﻿1
00:00:01,025 --> 00:00:02,862
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

2
00:00:05,409 --> 00:00:06,662
‫من فرد رو کُشتم

3
00:00:06,745 --> 00:00:10,460
‫به نظرم باید از مراسم ختم فرد
‫یه رویداد جهانی در بیاریم

4
00:00:11,212 --> 00:00:12,757
‫اون رنگه چی بود؟

5
00:00:12,841 --> 00:00:15,012
‫- بنفش معنیش چیه؟
‫- نمی‌دونم

6
00:00:15,095 --> 00:00:16,198
‫اون دیگه دختربچه نیست

7
00:00:16,222 --> 00:00:19,353
‫رنگ بنفشی که هانا پوشیده بود،
‫معنیش چیه؟

8
00:00:19,437 --> 00:00:21,482
‫مدرسه‌ی جدید.
‫تعلیم همسران آینده.

9
00:00:21,567 --> 00:00:22,694
‫می‌خوام همینجا بمونم

10
00:00:22,777 --> 00:00:26,827
‫اینجا واسه زن‌ها امن نیست.
‫مخصوصاً واسه زن‌های بیوه.

11
00:00:26,910 --> 00:00:29,081
‫تو زن خاصی هستی، سرینا

12
00:00:29,082 --> 00:00:32,881
‫جامعه‌مون آمادگی پذیرش زنان خاص رو نداره

13
00:00:32,964 --> 00:00:35,219
‫حالا باید بشی سفیر جهانی‌مون

14
00:00:35,220 --> 00:00:37,475
‫تا به بهترین نحو نماینده‌ی
‫جمهوری مقدس‌مون باشی

15
00:00:37,557 --> 00:00:40,300
‫تنها راهی که میشه
‫جلوی سرینا و اونا رو گرفت،

16
00:00:40,301 --> 00:00:42,200
‫اینـه که دخل همه‌شون رو بیاریم!

17
00:00:43,200 --> 00:00:44,763
‫اون قراره گیلیاد رو بیاره اینجا

18
00:00:44,821 --> 00:00:47,159
‫به خدا قسم، اون می‌خواد
‫گیلیاد رو بیاره اینجا

19
00:00:47,242 --> 00:00:49,915
‫اونا یه مشت خائن، خلافکار، تروریستن

20
00:00:49,998 --> 00:00:52,294
‫بعد تو می‌خوای با آغوش باز
‫بری استقبال‌شون

21
00:00:52,378 --> 00:00:55,968
‫اگه دیوارها و مرزها رو بسته نگه داریم،

22
00:00:56,052 --> 00:00:57,262
‫این کشور می‌میره

23
00:00:57,346 --> 00:01:00,978
‫به خونه‌مون خوش اومدید.
‫من آلانیس هستم. همسر رایان ویلر.

24
00:01:01,062 --> 00:01:02,439
‫شکر خدا

25
00:01:04,611 --> 00:01:07,449
‫کانادا از پناهنده‌های ما خسته شده

26
00:01:07,534 --> 00:01:10,122
‫واسه همین آوردم‌تون به بیت‌لحم جدید،

27
00:01:10,205 --> 00:01:12,502
‫حالا پناهنده‌های گیلیاد می‌تونن برگردن خونه

28
00:01:12,585 --> 00:01:14,798
‫می‌تونم تو و رُز رو اینجا تصور کنم

29
00:01:14,881 --> 00:01:16,677
‫که دارید جونیور رو روی تاب هُل می‌دید

30
00:01:16,760 --> 00:01:17,887
‫جدی؟

31
00:01:17,971 --> 00:01:21,102
‫همه‌ی چیزهایی که می‌خوایم
‫درباره‌ی هانا بدونیم، همونجاست

32
00:01:21,185 --> 00:01:22,354
‫من از مرز رد میشم

33
00:01:22,438 --> 00:01:25,193
‫امروز یکی از تیم‌های من، جون آزبورن رو

34
00:01:25,277 --> 00:01:27,824
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف دستگیر کردن

35
00:01:27,907 --> 00:01:29,118
‫- جون!
‫- نه!

36
00:01:29,201 --> 00:01:33,001
‫برای بچه‌هامون دعا می‌کنم.
‫ایشالا که اونا از اعمال ما درس بگیرن.

37
00:01:35,506 --> 00:01:38,428
‫لامصب درد زایمانت گرفت؟
‫باید بری بیمارستان

38
00:01:38,512 --> 00:01:40,348
‫بیمارستان نه.
‫اونجا پیدام می‌کنن.

39
00:01:43,647 --> 00:01:45,192
‫اون بی‌نظیره

40
00:01:46,862 --> 00:01:47,862
‫اون بی‌نظیره

41
00:01:47,906 --> 00:01:49,659
‫هانا رو پیدا کردیم

42
00:01:49,743 --> 00:01:52,791
‫هانا الان یه نماده.
‫همینطور خودت.

43
00:01:52,874 --> 00:01:54,628
‫هنوزم می‌تونی بیای بیت‌لحم جدید

44
00:01:54,711 --> 00:01:57,509
‫جون آزبورن هنوزم داره شر به پا می‌کنه

45
00:01:57,592 --> 00:01:59,721
‫دیگه وقتشـه این مشکل رو حل کنیم

46
00:02:03,854 --> 00:02:05,525
‫اون سیبل نیست، فرمانده

47
00:02:05,608 --> 00:02:07,904
‫دعوا همینـه دیگه.
‫هیچکس از آسیب در امان نیست.

48
00:02:12,162 --> 00:02:15,126
‫بس کن! بس کن!
‫چه غلطی می‌کنی؟

49
00:02:17,047 --> 00:02:18,407
‫گیلیاد می‌خواد اون زجر بکشه

50
00:02:18,466 --> 00:02:20,972
‫اونا دست‌بردار نیستن. پس باید
‫خیال‌جمع باشم که ازش محافظت می‌کنی

51
00:02:21,055 --> 00:02:22,600
‫مشتاقم که همکاری کنیم

52
00:02:22,684 --> 00:02:24,186
‫آهای!

53
00:02:24,270 --> 00:02:26,232
‫- بلین!
‫- ممکن بود بکُشیش لعنتی!

54
00:02:26,315 --> 00:02:28,571
‫فکرش هیچ‌وقت
‫از سرت بیرون نمیره، مگه نه؟

55
00:02:28,654 --> 00:02:31,075
‫سعی کردم، ولی نمی‌تونم

56
00:02:31,158 --> 00:02:33,872
‫خیال کردی کی هستی؟

57
00:02:33,956 --> 00:02:35,918
‫خانم فردریک واترفورد

58
00:02:36,002 --> 00:02:37,589
‫واسه من جنده‌ای بیش نیستی

59
00:02:40,720 --> 00:02:42,014
‫خواهش می‌کنم، نگه‌دار، نگه‌دار! وایسا!

60
00:02:42,097 --> 00:02:44,059
‫اون مرد راننده‌ی ماشین، مُرده

61
00:02:44,143 --> 00:02:46,303
‫ممکنه هر لحظه برای لوک
‫حکم دستگیری بگیرن

62
00:02:46,355 --> 00:02:47,357
‫باید فرار کنیم

63
00:02:47,441 --> 00:02:49,779
‫این کشور داره عوض میشه

64
00:02:49,863 --> 00:02:52,367
‫پناهجوهای آمریکایی
‫از همه‌جا میان اینجا

65
00:02:52,451 --> 00:02:54,623
‫داریم سوار قطارشون می‌کنیم تا برن غرب

66
00:02:55,248 --> 00:02:57,044
‫- می‌تونم شما رو هم سوار قطار کنم
‫- تو برو

67
00:02:57,127 --> 00:02:58,565
‫- چی؟ نه!
‫- اگه منو بشناسن،

68
00:02:58,589 --> 00:03:00,718
‫جلوی تو و نیکول رو هم می‌گیرن.
‫پس برو.

69
00:03:00,801 --> 00:03:03,056
‫جون، ما همدیگه رو پیدا می‌کنیم.
‫همیشه همینطور بوده.

70
00:03:03,139 --> 00:03:05,686
‫تو اصلاً نمی‌خواستی سوار قطار بشی، نه؟

71
00:03:09,611 --> 00:03:11,531
‫آقای بنکول، شما بازداشتید

72
00:03:15,121 --> 00:03:18,336
‫چیزی نیست، عزیزم. طوری نیست

73
00:03:18,419 --> 00:03:21,175
‫یه جایی پیدا می‌کنیم، خب؟

74
00:03:25,810 --> 00:03:26,812
‫سلام، جون

75
00:03:27,437 --> 00:03:28,966
‫سلام، سرینا

76
00:03:28,990 --> 00:03:38,990
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

77
00:03:39,014 --> 00:03:43,014
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

78
00:03:44,000 --> 00:03:48,000
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت اول: قـطـار »

79
00:05:55,901 --> 00:05:58,155
‫کفش‌هات رو برداشتی؟

80
00:05:58,239 --> 00:06:02,288
‫کفش‌هات رو برداشتی.
‫آفرین. دختر گل. دختر خوب.

81
00:06:07,550 --> 00:06:10,430
‫مامانی اومد. مامانی اومد

82
00:06:10,514 --> 00:06:13,394
‫مامانی‌ها همیشه برمی‌گردن. آره

83
00:06:14,312 --> 00:06:17,570
‫آره. ایناهاشش

84
00:06:18,739 --> 00:06:22,287
‫- بفرما
‫- بیا اینجا، عشقم

85
00:06:33,059 --> 00:06:34,144
‫خیلی‌خب

86
00:06:34,979 --> 00:06:37,108
‫بریم اونجا بشینیم، عزیزم؟ بیا

87
00:06:37,192 --> 00:06:38,570
‫می‌خوای اون بالا بشینی؟

88
00:06:38,653 --> 00:06:39,653
‫مرسی

89
00:06:39,697 --> 00:06:42,368
‫- خیلی‌خب
‫- سلام، گرسنه‌ای؟

90
00:06:45,834 --> 00:06:48,422
‫شرمنده، صف دستشویی شلوغ بود

91
00:06:49,592 --> 00:06:51,261
‫من که از خدام بود. جدی میگم

92
00:06:53,892 --> 00:06:57,148
‫من... حس می‌کنم انگار
‫چند روز بود که نمی‌تونستم

93
00:06:57,775 --> 00:06:59,444
‫از بغلم بذارمش زمین

94
00:07:00,071 --> 00:07:02,576
‫آخه هیچکس نبود که بغلش کنه

95
00:07:03,787 --> 00:07:07,335
‫ولی الان در امانیم، می‌تونیم استراحت کنیم

96
00:07:11,093 --> 00:07:14,559
‫آره. من می‌خوام یکم بخوابم
‫چون کیری خسته‌ام،

97
00:07:14,642 --> 00:07:16,646
‫دستم هم مثل چی درد می‌کنه

98
00:07:18,567 --> 00:07:20,737
‫درسته، البته. شرمنده

99
00:07:21,238 --> 00:07:25,413
‫دستت شکسته بود.
‫لابد دردش امونت رو بریده.

100
00:07:26,165 --> 00:07:27,458
‫چطور شد شکست؟

101
00:07:27,543 --> 00:07:29,505
‫آ...

102
00:07:29,589 --> 00:07:31,759
‫تصادف ماشین

103
00:07:32,468 --> 00:07:35,349
‫یه ماشین جلوی خونه‌ام زد بهم

104
00:07:37,103 --> 00:07:38,607
‫جانم؟! کِی؟

105
00:07:38,690 --> 00:07:40,193
‫دیروز

106
00:07:40,986 --> 00:07:44,409
‫ببخشید، دیروز یه ماشین تو رو زیر گرفت؟

107
00:07:45,119 --> 00:07:47,165
‫آره. دیروز صبح

108
00:07:47,541 --> 00:07:49,419
‫وانت سنگین بود.
‫ماشین نبود.

109
00:07:50,500 --> 00:07:52,600
‫آدم باید همیشه هر دو طرف
‫خیابون رو نگاه کنه

110
00:07:55,515 --> 00:08:00,734
‫خب، الحق که زن فوق‌العاده سرسختی هستی

111
00:08:03,447 --> 00:08:04,659
‫مرسی

112
00:08:11,004 --> 00:08:12,508
‫کار گیلیاد بود

113
00:08:14,553 --> 00:08:16,098
‫سعی کردن منو بکُشن

114
00:08:19,229 --> 00:08:21,859
‫انگار از جفت‌مون دل خوشی ندارن

115
00:08:25,074 --> 00:08:27,328
‫خب، ما مثل هم نیستیم، ولی...

116
00:08:28,999 --> 00:08:31,128
‫دشمنِ دشمنِ من، دوستمـه

117
00:08:31,671 --> 00:08:33,800
‫بستگی به شرایط داره

118
00:08:34,927 --> 00:08:37,558
‫خب، حالا می‌تونی همه‌ی اینا رو فراموش کنی

119
00:08:40,187 --> 00:08:42,860
‫خدا از دهنت بشنوئـه، سرینا

120
00:08:42,943 --> 00:08:45,866
‫این مدت یه بند نیشش باز بوده، از وقتی...

121
00:08:45,949 --> 00:08:49,039
‫از وقتی پا به فرار گذاشتیم

122
00:08:51,586 --> 00:08:53,213
‫چرا عاشقانه جلوه‌اش میدی؟

123
00:08:53,297 --> 00:08:56,599
‫عمدی نیست. بعید می‌دونم
‫ترس و وحشت دائمی

124
00:08:56,600 --> 00:08:59,184
‫بُعد عاشقانه‌ای داشته باشه

125
00:09:02,649 --> 00:09:07,826
‫تا امشب هم از تورنتو و خانواده‌ی ویلر
‫هزار کیلومتر دور شدیم

126
00:09:09,997 --> 00:09:12,628
‫از گیلیاد هم هزار کیلومتر دور می‌شیم

127
00:09:15,257 --> 00:09:18,138
‫از فردا می‌تونی کم‌کم فراموش کنی

128
00:10:32,078 --> 00:10:34,959
‫عزیزم. نیکول؟

129
00:10:37,046 --> 00:10:39,718
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

130
00:10:39,802 --> 00:10:42,390
‫عزیزم، نیکول؟
‫ببخشید. ببخشید

131
00:10:42,473 --> 00:10:44,520
‫نیکول... عزیزم؟

132
00:10:44,895 --> 00:10:46,899
‫نیکول، عزیزم؟ ببخشید

133
00:10:46,983 --> 00:10:49,487
‫- مشکلی نیست
‫- گوه توش، گوه توش

134
00:10:49,572 --> 00:10:51,116
‫نیکول؟ عزیزم؟

135
00:10:51,199 --> 00:10:52,368
‫سلام!

136
00:10:52,451 --> 00:10:53,788
‫ببخشید

137
00:10:53,872 --> 00:10:56,084
‫سلام عزیزم. سلام!

138
00:10:56,167 --> 00:10:57,546
‫بیدار شدی؟

139
00:10:57,629 --> 00:10:59,800
‫آره. تو خواب بودی

140
00:11:00,510 --> 00:11:02,447
‫بیا اینجا، قربونت برم

141
00:11:02,471 --> 00:11:03,473
‫هیچی نیست

142
00:11:03,558 --> 00:11:06,479
‫بیا بغلم، بیا بغلم. آخی

143
00:11:06,564 --> 00:11:08,693
‫دراز بکش. خیلی‌خب عزیزم

144
00:11:09,319 --> 00:11:10,739
‫دیگه هیچ‌وقت همچین کاری نکن

145
00:11:10,822 --> 00:11:13,500
‫نگران بودم که اگه به‌ قدر کافی
‫استراحت نکنی،

146
00:11:13,501 --> 00:11:15,372
‫شاید بداخلاق بشی

147
00:11:15,456 --> 00:11:16,499
‫چه حماقتی کردم

148
00:11:16,584 --> 00:11:18,963
‫فقط دست به بچه‌ی من نزن لعنتی!

149
00:11:19,047 --> 00:11:20,090
‫فهمیدی؟

150
00:11:20,174 --> 00:11:22,428
‫خیلی‌خب. آره، فهمیدم

151
00:11:22,971 --> 00:11:25,267
‫چیه نکنه خیال کردی می‌خوام
‫دخترت رو بدزدم؟

152
00:11:25,351 --> 00:11:27,205
‫اونم موقعی که خوابی، مثل
‫آدم بدهای قصه‌های دیزنی؟

153
00:11:27,229 --> 00:11:29,652
‫محض رضای خدا، جون،
‫از بیخ احمقانه‌ست

154
00:11:34,202 --> 00:11:35,640
‫خوبی؟ انگار صورتت سرخ شده

155
00:11:35,664 --> 00:11:38,795
‫خوبم. خوبم. آخه... اینجا گرمـه

156
00:11:39,797 --> 00:11:41,132
‫به من دست نزن!

157
00:11:41,216 --> 00:11:45,015
‫خیلی‌خب. از ساک بچه
‫یه رایس‌کیک برداشتم بهش دادم،

158
00:11:45,099 --> 00:11:46,309
‫ایشالا که به جایی برنخوره

159
00:11:46,769 --> 00:11:48,981
‫مطمئنم توقع داشتی سیب سمّی باشه

160
00:11:49,608 --> 00:11:51,277
‫ولی هنوز گرسنه‌ست

161
00:11:51,361 --> 00:11:52,823
‫غذای دیگه‌ای نیست؟

162
00:11:53,240 --> 00:11:55,745
‫متأسفانه هیچی نیست،
‫ولی اینا رو پخش کردن

163
00:11:55,829 --> 00:11:56,831
‫شکر خدا

164
00:11:56,914 --> 00:11:59,503
‫اینجا اینو نگو.
‫ممکنه کسی بشنوئـه.

165
00:12:00,547 --> 00:12:01,549
‫خیلی‌خب

166
00:12:02,174 --> 00:12:03,970
‫این‌همه آدم از کجا اومدن؟

167
00:12:04,053 --> 00:12:05,866
‫حدوداً شش ساعت پیش
‫از وینیپگ رد شدیم،

168
00:12:05,890 --> 00:12:08,228
‫کلی واگن و یه عالمه آدم اضافه شدن

169
00:12:09,188 --> 00:12:10,692
‫لامصب آنتن نمیده

170
00:12:10,775 --> 00:12:12,319
‫حالت خوبه؟

171
00:12:12,946 --> 00:12:15,994
‫نه. خیلی‌خب، بیا بریم...

172
00:12:16,077 --> 00:12:18,708
‫یالا عزیزم. بریم یکم غذا بگیریم

173
00:12:19,459 --> 00:12:21,087
‫خیلی‌خب عزیزم

174
00:12:21,171 --> 00:12:22,841
‫اون‌وقت کجا می‌تونی بری، جون؟

175
00:12:22,924 --> 00:12:25,179
‫درجریانی که توی
‫قطارِ در حرکت هستیم دیگه؟

176
00:12:25,262 --> 00:12:28,101
‫باید یه سازمان مردم‌نهاد باشه یه جایی

177
00:12:28,185 --> 00:12:31,024
‫اونا غذا دارن و شاید
‫تلفن ماهواره‌ای هم داشته باشن

178
00:12:31,107 --> 00:12:32,861
‫چون باید با شوهرم حرف بزنم

179
00:12:33,738 --> 00:12:35,784
‫- خیلی‌خب
‫- نه، نه، تو همینجا بمون

180
00:12:35,867 --> 00:12:38,246
‫باید قبول کنی که
‫منطقی‌ـه کنار هم بمونیم

181
00:12:38,330 --> 00:12:41,294
‫سرینا، ما با هم نیستیم، خب؟

182
00:12:46,806 --> 00:12:50,104
‫ببخشید، می‌دونید واگن امدادی
‫یا همچین چیزی کجاست؟

183
00:12:50,187 --> 00:12:53,276
‫نمی‌دونم. گفتن اگه غذا خواستیم، اون طرفـه

184
00:12:53,360 --> 00:12:55,573
‫- واگن شش، حالا هر چی که باشه
‫- ممنون

185
00:12:55,657 --> 00:12:57,457
‫ولی بعید می‌دونم بتونی رد بشی

186
00:12:59,205 --> 00:13:01,836
‫خیلی‌خب عزیزم، می‌ریم
‫یکم غذا بگیریم، خب؟

187
00:13:01,919 --> 00:13:04,298
‫چیزیت نیست. هیچیت نیست

188
00:13:13,149 --> 00:13:14,402
‫خیلی‌خب

189
00:13:22,459 --> 00:13:24,965
‫آهای، آهای، آهای. خوبی؟

190
00:13:25,048 --> 00:13:27,303
‫- به من دست نزن، خب؟
‫- تو مریض شدی

191
00:13:27,386 --> 00:13:29,473
‫- فقط به من دست نزن!
‫- باشه

192
00:13:31,854 --> 00:13:33,900
‫خیلی‌خب. همینجا بمون

193
00:13:35,737 --> 00:13:36,989
‫حالش خوبه؟

194
00:13:49,347 --> 00:13:50,474
‫یه پوشک تمیز برات می‌بندم

195
00:13:50,558 --> 00:13:51,745
‫- قول میدم
‫- ببخشید

196
00:13:51,769 --> 00:13:53,188
‫- خب؟
‫- همینجا

197
00:13:54,691 --> 00:13:56,069
‫برات دکتر آوردم

198
00:13:56,152 --> 00:13:57,154
‫چی؟

199
00:13:57,237 --> 00:13:59,826
‫سلام. قضیه چیه؟

200
00:14:01,329 --> 00:14:02,874
‫یا خدا

201
00:14:03,751 --> 00:14:06,590
‫من... تلفنی دارید که آنتن بده؟

202
00:14:06,966 --> 00:14:09,345
‫بیا یه معامله‌ای بکنیم.
‫بذار من مداوات کنم،

203
00:14:09,428 --> 00:14:11,642
‫بعدش می‌تونی به هر کی که
‫خواستی زنگ بزنی

204
00:14:13,186 --> 00:14:15,107
‫- باشه
‫- چی شده؟

205
00:14:15,190 --> 00:14:16,527
‫شکستمش

206
00:14:16,610 --> 00:14:18,864
‫انگار اخیراً...

207
00:14:18,948 --> 00:14:20,618
‫جراحی شدی؟

208
00:14:20,702 --> 00:14:21,912
‫آره، جراحیش کردن

209
00:14:23,373 --> 00:14:25,562
‫چطوره یه لحظه بچه رو بدی بغل دوستت؟

210
00:14:25,586 --> 00:14:27,464
‫- آره!
‫- نه

211
00:14:27,549 --> 00:14:30,387
‫احتمالاً چندتا از بخیه‌هات رو باز کردی

212
00:14:30,470 --> 00:14:32,976
‫باید یه نگاهی به زیر پانسمانت بندازم.
‫سریع، سه‌سوتـه.

213
00:14:33,769 --> 00:14:35,606
‫البته، خوشحال میشم

214
00:14:37,276 --> 00:14:38,529
‫باشه. باشه

215
00:14:39,321 --> 00:14:40,992
‫خیلی‌خب. مامانی همینجاست، خب؟

216
00:14:41,075 --> 00:14:42,787
‫- آره
‫- خیلی‌خب

217
00:14:44,708 --> 00:14:48,214
‫بیا اینجا. سلام

218
00:14:48,298 --> 00:14:51,054
‫می‌تونی یه پوشک تمیز واسش پیدا کنی؟

219
00:14:51,137 --> 00:14:53,433
‫آره، آروم باش، جون.
‫من هیچ‌جا نمیرم.

220
00:15:01,575 --> 00:15:05,165
‫انگار اینجا رو داره عفونت می‌گیره،
‫اونم چه عفونتی

221
00:15:06,543 --> 00:15:09,925
‫آره، واسه همینـه که باید
‫از مادرها و بچه‌ها مراقبت بشه

222
00:15:10,008 --> 00:15:12,471
‫توی این قطار کسی از ما مهم‌تر نیست

223
00:15:12,555 --> 00:15:14,559
‫بعدش بیا دکتر برندت تو رو معاینه کنه

224
00:15:15,185 --> 00:15:17,481
‫باشه. ممنون

225
00:15:17,565 --> 00:15:19,485
‫خیلی‌خب

226
00:15:20,738 --> 00:15:21,865
‫آهای

227
00:16:02,196 --> 00:16:04,636
‫قربان، فرمانده ارشد وارتون منتظر شمان

228
00:17:11,626 --> 00:17:13,046
‫روز به‌خیر

229
00:17:18,139 --> 00:17:19,183
‫صبح بخیر، قربان

230
00:17:19,768 --> 00:17:21,312
‫چه سورپرایز خوبی

231
00:17:21,395 --> 00:17:24,068
‫خب، گفتم بهتره آزادیت رو جشن بگیریم

232
00:17:31,625 --> 00:17:33,002
‫اون...

233
00:17:33,629 --> 00:17:35,006
‫حق داره ازم دلخور باشه

234
00:17:36,050 --> 00:17:39,056
‫خب، رزی از اولش حساس بود

235
00:17:40,183 --> 00:17:42,814
‫ولی شما دو نفر قراره یه عمر با هم
‫زندگی کنید، پس خودت می‌فهمی

236
00:17:44,358 --> 00:17:47,615
‫هر اتفاقی بین یه مرد و همسرش میفته،
‫بین خودشون و خداست

237
00:17:50,996 --> 00:17:52,332
‫می‌دونم که باید...

238
00:17:52,875 --> 00:17:54,420
‫با فرمانده لارنس صحبت کنم

239
00:17:54,504 --> 00:17:55,840
‫آره

240
00:17:58,052 --> 00:17:59,722
‫ذهنم درست کار نمی‌کرد

241
00:17:59,806 --> 00:18:01,100
‫کنترلم رو از دست دادم

242
00:18:01,726 --> 00:18:03,522
‫سعی می‌کنم لارنس رو نرم کنم

243
00:18:08,489 --> 00:18:10,160
‫ببین، من سرزنشت نمی‌کنم

244
00:18:12,832 --> 00:18:14,836
‫بین ما کسی هست که وسوسه نشده باشه؟

245
00:18:16,590 --> 00:18:19,804
‫ولی به نظرت وقتش نیست که
‫این مسائل بچگانه رو بذاری کنار؟

246
00:18:19,888 --> 00:18:23,854
‫هرچقدر هم که باعث سرگرمی و
‫انحراف باشن. اولویت‌بندی کن.

247
00:18:25,398 --> 00:18:28,947
‫صلاح خودت و خانواده‌ات رو اولویت‌بندی کن

248
00:18:29,031 --> 00:18:30,031
‫چشم، قربان

249
00:18:33,000 --> 00:18:36,420
‫شرمنده که حرفام مثل نوشته‌های
‫داخل کلوچه‌ی شانسـه

250
00:18:38,049 --> 00:18:40,136
‫همه‌ی اینا رو گفتم که بگم، نیک،

251
00:18:41,848 --> 00:18:43,602
‫تو آینده‌ی درخشانی در پیش داری

252
00:18:44,228 --> 00:18:45,313
‫بهش می‌رسی

253
00:18:45,814 --> 00:18:47,067
‫اگه بخوای

254
00:18:48,695 --> 00:18:49,864
‫ممنونم، قربان

255
00:18:51,325 --> 00:18:52,703
‫می‌دونستم درک می‌کنی

256
00:18:53,120 --> 00:18:55,100
‫میرم باشگاه، ببینم می‌تونم با لارنس

257
00:18:55,124 --> 00:18:58,422
‫گلف بازی کنم.
‫یکم ازت دفاع کنم.

258
00:18:58,507 --> 00:19:00,218
‫ولی امشب توی خونه می‌بینمت

259
00:19:00,301 --> 00:19:02,305
‫برنمی‌گردید واشنگتن؟

260
00:19:02,849 --> 00:19:04,894
‫نه، گمونم من نباشم هم
‫بتونن کار رو جلو ببرن...

261
00:19:06,565 --> 00:19:07,650
‫تا یه مدت

262
00:19:09,946 --> 00:19:12,409
‫می‌خوام یه مدت ورِ دل رز باشم

263
00:19:13,327 --> 00:19:15,039
‫به زودی نوه‌دار میشم

264
00:19:17,210 --> 00:19:18,922
‫اولویت‌ها، یادت که نرفته؟

265
00:19:27,815 --> 00:19:28,817
‫کیر توش

266
00:19:31,000 --> 00:19:41,000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

267
00:19:48,815 --> 00:19:50,962
‫میشه اون چمدون‌ها رو از سر راه بردارید؟

268
00:19:50,986 --> 00:19:52,489
‫ببخشید، دوستان

269
00:19:52,573 --> 00:19:53,617
‫شرمنده

270
00:19:53,700 --> 00:19:55,972
‫میشه جا بدید؟
‫یکم فضا بدید ممنون می‌شیم

271
00:19:55,996 --> 00:19:57,833
‫تمنا دارم بزرگواری کنید.
‫امیدوارم درک کنید،

272
00:19:57,917 --> 00:20:00,171
‫- ما یه فضای شخصی لازم داریم. ممنون
‫- آره

273
00:20:01,006 --> 00:20:02,927
‫آره، کیفم رو برمی‌دارم. یالا رفقا

274
00:20:03,010 --> 00:20:05,599
‫بیا لطفاً. بیا داخل. الان خیلی بهتر شد

275
00:20:06,893 --> 00:20:08,981
‫دیدی؟ الان واسه زن‌ها و بچه‌ها
‫جای مخصوص داریم

276
00:20:09,064 --> 00:20:10,400
‫به لوک زنگ زدی؟

277
00:20:10,483 --> 00:20:12,822
‫نه. با دوستم مویرا حرف زدم

278
00:20:12,905 --> 00:20:15,577
‫خب چه خبر؟
‫شوهرت چی شد؟

279
00:20:15,661 --> 00:20:17,540
‫بازداشتش کردن، خب؟

280
00:20:23,134 --> 00:20:24,679
‫زود باش عزیزم. بیا بریم

281
00:20:30,189 --> 00:20:32,444
‫سلام عزیزم. چطوری؟

282
00:20:33,237 --> 00:20:34,949
‫بیا یکم آبمیوه بخور

283
00:20:36,118 --> 00:20:37,788
‫بفرما

284
00:20:45,763 --> 00:20:47,057
‫لوک توی زندانـه

285
00:20:47,808 --> 00:20:50,564
‫واسه دفاع از من دستگیر شده

286
00:20:52,610 --> 00:20:54,279
‫مردی که با ماشین بهم زد، مُرده

287
00:21:00,208 --> 00:21:02,253
‫عدالتِ خدا پیروز میشه

288
00:21:02,337 --> 00:21:04,717
‫لوک توی ونکوور پیدات می‌کنه

289
00:21:04,801 --> 00:21:07,807
‫دیگه گیلیاد دغدغه‌ات نمیشه و
‫خانواده‌ات دوباره کنار هم جمع میشن

290
00:21:11,564 --> 00:21:12,900
‫سرینا

291
00:21:14,361 --> 00:21:15,446
‫هانا

292
00:21:17,283 --> 00:21:19,705
‫هانا. اون هنوز اونجاست. یادته؟

293
00:21:22,753 --> 00:21:25,341
‫هانا رو دزدیدن و هنوزم اسیره

294
00:21:30,434 --> 00:21:31,729
‫حق با توئـه

295
00:21:32,731 --> 00:21:33,900
‫شرمنده

296
00:21:33,984 --> 00:21:35,319
‫اشتباه گفتم

297
00:21:35,403 --> 00:21:36,698
‫لطفاً منو ببخش

298
00:21:41,624 --> 00:21:42,751
‫خیلی‌خب

299
00:21:48,429 --> 00:21:52,145
‫مویرا گفت نمی‌ریم ونکوور

300
00:21:52,938 --> 00:21:56,236
‫اونا تحت فشار قرار گرفتن و
‫نمی‌ذارن قطار وارد شهر بشه

301
00:21:57,322 --> 00:21:58,365
‫خیلی خب

302
00:22:01,789 --> 00:22:03,292
‫پس کجا می‌ریم؟

303
00:22:03,375 --> 00:22:05,087
‫هنوز نمی‌دونه

304
00:22:06,841 --> 00:22:09,722
‫پس من... نمی‌دونم

305
00:22:13,312 --> 00:22:15,316
‫ولی می‌دونم شوهرم قرار نیست اونجا باشه

306
00:22:16,193 --> 00:22:19,700
‫به یاری خدا، راهی پیدا می‌کنی که دوباره
‫خانواده‌ات رو دور هم جمع کنی،

307
00:22:19,784 --> 00:22:21,579
‫جون، این موهبتِ توئه

308
00:22:21,663 --> 00:22:25,253
‫اگه به هر نحوی ممکن باشه،
‫تو یه راه پیدا می‌کنی.

309
00:22:31,808 --> 00:22:34,312
‫نمی‌دونم می‌تونم دوباره تنها باشم یا نه

310
00:22:34,396 --> 00:22:36,734
‫پس یه راهی پیدا می‌کنیم.
‫من کمکت می‌کنم.

311
00:22:39,114 --> 00:22:40,449
‫من کمکت رو نمی‌خوام

312
00:22:42,036 --> 00:22:45,334
‫می‌دونم کمکم رو نمی‌خوای. این رو می‌فهمم

313
00:22:46,086 --> 00:22:49,927
‫و مجبور نیستی قبولش کنی
‫و اینم درک می‌کنم. ولی...

314
00:22:50,011 --> 00:22:51,430
‫خدا می‌خواد کمکت کنم

315
00:22:54,520 --> 00:22:55,939
‫باید این کارو بکنم...

316
00:22:56,733 --> 00:22:58,027
‫بعد از تمام اتفاقات

317
00:23:06,711 --> 00:23:07,880
‫باشه

318
00:23:31,218 --> 00:23:32,345
‫این خوب نیست

319
00:23:32,428 --> 00:23:35,393
‫با سرهنگ اوچوآ هماهنگ کن
‫و در اسرع وقت بفرستش. انجامش بده

320
00:23:35,476 --> 00:23:36,562
‫چشم

321
00:23:37,355 --> 00:23:39,275
‫من منتظر وقت ملاقات نمی‌مونم

322
00:23:39,359 --> 00:23:42,783
‫من فیلم تمام دوربین‌های توی خیابون رو دارم

323
00:23:42,866 --> 00:23:46,039
‫لوک داشت از جون محافظت می‌کرد،
‫درگیریش با یارو دفاع از خود بود

324
00:23:46,123 --> 00:23:47,166
‫باشه

325
00:23:48,127 --> 00:23:51,258
‫با چند نفر تماس می‌گیرم
‫و هر کاری بتونم می‌کنم

326
00:23:52,135 --> 00:23:53,178
‫واقعاً؟

327
00:23:54,640 --> 00:23:57,896
‫من هر روز همین رو به 100 تا پناهجو میگم

328
00:23:57,980 --> 00:23:59,692
‫وقتی می‌دونم نمی‌تونم هیچ کاری بکنم

329
00:24:04,325 --> 00:24:07,081
‫وقت خوبی برای آمریکایی بودن
‫توی کانادا نیست

330
00:24:07,165 --> 00:24:09,377
‫نه؟ این تازگی داره

331
00:24:10,337 --> 00:24:11,339
‫نه...

332
00:24:11,423 --> 00:24:12,634
‫اونا...

333
00:24:14,012 --> 00:24:16,642
‫دارن آماده میشن اینجا رو تعطیل کنن

334
00:24:17,268 --> 00:24:20,274
‫کل این اداره ممکنه ظرف یک سال منحل بشه

335
00:24:20,357 --> 00:24:22,529
‫چی؟ چطور می‌تونن این کارو بکنن؟

336
00:24:23,363 --> 00:24:26,871
‫کابینه می‌خواد شروع به عادی‌سازی
‫روابط با گیلیاد کنه

337
00:24:26,954 --> 00:24:30,503
‫این یعنی به رسمیت نشناختن ایالات متحده

338
00:24:40,475 --> 00:24:41,502
‫[گیلیاد]

339
00:24:41,526 --> 00:24:42,926
‫نمی‌تونیم بذاریم برنده شن

340
00:24:42,986 --> 00:24:44,657
‫نیروی نظامی ما تحلیل رفته...

341
00:24:45,032 --> 00:24:46,117
‫حریفشون نمی‌شیم

342
00:24:46,911 --> 00:24:48,080
‫پس یعنی این ته خطـه؟

343
00:24:50,376 --> 00:24:52,631
‫دیگه مقاومت نمی‌کنیم؟

344
00:25:03,820 --> 00:25:05,447
‫مِی‌دی مقاومت می‌کنه

345
00:25:10,709 --> 00:25:12,879
‫فکر می‌کردم با مِی‌دی کار نمی‌کنی

346
00:25:14,382 --> 00:25:17,471
‫دوست‌های زیادی برامون نمونده

347
00:25:18,725 --> 00:25:20,729
‫آدم باید هر متحدی رو غنیمت بشماره

348
00:25:39,432 --> 00:25:40,602
‫من می‌خوام کمک کنم

349
00:25:43,733 --> 00:25:45,027
‫باید کمک کنم

350
00:25:49,578 --> 00:25:53,586
‫یعنی، حتماً افرادی برای عبور از مرز
‫و ورود به کشور لازم دارید

351
00:25:53,670 --> 00:25:57,259
‫لعنتی، اون وسایل بازار سیاهی
‫که وقتی توی خانه‌ی ایزابل بودم...

352
00:25:57,343 --> 00:25:58,679
‫باید یه جوری وارد شه

353
00:26:00,683 --> 00:26:03,271
‫چی... تو توی خانه‌ی ایزابل بودی؟

354
00:26:05,275 --> 00:26:07,029
‫هیچکس از خانه‌ی ایزابل خارج نمیشه

355
00:26:07,113 --> 00:26:08,448
‫چطور اومدی بیرون؟

356
00:26:08,533 --> 00:26:10,077
‫یه فرمانده رو کشتم

357
00:26:13,835 --> 00:26:15,003
‫خب...

358
00:26:16,799 --> 00:26:17,884
‫عجب کاری کردی

359
00:26:31,871 --> 00:26:34,041
‫اونا من رو فرستادن مدرسه‌ی مارتا

360
00:26:34,125 --> 00:26:35,712
‫آره، نگرفت

361
00:26:36,379 --> 00:26:38,216
‫اونا جابجام کردن و بعدش

362
00:26:38,300 --> 00:26:40,680
‫فرستادنم یه کلنی کشاورزی

363
00:26:41,347 --> 00:26:43,268
‫پس حداقل می‌تونستم غذا بخورم

364
00:26:43,351 --> 00:26:46,107
‫ماه پیش توی مرز آزاد شدم

365
00:26:46,734 --> 00:26:48,445
‫لطف خدا شامل حالت شده

366
00:26:48,529 --> 00:26:49,656
‫خدا نبود،

367
00:26:49,740 --> 00:26:51,911
‫یه دکترِ خیلی باهوش داشتیم
‫که اهمیت می‌داد

368
00:26:51,994 --> 00:26:54,373
‫خب، مطمئنم اونم لطف خدا بوده

369
00:26:54,917 --> 00:26:58,925
‫من 17 ماه توی خانه‌ی ایزابل بودم، خانم

370
00:26:59,802 --> 00:27:02,389
‫خدا فقط یه بهانه‌ست برای مردها
‫که بتونن از دو چیز استفاده کنن،

371
00:27:02,473 --> 00:27:04,477
‫کیر و تفنگ

372
00:27:05,187 --> 00:27:07,567
‫من شاندرام رو از وقتی دو سالش بود ندیدم

373
00:27:07,651 --> 00:27:10,280
‫من از کشور خارج شدم،
‫ولی دختر کوچولوم هنوز اونجاست.

374
00:27:11,241 --> 00:27:13,495
‫احساس می‌کنم یه تیکه از وجودم نیست

375
00:27:14,080 --> 00:27:18,004
‫اینطور نیست. اگه نبودن، آسون‌تر می‌شد

376
00:27:18,088 --> 00:27:19,215
‫نه

377
00:27:22,096 --> 00:27:23,516
‫نه. این حقیقت نداره

378
00:27:24,601 --> 00:27:26,229
‫خب، خیلی متأسفم

379
00:27:26,689 --> 00:27:29,485
‫به نظر میاد همه‌مون یه زمانی،

380
00:27:29,570 --> 00:27:32,408
‫قربانی یه جور خشونت شدیم

381
00:27:33,953 --> 00:27:35,748
‫آره، حق با توئه

382
00:27:36,792 --> 00:27:37,877
‫آره

383
00:27:40,382 --> 00:27:44,056
‫دخترم هانا رو توی جنگل گرفتن

384
00:27:45,560 --> 00:27:47,647
‫نگهبان‌ها ما رو از جاده خارج کردن،

385
00:27:48,774 --> 00:27:50,319
‫و افتادن دنبالمون

386
00:27:53,659 --> 00:27:55,287
‫هانا خیلی ترسیده بود

387
00:27:58,376 --> 00:27:59,921
‫و من وحشت کرده بودم

388
00:28:01,800 --> 00:28:03,053
‫این خیلی بده

389
00:28:07,979 --> 00:28:10,192
‫ما فقط نیم کیلومتر با مرز فاصله داشتیم

390
00:28:13,741 --> 00:28:15,953
‫نمی‌تونستم به اندازه‌ی کافی سریع بدوم

391
00:28:16,538 --> 00:28:17,749
‫این رو نگو

392
00:28:19,126 --> 00:28:20,588
‫اونا سرباز بودن

393
00:28:21,214 --> 00:28:22,383
‫من مامانشم

394
00:28:31,025 --> 00:28:34,490
‫و وقتی من رو گرفتن،
‫بغلش کرده بودم،

395
00:28:34,574 --> 00:28:36,327
‫و اونا به زور ازم گرفتنش

396
00:28:37,371 --> 00:28:39,291
‫اونا می‌کشیدنش و من...

397
00:28:42,464 --> 00:28:43,759
‫من ول کردم

398
00:28:50,063 --> 00:28:51,399
‫ولش کردم

399
00:28:54,363 --> 00:28:55,908
‫امیدوارم خدا شفات بده

400
00:28:58,204 --> 00:28:59,498
‫خیلی متأسفم

401
00:29:00,668 --> 00:29:01,795
‫آره

402
00:29:04,175 --> 00:29:05,553
‫ای کاش این کمک می‌کرد

403
00:29:12,483 --> 00:29:13,652
‫حالت چطوره؟

404
00:29:13,736 --> 00:29:15,197
‫خیلی بهترم، مرسی

405
00:29:15,280 --> 00:29:16,867
‫می‌تونم یه نگاهی بندازم

406
00:29:19,079 --> 00:29:21,042
‫خیلی خب، عزیزم. یالا

407
00:29:35,153 --> 00:29:37,366
‫چقدر هم‌سفرت رو می‌شناسی؟

408
00:29:38,076 --> 00:29:42,167
‫یه مدته که همدیگه رو می‌شناسیم

409
00:29:42,251 --> 00:29:43,629
‫امیدوارم خیلی وقت نباشه

410
00:29:44,673 --> 00:29:46,008
‫نه، خیلی وقت نیست

411
00:29:47,094 --> 00:29:49,808
‫فکر نکنم اون کسی باشه که فکر می‌کنی

412
00:29:50,475 --> 00:29:52,605
‫خب، اون یه پناهنده‌ست

413
00:29:52,689 --> 00:29:53,774
‫اگه می‌دونستی کیه،

414
00:29:53,858 --> 00:29:56,058
‫نمیذاشتی نزدیکِ دخترت بشه

415
00:29:57,532 --> 00:30:00,621
‫فکر کنم اون یه جنایتکارِ جنگیه
‫که با مدارک جعلی سفر می‌کنه

416
00:30:00,705 --> 00:30:02,917
‫وقتی دستگیرش کنن مطمئن میشن

417
00:30:03,001 --> 00:30:04,546
‫با مسئول‌های امنیتی صحبت کردم

418
00:30:04,629 --> 00:30:07,259
‫دارن یه افسر می‌فرستن بیاد ببرتش

419
00:30:10,600 --> 00:30:11,727
‫کِی؟

420
00:30:12,311 --> 00:30:14,189
‫فکر کنم توی راه هستن

421
00:30:15,693 --> 00:30:17,697
‫این چیزیه که لایقشه

422
00:30:18,908 --> 00:30:20,828
‫بهتر از چیزیه که لایقشه

423
00:30:24,335 --> 00:30:26,798
‫فقط یه قولی بهم بده، باشه؟

424
00:30:26,882 --> 00:30:29,470
‫قول بده که از بچه‌اش محافظت می‌کنیم

425
00:30:30,765 --> 00:30:32,017
‫خیلی خب؟

426
00:30:38,697 --> 00:30:41,285
‫و حال بچه چطوره؟

427
00:30:41,369 --> 00:30:43,582
‫فکر کنم خیلی خوبه، ممنون

428
00:30:43,666 --> 00:30:46,170
‫بذار یه نگاهی به این مرد کوچیک بندازم

429
00:30:49,385 --> 00:30:52,892
‫بیا اینجا ببینم. اوه، بیا اینجا

430
00:30:54,103 --> 00:30:55,940
‫اونا خیلی عزیزن، می‌دونی؟

431
00:30:58,236 --> 00:31:03,539
‫و اون پسر کوچولوی خیلی سالمی به نظر میاد

432
00:31:03,622 --> 00:31:04,916
‫چیزی نیست

433
00:31:05,000 --> 00:31:06,670
‫خدا رو شکر، درسته؟

434
00:31:09,383 --> 00:31:11,638
‫ولی از پدرش برام بگو

435
00:31:12,431 --> 00:31:14,602
‫اوه، اون توی جنگ مُرده

436
00:31:15,395 --> 00:31:17,692
‫امیدوارم یادش همیشه زنده باشه

437
00:31:19,319 --> 00:31:22,409
‫می‌دونی، من توی گیلیاد
‫بیشتر توی مراکز علمی باروری کار می‌کردم

438
00:31:23,202 --> 00:31:26,710
‫و البته که همه توی آزمایشگاه مرد بودن

439
00:31:26,793 --> 00:31:28,129
‫عجیب بود

440
00:31:28,212 --> 00:31:31,928
‫و وقتی که یه زن توی مرکز بود
‫آدم قطعاً یادش می‌موند

441
00:31:32,012 --> 00:31:33,347
‫هرگز فراموش نکردم

442
00:31:33,431 --> 00:31:37,565
‫مطمئنم. فکر کنم باید پوشکش رو عوض کنم

443
00:31:37,648 --> 00:31:39,276
‫کارم تقریباً تمومه

444
00:31:39,359 --> 00:31:42,617
‫و فرمانده‌ها همیشه
‫از آزمایشگاه بازدید می‌کردن

445
00:31:45,080 --> 00:31:47,125
‫گاهی اوقات، در واقع به ندرت،

446
00:31:47,960 --> 00:31:51,843
‫همسرهاشون رو هم می‌آوردن...
‫و اونا علاقه‌مند بودن

447
00:31:52,469 --> 00:31:56,812
‫اونا گاهی هوشمندانه‌ترین
‫سؤالات رو می‌پرسیدن

448
00:31:56,895 --> 00:31:58,397
‫لطفاً پسرم رو بده

449
00:31:58,481 --> 00:32:00,653
‫دکتر، فکر کنم بچه مامانش رو می‌خواد

450
00:32:04,953 --> 00:32:06,247
‫اون واقعاً...

451
00:32:07,625 --> 00:32:09,921
‫پسرِ خوشگلیه، خانم واترفورد

452
00:32:14,889 --> 00:32:16,267
‫سرینا جوی

453
00:32:17,060 --> 00:32:20,776
‫- اصلاً امکان نداره
‫- خدای من، خودشه

454
00:32:20,860 --> 00:32:24,241
‫سرینا جویِ حرومی.
‫چطور اومدی اینجا؟

455
00:32:24,324 --> 00:32:26,370
‫مطمئنم مدارک جعلی داره

456
00:32:26,453 --> 00:32:27,957
‫اون توی تورنتو زندانی بود

457
00:32:28,040 --> 00:32:30,588
‫- خودشه
‫- آره. من تورنتو بودم

458
00:32:30,671 --> 00:32:33,969
‫گیلیاد رو ترک کردم
‫چون برای پسرم آزادی می‌خواستم

459
00:32:34,052 --> 00:32:35,138
‫مگه مهمه؟

460
00:32:35,221 --> 00:32:37,184
‫تو اون خراب شده رو ساختی.
‫اونجا مال توئه.

461
00:32:37,267 --> 00:32:39,939
‫تو موشی هستی که حق نداره
‫از کشتی بپره بیرون

462
00:32:40,023 --> 00:32:41,568
‫تو موشی هستی که غرق میشه!

463
00:32:41,651 --> 00:32:43,404
‫صبر کن، صبر کن.
‫نه، نه، آروم باش.

464
00:32:43,487 --> 00:32:44,800
‫- به من نگو آروم باشم
‫- فقط...

465
00:32:44,824 --> 00:32:45,910
‫زنیکه‌ی جنده!

466
00:32:45,993 --> 00:32:47,953
‫- باید آروم باشی
‫- تو شستشوی مغزی شدی؟

467
00:32:48,624 --> 00:32:49,626
‫باشه؟

468
00:32:49,709 --> 00:32:51,981
‫- اون حقش نیست اینجا باشه
‫- اون بچه‌هامون رو دزدید!

469
00:32:52,005 --> 00:32:53,341
‫اون جنایتکاره!

470
00:32:55,345 --> 00:32:58,644
‫- فکر کرده کیه؟
‫- پلیس‌ها دارن میان

471
00:33:00,814 --> 00:33:02,192
‫اونا دستگیرش می‌کنن

472
00:33:02,275 --> 00:33:04,822
‫گزارشش رو به اداره امور مرزی کانادا دادم

473
00:33:04,906 --> 00:33:06,346
‫- چی؟
‫- اونا یه افسر می‌فرستن

474
00:33:06,408 --> 00:33:08,162
‫- باید الان توی راه باشه
‫- نه!

475
00:33:08,246 --> 00:33:11,460
‫نه، لطفاً من رو گزارش نکنید!
‫من رو به پلیس تحویل ندید!

476
00:33:11,544 --> 00:33:13,799
‫تو داری قِسر در میری

477
00:33:14,592 --> 00:33:18,558
‫جون، اگه من توی کانادا دستگیر شم، اونا...

478
00:33:18,642 --> 00:33:21,898
‫اونا نوحا رو به ویلرها تحویل میدن
‫و دیگه هرگز نمی‌بینمش

479
00:33:21,982 --> 00:33:24,570
‫جون، خواهش می‌کنم کمکم کن

480
00:33:24,654 --> 00:33:26,825
‫چطور می‌تونی گاهی اوقات انقدر کور باشی؟

481
00:33:26,908 --> 00:33:29,622
‫- کمکت کنه لعنتی؟
‫- اون کور نیست

482
00:33:29,706 --> 00:33:31,292
‫- ولی باید باشه
‫- هی

483
00:33:31,375 --> 00:33:33,462
‫- بس کن
‫- می‌تونیم زبونش رو ببریم

484
00:33:33,547 --> 00:33:35,091
‫- فکر خیلی خوبیه
‫- آره

485
00:33:35,174 --> 00:33:36,444
‫بذار ببینیم، خانم واترفورد

486
00:33:36,468 --> 00:33:37,555
‫کافیه

487
00:33:38,557 --> 00:33:40,561
‫اونا انگشتش رو قطع کردن، خب؟

488
00:33:40,644 --> 00:33:42,732
‫اون عقایدش رو گفت
‫و اونا انگشتش رو قطع کردن

489
00:33:42,815 --> 00:33:45,779
‫- اون تاوان پس داده، خب؟
‫- چطور می‌تونی ازش دفاع کنی؟

490
00:33:45,863 --> 00:33:48,618
‫اون آدم‌ها رو از پشت‌بوم‌ها مینداخت پایین

491
00:33:48,702 --> 00:33:49,912
‫همجنس‌گراها؟

492
00:33:50,706 --> 00:33:52,083
‫چطور میشه واسه این کار تاوان داد؟

493
00:33:52,167 --> 00:33:54,589
‫قبل از گیلیاد،
‫آمریکا پر از ترس و وحشت بود.

494
00:33:54,672 --> 00:33:56,760
‫- سرینا، خفه شو
‫- به زن‌ها تجاوز می‌شد،

495
00:33:56,843 --> 00:33:59,766
‫و هر روز کشته می‌شدن و برای هیچکس مهم نبود.
‫وضع کشورتون این بود.

496
00:33:59,849 --> 00:34:01,579
‫- تو چه مرگته؟
‫- شما نالایق بودید

497
00:34:01,603 --> 00:34:03,958
‫- من مسئول بدبختی‌های شما نیستم!
‫- شما بچه‌هامون رو دزدیدید!

498
00:34:03,982 --> 00:34:06,111
‫بچه‌هاتون ازتون گرفته نشدن!

499
00:34:06,195 --> 00:34:08,032
‫اونا دزدیده نشدن،
‫اونا نجات داده شدن!

500
00:34:08,115 --> 00:34:09,385
‫- خفه شو!
‫- سرینا، خفه شو!

501
00:34:09,409 --> 00:34:10,764
‫- اون تجاوزگره!
‫- خدا از آمریکا متنفر بود

502
00:34:10,788 --> 00:34:13,417
‫چون آمریکا به خدا پشت کرده بود

503
00:34:13,501 --> 00:34:16,591
‫و خدا کشورتون ازتون گرفت.
‫خدا به آمریکا برکت داد!

504
00:34:16,674 --> 00:34:18,320
‫- سرینا!
‫- اون باید توی جهنم بسوزه!

505
00:34:18,344 --> 00:34:22,394
‫پلیس ازت محافظت می‌کنه.
‫بیشتر از اونی که لایقشی در امان می‌مونی.

506
00:34:22,477 --> 00:34:24,231
‫- این خودشه؟
‫- بله، سرکار

507
00:34:24,732 --> 00:34:26,151
‫سرینا جوی واترفورد

508
00:34:26,235 --> 00:34:28,322
‫فکر کنم یه حکم برای دستگیریش صادر شده

509
00:34:29,032 --> 00:34:31,286
‫- مدارک داری؟
‫- همه‌شون جعلی هستن

510
00:34:35,671 --> 00:34:36,965
‫اون جنایتکاره!

511
00:34:39,302 --> 00:34:40,973
‫اون خائن به زن‌هاست!

512
00:34:47,235 --> 00:34:49,406
‫آره، خیلی خب. اونا معتبر به نظر میان

513
00:34:49,991 --> 00:34:51,762
‫نه

514
00:34:51,786 --> 00:34:52,872
‫ببخشید که مزاحمتون شدم

515
00:34:52,955 --> 00:34:55,878
‫نه، نه. جناب؟ جناب؟ نه، سرکار؟
‫جناب؟ گوش کن.

516
00:34:55,961 --> 00:34:58,633
‫- این سرینا واترفورده. باشه؟
‫- بس کن

517
00:34:58,717 --> 00:35:00,303
‫- بس کن
‫- بهم اعتماد کن

518
00:35:00,386 --> 00:35:01,472
‫خفه شو

519
00:35:01,556 --> 00:35:03,643
‫این سرینا واترفورده

520
00:35:03,727 --> 00:35:06,064
‫- می‌دونم چون اون خانمِ من بود...
‫- جون

521
00:35:06,148 --> 00:35:08,653
‫- توی گیلیاد
‫- لعنت بر شیطون. اون بهت تجاوز کرد

522
00:35:08,737 --> 00:35:11,158
‫و باید دستگیرش کنید. باشه؟

523
00:35:11,241 --> 00:35:15,834
‫خواهش می‌کنم، جناب.
‫باید اون و بچه‌اش رو از اینجا ببرید بیرون.

524
00:35:15,918 --> 00:35:17,295
‫خیلی خب؟ این خودشه

525
00:35:17,378 --> 00:35:18,673
‫باید دستگیرش کنید

526
00:35:18,757 --> 00:35:20,051
‫فقط بهم اعتماد کن، سرینا

527
00:35:20,134 --> 00:35:21,638
‫اون چه مرگشه؟

528
00:35:22,890 --> 00:35:24,560
‫شما بچه‌ی خوشگلی دارید، خانم

529
00:35:25,562 --> 00:35:26,564
‫ممنون

530
00:35:29,529 --> 00:35:32,576
‫من یه پسر و همسر داشتم

531
00:35:34,037 --> 00:35:35,958
‫اون توی کلنی‌ها مُرد

532
00:35:39,590 --> 00:35:41,426
‫اگه پسرم زنده بود
‫الان تقریباً 11 سالش بود

533
00:35:46,604 --> 00:35:48,608
‫تو اصلاً شبیه سرینا جوی نیستی

534
00:35:52,198 --> 00:35:54,035
‫ببخشید که مزاحم شدم، خانم‌ها

535
00:35:55,246 --> 00:35:58,002
‫- نه، سرکار. جناب؟ سرکار!
‫- سرکار؟ عه...

536
00:35:58,085 --> 00:35:59,672
‫جناب؟ جناب؟

537
00:36:00,339 --> 00:36:03,053
‫اگه کسی می‌خواد بره، باید بره

538
00:36:04,014 --> 00:36:07,103
‫باشه. باشه. یالا. رد شید.
‫رد شید. چیزی نیست.

539
00:36:09,065 --> 00:36:10,359
‫بیاید بریم. بیاید بریم

540
00:36:16,163 --> 00:36:17,373
‫بهم نزدیک نشید

541
00:36:21,507 --> 00:36:22,635
‫تو چندش‌آوری!

542
00:36:22,718 --> 00:36:24,639
‫- جون؟
‫- اونا هرگز بیرون نمیرن

543
00:36:25,891 --> 00:36:29,899
‫به بچه‌ام نزدیک نشید!
‫ازم دور شید! جون!

544
00:36:29,982 --> 00:36:32,863
‫چیزی نیست، چیزی نیست.
‫برید عقب. چیزی نیست.

545
00:36:32,947 --> 00:36:34,742
‫این کار هیچ آرامشی بهتون نمیده

546
00:36:35,493 --> 00:36:37,139
‫- باید بری
‫- از سر راه برو کنار

547
00:36:37,163 --> 00:36:38,165
‫- نه
‫- بگیرش

548
00:36:39,752 --> 00:36:42,841
‫هی، هی، هی. هی، این کارو نکنید.
‫این کارو نکنید.

549
00:36:43,384 --> 00:36:45,184
‫اون حقش نیست بچه داشته باشه

550
00:36:45,221 --> 00:36:47,100
‫امیدوارم توی جهنم بپوسی

551
00:36:47,810 --> 00:36:50,314
‫لطفاً نکنید. لطفاً بهم دست نزنید!
‫خواهش می‌کنم!

552
00:36:50,398 --> 00:36:52,638
‫لطفاً بهم دست نزنید

553
00:36:53,153 --> 00:36:54,155
‫سرینا. بچه رو بده به من

554
00:36:54,239 --> 00:36:55,617
‫خواهش می‌کنم، بس کنید

555
00:36:55,701 --> 00:36:57,955
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫من یه بچه دارم!

556
00:36:58,038 --> 00:36:59,768
‫- یه هیولای کثیف!
‫- بچه رو بده به من

557
00:36:59,792 --> 00:37:01,211
‫نوحا رو بده به من

558
00:37:01,294 --> 00:37:03,717
‫- جون! جون!
‫- بچه رو بده به من، سرینا

559
00:37:03,800 --> 00:37:06,471
‫من فقط بچه رو می‌گیرم.
‫لطفاً بذارید بچه رو بگیرم.

560
00:37:06,556 --> 00:37:08,977
‫جون!

561
00:37:13,152 --> 00:37:15,532
‫بس کنید!

562
00:37:35,154 --> 00:37:36,783
‫یالا. بیا بریم

563
00:37:52,856 --> 00:37:54,192
‫یالا، یالا

564
00:38:06,132 --> 00:38:07,218
‫سرینا، باید بپری

565
00:38:07,301 --> 00:38:08,638
‫درو باز کنید!

566
00:38:08,721 --> 00:38:10,851
‫- سرینا!
‫- خدای من

567
00:38:14,733 --> 00:38:17,906
‫- من کجا برم؟
‫- سرینا، باید بپری

568
00:38:17,990 --> 00:38:20,829
‫- نمی‌تونم از قطار پیاده شم
‫- سرینا، تو می‌تونی. لعنتی

569
00:38:20,912 --> 00:38:23,041
‫- شیشه رو بشکنید!
‫- نمی‌تونم

570
00:38:23,626 --> 00:38:25,839
‫هیچ جایی برای رفتن نیست

571
00:38:25,922 --> 00:38:26,966
‫اونا به نوحا صدمه می‌زنن

572
00:38:27,049 --> 00:38:29,930
‫گوش کن، سرینا!
‫باید از قطار بری پایین. باشه؟

573
00:38:36,944 --> 00:38:38,573
‫جون، نمی‌تونم انجامش بدم

574
00:38:38,656 --> 00:38:41,244
‫برو

575
00:38:54,479 --> 00:38:56,066
‫لعنتی! اون رفته

576
00:38:58,947 --> 00:39:00,700
‫خائنِ آشغال!

577
00:39:53,055 --> 00:39:54,767
‫هی، بیدار شو!

578
00:39:55,351 --> 00:39:57,229
‫رسیدیم آلاسکا! ایستگاه آخره

579
00:39:59,233 --> 00:40:01,071
‫باید کل قطار رو تمیز کنم، خانم

580
00:40:01,154 --> 00:40:02,364
‫شرمنده

581
00:40:29,670 --> 00:40:31,464
‫- ببخشید
‫- تازه رسیدی؟

582
00:40:31,549 --> 00:40:32,884
‫آره

583
00:40:32,968 --> 00:40:34,178
‫برو از بخش پزشکی شروع کن

584
00:40:34,262 --> 00:40:35,264
‫باشه

585
00:40:57,851 --> 00:41:00,189
‫روهن؟

586
00:41:06,242 --> 00:41:07,328
‫یوکاچی؟

587
00:41:07,411 --> 00:41:09,165
‫ما هستیم، یه خانواده‌ی سه نفره

588
00:41:14,801 --> 00:41:15,803
‫سولبرگ؟

589
00:41:23,318 --> 00:41:24,445
‫بنسون!

590
00:41:43,358 --> 00:41:44,360
‫چیزی نیست، عزیزم

591
00:41:50,497 --> 00:41:51,584
‫باشه

592
00:41:52,293 --> 00:41:54,923
‫باشه، عسلم

593
00:41:55,007 --> 00:41:57,219
‫- بعدی!
‫- چیزی نمونده، عزیز دلم

594
00:41:58,013 --> 00:41:59,015
‫چیزی نمونده

595
00:42:02,396 --> 00:42:04,735
‫برات یکم غذا و پوشک می‌گیریم

596
00:42:49,031 --> 00:42:50,158
‫جون!

597
00:42:52,246 --> 00:42:53,582
‫جون آزبورن!

598
00:42:56,630 --> 00:42:57,924
‫عزیز دلم؟

599
00:43:30,656 --> 00:43:31,867
‫مامان؟

600
00:43:31,891 --> 00:43:41,891
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

601
00:43:41,915 --> 00:43:51,915
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

