﻿1
00:00:08,204 --> 00:00:16,204
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:16,228 --> 00:00:24,228
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:24,229 --> 00:00:32,229
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:34,408 --> 00:01:40,433
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

5
00:01:40,433 --> 00:01:41,843
‫هشت، هشت، هشت

6
00:01:41,843 --> 00:01:43,311
‫هشت، هشت، هشت

7
00:01:43,311 --> 00:01:44,657
‫هشت، هشت، هشت

8
00:01:44,657 --> 00:01:46,064
‫هشت، هشت، هشت

9
00:01:46,064 --> 00:01:47,607
‫تمام شب وقتتون رو نمی‌گیرم!

10
00:01:47,607 --> 00:01:50,193
‫همینجوریشم وقت خالی چندانی ندارین!

11
00:01:50,193 --> 00:01:52,529
‫دقیقاً. هشت، هشت، هشت!

12
00:01:52,529 --> 00:01:55,615
‫هشت ساعت کار
‫هشت ساعت استراحت

13
00:01:55,615 --> 00:01:56,741
‫و هشت ساعت...

14
00:01:56,741 --> 00:01:58,702
‫برای هرکاری دلت می‌خواد!

15
00:01:58,702 --> 00:02:02,455
‫اونا قطعاً آماده‌ن
‫با گشتی‌ها و اسلحه‌هاشون

16
00:02:02,455 --> 00:02:04,374
‫ما هم با خودمون سلاح می‌بریم!

17
00:02:04,374 --> 00:02:08,086
‫- آره!
‫- هیچ کارگر خائنی کارمون رو نمی‌گیره!

18
00:02:08,086 --> 00:02:10,088
‫اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب

19
00:02:10,088 --> 00:02:12,332
‫اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب

20
00:02:12,332 --> 00:02:14,592
‫اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب

21
00:02:14,592 --> 00:02:16,219
‫اعتصاب، اعتصاب...

22
00:02:16,219 --> 00:02:17,595
‫حالا که وینترتون‌ها بهمون ملحق میشن...

23
00:02:17,595 --> 00:02:19,389
‫و تعداد زیادی از دوستان‌شون رو میارن

24
00:02:19,389 --> 00:02:21,307
‫از همیشه مطمئن‌ترم

25
00:02:21,307 --> 00:02:24,185
‫که اپرای متروپولیتن جدیدمون
‫بسیار موفق میشه

26
00:02:24,185 --> 00:02:25,770
‫واقعاً خبر خوبیه

27
00:02:25,770 --> 00:02:27,439
‫میشه بپرسم
‫قصد دارین کدوم دوستان‌تون رو

28
00:02:27,439 --> 00:02:28,773
‫بیارید سمت ما؟

29
00:02:28,773 --> 00:02:30,567
‫کسایی که می‌خواین
‫ولی نمی‌تونستین راضی کنین

30
00:02:30,567 --> 00:02:33,903
‫ویلسون‌ها، مارشال‌ها
‫وب‌ها، و بسیاری دیگه

31
00:02:33,903 --> 00:02:35,113
‫خدای من

32
00:02:35,113 --> 00:02:37,115
‫آقای وینترتون می‌تونه
‫خیلی متقاعد کننده باشه

33
00:02:37,115 --> 00:02:40,076
‫ولی یک مشکل جزئی وجود داره

34
00:02:40,076 --> 00:02:42,120
‫انتظارشو داشتم

35
00:02:42,120 --> 00:02:44,914
‫وینترتون‌ها با این‌کار
‫ لطف خیلی بزرگی بهمون کردن

36
00:02:44,914 --> 00:02:45,957
‫بله

37
00:02:45,957 --> 00:02:49,753
‫و جایگاه مرکزی در ردیف اول رو می‌خوان

38
00:02:52,047 --> 00:02:53,298
‫منظورت جایگاه منه؟

39
00:02:53,298 --> 00:02:55,383
‫پس قراره کجا بشینیم
‫وقتی دوستان‌مون رو راضی کردیم

40
00:02:55,383 --> 00:02:57,260
‫از آکادمی خارج بشن؟

41
00:02:57,260 --> 00:03:00,472
‫انتظار دارن توی جایگاه مرکزی باشیم

42
00:03:00,472 --> 00:03:03,391
‫ما همه‌مون می‌خوایم
‫متروپولیتن موفق بشه

43
00:03:03,391 --> 00:03:04,768
‫مطمئناً در این مورد با هم موافقیم

44
00:03:04,768 --> 00:03:07,187
‫و حالا هم موفق میشه
‫به لطف ما

45
00:03:11,816 --> 00:03:14,819
‫این باید برای یک هفته کافی باشه

46
00:03:18,823 --> 00:03:21,023
‫اینجا رو امضا کنین

47
00:03:35,840 --> 00:03:38,343
‫جناب؟

48
00:03:38,343 --> 00:03:40,428
‫آقای چورچ. مست بوده؟

49
00:03:40,428 --> 00:03:43,348
‫نمی‌دونم آقای راسل خبر داره که سرخدمتکارش

50
00:03:43,348 --> 00:03:45,350
‫میره بیرون و مست می‌کنه یا نه

51
00:03:45,350 --> 00:03:47,102
‫به ما ارتباطی نداره

52
00:03:47,102 --> 00:03:48,603
‫مخالفم

53
00:03:48,603 --> 00:03:51,731
‫و فکر نکنم بتونم بیخیالش بشم

54
00:03:51,731 --> 00:03:53,858
‫بازم به‌خاطر اون نامه‌ی مسخره‌ست؟

55
00:03:53,858 --> 00:03:56,695
‫- بهت که گفت متاسفه
‫- می‌تونه هرچی می‌خواد بگه

56
00:03:56,695 --> 00:03:57,737
‫ولی درهرحال نامه رو نوشت

57
00:03:57,737 --> 00:04:01,366
‫پس، فرصت گیرت اومده انتقام بگیری؟

58
00:04:01,366 --> 00:04:03,868
‫مگه دنبال انتقامم؟

59
00:04:03,868 --> 00:04:06,287
‫یا دنبال عدالت؟

60
00:04:06,287 --> 00:04:08,487
‫مسئله این است

61
00:04:17,757 --> 00:04:20,218
‫جناب ون‌راین، ممنون که تشریف آوردی

62
00:04:20,218 --> 00:04:22,429
‫چک‌تون اینجا همراهمه

63
00:04:22,429 --> 00:04:24,889
‫نوشته‌ت غافلگیرم کرد

64
00:04:24,889 --> 00:04:27,684
‫مطمئن نیستم متوجه منظورت شده باشم

65
00:04:27,684 --> 00:04:30,228
‫همونطور که گفتم
‫سرمایه‌گذاران اصلی می‌خوان

66
00:04:30,228 --> 00:04:32,097
‫تعداد سرمایه‌گذارها در این شراکت

67
00:04:32,097 --> 00:04:33,440
‫ تا جای ممکن کم باشه

68
00:04:33,440 --> 00:04:36,526
‫تونستم شما رو شریک کنم
‫ولی حالا اصرار دارن

69
00:04:36,526 --> 00:04:39,070
‫که تعدادمون رو کاهش بدیم
‫برای همین می‌خوان با قیمت عالی

70
00:04:39,070 --> 00:04:42,198
‫سهام سهام‌داران خُرد رو بخرن

71
00:04:42,198 --> 00:04:43,807
‫به‌نظرم وقتی ببینیش متوجه میشی

72
00:04:43,831 --> 00:04:45,702
‫که در زمان کوتاه سود خوبی نصیبت شده

73
00:04:52,375 --> 00:04:54,210
‫چه سود خارق العاده‌ای

74
00:04:54,210 --> 00:04:56,588
‫اگر شما راضی هستی منم راضیم

75
00:04:58,381 --> 00:05:00,675
‫ولی گیریم که نخوام
‫این چک رو قبول کنم

76
00:05:00,675 --> 00:05:03,035
‫چقدر سرمایه باید بذارم وسط
‫که جای سهام‌دار خُرد

77
00:05:03,035 --> 00:05:04,596
‫یکی از سهام‌داران عمده بشم؟

78
00:05:04,596 --> 00:05:07,515
‫نمی‌دونم، آقای ون‌راین
‫پول خیلی زیادیه

79
00:05:07,515 --> 00:05:09,601
‫توصیه‌م اینه که
‫این چک رو نقد کنین

80
00:05:09,601 --> 00:05:11,561
‫و از سودی که به‌دست آوردین لذت ببرین

81
00:05:11,561 --> 00:05:14,064
‫ولی اگر نقدش نکنم و 2 روز دیگه

82
00:05:14,064 --> 00:05:16,983
‫با یه عالمه پول برگردم چی؟

83
00:05:16,983 --> 00:05:20,445
‫آقای ون‌راین، میشه بپرسم

84
00:05:20,445 --> 00:05:23,531
‫خانم بیتون از این قضایا باخبره؟

85
00:05:23,531 --> 00:05:25,867
‫نه، اگر بفهمه فقط سعی می‌کنه منصرفم کنه

86
00:05:25,867 --> 00:05:28,203
‫ولی لطفاً، نگران اینش نباش

87
00:05:28,203 --> 00:05:32,090
‫به‌وقتش بهش میگم
‫تا با همدیگه جشن بگیریم

88
00:05:39,964 --> 00:05:42,592
‫- وقت شامه؟
‫- هنوز خیر، خانم

89
00:05:42,592 --> 00:05:44,969
‫باید این‌ها رو زودتر میاوردم خدمتتون
‫ولی فراموش کردم

90
00:05:44,969 --> 00:05:47,430
‫نامه‌ی بعدازظهره
‫وقتی بیرون بودین رسیدن

91
00:05:47,430 --> 00:05:50,433
‫- معذرت می‌خوام
‫- مشکلی نیست

92
00:05:52,143 --> 00:05:54,187
‫از طرف کی بود؟

93
00:05:54,187 --> 00:05:55,814
‫عمه ایدات

94
00:05:55,814 --> 00:05:59,109
‫قطعاً می‌خواد در مورد
‫شادی غیرقابل وصفش وراجی کنه

95
00:05:59,109 --> 00:06:01,361
‫ولی ای‌کاش براش غیرقابل وصف بود

96
00:06:01,361 --> 00:06:04,155
‫به‌نظرم واقعاً شاده

97
00:06:04,155 --> 00:06:05,907
‫اوه، این از طرف "دشل"ـه

98
00:06:05,907 --> 00:06:08,660
‫قراره یک مهمونی
‫برای حمایت از باغ گیاه‌شناسی بگیره

99
00:06:08,660 --> 00:06:09,994
‫چه کار خوبی

100
00:06:09,994 --> 00:06:11,955
‫خانواده‌ش سال‌هاست
‫که از حامیان باغ بودن

101
00:06:11,955 --> 00:06:14,582
‫ولی مهم‌تر از همه
‫می‌خواد تو یکی از مهمان‌ها باشی

102
00:06:14,582 --> 00:06:16,251
‫پس چرا برای خودم ننوشت؟

103
00:06:16,251 --> 00:06:18,336
‫خب، منم دعوتم

104
00:06:18,336 --> 00:06:21,006
‫ولی مشخصه که خیلی به دلش نشستی

105
00:06:21,006 --> 00:06:24,259
‫می‌دونم که از نظرت
‫دشل خیلی مناسب منه

106
00:06:24,259 --> 00:06:26,636
‫اونقدرهام در موردم بد قضاوت نکن، ماریان

107
00:06:26,636 --> 00:06:28,471
‫به‌خاطر اصیل‌زاده بودن

108
00:06:28,471 --> 00:06:30,890
‫و پول‌دار بودنش فکر نمی‌کنم مناسب توئه

109
00:06:30,890 --> 00:06:33,935
‫بلکه علاوه بر اون خصوصیات باارزش

110
00:06:33,935 --> 00:06:38,106
‫باهوش و خیلی مهربون هم هست

111
00:06:38,106 --> 00:06:39,733
‫حتی خوشتیپ هم هست

112
00:06:39,733 --> 00:06:41,651
‫یه دختر بیشتر از این چی می‌خواد؟

113
00:06:41,651 --> 00:06:43,695
‫منظورم اینه که
‫باید بهش فکر کنی

114
00:06:43,695 --> 00:06:45,697
‫عمه ایدا هم
‫ یک همچین چیزی بهم گفت

115
00:06:45,697 --> 00:06:46,906
‫واقعاً؟

116
00:06:46,906 --> 00:06:50,201
‫معمولاً چندان اهل واقع‌بینی نیست

117
00:06:50,201 --> 00:06:51,619
‫مهمونی دشل چه روزیه؟

118
00:06:51,619 --> 00:06:55,540
‫بعدازظهر بیست و یکم

119
00:06:55,540 --> 00:06:57,000
‫چی شده؟

120
00:06:57,000 --> 00:06:59,044
‫همون بعدازظهریه که گفتم

121
00:06:59,044 --> 00:07:00,378
‫قراره توی کلاس جین آدامز درس بدم

122
00:07:00,378 --> 00:07:02,922
‫اوه، جدی که نمیگی

123
00:07:02,922 --> 00:07:05,508
‫حاضری مهمونی رو از دست بدی
‫تا بری به یک مشت مستمند درس بدی؟

124
00:07:05,508 --> 00:07:07,594
‫اصلاً نقاشی چه کمکی بهشون می‌کنه؟

125
00:07:07,594 --> 00:07:09,846
‫قراره بعدش چی یاد بگیرن؟ مطلاکاری؟

126
00:07:09,846 --> 00:07:12,724
‫توری سازی؟
‫روش غواصی برای پیدا کردن مروارید؟

127
00:07:12,724 --> 00:07:14,559
‫قراره خوندن و نوشتن بهشون یاد بدم

128
00:07:14,559 --> 00:07:16,102
‫خب چرا روز بعدش بهشون درس نمیدی؟

129
00:07:16,102 --> 00:07:19,230
‫تضمین می‌کنم توی بیست و دوم هم
‫همونقدر فقیر و مستمند هستن

130
00:07:19,230 --> 00:07:21,649
‫عمه ایدا چی میگه؟

131
00:07:21,649 --> 00:07:23,234
‫مگه همیشه چی میگه؟

132
00:07:23,234 --> 00:07:25,487
‫حالش معرکه‌ست، شوهرش معرکه‌ست

133
00:07:25,487 --> 00:07:28,239
‫حتی آبشار نیاگارا هم معرکه‌ست

134
00:07:28,239 --> 00:07:31,117
‫ظاهراً چندان صفات دیگه‌ای بلد نیست

135
00:07:31,117 --> 00:07:32,577
‫بذار خوش بگذرونه

136
00:07:32,577 --> 00:07:33,953
‫و وقتی برگشتن نیویورک

137
00:07:33,953 --> 00:07:37,957
‫لطفاً باهاشون مهربون باش
‫به‌خاطر همه‌مون

138
00:07:37,957 --> 00:07:39,876
‫وقتی از معصومیتش سوءاستفاده کرده

139
00:07:39,876 --> 00:07:41,670
‫مهربون بودن سخته

140
00:07:41,670 --> 00:07:44,756
‫به‌نظرم در آخر نتیجه‌ی خوبی داشته باشه

141
00:07:44,756 --> 00:07:47,258
‫انقلاب آمریکا هم نتیجه‌ی خوبی داشت

142
00:07:47,258 --> 00:07:50,136
‫ولی درهرحال تحمل کردنش سخت بود

143
00:07:52,681 --> 00:07:54,641
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
‫چه خطری تهدیدت می‌کرده

144
00:07:54,641 --> 00:07:55,933
‫ممکن بود بکشنت

145
00:07:55,933 --> 00:07:58,853
‫به‌نظرم هدفشون همین بود

146
00:07:58,853 --> 00:08:01,189
‫واکنش آقای فورچن چی بود؟

147
00:08:01,189 --> 00:08:02,816
‫شجاعانه بود

148
00:08:02,816 --> 00:08:06,069
‫از من که شجاع‌تر بود
‫جلوشون دراومد

149
00:08:06,069 --> 00:08:08,279
‫به‌خاطر همونم توی دردسر افتادیم

150
00:08:08,279 --> 00:08:11,116
‫عجب اوضاعی بوده
‫تمام شب توی اصطبل از ترس می‌لرزیدین

151
00:08:11,116 --> 00:08:14,953
‫و به صدای رفت و آمد
‫کسایی که دنبالتون می‌گشتن گوش می‌کردین

152
00:08:14,953 --> 00:08:17,288
‫گمونم باعث شد
‫به هم نزدیک‌تر بشین

153
00:08:19,290 --> 00:08:21,126
‫- منو بوسید
‫- چی؟

154
00:08:21,126 --> 00:08:24,796
‫- کی؟
‫- توی اصطبل

155
00:08:24,796 --> 00:08:26,798
‫نگران از دست دادن جونمون بودیم

156
00:08:26,798 --> 00:08:28,842
‫مخفی شده بودیم، به هم چسبیده بودیم

157
00:08:28,842 --> 00:08:30,802
‫- اون که متاهله
‫- می‌دونم!

158
00:08:30,802 --> 00:08:33,179
‫معلومه که می‌دونی. معذرت می‌خوام

159
00:08:33,179 --> 00:08:36,558
‫اشتباه و احمقانه بود

160
00:08:37,558 --> 00:08:41,354
‫ولی حقیقت اینه که
‫حالا یکی از دوستامه

161
00:08:41,354 --> 00:08:43,982
‫می‌تونم در مورد هرچیزی
‫باهاش صحبت کنم

162
00:08:43,982 --> 00:08:45,692
‫حتی در مورد پسرم

163
00:08:45,692 --> 00:08:49,487
‫من رو درک می‌کنه
‫و به چالش می‌کشه

164
00:08:49,487 --> 00:08:51,990
‫توی کارم ازم حمایت می‌کنه

165
00:08:53,324 --> 00:08:55,160
‫یعنی میگی عاشقشی؟

166
00:08:55,160 --> 00:08:57,495
‫- جانم؟
‫- به‌نظر که اینطور میاد

167
00:08:57,495 --> 00:09:00,206
‫و نمی‌خواد دلت بشکنه

168
00:09:00,206 --> 00:09:02,584
‫برای این حرفا خیلی دیره

169
00:09:02,584 --> 00:09:04,753
‫تنها چیزی که جفتمون ازش مطمئنیم

170
00:09:04,753 --> 00:09:07,505
‫اینه که قراره دلم بشکنه

171
00:09:35,200 --> 00:09:37,327
‫سر ساعت 6

172
00:09:37,327 --> 00:09:38,787
‫واقعاً فکر می‌کنم درستش کردم

173
00:09:38,787 --> 00:09:40,663
‫می‌دونستم اگر تسلیم نشی می‌تونی

174
00:09:40,663 --> 00:09:42,874
‫آره، آفرین جک

175
00:09:42,874 --> 00:09:46,252
‫- دستاورد خیلی مهمیه
‫- خیلی برات خوشحالم

176
00:09:46,252 --> 00:09:48,630
‫میشه لطفاً پله‌ها رو تمیز

177
00:09:48,630 --> 00:09:49,881
‫و فرش رو صاف و صوف کنید؟

178
00:09:49,881 --> 00:09:51,383
‫نزدیک بود موقع پایین اومدن بیفتم

179
00:09:51,383 --> 00:09:52,884
‫فعلاً بیخیال این حرفا

180
00:09:52,884 --> 00:09:54,928
‫می‌خوای بعدش چیکار کنی، جک؟

181
00:09:54,928 --> 00:09:56,888
‫از نظر شما باید چیکار کنه، آقای بنیستر؟

182
00:09:56,888 --> 00:09:59,599
‫خب، اگر جدی هستی
‫و ساعت واقعاً کار می‌کنه...

183
00:09:59,599 --> 00:10:01,393
‫کار می‌‌کنه، آقای بنیستر

184
00:10:01,393 --> 00:10:04,521
‫و چیز جدیدی اختراع کردی
‫که باعث میشه کار کنه

185
00:10:04,521 --> 00:10:06,064
‫اکثر وقتم صرف تعمیر کردنش شد

186
00:10:06,064 --> 00:10:08,608
‫ولی چرخ‌دنگ جدیدی اختراع کردم

187
00:10:08,608 --> 00:10:09,984
‫نمیشه چیزی مثلش رو خرید

188
00:10:09,984 --> 00:10:12,070
‫خب، نمی‌فهمم این که میگی یعنی چی

189
00:10:12,070 --> 00:10:13,738
‫ولی به‌نظرم باید
‫ درخواست ثبت اختراع بدی

190
00:10:13,738 --> 00:10:15,365
‫تا از اختراعت محافظت کنی

191
00:10:15,365 --> 00:10:16,658
‫می‌تونم همچین کاری بکنم؟

192
00:10:16,658 --> 00:10:17,909
‫باید بری واشینگتن

193
00:10:17,909 --> 00:10:19,661
‫یا همین‌جا به یکی از دفاتر دولتی نیویورک

194
00:10:19,661 --> 00:10:21,287
‫باید بررسی کنن
‫و ببینن کس دیگه‌ای

195
00:10:21,287 --> 00:10:22,497
‫مثلش رو اختراع نکرده باشه

196
00:10:22,497 --> 00:10:23,748
‫آره

197
00:10:23,748 --> 00:10:26,793
‫بعد بهت میگن
‫درخواستت قبول شده یا نه

198
00:10:26,793 --> 00:10:28,211
‫ولی هزینه‌ش چقدر میشه؟

199
00:10:28,211 --> 00:10:31,715
‫اوه، اینو می‌دونم
‫چون یک دوستی داشتم

200
00:10:31,715 --> 00:10:33,842
‫که درخواست ثبت اختراع داد و بهش ندادن

201
00:10:33,842 --> 00:10:36,219
‫وقتی درخواست میدی
‫هزینه‌ش 15 دلاره...

202
00:10:37,095 --> 00:10:40,515
‫و اگر قبول کردن
‫بیست دلار دیگه می‌گیرن

203
00:10:40,515 --> 00:10:42,100
‫مجبورم صبر کنم و پول جمع کنم

204
00:10:42,100 --> 00:10:43,476
‫نمی‌تونی صبر کنی

205
00:10:43,476 --> 00:10:45,145
‫ممکنه کس دیگه‌ای
‫زودتر از تو ثبتش کنه

206
00:10:45,145 --> 00:10:47,480
‫من 2 دلار دارم. بهت میدم

207
00:10:47,480 --> 00:10:49,607
‫اوه، نه، نمی‌تونم قبول کنم

208
00:10:49,607 --> 00:10:51,109
‫منم 4 دلار بهت میدم

209
00:10:51,109 --> 00:10:53,653
‫- و منم 4 دلار دارم
‫- منم می‌تونم 1 دلار بهت بدم

210
00:10:53,653 --> 00:10:55,030
‫خانم ماریان هم یکم پول میده

211
00:10:55,030 --> 00:10:56,823
‫- آره
‫- می‌تونی پولی که نیاز داری رو جمع کنی

212
00:10:56,823 --> 00:10:58,616
‫من که چیزی بهت نمیدم

213
00:10:58,616 --> 00:11:01,703
‫بیشتر از اون تلاش می‌کنم
‫که سر این چرندیات حرومش کنم

214
00:11:01,703 --> 00:11:05,540
‫می‌تونی پنج‌شنبه بری
‫به خانم ون‌راین میگم

215
00:11:05,540 --> 00:11:08,960
‫اگر پول رو بدی
‫و درخواست رو رد کردن چی؟

216
00:11:08,960 --> 00:11:11,254
‫پول رو پس می‌گیری؟

217
00:11:11,254 --> 00:11:12,422
‫نمی‌دونم

218
00:11:12,422 --> 00:11:15,383
‫بذار خودمون نگران این چیزا باشیم

219
00:11:15,383 --> 00:11:17,177
‫ممنونم

220
00:11:17,177 --> 00:11:20,847
‫از همه‌تون ممنونم
‫هرگز فراموشش نمی‌کنم، هرگز

221
00:11:20,847 --> 00:11:23,641
‫برو و سربلندمون کن

222
00:11:26,603 --> 00:11:28,146
‫کسی روت دست بلند کرد؟

223
00:11:28,146 --> 00:11:30,190
‫نه، چون پیدامون نکردن

224
00:11:30,190 --> 00:11:32,150
‫ای‌کاش قبل از رفتن
‫با من در مورد جنوب

225
00:11:32,150 --> 00:11:32,984
‫حرف می‌زدی

226
00:11:32,984 --> 00:11:34,611
‫مادر سعی کرد بهم هشدار بده

227
00:11:34,611 --> 00:11:37,697
‫مطمئن نیستم اون‌موقع حرفشو کاملاً
‫باور کرده باشم، ولی الان باور می‌کنم

228
00:11:37,697 --> 00:11:40,033
‫فقط خوشحالم که خدا ازت محافظت کرد

229
00:11:40,033 --> 00:11:41,618
‫می‌خواستم از خودم بشنوین

230
00:11:41,618 --> 00:11:43,078
‫چون مقاله‌ی سفر ما

231
00:11:43,078 --> 00:11:44,287
‫قراره توی "گلوب" چاپ بشه

232
00:11:44,287 --> 00:11:47,040
‫فکر کردم رفته بودی
‫که در مورد دانشگاه بنویسی؟

233
00:11:47,040 --> 00:11:49,584
‫اینو نوشتیم، ولی مجبور بودیم

234
00:11:49,584 --> 00:11:50,835
‫چیزهایی که دیدیم رو هم بنویسیم

235
00:11:50,835 --> 00:11:52,796
‫نمی‌خوام هیچ داستان دیگه‌ای بنویسی

236
00:11:52,796 --> 00:11:54,255
‫که جونت رو به خطر بندازه

237
00:11:54,255 --> 00:11:55,715
‫از کجا می‌دونستم
‫چه اتفاقی ممکنه بیفته؟

238
00:11:55,715 --> 00:11:56,800
‫من می‌دونستم

239
00:11:56,800 --> 00:11:59,177
‫آلاباما همیشه همینطوره

240
00:11:59,177 --> 00:12:01,388
‫یک زن نباید شغلی داشته باشه
‫که ممکنه به کشتنش بده

241
00:12:01,388 --> 00:12:03,890
‫یعنی ترجیح میدی
‫توی داروخانه‌ت بشینم

242
00:12:03,890 --> 00:12:05,892
‫و از قابلیت‌هام برای بهتر کردن دنیا

243
00:12:05,892 --> 00:12:07,394
‫هیچ استفاده‌ای نکنم؟

244
00:12:07,394 --> 00:12:10,271
‫- منظورم این نیست
‫- فقط می‌خوایم در امان باشی

245
00:12:10,271 --> 00:12:12,565
‫خب، نمی‌تونین همیشه
‫از بچه‌هاتون محافظت کنین

246
00:12:12,565 --> 00:12:14,765
‫خودت اینو خوب می‌دونی

247
00:12:17,112 --> 00:12:19,698
‫فقط می‌خواستم در مورد مقاله
‫بهتون هشدار بدم

248
00:12:19,698 --> 00:12:21,825
‫نه اینکه دعوا راه بندازم

249
00:12:21,825 --> 00:12:25,328
‫خوشحالم که داری
‫داستان‌شون رو بازگو می‌کنی

250
00:12:25,328 --> 00:12:28,790
‫آموزش و تعلیم
‫راه پیشرفت مردم ماست

251
00:12:28,790 --> 00:12:31,543
‫و دارن هرکاری می‌تونن می‌کنن
‫که جلومون رو بگیرن

252
00:12:31,543 --> 00:12:33,044
‫حتی اینجا توی نیویورک

253
00:12:33,044 --> 00:12:35,296
‫- باید در مورد این بنویسی
‫- در مورد چی؟

254
00:12:35,296 --> 00:12:37,465
‫هیئت آموزش و پرورش داره سعی می‌کنه
‫مدارس رنگین‌پوست‌ها رو

255
00:12:37,465 --> 00:12:40,218
‫ تعطیل کنه، از جمله مدرسه‌ی خانم سارا گارنت

256
00:12:40,218 --> 00:12:41,970
‫- همون جایی که پیانو می‌زنی؟
‫- آره

257
00:12:41,970 --> 00:12:44,305
‫و مهم‌تر از همه، جایی که سارا مدیره

258
00:12:44,305 --> 00:12:47,892
‫اگر موفق بشن
‫دانش آموزها نمی‌تونن برن مدرسه

259
00:12:47,892 --> 00:12:50,729
‫و سارا و بقیه‌ی معلم‌ها هم
‫از کار بیکار میشن

260
00:12:50,729 --> 00:12:51,980
‫خب، اینکه شرم‌آوره

261
00:12:51,980 --> 00:12:53,565
‫چه دلیلی برای تعطیلی مدارس آوردن؟

262
00:12:53,565 --> 00:12:55,233
‫جوری میگی انگار دلیل لازم دارن

263
00:12:55,233 --> 00:12:57,861
‫ولی میگن
‫معلم‌های رنگین‌پوست به‌درد نمی‌خورن

264
00:12:57,861 --> 00:13:00,071
‫چه دروغ‌هایی که به خودشون نمیگن

265
00:13:00,071 --> 00:13:01,573
‫باید جلوشون گرفته بشه

266
00:13:01,573 --> 00:13:03,491
‫خب، اگر می‌خوای کمک کنی

267
00:13:03,491 --> 00:13:06,411
‫داشتم برای یک جلسه
‫می‌رفتم مغازه‌ی سارا

268
00:13:06,411 --> 00:13:07,746
‫منم همراهت میام

269
00:13:07,746 --> 00:13:09,946
‫خیلی‌خب
‫میرم وسایلم رو بردارم

270
00:13:11,666 --> 00:13:13,543
‫کی برمی‌گردی خونه؟

271
00:13:13,543 --> 00:13:15,743
‫نمی‌دونم

272
00:13:20,550 --> 00:13:22,750
‫عزیزم

273
00:13:26,890 --> 00:13:31,436
‫می‌دونم مسخره‌ست
‫ولی خیلی اضطراب دارم

274
00:13:31,436 --> 00:13:33,063
‫نیازی نیست داشته باشی

275
00:13:33,063 --> 00:13:34,856
‫تو یک زن متاهل مستقل هستی

276
00:13:34,856 --> 00:13:38,193
‫که کاملاً هم‌رده‌ی خانم "ون‌راین"ـه

277
00:13:38,193 --> 00:13:40,153
‫البته

278
00:13:40,153 --> 00:13:43,406
‫ولی مطمئن نیستم اگنس
‫همچین نظری داشته باشه

279
00:13:49,788 --> 00:13:52,624
‫آبشار نیاگارا واقعاً معرکه‌ بود

280
00:13:52,624 --> 00:13:54,793
‫خیلی از عکس‌هاش تحسین ‌برانگیزتر بود

281
00:13:54,793 --> 00:13:57,879
‫آره، توی نامه‌هات گفته بودی

282
00:13:57,879 --> 00:14:00,090
‫توی خانه‌ی کشیش ساکن شدیم

283
00:14:00,090 --> 00:14:03,176
‫و به‌نظر میاد پامکین از اونجا راضیه

284
00:14:03,176 --> 00:14:05,679
‫ساکن شدین؟

285
00:14:05,679 --> 00:14:08,431
‫کی رسیدی خونه؟

286
00:14:08,431 --> 00:14:10,100
‫دوشنبه صبح

287
00:14:10,100 --> 00:14:12,852
‫ولی می‌خواستم قبل از اینکه بیایم دیدنت
‫چمدون‌هام رو باز کنم

288
00:14:12,852 --> 00:14:14,437
‫و اوضاع رو به حالت عادی برگردونم

289
00:14:14,437 --> 00:14:16,637
‫که اینطور

290
00:14:18,233 --> 00:14:19,943
‫بازم برات قهوه بیارم؟

291
00:14:19,943 --> 00:14:20,985
‫اوه، بله، ممنون...

292
00:14:20,985 --> 00:14:22,946
‫چیزی شده؟

293
00:14:22,946 --> 00:14:25,240
‫متاسفانه کمرم درد می‌کنه

294
00:14:25,240 --> 00:14:26,991
‫مثل خیلی از اعضای کلیسام

295
00:14:26,991 --> 00:14:28,952
‫متاسفانه به‌خاطر من بدتر شد

296
00:14:28,952 --> 00:14:31,496
‫برای رد شدن از در
‫لوک بغلم کرده بود

297
00:14:31,496 --> 00:14:33,123
‫امیدوارم شب بوده باشه

298
00:14:33,123 --> 00:14:36,793
‫حالتی نیست
‫که مناسب دید مردم باشه

299
00:14:36,793 --> 00:14:39,129
‫ازت می‌خوام بری دکتر

300
00:14:39,129 --> 00:14:40,880
‫ولی کاریش نمیشه کرد

301
00:14:40,880 --> 00:14:43,133
‫اوه، حتماً یک کاری میشه کرد
‫بشین

302
00:14:43,133 --> 00:14:45,176
‫جان رو خبر می‌کنم

303
00:14:45,176 --> 00:14:48,064
‫و ازش می‌خوام دکتر لوئیس رو خبر کنه

304
00:14:48,088 --> 00:14:49,848
‫که بیاد معاینه‌ت کنه

305
00:14:49,848 --> 00:14:53,226
‫گمونم ماریان سر کلاسه
‫وگرنه الان کنارمون بود

306
00:14:53,226 --> 00:14:55,687
‫این تدریس مزخرف شده تمام زندگیش

307
00:14:55,687 --> 00:14:57,355
‫مزخرف نیست، اگنس

308
00:14:57,355 --> 00:14:59,566
‫به یک نیکوکار قول داده

309
00:14:59,566 --> 00:15:03,111
‫که به یک مشت گدا
‫خوندن و نوشتن یاد میده

310
00:15:03,111 --> 00:15:04,863
‫اونم توی شب مهمونی دشل

311
00:15:04,863 --> 00:15:06,489
‫که باید بابتش تحسینش کنیم

312
00:15:06,489 --> 00:15:08,783
‫اوه، نباید به‌خاطر اونا
‫مهمونی دشل رو از دست بده

313
00:15:08,783 --> 00:15:10,035
‫چه فکری با خودش می‌کنه؟

314
00:15:10,035 --> 00:15:12,245
‫که به‌خاطر مشغله‌هاشون نمی‌تونن

315
00:15:12,245 --> 00:15:13,538
‫تاریخ کلاس رو عوض کنن؟

316
00:15:13,538 --> 00:15:16,082
‫تعهدش به کمک به فقرا رو جدی می‌گیره

317
00:15:16,082 --> 00:15:17,459
‫عیسی مسیح به...

318
00:15:17,459 --> 00:15:19,711
‫حتی عیسی مسیح هم درک می‌کنه

319
00:15:19,711 --> 00:15:21,588
‫که نمی‌تونه به‌خاطر یک مشت ولگرد

320
00:15:21,588 --> 00:15:23,757
‫دعوت یک خواستگار احتمالی رو رد کنه

321
00:15:23,757 --> 00:15:25,957
‫بعید می‌دونم درک کنه

322
00:15:27,844 --> 00:15:30,347
‫لطف کردی آوردیش خونه

323
00:15:30,347 --> 00:15:32,682
‫می‌خواستم فقط سوار کالسکه‌ش کنی و بفرستیش

324
00:15:32,682 --> 00:15:34,726
‫از قدم زدن خوشم میاد

325
00:15:34,726 --> 00:15:36,227
‫کالسکه هنوز تعمیر نشده؟

326
00:15:36,227 --> 00:15:38,730
‫تا فردا تعمیر میشه

327
00:15:41,066 --> 00:15:42,776
‫این همسرتونه؟

328
00:15:42,776 --> 00:15:46,279
‫آره، این "هریت"ـه

329
00:15:46,279 --> 00:15:50,241
‫خیلی خوبه که عکسشو گذاشتین اینجا
‫که همیشه یادش بیفتین

330
00:15:50,241 --> 00:15:53,953
‫خب، من نیازی به یادآوری ندارم

331
00:15:53,953 --> 00:15:56,998
‫نقاشی‌های ما رو هم
‫توی باغ گیاه‌شناسی می‌ذارن؟

332
00:15:56,998 --> 00:16:00,710
‫نه، فقط یک لوح می‌ذارن
‫که اسممون روشه

333
00:16:00,710 --> 00:16:02,337
‫و همچنین اسم والدینم

334
00:16:02,337 --> 00:16:03,546
‫چه خوب

335
00:16:03,546 --> 00:16:06,216
‫خانواده‌م از ساخت سولاریوم جدید
‫حمایت مالی کردن

336
00:16:06,216 --> 00:16:07,842
‫شرمنده که نمی‌تونم بیام

337
00:16:07,842 --> 00:16:09,552
‫چی؟

338
00:16:09,552 --> 00:16:12,222
‫این حرفو نزن. چرا؟

339
00:16:12,222 --> 00:16:15,225
‫قراره یک کلاس بعدازظهر بگیرم
‫تا مهارت‌های پایه‌ای

340
00:16:15,225 --> 00:16:17,268
‫برای کار پیدا کردن رو آموزش بدم

341
00:16:17,268 --> 00:16:19,729
‫خوندن، نوشتن، می‌دونی
‫از این چیزها

342
00:16:19,729 --> 00:16:21,272
‫برای افراد فقیره؟

343
00:16:21,272 --> 00:16:23,066
‫آره، و همون تاریخه

344
00:16:23,066 --> 00:16:24,943
‫نمی‌تونی عوضش کنی؟

345
00:16:24,943 --> 00:16:27,112
‫لطفاً

346
00:16:27,112 --> 00:16:29,280
بدون تو اونجوری که می‌خوام نمیشه

347
00:16:29,280 --> 00:16:31,366
‫متاسفانه نمیشه

348
00:16:31,366 --> 00:16:34,202
‫مدرسه ازم خواست
‫کلاس رو تدریس کنم، منم قبول کردم

349
00:16:34,202 --> 00:16:36,079
‫ولی مجبور نیستی
‫هرکاری بهت میگن بکنی

350
00:16:36,079 --> 00:16:38,707
‫معلم واقعی که نیستی

351
00:16:40,165 --> 00:16:42,210
‫ای‌کاش تجدیدنظر می‌کردی

352
00:16:42,210 --> 00:16:45,338
‫فکر نکنم فقرا ناراحت بشن

353
00:16:55,640 --> 00:16:59,019
‫خلاصه، باید با همدیگه همکاری کنیم

354
00:16:59,019 --> 00:17:00,520
‫لطفاً با امضا کردن طومار

355
00:17:00,520 --> 00:17:01,872
‫برای متوقف کردن هیئت

356
00:17:01,896 --> 00:17:04,482
‫حمایتتون رو نشون داده و به ما ملحق بشید

357
00:17:04,482 --> 00:17:06,682
‫ممنونم

358
00:17:13,157 --> 00:17:15,160
‫ببین کیو آوردم

359
00:17:15,160 --> 00:17:17,369
‫خوشحالم چشمم دوباره به جمالت روشن شد

360
00:17:17,369 --> 00:17:19,289
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت

361
00:17:19,289 --> 00:17:21,665
‫ولی متاسفم که تحت این شرایطه

362
00:17:21,665 --> 00:17:23,126
‫منم همینطور

363
00:17:23,126 --> 00:17:25,670
‫اگر سفت و سخت بمونیم
‫نمی‌تونن پیروز بشن

364
00:17:25,670 --> 00:17:27,172
‫مسیر دشواری در پیش داریم

365
00:17:27,172 --> 00:17:29,674
‫بعضی از معلم‌ها همین الانشم
‫دارن دنبال کار جدید می‌گردن

366
00:17:29,674 --> 00:17:31,869
‫مغازه‌ی خیاطی رو دارم
‫ولی درآمدش اونقدر نیست

367
00:17:31,869 --> 00:17:34,054
‫که در صورت تعطیلی مدرسه
‫بتونم خرجمو دربیارم

368
00:17:34,054 --> 00:17:36,306
‫گذاشتن این جلسه
‫قدم اول خوبیه

369
00:17:36,306 --> 00:17:37,766
‫ولی کافی نیست

370
00:17:37,766 --> 00:17:39,527
‫می‌دونی، پگی یک مقاله‌ی خیلی مهم

371
00:17:39,551 --> 00:17:41,311
‫در مورد مدرسه‌ی بوکر تی. واشینگتن

372
00:17:41,311 --> 00:17:43,271
‫ توی تاسکیگی نوشته

373
00:17:43,271 --> 00:17:44,814
‫که قراره توی گلوب چاپ بشه

374
00:17:44,814 --> 00:17:46,066
‫مادر

375
00:17:46,066 --> 00:17:47,817
‫داشتم فکر می‌کردم

376
00:17:47,817 --> 00:17:50,695
‫که این می‌تونه
‫موضوع مقاله‌ی بعدیت باشه

377
00:17:50,695 --> 00:17:53,531
‫اول از همه، در مورد تحصیلات در جنوب نوشته

378
00:17:53,531 --> 00:17:56,493
‫ولی ما هم اینجا در شمال
‫با چالش‌های خودمون روبه‌رو هستیم

379
00:17:56,493 --> 00:17:59,067
‫این دقیقاً همون چیزیه که نیاز داریم

380
00:17:59,091 --> 00:18:00,372
‫اطلاع دادن به مردم

381
00:18:00,372 --> 00:18:02,957
‫بعضی‌ها حتی نمی‌دونن
‫این اتفاق داره میفته

382
00:18:02,957 --> 00:18:05,210
‫نیاز داریم والدین
‫و کسب‌و‌کارهای رنگین‌پوست

383
00:18:05,210 --> 00:18:08,213
‫و رسانه، بصورت متحد
‫با این قضیه مقابله کنن

384
00:18:08,213 --> 00:18:09,714
‫نظرت چیه؟

385
00:18:09,714 --> 00:18:11,716
‫به‌نظر از اون مسائلی میاد که سردبیرم

386
00:18:11,716 --> 00:18:13,385
‫بهش علاقه‌منده

387
00:18:13,385 --> 00:18:16,721
‫ولی اول باید با خودش صحبت کنم

388
00:18:16,721 --> 00:18:19,808
‫هرکاری از دستت بربیاد، پگی
‫خیلی ازت ممنون میشیم

389
00:18:19,808 --> 00:18:22,102
‫خب، به‌نظر من که سردبیرت
‫به چاپ همچین خبری علاقه‌منده

390
00:18:22,102 --> 00:18:23,478
‫منم همینطور فکر می‌کنم

391
00:18:23,478 --> 00:18:25,188
‫خب میشه لطفاً منزفیلدها رو

392
00:18:25,188 --> 00:18:26,606
‫بذاری دهم؟

393
00:18:26,606 --> 00:18:28,733
‫و یک نامه‌ی تشکر برای فرماندار بفرست

394
00:18:28,733 --> 00:18:29,818
‫چشم

395
00:18:29,818 --> 00:18:31,945
‫باورت نمیشه چقدر خوشحالم که برگشتی

396
00:18:31,945 --> 00:18:33,738
‫خانم اسکات

397
00:18:33,738 --> 00:18:37,409
‫جان، قضیه‌ی این جریان ساعت

398
00:18:37,409 --> 00:18:40,578
‫که بنیستر بهم گفته چیه؟

399
00:18:40,578 --> 00:18:42,747
‫جان یک نوع ساعت شماطه‌دار جدید اختراع کرده

400
00:18:42,747 --> 00:18:46,459
‫- قراره درخواست ثبت اختراع بده
‫- چه هیجان انگیز

401
00:18:46,459 --> 00:18:50,255
‫همه‌مون به ساعت‌های شماطه‌دار
‫ اتکا می‌کنیم، و بیشترشون کار نمی‌کنن

402
00:18:50,255 --> 00:18:52,757
‫- من که به آرمسترانگ اتکا می‌کنم
‫- که همیشه ساعت می‌ذاره

403
00:18:52,757 --> 00:18:55,051
‫همه‌ی بچه‌های طبقه‌ی پایین
‫پول‌هامون رو برای جان روی هم گذاشتیم

404
00:18:55,051 --> 00:18:56,094
‫که بتونه هزینه‌ی درخواست رو بده

405
00:18:56,094 --> 00:18:59,139
‫خب، پس ما هم باید کمک کنیم

406
00:18:59,139 --> 00:19:00,932
‫فکر کنم به‌قدر کافی پول دارم

407
00:19:00,932 --> 00:19:03,184
‫هیچکس به‌قدر کافی پول نداره

408
00:19:03,184 --> 00:19:05,061
‫بیا 5 دلار

409
00:19:05,061 --> 00:19:07,272
‫منم 3 دلار بهت میدم

410
00:19:07,272 --> 00:19:09,149
‫ولی خانم آرمسترانگ ازم پرسید که اگر

411
00:19:09,149 --> 00:19:10,942
‫حق ثبت اختراع رو بهم ندادن
‫ پول رو پس میدم یا نه

412
00:19:10,942 --> 00:19:12,235
‫و فکر نکنم بتونم

413
00:19:12,235 --> 00:19:14,112
‫بیخیال آرمسترانگ

414
00:19:14,112 --> 00:19:17,282
‫من از ایده‌ی حمایت از یک مخترع خوشم میاد

415
00:19:17,282 --> 00:19:19,868
‫و حالا باید بریم بالا
‫و لباس‌مون رو عوض کنیم

416
00:19:23,705 --> 00:19:25,749
‫بعضیا گاهی اوقات
‫واقعاً آدم رو غافلگیر می‌کنن، مگه نه؟

417
00:19:25,749 --> 00:19:27,625
‫بهت باور دارن

418
00:19:27,625 --> 00:19:29,825
‫منم همینطور

419
00:19:36,301 --> 00:19:38,136
‫چرا اومدی نیویورک؟

420
00:19:38,136 --> 00:19:40,472
‫اینجا فرصت‌های بیشتری داشتم

421
00:19:40,472 --> 00:19:42,265
‫آیا در آرایش مو مهارت داری؟

422
00:19:42,265 --> 00:19:43,808
‫امروز موی خودمو درست کردم

423
00:19:43,808 --> 00:19:46,186
‫زن‌ها موهاشون رو برای آقایون آرایش می‌کنن

424
00:19:46,186 --> 00:19:48,772
‫قبول نداری، آقای چورچ؟

425
00:19:48,772 --> 00:19:51,900
‫و خانم "وگنر" حاضره
‫برات توصیه‌نامه بنویسه؟

426
00:19:51,900 --> 00:19:53,318
‫نه، خانم وگنر که نه

427
00:19:53,318 --> 00:19:54,736
‫ایشون مرده

428
00:19:54,736 --> 00:19:57,947
‫آدم اگر فقط کار کنه
‫خسته‌کننده میشه

429
00:19:57,947 --> 00:20:00,325
‫و دیگه حالم از لندن بهم می‌خورد

430
00:20:00,325 --> 00:20:02,327
‫قبول نداری، آقای چورچ؟

431
00:20:02,327 --> 00:20:04,829
‫به‌نظرم به‌قدر کافی شنیدیم

432
00:20:04,829 --> 00:20:08,416
‫- بهتون خبر میدیم
‫- آدرسم رو دارین

433
00:20:08,416 --> 00:20:10,335
‫امیدوارم شما برام نامه بنویسی

434
00:20:10,335 --> 00:20:13,295
‫خودتون می‌تونید تنهایی تشریف ببرید بیرون؟

435
00:20:13,295 --> 00:20:15,548
‫اگر مجبور باشم

436
00:20:19,678 --> 00:20:21,878
‫- نه
‫- نه

437
00:20:22,389 --> 00:20:23,723
‫میشه یک توصیه‌ای بکنم؟

438
00:20:23,723 --> 00:20:26,478
‫می‌تونم یک مدت آزمایشی بیام

439
00:20:26,502 --> 00:20:28,269
‫یک هفته یا یک ماه

440
00:20:28,269 --> 00:20:30,730
‫بدون هیچ تعهدی
‫برای هیچکدوم از طرفین

441
00:20:30,730 --> 00:20:34,859
‫اینجوری خانم راسل وقت داره
‫که تصمیمش رو بگیره

442
00:20:34,859 --> 00:20:36,611
‫کاملاً معقوله

443
00:20:36,611 --> 00:20:39,114
‫به‌نظرم همه‌چیز رو گفتم

444
00:20:40,365 --> 00:20:42,575
‫روز خوبی داشته باشید

445
00:20:45,495 --> 00:20:47,997
‫به‌نظرم جستجومون تمام شد

446
00:20:47,997 --> 00:20:50,197
‫قطعاً همینطوره

447
00:20:51,459 --> 00:20:53,586
‫مردان پینکرتون میگن
‫اراده‌ی کارگرها

448
00:20:53,586 --> 00:20:55,046
‫از همیشه قوی‌تره و اگر لازم باشه

449
00:20:55,046 --> 00:20:56,297
‫حاضرن بجنگن

450
00:20:56,297 --> 00:20:58,383
‫- آقای راسل
‫- الان میام خدمتتون

451
00:20:58,383 --> 00:21:00,260
‫میشه یک فنجون قهوه
‫برای آقای گیلبرت بیاری؟

452
00:21:00,260 --> 00:21:01,553
‫ادامه بده

453
00:21:01,553 --> 00:21:02,929
‫جلوی کارخونه‌ها و رودخونه
‫سنگربندی کردیم

454
00:21:02,929 --> 00:21:04,889
‫فرماندار گارد ملی رو می‌فرسته

455
00:21:04,889 --> 00:21:07,517
‫و کارگران غیراتحادیه‌ای
‫آماده‌ن کار رو دست بگیرن

456
00:21:07,517 --> 00:21:09,644
‫برای ورود کارگرها
‫به مشکل برمی‌خوریم؟

457
00:21:09,644 --> 00:21:12,397
‫اینجا و اینجا نیرو می‌ذاریم

458
00:21:12,397 --> 00:21:13,982
‫که موقع عبور از دروازه‌ها
‫ازشون محافظت کنن

459
00:21:13,982 --> 00:21:16,234
‫یعنی فکر می‌کنی می‌تونی
‫ کارگرهای غیراتحادیه‌ای رو وارد کارخونه‌ها کنی؟

460
00:21:16,234 --> 00:21:17,485
‫تضمین می‌کنم

461
00:21:17,485 --> 00:21:19,237
‫در جنگ خبری از تضمین نیست

462
00:21:19,237 --> 00:21:21,197
‫و این هم جنگه

463
00:21:21,197 --> 00:21:22,907
‫همونطور که خودت گفتی

464
00:21:22,907 --> 00:21:24,743
‫خب، آقای گیلبرت
‫خیلی صبوری کردی

465
00:21:24,743 --> 00:21:26,161
‫این چه حرفیه، جناب

466
00:21:26,161 --> 00:21:27,537
‫از آخرین باری که توی همچین

467
00:21:27,537 --> 00:21:28,747
‫ واگن زیبایی بودم مدت‌ها گذشته

468
00:21:28,747 --> 00:21:30,623
‫می‌بینی که سرم شلوغه

469
00:21:30,623 --> 00:21:32,284
‫و دارم میرم پیتسبرگ، پس شاید

470
00:21:32,284 --> 00:21:34,586
‫بهتر باشه مستقیم برم
‫سراغ دلایلی که گفتم تشریف بیاری

471
00:21:34,586 --> 00:21:35,420
‫خوبه

472
00:21:35,420 --> 00:21:36,463
‫خانم راسل بهم گفته

473
00:21:36,463 --> 00:21:37,756
‫که آقا و خانم جاشوا وینترتون

474
00:21:37,756 --> 00:21:39,341
‫آکادمی رو رها کردن
‫و اومدن سمت شما

475
00:21:39,341 --> 00:21:40,425
‫بله

476
00:21:40,425 --> 00:21:41,891
‫دلیلشو دقیق نمی‌دونم

477
00:21:41,915 --> 00:21:43,803
‫ولی موفقیت بزرگی برای ماست

478
00:21:43,803 --> 00:21:44,929
‫بله قطعاً

479
00:21:44,929 --> 00:21:47,223
‫و شنیدم خانم وینترتون
‫همون جایگاهی رو خواسته

480
00:21:47,223 --> 00:21:48,475
‫که برای همسرم تعیین شده بوده

481
00:21:48,475 --> 00:21:49,768
‫خانم راسل

482
00:21:49,768 --> 00:21:51,644
‫بزرگی کرده و قبول کرده کنار بره

483
00:21:51,644 --> 00:21:54,272
‫خب، همچین اتفاقی امکان‌پذیر نیست

484
00:21:54,272 --> 00:21:55,774
‫ببخشید. قطار داره حرکت می‌کنه؟

485
00:21:55,774 --> 00:21:57,776
‫در شب افتتاحیه، خانم راسل

486
00:21:57,776 --> 00:21:59,444
‫در جایگاه مرکزی ردیف اول می‌شینه

487
00:21:59,444 --> 00:22:01,821
‫- ولی من به خانم...
‫- بذار برات یادآوری کنم

488
00:22:01,821 --> 00:22:04,532
‫کمی پیش، ساخت سالن اپرا متوقف شده بود

489
00:22:04,532 --> 00:22:06,117
‫چون پولتون تمام شد

490
00:22:06,117 --> 00:22:08,244
‫چرا و چطوری
‫ساختش دوباره شروع شد؟

491
00:22:08,244 --> 00:22:09,662
‫چون شما یک چک کشیدین

492
00:22:09,662 --> 00:22:11,915
‫ولی قرار بود به خانم راسل چیزی نگیم

493
00:22:11,915 --> 00:22:13,667
‫و حالا دوباره به همچین معضل برخوردین

494
00:22:13,667 --> 00:22:15,502
‫جایگاه خانم راسل رو بهش پس میدین

495
00:22:15,502 --> 00:22:17,128
‫ولی نیازی نیست ایشون
‫و خانم وینترتون

496
00:22:17,128 --> 00:22:19,839
‫قبل از شب افتتاحیه باخبر بشن

497
00:22:19,839 --> 00:22:21,341
‫ولی وینترتون‌ها خیلی یک‌دنده هستن

498
00:22:21,341 --> 00:22:22,926
‫اگر نتونم ترتیبش رو بدم چی؟

499
00:22:22,926 --> 00:22:26,179
‫اونوقت می‌خوام بدهیتون رو
‫سریعاً و به‌طور کامل پرداخت کنین

500
00:22:26,179 --> 00:22:27,722
‫تمام بدهی؟

501
00:22:27,722 --> 00:22:30,725
‫که خودت پاش امضا زدی

502
00:22:30,725 --> 00:22:33,978
‫خب، متاسفانه باید برگردم سراغ کارهام

503
00:22:33,978 --> 00:22:35,563
‫روزت خوش، آقای گیلبرت

504
00:22:35,563 --> 00:22:36,981
‫ولی قطار از ایستگاه خارج شده

505
00:22:36,981 --> 00:22:39,734
‫می‌تونی همراهمون تا میدلتون بیای
‫و اونجا پیاده بشی

506
00:22:39,734 --> 00:22:41,934
‫بفرما بشین

507
00:22:55,000 --> 00:22:57,460
‫راستی، بابت درد کمرم دکتر رو دیدم

508
00:22:57,460 --> 00:22:59,587
‫- بهم کمی ضماد داد
‫- خوبه

509
00:22:59,587 --> 00:23:01,047
‫داره یکی دو مورد رو بررسی می‌کنه

510
00:23:01,047 --> 00:23:03,591
‫ولی ظاهراً از نظرش
‫سالم و سلامت هستم

511
00:23:03,591 --> 00:23:05,677
‫چیز دیگه‌ای میل دارین؟

512
00:23:05,677 --> 00:23:07,721
‫فکر نکنم، نه

513
00:23:07,721 --> 00:23:09,556
‫مگر اینکه کمی پنیر بخوای؟

514
00:23:09,556 --> 00:23:11,756
‫نه، ممنون

515
00:23:12,892 --> 00:23:16,479
‫منظورت چیه
‫داره یکی دو مورد رو بررسی می‌کنه؟

516
00:23:16,479 --> 00:23:18,679
‫چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی

517
00:23:21,526 --> 00:23:23,319
‫این صدای چیه؟

518
00:23:23,319 --> 00:23:25,947
‫صدای جعبه‌ی موسیقی خودمونه

519
00:23:25,947 --> 00:23:27,532
‫چی؟

520
00:23:27,532 --> 00:23:29,200
‫خیلی بلنده

521
00:23:29,200 --> 00:23:31,578
‫حتماً خیلی بزرگه

522
00:23:31,578 --> 00:23:33,496
‫یکی از اعضای کلیسا
‫به عنوان هدیه‌ی عروسی بهمون داد

523
00:23:33,496 --> 00:23:36,374
‫از سالی خواستم روشنش کنه

524
00:23:36,374 --> 00:23:38,376
‫داره "دانوب آبی" رو می‌زنه

525
00:23:38,376 --> 00:23:40,576
‫اوهوم

526
00:23:46,217 --> 00:23:48,417
‫بیا باهام برقص

527
00:23:56,895 --> 00:24:00,273
‫باعث میشی حس کنم
‫بازم 16 سالمه

528
00:24:00,273 --> 00:24:02,609
‫این چیز خوبیه؟

529
00:24:02,609 --> 00:24:04,809
‫به‌نظر من که خوبه

530
00:24:30,095 --> 00:24:32,138
‫سلام

531
00:24:32,138 --> 00:24:33,723
‫کجا بودی؟

532
00:24:33,723 --> 00:24:36,518
‫تمام بعدازظهر توی دفتر دولتی توی صف بودم

533
00:24:36,518 --> 00:24:38,687
‫تا سعی کنم اختراعم رو ثبت کنم

534
00:24:38,687 --> 00:24:40,647
‫شرمنده که این اواخر چندان ندیدمت

535
00:24:40,647 --> 00:24:42,107
‫فکر کردم ولم کردی رفتی

536
00:24:42,107 --> 00:24:44,859
‫تمام وقت آزادم
‫روی ساعتم کار می‌کردم

537
00:24:44,859 --> 00:24:46,444
‫تونستی اختراعت رو ثبت کنی؟

538
00:24:46,444 --> 00:24:48,488
‫هنوز نمی‌دونم

539
00:24:48,488 --> 00:24:50,907
‫چند روز پیش اینجا
‫یک قضیه‌ای پیش اومده بود

540
00:24:50,907 --> 00:24:53,785
‫آقای چورچ رفت بیرون
‫و مست برگشت

541
00:24:53,785 --> 00:24:55,620
‫ظاهراً، سی‌امین سالگرد

542
00:24:55,620 --> 00:24:57,122
‫فوت همسرش بوده

543
00:24:57,122 --> 00:25:00,458
‫در روز تولد 24 سالگیش
‫به‌خاطر آبله فوت کرده بوده

544
00:25:00,458 --> 00:25:02,961
‫- چه غم‌انگیز
‫- آره

545
00:25:02,961 --> 00:25:05,505
‫- شاید به‌زودی از اینجا برم
‫- چرا؟

546
00:25:05,505 --> 00:25:07,340
‫دارن دنبال یک خدمتکار خصوصی
برای بانو می‌گردن

547
00:25:07,340 --> 00:25:08,633
‫بهت گفتن قراره اخراج بشی؟

548
00:25:08,633 --> 00:25:09,884
‫هنوز نه

549
00:25:09,884 --> 00:25:11,970
‫قراره دوباره برم مراقب خانم گلادیس باشم

550
00:25:11,970 --> 00:25:14,014
‫ولی مگه همیشه
‫خدمتکار شخصی اونم نبودی؟

551
00:25:14,014 --> 00:25:17,392
‫هرجوری بگی درهرحال تنزل مقامه

552
00:25:17,392 --> 00:25:19,769
‫خیلی‌خب، دیگه بهتره برم

553
00:25:19,769 --> 00:25:23,606
‫اگر خواستی بری، بهم میگی؟

554
00:25:23,606 --> 00:25:25,806
‫توی ثبت اختراعت موفق باشی

555
00:25:30,196 --> 00:25:31,948
‫برگشتی، خوبه

556
00:25:31,948 --> 00:25:34,200
‫فکر کردم مجبورم خودم تنهایی
میز شام رو بچینم

557
00:25:34,200 --> 00:25:35,660
‫بگو ببینیم چی شد

558
00:25:35,660 --> 00:25:37,328
‫چیزی نیست که بخوام بگم

559
00:25:37,328 --> 00:25:40,790
‫توی صف موندم، مدارک رو پر کردم
‫و هزینه‌ش رو دادم

560
00:25:40,790 --> 00:25:42,667
‫حالا فقط باید صبر کنم

561
00:25:42,667 --> 00:25:44,127
‫خانم "وبر" رو توی خیابون دیدم

562
00:25:44,127 --> 00:25:47,172
‫بهم گفت چند روز پیش
‫آقای چورچ رفته بیرون

563
00:25:47,172 --> 00:25:48,548
‫و مست برگشته

564
00:25:48,548 --> 00:25:50,717
‫آقای چورچ، سرخدمتکار؟

565
00:25:50,717 --> 00:25:52,385
‫باورش برام سخته

566
00:25:52,385 --> 00:25:55,221
‫سی‌امین سالگرد مرگ همسرش بوده

567
00:25:55,221 --> 00:25:56,681
‫اوه، چه وحشتناک

568
00:25:56,681 --> 00:26:00,185
‫حتماً به‌خاطر شیوع آبله‌ی سال 53 بوده

569
00:26:00,185 --> 00:26:02,771
‫آره. 24 سالش بوده

570
00:26:02,771 --> 00:26:05,523
‫آقای بنیستر، میشه باهات صحبت کنم؟

571
00:26:10,737 --> 00:26:12,906
‫امیدوارم حالا بیخیال بشی

572
00:26:12,906 --> 00:26:15,075
‫آقای چورچ به‌قدر کافی زجر کشیده

573
00:26:15,075 --> 00:26:17,869
‫می‌خوام بیخیال بشم
‫ولی نامه رو نوشتم رفت

574
00:26:17,869 --> 00:26:19,537
‫دیشب تحویلش دادم

575
00:26:19,537 --> 00:26:22,916
‫خب، باید یک‌کاری بکنی

576
00:26:26,086 --> 00:26:28,505
‫- پیامم به دستت رسید؟
‫- آره

577
00:26:28,505 --> 00:26:32,008
‫خیلی مصر هستی، آقای ون‌راین

578
00:26:34,636 --> 00:26:36,388
‫پول رو جور کردم

579
00:26:36,388 --> 00:26:37,806
‫بهتره بهت بگم

580
00:26:37,806 --> 00:26:41,393
‫که با این‌کار راحت نیستم

581
00:26:41,393 --> 00:26:44,062
‫اصلاً راحت نیستم

582
00:26:44,062 --> 00:26:45,730
‫چرا؟

583
00:26:45,730 --> 00:26:48,983
‫شاید به‌نظر بیاد
‫خانم بیتون زیرک و باهوشه

584
00:26:48,983 --> 00:26:51,569
‫ولی حقیقت اینه که، دختر ساده‌ایه

585
00:26:51,569 --> 00:26:53,321
‫همیشه ازش حفاظت می‌شده...

586
00:26:53,321 --> 00:26:56,741
‫- توسط پدرش، آقای گولد؟
‫- اینش مهم نیست

587
00:26:56,741 --> 00:27:00,578
‫در این حد بگم
‫حقش نیست که ازش سوءاستفاده بشه

588
00:27:00,578 --> 00:27:02,664
‫ولی من ازش سوءاستفاده نمی‌کنم

589
00:27:02,664 --> 00:27:04,249
‫بهت قول میدم که اون هم به‌اندازه‌ی من

590
00:27:04,249 --> 00:27:06,001
‫از مزایای این معامله لذت می‌بره

591
00:27:06,001 --> 00:27:09,671
‫می‌خوام خوشبختش کنم، آقای کراودر

592
00:27:09,671 --> 00:27:12,090
‫واقعاً همینو می‌خوام

593
00:27:16,761 --> 00:27:18,961
‫خیلی‌خب

594
00:27:29,190 --> 00:27:31,109
‫لازم نبود توی خیابون منتظر بمونی

595
00:27:31,109 --> 00:27:33,945
‫می‌خواستم کمی هوا بخورم
‫و بعدازظهر لذت‌بخشیه

596
00:27:33,945 --> 00:27:36,448
‫آره، دشل خیلی خوش‌شانس بوده

597
00:27:36,448 --> 00:27:39,284
‫من که مشتاقانه منتظرشم

598
00:27:39,284 --> 00:27:41,484
‫خانم بیتون

599
00:27:45,623 --> 00:27:48,209
‫قراره بریم مهمونی آقای مونتگومری

600
00:27:49,544 --> 00:27:52,672
‫مادر، گوش میدی چی میگم؟

601
00:27:52,672 --> 00:27:54,632
‫از طرف پدره؟ به کجا رسیده؟

602
00:27:54,632 --> 00:27:56,801
‫از طرف دوک باکینگهامه

603
00:27:56,801 --> 00:27:58,136
‫چی می‌خوای؟

604
00:27:58,136 --> 00:27:59,905
‫تایید کرده که قراره

605
00:27:59,905 --> 00:28:02,474
‫برای شب افتتاحیه‌ی اپرا بیاد نیویورک

606
00:28:02,474 --> 00:28:04,309
‫و این چیز خوبیه، مگه نه؟

607
00:28:04,309 --> 00:28:05,643
‫اینقدر بچه نباش

608
00:28:05,643 --> 00:28:07,145
‫معلومه که خوبه

609
00:28:07,145 --> 00:28:08,813
‫فوق العاده‌ست

610
00:28:08,813 --> 00:28:10,815
‫قراره یک دوک انگلیسی
‫به عنوان مهمان افتخاری

611
00:28:10,815 --> 00:28:12,984
‫در شب افتتاحیه توی جایگاه من باشه
‫و واقعاً بعید می‌دونم

612
00:28:12,984 --> 00:28:16,029
‫خانم استور هم بتونه
‫همچین چیزی بگه

613
00:28:16,029 --> 00:28:18,323
‫می‌دونین چیه، یک یادداشت
‫برای آقای مک‌آلیستر می‌فرستم

614
00:28:18,323 --> 00:28:21,493
‫که وسوسه‌ش کنم به جمع ما ملحق بشه
‫و خانم استور رو رها کنه

615
00:28:21,493 --> 00:28:23,036
‫متوجه نمیشم

616
00:28:23,036 --> 00:28:25,372
‫تو و خانم استور
‫دوست هستین یا رقیب؟

617
00:28:25,372 --> 00:28:27,572
‫می‌تونم هردوتاش باشیم

618
00:28:36,091 --> 00:28:38,343
‫واقعاً متوجه نمیشم
‫چرا خواستین منو ببینین

619
00:28:38,343 --> 00:28:39,969
‫دکتر سندرز

620
00:28:39,969 --> 00:28:43,932
‫دکتر مورفی مرهمی بهم داده
‫که ظاهراً داره جواب میده

621
00:28:43,932 --> 00:28:47,102
‫متاسفانه بررسی دکتر مورفی

622
00:28:47,102 --> 00:28:51,022
‫بیانگر احتمالات دیگه‌ای هم بوده

623
00:28:51,022 --> 00:28:55,610
‫از من نظر خواسته
‫چون من در این بیماری

624
00:28:55,610 --> 00:28:58,571
‫تجربه‌ی بیشتری دارم

625
00:28:58,571 --> 00:29:01,491
‫کدوم بیماری؟ کمردرد؟

626
00:29:06,329 --> 00:29:10,250
‫یادتون باشه
‫که خوندن مثل یک کلیده

627
00:29:10,250 --> 00:29:14,254
‫و اگر اجازه بدین
‫می‌تونه قفل‌های زندگیتون رو باز کنه

628
00:29:16,089 --> 00:29:18,383
‫اوه، خانم فراست، کمکی ازم برمیاد؟

629
00:29:18,383 --> 00:29:20,051
‫مگه قرار نیست بری مهمونی‌ای

630
00:29:20,051 --> 00:29:21,761
‫که پدر فرانسس مونتگومری ترتیب داده؟

631
00:29:21,761 --> 00:29:23,888
‫مطمئنم گفته بود توام دعوتی

632
00:29:23,888 --> 00:29:26,349
‫- مهم نیست
‫- این چه حرفیه

633
00:29:26,349 --> 00:29:27,726
‫نمی‌تونی نری

634
00:29:27,726 --> 00:29:29,561
‫شنیدم قراره فوق العاده باشه

635
00:29:29,561 --> 00:29:31,563
‫من کلاس رو ادامه میدم

636
00:29:31,563 --> 00:29:33,565
‫- مطمئن نیستم
‫- برو

637
00:29:33,565 --> 00:29:35,942
‫هفته‌ی بعد می‌بینیمت

638
00:29:40,530 --> 00:29:43,158
‫خیلی‌خب، نفر بعدی کیه؟

639
00:29:55,795 --> 00:29:58,298
‫چه فوق العاده‌‌ست

640
00:29:58,298 --> 00:30:00,759
‫ماریان وقتی بشنوه چی رو از دست داده

641
00:30:00,759 --> 00:30:02,886
‫حسابی از دست خودش کفری میشه

642
00:30:02,886 --> 00:30:05,513
‫لطف دارین

643
00:30:05,513 --> 00:30:07,766
‫اوه، نه

644
00:30:07,766 --> 00:30:09,267
‫لری!

645
00:30:09,267 --> 00:30:11,436
‫- سلام، آقای راسل
‫- سلام

646
00:30:11,436 --> 00:30:13,104
‫خانم راسل

647
00:30:13,104 --> 00:30:15,273
‫به‌نظر میاد خاطرخواهته. کیه؟

648
00:30:15,273 --> 00:30:16,524
‫آنتونی گریس

649
00:30:16,524 --> 00:30:18,318
‫- یکی دیگه از خواستگارهاته؟
‫- شوخی می‌کنی؟

650
00:30:18,318 --> 00:30:20,403
‫هر مهمونی‌ای میرم
‫دست از سرم برنمی‌داره

651
00:30:20,403 --> 00:30:23,323
‫خب، دختر دم‌بختی
‫و ارثیه‌ی بزرگی داری

652
00:30:23,323 --> 00:30:24,657
‫چه انتظار دیگه‌ای داری؟

653
00:30:24,657 --> 00:30:27,243
‫متوجه نبودم قراره همه بریزن سرم

654
00:30:27,243 --> 00:30:28,453
‫این چه حرفیه

655
00:30:28,453 --> 00:30:30,955
‫اونا شکارچی هستن و تو شکار

656
00:30:30,955 --> 00:30:33,333
‫اونقدر جلوشون مقاومت کن
‫تا فرد مناسب رو پیدا کنی

657
00:30:33,333 --> 00:30:35,669
‫خیلی طاقت‌فرساست

658
00:30:35,669 --> 00:30:36,920
‫حداقل دیگه لازم نیست

659
00:30:36,920 --> 00:30:39,255
‫نگران اسکار ون‌راین باشی

660
00:30:39,255 --> 00:30:41,716
‫برای آقای ون‌راین
‫و خانم بیتون خوشحالم

661
00:30:41,716 --> 00:30:44,219
‫دیدمش. دختر نازنینیه

662
00:30:46,096 --> 00:30:48,598
‫خیلی سرزنده‌ای

663
00:30:48,598 --> 00:30:51,142
‫احساس سرزندگی می‌کنم

664
00:30:51,142 --> 00:30:54,270
‫اوضاع داره خوب پیش میره

665
00:30:54,270 --> 00:30:56,481
‫یا گفتن همچین چیزی خطرناکه؟

666
00:30:56,481 --> 00:30:59,192
‫حتی اگرم باشه
‫تو که از خطر کردن نمی‌ترسی

667
00:30:59,192 --> 00:31:00,360
‫مگه نه؟

668
00:31:00,360 --> 00:31:02,904
‫به هیچ عنوان

669
00:31:15,959 --> 00:31:18,503
‫آقای ون‌راین، اصولاً الان نباید

670
00:31:18,503 --> 00:31:21,006
‫بزنم توی گوشت
‫و با عصبانیت برم؟

671
00:31:21,006 --> 00:31:23,967
‫توی داستان ما که نه

672
00:31:23,967 --> 00:31:26,344
‫اوه، اینجایی

673
00:31:28,513 --> 00:31:30,181
‫پیدام کردی

674
00:31:30,181 --> 00:31:32,017
‫دشل مهمونی فوق العاده‌ای نگرفته؟

675
00:31:32,017 --> 00:31:34,217
‫حرف نداره

676
00:31:36,813 --> 00:31:38,523
‫از گل خوشت میاد، زن‌عمو اگنس؟

677
00:31:38,523 --> 00:31:40,025
‫خیلی خوشم میاد

678
00:31:40,025 --> 00:31:42,360
‫به شرط اینکه
‫یکی دیگه اونا رو پرورش داده باشه

679
00:31:43,611 --> 00:31:46,031
‫اوه، ببین!

680
00:31:46,031 --> 00:31:48,033
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه که اومدم

681
00:31:48,033 --> 00:31:49,451
‫هیچ اشکالی نداره

682
00:31:49,451 --> 00:31:51,995
‫خیلی خوشحالیم می‌بینیمت، عزیزم

683
00:31:51,995 --> 00:31:53,663
‫مگه نه، دشل؟

684
00:31:53,663 --> 00:31:55,863
‫من که قطعاً خوشحالم

685
00:32:01,880 --> 00:32:04,174
‫آقای بنیستر

686
00:32:04,174 --> 00:32:05,967
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

687
00:32:05,967 --> 00:32:08,595
‫امیدوارم ببخشید که مزاحم شدم

688
00:32:08,595 --> 00:32:13,099
‫ولی می‌خواستم بدونم، آقای راسل
‫نامه‌های امروزش رو خونده؟

689
00:32:13,099 --> 00:32:15,060
‫آقای راسل توی پیتسبرگه

690
00:32:15,060 --> 00:32:16,394
‫چرا می‌پرسی؟

691
00:32:16,394 --> 00:32:18,813
‫دیشب یک نامه شخصاً تحویل داده شده

692
00:32:18,813 --> 00:32:22,859
‫و شدیداً دلم می‌خواد پسش بگیرم

693
00:32:22,859 --> 00:32:25,070
‫فکر نکنم بتونم همچین اجازه‌ای بدم

694
00:32:25,070 --> 00:32:28,948
‫گمونم مجبورم ازت بخوام
‫ این لطف رو در حقم بکنی

695
00:32:28,948 --> 00:32:33,620
‫ولی قبلش، میشه توضیح بدم؟

696
00:32:33,620 --> 00:32:35,820
‫خیلی‌خب

697
00:32:41,586 --> 00:32:44,673
‫همونطور که شاید حدس زده باشی
‫اون نامه رو خودم نوشتم

698
00:32:44,673 --> 00:32:46,591
‫حالا بابتش پشیمانم

699
00:32:46,591 --> 00:32:48,301
چرا نوشتیش؟

700
00:32:48,301 --> 00:32:51,304
‫که از رفتار خانم راسل

701
00:32:51,304 --> 00:32:53,348
 در جنگ اپرا گله کنم

702
00:32:53,348 --> 00:32:55,433
‫داره خانم ون‌راین رو ناراحت می‌کنه

703
00:32:55,433 --> 00:32:57,936
‫و از آقای راسل خواستم

704
00:32:57,936 --> 00:32:59,729
‫زنش رو کنترل کنه

705
00:32:59,729 --> 00:33:02,273
‫آخه چطور فکر کردی می‌تونی همچین نامه‌ای

706
00:33:02,273 --> 00:33:03,817
‫برای آقای راسل بنویسی؟

707
00:33:03,817 --> 00:33:05,944
‫اگر ببینتش، شغلت رو از دست میدی

708
00:33:05,944 --> 00:33:09,197
‫و این‌دفعه، تقصیر من نیست

709
00:33:09,197 --> 00:33:12,534
‫توضیحی براش ندارم

710
00:33:12,534 --> 00:33:15,787
‫حتماً دیوانه شده بودم

711
00:33:15,787 --> 00:33:18,623
‫البته، فکر می‌کنی
‫هر اتفاقی بیفته حقمه

712
00:33:18,623 --> 00:33:20,823
‫و سرزنشت نمی‌کنم

713
00:33:29,259 --> 00:33:30,635
‫این‌ها نامه‌های اربابه

714
00:33:30,635 --> 00:33:32,387
‫معمولاً، صبح تحویل داده میشن

715
00:33:32,387 --> 00:33:36,057
‫ولی دستیارش، آقای کلی هم
‫همراهش رفته پیتسبرگ

716
00:33:36,057 --> 00:33:38,143
‫همینه. ممنون

717
00:33:38,143 --> 00:33:41,104
‫حقیقتش، خیالم خیلی راحت شد

718
00:33:41,104 --> 00:33:42,981
‫با توجه به چیزهایی که گفتی
‫وسوسه شدم ازت بخوام

719
00:33:42,981 --> 00:33:44,482
‫اجازه بدی بخونمش

720
00:33:44,482 --> 00:33:48,570
‫اگر اجازه بدی
‫ترجیح میدم خودمو خجالت‌زده نکنم

721
00:33:51,573 --> 00:33:53,992
‫روز خوش، آقای چورچ

722
00:33:57,328 --> 00:33:59,831
‫به‌نظرم اسکار همه‌مون رو غافلگیر کنه

723
00:33:59,831 --> 00:34:02,125
‫و خیلی بابتش خوشحالم

724
00:34:02,125 --> 00:34:03,710
‫منظورت همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

725
00:34:03,710 --> 00:34:06,338
‫دهنم قرصه. باید خودش بگه

726
00:34:06,338 --> 00:34:09,049
‫اوه، اینجایی
‫بابام منو فرستاد پیدات کنم

727
00:34:09,049 --> 00:34:11,249
‫الان شروع میشه

728
00:34:13,887 --> 00:34:16,514
‫- می‌تونی بلند بشی؟
‫- بله، بله

729
00:34:16,514 --> 00:34:19,351
‫برای پرده‌برداری از یک لوح
‫چقدر تشریفات راه انداختن

730
00:34:19,351 --> 00:34:22,812
‫عه، خانم بروک اینجاست

731
00:34:22,812 --> 00:34:25,648
‫اوه، قضیه چیه؟

732
00:34:32,572 --> 00:34:36,034
‫من برگشتم نیویورک
‫تا فرانسس بتونه

733
00:34:36,034 --> 00:34:38,396
‫در شهر زادگاهم ساکن بشه

734
00:34:38,396 --> 00:34:40,121
‫ولی در کمال تعجبم

735
00:34:40,121 --> 00:34:43,750
‫تقدیر برای من هم نقشه‌هایی داشت

736
00:34:43,750 --> 00:34:45,398
‫هرگز فکر نمی‌کردم

737
00:34:45,398 --> 00:34:48,755
‫کس دیگه‌ای رو پیدا کنم که عاشقش بشم

738
00:34:48,755 --> 00:34:51,182
‫کسی که کنارم بایسته

739
00:34:51,182 --> 00:34:53,967
‫که از دخترم مراقبت کنه

740
00:34:53,967 --> 00:34:56,721
‫جوری که انگار دختر خودشه

741
00:34:56,721 --> 00:34:59,724
‫اینجا جمع شدیم
‫که از زحمات خانواده‌م

742
00:34:59,724 --> 00:35:01,059
‫برای باغ گیاه‌شناسی تقدیر کنیم

743
00:35:01,059 --> 00:35:04,354
‫ولی خانواده‌م هنوز کامل نیست

744
00:35:04,354 --> 00:35:06,715
‫کمی بعد از آشنایی با خانم بروک

745
00:35:06,715 --> 00:35:08,191
‫متوجه این موضوع شدم

746
00:35:08,191 --> 00:35:10,402
‫خیلی از شماها
‫از دوستان خانم بروک هستین

747
00:35:10,402 --> 00:35:13,405
‫و احتمالاً تعجب کردین
‫که چرا دعوتتون کردم

748
00:35:13,405 --> 00:35:17,283
‫حقیقتش، دعوتتون کردم
‫که شاهد این لحظه باشین

749
00:35:24,624 --> 00:35:30,130
‫ماریان بروک
‫با من ازدواج می‌کنی؟

750
00:35:30,130 --> 00:35:32,330
‫احسنت

751
00:35:33,508 --> 00:35:35,552
‫هنوز قبول نکرده

752
00:35:35,552 --> 00:35:37,752
‫قبول می‌کنه

753
00:35:39,014 --> 00:35:40,932
‫زن‌عمو اگنس درست میگه؟

754
00:35:40,932 --> 00:35:43,132
‫قبول می‌کنی؟

755
00:35:55,030 --> 00:35:57,230
‫اگر واقعاً می‌خوای قبول کنم آره

756
00:36:05,874 --> 00:36:08,074
‫واو

757
00:36:10,295 --> 00:36:14,007
‫دشل، آفرین، آفرین

758
00:36:14,007 --> 00:36:16,968
‫باید برم. باید وسایلم رو جمع کنم

759
00:36:16,968 --> 00:36:18,845
‫وقتی برگشتی می‌بینمت

760
00:36:18,845 --> 00:36:21,045
‫امیدوارم

761
00:36:27,645 --> 00:36:29,845
‫تبریک میگم

762
00:36:32,400 --> 00:36:34,944
‫فکر کردن درباره‌ش سخته

763
00:36:37,155 --> 00:36:39,657
‫یک داستان جدید پیدا کردم

764
00:36:39,657 --> 00:36:42,327
‫مادرم از دوستان "سارا گارنت"ـه

765
00:36:42,327 --> 00:36:44,287
‫مدیر یکی از مدارس رنگین‌پوست‌ها

766
00:36:44,287 --> 00:36:46,206
‫آره، می‌دونم کیه

767
00:36:46,206 --> 00:36:47,665
‫خب، میگه هیئت آموزش و پرورش
‫داره سعی می‌کنه

768
00:36:47,665 --> 00:36:50,251
‫تمام مدارس رنگین‌پوست‌ها
‫از جمله مدرسه‌ی اون رو تعطیل کنه

769
00:36:50,251 --> 00:36:51,703
‫شنیده بودم نقشه‌شون اینه

770
00:36:51,703 --> 00:36:53,338
‫ولی هرگز فکر نمی‌کردم انجامش بدن

771
00:36:53,338 --> 00:36:55,173
‫دارن پشت معلم‌های رنگین‌پوست بد میگن

772
00:36:55,173 --> 00:36:57,967
‫و میگن مدارس به‌خوبی اداره نمیشه

773
00:36:57,967 --> 00:36:59,219
‫نمی‌تونیم رسواشون کنیم؟

774
00:36:59,219 --> 00:37:01,304
‫می‌تونیم، و می‌کنیم

775
00:37:01,304 --> 00:37:03,682
‫ولی قبل از اون
‫باید مردممون رو متحد کنیم

776
00:37:03,682 --> 00:37:06,351
‫خانم گارنت گفت
‫توی این نبرد به شما نیاز داریم

777
00:37:06,351 --> 00:37:07,519
‫حق داشت

778
00:37:07,519 --> 00:37:09,719
‫می‌تونیم با هم از فردا شروع کنیم

779
00:37:11,398 --> 00:37:13,525
‫همچین کاری عاقلانه‌ست؟

780
00:37:13,525 --> 00:37:14,567
‫منظورت چیه؟

781
00:37:14,567 --> 00:37:17,529
‫آخه با همدیگه مقاله‌ی تاسکیگی رو نوشتیم

782
00:37:17,529 --> 00:37:20,073
‫شاید بهتر باشه
‫یک خبرنگار دیگه این رو بنویسه

783
00:37:20,073 --> 00:37:22,701
‫تو ایده‌ش رو برام آوردی
‫نمی‌خوای خودت بنویسیش؟

784
00:37:22,701 --> 00:37:24,452
‫آخه برام سواله اگر همه‌چیز رو

785
00:37:24,452 --> 00:37:26,663
‫با همدیگه بنویسیم
‫ممکنه چطور به‌نظر بیاد

786
00:37:26,663 --> 00:37:29,582
‫به‌نظر میاد داریم مقاله‌های خوبی می‌نویسیم

787
00:37:29,582 --> 00:37:31,793
‫اول، باید با معلم‌ها حرف بزنیم

788
00:37:31,793 --> 00:37:33,294
‫من می‌تونم این‌کارو شروع کنم

789
00:37:33,294 --> 00:37:34,713
‫ولی دیگه دیروقته

790
00:37:34,713 --> 00:37:36,715
‫حتماً خانواده‌ت منتظرتن

791
00:37:36,715 --> 00:37:38,383
‫دلم نمی‌خواد تنهات بذارم

792
00:37:38,383 --> 00:37:40,719
‫چرا؟ می‌تونم کارها رو تموم
‫ و در رو قفل کنم

793
00:37:43,138 --> 00:37:45,056
‫- وایسا!
‫- پیاده نشو

794
00:37:45,056 --> 00:37:46,641
‫می‌تونی همین‌جا منتظرم بمونی

795
00:37:46,641 --> 00:37:50,020
‫اگر اصرار داری این‌کارو بکنی
‫منم باهات میام

796
00:37:50,020 --> 00:37:52,731
‫نه، تنهایی میرم

797
00:37:52,731 --> 00:37:56,317
‫اگر قدرت دست من بود، می‌گفتم حق نداری بری

798
00:37:56,317 --> 00:37:58,517
‫ولی تو همچین قدرتی نداری

799
00:38:19,341 --> 00:38:21,885
‫لطفاً، بفرما بشین

800
00:38:21,885 --> 00:38:23,345
‫ممنون

801
00:38:23,345 --> 00:38:25,597
‫تعجب کردم اومدی اینجا

802
00:38:25,597 --> 00:38:29,059
‫چرا نیام؟ تو اومدی خونه‌ی من

803
00:38:29,059 --> 00:38:33,855
‫و حالا، امیدوارم بتونیم راهی
‫برای خروج از این اوضاع پیدا کنیم

804
00:38:33,855 --> 00:38:36,232
‫نمی‌تونیم اونطور که از شوهرم پذیرایی کردین

805
00:38:36,232 --> 00:38:38,276
‫ازتون پذیرایی کنیم، آقای راسل
‫ولی شاید

806
00:38:38,276 --> 00:38:39,611
‫کمی قهوه میل داشته باشین

807
00:38:39,611 --> 00:38:41,821
‫ممنونم. خیلی لطف دارین

808
00:38:44,115 --> 00:38:46,409
‫می‌دونم مرد مفتخری هستی

809
00:38:46,409 --> 00:38:48,328
‫و بابتش سرزنشت نمی‌کنم

810
00:38:48,328 --> 00:38:50,413
‫منم مسیر زیادی رو طی کردم

811
00:38:50,413 --> 00:38:52,665
‫و به شرکتی که ساختم افتخار می‌کنم

812
00:38:52,665 --> 00:38:54,959
‫مثل تو، حاضرم بابتش بجنگم

813
00:38:54,959 --> 00:38:56,419
‫آره افتخار می‌کنم

814
00:38:56,419 --> 00:38:58,296
‫به کارم و خانواده‌م افتخار می‌کنم

815
00:38:58,296 --> 00:39:00,590
‫و کار من محافظت از اوناست

816
00:39:00,590 --> 00:39:03,259
‫برای گرفتن حق خانواده‌مون
‫به اتحادیه نیاز داریم

817
00:39:03,259 --> 00:39:05,303
‫ولی اگر به خشونت کشیده بشه

818
00:39:05,303 --> 00:39:07,764
‫هیچکس پیروز نمیشه
‫و همه زجر می‌کشن

819
00:39:07,764 --> 00:39:09,349
‫کارگرهات همین الانشم
‫دارن زجر می‌کشن

820
00:39:09,349 --> 00:39:10,850
‫هیچ زندگی‌ای ندارن

821
00:39:10,850 --> 00:39:14,145
‫روزی 10-12-14 ساعت
‫و شش روز در هفته کار می‌کنن

822
00:39:14,145 --> 00:39:15,355
‫و بابتش پولی می‌گیرن

823
00:39:15,355 --> 00:39:16,773
‫که به‌زحمت می‌تونن
‫غذا بذارن سر سفره‌شون

824
00:39:16,773 --> 00:39:18,983
‫اسب‌هات زندگی خیلی بهتری دارن

825
00:39:18,983 --> 00:39:20,777
‫به همکارهات پیشنهاد افزایش حقوق دادیم

826
00:39:20,777 --> 00:39:23,655
‫و قبول نکردن چون همونطور که می‌دونی
نمی‌ذاریم بینمون تفرقه بیفته

827
00:39:23,655 --> 00:39:25,990
‫نمی‌تونم بابت کارگر ساده
‫حقوق متفاوتی بدم

828
00:39:25,990 --> 00:39:28,076
‫بدون اینکه تولید فولاد
‫در سراسر ایالت مختل بشه

829
00:39:28,076 --> 00:39:29,244
‫یا در سراسر کل آمریکا

830
00:39:29,244 --> 00:39:30,495
‫و این حرف آخرته؟

831
00:39:30,495 --> 00:39:31,871
‫حرف آخرم در مورد حقوق

832
00:39:31,871 --> 00:39:34,457
‫در مورد ایمنی، حتی رفاه
‫شاید بشه بیشتر صحبت کرد

833
00:39:34,457 --> 00:39:35,750
‫
‫ولی در مورد حقوق نه

834
00:39:35,750 --> 00:39:37,419
‫پس حرف دیگه‌ای
‫برای گفتن نمی‌مونه

835
00:39:37,419 --> 00:39:40,213
‫این کارها بی‌فایده‌ست

836
00:39:40,213 --> 00:39:42,173
‫سرمایه‌ی اتحادیه‌ به‌زودی تمام میشه

837
00:39:42,173 --> 00:39:44,373
‫و می‌تونم اونقدر منتظر بمونم
‫که از گرسنگی بمیرین

838
00:39:45,593 --> 00:39:47,178
‫افراد هرکاری بتونن می‌کنن
‫تا اجازه ندن

839
00:39:47,178 --> 00:39:49,639
‫کارگرهای غیراتحادیه‌ای
‫کارهامون رو تصاحب کنن

840
00:39:49,639 --> 00:39:51,516
‫بعضی‌هاشون صدمه می‌بینن
‫بعضی‌هاشون ممکنه بمیرن

841
00:39:51,516 --> 00:39:53,716
‫این نگرانت نمی‌کنه؟

842
00:39:55,687 --> 00:39:57,887
‫خطر این جریان برای همه‌مون بالاست

843
00:40:01,735 --> 00:40:03,862
‫امیدوارم کار به خشونت نکشه

844
00:40:03,862 --> 00:40:06,114
‫ولی اگر کشید آماده‌ایم

845
00:40:08,450 --> 00:40:09,784
‫خوبه

846
00:40:09,784 --> 00:40:11,369
‫دیگه دارم میرم، خانم هندرسون

847
00:40:11,369 --> 00:40:13,496
‫ولی می‌خواستم بابت قهوه‌م
‫ازتون تشکر کنم

848
00:40:13,496 --> 00:40:15,915
‫ابشون آقای راسله
‫صاحب کارخونه‌هاست

849
00:40:15,915 --> 00:40:18,209
‫منم خودم در کارخونه
‫شروع به کار کردم، قربان

850
00:40:18,209 --> 00:40:20,409
‫شیفتم یک ساعت دیگه شروع میشه

851
00:40:21,379 --> 00:40:23,590
‫مطمئنم از داشتنت خوشحالیم

852
00:40:23,590 --> 00:40:26,009
‫امیدوارم راهی برای
‫حل و فصل اوضاع پیدا کنین، جناب

853
00:40:26,009 --> 00:40:28,011
‫به‌خاطر همه‌مون

854
00:40:28,011 --> 00:40:31,723
‫متاسفانه نتونستم شوهرتون رو قانع کنم

855
00:40:31,723 --> 00:40:34,434
‫اون فقط سعی می‌کنه
‫تمام تلاشش رو بکنه

856
00:40:34,434 --> 00:40:36,519
‫منم همینطور

857
00:40:36,519 --> 00:40:37,979
‫ولی به‌قدر کافی

858
00:40:37,979 --> 00:40:39,564
‫مزاحم ناهار بچه‌هاتون شدم

859
00:40:39,564 --> 00:40:41,764
‫روزتون خوش

860
00:40:53,286 --> 00:40:56,498
‫اعتصاب روی تمام شهر تاثیر می‌ذاره

861
00:40:56,498 --> 00:40:58,917
‫تمام شهر توی کارخونه‌های من کار می‌کنن

862
00:40:58,917 --> 00:41:00,627
‫دقیقاً

863
00:41:00,627 --> 00:41:03,755
‫ما چاره‌ای نداریم
‫برای زنده موندن مجبوریم کار کنیم

864
00:41:03,755 --> 00:41:06,091
‫برای همین پسرت رو مجبور کردی جایی کار کنه

865
00:41:06,091 --> 00:41:07,926
‫که بدتر از یک اسب باهاش رفتار میشه

866
00:41:07,926 --> 00:41:09,803
‫این نبرد برای تمام پسرهامونه

867
00:41:09,803 --> 00:41:13,181
‫که زندگی بهتری داشته باشن

868
00:41:13,181 --> 00:41:15,381
‫صحیح

869
00:41:16,476 --> 00:41:19,437
‫- بابت مهمان‌نوازیتون ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

870
00:41:35,704 --> 00:41:38,415
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

871
00:41:38,415 --> 00:41:41,251
‫چیکار می‌تونم بکنم؟
‫همه رو برای اعتصاب می‌کشم بیرون

872
00:41:42,627 --> 00:41:44,827
‫خدا بهمون کمک کنه

873
00:41:48,633 --> 00:41:52,595
‫امروز اعتصاب می‌کنن، یه به‌زودی

874
00:41:52,595 --> 00:41:54,639
‫اگر وقت بیشتری برای آماده شدن بهمون بده

875
00:41:54,639 --> 00:41:55,640
‫هیچی نصیبش نمیشه

876
00:41:55,640 --> 00:41:57,517
‫به فرماندار تلگراف می‌زنم

877
00:41:57,517 --> 00:41:59,978
‫تا مطمئن بشم کارگرهای جدیدمون میان

878
00:41:59,978 --> 00:42:03,648
‫زنش اونجا بود، و بچه‌هاش

879
00:42:03,648 --> 00:42:06,192
‫تعجب می‌کنم که مدرسه نبودن

880
00:42:08,403 --> 00:42:10,321
‫مدرسه‌ای دارن؟

881
00:42:10,321 --> 00:42:12,615
‫نه می‌دونم نه برام مهمه

882
00:42:28,131 --> 00:42:30,331
‫امروز یک نامه داری

883
00:42:33,887 --> 00:42:36,348
‫نمی‌خوای بازش کنی؟

884
00:42:36,348 --> 00:42:38,558
‫وقتی آماده بودم بازش می‌کنم

885
00:42:45,815 --> 00:42:47,901
‫این غافلگیری دلنشین رو مدیون چی هستم؟

886
00:42:47,901 --> 00:42:49,694
‫ای‌کاش واقعاً دلنشین بود

887
00:42:49,694 --> 00:42:53,490
‫متاسفانه به یک مشکل جدی برخوردیم
‫خانم ون‌راین

888
00:42:53,490 --> 00:42:55,950
‫لطفاً، بفرمایید بشینید

889
00:43:01,748 --> 00:43:03,708
‫موضوع چیه که اینقدر فوریه؟

890
00:43:03,708 --> 00:43:05,752
‫ظاهراً، چند تا از اعضای قدیمی

891
00:43:05,752 --> 00:43:07,962
‫مجاب شدن از آکادمی خارج بشن

892
00:43:07,962 --> 00:43:11,049
‫تا همراه وینترتون‌ها به متروپولیتن برن

893
00:43:11,049 --> 00:43:14,302
‫نگرانم که نکنه بقیه‌ هم به‌زودی برن

894
00:43:14,302 --> 00:43:15,887
‫مشکل فقط همین نیست

895
00:43:15,887 --> 00:43:18,807
‫دوک باکینگهام قبول کرده
‫توی مراسم افتتاحیه

896
00:43:18,807 --> 00:43:21,726
‫مهمان خانم راسل باشه

897
00:43:21,726 --> 00:43:25,563
‫قراره از جایگاه خانم راسل
‫اپرا رو تماشا کنه

898
00:43:25,563 --> 00:43:27,482
‫و کل دنیا هم باخبر میشه

899
00:43:27,482 --> 00:43:29,192
‫خب چیکار می‌تونیم بکنیم؟

900
00:43:29,192 --> 00:43:30,902
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

901
00:43:30,902 --> 00:43:33,988
‫نمی‌دونم، لینا
‫ولی بهتره یه فکری براش بکنی

902
00:43:36,574 --> 00:43:38,326
‫تو

903
00:43:38,326 --> 00:43:39,536
‫تو می‌شناسیش

904
00:43:39,536 --> 00:43:41,204
‫باهاش شام خوردی

905
00:43:41,204 --> 00:43:44,374
‫راضیش کن راسل رو رها کنه
‫و به‌جاش بیاد به آکادمی

906
00:43:44,374 --> 00:43:46,376
‫چی؟ چطوری؟

907
00:43:46,376 --> 00:43:48,586
‫ببین چه پیشنهادی داده
‫و دو برابرشو پیشنهاد بده

908
00:43:48,586 --> 00:43:51,464
‫حتی اگر لازم بود سه برابر
‫ولی راضیش کن

909
00:43:51,464 --> 00:43:54,592
‫لینا، یک دوک رو که نمی‌تونی بخری

910
00:43:54,592 --> 00:43:56,678
‫بشین و تماشا کن

911
00:43:56,678 --> 00:43:59,597
‫تمام تلاشمو می‌کنم، ولی اگر نتونم...

912
00:43:59,597 --> 00:44:01,099
‫می‌تونی

913
00:44:01,099 --> 00:44:02,600
‫باید بتونی

914
00:44:02,600 --> 00:44:05,603
‫حتی اگر موفق بشم
‫شاید کافی نباشه

915
00:44:05,603 --> 00:44:07,522
‫فکر نکنم بخوام این صحبت‌ها رو بشنوم

916
00:44:07,522 --> 00:44:11,359
‫اگنس، دیگه چیکار میشه کرد؟

917
00:44:12,777 --> 00:44:15,822
‫به یک حمله‌ی دوجانبه نیاز داریم

918
00:44:15,822 --> 00:44:18,158
‫من سعی می‌کنم
‫دوک رو راضی کنم

919
00:44:18,158 --> 00:44:20,577
‫ولی توام سعی کن
‫یک روش دیگه پیدا کنی

920
00:44:20,577 --> 00:44:22,871
‫که بتونی از پس خانم راسل بربیای

921
00:44:22,871 --> 00:44:26,708
‫البته، اگر دلت می‌خواد برنده بشی

922
00:44:28,126 --> 00:44:30,712
‫خوشحالم پسش گرفتی
‫ولی لطفاً

923
00:44:30,712 --> 00:44:32,464
‫هیچوقت نامه‌ی دیگه‌ای ننویس

924
00:44:32,464 --> 00:44:35,300
‫می‌دونم. نامه‌ی دیگه‌ای نمی‌نویسم

925
00:44:35,300 --> 00:44:37,802
‫دیگه تمام شد رفت

926
00:44:37,802 --> 00:44:41,681
‫اوه، میز ناهار رو آماده کردی؟

927
00:44:44,559 --> 00:44:46,227
‫حالت خوبه؟

928
00:44:46,227 --> 00:44:49,147
‫تمام صبح رفتارت عجیب بوده

929
00:44:49,147 --> 00:44:52,025
‫نامه‌ی دفتر ثبت اختراع به دستم رسید

930
00:44:56,154 --> 00:44:57,947
‫گفتن نمی‌تونن اختراعم رو ثبت کنن

931
00:44:57,947 --> 00:45:00,450
‫چون عضو هیچ سازمان یا گروه

932
00:45:00,450 --> 00:45:03,244
‫ساعت‌شناسی نیستم

933
00:45:03,244 --> 00:45:05,038
‫خب، خوشحالم یک آدم عاقل

934
00:45:05,038 --> 00:45:07,248
‫بالاخره اومد وسط

935
00:45:07,248 --> 00:45:09,459
‫ساعت‌شناسی یعنی چی؟

936
00:45:09,459 --> 00:45:11,503
‫ساعت‌سازها

937
00:45:11,503 --> 00:45:13,338
‫خب تمام شد رفت

938
00:45:13,338 --> 00:45:15,313
‫اینقدر عجله نکن، پسرجون

939
00:45:15,313 --> 00:45:17,008
‫اینقدر زود تسلیم نشو

940
00:45:17,008 --> 00:45:19,010
‫می‌دونستم بهتر از اونیه
‫که به حقیقت بپیونده

941
00:45:19,010 --> 00:45:22,222
‫عقلانیت به خیابان شصت و یکم برگشت

942
00:45:29,270 --> 00:45:31,773
‫نمی‌تونه به یکی از اون
‫"ساعت‌ نمی‌دونم چی‌چیا"

943
00:45:31,773 --> 00:45:33,900
‫ملحق بشه؟

944
00:45:33,900 --> 00:45:36,111
‫متاسفانه برای این‌کار

945
00:45:36,111 --> 00:45:38,822
‫مدارک و صلاحیت‌هایی لازمه که نداره

946
00:45:38,822 --> 00:45:41,491
‫راهی برای دور زدنش نیست؟

947
00:45:50,583 --> 00:45:53,378
‫- ماریان
‫- انتظار داشتم دعوتم کنی

948
00:45:53,378 --> 00:45:56,214
‫امیدوارم از نظرت
‫کار درست رو انجام داده باشم

949
00:45:56,214 --> 00:45:58,216
‫منظورت دشله؟

950
00:45:58,216 --> 00:46:00,760
‫خودت گفتی تمام خصوصیت‌هایی رو داره

951
00:46:00,760 --> 00:46:02,095
‫که یک زن عاقل می‌تونه بخواد

952
00:46:02,095 --> 00:46:05,974
‫آره، ولی من دعوتت نکردم

953
00:46:05,974 --> 00:46:07,267
‫ولی شوهرعمه لوک نامه نوشت...

954
00:46:07,267 --> 00:46:11,062
‫نامه نوشتم که نیاز داریم بیای
‫و نیاز هم داریم

955
00:46:13,064 --> 00:46:15,233
‫ یک دکتر دیگه رو دیدم

956
00:46:15,233 --> 00:46:17,068
‫خودش اومد اینجا

957
00:46:17,068 --> 00:46:19,195
‫مشکلم چیزی فراتر از کمردرده

958
00:46:19,195 --> 00:46:22,907
‫و می‌خواستم وقتی بهت میگم
‫ماریان اینجا همراهمون باشه

959
00:46:22,907 --> 00:46:25,107
‫چی بهم بگی؟

960
00:46:26,036 --> 00:46:28,580
‫اول، فکر کنم بهتره همه‌مون بشینیم

961
00:46:31,082 --> 00:46:34,085
‫بیا، ایدا، کنارم بشین

962
00:46:40,175 --> 00:46:42,802
‫لطفاً به حرف‌های خانم آرمسترانگ توجه نکن

963
00:46:42,802 --> 00:46:44,471
‫مگه چی حالیشه؟

964
00:46:44,471 --> 00:46:47,974
‫داری کاری رو انجام میدی
‫که هیچکدوممون حتی نمی‌تونیم تصور کنیم

965
00:46:47,974 --> 00:46:50,602
‫پس ادامه بده

966
00:46:50,602 --> 00:46:53,438
‫- قول بده
‫- قول میدم

967
00:46:54,689 --> 00:46:56,889
‫گمون کنم

968
00:47:06,034 --> 00:47:08,453
‫مطمئنی؟

969
00:47:08,453 --> 00:47:11,664
‫متاسفانه آره

970
00:47:11,664 --> 00:47:13,458
‫سرطان داره

971
00:47:13,458 --> 00:47:15,210
‫- اوه
‫- اوه

972
00:47:15,210 --> 00:47:17,962
‫ولی چطور ممکنه؟
‫چند روز پیش اینجا بود

973
00:47:17,962 --> 00:47:20,298
‫تنها مشکلی که داشت کمردرد بود

974
00:47:20,298 --> 00:47:22,634
‫این یکی با کمردرد شروع میشه

975
00:47:22,634 --> 00:47:25,679
‫و بعد پخش میشه

976
00:47:25,679 --> 00:47:27,889
‫رفته دیدن دو تا دکتر

977
00:47:27,889 --> 00:47:30,141
‫باید مراقب ایدا باشم

978
00:47:30,141 --> 00:47:32,977
‫ماریان، لطفاً، به بنیستر بگو
‫یک کالسکه برام خبر کنه

979
00:47:32,977 --> 00:47:37,357
‫و به آرمسترانگ بگو بیاد
‫برای بیرون رفتن آماده‌م کنه

980
00:47:37,357 --> 00:47:40,777
‫بیچاره خاله ایدا. اصلاً شانس نداره

981
00:47:53,957 --> 00:47:56,251
‫بیا کنارم دراز بکش

982
00:48:08,179 --> 00:48:10,557
‫این قضیه رو پشت سر می‌ذاریم

983
00:48:12,058 --> 00:48:14,227
‫خدا رو چه دیدی، شاید یک‌ روز

984
00:48:14,227 --> 00:48:16,855
‫از روی منبر
‫در مورد معجزه‌ت حرف زدی

985
00:48:46,259 --> 00:48:48,553
‫اوه

986
00:48:55,393 --> 00:48:57,729
‫من اینجام

987
00:48:57,729 --> 00:48:59,939
‫من اینجام و نیازی نیست نگران باشی

988
00:49:10,408 --> 00:49:13,995
‫آقای بنیستر، همه‌چیز مرتبه؟

989
00:49:13,995 --> 00:49:16,289
‫قراره خانم ون‌راین هر لحظه از راه برسه

990
00:49:16,289 --> 00:49:18,249
‫قراره میزبان یک بیمار باشیم

991
00:49:18,249 --> 00:49:20,210
‫و داره همراه خانم ون‌راین میاد

992
00:49:20,210 --> 00:49:22,410
‫متاسفم که اینو می‌شنوم

993
00:49:23,880 --> 00:49:25,965
‫آقای چورچ، کمی پیش

994
00:49:25,965 --> 00:49:28,259
‫ازم خواستی
‫اون‌دفعه‌ای که باعث شدی

995
00:49:28,259 --> 00:49:31,096
‫پیش خانم ون‌راین
‫توی دردسر بیفتم رو فراموش کنم

996
00:49:31,096 --> 00:49:32,263
‫یادمه

997
00:49:32,263 --> 00:49:35,016
‫فکر نمی‌کردی بتونی منو ببخشی

998
00:49:35,016 --> 00:49:36,601
‫اشتباه می‌کردم

999
00:49:36,601 --> 00:49:41,564
‫حداقل، برای من، قضیه کاملاً تمام شده رفته

1000
00:49:58,289 --> 00:50:01,251
‫- شوهرعمه لوک کجاست؟
‫- نیومدن

1001
00:50:01,251 --> 00:50:03,837
‫هرچی گفتم راضی نشدن

1002
00:50:03,837 --> 00:50:06,172
‫و حالا میرم بالا. خیلی خسته‌م

1003
00:50:06,172 --> 00:50:07,841
‫بنیستر، میشه به آرمسترانگ بگی؟

1004
00:50:07,841 --> 00:50:10,176
‫چشم خانم

1005
00:50:10,176 --> 00:50:13,763
‫جان، به خانم باور بگو
‫توی اتاقم غذا می‌خورم

1006
00:50:13,763 --> 00:50:15,963
‫چی شده؟

1007
00:50:17,267 --> 00:50:20,311
‫شوهرعمه‌م مریض شده

1008
00:50:20,311 --> 00:50:23,481
‫و امیدوار بودیم بتونیم اینجا
‫ازش مراقبت کنیم، ولی ظاهراً نمیشه

1009
00:50:23,481 --> 00:50:25,108
‫متاسفم

1010
00:50:25,108 --> 00:50:27,485
‫به‌خصوص الان که باید خوشحال باشی

1011
00:50:27,485 --> 00:50:29,029
‫چرا؟

1012
00:50:29,029 --> 00:50:31,489
‫چون نامزد کردی

1013
00:50:31,489 --> 00:50:34,367
‫اوه

1014
00:50:35,493 --> 00:50:36,745
‫اوه، آره

1015
00:50:36,745 --> 00:50:40,331
‫این خبر باعث شد
‫اون قضیه کاملاً از ذهنم بره

1016
00:50:40,331 --> 00:50:42,876
‫لطفاً اگر کمکی ازم برمیومد بگو

1017
00:50:42,876 --> 00:50:45,420
‫ممنون، یادم می‌مونه

1018
00:50:58,600 --> 00:51:00,268
‫چی میگه؟

1019
00:51:00,268 --> 00:51:01,686
‫اعتصاب کننده‌ها هنوزم

1020
00:51:01,686 --> 00:51:03,229
‫اجازه نمیدن کارگرها وارد بشن

1021
00:51:03,229 --> 00:51:04,522
‫اجازه نمیده وارد کارخونه‌ها بشن

1022
00:51:04,522 --> 00:51:06,399
‫ولی مطمئنه گارد می‌تونه
‫ به‌زودی ببرتشون داخل

1023
00:51:06,399 --> 00:51:07,525
‫تا مشغول بشن

1024
00:51:07,525 --> 00:51:09,694
‫- تا چقدر دیگه؟
‫- یک ساعت آینده

1025
00:51:09,694 --> 00:51:12,739
‫اونوقت اعتصاب کننده‌ها می‌تونن
‫ مثل لشکر شکست‌خورده برگردن خونه

1026
00:51:15,617 --> 00:51:16,910
‫باید برم اون پایین

1027
00:51:16,910 --> 00:51:18,453
‫این دقیقاً همون کاریه که نباید بکنی

1028
00:51:18,453 --> 00:51:20,455
‫اگر دارن از اسلحه استفاده می‌کنن
‫نمی‌تونم اینجا بمونم

1029
00:51:20,455 --> 00:51:22,207
‫منو ببر پیش فرمانده‌شون

1030
00:51:22,207 --> 00:51:23,500
‫قربان، امن نیست

1031
00:51:23,500 --> 00:51:25,085
‫فکر کردی حاضرم توی یک دفتر بشینم

1032
00:51:25,085 --> 00:51:27,045
‫و ببینم کارخونه‌هام به آتیش کشیده میشن؟

1033
00:51:27,045 --> 00:51:29,464
‫- زود باش منو ببر اونجا
‫- چشم قربان

1034
00:51:31,049 --> 00:51:32,563
‫هشت، هشت، هشت

1035
00:51:32,563 --> 00:51:34,052
‫هشت، هشت، هشت

1036
00:51:34,052 --> 00:51:35,315
‫هشت، هشت، هشت

1037
00:51:35,315 --> 00:51:36,554
‫هشت، هشت، هشت

1038
00:51:36,554 --> 00:51:37,964
‫هشت، هشت، هشت

1039
00:51:37,964 --> 00:51:39,349
‫هشت، هشت، هشت

1040
00:51:39,349 --> 00:51:40,842
‫هشت، هشت، هشت

1041
00:51:40,842 --> 00:51:42,310
‫هشت، هشت، هشت

1042
00:51:42,310 --> 00:51:43,699
‫هشت، هشت، هشت

1043
00:51:43,699 --> 00:51:45,063
‫هشت، هشت، هشت

1044
00:51:45,063 --> 00:51:46,243
‫هشت، هشت، هشت

1045
00:51:46,243 --> 00:51:47,399
‫هشت، هشت، هشت

1046
00:51:47,399 --> 00:51:50,235
‫هشت، هشت، هشت...

1047
00:51:50,235 --> 00:51:53,905
‫از طرف این مردم، ازتون می‌خوام برید

1048
00:51:53,905 --> 00:51:56,950
‫اگر بمونید، خون‌ها ریخته میشه

1049
00:51:56,950 --> 00:51:59,119
‫التماستون می‌کنم، برید

1050
00:51:59,119 --> 00:52:00,745
‫هشت، هشت، هشت!

1051
00:52:00,745 --> 00:52:02,301
‫هشت، هشت، هشت

1052
00:52:02,301 --> 00:52:03,832
‫هشت، هشت، هشت

1053
00:52:03,832 --> 00:52:05,000
‫هشت، هشت، هشت...

1054
00:52:05,000 --> 00:52:06,209
‫کی شلیک کرد؟

1055
00:52:06,209 --> 00:52:07,752
‫لطفاً برگردین توی ساختمون، قربان

1056
00:52:07,752 --> 00:52:08,962
‫همه‌تون برگردین داخل

1057
00:52:08,962 --> 00:52:10,088
‫اینجا امن نیست

1058
00:52:10,088 --> 00:52:12,340
‫من جورج راسل هستم
‫این‌ها کارخونه‌های منه

1059
00:52:12,340 --> 00:52:13,675
‫و می‌خوام بدونم
‫چه اتفاقی داره میفته

1060
00:52:13,675 --> 00:52:16,594
‫شلیک‌های هشدار بودن
‫هیچکس صدمه ندید

1061
00:52:16,594 --> 00:52:18,096
‫یک لحظه، قربان

1062
00:52:18,096 --> 00:52:19,094
‫هشت، هشت، هشت

1063
00:52:19,094 --> 00:52:21,294
‫هشت، هشت، هشت...

1064
00:52:21,766 --> 00:52:24,728
‫اومدیم راه رو برای کارگرهای جدید باز کنیم

1065
00:52:24,728 --> 00:52:27,564
‫تا تولید کارخونه‌ از سر گرفته بشه

1066
00:52:27,564 --> 00:52:30,357
‫دلمون نمی‌خواد خونی بریزیم

1067
00:52:30,357 --> 00:52:32,485
‫ولی این‌کارو می‌کنیم

1068
00:52:32,485 --> 00:52:33,827
‫اگر لازم باشه

1069
00:52:33,827 --> 00:52:36,781
‫تک‌تکتون رو به رگبار می‌بندیم

1070
00:52:39,242 --> 00:52:41,661
‫یک دقیقه وقت دارید راه رو باز کنید

1071
00:52:46,166 --> 00:52:47,792
‫هشت، هشت، هشت!

1072
00:52:47,792 --> 00:52:49,210
‫هشت، هشت، هشت...

1073
00:52:49,210 --> 00:52:51,254
‫سروان، نیروها رو آماده‌ی شلیک کن

1074
00:52:51,254 --> 00:52:52,756
‫هشت، هشت، هشت...

1075
00:52:52,756 --> 00:52:54,632
‫افراد، اسلحه‌ها رو پر کنید!

1076
00:52:54,632 --> 00:52:55,958
‫هشت، هشت، هشت

1077
00:52:55,958 --> 00:52:57,260
‫هشت، هشت، هشت

1078
00:52:57,260 --> 00:52:58,511
‫هشت، هشت، هشت...

1079
00:52:58,511 --> 00:53:00,638
‫پسرم، بیا اینجا، بیا اینجا

1080
00:53:00,638 --> 00:53:02,838
‫کارگرها!

1081
00:53:03,808 --> 00:53:06,008
‫موضع‌تون رو حفظ کنید!

1082
00:53:07,479 --> 00:53:09,679
‫ردیف اول، زانو بزنید!

1083
00:53:12,609 --> 00:53:14,194
‫آماده!

1084
00:53:14,194 --> 00:53:16,529
‫هدف بگیرید!

1085
00:53:23,161 --> 00:53:28,416
‫هندرسون، افرادت رو ببر عقب
‫و پسرتو با خودت ببر!

1086
00:53:28,416 --> 00:53:30,043
‫چرا صبر کنیم؟
‫بهشون هشدار دادیم

1087
00:53:30,043 --> 00:53:32,243
‫دستور شلیک رو بده

1088
00:53:43,598 --> 00:53:45,392
‫- بگو سلاح‌هاشون رو بیارن پایین
‫- چی؟

1089
00:53:45,392 --> 00:53:47,018
‫- بهشون بگو
‫- الان وقت وا دادن نیست!

1090
00:53:47,018 --> 00:53:48,269
‫بهشون بگو!

1091
00:53:48,269 --> 00:53:50,271
‫سروان، بگو سربازها
‫اسلحه‌هاشون رو بیارن پایین

1092
00:53:50,271 --> 00:53:53,149
‫گروهان، به‌جای خود!

1093
00:53:53,149 --> 00:53:55,349
‫ردیف اول، بایستید!

1094
00:54:04,786 --> 00:54:07,038
‫چیکار کردی؟

1095
00:54:07,038 --> 00:54:08,957
‫چطور می‌تونستم؟

1096
00:54:08,957 --> 00:54:11,157
‫این افراد خانواده دارن

1097
00:54:16,047 --> 00:54:18,049
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1098
00:54:18,049 --> 00:54:19,592
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1099
00:54:19,592 --> 00:54:21,219
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1100
00:54:21,219 --> 00:54:22,595
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1101
00:54:22,595 --> 00:54:24,222
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1102
00:54:24,222 --> 00:54:25,473
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1103
00:54:25,473 --> 00:54:28,834
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

1104
00:54:28,858 --> 00:54:45,858
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

