﻿1
00:00:00,417 --> 00:00:08,417
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,441 --> 00:00:16,441
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,442 --> 00:00:24,442
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:27,457 --> 00:00:28,866
شیطان در قلعه

5
00:00:30,277 --> 00:00:32,573
یحیی شیطانی در بهشت صباح بود

6
00:00:32,970 --> 00:00:33,970
یحیی

7
00:00:38,125 --> 00:00:41,426
یه دوست جدید پیدا کن تا وحشتی که
الان شاهدش بودی، باهاش در میون بذاری

8
00:00:43,811 --> 00:00:47,537
حسن از روز اول می‌دونست که یحیی
یه شورشی‌ـه و برای انتقام وارد قلعه شده

9
00:00:47,686 --> 00:00:49,072
منتظر آقامون هستیم

10
00:00:49,097 --> 00:00:51,544
ولی نابسامانی درون قلعه الموت

11
00:00:52,098 --> 00:00:54,667
به حسن اجازه داد که
از حضور یحیی بعنوان بازیچه استفاده کنه

12
00:00:55,652 --> 00:00:57,136
بازیچه‌ای برای آقای قلعه

13
00:00:57,506 --> 00:01:01,045
تو تونستی کاری رو بکنی که
بزرگترین دشمنان نتونستن انجام بدن، یحیی

14
00:01:01,070 --> 00:01:04,555
او مهارت‌های متقاعدسازی و پیشنهاد
و توهم خودشو آزمایش می‌کنه

15
00:01:04,580 --> 00:01:05,580
یه اسم زیبا

16
00:01:07,131 --> 00:01:08,323
مناسب برای شهید

17
00:01:08,739 --> 00:01:10,533
پس بودن‌شون
بین جوانان مؤمن اشکالی نداره؟

18
00:01:11,203 --> 00:01:12,203
تحت نظر ما

19
00:01:12,411 --> 00:01:14,687
و به این ترتیب، قلعه
یه جنگجوی قدرتمند داره

20
00:01:14,712 --> 00:01:15,762
مخصوصا یحیی

21
00:01:15,787 --> 00:01:17,479
چی می‌گین، مولای من؟
!ساکت

22
00:01:17,504 --> 00:01:19,866
حسن می‌خواد خودشو
در یه آزمون عجیب

23
00:01:20,462 --> 00:01:21,773
و یه چالش جدیدی قرار بده

24
00:01:22,062 --> 00:01:23,117
هدفش چیه؟

25
00:01:23,694 --> 00:01:25,138
می‌دونم که اون دشمن منه

26
00:01:25,163 --> 00:01:27,059
اونو امتحان می‌کنه یا من؟

27
00:01:29,131 --> 00:01:30,586
اون انسان رو متحول می‌کنه

28
00:01:31,577 --> 00:01:33,220
کسی که پدر و مادرش رو کشته

29
00:01:34,317 --> 00:01:35,921
تبدیل به یه پیرو وفادار می‌کنه

30
00:01:39,939 --> 00:01:46,079
<font color="#ffff00">... :: ترجمه شده توسط :  سعیـد پردیـس :: ...</font>

31
00:01:48,266 --> 00:01:50,746
<font color="#ff8c00">"حشاشین"</font>

32
00:05:04,545 --> 00:05:06,906
<font color="#ff8c00">قسمت 19
"رویای جهنم"</font>

33
00:05:16,373 --> 00:05:17,373
امر بفرما، آقای من

34
00:05:26,358 --> 00:05:27,358
یحیی

35
00:05:29,179 --> 00:05:31,086
عزیز ما زید بن سیحون رو می‌شناسی؟

36
00:05:37,797 --> 00:05:39,047
اولین باره که می‌بینمش

37
00:05:39,425 --> 00:05:40,425
تو دوستش خواهی داشت

38
00:05:41,252 --> 00:05:42,320
چون من دوستش دارم

39
00:05:44,156 --> 00:05:45,156
و تو زید

40
00:05:46,303 --> 00:05:47,393
یحیی رو می‌شناسی؟

41
00:05:50,782 --> 00:05:52,360
اولین باره که می‌بینمش
آقای من

42
00:05:52,385 --> 00:05:53,504
تو هم دوستش خواهی داشت

43
00:05:55,416 --> 00:05:56,423
بیا یحیی

44
00:05:56,448 --> 00:05:58,039
از دو دوستت بهم بگو

45
00:05:58,524 --> 00:06:01,173
اونا هم مثل تو مؤمن هستن یا
به عشق دوست‌شون وارد قلعه شدن؟

46
00:06:01,939 --> 00:06:03,226
مومنانی مثل من و بیشتر

47
00:06:03,478 --> 00:06:05,333
رویاشون این بود که وارد قلعه بشن

48
00:06:05,987 --> 00:06:06,987
زیباست

49
00:06:07,782 --> 00:06:09,380
اینجا رویاها به حقیقت تبدیل میشه

50
00:06:10,885 --> 00:06:12,446
می‌تونی بری و استراحت کنی

51
00:06:12,847 --> 00:06:15,020
و برای مأموریتی که
بهت محول می‌کنم آماده بشی

52
00:06:15,805 --> 00:06:16,953
چشم، آقای من

53
00:06:29,499 --> 00:06:31,142
گفت تو رو نمی‌شناسه

54
00:06:33,029 --> 00:06:34,160
مطمئن باش

55
00:06:54,244 --> 00:06:55,453
ترسو، یحیی

56
00:06:58,280 --> 00:07:01,359
قاتل پدر و مادرت
جلوی چشمت بود و کاری نکردی

57
00:07:02,757 --> 00:07:03,757
منتظر چی هستی؟

58
00:07:04,616 --> 00:07:06,780
حسن صباح تو رو می‌شناسه
و داره باهات بازی می‌کنه

59
00:07:07,296 --> 00:07:09,037
منتظری تا بهت ماموریت بده؟

60
00:07:09,553 --> 00:07:11,246
یا قبلا ماموریتی بهت داده؟

61
00:07:32,983 --> 00:07:34,006
هدفش چیه؟

62
00:07:35,716 --> 00:07:38,919
بازی با دو عروسک زید و یحیی
تو دستاش که باهاشون بازی می‌کرد

63
00:07:39,380 --> 00:07:40,733
هدفش همینه برزک؟

64
00:07:41,933 --> 00:07:43,586
ببین تو رو می‌شناسه یا نه

65
00:07:43,840 --> 00:07:45,800
مرد جوان گفت تو رو نمی‌شناسه

66
00:07:46,876 --> 00:07:48,846
سالها گذشته و تو عوض شدی

67
00:07:49,294 --> 00:07:50,294
چرا نگرانی؟

68
00:07:51,049 --> 00:07:52,352
راستی چرا نگرانم؟

69
00:07:53,861 --> 00:07:57,154
مردی که خونواده‌اش رو کشتم
با من تو یه قلعه زندگی می‌کنه

70
00:07:58,685 --> 00:08:00,146
دقیقا چی نگرانم می‌کنه؟

71
00:08:02,549 --> 00:08:03,746
ما توی قلعه خودمون هستیم

72
00:08:04,145 --> 00:08:05,401
تو لونه خودمون

73
00:08:05,862 --> 00:08:07,219
و اونم طعمه ماست

74
00:08:08,168 --> 00:08:09,277
پس کی باید نگران باشه؟

75
00:08:09,589 --> 00:08:10,638
تو یا اون؟

76
00:08:12,005 --> 00:08:13,810
من نگران جنونم، برزک عمید

77
00:08:15,160 --> 00:08:18,282
جنون حسن صباح که باعث میشه
جوری با من بازی کنه انگار عادیه

78
00:08:18,558 --> 00:08:19,773
مواظب زبونت باش، زید

79
00:08:20,597 --> 00:08:22,027
آقای ما صباح، دیوونه نیست

80
00:08:22,377 --> 00:08:25,780
وقتی منو به این مرد نزدیک می‌کنه
و با لبخند بهمون نگاه می‌کنه، یعنی دیوونگی

81
00:08:26,072 --> 00:08:28,760
حرفات نشونه بزدلی و ترسه، زید

82
00:08:29,746 --> 00:08:32,866
وقتی به مولای‌مان شک می‌کنی یا
با حرف‌هات بهش توهین می‌کنی، تو دیوونه‌ای

83
00:08:33,479 --> 00:08:35,733
و وقتی از یه جوان که
تو قلعه‌ات اسیر شده می‌ترسی

84
00:08:35,998 --> 00:08:36,998
تو یه ترسویی

85
00:08:37,653 --> 00:08:39,526
نه نامردی و نه دیوونه

86
00:08:39,870 --> 00:08:42,447
شایسته یکی از سه نفر
مهم در قلعه الموت باش

87
00:09:11,503 --> 00:09:12,503
گریه بسه

88
00:09:12,986 --> 00:09:14,206
خودتو می‌کشی

89
00:09:15,696 --> 00:09:17,026
زندگی چه ارزشی داره؟

90
00:09:19,485 --> 00:09:21,106
مرگ آسون‌تر از زندگیه

91
00:09:26,801 --> 00:09:28,406
آدما تو یه چشم بهم زدن می‌میرن

92
00:09:29,893 --> 00:09:30,948
این سرنوشت اوناست

93
00:09:32,130 --> 00:09:33,826
هیچ سرنوشت ناعادلانه‌ای وجود نداره

94
00:09:35,067 --> 00:09:36,619
از بی‌عدالتی آدماست

95
00:09:37,511 --> 00:09:39,033
ما اینجا حوریان بهشتی هستیم

96
00:09:39,058 --> 00:09:41,456
و اگه آثار اشک تو چشمات باقی بمونه

97
00:09:41,481 --> 00:09:42,910
الینار دست از سرت برنمی‌داره

98
00:09:42,935 --> 00:09:43,989
مثل ناز تو رو می‌کشه

99
00:09:44,014 --> 00:09:45,373
برام مهم نیست

100
00:09:47,147 --> 00:09:48,800
جوونی و زندگی‌ت مال خودت نیست

101
00:09:53,270 --> 00:09:55,100
مرگ آسونتر از بردگی‌ـه

102
00:09:56,692 --> 00:09:58,723
مرگ آسونتر از انتظار مرگـه

103
00:10:03,815 --> 00:10:05,503
!ناز مُرده، جوریا

104
00:10:16,877 --> 00:10:19,033
خندیدیم
سرگرم شدیم و شعر شنیدیم

105
00:10:19,987 --> 00:10:21,548
نقشه رو کشیدی عمر؟

106
00:10:24,486 --> 00:10:26,290
یه بار تو گذشته به کفر متهم شدم

107
00:10:27,026 --> 00:10:29,779
و در مقابل علما ثابت‌قدم
و بی‌اعتنا ایستادم

108
00:10:31,230 --> 00:10:34,947
من خونه و ثروتم رو جا گذاشتم و به فقر یا
تنهایی هیچ اهمیتی ندادم، رئیس جاسوسان

109
00:10:37,119 --> 00:10:38,653
من عزیزان زیادی رو از دست دادم

110
00:10:39,572 --> 00:10:41,360
دلم دیگه
بخاطر از دست دادن چیزی نمی‌ترسه

111
00:10:42,612 --> 00:10:44,493
و می‌تونم با صراحت بهتون بگم

112
00:10:45,581 --> 00:10:46,819
هیچ نقشه ای وجود نداره

113
00:10:48,836 --> 00:10:52,173
از صباح سرکش
علیه کشور و سلطان حمایت می‌کنی

114
00:10:53,594 --> 00:10:56,070
نه، من از عمرخیام در برابر
ترس‌هاش حمایت می‌کنم، قربان

115
00:10:56,672 --> 00:10:58,160
اولا اینکه هیچی یادم نمیاد

116
00:10:58,687 --> 00:10:59,687
دوما

117
00:11:00,484 --> 00:11:01,879
نمی‌تونم خوار و حقیر باشم

118
00:11:02,580 --> 00:11:04,922
مثل رفتار حسن صباح با نظام الملک

119
00:11:04,947 --> 00:11:06,993
یا رفتار نظام الملک با حسن صباح

120
00:11:08,276 --> 00:11:09,920
من یکی از اون سه تا دوست هستم

121
00:11:10,199 --> 00:11:11,879
که تصمیم گرفتم باهاشون نباشم

122
00:11:13,041 --> 00:11:14,453
ولی بر ضدشون هم نیستم

123
00:11:14,892 --> 00:11:16,618
تو با دولتی دشمنی می‌کنی، عمر

124
00:11:17,244 --> 00:11:18,807
که بهت پناه میده و احترام می‌گذاره

125
00:11:19,556 --> 00:11:21,253
و بهت مقام و مکان میده

126
00:11:21,526 --> 00:11:22,706
خونه من جسم منه

127
00:11:23,447 --> 00:11:26,424
و خراب کردن خونه
یعنی کشتن جسم، فقط دست خداست

128
00:11:26,633 --> 00:11:27,868
و من نه خونه می‌خوام

129
00:11:28,141 --> 00:11:29,726
و نه مقام و جا و مکان

130
00:11:31,900 --> 00:11:33,556
من چیزی جز عمر خیام نمی‌خوام

131
00:11:35,054 --> 00:11:36,898
و عمرخیام اینجا پیش شماست

132
00:11:36,923 --> 00:11:39,113
و تصمیم با شماست و عظمت سلطان

133
00:11:40,108 --> 00:11:41,176
که اونو بکشین

134
00:11:41,201 --> 00:11:42,792
یا زندانی کنین و یا ببخشین

135
00:11:44,181 --> 00:11:45,974
هر تصمیمی که باشه، من راضی‌ام

136
00:11:47,236 --> 00:11:48,861
عمرخیام راضیه

137
00:11:49,401 --> 00:11:50,401
و این مهمه

138
00:11:55,849 --> 00:11:57,213
این حرف آخر شماست؟

139
00:12:02,652 --> 00:12:04,026
هر جور راحتی، عمر

140
00:12:11,373 --> 00:12:13,005
روحت رو به مرگ محکوم کردی

141
00:12:13,605 --> 00:12:15,413
خودتو به کشتن دادی، خیام

142
00:12:18,499 --> 00:12:19,920
خودمو نجات دادم، سحبان

143
00:12:45,540 --> 00:12:48,246
بالاخره همدیگه رو دیدیم و
به سلامت به قلعه ما رسیدی

144
00:12:50,666 --> 00:12:52,431
چیزی که قبلا غیرممکن بود

145
00:12:52,456 --> 00:12:54,999
کسی که پدرش
شاهزاده بزرگ سلجوقیـه

146
00:12:55,744 --> 00:12:57,286
و در کنار شما ایستاده، مولای من

147
00:12:57,549 --> 00:12:59,449
پروردگار بندگانش رو هدایت می‌کنه

148
00:13:01,806 --> 00:13:03,246
کتاب‌هاتون به دستم رسید

149
00:13:04,243 --> 00:13:06,333
ماه‌هاست در مورد شما می‌خونم

150
00:13:06,358 --> 00:13:08,446
شما رو دنبال می‌کنم
و اخبار شما رو می‌شنوم

151
00:13:08,843 --> 00:13:10,327
راه هدایت عجیبه

152
00:13:11,706 --> 00:13:14,000
گفتم دیگه در مورد شما از دیگران نشنوم

153
00:13:14,910 --> 00:13:16,433
بهتره خودم بیام

154
00:13:16,981 --> 00:13:18,220
و از خودتون بشنوم

155
00:13:19,043 --> 00:13:20,426
می‌دونی، سراج الدین

156
00:13:21,296 --> 00:13:23,077
دروغ ممکنه صداش بلند باشه

157
00:13:23,921 --> 00:13:25,686
ممکنه بر تخت سلطان بشینه

158
00:13:26,616 --> 00:13:29,280
و شاید اسمش
خلیفه مسلمین در بغداد باشه

159
00:13:30,158 --> 00:13:31,719
ولی حقیقت کمیابـه

160
00:13:32,426 --> 00:13:34,466
مردمش ممکنه در اقلیت باشن

161
00:13:34,902 --> 00:13:37,644
ولی همیشه قوی‌ترین
باهوش‌ترین و خطرناک‌ترین هستن

162
00:13:38,620 --> 00:13:39,781
...حقیقت همینه

163
00:13:40,761 --> 00:13:43,128
اینو مولای من
بعد از خوندن کتاب متوجه شدم

164
00:13:44,050 --> 00:13:45,460
و پیروانت رو دنبال کردم

165
00:13:45,485 --> 00:13:46,886
بعد از اینکه چشمام شما رو دید

166
00:13:47,353 --> 00:13:48,660
اینو فهمیدم

167
00:13:49,025 --> 00:13:50,235
شما یکی از ما هستین

168
00:13:50,717 --> 00:13:52,346
و توبه همه چی رو پاک می‌کنه

169
00:13:53,133 --> 00:13:54,780
حتی اگه تا دیروز دشمنِ هم بودیم

170
00:13:54,805 --> 00:13:57,920
امروز در مقام
برادر و دوست هستیم، سراج الدین

171
00:13:58,729 --> 00:14:00,813
و همونطور که بهشت ​​در آخرت مال ماست

172
00:14:01,131 --> 00:14:02,960
در این دنیا هم به شما وعده میدم

173
00:14:04,343 --> 00:14:06,153
من نیازی به وعده ندارم، آقای ما

174
00:14:06,786 --> 00:14:08,291
تا زمانی که قلبم آرامش داشته باشه

175
00:14:08,316 --> 00:14:09,546
مطمئن باش

176
00:14:10,578 --> 00:14:12,109
می‌خوام یه سرباز مخفی باشی

177
00:14:12,680 --> 00:14:14,841
در کنار سلطان، تا ابد به ما وفادار باشی

178
00:14:15,213 --> 00:14:16,648
مثل سایه همراهش باشی

179
00:14:17,266 --> 00:14:18,606
همیشه اونو ستایش کن

180
00:14:19,225 --> 00:14:20,951
ستایش راز اعتماده

181
00:14:21,804 --> 00:14:23,573
سلطانت رو ستایش کن
و اونو تو چنگ داشته باش

182
00:14:24,219 --> 00:14:26,177
می‌خوام دیواری باشی
که اونو احاطه کرده

183
00:14:26,202 --> 00:14:27,759
دیواری که بهش تکیه کرده

184
00:14:28,461 --> 00:14:30,413
بنابراین، لحظه‌ای که
دستوراتم رو صادر می‌کنم

185
00:14:31,108 --> 00:14:33,071
اون خودشو تنها، بی‌دفاع و برهنه می‌بینه

186
00:14:33,768 --> 00:14:34,768
همینطوره

187
00:14:35,710 --> 00:14:37,540
به خواست خدا
همینطور میشه، مولای من

188
00:14:39,117 --> 00:14:40,433
بهش نزدیک می‌شم

189
00:14:41,106 --> 00:14:42,452
نزدیکتر از خودش

190
00:14:42,851 --> 00:14:45,079
و شما هدایایی فراتر از تصور بدست میاری

191
00:14:46,267 --> 00:14:47,412
...مولای من

192
00:14:47,437 --> 00:14:48,786
شما عاشق بزرگی هستین

193
00:14:49,584 --> 00:14:51,866
من دوست دارم، عاشق رو
در سعادت و خوشبختی ببینم

194
00:14:53,379 --> 00:14:56,374
وقتشه که عاشق بره و به
سلطان سلجوقی خدمت کنه

195
00:14:57,119 --> 00:14:59,480
با تمام صداقت، عشق و اعتماد

196
00:15:06,726 --> 00:15:07,788
خدیجه

197
00:15:08,537 --> 00:15:09,537
بیا اینجا

198
00:15:19,211 --> 00:15:20,753
از این در میری بیرون

199
00:15:22,120 --> 00:15:24,426
و درخواست می‌کنی
که می‌خوای پدرت رو ببینی

200
00:15:25,347 --> 00:15:27,299
نگهبان‌ها تو رو می‌برن پیشش

201
00:15:29,073 --> 00:15:30,526
خودتو بنداز تو آغوشش

202
00:15:31,190 --> 00:15:32,393
و تو گوشش آهسته میگی

203
00:15:33,111 --> 00:15:35,453
بهش میگی که مادرم می‌خواد تو رو ببینه

204
00:15:36,626 --> 00:15:38,486
دلش برات تنگ شده
و تو رو بخشیده

205
00:15:39,627 --> 00:15:41,517
و می‌خواد باهات شام بخوره

206
00:15:42,114 --> 00:15:43,440
و کنارش بخوابی

207
00:15:45,508 --> 00:15:46,508
دوباره میگم

208
00:15:47,868 --> 00:15:49,368
از این در میری بیرون

209
00:15:50,487 --> 00:15:52,933
و درخواست می‌کنی
که می‌خوای پدرت رو ببینی

210
00:15:53,949 --> 00:15:56,058
نگهبان‌ها تو رو می‌برن پیشش

211
00:15:56,831 --> 00:15:58,471
خودتو بنداز تو آغوشش

212
00:15:58,936 --> 00:15:59,936
و تو گوشش آهسته میگی

213
00:16:00,939 --> 00:16:02,126
بهش میگی

214
00:16:02,964 --> 00:16:04,426
مادرم می‌خواد تو رو ببینه

215
00:16:05,708 --> 00:16:07,973
تو رو بخشیده و می‌خواد
باهات شام بخوره

216
00:16:09,459 --> 00:16:10,613
و کنارش بخوابی

217
00:16:13,768 --> 00:16:14,784
دوباره میگم

218
00:16:16,341 --> 00:16:17,926
از این در میری بیرون

219
00:16:40,607 --> 00:16:42,479
...من واقعا نمی‌خواستم

220
00:16:42,870 --> 00:16:44,454
شاعر بزرگ‌مون اینجا باشه

221
00:16:44,479 --> 00:16:46,293
ولی تو منو مجبور به این کار کردی

222
00:16:47,506 --> 00:16:49,646
زندگی پر از تجربه‌ست، چناب وزیر

223
00:16:51,162 --> 00:16:53,411
سعادت و سفر رو تجربه کردم

224
00:16:54,190 --> 00:16:56,960
و فقر و ثروت
و این‌بار، زندان رو تجربه کردم

225
00:16:58,641 --> 00:17:00,584
هر تجربه‌ای به زندگی معنا می‌بخشه

226
00:17:00,609 --> 00:17:02,266
چرا خودتو در معرض زندان قرار دادی

227
00:17:02,608 --> 00:17:04,486
وقتی به هیچ کدوم از این کارها نیازی نبود؟

228
00:17:05,882 --> 00:17:09,804
جناب وزیر، این ربطی به
نقشه الموت یا حسن صباح نداره

229
00:17:10,208 --> 00:17:12,816
واقعیت اینه که
تو عمر خیام رو دوست نداری

230
00:17:14,271 --> 00:17:15,995
و چون منو دوست نداری

231
00:17:17,025 --> 00:17:20,284
دوست هم نداری که سلطان
با من با عزت و احترام رفتار کنه

232
00:17:20,893 --> 00:17:23,158
و نقشه فقط بهانه‌ای بود
برای قرار دادن من در اینجا

233
00:17:23,183 --> 00:17:24,839
و حقیقت اینه که تو راضی

234
00:17:25,284 --> 00:17:27,182
و خوشحالی که شاعری آگاه

235
00:17:27,939 --> 00:17:29,761
کسی که از نظر تو بی‌ارزشه

236
00:17:30,526 --> 00:17:32,365
تو زندان اصفهان، شکسته ببینی

237
00:17:33,554 --> 00:17:34,739
زیباست

238
00:17:36,122 --> 00:17:38,926
خوشحالم که دلیل
خوشحالی وزیر کشور شدم

239
00:17:38,951 --> 00:17:40,247
چرا باید ازت متنفر باشم؟

240
00:17:42,309 --> 00:17:43,926
روحیه تو با من سازگار نیست

241
00:17:43,951 --> 00:17:44,951
این یه حقیقته

242
00:17:45,669 --> 00:17:46,669
دلیلش رو

243
00:17:47,418 --> 00:17:49,027
اگه دوست داشتی می‌تونم بهت بگم

244
00:17:49,052 --> 00:17:50,083
ادامه بده

245
00:17:50,221 --> 00:17:52,985
وزیر قدر موسیقی
شعر و علم رو نمی‌دونه

246
00:17:53,792 --> 00:17:55,770
او اینا رو هنرهای پیش پا افتاده می‌دونه

247
00:17:56,144 --> 00:17:59,608
و برای مثال، صنایع سودمند
برای دولت رو کشاورزی و صنعت می‌دونه

248
00:18:01,051 --> 00:18:02,980
پس استعدادهای منو تحقیر می‌کنی

249
00:18:03,361 --> 00:18:04,629
بهشون بی احترامی می‌کنی

250
00:18:04,895 --> 00:18:06,930
تو منو فردی بی‌ارزش و تنبل می‌بینی

251
00:18:07,683 --> 00:18:08,831
که باید مجازات بشه

252
00:18:09,660 --> 00:18:11,112
این ساده‌ست، جناب وزیر

253
00:18:11,639 --> 00:18:14,427
چطور اصفهان باید
این همه قدر و شکوه بهت بده

254
00:18:14,954 --> 00:18:17,970
در حالیکه هنوز
به حسن صباح خبیث وفاداری؟

255
00:18:17,995 --> 00:18:20,205
من هیچوقت به حسن صباح وفادار نبودم

256
00:18:21,026 --> 00:18:22,947
وگرنه تو قلعه الموت می‌موندم

257
00:18:22,972 --> 00:18:25,448
ولی هنوز بقایای جوانمردی دارم

258
00:18:26,411 --> 00:18:28,223
من نمی خواهم شبیه
کسی باشم که طردش کردم

259
00:18:28,248 --> 00:18:29,597
ذهن من محدوده

260
00:18:30,652 --> 00:18:31,854
مثل ذهن تو نیست

261
00:18:33,103 --> 00:18:34,103
برام توضیح بده

262
00:18:36,832 --> 00:18:38,719
حسن صباح نظام الملک رو کشت

263
00:18:39,427 --> 00:18:42,388
جناب وزیری که از شما
باهوش‌تر و ذهنی بازتر داشت

264
00:18:43,988 --> 00:18:46,220
و عمل حسن تماما ننگ و تحقیرآمیز بود

265
00:18:48,048 --> 00:18:49,842
نظام الملک به حسن امنیت داد

266
00:18:50,198 --> 00:18:52,939
و وقتی متوجه شد که
نقشه‌هایی در سر داره، زندانی‌ش کرد

267
00:18:53,278 --> 00:18:56,175
و می‌خواست که سرش رو ببره و
در خیابان‌های اصفهان بگردونه

268
00:18:59,272 --> 00:19:00,339
هردوشون

269
00:19:01,383 --> 00:19:03,476
حقوق دوستی رو رعایت نکردن

270
00:19:04,837 --> 00:19:06,780
هر دو می‌خواستن همدیگه رو بکشن

271
00:19:06,805 --> 00:19:08,557
یکی تونست و دیگری نتونست

272
00:19:11,298 --> 00:19:12,493
و عمر خیام

273
00:19:13,427 --> 00:19:14,610
دوست سوم‌شون

274
00:19:15,938 --> 00:19:17,578
اصرار داره که شبیه اونا نباشه

275
00:19:17,991 --> 00:19:20,125
منظورم این نیست که اونا
شیطان هستن و من یه فرشته، نه

276
00:19:20,150 --> 00:19:21,938
منظورم اینه که
انسانی هستم که اشتباه می‌کنم

277
00:19:23,221 --> 00:19:24,969
و نمی‌خواد به اشتباهاتش اضافه کنه

278
00:19:24,994 --> 00:19:26,054
اشتباه خیانت

279
00:19:26,176 --> 00:19:28,037
تو از خیانت به دوستت دوری می‌کنی

280
00:19:28,062 --> 00:19:30,000
ولی حاضری به کل سلطنت خیانت کنی؟

281
00:19:30,551 --> 00:19:31,910
من خودمو خوب می‌شناسم

282
00:19:32,319 --> 00:19:34,660
و می‌دونم که اگه اینکارو می‌کردم
بهش خیانت کردم

283
00:19:35,639 --> 00:19:37,396
ولی سلطنت یه نهاد بزرگتره

284
00:19:37,916 --> 00:19:39,472
ارتش قدرتمندی داره

285
00:19:39,986 --> 00:19:43,001
که براحتی می‌تونه با صباح و
قلعه‌اش مقابله کنه و حتی ویرانش کنه

286
00:19:44,663 --> 00:19:45,663
این یه تفاوت بزرگه

287
00:19:46,059 --> 00:19:47,059
عمر

288
00:19:47,963 --> 00:19:52,314
آیا توهمات در ذهنت رو رها می‌کنی
و با احترام و اطاعت نقشه رو ترسیم می‌کنی

289
00:19:53,807 --> 00:19:57,072
یا می‌خوای بخاطر بدعت و کفر
با حکم اعدام روبرو بشی؟

290
00:20:12,501 --> 00:20:13,860
این همه رضایت برای چیه؟

291
00:20:14,831 --> 00:20:16,641
وقتی خدیجه اومد پیش من
خیلی خوشحال شدم

292
00:20:24,857 --> 00:20:25,857
دلم برات تنگ شده بود

293
00:20:25,882 --> 00:20:28,224
همیشه به قلبی که
توش زندگی می‌کنم مطمئن بودم

294
00:20:28,249 --> 00:20:30,000
با دستای خودم برات غذا درست کردم

295
00:20:30,025 --> 00:20:31,199
مهم نیست چی می‌خورم

296
00:20:32,135 --> 00:20:34,010
اگه غذای تو نباشه انگار که روزه‌ام

297
00:20:34,407 --> 00:20:35,407
امیدوارم خوشت بیاد

298
00:20:45,463 --> 00:20:47,478
من تو قلعه به غذای کم عادت کردم

299
00:20:48,061 --> 00:20:49,061
این همه برای چیه؟

300
00:20:49,237 --> 00:20:50,791
امروز روز آشتی‌ـه

301
00:20:52,353 --> 00:20:54,319
می‌خوام با اشتهای کامل غذا بخوری

302
00:20:58,478 --> 00:20:59,866
پس باهم غذا می‌خوریم

303
00:21:00,642 --> 00:21:02,072
نمی‌تونم تنهایی غذا بخورم

304
00:21:02,666 --> 00:21:03,689
منم می‌خورم

305
00:21:04,611 --> 00:21:06,283
ولی طبق معمول، بعد از تو می‌خورم

306
00:21:07,611 --> 00:21:10,103
می‌خوام ببینم که مثل گذشته
غذای منو می‌خوری و خوشحالی

307
00:21:11,307 --> 00:21:12,400
خدیجه

308
00:21:12,830 --> 00:21:14,179
خدیجه غذا خورده

309
00:21:18,010 --> 00:21:19,213
بیا عشقم

310
00:21:19,994 --> 00:21:21,611
از غذایی که مادرت درست کرده بخور

311
00:21:21,636 --> 00:21:22,979
!بهت گفتم خورده

312
00:21:27,119 --> 00:21:29,189
فکر می‌کنی کشتن دخترم برام آسونه

313
00:21:31,025 --> 00:21:34,704
مادرت خدیجه، از روی مهربونی
تصمیم گرفته غذای پدرت رو مسموم کنه

314
00:21:35,564 --> 00:21:37,181
نه از روی نفرت از پدرت، نه

315
00:21:38,111 --> 00:21:39,182
از روی عشق

316
00:21:39,603 --> 00:21:40,689
عشق بیش از حد

317
00:21:40,926 --> 00:21:44,057
عشقش به برادرت حسین
باعث شده اینجوری ازم انتقام بگیره

318
00:21:44,393 --> 00:21:45,814
به همین دلیل تو رو می‌بخشم

319
00:21:47,143 --> 00:21:49,399
و خوشحالم که
خدیجه رو پیش من فرستادی

320
00:21:51,173 --> 00:21:52,439
چون دلم برات تنگ شده بود

321
00:21:58,413 --> 00:21:59,753
مهم نیست که چیکار می‌کنی

322
00:22:00,228 --> 00:22:02,266
و مهم نیست چقدر
تلاش می‌کنی تا روحت رو نجات بدی

323
00:22:02,291 --> 00:22:04,814
تا روز قیامت
دشمن من می‌مـونی، حسن

324
00:22:05,525 --> 00:22:06,549
و بالاخره می‌کشمت

325
00:22:06,947 --> 00:22:08,494
یه روزی می‌کشمت

326
00:22:09,103 --> 00:22:10,657
فکر کن غذا رو خوردم و مُردم

327
00:22:11,353 --> 00:22:12,564
و منو ببخش

328
00:22:12,589 --> 00:22:13,893
!نمی‌بخشمت

329
00:22:16,385 --> 00:22:17,525
خب من می‌بخشمت

330
00:22:18,322 --> 00:22:20,415
و منتظرم دوباره دعوتم کنی

331
00:22:43,455 --> 00:22:44,999
بانو الینار می‌خواد شما رو ببینه

332
00:22:56,322 --> 00:22:57,478
مشکلی هست؟

333
00:22:58,236 --> 00:22:59,463
!بازدید عجیبی‌ـه

334
00:22:59,760 --> 00:23:01,300
به دلایلی عجیبه، مطمئنا

335
00:23:02,822 --> 00:23:03,940
دارم گوش میدم

336
00:23:04,205 --> 00:23:05,510
آخرین رویای بهشت

337
00:23:05,760 --> 00:23:08,926
پسر منتخب طبق معمول
تحت تأثیر گیاه بهشت ​​وارد اونجا شد

338
00:23:10,049 --> 00:23:11,580
تا اینجا همه چی عادی بود

339
00:23:12,814 --> 00:23:13,955
تا اون جوان

340
00:23:14,478 --> 00:23:15,713
حوری خودشو دید

341
00:23:15,955 --> 00:23:17,213
خیلی گیج شده بود

342
00:23:17,720 --> 00:23:19,446
دختره هم با دیدنش گیج شد

343
00:23:20,376 --> 00:23:21,473
...انگار اونا

344
00:23:23,362 --> 00:23:24,432
انگار چی؟

345
00:23:25,197 --> 00:23:26,720
انگار همدیگه رو می‌شناختن

346
00:23:27,455 --> 00:23:29,845
این چیزیه که اونو فراتر از
رویای بهشت ​​گیج کرده بود

347
00:23:30,244 --> 00:23:31,455
غافلگیر شدن

348
00:23:31,829 --> 00:23:34,146
لبخند عجیبی بر خلاف
تموم کسانی که قبلا اومدن

349
00:23:35,080 --> 00:23:36,446
با دختره چطور رفتار کردی؟

350
00:23:36,471 --> 00:23:37,666
اونو کشتم

351
00:23:38,454 --> 00:23:39,883
راز نگرانی‌ت چیه؟

352
00:23:39,908 --> 00:23:40,992
چطور؟

353
00:23:42,018 --> 00:23:44,119
اگه جوان منتخب واقعا اونو می شناخته

354
00:23:44,596 --> 00:23:46,518
اونوقت رویای بهشت ​​به خطر می‌افته

355
00:23:46,916 --> 00:23:48,453
چون از خودش می‌پرسه

356
00:23:48,845 --> 00:23:50,548
اون چطور وارد رویای بهشت ​​شده؟

357
00:23:50,947 --> 00:23:52,419
و به وضوح شک می‌کنه

358
00:23:52,689 --> 00:23:54,268
که این رویای بهشتی‌ بوده؟

359
00:23:54,293 --> 00:23:55,385
یا نه

360
00:23:55,410 --> 00:23:57,073
چون اونو خوب می‌شناسه

361
00:23:57,502 --> 00:23:59,595
و می‌دونه که اون
یه دختر معمولیه، نه یه حوری

362
00:24:00,828 --> 00:24:02,413
موضوع خیلی خطرناکه

363
00:24:03,411 --> 00:24:05,386
و وظیفه و صداقت

364
00:24:05,857 --> 00:24:08,076
ازم می‌خواد که
همه ترس‌هام رو به شما بگم

365
00:24:08,750 --> 00:24:09,750
قطعا

366
00:24:10,492 --> 00:24:11,906
این بسیار قابل تقدیره

367
00:24:12,400 --> 00:24:13,706
به مولای‌مان اطلاع میدم

368
00:24:13,932 --> 00:24:15,919
متشکرم، ببخشید

369
00:24:16,287 --> 00:24:17,436
بفرمایید

370
00:24:30,700 --> 00:24:31,997
خیلی عجیبه

371
00:24:32,818 --> 00:24:35,793
الینار تیز و قدرتمند
از اتاق برزک عمید بیرون میاد

372
00:24:43,362 --> 00:24:45,994
وقتی زید بن سیحون
باهات حرف میزنه، جواب بده، کنیز

373
00:24:47,589 --> 00:24:48,713
من کنیز نیستم

374
00:24:49,228 --> 00:24:50,273
من آزادم

375
00:24:51,331 --> 00:24:54,140
ولی من در اینجا، یه مأموریت
مشخص، مسئول و محترمانه دارم

376
00:24:58,333 --> 00:25:01,633
من اطلاعات بسیار مهمی رو
به برزک عمید منتقل کردم

377
00:25:02,104 --> 00:25:03,939
بخاطر موقعیت و مقامش در قلعه

378
00:25:04,759 --> 00:25:06,223
حالا هم باید برم

379
00:25:07,003 --> 00:25:08,759
چون حضور من در اینجا ممنوعه

380
00:25:09,113 --> 00:25:10,894
و هیچ صحبتی بین من و تو نیست

381
00:25:11,667 --> 00:25:13,180
نه تو و نه هیچ کس دیگه

382
00:25:13,863 --> 00:25:16,605
باعث نمیشه که دستورات
و دستوالعمل کارم رو بشکنم

383
00:25:17,586 --> 00:25:18,586
ببخشید

384
00:25:25,207 --> 00:25:28,046
!اطلاع به برزک عمید، بخاطر مقامش

385
00:26:11,608 --> 00:26:15,479
یعنی یحیی بن سعید مؤذن، دختری
از حوریان رویای بهشت رو می‌شناسه

386
00:26:17,577 --> 00:26:18,906
!چه طنز شگفت انگیزی

387
00:26:19,472 --> 00:26:20,699
یا یه توطئه خطرناک

388
00:26:22,146 --> 00:26:25,646
ما شخصی رو توی قلعه داریم که
دعوت اصلی قلعه رو تهدید می‌کنه، برزک

389
00:26:27,644 --> 00:26:28,849
...صحبت‌های عجیب

390
00:26:28,874 --> 00:26:30,220
و خیلی خطرناک، مولای من

391
00:26:32,256 --> 00:26:33,293
دختر کشته شده؟

392
00:26:33,773 --> 00:26:34,773
بله

393
00:26:36,897 --> 00:26:39,326
الینار هم خیلی خشن برخورد می‌کنه

394
00:26:40,835 --> 00:26:42,639
پس این جوان باید سریع کشته بشه

395
00:26:46,248 --> 00:26:47,305
چرا؟

396
00:26:47,330 --> 00:26:48,594
اون یه جوان ساده نیست

397
00:26:49,380 --> 00:26:51,780
اول فکر کردیم که
فقط زید بن سیحون رو می‌شناسه

398
00:26:52,193 --> 00:26:53,467
ولی حالا، هم زید رو می‌شناسه

399
00:26:53,492 --> 00:26:54,626
و هم یه دختر حوری

400
00:26:55,077 --> 00:26:56,266
این خیلی خطرناکه

401
00:26:56,500 --> 00:26:58,929
و معناش اینه که می‌دونه
رویای بهشت ​​واقعی نیست

402
00:26:59,159 --> 00:27:01,254
پس نه معتقد به رویای بهشتـه

403
00:27:01,488 --> 00:27:02,536
...و نه

404
00:27:04,913 --> 00:27:06,439
صاحب کلید بهشت

405
00:27:08,280 --> 00:27:09,280
دقیقا

406
00:27:09,305 --> 00:27:10,498
عالیه

407
00:27:11,948 --> 00:27:13,333
چه بازی بسیار زیبایی

408
00:27:14,701 --> 00:27:15,931
شیطانی در بهشت

409
00:27:17,465 --> 00:27:20,902
یه شورشی تو بهشت مولا
حسن صباح که می‌خوای اونو بکشی

410
00:27:21,784 --> 00:27:23,933
چرا می‌خوای این لذت رو
از من دریغ کنی، برزک؟

411
00:28:19,939 --> 00:28:20,947
مطمئن باش

412
00:28:21,985 --> 00:28:24,070
من باید از خودت بهت نزدیک‌تر باشم

413
00:28:25,226 --> 00:28:26,422
من تو رو دوست دارم

414
00:28:27,305 --> 00:28:28,597
من گم شدم

415
00:28:29,773 --> 00:28:31,545
مهم اینه که روحت رو نجات بدی

416
00:28:32,263 --> 00:28:33,795
ایمان بالاتر از احساسه

417
00:28:34,943 --> 00:28:36,607
ایمان بالاتر از محبته

418
00:28:37,940 --> 00:28:40,186
ایمان باعث میشه که
حقیقت رو ببینی، یحیی

419
00:28:47,856 --> 00:28:48,941
مطمئن باش

420
00:29:17,059 --> 00:29:20,199
بی‌خوابی و گرسنگی بزرگترین
سلاح برای جوان مؤمنه، یحیی

421
00:29:22,301 --> 00:29:23,919
من مطیع دستورات هستم، آقای من

422
00:29:24,176 --> 00:29:25,459
دستورات عشق

423
00:29:37,754 --> 00:29:41,136
دستور دادم تو رو از غذا و
خواب محروم کنن تا روحت پاک بشه

424
00:29:43,080 --> 00:29:45,056
ممنون و سپاسگزارم، آقای من

425
00:29:45,081 --> 00:29:47,053
روحیه‌ای در وجودت هست
که دوستش دارم، یحیی

426
00:29:47,868 --> 00:29:49,650
چند شب بیدار بودی؟

427
00:29:53,378 --> 00:29:54,652
سه شب

428
00:29:55,739 --> 00:29:56,933
و گرسنگی؟

429
00:29:58,473 --> 00:29:59,536
روز چهارم

430
00:30:01,090 --> 00:30:03,386
هفته آینده قوی‌تر و بهتر میشی

431
00:30:03,851 --> 00:30:05,059
ولی مراقب باش

432
00:30:05,744 --> 00:30:07,539
شیطان در درونت به مبارزه ادامه میده

433
00:30:08,959 --> 00:30:10,931
و به خواست خدا، می‌تونم شکستش بدم

434
00:30:10,965 --> 00:30:12,539
بهت اطمینان دارم

435
00:30:13,216 --> 00:30:15,206
محکم بایست، مقاومت کن و ادامه بده

436
00:30:15,706 --> 00:30:18,346
چون زمان سختی و روزه، زمان معرفتـه

437
00:30:21,965 --> 00:30:24,680
هدف همیشگی من هدایت تو به بهشته

438
00:30:25,262 --> 00:30:27,680
تمام توانم رو بکار می‌گیرم
تا تو رو به اونجا برسونم

439
00:30:28,590 --> 00:30:31,026
هدف همیشگی شیطان
اینه که تو رو به جهنم برسونه

440
00:30:31,947 --> 00:30:34,204
با کسی بمون
که می‌خواد تو رو به بهشت ​​برسونه

441
00:31:04,326 --> 00:31:05,346
جوریا

442
00:31:06,206 --> 00:31:07,416
فردا وقت پیاده‌روی

443
00:31:07,441 --> 00:31:11,001
می‌خوام منو پوشش بدی تا خودمو
به جایی که جوانان مؤمن هستن برسونم

444
00:31:11,026 --> 00:31:12,212
البته این غیر ممکنه

445
00:31:12,237 --> 00:31:15,140
الینار اونجاست و همه نوکران
به ما چشم دوختن

446
00:31:16,139 --> 00:31:19,333
ناهار رو از همون جایی
که به همه غذا میدن، میارن؟

447
00:31:19,593 --> 00:31:20,913
آره
خوبه

448
00:31:20,938 --> 00:31:22,953
باید به راهرویی برسم که ازش رد می‌شن

449
00:31:22,978 --> 00:31:24,683
می‌خوام ببینم غذا رو از کجا میارن

450
00:31:24,708 --> 00:31:25,966
فرض کن فهمیدی

451
00:31:26,776 --> 00:31:30,000
از راهرویی رد میشم تا
به جایی که جوانان مومن هستن برسم

452
00:31:30,025 --> 00:31:32,308
و از یه چیز مطمئن بشم
که معلوم بشه درسته یا نه

453
00:31:32,333 --> 00:31:33,997
مهم نیست، بعدش زنده باشم یا بمیرم

454
00:31:34,022 --> 00:31:36,646
عشق قدیمی‌ات
که با ناز صحبت می‌کردی؟

455
00:31:38,667 --> 00:31:40,315
اون اینجا تو قلعه‌ست، مطمئنم

456
00:31:40,822 --> 00:31:42,720
اونو تو آخرین رویای بهشت ​​دیدم

457
00:31:43,299 --> 00:31:45,362
چون همدیگه رو دیدیم، ناز کشته شد

458
00:31:45,387 --> 00:31:47,360
پس بخاطر اون
من و تو هم کشته می‌شیم

459
00:31:47,745 --> 00:31:48,939
فراموشش کن، نورهن

460
00:31:49,762 --> 00:31:50,762
جوریا

461
00:31:51,905 --> 00:31:54,748
فکر می‌کنم می‌دونی که من
رابط بین شما و الینار هستم

462
00:31:55,435 --> 00:31:58,379
می‌تونم چیزهایی در مورد تو بهش بگم
که اگه بشنوه خیلی ناراحت می‌شه

463
00:32:00,312 --> 00:32:01,312
...پس ببینم

464
00:32:01,647 --> 00:32:03,013
چیکار می‌تونم بکنم؟

465
00:32:04,130 --> 00:32:06,313
نوکر‌ها، هیچ منفعت و قدرتی ندارن

466
00:32:06,870 --> 00:32:09,540
ولی می‌دونی که، اونا دوست دارن
از تماشای ما لذت ببرن

467
00:32:10,097 --> 00:32:12,373
هنوزم در درون‌شون
عشق و تنفر وچود داره

468
00:32:13,666 --> 00:32:16,893
و همیشه یه کسی هست که
حواسش به توئه و مدام بهت نگاه می‌کنه

469
00:32:17,587 --> 00:32:18,919
مهیار، آره می‌دونم

470
00:32:19,022 --> 00:32:21,322
اون همیشه بهم نگاه می‌کنه
می‌خنده و ابراز عشق می‌کنه

471
00:32:21,347 --> 00:32:22,347
عالیه

472
00:32:22,527 --> 00:32:23,527
مشغولش کن، جوریا

473
00:32:24,359 --> 00:32:26,659
غلامشاه هم همیشه باهاشه

474
00:32:27,009 --> 00:32:29,220
اون بی‌ادبه و مدام
سعی می‌کنه بهم دست بزنه

475
00:32:29,513 --> 00:32:30,766
هر دوتاشونو مشغول کن

476
00:32:31,056 --> 00:32:32,633
برات سخته؟
!نه

477
00:32:33,356 --> 00:32:34,372
بهت قول میدم

478
00:32:34,397 --> 00:32:36,684
با سرعت برق میرم بیرون و برمی‌گردم

479
00:32:39,382 --> 00:32:40,382
می‌ترسم

480
00:32:43,194 --> 00:32:45,166
به الینار چیزی نمیگی؟

481
00:32:46,516 --> 00:32:47,516
هرگز

482
00:32:47,541 --> 00:32:49,120
!هرگز
قول میدم

483
00:32:50,810 --> 00:32:51,810
باشه

484
00:33:04,860 --> 00:33:05,860
یحیی

485
00:33:07,386 --> 00:33:08,713
روش مبارزه‌ات رو دوست دارم

486
00:33:09,328 --> 00:33:10,746
خیلی مشتاقم

487
00:33:11,062 --> 00:33:13,421
منتظر مأموریتی هستم که
مولای‌مان بهم محول کنه

488
00:33:14,581 --> 00:33:17,073
مأموریتی هست که
امام ما برات تعیین کرده

489
00:33:20,682 --> 00:33:23,315
واعظان نسبت به دو نفری که
باهات اومدن اطمینان ندارن

490
00:33:23,720 --> 00:33:25,086
تیفور و سلیمان

491
00:33:26,673 --> 00:33:27,486
چی شده؟

492
00:33:27,511 --> 00:33:29,419
شک و تردید بزرگی
در مورد ایمان‌شون وجود داره

493
00:33:29,753 --> 00:33:31,333
وظیفه تو اینه که مراقب‌شون باشی

494
00:33:31,768 --> 00:33:33,453
و یه گزارش کامل برام بنویسی

495
00:33:33,941 --> 00:33:35,194
و منم اونو به آقا میدم

496
00:33:36,111 --> 00:33:37,281
سطح صداقت‌شون

497
00:33:37,306 --> 00:33:38,482
و سطح ایمان‌شون

498
00:33:39,184 --> 00:33:40,723
و بر اساس این گزارش

499
00:33:41,131 --> 00:33:42,766
تصمیم می‌گیریم که
ماموریت‌شون چی باشه

500
00:33:44,187 --> 00:33:47,453
نباید کسی باشه که
ذره ای شک در بین مؤمنان ایجاد کنه

501
00:33:49,843 --> 00:33:50,843
چشم، مولای من

502
00:33:52,553 --> 00:33:55,279
مراقب‌شون باش و گزارشت
باید تا فردا عصر آماده بشه

503
00:33:56,985 --> 00:33:58,136
به آموزشت ادامه بده

504
00:34:42,806 --> 00:34:43,904
جوریای زیبا

505
00:34:44,333 --> 00:34:45,655
چرا چشمت به من دوخته شده؟

506
00:34:45,680 --> 00:34:46,935
ازم چی می‌خوای؟

507
00:34:46,960 --> 00:34:48,619
لذت بردن از دیدن زیبایی تو

508
00:34:48,644 --> 00:34:49,813
درخواست زیادیه؟

509
00:34:49,973 --> 00:34:51,262
و بعد از لذت بردن از زیبایی چی؟

510
00:34:51,287 --> 00:34:52,895
بیچاره، چه سودی برات داره؟

511
00:34:52,920 --> 00:34:54,079
خوشبختی

512
00:34:55,804 --> 00:34:58,108
تو خیلی مهربونی مهیار
لبخندت هم زیباست

513
00:34:58,506 --> 00:34:59,545
!واقعا

514
00:34:59,570 --> 00:35:00,600
متشکرم

515
00:35:00,899 --> 00:35:01,834
ممنون

516
00:35:01,842 --> 00:35:02,858
لبخندش زیباست

517
00:35:02,883 --> 00:35:03,919
من چی؟

518
00:35:03,944 --> 00:35:05,155
تو حوصله سربری

519
00:35:05,180 --> 00:35:06,373
دلت بسوزه

520
00:35:06,398 --> 00:35:08,881
می‌تونم بلندت کنم و دنده‌هات رو بشکنم

521
00:35:08,906 --> 00:35:09,803
نمی‌تونی

522
00:36:05,970 --> 00:36:07,474
بگو ببینم چیکار کردی

523
00:36:09,294 --> 00:36:10,645
بهترین لحظه زندگیم بود

524
00:36:11,500 --> 00:36:14,120
از وقتی خونه پدر و مادرم رو
ترک کردم هرگز اینقدر خوشحال نبودم

525
00:36:16,082 --> 00:36:17,759
لحظه‌ای که یحیی رو دیدم

526
00:36:18,490 --> 00:36:19,800
همه چی رو فراموش کردم

527
00:36:20,671 --> 00:36:21,820
غم رو فراموش کردم

528
00:36:22,434 --> 00:36:24,080
حتی آرزوی مرگم رو هم فراموش کردم

529
00:36:25,687 --> 00:36:26,687
...می‌خواستم

530
00:36:26,712 --> 00:36:27,740
...می‌خواستم که

531
00:36:27,765 --> 00:36:29,021
می‌خواستی چی؟

532
00:36:29,886 --> 00:36:32,833
خواستم سمتش بدوم، بغلش کنم
و با تموم قدرت جیغ بزنم

533
00:36:33,972 --> 00:36:36,055
و بهش بگم من اینجام، یحیی
من کنار توام

534
00:36:37,296 --> 00:36:39,649
تو دلیلی بر وجود
و مهربون بودن پروردگاری

535
00:36:42,265 --> 00:36:43,334
...می‌خواستم

536
00:36:43,359 --> 00:36:45,793
هر چی که از عمرم باقی مونده
صرف تماشای یحیی کنم

537
00:36:47,005 --> 00:36:48,299
حتی اگه الینا منو ببینه

538
00:36:48,618 --> 00:36:50,080
یا حتی همه نگهبان‌ها منو ببینن

539
00:36:50,677 --> 00:36:51,709
مهم نیست

540
00:36:52,313 --> 00:36:53,826
مهم اینه که یحیی رو دیدم

541
00:36:53,850 --> 00:37:10,850
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

542
00:37:10,874 --> 00:37:24,874
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

