﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:02,709
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

2
00:00:02,710 --> 00:00:07,297
‫باید بشی سفیر جهانی‌ تا
‫نماینده‌ی جمهوری مقدس‌مون باشی

3
00:00:07,298 --> 00:00:09,340
‫این طرح بزرگت. اسمش چی بود؟

4
00:00:09,341 --> 00:00:10,633
‫بیت‌لحم جدید

5
00:00:10,634 --> 00:00:14,929
‫جزیره‌ای مدرن که پناهندگان گیلیاد
‫می‌تونن بهش برگردن و

6
00:00:14,930 --> 00:00:18,099
‫امید دیدارِ دوباره با خانواده و
‫دوستان از دست‌رفته زنده میشه

7
00:00:18,100 --> 00:00:19,350
‫بلین!

8
00:00:19,351 --> 00:00:21,978
‫- ممکن بود به کُشتن بدیش!
‫- فرمانده، تقصیر من نبود!

9
00:00:21,979 --> 00:00:23,313
‫از شوهرت چه خبر؟

10
00:00:23,314 --> 00:00:24,397
‫دستگیرش کردن

11
00:00:24,398 --> 00:00:26,191
‫مردی که با ماشین زده بود بهم، مُرد

12
00:00:26,192 --> 00:00:27,650
‫اون حق داره ازم دلخور باشه

13
00:00:27,651 --> 00:00:29,444
‫رزی همیشه حساس بوده

14
00:00:29,445 --> 00:00:31,112
‫برنمی‌گردید واشینگتن؟

15
00:00:31,113 --> 00:00:35,867
‫گمونم بتونن یه مدت بدونِ من سر کنن

16
00:00:35,868 --> 00:00:37,160
‫نمی‌تونیم همینطوری بذاریم برنده بشن

17
00:00:37,161 --> 00:00:38,495
‫مِی‌دی باهاشون پنجه در پنجه شده

18
00:00:38,496 --> 00:00:41,122
‫حتماً لازم دارید که یه عده
‫از مرز رد بشن، وارد گیلیاد بشن

19
00:00:41,123 --> 00:00:42,290
‫می‌خوام کمک کنم

20
00:00:42,291 --> 00:00:45,461
‫چندتا برگه هست که باید امضاء کنی.
‫جزئیات توافق‌مون هستن.

21
00:00:46,420 --> 00:00:47,629
‫مشتاقم همکاری داشته باشیم

22
00:00:47,630 --> 00:00:50,840
‫اگه توی کانادا دستگیر بشم،
‫اونا نوحا رو میدن به ویلرها و

23
00:00:50,841 --> 00:00:52,217
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمش

24
00:00:52,218 --> 00:00:54,677
‫جون! جون!

25
00:00:54,678 --> 00:00:56,679
‫سرینا، باید از قطار بپری پایین

26
00:00:56,680 --> 00:00:58,014
‫نمی‌تونم

27
00:00:59,475 --> 00:01:01,911
‫جون! جون آزبورن!

28
00:01:01,935 --> 00:01:11,935
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

29
00:01:11,959 --> 00:01:21,959
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

30
00:03:12,983 --> 00:03:15,403
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

31
00:03:24,078 --> 00:03:25,579
‫خدا همیشه باهامونـه

32
00:03:55,401 --> 00:03:56,402
‫سلام؟

33
00:03:58,320 --> 00:04:01,699
‫سلام. کمک می‌خوای؟

34
00:04:44,992 --> 00:04:47,870
‫هیس

35
00:05:08,057 --> 00:05:10,642
‫سلام. من ابیگیل هستم.
‫به کنعان خوش اومدی.

36
00:05:10,643 --> 00:05:12,103
‫فضل، رحمت و آرامش بر تو باد

37
00:05:13,270 --> 00:05:15,355
‫ولی نگران نباش،
‫هنوز توی کانادایی

38
00:05:16,899 --> 00:05:19,110
‫تو اولین پناهجویی نیستی که رسیده اینجا

39
00:05:20,277 --> 00:05:23,531
‫من... پناهجو نیستم

40
00:05:25,866 --> 00:05:27,450
‫تا هر وقت بخوای می‌تونی بمونی

41
00:05:27,451 --> 00:05:29,119
‫ما یه جامعه‌ی مبتنی بر ایمان هستیم

42
00:05:29,120 --> 00:05:31,413
‫اینجا فقط زن‌ و بچه‌ هستن

43
00:05:31,414 --> 00:05:34,165
‫این گوگولی رو نگاه

44
00:05:34,166 --> 00:05:36,794
‫فرزندان میراثی از جانب خداوند هستن

45
00:05:37,628 --> 00:05:38,921
‫چی صدات کنیم؟

46
00:05:40,214 --> 00:05:41,716
‫ریچل

47
00:05:42,925 --> 00:05:43,926
‫خیلی‌خب

48
00:06:04,739 --> 00:06:06,865
‫♪ الحق که زیبایی ♪

49
00:06:06,866 --> 00:06:12,829
‫♪ ولی اگه نذاری چشمانت باشم ♪

50
00:06:12,830 --> 00:06:17,877
‫♪ دست یاری‌دهنده‌ات در تاریکی ♪
‫♪ تا نترسی ♪

51
00:06:21,172 --> 00:06:25,092
‫♪ وقتی حس می‌کنی شب ♪
‫♪ تمام افکارت رو آشکار کرده ♪

52
00:06:26,218 --> 00:06:31,014
‫♪ که باطنت بی‌مهر و پیچیده‌ست ♪

53
00:06:31,015 --> 00:06:35,810
‫♪ بذار با قطعیت بگم که ♪
‫♪ هنوز چشمت باز نشده ♪

54
00:06:35,811 --> 00:06:42,234
‫♪ لطفاً دستات رو بیار پایین ♪
‫♪ چون من می‌بینمت ♪

55
00:06:45,154 --> 00:06:49,866
‫♪ من آیینه‌ی خودنمای تو میشم ♪

56
00:06:49,867 --> 00:06:54,746
‫♪ یادت نره که برات باد میشم ♪

57
00:06:54,747 --> 00:06:57,791
‫♪ بارون و غروب آفتاب میشم ♪

58
00:06:57,792 --> 00:07:01,879
‫♪ روشنایی دم درت میشم
‫که بدونی خونه‌ای ♪

59
00:07:02,963 --> 00:07:03,964
‫چیکار...

60
00:07:05,716 --> 00:07:07,259
‫خیلی نازه

61
00:07:08,761 --> 00:07:13,181
‫خیلی هم باهوشـه. باهوش

62
00:07:13,182 --> 00:07:15,850
‫نیم‌وجبیِ نابغه بودن هم سخته ها

63
00:07:16,851 --> 00:07:19,020
‫بریم بریم

64
00:07:19,021 --> 00:07:21,606
‫سلام عزیزم. سلام

65
00:07:21,607 --> 00:07:25,236
‫آخی! یه فسقلی نابغه

66
00:07:25,986 --> 00:07:27,237
‫گهواره‌ی بازی گرفتی

67
00:07:27,238 --> 00:07:29,948
‫اوهوم. از دیوار مهربانی

68
00:07:29,949 --> 00:07:32,243
‫اینجا همه به هم کمک می‌کنن

69
00:07:33,077 --> 00:07:35,078
‫می‌خوام یه نگاهی به بازوت بندازم

70
00:07:35,079 --> 00:07:37,873
‫نه، چیزیم نیست.
‫خیلی بهترم.

71
00:07:45,840 --> 00:07:47,924
‫- هنوزم داره ذوق‌ذوق می‌کنه؟
‫- نه، نه

72
00:07:47,925 --> 00:07:51,095
‫خیلی بهتر شده.
‫داروها و خواب تأثیر داشتن.

73
00:07:54,640 --> 00:07:56,642
‫می‌دونی که می‌تونم
‫اون بیل‌بیلک رو برات در بیارم

74
00:07:58,352 --> 00:08:00,354
‫قبلاً بارها این کار رو کردم

75
00:08:01,564 --> 00:08:03,107
‫می‌تونی از شرش خلاص شی

76
00:08:05,484 --> 00:08:06,485
‫نه

77
00:08:07,486 --> 00:08:09,947
‫نه، نمی‌تونم. نه تا زمانی که
‫همه‌ی ندیمه‌ها آزاد بشن

78
00:08:12,867 --> 00:08:16,078
‫خب پس بذار یه چیزی برات درست کنم.
‫با پن‌کیک چطوری؟

79
00:08:16,746 --> 00:08:18,372
‫باشه. خوبـه

80
00:08:19,165 --> 00:08:21,542
‫خیلی‌خب

81
00:08:29,675 --> 00:08:31,844
‫ما... دنبالت گشتیم

82
00:08:34,346 --> 00:08:35,639
‫رفتیم آپارتمانت

83
00:08:36,891 --> 00:08:40,393
‫در باز بود و کل کتاب‌هات رو
‫پاره‌پوره کرده بودن

84
00:08:40,394 --> 00:08:45,107
‫اون مجسمه‌ی برزیلی رو شکستن.
‫همه‌چی رو نابود کرده بودن.

85
00:08:46,359 --> 00:08:48,277
‫آره

86
00:08:50,529 --> 00:08:52,197
‫منو خِرکِش بردن بیرون

87
00:08:52,198 --> 00:08:56,160
‫و توی دادگاه نمایشی‌شون محاکمه‌ام کردن

88
00:08:57,703 --> 00:09:01,791
‫ماسک زده بودن.
‫حتی نتونستم چهره‌هاشون رو ببینم.

89
00:09:02,625 --> 00:09:03,876
‫یه مشت بی‌خایه

90
00:09:06,295 --> 00:09:08,672
‫یه عکس ازت دیدم توی کلنی‌ها

91
00:09:10,925 --> 00:09:11,926
‫فکر کردم...

92
00:09:15,054 --> 00:09:16,389
‫چطوری از اونجا جون سالم به در بردی؟

93
00:09:20,559 --> 00:09:22,895
‫دکتر باشی به کار میای خب

94
00:09:24,980 --> 00:09:31,696
‫مجبورم کردن به عمه‌ها و
‫نگهبان‌ها رسیدگی کنم

95
00:09:34,073 --> 00:09:37,576
‫ما رو به بند کشیدن و دوستام رو کُشتن

96
00:09:44,166 --> 00:09:49,088
‫ولی من دووم آوردم.
‫به این امید که یه روز ببینمت.

97
00:09:53,384 --> 00:09:54,468
‫رو چه حساب؟

98
00:09:56,887 --> 00:10:00,975
‫چون تو رو می‌شناسم.
‫خوب هم می‌دونم چطوری تربیتت کردم.

99
00:10:02,476 --> 00:10:06,188
‫اوضاع هرچقدر هم که بی‌ریخت می‌شد،
‫همیشه ایمان داشتم که نجات پیدا می‌کنی

100
00:10:08,774 --> 00:10:10,359
‫حالا هم اینجایی

101
00:10:18,075 --> 00:10:19,368
‫چطوری فرار کردی، مامان؟

102
00:10:22,496 --> 00:10:23,539
‫کار ارتش بود

103
00:10:25,041 --> 00:10:27,877
‫حدوداً شش ماه پیش کلنی منو آزاد کردن

104
00:10:28,753 --> 00:10:31,756
‫- ارتش آمریکا؟
‫- آره

105
00:10:33,424 --> 00:10:35,051
‫بقایاش

106
00:10:36,385 --> 00:10:39,429
‫منو فرستادن اینجا و
‫سعی کردم ازت خبر بگیرم

107
00:10:39,430 --> 00:10:42,098
‫ولی گیلیاد آلاسکا رو از دنیا جدا کرده

108
00:10:42,099 --> 00:10:45,018
‫نه اینترنتی، نه موبایل، نه اخبار. پس...

109
00:10:45,019 --> 00:10:48,355
‫هر هفته 5 دقیقه با تلفن عمومی
‫فرجه‌ی حرف زدن داریم

110
00:10:48,356 --> 00:10:52,317
‫من هم به هر سفارت و هر سازمان
‫پناهندگی‌ای که تونستم زنگ زدم

111
00:10:52,318 --> 00:10:54,152
‫همراه با میلیون‌ها نفر دیگه

112
00:10:54,153 --> 00:10:58,156
‫ولی نتونستم کسی رو پیدا کنم که
‫بتونه کمکی بکنه، پس من...

113
00:10:58,157 --> 00:11:01,326
‫هفته‌ی پیش برگشتم و دوباره سعی کردم

114
00:11:01,327 --> 00:11:04,372
‫دوباره و دوباره.
‫فقط همین از دستم برمی‌اومد.

115
00:11:07,166 --> 00:11:11,337
‫البته قرار بود این اردوگاه موقتی باشه، ولی

116
00:11:14,090 --> 00:11:17,258
‫یه ایستگاه موقت واسه مقصد بعدی

117
00:11:17,259 --> 00:11:18,427
‫به کجا؟

118
00:11:19,387 --> 00:11:21,097
‫یه جای دیگه توی آلاسکا

119
00:11:22,098 --> 00:11:23,808
‫یا یه جایی توی هاوایی

120
00:11:24,475 --> 00:11:27,478
‫یا گوام. لیست انتظار خیلی درازه

121
00:11:29,146 --> 00:11:32,775
‫هاوایی خوب می‌شد

122
00:11:34,026 --> 00:11:36,362
‫نه، می‌خواستم تا حد ممکن همینجا بمونم

123
00:11:38,489 --> 00:11:39,782
‫چرا؟

124
00:11:40,533 --> 00:11:42,159
‫به خاطر تو، عزیزم

125
00:11:43,285 --> 00:11:44,704
‫منتظر تو بودم و...

126
00:11:56,716 --> 00:11:58,175
‫خب، هانا چی شد؟

127
00:12:00,386 --> 00:12:01,512
‫آ...

128
00:12:03,723 --> 00:12:06,392
‫وقتی منو گرفتن، اونو با خودشون بردن

129
00:12:07,226 --> 00:12:09,353
‫و دادنش به یه فرمانده و همسرش

130
00:12:11,355 --> 00:12:13,481
‫ولی عرضم به حضورت که...
‫اون زنده‌ست

131
00:12:13,482 --> 00:12:16,317
‫من... دیدمش

132
00:12:16,318 --> 00:12:18,820
‫آره، دیدمش. حالش خوبه

133
00:12:18,821 --> 00:12:20,823
‫اون... سالم و سلامتـه

134
00:12:22,033 --> 00:12:24,534
‫خیلی هم خوشگلـه

135
00:12:24,535 --> 00:12:25,911
‫وای خدا

136
00:12:29,582 --> 00:12:31,499
‫واقعاً هم سعی کردم نجاتش بدم

137
00:12:31,500 --> 00:12:33,210
‫خیلی زور زدم از اونجا خارجش کنم

138
00:12:34,628 --> 00:12:36,756
‫آره

139
00:12:39,258 --> 00:12:41,552
‫خیلی خیلی نزدیک شده بودم

140
00:12:45,181 --> 00:12:46,182
‫ولی، می‌دونی...

141
00:12:51,395 --> 00:12:54,023
‫ولی آخرین باری که دیدمش، مامان، اون...

142
00:13:01,530 --> 00:13:03,824
‫منو یادش نمی‌اومد، پس...

143
00:13:07,078 --> 00:13:08,495
‫عزیزم

144
00:13:08,496 --> 00:13:11,665
‫ولی اشکالی نداره.
‫هنوزم خیلی خوشگلـه.

145
00:13:28,641 --> 00:13:30,184
‫تو سرسختی

146
00:13:37,358 --> 00:13:38,943
‫ولی هنوز تموم نشده

147
00:14:03,000 --> 00:14:05,000
‫« ورود ممنوع »

148
00:14:20,234 --> 00:14:21,235
‫سلام رفیق

149
00:14:25,114 --> 00:14:26,615
‫خوشحالم می‌بینمت

150
00:14:28,159 --> 00:14:30,035
‫تونستن برسن آلاسکا؟

151
00:14:30,036 --> 00:14:31,286
‫- آره
‫- جدی؟

152
00:14:31,287 --> 00:14:33,038
‫آره، مارک شنیده که قطار رسیده

153
00:14:33,039 --> 00:14:35,331
‫خیلی‌خب. میشه بهشون زنگ بزنیم؟

154
00:14:35,332 --> 00:14:36,958
‫نه، نمی‌تونیم.
‫کلاً دکل مخابراتی نیست.

155
00:14:36,959 --> 00:14:40,086
‫دسترسی به تلفن هم شدنی نیست.
‫مطمئنم خیلی سعی کرده.

156
00:14:40,087 --> 00:14:43,507
‫ممنون که درم آوردی، رفیق

157
00:14:44,383 --> 00:14:46,010
‫ممنون بابت همه‌چی

158
00:14:47,595 --> 00:14:48,803
‫از بازداشتگاه درت آوردم

159
00:14:48,804 --> 00:14:51,222
‫هنوز دارم سعی می‌کنم جلسه‌ی
‫تفهیم اتهامت رو جلو بندازم

160
00:14:51,223 --> 00:14:52,892
‫چقدر طول می‌کشه؟

161
00:14:53,517 --> 00:14:55,268
‫سه ماه، شایدم چهار ماه

162
00:14:55,269 --> 00:14:57,729
‫- چهار ماه؟
‫- چهار ماه؟

163
00:14:57,730 --> 00:15:00,190
‫اون همسرش رو از دستِ
‫یه روانی کیری نجات داد

164
00:15:00,191 --> 00:15:03,568
‫لوک یه پناهنده‌ست که علیه
‫یه شهروند کانادایی مرتکب جرم شده

165
00:15:03,569 --> 00:15:05,362
‫پس اینجا گیر کردم

166
00:15:05,363 --> 00:15:08,783
‫دیگه به اینجام رسیده

167
00:15:10,451 --> 00:15:13,411
‫اونا جون رو توی خیابون زیر کردن!

168
00:15:13,412 --> 00:15:15,789
‫هواپیماهاتون رو روی هوا زدن.
‫نمی‌تونم هانا رو نجات بدم.

169
00:15:15,790 --> 00:15:18,166
‫- تقصیر تو نبود
‫- برام مهم نیست!

170
00:15:18,167 --> 00:15:19,585
‫دخترم هنوز پیش اوناست

171
00:15:21,212 --> 00:15:24,964
‫می‌دونی چه بلایی
‫سر اون دخترها میارن دیگه؟

172
00:15:24,965 --> 00:15:26,925
‫می‌دونی با اون دخترها چیکار می‌کنن؟

173
00:15:26,926 --> 00:15:28,010
‫- آره؟ آره
‫- می‌دونم

174
00:15:28,844 --> 00:15:30,887
‫هر روز هم داره سنش بالا و بالاتر میره

175
00:15:30,888 --> 00:15:34,850
‫من همینجا دست روی دست نمیذارم.
‫خب؟ باید یه کاری بکنم. پس...

176
00:15:35,768 --> 00:15:36,769
‫پس چی کار کنم؟

177
00:15:37,937 --> 00:15:39,020
‫چیکار کنم؟

178
00:15:39,021 --> 00:15:42,315
‫- مِی‌دی داره یه حرکتی می‌زنه
‫- چی؟

179
00:15:42,316 --> 00:15:44,318
‫وایسا. چی؟ دارن چیکار می‌کنن؟

180
00:15:45,111 --> 00:15:48,071
‫می‌خوان فرمانده‌هایی رو شناسایی کنن که
‫هواپیماهامون رو زدن و

181
00:15:48,072 --> 00:15:49,407
‫نذاشتن به هانا برسی

182
00:15:50,449 --> 00:15:51,450
‫و اونا رو بکُشن

183
00:15:53,744 --> 00:15:54,744
‫من پایه‌ام

184
00:15:54,745 --> 00:15:57,330
‫وایسا، حتی نمی‌دونی به چی ختم میشه

185
00:15:57,331 --> 00:15:59,166
‫مهم نیست. من پایه‌ام

186
00:16:02,878 --> 00:16:04,004
‫من هم هستم

187
00:16:17,476 --> 00:16:18,852
‫اونجا رو جا انداختی

188
00:16:18,853 --> 00:16:21,021
‫اونا رو کجا می‌بری؟ بده من

189
00:16:21,022 --> 00:16:23,565
‫وایسا. نه. صبر کن،
‫من ازش خواستم اونا رو ببره

190
00:16:23,566 --> 00:16:25,025
‫چرا؟

191
00:16:25,026 --> 00:16:27,235
‫چون می‌خوام بذارمشون توی زیرزمین

192
00:16:27,236 --> 00:16:28,570
‫درموردش حرف زده بودیم

193
00:16:28,571 --> 00:16:30,363
‫با بقیه‌ی خونه هر کاری خواستی بکن،

194
00:16:30,364 --> 00:16:32,073
‫ولی کتابخونه مال خودمـه

195
00:16:32,074 --> 00:16:35,201
‫آره، ولی قرار هم شد که
‫خونه رو امروزی‌تر بکنیم

196
00:16:35,202 --> 00:16:37,287
‫که اتفاقاً امروزی‌تر هم شده

197
00:16:37,288 --> 00:16:39,164
‫ولی اونا بی‌ریختن و اتاق رو زشت می‌کنن

198
00:16:39,165 --> 00:16:42,376
‫این اتاق واسه اینـه که
‫خرت و پرت‌هام رو توش نگه دارم

199
00:16:45,588 --> 00:16:46,797
‫روز به‌خیر، فرمانده

200
00:16:48,632 --> 00:16:51,343
‫- سلام، قهرمان
‫- روز به‌خیر

201
00:16:53,971 --> 00:16:55,431
‫بیا داخل

202
00:16:59,810 --> 00:17:01,979
‫به اینا دست نزن، لطفاً

203
00:17:04,106 --> 00:17:05,900
‫ناسلامتی فرمانده‌ام

204
00:17:11,781 --> 00:17:15,116
‫اومدی کار رو تموم کنی؟
‫برم محافظِ لثه و دهانم رو بیارم؟

205
00:17:15,117 --> 00:17:18,244
‫راستش اومدم پیش‌پیش
‫یه چیزی رو بهت خبر بدم

206
00:17:18,245 --> 00:17:20,538
‫پدرزنم داره میاد اینجا

207
00:17:20,539 --> 00:17:21,624
‫عه

208
00:17:25,378 --> 00:17:30,715
‫ببین، من هیچ دخلی به
‫اتفاقی که برای جون افتاد نداشتم

209
00:17:30,716 --> 00:17:35,345
‫کاملاً با این حس که بخوام با یه کامیون
‫از روش رد بشم، آشنام،

210
00:17:35,346 --> 00:17:37,181
‫ولی این دفعه کار من نبود

211
00:17:38,599 --> 00:17:39,600
‫باشه

212
00:17:40,935 --> 00:17:43,020
‫پس، حرفمو باور می‌کنی؟

213
00:17:45,064 --> 00:17:46,357
‫می‌تونیم بیخیالش بشیم؟

214
00:17:47,274 --> 00:17:50,319
‫باورم اینـه که نه قدرتش رو داری
‫نه تواناییش رو

215
00:17:54,031 --> 00:17:55,366
‫تشریف‌فرما شد!

216
00:17:56,283 --> 00:17:57,451
‫جوزف

217
00:17:59,412 --> 00:18:00,871
‫دیدنت همیشه باعث افتخاره

218
00:18:05,000 --> 00:18:06,334
‫داور لازم دارید؟

219
00:18:06,335 --> 00:18:09,421
‫نه، ردیفیم. نیک یاد گرفت
‫چطوری عصبانیتش رو کنترل کنه

220
00:18:09,422 --> 00:18:12,632
‫من هم یاد گرفتم چطوری جاخالی بدم

221
00:18:12,633 --> 00:18:14,384
‫هنوزم حواسم بهش هست

222
00:18:14,385 --> 00:18:18,472
‫نه، حواست به بیت‌لحم جدید باشه.
‫اونقدر درخواست دادن که توش موندیم.

223
00:18:19,098 --> 00:18:22,726
‫مهدکودک‌های اعیانی بروکلین هم
‫ثبت‌نام‌شون اینقدر دنگ و فنگ نداشت

224
00:18:22,727 --> 00:18:25,729
‫برات خوشحالم، جوزف. جدی میگم

225
00:18:25,730 --> 00:18:29,399
‫طرح نامعقولی بود،
‫ولی بر پایه‌ی رحم و بخشش بود

226
00:18:29,400 --> 00:18:30,775
‫به خاطر همین، ازت تقدیر می‌کنم

227
00:18:30,776 --> 00:18:33,111
‫ممنون، گابریل

228
00:18:33,112 --> 00:18:34,738
‫کی فکرش رو می‌کرد آقای حسابگر
‫قلب هم داشته باشه؟

229
00:18:34,739 --> 00:18:37,115
‫سوءتفاهم پیش نیاد.
‫پول هنگفتی هم به جیب می‌زنیم.

230
00:18:37,116 --> 00:18:39,743
‫این مسیر تجاری تازه از بیت‌لحم جدید...

231
00:18:39,744 --> 00:18:41,661
‫داره خوب سود میده

232
00:18:41,662 --> 00:18:43,580
‫ما آب تصفیه‌شده و
‫محصولات کشاورزی می‌فروشیم،

233
00:18:43,581 --> 00:18:46,624
‫ماشین و لوازم الکترونیکی وارد می‌کنیم.
‫همه راضی‌ان.

234
00:18:46,625 --> 00:18:49,919
‫با تندروها و نگرانی‌های امنیتی‌شون
‫چطوری کنار اومدی؟

235
00:18:49,920 --> 00:18:52,700
‫به محض اینکه فهمیدن
‫می‌تونن از مرز رد بشن و

236
00:18:52,701 --> 00:18:55,843
‫مرسدس بنز و ساعت رولکس بخرن،
‫نگرانی‌هاشون برطرف شد

237
00:18:57,219 --> 00:18:59,472
‫- یه سؤال ازت دارم
‫- بپرس

238
00:19:01,974 --> 00:19:03,893
‫خانم واترفورد کجای این قضیه بود؟

239
00:19:05,728 --> 00:19:07,104
‫- سرینا؟
‫- آره

240
00:19:07,813 --> 00:19:11,525
‫نمی‌خوای اینجا باشه و از
‫شهروندان‌مون استقبال کنه؟

241
00:19:12,943 --> 00:19:16,404
‫راستش فکر بدی نیست

242
00:19:16,405 --> 00:19:18,656
‫خب، ممنون

243
00:19:18,657 --> 00:19:21,242
‫یعنی جوزف، تو سرینا رو کردی
‫سفیر بین‌المللی‌مون،

244
00:19:21,243 --> 00:19:23,746
‫ولی چند وقتیـه که
‫ازش خبری نشنیدیم. چرا؟

245
00:19:24,747 --> 00:19:28,541
‫هنوز توی خونه‌ی... ویلرهاست؟

246
00:19:28,542 --> 00:19:31,711
‫خانواده‌ی ویلر دردسرساز از آب در اومدن

247
00:19:31,712 --> 00:19:33,338
‫در ضمن تازه بچه‌اش به دنیا اومد

248
00:19:33,339 --> 00:19:36,341
‫واسه بهبودی نیاز به زمان داره.
‫مرخصی زایمان و غیره.

249
00:19:36,342 --> 00:19:37,635
‫خانم‌ها و امورات‌شون

250
00:19:38,302 --> 00:19:40,095
‫خب، من چه بدونم؟

251
00:19:40,096 --> 00:19:44,100
‫ولی فکر می‌کردم بخوای اقلاً واسه
‫بازدیدهای دیپلماتیک اینجا باشه

252
00:19:46,394 --> 00:19:47,561
‫- نه!
‫- وای!

253
00:19:48,729 --> 00:19:50,855
‫بیخیال! تو از کجا پیدات شد؟

254
00:19:50,856 --> 00:19:53,066
‫آنجلا، اون پایین چیکار...

255
00:19:53,067 --> 00:19:56,111
‫نائومی! بیا بچه‌ات رو گردن بگیر!

256
00:19:56,112 --> 00:19:57,904
‫ناسلامتی جلسه داریم

257
00:19:57,905 --> 00:20:00,115
‫بچه‌ست دیگه

258
00:20:00,116 --> 00:20:03,077
‫بیا بغلم. اوه!

259
00:20:04,078 --> 00:20:07,873
‫نظرت چیه بریم پیش مامانت و
‫از شر این پیرمرد بداخلاق خلاص شیم؟

260
00:20:08,666 --> 00:20:11,252
‫اون کجاست؟

261
00:20:16,298 --> 00:20:18,092
‫باید سرینا رو برگردونیم

262
00:20:23,097 --> 00:20:27,226
‫اگه وارتون ازت بخواد
‫از پل بپری پایین...

263
00:20:28,310 --> 00:20:32,815
‫نه، بلندترین پل رو پیدا می‌کنم و
‫توکل به خدا

264
00:20:34,650 --> 00:20:38,946
‫نمیشه ما... لازمـه دوباره
‫اون رو وارد این قضایا کنیم؟

265
00:20:42,116 --> 00:20:43,325
‫می‌دونی کجاست؟

266
00:20:45,286 --> 00:20:47,580
‫نه. نه، فقط...

267
00:20:49,707 --> 00:20:52,500
‫می‌تونم با دیدبان‌ها حرف بزنم.
‫ببینم سرنخی دارن یا نه.

268
00:20:52,501 --> 00:20:54,754
‫خوبه. پیداش کن

269
00:20:56,547 --> 00:20:58,382
‫وقتشـه سرینا رو برگردونیم به گیلیاد

270
00:21:01,802 --> 00:21:03,636
‫نه، من... اینجا نمی‌مونم

271
00:21:03,637 --> 00:21:05,472
‫خیلی‌خب، آره،
‫می‌فهمم چرا می‌خوای کمک کنی

272
00:21:05,473 --> 00:21:07,015
‫ولی فقط خدا می‌دونه
‫تهش به چی ختم میشه

273
00:21:07,016 --> 00:21:08,267
‫مراقبیم

274
00:21:09,685 --> 00:21:10,935
‫خونه‌ات چی شد؟

275
00:21:10,936 --> 00:21:15,607
‫امروز صبح خانواده‌ی طبقه‌ی پایین رو
‫انداختن بیرون و فرستادن‌شون پناهگاه

276
00:21:15,608 --> 00:21:18,318
‫مجبور شدن نصف وسایل‌شون رو
‫توی خیابون ول کنن

277
00:21:18,319 --> 00:21:19,737
‫کیر توی این دولت

278
00:21:20,696 --> 00:21:21,781
‫می‌دونم نفر بعدی منم

279
00:21:23,407 --> 00:21:24,908
‫کمکت می‌کنم

280
00:21:24,909 --> 00:21:27,589
‫دارن همه‌مون رو بیرون می‌کنن، کاریش
‫نمیشه کرد، دیر یا زود همین میشه، مویرا

281
00:21:28,788 --> 00:21:32,624
‫من... شاید به بیت‌لحم جدید سر بزنم

282
00:21:32,625 --> 00:21:34,042
‫ریتا، نه

283
00:21:34,043 --> 00:21:36,087
‫شاید از خواهرم سرنخی داشته باشن

284
00:21:36,837 --> 00:21:39,964
‫ببین متوجهم، ولی نباید بهشون اعتماد کنی

285
00:21:39,965 --> 00:21:43,176
‫باشه

286
00:21:43,177 --> 00:21:44,427
‫- خودشـه
‫- خیلی‌خب

287
00:21:44,428 --> 00:21:47,098
‫از نقشه‌مون لام تا کام هیچی بهش نگو. خب؟

288
00:21:47,765 --> 00:21:48,849
‫سلام، جون؟

289
00:21:50,976 --> 00:21:52,895
‫- لوک؟
‫- سلام

290
00:21:54,480 --> 00:21:56,773
‫چی؟ لوک، چیکار می‌کنی؟

291
00:21:56,774 --> 00:21:59,943
‫- لوکـه! لوک، آزاد شدی؟
‫- آره، آره

292
00:21:59,944 --> 00:22:01,695
‫- مارک پارتی‌بازی کرد
‫- بذارش روی اسپیکر

293
00:22:01,696 --> 00:22:04,155
‫میذارمت روی اسپیکر.
‫میذارمت روی اسپیکر.

294
00:22:04,156 --> 00:22:06,074
‫- سلام!
‫- جون!

295
00:22:06,075 --> 00:22:08,576
‫سلام! سلام!

296
00:22:08,577 --> 00:22:10,203
‫حالت چطوره؟
‫نیکول چطوره؟

297
00:22:10,204 --> 00:22:13,540
‫اون... خوبه. نیکول حالش خوبه

298
00:22:13,541 --> 00:22:16,501
‫ما... اینجاییم. ولی یه لحظه گوشی دستت

299
00:22:16,502 --> 00:22:18,294
‫می‌خوام با یکی صحبت کنی

300
00:22:18,295 --> 00:22:20,672
‫سلام، لوک

301
00:22:20,673 --> 00:22:23,550
‫- هالی؟
‫- هالی؟ خدای من!

302
00:22:23,551 --> 00:22:25,385
‫- مویرا؟
‫- گرفتی ما رو؟

303
00:22:25,386 --> 00:22:26,594
‫- هالی!
‫- حالت خوبه؟

304
00:22:26,595 --> 00:22:30,974
‫آره. آره. و نگران نباش.
‫چهارچشمی از این دخترها مراقبت می‌کنم.

305
00:22:30,975 --> 00:22:32,706
‫و گوش کن، توی این تماس‌ها وقت زیادی نداریم

306
00:22:32,730 --> 00:22:34,436
‫پس به زودی می‌بینم‌تون

307
00:22:34,437 --> 00:22:36,230
‫- باشه، دوستت دارم!
‫- خدافظ

308
00:22:40,735 --> 00:22:42,360
‫باشه. الان میام اونجا

309
00:22:42,361 --> 00:22:44,154
‫- سلام، جون؟
‫- سلام

310
00:22:44,155 --> 00:22:48,616
‫مامانت؟ این فوق‌العاده‌ست.
‫این خیلی خوبه.

311
00:22:48,617 --> 00:22:50,410
‫می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

312
00:22:50,411 --> 00:22:54,539
‫و تو و نیکول...
‫با قطار سالم رسیدید اونجا؟

313
00:22:54,540 --> 00:22:56,083
‫آره. آره، ما خوبیم

314
00:22:56,917 --> 00:22:58,377
‫خوبیم

315
00:23:00,004 --> 00:23:01,047
‫جون؟

316
00:23:01,756 --> 00:23:02,756
‫جون؟

317
00:23:02,757 --> 00:23:04,091
‫باورت نمیشه...

318
00:23:04,884 --> 00:23:07,969
‫این رو باورت نمیشه،
‫ولی سرینا توی قطار بود با...

319
00:23:07,970 --> 00:23:09,138
‫با نوحا

320
00:23:10,056 --> 00:23:11,974
‫صبر کن، سرینا؟

321
00:23:13,601 --> 00:23:14,601
‫چطور ممکنه؟

322
00:23:14,602 --> 00:23:17,270
‫لوک، نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم چه اتفاقی براشون افتاد.

323
00:23:17,271 --> 00:23:19,023
‫پس...

324
00:23:21,317 --> 00:23:25,153
‫بگذریم، من زیاد وقت ندارم.
‫پس می‌تونی بهم بگی چه خبره؟

325
00:23:25,154 --> 00:23:26,905
‫پرونده‌ات رو مختومه می‌کنن یا...

326
00:23:26,906 --> 00:23:29,157
‫نه، منتظر جلسه‌ی دادگاهم می‌مونم

327
00:23:29,158 --> 00:23:31,743
‫باشه، چقدر طول می‌کشه؟

328
00:23:31,744 --> 00:23:33,453
‫- چند ماه طول می‌کشه، ولی...
‫- چی؟

329
00:23:33,454 --> 00:23:34,579
‫می‌دونم، می‌دونم

330
00:23:34,580 --> 00:23:37,165
‫- مارک بهترین وکیل‌ها رو گرفته...
‫- لعنتی!

331
00:23:37,166 --> 00:23:39,542
‫و پرونده‌ی خیلی محکمی داریم. آره

332
00:23:39,543 --> 00:23:43,421
‫- پس نگرانم نباش
‫- باشه، خیلی خب. باشه

333
00:23:43,422 --> 00:23:47,008
‫خب، ما فقط... منتظر می‌مونیم

334
00:23:47,009 --> 00:23:48,135
‫منتظر می‌مونیم

335
00:23:49,011 --> 00:23:51,388
‫هر هفته فقط یه تماس تلفنی داریم،
‫ولی بهت زنگ می‌زنم.

336
00:23:51,389 --> 00:23:53,807
‫هفته‌ی بعد بهت زنگ می‌زنم. باشه؟

337
00:23:53,808 --> 00:23:55,934
‫باشه. خیلی خب. خیلی خب.
‫بهتره زنگ بزنی.

338
00:23:55,935 --> 00:23:58,145
‫زنگ می‌زنم. زنگ می‌زنم

339
00:24:01,691 --> 00:24:03,734
‫دلم برات تنگ شده

340
00:24:07,697 --> 00:24:08,864
‫دوستت دارم

341
00:24:11,534 --> 00:24:12,743
‫دوستت دارم

342
00:24:20,000 --> 00:24:30,000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

343
00:25:05,755 --> 00:25:07,131
‫جون و نیکول سالم هستن؟

344
00:25:08,340 --> 00:25:09,842
‫قطارشون به آلاسکا رسید

345
00:25:16,557 --> 00:25:17,767
‫رمزنگاری شده

346
00:25:19,101 --> 00:25:21,937
‫اگه وقتی زنگ می‌زنم نمی‌تونی جواب بدی،
‫در اسرع وقت بهم زنگ بزن.

347
00:25:23,814 --> 00:25:25,003
‫همچنین...

348
00:25:26,588 --> 00:25:31,092
‫ما برنامه‌ی گشت‌های گیلیاد
‫توی نواحی علامت‌گذاری‌شده رو لازم داریم

349
00:25:31,113 --> 00:25:33,698
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف؟

350
00:25:33,699 --> 00:25:36,868
‫ارتش آمریکا چرا می‌خواد
‫نواحی گشت ما رو بدونه؟

351
00:25:36,869 --> 00:25:39,455
‫یا مِی‌دی سعی داره کاری بکنه؟

352
00:25:41,040 --> 00:25:42,041
‫مِی‌دی چیه؟

353
00:25:43,709 --> 00:25:45,293
‫خودت توی نیروهای شبه نظامی بودی

354
00:25:45,294 --> 00:25:48,254
‫این افرادی که توی مِی‌دی دارید،
‫آموزش ندیدن.

355
00:25:48,255 --> 00:25:51,716
‫اونا معلم، داروساز و راننده اوبرن

356
00:25:51,717 --> 00:25:54,345
‫اونا به آزادی باور دارن.
‫می‌خوان کشورشون رو پس بگیرن.

357
00:25:55,012 --> 00:25:56,555
‫خب، اونا هیچ شانسی ندارن

358
00:25:57,264 --> 00:25:59,599
‫نگهبان‌ها دستگیرشون می‌کنن
‫و به دیدبان‌ها تحویلشون میدن

359
00:25:59,600 --> 00:26:01,394
‫یا همونجا بهشون شلیک می‌کنن

360
00:26:03,312 --> 00:26:06,439
‫قراره چندتا جسد رو طعمه‌ی آتیش کنید؟

361
00:26:06,440 --> 00:26:07,650
‫کِی بس میشه؟

362
00:26:09,360 --> 00:26:11,654
‫وقتی هیچکس برای جنگیدن نمونه

363
00:26:43,310 --> 00:26:47,439
‫اوه! این یکی از کتاب‌های
‫مورد علاقه‌ی مامانه

364
00:26:47,440 --> 00:26:49,983
‫آره!

365
00:26:49,984 --> 00:26:53,445
‫ولی حیوونکی مجبور بود
‫همه‌ی کارها رو تنهایی انجام بده

366
00:26:53,446 --> 00:26:54,738
‫هیچکس نبود که کمکش کنه

367
00:26:54,739 --> 00:26:56,740
‫آره. باورت میشه؟

368
00:26:56,741 --> 00:26:58,616
‫باورت میشه؟

369
00:27:00,119 --> 00:27:01,412
‫فکر کنم شاید من باور کنم

370
00:27:48,709 --> 00:27:50,210
‫اونا دارن خوب می‌رسن

371
00:27:51,295 --> 00:27:53,963
‫و تو امروز چندتا گوجه چیدی، مرد کوچک؟

372
00:27:53,964 --> 00:27:56,967
‫اون هیچ کمکی نکرد.
‫تمام روز رو خوابید.

373
00:28:19,407 --> 00:28:20,824
‫گل‌های آزالیام رو لگد نکن

374
00:28:20,825 --> 00:28:23,828
‫یه بار بود، بابا

375
00:28:25,204 --> 00:28:26,247
‫یه بار

376
00:28:27,873 --> 00:28:30,750
‫خوشحالم که خونه‌ای، عزیزم

377
00:28:30,751 --> 00:28:32,169
‫خوشحالم که برگشتم

378
00:28:36,966 --> 00:28:38,175
‫تورِ کتاب چطوره؟

379
00:28:40,428 --> 00:28:43,930
‫کوچیکه. ولی انگار مردم
‫واکنشِ خوبی نشون میدن

380
00:28:43,931 --> 00:28:47,100
‫اونا تشنه‌ی تغییر و ایمان هستن

381
00:28:47,101 --> 00:28:48,769
‫از منبرم می‌بینمش

382
00:28:49,478 --> 00:28:50,771
‫روزهای تاریکی رو سپری می‌کنیم

383
00:28:51,772 --> 00:28:54,734
‫مردم باید به یه چیزی ایمان داشته باشن

384
00:28:56,360 --> 00:28:57,903
‫خوشحالم که چشم‌شون به توئـه

385
00:28:59,113 --> 00:29:00,905
‫حالا، بیا بریم یکم لیموناد بخوریم

386
00:29:00,906 --> 00:29:03,825
‫می‌خوام همه چی رو در مورد اون پسره
‫که دست از سرت برنمی‌داره بدونم

387
00:29:03,826 --> 00:29:06,786
‫اسمش فرده

388
00:29:06,787 --> 00:29:07,872
‫فرد

389
00:29:21,761 --> 00:29:24,805
‫لارنس آینده‌اش رو کاملاً
‫به بیت‌لحم جدید گره زده

390
00:29:25,973 --> 00:29:26,974
‫و آینده‌ی تو رو هم

391
00:29:29,643 --> 00:29:31,312
‫فکر کنم خودش بگه آینده‌ی گیلیاد

392
00:29:36,067 --> 00:29:38,736
‫می‌دونی ما چرا به خودمون می‌گیم:
‫«پسران یعقوب»؟

393
00:29:40,738 --> 00:29:44,158
‫به خاطر این که خیلی‌هامون مجبور بودیم
‫بدون پدرهای واقعی سر کنیم

394
00:29:50,706 --> 00:29:52,582
‫و می‌دونم مادرت تمام تلاشش رو کرد،

395
00:29:52,583 --> 00:29:55,418
‫ولی اون مجبور بود بیرون از خونه
‫کار کنه، مگه نه؟

396
00:29:55,419 --> 00:29:56,670
‫خب، اون شغلش رو دوست داشت

397
00:29:57,671 --> 00:29:58,923
‫مطمئنم همینطور بود

398
00:30:00,424 --> 00:30:04,762
‫هیچ مادری غذا پختن توی غذاخوری رو
‫به غذا پختن برای خانواده‌اش ترجیح نمی‌داد

399
00:30:10,559 --> 00:30:12,894
‫می‌دونم پدرت مرد بدقلقی بود

400
00:30:15,147 --> 00:30:17,274
‫اینم... اینم یه نوع تعبیره

401
00:30:23,239 --> 00:30:24,657
‫واترفورد

402
00:30:25,866 --> 00:30:26,909
‫حالا لارنس

403
00:30:27,993 --> 00:30:32,790
‫تو گذاشتی این مردها وارد زندگیت بشن
‫و راهنماییت کنن

404
00:30:34,500 --> 00:30:40,923
‫ببین، من هیچوقت در مورد نقش‌هایی
‫که اونا توی زندگی‌ام داشتن گیج نشدم

405
00:30:42,633 --> 00:30:43,676
‫خب...

406
00:30:45,052 --> 00:30:46,387
‫تو به زودی پدر میشی

407
00:30:48,264 --> 00:30:50,224
‫و معیار رو برای پسرت تعیین می‌کنی

408
00:30:52,601 --> 00:30:54,019
‫و یادت باشه،

409
00:30:55,104 --> 00:30:56,731
‫هر تصمیمی که می‌گیری،

410
00:30:58,024 --> 00:31:00,776
‫از خودت بپرس چجور الگویی
‫برای اون به جا میذاری

411
00:31:02,778 --> 00:31:04,071
‫قراره چه احساسی پیدا کنه

412
00:31:06,907 --> 00:31:09,410
‫این کمکش می‌کنه یا بهش صدمه می‌زنه؟

413
00:31:17,752 --> 00:31:19,211
‫تصمیم‌های خوبی بگیر، پسرم

414
00:31:21,088 --> 00:31:22,465
‫این تنها کاریه که باید بکنی

415
00:31:26,385 --> 00:31:27,678
‫تو استعداد خیلی زیادی داری

416
00:32:47,049 --> 00:32:50,051
‫مشترک مورد در دسترس نمی‌باشد

417
00:32:50,052 --> 00:32:52,804
‫لطفاً پس از صدای بوق پیغام بگذارید

418
00:32:52,805 --> 00:32:55,224
‫سلام عزیزم. منم. عه...

419
00:32:56,642 --> 00:32:58,852
‫چند بار سعی کردم باهات تماس بگیرم

420
00:32:58,853 --> 00:33:00,353
‫دارم نگران میشم

421
00:33:00,354 --> 00:33:01,604
‫پس...

422
00:33:01,605 --> 00:33:02,982
‫حالت خوبه؟

423
00:33:03,899 --> 00:33:06,317
‫می‌خواستم بدونم جلسه‌ی دادگاهت
‫برگزار شد یا نه

424
00:33:06,318 --> 00:33:09,404
‫فکر می‌کردم شاید اتفاق افتاده ولی...

425
00:33:09,405 --> 00:33:10,572
‫بجنب، زن

426
00:33:10,573 --> 00:33:11,698
‫باشه

427
00:33:11,699 --> 00:33:13,325
‫ببین، میشه لطفاً فقط...

428
00:33:13,951 --> 00:33:15,952
‫فقط سعی کن دفعه‌ی بعد جواب بدی، باشه؟

429
00:33:15,953 --> 00:33:19,414
‫چون زنگ زدن از اینجا واقعاً سخته
‫و من به تلاش ادامه میدم، ولی...

430
00:33:20,541 --> 00:33:21,625
‫باشه

431
00:33:22,710 --> 00:33:24,545
‫خدایا، فقط امیدوارم خوب باشی

432
00:33:26,922 --> 00:33:27,923
‫دلمون برات تنگ شده

433
00:33:28,716 --> 00:33:29,717
‫دوستت دارم

434
00:33:50,112 --> 00:33:51,197
‫اینجا رو ببین

435
00:33:52,239 --> 00:33:55,159
‫شانس آوردی که خدا تو رو
‫پیش ما آورد، ریچل

436
00:33:59,747 --> 00:34:02,124
‫می‌دونی اسمم ریچل نیست

437
00:34:03,042 --> 00:34:04,293
‫خانم واترفورد

438
00:34:05,252 --> 00:34:07,088
‫دو ماه پیش که دیدمت می‌دونستم

439
00:34:07,630 --> 00:34:08,631
‫کتابت رو خوندم

440
00:34:09,298 --> 00:34:11,300
‫و با این حال اینجا ازت استقبال کردم

441
00:34:14,095 --> 00:34:15,096
‫اوه

442
00:34:17,014 --> 00:34:20,684
‫می‌دونم مردم در مورد کارهایی که کردم
‫چه فکری می‌کنن

443
00:34:21,769 --> 00:34:23,854
‫نظرت در مورد کارهایی که کردی چیه؟

444
00:34:26,148 --> 00:34:28,359
‫می‌خواستم به قداستِ خداوند خدمت کنم

445
00:34:30,236 --> 00:34:31,237
‫فقط همین؟

446
00:34:35,866 --> 00:34:37,702
‫خب، طبق برنامه پیش نرفت

447
00:34:38,953 --> 00:34:39,954
‫خراب شد

448
00:34:42,039 --> 00:34:43,040
‫کاملاً خود به خود

449
00:34:47,336 --> 00:34:48,337
‫من اشتباه می‌کردم

450
00:34:50,089 --> 00:34:51,173
‫پس درستش کن

451
00:34:52,967 --> 00:34:54,301
‫می‌دونی که خدا نظاره‌گره

452
00:35:01,892 --> 00:35:04,645
‫ای کاش وقت بیشتری داشتم که
‫به رُزهات رسیدگی کنم، ولی...

453
00:35:05,479 --> 00:35:07,398
‫سرم خیلی شلوغه

454
00:35:15,948 --> 00:35:18,743
‫اتفاق بزرگی قراره بیفته، بابا

455
00:35:21,412 --> 00:35:23,622
‫ما قراره کشور رو عوض کنیم

456
00:35:25,958 --> 00:35:28,461
‫بالأخره داریم به کلامِ خداوند
‫عمل می‌کنیم و...

457
00:35:29,462 --> 00:35:33,215
‫و کل دنیا قراره تبدیل به بهشتی جدید بشه

458
00:35:35,259 --> 00:35:37,011
‫همونطور که همیشه می‌خواستی

459
00:36:16,342 --> 00:36:17,967
‫نامه نمی‌نویسی. زنگ نمی‌زنی

460
00:36:22,765 --> 00:36:24,266
‫روز به‌خیر، جوزف

461
00:36:24,809 --> 00:36:26,310
‫روز به‌خیر، سرینا

462
00:36:27,812 --> 00:36:29,187
‫نائومی؟

463
00:36:29,188 --> 00:36:30,481
‫خانم لارنس

464
00:36:31,607 --> 00:36:33,608
‫اینجا گیلیاد نیست، فرمانده

465
00:36:33,609 --> 00:36:34,860
‫شما بی‌اجازه وارد اینجا شدید

466
00:36:36,028 --> 00:36:37,071
‫ما با نیتِ صلح‌آمیز اومدیم

467
00:36:41,617 --> 00:36:43,869
‫فقط می‌خوایم کمی وقتت رو بگیریم

468
00:36:51,210 --> 00:36:53,879
‫خب... خانم لارنس

469
00:36:54,880 --> 00:36:57,925
‫آره، پاتنم به طرز ناخوشایندی از دنیا رفت

470
00:37:00,136 --> 00:37:01,762
‫نمی‌تونم بگم که غافلگیر شدم

471
00:37:03,806 --> 00:37:04,974
‫خب، اینجا خیلی قشنگه

472
00:37:06,267 --> 00:37:07,268
‫این همه زن هستن؟

473
00:37:07,852 --> 00:37:10,979
‫یه اجتماعه که اعضاش از هم حمایت
‫و به خدا خدمت می‌کنن

474
00:37:10,980 --> 00:37:12,605
‫مردها همه چی رو خراب می‌کنن

475
00:37:12,606 --> 00:37:14,608
‫از بس حوصله‌ات سر رفته
‫هوش از سرت پریده

476
00:37:18,654 --> 00:37:20,656
‫توی بیت‌لحم جدید بهت نیاز دارم

477
00:37:21,532 --> 00:37:23,617
‫به سرینا جوی واترفورد نیاز دارم

478
00:37:24,326 --> 00:37:27,455
‫تو بهم گفتی توی گیلیاد
‫برای زنی مثل من جایی نیست

479
00:37:28,039 --> 00:37:31,125
‫از دونستنش خوشحال میشی که
‫از قرار معلوم من اشتباه می‌کردم

480
00:37:31,917 --> 00:37:34,044
‫بیت‌لحم جدید گیلیادی که یادته نیست

481
00:37:34,045 --> 00:37:35,588
‫مهربون‌تر و ملایم‌تره

482
00:37:36,630 --> 00:37:40,633
‫چیزیه که گیلیاد می‌تونست باشه.
‫چیزیه که می‌تونه با کمکت بهش تبدیل شه.

483
00:37:40,634 --> 00:37:43,804
‫و تو چهره‌ی پیشرفت و اصلاحات میشی

484
00:37:45,056 --> 00:37:46,265
‫بازم قراره عکس بگیریم؟

485
00:37:48,100 --> 00:37:49,185
‫بیخیال، سرینا

486
00:37:50,561 --> 00:37:53,855
‫می‌دونی که می‌دونم نقطه قوتت
‫صرفاً قیافه‌ی خوشگلت نیست

487
00:37:53,856 --> 00:37:55,815
‫نه، تو صاحب نفوذ واقعی میشی

488
00:37:55,816 --> 00:37:58,193
‫بهت قول میدم استقلال داشته باشی

489
00:37:58,194 --> 00:38:01,071
‫به عنوان زنی که بچه داره،

490
00:38:01,072 --> 00:38:03,240
‫می‌دونی که مجبور میشم
‫دوباره ازدواج کنم

491
00:38:04,075 --> 00:38:06,284
‫توی بیت‌لحم جدید
‫زن‌ها می‌تونن تنها زندگی کنن

492
00:38:06,285 --> 00:38:08,411
‫می‌تونن بخونن، بنویسن، تجارت کنن

493
00:38:08,412 --> 00:38:11,207
‫از قرار معلوم
‫زن‌ها توانایی‌های خارق‌العاده‌ای دارن

494
00:38:13,959 --> 00:38:15,836
‫نمی‌دونم. اینجا حضور خدا رو احساس می‌کنم

495
00:38:16,962 --> 00:38:18,713
‫خب، اونجا نمی‌تونی احساسش کنی؟

496
00:38:18,714 --> 00:38:21,342
‫فکر می‌کردم خدا همه جا هست.
‫اگه نه، با خودت بیارش.

497
00:38:22,009 --> 00:38:23,386
‫راه راست رو به بقیه نشون بده

498
00:38:24,553 --> 00:38:27,723
‫مگه هدفِ اصلی‌ات این نیست، سرینا؟
‫مگه رسالتت این نیست؟

499
00:38:33,813 --> 00:38:35,731
‫دیدبان‌ها می‌دونن کجایی

500
00:38:44,990 --> 00:38:47,576
‫دیر یا زود ویلرها هم می‌فهمن

501
00:38:55,543 --> 00:38:56,876
‫وایسا

502
00:38:56,877 --> 00:38:59,462
‫تو دیروز و پریروز اینجا بودی

503
00:38:59,463 --> 00:39:01,840
‫نتونستم تماس بگیرم، باشه؟
‫یه مورد اضطراریه.

504
00:39:01,841 --> 00:39:04,217
‫آره. کارِ همه‌شون اضطراریه.
‫توی صف منتظر بمون.

505
00:39:05,928 --> 00:39:09,305
‫یالا. این آخرین باره. قول میدم

506
00:39:11,976 --> 00:39:14,477
‫یالا، یالا، یالا

507
00:39:16,188 --> 00:39:18,273
‫مارک. جون هستم

508
00:39:18,274 --> 00:39:20,151
‫زنگ زدم چون...

509
00:39:21,694 --> 00:39:22,695
‫اوهوم

510
00:39:27,658 --> 00:39:29,325
‫- مِی‌دی؟
‫- آره

511
00:39:29,326 --> 00:39:30,870
‫اون کله‌خرها داوطلب شدن

512
00:39:32,121 --> 00:39:33,246
‫که چیکار کنن؟

513
00:39:33,247 --> 00:39:35,081
‫نمی‌دونم. و حالا لوک و مویرا

514
00:39:35,082 --> 00:39:37,877
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف گیر کردن
‫و اونا نمی‌تونن بیارنشون بیرون

515
00:39:38,836 --> 00:39:39,879
‫خدای من

516
00:39:40,671 --> 00:39:42,839
‫خب، تو چیکار می‌کنی؟

517
00:39:42,840 --> 00:39:44,883
‫سفارتِ آمریکا قراره من رو
‫با پرواز از اینجا خارج کنه

518
00:39:44,884 --> 00:39:47,761
‫- کمک می‌کنم برشون گردونن
‫- از چی حرف می‌زنی؟

519
00:39:47,762 --> 00:39:49,722
‫تو جاسوس نیستی.
‫تو سرباز هم نیستی.

520
00:39:50,389 --> 00:39:52,641
‫روحت هم خبر نداره چه کارهایی کردم، مامان

521
00:39:53,601 --> 00:39:54,643
‫پس بهم بگو

522
00:39:55,644 --> 00:39:59,147
‫باشه. یه فرمانده هست
‫و حالا با آمریکایی‌ها کار می‌کنه

523
00:39:59,148 --> 00:40:02,360
‫می‌تونه کمک کنه،
‫ولی دیگه جواب تماس‌هاشون رو نمیده.

524
00:40:03,194 --> 00:40:04,195
‫خب؟

525
00:40:05,154 --> 00:40:06,238
‫به من جواب میده

526
00:40:11,118 --> 00:40:12,411
‫اون پدرِ نیکوله؟

527
00:40:17,124 --> 00:40:18,583
‫پس تو ندیمه‌اش بودی

528
00:40:18,584 --> 00:40:19,668
‫نه، نه

529
00:40:20,378 --> 00:40:22,129
‫نه، اون راننده‌ی فرمانده من بود

530
00:40:25,591 --> 00:40:26,926
‫راننده‌ها دیدبان هستن

531
00:40:28,594 --> 00:40:31,055
‫اون یه دیدبان بود
‫و حالا یه فرمانده‌ست؟

532
00:40:36,352 --> 00:40:37,353
‫باشه

533
00:40:38,062 --> 00:40:39,355
‫کاری رو کردی که باید می‌کردی

534
00:40:40,564 --> 00:40:42,899
‫ولی نمی‌تونی به این مرد اعتماد کنی

535
00:40:42,900 --> 00:40:45,402
‫این ممکنه تله‌ای برای گرفتن تو و نیکول باشه

536
00:40:45,403 --> 00:40:47,195
‫نه، نه، نه

537
00:40:47,196 --> 00:40:48,947
‫نیک، اون نیکول رو دوست داره

538
00:40:48,948 --> 00:40:50,198
‫اون واقعاً... اون نیکول رو دوست داره

539
00:40:50,199 --> 00:40:52,534
‫اون اونجوری نیست

540
00:40:52,535 --> 00:40:54,619
‫همه‌شون اونجوری هستن

541
00:40:54,620 --> 00:40:55,787
‫اونا هیولان!

542
00:40:55,788 --> 00:40:58,415
‫نه، اون نه. نه، اون نه

543
00:40:58,416 --> 00:41:00,667
‫داری به خودت دروغ میگی!

544
00:41:00,668 --> 00:41:03,503
‫حتی وقتی من داشتم بخیه‌شون می‌زدم،
‫می‌دونستم چی هستن.

545
00:41:03,504 --> 00:41:05,714
‫درسته، خب باید چیکار کنم؟
‫باید اونجا ولشون کنم؟

546
00:41:05,715 --> 00:41:08,883
‫لوک و مویرا رو اونجا ول کنم
‫تا دستگیر، شکنجه و اعدام بشن؟

547
00:41:08,884 --> 00:41:10,844
‫باید یه راه دیگه باشه

548
00:41:10,845 --> 00:41:12,179
‫هیچ راه دیگه‌ای نیست

549
00:41:12,722 --> 00:41:16,517
‫تنها راه اینه که برم و بجنگم،
‫همون کاری که تو یادم دادی.

550
00:41:17,268 --> 00:41:18,811
‫و من اشتباه می‌کردم!

551
00:41:19,353 --> 00:41:20,479
‫من شکست خوردم

552
00:41:21,272 --> 00:41:24,941
‫باعث شد کمتر باهات وقت بگذرونم و
!به خدا که پشیمونم

553
00:41:24,942 --> 00:41:29,654
‫تنها کاری که ازت برمیاد اینه که زنده بمونی
‫و از عزیزانت محافظت کنی

554
00:41:29,655 --> 00:41:31,032
‫دارم همین کارو می‌کنم!

555
00:41:31,574 --> 00:41:34,868
‫و این فرمانده، این نیک،
‫یکی از اون آدم‌هاست؟

556
00:41:34,869 --> 00:41:37,287
‫تو...

557
00:41:37,288 --> 00:41:39,373
‫تو نمی‌دونی از چی حرف می‌زنی

558
00:41:40,166 --> 00:41:42,042
‫نه... نه

559
00:41:42,043 --> 00:41:45,837
‫می‌دونم دخترم با یه نازی خوابیده
‫و داره میره اون سر کشور که دوباره ببینتش

560
00:41:45,838 --> 00:41:48,758
‫- کونِ لقت
‫- می‌خوای بری؟ باشه

561
00:41:49,258 --> 00:41:50,259
‫برو

562
00:41:50,551 --> 00:41:52,802
‫ولی بذار اون بچه اینجا پیش من بمونه

563
00:41:52,803 --> 00:41:54,805
‫چرا؟ تا بتونی اونم ول کنی؟

564
00:42:02,897 --> 00:42:03,898
‫مامان

565
00:42:28,964 --> 00:42:31,841
‫خب، این خیلی خوشمزه به نظر میاد

566
00:42:31,842 --> 00:42:32,926
‫ممنون

567
00:42:32,927 --> 00:42:34,844
‫ممنون که با من تقسیمش می‌کنید

568
00:42:34,845 --> 00:42:36,721
‫خب، میزِ من پذیرای همه‌ست

569
00:42:38,557 --> 00:42:39,892
‫می‌خواید دعا کنید؟

570
00:42:41,811 --> 00:42:44,230
‫عه... من...

571
00:42:44,730 --> 00:42:48,900
‫من بیشتر اهل دعا در سکوتم

572
00:42:48,901 --> 00:42:51,278
‫برام یه مسئله‌ی خیلی شخصیه

573
00:42:51,987 --> 00:42:53,238
‫باشه

574
00:42:53,239 --> 00:42:54,323
‫خانم لارنس

575
00:42:55,825 --> 00:42:57,326
‫بله

576
00:42:58,160 --> 00:42:59,704
‫ممنون

577
00:43:00,079 --> 00:43:01,080
‫خب...

578
00:43:04,625 --> 00:43:05,710
‫خدایا شکرت

579
00:43:07,837 --> 00:43:08,838
‫عه...

580
00:43:09,046 --> 00:43:10,715
‫برای این خوراکِ متبرک

581
00:43:12,675 --> 00:43:14,093
‫و برای محبتت

582
00:43:15,970 --> 00:43:19,348
‫و برای این دوستان جدید،

583
00:43:20,599 --> 00:43:21,851
‫در این مکان

584
00:43:23,728 --> 00:43:26,022
‫و چیزهایی که...

585
00:43:26,439 --> 00:43:30,066
‫و می‌دانیم که همه چیز باهم
‫برای خوبان در کارند،

586
00:43:30,067 --> 00:43:31,568
‫برای آنان که خدا را دوست دارند،

587
00:43:31,569 --> 00:43:34,363
‫برای آنان که در راه هدفش فراخوانده شدند

588
00:43:35,531 --> 00:43:39,118
‫و کسانی را که فراخوانده توجیه کرده

589
00:43:39,744 --> 00:43:43,121
‫و کسانی  را که توجیه کرده
‫سرفراز نیز گردانده

590
00:43:43,122 --> 00:43:46,208
‫چون او به ما امید و آینده می‌بخشد

591
00:43:46,917 --> 00:43:50,253
‫او همه‌ی ما را از مکان‌هایی که تبعید کرده
‫دور هم جمع می‌کند،

592
00:43:50,254 --> 00:43:53,799
‫و ما را از تبعید باز خواهد گرداند

593
00:43:54,675 --> 00:43:56,051
‫- آمین
‫- آمین

594
00:43:56,052 --> 00:43:57,803
‫- آمین
‫- آمین

595
00:44:13,319 --> 00:44:17,072
‫می‌خوام از همه‌ی کسایی
‫که اینجان تشکر کنم

596
00:44:17,073 --> 00:44:20,242
‫به خاطر استقبال از من و نوحا...

597
00:44:22,620 --> 00:44:25,288
‫وقتی هیچی و هیچ جایی برای رفتن نداشتیم

598
00:44:27,666 --> 00:44:29,667
‫شما در خونه‌ها و قلب‌هاتون رو باز کردید

599
00:44:29,668 --> 00:44:33,339
‫و تا ابد به خاطرش قدردانم

600
00:44:36,175 --> 00:44:38,928
‫ولی الان وقتشه بریم

601
00:44:43,265 --> 00:44:44,809
‫خدا برای من یه برنامه داره،

602
00:44:47,019 --> 00:44:50,648
‫همونطور که برای ایلیا، موسی
‫و نوح برنامه داشت

603
00:44:53,275 --> 00:44:56,112
‫و دیگه نمی‌تونم از برنامه‌اش پنهان شم

604
00:44:59,448 --> 00:45:01,659
‫دنیا در هم شکسته و...

605
00:45:02,993 --> 00:45:05,246
‫من برای علاجش فرا خونده میشم

606
00:45:30,604 --> 00:45:34,275
‫هر بار که سعی می‌کردم پیدات کنم،
‫دست به سرم می‌کردن یا...

607
00:45:35,693 --> 00:45:38,612
‫یه صدای ضبط شده برام پخش می‌شد
‫یا جوابم رو نمی‌دادن، من...

608
00:45:39,280 --> 00:45:41,157
‫یکم خیالم راحت می‌شد

609
00:45:43,534 --> 00:45:46,494
‫چون اگه هیچکس نمی‌تونست بهم بگه تو کجایی
‫به این معنا بود که...

610
00:45:46,495 --> 00:45:48,414
‫ممکن بود هنوز یه جایی زنده باشی

611
00:45:51,584 --> 00:45:56,088
‫ولی اگه جواب می‌گرفتم
‫و یکی می‌گفت تو مُردی...

612
00:46:00,301 --> 00:46:03,512
‫تکیه کردن به امید زنده بودنت
‫من رو سر پا نگه می‌داشت

613
00:46:06,766 --> 00:46:08,809
‫و من تازه دوباره به دستت آوردم

614
00:46:11,437 --> 00:46:13,064
‫نمی‌تونم دوباره از دستت بدم

615
00:46:20,154 --> 00:46:21,572
‫از حرفی که زدم منظوری نداشتم

616
00:46:26,619 --> 00:46:28,204
‫می‌دونم من رو ول نکردی

617
00:46:32,792 --> 00:46:33,834
‫این رو می‌دونم

618
00:46:39,048 --> 00:46:40,424
‫می‌دونم باید بری

619
00:46:42,009 --> 00:46:44,345
‫و می‌دونم من مادری نبودم که باید می‌بودم

620
00:46:45,763 --> 00:46:47,347
‫ولی خواهش می‌کنم جون

621
00:46:47,348 --> 00:46:49,183
‫خواهش می‌کنم بذار بچه اینجا پیش من بمونه

622
00:46:49,850 --> 00:46:54,689
‫بهت قول میدم،
‫با تمام وجودم ازش مراقبت می‌کنم.

623
00:46:57,233 --> 00:46:58,609
‫من کنارت نبودم

624
00:47:00,611 --> 00:47:01,821
‫یا کنار هانا نبودم

625
00:47:03,906 --> 00:47:06,826
‫لطفاً بذار کنار اون باشم

626
00:47:24,093 --> 00:47:26,554
‫باشه. ولی زیاد طول نمی‌کشه، باشه؟

627
00:47:28,556 --> 00:47:30,890
‫چون من میرم اونجا...

628
00:47:30,891 --> 00:47:32,308
‫و اونا رو پیدا می‌کنم

629
00:47:32,309 --> 00:47:34,603
‫و بعدش بلافاصله برمی‌گردم. باشه؟

630
00:47:36,564 --> 00:47:39,692
‫و من و نیکول همین‌جا منتظرت می‌مونیم

631
00:47:40,860 --> 00:47:41,861
‫باشه

632
00:47:50,327 --> 00:47:51,328
‫نیکول

633
00:47:55,166 --> 00:47:56,167
‫مامان

634
00:47:59,378 --> 00:48:00,838
‫وقتی اون به دنیا اومد...

635
00:48:04,633 --> 00:48:05,926
‫اسمِ تو رو روش گذاشتم

636
00:48:08,012 --> 00:48:09,180
‫اسمش هالیه

637
00:48:13,184 --> 00:48:14,185
‫اسم واقعیش اینه

638
00:48:40,753 --> 00:48:43,421
‫مامان قراره یه مدت بره، باشه؟

639
00:48:43,422 --> 00:48:45,549
‫ولی من خیلی زود برمی‌گردم

640
00:48:46,133 --> 00:48:49,886
‫و بابا و خاله مویرا رو برمی‌گردونم،

641
00:48:49,887 --> 00:48:53,181
‫و همه‌مون قراره با مامان‌بزرگ
‫اینجا باشیم، خب؟

642
00:48:53,182 --> 00:48:55,934
‫ازش خوشت میاد؟ نگاهش کن

643
00:48:55,935 --> 00:48:57,268
‫می‌خوای بیاریش این طرف؟

644
00:48:57,269 --> 00:48:59,979
‫اون چیه؟

645
00:48:59,980 --> 00:49:01,649
‫می‌خوای اون رو بذاری اینجا؟

646
00:49:03,150 --> 00:49:04,235
‫آفرین

647
00:49:06,529 --> 00:49:07,654
‫عالیه!

648
00:49:07,678 --> 00:49:17,678
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

649
00:49:17,702 --> 00:49:27,702
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

650
00:50:21,771 --> 00:50:26,771
<font color="#008000">♪ Burn the Witch ♪
♪ Song by Radiohead ♪</font>

651
00:53:23,452 --> 00:53:24,453
‫سلام

652
00:53:25,538 --> 00:53:26,956
‫اسمِ من جونه

653
00:53:30,334 --> 00:53:31,960
‫بیاید اونا رو برگردونیم خونه

