﻿1
00:00:03,025 --> 00:00:13,025
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:13,049 --> 00:00:23,049
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:25,034 --> 00:01:33,069
‫« عـصـر طـلـایـی »

4
00:01:58,827 --> 00:02:01,788
‫حس می‌کنم چندین روزه
‫سوار این کالسکه هستیم

5
00:02:01,871 --> 00:02:03,331
‫وقت نیست برسیم؟

6
00:02:03,414 --> 00:02:04,958
‫منظورت چیه؟ رسیدیم

7
00:02:05,041 --> 00:02:07,335
‫این قصر سیدموثه؟

8
00:02:07,418 --> 00:02:09,838
‫این پارک قصره

9
00:02:09,921 --> 00:02:12,715
‫نیم ساعتی هست
‫داریم از املاک رد می‌شیم

10
00:02:17,929 --> 00:02:19,556
‫این آدم‌ها کی هستن؟

11
00:02:19,639 --> 00:02:21,224
‫اونا مستاجرها و کشاورزان من هستن

12
00:02:21,307 --> 00:02:24,352
‫که دارن از دوشس جدیدشون استقبال می‌کنن

13
00:02:24,435 --> 00:02:25,645
‫یعنی تو

14
00:02:41,661 --> 00:02:42,579
‫یالا، ویلبور

15
00:02:42,662 --> 00:02:43,662
‫بجنب

16
00:02:46,291 --> 00:02:47,667
‫می‌دونی باید چیکار کنی، ویلبور

17
00:02:47,750 --> 00:02:49,502
‫می‌دونی باید چیکار کنی

18
00:02:56,092 --> 00:02:57,343
‫اوه!

19
00:02:57,427 --> 00:02:58,344
‫آفرین، ویلبور!

20
00:02:58,428 --> 00:02:59,846
‫نشون‌شون بده چی بلدی

21
00:02:59,929 --> 00:03:01,598
‫اوه، اونی که توی بیس سومه
‫دوست شماست؟

22
00:03:01,681 --> 00:03:03,308
‫در اصل حسابدارمه

23
00:03:03,391 --> 00:03:04,976
‫و دوستم هم هست

24
00:03:05,059 --> 00:03:07,770
‫بیسبال از چیزی که فکر می‌کردم هیجان‌انگیزتره

25
00:03:07,854 --> 00:03:08,771
‫این همه سال

26
00:03:08,855 --> 00:03:10,249
‫کسب‌وکار پدرت حامی مالی این تیم بوده،

27
00:03:10,273 --> 00:03:11,816
‫ولی یه بار هم به دیدن بازی نیومدی؟

28
00:03:11,900 --> 00:03:14,152
‫فکر کنم اگه پسر می‌بودم
‫من رو با خودش می‌آورد،

29
00:03:14,235 --> 00:03:15,153
‫اما خب نیستم

30
00:03:15,236 --> 00:03:16,237
‫نه

31
00:03:16,321 --> 00:03:17,989
‫یه خانم متشخص هستی

32
00:03:20,158 --> 00:03:22,493
‫- یالا
‫- بزن! بزن!

33
00:03:25,201 --> 00:03:28,082
‫- برو، برو، برو!
‫- برو، برو، برو!

34
00:03:28,166 --> 00:03:29,375
‫به موقع رسید!

35
00:03:29,459 --> 00:03:30,459
‫- اوه!
‫- ایول!

36
00:03:32,170 --> 00:03:33,463
‫هورا!

37
00:03:35,965 --> 00:03:37,342
‫خیلی هیجان‌انگیز بود

38
00:03:37,425 --> 00:03:38,885
‫وای، خدا

39
00:03:38,968 --> 00:03:42,138
‫واقعاً نمی‌دونم چطور
‫متوجه‌ی این بازی نشدم

40
00:03:45,058 --> 00:03:46,058
‫اوه

41
00:03:51,189 --> 00:03:52,398
‫خانم اسکات!

42
00:03:52,482 --> 00:03:56,194
‫آقای فورچن، غافلگیر شدم

43
00:03:56,277 --> 00:03:58,821
‫ایشون دکتر ویلیام کرکلند هستن

44
00:03:58,905 --> 00:04:00,198
‫ایشون هم آقای تی تامس فورچن هستن

45
00:04:00,281 --> 00:04:01,366
‫خوشحالم که دیدمتون

46
00:04:01,449 --> 00:04:02,867
‫من مشترک روزنامه‌ی "گلوب" هستم

47
00:04:02,951 --> 00:04:03,952
‫ممنون که روزنامه‌مون رو می‌خونید

48
00:04:04,035 --> 00:04:05,495
‫افتخار می‌کنم

49
00:04:05,578 --> 00:04:08,122
‫الان طرفدار بیسبال شدید؟

50
00:04:08,206 --> 00:04:09,040
‫نه بابا

51
00:04:09,123 --> 00:04:10,851
‫موفق شدم متقاعدش کنم که همراهم بیاد

52
00:04:10,875 --> 00:04:12,669
‫ولی خب خیلی لذت بردم

53
00:04:12,752 --> 00:04:13,920
‫خب، خوشحالم که دیدمتون

54
00:04:14,003 --> 00:04:15,505
‫اون بخش از رمان‌تون رو خوندم

55
00:04:15,588 --> 00:04:17,465
‫خیلی درخشان بود

56
00:04:17,548 --> 00:04:20,134
‫مثل همیشه واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم

57
00:04:20,218 --> 00:04:21,302
‫ممنون

58
00:04:21,386 --> 00:04:23,137
‫خیلی این حرفتون برام ارزشمنده

59
00:04:23,221 --> 00:04:24,931
‫روزنامه‌نگاری رو کنار گذاشتید؟

60
00:04:25,014 --> 00:04:27,475
‫فعلاً روی رمانم تمرکز کردم

61
00:04:27,558 --> 00:04:29,894
‫فرانسیس اِلن واتکینز هارپز رو می‌شناسید؟

62
00:04:29,978 --> 00:04:31,020
‫البته

63
00:04:31,104 --> 00:04:32,272
‫نوشته‌هاش رو تحسین می‌کنم

64
00:04:32,355 --> 00:04:33,832
‫و همچنین تلاش‌هاش
‫برای گرفتن حق رای خانم‌ها

65
00:04:33,856 --> 00:04:35,626
‫خب، دوست دارید با خانم هاپر

66
00:04:35,650 --> 00:04:37,944
‫درمورد جلسات حق رای
‫که برگزار می‌کنه مصاحبه کنید؟

67
00:04:38,027 --> 00:04:39,654
‫اوه...

68
00:04:41,114 --> 00:04:42,800
‫ممنون که به فکر من بودید، اما...

69
00:04:42,824 --> 00:04:44,993
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه
‫حق مطلب رو ادا کنه

70
00:04:46,411 --> 00:04:48,246
‫- بابایی، خسته‌ام
‫- اوه!

71
00:04:48,329 --> 00:04:49,956
‫خیلی‌خب. الان می‌ریم

72
00:04:50,039 --> 00:04:51,582
‫نمی‌خوایم معطلتون کنیم

73
00:04:51,666 --> 00:04:52,875
‫نه، مشکلی نیست

74
00:04:52,959 --> 00:04:54,627
‫خانم هارپر توی فیلادلفیا مستقر هستن

75
00:04:54,711 --> 00:04:56,254
‫می‌تونم جزئیات رو براتون بفرستم

76
00:04:56,337 --> 00:04:58,023
‫هنوزم توی خیابون شصت‌ویکم هستید
‫یا برگشتید به بروکلین؟

77
00:04:58,047 --> 00:04:59,882
‫بیش‌تر توی خیابون شصت‌ویکم هستم

78
00:04:59,966 --> 00:05:01,092
‫خیلی‌خب. دیگه باید برم

79
00:05:01,175 --> 00:05:02,677
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم

80
00:05:02,760 --> 00:05:03,970
‫یالا

81
00:05:04,053 --> 00:05:05,656
‫فکر می‌کردم دارم میارمت
‫یه بازی بیسبال رو ببینی،

82
00:05:05,680 --> 00:05:07,682
‫نه اینکه باعث بشم
‫پروژه‌ی بعدیت رو بگیری

83
00:05:08,891 --> 00:05:10,411
‫به نظر میاد فرصت خیلی خوبیه

84
00:05:10,435 --> 00:05:12,520
‫آره. واقعاً عالیه

85
00:05:12,603 --> 00:05:14,355
‫ولی انگار قانع نشدی

86
00:05:14,439 --> 00:05:16,858
‫شرایط با آقای فورچن یه‌کم پیچیده‌ست

87
00:05:16,941 --> 00:05:18,067
‫مدیر سخت‌گیری بود؟

88
00:05:18,151 --> 00:05:19,319
‫نه، قضیه این نیست

89
00:05:19,402 --> 00:05:21,738
‫فقط... باید توی فکر رمانم باشم،

90
00:05:21,821 --> 00:05:24,532
‫و باید یه تعادلی بینشون پیدا کنم

91
00:05:24,615 --> 00:05:26,409
‫دغدغه‌ی نهایی زندگی همینه، نه؟

92
00:05:26,492 --> 00:05:27,744
‫درسته

93
00:05:27,827 --> 00:05:30,163
‫اوضاع خط راه‌آهن مرکزی ایلینوی چطوره؟

94
00:05:30,246 --> 00:05:33,333
‫حدوداً ۳۰ درصدش دستمونه،
‫شاید هم یه‌کم بیش‌تر

95
00:05:33,416 --> 00:05:35,960
‫‏۳۰ درصد؟ باید کنترلش کامل دست من باشه

96
00:05:37,045 --> 00:05:38,421
‫خانواده‌ی مریک حاضر نیستن بفروشن،

97
00:05:38,504 --> 00:05:39,714
‫ریزلی سِیج هم نمی‌فروشه

98
00:05:39,797 --> 00:05:41,299
‫هر دوتاشون می‌خوان کنترل
‫خط شیکاگو رو به دست بگیرن

99
00:05:41,382 --> 00:05:43,634
‫منم همینطور

100
00:05:43,718 --> 00:05:46,304
‫مورنسی چی؟

101
00:05:46,387 --> 00:05:49,057
‫باید بدونی که فقط اون معادن رو دارن

102
00:05:49,140 --> 00:05:51,059
‫اگه اونا رو از دست بدن،
‫دیگه چیزی براشون باقی نمی‌مونه

103
00:05:51,142 --> 00:05:53,019
‫و هر چیزی هم که می‌گیم،
‫حرفمون رو باور نمی‌کنن

104
00:05:53,102 --> 00:05:54,979
‫من استخدامت کردم که اون زمین رو بخری!

105
00:05:55,063 --> 00:05:56,939
‫من رو استخدام کردی
‫تا بهت مشاوره‌ی عاقلانه بدم

106
00:05:57,023 --> 00:05:58,566
‫شاید از حرفی که می‌زنم خوشت نیاد،

107
00:05:58,649 --> 00:06:00,109
‫اما اگه می‌خوای معادن رو بخری،

108
00:06:00,193 --> 00:06:01,652
‫پول بیش‌تری لازم داری!

109
00:06:03,613 --> 00:06:05,531
‫برات مهم نیست، نه؟

110
00:06:05,615 --> 00:06:07,742
‫اگه از کِلِی قدیمی می‌خواستم
‫که اون معادن رو برام بخره،

111
00:06:07,825 --> 00:06:09,786
‫برای انجام دادن دستورم
‫هر کاری می‌کرد

112
00:06:09,869 --> 00:06:11,037
‫حرف من اینه

113
00:06:11,120 --> 00:06:13,539
‫که وضعیت مالیت خوب نیست

114
00:06:13,623 --> 00:06:15,500
‫فکر می‌کنی چرا مورگان کنار کشید؟

115
00:06:15,583 --> 00:06:17,251
‫تموم شد؟

116
00:06:18,503 --> 00:06:19,921
‫آره

117
00:06:20,004 --> 00:06:21,214
‫موافقم

118
00:06:22,882 --> 00:06:25,218
‫دیگه کارت با من تموم شده

119
00:06:25,301 --> 00:06:26,594
‫ببخشید؟

120
00:06:26,677 --> 00:06:30,139
‫مشاوری نمی‌خوام که بهم بگه
‫چه چیزی غیرممکنه

121
00:06:30,223 --> 00:06:33,267
‫به مشاوری نیاز دارم که کمکم کنه
‫به غیرممکن دست پیدا کنم

122
00:06:33,351 --> 00:06:36,479
‫کاملاً واضحه که تو اونطور آدمی نیستی

123
00:06:36,562 --> 00:06:38,731
‫تو دوراندیشی یا شجاعت لازم

124
00:06:38,815 --> 00:06:40,066
‫برای کار کردن برای من رو نداری

125
00:06:40,149 --> 00:06:42,485
‫این که نمی‌تونی با حقیقت
‫کنار بیایی، تقصیر من نیست

126
00:06:42,568 --> 00:06:43,611
‫بیش از حد بدهی بالا آوردی

127
00:06:43,694 --> 00:06:45,738
‫و داری شرکتت رو
‫به سمت سقوط می‌کشونی

128
00:06:45,822 --> 00:06:47,657
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه
‫به خودت بیا

129
00:06:50,159 --> 00:06:51,911
‫اخراجی، کِلِی

130
00:07:05,925 --> 00:07:07,593
‫اخبار آقای بارو و خانم دِرِیتون

131
00:07:07,677 --> 00:07:09,470
‫باعث شده درمورد ماه‌عسل
‫توی روزنامه‌ها چیزی ننویسن،

132
00:07:09,554 --> 00:07:12,181
‫اما هنوز شایعاتی درمورد علیاحضرت
‫پخش می‌کنن، و نه فقط اون

133
00:07:12,265 --> 00:07:14,767
‫درمورد من و کسب‌وکار آقای راسل هم می‌نویسن

134
00:07:14,851 --> 00:07:15,852
‫باید تمومش کنن

135
00:07:15,935 --> 00:07:17,437
‫حتماً ناراحت‌کننده‌ست، خانم

136
00:07:17,520 --> 00:07:19,397
‫دیگه خانم خونه‌ی خودم نیستم

137
00:07:19,480 --> 00:07:21,190
‫حس می‌کنم تمام خونه
‫از جاسوس پر شده

138
00:07:21,274 --> 00:07:23,067
‫مطمئنید کار یکی از خدمه‌ست؟

139
00:07:23,151 --> 00:07:24,861
‫به نظرم یه خیانتکاره

140
00:07:24,944 --> 00:07:26,904
‫از خانم بروس و آقای بوردن
‫درخواست کمک کردم

141
00:07:26,988 --> 00:07:29,198
‫تا مقصر رو پیدا کنیم، خانم

142
00:07:29,282 --> 00:07:30,992
‫قابل اعتمادن؟

143
00:07:31,075 --> 00:07:32,452
‫امیدوارم

144
00:07:32,535 --> 00:07:34,745
‫در حال حاضر همه مظنونن

145
00:07:37,165 --> 00:07:38,708
‫عموم مردم همیشه علاقه‌مندن

146
00:07:38,791 --> 00:07:40,710
‫بدونن زندگی ثروتمندها چطوره

147
00:07:40,793 --> 00:07:44,714
‫آره، اما کی جزئیات رو لو میده؟

148
00:07:44,797 --> 00:07:47,925
‫طبق تجربه‌ی من،
‫وقتی بحث لو دادن وسط باشه

149
00:07:48,009 --> 00:07:49,927
‫همیشه جدیدترین عضو خدمه مقصره

150
00:07:50,011 --> 00:07:51,512
‫خیلی سخت میشه فهمید کار کی بوده

151
00:07:51,596 --> 00:07:52,889
‫با اومدن دوک

152
00:07:52,972 --> 00:07:54,452
‫و ماجرای ازدواج،
‫چندتا خدمتکار جدید استخدام کردیم

153
00:07:54,515 --> 00:07:56,309
‫اما کار کسیه که گوش‌های تیزی داره

154
00:07:56,392 --> 00:07:59,061
‫اوه، این داستان اخیر
‫درمورد اینکه آقای راسل

155
00:07:59,145 --> 00:08:01,105
‫خط راه‌آهن مرکزی ایلیونی رو خریده
‫حقیقت داره؟

156
00:08:01,189 --> 00:08:02,773
‫دیگه باید برم

157
00:08:02,857 --> 00:08:04,901
‫فکر نمی‌کنم کمک زیادی کرده باشم،

158
00:08:04,984 --> 00:08:06,194
‫اما بهش فکر می‌کنم

159
00:08:06,277 --> 00:08:07,421
‫اگه فکری به ذهنم رسیده، بهت خبر میدم

160
00:08:07,445 --> 00:08:08,362
‫ممنون

161
00:08:08,446 --> 00:08:09,989
‫حقیقت اینه که دیگه کلافه شدم

162
00:08:10,072 --> 00:08:12,783
‫و بدتر اینکه بانو هم کلافه شده

163
00:08:21,792 --> 00:08:23,419
‫خبری از گِلَدیس نشد؟

164
00:08:23,503 --> 00:08:26,172
‫نه، اما بی‌خبری خوبه، جورج

165
00:08:26,255 --> 00:08:27,965
‫داره به زندگی جدیدش عادت می‌کنه

166
00:08:28,049 --> 00:08:29,049
‫نگران نباش

167
00:08:29,091 --> 00:08:30,235
‫من تا محراب بردمش،

168
00:08:30,259 --> 00:08:32,470
‫انگار داشت به سمت گیوتین می‌رفت

169
00:08:32,553 --> 00:08:34,055
‫اگه می‌خوای کمکش کنی،

170
00:08:34,138 --> 00:08:36,516
‫به من کمک کن بفهمم کدوم آدمی
‫داره این مزخرفات رو به روزنامه‌ها میگه

171
00:08:36,599 --> 00:08:39,810
‫برتا، توی این خونه ۲۰ یا ۳۰ نفر کار می‌کنن،

172
00:08:39,894 --> 00:08:41,521
‫بیش‌ترشون رو نمی‌شناسیم

173
00:08:41,604 --> 00:08:42,644
‫معلومه که اخبار لو میرن

174
00:08:42,688 --> 00:08:44,440
‫معلومه که اسرار ما رو می‌فروشن

175
00:08:44,524 --> 00:08:45,525
‫زندگی‌مون همینطوره

176
00:08:45,608 --> 00:08:46,817
‫پس پیشنهاد میدی چیکار کنیم؟

177
00:08:46,901 --> 00:08:48,212
‫یعنی من باید تنها زن این خیابون باشم

178
00:08:48,236 --> 00:08:49,529
‫که خودم آشپزی می‌کنم؟

179
00:08:49,612 --> 00:08:51,197
‫پیشنهادم اینه که باید تلاش کنیم

180
00:08:51,280 --> 00:08:53,241
‫اسرار زیادی نداشته باشیم

181
00:08:53,324 --> 00:08:55,451
‫فعلاً من به کمک تو درمورد
‫یه موضوعی نیاز دارم،

182
00:08:55,535 --> 00:08:56,911
‫یا بهتره بگم یه شخصی

183
00:08:56,994 --> 00:08:58,746
‫البته. کی؟

184
00:08:58,829 --> 00:09:00,623
‫می‌شناسیش. آلفرد مریک

185
00:09:00,706 --> 00:09:02,041
‫توی هیئت‌مدیره‌ی اپرای مته

186
00:09:02,124 --> 00:09:04,210
‫خونواده‌ش سهام‌دار خط
‫راه‌آهن مرکزی ایلینویـه،

187
00:09:04,293 --> 00:09:06,295
‫منم باید بخرمش، اما نمی‌فروشن

188
00:09:06,379 --> 00:09:08,005
‫چه کمکی از من برمیاد؟

189
00:09:08,089 --> 00:09:09,632
‫برای شام دعوتش کن

190
00:09:09,715 --> 00:09:11,342
‫خیلی ازش تعریف کن

191
00:09:11,425 --> 00:09:12,510
‫سعی کن نظرش رو عوض کنی

192
00:09:12,593 --> 00:09:14,554
‫و با جذابیتم راضیش کنم

193
00:09:14,637 --> 00:09:15,717
‫تمام راه‌های دیگه رو امتحان کردم

194
00:09:15,763 --> 00:09:16,806
‫شنیدم که توی کتابخونه

195
00:09:16,889 --> 00:09:18,116
‫داشتید فریاد می‌زدید

196
00:09:18,140 --> 00:09:20,268
‫همه چیز مرتبه؟

197
00:09:20,351 --> 00:09:22,562
‫چیزی نیست که نیاز باشه
‫تو نگرانش باشی

198
00:09:22,645 --> 00:09:24,105
‫فقط شام رو ترتیب بده

199
00:09:27,733 --> 00:09:29,777
‫ساختن قصر سیدموث

200
00:09:29,860 --> 00:09:31,612
‫حدوداً ۱۰ سال طول کشید

201
00:09:32,822 --> 00:09:35,700
‫این گالری توسط سومین دوک بازسازی شد

202
00:09:35,783 --> 00:09:38,202
‫تا به راهرویی برای مجردها تبدیل بشه

203
00:09:38,286 --> 00:09:39,579
‫اون عکس مادرمونه

204
00:09:39,662 --> 00:09:41,455
‫چقدر زیبا بودن

205
00:09:41,539 --> 00:09:43,416
‫خیلی قیافه‌ش دقیق کشیده شده،

206
00:09:43,499 --> 00:09:46,669
‫اما مطمئن نیستم پرتره‌های عروسی
‫خیلی واقعی باشن

207
00:09:46,752 --> 00:09:48,129
‫مادر من هم به آقای سارجنت گفت

208
00:09:48,212 --> 00:09:49,714
‫یه پرتره از من بکشه

209
00:09:49,797 --> 00:09:51,799
‫الان توی نیویورکه

210
00:09:51,882 --> 00:09:53,301
‫بهتره بمونه همون‌جا

211
00:09:58,180 --> 00:10:00,057
‫اون دیگه چیه؟

212
00:10:00,141 --> 00:10:02,393
‫تا حالا تله موش ندیدی؟

213
00:10:02,476 --> 00:10:03,769
‫اینجا موش هست؟

214
00:10:03,853 --> 00:10:05,146
‫همه‌جا موش هست

215
00:10:05,229 --> 00:10:06,689
‫خوشبختانه ما گربه هم داریم

216
00:10:06,772 --> 00:10:08,608
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی
‫ما کاملاً مدرن باشیم

217
00:10:08,691 --> 00:10:10,860
‫ما از سال ۱۶۱۲ داریم اینجا زندگی می‌کنیم

218
00:10:10,943 --> 00:10:12,194
‫وای، خدا

219
00:10:12,278 --> 00:10:13,613
‫می‌دونم شما آمریکایی‌ها دوست دارید

220
00:10:13,696 --> 00:10:15,990
‫برای خودتون خونه‌های جدید بسازید

221
00:10:16,073 --> 00:10:17,825
‫اما ما ترجیح می‌دیم توی
‫خونه‌ی خودمون بمونیم

222
00:10:17,908 --> 00:10:19,827
‫این خونه تاریخچه‌ی غنی‌ای داره

223
00:10:19,910 --> 00:10:20,736
‫وقتی که اینجا نبودی،

224
00:10:20,737 --> 00:10:22,872
‫متوجه شدم اتاق صبحونه
‫چقدر کهنه و قدیمی شده

225
00:10:22,955 --> 00:10:24,040
‫چندتا ایده می‌خوام

226
00:10:24,123 --> 00:10:25,166
‫خب...

227
00:10:25,249 --> 00:10:27,144
‫گفتم شاید بهتر باشه برم خونه گَرِت‌ها
‫ببینم چه پیشنهادی دارن

228
00:10:27,168 --> 00:10:28,544
‫مگه نمردن؟

229
00:10:28,628 --> 00:10:30,588
‫یکی از پسرعموها مُرده،
‫اما اون یکی مشغوله

230
00:10:30,671 --> 00:10:32,632
‫و شنیدم خیلی توی قاب‌سازی حرفه‌ایه

231
00:10:32,715 --> 00:10:34,610
‫راستی، خانواده‌ی مالدمِیز
‫فردا شام اینجا دعوتن،

232
00:10:34,634 --> 00:10:36,177
‫- و همچنین خانواده‌ی کولرست
‫- کی هستن؟

233
00:10:36,260 --> 00:10:38,304
‫منوی غذاها رو آماده کردم،
‫اما هنوزم از حلزون خوراکی بدت میاد؟

234
00:10:38,387 --> 00:10:39,680
‫- به شدت
‫- مهم نیست

235
00:10:39,764 --> 00:10:42,183
‫وِید حتماً چندتا ایده داره

236
00:10:42,266 --> 00:10:46,270
‫گلدیس، داری میایی؟

237
00:10:51,359 --> 00:10:52,485
‫اون برای ماست؟

238
00:10:52,568 --> 00:10:53,778
‫خودم می‌برمش

239
00:10:57,323 --> 00:10:59,825
‫امیدوارم تا رمانت رو می‌نویسی

240
00:10:59,909 --> 00:11:01,369
‫این شغل زیاد اذیتت نکنه

241
00:11:01,452 --> 00:11:03,204
‫اوه، از پسش برمیام، خانم

242
00:11:03,287 --> 00:11:05,206
‫در واقع، به نظر می‌رسه مثل گذشته

243
00:11:05,289 --> 00:11:06,415
‫زیاد نامه نمیاد

244
00:11:06,499 --> 00:11:08,793
‫آره، از لیست خیلی‌ها خط خوردم

245
00:11:08,876 --> 00:11:10,378
‫اما یه نامه‌ی دیگه

246
00:11:10,461 --> 00:11:12,171
‫از طرف انجمن میراث نیویورک دارید

247
00:11:12,254 --> 00:11:13,547
‫پول می‌خوان

248
00:11:13,631 --> 00:11:15,925
‫ازتون دعوت کردن که عضو اصلی بشید

249
00:11:16,008 --> 00:11:18,052
‫یعنی پول زیادی می‌خوان

250
00:11:18,135 --> 00:11:20,513
‫تحت تأثیر ارتباطات طولانی خانواده

251
00:11:20,596 --> 00:11:21,597
‫با نیویورک قرار گرفتن

252
00:11:21,681 --> 00:11:22,973
‫اولش ازت تعریف می‌کنن

253
00:11:23,057 --> 00:11:25,935
‫بعدش درخواست‌ها شروع میشن
‫و همیشه هم پول می‌خوان

254
00:11:26,018 --> 00:11:28,646
‫وقتی رسیدم این رو آوردن

255
00:11:28,729 --> 00:11:30,398
‫درست دیدم؟

256
00:11:30,481 --> 00:11:31,774
‫از طرف آقای فورچنه؟

257
00:11:31,857 --> 00:11:33,609
‫قبول کردم یه مقاله براش بنویسم

258
00:11:33,693 --> 00:11:35,111
‫درمورد فرانسیس واتکینز هارپر

259
00:11:35,194 --> 00:11:36,904
‫اوه، من می‌شناسمش

260
00:11:36,987 --> 00:11:38,114
‫فوق‌العاده‌ست

261
00:11:38,197 --> 00:11:39,699
‫بلیط قطاره؟

262
00:11:39,782 --> 00:11:40,908
‫توی فیلادلفیا زندگی می‌کنه

263
00:11:40,991 --> 00:11:43,536
‫پنج‌شنبه میرم باهاش مصاحبه کنم

264
00:11:43,619 --> 00:11:45,621
‫نمی‌فهمم. کار عاقلانه‌ایه؟

265
00:11:47,623 --> 00:11:49,792
‫چرا عاقلانه نباشه؟

266
00:11:49,875 --> 00:11:50,960
‫خب، چون...

267
00:11:51,043 --> 00:11:53,212
‫خانم بروک هم مثل شما

268
00:11:53,295 --> 00:11:54,588
‫نگران شلوغ بودن سر منه

269
00:11:54,672 --> 00:11:56,424
‫اما این یه فرصت خیلی خوبه

270
00:11:56,507 --> 00:11:58,300
‫معلومه که باید بری

271
00:12:00,219 --> 00:12:01,929
‫قراره تنهایی بری؟

272
00:12:02,012 --> 00:12:04,056
‫فیلادلفیا رو خوب بلدم

273
00:12:04,140 --> 00:12:06,142
‫نمیشه دکتر کرکلند همراهیت کنه؟

274
00:12:06,225 --> 00:12:07,810
‫چرا یه دکتر همراهیش کنه؟

275
00:12:07,893 --> 00:12:09,770
‫حالش کامل خوب شده

276
00:12:12,148 --> 00:12:14,150
‫فقط داشتم مسخره می‌کردم

277
00:12:19,405 --> 00:12:21,323
‫فکر نمی‌کردم تعامل با یه خدمتکار

278
00:12:21,407 --> 00:12:22,575
‫برام ثروتی به ارمغان بیاره

279
00:12:22,658 --> 00:12:24,326
‫دیگه خیلی خدمتکار نمی‌مونه

280
00:12:24,410 --> 00:12:25,619
‫درسته

281
00:12:25,703 --> 00:12:27,623
‫حالا بهم میگی چرا احضارم کردی؟

282
00:12:27,663 --> 00:12:30,082
‫ازت می‌خوام بری به مورنسی

283
00:12:30,166 --> 00:12:31,792
‫کِلِی نتونست معامله رو انجام بده

284
00:12:31,876 --> 00:12:34,879
‫حالا هم رفته،
‫و می‌خوام تو جاش رو بگیری

285
00:12:34,962 --> 00:12:36,756
‫- کِلِی رو اخراج کردی؟
‫- آره

286
00:12:36,839 --> 00:12:38,215
‫و این کار باید فوراً انجام بشه،

287
00:12:38,299 --> 00:12:39,759
‫اما خودم نمی‌تونم از نیویورک برم

288
00:12:39,842 --> 00:12:41,737
‫سرمایه‌گذارهام عصبی‌ان.
‫باید آرومشون کنم

289
00:12:41,761 --> 00:12:42,928
‫خب، به نظرم حق دارن،

290
00:12:43,012 --> 00:12:44,740
‫با این هرج‌ومرج بازار و وضعیت بانک‌ها...

291
00:12:44,764 --> 00:12:46,640
‫آره، آره

292
00:12:46,724 --> 00:12:48,559
‫اما روی تو حساب باز کردم

293
00:12:48,642 --> 00:12:51,395
‫برای گسترش خط راه‌آهن
‫به اون زمین نیاز دارم

294
00:12:53,355 --> 00:12:54,482
‫چی گیر من میاد؟

295
00:12:54,565 --> 00:12:55,691
‫چی؟

296
00:12:55,775 --> 00:12:57,443
‫مطمئن نیستم دلم بخواد با هم کار بکنیم

297
00:12:57,526 --> 00:12:58,819
‫پس قبل از اینکه جواب بدم،

298
00:12:58,903 --> 00:13:01,572
‫دوست دارم بدونم چه سودی برای من داره

299
00:13:03,365 --> 00:13:04,366
‫چیه؟

300
00:13:04,450 --> 00:13:06,410
‫همیشه وقتی می‌بینم شبیه خودم شدی
‫یه‌کم شوکه میشم

301
00:13:07,953 --> 00:13:10,456
‫در نهایت تو صاحب همه‌ی اموال من میشی

302
00:13:10,539 --> 00:13:14,502
‫پس اگه موفق بشی،
‫در نهایت مال خودت میشه

303
00:13:14,585 --> 00:13:15,920
‫چرا کِلِی موفق نشد؟

304
00:13:16,003 --> 00:13:17,505
‫گفت پول بیش‌تری نیاز داره

305
00:13:17,588 --> 00:13:19,173
‫و تو حاضر نبودی بهش بدی؟

306
00:13:19,256 --> 00:13:21,425
‫نه، اما فکر می‌کنم

307
00:13:21,509 --> 00:13:23,969
‫همون پولی که بهش دادم رو هم به باد داده

308
00:13:24,053 --> 00:13:25,179
‫معادن چی؟

309
00:13:25,262 --> 00:13:27,014
‫- تمرکزم روی اونا نیست
‫- چرا؟

310
00:13:27,097 --> 00:13:28,533
‫چون نمیشه ازشون پولی درآورد

311
00:13:28,557 --> 00:13:29,725
‫اگه قراره همکاری کنیم،

312
00:13:29,809 --> 00:13:31,936
‫باید مطمئن بشم که ارزشش رو داره

313
00:13:32,019 --> 00:13:34,647
‫اصلاً شاید خودمم پول سرمایه‌گذاری کنم

314
00:13:34,730 --> 00:13:36,732
‫ولی خب هیچ قولی هم نمیدم

315
00:13:38,400 --> 00:13:40,110
‫نحوه‌ی مذاکره کردنت رو تحسین می‌کنم

316
00:13:40,194 --> 00:13:42,279
‫اطلاعات معادن رو می‌خوام

317
00:13:42,363 --> 00:13:43,864
‫گزارش متالورژی رو میدم بهت

318
00:13:43,948 --> 00:13:45,241
‫و تا چند روز دیگه نمی‌تونم برم

319
00:13:45,324 --> 00:13:46,242
‫باید فردا بری

320
00:13:46,325 --> 00:13:47,368
‫برنامه دارم

321
00:13:47,451 --> 00:13:49,954
‫چه چیزی از این کار مهم‌تره؟

322
00:13:53,457 --> 00:13:55,751
‫می‌خوام از ماریان بروک خواستگار کنم

323
00:13:55,835 --> 00:13:57,753
‫فکر می‌کنم قبول می‌کنه،

324
00:13:57,837 --> 00:14:00,589
‫اما می‌خواستم صبر کنم
‫تا عروسی گلدیس تموم بشه

325
00:14:00,673 --> 00:14:02,007
‫می‌خواستم به هر دوتاتون بگم،

326
00:14:02,091 --> 00:14:04,134
‫اما اگه قراره
‫یک ماه توی مورنسی باشم

327
00:14:04,218 --> 00:14:06,554
‫نمی‌دونم چطور قراره اون کار رو بکنم

328
00:14:08,305 --> 00:14:11,058
‫تبریک میگم

329
00:14:11,141 --> 00:14:13,102
‫انتخاب خوبی کردی

330
00:14:15,354 --> 00:14:16,354
‫راضی‌ام

331
00:14:16,397 --> 00:14:17,898
‫خوبه

332
00:14:17,982 --> 00:14:19,942
‫مطمئن نیستم مادر هم اینقدر راضی باشه

333
00:14:20,025 --> 00:14:21,861
‫مادرت رو بسپار به من

334
00:14:21,944 --> 00:14:23,988
‫وقتی از مورنسی برگشتی،
‫رسماً اعلامش می‌کنیم

335
00:14:24,071 --> 00:14:26,574
‫تا اون موقع مادرت هم راضی میشه

336
00:14:26,657 --> 00:14:28,993
‫حالا برو آماده شو

337
00:14:29,076 --> 00:14:30,911
‫صبح زود حرکت می‌کنی

338
00:14:39,169 --> 00:14:40,921
‫خوشتون میاد؟

339
00:14:42,548 --> 00:14:43,465
‫خیلی زیاد

340
00:14:43,549 --> 00:14:44,709
‫امیدوارم اولین مراسم شامی
‫که شرکت می‌کنید

341
00:14:44,758 --> 00:14:46,343
‫موفقیت‌آمیز باشه، علیاحضرت

342
00:14:46,427 --> 00:14:47,761
‫امیدوارم

343
00:14:47,845 --> 00:14:49,972
‫ممنون که کمکم کردی

344
00:14:50,055 --> 00:14:51,974
‫وظیفه‌مه

345
00:14:53,100 --> 00:14:55,120
‫اما حالا که از خونه دورم،
‫بودن تو در کنارم

346
00:14:55,144 --> 00:14:56,520
‫خیلی آرامش‌بخشه

347
00:14:56,604 --> 00:14:59,398
‫فکر کنم عادت کردن به این شرایط
‫یه‌کم طول می‌کشه

348
00:14:59,481 --> 00:15:02,276
‫خوشحالم که مفید بودم

349
00:15:02,359 --> 00:15:04,278
‫بانو سارا مشکل اصلیه

350
00:15:04,361 --> 00:15:06,822
‫با اجازه‌تون منم موافقم، علیاحضرت

351
00:15:06,906 --> 00:15:08,616
‫قوانین خیلی زیادی دارن

352
00:15:08,699 --> 00:15:09,950
‫مشتاقم یادشون بگیرم

353
00:15:10,034 --> 00:15:11,660
‫هیچوقت تصور نمی‌کردم

354
00:15:11,744 --> 00:15:13,579
‫ندیمه‌ی یه دوشس بشم

355
00:15:13,662 --> 00:15:16,874
‫منم فکر نمی‌کردم دوشس بشم

356
00:15:27,885 --> 00:15:30,554
‫خبر فوق‌العاده‌ایه

357
00:15:30,638 --> 00:15:31,889
‫تبریک میگم

358
00:15:31,972 --> 00:15:35,309
‫خب، باید به‌خاطر آشنایی با جک
‫از تو تشکر کنم

359
00:15:35,392 --> 00:15:37,561
‫من فقط به هم معرفی‌تون کردم

360
00:15:37,645 --> 00:15:40,564
‫جان ساعت رو اختراع کرده.
‫و شما دو نفر فروختیدش

361
00:15:40,648 --> 00:15:42,399
‫به این میگن یه همکاری واقعی

362
00:15:42,483 --> 00:15:45,194
‫نقش خودت رو دست‌کم نگیر

363
00:15:45,277 --> 00:15:47,738
‫چه تغییری توی زندگی‌تون ایجاد می‌کنه؟

364
00:15:47,821 --> 00:15:50,866
‫جک به زودی دیگه
‫پیشخدمت شما محسوب نمیشه

365
00:15:50,950 --> 00:15:52,868
‫فکر کنم همینطوره

366
00:15:52,952 --> 00:15:55,579
‫خدا می‌دونه عمه اَگنِس
‫چه واکنشی قراره نشون بده

367
00:15:57,957 --> 00:15:59,083
‫همراهم بیا

368
00:15:59,166 --> 00:16:00,584
‫می‌خوام یه چیزی رو نشونت بدم

369
00:16:00,668 --> 00:16:02,127
‫چیکار می‌کنی؟

370
00:16:03,504 --> 00:16:04,713
‫اوه

371
00:16:08,676 --> 00:16:11,929
‫می‌خوام کاری بکنم یه مرد متاهل بشم

372
00:16:13,639 --> 00:16:15,182
‫چی؟

373
00:16:15,265 --> 00:16:17,518
‫گفتیم صبر می‌کنیم
‫تا عروسی خواهرم تموم بشه

374
00:16:17,601 --> 00:16:19,895
‫درسته

375
00:16:22,022 --> 00:16:24,525
‫می‌دونی که عاشقتم،

376
00:16:24,608 --> 00:16:26,777
‫و می‌خوام تا آخر عمرم
‫هر روز تلاش کنم

377
00:16:26,860 --> 00:16:28,237
‫تو رو خوشحال کنم

378
00:16:30,781 --> 00:16:32,408
‫جدی میگی؟

379
00:16:34,284 --> 00:16:37,621
‫ماریان بروک،

380
00:16:37,705 --> 00:16:39,206
‫با من ازدواج می‌کنی؟

381
00:16:46,547 --> 00:16:48,966
‫اوه

382
00:16:49,049 --> 00:16:50,592
‫بله

383
00:16:50,676 --> 00:16:53,303
‫بله. بله!

384
00:17:15,743 --> 00:17:18,620
‫چی شده؟

385
00:17:18,704 --> 00:17:21,957
‫نمی‌دونم عمه اَگنِس
‫چه واکنشی نشون میده

386
00:17:24,126 --> 00:17:27,504
‫بذار من با عمه‌هات حرف بزنم

387
00:17:33,927 --> 00:17:36,430
‫می‌خواستیم با هر دوتاتون حرف بزنیم

388
00:17:36,513 --> 00:17:38,348
‫به نظر میاد یه مسئله‌ی جدیه

389
00:17:38,432 --> 00:17:40,893
‫یا جدیه، یا بدشگون

390
00:17:40,976 --> 00:17:42,352
‫آه...

391
00:17:42,436 --> 00:17:43,771
‫خبر خوبیه

392
00:17:43,854 --> 00:17:45,064
‫- واقعاً؟
‫- آره

393
00:17:47,024 --> 00:17:48,901
‫می‌خواستیم ازتون اجاره بگیریم،

394
00:17:48,984 --> 00:17:51,236
‫یا در واقع دعای خیرتون رو بخوایم

395
00:17:51,320 --> 00:17:52,320
‫می‌خوایم ازدواج کنیم

396
00:17:52,362 --> 00:17:53,530
‫اوه!

397
00:17:53,614 --> 00:17:55,324
‫اوه، تبریک میگم!

398
00:17:55,407 --> 00:17:56,825
‫چقدر خوشحال شدیم

399
00:17:56,909 --> 00:17:58,577
‫- مگه نه، اَگنس؟
‫- کاملاً

400
00:17:58,660 --> 00:18:02,164
‫اوه، خبر فوق‌العاده‌ایه!

401
00:18:02,247 --> 00:18:04,166
‫اوه

402
00:18:04,249 --> 00:18:06,668
‫این خبر، خبر ساعت رو شیرین‌تر می‌کنه

403
00:18:06,752 --> 00:18:07,753
‫آره

404
00:18:07,836 --> 00:18:09,880
‫کدوم خبر ساعت؟

405
00:18:09,963 --> 00:18:11,381
‫جک بهتون نگفته؟

406
00:18:11,465 --> 00:18:13,592
‫ساعت‌مون رو به قیمت بالایی فروختیم

407
00:18:13,675 --> 00:18:14,718
‫یه ثروت حسابی

408
00:18:14,802 --> 00:18:16,553
‫جک خودمون الان یه مرد ثروتمنده

409
00:18:16,637 --> 00:18:18,931
‫چقدر ثروتمند؟

410
00:18:20,766 --> 00:18:22,684
‫خیلی پولداره، عمه اَگنس

411
00:18:22,768 --> 00:18:24,353
‫خبر خیلی خوبیه

412
00:18:24,436 --> 00:18:25,521
‫مگه نه، اَگنس؟

413
00:18:25,604 --> 00:18:26,814
‫خیلی خوبه

414
00:18:26,897 --> 00:18:28,107
‫اما دیگه باید بریم

415
00:18:28,190 --> 00:18:29,316
‫باید این خبر رو به پدر و مادرم بدیم،

416
00:18:29,399 --> 00:18:31,610
‫بعدش هم برای شام
‫با چندتا از دوست‌هام قرار دارم

417
00:18:31,693 --> 00:18:33,070
‫برای جشن گرفتن نامزدیت؟

418
00:18:33,153 --> 00:18:34,196
‫نه

419
00:18:34,279 --> 00:18:36,406
‫هم‌اتاقیم از دانشگاه هاروارد
‫قراره ازدواج کنه،

420
00:18:36,490 --> 00:18:38,784
‫و چند نفر قراره بریم به رستوران دلمانیکو

421
00:18:38,867 --> 00:18:40,285
‫امشب؟

422
00:18:40,369 --> 00:18:42,621
‫آره. چند هفته پیش بهشون قول دادم

423
00:18:42,704 --> 00:18:45,415
‫دوست دارم دعوتت کنم،
‫اما خب مردونه‌ست

424
00:18:45,499 --> 00:18:47,876
‫خب، به نظر می‌رسه بهت خوش می‌گذره

425
00:18:47,960 --> 00:18:49,211
‫اما دلم برات تنگ میشه

426
00:18:49,294 --> 00:18:51,130
‫و فردا صبح هم قراره بری به آریزونا

427
00:18:51,213 --> 00:18:53,173
‫اوه، آریزونا چرا؟

428
00:18:53,257 --> 00:18:55,092
‫اوه، به‌خاطر کسب و کار پدرم

429
00:18:55,175 --> 00:18:59,471
‫چقدر حیف که بعد از نامزدیت
‫سریع باید از اینجا بری

430
00:18:59,555 --> 00:19:01,056
‫خب، فقط یه ماه طول می‌کشه،

431
00:19:01,140 --> 00:19:03,642
‫و بعدش زندگی واقعیم شروع میشه

432
00:19:03,725 --> 00:19:05,602
‫منم برای شام میام خونه

433
00:19:07,271 --> 00:19:08,856
‫دوباره تبریک میگم

434
00:19:08,939 --> 00:19:10,649
‫ممنون

435
00:19:10,732 --> 00:19:12,359
‫اوه

436
00:19:12,442 --> 00:19:14,361
‫- بریم؟
‫- بله، آقای راسل

437
00:19:14,444 --> 00:19:16,363
‫اول شما بفرمایید

438
00:19:16,446 --> 00:19:19,867
‫خب، نمی‌دونم تا قبل از اینکه بخوابم

439
00:19:19,950 --> 00:19:22,494
‫چند بار دیگه باید ضد حال بخورم

440
00:19:22,578 --> 00:19:24,454
‫می‌دونستی که بهش علاقه داره

441
00:19:24,538 --> 00:19:26,540
‫خب، من که می‌دونستم

442
00:19:26,623 --> 00:19:29,126
‫وقتی ازش پرسیدم به اون مرد
‫علاقه‌ای داره یا نه،

443
00:19:29,209 --> 00:19:31,003
‫انکار کرد

444
00:19:31,086 --> 00:19:34,437
‫انگار وقتی توی خونه‌ی خودم
‫از یه نفر یه سوال می‌پرسم،

445
00:19:34,438 --> 00:19:35,549
‫جواب دروغ بهم میدن

446
00:19:35,632 --> 00:19:37,634
‫داری الکی بزرگش می‌کنی

447
00:19:37,718 --> 00:19:40,220
‫تازه، لری آدم خوبیه،‌ اَگنس

448
00:19:40,304 --> 00:19:41,555
‫خودت هم می‌دونی

449
00:19:41,638 --> 00:19:44,099
‫تنها چیزی که می‌دونم
‫اینه که اون زن ادعای خویشاوندی می‌کنه

450
00:19:44,183 --> 00:19:45,309
‫حالا بشین و تماشا کن

451
00:19:45,392 --> 00:19:47,561
‫پس باید تحملش بکنیم

452
00:19:47,644 --> 00:19:49,813
‫در رابطه با خانواده‌ی راسل

453
00:19:49,897 --> 00:19:51,607
‫خیلی دارم تحمل می‌کنم

454
00:19:51,690 --> 00:19:54,276
‫نه تنها داره با برادرزاده‌مون ازدواج می‌کنه،

455
00:19:54,359 --> 00:19:56,445
‫بلکه پیشخدمت‌مون رو هم ثروتمند کرده،

456
00:19:56,528 --> 00:19:59,615
‫و این باعث ناراحتی همه‌ی
‫آدم‌های توی این خونه میشه

457
00:20:00,866 --> 00:20:03,744
‫خود پیشخدمت که ناراحت نمیشه

458
00:20:04,661 --> 00:20:06,830
‫عالی بود

459
00:20:08,832 --> 00:20:12,961
‫ایشون همسر بنده،
‫دوشس باکینگهام هستن

460
00:20:13,045 --> 00:20:15,297
‫حالتون چطوره، دوسش؟
‫و به انگلیس خوش اومدید

461
00:20:15,380 --> 00:20:16,548
‫سفر خوبی داشتید؟

462
00:20:16,632 --> 00:20:18,133
‫راستش رو بخواید،
‫بیش‌تر مدت خوب بودم

463
00:20:19,218 --> 00:20:20,636
‫یه لحظه بیا

464
00:20:22,346 --> 00:20:24,056
‫اون چیه توی موهات؟

465
00:20:24,139 --> 00:20:25,349
‫چرا؟

466
00:20:25,432 --> 00:20:27,309
‫ندیمه‌م پیشنهاد داد،
‫و منم موافق بودم

467
00:20:27,392 --> 00:20:29,645
‫به نظر می‌رسه درک نمی‌کنی

468
00:20:29,728 --> 00:20:32,231
‫اینجا نیویورک نیست

469
00:20:32,314 --> 00:20:34,024
‫درسته. درک نمی‌کنم

470
00:20:34,107 --> 00:20:37,444
‫هر وقت من بتونم نیم‌تاج سرم بذارم،
‫تو هم می‌تونی

471
00:20:37,527 --> 00:20:41,364
‫اگه ندیمه‌ت فکر کرده ستاره‌های الماس
‫برای این مراسم مناسبن

472
00:20:41,365 --> 00:20:43,492
‫متاسفانه برای این کار مناسب نیست

473
00:20:43,575 --> 00:20:45,827
‫من که خوشم میاد.
‫به نظرم خوشگله

474
00:20:45,911 --> 00:20:48,747
‫هکتور، داری پات رو از گلیمت درازتر می‌کنی

475
00:20:48,830 --> 00:20:51,083
‫وقت صرف شام رسیده

476
00:20:58,298 --> 00:20:59,800
‫لطفاً

477
00:21:02,386 --> 00:21:04,096
‫کی جایگاه هر کسی رو تعیین کرده؟

478
00:21:04,179 --> 00:21:05,180
‫من

479
00:21:05,264 --> 00:21:06,682
‫تو که کسی رو نمی‌شناسی

480
00:21:06,765 --> 00:21:09,351
‫من یه‌کوچولو تغییرش دادم

481
00:21:09,434 --> 00:21:11,144
‫که اینطور

482
00:21:11,228 --> 00:21:13,438
‫مقامم تنزل پیدا کرده

483
00:21:13,522 --> 00:21:15,983
‫خب، اون همسرمه

484
00:21:37,963 --> 00:21:39,715
‫چقدر عالی

485
00:21:44,428 --> 00:21:49,006
‫موفقت تجاری‌تون رو تبریک میگم، آقای تراتر

486
00:21:49,558 --> 00:21:50,767
‫چرا؟

487
00:21:50,851 --> 00:21:52,185
‫خبری درمورد ساعت هست؟

488
00:21:52,269 --> 00:21:53,603
‫خانم فورته اشاره کردن

489
00:21:53,687 --> 00:21:55,063
‫نباید چیزی می‌گفتم؟

490
00:21:55,147 --> 00:21:56,773
‫بالاخره باید می‌فهمیدن

491
00:21:56,857 --> 00:21:58,108
‫چی رو می‌فهمیدیم؟

492
00:22:00,319 --> 00:22:01,528
‫ساعت رو فروختیم

493
00:22:01,611 --> 00:22:04,072
‫شوخی می‌کنی؟

494
00:22:04,156 --> 00:22:05,866
‫من رو متحیر می‌کنی

495
00:22:05,949 --> 00:22:08,452
‫چقدر گیرت اومد؟

496
00:22:09,578 --> 00:22:11,038
‫چایی‌شون رو می‌خوان

497
00:22:11,121 --> 00:22:12,789
‫من می‌برم

498
00:22:19,504 --> 00:22:20,672
‫واقعاً؟

499
00:22:20,756 --> 00:22:23,300
‫اما چرا گفت بره کتش رو بیاره؟

500
00:22:28,889 --> 00:22:31,242
‫چون به اشتباه فکر کرده بود
‫که کشیش، خدمتکارشه

501
00:22:31,243 --> 00:22:32,141
‫متوجه شدی؟

502
00:22:32,142 --> 00:22:33,935
‫هکتور، بدجنس نباش

503
00:22:34,019 --> 00:22:35,562
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی که گلدیس

504
00:22:35,645 --> 00:22:37,814
‫یه شبه حس شوخ‌طبعی انگلیسی پیدا کنه

505
00:22:50,327 --> 00:22:52,245
‫برای نوشیدنی هم می‌مونید؟

506
00:22:58,251 --> 00:22:59,544
‫تبریک میگم

507
00:22:59,628 --> 00:23:01,421
‫امیدوارم خوشبخت بشید

508
00:23:01,505 --> 00:23:03,715
‫ممنون، آقای راسل

509
00:23:06,676 --> 00:23:08,845
‫چرا مادر نیومده هنوز؟

510
00:23:08,929 --> 00:23:11,431
‫واقعاً باید منتظرش می‌موندیم
‫بعدش شروع می‌کردیم

511
00:23:11,515 --> 00:23:13,350
‫خیلی منتظر موندم تا اون و گلدیس

512
00:23:13,433 --> 00:23:14,893
‫سر جزئیات به توافق برسن

513
00:23:14,976 --> 00:23:18,063
‫این بار دوست دارم
‫بیش‌تر مشارکت داشته باشم

514
00:23:19,356 --> 00:23:21,316
‫آقای آلفرد مریک

515
00:23:23,360 --> 00:23:26,613
‫خب، چقدر زیبا شدید

516
00:23:26,696 --> 00:23:28,532
‫امیدوارم یه تعریف باشه

517
00:23:28,615 --> 00:23:30,242
‫ببخشید که دیر اومدم

518
00:23:30,325 --> 00:23:31,410
‫اصلاً حرفشم نزن

519
00:23:31,493 --> 00:23:33,912
‫خودمم تازه دارم میام پایین

520
00:23:33,995 --> 00:23:35,622
‫بریم پیش بقیه؟

521
00:23:38,083 --> 00:23:40,043
‫ببینید توی سالن کی رو پیدا کردم

522
00:23:40,127 --> 00:23:42,587
‫آقای مریک

523
00:23:42,671 --> 00:23:44,756
‫لطف کردید تشریف آوردید

524
00:23:44,840 --> 00:23:45,966
‫لری پسرمون رو که می‌شناسی

525
00:23:46,049 --> 00:23:48,718
‫و ایشون هم همسایه‌مون،
‫خانم ماریان بروکه

526
00:23:48,802 --> 00:23:51,513
‫الان چیزی بیش‌تر از یه همسایه‌ی ساده‌ست

527
00:23:51,596 --> 00:23:53,723
‫- چی؟
‫- داریم ازدواج می‌کنیم

528
00:23:53,807 --> 00:23:55,684
‫چند ساعت پیش به پدر گفتم

529
00:23:55,767 --> 00:23:57,811
‫باید منتظرت می‌موندیم،
‫اما پدر اصرار کرد

530
00:23:57,894 --> 00:23:59,094
‫که شامپاین رو باز کنیم

531
00:23:59,146 --> 00:24:00,147
‫یه عروسی دیگه

532
00:24:00,230 --> 00:24:03,108
‫چه دوران شادی‌بخشیه
‫برای خانواده‌ی راسل

533
00:24:03,191 --> 00:24:04,860
‫عمه‌هات چه واکنشی نشون دادن؟

534
00:24:04,943 --> 00:24:06,236
‫راضی‌ان

535
00:24:06,319 --> 00:24:07,319
‫مطمئنم همینطوره

536
00:24:07,362 --> 00:24:08,697
‫چرا راضی نباشن؟

537
00:24:08,780 --> 00:24:10,258
‫فعلاً رسماً اعلامش نمی‌کنیم

538
00:24:10,282 --> 00:24:11,533
‫اوه، آره. عجله‌ای نداریم

539
00:24:11,616 --> 00:24:14,870
‫به نظرم وقتی از مورنسی برمی‌‌گردم
‫بهترین زمان باشه

540
00:24:14,953 --> 00:24:17,122
‫و چرا این رو هم تازه دارم می‌شنوم؟

541
00:24:17,205 --> 00:24:19,207
‫چون همه‌شون همین امروز اتفاق افتادن

542
00:24:19,291 --> 00:24:21,042
‫پدر ازم خواسته برم به آریزونا،

543
00:24:21,126 --> 00:24:22,794
‫منم فردا صبح با قطار میرم

544
00:24:22,878 --> 00:24:24,518
‫برای یه جلسه‌ی خیریه
‫از خونه می‌زنم بیرون،

545
00:24:24,588 --> 00:24:26,023
‫و به نظر می‌رسه آینده‌ت

546
00:24:26,047 --> 00:24:27,883
‫در غیاب من رقم خورده

547
00:24:27,966 --> 00:24:29,593
‫خب، به امید آینده‌ی درخشانت

548
00:24:29,676 --> 00:24:30,760
‫آینده‌ی درخشان هر دوتاتون

549
00:24:30,844 --> 00:24:32,387
‫به سلامتی

550
00:24:37,976 --> 00:24:39,436
‫حتماً باید ببینیدش

551
00:24:39,519 --> 00:24:40,645
‫واتیکان رو؟

552
00:24:40,729 --> 00:24:43,773
‫آره، و حتماً باید اتاق‌های رافائل رو ببینید

553
00:24:43,857 --> 00:24:46,359
‫همه از کلیسای سیستین تعریف می‌کنن،

554
00:24:46,443 --> 00:24:49,321
‫اما انتخاب رنگ‌های شاد رافائل
‫آدم رو متحیر می‌کنه،

555
00:24:49,404 --> 00:24:51,572
‫مثل یکی از لباس‌های خانم راسل

556
00:24:52,324 --> 00:24:54,367
‫حتماً از ایتالیا دیدن می‌کنم

557
00:24:54,451 --> 00:24:56,411
‫حالا که حرفش پیش اومد،
‫به نظر می‌رسه

558
00:24:56,495 --> 00:24:58,295
‫انتخاب‌مون برای یه فصل
‫اپرای ایتالیایی خیلی موفقیت‌آمیز بوده

559
00:24:58,371 --> 00:25:00,415
‫«نرما» نمایش فوق‌العاده‌ای بود

560
00:25:00,499 --> 00:25:01,958
‫جورج خونه نبود

561
00:25:02,042 --> 00:25:03,978
‫درسته، یادمه تنها اومده بودید

562
00:25:04,002 --> 00:25:05,545
‫امکان نداشت نیام

563
00:25:05,629 --> 00:25:07,509
‫زن‌های زیادی وجود ندارن
‫که بدون شوهرشون

564
00:25:07,547 --> 00:25:09,174
‫توی چنین رویدادی شرکت کنن

565
00:25:09,257 --> 00:25:11,218
‫خب، زن‌های زیادی
‫مثل همسر من پیدا نمیشه

566
00:25:11,301 --> 00:25:13,345
‫واقعاً که فوق‌العاده‌ست

567
00:25:16,306 --> 00:25:18,266
‫- اصلاً ازدواج نکردی؟
‫- نه

568
00:25:18,350 --> 00:25:19,809
‫یه بار نامزد کردم،

569
00:25:19,893 --> 00:25:23,355
‫اما به هم خورد،
‫البته از طرف من نه

570
00:25:23,438 --> 00:25:24,356
‫چقدر غم‌انگیز

571
00:25:24,439 --> 00:25:25,649
‫چه دختر احمقی بوده

572
00:25:25,732 --> 00:25:26,650
‫متاسفم

573
00:25:26,733 --> 00:25:28,068
‫نه، نباشید.
‫قضیه مربوط به سال‌ها پیشه

574
00:25:28,151 --> 00:25:29,277
‫خیلی خوش‌شانسی

575
00:25:29,361 --> 00:25:31,696
‫اگه قَدرت رو نمی‌دونسته،
‫پس لیاقت داشتنت رو نداشته

576
00:25:31,780 --> 00:25:33,406
‫نمی‌دونم درسته یا نه،

577
00:25:33,490 --> 00:25:35,951
‫اما ممنون که بهم دلگرمی دادید

578
00:25:36,034 --> 00:25:37,661
‫جدی گفتم

579
00:25:39,079 --> 00:25:41,081
‫درمورد دخترتون برام بگید، دوشس جدید،

580
00:25:41,164 --> 00:25:42,666
‫که توی قصر جدیدش توی انگلیسه

581
00:25:42,749 --> 00:25:44,143
‫فکر می‌کنم توی روزنامه درموردش نوشتن،

582
00:25:44,167 --> 00:25:45,085
‫اما خب من روزنامه نمی‌خونم

583
00:25:45,168 --> 00:25:46,545
‫ممنون. اوضاعش خوبه

584
00:25:46,628 --> 00:25:49,923
‫خب، امیدواریم اوضاعش خوب باشه

585
00:25:50,006 --> 00:25:51,925
‫هنوز نامه‌ای برامون ننوشته،

586
00:25:52,008 --> 00:25:53,426
‫هر جوری که باشه،

587
00:25:53,510 --> 00:25:54,970
‫حتماً براش جالبه

588
00:25:55,053 --> 00:25:57,556
‫برتا برای بچه‌هامون
‫اهداف بلندپروازانه‌ای داره

589
00:25:57,639 --> 00:25:58,640
‫به نظرم هر دوتامون همینطوریم

590
00:25:58,723 --> 00:26:00,767
‫این خونه‌ی بلندپروازیه

591
00:26:00,850 --> 00:26:02,269
‫همسرتون یه جایگاه اختصاصی
‫توی سالن اپرا می‌خواست

592
00:26:02,352 --> 00:26:03,895
‫اما الان یه اپراخونه‌ی جدید داریم،

593
00:26:03,979 --> 00:26:06,022
‫و آکادمی موسیقی نابود شده

594
00:26:06,106 --> 00:26:07,816
‫نمی‌خواستیم چنین اتفاقی بیُفته

595
00:26:07,899 --> 00:26:10,360
‫اما خب افتاد

596
00:26:12,279 --> 00:26:14,531
‫موافقم، آقای مریک

597
00:26:14,614 --> 00:26:17,701
‫ما راسل‌ها تا به خواسته‌مون نرسیم،
‫دست برنمی‌داریم

598
00:26:20,161 --> 00:26:21,830
‫من میرم تا مشروب‌تون رو بخورید

599
00:26:28,128 --> 00:26:29,963
‫من حریف‌تون نمیشم

600
00:26:31,548 --> 00:26:34,175
‫وقتی جوون بودم
‫برادرم بهم یاد داد

601
00:26:34,259 --> 00:26:36,386
‫سال‌های زیادی تمرین کردم

602
00:26:36,469 --> 00:26:37,655
‫همون برداری رو می‌گید

603
00:26:37,679 --> 00:26:38,972
‫که خط مرکزی ایلینوی رو اداره می‌کنه؟

604
00:26:39,055 --> 00:26:40,265
‫آره، اِدگار

605
00:26:40,348 --> 00:26:41,516
‫همدیگه رو دیدید؟

606
00:26:41,600 --> 00:26:45,228
‫نه، اما تحقیق کردم

607
00:26:45,312 --> 00:26:47,188
‫خانواده‌تون به راه‌آهن افتخار می‌کنه

608
00:26:47,272 --> 00:26:49,441
‫درسته

609
00:26:49,524 --> 00:26:52,444
‫ولی خب...

610
00:26:52,527 --> 00:26:54,696
‫مدام سهامتون رو به ریزلی سِیج می‌فروشید

611
00:26:54,779 --> 00:26:56,489
‫چندین ساله هیچ سهمی نفروختیم

612
00:26:56,573 --> 00:26:59,868
‫درسته، اِدگار قبلاً تصمیماتی گرفت
‫که باعث ورود سِیچ شد،

613
00:26:59,951 --> 00:27:02,829
‫اما دیگه اون اتفاق نمی‌افته

614
00:27:02,912 --> 00:27:05,999
‫خط راه‌آهن مرکزی ایلینوی
‫از شیکاگو عبور می‌کنه،

615
00:27:06,082 --> 00:27:09,252
‫و هیچ راه بهتری برای
‫اتصال سواحل وجود نداره

616
00:27:09,336 --> 00:27:11,129
‫شیکاگو کلید اصلی ماجراست

617
00:27:11,212 --> 00:27:13,006
‫برای همین ریزلی سِیج
‫می‌خواد کنترلش کنه

618
00:27:13,089 --> 00:27:15,216
‫از نظر اون، این یه مبارزه‌ی روزانه‌ست

619
00:27:15,300 --> 00:27:17,344
‫نوساناتی که توی بازارها هست

620
00:27:17,427 --> 00:27:20,138
‫باعث شده موقعیت شرکت شما
‫توی معرض خطر قرار بگیره

621
00:27:20,221 --> 00:27:21,765
‫اما من می‌تونم شرایط رو عوض کنم

622
00:27:21,848 --> 00:27:24,184
‫اگه سهامتون رو به من بفروشید،
‫متحولش می‌کنم،

623
00:27:24,267 --> 00:27:26,227
‫برای آینده آماده‌ش می‌کنم

624
00:27:26,311 --> 00:27:28,521
‫سِیج تا جایی که بتونه غارتش می‌کنه

625
00:27:28,605 --> 00:27:31,024
‫و بعدش اون رو تیکه‌تیکه
‫به بالاترین قیمت موجود می‌فروشه

626
00:27:31,107 --> 00:27:32,859
‫ولی تو اون کار رو نمی‌کنی

627
00:27:32,942 --> 00:27:35,111
‫اگه بفروشیدش به من،

628
00:27:35,195 --> 00:27:37,781
‫مطمئن میشم که خانواده‌ی مریک
‫هنوز هم توی مهم‌ترین خط راه‌آهن کشور

629
00:27:37,864 --> 00:27:40,283
‫بتونن قدرت تصمیم‌گیری داشته باشن

630
00:27:43,036 --> 00:27:45,413
‫حرف‌هاتون باعث شدن تمرکزم به هم بخوره

631
00:27:45,497 --> 00:27:48,333
‫اگه باعث شده پیشنهادم رو
‫جدی بگیرید، باعث خوشحالیمه

632
00:27:51,586 --> 00:27:53,088
‫دلیل اینکه این شرکت توی شیکاگوئه،

633
00:27:53,171 --> 00:27:55,674
‫اینه که اونجا دنیای مادربزرگم بود

634
00:27:55,757 --> 00:27:57,443
‫پس فروختنش مثل اینه
‫که از شر مادربزرگم خلاص شده باشم

635
00:27:57,467 --> 00:27:58,635
‫اگه اکثریت سهام رو به من بفروشید،

636
00:27:58,718 --> 00:28:00,345
‫برای خودتون هم سهام زیادی باقی می‌مونه

637
00:28:00,428 --> 00:28:01,805
‫و من همیشه به سهام‌تون احترام می‌ذارم

638
00:28:01,888 --> 00:28:03,390
‫من شما رو نمی‌شناسم، آقای راسل

639
00:28:03,473 --> 00:28:06,184
‫همسرتون رو می‌شناسم،
‫و ازش خوشم میاد

640
00:28:06,267 --> 00:28:07,519
‫اما شما با دادن وعده‌های زیبا

641
00:28:07,602 --> 00:28:09,688
‫اینقدر ثروتمند نشدید

642
00:28:09,771 --> 00:28:11,207
‫یا اگه هم وعده دادید،
‫شک دارم بهشون عمل کرده باشید

643
00:28:11,231 --> 00:28:12,667
‫ولی اینکه رقبای من چنین پیشنهادی نمیدن

644
00:28:12,691 --> 00:28:14,025
‫یه حقیقت انکارنشدنیه

645
00:28:14,109 --> 00:28:16,736
‫ممنون، آقای راسل،
‫اما ما خانواده‌ی سربلندی هستیم،

646
00:28:16,820 --> 00:28:18,488
‫و ادگار برنامه‌ای داره

647
00:28:18,571 --> 00:28:20,198
‫که باعث میشه تا سالیان سال

648
00:28:20,281 --> 00:28:22,117
‫رئیس شرکت باقی بمونه

649
00:28:22,200 --> 00:28:24,011
‫پس فکر نمی‌کنم بتونید پیشنهادی بدید

650
00:28:24,035 --> 00:28:25,787
‫که ما به فروختن وسوسه بشیم

651
00:28:27,455 --> 00:28:28,581
‫شبتون بخیر

652
00:28:30,542 --> 00:28:34,129
‫خب، ناامید شدم

653
00:28:39,091 --> 00:28:42,091
SaberFun

654
00:28:47,517 --> 00:28:49,519
‫کجا با شوهرت آشنا شدی؟

655
00:28:52,647 --> 00:28:56,693
‫طی اولین شغلم توی نیویورک،
‫یه خدمتکار بودم

656
00:28:56,776 --> 00:29:00,196
‫اون هم حسابدار آشپزخونه بود

657
00:29:00,280 --> 00:29:01,823
‫پس آدم سخت‌کوشی بوده

658
00:29:01,906 --> 00:29:03,575
‫آره، سخت‌کوش بود

659
00:29:03,658 --> 00:29:05,827
‫و خنده‌دار

660
00:29:05,910 --> 00:29:07,704
‫و خوش‌قیافه

661
00:29:09,414 --> 00:29:11,541
‫من هم جوون بودم

662
00:29:11,624 --> 00:29:13,960
‫خوشحال بودی؟

663
00:29:14,043 --> 00:29:15,628
‫فکر کنم

664
00:29:17,839 --> 00:29:21,801
‫بچه می‌خواستیم،

665
00:29:21,885 --> 00:29:23,762
‫اما خب قسمت نبود

666
00:29:26,473 --> 00:29:28,224
‫برای همین دچار بیماری سودازدگی شد؟

667
00:29:28,308 --> 00:29:31,770
‫خودمم اینطور فکر می‌کردم،

668
00:29:31,853 --> 00:29:34,689
‫اما الان خیلی مطمئن نیستم

669
00:29:34,773 --> 00:29:37,609
‫هنوزم دوستش داری؟

670
00:29:37,692 --> 00:29:38,943
‫سوال خیلی سختیه

671
00:29:39,027 --> 00:29:39,944
‫سوالم رو پس می‌گیرم

672
00:29:40,028 --> 00:29:41,196
‫نه، نمی‌خواد

673
00:29:41,279 --> 00:29:42,447
‫آه...

674
00:29:44,449 --> 00:29:47,786
‫هنوزم عاشق مردی‌ام که اون اوایل بود

675
00:29:49,579 --> 00:29:52,123
‫اما اینکه اون من رو دوست داره یا نه...

676
00:29:56,503 --> 00:29:58,421
‫خب،

677
00:29:58,505 --> 00:30:00,423
‫من دوستت دارم

678
00:30:02,801 --> 00:30:04,803
‫جدی میگم

679
00:30:07,263 --> 00:30:10,183
‫و منم قدردانتم

680
00:30:12,852 --> 00:30:14,521
‫منم جدی میگم

681
00:30:21,611 --> 00:30:25,114
‫به نظرم خانم ماریان
‫ما رو به عروسی دعوت می‌کنه

682
00:30:25,198 --> 00:30:26,407
‫مطمئنی؟

683
00:30:26,491 --> 00:30:28,493
‫اونم در حالی که خانم ون‌راین مخالفه؟

684
00:30:28,576 --> 00:30:30,620
‫شاید مخالف باشه، اما شرکت می‌کنه

685
00:30:30,703 --> 00:30:31,871
‫اما به نشونه‌ی اعتراض

686
00:30:31,955 --> 00:30:33,331
‫یعنی چی؟

687
00:30:33,414 --> 00:30:36,459
‫یعنی یه لباس مشکی می‌پوشه
‫و مدام اخم روی صورتشه

688
00:30:36,543 --> 00:30:39,546
‫اما دعوتش می‌کنن،
‫جک رو هم دعوت می‌کنن،

689
00:30:39,629 --> 00:30:41,965
‫چون آقای لری شریک تجاریشه

690
00:30:42,048 --> 00:30:43,967
‫هیچ خدمتکاری رو
‫به عروسی‌شون دعوت نمی‌کنن

691
00:30:44,050 --> 00:30:45,468
‫خانم راسل اجازه نمیده

692
00:30:45,552 --> 00:30:48,096
‫نه، ولی احتمالاً جک

693
00:30:48,179 --> 00:30:51,432
‫از بیش‌تر مهمون‌ها ثروتمندتره

694
00:30:51,516 --> 00:30:53,685
‫منظورت چیه؟

695
00:30:53,768 --> 00:30:56,312
‫آره. چطور جک می‌تونه ثروتمندتر باشه؟

696
00:30:56,396 --> 00:30:57,939
‫من حق ندارم بگم

697
00:30:58,022 --> 00:30:59,607
‫اوه، بیخیال، خانم باور

698
00:30:59,691 --> 00:31:01,276
‫اینطوری اذیتمون نکن

699
00:31:01,359 --> 00:31:04,195
‫برای ساعت چقدر به جان پول دادن؟

700
00:31:08,241 --> 00:31:09,909
‫‏۳۰۰ هزار دلار

701
00:31:09,993 --> 00:31:11,452
‫اوه!

702
00:31:22,839 --> 00:31:25,550
‫جک، چرا اینجا منتظر موندی؟

703
00:31:25,633 --> 00:31:27,302
‫بیا

704
00:31:33,850 --> 00:31:35,685
‫به «هِی‌مارکت» خوش اومدی

705
00:31:41,900 --> 00:31:44,319
‫اینجا دیگه کجاست؟

706
00:31:44,402 --> 00:31:47,822
‫هر چیزی که دلت بخواد

707
00:31:47,906 --> 00:31:51,534
‫زن، مشروب، سرگرمی...

708
00:31:51,618 --> 00:31:53,703
‫حتی مرد، اگه دوست داشته باشی

709
00:31:53,786 --> 00:31:55,788
‫قمار دوست داری؟ بیا اینجا

710
00:31:55,872 --> 00:31:57,582
‫قرمز ۲۹!

711
00:31:57,665 --> 00:31:59,834
‫گوش کن، لری، نمی‌دونم باید چیکار کنم

712
00:31:59,918 --> 00:32:01,502
‫پیچیده نیست

713
00:32:01,586 --> 00:32:03,713
‫لذت ببر. الان دیگه پول داری

714
00:32:03,796 --> 00:32:05,274
‫می‌تونی یه زندگی جالب‌تر داشته باشی

715
00:32:05,298 --> 00:32:07,091
‫پس حتماً از زندگی لذت ببر

716
00:32:07,175 --> 00:32:08,801
‫دوست من اونجاست

717
00:32:08,885 --> 00:32:10,470
‫لری، یالاخره اومدی

718
00:32:10,553 --> 00:32:11,679
‫از این طرف بیاید

719
00:32:11,763 --> 00:32:13,348
‫لطفاً دو لیوان دیگه برای دوست‌هام بیار

720
00:32:13,431 --> 00:32:14,766
‫بشینید

721
00:32:14,849 --> 00:32:17,352
‫ایشون جک تراتر همکارمه

722
00:32:17,435 --> 00:32:19,520
‫قضیه‌ی ساعت رو شنیدیم

723
00:32:19,604 --> 00:32:23,232
‫خب، امیدوارم بهت خوش بگذره، تراتر

724
00:32:24,359 --> 00:32:26,361
‫مطمئنم شبی میشه
‫که هیچوقت فراموشش نمی‌کنم

725
00:32:26,444 --> 00:32:30,114
‫خب، پس بهترین مکان رو
‫برای جشن گرفتن انتخاب کردی

726
00:32:30,198 --> 00:32:32,200
‫حسابی کیف بکن، سایمون

727
00:32:32,283 --> 00:32:34,327
‫ممکنه آخرین شبی باشه
‫که به «هِی‌مارکت» میایی

728
00:32:34,410 --> 00:32:35,870
‫اوه، فکر نکنم

729
00:32:35,954 --> 00:32:38,873
‫اَن زن خیلی منطقی‌ایه

730
00:32:38,957 --> 00:32:42,043
‫هیچ زنی درمورد
‫چنین جایی منطقی نیست

731
00:32:42,126 --> 00:32:43,753
‫یا بهتره بگم هیچ همسری

732
00:32:43,836 --> 00:32:46,005
‫می‌خوای یه نوشیدنی برام بخری؟

733
00:32:46,089 --> 00:32:48,174
‫ببخشید، نه

734
00:32:48,257 --> 00:32:49,801
‫معذرت‌خواهی نکن

735
00:32:49,884 --> 00:32:51,219
‫خودت چی؟

736
00:32:51,302 --> 00:32:53,262
‫من بدم نمیاد راجع بهش صحبت کنیم

737
00:32:59,560 --> 00:33:01,980
‫لری، چشمت یکی‌شون رو گرفته؟

738
00:33:05,400 --> 00:33:07,860
‫زود برمی‌گردم

739
00:33:16,744 --> 00:33:18,955
‫ببخشید،

740
00:33:19,038 --> 00:33:21,165
‫اما تو «ماد بیتون» هستی؟

741
00:33:22,750 --> 00:33:24,419
‫کی هست؟

742
00:33:24,502 --> 00:33:26,587
‫البته نیازی نیست قبول کنی

743
00:33:26,671 --> 00:33:28,881
‫چرا باید قبول کنم،
‫وقتی اسمم دالی ترنت‌ـه؟

744
00:33:28,965 --> 00:33:30,174
‫کافیه

745
00:33:42,895 --> 00:33:44,188
‫امشب چی شد؟

746
00:33:44,272 --> 00:33:45,940
‫منم می‌تونم همین سوال رو از تو بپرسم

747
00:33:46,024 --> 00:33:47,650
‫- ممنون، آندری
‫- بله، خانم

748
00:33:47,734 --> 00:33:48,860
‫برای رفتن به نیوپورت آماده‌ای؟

749
00:33:48,943 --> 00:33:51,446
‫آره، خانم

750
00:33:51,529 --> 00:33:53,031
‫ماریان بروک اون دختری نیست

751
00:33:53,114 --> 00:33:54,157
‫که برای لری مد نظرم دارم

752
00:33:54,240 --> 00:33:55,742
‫دخالت نکن، برتا

753
00:33:55,825 --> 00:33:57,827
‫نمی‌ذارم بلایی که سر گلدیس آوردی رو
‫سر لری هم بیاری

754
00:33:57,910 --> 00:33:59,787
‫فهمیدم بدون رضایت من قراره ازدواج کنه

755
00:33:59,871 --> 00:34:01,289
‫به سن قانونی رسیده

756
00:34:01,372 --> 00:34:03,291
‫و به رضایت و اجازه‌ی تو نیاز نداره

757
00:34:03,374 --> 00:34:05,793
‫من اجازه دادم،
‫و هنوز هم رئیس این خونه منم،

758
00:34:05,877 --> 00:34:08,129
‫اگرچه رفتار امشبت باعث شد
‫به فکر بیُفتم

759
00:34:08,212 --> 00:34:09,589
‫منظورت چیه؟

760
00:34:09,672 --> 00:34:11,549
‫سر میز غذاخوری خودم
‫حس کردم یه کاکولدم

761
00:34:11,632 --> 00:34:13,551
‫خودت التماسم کردی
‫که با جذابیتم راضیش کنم

762
00:34:13,634 --> 00:34:15,303
‫لازم نبود اونقدر جذاب باشی

763
00:34:15,386 --> 00:34:17,221
‫باید آروم می‌نشستم و اخم می‌کردم؟

764
00:34:17,305 --> 00:34:19,158
‫خب، اونا فروشنده نیستن،
‫پس الکی وقت‌مون رو تلف کردیم

765
00:34:19,182 --> 00:34:21,350
‫ببخشید، اما کاری که خواستی رو انجام دادم

766
00:34:21,434 --> 00:34:22,560
‫واقعاً؟

767
00:34:22,643 --> 00:34:24,747
‫چون تا حالا ندیده بودم اونطوری
‫با کسی رفتار بکنی

768
00:34:24,771 --> 00:34:26,491
‫اگه نتونستی معامله رو جوش بدی

769
00:34:26,492 --> 00:34:27,909
‫نباید از دست من عصبانی باشی

770
00:34:27,982 --> 00:34:28,900
‫تقصیر من نیست

771
00:34:28,983 --> 00:34:31,069
‫معلومه که تقصیر تو نیست، برتا

772
00:34:31,152 --> 00:34:33,696
‫تو مثل دیوارهای اتاق‌های رافائل
‫بی‌عیب و نقصی

773
00:34:40,411 --> 00:34:44,123
‫ممکنه کاری کرده باشی
‫که به خانم سارا برخورده باشه؟

774
00:34:44,207 --> 00:34:46,292
‫چیزی به ذهنم نمی‌رسه،

775
00:34:46,375 --> 00:34:48,795
‫اما انگار راحت بهش برمی‌خوره

776
00:34:48,878 --> 00:34:50,505
‫درسته

777
00:34:50,588 --> 00:34:52,465
‫آقای فاکس بهم گفت بلیط گرفته

778
00:34:52,548 --> 00:34:55,259
‫که به آمریکا برگردم،

779
00:34:55,343 --> 00:34:57,970
‫اما وقتی برای شما کار می‌کنم،
‫اون می‌تونه اخراجم کنه؟

780
00:34:58,054 --> 00:35:00,264
‫بذار ببینم چیکار می‌تونم بکنم

781
00:35:09,482 --> 00:35:12,151
‫چطور می‌تونی بدون دلیل
‫ندیمه‌ی من رو اخراج کنی؟

782
00:35:12,235 --> 00:35:14,112
‫دلایل خودم رو داشتم

783
00:35:14,195 --> 00:35:16,030
‫و اصلاً قرار هم نبوده اینجا بمونه

784
00:35:16,114 --> 00:35:18,783
‫شاید، اما قرار بود بمونه
‫و جانشینش رو آموزش بده

785
00:35:18,866 --> 00:35:22,370
‫متاسفانه توانایی آموزش
‫به ندیمه‌ی دیگه رو نداره

786
00:35:22,453 --> 00:35:24,455
‫حداقل به هیچ عنوان برای زندگی
‫توی سیدموث مناسب نیست

787
00:35:24,539 --> 00:35:26,791
‫از نظر تو

788
00:35:26,874 --> 00:35:28,459
‫آره، از نظر من

789
00:35:28,543 --> 00:35:30,837
‫اما فقط نظر تو مهم نیست

790
00:35:30,920 --> 00:35:33,881
‫مطمئناً خودت هم قبول داری
‫که من بیش‌تر از هر کسی می‌دونم

791
00:35:33,965 --> 00:35:36,217
‫توی انگلیس باید چطور امور رو مدیریت کرد

792
00:35:43,683 --> 00:35:46,060
‫چرا نمی‌ذاری ندیمه‌ش رو نگه داره؟

793
00:35:46,144 --> 00:35:49,188
‫هکتور، دارم تلاش می‌کنم
‫اون رو به یه دوشس انگلیسی تبدیل کنم

794
00:35:49,272 --> 00:35:51,357
‫کار سختیه، و اون مستعد نیست،

795
00:35:51,440 --> 00:35:53,359
‫اما دارم تمام تلاشم رو می‌کنم

796
00:35:53,442 --> 00:35:56,195
‫خودت بهم گفتی باید خانواده رو نجات بدم

797
00:35:56,279 --> 00:35:57,947
‫و با یه زن ثروتمند آمریکایی ازدواج کنم

798
00:35:58,030 --> 00:35:59,532
‫به اینجاش فکر نکرده بودم

799
00:35:59,615 --> 00:36:02,160
‫که باید بیاریش خونه

800
00:36:04,829 --> 00:36:07,123
‫این باید فوراً به نیویورک فرستاده بشه

801
00:36:07,206 --> 00:36:08,332
‫به کسی چیزی نگو

802
00:36:08,416 --> 00:36:09,959
‫چشم، علیاحضرت

803
00:36:15,256 --> 00:36:17,466
‫ممنون، برتا

804
00:36:17,550 --> 00:36:19,468
‫لری،

805
00:36:19,552 --> 00:36:23,181
‫گزارش متالورژیست رو آوردم برات

806
00:36:26,392 --> 00:36:27,518
‫چیز زیادی اینجا نوشته نشده

807
00:36:27,602 --> 00:36:29,395
‫چون معادن بی‌ارزشن

808
00:36:29,478 --> 00:36:31,772
‫روی گرفتن زمین تمرکز کن

809
00:36:31,856 --> 00:36:33,316
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

810
00:36:33,399 --> 00:36:37,486
‫باید از تمام تلاشت هم بیش‌تر تلاش کنی

811
00:36:37,570 --> 00:36:38,738
‫آه

812
00:36:40,615 --> 00:36:43,701
‫بذار خداحافظی بکنم،
‫بعدش میرم

813
00:36:49,790 --> 00:36:51,876
‫داری میری؟

814
00:36:51,959 --> 00:36:54,003
‫به محض اینکه بتونم، برمی‌گردم

815
00:36:54,086 --> 00:36:55,880
‫هر روز دلتنگت میشم

816
00:36:55,963 --> 00:36:58,299
‫من هر لحظه دلتنگت میشم

817
00:37:00,176 --> 00:37:01,093
‫نه، نه

818
00:37:01,177 --> 00:37:03,095
‫به من توجهی نکنید

819
00:37:04,722 --> 00:37:07,892
‫منم باید برم

820
00:37:12,939 --> 00:37:15,316
‫اسکار

821
00:37:15,399 --> 00:37:18,611
‫خوشحالم که دیدمت

822
00:37:18,694 --> 00:37:20,655
‫باید بدونی،

823
00:37:20,738 --> 00:37:23,074
‫دیشب ماد بیتون رو دیدم

824
00:37:26,911 --> 00:37:29,664
‫ماد بیتون؟

825
00:37:29,747 --> 00:37:30,665
‫مطمئنی؟

826
00:37:30,748 --> 00:37:33,292
‫توی هِی‌مارکت کار می‌کرد

827
00:37:33,376 --> 00:37:35,503
‫منظورت چیه؟
‫چه جور کاری؟

828
00:37:35,586 --> 00:37:37,274
‫توی اونطوری مکان‌هایی

829
00:37:37,275 --> 00:37:40,174
‫زن‌ها معمولاً چه جور کارهایی انجام میدن؟

830
00:37:41,926 --> 00:37:44,053
‫باید برم

831
00:37:44,136 --> 00:37:48,975
‫و نگران نباش، به تو گفتم،
‫اما به هیچ‌کَس دیگه‌ای نمیگم

832
00:37:49,058 --> 00:37:51,894
‫ممنون

833
00:37:59,568 --> 00:38:01,112
‫اوه، شال گردنم افتاده

834
00:38:01,195 --> 00:38:02,613
‫- من میارمش
‫- ممنون

835
00:38:03,864 --> 00:38:05,866
‫قطار استونینگتون به پراویدنس...

836
00:38:05,950 --> 00:38:07,368
‫خانم اسکات

837
00:38:07,451 --> 00:38:09,453
‫...تا ۱۰ دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنه

838
00:38:09,537 --> 00:38:12,790
‫آقای فورچن، شما...
‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟

839
00:38:14,208 --> 00:38:15,584
‫آقای کرکلند

840
00:38:15,668 --> 00:38:18,087
‫دکتر کرکلند. قضیه چیه؟

841
00:38:18,170 --> 00:38:19,922
‫برای انجام مصاحبه با خانم اسکات میرم

842
00:38:20,006 --> 00:38:21,382
‫توی نامه‌تون اینطور نگفته بودید

843
00:38:21,465 --> 00:38:22,758
‫خب، نظرم عوض شد

844
00:38:22,842 --> 00:38:24,635
‫به خانم هارپر خبر دارم،
‫پس همه چیز مرتبه

845
00:38:24,719 --> 00:38:27,346
‫اما این کار رو به خانم اسکات سپردید

846
00:38:27,430 --> 00:38:29,056
‫و ایشون هم آدم تواناییه

847
00:38:29,140 --> 00:38:30,808
‫اصلاً حضور شما چه ضرورتی داره؟

848
00:38:30,891 --> 00:38:33,144
‫شما سوالات‌تون رو بنویسید،

849
00:38:33,227 --> 00:38:34,437
‫منم جوابشون رو می‌گیرم

850
00:38:34,520 --> 00:38:36,480
‫وقت برای اون کار نداریم.
‫الان قطارمون حرکت می‌کنه

851
00:38:36,564 --> 00:38:37,690
‫قطارمونی وجود نداره

852
00:38:37,773 --> 00:38:40,276
‫یا تنهایی میرم، یا اصلاً نمیرم

853
00:38:40,359 --> 00:38:42,737
‫نمی‌فهمم مشکل چیه

854
00:38:42,820 --> 00:38:44,405
‫الان بهتون گفت

855
00:38:46,657 --> 00:38:48,075
‫بیاید غوغا به پا نکنیم

856
00:38:48,159 --> 00:38:51,078
‫فورچن، بهتره بری

857
00:38:54,582 --> 00:38:55,750
‫از لحن صدات خوشم نمیاد

858
00:38:55,833 --> 00:38:57,918
‫حیف شد، چون محترمانه ازت خواستم

859
00:38:58,002 --> 00:38:59,337
‫هی، تمومش کنید!

860
00:38:59,420 --> 00:39:01,297
‫نیازی به این کار نیست

861
00:39:01,380 --> 00:39:03,674
‫آقای فورچن، یا خودم تنهایی میرم،

862
00:39:03,758 --> 00:39:05,926
‫یا همین‌الان میرم خونه

863
00:39:06,010 --> 00:39:08,095
‫که اینطور

864
00:39:10,348 --> 00:39:11,849
‫سفر خوبی داشته باشید

865
00:39:11,932 --> 00:39:14,685
‫بی‌صبرانه منتظر خوندن مقاله‌تون هستم

866
00:39:14,769 --> 00:39:18,314
‫همه سوار بشید!
‫همه سوار بشید!

867
00:39:18,397 --> 00:39:19,523
‫الان متوجه شدم چرا گفتی

868
00:39:19,607 --> 00:39:21,817
‫شرایط با آقای فورچن یه‌کم پیچیده‌ست

869
00:39:21,901 --> 00:39:24,487
‫باید چیزهای دیگه‌ای رو هم بهت بگم

870
00:39:24,570 --> 00:39:27,531
‫وقتی برگردی، من همین‌جام

871
00:39:30,659 --> 00:39:33,245
‫ممنون

872
00:39:33,329 --> 00:39:35,331
‫گفتم دنبال سهام بقیه نباش

873
00:39:35,414 --> 00:39:37,375
‫ریزلی سِیچ هم یه تاجره خب

874
00:39:37,458 --> 00:39:39,543
‫ریزلی سِیج آدم وحشتناکیه

875
00:39:39,627 --> 00:39:41,420
‫فقط منظورم این بود که
‫اگه آقای مریک نمی‌فروشه،

876
00:39:41,504 --> 00:39:42,671
‫حتماً آقای سِیج...

877
00:39:42,755 --> 00:39:44,298
‫باید ۱۰ درصد بیش‌تر از ارزشش پول بدیم،

878
00:39:44,382 --> 00:39:46,425
‫و اونقدر پول نداریم

879
00:39:46,509 --> 00:39:48,511
‫برو یه راه دیگه پیدا کن

880
00:39:53,099 --> 00:39:55,142
‫اون دیگه کی بود؟

881
00:39:55,226 --> 00:39:56,560
‫برینکلی

882
00:39:56,644 --> 00:39:57,812
‫جانشین کِلِیـه

883
00:39:57,895 --> 00:39:59,605
‫آقای کِلِی کجاست؟

884
00:39:59,688 --> 00:40:01,649
‫اخراجش کردم

885
00:40:01,732 --> 00:40:03,484
‫چی؟ چرا؟

886
00:40:03,567 --> 00:40:05,111
‫نتونست معامله‌ی مورنسی

887
00:40:05,194 --> 00:40:06,904
‫یا خط راه‌آهن مرکزی ایلینوی رو جوش بده

888
00:40:06,987 --> 00:40:08,406
‫چرا بهم نگفتی؟

889
00:40:08,489 --> 00:40:09,907
‫همه چیز رو بهت نمیگم

890
00:40:09,990 --> 00:40:11,659
‫کاش می‌گفتی

891
00:40:11,742 --> 00:40:14,245
‫اما اوضاع کارت چطوره؟

892
00:40:14,328 --> 00:40:16,914
‫رکود و یه‌کم وحشت توی بازارها وجود داره

893
00:40:16,997 --> 00:40:19,333
‫این رو خودم می‌دونم.
‫روی کار تو هم تاثیر می‌ذاره؟

894
00:40:19,417 --> 00:40:21,043
‫می‌تونی پولی که نیاز داری رو پیدا کنی؟

895
00:40:21,127 --> 00:40:23,337
‫اگه آقای مریک، دوست جنابعالی
‫پیشنهادم رو قبول می‌کرد،

896
00:40:23,421 --> 00:40:25,506
‫اوضاعمون بهتر میشد

897
00:40:25,589 --> 00:40:26,966
‫الان اوضاعمون چقدر خرابه؟

898
00:40:27,049 --> 00:40:28,134
‫برای این کار وقت ندارم

899
00:40:28,217 --> 00:40:29,718
‫فقط بهم بگو چطور می‌تونم کمک بدم

900
00:40:29,802 --> 00:40:32,596
‫ببین حال دخترمون توی انگلیس واقعاً چطوره

901
00:40:32,680 --> 00:40:34,765
‫حال گلدیس خوبه،
‫و فردا قراره برم به نیوپورت

902
00:40:34,849 --> 00:40:35,975
‫یه مراسم خیریه...

903
00:40:36,058 --> 00:40:38,686
‫نمی‌خوام جزئیات برنامه‌های
‫اجتماعیت رو بشنوم

904
00:40:38,769 --> 00:40:40,771
‫فقط منظورم این بود که خونه نیستم

905
00:40:40,855 --> 00:40:42,857
‫و چون لری هم رفته،
‫قراره تنهای تنها باشی

906
00:40:42,940 --> 00:40:44,358
‫خوبه

907
00:40:45,734 --> 00:40:46,819
‫جورج، چی شده؟

908
00:40:46,902 --> 00:40:48,863
‫همه چیزمون توی خطره

909
00:40:48,946 --> 00:40:52,533
‫برای تسکین عذاب وجدان
‫یا از بین بردن ترس‌هات وقت ندارم

910
00:40:52,616 --> 00:40:55,536
‫باید برگردم سر کار

911
00:41:04,044 --> 00:41:06,172
‫اصلاً به ماد بیتون فکر نمی‌کنی؟

912
00:41:06,255 --> 00:41:09,008
‫به هیچ وجه، و تو هم نباید فکر بکنی

913
00:41:09,091 --> 00:41:10,801
‫موضوع اینه که لری راسل همسایه‌م

914
00:41:10,885 --> 00:41:13,345
‫چند وقت پیش اون رو دیده

915
00:41:13,429 --> 00:41:16,682
‫فکر کنم با پول‌های مادرت
‫یه زندگی باکلاس داره

916
00:41:19,143 --> 00:41:21,520
‫توی هِی‌مارکت کار می‌کنه،

917
00:41:21,604 --> 00:41:25,024
‫پس فکر نکنم زندگیش خیلی باکلاس باشه

918
00:41:26,692 --> 00:41:28,068
‫یا خدا

919
00:41:28,152 --> 00:41:31,947
‫اصلاً انتظار چنین چیزی رو نداشتم

920
00:41:32,031 --> 00:41:34,074
‫می‌خوای بری به دیدنش؟

921
00:41:34,158 --> 00:41:36,619
‫مطمئن نیستم

922
00:41:36,702 --> 00:41:38,287
‫- شاید
‫- چرا؟

923
00:41:38,370 --> 00:41:40,080
‫انتقام که نمی‌خوای بگیری

924
00:41:40,164 --> 00:41:41,290
‫اگه توی هِی‌مارکت کار می‌کنه،

925
00:41:41,373 --> 00:41:42,833
‫همین‌الان هم کارما ازش انتقام گرفته

926
00:41:42,917 --> 00:41:45,711
‫اوه، دوست دارم جواب سوال‌هام رو بگیرم

927
00:41:45,794 --> 00:41:47,296
‫تمام پول‌هام رو بالا کشید

928
00:41:47,379 --> 00:41:49,673
‫- آره، اما...
‫- اما هم داره؟

929
00:41:49,757 --> 00:41:52,635
‫یه فریب دو طرفه بود

930
00:41:52,718 --> 00:41:55,763
‫شاید پولت رو دزدیده باشه،
‫اما اگه باهاش ازدواج می‌کردی،

931
00:41:55,846 --> 00:41:58,140
‫تو کل زندگیش رو می‌دزدیدی

932
00:41:58,224 --> 00:42:01,101
‫هیچ‌کدوم‌تون صادق نبودید

933
00:42:01,185 --> 00:42:03,270
‫اگه اونطوری بهش فکر نکنی،
‫خیلی راحت‌تره

934
00:42:03,354 --> 00:42:05,773
‫اون به سزای عملش رسید،

935
00:42:05,856 --> 00:42:07,650
‫و حالا به لطف سخت‌کوشیت،

936
00:42:07,733 --> 00:42:09,151
‫توی هم به سزای اعمالت رسیدی

937
00:42:13,656 --> 00:42:16,492
‫خانم فورته، لطفاً بیاید بالا

938
00:42:29,421 --> 00:42:31,215
‫ممنون

939
00:42:48,566 --> 00:42:51,151
‫ارواح بهم گفتن که بازم می‌بینمت

940
00:42:51,235 --> 00:42:54,280
‫اوه، ساعتش رو آوردم

941
00:42:54,363 --> 00:42:55,990
‫هر چیزی به وقتش

942
00:42:56,073 --> 00:42:57,324
‫اوه

943
00:42:57,408 --> 00:43:01,078
‫بیاید لطفاً با خانم فورته شروع کنیم

944
00:43:01,161 --> 00:43:03,998
‫دست‌هات رو بذار روی میز

945
00:43:04,081 --> 00:43:05,583
‫آره

946
00:43:21,181 --> 00:43:24,059
‫خوشحالم که ناامید نشدی

947
00:43:24,143 --> 00:43:26,228
‫شوهرت یه پیغامی برات داره

948
00:43:26,312 --> 00:43:27,688
‫واقعاً؟

949
00:43:27,771 --> 00:43:30,566
‫می‌خواد بدونی که عاشقت بوده

950
00:43:30,649 --> 00:43:33,819
‫و از همه بیش‌تر دوستت داشته

951
00:43:33,902 --> 00:43:35,029
‫واقعاً؟

952
00:43:35,112 --> 00:43:38,574
‫و می‌دونه تو چقدر دوستش داشتی

953
00:43:38,657 --> 00:43:40,909
‫- ساعت رو بده بهم
‫- اوه، آره

954
00:43:43,412 --> 00:43:45,706
‫اینه

955
00:43:53,756 --> 00:43:56,342
‫زندگی مشترک‌تون خیلی زود تموم شده

956
00:43:56,425 --> 00:43:57,968
‫آره

957
00:43:58,052 --> 00:43:59,887
‫متاسفانه زود تموم شد

958
00:43:59,970 --> 00:44:01,764
‫و شوهرت؟

959
00:44:01,847 --> 00:44:04,058
‫بدون درد و سریع از دنیا رفته

960
00:44:06,060 --> 00:44:07,186
‫آره

961
00:44:07,269 --> 00:44:09,855
‫آقای فورته می‌خواد بدونی

962
00:44:09,938 --> 00:44:13,692
‫که دوست داره روی زمین آرامش داشته باشی،

963
00:44:13,776 --> 00:44:17,321
‫و اینکه دوباره همدیگه رو خواهید دید

964
00:44:17,404 --> 00:44:19,239
‫همه‌ی اینا رو خودش گفت؟

965
00:44:19,323 --> 00:44:20,658
‫آره

966
00:44:20,741 --> 00:44:23,661
‫اینجاست

967
00:44:23,744 --> 00:44:25,621
‫واقعاً؟

968
00:44:28,415 --> 00:44:30,084
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟

969
00:44:30,167 --> 00:44:32,086
‫حرف بزن

970
00:44:34,838 --> 00:44:37,091
‫عزیزم،

971
00:44:37,174 --> 00:44:39,927
‫دلم خیلی برات تنگ شده

972
00:44:40,010 --> 00:44:42,763
‫بعضی روزها از خواب که بیدار میشم
‫دستم رو دراز می‌کنم

973
00:44:42,846 --> 00:44:46,308
‫به این امید که ببینم کنارم دراز کشیدی

974
00:44:46,392 --> 00:44:50,062
‫بدون تو خیلی احساس سردرگمی می‌کنم

975
00:44:50,145 --> 00:44:54,024
‫آقای فورته از شنیدن این حرف‌ها
‫خیلی ناراحت شده،

976
00:44:54,108 --> 00:44:55,901
‫اما چون بعد از مُردنش

977
00:44:55,984 --> 00:44:58,362
‫خیلی خوب خودت رو جمع‌وجور کردی،
‫بهت افتخار می‌کنه

978
00:44:58,445 --> 00:45:00,989
‫اوه! واقعاً؟

979
00:45:01,073 --> 00:45:05,494
‫اون عاشق قلب مهربونته،
‫و دعا می‌کنه تا وقتی زنده‌ای

980
00:45:05,577 --> 00:45:08,372
‫خوشبختی رو تجربه کنی

981
00:45:08,455 --> 00:45:10,165
‫ممنون

982
00:45:18,924 --> 00:45:21,051
‫جلسه‌ی اعتدال‌گراییت چطور بود؟

983
00:45:21,135 --> 00:45:22,135
‫خوب بود

984
00:45:22,177 --> 00:45:24,555
‫خیلی رضایت‌بخش بود

985
00:45:24,638 --> 00:45:26,306
‫خیلی سرزنده شدی

986
00:45:26,390 --> 00:45:27,599
‫خوشحالم

987
00:45:27,683 --> 00:45:28,851
‫اخیراً توی فکر این بودم...

988
00:45:28,934 --> 00:45:32,646
‫که شاید بهتر باشه لباس‌های رنگی بپوشم

989
00:45:32,730 --> 00:45:35,357
‫یعنی یه‌کم عزاداریم رو کم‌تر کنم

990
00:45:35,441 --> 00:45:37,109
‫یاسی، بنفش...

991
00:45:37,192 --> 00:45:40,863
‫از مشکی یه‌کم شادترن

992
00:45:40,946 --> 00:45:43,323
‫قطعاً همینطوره

993
00:45:45,075 --> 00:45:46,577
‫کارم داشتید، خانم؟

994
00:45:46,660 --> 00:45:49,204
‫آره، بنیستر

995
00:45:49,288 --> 00:45:52,207
‫من و خانم فورته حس می‌کنیم
‫حق داریم بدونیم

996
00:45:52,291 --> 00:45:54,543
‫پیشخدمت‌مون به‌خاطر ساعت

997
00:45:54,626 --> 00:45:55,836
‫چقدر پول گیرش اومده

998
00:45:55,919 --> 00:45:57,671
‫من رو قاطی ماجرا نکنید

999
00:45:57,755 --> 00:45:59,339
‫میشه بری بفهمی؟

1000
00:45:59,423 --> 00:46:00,841
‫چشم، خانم

1001
00:46:00,924 --> 00:46:04,094
‫اَگنس، خیلی سوال بی‌ادبانه‌ایه

1002
00:46:04,178 --> 00:46:05,929
‫وقتی جان زیر سقف خونه‌ی من
‫زندگی می‌کنه، بی‌ادبانه نیست

1003
00:46:06,013 --> 00:46:06,930
‫من...

1004
00:46:07,014 --> 00:46:08,174
‫می‌دونم تو پول‌ها رو مدیریت می‌کنی،

1005
00:46:08,223 --> 00:46:11,685
‫اما من بیش‌تر از تو
‫صاحب این خونه بودم

1006
00:46:11,769 --> 00:46:13,479
‫اوه

1007
00:46:16,023 --> 00:46:17,649
‫اوه، خیلی خوشگله

1008
00:46:17,733 --> 00:46:19,818
‫خودش این رو انتخاب کرده

1009
00:46:19,902 --> 00:46:21,528
‫وای، خدا

1010
00:46:21,612 --> 00:46:23,489
‫- هنوز رسماً اعلامش نکردید؟
‫- فعلاً نه

1011
00:46:23,572 --> 00:46:25,824
‫لری به‌خاطر مسئله‌ی کاری پدرش
‫رفته به آریزونا

1012
00:46:25,908 --> 00:46:28,660
‫می‌خواد وقتی برمی‌گرده
‫ماجرا رو رسمی کنه

1013
00:46:28,744 --> 00:46:30,704
‫اوه، آفرین

1014
00:46:30,788 --> 00:46:33,165
‫تو اولین کسی هستی
‫که تونستی خوشحالم کنی

1015
00:46:33,248 --> 00:46:35,083
‫خوشحالم که لبخند زدنت رو می‌بینم

1016
00:46:35,167 --> 00:46:38,712
‫خیلی وقت بود لبخند نزده بودم.
‫احساس عجیبی دارم

1017
00:46:38,796 --> 00:46:43,342
‫خیلی بابت خبرت هیجان‌زده‌ام
‫و خوشحالم که می‌تونی بیایی

1018
00:46:43,425 --> 00:46:44,861
‫حداقل توی دورهمی خانم فیش

1019
00:46:44,885 --> 00:46:47,179
‫می‌تونم با یه نفر حرف بزنم

1020
00:46:47,262 --> 00:46:50,766
‫پس نیوپورت هم مثل بقیه‌ی جاها
‫به زن‌های مطلقه‌ها سخت می‌گذره؟

1021
00:46:50,849 --> 00:46:53,060
‫مردم محلی مهربون‌ترن،

1022
00:46:53,143 --> 00:46:55,020
‫اما این اولین رویداد بزرگ فصل جدیده

1023
00:46:55,103 --> 00:46:57,272
‫که مهمون‌های تابستونی از نیویورک میان

1024
00:46:57,356 --> 00:46:59,066
‫میگن خانم اَستور هم قراره بیاد،

1025
00:46:59,149 --> 00:47:00,818
‫اما فکر نکنم بیاد

1026
00:47:00,901 --> 00:47:03,362
‫اگه قرار بود بیاد،
‫خانم فیش من رو دعوت نمی‌کرد

1027
00:47:03,445 --> 00:47:05,489
‫اوضاع بین شما و خانم اَستور چطوره؟

1028
00:47:05,572 --> 00:47:07,616
‫از وقتی خبر پخش شده، اصلاً ندیدمش

1029
00:47:07,699 --> 00:47:08,867
‫کامل اینجا بودم

1030
00:47:08,951 --> 00:47:10,094
‫اونم مشکلات خودش رو داره

1031
00:47:10,118 --> 00:47:11,411
‫شنیدی که شوهرش دخترش

1032
00:47:11,495 --> 00:47:13,705
‫کسی که دخترش عاشقشه رو
‫به یه دوئل دعوت کرده؟

1033
00:47:13,789 --> 00:47:15,624
‫توی روزنامه‌ها قضیه رو فهمیدم

1034
00:47:15,707 --> 00:47:18,794
‫باید اعتراف کنم، معمولاً برای
‫خانم اَستور غصه نمی‌خورم

1035
00:47:18,877 --> 00:47:21,380
‫خب، حداقل باید باعث بشه
‫با تو مهربون‌تر بشه

1036
00:47:21,463 --> 00:47:22,881
‫مطمئن نیستم

1037
00:47:22,965 --> 00:47:26,552
‫لینا اَستور نسبت به هر ماجرایی
‫دیدگاه خاص خودش رو داره

1038
00:47:29,805 --> 00:47:32,099
‫پس الان دیگه توی نیوپورت زندگی می‌کنی؟

1039
00:47:32,182 --> 00:47:33,559
‫شاید

1040
00:47:33,642 --> 00:47:35,185
‫وکیل‌ها میگن بعد از انجام شدن طلاق

1041
00:47:35,269 --> 00:47:36,353
‫خونه‌ها به من می‌رسن

1042
00:47:36,436 --> 00:47:37,938
‫چطور موفق شدن چنین کاری بکنن؟

1043
00:47:38,021 --> 00:47:41,817
‫چالز خیانت کرده، پس دادگاه طرف منه

1044
00:47:41,900 --> 00:47:43,986
‫خونه‌ها می‌رسن به من

1045
00:47:44,069 --> 00:47:46,738
‫اما البته دوست‌هامون،

1046
00:47:46,822 --> 00:47:48,991
‫و زندگی‌ای که داشتیم به اون می‌رسن

1047
00:47:51,243 --> 00:47:52,286
‫به محض اینکه فکر می‌کنم

1048
00:47:52,369 --> 00:47:55,122
‫دیگه اشکی برام باقی نمونده،
‫دوباره سرازیر میشن

1049
00:47:57,833 --> 00:48:02,004
‫بگذریم، این حرف‌ها دیگه کافیه

1050
00:48:02,087 --> 00:48:04,756
‫بیا درمورد موضوع‌های
‫خوشحال‌کننده حرف بزنیم

1051
00:48:04,840 --> 00:48:07,467
‫خیلی‌خب، اما باید توی کالسکه حرف بزنیم،

1052
00:48:07,551 --> 00:48:08,886
‫وگرنه برای دورهمی خانم فیش دیر می‌رسیم

1053
00:48:08,969 --> 00:48:10,637
‫اوه، آره

1054
00:48:13,557 --> 00:48:16,435
‫خانم اَستور، باید انتظار داشته باشیم
‫دخترتون خانم دِرِیتون هم

1055
00:48:16,518 --> 00:48:17,518
‫امشب حضور پیدا کنه؟

1056
00:48:17,561 --> 00:48:18,645
‫نه، ببخشید

1057
00:48:18,729 --> 00:48:19,646
‫نمیاد

1058
00:48:19,730 --> 00:48:21,231
‫خیلی حیف شد

1059
00:48:21,315 --> 00:48:23,191
‫- چرا؟
‫- می‌خواستم ازش تشکر کنم

1060
00:48:23,275 --> 00:48:25,110
‫اون درمورد زندگی توی اروپا
‫با گلدیس صحبت کرد

1061
00:48:25,193 --> 00:48:26,778
‫نصیحت‌هاش خیلی مفید بودن

1062
00:48:26,862 --> 00:48:29,239
‫بعضی‌وقت‌ها آرزو می‌کنم
‫شارلوت برگرده به اروپا

1063
00:48:29,323 --> 00:48:30,824
‫و اونجا زندگیش رو ادامه بده

1064
00:48:30,908 --> 00:48:32,618
‫ممکنه برای همه‌مون خوب باشه

1065
00:48:32,701 --> 00:48:35,871
‫خانم ماریان بروک و خانم فِین

1066
00:48:41,001 --> 00:48:42,210
‫خانم بروک

1067
00:48:42,294 --> 00:48:45,839
‫خانم فِین، مطمئنم نبودم که میاید یا نه

1068
00:48:45,923 --> 00:48:47,633
‫به‌خاطر اینکه دعوت شدم، اومدم

1069
00:48:47,716 --> 00:48:50,427
‫خب، شاید دوست نداشته باشید بمونید

1070
00:48:50,510 --> 00:48:52,387
‫اگه من رو ببخشید... خانم بروک

1071
00:48:53,472 --> 00:48:55,182
‫خانم اَستور اینجاست

1072
00:48:55,265 --> 00:48:57,684
‫وقتی دعوتش کردم

1073
00:48:57,768 --> 00:49:00,395
‫مطمئن نبودم از نیویورک میاد یا نه

1074
00:49:00,479 --> 00:49:02,689
‫اوه، چطور اینطوری شده؟

1075
00:49:02,773 --> 00:49:04,608
‫خیلی حرفه‌ای نیست

1076
00:49:09,905 --> 00:49:11,531
‫آرورا، خوشگل شدی

1077
00:49:11,615 --> 00:49:13,533
‫ممنون بابت تعریف قشنگت

1078
00:49:13,617 --> 00:49:15,661
‫حس می‌کنم یه آدم طرد شده‌ام

1079
00:49:15,744 --> 00:49:17,287
‫متاسفم

1080
00:49:17,371 --> 00:49:18,872
‫تقصیر تو نیست

1081
00:49:18,956 --> 00:49:20,832
‫فکر می‌کنم خانم اَستور
‫از داستان تو استفاده می‌کنه

1082
00:49:20,916 --> 00:49:22,292
‫تا حواس بقیه رو پرت کنه

1083
00:49:22,376 --> 00:49:23,961
‫تا کسی درمورد مشکلات
‫زناشویی دخترش حرف نزنه

1084
00:49:24,044 --> 00:49:25,754
‫با هر دوتاشون همدردی می‌کنم

1085
00:49:25,837 --> 00:49:28,256
‫همه‌مون خیلی سریع
‫عیب‌های دیگران رو می‌بینیم،

1086
00:49:28,340 --> 00:49:30,592
‫و عیب‌های خودمون رو فراموش می‌کنیم

1087
00:49:30,676 --> 00:49:31,927
‫خدا خیرت بده

1088
00:49:32,010 --> 00:49:33,512
‫کاش کار بیش‌تری ازم برمی‌اومد

1089
00:49:33,595 --> 00:49:35,931
‫تا همین‌جاش هم خیلی لطف کردی

1090
00:49:36,014 --> 00:49:39,184
‫غذا آماده‌ست

1091
00:49:39,267 --> 00:49:40,894
‫بریم؟

1092
00:49:43,063 --> 00:49:44,439
‫مطمئنم

1093
00:49:44,523 --> 00:49:46,108
‫حتماً درک می‌کنی

1094
00:49:46,191 --> 00:49:47,985
‫خانم فِین، معذرت می‌خوام

1095
00:49:48,068 --> 00:49:49,903
‫شرایط خیلی سخت شد،

1096
00:49:49,987 --> 00:49:51,780
‫و من نمی‌دونم باید چیکار کنم

1097
00:49:51,863 --> 00:49:52,781
‫پس من بهت میگم

1098
00:49:52,864 --> 00:49:54,342
‫باید صندلی خانم فِین رو نشونش بدی

1099
00:49:54,366 --> 00:49:55,510
‫لطفاً من رو توی این وضعیت قرار ندید

1100
00:49:55,534 --> 00:49:56,451
‫من میرم

1101
00:49:56,535 --> 00:49:58,096
‫نمی‌خوام به‌خاطر من مشکلی پیش بیاد

1102
00:49:58,120 --> 00:49:59,120
‫پس منم همراهت میام

1103
00:49:59,162 --> 00:50:00,372
‫اما نباید برید!

1104
00:50:00,455 --> 00:50:01,456
‫شما حامی اصلی ما هستید

1105
00:50:01,540 --> 00:50:02,976
‫اگه شما برید، همه میرن

1106
00:50:03,000 --> 00:50:04,185
‫باید به اینش فکر می‌کردی

1107
00:50:04,209 --> 00:50:05,419
‫نه، برتا

1108
00:50:05,502 --> 00:50:07,629
‫نمی‌خوام دورهمی رو برای بقیه خراب کنم

1109
00:50:07,713 --> 00:50:09,923
‫چه فایده‌ای داره؟ من میرم

1110
00:50:10,007 --> 00:50:11,258
‫من آرورا رو می‌برم خونه

1111
00:50:11,341 --> 00:50:12,759
‫خیلی لطف می‌کنی، خانم بروک

1112
00:50:12,843 --> 00:50:14,302
‫خیلی‌خب. اگه مطمئنی

1113
00:50:14,386 --> 00:50:15,637
‫آره

1114
00:50:15,721 --> 00:50:17,139
‫بیا بریم

1115
00:50:22,310 --> 00:50:24,896
‫وقتی خانم چارلز فِین بودم
‫به این مراسم دعوت شدم

1116
00:50:24,980 --> 00:50:26,148
‫الان آدم خاصی نیستم

1117
00:50:26,231 --> 00:50:27,691
‫اوه، آرورا

1118
00:50:33,447 --> 00:50:35,615
‫یه دورهمی عالی دیگه
‫برگزار کردی، مِیمی

1119
00:50:35,699 --> 00:50:37,659
‫خوشحالم که الان تنهاییم،

1120
00:50:37,743 --> 00:50:40,746
‫اما ممکنه از حرفم خوشحال نشی

1121
00:50:40,829 --> 00:50:42,456
‫نگران‌کننده به نظر می‌رسه

1122
00:50:42,539 --> 00:50:43,915
‫داری قبر خودت رو می‌کنی

1123
00:50:43,999 --> 00:50:45,584
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونی
‫آرورا فِین رو نابود کنی

1124
00:50:45,667 --> 00:50:47,520
‫در حالی که دختر خودت
‫به سمت دادگاه طلاق میره

1125
00:50:47,544 --> 00:50:48,587
‫اوه، شارلوت

1126
00:50:48,670 --> 00:50:50,756
‫شارلوت همیشه بچه‌ی سرکشی بود،

1127
00:50:50,839 --> 00:50:53,008
‫اما فکر کردم بزرگ که بشه درست میشه

1128
00:50:53,091 --> 00:50:55,218
‫حتی اجازه دادیم خودش
‫شوهرش رو انتخاب کنه

1129
00:50:55,302 --> 00:50:58,388
‫اما متاسفانه ازدواج هم رامش نکرد

1130
00:50:58,472 --> 00:51:01,516
‫حالا شکست‌هاش تبدیل شدن
‫به موضوع گفتگوهای مردم

1131
00:51:01,600 --> 00:51:02,568
‫اگه خودت این رو می‌دونی،

1132
00:51:02,569 --> 00:51:05,437
‫- پس چرا گیر دادی به خانم فِین؟
‫- گیر دادم؟

1133
00:51:07,105 --> 00:51:09,149
‫شارلوت طلاق نمی‌گیره

1134
00:51:09,232 --> 00:51:10,692
‫اما خانم فِین داره طلاق می‌گیره

1135
00:51:10,776 --> 00:51:13,945
‫حتی اگه شارلوت و آقای دِرِیتون آشتی کنن،

1136
00:51:14,029 --> 00:51:16,490
‫حالا که بحث یه دوئل وسطه،

1137
00:51:16,573 --> 00:51:18,909
‫باید منتظر تمامی بلاها و بدبختی‌ها باشن

1138
00:51:18,992 --> 00:51:21,161
‫مِیمی،

1139
00:51:21,244 --> 00:51:23,288
‫باید این رو بفهمی

1140
00:51:23,371 --> 00:51:25,415
‫نباید ضعفی نشون بدم

1141
00:51:25,499 --> 00:51:30,128
‫خب پس، فقط به سوال می‌مونه

1142
00:51:30,212 --> 00:51:31,379
‫چه سوالی؟

1143
00:51:31,463 --> 00:51:35,217
‫حاضری دختر خودت رو از جامعه طرد کنی؟

1144
00:51:35,300 --> 00:51:38,595
‫اگه نمی‌تونی، نباید
‫خانم فِین رو هم طرد کنی

1145
00:51:42,808 --> 00:51:44,559
‫تصمیم سختی باید بگیری، لینا

1146
00:51:44,643 --> 00:51:47,354
‫اصلاً بهت حسادت نمی‌کنم

1147
00:51:47,437 --> 00:51:49,147
‫نیوپورت چطور بود، خانم؟

1148
00:51:49,231 --> 00:51:51,274
‫امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه

1149
00:51:51,358 --> 00:51:52,484
‫جالب بود

1150
00:51:52,567 --> 00:51:54,152
‫خبری درمورد جاسوس خائن نداری؟

1151
00:51:54,236 --> 00:51:55,445
‫فعلاً نه، خانم

1152
00:51:55,529 --> 00:51:57,489
‫درست می‌گفتم

1153
00:51:57,572 --> 00:51:59,449
‫گلدیس بیچاره شده

1154
00:51:59,533 --> 00:52:01,177
‫نباید اجازه می‌دادم
‫اونطوری بهش زور بگی

1155
00:52:01,201 --> 00:52:02,828
‫- درمورد چی حرف می‌زنی؟
‫- خودت بخون

1156
00:52:06,248 --> 00:52:08,667
‫الان نقشه‌ی بی‌نظیرت چیه، برتا؟

1157
00:52:08,750 --> 00:52:11,086
‫این موضوع رو میشه حل کرد،
‫خودم پیگیری می‌کنم

1158
00:52:11,169 --> 00:52:12,087
‫میرم به انگلیس

1159
00:52:12,170 --> 00:52:15,090
‫نمی‌دونم بیش‌تر از دست تو عصبانی‌ام،
‫یا از دست خودم

1160
00:52:15,173 --> 00:52:16,633
‫من رو ضعیف نشون دادی،

1161
00:52:16,716 --> 00:52:18,718
‫و خیلی سخت می‌تونم
‫چنین چیزی رو ببخشم

1162
00:52:20,762 --> 00:52:22,472
‫یه نفر گفت کشتی «گالیا»

1163
00:52:22,556 --> 00:52:23,473
‫دو روز دیگه حرکت می‌کنه

1164
00:52:23,557 --> 00:52:25,725
‫وقتی بری اونجا
‫می‌خوای بهش چی بگی؟

1165
00:52:25,809 --> 00:52:27,310
‫نمی‌تونی کاری کنی عاشق دوک بشه

1166
00:52:27,394 --> 00:52:28,770
‫می‌تونم درستش کنم، باور کن

1167
00:52:28,854 --> 00:52:30,063
‫مشکل همینه

1168
00:52:30,147 --> 00:52:31,541
‫فکر نمی‌کنم دیگه بتونم باورت کنم

1169
00:52:31,565 --> 00:52:32,959
‫می‌تونم زودتر از چیزی
‫که فکر می‌کنی، حلش کنم

1170
00:52:32,983 --> 00:52:36,069
‫قبل از اینکه لری پاش رو توی
‫مورنسی بذاره، من می‌رسم به اونجا

1171
00:52:36,153 --> 00:52:37,404
‫همه چیز رو درست می‌کنم

1172
00:52:37,487 --> 00:52:39,447
‫هر کاری می‌خوای بکن

1173
00:52:39,531 --> 00:52:41,992
‫ولی انتظار نداشته باش
‫وقتی برمی‌گردی، من اینجا باشم

1174
00:52:42,016 --> 00:52:52,016
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1175
00:52:52,040 --> 00:53:02,040
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

