280
...آقای من

459
00:30:14,516 --> 00:30:16,624
من یه جوان فقیرم
تنها فرزند پدر و مادرم

460
00:30:17,285 --> 00:30:19,370
...اشتباه کردم اومدم اینجا چون

461
00:30:19,701 --> 00:30:21,722
گفتن اینجا زندگی متفاوتی داره

462
00:30:22,517 --> 00:30:24,459
و می‌تونم هر چیزی رو ببینم

463
00:30:24,920 --> 00:30:27,114
و هر کسی آرزو داره
تا زمانی که زنده‌ست اینجا رو ببینه

464
00:30:27,139 --> 00:30:28,162
درسته

465
00:30:28,547 --> 00:30:29,748
ولی تو می‌ترسی

466
00:30:29,773 --> 00:30:31,107
از مرگ می‌ترسم

467
00:30:31,132 --> 00:30:33,243
باید بری بالای قلعه الموت

468
00:30:33,819 --> 00:30:37,138
در سمت راستت، برزک عمید
منتظره تا تو رو به جهنم بفرسته

469
00:30:37,728 --> 00:30:40,601
و در سمت چپ، زید بن سیحون
 در صورت فرار از برزک، منتظر توئه

470
00:30:41,265 --> 00:30:42,299
و احتمالا

471
00:30:43,176 --> 00:30:45,773
 احتمالا بعد از اینکه بدنت
به زمین خورد و مُردی

472
00:30:46,510 --> 00:30:48,228
از خدا می‌خوام که تو رو ببخشه

473
00:30:49,166 --> 00:30:51,468
باشه، می‌کشم و وارد بهشت ​​می‌شم

474
00:30:51,890 --> 00:30:53,148
بر ترسم غلبه کردم

475
00:30:53,441 --> 00:30:54,912
برای بهشت ​​خیلی دیر شده، پسر

476
00:30:56,502 --> 00:30:57,994
هیچ دروغگویی وارد بهشت ​​نمی‌شه

477
00:30:58,380 --> 00:30:59,699
خودمو پرت می‌کنم

478
00:31:00,262 --> 00:31:01,262
تو آزادی

479
00:31:02,779 --> 00:31:05,567
حسن صباح جوانی مثل تو رو
مجبور به انجام کاری نمی‌کنه

480
00:31:07,214 --> 00:31:08,449
 می‌پرم، مولای من، می‌پرم

481
00:31:09,790 --> 00:31:10,790
تو آزادی

482
00:31:31,805 --> 00:31:34,195
ولی این نیاز به کسی داره که
زمانی رو تو قلعه مونده باشه

483
00:31:34,474 --> 00:31:36,072
و من زمان زیادی رو اونجا نموندم

484
00:31:36,928 --> 00:31:39,196
خوب، وقت داری
 دو روز فرصت داری که به یاد بیاری

485
00:31:40,046 --> 00:31:41,237
خدایا، امیدوارم یادم باشه

486
00:31:42,250 --> 00:31:44,395
سرورم سلطان، فردی صمیمی و مهربونه

487
00:31:44,420 --> 00:31:46,615
طبیعیه که به شما احترام بذاره
و باهاتون مهربانانه رفتار کنه

488
00:31:46,640 --> 00:31:48,274
قدر شما رو خوب می‌دونه

489
00:31:48,299 --> 00:31:50,654
ولی ارزش دولت
بالاتر از همه چیزه، عمر

490
00:31:50,922 --> 00:31:53,250
برای ایفای نقش‌تون
 برای اصفهان چه چیزی کم دارین؟

491
00:31:56,086 --> 00:31:58,527
بعد از دو روز برای نقشه کامل
 بهتون مراجعه می‌کنم

492
00:32:03,321 --> 00:32:05,435
انگار اوضاع داره بهم می‌ریزه، عمر

493
00:32:06,400 --> 00:32:07,728
الان فرار سخته

494
00:32:08,775 --> 00:32:09,797
فرار؟

495
00:32:10,165 --> 00:32:11,691
من دارم میرم

496
00:32:12,030 --> 00:32:14,011
دارم میرم خونه
چیزی لازم داری؟

497
00:32:14,702 --> 00:32:15,807
برام دعا کن

498
00:32:16,939 --> 00:32:18,111
خدا تو رو بیامرزه

499
00:32:31,237 --> 00:32:32,808
زین بن سیحون چطوره؟

500
00:32:33,496 --> 00:32:34,740
نمی‌تونه بخوابه

501
00:32:37,123 --> 00:32:38,123
بیچاره

502
00:32:39,523 --> 00:32:41,540
می‌خوام جوانی به اسم یحیی رو ببینم

503
00:32:42,989 --> 00:32:44,801
بهش اجازه ملاقات با شما رو میدین؟

504
00:32:45,095 --> 00:32:46,634
اون جوان متفاوتیـه

505
00:32:46,962 --> 00:32:48,570
باید با چشمای خودم ببینمش

506
00:32:49,785 --> 00:32:50,793
باشه

507
00:32:50,817 --> 00:32:53,020
هر کی وارد خونه من میشه، برزک

508
00:32:53,641 --> 00:32:56,102
نیاز به احترام و برخورد مناسب داره

509
00:33:17,776 --> 00:33:20,275
تو در محضر مولای ما
صاحب کلید بهشت هستی

510
00:33:26,815 --> 00:33:28,513
این یک رویای بزرگه که محقق شده

511
00:33:28,538 --> 00:33:30,171
اسم این جوان مومن چیه؟

512
00:33:31,432 --> 00:33:33,090
یحیی
زیباست

513
00:33:35,174 --> 00:33:36,190
برزک

514
00:33:36,594 --> 00:33:39,122
برو عزیزمون زید بن سیحون رو بیار اینجا

515
00:33:44,746 --> 00:33:46,612
وقتی درباره تو بهم گفتن
خوشحال شدم

516
00:33:47,480 --> 00:33:49,433
و گفتن، جوانی شجاع و فداکار

517
00:33:49,761 --> 00:33:51,472
وارد قلعه شده و یکی از ما شده

518
00:33:51,871 --> 00:33:55,105
تو موفق شدی کاری رو بکنی که حتی
بزرگترین دشمنان ما هم نتونستن، یحیی

519
00:33:58,367 --> 00:33:59,389
یحیی

520
00:34:01,054 --> 00:34:02,054
یه اسم زیبا

521
00:34:03,620 --> 00:34:04,926
مناسب برای شهید

522
00:34:05,913 --> 00:34:09,085
من هیچ وقت اجازه ندادم
 هیچ جوانی به این سرعت شهید یا برگزیده باشه

523
00:34:09,294 --> 00:34:11,073
ولی خیلی سریع به تو اجازه دادم

524
00:34:11,755 --> 00:34:13,611
از این افتخار خیلی سپاسگزارم

525
00:34:17,769 --> 00:34:18,964
امر بفرما، آقای من

526
00:34:18,988 --> 00:34:35,988
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

527
00:34:36,012 --> 00:34:50,012
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

