﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:07,920 --> 00:00:09,640
‫صبح روز گذشته،

3
00:00:09,640 --> 00:00:11,720
‫در ساعت ۲:۴۱ بامداد.

4
00:00:11,745 --> 00:00:12,358
‫[هشتم مه ۱۹۴۵، لندن]

5
00:00:12,400 --> 00:00:14,800
‫در ستاد فرماندهی ژنرال آیزنهاور،

6
00:00:16,160 --> 00:00:21,000
‫ژنرال یودل که خود نماینده‌ی
‫فرماندهی عالی آلمان هستن،

7
00:00:21,680 --> 00:00:26,080
‫قرارداد تسلیم بی‌قید و شرط
‫تمام نیروهای زمینی،

8
00:00:26,080 --> 00:00:32,040
‫دریایی و هوایی آلمان در اروپا رو امضا کردن.

9
00:00:32,800 --> 00:00:39,520
‫دقیقه‌ای پس از نیمه‌شب،
‫روز سه‌شنبه، هشتم مه،

10
00:00:40,160 --> 00:00:42,280
‫خصومت‌ها کنار گذاشته خواهند شد.

11
00:00:43,116 --> 00:00:48,116
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

12
00:00:48,291 --> 00:00:53,291
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

13
00:00:55,200 --> 00:01:00,160
‫دیگه با خیالی آسوده می‌تونیم
‫مدت کوتاهی به جشن و پایکوبی بپردازیم.

14
00:01:01,240 --> 00:01:03,800
‫امروز، روز پیروزی در اروپا بود.

15
00:01:04,840 --> 00:01:07,440
‫زنده‌باد آرمان آزادی.

16
00:01:07,440 --> 00:01:08,880
‫خدا پادشاه رو حفظ کنه.

17
00:01:14,560 --> 00:01:15,480
‫حاضری؟

18
00:01:15,480 --> 00:01:17,520
‫آخه مارگارت، فکر می‌کنم کار درستی نباشه.

19
00:01:17,520 --> 00:01:20,120
‫اذیت نکن، ناسلامتی جنگ تموم شده.
‫باید جشن بگیریم.

20
00:01:20,120 --> 00:01:21,840
‫اگه مشکلی پیش اومد چیکار کنیم؟

21
00:01:21,840 --> 00:01:24,480
‫پورچی و پیتر تاونزند باهامون میان.

22
00:01:25,000 --> 00:01:26,720
‫مگه ممکنه مشکلی پیش بیاد؟

23
00:01:30,160 --> 00:01:32,520
‫داریم از کاخ بیرون می‌زنیم!

24
00:01:35,040 --> 00:01:38,080
‫زود باشین، تا کسی متوجه نشده
‫باید از خروجی مستخدمان بیرون بریم.

25
00:01:39,480 --> 00:01:43,360
‫- نمی‌شه که از دروازه اصلی بریم.
‫- هیس! عجله کنین.

26
00:01:46,800 --> 00:01:47,800
‫بیاین خانم‌ها.

27
00:01:51,320 --> 00:01:53,000
‫وای، دماغ‌هاتون رو بگیرین.

28
00:01:53,000 --> 00:01:53,920
‫چرا؟

29
00:01:53,920 --> 00:01:55,360
‫بوی گند الکل...

30
00:01:55,880 --> 00:01:57,080
‫با بوی عرق ترکیب شده.

31
00:01:57,080 --> 00:01:58,720
‫این بو سرشار از زندگیه!

32
00:01:59,823 --> 00:02:14,824
‫مترجم: «حامی مغیثی»
‫در تلگرام: Timelordsubs@

33
00:02:14,886 --> 00:02:17,163
‫[آبجوی گینس حرف نداره.]

34
00:02:22,520 --> 00:02:25,240
‫خب، به نظرتون به گرین پارک
‫یا میدان ترافالگار بریم؟

35
00:02:25,240 --> 00:02:27,920
‫من می‌گم به ریتز بریم.
‫چون افراد شیک و فهمیده اونجا می‌رن.

36
00:02:27,920 --> 00:02:30,800
‫- توی سریال جیوز و ووستر هم هست.
‫- فکر خوبیه. پس به ریتز می‌ریم.

37
00:02:30,800 --> 00:02:35,000
‫- بهتر نیست از کاخ دور نشیم؟
‫- چرا؟ تا واسه مامان و بابا دست تکون بدیم؟

38
00:02:35,000 --> 00:02:39,480
‫واقعا نمی‌فهمم مشکلت چیه!
‫حتی یه بار هم نمی‌تونی بی‌مسئولیت باشی؟

39
00:02:51,400 --> 00:02:52,480
‫مارگارت.

40
00:02:53,320 --> 00:02:54,360
‫مارگارت.

41
00:02:55,640 --> 00:02:56,480
‫ای وای!

42
00:02:59,240 --> 00:03:00,760
‫هفته‌ی بعد...

43
00:03:01,720 --> 00:03:03,000
‫هشتم مه می‌شه.

44
00:03:03,920 --> 00:03:06,080
‫می‌دونستی بیش از پنجاه ساله...

45
00:03:06,080 --> 00:03:08,520
‫که سنت این روز رو دیگه
‫به جا نیاوردیم؟

46
00:03:08,520 --> 00:03:10,240
‫منظورت از این حرف چیه؟

47
00:03:10,960 --> 00:03:11,920
‫من که به عنوان حاکم...

48
00:03:12,840 --> 00:03:15,840
‫هر سال به مراسمات سالگرد
‫روز پیروزی در اروپا می‌رم.

49
00:03:15,840 --> 00:03:19,480
‫نه، منظورم روز پیروزی خودمون بود.

50
00:03:21,720 --> 00:03:23,120
‫واقعا شب لذت‌بخشی بود.

51
00:03:24,200 --> 00:03:25,160
‫یادت میاد؟

52
00:03:25,680 --> 00:03:29,560
‫- معلومه که یادمه.
‫- اون شب نزدیک بود گم بشی.

53
00:03:30,200 --> 00:03:34,520
‫بعدش هم توی عجب شرایطی پیدات کردیم.

54
00:03:36,000 --> 00:03:38,160
‫اولین بار خود واقعیت رو دیدیم.

55
00:03:38,760 --> 00:03:41,960
‫ماهیت اصلیت که فدای
‫این ذاتت کردی رو دیدیم.

56
00:03:43,240 --> 00:03:44,200
‫آره، راست می‌گی.

57
00:03:45,280 --> 00:03:47,920
‫دلت برای دختره تنگ نشده؟
‫خیلی کنارش خوش می‌گذشت!

58
00:03:48,880 --> 00:03:51,480
‫♪ آخ، تقصیر من که نیست. ♪

59
00:03:52,040 --> 00:03:54,520
‫♪ وای، تقصیر من نیست. ♪

60
00:03:56,480 --> 00:03:58,040
‫ضمنا اگه درست یادم باشه،

61
00:03:58,960 --> 00:04:01,640
‫قسم خوردیم هیچ‌جا از وقایع اون شب...

62
00:04:02,320 --> 00:04:03,160
‫صحبت نکنیم.

63
00:04:05,520 --> 00:04:06,360
‫جین آوردم.

64
00:04:07,920 --> 00:04:08,760
‫آفرین.

65
00:04:09,520 --> 00:04:10,880
‫دست انتقامی بازی کنیم؟

66
00:04:10,880 --> 00:04:12,160
‫متأسفانه فرصت نمی‌کنم.

67
00:04:12,160 --> 00:04:13,080
‫صبح زود کار دارم.

68
00:04:13,720 --> 00:04:17,320
‫باید اول وقت خودم رو به ایستگاه
‫راه‌‌آهن تقاطع کلاپام برسونم.

69
00:04:17,320 --> 00:04:18,400
‫واسه چی؟

70
00:04:18,920 --> 00:04:20,640
‫گمون کنم بابت...

71
00:04:22,000 --> 00:04:25,160
‫سیستم تلویزیونی مداربسته‌ی
‫شورای محلی باشه.

72
00:04:27,760 --> 00:04:30,160
‫- خودت فردا کاری نداری؟
‫- نه.

73
00:04:31,680 --> 00:04:32,560
‫ولی به زودی...

74
00:04:33,080 --> 00:04:34,200
‫قراره به جزیره‌ی ماستیک بری.

75
00:04:34,840 --> 00:04:35,760
‫آخر هفته اونجام.

76
00:04:36,400 --> 00:04:37,320
‫خوبه.

77
00:04:38,280 --> 00:04:39,160
‫چطور؟

78
00:04:41,320 --> 00:04:43,440
‫چون همیشه به نظرم می‌اومد
‫وقتی اونجایی، خیلی خوشحالی.

79
00:04:47,560 --> 00:04:49,560
‫بیاین سگ‌های نازم. بیاین.

80
00:05:07,640 --> 00:05:11,680
‫«سبز از شهوت و غرق در خجالت شده‌ای،»

81
00:05:12,200 --> 00:05:15,120
‫«بگذار ناخن‌های پای لاک‌زده‌ات را بمکم.»

82
00:05:17,800 --> 00:05:20,920
‫«امان از شما سرور گران‌قدرم.»

83
00:05:21,560 --> 00:05:23,160
‫«انگشتتان را...»

84
00:05:24,880 --> 00:05:26,280
‫«در بینی‌ام فرو کنید.»

85
00:05:30,120 --> 00:05:34,000
‫جان بتجمن به قدری شیفته‌ی من شده بود...

86
00:05:34,000 --> 00:05:39,360
‫که دوستش موریس بورا چنین شعر
‫زننده‌ای از علاقه‌اش نوشت.

87
00:05:40,080 --> 00:05:42,760
‫«دندان‎هایتان را بر لباسم سنجاق کرده،»

88
00:05:42,760 --> 00:05:45,880
‫«و علف چشمه‌تان را بر سرم بکارید.»

89
00:05:45,880 --> 00:05:48,960
‫«در کنار شماست که حس می‌کنم خوش‌بختم،»

90
00:05:49,560 --> 00:05:53,160
‫«پوشکی پشمی به پایم بپوشانید.م

91
00:06:07,080 --> 00:06:09,080
‫خانم؟

92
00:06:11,000 --> 00:06:12,160
‫«در...»

93
00:06:14,560 --> 00:06:15,800
‫«در کالسکه‌ی نوزادانی...»

94
00:06:17,440 --> 00:06:18,960
‫«مخملی و روکش‌دار...»

95
00:06:21,400 --> 00:06:24,760
‫«مرا دور میدان سنت جیمز
‫بچرخانید بانوی عزیزم.»

96
00:06:26,360 --> 00:06:27,480
‫«بگذارید...»

97
00:06:30,520 --> 00:06:31,480
‫خانم؟

98
00:06:33,320 --> 00:06:34,840
‫«بگذارید...»

99
00:06:41,160 --> 00:06:42,600
‫- خانم؟
‫- حالشون خوبه؟

100
00:06:42,600 --> 00:06:44,680
‫«چکمه‌های بارانی نرم و براقتان...»

101
00:06:45,800 --> 00:06:48,480
‫«بر روی پوستم بلغزد و حرکت کند.»

102
00:06:49,520 --> 00:06:52,040
‫ولم کنین!

103
00:07:52,976 --> 00:07:56,556
‫«تاج»

104
00:07:57,371 --> 00:08:01,014
‫«ریتز»

105
00:08:18,280 --> 00:08:20,280
‫سرورم، شاهدخت مارگارت تماس گرفتن.

106
00:08:21,160 --> 00:08:22,040
‫الو؟

107
00:08:22,040 --> 00:08:24,400
‫مارگارت، می‌شه بدونم دقیقا چی شده؟

108
00:08:25,600 --> 00:08:29,640
‫متأسفانه سکته‎ی کوچولویی کردم.

109
00:08:31,600 --> 00:08:33,240
‫خودم هم شوکه شدم.

110
00:08:33,240 --> 00:08:37,440
‫یادمه قبراق و سرحال توی مراسم
‫خانواده‌ی لارنس بودم،

111
00:08:37,440 --> 00:08:41,400
‫چشم روی هم گذاشتم،
‫دیدم توی آمبولانس هوایی‌ام...

112
00:08:41,400 --> 00:08:44,840
‫و نمی‌تونستم...
‫دست و پاهام رو حس کنم.

113
00:08:45,440 --> 00:08:46,680
‫الان کجایی؟

114
00:08:47,320 --> 00:08:48,840
‫بیمارستانم.

115
00:08:48,840 --> 00:08:50,520
‫توی باربادوسم.

116
00:08:51,400 --> 00:08:52,240
‫فهمیدم.

117
00:08:53,000 --> 00:08:54,760
‫خیلی اذیت شدی.

118
00:08:55,840 --> 00:08:56,880
‫پزشک‌ها که...

119
00:08:57,720 --> 00:09:01,120
‫بهم با اطمینان گفتن خوب می‌شم.

120
00:09:01,120 --> 00:09:02,720
‫چی گفتی؟ صدات واضح نمیاد.

121
00:09:02,720 --> 00:09:06,560
‫چون دهنم هنوز بی‌حسه.

122
00:09:06,560 --> 00:09:11,800
‫اگه زبونم هم گاز بگیرم،
‫هیچی حس نمی‌کنم.

123
00:09:12,400 --> 00:09:13,880
‫قراره به خونه برگردی؟

124
00:09:13,880 --> 00:09:18,160
‫آره، ظاهرا فردا باید برگردم.
‫تا... باقی آزمایش‌ها رو بدم.

125
00:09:19,040 --> 00:09:20,600
‫تازه اگر هم شانس بیارم...

126
00:09:21,160 --> 00:09:22,000
‫غذای قابل خوردن بخورم.

127
00:09:23,560 --> 00:09:24,600
‫وقتی این حرف رو زدم...

128
00:09:25,400 --> 00:09:26,960
‫داشتم با لبخند می‌گفتم.

129
00:09:26,960 --> 00:09:28,960
‫البته در هر صورت که متوجه نمی‌شدی.

130
00:09:32,920 --> 00:09:35,040
‫خب، فعلا خدانگهدارت لیلیبت.

131
00:09:35,560 --> 00:09:36,560
‫فردا می‌بینمت.

132
00:09:39,000 --> 00:09:40,040
‫آخ.

133
00:10:12,023 --> 00:10:14,722
‫[خروج]

134
00:10:15,600 --> 00:10:18,332
‫[خروج]

135
00:10:32,440 --> 00:10:35,600
‫خانم، مایه خوشحالیه به اطلاعتون برسونم
‫که دچار سکته خفیفی شده بودین،

136
00:10:35,600 --> 00:10:38,560
‫و می‌تونین با مصرف مقداری
‫آسپیرین در روز...

137
00:10:38,560 --> 00:10:41,840
‫جریان خونتون رو رقیق کنین
‫و روند بهبودی رو طی کنین.

138
00:10:41,840 --> 00:10:44,160
‫در کنارش برای کاهش کلسترولتون
‫باید استاتین هم مصرف کنین،

139
00:10:44,160 --> 00:10:46,560
‫و برای فشار خونتون هم باید
‫اتنولول مصرف کنین.

140
00:10:46,560 --> 00:10:47,560
‫فهمیدم.

141
00:10:48,680 --> 00:10:52,920
‫ولی این درمان به تنهایی
‫برای جلوگیری از خطر...

142
00:10:52,920 --> 00:10:56,520
‫سکته دوم و جدی‌تر، چندان کفاف نمی‌ده.

143
00:10:58,760 --> 00:11:01,520
‫از این به بعد باید بیشتر
‫حواستون به زندگیتون باشه.

144
00:11:02,560 --> 00:11:05,880
‫صرفا یکی دو تا تغییر توی
‫زندگیتون ایجاد کنین.

145
00:11:08,080 --> 00:11:09,280
‫خلاصه...

146
00:11:09,960 --> 00:11:11,840
‫باید قید چسترفیلدز رو بزنم.

147
00:11:12,880 --> 00:11:14,480
‫ویسکی هم دیگه نباید بخورم.

148
00:11:15,920 --> 00:11:18,440
‫دور خوراکی‌های شیرین هم باید خط بکشم.

149
00:11:20,040 --> 00:11:22,320
‫فقط می‌تونم آب جو و لیمو بخورم...

150
00:11:22,320 --> 00:11:23,520
‫هوم.

151
00:11:23,520 --> 00:11:24,880
‫باید آدامس نیکوتین‌دار بخورم و...

152
00:11:24,952 --> 00:11:25,845
‫[آدامس نیکوتین‌دار]

153
00:11:25,880 --> 00:11:26,800
‫کلی...

154
00:11:28,560 --> 00:11:31,560
‫«تمرینات توان‌بخشی» انجام بدم.

155
00:11:35,600 --> 00:11:37,160
‫نمی‌خواد، علیل که نشدم.

156
00:11:41,920 --> 00:11:45,360
‫یک کک و مگس توی دودکش...

157
00:11:46,160 --> 00:11:48,680
‫گیر افتاده بودن.
‫باید چیکار می‌کردن؟

158
00:11:58,400 --> 00:11:59,520
‫سپس سعی کردن...

159
00:12:02,390 --> 00:12:04,272
‫[سپس سعی کردن از شکافی
‫در دودکش، بیرون برن.]

160
00:12:05,773 --> 00:12:06,841
‫[سپس سعی کردن از شکافی
‫در دودکش، بیرون برن.]

161
00:12:06,866 --> 00:12:10,840
‫♪ اگه از بیست سال پیش برای ♪
‫♪ چنین لحظه‌ای آماده می‌شدی، ♪

162
00:12:10,840 --> 00:12:14,400
‫♪ الان در به در آواره و سرگردان نبودی. ♪

163
00:12:14,400 --> 00:12:17,400
‫- ♪ چرا عین آدم‌های عادی... ♪
‫- هنوز زنده‌ام‌ها!

164
00:12:17,400 --> 00:12:21,800
‫- خانم؟
‫- ♪ ...مسیر درستش رو پیش نگرفتی؟ ♪

165
00:12:23,400 --> 00:12:24,880
‫♪ از اینجا برو، ♪

166
00:12:24,880 --> 00:12:29,560
‫♪ و کمی پول هم بده. ♪

167
00:12:30,720 --> 00:12:33,360
‫♪ چرا عین آدم‌های عادی... ♪

168
00:12:33,920 --> 00:12:36,600
‫- ♪ مسیر درستش رو پیش نگرفتی؟ ♪
‫- ایول.

169
00:12:36,600 --> 00:12:37,960
‫هوم.

170
00:12:37,960 --> 00:12:42,120
‫- هوم، هوم...
‫- ♪ مسیر درستش رو پیش نگرفتی؟ ♪

171
00:12:42,120 --> 00:12:45,920
‫♪ مسیر درستش رو پیش نگرفتی؟ ♪

172
00:12:51,920 --> 00:12:53,440
‫وای!

173
00:12:54,160 --> 00:12:55,280
‫وای.

174
00:12:56,840 --> 00:12:58,920
‫خوش می‌گذره یا بد می‌گذره؟

175
00:12:58,920 --> 00:12:59,960
‫هوم.

176
00:13:02,280 --> 00:13:03,520
‫راستش رو بخوای،

177
00:13:03,520 --> 00:13:08,600
‫هر موقع که می‌خوام چرتی بزنم،
‫همه خیال می‌کنن ریق رحمت رو سر کشیدم.

178
00:13:08,600 --> 00:13:12,960
‫الان هم که خودت نگران و مضطرب،
‫سرزده اومدی حالم رو بپرسی.

179
00:13:12,960 --> 00:13:15,240
‫صرفا خواستم از اوضاع احوالت خبردار بشم.

180
00:13:15,760 --> 00:13:17,120
‫حالم خوبه.

181
00:13:17,120 --> 00:13:18,040
‫لطف کردی.

182
00:13:18,040 --> 00:13:19,560
‫باید هم خوب باشی.

183
00:13:19,560 --> 00:13:21,840
‫ولی امیدوارم طی این شرایط
‫الکی به خودت سخت نگیری.

184
00:13:21,840 --> 00:13:24,040
‫ملاقات‌های رسمیت هم لغو کردی؟

185
00:13:25,240 --> 00:13:27,200
‫بعضی‌هاشون رو لغو کردم.

186
00:13:27,200 --> 00:13:30,240
‫چون لازم نبود قید همه رو بزنم.

187
00:13:30,840 --> 00:13:33,240
‫تو که می‌دونی چقدر از دفتری
‫که سفید باشه، بدم میاد.

188
00:13:34,400 --> 00:13:35,280
‫می‌بینی؟!

189
00:13:35,880 --> 00:13:37,320
‫باز داری اون‌طوری نگاهم می‌کنی!

190
00:13:38,000 --> 00:13:40,200
‫می‌گم خوبم لیلیبت جان.

191
00:13:40,200 --> 00:13:43,080
‫خیلی زود سرپا می‌شم.

192
00:13:43,600 --> 00:13:46,040
‫رو به موت که نیستم.

193
00:14:09,480 --> 00:14:10,560
‫- بفرمایید خانم.
‫- متشکرم.

194
00:14:13,520 --> 00:14:14,400
‫هوم.

195
00:14:16,440 --> 00:14:17,720
‫- سلام آن.
‫- وای.

196
00:14:19,280 --> 00:14:20,800
‫- خوش اومدین سرورم.
‫- هوم.

197
00:14:25,960 --> 00:14:26,800
‫متشکرم.

198
00:14:28,800 --> 00:14:30,640
‫داشتم با خودم می‌گفتم...

199
00:14:31,240 --> 00:14:33,640
‫می‌تونیم اول پیاده‌روی کنیم،
‫بعد از خواب بعدازظهرمون...

200
00:14:34,240 --> 00:14:37,240
‫خودمون دو نفری روی تراس شام بخوریم.

201
00:14:37,240 --> 00:14:39,200
‫پیاده‌روی رو هستم.

202
00:14:39,840 --> 00:14:44,160
‫ولی دوست دارم بعدش با رفقامون،
‫برای گردش به سمت ساحل بریم...

203
00:14:44,160 --> 00:14:46,880
‫به صرف ککتل به کاتن کلاب بریم،
‫برای شام هم...

204
00:14:46,880 --> 00:14:49,960
‫می‌تونیم به جشن باکانالیای باسیل بریم
‫و اونجا شام بخوریم.

205
00:14:50,680 --> 00:14:53,040
‫کلا قراره دو هفته اینجا باشم.

206
00:14:53,040 --> 00:14:55,120
‫می‌خوام از حداکثر وقتم استفاده کنم.

207
00:14:55,880 --> 00:14:56,880
‫بسیارخب.

208
00:14:57,920 --> 00:14:59,120
‫رئیس خودتی.

209
00:14:59,120 --> 00:15:00,120
‫بله که...

210
00:15:01,240 --> 00:15:02,200
‫رئیس خودمم.

211
00:16:30,520 --> 00:16:31,440
‫خانم؟

212
00:16:32,400 --> 00:16:35,480
‫خانم؟ صدام رو می‌شنوین؟

213
00:16:35,480 --> 00:16:37,200
‫خانم؟ کمک کنین!

214
00:17:15,760 --> 00:17:16,880
‫ممنونم.

215
00:17:16,880 --> 00:17:18,000
‫همین خوبه.

216
00:17:19,520 --> 00:17:20,360
‫خوبه.

217
00:17:33,640 --> 00:17:39,120
‫همین که دکتر بهم نگاه انداخت،
‫فورا متوجه شد دوباره سکته کردم،

218
00:17:39,120 --> 00:17:43,840
‫ولی ظاهرا مشکلاتم به اینجا حتم نمی‌شد.

219
00:17:43,840 --> 00:17:49,680
‫چون بعدش انقدر دوا تجویز کرد...
‫که انگار ککتل دارو برام درست کرده.

220
00:17:49,680 --> 00:17:52,760
‫کف پام انقدر سوخته بود،

221
00:17:52,760 --> 00:17:56,840
‫که حتی نمی‌تونستم وایستم،
‫چه برسه این‌که بشینم.

222
00:17:56,840 --> 00:17:58,800
‫پس چرا زودتر برنگشتی؟

223
00:17:58,800 --> 00:18:03,240
‫چون قبلش باید کلی تدارک...

224
00:18:03,240 --> 00:18:04,760
‫تحقیرآمیز برام می‌دیدن.

225
00:18:06,360 --> 00:18:10,400
‫ماشین رو برام جوری بهینه کردن
‫که راحت بتونم سوارش بشم.

226
00:18:10,400 --> 00:18:14,400
‫همه‌جا رو نرده گذاشتن...

227
00:18:14,400 --> 00:18:16,920
‫خیر سرم انگار خانه سالمندان زندگی می‌کنم.

228
00:18:16,920 --> 00:18:19,800
‫من که جایی نرده نذاشتم.

229
00:18:19,800 --> 00:18:21,480
‫الان هم که برگشتم،

230
00:18:21,480 --> 00:18:25,920
‫پزشک‌ها گفتن باید کف پام زالو بذارن تا...

231
00:18:25,920 --> 00:18:28,240
‫تا مانع انـ...
‫مانع انعـ...

232
00:18:29,040 --> 00:18:30,280
‫انعـ...

233
00:18:30,800 --> 00:18:33,480
‫انعقاد خون بشه.

234
00:18:33,480 --> 00:18:35,600
‫صداش رو درست نمی‌شنوم. چی می‌گه؟

235
00:18:35,600 --> 00:18:37,200
‫فکر کنم منظورش «انعقاد خون» بود.

236
00:18:37,200 --> 00:18:42,720
‫به جای کفش درست و حسابی،
‫بهم دمپایی ولکرو دادن.

237
00:18:42,720 --> 00:18:44,840
‫دیگه دوره‌ی پاشنه‌بلند ازم گذشت.

238
00:18:45,720 --> 00:18:49,120
‫اصلا بخوام دقیق‌تر بگم،
‫پای سالم دیگه از من گذشت.

239
00:18:50,000 --> 00:18:52,840
‫چرا واسه خودت کمی نرمش نمی‌کنی؟

240
00:18:53,440 --> 00:18:58,080
‫می‌تونی توی استخر کاخ نرمش کنی.
‫حتی حال و احوالت هم سر جاش میاد.

241
00:18:58,080 --> 00:19:01,600
‫ترجیح می‌دم بمیرم ولی نرمش نکنم.

242
00:19:01,600 --> 00:19:02,600
‫ضمنا...

243
00:19:03,200 --> 00:19:05,960
‫از اونجا که ظاهرا قراره دیر یا زود بمیرم،

244
00:19:06,560 --> 00:19:09,560
‫با خودم گفتم پس چرا انقدر به خودم سختی بدم؟

245
00:19:10,640 --> 00:19:14,080
‫امسال تولد هفتاد سالگیمه،

246
00:19:14,080 --> 00:19:19,000
‫به همین روی، تصمیم گرفتم
‫مهمونی بزرگ و مجللی برگزار کنم.

247
00:19:19,000 --> 00:19:20,120
‫جان؟

248
00:19:20,120 --> 00:19:21,720
‫توی ریتز هم برگزار می‌کنم.

249
00:19:22,760 --> 00:19:26,360
‫چون ما عاشق ریتزیم.
‫مگه نه لیلیبت جانم؟

250
00:19:27,640 --> 00:19:28,480
‫واقعا؟

251
00:19:28,480 --> 00:19:29,560
‫عاشقشیم.

252
00:19:30,960 --> 00:19:33,760
‫اونجا خاطرات خاص زیادی داریم.

253
00:19:36,360 --> 00:19:39,720
‫♪ آخ، تقصیر من که نیست. ♪

254
00:19:40,400 --> 00:19:43,560
‫♪ وای، تقصیر من نیست. ♪

255
00:19:44,480 --> 00:19:45,840
‫می‌شه توضیح بدین من هم بفهمم؟

256
00:19:55,720 --> 00:19:59,000
‫ببین چه لباسی پوشیدم.
‫به نظرت راهمون می‌دن؟

257
00:19:59,800 --> 00:20:01,840
‫آره بابا. بهشون بگو کی هستی.

258
00:20:01,840 --> 00:20:03,960
‫قرار گذاشتیم اصلا چنین کاری نکنیم.

259
00:20:03,960 --> 00:20:06,280
‫پس این بار استثنائا
‫باید مقررات رو نادیده بگیری.

260
00:20:08,120 --> 00:20:09,080
‫برو دیگه.

261
00:20:16,838 --> 00:20:18,231
‫[ریتز]

262
00:20:18,360 --> 00:20:20,360
‫شبتون به خیر خانم. بفرمایید!

263
00:20:23,040 --> 00:20:25,040
‫- ئه...
‫- ئه.

264
00:20:25,040 --> 00:20:26,720
‫- آخه...
‫- داشتم شوخی می‌کردم آقا.

265
00:20:27,640 --> 00:20:28,720
‫- لطف دارین.
‫- بفرمایین.

266
00:20:30,640 --> 00:20:31,880
‫چقدر جای مجللیه.

267
00:20:32,920 --> 00:20:34,200
‫خب، حالا کجا بریم؟

268
00:20:35,400 --> 00:20:36,960
‫گمونم باید بگردیم دیگه.

269
00:20:48,200 --> 00:20:49,360
‫- بفرمایید خانم.
‫- دستتون درد نکنه.

270
00:20:50,800 --> 00:20:52,080
‫بخور به سلامتی!

271
00:20:55,080 --> 00:20:56,720
‫به سلامتی!

272
00:21:21,760 --> 00:21:23,640
‫باید لباسم رو تحویل مهمان‎دار بدم.

273
00:21:23,640 --> 00:21:25,480
‫- اجازه بدین همراهیتون کنم.
‫- نیازی نیست.

274
00:21:31,400 --> 00:21:32,600
‫سلام خانم.

275
00:21:37,080 --> 00:21:38,320
‫- متشکرم.
‫- ممنون از شما.

276
00:21:39,520 --> 00:21:41,040
‫- خدمت شما.
‫- مرسی.

277
00:21:43,360 --> 00:21:44,400
‫وای.

278
00:21:44,400 --> 00:21:45,720
‫معذرت می‌خوام خانم.

279
00:21:45,720 --> 00:21:48,000
‫ببخشید. شبتون به خیر باشه.

280
00:21:49,920 --> 00:21:52,120
‫وایستین. اون بالا نرین.

281
00:21:52,600 --> 00:21:54,120
‫همراه ما بیاین.

282
00:21:54,920 --> 00:21:55,840
‫اونجا بیشتر خوش می‌گذره.

283
00:22:20,240 --> 00:22:22,200
‫به نفعتونه قاطی اون جماعت نشین.

284
00:22:22,880 --> 00:22:23,760
‫آمریکایی هستن.

285
00:22:24,520 --> 00:22:26,040
‫اسم «جیترباگ» به گوشتون خورده؟

286
00:22:26,560 --> 00:22:29,160
‫- در حد لیسه از حشره‌شناسی بلدم.
‫- اسم رقصه.

287
00:22:29,160 --> 00:22:31,320
‫اینجا ممنوع شده.
‫حق هم داشتن ممنوعش کنن.

288
00:22:31,840 --> 00:22:33,840
‫- در هارلم ابداع شده.
‫- کجا؟

289
00:22:34,920 --> 00:22:36,480
‫محله‌ای یهودی‌نشین در نیویورکه.

290
00:22:38,880 --> 00:22:39,720
‫وایستین ببینم.

291
00:22:40,480 --> 00:22:41,800
‫قبلا شما رو جایی ندیدم؟

292
00:22:42,480 --> 00:22:43,600
‫نه، گمون نکنم.

293
00:22:52,640 --> 00:22:53,480
‫خب.

294
00:22:54,520 --> 00:22:55,480
‫من دیگه برم.

295
00:22:56,240 --> 00:22:58,360
‫- می‌شه از طرفم ازش عذرخواهی کنی؟
‫- حتما.

296
00:22:58,360 --> 00:23:02,480
‫ضمنا از طرفم تولدت مبارک صمیمانه‌ای
‫به دختر خانم بگو.

297
00:23:02,480 --> 00:23:03,840
‫حتما.

298
00:23:03,840 --> 00:23:05,120
‫با کسی قراره شرکت کنی؟

299
00:23:05,680 --> 00:23:08,040
‫آن و پورچی قراره باهام باشن.

300
00:23:08,040 --> 00:23:10,000
‫آها، پورچی عزیز میاد.

301
00:23:10,000 --> 00:23:11,400
‫آره، پورچی عزیز میاد.

302
00:23:11,920 --> 00:23:14,360
‫همیشه همراه خوبی بود.
‫آدم رو سرافکنده نمی‌کرد.

303
00:23:19,800 --> 00:23:21,240
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

304
00:23:23,120 --> 00:23:23,960
‫معذرت می‌خوام.

305
00:23:25,560 --> 00:23:28,280
‫صرفا تمام مدت نگران حال و روز مارگارتم.

306
00:23:28,280 --> 00:23:31,920
‫خب، مگه تا الان همیشه نگرانش نبودی؟

307
00:23:32,960 --> 00:23:34,000
‫- آره.
‫- هوم.

308
00:23:34,000 --> 00:23:35,160
‫گمونم واقعا همیشه نگرانش بودم.

309
00:23:59,360 --> 00:24:00,320
‫هوم.

310
00:24:04,640 --> 00:24:06,760
‫ببخشید خانم.

311
00:24:07,800 --> 00:24:08,840
‫هوم.

312
00:24:08,840 --> 00:24:09,920
‫ادامه بده.

313
00:24:23,583 --> 00:24:27,746
‫[ریتز]

314
00:24:32,720 --> 00:24:33,880
‫مارگارت!

315
00:24:33,880 --> 00:24:35,920
‫- کمکتون کنم خانم؟
‫- لزومی نداره.

316
00:24:35,920 --> 00:24:39,160
‫- حالتون چطوره خانم؟
‫- رو به بهبودین سرورم؟

317
00:24:39,160 --> 00:24:41,520
‫همچنان سیگار می‌کشین خانم؟

318
00:24:42,560 --> 00:24:44,080
‫حالتون چطوره؟

319
00:24:44,105 --> 00:24:45,183
‫[ریتز]

320
00:24:54,000 --> 00:24:56,480
‫- کاش اون موقع بودی.
‫- آره، قبول دارم.

321
00:25:03,320 --> 00:25:06,160
‫از همگی شما ممنونم
‫که امشب قدم‌رنجه فرمودین.

322
00:25:08,800 --> 00:25:10,000
‫همون‌طور که اطلاع دارین...

323
00:25:10,720 --> 00:25:17,280
‫این مدت اخیر اکثر اوقاتم رو
‫روی تخت بیمارستان،

324
00:25:18,400 --> 00:25:20,480
‫یا صندلی چرخ‌دار گذروندم،

325
00:25:21,360 --> 00:25:24,400
‫و از پشت پنجره به اون تکه‌ای...

326
00:25:25,920 --> 00:25:30,240
‫آبی‌رنگ خیره شدم،
‫که زندانی‌ها بهش «آسمون» می‌گن.

327
00:25:32,560 --> 00:25:33,440
‫ولی...

328
00:25:35,080 --> 00:25:36,080
‫اگر یک چیز باشه...

329
00:25:38,120 --> 00:25:40,440
‫که در این مدت به امیدش سرپا موندم...

330
00:25:43,960 --> 00:25:46,160
‫- خاطرات بود.
‫- هوم.

331
00:25:47,240 --> 00:25:49,720
‫به اطلاعتون می‌رسونم که من...

332
00:25:50,560 --> 00:25:56,000
‫از چند شب خاطرات شیرینی در ریتز داشتم...

333
00:25:58,080 --> 00:26:00,240
‫که دوست دارم براتون تعریف کنم.

334
00:26:01,040 --> 00:26:02,840
‫مخصوصا یکی از اون خاطرات...

335
00:26:03,600 --> 00:26:05,000
‫که برام تداعی شد.

336
00:26:05,000 --> 00:26:08,200
‫وقتی درست با چشم‌های خودم...

337
00:26:08,200 --> 00:26:13,120
‫شاهد وجه متفاوتی از شاهدخت الیزابت بودم.

338
00:26:16,680 --> 00:26:19,120
‫شک ندارم همه دوست دارن
‫این خاطره رو بشنون.

339
00:26:19,760 --> 00:26:22,040
‫آره لیلیبت جان،
‫دوست دارن بشنون.

340
00:26:22,040 --> 00:26:23,800
‫برای همین می‌خوام تعریف کنم.

341
00:26:23,800 --> 00:26:27,360
‫آخه این‌طوری از هدف اصلی مراسم دور می‌شیم.

342
00:26:27,360 --> 00:26:29,160
‫قرار بود از تو تمجید کنیم.

343
00:26:29,160 --> 00:26:31,040
‫زنده‌باد.

344
00:26:34,800 --> 00:26:38,440
‫در کودکی همیشه به حال بچه‌هایی
‫که خواهر یا برداری نداشتن، افسوس می‌خوردم.

345
00:26:39,200 --> 00:26:40,840
‫مارگارت رز از بدو تولدش،

346
00:26:41,640 --> 00:26:44,920
‫در تمام مراحل زندگیم، همراهم بوده.

347
00:26:46,200 --> 00:26:48,591
‫از اونجا که با همسن و سال‌هامون
‫ارتباط زیادی نداشتیم،

348
00:26:48,615 --> 00:26:50,160
‫همیشه به همدیگه تکیه می‌کردیم و...

349
00:26:51,040 --> 00:26:53,480
‫عین قوهای افسانه‌ای یونو،
‫همیشه به هم چسبیده بودیم.

350
00:26:55,440 --> 00:26:57,360
‫اتاق خوابمون مشترک بود،

351
00:26:58,480 --> 00:27:01,480
‫لباس‌هامون مشترک بود،
‫تفریحاتمون مشترک بود.

352
00:27:02,840 --> 00:27:03,880
‫به‌ویژه...

353
00:27:04,560 --> 00:27:08,080
‫اسب‌های چوبی و چرخ‌دار مشترکی داشتیم...

354
00:27:09,080 --> 00:27:12,720
‫که مرتبشون می‌کردیم، بهشون آب می‌دادیم
‫و باهاشون مسابقه می‌ذاشتیم.

355
00:27:12,720 --> 00:27:14,240
‫راست می‌گه.

356
00:27:14,240 --> 00:27:16,080
‫هر موقع هم دسته‌گلی به آب می‌دادیم،

357
00:27:16,880 --> 00:27:21,120
‫مارگارت همه‌چی رو گردن پسرعمو هالیفاکس،
‫که دوست خیالش بود، می‌نداخت.

358
00:27:21,120 --> 00:27:23,080
‫آره، راست می‌گه.

359
00:27:24,120 --> 00:27:27,040
‫چون دسته‌گلی نمونده بود که این
‫پسرعمو هالیفاکس ما به آب نداده باشه.

360
00:27:28,040 --> 00:27:31,400
‫از به صدا درآوردن زنگ خطر حمله هوایی
‫و بیدار کردن نگهبان‌ها گرفته،

361
00:27:32,000 --> 00:27:35,280
‫تا قایم‌کردن ابزار باغبان کار خودش بود.
‫واقعا خیلی شیطنت می‌کرد.

362
00:27:37,960 --> 00:27:39,680
‫شرایط آسونی نیست...

363
00:27:40,480 --> 00:27:43,600
‫که آدم در خانواده‌ای بزرگ بشه و بدونه
‫یک نفر قراره به مسند حاکمیت بنشینه،

364
00:27:44,320 --> 00:27:46,080
‫و خودش فرزند اول نیست.

365
00:27:47,360 --> 00:27:51,400
‫ولی مارگارت هر روز از زندگیمون،
‫کنار من ایستاده بود.

366
00:27:52,320 --> 00:27:55,000
‫دوست دارم امشب براتون
‫از این وجه شخصیتش بگم.

367
00:27:55,520 --> 00:27:58,080
‫نمی‌خوام از تفریحات مجللش بگم،
‫اون وجه رو که همگی دیدین.

368
00:27:59,600 --> 00:28:00,680
‫بلکه می‌خوام از وظیفه‌شناسیش بگم؛

369
00:28:02,520 --> 00:28:03,680
‫از این‌که هیچ‌وقت دودل نمی‌شه،

370
00:28:04,840 --> 00:28:08,000
‫این‌که هراه و پشتیبان همیشگیم بوده،

371
00:28:09,800 --> 00:28:10,800
‫کسی که اگه کنارم نبود...

372
00:28:16,120 --> 00:28:17,000
‫خب...

373
00:28:20,440 --> 00:28:21,960
‫حتی نمی‌تونم نبودش رو تصور کنم.

374
00:28:24,600 --> 00:28:25,640
‫مارگارت عزیزم...

375
00:28:28,480 --> 00:28:30,640
‫صد سال به این سال‌ها.

376
00:28:32,400 --> 00:28:34,520
‫تولدت مبارک مارگارت.

377
00:28:34,520 --> 00:28:38,000
‫- تولدت مبارک مارگارت.
‫- تولدت مبارک.

378
00:28:40,400 --> 00:28:43,280
‫نمی‌دونم باید عصبانی باشم
‫یا تحت تأثیر قرار بگیرم.

379
00:28:43,960 --> 00:28:45,080
‫آخه چرا؟

380
00:28:45,080 --> 00:28:48,120
‫من که همیشه دلم می‌خواست
‫توی جمع ازت تمجید کنم.

381
00:28:48,120 --> 00:28:49,160
‫خب،

382
00:28:49,760 --> 00:28:52,680
‫در عین حال که نابه‌جا بود،

383
00:28:52,680 --> 00:28:54,640
‫خیلی خارق‌العاده بود.

384
00:28:54,640 --> 00:28:57,320
‫آخه همه خیلی باهام خوش‌برخورد شدن.

385
00:28:58,080 --> 00:29:01,600
‫اصلا آدم دلش می‌خواد بیشتر
‫به چنین شرایطی دچار بشه.

386
00:29:03,760 --> 00:29:06,720
‫چقدر بد سرفه می‌کنی.
‫دوباره داری سیگار می‌کشی؟

387
00:29:07,240 --> 00:29:09,520
‫نه بابا، مگه خنگم؟

388
00:29:10,680 --> 00:29:11,560
‫همه‌اش این...

389
00:29:12,640 --> 00:29:14,160
‫پسرعمو هالیفاکس سیگار می‌کشه.

390
00:29:18,400 --> 00:29:20,040
‫شب به خیر لیلیبت جان.

391
00:29:20,040 --> 00:29:21,120
‫شب به خیر.

392
00:29:27,680 --> 00:29:29,680
‫هوم...

393
00:29:36,760 --> 00:29:37,600
‫آخ...

394
00:29:45,920 --> 00:29:47,440
‫وای...

395
00:30:19,200 --> 00:30:20,440
‫وای...

396
00:30:22,120 --> 00:30:23,120
‫هوم...

397
00:30:26,920 --> 00:30:28,680
‫هوم...

398
00:30:39,532 --> 00:30:44,532
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

399
00:31:18,640 --> 00:31:19,480
‫سلام به تو عزیز دلم.

400
00:31:22,720 --> 00:31:23,640
‫هوم.

401
00:31:27,520 --> 00:31:30,080
‫خداحافظ هم به تو عزیز دلم.

402
00:31:30,080 --> 00:31:31,080
‫از این حرف‌ها نزن!

403
00:31:33,160 --> 00:31:35,280
‫چشم روی هم بذاری سرپا شدی
‫و از بیمارستان مرخص می‌شی.

404
00:31:35,280 --> 00:31:36,360
‫نه.

405
00:31:37,880 --> 00:31:42,080
‫متأسفانه این بار... اوضاع جدیه.

406
00:31:43,000 --> 00:31:44,120
‫قشنگ حس می‌کنم.

407
00:31:46,600 --> 00:31:49,280
‫البته حس که نمی‌کنم.

408
00:31:52,000 --> 00:31:53,720
‫کلا هیچی حس نمی‌کنم.

409
00:31:54,880 --> 00:31:56,640
‫یا حتی نمی‌تونم ببینم.

410
00:31:58,440 --> 00:31:59,560
‫بدنم داره...

411
00:32:03,120 --> 00:32:07,640
‫عضو به عضو از کار میفته.

412
00:32:08,960 --> 00:32:10,960
‫پزشک‌ها بهم گفتن حواست به خوراکت نیست.

413
00:32:10,960 --> 00:32:12,080
‫راستش...

414
00:32:13,320 --> 00:32:16,600
‫اصلا گرسنه‌ام نمی‌شه.

415
00:32:18,160 --> 00:32:19,840
‫در هر صورت این‌ها رو برات آوردم.

416
00:32:21,160 --> 00:32:22,160
‫شیرینی مورد علاقه‌اته.

417
00:32:23,360 --> 00:32:25,000
‫کلوچه مرباییه.

418
00:32:27,120 --> 00:32:28,840
‫کم‌کم داره ازت خوشم میاد.

419
00:32:30,960 --> 00:32:31,800
‫تازه...

420
00:32:34,480 --> 00:32:35,560
‫برات عصای...

421
00:32:36,720 --> 00:32:37,880
‫خیلی خوشگلی گرفتم.

422
00:32:37,880 --> 00:32:40,080
‫واسه وقتیه که سرپا شدی.

423
00:34:20,880 --> 00:34:23,120
‫با برنامه ویژه‌ای روی آنتن هستیم،

424
00:34:23,120 --> 00:34:26,480
‫تا آخرین اخبار رویدادهای
‫باورنکردنی و وحشتناکی...

425
00:34:26,480 --> 00:34:28,920
‫که امروز در ایالات متحده رخ داده،
‫به شما ارائه بدیم.

426
00:34:28,920 --> 00:34:31,320
‫امروز، روزیه که تروریست‌ها...

427
00:34:31,320 --> 00:34:33,560
‫به قلب قدرتمندترین کشور جهان حمله کردن.

428
00:34:33,560 --> 00:34:36,280
‫روزی که هرج و مرج و سردرگمی
‫غیرقابل تصوری برای آمریکا به ارمغان آورده.

429
00:34:36,280 --> 00:34:39,440
‫روزی که جان هزاران شهروند بی‌گناه،
‫ظالمانه ستانده شد.

430
00:34:39,440 --> 00:34:43,120
‫تروریست‌ها با چهار هواپیمای
‫مسافربری ربوده‌شده حمله کردند.

431
00:34:43,120 --> 00:34:46,640
‫دو هواپیما با برج‌های تجارت جهانی
‫برخورد کرد و تلفات زیادی به بار آورد،

432
00:34:47,240 --> 00:34:49,480
‫هواپیمای سوم با پنتاگون در واشنگتن،

433
00:34:49,480 --> 00:34:51,280
‫و هواپیمای چهارم با پنسیلوانیا برخورد کرد.

434
00:34:51,280 --> 00:34:53,440
‫آمریکا برای جمع‌آوری
‫و ارزیابی گزارش‌های اطلاعاتی...

435
00:34:53,440 --> 00:34:55,520
‫جهت جلوگیری از چنین جملاتی...

436
00:34:55,520 --> 00:34:57,640
‫سالانه میلیاردها دلار هزینه می‌کنه...

437
00:35:01,920 --> 00:35:04,040
‫«آقایی از سان‌فرانسیسکو»

438
00:35:04,040 --> 00:35:06,774
‫«که در مرکز تجارت جهانی بود،»

439
00:35:06,798 --> 00:35:08,600
‫«حین تماس با خانمش به خواب رفته بود.»

440
00:35:09,600 --> 00:35:13,360
‫«آخرین حرف‌های همسرش
‫روی پیغام‌گیر ضبط شده بود.»

441
00:35:14,440 --> 00:35:18,720
‫«فقط یک جمله مونده بود که هنوز
‫به شوهرش نگفته بود: دوستت دارم.»

442
00:35:19,880 --> 00:35:23,080
‫«قبل از این‌که خطوط تلفن از کار بیفته،
‫این جمله رو تکرار می‌کرد.»

443
00:35:23,800 --> 00:35:24,640
‫«سپس...»

444
00:35:26,000 --> 00:35:27,000
‫«به فراموشی سپرده شد.»

445
00:35:29,680 --> 00:35:30,880
‫چقدر غم‌انگیز.

446
00:35:32,400 --> 00:35:36,040
‫اخبار ناگواری هم از لرد کارناروون
‫به گوشمون رسید.

447
00:35:38,200 --> 00:35:39,280
‫پورچی؟

448
00:35:40,840 --> 00:35:42,960
‫چرا؟ مگه چی شد؟

449
00:35:42,960 --> 00:35:46,120
‫موقع تماشای اخبار ناگهان به زمین افتاد.

450
00:35:46,120 --> 00:35:47,080
‫حمله قلبی بهش دست داد.

451
00:35:50,680 --> 00:35:51,800
‫بمیرم برای جین.

452
00:35:52,760 --> 00:35:54,520
‫برای تو هم ناراحت شدم.

453
00:35:55,920 --> 00:35:58,600
‫برای همه‌مون دوست عزیزی بود.

454
00:36:04,000 --> 00:36:08,520
‫همیشه از اسب‌ها خبر می‌آورد.
‫تنها اخباری بود که مشتاق شنیدنش بودم.

455
00:36:09,440 --> 00:36:12,520
‫وقت‌هایی که مناقصه اسب برگزار می‌شد،
‫گوشیش رو بالا می‌گرفت...

456
00:36:12,520 --> 00:36:14,040
‫که من هم صدای جمعیت رو بشنوم.

457
00:36:15,880 --> 00:36:18,280
‫خیلی بهت متعهد بود.

458
00:36:20,760 --> 00:36:27,240
‫الان هم تمام عزیزانت دارن
‫یکی یکی می‌رن و تنهات می‌ذارن.

459
00:36:27,240 --> 00:36:29,120
‫منظورت از این حرف چیه؟

460
00:36:29,120 --> 00:36:30,280
‫مثلا پورچی.

461
00:36:30,920 --> 00:36:31,760
‫آره.

462
00:36:32,600 --> 00:36:34,200
‫مامان هم به زودی می‌ره.

463
00:36:35,680 --> 00:36:36,680
‫آره.

464
00:36:37,320 --> 00:36:39,200
‫- خودم.
‫- باز که از این حرف‌ها زدی!

465
00:36:39,800 --> 00:36:40,800
‫آخه واقعیته.

466
00:36:42,280 --> 00:36:46,640
‫من که از این بابت خوشحال نیستم،
‫از قضا خیلی عصبانی‌ام.

467
00:36:48,200 --> 00:36:51,280
‫آمادگی رفتن از این دنیا رو ندارم.

468
00:36:53,160 --> 00:36:55,120
‫ولی باید در موردش صحبت کنیم.

469
00:36:55,880 --> 00:36:59,640
‫کلی برای جزئیات مراسم ختمم
‫برنامه‌ریزی کردم.

470
00:36:59,640 --> 00:37:03,040
‫تو هم که خوب می‌دونی
‫چقدر مفصل برنامه می‌ریزم.

471
00:37:03,040 --> 00:37:09,240
‫ازت هم می‌خوام بهم اطمینان بدی
‫که مطابق خواسته‌هام برگزارش کنی.

472
00:37:11,160 --> 00:37:12,000
‫هوم.

473
00:37:13,560 --> 00:37:16,920
‫می‌خوام لباس گل‌گلیم رو بپوشم،

474
00:37:16,920 --> 00:37:19,920
‫نه این‌که از اون لباس‌های
‫سیاه و ترسناک تنم کنن.

475
00:37:20,640 --> 00:37:25,040
‫ضمنا جون هر کسی دوست داری،
‫نذار رژ لب قرمز برام بزنن.

476
00:37:26,000 --> 00:37:30,200
‫برای گردهمایی کلیسا،
‫گل رز و لاله در نظر دارم،

477
00:37:30,200 --> 00:37:35,320
‫تازه می‌خوام موقع ورود شرکت‌کننده‌ها،

478
00:37:35,320 --> 00:37:38,640
‫قطعه آخر دریاچه‌ی قو با ارگ نواخته بشه.

479
00:37:40,480 --> 00:37:43,040
‫یه مورد دیگه هم مونده.

480
00:37:44,200 --> 00:37:45,880
‫خیلی هم مهمه.

481
00:37:45,880 --> 00:37:47,560
‫باشه، هر کاری بگی می‌کنم.

482
00:37:48,360 --> 00:37:49,920
‫بهم قول بده...

483
00:37:50,680 --> 00:37:55,920
‫وقتی خواستن در تابوت رو ببندن،
‫مطمئن بشی که واقعا مردم.

484
00:37:58,880 --> 00:38:00,760
‫ای بابا...

485
00:38:01,600 --> 00:38:02,440
‫از دست تو...

486
00:38:05,560 --> 00:38:08,160
‫«یوستاس جوان گفت: ای برتی تپلو...»

487
00:38:09,000 --> 00:38:10,480
‫«خوشحالم اینجا می‌بینمت.»

488
00:38:11,000 --> 00:38:15,440
‫«توی لندن کسی جز تو نمی‌دونه
‫چطور باید بهمون کمک کنه.»

489
00:38:16,120 --> 00:38:19,520
‫«آها، یادم رفت بپرسم،
‫تا حالا با صورت‌سگی آشنا نشدی، نه؟»

490
00:38:20,160 --> 00:38:22,680
‫«صورت‌سگی، ایشون برتیه. پسرعمومه.»

491
00:38:22,680 --> 00:38:23,600
‫هوم.

492
00:38:24,760 --> 00:38:25,680
‫مسخره نیست؟

493
00:38:25,680 --> 00:38:28,880
‫نه، واقعا محشره. ادامه بده.

494
00:38:30,280 --> 00:38:32,520
‫«پرسیدم: تو لندن چیکار می‌کنی؟»

495
00:38:32,520 --> 00:38:36,200
‫«گفت: اومدیم چرخ بزنیم.
‫صرفا یک روز قراره بمونیم.»

496
00:38:36,200 --> 00:38:39,120
‫«چند قرار ملاقات غیررسمی داشتیم.»

497
00:38:39,120 --> 00:38:42,080
‫«ساعت ۳:۱۰ دوباره آتیش می‌کنیم که برگردیم.»

498
00:38:43,080 --> 00:38:45,360
‫«ساعت ۳:۱۰ دوباره آتیش می‌کنیم که برگردیم.»

499
00:38:46,080 --> 00:38:51,280
‫«راستی، می‌خوام در مورد ناهاری
‫که قرار شد مهمونمون کنی بپرسم.»

500
00:38:51,280 --> 00:38:55,480
‫«کجا قراره بریم؟ ریتز، ساووی یا کارلتون؟»

501
00:38:55,480 --> 00:38:57,080
‫تو رو خدا ریتز بریم.

502
00:38:57,760 --> 00:39:00,040
‫آخه خیلی اونجا رو دوست داریم، نه؟

503
00:39:00,040 --> 00:39:02,160
‫از دست تو که ول‌کن ریتز نیستی!

504
00:39:02,160 --> 00:39:03,200
‫نه!

505
00:39:03,840 --> 00:39:05,560
‫تو ول‌کن ریتز نیستی!

506
00:39:06,400 --> 00:39:11,200
‫اگه مردم نفهمن اون شب چیکار کردی،
‫هیچ‌وقت خود واقعیت رو درک نمی‌کنن.

507
00:39:12,280 --> 00:39:14,040
‫مثلا نمی‌فهمن که چقدر بی‌مسئولیت بودم؟

508
00:39:14,040 --> 00:39:17,320
‫منظورم اینه متوجه
‫فداکاری‌ای که کردی، نمی‌شن.

509
00:39:19,760 --> 00:39:23,960
‫این‌که چقدر از تفریحاتت گذشتی.

510
00:39:25,520 --> 00:39:26,720
‫خود واقعیت رو قایم کردی.

511
00:39:28,160 --> 00:39:31,840
‫اون شب حسابی آشوب به پا کردی.

512
00:39:32,360 --> 00:39:33,960
‫ناسلامتی جنگ تموم شده بود.

513
00:39:45,560 --> 00:39:46,400
‫الان هم...

514
00:39:49,360 --> 00:39:50,720
‫استراحت کن.

515
00:41:12,322 --> 00:41:14,689
‫[سینک پینک]

516
00:41:17,920 --> 00:41:18,880
‫اومدی؟

517
00:41:18,880 --> 00:41:21,480
‫راستش دوست‌هام طبقه بالا منتظرن.
‫نمی‌تونم زیاد بمونم.

518
00:41:21,480 --> 00:41:22,400
‫چرا؟

519
00:41:22,400 --> 00:41:24,200
‫اصل مهمونی اینجاست.

520
00:41:29,440 --> 00:41:30,800
‫چطور مگه؟

521
00:41:30,800 --> 00:41:33,880
‫چون این پایین مقام و پیشینه کسی مهم نیست.

522
00:41:34,440 --> 00:41:35,760
‫فقط عشق و حال با موسیقیه.

523
00:41:43,000 --> 00:41:45,160
‫خب، در این صورت...

524
00:41:53,793 --> 00:41:54,933
‫[خروج]

525
00:41:58,640 --> 00:42:01,760
‫♪ نه، تقصیر من که نیست. ♪

526
00:42:03,040 --> 00:42:06,760
‫♪ گفتم: نه، تقصیر من نیست. ♪

527
00:42:07,920 --> 00:42:12,840
‫♪ اصلا و ابدا تقصیر من نیست. ♪

528
00:42:12,840 --> 00:42:17,000
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نیست. ♪

529
00:42:17,000 --> 00:42:17,960
‫همه با هم!

530
00:42:17,960 --> 00:42:21,440
‫♪ آخ، دارم می‌گم تقصیر من نیست. ♪

531
00:42:22,520 --> 00:42:26,440
‫♪ گفتم: نه، تقصیر من نیست. ♪

532
00:42:27,440 --> 00:42:32,520
‫♪ نه، تقصیر من که نیست. ♪

533
00:42:32,520 --> 00:42:36,440
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نبود. ♪

534
00:42:36,440 --> 00:42:37,400
‫همینه!

535
00:42:37,400 --> 00:42:40,440
‫♪ نه، تقصیر من نیست. ♪

536
00:42:42,360 --> 00:42:46,640
‫♪ خدایا، باور کن تقصیر من نیست. ♪

537
00:42:46,640 --> 00:42:51,600
‫♪ گفتم: نه، تقصیر من نیست. ♪

538
00:42:51,600 --> 00:42:54,760
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نبود. ♪

539
00:43:03,440 --> 00:43:04,280
‫...عین رشته بود.

540
00:43:05,200 --> 00:43:07,120
‫همه‌ی بچه‌ها هم تا حدی...

541
00:43:11,040 --> 00:43:13,120
‫احیانا شما الیزابت رو ندیدین، نه؟

542
00:43:13,120 --> 00:43:16,080
‫انقدر نگرانش نشو.
‫آدم بی‌مسئولیتی که نیست.

543
00:43:16,080 --> 00:43:19,280
‫خیلی وقته پیداش نشده.
‫می‌رم دنبالش بگردم.

544
00:43:22,120 --> 00:43:23,560
‫من هم باهات میام پورچی.

545
00:43:27,200 --> 00:43:28,400
‫باشه، وایستین من هم بیام.

546
00:43:38,047 --> 00:43:39,447
‫[خروج]

547
00:43:39,480 --> 00:43:43,320
‫♪ آخ، تقصیر من که نیست. ♪

548
00:43:43,320 --> 00:43:44,440
‫یوهو!

549
00:43:44,440 --> 00:43:49,600
‫♪ اصلا و ابدا تقصیر من نیست. ♪

550
00:43:50,120 --> 00:43:54,480
‫♪ نه، تقصیر من که نیست. ♪

551
00:43:54,480 --> 00:43:57,960
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نیست. ♪

552
00:43:58,960 --> 00:44:02,720
‫♪ نه، تقصیر من نیست... ♪

553
00:44:03,600 --> 00:44:05,760
‫بیا بریم پورچی.
‫باید از اینجا ببریمش.

554
00:44:05,760 --> 00:44:06,880
‫نه، نکنین!

555
00:44:08,640 --> 00:44:09,640
‫مزاحمش نشین.

556
00:44:10,560 --> 00:44:12,000
‫آخه ببینین چقدر خوشحاله!

557
00:44:13,520 --> 00:44:17,440
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نیست. ♪

558
00:44:18,400 --> 00:44:22,400
‫♪ نه، نه، نه، نه، تقصیر من نیست. ♪

559
00:44:23,680 --> 00:44:28,240
‫♪ نه، نه، نه، نه، تقصیر من نیست. ♪

560
00:44:28,240 --> 00:44:31,680
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نبود. ♪

561
00:44:32,680 --> 00:44:36,600
‫♪ ای سرزنش‌گر، مقصر اون بود. ♪
‫♪ تقصیر من نبود. ♪

562
00:44:44,560 --> 00:44:45,480
‫ممنونم.

563
00:44:45,480 --> 00:44:48,320
‫♪ تقصیر من نیست! ♪

564
00:45:37,160 --> 00:45:39,080
‫ای آب‌زیرکاه.

565
00:45:39,080 --> 00:45:41,280
‫نمی‌دونستم رقص جاز بلدی.

566
00:45:41,920 --> 00:45:44,240
‫گمونم حداقل پنجاه نفر دنبالت افتاده بودن.

567
00:45:44,240 --> 00:45:46,480
‫- حالا اغراق نکن.
‫- چی؟

568
00:45:47,120 --> 00:45:48,960
‫می‌گم حالا اغراق نکن.

569
00:45:49,840 --> 00:45:50,920
‫سختمه حرف بزنم.

570
00:45:50,920 --> 00:45:52,200
‫انقدر مست کردی؟

571
00:45:52,920 --> 00:45:54,360
‫چون آدامس توی دهنمه.

572
00:45:55,800 --> 00:45:57,720
‫آدامس از کجا آوردی؟

573
00:45:58,800 --> 00:46:00,120
‫راستش، مطمئن نیستم.

574
00:46:01,120 --> 00:46:03,440
‫گمونم از یکی که بوسیدم وارد دهنم شد.

575
00:46:03,440 --> 00:46:05,800
‫- لیلیبت!
‫- آخه من که نخواستم ببوسمش.

576
00:46:05,800 --> 00:46:09,320
‫همه مشغول ماچ و بوسه بودن،
‫خواستم بی‌ادبی نکرده باشم.

577
00:46:10,360 --> 00:46:12,800
‫گمونم پورچی هم اون لحظه رو دید
‫و کمی عصبانی شد.

578
00:46:13,320 --> 00:46:14,280
‫ای بابا.

579
00:46:29,520 --> 00:46:30,440
‫نگاه کن.

580
00:46:31,280 --> 00:46:32,400
‫درخت‌ها شکوفه دادن.

581
00:46:33,040 --> 00:46:33,880
‫آره.

582
00:46:35,120 --> 00:46:36,240
‫خورشید هم داره طلوع می‌کنه.

583
00:46:40,640 --> 00:46:42,280
‫به نظرت سرنوشت چه آینده‌ای...

584
00:46:43,960 --> 00:46:44,920
‫برامون در نظر داره؟

585
00:46:51,800 --> 00:46:52,880
‫نمیای بریم؟

586
00:46:53,760 --> 00:46:55,720
‫واسه صبحونه با مامان و بابا می‌رسیم.

587
00:46:59,560 --> 00:47:00,800
‫متأسفانه نمی‌تونم باشم.

588
00:47:03,720 --> 00:47:07,040
‫ولی این رو بدون که همیشه،
‫تحت هر شرایطی،

589
00:47:09,560 --> 00:47:10,640
‫کنارت خواهم بود.

590
00:47:10,664 --> 00:47:27,664
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

591
00:47:27,688 --> 00:47:34,688
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

592
00:47:35,440 --> 00:47:37,560
‫♪ خواب به چشم‌هام نمی‌اومد، ♪

593
00:47:35,847 --> 00:47:41,812
‫[شاهدخت مارگارت در ساعت ۶:۳۰ صبح،
‫روز نهم فوریه ۲۰۰۲ با آرامش درگذشت.]

594
00:47:41,836 --> 00:47:45,560
‫[ایشان در زمان فوت، هفتاد و یک ساله بود.]

595
00:47:37,560 --> 00:47:39,640
‫♪ حتی نمی‌خواستم بخوابم، ♪

596
00:47:40,440 --> 00:47:45,160
‫♪ چون عشق به سراغم اومد ♪
‫♪ و بهم گفت که نباید بخوابم. ♪

597
00:47:45,760 --> 00:47:50,800
‫♪ مسحور، پریشان و... ♪

598
00:47:50,800 --> 00:47:54,400
‫♪ مبهوت مونده‌ام. ♪

599
00:47:56,840 --> 00:48:00,280
‫♪ مراد دلم رو گم کردم، ♪
‫♪ ولی حالا مگه چی شده؟ ♪

600
00:48:02,440 --> 00:48:05,160
‫♪ قبول دارم که آدم سردیه. ♪

601
00:48:05,160 --> 00:48:07,000
‫♪ قبول دارم. ♪

602
00:48:07,760 --> 00:48:09,680
‫♪ هر چقدر می‌خواد بهم بخنده، ♪

603
00:48:09,680 --> 00:48:12,320
‫♪ - ولی سرد بودنش رو دوست دارم. ♪
‫♪ - من خودت رو دوست دارم. ♪

604
00:48:12,320 --> 00:48:17,680
‫♪ - اگرچه خودم رو جلوش کوچیک می‌کنم. ♪
‫♪ - کوچیک می‌شم. ♪

605
00:48:17,680 --> 00:48:20,320
‫♪ هر بهاری که کنارش سپری می‌کنم، ♪

606
00:48:20,320 --> 00:48:23,000
‫♪ براش ترانه خواهم خوند، ♪

607
00:48:23,720 --> 00:48:29,160
‫♪ و چشم به اون روزی می‌دوزم ♪
‫♪ که محکم در آغوش بکشمش. ♪

608
00:48:29,680 --> 00:48:35,640
‫♪ مسحور، پریشان و... ♪

609
00:48:36,840 --> 00:48:40,200
‫♪ مبهوت مونده‌ام. ♪

