﻿1
00:00:28,262 --> 00:00:38,262
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:38,286 --> 00:00:48,286
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:48,310 --> 00:00:58,310
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:50,968 --> 00:01:57,968
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

5
00:01:58,993 --> 00:02:00,662
‫زنیکه‌ی دزد

6
00:02:00,662 --> 00:02:03,123
‫خانم استور دوک باکینگهامم رو دزدیده

7
00:02:03,123 --> 00:02:04,207
‫بعضیا ممکنه بگن

8
00:02:04,207 --> 00:02:05,417
‫تو اونو از خانم وینترتون دزدیدی

9
00:02:05,417 --> 00:02:08,211
‫خانم وینترتون نشسته داره
‫پول قدیمی شوهرشو ریخت‌و‌پاش می‌کنه

10
00:02:08,211 --> 00:02:10,130
‫اونم وقتی پارسال داشت
‫لباس زیر منو اتو می‌کرد

11
00:02:10,130 --> 00:02:11,589
‫نیازی به دوک‌ها نداره

12
00:02:11,589 --> 00:02:13,925
‫درهرحال مثل کفش دست دوم
‫بین همه دست‌به‌دست شده

13
00:02:13,925 --> 00:02:15,635
‫جدی میگم، جورج

14
00:02:15,635 --> 00:02:16,594
‫میگه متاسفانه

15
00:02:16,594 --> 00:02:18,388
‫برنامه‌هاش برای شب
‫افتتاحیه تغییر کرده

16
00:02:18,388 --> 00:02:21,016
‫می‌دونستیم اینطوری میشه

17
00:02:21,016 --> 00:02:22,267
‫امروز هیئتت جلسه نداره؟

18
00:02:22,267 --> 00:02:23,435
‫بهشون میگی؟

19
00:02:23,435 --> 00:02:26,271
‫نه، و توام نمیگی

20
00:02:26,271 --> 00:02:28,481
‫مگه خانم استور اینو
‫توی بوق و کرنا نمی‌کنه؟

21
00:02:28,481 --> 00:02:30,817
‫پس ما باید بیشتر سروصدا کنیم

22
00:02:30,817 --> 00:02:34,821
‫وقتی اینطوری حرف می‌زنی
‫خیلی مضطربم می‌کنی

23
00:02:34,821 --> 00:02:37,021
‫خوبه

24
00:02:39,826 --> 00:02:43,079
‫پس فقط میشه گفت هیچی برام نمونده

25
00:02:43,079 --> 00:02:44,789
‫خب، یکم باقی مونده

26
00:02:44,789 --> 00:02:47,959
‫و اگر اینجا رو بفروشی
‫و خونه‌ی ارزان‌تری پیدا کنی

27
00:02:47,959 --> 00:02:50,378
‫شاید یخورده به سمت پایین‌شهر...

28
00:02:50,378 --> 00:02:52,255
‫توی محله‌ی یهودی‌ها

29
00:02:52,255 --> 00:02:54,257
‫اگنس، این مزخرفاتت رو شروع نکن

30
00:02:54,257 --> 00:02:55,633
‫با سرمایه‌گذاری‌های عاقلانه

31
00:02:55,633 --> 00:02:57,761
‫درآمدی پیدا می‌کنی
‫که باهاش زندگی کنی

32
00:02:57,761 --> 00:03:01,473
‫زندگی مجللی نمیشه
‫ولی بی‌پول هم نمی‌مونی

33
00:03:01,473 --> 00:03:04,309
‫باید چند تا لباس عربی گشاد پیدا کنم

34
00:03:04,309 --> 00:03:06,509
‫به‌نظرم اونا رو میشه بدون خدمتکار پوشید

35
00:03:07,645 --> 00:03:10,565
‫در این مورد با هرکسی
‫که مسئول امور مالیت هست صحبت می‌کنم

36
00:03:10,565 --> 00:03:13,318
‫پسرم تا الان مسئول امور مالیم بوده

37
00:03:13,318 --> 00:03:14,986
‫قرار نیست از این به بعد مسئول باشه

38
00:03:14,986 --> 00:03:16,863
‫مامان، نمی‌دونم چند بار

39
00:03:16,863 --> 00:03:17,697
‫می‌تونم بگم متاسفم

40
00:03:17,697 --> 00:03:19,866
‫به جهنم که متاسفی

41
00:03:19,866 --> 00:03:23,161
‫زندگی مادرتو نابود کردی
‫و خانواده‌تو به خاک سیاه نشوندی!

42
00:03:23,161 --> 00:03:25,747
‫زحمات چندین قرن رو به باد دادی!

43
00:03:32,170 --> 00:03:33,546
‫ممنونم، آقای هارکورت

44
00:03:33,546 --> 00:03:35,590
‫میشه بعد از اینکه تمام پیامدها رو

45
00:03:35,590 --> 00:03:37,926
‫درنظر گرفتیم، بازم همدیگه رو ببینیم؟

46
00:03:37,926 --> 00:03:39,052
‫بله حتماً

47
00:03:39,052 --> 00:03:41,252
‫در خدمتم

48
00:03:43,014 --> 00:03:45,684
‫آقای هارکورت تشریف می‌برن

49
00:03:45,684 --> 00:03:48,269
‫مطمئن نیستم گفتن این حرف
‫چندان حرفه‌ای باشه

50
00:03:48,269 --> 00:03:50,814
‫ولی همچین چیزی حقتون نبود

51
00:03:50,814 --> 00:03:53,014
‫ممنونم

52
00:03:57,529 --> 00:04:00,031
‫پس قراره داستانم
‫اینطوری به پایان برسه

53
00:04:00,031 --> 00:04:02,325
‫از دست برادر بی‌خاصیتم
‫جون سالم به‌در بردم

54
00:04:02,325 --> 00:04:04,994
‫و با مردی ازدواج کردم
‫که کنار اومدن باهاش راحت نبود

55
00:04:04,994 --> 00:04:08,832
‫تا بتونم یک زندگی باوقار و امن داشته باشم

56
00:04:08,832 --> 00:04:11,626
‫ولی به‌جاش، قراره
‫از خونه‌م بیفتم بیرون

57
00:04:11,626 --> 00:04:14,045
‫و کنار خیابون برای یک لقمه نون گدایی کنم

58
00:04:14,045 --> 00:04:15,463
‫عمه اگنس، اسکار نرفت...

59
00:04:15,463 --> 00:04:17,589
‫اسکاش نرفت چی؟
‫نرفت پرس‌و‌جو کنه؟

60
00:04:17,589 --> 00:04:19,718
‫سابقه‌ی خانم بیتون رو بررسی کنه؟

61
00:04:19,718 --> 00:04:23,680
‫جوانب احتیاطی رو رعایت کنه
‫که هر زن خانه‌دار عاقلی برای

62
00:04:23,680 --> 00:04:25,390
‫سفارش یک لقمه نون انجام میده؟

63
00:04:25,390 --> 00:04:28,560
‫نه، حق با توئه
‫این‌کارها رو نکرده

64
00:04:28,560 --> 00:04:31,938
‫ای‌کاش زودتر بهم می‌گفتی

65
00:04:31,938 --> 00:04:34,983
‫تازه همون شبی اینو
‫از اسکار شنیدم که...

66
00:04:34,983 --> 00:04:36,818
‫که لوک از پیشمون رفت

67
00:04:36,818 --> 00:04:39,529
‫همین‌جوریشم، احساس گناه می‌کنم
‫که ازت خواستم بیای

68
00:04:39,529 --> 00:04:41,573
‫و حرف‌های آقای هارکورت رو بشنوی

69
00:04:41,573 --> 00:04:43,575
‫خوشحالم اینجا بودم

70
00:04:43,575 --> 00:04:45,409
‫این ضرر مربوط به همه‌مونه

71
00:04:45,409 --> 00:04:47,662
‫آره واقعاً

72
00:04:47,662 --> 00:04:50,331
‫شاید اوضاع بهتر از چیزی باشه که میگی

73
00:04:50,331 --> 00:04:52,542
‫حتماً این خونه ارزش زیادی داره

74
00:04:52,542 --> 00:04:53,501
‫آره

75
00:04:53,501 --> 00:04:56,755
‫تعجب می‌کنم اسکار اینم نداد بره

76
00:04:56,755 --> 00:05:00,550
‫فقط باید این حقیقتو قبول کنم
‫که خوشبختیم به پایان رسیده

77
00:05:00,550 --> 00:05:03,386
‫خیلیای دیگه مجبور شدن
‫همین‌کارو بکنن

78
00:05:03,386 --> 00:05:05,430
‫فقط خداروشکر می‌کنم
‫که یک تاریخ رو

79
00:05:05,430 --> 00:05:06,848
‫برای عروسی ماریان مشخص کردیم

80
00:05:06,848 --> 00:05:10,101
‫ولی اینکه قراره چطوری
‫پولشو بدیم، نمی‌دونم

81
00:05:10,101 --> 00:05:12,145
‫البته، ممکنه دشل پا پس بکشه

82
00:05:12,145 --> 00:05:16,941
‫و دلش نخواد با این خاندان نگون‌بخت وصلت کنه

83
00:05:16,941 --> 00:05:19,141
‫میرم طبقه‌ی بالا

84
00:05:25,408 --> 00:05:27,410
‫مادرت اینم به سلامت
‫پشت سر می‌ذاره

85
00:05:27,410 --> 00:05:29,412
‫حتی اگر خودش اینو ندونه

86
00:05:29,412 --> 00:05:34,292
‫شاید پشت سر بذاره
‫ولی مطمئن نیستم من بتونم

87
00:05:34,292 --> 00:05:36,628
‫تا شب افتتاحیه همدیگه رو نمی‌بینیم

88
00:05:36,628 --> 00:05:38,722
‫و بدون شک از الان تا اون‌موقع

89
00:05:38,722 --> 00:05:40,423
‫باید دردسرهایی رو حل‌و‌فصل کنیم

90
00:05:40,423 --> 00:05:43,093
‫ولی لازم می‌دونم
‫که از همه‌تون بابت

91
00:05:43,093 --> 00:05:44,844
‫تلاش‌هاتون تشکر کنم

92
00:05:44,844 --> 00:05:48,306
‫و میزبان‌مون، خانم جورج راسل رو

93
00:05:48,306 --> 00:05:51,726
‫بابت تلاش پیروزمندانه‌ش
‫برای پر کردن جایگاه‌هامون تحسین کنم

94
00:05:51,726 --> 00:05:54,187
‫چیزی که قراره نتیجه‌ش نمایش خیره‌کننده‌ی

95
00:05:54,187 --> 00:05:56,387
‫شکوه نیویورکی باشه

96
00:06:02,487 --> 00:06:04,614
‫خیلی رضایت‌بخش بود

97
00:06:04,614 --> 00:06:06,282
‫همیشه از مادرت می‌ترسم

98
00:06:06,282 --> 00:06:07,534
‫ولی کارش خیلی خوب بوده

99
00:06:07,534 --> 00:06:09,786
‫آره گمونم، ولی اینکه
‫ چرا باید از اون تشکر کرد

100
00:06:09,786 --> 00:06:11,413
‫اونم وقتی مطمئنم
‫همه‌شون همونقدر

101
00:06:11,413 --> 00:06:12,997
‫ تلاش کردن رو نمی‌دونم

102
00:06:12,997 --> 00:06:14,833
‫باید به‌هم معرفی‌تون کنم
‫ایشون "بیلی کارلتون"ـه

103
00:06:14,833 --> 00:06:17,502
‫خانم چارلز فین

104
00:06:17,502 --> 00:06:19,421
‫شما یکی از خواستگارهای
‫خانم راسل هستی؟

105
00:06:19,421 --> 00:06:21,172
‫دلم می‌خواد باشم

106
00:06:21,172 --> 00:06:22,590
‫مسخره‌بازی درنیار

107
00:06:22,590 --> 00:06:24,509
‫من و آقای کارلتون
‫در مراسم‌های رقص آشنا شدیم

108
00:06:24,509 --> 00:06:25,593
‫همین

109
00:06:25,593 --> 00:06:28,972
‫که اینطور
‫پس بخشی از تعاملات روزمره‌ست

110
00:06:33,268 --> 00:06:35,103
‫توی نیوپورت هم دیدمت

111
00:06:35,103 --> 00:06:36,354
‫اونجا خونه داریم

112
00:06:36,354 --> 00:06:39,524
‫توی مهمونی آقای مک‌آلیستر بودی

113
00:06:39,524 --> 00:06:41,276
‫می‌خواستم ازت بخوام
‫باهام برقصی

114
00:06:41,276 --> 00:06:42,527
‫چرا نخواستی؟

115
00:06:42,527 --> 00:06:43,778
‫بله

116
00:06:43,778 --> 00:06:46,489
‫خب، گمونم خطری تهدیدمون نمی‌کنه

117
00:06:46,489 --> 00:06:49,159
‫و خانم استور مجبوره
‫شکستش رو بپذیره

118
00:06:49,159 --> 00:06:50,452
‫زود قضاوت نکن

119
00:06:50,452 --> 00:06:53,038
‫باید اینو بهت بگم
‫که اسم مهمان افتخاریت رو

120
00:06:53,038 --> 00:06:53,913
‫لو دادم

121
00:06:53,913 --> 00:06:56,374
‫- چرا این‌کارو کردی؟
‫- چرا که نه؟

122
00:06:56,374 --> 00:06:58,376
‫این خبر نور علی نور شده

123
00:06:58,376 --> 00:07:00,170
‫آخرین بلیط‌ ها
‫در یک چشم ‌بهم زدن فروش رفتن

124
00:07:00,170 --> 00:07:03,256
‫تمامی جایگاه‌ها قراره
‫به لطف تو پر بشن

125
00:07:03,256 --> 00:07:04,716
‫ولی فرض بر اینکه دوک نیاد

126
00:07:04,716 --> 00:07:05,633
‫خب، این حرفو نزن

127
00:07:05,633 --> 00:07:07,552
‫خیلی از کسایی که
‫جایگاه‌هامون رو گرفتن

128
00:07:07,552 --> 00:07:08,970
‫توی آکادمی هم جایگاه دارن

129
00:07:08,970 --> 00:07:11,139
‫هرجا فکر کنن دوک هست میرن

130
00:07:11,139 --> 00:07:13,475
‫حتماً می‌دونی که خانم استور
‫داره سعی می‌کنه دوک رو بقاپه

131
00:07:13,475 --> 00:07:15,101
‫پس باید راضیشون کنی

132
00:07:15,101 --> 00:07:16,478
‫که شانس اینکه تو دوک رو بیاری بیشتره

133
00:07:16,478 --> 00:07:17,937
‫جدی میگم، خانم راسل

134
00:07:17,937 --> 00:07:20,565
‫باید حرف تو رو باور کنن، نه حرف اونو

135
00:07:20,565 --> 00:07:22,817
‫ببخشید

136
00:07:27,697 --> 00:07:29,657
‫ممنون که تشریف آوردی

137
00:07:29,657 --> 00:07:31,284
‫خیلی ممنون که بهم کمک کردی

138
00:07:31,284 --> 00:07:32,619
‫خوشحال شدم

139
00:07:32,619 --> 00:07:34,579
‫این یعنی می‌تونیم
‫شب افتتاحیه منتظر دیدنت

140
00:07:34,579 --> 00:07:35,580
‫توی "مت" باشیم؟

141
00:07:35,580 --> 00:07:36,748
‫مطمئن نیستم

142
00:07:36,748 --> 00:07:39,250
‫چارلز دلش می‌خواد بیایم مت

143
00:07:39,250 --> 00:07:40,752
‫و تو چی می‌خوای؟

144
00:07:40,752 --> 00:07:43,004
‫فقط می‌خوام اینقدر
‫از خانم استور وحشت‌زده نباشم

145
00:07:43,004 --> 00:07:45,757
‫آدم شجاعی نیستم

146
00:07:47,384 --> 00:07:49,803
‫متاسفانه فریب خوردم

147
00:07:49,803 --> 00:07:52,263
‫تمام سرمایه‌گذاری‌ها
‫تاحدودی خطرناک هستن

148
00:07:52,263 --> 00:07:53,807
‫و آقای اسکار بدشانسی آورد

149
00:07:53,807 --> 00:07:56,226
‫اونی که بدشانسی آورده منم

150
00:07:56,226 --> 00:07:57,936
‫چه فاجعه‌ای

151
00:07:57,936 --> 00:08:00,021
‫چقدر برای آماده شدن وقت داریم؟

152
00:08:00,021 --> 00:08:02,691
‫می‌تونین تا فروخته شدن خونه بمونین

153
00:08:02,691 --> 00:08:04,317
‫- کی قراره فروش بره؟
‫- بریجت

154
00:08:04,317 --> 00:08:05,402
‫مطمئن نیستیم

155
00:08:05,402 --> 00:08:07,696
‫پس اگر زودتر شغلی گیر آوردین
‫حتماً قبولش کنین

156
00:08:07,696 --> 00:08:09,447
‫یک لحظه وایسا ببینم

157
00:08:09,447 --> 00:08:11,616
‫پس به کارمون ادامه میدیم

158
00:08:11,616 --> 00:08:13,702
‫تا اوضاع مشخص‌تر بشه

159
00:08:13,702 --> 00:08:15,902
‫ممنونم، بنیستر

160
00:08:17,539 --> 00:08:19,739
‫برگردین سرکار دوستان

161
00:08:20,207 --> 00:08:22,293
‫باید منتظر بمونیم و ببینیم چی میشه

162
00:08:22,293 --> 00:08:24,921
‫اوه، چقدر نازه

163
00:08:24,921 --> 00:08:28,925
‫- عین فرشته می‌مونه
‫- ممنون

164
00:08:28,925 --> 00:08:32,095
‫اوه، از دیدنتون خوشحالم

165
00:08:32,095 --> 00:08:34,597
‫اوه، با خانم فورچن
‫ که داشت می‌رفت سلام کردین؟

166
00:08:34,597 --> 00:08:36,765
‫- اونی که بچه دستش بود؟
‫- آره

167
00:08:36,765 --> 00:08:38,601
‫ازم می‌خواد لباس‌هایی که

168
00:08:38,601 --> 00:08:40,687
‫دوره‌ی حاملگی می‌پوشیده رو کوچیک کنم

169
00:08:40,687 --> 00:08:43,815
‫فکر می‌کردم بشناسیش
‫چون برای روزنامه‌ی شوهرش کار می‌کنی

170
00:08:43,815 --> 00:08:45,900
‫نه. نه، تابه‌حال همدیگه رو ندیدیم

171
00:08:45,900 --> 00:08:48,695
‫تو و آقای فورچن با مقاله‌تون
‫در مورد هیئت آموزش و پرورش

172
00:08:48,695 --> 00:08:50,488
‫خیلی بهمون کمک کردین

173
00:08:50,488 --> 00:08:52,907
‫حالا اونقدر دانش‌آموز اومدن ثبت‌نام کنن

174
00:08:52,907 --> 00:08:55,493
‫که امکان نداره بتونن درهامون رو تخته کنن

175
00:08:55,493 --> 00:08:57,912
‫حالا، فقط کافیه هیئت رو راضی کنیم

176
00:08:57,912 --> 00:08:59,664
‫یکی بهت بدهکارم، خانم اسکات

177
00:08:59,664 --> 00:09:01,583
‫من فقط در مورد توافقی

178
00:09:01,583 --> 00:09:03,126
‫که با ایرلندی‌ها کردین نوشتم

179
00:09:03,126 --> 00:09:05,628
‫اگر مدرسه باز موند
‫به لطف خودتونه

180
00:09:05,628 --> 00:09:07,839
‫می‌بینم که فروتنی توی خانواده‌تون ارثیه

181
00:09:07,839 --> 00:09:09,507
‫حرف‌هات دقیقاً عین مامانته

182
00:09:09,507 --> 00:09:11,634
‫بیاین بریم پشت

183
00:09:11,634 --> 00:09:13,219
‫هنوزم باید استدلال‌هایی که قراره

184
00:09:13,219 --> 00:09:14,804
‫برای هیئت بیاریم رو مشخص کنیم

185
00:09:14,804 --> 00:09:16,097
‫بیشتر چیزهایی که نیازه رو داریم

186
00:09:16,097 --> 00:09:17,640
‫ولی باید جمع‌آوری و منظم بشه

187
00:09:17,640 --> 00:09:19,840
‫اوه، توی این مورد
‫می‌تونم کمکت کنم

188
00:09:20,685 --> 00:09:22,062
‫یکی پیدا کردم

189
00:09:22,062 --> 00:09:25,857
‫"آگهی استخدام... یک خدمتکار سن‌بالا"

190
00:09:25,857 --> 00:09:28,610
‫"که دنبال ترفیع به مقام خانه‌داره"

191
00:09:28,610 --> 00:09:30,153
‫این یعنی دنبال خانه‌دار هستن

192
00:09:30,153 --> 00:09:32,614
‫ولی نمی‌خوان پولشو بدن

193
00:09:32,614 --> 00:09:34,199
‫درهرحال سنت زیادی پایینه

194
00:09:34,199 --> 00:09:35,784
‫اوه، این چطوره؟

195
00:09:35,784 --> 00:09:38,453
‫"سرخدمتکار باتجربه، ترجیحاً انگلیسی"

196
00:09:38,453 --> 00:09:41,498
‫اوه، توی شیکاگوئه

197
00:09:41,498 --> 00:09:43,458
‫شیکاگو که مشکلی نداره

198
00:09:43,458 --> 00:09:45,210
‫ولی نیویورک نیست

199
00:09:45,210 --> 00:09:48,171
‫آقای بنیستر، مطمئناً
‫یکی از دوستان خانم ون‌راین...

200
00:09:48,171 --> 00:09:49,381
‫خیلی ساکتی

201
00:09:49,381 --> 00:09:51,716
‫کل روز همینطور بودی

202
00:09:51,716 --> 00:09:53,968
‫- نمی‌خواستم مزاحمت بشم
‫- بابت چی مزاحمم بشی؟

203
00:09:55,428 --> 00:09:58,390
‫یک نامه از دفتر ثبت اختراع دریافت کردم

204
00:09:58,390 --> 00:09:59,724
‫درخواستم رو قبول کردن

205
00:09:59,724 --> 00:10:02,394
‫اوه، اینکه خیلی عالیه

206
00:10:02,394 --> 00:10:04,771
‫اوه، خیلی برات خوشحالم، جک

207
00:10:04,771 --> 00:10:07,065
‫- حالا می‌بینی
‫- روز تو چطور بود، خانم اسکات؟

208
00:10:07,065 --> 00:10:09,150
‫به مادرت گفتی اینجا چه اتفاقی افتاده؟

209
00:10:09,150 --> 00:10:10,985
‫نه، نمی‌خوام تا نفهمیدم قراره چیکار کنم

210
00:10:10,985 --> 00:10:12,404
‫حرفی بزنم

211
00:10:12,404 --> 00:10:14,114
‫خانم اسکات گلیمشو از آب می‌کشه بیرون

212
00:10:14,114 --> 00:10:15,990
‫هنوزم توی "گلوب" شغل خودشو داره

213
00:10:15,990 --> 00:10:18,159
‫و توام چیزیت نمیشه، خانم باور

214
00:10:18,159 --> 00:10:20,912
‫به‌نظرم از تو و بریجت می‌خوان بمونین

215
00:10:20,912 --> 00:10:22,956
‫اگر نمی‌خوان از گرسنگی بمیرن

216
00:10:22,956 --> 00:10:24,666
‫تو خبری نداری، خانم آرمسترانگ؟

217
00:10:24,666 --> 00:10:28,044
‫متاسفانه من زیادی پیرم

218
00:10:28,044 --> 00:10:30,672
‫گفتنش سخته
‫ولی حقیقت تلخ همینه

219
00:10:30,672 --> 00:10:32,872
‫اونی که از گرسنگی می‌میره منم

220
00:10:34,884 --> 00:10:37,595
‫تو چی، جان؟
‫به‌جایی رسیدی؟

221
00:10:37,595 --> 00:10:40,348
‫نه از اون نظر

222
00:10:40,348 --> 00:10:42,559
‫منظورت چیه؟

223
00:10:42,559 --> 00:10:43,768
‫حق ثبت اختراعش رو بهش دادن

224
00:10:43,768 --> 00:10:46,396
‫اوه! اوه چه خوب

225
00:10:46,396 --> 00:10:47,313
‫جک

226
00:10:47,313 --> 00:10:49,691
‫دنیا عقلشو کاملاً از دست داده

227
00:10:49,691 --> 00:10:52,902
‫اوه، به حرفاش گوش نکن
‫خبر خیلی خوبیه

228
00:10:52,902 --> 00:10:55,155
‫- حالا می‌خوای چیکار کنی؟
‫- مطمئن نیستم

229
00:10:55,155 --> 00:10:57,449
‫باید 20 دلار دیگه پیدا کنی

230
00:10:57,449 --> 00:10:59,409
‫اوه، نگران اون نباش

231
00:10:59,409 --> 00:11:01,609
‫کمکت می‌کنیم جورش کنی

232
00:11:10,628 --> 00:11:12,005
‫نخوری زمین

233
00:11:12,005 --> 00:11:14,205
‫اوه

234
00:11:15,216 --> 00:11:17,677
‫اوه، آقای بوردن
‫کتت خیس آب شده

235
00:11:19,012 --> 00:11:20,889
‫به این زودی برگشتین؟

236
00:11:20,889 --> 00:11:22,974
‫گمونم زیر بارون گیر کردین

237
00:11:22,974 --> 00:11:24,976
‫چجورم گیر کردیم، خانم آندره

238
00:11:24,976 --> 00:11:27,312
‫یکی از پیش‌نواهای مندلسون رو اجرا کردن

239
00:11:27,312 --> 00:11:30,231
‫ولی آخرش بیخیال شدن
‫و پیاده برگشتیم خونه

240
00:11:30,231 --> 00:11:32,650
‫خب، خیلی خوشحالم
‫اگر مندلسون بازم داره مد میشه

241
00:11:32,650 --> 00:11:34,110
‫مطمئن نیستم بشه اینطور گفت

242
00:11:34,110 --> 00:11:36,321
‫ولی حداقل دارن دوباره آهنگ‌هاشو می‌زنن

243
00:11:36,321 --> 00:11:37,989
‫چه مأیوس‌کننده

244
00:11:37,989 --> 00:11:41,451
‫دفعه‌ی بعد، باید یک سالن
‫کنسرت درست‌و‌حسابی پیدا کنین

245
00:11:41,451 --> 00:11:43,651
‫بهتره برم به کارام برسم

246
00:11:47,999 --> 00:11:50,293
‫یعنی خانم اسکات گفت
‫باید با من مشورت کنین؟

247
00:11:50,293 --> 00:11:52,796
‫حرفشو پیش کشید، آره
‫و به‌نظر فکر خوبی میومد

248
00:11:52,796 --> 00:11:55,924
‫لطف داره، البته اگر می‌تونستم بفهمم

249
00:11:55,924 --> 00:11:58,009
‫ساعتت چه فرقی با بقیه‌شون می‌کنه

250
00:11:58,009 --> 00:12:01,471
‫چرخ‌دنگ جدیدم باعث میشه
‫چرخ‌دنده‌هاش به‌هم نچسبن

251
00:12:01,471 --> 00:12:03,390
‫برای همین ساعت دقیق باقی می‌مونه

252
00:12:03,390 --> 00:12:04,724
‫چون نیازی به روغن نداره؟

253
00:12:04,724 --> 00:12:06,851
‫آره همینطوره، قربان

254
00:12:06,851 --> 00:12:09,020
‫تظاهر نمی‌کنم روش کارشو بلدم

255
00:12:09,020 --> 00:12:10,897
‫ولی از اعتماد به‌نفست خوشم میاد

256
00:12:10,897 --> 00:12:13,858
‫ممنون، قربان

257
00:12:13,858 --> 00:12:17,904
‫البته، یک ساعت شماطه‌دار چیز ساده‌ایه

258
00:12:17,904 --> 00:12:19,781
‫ولی چیز ساده‌ایه
‫که می‌تونه در تمام

259
00:12:19,781 --> 00:12:21,741
‫اتاق‌خواب‌های دنیا جا باز کنه

260
00:12:21,741 --> 00:12:23,326
‫خب حالا باید چیکار کنه؟

261
00:12:23,326 --> 00:12:25,412
‫بابت همین به توصیه‌تون نیاز دارم، قربان

262
00:12:25,412 --> 00:12:28,039
‫اختراعم رو ثبت کردم
‫و دیگه از اختراعم محافظت میشه

263
00:12:28,039 --> 00:12:30,583
‫ولی نمی‌دونم بعد از این چیکار کنم

264
00:12:30,583 --> 00:12:31,960
‫شما می‌دونی؟

265
00:12:31,960 --> 00:12:35,755
‫هنوز نه، ولی کسایی رو می‌شناسم
‫که می‌تونم ازشون بپرسم

266
00:12:35,755 --> 00:12:37,799
‫ممنونم، قربان

267
00:12:37,799 --> 00:12:39,634
‫همین که می‌خواین سعی کنین لطف بزرگیه

268
00:12:39,634 --> 00:12:41,803
‫دیگه باید برم

269
00:12:41,803 --> 00:12:44,055
‫باید برای چیدن میز شام آماده بشم

270
00:12:47,308 --> 00:12:50,812
‫خب، وقتی راهی پیدا کردم خبرت می‌کنم

271
00:12:58,528 --> 00:13:00,572
‫بهتره منم برم

272
00:13:00,572 --> 00:13:02,866
‫ممنون که با جان ملاقات کردی

273
00:13:02,866 --> 00:13:04,617
‫و لطفاً سلاممو به مادرت برسون

274
00:13:04,617 --> 00:13:05,744
‫حتماً

275
00:13:05,744 --> 00:13:07,954
‫شنیدم دوکش از دستش رفته

276
00:13:07,954 --> 00:13:10,081
‫از نظر عمه اگنس
‫دوک خیلی سست عنصره

277
00:13:10,081 --> 00:13:11,750
‫چون خانم استور نظرشو عوض کرد؟

278
00:13:11,750 --> 00:13:13,918
‫شنیدم آقای مک‌آلیستر بوده

279
00:13:13,918 --> 00:13:15,754
‫که تونسته نظرشو عوض کنه

280
00:13:15,754 --> 00:13:17,297
‫اون قانعش کرده

281
00:13:17,297 --> 00:13:20,633
‫آقای مک‌آلیستر، دوست مادرم؟

282
00:13:20,633 --> 00:13:22,833
‫خب، مادرم حتی به فکرشم نرسیده

283
00:13:24,012 --> 00:13:26,014
‫امیدوارم توی شب افتتاحیه ببینیمت

284
00:13:26,014 --> 00:13:28,266
‫دلم می‌خواد، ولی متاسفانه نمیشه

285
00:13:28,266 --> 00:13:29,893
‫همونطور که می‌دونی
‫عمه اگنس کاملاً

286
00:13:29,893 --> 00:13:31,436
‫توی جبهه‌ی مخالفه

287
00:13:31,436 --> 00:13:34,439
‫منظورت این بود
‫که تو بهمون ملحق بشی

288
00:13:34,439 --> 00:13:36,358
‫اوه

289
00:13:36,358 --> 00:13:37,734
‫فکر نکنم جرات این‌کارو داشته باشم

290
00:13:37,734 --> 00:13:40,070
‫خودتو دست کم می‌گیری، خانم بروک

291
00:13:45,950 --> 00:13:48,870
‫جناب راسل جوان خیلی لطف می‌کنه
‫که می‌خواد کمک کنه

292
00:13:48,870 --> 00:13:50,789
‫فقط داره خودنمایی می‌کنه

293
00:13:50,789 --> 00:13:53,375
‫- باهات مخالفم
‫- معلومه که هستی

294
00:13:53,375 --> 00:13:55,335
‫راستی، از دشل خواستم
‫پنجشنبه برای شام بیاد

295
00:13:55,335 --> 00:13:57,253
‫این اواخر خیلی کم دیدیمش

296
00:13:57,253 --> 00:13:58,963
‫خب، فقط به‌خطر شوهرعمه لوک بوده

297
00:13:58,963 --> 00:14:01,800
‫و البته بعدشم به‌خاطر
‫اتفاق ناگواری که برای اسکار...

298
00:14:01,800 --> 00:14:04,177
‫آره، به‌قدر کافی در موردش صحبت کردیم

299
00:14:04,177 --> 00:14:05,178
‫مامان...

300
00:14:05,178 --> 00:14:07,514
‫لطفاً نگو متاسفی

301
00:14:07,514 --> 00:14:10,308
‫نه، خواستم بهت بگم
‫برای شام افتتاحیه‌ی آکادمی

302
00:14:10,308 --> 00:14:11,810
‫برای شام دعوت شدم

303
00:14:11,810 --> 00:14:13,478
‫پس بگو نمیای. سرت شلوغه

304
00:14:13,478 --> 00:14:15,438
‫چه فرقی می‌کنه باشم یا نباشم؟

305
00:14:15,438 --> 00:14:16,439
‫اسکار، قراره توی

306
00:14:16,439 --> 00:14:18,358
‫مراسم افتتاحیه‌ی آکادمی حضور داشته باشی

307
00:14:18,358 --> 00:14:20,985
‫و اگر حس می‌کنی
‫این حرفم دستوره، بدون که هست

308
00:14:22,362 --> 00:14:24,489
‫عمه اگنس، منم دعوت شدم

309
00:14:24,489 --> 00:14:26,324
‫و متاسفانه قراره اعصابتو بهم بریزه

310
00:14:26,324 --> 00:14:28,326
‫چرا باید انتظار دیگه‌ای داشته باشم؟

311
00:14:28,326 --> 00:14:29,244
‫اگنس

312
00:14:29,244 --> 00:14:30,995
‫راسل‌ها ازم خواستن برای شام افتتاحیه

313
00:14:30,995 --> 00:14:32,706
‫برم به جایگاهشون در "مت"

314
00:14:32,706 --> 00:14:33,748
‫مت؟

315
00:14:33,748 --> 00:14:35,875
‫قراره از این به بعد
‫متروپولیتن رو اینطوری صدا کنیم؟

316
00:14:35,875 --> 00:14:37,377
‫دلم می‌خواد برم

317
00:14:37,377 --> 00:14:39,796
‫کدوم راسل دعوتت کرده؟

318
00:14:39,796 --> 00:14:41,881
‫امیدوارم پسرش نبوده باشه

319
00:14:41,881 --> 00:14:43,508
‫خانم راسل ازم خواسته

320
00:14:43,508 --> 00:14:46,177
‫ازش بعید نبود، اونم فقط از لج من

321
00:14:47,345 --> 00:14:49,681
‫پس برادرزاده‌م قراره با دشمن همراه بشه

322
00:14:49,681 --> 00:14:52,600
‫هیچوقت نگفته بودی
‫ماریان مجبوره شب افتتاحیه

323
00:14:52,600 --> 00:14:54,352
‫بیاد آکادمی

324
00:14:54,352 --> 00:14:56,271
‫می‌خوام سالن اپرای جدید رو ببینم

325
00:14:56,271 --> 00:14:58,690
‫پس حاضری بدون لحظه‌ای درنگ

326
00:14:58,690 --> 00:15:00,025
‫یک دوست قدیم رو بندازی کنار

327
00:15:00,025 --> 00:15:02,152
‫آکادمی "دوست قدیمی" من نیست

328
00:15:02,152 --> 00:15:04,320
‫قبل از اینکه بیام نیویورک
‫یک‌بارم اسمشو نشنیده بودم

329
00:15:04,320 --> 00:15:08,450
‫توی دنیای ما
‫دوستی‌های قدیمی ارثی هستن

330
00:15:13,872 --> 00:15:16,332
‫خانم بروس، لطفاً به چورچ بگو

331
00:15:16,332 --> 00:15:18,752
‫اینو تا قبل از پایان امروز
‫به آقای مک‌آلیستر تحویل بده

332
00:15:18,752 --> 00:15:19,961
‫چشم، خانم

333
00:15:19,961 --> 00:15:22,630
‫برای شام بعد از اپرا کاملاً آماده‌این؟

334
00:15:22,630 --> 00:15:24,466
‫بله آماده‌ایم، خانم

335
00:15:24,466 --> 00:15:27,635
‫میشه بپرسم قراره
‫کدوم اپرا رو بشنوین؟

336
00:15:27,635 --> 00:15:29,054
‫فاوست

337
00:15:29,054 --> 00:15:30,764
‫یادته وقتی خانم نیلسون
‫"آهنگ جواهر" رو

338
00:15:30,764 --> 00:15:31,931
‫ اینجا اجرا کرد؟

339
00:15:31,931 --> 00:15:33,683
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

340
00:15:33,683 --> 00:15:35,310
‫پس از موسیقی لذت می‌بری؟

341
00:15:35,310 --> 00:15:37,562
‫یاد گرفتم ازش لذت ببرم، آره

342
00:15:37,562 --> 00:15:39,564
‫از قضا خیلیم زیاد لذت می‌برم

343
00:15:39,564 --> 00:15:42,192
‫ولی قبل از اینکه خانم آندره بیاد
‫باید تصمیم بگیریم

344
00:15:42,192 --> 00:15:44,277
‫قراره بمونه یا بره

345
00:15:44,277 --> 00:15:46,071
‫از همه‌نظر توی کارش مهارت داره

346
00:15:46,071 --> 00:15:48,782
‫پس اگر دردسرساز نیست
‫می‌تونه بمونه

347
00:15:48,782 --> 00:15:51,201
‫خوشحالم این موضوع هم حل شد، خانم

348
00:15:54,287 --> 00:15:56,247
‫بابت امروز کافیه

349
00:15:56,247 --> 00:15:57,790
‫باید برسی بروکلین

350
00:15:57,790 --> 00:15:58,917
‫و دلت نمی‌خواد دیر کنی

351
00:15:58,917 --> 00:16:01,086
‫حتی با وجود پل بروکلین

352
00:16:01,086 --> 00:16:03,171
‫میشه به آرمسترانگ بگی
‫برای امروز بعدازظهر

353
00:16:03,171 --> 00:16:04,964
‫به کمکش احتیاج دارم؟

354
00:16:04,964 --> 00:16:07,133
‫باید مشخص کنم
‫برای زندگی جدیدم

355
00:16:07,133 --> 00:16:10,345
‫که اصلاً مشتاقش نیستم
‫به چه لباس‌هایی احتیاج دارم

356
00:16:10,345 --> 00:16:12,847
‫فکر نکنم اونم چندان مشتاق

357
00:16:12,847 --> 00:16:15,016
‫زندگی جدیدش باشه

358
00:16:15,016 --> 00:16:17,769
‫منظورت چیه، خانم اسکات؟

359
00:16:17,769 --> 00:16:20,522
‫هیچی فقط از فکر تغییر اوضاع وحشت‌زده شده

360
00:16:20,522 --> 00:16:23,024
‫ولی خب بقیه‌ هم می‌ترسن

361
00:16:23,024 --> 00:16:25,985
‫خانم فورته، خانم

362
00:16:27,320 --> 00:16:29,197
‫هر اتفاقیم برای آرمسترانگ بیفته

363
00:16:29,197 --> 00:16:31,366
‫لیاقت دلسوزی خانم اسکات رو نداره

364
00:16:31,366 --> 00:16:34,285
‫بعد از تمام اون حرف‌هایی که زده

365
00:16:34,285 --> 00:16:36,329
‫آدم رقت‌انگیزیه که از تعصب‌هاش

366
00:16:36,329 --> 00:16:39,040
‫مثل عصا استفاده می‌کنه

367
00:16:39,040 --> 00:16:41,418
‫همه‌مون باید بابت این
‫براش دلسوزی کنیم

368
00:16:44,921 --> 00:16:46,172
‫اومدی

369
00:16:46,172 --> 00:16:48,174
‫نامه‌ی احضارت به دستم رسید

370
00:16:48,174 --> 00:16:50,135
‫معلومه که اومدم

371
00:16:50,135 --> 00:16:52,095
‫می‌خواستم توضیحاتت رو بشنوم

372
00:16:52,095 --> 00:16:54,806
‫چون دوک جبهه‌ش رو عوض کرده؟

373
00:16:54,806 --> 00:16:58,101
‫فکر می‌کردم تویی
‫که جبهه‌ت رو عوض کردی

374
00:16:58,101 --> 00:17:00,895
‫لری بهم گفت تو نظرشو عوض کردی

375
00:17:00,895 --> 00:17:02,814
‫باهاش صحبت کردم، آره

376
00:17:02,814 --> 00:17:04,648
‫چه غم‌انگیز

377
00:17:04,648 --> 00:17:07,068
‫فکر می‌کردم دوستمی
‫که شاید کار احمقانه‌ای بوده

378
00:17:07,068 --> 00:17:09,279
‫من دوستتم

379
00:17:09,279 --> 00:17:12,323
‫ولی دوست خانم استور هم هستم

380
00:17:12,323 --> 00:17:14,867
‫و همه منو به همین عنوان می‌شناسن

381
00:17:14,867 --> 00:17:16,661
‫همم

382
00:17:16,661 --> 00:17:18,079
‫راحت راضی شد؟

383
00:17:18,079 --> 00:17:20,123
‫دوک توی موقعیت سختی قرار گرفته

384
00:17:20,123 --> 00:17:22,584
‫شاید زندگیش سخت باشه
‫ولی درکش سخت نیست

385
00:17:22,584 --> 00:17:25,462
‫جایگاه بلندبالا
‫املاک بزرگ، مقام‌های عالی‌رتبه

386
00:17:25,462 --> 00:17:27,547
‫یک قلعه توی دوون
‫و یک قصر توی لندن داره

387
00:17:27,547 --> 00:17:29,758
‫ولی به‌قدر کافی پول نداره
‫که همه‌شو سرپا نگه داره

388
00:17:29,758 --> 00:17:32,093
‫ارزیابی دقیقیه

389
00:17:32,093 --> 00:17:34,929
‫خب قیمتش چقدر بود؟

390
00:17:34,929 --> 00:17:36,806
‫این حرفا فایده‌ای نداره

391
00:17:36,806 --> 00:17:38,016
‫چرا؟

392
00:17:38,016 --> 00:17:40,477
‫داره چیزی بیشتر از پول بهش میده

393
00:17:40,477 --> 00:17:42,937
‫عرصه‌ی نیویورک رو براش باز می‌کنه

394
00:17:42,937 --> 00:17:45,482
‫داره عرصه‌ی آمریکا رو براش باز می‌کنه

395
00:17:45,482 --> 00:17:47,692
‫می‌خواد این مردم رو بشناسه

396
00:17:47,692 --> 00:17:52,781
‫و اون می‌تونه بیشتر از تو
‫این مردم رو باهاش آشنا کنه

397
00:17:52,781 --> 00:17:54,449
‫پس دوک به چیزی که می‌خواد می‌رسه

398
00:17:54,449 --> 00:17:57,202
‫افتتاحیه‌ی خانم استور موفقیت‌آمیز میشه

399
00:17:57,202 --> 00:18:02,207
‫و توام یک جایگاه توی آکادمی قبول می‌کنی

400
00:18:02,207 --> 00:18:03,875
‫خیلی از خودت مطمئنی

401
00:18:03,875 --> 00:18:07,837
‫با کمال احترام، خانم راسل
‫من خیلی بیشتر از تو

402
00:18:07,837 --> 00:18:10,382
‫توی این بازی بودم

403
00:18:10,382 --> 00:18:12,217
‫ولی مک‌آلیستر توضیح داد که چرا

404
00:18:12,217 --> 00:18:13,718
‫پیشنهاد پول بیشتر جواب نمیده

405
00:18:13,718 --> 00:18:14,886
‫ارزش امتحان کردن رو داره

406
00:18:14,886 --> 00:18:16,388
‫برتا، ما پول زیادی رو

407
00:18:16,388 --> 00:18:18,223
‫خرج متروپولیتن کردیم

408
00:18:18,223 --> 00:18:19,265
‫به‌نظر من به‌قدر کافی خرج کردیم

409
00:18:19,265 --> 00:18:20,558
‫- ولی آخه...
‫- نه

410
00:18:20,558 --> 00:18:23,228
‫این جوونک طمع‌کار
‫می‌تونه بره رد کارش

411
00:18:23,228 --> 00:18:25,730
‫یک سالن اپرای جدید داری
‫با هنرمندهای فوق العاده

412
00:18:25,730 --> 00:18:27,774
‫و هرچیزی که مردم می‌تونن بخوان

413
00:18:27,774 --> 00:18:30,860
‫حضور داشتن یا نداشتن یک دوک اهمیتی نداره

414
00:18:30,860 --> 00:18:32,070
‫بیشتر باور داشته باش

415
00:18:32,070 --> 00:18:33,697
‫پس نمی‌تونم پول بیشتری پیشنهاد بدم؟

416
00:18:33,697 --> 00:18:37,659
‫نمی‌تونی چیز بیشتری پیشنهاد بدی
‫همونطور که مک‌آلیستر گفت

417
00:18:39,327 --> 00:18:43,998
‫قول میدم بدون اون هم
‫خیلی موفقیت‌آمیز میشه

418
00:18:43,998 --> 00:18:45,458
‫شاید

419
00:18:45,458 --> 00:18:48,128
‫خواهیم دید

420
00:18:48,128 --> 00:18:50,630
‫چیزهای ساده‌ای رو
‫برای بعدازظهر نگه می‌دارم

421
00:18:50,630 --> 00:18:55,427
‫ولی خیلی چیزها اینجا هست
‫که دیگه هرگز نمی‌پوشم

422
00:18:55,427 --> 00:18:57,429
‫نمی‌تونم بذارمشون توی جعبه‌ی اهدایی‌ها

423
00:18:57,429 --> 00:19:01,599
‫و بهتر از اونی هستن
‫که بشه انداخت دور

424
00:19:01,599 --> 00:19:05,353
‫می‌تونم با دقت با نفتالین
‫و پارچه بسته‌بندیشون کنم

425
00:19:05,353 --> 00:19:08,273
‫و بذارمشون توی زیرشیروونی
‫محض احتیاط

426
00:19:08,273 --> 00:19:10,108
‫ولی گیریم زیرشیروونی نداشته باشیم

427
00:19:10,108 --> 00:19:12,068
‫دیگه قراره زندگی‌مون

428
00:19:12,068 --> 00:19:13,653
‫خیلی متفاوت باشه

429
00:19:13,653 --> 00:19:15,780
‫هنوزم دوستانت رو داری

430
00:19:15,780 --> 00:19:18,116
‫آره، و اوایل کار
‫سعی می‌کنن تظاهر کنن

431
00:19:18,116 --> 00:19:20,368
‫که از دست رفتن ثروتمون تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

432
00:19:20,368 --> 00:19:25,123
‫ولی کم‌کم خودشونو ازمون کنار می‌کشن

433
00:19:25,123 --> 00:19:26,541
‫تو چطور، آرمسترانگ؟

434
00:19:26,541 --> 00:19:29,419
‫هنوز جای جدیدی پیدا نکردی؟

435
00:19:29,419 --> 00:19:31,921
‫نمی‌دونم قراره چیکار کنم

436
00:19:31,921 --> 00:19:34,966
‫خب، کدوممون می‌دونیم؟

437
00:19:34,966 --> 00:19:39,512
‫ولی من و تو قبل از این هم
‫تجربه‌ی شرایط دشوار رو داشتیم

438
00:19:39,512 --> 00:19:43,933
‫و ازشون گذشتیم

439
00:19:43,933 --> 00:19:46,519
‫می‌خوای باهامون بیای؟

440
00:19:46,519 --> 00:19:47,520
‫چی؟

441
00:19:47,520 --> 00:19:49,689
‫خب، اگر بیای برای آدم‌های
‫ بی‌نام و نشون کار می‌کنی

442
00:19:49,689 --> 00:19:54,152
‫و نمی‌تونم پول زیادی بدم
‫یا قول بدم که قراره

443
00:19:54,152 --> 00:19:55,779
‫شرایط زندگیمون چطوری باشه

444
00:19:55,779 --> 00:19:59,240
‫ولی اگر خواستی امتحانش کنی
‫قدمت روی چشمه

445
00:19:59,240 --> 00:20:03,203
‫بله خانم، می‌خوام

446
00:20:03,203 --> 00:20:05,288
‫ممنون

447
00:20:05,288 --> 00:20:08,041
‫ولی چرا نظرت عوض شده؟

448
00:20:08,041 --> 00:20:09,626
‫عوض شده؟

449
00:20:09,626 --> 00:20:10,627
‫آره شاید شده

450
00:20:10,627 --> 00:20:14,172
‫به‌خاطر حرف خانم اسکات بود

451
00:20:14,172 --> 00:20:17,008
‫خانم اسکات؟

452
00:20:17,008 --> 00:20:20,178
‫در مورد من چی گفته؟

453
00:20:20,178 --> 00:20:22,430
‫چرا؟ دلت نمی‌خواد فکر کنی

454
00:20:22,430 --> 00:20:24,630
‫که باهات احساس همدردی کرده باشه؟

455
00:20:28,853 --> 00:20:30,897
‫این خیلی به کارم اومده

456
00:20:30,897 --> 00:20:32,273
‫ اسید سالیسیلیکه

457
00:20:32,273 --> 00:20:34,192
‫ولی از شر تلخیش خلاص شدن

458
00:20:34,192 --> 00:20:36,152
‫- خیلی خوبه
‫- و خودت تولیدش می‌کنی؟

459
00:20:36,152 --> 00:20:38,780
‫امتحانش کن
‫این یکی مجانی واسه خودت

460
00:20:38,780 --> 00:20:40,532
‫و حالا دیگه باید برم

461
00:20:40,532 --> 00:20:42,659
‫- جلسه‌ی هیئت مدارس داریم
‫- کدوم هیئت مدارس؟

462
00:20:42,659 --> 00:20:45,036
‫هیئت آموزش و پرورش که نیست
‫اون تاریخش فرداست

463
00:20:45,036 --> 00:20:46,538
‫صبر کن ببینم، نامه‌ش به دستت نرسیده؟

464
00:20:46,538 --> 00:20:47,706
‫نه، تغییرش دادن

465
00:20:47,706 --> 00:20:50,417
‫امروزه... ساعت 7، همون جای قبلی

466
00:20:50,417 --> 00:20:52,627
‫خب، گمونم حالا فهمیدیم
‫چرا من خبردار نشدم

467
00:20:52,627 --> 00:20:54,879
‫و شرط می‌بندم بقیه‌ی
‫ والدین رنگین‌پوست هم خبردار نشدن

468
00:20:54,879 --> 00:20:56,631
‫متاسفانه تقصیر مقاله‌ی دخترت

469
00:20:56,631 --> 00:20:58,008
‫در مورد همکاری ایرلندی‌ها

470
00:20:58,008 --> 00:20:59,300
‫و رنگین‌پوست‌هاست

471
00:20:59,300 --> 00:21:01,219
‫ظاهراً یه‌عده رو عصبانی کرده

472
00:21:01,219 --> 00:21:04,180
‫آره، و اطلاعاتی که بهم دادی هم
‫منو عصبانی کرده

473
00:21:07,517 --> 00:21:09,728
‫جیمز، خودت مغازه رو تعطیل کن

474
00:21:09,728 --> 00:21:11,928
‫چشم قربان

475
00:21:14,274 --> 00:21:16,067
‫باید تمام استدلال‌ها رو بنویسیم

476
00:21:16,067 --> 00:21:17,402
‫اگر پشت حرف‌هامون استدلالی نباشه

477
00:21:17,402 --> 00:21:19,237
‫بهشون گوش نمی‌کنن

478
00:21:19,237 --> 00:21:20,739
‫اینم لیست یک سری دانش‌آموز دیگه‌ست

479
00:21:20,739 --> 00:21:22,741
‫که آماده‌ن برای ترم بعد
‫نام‌نویسی کنن

480
00:21:22,741 --> 00:21:24,617
‫مهم‌ترین استدلال همینه

481
00:21:24,617 --> 00:21:27,037
‫چطور می‌تونن اینو زیر سوال ببرن؟

482
00:21:27,037 --> 00:21:29,748
‫ببخشید

483
00:21:33,043 --> 00:21:34,294
‫بهمون حقه زدن

484
00:21:34,294 --> 00:21:35,754
‫زمان جلسه رو گذاشتن امروز بعدازظهر

485
00:21:35,754 --> 00:21:38,256
‫که هیچکدوممون نیایم

486
00:21:38,256 --> 00:21:40,633
‫پس باید بریم. باید همین الان بریم

487
00:21:40,633 --> 00:21:42,594
‫خب، مطمئن نیستم آماده باشیم

488
00:21:42,594 --> 00:21:43,511
‫همه‌چیز رو بیارین

489
00:21:43,511 --> 00:21:45,013
‫هرکی خودش برسه اونجا

490
00:21:45,013 --> 00:21:47,213
‫ولی باید همین الان بریم

491
00:21:50,769 --> 00:21:52,312
‫زود بیاین. زود باشین

492
00:21:52,312 --> 00:21:54,512
‫زود باشین. همین الانشم دیر کردیم

493
00:21:55,899 --> 00:21:57,525
‫ببخشید

494
00:21:57,525 --> 00:21:58,985
‫این جلسه خصوصیه

495
00:21:58,985 --> 00:22:00,987
‫این جلسه در مورد بستن

496
00:22:00,987 --> 00:22:03,573
‫مدارس عمومی رنگین ‌پوست‌هاست؟

497
00:22:03,573 --> 00:22:05,241
‫این افراد امروز جمع شدن که...

498
00:22:05,241 --> 00:22:06,451
‫دارین در مورد بستن

499
00:22:06,451 --> 00:22:08,745
‫سه مدرسه‌ی رنگین پوست‌ها صحبت می‌کنین؟

500
00:22:08,745 --> 00:22:10,622
‫خب، موضوعات زیاد دیگه‌ای هم
‫توی دستورجلسه هست

501
00:22:10,622 --> 00:22:12,207
‫چرا زمان جلسه رو از فردا

502
00:22:12,207 --> 00:22:13,500
‫انداختین امروز؟

503
00:22:13,500 --> 00:22:15,669
‫امروز برامون راحت‌تر بود

504
00:22:15,669 --> 00:22:18,004
‫ولی چرا به ما خبر ندادین؟

505
00:22:18,004 --> 00:22:20,340
‫خیلی‌هامون والدین بچه‌های اون مدارس هستیم

506
00:22:20,340 --> 00:22:22,133
‫ولی بهمون خبر نداده بودین

507
00:22:22,133 --> 00:22:23,176
‫دلیلش چیه؟

508
00:22:23,176 --> 00:22:25,512
‫حتماً از دستمون دررفته

509
00:22:25,512 --> 00:22:27,347
‫پس به دلایلمون گوش می‌کنین؟

510
00:22:27,347 --> 00:22:30,266
‫لیستی از دانش‌آموزها داریم
‫که مشتاقن ثبت‌نام کنن...

511
00:22:30,266 --> 00:22:32,185
‫اونقدر هستن که فراتر از ظرفیت مدارسه

512
00:22:32,185 --> 00:22:34,646
‫و درخواست استخدام از معلم‌هایی داریم

513
00:22:34,646 --> 00:22:37,148
‫که همگی مشتاقن باهامون همکاری کنن

514
00:22:37,148 --> 00:22:38,858
‫این کارهاتون خارج از عرفه

515
00:22:38,858 --> 00:22:41,653
‫اگر بچه‌هامون از ظرفیت مدارس بیشتره

516
00:22:41,653 --> 00:22:44,614
‫و معلم‌هامون از میزان نیاز بیشتره

517
00:22:44,614 --> 00:22:48,243
‫چرا دارین تعطیلشون می‌کنین؟

518
00:22:54,749 --> 00:22:56,949
‫باید مدارک رو بررسی کنیم

519
00:23:09,014 --> 00:23:11,891
‫آقای مونتگومری

520
00:23:11,891 --> 00:23:13,768
‫خاله اگنس و خاله ایدا
‫هنوز دارن آماده میشن

521
00:23:13,768 --> 00:23:16,187
‫اوه. خوشحالم که می‌تونم
‫تنها باهات صحبت کنم

522
00:23:16,187 --> 00:23:18,523
‫می‌دونم، این اواخر زیاد همدیگه رو ندیدیم

523
00:23:18,523 --> 00:23:19,566
‫درک می‌کنم

524
00:23:19,566 --> 00:23:22,360
‫همگی چه ضربه‌ی سختی خوردیم

525
00:23:22,360 --> 00:23:24,487
‫می‌خوای به تدریس ادامه بدی؟

526
00:23:24,487 --> 00:23:25,905
‫قراره به درآمدش وابسته باشم

527
00:23:25,905 --> 00:23:28,158
‫عمه اگنس دیگه نمی‌تونه بهم پول بده

528
00:23:28,158 --> 00:23:29,743
‫خب، قرار نیست این وضع
‫چندان ادامه پیدا کنه

529
00:23:29,743 --> 00:23:31,911
‫وقتی ازدواج کردیم می‌ذاریش کنار

530
00:23:31,911 --> 00:23:32,912
‫خب، فکر کردم...

531
00:23:32,912 --> 00:23:35,373
‫می‌خوام یک زندگی دلپذیر

532
00:23:35,373 --> 00:23:37,751
‫پر از سرگرمی و لباس

533
00:23:37,751 --> 00:23:41,379
‫و در نهایت، بچه‌ داشته باشی

534
00:23:41,379 --> 00:23:44,507
‫بدون هیچ کاری

535
00:23:44,507 --> 00:23:47,052
‫این عمه اگنس رو خوشحال می‌کنه

536
00:23:47,052 --> 00:23:48,636
‫و همچنین تو، امیدوارم

537
00:23:48,636 --> 00:23:51,181
‫اسم منو آوردی؟

538
00:23:51,181 --> 00:23:52,891
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

539
00:23:52,891 --> 00:23:54,059
‫زن‌عمو اگنس

540
00:23:54,059 --> 00:23:55,643
‫ و زن‌عمو ایدا

541
00:23:55,643 --> 00:23:57,145
‫حالت چطوره؟

542
00:23:57,145 --> 00:23:59,064
‫دارم تحمل می‌کنم

543
00:23:59,064 --> 00:24:01,900
‫چیزی که درک نمی‌کنم
‫این همه کاغذبازی‌هاست

544
00:24:01,900 --> 00:24:04,652
‫اینو از زمان فوت هریت یادمه

545
00:24:04,652 --> 00:24:06,613
‫لوک مرد ساده‌ای بود

546
00:24:06,613 --> 00:24:08,907
‫که زندگی ساده‌ای داشت

547
00:24:08,907 --> 00:24:11,368
‫ولی یک‌ عالمه فرم برای امضا کردن

548
00:24:11,368 --> 00:24:12,786
‫و مدارک برای خوندن هست

549
00:24:12,786 --> 00:24:15,580
‫روی میزم تلنبار شدن و منتظرم هستن

550
00:24:15,580 --> 00:24:18,917
‫باهات احساس همدردی می‌کنم
‫ولی سعی کن نذاری زیاد بمونن

551
00:24:18,917 --> 00:24:20,043
‫باشه

552
00:24:20,043 --> 00:24:21,252
‫فرانسس چطوره؟

553
00:24:21,252 --> 00:24:22,587
‫خیلی خوبه

554
00:24:22,587 --> 00:24:25,006
‫کاملاً توی نیویورک جا خوش کرده

555
00:24:25,006 --> 00:24:28,760
‫و واقعاً فکر می‌کنم
‫داره کم‌کم پیشرفت می‌کنه

556
00:24:28,760 --> 00:24:31,304
‫خیلی اوقات فکر می‌کنم
‫اگر هریت بود چه فکری درموردش می‌کرد

557
00:24:31,304 --> 00:24:35,684
‫در مورد این دخترخانم بزرگی
‫که جای بچه‌ش رو گرفته

558
00:24:37,644 --> 00:24:40,313
‫همونطور که می‌دونی
‫اوضاع ما خیلی ناجوره

559
00:24:40,313 --> 00:24:41,981
‫آرورا بهم گفت

560
00:24:41,981 --> 00:24:45,527
‫منطقی نیست من پول عروسی رو بدم؟

561
00:24:46,653 --> 00:24:49,406
‫می‌دونم رسم نیست

562
00:24:49,406 --> 00:24:51,157
‫خوشحالم که تصمیمت

563
00:24:51,157 --> 00:24:53,702
‫بابت فاجعه‌ی ما متزلزل نشده

564
00:24:53,702 --> 00:24:55,495
‫این پیشنهاد نظر لطفته

565
00:24:55,495 --> 00:24:57,789
‫خب، خوب نیست که بدون نگرانی

566
00:24:57,789 --> 00:25:00,291
‫از عروسی هریت لذت ببرین؟

567
00:25:02,335 --> 00:25:03,294
‫بله واقعاً

568
00:25:03,294 --> 00:25:08,425
‫مهم‌ترین آرزوم اینه که
‫خوشبختی "ماریان" رو ببینم

569
00:25:09,592 --> 00:25:11,792
‫اوه، وقت شامه

570
00:25:14,806 --> 00:25:17,183
‫خوشحالم می‌شنوم
‫حال فرانسس اینقدر خوبه

571
00:25:17,183 --> 00:25:19,383
‫حالش حرف نداره

572
00:25:21,271 --> 00:25:23,273
‫سارا، خبر خوبی آوردی؟

573
00:25:23,273 --> 00:25:24,649
‫- بهمون بگو
‫- چی گفتن؟

574
00:25:24,649 --> 00:25:27,027
‫تصمیم گرفتن دو تا از مدارس رو باز نگه دارن

575
00:25:27,027 --> 00:25:29,779
‫متاسفانه اصرار دارن
‫یکیشون تعطیل بشه

576
00:25:29,779 --> 00:25:32,532
‫که یک‌وقت ضایع نشن

577
00:25:32,532 --> 00:25:34,284
‫ولی این هنوزم یک پیروزیه

578
00:25:34,284 --> 00:25:35,452
‫- آره. آره
‫- اوهوم

579
00:25:35,452 --> 00:25:37,620
‫احسنت

580
00:25:37,620 --> 00:25:38,872
‫پس با اینکه هرکاری گفتن کردیم

581
00:25:38,872 --> 00:25:40,498
‫حاضر نیستن سه‌تاشو باز نگه دارن؟

582
00:25:40,498 --> 00:25:42,083
‫دو تاشون باز می‌مونن

583
00:25:42,083 --> 00:25:44,419
‫و حالا که بیشتر حواسمون
‫ به خطرات احتمالی هست

584
00:25:44,419 --> 00:25:45,587
‫مطمئنم بسیار موفق میشن

585
00:25:45,587 --> 00:25:46,921
‫آره، احسنت

586
00:25:46,921 --> 00:25:48,423
‫باید خوشحال باشی

587
00:25:48,423 --> 00:25:50,508
‫همه‌مون باید خوشحال باشیم

588
00:25:50,508 --> 00:25:51,634
‫آره. آره واقعاً

589
00:25:51,634 --> 00:25:52,886
‫احسنت

590
00:25:52,886 --> 00:25:54,095
‫تبریک میگم، آقای براون

591
00:25:54,095 --> 00:25:55,638
‫باید از تو تشکر کنیم، آرتور
‫که خبری دادی

592
00:25:55,638 --> 00:25:56,973
‫قصد دارن ما رو دور بزنن

593
00:25:56,973 --> 00:25:58,767
‫درست میگه، پدر

594
00:25:58,767 --> 00:26:01,061
‫بابت تعریفتون ممنونم

595
00:26:01,061 --> 00:26:03,772
‫این اواخر چندان کسی
‫ ازم تعریف و تمجید نکرده

596
00:26:03,772 --> 00:26:05,523
‫حرفش از ته دلشه

597
00:26:05,523 --> 00:26:07,025
‫امروز کارت خوب بود

598
00:26:07,025 --> 00:26:08,568
‫تبریک میگم، خانم گارنت

599
00:26:08,568 --> 00:26:10,768
‫همچنین، خانم اسکات

600
00:26:13,865 --> 00:26:15,450
‫تبریک میگم، خانم اسکات

601
00:26:15,450 --> 00:26:17,494
‫تبریک به جفتمون

602
00:26:17,494 --> 00:26:20,872
‫شاید نتایج بی‌نقص نبودن
‫ولی خوبن

603
00:26:20,872 --> 00:26:23,458
‫و بهمون نشون میدن وقتی تلاش می‌کنیم
‫می‌تونیم به چه چیزهایی دست پیدا کنیم

604
00:26:23,458 --> 00:26:25,919
‫ولی باید به مبارزه ادامه بدیم

605
00:26:25,919 --> 00:26:27,879
‫و این بهمون یادآوری می‌کنه

606
00:26:27,879 --> 00:26:29,714
‫که چقدر کار مونده انجام بدیم

607
00:26:29,714 --> 00:26:31,216
‫حق با توئه

608
00:26:31,216 --> 00:26:33,718
‫و هیچی نباید مانع این کار بشه

609
00:26:33,718 --> 00:26:36,388
‫آقای فورچن، آقای ساندرز رو دیدین؟

610
00:26:36,388 --> 00:26:37,555
‫هنوز نه

611
00:26:37,555 --> 00:26:38,682
‫می‌خوام به هم معرفیتون کنم

612
00:26:38,682 --> 00:26:41,059
‫ممنون میشم. ببخشید

613
00:26:41,059 --> 00:26:43,186
‫آقای ساندرز، ایشون آقای فورچنه

614
00:26:43,186 --> 00:26:44,270
‫آقای ساندرز

615
00:26:44,270 --> 00:26:45,522
‫و ایشون هم خانم ساندرزه

616
00:26:45,522 --> 00:26:47,732
‫از دیدن جفتتون خوشبختم

617
00:26:47,732 --> 00:26:49,943
‫به‌نظر خیلی پکر میای

618
00:26:50,985 --> 00:26:53,488
‫شاید چون تصمیمی گرفتم

619
00:26:53,488 --> 00:26:55,782
‫که خوشحالت می‌کنه

620
00:26:55,782 --> 00:26:57,951
‫امیدوارم باعث خوشحالی توام بشه

621
00:26:57,951 --> 00:27:01,079
‫نمیشه، ولی می‌دونم باید چیکار کنم

622
00:27:01,079 --> 00:27:02,747
‫باهامون میای خونه؟

623
00:27:02,747 --> 00:27:06,126
‫نه، باید برگردم
‫ولی به‌زودی می‌بینمتون

624
00:27:12,007 --> 00:27:14,207
‫شب به‌خیر

625
00:27:17,095 --> 00:27:19,848
‫خب، چی میل داری؟

626
00:27:19,848 --> 00:27:22,851
‫فکر کنم وقتشه برم
‫و بذارم راحت باشین

627
00:27:22,851 --> 00:27:24,310
‫شب دلنشینی بود

628
00:27:24,310 --> 00:27:26,896
‫شب‌های بسیاری در انتظارمونه

629
00:27:26,896 --> 00:27:28,565
‫و یادت نره قراره فردا صبح

630
00:27:28,565 --> 00:27:29,774
‫ماریان رو ببری مدرسه

631
00:27:29,774 --> 00:27:31,818
‫- نیازی نیست
‫- اوه، خیلیم نیازه

632
00:27:31,818 --> 00:27:34,018
‫درواقع، باید هر روز این‌کارو بکنم

633
00:27:34,946 --> 00:27:37,615
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر، دشل

634
00:27:37,615 --> 00:27:40,869
‫و ممنون... خودت دلیلشو می‌دونی

635
00:27:43,705 --> 00:27:45,957
‫چقدر مهربونه

636
00:27:45,957 --> 00:27:49,085
‫و چقدر خیالم راحت شد
‫که پول عروسی جور شده

637
00:27:51,338 --> 00:27:53,298
‫فکر کنم دیگه برم بالا

638
00:27:53,298 --> 00:27:54,299
‫حالت خوب نیست؟

639
00:27:54,299 --> 00:27:57,427
‫نه، نه
‫فقط باید یکم فکر کنم

640
00:27:57,427 --> 00:27:59,721
‫البته که باید فکر کنی

641
00:27:59,721 --> 00:28:01,973
‫به اگنس میگم شب‌ به‌خیر گفتی

642
00:28:15,403 --> 00:28:17,489
‫چه منظره‌ی زیبایی

643
00:28:17,489 --> 00:28:20,700
‫خیلی وقته لبخندت رو ندیده بودم

644
00:28:20,700 --> 00:28:23,411
‫آرتور

645
00:28:23,411 --> 00:28:25,611
‫جدی میگم

646
00:28:28,541 --> 00:28:33,797
‫فکر نمی‌کردم دیگه بتونم
‫اینطوری لبخند زدنت رو ببینم

647
00:28:33,797 --> 00:28:35,997
‫حداقل نه وقتی من حضور دارم

648
00:28:37,842 --> 00:28:41,096
‫این مدت خیلی بهمون سخت گذشته

649
00:28:43,598 --> 00:28:45,858
‫ولی دلم می‌خواد اوضاع بهتر بشه

650
00:28:45,858 --> 00:28:49,204
‫بین من و تو

651
00:28:49,604 --> 00:28:51,804
‫منم فقط همینو می‌خوام

652
00:29:07,872 --> 00:29:09,332
‫دیگه خیلی دیروقته

653
00:29:09,332 --> 00:29:11,167
‫- بهتره بریم شام بخوریم
‫- آره

654
00:29:11,167 --> 00:29:14,829
‫شاید بتونم به "الن" بگم
‫یک دسر به افتخار این مناسبت برامون درست کنه

655
00:29:15,880 --> 00:29:18,174
‫باید جشن بگیریم

656
00:29:40,780 --> 00:29:42,991
‫نباید زیاد طول بکشه

657
00:29:48,538 --> 00:29:49,748
‫آماده‌ای؟

658
00:29:49,748 --> 00:29:52,083
‫فرانسس توی کالسکه‌ست

659
00:29:52,083 --> 00:29:53,251
‫می‌دونی چیه، دشل

660
00:29:53,251 --> 00:29:56,755
‫تمام شب داشتم فکر می‌کردم

661
00:29:56,755 --> 00:29:59,716
‫خب، امیدوارم عاقبتش برام خوب باشه

662
00:29:59,716 --> 00:30:03,178
‫متاسفانه از نظرت چندان خوب نیست

663
00:30:03,178 --> 00:30:07,515
‫چون...

664
00:30:07,515 --> 00:30:09,100
‫نمی‌تونم باهات ازدواج کنم

665
00:30:09,100 --> 00:30:10,101
‫چی؟

666
00:30:10,101 --> 00:30:11,811
‫نمی‌تونم زنت باشم

667
00:30:11,811 --> 00:30:13,146
‫کار درستی نیست

668
00:30:13,146 --> 00:30:14,105
‫معذرت می‌خوام

669
00:30:14,105 --> 00:30:16,107
‫ولی فکر می‌کردم دوستم داری

670
00:30:16,107 --> 00:30:19,027
‫فکر می‌کردم فرانسس رو دوست داری

671
00:30:19,027 --> 00:30:21,488
‫فرانسس رو دوست دارم

672
00:30:21,488 --> 00:30:25,033
‫و خیلی ناراحتم که این تصمیمم
‫ممکنه غمگینش کنه

673
00:30:25,033 --> 00:30:26,618
‫پس چرا داری این تصمیم رو می‌گیری؟

674
00:30:26,618 --> 00:30:30,455
‫چون فکر نکنم خواسته‌هامون یکی باشه

675
00:30:30,455 --> 00:30:32,791
‫یا حتی زندگی که دنبالشیم

676
00:30:32,791 --> 00:30:35,585
‫منم مثل بقیه یک زندگی عادی می‌خوام

677
00:30:35,585 --> 00:30:37,629
‫ولی من نمی‌خوام

678
00:30:37,629 --> 00:30:39,089
‫یا حداقل فعلاً نمی‌خوام

679
00:30:39,089 --> 00:30:40,715
‫می‌خوام قبل از سروسامون گرفتن

680
00:30:40,715 --> 00:30:43,927
‫یکم توی دنیا تاثیر مثبت بذارم

681
00:30:43,927 --> 00:30:46,596
‫متوجه نمیشم

682
00:30:52,977 --> 00:30:55,980
‫همونقدری که عاشق هریت بودی
‫عاشق من هستی؟

683
00:30:55,980 --> 00:30:57,607
‫لطفاً صادقانه بگو

684
00:30:57,607 --> 00:30:58,900
‫هریت مرده

685
00:30:58,900 --> 00:31:00,985
‫البته

686
00:31:00,985 --> 00:31:03,113
‫می‌دونم تنهایی

687
00:31:03,113 --> 00:31:06,533
‫می‌دونم یک مادر برای فرانسس می‌خوای

688
00:31:06,533 --> 00:31:10,328
‫ولی توی دلت
‫هنوزم هریت زنته

689
00:31:10,328 --> 00:31:14,499
‫خب، آدم نمی‌تونه هرموقع دلش خواست
‫دیگه عاشق کسی نباشه

690
00:31:14,499 --> 00:31:15,959
‫نبایدم بتونی

691
00:31:15,959 --> 00:31:17,711
‫ولی یک‌روز، با زنی آشنا میشی

692
00:31:17,711 --> 00:31:20,296
‫که فقط یک راه‌حل موقتی نیست

693
00:31:20,296 --> 00:31:22,496
‫و واقعاً آرزوهاش با تو یکیه

694
00:31:24,926 --> 00:31:28,138
‫همچین چیزی رو برات می‌خوام
‫ولی من همچین کسی نیستم

695
00:31:30,682 --> 00:31:31,933
‫خودت می‌دونی درست میگم

696
00:31:31,933 --> 00:31:34,133
‫چرا اینو دیشب نگفتی؟

697
00:31:36,646 --> 00:31:39,691
‫دشل، حالت خوبه

698
00:31:39,691 --> 00:31:42,402
‫صبحونه خوردی؟
‫قهوه برات بیارم؟

699
00:31:42,402 --> 00:31:43,862
‫نه، باید...

700
00:31:43,862 --> 00:31:45,488
‫متاسفانه باید برم، زن‌عمو ایدا

701
00:31:45,488 --> 00:31:47,073
‫باید...

702
00:31:47,073 --> 00:31:50,702
‫فرانسس منتظرمه

703
00:31:50,702 --> 00:31:53,538
‫اگنس ناراحت میشه که ندیدتت

704
00:32:07,344 --> 00:32:09,220
‫قرار نیست ببرتت مدرسه؟

705
00:32:09,220 --> 00:32:11,420
‫نه

706
00:32:14,225 --> 00:32:16,425
‫گمونم این یعنی بهش گفتی

707
00:32:18,521 --> 00:32:21,566
‫چی بهش گفتم؟

708
00:32:21,566 --> 00:32:23,766
‫که نمی‌تونی باهاش ازدواج کنی

709
00:32:26,738 --> 00:32:29,282
‫تو از... از کجا فهمیدی؟

710
00:32:29,282 --> 00:32:31,868
‫چندان مناسب تو نیست

711
00:32:31,868 --> 00:32:33,453
‫هم خودت اینو می‌دونستی هم من

712
00:32:33,453 --> 00:32:35,789
‫به‌علاوه، هنوزم عاشق زنشه

713
00:32:35,789 --> 00:32:37,957
‫دیشب دیدمش

714
00:32:37,957 --> 00:32:39,626
‫عمه اگنس خیلی عصبانی میشه

715
00:32:39,626 --> 00:32:44,923
‫اگنس فعلاً دلایل زیادی
‫ برای عصبانی شدن داره

716
00:32:44,923 --> 00:32:48,176
‫نباید نگران این باشی

717
00:32:48,176 --> 00:32:51,763
‫به‌قدر کافی دوستش نداشتم

718
00:32:51,763 --> 00:32:55,058
‫نه اونجور که تو عاشق شوهرعمه لوک بودی

719
00:32:55,058 --> 00:32:57,268
‫این باعث میشه
‫حس غرور بهم دست بده...

720
00:32:57,268 --> 00:33:01,731
‫که معیار سنجش این چیزها هستم

721
00:33:01,731 --> 00:33:05,276
‫- عمه ایدای عزیزم
‫- اوه

722
00:33:06,277 --> 00:33:08,655
‫خب قراره کدوم باشه؟

723
00:33:08,655 --> 00:33:10,115
‫خانم فیش

724
00:33:10,115 --> 00:33:11,616
‫چی قراره کدوم باشه؟

725
00:33:11,616 --> 00:33:13,868
‫روزنامه‌ی "تریبیون" میگه
‫دوک قراره بره مت

726
00:33:13,868 --> 00:33:16,162
‫"تایمز" میگه قراره بیاد آکادمی

727
00:33:16,162 --> 00:33:18,081
‫"هرالد" میگه آکادمی

728
00:33:18,081 --> 00:33:20,291
‫ولی "سان" میگه مت

729
00:33:20,291 --> 00:33:21,668
‫تعجبی هم نداره
‫روزنامه‌ی "سان" می‌خونی

730
00:33:21,668 --> 00:33:23,868
‫غیر از "سان" کجا می‌تونم
‫خبر تمام طلاق‌ها رو بخونم؟

731
00:33:25,046 --> 00:33:27,215
‫قراره بیاد آکادمی

732
00:33:27,215 --> 00:33:29,551
‫و ازش خواستیم خودش تشریف بیاره

733
00:33:29,551 --> 00:33:32,971
‫فکر می‌کنه اگر همراه ما بیاد
‫شأن و مقامش میاد پایین

734
00:33:32,971 --> 00:33:34,753
‫مگه شأن‌ش همین الانشم

735
00:33:34,777 --> 00:33:36,558
‫قربانی این توافق نشده؟

736
00:33:39,060 --> 00:33:40,437
‫مطمئنی میاد؟

737
00:33:40,437 --> 00:33:42,522
‫چون اگر خواستم می‌تونم برم مت

738
00:33:42,522 --> 00:33:44,899
‫که گمونم اونجا هم جایگاه داری

739
00:33:44,899 --> 00:33:48,403
‫میاد. نمی‌تونه که نیاد

740
00:33:48,403 --> 00:33:51,066
‫خانم فیش، بهت اطمینان میدم

741
00:33:51,090 --> 00:33:53,033
‫که قضیه تمام شده‌ست

742
00:33:53,033 --> 00:33:54,642
‫قراره دوک رو توی

743
00:33:54,666 --> 00:33:56,578
‫آکادمی موسیقی ببینی

744
00:34:16,389 --> 00:34:18,516
‫ممنون که اجازه دادی بیام بالا

745
00:34:18,516 --> 00:34:20,851
‫ولی مطمئن نیستم
‫چه تاثیری روی آبروم می‌ذاره

746
00:34:20,851 --> 00:34:22,395
‫لطف داری

747
00:34:22,395 --> 00:34:24,438
‫از کجا می‌دونستی
‫توی "یونیون" اقامت دارم؟

748
00:34:24,438 --> 00:34:26,638
‫همیشه حواسم هست
‫این چیزها رو بدونم

749
00:34:29,694 --> 00:34:31,321
‫خانم راسل، لازم نبود این همه راه

750
00:34:31,321 --> 00:34:32,822
‫تا خیابون 39م بیای تا بهم بگی

751
00:34:32,822 --> 00:34:34,324
‫رفتارم بد بوده

752
00:34:34,324 --> 00:34:37,534
‫می‌دونم رفتارم بد بوده
‫و معذرت می‌خوام، ولی...

753
00:34:37,534 --> 00:34:39,286
‫مجبوری درخواستش رو قبول کنی

754
00:34:39,286 --> 00:34:40,496
‫باید درک کنی

755
00:34:40,496 --> 00:34:42,206
‫که افراد خیلی زیادی
‫به من وابسته هستن

756
00:34:42,206 --> 00:34:44,042
‫مطمئنم همینطوره

757
00:34:44,042 --> 00:34:47,253
‫و تا سال‌ها هم وابسته خواهند بود

758
00:34:47,253 --> 00:34:48,755
‫امیدوارم اینطور باشه

759
00:34:48,755 --> 00:34:50,955
‫بریم بشینیم؟

760
00:35:05,605 --> 00:35:09,317
‫چرا نمی‌خوای با پدرم ازدواج کنی؟

761
00:35:09,317 --> 00:35:11,569
‫چرا نظرت عوض شد؟

762
00:35:16,074 --> 00:35:18,243
‫گاهی اوقات، آدم اون اوایل

763
00:35:18,243 --> 00:35:21,246
‫شرایط رو درک نمی‌کنه

764
00:35:21,246 --> 00:35:22,997
‫ولی وقتی درست‌و‌حسابی
‫در موردش فکر می‌کنی

765
00:35:22,997 --> 00:35:27,961
‫متوجه میشی که کار درستی نیست...

766
00:35:27,961 --> 00:35:30,213
‫نه برای اون، نه برای من

767
00:35:33,258 --> 00:35:35,677
‫پس دیگه قرار نیست همدیگه رو ببینیم؟

768
00:35:35,677 --> 00:35:36,720
‫منظورم بیرون از مدرسه‌ست؟

769
00:35:36,720 --> 00:35:38,680
‫معلومه که همدیگه رو می‌بینیم

770
00:35:38,680 --> 00:35:42,100
‫تک‌تک مراحل زندگیت رو دنبال می‌کنم

771
00:35:42,100 --> 00:35:47,063
‫و با شادی توی عروسیت می‌رقصم

772
00:35:47,063 --> 00:35:48,440
‫پس اینطور نیست
‫که دوستمون نداری، مگه نه؟

773
00:35:48,440 --> 00:35:50,859
‫اوه، خیلیم دوستت دارم

774
00:35:52,444 --> 00:35:55,739
‫پدرتم دوست دارم
‫ولی نه اندازه‌ای که یک همسر

775
00:35:55,739 --> 00:35:57,657
‫باید شوهرشو دوست داشته باشه

776
00:35:57,657 --> 00:36:01,786
‫ولی دعا می‌کنم که یک‌روز
‫هر سه‌تامون تا جای ممکن خوشبخت باشیم

777
00:36:03,329 --> 00:36:05,832
‫خب دیگه، بهتره بری
‫وگرنه برای ریاضی دیرت میشه

778
00:36:14,382 --> 00:36:16,134
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

779
00:36:16,134 --> 00:36:17,761
‫نه هیچی، خانم
‫همه‌چیز آماده‌ست

780
00:36:17,761 --> 00:36:19,179
‫ممنون، ادلهاید

781
00:36:19,179 --> 00:36:21,264
‫راستی، بیلی پرسید
‫توی پرده‌ی سوم یا چهارم

782
00:36:21,264 --> 00:36:22,640
‫می‌تونه یک‌سر بیاد جایگاهمون یا نه

783
00:36:22,640 --> 00:36:23,850
‫نه

784
00:36:23,850 --> 00:36:25,226
‫تو که از کارلتون‌ها خوشت میاد

785
00:36:25,226 --> 00:36:26,561
‫از مادرش خوشت میاد
‫خودت گفتی

786
00:36:26,561 --> 00:36:28,138
‫به‌زحمت می‌شناسمشون
‫و بین پرده‌ها

787
00:36:28,138 --> 00:36:29,356
‫مهمان‌های خودمونو داریم

788
00:36:29,356 --> 00:36:30,940
‫می‌خوام اونجا باشی

789
00:36:30,940 --> 00:36:32,734
‫بیلی کارلتون پسر خوبیه

790
00:36:32,734 --> 00:36:34,402
‫بهتر از دوکت

791
00:36:34,402 --> 00:36:36,404
‫نیازی به گستاخی نیست

792
00:36:36,404 --> 00:36:37,947
‫خانم راسل، ببخشید

793
00:36:37,947 --> 00:36:39,657
‫اینم لیست غذایی که سفارش دادین

794
00:36:39,657 --> 00:36:41,451
‫آقای بوردن پرسید
‫چیز دیگه‌ای هست

795
00:36:41,451 --> 00:36:42,702
‫که بخواین اضاف کنین؟

796
00:36:42,702 --> 00:36:44,079
‫نه، به همین راضیم

797
00:36:44,079 --> 00:36:45,372
‫ممنون

798
00:36:45,372 --> 00:36:46,915
‫راستی، آقای گیلبرت یک پیام فرستاد

799
00:36:46,915 --> 00:36:49,000
‫که دو بلیط برای امشب پس فرستاده شدن

800
00:36:49,000 --> 00:36:50,251
‫گفتم شاید بخوای بیای

801
00:36:50,251 --> 00:36:53,171
‫بلیط برای امشب؟
‫برای شب افتتاحیه‌ی فاوست؟

802
00:36:53,171 --> 00:36:55,256
‫آره، البته صندلی‌های وسط سالن

803
00:36:55,256 --> 00:36:56,424
‫ولی به‌خوبی به صحنه دید داری

804
00:36:56,424 --> 00:36:58,426
‫می‌تونی یک دوست رو با خودت بیاری

805
00:36:58,426 --> 00:37:00,804
‫میشه از آقای بوردن بخوام بیاد؟

806
00:37:00,804 --> 00:37:02,681
‫بوردن؟ اوه

807
00:37:02,681 --> 00:37:04,349
‫خب، باید از چورچ اجازه بگیری

808
00:37:04,349 --> 00:37:06,184
‫ولی شام سرده، پس گمونم

809
00:37:06,184 --> 00:37:07,686
‫خودش و خدمتکارهای آشپزخونه
‫از پسش بربیان

810
00:37:07,686 --> 00:37:10,188
‫می‌تونی به محض اینکه برگشتین کمک کنین

811
00:37:10,188 --> 00:37:12,065
‫خیلی لطف کردین، خانم

812
00:37:12,065 --> 00:37:14,359
‫بیا پذیرایی تا بلیط ها رو بهت بدم

813
00:37:14,359 --> 00:37:16,194
‫نمی‌دونم دیگه چی بگم
‫جز اینکه

814
00:37:16,194 --> 00:37:18,363
‫خیلی ممنونم

815
00:37:18,363 --> 00:37:21,032
‫همون "ممنون" کافیه

816
00:37:24,411 --> 00:37:26,413
‫خب، نامه‌ت به دستم رسید

817
00:37:26,413 --> 00:37:28,164
‫ولی خیلی رمزآلود بود

818
00:37:28,164 --> 00:37:30,375
‫بابتش معذرت می‌خوام

819
00:37:30,375 --> 00:37:32,836
‫نمی‌خواستم توی "گلوب"
‫در مورد این قضیه صحبت کنم

820
00:37:32,836 --> 00:37:34,212
‫اونم جلوی همه

821
00:37:34,212 --> 00:37:36,548
‫اینجا هم چندان تنها نیستیم

822
00:37:40,051 --> 00:37:42,251
‫چی شده؟

823
00:37:45,265 --> 00:37:47,267
‫قرار نیست برگردم روزنامه

824
00:37:47,267 --> 00:37:49,060
‫چرا... چرا برنمی‌گردی؟

825
00:37:49,060 --> 00:37:51,271
‫روزنامه‌ی دیگه‌ای بهت پیشنهاد داده؟

826
00:37:51,271 --> 00:37:53,231
‫پیشنهاد دیگه‌ای نیست

827
00:37:53,231 --> 00:37:55,442
‫پس چرا داری میری؟

828
00:37:55,442 --> 00:37:57,610
‫آقای فورچن
‫همیشه بابت تمام کارهایی

829
00:37:57,610 --> 00:38:00,947
‫که با هم انجام دادیم قدردانم
‫بابت خبرهایی که پوشش دادیم

830
00:38:00,947 --> 00:38:02,574
‫بابت فرصت‌هایی که بهم دادی

831
00:38:02,574 --> 00:38:04,492
‫حالا دیگه حرفم برو داره

832
00:38:04,492 --> 00:38:06,536
‫حرف‌هایی که خواننده‌هامون
‫بی‌صبرانه منتظرن بخونن

833
00:38:06,536 --> 00:38:08,163
‫حالا که تازه داری
‫اسمی در می‌کنی

834
00:38:08,163 --> 00:38:09,330
‫ولشون نکن

835
00:38:09,330 --> 00:38:10,457
‫با عقل جور درنمیاد

836
00:38:10,457 --> 00:38:12,334
‫متاسفانه باید این‌کارو بکنم

837
00:38:12,334 --> 00:38:14,534
‫- ولی آخه...
‫- نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم

838
00:38:16,838 --> 00:38:19,038
‫حداقل می‌دونم که خودم نمی‌‌تونم

839
00:38:24,596 --> 00:38:28,475
‫خب برنامه‌ت چیه؟

840
00:38:28,475 --> 00:38:30,518
‫مطمئن نیستم

841
00:38:30,518 --> 00:38:33,605
‫رمانی دارم که خیلی وقته
‫نوشتنش رو عقب انداختم

842
00:38:33,605 --> 00:38:34,898
‫خوبه

843
00:38:34,898 --> 00:38:38,234
‫چون حرف‌هایی برای گفتن داری
‫و راه گفتنشون رو هم بلدی

844
00:38:38,234 --> 00:38:40,528
‫امیدوارم

845
00:38:40,528 --> 00:38:42,530
‫و جفتمون کار داریم

846
00:38:42,530 --> 00:38:45,158
‫و نباید چیزی حواسمون رو پرت کنه

847
00:38:45,158 --> 00:38:46,618
‫خب، درست میگی

848
00:38:46,618 --> 00:38:50,288
‫لیاقت اینو داری
‫که مرکز دنیای خودت باشی

849
00:38:50,288 --> 00:38:52,457
‫ممنون

850
00:38:52,457 --> 00:38:54,459
‫بقیه از رفتنت خیلی ناراحت میشن

851
00:38:54,459 --> 00:38:55,877
‫دلشون برات تنگ میشه

852
00:38:55,877 --> 00:38:59,923
‫لطفاً وقتی بهشون گفتی
‫سلاممو بهشون برسون

853
00:38:59,923 --> 00:39:02,717
‫و منم دلم برات تنگ میشه

854
00:39:02,717 --> 00:39:05,887
‫چیزی نمی‌تونم بگم
‫که نظرتو عوض کنه؟

855
00:39:05,887 --> 00:39:08,682
‫نه

856
00:39:08,682 --> 00:39:12,227
‫فقط میگم ای‌کاش
‫اوضاع می‌تونست متفاوت باشه

857
00:39:12,227 --> 00:39:15,271
‫منم همینطور

858
00:39:15,271 --> 00:39:18,149
‫ولی اتفاقات بدموقع
‫به زندگی‌هامون شکل میدن

859
00:39:36,668 --> 00:39:38,336
‫بگم بنیستر بیاد

860
00:39:38,336 --> 00:39:40,171
‫تا اون سمت خیابون ببرتت؟

861
00:39:40,171 --> 00:39:43,341
‫نه، همین‌جا میان دنبالم

862
00:39:43,341 --> 00:39:46,219
‫برای همدیگه آرزوی موفقیت کنیم؟

863
00:39:49,347 --> 00:39:51,599
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، عمه اگنس

864
00:39:55,729 --> 00:39:59,691
‫و می‌دونم مایه‌ی سرافکندگیت هستم

865
00:39:59,691 --> 00:40:04,487
‫حتی منم انتظار ندارم
‫برای دلخوشی من ازدواج کنی

866
00:40:04,487 --> 00:40:06,823
‫ممنون

867
00:40:06,823 --> 00:40:09,743
‫ولی حالا دو بار اشتباه کردی، ماریان...

868
00:40:09,743 --> 00:40:12,162
‫دومی از اولی علنی‌تر بوده

869
00:40:12,162 --> 00:40:14,164
‫نمی‌تونی برای بار سوم اشتباه کنی

870
00:40:14,164 --> 00:40:17,167
‫نه

871
00:40:17,167 --> 00:40:19,294
‫به‌قدر کافی صحبت کردم

872
00:40:19,294 --> 00:40:20,670
‫از امشب لذت ببر

873
00:40:20,670 --> 00:40:24,591
‫ولی یادت باشه
‫زمان به‌سرعت می‌گذره

874
00:40:24,591 --> 00:40:26,791
‫زندگیت رو دور نریز

875
00:40:33,058 --> 00:40:34,434
‫دارین میرین؟

876
00:40:34,434 --> 00:40:37,520
‫حقیقتاً جفتتون به‌نظر خیلی باهوش میاین

877
00:40:37,520 --> 00:40:38,813
‫ممنون

878
00:40:38,813 --> 00:40:40,523
‫مطمئنی می‌تونین
‫از پس شام بربیاین؟

879
00:40:40,523 --> 00:40:42,442
‫- ما به‌محض اینکه...
‫- همه‌چیز تحت کنترله

880
00:40:42,442 --> 00:40:44,277
‫امیدوارم از اپرا لذت ببرین

881
00:40:44,277 --> 00:40:46,071
‫اوه، نگران اینش نباش

882
00:40:46,071 --> 00:40:48,365
‫- لذت می‌بریم
‫- خوشحالم

883
00:40:48,365 --> 00:40:49,616
‫و منم خوشحالم که قراره

884
00:40:49,616 --> 00:40:51,409
‫پیش ما بمونی، خانم آندره

885
00:40:51,409 --> 00:40:52,827
‫تو قراره بمونی
‫و من قراره برم

886
00:40:52,827 --> 00:40:55,538
‫دلمون برات تنگ میشه، آقای واتسون

887
00:40:55,538 --> 00:40:58,583
‫و منم دلم برای شما تنگ میشه
‫برای همه‌تون

888
00:41:00,251 --> 00:41:02,545
‫اینجا خیلی خوشحال بودم

889
00:41:02,545 --> 00:41:04,673
‫شاید برگردی بهمون سر بزنی

890
00:41:04,673 --> 00:41:07,092
‫نه، برنمی‌گرده

891
00:41:07,092 --> 00:41:10,470
‫ولی می‌خوام توی زندگی جدیدت
‫برات آرزوی موفقیت کنم، آقای واتسون

892
00:41:10,470 --> 00:41:12,305
‫جدی میگم. واقعاً

893
00:41:12,305 --> 00:41:14,641
‫همه‌مون آرزو می‌کنیم

894
00:41:16,601 --> 00:41:18,801
‫برید دیگه. دیرتون میشه

895
00:41:24,693 --> 00:41:26,611
‫برو خانم بروک رو بیار

896
00:41:26,611 --> 00:41:28,811
‫داریم میریم؟

897
00:41:31,950 --> 00:41:34,452
‫عزیزم، با این لباس سنگ‌تموم گذاشتی

898
00:41:34,452 --> 00:41:35,829
‫من پیش‌درآمد امشبم

899
00:41:35,829 --> 00:41:39,124
‫این جاذبه‌ی اصلی امشبه، گلادیس

900
00:41:39,124 --> 00:41:40,625
‫مادرت درست میگه

901
00:41:40,625 --> 00:41:43,461
‫امشب تو گل سرسبدی، عزیزم

902
00:41:43,461 --> 00:41:46,631
‫خواهر کوچولوی ژولیده‌م کجاست؟

903
00:41:46,631 --> 00:41:49,426
‫غیبش زده

904
00:41:49,426 --> 00:41:51,386
‫چرا همه‌تون باهام مهربون شدین؟

905
00:41:51,386 --> 00:41:53,138
‫دارم حاصل تلاش خودمو تحسین می‌کنم

906
00:41:53,138 --> 00:41:54,723
‫منم همینطور

907
00:41:54,723 --> 00:41:56,516
‫به جفتتون تبریک میگم

908
00:41:56,516 --> 00:41:58,716
‫دیگه بهتره بریم

909
00:42:00,729 --> 00:42:02,313
‫برای چالش آماده‌ای؟

910
00:42:02,313 --> 00:42:04,691
‫اوه. مگه شک داری؟

911
00:42:04,691 --> 00:42:07,110
‫وقتشه تیر خلاص رو بزنیم

912
00:42:11,448 --> 00:42:13,491
‫خوش اومدین، خانم راسل

913
00:42:13,491 --> 00:42:15,660
‫روز موعود بالاخره از راه رسید

914
00:42:15,660 --> 00:42:17,860
‫بله واقعاً

915
00:42:32,177 --> 00:42:34,179
‫واقعاً اومدیم اینجا؟

916
00:42:34,179 --> 00:42:36,848
‫مگه ممکنه؟

917
00:42:36,848 --> 00:42:39,351
‫شجاعت به‌خرج بده و باور کن

918
00:42:41,936 --> 00:42:45,106
‫می‌بینم که همه‌ی پیرپاتال‌ها
‫و مومیایی‌ها جمع‌شون جمعه

919
00:42:45,106 --> 00:42:48,526
‫شاید پیر باشن، ولی ستون‌های اصلی جامعه‌ن

920
00:42:48,526 --> 00:42:50,153
‫به‌نظر من که یک مشت ستون شکسته‌ن

921
00:42:50,153 --> 00:42:53,406
‫نظرتو نپرسیدم و قصد هم ندارم بپرسم

922
00:42:53,406 --> 00:42:54,741
‫حالت خوبه؟

923
00:42:54,741 --> 00:42:56,326
‫وقتی امشب تمام شد ازم بپرس

924
00:42:56,326 --> 00:42:57,786
‫خانم راسل

925
00:42:57,786 --> 00:42:59,496
‫امیدوارم بعد از امشب
‫مادر آروم بگیره

926
00:42:59,496 --> 00:43:01,414
‫اگر باخت چی؟

927
00:43:01,414 --> 00:43:02,749
‫چه ببره چه ببازه، باید عصبانیتش

928
00:43:02,749 --> 00:43:04,084
‫از این اواخر کمتر بشه

929
00:43:04,084 --> 00:43:05,835
‫مادرتون می‌دونه چی می‌خواد

930
00:43:05,835 --> 00:43:07,879
‫و شاید روش به‌دست آوردنش همین باشه

931
00:43:07,879 --> 00:43:10,256
‫امشب خیلی حرف‌های عمیق می‌زنی

932
00:43:10,256 --> 00:43:14,678
‫یاد چیزی که عمه اگنس
‫بهم گفته بود افتادم

933
00:43:14,678 --> 00:43:16,721
‫یک‌سری مهمان دیگه
‫قراره از راه برسن

934
00:43:16,721 --> 00:43:18,556
‫می‌فرستیمشون جایگاه شما

935
00:43:18,556 --> 00:43:20,392
‫صبر کن ببینم
‫زیادی جلو نرفتیم؟

936
00:43:20,392 --> 00:43:22,592
‫نه، همین‌جاست

937
00:43:28,274 --> 00:43:30,110
‫بهم حقه زدی

938
00:43:30,110 --> 00:43:33,238
‫خانم وینترتون، جایگاهی توی ردیف اوله

939
00:43:33,238 --> 00:43:34,656
‫همونطور که می‌خواستین

940
00:43:34,656 --> 00:43:35,907
‫حالا با اجازه‌تون رفع زحمت کنم

941
00:43:35,907 --> 00:43:39,411
‫لطفاً از شبتون لذت ببرین

942
00:43:39,411 --> 00:43:41,830
‫قرار بود جایگاه مرکزی رو بهمون بدن

943
00:43:41,830 --> 00:43:43,665
‫قرار بود جایگاه خانم راسل رو بهمون بدن

944
00:43:43,665 --> 00:43:45,083
‫بازم منو تحقیر کرد

945
00:43:45,083 --> 00:43:46,459
‫اگر این‌کارو کرده، بدترش نکن

946
00:43:46,459 --> 00:43:47,627
‫من میرم

947
00:43:47,627 --> 00:43:50,338
‫نه، باید توی این مراسم
حضور داشته باشی

948
00:43:50,338 --> 00:43:52,590
‫و نباید نشون بدی
‫خانم راسل شکستت داده

949
00:43:52,590 --> 00:43:54,384
‫پس بگیر بشین

950
00:43:54,384 --> 00:43:59,097
‫و جوری رفتار کن
‫که انگار همه‌چیز طبق نقشه پیش رفته

951
00:43:59,097 --> 00:44:02,892
‫خیلی‌خب، ولی فراموشش نمی‌کنم

952
00:44:04,352 --> 00:44:05,437
‫دهنتو ببند

953
00:44:05,437 --> 00:44:06,980
‫نمی‌خوای که بقیه فکر کنن

954
00:44:06,980 --> 00:44:09,774
‫ تابه‌حال نیومدی سالن اپرا

955
00:44:09,774 --> 00:44:11,974
‫اینقدر واضحه؟

956
00:44:13,403 --> 00:44:15,071
‫خانم راسل

957
00:44:15,071 --> 00:44:17,449
‫- قرار نیست بیاد
‫- بهت اطمینان میدم که میاد

958
00:44:17,449 --> 00:44:19,576
‫همه‌ی کالسکه‌ها خالی شدن

959
00:44:19,576 --> 00:44:21,776
‫نیومده

960
00:44:23,413 --> 00:44:25,248
‫نمی‌تونن بیشتر از این منتظر بمونن

961
00:44:25,248 --> 00:44:27,500
‫دوک میاد

962
00:44:27,500 --> 00:44:29,700
‫به‌زودی میاد

963
00:44:35,091 --> 00:44:36,801
‫نمیشه یکم بیشتر منتظر بمونیم؟

964
00:44:36,801 --> 00:44:38,720
‫بیشتر به خودت ایمان داشته باش، عزیزم

965
00:44:38,720 --> 00:44:40,388
‫- من که قطعاً دارم
‫- صبر کن ببینم

966
00:44:40,388 --> 00:44:41,723
‫اشتباه شده

967
00:44:41,723 --> 00:44:44,017
‫من جایگاه مرکزی رو دادم رفت

968
00:44:44,017 --> 00:44:46,019
‫دیگه فکرشم نکن

969
00:44:46,019 --> 00:44:50,231
‫فقط برو و پیروزیت رو جشن بگیر

970
00:45:34,651 --> 00:45:36,277
‫متوجه نمیشم

971
00:45:36,277 --> 00:45:40,615
‫ظاهراً جای ما
‫حرف خانم راسل رو باور کردن

972
00:45:40,615 --> 00:45:42,575
‫ولی دوک میاد

973
00:45:42,575 --> 00:45:44,775
‫مطمئنم

974
00:45:47,747 --> 00:45:50,959
‫پس واقعاً شجاعت به‌خرج دادی

975
00:45:50,959 --> 00:45:52,919
‫شجاع‌تر از چیزی که فکر می‌کردم باشم

976
00:45:52,919 --> 00:45:56,381
‫ولی خانم استور که نمی‌تونه
‫به هرچی می‌خواد برسه، مگه نه؟

977
00:45:56,381 --> 00:45:57,966
‫عجله کن، عزیزم

978
00:45:57,966 --> 00:45:59,926
‫اوه، خانم فیش اومد

979
00:45:59,926 --> 00:46:03,388
‫- اوه؟
‫- میمی، اومدی

980
00:46:03,388 --> 00:46:05,390
‫همین؟ واقعاً؟

981
00:46:05,390 --> 00:46:07,142
‫فقط همین تعداد اومدن؟

982
00:46:07,142 --> 00:46:08,977
‫ببین، چندتاشون دارن میرن

983
00:46:08,977 --> 00:46:12,022
‫باعث میشه وفاداری تو
‫برامون باارزش‌تر باشه

984
00:46:12,022 --> 00:46:15,066
‫یا باعث میشه مسخره‌تر باشه؟

985
00:46:15,066 --> 00:46:17,277
‫خداحافظ خانم‌ها
‫آقای مک‌آلیستر

986
00:46:17,277 --> 00:46:20,030
‫- کجا داری میری؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

987
00:46:20,030 --> 00:46:21,973
‫ولی اگر قرار باشه
‫چیز زیادی رو از دست ندم

988
00:46:21,973 --> 00:46:22,991
‫باید زودتر برم

989
00:46:22,991 --> 00:46:24,743
‫بهش کمک کنم کالسکه‌ش رو پیدا کنه؟

990
00:46:24,743 --> 00:46:27,996
‫بگیر بشین. قرار نیست جایی بری

991
00:46:30,457 --> 00:46:33,418
‫باور نمی‌کنم برنده شده

992
00:46:33,418 --> 00:46:35,618
‫نمی‌تونم باور کنم

993
00:47:17,379 --> 00:47:21,633
‫می‌خوام تک‌تک جزئیات
‫و تک‌تک لحظات رو به‌خاطر بسپرم

994
00:47:21,633 --> 00:47:23,833
‫پس اینو به‌خاطر بسپر

995
00:47:26,554 --> 00:47:28,932
‫آقای بوردن

996
00:47:28,932 --> 00:47:30,934
‫امیدوارم دیر نکرده باشم

997
00:47:30,934 --> 00:47:33,186
‫چه دیر چه زود
‫قدمتون روی چشمه، جناب دوک

998
00:47:33,186 --> 00:47:34,688
‫امیدوارم "هکتور" صدام کنین

999
00:47:34,688 --> 00:47:36,898
‫فکر نکنم خانم راسل
‫از همچین کاری خوشش بیاد

1000
00:47:36,898 --> 00:47:38,441
‫چرا که نه؟ معلومه که خوشم میاد

1001
00:47:38,441 --> 00:47:40,151
‫و توام باید ما رو جورج و برتا

1002
00:47:40,151 --> 00:47:42,487
‫و لری و گلادیس صدا کنی

1003
00:47:42,487 --> 00:47:43,822
‫اجازه هست؟

1004
00:47:43,822 --> 00:47:45,031
‫فکر نکنم دست من باشه

1005
00:47:45,031 --> 00:47:46,658
‫وقتی بحث اطاعت از دستوراته

1006
00:47:46,658 --> 00:47:47,992
‫پس خوشحالم

1007
00:47:47,992 --> 00:47:50,192
‫که بایدم همینطور باشه

1008
00:47:50,620 --> 00:47:51,830
‫عجله کن

1009
00:47:51,830 --> 00:47:53,832
‫ممنون

1010
00:47:53,832 --> 00:47:56,292
‫- اوه، الیزابت
‫- خانم فیش

1011
00:47:56,292 --> 00:47:58,169
‫فکر نمی‌کردم بیای

1012
00:47:58,169 --> 00:48:01,631
‫قرار نبود بیام
‫ولی توی آکادمی پرنده پر نمی‌زنه

1013
00:48:01,631 --> 00:48:03,174
‫حقیقتاً برنده شدی

1014
00:48:03,174 --> 00:48:05,301
‫به‌ این زودی جشن پیروزی گرفتن
‫ممکنه کار اشتباهی باشه

1015
00:48:05,301 --> 00:48:09,681
‫اوه، عزیزم. امشب جامعه‌ی آمریکا متحول شده

1016
00:48:09,681 --> 00:48:12,017
‫و تو در قلب این تحولی

1017
00:48:25,196 --> 00:48:27,365
‫خانم‌ها و آقایون

1018
00:48:27,365 --> 00:48:30,702
‫امشب شبی تاریخی برای نیویورکه

1019
00:48:30,702 --> 00:48:33,705
‫البته، کار و تلاش زیادی

1020
00:48:33,705 --> 00:48:35,457
‫برای این‌کار صرف شده

1021
00:48:35,457 --> 00:48:37,751
‫و می‌تونم تا صبح
‫از حامی‌هامون نام ببرم

1022
00:48:37,751 --> 00:48:41,546
‫و تمام نشن، ولی این‌کارو نمی‌کنم

1023
00:48:43,256 --> 00:48:46,926
‫فقط باید از خانم جورج راسل تشکر کنم

1024
00:48:46,926 --> 00:48:50,180
‫که الهام‌بخش و سرمشق ما بوده

1025
00:49:01,358 --> 00:49:03,526
‫امشب، مهمان افتخاری ایشون

1026
00:49:03,526 --> 00:49:05,695
‫عالیجناب، دوک باکینگهامه

1027
00:49:05,695 --> 00:49:07,238
‫ببین چطور اخم‌های "تورنر" رفته توی هم

1028
00:49:07,238 --> 00:49:09,438
‫چقدر بابتش کیف می‌کنم

1029
00:49:10,575 --> 00:49:12,827
‫چرا از آکادمی انداختنش بیرون؟

1030
00:49:12,827 --> 00:49:14,162
‫هیچوقت نفهمیدی؟

1031
00:49:14,162 --> 00:49:16,289
‫معلومه، من برای خانم استور نامه نوشتم

1032
00:49:16,289 --> 00:49:18,416
‫می‌دونست از طرف توئه؟

1033
00:49:18,416 --> 00:49:19,709
‫معلومه که نه

1034
00:49:19,709 --> 00:49:21,909
‫...و این هم جناب آقای "ویانسی"

1035
00:49:25,423 --> 00:49:30,303
‫پس... شکست همچین حسی داره

1036
00:49:30,303 --> 00:49:33,098
‫لینا، این حرف رو نزن

1037
00:49:33,098 --> 00:49:34,974
‫متروپولیتن یک جاذبه‌ی موقتیه

1038
00:49:34,974 --> 00:49:36,893
‫مردم فقط کنجکاون

1039
00:49:36,893 --> 00:49:38,895
‫خانم‌ها، می‌دونم سخته

1040
00:49:38,895 --> 00:49:41,898
‫ولی وقتشه با حقیقت روبرو بشیم

1041
00:49:41,898 --> 00:49:43,942
‫به قول "کتاب جامعه"

1042
00:49:43,942 --> 00:49:48,113
‫هر چیز در زندگی، دوران خودشو داره

1043
00:49:48,113 --> 00:49:51,074
‫و ظاهراً دوران آکادمی موسیقی

1044
00:49:51,074 --> 00:49:53,274
‫داره به آخر می‌رسه

1045
00:50:04,337 --> 00:50:06,715
‫هنوزم داری به چیزهای عمیق فکر می‌کنی؟

1046
00:50:08,299 --> 00:50:12,137
‫نه چندان، ولی عمه اگنس درست میگه

1047
00:50:12,137 --> 00:50:15,473
‫ وقتشه کنترل زندگیم رو به دست بگیرم

1048
00:50:17,434 --> 00:50:20,395
‫می‌دونستی آدم شگفت‌انگیزی هستی؟

1049
00:50:20,395 --> 00:50:22,647
‫می‌دونم لطف داری که این حرفو می‌زنی

1050
00:50:22,647 --> 00:50:24,847
‫جدی میگم

1051
00:50:34,075 --> 00:50:36,327
‫گلادیس، داری برای کی
‫دست تکون میدی؟

1052
00:50:36,327 --> 00:50:38,663
‫بیلی کارلتون توی جایگاه مادرش

1053
00:50:38,663 --> 00:50:41,374
‫میشه ازش بخوام
‫برای شام همراهمون بیاد؟

1054
00:50:41,374 --> 00:50:42,709
‫نه

1055
00:50:42,709 --> 00:50:46,338
‫حالا، برنامه‌ت رو به دوک...
‫به هکتور نشون بده

1056
00:50:48,465 --> 00:50:51,509
‫بیا، البته فکر کنم
‫داستان فاوست رو می‌دونی

1057
00:50:51,509 --> 00:50:52,594
‫معلومه

1058
00:50:52,594 --> 00:50:55,722
‫یک نفر روحش رو می‌فروشه
‫که در این دنیا به ثروت برسه

1059
00:50:55,722 --> 00:50:57,922
‫و در آخر پشیمون میشه

1060
00:51:00,435 --> 00:51:03,355
‫امیدوارم بدجوری از خودش خجالت بکشه

1061
00:51:03,355 --> 00:51:07,067
‫امکان نداره فقط پول بیشتری
‫بهش پیشنهاد داده باشه

1062
00:51:07,067 --> 00:51:08,234
‫قسم خورد میاد

1063
00:51:08,234 --> 00:51:10,434
‫و بعد قسمش رو شکست

1064
00:51:13,531 --> 00:51:16,409
‫شاید چیز بیشتری بهش پیشنهاد داده

1065
00:51:22,207 --> 00:51:24,292
‫چطور تونستی نظر دوک رو عوض کنی؟

1066
00:51:24,292 --> 00:51:27,045
‫کاری کردم هکتور ببینه
‫اینطوری به‌نفعشه

1067
00:51:27,045 --> 00:51:29,297
‫- ولی چطوری؟
‫- جورج، تو پول درمیاری

1068
00:51:29,297 --> 00:51:30,715
‫و من بابتش خیلی قدردانم

1069
00:51:30,715 --> 00:51:32,717
‫ولی من بهت نمیگم
‫توی پیتسبرگ چیکار کنی

1070
00:51:32,717 --> 00:51:35,637
‫و باید بقیه‌ی مسائل رو بذاری به‌ عهده‌ی من

1071
00:52:01,162 --> 00:52:02,539
‫مجبور نیستی تا اون سمت خیابون بیای

1072
00:52:02,539 --> 00:52:03,873
‫می‌تونی از همین‌جا نگاه کنی

1073
00:52:03,873 --> 00:52:06,073
‫لوس نشو

1074
00:52:08,086 --> 00:52:09,921
‫شام خوشمزه‌ای بود...

1075
00:52:09,921 --> 00:52:11,172
‫یا بهتره بگم صبحونه

1076
00:52:11,172 --> 00:52:12,340
‫مادرم بلده

1077
00:52:12,340 --> 00:52:14,175
‫چطوری این مسائل رو مدیریت کنه

1078
00:52:14,175 --> 00:52:17,470
‫استعدادش توی مدیریته

1079
00:52:17,470 --> 00:52:20,348
‫پس قرار نیست ازدواج کنی

1080
00:52:20,348 --> 00:52:22,058
‫و الان قراره از خیابون شصت و یکم بری

1081
00:52:22,058 --> 00:52:23,935
‫قراره کجا بری؟

1082
00:52:23,935 --> 00:52:25,395
‫مطمئن نیستم، ولی نگران نباش

1083
00:52:25,395 --> 00:52:28,356
‫شغلی که ازش لذت می‌برم
‫و یک عالمه کارهای دیگه دارم

1084
00:52:28,356 --> 00:52:30,400
‫قراره توی نیویورک بمونی؟

1085
00:52:30,400 --> 00:52:32,777
‫امیدوارم

1086
00:52:32,777 --> 00:52:36,281
‫عاشق نیویورک و همه‌چیزشم

1087
00:52:36,281 --> 00:52:37,824
‫خوبه

1088
00:52:37,824 --> 00:52:40,326
‫دلم نمی‌خواد خداحافظی کنیم

1089
00:52:40,326 --> 00:52:43,413
‫هرگز خداحافظی نمی‌کنیم

1090
00:52:43,413 --> 00:52:45,457
‫اونقدر در مورد زندگی هم می‌دونیم

1091
00:52:45,457 --> 00:52:47,657
‫که نمی‌تونیم تا ابد دوست نمونیم

1092
00:53:08,021 --> 00:53:10,221
‫اوه

1093
00:53:14,027 --> 00:53:15,737
‫ماریان خانم

1094
00:53:15,737 --> 00:53:17,739
‫خانم ون‌راین و خانم فورته
‫توی پذیرایی

1095
00:53:17,739 --> 00:53:18,782
‫منتظرت هستن

1096
00:53:18,782 --> 00:53:19,783
‫چی؟

1097
00:53:19,783 --> 00:53:21,618
‫چرا؟

1098
00:53:21,618 --> 00:53:23,203
‫عجیبه

1099
00:53:23,203 --> 00:53:25,622
‫بهتره برم داخل

1100
00:53:27,415 --> 00:53:29,209
‫شب به‌خیر، آقای راسل

1101
00:53:29,209 --> 00:53:31,409
‫خانم بروک

1102
00:53:34,964 --> 00:53:37,384
‫اوه، آقای تورنر

1103
00:53:37,384 --> 00:53:39,219
‫خوشبختانه افراد زیادی به ساعتت

1104
00:53:39,219 --> 00:53:40,512
‫علاقه نشون دادن

1105
00:53:40,512 --> 00:53:41,930
‫خب، خوشحالم اینو می‌شنوم

1106
00:53:41,930 --> 00:53:43,348
‫ممنون

1107
00:53:43,348 --> 00:53:45,392
‫به‌نظرم بهتره با همدیگه شریک بشیم

1108
00:53:45,392 --> 00:53:47,018
‫حالا جواب نده

1109
00:53:47,018 --> 00:53:50,188
‫با جزئیات بیشتر برمی‌گردم

1110
00:53:50,188 --> 00:53:52,388
‫روز خوش

1111
00:53:58,029 --> 00:53:59,322
‫متوجه نمیشم

1112
00:53:59,322 --> 00:54:00,699
‫چرا ساعت‌ها پیش نخوابیدین؟

1113
00:54:00,699 --> 00:54:02,826
‫می‌خواد یک چیزی بهمون بگه

1114
00:54:02,826 --> 00:54:05,495
‫و اصرار داشت منتظر تو بمونیم

1115
00:54:05,495 --> 00:54:07,205
‫آخه چرا؟ چی شده؟

1116
00:54:07,205 --> 00:54:11,167
‫آره، لطفاً پرده از این معما بردار

1117
00:54:11,167 --> 00:54:13,128
‫خیلی‌خب

1118
00:54:13,128 --> 00:54:16,631
‫همونطور که می‌دونین
‫شب مشغول خوندن تمام مدارکی بودم

1119
00:54:16,631 --> 00:54:18,008
‫که وکلا برام فرستادن

1120
00:54:18,008 --> 00:54:19,592
‫حتماً کار سختی بوده

1121
00:54:19,592 --> 00:54:21,386
‫خب مدارک چی بودن؟

1122
00:54:21,386 --> 00:54:24,889
‫مهم‌تر از همه
‫نسخه‌ای از وصیت‌نامه‌ی لوک بود

1123
00:54:24,889 --> 00:54:28,351
‫و یک نامه از لوک خطاب به من توش بود

1124
00:54:28,351 --> 00:54:30,020
‫نامه‌ای از اون دنیا؟

1125
00:54:30,020 --> 00:54:31,604
‫- دقیقاً
‫- عجب

1126
00:54:31,604 --> 00:54:34,232
‫ظاهراً، ازشون خواسته فقط بعد از مرگش

1127
00:54:34,232 --> 00:54:36,067
‫اینو بهم بدن

1128
00:54:36,067 --> 00:54:37,861
‫چرا؟

1129
00:54:37,861 --> 00:54:41,406
‫که برام توضیح بده به عنوان تنها وارثش
‫ باید چه چیزهایی رو مدیریت کنم

1130
00:54:41,406 --> 00:54:43,158
‫مگه چیزی برای مدیریت هست؟

1131
00:54:43,158 --> 00:54:45,118
‫آره ظاهراً

1132
00:54:45,118 --> 00:54:49,164
‫پدربزرگش توی بوستون
‫با نساجی ثروت بزرگی به‌هم زده

1133
00:54:49,164 --> 00:54:50,415
‫چی؟

1134
00:54:50,415 --> 00:54:51,833
‫و تو اصلاً ازش باخبر نبودی؟

1135
00:54:51,833 --> 00:54:55,670
‫- نکنه خبردار بودی؟
‫- نه، ولی برام توضیح داده

1136
00:54:55,670 --> 00:54:57,922
‫وقتی زندگیش رو وقف خدا کرد

1137
00:54:57,922 --> 00:55:00,425
‫تصمیم گرفت بدون مزیت داشتن پول زندگی کنه

1138
00:55:00,425 --> 00:55:02,761
‫و هیچی از این پول خرج نکرد

1139
00:55:02,761 --> 00:55:05,764
‫ولی افراد زیادی به این شرکت وابسته‌ن

1140
00:55:05,764 --> 00:55:09,976
‫برای همین اجازه داد
‫به کارش ادامه بده و رشد کنه

1141
00:55:09,976 --> 00:55:13,104
‫و حالا به شما رسیده؟

1142
00:55:13,104 --> 00:55:15,315
‫منظورت چیه؟

1143
00:55:15,315 --> 00:55:17,108
‫که بهت ثروت ارث رسیده؟

1144
00:55:17,108 --> 00:55:21,029
‫آره، اونم ثروت بسیار زیاد

1145
00:55:22,197 --> 00:55:25,116
‫راستش زیاد از حده

1146
00:55:25,116 --> 00:55:26,284
‫ولی معنیش این نیست

1147
00:55:26,284 --> 00:55:27,702
‫که مجبور نیستیم این خونه رو بفروشیم

1148
00:55:27,702 --> 00:55:29,496
‫و خدمتکارها شغل‌هاشون رو از دست نمیدن

1149
00:55:29,496 --> 00:55:31,122
‫و نیازی نیست چیزی عوض بشه؟

1150
00:55:31,122 --> 00:55:32,290
‫دقیقاً

1151
00:55:32,290 --> 00:55:34,000
‫نیازی نیست چیزی تغییر کنه

1152
00:55:34,000 --> 00:55:35,794
‫بنیستر، هنوزم بیداری؟

1153
00:55:35,794 --> 00:55:38,588
‫همه‌مون هنوزم بیداریم، خانم
‫منتظر دستوراتتون هستیم

1154
00:55:38,588 --> 00:55:41,466
‫اوه، خوبه
‫چون خبرهایی براتون دارم

1155
00:55:41,466 --> 00:55:45,470
‫خانم فورته پولی رو
‫از شوهر مرحومش به ارث برده

1156
00:55:45,470 --> 00:55:48,556
‫پس قرار نیست از اینجا بریم
‫و تمام شغل‌هاتون سرجاشه

1157
00:55:48,556 --> 00:55:50,756
‫اوه، خدا رو شکر

1158
00:55:51,685 --> 00:55:54,229
‫و حقیقتشو بخواین
‫خیلی خیالم راحت شد

1159
00:55:55,605 --> 00:55:57,805
‫لطفاً به بقیه‌ی افراد طبقه‌ی پایین هم بگو

1160
00:56:01,986 --> 00:56:03,071
‫ایدا خانم

1161
00:56:03,071 --> 00:56:04,239
‫بله؟

1162
00:56:04,239 --> 00:56:06,533
‫شما می‌خواین بهشون بگم؟

1163
00:56:11,204 --> 00:56:13,331
‫خب، آره

1164
00:56:13,331 --> 00:56:16,626
‫لطفاً طبقه‌ی پایین به همه بگو

1165
00:56:16,626 --> 00:56:17,836
‫ممنون، بنیستر

1166
00:56:17,836 --> 00:56:19,379
‫بله خانم

1167
00:56:19,379 --> 00:56:21,579
‫ممنونم، خانم

1168
00:56:25,969 --> 00:56:28,013
‫این دیگه چه کاری بود؟

1169
00:56:28,013 --> 00:56:31,057
‫گمونم می‌دونه از الان
‫داره برای عمه ایدا کار می‌کنه

1170
00:56:33,226 --> 00:56:35,395
‫گمونم این یعنی
‫همه‌شون دارن برای عمه کار می‌کنن

1171
00:56:35,395 --> 00:56:37,689
‫خب، هنوزم من صاحب این خونه‌م، مگه نه؟

1172
00:56:37,689 --> 00:56:40,191
‫ولی عمه ایدا حقوقشون رو میده

1173
00:56:44,779 --> 00:56:46,448
‫ممکنه اوضاع در آینده

1174
00:56:46,448 --> 00:56:48,867
‫یخورده تغییر کنه، اگنس

1175
00:56:48,867 --> 00:56:51,067
‫ولی مطمئنم حل‌و‌فصلش می‌کنیم

1176
00:56:54,164 --> 00:56:57,042
‫مطمئنی؟

1177
00:56:57,042 --> 00:56:59,242
‫واقعاً؟

1178
00:56:59,266 --> 00:57:19,266
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1179
00:57:19,290 --> 00:57:36,290
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

